﻿0
00:00:30,900 --> 00:00:40,361
<b><font color="#00abfd"> دانلود رایگان فیلم و سریال 
  
  ..:: MiraMovie.org::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: ZedMovie.com::..</font></b>

2
00:01:15,322 --> 00:01:18,657
‫شاید فکر کنی که داستان منو می‌دونی

3
00:01:18,659 --> 00:01:21,326
‫خیلی‌ها اونو تعریف کردن

4
00:01:21,328 --> 00:01:25,790
‫اونقدر قدیمیه که تبدیل به یه افسانه شده

5
00:01:34,000 --> 00:01:39,000
«اوفلیا»

6
00:01:43,935 --> 00:01:48,603
‫من بیشتر از هر کَس دیگه‌ای
‫به بهشت و جهنم اعتقاد داشتم

7
00:01:53,486 --> 00:01:55,403
‫ولی همیشه یه دختر سرخود بودم ...

8
00:01:55,405 --> 00:01:58,365
‫که قلبش رو دنبال می‌کنه
‫و چیزی رو میگه که توی ذهنشه

9
00:02:00,492 --> 00:02:02,743
‫و باید خیلی وقت پیش ...

10
00:02:02,745 --> 00:02:06,541
‫خودم داستان خودم رو تعریف می‌کردم

11
00:02:10,461 --> 00:02:12,338
‫عقلت رو از دست دادی!

12
00:02:25,435 --> 00:02:27,351
‫اوفلیا. مراقب باش

13
00:02:42,159 --> 00:02:44,160
‫بازم موش گذاشتی توی جیبت؟

14
00:02:44,162 --> 00:02:47,996
‫- ساکت باشین!
‫- لایریتس، منم باهات میام!

15
00:02:47,998 --> 00:02:49,667
‫نیا!

16
00:02:52,294 --> 00:02:54,919
‫- برگرد، اوفلیا
‫- ولی به فکر اون همه کتاب باش!

17
00:02:54,921 --> 00:02:58,884
‫- خب، منم دانش‌آموزانم.
‫- خیلی عالیه

18
00:03:00,427 --> 00:03:02,303
‫بعداً خودم بهت یاد میدم

19
00:03:02,305 --> 00:03:05,013
‫ساکت باشید دیگه.
‫واسه درس خوندن آماده بشین

20
00:03:13,649 --> 00:03:17,108
‫- مراقب اژدها‌ها باشین
‫- اژدها‌ها؟

21
00:03:17,110 --> 00:03:18,651
‫یه میانبُره

22
00:03:18,653 --> 00:03:20,446
‫دوتا خرگوش دارین که پوست‌ش رو بکنین

23
00:03:20,448 --> 00:03:22,530
‫- عوضی کوچولو!
‫- آی!

24
00:03:22,532 --> 00:03:23,992
‫اوفلیا

25
00:03:31,167 --> 00:03:33,750
‫- نرو
‫- ولم کن. می‌خوام ببینم

26
00:03:46,306 --> 00:03:47,889
‫به سلامتی شاهزاده هملت!

27
00:03:47,891 --> 00:03:51,185
‫که داره واسه دانشگاه بزرگ ویتنبرگ
‫ما رو ترک می‌کنه

28
00:03:51,187 --> 00:03:53,561
‫حالا دیگه 15 سالش شده

29
00:03:53,563 --> 00:03:57,067
‫بیش از یه پسر بچه
‫و کمتر از یه مرد

30
00:03:58,068 --> 00:03:59,693
‫داره به شاهزاده اهانت می‌کنه؟

31
00:03:59,695 --> 00:04:01,237
‫اون عموشه، برادر پادشاه

32
00:04:01,239 --> 00:04:03,864
‫نور چشمی مادرش
‫[معنی سیب هم میده]

33
00:04:03,866 --> 00:04:05,990
‫و البته که در باغ عدن، یک سیب بوده ...

34
00:04:05,992 --> 00:04:07,410
‫که اون زن رو وسوسه کرده

35
00:04:07,412 --> 00:04:09,703
‫همیشه فکر می‌کردم کار یه مار بوده

36
00:04:09,705 --> 00:04:12,748
‫یه سیب از دانش بود
‫و دانش معصومیت رو می‌کُشه

37
00:04:12,750 --> 00:04:14,583
‫همونطور که زمستون
‫شکوفه‌های تابستون رو می‌کُشه

38
00:04:14,585 --> 00:04:16,001
‫اوفلیا!

39
00:04:16,003 --> 00:04:18,170
‫پس من می‌ترسم که پسرم رو به دانشگاه بفرستم ...

40
00:04:18,172 --> 00:04:20,423
‫جایی که ذهنش رو با دانش پُر می‌کنن

41
00:04:22,552 --> 00:04:25,803
‫- به سلامتی شاهزاده!
‫- به سلامتی شاهزاده!

42
00:04:25,805 --> 00:04:29,809
‫باشد که یه روز از بغل مادرش بلند شود

43
00:04:32,269 --> 00:04:35,437
‫من که فکر می‌کنم سیب هیچ گناهی نداشته

44
00:04:35,439 --> 00:04:36,858
‫اوفلیا!

45
00:04:38,442 --> 00:04:41,026
‫اوفلیا چیه دیگه؟

46
00:04:41,028 --> 00:04:42,945
‫علیحضرت، یه دختر‌ـه ...

47
00:04:42,947 --> 00:04:45,781
‫که به باریک‌ی دندان مار‌ـه

48
00:04:45,783 --> 00:04:50,286
‫و همچنین یه بلای واقعی برای محل کار من

49
00:04:50,288 --> 00:04:52,579
‫دختر؟

50
00:04:52,581 --> 00:04:55,166
‫یه کپی کامل ...

51
00:04:55,168 --> 00:04:57,793
‫از مادر فوت شده‌اش

52
00:04:57,795 --> 00:05:01,799
‫اوفلیای من، دختر من، گنجینه‌ی من

53
00:05:11,016 --> 00:05:13,353
‫یه گنجینه رو باید تمیز کرد

54
00:05:14,269 --> 00:05:15,935
‫وظیفه‌ی بانوهاست ...

55
00:05:15,937 --> 00:05:18,565
‫که یه همچین گنجینه‌ی رو پاک کنن.
‫و متأسفانه من یک بانو نیستم

56
00:05:19,858 --> 00:05:21,733
‫متأسفانه درسته

57
00:05:21,735 --> 00:05:25,822
‫شاید من یه دختر بچه باشم
‫ولی جایی برای تأسف خوردن وجود نداره

58
00:05:26,949 --> 00:05:29,076
‫من بزودی یک بانو میشم

59
00:05:32,497 --> 00:05:34,997
‫پس باید یکی از بانوهای من باشی

60
00:05:34,999 --> 00:05:37,457
‫و بزرگ شدنت رو ببینیم

61
00:05:43,632 --> 00:05:46,677
‫- ولم کنین!
‫- وایسا. تکون نخور

62
00:05:49,805 --> 00:05:53,183
‫- تکون نخور
‫- خیلی غم انگیزه

63
00:05:54,226 --> 00:05:55,519
‫اوه، خدای من

64
00:05:56,187 --> 00:05:57,480
‫تکون نخور!

65
00:06:29,887 --> 00:06:32,223
‫- اون بهت علاقه داره!
‫- آه، مزخرف نگو

66
00:06:36,935 --> 00:06:38,854
‫مثل یه بُز می‌رقصی، اوفلیا

67
00:07:40,540 --> 00:07:42,457
‫پدرش یه آدم چابلوسه

68
00:07:42,459 --> 00:07:45,627
‫راه خودشو از بین لجن‌ زار پیدا می‌کنه

69
00:07:45,629 --> 00:07:47,380
‫دیدی به جای جواهر ...

70
00:07:47,382 --> 00:07:49,798
‫گل توی موهاش گذاشته بود؟

71
00:07:49,800 --> 00:07:51,966
‫فکر کردم توی خاک دراز کشیده

72
00:07:51,968 --> 00:07:54,055
‫بوی خاک باغ رو میداد

73
00:07:56,516 --> 00:07:59,977
‫پدرش نمی‌تونه از پس خرید جواهرات بر بیاد.
‫اون یه دختر معمولیه

74
00:08:00,978 --> 00:08:03,021
ملکه چی تو اون دیده؟

75
00:08:08,735 --> 00:08:09,944
‫بالأخره اومدی، اوفلیا

76
00:08:09,946 --> 00:08:11,781
‫این دفعه چرا اینقدر طولش دادی؟

77
00:08:12,531 --> 00:08:14,281
‫مراقب خودت باش

78
00:08:17,577 --> 00:08:19,036
‫- بانوی من
‫- بانوی من

79
00:08:19,038 --> 00:08:21,165
‫زودباشین، قبل از اینکه آب سرد بشه

80
00:08:25,002 --> 00:08:28,628
‫بوی چی میاد؟
‫مثل بوی خاک توی باغ می‌مونه

81
00:08:32,677 --> 00:08:36,512
‫گلبرگ واسه حمومم؟
‫بیا

82
00:08:36,514 --> 00:08:38,850
‫چه فکر خوبی کردین، دخترا.
‫ممنونم

83
00:08:40,684 --> 00:08:42,978
‫خواهش می‌کنم، بانوی من

84
00:09:02,581 --> 00:09:04,456
‫شب بخیر.
‫شمع‌ها رو ببرین

85
00:09:04,458 --> 00:09:06,543
‫چشمام برای خوندن خیلی خسته‌ان

86
00:09:08,879 --> 00:09:10,378
‫من می‌تونم واستون بخونم، بانوی من

87
00:09:13,342 --> 00:09:15,884
‫یه دختری که خوندن بلده؟!

88
00:09:15,886 --> 00:09:17,554
‫برادرم بهم یاد داده

89
00:09:18,556 --> 00:09:20,890
‫شب بخیر، ملکه‌ی من

90
00:09:20,892 --> 00:09:22,018
‫شب خوش، بانوی من

91
00:09:23,061 --> 00:09:24,562
‫بانوی من

92
00:09:33,071 --> 00:09:34,906
‫در رو پشت سرت ببند

93
00:09:44,874 --> 00:09:47,918
‫تا حالا دیدی مرغ‌های توی محوطه
‫به همدیگه می‌پرن؟

94
00:09:49,044 --> 00:09:51,088
‫همه‌شون اونی که ضعیف‌تره رو انتخاب می‌کنن

95
00:09:52,005 --> 00:09:53,841
‫چرا دخترا تو رو اذیت میکنن؟

96
00:09:55,426 --> 00:09:57,261
‫من نجیب زاده نیستم، بانوی من

97
00:10:04,686 --> 00:10:07,603
‫می‌دونستی من توسط یه خانواده بزرگ نشدم؟

98
00:10:07,605 --> 00:10:11,022
‫من و خواهرم بعنوان راهبه
‫به یه صومعه در فرانسه فرستاده شدیم

99
00:10:11,024 --> 00:10:14,694
‫حتی اونجا هم مثل مرغ‌ها بهمدیگه می‌پریدن

100
00:10:14,696 --> 00:10:16,406
‫حتی راهبه‌ها؟

101
00:10:18,615 --> 00:10:20,784
‫اما من خواهرم رو داشتم
‫که ازم مراقبت کنه

102
00:10:24,413 --> 00:10:27,417
‫بخون دیگه.
‫البته اگه واقعاً می‌تونی

103
00:10:37,134 --> 00:10:39,969
‫"یه بانو از آلنسون ...

104
00:10:39,971 --> 00:10:43,638
‫"بخاطر منافع شخصی خود ازدواج کرد ...

105
00:10:43,640 --> 00:10:48,145
‫"یک مرد شریف رو پیدا کرد
‫که به او پیشنهاد لذت رو داده بود

106
00:10:50,981 --> 00:10:52,649
‫این یه کتاب مذهبی نیست

107
00:10:55,485 --> 00:10:57,779
‫یه چیزی که مهمتر از دعاست

108
00:10:59,157 --> 00:11:01,323
‫ادامه بده

109
00:11:06,371 --> 00:11:10,416
‫"آن مرد باعث شد ...

110
00:11:10,418 --> 00:11:13,129
‫"که تنهایی به باغ میوه برود

111
00:11:15,130 --> 00:11:17,216
‫"آن مرد به او گفت

112
00:11:18,842 --> 00:11:22,179
‫"بانو، قلب من متعلق به شماست

113
00:11:27,393 --> 00:11:30,937
‫"او اعتراض کرد
‫که فقط بخاطر جایگاهش او رو دوست دارد

114
00:11:32,481 --> 00:11:36,191
‫"اما او جواب داد
‫"بانو، هیچ چیز نمی‌تواند ...

115
00:11:36,193 --> 00:11:39,195
‫"به زیبایی شما بیافزاید،
‫به جز یک چیز ...

116
00:11:39,197 --> 00:11:42,240
‫که می‌تواند صورت را بیش از این زیباتر کند ...

117
00:11:43,201 --> 00:11:44,869
‫و آن ...

118
00:11:45,535 --> 00:11:46,912
‫دیوانگی است

119
00:12:03,136 --> 00:12:07,430
‫"او جواب داد: سرورم، شما مرا خیلی خشنود کردید

120
00:12:07,432 --> 00:12:10,725
‫"من درخواست هیچ چیز دیگری ندارم

121
00:12:10,727 --> 00:12:13,896
‫"او گریه کنان گفت: مرا ببخشید، بانوی من

122
00:12:13,898 --> 00:12:16,401
‫که دیوانه وار عاشق شما شده‌ام

123
00:12:19,903 --> 00:12:22,905
‫"در این لحظه، بانو از حال رفت

124
00:12:22,907 --> 00:12:26,742
‫"بعد آن مرد که او را نیمه هوشیار دیده بود ...

125
00:12:26,744 --> 00:12:29,036
‫"خم شد که او را با علاقه‌ی فراوان ...

126
00:12:29,038 --> 00:12:31,957
‫به آغوش بکشد"

127
00:12:47,139 --> 00:12:49,140
‫شاهزاده! شاهزاده!
‫داره میاد!

128
00:12:51,144 --> 00:12:53,643
‫- اوناهاشش!
‫- اینو ببین، هوراشیو

129
00:12:53,645 --> 00:12:54,770
‫بهت گفتم که واست مراسم خوشآمدگویی می‌گیریم

130
00:12:54,772 --> 00:12:57,732
‫اوه، خیلی خوشتیپ و بزرگ شده

131
00:12:57,734 --> 00:12:59,608
‫مثل یه شاه واقعی

132
00:13:07,326 --> 00:13:09,200
‫- پسر عزیزم!
‫- امم!

133
00:13:11,038 --> 00:13:13,665
‫- خوشحالم که خونه‌ام
‫- آره

134
00:13:14,458 --> 00:13:17,042
‫بیا هوراشیو

135
00:13:17,044 --> 00:13:18,587
‫نمی‌خوام آخر سفر تو رو از دست بدیم

136
00:13:20,089 --> 00:13:21,549
‫و حالا زمان جشن گرفتنه

137
00:13:37,981 --> 00:13:40,317
‫یادم میاد اینجا جای خوبی واسه ماهی‌گرفتن بود

138
00:13:43,653 --> 00:13:45,865
‫بیا، هملت.
‫بیا بریم یه خورده اونطرف‌تر

139
00:13:50,244 --> 00:13:53,079
‫یه ماهی بزرگ توی آبه

140
00:13:53,081 --> 00:13:54,997
‫این ماهی دلش می‌خواد بیاد بیرون

141
00:13:54,999 --> 00:13:56,623
‫اوه، خیلی هم خوش اومد

142
00:13:56,625 --> 00:13:58,166
‫هیچ ماهی با رضایت خودش
‫به سمت صیاد نمیاد

143
00:13:58,168 --> 00:14:00,835
‫سرورم، ایشون یکی از پیشخدمت‌های ملکه‌ان

144
00:14:00,837 --> 00:14:04,464
‫پس موردی نداره که منتظر بمونه
‫من ماهی‌ام رو بگیرم

145
00:14:04,466 --> 00:14:06,760
‫از بین تمام پیشخدمت‌ها
‫من کمتر از همه می‌تونم منتظر بمونم

146
00:14:22,652 --> 00:14:25,276
‫حالا در اینجا دو راه وجود داره

147
00:14:25,278 --> 00:14:28,030
‫یکیش خوب و یکیش بده

148
00:14:28,032 --> 00:14:30,199
‫اون داره آینده‌م رو بهم میگه، هوراشیو

149
00:14:30,201 --> 00:14:32,161
‫سرورم، این باعث شرمندگی شما میشه

150
00:14:34,371 --> 00:14:36,998
‫- بیا بریم، هملت
‫- بمون

151
00:14:45,841 --> 00:14:47,634
‫یه ماهی سریع دیدم، هوراشیو!

152
00:14:48,594 --> 00:14:50,344
‫چوبم رو بهم بده!

153
00:14:50,346 --> 00:14:53,057
‫سایه‌های خوبی داره
‫و بنظر واقعی میاد

154
00:14:54,433 --> 00:14:56,017
‫و نخ‌هاش ...

155
00:14:56,019 --> 00:14:58,229
‫اوه، لحظه تنها در جنگل

156
00:14:59,105 --> 00:15:00,938
‫و تقریباً لخت

157
00:15:00,940 --> 00:15:03,357
‫بنظرت زیر اون علف‌ها دنبال چی می‌گرده؟

158
00:15:03,359 --> 00:15:05,901
‫خب، احتمالاً پاتوق اون واسه عشق‌بازیه

159
00:15:05,903 --> 00:15:07,695
‫آره!

160
00:15:07,697 --> 00:15:09,030
‫تا حالا جرأت کردین ...

161
00:15:09,032 --> 00:15:10,238
‫تنهایی به داخل جنگل خارج از قلعه برین، بانوی من؟

162
00:15:10,240 --> 00:15:12,574
‫نه، به شخصه جنگل رو دوست ندارم

163
00:15:12,576 --> 00:15:14,951
‫اوه، منم جرأت این کارو ندارم

164
00:15:14,953 --> 00:15:17,412
‫اگه بدون همراه باشم، منم می‌ترسم

165
00:15:17,414 --> 00:15:19,791
‫هملت، بیا

166
00:15:23,046 --> 00:15:25,003
‫خوشت میاد؟

167
00:15:25,005 --> 00:15:26,464
‫خیلی واقعی بنظر میرسه

168
00:15:26,466 --> 00:15:29,259
‫وقتی تمومش کنم
‫از خود واقعیت هم واقعی‌تر میشه

169
00:15:30,094 --> 00:15:31,554
‫خب، شکارچی کجاست؟

170
00:15:32,638 --> 00:15:34,599
‫اون مرد تیرهاش رو اونجا گذاشته

171
00:15:36,475 --> 00:15:38,144
تیرها مال اون زنه

172
00:15:40,395 --> 00:15:42,354
‫ادامه بده، اوفلیا

173
00:15:42,356 --> 00:15:45,273
‫اون دایاناست، خدای شکار

174
00:15:45,275 --> 00:15:47,027
‫خونه‌اش رو در داخل جنگل ساخت

175
00:15:48,488 --> 00:15:51,324
‫و قبل از اینکه مردی به نام «آکتئون» بیاد رو سرش
‫هیچ مرد دیگه‌ای رو نمی‌شناخت

176
00:15:52,158 --> 00:15:55,910
‫یه شکارچی، صیاد نبوده؟

177
00:15:55,912 --> 00:15:58,996
‫اون مرد مخفی شده بود
‫و دزدکی اونو نگاه می‌کرد

178
00:15:58,998 --> 00:16:01,040
‫بخاطر این کارش تنبیه هم شد؟

179
00:16:01,042 --> 00:16:02,377
‫خیلی

180
00:16:03,919 --> 00:16:07,506
‫دایانا اون مرد رو تبدیل به یه گوزن کرد
‫و سگ شکاری خودش اون رو تکه پاره کرد

181
00:16:09,634 --> 00:16:12,218
‫و شما خانوم‌ها فکر می‌کنین این تنبیه مناسب بوده؟

182
00:16:12,220 --> 00:16:14,013
‫تا حالا داستان رو نشنیدین؟

183
00:16:14,971 --> 00:16:17,473
‫زیبایی مردا رو به هیولا تبدیل می‌کنه

184
00:16:20,519 --> 00:16:22,771
‫من همیشه اون الهه رو یه دختر کم سن و سال تصور می‌کردم

185
00:16:23,773 --> 00:16:26,401
‫می‌دونی، جوون و بی فکر

186
00:16:27,485 --> 00:16:30,151
‫دایانا تو این بافتنی خیلی پیره

187
00:16:30,153 --> 00:16:33,573
‫اون تصوری از ملکه‌ و مادر شماست، سرورم

188
00:16:38,830 --> 00:16:40,540
‫بهش نمی‌خوره

189
00:16:41,832 --> 00:16:43,875
‫نخ‌ها رو باز کن و دوباره شروع کن

190
00:16:50,173 --> 00:16:53,343
‫- دنبالش برین
‫- یالا، برین دنبال ملکه

191
00:17:02,352 --> 00:17:05,521
‫کجا رفت؟
‫امیدوارم رفته باشه سمت اتاقش

192
00:17:08,358 --> 00:17:09,650
‫چطور گمش کردی؟

193
00:17:09,652 --> 00:17:11,360
‫احتمالاً برگشته به اتاقش

194
00:17:11,362 --> 00:17:13,446
‫- زود باشین
‫- مشکلی نیست

195
00:17:13,448 --> 00:17:15,658
‫خب، اون اصلاً پیر بنظر نمیرسه

196
00:17:30,381 --> 00:17:32,340
‫راهت رو گم کردی؟

197
00:17:39,723 --> 00:17:42,391
‫اونقدر اینجا زندگی کردم
‫که راهم رو بلد باشم ...

198
00:17:42,393 --> 00:17:44,934
‫و نه اونقدر پیر شدم که یادم رفته باشه

199
00:17:50,026 --> 00:17:51,943
‫پسرت برگشته ...

200
00:17:53,403 --> 00:17:55,239
‫باید خوشحال باشی

201
00:17:57,200 --> 00:17:58,742
‫ولی احساس می‌کنم داری درد می‌کشی

202
00:18:02,704 --> 00:18:04,705
‫برای یه مادر سخته که ببینه ...

203
00:18:04,707 --> 00:18:08,461
‫پسرش تبدیل به یه مرد شده
‫و دیگه مال اون نیست

204
00:18:09,878 --> 00:18:12,505
‫اگه من پسرت بودم
‫به این زودی‌ها فراموشت نمی‌کردم

205
00:18:12,507 --> 00:18:14,923
‫ولی با این حال تو پسر نیستی
‫و برادرمی

206
00:18:14,925 --> 00:18:17,220
‫برادر شوهر

207
00:18:18,304 --> 00:18:20,598
‫ولی من زیاد از این اسم‌ها خوشم نمیاد

208
00:18:23,976 --> 00:18:27,063
‫شایعه شده چیزای بیشتری هست
‫که ازشون خوشت میاد

209
00:18:27,939 --> 00:18:29,774
‫اون شایعه‌ها اشتباه میگن

210
00:18:33,611 --> 00:18:34,903
‫فقط به یه چیز علاقه دارم

211
00:18:59,971 --> 00:19:01,681
‫اینجا خیلی بسته‌اس

212
00:19:02,765 --> 00:19:04,222
‫شاید نیاز به یکم هوای تازه داشته باشم

213
00:19:04,224 --> 00:19:06,433
‫معمولاً من شب‌ها این کارو می‌کنم

214
00:19:06,435 --> 00:19:08,643
‫و روی دیوار قلعه هوا می‌خورم

215
00:19:08,645 --> 00:19:10,355
‫اونجا می‌تونی منو پیدا کنی

216
00:19:16,362 --> 00:19:18,948
‫نه. اینکارو نمی‌کنم

217
00:19:35,006 --> 00:19:36,673
‫الآن حالت چطوره، اوفلیا؟

218
00:19:40,510 --> 00:19:42,471
‫واسه یه لحظه فکر کردم روحی

219
00:19:43,972 --> 00:19:47,057
‫توی دانشگاه یه جسد رو کالبدشکافی کردیم

220
00:19:47,059 --> 00:19:49,184
‫هیچ جایی واسه روح آدم ندیدیم

221
00:19:49,186 --> 00:19:51,478
‫باید حرفت رو قبول کنم، سرورم

222
00:19:51,480 --> 00:19:53,191
‫من در مورد اعضای بدن مردها هیچ آشنایی ندارم

223
00:20:00,365 --> 00:20:01,615
‫تو قلبم رو متوقف کردی

224
00:20:04,201 --> 00:20:05,994
‫اگه قلب متوقف میشد الآن مُرده بودی

225
00:20:07,246 --> 00:20:08,873
‫بنظر که زنده میام

226
00:20:10,208 --> 00:20:11,875
‫ظاهر آدما فریبنده‌اس

227
00:20:15,171 --> 00:20:16,547
‫اینو می‌بینی؟

228
00:20:18,173 --> 00:20:20,048
‫یه گل معصوم

229
00:20:20,050 --> 00:20:23,804
‫ولی اسمش «بلادونا»اس،
‫کشنده‌ترین گُل شب‌تاب

230
00:20:26,557 --> 00:20:28,308
‫معنی بلادونا میشه زن زیبا

231
00:20:32,396 --> 00:20:33,730
‫و تو میگی که سمیه؟

232
00:20:39,903 --> 00:20:42,115
‫میشه بهم قول بدی یه روز باهام برقصی؟

233
00:20:44,116 --> 00:20:45,742
‫متأسفانه من مثل یه بُز می‌رقصم

234
00:21:00,298 --> 00:21:01,759
‫امروز بهتر شدین، سرورم

235
00:21:10,308 --> 00:21:12,934
‫برادرزاده، بیا

236
00:21:12,936 --> 00:21:14,061
‫چیزای که یاد گرفتی رو نشون بده

237
00:21:14,063 --> 00:21:16,313
‫نمی‌خوام زخمیت کنم

238
00:21:16,315 --> 00:21:19,984
‫منم نمی‌خوام.
‫فقط واسه تفریح مبارزه می‌کنیم

239
00:21:19,986 --> 00:21:21,861
‫من که تو مبارزه تفریح نمی‌بینم

240
00:21:21,863 --> 00:21:24,321
‫شوالیه‌ای که ببره پارچه‌ی منو می‌گیره

241
00:21:24,323 --> 00:21:28,784
‫ای کلک. بنظر میاد از قبل پارچه یه دختر دیگه رو گرفتی

242
00:21:28,786 --> 00:21:32,246
‫و اگه انتخابت هم مثل پارچه باشه
‫دختره بدقیافه‌اس

243
00:21:33,624 --> 00:21:35,290
‫مراقب حرف زدنت باش

244
00:21:36,586 --> 00:21:40,046
‫آه، بالأخره این پسر کوچولو یکم جربزه از خودش نشون داد

245
00:21:48,972 --> 00:21:50,515
‫آفرین، هملت

246
00:21:51,142 --> 00:21:52,600
‫هملت!

247
00:21:52,602 --> 00:21:53,767
‫تصمیمش با توئه که بعدش چیکار کنی

248
00:21:53,769 --> 00:21:56,478
‫ولی با این حال
‫گمون نکنم کاری بکنی

249
00:22:04,489 --> 00:22:06,115
‫شمشیرتون، سرورم

250
00:22:08,492 --> 00:22:09,409
‫بیا ...

251
00:22:19,420 --> 00:22:21,005
‫بنظر میاد اشتباه کرده باشم

252
00:22:22,089 --> 00:22:23,922
‫چیزای بیشتری واسه یاد گرفتن داری

253
00:22:23,924 --> 00:22:26,219
‫ترجیح میدم شمیر زنی رو یاد نگیرم

254
00:22:27,595 --> 00:22:29,094
‫من از درون تیزم

255
00:23:14,057 --> 00:23:15,434
‫آدمای فوق‌العاده!

256
00:23:26,028 --> 00:23:27,529
‫یه سنجاقک!

257
00:23:45,714 --> 00:23:47,299
‫یه سنجاقک!

258
00:23:53,221 --> 00:23:54,973
‫با من بازی نکن

259
00:24:00,188 --> 00:24:01,898
‫اوه!
‫عالیه!

260
00:25:08,506 --> 00:25:10,133
‫ماهی کوچولو آّب نمی‌خواد؟

261
00:25:11,384 --> 00:25:12,801
‫نمی‌خوام

262
00:25:14,470 --> 00:25:15,971
‫شراب چی؟

263
00:25:32,488 --> 00:25:36,116
‫یه نفر بهم گفت اگه دو نفر تو لیوان همدیگه شراب بخورن، انگار بهم سوگند خوردن

264
00:25:46,085 --> 00:25:48,209
‫ما نباید اینکارو بکنیم

265
00:25:55,094 --> 00:25:56,636
‫متوجه نبودم میشن

266
00:26:14,654 --> 00:26:17,530
احساس می‌کنم یه نیزه رفته تو گوش‌هام

267
00:26:19,035 --> 00:26:20,617
‫فکر نکنم تا حالا همچین احساسی داشتم، هوراشیو

268
00:26:20,619 --> 00:26:21,870
‫امیدوارم که نداشته باشی

269
00:26:23,580 --> 00:26:25,413
‫صبح بخیر، بانوی من

270
00:26:25,415 --> 00:26:29,209
‫- از رقص لذت بردین؟
‫- از شبش لذت بردم

271
00:26:29,211 --> 00:26:32,505
‫سخته که هم شب و صبح بعدش لذت ببرین

272
00:26:32,507 --> 00:26:35,423
‫خدا رو شکر که تابستون تموم شده

273
00:26:35,425 --> 00:26:38,344
‫درس‌هام کمتر از اوقات فراغتم در اینجا
‫به مغزم صدمه زده

274
00:26:38,346 --> 00:26:40,470
‫داری برمیگردین به دانشگاه؟

275
00:26:40,472 --> 00:26:42,599
‫امروز به ویتنبرگ میریم

276
00:26:46,395 --> 00:26:49,106
‫- سرورم
‫- اونا رو واسه خوک‌ها بذار

277
00:26:51,776 --> 00:26:54,401
‫یه شاهزاده‌ی جوان از هلند ...

278
00:26:54,403 --> 00:26:56,780
‫تصمیم می‌گیره که به دنبال یه گنج بره

279
00:26:57,824 --> 00:26:59,116
‫اوفلیا

280
00:27:00,660 --> 00:27:03,619
‫- همیشه می‌خواستم باهات خداحافظی کنم
‫- خداحافظ

281
00:27:03,621 --> 00:27:04,911
‫دیشب، اوفلیا ...

282
00:27:04,913 --> 00:27:06,956
‫منظورتون رو رسوندین، سرورم

283
00:27:06,958 --> 00:27:09,127
‫خب پس خداحافظ

284
00:27:23,057 --> 00:27:25,559
‫- سعی کن درک کنی
‫- دارم سعی می‌کنم

285
00:27:27,644 --> 00:27:29,355
‫پدرم هیچوقت اجازه‌شو نمیده

286
00:27:30,940 --> 00:27:32,815
‫اون می‌خواد یه روز تاج و تختش رو بگیرم

287
00:27:32,817 --> 00:27:34,566
‫و من پایین‌تر از توئم

288
00:27:34,568 --> 00:27:37,113
‫- نه، اوفلیا
‫- من تو رو فریب دادم

289
00:27:38,280 --> 00:27:40,157
‫حالا می‌دونم که تو یه شاهزاده‌ی

290
00:27:42,785 --> 00:27:44,120
‫خداحافظ

291
00:28:02,137 --> 00:28:03,680
‫خداحافظ، پدر

292
00:28:10,229 --> 00:28:12,520
‫مادر

293
00:28:12,522 --> 00:28:14,856
‫- خداحافظ، مادر
‫- دلم برات تنگ میشه

294
00:28:19,864 --> 00:28:22,073
‫خدا به همرات، پسرم

295
00:28:41,719 --> 00:28:43,721
‫جنگل پایین قلعه رو بلدی؟

296
00:28:50,019 --> 00:28:51,811
‫قدیم کنارش بازی می‌کردم

297
00:28:51,813 --> 00:28:54,357
‫تو اون جنگل یه زن زندگی می‌کنه

298
00:28:56,983 --> 00:29:00,111
‫فردا برو پیشش و چیزی که ازت می‌خوام رو ازش بگیر

299
00:29:00,113 --> 00:29:03,279
‫مطمئن شو کسی تعقیبت نمی‌کنه.
‫هیچکس نباید بفهمه

300
00:29:03,281 --> 00:29:06,743
‫هر کاری می‌کنی
‫فقط به صورتش نگاه نکن

301
00:29:07,577 --> 00:29:09,163
‫چون اون یه جادوگره؟

302
00:29:16,628 --> 00:29:18,754
اون ‫یه شفا دهنده‌اس

303
00:29:18,756 --> 00:29:20,298
‫اسمش «مکتیلد»ـه

304
00:30:43,674 --> 00:30:44,966
‫آهای؟

305
00:31:11,035 --> 00:31:12,537
‫چی می‌خوای؟

306
00:31:15,038 --> 00:31:17,081
‫منو ملکه فرستاده

307
00:31:17,083 --> 00:31:20,003
‫- واسه چی؟
‫- واسه چیزی که نیاز داره

308
00:31:23,798 --> 00:31:25,465
‫و چی نیاز داره؟

309
00:31:27,676 --> 00:31:31,970
‫دوباره به جوانیش نیاز داره

310
00:31:31,972 --> 00:31:34,140
‫بدون دقدقه استراحت کنه

311
00:31:34,142 --> 00:31:37,559
‫و شبا بدون اینکه کابوس ببینه بخوابه

312
00:31:37,561 --> 00:31:39,855
‫و شوهری که بهش عشق بورزه نه به فکر جنگ باشه

313
00:31:41,566 --> 00:31:43,857
‫ولی چیزی که اون می‌خواد ...

314
00:31:43,859 --> 00:31:46,319
‫از دسترس من خارجه!

315
00:31:47,904 --> 00:31:49,740
‫به اون دست نزن!

316
00:31:54,244 --> 00:31:55,871
‫نمی‌تونم انگشتام رو حس کنم

317
00:32:00,585 --> 00:32:03,086
‫زهر مار از یه جای دیگه‌اس

318
00:32:14,598 --> 00:32:17,600
‫یه لمس ازش می‌تونه انگشتا رو بی‌حس کنه

319
00:32:17,602 --> 00:32:19,519
‫خیلی از اون می‌تونه آدم رو بکشه

320
00:32:20,980 --> 00:32:22,774
‫می‌تونم این رازها رو یاد بگیرم؟

321
00:32:25,108 --> 00:32:26,860
‫تو یه پیشخدمت ملکه هستی

322
00:32:28,403 --> 00:32:29,946
یاد بگیر منتظر بمونی

323
00:32:30,615 --> 00:32:31,949
منتظر چی؟

324
00:32:33,951 --> 00:32:36,120
‫شوهر دیگه، دختر جون،
‫مگه چیز دیگه‌ای هم هست؟

325
00:32:47,589 --> 00:32:50,048
‫دیگه واسه بازی برادرم وقت ندارم

326
00:32:50,050 --> 00:32:51,883
‫نروژ ما رو تهدید به حمله کرده

327
00:32:51,885 --> 00:32:53,427
‫هر روز واسه صلح درگیریم

328
00:32:53,429 --> 00:32:56,430
‫- همش یه نمایش بود
‫- اون داره نقش آدمای احمق رو بازی می‌کنه

329
00:32:56,432 --> 00:32:58,599
‫وقتی که ما در شرف جنگ با همسایه‌مون هستیم

330
00:32:58,601 --> 00:33:00,767
‫در مورد برادرت اراجیف نگو

331
00:33:00,769 --> 00:33:04,729
‫کلادیوس اسم من روشه
‫ولی خون توی رگ‌هاش ناخالصه

332
00:33:04,731 --> 00:33:07,065
‫همه‌ی ما اون داستان رو شنیدیم.
‫دلیلی نداره باورش کنیم

333
00:33:07,067 --> 00:33:08,942
‫خب، مادر چرا ولی از خون پدرم ...

334
00:33:08,944 --> 00:33:10,068
‫هیچی تو رگ‌هاش نیست

335
00:33:10,070 --> 00:33:11,528
‫حالا داری به مادرت توهین می‌کنی؟

336
00:33:11,530 --> 00:33:13,281
‫اون بدتر از بقیه زن‌ها نیست

337
00:33:19,705 --> 00:33:23,373
‫- جای خودتو بدون، ملکه‌
‫- با من بمون، با من حرف بزن

338
00:33:23,375 --> 00:33:27,085
‫من واسه تو ناپیدا شدم

339
00:33:27,087 --> 00:33:28,504
‫بیشتر از اونی که بفهمی پیدا هستی

340
00:33:28,506 --> 00:33:31,175
‫تمام چشم‌ها روی توئه.
‫نمی‌تونی حس‌شون کنی؟

341
00:33:32,801 --> 00:33:34,219
‫کشور به من نیاز داره

342
00:35:19,324 --> 00:35:22,284
‫تو ترسیدی، درسته؟

343
00:35:23,286 --> 00:35:24,579
‫یه چیزی دیدم

344
00:35:26,081 --> 00:35:27,706
‫یه روح

345
00:35:28,960 --> 00:35:31,626
‫از وقت خوابت گذشته، مگه نه؟

346
00:35:31,628 --> 00:35:33,797
‫و این بالا جای خوبی واسه یه دختر نیست

347
00:35:43,266 --> 00:35:44,892
‫بگو، برادر

348
00:35:46,436 --> 00:35:49,021
‫اونا از کجا می‌دونن چه چیزی
‫داخل بدن یه آدمه؟

349
00:35:50,523 --> 00:35:54,027
‫مردهایی هستن که واسه تحقیق
‫جسدهایی رو از توی قبرستان می‌دزدن

350
00:35:58,322 --> 00:36:02,452
‫چیزی که واسم سوال،
... ‫جای عشق

351
00:36:03,452 --> 00:36:06,329
‫دیوانگی یا حقیقت؟

352
00:36:08,498 --> 00:36:10,375
‫فقط علم می‌تونه اینا رو جواب بده

353
00:36:12,711 --> 00:36:15,338
‫شنیدم دوست شاهزاده، هوراشیو ...

354
00:36:15,340 --> 00:36:18,673
‫به قبرکن‌ها رشوه داده
‫که یه جسد رو از خاک در بیارن

355
00:36:22,597 --> 00:36:25,014
‫رزنکرانتز؟ گولدن‌استر!
‫چی شده؟

356
00:36:25,016 --> 00:36:28,059
‫پادشاه!
‫زنده باد پادشاه!

357
00:36:36,193 --> 00:36:37,820
‫برین سر پُست‌هاتون!

358
00:36:41,199 --> 00:36:43,699
‫- آه!
‫- پادشاه

359
00:36:43,701 --> 00:36:46,327
‫توی باغ خودشون توسط یه مار سمی
‫نیش خوردن

360
00:36:46,329 --> 00:36:47,663
بیمار شده؟

361
00:36:48,789 --> 00:36:50,206
‫مُرده

362
00:38:19,463 --> 00:38:22,173
‫پدر برای هملت نامه نوشته.
‫باید اینجا باشه

363
00:38:22,175 --> 00:38:24,967
‫توی یه همچین روزی.
‫باید از اینجا دور باشه

364
00:38:30,391 --> 00:38:33,601
‫زنده باد پادشاه کلادیوس!

365
00:38:33,603 --> 00:38:38,356
‫انتخابی درست، شجاعانه و هوشیار!

366
00:38:38,358 --> 00:38:40,485
‫- زنده باد پادشاه
‫- زنده باد پادشاه

367
00:38:45,072 --> 00:38:46,656
‫علیحضرت

368
00:38:48,159 --> 00:38:51,452
‫علیحضرت، روز ما رو مفتخر کن

369
00:38:51,454 --> 00:38:53,871
‫- خیلی زیبان، ممنون
‫- علیحضرت

370
00:38:53,873 --> 00:38:55,416
‫بیا، بگیرشون

371
00:38:56,583 --> 00:38:58,210
‫خودتو ببین

372
00:38:59,295 --> 00:39:01,128
‫یکی از بانوهای من میشی

373
00:39:01,130 --> 00:39:03,005
‫امروز ملکه بیشتر از همه از من خوشش میاد

374
00:39:03,007 --> 00:39:04,632
‫ولی بی‌وفا بوده ...

375
00:39:04,634 --> 00:39:07,175
‫و یه روز ممکنه این لطف رو در حقت جبران کنه

376
00:39:07,177 --> 00:39:10,179
‫اینقدر نگو بی‌وفا بوده.
‫حرف زیاده

377
00:39:10,181 --> 00:39:13,226
‫یه کشور نیاز به یه شاه و یه شاه نیاز به یه همسر داره

378
00:39:14,936 --> 00:39:16,394
‫چرا باید دنبال کس‌ دیگه‌ای باشه؟

379
00:39:16,396 --> 00:39:18,690
‫اون همین حالاشم همسر یه شاه بود

380
00:39:21,775 --> 00:39:23,610
‫- اوه!
‫- پدرم رو خاک کردین؟

381
00:39:24,445 --> 00:39:25,905
‫خیلی وقته، سرورم

382
00:39:30,492 --> 00:39:33,829
‫هملت!
‫به همین زودی برگشتی؟

383
00:39:35,289 --> 00:39:37,956
‫به همین زودی گل‌های خاکسپاری رو پایین آوردین؟

384
00:39:37,958 --> 00:39:41,376
‫خوش اومدی، هملت.
‫خیلی خوشحالیم که برگشتی

385
00:39:41,378 --> 00:39:42,461
‫بنظر میاد که دیر رسیدم

386
00:39:42,463 --> 00:39:45,046
‫برای آخرین وداع با پدرت دیر کردی

387
00:39:45,048 --> 00:39:47,215
‫بنظر میاد شرف پدرم لکه‌دار شده

388
00:39:47,217 --> 00:39:51,431
‫اون عزاداره، مثل هر پسر دیگه‌ای که پدرش رو از دست میده

389
00:39:53,099 --> 00:39:56,182
‫پدرش یه بار پدرش رو که پدر منم بوده، از دست داده

390
00:39:56,184 --> 00:39:58,811
‫و ما بابتش بچه بازی در نیاوردیم

391
00:39:58,813 --> 00:40:01,063
‫توئم یه مردی هستی که برای گرفتن تاج و تخت
‫یک زن رو وسوسه کردی

392
00:40:01,065 --> 00:40:03,566
‫- هملت
‫- تو خودتو فراموش کردی

393
00:40:03,568 --> 00:40:06,526
‫اصیل‌زاده‌ها رأی گیری می‌کنن

394
00:40:06,528 --> 00:40:09,487
‫بنظرم من تنها وارثی هستم که فراموش نشده

395
00:40:09,489 --> 00:40:11,742
‫تو فراموش کردی که به پادشاه احترام بذاری!

396
00:40:23,920 --> 00:40:27,966
‫من پادشاه تو هستم!

397
00:41:16,516 --> 00:41:18,059
‫بیا، گرترود

398
00:41:19,268 --> 00:41:20,561
‫بیا بشینیم

399
00:41:52,969 --> 00:41:54,637
‫- هی!
‫- پسش بده!

400
00:42:03,938 --> 00:42:05,854
‫بس کن

401
00:42:07,900 --> 00:42:09,777
‫ببین، واسه خودمون یه قرقاول گرفتیم

402
00:42:11,445 --> 00:42:13,072
‫ولش کنین!

403
00:42:14,740 --> 00:42:16,159
‫وگرنه چی؟

404
00:42:23,750 --> 00:42:25,166
‫یالا

405
00:42:27,210 --> 00:42:29,086
‫ولم کن.
‫تقاصش رو پس میدی

406
00:42:29,088 --> 00:42:32,048
‫چی؟ می‌خوای تقاصش رو بدم؟
‫اون ازم می‌خواد تقاصش [پولش] رو بدم

407
00:42:32,050 --> 00:42:35,008
‫بذار اون دختر بره.
‫این یکی واقعاً یه هرزه‌اس!

408
00:42:37,889 --> 00:42:40,514
‫بوی تنت خیلی حال بهم زنه

409
00:42:40,516 --> 00:42:43,224
‫شاید یه حموم لازمت بشه

410
00:42:43,226 --> 00:42:45,394
‫چی بهم گفتی؟ هان؟

411
00:42:45,396 --> 00:42:48,313
‫- ولش کن!
‫- وای!

412
00:42:48,315 --> 00:42:49,440
‫برو عقب

413
00:42:49,442 --> 00:42:51,527
‫ارباب برده اومد!

414
00:42:54,197 --> 00:42:57,075
‫برگرد عقب.
‫هملت، نه، برگرد عقب

415
00:43:03,121 --> 00:43:05,706
‫ممنون، علیحضرت.
‫ولی من نیازی به نجات دادن ندارم

416
00:43:05,708 --> 00:43:09,043
‫صحبت از نیاز شد.
‫من دنبالت گشتم

417
00:43:09,045 --> 00:43:10,586
‫دلم واست تنگ شده، اوفلیا

418
00:43:10,588 --> 00:43:12,463
‫باید بابت رفتارم از تابستون قبل
‫ازت عذر بخوام

419
00:43:12,465 --> 00:43:14,255
‫- باید؟
‫- عذر می‌خوام؟

420
00:43:14,257 --> 00:43:16,508
‫- فراموش شده
‫- فراموش شده ولی بخشیده نشده

421
00:43:16,510 --> 00:43:17,927
‫هردوشون

422
00:43:17,929 --> 00:43:19,387
‫من تو رو فراموش نکردم

423
00:43:19,389 --> 00:43:21,099
‫باید ببخشی اگه باور نمی‌کنم

424
00:43:25,478 --> 00:43:27,021
‫آب کجاس، اوفلیا؟

425
00:43:28,271 --> 00:43:29,731
‫- ملکه رو بپوشونین
‫- هملت

426
00:43:30,733 --> 00:43:32,485
‫چی شده؟

427
00:43:34,653 --> 00:43:36,530
‫چی اینجا فراموش شده؟

428
00:43:38,240 --> 00:43:39,534
‫هملت؟

429
00:43:45,706 --> 00:43:47,708
چیزی به جز یه دستمال کثیف نیست؟

430
00:43:49,376 --> 00:43:51,045
معجونم رو بیارین لطفاً

431
00:43:58,552 --> 00:43:59,552
‫بازم بریز

432
00:44:04,349 --> 00:44:05,766
‫خداحافظ، خواهر

433
00:44:05,768 --> 00:44:07,476
‫باید به تحصیلاتم در فرانسه ادامه بدم

434
00:44:07,478 --> 00:44:08,561
‫داری میری؟

435
00:44:08,563 --> 00:44:10,479
‫زمان عجیبی در این قلعه‌اس

436
00:44:10,481 --> 00:44:11,816
‫درسته

437
00:44:13,483 --> 00:44:16,151
‫کلی شایعه ساخته شده

438
00:44:16,153 --> 00:44:17,987
‫همه‌شون منو می‌ترسونن

439
00:44:17,989 --> 00:44:21,072
‫اینکه شاهزاده دیگه تو رو
‫مثل یه بچه نمی‌بینه

440
00:44:21,074 --> 00:44:22,701
‫من دیگه یه بچه نیستم

441
00:44:23,286 --> 00:44:24,327
‫اوفلیا

442
00:44:25,704 --> 00:44:27,412
‫بترس

443
00:44:27,414 --> 00:44:29,039
‫بترس از چیزایی که اون می‌تونه ازت بگیره

444
00:44:29,041 --> 00:44:31,666
‫در صورتی که بترسی جات امنه

445
00:44:31,668 --> 00:44:34,338
‫سعی کن روی افکار خودت پایبند بمون
‫و منم روی افکار خودم

446
00:44:35,882 --> 00:44:37,673
‫لایریتس، عجله کن!

447
00:44:37,675 --> 00:44:40,553
‫نباید وقت رو طلف کرد

448
00:44:46,266 --> 00:44:48,184
‫حالا ...

449
00:44:48,186 --> 00:44:50,853
‫دعای من پشت سر تره، پسرم

450
00:44:50,855 --> 00:44:53,731
‫و یادت باشه شورای خودت رو داشته باشی

451
00:44:53,733 --> 00:44:56,900
‫و مشهور یا رذل نشی

452
00:44:56,902 --> 00:44:59,320
‫و با کسی مبارزه نکن، اگرم کردی، پیروز شو

453
00:44:59,322 --> 00:45:02,365
‫ام، لباسای خوبی بپوش
‫ولی پول زیادی خرج نکن

454
00:45:02,367 --> 00:45:04,867
‫و هیچ پولی رو قرض نگیر یا قرض نده

455
00:45:04,869 --> 00:45:08,206
‫و بالاتر از همه با خودت رو راست باش

456
00:45:10,123 --> 00:45:11,583
‫خداحافظ، پدر

457
00:45:13,043 --> 00:45:14,793
‫از اوفلیا مراقبت کن

458
00:45:14,795 --> 00:45:16,380
‫یادت باشه چی بهت گفتم

459
00:45:21,177 --> 00:45:25,429
‫- چی بهت گفت؟
‫- یه چیزی در مورد ارباب هملت

460
00:45:25,431 --> 00:45:27,474
‫آه، آره، هملت

461
00:45:28,893 --> 00:45:31,936
‫میگن اومده تو اتاق شخصی ملکه ...

462
00:45:31,938 --> 00:45:35,563
‫و به تو زل و بطور عجیبی باهات صحبت کرده

463
00:45:35,565 --> 00:45:37,025
‫دیدم، آره

464
00:45:38,860 --> 00:45:43,613
‫به تو نشونه‌ای از عشق نشون داده؟

465
00:45:43,615 --> 00:45:45,282
‫نه

466
00:45:45,284 --> 00:45:46,744
‫داری بهم دروغ میگی، دختر؟

467
00:45:47,786 --> 00:45:49,494
‫بله

468
00:45:49,496 --> 00:45:52,750
‫یه بله‌ی دروغ برابر نه‌اس

469
00:45:53,793 --> 00:45:54,751
‫نه

470
00:45:56,420 --> 00:45:57,587
‫پس آره؟

471
00:45:59,798 --> 00:46:03,008
‫این می‌تونه خیلی واسه‌مون خوب باشه

472
00:46:03,010 --> 00:46:04,971
‫من کاری به کارش ندارم، پدر

473
00:46:07,056 --> 00:46:09,891
‫واسه خوب بودن خیلی دختر بدی هستی!

474
00:46:17,983 --> 00:46:20,068
‫اوفلیا.
‫بیا اینجا

475
00:46:22,030 --> 00:46:24,530
‫دخترا اجازه ندارن بیان تو کتابخونه

476
00:46:24,532 --> 00:46:25,990
‫مگر اینکه توی داستان کتاب‌ها باشن

477
00:46:25,992 --> 00:46:29,245
‫آره، ولی فکر کنم قبلاً هم اینجا بودی.
‫بیا تو

478
00:46:45,135 --> 00:46:46,927
‫امیدوارم یه روز یه شفادهنده بشم

479
00:46:46,929 --> 00:46:48,804
‫شفادهنده‌های متفاوت زیادی وجود دارن

480
00:46:48,806 --> 00:46:51,807
‫پس یه دکتر، مردی که دنبال علم‌ـه

481
00:46:51,809 --> 00:46:54,479
‫می‌دونی واسه تحقیقات
‫قبرها رو می‌دزدن؟

482
00:46:55,771 --> 00:46:57,354
‫ببین، هملت دچار پریشانی شده

483
00:46:57,356 --> 00:46:59,481
‫رفتار بدی باهام داشته

484
00:46:59,483 --> 00:47:02,443
‫ولی عصبانیش راه درمان داره.
‫بهم اعتماد کن

485
00:47:02,445 --> 00:47:04,155
‫برو پیشش، خواهش می‌کنم

486
00:47:07,240 --> 00:47:08,324
‫کجا؟

487
00:47:08,326 --> 00:47:10,034
‫بالای برج ...

488
00:47:10,036 --> 00:47:11,244
‫نیمه شب

489
00:47:16,958 --> 00:47:19,584
‫وقتی من مُردم نزدیک قبرم نشو

490
00:47:19,586 --> 00:47:22,880
‫اوفلیا، اینقدر مریض نباش

491
00:47:22,882 --> 00:47:25,677
‫علاقه‌ی ندارم درس کالبد شکافی یه نفر باشم

492
00:47:42,150 --> 00:47:45,195
‫- داری میلرزی، اوفلیا
‫- منو ترسوندین، سرورم

493
00:47:47,280 --> 00:47:49,574
‫توی شورا میگن که یه روح اینجاست

494
00:47:50,659 --> 00:47:52,077
‫فکر کنم یکی رو با چشمای خودم دیدم

495
00:47:53,788 --> 00:47:56,246
‫میگم روح آرام نشده‌ی پدرمه

496
00:47:57,416 --> 00:47:59,710
‫مراقب باش، نگهبان داره میاد

497
00:48:18,938 --> 00:48:20,271
‫میگم از بین پیشخدمت‌های ملکه

498
00:48:20,273 --> 00:48:22,731
‫تو کسی هستی که رازهاش رو می‌دونه

499
00:48:22,733 --> 00:48:25,568
‫اگه بگم می‌دونم باید بهت بگم

500
00:48:25,570 --> 00:48:28,612
‫فقط اینو بهم بگو، اوفلیا

501
00:48:28,614 --> 00:48:32,076
‫مادرم به پدرم وفادار بوده،
به ‫همسرش، پادشاه؟

502
00:48:32,744 --> 00:48:34,245
‫نمی‌تونم بهت بگم

503
00:48:39,791 --> 00:48:41,168
‫و دروغ هم نمی‌تونی بگی

504
00:48:47,050 --> 00:48:48,009
‫بی‌وفا

505
00:48:50,052 --> 00:48:53,095
‫مادرم مثل بقیه زناست.
‫بی‌وفا و سست

506
00:48:53,097 --> 00:48:54,307
‫سرورم ...

507
00:48:55,099 --> 00:48:57,307
‫دارین بی‌انصافی می‌کنین

508
00:48:57,309 --> 00:49:00,394
‫کم میلی به عشق
‫برای من قابل قبول نیست

509
00:49:00,396 --> 00:49:02,023
‫شاید باعث خراب شدن خانواده بشه

510
00:49:03,775 --> 00:49:05,026
‫منو ببخش

511
00:49:06,693 --> 00:49:08,445
‫الآن می‌دونم مردم چی هستن ...

512
00:49:10,114 --> 00:49:11,615
‫و تو اینجور نیستی

513
00:49:13,409 --> 00:49:14,827
‫تو نه، اوفلیا

514
00:49:16,788 --> 00:49:18,454
‫آروم باشین، سرورم

515
00:49:18,456 --> 00:49:22,458
‫

516
00:49:22,460 --> 00:49:23,670
‫اوفلیا

517
00:49:25,170 --> 00:49:26,420
‫عشق واقعی من

518
00:49:26,422 --> 00:49:31,592
‫

519
00:49:31,594 --> 00:49:37,180
‫

520
00:50:29,652 --> 00:50:30,695
ملکه

521
00:50:35,365 --> 00:50:37,575
معجونش رو ميخواد

522
00:50:37,577 --> 00:50:42,623
ميخواد، ميخواد، به هرچي
بخواد ميرسه

523
00:50:44,041 --> 00:50:47,545
اون از احساسات ميترسه -
تو چي؟ -

524
00:50:48,588 --> 00:50:50,256
فکر ميکني چي ميدوني؟

525
00:50:52,382 --> 00:50:55,550
تظاهر ميکني که
قلبت شکسته

526
00:50:55,552 --> 00:50:59,304
تظاهر ميکني که
معصوم و زخم خورده اي

527
00:50:59,306 --> 00:51:04,059
اما نميتوني خودِ واقعيت رو زير
لباس زنانه مخفي کني

528
00:51:04,061 --> 00:51:06,604
تو خيلي چموش و مملو از اميالي

529
00:51:06,606 --> 00:51:09,148
همه چيزت رو ازت ميگيرن
قضاوتت ميکنن

530
00:51:09,150 --> 00:51:12,070
و ميفهمن که تو خواستار مرگ هستي

531
00:51:15,405 --> 00:51:18,116
تو رو به آتش ميکشن

532
00:51:22,579 --> 00:51:25,375
ميدوني چرا به من
ميگن جادوگر؟

533
00:51:30,213 --> 00:51:32,755
تو 19 سالگي از مردي که

534
00:51:32,757 --> 00:51:36,425
قسم خورده بود باهام
ازدواج ميکنه حامله شدم

535
00:51:36,427 --> 00:51:38,969
وقتي بچه ام درون بدنم مُرد

536
00:51:38,971 --> 00:51:43,139
شايعه کردن که کار شيطان بوده

537
00:51:43,141 --> 00:51:46,726
نيکوکاران اومدن که
شيطان رو بيرون کنن

538
00:51:48,313 --> 00:51:49,729
بسوزونينش

539
00:51:49,731 --> 00:51:51,816
اما خبر نداشتن

540
00:51:51,818 --> 00:51:54,153
که من با سموم آشنايي زيادي دارم

541
00:51:55,780 --> 00:51:59,824
سه قطره از اون سم روي زبونم ريختم
تا بدون اين که بميرم شبيه مرده ها باشم

542
00:51:59,826 --> 00:52:01,325
جادوگره رو بسوزونين

543
00:52:01,327 --> 00:52:02,829
فکر کردن مرده ام

544
00:52:04,454 --> 00:52:07,040
اون سم رو خوردي اما نمردي؟

545
00:52:12,630 --> 00:52:14,963
جسدم رو پيدا کردن
انداختنم دور

546
00:52:14,965 --> 00:52:17,426
و اعلام کردن که
شيطان غيب شده

547
00:52:19,971 --> 00:52:24,434
پادزهرش همراهم بود
و از همين روي زنده موندم

548
00:52:25,893 --> 00:52:27,311
اما بدون پسرم

549
00:52:30,815 --> 00:52:32,650
پدرش چي؟

550
00:52:38,072 --> 00:52:40,282
همون اخيرا ازدواج کرده بود

552
00:53:08,186 --> 00:53:09,437
اوفليا

553
00:53:13,648 --> 00:53:14,775
اوفليا

554
00:53:27,829 --> 00:53:30,748
براي من که نگهبان روحت
هستم اعتراف کن

555
00:53:30,750 --> 00:53:32,335
آيا کس ديگه اي رو دوست داري؟

556
00:53:34,753 --> 00:53:36,213
من فقط تو رو دوست دارم

557
00:53:39,217 --> 00:53:42,052
پس فردا تو کليساي قديمي
کنار درياچه به ديدنم بيا

558
00:53:43,179 --> 00:53:44,970
لباس دختراي روستايي رو بپوش

559
00:53:44,972 --> 00:53:46,262
تو هم لباس چوپان ميپوشي؟

560
00:53:49,686 --> 00:53:52,103
پشت سرمون حرف ميزنن
متاسفانه همين الان هم شروع شده

561
00:53:52,105 --> 00:53:53,438
بذار بزنن

562
00:53:55,065 --> 00:53:56,233
اوفليا

563
00:53:59,903 --> 00:54:01,572
من ميخوام باهات ازدواج کنم

564
00:54:05,952 --> 00:54:08,952
هرگز اجازه نميدم -
اونا که نميفهمن اوفليا -

565
00:54:08,954 --> 00:54:11,287
اما تمام دانمارک بايد مال تو باشه

566
00:54:11,289 --> 00:54:13,206
اگه تو کنارم باشي علف رو هم به

567
00:54:13,208 --> 00:54:15,419
تخت پادشاهي طلايي
دانمارک ترجيح ميدم

568
00:54:16,963 --> 00:54:20,048
وقتش که برسه از اينجا ميريم

569
00:54:28,266 --> 00:54:31,599
"معشوقه ام صحبت کرد و به من گفت"

570
00:54:31,601 --> 00:54:36,771
"بلند شو عشقم، اي لطيف من، بيا"

571
00:54:36,773 --> 00:54:39,775
بگذار من را با بوسه هاي"
"دهانش ببوسد

572
00:54:39,777 --> 00:54:42,570
چرا که عشقش"
"بهتر از شراب است

573
00:54:42,572 --> 00:54:46,072
معشوقه ام از آن من"
"و من از آن او هستم

574
00:54:46,074 --> 00:54:47,282
"شاهد باش"

575
00:54:47,284 --> 00:54:49,242
"تو لطيفي عشق من"

576
00:54:49,244 --> 00:54:51,580
"تو چشماني چون کبوتر داري"

577
00:54:52,831 --> 00:54:54,289
"شاهد باش"

578
00:54:54,291 --> 00:54:56,460
"تو لطفي اي معشوقه من"

579
00:54:57,711 --> 00:55:01,296
"و تخت خوابمان سبز است"

580
00:55:01,298 --> 00:55:06,385
بنگر که زمستان تمام شده"
"و باران به انتها رسيده است

581
00:55:06,387 --> 00:55:08,514
"گل ها زمين را پوشانده اند"

582
00:55:09,474 --> 00:55:12,266
"مرا چون قفلي بر قلبت بزن"

583
00:55:12,268 --> 00:55:15,313
"چرا که عشق قدرتمندتر از مرگ است"

584
00:56:53,702 --> 00:56:55,329
صبح به خير بانوي من

585
00:56:58,458 --> 00:57:00,249
زود بيدار شدي

586
00:57:06,340 --> 00:57:08,259
يا تمام شب بيدار شدي؟

587
00:57:12,764 --> 00:57:17,641
شنيدم روزها لباس دختران
کشاورز ميپوشي و تو روستا با

588
00:57:17,643 --> 00:57:19,771
يه پسر معمولي وقت ميگذروني

589
00:57:21,271 --> 00:57:22,648
انکار نميکني؟

590
00:57:26,193 --> 00:57:30,945
جواب محبت من رو با
توهين به خودت ميدي؟

591
00:57:30,947 --> 00:57:33,701
لزومي نداره بيشتر از
اين خودت رو تحقير کني

592
00:57:37,954 --> 00:57:39,537
بالاخره اومدي

593
00:57:39,539 --> 00:57:40,833
صبح به خير

594
00:57:46,463 --> 00:57:49,800
چيزي که نياز داشتم رو آوردي؟ -
بله -

595
00:58:03,815 --> 00:58:05,271
چرا زل زدي؟

596
00:58:05,273 --> 00:58:07,484
انگار روح ديدي

597
00:58:10,112 --> 00:58:11,778
تنهامون بذار اوفليا

598
00:58:26,628 --> 00:58:28,172
چرا نميري؟

599
00:58:30,173 --> 00:58:32,550
رداتون پاره شده اعليحضرت

600
00:58:32,552 --> 00:58:34,512
ميخواين براتون بدوزمش؟

601
00:58:41,853 --> 00:58:43,354
سرعتت بالاست؟

602
00:58:45,356 --> 00:58:47,063
کوک زدنم رو ميگين اعليحضرت؟

603
00:58:47,065 --> 00:58:49,860
فکر کنم خودت بدوني
منظورم چيه اوفليا

604
00:58:52,195 --> 00:58:57,032
برادرزاده من اخيرا رفتار
خيلي عجيبي داره

605
00:58:57,034 --> 00:58:59,577
شبانه تو راهروها ميچرخه

606
00:58:59,579 --> 00:59:01,164
دليلش رو نميدوني؟

607
00:59:03,331 --> 00:59:05,042
شايد درمانش رو بلد باشي

608
00:59:07,253 --> 00:59:10,965
شايد هم بيماريش تو
باشي و هم درمانش

609
00:59:14,052 --> 00:59:18,887
پدرت ميگه که برادرزاده من
عاشقته، درسته؟

610
00:59:18,889 --> 00:59:22,057
پدرم بهم گفته که
چنين چيزي امکان نداره

611
00:59:22,059 --> 00:59:26,730
آيا بهت گفته که دوستت داره؟ -
هرگز اعليحضرت -

612
00:59:27,815 --> 00:59:30,231
آيا نشاني از عشقش
بهت داده؟

613
00:59:30,233 --> 00:59:31,318
هرگز

614
00:59:39,577 --> 00:59:41,409
اصلا گناهي نداشته اعليحضرت

615
00:59:41,411 --> 00:59:43,579
از بشنوين، اين کارها
فقط بچه بازيشون بوده

616
00:59:43,581 --> 00:59:45,914
قبلا که حرف هات
خيي فرق داشت

617
00:59:45,916 --> 00:59:49,126
نظرم رو تغيير دادم

618
00:59:50,588 --> 00:59:53,758
چند وقتيه نگران وضعيت
رواني هملت هستم

619
00:59:58,762 --> 01:00:00,847
اين هم طعمه براي هملت

620
01:00:01,974 --> 01:00:03,393
حالا بايد ببينيم

621
01:00:45,101 --> 01:00:46,019
زيباي من

622
01:00:47,144 --> 01:00:49,061
آبت کجاست؟

623
01:00:49,063 --> 01:00:51,021
سرورم، خيلي چيزهارو بايد بهتون بگم

624
01:00:51,023 --> 01:00:52,981
مگه آدم اينجوري با
شوهرش احوال پرسي ميکنه؟

625
01:00:52,983 --> 01:00:55,693
خير -
مگه تو همسر من نيستي؟ -

626
01:00:55,695 --> 01:00:58,322
سرورم، در بازي هايي که انجام
ميدين هيچ چيز اونطور که به نظر ميرسه نيست

627
01:01:01,492 --> 01:01:03,745
يه يادگاري دست من هست
که ميخوام بهتون پس بدم

628
01:01:04,911 --> 01:01:06,954
من که چيزي بهت ندادم
تو بهم دادي

629
01:01:06,956 --> 01:01:09,331
پدرت مسموم شده بوده
حقيقت داره

630
01:01:09,333 --> 01:01:12,293
يه بار عموت رو تو جنگل، همونجايي
که سم درست ميکنن ديده بودم

631
01:01:12,295 --> 01:01:13,793
اون موقع نشناخته بودمش

632
01:01:13,795 --> 01:01:16,005
اما دوباره با لباس مبدل روي
باروها ديده بودمش

633
01:01:16,007 --> 01:01:20,008
دقيقا همون روزي که
پدرت نيش خورده بود

634
01:01:22,472 --> 01:01:23,389
پس

635
01:01:25,016 --> 01:01:27,349
پس اون مار درواقع

636
01:01:27,351 --> 01:01:28,351
کلاديوس بوده

637
01:01:28,353 --> 01:01:29,934
مجبورم توجهات شما رو رد کنم

638
01:01:29,936 --> 01:01:31,938
سرورم، چنين کاري ممنوعه

639
01:01:35,360 --> 01:01:36,691
مطمئني که اين حرف هات
حقيقت داره؟

640
01:01:36,693 --> 01:01:39,654
همين صبح سم رو
تو جيبش پيدا کردم

641
01:01:43,034 --> 01:01:45,450
پس سلطنتم رو از من دزديده

642
01:01:45,452 --> 01:01:48,787
تو که گفته بودي
سلطنت رو نميخواي

643
01:01:48,789 --> 01:01:51,000
زمان ازدواجمون سوگند
خوردي که نميخوايش

644
01:01:52,376 --> 01:01:54,503
نميدونستم که ازم
دزديده شده

645
01:02:00,385 --> 01:02:02,133
جوري داد بزن که
انگار ازم ترسيدي

646
01:02:02,135 --> 01:02:05,637
خداي مهربون خودت کمکم کن -
ميگن من ديوانه ام -

647
01:02:05,639 --> 01:02:07,514
ميگن ديوانه عشق من شدين

648
01:02:07,516 --> 01:02:10,059
پس ديوانه ميشم

649
01:02:10,061 --> 01:02:11,559
اصلا هم نميفهمن از کجا خوردن

650
01:02:11,561 --> 01:02:12,644
متوجه منظورت نميشم

651
01:02:12,646 --> 01:02:14,398
نبايد هم بشي

652
01:02:15,900 --> 01:02:17,777
مثل برف معصوم بمون

653
01:02:20,153 --> 01:02:21,322
دارد بزن

654
01:02:23,449 --> 01:02:24,575
داد بزن

655
01:02:26,119 --> 01:02:27,327
خدا همراهتون باشه قربان

656
01:02:31,748 --> 01:02:33,708
تو در خطر زيادي هستي

657
01:02:33,710 --> 01:02:36,251
بايد از اينجا دورت کنيم

658
01:02:36,253 --> 01:02:37,878
يه صومعه تو سن اميليون هست

659
01:02:37,880 --> 01:02:40,213
که مادرم تو کودکي اونجا زندگي ميکرد

660
01:02:40,215 --> 01:02:41,548
بين راهبه ها جات امنه

661
01:02:41,550 --> 01:02:44,011
هملت، نبايد چنين کاري بکني -
برو صومعه -

662
01:02:48,557 --> 01:02:49,809
برو

663
01:02:57,065 --> 01:02:58,650
به نظر

664
01:02:59,860 --> 01:03:00,902
ديوانه شده

665
01:03:03,489 --> 01:03:05,949
به نظرم دخترت خطرناکه

666
01:03:08,702 --> 01:03:11,077
بايد در اسرع وقت

667
01:03:11,079 --> 01:03:13,040
ازدواج کنه

668
01:03:15,626 --> 01:03:17,545
يه نگهباني رو ميشناسم
که خواسته ام رو اجرا ميکنه

669
01:03:26,804 --> 01:03:28,470
درود بر شما لرد هملت

670
01:03:30,557 --> 01:03:32,307
به کي درود ميفرستي عشقم؟

671
01:03:32,309 --> 01:03:34,142
لرد هملت

672
01:03:34,144 --> 01:03:36,019
بيايد داخل -
هي -

673
01:03:36,021 --> 01:03:37,104
همگي بيايد داخل

674
01:03:46,990 --> 01:03:48,657
آين ديگه حلش ميکنه هوراشيو

675
01:03:48,659 --> 01:03:50,284
زنا، قتل، خيانت

676
01:03:50,286 --> 01:03:53,537
مرتکب اين جنايات شده -
نه سرورم، نميتونين برين -

677
01:03:53,539 --> 01:03:54,999
اون نبايد اينجا باشه

678
01:03:56,501 --> 01:03:57,460
پس اينجايي

679
01:03:58,670 --> 01:04:01,003
اومدي که بهم ماهي بفروشي

680
01:04:01,005 --> 01:04:03,213
من ماهي فروش نيستم سرورم

681
01:04:03,215 --> 01:04:05,175
ولي عجب ماهي خوبي داري

682
01:04:06,177 --> 01:04:08,844
هملت، بيا پيش من بشين

683
01:04:08,846 --> 01:04:10,512
اگه فرد خوشگلتري هم باشه
که ترجيح بدم

684
01:04:10,514 --> 01:04:12,182
کنار اون بشينم چي مادر؟

685
01:04:14,059 --> 01:04:16,769
اينجا لم ندين سرورم
بلند بشين

686
01:04:16,771 --> 01:04:18,561
خب کجا لم بدم؟

687
01:04:18,563 --> 01:04:19,771
ميتونم بغل تو لم بدم؟

688
01:04:19,773 --> 01:04:21,691
نه سرورم -
منظورم اينه که سرم رو بذارم روي پات -

689
01:04:21,693 --> 01:04:23,483
شما خيلي خوشحالين سرورم

690
01:04:23,485 --> 01:04:25,695
گفتي متاهل؟ معلومه

691
01:04:25,697 --> 01:04:27,737
خودت که ميدوني

692
01:04:27,739 --> 01:04:30,865
مادرم هم متاهل بود و همين
چند ساعت پيش بيوه شد

693
01:04:30,867 --> 01:04:33,661
دهنتون رو ببندين و به
اين ديوانگي پايان بدين

694
01:04:33,663 --> 01:04:35,539
ميخوان با يکي ديگه ازدواج کنم

695
01:04:37,791 --> 01:04:40,043
اگه مجبوري، با يه احمق ازدواج کن

696
01:04:43,380 --> 01:04:45,005
قبلا يه احمق ميشناختم

697
01:04:45,007 --> 01:04:46,298
اسمش يوريک بود

698
01:04:46,300 --> 01:04:48,508
برادر پادشاه رو به
مسخره گرفته بود

699
01:04:48,510 --> 01:04:50,010
منم يه بار ديده بودمش

700
01:04:50,012 --> 01:04:51,220
پادشاه رو به خنده آورد

701
01:04:51,222 --> 01:04:54,389
و همون شب بهاش
رو با جونش پرداخت

702
01:04:54,391 --> 01:04:56,476
واقعا داستان غم انگيزيه

703
01:04:58,521 --> 01:05:00,440
من يه داستان غم انگيزتر
هم بلدم اوفليا

704
01:05:04,027 --> 01:05:05,775
از الان شروع ميشه

705
01:05:42,398 --> 01:05:44,606
بهت که گفتم بريم صومعه

706
01:06:59,891 --> 01:07:00,851
روشنش کنين

707
01:07:02,728 --> 01:07:03,687
روشنش کنين

708
01:07:06,523 --> 01:07:08,773
اينجا رو روشن کنين -
يه نمايش ناچيزه ديگه -

709
01:07:08,775 --> 01:07:11,026
همين الان تمومش کنين
وگرنه خودم ميکنم

710
01:07:11,028 --> 01:07:12,737
داري خودمون رو
مضحکه ميکني

711
01:07:13,947 --> 01:07:16,826
همشون رو ببرين بيرون
و اعدامشون کنين

712
01:07:17,702 --> 01:07:21,704
من پادشاهتون هستم

713
01:07:21,706 --> 01:07:23,541
پادشاه ميدونه که
نمايش حقيقت داره

714
01:07:24,375 --> 01:07:26,041
انتقام از آن منه

715
01:07:26,043 --> 01:07:28,043
بايد سريع باشم

716
01:07:28,045 --> 01:07:29,963
هملت، نه

717
01:07:41,391 --> 01:07:42,726
شمشير کشيدن به روي

718
01:07:46,063 --> 01:07:47,815
شاه يعني خيانت

719
01:08:00,244 --> 01:08:03,079
نگهبان هارو خبر کنين

720
01:08:03,081 --> 01:08:05,081
ببرينشون پاي
چوبه دار

721
01:08:13,215 --> 01:08:15,465
فکر ميکردم معشوقت
خيلي پسته

722
01:08:15,467 --> 01:08:17,717
ولي الان ميفهمم
که چقدر بالاست

723
01:08:17,719 --> 01:08:21,054
بيشتر از همه شما
بايد درک کنين

724
01:08:21,056 --> 01:08:23,139
من برات مثل مادر بودم

725
01:08:23,141 --> 01:08:25,809
اونوقت تو پسرم رو
عليه خودم ميکني

726
01:08:25,811 --> 01:08:27,268
من رو ببخشيد

727
01:08:27,270 --> 01:08:29,897
بانوي من، شما
بزرگم کردين

728
01:08:30,942 --> 01:08:32,902
به نظرم بيش از حد اعتراض ميکني

729
01:08:34,278 --> 01:08:36,989
نميتوني بفهمي عشق
مادر به پسرش يعني چي

730
01:08:38,408 --> 01:08:41,452
ميفهمم عشق به پسر
شما يعني چي

731
01:08:45,997 --> 01:08:48,083
بهش نزديک نشو

732
01:08:49,085 --> 01:08:51,003
جلوي چشم من هم نباش

733
01:08:55,048 --> 01:08:56,089
بدبخت شديم

734
01:08:57,467 --> 01:08:59,259
ملکه عزلت کرده

735
01:08:59,261 --> 01:09:01,803
احتمالا بعدش هم
نوبت من باشه

736
01:09:01,805 --> 01:09:03,388
اگه هنوز هم
بتونيم شوهرت بديم

737
01:09:03,390 --> 01:09:04,473
کمتر براشون تهديد
حساب ميشي

738
01:09:04,475 --> 01:09:06,726
چي؟ -
فردا، ولي نه اول وقت -

739
01:09:06,728 --> 01:09:09,227
تروخدا نه
من طاقت ندارم

740
01:09:09,229 --> 01:09:12,690
پادشاه جديدمون
خواستار مرگه

741
01:09:12,692 --> 01:09:15,608
فقط سعي دارم
زنده بمونيم

742
01:09:15,610 --> 01:09:16,986
زنده موندن کافي نيست

743
01:09:19,865 --> 01:09:22,116
خيلي شبيه مادرتي

744
01:09:22,118 --> 01:09:23,909
ازدواج شما هم سنتي نبود

745
01:09:23,911 --> 01:09:25,246
تو دوستش داشتي

746
01:09:26,747 --> 01:09:28,914
با ملکه صحبت ميکنم

747
01:09:28,916 --> 01:09:31,336
و التماس ميکنم
که ما رو ببخشه

748
01:10:00,280 --> 01:10:01,198
پدر؟

749
01:10:04,368 --> 01:10:06,494
هوراشيو، چقدر وحشت کردي

750
01:10:06,496 --> 01:10:07,872
اينجا چيکار ميکني؟

751
01:10:08,872 --> 01:10:10,373
هملت چيزيش شده؟

752
01:10:10,375 --> 01:10:11,958
نه، هملت زنده ميمونه

753
01:10:14,671 --> 01:10:16,629
پدرت کشته شده

754
01:10:16,631 --> 01:10:19,882
پدر من نبود که، پدر هملت بوده -
نه، پدر خودت -

755
01:10:19,884 --> 01:10:20,801
لرد پولونيوس

756
01:10:23,554 --> 01:10:24,637
من رو ببخش

757
01:10:24,639 --> 01:10:26,722
من رو ببخش اوفليا

758
01:10:26,724 --> 01:10:28,723
هملت واقعا ديوانه است

759
01:10:28,725 --> 01:10:30,643
فکر کرده بود که عموشه

760
01:10:30,645 --> 01:10:33,439
قبل از اين که فرصت کنم
بگم کي اينجا مخفي شده

761
01:10:35,024 --> 01:10:37,400
شمشيرش رو کشيد

762
01:10:37,402 --> 01:10:40,654
تصادفي بود، تقصير هملت
نبود، من مقصر بودم

763
01:11:18,568 --> 01:11:20,278
هملت کجاست؟

764
01:11:22,195 --> 01:11:23,280
رفته

765
01:11:24,823 --> 01:11:25,907
رفته؟

766
01:11:27,618 --> 01:11:29,617
رفته انگلستان

767
01:11:29,619 --> 01:11:31,247
با روزنکرانتز و گيلدنسترن

768
01:11:32,748 --> 01:11:33,875
به دستور پادشاه

769
01:11:35,001 --> 01:11:36,210
جهت تامين امنيت خودش

770
01:11:38,337 --> 01:11:40,965
پادشاه لطف دارن که
به فکر امنيتش هستن

771
01:11:43,342 --> 01:11:45,302
ميخواد تو رو اذيت کنه اوفليا

772
01:11:46,511 --> 01:11:48,305
نميتوني درد و زجرش رو تصور کني

773
01:11:53,644 --> 01:11:57,271
پدرم کجاست؟ -
از دروازه ها محافظت کنين -

774
01:11:57,273 --> 01:11:58,772
کجاست؟

775
01:11:58,774 --> 01:12:00,732
قاتل پدر من کيه؟

776
01:12:00,734 --> 01:12:02,651
من عدالت رو برقرار ميکنم

777
01:12:02,653 --> 01:12:04,320
چشم دربرابر چشم

778
01:12:04,322 --> 01:12:06,863
چشم دربرابر چشم
قاتل پدر من کيه؟

779
01:12:06,865 --> 01:12:08,991
آروم باش

780
01:12:08,993 --> 01:12:11,451
کاملا حق داري و کار درستي ميکني
که ميخواي انتقام مرگش رو بگيري

781
01:12:11,453 --> 01:12:14,830
اما به دست من نمرده -
پس کي کشتش؟ -

782
01:12:14,832 --> 01:12:15,792
هملت

783
01:12:17,335 --> 01:12:19,168
پس هملت به دست من ميميره

784
01:12:19,170 --> 01:12:20,462
نه لايريتس

785
01:12:21,588 --> 01:12:24,339
همه اش اشتباه بوده

786
01:12:24,341 --> 01:12:26,426
الان بايد به فکر خواهرت باشي

787
01:12:29,471 --> 01:12:32,013
من رو ببرين پيشش -
ميفرستم بيارنش

788
01:12:32,015 --> 01:12:33,516
دروازه رو باز کنين -
بيا -

789
01:12:33,518 --> 01:12:35,228
بايد کلي چيز برات تعريف کنم

790
01:12:38,480 --> 01:12:41,232
چه خوب که دارين امروز
ازدواج ميکنين

791
01:12:41,234 --> 01:12:43,528
همين الانش هم
عين گاو چاق هستين

792
01:12:46,279 --> 01:12:48,488
خيلي شانس آوردين که
بدون هيچ ارثيه، خانواده

793
01:12:48,490 --> 01:12:51,077
و عفتي تونستين
اصلا شوهر پيدا کنين

794
01:12:55,957 --> 01:12:57,748
اميدوارم هنوز هم براي
معشوقتون، شاهزاده

795
01:12:57,750 --> 01:12:59,711
شمع روشن نگه نداشته باشين

796
01:13:00,712 --> 01:13:02,505
يه شمع کفايت نميکنه

797
01:13:03,672 --> 01:13:06,298
حتي اگه ديگه وجود نداشته باشه؟

798
01:13:06,300 --> 01:13:08,386
اگه بميره، من هم ميميرم

799
01:13:11,180 --> 01:13:12,765
به نظر من که زنده هستين

800
01:13:14,725 --> 01:13:15,726
زنده ام

801
01:13:16,394 --> 01:13:17,353
اما متاهلم

802
01:13:18,645 --> 01:13:19,646
با هملت؟

803
01:13:25,110 --> 01:13:26,487
پس بيوه شدين

804
01:13:29,657 --> 01:13:31,576
هملت ديگه مرده

805
01:13:33,243 --> 01:13:36,245
روزنکرانتس و گيلدنسترن
رو همراهش فرستادن

806
01:13:36,247 --> 01:13:39,334
از دستوراتشون خوششون نيومده بود
اما از پادشاه اطاعت کردن

807
01:13:41,836 --> 01:13:43,878
پادشاه چه دستوري
بهشون داده؟

808
01:13:43,880 --> 01:13:45,504
نميگم

809
01:13:46,506 --> 01:13:48,007
بهم بگو

810
01:13:49,426 --> 01:13:52,553
واي -
ببرينش، ديوانه شده -

811
01:13:52,555 --> 01:13:54,013
آخ، آخ

812
01:13:56,600 --> 01:13:58,603
...بهم بگو وگرنه قسم ميخورم

813
01:14:01,314 --> 01:14:02,396
قرار بود همين که کشتي

814
01:14:02,398 --> 01:14:04,357
حرکت کرد، بندازنش تو آب

815
01:14:07,362 --> 01:14:08,945
و ديشب حرکت کردن

816
01:15:04,961 --> 01:15:06,003
اوفليا

817
01:15:07,087 --> 01:15:09,006
هملت مرده هوراشيو

818
01:15:09,841 --> 01:15:11,132
مرده؟

819
01:15:11,134 --> 01:15:13,718
روزنکرانتس و گيلدنسترن
دستور گرفته بود بعد از

820
01:15:13,720 --> 01:15:15,260
حرکت کشتي بهش
خيانت کنن

821
01:15:15,262 --> 01:15:16,803
تو لنگرگاه هيچ بادي نمياد

822
01:15:16,805 --> 01:15:18,223
کشتي هنوز اونجاست

823
01:15:19,141 --> 01:15:20,184
هنوز نرفته

824
01:15:26,690 --> 01:15:29,442
يعني زنده است؟
هنوز ميتونيم نجاتش بديم هوراشيو

825
01:15:29,444 --> 01:15:30,361
...من -
هوراشيو -

826
01:15:32,529 --> 01:15:34,530
پادشاه کارت دارن

827
01:15:34,532 --> 01:15:35,906
عروس من، اوفليا، رو نديدي؟

828
01:15:35,908 --> 01:15:37,157
نه، اخيرا نديدمش

829
01:15:37,159 --> 01:15:38,241
کل قلعه دارن دنبالش ميگردن

830
01:15:38,243 --> 01:15:39,701
پادشاه گفته که
دروازه هارو ببندن

831
01:15:39,703 --> 01:15:41,579
آخرين بار که ديدمش
ناخوش بود

832
01:15:41,581 --> 01:15:43,705
پادشاه دستور دادن که
هيچکس داخل يا خارج نشه

833
01:16:01,016 --> 01:16:03,851
راستش ملکه فکر ميکنه که
عقلت رو از دست دادي

834
01:16:03,853 --> 01:16:05,727
ولي به نظر من تنها
چيزي که هنوز

835
01:16:05,729 --> 01:16:08,063
برات مونده عقلته

836
01:16:08,065 --> 01:16:09,065
نه

837
01:16:10,109 --> 01:16:12,442
هيچکس دلش براي تو تنگ نميشه

838
01:16:12,444 --> 01:16:16,073
نه پدري داري، نه برادري، نه شوهري

839
01:16:17,033 --> 01:16:19,032
درسته

840
01:16:19,034 --> 01:16:20,910
يه کشيش پير روستايي
رو پيدا کرديم

841
01:16:20,912 --> 01:16:23,079
که با مقداري تحت
فشار قرار گرفتن

842
01:16:23,081 --> 01:16:25,748
داستان خيلي
عجيبي تعريف کرد

843
01:16:25,750 --> 01:16:28,461
ميگه که تو شوهر داري

844
01:16:31,005 --> 01:16:34,092
و خودش مزدوجتون کرده

845
01:16:37,761 --> 01:16:40,470
...اگه بچه من بودي

846
01:16:40,472 --> 01:16:43,434
تنها بچه تو قبل از اين که
بتونه نفس بکشه مُرد

847
01:16:44,935 --> 01:16:46,144
درسته، پسر بود

848
01:16:47,563 --> 01:16:50,650
مادرش رو جادوگر خطاب کردن
و رفتن بسوزوننش

849
01:16:52,902 --> 01:16:54,820
اما اينارو خودت ميدوني

850
01:16:56,113 --> 01:16:58,947
خودت بودي که فرياد
جادوگري سر دادي

851
01:16:58,949 --> 01:17:01,157
خودت بودي که مردم روستا
بر عليه زني که دوستت

852
01:17:01,159 --> 01:17:02,412
داشت شوروندي

853
01:17:05,122 --> 01:17:06,790
سرورم، صداي فريادي شنيديم

854
01:17:15,800 --> 01:17:18,718
عروست

855
01:17:18,720 --> 01:17:20,177
خيلي سرسخته

856
01:17:20,179 --> 01:17:22,138
مراسم عروسيمون
امروزه اعليحضرت

857
01:17:22,140 --> 01:17:25,518
نميخواد با يه خائن ازدواج کني

858
01:17:32,774 --> 01:17:33,817
تنهامون بذارين

859
01:17:44,328 --> 01:17:46,495
جرئت نداري بهم
آسيبي بزني

860
01:17:46,497 --> 01:17:49,080
پادشاه به خيانت
محکومت کردن

861
01:17:49,082 --> 01:17:51,168
مجازات خيانت رو همه ميدونن

862
01:17:52,377 --> 01:17:53,503
مجازاتش مرگه

863
01:17:54,713 --> 01:17:55,881
چه حيف

864
01:17:57,632 --> 01:18:00,259
شايد بتوني من رو به جنگل
ببري و همونجا ولم کني

865
01:18:00,261 --> 01:18:02,013
پادشاه هرگز نميفهمن

866
01:18:34,252 --> 01:18:36,380
پدرت مرد خوبي بود

867
01:18:38,216 --> 01:18:40,134
اما به نظرم تو دوبرابر بهتر از اوني

868
01:19:12,166 --> 01:19:14,085
با من هم آواز شد لايريتس

869
01:19:21,091 --> 01:19:22,676
خواهر عزيزم، بيا

870
01:19:23,344 --> 01:19:25,593
بشين، آروم باش

871
01:19:39,902 --> 01:19:40,819
اوف

872
01:19:53,082 --> 01:19:56,334
اين رزماريه به نشانه يادآوري

873
01:19:56,336 --> 01:19:57,962
اميدوارم يادتون بياد

874
01:20:00,131 --> 01:20:02,300
بنفشه دورگه به نشانه افکارتون

875
01:20:04,969 --> 01:20:08,303
سُداب براي پشيموني ها

876
01:20:08,305 --> 01:20:10,138
و خواهرانتون

877
01:20:10,140 --> 01:20:12,018
يکمي هم براي خودم
و پشيموني هاي خودم

878
01:20:14,061 --> 01:20:16,980
گل مينا، چشمِ روز

879
01:20:17,648 --> 01:20:19,108
همه چيز رو ميبينه

880
01:20:19,984 --> 01:20:21,611
يکي هست که
شما رو ببينه

881
01:20:28,658 --> 01:20:29,825
ميخواستم بنفشه
هم بهتون بدم

882
01:20:29,827 --> 01:20:32,497
ولي همگي وقتي پدرم
مرد پژمرده شدن

883
01:20:34,957 --> 01:20:37,165
اي هوراشيوي باوفا
آيا سر قبرم خواهي اومد؟

884
01:20:37,167 --> 01:20:40,460
اوفليا -
قبل از اين که بدنم سرد بشه بيا -

885
01:20:45,134 --> 01:20:46,549
حتما نبش قبرم کن

886
01:20:46,551 --> 01:20:49,680
بهت قول ميدم درس خوبي
درمورد ساختار بدن انسان بگيري

887
01:21:00,983 --> 01:21:02,235
اين هم رازيانه

888
01:21:03,235 --> 01:21:04,362
براي شما

889
01:21:07,948 --> 01:21:09,533
و تاج الملوک

890
01:21:10,827 --> 01:21:12,410
به نشانه چاپلوسي

891
01:21:12,412 --> 01:21:14,914
جالا که پدرم مرده
چاپلوس کم دارين

892
01:21:21,170 --> 01:21:22,503
بگيرينش

893
01:21:22,505 --> 01:21:27,049
<i>...بمان وگرنه شادي هايم ميميرند</i>

894
01:21:28,552 --> 01:21:29,718
بگيرينش

895
01:21:31,139 --> 01:21:33,805
ولش کنين -
ولش کنين -

896
01:21:33,807 --> 01:21:36,058
بيچاره ديوانه شده

897
01:21:36,060 --> 01:21:37,353
ولش کنين

898
01:21:44,068 --> 01:21:46,904
از جلوي چشمم ببرينش

899
01:21:52,743 --> 01:21:54,994
دنبالش کن -
چشم قربان -

900
01:22:04,505 --> 01:22:05,422
بشين

901
01:22:05,922 --> 01:22:06,965
غذا بخور

902
01:22:08,551 --> 01:22:11,137
ديگه گرسنه نيستم

903
01:22:44,127 --> 01:22:46,296
اي زهر، بخشنده باش

904
01:23:01,854 --> 01:23:03,103
اوفليا

905
01:24:41,828 --> 01:24:43,954
هوراشيو

906
01:24:43,956 --> 01:24:45,248
هملت کجاست؟

907
01:24:46,458 --> 01:24:48,126
همونطور که خواسته بودي
نبش قبرت کردم

908
01:24:53,925 --> 01:24:56,511
يه زهري خوردم که آدم رو
نميکشه ولي انگار مردي

909
01:25:03,725 --> 01:25:04,933
هملت کجاست؟

910
01:25:04,935 --> 01:25:06,936
بايد تا کشتيش حرکت
نکرده سريعا به اونجا بريم

911
01:25:06,938 --> 01:25:08,605
حالم خوب نيست هوراشيو

912
01:25:14,612 --> 01:25:16,070
اون چيه؟

913
01:25:23,787 --> 01:25:25,204
پيش آهنگ فرستادن

914
01:25:27,792 --> 01:25:30,166
دشمنان نروژي مون هستن

915
01:25:30,168 --> 01:25:32,046
دارن به قلعه نزديک ميشن

916
01:25:33,797 --> 01:25:35,964
بايد به دربار هشدار بدي

917
01:25:35,966 --> 01:25:37,426
من تنهات نميذارم

918
01:25:38,594 --> 01:25:40,885
بايد بهشون هشدار بدي هوراشيو

919
01:25:40,887 --> 01:25:42,263
برو

920
01:25:42,265 --> 01:25:43,725
من تنهايي ادامه ميدم

921
01:25:45,643 --> 01:25:46,601
اوفليا

922
01:25:47,603 --> 01:25:48,645
خدانگهدار

923
01:26:05,246 --> 01:26:07,580
من دارم ميميرم
پادزهرش رو بهم بده

924
01:26:09,167 --> 01:26:12,253
زهر رو خوردي؟ -
متاسفانه زيادي خوردم، خواهش ميکنم -

925
01:26:16,090 --> 01:26:17,923
جنگل پر از سربازه

926
01:26:17,925 --> 01:26:19,549
سرباز؟

927
01:26:19,551 --> 01:26:21,679
بدتر شد
اين رو بخور

928
01:26:28,519 --> 01:26:29,896
حالا برو

929
01:26:33,024 --> 01:26:35,109
من رازت رو نگه داشتم

930
01:26:37,028 --> 01:26:38,654
کلاديوس اومده بود پيش تو

931
01:26:39,529 --> 01:26:42,157
تو کمکش کردي که
پادشاه رو به قتل برسونه

932
01:26:44,034 --> 01:26:45,494
خودش به خودش کمک کرد

933
01:26:46,996 --> 01:26:48,914
نميتونستم که
خواسته اش رو رد کنم

934
01:26:49,916 --> 01:26:52,666
چرا بايد بکنم؟
به من چه

935
01:26:52,668 --> 01:26:54,585
بذار بالاي اون تپه هرکاري
که دلشون ميخواد

936
01:26:54,587 --> 01:26:56,211
باهمديگه بکنن

937
01:26:56,213 --> 01:26:57,340
حتي الان

938
01:26:58,548 --> 01:27:01,386
حتي با اين که نتونستي
خواسته اش رو رد کني؟

939
01:27:03,805 --> 01:27:06,891
من زماني دوستش داشتم

940
01:27:12,020 --> 01:27:13,563
اون هم دوستم داشت

941
01:27:15,983 --> 01:27:18,903
وقتي بچه ات مرد اون بود که
فرياد جادوگري سر داد

942
01:27:20,195 --> 01:27:23,155
من شاهد اعترافش بودم

943
01:27:23,157 --> 01:27:26,701
اون بود که مردم رو
فرستاد سراغت

944
01:27:26,703 --> 01:27:30,454
حاضر بود اجازه بده بسوزي -
نه -

945
01:27:30,456 --> 01:27:31,914
نه، اون نبود

946
01:27:31,916 --> 01:27:33,583
اون عاشق قدرته

947
01:27:34,793 --> 01:27:36,921
به چيز ديگه اي علاقه نداره

948
01:27:38,672 --> 01:27:39,798
اون مسخره ام کرد

949
01:27:44,302 --> 01:27:45,555
بايد بسوزه

950
01:27:57,608 --> 01:27:58,693
اينارو بگير

951
01:28:00,444 --> 01:28:03,864
بيشتر از اوني که فکر
ميکردم تو دردسر افتادي

952
01:28:23,259 --> 01:28:25,092
همونجا وايسا

953
01:28:25,094 --> 01:28:26,011
کي هستي؟

954
01:28:28,805 --> 01:28:29,973
يه دوست

955
01:29:03,716 --> 01:29:05,218
رحم کن اي روح

956
01:29:07,470 --> 01:29:09,055
تروخدا من رو ببخش اوفليا

957
01:29:13,016 --> 01:29:16,393
دستت به خون من
آغشته نيست

958
01:29:16,395 --> 01:29:19,729
فکر نميکردم کلاديوس
واقعا ميخواست بکشتش

959
01:29:19,731 --> 01:29:21,359
تو بهانه دستش دادي

960
01:29:24,153 --> 01:29:25,613
خودم هم سوگواري کردم

961
01:29:26,738 --> 01:29:29,533
اون خواهرت رو نابود کرد

962
01:29:31,284 --> 01:29:32,703
کلاديوس؟

963
01:29:34,579 --> 01:29:36,791
هرگز نميدونستي که
خواهرت عاشقش بود؟

964
01:29:39,002 --> 01:29:41,421
فکر ميکردم هرکسي
باشه به جز اون

965
01:29:43,881 --> 01:29:45,675
واي، خواهر عزيزم

966
01:29:54,266 --> 01:29:55,893
من رو ببخش

967
01:30:04,735 --> 01:30:06,194
دستم رو بگير

968
01:30:12,452 --> 01:30:14,410
تو که جسم انساني داري

969
01:30:14,412 --> 01:30:17,079
ولي خودم ديدم که پسرم
چطور درون قبرت پريد

970
01:30:17,081 --> 01:30:18,414
هملت؟

971
01:30:18,416 --> 01:30:20,458
وقتي بهش خبر رسيد که تو
مردي کشتي رو ترک کرد

972
01:30:20,460 --> 01:30:22,837
بايد برگردم به هلسينگور -
نه، خيلي دير شده -

973
01:30:24,338 --> 01:30:27,298
لايريتس هملت رو به خاطر مرگ
پدرتون به مبارزه دعوت کرده

974
01:30:27,300 --> 01:30:30,427
قراره مبارزه کنن -
نه -

975
01:30:32,805 --> 01:30:35,764
خواهرم کجاست؟
ميتونيم باهاش مشورت کنيم

976
01:30:35,766 --> 01:30:37,391
نميتونم صبر کنم

977
01:30:37,393 --> 01:30:38,768
هملت فقط به حرف من گوش ميکنه

978
01:30:38,770 --> 01:30:40,271
کلاديوس ميکشدت

979
01:30:42,148 --> 01:30:43,938
ولي من که مرده ام

980
01:31:22,020 --> 01:31:23,562
همه چي اماده است؟

981
01:31:23,564 --> 01:31:25,563
شمشيرت رو زهرآلود کردم

982
01:31:25,565 --> 01:31:27,484
فقط کافيه بهش برخورد کنه

983
01:31:28,819 --> 01:31:30,402
هملت کجاست؟

984
01:31:30,404 --> 01:31:33,363
پسر، اسمت چيه؟ -
اوسريک هستم قربان -

985
01:31:33,365 --> 01:31:36,575
برو هملت رو بيار
تا مبارزه رو شروع کنيم

986
01:31:36,577 --> 01:31:37,829
امر امرِ شماست اعليحضرت

987
01:31:39,162 --> 01:31:40,997
نميخواد از هيچي بترسي

988
01:31:51,091 --> 01:31:52,676
شرط بندي کنيم؟

989
01:31:53,761 --> 01:31:55,930
من خيلي ميل به بازي ندارم

990
01:31:58,265 --> 01:32:01,308
پس من روي لايريتس
شرط ميبندم

991
01:32:01,310 --> 01:32:04,022
هملت خيلي بيشتر
تو شمشيربازي وارده

992
01:32:06,149 --> 01:32:08,568
هميشه کسي که مهارت
بيشتري داره پيروز نميشه

993
01:32:19,619 --> 01:32:22,787
دو نيمه درونت باهمديگه
کشمکش دارن

994
01:32:22,789 --> 01:32:26,502
يکي پايه اي تره، يکي بهتره

995
01:32:33,885 --> 01:32:35,425
اوفليا؟

996
01:32:35,427 --> 01:32:36,845
من زنده ام

997
01:32:39,015 --> 01:32:41,434
زنده اي؟ -
عشق من -

998
01:32:48,858 --> 01:32:51,901
مثل... مثل خوابي
که ديده بودم ميموني

999
01:32:51,903 --> 01:32:53,945
اما بيدار که شدم، حقيقت داشت

1000
01:32:58,784 --> 01:33:00,785
بايد درک کني

1001
01:33:00,787 --> 01:33:02,413
که من دنبال
اين نبرد نيستم

1002
01:33:03,247 --> 01:33:04,374
لايريتس دنبالشه

1003
01:33:05,541 --> 01:33:07,960
خودت از انتقامجويي
صرف نظر کردي؟

1004
01:33:09,753 --> 01:33:10,880
نه

1005
01:33:12,673 --> 01:33:15,926
هنوز درونم رو به آتش کشيده -
از همين ميترسيدم -

1006
01:33:16,927 --> 01:33:18,720
هملت، ميتونيم
الان فرار کنيم

1007
01:33:19,764 --> 01:33:21,930
به صومعه فرار ميکنيم

1008
01:33:21,932 --> 01:33:24,517
همه داستان ها که
نبايد با مبارزه تموم بشه

1009
01:33:24,519 --> 01:33:25,770
کجايي هملت؟

1010
01:33:26,688 --> 01:33:27,771
بيا

1011
01:33:28,523 --> 01:33:29,897
ميام

1012
01:33:29,899 --> 01:33:31,818
ميام -
الان بيا -

1013
01:33:33,152 --> 01:33:35,777
من قسم خوردم
انتقام بگيرم

1014
01:33:35,779 --> 01:33:39,032
تو قسم خوردي که دوستم
داشته باشي و مال من باشي

1015
01:33:40,368 --> 01:33:41,452
من که مال توئم

1016
01:33:43,371 --> 01:33:44,372
اوفليا

1017
01:33:45,581 --> 01:33:47,831
همراهت ميام اوفليا

1018
01:33:47,833 --> 01:33:48,917
هملت

1019
01:34:05,643 --> 01:34:06,853
خداحافظ عشق من

1020
01:34:12,442 --> 01:34:13,566
هملت -
هملت -

1021
01:34:13,568 --> 01:34:14,858
هملت -
هملت -

1022
01:34:14,860 --> 01:34:15,860
هملت -
هملت -

1023
01:34:15,862 --> 01:34:17,486
هملت -
هملت -

1024
01:34:17,488 --> 01:34:18,486
بذارين رد بشه سرورم

1025
01:38:41,752 --> 01:38:44,338
شايد با خودتون فکر کنين
که داستان من رو بلدين

1026
01:38:45,715 --> 01:38:48,299
شنيدين که با جنون و قلب هاي شکسته

1027
01:38:48,301 --> 01:38:50,261
و خون هاي ريخته

1028
01:38:51,679 --> 01:38:53,345
و قلمروي از دست رفته

1029
01:38:53,347 --> 01:38:55,515
به اتمام ميرسه

1030
01:38:57,268 --> 01:38:59,228
اون هم براي خودش
يه داستانه

1031
01:39:00,229 --> 01:39:02,148
اما داستان من نيست

1032
01:39:04,692 --> 01:39:06,778
من گمراه نشدم

1033
01:39:10,073 --> 01:39:12,950
من خودم رو به
انتقام نباختم

1034
01:39:15,036 --> 01:39:18,498
به جاش مسيري پيدا
...کردم و اميدوار بودم

1035
01:39:21,292 --> 01:39:23,920
تا روزي بتونم داستان
خودم رو تعريف کنم

1036
01:39:29,841 --> 01:39:32,052
همونطور که تو هم يه روزي

1037
01:39:35,014 --> 01:39:36,554
داستان خودت رو تعريف
ميکني عشق من

1038
01:39:42,000 --> 01:39:50,000
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام سايت زدمووی :
.:: @ZedMoviecom ::.
.:: ZedMovie.com ::.