﻿0
00:00:01,900 --> 00:00:20,361
<b><font color="#00abfd"> دانلود رایگان فیلم و سریال 
  
  ..:: MiraMovie.org::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: ZedMovie.com::..</font></b>

1
00:00:38,708 --> 00:00:42,125
‫«جین»، برو اطراف رو نگاه بنداز.
‫من پشت میز حواسم هست.

2
00:00:43,916 --> 00:00:45,041
‫دارم میرم.

3
00:00:58,666 --> 00:01:01,958
‫کارآگاه «وید رالینز» هستم
‫از واحد پلیس پورتلند.

4
00:01:02,041 --> 00:01:04,375
‫شماره و اسم خودتون رو بذارید،
‫در اسرع وقت تماس می‌گیرم.

5
00:01:06,958 --> 00:01:11,000
‫کارآگاه... بازم «آندریا بوون» هستم.

6
00:01:11,083 --> 00:01:12,416
‫ببخشید...

7
00:01:13,000 --> 00:01:15,666
‫می‌دونم دیر وقته، ولی می‌شه
‫هر چه زودتر باهام تماس بگیرید؟

8
00:01:15,750 --> 00:01:16,666
‫واقعا...

9
00:01:16,750 --> 00:01:18,041
‫واقعا ممنون می‌شم.

10
00:01:18,875 --> 00:01:21,000
‫من فقط ترسیدم و...

11
00:01:22,000 --> 00:01:24,000
‫حس می‌کنم هنوز داره تعقیبم می‌کنه.

12
00:02:15,208 --> 00:02:16,208
‫[تماس ناشناس]

13
00:02:17,208 --> 00:02:18,250
‫کارآگاه؟

14
00:02:18,333 --> 00:02:20,416
‫«آندریا»، دنیا اینطوری تموم می‌شه.

15
00:02:26,125 --> 00:02:27,833
‫نه.

16
00:02:28,708 --> 00:02:30,166
‫نه!

17
00:02:30,250 --> 00:02:32,791
‫نه!

18
00:02:32,875 --> 00:02:35,208
‫نه، نه، نه!

19
00:02:35,291 --> 00:02:37,166
‫نه!

20
00:02:37,791 --> 00:02:39,041
‫کمک!

21
00:02:50,791 --> 00:02:53,458
‫نه! نه...

22
00:02:57,125 --> 00:02:58,541
‫کمک!

23
00:03:00,708 --> 00:03:03,583
‫کمک! کسی نیست؟ نه!

24
00:03:04,500 --> 00:03:05,708
‫نه! کمک!

25
00:03:15,833 --> 00:03:23,108
‫[هیپنوتیک]

26
00:03:26,625 --> 00:03:33,650
<b><font color="#00abfd"> دانلود رایگان فیلم و سریال 
  
  ..:: MiraMovie.org::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: ZedMovie.com::..</font></b>

27
00:03:47,083 --> 00:03:49,291
‫سلام، ببخشید.

28
00:03:49,375 --> 00:03:51,083
‫یه بطری شراب همراهم بود،
‫ولی خودم خوردمش،

29
00:03:51,166 --> 00:03:54,166
‫واسه همین این گیاه رو آوردم،
‫که الآن متوجه شدم مُرده.

30
00:03:54,250 --> 00:03:56,291
‫- نزدیک پنج بار بهت زنگ زدم.
‫- چی شده؟

31
00:03:56,375 --> 00:03:58,916
‫«جن»، «برایان» اینجاست.

32
00:03:59,583 --> 00:04:01,041
‫می‌دونم، ببخشید...

33
00:04:01,125 --> 00:04:03,958
‫در اصل تو نمی‌خواستی بیای،
‫بعد «اسکات» دعوتش کرد،

34
00:04:04,041 --> 00:04:06,500
‫و منم خبر نداشتم. واسه همین...

35
00:04:07,000 --> 00:04:08,583
‫آره، می‌تونم فقط...

36
00:04:09,291 --> 00:04:11,708
‫به همه بگم که حالت
‫زیاد خوش نیست، خب؟

37
00:04:13,625 --> 00:04:15,291
‫فکر کنم یه لیوان شراب می‌خوام.

38
00:04:33,500 --> 00:04:34,666
‫سلام، «جن»!

39
00:04:34,750 --> 00:04:35,958
‫سلام، «اسکاتی».

40
00:04:36,041 --> 00:04:38,083
‫واقعا شرمنده‌ام.

41
00:04:38,166 --> 00:04:39,250
‫آره، کاملا شرمنده‌ست.

42
00:04:39,333 --> 00:04:41,125
‫- مجبور نیستی عذرخواهی کنی.
‫- چرا مجبوره.

43
00:04:41,208 --> 00:04:43,666
‫نزدیک یه هفته پیش بهم گفت
‫که قرار نیست بیای.

44
00:04:43,750 --> 00:04:45,041
‫- تقصیر اونه.
‫- خیلی‌خب، تمومش کن.

45
00:04:45,125 --> 00:04:47,583
‫نمی‌دونی شرایط چطوریه،
‫پس فقط برو.

46
00:04:47,666 --> 00:04:49,958
‫- باشه، خیلی قشنگ بود.
‫- دوستت دارم.

47
00:04:50,625 --> 00:04:52,083
‫اون دکتر «مید»ـه.

48
00:04:52,791 --> 00:04:54,541
‫سلام. دکتر «مید».

49
00:04:54,625 --> 00:04:55,458
‫سلام.

50
00:04:55,541 --> 00:04:58,750
‫ایشون «جن» هستن.
‫"همون جن".

51
00:04:58,833 --> 00:05:01,583
‫- آره. من "همون جن" هستم.
‫- آها!

52
00:05:01,666 --> 00:05:05,708
‫- «کالین مید». از آشنایی خوش‌وقتم.
‫- ایشون جادوگره. زندگی منو عوض کرد.

53
00:05:06,208 --> 00:05:08,916
‫تقریبا یه ماه از همکاری ما گذشت
‫که من ترفیع گرفتم؟

54
00:05:09,000 --> 00:05:12,125
‫و این خونه رو.
‫حتما باید یه سر بری پیشش.

55
00:05:13,291 --> 00:05:14,208
‫عجب.

56
00:05:14,291 --> 00:05:16,208
‫چیه؟ همه به مشاور نیاز دارن.

57
00:05:16,291 --> 00:05:19,166
‫- خودتون اینو گفتید، نه؟
‫- می‌دونی انبر یخ کجاست؟

58
00:05:19,250 --> 00:05:22,291
‫- باید کنار سطل یخ باشه، «اسکات».
‫- خب اونجا نبود.

59
00:05:22,375 --> 00:05:25,791
‫عزیزم، باز شروع کردی؟
‫خودم گذاشتمش کنار سطل.

60
00:05:25,875 --> 00:05:28,500
‫باز شروع کردی یعنی چی؟

61
00:05:31,791 --> 00:05:34,166
‫نمی‌دونستم مشاور ها می‌تونن
‫با مشتری هاشون بپرن.

62
00:05:34,250 --> 00:05:37,916
‫منم 99 درصد اوقات
‫از قوانین پیروی می‌کنم.

63
00:05:39,125 --> 00:05:40,541
‫شاید 95 درصد.

64
00:05:49,333 --> 00:05:51,083
‫از آشنایی خوشحال شدم.

65
00:05:58,708 --> 00:06:01,458
‫- به سلامتی خونه جدیدت.
‫- خونه جدیدم!

66
00:06:02,833 --> 00:06:05,625
‫«برایان»، اوضاع "فاگهورن" چطوره؟

67
00:06:05,708 --> 00:06:06,833
‫"فاگهورن" چیه؟

68
00:06:07,333 --> 00:06:10,208
‫- چیز خاصی نیست، یه اسم احمقانه‌ست.
‫- یعنی خودش چیه؟

69
00:06:10,791 --> 00:06:15,125
‫بچه ها یه نرم افزار جدید برای
‫مهندسی صدا درست کردن.

70
00:06:15,208 --> 00:06:17,083
‫من فقط کمک کردم
‫چند تا از کد هارو بنویسن.

71
00:06:17,166 --> 00:06:18,708
‫خودت چی، «جنیفر»؟

72
00:06:19,416 --> 00:06:20,666
‫ببخشید، چی؟

73
00:06:20,750 --> 00:06:23,041
‫نه، منظورم...

74
00:06:24,041 --> 00:06:25,333
‫کارت چیه؟

75
00:06:26,625 --> 00:06:30,041
‫من در حال حاضر...
‫بین چند تا کار موندم.

76
00:06:30,125 --> 00:06:34,541
‫شکسته نفسی می‌کنه. راستش «جنی»
‫یه مهندس نرم‌افزار خیلی خفنه.

77
00:06:34,625 --> 00:06:36,500
‫جالبه.

78
00:06:36,583 --> 00:06:39,541
‫- پس تا حالا با هم کار کردین؟
‫- «برایان»!

79
00:06:40,416 --> 00:06:42,750
‫توش کنجد داره؟

80
00:06:42,833 --> 00:06:45,875
‫خدایا! «برایان»، معذرت می‌خوام.

81
00:06:45,958 --> 00:06:48,375
‫چیزی نیست.
‫چیزی نیست.

82
00:06:49,208 --> 00:06:52,416
‫واقعا ناجور می‌شد اگه
‫تو خونه جدید ما می‌مُردی.

83
00:06:54,541 --> 00:06:58,250
‫می‌دونی چیه؟ فقط
‫محض احتیاط...

84
00:06:58,333 --> 00:07:00,041
‫اینو می‌ذارم اینجا.

85
00:07:00,625 --> 00:07:02,708
‫- حالت خوبه؟
‫- آره، خوبم.

86
00:07:10,166 --> 00:07:12,958
‫- «جنیفر»؟
‫- بله؟

87
00:07:14,208 --> 00:07:16,833
‫من دارم میرم، ولی می‌خواستم
‫اینو واست بذارم.

88
00:07:17,416 --> 00:07:20,000
‫- محض اینکه نظرت عوض بشه.
‫- خیلی‌خب.

89
00:07:22,250 --> 00:07:23,250
‫شب بخیر.

90
00:07:24,875 --> 00:07:25,875
‫همچنین.

91
00:07:31,791 --> 00:07:32,791
‫"اوبر"؟
‫(شرکت تاکسی‌رانی)

92
00:07:33,833 --> 00:07:37,458
‫آره. «وایولا» تا
‫نُه دقیقه دیگه می‌رسه.

93
00:07:42,458 --> 00:07:43,958
‫مرسی که جونمو نجات دادی.

94
00:07:45,166 --> 00:07:46,250
‫قابلی نداشت.

95
00:07:48,666 --> 00:07:49,666
‫شب بخیر، «جنی».

96
00:07:50,625 --> 00:07:51,625
‫شب بخیر.

97
00:07:56,333 --> 00:07:57,375
‫«جنی»؟

98
00:07:58,666 --> 00:07:59,666
‫بله؟

99
00:08:00,208 --> 00:08:03,541
‫خیلی سعی کردم
‫مزاحمت نشم، ولی...

100
00:08:04,916 --> 00:08:06,958
‫دائم بهت فکر می‌کنم
‫و فقط...

101
00:08:10,208 --> 00:08:11,500
‫دلم واست تنگ شده.

102
00:08:14,458 --> 00:08:17,041
‫چون مزاحمم بودی
‫نخواستم ازم دور بمونی.

103
00:08:18,041 --> 00:08:18,958
‫آره. می‌دونم...

104
00:08:19,041 --> 00:08:20,916
‫پس همچین حرفی نزن.

105
00:08:22,041 --> 00:08:25,083
‫وقتی همچین حرفی می‌زنی،
‫باعث می‌شی حس کنم آدم بدی بودم،

106
00:08:25,166 --> 00:08:27,083
‫و من آدم بدی نیستم، فقط...

107
00:08:28,083 --> 00:08:30,208
‫تو هم آدم بدی نیستی.
‫نمیگم آدم بده تویی.

108
00:08:30,291 --> 00:08:34,208
‫من فقط... خدایا، چی دارم میگم؟
‫نمی‌فهمم چی دارم میگم.

109
00:08:39,625 --> 00:08:41,083
‫می‌شه تا خونه برسونمت؟

110
00:08:42,000 --> 00:08:45,333
‫- فکر نکنم فکر خوبی...
‫- فقط می‌خوام برسونمت، «جنی».

111
00:08:58,417 --> 00:09:01,489
‫[نمی‌خواستم بیدارت کنم]
‫[بعدا حرف می‌زنیم. "بی".]

112
00:09:02,291 --> 00:09:03,583
‫دیشب سکس کردین؟

113
00:09:04,083 --> 00:09:07,125
‫- می‌خواین برگردین پیش هم؟
‫- نه.

114
00:09:08,250 --> 00:09:11,916
‫من احمقم. خدایا...
‫من خیلی احمقم.

115
00:09:12,000 --> 00:09:15,666
‫اینطوری نگو. تو احمق نیستی.
‫تو فقط... تو...

116
00:09:15,750 --> 00:09:18,250
‫- خوشحال نیستی.
‫- آره، هیچ‌کس نیست.

117
00:09:18,958 --> 00:09:22,458
‫نه. من خوشحالم.
‫«اسکات» خوشحاله.

118
00:09:22,541 --> 00:09:25,375
‫و متنفرم که اینو بهت بگم،

119
00:09:25,458 --> 00:09:28,250
‫ولی «برایان» هم خوشحاله.

120
00:09:28,958 --> 00:09:30,833
‫الآن باید چه جوابی بدم؟

121
00:09:30,916 --> 00:09:34,041
‫بنظرم باید دکتر «مید» رو ببینی.

122
00:09:34,791 --> 00:09:36,541
‫- دکتر «مید» کیه؟
‫- همون مشاوره.

123
00:09:36,625 --> 00:09:39,333
‫- «جینا»، عمرا اگه برم پیشش.
‫- خودت دیدیش. قدبلند، جذاب.

124
00:09:39,416 --> 00:09:40,250
‫- نه.
‫- بی‌خیال.

125
00:09:40,333 --> 00:09:43,625
‫گوش کن چی میگم، باشه؟
‫از همه دور شدی، بی‌کار شدی.

126
00:09:43,708 --> 00:09:45,458
‫ادا درنیار که نشدی.

127
00:09:45,541 --> 00:09:47,583
‫و دیشب با نامزد سابقت خوابیدی.

128
00:09:47,666 --> 00:09:50,916
‫- الآن وضع زندگیت خیلی داغونه.
‫- واقعا جالبه.

129
00:09:51,000 --> 00:09:52,875
‫می‌شه لطفا بخاطر من بری؟

130
00:09:54,916 --> 00:09:56,708
‫- باشه، فقط یه بار.
‫- عالیه!

131
00:09:56,791 --> 00:09:58,708
‫چون برای جمعه
‫واست قرار گرفتم.

132
00:10:58,708 --> 00:11:01,166
‫باید وقتی تازه شروع کرده بودم
‫منو می‌دیدی.

133
00:11:01,250 --> 00:11:02,375
‫جانم؟

134
00:11:02,458 --> 00:11:04,208
‫من موهامو می‌کشیدم.

135
00:11:04,791 --> 00:11:05,833
‫اختلال وسواس.

136
00:11:08,041 --> 00:11:11,583
‫اینجا اومدنت هر علتی داره،
‫دکتر «مید» درستش می‌کنه.

137
00:11:12,166 --> 00:11:13,166
‫آره.

138
00:11:14,000 --> 00:11:15,375
‫منتظرته.

139
00:11:15,875 --> 00:11:18,250
‫خیلی‌خب، باشه.

140
00:11:25,875 --> 00:11:28,791
‫چه جای دنجیه.

141
00:11:28,875 --> 00:11:29,958
‫«جنیفر».

142
00:11:30,500 --> 00:11:32,666
‫داشتم به کوچولو غذا می‌دادم.

143
00:11:33,458 --> 00:11:37,458
‫می‌دونستی ماهی داشتن استرس
‫و فشار خون رو کم می‌کنه؟

144
00:11:38,041 --> 00:11:39,500
‫نه، نمی‌دونستم.

145
00:11:39,583 --> 00:11:42,000
‫منم اینطوری شنیدم.
‫خدا می‌دونه راسته یا نه.

146
00:11:42,083 --> 00:11:44,750
‫ولی بنظرم آرامش بخشه.

147
00:11:46,541 --> 00:11:48,166
‫خیلی خوشحالم که
‫تصمیم گرفتی بیای.

148
00:11:48,750 --> 00:11:50,041
‫منم اومدم!

149
00:11:50,708 --> 00:11:51,708
‫بفرما.

150
00:12:00,416 --> 00:12:03,708
‫هیچ میلی به انجام
‫هیچ‌کاری ندارم.

151
00:12:03,791 --> 00:12:07,166
‫یا باید کمتر مشروب بخورم.
‫یا باید بیشتر ورزش کنم.

152
00:12:07,250 --> 00:12:10,375
‫باید هشت ساعت
‫در شب بخوابم.

153
00:12:11,875 --> 00:12:13,250
‫«جنیفر»...

154
00:12:13,750 --> 00:12:16,958
‫عادت‌های بد، علت‌های عمیق‌تری دارن.

155
00:12:17,541 --> 00:12:19,791
‫همیشه یه علت ریشه‌ای هست.

156
00:12:21,083 --> 00:12:22,666
‫برای تو اون ریشه ممکنه چی باشه؟

157
00:12:23,916 --> 00:12:24,750
‫نمی‌دونم؟

158
00:12:24,833 --> 00:12:26,166
‫سوالی بود؟

159
00:12:26,250 --> 00:12:27,333
‫آره؟

160
00:12:29,166 --> 00:12:30,458
‫درمورد خودت و «برایان» بهم بگو.

161
00:12:33,750 --> 00:12:38,291
‫مهربونه، بامزه‌ست، باهوشه.
‫«برایان»ـه دیگه. نمی‌دونم.

162
00:12:43,625 --> 00:12:46,291
‫خیلی‌خب. باشه.

163
00:12:47,250 --> 00:12:48,916
‫توی دانشکده آشنا شدیم.

164
00:12:49,000 --> 00:12:52,166
‫با هم زندگی می‌کردیم، کار می‌کردیم.
‫همه چیزمون با هم بود.

165
00:12:56,916 --> 00:12:58,333
‫سابقه سقط داشتم.

166
00:13:03,083 --> 00:13:06,000
‫راستش شیش ماه گذشته بود،
‫پس عملا مرده‌زایی بود.

167
00:13:09,333 --> 00:13:10,875
‫اسمش «دنیل» بود.

168
00:13:14,750 --> 00:13:17,083
‫تونستم 33 دقیقه پیشش باشم.

169
00:13:23,416 --> 00:13:25,958
‫من و «برایان» نامزد کردیم و...

170
00:13:26,666 --> 00:13:29,458
‫می‌دونی، دیگه بعدش رو
‫نتونستیم کنار بیاییم.

171
00:13:36,750 --> 00:13:38,958
‫حرفی که می‌خواستی بزنی ادامه داره؟

172
00:13:41,666 --> 00:13:42,666
‫نه.

173
00:13:43,083 --> 00:13:45,583
‫تا حالا هیپنوتیزم‌درمانی رو امتحان کردی؟

174
00:13:46,916 --> 00:13:49,208
‫نه. نه، نکردم.

175
00:13:49,708 --> 00:13:51,125
‫چرا می‌خندی؟

176
00:13:51,625 --> 00:13:55,291
‫فقط آدمی نیستم که
‫اختیار خودمو بدم دست کسی.

177
00:13:55,375 --> 00:13:57,000
‫پس باید رد کنم.

178
00:13:57,083 --> 00:14:00,916
‫باشه. ولی یه چیز محشری درمورد
‫هیپنوتیزم‌درمانی هست. خب؟

179
00:14:01,916 --> 00:14:04,500
‫فقط خودت می‌تونی
‫ناخودآگاهت رو کنترل کنی.

180
00:14:05,875 --> 00:14:08,583
‫پس تمام مدت کنترل دست خودته.

181
00:14:10,375 --> 00:14:13,500
‫و یه ابزار عالی برای
‫کساییه که دچار...

182
00:14:14,833 --> 00:14:15,833
‫...تراما شدن.
‫(ضربه روانی)

183
00:14:17,916 --> 00:14:22,375
‫در بدترین حالت کاری می‌کنه که دیگه
‫انگشت‌های بیچاره‌ات رو نابود نکنی.

184
00:14:25,375 --> 00:14:27,166
‫نمی‌دونم.

185
00:14:29,500 --> 00:14:30,666
‫من یه استادی داشتم،

186
00:14:31,416 --> 00:14:34,916
‫اسمش... دکتر «زیویر سالیوان» بود.

187
00:14:35,000 --> 00:14:37,250
‫واقعا نابغه بود.
‫اون می‌گفت؛

188
00:14:37,875 --> 00:14:41,000
‫"روش‌های کسل‌کننده برای
‫افراد بی‌خیال است.

189
00:14:41,750 --> 00:14:46,541
‫برای نتایج ماندگار،
‫بایستی ذهن را باز کرد."

190
00:14:49,458 --> 00:14:51,125
‫«جنیفر»؟

191
00:14:52,541 --> 00:14:53,791
‫خودت چی می‌خوای؟

192
00:14:56,208 --> 00:14:59,333
‫فقط می‌خوام دوباره
‫خوشحال باشم، می‌دونی؟

193
00:15:07,541 --> 00:15:09,000
‫پس بذار کمکت کنم.

194
00:15:12,083 --> 00:15:14,625
‫ازت می‌خوام روی نور تمرکز کنی.

195
00:15:16,875 --> 00:15:21,333
‫احساس کن که جسمت،
‫با مبل داره یکی می‌شه.

196
00:15:22,500 --> 00:15:23,583
‫عضله به عضله.

197
00:15:25,875 --> 00:15:27,500
‫از انگشت‌های پا،

198
00:15:28,791 --> 00:15:30,333
‫قوس کف‌پا.

199
00:15:31,625 --> 00:15:34,625
‫ساق‌پا. ران‌ها.

200
00:15:35,666 --> 00:15:36,833
‫همینطور تا بالا.

201
00:15:37,541 --> 00:15:41,125
‫تا اینکه می‌رسی
‫به بالای سرت.

202
00:15:42,208 --> 00:15:43,208
‫حالا...

203
00:15:44,416 --> 00:15:46,125
‫می‌خوام خودت رو توی...

204
00:15:47,416 --> 00:15:49,166
‫یه جنگل قشنگ ببینی.

205
00:16:19,166 --> 00:16:20,166
‫یه ساعت گذشت؟

206
00:16:22,041 --> 00:16:23,458
‫انگار سه دقیقه بود.

207
00:16:24,666 --> 00:16:25,666
‫حالت چطوره؟

208
00:16:26,166 --> 00:16:29,375
‫نمی‌دونم. واقعا چیز زیادی یادم نیست.

209
00:16:30,583 --> 00:16:31,583
‫چطور بود؟

210
00:16:32,541 --> 00:16:35,458
‫بنظرم بیشتر از اون چیزی که فکر می‌کنی،

211
00:16:36,250 --> 00:16:37,416
‫پیشنهاد پذیر باشی.

212
00:16:44,250 --> 00:16:46,067
‫[سه ماه بعد]

213
00:17:02,375 --> 00:17:03,375
‫[برایان]

214
00:17:04,666 --> 00:17:05,708
‫واقعا عجیب بود.

215
00:17:06,500 --> 00:17:10,375
‫همین که از در رفتم بیرون زنگ زدن.
‫دو هفته دیگه شروع می‌کنم.

216
00:17:11,166 --> 00:17:14,208
‫قراره باهام یوگا کار کنی،
‫یا می‌خوای دراز بکشی؟

217
00:17:14,291 --> 00:17:15,958
‫به این میگن شاواسانا.
‫یه مدل یوگاـه.

218
00:17:18,041 --> 00:17:20,125
‫چند جلسه با دکتر «مید» داشتی؟

219
00:17:20,208 --> 00:17:24,333
‫نمی‌دونم، احتمالا توی سه ماه
‫هفته‌ای یک بار بوده.

220
00:17:25,333 --> 00:17:27,833
‫دو بار ازش خواستم
‫هیپنوتیزم رو انجام بده.

221
00:17:27,916 --> 00:17:30,416
‫منصفانه نیست، منم می‌خوام
‫به ترس‌هام غلبه کنم.

222
00:17:30,500 --> 00:17:33,000
‫این چیز خوبیه. یعنی همین الآنش هم
‫به ترس‌هات غلبه کردی.

223
00:17:33,083 --> 00:17:35,541
‫ببخشیدا، ندیدی چقدر از عنکبوت می‌ترسم؟

224
00:17:36,958 --> 00:17:38,166
‫ولی خیلی بهت افتخار می‌کنم.

225
00:18:17,041 --> 00:18:18,375
‫خیلی خوبی.

226
00:18:48,625 --> 00:18:49,625
‫«جنیفر»؟

227
00:18:51,041 --> 00:18:53,000
‫- سلام.
‫- سلام.

228
00:18:53,083 --> 00:18:55,416
‫- مثل همیشه خوشگل شدی.
‫- مرسی. تو هم همینطور.

229
00:18:56,000 --> 00:19:00,000
‫چند هفته‌ای هست ندیدمت.
‫تو که... ازم دوری نمی‌کنی؟

230
00:19:00,083 --> 00:19:03,416
‫نه، نه، نه. فقط داشتم برنامه ریزی می‌کردم.
‫خیلی سرم شلوغ بود...

231
00:19:03,500 --> 00:19:04,958
‫- آره.
‫- اوه...

232
00:19:05,750 --> 00:19:06,791
‫کار رو گرفتم.

233
00:19:07,500 --> 00:19:09,541
‫- چی؟ جدی میگی؟
‫- آره، جدی.

234
00:19:09,625 --> 00:19:11,916
‫- البته من که شک نداشتم.
‫- فکر نمی‌کردی بتونم؟

235
00:19:12,000 --> 00:19:13,375
‫نه، من اصلا بهت شک نداشتم.

236
00:19:16,041 --> 00:19:18,833
‫می‌شه به عنوان تبریک
‫یه قهوه مهمونت کنم؟

237
00:19:21,791 --> 00:19:22,708
‫آره، باشه.

238
00:19:22,791 --> 00:19:23,875
‫- آره؟
‫- آره.

239
00:19:25,458 --> 00:19:30,041
‫با «جینا» یوگا انجام دادم،
‫و دیشب مدیتیشن انجام دادم.

240
00:19:30,125 --> 00:19:31,000
‫عالیه.

241
00:19:31,083 --> 00:19:34,666
‫فقط سه دقیقه بود، و تمام مدت به
‫گیاه‌های مُرده‌ام فکر کردم. ولی تونستم.

242
00:19:35,375 --> 00:19:37,500
‫- پیش‌رفت پذیر باش، نه کمال‌گرا.
‫- تو دیگه نباید اینو بگی.

243
00:19:37,583 --> 00:19:40,000
‫تو از اون آدمایی هستی که
‫ساعت 5 صبح بیدار می‌شه.

244
00:19:40,083 --> 00:19:42,083
‫- همه چیزت بی‌نقصه.
‫- به ندرت.

245
00:19:42,166 --> 00:19:45,666
‫و از اون آدم‌هایی هستی که
‫توی خلوتت با مشتری‌هات می‌پری.

246
00:19:51,916 --> 00:19:52,916
‫خیلی‌خب.

247
00:19:54,125 --> 00:19:55,125
‫میگم.

248
00:19:57,458 --> 00:20:00,416
‫من 46 سالمه.
‫تک فرزندم.

249
00:20:00,500 --> 00:20:06,125
‫یه بار ازدواج کردم با...
‫عشق زندگیم، «ایمی».

250
00:20:07,458 --> 00:20:11,125
‫خوشحال بودیم، ولی فوت کرد.

251
00:20:11,666 --> 00:20:13,333
‫خیلی متأسفم.

252
00:20:13,416 --> 00:20:14,958
‫یه مَثَلی هست که میگه...

253
00:20:15,041 --> 00:20:17,125
‫"اگه می‌خوای خدا رو بخندونی،
‫درمورد برنامه‌هات بهش بگو."

254
00:20:18,583 --> 00:20:21,166
‫ولی «جنیفر»، مهم‌ترین
‫چیزی که باید یادمون باشه...

255
00:20:21,250 --> 00:20:23,375
‫اینه که قربانی بودن انتخاب ما نیست،

256
00:20:24,000 --> 00:20:26,583
‫و ما می‌تونیم بذاریم مشکلاتمون
‫ما رو تعریف کنن،

257
00:20:27,083 --> 00:20:30,333
‫ما رو تصرف کنن،
‫یا می‌تونیم قبول کنیم...

258
00:20:30,416 --> 00:20:34,125
‫که ما توی این زندگی
‫توانایی های خارق‌العاده‌ای داریم...

259
00:20:35,208 --> 00:20:37,250
‫که می‌تونیم باهاش به هر
‫نتیجه‌ای که خواستیم برسیم.

260
00:20:38,583 --> 00:20:40,833
‫برای آینده خودمون.
‫اجازه هست؟

261
00:20:46,416 --> 00:20:47,291
‫مُژه بود.

262
00:20:47,375 --> 00:20:49,750
‫ممنون.

263
00:20:49,833 --> 00:20:52,125
‫خیلی‌خب، من زیاد از خودم گفتم...

264
00:20:52,208 --> 00:20:55,000
‫خب، آخرین باری که حرف زدیم،
‫تو با «برایان» درگیر بودی.

265
00:20:55,083 --> 00:20:56,166
‫اوضاع چطور شده؟

266
00:20:56,791 --> 00:20:58,791
‫نمی‌دونم. ازش دوری می‌کنم.

267
00:21:00,458 --> 00:21:02,791
‫وقتی «برایان» رو می‌بینی...

268
00:21:03,541 --> 00:21:05,041
‫واست سخته؟

269
00:21:05,958 --> 00:21:07,041
‫آره.

270
00:21:07,125 --> 00:21:09,625
‫تا حالا خواستی بهش بگی؟

271
00:21:12,291 --> 00:21:13,291
‫و بهش گفتی؟

272
00:21:15,083 --> 00:21:18,416
‫ممکنه اذیت بشه، چون ما هنوز
‫به همدیگه اهمیت می‌دیم.

273
00:21:20,333 --> 00:21:23,416
‫بذار یه پیشنهادی بدم،
‫می‌تونی قبول کنی یا نکنی،

274
00:21:23,500 --> 00:21:26,208
‫ولی بنظرم قبولش کردنش
‫کار عاقلانه‌ایه.

275
00:21:26,291 --> 00:21:27,333
‫خیلی‌خب.

276
00:21:27,833 --> 00:21:29,958
‫امشب «برایان» رو
‫واسه شام دعوت کن.

277
00:21:30,041 --> 00:21:31,791
‫- نه.
‫- چرا نه؟

278
00:21:31,875 --> 00:21:33,791
‫هزار تا دلیل دارم که چرا نه.

279
00:21:33,875 --> 00:21:37,125
‫باور کن. توی زمین خودت بازی می‌کنی.
‫می‌تونی یه غذای خوب درست کنی.

280
00:21:37,208 --> 00:21:39,833
‫بهش بگی یه سری مسائلی هست
‫که باید سرش صحبت کنید.

281
00:21:40,833 --> 00:21:42,750
‫از نظر من تصمیم خیلی خوبیه.

282
00:21:43,333 --> 00:21:46,791
‫البته آسون نیست.
‫حرف منم این نیست. ولی...

283
00:21:47,416 --> 00:21:48,416
‫ولی خوبه.

284
00:21:50,708 --> 00:21:51,708
‫چون، «جنیفر»...

285
00:21:53,375 --> 00:21:55,291
‫دیگه لازم نیست قربانی تو باشی.

286
00:22:07,291 --> 00:22:09,958
‫سلام، «برایان»ام.
‫پیامت رو خوندم.

287
00:22:10,041 --> 00:22:11,833
‫آره... میام.

288
00:22:12,375 --> 00:22:15,291
‫اگه خواستی چیزی بیارم
‫بهم بگو. می‌بینمت.

289
00:22:17,750 --> 00:22:18,790
‫[تماس ناشناس]

290
00:22:22,291 --> 00:22:23,291
‫الو؟

291
00:23:25,666 --> 00:23:28,791
‫هی، هی، هی!

292
00:23:28,875 --> 00:23:29,875
‫داروـت کجاست؟

293
00:23:31,208 --> 00:23:32,333
‫داروـت...

294
00:23:55,875 --> 00:23:56,875
‫سلام.

295
00:24:04,916 --> 00:24:06,750
‫یه اتفاق بود، «جن».

296
00:24:08,625 --> 00:24:11,125
‫منم نزدیک بود شب مهمونی بکشمش.

297
00:24:11,208 --> 00:24:12,666
‫تو بودی که متوجه شدی.

298
00:24:13,875 --> 00:24:15,500
‫چیزی ازش یادم نیست.

299
00:24:17,125 --> 00:24:19,791
‫- شاید توی شوک‌ای.
‫- نه، توی شوک نیستم.

300
00:24:20,291 --> 00:24:21,625
‫جدی میگم، من...

301
00:24:24,250 --> 00:24:26,000
‫یادمه توی مغازه بودم.

302
00:24:28,375 --> 00:24:30,500
‫و بعدش توی خونه، پشت میز بودم.

303
00:24:33,625 --> 00:24:37,458
‫بیا. من... من می‌رسونمت خونه.

304
00:24:44,333 --> 00:24:45,333
‫«برایان» چطوره؟

305
00:24:48,541 --> 00:24:49,541
‫ببخشید؟

306
00:24:51,875 --> 00:24:53,375
‫«برایان» رو میگم.
‫حالش چطوره؟

307
00:24:54,125 --> 00:24:55,333
‫مثل همیشه.

308
00:24:57,666 --> 00:25:00,000
‫- الآن چند وقت شده؟
‫- هشت روز.

309
00:25:05,458 --> 00:25:08,041
‫چیز دیگه‌ای از اون شب یادت میاد؟

310
00:25:11,750 --> 00:25:14,416
‫حالتی وجود داره که
‫من مقصر اتفاقی باشم

311
00:25:14,500 --> 00:25:16,250
‫که اون شب افتاد؟

312
00:25:17,791 --> 00:25:19,083
‫چرا اینو می‌پرسی؟

313
00:25:19,625 --> 00:25:21,666
‫چون نمی‌تونم بهش فکر نکنم.

314
00:25:23,250 --> 00:25:24,416
‫اون احساسی که داشت،

315
00:25:25,375 --> 00:25:26,916
‫گذر زمانی که حس نشد.

316
00:25:27,750 --> 00:25:29,458
‫مثل وقت‌هایی که اینجاـم.

317
00:25:31,666 --> 00:25:36,083
‫یادته وقتی اولین بار هیپنوتیزم‌درمانی رو
‫بهت پیشنهاد کردم چی گفتم؟

318
00:25:36,166 --> 00:25:41,166
‫که فقط تو قدرت اینو داری
‫که ناخودآگاهت رو کنترل کنی؟

319
00:25:42,833 --> 00:25:46,166
‫- آره، ولی...
‫- «جنیفر»، گوش کن.

320
00:25:47,500 --> 00:25:50,125
‫همه ما این زخم‌ها رو داریم،

321
00:25:51,041 --> 00:25:55,750
‫هرموقع بذاریم دنیا مارو هدایت کنه،
‫اون زخم‌ها چرک می‌کنن.

322
00:25:56,625 --> 00:26:01,708
‫ولی این یه انتخاب بر اساس
‫بعضی تصورات از پیش تعیین شده‌ست،

323
00:26:01,791 --> 00:26:05,458
‫که دنیا حتی می‌تونه
‫از همون اولش ما رو هدایت کنه.

324
00:26:06,791 --> 00:26:07,791
‫بهش میگن منیّت.

325
00:26:09,208 --> 00:26:11,833
‫منیّتی که از ترس میاد.

326
00:26:12,583 --> 00:26:13,583
‫متوجهی؟

327
00:26:15,375 --> 00:26:20,041
‫پس کاری که ما می‌کنیم
‫برای نابودی اون ترسه.

328
00:26:20,750 --> 00:26:23,791
‫ولی به محض اینکه
‫به کاری که می‌کنیم شک کنی،

329
00:26:24,375 --> 00:26:25,375
‫ترس برنده می‌شه.

330
00:26:27,166 --> 00:26:28,416
‫همینو می‌خوای؟

331
00:26:29,166 --> 00:26:30,416
‫که ترست برنده بشه؟

332
00:26:32,541 --> 00:26:33,541
‫نه.

333
00:26:35,708 --> 00:26:37,083
‫پس باید بهم اعتماد کنی...

334
00:26:39,083 --> 00:26:40,416
‫و این کارو ادامه بدی.

335
00:27:55,333 --> 00:27:57,066
‫[فهرست خرید:]
‫[روغن کنجد 1]

336
00:27:58,833 --> 00:27:59,833
‫الو؟

337
00:28:00,166 --> 00:28:01,458
‫«جنیفر»،

338
00:28:02,416 --> 00:28:03,416
‫طاقت بیار.

339
00:28:42,958 --> 00:28:45,541
‫البته، واقعا اتفاق ناگواریه،

340
00:28:45,625 --> 00:28:48,416
‫همینطور که این خانواده
‫بعد از دست دادن دخترشان گیج هستند.

341
00:28:48,500 --> 00:28:50,500
‫و همچنان اطلاعاتی
‫از پلیس به آنها داده نشده.

342
00:28:50,583 --> 00:28:52,958
‫و در پورتلند...
‫تحقیقاتی درمورد...

343
00:28:53,041 --> 00:28:55,291
‫مرگ دخترشان است.

344
00:28:55,375 --> 00:28:59,041
‫او اخیرا گزارشی مبنی
‫بر سوء استفاده روان‌پزشکش داده بود.

345
00:28:59,125 --> 00:29:02,125
‫که البته همین باعث می‌شه
‫کل پرونده تغییر کنه،

346
00:29:02,208 --> 00:29:06,333
‫همانطور که پلیس درحال حاضر
‫به دنبال اطلاعات بیشتر مبنی بر این است...

347
00:29:07,750 --> 00:29:10,250
‫این مبحث جنایت های تحت هیپنوتیزم

348
00:29:10,333 --> 00:29:12,375
‫برای دادگاه کیفری هم جدید است.

349
00:29:12,458 --> 00:29:14,541
‫درحال حاضر روان‌پزشکان...

350
00:29:23,916 --> 00:29:27,333
‫نمی‌دونم، «جن». فقط...
‫البته نگرانیت رو درک می‌کنم.

351
00:29:27,416 --> 00:29:31,375
‫چون خبر های خوشی رو هم نیاوردی،
‫ولی من... نمی‌فهمم ربطش چیه.

352
00:29:31,458 --> 00:29:33,583
‫نه، ببین. توی این مقاله نوشته شده،

353
00:29:33,666 --> 00:29:36,333
‫"آندریا بوون به خانواده‌اش گفت
‫که احساس می‌کنه گذر زمان حس نشده."

354
00:29:36,416 --> 00:29:39,916
‫برای منم دقیقا همین بود.
‫بعد زمانی که با دکتر «مید» ناهار خوردم،

355
00:29:40,000 --> 00:29:42,041
‫که خودش پیشنهاد داد
‫«برایان» رو واسه شام دعوت کنم.

356
00:29:42,125 --> 00:29:45,250
‫- چون انگار تو بزرگش کردی.
‫- به بررسی سابقه‌اش نگاه کن.

357
00:29:45,916 --> 00:29:47,166
‫سابقه‌های طرف رو نوشتی؟

358
00:29:47,250 --> 00:29:50,375
‫آره، ببین. تنها نشونی که داده
‫فقط دفتر خودشه.

359
00:29:50,458 --> 00:29:53,833
‫هیچ اقامتگاه خصوصی نداره، یا کارفرما،
‫یا بلیط‌های پرداخت نشده پارکینگ.

360
00:29:53,916 --> 00:29:56,750
‫طرف عملا یه روحه،
‫تا اینکه شیش ماه پیش...

361
00:29:56,833 --> 00:30:00,166
‫درست زمانی که مریض خودش،
‫گزارش سوء استفاده علیهش میده.

362
00:30:00,250 --> 00:30:02,541
‫و داشته شکنجه‌اش می‌کرده،
‫تعقیبش می‌کرده.

363
00:30:02,625 --> 00:30:04,875
‫سوء استفاده فیزیکی، احساسی.

364
00:30:04,958 --> 00:30:06,833
‫شاید زنه خُل بوده.

365
00:30:08,416 --> 00:30:10,291
‫این زن واسه زندگیش نگران بود،

366
00:30:10,875 --> 00:30:13,791
‫و سه روز بعد اینکه
‫گزارش رو صادر می‌کنه،

367
00:30:13,875 --> 00:30:14,791
‫میفته می‌میره.

368
00:30:14,875 --> 00:30:16,000
‫که علتش حمله قلبیه.

369
00:30:16,083 --> 00:30:19,333
‫اگه ماجرا فقط این نباشه چی؟

370
00:30:22,041 --> 00:30:25,375
‫- اگه کار اون باشه چی؟
‫- خیلی‌خب. دیگه اینش رو نیستم.

371
00:30:25,458 --> 00:30:29,625
‫مشاورها از هیپنوتیزم‌درمانی استفاده می‌کنن
‫که به مریض‌هاشون توی ترک سیگار کمک کنن.

372
00:30:29,708 --> 00:30:32,333
‫نه که وارد مغزشون بشن
‫و قلبشون رو خاموش کنن.

373
00:30:32,416 --> 00:30:35,708
‫- همچین چیزی وجود نداره.
‫- آره... ببین، منم همینو می‌گفتم.

374
00:30:35,791 --> 00:30:39,000
‫توی سوئد، یه گروه از نوجوون‌ها
‫برای فروش مواد هیپنوتیزم شدن.

375
00:30:39,083 --> 00:30:40,666
‫و تجربه همشون بی‌هوشی بوده.

376
00:30:40,750 --> 00:30:44,291
‫توی آلمان، «زبدای کنتور» هیپنوتیزم شد
‫تا سرقت انجام بده، و اونم گذر زمان رو...

377
00:30:44,375 --> 00:30:45,666
‫باشه، فهمیدم.

378
00:30:57,416 --> 00:30:59,875
‫و اینم مال شبیه
‫که با «برایان» بودم.

379
00:31:08,958 --> 00:31:10,625
‫بهم زنگ زد، «جینا».

380
00:31:12,041 --> 00:31:13,625
‫قبل اینکه بی‌هوش بشم.

381
00:31:14,958 --> 00:31:16,000
‫دکتر «مید»؟

382
00:31:19,000 --> 00:31:20,958
‫الآن همه چیز یادمه.

383
00:31:24,583 --> 00:31:26,291
‫من عمدا انجامش دادم، «جینا».

384
00:31:26,375 --> 00:31:29,291
‫ولی... ولی من نبودم.
‫کار...

385
00:31:29,375 --> 00:31:31,333
‫فقط کار من نبود.

386
00:31:34,041 --> 00:31:36,416
‫و فقط نشستم و نگاهش کردم.

387
00:31:39,666 --> 00:31:41,208
‫هیچ کاری نکردم.

388
00:31:42,166 --> 00:31:43,416
‫کمک خبر نکردم.

389
00:31:45,541 --> 00:31:48,958
‫حتی تکون نخوردم،
‫تا اینکه از اون حالت خارج شدم.

390
00:31:52,708 --> 00:31:54,666
‫من دیوونه نیستم.

391
00:31:58,000 --> 00:32:01,166
‫پس باید چی کار کنیم؟

392
00:32:08,625 --> 00:32:09,625
‫سلام.

393
00:32:10,458 --> 00:32:14,250
‫خیلی ممنون که توی این مدت کوتاه
‫تونستید ما رو ببینید، کارآگاه.

394
00:32:14,333 --> 00:32:17,416
‫- واقعا لطف کردین.
‫- چه کمکی از دستم برمیاد؟

395
00:32:17,500 --> 00:32:21,708
‫می‌خواستیم چند تا سوال درمورد
‫خانمی به اسم «آندریا بوون» بپرسیم.

396
00:32:22,750 --> 00:32:23,750
‫آها؟

397
00:32:25,083 --> 00:32:28,791
‫شیش ماه پیش، یه گزارش صادر کرد
‫علیه روان‌پزشکش، «کالین مید».

398
00:32:28,875 --> 00:32:31,083
‫خودم می‌دونم.
‫سوالتون چیه؟

399
00:32:31,166 --> 00:32:33,541
‫خانواده‌اش گفتن که
‫مرگش ناشی از حمله قلبی بود.

400
00:32:33,625 --> 00:32:36,541
‫ولی بعدش خواستن
‫تحقیق گسترده‌تر صورت بگیره.

401
00:32:37,333 --> 00:32:39,250
‫اصلا اون تحقیقات پیگیری شد؟

402
00:32:39,333 --> 00:32:40,583
‫واسه چی می‌پرسی؟

403
00:32:40,666 --> 00:32:43,250
‫چون دکتر «مید» مشاور ماـست.

404
00:32:45,750 --> 00:32:47,541
‫یه اتفاق عجیبی داره میفته.

405
00:32:49,041 --> 00:32:50,416
‫عجیب مثل چی؟

406
00:32:51,125 --> 00:32:52,375
‫من یه سری...

407
00:32:53,958 --> 00:32:54,875
‫خواب های عجیب دارم.

408
00:32:54,958 --> 00:32:56,708
‫ولی انگار خواب نیست.

409
00:32:57,375 --> 00:33:00,166
‫خانم «تامپسون»، شما با دکتر «مید»
‫جلسات هیپنوتیزم دارین؟

410
00:33:03,833 --> 00:33:05,916
‫یک هفته بعد مرگ «بوون»
‫«کالین مید» رو آوردیم

411
00:33:06,000 --> 00:33:07,458
‫تا ازش بازجویی کنیم.

412
00:33:08,166 --> 00:33:09,416
‫به هیچ‌جا نرسیدیم.

413
00:33:09,958 --> 00:33:11,541
‫من می‌خواستم بیشتر بگردم.

414
00:33:11,625 --> 00:33:14,125
‫یه حکم گرفتم.
‫سوابق بیمار هاش رو درآوردم.

415
00:33:14,208 --> 00:33:15,208
‫مهم نبود.

416
00:33:15,708 --> 00:33:17,250
‫تحقیقات همون روز لغو شد.

417
00:33:17,333 --> 00:33:20,333
‫گفتن حتی نمی‌تونن چیزی که
‫داشتیم رو ادامه بدیم.

418
00:33:20,416 --> 00:33:21,541
‫چرا؟

419
00:33:23,041 --> 00:33:25,750
‫«مید» هیپنوتیزم رو با
‫«آندریا» هم انجام می‌داد.

420
00:33:25,833 --> 00:33:28,958
‫جالبه. پلیس‌ها گاهی اوقات
‫شاهد های قدیمی رو میارن.

421
00:33:29,041 --> 00:33:32,291
‫تلاش می‌کنن چیزی رو
‫یادشون بیارن که قبلا دیدن.

422
00:33:32,791 --> 00:33:34,000
‫اگه کارساز باشه،

423
00:33:35,791 --> 00:33:37,541
‫توی دادگاه مدرک محسوب می‌شه،

424
00:33:38,458 --> 00:33:41,541
‫ولی اگه تو قربانی باشی،
‫بگی یه نفر با نیّت ناجور...

425
00:33:41,625 --> 00:33:45,708
‫داره روت هیپنوتیزم انجام میده،
‫همشون بهت می‌خندن.

426
00:33:45,791 --> 00:33:47,708
‫پس فکر نمی‌کنی علت مرگش
‫حمله قلبی باشه؟

427
00:33:51,250 --> 00:33:52,541
‫وای خدا!

428
00:33:57,625 --> 00:33:59,041
‫و اینم هست.

429
00:34:01,041 --> 00:34:03,333
‫تماس دریافتی از
‫یه شماره مسدود شده بود.

430
00:34:04,041 --> 00:34:06,875
‫- وقتی جوابش رو داد رفتارش عوض شد.
‫- سر منم همین اومد.

431
00:34:07,458 --> 00:34:08,708
‫داره چی کار می‌کنه؟

432
00:34:09,958 --> 00:34:11,541
‫تا حالا اسم "خاموشی" رو شنیدید؟

433
00:34:12,125 --> 00:34:13,125
‫نه.

434
00:34:13,875 --> 00:34:16,125
‫واکنش بدن انسان به
‫یک ترس شدیده.

435
00:34:16,916 --> 00:34:19,708
‫بدن فلج می‌شه،
‫تپش قلب بیشتر می‌شه،

436
00:34:19,791 --> 00:34:21,416
‫تنفس شدید تر می‌شه.

437
00:34:22,083 --> 00:34:23,708
‫ولی اگه زیادی ادامه پیدا کنه، می‌میرید.

438
00:34:25,416 --> 00:34:27,583
‫آره، شاید علت مرگش
‫حمله قلبی بوده باشه،

439
00:34:27,666 --> 00:34:31,333
‫ولی ناشی از چیزی بوده که
‫توی اون آسانسور دیده.

440
00:34:31,916 --> 00:34:33,375
‫حالا نظر منو می‌خوایید؟

441
00:34:36,541 --> 00:34:39,041
‫بنظرم باید یه مشاور جدید پیدا کنید.

442
00:34:47,083 --> 00:34:48,791
‫بعدا حرف می‌زنیم، خب؟

443
00:34:49,541 --> 00:34:50,541
‫باشه.

444
00:34:53,958 --> 00:34:54,958
‫«جن»؟

445
00:34:57,833 --> 00:34:59,416
‫اون هیپنوتیزمم کرد.

446
00:35:00,750 --> 00:35:01,750
‫چی؟

447
00:35:03,791 --> 00:35:04,791
‫کِی؟

448
00:35:05,208 --> 00:35:06,208
‫همین هفته.

449
00:35:07,083 --> 00:35:08,791
‫درمورد تو حرف زدیم، من...

450
00:35:09,958 --> 00:35:13,500
‫فقط... تو خیلی نگران بودی
‫که بلایی سر «برایان» نیاد،

451
00:35:13,583 --> 00:35:15,125
‫و بهم گفت...

452
00:35:15,208 --> 00:35:19,666
‫گفت که اشتباه می‌کرد و
‫ممکنه بنظرش کمکم کنه.

453
00:35:21,625 --> 00:35:23,000
‫اشکال نداره، چیزی نیست.

454
00:35:23,083 --> 00:35:25,416
‫کاری که کارآگاه «رالینز» گفت رو می‌کنیم.
‫ازش دور می‌مونیم.

455
00:35:31,083 --> 00:35:33,083
‫یه راهی پیدا می‌کنیم، باشه؟

456
00:35:43,291 --> 00:35:46,666
‫سلام، دکتر «مید»، «جنیفر تامپسون»ام.
‫می‌دونم تازه همدیگه رو دیدیم،

457
00:35:46,750 --> 00:35:50,208
‫ولی واسم سوال بود یه
‫قرار لحظه‌آخری می‌تونید واسم جور کنید؟

458
00:35:51,041 --> 00:35:53,166
‫وقتی تونستید باهام تماس بگیرید. ممنون.

459
00:36:15,375 --> 00:36:18,291
‫«جنیفر». بفرما داخل.

460
00:36:20,666 --> 00:36:24,083
‫- خوشحال شدم دیدم زنگ زدی.
‫- آره، ممنون که واسم یه جا پیدا کردین.

461
00:36:25,791 --> 00:36:30,250
‫مسئله خاصی بود که
‫بخوای درموردش حرف بزنی؟

462
00:36:31,125 --> 00:36:35,500
‫نه. نه... چیزی نبود، راستش.
‫فقط...

463
00:36:36,791 --> 00:36:38,166
‫اضطراب عمومی بود.

464
00:36:41,375 --> 00:36:44,833
‫«برایان» هنوز به‌هوش نیومده،
‫واسه همین سخت می‌گذره.

465
00:36:45,416 --> 00:36:46,416
‫آره.

466
00:36:48,500 --> 00:36:52,000
‫با خودم گفتم شاید
‫یکم هیپنوتیزم کمکم کنه؟

467
00:36:54,208 --> 00:36:55,208
‫البته.

468
00:36:57,125 --> 00:36:58,125
‫خیلی‌خب.

469
00:37:39,125 --> 00:37:40,565
‫[مدارک اداره پلیس]

470
00:37:53,666 --> 00:37:54,916
‫«لیلیان دورسی».

471
00:37:58,708 --> 00:38:00,916
‫تاریخ مرگ، 27 نوامبر 2019.

472
00:38:03,375 --> 00:38:06,833
‫دنبال «آدرین دورسی» می‌گردم.

473
00:38:06,916 --> 00:38:09,500
‫کارآگاه «وید رالینز» هستم
‫از واحد پلیس پورتلند.

474
00:38:09,583 --> 00:38:13,083
‫مایلم اگه وقت دارید چند تا سوال
‫درمورد خواهرتون بپرسم.

475
00:38:13,166 --> 00:38:16,750
‫تاریخ مرگ، 15 ژوئن 2018. هیپنوتیزم.

476
00:38:16,833 --> 00:38:18,375
‫«آندریا بوون». هیپنوتیزم.

477
00:38:27,041 --> 00:38:29,541
‫مسئله خاصی بود که

478
00:38:29,625 --> 00:38:31,291
‫بخوای درموردش حرف بزنی؟

479
00:38:32,041 --> 00:38:35,333
‫با خودم گفتم شاید
‫یکم هیپنوتیزم کمکم کنه؟

480
00:38:36,125 --> 00:38:37,125
‫البته.

481
00:38:40,666 --> 00:38:41,708
‫«جنیفر»؟

482
00:38:42,291 --> 00:38:44,166
‫- بله؟
‫- توی ناخودآگاهتی؟

483
00:38:44,250 --> 00:38:45,791
‫- بله.
‫- خوبه.

484
00:38:46,458 --> 00:38:50,666
‫ازت چند تا سوال می‌پرسم،
‫و تو هم واقعیتش رو بهم میگی.

485
00:38:51,750 --> 00:38:54,083
‫امروز واقعا واسه چی اومدی منو ببینی؟

486
00:38:54,666 --> 00:38:55,666
‫که صدات رو ضبط کنم.

487
00:38:57,000 --> 00:38:59,000
‫الآن هم داری ضبط می‌کنی؟

488
00:38:59,083 --> 00:39:00,083
‫آره.

489
00:39:00,916 --> 00:39:03,750
‫و چرا داری صدامو ضبط می‌کنی؟

490
00:39:03,833 --> 00:39:07,250
‫چون می‌خواستم بشنوم
‫حین جلسات ما چه اتفاقی میفته.

491
00:39:07,333 --> 00:39:10,000
‫- مگه بهم اعتماد نداری؟
‫- نه.

492
00:39:13,375 --> 00:39:14,416
‫چرا نداری؟

493
00:39:16,000 --> 00:39:18,083
‫چون درمورد «آندریا بوون» می‌دونم.

494
00:39:19,083 --> 00:39:21,666
‫واسه همین امروز صبح
‫رفته بودی اداره پلیس؟

495
00:39:22,791 --> 00:39:23,791
‫بله.

496
00:39:25,625 --> 00:39:26,875
‫با «جینا» بودی.

497
00:39:28,625 --> 00:39:30,625
‫پس گمونم اون هم
‫همین چیز هارو می‌دونه.

498
00:39:31,125 --> 00:39:32,833
‫- بله.
‫- خب.

499
00:39:34,208 --> 00:39:35,750
‫ممنون که باهام روراست بودی، عزیزدلم.

500
00:39:43,083 --> 00:39:45,625
‫- داداش، ساعت چندو میگی؟
‫- بهش بگو که...

501
00:39:45,708 --> 00:39:48,083
‫نه، تا ساعت هفت نمی‌شه، داداش!

502
00:39:48,166 --> 00:39:50,750
‫- جدی میگم. قطع کن.
‫- قبل اینکه منو بکشه قطع می‌کنم.

503
00:39:52,500 --> 00:39:53,791
‫- دیدی؟
‫- نه، «جن»ـه!

504
00:39:54,375 --> 00:39:58,208
‫بگو سلام رسوندم! خبرشو بده.
‫آره، باشه، دمت گرم.

505
00:39:59,541 --> 00:40:02,291
‫سلام، بعدا بهت زنگ می‌زنم،
‫خریدار هر لحظه ممکنه زنگ بزنه.

506
00:40:03,583 --> 00:40:07,083
‫- «جینا». «جینا»، کجایی؟
‫- تو ماشین با «اسکات»ام.

507
00:40:07,166 --> 00:40:09,000
‫- سلام، «جنی».
‫- کجایی؟

508
00:40:09,083 --> 00:40:10,416
‫از خونه اومدیم بیرون.

509
00:40:10,500 --> 00:40:12,250
‫دور بزن برگرد تو خونه.

510
00:40:12,333 --> 00:40:13,833
‫- دارم میام پیشت.
‫- چی؟ چرا؟

511
00:40:13,916 --> 00:40:17,208
‫می‌شه فقط برگردی تو خونه؟
‫باید برگردی، گوش کن.

512
00:40:17,291 --> 00:40:20,375
‫- «جینا»...
‫- ببخشید، صدات قطع و وصل می‌شه.

513
00:40:21,625 --> 00:40:23,208
‫بفرما، زنگ زدن.
‫دوباره زنگ می‌زنم.

514
00:40:23,291 --> 00:40:27,000
‫نه، «جینا»! اون می‌دونه ما
‫رفتیم اداره پلیس. می‌دونه!

515
00:40:28,166 --> 00:40:29,166
‫«جینا»؟

516
00:40:30,541 --> 00:40:31,541
‫لعنت بهش!

517
00:40:43,166 --> 00:40:44,416
‫«جینا» هستم.

518
00:40:44,500 --> 00:40:46,416
‫«جینا»، دکتر «مید»ام.

519
00:40:46,500 --> 00:40:49,041
‫ببخشید مزاحم شدم،
‫ولی وقت داری حرف بزنیم؟

520
00:40:49,625 --> 00:40:51,291
‫من با «اسکات» توی ماشینم.

521
00:40:51,375 --> 00:40:54,541
‫حتی بهتر.
‫«جینا»، دنیا اینطوری تموم می‌شه.

522
00:40:56,625 --> 00:40:57,833
‫یعنی چی؟

523
00:41:04,791 --> 00:41:05,875
‫از روی من برش‌دار.

524
00:41:06,583 --> 00:41:07,708
‫چی؟

525
00:41:08,291 --> 00:41:09,291
‫«اسکات».

526
00:41:09,375 --> 00:41:10,875
‫«جینا».

527
00:41:13,666 --> 00:41:16,416
‫- چی رو بردارم؟
‫- برش‌دار، لطفا!

528
00:41:16,500 --> 00:41:18,541
‫چیو؟ چیزی که نیست.
‫چیو بردارم؟

529
00:41:18,625 --> 00:41:20,958
‫- برش‌دار! تروخدا!
‫- «جینا»، آروم باش، «جینا»!

530
00:41:21,041 --> 00:41:23,416
‫برش‌دار!

531
00:41:23,500 --> 00:41:24,500
‫«جینا»، آروم!

532
00:41:24,583 --> 00:41:27,208
‫برش‌دار! برش‌دار!

533
00:41:27,291 --> 00:41:29,166
‫نه!

534
00:43:04,666 --> 00:43:07,791
‫کارآگاه «رالینز»،
‫خوشحالم می‌بینمتون.

535
00:43:09,083 --> 00:43:10,250
‫ویسکی میل دارید؟

536
00:43:17,083 --> 00:43:19,625
‫«جینا کالمن» امشب توی
‫تصادف ماشین مُرد.

537
00:43:21,291 --> 00:43:22,291
‫چی؟

538
00:43:25,125 --> 00:43:27,541
‫- شوهرش هم مُرد.
‫- شوخیتون گرفته.

539
00:43:30,500 --> 00:43:31,708
‫وای خدا.

540
00:43:33,666 --> 00:43:35,125
‫چند وقت بود مریض شما بود؟

541
00:43:36,750 --> 00:43:38,416
‫نمی‌دونم، شاید...

542
00:43:40,250 --> 00:43:41,250
‫...هشت ماه؟

543
00:43:42,166 --> 00:43:46,750
‫- واسه چی میومد پیش شما؟
‫- بخاطر یه سری...

544
00:43:48,083 --> 00:43:50,625
‫مشکلات اضطراب اومده بود.

545
00:43:54,875 --> 00:43:58,333
‫شما روی «جینا»
‫هیپنوتیزم انجام دادین؟

546
00:43:58,416 --> 00:44:01,708
‫آره، اولین جلسه ما
‫هفته پیش بود.

547
00:44:01,791 --> 00:44:03,583
‫آروم شروع کردیم، می‌دونید؟

548
00:44:04,458 --> 00:44:06,791
‫- فوبیایی که داره رو کشف کردیم.
‫- کلاستروفوبیا؟
‫(ترس از مکان‌های تنگ)

549
00:44:06,875 --> 00:44:08,000
‫آراکنوفوبیا.
‫(ترس از عنکبوت)

550
00:44:10,083 --> 00:44:14,291
‫آخرین بیمار من که
‫کلاستروفوبیا داشت...

551
00:44:15,500 --> 00:44:18,583
‫خب، راستش «آندریا بوون» بود.

552
00:44:21,791 --> 00:44:23,583
‫می‌دونی وقتی بچه بودم
‫چی رو دوست داشتم؟

553
00:44:24,375 --> 00:44:25,375
‫پازل‌ها رو.

554
00:44:27,291 --> 00:44:30,375
‫مطمئنم یه ربطی به این داره
‫که چرا یه کارآگاه شدم.

555
00:44:31,291 --> 00:44:34,291
‫تیکه هارو می‌ذارم کنار هم،
‫یه الگو پیدا می‌کنم.

556
00:44:35,250 --> 00:44:36,708
‫کلیدش همیشه همین بود.

557
00:44:37,666 --> 00:44:38,666
‫الگو ها.

558
00:44:39,750 --> 00:44:42,416
‫امروز به پرونده چند تا
‫از مریض‌هاش شما نگاه انداختم.

559
00:44:43,750 --> 00:44:46,000
‫اون‌هایی که بعد مرگ «آندریا»
‫به دست آوردیم.

560
00:44:47,541 --> 00:44:50,208
‫با خانواده اونا حرف زدم،
‫و یه چیزی رو فهمیدم.

561
00:44:51,083 --> 00:44:52,083
‫یه الگو.

562
00:44:53,666 --> 00:44:56,208
‫شما روی همه بیمار هاتون
‫هیپنوتیزم انجام نمی‌دید.

563
00:44:58,166 --> 00:44:59,666
‫فقط روی چند تا از اونها.

564
00:45:01,333 --> 00:45:02,750
‫«آندریا بوون».

565
00:45:03,541 --> 00:45:04,875
‫«لیلیان دورسی».

566
00:45:05,541 --> 00:45:06,791
‫«مونا زور».

567
00:45:07,750 --> 00:45:10,000
‫اونا چند تا خصوصیات
‫فیزیکی مشترک دارن.

568
00:45:11,541 --> 00:45:13,708
‫و همه اونها از دنیا رفتن.

569
00:45:15,500 --> 00:45:16,791
‫متوجهش شده بودین؟

570
00:45:17,958 --> 00:45:18,958
‫متوجه این الگو؟

571
00:45:28,125 --> 00:45:30,250
‫«جینا کالمن» زیاد
‫با شیوه عمل شما کارساز نبود.

572
00:45:30,333 --> 00:45:33,291
‫بنظرم وقتی پای اون باز شد
‫یه چیز دیگه مد نظرت بود.

573
00:45:33,375 --> 00:45:37,125
‫مسئله بخصوصی هست که بخوای
‫امشب درموردش حرف بزنیم، «وید»؟

574
00:45:38,250 --> 00:45:40,583
‫چون اگه نیست، من دیگه باید برم.
‫دیروقت شده.

575
00:45:41,750 --> 00:45:43,333
‫کارآگاه «رالینز» هستم.

576
00:45:44,958 --> 00:45:47,416
‫- بابت ویسکی ممنون.
‫- اوه، «وید».

577
00:45:48,500 --> 00:45:51,291
‫هیپنوتیزم‌درمانی خیلی خوب
‫واسه بی‌خوابی جواب میده.

578
00:45:52,000 --> 00:45:54,125
‫می‌خوای امتحانش کنی؟
‫یه جلسه مجانی انجامش می‌دیم.

579
00:45:54,208 --> 00:45:56,416
‫فکر می‌کردم فقط
‫روی خانم ها انجامش میدی.

580
00:45:56,500 --> 00:45:58,041
‫این بار رو چشم‌پوشی می‌کنم.

581
00:46:21,916 --> 00:46:23,583
‫گوشیم خاموش شد،
‫وگرنه زنگ می‌زدم.

582
00:46:27,833 --> 00:46:29,750
‫درمورد دوستت شنیدم.

583
00:46:31,083 --> 00:46:35,833
‫فکر کردم می‌تونم مچش رو بگیرم.
‫که یه چیزی بگه، یا یه کاری بکنه.

584
00:46:37,000 --> 00:46:40,000
‫اونم توی ایستگاه بود.
‫داشت مارو تعقیب می‌کرد.

585
00:46:41,458 --> 00:46:42,583
‫باهوشه.

586
00:46:43,625 --> 00:46:44,958
‫همیشه یه قدم جلوتره.

587
00:46:46,125 --> 00:46:49,958
‫یه دلیلی داره که تا تو سوال نپرسیده بودی
‫هیپنوتیزم رو روی «جینا» انجام نداده بود.

588
00:46:50,708 --> 00:46:53,208
‫می‌دونست میری پیش اون.
‫اون خودش جزوی ازش بود.

589
00:46:54,416 --> 00:46:56,041
‫نباید خودتو سرزنش کنی، «جن».

590
00:46:56,666 --> 00:46:58,125
‫ولی چرا من؟

591
00:46:58,625 --> 00:46:59,750
‫اینش رو نمی‌دونم.

592
00:47:01,500 --> 00:47:04,208
‫ولی از زمانی که «آندریا»
‫سوال پرسید و بعدش مُرد،

593
00:47:04,833 --> 00:47:06,000
‫خیلی فاصله زمانی داشت.

594
00:47:07,333 --> 00:47:10,375
‫کارش با تو هنوز تموم نشده،
‫وگرنه تو هم مُرده بودی.

595
00:47:13,666 --> 00:47:17,666
‫اثر انگشتش رو گرفتم،
‫ببینم چیزی گیرم میاد یا نه.

596
00:47:18,833 --> 00:47:20,500
‫فردا چیز های بیشتری دستم میاد.

597
00:47:21,583 --> 00:47:22,583
‫ولی الآن...

598
00:47:23,583 --> 00:47:24,500
‫استراحت کن.

599
00:47:26,416 --> 00:47:27,416
‫کارآگاه.

600
00:47:28,458 --> 00:47:29,458
‫ممنون.

601
00:47:30,458 --> 00:47:31,916
‫یکم استراحت کن.

602
00:47:32,708 --> 00:47:34,166
‫صبح بهت زنگ می‌زنم.

603
00:48:05,958 --> 00:48:07,500
‫چیزی یادتون رفت؟

604
00:48:07,583 --> 00:48:08,500
‫سلام، «جنیفر».

605
00:48:11,916 --> 00:48:13,250
‫«جنیفر»، بس کن!

606
00:48:22,458 --> 00:48:25,916
‫لازم نیست از من بترسی.
‫فقط می‌خوام حرف بزنیم.

607
00:48:28,708 --> 00:48:32,291
‫مگه باهات چی کار کردم
‫که بهم اعتماد نداری؟

608
00:48:32,916 --> 00:48:33,916
‫ها؟

609
00:48:35,583 --> 00:48:36,791
‫بهش فکر کن.

610
00:48:37,541 --> 00:48:39,333
‫دعوتت کردم،
‫به حرفت گوش دادم.

611
00:48:40,000 --> 00:48:42,500
‫واقعا، باید دستم هم ببوسی.

612
00:48:43,833 --> 00:48:47,958
‫ازت پرسیدم که چی می‌خوای،
‫و سخت تلاش می‌کنم که بهت بدمش.

613
00:48:53,791 --> 00:48:57,708
‫اول «برایان» و «جینا» سد راه
‫رویا هات شدن.

614
00:48:57,791 --> 00:48:59,416
‫حالا هم «رالینز»؟

615
00:49:03,208 --> 00:49:05,541
‫نگران نباش.
‫ترتیبش رو میدم.

616
00:49:06,416 --> 00:49:10,208
‫هرکاری که می‌کنم، واسه خودته، «جنیفر».

617
00:49:12,250 --> 00:49:14,041
‫حالا می‌دونم کلی...

618
00:49:15,083 --> 00:49:18,708
‫...انتظار و پیش‌زمینه داره، ولی...

619
00:49:20,458 --> 00:49:22,541
‫رمانتیک بودن منم همینطوریه.

620
00:49:27,333 --> 00:49:30,000
‫تقریبا تموم شده.

621
00:49:34,291 --> 00:49:35,791
‫خیلی نزدیک شدی.

622
00:49:49,708 --> 00:49:51,291
‫زود می‌بینمت، خب؟

623
00:49:53,916 --> 00:49:55,958
‫اوه، «جنیفر»...

624
00:49:56,708 --> 00:49:58,416
‫آروم باش.

625
00:50:14,458 --> 00:50:15,958
‫بردار. بردار.

626
00:50:16,625 --> 00:50:18,500
‫کارآگاه «وید رالینز» هستم...

627
00:50:18,583 --> 00:50:19,875
‫بجنب، بجنب.

628
00:50:45,083 --> 00:50:46,843
‫وقتی پلیس اثر انگشتش رو گرفت،

629
00:50:46,875 --> 00:50:50,416
‫هویت واقعیش مشخص شد.
‫اسمش رو عوض کرده بود.

630
00:50:50,500 --> 00:50:52,375
‫و واقعا کی بود؟

631
00:50:52,458 --> 00:50:55,416
‫یه قاتل. که توی
‫سه ایالت تحت تعقیب بود.

632
00:51:54,000 --> 00:51:56,500
‫امشب، در برنامه "پرونده‌های جنایی"،

633
00:51:56,583 --> 00:51:58,666
‫در پائیز سال 2014،

634
00:51:58,750 --> 00:52:02,875
‫«ویکتوریا ویلسون» هفده ساله،
‫در خانه‌ای حومه شهر...

635
00:52:02,958 --> 00:52:04,541
‫در میتاچن، نیوجرسی ناپدید شد.

636
00:52:04,625 --> 00:52:07,250
‫که باعث شد والدین،
‫و چهار خواهر و برادر کوچکترش،

637
00:52:07,333 --> 00:52:09,500
‫ناراحت و نگران شوند.

638
00:52:09,583 --> 00:52:14,416
‫سه روز بعد، جنازه‌اش در جنگلی
‫ در 300 مایلی خانه‌ـشان پیدا شد.

639
00:52:15,083 --> 00:52:17,541
‫چه بلایی سر «ویکتوریا ویلسون» افتاد؟

640
00:52:19,083 --> 00:52:21,125
‫«بیلی ادلر»، از مدرسه بازگشت

641
00:52:21,208 --> 00:52:23,916
‫و دید که مادرش پشت
‫میز ناهارخوری مُرده،

642
00:52:24,000 --> 00:52:25,500
‫به سرش شلیک شده.

643
00:52:25,583 --> 00:52:29,166
‫پلیس اذعان کرده که خودکشی بوده،
‫ولی «بیلی» می‌‌دونست که مادرش...

644
00:53:26,166 --> 00:53:28,666
‫نمی‌تونم بهشون بگم فکر می‌کنم
‫کار «مید» بوده.

645
00:53:29,333 --> 00:53:31,291
‫نمی‌دونن من دوباره
‫برگشتم سر این پرونده.

646
00:53:33,458 --> 00:53:35,208
‫واقعا عذر می‌خوام، «رالینز».

647
00:53:40,500 --> 00:53:41,583
‫خوندیش؟

648
00:53:44,833 --> 00:53:45,833
‫خب؟

649
00:53:47,458 --> 00:53:48,833
‫یه فکری دارم.

650
00:53:50,750 --> 00:53:53,666
‫وقتی من و «جینا» اومدیم پیشت،
‫یه چیزی درمورد این گفتی...

651
00:53:53,750 --> 00:53:56,750
‫که پلیس چطوری از
‫هیپنوتیزم استفاده می‌کنه.

652
00:53:58,000 --> 00:53:59,041
‫منظورت چی بود؟

653
00:54:00,708 --> 00:54:03,875
‫یکی با ماشین رد می‌شه،
‫شلیک می‌کنه و زود دور می‌شه.

654
00:54:05,208 --> 00:54:08,583
‫یه شاهد عینی ماشین رو دیده،
‫ولی پلاکش رو یادش نیست.

655
00:54:09,250 --> 00:54:11,750
‫خب، شاید توی خاطرشون هست.

656
00:54:12,291 --> 00:54:13,625
‫ولی خودآگاه نیست.

657
00:54:14,458 --> 00:54:18,791
‫اونارو می‌فرستیم پیش یه هیپنوتیست
‫که یه کاری کنه یادشون بیاد.

658
00:54:20,333 --> 00:54:22,041
‫و این می‌تونه مدرک باشه؟

659
00:54:22,125 --> 00:54:23,875
‫- گاهی اوقات.
‫- اگه اینکارو بکنیم چی؟

660
00:54:24,791 --> 00:54:28,541
‫چی می‌شه اگه منو بفرستی
‫پیش کسی که این کارو می‌کنه؟

661
00:54:28,625 --> 00:54:30,125
‫و بعد منو هیپنوتیزم کنه،

662
00:54:30,666 --> 00:54:33,333
‫و کاری کنه که جلساتم
‫با «مید» رو یادم بیاد.

663
00:54:34,000 --> 00:54:36,458
‫- هنوز ممکنه کافی نباشه.
‫- ولی گفتی...

664
00:54:36,541 --> 00:54:38,000
‫گفتم "بعضی وقتا".

665
00:54:39,375 --> 00:54:41,875
‫می‌دونی چقدر سخته که
‫به یه نفر اتهام قتل بزنی،

666
00:54:42,583 --> 00:54:43,708
‫و اونا محکومش کنن؟

667
00:54:43,791 --> 00:54:47,083
‫ولی دیشب پیش من اعتراف کرد
‫که مسئول مرگ «برایان» و «جینا»ـست.

668
00:54:47,166 --> 00:54:49,333
‫- این حرفش رو ضبط کردی؟
‫- و گفت که قراره بیاد دنبال تو...

669
00:54:49,416 --> 00:54:50,416
‫«جن».

670
00:54:51,541 --> 00:54:55,208
‫با تمام چیز هایی که داریم،
‫بقیه قربانی‌ها، این الگو...

671
00:54:56,875 --> 00:54:59,833
‫یه نقشه‌ای داره.
‫می‌دونم داره.

672
00:55:00,375 --> 00:55:03,250
‫نمی‌دونم نقشه‌اش چیه،
‫ولی از حرف‌هایی که دیشب می‌زد...

673
00:55:06,291 --> 00:55:07,291
‫لطفا.

674
00:55:09,666 --> 00:55:10,916
‫فقط می‌خوام امتحانش کنم.

675
00:55:41,041 --> 00:55:42,333
‫لطفا به هوش بیا.

676
00:55:53,166 --> 00:55:54,541
‫با «جینا» بودی.

677
00:55:55,958 --> 00:55:57,916
‫پس گمونم اون هم
‫همین چیز هارو می‌دونه.

678
00:55:58,416 --> 00:55:59,875
‫- بله.
‫- خب.

679
00:56:01,500 --> 00:56:03,625
‫ممنون که باهام روراست بودی، عزیزدلم.

680
00:56:04,583 --> 00:56:07,291
‫تمام نگرانی‌هات رو درنظر می‌گیرم.

681
00:56:09,250 --> 00:56:10,791
‫و همینجا قطعش می‌کنه.

682
00:56:13,750 --> 00:56:14,750
‫«جن».

683
00:56:15,916 --> 00:56:19,166
‫واقعا چقدر درمورد
‫هیپنوتیزم‌درمانی می‌دونی؟

684
00:56:19,250 --> 00:56:20,875
‫زیاد نمی‌دونم.

685
00:56:20,958 --> 00:56:23,333
‫خب، این ابزار شدیدا قدرتمندیه.

686
00:56:24,708 --> 00:56:27,500
‫وقتی با دقت و صداقت انجام بشه،

687
00:56:27,583 --> 00:56:29,500
‫می‌تونه پیامد های خوبی داشته باشه.

688
00:56:30,666 --> 00:56:33,583
‫ولی دست آدم اشتباه،
‫هیپنوتیزم می‌تونه خطرناک باشه.

689
00:56:42,000 --> 00:56:43,416
‫چه احساسی داری؟

690
00:56:43,500 --> 00:56:47,375
‫من درحال حاضر...

691
00:56:47,458 --> 00:56:51,166
‫مشکل اعتماد به حرفه شما رو دارم.

692
00:56:53,625 --> 00:56:56,791
‫«جن»، درک می‌کنم حرفم
‫ارزش زیادی نداره،

693
00:56:57,791 --> 00:56:59,416
‫ولی می‌تونی بهم اعتماد کنی.

694
00:57:00,833 --> 00:57:02,375
‫من از اون خوباش هستم.

695
00:57:03,416 --> 00:57:05,333
‫و فقط قراره یه نگاهی بندازم.

696
00:57:06,666 --> 00:57:11,208
‫که فقط ببینم ناخودآگاهت چه چیزی
‫از جلساتت با دکتر «مید» حفظ کرده.

697
00:57:21,416 --> 00:57:23,708
‫روی صدای میزانه‌شمار تمرکز کن.

698
00:57:24,583 --> 00:57:25,833
‫توی ذهنت تکرارش کن.

699
00:57:28,000 --> 00:57:30,375
‫و احساس کن که بدنت داره...

700
00:57:30,958 --> 00:57:33,333
‫جزوی از مبل می‌شه.

701
00:57:33,416 --> 00:57:36,083
‫می‌خوام همه چیز رو رها کنی.

702
00:57:37,666 --> 00:57:41,875
‫که دنیای اطرافت
‫سرعتش کم می‌شه.

703
00:57:51,666 --> 00:57:54,166
‫«جن»، صدامو می‌شنوی؟

704
00:57:54,250 --> 00:57:55,250
‫بله.

705
00:57:55,791 --> 00:57:59,041
‫حالا می‌خوام هرچیزی که
‫از جلساتت با «کالین مید»...

706
00:57:59,125 --> 00:58:02,500
‫به خاطر داری، بهم بگی.

707
00:58:08,375 --> 00:58:09,375
‫«جن»؟

708
00:58:14,250 --> 00:58:15,625
‫«جن»، بیدار شو.

709
00:58:15,708 --> 00:58:16,750
‫«جنیفر»!

710
00:58:18,708 --> 00:58:21,333
‫می‌خوام به صدای من گوش بدی،

711
00:58:21,416 --> 00:58:23,750
‫و فورا برگردی به این اتاق!

712
00:58:28,833 --> 00:58:31,750
‫استاد من یه روان‌پزشک بود.

713
00:58:31,833 --> 00:58:33,166
‫دکتر «زیویر سالیوان».

714
00:59:19,583 --> 00:59:21,666
‫«جنیفر»، بیدار شو!

715
00:59:27,000 --> 00:59:28,000
‫چی شد؟

716
00:59:30,000 --> 00:59:32,416
‫دکتر «گراهام»، چی شد؟

717
00:59:40,041 --> 00:59:42,083
‫تا حالا همچین چیزی ندیده بودم.

718
00:59:44,208 --> 00:59:46,375
‫حتما داخل روانت یه جور...

719
00:59:47,583 --> 00:59:48,583
‫ایمن سازی کرده.

720
00:59:48,666 --> 00:59:49,750
‫ایمن سازی چیه؟

721
00:59:49,833 --> 00:59:52,333
‫محض اینکه کسی نخواد
‫کاری که ما کردیم رو بکنه.

722
00:59:53,541 --> 00:59:55,208
‫و امکان نداره که من بفهمم

723
00:59:55,291 --> 00:59:58,833
‫چند تا تأثیر پساهیپنوتیزمی
‫جای‌گذاری کرده.

724
01:00:01,208 --> 01:00:03,541
‫و هر لحظه احتمال داره که فعال بشن.

725
01:00:14,500 --> 01:00:15,791
‫یه چیزی یادم اومد.

726
01:00:19,541 --> 01:00:20,708
‫یه خونه‌ای بود.

727
01:00:27,083 --> 01:00:28,883
‫[زیویر سالیوان]
‫[1010 "هون"]

728
01:00:33,041 --> 01:00:34,250
‫امروز چندمه؟

729
01:00:35,083 --> 01:00:36,208
‫ششمه.

730
01:00:43,000 --> 01:00:45,125
‫- باید برم.
‫- نه، صبر کن.

731
01:00:47,916 --> 01:00:50,208
‫یه چیز دیگه هست
‫که می‌تونم امتحان کنم.

732
01:00:50,291 --> 01:00:52,416
‫ببین، نمی‌تونم تمام اونها رو حذف کنم،

733
01:00:52,500 --> 01:00:56,416
‫ولی شاید بتونم چند تا
‫از مال خودم جای‌گذاری کنم.

734
01:00:57,958 --> 01:00:59,458
‫مثل یه ضربت متقابل؟

735
01:01:02,083 --> 01:01:03,083
‫دقیقا.

736
01:01:05,750 --> 01:01:08,416
‫به خدا قسم، این بار آخریه
‫که اینکارو می‌کنم.

737
01:01:18,333 --> 01:01:19,933
‫[1010 "هون" پورتلند]

738
01:01:26,417 --> 01:01:27,617
‫[زیویر سالیوان]

739
01:01:29,375 --> 01:01:32,192
‫[چرا دکتر زیویر سالیوان]
‫[قصد نداره بازنشست بشه.]

740
01:01:33,250 --> 01:01:34,690
‫[هیپنوتیزم‌درمانی]

741
01:01:35,000 --> 01:01:36,000
‫[سی.آی.ای]

742
01:01:37,292 --> 01:01:38,812
‫[پروژه ام.کی آلترا]

743
01:01:41,083 --> 01:01:42,763
‫[جای‌گذاری خاطرات اشتباه]

744
01:01:43,042 --> 01:01:44,042
‫[کنترل ذهن]

745
01:01:47,875 --> 01:01:49,541
‫«رالینز»، کارساز نبود.

746
01:01:49,625 --> 01:01:53,000
‫ولی متوجه شدم که «مید» یه استاد
‫به اسم «زیویر سالیوان» داشته.

747
01:01:53,083 --> 01:01:53,916
‫خیلی‌خب.

748
01:01:54,000 --> 01:01:56,708
‫تاحالا اسم پروژه
‫"ام.کی آلترا" به گوشت خورده؟

749
01:01:56,791 --> 01:01:59,375
‫آره، یه پروژه سی.آی.ای
‫تو دهه 60 بوده.

750
01:01:59,458 --> 01:02:02,958
‫خب، «سالیوان» یه هیپنوتیسته.
‫و سی.آی.ای استخدامش کرد

751
01:02:03,041 --> 01:02:05,958
‫تا از طریق هیپنوتیزم خاطرات
‫غیرواقعی تو سر مردم بذاره.

752
01:02:06,041 --> 01:02:07,708
‫نشونی‌اش رو گیر آوردم.
‫دارم میرم ببینمش.

753
01:02:07,791 --> 01:02:09,583
‫نه، «جن».
‫فکر خوبی نیست.

754
01:02:09,666 --> 01:02:12,583
‫ببین، بنظرم یه چیزی درمورد
‫«مید» می‌دونه که به کار ما میاد.

755
01:02:12,666 --> 01:02:14,726
‫- فقط صبر کن بیام.
‫- وقت نداریم.

756
01:02:14,750 --> 01:02:16,708
‫«جن»! «جن»!

757
01:03:03,750 --> 01:03:05,166
‫آقای «سالیوان»؟

758
01:03:13,666 --> 01:03:14,666
‫آهای؟

759
01:03:23,416 --> 01:03:24,750
‫کسی خونه نیست؟

760
01:03:37,791 --> 01:03:39,250
‫آقای «سالیوان»؟

761
01:03:57,291 --> 01:03:58,541
‫خدایا.

762
01:03:59,208 --> 01:04:00,833
‫انگار خیالاته، مگه نه؟

763
01:04:02,750 --> 01:04:05,583
‫زنم خیلی خانم خوشگلی بود،

764
01:04:06,625 --> 01:04:08,458
‫ولی تو هم هستی، «جنیفر».

765
01:04:09,833 --> 01:04:12,250
‫- متوجه نمی‌شم.
‫- «زیویر» پدر من بود.

766
01:04:14,000 --> 01:04:15,583
‫وقتی مُرد اینجا رو گذاشت برای من.

767
01:04:18,583 --> 01:04:19,583
‫«جنیفر».

768
01:04:19,666 --> 01:04:21,125
‫- نه، صبر کن.
‫- بخواب.

769
01:04:29,416 --> 01:04:30,291
‫«رالینز»ام.

770
01:04:30,375 --> 01:04:33,166
‫سلام، «رالینز»، نتیجه اثر انگشتی
‫که روی قاشق بود رو درآوردیم.

771
01:04:33,250 --> 01:04:35,708
‫متعلق به مردی هستن
‫به اسم «جولیان سالیوان».

772
01:04:36,333 --> 01:04:37,583
‫اطلاعاتش رو واست گذاشتم.

773
01:04:47,875 --> 01:04:50,166
‫با «جن تامپسون» تماس گرفتید.
‫لطفا پیام بذارید.

774
01:04:51,500 --> 01:04:53,250
‫حرومزاده!

775
01:05:12,833 --> 01:05:15,625
‫- «جن»، کجایی؟
‫- «رالینز»، خونه «مید» بود.

776
01:05:15,708 --> 01:05:18,750
‫- اسم واقعیش «سالیوان»ـه.
‫- «جن»، بگو کجایی.

777
01:05:18,833 --> 01:05:20,458
‫منو آورده توی دفترش.

778
01:05:21,083 --> 01:05:23,541
‫- خودش کجاست.
‫- در قفله! نمی‌دونم!

779
01:05:23,625 --> 01:05:26,625
‫چند تا واحد می‌فرستم اونجا! تاکسی!

780
01:05:26,708 --> 01:05:28,541
‫برو کنار! برو!

781
01:05:36,500 --> 01:05:37,541
‫حالت چطوره؟

782
01:05:40,125 --> 01:05:42,375
‫«جنیفر»، بیا بشین.

783
01:06:01,000 --> 01:06:02,000
‫می‌دونی...

784
01:06:03,791 --> 01:06:06,625
‫هیچ‌وقت اولین باری که
‫دیدمت رو یادم نمیره.

785
01:06:09,916 --> 01:06:12,500
‫- منو در جریان بذار.
‫- وارد ساختمون شدیم، قربان.

786
01:06:15,625 --> 01:06:17,500
‫تو شبیهش‌ای،

787
01:06:18,166 --> 01:06:19,375
‫مثل اون راه میری،

788
01:06:20,833 --> 01:06:22,291
‫حتی بوی اونو میدی.

789
01:06:23,625 --> 01:06:26,041
‫هیچی مثل بوی یک زن نیست.

790
01:06:27,083 --> 01:06:29,916
‫همین که می‌گیریش، فقط...

791
01:06:32,083 --> 01:06:33,333
‫اینطوری می‌شی.

792
01:06:34,625 --> 01:06:35,500
‫خاطرات.

793
01:06:38,583 --> 01:06:39,583
‫یالا.

794
01:06:48,458 --> 01:06:50,458
‫به طرف سوئیت.

795
01:06:51,875 --> 01:06:53,166
‫چند نفر دیگه هم بودن،

796
01:06:53,875 --> 01:06:55,750
‫اول بنظر می‌اومد خودشون باشن،

797
01:06:55,833 --> 01:06:58,083
‫ولی درنهایت،

798
01:06:59,041 --> 01:07:00,583
‫اونی که باید نبودن.

799
01:07:02,958 --> 01:07:03,958
‫رسیدیم پشت در.

800
01:07:04,833 --> 01:07:06,541
‫منتظر چی هستین؟ برید داخل!

801
01:07:07,166 --> 01:07:09,458
‫البته دلیلش رو الآن می‌فهمن.

802
01:07:10,125 --> 01:07:11,375
‫اونا نزدیک به بی‌نقص بودن.

803
01:07:12,583 --> 01:07:13,666
‫ولی تو خود بی‌نقصی.

804
01:07:13,750 --> 01:07:14,875
‫برو! برو!

805
01:07:21,250 --> 01:07:23,416
‫و الآن تورو برای خودم دارم.

806
01:07:24,333 --> 01:07:25,500
‫با شمارش من.

807
01:07:28,041 --> 01:07:29,083
‫«جنیفر».

808
01:07:32,291 --> 01:07:33,791
‫دیگه می‌تونی بیدار شی.

809
01:07:45,083 --> 01:07:46,166
‫من کجام؟

810
01:07:48,541 --> 01:07:49,541
‫توی خونه‌ای.

811
01:07:59,208 --> 01:08:03,041
‫- قربان، هیچ‌کس اینجا نیست.
‫- یعنی چی هیچ‌کس اونجا نیست؟

812
01:08:03,125 --> 01:08:04,916
‫دفتر خالیه، قربان.

813
01:08:08,208 --> 01:08:09,708
‫خودش می‌خواست بهم زنگ بزنه.

814
01:08:10,333 --> 01:08:12,166
‫کارآگاه «وید رالینز» به مخابر.

815
01:08:12,250 --> 01:08:14,666
‫برای من نشونی اقامتگاه
‫«زیویر سالیوان» رو دربیار.

816
01:08:14,750 --> 01:08:16,541
‫دریافت شد.

817
01:08:30,416 --> 01:08:32,208
‫نمی‌تونم تکون بخورم.

818
01:08:33,083 --> 01:08:34,083
‫می‌دونم.

819
01:08:35,666 --> 01:08:38,500
‫خوشم نیومد دوباره
‫شروع کردی ناخن می‌خوری.

820
01:08:41,291 --> 01:08:42,666
‫باید روش کار کنیم.

821
01:08:45,333 --> 01:08:46,916
‫این اتاق رو می‌شناسم.

822
01:08:48,875 --> 01:08:50,833
‫امیدوار بودم بشناسیش.

823
01:08:51,958 --> 01:08:53,250
‫خواب نمی‌دیدم.

824
01:09:02,291 --> 01:09:04,708
‫اونا خاطرات تو با اون بودن.

825
01:09:05,708 --> 01:09:07,291
‫خاطرات مورد علاقه‌ام.

826
01:09:09,166 --> 01:09:11,333
‫اونا رو گذاشتی تو سر من.

827
01:09:12,416 --> 01:09:14,583
‫چون می‌خواستی جایگزینش کنی.

828
01:09:15,291 --> 01:09:16,916
‫قدرت هیپنوتیزم.

829
01:09:20,708 --> 01:09:23,708
‫خاطره‌ای که توی ذهن گذاشته شده،

830
01:09:24,208 --> 01:09:27,125
‫اگه با دقت و ظرافت انجام داده بشه،

831
01:09:27,708 --> 01:09:31,000
‫تبدیل به یک واقعیت جدید می‌شه.

832
01:09:31,083 --> 01:09:32,833
‫یه زندگی جدید.

833
01:09:32,916 --> 01:09:35,916
‫یکی رو وادار کنی فکر کنه
‫کسیه که نیست، یا...

834
01:09:36,583 --> 01:09:38,833
‫می‌دونی، یه نفر رو
‫از سر تا پا فلج کنی.

835
01:09:38,916 --> 01:09:41,458
‫همه‌اش با یه پیشنهاد ساده.

836
01:09:42,166 --> 01:09:44,125
‫استادم بهم یاد داد وقتی...

837
01:09:44,625 --> 01:09:47,208
‫- خدایا، چقدر جوون بودم.
‫- پدرت؟

838
01:09:47,291 --> 01:09:50,500
‫"پدر"، "استاد"، برای یه
‫پسر جوون فرقی نداره.

839
01:09:51,958 --> 01:09:53,125
‫تو دیوونه‌ای.

840
01:10:08,250 --> 01:10:09,666
‫من دیوونه نیستم.

841
01:10:18,958 --> 01:10:20,833
‫جفتمون یه چیز رو می‌خواییم.

842
01:10:27,125 --> 01:10:28,791
‫ما زخم‌های مشترک داریم.

843
01:10:33,458 --> 01:10:37,333
‫تو «برایان» و «دنیل» رو از دست دادی.

844
01:10:38,375 --> 01:10:39,750
‫من «ایمی» رو از دست دادم.

845
01:10:40,708 --> 01:10:43,041
‫و زندگی‌ای که فکر می‌کردم با هم داشتیم.

846
01:10:46,625 --> 01:10:48,458
‫ما این جا های خالی رو پر می‌کنیم.

847
01:10:50,000 --> 01:10:51,083
‫اینطوری کن.

848
01:10:54,458 --> 01:10:58,041
‫و حالا، مورد بزرگ پایانی...

849
01:11:00,541 --> 01:11:01,708
‫تکون نخور.

850
01:11:23,958 --> 01:11:26,625
‫احیانا یادت نیست
‫امروز چندمه، نه؟

851
01:11:29,875 --> 01:11:31,375
‫حالا می‌دونی چرا
‫انقدر منتظر بودم.

852
01:11:34,500 --> 01:11:35,833
‫سالگرد ازدواجمون.

853
01:11:37,166 --> 01:11:38,375
‫گفته بودم که...

854
01:11:39,750 --> 01:11:42,666
‫آدم رمانتیکی‌ام.

855
01:12:00,458 --> 01:12:01,875
‫خود خودشی.

856
01:12:03,833 --> 01:12:05,708
‫عروس قشنگ من.

857
01:12:09,875 --> 01:12:10,958
‫تو بی‌نقصی.

858
01:12:24,833 --> 01:12:28,125
‫- نه.
‫- «جنیفر»، ول نکن.

859
01:12:29,458 --> 01:12:31,791
‫«رالینز»!

860
01:12:35,333 --> 01:12:36,375
‫«جن»!

861
01:12:36,458 --> 01:12:38,833
‫«رالینز»! «رالینز»، من اینجام.

862
01:12:38,916 --> 01:12:41,416
‫- اون کجاست؟
‫- از در پشتی رفت.

863
01:12:41,500 --> 01:12:44,125
‫من گیر کردم. باید کمکم کنی.
‫- در قفله.

864
01:12:48,333 --> 01:12:50,458
‫«جن»، گوش کن.

865
01:12:51,083 --> 01:12:53,333
‫باید برم پیداش کنم،
‫تو چیزیت نمی‌شه.

866
01:12:53,416 --> 01:12:55,500
‫چی؟ نه، نه، نه!
‫«رالینز»، نرو!

867
01:12:55,583 --> 01:12:58,708
‫تروخدا نرو! نباید بری!
‫تروخدا نرو!

868
01:13:15,833 --> 01:13:18,875
‫خیلی‌خب، بجنب!
‫تمرکز کن. تمرکز.

869
01:13:42,500 --> 01:13:46,250
‫چیزیم نیست. من خوبم.

870
01:15:22,125 --> 01:15:23,208
‫«رالینز»!

871
01:15:23,708 --> 01:15:25,583
‫«جن»، اسلحه!

872
01:15:26,250 --> 01:15:28,166
‫«جنیفر»، بخواب!

873
01:16:11,666 --> 01:16:14,041
‫«جن»؟ «جن»؟

874
01:16:14,125 --> 01:16:16,708
‫«رالینز»ام. بیدار شو، «جن».

875
01:16:17,208 --> 01:16:19,958
‫آفرین، بیدار شو. نه.

876
01:16:20,041 --> 01:16:21,291
‫- حالت خوبه.
‫- نه.

877
01:16:21,375 --> 01:16:23,708
‫- اون کجاست؟ کجاست؟
‫- رفته.

878
01:16:24,166 --> 01:16:25,916
‫تموم شد. حالت خوبه.

879
01:16:26,750 --> 01:16:28,875
‫پشتیبانی رو خبر کردم.
‫زود می‌رسن اینجا.

880
01:16:31,125 --> 01:16:32,208
‫حالت خوبه.

881
01:16:33,166 --> 01:16:34,166
‫تو...

882
01:16:34,541 --> 01:16:36,000
‫خوشگل شدی.

883
01:16:38,541 --> 01:16:40,041
‫- شرمنده.
‫- عیب نداره.

884
01:16:50,125 --> 01:16:51,291
‫- بیا.
‫- ممنون.

885
01:16:51,791 --> 01:16:54,833
‫بیا. بخواب.

886
01:16:58,041 --> 01:16:59,458
‫حالت خوب می‌شه.

887
01:17:02,375 --> 01:17:03,875
‫قول میدم، عزیزدلم.

888
01:17:10,166 --> 01:17:11,166
‫«جن».

889
01:17:12,750 --> 01:17:14,583
‫توی صدایی که واسم پخش کردی،

890
01:17:15,291 --> 01:17:18,208
‫دکتر «مید» صدات زد "عزیزدلم".

891
01:17:18,291 --> 01:17:20,291
‫ممنون که باهام روراست بودی، عزیزدلم.

892
01:17:20,916 --> 01:17:24,875
‫اگه تحت هر حالتی از
‫پساهیپنوتیزم...

893
01:17:24,958 --> 01:17:30,583
‫توسط دکتر «کالین مید» بودی،
‫و بهت گفت "عزیزدلم"،

894
01:17:32,125 --> 01:17:33,708
‫تمام گیرنده‌هایی...

895
01:17:33,791 --> 01:17:37,416
‫که توی سرت گذاشته رو نادیده بگیر.

896
01:17:38,000 --> 01:17:40,791
‫و بعد جهان اطرافت رو...

897
01:17:40,875 --> 01:17:42,791
‫به شکلی که هست ببین.

898
01:17:52,000 --> 01:17:53,125
‫«مید»؟

899
01:17:55,208 --> 01:17:56,875
‫من عزیزدلت نیستم.

900
01:18:00,291 --> 01:18:02,791
‫- نه!
‫- نه، نه، نه.

901
01:18:12,041 --> 01:18:13,500
‫«رالینز».

902
01:18:13,583 --> 01:18:15,625
‫خدایا! خدایا.

903
01:18:15,708 --> 01:18:18,333
‫هی، هی! بیدار شو!
‫لطفا بیدار شو.

904
01:18:22,416 --> 01:18:24,458
‫- بجنب.
‫- قوزک.

905
01:18:25,166 --> 01:18:26,166
‫چی؟

906
01:18:26,750 --> 01:18:28,041
‫«جنیفر»!

907
01:18:28,125 --> 01:18:29,291
‫قوزک.

908
01:18:31,875 --> 01:18:32,875
‫بیا اینجا!

909
01:18:54,041 --> 01:18:54,875
‫هی.

910
01:18:54,958 --> 01:18:57,291
‫نه، نه، نه! هی!

911
01:18:57,375 --> 01:18:59,208
‫اینجا. منو ببین، منو ببین.

912
01:18:59,291 --> 01:19:01,166
‫منو ببین. منو ببین.

913
01:19:01,250 --> 01:19:03,541
‫آفرین، همینه.
‫حالت خوبه.

914
01:19:04,125 --> 01:19:06,458
‫- بهم شلیک کردی.
‫- عذر می‌خوام.

915
01:19:06,541 --> 01:19:10,875
‫بیدار بمون، آره، همینه.
‫چیزیت نیست. حالت خوب می‌شه.

916
01:19:10,958 --> 01:19:14,125
‫فقط بیدار بمون، باشه؟

917
01:19:14,208 --> 01:19:18,708
‫شنیدم. صدای آژیر شنیدم.
‫دارن میان. چیزی نیست.

918
01:19:18,791 --> 01:19:21,208
‫حالت خوب می‌شه.
‫حالت خوب می‌شه.

919
01:19:43,792 --> 01:19:46,150
‫[یک ماه بعد]

920
01:19:46,541 --> 01:19:49,500
‫بنظرم عالیه. دوشنبه موقع جلسه گروه
‫به نمایش می‌ذاریمش.

921
01:19:49,583 --> 01:19:51,000
‫ولی من عجیب عاشقش شدم.

922
01:19:51,958 --> 01:19:53,708
‫آها. عالی بود، «تیف».

923
01:19:54,500 --> 01:19:55,916
‫آره، اونجا می‌بینمت.

924
01:20:02,083 --> 01:20:04,041
‫این بار دیگه اسباب کشی می‌کنم.

925
01:20:04,875 --> 01:20:07,625
‫از خونه جدیدم خوشت میاد.
‫مجبور نیستی، درک می‌کنم.

926
01:20:07,708 --> 01:20:09,875
‫توی موارد خودت
‫خیلی خاص انتخاب می‌کنی.

927
01:20:16,041 --> 01:20:17,208
‫ببخشید.

928
01:20:19,458 --> 01:20:20,958
‫ببخشید که رفتم.

929
01:20:23,333 --> 01:20:25,708
‫ببخشید که کنار تو ناراحت نبودم.

930
01:20:27,708 --> 01:20:31,000
‫ببخشید که فکر کردم
‫از دست دادن «دنیل»،

931
01:20:31,625 --> 01:20:33,583
‫برای من از تو سخت‌تر بود.

932
01:20:34,166 --> 01:20:36,500
‫و می‌دونم اتفاقی که افتاد
‫تقصیر من نیست.

933
01:20:36,583 --> 01:20:38,916
‫حالا هرچقدر هم خودمو مقصر بدونم.

934
01:20:43,333 --> 01:20:47,375
‫ولی اتفاقی که بین ما افتاد، تقصیر خودمه.

935
01:20:51,708 --> 01:20:54,125
‫و برای همین واقعا معذرت می‌خوام.

936
01:21:03,708 --> 01:21:05,791
‫دکتر ها میگن نتایج
‫آزمایش‌هات امیدبخش بوده.

937
01:21:06,375 --> 01:21:07,833
‫واقعا خبر خوبیه.

938
01:21:09,708 --> 01:21:12,250
‫و وقتی هم که بیدار بشی،
‫من همینجا منتظر می‌مونم.

939
01:21:27,791 --> 01:21:30,041
‫ترفیع شما رو تسلیت میگم.

940
01:21:30,708 --> 01:21:32,166
‫هیچی نشده پشیمون شدم.

941
01:21:32,708 --> 01:21:36,750
‫من تنهات گذاشتم، ولی...
‫می‌خواستم ازت تشکر کنم.

942
01:21:37,250 --> 01:21:38,291
‫بابت همه چیز.

943
01:21:39,583 --> 01:21:41,875
‫فکر نمی‌کردم دوباره ببینمت، ولی...

944
01:21:43,416 --> 01:21:45,375
‫فکر می‌کردم بالأخره
‫سر و کله‌ات پیدا بشه.

945
01:21:47,375 --> 01:21:49,041
‫نشونه قدردانی من.

946
01:21:50,875 --> 01:21:52,291
‫مراقب خودت باش، خب؟

947
01:22:20,333 --> 01:22:21,416
‫قشنگ بود.

948
01:22:25,042 --> 01:22:32,775
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام سايت زدمووی :
.:: @ZedMoviecom ::.
.:: ZedMovie.com ::.

