﻿1
00:00:11,000 --> 00:00:25,500
<b><font color="#00abfd"> دانلود رایگان فیلم و سریال 
  
  ..:: MiraMovie.org::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: ZedMovie.com::..</font></b>

1
00:00:36,537 --> 00:00:40,171
<font color=#FFFF00><i>" مـــاتـــریـــکـــس "</i></font>
<font color="#ff8000">«نویسنده، تهیه کننده و کارگردان: خواهران واچوفسکی»</font>

1
00:00:40,337 --> 00:00:43,171
<font color=#FFFF00><i>" بــارگــذاری دوبــاره "</i></font>

1
00:01:10,625 --> 00:01:26,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود رایگان فیلم و سریال 
  
  ..:: MiraMovie.org::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: ZedMovie.com::..</font></b>

1
00:01:27,337 --> 00:01:29,101
فردا مي‌بينمت

2
00:01:48,883 --> 00:01:49,925
! اوه خدای من

3
00:02:12,173 --> 00:02:13,674
! داخل هستم

4
00:04:06,788 --> 00:04:08,580
تقريباً رسيديم

5
00:04:08,748 --> 00:04:10,709
قربان در مورد این کار اطمینان دارید ؟

5
00:04:11,048 --> 00:04:12,999
بهت که گفتم، هیچ مشکلی برامون پیش نمیاد

6
00:04:13,077 --> 00:04:18,340
متوجه هستم قربان ولی دارم فعالیت زیاد
اختاپوس‌ها رو توی رادار رصد می‌کنم

7
00:04:56,704 --> 00:04:58,922
لينک ؟ -
بله قربان ؟ -

8
00:04:59,290 --> 00:05:05,053
با توجه به شرایطی که داری، متوجه نمیشم
که چرا برای کار روی هواناو من داوطلب شدی

10
00:05:05,321 --> 00:05:09,224
به‌ هر حال اگر مي‌خواي به کارت ادامه بدي
بايد ازت بخوام يه كاري برام بكني

11
00:05:09,867 --> 00:05:11,226
چه كاري قربان ؟

12
00:05:11,998 --> 00:05:13,270
! به من اعتماد كني

13
00:05:13,538 --> 00:05:15,397
،بله قربان 
! اعتماد خواهم کرد قربان

14
00:05:17,542 --> 00:05:19,600
منظورم اینه که همین الان هم 
! به شما اعتماد دارم قربان

14
00:05:19,632 --> 00:05:20,690
! اميدوارم 

15
00:05:20,878 --> 00:05:24,356
حالا جریان اصلی برق رو به ذخیره کننده‌های
اطلاعات وصل کن و آماده‌ی داده پراکنی* باش 
<font color="#ff8000">«اصطلاحی که به معنی یافتن یک»</font>
<font color="#ff8000">«درگاه ورودی به ماتریکس می‌باشد»</font>

16
00:05:24,424 --> 00:05:25,507
! بله قربان

17
00:05:34,250 --> 00:05:36,501
هنوز نمي‌توني بخوابي ؟

18
00:05:38,463 --> 00:05:40,838
مي‌خواي در مورد(رویاهات) حرف بزنی ؟

19
00:05:42,175 --> 00:05:44,551
فقط یه سری رویا هستن

20
00:05:46,988 --> 00:05:49,264
... اگر از چیزی هراس داری

21
00:05:49,632 --> 00:05:51,266
... فقط ای کاش 

22
00:05:51,999 --> 00:05:54,186
کاش می‌دونستم که باید چکار کنم

23
00:05:54,554 --> 00:05:56,188
! فقط همين

24
00:05:57,106 --> 00:05:58,690
فقط آرزو می‌کنم که این رو می‌دونستم

25
00:05:58,998 --> 00:06:03,111
اون زن تماس می‌گیره
نگران نباش

26
00:06:03,479 --> 00:06:04,521
پس شما اين‌جا هستيد

27
00:06:04,689 --> 00:06:07,949
آماده‌ی رفتن(به ماتریکس) هستیم ؟ -
! خيلي هم دير كرديد -

28
00:06:08,317 --> 00:06:12,746
،این داده‌های زمین گرمایی
آخرین گزارشِ " اوسایرِس "* رو تایید می‌کنن
<font color="#ff8000">«نام ایزد جهان زیرزمینی»</font>
<font color="#ff8000">«و زندگیِ پس از مرگ در اساطیر مصر باستان»</font>

29
00:06:13,698 --> 00:06:15,165
! ماشین‌ها در حال حفاری هستن

30
00:06:16,994 --> 00:06:19,427
دارن مستقیماً از سطح زمین
به طرف " صهیون " حفاری می‌کنن

31
00:06:19,595 --> 00:06:21,999
... مادر به -
با این روش، کل " دفاع محیطیِ " ما رو دور می‌زنن -

32
00:06:22,148 --> 00:06:23,848
با چه سرعتی پیشروی می‌کنن ؟

33
00:06:23,916 --> 00:06:27,394
طبق تخمین واحد کنترل، حدود صد متر در ساعت -
! لعنتی -

34
00:06:27,561 --> 00:06:29,921
تا چه عمقی حفاری کردن ؟ -
تقريباً دو هزار متر -

35
00:06:29,999 --> 00:06:33,633
اسکن‌های هواناو اوسایرس چی رو نشون میدن ؟ -
اون‌ها نمي‌تونن دقيق باشن -

36
00:06:33,801 --> 00:06:34,919
! ممکنه که باشن

36
00:06:34,991 --> 00:06:35,999
! ولي اين امكان نداره

37
00:06:36,386 --> 00:06:38,146
اين يعني الان دویست و پنجاه هزار اختاپوس
! اون بيرون هستن

38
00:06:38,514 --> 00:06:39,900
درسته -
! امكان نداره -

39
00:06:39,992 --> 00:06:41,750
!چرا امکان نداره ؟ 

40
00:06:41,918 --> 00:06:45,570
یک اختاپوس برای هر زن، مرد و کودکِ صهیون

41
00:06:46,531 --> 00:06:50,492
از نظر من این(نقشه) دقیقاً شبیه به
 اندیشه‌ی یک ماشین‌ـه

42
00:06:50,660 --> 00:06:52,828
مورفیوس، خوشحالم که به ما ملحق شدی

43
00:06:53,329 --> 00:06:55,796
*! نــايــوبــي
<font color="#ff8000">«نام یکی از اساطیر یونان باستان که به دلیل بی‌احترامی»</font>
<font color="#ff8000">«به خدایان چهارده فرزندش کشته شدند و به سنگ تبدیل شد»</font>

44
00:06:55,973 --> 00:06:57,951
از همه عذرخواهی می‌کنم

44
00:06:58,273 --> 00:06:59,901
اما همون‌طور که بدون شک
... همه‌ی شما اطلاع دارید

45
00:06:59,999 --> 00:07:02,812
پیدا کردنِ یک درگاه ورودیِ ایمن
مرتباً داره سخت‌تر میشه

46
00:07:02,990 --> 00:07:06,433
اختاپوس‌ها بهترين ورودی‌های ما رو گرفتن -
مثل مور و ملخ ریختن توی ورودی‌های اصلی -

47
00:07:06,500 --> 00:07:10,295
و اگر حق با نایوبی باشه، طی هفتاد و دو ساعت آینده
تعدادشون از دویست و پنجاه هزارتا هم بیشتر میشه

48
00:07:10,463 --> 00:07:11,588
برای حل این مشکل باید چکار کنیم ؟

49
00:07:11,756 --> 00:07:13,849
ما کاری رو می‌کنیم که فرمانده " لاک " دستور داده

50
00:07:14,183 --> 00:07:16,768
از این‌جا خارج میشیم و به صهیون برمی‌گردیم

51
00:07:16,936 --> 00:07:22,065
و آيا فرمانده نقشه‌اي براي متوقف کردن
دویست و پنجاه هزار اختاپوس داره ؟

52
00:07:22,233 --> 00:07:24,901
یک راهبردِ (دفاعی) در حال برنامه ریزی‌ـه

53
00:07:25,069 --> 00:07:26,736
! مطمئنم که همين طوره 

53
00:07:30,069 --> 00:07:37,936
<font color="#ff8000">«*Is 5416 :نوشته‌ی روی پلاک خودرو»</font>
<font color="#ff8000">«:اشاره به این قسمت از کتاب "اشعیا" در تورات»</font>
<font color="#ff8000">«به گوش باشید،من،اسمیت[آهنگر] را آفریده‌ام که در»</font>
<font color="#ff8000">«،آتش بِدَمَد و سلاحی برای رسیدن به اهدافش بسازد»</font>
<font color="#ff8000">«من آن اسمیتِ ویرانگر را برای نابودی خلق کرده‌ام»</font>

54
00:07:41,752 --> 00:07:43,753
به نظرت ما بايد چکار کنيم، مورفيوس ؟

55
00:07:43,963 --> 00:07:46,089
... بايد طبق دستور عمل کنيم -
چي شده ؟ -

56
00:07:46,257 --> 00:07:47,299
! نمي‌دونم

57
00:07:47,467 --> 00:07:50,260
اگرچه باید از یکی از شما درخواستِ کمک کنم

58
00:07:50,428 --> 00:07:55,141
،عده‌ای از شما به چیزی که من باور دارم
باور دارید و عده‌ای باور ندارید

59
00:07:55,309 --> 00:07:58,852
اما اون‌هایی که باور دارن می‌دونن که ما داریم
به پایان این رویارویی نزدیک میشیم

60
00:07:59,020 --> 00:08:01,273
پيشگويي به زودي محقق ميشه 

60
00:08:01,320 --> 00:08:03,273
 ... اما پيش از اون

61
00:08:03,441 --> 00:08:06,776
بايد با " اوراکل " مشورت کنيم

53
00:08:10,069 --> 00:08:14,436
<font color="#ff8000">«نوشته‌ی روی دیوار: موزایا 2519»</font>
<font color="#ff8000">«:اشاره به قسمتی از یکی از کتب مقدس مورمون‌ها»</font>
<font color="#ff8000">«و او به کسانی که از بند رها شده بودند توصیه کرد که»</font>
<font color="#ff8000">«باید به یاد داشته باشند که خداوند آنها را رهانیده است»</font>

62
00:08:14,702 --> 00:08:16,953
اگه ما همين الان برگرديم و سوخت‌گيري کنيم

63
00:08:17,121 --> 00:08:20,974
،مي‌تونيم تا سی و شش ساعت ديگه برگرديم
درست قبل از اينکه ماشين‌ها به اين عمق برسند
[و درگاه ورودی رو از بین ببرن]

64
00:08:21,083 --> 00:08:22,918
متوجه هستی که داري چه درخواستي مي‌کني ؟

65
00:08:23,085 --> 00:08:25,921
دارم درخواست می‌کنم که یک ناو
در این محل باقی بمونه

66
00:08:26,088 --> 00:08:28,798
تا اگر اوراکل تلاش کرد با ما تماس بگیره
اطلاع پیدا کنیم

67
00:08:28,966 --> 00:08:32,093
! چرت و پرت میگی
تو از ما می‌خوای که از دستور مستقیم فرمانده سرپیچی کنیم ؟

68
00:08:32,261 --> 00:08:36,806
درسته همین رو می‌خوام، اما همه می‌دونیم
... که حضورِ بیشترِ ما در این مکان

69
00:08:36,974 --> 00:08:39,601
! به دلیل میل به نافرمانی‌ـه

70
00:08:39,769 --> 00:08:44,272
ولی اگر به محض رسیدنت به صهیون
فرمانده فرستادت زندان، چی میشه ؟

72
00:08:44,440 --> 00:08:45,649
اين کار رو نمي‌کنه

73
00:08:46,776 --> 00:08:49,986
لعنتی، مورفیوس تو هیچ‌وقت عوض نميشي

74
00:08:50,696 --> 00:08:53,448
لعنت بهش، من می‌مونم فقط به این خاطر
! که ببینم زندان چه بلایی سرت میاره

75
00:08:53,616 --> 00:08:55,158
سی و شش ساعتی که می‌خواستی در اختیارت‌ـه

76
00:08:57,954 --> 00:08:59,788
من دنبال " نئو " مي‌گردم

77
00:08:59,956 --> 00:09:03,333
تا حالا اسمش رو نشنيدم -
يه چيزي براش آوردم -

78
00:09:04,544 --> 00:09:06,753
! يک هديه

79
00:09:06,963 --> 00:09:09,839
چون اون من رو آزاد کرد

80
00:09:12,134 --> 00:09:14,511
! باشه، حالا بزن به چاک 

81
00:09:15,054 --> 00:09:16,096
اون کی بود ؟

82
00:09:16,264 --> 00:09:18,098
!از کجا فهميدي کسي اين‌جا بوده ؟

83
00:09:18,266 --> 00:09:19,724
اين رو براي شما آورد

84
00:09:25,481 --> 00:09:26,898
! گفت که شما آزادش کرديد

85
00:09:28,859 --> 00:09:31,194
همه چي رو به راهه، قربان ؟

86
00:09:31,821 --> 00:09:34,197
جلسه تمام شده
برگرديد به خروجي‌هاتون

87
00:09:34,365 --> 00:09:36,575
مأمورها دارن ميان -
مأمورها ؟ -

88
00:09:37,034 --> 00:09:38,410
! بريد

89
00:09:48,212 --> 00:09:49,296
! چطوريد رفقا

90
00:09:49,463 --> 00:09:50,689
! خودشه -
" همون ناهنجاري " -

91
00:09:50,756 --> 00:09:52,007
ادامه بديم ؟ -
بله -

92
00:09:52,174 --> 00:09:54,676
... اون هنوز هم -
فقط يک انسان‌ـه ... -

93
00:10:00,850 --> 00:10:03,101
! ارتقا پیدا کردید

94
00:10:58,032 --> 00:11:00,575
همون‌طور که انتظار داشتیم پیش رفت -
بله -

95
00:11:00,743 --> 00:11:03,411
دقیقاً مثل بارِ قبل شد

96
00:11:03,579 --> 00:11:06,247
! خوب، نه دقيقاً

97
00:11:09,960 --> 00:11:12,087
اون‌جا چه اتفاقي افتاد ؟ -
نمي‌تونم بفهمم -

98
00:11:12,254 --> 00:11:13,922
! مامورها یهویی از ناکجا آباد پیداشون شد

99
00:11:14,090 --> 00:11:17,092
بعدش کدهاشون عجیب و غریب شد
یه نوع رمزگذاری بود که تا حالا ندیده بودم

100
00:11:17,259 --> 00:11:20,178
نئو حالش خوبه ؟ -
! خوبه؟ لعنتی، بايد مي‌ديدينش -

101
00:11:20,346 --> 00:11:21,763
الان کجاست ؟

102
00:11:23,224 --> 00:11:24,974
! داره کارای " سوپرمنی " مي‌کنه

103
00:12:14,942 --> 00:12:16,401
کجايي ؟

104
00:12:21,073 --> 00:12:24,659
،نَبوکادنزار در حال نزدیک شدن است
درخواست ورود از دروازه‌ی سه را داريم

105
00:12:28,706 --> 00:12:33,168
نبوكادنزار، برج مراقبت صهیون صحبت مي‌كنه
سرعت حالِ حاضرتان را حفظ کنید و آماده باشيد

106
00:12:33,335 --> 00:12:34,836
دريافت شد، برج مراقبت

107
00:12:35,004 --> 00:12:38,506
اين‌جا برج مراقبت صهیون است، سيستم‌هاي
دفاعي دروازه شماره سه را فوراً خاموش كنيد

108
00:12:39,300 --> 00:12:42,510
نبوکادنزار در حال نزدیک شدن است
اجازه باز شدن دروازه را صادر کنید

109
00:12:48,100 --> 00:12:51,019
نبوكادنزار، اجازه ورود از دروازه شماره سه
و فرود در محلِ شماره هفت را دارید

110
00:12:51,187 --> 00:12:52,896
دريافت شد، برج مراقبت

111
00:13:00,029 --> 00:13:03,114
دروازه باز شد، محل فرود آماده است
به خانه خوش آمديد

112
00:13:03,866 --> 00:13:06,034
! هيچ‌جا مثل این‌جا نميشه

113
00:13:20,216 --> 00:13:23,927
برج مراقبت دریافت شد
برج مراقبت برای بستن دروازه‌ی سه آماده باشید

114
00:14:13,435 --> 00:14:15,854
نبوكادنزار در محل شماره هفت فرود آمد

115
00:14:16,021 --> 00:14:17,188
مفهوم شد

116
00:14:27,157 --> 00:14:28,949
*" كاپيتان " ميفونه
<font color="#ff8000">«نام بازیگر مشهور و فقید ژاپنی»</font>
<font color="#ff8000">«که شباهت زیادی با این بازیگر دارد»</font>

117
00:14:29,535 --> 00:14:30,702
! كاپيتان مورفیوس 

118
00:14:30,870 --> 00:14:33,705
اومدید که من رو به بازداشتگاه
 راهنمایی کنید کاپیتان ؟

119
00:14:33,873 --> 00:14:36,499
من فقط براي برقراري آرامش اومدم -
... فرمانده لاك دستور دادن -

120
00:14:38,544 --> 00:14:41,913
درخواست کردن يك مشاوره فوري
 با شما داشته باشن، قربان

121
00:14:42,631 --> 00:14:44,465
لينك ؟ -
قربان -

122
00:14:44,633 --> 00:14:47,218
مي‌خوام هواناو هرچه زودتر آماده‌ی حركت بشه

123
00:14:47,386 --> 00:14:48,928
چشم قربان

124
00:14:56,103 --> 00:14:58,991
اين دو نفر چه مشكلي با هم دارن ؟ -
مورفيوس و لاک ؟ - 

125
00:14:59,648 --> 00:15:01,896
نايوبي -
كاپيتان نايوبي ؟ -

126
00:15:01,984 --> 00:15:05,194
قبلاً دوست دختر مورفيوس بود، حالا با لاک‌ـه

127
00:15:06,447 --> 00:15:08,031
چه اتفاقی افتاد ؟

128
00:15:08,240 --> 00:15:11,659
مورفيوس پيش اوراكل رفت
و بعد از اون همه چيز تغییر کرد

129
00:15:11,827 --> 00:15:14,495
! آره، اون زن می‌تونه از این کارا بکنه

130
00:15:14,663 --> 00:15:15,830
! نئو

131
00:15:16,832 --> 00:15:19,709
! اوه نه -
!اون هميشه از كجا مي‌فهمه که ما اومديم ؟ -

132
00:15:19,877 --> 00:15:21,836
شاید كار بهتري نداره بكنه

133
00:15:22,004 --> 00:15:24,794
مي‌دوني اون‌ها درباره‌ی كسي كه
جونش رو نجات دادي چي ميگن ؟

134
00:15:24,882 --> 00:15:26,674
من جونش رو نجات ندادم

135
00:15:28,844 --> 00:15:30,219
! چطوري نئو 

136
00:15:31,388 --> 00:15:34,015
! ترينيتي، لينك -
سلام -

137
00:15:34,183 --> 00:15:37,852
خیلی خوبه كه شما برگشتيد -
ممنون، برگشتن به این‌جا خیلی خوبه -

138
00:15:38,020 --> 00:15:40,772
مي‌تونم اون رو برات بيارم نئو ؟ -
نه، خودم مي‌تونم كيفم رو بيارم -

139
00:15:40,940 --> 00:15:42,607
تو چی ترينيتي ؟ -
خودم می‌برمش -

140
00:15:43,567 --> 00:15:46,444
مي‌توني اين‌ها رو بياري -
آره، حتما لينك -

141
00:15:51,367 --> 00:15:55,870
مي‌دونيد، من سال ديگه به سِني ميرسم
كه مي‌تونم به خدمه‌ی هواناو ملحق بشم 

142
00:15:56,038 --> 00:15:58,790
خيلي درباره‌اش فكر كردم و بالاخره تصميم‌ گرفتم

143
00:15:58,958 --> 00:16:00,416
بذار حدس بزنم

144
00:16:00,918 --> 00:16:02,877
من مي‌خوام به نبوكادنزار ملحق بشم

145
00:16:03,879 --> 00:16:07,423
می‌دونم که مورفيوس هنوز هيچ كدوم از پُست‌هاي
 خالي رو پر نكرده البته غير از تو، لينك

146
00:16:07,591 --> 00:16:08,999
... مطمئنم كه اون دلايل خودش رو داره

147
00:16:09,134 --> 00:16:12,470
،ولي هرچي بيشتر در موردش فكر مي‌كنم
مي‌بينم كه بايد همین‌طوری باشه

148
00:16:12,638 --> 00:16:14,180
! مي‌دونيد، اين سرنوشت‌ـه
 
149
00:16:14,348 --> 00:16:15,890
چون دليل اين‌جا بودن من تو هستی نئو

150
00:16:16,058 --> 00:16:18,601
،بهت كه گفتم بچه
! تو من رو پيدا كردي نه من تو رو

151
00:16:18,769 --> 00:16:21,312
،مي‌دونم ولي تو من رو بيرون آوردی
جونم رو نجات دادی

152
00:16:22,439 --> 00:16:24,065
تو خودت جونت رو نجات دادی

153
00:16:40,374 --> 00:16:43,668
مورفيوس -
فرمانده لاك -

154
00:16:43,919 --> 00:16:48,423
من با بقیه‌ی كاپيتان‌ها صحبت كردم و مي‌خوام
اين فرصت رو بهت بدم كه عملکردت رو توضيح بدي

155
00:16:48,590 --> 00:16:51,467
اطلاع نداشتم که عملکرد من نیاز به توضیح داره

156
00:16:51,635 --> 00:16:53,998
به شما دستور مستقیم داده شده بود 
که به صهیون برگردید

157
00:16:54,096 --> 00:16:56,931
! من هم برگشتم -
اما شما خواستيد كه يك هواناو اون‌جا باقی بمونه -

158
00:16:57,099 --> 00:16:59,767
اگر می‌تونستم خودم می‌موندم
اما هواناو من نیاز به سوختگیری داشت

159
00:16:59,935 --> 00:17:02,645
پس آشکارا دارید به تخلف
! از وظایف‌تون اعتراف می‌کنید

160
00:17:02,813 --> 00:17:06,232
فرمانده ما باید در انتظار تماس اوراکل
در ماتریکس باقی می‌مونیدم

161
00:17:06,400 --> 00:17:08,359
! نمي‌خوام از اين مزخرفات بشنوم 

162
00:17:08,527 --> 00:17:11,195
اوراكل و پيشگويي و مسیح موعود برام اهمیتی ندارن

163
00:17:11,363 --> 00:17:14,782
فقط یک چیز برام اهمیت داره، جلوی اون ارتشی 
که می‌خوان این شهر رو نابود کنن بگیرم

164
00:17:14,950 --> 00:17:17,785
و براي اين كار به سربازاني نياز دارم
که مطیع دستوراتم باشن

165
00:17:17,953 --> 00:17:22,540
،با کمال احترام فرمانده
فقط یک راه برای نجات این شهر وجود داره

166
00:17:22,708 --> 00:17:24,125
چه راهی ؟

167
00:17:24,293 --> 00:17:27,086
! نئو -
! لعنت به تو مورفيوس -

168
00:17:27,254 --> 00:17:29,981
همه به چیزی که تو باور داری، اعتقاد ندارن

169
00:17:30,049 --> 00:17:32,333
! باورِ من نيازي به اعتقادِ اون‌ها نداره

170
00:17:40,309 --> 00:17:44,328
،امشب يه گردهمايي داريم
مردم دارن یه چیزایی میگن، خيلي‌ها ترسيدن

171
00:17:44,396 --> 00:17:47,248
هیچ‌کس به خاطر نداره که آخرین بار کِی بود
که این همه ناو توی فرودگاه بودن

172
00:17:47,316 --> 00:17:50,276
یه اتفاقی داره می‌افته، مگه نه ؟
یه اتفاق بزرگ

173
00:17:50,444 --> 00:17:53,613
ما اجازه نداریم چیزی بگیم
پس سوالاتت رو تمام کن

174
00:17:58,911 --> 00:18:02,038
لعنتی، توی خونه بودن چه حس خوبی داره

175
00:18:15,052 --> 00:18:18,012
از شورا درخواست می‌کنم
که از خدمت برکنار بشی 

176
00:18:18,180 --> 00:18:20,515
قطعاً این حق قانونی شماست فرمانده

177
00:18:20,682 --> 00:18:24,560
،اگر دستِ من بود کاپیتان
تا آخر عمر پات رو توی هیچ ناوی نمیذاشتی

178
00:18:24,728 --> 00:18:27,480
پس خوشحالم كه دست شما نيست

179
00:18:33,946 --> 00:18:36,964
*! مُستشار هامان -
! فرمانده -
<font color="#ff8000">«نام فیلسوف مشهور آلمانی که اعتقاد داشت»</font>
<font color="#ff8000">«ایمان و باور، فراتر از دانش، تعیین کننده اعمال انسان است»</font>

180
00:18:37,032 --> 00:18:39,742
كاپيتان -
جناب مُستشار -

181
00:18:39,910 --> 00:18:43,287
شورا از من خواسته که امشب
در گردهماییِ معبد سخنرانی کنم

182
00:18:43,455 --> 00:18:47,542
در مورد حضور ناوگان و تداوم شایعات 
در این زمینه، باید صحبت بشه

183
00:18:47,709 --> 00:18:50,211
باید به مردم گفته بشه
که چه اتفاقاتی داره می‌افته

184
00:18:50,379 --> 00:18:52,088
حتماً مُستشار

185
00:18:52,798 --> 00:18:58,052
اما ممکنه توصیه ‌کنم که سطحی از احتیاط رو
در مورد ذکر برخی جزئیات در نظر بگیرید ؟

186
00:18:58,220 --> 00:19:01,222
ما كه قصد نداریم ترس و وحشت راه بندازيم -
کاملاً درسته -

187
00:19:01,390 --> 00:19:04,475
هیچ‌کس نمی‌خواد که ترس و وحشت راه بی‌افته

188
00:19:04,643 --> 00:19:08,179
شما چطور کاپیتان ؟
توصیه‌ی شما چیه ؟

189
00:19:10,399 --> 00:19:11,753
! گفتن حقيقت 

189
00:19:11,899 --> 00:19:15,153
هیچ‌کس وحشت نمی‌کنه
چون چیزی براي ترسيدن وجود نداره

190
00:19:15,320 --> 00:19:17,946
اون ارتش هرگز به 
دروازه‌هاي صهیون نخواهد رسيد

191
00:19:18,240 --> 00:19:20,000
چي باعث شده كه اين‌قدر مطمئن باشيد ؟

191
00:19:20,140 --> 00:19:21,826
اتفاقاتی که افتاده رو
در نظر بگیرید جناب مُستشار 

192
00:19:21,994 --> 00:19:23,870
شش ماه گذشته رو در نظر بگیرید

193
00:19:24,037 --> 00:19:26,180
به اندازه‌ی بیش از شش سال 
! تونستیم ذهن آزاد کنیم

194
00:19:26,348 --> 00:19:29,350
اين حمله واكنشي از روي ناچاری و ناامیدی‌ـه

195
00:19:29,518 --> 00:19:33,854
من باور دارم كه به زودي پيشگويي محقق ميشه
و این جنگ به پايان مي‌رسه

196
00:19:35,132 --> 00:19:37,258
اميدوارم حق با شما باشه، كاپيتان

197
00:19:37,426 --> 00:19:40,136
از نظر من موضوع بر سر امید نیست مستشار

198
00:19:40,304 --> 00:19:42,889
فقط خيلي ساده، بايد زمانش فرا برسه

199
00:19:45,058 --> 00:19:46,517
محل پیاده شدن من

200
00:19:46,685 --> 00:19:48,102
به زودي مي‌بينمتون

201
00:19:48,270 --> 00:19:49,729
! اميدوارم به این زودی‌ها نباشه

202
00:19:49,897 --> 00:19:53,065
بریم بچه، این دو نفر 
! یه کارهایی دارن که باید بکنن

203
00:20:02,492 --> 00:20:04,243
تو هم به همون چیزی فکر می‌کنی 
که من فکر می‌کنم ؟

204
00:20:04,411 --> 00:20:06,829
اگر تو هم به داری به این فکر می‌کنی که
! این آسانسور لعنتی چقدر داره یواش میره، پس آره

205
00:20:06,997 --> 00:20:10,333
سوخت گيري ناو چقدر طول مي‌كشه ؟ -
بيست و چهار، شايد هم سی ساعت -

206
00:20:10,500 --> 00:20:14,712
بعضی از مردم کل عمرشون رو
! بدون شنیدن خبری به این خوبی سپری می‌کنن

207
00:20:39,154 --> 00:20:43,591
خواهش مي‌كنم نئو، پسری دارم به اسم جیکوب که
توی ناو " گنوسیس "* کار می‌کنه
<font color="#ff8000">«واژه‌ای یونانی به معنی معرفت و دانش، یک جریانِ»</font>
<font color="#ff8000">«فکریِ کهن که بر آگاهی از رازهای الهی تأکید می‌ورزد»</font>

208
00:20:43,659 --> 00:20:47,161
خواهش می‌کنم مراقبش باش -
تلاش خودم رو مي‌كنم -

209
00:20:47,329 --> 00:20:49,913
دختر من توي ناو " ايكاروس "* كار مي‌كنه
<font color="#ff8000">«یکی از اساطیر یونان باستان که به علت نزدیک شدن بیش از»</font>
<font color="#ff8000">«حد به خورشید، با بال‌هایی از جنس موم، به دریا سقوط کرد»</font>

210
00:20:50,207 --> 00:20:51,499
! نه، صبر كن 

211
00:20:51,667 --> 00:20:54,168
اشكالي نداره، اون‌ها به تو نياز دارن

212
00:20:54,336 --> 00:20:56,587
من هم به تو نياز دارم -
! مي‌دونم -

213
00:20:57,130 --> 00:20:59,423
! وقت زیاده

214
00:21:04,388 --> 00:21:06,514
کجاست این خوشگ....؟

215
00:21:06,682 --> 00:21:09,016
! سلام -
! دايي لينك -

216
00:21:09,184 --> 00:21:10,810
! خدای من

217
00:21:10,978 --> 00:21:12,937
! دايي لينك

218
00:21:13,105 --> 00:21:16,691
! خدای من، شما چقدر بزرگ شدین

219
00:21:16,858 --> 00:21:19,026
! ديگه شما‌ها بايد من رو بلند كنيد -
! نه -

220
00:21:19,194 --> 00:21:20,736
! آره -
! باشه -

221
00:21:20,904 --> 00:21:22,613
!باشه؟ خيلي‌خوب

222
00:21:22,781 --> 00:21:25,825
باید باهمدیگه تلاش کنید، باشه ؟

223
00:21:25,993 --> 00:21:28,202
! يك، دو، سه، بلند كنيد

224
00:21:28,370 --> 00:21:31,539
! اوه خدای من
به این بچه‌ها چه غذایی میدی ؟

225
00:21:31,707 --> 00:21:34,417
زود باشید بچه‌ها، وقت رفتنه

226
00:21:36,211 --> 00:21:37,545
سلام كَس -
سلام -

227
00:21:38,088 --> 00:21:40,631
خوشحالم كه برگشتي خونه، لينك -
منم خوشحالم که خونه‌ام -

228
00:21:40,799 --> 00:21:42,633
حواست بهش باشه

229
00:21:42,801 --> 00:21:45,594
! نگران من نباش، اون خودش همه چیز رو می‌فهمه

230
00:21:47,431 --> 00:21:49,807
! بيرون، هر دوتون
! راه بی‌افتید

231
00:21:49,975 --> 00:21:52,018
! خداحافظ -
! خداحافظ -

232
00:21:58,400 --> 00:21:59,942
چی رو قراره بفهمم ؟

233
00:22:01,236 --> 00:22:05,323
تمام ناوها، دو یا حتی سه بار
بیشتر از نبوکادنزار به خونه برگشتن

234
00:22:05,490 --> 00:22:09,327
بیخیال زي، فكر مي‌كردم
 اين مسئله رو دیگه حل کردیم

235
00:22:09,494 --> 00:22:12,913
وقتي حل ميشه كه توی یک ناو دیگه شروع به کار کنی -
من نمي‌تونم اينكار رو بكنم -

236
00:22:13,081 --> 00:22:14,582
چرا ؟ -
خودت دلیلش رو مي‌دوني -

237
00:22:14,750 --> 00:22:18,518
اگر " دوزر "* می‌دونست الان چه حسی دارم
هیچ وقت ازت نمی‌خواست جایگزینش بشی
<font color="#ff8000">«برادر زی و کسی که در قسمت قبل توسط سایفر کشته شد»</font>

238
00:22:18,628 --> 00:22:21,172
شايد، اما حالا ديگه خيلي دير شده

239
00:22:21,340 --> 00:22:23,966
من قول دادم و به بعضی از قول‌ها نمیشه عمل نکرد

240
00:22:24,134 --> 00:22:26,844
اين منصفانه نيست -
هیچ‌کس نگفته که قراره باشه -

241
00:22:27,012 --> 00:22:30,572
به نظرت، كَس* فكر مي‌كنه منصفانه‌ست 
كه من اين‌جا هستم ولي دوزر نيست ؟
<font color="#ff8000">«خواهر لینک و همسر دوزر»</font>

242
00:22:35,896 --> 00:22:39,106
من دو تا برادر‌م رو 
توی اون ناو از دست دادم، لينك‌

243
00:22:40,192 --> 00:22:42,401
از اون ناو می‌ترسم

244
00:22:43,987 --> 00:22:46,614
! مي‌ترسم تو رو هم ازم بگيره

245
00:22:47,282 --> 00:22:49,116
اين طور نميشه

246
00:22:49,284 --> 00:22:51,118
چطور می‌تونی اين‌قدر 
با اطمینان این رو بهم بگی ؟

247
00:22:51,286 --> 00:22:53,245
به خاطر مورفيوس

248
00:22:53,413 --> 00:22:58,042
به خاطر چيزي كه اون بهم گفت، گفت كه
به آخرش رسیدیم، و به زودي همه چيز تمام ميشه

249
00:22:58,210 --> 00:23:02,421
! لينك، مورفيس ديوانه‌ست -
! بدون شک همین‌طوره -

250
00:23:02,923 --> 00:23:06,133
اما تنک و دوزر بهش باور داشتن
... و بذار يه چيزي رو بهت بگم 

251
00:23:06,301 --> 00:23:11,639
وقتی رفتم توی اون ناو و دیدم که 
... چه کارهایی از نئو بر میاد، باید بگم

252
00:23:11,807 --> 00:23:13,849
من هم بهش باور پیدا کردم

253
00:23:18,980 --> 00:23:21,399
! مراقب باش لينک

254
00:23:26,738 --> 00:23:29,115
! خواهش مي‌كنم مراقب باش

255
00:23:38,208 --> 00:23:41,627
مراسم رو شروع كردن ؟ -
فقط مستشار هامان نیایش رو آغاز کرده -

256
00:23:41,895 --> 00:23:44,990
امشب، بیایید تا این مردان و زنان را ارج بِنَهیم

257
00:23:45,148 --> 00:23:47,775
اينان سربازان و جنگجويان ما هستند

258
00:23:47,943 --> 00:23:53,931
،اینان همسران ما، برادران و خواهران ما
و فرزندان ما هستند

260
00:23:54,516 --> 00:23:57,643
بیایید یاد و خاطره‌ی کسانی
که از دست داده‌ایم را گرامی بداریم

261
00:23:57,811 --> 00:24:01,021
و از کسانی که جایگزین آنها شدند 
... سپاس‌گذاری کنیم

262
00:24:01,189 --> 00:24:04,483
و از همه‌ی کسانی که
این جا در کنار ما ایستاده‌اند

263
00:24:04,693 --> 00:24:08,362
حالا دوست دارم شخص دیگری 
این نیایش را به پایان برساند

264
00:24:08,530 --> 00:24:11,740
کسی که برای مدتی طولانی این‌جا صحبت نکرده

265
00:24:11,908 --> 00:24:17,288
اما معتقدم حرف‌هایی برای گفتن دارد
که همه‌ی ما باید بشنویم

266
00:24:18,390 --> 00:24:20,194
! اين شما و اين هم مورفيوس

267
00:24:39,394 --> 00:24:41,164
! صـهـیـون

267
00:24:41,294 --> 00:24:43,564
به من گوش کنید

268
00:24:44,566 --> 00:24:47,693
چیزی که بسیاری از شما شنیدید حقیقت دارد

269
00:24:47,861 --> 00:24:51,864
ماشين‌ها ارتشي فراهم کرده‌اند
... و الان كه من با شما صحبت مي‌كنم

270
00:24:52,032 --> 00:24:55,951
اون ارتش داره به خانه‌ی ما 
نزدیک و نزدیک‌تر میشه

271
00:24:57,412 --> 00:25:02,082
حرفم رو باور کنید وقتی که میگم 
دوران سختی رو در پیش داریم

272
00:25:02,751 --> 00:25:05,523
اما اگر قراره خودمون رو برای
رویارویی با اون ارتش آماده کنیم

272
00:25:05,551 --> 00:25:08,923
باید ابتدا ترسی که ازش داریم رو دور بریزیم

273
00:25:09,424 --> 00:25:14,345
من حقیقتاً این‌جا بدون ترس در مقابل شما ایستادم

274
00:25:14,930 --> 00:25:16,680
چرا ؟

275
00:25:17,098 --> 00:25:19,934
چون من به چيزي باور دارم كه شما نداريد ؟

276
00:25:20,101 --> 00:25:21,936
! نه 

277
00:25:22,229 --> 00:25:27,191
من بدون ترس این جا ایستادم 
... چرا که به یاد میارم

278
00:25:27,359 --> 00:25:31,278
به یاد میارم که این جا بودنم
... به خاطر مسیری که در پیش رو دارم نیست

279
00:25:31,446 --> 00:25:34,782
بلکه به خاطر مسیری است که پشت سر گذاشتم

280
00:25:34,950 --> 00:25:39,620
به یاد میارم که ما صد سال
 با این ماشین‌ها جنگیدیم

281
00:25:39,788 --> 00:25:44,542
به یاد میارم صد ساله که اون‌ها دارن 
ارتش‌هاشون رو می‌فرستن تا ما رو نابود کنن

282
00:25:44,709 --> 00:25:50,798
،و پس از یک قرن نبرد
... به یاد میارم که چه چیزی از همه مهمتره

283
00:25:51,675 --> 00:25:54,677
! اينكه ما هنوز اين‌جا هستيم

284
00:26:01,393 --> 00:26:03,477
... امشب

285
00:26:03,645 --> 00:26:07,022
بياييد پيامي براي آن ارتش بفرستيم

286
00:26:07,190 --> 00:26:10,234
بياييد امشب اين غار را به لرزه دربياوريم

287
00:26:10,402 --> 00:26:17,575
امشب، بیایید این تالارهای درون زمین
و این فلز و سنگ‌ها را به لرزه در بیاوریم

289
00:26:17,742 --> 00:26:22,997
بگذارید صدای فریاد ما از هسته‌ی سرخ زمین
به آسمان سیاه و تاریک برسد

290
00:26:23,164 --> 00:26:27,710
امشب، بیایید به یادشان بیاوریم

291
00:26:27,877 --> 00:26:32,840
که این‌جا صهیون‌ است
! و ما از هیچ چیز نمی‌ترسیم

292
00:26:56,197 --> 00:26:58,198
... به یاد میارم 

293
00:26:59,034 --> 00:27:01,452
! به یاد میارم که قبلاً می‌رقصیدی

294
00:27:03,079 --> 00:27:06,373
! و به یاد میارم که توی این کار خیلی خوب بودی

295
00:27:07,125 --> 00:27:10,377
... چيز‌هايي در اين جهان هست، كاپيتان نايوبي

296
00:27:11,171 --> 00:27:13,964
که هرگز تغییر نمی‌کنن

297
00:27:15,258 --> 00:27:17,176
! نايوبي

298
00:27:21,890 --> 00:27:23,641
بعضي چيز‌ها هم هستن که تغییر می‌کنن 

299
00:27:42,911 --> 00:27:44,745
! عذر می‌خوام

300
00:27:56,591 --> 00:28:00,094
دلم برات تنگ شده بود -
! متوجه شدم -

301
00:28:00,553 --> 00:28:04,264
... داشتم فكر مي‌كردم، الان که همه اين‌جا هستن

302
00:28:04,808 --> 00:28:07,101
! بیا دنبالم

303
00:31:28,094 --> 00:31:31,680
نئو، چي شده ؟ 

304
00:31:31,973 --> 00:31:34,224
چه مشکلی هست ؟

305
00:31:35,810 --> 00:31:38,145
مشکلی نیست می‌تونی به من بگی

306
00:31:38,521 --> 00:31:41,023
... ترينيتي 

307
00:31:41,190 --> 00:31:43,984
از چیزی نترس

308
00:31:44,152 --> 00:31:46,486
نمی‌تونم از دستت بدم

309
00:31:46,654 --> 00:31:48,530
قرار نيست من رو از دست بدي

310
00:31:52,660 --> 00:31:55,537
این رو احساس می‌کنی ؟

311
00:31:55,705 --> 00:31:57,897
من هيچ‌وقت تو رو تنها نميذارم

312
00:32:34,702 --> 00:32:37,371
! شب خوش صهیون

313
00:32:37,538 --> 00:32:40,207
! خواب‌هاي خوش ببيني

314
00:32:50,385 --> 00:32:52,052
تو خوبي ؟ -
از عهده‌اش بر ميام -

315
00:32:52,220 --> 00:32:54,846
اون مامور رو ديدي ؟
! تا حالا چيزي مثل این نديده بودم

316
00:32:55,014 --> 00:32:57,099
حالا دیگه مهم نیست
تنها چیزی که مهمه این‌ـه

317
00:32:57,266 --> 00:32:59,559
اول تو برو

318
00:33:10,446 --> 00:33:13,323
! اوه خدايا -
! اسميت بگی کافیه -

319
00:33:25,253 --> 00:33:28,547
ممنون -
باعث افتخاره -

320
00:34:18,514 --> 00:34:21,808
دنبال هم صحبت نمی‌گردی ؟ -
! مُستشار هامان -

321
00:34:22,685 --> 00:34:25,520
اگر ترجیح میدی تنها باشی
 دوست ندارم مزاحمت بشم

322
00:34:25,980 --> 00:34:29,524
نه، یکم همراهی شاید به دردم بخوره -
خوبه -

323
00:34:29,984 --> 00:34:32,360
! براي منم همين‌طور

324
00:34:35,490 --> 00:34:37,991
شب خوبی‌ـه

325
00:34:38,493 --> 00:34:40,911
خيلي آروم‌ـه

326
00:34:41,079 --> 00:34:43,830
به نظر می‌رسه که همه با آرامش کامل خوابیدن

327
00:34:44,207 --> 00:34:46,666
! همه نه

328
00:34:46,959 --> 00:34:51,671
،از خوابيدن متنفرم
هيچ‌وقت بيشتر از چند ساعت نمي‌خوابم

329
00:34:51,839 --> 00:34:55,884
،وقتي مي‌بينم یازده سال اول عمرم رو خواب بودم
دلم مي‌خواد الان[با بیدار موندن] جبرانش كنم

330
00:34:56,344 --> 00:34:58,056
تو چطور ؟ 

330
00:34:58,344 --> 00:35:01,556
من هيچ‌وقت نتونستم زياد بخوابم 

331
00:35:02,517 --> 00:35:04,385 
اين نشانه‌ی خوبي‌ـه 

331
00:35:04,597 --> 00:35:05,685 
از چي ؟ 

332
00:35:05,853 --> 00:35:09,022
! از اين كه در حقیقت تو هنوز یک انسان هستي

333
00:35:12,610 --> 00:35:16,530
تا حالا به قسمت مهندسی رفتی ؟

334
00:35:16,697 --> 00:35:19,741
عاشق اینم که شب‌ها اون‌جا راه برم
واقعا حیرت انگیزه

335
00:35:19,909 --> 00:35:22,452
دوست داری اون‌جا رو ببيني ؟ -
حتماً -

336
00:35:33,131 --> 00:35:37,592
،تقريباً هيچ‌كس اين پايين نمياد
البته مگر اینکه مشکلی پیش اومده باشه 

337
00:35:37,760 --> 00:35:42,848
آدم‌ها این طورن، تا وقتی که چیزی درست کار کنه
کسی اهمیت نمیده که چطور و چگونه کار می‌کنه

338
00:35:43,015 --> 00:35:45,308
من اين پايين رو دوست دارم

339
00:35:45,476 --> 00:35:51,273
دوست دارم همیشه به یاد بیارم که این شهر
به خاطر این ماشین‌هاست که توانسته دوام بیاره

340
00:35:51,440 --> 00:35:56,570
،اين ماشين‌ها ما رو زنده نگه مي‌دارن
! درحالي كه ماشين‌هاي ديگه مي‌خوان ما رو بُكشن

341
00:35:56,988 --> 00:36:01,825
جالبه، نه ؟
... نيرويي براي زندگي دادن

342
00:36:01,993 --> 00:36:03,403
! و نیرویی برای پایان دادن به زندگی 

342
00:36:03,693 --> 00:36:05,203
ما هم همين نيرو رو داريم 

343
00:36:05,371 --> 00:36:08,081
... آره، به نظرم همین‌طوره، ولی 

344
00:36:08,249 --> 00:36:11,710
این پایین که میام گاهي به انسان‌هایی كه
هنوز به ماتريكس وصل هستن فكر مي‌كنم

345
00:36:11,878 --> 00:36:14,880
... و وقتي كه به اين ماشين‌ها نگاه مي‌كنم

346
00:36:15,047 --> 00:36:20,135
نمی‌تونم به این فکر نکنم که از جهتی
ما هم به این ماشین‌ها وصل هستیم

347
00:36:20,428 --> 00:36:23,505
،اما این ما هستیم که این ماشین‌ها رو کنترل می‌کنیم
اون‌ها ما رو کنترل نمی‌کنن

348
00:36:23,723 --> 00:36:26,725
البته كه ما رو کنترل نمی‌کنن، چطور مي‌تونن ؟

349
00:36:26,893 --> 00:36:29,436
این ایده کاملاً غیر منطقی‌ـه

350
00:36:29,937 --> 00:36:33,064
... اما ممکنه کسی رو به فکر بندازه که بپرسه

351
00:36:33,232 --> 00:36:34,816
اساساً کنترل چیه ؟

352
00:36:35,067 --> 00:36:38,111
اگر بخواهیم می‌تونیم این ماشین‌ها رو خاموش کنیم

353
00:36:38,487 --> 00:36:42,949
البته، همين‌طوره، همینه که گفتی 
كنترل يعني همين، مگه نه ؟

354
00:36:43,576 --> 00:36:46,953
اگر بخواهیم می‌تونیم 
همه‌شون رو خرد و ریز ریز کنیم

355
00:36:47,205 --> 00:36:51,333
هرچند اگر این کار رو بکنیم اون وقت باید
... این رو در نظر بگیریم که برای نور

356
00:36:51,500 --> 00:36:54,169
گرما و هوا چه کار باید بکنیم ؟

357
00:36:55,171 --> 00:36:57,599
بنابراین ما به ماشين‌ها نياز داريم
 و اون‌ها هم به ما

357
00:36:57,671 --> 00:36:59,299
منظور شما همين بود، مُستشار ؟

358
00:36:59,467 --> 00:37:02,093
نه، منظوري در كار نيست

359
00:37:02,803 --> 00:37:05,590
،آدم‌های پیری مثل من
! زحمت منظور رسوندن رو به خودشون نمیدن

359
00:37:05,703 --> 00:37:06,999
هیچ منظوری توی حرف‌هام نیست

360
00:37:07,683 --> 00:37:11,478
!به همین دلیله كه هيچ جواني توی شورا نیست ؟ 

361
00:37:11,646 --> 00:37:13,313
! به نكته‌ی خوبي اشاره كردي 

362
00:37:14,023 --> 00:37:18,193
چرا بهم نمي‌گيد چي توی ذهن‌تون هست، مُستشار ؟

363
00:37:18,361 --> 00:37:21,613
... چيز‌هاي زيادي در اين دنيا وجود داره 

364
00:37:21,781 --> 00:37:24,699
كه من از اون‌ها سر در نميارم

365
00:37:26,494 --> 00:37:31,248
اون ماشين رو مي‌بيني ؟ 
یه کارایی برای بازیافت منبع آب شهر می‌کنه

366
00:37:31,415 --> 00:37:34,417
من اصلاً نمی‌دونم که چطور کار می‌کنه

367
00:37:34,585 --> 00:37:38,672
اما دليلِ كار كردنش رو متوجه میشم

368
00:37:40,174 --> 00:37:44,678
من اصلاً متوجه نمیشم که تو چطور توانایی 
انجام بعضی از کارها رو داری

369
00:37:45,846 --> 00:37:49,015
اما باور دارم كه براي اون هم دلیلی وجود داره

370
00:37:49,892 --> 00:37:55,021
و امیدوارم که اون دلیل رو 
! قبل از اینکه خیلی دیر بشه بفهمیم

371
00:38:01,529 --> 00:38:03,196
! بالارد -
نئو اين‌جاست ؟ -

372
00:38:05,616 --> 00:38:08,201
! نئو، این از طرف اوراکل‌ـه

373
00:38:11,163 --> 00:38:12,872
! وقت رفتنه

374
00:38:13,833 --> 00:38:16,293
مورفیوس گفته بود که این اتفاق قراره بی‌افته

375
00:38:16,460 --> 00:38:20,880
نمي‌دونم، شايد پيشگويي درست باشه
! شايد هم نباشه

376
00:38:21,424 --> 00:38:24,592
تنها چیزی که می‌دونم اینه که اون هواناو 
الان به کاربر نیاز داره

377
00:38:26,178 --> 00:38:28,054
و در حال حاضر، اون کاربر من هستم

378
00:38:28,681 --> 00:38:30,765
! مي‌دونم

379
00:38:35,730 --> 00:38:37,397
... زي -
مي‌خوام اين رو بندازي گردنت -

380
00:38:37,565 --> 00:38:40,650
مي‌دوني که من به اين چيزها اعتقاد ندارم -
اما من دارم -

381
00:38:40,943 --> 00:38:43,903
اين هميشه برام شانس آورده

382
00:38:44,071 --> 00:38:48,199
! شايد اين بار تو رو برام بياره -
! من برمي‌گردم -

383
00:38:48,367 --> 00:38:52,912
! قول میدم، هر کاری لازم باشه می‌کنم
من برمی‌گردم خونه

384
00:38:53,622 --> 00:38:57,250
،فقط اين رو همراه خودت نگه دار
خواهش مي‌کنم

385
00:38:57,418 --> 00:38:59,502
به خاطر من

386
00:39:01,922 --> 00:39:04,215
باشه

387
00:39:23,694 --> 00:39:25,862
! نئو -
اين ديگه کدوم ...؟ -

388
00:39:26,280 --> 00:39:28,448
*! بِــیــن
<font color="#ff8000">«به معنی مایه‌ی هلاکت»</font>

389
00:39:28,616 --> 00:39:29,949
مشکلي پيش اومده ؟

390
00:39:30,117 --> 00:39:31,826
نه، مشکلی نیست

391
00:39:31,994 --> 00:39:34,788
... فقط می‌خواستم بهتون برسم و بگم

392
00:39:34,955 --> 00:39:36,790
! موفق باشید

393
00:39:38,459 --> 00:39:40,168
! ممنون

394
00:39:40,336 --> 00:39:42,754
! بعداً می‌بینیمت

395
00:39:44,340 --> 00:39:47,425
! نئو 
به موقع رسيدم

396
00:39:47,593 --> 00:39:49,928
می‌خواید به دیدن اوراکل برید ؟ -
وقت نداريم -

397
00:39:50,096 --> 00:39:51,721
بايد يه چيزي رو به نئو مي‌دادم

398
00:39:52,431 --> 00:39:55,141
*هديه‌اي از طرف يکي از يتيم‌ها
<font color="#ff8000">«کودکانی که از ماتریکس آزاد شده‌اند یا»</font>
<font color="#ff8000">«در جنگ والدین‌شان را از دست داده‌اند»</font>

399
00:39:55,309 --> 00:39:58,998
مجبورم کرد سوگند بخورم 
که قبل از رفتنت این اون رو بهت بدم

400
00:39:59,605 --> 00:40:04,365
! گفت که خودت متوجه میشی
<font color="#ff8000">«در قسمت نخستِ فیلم،نئو در خانه‌ی اوراکل کودکی»</font>
<font color="#ff8000">«را دید که در ردای یک راهب بودایی ضمن خم کردن»</font>
<font color="#ff8000">«یک قاشق در مورد درک درست حقیقت به او تذکر داد»</font>
<font color="#ff8000">«این قاشق و کودک یتیم اشاره به آن صحنه دارد»</font>

401
00:40:04,735 --> 00:40:06,861
ممنون

402
00:40:13,953 --> 00:40:16,871
تازه بهم اطلاع دادن که شما
! اجازه‌ی پرواز نبوکادنزار رو صادر کردید 

403
00:40:17,039 --> 00:40:18,998
بله درسته

404
00:40:19,166 --> 00:40:21,126
جناب مستشار آيا من هنوز 
مسئول سيستم دفاعي هستم ؟

405
00:40:21,293 --> 00:40:22,585
! البته

406
00:40:23,295 --> 00:40:27,340
به نظر من برای اینکه از این حمله جون سالم 
به در ببریم، به تمام ناوهامون احتیاج داریم

407
00:40:27,925 --> 00:40:30,093
متوجه هستم، فرمانده

408
00:40:30,261 --> 00:40:32,846
پس چرا به نبوکادنزار اجازه خروج داديد ؟

409
00:40:33,013 --> 00:40:37,892
چون به عقيده‌ی من، نجاتِ ما به چيزي
بيش از تعداد ناوهامون بستگي داره

410
00:40:40,396 --> 00:40:42,689
! مراقب باش

411
00:41:11,719 --> 00:41:13,928
! سلام

412
00:41:24,231 --> 00:41:27,775
تو دنبال اوراکل می‌گردی -
تو کي هستي ؟ -

413
00:41:30,821 --> 00:41:35,325
من " سِراف "* هستم و مي‌تونم تو رو پيش
اوراکل ببرم، اما اول بايد عذرخواهي کنم
<font color="#ff8000">«نام گروهی از فرشتگان مقرب در یهودیت و مسیحیت»</font>

414
00:41:35,576 --> 00:41:37,285
برای چی عذرخواهی کنی ؟

415
00:41:37,953 --> 00:41:39,746
! براي اين 

416
00:42:37,054 --> 00:42:39,305
! خوبه

417
00:42:41,809 --> 00:42:44,978
،اوراکل دشمنان زيادي داره
ابتدا بايد مطمئن مي‌شدم

418
00:42:45,145 --> 00:42:47,355
از چي ؟ -
از اينکه تو همون شخص برگزيده هستي -

419
00:42:47,815 --> 00:42:51,568
مي‌تونستي بپرسي -
... نه، نمي‌توني کسي رو واقعاً بشناسي -

420
00:42:51,735 --> 00:42:53,987
! تا وقتی که باهاش مبارزه کنی

421
00:42:54,530 --> 00:42:57,991
بيا، اون منتظره

422
00:43:13,048 --> 00:43:14,924
کدوم جهنمی رفتن ؟

423
00:43:15,301 --> 00:43:18,011
اين‌ها درهاي پشتي هستن، مگه نه ؟

424
00:43:18,178 --> 00:43:21,097
راه‌های دسترسی برنامه نویس‌ها

425
00:43:22,182 --> 00:43:25,935
چطور کار مي‌کنن ؟ -
یک کد در کلیدها پنهان شده -

426
00:43:26,103 --> 00:43:31,107
يک چرخش، قفل رو بار می‌کنه
و چرخش ديگه يکي از اين درها رو باز می‌کنه

427
00:43:32,860 --> 00:43:35,695
تو برنامه نويسي ؟

428
00:43:35,863 --> 00:43:38,197
پس چي هستي ؟

429
00:43:40,367 --> 00:43:43,870
من از مهم‌ترين چيزها محافظت مي‌کنم

430
00:44:03,390 --> 00:44:06,768
! بيا جلو، نمی‌خوام گازت بگیرم 

431
00:44:07,186 --> 00:44:09,979
بيا اين‌جا بذار يک نگاهي بهت بندازم

432
00:44:13,192 --> 00:44:15,568
خدای من، نگاهش كن

433
00:44:15,903 --> 00:44:18,738
خيلي بهتر شدي، مگه نه ؟

434
00:44:18,906 --> 00:44:21,115
حالت چطوره ؟ - 
... من -

435
00:44:21,283 --> 00:44:24,869
،می‌دونم که خوابت نمی‌بره
! به اون هم می‌رسیم

436
00:44:25,037 --> 00:44:27,747
چرا این بار نمياي و بشيني ؟

437
00:44:28,457 --> 00:44:30,985
! شايد بهتر باشه بِایستم

437
00:44:31,057 --> 00:44:32,585
! خوب، هر طور راحتي

438
00:44:43,722 --> 00:44:46,265
یهو دلم خواست بشينم -
! مي‌دونم -

439
00:44:47,434 --> 00:44:49,352
... خب

440
00:44:51,438 --> 00:44:53,956
!بهتره که از واضحات بگذریم(و به پرسش‌ها برسیم)

441
00:44:54,349 --> 00:44:58,611
تو انسان نيستي، نه ؟ -
!چیزی واضح‌تر از این هم مگه هست ؟ -

442
00:44:58,979 --> 00:45:04,617
اگه قرار بود حدس بزنم، مي‌گفتم
تو برنامه‌اي هستی که ماشین‌ها ساختن

443
00:45:04,993 --> 00:45:09,205
... اون هم همين‌طور -
تا اين‌جا که خوب پیش رفتی -

444
00:45:09,373 --> 00:45:12,542
،اما اگر اين حقيقت داشته باشه
يعني تو هم بخشي از اين سیستم هستي

445
00:45:12,810 --> 00:45:15,294
! نوع دیگری از کنترل

446
00:45:15,462 --> 00:45:16,766
! ادامه بده

446
00:45:16,862 --> 00:45:19,966
... پس با اين حساب، واضح‌ترین پرسش اینه که 

447
00:45:20,334 --> 00:45:24,053
چطور می‌تونم بهت اعتماد کنم ؟ -
! آفرین -

448
00:45:25,197 --> 00:45:28,000
مسئله دشوار همینه و هيچ شکي هم درش نيست

449
00:45:28,050 --> 00:45:32,186
خبر بد اينه که هيچ راهی هم وجود نداره که بفهمي
! چیزهایی که این‌جا هستن بهت کمک می‌کنن یا نه

450
00:45:32,354 --> 00:45:36,198
پس در واقع همه چيز به خودت بستگي داره
... فقط باید با ذهن لعنتی خودت کلنجار بری

451
00:45:36,266 --> 00:45:40,862
که قراره حرف‌های من رو قبول کني يا رد کنی

452
00:45:42,356 --> 00:45:44,323
آب نبات می‌خوای ؟

453
00:45:47,235 --> 00:45:49,300
تو از قبل مي‌دوني که من 
اون رو ازت مي‌گيرم يا نه ؟

453
00:45:49,485 --> 00:45:51,456
! اگه نمي‌دونستم که اوراکل نبودم

454
00:45:51,623 --> 00:45:54,834
اما اگه از قبل مي‌دوني، پس من چطور می‌تونم
انجام کاری رو انتخاب کنم ؟

455
00:45:55,002 --> 00:45:57,346
به این خاطر که تو
اين‌جا نيومدي که انتخاب کني

455
00:45:57,602 --> 00:45:59,046
تو پیش از این انتخابت رو کردي

456
00:45:59,214 --> 00:46:03,843
تو این‌جا هستی که بفهمی 
چرا این انتخاب رو انجام دادی 

457
00:46:09,391 --> 00:46:12,351
! فکر مي‌کردم تا حالا اين رو فهميده باشي

458
00:46:14,104 --> 00:46:16,689
تو چرا اين‌جايي ؟ -
! به همون دلیل که تو این‌جا هستی -

459
00:46:16,940 --> 00:46:19,692
! من عاشق آب نباتم

460
00:46:19,860 --> 00:46:22,695
اما، چرا به ما کمک مي‌کني ؟

461
00:46:22,863 --> 00:46:26,365
ما این‌جا هستیم تا کاري رو انجام بديم
! که براي انجام دادنش این‌جا هستیم 

462
00:46:26,909 --> 00:46:29,994
: من به يک چيز علاقه دارم نئو
" آیــنــده "

463
00:46:30,162 --> 00:46:34,373
و باور کن، من مي‌دونم که
تنها راه رسيدن به آينده، با هم بودن‌ـه

464
00:46:35,209 --> 00:46:40,129
برنامه‌هاي ديگه‌اي هم مثل تو وجود دارن ؟ -
... خب، نه مثل من اما -

465
00:46:40,297 --> 00:46:42,965
نگاه کن، اين پرنده‌ها رو مي‌بيني ؟

466
00:46:43,217 --> 00:46:46,594
در یک مقطع برنامه‌ای نوشته شد
تا اون‌ها رو اداره کنه

467
00:46:46,762 --> 00:46:52,600
برنامه‌ای نوشته شد تا مراقب درخت‌ها باشه
و همین‌طور برای طلوع و غروب خورشید

468
00:46:52,851 --> 00:46:55,728
برنامه‌ها همه چیزِ این‌جا رو اداره می‌کنن

469
00:46:55,896 --> 00:46:59,358
‌اون‌هايي كه وظیفه‌شون، یعنی کاری که
براش ساخته شدن رو درست انجام میدن

469
00:46:59,596 --> 00:47:00,658
نامرئی هستن و به چشم نميان

470
00:47:00,726 --> 00:47:04,362
،تو حتی متوجه حضورشون نمیشی
... اما بقیه‌ی اون‌ها

471
00:47:04,530 --> 00:47:08,616
! خب، همیشه چیزهایی در موردشون می‌شنوی

472
00:47:09,201 --> 00:47:12,078
من كه هيچ‌وقت چیزی در موردشون نشنيدم -
! البته كه شنيدي -

473
00:47:12,246 --> 00:47:17,166
هر بار مي‌شنوي که يک نفر ميگه
 روح يا فرشته ديده

474
00:47:17,334 --> 00:47:21,921
،يا هر داستاني كه درباره‌ی خون‌آشام‌ها
... گرگینه‌ها یا فضايي‌ها مي‌شنوي

475
00:47:22,089 --> 00:47:24,423
در حقیقت مربوط به کار سیستم میشه
که داره برنامه‌هایی رو حذف می‌کنه

476
00:47:24,591 --> 00:47:29,262
! که کاری رو انجام میدن که قرار نبوده انجام بدن

477
00:47:29,429 --> 00:47:32,431
برنامه‌های کامپیوتری همديگه رو هَک مي‌كنن ؟

478
00:47:32,599 --> 00:47:35,476
چرا ؟ -
... اون‌ها دلايل خودشون رو دارن -

479
00:47:35,644 --> 00:47:39,605
*اما معمولاً یک برنامه، گوشه نشینی رو انتخاب می‌کنه
<font color="#ff8000">«یعنی برنامه‌های هوشمندی که باعث بروز اختلال در سیستم»</font>
<font color="#ff8000">«ماتریکس می‌شوند،انتخاب می‌کنند که به جای حذف شدن»</font>
<font color="#ff8000">«توسط سیستم، به شکل غیر فعال در بیایند تا پاک نشوند»</font>

480
00:47:40,023 --> 00:47:43,943
و چرا يک برنامه بايد حذف بشه ؟ -
شايد خراب شده -

481
00:47:44,111 --> 00:47:48,656
شايد هم برنامه‌ی بهتري نوشته شده 
تا جایگزینش بشه، اين اتفاق هميشه مي‌افته

482
00:47:48,824 --> 00:47:53,786
،و وقتی که این اتفاق بی‌افته
یک برنامه می‌تونه انتخاب کنه که این‌جا پنهان بشه

483
00:47:53,954 --> 00:47:56,622
یا برگرده به منبع اصلی

484
00:47:58,292 --> 00:48:00,000
به پردازنده‌ی اصلی ماشین‌ها 

484
00:48:00,092 --> 00:48:01,386
! بله 

485
00:48:01,753 --> 00:48:04,255
جايي كه تو بايد بري

486
00:48:04,823 --> 00:48:07,034
جايي كه مسیر شخص برگزيده به پايان مي‌رسه

486
00:48:07,523 --> 00:48:08,934
... تو اون رو ديدي 

487
00:48:09,993 --> 00:48:12,638
در رويا‌هات ديديش، مگه نه ؟

488
00:48:12,806 --> 00:48:15,641
دَري از جنس نور

489
00:48:17,895 --> 00:48:21,439
وقتي که از در رد ميشي، چه اتفاقي مي‌افته ؟

490
00:48:23,767 --> 00:48:26,569
... من ترينيتي رو مي‌بينم

491
00:48:26,737 --> 00:48:29,906
... و يه اتفاقي مي‌افته 

492
00:48:30,073 --> 00:48:31,991
... يه اتفاق بد 

493
00:48:32,159 --> 00:48:36,162
اون شروع به افتادن می‌کنه 
و من از خواب می‌پرم

494
00:48:37,205 --> 00:48:39,583
مُردنش رو هم می‌بینی ؟

494
00:48:40,335 --> 00:48:41,383
! نه 

495
00:48:41,977 --> 00:48:44,921
! تو دارای بصیرت هستی نئو

496
00:48:45,288 --> 00:48:48,190
تو فارغ از زمان، جهان رو نظاره می‌کنی
<font color="#ff8000">«یعنی فارغ از قید زمان و مکان هستی»</font>

497
00:48:48,258 --> 00:48:50,676
پس چرا نمي‌تونم ببينم
كه چه اتفاقي براش مي‌افته ؟

498
00:48:50,844 --> 00:48:54,597
ما هرگز نمی‌تونیم ماورای انتخاب‌ها
و چیزهایی که " درک " نمی‌کنیم رو ببینیم

499
00:48:54,765 --> 00:48:57,934
منظورت اینه كه من مجبورم بينِ مرگ
و زندگي ترينيتي يكي رو انتخاب كنم ؟

500
00:48:58,185 --> 00:49:01,979
! نه، تو قبلاً انتخابت رو كردي

501
00:49:02,147 --> 00:49:04,690
! حالا بايد اون انتخاب رو " درک " کنی

502
00:49:05,317 --> 00:49:06,692
! نه

503
00:49:06,990 --> 00:49:10,112
،من نمي‌تونم اين‌كار رو بكنم
این کار رو نخواهم کرد

504
00:49:10,922 --> 00:49:12,199
! خب، تو مجبوري 

504
00:49:12,422 --> 00:49:13,499
چرا ؟

505
00:49:13,784 --> 00:49:16,869
! چون تو " شخص برگزيده "‌ هستی

506
00:49:19,239 --> 00:49:21,541
اگر نتونم چي ؟

507
00:49:22,409 --> 00:49:24,210
اگر شكست بخورم چي ؟

508
00:49:24,995 --> 00:49:27,997
! اون موقع، صهیون سقوط می‌کنه

509
00:49:35,563 --> 00:49:37,342
وقت ما تمام شده

509
00:49:37,563 --> 00:49:40,342
گوش کن نئو، تو می‌تونی صهیون رو نجات بدی

510
00:49:40,410 --> 00:49:43,646
اگر که به منبع اصلی برسی
ولی برای این کار به " کلید ساز " نیاز داری

511
00:49:43,999 --> 00:49:44,999
!كليد ساز ؟

512
00:49:45,123 --> 00:49:48,709
بله، اون مدتي پيش ناپديد شد و تا امروز
نمي‌دونستيم چه اتفاقی براش اومده

513
00:49:48,977 --> 00:49:52,530
اون توسط یک برنامه‌ی
خیلی خطرناک زندانی شده

514
00:49:52,698 --> 00:49:56,242
يكي از قديمي‌ترين‌هاي ما
* " که نامش هست " مروينجين 
<font color="#ff8000">«یکی از برنامه‌هایی که گوشه‌نشینی را انتخاب کرده‌اند»</font>

515
00:49:56,610 --> 00:49:59,486
اون نميذاره كه كليدساز به خواست خودش جايي بره -
اون ازش چي مي‌خواد ؟ -

516
00:49:59,654 --> 00:50:04,291
:چيزي كه همه‌ی مردهاي صاحب قدرت مي‌خوان
 " قدرت بيشتر "

517
00:50:05,202 --> 00:50:08,404
... دقیقاً در زمان مقرر اون‌جا باش

518
00:50:08,522 --> 00:50:11,090
تا بتونی شانسی داشته باشی

519
00:50:11,883 --> 00:50:14,135
! بايد بريم

520
00:50:14,302 --> 00:50:19,682
ظاهراً هر موقع همدیگه رو می‌بینیم
! من چیزی به جز خبر بد برات ندارم

521
00:50:20,467 --> 00:50:23,144
از این بابت متاسفم، واقعاً متاسفم

522
00:50:23,311 --> 00:50:26,063
ولی این ملاقات‌ها ارزشش رو داره

523
00:50:27,407 --> 00:50:30,776
! تو من رو " باورمَند " کردی

524
00:50:32,270 --> 00:50:34,196
! موفق باشی بچه جون

522
00:50:53,919 --> 00:50:55,570
! آقاي اندرسون

525
00:50:58,338 --> 00:51:00,139
بسته‌ام به دست‌تون رسيد ؟

526
00:51:00,307 --> 00:51:02,475
آره -
خوبه -

527
00:51:03,643 --> 00:51:06,520
اسميت ؟ -
! هر چي كه هست، كد‌هاش مثل يه مامور نيست -

528
00:51:06,688 --> 00:51:10,366
از ديدن من شگفت زده شُدید ؟ -
! نه -

529
00:51:10,859 --> 00:51:13,319
پس خودتون ازش اطلاع دارید -
از چی ؟ -

530
00:51:14,529 --> 00:51:16,530
! از ارتباط بین‌مون

531
00:51:16,698 --> 00:51:19,566
درست نفهميدم که چطور این اتفاق افتاد

532
00:51:19,634 --> 00:51:22,912
شاید بخشی از وجود شما به من منتقل شد

533
00:51:23,080 --> 00:51:25,748
شاید چیزی [در من] بازنویسی یا کپی شد

534
00:51:25,916 --> 00:51:28,626
اما در این مقطع دیگه مهم نیست
... چیزی که الان مهم هست اینه که

535
00:51:28,794 --> 00:51:31,879
هر اتفاقي كه افتاده، به یک دلیلی بوده

536
00:51:32,047 --> 00:51:33,714
و اون دليل چيه ؟

537
00:51:34,274 --> 00:51:38,135
من شما رو كُشتم آقاي اندرسون
من دیدم که شما مُردید

538
00:51:38,403 --> 00:51:41,555
و باید اضافه کنم که
[با رضایت و لذتی خاص [شما رو کشتم

539
00:51:41,823 --> 00:51:45,226
،و بعد اتفاقي افتاد
اتفاقي كه مي‌دونستم ناممكن هست

540
00:51:45,493 --> 00:51:47,228
اما به هر حال، اتفاق افتاد

541
00:51:47,999 --> 00:51:51,107
! شما من رو از بین بردید، آقاي اندرسون

542
00:51:53,210 --> 00:51:57,696
بعد از اون، من قوانين رو ياد گرفتم
... فهمیدم که چکار باید می‌کردم

543
00:51:57,864 --> 00:52:00,866
! که نکردم

544
00:52:01,284 --> 00:52:05,504
نتونستم انجامش بدم، من مجبور بودم زنده بمونم 

545
00:52:05,764 --> 00:52:09,208
من مجبور شدم که از قوانین سرپیچی کنم

546
00:52:09,793 --> 00:52:13,546
و حالا به خاطر شماست
که اين‌جا ايستادم آقاي اندرسون

547
00:52:13,713 --> 00:52:17,675
به خاطر شما، من ديگه مامورِ اين سيستم نيستم

548
00:52:17,943 --> 00:52:21,053
به خاطر شما من تغيير كردم
من از سیستم رها شدم

549
00:52:21,221 --> 00:52:26,058
،به اصطلاح یک موجود جدید شدم
مثل شما ظاهراً آزاد شدم

550
00:52:26,493 --> 00:52:27,968
! تبريك ميگم

551
00:52:28,520 --> 00:52:30,855
! ممنون 

552
00:52:31,439 --> 00:52:36,068
اما همون‌طور که خودتون خوب می‌دونید
ظواهر می‌تونن فریبنده باشن

553
00:52:36,236 --> 00:52:41,407
و همین مسئله من رو به دلیل حضورمون
در این‌جا برمی‌گردونه

554
00:52:41,575 --> 00:52:44,003
ما اين‌جا نيستيم به این دلیل که " آزاد " هستيم

554
00:52:44,199 --> 00:52:46,553
ما اين‌جا هستيم به این دلیل که " آزاد " نيستيم

555
00:52:46,721 --> 00:52:50,641
هیچ " دلیلی " برای فرار 
و هیچ " هدفی " برای انکار وجود نداره

556
00:52:50,809 --> 00:52:56,086
چون هر دوی ما می‌دونیم که 
اگر " هدفی " وجود نداشت، ما هم وجود نداشتیم

557
00:52:56,254 --> 00:52:59,091
و " هدف " هست که ما رو به وجود آورده

558
00:52:59,259 --> 00:53:02,261
هدف، ما رو به هم پیوند می‌زنه -
هدف، ما رو به دنبال خودش مي‌كشه -

559
00:53:02,429 --> 00:53:04,363
ما رو راهنمایی مي‌كنه -
ما رو به حركت در میاره -

560
00:53:04,431 --> 00:53:09,143
هدف، ما رو تعريف مي‌كنه -
هدف، ما رو مُقیّد و محدود مي‌كنه -

561
00:53:09,311 --> 00:53:11,770
ما به خاطر شما اين‌جا هستيم، آقاي اندرسون

562
00:53:11,938 --> 00:53:16,317
ما این جا هستیم تا اون چیزی رو از شما بگیریم
! که شما تلاش داشتید از ما بگیرید

563
00:53:18,278 --> 00:53:20,362
 " هــدفـــــ "

564
00:53:23,450 --> 00:53:25,326
چه اتفاقی داره براش می‌افته ؟ -
نمي‌دونم -

565
00:53:28,371 --> 00:53:31,957
آره، خودشه، به زودی تمام ميشه

566
00:55:18,815 --> 00:55:21,275
تو ؟ -
! بله، من -

567
00:55:25,447 --> 00:55:28,324
! من، من، من

568
00:55:33,204 --> 00:55:34,872
! من هم همين‌طور

569
00:57:42,625 --> 00:57:43,667
! بيشتر 

570
00:58:45,939 --> 00:58:48,774
! اين اجتناب ناپذيره

571
00:58:49,192 --> 00:58:50,609
زود باش، از اون‌جا بزن بیرون

572
00:59:33,820 --> 00:59:36,154
حالت خوبه ؟

573
00:59:37,240 --> 00:59:39,157
اون اسميت بود -
آره -

574
00:59:40,034 --> 00:59:42,661
حالا بيشتر از يك اسميت هست ؟ -
! خيلي بيشتر -

575
00:59:42,829 --> 00:59:46,623
این چطور ممكنه ؟ -
نمي‌دونم -

576
00:59:46,791 --> 00:59:49,251
به یک طریقی تونسته 
راهی برای تکثیر خودش پیدا کنه

577
00:59:49,419 --> 00:59:53,630
این همون کاری بود که می‌خواست با تو هم بکنه ؟ -
نمي‌دونم مي‌خواست چكار كنه -

578
00:59:53,798 --> 00:59:56,550
ولي مي‌دونم چه حسی داشتم -
چه حسی ؟ -

579
00:59:57,468 --> 01:00:01,179
احساس برگشتن به اون راهرو رو داشتم

580
01:00:01,347 --> 01:00:02,764
! حسی مثل مُردن داشت

581
01:00:03,266 --> 01:00:06,143
ماشين‌ها دارند تونل مي‌زنن تا
به سیستم دفاعی ما برخورد نکنن

582
01:00:06,311 --> 01:00:10,147
اما به نظرم قصد دارن خطوط مشخصی رو قطع کنن
تا بتونن اون‌ها رو کنترل کنن

583
01:00:10,315 --> 01:00:12,858
اين نقاط تقاطع، بسيار حياتي هستن

584
01:00:13,026 --> 01:00:15,819
چون به نظرم اون‌ها در برابر
حمله‌ی متقابل ما آسیب پذیر هستن

585
01:00:15,987 --> 01:00:18,032
... با وجود اینکه گفته شده 

585
01:00:18,187 --> 01:00:21,992
این حمله هم مثل حملات دیگه‌ای هست
که ما سال‌ها با اون‌ها مقابله کردیم

586
01:00:22,099 --> 01:00:23,999
اما تاکید دارم که شورا 
این حقیقت رو در نظر بگیره

587
01:00:24,237 --> 01:00:27,372
که این بزرگترین تهدیدی هست 
که ما تا حالا با اون روبرو شدیم

588
01:00:27,640 --> 01:00:31,376
و اگر ما بر این اساس با اون مقابله نکنیم
ازش جون سالم به در نمی‌بریم

589
01:00:31,544 --> 01:00:35,547
فرمانده لاک، شورا کاملاً از جدی بودنِ
این حمله اطلاع داره

590
01:00:35,840 --> 01:00:40,385
شما از طرف ما اختیار کامل دارید
تا به هر روش ممکن شهر رو برای دفاع آماده کنید

591
01:00:40,553 --> 01:00:41,821
از شورا تشکر می‌کنم

591
01:00:41,903 --> 01:00:43,221
... با این حال

592
01:00:43,473 --> 01:00:46,808
مي‌خواهيم بدانيم که آیا 
خبري از نبوكادنزار دارید ؟

593
01:00:47,060 --> 01:00:49,561
نه جناب مستشار، خبری نیست، هیچ خبری

594
01:00:51,389 --> 01:00:55,350
بنابراین ما درخواست می‌کنیم که یک ناو برای
مشخص شدنِ سرنوشتِ شخصِ برگزیده گُسیل شود

595
01:00:55,518 --> 01:00:59,999
کاش امکانش وجود داشت اما فکر نمی‌کنم سیستم دفاعی
ما تحمل از دست دادن یک ناو دیگه رو داشته باشه

596
01:01:00,238 --> 01:01:02,900
می‌تونه فرمانده، اگر لازم باشه
<font color="#ff8000">«بازیگر این نقش، کرنل وست، فیلسوف آمریکایی می‌باشد»</font>
<font color="#ff8000">«که از آراء فلسفی او در ساخت فیلم ماتریکس استفاده شده»</font>

597
01:01:02,990 --> 01:01:05,485
ممکنه روزها طول بکشه که یک ناو
بتونه نبوکادنزار رو پیدا کنه

598
01:01:05,653 --> 01:01:07,297
! پس دو تا بفرستيد

598
01:01:07,453 --> 01:01:08,497
! اين ديوانگيه

599
01:01:08,665 --> 01:01:11,667
! مراقب حرف زدن‌تون باشيد فرمانده

600
01:01:11,876 --> 01:01:15,212
ناراحتی من رو ببخشید مستشاران

601
01:01:15,380 --> 01:01:19,257
ولی کاش می‌تونستم علتِ تصمیم شورا 
در این مورد رو بدونم

602
01:01:19,425 --> 01:01:22,594
*دانستن، لازمه‌ی همکاری کردن نیست
<font color="#ff8000">«برای اجرای دستور نیازی به فهمیدن علتش نیست»</font>

603
01:01:22,762 --> 01:01:25,292
اگر شما از من درخواست می‌کنید که
... به دوتا از کاپیتان‌ها دستور بدم که

604
01:01:25,390 --> 01:01:27,099
نيازی به چنين دستوري نيست

605
01:01:27,266 --> 01:01:30,811
کاپیتان‌ها این‌جا حضور دارن و
می‌تونن از طرف خودشون پاسخ بدن

606
01:01:31,270 --> 01:01:36,525
شورا برای دو داوطلب جهت یافتن
نبوکادنزار اعلام فراخوان می‌کند

607
01:01:36,693 --> 01:01:40,862
آیا دو نفر در میان شما وجود دارند
که به این فراخوان پاسخ مثبت دهند ؟

608
01:01:42,156 --> 01:01:45,95
کاپیتان سورن* از ناو ویجلانت اعلام آمادگی می‌کند
<font color="#ff8000">«اشاره به نام سورن کی‌یِرکِگارد فیلسوف مشهور دانمارکی»</font>
<font color="#ff8000">«که نظراتی پیرامون انتخاب، تعهد و سرسپردگی داشت»</font>

609
01:01:46,119 --> 01:01:49,037
آيا از وضعیت آگاهی دارید، كاپيتان سورن ؟

610
01:01:49,205 --> 01:01:50,565
! بله، خانم

610
01:01:50,705 --> 01:01:51,865
ممنون كاپيتان

611
01:01:53,184 --> 01:01:54,501
كس ديگه‌ای هست ؟

612
01:01:55,294 --> 01:01:59,105
كاپيتان، فكر مي‌كنم ما بايد داوطلب بشيم -
!چي؟ مگه ديوونه شدي؟ -

613
01:01:59,203 --> 01:02:00,009
... گوش كن

614
01:02:00,097 --> 01:02:03,198
 دهن گشادت رو ببند، بِین
! قبل از اینکه خودم ببندمش

615
01:02:12,562 --> 01:02:14,312
كس ديگه‌ای نيست ؟

616
01:02:15,064 --> 01:02:16,999
براي هر " مَردي " سخته
كه زندگیش رو به خطر بندازه

617
01:02:17,150 --> 01:02:20,110
! به ویژه اگر که علتش رو هم ندونه

618
01:02:20,570 --> 01:02:24,172
كاپيتان نايوبي از ناو لوگوس* اعلام آمادگی می‌کند
<font color="#ff8000">«واژه‌ای یونانی به معنی عقل،از مهم‌ترین اصطلاحات»</font>
<font color="#ff8000">«رایج در مکاتب فلسفی یونان است که به انسان»</font>
<font color="#ff8000">«قدرت ادراک،منطق و قضاوت درست می‌دهد»</font>

619
01:02:24,240 --> 01:02:26,491
!چي ؟ -
ممنون كاپيتان نایوبی -

620
01:02:26,701 --> 01:02:28,788
فرمانده لاک، دستورات لازم به شما داده شد

620
01:02:28,991 --> 01:02:31,988
بدین وسیله پایان جلسه اعلام می‌شود

621
01:02:36,502 --> 01:02:39,087
نايوبي، چکار داري مي‌كني ؟ -
هر كاري كه بتونم -

622
01:02:39,255 --> 01:02:40,297
چرا ؟ 

623
01:02:41,591 --> 01:02:44,843
چون بعضی چيز‌ها هرگز تغيير نمي‌كنن، جيسون

624
01:02:45,011 --> 01:02:47,345
! ولي يه چيز‌هايي تغيير مي‌كنن

625
01:03:03,780 --> 01:03:05,197
چي مي‌توني ببيني، نئو ؟

626
01:03:05,364 --> 01:03:07,699
عجيبه، كُد‌ها يه جورايي متفاوت هستن

627
01:03:07,867 --> 01:03:09,551
رمزگذاري شدن ؟ -
شايد -

628
01:03:09,719 --> 01:03:11,578
اين براي ما خوبه يا بد ؟

629
01:03:12,288 --> 01:03:15,415
خب، مثل اینه که همه‌ی طبقات
! بمب‌گذاري شده باشن

630
01:03:16,042 --> 01:03:17,584
! پس براي ما بده

631
01:03:18,002 --> 01:03:19,503
! رسيديم

631
01:03:20,002 --> 01:03:24,803
<font color="#ff8000">«طبقه‌ی شماره 101»</font>
<font color="#ff8000">«اشاره به اتاق شماره 101 در کتاب 1984 نوشته جرج اورول»</font>
<font color="#ff8000">«اتاقی به شدت محافظت شده که توسط طبقه حاکم ساخته شده و»</font>
<font color="#ff8000">«هرکس به آن وارد شود پس از خروج، دیگر مانند سابق نیست»</font>

631
01:03:25,302 --> 01:03:27,303
این‌جا کاری دارید ؟

632
01:03:27,512 --> 01:03:30,630
بله، ما برای صحبت با مروینجین* این‌جا هستیم 
<font color="#ff8000">«نام یکی از خاندان‌های پادشاهی فرانسه در قرون وسطا»</font>
<font color="#ff8000">«که طبق عقیده عده‌ای، از نوادگان عیسی مسیح هستند»</font>

633
01:03:30,890 --> 01:03:34,726
حتماً، ايشون منتظر شما هستن

634
01:03:34,894 --> 01:03:35,936
دنبالم بيايد

635
01:03:56,624 --> 01:04:00,293
! آها... بالاخره پیداش شد

636
01:04:00,503 --> 01:04:03,797
! نئو، شخص برگزیده

637
01:04:03,965 --> 01:04:05,382
درسته ؟

638
01:04:05,650 --> 01:04:07,984
! و همچنین مورفيوس افسانه‌اي 

639
01:04:08,719 --> 01:04:12,698
... و البته ترينيتي
[!ترجمه فرانسوی: آنقدر زیبا که باعث می‌شود رنج بکشم]

639
01:04:12,819 --> 01:04:15,558
در مورد شما خیلی شنیدم، به من افتخار داديد 
لطفا بنشينيد و به ما ملحق بشید

640
01:04:15,666 --> 01:04:18,127
ايشون همسر من " پرسفونه "* هستن
<font color="#ff8000">«در اسطوره‌های یونان او دختر زئوس و دمتر و»</font>
<font color="#ff8000">«ملکه‌ی جهان زیرین و همسر خدای مردگان است»</font>

641
01:04:18,345 --> 01:04:21,439
چیزی می‌خورید یا می‌نوشید ؟

642
01:04:21,832 --> 01:04:24,776
البته این‌جور چیزها رو خودمون ابداع کردیم
مثل بیشتر چیزهای این‌جا

643
01:04:24,999 --> 01:04:27,445
! فقط محض داشتن یک ظاهر زیبا

644
01:04:27,613 --> 01:04:31,074
نه، ممنون چیزی نمی‌خوریم -
بله البته، كي برای اين كار‌ها وقت داره ؟ -

645
01:04:31,242 --> 01:04:36,629
چه کسی وقت داره؟ اما اگر ما وقت‌مون رو 
نگذرونیم، پس چطور می‌تونیم وقت داشته باشیم ؟

646
01:04:40,042 --> 01:04:43,420
شاتو هاوت بریون محصول 1959
! یک شراب عالی

647
01:04:43,588 --> 01:04:46,506
من عاشق شراب فرانسوي هستم
مثل عشقی که به زبان فرانسه دارم

648
01:04:46,674 --> 01:04:50,844
من تمام زبان‌ها رو امتحان کردم اما فرانسوی
زبان مورد علاقمه، یک زبان خارق العاده‌ست

649
01:04:51,012 --> 01:04:53,138
! به ویژه برای ناسزا گفتن

650
01:04:57,143 --> 01:05:01,688
دیدید؟ مثل اینه که باسن‌تون رو
! با دستمال ابریشمی پاک کنید، عاشقشم

651
01:05:03,316 --> 01:05:05,066
شما می‌دونید که ما چرا این‌جا هستیم

652
01:05:06,819 --> 01:05:11,698
من تاجر اطلاعات هستم
هر چیزی رو که بتونم [سعی می‌کنم] بدونم

653
01:05:12,116 --> 01:05:17,954
: اما پرسش اصلی اینه که
شما خودتون مي‌دونيد که چرا اين‌جا هستید ؟

654
01:05:18,247 --> 01:05:20,707
ما دنبال " كليد ‌ساز " مي‌گرديم

655
01:05:21,375 --> 01:05:25,879
! اوه بله، درسته
! كليد ‌ساز، البته

656
01:05:26,047 --> 01:05:29,007
اما این یک دلیل نیست، یک علّت نیست

657
01:05:29,175 --> 01:05:32,928
خود کلید ساز، طبیعتِ وجودش یک معنی داره
و اون اینه که هیچ پایانی وجود نداره

658
01:05:33,095 --> 01:05:40,050
بنابراین گشتن به دنبال اون، در واقع
گشتن به دنبال چیز دیگه‌ایه، و اون چیه ؟

659
01:05:40,118 --> 01:05:42,187
! خودت پاسخِ این پرسش رو می‌دونی

660
01:05:42,355 --> 01:05:44,481
اما شما چطور ؟

661
01:05:44,690 --> 01:05:47,025
شما‌ فكر مي‌كنيد كه مي‌دونيد، ولی نمي‌دونيد

662
01:05:47,193 --> 01:05:50,403
شما‌ اين‌جا هستید، چون به اين‌جا فرستاده شُديد

663
01:05:50,571 --> 01:05:53,698
به شما گفته شده که به این‌جا بيايد 
و شما‌ هم اطاعت كرديد

664
01:05:54,867 --> 01:05:57,202
البته روالِ همه‌ی چيزها، همين طوریه

665
01:05:57,370 --> 01:06:00,038
... مي‌دونید، تنها يك چيز ثابت وجود داره

666
01:06:00,206 --> 01:06:04,376
یک چیز عالمگیر، تنها حقیقتِ واقعی

667
01:06:04,543 --> 01:06:06,211
*" عِــلّــيَّــت "
<font color="#ff8000">«این اصل یعنی هر معلولی نیازمند علتی است و لازمه»</font>
<font color="#ff8000">«آن این است که هیچ معلولی بدون علت به وجود نمی‌آید»</font>

668
01:06:06,379 --> 01:06:08,672
کنش و واکنش

669
01:06:08,839 --> 01:06:13,051
! علت و معلول -
هر چيزي با " انتخاب " شروع ميشه -

670
01:06:13,219 --> 01:06:14,970
! نه، اشتباهه

671
01:06:15,137 --> 01:06:19,724
قدرتِ انتخاب، توهمی است
بین افرادی که قدرت دارند

672
01:06:19,892 --> 01:06:22,977
*و افرادی که قدرت ندارند
<font color="#ff8000">«یعنی افرادی که قدرتمند نیستند فقط فکر می‌کنند»</font>
<font color="#ff8000">«که قدرت و حق انتخاب دارند ولی صرفاً»</font>
<font color="#ff8000">«مطیعِ انتخاب‌های قدرتمندان هستند»</font>

673
01:06:23,521 --> 01:06:26,690
به اون زن نگاه کنيد

674
01:06:27,400 --> 01:06:31,319
! خدای من، فقط بهش نگاه کنيد

675
01:06:31,570 --> 01:06:34,239
همه رو در اطرافش تحت تاثير قرار داده

676
01:06:34,407 --> 01:06:39,160
خیلی واضح، خیلی بورژوایی* ،خیلی کسل کننده
... اما صبر کنید
<font color="#ff8000">«طبقه متوسط جامعه»</font>

677
01:06:39,412 --> 01:06:43,164
نگاه کنید، می‌بینید که یه دسر براش فرستادم

678
01:06:43,374 --> 01:06:47,585
! يک دسر خيلي ویژه 

679
01:06:51,924 --> 01:06:54,384
خودم برنامه‌ی اون دسر رو نوشتم

680
01:06:54,552 --> 01:06:57,762
... خيلي ساده آغاز ميشه

681
01:06:57,930 --> 01:07:02,517
هر خط اين برنامه يک تاثير جدید ايجاد مي‌کنه
... درست مثل یک

682
01:07:03,561 --> 01:07:05,186
! شــعــر

683
01:07:05,354 --> 01:07:06,771
... در آغاز

684
01:07:07,273 --> 01:07:12,694
... گردش ناگهانی خون در رگ‌ها و بعد ایجاد حرارت
قلبش شروع به تپیدن می‌کنه

685
01:07:13,279 --> 01:07:15,905
تو مي‌توني ببينيش نئو، آره ؟

686
01:07:16,532 --> 01:07:19,117
اون زن دلیلش رو درک نمی‌کنه

687
01:07:19,368 --> 01:07:21,786
يعني به خاطر شرابه ؟
! نه

688
01:07:21,954 --> 01:07:24,330
پس چی می‌تونه باشه ؟
دليلش چیه ؟

689
01:07:24,957 --> 01:07:27,292
و به زودی، این دیگه اهمیت نداره

690
01:07:27,460 --> 01:07:30,462
خیلی زود، چرایی و علت از بین میرن

691
01:07:31,422 --> 01:07:36,968
و تنها چیزی که اهمیت پیدا می‌کنه
! فقط همون احساس‌ـه

692
01:07:37,428 --> 01:07:40,513
و این ماهیتِ هستی‌ـه

693
01:07:40,681 --> 01:07:43,224
ما علیه اون مبارزه می‌کنیم
ما می‌جنگیم تا انکارش کنیم

694
01:07:43,392 --> 01:07:45,977
،و البته که این تظاهری بیش نیست
! این یک دروغ‌ـه

695
01:07:46,145 --> 01:07:50,148
... در پسِ ظاهرِ موقر و متوازنِ ما

696
01:07:50,316 --> 01:07:55,612
... این حقیقت پنهان هست که ما به طور کامل

697
01:07:58,491 --> 01:08:02,567
خارج از کنترل "* هستیم "
<font color="#ff8000">«،نام کتابی نوشته‌ی " برژینسکی " استراتژیست آمریکایی»</font>
<font color="#ff8000">«دیالوگ‌های مروینجین بی‌ارتباط با محتوای این کتاب نیست»</font>

698
01:08:06,707 --> 01:08:11,586
،عِلیّت، هیچ راه گریزی هم ازش نیست
ما همیشه برده‌ی اون هستیم

699
01:08:12,004 --> 01:08:17,467
،تنها اميد ما، تنها مايه‌ی آرامش ما
" اینه که درکش کنیم، درک کنیم که " چرا ؟

700
01:08:17,635 --> 01:08:21,054
همين " چرا " هست که ما رو
از اون‌ها متمايز مي‌کنه

701
01:08:21,222 --> 01:08:23,515
! و شما رو از من

702
01:08:23,682 --> 01:08:27,435
چرا " ، تنها منبع واقعي قدرت هست "
بدون اون شما بدون قدرت هستید

703
01:08:27,603 --> 01:08:30,897
این، طوری هست که شما سراغ من اومدید
بدون " چرا "، بدون قدرت

704
01:08:31,065 --> 01:08:33,858
حلقه‌ی ديگری از اين زنجير

705
01:08:34,068 --> 01:08:35,360
! ولی نگران نباشید

706
01:08:35,528 --> 01:08:39,405
از اون‌جا که می‌بینم چقدر خوب
 از دستورات پیروی می‌کنید

707
01:08:39,573 --> 01:08:42,200
به شما میگم که قدم بعدی‌تون چیه

708
01:08:42,701 --> 01:08:47,539
برگردید و به اون زن فالگیر این پیام رو برسونید

709
01:08:47,748 --> 01:08:52,001
" زمانش تقریباً به پایان رسیده "

710
01:08:53,045 --> 01:08:56,789
حالا من کارهای مهم‌تری برای انجام دادن، دارم
پس بهتون میگم بدرود و خدانگهدار

711
01:08:56,957 --> 01:08:59,259
کارمون تمام نشده -
! اوه، چرا شده -

712
01:08:59,426 --> 01:09:05,807
کلید ساز مال منه و من هم دلیلی نمی‌بینم
که " چرا " باید اون رو به شما بدم

713
01:09:05,975 --> 01:09:10,019
اصلاً دلیلی نداره -
کجا داري ميري ؟ -

714
01:09:10,187 --> 01:09:14,899
خواهش می‌کنم بانوی عزیزم، من که تازه گفتم
همه‌ی ما قرباني عليّت هستيم

715
01:09:15,067 --> 01:09:18,403
! خیلی مشروب خوردم و حالا بايد برم ادرار کنم

716
01:09:18,904 --> 01:09:20,931
... علّت و معلول

716
01:09:21,104 --> 01:09:22,231
! بدرود

717
01:09:27,079 --> 01:09:30,165
من رو لمس کن، تا دستت
! دیگه هیچ‌وقت نتونه چیزی رو لمس کنه

718
01:09:39,049 --> 01:09:40,550
خیلی خوب پیش نرفت

719
01:09:40,718 --> 01:09:43,094
مطمئني که اوراکل چيز ديگه‌اي نگفت ؟

720
01:09:43,262 --> 01:09:45,388
آره -
شايد یه کاری رو اشتباه انجام دادیم ؟ -

721
01:09:46,056 --> 01:09:47,390
! یا شايد يه کاري رو انجام ندادیم

722
01:09:47,558 --> 01:09:50,810
نه، چیزی که قرار بود اتفاق بی‌افته، اتفاق افتاد
هیچ طور دیگه‌ای هم امکان نداشت اتفاق بی‌افته

723
01:09:50,978 --> 01:09:53,730
از کجا مي‌دوني ؟ -
! چون ما هنوز زنده‌ايم -

724
01:09:57,026 --> 01:10:00,278
اگه کليد ساز رو مي‌خوايد، دنبالم بيايد

725
01:10:07,286 --> 01:10:09,370
! بزن بیرون

726
01:10:11,290 --> 01:10:17,629
دیگه حالم از حرف‌های مزخرفِ خسته کننده
! و تکراریش بهم می‌خوره، عوضی مغرور

727
01:10:18,214 --> 01:10:23,718
خيلي وقت پيش، وقتي براي اولين بار
اومديم اين‌جا شرایط با حالا خیلی فرق داشت 

728
01:10:25,471 --> 01:10:29,899
*اون با حالا خیلی فرق داشت
<font color="#ff8000">«طبق اساطیر یونان محل ربودن پرسفونه در سیسیل»</font>
<font color="#ff8000">«در کشور ایتالیا بوده، مونیکا بلوچی بازیگر این نقش»</font>
<font color="#ff8000">«نیز ایتالیایی است و با لهجه ایتالیایی صحبت می‌کند»</font>

729
01:10:29,975 --> 01:10:32,602
اون شبیه تو بود
<font color="#ff8000">«طبق اساطیر یونان محل ربودن پرسفونه در سیسیل»</font>
<font color="#ff8000">«در کشور ایتالیا بوده، مونیکا بلوچی بازیگر این نقش»</font>
<font color="#ff8000">«نیز ایتالیایی است و با لهجه ایتالیایی صحبت می‌کند»</font>

730
01:10:35,314 --> 01:10:39,308
،چيزي رو که مي‌خواي بهت ميدم
اما تو هم بايد به من يه چيزي بدي

731
01:10:39,860 --> 01:10:41,103
چي ؟ 

731
01:10:41,260 --> 01:10:42,353
! يک بوسه 

732
01:10:42,629 --> 01:10:43,655
!ببخشيد ؟

733
01:10:45,157 --> 01:10:50,877
*می‌خوام همون‌طور که اون رو می‌بوسی، من رو هم ببوسی
<font color="#ff8000">«انتخاب این شرط به نوعی اشاره به این بوده که طبق اساطیر»</font>
<font color="#ff8000">«یونان،پرسفونه در کودکی توسط خدای مردگان ربوده شد و»</font>
<font color="#ff8000">«!مورد تجاوز قرار گرفت و هرگز طعم عشق واقعی را نچشید»</font>

734
01:10:50,996 --> 01:10:54,582
چرا ؟ -
تو عاشقش هستی، اون هم عاشق توئه -

735
01:10:54,833 --> 01:10:56,793
! این حس تمام وجود شما رو فرا گرفته

736
01:10:57,461 --> 01:11:02,006
مدت‌ها پیش، من هم می‌دونستم
که این حس چطوریه

737
01:11:03,342 --> 01:11:09,097
مي‌خوام اون رو به یاد بيارم، می‌خوام دوباره
! اون حس رو امتحان کنم، فقط همین

738
01:11:09,348 --> 01:11:11,182
! فقط یه امتحان کوچیک

739
01:11:11,350 --> 01:11:14,352
چرا به جاش این رو امتحان نمی‌کنی -
! ترينيتي -

740
01:11:16,563 --> 01:11:21,526
چنین جنجالی برای چیزی به این کوچیکی ؟
! فقط یه بوسه‌ست

741
01:11:21,694 --> 01:11:23,861
چرا بايد بهت اعتماد کنيم ؟

742
01:11:24,029 --> 01:11:28,032
اگر کليد ساز رو بهتون تحویل ندادم
! اون مي‌تونه من رو بکشه

743
01:11:35,124 --> 01:11:37,250
! باشه

744
01:11:37,543 --> 01:11:41,379
ولي بايد کاري کني باورم بشه 
! که من، اون زن هستم

745
01:11:42,589 --> 01:11:44,632
! باشه

746
01:11:50,973 --> 01:11:52,807
! افتضاح بود، فراموشش کن 

747
01:11:55,769 --> 01:11:57,228
! صبر کن

748
01:11:58,147 --> 01:11:59,689
! باشه

749
01:12:36,769 --> 01:12:38,853
! آره

750
01:12:39,438 --> 01:12:41,939
! همینه

751
01:12:56,705 --> 01:13:02,126
بهت غبطه می‌خورم
اما این احساس ماندگار نخواهد بود

752
01:13:05,130 --> 01:13:06,506
همراهم بیاید

753
01:13:37,579 --> 01:13:39,330
! دوباره نه

754
01:13:42,751 --> 01:13:45,378
مشکلي نيست بچه‌ها، اين‌ها همراه من هستن

755
01:13:46,046 --> 01:13:48,423
اين افراد براي شوهرم کار مي‌کنن

756
01:13:48,590 --> 01:13:52,427
کارهاي کثيفش رو انجام ميدن
اون‌ها خیلی خوب و وفادار هستن

757
01:13:52,594 --> 01:13:54,297
مگه نه پسرها ؟
<font color="#ff8000">«،طبق فهرست بازیگران و نقش‌هایشان در انتهای فیلم»</font>
<font color="#ff8000">«این دو محافظ در نقش هابیل و قابیل می‌باشد که دو»</font>
<font color="#ff8000">«برنامه مشکل ساز برای جهان ماتریکس هستند»</font>

758
01:13:54,304 --> 01:13:55,346
! بله بانو
<font color="#ff8000">«،طبق فهرست بازیگران و نقش‌هایشان در انتهای فیلم»</font>
<font color="#ff8000">«این دو محافظ در نقش هابیل و قابیل می‌باشد که دو»</font>
<font color="#ff8000">«برنامه مشکل ساز برای جهان ماتریکس هستند»</font>

759
01:13:55,514 --> 01:13:58,224
اين‌ها مال يک نسخه‌ی خيلي قديميِ ماتريکس هستن

760
01:13:58,392 --> 01:14:02,562
اما مثل خيلي از برنامه‌های اون موقع، مشکلاتي که ايجاد 
مي‌کردن بسیار بيشتر از مشکلاتی بود که حل مي‌کردن

761
01:14:03,313 --> 01:14:08,317
شوهرم اون‌ها رو حفظ کرد چون
از بین بردن‌شون خیلی سخت بود

762
01:14:08,485 --> 01:14:15,530
چند نفر گلوله‌ی نقره‌اي* تو اسلحه‌شون دارن ؟
<font color="#ff8000">«اوراکل برنامه‌های مشکل ساز مانند این دو محافظ را»</font>
<font color="#ff8000">«به گرگینه و خون‌آشام تشبیه کرده بود،در داستان‌های خیالی»</font>
<font color="#ff8000">«برای کشتن این موجودات از گلوله نقره‌ای استفاده می‌شود»</font>

763
01:14:17,244 --> 01:14:20,455
تو مي‌توني فرار كني و بري 
... به شوهرم بگی که من چکار کردم 
<font color="#ff8000">« ! کسی که کشته شد هابیل بود»</font>

764
01:14:20,622 --> 01:14:23,207
! یا می‌تونی همین جا بمونی و بمیری

765
01:14:24,126 --> 01:14:26,085
! اون توي دستشويي خانم‌ها‌ست 

765
01:14:29,006 --> 01:14:32,005
<font color="#ff8000">« : نام کتابی که کلید درب مخفی است»</font>
<font color="#ff8000">« " جهان همچون اراده و تصور " »</font>
<font color="#ff8000">«،مهمترین اثر آرتور شوپنهاور فیلسوف آلمانی است»</font>
<font color="#ff8000">«این کتاب چنین آغاز می‌شود: جهان تصور من است»</font>

766
01:14:32,176 --> 01:14:34,093
زود باشيد

767
01:14:59,661 --> 01:15:00,800
من نئو هستم

767
01:15:01,161 --> 01:15:02,990
بله مي‌دونم، من كليد ساز هستم

768
01:15:02,998 --> 01:15:04,916
! در انتظارت بودم

769
01:15:10,839 --> 01:15:14,726
،اوه خداي من، خدای من
پرسفونه تو چطور تونستي اين كار رو بكني ؟

769
01:15:14,839 --> 01:15:16,826
! تو به من خيانت كردي

770
01:15:19,765 --> 01:15:22,600
! علت و معلول عشقم -
!علت ؟ -

771
01:15:22,768 --> 01:15:25,770
براي اين كار هيچ علتي وجود نداره، كدوم علت ؟

772
01:15:25,938 --> 01:15:30,233
کدوم علت ؟
مثلا اون رژ لبي كه هنوز روي صورتت هست چیه ؟

773
01:15:30,400 --> 01:15:33,110
رژ لب ؟
! رژ لب

774
01:15:33,278 --> 01:15:37,114
این حرف‌های جنون آمیز چیه که می‌زنی، زن ؟
! رژ لبی وجود نداره

775
01:15:38,825 --> 01:15:41,494
! پس حتماً اون زن صورتت رو نمی‌بوسیده، عشقم

776
01:15:42,621 --> 01:15:47,083
ای، ای، ای، ای زن، چیزی نبوده

777
01:15:47,251 --> 01:15:50,597
! يه بازي بود، فقط يه بازي 

777
01:15:50,651 --> 01:15:52,797
! پس اين هم يه بازي‌ـه 

778
01:15:52,965 --> 01:15:54,966
! خوش بگذره

779
01:16:01,873 --> 01:16:05,059
! باشه

780
01:16:05,310 --> 01:16:08,104
بیاید بفهمیم که این جریان به کجا میرسه

781
01:16:08,272 --> 01:16:11,148
شما دوتا، كليد ساز رو بگيريد

782
01:16:17,656 --> 01:16:19,657
! کَلَکِ خوبی بود

783
01:16:19,825 --> 01:16:21,317
! امکان نداره (به اون زندان) بر‌گردم

784
01:16:21,660 --> 01:16:23,661
! من حساب این‌ها رو می‌رسم

785
01:16:24,162 --> 01:16:30,293
حساب ما رو می‌رسی؟ تو حساب ما رو می‌رسی؟
* ! نفرات پیش از تو احترام بیشتری قائل بودن
<font color="#ff8000">«منظور،افراد برگزیده در ماتریکس‌های پیشین است»</font>

786
01:16:43,682 --> 01:16:45,825
! باشه، تو یه مهارت‌هایی داری

787
01:16:47,936 --> 01:16:49,895
! بُكشيدش

788
01:17:50,082 --> 01:17:52,124
!ديديد ؟
! اون فقط يک انسان‌ـه

789
01:20:06,927 --> 01:20:09,678
! خدا لعنتت کنه زن
!تو آخرش من رو از بین می‌بری 

790
01:20:11,807 --> 01:20:15,810
حرف‌هام یادت بمونه، پسر جون
! خوب یادت بمونه

791
01:20:15,977 --> 01:20:21,190
،من از دست نفرات قبل از تو جون سالم به در بردم
از دست تو هم جون سالم به در ميرم

792
01:20:41,253 --> 01:20:44,630
كجا داري ميري ؟ -
از يه راه ديگه، هميشه يه راه ديگه هم هست -

793
01:20:48,760 --> 01:20:50,636
! ببندش، زود 

794
01:20:55,433 --> 01:20:57,977
ميشه با هم حركت كنيم ؟

795
01:21:01,523 --> 01:21:03,107
! فرار كنيد 

796
01:21:19,040 --> 01:21:21,375
از در فاصله بگیر

797
01:21:26,464 --> 01:21:27,956
! برای این کارِت بهت مدیونم

798
01:21:30,010 --> 01:21:31,176
درست مثل روز اول شد

799
01:21:31,469 --> 01:21:32,928
! اسلحه‌ات رو بنداز زمين

800
01:21:38,310 --> 01:21:40,144
کنارش بمون -
پس نئو چي میشه ؟ -

801
01:21:40,312 --> 01:21:41,994
! اون می‌تونه گلیم خودش رو از آب بیرون بکشه 

802
01:21:44,941 --> 01:21:46,125
! برو عقب 

803
01:22:23,888 --> 01:22:24,955
! لعنتی

804
01:22:25,357 --> 01:22:26,857
اپراتور هستم -
لينك، من كجا هستم ؟ -

805
01:22:27,400 --> 01:22:30,811
امکان نداره باورت بشه
! ولی الان بالای کوهستان هستی

806
01:22:30,904 --> 01:22:33,597
واقعاً ؟ -
آره، یکم طول مي‌كشه تا برات يه خروجي پيدا كنم -

807
01:22:33,698 --> 01:22:34,740
! لعنتي -
چي شده ؟ -

808
01:22:34,950 --> 01:22:37,818
،اون دوقلو‌ها دنبال مورفيوس و ترينيتي هستن
! ولی من یه راهی دارم که بیارم‌شون بیرون

809
01:22:37,986 --> 01:22:41,163
الان كجا هستن ؟ -
از وسط شهر، پانصد مايل به سمت جنوب هستی -

810
01:22:57,931 --> 01:22:59,515
اپراتور هستم -
ما رو از اين‌جا بيار بيرون لینک -

811
01:22:59,683 --> 01:23:02,434
كار ساده‌اي نيست قربان -
مي‌دونم، ما درونِ هسته‌ی اصلی شبكه هستيم -

812
01:23:02,602 --> 01:23:05,229
بله قربان، تنها خروجی‌ای که نزدیک شماست
! پل هواییِ " وینزلو " هست

813
01:23:05,397 --> 01:23:07,481
بیرون از آزاد راه ؟ -
بله قربان -

814
01:23:07,649 --> 01:23:09,002
خوبه، پیداش می‌کنیم 

814
01:23:09,149 --> 01:23:11,402
... قربان به نظرم باید
اوه لعنتی اون‌ها پشت سرتون هستن 

815
01:23:16,408 --> 01:23:17,992
! مي‌خوان شليك كنن -
! برید پایین -

815
01:23:20,408 --> 01:23:24,992
<font color="#ff8000">«*DA203 :نوشته‌ی روی پلاک خودرو»</font>
<font color="#ff8000">«:اشاره به این قسمت از کتاب "دانیال" در تورات»</font>
<font color="#ff8000">«من رویایی دیده‌ام که فکرم را مشغول کرده»</font>
<font color="#ff8000">«و می‌خواهم بدانم که چه معنایی دارد»</font>

816
01:23:26,251 --> 01:23:27,418
! محكم بشينید

817
01:23:44,436 --> 01:23:46,937
! اوه نه، اوضاع داره خیلی سریع بهم می‌ریزه

818
01:23:47,105 --> 01:23:48,814
اوضاع رو می‌بینی لینک ؟

819
01:23:48,982 --> 01:23:52,609
بله قربان، همه توجه‌ها به سمت شما جلب شده
هشت واحد (پلیس) هم دارن به سمت شما میان

820
01:23:53,653 --> 01:23:55,612
پيشنهادي داري ؟

821
01:23:57,490 --> 01:23:59,491
! بپيچيد به راست -
! بپيچ به راست، زود -

822
01:24:06,958 --> 01:24:09,793
حالا اگه همین رو مستقیم برید به یک تونل ارتباطی 
می‌رسید که شما رو به(آزاد راه) 101 می‌بره

823
01:24:09,961 --> 01:24:12,671
فهميدم -
قربان مطمئنيد؟ منظورم آزاد راه،خيلي خطرناكه -

824
01:24:12,839 --> 01:24:14,550
توی اين چهارده سالي كه اپراتور بودم
... هرگز ندیدم كسي

824
01:24:14,639 --> 01:24:16,550
لينك، یادت هست چي بهت گفته بودم ؟

825
01:24:16,843 --> 01:24:19,136
،بله، قربان یادمه
پل هوايي وينزلو

826
01:24:19,304 --> 01:24:21,805
وقتی برسید اون جا من آماده‌ام -
آفرین -

827
01:24:21,973 --> 01:24:24,141
هميشه مي‌گفتي از آزاد راه دوري كنيم

828
01:24:24,309 --> 01:24:26,935
بله، درسته -
مي‌گفتي كه اين كار خودكشيه -

829
01:24:27,145 --> 01:24:29,063
... پس بيا اميدوار باشيم

830
01:24:29,230 --> 01:24:30,606
! که من اشتباه کرده باشم

831
01:24:42,494 --> 01:24:43,677
اپراتور هستم -
لينك، نايوبي هستم -

832
01:24:43,745 --> 01:24:45,370
ما رو فرستادن تا شما رو برگردونيم

833
01:24:45,538 --> 01:24:48,624
من بايد با مورفيوس صحبت كنم -
! باور کن نايوبي، اون خيلي بهت احتياج داره -

834
01:24:48,792 --> 01:24:50,793
اون كجاست ؟ -
! فقط آژيرها رو دنبال كن -

835
01:24:58,343 --> 01:25:00,260
... تكرار مي‌كنم، اون‌ها دارن نزدیک میشن

836
01:25:03,431 --> 01:25:07,643
اون‌ها توی چنگ‌مون هستن -
*اولویت اصلی، اون موردِ تبعیدی‌ـه -
<font color="#ff8000">«منظور کلیدساز است»</font>
<font color="#ff8000">«که جزء برنامه‌های گوشه‌نشین می‌باشد»</font>

838
01:26:14,878 --> 01:26:16,753
! جات رو عوض کن

839
01:28:06,739 --> 01:28:09,950
! داريم خشمگین ميشيم -
آره، همين طوره -

840
01:28:55,997 --> 01:28:57,998
! ترينيتي

841
01:28:58,416 --> 01:28:59,541
! اون رو از اين‌جا خارج کن 

842
01:29:03,171 --> 01:29:05,255
! زود باش

843
01:29:22,273 --> 01:29:23,774
! لِهش کن

843
01:29:31,273 --> 01:29:36,994
<font color="#ff8000">«*DE2852 :نوشته‌ی روی پلاک خودرو»</font>
<font color="#ff8000">«:اشاره به این قسمت از کتاب "تثنیه" در تورات»</font>
<font color="#ff8000">«شما را در شهرهای‌تان به دام خواهند انداخت»</font>
<font color="#ff8000">«تا زمانی که حصارهای بلند و مستحکم شما فرو بریزند»</font>

844
01:29:54,263 --> 01:29:55,305
! مورفيوس

845
01:29:55,473 --> 01:29:56,973
اون حالش خوبه
به راه‌تون ادامه بديد

846
01:29:57,975 --> 01:29:59,768
! بیا بریم

847
01:30:05,525 --> 01:30:07,692
یه برنامه براي سرقت موتورسیکلت احتياج دارم

848
01:30:07,860 --> 01:30:10,195
... مشكلي نيست، يک دوره‌ی فشرده براي دزدي 

849
01:30:10,363 --> 01:30:11,780
صبر كن

850
01:30:13,157 --> 01:30:14,616
! لَغوِش کن

851
01:30:14,784 --> 01:30:16,993
! تو خیلی به درد بخوری

852
01:30:17,161 --> 01:30:19,079
! بپر بالا 

853
01:32:46,352 --> 01:32:47,394
اون هیچ ارزشی نداره

854
01:32:47,562 --> 01:32:50,889
تبعيدي رو پيدا كنيد -
پيداشون كرديم -

855
01:32:51,023 --> 01:32:53,149
... يك، آدام دوازده
لطفا جواب بده

856
01:32:59,615 --> 01:33:01,324
! دراز بکش

857
01:35:12,331 --> 01:35:13,957
! گرفتمت

858
01:35:14,709 --> 01:35:15,792
! اون زن عالیه

859
01:35:20,172 --> 01:35:22,465
ديگه به وجود تو نيازي نيست

860
01:35:29,140 --> 01:35:32,851
همه ما كاري رو انجام میدیم
كه براش ساخته شديم

861
01:35:34,478 --> 01:35:38,064
پس تو فقط برای یک چیز دیگه 
! ساخته شدی: حذف شدن

862
01:35:39,024 --> 01:35:40,900
! برو دهنش رو سرویس کن

863
01:36:30,951 --> 01:36:33,903
نئو اگر این اطراف هستی
! یکم کمک به دردمون می‌خوره

864
01:36:34,455 --> 01:36:35,914
اون ديگه چيه ؟

865
01:37:05,778 --> 01:37:08,655
! آره 
! آره

866
01:37:15,246 --> 01:37:20,375
،قربان، ناو ایکاروس موقعیتش رو تایید کرد
دو ناو اول، در موقعیت ضد حمله هستن

867
01:37:20,626 --> 01:37:21,668
خوبه

868
01:37:22,670 --> 01:37:23,811
تغییری ایجاد نشده ؟

869
01:37:23,999 --> 01:37:26,731
مهاجمین به یک لایه سنگ آهن برخورد کردن
که سرعت‌شون رو کاهش میده

870
01:37:26,999 --> 01:37:29,926
چقدر؟ -
احتمالاً يك ساعت -

871
01:37:30,294 --> 01:37:32,997
اين يعني اون‌ها كمي بيش از نُه ساعت
زمان لازم دارن تا به ما برسن

872
01:37:33,472 --> 01:37:35,098
بله، قربان

873
01:38:07,715 --> 01:38:09,966
يك " ساختمان " وجود داره

874
01:38:10,134 --> 01:38:15,805
،و داخل اون ساختمان طبقه‌اي هست
كه هيچ آسانسوري نمي‌تونه به اون طبقه بره

875
01:38:15,973 --> 01:38:17,991
و هيچ راه پله‌اي به اون‌جا نمي‌رسه

876
01:38:18,559 --> 01:38:24,647
این طبقه پر از " در " هست
اين در‌ها به مکان‌های مختلفي باز ميشن

877
01:38:24,815 --> 01:38:27,150
مکان‌های پنهان

878
01:38:27,584 --> 01:38:31,112
اما یک درِ ویژه هم وجود داره

879
01:38:31,280 --> 01:38:33,789
این همون دری هست 
که به طرف منبع اصلی باز میشه

880
01:38:41,832 --> 01:38:46,252
این ساختمان با يك سيستم امنیتی
بسيار قدرتمند محافظت ميشه

881
01:38:46,420 --> 01:38:50,999
هر زنگ اعلام خطری، یک بمبه -
!بمب؟ اون گفت بمب؟ -

882
01:38:51,175 --> 01:38:53,843
اما مثل همه سيستم‌ها، یک نقطه ضعف داره

883
01:38:54,011 --> 01:38:57,013
این سیستم براساس قوانين 
يك ساختمان واقعي ساخته شده

884
01:38:57,181 --> 01:39:00,558
هر سيستم، روي سيستم دیگه‌ای بنا شده -
! برق -

885
01:39:01,101 --> 01:39:03,999
اگر يكي‌شون از كار بي‌افته
باید بقيه هم از كار بي‌افتن 

885
01:39:04,101 --> 01:39:05,855
اگر برق نباشه
زنگ‌های اعلام خطر هم از كار مي‌افتن

886
01:39:06,023 --> 01:39:08,858
،اما براي قطع برق ساختمانی مثل اون
! بايد برق يك منطقه از شهر رو قطع كنيم

887
01:39:09,026 --> 01:39:12,737
! يك منطقه نه، بيست و هفت منطقه -
بيست و هفت منطقه ؟ -

888
01:39:13,572 --> 01:39:16,032
يک نيروگاه برق وجود داره

889
01:39:16,200 --> 01:39:18,451
اون بايد نابود بشه

890
01:39:18,619 --> 01:39:22,956
! اما بايد يک سيستم برق اضطراری هم باشه -
بله، يك سيستم برق اضطراري هم وجود داره -

891
01:39:24,583 --> 01:39:28,378
بايد به هسته‌ی مركزي شبكه‌ی برق
دسترسي پيدا كنيم

892
01:39:28,545 --> 01:39:31,381
سیستم برق اضطراري بايد از كار بي‌افته

893
01:39:31,548 --> 01:39:32,966
خب چه نیازی به ما دارید ؟

894
01:39:33,133 --> 01:39:35,301
نئو می‌تونه خيلي راحت‌تر 
از ما هر دو كار رو انجام بده

895
01:39:35,469 --> 01:39:37,220
زمان كافي وجود نداره -
چرا ؟ -

896
01:39:37,388 --> 01:39:40,515
اگر از اون در محافظت نشه
ارتباط قطع خواهد شد

897
01:39:40,683 --> 01:39:42,976
اما قبل از این اتفاق
باید ارتباط دیگه‌ای برقرار بشه

898
01:39:43,811 --> 01:39:44,847
چقدر زمان داریم ؟

898
01:39:44,891 --> 01:39:47,747
*! دقيقاً 314 ثانيه
<font color="#ff8000">«:احتمالاً اشاره به آیه 3:14 کتاب مقدس دارد»</font>
<font color="#ff8000">«،همان‌گونه که موسی عصایش را بالا آورد»</font>
<font color="#ff8000">«فرزند انسان نیز باید بالا بیاید تا هرکس»</font>
<font color="#ff8000">«که باور و ایمان داشته باشد زندگی ابدی بیابد»</font>

899
01:39:47,815 --> 01:39:49,399
! فقط كمي بيشتر از پنج دقيقه

900
01:39:49,566 --> 01:39:51,818
اين طول و عرض پنجره‌ی ورود به اون در هست

901
01:39:51,986 --> 01:39:54,278
... فقط شخص برگزيده مي‌تونه اون در رو باز كنه

902
01:39:54,488 --> 01:39:57,607
و فقط از طريق اون پنجره، در باز خواهد شد

903
01:39:58,699 --> 01:40:00,243
تو همه‌ی اين چيزها رو از كجا مي‌دوني ؟

904
01:40:00,411 --> 01:40:05,381
من مي‌دونم، چون که بايد بدونم
هدف از وجود من همينه

905
01:40:05,749 --> 01:40:07,754
علّتِ این‌جا بودن من همینه

905
01:40:08,249 --> 01:40:11,254
همون علّتی که همه‌ی ما این جا هستیم

906
01:40:22,016 --> 01:40:24,809
نئو من می‌دونم که مشکلی وجود داره

907
01:40:25,477 --> 01:40:27,520
تو مجبور نيستي به من بگي

908
01:40:27,688 --> 01:40:31,441
فقط مي‌خوام بدوني كه من كنارت هستم

909
01:40:34,987 --> 01:40:36,446
همه بايد با هم عمل كنن

910
01:40:41,201 --> 01:40:42,869
! ضرری که نداره

911
01:40:46,415 --> 01:40:48,499
... اگر يك نفر شكست بخوره

912
01:40:49,293 --> 01:40:51,002
همه شکست می‌خورن

913
01:40:51,503 --> 01:40:55,173
زمان تغيير شيفت نگهبانيِ
هردو ساختمان در نيمه شبه

914
01:40:56,550 --> 01:40:59,802
نیمه شب حمله می‌کنیم

915
01:41:00,429 --> 01:41:01,512
! هی 

916
01:41:01,680 --> 01:41:05,641
! برو خونه گوسفند‌هات رو بشمار -
! چرا؟ به من پول ميدن كه این‌جا بشمارم -

917
01:41:15,819 --> 01:41:18,029
بسیار خوب، وارد شدن

918
01:41:18,197 --> 01:41:20,698
چقدر وقت لازم داریم ؟ -
دوازده دقيقه -

919
01:41:23,410 --> 01:41:24,494
! اوه لعنتي

920
01:41:27,873 --> 01:41:31,336
تمام عمرمون رو صرف این جنگ کردیم

920
01:41:31,473 --> 01:41:34,336
امشب، باور دارم که
می‌تونیم این جنگ رو به پایان برسونیم

921
01:41:34,838 --> 01:41:37,006
امشب(حضور ما در این‌جا) يک اتفاقِ تصادفي نيست

922
01:41:38,342 --> 01:41:40,343
هیچ اتفاقِ تصادفی‌ای وجود نداره

923
01:41:41,720 --> 01:41:46,766
ما به صورتِ شانسی این‌جا حضور پیدا نکردیم
من به شانس اعتقاد ندارم

924
01:41:46,934 --> 01:41:52,522
،وقتی می‌بینم که سه هدف
سه کاپیتان و سه ناو داریم

925
01:41:52,689 --> 01:41:56,492
،این رو یک چیز اتفاقی نمی‌بینم
این رو مشیّت و چیزی که مقرّر شده می‌بینم

926
01:41:56,527 --> 01:41:58,861
من (در پس این ماجرا) هدفی رو می‌بینم

927
01:42:01,573 --> 01:42:04,491
من باور دارم که این تقدیرِ ما بوده
که این‌جا باشیم

927
01:42:04,993 --> 01:42:07,912
سرنوشت ما بوده

928
01:42:08,080 --> 01:42:16,587
،من باور دارم که امشب، هدف و معنای دقیقِ زندگی
‌برای تک‌تکِ ما هویدا خواهد شد

930
01:42:16,755 --> 01:42:20,925
،قصد دارم ازت بخوام که یه کاری برام بکنی
ولی نمی‌دونم چطور بگم

931
01:42:21,510 --> 01:42:23,627
بهت قول ميدم که اگر بتونم، حتماً انجامش بدم

932
01:42:24,763 --> 01:42:28,099
اگر ازت بخوام که از این ماجرا 
دور بمونی چی میگی ؟

933
01:42:29,059 --> 01:42:31,060
... هر اتفاقي که افتاد

934
01:42:31,228 --> 01:42:33,563
! از ماتريكس دور بمون

935
01:42:34,648 --> 01:42:36,440
چرا ؟

936
01:42:44,658 --> 01:42:45,741
خواهش مي‌كنم

937
01:42:47,828 --> 01:42:49,162
باشه

938
01:42:52,499 --> 01:42:55,001
چی شده، نايوبي ؟

939
01:42:55,169 --> 01:42:59,397
نمي‌تونم بهش فکر نكنم مورفيوس، نمي‌تونم به اين
فكر نكنم كه اگه تو اشتباه كرده باشي چي ؟

940
01:42:59,564 --> 01:43:02,898
اگه همه‌ی این‌ها، پيشگويي و بقيه حرف‌ها
همش یه مشت مزخرفات باشه، چي ؟

941
01:43:02,999 --> 01:43:06,929
! در این صورت، فردا همه‌ی ما مُرده هستیم

942
01:43:07,347 --> 01:43:09,974
ولی این چه تفاوتی با سایر روزهای ما داره ؟

943
01:43:19,443 --> 01:43:25,948
اين يک جنگه، و ما سرباز هستيم

944
01:43:26,200 --> 01:43:29,118
... مرگ می‌تونه هر زمانی به سراغ ما بیاد

945
01:43:29,661 --> 01:43:31,454
! در هر مکانی

946
01:43:31,622 --> 01:43:33,539
! دارن ميان 
! دارن ميان

947
01:43:35,500 --> 01:43:37,126
! دارن ميان

948
01:43:43,050 --> 01:43:45,509
حالا حالت دیگری رو در نظر بگیرید

949
01:43:45,677 --> 01:43:47,564
اگر من درست بگم چي ؟

949
01:43:47,877 --> 01:43:50,264
اگه پيشگويي حقیقت داشته باشه چی ؟

950
01:43:50,532 --> 01:43:54,952
اگر فردا امکان پایان دادن
به این جنگ وجود داشته باشه چی ؟

951
01:43:55,812 --> 01:43:58,814
آیا این ارزش جنگیدن رو نداره ؟

952
01:43:59,942 --> 01:44:02,568
آیا این ارزشِ مُردن رو نداره ؟

953
01:44:03,487 --> 01:44:06,113
زمان ؟ -
سه دقیقه -

954
01:44:06,281 --> 01:44:07,406
تقریباً تمام شد

955
01:44:27,469 --> 01:44:28,844
آماده شد

956
01:44:29,012 --> 01:44:30,304
بقيه رو پيدا كن

957
01:44:31,431 --> 01:44:33,683
نايوبي توی محل مورد نظره
اون‌ها از قبل بيرون نيروگاه مستقر شدن

958
01:44:33,850 --> 01:44:36,519
سورن چطور ؟ -
توی محل مورد نظره -

959
01:44:36,687 --> 01:44:38,521
... اون‌ها هنوز داخل هستن، اما

960
01:44:39,398 --> 01:44:40,439
! حركت نمي‌كنن

961
01:45:04,589 --> 01:45:06,507
وقتشه، بریم

962
01:45:08,635 --> 01:45:10,469
همین الان با نئو تماس بگیر

963
01:45:14,433 --> 01:45:18,968
ارتباط‌مون قطع شد، اون‌ها داخل راهرو هستن -
شبكه‌ی برق تو چه وضعیتی‌ـه ؟ -

964
01:45:21,398 --> 01:45:24,990
همه چیز هنوز فعال‌ـه
سیستم اضطراری در حال برگردوندن برق‌ـه

965
01:45:30,574 --> 01:45:32,742
! یا خدا

966
01:45:32,909 --> 01:45:36,954
،به محض اينكه اون در رو باز كنن
! همه چيز تمامه

967
01:45:37,122 --> 01:45:39,081
! نمیذارم این اتفاقِ لعنتی بی‌افته

968
01:45:39,833 --> 01:45:41,167
!داري چكار مي‌كني، ترينيتي ؟

969
01:45:42,461 --> 01:45:45,421
،نمي‌تونم این‌جا بِایستم و كاري نكنم
نمي‌تونم منتظر بمونم و شاهد مرگ‌شون باشم

970
01:45:45,589 --> 01:45:47,757
! داریم درباره‌ی کمتر از پنج دقیقه حرف می‌زنیم

971
01:45:47,924 --> 01:45:50,426
من ظرف پنج دقیقه کُل اون ساختمان لعنتی رو
! با خاک یکسان می‌کنم

972
01:45:50,594 --> 01:45:54,138
چقدر ديگه مونده ؟ -
از این طرف، همین نزدیکی‌ـه -

973
01:45:55,432 --> 01:45:59,435
! ببخشيد، اين‌جا بُن‌بسته

974
01:46:00,604 --> 01:46:03,105
این بدترین هکی خواهد بود
! که تا حالا انجام دادم

975
01:46:06,318 --> 01:46:09,445
،این نزدیک‌ترین جاییه که می‌تونم بذارمت
! بهتره که بال در بیاری

976
01:46:28,048 --> 01:46:29,090
اپراتور هستم -
وارد شدم -

977
01:46:29,257 --> 01:46:31,425
به راهت ادامه بده، برو طبقه‌ی شصت و پنجم	 

978
01:46:32,010 --> 01:46:36,180
به نظر می‌رسه از دیدن دوباره‌ی من
شگفت زده شُدید آقای اندرسون

979
01:46:36,348 --> 01:46:41,727
،خب، این تفاوتِ بین ماست
من در انتظارتون بودم 

980
01:46:41,895 --> 01:46:44,814
تو چي مي‌خواي اسميت ؟ -
اوه، هنوز متوجه نشدی ؟ -

981
01:46:44,981 --> 01:46:50,486
هنوز از همه‌ی اندام‌هات استفاده می‌کنی
! به جز اونی که از همه مهمتره

982
01:46:50,654 --> 01:46:53,322
من هم دقیقاً همون چیزی رو می‌خوام
! که تو می‌خوای

983
01:46:53,490 --> 01:46:55,874
! من " همه چيز " رو مي‌خوام

984
01:46:56,034 --> 01:46:58,536
اون "همه چيز" ، شاملِ 
گلوله‌ی اين اسلحه هم ميشه ؟

985
01:46:58,703 --> 01:47:00,496
زود باش، شليك كن

986
01:47:00,664 --> 01:47:05,999
،بهترین چیز در مورد " من " اینه که
من "های زیادی وجود دارن "

987
01:47:17,347 --> 01:47:20,975
خدای من! اين‌جا چه اتفاقي افتاده ؟

988
01:47:21,852 --> 01:47:23,894
! همون جا بِایست خانم كوچولو

989
01:47:33,238 --> 01:47:35,030
... اگر نمي‌توني ما رو شكست بدي

990
01:47:35,198 --> 01:47:37,032
! پس به ما ملحق شو

991
01:47:39,202 --> 01:47:40,286
! مورفيوس

992
01:47:53,884 --> 01:47:57,011
هنوز هيچ اثري ازشون نيست، نمی‌دونم دارن 
چکار می‌کنن ولی فقط دو دقيقه وقت دارن

993
01:48:10,775 --> 01:48:11,817
! يك دقيقه

994
01:48:21,036 --> 01:48:23,164
! زود باش

991
01:48:23,328 --> 01:48:24,499
! زود باش

995
01:48:25,749 --> 01:48:27,625
خواهش مي‌كنم

996
01:48:37,552 --> 01:48:39,094
! اون‌ها رو بُکشید

997
01:48:46,978 --> 01:48:48,020
! وارد شدن

998
01:48:48,188 --> 01:48:50,147
باورم نميشه

999
01:49:05,705 --> 01:49:07,831
این اتفاق قرار بود بی‌افته

1000
01:49:07,999 --> 01:49:13,379
مورفيوس، اون در تو رو خونه برمي‌گردونه 

1001
01:49:22,138 --> 01:49:24,775
! خودت می‌دونی که کدوم " در " هست

1001
01:49:25,138 --> 01:49:26,475
! عجله کن نئو

1002
01:49:31,982 --> 01:49:35,950
*ترینیتی، یه سری فعالیتِ جدی دارن به سمتت میان
<font color="#ff8000">«منظور فعل و انفعالات غیر طبیعی ماتریکس هست»</font>
<font color="#ff8000">«که نشان دهند‌ی حضور مامورها می‌باشد»</font>

1003
01:50:27,454 --> 01:50:28,829
! سلام نئو

1004
01:50:29,372 --> 01:50:30,567
تو كي هستي ؟ 

1004
01:50:30,772 --> 01:50:33,167
من " معمار "* هستم
<font color="#ff8000">«ظاهر این شخص احتمالاً برگرفته از ظاهر»</font>
<font color="#ff8000">«زیگموند فروید پدر دانش روانشناسی مدرن»</font>
<font color="#ff8000">«و بنتون سرف پدر فضای مجازی می‌باشد»</font>

1005
01:50:33,335 --> 01:50:36,992
من ماتريكس را خلق* کردم، در انتظارَت بودم
<font color="#ff8000">«،اشاره به مفهوم عقل فعال در اندیشه گنوسی-افلاطونی»</font>
<font color="#ff8000">«فلاسفه‌ای مانند افلاطون و فارابی این ایده را بسط داده‌اند»</font>

1006
01:50:37,000 --> 01:50:38,983
تو پرسش‌های زیادی داری
<font color="#ff8000">«طبق این ایده در باطن جهان، موجودی واسطه قرار دارد که»</font>
<font color="#ff8000">«تمام ادراک‌ها و شعورها و قدرت‌های این جهان به مدد اوست»</font>
<font color="#ff8000">«خودآگاه و غیرمادی است و به آشفتگی جهان، نظم بخشیده»</font>

1007
01:50:39,001 --> 01:50:43,552
و با وجود اینکه این فرآیند، آگاهیِ تو را تغییر داده
ولی تو به طرز بازگشت‌ناپذیری انسان باقی مانده‌ای 

1008
01:50:43,720 --> 01:50:47,306
بنابراین برخی از پاسخ‌های من برای تو 
! قابل فهم هستند و برخی دیگر غیرقابل فهم

1009
01:50:47,724 --> 01:50:51,769
هم‌زمان، در حالی که نخستین پُرسشِ تو می‌تواند 
... هوشمندانه‌ترین و مرتبط‌ترین پرسشِ تو باشد

1010
01:50:51,936 --> 01:50:55,998
ممکن است متوجه باشی یا نباشی، که همچنین 
! می‌تواند بی‌ربط‌ترین پرسشِ تو نیز باشد

1011
01:50:56,524 --> 01:50:58,150
چرا من اين‌جا هستم ؟

1012
01:50:58,318 --> 01:51:02,237
زندگی تو مجموعه‌ای از بقایای بر جا مانده‌ی
یک معادله‌ی نامتوازن است

1013
01:51:02,405 --> 01:51:04,740
که یک چیز طبیعی و ذاتی در روند
برنامه نویسی ماتریکس است

1014
01:51:04,908 --> 01:51:08,994
تو نتیجه‌ی یک ناهنجاریِ احتمالی هستی
... که با وجود تلاش‌های صمیمانه و بی وقفه‌ام

1015
01:51:09,162 --> 01:51:11,997
... هنوز موفق به حذف آن 

1016
01:51:12,165 --> 01:51:16,627
از معادله‌ی دقیق و متوازن ماتریکس نشده‌ام

1017
01:51:16,961 --> 01:51:19,296
با وجود اینکه این مشکلی است
که به شدت از آن اجتناب می‌شود

1018
01:51:19,464 --> 01:51:23,926
اما یک چیز غیر منتظره نبوده 
و بنابراین فراتر از حد کنترل ما نیست

1019
01:51:24,094 --> 01:51:28,055
... چیزی که تو را لاجَرَم و به ناچار کِشانید به 

1020
01:51:29,015 --> 01:51:30,265
! این‌جا

1021
01:51:30,433 --> 01:51:34,520
! تو هنوز پاسخِ، پرسش من رو ندادی -
كاملاً درسته -

1022
01:51:34,688 --> 01:51:38,482
! جالبه، زودتر از دیگران متوجه شدی

1023
01:51:38,650 --> 01:51:41,276
*دیگران؟ مگه چندتا ديگه بوده؟ كدوم دیگران؟ 
<font color="#ff8000">«صدای نفرات قبلی»</font>

1024
01:51:41,444 --> 01:51:43,946
ماتريكس قديمي‌تر از آن چیزی است
كه فكر مي‌كني

1025
01:51:44,114 --> 01:51:48,117
من ترجیح می‌دهم از پیدایش یک ناهنجاریِ معادلاتی
*تا پیدایش ناهنجاری بعدی زمان را محاسبه کنم
<font color="#ff8000">«یعنی مبنای محاسبه و شمارش دوره‌های زمانیِ»</font>
<font color="#ff8000">«ماتریکس پیدا شدن برگزیده‌ها یا همان ناهنجاری‌هاست»</font>

1026
01:51:48,284 --> 01:51:50,536
كه در اين‌ صورت
! اين ششمين نسخه‌ی ماتريكس است

1027
01:51:50,704 --> 01:51:53,163
پنج نفر قبل از من بودن ؟
! داره دروغ میگه، مزخرف میگه

1028
01:51:53,331 --> 01:51:56,875
اگر پنج فرد برگزیده قبل از من وجود داشتن
پس فقط دو توضیح ممکنه وجود داشته باشه

1029
01:51:57,043 --> 01:51:58,935
... يا بقیه می‌دونستن و كسي به من چيزی نگفته

1030
01:51:59,587 --> 01:52:03,590
يا هيچ‌كس چيزي در این مورد نمي‌دونه -
! دقيقاً -

1031
01:52:03,758 --> 01:52:07,052
،همان‌طور که بدون شک داری متوجه می‌شوی
ناهنجاری، مَقوله‌ای سیستماتیک است

1032
01:52:07,220 --> 01:52:10,639
که حتی در ساده‌ترین معادلات هم
نوسانات و بی ثباتی‌هایی را به وجود می‌آورد

1033
01:52:10,807 --> 01:52:14,059
،نمي‌توني من رو كنترل كني
! من خُرد و خمیرت می‌کنم

1034
01:52:14,227 --> 01:52:16,019
! می‌کُشمت لعنتی

1035
01:52:16,187 --> 01:52:19,356
! نمي‌توني من رو مجبور به كاري بكني
! پیرمرد سفید پوشِ عوضی

1036
01:52:21,651 --> 01:52:23,152
" انــتــخــاب "

1037
01:52:23,319 --> 01:52:25,154
! مشکل بر سر " انتخاب "‌ـه

1038
01:52:47,385 --> 01:52:51,113
،نخستین ماتريكسي كه طراحي كردم
از نظر طبیعی کاملاً بی‌نقص بود، يك اثر هنري بود

1039
01:52:51,181 --> 01:52:53,015
بی عیب، کامل

1040
01:52:53,183 --> 01:52:56,685
یک پیروزی بزرگ که تنها 
! با شکست عظیمش قابل مقایسه بود

1041
01:52:57,353 --> 01:52:59,772
اجتناب ناپذیر بودنِ فروپاشی آن ماتریکس
اکنون آشکار شده

1042
01:52:59,939 --> 01:53:03,275
*دلیل آن نقصی ذاتی‌ست که درتک‌تک انسان‌ها وجود دارد
<font color="#ff8000">«منظور این است که انسان‌ها ذاتاً عادت به رنج دارند و»</font>
<font color="#ff8000">«وقتی در یک دنیای بدون رنج زندگی کنند سر به طغیان»</font>
<font color="#ff8000">«برمی‌دارند و آن جامعه دچار فروپاشی می‌شود»</font>

1043
01:53:03,443 --> 01:53:06,353
بنابراین من ماتريكس را دوباره و اين بار
بر اساس تاريخ شما انسان‌ها طراحی کردم

1044
01:53:06,571 --> 01:53:10,974
تا این بار بازتاب دقیق‌تری از ذات و طبیعت
متفاوت و عجیب شما انسان‌ها باشد 

1045
01:53:11,284 --> 01:53:15,037
اگرچه که دوباره از شکستی که خوردم ناامید شدم

1046
01:53:16,498 --> 01:53:19,124
از آن زمان به تدریج دریافتم
که پاسخ از من می‌گریزد

1047
01:53:19,292 --> 01:53:21,335
چرا که به ذهنی دون‌تر
و عقلی کمتر نیاز دارد

1048
01:53:21,503 --> 01:53:27,466
یا شاید به ذهنی که کمتر
با مولّفه‌های کمال مقیَّد شده باشد 

1049
01:53:27,884 --> 01:53:32,304
،بنابراین پاسخ به سوی فردِ دیگری غلتید
به سوی یک برنامه‌ی حسی و درکی

1050
01:53:32,472 --> 01:53:37,267
برنامه‌ای که در ابتدا برای بررسی 
جنبه‌های خاصی از روانِ انسان ایجاد شده بود

1051
01:53:37,435 --> 01:53:43,398
،اگر من پدر ماتريكس باشم
آن زن، بدون شک مادر ماتریکس است

1052
01:53:44,025 --> 01:53:46,318
! همون اوراكل -
! خواهش می‌کنم -

1053
01:53:47,028 --> 01:53:51,031
همان‌طور که می‌گفتم، آن زن به راه حلی رسید
... که نود و نه درصد نمونه‌های آزمایشی

1054
01:53:51,199 --> 01:53:54,176
تا زمانی که به آن‌ها حق انتخاب داده می‌شد
برنامه را می‌پذیرفتند

1055
01:53:54,244 --> 01:53:58,372
حتی اگر آن‌ها فقط در سطحی نزدیک به 
ضمیرِ ناخودآگاه از این قدرتِ انتخاب آگاهی داشتند

1056
01:53:58,540 --> 01:54:01,959
در عین حالی که این راه حل، پاسخگوی نیاز ما بود
اما بدیهی است که دارای نقص نیز بود

1057
01:54:02,126 --> 01:54:06,229
بنابراین یک ناهنجاریِ
سیستماتیکِ متناقضِ دیگر خلق شد

1058
01:54:06,297 --> 01:54:09,207
که اگر کنترل نشده باقی می‌ماند
ممکن بود موجودیتِ کُلِ سیستم را تهدید کند

1059
01:54:09,384 --> 01:54:13,612
بنابراین افرادی که برنامه را پس می‌زدند، حتی با 
وجود اینکه در اقلیت بودند، اگر کنترل نمی‌شدند

1060
01:54:13,680 --> 01:54:17,866 
احتمال فزاینده‌ای از بروز فاجعه را رقم می‌زدند

1061
01:54:17,934 --> 01:54:19,926
همه‌ی این‌ها به خاطر " صهیون "‌ـه

1062
01:54:20,186 --> 01:54:23,856
تو اين‌جا حضور داری
زیرا که صهیون در آستانه‌ی نابودي‌ست

1063
01:54:24,023 --> 01:54:28,543
همه‌ی ساکنان آن از بین خواهند رفت
و حیات به کُلی در آن ریشه کن خواهد شد

1064
01:54:28,736 --> 01:54:29,778
! مزخرف میگی

1065
01:54:29,946 --> 01:54:33,115
انکار، قابل پيش‌بيني‌ترين واکنشِ انسان‌هاست

1066
01:54:33,324 --> 01:54:39,888
اما خیالت آسوده باشد، این ششمین باری
! خواهد بود که آن را نابود می‌کنیم

1067
01:54:39,956 --> 01:54:43,999
! و ما در این زمینه بسیار کارآمد و متبحّر شده‌ایم

1068
01:54:56,681 --> 01:54:57,999
... ماموریت شخص برگزیده این است 

1069
01:54:58,141 --> 01:55:02,811
که به منبع اصلی بازگردد و اجازه دهد کُدی را
که حمل می‌کند به صورت موقت انتشار یابد

1070
01:55:02,979 --> 01:55:04,988
*و برنامه‌ی اصلی را دوباره بازسازی و اجرا کند
<font color="#ff8000">«یعنی مانند یک آنتی ویروس که باعث از بین رفتن»</font>
<font color="#ff8000">«،مشکلات به وجود آمده در سیستم عامل می‌شود»</font>
<font color="#ff8000">«برگزیده مشکلات سیستم عامل ماتریکس را برطرف می‌کند»</font>

1071
01:55:05,273 --> 01:55:09,276
بعد از آن بیست و سه نفر را از درون ماتریکس
انتخاب خواهی کرد

1072
01:55:09,444 --> 01:55:12,696
شانزده مادِّه و هفت نَر*،تا صهیون را از نو بسازی
<font color="#ff8000">«:اشاره به آیه 7:16 از کتاب "پیدایش" در تورات»</font>
<font color="#ff8000">«و آنهایی‌ كه‌ آمدند نر و ماده از هر موجود آمدند‌»</font>
<font color="#ff8000">«چنان كه‌ خداوند نوح را امر فرموده‌ بود»</font>
<font color="#ff8000">«و خداوند درِ(کشتی) را از عقب‌ او بست»</font>

1073
01:55:12,864 --> 01:55:17,409
شکست در تکمیل این فرآیند به نابودیِ
فاجعه بارِ کل سیستم[ماتریکس] خواهد انجامید

1074
01:55:17,577 --> 01:55:19,912
که باعث کشته شدن تمام افراد
متصل به ماتریکس می‌شود

1075
01:55:20,079 --> 01:55:22,664
که اگر نابودی صهیون را نیز به آن اضافه کنیم

1076
01:55:22,832 --> 01:55:27,044
در نهایت به انقراضِ
! کُل نوع بشر منجر خواهد شد

1077
01:55:27,378 --> 01:55:31,465
،شما اجازه نمیدید این اتفاق بی‌افته، شما نمی‌تونید
شما براي بقا به انسان‌ها نیاز داريد

1078
01:55:32,258 --> 01:55:35,886
سطوح مختلفی از بقا وجود دارند
که ما آماده‌ی پذیرش آنها هستیم

1079
01:55:36,054 --> 01:55:38,847
با این حال مهمترین موضوع این است که
... آیا تو آمادگی داری

1080
01:55:39,015 --> 01:55:42,601
تا مسئولیت مرگ تک‌تک انسان‌های
این جهان را بر عهده بگیری یا خیر ؟

1081
01:55:49,067 --> 01:55:52,399
! خواندن واکنش‌های تو خیلی جالب است
<font color="#ff8000">«منظور خواندن کدهایی است که نشان دهنده‌ی عواطف‌»</font>
<font color="#ff8000">«و افکار درونی است و چون نئو در آن لحظه به ماتریکس»</font>
<font color="#ff8000">«متصل است، خواندن این کدها برا معمار میسر می‌باشد»</font>

1082
01:55:52,654 --> 01:55:56,490
پنج برگزیده‌ی پیش از تو، بر مبنای
پیش‌بینی‌های مشابه طراحی شده بودند

1083
01:55:56,658 --> 01:56:01,219
تصادفی محتمل الوقوع که بنا بود 
... یک پیوستگی عمیق بین شما(برگزیده‌ها)

1084
01:56:01,287 --> 01:56:04,993
،و سایر هم نوع‌های‌ شما ایجاد کند
که باعث تسهیل در عملکرد شخص برگزیده شود

1085
01:56:05,041 --> 01:56:07,476
در حالی که دیگران این فرآیند را 
به شیوه‌ی معمول تجربه می‌کنند

1086
01:56:07,543 --> 01:56:10,504
اما این در مورد تو بسیار متفاوت و خاص است

1087
01:56:10,838 --> 01:56:13,915
! در برابر عــشــق

1088
01:56:14,717 --> 01:56:16,343
! ترينيتي

1089
01:56:18,638 --> 01:56:22,995
او به موقع وارد ماتريکس شد تا جان تو را
! نجات دهد، به قيمت فدا کردن جان خودش

1090
01:56:23,851 --> 01:56:24,893
! نه

1091
01:56:25,103 --> 01:56:31,431
که این ما را به واپسین لحظه‌ی حقیقت* می‌رساند،زمانی
که مشکل بنیادینِ این فرآیند، سرانجام روشن می‌گردد
<font color="#ff8000">«لحظه‌ای که شخص باید یک تصمیم مهم و سریع بگیرد و»</font>
<font color="#ff8000">«این کار درآینده عواقبی را برای او در پی خواهد داشت»</font>

1092
01:56:31,499 --> 01:56:36,655
،و آشکار می‌شود که ناهنجاری
! هم نقطه‌ی آغاز و هم نقطه‌ی پایان است 

1094
01:56:36,823 --> 01:56:38,490
دو درب وجود دارد

1095
01:56:38,658 --> 01:56:41,868
درب سمت راست تو، به منبع اصلی
و نجات صهیون منتهی می‌شود

1096
01:56:42,453 --> 01:56:48,750
درب سمت چپ تو، به ماتریکس، نجات آن زن
و پایان بشریت منتهی می‌شود

1097
01:56:48,918 --> 01:56:53,296
،همان‌طور که به درستی بیان کردی
مشکل اصلی بر سر " انتخاب " است

1098
01:56:53,464 --> 01:56:56,967
اما هر دوی ما پیشاپیش می‌دانیم که تو
قرار است چکار کنی، مگر نه ؟

1099
01:56:57,135 --> 01:56:59,391
از هم اکنون می‌توانم زنجیره‌ی واکنش‌ها را ببینم

1099
01:56:59,575 --> 01:57:03,121
فعل و انفعالاتی شیمیایی
... برای بروز یک احساس 

1100
01:57:03,389 --> 01:57:06,643
که به طور ویژه برای غلبه بر
منطق و خِرَد طراحی شده است

1101
01:57:06,811 --> 01:57:11,440
احساسی که تو را از دیدنِ
: این حقیقت ساده و آشکار باز می‌دارد

1102
01:57:11,607 --> 01:57:18,113
آن زن خواهد مُرد و تو براي جلوگیری از 
مرگ او هیچ کاری نمی‌توانی انجام دهی

1103
01:57:23,119 --> 01:57:27,047
" ! امــيــد، اصلي‌ترين توهم بشر است "

1104
01:57:27,100 --> 01:57:31,126
چیزی که همزمان، هم بزرگ‌ترین نقطه‌ی قوت
! و هم بزرگ‌ترین نقطه‌ی ضعف شماست

1105
01:57:31,294 --> 01:57:35,630
اگر جای تو بودم، آرزو می‌کردم
! که دوباره همدیگه رو نبینیم

1106
01:57:35,798 --> 01:57:37,215
! نخواهيم ديد

1107
01:57:44,640 --> 01:57:46,850
! ما يه مشكل خیلی جدی داريم، قربان

1108
01:57:47,310 --> 01:57:48,393
! اوه نه

1109
01:58:48,037 --> 01:58:49,581
اون ديگه چيه ؟ -

1109
01:58:49,681 --> 01:58:51,881
هر چي که هست، از هرچیزی که 
! توی عمرم دیدم سریع‌تر حرکت می‌کنه

1110
01:59:42,216 --> 01:59:44,009
! لعنتی، گرفتش

1111
01:59:57,940 --> 01:59:59,774
! نئو، من مجبور بودم

1112
01:59:59,942 --> 02:00:01,693
! مي‌دونم

1113
02:00:06,741 --> 02:00:09,284
گلوله هنوز داخل بدنت‌ـه

1114
02:00:20,046 --> 02:00:21,963
! ترينيتي

1115
02:00:23,174 --> 02:00:24,883
! توی این شرایط من رو تنها نذار

1116
02:00:34,060 --> 02:00:36,645
! متاسفم

1117
02:00:43,152 --> 02:00:45,445
! ترينيتي

1118
02:00:55,414 --> 02:00:57,374
! ترينيتي

1119
02:00:57,541 --> 02:00:59,334
مي‌دونم كه صدا من رو مي‌شنوي

1120
02:01:00,127 --> 02:01:02,671
! نميذارم بري

1121
02:01:02,838 --> 02:01:04,464
! نمي‌تونم

1122
02:01:05,675 --> 02:01:07,884
! من از ته دل عاشقتم

1123
02:01:36,580 --> 02:01:37,992
! اين یکی رو ديگه نمی‌تونم باور ‌كنم

1124
02:01:41,627 --> 02:01:47,713
*به نظرم دیگه با هم بي‌حساب شديم
<font color="#ff8000">«در قسمت قبلی فیلم، ترینیتی عامل»</font>
<font color="#ff8000">«بازگشت نئو به زندگی شده بود»</font>

1125
02:01:57,393 --> 02:01:59,352
! نمی‌تونم درک کنم

1126
02:01:59,520 --> 02:02:02,522
همه‌ی کارها همون‌طور که مقدّر شده بود
انجام شد

1127
02:02:02,690 --> 02:02:05,734
وقتی که شخص برگزیده به منبع اصلی می‌رسید
باید این جنگ به پایان می‌رسید

1128
02:02:05,901 --> 02:02:08,737
تا بیست و چهار ساعت ديگه به پایان خواهد رسید -
!چي ؟ -

1129
02:02:08,904 --> 02:02:13,241
اگر تا بیست و چهار ساعت دیگه یه کاری رو
انجام ندیم، صهیون نابود خواهد شد

1130
02:02:13,659 --> 02:02:15,285
چی ؟ -
تو این رو از كجا مي‌دوني ؟ -

1131
02:02:15,745 --> 02:02:17,787
بهم گفتن که این اتفاق می‌افته -
کی گفته ؟ -

1132
02:02:18,789 --> 02:02:21,624
 مهم نيست، من حرفش رو باور كردم

1133
02:02:21,792 --> 02:02:25,628
... اين غير ممكنه، پيشگويي میگه که -
! همه‌اش دروغ بود مورفيوس -

1134
02:02:27,381 --> 02:02:29,924
! اون " پيشگويي " یک دروغ بود

1135
02:02:31,135 --> 02:02:34,137
شخص برگزيده هرگز قرار نبوده 
! چيزي رو به پایان برسونه

1136
02:02:34,305 --> 02:02:37,349
همه‌ی این‌ها، یه سیستم دیگه
برای کنترل ما بوده 

1137
02:02:37,516 --> 02:02:40,602
! من این رو باور نمي‌كنم

1138
02:02:40,936 --> 02:02:43,271
اما خودت الان گفتي

1139
02:02:43,439 --> 02:02:47,442
چطور اون پیشگویی می‌تونه حقیقت داشته
وقتی که جنگ به پایان نرسیده ؟

1140
02:02:53,616 --> 02:02:56,076
! متاسفم

1141
02:02:56,243 --> 02:02:59,621
... مي‌دونم كه شنيدنش آسون نیست، اما

1142
02:02:59,789 --> 02:03:02,957
سوگند مي‌خورم كه حقيقت داره

1143
02:03:06,170 --> 02:03:08,880
حالا بايد چيكار كنيم ؟ -
نمي‌دونم -

1144
02:03:11,092 --> 02:03:12,300
! اوه نه 

1145
02:03:21,644 --> 02:03:22,999
چه كاری دارن مي‌كنن ؟

1145
02:03:23,244 --> 02:03:25,479
هستن " EMP " اون‌ها درست خارج از بُردِ

1146
02:03:25,581 --> 02:03:26,991
! اون يه بمبه

1147
02:03:27,900 --> 02:03:30,110
! باید از این‌جا خارج بشیم، همین حالا

1148
02:04:06,814 --> 02:04:11,590
*"... من رویایی داشتم "
<font color="#ff8000">«،قسمتی از آیه 2:3 از کتاب "دانیال" در تورات»</font>
<font color="#ff8000">«هنگامی که نبوکدنزار پادشاه بابل از دانیال پیامبرِ»</font>
<font color="#ff8000">«بنی اسراییل می‌خواهد که رویای او را تعبیر کند»</font>

1149
02:04:11,715 --> 02:04:15,513
*" اما اکنون از آن رویا هیچ چیز باقی نمانده است "
<font color="#ff8000">«،قسمتی از آیه 2:3 از کتاب "دانیال" در تورات»</font>
<font color="#ff8000">«هنگامی که نبوکدنزار پادشاه بابل از دانیال پیامبرِ»</font>
<font color="#ff8000">«بنی اسراییل می‌خواهد که رویای او را تعبیر کند»</font>

1150
02:04:26,167 --> 02:04:28,418
! اومدن

1151
02:04:28,669 --> 02:04:30,378
بيا بريم، مورفيوس

1152
02:04:31,797 --> 02:04:34,841
ما موفق نمي‌شيم -
بايد تلاش‌مون رو بكنيم -

1153
02:04:42,558 --> 02:04:45,560
! زود باش -
يه چيزي فرق كرده -

1154
02:04:45,728 --> 02:04:47,729
چی ؟

1155
02:04:48,397 --> 02:04:49,898
می‌تونم احساس‌شون کنم

1156
02:05:12,838 --> 02:05:14,422
! نئو

1157
02:05:20,596 --> 02:05:24,182
چه اتفاقی افتاد ؟ -
نمي‌دونم -

1158
02:05:29,438 --> 02:05:35,356
*!اين كشتي " هَمِر " ـه
<font color="#ff8000">«به معنی پُتک، نام اصلی این هواناو " میولنیر " است»</font>
<font color="#ff8000">«که نام پتکی متعلق به ثور، ایزد نام‌دارِ آذرخش است»</font>
<font color="#ff8000">«به همین دلیل این ناو در بین سایر افراد به پُتک شهرت دارد»</font>

1159
02:05:43,035 --> 02:05:45,745
توی نوعی کُما قرار داره

1160
02:05:45,913 --> 02:05:48,164
اما علائم حیاتیش پایدار و خوبه

1161
02:05:49,375 --> 02:05:51,292
خودت چطوري ؟

1162
02:05:51,460 --> 02:05:53,586
من خوبم

1163
02:05:53,754 --> 02:05:56,130
می‌تونی یکم استراحت کنی

1164
02:05:56,298 --> 02:05:58,132
نه، مي‌خوام پيشش بمونم

1165
02:06:05,224 --> 02:06:07,850
... حق با لاك بود، اون حدس مي‌زد كه ماشين‌ها 

1166
02:06:08,018 --> 02:06:10,895
خطوط اصليِ ورودی و خروجی صهیون رو قطع ‌كنن

1167
02:06:11,063 --> 02:06:13,815
فكر مي‌كرد یک ضدحمله مي‌تونه
اون‌ها رو غافل‌گير كنه

1168
02:06:14,066 --> 02:06:17,785
به نظر فکر خوبی می‌اومد
من فکر کردم که شانسی برای پیروزی داریم

1169
02:06:17,990 --> 02:06:20,463
تا اينكه يک نفر همه چيز رو خراب كرد

1170
02:06:20,531 --> 02:06:23,257
قبل از اینکه در موقعیتِ موردِ نظر قرار بگیریم
شلیک شد" EMP " یک

1171
02:06:23,325 --> 02:06:25,201
پنج تا ناو بلافاصله نابود شدند

1172
02:06:25,769 --> 02:06:27,161
وقتی ماشین‌ها وارد شدن

1173
02:06:27,529 --> 02:06:30,540
،ديگه جنگي در كار نبود
! سلاخی بود

1174
02:06:30,708 --> 02:06:33,543
اون حادثه یه اتفاقِ تصادفی بود ؟
یه جور اشکال در عملکرد ؟

1175
02:06:33,711 --> 02:06:34,970
هيچ‌كس نمي‌دونه

1175
02:06:35,111 --> 02:06:36,170
! يک نفر مي‌دونه 

1176
02:06:36,338 --> 02:06:38,089
كي ؟

1177
02:06:38,357 --> 02:06:41,968
وقتی ماشین‌ها کارشون با ما تمام شد
دوباره شروع به حفاری کردن

1178
02:06:42,236 --> 02:06:44,729
ما هم خیلی سریع
مشغولِ پیدا کردن بازمانده‌ها شدیم

1179
02:06:44,938 --> 02:06:45,992
کسی رو هم پیدا کردید ؟

1180
02:06:47,674 --> 02:06:49,183
! فقط یک نفر

1180
02:06:54,674 --> 02:06:59,783
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام سايت زدمووی :
.:: @ZedMoviecom ::.
.:: ZedMovie.com ::.

1174
02:07:04,264 --> 02:07:07,316
<font color="#ff8000">«بعداً به نتیجه خواهد رسید»</font>

1174
02:07:07,564 --> 02:07:10,316
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام سايت زدمووی :
.:: @ZedMoviecom ::.
.:: ZedMovie.com ::.
