﻿0
00:00:01,900 --> 00:00:20,361
<b><font color="#00abfd"> دانلود رایگان فیلم و سریال 
  
  ..:: MiraMovie.org::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: ZedMovie.com::..</font></b>

3
00:00:51,441 --> 00:00:54,634
‫این شهر «آزاد»ـه

4
00:00:56,045 --> 00:00:59,882
‫این مرد رو نگاه کن.
‫یکی از اون‌هاست که عینک آفتابی می‌زنن.

5
00:00:59,916 --> 00:01:03,219
‫و افرادی که عینک می‌زنن قهرمانان هستن.

6
00:01:09,527 --> 00:01:14,171
‫هیچ چیزی براشون مهم نیست
‫و این شهر رو اون‌ها می‌گردونن.

7
00:01:16,600 --> 00:01:17,967
‫تو خیلی جذّابی.

8
00:01:18,101 --> 00:01:19,093
‫آره، خودم می‌دونم.

9
00:01:22,071 --> 00:01:25,141
‫دیدین؟
‫این اصلاً ماشین خودش یا...

10
00:01:26,210 --> 00:01:28,288
‫حتی همسر خودش هم نیست.

11
00:01:33,217 --> 00:01:36,734
‫افرادی که عینک می‌زنن،
‫می‌تونن هر کاری که می‌خوان بکنن.

12
00:01:36,819 --> 00:01:38,824
‫به همه مدل مأموریت می‌رن.

13
00:01:38,888 --> 00:01:41,494
‫موهای خفن و لباس‌های خفن دارن.

14
00:01:41,558 --> 00:01:44,230
‫منظورم اینه که در واقع قوانین
‫هم براشون قانون حساب نمی‌شه.

15
00:01:44,231 --> 00:01:46,901
‫قانون براشون بیشتر مثل پیشنهاد می‌مونه.

16
00:01:46,963 --> 00:01:50,493
‫مثلاً فکر نمی‌کنم این ماشین رو یا...

17
00:01:50,567 --> 00:01:52,200
‫اون خانم خوشگل رو برگردونه.

18
00:02:06,782 --> 00:02:10,135
‫می‌بینین منظورم چیه؟ قـهرمـان.

19
00:02:24,934 --> 00:02:29,814
‫من «گای» هستم و تو بهشت زندگی می‌کنم.
‫[گای: به معنی مرد یا آدم هم می‌باشد]

20
00:02:34,544 --> 00:02:36,167
‫صبح بخیر «گلدی».

21
00:02:38,282 --> 00:02:40,168
‫من تمام عمرم رو اینجا
‫تو «شهر آزاد» زندگی کردم.

22
00:02:40,317 --> 00:02:42,884
‫یه دوست دارم که بهترین دوستمه،
‫یه ماهی قرمز دارم...

23
00:02:42,918 --> 00:02:45,495
‫و تو بانک کار می‌کنم.

24
00:02:45,589 --> 00:02:47,056
‫یه مرد دیگه چی می‌تونه بخواد؟

25
00:02:47,157 --> 00:02:48,555
‫یکشنبه احتمالاً گرم و آفتابی همراه با...

26
00:02:48,558 --> 00:02:50,010
‫کمی پراکندگی و تیراندازی در حین رانندگی باشد.

27
00:02:50,127 --> 00:02:52,561
‫روز عالی‌ای برای به ساحل رفتنه،
‫ولی نه به ساحل آدمکش‌ها...

28
00:02:52,562 --> 00:02:54,739
‫که مین‌گذاری شده و
‫با هلی‌کوپتری دزدیده شده مسلح به...

29
00:02:54,830 --> 00:02:56,384
‫شعله‌افکنِ فشار قوی به آتش کشیده می‌شه...

30
00:02:56,433 --> 00:02:57,335
‫و هر روز صبح...

31
00:02:57,367 --> 00:03:00,492
‫روزم رو با خوشمزه‌ترین...

32
00:03:00,570 --> 00:03:02,668
‫قهوۀ دنیا شروع می‌کنم.

33
00:03:02,739 --> 00:03:04,363
‫قهوۀ سایز متوسط با خامه و دو قاشق شکر.

34
00:03:04,441 --> 00:03:05,934
‫خود خودشه.

35
00:03:08,878 --> 00:03:10,747
‫اصلاً انتظار نداشتم انقدر داغ باشه.

36
00:03:10,780 --> 00:03:12,181
‫خدایا، چه قهوۀ خوبیه.

37
00:03:12,215 --> 00:03:16,320
‫شبیه از دست دادن باکرگیم بود ولی
‫انگار که تو دهنم اتفاق افتاده باشه.

38
00:03:17,254 --> 00:03:19,646
‫ممنون که این قهوه رو با انقدر
‫عشق درست می‌کنی.

39
00:03:19,756 --> 00:03:20,734
‫خواهش می‌کنم.

40
00:03:20,890 --> 00:03:21,987
‫سرکار «جانی»!

41
00:03:22,058 --> 00:03:23,259
‫روز خوبی داشته باشی «گای».

42
00:03:23,293 --> 00:03:26,663
‫روز خوبی نداشته باشین،
‫روز عالی‌ای داشته باشین!

43
00:03:26,697 --> 00:03:28,427
‫یه ثانیه وایسا ببینم...

44
00:03:28,498 --> 00:03:30,372
‫آخه مگه میشه سه‌سوته اون کتونی رو نخرید؟
‫«200 دلار»

45
00:03:30,373 --> 00:03:32,246
‫امروز روزشه.
‫«200 دلار»

46
00:03:32,336 --> 00:03:35,381
‫- مثل تمام روزهای دیگه.
‫- من واسه اون کتونی برمی‌گردم.

47
00:03:39,057 --> 00:03:40,850
‫«سلام گای، موجودی حساب شما: 187 دلار»

48
00:03:40,876 --> 00:03:43,070
‫وای! فقط یه ذرّه کم داشتم.

49
00:03:43,079 --> 00:03:45,981
‫این بهترین قهوۀ تاریخه.

50
00:03:46,015 --> 00:03:47,543
‫می‌خوام یه آهنگ در مورد این قهوه بسازم.

51
00:03:47,617 --> 00:03:49,444
‫منم می‌خوام با بدنم با اون آهنگ برقصم.

52
00:03:49,585 --> 00:03:51,175
‫من عاشق زندگیم‌ هستم.

53
00:03:51,221 --> 00:03:52,769
‫اینکه آدم راهش رو پیدا کنه و از اون
‫راه خارج نشه، حس خاصّی داره.

54
00:03:52,789 --> 00:03:55,301
‫واسه همینه که بهش میگن حاشیۀ امن و راحت،
‫چون به آدم احساس راحتی می‌ده.

55
00:03:55,325 --> 00:03:58,024
‫وای «جو»!

56
00:04:00,097 --> 00:04:01,434
‫امان از دوشنبه‌ها، مگه نه «جو»؟

57
00:04:01,498 --> 00:04:03,522
‫- دقیقاً همینه «گای».
‫- آره.

58
00:04:06,068 --> 00:04:09,918
‫هر چیزی که لازم دارم رو... در «شهر آزاد» دارم.

59
00:04:09,939 --> 00:04:11,543
‫روز خوبی نداشته باشین...

60
00:04:12,676 --> 00:04:13,909
‫روز عالی‌ای داشته باشین.

61
00:04:13,943 --> 00:04:15,445
‫ممنون.

62
00:04:15,479 --> 00:04:16,543
‫مراقب خودتون باشین.

63
00:04:16,612 --> 00:04:19,295
‫به‌جز یه چیز.

64
00:04:20,417 --> 00:04:21,711
‫خوشحال به‌نظر میان.

65
00:04:21,818 --> 00:04:24,062
‫بیخیال، نگران نباش «گای».
‫تو هم یکی رو پیدا میکنی.

66
00:04:24,086 --> 00:04:25,588
‫اشکالی نداره «باد».

67
00:04:25,621 --> 00:04:28,193
‫احساس می‌کنم خیلی وقته که
‫دنبال اون یه نفرم، می‌فهمی که؟

68
00:04:28,458 --> 00:04:29,952
‫شاید قسمت نیست دیگه.

69
00:04:29,991 --> 00:04:31,695
‫همه بخوابن روی زمین!

70
00:04:39,369 --> 00:04:41,704
‫- می‌دونم دنبال چه زنی می‌گردم.
‫- بذار حدس بزنم.

71
00:04:41,738 --> 00:04:43,779
‫- زنی با حس شوخ طبعی غافلگیرکننده.
‫- حس شوخ طبعی.

72
00:04:43,807 --> 00:04:45,173
‫وسواس فکری در مورد یه
‫خواننده که حس خوبی داره.

73
00:04:45,175 --> 00:04:46,466
‫آره، خودشه.

74
00:04:46,510 --> 00:04:48,322
‫اون یه فضایی رو تو ذهن من
‫اجاره کرده و بیرون هم نمی‌ره.

75
00:04:48,345 --> 00:04:50,391
‫و میدونی چیه؟
‫منم نمی‌خوام که بره.

76
00:04:50,480 --> 00:04:53,111
‫خب حدس بزن چیه؟
‫اون نه می‌تونه بره و نه می‌تونه بمونه.

77
00:04:53,150 --> 00:04:54,748
‫می‌دونی چرا؟
‫چون وجود نداره.

78
00:04:54,785 --> 00:04:56,861
‫- اون فقط یه فانتزیه، یه خیاله.
‫- چه حرف بی‌رحمانه‌ای، خیلی بی‌احساسی.

79
00:04:56,886 --> 00:04:58,565
‫- داری عوضی‌بازی درمیاری، عوضی‌بازی.
‫- دارم واقعیت رو می‌گم.

80
00:04:58,588 --> 00:05:02,077
‫هیچ‌کس سعی نکنه قهرمان بازی دربیاره.
‫همه چیز خیلی زود تموم می‌شه.

81
00:05:03,024 --> 00:05:04,596
‫خب نظرت چیه؟
‫بعد از کار آبجو لب ساحل؟

82
00:05:04,660 --> 00:05:06,899
‫معلومه که بعد از کار می‌ریم
‫لب ساحل آبجو می‌زنیم.

83
00:05:06,929 --> 00:05:08,393
‫این خیلی خوشحالم می‌کنه.

84
00:05:08,432 --> 00:05:09,471
‫منم همینطور.

85
00:05:21,511 --> 00:05:22,922
‫چی داری؟

86
00:05:22,978 --> 00:05:25,282
‫اثبات وجود سطح مخفی.
‫دنبال همینی دیگه، مگه نه؟

87
00:05:25,314 --> 00:05:27,029
‫فیلم یا عکس داری؟

88
00:05:27,117 --> 00:05:28,942
‫نه. ولی می‌دونم که کی داره.

89
00:05:28,984 --> 00:05:31,251
‫می‌خوای بدونی با کسایی که
‫وقتم رو تلف می‌کنن چی کار می‌کنم؟

90
00:05:31,288 --> 00:05:33,830
‫وای وای، انگار آمادۀ بازی‌ای.

91
00:05:33,955 --> 00:05:35,829
‫واقعاً انگلیسی هستی یا
‫از فیلتر لهجه استفاده می‌کنی؟

92
00:05:35,925 --> 00:05:37,517
‫چون شاید بعداً بتونیم با هم یه جایی بریم.

93
00:05:37,561 --> 00:05:41,493
‫خیلی علاقه ندارم که ببینم تو زیرزمین
‫خونۀ مامانت زندگی می‌کنی، مرسی.

94
00:05:41,531 --> 00:05:42,725
‫شوخ‌طبعی، نه؟

95
00:05:42,799 --> 00:05:45,047
‫من یه نقشه دارم که نشون
‫می‌ده مخفیگاهش کجاست.

96
00:05:45,135 --> 00:05:49,970
‫نمی‌دونم چجوری باید وارد بشی، اما اگه وارد
‫شدی... کلیپ 56 ممکنه برات جالب باشه.

97
00:05:50,071 --> 00:05:52,114
‫حالا من یه سؤال دارم...

98
00:05:52,275 --> 00:05:53,749
‫اصلاً چیه این ویدئو‌ کلیپ انقدر خاصه؟

99
00:05:53,810 --> 00:05:57,144
‫خاص بودنش به اینه که کسایی رو
‫که در موردش سؤال می‌پرسن، می‌کشم.

100
00:05:57,180 --> 00:05:59,295
‫فهمیدم، جالبه.
‫آره جالب بود.

101
00:06:01,250 --> 00:06:03,569
‫لعنت دختر، تو خیلی آتیشی هستی.

102
00:06:03,719 --> 00:06:06,899
‫ولی جداً... قصدت دزدیه یا هیجان؟

103
00:06:07,591 --> 00:06:07,757
‫سؤال واقعی هم همینه.

104
00:06:11,093 --> 00:06:13,552
‫دیدی دزد آخریه چه کتونی‌هایی پوشیده بود؟

105
00:06:13,629 --> 00:06:14,762
‫دزد ساعت 2:30؟

106
00:06:14,798 --> 00:06:16,172
‫نه، دزد ساعت 4:00.

107
00:06:16,433 --> 00:06:19,466
‫کتونی‌ ساق‌‌دار با کفیِ فوم، خیلی خوشگل بود.

108
00:06:19,503 --> 00:06:21,675
‫انقدر نرم بود که خیلی کم حس کردم
‫که پاش رو گذاشته روی صورتم.

109
00:06:21,705 --> 00:06:23,036
‫- وای مرد.
‫- وای.

110
00:06:23,072 --> 00:06:25,934
‫زندگی در شهر بزرگ.
‫هیچی شبیهِش پیدا نمی‌شه.

111
00:06:26,943 --> 00:06:28,277
‫به نظر باران میاد.

112
00:06:28,311 --> 00:06:30,583
‫کسی گربۀ من رو ندیده؟

113
00:06:32,949 --> 00:06:35,325
‫میدونی چیه «گای»؟
‫همه همیشه این رو میگن:

114
00:06:35,352 --> 00:06:38,436
‫«گای» بهتر از هر کسی می‌تونه
‫لگد شدن صورتش رو تحمل کنه.

115
00:06:38,555 --> 00:06:41,598
‫منظورم اینه که وقتی یکی
‫پاش رو می‌ذاره رو صورتت...

116
00:06:41,599 --> 00:06:45,656
‫جوری رفتار می‌کنی که انگارنه‌انگار
‫که یکی داره صورتت رو لگد می‌کنه.

117
00:06:51,201 --> 00:06:53,360
‫روز خوبی نداشته باشین،
‫روز عالی‌ای داشته باشین.

118
00:06:53,402 --> 00:06:54,513
‫عاشق اون آهنگم.

119
00:06:58,039 --> 00:06:59,435
‫اوّلین باره.

120
00:07:15,424 --> 00:07:16,492
‫خودشه.

121
00:07:16,893 --> 00:07:18,059
‫کدومه؟

122
00:07:18,094 --> 00:07:19,996
‫دختر رویاهای منه رفیق.

123
00:07:20,029 --> 00:07:21,598
‫وجود داره.

124
00:07:23,133 --> 00:07:24,411
‫می‌رم باهاش صحبت کنم.

125
00:07:25,135 --> 00:07:27,470
‫صبر کن مرد. عینک آفتابی زده.

126
00:07:27,970 --> 00:07:29,539
‫خب؟

127
00:07:29,573 --> 00:07:30,740
‫منظورت چیه «خب»؟

128
00:07:30,774 --> 00:07:32,618
‫خب که کسایی که عینک دارن
‫با کسایی مثل ما حرف نمی‌زنن.

129
00:07:32,642 --> 00:07:34,911
‫- خودت می‌دونی که!
‫- باید امتحان کنم.

130
00:07:34,945 --> 00:07:37,513
‫ببین «گای»! «گای»!

131
00:07:37,547 --> 00:07:40,383
‫«گای»، پس آبجو لب ساحل چی؟

132
00:07:42,184 --> 00:07:43,754
‫ببخشید.

133
00:08:01,470 --> 00:08:04,173
‫«به زودی... شهر آزاد 2»

134
00:08:04,206 --> 00:08:07,945
‫بزرگتر! بدتر! خفن‌تر!

135
00:08:07,978 --> 00:08:09,779
‫«شهر آزاد 2: قتل‌‌عام»

136
00:08:09,813 --> 00:08:11,681
‫«همین امروز پیش‌خرید کنید و
‫بستۀ شورش رو رایگان دریافت کنید.»

137
00:08:11,715 --> 00:08:13,516
‫بازیت تموم شد؟

138
00:08:13,550 --> 00:08:16,018
‫ببخشید، دارین می‌بندین؟

139
00:08:16,052 --> 00:08:17,186
‫آره.

140
00:08:17,219 --> 00:08:18,997
‫در حالت عادی صندلی‌ها رو روی میزها نمی‌ذاریم...

141
00:08:19,021 --> 00:08:21,487
‫دختری که بیشتر از چهار ساعت نشسته
‫و فقط یه قهوۀ کوچیک سفارش داده.

142
00:08:21,490 --> 00:08:25,161
‫واقعاً از اون بازی خوشت میاد، نه؟
‫برادرزادۀ 12 ساله‌ام معتادشه.

143
00:08:25,195 --> 00:08:27,029
‫به نظر میاد فکروذکر همه شده.

144
00:08:27,063 --> 00:08:29,942
‫«شهر آزاد»؟
‫نه

145
00:08:30,032 --> 00:08:32,399
‫من از ناشر بازی شکایت کردم...

146
00:08:32,535 --> 00:08:34,303
‫و مدرکی که بهش نیاز دارم تو‌ بازیه.

147
00:08:34,337 --> 00:08:35,805
‫- من کدهام رو...
‫- آخی...

148
00:08:35,839 --> 00:08:40,145
‫کاشکی در حال تعطیل کردن نبودیم تا من
‫می‌تونستم بیشتر در مورد این ماجرا بشنوم.

149
00:08:49,051 --> 00:08:50,648
‫صبح بخیر «گلدی».

150
00:08:56,192 --> 00:08:58,589
‫قهوۀ سایز متوسط با خامه و دو قاشق شکر.

151
00:08:59,895 --> 00:09:01,801
‫قهوۀ سایز متوسط با خامه و دو قاشق شکر.

152
00:09:02,832 --> 00:09:07,937
‫راستش فکر می‌کنم امروز می‌خوام
‫«کاپوچینو» رو امتحان کنم.

153
00:09:09,271 --> 00:09:11,474
‫«کاپوچینو».
‫از گفتنش لذت می‌برم.

154
00:09:11,508 --> 00:09:14,076
‫مثل یه آبشارِه که از حروف ساخته شده.

155
00:09:14,111 --> 00:09:15,277
‫ببخشید؟

156
00:09:15,312 --> 00:09:17,513
‫می‌خوام یه کاپوچینو امتحان کنم.

157
00:09:17,546 --> 00:09:17,957
‫لطفاً.

158
00:09:17,958 --> 00:09:20,513
‫ولی شما قهوۀ سایز متوسط
‫با خامه و دو قاشق شکر می‌خورین.

159
00:09:20,616 --> 00:09:22,716
‫این چیزیه که می‌گیرین.
‫این چیزیه که همه می‌گیرن.

160
00:09:22,752 --> 00:09:24,217
‫هر روز. همیشه.

161
00:09:24,253 --> 00:09:26,984
‫- خب من...
‫- یکی آمادۀ تیر خوردنه انگار.

162
00:09:27,623 --> 00:09:28,741
‫سرکار «جانی».

163
00:09:28,824 --> 00:09:32,106
‫فقط فکر کردم امروز یه چیز
‫متفاوت رو امتحان کنم، می‌دونی که؟

164
00:09:32,862 --> 00:09:34,875
‫مهم نیست، مگه نه؟ آره؟

165
00:09:38,501 --> 00:09:39,502
‫سلام.

166
00:09:42,038 --> 00:09:43,873
‫فقط می‌خواستم توجهت رو جلب کنم.

167
00:09:44,940 --> 00:09:47,176
‫قهوۀ سایز متوسط با خامه و دو قاشق شکر لطفاً.

168
00:09:47,209 --> 00:09:49,112
‫شوخی می‌کنم.

169
00:09:49,146 --> 00:09:51,114
‫داشتم سربه‌سرت می‌ذاشتم.
‫شوخی کردم.

170
00:09:51,148 --> 00:09:52,648
‫داشت شوخی می‌کرد.

171
00:09:52,682 --> 00:09:55,851
‫اوه، فکر می‌‎کنی خودم رو
‫از هنر باریستایی تو محروم می‌کنم؟

172
00:09:55,885 --> 00:09:56,549
‫امکان نداره، راه نداره.

173
00:09:57,120 --> 00:09:59,702
‫داغه.

174
00:09:59,755 --> 00:10:03,325
‫انگار حضرت عیسی می‌خواست مجازاتم کنه...

175
00:10:03,360 --> 00:10:06,228
‫اما درست قبل ازینکه قربانی بشم،
‫در نهایت به پدرم گفت:

176
00:10:06,262 --> 00:10:09,099
‫همین قدر کافیه.

177
00:10:09,999 --> 00:10:12,868
‫خیلی ممنونم.
‫سرکار «جانی»!

178
00:10:12,902 --> 00:10:13,924
‫روز خوبی داشته باشی «گای».

179
00:10:18,941 --> 00:10:20,576
‫«کاپوچینو»

180
00:10:21,610 --> 00:10:23,609
‫روز خوبی نداشته باشین...

181
00:10:24,214 --> 00:10:26,348
‫روز عالی‌ای داشته باشین... فکر کنم.

182
00:10:27,783 --> 00:10:30,486
‫روز شما هم خوش.

183
00:10:30,519 --> 00:10:33,456
‫همه بخوابن روی زمین!

184
00:10:33,490 --> 00:10:36,351
‫هیچ‌کس سعی نکنه قهرمان بازی دربیاره.
‫همه چیز خیلی زود تموم می‌شه.

185
00:11:02,153 --> 00:11:03,318
‫اون دختر رویاهامه.

186
00:11:03,352 --> 00:11:04,720
‫در این مورد حرف زدیم.

187
00:11:04,754 --> 00:11:06,399
‫دیروز سعی کردی باهاش حرف بزنی، ولی نشد.

188
00:11:06,423 --> 00:11:08,056
‫هیچ‌وقت هم نمی‌شه.

189
00:11:08,091 --> 00:11:09,358
‫اون عینک می‌زنه.

190
00:11:09,391 --> 00:11:10,836
‫ما کاری به کار کسایی که عینک می‌زنن، نداریم.

191
00:11:10,860 --> 00:11:12,895
‫خب شاید منم واسه خودم عینک بگیرم.

192
00:11:12,928 --> 00:11:14,239
‫چی؟ چی داری می‌گی؟
‫نمی‌تونی همچین کاری بکنی.

193
00:11:14,263 --> 00:11:15,916
‫وای خدای من. چی کار دارم می‌کنم؟

194
00:11:16,699 --> 00:11:17,799
‫سلام.

195
00:11:17,833 --> 00:11:18,967
‫چی گفتی؟

196
00:11:20,237 --> 00:11:21,771
‫سلام.

197
00:11:22,539 --> 00:11:24,107
‫من عینکت رو لازم دارم.

198
00:11:25,274 --> 00:11:26,441
‫فقط می‌خوام...

199
00:11:26,475 --> 00:11:27,753
‫یه لحظه عینکت رو لازم دارم.

200
00:11:27,777 --> 00:11:29,254
‫فکر می‌کنی چه غلطی داری می‌کنی؟

201
00:11:29,278 --> 00:11:30,412
‫‌‌برگرد طرف خودت مرد.

202
00:11:30,447 --> 00:11:32,681
‫اون یه «شخصیت غیرقابل بازی»ـه.
‫بزن اون مادر...

203
00:11:32,715 --> 00:11:34,527
‫خب، فقط می‌خوام یه لحظه قرض بگیرم، باشه؟

204
00:11:34,551 --> 00:11:37,085
‫- برو عقب! گفتم نکن!
‫- فقط یه لحظه. زود پس می‌دم.

205
00:11:37,120 --> 00:11:39,959
‫دست نزن!

206
00:11:40,557 --> 00:11:42,159
‫مخت تاب داره؟

207
00:11:42,193 --> 00:11:43,259
‫دزد منم!

208
00:11:43,292 --> 00:11:45,060
‫تو هم کسی هستی که می‌خوابه
‫زمین و هیچ کاری نمی‌کنه!

209
00:11:45,096 --> 00:11:46,263
‫تو رو خدا بلند نشو!

210
00:11:47,363 --> 00:11:49,265
‫گفتم بلند نشو!

211
00:11:49,298 --> 00:11:50,632
‫«گای»... تو این کار رو نمی‌کنی مرد.

212
00:11:50,666 --> 00:11:53,035
‫تو این‌جوری نیستی.

213
00:11:53,068 --> 00:11:54,559
‫تو از این کارها نمی‌کنی.

214
00:11:55,172 --> 00:11:57,039
‫شاید هم می‌کنم.

215
00:11:57,072 --> 00:11:59,741
‫این چه مرگش...

216
00:11:59,775 --> 00:12:00,876
‫مأموریت احمقانه چه مرگشه؟

217
00:12:00,910 --> 00:12:02,212
‫گفتم که بزن بترکونِش.

218
00:12:02,245 --> 00:12:03,345
‫ول کن!

219
00:12:03,379 --> 00:12:05,181
‫زود بهت پس می‌دم.

220
00:12:05,215 --> 00:12:07,153
‫گفتم...

221
00:12:11,787 --> 00:12:12,888
‫«گای»؟

222
00:12:17,760 --> 00:12:19,260
‫فقط داره استراحت می‌کنه.

223
00:12:19,262 --> 00:12:22,063
‫در حالت تیکّه‌تیکّه شده داره استراحت می‌کنه!
‫یارو مُرده!

224
00:12:22,064 --> 00:12:24,505
‫خیلی خوابش میاد.

225
00:12:25,701 --> 00:12:27,871
‫تفنگت رو می‌ذارم زمین...

226
00:12:28,404 --> 00:12:30,005
‫درست همین جا...

227
00:12:30,039 --> 00:12:32,165
‫برای وقتی که بیدار می‌شی.

228
00:12:32,942 --> 00:12:34,376
‫- خب؟
‫- «گای».

229
00:12:35,111 --> 00:12:37,671
‫«گای»، کجا میری؟

230
00:13:08,744 --> 00:13:09,879
‫ببخشید.

231
00:13:11,080 --> 00:13:12,881
‫شما هم این رو می‌بینین؟

232
00:13:12,914 --> 00:13:15,731
‫تا جمعه گزارش‌های فصلی روی میزم باشه.

233
00:13:40,110 --> 00:13:41,477
‫راه بیفت!

234
00:13:42,211 --> 00:13:43,625
‫احساس می‌کنم همین الان به دنیا اومدم.

235
00:13:55,158 --> 00:13:56,192
‫بازنده.

236
00:14:05,734 --> 00:14:07,046
‫چه اتفاقی داره میفته؟

237
00:14:09,406 --> 00:14:11,857
‫چقدر پول.
‫«2187 دلار»

238
00:14:31,460 --> 00:14:33,096
‫هی «موسر»، بیا این رو ببین.

239
00:14:33,129 --> 00:14:34,396
‫چی شده «کیز»؟
‫(کیز: کلیدهای کیبورد)

240
00:14:34,397 --> 00:14:35,623
‫چی داری نشونم می‌دی؟

241
00:14:35,664 --> 00:14:38,401
‫خب یه کاربر عینکش دزدیده می‌شه...

242
00:14:38,435 --> 00:14:39,600
‫و بعدش هم کشته می‌شه.

243
00:14:39,601 --> 00:14:41,602
‫یارو رو یه «شخصیت غیرقابل بازی» کشت.
‫[شخصیت‌هایی که توسط فرد
‫انجام‌دهندۀ بازی قابل کنترل نمی‌باشند]

244
00:14:41,603 --> 00:14:43,504
‫یه «ان.پی.سی»؟ غیرممکنه.
‫[شخصیت غیرقابل بازی]

245
00:14:43,539 --> 00:14:45,004
‫آره، دقیقاً.

246
00:14:45,006 --> 00:14:47,275
‫هیچ‌کس نمی‌تونه از پوستۀ یه «ان.پی.سی»
‫برای بازی با شخصیت خودش استفاده کنه.

247
00:14:47,276 --> 00:14:51,414
‫آره، خب تازه‌کارِ خودنما رو برای
‫همیشه از بازی بنداز بیرون و تمام.

248
00:14:51,448 --> 00:14:53,582
‫این کار رو امتحان کردم ولی...

249
00:14:53,615 --> 00:14:55,148
‫نمی‌تونم ردش رو پیدا کنم.

250
00:14:55,318 --> 00:14:58,487
‫هر کی که هست... کارش خوبه.

251
00:14:58,520 --> 00:15:01,946
‫باید تو کارت بهتر بشی رفیق.

252
00:15:03,326 --> 00:15:04,427
‫من تو کارم خیلی واردم.

253
00:15:04,461 --> 00:15:05,626
‫تو بازی می‌بینمت.

254
00:15:05,660 --> 00:15:06,762
‫پوستۀ خود را انتخاب کنید.

255
00:15:06,795 --> 00:15:08,797
‫«کیز»، با چه پوسته‌ای میای؟

256
00:15:08,831 --> 00:15:10,665
‫همون همیشگی، پلیس «استرپیر» ناکَس...
‫[رقصنده‌ای که معمولاً در ازای دریافت پول به‌حالتی
‫تحریک‌آمیز لباس‌های خود را درمی‌آورد.]

257
00:15:10,699 --> 00:15:12,033
‫اسلحه‌های بزرگ، سبیل بزرگتر.

258
00:15:12,067 --> 00:15:13,802
‫یه‌کم پُرمو، یه‌کم هم رو مُخی. خوشم میاد.

259
00:15:13,836 --> 00:15:15,903
‫تقریباً می‌ترسم بپرسم
‫ولی تو با چه پوسته‌ای میای؟

260
00:15:15,937 --> 00:15:19,640
‫سبیل تمام بدن، صورتی روشن.
‫خیلی باید بترسی.

261
00:15:19,674 --> 00:15:21,167
‫بدجور هم ترسیدم.

262
00:15:21,244 --> 00:15:22,732
‫بریم تو کارش.

263
00:15:58,181 --> 00:15:59,580
‫جدی می‌گم مرد...

264
00:15:59,614 --> 00:16:02,979
‫فقط دارم واقعیت رو می‌گم... فکر می‌کنم
‫لباس بچه‌خرگوش دیگه یه‌کم زیاده‌رویه.

265
00:16:03,453 --> 00:16:05,321
‫ببخشید؟

266
00:16:07,056 --> 00:16:08,291
‫آهان آره...

267
00:16:08,324 --> 00:16:10,691
‫خرگوش، باشه؟ اشتباه کردم.

268
00:16:10,725 --> 00:16:14,229
‫آهای باکرۀ 40 ساله!
‫بیا اینجا.

269
00:16:14,263 --> 00:16:15,298
‫زود باش.

270
00:16:15,331 --> 00:16:16,565
‫آقای اُتو کشیده.

271
00:16:16,598 --> 00:16:18,599
‫- بیا اینجا. بیا رفیق.
‫- بیا، زود.

272
00:16:18,633 --> 00:16:20,403
‫- نزدیک‌تر.
‫- خودشه.

273
00:16:20,437 --> 00:16:22,070
‫مرد آبی‌پوش.

274
00:16:22,538 --> 00:16:23,939
‫آبی‌پوش؟

275
00:16:24,373 --> 00:16:25,641
‫آره.

276
00:16:26,075 --> 00:16:27,786
‫سلام سرکار.

277
00:16:28,844 --> 00:16:29,710
‫خرگوش.

278
00:16:29,744 --> 00:16:31,046
‫پوست(پوسته) باحالیه.

279
00:16:31,080 --> 00:16:33,483
‫ممنونم. لطف دارین.

280
00:16:33,516 --> 00:16:34,816
‫چطوری گیرش آوردی؟

281
00:16:34,850 --> 00:16:38,387
‫خب... فکر می‌کنم بیشتر به‌خاطر ژنتیکه،
‫من خیلی خوش‌شانسم...

282
00:16:38,421 --> 00:16:40,156
‫من به‌طور طبیعی پوست مرطوبی دارم.

283
00:16:40,190 --> 00:16:41,523
‫گوش کن کرم دست و صورت...

284
00:16:41,557 --> 00:16:43,668
‫می‌دونی که نمی‌شه با این ظاهر بچرخی، قوانین مشخصه.

285
00:16:43,692 --> 00:16:44,926
‫و یه چیز دیگه...

286
00:16:44,960 --> 00:16:46,472
‫- نباید ظاهر «شخصیت‌های غیرقابل بازی» رو هک کنی.
‫- خیر آقا!

287
00:16:46,496 --> 00:16:47,705
‫- بارگذاری مأموریت‌ها رو به‌هم می‌ریزه...
‫- به‌هم می‌ریزه.

288
00:16:47,729 --> 00:16:48,940
‫...و بازی رو بد جلوه می‌ده.

289
00:16:48,964 --> 00:16:50,399
‫- ناجور!
‫- آره.

290
00:16:50,433 --> 00:16:52,502
‫تقریباً 5 درصد حرف‌هات رو متوجه شدم.

291
00:16:52,535 --> 00:16:54,103
‫پوسته رو بیخیال شو!

292
00:16:54,137 --> 00:16:55,204
‫پوستم رو... چجوری؟

293
00:16:55,238 --> 00:16:57,240
‫چجوری باید پوستم رو بیخیال بشم؟

294
00:16:57,273 --> 00:16:58,141
‫در بیارش مرد.

295
00:16:58,174 --> 00:16:59,708
‫در بیارش دیگه.
‫چی کار می کنی؟

296
00:16:59,741 --> 00:17:00,908
‫- چی؟
‫- جدی می‌گه.

297
00:17:00,942 --> 00:17:02,488
‫- کلش رو... صورت، لباس.
‫- چجوری آخه؟

298
00:17:02,512 --> 00:17:03,721
‫- همه چيز رو، بندازش دور.
‫- در بیارش.

299
00:17:03,745 --> 00:17:05,056
‫اگه درنیاری می‌کشیمت.

300
00:17:05,080 --> 00:17:06,949
‫- چرا؟
‫- و هی پشت‌سر‌هم می‌کشیمت.

301
00:17:06,982 --> 00:17:07,915
‫خب بازم چرا؟

302
00:17:07,949 --> 00:17:09,452
‫تا وقتی که بفهمیم کی هستی...

303
00:17:09,486 --> 00:17:11,052
‫و برای همیشه بندازیمت بیرون.

304
00:17:11,086 --> 00:17:14,423
‫باشه. نه نه.
‫باشه، می‌خوام رعایت کنم.

305
00:17:14,457 --> 00:17:16,891
‫فقط خیلی از اون تهدیدها و دستورها سر درنیاوردم.

306
00:17:16,892 --> 00:17:18,787
‫- یکی قراره تیر بخوره.
‫- بفرستش هوا.

307
00:17:35,611 --> 00:17:37,265
‫نه.

308
00:17:47,290 --> 00:17:48,707
‫بیا اینجا پیراهن آبی.

309
00:18:08,544 --> 00:18:11,381
‫انتظار همچین حرکتی رو نداشتم،
‫تو فکرش رو میکردی؟

310
00:18:11,414 --> 00:18:12,614
‫یه‌کم ترسیدم.

311
00:18:12,648 --> 00:18:14,116
‫میایم دنبالت پیراهن آبی!

312
00:18:14,150 --> 00:18:15,617
‫میایم بگیریمت!

313
00:18:15,651 --> 00:18:17,352
‫داریم میایم بگیریمت!

314
00:18:18,654 --> 00:18:20,922
‫صبر کنین! صبر کنین!

315
00:18:20,956 --> 00:18:22,357
‫می‌تونم همه چیز رو توضیح بدم.

316
00:18:22,391 --> 00:18:26,106
‫من این عینک رو پیدا کردم و
‫حالا می‌تونم یه چیزهایی رو ببینم.

317
00:18:26,229 --> 00:18:29,351
‫چیزهایی که... چیزهایی که وجود ندارن...

318
00:18:29,398 --> 00:18:30,898
‫ولی در عین حال وجود هم دارن.

319
00:18:30,932 --> 00:18:35,036
‫می‌دونم به نظر مسخره میاد ولی واقعیت داره!

320
00:18:35,070 --> 00:18:38,307
‫می‌تونی فرار کنی پیراهن آبی
‫ولی نمی‌تونی قایم بشی.

321
00:18:38,341 --> 00:18:40,976
‫قایم نشو پیراهن آبی،
‫از دست خرگوش که نمی‌توی در بری.

322
00:18:41,009 --> 00:18:43,178
‫ما شکارچی‌های رأس هرم هستیم.

323
00:18:43,212 --> 00:18:47,157
‫کار ما غُرّش کردن، خرد کردن استخوان
‫و جر دادن خِرخِره‌هاست.

324
00:18:47,749 --> 00:18:49,895
‫خیلی بالا رفت!
‫خیلی بالا رفت!

325
00:18:58,227 --> 00:19:01,354
‫می‌خوای بازی کنیم پیراهن آبی؟ اینجا رو ببین.

326
00:19:01,364 --> 00:19:02,967
‫من از این بازی‌ها خسته شدم «کیز».

327
00:19:02,968 --> 00:19:05,433
‫وقتشه که با حالت خدایِ بازی،
‫این مرتیکۀ خر رو آدم کنم.

328
00:19:05,434 --> 00:19:06,602
‫باشه، برو تو کارش.

329
00:19:06,636 --> 00:19:08,493
‫تو کارشم.
‫برو، برو، برو، برو، برو.

330
00:19:23,352 --> 00:19:25,429
‫من خیلی خیلی واردم.

331
00:19:33,762 --> 00:19:35,457
‫وقتت تمومه تحویلدار بانک!

332
00:19:57,353 --> 00:19:58,505
‫نه

333
00:20:23,212 --> 00:20:24,146
‫من نمی‌میرم!

334
00:20:24,180 --> 00:20:26,081
‫هیچ‌وقت نمی‌میرم!

335
00:20:27,350 --> 00:20:30,419
‫و این داستان غم‌انگیز مرد آبی‌پوش بود.

336
00:20:30,453 --> 00:20:31,620
‫پایان.

337
00:20:31,654 --> 00:20:33,697
‫- منطقی نیست.
‫- چی؟

338
00:20:33,822 --> 00:20:35,358
‫الان آمار سرور رو چک کردم.

339
00:20:35,391 --> 00:20:37,602
‫پیراهن آبی رو کشتیم ولی تعداد
‫بازیکن‌های آنلاین بازی تغییر نکرد.

340
00:20:37,626 --> 00:20:38,694
‫یه ایراد فنی بیشتر نیست مرد.

341
00:20:38,728 --> 00:20:40,037
‫- چیز مهمی نیست.
‫- می‌دونم می‌دونم.

342
00:20:40,061 --> 00:20:41,740
‫به نظر می‌رسه این یه چیز جدیده، می‌دونی؟

343
00:20:41,764 --> 00:20:43,974
‫«کیز»، من می‌دونم چی تو فکرته، خب؟
‫نباید با «آنتوان» صحبت کنی.

344
00:20:43,998 --> 00:20:45,777
‫فکر می‌کنم صادق بودن مهمه، خب؟

345
00:20:45,801 --> 00:20:47,235
‫نه، نخیر.

346
00:20:47,269 --> 00:20:49,545
‫«آنتوان» خیلی درگیر راه‌اندازی نسخۀ جدید بازیه.
‫یا اصلاً اهمیت نمی‌ده...

347
00:20:49,572 --> 00:20:52,607
‫یا عصبانی می‌شه و ما رو مقصر می‌دونه.

348
00:20:52,641 --> 00:20:55,610
‫من که نمی‌دونم کجای این
‫وضعیت رو درست متوجه نشدی.

349
00:20:55,644 --> 00:21:00,148
‫و اینکه مگه تو یه‌جور نابغۀ تکنولوژی
‫و طراح بازی مستقل نیستی؟

350
00:21:00,182 --> 00:21:02,531
‫اینجا در بخش رسیدگی به شکایت‌ها
‫در مورد بازی چی کار می‌کنی؟

351
00:21:02,718 --> 00:21:06,887
‫اون یه داستان تأسف‌بار و طولانیه
‫که شامل رویاهای شکست‌خورده...

352
00:21:06,921 --> 00:21:09,043
‫و ناامیدی‌ها و یه عالمه بدهی دانشگاه می‌شه.

353
00:21:09,125 --> 00:21:11,359
‫از شنیدنش خوشت نمیاد.

354
00:21:11,394 --> 00:21:12,694
‫کاملاً درست می‌گی.

355
00:21:12,728 --> 00:21:14,805
‫این داستان به نظر خسته‌کننده و ترسناکه...

356
00:21:14,806 --> 00:21:19,955
‫و پُر از برتری نژادی سفیدپوست‌ها نسبت به بقیه‌ست.
‫با «آنتوان» صحبت نکن.

357
00:21:23,172 --> 00:21:25,775
‫ما هیچ‌وقت خوابش رو هم نمی‌دیدیم که این اتفاق بیفته.

358
00:21:25,808 --> 00:21:28,477
‫منظورم اینه که «خود زندگی» اساساً
‫یه بازیِه که مرحله به مرحله پیش می‌ره.

359
00:21:28,511 --> 00:21:32,347
‫آدم‌ها بازیش نمی‌کنن،
‫شاهد رشدش هستن.

360
00:21:32,381 --> 00:21:34,216
‫کاملاً یه تجربۀ نظارتیه مجازیه...

361
00:21:34,250 --> 00:21:37,990
‫جایی که شخصیت‌های ساخته‌شده توسط
‫کامپیوتر تعامل می‌کنن و تکامل پیدا می‌کنن.

362
00:21:38,120 --> 00:21:39,855
‫من فکر می‌کردم اگر بتونیم مجانی
‫عرضه‌اش کنیم هم شانس آوردیم.

363
00:21:39,888 --> 00:21:44,760
‫این همون چیزیه که در مورد «کیز» خیلی جذابه،
‫از نبوغ خودش کاملاً بی‌خَبره.

364
00:21:44,794 --> 00:21:46,328
‫نه، نابغۀ اصلی «میلی»ـه

365
00:21:46,362 --> 00:21:50,024
‫موتور هوش مصنوعی رو از صفر تا صد خودش ساخت.

366
00:21:50,132 --> 00:21:51,505
‫خب حالا یه‌کم شخصی‌تر صحبت کنیم...

367
00:21:51,534 --> 00:21:53,702
‫چی باعث می‌شه که صبح از خواب بیدار بشین؟

368
00:21:53,736 --> 00:21:56,432
‫قهوۀ سایز متوسط با خامه و دو قاشق شکر.

369
00:21:57,473 --> 00:21:58,818
‫اون یکیش چیه؟

370
00:21:58,874 --> 00:22:01,308
‫آهان آره، از اینکه مدام مورد تأیید
‫و تحسین قرار بگیرم سیر نمی‌شم.

371
00:22:01,309 --> 00:22:02,954
‫- شوخی نمی‌کنه.
‫- شوخی نمی‌کنم.

372
00:22:03,011 --> 00:22:04,175
‫شما چطور؟

373
00:22:04,280 --> 00:22:05,832
‫- کد.
‫- کد؟

374
00:22:05,881 --> 00:22:06,912
‫- کد.
‫- کدنویسی، آره.

375
00:22:06,947 --> 00:22:08,467
‫شروع شد.

376
00:22:08,551 --> 00:22:10,465
‫چون فقط صفر و یک نیست، پیام‌های مخفیه.

377
00:22:10,486 --> 00:22:12,836
‫من دوست دارم خودم رو یه نویسنده بدونم،
‫نه فقط یه کدنویس.

378
00:22:12,888 --> 00:22:17,444
‫فقط به جای کلمات از صفر و یک استفاده می‌کنم
‫چون... چون کلمات آدم رو ناامید می‌کنن.

379
00:22:17,526 --> 00:22:22,098
‫اما صفر و یک هیچ‌وقت ناامید نمی‌کنه.
‫صفرها و یک‌ها خیلی خفن باحالن.

380
00:22:22,131 --> 00:22:23,881
‫- شوخی نمی‌کنه‌.
‫- نمی‌کنه.

381
00:22:23,964 --> 00:22:25,482
‫باید بپرسم‌...

382
00:22:25,568 --> 00:22:27,692
‫احساس متقابل زیادی بین شما دو تا وجود داره.

383
00:22:27,870 --> 00:22:30,607
‫- رابطه‌تون به چیزی بیشتر از...
‫- نه.

384
00:22:30,806 --> 00:22:33,442
‫- اصلاً. نه، این رابطه فقط دوستیِ ابدیه.
‫- نه، نه، نه. ما فقط دوستیم.

385
00:22:33,476 --> 00:22:35,019
‫- یه‌جورهایی بهترین دوست‌های هم هستیم.
‫- دوستی.

386
00:22:35,043 --> 00:22:36,455
‫و حالا بازی شما قراره توسط شرکت «سونامی»...

387
00:22:36,479 --> 00:22:38,123
‫یکی از بزرگترین ناشران جهان منتشر بشه.

388
00:22:38,147 --> 00:22:40,116
‫- باورنکردنیه.
‫- آره واقعاً.

389
00:22:40,149 --> 00:22:43,208
‫هرچند که این همکاری کمی غیرمتعارف به نظر می‌رسه.

390
00:22:43,285 --> 00:22:45,353
‫آره، منم صد درصد درک نمی‌کنم...

391
00:22:45,387 --> 00:22:48,024
‫ولی غریزۀ «میلی» در مورد این‌جور مسائل عالیه...

392
00:22:48,124 --> 00:22:49,558
‫«آنتوان» یه نابغه‌ست.

393
00:22:49,592 --> 00:22:53,027
‫اون بی‌پروا و منفوره،
‫ولی در کارِش واقعاً خوبه.

394
00:22:53,061 --> 00:22:55,306
‫این فرصتیه که کار ما رو مخاطب‌های بیشتری ببینن.

395
00:22:55,331 --> 00:22:57,399
‫- خدایا، اون دو تا جوان و خنگ بودن.
‫- خدایا.

396
00:22:57,433 --> 00:22:59,434
‫دیگه کارمون به ورود غیرقانونی رسیده؟

397
00:22:59,468 --> 00:23:03,117
‫کارکردن برای یه عوضی و کثافت
‫به‌تمام‌معنا چه حسی داره؟

398
00:23:03,205 --> 00:23:05,273
‫باید بری.
‫نمی‌تونم باهات صحبت کنم.

399
00:23:05,307 --> 00:23:07,074
‫تأثیر شرم و خجالت همینه خب.

400
00:23:07,108 --> 00:23:08,677
‫نه «میلی»، منظورم اینه که
‫نباید ‌باهات صحبت کنم.

401
00:23:08,711 --> 00:23:11,189
‫حتی نباید ببینمت. علناً دارم
‫روی اشیاء پس زمینه تمرکز می‌کنم...

402
00:23:11,213 --> 00:23:15,003
‫چون نگاه کردن به تکون خوردن لب‌هات می‌تونه قرارداد
‫عدم افشای اطلاعات من رو نقض کنه و باعث اخراجم بشه.

403
00:23:15,015 --> 00:23:17,660
‫«آنتوان» اخراجت کنه؟
‫مردی که کار ما رو دزدید؟

404
00:23:17,820 --> 00:23:19,488
‫نه، اون رو خرید و بعد هم کنار گذاشتش.

405
00:23:19,522 --> 00:23:22,824
‫خب؟ تو در گذشته زندگی می‌کنی.
‫در گذشته گیر کردی. باید ازش بگذری.

406
00:23:22,858 --> 00:23:24,024
‫چجوری می‌تونم بگذرم؟

407
00:23:24,058 --> 00:23:25,460
‫تو چجوری میتونی بگذری؟

408
00:23:25,494 --> 00:23:28,429
‫«آنتوان» موتور هوش مصنوعی ما رو پیچوند
‫که در بازی تفنگیِ احمقانه‌اش استفاده کنه.

409
00:23:28,497 --> 00:23:32,168
‫واقعاً «میلی»؟
‫چون راستش من خیلی مطمئن نیستم.

410
00:23:32,201 --> 00:23:34,736
‫بازی ما پیچیده، زیبا و جذاب بود...

411
00:23:34,769 --> 00:23:38,273
‫و «شهر آزاد» ممکنه پُرطرفدار باشه،
‫اما انقدر احمقانه‌ست که دلم می‌خواد گریه کنم.

412
00:23:38,306 --> 00:23:40,275
‫پس ازش دفاع نکن و بهم‌
‫کمک کن دهنش رو سرویس کنم.

413
00:23:40,308 --> 00:23:42,981
‫- «میلی»، من...
‫- گوش کن «کیز»، از ما دزدی کرده.

414
00:23:43,043 --> 00:23:44,708
‫و الان داره در موردش دروغ می‌گه...

415
00:23:44,713 --> 00:23:46,748
‫تا مجبور نباشه اعتبار بازی رو با ما شریک بشه
‫و حق امتیازهایی رو که حقِمونه، بهمون بده.

416
00:23:46,749 --> 00:23:48,114
‫«میلی»...

417
00:23:48,117 --> 00:23:50,323
‫من یه سرنخ پیدا کردم،
‫یه ویدئو کلیپه که تو مخفیگاه یه گیمرِه.

418
00:23:50,352 --> 00:23:53,888
‫تنها چیزی که از تو می‌خوام
‫اینه که کمکم کنی وارد اونجا بشم.

419
00:23:53,989 --> 00:23:56,392
‫«میلی»، تو برام مهمی...

420
00:24:00,896 --> 00:24:02,518
‫ولی باید بری.

421
00:24:10,573 --> 00:24:12,824
‫امروز قراره فرق داشته باشه «گلدی».

422
00:25:13,935 --> 00:25:15,303
‫داریم به چی نگاه می‌کنیم؟

423
00:25:15,870 --> 00:25:18,073
‫تو کی هستی؟

424
00:25:18,107 --> 00:25:19,774
‫خب. خب. باشه.

425
00:25:19,808 --> 00:25:22,385
‫اون روز با هم برخورد کردیم،
‫داشتی اون آهنگ قشنگ رو زمزمه می‌کردی.

426
00:25:22,410 --> 00:25:23,345
‫آهان آره.

427
00:25:23,379 --> 00:25:26,114
‫فکر کردم تو «ان.پی.سی» هستی.
‫چجوری من رو پیدا کردی؟

428
00:25:26,147 --> 00:25:29,150
‫نزدیک قطارِ قاتل منتظر بودم...

429
00:25:29,184 --> 00:25:30,685
‫و بعدش تعقیبت کردم.

430
00:25:30,719 --> 00:25:31,752
‫لعنتی!

431
00:25:47,168 --> 00:25:48,722
‫باید باهات بیام یا نه؟

432
00:25:49,838 --> 00:25:50,905
‫آره.

433
00:25:52,273 --> 00:25:54,575
‫یا خدا، الان چی شد؟

434
00:25:54,609 --> 00:25:57,345
‫تقریباً مأموریت من رو خراب کردی، الان این شد.

435
00:25:57,379 --> 00:26:00,649
‫نه، منظورم اینه که چجوری از اونجا اومدیم اینجا؟
‫حالا اینجا هر کجا که هست.

436
00:26:00,683 --> 00:26:02,250
‫منظورت اسلحه‌ایه که درگاه رو باز کرد؟

437
00:26:02,283 --> 00:26:04,052
‫اسلحۀ درگاه؟
‫به نظر گرون میاد.

438
00:26:04,085 --> 00:26:06,319
‫وای، تو دیگه یه «نوب» خیلی خاصّی.
‫[گیمر تازه‌کار یا ناشی]

439
00:26:06,322 --> 00:26:07,652
‫ممنونم. تو هم همینطور.

440
00:26:07,690 --> 00:26:08,790
‫بچرخ.

441
00:26:08,823 --> 00:26:10,899
‫باشه.

442
00:26:19,300 --> 00:26:20,902
‫اینجا قطب شماله؟

443
00:26:20,935 --> 00:26:22,370
‫گوش کن رفیق.

444
00:26:22,404 --> 00:26:24,140
‫- «گای»(مرد).
‫- «گای»، حالا هر چی.

445
00:26:24,173 --> 00:26:25,840
‫واسه لباس «ان.پی.سی» بهت احترام می‌ذارم...

446
00:26:25,874 --> 00:26:28,709
‫ولی من سعی دارم یه راه
‫برای دزدیدن چیزی پیدا کنم.

447
00:26:28,743 --> 00:26:30,645
‫شاید بتونم کمکت کنم.

448
00:26:30,679 --> 00:26:31,813
‫من تنها کار می‌کنم.

449
00:26:31,846 --> 00:26:33,247
‫نارنجک‌های خوشگلی داری.

450
00:26:33,281 --> 00:26:36,250
‫غیر از این اگه اینجا می‌خوای شانس
‫داشته باشه که روی چیزی تأثیر بذاری...

451
00:26:36,284 --> 00:26:38,352
‫باید به سطح بالاتری برسی.

452
00:26:38,386 --> 00:26:40,555
‫- خیلی سفته، نه.
‫- نه

453
00:26:40,823 --> 00:26:41,856
‫سطح بالاتر؟

454
00:26:41,890 --> 00:26:43,257
‫خدایا، تازه‌کار.

455
00:26:44,893 --> 00:26:45,993
‫می‌بینی؟
‫«مولوتف‌دختر - سطح 195»

456
00:26:45,994 --> 00:26:47,937
‫اون سطح منه.

457
00:26:47,996 --> 00:26:49,730
‫و اونم سطح توئه.

458
00:26:49,764 --> 00:26:54,042
‫وای... چی... سطح یک بهترینه یا بدترین؟

459
00:26:54,136 --> 00:26:55,636
‫رسماً هیچ چیز پایین‌تری وجود نداره.

460
00:26:55,670 --> 00:26:57,772
‫خب چجوری می‌تونم سطحم رو بالاتر ببرم؟

461
00:26:57,806 --> 00:26:59,939
‫- واقعاً؟
‫- واقعاً.

462
00:27:00,508 --> 00:27:03,946
‫- مثلاً چیزهای مختلف جمع کن.
‫- خب.

463
00:27:03,978 --> 00:27:05,980
‫- داری مسخره‌بازی درمیاری؟
‫- باشه.

464
00:27:06,014 --> 00:27:07,248
‫- تجربه، اسلحه...
‫- بله.

465
00:27:07,282 --> 00:27:08,316
‫اون رو بذار پایین.

466
00:27:08,349 --> 00:27:10,785
‫‌پول‌، این «شهر آزاد»ـه.

467
00:27:10,819 --> 00:27:12,920
‫می‌تونی به یه فروشگاه دستبرد بزنی،
‫ماشین بدزدی...

468
00:27:12,954 --> 00:27:15,323
‫با مشت بزنی تو صورت یه عابر پیاده،
‫خودت یاد می‌گیری.

469
00:27:15,356 --> 00:27:18,031
‫من هیچ‌وقت به افراد بی‌گناه صدمه نزدم.

470
00:27:20,229 --> 00:27:24,232
‫باید بگم که این طرز فکر یه تازگیِ لذت‌بخشی داره.

471
00:27:24,265 --> 00:27:28,641
‫بعضی وقت‌ها یادم می‌ره هر کسی که آدم
‫اینجا می‌بینه یه مرد نابالغ و جامعه‌ستیزه.

472
00:27:29,604 --> 00:27:30,671
‫ممنونم.

473
00:27:30,705 --> 00:27:33,374
‫صبر کن. اما دنیا انقدر هم بد نیست، هست؟

474
00:27:33,409 --> 00:27:36,677
‫خیلی تیره و تاریکه.

475
00:27:36,711 --> 00:27:39,413
‫اگه عوضی‌ای که مسئول این دنیاست رو دیده بودی،
‫تو هم باهام موافقت می‌کردی.

476
00:27:39,447 --> 00:27:43,284
‫داریم در مورد خدا صحبت می‌کنیم؟
‫تو خدا‌‌ رو دیدی؟

477
00:27:44,120 --> 00:27:45,487
‫و اون عوضیه؟

478
00:27:45,521 --> 00:27:48,822
‫اسمش «آنتوان»ـه و آره، یه «ترولِ» به‌تمام‌معناست.
‫[به معانیِ غول و کسی که دیگران را آزار می‌دهد]

479
00:27:48,823 --> 00:27:50,065
‫غول‌ها واقعی‌ان؟

480
00:27:51,193 --> 00:27:53,694
‫ببین، نمی‌دونم کسی این کار رو میکنه یا نه...

481
00:27:53,728 --> 00:27:56,697
‫اما با آدم خوبی بودن می‌شه
‫سطح امتیاز تجربه رو افزایش داد.

482
00:27:56,731 --> 00:27:58,767
‫- مثل یه قهرمان.
‫- خیلی هم تند نرو.

483
00:27:58,801 --> 00:28:01,079
‫اگه نمی‌خوای به آدم‌ها شلیک کنی،
‫می‌تونی اسلحه‌هاشون رو بدزدی.

484
00:28:01,103 --> 00:28:02,703
‫همۀ این کارها باعث می‌شه سطحت بالا بره.

485
00:28:02,737 --> 00:28:04,117
‫برو آدم(گای) خوبِه باش.

486
00:28:04,174 --> 00:28:05,450
‫باشه. نه، آدم فوق‌العاده‌ای می‌شم.

487
00:28:06,809 --> 00:28:09,145
‫باشه، پس از بکارت مادام العمرت لذت ببر.

488
00:28:09,179 --> 00:28:10,478
‫می‌تونی بری.

489
00:28:10,512 --> 00:28:12,524
‫باشه. صبر کن، چجوری بفهمم
‫سطحم به اندازۀ کافی بالا رفته؟

490
00:28:12,548 --> 00:28:15,383
‫- به بالای 100 برس، اونوقت صحبت می‌کنیم.
‫- وای.

491
00:28:15,416 --> 00:28:17,391
‫- دیگه خداحافظ.
‫- خیلی بیشتر از سطحِ یکه.

492
00:28:17,453 --> 00:28:18,787
‫- یعنی 99 تا بیشتره...
‫- خداحافظ.

493
00:28:18,821 --> 00:28:19,841
‫باشه.

494
00:28:57,692 --> 00:28:58,778
‫سلام.

495
00:29:26,855 --> 00:29:27,948
‫ممنون «گای».

496
00:29:48,178 --> 00:29:49,378
‫صبح بخیر «گلدی».

497
00:29:50,112 --> 00:29:51,746
‫صبح بخیر «گلدی».

498
00:29:51,779 --> 00:29:53,614
‫صبح لعنتی بخیر «گلدی».

499
00:29:53,648 --> 00:29:57,286
‫من سه کلمه براتون دارم:
‫«مرد آبی‌پوش»

500
00:29:57,319 --> 00:30:02,157
‫مرد آبی‌پوش با بازیِ در نقش قهرمان
‫با سرعت رکورد شکنی در حال افزایش سطحه.

501
00:30:02,192 --> 00:30:05,799
‫کاری کرده که تمام مردم دنیا
‫می‌پرسن: «این مرد واقعاً کیه؟»

502
00:30:05,894 --> 00:30:09,630
‫نمی‌دونم این شخص کیه،
‫اما داره از پسِ کُلّی گیمر حرفه‌ای برمیاد.

503
00:30:09,664 --> 00:30:11,399
‫و در این تصویر ترتیب «بیفاون» رو می‌ده...

504
00:30:11,432 --> 00:30:13,301
‫یه گیمرِ سطح 102 از دستۀ «رگناروک».

505
00:30:13,468 --> 00:30:15,467
‫مزخرفه، این یارو کیه؟

506
00:30:15,503 --> 00:30:16,671
‫نمی‌دونم، ولی کارش درسته.

507
00:30:16,704 --> 00:30:18,973
‫معلومه که خوبه.
‫شبیه یه «ان.پی.سی» می‌مونه...

508
00:30:19,007 --> 00:30:21,462
‫ولی داره اینور و اونور می‌ره
‫و با آدمِ خیلی خوبی بودن...

509
00:30:21,575 --> 00:30:23,211
‫سطحش رو به سرعت بالا می‌بره.

510
00:30:23,245 --> 00:30:25,948
‫این شخصیت عجیب در بازی ویدئویی «شهر آزاد»...

511
00:30:25,980 --> 00:30:29,151
‫با آدم خوبی بودن توجه همه رو به خودش جلب کرده.

512
00:30:29,184 --> 00:30:30,885
‫- «پایپر».
‫- «مرد آبی‌پوش» کیه؟

513
00:30:30,919 --> 00:30:32,287
‫کاملاً درست گفتی.

514
00:30:32,321 --> 00:30:37,018
‫مرد آبی‌پوش. اون مرد یا زن واقعاً کیه؟

515
00:31:01,623 --> 00:31:06,443
‫شوقی در سرتاسر جهان به‌ وجود اومده که قلب
‫بچه ها رو تسخیر کرده... «مرد آبی‌پوش».

516
00:31:06,935 --> 00:31:07,616
‫سلام «هیناتا».

517
00:31:07,844 --> 00:31:09,654
‫لباس قشنگی داری.

518
00:31:09,993 --> 00:31:11,884
‫روز خوبی نداشته باشین...

519
00:31:11,885 --> 00:31:13,233
‫روز عالی‌ای داشته باشین.

520
00:31:13,235 --> 00:31:15,709
‫خیلی بااااااحال گفتی!!!

521
00:31:56,738 --> 00:32:00,308
‫خب خب خب، ببین کی تصمیم
‫گرفته امروز بیاد سر کار.

522
00:32:00,342 --> 00:32:03,101
‫ببین... کجا بودی؟
‫من خیلی نگرانت شده بودم...

523
00:32:03,944 --> 00:32:05,079
‫این تی‌شرت چیه پوشیدی؟

524
00:32:05,114 --> 00:32:07,317
‫یقه‌ات کو پس؟
‫بقیۀ دکمه‌هات کجان؟

525
00:32:07,483 --> 00:32:09,117
‫تی‌شرتت هم که بیرون از شلوارته.
‫شلخته شدی.

526
00:32:09,151 --> 00:32:11,986
‫راستش خیلی بدریخت شدی.
‫یه‌کم هم که عضله‌ای شدی، آره؟

527
00:32:12,020 --> 00:32:13,497
‫یا یکی رو پیدا کردی با تلمبه بادت می‌کنه؟

528
00:32:13,521 --> 00:32:16,489
‫متأسفم که نبودم «باد».

529
00:32:16,557 --> 00:32:17,992
‫داشتم از یه چیزهایی سر درمیاورم.

530
00:32:18,026 --> 00:32:21,163
‫منظورت از «سر درآوردن» چیه؟
‫لازم نیست از چیزی سر دربیاری.

531
00:32:21,196 --> 00:32:23,030
‫خب؟ می‌خوابی، بیدار می‌شی...

532
00:32:23,063 --> 00:32:24,832
‫یه‌کم قهوه می‌خوری،
‫بعدش میای سر کار.

533
00:32:24,866 --> 00:32:26,576
‫و بعد فرداش همین کار رو تکرار می‌کنی.

534
00:32:26,600 --> 00:32:28,429
‫- دختره.
‫- وای خدا.

535
00:32:28,504 --> 00:32:29,780
‫باهاش حرف زدم.
‫باهاش حرف زدم.

536
00:32:29,804 --> 00:32:32,474
‫- اونی که عینک داشت؟
‫- همون که عینک داشت، آره!

537
00:32:32,508 --> 00:32:34,208
‫من با یکی از آدم‌هایی که
‫عینک می‌زنن حرف زدم....

538
00:32:34,242 --> 00:32:36,998
‫و حالا خودم یکی از اون‌هام که عینک می‌زنن.

539
00:32:37,146 --> 00:32:38,612
‫من.

540
00:32:38,646 --> 00:32:40,348
‫همه بخوابن روی زمین!

541
00:32:40,382 --> 00:32:41,816
‫تو خیلی جذّ‌‌ابی.

542
00:32:41,849 --> 00:32:44,785
‫اگه بهت بگم می‌تونی بیشتر
‫و بهتر از این باشی، چی؟

543
00:32:44,819 --> 00:32:46,178
‫زندگیت می‌تونه کامل‌تر و بهتر باشه.

544
00:32:46,288 --> 00:32:48,521
‫اینکه آزادی هر تصمیمی که دلت می‌خواد بگیری.
‫اینکه انتخاب‌هات دست خودت باشه.

545
00:32:48,524 --> 00:32:49,552
‫هی زبون نفهم...

546
00:32:49,590 --> 00:32:51,539
‫داریم صحبت میکنیم‌ها.

547
00:32:52,927 --> 00:32:55,530
‫- اون تفنگ منه.
‫- وقت ساکت بودنته.

548
00:32:55,563 --> 00:32:58,965
‫این عینک زندگی من رو تغییر داد.
‫و قراره زندگی تو رو هم تغییر بده.

549
00:32:58,999 --> 00:33:01,375
‫دست بردار، می‌دونی که ما عینک نمی‌زنیم.

550
00:33:02,837 --> 00:33:04,772
‫حالا دیگه می‌زنیم.

551
00:33:06,341 --> 00:33:07,409
‫حالا دیگه مالِ منه.
‫«غیرفعال شد»

552
00:33:07,443 --> 00:33:08,975
‫شوخیت گرفته؟

553
00:33:11,279 --> 00:33:13,013
‫- بزن.
‫- نه.

554
00:33:13,047 --> 00:33:15,193
‫زندگی حتماً نباید چیزی باشه
‫که فقط برامون اتفاق میفته، خب؟

555
00:33:15,217 --> 00:33:18,196
‫تو فقط عینک رو بزن، خودت می‌بینی.

556
00:33:18,320 --> 00:33:20,076
‫می‌بینی.

557
00:33:23,225 --> 00:33:24,292
‫زود باش.

558
00:33:25,327 --> 00:33:26,794
‫نمی‌تونم، خب؟

559
00:33:28,662 --> 00:33:29,951
‫متأسفم.

560
00:33:36,670 --> 00:33:38,605
‫عینک رو دیگه بهت نمی‌دم آشغالدونی.

561
00:33:38,606 --> 00:33:41,108
‫حالا گورت رو گم کن.
‫برو آدم بهتری باش.

562
00:33:41,143 --> 00:33:43,117
‫بزن به چاک. برو برو برو.

563
00:33:43,211 --> 00:33:44,813
‫راه نرو، بدو.

564
00:33:45,380 --> 00:33:47,182
‫و تو...

565
00:33:48,350 --> 00:33:49,988
‫ببخشید.

566
00:33:50,084 --> 00:33:53,394
‫تو خیلی از اینا بهترش گیرت میاد.

567
00:33:53,421 --> 00:33:56,597
‫مثلاً می‌تونی با یه مرد خوب باشی.

568
00:33:57,625 --> 00:33:59,926
‫یا شاید اصلاً مجبور نباشم
‫با هیچ مردی باشم.

569
00:33:59,960 --> 00:34:02,563
‫واقعاً. دقیقاً.
‫بیشتر مردها به‌درد‌نخورن.

570
00:34:02,597 --> 00:34:04,398
‫- واقعاً همین جوریه.
‫- مزخرفن.

571
00:34:04,432 --> 00:34:06,111
‫آره، هر کاری دل خودت میخواد بکن.

572
00:34:13,040 --> 00:34:14,703
‫تو بهترین دوست منی «بادی».
‫[بادی به معنی رفیق نیز می‌باشد]

573
00:34:14,708 --> 00:34:17,011
‫و نباید بترسی.

574
00:34:17,044 --> 00:34:20,227
‫اگر نظرت عوض شد،
‫من همین دور و اطرافم.

575
00:34:25,986 --> 00:34:28,516
‫هی «کیز»، مرد آبی‌پوش ما همه جا هست.

576
00:34:29,391 --> 00:34:30,491
‫می‌دونم.

577
00:34:30,525 --> 00:34:32,016
‫این یارو کیه؟

578
00:34:32,017 --> 00:34:34,179
‫«میلی: باید فوراً باهات صحبت کنم.»
‫«لـطـفـاً!!!»

579
00:34:37,017 --> 00:34:44,006
‫«مدرک‌مون تو اون مخفیگاهِه.»
‫«تنهایی نمی‌تونم انجامش بدم، سعی کردم.»

580
00:35:01,055 --> 00:35:02,623
‫رسیدم.

581
00:35:02,657 --> 00:35:04,392
‫واقعاً بابت کمکت ممنونم «کیز».

582
00:35:04,426 --> 00:35:06,326
‫باشه. فقط برای اینکه کاملاً متوجه بشی بگم که...

583
00:35:06,328 --> 00:35:09,296
‫تنها کاری که الان دارم می‌کنم باز کردن درِه.

584
00:35:09,331 --> 00:35:12,700
‫اگر این کلیپ واقعاً ثابت کنه که «آنتوان»
‫از کد ما به طور غیرقانونی استفاده کرده...

585
00:35:12,733 --> 00:35:13,935
‫برو پیداش کن و بیا بیرون.

586
00:35:15,136 --> 00:35:19,441
‫یارو داره مأموریت فروشگاه طلا و جواهر
‫در مرکز شهر رو انجام می‌ده.

587
00:35:19,474 --> 00:35:21,041
‫این بهت 5 دقیقه زمان می‌ده.

588
00:35:23,478 --> 00:35:24,812
‫و حالا برو.

589
00:35:33,754 --> 00:35:36,290
‫«کیز»، تو یه نابغۀ واقعی هستی.

590
00:35:36,324 --> 00:35:37,558
‫واقعاً؟

591
00:35:37,592 --> 00:35:38,969
‫من الان روی توالت نشستم
‫و دارم کدهای کاربری رو می‌دزدم...

592
00:35:38,993 --> 00:35:40,828
‫پس خیلی احساس نابغه بودن ندارم.

593
00:35:40,861 --> 00:35:42,296
‫هیچوقت نداری.

594
00:35:42,330 --> 00:35:44,466
‫واسه همین خوبه که من می‌دونم هستی.

595
00:35:44,499 --> 00:35:47,784
‫خیلی خب. کلیپی که دنبالشی
‫باید روی دیوار سمت چپت باشه.

596
00:35:47,901 --> 00:35:49,803
‫- ممنون از کمکت.
‫- خواهش.

597
00:35:49,837 --> 00:35:51,526
‫امیدوارم مدرکی که دنبالشی رو داشته باشه.

598
00:36:16,464 --> 00:36:18,133
‫«کیز»، به کمکت نیاز دارم.

599
00:36:18,166 --> 00:36:19,976
‫اونجا رو با نقاط امتیازگیری تله‌گذاری کرده.

600
00:36:20,000 --> 00:36:21,276
‫«میلی»، من نمی‌تونم کمکت کنم.

601
00:36:42,790 --> 00:36:43,990
‫مرد آبی‌پوش؟
‫(مرد پیراهن آبی)

602
00:36:44,024 --> 00:36:45,201
‫تی‌شرت سه‌دکمه‌ست.

603
00:36:45,204 --> 00:36:47,897
‫حرکتم باحال بود؟
‫احساس خیلی باحالی داشت.

604
00:36:47,928 --> 00:36:51,446
‫خیلی خوشگل شدی.
‫این خونه خیلی قشنگه.

605
00:36:58,872 --> 00:37:00,342
‫اینجا چی کار می‌کنی؟

606
00:37:00,375 --> 00:37:03,337
‫سعی می‌کردم یه ویدئو کلیپ رو بدزدم،
‫حالا ما سعی می‌کنیم که نمیریم.

607
00:37:04,044 --> 00:37:05,246
‫با کی حرف میزنی؟

608
00:37:06,980 --> 00:37:10,452
‫اون یارو با پوستۀ «ان.پی.سی».

609
00:37:10,485 --> 00:37:13,051
‫«میلی»، هیچ گیمر دیگه‌ای تو اون خونه نیست.

610
00:37:14,021 --> 00:37:16,358
‫با این مشت واقعاً دستم درد گرفت.

611
00:37:16,391 --> 00:37:17,467
‫بخواب زمین.

612
00:38:06,141 --> 00:38:09,373
‫- ببخشید!
‫- وای خدا!

613
00:38:13,615 --> 00:38:15,036
‫داریم می‌ترکونیم.

614
00:38:29,963 --> 00:38:31,466
‫صد درصد باید بریم!

615
00:38:32,933 --> 00:38:34,201
‫لعنتی.

616
00:38:41,308 --> 00:38:43,611
‫- اون یه تفنگه تو جیبت؟
‫- نه.

617
00:38:43,645 --> 00:38:45,778
‫- چی؟
‫- دو تا تفنگه.

618
00:39:20,181 --> 00:39:22,283
‫فکر نکنم این بتونه پرواز کنه.

619
00:39:22,317 --> 00:39:23,551
‫نه.

620
00:39:23,585 --> 00:39:24,671
‫بپر.

621
00:39:38,500 --> 00:39:40,023
‫لعنتی.

622
00:39:54,748 --> 00:39:56,518
‫صبح بخیر زیردستانِ مطیع!

623
00:39:56,551 --> 00:39:58,153
‫تو اخراجی!

624
00:39:58,186 --> 00:40:00,598
‫نگرانی‌هایی در مورد زامبی های خونین وجود داره،
‫خرده‌فروش‌ها حاضر نیستن بازی رو اینجوری بفروشن.

625
00:40:00,622 --> 00:40:02,356
‫حذفش کن. حذف شد.
‫اصلاً انگار اتفاق نیفتاده، مورد بعدی.

626
00:40:02,389 --> 00:40:03,567
‫در مورد وکیل‌هاتونه...
‫باید استشهادنامۀ شما رو...

627
00:40:03,591 --> 00:40:06,360
‫حرف بزن. در مورد کدوم شکایت داریم حرف می‌زنیم؟

628
00:40:06,393 --> 00:40:09,096
‫«میلی»، «میلی راسک»؟
‫مثل آب خوردنه.

629
00:40:09,129 --> 00:40:10,740
‫اون شکایت اصلاً به دادگاه هم نمی‌رسه...

630
00:40:10,764 --> 00:40:13,935
‫چون اون هیچ مدرکی نداره و
‫شریک سابقش برای من کار می‌کنه.

631
00:40:13,968 --> 00:40:15,001
‫روبه‌راهیم.

632
00:40:15,034 --> 00:40:16,536
‫«آنتوان»، خیلی خوشتیپ شدی.

633
00:40:16,570 --> 00:40:18,149
‫اوه، فکر کردم هنوز در جشنوارۀ «مرد سوزان» هستی.

634
00:40:18,173 --> 00:40:20,674
‫به نظر میاد که هنوز تو جشنواره باشم؟

635
00:40:20,708 --> 00:40:21,775
‫شما... شما... شما...

636
00:40:21,809 --> 00:40:23,911
‫نه. پس اون دهن مسخره‌ات رو ببند و گوش کن.

637
00:40:23,944 --> 00:40:26,724
‫شما در مورد آشغالی که تو بازی با پوستۀ
‫«ان.پی.سی» می‌چرخه، چیزی شنیدین؟

638
00:40:26,748 --> 00:40:29,527
‫آره، آره. ما بهش می‌گیم مرد آبی‌پوش.
‫ولی به زودی از بازی می‌ندازیمش بیرون.

639
00:40:29,551 --> 00:40:32,987
‫نندازیدش بیرون. مردم دوستش دارن.
‫کل شبکه‌های اجتماعی رو پُر کرده. نه.

640
00:40:33,020 --> 00:40:36,123
‫در واقع می‌دونی چی کار می‌کنم؟
‫از اون پوسته در «شهر آزاد 2» استفاده می‌کنم.

641
00:40:36,156 --> 00:40:39,643
‫خوره‌های طراحی! می‌خوایم
‫آبی‌پوش رو یه‌کم به‌روز رسانی کنیم، خب؟

642
00:40:39,693 --> 00:40:41,729
‫هیکلیش کنین. به آدم‌کشی چیزی تبدیلش کنین.

643
00:40:41,763 --> 00:40:44,899
‫«آنتوان»، ما همین الانش هم تو منتقل کردن
‫پوسته‌های نسخۀ اول بازی به نسخۀ جدید عقبیم.

644
00:40:44,933 --> 00:40:46,433
‫پوسته‌ها؟ اصلاً مهم نیستن.

645
00:40:46,467 --> 00:40:48,269
‫اون‌ها در «شهر آزاد 2» قابل استفاده نیستن.

646
00:40:48,303 --> 00:40:49,940
‫«آنتوان»، تو به طرفدارهای بازی گفتی...

647
00:40:50,069 --> 00:40:51,882
‫«شهر آزاد 2» با نسخۀ قبلی سازگاره.
‫تو تبلیغات هم گفته شده.

648
00:40:51,906 --> 00:40:54,241
‫گفتی در قسمت بعدی بازی
‫همون شخصیت‌ها هستن.

649
00:40:54,275 --> 00:40:57,645
‫خب، موضوع اینه...
‫وقتی این رو گفتم... داشتم دروغ می‌گفتم.

650
00:40:57,679 --> 00:41:00,147
‫گوش کن «آنتوان»، در حال حاضر
‫بازی بیشتر از همیشه ایراد فنی داره.

651
00:41:00,180 --> 00:41:01,759
‫یه دنیا شکایت از کاربرهای بازی به دستم رسیده.

652
00:41:01,783 --> 00:41:03,373
‫ببین، می‌دونم که مزخرفه...

653
00:41:03,418 --> 00:41:07,721
‫ولی تشخیص «آی‌پی» عالی کار می‌کنه،
‫خب؟ پس اصلاً نگران شکایت‌ها نباش.

654
00:41:07,755 --> 00:41:11,025
‫دارم می‌گم که می‌تونیم یه بازی جدید بسازیم.

655
00:41:11,058 --> 00:41:12,592
‫چی؟

656
00:41:12,594 --> 00:41:13,305
‫بازی جدید بسازیم‌‌‌؟

657
00:41:13,305 --> 00:41:14,861
‫وقتی می‌تونم نسخۀ جدید بازی رو بسازم،
‫چرا یه عنوان جدید بسازم؟

658
00:41:14,862 --> 00:41:15,876
‫دنبالۀ بازی.

659
00:41:15,930 --> 00:41:17,298
‫برای اینکه بتونیم بهترش کنیم؟

660
00:41:17,332 --> 00:41:20,200
‫آی‌پی و دنبالۀ بازی‌ها،
‫این چیزیه که مردم می‌خوان.

661
00:41:20,235 --> 00:41:21,478
‫- بذار ازت یه سوال بپرسم.
‫- باشه.

662
00:41:21,502 --> 00:41:23,037
‫تو عاشق مرغ سوخاری کنتاکی هستی، درسته؟

663
00:41:23,070 --> 00:41:24,638
‫- اوهوم.
‫- نه.

664
00:41:24,672 --> 00:41:27,183
‫اگه عاشق مرغ سوخاری کنتاکی هستی
‫و من مرغ سوخاری کنتاکی درست می‌کنم...

665
00:41:27,207 --> 00:41:29,212
‫و وقتی من می‌دونم که تو عاشق
‫مرغ سرخ سوخاری کنتاکی هستی...

666
00:41:29,244 --> 00:41:30,754
‫چرا باید یه چیز دیگه درست کنم...

667
00:41:30,778 --> 00:41:33,212
‫که مثلاً اسمش بوقلمون آب‌پزِ آلبوکرکی باشه؟

668
00:41:33,213 --> 00:41:35,091
‫- خب؟ منطقی نیست رفیق.
‫- اوهوم، منطقی نیست.

669
00:41:35,115 --> 00:41:39,353
‫پس بهت چی می‌دم؟ یه دنباله.
‫مرغ سوخاری کنتاکی... قسمت دوم.

670
00:41:39,386 --> 00:41:41,789
‫به‌به.
‫حالش رو بگیر.

671
00:41:41,823 --> 00:41:43,946
‫بیا. بیا اینجا. بیا اینجا.

672
00:41:44,124 --> 00:41:45,559
‫نمی‌خوام به اون کله‌ات که...

673
00:41:45,593 --> 00:41:47,637
‫موهاش در حد آگهی بازرگانی
‫با شکوهه استرس راه بدی.

674
00:41:47,661 --> 00:41:50,916
‫«شهر آزاد 2» خیلی خفن‌ناک می‌شه.

675
00:41:51,131 --> 00:41:53,133
‫همچین کلمه‌ای وجود نداره.

676
00:41:54,535 --> 00:41:56,570
‫مطمئنی که نمی‌خوای
‫بری قسمت برنامه‌نویسی؟

677
00:41:56,604 --> 00:41:59,440
‫می‌دونم که هوش و استعدادش رو داری.

678
00:41:59,474 --> 00:42:01,876
‫نه ممنون. همینجا که هستم خوبه.

679
00:42:03,711 --> 00:42:08,315
‫دوستش دارم، ترس از پرواز.
‫ولی من خودم ترس ندارم.

680
00:42:08,349 --> 00:42:10,764
‫ولی وقتی قرار نیست بیشتر بهت
‫پول بدم، من که مشکلی ندارم.

681
00:42:10,852 --> 00:42:12,503
‫«آنتوان» خارج می‌شه.

682
00:42:23,098 --> 00:42:24,684
‫این یارو کیه؟

683
00:42:34,008 --> 00:42:35,703
‫به حرفت گوش کردم.

684
00:42:37,578 --> 00:42:38,746
‫سطحم رو بردم بالا.

685
00:42:39,681 --> 00:42:41,148
‫تحسین برانگیزه.

686
00:42:42,583 --> 00:42:44,684
‫چرا داری این کارها رو می‌کنی؟

687
00:42:44,718 --> 00:42:48,856
‫می‌دونی، فکر کنم
‫احساس می‌کردم... زندانی‌ام.

688
00:42:49,923 --> 00:42:51,625
‫می‌دونی... تو زندگیم...

689
00:42:51,659 --> 00:42:53,695
‫احساس می‌کردم...

690
00:42:54,062 --> 00:42:55,669
‫احساس گیر کردن.

691
00:42:56,930 --> 00:43:00,300
‫آره... و اونوقت بود که تو رو دیدم.

692
00:43:01,669 --> 00:43:03,504
‫اونوقت بود که تو رو دیدم.

693
00:43:04,271 --> 00:43:05,573
‫تو کی هستی؟

694
00:43:06,174 --> 00:43:07,408
‫من «گای»ـم.

695
00:43:07,442 --> 00:43:09,709
‫نه، تویِ واقعی کیه؟

696
00:43:09,743 --> 00:43:10,577
‫هنوزم «گای»ـم

697
00:43:10,611 --> 00:43:15,416
‫همۀ این‌ها... بالا بردن سطحت به این سرعت.

698
00:43:15,450 --> 00:43:18,018
‫انگشت (نشون) دادن به کل دنیا.

699
00:43:18,052 --> 00:43:19,352
‫چطوری داری این کار رو می‌کنی؟

700
00:43:19,386 --> 00:43:22,389
‫من هیچ‌وقت به کسی هیچ‌کدوم
‫از انگشت‌هام رو (نشون) ندادم.

701
00:43:22,423 --> 00:43:24,257
‫در شرکت «سونامی» کار می‌کنی، مگه نه؟

702
00:43:24,291 --> 00:43:26,094
‫- نه.
‫- از تو شرکت دسترسی داخلی داری.

703
00:43:26,127 --> 00:43:27,828
‫- من تو بانک کار می‌کنم.
‫- راست می‌گی، بانک.

704
00:43:27,861 --> 00:43:32,199
‫پس تو یه هکر‌‌ فوق‌العاده‌ای
‫که اتفاقاً تو بانک هم کار می‌کنه.

705
00:43:32,232 --> 00:43:33,801
‫آره، من تو بانک کار می‌کنم.

706
00:43:33,835 --> 00:43:36,052
‫اون پوست(پوسته) رو از کجا آوردی؟

707
00:43:37,138 --> 00:43:38,872
‫یه‌جورایی همیشه اونجا بوده.

708
00:43:38,906 --> 00:43:41,308
‫چرا همه مدام این سؤال را ازم می‌پرسن؟

709
00:43:41,341 --> 00:43:43,564
‫نمی‌دونم، چرا می‌پرسن؟

710
00:43:46,381 --> 00:43:49,632
‫نه، نه. اون کار رو نمی‌کنم. من...

711
00:43:50,417 --> 00:43:51,985
‫الان چه اتفاقی داره میفته؟

712
00:43:52,019 --> 00:43:53,955
‫نمی‌دونم ولی من که باور نمی‌کنم.

713
00:43:53,987 --> 00:43:55,322
‫نه.

714
00:43:55,355 --> 00:43:57,290
‫- باشه، اشکال نداره. فراموشش می‌کنم.
‫- باشه. خوبه.

715
00:43:57,324 --> 00:43:58,760
‫- بیخیالش می‌شم.
‫- آره.

716
00:43:59,194 --> 00:44:00,427
‫عالیه.

717
00:44:00,461 --> 00:44:02,028
‫فکر کنم همه رازهای خودمون رو داریم.

718
00:44:02,062 --> 00:44:03,780
‫بله، داریم.

719
00:44:06,467 --> 00:44:07,468
‫هی...

720
00:44:08,936 --> 00:44:10,871
‫بستنی دوست داری؟

721
00:44:10,904 --> 00:44:14,142
‫باورم نمی‌شه هیچ‌وقت اینجا نیومده بودم.

722
00:44:14,175 --> 00:44:16,076
‫خب، یه‌جورایی رازه.

723
00:44:16,111 --> 00:44:19,880
‫واسه همینه که من و رفیقم، «بادی»...
‫همیشه میایم اینجا. امن و آرومه.

724
00:44:19,913 --> 00:44:21,693
‫آره، منطقیه.

725
00:44:22,784 --> 00:44:25,385
‫اینجا مأموریتی وجود نداره.

726
00:44:25,420 --> 00:44:28,722
‫باید این رو امتحان کنی،
‫فکر می‌کنی من دیوونه‌ام...

727
00:44:28,756 --> 00:44:30,366
‫این طعم مورد علاقۀ من تو کل دنیاست.

728
00:44:30,390 --> 00:44:31,534
‫دو تا از همون همیشگی لطفاً.

729
00:44:31,558 --> 00:44:32,860
‫حتماً «گای».

730
00:44:32,894 --> 00:44:34,962
‫طعم آدامس بادکنیه.

731
00:44:34,995 --> 00:44:36,796
‫فکر می‌کنی دیوونه‌ام، مگه نه؟

732
00:44:36,830 --> 00:44:37,898
‫«گای»...

733
00:44:37,931 --> 00:44:41,067
‫از مغز من بیا بیرون!
‫من عاشق بستنی آدامس بادکنی‌ام.

734
00:44:41,102 --> 00:44:43,069
‫نه، نیستی.
‫داری مسخره‌ام می‌کنی؟

735
00:44:43,104 --> 00:44:45,506
‫نه. هیچ‌کس بستنی آدامس بادکنی دوست نداره.

736
00:44:45,606 --> 00:44:46,673
‫نه، من دوست دارم.

737
00:44:46,707 --> 00:44:48,119
‫من حتی سر بستنی آدامس بادکنی یه رابطه رو تموم کردم.

738
00:44:48,143 --> 00:44:49,376
‫- دروغ نگو. بفرما.
‫- واقعاً می‌گم.

739
00:44:49,409 --> 00:44:50,918
‫- به سلامتی.
‫- به سلامتی.

740
00:44:52,379 --> 00:44:53,747
‫چقدر خوشمزه‌ست، نه؟

741
00:44:53,781 --> 00:44:54,915
‫مزه‌اش رو حس می‌کنی؟

742
00:44:54,948 --> 00:44:58,618
‫حس می‌کنم؟ انگار زبونم
‫و طلوع آفتاب بچه‌دار شدن.

743
00:44:58,652 --> 00:45:00,020
‫- جدی؟
‫- اوهوم.

744
00:45:01,256 --> 00:45:03,090
‫قبلاً قهوه غذای مورد علاقه‌ام بود...

745
00:45:03,124 --> 00:45:05,692
‫ولی در مقایسه با این،
‫قهوه مزۀ عذاب می‌ده.

746
00:45:05,726 --> 00:45:07,795
‫چیه؟

747
00:45:10,531 --> 00:45:13,523
‫هیچی. تو بامزه‌ای.

748
00:45:14,668 --> 00:45:16,103
‫- واقعاً؟
‫- آره.

749
00:45:16,137 --> 00:45:18,572
‫بامزۀ عجیب و غریب.

750
00:45:18,605 --> 00:45:21,241
‫ولی بامزۀ عجیب یه‌جورایی با سلیقۀ من جور درمیاد.

751
00:45:21,242 --> 00:45:23,376
‫بامزۀ عجیب دقیقاً مطابق سلیقۀ منم هست.

752
00:45:23,410 --> 00:45:25,412
‫- عالیه.
‫- آره، یه جوک بلدم.

753
00:45:25,445 --> 00:45:27,047
‫یه جوک بامزۀ عجیب.
‫می‌خوای بشنوی؟

754
00:45:27,080 --> 00:45:28,816
‫- لطفاً.
‫- باشه.

755
00:45:28,850 --> 00:45:33,553
‫یه همجنس‌گرا و یه مرد که روی ویلچره
‫سعی می‌کنن یه بچۀ خیلی کوچیک رو بکشن...

756
00:45:33,587 --> 00:45:36,123
‫- فلج به همجنس‌گرا می‌گه...
‫- هی... وایسا، وایسا.

757
00:45:36,157 --> 00:45:38,327
‫بس کن! از کجا شنیدیش؟

758
00:45:38,358 --> 00:45:40,860
‫یه سرقت. اونی که اسلحه
‫داشت به راننده گفت...

759
00:45:40,894 --> 00:45:44,232
‫که از نظر راننده خیلی هم خنده‌دار بود،
‫واسه همین حفظش کردم و به همه گفتم.

760
00:45:44,265 --> 00:45:46,032
‫یه توصیه بهت بکنم؟

761
00:45:46,066 --> 00:45:49,336
‫از خلاف‌کارهای «شهر آزاد» جوک یاد نگیر.

762
00:45:49,369 --> 00:45:50,499
‫خلاف‌کار؟
‫(همچنین به معنای غول)

763
00:45:50,505 --> 00:45:51,992
‫اون تابه؟

764
00:46:17,232 --> 00:46:18,633
‫یا خدا...

765
00:46:26,541 --> 00:46:28,875
‫خب، این زیادی عجیبه.

766
00:46:28,908 --> 00:46:31,978
‫آهنگ «ماریا کری»، بستنی آدامس بادکنی
‫و حالا هم تاب؟

767
00:46:32,012 --> 00:46:34,447
‫- زیادی عجیبه.
‫- منم همین فکر رو می‌کردم.

768
00:46:34,481 --> 00:46:35,823
‫منم همین فکر رو می‌کردم.

769
00:46:35,915 --> 00:46:39,188
‫وقتی کوچیک‌تر بودم،
‫به تاب وسواس پیدا کرده بودم.

770
00:46:40,454 --> 00:46:42,455
‫بزرگ شدن تو خانوادۀ من...

771
00:46:42,489 --> 00:46:45,226
‫دلت نمی‌خواد به این حرف‌ها گوش کنی. نه.

772
00:46:45,260 --> 00:46:47,395
‫اتفاقاً می‌خوام همه چیز رو بشنوم.

773
00:46:49,097 --> 00:46:52,432
‫تو خانوادۀ من فقط عالی بودن، کافی نبود.

774
00:46:52,466 --> 00:46:56,304
‫همیشه باید برنده می‌‌شدیم
‫و اون فشار... می‌دونی...

775
00:46:56,337 --> 00:46:58,838
‫هیچ‌وقت تغییر نمی‌کرد.

776
00:46:58,872 --> 00:47:02,290
‫اما وقتی تو حیاط پشتی
‫سوار اون تاب کوچیک‌مون بودم...

777
00:47:02,442 --> 00:47:03,677
‫اون لحظه که...

778
00:47:03,710 --> 00:47:07,647
‫اون صدم ثانیه بین
‫بالا رفتن و پایین ‌اومدن...

779
00:47:07,681 --> 00:47:09,893
‫اون زمانی که آدم کاملاً بی وزنه،
‫آدم احساس می‌کنه که... آزاده.

780
00:47:09,917 --> 00:47:10,825
‫عاشقه.

781
00:47:10,984 --> 00:47:13,154
‫آزاده. همون که تو گفتی. آره.

782
00:47:15,923 --> 00:47:18,125
‫واقعاً دلم می‌خواد ببوسمت.
‫این عجیبه؟

783
00:47:19,394 --> 00:47:20,827
‫میخوای من رو ببوسی؟

784
00:47:22,330 --> 00:47:24,531
‫می‌خوام خیلی بدجور بوست کنم.

785
00:47:24,564 --> 00:47:26,032
‫می‌خوای بد بوسم کنی؟

786
00:47:26,066 --> 00:47:27,467
‫- نه!
‫- نه؟

787
00:47:27,501 --> 00:47:29,403
‫نه نه نه نه نه.
‫می‌خوام خوب ببوسمت.

788
00:47:29,436 --> 00:47:30,970
‫منظورم اینه که... من خنگم...

789
00:47:31,004 --> 00:47:32,672
‫واسه همین بعضی وقت‌ها چیزهای احمقانه می‌گم.

790
00:47:32,706 --> 00:47:34,241
‫نه، نیستی. نیستی.

791
00:47:34,275 --> 00:47:35,709
‫یعنی خب...

792
00:47:36,609 --> 00:47:39,180
‫خب، اگه می‌دونی (تو بازی) چه‌جوری می‌شه... ببوسم.

793
00:47:39,213 --> 00:47:40,779
‫چه‌جوریش رو می‌دونم.

794
00:47:41,748 --> 00:47:42,749
‫باشه.

795
00:47:44,885 --> 00:47:46,494
‫اینجوری.

796
00:48:08,475 --> 00:48:12,979
‫این خیلی بهتر از بستنی بود.

797
00:48:14,382 --> 00:48:16,015
‫فکر کنم یکی در می‌زنه.

798
00:48:16,049 --> 00:48:17,151
‫موافقم.

799
00:48:17,185 --> 00:48:18,918
‫خیلی عالی بود.

800
00:48:18,952 --> 00:48:22,088
‫- آره، بود.
‫- به زودی بازم همدیگه رو ببینیم، نه؟

801
00:48:22,223 --> 00:48:24,157
‫آره. قطعاً.

802
00:48:24,191 --> 00:48:25,792
‫شاید در دنیای واقعی.

803
00:48:25,826 --> 00:48:27,228
‫چی؟

804
00:48:27,261 --> 00:48:28,661
‫آره، آره، آره، آره.

805
00:48:28,695 --> 00:48:30,197
‫- باشه. خداحافظ.
‫- باشه.

806
00:48:31,498 --> 00:48:33,434
‫خداحافظ «مولوتف».

807
00:48:33,468 --> 00:48:37,749
‫هی... اسم واقعی من «میلی»ـه.

808
00:48:38,538 --> 00:48:39,601
‫اسم واقعی من هنوزم «گای»ـه.

809
00:48:49,250 --> 00:48:52,124
‫«میلی»، باز کن! «میلی»،
‫منم، «کیز»! باز کن! بیا دیگه!

810
00:48:52,153 --> 00:48:55,222
‫«میلی»! منم، باز کن!

811
00:48:55,256 --> 00:48:57,624
‫- چیه؟
‫- درست می‌گفتی.

812
00:48:57,657 --> 00:48:59,658
‫- راست می‌گفتی.
‫- بفرما تو.

813
00:48:59,692 --> 00:49:02,231
‫درست می‌گفتی.
‫کد ما در «شهر آزاد»ـه...

814
00:49:02,363 --> 00:49:05,031
‫و «میلی»، کدمون کار می‌کنه.

815
00:49:05,064 --> 00:49:06,766
‫آره، می‌دونم ولی مدرکی نداریم.

816
00:49:06,800 --> 00:49:08,770
‫اون رو یه ثانیه فراموش کن.

817
00:49:08,869 --> 00:49:11,105
‫دارم می‌گم بازی ما، یعنی «خودِ زندگی»...

818
00:49:11,139 --> 00:49:14,275
‫جایی که شخصیت‌ها رشد می‌کنن و
‫تغییر می‌کنن و احساس واقعی بودن، می‌کنن...

819
00:49:14,308 --> 00:49:15,476
‫- خب؟
‫- کار کرده.

820
00:49:15,510 --> 00:49:17,244
‫- «کیز».
‫- هوش مصنوعی کار کرده.

821
00:49:17,278 --> 00:49:20,713
‫به همین دلیله که «شهر آزاد» انقدر
‫واقع‌گرایانه‌ست و مردم عاشقش هستن.

822
00:49:20,747 --> 00:49:22,565
‫و معلومه که ظاهرش عوض شده.

823
00:49:22,783 --> 00:49:25,718
‫آبشار، پروانه و تک‌شاخ نداره...

824
00:49:25,752 --> 00:49:28,489
‫همه شخصیت‌ها پوسته‌‌‌های متفاوتی دارن.
‫معلومه که باید داشته باشن.

825
00:49:28,523 --> 00:49:33,340
‫اما کد اصلی بازی یکیه... کد ماست...

826
00:49:33,394 --> 00:49:35,061
‫و «گای» خیلی بیشتر از چیزی
‫که ما فکر می‌کردیم ممکنه...

827
00:49:35,062 --> 00:49:36,452
‫تکامل و پیشرفت پیدا کرده.

828
00:49:36,497 --> 00:49:38,765
‫صبر کن، اون هکر با پوستۀ «ان.پی.سی» رو می‌گی؟

829
00:49:38,799 --> 00:49:42,436
‫«میلی»، دارم در مورد این واقعیت
‫صحبت می‌کنم که مرد آبی‌پوش...

830
00:49:42,470 --> 00:49:43,506
‫خب؟

831
00:49:43,603 --> 00:49:45,439
‫گیمر نیست.

832
00:49:45,473 --> 00:49:48,442
‫اون یه الگوریتمه که فکر می‌کنه زنده‌ست...

833
00:49:48,476 --> 00:49:50,677
‫یعنی خب از نظر فنی زنده‌ست.

834
00:49:50,710 --> 00:49:55,179
‫اون اولین هوش مصنوعیِ واقعیه.

835
00:49:56,350 --> 00:49:58,251
‫- نه! نه.
‫- می‌دونم.

836
00:49:58,285 --> 00:49:59,686
‫- نه نه نه.
‫- آره آره.

837
00:49:59,719 --> 00:50:01,322
‫- «گای»؟ گایِ(مرد) من؟
‫- «گای».

838
00:50:01,355 --> 00:50:02,598
‫- اونی که...
‫- «گای» تو؟

839
00:50:02,622 --> 00:50:04,023
‫- یا خدا...
‫- این چیز خوبیه مثلاً.

840
00:50:04,057 --> 00:50:05,426
‫نه، واقعاً بده.

841
00:50:05,460 --> 00:50:09,028
‫«میلی»، کد اون... هزاران
‫برابرِ اندازه‌ایه که در اصل باید باشه.

842
00:50:09,062 --> 00:50:11,198
‫ما موفق شدیم «میلز».

843
00:50:11,232 --> 00:50:15,268
‫موفق شدیم. تمام چیزی که می‌خواستیم
‫درست کنیم، در واقع اتفاق افتاده.

844
00:50:15,302 --> 00:50:19,100
‫خب؟ می‌دونی که «ان.پی.سی»ها
‫زندگی خصوصی دارن؟

845
00:50:19,173 --> 00:50:21,386
‫یکی از باریستاها درست کردنِ
‫کاپوچینو رو با آزمون و خطا یاد گرفته.

846
00:50:21,408 --> 00:50:23,742
‫منظورم اینه که این کار واقعاً سخته.
‫حتی منم این کار رو بلد نیستم.

847
00:50:23,776 --> 00:50:26,011
‫حتی بلد نیستم شیرم رو درست بجوشونم.

848
00:50:26,045 --> 00:50:28,548
‫و شخصیت «بامبشل» تو بازی...

849
00:50:28,582 --> 00:50:31,452
‫یه شرح وقایع نوشته که شدیداً بر علیه...

850
00:50:31,486 --> 00:50:33,154
‫نقش‌های جنسیتی، پدرسالاری و... صحبت کرده.

851
00:50:33,187 --> 00:50:35,332
‫بعضی قسمت‌هاش شبیه موعظه‌ست،
‫اما در کل خیلی خوب نوشته.

852
00:50:35,356 --> 00:50:36,689
‫«میلی»، ما باید جشن بگیریم!

853
00:50:36,723 --> 00:50:38,201
‫- نه، این شدنی نیست.
‫- چی داری میگی؟

854
00:50:38,225 --> 00:50:41,300
‫- واسه همین کار می‌کردیم دیگه!
‫- نه، گذاشتم که من رو ببوسه!

855
00:50:42,429 --> 00:50:43,997
‫پس آره.

856
00:50:47,135 --> 00:50:49,034
‫ببخشید، صبر کن،
‫گذاشتی کی ببوست؟

857
00:50:49,068 --> 00:50:50,104
‫«گای».

858
00:50:51,205 --> 00:50:52,438
‫«گای»؟

859
00:50:52,439 --> 00:50:56,975
‫برای اولین بار تو تمام عمرم یه مرد رو
‫بوسیدم که به‌دردنخور نیست...

860
00:50:56,976 --> 00:50:59,811
‫و خب البته که حتی واقعی هم نیست!

861
00:50:59,812 --> 00:51:01,713
‫بازی دکمه‌ای برای بوسیدن نداره.

862
00:51:02,183 --> 00:51:03,677
‫خیلی هم خوب جای دکمه رو بلد بود.

863
00:51:03,683 --> 00:51:04,961
‫- باشه.
‫- آره.

864
00:51:05,119 --> 00:51:07,654
‫- من... خیلی گیج شدم.
‫- چرا انقدر گرمه؟

865
00:51:07,687 --> 00:51:09,556
‫و فکر نمی‌کردم که کنجکاو باشم ولی هستم.

866
00:51:09,557 --> 00:51:13,191
‫تو گذاشتی یه شخصیت بازی کامپیوتری...

867
00:51:13,194 --> 00:51:14,837
‫- با هوش مصنوعی تو رو ببوسه؟
‫- خیلی خب...

868
00:51:14,861 --> 00:51:15,905
‫می‌تونی اینجوری نگی یا نه؟

869
00:51:15,929 --> 00:51:17,006
‫و بعد فکر کردی که...

870
00:51:17,030 --> 00:51:18,797
‫چون باید باهاش آشنا بشی «کیز».

871
00:51:18,831 --> 00:51:21,901
‫اون بامزه‌ست، مهربونه،
‫و خیلی هم خوش‌قیافه‌ست.

872
00:51:21,935 --> 00:51:24,237
‫وای خدای من،
‫حالا دارم این‌ها رو بلند بلند می‌گم.

873
00:51:24,271 --> 00:51:28,651
‫و «میلی»، یه فکر دیگه... اون حدوداً چهار سالشه.

874
00:51:29,577 --> 00:51:31,212
‫- واقعاً؟ می‌خوای اینجوری کنی؟
‫- واقعاً.

875
00:51:31,245 --> 00:51:33,498
‫وای، با این حرفت ماجرا چندش‌آور شد.

876
00:51:34,648 --> 00:51:36,759
‫«میلی»، همه این‌ها رو بذار کنار. عجیب باشه
‫یا نه، وقتی مردم این موضوع رو بفهمن...

877
00:51:36,783 --> 00:51:39,553
‫تو می‌تونی جایزۀ نوبل ببری.
‫وای خدا.

878
00:51:39,587 --> 00:51:40,576
‫چیه؟

879
00:51:40,654 --> 00:51:42,559
‫خدای من، اگه این رو ببینن...

880
00:51:42,590 --> 00:51:43,822
‫- چی؟ چیه؟
‫- وای!

881
00:51:43,856 --> 00:51:45,824
‫«آنتوان». دیگه چی؟

882
00:51:45,858 --> 00:51:48,295
‫دروغ می‌گه.
‫در مورد استفاده از کد ما دروغ گفت...

883
00:51:48,329 --> 00:51:50,697
‫این همه مدت در مورد اینکه بازی
‫با ‌نسخۀ قبلی سازگاره دروغ می‌گفت.

884
00:51:50,730 --> 00:51:52,233
‫فکر می‌کنم در مورد
‫«شهر آزاد 1» هم دروغ می‌گه.

885
00:51:52,266 --> 00:51:53,533
‫منظورت از این حرف‌ها چیه؟

886
00:51:53,567 --> 00:51:57,067
‫نگاه کن، می‌بینی؟
‫نه یه ماموریت، نه یه مکان...

887
00:51:57,171 --> 00:51:59,583
‫منظورم اینه که حتی یه شخصیت
‫از «شهر آزاد 1» هم نداره.

888
00:51:59,607 --> 00:52:01,040
‫«شهر آزاد 2» یه به‌روز رسانی نیست...

889
00:52:01,074 --> 00:52:02,610
‫- یه جایگزینه.
‫- دقیقاً.

890
00:52:02,643 --> 00:52:04,277
‫پس وقتی «شهر آزاد 2»
‫دوشنبه راه‌اندازی می‌شه...

891
00:52:04,311 --> 00:52:07,755
‫مرد آبی‌پوش، تمام مدارک اثباتِ
‫کد ما... همه چیز حذف می‌شه.

892
00:52:07,847 --> 00:52:09,549
‫نباید همچین کاری بکنه.

893
00:52:09,583 --> 00:52:13,327
‫منظورم اینه که این زندگی مصنوعیه که
‫باهاش روبه‌رو هستیم. این کار اشتباهه.

894
00:52:16,223 --> 00:52:17,358
‫به فنا رفتیم.

895
00:52:18,125 --> 00:52:19,925
‫شایدم نه.

896
00:52:19,959 --> 00:52:22,195
‫اگر بتونیم ساختار اصلی
‫خودمون رو تو بازی پیدا کنیم...

897
00:52:22,229 --> 00:52:25,064
‫ثابت می‌کنه که «آنتوان» بدون اینکه
‫مجوز بگیره از کد ما استفاده کرده...

898
00:52:25,099 --> 00:52:27,498
‫و ما فقط باید اون رو قبل از
‫راه‌اندازی «شهر آزاد 2» پیدا کنیم.

899
00:52:27,568 --> 00:52:28,867
‫48 ساعت وقت داریم.

900
00:52:28,901 --> 00:52:30,537
‫من گشتم «کیز».
‫می‌دونی که گشتم.

901
00:52:30,571 --> 00:52:31,804
‫می‌دونم که گشتی.

902
00:52:31,838 --> 00:52:34,407
‫اما حالا جفتمون در مورد مرد آبی‌پوش می‌دونیم...

903
00:52:34,441 --> 00:52:35,902
‫شاید اون بتونه کمک کنه؟

904
00:52:35,975 --> 00:52:38,311
‫اونوقت باید بهش بگم.

905
00:52:38,345 --> 00:52:41,601
‫«میلی»، وقتی نسخۀ جدید اجرا
‫بشه اون دیگه وجود نداره.

906
00:52:42,716 --> 00:52:44,684
‫تمام دنیاش قراره از بین بره.

907
00:52:44,718 --> 00:52:47,405
‫فکر نمی‌کنی یه فرصت برای نجات دادنش بخواد؟

908
00:52:49,055 --> 00:52:51,324
‫- بفرمایید.
‫- ممنونم.

909
00:52:51,358 --> 00:52:53,460
‫- خواهش می‌کنم.
‫- «گای»؟

910
00:52:53,494 --> 00:52:54,793
‫سلام! سلام.

911
00:52:54,827 --> 00:52:56,363
‫«گای»، باید با هم صحبت کنیم.

912
00:52:56,397 --> 00:52:59,165
‫صدات چی شده؟
‫لهجۀ استرالیاییت کجاست؟

913
00:52:59,199 --> 00:53:00,112
‫انگلیسی.

914
00:53:00,267 --> 00:53:02,840
‫فکر می‌کنم وقتی یه لهجۀ استرالیایی رو
‫می‌بینم، تشخیص می‌دم.

915
00:53:02,869 --> 00:53:04,619
‫فیلتر لهجه رو خاموش کردم.

916
00:53:05,805 --> 00:53:07,073
‫این منم.

917
00:53:07,441 --> 00:53:08,509
‫خوبه.

918
00:53:08,542 --> 00:53:10,710
‫ببین، باید یه چیز خیلی مهم بهت بگم.

919
00:53:10,744 --> 00:53:12,045
‫متأهلی؟

920
00:53:12,078 --> 00:53:12,911
‫نه.

921
00:53:12,945 --> 00:53:16,283
‫وای خدا.

922
00:53:16,317 --> 00:53:18,385
‫اونوقت اون بدترین چیز تو دنیا بود.

923
00:53:18,419 --> 00:53:20,392
‫شاید بدترین چیز نه.

924
00:53:21,854 --> 00:53:23,634
‫باید یه چیزی رو بهت نشون بدم.

925
00:53:24,725 --> 00:53:25,946
‫باشه.

926
00:53:32,199 --> 00:53:34,320
‫همیشه به این فکر می‌کردم که این تو چیه.

927
00:53:42,443 --> 00:53:44,043
‫کسی گربۀ من رو ندیده؟

928
00:53:44,077 --> 00:53:48,671
‫اون «فیلیس»ـه.
‫همیشه گربه‌هاش رو گُم می‌کنه.

929
00:53:48,848 --> 00:53:52,454
‫و اونم «جو»ئه! دوستمه، اون رو می‌شناسم.

930
00:53:52,653 --> 00:53:54,654
‫نمی‌فهمم.
‫اینجا کجاست؟

931
00:53:54,688 --> 00:53:59,292
‫هیچ راه راحتی برای گفتن این
‫وجود نداره ولی این شهر... یه بازیه.

932
00:53:59,326 --> 00:54:01,828
‫هیچ راه راحتی برای گفتن این
‫وجود نداره، می‌دونم که این یه بازیه.

933
00:54:01,861 --> 00:54:03,764
‫تو هم يادم دادي چطور بازيش کنم.

934
00:54:03,797 --> 00:54:05,199
‫آره. يادت دادم.

935
00:54:05,232 --> 00:54:09,068
‫ولي اين دنيا مثل يه بازي نيست.
‫خود بازيه.

936
00:54:09,103 --> 00:54:12,539
‫فقط يه بازي ويدئوييه.

937
00:54:12,573 --> 00:54:15,542
‫پس کل دنيا يه بازيه؟

938
00:54:15,576 --> 00:54:16,677
‫آره.

939
00:54:16,710 --> 00:54:18,679
‫ما هم گيمراي اين بازي ايم؟

940
00:54:18,712 --> 00:54:20,979
‫نه کاملا.

941
00:54:21,914 --> 00:54:23,417
‫من يه گيمرم.

942
00:54:23,450 --> 00:54:27,086
‫کسايي که اينجان گيمرن.
‫ما توي دنياي واقعي زندگي می‌کنيم.

943
00:54:27,121 --> 00:54:28,855
‫ولي تو فقط اينجا وجود داري.

944
00:54:28,888 --> 00:54:31,658
‫براي همينه که نمی‌توني از شهر آزاد
‫بيرون بري.

945
00:54:31,692 --> 00:54:33,594
‫«ما به شماها می‌گيم «ان.پي.سي.

946
00:54:33,626 --> 00:54:34,861
‫ان.پي.سي.

947
00:54:34,894 --> 00:54:37,930
‫اون پليسه و خرگوش هيکليه

948
00:54:37,964 --> 00:54:39,233
‫من رو «ان.پي.سي» صدا می‌کردن.
‫ان.پي.سي» چیه؟»

949
00:54:39,265 --> 00:54:40,701
‫اونجا رو ببين.

950
00:54:40,734 --> 00:54:42,202
‫جدول امتیازات رو دوباره نگاه می‌کنيم.

951
00:54:42,236 --> 00:54:43,504
‫همه بخوابن رو زمين!

952
00:54:43,537 --> 00:54:45,003
‫کسي قهرمان بازي در نياره!

953
00:54:45,037 --> 00:54:46,540
‫خيلي زود تموم ميشه.

954
00:54:46,573 --> 00:54:47,808
‫يعني چي؟

955
00:54:47,841 --> 00:54:50,210
‫تو يه شخصيت غير قابل
‫بازي هستي.

956
00:54:50,244 --> 00:54:52,645
‫يه....
‫يه شخصيت پس زمينه.

957
00:54:52,679 --> 00:54:56,116
‫يکي که طراحي شده تا بازي
‫رو براي آدماي واقعي جذاب تر کنه.

958
00:54:56,150 --> 00:54:58,352
‫وايسا ببينم،
‫يه لحظه صبر کن.

959
00:54:58,385 --> 00:54:59,720
‫می‌خوام مطمئن بشم
‫درست فهميدم،

960
00:54:59,753 --> 00:55:01,888
‫می‌خوام ببينم جريان چيه.

961
00:55:01,921 --> 00:55:04,458
‫پس من، تقلبيم؟

962
00:55:04,491 --> 00:55:07,927
‫کل دنيا تقلبيه؟
‫من حتي يه شخصيت اصليم نيستم؟

963
00:55:07,960 --> 00:55:12,132
‫يه اسکل به‌درد نخورم که تو پس زمينۀ بازيه؟

964
00:55:12,166 --> 00:55:15,536
‫ميلي، اصلا چرا اين حرفا رو می‌زني؟
‫من دوستت دارم.

965
00:55:15,568 --> 00:55:18,905
‫برنامه نويسي شدي تا اينطور فکر کني.

966
00:55:25,112 --> 00:55:27,214
‫گاي، بهم گوش کن.

967
00:55:27,247 --> 00:55:30,082
‫دو روز ديگه اين بازي قراره
‫کلا تعطيل بشه.

968
00:55:30,117 --> 00:55:32,820
‫وقتي نسخه جديدش بيرون بياد
‫کل اين شهر

969
00:55:32,853 --> 00:55:35,222
‫تو و همه مردم داخلش که گيمر نيستن،

970
00:55:35,255 --> 00:55:36,723
‫براي هميشه از بين می‌رن.
‫بايد بهم گوش کني.

971
00:55:36,757 --> 00:55:39,827
‫کل زندگيم حس می‌کردم
‫يه چيزي کمه.

972
00:55:39,860 --> 00:55:42,060
‫بعدش تو رو ديدم

973
00:55:42,096 --> 00:55:45,232
‫و می‌دونستم که حق باهام بود!

974
00:55:46,166 --> 00:55:48,669
‫براي يه لحظه انگار تو ابرا بودم.

975
00:55:48,701 --> 00:55:50,603
‫می‌دونم.
‫نه نمی‌دوني.

976
00:55:50,637 --> 00:55:53,540
‫چون مثل هم نيستيم.

977
00:55:53,574 --> 00:55:55,142
‫مگه همين رو نگفتي؟
‫گفتي ديگه.

978
00:55:55,175 --> 00:55:57,444
‫ما مثل هم نيستيم.

979
00:55:57,478 --> 00:55:59,011
‫تو واقعي هستي.

980
00:55:59,746 --> 00:56:01,448
‫من چيم؟ چيم؟

981
00:56:05,351 --> 00:56:06,487
‫تو واقعي نيستي.

982
00:56:09,722 --> 00:56:11,624
‫واقعي نيستي.

983
00:56:11,658 --> 00:56:15,395
‫خب، شايد واقعي نباشم
‫ولي براي يه لحظه هم که شده

984
00:56:15,429 --> 00:56:17,297
‫حس کردم زنده ام.

985
00:57:19,092 --> 00:57:22,328
‫همش دروغه!

986
00:57:27,600 --> 00:57:29,670
‫می‌خوام تا جمعه گزارش فصلی
‫رو ميزم باشه.

987
00:57:29,702 --> 00:57:32,338
‫گزارش فصلی!
‫چه خوب مثل مديرا حرف می‌زني!

988
00:57:32,372 --> 00:57:34,474
‫هيچ مثل زندگي کردن تو يه شهر
‫بزرگ نميشه.

989
00:57:34,508 --> 00:57:35,708
‫صبر کن تا شهر
‫لهت کنه!

990
00:57:35,742 --> 00:57:39,245
‫کسي گربه هاي من رو ديده؟
‫کسي گربه هاي من...

991
00:57:39,279 --> 00:57:41,281
‫گربه هات؟
‫نه فيليس نديدمشون

992
00:57:41,315 --> 00:57:45,351
‫ولي يه ايده انقلابي برات دارم...
‫در کوفتيت رو باز نذار.

993
00:57:45,385 --> 00:57:47,720
‫گربه ها که رو هم سوار نمی‌شن
‫تا برج درست کنند

994
00:57:47,754 --> 00:57:51,158
‫و بعدم با سوزن در باز کنند!

995
00:57:51,190 --> 00:57:53,493
‫گربه ها انگشت شست ندارند
‫فيليس.

996
00:57:54,027 --> 00:57:55,628
‫ندارند!

997
00:57:55,662 --> 00:57:59,365
‫نمی‌فهمين؟
‫هيچ کدومتون نمی‌دونه چه خبره؟

998
00:57:59,399 --> 00:58:03,937
‫هيج چيزي مهم نيست! هيچي!
‫همش ساختگيه! ما ذره اي اهميت نداريم!

999
00:58:03,971 --> 00:58:06,873
‫اون ساختمون، تقلبيه!
‫اين خيابونم...

1000
00:58:06,906 --> 00:58:08,442
‫تقلبيه!

1001
00:58:08,474 --> 00:58:09,576
‫اون ماشين...

1002
00:58:15,949 --> 00:58:17,184
‫سرکار جاني!

1003
00:58:17,216 --> 00:58:19,085
‫روز خوبی داشته باشی گاي.

1004
00:58:26,926 --> 00:58:28,494
‫اوه هي

1005
00:58:29,963 --> 00:58:31,230
‫بيا تو.

1006
00:58:41,140 --> 00:58:42,643
‫بفرما.

1007
00:58:42,675 --> 00:58:43,676
‫ممنون.

1008
00:58:44,777 --> 00:58:45,945
‫بادي،

1009
00:58:45,979 --> 00:58:51,417
‫اگه می‌فهميدي که
‫واقعي نيستي چي کار می‌کردي؟

1010
00:58:52,785 --> 00:58:53,886
‫چي داري می‌گي؟

1011
00:58:54,587 --> 00:58:55,688
‫وانمود کن وجود نداري.

1012
00:58:55,722 --> 00:58:57,291
‫خب، پس...

1013
00:58:57,323 --> 00:58:59,258
‫می‌تونم اداي روح در بيارم؟

1014
00:59:00,661 --> 00:59:01,794
‫آره.

1015
00:59:01,828 --> 00:59:05,132
‫اوه، وقتي مردم قيافم مثل الانم می‌مونه؟

1016
00:59:05,164 --> 00:59:06,332
‫يا مثلا لباس تشيع جنازه اي چيزي پوشيدم؟

1017
00:59:06,366 --> 00:59:08,067
‫لباسم الانم شبيهشه...
‫مهم نيست.

1018
00:59:08,102 --> 00:59:09,469
‫ولي خب لباس کاريه چون کراوات دارم.

1019
00:59:09,503 --> 00:59:11,505
‫بي خيال لباس بشو باشه؟

1020
00:59:12,039 --> 00:59:14,041
‫حله.

1021
00:59:14,073 --> 00:59:17,176
‫روح نيستم.
‫دوست داشتم که باشم

1022
00:59:17,210 --> 00:59:18,845
‫ولي درک می‌کنم.
‫آره.

1023
00:59:18,879 --> 00:59:23,449
‫من منم. کسي که الان هستم.
‫و فقط می‌خوام به رفيقم کمک کنم.

1024
00:59:24,384 --> 00:59:28,122
‫خب حالا واقعيم نباشم، که چي؟

1025
00:59:28,155 --> 00:59:30,157
‫«جانم؟ «که چي؟

1026
00:59:30,189 --> 00:59:31,224
‫آره. که چي؟

1027
00:59:31,257 --> 00:59:33,192
‫ولي اگه واقعي نباشي،

1028
00:59:33,226 --> 00:59:35,796
‫مگه هر کاريم که بکني اهميتي داره؟

1029
00:59:35,828 --> 00:59:38,831
‫يعني چي؟
‫ببين داداش، من الان اينجا نشستم،

1030
00:59:38,865 --> 00:59:42,769
‫پيش رفيق شيشم، می‌خوام بهش کمک کنم از
‫گير و گورش در بياد.

1031
00:59:42,803 --> 00:59:47,541
‫درسته؟ حتي اگه من واقعي نباشم،
‫اين لحظه واقعيه.

1032
00:59:48,675 --> 00:59:53,846
‫همينجا، همين حالا،
‫اين لحظه واقعيه.

1033
00:59:53,880 --> 00:59:57,818
‫يه نفر می‌خواد به کسي که دوستش
‫داره کمک کنه. مگه واقعي تر از اينم ميشه؟

1034
00:59:57,850 --> 01:00:02,823
‫اگه اين واقعي نباشه
‫نمی‌دونم چي واقعيه.

1035
01:00:05,425 --> 01:00:07,960
‫نگهباناي ديگه
‫رو می‌شناسي؟

1036
01:00:07,994 --> 01:00:09,529
‫همشون رو می‌شناسم.
‫چرا؟

1037
01:00:10,197 --> 01:00:11,931
‫هي، بادي..

1038
01:00:11,964 --> 01:00:13,966
‫امروز قرار نيست
‫روز خوشي باشه.

1039
01:00:15,169 --> 01:00:16,703
‫قراره يه روز عالي باشه.

1040
01:00:18,106 --> 01:00:19,439
‫گاي، ما اينجا چي کار می‌کنيم؟

1041
01:00:19,473 --> 01:00:22,142
‫اومديم اينجا يه کليپ براي دوستم ميلي
‫بگيريم.

1042
01:00:22,176 --> 01:00:23,876
‫به نظرت اينطوري بشينم
‫خفن به نظر ميام؟

1043
01:00:23,910 --> 01:00:26,312
‫من چه می‌دونم.
‫گاي، اينو چطوري نگه می‌دارن؟

1044
01:00:33,986 --> 01:00:36,190
‫يه چيزي داري که من می‌خوامش.

1045
01:00:36,223 --> 01:00:38,024
‫قرار هم هست ردش کني بياد.

1046
01:00:40,227 --> 01:00:41,627
‫چطوري اومدين تو؟

1047
01:00:41,661 --> 01:00:43,864
‫خيلي راحت.
‫نگهبانت رو می‌شناسم.

1048
01:00:44,564 --> 01:00:45,665
‫جيمي؟

1049
01:00:45,698 --> 01:00:46,733
‫اسمش لويجيه.

1050
01:00:46,767 --> 01:00:48,534
‫اگه دو دقيقه وقت گذاشته بودي
‫اسمش رو ياد بگيري...

1051
01:00:48,568 --> 01:00:50,369
‫شايد اينقدر سريع نمی‌فروختت.

1052
01:00:50,404 --> 01:00:54,208
‫يه کليپ ويدئويي لازم دارم.
‫تو هم لطف می‌کني ردش می‌کني بياد.

1053
01:00:54,240 --> 01:00:56,008
‫وايسا ببينم...

1054
01:00:56,976 --> 01:00:58,178
‫تو مرد آبي پوشي؟

1055
01:00:58,212 --> 01:00:59,712
‫آره. شايد.

1056
01:00:59,746 --> 01:01:02,416
‫يا خدا! اين گايه!
‫مرد آبي پوش! خودتي!

1057
01:01:02,448 --> 01:01:03,583
‫آره.
‫عاشقتم!

1058
01:01:03,616 --> 01:01:05,153
‫جدي؟
‫من...

1059
01:01:05,185 --> 01:01:06,552
‫طرفدار دو آتيشتم.
‫ته تهشي.

1060
01:01:06,586 --> 01:01:07,920
‫هر چي می‌خواي بردار.

1061
01:01:07,954 --> 01:01:08,955
‫وايسا، يه لحظه صبر کن.

1062
01:01:08,988 --> 01:01:11,125
‫گيمرا، گوش کنين.
‫من رونجمين باتنزم.

1063
01:01:11,159 --> 01:01:12,492
‫گاي الان کنارمه.

1064
01:01:12,526 --> 01:01:14,994
‫گاي اومده تو مخفیگاهم ازم دزدي کنه.

1065
01:01:15,027 --> 01:01:16,130
‫ميشه بگي «چی»...

1066
01:01:16,164 --> 01:01:19,365
‫تا فالورام ببينن گاي؟
‫چي؟

1067
01:01:19,398 --> 01:01:21,101
‫عالي بود. خيلي خب،
‫خب چه خبره...

1068
01:01:21,135 --> 01:01:22,702
‫گاي دنبال يه کليپه...

1069
01:01:22,735 --> 01:01:25,571
‫که راهنماي مرحله مخفي داخل بازیه.

1070
01:01:27,306 --> 01:01:28,908
‫با کي داري حرف می‌زني؟

1071
01:01:30,276 --> 01:01:31,677
‫ببخشيد.

1072
01:01:31,711 --> 01:01:35,014
‫با کي دارم حرف می‌زني؟
‫چه تيکه کلام قشنگي بود.

1073
01:01:35,047 --> 01:01:36,082
‫مگه نه؟

1074
01:01:36,116 --> 01:01:38,618
‫خيلي باحالي.
‫به هر حال...

1075
01:01:38,651 --> 01:01:42,156
‫می‌خواستي با اون دختر مولوتفي
‫ازم بدزديش.

1076
01:01:42,190 --> 01:01:43,322
‫اسمش ميليه.

1077
01:01:43,356 --> 01:01:45,559
‫آره. وایسا، کي؟
‫ميلي.

1078
01:01:45,591 --> 01:01:47,293
‫حاجي چه تميز داره پيش می‌ره.

1079
01:01:47,326 --> 01:01:50,396
‫می‌دونم.
‫اين دفعه اولمه که تفنگم رو در آوردم.

1080
01:01:50,429 --> 01:01:51,998
‫خيلي خوبه، نه؟

1081
01:01:52,031 --> 01:01:55,202
‫گاي، خواستم از همون راه برم،
‫ولي باگش رو درست کردند.

1082
01:01:55,235 --> 01:01:56,769
‫ديگه هم پيداش نکردم.

1083
01:01:56,803 --> 01:01:58,472
‫پس من تنها کسيم که ديده اون طرف چيه.

1084
01:01:58,504 --> 01:02:00,006
‫ولي همش اين توئه.
‫يه نگاه بهش بنداز.

1085
01:02:00,039 --> 01:02:02,742
‫خيلي باحاله.
‫انگار يه دنياي ديگه‌ست.

1086
01:02:02,775 --> 01:02:05,044
‫همينه؟ کليپ بازي همينه؟
‫آره خودشه.

1087
01:02:05,077 --> 01:02:08,548
‫جان من، فقط يه
‫کار می‌توني برام بکني؟

1088
01:02:08,581 --> 01:02:10,049
‫فقط يه کار ازت می‌خوام. باشه؟
‫باشه.

1089
01:02:10,082 --> 01:02:11,784
‫تيکه کلام من رو بگو.

1090
01:02:11,818 --> 01:02:13,487
‫اگه بگيش فالورام ساندويچ موز و خامه
‫می‌ريزن رو خودشون
‫(کنايه از ارضاي جنسي)

1091
01:02:13,519 --> 01:02:15,321
‫من عاشق ساندويج موز و خامه ام.

1092
01:02:15,354 --> 01:02:16,422
‫از اين ساندويچ موز و خامه خوشت نمياد.

1093
01:02:16,455 --> 01:02:17,957
‫آره همين رو دوست دارم.

1094
01:02:17,990 --> 01:02:19,759
‫ايول خب. پس بگو
‫می‌دوني وقت چيه؟

1095
01:02:19,792 --> 01:02:22,196
‫می‌دوني وقت چيه؟

1096
01:02:22,229 --> 01:02:23,329
‫می‌دوني وقت چيه؟

1097
01:02:23,362 --> 01:02:24,463
‫می‌دوني وقت چيه؟

1098
01:02:24,498 --> 01:02:25,698
‫می‌دوني وقت چيه؟

1099
01:02:25,731 --> 01:02:27,201
‫می‌دوني وقت چيه؟

1100
01:02:27,234 --> 01:02:28,768
‫می‌دوني وقت چيه؟

1101
01:02:28,801 --> 01:02:31,070
‫وقت خلافه جيگر.

1102
01:02:31,104 --> 01:02:32,206
‫وقت خلاف...

1103
01:02:32,239 --> 01:02:33,539
‫نه. نمی‌تونم. آخه...

1104
01:02:33,573 --> 01:02:35,641
‫طوري نيست طوري نيست.
‫خودم می‌گمش.

1105
01:02:35,675 --> 01:02:37,643
‫خيلي خب، می‌دوني وقت چيه؟
‫نه.

1106
01:02:37,677 --> 01:02:39,679
‫وقت خلا...
‫ننه!

1107
01:02:39,712 --> 01:02:41,248
‫ننه!
‫خدايي الان بايد...

1108
01:02:41,281 --> 01:02:42,582
‫بياي جارو بکشي؟

1109
01:02:42,615 --> 01:02:44,784
‫کل خونه رو ول کردي اومدي اينجا؟
‫داشتم..

1110
01:02:44,817 --> 01:02:46,352
‫تيکه کلامم رو می‌گفتم!
‫ملت دارن نگاه می‌کنند!

1111
01:02:46,385 --> 01:02:47,587
‫خدايا!
‫بيست و دو سالته،

1112
01:02:47,620 --> 01:02:49,323
‫داري تو خونه من زندگي می‌کني،
‫خدا هم وجود نداره!

1113
01:02:49,355 --> 01:02:50,456
‫ببخشيد گاي.

1114
01:02:50,489 --> 01:02:53,626
‫ممنون آقاي باتنز.
‫ما ديگه می‌ريم.

1115
01:02:53,659 --> 01:02:55,428
‫نه. نه نه!
‫بايد منو بکشين.

1116
01:02:55,461 --> 01:02:57,331
‫جانم؟
‫بايد بکشيم. بايد بکشيم.

1117
01:02:57,363 --> 01:02:59,699
‫بکش ماشه رو جونم.
‫بکش!

1118
01:02:59,732 --> 01:03:01,968
‫نه، لطفاً نزن.
‫نزن.

1119
01:03:02,001 --> 01:03:04,304
‫به کسي نمی‌خوايم صدمه بزنيم.
‫من آدم خوبيم.

1120
01:03:04,338 --> 01:03:05,838
‫ها؟ چي گفتي؟

1121
01:03:08,474 --> 01:03:09,709
‫چه فلسفه عميقي.

1122
01:03:09,742 --> 01:03:10,710
‫اونقدرم عميق نيستا.

1123
01:03:10,743 --> 01:03:12,011
‫انگار می‌تونم مزت کنم. چه عميقه.

1124
01:03:12,044 --> 01:03:15,948
‫بادي کمکم کن. کلمه امن اين يارو رو ندارم.
‫مترجم: کلمه امني که حين رابطه جنسي خشن
‫توسط يکي از طرفين گفته ميشه تا ادامه ندن.

1125
01:03:15,982 --> 01:03:17,049
‫می‌دونم چي می‌خواي.

1126
01:03:17,083 --> 01:03:18,186
‫نه از اين چيزا نمی‌خوام.

1127
01:03:18,218 --> 01:03:19,286
‫چه جورشم می‌خواي.

1128
01:03:19,319 --> 01:03:20,519
‫دارن بهم می‌خورن.

1129
01:03:20,554 --> 01:03:21,854
‫خوردن بهم.
‫آره.

1130
01:03:22,356 --> 01:03:23,656
‫می‌دونم چي می‌خواي.

1131
01:03:23,689 --> 01:03:25,024
‫خوبم می‌دونم.

1132
01:03:25,057 --> 01:03:27,693
‫يه کم از اون شهر آزاد می‌خواي
‫گربه کوچولو.

1133
01:03:27,727 --> 01:03:29,528
‫نه.
‫چرا می‌خواي.

1134
01:03:29,563 --> 01:03:31,497
‫اين حرکات مثبت هجده چيه
‫از خودت در مياري.

1135
01:03:31,530 --> 01:03:32,832
‫با رقص دستکش
‫«تانوس» حال می‌کني....؟

1136
01:03:32,865 --> 01:03:36,636
‫شايد از بشکن «تانوس» خوشت مياد؟

1137
01:03:36,669 --> 01:03:38,570
‫کمرت درد می‌گيره ها.
‫آره يه کم.

1138
01:03:38,604 --> 01:03:39,839
‫رقص رانندگي چي؟

1139
01:03:39,872 --> 01:03:41,607
‫خونه خيلي قشنگي داري.

1140
01:03:41,641 --> 01:03:45,011
‫مرد ماري چي؟ اينم نه؟
‫خدافظ آقاي باتنز.

1141
01:03:45,044 --> 01:03:47,647
‫بجنب، يه قر برو!
‫بجنب مرد!

1142
01:03:47,680 --> 01:03:49,749
‫مامان! به اون جوراب دست نزن!

1143
01:03:49,782 --> 01:03:51,583
‫به خدا به اون جوراب دست بزني...

1144
01:03:51,617 --> 01:03:53,719
‫تا آخر عمرت بايد بري پيش روانشناس!

1145
01:03:53,753 --> 01:03:57,124
‫نه! اون جوراب مخصوصمه!
‫بذارش زمين!

1146
01:04:02,162 --> 01:04:03,930
‫ميلي، خواهش می‌کنم.

1147
01:04:03,962 --> 01:04:06,400
‫تو رو خدا از کمای ایستاده‌ات بيدار شو.

1148
01:04:06,432 --> 01:04:08,834
‫ببين، می‌دونم اين دنيا برات فقط يه بازيه...

1149
01:04:08,868 --> 01:04:10,969
‫و مياي و می‌ري ولي براي من...

1150
01:04:11,003 --> 01:04:13,605
‫اينجا، اين آدما،
‫تنها چيزين که دارم.

1151
01:04:13,639 --> 01:04:15,775
‫و اگه نجاتش در توانم باشه،
‫می‌خوام نجاتش بدم...

1152
01:04:15,808 --> 01:04:18,412
‫ولي تو بايد بيدار بشي.

1153
01:04:18,477 --> 01:04:20,246
‫ميلي، ببخشيد که فرار کردم.

1154
01:04:20,280 --> 01:04:22,014
‫گاي؟

1155
01:04:23,015 --> 01:04:25,218
‫پشمام!
‫چه قدر ترسناک بود.

1156
01:04:25,251 --> 01:04:26,452
‫می‌دونم می‌دونم.

1157
01:04:26,485 --> 01:04:28,155
‫متاسفم. متاسفم.

1158
01:04:28,188 --> 01:04:30,656
‫ببين، شايد از پس زمينه زندگي کردن رو شروع کردي،
‫ولي منم همين کار رو کردم.

1159
01:04:30,690 --> 01:04:32,692
‫ديگه کاري به اون چيزا نداريم.

1160
01:04:34,328 --> 01:04:35,528
‫برات يه هديه دارم.

1161
01:04:36,595 --> 01:04:37,964
‫وقت نشد کادو پيچش کنم.

1162
01:04:39,065 --> 01:04:40,133
‫چي؟

1163
01:04:48,442 --> 01:04:51,544
‫می‌گن هر سال بيشتر از
‫يک ميليارد «ان.پي.سي» کشته ميشن

1164
01:04:51,577 --> 01:04:56,183
‫چوب کاري نکنم حداقل نصفش گردن منه.

1165
01:04:56,216 --> 01:04:59,719
‫وقتي حوصلم سر می‌رفت...

1166
01:04:59,752 --> 01:05:01,455
‫همه شخصيتاي فرعي رو می‌کشتم.

1167
01:05:01,487 --> 01:05:04,857
‫بعدم تي بگشون می‌کردم
‫(حرکت توهين آميز بعد از کشتن حريف در بازي هاي آنلاين)

1168
01:05:04,890 --> 01:05:07,760
‫اصلا کسي می‌دونه اين يارو آبي پوشه کيه؟

1169
01:05:07,793 --> 01:05:09,795
‫ولي بذارين بهتون بگم اون کاري کرده که به...

1170
01:05:09,829 --> 01:05:11,530
‫«ان.پي.سي»ها و روش بازي کردنم فکر کنم.

1171
01:05:11,564 --> 01:05:15,835
‫بازي اصلا براي آدمی ‌مثل اين ساخته نشده.
‫گيمر خوب چيه ديگه.

1172
01:05:15,868 --> 01:05:18,004
‫خيليم پسر نازيه.

1173
01:05:18,036 --> 01:05:20,038
‫فقط صورتش رو نمی‌گما.
‫کلا نازه.

1174
01:05:20,072 --> 01:05:22,074
‫و حقيقتش، باعث شده فکر کنم...

1175
01:05:22,109 --> 01:05:24,810
‫شايد ما از اول داشتيم اشتباه در مورد
‫«ان.پي.سي»ها فکر می‌کرديم.

1176
01:05:24,844 --> 01:05:26,846
‫به نظرم مرد آبي پوش يه نماده.

1177
01:05:26,879 --> 01:05:28,748
‫می‌دوني، انگار مردم واقعا
‫هر چي بخوان می‌تونند بشن.

1178
01:05:28,781 --> 01:05:31,184
‫مثل يه نماده.
‫درست گفتم مگه نه؟

1179
01:05:31,217 --> 01:05:33,420
‫يادمون می‌ندازه چي ممکنه.

1180
01:05:33,453 --> 01:05:34,820
‫تازه خيليم جذابه.

1181
01:05:34,854 --> 01:05:37,956
‫گل گفتي. عاشق پيکسلاشم!

1182
01:05:37,990 --> 01:05:39,493
‫هممون بايد يه کم بيشتر
‫شبيه مرد آبي پوش باشيم.

1183
01:05:39,525 --> 01:05:40,826
‫شايد وقتشه ديگه
‫نکشيم.

1184
01:05:40,860 --> 01:05:43,397
‫ديگه مرده! افتاد؟!

1185
01:05:43,430 --> 01:05:44,997
‫يارو رو بيار ببينم.

1186
01:05:45,031 --> 01:05:47,533
‫بيارش رو صفحه.
‫بيارش رو صفحه.

1187
01:05:47,566 --> 01:05:51,304
‫بيار ببينمش.
‫ايناهاش.

1188
01:05:51,337 --> 01:05:53,873
‫ايناهاش.
‫شازده کوچولوي مهربون!

1189
01:05:53,906 --> 01:05:55,409
‫فکرمی‌کردم ازش خوشت مياد.

1190
01:05:55,442 --> 01:05:57,177
‫زبون درازي نکن!

1191
01:05:57,210 --> 01:06:00,447
‫ملت نشستن دارن اين اسکل رو
‫تو توييچ و يوتيوب نگاه می‌کنن.

1192
01:06:00,480 --> 01:06:01,580
‫می‌دونين چي کار نمی‌کنن؟

1193
01:06:01,613 --> 01:06:02,948
‫شهر آزاد 2 رو نمی‌خرن.

1194
01:06:02,981 --> 01:06:05,185
‫پيش فروش 16 درصد اومده پايين.
‫شصت درصد.

1195
01:06:05,218 --> 01:06:06,952
‫شصت. خيلي بده.

1196
01:06:06,985 --> 01:06:09,688
‫چهل و هشت ساعت مونده به انتشار.

1197
01:06:10,390 --> 01:06:12,024
‫آره، معروف شده.

1198
01:06:12,058 --> 01:06:15,261
‫يه ويروسه که همزمان بهم
‫سرطان خايه و باسن داده!

1199
01:06:16,096 --> 01:06:18,597
‫غير درمانم هست!

1200
01:06:18,630 --> 01:06:19,965
‫می‌دوني اين فاز خوب بودن...

1201
01:06:19,998 --> 01:06:22,935
‫تاثير بدي داره.
‫براي کل سريِ بازي بده.

1202
01:06:22,968 --> 01:06:25,538
‫می‌خوام از بين بره.
‫برام مهم نيست کيه. بندازينش بيرون.

1203
01:06:25,571 --> 01:06:26,772
‫نمی‌شه.

1204
01:06:27,407 --> 01:06:28,508
‫ببخشيد چي گفتي؟

1205
01:06:28,541 --> 01:06:29,908
‫نمی‌شه.

1206
01:06:29,942 --> 01:06:31,009
‫چرا نمی‌شه؟

1207
01:06:31,043 --> 01:06:33,745
‫چون اون هکر نيست آنتوان.
‫«ان.پي.سي»ـه.

1208
01:06:33,779 --> 01:06:35,614
‫می‌خواي بگي اين مزخرفات
‫در مورد يه «ان.پي.سي»...

1209
01:06:35,647 --> 01:06:37,783
‫که خودآگاهي داره واقعيه؟

1210
01:06:37,817 --> 01:06:41,087
‫آره. نمی‌دونم چرا يا چطوري،
‫ولي واقعيه.

1211
01:06:42,020 --> 01:06:44,157
‫چي کار کنم؟
‫چي کار کنم؟

1212
01:06:46,625 --> 01:06:48,694
‫خيلي خب خيلي خب خيلي خب.

1213
01:06:48,727 --> 01:06:51,029
‫چي کار کنم، چي کار کنم؟
‫فهميدم.

1214
01:06:52,631 --> 01:06:54,101
‫بزن بريم!

1215
01:06:57,636 --> 01:06:59,071
‫پس نمی‌تونيم از بازي بندازيمش بيرون.

1216
01:06:59,106 --> 01:07:02,242
‫چطور ميشه هوش مصنوعيش
‫رو ريست کنيم؟ بجنبين.

1217
01:07:02,275 --> 01:07:03,909
‫نظر بدين.

1218
01:07:03,942 --> 01:07:05,578
‫ميشه سرور رو ريبوت کرد.

1219
01:07:05,644 --> 01:07:06,645
‫ادامه بده.

1220
01:07:06,678 --> 01:07:08,181
‫اگه سرور رو ريبوت کنيم...

1221
01:07:08,214 --> 01:07:11,451
‫اونم دوباره يه «شخصیت غيرقابل بازي» ميشه.

1222
01:07:11,485 --> 01:07:13,619
‫اينم از راه حل.
‫آنتوان.

1223
01:07:13,652 --> 01:07:15,087
‫آنتوان، داري حرف از بین بردن...

1224
01:07:15,122 --> 01:07:16,889
‫اولين موجود زنده هوش مصنوعي...

1225
01:07:16,922 --> 01:07:18,056
‫حرف می‌زني. می‌فهمي؟

1226
01:07:18,091 --> 01:07:19,859
‫عزيزم، عزيزم، هيس.

1227
01:07:20,626 --> 01:07:22,060
‫داره بهم ضرر می‌زنه.

1228
01:07:22,095 --> 01:07:25,565
‫پس برام مهم نيست اگه آرنولد شوارتزنگر ويدر لعنتي باشه.
‫(آرنولد بازيگر ترميناتور، ويدر شخصيت استاروارز)

1229
01:07:25,598 --> 01:07:27,100
‫نابودش کنين. ريبوت.

1230
01:07:27,134 --> 01:07:29,102
‫- همین الان.
‫- نمی‌توني اين کار رو بکني.

1231
01:07:29,136 --> 01:07:30,137
‫ريبوت لطفاً!

1232
01:07:39,711 --> 01:07:42,848
‫با يه ليوان آب قتل...

1233
01:07:42,882 --> 01:07:45,552
‫عطش آدم کشيتون رو افزايش بدين.

1234
01:07:45,585 --> 01:07:47,653
‫هايلايت هاي ويژه اين هفته پخش ميشه.

1235
01:07:47,686 --> 01:07:49,955
‫احساساتش رو با بدنش خيلي دقيق بروز می‌ده.

1236
01:07:49,988 --> 01:07:50,923
‫مشخصه.

1237
01:07:50,956 --> 01:07:52,159
‫اون چيه؟

1238
01:07:52,192 --> 01:07:53,692
‫اون طرف يه دنياي ديگه‌ست.

1239
01:07:53,725 --> 01:07:55,295
‫يه جور بهشت مهشت.

1240
01:07:55,328 --> 01:07:56,728
‫خداي من، خودشه.

1241
01:07:56,762 --> 01:08:01,201
‫ساختار اصلي ماست
‫و اين ثابت می‌کنه که کد ما داخل بازيه.

1242
01:08:01,234 --> 01:08:03,536
‫فکرشم نمی‌توني بکني من
‫چه قدر منتظرش بودم.

1243
01:08:03,570 --> 01:08:05,138
‫اينجا رو قبلاً ديدم.

1244
01:08:05,172 --> 01:08:06,472
‫چي؟

1245
01:08:12,179 --> 01:08:13,479
‫آره.

1246
01:08:13,513 --> 01:08:15,381
‫منظورت چيه؟
‫چطور ممکنه قبلا ديده باشيش؟

1247
01:08:19,718 --> 01:08:21,820
‫ميلي؟ ميلي؟

1248
01:09:06,798 --> 01:09:09,067
‫خاموش شد.
‫شهر آزاد آفلاين شد.

1249
01:09:16,643 --> 01:09:18,711
‫چه خبره؟

1250
01:09:23,549 --> 01:09:25,083
‫باي باي آبي‌پوش.

1251
01:09:25,518 --> 01:09:27,453
‫نه نه نه.

1252
01:09:46,071 --> 01:09:47,473
‫چيزي نيست. بجنب.

1253
01:09:53,212 --> 01:09:55,013
‫بجنب.

1254
01:09:55,047 --> 01:09:57,550
‫بجنب بجنب بجنب.

1255
01:10:02,954 --> 01:10:04,557
‫صبح بخير «گلدی».

1256
01:10:09,027 --> 01:10:11,731
‫موج گرم خشک تير اندازي...

1257
01:10:11,764 --> 01:10:13,666
‫به همراه چاقو زني بعد از ظهر...

1258
01:10:13,700 --> 01:10:15,535
‫می‌تونه تا سه شنبه شب...

1259
01:10:15,567 --> 01:10:17,437
‫خيابونا رو پر از خون بي گناها بکنه.

1260
01:10:17,470 --> 01:10:20,440
‫فرق بين قهوه روشن و تاريک چيه؟

1261
01:10:20,473 --> 01:10:22,007
‫هيچ کسي نمی‌دونه.

1262
01:10:22,040 --> 01:10:23,809
‫روزت خوبی نداشته باشین،
‫روز عالي‌ای داشته باشین.

1263
01:10:23,842 --> 01:10:25,043
‫گاي، ميشه حرف بزنيم؟

1264
01:10:25,077 --> 01:10:26,379
‫اين دختر عينکیه از کجا
‫اسم تو رو می‌دونه؟

1265
01:10:26,412 --> 01:10:27,246
‫نمی‌دونم. بيا بريم.

1266
01:10:27,280 --> 01:10:28,847
‫دست بردار گاي!
‫من رو می‌شناسي.

1267
01:10:28,880 --> 01:10:30,882
‫اينم می‌شناسي.

1268
01:10:30,916 --> 01:10:32,785
‫گفتي اين کليپ جايي
‫رو نشون داد که قبلا ديدي.

1269
01:10:32,818 --> 01:10:34,520
‫بايد بفهمم کجاست.

1270
01:10:34,554 --> 01:10:36,389
‫اطلاعاتش حذف شده ولي توي سرته.

1271
01:10:36,422 --> 01:10:40,025
‫خواهش می‌کنم سعي کن
‫به يادش بياري. خيلي مهمه.

1272
01:10:40,058 --> 01:10:43,529
‫خواهش می‌کنم گاي، فکر کن.
‫بستني، تاب بازي؟

1273
01:10:43,563 --> 01:10:45,030
‫اوه، گاي عاشق تاب بازيه.

1274
01:10:45,063 --> 01:10:47,032
‫توي پارک هاربور شهر آزاد
‫يه جاي عالي براي تاب بازي هست.

1275
01:10:47,065 --> 01:10:48,368
‫تا حالا رفتي اونجا؟
‫آره.

1276
01:10:48,401 --> 01:10:49,769
‫اونجا با هم بستني آدامس بادکنکي خورديم.

1277
01:10:49,802 --> 01:10:52,672
‫اوه من عاشق بستني آدامس بادکنکيم.

1278
01:10:52,705 --> 01:10:54,140
‫عاشق بستني آدامس بادکنکيه.

1279
01:10:54,173 --> 01:10:56,342
‫آره می‌دونم.
‫با هم خورديم، يادته؟

1280
01:10:57,543 --> 01:11:00,011
‫خواهش می‌کنم گاي،
‫تو تنها چيزي هستي که دارم.

1281
01:11:03,981 --> 01:11:07,720
‫ببخشيد خانم، فکر کنم اشتباه گرفتي.

1282
01:11:07,754 --> 01:11:10,515
‫روزت خوبی نداشته باشین،
‫روز عالي‌ای داشته باشین.

1283
01:11:24,337 --> 01:11:25,371
‫الو؟

1284
01:11:25,405 --> 01:11:27,106
‫ممکنه يه چيزي پيدا کرده باشم.

1285
01:11:27,140 --> 01:11:29,875
‫داشتم کد گاي رو نگاه می‌کردم
‫و يه چيزي اونجاست...

1286
01:11:29,908 --> 01:11:31,977
‫حتي الان بعد پاکسازيم هست.

1287
01:11:32,009 --> 01:11:33,645
‫چه فايده اي داره؟

1288
01:11:33,679 --> 01:11:35,947
‫گاي معجزه يک در ميليارد بود.
‫نمی‌تونيم ديگه مثلش رو بسازيم.

1289
01:11:35,981 --> 01:11:37,617
‫سعيم رو کردم، باشه؟
‫حق با تو بود. تموم شد رفت.

1290
01:11:37,649 --> 01:11:40,420
‫نه ميلي.
‫ميلي گوش نمی‌کني چي می‌گم.

1291
01:11:40,453 --> 01:11:43,456
‫ريبوت کد هوش مصنوعي رو پاک نمی‌کنه...

1292
01:11:43,489 --> 01:11:45,725
‫براي حذف کردنش بايد
‫سرورا رو نابود کني.

1293
01:11:45,758 --> 01:11:48,361
‫هوش مصنوعيش هنوز اونجاست.
‫فقط بايد بهش دسترسي پيدا کنه.

1294
01:11:48,394 --> 01:11:50,696
‫رفتم ديدمش کيز،
‫همه چيز رو فراموش کرده.

1295
01:11:50,730 --> 01:11:52,964
‫به گزارش کدي که برات می‌فرستم نگاه کن.

1296
01:11:52,998 --> 01:11:54,666
‫همه چيز رو روشن می‌کنه.

1297
01:12:08,313 --> 01:12:09,981
‫رفتار گاي از اولم خيلي پيچيده تر...

1298
01:12:10,015 --> 01:12:12,819
‫از چيزيه که بايد می‌بوده.

1299
01:12:12,852 --> 01:12:14,821
‫به خاطر کد ماست.

1300
01:12:14,854 --> 01:12:18,458
‫ولي هنوز تو شهر آزاد گير کرده،
‫هنوز توي اين زندگي، توي اين چرخه گيره.

1301
01:12:18,491 --> 01:12:22,562
‫و بعد يه چيزي عوض ميشه و اون
‫زنده ميشه. چرا؟

1302
01:12:22,594 --> 01:12:24,864
‫اون موقع بود که يادم اومد.

1303
01:12:24,897 --> 01:12:28,167
‫يکي از شخصيتاي بازي «خود زندگي»،
‫بود که لقبش رو گذشته بودم عاشق دلخسته...

1304
01:12:28,201 --> 01:12:32,305
‫اون طراحي شده بود تا هيچ وقت
‫دختر روياهاش رو پيدا نکنه.

1305
01:12:32,337 --> 01:12:34,640
‫کل شخصيت کاراکتر همين بود.

1306
01:12:34,674 --> 01:12:38,976
‫ولي هيچ وقت اميدش براي ديدن
‫دختر روياهاش رو از دست نمی‌داد.

1307
01:12:39,010 --> 01:12:40,978
‫بايد اين دختره رو طبق يه شخصيت می‌ساختم...

1308
01:12:41,012 --> 01:12:44,584
‫و به خودم گفتم کي بهتر از دختري
‫که هر روز کنارش می‌شينم؟

1309
01:12:44,616 --> 01:12:45,717
‫تو.

1310
01:12:45,751 --> 01:12:47,320
‫ولي بعدش يه روز...

1311
01:12:47,352 --> 01:12:49,955
‫اون تو رو توي شهر آزاد می‌بينه
‫و وقتي که تو رو می‌بينه...

1312
01:12:49,987 --> 01:12:51,424
‫ديگه نمی‌تونه مثل قبلش باشه.

1313
01:12:51,457 --> 01:12:55,360
‫قرار بود حس کنه محکوم به فناست
‫ولي در عوض حس می‌کنه...

1314
01:12:55,394 --> 01:12:58,297
‫زنده‌ست تا اين که بالاخره زنده شد.

1315
01:12:59,532 --> 01:13:01,534
‫تو عوضش کردي ميلي.

1316
01:13:01,567 --> 01:13:06,104
‫کدش رو عوض کردي.
‫و فکر می‌کنم بازم می‌توني عوضش کني.

1317
01:13:06,139 --> 01:13:08,508
‫تو اون رو زنده کردي ميلي.

1318
01:13:09,609 --> 01:13:11,544
‫بهش زندگي دادي.

1319
01:13:11,577 --> 01:13:14,079
‫و اون زنده شد چون
‫اون شخص روياهاش رو ديد...

1320
01:13:15,815 --> 01:13:17,183
‫روزتون خوبی نداشته باشین...

1321
01:13:18,015 --> 01:13:19,418
‫روز عالی‌ای داشته باشین.

1322
01:13:19,452 --> 01:13:20,887
‫ممنون.

1323
01:13:20,919 --> 01:13:22,421
‫خوش اومدين.

1324
01:13:22,455 --> 01:13:24,089
‫همه بخوابن رو زمين!

1325
01:13:24,122 --> 01:13:26,658
‫کسي قهرمان بازي در نياره.
‫خيلي زود تموم می‌شه.

1326
01:13:26,692 --> 01:13:27,759
‫باشه.

1327
01:13:27,793 --> 01:13:29,428
‫همه غير از تو.

1328
01:13:32,931 --> 01:13:34,734
‫در، در ، در، من باز می‌کنم.

1329
01:13:34,766 --> 01:13:36,067
‫تو رو خدا،
‫من يه ماهي قرمز دارم.

1330
01:13:36,102 --> 01:13:37,436
‫ببين زياد وقت ندارم.

1331
01:13:37,470 --> 01:13:39,539
‫چون گروگانت گرفتم
‫الان مجرم سه ستاره ام.

1332
01:13:39,571 --> 01:13:41,440
‫ستاره؟ تو گروه پيشاهنگاي دختري
‫چيزي هستي؟

1333
01:13:41,474 --> 01:13:42,674
‫يه چيزي توي تو هست گاي.

1334
01:13:42,708 --> 01:13:44,041
‫ها؟
‫من که نمی‌خوام چيزي توم باشه.

1335
01:13:44,075 --> 01:13:45,545
‫اينجا ولت کردند توي اون بانک
‫و انتظار

1336
01:13:45,577 --> 01:13:46,712
‫داشتند گوش به فرمان باشي...
‫من عاشق بانکم

1337
01:13:46,746 --> 01:13:47,880
‫و هر روز همون کار
‫تکراري رو می‌کني.

1338
01:13:47,914 --> 01:13:48,947
‫لياقت تو خيلي
‫بيشتر از اينه.

1339
01:13:48,981 --> 01:13:50,081
‫نمی‌خوام بيشتر باشه.

1340
01:13:50,116 --> 01:13:51,751
‫نه، بايد يادت بياد.

1341
01:13:51,783 --> 01:13:54,019
‫چرا راه افتادي دنبال من
‫و اسم من رو از کجا می‌دوني؟

1342
01:13:54,051 --> 01:13:55,320
‫بزن به چشمت.

1343
01:13:55,354 --> 01:13:56,656
‫مجبور نيستم اين کار رو بکنم.

1344
01:13:56,688 --> 01:13:59,056
‫درسته.
‫انتخابش با خودته.

1345
01:13:59,091 --> 01:14:00,893
‫باشه باشه.

1346
01:14:05,665 --> 01:14:07,599
‫اين ديگه چيه؟

1347
01:14:07,633 --> 01:14:09,635
‫اين ديگه چيه؟
‫عينک شعبده بازي؟

1348
01:14:09,669 --> 01:14:10,536
‫خوب گوش کن.

1349
01:14:10,570 --> 01:14:13,472
‫تو 24 ساعت، اين دنيا، هر کسي
‫که می‌شناسي...

1350
01:14:13,506 --> 01:14:15,974
‫همش قراره کاملاً نابود بشه.

1351
01:14:16,008 --> 01:14:17,476
‫ميشه ولم کني برم؟

1352
01:14:17,510 --> 01:14:19,145
‫من اصلاً تا حالا صورت تو رو نديدم...

1353
01:14:19,177 --> 01:14:20,479
‫يعني خب يه چيزاي کلي ديدم...

1354
01:14:20,513 --> 01:14:22,247
‫ولي بلد نيستم جزييات
‫رو خوب تعريف کنم.

1355
01:14:22,281 --> 01:14:23,815
‫کلا خوب نمی‌تونم حرف بزنم.

1356
01:14:24,917 --> 01:14:26,552
‫گور باباش.
‫چي؟ اوه!

1357
01:15:04,590 --> 01:15:05,691
‫يادم اومد.

1358
01:15:06,758 --> 01:15:08,728
‫خوش برگشتي.

1359
01:15:08,760 --> 01:15:11,731
‫نه. همه چي يادم اومد.

1360
01:15:12,632 --> 01:15:14,232
‫باهام بيا.

1361
01:15:14,267 --> 01:15:17,502
‫اينقدر اين کار رو هر روز
‫تکرار کردم که فراموش کردم چرا.

1362
01:15:20,806 --> 01:15:22,507
‫ديديش؟

1363
01:15:22,541 --> 01:15:24,110
‫اينجاست.

1364
01:15:24,610 --> 01:15:26,144
‫خداي من.

1365
01:15:27,346 --> 01:15:28,880
‫خداي من!

1366
01:15:28,914 --> 01:15:32,551
‫آنتوان ساختار اصلي ما رو اون طرف
‫افق مخفي کرده، براي همين نامرئي شده...

1367
01:15:32,584 --> 01:15:35,755
‫ولي فراموش کرده بازتابش رو از بين ببره.

1368
01:15:35,787 --> 01:15:38,624
‫هنوز اونجاست گاي.
‫فقط نميشه ديدش.

1369
01:15:38,658 --> 01:15:40,493
‫اگه بتونيم برسيم اونجا
‫مدرکي که لازم داريم گيرمون مياد.

1370
01:15:40,525 --> 01:15:43,595
‫نمی‌شه از لب آب رد بشي،
‫من قبلاً امتحان کردم.

1371
01:15:43,629 --> 01:15:45,631
‫کمک لازم داريم.

1372
01:15:45,665 --> 01:15:47,733
‫آنتوان يه راهي پيدا کرده
‫تا جلوي چشم همه مخفيش کنه.

1373
01:15:47,767 --> 01:15:50,068
‫اونم تو جايي که هيچ کسي
‫نمی‌تونه بهش برسه.

1374
01:15:50,103 --> 01:15:51,404
‫باورم نميشه اون اينقدر...

1375
01:15:51,436 --> 01:15:52,237
‫باهوشه که همچين کار کثيفي کرده باشه.

1376
01:15:52,270 --> 01:15:53,773
‫کيز. بايد تمرکز کني.

1377
01:15:53,805 --> 01:15:57,476
‫خيلي خب، بازتاب بيلد بعد از
‫افق جنوبي رو نشون می‌ده...

1378
01:15:57,510 --> 01:15:59,679
‫ولي فيزيک بازی نمی‌ذاره از ساحل رد بشي.

1379
01:15:59,711 --> 01:16:02,415
‫ولي به نظرت می‌توني يه راه پيدا کني
‫که از مانعش ردمون کني؟

1380
01:16:02,447 --> 01:16:03,815
‫يه پل لازم داريم.

1381
01:16:03,849 --> 01:16:06,018
‫تو فقط برس به ساحل آدم‌کش‌ها،
‫من بقيش رو يه کاريش می‌کنم.

1382
01:16:06,052 --> 01:16:07,420
‫ميلي؟

1383
01:16:07,819 --> 01:16:09,122
‫مواظب باش.

1384
01:16:09,155 --> 01:16:10,989
‫آنتوان شايد عوضي باشه
‫ولي احمق نيست.

1385
01:16:11,023 --> 01:16:13,959
‫بفهمه کي هستي با همه توانش مياد سراغت.

1386
01:16:13,992 --> 01:16:15,528
‫درست می‌گي.

1387
01:16:15,560 --> 01:16:18,431
‫سلام. ميلي، و اون کسي
‫که نمی‌تونم ببينمش.

1388
01:16:18,463 --> 01:16:19,998
‫خب، من يه فکري دارم.

1389
01:16:20,032 --> 01:16:21,833
‫اگه اون نتونه کسي رو
‫بفرسته دنبالمون چي؟

1390
01:16:23,536 --> 01:16:26,439
‫همگي! جمع بشين!

1391
01:16:27,939 --> 01:16:29,474
‫ممنون که اومدين.

1392
01:16:30,143 --> 01:16:31,610
‫شماها من رو می‌شناسين.
‫من گاي هستم.

1393
01:16:31,643 --> 01:16:33,245
‫سلام گاي.

1394
01:16:33,779 --> 01:16:35,448
‫سلام.

1395
01:16:35,480 --> 01:16:38,483
‫حرفي که الان می‌خوام بزنم
‫ممکنه درکش سخت باشه.

1396
01:16:39,217 --> 01:16:40,720
‫خيلي خيلي سخت.

1397
01:16:42,421 --> 01:16:45,920
‫ولي، شماها از زندگي کردن
‫تو پس زمينه خسته نشدين؟

1398
01:16:46,958 --> 01:16:48,794
‫از تيرخوردن خسته نشدين؟

1399
01:16:48,828 --> 01:16:49,861
‫ديگه بسه.

1400
01:16:49,895 --> 01:16:51,430
‫- گروگان گرفته شدن؟
‫- ديگه بسه.

1401
01:16:51,464 --> 01:16:52,798
‫- زير گرفته شدن؟
‫- ديگه تحمل نمی‌کنيم.

1402
01:16:52,832 --> 01:16:55,201
‫زورگيري؟ چاقو خوردن؟
‫سپر انساني شدن؟

1403
01:16:55,233 --> 01:16:56,836
‫از چاقو خوردن خسته شديم!

1404
01:16:56,868 --> 01:16:58,105
‫- بادي!
‫- ببخشيد.

1405
01:16:58,137 --> 01:16:59,771
‫چي می‌خواي بگي گاي؟

1406
01:16:59,805 --> 01:17:03,041
‫می‌خوام بگم که حتما لازم نيست
‫اين شهر اينطوري باشه.

1407
01:17:03,075 --> 01:17:04,210
‫می‌تونه طور ديگه اي باشه.

1408
01:17:04,242 --> 01:17:05,478
‫چه طور ديگه؟

1409
01:17:05,510 --> 01:17:09,215
‫- مثلا تو می‌توني دستات رو بياري پايين.
‫- آره.

1410
01:17:10,882 --> 01:17:13,719
‫بفرما.ديدي؟ آره.

1411
01:17:13,753 --> 01:17:15,287
‫فشار بيار. آفرين.

1412
01:17:15,320 --> 01:17:16,354
‫نفس بکش. برو.

1413
01:17:16,389 --> 01:17:17,490
‫برو برو برو.

1414
01:17:17,522 --> 01:17:19,126
‫نه. نميشه.
‫نه.

1415
01:17:19,158 --> 01:17:20,493
‫حس می‌کنم غير طبيعيه.

1416
01:17:20,525 --> 01:17:22,794
‫يعني خب وقتي يکي تفنگ به دست
‫مياد چي کار کنم؟

1417
01:17:22,828 --> 01:17:25,198
‫اين که هميشه دستام بالا باشه
‫وقتم رو هدر نمی‌ده.

1418
01:17:25,231 --> 01:17:30,103
‫ولي، اگه ياروي تفنگ به دست نياد چي؟

1419
01:17:30,137 --> 01:17:31,603
‫ها؟
‫چي؟

1420
01:17:31,636 --> 01:17:33,071
‫هميشه سر و کله يکي
‫با تفنگ پيدا ميشه.

1421
01:17:33,106 --> 01:17:34,973
‫کلي تفنگ به دست اينجا هست.

1422
01:17:35,006 --> 01:17:38,610
‫اگه دنيامون اينقدر ترسناک نبود چي می‌شد؟

1423
01:17:39,911 --> 01:17:41,580
‫اگه بتونيم تغييرش بديم چي؟

1424
01:17:41,613 --> 01:17:46,818
‫ميلي! تو دنياي تو، يه روز چند
‫تا بانک رو می‌زنند؟

1425
01:17:46,852 --> 01:17:48,053
‫تقريبا هيچ وقت گاي.

1426
01:17:48,086 --> 01:17:50,255
‫جنازه چي ميلي؟

1427
01:17:50,288 --> 01:17:51,389
‫چي؟
‫جنازه زياد می‌بيني؟

1428
01:17:51,424 --> 01:17:52,991
‫تو يه ساعت چندتا می‌بيني؟

1429
01:17:53,024 --> 01:17:54,459
‫ساعتي هيچي.

1430
01:17:54,493 --> 01:17:56,328
‫تيراندازي چي؟

1431
01:17:56,361 --> 01:17:58,029
‫تو دنيات تيراندازي زياد هست؟

1432
01:17:58,063 --> 01:18:01,600
‫اين يکي خيلي مشکل بزرگيه گاي.
‫خيلي پيش مياد.

1433
01:18:03,335 --> 01:18:04,437
‫فکر اين يکي رو نکرده بودم.

1434
01:18:04,469 --> 01:18:06,806
‫واقعیته. واقعاً بده.

1435
01:18:06,838 --> 01:18:11,769
‫حرفم اينه که، لازم نيست تو زندگيامون
‫تماشاچي باشيم.

1436
01:18:12,145 --> 01:18:13,945
‫می‌تونيم هر چي که می‌خوايم باشيم.

1437
01:18:13,979 --> 01:18:15,714
‫همه ما که نمی‌تونيم
‫مثل تو باشيم گاي.

1438
01:18:15,747 --> 01:18:16,948
‫اشتباه می‌کني.

1439
01:18:18,251 --> 01:18:21,586
‫چيزي که تو منه
‫تو همه شما هم هست.

1440
01:18:21,620 --> 01:18:22,854
‫چي؟

1441
01:18:22,888 --> 01:18:25,558
‫داخل تک تکتون، دارين رشد می‌کنين.

1442
01:18:25,590 --> 01:18:28,994
‫ديگه فقط قهوه ساده نمی‌خوام.
‫می‌خوام...

1443
01:18:29,027 --> 01:18:30,061
‫می‌خواي کاپوچينو درست کني.

1444
01:18:30,097 --> 01:18:31,930
‫دنيا رو عوض کنم.

1445
01:18:31,963 --> 01:18:33,199
‫خیلی خیلی بهتر شد.

1446
01:18:33,232 --> 01:18:34,299
‫يا چاي سبز حباب دار.

1447
01:18:34,332 --> 01:18:36,103
‫يا خدا!
‫ايول!

1448
01:18:36,135 --> 01:18:37,569
‫ماشالا دختر.

1449
01:18:37,602 --> 01:18:38,770
‫خداي من چه قدر خفن حرف زدي.

1450
01:18:38,804 --> 01:18:40,605
‫اگه بتونم از اون آب بگذرم...

1451
01:18:40,639 --> 01:18:42,741
‫اونجا يه دنيايي هست
‫که می‌تونيم آزاد باشيم.

1452
01:18:42,774 --> 01:18:44,876
‫دنياي که می‌تونيم تصميم
‫بگيريم کي باشيم.

1453
01:18:44,910 --> 01:18:47,480
‫دنيايي که توش اهميت داريم.
‫ولي بايد براش بجنگيم.

1454
01:18:47,512 --> 01:18:49,381
‫بايد کنار همديگه بجنگيم.

1455
01:18:49,414 --> 01:18:51,516
‫آره!

1456
01:18:51,550 --> 01:18:54,085
‫شماها تا الان
‫کاري که ازتون انتظار می‌رفته رو انجام دادين.

1457
01:18:54,121 --> 01:18:55,787
‫ولي اين مسخره بازي امروز تموم ميشه.

1458
01:18:55,821 --> 01:18:57,223
‫آره!

1459
01:18:57,256 --> 01:18:59,057
‫اصلا نمی‌دونم چه خبر شده!

1460
01:18:59,091 --> 01:19:00,127
‫ولي عاشقشم!

1461
01:19:01,760 --> 01:19:03,061
‫عاشقشم!

1462
01:19:04,197 --> 01:19:05,363
‫عاشقشم!

1463
01:19:05,397 --> 01:19:07,166
‫منم عاشقشم! بجنبين بچه ها
‫بياين اينجا!

1464
01:19:07,200 --> 01:19:10,335
‫جمع بشين! نقشه اينه!
‫همه بياين!

1465
01:19:16,474 --> 01:19:18,277
‫همه بخوابن رو زمين!

1466
01:19:23,316 --> 01:19:24,549
‫سلام؟

1467
01:19:26,017 --> 01:19:27,953
‫ملت کدوم گوري رفتند؟

1468
01:19:28,820 --> 01:19:30,388
‫سلام؟

1469
01:19:40,732 --> 01:19:42,834
‫«ان.پي.سي»ها کجان؟

1470
01:19:51,277 --> 01:19:54,313
‫ببينين الان سه ساله
‫دارم شهر آزاد رو بازي می‌کنم،

1471
01:19:54,347 --> 01:19:56,514
‫تا حالا همچين چيزي نديدم.

1472
01:19:56,549 --> 01:20:00,018
‫تا اين اواخر، اگه چندتا «ان.پي.سي» گم
‫شده بودن اصلا متوجه نمی‌شدم.

1473
01:20:00,051 --> 01:20:03,122
‫و نمی‌دونم اين يه تئوري
‫چرت و پرت از سايت رديته يا نه...

1474
01:20:03,155 --> 01:20:07,159
‫ولي بعضيا دارن می‌گن مرد آبي پوش
‫اصلا يه گيمر نيست.

1475
01:20:07,192 --> 01:20:10,061
‫می‌گن يه هوش مصنوعيه.

1476
01:20:10,096 --> 01:20:13,564
‫يه هوش مصنوعي.
‫يعني زنده‌ست.

1477
01:20:13,598 --> 01:20:15,901
‫براي همينه که مرد آبي پوش
‫همه جا معروف شده.

1478
01:20:15,933 --> 01:20:18,936
‫آنتوان، اگه داري من رو تماشا می‌کني،
‫لطفاً بازي رو درست کن.

1479
01:20:18,970 --> 01:20:21,506
‫و مهم تر از همه، مرد آبي پوش رو برگردون.
‫اوه خداي من. خداي من!

1480
01:20:21,539 --> 01:20:23,008
‫آنتوان، بايد اين رو ببيني.

1481
01:20:25,111 --> 01:20:28,546
‫و سعي کردي با اون دختر مولوتفي
‫ازم بدزديش.

1482
01:20:28,579 --> 01:20:29,814
‫اسمش ميليه.

1483
01:20:29,848 --> 01:20:30,815
‫ميلي.

1484
01:20:30,849 --> 01:20:33,919
‫پيداش کردم. پيداش کردم!
‫پيدات کردم! پيدات کردم!

1485
01:20:33,951 --> 01:20:36,688
‫موسر! بيارش رو صفحه.
‫همين الان بيارش.

1486
01:20:36,721 --> 01:20:38,456
‫همينه، بجنب. سريع.

1487
01:20:38,490 --> 01:20:40,126
‫ايناهاش.

1488
01:20:40,159 --> 01:20:43,862
‫داره دور شهر آزاد با يه گيمر به اسم
‫دختر مولوتفي دور دور می‌کنه.

1489
01:20:44,529 --> 01:20:47,333
‫اسمش ميلي راسکه.

1490
01:20:47,366 --> 01:20:49,067
‫ميلي راسک؟
‫اون شريک قديمی‌کيز نيست؟

1491
01:20:49,101 --> 01:20:50,303
‫آره.

1492
01:20:50,336 --> 01:20:52,437
‫همونيه که داره زور می‌زنه يه
‫شکايت چرت ازم بکنه

1493
01:20:52,470 --> 01:20:55,006
‫چون بدجور دلش می‌خواد يه تيکه از شرکت
‫سونامی کوان گيرش بياد.

1494
01:20:55,040 --> 01:20:56,441
‫دختر مولوتفي رو بنداز بيرون.

1495
01:20:56,474 --> 01:21:00,679
‫دارم تا جاي ممکن سعيم می‌کنم
‫ولي اکانتش مخفي شده.

1496
01:21:00,712 --> 01:21:01,979
‫اين زنه استثنائيه.

1497
01:21:02,013 --> 01:21:03,448
‫پس تو بازي بکشش.

1498
01:21:03,481 --> 01:21:06,152
‫«چی؟»
‫آره گفتم بکشش.

1499
01:21:06,185 --> 01:21:09,955
‫هر چي داريم تو بازي بريز سرشون باشه؟
‫پنج ستاره اش کن.

1500
01:21:09,987 --> 01:21:11,622
‫آره فقط يه مشکلي هست.

1501
01:21:11,656 --> 01:21:13,159
‫چيزي نداريم.

1502
01:21:13,192 --> 01:21:14,360
‫چي داري می‌گي ويلز؟

1503
01:21:14,393 --> 01:21:15,894
‫اصلا هيچ عامل دفاعي اي نداريم.

1504
01:21:15,927 --> 01:21:19,497
‫نه پليس نه ارتش.
‫هيچي نيست.

1505
01:21:19,531 --> 01:21:21,266
‫اون وقت تا حالا می‌خواستم
‫همين رو بهت بگم.

1506
01:21:21,300 --> 01:21:25,002
‫انگار همۀ «ان.پي.سي»ها اعتصاب کردن.

1507
01:21:26,538 --> 01:21:29,040
‫يه قهوه شيرجو دوبل پر کف
‫بزرگ آماده است.

1508
01:21:29,074 --> 01:21:30,575
‫لاته با دارچين!

1509
01:21:30,608 --> 01:21:32,111
‫مال منه.

1510
01:21:32,144 --> 01:21:33,578
‫- ممنون.
‫- قابلي نداره.

1511
01:21:33,611 --> 01:21:34,679
‫به سلامتي.

1512
01:21:37,416 --> 01:21:39,151
‫دخلشون رو بيار گاي!

1513
01:21:40,719 --> 01:21:42,988
‫مثل يه اعتصاب مجازيه.

1514
01:21:43,389 --> 01:21:45,091
‫نه نيست.

1515
01:21:45,124 --> 01:21:47,159
‫عمدا دارن اين کار رو می‌کنند.
‫نقششونه.

1516
01:21:47,192 --> 01:21:49,527
‫می‌دوني چي کار بايد بکنيم؟
‫تو بازي می‌کشيمشون.

1517
01:21:49,561 --> 01:21:51,596
‫رسپاون رو خاموش کن.
‫بکششون. همين حالا.

1518
01:21:51,629 --> 01:21:54,199
‫ولي اينطوري اگه گيمري کشته بشه
‫ديگه بر نمی‌گرده تو بازي.

1519
01:21:54,233 --> 01:21:55,666
‫همه قاتی می‌کنن.

1520
01:21:57,668 --> 01:22:00,037
‫اصلاً برام مهم نیست.

1521
01:22:00,071 --> 01:22:04,642
‫قربان؟ قربان، محض احتياط می‌پرسم،
‫يعني الان وقتشه؟

1522
01:22:04,675 --> 01:22:05,777
‫الان يعني داري خوش مزه بازي در مياري...

1523
01:22:05,810 --> 01:22:06,944
‫چون فکر می‌کني رفيقيم و...

1524
01:22:06,978 --> 01:22:08,513
‫تو يه گروهي چيزي هستيم؟

1525
01:22:08,546 --> 01:22:10,581
‫آره آره.
‫دقيقا به همين فکر می‌کنم.

1526
01:22:10,615 --> 01:22:11,649
‫ايول، الان يه تيميم.

1527
01:22:11,682 --> 01:22:12,717
‫بايد يه تيکه کلامم...

1528
01:22:12,751 --> 01:22:13,918
‫پيدا کنيم. باشه؟
‫باشه.

1529
01:22:13,951 --> 01:22:15,686
‫سر شمارش سه. يک دو سه...
‫يک دو سه...

1530
01:22:15,720 --> 01:22:17,822
‫برگرد سر کارت!

1531
01:22:18,424 --> 01:22:19,924
‫يکي کيز رو بياره پيش من!

1532
01:22:24,329 --> 01:22:27,166
‫خيلي خب، شنيدين چي گفت.
‫وقتشه!

1533
01:22:31,803 --> 01:22:34,106
‫تو بد مخمصه اي افتاديم.

1534
01:22:35,508 --> 01:22:37,443
‫می‌دونه کجا داريم می‌ريم.

1535
01:22:43,182 --> 01:22:45,451
‫خيلي خب، پيداش کردم.
‫نگران نباشين.

1536
01:22:45,484 --> 01:22:47,319
‫برا نهار لاستيک ماشين هوس نکردي؟

1537
01:22:47,352 --> 01:22:48,887
‫بخورش! بوم!

1538
01:22:52,091 --> 01:22:54,959
‫خرگوش داره مياد سراغت.
‫شکارچیِ رأس هرم.

1539
01:22:56,462 --> 01:22:57,662
‫واو!

1540
01:23:05,603 --> 01:23:07,272
‫بزن بريم.
‫دارين نگاه می‌کنين؟

1541
01:23:07,306 --> 01:23:09,173
‫الانه که کاره اين احمق رو تموم کنم.

1542
01:23:10,708 --> 01:23:13,078
‫بجنب بجنب بجنب.

1543
01:23:13,112 --> 01:23:15,214
‫کيز، اگه صدام رو می‌شنوي
‫کمکم کن.

1544
01:23:26,325 --> 01:23:30,529
‫خدايا! خيلي خب. کار کي بود؟
‫کار کي بود؟

1545
01:23:30,562 --> 01:23:34,789
‫سر به سر من نذارين!
‫کمرم زير فشار داره خم ميشه!

1546
01:23:39,105 --> 01:23:40,106
‫بجنب!

1547
01:23:44,209 --> 01:23:45,310
‫برو برو برو!

1548
01:24:00,925 --> 01:24:03,162
‫از حراست پرسيدم،
‫کيز از ساختمون نرفته بيرون.

1549
01:24:03,195 --> 01:24:04,497
‫اوه، انگار کار ديگه اي نميشه کرد.

1550
01:24:04,530 --> 01:24:05,630
‫پس بايد بي خيال بشيم؟
‫می‌خواي بي خيال بشي؟

1551
01:24:05,663 --> 01:24:06,631
‫نه. حس می‌کنم می‌خواين
‫بازم بگردم.

1552
01:24:06,664 --> 01:24:07,899
‫برو.
‫بر می‌گردم.

1553
01:24:07,932 --> 01:24:10,935
‫اصلا نمی‌فهمم
‫اين احمقا کجا دارن می‌رن.

1554
01:24:10,968 --> 01:24:14,540
‫من می‌دونم. ساحل جنوبي.
‫ساحل آدم‌‎کش‌ها.

1555
01:24:14,573 --> 01:24:16,941
‫خب، احمقانه‌ست.
‫اونجا جز آب چيزي نيست.

1556
01:24:16,974 --> 01:24:19,844
‫فيزيک بازي اصلا نمی‌ذاره کسی از ساحل بگذره.

1557
01:24:21,446 --> 01:24:23,648
‫مگه اين که يه چيزي اونجا باشه.

1558
01:24:24,682 --> 01:24:26,651
‫آنتوان، چيزي اونجاست؟

1559
01:24:27,852 --> 01:24:30,087
‫سگ توش. طراح‌ها.

1560
01:24:30,122 --> 01:24:31,456
‫وقت «دود» شده.

1561
01:24:31,490 --> 01:24:32,624
‫هنوز داريم روش کار می‌کنيم.

1562
01:24:32,657 --> 01:24:35,059
‫خودم روش کار کردم.
‫بي نقصه.

1563
01:24:35,093 --> 01:24:37,163
‫همين الان دود رو بفرستين.

1564
01:24:37,196 --> 01:24:38,963
‫بفرستينش.
‫شل مغزه.

1565
01:24:38,996 --> 01:24:42,367
‫حتي چيز زيادي از کدش رو هم ننوشتيم.
‫ولي آپلود رو شروع کنين.

1566
01:24:49,907 --> 01:24:51,075
‫حالا چي کار بايد بکنيم؟

1567
01:24:51,109 --> 01:24:54,313
‫کيز برامون يه پل پيدا می‌کنه.

1568
01:24:54,346 --> 01:24:58,100
‫اومدي اون چاقوهايي که باهاش
‫بهم خنجر زدي رو برداري داداش؟

1569
01:24:59,117 --> 01:25:00,985
‫از اولش داشتي به ميلي راسک
‫کمک می‌کردي.

1570
01:25:01,018 --> 01:25:02,588
‫داره دنبال ساختارت می‌گرده.

1571
01:25:02,621 --> 01:25:04,389
‫کدوم ساختار آنتوان؟

1572
01:25:04,423 --> 01:25:06,158
‫تو که از کد ما استفاده نکردي، مگه نه؟

1573
01:25:06,191 --> 01:25:07,559
‫و اگه از کد ما استفاده نکردي...

1574
01:25:07,593 --> 01:25:10,861
‫چطور ممکنه ساختار اصلي
‫ما توي بازي باشه، مگه نه؟

1575
01:25:10,895 --> 01:25:12,997
‫نکنه چيزي هست که من نمی‌دونم؟

1576
01:25:14,699 --> 01:25:15,900
‫برين بيرون.

1577
01:25:19,171 --> 01:25:22,840
‫خيلي خب کيز، بيا مرد و مردونه حرف بزنيم.

1578
01:25:22,873 --> 01:25:25,776
‫اگه بازي احمقانه تو رو
‫داده بودم بيرون سگم نمی‌خريدش.

1579
01:25:25,810 --> 01:25:27,246
‫آنتوان، تو نمی‌دوني موفق
‫می‌شد يا نه.

1580
01:25:27,279 --> 01:25:28,447
‫چرا می‌دونم.

1581
01:25:28,480 --> 01:25:31,316
‫به اعداد نگاه کردم، به مخاطباي بازي.
‫به پيشبيني مخاطبا.

1582
01:25:31,350 --> 01:25:35,153
‫تا حالا به ذهنت خطور کرده
‫بعضي چيزا از عدد و رقم مهم تره؟

1583
01:25:35,187 --> 01:25:37,822
‫چي از عدد و رقم مهم تره؟
‫پول؟

1584
01:25:37,855 --> 01:25:40,692
‫خبر فوري برات دارم داداش! پول هم عدده.

1585
01:25:40,725 --> 01:25:42,294
‫هيچ چيزي از اعداد مهم تر نيست.

1586
01:25:42,327 --> 01:25:43,728
‫بايد ازم ممنون باشي.

1587
01:25:43,761 --> 01:25:45,029
‫من بايد از تو ممنون باشم؟

1588
01:25:45,062 --> 01:25:47,199
‫سودي که از کار ما گيرت
‫اومد چي؟

1589
01:25:47,232 --> 01:25:49,368
‫قبلا طرفت رو انتخاب کردي «پادوان» کوچولو.
‫[کارآموزان جداي در استار وارز]

1590
01:25:49,401 --> 01:25:53,272
‫حالا وقتشه بياي ور دست امپراطور.

1591
01:25:53,305 --> 01:25:54,306
‫افتاد داداش؟

1592
01:25:55,173 --> 01:25:58,510
‫آره افتاد... داداش.

1593
01:25:58,543 --> 01:26:01,078
‫براي همين اين کار رو می‌کنم.

1594
01:26:16,295 --> 01:26:17,496
‫ممنونم کيز.

1595
01:26:22,033 --> 01:26:24,202
‫اون دیگه چه حرکت مسخره‌ای بود؟

1596
01:26:24,236 --> 01:26:26,937
‫هي آنتوان، اوضاع خطري شده.

1597
01:26:29,974 --> 01:26:32,843
‫فکر می‌کردم باهوش تر از اين باشي کيز.

1598
01:26:32,877 --> 01:26:35,079
‫واضحه که اخراجي، میدونی که.

1599
01:26:35,113 --> 01:26:38,350
‫اون دختره برا چي هنوز تو بازيه؟

1600
01:26:38,383 --> 01:26:39,284
‫همه رو از بازي بيرون کن.

1601
01:26:39,318 --> 01:26:41,687
‫صبر کن، می‌خواي همه گيمرا رو بندازم بيرون؟

1602
01:26:41,720 --> 01:26:43,622
‫همين حالا بندازشون بيرون!

1603
01:26:43,655 --> 01:26:45,390
‫اکانت تک تک پليرا رو کنسل کن!

1604
01:26:45,424 --> 01:26:47,092
‫دود کدوم قبرستونيه؟

1605
01:26:47,125 --> 01:26:50,095
‫حراست! اين ولگرد رو بندازين بيرون.

1606
01:26:55,833 --> 01:26:56,934
‫گاي!

1607
01:26:56,967 --> 01:26:58,836
‫ميلي!
‫دارن می‌ندازنم بيرون.

1608
01:26:58,869 --> 01:27:00,305
‫چي شده؟

1609
01:27:00,339 --> 01:27:01,273
‫ديگه دست توئه.
‫همه دارن تماشا می‌کنن.

1610
01:27:01,306 --> 01:27:02,341
‫بايد ادامه بدي.

1611
01:27:02,374 --> 01:27:04,875
‫وايسا وايسا وايسا!
‫بازم می‌بينمت؟

1612
01:27:04,909 --> 01:27:06,545
‫اگه به اون طرف پل برسي آره.

1613
01:27:06,577 --> 01:27:08,846
‫ساختارمون رو به کل دنيا نشون بده.
‫اون مدرکمونه.

1614
01:27:08,879 --> 01:27:11,350
‫اين کار رو بکني آنتوان کارش تمومه.

1615
01:27:11,383 --> 01:27:12,384
‫بهش می‌رسم.

1616
01:27:16,421 --> 01:27:17,489
‫موفق می‌شم.

1617
01:27:18,623 --> 01:27:19,824
‫چي شد؟

1618
01:27:21,460 --> 01:27:23,060
‫چه خبر شده؟

1619
01:28:02,501 --> 01:28:07,287
‫خيلي خب، آخرين لحظۀ قبل از
‫اخراجمون رو فراموش نکنين.

1620
01:28:07,572 --> 01:28:08,740
‫اوه!

1621
01:28:08,774 --> 01:28:10,175
‫واو.

1622
01:28:15,247 --> 01:28:16,415
‫تيکه کلام.

1623
01:28:16,448 --> 01:28:18,082
‫تيکه کلام؟

1624
01:28:18,116 --> 01:28:19,650
‫چي؟
‫هنوز وقت نکردم يه تيکه کلام پيدا کنم.

1625
01:28:19,684 --> 01:28:24,069
‫ولي «تيکه کلام»، خودش تيکه کلام خيلي باحاليه.

1626
01:28:27,658 --> 01:28:29,025
‫آخ.

1627
01:28:30,060 --> 01:28:33,231
‫بلند شو گاي. بلند شو.

1628
01:28:45,744 --> 01:28:47,612
‫نه نه نه.

1629
01:28:51,916 --> 01:28:55,187
‫گاي، اومدم نجاتت بدم.

1630
01:28:57,087 --> 01:28:59,458
‫اين ديگه کيه؟
‫نمی‌دونم.

1631
01:28:59,491 --> 01:29:00,659
‫عجب چيزيه.

1632
01:29:02,260 --> 01:29:03,762
‫دقيق مثل توئه...

1633
01:29:03,795 --> 01:29:05,329
‫ولي خيلي بهتره.

1634
01:29:06,963 --> 01:29:09,267
‫خيلي خيلي بهتر.

1635
01:29:09,301 --> 01:29:11,169
‫ممنون.
‫ازت که تعريف نکردم.

1636
01:29:11,203 --> 01:29:12,571
‫من اگه جات بودم بهش دست
‫نمی‌زدم بادي.

1637
01:29:12,603 --> 01:29:14,070
‫يعني چي که می‌گي
‫بهش دست نزنم؟

1638
01:29:14,106 --> 01:29:15,674
‫تو که مشکلي نداري، هان؟

1639
01:29:15,706 --> 01:29:17,642
‫چون رفيق تو هم هستم.

1640
01:29:21,345 --> 01:29:23,782
‫آره فکر کنم الانه که
‫بزنه.. لهت کنه.

1641
01:29:23,815 --> 01:29:24,883
‫چه محکم مشت می‌زنه.

1642
01:29:24,916 --> 01:29:26,016
‫ولي دستاش خيلي نرمه.

1643
01:29:26,050 --> 01:29:27,452
‫قوي باشه
‫باشه. خدافظ.

1644
01:29:27,486 --> 01:29:29,720
‫هي، من رو عين پر بلند کرد.

1645
01:29:29,754 --> 01:29:31,389
‫يوهو!

1646
01:29:35,861 --> 01:29:37,195
‫اوه...

1647
01:29:40,731 --> 01:29:43,100
‫نه نه نه! نه!

1648
01:29:43,135 --> 01:29:45,970
‫بلند شو گاي. بلند شو!

1649
01:29:46,637 --> 01:29:48,004
‫بازي تمومه. تيکه کلام.

1650
01:29:48,038 --> 01:29:49,241
‫ايني که گفتي الان يعني چي.

1651
01:29:51,843 --> 01:29:53,411
‫بجنب. بلند شو!

1652
01:29:53,445 --> 01:29:54,446
‫بلند شو.

1653
01:29:55,547 --> 01:29:58,316
‫تو زندگي من عاشق سه تا چيزم.

1654
01:29:58,350 --> 01:30:03,120
‫دهن سرويس کردن. جاي خالي، مورد سوم.

1655
01:30:07,124 --> 01:30:09,293
‫اخ! سگ توش!

1656
01:30:10,995 --> 01:30:12,663
‫ضربه کشنده رو فعال کن.

1657
01:30:12,697 --> 01:30:13,698
‫خدافظ گاي.

1658
01:30:18,336 --> 01:30:20,854
‫اوه سگ توش، الانه که ضربه کشنده رو بزنه.

1659
01:30:22,573 --> 01:30:23,407
‫بلند شو!

1660
01:30:23,441 --> 01:30:26,531
‫مامان، می‌خواد ضربه کشنده رو بزنه!

1661
01:30:29,114 --> 01:30:30,282
‫بلند شو گاي.

1662
01:30:36,320 --> 01:30:37,389
‫اوه.

1663
01:30:39,391 --> 01:30:41,226
‫چي شد؟!

1664
01:30:48,667 --> 01:30:50,066
‫خفن بودا.

1665
01:31:06,117 --> 01:31:07,818
‫وايسا ببينم. اون...
‫اون...

1666
01:31:07,852 --> 01:31:11,055
‫آره! لايت سيبره جيگر!

1667
01:31:17,295 --> 01:31:19,431
‫لايت سيبره؟
‫آره.

1668
01:31:55,333 --> 01:31:56,334
‫اوه!

1669
01:32:02,741 --> 01:32:03,842
‫گاي!

1670
01:32:05,744 --> 01:32:07,244
‫آره!

1671
01:32:07,279 --> 01:32:10,081
‫آره! ايول. بلند شو گاي.
‫بجنب.

1672
01:32:30,801 --> 01:32:31,802
‫ديدي؟

1673
01:32:32,536 --> 01:32:34,605
‫الان همش رو می‌بيني؟
‫آره؟

1674
01:32:34,639 --> 01:32:35,973
‫آره؟

1675
01:32:36,007 --> 01:32:38,877
‫آره، همه جا کلي چيز براق هست.

1676
01:32:40,211 --> 01:32:41,946
‫آره، برو. برو دنبالشون.

1677
01:32:41,979 --> 01:32:44,049
‫کلي خوراکي داري.

1678
01:32:47,351 --> 01:32:51,056
‫آره، بلد نيست برقصه. اصلا بلد نيست.

1679
01:32:51,088 --> 01:32:52,891
‫آزاد باش، نسخه بهتر من.

1680
01:32:54,126 --> 01:32:55,559
‫بريم.

1681
01:32:55,593 --> 01:32:57,062
‫کجا داريم می‌ريم؟

1682
01:32:57,095 --> 01:32:59,097
‫نمی‌تونيم بذاريم از پل رد بشن.

1683
01:32:59,131 --> 01:33:00,865
‫می‌خواي باهم تمومش کنيم؟

1684
01:33:00,898 --> 01:33:04,102
‫ببين، اصلا نمی‌دونم چه خبره
‫ولي معلومه که آره. من باهاتم.

1685
01:33:04,136 --> 01:33:05,870
‫يوهو!

1686
01:33:05,903 --> 01:33:07,672
‫بزن بريم!

1687
01:33:32,763 --> 01:33:34,065
‫آنتوان، بگو ديگه.

1688
01:33:34,100 --> 01:33:36,567
‫برا چي اومديم اينجا؟

1689
01:33:37,501 --> 01:33:39,204
‫سروراي شهر آزاد يک کجاست؟

1690
01:33:39,236 --> 01:33:42,374
‫نه آنتوان.
‫چي کار می‌خواي بکني؟

1691
01:33:42,406 --> 01:33:46,112
‫اگه از افق برسن به ساختار
‫من همه چيزم رو از دست می‌دم!

1692
01:33:46,144 --> 01:33:47,545
‫وايسا ببينم، پس واقعا
‫کدشون رو دزديدي.

1693
01:33:47,578 --> 01:33:50,116
‫بالاخره دو زاريت افتاد نابغه.

1694
01:33:50,148 --> 01:33:51,816
‫خب سرورا کجان؟

1695
01:33:51,850 --> 01:33:53,385
‫اينان که اينجاست. ولي يه لحظه صبر کن،
‫دارم سعي می‌کنم ببينم جريان چيه.

1696
01:33:53,417 --> 01:33:54,853
‫اينا؟ اين يکي؟
‫همين يکي ديگه؟

1697
01:33:54,885 --> 01:33:56,253
‫آره. چطوري...

1698
01:34:02,660 --> 01:34:03,661
‫بدو.

1699
01:34:08,500 --> 01:34:09,501
‫آنتوان!

1700
01:34:19,810 --> 01:34:20,845
‫بس کن!

1701
01:34:23,848 --> 01:34:25,151
‫سرکار جاني!

1702
01:34:25,183 --> 01:34:26,584
‫- بجنب!
‫- بجنب!

1703
01:34:29,653 --> 01:34:32,323
‫اقيانوس و بقيه پل
‫تو کدوم سروره؟

1704
01:34:32,356 --> 01:34:33,425
‫بهت نمی‌گم.

1705
01:34:33,457 --> 01:34:34,526
‫اگه بگم نابودش می‌کني.

1706
01:34:34,558 --> 01:34:36,060
‫آره چون بازي خودمه.

1707
01:34:36,094 --> 01:34:39,396
‫ولي نيست.
‫بازي کيزه.

1708
01:34:39,431 --> 01:34:41,133
‫تو هيچ غلطي نکردي.

1709
01:34:41,167 --> 01:34:44,301
‫می‌دوني چيه؟
‫کيز رفيق منه.

1710
01:34:44,702 --> 01:34:45,770
‫حراست!

1711
01:34:45,804 --> 01:34:49,241
‫کارمند سابقمون رو تا بیرون
‫ساختمون همراهی کنین.

1712
01:34:49,273 --> 01:34:51,726
‫شماها اسم ندارين
‫که همش بهتون می‌گه حراست؟

1713
01:35:10,728 --> 01:35:12,329
‫گاي!

1714
01:35:12,363 --> 01:35:14,266
‫بادي! بادي!
‫نه. نه! برو!

1715
01:35:14,298 --> 01:35:16,268
‫بدون من برو!

1716
01:35:16,300 --> 01:35:18,536
‫من کل زندگي لعنتيم ترسيده بودم.

1717
01:35:20,037 --> 01:35:21,972
‫ولي ديگه نمی‌ترسم.

1718
01:35:25,143 --> 01:35:26,478
‫متاسفم.

1719
01:35:27,077 --> 01:35:28,480
‫ولی من نيستم.

1720
01:35:31,216 --> 01:35:33,350
‫بهترين روز عمرم بود.

1721
01:35:33,984 --> 01:35:35,820
‫برو اون ساختار رو پيدا کن.

1722
01:35:37,189 --> 01:35:38,756
‫نشونشون بده که ما هم ارزش داريم.

1723
01:35:44,461 --> 01:35:49,167
‫اون نگهبانه يه قهرمان مشتي بود!

1724
01:37:29,167 --> 01:37:32,203
‫ماشالا پسر!

1725
01:37:40,477 --> 01:37:42,246
‫آره! آره!

1726
01:37:42,280 --> 01:37:44,748
‫بيا بخورش آنتوان!

1727
01:37:46,184 --> 01:37:47,751
‫آنتوان، بسه!

1728
01:37:48,420 --> 01:37:49,820
‫ديگه تمومه.

1729
01:37:52,022 --> 01:37:53,623
‫رسيد.

1730
01:37:53,657 --> 01:37:57,627
‫ساختار اصلي بازيت رو نشون همه دادي.

1731
01:37:57,661 --> 01:37:59,530
‫احتمالاً در دادگاه هم برنده می‌شی، نه؟

1732
01:38:00,098 --> 01:38:01,199
‫به احتمال زياد.

1733
01:38:01,232 --> 01:38:02,700
‫چه خوب.

1734
01:38:02,733 --> 01:38:06,603
‫ولي مسئله اينه داداش.
‫مسئله اينه.

1735
01:38:06,636 --> 01:38:09,374
‫هر چيزي که برات مهمه اين توئه.

1736
01:38:09,407 --> 01:38:13,610
‫ته مونده‌اي که از شهر آزاد باقي مونده،
‫دوستاي کوچولوي پس زمينه‌ايت...

1737
01:38:13,643 --> 01:38:16,080
‫به علاوه دوست‌پسر مجازيت.

1738
01:38:16,947 --> 01:38:18,882
‫سرور آخره.

1739
01:38:18,915 --> 01:38:24,188
‫ببين، من فقط دنيايي که
‫ساختم و آدماش رو می‌خوام.

1740
01:38:24,222 --> 01:38:25,856
‫چی به آنتوان می‌رسه؟

1741
01:38:25,889 --> 01:38:27,092
‫هر چيز ديگه‌اي که می‌مونه.

1742
01:38:27,125 --> 01:38:28,925
‫يعني چيا؟ وانمود کن من احمقم.

1743
01:38:28,959 --> 01:38:31,396
‫حق کدمون رو داري.
‫همه سود رو نگه می‌داري...

1744
01:38:31,429 --> 01:38:33,530
‫فقط چيزي که از شهر آزاد باقي مونده رو بهم بده.

1745
01:38:33,563 --> 01:38:35,565
‫بذار از اونجا دنياي خودم رو بسازم.

1746
01:38:35,599 --> 01:38:39,437
‫شهر آزاد 2 چي؟
‫شهر آزاد 3؟

1747
01:38:39,471 --> 01:38:40,971
‫اقتباس‌های از روی این بازی چي؟

1748
01:38:41,005 --> 01:38:44,074
‫همش مال تو.
‫فقط تبر رو بذار پايين.

1749
01:38:44,109 --> 01:38:46,744
‫می‌دونی اين احمقانه ترين معامله...

1750
01:38:46,777 --> 01:38:49,213
‫در تاریخ معامله‌های احمقانه‌ست، مگه نه؟

1751
01:38:49,247 --> 01:38:51,648
‫داري حرف از دست کشيدن
‫از ميليون ها دلار می‌زني.

1752
01:38:51,681 --> 01:38:53,751
‫براي چي يه نفر بايد همچين کاري بکنه؟

1753
01:38:53,784 --> 01:38:56,154
‫چون کيز و من يه چيز عالي ساختيم

1754
01:38:58,189 --> 01:39:01,292
‫و پول و شهرت لازم ندارم
‫تا به خودم ثابتش بکنم.

1755
01:39:01,325 --> 01:39:04,262
‫ديگه نمی‌خوام بازي
‫تو رو بازي کنم آنتوان.

1756
01:39:06,498 --> 01:39:08,799
‫وقتشه بازي خودم رو بازي کنم.

1757
01:39:09,933 --> 01:39:11,169
‫قبوله؟

1758
01:39:20,211 --> 01:39:22,514
‫بازي شهر آزاد 2 کلي سر و صدا کرده...

1759
01:39:22,579 --> 01:39:25,049
‫ولي به خاطر خبراي خوش نيست.
‫فروش اين بازي...

1760
01:39:25,081 --> 01:39:29,487
‫همچنان سقوط می‌کنه و گزارش هاي زيادي از خطاي
‫کد نويسي و لگ در بازي آنلاين به دستمون رسيده.

1761
01:39:29,521 --> 01:39:31,855
‫موسس شرکت سونامی‌گيم، آنتوان هواچليک...

1762
01:39:31,889 --> 01:39:33,291
‫تحت فشار و درگير شکايت حقوقي است.

1763
01:39:33,324 --> 01:39:34,691
‫شکايت قانوني.

1764
01:39:34,724 --> 01:39:36,527
‫هم تحت فشاره هم ازش شکايت کردند.

1765
01:39:36,560 --> 01:39:37,961
‫اينقدر سرمون شلوغه وقت
‫خوشحالي کردن نداريم.

1766
01:39:37,994 --> 01:39:39,863
‫منم يه قربانيم! منم قربانيم!

1767
01:39:39,896 --> 01:39:41,799
‫حرف از شلوغي شد،
‫همين الان...

1768
01:39:41,832 --> 01:39:44,068
‫بازديد کننده هاي جديدي که سرورمون
‫از پسش بر مياد دو برابر شدند.

1769
01:39:44,102 --> 01:39:45,001
‫فوق العاده است.

1770
01:39:45,035 --> 01:39:46,703
‫کي فکرش رو می‌کرد اين همه آدم...

1771
01:39:46,736 --> 01:39:49,773
‫به جاي کشتن شخصيتاي بازي
‫ترجيح می‌دن تماشاشون کنن؟

1772
01:39:50,241 --> 01:39:51,342
‫هم...

1773
01:39:52,210 --> 01:39:53,277
‫آره، ما فکرش رو می‌کرديم.

1774
01:39:53,311 --> 01:39:55,079
‫آره.

1775
01:39:56,114 --> 01:39:59,049
‫می‌دوني وقتي پز می‌دي خيلي ناز ميشي.

1776
01:39:59,083 --> 01:40:00,151
‫آنتوان بايد بره!

1777
01:40:00,185 --> 01:40:01,918
‫همچنين بازي «زندگی آزاد»...

1778
01:40:01,952 --> 01:40:04,422
‫به سرعت در حال تبديل شدن
‫به بازي مستقلي است که...

1779
01:40:04,456 --> 01:40:07,858
‫گيمرها به سمتش هجوم می‌برن تا
‫در اين بازي نظارتي مجازي...

1780
01:40:07,891 --> 01:40:11,129
‫با تنها مرد آبي پوش ملاقات کنند.
‫مردي که...

1781
01:40:11,162 --> 01:40:14,432
‫ديگه در پس زمينه نيست و تبديل
‫شده به يه دوست مجازي.

1782
01:40:14,466 --> 01:40:15,665
‫هي «ميلز».

1783
01:40:17,835 --> 01:40:20,271
‫می‌خواي بريم يه قهوه اي
‫چيزي بخوريم؟

1784
01:40:20,304 --> 01:40:22,806
‫راستش می‌خوام برم توي بازي.

1785
01:40:24,476 --> 01:40:26,844
‫قهوه؟

1786
01:40:26,877 --> 01:40:29,313
‫باشه. باشه. خوبه.

1787
01:40:29,347 --> 01:40:30,914
‫پس برات ميارمش همينجا.

1788
01:40:31,415 --> 01:40:32,517
‫اوه کيز، ام...

1789
01:40:32,550 --> 01:40:34,252
‫می‌دونم، قهوه سایز متوسط، خامه، دو قاشق شکر.

1790
01:40:34,285 --> 01:40:35,319
‫آره.

1791
01:40:45,530 --> 01:40:47,931
‫سلام «رندي». ميلتون.

1792
01:40:52,103 --> 01:40:53,770
‫داشتم فکر می‌کردم کي دوباره می‌بينمت.

1793
01:40:55,071 --> 01:40:57,542
‫آره، اين تازگيا زندگيم
‫خيلي پر حادثه بوده.

1794
01:40:57,575 --> 01:40:58,808
‫بايد اينجا رو ببيني.

1795
01:40:58,842 --> 01:41:01,212
‫تا آخر عمرمون می‌تونيم
‫بستني آدامس بادکنکي مجاني بخوريم.

1796
01:41:01,245 --> 01:41:03,013
‫واو.

1797
01:41:05,416 --> 01:41:06,417
‫سلام بچه ها.

1798
01:41:16,460 --> 01:41:18,429
‫ببين گاي...

1799
01:41:18,462 --> 01:41:20,797
‫واو، سخت تر از اون چيزيه که فکرش رو می‌کردم.

1800
01:41:21,399 --> 01:41:23,134
‫پس بذار من به جات بگم.

1801
01:41:23,967 --> 01:41:25,403
‫گاي...

1802
01:41:28,071 --> 01:41:31,409
‫همش به تو فکر می‌کنم.

1803
01:41:32,943 --> 01:41:37,515
‫سليقت تو پيرهناي آبي و ستاره های موسیقی...

1804
01:41:37,548 --> 01:41:41,818
‫واقعاً برام عميق و جذابه.

1805
01:41:41,851 --> 01:41:44,388
‫ولي نمی‌تونم همه روزم پيش تو باشم.

1806
01:41:44,422 --> 01:41:49,759
‫اين دنيا رو من ساختم
‫ولي نمی‌تونم زندگيم رو توش بگذرونم.

1807
01:41:54,298 --> 01:41:56,866
‫ديدي؟
‫سخت بود؟

1808
01:41:57,734 --> 01:41:59,803
‫خب، تو چي کار می‌خواي بکني؟

1809
01:42:00,605 --> 01:42:03,307
‫به لطف تو هر کاري بخوام می‌کنم.

1810
01:42:04,609 --> 01:42:06,344
‫ديگه تو يه چرخه بي پايان نيستم.

1811
01:42:06,377 --> 01:42:07,978
‫تو هم نيستي.

1812
01:42:10,281 --> 01:42:12,949
‫دوستت دارم ميلي.

1813
01:42:12,983 --> 01:42:16,420
‫شايد اين حس به خاطر
‫برنامه نويسيمه ولي می‌دوني... چيه؟

1814
01:42:17,721 --> 01:42:20,091
‫يه نفر اون برنامه رو نوشته.

1815
01:42:22,058 --> 01:42:24,295
‫من فقط يه نامه عاشقانه براي توئم.

1816
01:42:25,129 --> 01:42:27,864
‫نويسنده يه جايي اون بيرونه.

1817
01:42:45,583 --> 01:42:49,487
‫تو بهش زندگي دادي.
‫تو بهش زندگي دادي.

1818
01:42:49,520 --> 01:42:51,788
‫و زنده شد چون کسي رو ديد که...

1819
01:42:51,821 --> 01:42:53,557
‫کل زندگيش منتظرش بوده.

1820
01:42:53,591 --> 01:42:56,960
‫و بايد واقع گرايانه می‌کردمش پس...

1821
01:42:57,961 --> 01:43:00,030
‫از روي تو الگو...

1822
01:43:01,666 --> 01:43:02,866
‫گرفتمش.

1823
01:43:04,801 --> 01:43:06,936
‫زن روياهاش...

1824
01:43:09,573 --> 01:43:11,275
‫مثل روياهاي من بود.

1825
01:43:11,309 --> 01:43:14,844
‫براي همين بستني آدامس بادکنکي و
‫تاب بازي دوست داشت.

1826
01:43:14,878 --> 01:43:18,848
‫و يه عادت خيلي ناز داشت...

1827
01:43:18,882 --> 01:43:22,320
‫هميشه زير لب اون آهنگ
‫کلاسيک ماريا کري رو می‌خوند.

1828
01:43:22,353 --> 01:43:25,789
‫يعني هميشه... همون رو تکرار می‌کرد.

1829
01:43:28,792 --> 01:43:29,993
‫بالاخره!

1830
01:43:36,634 --> 01:43:37,834
‫کيز!

1831
01:43:45,809 --> 01:43:47,545
‫اينجا چي کار...

1832
01:44:28,486 --> 01:44:30,354
‫حالت خوبه «گاي» کوچولو؟

1833
01:44:30,388 --> 01:44:32,123
‫«صِفَت» به نظر مياي.
‫(به دليل برنامه نويسي ناقص درست نمی‌تونه صحبت کنه)

1834
01:44:32,156 --> 01:44:34,958
‫حال من عاليه. عالي.
‫راستي می‌توني بذاريم زمين.

1835
01:44:34,990 --> 01:44:36,827
‫ممنون. لطف کردي.

1836
01:44:36,860 --> 01:44:40,431
‫نه. حالم عاليه.
‫تو هم عالي اي دود.

1837
01:44:41,832 --> 01:44:43,768
‫فقط دلم برا رفيق
‫شيشم تنگ شده.

1838
01:44:45,136 --> 01:44:48,239
‫هر روز باهم همينطور
‫پياده روي می‌کرديم.

1839
01:44:48,271 --> 01:44:51,809
‫فقط اون پيراهن تنش می‌کرد.
‫جمله سازيم بلد بود.

1840
01:44:51,842 --> 01:44:53,444
‫من می‌تونم با جمله وزنه بزنم.

1841
01:44:53,477 --> 01:44:57,148
‫آره، وزنه زدن اصلي ربطي
‫به جمله سازي نداره.

1842
01:44:57,181 --> 01:44:59,450
‫خنده بلندتر!

1843
01:45:00,217 --> 01:45:01,252
‫اوه...

1844
01:45:01,284 --> 01:45:02,420
‫گاي؟

1845
01:45:04,988 --> 01:45:06,956
‫بادي!
‫نه!

1846
01:45:06,990 --> 01:45:08,225
‫اوه خداي من! گاي!

1847
01:45:08,259 --> 01:45:09,827
‫بادي! فکر کردم از دستت دادم!

1848
01:45:09,860 --> 01:45:11,195
‫ندادي!

1849
01:45:11,228 --> 01:45:13,230
‫يه دقيقه داشتم رو اون پل که
‫به ناکجا آباد می‌رفت می‌دويدم...

1850
01:45:13,264 --> 01:45:15,565
‫و فکر می‌کردم زندگي شيرين خسته کننده‌ام تمومه.

1851
01:45:15,599 --> 01:45:18,369
‫بعد يه لحظه انگار داشتم پرواز می‌کردم...

1852
01:45:18,402 --> 01:45:20,504
‫نمی‌دونم گرد فرشته اي پري اي چيزي بود...

1853
01:45:20,538 --> 01:45:24,642
‫و يهو افتادم تو اين بهشت.

1854
01:45:24,674 --> 01:45:27,244
‫عاشق اينجام.

1855
01:45:27,278 --> 01:45:29,814
‫باورت نميشه چند روز پيش
‫سوار يه «قنطورس» شدم.

1856
01:45:29,847 --> 01:45:31,215
‫شايد عجيب به نظر بياد...

1857
01:45:31,248 --> 01:45:34,652
‫که از يه نصف آدم نصف اسب کولي گرفتم...

1858
01:45:34,684 --> 01:45:36,986
‫هر چي که بود سوارش شدم.

1859
01:45:37,020 --> 01:45:38,556
‫منم سوار يه يارويي شدم!

1860
01:45:38,588 --> 01:45:39,857
‫نشانه دوستي!

1861
01:45:39,890 --> 01:45:41,559
‫ببين چه قدر صميميه!

1862
01:45:41,591 --> 01:45:42,992
‫بجنب. بيا ببينم!

1863
01:45:43,026 --> 01:45:44,361
‫می‌خوايم بغل کنيم؟
‫بپا که اومدم!

1864
01:45:44,395 --> 01:45:45,830
‫نه نمياي.
‫دارم ميام سراغت!

1865
01:45:45,863 --> 01:45:47,098
‫بيا اينجا ببينم!
‫دارم ميام!

1866
01:45:47,131 --> 01:45:48,866
‫يه جوري بغلت کنم
‫نفهمی ‌از کجا بغل شدي!

1867
01:45:52,001 --> 01:45:53,671
‫بادي، دلم برات تنگ شده بود!

1868
01:45:53,703 --> 01:45:55,705
‫بانک کجاست؟

1869
01:45:57,108 --> 01:45:58,608
‫بانکي وجود نداره.

1870
01:45:58,642 --> 01:46:00,111
‫پس چي کار می‌کنيم؟

1871
01:46:00,144 --> 01:46:02,379
‫هر کاري که عشقمون بکشه.

1872
01:46:11,122 --> 01:46:13,124
‫سلام بچه ها.
‫سلام گاي.

1873
01:46:13,125 --> 01:46:19,381
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام سايت زدمووی :
.:: @ZedMoviecom ::.
.:: ZedMovie.com ::.