﻿1
00:00:47,862 --> 00:00:52,658
<font color="#ffff00">‫اِما وودهاوسِ خوش‌رو، باهوش و ثروتمند،</font>

2
00:00:54,361 --> 00:01:03,014
<font color="#ffff00">‫نزدیک به بیست‌ویک سال بدون کوچکترین
‫اضطراب و رنجی زندگی کرد.</font>

3
00:01:47,152 --> 00:01:54,451
تقديم به تمام پارسي زبانان جهان
<b><font color="#00abfd"> دانلود رايگان فيلم و سريال 
  
  ..:: MiraMovie.org::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: ZedMovie.com::..</font></b>

5
00:02:01,802 --> 00:02:04,037
‫اون یکی نه

6
00:02:04,039 --> 00:02:06,004
‫بعدی

7
00:02:46,413 --> 00:02:49,414
‫چطور بعد از رفتنت میتونم دوریتو تحمل کنم؟

8
00:02:49,416 --> 00:02:52,251
‫من فقط نیم مایل اون طرف تر میرم اِما

9
00:02:52,253 --> 00:03:00,841
‫ تفاوت زیادی بین خانم وِستون که نیم مایل اون طرف تره
‫  و دوشیزه تیلوری که تو خونه بود وجود داره

10
00:03:04,266 --> 00:03:05,899
‫اِمای عزیز

11
00:03:07,935 --> 00:03:10,936
‫تو واسم یه دوست بودی

12
00:03:10,938 --> 00:03:13,872
‫و همدمی که هرکسی نداره

13
00:03:13,874 --> 00:03:15,440
‫یه پرستار و معلم ...

14
00:03:17,077 --> 00:03:19,945
‫ولی در محبت کردن مثل مادر ...

15
00:03:19,947 --> 00:03:23,248
‫من واست تو روز عروسیت
‫ آرزوی خوشحالی میکنم

16
00:03:29,291 --> 00:03:31,424
‫دوشیزه تیلور بیچاره

17
00:03:34,361 --> 00:03:37,197
‫جای تاسفه که آقای وِستون
‫ حتی بهش فکر کرده

18
00:03:39,334 --> 00:03:43,251
‫پدر ، آقای وِستون یه مرد
‫خوش اخلاق ، مورد پسند و خیلی خوبه

19
00:03:43,438 --> 00:03:45,304
‫اون کاملا شایسته ی داشتن
‫یه زن خوب هست

20
00:03:45,307 --> 00:03:49,577
‫و تو نباید دوشیزه تیلور رو تا ابد تو این خونه نگه داری
‫در حالی که ممکنه یه خونه واسه خودش داشته باشه

21
00:03:49,577 --> 00:03:51,350
‫"یه خونه واسه خودش"
‫مگه یه خونه واسه خودش چه مزیتی داره ؟

22
00:03:51,413 --> 00:03:53,413
‫اینجا ...

23
00:03:53,415 --> 00:03:55,350
‫سه برابر بزرگتره

24
00:03:57,184 --> 00:03:58,383
‫کاملا غیرضروریه

25
00:03:58,385 --> 00:04:00,218
‫بیچاره دوشیزه تِیلور
‫بیچاره ایزابل

26
00:04:00,220 --> 00:04:01,920
‫ولی خواهرم 7 سال پیش ازدواج کرد پدر

27
00:04:01,922 --> 00:04:03,922
‫حتما باید تا الان با این قضیه کنار میومدی

28
00:04:03,924 --> 00:04:04,892
‫روز افتضاحی بود

29
00:04:15,670 --> 00:04:18,103
‫همیشه واسم لذت بخش بوده که

30
00:04:18,105 --> 00:04:19,971
‫ شخصا واسه یه نفر زوج پیدا کنم

31
00:04:19,973 --> 00:04:22,407
‫همه میگفتن که آقای وِستون
‫دیگه هیچوقت ازدواج نمیکنه

32
00:04:22,409 --> 00:04:24,242
‫ولی من باور نداشتم

33
00:04:24,244 --> 00:04:26,912
‫اِما ، تو نباید واسه کسی زوج پیدا کنی
‫یا چیزی رو پیش بینی کنی

34
00:04:26,914 --> 00:04:29,414
‫چون هرچی میگی درست از آب درمیاد

35
00:04:29,416 --> 00:04:31,484
‫دیگه بیش از این نباید اینکارو بکنی

36
00:04:31,486 --> 00:04:34,986
‫قول میدم واسه خودم زوج پیدا نکنم پدر

37
00:04:34,989 --> 00:04:37,190
‫ولی باید اینکارو واسه بقیه انجام بدم

38
00:04:37,192 --> 00:04:40,093
‫بهترین سرگرمی دنیاست

39
00:04:40,095 --> 00:04:42,295
‫و بعد از این همه موفقیت ، میدونی که ...

40
00:04:55,075 --> 00:04:57,377
‫دوشیزه بِیتس ، خانم بِیتس

41
00:04:57,379 --> 00:04:59,177
‫دوشیزه گیلبرت ، خانم کاکس

42
00:04:59,179 --> 00:05:01,214
‫آقای وودهاوس ، دوشیزه وود هاوس

43
00:05:01,216 --> 00:05:04,319
‫آقای کول ، خانم کول

44
00:05:11,291 --> 00:05:13,395
‫ دوشیزه وودهاوس

45
00:05:15,029 --> 00:05:16,296
‫ دوشیزه وودهاوس

46
00:05:17,464 --> 00:05:19,132
‫صبح بخیر

47
00:05:19,134 --> 00:05:21,099
‫مگه امروز یه روز شاد ...

48
00:05:21,101 --> 00:05:23,436
‫شاد ، بهترین روز ...

49
00:05:23,438 --> 00:05:26,241
‫امروز صبح کل تن و بدم میلرزید

50
00:05:28,308 --> 00:05:31,309
‫خوشی تمام وجودم رو فرا گرفته بود

51
00:05:31,311 --> 00:05:34,279
‫چیزی نمیخواستم

52
00:05:34,281 --> 00:05:36,081
‫دوباره دارم میلرزم

53
00:05:37,252 --> 00:05:39,386
‫خیلی لذت بخش ـه

54
00:05:41,322 --> 00:05:43,054
‫چی شده اِما ؟

55
00:05:43,057 --> 00:05:45,490
‫فکر میکنم که پسر آقای وِستون

56
00:05:45,492 --> 00:05:47,325
‫- شاید غافلگیرمون کنه
‫- فرنک وِستون

57
00:05:47,328 --> 00:05:49,762
‫اون الان فرنک چرچیل‌ ـه ، پدر

58
00:05:49,764 --> 00:05:51,431
‫اون جانشین عموش ـه

59
00:05:51,433 --> 00:05:53,766
‫وقتی به اون سِن برسه لقب اونو میگیره

60
00:05:53,768 --> 00:05:56,068
‫خیلی وقته میخوام ببینمش

61
00:05:56,070 --> 00:05:58,070
‫ولی از کجا میدونی غافلگیرمون کنه ؟

62
00:05:58,072 --> 00:06:00,373
‫امروز عروسی پدرش ـه

63
00:06:00,375 --> 00:06:03,408
‫آقای وِستون خیلی ازش تعریف میکنه

64
00:06:03,410 --> 00:06:05,245
‫شک ندارم میاد

65
00:06:26,066 --> 00:06:27,502
‫بیچاره خانم تیلور

66
00:06:36,110 --> 00:06:38,611
‫دوستان عزیز و دوست داشتنی

67
00:06:38,613 --> 00:06:41,614
‫ما اینجا در محضر خدا جمع شدیم

68
00:06:41,616 --> 00:06:48,152
‫تا این آقا و خانم رو در قالب
‫ ازدواجی مقدس به پیوند همدیگه دربیاوریم

69
00:06:48,255 --> 00:06:51,389
‫عملی شرافتمندانه
‫که توسط خداوند بنیان گذاشته شده ...

70
00:06:51,392 --> 00:06:55,660
‫در این لحظه از ...
‫بی گناهی مرد ...

71
00:06:55,663 --> 00:06:57,532
‫بی - گناهی ؟

72
00:06:58,633 --> 00:07:00,533
‫بی گناهی

73
00:07:00,535 --> 00:07:02,267
‫نه ؟

74
00:07:02,269 --> 00:07:04,136
‫خوب ...

75
00:07:17,084 --> 00:07:19,420
‫مادر ، باید بخوری ، بی ادبیه چیزی نخوری

76
00:08:34,495 --> 00:08:36,361
‫میدونید که قراره چی بگم قربان

77
00:08:36,363 --> 00:08:39,197
‫چرا باید کالسکه رو نگه داری در حالی
‫هیچوقت بیرونش نمیاری

78
00:08:39,199 --> 00:08:41,767
‫مایه ی خجالته که همونجا مونده

79
00:08:41,769 --> 00:08:43,502
‫یه نجیب زاده با پای پیاده

80
00:08:43,504 --> 00:08:45,370
‫- غیر عادیه
‫- غیر عادیه

81
00:08:45,372 --> 00:08:46,674
‫عصر بخیر خانم رینولدز

82
00:09:25,780 --> 00:09:27,512
‫بلاخره اومدی

83
00:09:27,514 --> 00:09:29,484
‫آقای نایتلی

84
00:09:31,686 --> 00:09:33,686
‫حتما پیاده روی سختی داشتید

85
00:09:33,688 --> 00:09:36,288
‫نه اصلا آقا
‫عصر زیباییه

86
00:09:36,290 --> 00:09:38,691
‫حتما باعث شده خیس و کثیف بشید

87
00:09:38,693 --> 00:09:40,525
‫کثیف ، آقا ؟

88
00:09:40,527 --> 00:09:42,260
‫به کفشام نگاه کنید

89
00:09:42,262 --> 00:09:43,562
‫حتی یه لکه هم نداره

90
00:09:43,564 --> 00:09:45,765
‫حالتون چطوره ؟

91
00:09:45,767 --> 00:09:47,667
‫اومدم براتون آرزوی شادمانی بکنم

92
00:09:47,669 --> 00:09:49,001
‫شادمانی ؟

93
00:09:49,004 --> 00:09:50,403
‫اوه ، عروسی

94
00:09:50,405 --> 00:09:52,537
‫چه روز افتضاحی

95
00:09:53,608 --> 00:09:56,776
‫خوب چطور باهاش کنار اومدید ؟
‫کی بیشتر گریه کرد ؟

96
00:09:56,778 --> 00:09:59,377
‫خیلی عالی باهاش کنار اومدیم

97
00:09:59,380 --> 00:10:01,379
‫همه تو بهترین شرایط خودشون بودن

98
00:10:01,382 --> 00:10:04,249
‫حتی یه قطره هم اشک ریخته نشد
‫هیچ چهره ی ناراحتی هم نبود

99
00:10:04,251 --> 00:10:05,785
‫اون صفحه رو بیارید نزدیکتر

100
00:10:05,787 --> 00:10:08,854
‫آقای نایتلی احساس سرما میکنن

101
00:10:08,856 --> 00:10:10,322
‫آقای فرنک چرچیل چی ؟

102
00:10:10,324 --> 00:10:13,670
‫به همون اندازه که پدرش گفته خوش تیپ ـه ؟

103
00:10:15,295 --> 00:10:16,664
‫اون نیومد ؟

104
00:10:25,540 --> 00:10:26,839
‫اون خیلی دوست داشت که بیاد

105
00:10:26,841 --> 00:10:28,741
‫ولی عمه و عموش نتونستن بذارن بیاد

106
00:10:28,743 --> 00:10:31,676
‫خوب ، به جرئت میتونم بگم
‫ که اگه میتونست حتما میومد

107
00:10:31,679 --> 00:10:33,746
‫نمیدونم چرا اینو میگی

108
00:10:33,748 --> 00:10:36,549
‫اگه فرنک چرچیل میخواست
‫که به عروسی پدرش بیاد

109
00:10:36,551 --> 00:10:38,283
‫خودشو میرسوند

110
00:10:38,285 --> 00:10:40,285
‫اون خودش خواسته که نیاد

111
00:10:40,287 --> 00:10:42,320
‫تو هیچوقت آقای فرنک چرچیل
‫رو ملاقات نکردی

112
00:10:42,322 --> 00:10:44,623
‫ما نمیدونیم که چیکار میتونه یا نمیتونه بکنه

113
00:10:44,625 --> 00:10:45,994
‫یه مسئله ای که هست ، اِما

114
00:10:45,994 --> 00:10:48,371
‫یه مرد میتونه هرکاری که
‫خودش انتخاب میکُنه رو انجام بده

115
00:10:48,396 --> 00:10:49,796
‫ این کار هم وظیفه ی اونه

116
00:10:49,797 --> 00:10:51,764
‫وظیفه ی فرنک چرچیل هست که

117
00:10:51,766 --> 00:10:53,632
‫به پدرش توجه کنه

118
00:10:53,634 --> 00:10:56,368
‫اون همچنین وظیفه ای در قبال
‫ عمه ی خودش داره که مریضه

119
00:10:56,370 --> 00:10:59,924
‫خانم چرچیل همیشه مریض بوده

120
00:11:00,575 --> 00:11:02,507
‫برادرزادش که دکتر نیست

121
00:11:02,509 --> 00:11:04,777
‫ولی اگه اون ساده و قاطعانه بهش میگفت که ...

122
00:11:06,447 --> 00:11:08,713
‫... باید بره به عروسی پدرش

123
00:11:08,716 --> 00:11:10,883
‫هیچ مخالفتی با اومدنش
‫ممکن نبود وجود داشته باشه

124
00:11:10,885 --> 00:11:13,318
‫تو بدترین قضاوت کننده ی دنیایی آقای نایتلی

125
00:11:13,320 --> 00:11:14,820
‫همیشه یه سری مشکلات و
‫وابستگی هایی وجود داره

126
00:11:14,822 --> 00:11:16,756
‫تو همیشه آقای خودت بودی

127
00:11:16,758 --> 00:11:19,658
‫تو اصلا نمیدونی راضی نگه داشتن بقیه چجوریه

128
00:11:19,660 --> 00:11:22,495
‫بهتره دفعه ی بعد یادم باشه
‫ که باهام دعوا میکنی

129
00:12:02,937 --> 00:12:06,714
‫یه شاگرد جدید تو مدرسه ی خانم گادارد هست

130
00:12:06,841 --> 00:12:08,473
‫- دوشیزه اسمیت
‫- اونجا

131
00:12:08,475 --> 00:12:10,375
‫کاملا معلومه

132
00:12:10,377 --> 00:12:11,977
‫حس میکنید ؟
‫یه هوای خنک

133
00:12:11,979 --> 00:12:13,646
‫یه هوای خنک و اذیت کننده

134
00:12:13,648 --> 00:12:15,480
‫اون یه بچه ی عادیه

135
00:12:15,482 --> 00:12:18,383
‫هیشکی اصل و نسب اونو نمیدونه ،حتی خودش

136
00:12:18,385 --> 00:12:20,320
‫مرموز نیست ؟

137
00:12:23,724 --> 00:12:26,327
‫خانم تیلور اینو حس کرده بود

138
00:12:59,961 --> 00:13:03,796
‫بد اقبالی تولد تو هریت

139
00:13:03,798 --> 00:13:06,799
‫باید باعث بشه که تو کاملا در معاشرت هات دقت کنی

140
00:13:06,801 --> 00:13:09,501
‫هیچ شکی وجود نداره که تو دختر یه نجیب زاده ای

141
00:13:09,503 --> 00:13:14,124
‫تو باید با استفاده از تمامی قدرت هایی در اختیار داری
‫از ادعای خودت نسبت به اون جایگاه حمایت کنی

142
00:13:15,010 --> 00:13:19,206
‫شما خانواده ی مارتین از مزرعه ی مارتین
‫رو میشناسید دوشیزه وودهاوس ؟

143
00:13:19,214 --> 00:13:21,580
‫میدونم که اونا مزرعه رو اجاره کردن

144
00:13:21,582 --> 00:13:23,517
‫اونا مزرعه ی خودشونو از آقای نایتلی اجاره کردن

145
00:13:25,020 --> 00:13:27,586
‫اونا این تابستون یه جورایی
‫ باهام خیلی مهربون بودن

146
00:13:27,588 --> 00:13:29,654
‫ممنون

147
00:13:29,657 --> 00:13:32,958
‫وقتی از اونجا رفتم خانم مارتینز خیلی محبت کرد

148
00:13:32,960 --> 00:13:35,796
‫و برای خانم گادارد یه غاز زیبا فرستاد

149
00:13:37,765 --> 00:13:40,735
‫خانم گاردارد میگفت بهترین غازی هست که تا حالا دیده

150
00:13:44,839 --> 00:13:47,940
‫خانواده ی مارتینز دقیقا
‫ از اونجور آدمایی هستند که

151
00:13:47,942 --> 00:13:50,876
‫فکر نکنم کاری به کارشون داشته باشم

152
00:13:50,878 --> 00:13:52,978
‫یک یا دو درجه پایین تر ممکنه
‫ مورد توجه من قرار بگیره

153
00:13:52,980 --> 00:13:57,646
‫اگه خیلی فقیر بودن فکرکنم ممکن بود
‫ یه جورایی واسشون مفید باشم ، ولی ...

154
00:13:57,652 --> 00:14:00,253
‫ یه کشاورز هیچ نیازی به کمک من نداره

155
00:14:00,255 --> 00:14:02,990
‫بنابراین اون خیلی پایین تر از
‫ توجه والای من قرار داره

156
00:14:04,091 --> 00:14:07,768
‫آقای رابرت مارتینز سه مایل رفت تا واسم گردو بیاره

157
00:14:07,963 --> 00:14:10,729
‫چون میدونست چقدر گردو دوست دارم

158
00:14:10,731 --> 00:14:11,964
‫من فکر میکنم اون خیلی باهوشه

159
00:14:11,967 --> 00:14:13,565
‫همه چی رو میفهمه

160
00:14:13,567 --> 00:14:15,567
بس کن

161
00:14:15,569 --> 00:14:18,271
‫بعد از چای میریم به خانم وِستون سر بزنیم

162
00:14:18,273 --> 00:14:20,940
‫ما به همدیگه قول دادیم
‫ هر روز همدیگه رو ببینیم

163
00:14:37,092 --> 00:14:39,058
‫خیلی خوب شد سر زدید آقای اِلتون

164
00:14:39,060 --> 00:14:41,961
‫من اولین نفری نیستم که امروز صبح میام

165
00:14:41,963 --> 00:14:45,030
‫هیچ فرقی نداره که دومین نفر اومدی

166
00:14:45,032 --> 00:14:48,003
‫آقای اِلتون ، دوشیزه هریِت اسمیت

167
00:14:49,971 --> 00:14:52,105
‫باعث افتخاره

168
00:14:55,810 --> 00:14:58,111
‫هریِت بهتره اونجا بشینی

169
00:14:58,113 --> 00:15:00,113
‫تا شاید این نقاشی زیبا
‫رو تحسین کنی

170
00:15:00,115 --> 00:15:02,748
‫آقای فرنک چرچیل هنرمند این نقاشی هستند

171
00:15:02,750 --> 00:15:05,547
‫شنیدم که از بهترین خونه های یورکشر هستش

172
00:15:05,720 --> 00:15:07,586
‫منم همینو شنیدم

173
00:15:07,588 --> 00:15:10,622
‫و آقای چرچیل قراره همشو به ارث ببره

174
00:15:10,624 --> 00:15:11,890
‫اون خیلی خوش شانسه

175
00:15:11,892 --> 00:15:15,894
‫خیلی خیلی به هم شبیه هستیم

176
00:15:15,896 --> 00:15:18,563
‫هردومون وقتی خیلی بچه
‫ بودیم مادرمونو از دست دادیم

177
00:15:18,565 --> 00:15:21,600
‫اون باید مراقب عمه ی خودش باشه
‫ همونطور که من مراقب پدر هستم

178
00:15:21,602 --> 00:15:25,604
‫ولی چطور میتونیم این نقاشی زیبا رو تحسین کنیم

179
00:15:25,606 --> 00:15:30,675
‫در حالی که چنین زیبایی ای در مقابلمون قرار داره

180
00:15:36,784 --> 00:15:39,818
‫آقای اِلتون آدم خوش مَشربی ـه

181
00:15:39,820 --> 00:15:41,820
‫خیلی شاد و مهربانی

182
00:15:41,822 --> 00:15:43,856
‫و محترم

183
00:15:43,858 --> 00:15:46,660
‫من آقای اِلتون رو خیلی خوب میشناسم

184
00:15:48,796 --> 00:15:51,064
‫خیلی برام جای سواله دوشیزه وودهاوس

185
00:15:51,066 --> 00:15:53,999
‫چرا با اینکه شما اینقدر جذاب
‫هستید نباید ازدواج کنید ؟

186
00:15:56,603 --> 00:16:00,039
‫من هیچ کدوم از انگیزه های معمول ازدواج رو ندارم

187
00:16:00,041 --> 00:16:01,907
‫ثروت نمیخوام

188
00:16:01,909 --> 00:16:03,809
‫مشغول به کار شدن نمیخوام

189
00:16:03,811 --> 00:16:05,911
‫عواقبش رو هم نمیخوام

190
00:16:05,913 --> 00:16:07,679
‫به نظر من تعداد کمی از زنان متاهل

191
00:16:07,681 --> 00:16:12,904
‫حتی به اندازه نصف من در هارتفیلد
‫تو خونه ی شوهرشون خانمی نمیکنن

192
00:16:14,121 --> 00:16:16,057
‫باید فردا دوباره بیای

193
00:16:17,691 --> 00:16:19,825
‫ممنون دوشیزه وودهاوس

194
00:16:19,827 --> 00:16:20,694
‫ممنون

195
00:16:47,788 --> 00:16:49,088
‫دوشیزه وودهاوس کدومشو ترجیح میدید ؟

196
00:16:49,090 --> 00:16:51,090
‫عملا اونا هردو یکی هستن

197
00:16:51,092 --> 00:16:55,828
‫البته وقتی رنگ تیره کثیف بشه
‫زیاد کثیف به نظر نمیرسه

198
00:16:55,830 --> 00:16:58,063
‫- ولی رنگ روشن ...
‫- پس تیره رو انتخاب کن

199
00:16:58,065 --> 00:16:59,733
‫روشن زیباتره

200
00:17:04,439 --> 00:17:06,738
‫دوشیزه وودهاوس مشکل چیه ؟

201
00:17:06,740 --> 00:17:08,874
‫دوشیزه وودهاوس

202
00:17:08,876 --> 00:17:09,975
‫دوشیزه وودهاوس

203
00:17:09,977 --> 00:17:11,244
‫حالتون چطوره ؟

204
00:17:11,246 --> 00:17:13,148
‫و شما دوشیزه اسمیت

205
00:17:14,281 --> 00:17:16,281
‫از پنجره شما رو دیدم

206
00:17:16,283 --> 00:17:17,883
‫از پنجره شمارو هم دیدم

207
00:17:17,885 --> 00:17:19,184
‫دوشیزه وودهاوس خبر های خوشی دارم

208
00:17:19,186 --> 00:17:21,753
‫امروز صبح یه نامه ای داشتیم

209
00:17:21,755 --> 00:17:23,256
‫از طرف دختر خواهرم ، جِین فِیرفاکس

210
00:17:23,258 --> 00:17:25,290
‫امیدوارم حالش خوب باشه

211
00:17:25,292 --> 00:17:28,693
‫معمولا اون سه شنبه ها نامه مینوشت ولی امروز ...

212
00:17:28,696 --> 00:17:30,063
‫اوه ، سلامتی اون ...

213
00:17:30,065 --> 00:17:34,032
‫اوه ، دوشیزه وودهاوس شما آدم
‫خیلی خوبی واسه هم صحبت شدن هستید

214
00:17:34,034 --> 00:17:36,201
‫بیچاره جین ، اون تو "وِیموث" بود

215
00:17:36,203 --> 00:17:38,137
‫همراه با کلونل کَمپِل و ...

216
00:17:38,139 --> 00:17:39,938
‫نامه کجاست ؟

217
00:17:39,940 --> 00:17:42,774
‫نباید زیاد دور باشه

218
00:17:42,776 --> 00:17:44,277
‫چه غیر منتظره ...

219
00:17:44,279 --> 00:17:46,845
‫اوه ، روی جا دستکشی هاست

220
00:17:46,847 --> 00:17:49,482
‫رو دستکش ها بود
‫رو دستکش ها بود

221
00:17:49,484 --> 00:17:52,050
‫آره ، تو "وِیموث" با کلونل کَمپل

222
00:17:52,052 --> 00:17:54,219
‫و با زن ایشون و دوست صمیمی جِین

223
00:17:54,221 --> 00:17:56,289
‫دوشیزه کَمپل که به تازگی ازدواج کرده

224
00:17:56,291 --> 00:17:58,223
‫که الان خانم دیکسون هستش

225
00:17:58,225 --> 00:18:00,159
‫و ، اوه عزیزم ، آقای دیکسون

226
00:18:00,161 --> 00:18:01,827
‫که آقای جوان و جذابی هستش

227
00:18:01,829 --> 00:18:05,264
‫خدمت خیلی بزرگی واسه جِین کرده

228
00:18:05,266 --> 00:18:08,733
‫اونا ... خیلی زیباست ، اون ...

229
00:18:08,736 --> 00:18:13,038
‫آره ، اونا رفته بودن بیرون ...
‫به یه مهمونی روی آب

230
00:18:13,040 --> 00:18:16,041
‫و جین یهویی سرش گیج میره

231
00:18:16,043 --> 00:18:19,077
‫ممکنه بخاطر حرکت روی آب باشه ...

232
00:18:19,079 --> 00:18:21,214
‫و ممکن بوده که بیفته تو آب

233
00:18:22,249 --> 00:18:25,150
‫و بمیره ...

234
00:18:25,152 --> 00:18:29,322
‫ولی آقای دیکسون با حضور ذهن بالایی که داشته

235
00:18:29,324 --> 00:18:34,759
‫اونو گرفته و جونش رو نجاتش داده

236
00:18:34,761 --> 00:18:38,096
‫نمیتونم به این که جِین
‫ممکن بود بمیره فکر نکنم

237
00:18:38,098 --> 00:18:42,034
‫نمیتونم بدون لرزیدن تنم بهش فکر نکنم ، اون یتیمه

238
00:18:42,036 --> 00:18:44,769
‫من خیلی خوشحالم که دوشیزه فاکس
‫ آسیبی بهشون نرسیده

239
00:18:44,771 --> 00:18:47,340
‫نمیدونی جین چقدر خوشحال میشه ببینه

240
00:18:47,342 --> 00:18:50,243
‫چه دوستان عزیز و فداکاری داره

241
00:18:50,245 --> 00:18:54,209
‫خدا نکنه من حوصله ی کسی رو در
‫مورد نایتلی ها حتی نصف اونطوری که

242
00:18:54,235 --> 00:18:58,198
‫خانم بیت حوصله ی آدمو در مورد
‫جِین فیرفکس سرمیبره بخوام سرببرم

243
00:18:58,237 --> 00:19:00,914
‫از اسم جِین فیرفکس حالم بهم میخوره

244
00:19:01,989 --> 00:19:04,257
‫هر نامه از اون 40 بار خونده میشه

245
00:19:04,259 --> 00:19:06,359
‫اگه یه بند جورابشو ببنده

246
00:19:06,361 --> 00:19:09,362
‫تا یه ماه هیشکی ازش چیز دیگه ای نمیشنوه

247
00:19:12,132 --> 00:19:14,235
‫رابرت مارتین ـه

248
00:19:17,804 --> 00:19:19,740
‫پسر خوب

249
00:19:25,412 --> 00:19:27,145
‫- دوشیزه اسمیت
‫- آقای مارتین

250
00:19:36,291 --> 00:19:39,024
‫- خوشحال شدم از دیدنتون دوشیزه اسمیت
‫- خدافظ

251
00:19:44,098 --> 00:19:47,400
‫همش فکر میکردم که ممکنه ببینیمش

252
00:19:47,402 --> 00:19:49,167
‫خوب ، دوشیزه وودهاوس

253
00:19:49,169 --> 00:19:51,336
‫آیا اون همونجوری بود که انتظارشو میکشیدید ؟

254
00:19:51,338 --> 00:19:54,373
‫در موردش چی فکر میکنید ؟

255
00:19:54,375 --> 00:19:57,042
‫من حقی ندارم انتظار زیادی ازش داشته باشم

256
00:19:57,044 --> 00:19:58,910
‫در واقع انتظار زیادی هم نداشتم

257
00:19:58,912 --> 00:20:02,381
‫ولی باید اقرار کنم اونو
‫اینجوری تصور میکردم که

258
00:20:02,383 --> 00:20:05,950
‫یک یا نزدیک دو درجه ...

259
00:20:05,953 --> 00:20:07,921
‫نجابت داشته باشه

260
00:20:09,056 --> 00:20:11,123
‫راستشو بخوای ...

261
00:20:11,125 --> 00:20:15,062
‫اون به اندازه ی نجیب زاده ها نجابت نداره

262
00:20:28,909 --> 00:20:32,177
‫امیدوارم آقای وودهاوس مریض نباشن

263
00:20:32,179 --> 00:20:34,079
‫اوه ، نه

264
00:20:34,081 --> 00:20:37,350
‫پدر هر روز با آقای پری ملاقات میکنه

265
00:20:37,352 --> 00:20:39,352
‫میدونم من بدجوری اعصابشو خرد میکنم

266
00:20:39,354 --> 00:20:41,354
‫من بیشتر وقت ها اعصاب خرد کن ام

267
00:20:41,356 --> 00:20:43,356
‫اگه اون بهم نگه که مریضه

268
00:20:43,358 --> 00:20:44,891
‫به سختی میتونم تو نامه هاش متوجه بشم

269
00:20:46,193 --> 00:20:48,427
‫به راستی ...

270
00:20:48,429 --> 00:20:52,665
‫شما نمونه ی کامل یه آدم سالم
‫هستید دوشیزه وودهاوس

271
00:20:52,667 --> 00:20:55,200
‫خانم مارتین فکر میکنه که شما زیباترین زن

272
00:20:55,202 --> 00:20:57,871
‫در کل "هایبری" هستید

273
00:21:01,376 --> 00:21:05,072
‫تو نباید هیچ وقت جلوی آقای نایتلی
‫ ازم تعریف و تمجید کنی هریت

274
00:21:05,079 --> 00:21:07,446
‫اون به اندازه ی کافی فکر میکنه
‫ که من آدم مغروری ام

275
00:21:07,448 --> 00:21:10,048
‫من فکر نمیکنم شما شخصا آدم مغروری باشید

276
00:21:10,050 --> 00:21:11,384
‫با توجه به زیبایی شما

277
00:21:11,386 --> 00:21:13,020
‫به نظر یکم درگیر این زیبایی هستید

278
00:21:15,022 --> 00:21:16,857
‫غرور شما چیز دیگه ای میگه

279
00:21:25,099 --> 00:21:28,369
‫بهت گفتم اون روز آقای اِلتون
‫ در موردت چی گفت ؟

280
00:21:31,271 --> 00:21:33,173
‫اون بهت گفت ...

281
00:21:35,442 --> 00:21:37,476
‫زیبایی مطلق ...

282
00:21:39,546 --> 00:21:41,714
‫به نظر من

283
00:21:41,716 --> 00:21:45,049
‫رفتار هاش خیلی مهربان تر از قبل هستن

284
00:21:45,052 --> 00:21:51,117
‫نمیدونم منظور اون از تعریف
‫ و تمجید از تو چی بوده

285
00:21:56,063 --> 00:21:57,562
‫صبح بخیر خانم گادارد

286
00:21:57,564 --> 00:21:59,364
‫- صبح بخیر آقای اِلتون
‫- سلام دخترا

287
00:22:00,567 --> 00:22:02,302
‫زودباشید

288
00:22:26,059 --> 00:22:27,992
‫اینا خیلی عالی کشیده شدن دوشیزه وودهاوس

289
00:22:27,994 --> 00:22:30,094
‫شما استعداد فوق العاده ای دارید

290
00:22:30,097 --> 00:22:32,297
‫به جرئت میتونم بگم ارزشمند هستن

291
00:22:32,299 --> 00:22:34,767
‫این نیمه کاره
‫از همشون بیشتر

292
00:22:34,769 --> 00:22:36,435
‫ حتی آقای نایتلی هم اینو بهم میگه

293
00:22:36,437 --> 00:22:39,722
‫ اون تو همه ی کارهام یه ایرادی پیدا میکنه

294
00:22:41,108 --> 00:22:43,175
‫تا حالا کسی تصویرت رو کشیده هریت ؟

295
00:22:43,177 --> 00:22:46,144
‫اوه ... نه

296
00:22:46,146 --> 00:22:50,114
‫یه نقاشی خوب از هریت
‫ میتونه خیلی چیز نفیسی باشه

297
00:22:50,117 --> 00:22:51,351
‫البته

298
00:22:52,419 --> 00:22:54,085
‫البته

299
00:22:54,087 --> 00:22:59,208
‫بذارید همین الان ازتون این درخواست
‫رو داشته باشم دوشیزه وودهاوس

300
00:23:25,051 --> 00:23:29,987
‫شما تمام جزئیاتی که برای
‫دوشیزه اسمیت لازم بود رو لحاظ کردید

301
00:23:31,626 --> 00:23:33,658
‫ایشون خانم زیبایی هستند

302
00:23:33,660 --> 00:23:36,394
‫ولی جذبه هایی که شما بهش اضافه کردید

303
00:23:36,396 --> 00:23:41,103
‫خیلی فراتر از چیزایی هستند که
‫به صورت طبیعی از اونا برخورداره

304
00:23:44,739 --> 00:23:46,539
‫آقای وودهاوس هدیه ی دخترتون

305
00:23:46,541 --> 00:23:49,073
‫نظیر نداره

306
00:23:49,075 --> 00:23:51,011
‫نظاره کنید

307
00:23:53,648 --> 00:23:56,149
‫تو خیلی قد بلند کشیدیش اِما

308
00:23:57,852 --> 00:23:59,284
‫اوه ، نه

309
00:23:59,286 --> 00:24:01,386
‫نه ، تو واقعیت زیاد بلند نیست

310
00:24:01,388 --> 00:24:03,421
‫زیاد هم بلند نکشیدی

311
00:24:03,423 --> 00:24:07,425
‫آره ، خیلی زیباست

312
00:24:07,427 --> 00:24:09,361
‫وقتی تموم شد باید قابش کنی

313
00:24:10,865 --> 00:24:12,865
‫بذارید من اینکارو بکنم

314
00:24:12,867 --> 00:24:15,534
‫تو این ماموریت بهم اعتماد کنید
‫دوشیزه وودهاوس

315
00:24:15,536 --> 00:24:19,170
‫درست لحظه ای که ازم بخواید فورا میرم لندن

316
00:24:19,172 --> 00:24:20,641
‫باعث افتخار منه

317
00:24:24,177 --> 00:24:26,579
‫یه ذره هم شک ندارم

318
00:24:26,581 --> 00:24:29,149
‫دقیقا همونطوریه که
‫برنامه ریزی کرده بودم

319
00:24:30,585 --> 00:24:32,553
‫اون عاشقته

320
00:24:36,523 --> 00:24:40,119
‫نمیدونم نظر شما ممکنه چی
‫باشه خانم وِستون در مورد ...

321
00:24:40,119 --> 00:24:44,195
‫این صمیمیت بین اِما و هریت

322
00:24:44,197 --> 00:24:45,898
‫ولی فکر کنم چیز بدیه

323
00:24:45,900 --> 00:24:47,632
‫چقدر احساس متفاوتی داریم

324
00:24:47,634 --> 00:24:50,335
‫دوشیزه اسمیت چیزی در مورد خودش نمیدونه

325
00:24:50,337 --> 00:24:54,171
‫به اِما نگاه میکنه و
‫ فکر میکنه اِما همه چی رو میدونه

326
00:24:54,207 --> 00:24:56,609
‫اون از همه جا بی خبره

327
00:24:56,611 --> 00:24:58,577
‫ولی آموزش دادن به هریت باعث میشه

328
00:24:58,579 --> 00:25:00,345
‫که اِما خودش هم آموزش ببینه

329
00:25:00,347 --> 00:25:01,546
‫با همدیگه قراره کتاب بخونن

330
00:25:01,548 --> 00:25:05,091
‫اِما از وقتی 12 سال داشت
‫میخواست کتاب های بیشتری بخونه

331
00:25:05,252 --> 00:25:08,483
‫اون هیچوقت کاری که نیازمند
‫صبر و ابتکار باشه انجام نمیده

332
00:25:08,755 --> 00:25:10,455
‫نمیتونم اجازه بدم

333
00:25:10,457 --> 00:25:12,290
‫در این مورد قضاوت کنید آقای نایتلی

334
00:25:12,292 --> 00:25:14,159
‫شما اونقدر تنها زندگی کردید که

335
00:25:14,161 --> 00:25:17,596
‫نمیدونید داشتن یه دوست چه ارزشی داره

336
00:25:17,598 --> 00:25:20,198
‫خوب ، اون همیشه میگه امکان نداره ازدواج کنه

337
00:25:20,200 --> 00:25:23,201
‫که در واقع کاملا بی معنیه

338
00:25:23,203 --> 00:25:25,570
‫من دوست دارم تا ببینم اِما عاشق شده

339
00:25:25,572 --> 00:25:28,273
‫و بدون شک ممکنه که

340
00:25:28,275 --> 00:25:30,243
‫براش خوب باشه

341
00:25:36,751 --> 00:25:38,249
‫رابرت

342
00:25:38,251 --> 00:25:40,385
‫ارباب نایتلی اینجاست

343
00:25:43,256 --> 00:25:45,458
‫داره دیر میشه آقای نایتلی
‫زود باش بیا

344
00:25:57,304 --> 00:25:58,771
‫من خیلی از شما ممنونم قربان

345
00:25:58,773 --> 00:26:00,605
‫انتظار داشتم تا بهار صبر کنم

346
00:26:02,577 --> 00:26:05,680
‫همیشه کل محصول رو فصل بخر
‫ آقای مارتین ، هر چقدر که میتونی

347
00:26:08,715 --> 00:26:12,417
‫آقای نایتلی ، قربان جسارت منو ببخشید

348
00:26:12,419 --> 00:26:14,689
‫میشه نظر شما رو در مورد چیزی بدونم ؟

349
00:26:16,456 --> 00:26:18,158
‫البته

350
00:26:20,560 --> 00:26:22,595
‫دوشیزه وودهاوس

351
00:26:22,597 --> 00:26:24,497
‫اصلا نمیتونید حدس بزنید چی شده

352
00:26:24,499 --> 00:26:26,533
‫رابرت مارتین بهم پیشنهاد داده

353
00:26:28,403 --> 00:26:31,304
‫اون بهم نامه نوشته که خیلی دوسم داره

354
00:26:38,645 --> 00:26:40,547
‫نامه ی خوبیه ؟

355
00:26:41,616 --> 00:26:43,716
‫یا خیلی کوتاهه ؟

356
00:26:43,718 --> 00:26:45,550
‫نامه ی خیلی خوبیه

357
00:26:45,552 --> 00:26:48,721
‫فکر کنم یکی از خواهراش تو نوشتنش کمکش کرده

358
00:26:48,723 --> 00:26:50,690
‫ولی باید چی بگم ؟

359
00:26:50,692 --> 00:26:53,391
‫دوشیزه وودهاوس عزیز منو راهنمایی کنید

360
00:26:53,393 --> 00:26:54,727
‫اوه ، نه ، نه ، نه

361
00:26:54,729 --> 00:26:56,496
‫باید کلمات مال خودت باشن

362
00:27:12,779 --> 00:27:15,415
‫فکر میکنید باید درخواستشو رد کنم ؟

363
00:27:17,051 --> 00:27:19,617
‫من اینو به عنوان یه قانون عمومی
‫ در نظر میگیرم که

364
00:27:19,620 --> 00:27:22,822
‫اگه یه زن در مورد پذیرش یه مرد شک داشته باشه

365
00:27:22,824 --> 00:27:25,225
‫اون حتما باید درخواست مرد رو رد بکنه

366
00:27:28,663 --> 00:27:32,950
‫شاید ... اینطوری مطمئن تره

367
00:27:33,634 --> 00:27:35,700
‫فکر میکنی بهتره بگم نه ؟

368
00:27:35,702 --> 00:27:38,536
‫امکان نداره من بهت هیچ راهی رو توصیه کنم

369
00:27:38,538 --> 00:27:41,508
‫تو باید بهترین تصمیم گیرنده
‫ واسه شادی خودت باشی

370
00:27:53,420 --> 00:27:56,421
‫الان من ...

371
00:27:56,423 --> 00:27:58,493
‫کاملاً مصمم ام ...

372
00:28:00,560 --> 00:28:03,530
‫و واقعا تصمیمم رو گرفتم ...

373
00:28:06,100 --> 00:28:08,801
‫... تا ...

374
00:28:08,803 --> 00:28:11,405
‫درخواست آقای مارتین رو رد کنم

375
00:28:14,709 --> 00:28:17,777
‫رد کرد ؟

376
00:28:17,779 --> 00:28:20,780
‫پس اون ابله تر از اون چیزی
‫ هست که فکرشو میکردم

377
00:28:20,782 --> 00:28:24,116
‫هریت اسمیت درخواست رابرت مارتین رو رد کرد

378
00:28:24,118 --> 00:28:25,850
‫من ...

379
00:28:25,852 --> 00:28:27,552
‫امیدوارم تو اشتباه کرده باشی

380
00:28:27,554 --> 00:28:29,121
‫جوابش رو دیدم

381
00:28:29,123 --> 00:28:30,422
‫نمیتونست از این صریح تر باشه

382
00:28:30,424 --> 00:28:31,690
‫جوابش رو دیدی ؟

383
00:28:31,692 --> 00:28:33,926
‫تو جوابش رو نوشتی ، این کاریه که داری میکنی

384
00:28:33,928 --> 00:28:36,428
‫اِما ، تو تشویقش کردی درخواست رو رد کنه

385
00:28:36,430 --> 00:28:39,564
‫خوب ، اگه اینکارو هم کرده باشم
‫نباید احساس کنم کار بدی کردم

386
00:28:39,566 --> 00:28:41,433
‫آقای مارتین جوانِ محترمی هست

387
00:28:41,435 --> 00:28:43,435
‫ولی نمیتونم قبول کنم هم رده ی هریت هستش

388
00:28:43,437 --> 00:28:46,806
‫نه ، درواقع اون کاملا از هردو جنبه ی
‫ موقعیت و احساس از هریت بالا تره

389
00:28:46,808 --> 00:28:49,942
‫اِما ، شیفتگی تو در مورد
‫اون دختره تورو کور کرده

390
00:28:49,944 --> 00:28:56,042
‫هریت اسمیت در کدوم یک از جنبه های تولد ، اصالت
‫ یا تحصیلات از رابرت مارتین سر تره ؟

391
00:28:56,042 --> 00:28:57,616
‫- اون دختره یه آدم ناشناسه
‫- هیچ شکی در این نیست که

392
00:28:57,618 --> 00:28:59,417
‫اون دختر یه نجیب زاده هست
‫ و اجدادش نجیب زاده اند

393
00:28:59,419 --> 00:29:00,619
‫احتمالا منبع درآمد هم اصلا نداره و حتما

394
00:29:00,621 --> 00:29:02,420
‫- روابط اجتماعی خوبی هم نداره
‫- مستمری اون کاملا مناسب و زیاده

395
00:29:02,422 --> 00:29:04,589
‫چیزی مانع پیشرفت اون نیست

396
00:29:04,591 --> 00:29:06,791
‫اون یه بچه ی عادی از مدرسه ی شبانه روزیه

397
00:29:06,793 --> 00:29:08,793
‫خوشگله و اخلاق خوبی داره

398
00:29:08,795 --> 00:29:11,496
‫- و همش همین
‫- همش همین ؟

399
00:29:11,498 --> 00:29:17,929
‫تا زمانی که مردها به جای صورت زیبا با ذهن های آگاه
‫ عاشق بشن اینا چیزای بی اهمیتی نیستن آقای نایتلی

400
00:29:17,972 --> 00:29:19,604
‫یه دختر دوست داشتنی مثل هریت

401
00:29:19,606 --> 00:29:22,966
‫یقینا بعد از هر تصمیمی هم که بگیره
‫بازم شایسته ی تحسین هست

402
00:29:22,977 --> 00:29:25,010
‫من خیلی در اشتباه هستم ،
‫چون هم جنس های شما عموما

403
00:29:25,012 --> 00:29:27,862
‫ممکن نیست بالاترین ادعایی که
‫یه زن میتونه داشته باشه رو ببینن

404
00:29:27,915 --> 00:29:30,749
‫یا خدا ، اِما

405
00:29:30,751 --> 00:29:32,852
‫اینکه میشنوم داری از دلیلت سوء استفاده میکنی

406
00:29:32,854 --> 00:29:35,520
‫برای من کافیه که همین فکر رو بکنم

407
00:29:35,522 --> 00:29:36,889
‫بهتره کاملا بی معنی به نظر بیاد

408
00:29:36,891 --> 00:29:38,893
‫تا اینکه مثل تو ازش سوءاستفاده بشه

409
00:29:45,532 --> 00:29:48,344
‫مردای عاقل زنای احمق نمیخوان

410
00:29:48,511 --> 00:29:53,641
‫و مردای محتاط ممکنه از این بترسن
‫که رسوایی و ننگ براشون به بار بیاره

411
00:29:53,641 --> 00:29:56,834
‫وقتی قضیه ی مرموز پدر و مادرش برملا بشه

412
00:29:56,911 --> 00:29:58,978
‫بذار با رابرت ماتین ازدواج بکنه

413
00:29:58,980 --> 00:30:01,580
‫تا بتونه تا ابد در امنیت و احترام باشه

414
00:30:01,582 --> 00:30:03,916
‫ولی اگه بهش یاد بدی انتظار
‫ ازدواج بزرگی داشته باشه

415
00:30:03,918 --> 00:30:06,785
‫هیشکی نمیتونه بهش برسه
‫و براش خیلی بد خواهد بود

416
00:30:06,787 --> 00:30:10,555
‫برنامه های تو برای هریت
‫فقط برای خودت خوب هستن

417
00:30:10,557 --> 00:30:13,926
‫ولی از اونجایی که علاقه ی تو
‫برای زوج یابی کاملا مشهوده

418
00:30:13,928 --> 00:30:16,896
‫عادلانس که نقشه هایی داشته باشی

419
00:30:16,898 --> 00:30:20,498
‫و به عنوان دوست ...

420
00:30:20,501 --> 00:30:21,800
‫باید بهت اشاره کنم که

421
00:30:21,802 --> 00:30:23,802
‫اگه التون همون مردی باشه که من فکر میکنم

422
00:30:23,804 --> 00:30:25,537
‫کارات کاملا بیهود خواهد بود

423
00:30:25,539 --> 00:30:29,008
‫اون میدونه که یه مرد جوانِ خوش تیپ هستش

424
00:30:29,010 --> 00:30:31,076
‫و هر جایی که میره مورد توجه ـه

425
00:30:31,078 --> 00:30:32,912
‫ولی از روی حرف نوع حرف زدن معمولش

426
00:30:32,914 --> 00:30:34,779
‫وقتی که فقط مردها حضور دارن

427
00:30:34,782 --> 00:30:36,982
‫من قانع شدم که اون اصلا نمیخواد
‫فرصت هاشو هدر بده

428
00:30:36,984 --> 00:30:38,717
‫من خیلی ازت ممنونم

429
00:30:38,719 --> 00:30:40,819
‫به خاطر اینه چشمامو به حقایق باز کردی

430
00:30:40,821 --> 00:30:43,724
‫ولی اینو بدون که در حال حاضر
‫برای کسی زوج پیدا نمیکنم

431
00:30:45,592 --> 00:30:47,895
‫فقط میخوام هریت رو واسه خودم نگه دارم

432
00:31:33,975 --> 00:31:35,874
‫این خیلی زیباست

433
00:31:35,876 --> 00:31:38,879
‫به نظر از هیچ هزینه ای دریغ نکردی

434
00:31:50,325 --> 00:31:51,556
‫همه کارارو باید من بکنم ....

435
00:31:51,558 --> 00:31:52,691
‫- تربیت کردن بچه ها ...
‫- تو باید ...

436
00:31:52,693 --> 00:31:53,892
‫- کاملا ناعادلانس
‫- تو ، این مسئولیت توئه

437
00:31:53,894 --> 00:31:55,894
‫و مسئولیت تو اینه که به بچه
‫ شیر خوردن یاد بدی

438
00:31:55,896 --> 00:31:57,030
‫فقط وظیفه ی من نیست

439
00:31:57,032 --> 00:31:57,997
‫تا اونو نریزه رو شلوار مورد علاقه ی من ...

440
00:31:57,999 --> 00:31:59,598
‫اون وظیفه ی پرستارشه که ...

441
00:32:01,336 --> 00:32:03,802
‫اما ، اونا رسیدن

442
00:32:06,841 --> 00:32:09,775
‫طاقت فرسا بود

443
00:32:09,777 --> 00:32:11,679
‫شوهر ، درست رفتار کن

444
00:32:12,780 --> 00:32:15,614
‫- پدر
‫- ایزابل

445
00:32:15,616 --> 00:32:16,849
‫اِما

446
00:32:16,851 --> 00:32:20,644
‫همیشه در این مورد تاسف میخورم که
‫ این پاییز به جای اومدن به اینجا رفتید دریا

447
00:32:20,688 --> 00:32:21,787
‫ولی شما چرا باید متاسف باشید ؟

448
00:32:21,789 --> 00:32:22,988
‫واسمون خیلی خوب بود

449
00:32:22,990 --> 00:32:25,691
‫بر خلاف حرف تو ، آقای جان نایتلی
‫انگار زیاد خوب نیستن

450
00:32:25,693 --> 00:32:27,972
‫ساتِند توسط پزشکمون شدیدا توصیه شده بود
‫(شهر ساحلی در انگلیس)

451
00:32:27,995 --> 00:32:29,162
‫دریا ، هوا و حمام در دریا

452
00:32:29,164 --> 00:32:31,164
‫دریا به ندرت ممکنه واسه
‫کسی مورد استفاده باشه

453
00:32:31,166 --> 00:32:32,664
‫یبار نزدیک بود منو بکشه

454
00:32:32,666 --> 00:32:33,866
‫بس کنید

455
00:32:33,868 --> 00:32:36,135
‫باید ازتون خواهش کنم در مورد دریا صحبت نکنید

456
00:32:36,137 --> 00:32:37,836
‫منو افسرده میکنه

457
00:32:37,838 --> 00:32:40,073
‫و باعث حسادتم میشه
‫من تا حالا نرفتم دریا

458
00:32:40,075 --> 00:32:41,374
‫آقای ویگفیلد گفت که ساتند

459
00:32:41,376 --> 00:32:43,076
‫بهترین جایی هست که با خانواده میشه رفت

460
00:32:43,078 --> 00:32:44,810
‫شاید بهتره پزشک خودتونو عوض کنید

461
00:32:44,812 --> 00:32:45,911
‫شوهرم اونو پیشنهاد داده

462
00:32:45,913 --> 00:32:48,181
‫کورنوال ممکن بود قابل بخشش باشه
‫(شهر ساحلی در انگلیس)

463
00:32:48,183 --> 00:32:49,715
‫ولی ساتند ...

464
00:32:49,717 --> 00:32:51,819
‫بذار باهم دوست بشیم

465
00:33:03,064 --> 00:33:06,865
‫به خاله‌ت ، اِما کوچولو بگو که در اشتباه ـه

466
00:33:06,867 --> 00:33:09,570
‫و باید برات الگوی بهتری باشه

467
00:33:13,674 --> 00:33:15,741
‫مشکل چیه ؟
‫تب کرده ؟

468
00:33:16,811 --> 00:33:18,844
‫پرستار کجاست ؟
‫بدش به من

469
00:33:18,846 --> 00:33:20,045
‫- تب داره ؟
‫- نمیدونم

470
00:33:20,047 --> 00:33:20,914
‫نمیدونم
‫پرستار کجاست ؟

471
00:33:20,916 --> 00:33:24,083
‫-  پِری رو خبر کن
‫- پری رو خبر نکن

472
00:33:24,085 --> 00:33:25,851
‫ پِری رو خبر کن

473
00:33:27,254 --> 00:33:31,867
‫همونطور که مرگ زندگی رو دنبال میکنه ...

474
00:33:50,010 --> 00:33:54,748
‫از اونجایی که نیتت خوب بود ...

475
00:33:56,151 --> 00:33:58,153
‫... هردومون راست میگفتیم

476
00:34:00,988 --> 00:34:03,691
‫باید اقرار کنم ثابت نشده که اشتباه میکردم

477
00:34:09,865 --> 00:34:11,799
‫آقای نایتلی

478
00:34:18,939 --> 00:34:21,642
‫آقای مارتین ناراحت بود ؟

479
00:34:26,213 --> 00:34:29,121
‫ یه مرد نمیتونه بیش از اون ناراحت باشه

480
00:34:56,811 --> 00:34:58,076
‫دوشیزه وودهاوس داره میاد

481
00:35:02,850 --> 00:35:04,819
‫دوشیزه وودهاوس

482
00:35:05,986 --> 00:35:07,220
‫هریت

483
00:35:08,823 --> 00:35:10,088
‫دوشیزه وودهاوس

484
00:35:11,226 --> 00:35:14,760
‫تو خیلی ... ژولیده ای

485
00:35:14,762 --> 00:35:17,062
‫من همیشه تو کریسمس مریضم

486
00:35:17,064 --> 00:35:18,864
‫دوباره بخواب

487
00:35:23,939 --> 00:35:25,838
‫مهمونی خانواده ی رندال رو از دست میدی

488
00:35:25,840 --> 00:35:27,840
‫آقای اِلتون قراره اونجا باشه

489
00:35:27,842 --> 00:35:29,875
‫و فرنک چرچیل انتظار میره بالاخره بیاد

490
00:35:32,047 --> 00:35:33,748
‫و خطبه ی آقای اِلتون

491
00:35:37,818 --> 00:35:40,187
‫خطبه ی روز کریسمس

492
00:35:45,126 --> 00:35:48,328
‫هر یکشنبه باز نویسیشون میکنم

493
00:35:52,267 --> 00:35:55,901
‫من برات باز نویسی میکنم

494
00:35:55,903 --> 00:35:58,039
‫خیلی بهم لطف داری دوشیزه وودهاوس

495
00:36:03,578 --> 00:36:06,011
‫خوش اومدید

496
00:36:06,013 --> 00:36:08,313
‫خوش اومدید دوستان

497
00:36:10,285 --> 00:36:12,151
‫خوش اومدید

498
00:36:12,153 --> 00:36:13,952
‫آقای اِلتون

499
00:36:13,954 --> 00:36:15,421
‫حال دوشیزه اسمیت بیچاره چطوره ؟

500
00:36:15,423 --> 00:36:17,090
‫اصلا خوب نیست متاسفانه

501
00:36:17,092 --> 00:36:20,125
‫مسئله ی ناراحت کننده ای
‫ واسه مهمونی امروز بود

502
00:36:20,127 --> 00:36:22,161
‫دوشیزه اسمیت عذرخواهی کردن

503
00:36:22,163 --> 00:36:24,765
‫آره ، هر لحظه دلمون براش تنگ میشه

504
00:36:33,375 --> 00:36:37,672
‫فرنک در اِنسکومب معطل شده و نتونسته بیاد
‫(اِنسکومب : خانه ی اسکاتلندی خانواده ی چرچیل)

505
00:36:37,878 --> 00:36:40,282
‫امروز صبح ازش یه نامه به دستم رسید

506
00:36:46,321 --> 00:36:49,054
‫آقای چرچیل قراره کل مِلک رو به ارث ببره

507
00:36:49,056 --> 00:36:52,457
‫شنیدم که یکی از بهترین خونه های یورکشر هستش

508
00:37:05,140 --> 00:37:07,140
‫یه نامه ی خوب و نوشته شده با خطی زیبا

509
00:37:07,142 --> 00:37:09,942
‫پر از ادعا ها و دروغ ها

510
00:37:09,944 --> 00:37:11,977
‫فقط تو این فکرو میکنی

511
00:37:11,979 --> 00:37:14,947
‫نامه های اون همه رو قانع میکنه

512
00:37:14,949 --> 00:37:18,884
‫من فکر کنم خانم وِستون رو قانع نمیکنه

513
00:37:18,886 --> 00:37:21,817
‫به جرئت میتونم بگم
‫اون خودشو دلیل نیومدن فرنک میدونه

514
00:37:21,889 --> 00:37:24,990
‫انگار تو همیشه قراره درموردش فکر بد بکنی

515
00:37:24,992 --> 00:37:29,219
‫منم باید مثل همه ی مرد ها شایستگی های
‫ اونو تصدیق کنم ، ولی من چیزی نشنیدم

516
00:37:29,296 --> 00:37:31,964
‫به جز اینکه جای خوبی
‫بزرگ شده و خوش قیافه هستش

517
00:37:31,966 --> 00:37:34,167
‫خوب ، اگه چیزی نیست تا بهش نسبت بدن

518
00:37:34,169 --> 00:37:35,968
‫پس در "هایبوری" مثل یه گنجینه میمونه

519
00:37:35,970 --> 00:37:38,878
‫ما معمولا مردای جوانِ شایسته
‫رو در نظر نمیگیریم

520
00:37:39,650 --> 00:37:42,319
‫ نمیتونیم ازشون بخوایم که
‫تمام فضیلت هارو داشته باشن

521
00:37:42,344 --> 00:37:44,377
‫معذرت میخوام از اینکه
‫اینقدر تاثیر برانگیز هستم

522
00:37:44,379 --> 00:37:46,379
‫ما هردومون متعصب هستیم

523
00:37:46,381 --> 00:37:48,533
‫تو ، در مقابل علاقه ی من به اون

524
00:37:48,533 --> 00:37:51,049
‫امکان نداره بتونیم توافق کنیم
‫تا زمانی که خودش اینجا نباشه

525
00:37:51,052 --> 00:37:52,485
‫متعصب ؟

526
00:37:52,487 --> 00:37:54,219
‫من متعصب نیستم

527
00:37:54,221 --> 00:37:56,289
‫آره ، ولی من هستم

528
00:37:56,291 --> 00:37:59,224
‫خیلی زیاد ، و اصلا هم
از اینکار خجالت زده نیستم

529
00:37:59,226 --> 00:38:01,260
‫محبت من نسبت به خانم و آقای وِستون

530
00:38:01,262 --> 00:38:04,065
‫باعث میشه در قبال اون متعصب باشم

531
00:38:43,037 --> 00:38:48,844
‫خانم چرچیل داره تو انسکومب رسما حکمرانی میکنی
‫و همه بهش حق میدن

532
00:38:49,076 --> 00:38:51,210
‫اون دستور داده که اگه فرنک

533
00:38:51,212 --> 00:38:53,513
‫با زن ثروتمندی ازدواج نکنه

534
00:38:53,515 --> 00:38:56,048
‫اونموقع از کل ارثیه محروم میشه

535
00:38:56,050 --> 00:38:57,450
‫حسادت میکنه

536
00:38:57,452 --> 00:39:00,052
‫حتی به احترام گذاشتن فرنک
‫به پدرش هم حسادت میکنه

537
00:39:00,054 --> 00:39:01,220
‫حسادت ...

538
00:39:01,222 --> 00:39:03,188
‫ولی اون برادر زادش رو خیلی دوست داره

539
00:39:03,190 --> 00:39:05,991
‫-  مورد علاقه ی اونه
‫- اِمای عزیز

540
00:39:05,993 --> 00:39:09,757
‫سعی نکن پلیدی رو با ذات خوب خودت درک کنی

541
00:39:10,064 --> 00:39:12,167
‫باید بذاری به حال خودش باشه

542
00:39:18,373 --> 00:39:22,711
‫من شنیدم که ازش به عنوان
‫ بهترین خونه در یورکشر  ...

543
00:39:28,383 --> 00:39:31,484
‫عجب هوای مناسبی واسه این فصل هستش

544
00:39:31,486 --> 00:39:34,255
‫به جرئت میتونم بگم امشب برف هم میاد

545
00:39:35,791 --> 00:39:38,123
‫برف ؟ امشب؟

546
00:39:38,125 --> 00:39:39,525
‫کی شروع شد ؟

547
00:39:39,527 --> 00:39:41,326
‫باید همین الان کالسکه رو صدا کنیم

548
00:39:41,329 --> 00:39:43,095
‫تازه شروع شده
‫حتی یک اینچ هم نباریده

549
00:39:43,097 --> 00:39:45,130
‫ولی داره سریع میباره

550
00:39:45,132 --> 00:39:46,532
‫برف میبارید
‫وقتی مادرت مُرد

551
00:39:46,534 --> 00:39:47,801
‫اوه پدر ، میدونم باید بریم خونه

552
00:39:47,803 --> 00:39:48,868
‫خوب ، چیکار کنیم ؟ اِما

553
00:39:48,870 --> 00:39:50,369
‫واسه هممون اتاق هست

554
00:39:50,371 --> 00:39:52,037
‫واسه همتون وسایل راحتی داریم

555
00:39:52,039 --> 00:39:53,172
‫صد در صد

556
00:39:53,174 --> 00:39:54,373
‫اسب ها تو شرایط خوبی هستن

557
00:39:54,375 --> 00:39:55,508
‫تصمیمتون رو تحسین میکنم آقا

558
00:39:55,510 --> 00:39:56,442
‫ترک کردن اینجا با این آب و هوا ...

559
00:39:56,444 --> 00:39:58,611
‫کاری نمیتونیم بکنیم
‫داره برف میاد

560
00:39:58,614 --> 00:40:00,213
‫- خانم وِستون ، مهمونی ...
‫- بریم ، فورا بریم

561
00:40:00,215 --> 00:40:01,447
‫کالسکه کجاست ؟
‫جیمز کجاست ؟

562
00:40:01,449 --> 00:40:03,382
‫البته خوشبختانه بیش از یک کالسکه داریم

563
00:40:03,384 --> 00:40:05,218
‫پس اگه یکی تو باد چپ بشه

564
00:40:05,220 --> 00:40:07,386
‫- شوهر ، لطفا
‫- کریسمس مبارک

565
00:40:08,523 --> 00:40:10,509
‫من خیلی متاسفم
‫ما باید بریم

566
00:40:10,509 --> 00:40:12,826
‫فکر کنم از اینکه فرنک کریسمس رو
‫نیومد خوشحال باشیم

567
00:40:21,302 --> 00:40:23,135
‫مواظب ظرف عطرت باش پدر

568
00:40:23,137 --> 00:40:24,838
‫آقای نایتلی شما باید
‫کالسکه خودتونو حرکت بدید

569
00:40:24,840 --> 00:40:26,205
‫- پدر حالش خوب نیست
‫- ببریدش

570
00:40:26,207 --> 00:40:27,473
‫اولین و سریع ترین کالسکه هستش

571
00:40:27,475 --> 00:40:28,842
‫شما ها قراره مریض بشید

572
00:40:28,844 --> 00:40:30,676
‫شوهرت قوی نیست

573
00:40:34,249 --> 00:40:36,315
‫پس من با تو میرم

574
00:40:36,317 --> 00:40:38,586
‫از قرار معلوم ، شاید زنده نمونم

575
00:40:52,500 --> 00:40:54,435
‫دوشیزه وودهاوس

576
00:41:23,464 --> 00:41:25,464
‫آقای اِلتون

577
00:41:27,201 --> 00:41:30,135
‫باید از این موقعیت باارزشی که
‫ پیش اومده استفاده کنم

578
00:41:30,137 --> 00:41:33,154
‫تا احساساتی رو که از قبل
‫معلوم هم بودن بیان کنم

579
00:41:33,240 --> 00:41:35,207
‫- آقای اِلتون خواهش میکنم
‫شما زیادی شراب خوردید
‫- دلبستگی زیادی که دارم ...

580
00:41:35,209 --> 00:41:36,542
‫آقای اِلتون

581
00:41:36,544 --> 00:41:38,346
‫خودتونو گم کردید

582
00:41:39,715 --> 00:41:42,415
‫ حاضرم بمیرم اگه شما
‫ درخواست منو رد کنید

583
00:41:43,585 --> 00:41:45,618
‫شما منو بخاطر دوستم دارید میرسونید

584
00:41:45,621 --> 00:41:47,352
‫هر پیامی واسه دوشیزه اسمیت دارید

585
00:41:47,355 --> 00:41:48,688
‫خوشحال میشم بهش برسونم

586
00:41:50,291 --> 00:41:51,624
‫واسه دوشیزه اسمیت

587
00:41:51,627 --> 00:41:53,759
‫پیام واسه دوشیزه اسمیت ؟

588
00:41:53,761 --> 00:41:55,360
‫من هیچوقت به دوشیزه اسمیت فکر هم نکردم

589
00:41:55,363 --> 00:41:57,463
‫در تمام طول زندگیم

590
00:41:57,465 --> 00:42:00,399
‫هیچ توجه خاصی بهش به غیر از این که
‫ دوست شماست نکردم

591
00:42:00,401 --> 00:42:03,336
‫هیچوقت اهمیتی ندادم که مُرده یا زندس

592
00:42:03,338 --> 00:42:05,404
‫ولی به عنوان دوست شما ...

593
00:42:07,709 --> 00:42:10,476
‫دوشیزه وودهاوس

594
00:42:10,478 --> 00:42:14,379
‫کی میتونه به دوشیزه اسمیت فکر کنه
‫در حالی که دوشیزه وودهاوس نزدیکشه

595
00:42:14,382 --> 00:42:17,450
‫هر چیزی که گفتم و هر کاری که تو
‫ این هفته ها کردم

596
00:42:17,452 --> 00:42:19,384
‫تنها با یه هدف بوده

597
00:42:19,387 --> 00:42:23,157
‫که تو دلتون جا باز کنم

598
00:42:26,962 --> 00:42:29,196
‫دوشیزه وودهاوسِ جذاب

599
00:42:31,432 --> 00:42:38,073
‫اجازه بدید تا این سکوت جالب
‫شما رو تفسیر کنم ...

600
00:42:39,807 --> 00:42:42,475
‫بیانگر اینه که کاملا منو درک کردید

601
00:42:42,477 --> 00:42:44,477
‫نه آقا

602
00:42:44,479 --> 00:42:46,746
‫چنین چیزی رو بیان نمیکنه

603
00:42:46,748 --> 00:42:48,626
‫ چیزی بیش از آرزو های من نمیتونه باشه

604
00:42:48,626 --> 00:42:51,546
‫علاقه ی تو به هریت خیلی باعث خوشحالی منه

605
00:42:51,552 --> 00:42:54,219
‫ شدیدا برات آرزوی موفقیت میکنم

606
00:42:56,591 --> 00:42:59,293
‫دوشیزه اسمیت دختر خوبیه

607
00:43:01,328 --> 00:43:04,365
‫و شکی وجود نداره که
‫مردایی هستند که اونو بخوان

608
00:43:07,602 --> 00:43:09,705
‫هر کسی یه حد مخصوص به خودش رو داره

609
00:43:12,607 --> 00:43:16,241
‫خانم ، سرزدن های من به هارتفیلد فقط به خاطر شما بود

610
00:43:16,243 --> 00:43:17,610
‫و دلگرمی ای که نصیب من میشد ...

611
00:43:17,612 --> 00:43:19,447
‫دلگرمی ...

612
00:43:21,482 --> 00:43:23,551
‫من بهت دلگرمی میدادم ؟

613
00:43:25,753 --> 00:43:28,353
‫شما کاملا اشتباه متوجه شدید آقا

614
00:43:28,355 --> 00:43:30,726
‫من در حال حاضر هیچ برنامه ای واسه ازدواج ندارم

615
00:43:37,598 --> 00:43:39,732
‫- راننده ، کالسکه رو نگه دار
‫- آقای اِلتون ، خواهش میکنم ...

616
00:43:39,735 --> 00:43:41,734
‫راننده ، کالسکه رو نگه دار

617
00:45:08,555 --> 00:45:09,855
‫دوشیزه وودهاوس

618
00:45:09,857 --> 00:45:12,293
‫دوشیزه وودهاوس

619
00:45:15,596 --> 00:45:17,564
‫اون هیچوقت عاشق من نبود

620
00:45:20,401 --> 00:45:21,767
‫عاشق توئه

621
00:45:21,769 --> 00:45:26,309
‫اون دنبال بالاتر بردن موقعیت اجتماعی
‫ و ثروتمند کردن خودش بود

622
00:45:27,608 --> 00:45:29,443
‫آره

623
00:45:40,421 --> 00:45:41,889
‫هریت

624
00:45:43,658 --> 00:45:46,859
‫اگه اون چیزارو بهت نمیگفتم
‫ممکن نبود حتی بهش فکر کنی

625
00:45:46,861 --> 00:45:48,861
‫من بهت اطمینان دادم که بهت علاقه داره

626
00:45:48,863 --> 00:45:50,963
‫سر زدن هاش به هارتفیلد
‫ رو اینطوری برداشت میکردم

627
00:45:50,966 --> 00:45:54,167
‫من شمارو سرزنش نمیکنم دوشیزه وودهاوس

628
00:45:54,169 --> 00:45:57,436
‫من اصلا لایق اون نبودم

629
00:45:57,438 --> 00:46:03,488
‫و این علاقه و محبتِ دوستی مثل تورو میرسونه
‫که فکر میکرد این کار امکان داره

630
00:46:03,578 --> 00:46:05,880
‫احمقانس ، واقعا

631
00:46:15,522 --> 00:46:17,422
‫هریت

632
00:46:17,424 --> 00:46:19,758
‫نمیتونم بدون فکر کردن نگاهش کنم

633
00:46:19,760 --> 00:46:23,564
‫اگه میخوای فریم رو بسوزون ولی باید زیباییشو نگه داری

634
00:46:26,767 --> 00:46:28,601
‫پس برمیدارمش

635
00:46:28,603 --> 00:46:30,603
‫برمیدارم و ازش نگهداری میکنم

636
00:46:30,605 --> 00:46:32,506
‫به عنوان عکسی از دوستم

637
00:46:37,879 --> 00:46:39,747
‫خدافظ پدر

638
00:46:42,683 --> 00:46:44,850
‫ قراره تو این سفرمون
‫با کالسکه ساکت باشیم ...

639
00:46:44,852 --> 00:46:46,651
‫کنار خواهرت بشین

640
00:46:46,653 --> 00:46:47,853
‫چرا اینقدر رنگت پریده

641
00:46:47,855 --> 00:46:49,521
‫بچه کجاست ؟
‫بچه کجاست ؟

642
00:46:49,523 --> 00:46:50,755
‫بچه کجاست ؟

643
00:46:53,861 --> 00:46:55,060
‫هنری اسباب بازیشو نیاز داره

644
00:46:55,062 --> 00:46:56,795
‫باید اسباب بازیشو بیاریم

645
00:46:56,797 --> 00:46:59,464
‫من این کالسکه رو واسه یه
‫ اسباب بازی نگه نمیدارم

646
00:47:01,002 --> 00:47:02,534
‫خدافظ ایزابل

647
00:47:02,536 --> 00:47:03,938
‫خدافظ

648
00:47:10,477 --> 00:47:11,545
‫پدر

649
00:47:12,847 --> 00:47:15,513
‫کاش اون نمیرفت

650
00:47:15,516 --> 00:47:17,718
‫تو نباید هیچوقت منو ترک کنی اِما

651
00:47:19,887 --> 00:47:21,822
‫اوه ، پدر

652
00:47:23,490 --> 00:47:25,425
‫میدونی که هیچوقت نمیتونم اینکارو بکنم

653
00:47:38,839 --> 00:47:42,675
‫اون که تا ابد نمیتونه دور بمونه

654
00:47:42,677 --> 00:47:46,111
‫کشیش که نمیتونه خطبه هارو
‫ تا آخر فقط خودش بخونه

655
00:47:46,113 --> 00:47:49,449
‫هیشکی نمیتونه مثل آقای اِلتون موعظه کنه

656
00:47:51,518 --> 00:47:53,786
‫این قسمت رو گوش بده دوشیزه وودهاوس

657
00:47:53,788 --> 00:47:56,588
‫اینو گوش بده

658
00:47:56,590 --> 00:47:59,459
‫در مورد آقای اِلتون بسه دیگه

659
00:48:10,604 --> 00:48:12,037
‫دوشیزه وودهاوس

660
00:48:12,039 --> 00:48:13,906
‫دوشیزه اسمیت

661
00:48:13,908 --> 00:48:16,510
‫خبر مهمی دارم

662
00:48:17,878 --> 00:48:19,878
‫دختر خواهرم ، جین فیرفَکس

663
00:48:19,880 --> 00:48:23,048
‫دوشیزه وودهاوس ، جین فرفاکس ...

664
00:48:24,719 --> 00:48:26,553
‫غافلگیرمون کرده
‫اون اینجاست

665
00:48:27,822 --> 00:48:29,822
‫بیاید بریم یه چایی بخوریم

666
00:48:29,824 --> 00:48:31,591
‫خیلی هیجان انگیزه

667
00:48:35,629 --> 00:48:38,596
‫اون بدجور مریض شده بود بیچاره

668
00:48:38,598 --> 00:48:40,698
‫خیلی طولانی بود ، از هفتم نوامبر

669
00:48:40,701 --> 00:48:42,667
‫از اون موقع خوب نشده

670
00:48:42,669 --> 00:48:44,737
‫و دوستان عزیزش ، خانواده ی کمپل

671
00:48:44,739 --> 00:48:46,805
‫فکر کردن که بهتره بیاد خونه

672
00:48:46,807 --> 00:48:49,974
‫و هوایی رو امتحان کنه که
‫ همیشه باهاش سازگاره

673
00:48:49,976 --> 00:48:52,610
‫امیدوارم حال پدرتون خوب باشه

674
00:48:52,612 --> 00:48:54,113
‫خیلی خوبه ، ممنون

675
00:48:54,115 --> 00:48:58,617
‫اون خیلی متاسفه از این که از
‫دوستای عزیزش ، خانواده ی کمپل جدا شده

676
00:48:58,652 --> 00:48:59,852
‫و خانم دیکسون

677
00:48:59,854 --> 00:49:02,086
‫و ، اوه ، آقای دیکسون

678
00:49:02,089 --> 00:49:04,722
‫مرد بسیار مهربانی که

679
00:49:04,725 --> 00:49:07,625
‫لطف بزرگی در حق جین در ماه اکتبر کرد

680
00:49:07,627 --> 00:49:10,795
‫هنوز فکرش تن و بدنم رو میلرزونه

681
00:49:10,797 --> 00:49:13,097
‫اگه به خاطر آقای دیکسون نبود

682
00:49:13,100 --> 00:49:16,869
‫موچ ها ، آب و قایق ها ...

683
00:49:19,040 --> 00:49:21,007
‫چه مرد جذابی

684
00:49:22,843 --> 00:49:24,711
‫اوه ، عزیزم

685
00:49:27,948 --> 00:49:30,051
‫ دلنشین نیست ؟

686
00:49:31,118 --> 00:49:33,888
‫اون برنامه ریزی کرده 3 ماه بمونه

687
00:49:36,123 --> 00:49:38,623
‫حتما باید دعوتتون کنیم به هارتفیلد

688
00:49:40,861 --> 00:49:43,862
‫مامان ، میشنوی ؟

689
00:49:43,864 --> 00:49:48,867
‫دوشیزه وودهاوس دعوتمون کرد به هارتفیلد

690
00:49:48,869 --> 00:49:52,104
‫مامان ، حتما باید تارت رو امتحان کنی

691
00:49:58,212 --> 00:50:01,880
‫نه ، نه ، من کاستر رو پیشنهاد نمیکنم

692
00:50:01,882 --> 00:50:04,116
‫نظرتون در مورد نیم لیوان شراب چیه ؟

693
00:50:04,118 --> 00:50:07,051
‫در یه لیوانِ آب ، مثل معمول

694
00:50:07,053 --> 00:50:08,853
‫بزودی فکر کنم بتونیم فرنک رو ببینیم

695
00:50:08,855 --> 00:50:10,154
‫شکی در این مورد ندارم

696
00:50:10,157 --> 00:50:13,425
‫اوه ، جین ، آقای فرنک چرچیل

697
00:50:13,427 --> 00:50:15,894
‫مردی هستش که در هایبوری
‫زیاد در مورد صحبت مبشه

698
00:50:15,896 --> 00:50:18,030
‫مگه نه دوشیزه وودهاوس ؟

699
00:50:18,032 --> 00:50:21,133
‫ما هممون خیلی مشتاقیم تا ببینیمش

700
00:50:21,135 --> 00:50:23,735
‫اون تو "وِیموٍث" بود وقتی جین هم اونجا بود

701
00:50:23,737 --> 00:50:26,006
‫یکم باهم آشنا شدیم

702
00:50:27,807 --> 00:50:29,807
‫فرنک چرچیل تو "وِیموٍث" بود ؟

703
00:50:29,809 --> 00:50:31,210
‫در اکتبر ؟

704
00:50:31,212 --> 00:50:33,713
‫اون همون ماه ازدواج پدرش بود

705
00:50:36,716 --> 00:50:38,217
‫ولی باید توصیفش کنی

706
00:50:38,219 --> 00:50:40,020
‫خوش تیپه ؟

707
00:50:41,688 --> 00:50:43,921
‫اون آدم دلنشینی بود ؟

708
00:50:43,924 --> 00:50:46,893
‫معتقدم همونطوری هستش
‫ که فکر میکردم

709
00:50:49,696 --> 00:50:52,030
‫این کاستر چقدر خوب درست شده

710
00:50:52,032 --> 00:50:54,768
‫باید از آشپزتون دستور تهیه‌ش رو بپرسم

711
00:51:50,525 --> 00:51:52,824
‫خانم فیرفَکس

712
00:51:52,826 --> 00:51:56,195
‫چه بد شد که موسیقی خودتونو نیاوردید

713
00:51:56,197 --> 00:51:58,796
‫فکر کنم بتونم ریتمش رو بیاد بیارم

714
00:52:05,272 --> 00:52:09,041
‫هیشکی تو دنیا نمیتونه مثل تو بنوازه

715
00:52:43,378 --> 00:52:47,011
‫خیلی خوشحالم که خانم فیرفکس
‫رو دعوت کردید بنوازن

716
00:52:47,013 --> 00:52:49,414
‫ تو خونه مادربزرگش وجود آلت موسیقی نداره

717
00:52:49,416 --> 00:52:51,883
‫حتما براش خیلی لذت بخشه

718
00:52:51,885 --> 00:52:53,885
‫خوشحالم که کارمو تایید کردید

719
00:52:53,887 --> 00:52:59,295
‫ولی امیدوارم در حق مهمان هام
‫در هارتفیلد کوتاهی نکرده باشم

720
00:52:59,360 --> 00:53:01,193
‫نه

721
00:53:01,195 --> 00:53:03,797
‫نه اغلب کوتاهی نمیکنی

722
00:53:07,201 --> 00:53:10,902
‫خیلی ساده اینو نشون میدی که
‫از جین فیرفَکس خوشت نمیاد

723
00:53:13,007 --> 00:53:15,840
‫همه فکر میکنن که باید
‫به همدیگه علاقمند باشیم

724
00:53:15,842 --> 00:53:17,842
‫چون همسن هستیم

725
00:53:17,844 --> 00:53:20,245
‫از زمانی که یادمه بهم گفته میشد که

726
00:53:20,247 --> 00:53:22,981
‫دوستی بهتر از جین فیرفکس نمیتونم پیدا کنم

727
00:53:22,983 --> 00:53:27,085
‫اون خیلی موفق و عالی ـه

728
00:53:27,087 --> 00:53:29,390
‫قطعا اون آدم موفقی هستش

729
00:53:31,458 --> 00:53:38,225
‫شاید همون خانمِ جوانِ موفقی باشه که
‫تو خودت آرزو داشتی اونطوری باشی

730
00:53:55,416 --> 00:53:58,796
‫سه ماه بیشتر از اون چیزی بود که فکرشو میکردم

731
00:53:59,053 --> 00:54:01,855
‫یه مجسمه ی بی تفاوت و خونسرد

732
00:54:13,368 --> 00:54:15,069
‫من باید برم

733
00:54:27,081 --> 00:54:29,682
‫هریت

734
00:54:30,984 --> 00:54:32,853
‫ما دلمون برات تنگ شده

735
00:54:35,390 --> 00:54:37,255
‫مامانمون دنبالت میگشت

736
00:54:37,257 --> 00:54:39,259
‫دوباره میای تا مارو ببنی ؟

737
00:54:45,165 --> 00:54:47,432
‫البته

738
00:54:47,434 --> 00:54:50,068
‫روز خوبی داشته باشی دوشیزه مارتین

739
00:54:50,070 --> 00:54:52,172
‫روز خوبی داشته باشی دوشیزه کاترین مارتین

740
00:54:59,414 --> 00:55:00,447
‫آقای مارتین

741
00:55:13,961 --> 00:55:15,430
‫دوشیزه اسمیت

742
00:55:25,406 --> 00:55:28,306
‫راه های اطراف سیل اومده

743
00:55:30,245 --> 00:55:34,045
‫بهتره از زمین های اطراف اصطبل آقای کول برید

744
00:55:34,047 --> 00:55:36,049
‫زمین اونجا بالاتره

745
00:55:44,526 --> 00:55:47,426
‫تو خیلی خوب رفتار کردی

746
00:55:47,429 --> 00:55:49,428
‫و تمومه

747
00:55:49,431 --> 00:55:53,064
‫به عنوان اولین ملاقاتـتون،
‫نباید دوباره چنین اتفاقـی بیفته.

748
00:55:53,066 --> 00:55:55,535
‫نباید بیشتر از یک ربع بمونی.

749
00:55:55,537 --> 00:55:59,304
‫و هیچ خاطره‌ای هم نباید بازگو بشه.

750
00:55:59,306 --> 00:56:02,040
‫اصلا نباید اتفاقات گذشته اتفاق بیفته.

751
00:56:19,359 --> 00:56:21,561
‫به دنبال روستای هایبوری هستم جناب.

752
00:56:21,563 --> 00:56:23,463
‫اونطرفِ پل، سمت چپ قصر.

753
00:56:23,465 --> 00:56:25,430
‫کلیسارو خواهی دید.

754
00:56:25,432 --> 00:56:27,098
‫متشکرم.

755
00:56:27,101 --> 00:56:28,503
‫بسیار لطف کردید.

756
00:56:57,297 --> 00:56:58,533
‫رسیدیم.

757
00:57:00,335 --> 00:57:03,201
‫- عزیزم.
‫- خانم وستون.

758
00:57:03,203 --> 00:57:05,570
‫جناب فرنک چرچیل، پسر بنده.

759
00:57:07,307 --> 00:57:10,308
‫- دوشیزه اِما وودهاوس.
‫- دوشیزه وودهاوس.

760
00:57:10,310 --> 00:57:13,378
‫ایشون ما رو هم غافلگیر کرد.

761
00:57:13,380 --> 00:57:15,380
‫حتما همینطوره.

762
00:57:15,382 --> 00:57:17,382
‫جاهای زیادی نبوده که من

763
00:57:17,384 --> 00:57:20,553
‫تا به امروز جسارتی کرده باشم آقا، اما...

764
00:57:20,555 --> 00:57:25,390
‫اینجا، حس کردم که
‫باید خودمونی رفتار کنم.

765
00:57:25,392 --> 00:57:27,492
‫ما... برنامه داشتیم

766
00:57:27,494 --> 00:57:29,094
‫که توی روستا یه چرخی بزنیم اِما.

767
00:57:29,096 --> 00:57:30,295
‫با ما میای ؟

768
00:57:30,297 --> 00:57:31,466
‫خوشحال میشم.

769
00:57:32,599 --> 00:57:34,299
‫عالیـه.

770
00:57:34,301 --> 00:57:35,402
‫درسته.

771
00:57:55,422 --> 00:57:59,392
‫بر این باورم که ما آشنایان مشترک
‫جین فیرفکس هستیم.

772
00:57:59,394 --> 00:58:01,359
‫اغلب توی ویموث همدیگر رو ملاقات میکردید ؟

773
00:58:01,362 --> 00:58:03,228
‫خدای من، اینجا بریم.

774
00:58:03,230 --> 00:58:05,665
‫برای اینکه ثابت کنم شهروندِ راستینِ
‫هایبوری هستم،

775
00:58:05,667 --> 00:58:09,604
‫باید یه چیزی از فوردز بخرم.

776
00:58:20,481 --> 00:58:22,615
‫پوزش میطلبم دوشیزه وودهاوس،

777
00:58:22,617 --> 00:58:25,217
‫داشتید با من صحبت میکردید.

778
00:58:25,219 --> 00:58:26,719
‫فقط پرسیدم که با خانم فیرفکس آشنا هستید و

779
00:58:26,721 --> 00:58:29,290
‫از جشنـشون در ویموث باخبرید.

780
00:58:30,625 --> 00:58:33,225
‫و حالا که سوالتـون رو متوجه شدم،

781
00:58:33,227 --> 00:58:35,496
‫باید بگم که سوال منصفانه‌ای نیست.

782
00:58:36,731 --> 00:58:38,931
‫خب، همیشه درصد آشنایی

783
00:58:38,934 --> 00:58:41,434
‫در دستان خانم‌هاست.

784
00:58:41,436 --> 00:58:44,537
‫محتاط‌تر از خودش سوالات رو پاسخ میدید.

785
00:58:44,539 --> 00:58:48,273
‫هرچند توضیحاتـش جواب‌های
‫بسیاری رو در اختیار میذاره

786
00:58:48,275 --> 00:58:50,409
‫که واقعا فکر میکنم ممکنه
‫بگید که در آشناییِ با ایشون

787
00:58:50,411 --> 00:58:52,411
‫از چه چیزی خوشنودید.

788
00:58:52,413 --> 00:58:55,247
‫من فقط چیزی که همه میدونن رو میدونم.

789
00:58:55,249 --> 00:58:57,518
‫که فقیره و آینده‌ای نداره.

790
00:59:03,257 --> 00:59:05,658
‫فکر میکنم اینجا مجالس
‫رقصـتون رو برگذار میکنید.

791
00:59:05,660 --> 00:59:07,961
‫هر دو هفته یکبار در زمستان.

792
00:59:07,963 --> 00:59:10,796
‫متاسفانه باید بگم که ممکنه هایبوری
‫براتون ناامیدکننده‌ باشه آقای چرچیل.

793
00:59:10,798 --> 00:59:12,632
‫ما جمعیت زیادی برای رقصیدن نداریم.

794
00:59:12,634 --> 00:59:15,267
‫اما محلـی مثل اینجا باید
‫اتاق رقص داشته باشه.

795
00:59:15,269 --> 00:59:18,740
‫و جایی که اتاق رقص داشته باشه،
‫مجالس رقص هم برگذار میشه.

796
00:59:20,407 --> 00:59:22,407
‫بدون رقص که نمیشه.

797
00:59:25,546 --> 00:59:28,347
‫نمونه‌هایی از جوانان رو دیدیم که

798
00:59:28,349 --> 00:59:30,650
‫ماه‌های زیادی رو با موفقیت
‫پشت سر گذاشتند

799
00:59:30,652 --> 00:59:34,219
‫بدون هیچگونه مجلس رقصی

800
00:59:34,221 --> 00:59:37,490
‫و هیچگونه زخمی در بدن یا ضرری
‫به ذهن، اما وقتیـکه...

801
00:59:37,492 --> 00:59:41,763
‫وقتیـکه خوشبختی
‫بی حدوحصری رو تجربه کردند...

802
00:59:44,565 --> 00:59:47,767
‫...باعث ناراحتیِ که

803
00:59:47,769 --> 00:59:50,469
‫چیز بیشتری رو طلب نمیکنند.

804
00:59:51,305 --> 00:59:53,538
‫داخلـش خیلی کثیفـه.

805
00:59:53,541 --> 00:59:55,508
‫عزیزم، عزیز من،
‫تو زیادی مشکل‌پسندی.

806
00:59:55,510 --> 00:59:58,577
‫با نور شمع، مثل رندالز تمیزومرتب میشه.

807
00:59:58,579 --> 01:00:00,479
‫باید مجلس رقص راه بندازیم.

808
01:00:00,481 --> 01:00:04,549
‫بله و وقتیـکه راه انداختیم
‫میتونم امیدوار باشم که افتخار

809
01:00:04,552 --> 01:00:07,321
‫دو رقص اول رو با شما داشته باشم ؟

810
01:00:10,725 --> 01:00:12,692
‫خانواده کولز درصدد برپایی
‫مراسم شامی به افتخار فرنک هستن،

811
01:00:12,694 --> 01:00:14,796
‫و احتمالا مراسم رقص هم خواهیم داشت.

812
01:00:18,299 --> 01:00:21,801
‫پس دوشیزه اِما وودهاوس منت
‫به سرشون گذاشتن و دعوتِ

813
01:00:21,803 --> 01:00:24,804
‫جناب تاجر کولز رو پذیرفتن.

814
01:00:24,806 --> 01:00:28,307
‫جناب چرچیل به زودی به
‫یورک‌شر برمیگردن.

815
01:00:28,309 --> 01:00:30,876
‫باید تاوقتیکـه هست از همه
‫فرصت‌ها استفاده کنیم.

816
01:00:30,878 --> 01:00:32,344
‫همینطوره.

817
01:00:32,346 --> 01:00:33,612
‫فقط دو هفته هایبوری میمونه.

818
01:00:33,614 --> 01:00:35,681
‫و بااینحال یک روز کامل وقت گذاشت که

819
01:00:35,683 --> 01:00:37,550
‫به لندن برای کوتاهی مو بره.

820
01:00:37,552 --> 01:00:40,485
‫شانزده مایل، دوبار.

821
01:00:40,487 --> 01:00:42,888
‫آدم احمق و بی‌ارزشیـه.

822
01:00:46,527 --> 01:00:47,628
‫حتما.

823
01:00:55,503 --> 01:00:58,437
‫جناب کول.

824
01:00:58,439 --> 01:01:01,640
‫چه طبقه باارزشی رو باهمدیگه
‫به اشتراک دارید آقایون.

825
01:01:01,642 --> 01:01:02,876
‫انول ابی.

826
01:01:02,878 --> 01:01:04,744
‫انسکوب،,
‫که البته به زودی به شما میرسه.

827
01:01:04,746 --> 01:01:06,679
‫بزودی انسکوب رو به ارث میبرید.

828
01:01:06,681 --> 01:01:08,513
‫نه خیلی زود.

829
01:01:08,516 --> 01:01:12,653
‫حال عموی چرچیل شما مساعده ؟

830
01:01:14,089 --> 01:01:15,523
‫بسیار مساعد.

831
01:01:39,514 --> 01:01:41,514
‫و درمورد شایعات گلچین شده‌ای که بر

832
01:01:41,516 --> 01:01:43,849
‫سر زبون مردم روستا افتاده
‫رو شنیدی ؟

833
01:01:43,851 --> 01:01:47,120
‫پیانوفورتِ بسیار باشکوهی امروز صبح

834
01:01:47,122 --> 01:01:49,588
‫بدون آدرس مبدأ برای خانم فیرفکس فرستاده شده.

835
01:01:49,590 --> 01:01:51,456
‫تابحال چنین آست موسیقیِ زیبایی رو ندیدم.

836
01:01:51,458 --> 01:01:55,460
‫پیانوفورتی بسیار باشکوه بدون آدرس مبذأ.

837
01:01:55,462 --> 01:01:56,729
‫بدون آدرس مبدأ.

838
01:01:56,731 --> 01:01:58,731
‫خود جین هم کاملا سردرگم شده.

839
01:01:58,733 --> 01:02:00,833
‫کاملا گیج شده که چه کسی
‫میتونسته همچین کاری بکنه.

840
01:02:00,836 --> 01:02:02,768
‫براستی که سردرگمی هم داره.

841
01:02:12,713 --> 01:02:14,446
‫چرا لبخند میزنی ؟

842
01:02:14,448 --> 01:02:15,716
‫نمیزنم، شما چرا لبخند میزنی ؟

843
01:02:16,818 --> 01:02:18,583
‫فکر میکنم که برای لذت بردن لبخند میزنم.

844
01:02:18,586 --> 01:02:22,587
‫پیانوفورت هدیه‌ی بسیار جذابیـه.

845
01:02:22,590 --> 01:02:24,690
‫یکمی برام عجیبـه که چرا
‫قبلا چنین اتفاقـی نیفتاده.

846
01:02:24,692 --> 01:02:26,659
‫احتمالا به این علت که خانم فیرفکس

847
01:02:26,661 --> 01:02:28,794
‫مدت زیادی نیست که اینجا
‫اقامت گزیدن.

848
01:02:28,796 --> 01:02:29,995
‫یااینکه کلونل کمپبل اجازه دسترسی

849
01:02:29,997 --> 01:02:31,797
‫به آلات موسیقی خودش رو بهش نمیداده،

850
01:02:31,799 --> 01:02:34,667
‫که احتمالا در حال حاضر در لندن
‫بدون دسترسیِ کسی در مکانی تلنبار شدن.

851
01:02:35,871 --> 01:02:37,870
‫موهاش رو بطرز عجیبی درست کرده.

852
01:02:37,873 --> 01:02:40,507
‫تابحال چنین چیزی رو ندیدم.

853
01:02:41,877 --> 01:02:43,508
‫بنظر خودش حتما زیباست.

854
01:02:43,510 --> 01:02:44,777
‫هیچکس دیگه‌ای رو شبیه بهش نمیبینم.

855
01:02:46,447 --> 01:02:48,614
‫اگه کلونل کمپبل فرستنده نیست،

856
01:02:48,616 --> 01:02:49,748
‫پس کی میتونه باشه ؟

857
01:02:49,750 --> 01:02:51,184
خانم دیکسون ؟

858
01:02:51,186 --> 01:02:54,954
‫بعنوان پیشکشـی در خصوص آشناییشون شاید ؟

859
01:02:54,956 --> 01:02:57,190
‫نظرت چیه در مورد جناب دیکسون ؟

860
01:02:57,192 --> 01:02:58,757
‫جناب دیکسون ؟

861
01:02:58,759 --> 01:03:00,492
‫جونـش رو نجات داده.

862
01:03:00,494 --> 01:03:02,427
‫شنیدی ؟

863
01:03:02,429 --> 01:03:04,496
‫در یک جشن آب،
‫اتفاقی افتاد،

864
01:03:04,498 --> 01:03:06,199
‫که داشت از روی عرشه میفتاد.

865
01:03:06,201 --> 01:03:07,766
‫ایشونـم گرفتـش.

866
01:03:07,768 --> 01:03:08,904
‫

867
01:03:11,672 --> 01:03:13,806
‫آقایون و خانم‌ها.

868
01:03:13,808 --> 01:03:15,810
‫دونوازی.

869
01:03:18,779 --> 01:03:21,214
‫نظرت در این مورد چیه اِما ؟

870
01:03:21,216 --> 01:03:24,950
‫یه مسابقه بین آقای نایتلی
‫و جین فیرفکس گذاشتم.

871
01:03:26,787 --> 01:03:28,787
‫آقای نایتلی و جین فیرفکس ؟

872
01:03:28,789 --> 01:03:30,956
‫یه کسی این پیانوفورت
‫رو براش فرستاده.

873
01:03:30,958 --> 01:03:33,592
‫و دختره هم همیشه موردپسندش بوده.

874
01:03:33,594 --> 01:03:36,029
‫امشبـم کالسکه‌اش رو به صرف ادب
‫براش فرستاده

875
01:03:36,031 --> 01:03:37,963
‫و خودشـم پیاده اومده.

876
01:03:37,965 --> 01:03:40,799
‫باشکوه نیست ؟

877
01:03:40,801 --> 01:03:42,803
‫آقای وستون.

878
01:03:59,754 --> 01:04:05,058
‫

879
01:04:06,493 --> 01:04:11,832
‫

880
01:04:14,101 --> 01:04:21,074
‫

881
01:04:21,076 --> 01:04:27,646
‫

882
01:04:27,648 --> 01:04:34,787
‫

883
01:04:34,789 --> 01:04:42,594
‫

884
01:04:42,596 --> 01:04:49,601
‫

885
01:04:49,603 --> 01:04:55,640
‫

886
01:06:09,650 --> 01:06:11,985
‫"خدمتکاران خود را

887
01:06:11,987 --> 01:06:14,387
‫قضاوت نکنید، ای پروردگار،

888
01:06:14,389 --> 01:06:16,957
‫چرا که در دیدگاه شما...

889
01:06:19,895 --> 01:06:23,697
‫...گناه هیچ آدمی
‫نمایان نیست."

890
01:06:38,113 --> 01:06:39,978
‫ازدواج کرده.

891
01:06:39,980 --> 01:06:41,947
‫آشناییـشون طولانی مدت نیست.

892
01:06:41,949 --> 01:06:44,051
‫فقط شش هفته‌ست که رفته.

893
01:06:46,187 --> 01:06:49,890
‫همسرم خانم آگوستا التون.

894
01:07:06,974 --> 01:07:08,874
‫ای خونه خیلی شبیه به

895
01:07:08,876 --> 01:07:12,677
‫محل اقامت برادرم جناب ساکلینگ
‫در میپل گرووـه.

896
01:07:12,680 --> 01:07:14,679
‫خیلی شباهت داره.

897
01:07:14,682 --> 01:07:18,183
‫کاملا از این شباهت شوکه شدم.

898
01:07:18,185 --> 01:07:20,119
‫بطور حیرت انگیزی شبیه نیست
‫شوهر عزیزم ؟

899
01:07:20,121 --> 01:07:21,887
‫خیلی شبیه‌ـه.

900
01:07:21,889 --> 01:07:23,822
‫واقعا میتونم خودم رو توی میپل گروو تصور کنم.

901
01:07:23,824 --> 01:07:25,124
‫به محض اینکه وارد شدم پله‌ها...

902
01:07:25,126 --> 01:07:27,860
‫دیدم که چقدر شبیه به همدیگه‌اند.

903
01:07:27,862 --> 01:07:30,165
‫دقیقا در یک مکان از خونه قرار گرفتن.

904
01:07:32,700 --> 01:07:35,834
‫بهتون اطمینان میدم دوشیزه وودهاوس
‫بسیار خوشحال کننده‌ست برای من

905
01:07:35,836 --> 01:07:39,172
‫که اینجا بنده رو به یاد
‫یکی از مکان‌های مورد علاقه‌ام که

906
01:07:39,174 --> 01:07:41,174
‫میپل گروو هست میندازه.

907
01:07:41,176 --> 01:07:43,476
‫عمارتی بسیار شکوهمند.

908
01:07:43,478 --> 01:07:46,479
‫هروقت مثل من مهاجرت

909
01:07:46,481 --> 01:07:49,848
‫کردی دوشیزه وودهاوس،

910
01:07:49,850 --> 01:07:51,750
‫خواهی فهمید که چقدر
‫باعث خوشحالیـه

911
01:07:51,752 --> 01:07:53,051
‫که با چیزی روبرو بشی که

912
01:07:53,053 --> 01:07:55,991
‫که تورو به یاد چیزی
‫که ترک کردی بندازه.

913
01:07:58,926 --> 01:08:01,059
‫به رندال هم رفتیم.

914
01:08:01,061 --> 01:08:03,762
‫خونواده وستون چه آدم‌های
‫دلپسندی هستن.

915
01:08:03,764 --> 01:08:05,831
‫و وقتیـکه اونجا بودیم کی اومد ؟

916
01:08:06,934 --> 01:08:08,133
‫نایتلی.

917
01:08:08,135 --> 01:08:10,802
‫خودِ نایتلی.

918
01:08:10,804 --> 01:08:14,072
‫البته با اینکه یکی از دوستانِ
‫بخصوصِ جناب ای هستیم،

919
01:08:14,074 --> 01:08:16,875
‫خیلی علاقه داشتم که
‫باهاشون ملاقات کنم.

920
01:08:16,877 --> 01:08:19,178
‫خیلی "دوست عزیزم نایتلی" رو
‫به زبون می‌آورد

921
01:08:19,180 --> 01:08:21,813
‫که واقعا برای دیدنـش عجله داشتم.

922
01:08:21,815 --> 01:08:25,884
‫و باید اعتراف کنم همسر عزیزم

923
01:08:25,886 --> 01:08:30,323
‫که اصلا نیازی نیست بخاطر
‫دوستت خجالت‌زده باشی.

924
01:08:30,325 --> 01:08:32,824
‫"نایتلی"

925
01:08:32,826 --> 01:08:34,760
‫باورم نمیشد.
‫"نایتلی"

926
01:08:34,762 --> 01:08:36,195
‫تو عمرش تا حالا ندیدتـش

927
01:08:36,197 --> 01:08:37,362
‫و "نایتلی" صداش میکنه.

928
01:08:37,364 --> 01:08:39,532
‫و میدونه که شخص محترمیـه.

929
01:08:39,534 --> 01:08:41,300
‫آدم متکبر و بی‌نزاکتیـه که

930
01:08:41,303 --> 01:08:43,936
‫هی جناب ای و شوهر عزیزم عزیزم میگفت.

931
01:08:43,939 --> 01:08:45,204
‫اِما.

932
01:08:45,206 --> 01:08:47,074
‫- جناب وستون.
‫- دوشیزه اسمیت.

933
01:08:48,543 --> 01:08:51,310
‫خانواده چرچیل در ریچموند ساکن شدن.

934
01:08:51,313 --> 01:08:52,945
‫بیا.

935
01:08:52,948 --> 01:08:54,213
‫فرنک داره برمیگرده.

936
01:08:54,215 --> 01:08:56,281
‫باید مجلس رقص به پا کنیم.

937
01:09:00,087 --> 01:09:01,987
‫نه. نه.

938
01:09:01,989 --> 01:09:04,357
‫تو فرنک چرچیلـی.

939
01:09:04,359 --> 01:09:06,293
‫البته.

940
01:09:22,209 --> 01:09:24,142
‫تو خیلی زیبا میرقصی.

941
01:09:29,817 --> 01:09:31,316
‫

942
01:09:31,318 --> 01:09:34,052
‫حقیقتا محشره.

943
01:09:34,054 --> 01:09:36,321
‫قابل تحسینـه.

944
01:09:36,323 --> 01:09:39,825
‫به خدا قسم، بسیار عالی طراحی شده.

945
01:09:39,827 --> 01:09:41,994
‫چیزی نیاز نیست.

946
01:09:41,997 --> 01:09:44,329
‫دوشیزه وودهاوس.

947
01:09:44,331 --> 01:09:46,331
‫حتما درمورد چراغ علاءالدین شنیدی.

948
01:09:47,901 --> 01:09:51,304
‫مثل ملاقاتـی در سرزمینِ پریانـه.

949
01:09:51,306 --> 01:09:53,406
‫عجب دگرگونی‌ـی.

950
01:09:53,408 --> 01:09:56,241
‫حالا، کجا باید بشینیم ؟
‫کجا باید بشینیم ؟

951
01:09:56,243 --> 01:09:58,411
‫هرجایی که جین توی دیدمون باشه.

952
01:09:58,413 --> 01:10:00,145
‫پیراهنـم قشنگه ؟

953
01:10:00,147 --> 01:10:01,913
‫جناب التون!

954
01:10:01,915 --> 01:10:04,317
‫زیادی تزئین شده.

955
01:10:04,319 --> 01:10:07,853
‫اصلا علاقه‌ای به پیراهن‌های
‫زیادی تزئین شده ندارم.

956
01:10:07,855 --> 01:10:09,322
‫تقریبا از زرق و برق وحشت دارم.

957
01:10:09,324 --> 01:10:11,324
‫البته باید مقدار آرایشی

958
01:10:11,326 --> 01:10:14,192
‫که ازم انتظار میره رو داشته باشم.

959
01:10:14,194 --> 01:10:17,397
‫یه عروس، میدونی که باید شبیه عروس باشه.

960
01:10:17,399 --> 01:10:20,335
‫اما سلیقه‌ی اصلیم سادگیـه.

961
01:10:21,935 --> 01:10:23,869
‫از موهای جین خوشتون میاد ؟

962
01:10:23,871 --> 01:10:25,871
‫همش رو خودش درست کرده.

963
01:10:25,873 --> 01:10:27,140
‫خیلی عالیـه.

964
01:10:27,142 --> 01:10:29,274
‫فکر میکنم هیچ آرایشگر اهلِ لندنی

965
01:10:29,276 --> 01:10:31,211
‫نمیتونسته چنین چیزی دربیاره.

966
01:10:41,288 --> 01:10:43,288
‫اِما الان فهمیدیم که خانم التون

967
01:10:43,290 --> 01:10:46,659
‫انتظار دارن ازشون درخواست
‫بشه که رقص رو شروع کنن.

968
01:10:46,661 --> 01:10:49,429
‫و حتما فکر میکنه که فرنک
‫باید ازش درخواست کنه.

969
01:10:49,431 --> 01:10:51,464
‫فرنک نمیتونه زیر قولهایی
‫که به تو داده بزنه.

970
01:10:51,466 --> 01:10:53,433
‫قول دو رقص آغازین رو به تو داده.

971
01:10:53,435 --> 01:10:54,966
‫نقشه‌ـمون اینه.

972
01:10:54,969 --> 01:10:57,337
‫من از خانم التون درخواست میکنم.

973
01:10:57,339 --> 01:11:00,040
‫مجلس رقص به افتخار فرنکـه اما
‫به طراحیِ من.

974
01:11:01,443 --> 01:11:03,178
‫من باید ازش درخواست کنم.

975
01:11:04,479 --> 01:11:06,912
‫باید قبول کنی که نفر دوم باشی.

976
01:11:06,914 --> 01:11:10,949
‫عروس باید توی مراسم اولین باشه.

977
01:11:10,951 --> 01:11:13,251
‫دیگه تقریبا بسه که به ازدواج فکر کنم.

978
01:11:13,253 --> 01:11:14,419
‫

979
01:11:14,421 --> 01:11:16,054
‫من اول باید شروع کنم ؟

980
01:11:16,056 --> 01:11:18,391
‫واقعا خجالت‌زده‌ام که همیشه باید

981
01:11:18,393 --> 01:11:20,861
‫پیشقدم بشم.

982
01:11:26,501 --> 01:11:27,532
‫آقایون.

983
01:11:49,990 --> 01:11:52,257
‫زیادی نبودتـون توی هایبوری دیده شده.

984
01:11:52,259 --> 01:11:54,028
‫واقعا ؟

985
01:12:03,203 --> 01:12:04,471
‫حال عمه‌ات چطوره ؟

986
01:12:05,572 --> 01:12:07,973
‫به شدت مخالفـه با آزادیِ من.

987
01:12:35,035 --> 01:12:37,035
‫تو نمیرقصی آقای التون ؟

988
01:12:37,037 --> 01:12:39,404
‫اگه افتخار رقص بدید
‫کاملا آماده‌ام خانم وستون.

989
01:12:39,406 --> 01:12:41,274
‫

990
01:12:41,276 --> 01:12:43,241
‫خب شاید...

991
01:12:43,243 --> 01:12:46,211
‫خانم جوان تنهایی هست که

992
01:12:46,213 --> 01:12:48,550
‫با دیدنِ رقصـش بسیار خوشحال میشم.
‫دوشیزه اسمیت.

993
01:12:50,417 --> 01:12:53,586
‫دوشیزه اسمیت.

994
01:12:53,588 --> 01:12:56,021
‫ درسته که مرد بالغ و متاهلی شدم.

995
01:12:56,023 --> 01:12:57,422
‫اما روزهای رقصیدن من به سر رسیده.

996
01:12:57,424 --> 01:12:59,494
‫خانم وستون منو ببخشید.

997
01:13:12,373 --> 01:13:14,975
‫میرقصید دوشیزه اسمیت ؟

998
01:14:45,199 --> 01:14:47,500
‫ممنون.

999
01:14:47,502 --> 01:14:49,671
‫بخاطر لطفـی که به هریت کردی.

1000
01:14:53,708 --> 01:14:56,541
‫بطرز غیرقابل بخششی بی‌ادبانه رفتار کرد.

1001
01:14:56,543 --> 01:14:59,380
‫و هدفـش زخم زبون زدن به هریت بود.

1002
01:15:01,282 --> 01:15:04,617
‫من کاملا آقای التون رو اشتباه شناختم.

1003
01:15:04,619 --> 01:15:06,619
‫حقارتـی در درونـشه که

1004
01:15:06,621 --> 01:15:08,590
‫تو کشفش کردی و من نه.

1005
01:15:10,525 --> 01:15:13,492
‫تو انتخاب بهتری نسبت به انتخاب

1006
01:15:13,494 --> 01:15:16,161
‫خودش براش کردی.

1007
01:15:16,163 --> 01:15:20,365
‫هریت اسمیت ویژگی‌های درجه یکی داره

1008
01:15:20,367 --> 01:15:23,438
‫که خانم التون اصلا نداره.

1009
01:15:25,506 --> 01:15:28,774
‫مایه سربلندیِ اونـی اِما
‫همونطور که اون مایه سربلندیِ توئه.

1010
01:15:28,776 --> 01:15:30,409
‫

1011
01:15:30,411 --> 01:15:32,310
‫دوشیزه وودهاوس بیا.

1012
01:15:32,313 --> 01:15:33,478
‫خودت رو الگوی بقیه کن.

1013
01:15:33,480 --> 01:15:34,647
‫همشـون تنبلن.

1014
01:15:34,649 --> 01:15:36,181
‫همشون خوابیده‌ان!

1015
01:15:36,183 --> 01:15:37,482
‫باید یه دور دیگه برقصیم.

1016
01:15:37,484 --> 01:15:39,454
‫هروقت که نیازه آماده‌ام.

1017
01:15:42,724 --> 01:15:45,192
‫با کی میرقصی ؟

1018
01:15:47,362 --> 01:15:48,630
‫با تو.

1019
01:15:50,465 --> 01:15:52,465
‫اگه ازم بخوای.

1020
01:15:52,467 --> 01:15:53,799
‫نشون دادی که میتونی برقصی،

1021
01:15:53,801 --> 01:15:56,601
‫و ما خواهر و برادر نیستیم که

1022
01:15:56,604 --> 01:15:58,371
‫ناشایسته بنظر برسه.

1023
01:15:58,373 --> 01:15:59,674
‫قطعا خیر.

1024
01:16:12,253 --> 01:16:13,386
‫بس کن!

1025
01:16:13,388 --> 01:16:14,587
‫انقدر خودت رو شرمنده نکن.

1026
01:16:14,589 --> 01:16:16,789
‫من خودم رو شرمنده نمیکنم!

1027
01:19:58,479 --> 01:19:59,778
‫

1028
01:20:01,782 --> 01:20:03,782
‫جناب چرچیل. هریت.

1029
01:20:03,784 --> 01:20:05,218
‫چیشده ؟

1030
01:20:05,220 --> 01:20:07,020
‫وقتی داشت برمیگشت، کولی‌ها
‫براش تله انداخته بودن.

1031
01:20:07,022 --> 01:20:09,922
‫وقتیکـه سعی کرد فرار کنه، زمین خورد.

1032
01:20:09,925 --> 01:20:11,690
‫گرفتگی داشت.

1033
01:20:11,692 --> 01:20:14,793
‫- بخاطر رقص زیاد!
‫- خب آسیب دیده ؟

1034
01:20:14,795 --> 01:20:15,828
‫ندیدم.

1035
01:20:15,830 --> 01:20:18,063
‫من بعد ماجرا سر رسیدم...

1036
01:20:18,065 --> 01:20:20,532
‫...و به اینجا آوردمـش.

1037
01:20:20,534 --> 01:20:21,867
‫هیچ جای دیگه‌ای به ذهنـم نرسید.

1038
01:20:21,869 --> 01:20:23,668
‫بریم اتاق مهمان.

1039
01:20:23,671 --> 01:20:26,239
‫بخاطر قیچی بود.

1040
01:20:26,241 --> 01:20:27,806
‫قیچی ؟

1041
01:20:27,808 --> 01:20:29,708
‫من...

1042
01:20:32,780 --> 01:20:35,948
‫...یه قیچی از خانم بیتز قرض گرفتم.

1043
01:20:35,951 --> 01:20:38,517
‫اواسط مسیر خونه

1044
01:20:38,519 --> 01:20:40,519
‫وقتیکـه یادم اومد

1045
01:20:40,521 --> 01:20:44,690
‫از همون راه دوباره برگشتم.

1046
01:20:44,692 --> 01:20:46,525
‫

1047
01:20:55,670 --> 01:20:56,904
‫تو چرا اینجایی ؟

1048
01:20:58,572 --> 01:21:02,075
‫کالسکه‌ام...

1049
01:21:02,077 --> 01:21:04,043
‫اسبـم نعلـش رو انداخت.

1050
01:21:04,045 --> 01:21:05,844
‫کالسکه‌ات رو به مجلس رقص بردی ؟

1051
01:21:05,846 --> 01:21:07,280
‫بله.

1052
01:21:07,282 --> 01:21:09,848
‫اگه بخاطر قیچی نیست، پس چه بلایی

1053
01:21:09,850 --> 01:21:11,750
‫سرم اومده دوشیزه ووهاوس ؟

1054
01:21:11,752 --> 01:21:12,853
‫باید پِری رو به اینجا بیاریم.

1055
01:21:14,922 --> 01:21:16,922
‫دوشیزه وودهاوس.

1056
01:21:18,926 --> 01:21:20,859
‫عقیده دارم که دوباره عاشق شدم.

1057
01:21:20,861 --> 01:21:22,861
‫خانم گودارد باید از امنیتـشون
‫اطمینان پیدا کنن.

1058
01:21:22,863 --> 01:21:23,963
‫بله و باید پدرم رو بیدار کنم.

1059
01:21:23,965 --> 01:21:24,930
‫باید بهشون خبر بدیم که

1060
01:21:24,932 --> 01:21:26,899
‫کولی‌ها در نزدیکیِ ما هستن.

1061
01:21:26,902 --> 01:21:28,636
‫بله، سریعا باهم بریم.

1062
01:21:30,037 --> 01:21:32,305
‫- دوشیزه وودهاوس.
‫- چیز دیگه‌ای نگو.

1063
01:21:32,307 --> 01:21:34,073
‫نرید!

1064
01:21:35,743 --> 01:21:36,844
‫جناب چرچیل.

1065
01:21:38,612 --> 01:21:40,713
‫خواهش میکنم.

1066
01:21:40,715 --> 01:21:42,015
‫بمون.

1067
01:21:50,858 --> 01:21:52,325
‫مشکل چیه ؟
‫چیشده ؟

1068
01:21:52,327 --> 01:21:53,993
‫چی... زنده... زنده‌ست ؟

1069
01:21:53,995 --> 01:21:55,761
‫به هریت آسیبی نرسیده آقاجون.

1070
01:21:55,763 --> 01:21:57,162
‫باید از جناب چرچیل تشکر کنیم.

1071
01:21:57,164 --> 01:21:58,931
‫لطفا بمون.

1072
01:21:58,934 --> 01:22:01,034
‫آقای نایتلی میتونن هشدار رو به صدا دربیارن.

1073
01:22:01,036 --> 01:22:03,635
‫هردومون میریم.

1074
01:22:03,637 --> 01:22:04,770
‫چرا هشدار داریم ؟

1075
01:22:04,772 --> 01:22:06,772
‫دنبال پری فرستادیم آقاجون.

1076
01:22:06,774 --> 01:22:08,774
‫بدون شک طبقه بالاتری
‫نسبت به تو داره...

1077
01:22:08,776 --> 01:22:10,609
‫اما چیزهای شگفت‌انگیزی رخ داده.

1078
01:22:10,611 --> 01:22:12,177
‫ازدواج‌هایی با نابرابری‌های بزرگتر وجود داشته.

1079
01:22:12,179 --> 01:22:15,814
‫باور کن جرئت گمان کردنـش رو هم ندارم.

1080
01:22:15,816 --> 01:22:17,182
‫نه اما کمکـی که بهت کرده.

1081
01:22:17,184 --> 01:22:18,650
‫کمک ؟

1082
01:22:20,055 --> 01:22:22,921
‫خاطره‌های زیادی ازش،

1083
01:22:22,923 --> 01:22:25,791
‫و این تمام چیزی بود که حس کردم.

1084
01:22:25,793 --> 01:22:30,095
‫با نگاهِ نجیبی که به سمتـم میاد.

1085
01:22:30,097 --> 01:22:34,535
‫چنین تغییری در یک لحظه
‫از بدبختی...

1086
01:22:38,373 --> 01:22:40,706
‫...به خوشبختی بی‌حدوحصرـه.

1087
01:22:40,708 --> 01:22:42,207
‫قبلا اشتباه میکردم.

1088
01:22:42,209 --> 01:22:43,942
‫الان دیگه محتاط میشم.

1089
01:22:43,944 --> 01:22:46,081
‫مخالف هرگونه دخالتـی هستم.

1090
01:23:29,990 --> 01:23:32,858
‫موضوع چیه جین عزیز،

1091
01:23:32,860 --> 01:23:34,893
‫که شنیدم هفته پیش توی بارون

1092
01:23:34,895 --> 01:23:36,261
‫به اداره پست رفتی ؟

1093
01:23:36,263 --> 01:23:37,930
‫چرا ای دخترِ بیچاره.

1094
01:23:37,933 --> 01:23:39,832
‫چرا باید همچین کاری انجام بدی ؟

1095
01:23:39,834 --> 01:23:43,168
‫بهت اجازه نمیدم که دوباره
‫چنین کاری انجام بدی.

1096
01:23:43,170 --> 01:23:45,138
‫باید با آقای ای صحبت کنم.

1097
01:23:45,140 --> 01:23:47,140
‫آقایی که نامه‌هامون
‫رو میبره و میاره،

1098
01:23:47,142 --> 01:23:49,174
‫یکی از افرادمون،
‫اسمش رو فراموش کردم

1099
01:23:49,176 --> 01:23:52,245
‫باید کارات رو انجام بده.

1100
01:23:52,247 --> 01:23:55,448
‫دوشیزه وودهاوس فکر میکنید
‫جناب نایتلی باید دعوتنامه‌ای

1101
01:23:55,450 --> 01:23:58,750
‫به صومعه‌ـشون به ما بده ؟

1102
01:23:58,752 --> 01:24:00,886
‫عاشق سیاحت کردن از خونه‌های بزرگـم،

1103
01:24:00,888 --> 01:24:04,257
‫و متاسفانه زیادی از هایبوری خسته شدم.

1104
01:24:04,259 --> 01:24:05,991
‫متاسفانه توجه ایشون به

1105
01:24:05,993 --> 01:24:07,692
‫مستاجرینـشه

1106
01:24:07,695 --> 01:24:09,228
‫و نه خونه‌ـشون خانم التون.

1107
01:24:09,230 --> 01:24:11,464
‫اتاق رقص و گالری نقاشی‌هاشون بسته‌ست.

1108
01:24:11,466 --> 01:24:13,932
‫خیلی خوشحال میشم که دانول رو برای

1109
01:24:13,934 --> 01:24:15,834
‫سیاحت شما باز کنم خانم التون.

1110
01:24:15,836 --> 01:24:17,736
‫خوشامدگویی مدت‌هاست که عقب افتاده.

1111
01:24:17,738 --> 01:24:20,173
‫باید این یکی رو بیشتر از
‫باقیِ چیزها دوست داشته باشم.

1112
01:24:20,175 --> 01:24:22,275
‫یه روز رو انتخاب کن و میام.

1113
01:24:22,277 --> 01:24:24,910
‫نمیتونم روزی رو انتخاب کنم
‫تاوقتیکه با کسایی

1114
01:24:24,912 --> 01:24:27,146
‫که ازشون میخوام مراسمی رو
‫ترتیب ببینن صحبت نکنم.

1115
01:24:27,148 --> 01:24:29,047
‫اینو به من بسپارید،
‫مهمونیِ منـه.

1116
01:24:29,049 --> 01:24:30,149
‫من مهموناتـون رو دعوت میکنم.

1117
01:24:30,151 --> 01:24:31,984
‫امیدوارم التون رو با خودت بیاری

1118
01:24:31,987 --> 01:24:36,255
‫اما برای باقیِ دعوتنامه‌ها
‫شمارو تو زحمت نمیندازم.

1119
01:24:36,258 --> 01:24:37,990
‫

1120
01:24:37,993 --> 01:24:40,926
‫خب الان دیگه یکم فریبکار شدی.

1121
01:24:40,928 --> 01:24:43,496
‫اما در نظر داشته باش که برای
‫محول کردن قدرت به من

1122
01:24:43,498 --> 01:24:45,198
‫نیازی نیست که بترسی.

1123
01:24:45,200 --> 01:24:48,233
‫خانم متاهل، میدونید به راحتی تصدیق میگیره.

1124
01:24:48,235 --> 01:24:51,236
‫تنها یک زنِ متاهل در دنیا وجود داره

1125
01:24:51,238 --> 01:24:52,905
‫که میتونم اجازه بدم

1126
01:24:52,907 --> 01:24:56,041
‫هر مهمونی که علاقه داره
‫رو به دانول دعوت کنه.

1127
01:24:56,043 --> 01:24:57,310
‫گمونم خانم وستون ؟

1128
01:24:57,312 --> 01:24:59,811
‫نه خانم نایتلی.

1129
01:24:59,813 --> 01:25:03,684
‫تا وقتیـکه پیدا بشه، خودم
‫چنین مسائلی رو مدیریت میکنم.

1130
01:25:33,113 --> 01:25:35,182
‫خدای من.

1131
01:25:40,988 --> 01:25:43,188
‫حس نمیکنی از خودبیخود شدی ؟

1132
01:25:43,190 --> 01:25:46,261
‫به سختی میتونم باور کنم که
‫ما در انگلیس میمونیم.

1133
01:25:55,803 --> 01:25:57,302
‫

1134
01:25:57,304 --> 01:26:00,806
‫

1135
01:26:00,808 --> 01:26:02,277
‫

1136
01:26:05,012 --> 01:26:06,411
‫لطفا منو ببخشید.

1137
01:26:06,413 --> 01:26:08,115
‫البته.

1138
01:26:19,860 --> 01:26:21,260
‫چشم اندازه بینظری از

1139
01:26:21,263 --> 01:26:23,428
‫ساوث ویدو وجود داره دوشیزه اسمیت.

1140
01:26:23,430 --> 01:26:25,332
‫میتونم همراهیتـون کنم ؟

1141
01:26:30,337 --> 01:26:32,237
‫

1142
01:26:32,239 --> 01:26:33,905
‫

1143
01:26:33,907 --> 01:26:35,140
‫

1144
01:26:41,181 --> 01:26:42,914
‫میشه...

1145
01:26:42,916 --> 01:26:45,318
‫لطف کنی وقتی من نبودم

1146
01:26:45,320 --> 01:26:47,387
‫بگی که رفتم خونه ؟

1147
01:26:47,389 --> 01:26:50,023
‫هرطور میلتـه.

1148
01:26:50,025 --> 01:26:52,359
‫اما نمیخوای تا هایبوری به تنهایی برگردی.

1149
01:26:55,195 --> 01:26:57,264
‫- حالت خوب نیست ؟
‫- دوشیزه وودهاوس...

1150
01:27:00,067 --> 01:27:03,405
‫ما همه میدونیم که خسته بودنِ
‫گاه به گاهِ روح چحوریـه.

1151
01:27:05,205 --> 01:27:09,344
‫اقرار میکنم که روح‌وروانِ من درمونده‌ان.

1152
01:27:29,464 --> 01:27:31,433
‫مراسم رو از دست دادم ؟

1153
01:27:34,269 --> 01:27:35,934
‫اصلا.

1154
01:27:35,936 --> 01:27:37,871
‫داریم خونه رو سیاحت میکنیم.

1155
01:27:41,975 --> 01:27:44,177
‫عمه‌ام معطلـم کرد.

1156
01:27:44,179 --> 01:27:46,978
‫توقیف پُرتنِشـی که چند ساعتی طول کشید.

1157
01:27:46,981 --> 01:27:48,313
‫اگه میدونستم که چقدر هوا گرمـه،

1158
01:27:48,315 --> 01:27:50,015
‫فکر میکنم که اصلا نباید میومدم.

1159
01:27:50,017 --> 01:27:52,250
‫اگه بشینی زودتر خنک میشی.

1160
01:27:52,252 --> 01:27:54,321
‫شاید هم آبجوی خنک باید بنوشی.

1161
01:27:58,058 --> 01:28:01,026
‫به محض اینکه عمه‌ام حالـش خوب
‫بشه، باید برم.

1162
01:28:01,028 --> 01:28:02,295
‫از هیچ کاری نکردن خسته شدم.

1163
01:28:02,297 --> 01:28:04,464
‫یه تغییری میخوام.

1164
01:28:04,466 --> 01:28:06,199
‫جدی‌ام دوشیزه وودهاوس،

1165
01:28:06,201 --> 01:28:08,501
‫حالا هرچیزی که چشمان نافذت
‫تصور میکنه.

1166
01:28:08,503 --> 01:28:10,503
‫از انگلیس خسته شدم.

1167
01:28:10,505 --> 01:28:13,171
‫تو از خوشگذرونی و کامیابی خسته شدی.

1168
01:28:13,173 --> 01:28:15,173
‫نمیتونی یه سری مشقت
‫برای خودت به وجود بیاری

1169
01:28:15,175 --> 01:28:17,008
‫و خودت رو راضی به موندن کنی ؟

1170
01:28:17,011 --> 01:28:19,412
‫کاملا در اشتباهید.
‫من خودم رو نه موفق میدونم

1171
01:28:19,414 --> 01:28:21,414
‫و نه خوشگذرون.

1172
01:28:25,019 --> 01:28:27,154
‫ما فردا به باکس هیل میریم.

1173
01:28:29,056 --> 01:28:32,492
‫سیاحتی آموزشـی نیست اما به دردِ

1174
01:28:32,494 --> 01:28:36,161
‫مرد جوانی که به شدت به دنبال تغییره میخوره.

1175
01:28:36,163 --> 01:28:39,364
‫خب اگه از من میخوای که بمونم
‫و توی مهمونی شرکت کنم،

1176
01:28:39,366 --> 01:28:41,301
‫پس میمونم.

1177
01:28:52,112 --> 01:28:56,281
‫چقدر لطف کردی بهم که گفتی
‫امروز به اینجا بیام.

1178
01:28:56,283 --> 01:28:59,284
‫کاملا دوباره برای رفتن مصمم بودم.

1179
01:28:59,286 --> 01:29:01,922
‫آره خیلی عصبانی بودی.

1180
01:29:18,038 --> 01:29:22,207
‫هم‌نشینامـون به شدت احمق‌اند.

1181
01:29:22,209 --> 01:29:24,477
‫چیکار باید کرد تا به هیجان بیان ؟

1182
01:29:24,479 --> 01:29:27,045
‫هوم ؟ هر چرندی مورد قبولـه.

1183
01:29:27,047 --> 01:29:28,513
‫خانم‌ها و آقایان،

1184
01:29:28,515 --> 01:29:31,083
‫دوشیزه وودهاوس به من دستور دادن
‫که بگم مشتاقن

1185
01:29:31,085 --> 01:29:33,218
‫بدونن به چی فکر میکنید.

1186
01:29:34,621 --> 01:29:37,457
‫عزیزم، به چی فکر میکنیم ؟

1187
01:29:37,459 --> 01:29:39,792
‫دوشیزه وودهاوس مطمئن هستن که
‫مایلن بدونن همه ما

1188
01:29:39,794 --> 01:29:41,294
‫داریم به چی فکر میکنیم ؟

1189
01:29:41,296 --> 01:29:43,228
‫نه، نه، به هیچ وجه من الوجوه.

1190
01:29:43,230 --> 01:29:44,497
‫تنها چیزی که نمیخواد در حال حاضر

1191
01:29:44,499 --> 01:29:46,364
‫اذیتـم کنه همینه.

1192
01:29:46,367 --> 01:29:49,267
‫از اون مواردیِ که من نباید به خودم به

1193
01:29:49,269 --> 01:29:53,506
‫عنوان زن شوهردارِ مراسم،
‫اجازه سوال پرسیدن

1194
01:29:53,508 --> 01:29:56,374
‫بدم.

1195
01:29:56,377 --> 01:29:58,243
‫کاملا درسته عشق من.

1196
01:29:58,245 --> 01:29:59,512
‫کاملا درسته.

1197
01:29:59,514 --> 01:30:02,247
‫اما بعضی از خانم‌ها حرف
‫هر چیزی رو میزنن.

1198
01:30:02,249 --> 01:30:05,250
‫بهترین کار اینه که بعنوان مزاح بهش نگاه کنی.

1199
01:30:05,252 --> 01:30:07,352
‫همه میدونن که چه انتظاراتی از تو میره.

1200
01:30:07,354 --> 01:30:09,522
‫الان همشون رنجیده خاطر شدن.

1201
01:30:09,524 --> 01:30:12,325
‫الان بهتر مخاطب قرار میدمـشون.

1202
01:30:12,327 --> 01:30:13,526
‫خانم‌ها و آقایان،

1203
01:30:13,528 --> 01:30:16,529
‫دوشیزه وودهاوس به بنده دستور دادن

1204
01:30:16,531 --> 01:30:18,196
‫که به اطلاعتون برسونم دیگه

1205
01:30:18,198 --> 01:30:20,065
‫علاقه‌ای ندارن که بدونن به چی فکر میکنید

1206
01:30:20,067 --> 01:30:23,135
‫و فقط خواهان یه چیز سرگرم کننده‌ هستن.

1207
01:30:23,137 --> 01:30:24,504
‫ایشون تقاضای یک چیز هوشمندانه

1208
01:30:24,506 --> 01:30:27,205
‫یا دو چیز نسبتا هوشمندانه‌

1209
01:30:27,207 --> 01:30:30,275
‫و یا فقط سه چیز حقیقتا احمقانه رو دارند

1210
01:30:30,277 --> 01:30:32,310
‫این چنین با لبخند از ته دلـشون

1211
01:30:32,312 --> 01:30:33,846
‫همتون رو به فیض میرسونن.

1212
01:30:33,848 --> 01:30:36,148
‫بسیار خب پس.

1213
01:30:36,150 --> 01:30:38,351
‫نیازی نیست بنده اضطرابی به خودم وارد کنم.

1214
01:30:38,353 --> 01:30:41,153
‫"سه چیز حقیقتا احمقانه"

1215
01:30:41,155 --> 01:30:42,687
‫این دیگه خوراکِ خود بنده‌اس.

1216
01:30:42,690 --> 01:30:45,157
‫رسما همون لحظه‌ای که دهنـم رو باز کنم

1217
01:30:45,159 --> 01:30:46,591
‫سه چیز احمقانه رو ادا میکنم.

1218
01:30:46,593 --> 01:30:48,528
‫اما یه مشکلی هم وجود داره خانم.

1219
01:30:48,530 --> 01:30:51,031
‫کِی شده که سرِ سومیـش
‫حرف زدنت رو قطع کنی ؟

1220
01:30:57,672 --> 01:30:59,506
‫

1221
01:31:02,209 --> 01:31:05,547
‫نه. میدونم که منظورش چیه.

1222
01:31:08,283 --> 01:31:10,449
‫باید تلاش کنـم که جلوی زبونـم رو بگیرم.

1223
01:31:21,896 --> 01:31:23,596
‫از این برنامه خوشم میاد.

1224
01:31:23,598 --> 01:31:26,599
‫قبولـه، قبولـه،
‫قبولـه، قبولـه.

1225
01:31:26,601 --> 01:31:28,467
‫باید تموم تلاشـم رو بکنم.

1226
01:31:28,469 --> 01:31:30,735
‫

1227
01:31:30,738 --> 01:31:33,205
‫دارم یه معما میسازم.

1228
01:31:33,207 --> 01:31:34,473
‫چقدر یه معما به حساب میاد ؟

1229
01:31:34,475 --> 01:31:36,609
‫متاسفانه کم جناب،

1230
01:31:36,611 --> 01:31:38,643
‫اما باید آسون بگیریم...

1231
01:31:38,645 --> 01:31:43,616
‫آقای نایتلی حتما خیلی
‫رفتار ناپسندی از من سر زده،

1232
01:31:43,618 --> 01:31:47,720
‫وگرنه ایشون چنین حرفی رو به
‫دوستی قدیمی نمیزد.

1233
01:31:47,722 --> 01:31:50,222
‫یادم نمیاد که چه کاری کردم.

1234
01:31:50,224 --> 01:31:52,425
‫کدام دو حرف الفبا

1235
01:31:52,427 --> 01:31:56,329
‫هستند که کمال
‫رو نشون میدن ؟

1236
01:31:56,331 --> 01:31:59,197
‫کدوم دو حرف الفبا...

1237
01:31:59,199 --> 01:32:00,633
‫...کمال رو نشون میدن ؟

1238
01:32:00,635 --> 01:32:03,368
‫من... مطمئنم که نمیدونم.

1239
01:32:03,370 --> 01:32:04,937
‫خب باید به عرضتـون برسونم

1240
01:32:04,939 --> 01:32:07,205
‫که "میم" و "الف" مثل "اِما".

1241
01:32:10,310 --> 01:32:11,611
‫- متوجه شدی ؟
‫- بله.

1242
01:32:11,613 --> 01:32:13,278
‫آقای وستون طریقه بازی کردن

1243
01:32:13,280 --> 01:32:15,448
‫و ختم کردن این بازی رو
‫به ما یاد دادن،

1244
01:32:15,450 --> 01:32:17,783
‫اما چطور میشه از کمال بالاتر رفت ؟

1245
01:32:17,785 --> 01:32:19,719
‫من مخالفـم، عذر من رو بپذیرید.

1246
01:32:19,721 --> 01:32:22,287
‫تظاهر نمیکنم که آدم بذله‌گویی هستم.

1247
01:32:22,289 --> 01:32:24,689
‫واقعا باید بتونم تشخیص بدم
‫که کِی صحبت کنم

1248
01:32:24,692 --> 01:32:26,525
‫و کِی جلوی زبونـم رو بگیرم.

1249
01:32:26,527 --> 01:32:27,760
‫قدم بزنیم آگوستا ؟

1250
01:32:27,762 --> 01:32:28,828
‫با کمال میل.

1251
01:32:28,830 --> 01:32:32,197
‫خیلی از سیاحت یک نقطه
‫دیگه خسته شدم.

1252
01:32:32,199 --> 01:32:34,467
‫به خانم التون ملحق بشیم خانم ؟

1253
01:32:34,469 --> 01:32:36,469
‫اگه اجازه بدی عزیزم.

1254
01:32:36,471 --> 01:32:39,406
‫با تموم قلبـم کاملا آماده‌ام.

1255
01:33:35,030 --> 01:33:38,831
‫چطور تونستی انقدر به
‫خانم بیتز بی‌احساس باشی ؟

1256
01:33:38,833 --> 01:33:40,733
‫اونقدراهم زشت نبود.

1257
01:33:40,735 --> 01:33:44,737
‫چطور تونستی با زنی با
‫چنین شخصیت و

1258
01:33:44,739 --> 01:33:47,339
‫سن و شرایطی انقدر وقیح رفتار کنی ؟

1259
01:33:47,341 --> 01:33:49,341
‫به جرئت میتونم بگم که
‫منظورم رو متوجه نشد.

1260
01:33:49,343 --> 01:33:50,575
‫بهت اطمینان میدم که متوجه شده.

1261
01:33:50,577 --> 01:33:51,811
‫منظورت رو کاملا فهمید.

1262
01:33:51,813 --> 01:33:53,680
‫از اونموقع هی حرفـش رو میزد.

1263
01:33:55,582 --> 01:33:57,817
‫میدونم موجود بهتری توی
‫دنیا نیست...

1264
01:33:57,819 --> 01:34:00,352
‫ای کاش میتونستی بشنوی که
‫چطور با صداقت

1265
01:34:00,354 --> 01:34:02,521
‫و بخشندگی درموردش صحبت میکرد.

1266
01:34:02,523 --> 01:34:04,757
‫باید بپذیری که خوبی و مضحکی
‫به طرز شوربختانه‌ای

1267
01:34:04,759 --> 01:34:06,459
‫در درونـش ترکیب شده.

1268
01:34:06,461 --> 01:34:08,527
‫تصدیق میکنم که اینطور هست.

1269
01:34:08,529 --> 01:34:10,663
‫و اگه زنِ ثروتمندی بود،

1270
01:34:10,665 --> 01:34:12,865
‫درمورد هیچ آزادیِ رفتاری
‫با تو بحث نمیکردم،

1271
01:34:12,867 --> 01:34:14,499
‫اما تنگدستـه.

1272
01:34:14,501 --> 01:34:16,569
‫از همون لحظه‌ای که متولد شده
‫زندگیـش تباه بوده،

1273
01:34:16,571 --> 01:34:19,504
‫و اگه تا سن بالاتری زنده بمونه،
‫احتمالا بیشتر هم تباه میشه.

1274
01:34:19,506 --> 01:34:21,506
‫- خیلی گرمـه و من...
‫- از وقتیـکه توجه کردن بهت براش

1275
01:34:21,508 --> 01:34:23,776
‫- افتخارآمیز بوده، جلوی چشماش قد کشیدی.
‫- و من خسته‌ـم!

1276
01:34:23,778 --> 01:34:26,545
‫که چنین روزی با این روحیه‌ی
‫بی‌فکر و متکبر

1277
01:34:26,547 --> 01:34:27,813
‫تماشات کنه که

1278
01:34:27,815 --> 01:34:30,549
‫بهش میخندی و تحقیرش میکنی

1279
01:34:30,551 --> 01:34:32,651
‫درمقابل خواهرزاده‌اش و بقیه‌ای که

1280
01:34:32,653 --> 01:34:34,719
‫کاملا از طرز برخورد تو الگو برمیدارن.

1281
01:34:34,722 --> 01:34:36,390
‫قطعا بدترین کار ممکن بود.

1282
01:34:54,709 --> 01:34:56,374
‫برو!

1283
01:35:23,570 --> 01:35:26,841
‫بطرز غیرقابل بخششـی مغرور...

1284
01:35:28,910 --> 01:35:30,912
‫...و بطرز غیرقابل تحملی گستاخ بودم.

1285
01:35:33,714 --> 01:35:35,783
‫بی‌ملاحظه، بی‌نزاکت...

1286
01:35:37,985 --> 01:35:41,987
‫نامعقول و بی‌عاطفه بودم...

1287
01:36:57,664 --> 01:37:00,532
‫متاسفانه جین حال خوشـی نداره.

1288
01:37:00,534 --> 01:37:02,701
‫سردرد وحشتناکـی داره.

1289
01:37:02,703 --> 01:37:04,671
‫کل صبح داشته مینوشته.

1290
01:37:05,740 --> 01:37:07,740
‫چه نامه‌های دراز و بلندی.

1291
01:37:07,742 --> 01:37:10,411
‫بهش گفتم که عزیزم خودت رو کور میکنی.

1292
01:37:12,247 --> 01:37:14,782
‫خیلی متاسفـم خانم بیتز.

1293
01:37:16,051 --> 01:37:18,651
‫لطفا به جین بگید که آرزوی سلامتی براش دارم.

1294
01:37:18,653 --> 01:37:20,519
‫خیلی پشت در منتظر موندی.

1295
01:37:20,521 --> 01:37:21,553
‫کاملا شرمسارم.

1296
01:37:21,555 --> 01:37:24,089
‫نه ببین، یه لحظه شلوغ شده بود،

1297
01:37:24,091 --> 01:37:26,259
‫برای همینـم صدای در رو نشنیدیم،

1298
01:37:26,261 --> 01:37:27,760
‫و تا وقتیکـه روی پله‌ها رفتی،

1299
01:37:27,762 --> 01:37:29,864
‫اصلا نمیدونستیم کسی داره میاد.

1300
01:37:42,009 --> 01:37:43,878
‫خیلی مهربونی کردی،

1301
01:37:47,848 --> 01:37:50,985
‫اما شما همیشه مهربون هستی دوشیزه وودهاوس.

1302
01:37:58,059 --> 01:37:59,892
‫اِما.

1303
01:37:59,894 --> 01:38:01,860
‫چجوری پیداشون کردی ؟

1304
01:38:01,862 --> 01:38:03,628
‫اِما به ملاقاتِ خانم و آقای بیتز

1305
01:38:03,630 --> 01:38:05,630
‫رفته بود جناب نایتلی.

1306
01:38:05,632 --> 01:38:08,669
‫همیشه حواسـش بهشون بوده و هست.

1307
01:38:09,937 --> 01:38:11,603
‫من...

1308
01:38:11,605 --> 01:38:14,807
‫متاسفم که نمیتونم بمونم آقا.

1309
01:38:14,809 --> 01:38:17,078
‫دلمون برات تنگ میشه.

1310
01:38:25,552 --> 01:38:27,052
‫خداحافظ اِما.

1311
01:38:53,848 --> 01:38:55,082
‫چیشده ؟

1312
01:38:56,784 --> 01:38:59,118
‫خانم چرچیل مُرده.

1313
01:38:59,120 --> 01:39:01,020
‫مُرده ؟

1314
01:39:01,022 --> 01:39:03,989
‫بله، ما همیشه فکر میکردیم که بیماریش...

1315
01:39:03,991 --> 01:39:06,058
‫ساختگیـه اما...

1316
01:39:06,061 --> 01:39:07,993
‫اِما.

1317
01:39:07,995 --> 01:39:09,828
‫فرنک امروز صبح با پیغام

1318
01:39:09,830 --> 01:39:12,765
‫عجیبی اینجا اومده بود.

1319
01:39:12,767 --> 01:39:15,102
‫غافلگیرشدنـمون رو حتی
‫بیان نمیتونیم بکنیم.

1320
01:39:16,837 --> 01:39:19,074
‫فرنک و جین فیرفکس
‫نامزد کردن.

1321
01:39:21,042 --> 01:39:22,674
‫چی ؟

1322
01:39:22,676 --> 01:39:24,676
‫از اکتبر به صورت رسمی

1323
01:39:24,678 --> 01:39:26,179
‫باهم نامزد کردن.

1324
01:39:26,181 --> 01:39:28,949
‫توی ویموث انجامش دادن و از
‫بقیه هم مخفی کردن.

1325
01:39:30,985 --> 01:39:32,653
‫چی ؟

1326
01:39:33,721 --> 01:39:35,154
‫نامزد ؟

1327
01:39:35,156 --> 01:39:37,156
‫قبل از اینکه یکیـشون به هایبوری بیاد ؟

1328
01:39:37,158 --> 01:39:39,392
‫مخفیانه نامزد کردن.

1329
01:39:39,394 --> 01:39:41,827
‫البته اگه عمه‌اش
‫از این موضوع باخبر میشد...

1330
01:39:41,829 --> 01:39:43,695
‫حتما جلوشون رو میگرفت اما...

1331
01:39:43,697 --> 01:39:45,198
‫خیلی ناراحت شدم اِما، به شدت.

1332
01:39:45,200 --> 01:39:47,234
‫به همین اندازه پدرش رو هم رنجونده.

1333
01:39:51,138 --> 01:39:53,206
‫پیانوفورت رو خودش فرستاد.

1334
01:39:53,208 --> 01:39:55,142
‫خودش اقرار کرد.

1335
01:39:56,844 --> 01:39:58,877
‫اِما باید بدونی که آرزوی

1336
01:39:58,879 --> 01:40:01,048
‫ما همین بوده.

1337
01:40:02,917 --> 01:40:05,050
‫نه، نه.

1338
01:40:05,052 --> 01:40:06,854
‫برای من نه.

1339
01:40:12,127 --> 01:40:15,660
‫خیلی متاسفم هریت.

1340
01:40:15,662 --> 01:40:18,864
‫اما چرا دلداریـم میدی ؟

1341
01:40:18,866 --> 01:40:23,136
‫فکر نمیکنی که جناب فرنک چرچیل برام مهمـه ؟

1342
01:40:23,138 --> 01:40:26,872
‫یه زمانـی که خیلی هم دور نیست،

1343
01:40:26,874 --> 01:40:28,874
‫دلیلـی بهم دادی که باور کنم

1344
01:40:28,876 --> 01:40:31,144
‫- بهش اهمیت میدی.
‫- بهش ؟

1345
01:40:33,048 --> 01:40:34,779
‫هیچوقت.

1346
01:40:34,782 --> 01:40:37,682
‫دوشیزه وودهاوس عزیز، چطوری
‫اشتباه درموردم فکر کردی ؟

1347
01:40:37,684 --> 01:40:39,751
‫منظورت چیه هریت ؟

1348
01:40:39,753 --> 01:40:41,753
‫نباید فکر میکردم که ممکنـه

1349
01:40:41,755 --> 01:40:45,158
‫سوءتفاهم پیش میاد.

1350
01:40:45,160 --> 01:40:48,063
‫اما تو بهم گفتی که چیزهای
‫بزرگتـری اتفاق افتاده.

1351
01:40:49,897 --> 01:40:52,030
‫که ازدواجی با نابرابری‌های
‫بزرگتری انجام شده.

1352
01:40:52,032 --> 01:40:53,899
‫حرف‌های خودتونـه دوشیزه وودهاوس.

1353
01:40:53,901 --> 01:40:55,767
‫هریت.

1354
01:40:55,769 --> 01:40:58,103
‫بیا بدون هیچ اشتباه دیگه‌ای

1355
01:40:58,105 --> 01:41:00,707
‫حرف همدیگر رو بفهمیم.

1356
01:41:02,776 --> 01:41:05,043
‫داری درمورد جناب نایتلی حرف میزنی ؟

1357
01:41:05,045 --> 01:41:06,914
‫البته.

1358
01:41:08,849 --> 01:41:11,850
‫- اما...
‫- فکر میکردم که میدونستی.

1359
01:41:11,852 --> 01:41:14,287
‫اما خدمتـی که جناب چرچیل
‫برای محافظت از تو

1360
01:41:14,289 --> 01:41:16,088
‫در برابر کولی‌ها ارائه داد...

1361
01:41:16,091 --> 01:41:17,923
‫نه.

1362
01:41:17,925 --> 01:41:20,828
‫کولی‌ها نبودن، نه.

1363
01:41:22,329 --> 01:41:26,066
‫داشتم درمورد پیشآمد ارزنده‌تری فکر میکردم.

1364
01:41:28,269 --> 01:41:32,804
‫که جناب نایتلی از من درخواست رقص کنه.

1365
01:41:32,806 --> 01:41:35,276
‫وقتیکـه جناب التون حتی
‫در کنارمـم نمی‌ایسته.

1366
01:41:38,313 --> 01:41:40,247
‫خدای من.

1367
01:41:42,317 --> 01:41:45,218
‫و میدونی که جناب نایتلی چه احساسی

1368
01:41:45,220 --> 01:41:47,019
‫به علاقه تو داره ؟

1369
01:41:47,021 --> 01:41:48,956
‫باید بگم که میدونم.

1370
01:41:51,026 --> 01:41:55,162
‫با مهربانی و ملایمت باهام رفتار میکرده.

1371
01:41:57,831 --> 01:42:01,534
‫و در دانول، خیلی سعی کرد
‫که جزئیاتی از مدیریتِ

1372
01:42:01,536 --> 01:42:05,370
‫مزرعه‌ی اجاره شده‌اش رو
‫برام توضیح بده.

1373
01:42:05,372 --> 01:42:08,742
‫کسی مزاحمـمون شد
‫اما قبل از اون...

1374
01:42:10,811 --> 01:42:12,945
‫...بنظر میومد که درمورد اینکه

1375
01:42:12,947 --> 01:42:15,849
‫علاقه‌ای در من وجود داره میپرسید.

1376
01:42:16,917 --> 01:42:19,318
‫آره، اما حرفی از

1377
01:42:19,320 --> 01:42:22,355
‫جناب مارتین نزد ؟

1378
01:42:22,357 --> 01:42:25,226
‫که احتمالا هدفـش منفعت جناب مارتینـه ؟

1379
01:42:32,333 --> 01:42:35,100
‫تو از جناب نایتلی خوشت اومده.

1380
01:42:35,102 --> 01:42:37,805
‫هریت.

1381
01:42:39,039 --> 01:42:41,039
‫من هیچگونه توهمی از

1382
01:42:41,041 --> 01:42:42,943
‫علاقه‌اش به خودم ندارم.

1383
01:42:46,013 --> 01:42:47,282
‫هریت.

1384
01:42:51,051 --> 01:42:54,387
‫باید جسارت بزرگـی میدونستم که
‫برای کسی جز تو

1385
01:42:54,389 --> 01:42:56,989
‫اونو در نظر بگیرم.

1386
01:42:56,991 --> 01:42:59,224
‫هریت.

1387
01:42:59,226 --> 01:43:04,029
‫میدونم ازش بعیده که

1388
01:43:04,031 --> 01:43:06,199
‫عمدا احساساتـش رو به هر زنـی

1389
01:43:06,201 --> 01:43:09,835
‫غیر از اون نشون بده، پس...

1390
01:43:09,837 --> 01:43:12,172
‫اگه باور داری...

1391
01:43:14,109 --> 01:43:15,876
‫...که دوستت داره...

1392
01:43:18,178 --> 01:43:21,750
‫من جناب مارتین رو بخاطر تو رد کردم.

1393
01:43:24,319 --> 01:43:26,787
‫چون...

1394
01:43:28,188 --> 01:43:29,391
‫هریت.

1395
01:44:06,461 --> 01:44:08,163
‫اِما!

1396
01:44:20,240 --> 01:44:21,942
‫جناب نایتلی.

1397
01:44:27,247 --> 01:44:28,980
‫اخبار رو شنیدی ؟

1398
01:44:28,982 --> 01:44:30,515
‫خانم فیرفکس و جناب چرچیل.

1399
01:44:30,517 --> 01:44:32,385
‫فکرش رو نمیکردم.

1400
01:44:32,387 --> 01:44:34,920
‫اما بنظر میاد که به کوری محکوم شدم.

1401
01:44:34,922 --> 01:44:37,022
‫زمان اِمای عزیزم...
‫زمان زخم‌ها رو التیام میبخشه.

1402
01:44:37,024 --> 01:44:38,957
‫بزودی میره.

1403
01:44:38,959 --> 01:44:40,393
‫تو فراموشـش میکنی.

1404
01:44:40,395 --> 01:44:44,331
‫تو خیلی مهربونـی اما
‫داری اشتباه میکنی.

1405
01:44:45,999 --> 01:44:47,500
‫کوریِ من در مورد
‫اتفاقات پیش اومده

1406
01:44:47,502 --> 01:44:50,435
‫باعث شد جوری رفتار کنم که
‫برای همیشه شرمسار بمونم،

1407
01:44:50,437 --> 01:44:53,271
‫اما حسرت چیز دیگه‌ای رو نمیخورم.

1408
01:44:53,273 --> 01:44:56,274
‫با احترام به...

1409
01:44:56,276 --> 01:44:58,245
‫جناب چرچیل.

1410
01:44:59,481 --> 01:45:02,482
‫مایه‌ی ننگیِ برای انسانیت

1411
01:45:02,484 --> 01:45:05,283
‫و آیا ارزشِ چنین خانم جوانِ خوبی رو داره ؟

1412
01:45:05,285 --> 01:45:09,324
‫جین، جین... تو
‫موجود بدبختی خواهی شد.

1413
01:45:11,558 --> 01:45:13,291
‫همه‌چیز به نفعـش تموم شد.

1414
01:45:13,293 --> 01:45:16,027
‫عمه‌اش توی مسیر بود...
‫که از دنیا رفت.

1415
01:45:16,029 --> 01:45:17,430
‫از همه سوءاستفاده میکنه

1416
01:45:17,432 --> 01:45:19,965
‫و... و و همه هم با افتخار ازش میگذرن.

1417
01:45:19,967 --> 01:45:22,169
‫واقعا که مردِ خوش‌شانسیـه.

1418
01:45:23,971 --> 01:45:25,438
‫جوری حرف میزنی که انگار بهش حسودی میکنی.

1419
01:45:25,440 --> 01:45:28,508
‫و واقعا بهش حسودی میکنم.

1420
01:45:28,510 --> 01:45:31,476
‫اِما.

1421
01:45:31,478 --> 01:45:35,482
‫از جهتـی،
‫عامل حسودیِ منـه.

1422
01:45:45,560 --> 01:45:47,360
‫از من دلیلـش رو نمیپرسی.

1423
01:45:47,362 --> 01:45:49,462
‫تو... تو...

1424
01:45:49,464 --> 01:45:52,532
‫تو قاطعی، میفهمم که هیچ کنجکاوی نمیکنی.

1425
01:45:52,534 --> 01:45:55,066
‫تو فهمیده‌ای.

1426
01:45:55,068 --> 01:45:56,601
‫اما من نمیتونم فهمیده باشم.

1427
01:45:56,603 --> 01:46:00,005
‫باید چیزی که دلیلـش رو
‫ازم نمیپرسی رو بهت بگم اِما،

1428
01:46:00,007 --> 01:46:01,574
‫چون ممکنه دفعه بعد خودم
‫رو از گفتنـش سرزنش کنم.

1429
01:46:01,576 --> 01:46:03,510
‫پس حرفـش رو نزن.

1430
01:46:16,791 --> 01:46:19,524
‫اگه میخوای با من حرف بزنی...

1431
01:46:19,526 --> 01:46:21,226
‫به عنوان دوست

1432
01:46:21,228 --> 01:46:23,596
‫یا اینکه نظرم رو بپرسی

1433
01:46:23,598 --> 01:46:25,330
‫به عنوان دوست،

1434
01:46:25,332 --> 01:46:27,065
‫به هرچیزی که بخوای گوش میدم.

1435
01:46:27,067 --> 01:46:29,402
‫"به عنوان دوست"، اِما این همون
‫کلمه‌ایِ که ازش میترسم...

1436
01:46:29,404 --> 01:46:32,472
‫بهم بگو اِما

1437
01:46:32,474 --> 01:46:35,242
‫اصلا شانسِ موفق شدن رو دارم ؟

1438
01:46:36,311 --> 01:46:37,642
‫اِمای عزیزم،

1439
01:46:37,644 --> 01:46:39,644
‫تو همیشه عزیزترینِ من خواهی موند،

1440
01:46:39,646 --> 01:46:42,315
‫اِمای عزیز و محبوب من،
‫فورا به من بگو.

1441
01:46:42,317 --> 01:46:44,584
‫من نمیتونم حرف بزنم.

1442
01:46:44,586 --> 01:46:46,519
‫اگه من...

1443
01:46:46,521 --> 01:46:48,186
‫اگه من... اگه کمتر دوستت داشتم،

1444
01:46:48,188 --> 01:46:50,823
‫اونموقع میتونستم بیشتر
‫درموردش حرف بزنم،

1445
01:46:50,825 --> 01:46:52,625
‫اما تو تو...

1446
01:46:52,627 --> 01:46:54,327
‫تو میدونی من چه آدمی هستم.

1447
01:46:54,329 --> 01:46:57,395
‫من... من نکوهشـت کردم،

1448
01:46:57,397 --> 01:47:00,633
‫و... سرزنشـت کردم و...

1449
01:47:00,635 --> 01:47:03,268
‫و تو جوری تحمل کردی که هیچ
‫زنـی در انگلیس نمیتونسته

1450
01:47:03,270 --> 01:47:04,669
‫تحمل کنه.

1451
01:47:04,671 --> 01:47:07,507
‫خدا میدونه که چه عاشقِ بی‌غیرتـی بودم.

1452
01:47:07,509 --> 01:47:09,074
‫اما تو درکـم میکنی.

1453
01:47:09,076 --> 01:47:11,011
‫تو احساساتـم رو درک میکنی.

1454
01:47:17,084 --> 01:47:18,418
‫با من ازدواج میکنی ؟

1455
01:47:22,089 --> 01:47:23,221
‫

1456
01:47:23,223 --> 01:47:24,357
‫اِما.

1457
01:47:24,359 --> 01:47:27,158
‫

1458
01:47:27,161 --> 01:47:28,493
‫اِما.

1459
01:47:28,495 --> 01:47:31,129
‫اِما.

1460
01:47:31,131 --> 01:47:32,197
‫

1461
01:47:32,199 --> 01:47:33,566
‫- اِما.
‫- نه، من...

1462
01:47:33,568 --> 01:47:35,233
‫اِما.

1463
01:47:35,235 --> 01:47:37,537
‫نه، من...

1464
01:47:37,539 --> 01:47:40,138
‫من...

1465
01:47:40,140 --> 01:47:42,140
‫من نمیتونم.

1466
01:47:42,142 --> 01:47:43,508
‫چرا ؟

1467
01:47:43,510 --> 01:47:44,609
‫هریت!

1468
01:47:44,611 --> 01:47:46,479
‫- هریت ؟ چی...
‫- عاشقت شده.

1469
01:47:46,481 --> 01:47:48,581
‫و فکر میکنه که تو هم ممکنه دوستش داشته باشی.

1470
01:47:48,583 --> 01:47:51,449
‫و... تو باهاش رقصیدی.

1471
01:47:51,452 --> 01:47:53,553
‫و بهش محبت کردی

1472
01:47:53,555 --> 01:47:56,421
‫و توی دانول بهش توجه کردی

1473
01:47:56,423 --> 01:47:59,394
‫و درمورد زراعت باهاش حرف زدی...

1474
01:48:02,196 --> 01:48:03,663
‫و نشون دادی که انگار میخوای

1475
01:48:03,665 --> 01:48:05,230
‫درمورد علاقه‌اش به خودت بپرسی!

1476
01:48:05,232 --> 01:48:07,265
‫به رابرت مارتین!
‫به رابرت مارتین!

1477
01:48:07,267 --> 01:48:08,466
‫اینو بهت گفت ؟

1478
01:48:08,469 --> 01:48:11,236
‫نمیتونم دوباره قلبـش رو بشکنم.

1479
01:48:11,238 --> 01:48:13,638
‫باید غروب به رابرت مارتین

1480
01:48:13,640 --> 01:48:15,173
‫زنگ بزنم.

1481
01:48:15,175 --> 01:48:16,441
‫باید ازش بخوام که دوباره

1482
01:48:16,443 --> 01:48:18,143
‫به سمت دوشیزه اسمیت بره.

1483
01:48:18,145 --> 01:48:19,579
‫هنوزم دوستش داره،
‫از این موضوع مطمئنم.

1484
01:48:19,581 --> 01:48:20,913
‫فقط لازمـه که دوباره درخواست کنه.

1485
01:48:20,915 --> 01:48:22,480
‫با نامه نه، بلکه شخصا.

1486
01:48:22,483 --> 01:48:25,350
‫نه.

1487
01:48:25,352 --> 01:48:27,488
‫نه من باید انجامـش بدم.

1488
01:48:31,358 --> 01:48:33,160
‫باید برم.

1489
01:49:16,671 --> 01:49:18,605
‫جناب مارتین...

1490
01:49:20,407 --> 01:49:22,342
‫...میخوام اعترافـی کنم.

1491
01:49:24,278 --> 01:49:27,546
‫مسبب رنج زیادی برای شما شدم.

1492
01:49:27,548 --> 01:49:30,485
‫همونطوریـکه برای دوست خودم
‫هم مسبب این دردورنج شدم.

1493
01:49:32,787 --> 01:49:35,522
‫عزیزترین دوستـم.

1494
01:49:37,558 --> 01:49:41,526
‫

1495
01:49:41,528 --> 01:49:43,728
‫

1496
01:49:43,730 --> 01:49:46,766
‫

1497
01:49:46,768 --> 01:49:49,634
‫

1498
01:49:49,636 --> 01:49:53,406
‫

1499
01:49:53,408 --> 01:49:56,274
‫

1500
01:49:56,276 --> 01:49:59,578
‫

1501
01:49:59,580 --> 01:50:03,550
‫

1502
01:50:09,289 --> 01:50:11,191
‫هریت.

1503
01:50:17,464 --> 01:50:21,268
‫جناب رابرت مارتین بهم پیشتهاد کرده.

1504
01:50:23,370 --> 01:50:25,339
‫منـم پذیرفتم.

1505
01:50:26,841 --> 01:50:30,277
‫پس ایشون خوش‌شانس‌ترین مردیِ که میشناسم.

1506
01:50:31,713 --> 01:50:33,480
‫هریت، من...

1507
01:50:36,851 --> 01:50:38,786
‫چیز دیگه‌ای هم هست.

1508
01:50:43,725 --> 01:50:46,360
‫یه نامه‌ای از پدرم بهم رسیده.

1509
01:50:48,362 --> 01:50:51,566
‫حالا که به سن قانونی رسیدم،
‫خودش رو بهم نشون داده.

1510
01:50:53,634 --> 01:50:56,334
‫کاسبـه.

1511
01:50:56,336 --> 01:50:58,871
‫توی بریستول.

1512
01:50:58,873 --> 01:51:00,808
‫کفش درست میکنه.

1513
01:51:04,511 --> 01:51:08,382
‫هفته بعد به منظور ملاقات با من
‫به هایبوری میاد.

1514
01:51:13,520 --> 01:51:16,824
‫پس من امیدوارم که به هارتفیلد بیاریش.

1515
01:51:31,906 --> 01:51:34,607
‫

1516
01:51:34,609 --> 01:51:36,909
‫

1517
01:51:36,911 --> 01:51:41,646
‫

1518
01:51:41,648 --> 01:51:43,381
‫

1519
01:51:43,383 --> 01:51:45,684
‫

1520
01:51:45,686 --> 01:51:50,555
‫

1521
01:51:50,557 --> 01:51:54,559
‫

1522
01:51:54,561 --> 01:51:56,761
‫

1523
01:51:56,763 --> 01:51:59,564
‫

1524
01:51:59,566 --> 01:52:03,702
‫

1525
01:52:03,704 --> 01:52:08,573
‫

1526
01:52:08,575 --> 01:52:12,510
‫

1527
01:52:12,513 --> 01:52:13,879
‫

1528
01:52:13,881 --> 01:52:17,682
‫

1529
01:52:17,684 --> 01:52:21,453
‫

1530
01:52:21,455 --> 01:52:23,455
‫

1531
01:52:23,457 --> 01:52:24,957
‫

1532
01:52:51,586 --> 01:52:53,853
‫شما...

1533
01:52:53,855 --> 01:52:56,521
‫شما بادی حس نمیکنید جناب نایتلی ؟

1534
01:52:56,523 --> 01:52:59,024
‫در قسمت زانوهاتون.

1535
01:52:59,026 --> 01:53:02,761
‫چیزی حس نمیکنم جناب.

1536
01:53:02,763 --> 01:53:03,965
‫

1537
01:53:05,632 --> 01:53:07,367
‫مایه تاسفـه!

1538
01:53:10,905 --> 01:53:12,372
‫در حقیقت...

1539
01:53:13,574 --> 01:53:14,807
‫بله.

1540
01:53:14,809 --> 01:53:16,641
‫- بادی خنک.
‫- خنک.

1541
01:53:16,643 --> 01:53:18,211
‫دیوار متحرک بارثمولیو!

1542
01:53:18,213 --> 01:53:19,680
‫عجله کن چارلز.

1543
01:53:20,982 --> 01:53:23,048
‫نه، اون نه... این یکی.

1544
01:53:40,635 --> 01:53:42,536
‫نه، اون نه. این یکی.

1545
01:53:44,505 --> 01:53:46,874
‫چطور میتونم ترکـش کنم ؟

1546
01:53:50,945 --> 01:53:53,045
‫میتونه با تو به دانول بیاد.

1547
01:53:53,047 --> 01:53:55,614
‫میدونی که هیچوقت اینکار رو نمیکنه.

1548
01:53:55,616 --> 01:53:57,417
‫نمیتونه دووم بیاره.

1549
01:53:58,519 --> 01:54:00,454
‫پس من باید اینجا بمونم.

1550
01:54:04,058 --> 01:54:05,690
‫صومعه رو ترک میکنی ؟

1551
01:54:05,692 --> 01:54:07,826
‫بله.

1552
01:54:07,828 --> 01:54:10,629
‫استقلالـت رو فدا میکنی ؟

1553
01:54:10,631 --> 01:54:12,265
‫آره.

1554
01:54:12,267 --> 01:54:16,269
‫و برای همیشه در کنار پدرم
‫خونه‌ای که برای تو نیست زندگی میکنی ؟

1555
01:54:16,271 --> 01:54:17,905
‫آره.

1556
01:54:20,074 --> 01:54:23,744
‫الان چطوره جناب نایتلی ؟

1557
01:54:26,080 --> 01:54:28,580
‫الان خیلی بهتر شده.

1558
01:56:19,354 --> 01:56:26,653
<b><font color="#00abfd"> دانلود رايگان فيلم و سريال 
  
  ..:: MiraMovie.org::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: ZedMovie.com::..</font></b>

1559
01:56:28,035 --> 01:56:31,236
‫دوستان بسیار گرامی،

1560
01:56:31,238 --> 01:56:35,208
‫ما در پیشگاه خداوند جمع شده‌ایم

1561
01:56:35,210 --> 01:56:38,843
‫تا این مرد و این زن

1562
01:56:38,846 --> 01:56:43,882
‫را به همسری یکدیگر
‫دربیاوریم،

1563
01:56:43,884 --> 01:56:48,987
‫نهادی پسندیده که
‫از طرف خداوند در بین ما

1564
01:56:48,989 --> 01:56:53,725
‫انسان‌ها به ودیعه گذاشته شده.

1565
01:56:53,750 --> 01:57:01,049
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام سايت زدمووي :
.:: @ZedMoviecom ::.
.:: ZedMovie.com ::.

