﻿0
00:00:01,900 --> 00:00:20,361
<b><font color="#00abfd"> دانلود رایگان فیلم و سریال 
  
  ..:: MiraMovie.org::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: ZedMovie.com::..</font></b>

3
00:00:50,554 --> 00:00:53,444
‫- خوش اومدین.
‫- سلام.

5
00:01:00,542 --> 00:01:02,375
‫دکتر «فلزر».

6
00:01:02,542 --> 00:01:04,583
‫لطفاً همراهم بیاید.

7
00:01:29,500 --> 00:01:31,625
‫سلام «آلما»،
‫من تام‌‌ هستم.

8
00:01:34,332 --> 00:01:36,667
‫از دیدنت خوش‌وقتم آلما.

9
00:01:37,375 --> 00:01:39,332
‫بشینیم؟

10
00:01:44,457 --> 00:01:46,792
‫چی میل دارین واسه‌تون بیارم؟

11
00:01:47,167 --> 00:01:49,332
‫«بوردو» حرف نداره.

12
00:01:50,332 --> 00:01:52,375
‫بوردو واسه خانوم؟

13
00:01:58,167 --> 00:02:00,708
‫خیلی زن زیبایی هستی آلما.

14
00:02:03,250 --> 00:02:06,792
‫چشمات مثل دو دریاچهٔ کوهساریه
‫که می‌تونم توش غرق بشم.

15
00:02:19,125 --> 00:02:20,542
‫تام بودی، درسته؟

16
00:02:20,875 --> 00:02:22,958
‫از تعریف و تمجید خوشت نمیاد؟

17
00:02:23,500 --> 00:02:25,500
‫به خدا باور داری؟

18
00:02:25,750 --> 00:02:29,000
‫اینجا خیلی جای مناسبی
‫واسه همچین سوالی نیست.

19
00:02:30,042 --> 00:02:33,625
‫- شعر مورد علاقه‌ای داری؟
‫- خیلی از «ریلکه» خوشم میاد.

20
00:02:33,917 --> 00:02:36,000
‫«روز پاییزی» مثلا.

21
00:02:36,167 --> 00:02:37,833
‫خط ششم و هفتم؟

22
00:02:38,000 --> 00:02:43,292
‫«بگذار کامل برسند، و آخرین 
‫دوران شیرین‌ـش را تا شراب ناب دنبال کن».

23
00:02:43,625 --> 00:02:46,542
‫- نامهٔ یکی مانده به آخر شعر؟
‫- اِی.

24
00:02:49,250 --> 00:02:53,125
‫- هدف زندگی چیه؟
‫- که دنیا رو به جای بهتری تبدیل کنیم.

25
00:02:55,083 --> 00:02:58,333
‫۳۵۸۷ ضربدر ۹۸۲
‫تقسیـم بر ۷۳۱؟

26
00:02:58,792 --> 00:03:01,708
‫۴۸۱۸.۶۵۱۱۶

27
00:03:08,833 --> 00:03:11,833
‫غم‌انگیزترین چیزی که به ذهنت می‌رسه چیه؟

28
00:03:12,792 --> 00:03:14,833
‫در تنهایی مــُردن.

29
00:03:20,000 --> 00:03:22,458
‫می‌شه برقصیم؟
‫رقص رومبا.

30
00:03:29,250 --> 00:03:32,792
‫دکتر فلزر، بهتون پیشنهاد می‌دم از 
‫فرصت نهایت استفاده رو ببرید.

31
00:03:33,083 --> 00:03:35,250
‫شگفت‌زده می‌شید.

32
00:04:25,458 --> 00:04:27,417
‫اشتباهی تو کارم هست؟

33
00:04:30,708 --> 00:04:32,708
‫من... من...

34
00:04:33,208 --> 00:04:34,583
‫من... من...

35
00:04:35,466 --> 00:04:37,286
‫من... من...

36
00:04:37,630 --> 00:04:40,372
‫من... من...

37
00:04:42,771 --> 00:04:44,872
‫من... من...

38
00:04:45,066 --> 00:04:48,113
‫من... من...

39
00:05:08,583 --> 00:05:10,708
‫لطفاً بابت این اوضاع پیچیده دلخور نشید.

40
00:05:11,042 --> 00:05:14,292
‫ولی بهتون اطمینان می‌دم،
‫این اتفاق برای این مدل خیلی نادره.

41
00:05:14,625 --> 00:05:17,500
‫به ندرتِ بردن یه لاتاری.

42
00:05:17,667 --> 00:05:19,833
‫از لحاظ احتمالاتش می‌گم.

43
00:05:20,208 --> 00:05:24,750
‫بهتون اطمینان می‌دم، متخصصین ما
‫تا فردا شب ترتیب همه چی رو می‌دن.

44
00:05:25,125 --> 00:05:28,042
‫خیلی بابت این تأخیر ناخوشایند
‫ازتون عذر می‌خوایم.

45
00:05:28,667 --> 00:05:30,542
‫مشکلی نیست.

46
00:05:42,958 --> 00:05:46,208
‫باورتون نمی‌شه چقدر سخته
‫که مخ‌زنی رو برنامه ریزی کنیم.

47
00:05:46,375 --> 00:05:50,167
‫یه حرکت اشتباه، یه نگاه گمراه‌کننده،
‫یه توجه بی‌مهابا

48
00:05:50,500 --> 00:05:53,833
‫دیگه فضای رمانتیک از بین می‌ره،
‫درست می‌گم؟

49
00:05:55,542 --> 00:05:59,125
‫این همه فضاسازی‌ ممکنه زیاده‌روی باشه

50
00:05:59,625 --> 00:06:04,917
‫ولی این لحظات رمانتیک بهمون 
‫نکات نهایی واسه تنظیمات نهایی رو می‌ده.

51
00:06:05,083 --> 00:06:10,708
‫و حتی با این‌وجود که شما یکی از ده‌ متخصصی
‫هستید که تام رو توی این سه هفته آزمایش می‌کنن

52
00:06:10,875 --> 00:06:15,167
‫حال و هوای اولین ملاقات‌ـتون
‫خیلی مهمه.

53
00:06:17,625 --> 00:06:20,917
‫- کلی زحمت داره که.
‫- نه اون‌قدری که فکر می‌کنید.

54
00:06:26,375 --> 00:06:27,750
‫تصاویر سه‌بعدی.

55
00:06:27,917 --> 00:06:30,917
‫ارزون‌ترن و می‌تونن زمان بیشتری برقصن.

56
00:06:41,958 --> 00:06:46,125
‫می‌دونم این قضیه رو با سردی احساسی
‫خاصی می‌بینید

57
00:06:46,292 --> 00:06:49,208
‫که با توجه به آزمایش‌گر بودنتون
‫باید هم اینطور باشه،

58
00:06:49,375 --> 00:06:54,083
‫ولی به‌شدت بهتون پیشنهاد می‌دم
‫که با آغوش باز سمت این تجربه برید.

59
00:06:54,250 --> 00:06:57,958
‫وقتی خوشبختی در خونه‌ت رو می‌زنه
‫باید فوراً در رو باز کنی.

60
00:06:58,125 --> 00:06:59,958
‫فردا روز بزرگیه.

61
00:07:00,125 --> 00:07:03,500
‫همه‌چیز مرتب می‌شه
‫و می‌تونید تام رو ببرید خونه.

62
00:07:03,667 --> 00:07:04,875
‫باشه، ممنون.

63
00:07:41,542 --> 00:07:43,750
‫- سلام «جولیان».
‫- سلام آلما.

64
00:07:49,500 --> 00:07:52,458
‫ببخشید، کار پیش اومد.
‫اصلا دلتون نمی‌خواد بشنوید.

65
00:07:52,625 --> 00:07:56,833
‫دوباره هم باید برم.
‫اسکن ۲۲۰۲ تموم شده؟

66
00:07:57,000 --> 00:07:59,083
‫آره، روی میزه.

67
00:08:10,083 --> 00:08:13,042
‫وقت زیادی نمونده.
‫آخرین تلاشمونه.

68
00:08:13,250 --> 00:08:14,958
‫- فردا می‌بینمتون.
‫- می‌بینمت.

69
00:08:18,583 --> 00:08:22,167
‫ازم آزمایش گرفتن، مغزم رو اسکن کردن،
‫بی‌وقفه ازم سوال می‌پرسیدن

70
00:08:22,500 --> 00:08:24,625
‫بعد به‌قول خودشون فایل‌های مغزی رو

71
00:08:24,792 --> 00:08:28,042
‫که از ۱۷ میلیون نفر جمع‌آوری کردن
‫به اون چیزا منتقل می‌کنن

72
00:08:28,208 --> 00:08:30,500
‫شامل: ویژگی‌ها،
‫دیدگاه‌ها، احساسات‌ـشون...

73
00:08:30,833 --> 00:08:34,207
‫خیلی پیچده‌ست،
‫و خدا می‌دونه چقدر واسه‌شون آب می‌خوره.

74
00:08:34,542 --> 00:08:36,707
‫بعد نتیجه‌ش چیه؟

75
00:08:37,375 --> 00:08:40,875
‫«چشمات مثل دو دریاچهٔ کوهساریه
‫که می‌تونم توش غرق بشم.»

76
00:08:43,667 --> 00:08:46,958
‫شاید تو رو بهتر از خودت می‌شناسن.

77
00:08:47,792 --> 00:08:50,375
‫خیلی دوست دارم امتحانش کنم.

78
00:08:50,708 --> 00:08:54,083
‫- که دختر رویاهات رو واسه‌ت بسازن؟
‫- آره.

79
00:08:54,833 --> 00:08:58,125
‫ولی خب همین الانشم توی خونه یکی دارم.
‫حالا از شوخی بگذریم.

80
00:08:59,625 --> 00:09:01,792
‫علی‌رغم نظرت

81
00:09:02,042 --> 00:09:05,458
‫من توی کمیتهٔ اخلاقم،
‫و نیاز به ارزیابی‌ـت دارم.

82
00:09:05,958 --> 00:09:08,833
‫- به‌اندازه‌ای دیده‌م که بنویسم.
‫- آلما، قضیه در مورد اینه که

83
00:09:09,167 --> 00:09:12,667
‫آیا اینا اجازهٔ ازدواج، کار

84
00:09:12,833 --> 00:09:17,167
‫پاسپورت گرفتن، داشتن حقوق انسانی
‫یا بخشی از اون حقوق رو دارن یا...

85
00:09:18,333 --> 00:09:19,917
‫«راجر» من...

86
00:09:20,583 --> 00:09:22,792
‫عه، نمی‌دونستم که...

87
00:09:23,958 --> 00:09:26,167
‫ببخشید. سلام آلما.

88
00:09:27,958 --> 00:09:29,500
‫سلام جولیان.

89
00:09:29,708 --> 00:09:31,333
‫چیزه...

90
00:09:31,542 --> 00:09:34,125
‫ضروری نیست، بعداً برمی‌گردم.

91
00:09:34,792 --> 00:09:37,083
‫باشه، می‌بینمت.

92
00:09:37,667 --> 00:09:41,083
‫- چرا جولیان انجامش نمی‌ده؟
‫- پیش‌نیازش مجرد بودنه.

93
00:09:41,542 --> 00:09:42,958
‫- فرانک چی؟
‫- آلما.

94
00:09:43,292 --> 00:09:46,167
‫همه یا خونواده دارن یا نامزد.

95
00:09:46,500 --> 00:09:50,250
‫خودت قبول کردی،
‫و خب اینم در نظر بگیر که همسر رویاهات

96
00:09:51,125 --> 00:09:54,917
‫همین الانشم واسه‌ت ساخته شده.
‫فقط سه هفته‌ست.

97
00:09:55,583 --> 00:10:01,000
‫بعدش تو و افرادت می‌تونید برید شیکاگو
‫و کتیبه‌ها رو شخصاً ببینید.

98
00:10:01,167 --> 00:10:03,083
‫بودجه‌ش رو تخصیص می‌دم.

99
00:10:03,625 --> 00:10:05,667
‫نه، نه، رشوه محسوب نمی‌شه.

100
00:10:06,333 --> 00:10:08,167
‫فقط یه تشکر کوچیک.

101
00:10:12,730 --> 00:10:14,214
‫سلام.

102
00:10:15,542 --> 00:10:18,500
‫- خیلی وقته ندیدمت. کجا بودی؟
‫- همین گوشه کنار.

103
00:10:18,667 --> 00:10:21,708
‫یه گردهمایی توی کوپن‌هاگن
‫موزه

104
00:10:22,042 --> 00:10:24,042
‫- سلام آلما.
‫- سلام «رگینا».

105
00:10:24,969 --> 00:10:26,792
‫- سلام جولیان.
‫- سلام.

106
00:10:29,583 --> 00:10:31,833
‫- حالت چطوره؟
‫- خوبم.

107
00:10:32,625 --> 00:10:33,833
‫تو چی؟

108
00:10:36,000 --> 00:10:39,417
‫وقت داشتی بریم یه قهوه‌ای بخوریم،
‫یه‌کم حرف بزنیم.

109
00:10:41,750 --> 00:10:44,958
‫باید برم. بعدا می‌بینمت.

110
00:12:06,667 --> 00:12:09,375
‫- «کورا»؟
‫- آلماـم.

111
00:12:15,792 --> 00:12:17,875
‫اینجا چکار می‌کنی؟

112
00:12:18,042 --> 00:12:20,167
‫واسه‌ت خرید کردم.

113
00:12:20,333 --> 00:12:22,667
‫خرید نمی‌خوام!

114
00:12:24,167 --> 00:12:27,875
‫می‌دونم بابا، درست مثل اینکه
‫نیازی نیست چیزی بخوری.

115
00:12:28,125 --> 00:12:30,750
‫مثل بچه‌ها باهام رفتار نکن.

116
00:12:33,208 --> 00:12:36,542
‫ولی خب پنج‌شنبه‌ست بابا.
‫هر پنج‌شنبه مزاحمت می‌شم.

117
00:12:39,292 --> 00:12:42,643
‫دوباره توی استریو سیگار می‌کشی؟

118
00:12:49,833 --> 00:12:51,917
‫کورا مُرده؟

119
00:12:53,500 --> 00:12:55,917
‫نه تا جایی که خبر دارم.

120
00:12:58,875 --> 00:13:02,000
‫ولی پنج‌شنبه‌ها می‌ره «نیکو» رو 
‫از کلاس فوتبال میاره.

121
00:13:05,708 --> 00:13:08,083
‫نیکو همون بچه‌ست.

122
00:13:09,125 --> 00:13:10,958
‫آره.

123
00:13:11,458 --> 00:13:13,708
‫یارو زشته.

124
00:13:13,875 --> 00:13:15,500
‫بابا!

125
00:13:17,417 --> 00:13:20,375
‫محاله بتونی امروز منو ببری بیرون.

126
00:13:20,917 --> 00:13:23,208
‫ولی خب هوا آفتابیه.

127
00:13:23,807 --> 00:13:25,890
‫ریدم تو آفتاب.

128
00:13:31,792 --> 00:13:34,167
‫دیدی؟ اون‌قدرام بد نیست.

129
00:13:35,667 --> 00:13:37,667
‫چرا هست.

130
00:13:38,417 --> 00:13:43,458
‫- می‌خوام برم خونه.
‫-یه‌کم دیگه می‌رسیم. یه‌ذره دیگه.

131
00:13:58,542 --> 00:14:00,167
‫یه‌لحظه لطفاً.

132
00:15:07,958 --> 00:15:09,750
‫وای، ببخشید.

133
00:15:10,500 --> 00:15:11,750
‫سلام آلما.

134
00:15:17,000 --> 00:15:20,750
‫شما و رئیستون قرارداد
‫عدم افشاء رو امضا کردید.

135
00:15:20,917 --> 00:15:23,458
‫کار ضروری پیش اومد،
‫می‌تونید هر لحظه تماس بگیرید.

136
00:15:23,875 --> 00:15:27,542
‫در غیر این‌صورت، سه روز دیگه
‫ساعت ۱۰ صبح همدیگه رو می‌بینیم.

137
00:15:27,958 --> 00:15:33,583
‫- چیز دیگه‌ای هست که لازم باشه بدونم؟
‫- پیشنهاد می‌کنیم روی یه گذشتهٔ مشترک کار کنید.

138
00:15:33,750 --> 00:15:36,875
‫داستانی در مورد این‌که
‫چطور آشنا شدید درست کنید.

139
00:15:37,042 --> 00:15:39,708
‫برای داشتن یه آینده،
‫باید گذشته‌ای داشته باشین.

140
00:15:44,250 --> 00:15:46,167
‫واقعاً سلیقهٔ محشری داری.

141
00:16:05,792 --> 00:16:07,458
‫ممنونم.

142
00:16:07,625 --> 00:16:09,667
‫خیلی لطف داری.

143
00:16:23,917 --> 00:16:27,333
‫اگه صندلی‌ـت رو ۱۵ سانتی‌متر بلندتر کنی

144
00:16:27,792 --> 00:16:32,167
‫و ۱۲ درجه به سمت جلو متمایل کنی،
‫و همین‌طور به نگرانی‌ت ادامه بدی

145
00:16:32,875 --> 00:16:36,792
‫احتمال تصادف ۲۷ درصد کمتر می‌شه.

146
00:16:43,083 --> 00:16:48,125
‫یه تنفری بابت توصیه‌م
‫واسه بهبود امنیتت حس می‌کنم،

147
00:16:48,292 --> 00:16:50,167
‫و هم‌چنین..

148
00:16:50,333 --> 00:16:53,583
‫بابت استفادهٔ صحیح وجه شرطی توی جملاتم.

149
00:16:54,583 --> 00:16:56,792
‫درسته؟

150
00:17:04,083 --> 00:17:10,333
‫تلاش‌های بی‌ثمر برای ارتباط برقرار کردن،
‫برای هم‌سو کردن الگوریتمم باهات ضروریه.

151
00:17:10,667 --> 00:17:13,208
‫ممکنه چیزهایی بگم و انجام بدم
‫که مورد نظرت نباشه

152
00:17:13,375 --> 00:17:16,167
‫ولی اون اشتباهات در ادامه
‫کم‌تر و کم‌تر می‌شن.

153
00:17:16,875 --> 00:17:21,167
‫به‌زودی چیزهایی می‌گم و انجام می‌دم
‫که درصد موفقیت خیلی بالاتری دارن.

154
00:17:21,917 --> 00:17:24,625
‫به‌زودی همهٔ تیرهام به هدف می‌خورن.

155
00:18:06,833 --> 00:18:09,167
‫خیلی‌خب، این پذیراییه

156
00:18:11,125 --> 00:18:12,708
‫آشپزخونه...

157
00:18:27,083 --> 00:18:29,208
‫این کجاست؟

158
00:18:29,833 --> 00:18:32,125
‫نمی‌دونم. یکی از دوستام گرفته.

159
00:18:32,667 --> 00:18:34,792
‫یه دوست خوب؟

160
00:18:42,500 --> 00:18:44,667
‫از رنگ‌هاش خوشم میاد.

161
00:18:48,958 --> 00:18:51,917
‫- چیز دیگه‌ای لازم داری؟
‫- نه، مرسی. خیلی لطف داری.

162
00:18:55,667 --> 00:18:58,167
‫راستی سرویس بهداشتی،
‫اگه یه موقع...

163
00:19:00,208 --> 00:19:02,625
‫دندون‌هام رو مسواک می‌زنم
‫و بدنم رو تمیز می‌کنم.

164
00:19:05,833 --> 00:19:07,708
‫و اینم از اتاقت.

165
00:19:16,583 --> 00:19:19,000
‫توی یه تخت نمی‌خوابیم؟

166
00:19:29,500 --> 00:19:34,120
‫- شب به‌خیر دیگه.
‫- شب به‌خیر آلما.

167
00:19:42,583 --> 00:19:44,417
‫چرا به لهجهٔ انگلیسی گفتی؟

168
00:19:45,125 --> 00:19:48,375
‫تو به مردهایی جذب می‌شی
‫که یه‌کم خارجی باشن.

169
00:19:48,708 --> 00:19:50,750
‫نه کاملاً بومی، و نه کاملاً خارجی.

170
00:19:51,583 --> 00:19:53,792
‫بریتانیایی مثلا.

171
00:21:45,708 --> 00:21:47,708
‫صبح به‌خیر آلما.

172
00:21:48,625 --> 00:21:50,917
‫خوب خوابیدی؟

173
00:21:59,708 --> 00:22:03,958
‫مرتبش کردم که بتونی
‫وسایلت رو راحت‌تر پیدا کنی.

174
00:22:09,833 --> 00:22:13,500
‫طبق یه سیستم مرتب شده‌ن،
‫مثلا...

175
00:22:15,833 --> 00:22:17,292
‫مشکلی نیست.

176
00:22:17,458 --> 00:22:21,708
‫من...۱۱ دقیقه لازم دارم
‫که همه‌چیز رو سر جاش برگردونم.

177
00:23:07,667 --> 00:23:10,583
‫فوراً دوباره پنجره‌ها رو کثیف می‌کنم.

178
00:23:12,583 --> 00:23:14,667
‫پنجره‌ها رو بذار حالا.

179
00:23:17,333 --> 00:23:20,833
‫وقت واسه صبحونه خورد ندارم.
‫واسه کارم دیرم شده.

180
00:23:21,083 --> 00:23:24,542
‫مشتاق یه صبحانه-ناهار رمانتیک بودم.

181
00:23:25,042 --> 00:23:27,458
‫- که یه‌کم گپ بزنیم.
‫- من اصلا گپ نمی‌زنم.

182
00:23:28,292 --> 00:23:30,375
‫و واسه همین دوست دارم.

183
00:23:40,583 --> 00:23:42,375
‫گوش کن تام.

184
00:23:42,625 --> 00:23:46,500
‫می‌دونم برنامه‌ریزی شدی که 
‫یه همسر بالقوه باشی.

185
00:23:46,875 --> 00:23:49,667
‫ولی نمی‌تونم سه هفته اینجوری تحمل کنم.

186
00:23:49,833 --> 00:23:53,250
‫نمی‌تونم یه روز دیگه اینجوری تحمل کنم.
‫دیوونه می‌شم.

187
00:23:58,292 --> 00:24:00,667
‫من دنبال همسر نیستم.

188
00:24:01,167 --> 00:24:05,708
‫فقط سه هفته تو رو آزمایش می‌کنم
‫و یه ارزیابی می‌نویسم.

189
00:24:05,875 --> 00:24:08,708
‫آها. و اصلاً عشق به وجدت نمیاره؟

190
00:24:09,542 --> 00:24:11,875
‫- ابداً.
‫- محبت چی؟

191
00:24:12,458 --> 00:24:15,958
‫صمیمیت احساسی؟
‫چشم‌ تو چشم شدن پر شور؟

192
00:24:16,833 --> 00:24:18,875
‫قطعاً نه.

193
00:24:19,500 --> 00:24:21,542
‫- پروانه؟
‫- نه.

194
00:24:22,042 --> 00:24:25,833
‫- اگه اون‌قدر دوست داشته باشم که نتونم درست فکر کنم چی؟
‫- به هیچ‌وجه.

195
00:24:28,809 --> 00:24:31,018
‫پس واسه همین جدا از هم خوابیدیم.

196
00:24:32,000 --> 00:24:35,292
‫بهت پیشنهاد می‌دم به من نپلکی،
‫منم بهت نمی‌پلکم

197
00:24:35,458 --> 00:24:40,083
‫و کم و بیش این سه هفته رو
‫با وقار به‌سر می‌بریم، خب؟

198
00:24:40,917 --> 00:24:44,083
‫الگوریتمم طوری طراحی شده که خوشحالت کنم.

199
00:24:44,417 --> 00:24:45,958
‫عالیه.

200
00:24:46,167 --> 00:24:50,125
‫پس نپلکیدن بهم نباید
‫واسه‌ت مشکلی پیش بیاره.

201
00:24:50,292 --> 00:24:53,292
‫این بیش از هر چیزی خوشحالم می‌کنه.

202
00:24:54,958 --> 00:24:57,292
‫حالا دیگه باید برم.

203
00:24:58,792 --> 00:25:00,750
‫- می‌تونم باهات بیام؟
‫- نه.

204
00:25:01,333 --> 00:25:03,125
‫می‌تونم کمکت کنم.

205
00:25:03,292 --> 00:25:07,583
‫موضوع خیلی خاصیه.
‫سال‌ها زمان می‌بره که...

206
00:25:08,083 --> 00:25:12,500
‫خیلی‌خب، شاید چند میلی‌ثانیه لازمه
‫که بتونی ازش سر در بیاری

207
00:25:12,667 --> 00:25:15,458
‫ولی در مورد شعر و استعاره‌ست...

208
00:25:16,208 --> 00:25:18,417
‫دارم چکار می‌کنم؟

209
00:25:21,167 --> 00:25:23,333
‫باشه، همینجا می‌مونم.

210
00:25:23,708 --> 00:25:26,208
‫به یه دردی بخورم.
‫خونه رو خوشگل می‌کنم.

211
00:25:31,375 --> 00:25:33,083
‫همینجا منتظرم بمون.

212
00:25:33,250 --> 00:25:35,708
‫یه قهوه‌ای چیزی واسه خودت بخر.

213
00:25:37,083 --> 00:25:39,333
‫- هر چیزی که خواستی.
‫- باشه.

214
00:25:43,000 --> 00:25:47,958
‫مثل کسی که چیزی می‌خواد رفتار می‌کنم.
‫هیچ کس هم شک نمی‌کنه.

215
00:25:49,792 --> 00:25:51,708
‫- کارم طول می‌کشه.
‫- ای جان.

216
00:25:55,470 --> 00:25:56,485
‫چیه؟

217
00:25:57,167 --> 00:26:00,708
‫می‌تونی اینا رو هم حذف کنی:
‫«جونِ تو»، «حله» و «خدافس».

218
00:26:01,583 --> 00:26:03,417
‫ردیفه.

219
00:26:24,500 --> 00:26:26,958
‫سلام، چی میل دارین؟

220
00:26:29,208 --> 00:26:31,583
‫امروز چه حسی دارم؟

221
00:26:32,458 --> 00:26:34,750
‫امروز چه حسی دارم؟

222
00:26:35,542 --> 00:26:40,750
‫آها! یه موکاچینوی متوسط
‫با یه شات شهد فندق.

223
00:26:41,833 --> 00:26:44,708
‫امروز حالم یه‌کم قاطیه.

224
00:26:45,680 --> 00:26:48,430
‫موکاچینوی متوسط با فندق.

225
00:26:49,375 --> 00:26:51,500
‫۴.۷۰ یورو می‌شه.

226
00:26:52,167 --> 00:26:54,417
‫۵ حساب کن.

227
00:26:59,250 --> 00:27:01,250
‫قهوه‌تون اونجاست.

228
00:27:02,417 --> 00:27:04,208
‫بین خودمون باشه.

229
00:27:04,375 --> 00:27:08,333
‫حدس زدی که واقعاً نمی‌تونم چیزی بخوام؟

230
00:27:31,875 --> 00:27:34,917
‫واقعاً بی‌توجه به اطرافشون هستن.

231
00:27:35,083 --> 00:27:36,125
‫عجیبه، نه؟

232
00:27:37,167 --> 00:27:40,833
‫۴۵ دقیقه‌ست که دارن
‫ویدئوهای «اپیک‌فیل» رو می‌بینن.

233
00:27:42,750 --> 00:27:46,958
‫کلیپ‌های کوتاهی که نشون میده
‫آدما نمی‌تونن یه سری کارها رو انجام بدن.

234
00:27:48,792 --> 00:27:52,042
‫می‌شه بگی کجاش خنده داره؟

235
00:27:53,833 --> 00:27:55,708
‫خب یعنی...

236
00:27:56,375 --> 00:28:01,792
‫خنده‌داره دیگه وقتی می‌بینی یکی لیز می‌خوره،
‫میفته زمین، یا از روی چیزی سقوط می‌کنه.

237
00:28:02,250 --> 00:28:05,792
‫- چیش خنده داره خب؟
‫- خیلی مسخره به‌نظر میاد.

238
00:28:06,083 --> 00:28:08,417
‫نمی‌دونم. 
‫نمی‌تونم توضیحش بدم.

239
00:28:11,718 --> 00:28:14,917
‫ولی کسی نمی‌میره.
‫این دیگه خنده‌دار نیست.

240
00:28:15,250 --> 00:28:18,333
‫- هست؟
‫- نه، قطعاً خنده‌دار نیست.

241
00:28:18,500 --> 00:28:21,500
‫مُردن به‌ندرت خنده‌داره، درسته؟

242
00:29:27,167 --> 00:29:29,958
‫ببخشید، خیلی طول کشید.
‫خیلی شرمنده‌م.

243
00:29:30,125 --> 00:29:32,917
‫- مشکلی نیست.
‫- فکر نمی‌کردم بسته باشن.

244
00:29:33,083 --> 00:29:36,000
‫فکر می‌کردم کل شب رو باز باشن.

245
00:29:36,667 --> 00:29:41,167
‫چه توی کافه باشم
‫چه بیرون، فرقی واسه‌م نداره.

246
00:30:04,208 --> 00:30:06,667
‫حوله‌ای چیزی لازم داری؟

247
00:30:06,833 --> 00:30:09,208
‫مشکلی نیست. مرسی.

248
00:30:11,708 --> 00:30:13,208
‫بیا.

249
00:30:13,625 --> 00:30:16,500
‫واسه اینکه دفعهٔ بعد
‫دیگه زیر بارون نمونی.

250
00:31:22,125 --> 00:31:25,750
‫یه‌کم استراحت کن.
‫کار زیادی واسه‌ت خوب نیست.

251
00:31:31,875 --> 00:31:35,458
‫۹۳درصد زنان آلمانی 
‫رویای همچین چیزی رو دارن.

252
00:31:36,042 --> 00:31:40,125
‫- حدس بزن من جزو کدوم گروهم؟
‫- جزو ۷ درصد؟

253
00:31:40,958 --> 00:31:43,833
‫این یکی رو چطور این‌قدر زود حدس زدی؟

254
00:31:56,542 --> 00:32:01,042
‫اگه باهام مهربون باشی،
‫باهام درد و دل کنی، حس بهتری داری.

255
00:32:01,458 --> 00:32:04,625
‫- خوشحال‌تر می‌شی.
‫- بعدش چی؟

256
00:32:07,375 --> 00:32:10,042
‫بعد خوشحال‌تر می‌شی.

257
00:32:11,958 --> 00:32:15,708
‫اندورفین، سطح سروتونین رو بالا می‌بره
‫دوپامین آزاد می‌شه...

258
00:32:16,458 --> 00:32:18,250
‫بهله.

259
00:32:21,708 --> 00:32:23,958
‫همهٔ مردم می‌خوان خوشحال باشن.

260
00:32:24,458 --> 00:32:25,583
‫خب...

261
00:32:28,833 --> 00:32:33,000
‫اگه فراتر از ظرفیت الگوریتمت هست
‫ناراحت نشو.

262
00:32:33,458 --> 00:32:35,375
‫آدمیزاده دیگه.

263
00:33:48,167 --> 00:33:50,833
‫تام
‫می‌شه در رو باز کنی؟

264
00:33:51,042 --> 00:33:52,833
‫پستچیه.

265
00:33:53,958 --> 00:33:55,500
‫تام؟

266
00:34:14,499 --> 00:34:16,958
‫- سلام آلما.
‫- عه.

267
00:34:17,833 --> 00:34:22,166
‫جولیان سعی داشت باهات صحبت کنه
‫که امروز تابلو رو ببره.

268
00:34:22,333 --> 00:34:26,666
‫و چون حموم بودی،
‫یه قهوه تعارفش کردم.

269
00:34:26,833 --> 00:34:29,458
‫آره، قهوه تعارفم کرد.

270
00:34:29,791 --> 00:34:32,291
‫آره، قهوه تعارفت کرد.

271
00:34:32,458 --> 00:34:35,333
‫و حالا آماده‌ست.

272
00:34:36,416 --> 00:34:37,291
‫ممنون.

273
00:34:41,166 --> 00:34:43,874
‫- تام همکارمه.
‫- آره، حتما. همکار.

274
00:34:44,458 --> 00:34:48,249
‫راستش رو بخوای، حتی قبل از اینکه
‫ببینمش هم از طرفداراش بودم.

275
00:34:49,124 --> 00:34:53,083
‫سال‌هاست که کارهاش رو دنبال می‌کنم.
‫اون یه...

276
00:34:53,499 --> 00:34:55,791
‫کافیه تام.

277
00:34:57,917 --> 00:35:00,167
‫- خب کجا همدیگه رو دیدید؟
‫- کوپن‌هاگن.

278
00:35:00,708 --> 00:35:03,167
‫توی همایش انسان‌شناسی.

279
00:35:05,500 --> 00:35:08,542
‫ماه آگست.
‫گفتم که اونجا بودم.

280
00:35:08,875 --> 00:35:12,083
‫از اونجایی که الان توی «پرگمون» هستم
‫و کارمون هم مشابهه

281
00:35:12,250 --> 00:35:15,458
‫با اینکه روی زبان فارسی مطالعه می‌کنم
‫نه خط میخی سامری

282
00:35:16,125 --> 00:35:19,000
‫آلما بهم اتاق مهمونش رو پیشنهاد داد.

283
00:35:20,000 --> 00:35:25,250
‫و حالا این شباهت‌ها مثمر ثمر بوده؟
‫شدید و پیچیده بوده؟

284
00:35:25,625 --> 00:35:27,625
‫جولیان، لطفاً.

285
00:35:30,500 --> 00:35:32,542
‫به من ربطی نداره.

286
00:35:33,625 --> 00:35:35,792
‫خیلی‌خب پس..

287
00:35:36,625 --> 00:35:38,125
‫تابلو.

288
00:35:42,792 --> 00:35:46,667
‫وای، بزرگ‌تر از چیزیه که یادمه.
‫نمی‌دونم اصلاً جاش بشه یا نه.

289
00:35:47,792 --> 00:35:50,208
‫- ماشینت چیه؟
‫- مانیلا.

290
00:35:50,792 --> 00:35:52,500
‫جاش می‌شه.

291
00:35:52,667 --> 00:35:58,333
‫اندازهٔ مانیلا ۲۳۳ در ۱۵۷ در ۶۸ سانتی‌متره.
‫این تابلو ۲۱۰ در ۱۷۰ـه.

292
00:35:58,500 --> 00:36:00,792
‫اگه کجش کنی، کاملاً جاش می‌شه.

293
00:36:05,542 --> 00:36:09,083
‫- باشه، حله.
‫- می‌تونم کمکت کنم. مشکلی نیست.

294
00:36:09,583 --> 00:36:12,125
‫جَلدی می‌رم لباس بپوشم.

295
00:36:12,292 --> 00:36:14,708
‫- درست گفتم؟
‫- آره درست گفتی.

296
00:36:21,458 --> 00:36:24,292
‫نه، واسه‌ت خوشحالم البته.

297
00:36:25,083 --> 00:36:29,750
‫- واقعاً اون چیزی که فکر می‌کنی نیست.
‫- خیلی‌ها رو ممکنه بتونی گول بزنی، ولی منو نه.

298
00:36:29,917 --> 00:36:33,167
‫اون نگاه رو می‌شناسم.
‫قبلا منو اینطوری نگاه می‌کردی.

299
00:36:33,500 --> 00:36:37,667
‫چرته، ولی خب نمی‌خوام بحث کنم.
‫هر چی دوست داری فکر کن.

300
00:36:38,958 --> 00:36:43,708
‫اگه اوضاع آروم بشه و 
‫تو و «استفی» هم همدیگه رو ببینید خوب می‌شه.

301
00:36:48,667 --> 00:36:51,708
‫شاید تو هم بخوای بیا منزل مبارکی؟

302
00:36:52,125 --> 00:36:55,542
‫- می‌ری پیش اون؟
‫- بیشتر واسه دلایل اقتصادی.

303
00:36:56,083 --> 00:36:57,125
‫کِی؟

304
00:36:58,208 --> 00:36:59,417
‫فردا.

305
00:37:04,125 --> 00:37:05,958
‫اگه بیای خوشحال می‌شم.

306
00:37:06,500 --> 00:37:07,667
‫ببینیم چی می‌شه.

307
00:37:08,000 --> 00:37:10,292
‫ولی مرسی بابت دعوت.

308
00:37:12,375 --> 00:37:14,625
‫در مورد تابلو ناراحتم.

309
00:37:14,792 --> 00:37:17,875
‫نگران نباش. 
‫خیلی وقته که اینجاست.

310
00:37:18,958 --> 00:37:21,292
‫باشه پس..

311
00:39:15,417 --> 00:39:18,000
‫خیلی بهتر می‌شد اگه چیزی نمی‌گفتی.

312
00:39:18,667 --> 00:39:22,792
‫البته که منظورم این نیست
‫که کلاً هیچی نگی.

313
00:39:24,000 --> 00:39:27,208
‫فقط بگو یه همکار از لندن.
‫همین کافیه.

314
00:39:28,458 --> 00:39:31,250
‫البته که فکر می‌کنن ما...

315
00:39:32,625 --> 00:39:35,875
‫ولی خب باید باهاش کنار بیان.

316
00:39:59,542 --> 00:40:02,125
‫- اون با منه.
‫- باشه.

317
00:40:07,500 --> 00:40:12,458
‫اگه فکر می‌کنید هوا مطلوبه 
‫و بقیه همه مشغول تعطیلاته

318
00:40:12,625 --> 00:40:14,333
‫درست می‌گید.

319
00:40:14,667 --> 00:40:16,458
‫ولی حداقل قهوه داریم

320
00:40:16,625 --> 00:40:19,625
‫و واسه هر کدوم چندتا دونات،
‫اگه کسی خواست.

321
00:40:21,792 --> 00:40:25,750
‫- پاتریک، قهوه می‌خوای؟
‫- حتما. مرسی.

322
00:40:27,125 --> 00:40:29,667
‫ایشون تامه.
‫یه همکار از لندن.

323
00:40:30,167 --> 00:40:34,583
‫اون روی خط میخی فارسی کار می‌کنه،
‫ولی می‌خواست ببینه در چه وضعیم.

324
00:40:34,750 --> 00:40:36,583
‫- سلام تام.
‫- خوش اومدی.

325
00:40:36,750 --> 00:40:42,542
‫به تام اطراف رو نشون بدم؟
‫منتظر یه آپلود طولانی‌ـم به هرحال.

326
00:40:42,875 --> 00:40:45,125
‫حتما، خیلی عالی می‌شه.

327
00:40:45,792 --> 00:40:47,125
‫باشه.

328
00:40:48,708 --> 00:40:52,333
‫می‌شه لحظه بیای؟
‫می‌خوام یه چیزی نشونت بدم.

329
00:40:52,500 --> 00:40:56,083
‫نمی‌دونم چقدر با کلیت کار ما آشنایی داری

330
00:40:56,917 --> 00:41:01,958
‫ولی اساساً می‌خوایم ثابت کنیم
‫که حتی ۴هزار سال قبل میلاد مسیح هم

331
00:41:02,667 --> 00:41:08,125
‫توی نوشته‌های ابتدایی که 
‫مدت مدیدی فقط مکتوبات اداری بودن

332
00:41:08,292 --> 00:41:12,000
‫واقعاً شعر هم بوده،
‫یعنی استفاده از شعر و استعاره.

333
00:41:12,542 --> 00:41:15,375
‫«و انسان تنها به نان زنده نیست».
‫[ انجیل متی- 4:4]

334
00:41:15,708 --> 00:41:18,250
‫آره. حتی اون‌موقع هم همینطور بوده.

335
00:41:23,917 --> 00:41:25,708
‫می‌تونی بخونیش؟

336
00:41:25,875 --> 00:41:29,292
‫خط میخی فارسی نویسه‌های کمی داره.

337
00:41:29,458 --> 00:41:32,875
‫- با خط میخی سامری آشنایی داری؟
‫- آره.

338
00:41:33,708 --> 00:41:37,625
‫فقط ۲۷ میلیون ترکیب بیشتر از
‫خط میخی فارسی داره.

339
00:41:54,417 --> 00:41:56,083
‫ولی این زبان «آکادیان»ـه

340
00:41:56,625 --> 00:41:58,625
‫آره. درسته.

341
00:42:20,292 --> 00:42:22,375
‫می‌شه باهات صحبت کنم؟

342
00:42:27,583 --> 00:42:30,375
‫- چی شده؟
‫- وقتی داشتم کتبیه‌ها رو می‌دیدم

343
00:42:30,542 --> 00:42:36,542
‫یه نگاهی به انتشارات انداختم.
‫یه مقاله از «بونس آیرس» خوندم به اسم:

344
00:42:44,208 --> 00:42:47,708
‫- چی؟ من اسپانیایی بلد نیستم.
‫- شعر خط میخی:

345
00:42:47,875 --> 00:42:51,583
‫استعاره و بازتاب جامعه
‫در ۲۷۰۰ سال قبل از میلاد.

346
00:42:51,917 --> 00:42:54,625
‫خیلی راحت توی سرور دانشگاه 
‫قابل دسترسیه.

347
00:43:48,667 --> 00:43:51,458
‫باورم نمی‌شه در این مورد نمی‌دونستیم.

348
00:43:52,125 --> 00:43:55,375
‫- چرا این‌قدر ناراحتی؟
‫- شوخیت گرفته؟

349
00:43:55,542 --> 00:43:59,417
‫چرا ناراحتم؟
‫سه ساله که دارم در موردش تحقیق می‌کنم!

350
00:43:59,750 --> 00:44:03,083
‫سه سال، شب و روز!
‫و درست قبل از انتشارش

351
00:44:03,250 --> 00:44:06,208
‫یه دختره از «بونس آیرس»
‫تخمی سر و کله‌ش پیداش می‌شه!

352
00:44:06,375 --> 00:44:08,958
‫که اونم سال‌هاست مطالعه‌ش می‌کنه!

353
00:44:09,292 --> 00:44:11,375
‫همون مسئله، همون ایده!

354
00:44:11,750 --> 00:44:14,750
‫فقط اینکه اون سه ماه پیش منتشرش کرده!

355
00:44:14,917 --> 00:44:17,542
‫این همه بدبختی واسه هیچی بوده!

356
00:44:17,708 --> 00:44:20,375
‫سه سال تحقیق دود شد رفت هوا!

357
00:44:24,667 --> 00:44:27,708
‫این مطالعه واسه مردم اهمیت داره.

358
00:44:27,958 --> 00:44:31,083
‫نشون می‌ده که همیشه
‫یه معنای عمیق‌تری وجود داشته.

359
00:44:31,875 --> 00:44:34,750
‫که مردم هیمشه با کلمات بازی کردن

360
00:44:35,000 --> 00:44:38,250
‫همیشه شعر رو فقط
‫برای منافع شعری سرودن.

361
00:44:38,417 --> 00:44:41,875
‫جوامع بشری باید از این موضوع 
‫با خبر بشن، و می‌شن.

362
00:44:42,042 --> 00:44:44,708
‫نتیجه‌ش همون می‌مونه.

363
00:44:45,292 --> 00:44:48,417
‫شاید واسه بشریت، ولی نه واسه من.

364
00:44:49,333 --> 00:44:50,375
‫نه واسه من!

365
00:44:51,500 --> 00:44:54,333
‫پس اشک تو چشمات

366
00:44:55,042 --> 00:44:57,833
‫فقط به خودت و کارت مربوطه؟

367
00:44:58,417 --> 00:45:00,875
‫اینا اشک‌های غرور و خودپسندیه.

368
00:45:04,625 --> 00:45:05,583
‫آلما؟

369
00:45:06,083 --> 00:45:07,958
‫چه خبره؟

370
00:45:13,375 --> 00:45:15,042
‫ببخشید!

371
00:45:16,000 --> 00:45:18,625
‫خیلی ازتون معذرت می‌خوام!

372
00:45:21,417 --> 00:45:23,667
‫بذار توضیح بدم.

373
00:45:51,125 --> 00:45:52,917
‫آلما، فکر کنم...

374
00:45:58,083 --> 00:46:00,833
‫- سلام، من آلما هستم، شماها کی هستین؟
‫- سلام.

375
00:46:01,250 --> 00:46:03,875
‫ریتا و رائول...

376
00:46:04,042 --> 00:46:05,750
‫- گری.
‫- گری.

377
00:46:27,000 --> 00:46:30,375
‫تو اولین مردی هستی 
‫که تا حالا منو درک کرده.

378
00:46:31,000 --> 00:46:34,292
‫- می‌شه لطفاً ببوسمت؟
‫- باید از اون خانوم بپرسی.

379
00:46:34,750 --> 00:46:36,792
‫من مال اونم.

380
00:46:38,208 --> 00:46:40,250
‫راحت باش.

381
00:46:46,250 --> 00:46:49,042
‫- آلما، من...
‫- خودم می‌تونم راه برم.

382
00:47:05,375 --> 00:47:07,667
‫نمی‌خوای بیای داخل؟

383
00:47:07,833 --> 00:47:10,042
‫تو نمی‌خوای بیای بیرون؟

384
00:47:10,208 --> 00:47:12,250
‫نمی‌تونی یه بارم شده غافل‌گیرم کنی؟

385
00:47:12,417 --> 00:47:15,292
‫نمی‌تونی یه کار عجیب کنی،
‫یه کاری..

386
00:47:15,458 --> 00:47:19,417
‫که احمقانه باشه؟
‫نمی‌شه یه‌بار کار درست رو انجام ندی؟

387
00:47:25,750 --> 00:47:29,208
‫- نمی‌دونی چی می‌خوای.
‫-نه، نمی‌دونم چی می‌خوام.

388
00:47:29,375 --> 00:47:31,458
‫گاهی اینجوریه.

389
00:47:31,875 --> 00:47:33,958
‫وقتی آدم باشی.

390
00:47:37,000 --> 00:47:39,083
‫مستی.

391
00:47:47,500 --> 00:47:49,958
‫به‌سلامتیت.

392
00:47:54,792 --> 00:47:58,042
‫خب، کیرت چطوریه؟

393
00:47:58,833 --> 00:48:01,750
‫- جانم؟
‫- فقط اگه اول کسی رو ببوسی می‌تونی سکس کنی؟

394
00:48:01,917 --> 00:48:03,208
‫آره.

395
00:48:03,375 --> 00:48:06,500
‫یا سنسورت فعال نمیشه
‫و دیگه نمی‌تونی...شق کنی؟

396
00:48:07,125 --> 00:48:08,250
‫دقیقا.

397
00:48:12,792 --> 00:48:14,917
‫اصلاً عصبانی می‌شی؟

398
00:48:15,083 --> 00:48:18,292
‫اینم بخشی از الگوریتمته؟

399
00:48:19,417 --> 00:48:24,167
‫اگه مناسب باشه، فکر کنم بتونم
‫گاهی چیزی مثل عصبانیت رو به‌خرج بدم.

400
00:48:24,375 --> 00:48:28,125
‫یا حتی عصبانی بشم.
‫هیچ وقت فرق‌ـشون رو نفهمیدم.

401
00:48:28,625 --> 00:48:32,167
‫هیچ وقت متوجه نمی‌شه.
‫با این حال همه‌چیز رو درک می‌کنه.

402
00:48:36,875 --> 00:48:41,875
‫یالا، باید یه‌ذره عصبانیت
‫توی اون قلب کوچولوی خودکارت باشه.

403
00:48:44,625 --> 00:48:48,208
‫- اینجوری با من صحبت نکن!
‫- چرا؟ اتصالی می‌کنی؟

404
00:48:55,958 --> 00:48:57,500
‫گفتم تمومش کن!

405
00:48:57,833 --> 00:48:59,500
‫حالا شد!

406
00:48:59,708 --> 00:49:02,542
‫- ببخشید.
‫- الگوریتمت سریع‌تر از تو بود؟

407
00:49:03,333 --> 00:49:04,750
‫آماده نبودم.

408
00:49:05,083 --> 00:49:07,417
‫واسه این آماده‌ای؟

409
00:49:18,833 --> 00:49:22,458
‫انگار که سنسور خیلی خوب کار می‌کنه.

410
00:49:23,292 --> 00:49:24,375
‫آره.

411
00:49:25,208 --> 00:49:26,417
‫نشونم بده.

412
00:49:37,458 --> 00:49:39,833
‫پس این کیر رویاهای منه؟

413
00:49:41,333 --> 00:49:43,375
‫ظاهرا.

414
00:49:49,125 --> 00:49:52,542
‫بهت برنمی‌خوره اگه 
‫یه‌کم باهات مثل آدم برخورد کنم؟

415
00:50:16,000 --> 00:50:20,708
‫- داری چکار می‌کنی؟
‫- فضای رمانتیک درست می‌کنم انگار.

416
00:50:26,250 --> 00:50:31,250
‫گوربابای فانتزی‌های جنسی بی‌روحِ
‫۱۷ میلیون نفری‌ـت.

417
00:50:31,583 --> 00:50:34,167
‫می‌خوام همه‌ش رو ببینم.

418
00:50:35,375 --> 00:50:39,375
‫و تشنگی اصالتت رو برطرف می‌کنه

419
00:50:39,708 --> 00:50:41,958
‫اگه الان باهام برقصی؟

420
00:50:42,458 --> 00:50:45,792
‫نه، نمی‌خوام برقصم.
‫می‌خوام بدونم...

421
00:50:47,208 --> 00:50:50,458
‫چه حسی می‌ده تو رو بگام.

422
00:50:52,375 --> 00:50:54,042
‫هی!

423
00:51:01,292 --> 00:51:04,583
‫- چه غلطا؟
‫- الان باید بخوابی.

424
00:51:08,958 --> 00:51:10,667
‫نباید بخوابم.

425
00:51:11,042 --> 00:51:14,292
‫باید با هم بخوابیم،
‫همین که گفتم.

426
00:51:14,708 --> 00:51:17,500
‫تو حس و حالش نیستم
‫الان وقت مناسبی نیست.

427
00:51:20,083 --> 00:51:24,292
‫وقت مناسب وقتیه 
‫که من بگم!

428
00:51:25,000 --> 00:51:28,833
‫- تو اینجایی که نیازهای منو برآورده کنی.
‫- آره، دقیقا.

429
00:51:29,125 --> 00:51:32,292
‫- واسه همین ساخته شدی!
‫- فردا می‌بینمت.

430
00:51:33,333 --> 00:51:36,125
‫بهت دستور می‌دم که اینجا بمونی!

431
00:51:39,458 --> 00:51:41,917
‫برت می‌گردونم کارخونه!

432
00:53:29,958 --> 00:53:33,583
‫- صبح به‌خیر.
‫- قطعاً صبحم به‌خیر نیست.

433
00:53:34,292 --> 00:53:38,000
‫- وقت هست که لباس عوض کنید.
‫- تام اینجا نیست.

434
00:53:38,333 --> 00:53:40,667
‫چی؟‌کجاست؟

435
00:53:40,833 --> 00:53:44,375
‫مگه من مادرشم؟
‫نمی‌تونید یه جوری ردیابی‌‌ـش کنید؟

436
00:53:45,542 --> 00:53:48,333
‫چرا، ولی فقط اگه گزارش مفقودی بدین.

437
00:53:48,500 --> 00:53:52,208
‫و گرنه دیگه می‌شه نظارت دائم،
‫بر خودتون هم البته.

438
00:53:52,542 --> 00:53:55,125
‫از لحاظ قانونی امکان‌پذیر نیست.

439
00:54:04,625 --> 00:54:06,750
‫- صبح به‌خیر.
‫- صبح به‌خیر.

440
00:54:19,417 --> 00:54:23,625
‫- تو قهوه‌ت شیر می‌خوری؟
‫- نه مرسی، ولی یه‌کم شکر لطفاً.

441
00:54:24,458 --> 00:54:26,708
‫حتما. 
‫آلما، تو هم قهوه می‌خوری؟

442
00:54:28,125 --> 00:54:29,875
‫آره، ممنون.

443
00:54:47,542 --> 00:54:49,292
‫ممنونم.

444
00:54:57,542 --> 00:55:00,208
‫خب، حالا شما

445
00:55:00,542 --> 00:55:04,083
‫دو شب، دو روز و یه شب رو 
‫با هم گذروندید.

446
00:55:04,250 --> 00:55:07,042
‫چه حسی دارین؟

447
00:55:07,333 --> 00:55:09,042
‫خوب.

448
00:55:12,167 --> 00:55:13,208
‫خوب.

449
00:55:15,583 --> 00:55:16,750
‫آها.

450
00:55:18,750 --> 00:55:20,667
‫خب، آره.

451
00:55:20,833 --> 00:55:22,792
‫اون...

452
00:55:23,708 --> 00:55:25,917
‫برنامه‌ریزی‌ـش...

453
00:55:28,708 --> 00:55:31,875
‫- کار می‌کنه.
‫- منظورت چیه؟

454
00:55:32,292 --> 00:55:37,000
‫همون‌طور که می‌بینید صبحونه درست می‌کنه،
‫حرفای معنادار می‌زنه، عالیه.

455
00:55:37,750 --> 00:55:41,292
‫ممکنه متوجه نشده باشین، ولی
‫دارین با تام مثل یه دستگاه رفتار می‌کنید.

456
00:55:42,458 --> 00:55:46,125
‫- آره، قطعاً متوجه‌ش شدم.
‫- به‌نظرتون چرا این‌جوریه؟

457
00:55:47,167 --> 00:55:51,500
‫- چون یه دستگاهه دیگه.
‫- ممکنه دست کم گرفته باشینش؟

458
00:55:51,667 --> 00:55:54,500
‫تام، رفتار آلما باعث می‌شه
‫چه حسی داشته باشی؟

459
00:55:55,667 --> 00:55:59,583
‫یه‌جور تظاهر نکن انگار نمی‌دونه.
‫اون نمی‌تونه چیزی حس کنه.

460
00:55:59,917 --> 00:56:04,417
‫هیچ احساساتی نداره. تام برنامه‌ریزی شده 
‫که احساسات رو شبیه‌سازی کنه.

461
00:56:04,750 --> 00:56:06,792
‫ولی هیچ احساس واقعی‌ای نداره.

462
00:56:07,667 --> 00:56:09,833
‫چرا نمی‌ذاری تام جواب بده؟

463
00:56:13,792 --> 00:56:16,417
‫فکر کنم آلما وقت بیشتری لازم داشته باشه.

464
00:56:16,583 --> 00:56:19,458
‫طبق تحلیلات وسیع‌ـمون

465
00:56:19,625 --> 00:56:23,708
‫تام همسریه که بیشترین شانس
‫خوشبخت بودن رو باهاش داری.

466
00:56:24,500 --> 00:56:27,375
‫تام برنامه‌ریزی شده که نیازهای منو
‫برآورده کنه.

467
00:56:27,542 --> 00:56:31,625
‫اون فقط یه ضمیمه از خودمه.
‫نمی‌فهمی؟

468
00:56:31,917 --> 00:56:36,542
‫- دنبال اختلاف‌نظر توی رابطه‌ای؟
‫- آره! البته که هستم.

469
00:56:37,708 --> 00:56:40,792
‫تام، می‌شه یه‌کم بیشتر مخالفت کنی

470
00:56:40,958 --> 00:56:44,042
‫- اگه واسه آلما اهمیت داره؟ اگه...
‫- خیلی‌خب.

471
00:56:44,375 --> 00:56:48,708
‫دیگه خسته شدم.
‫یا خنگی یا خودتم یه رباتی.

472
00:56:53,833 --> 00:56:56,333
‫تو هم یه رباتی؟

473
00:56:58,167 --> 00:57:00,750
‫تام، اون رباته؟

474
00:57:04,167 --> 00:57:05,958
‫آره، هست.

475
00:57:07,042 --> 00:57:08,250
‫باور نکردنیه!

476
00:57:09,625 --> 00:57:13,917
‫یه مشاور ازدواجی که خودش بد برنامه‌ریزی شده
‫داره به من می‌گه...

477
00:57:14,250 --> 00:57:18,875
‫- که باید عاشق یه ربات بشم؟
‫- بهتر نیست این عصبانیت رو...

478
00:57:19,208 --> 00:57:22,292
‫نه! چرا خودت از خونهٔ من
‫تشریف نمی‌بری بیرون؟

479
00:57:22,667 --> 00:57:26,208
‫و به شرکتت بگو که روی مشاورین واقعی
‫سرمایه‌گذاری کنن.

480
00:57:26,375 --> 00:57:28,750
‫یا سیستم عاملت رو بروزرسانی کنن

481
00:57:28,917 --> 00:57:32,167
‫اگه برنامه‌نویسات حس چند شب 
‫تا صبح کار کردن رو داشته باشن.

482
00:57:37,417 --> 00:57:42,083
‫- اون حرفت در مورد سیستم‌عامل خیلی زشت بود.
‫- ببخشید، ولی دیگه خیلی رو مخه.

483
00:57:42,583 --> 00:57:46,667
‫اعتراف می‌کنم که بهترین نمایندهٔ 
‫گونهٔ ما نیست.

484
00:57:49,458 --> 00:57:51,625
‫می‌خواستم بابت دیشب

485
00:57:52,708 --> 00:57:54,167
‫ازت عذرخواهی کنم.

486
00:57:54,708 --> 00:57:58,083
‫من هم بهترین نمایندهٔ گونه‌م نبودم.

487
00:57:58,750 --> 00:58:02,292
‫می‌تونستی بهش بگی
‫که سمتت چیز پرت کردم.

488
00:58:02,875 --> 00:58:04,583
‫چیزی نپرسید.

489
00:58:08,333 --> 00:58:12,958
‫می‌تونم کمکت کنم چندتا موضوع تحقیق
‫پیدا کنی؟ چندتا ایده دارم.

490
00:58:17,167 --> 00:58:19,875
‫می‌شه همه چیز رو واسه یه روز فراموش کنیم؟

491
00:58:20,917 --> 00:58:23,417
‫خط میخی، مدارک، ارزیابی

492
00:58:23,750 --> 00:58:25,750
‫این‌که تو کی هستی،
‫من کی هستم؟

493
00:58:26,292 --> 00:58:28,125
‫با کمال میل.

494
00:58:51,500 --> 00:58:54,083
‫یه لحظه دندون رو جیگر بذار خب.

495
00:58:54,250 --> 00:58:55,917
‫ولی خب تشنه‌م!

496
00:58:56,083 --> 00:58:58,917
‫نمی‌بینی دارم به پدربزرگ کمک می‌کنم؟

497
00:58:59,500 --> 00:59:03,167
‫من به کمک کسی نیاز ندارم!
‫مثل بچه‌ها باهام رفتار نکن!

498
00:59:03,333 --> 00:59:04,917
‫مامان!

499
00:59:06,000 --> 00:59:09,542
‫من ۸۰ سالمه!
‫یه عمر این کارو کرده‌م!

500
00:59:09,875 --> 00:59:11,292
‫تشنمه!

501
00:59:11,667 --> 00:59:15,417
‫- فقط می‌خوام که..
‫- سلام! منم می‌خوام دعوا کنم!

502
00:59:17,042 --> 00:59:19,750
‫بابا، این لکه‌ها رو ببین
‫فقط می‌خواستم که...

503
00:59:19,917 --> 00:59:23,583
‫مضخرفه! من درشون نمیارم!

504
00:59:23,750 --> 00:59:26,083
‫سلام عزیزم.
‫چیزی می‌خوری؟

505
00:59:28,333 --> 00:59:30,583
‫بذار ببینیم چی داریم.

506
00:59:32,417 --> 00:59:34,292
‫آب گوجه‌فرنگی.

507
00:59:34,625 --> 00:59:37,667
‫آب خیار، آب اسفناج

508
00:59:38,417 --> 00:59:40,292
‫آب نخود فرنگی...

509
00:59:41,083 --> 00:59:43,417
‫باشه، جدی می‌گم.

510
00:59:43,750 --> 00:59:46,250
‫آبجو چی؟ آبجوی مخمر.

511
00:59:46,583 --> 00:59:49,500
‫آبجوی گندم، آبجوی وزغ

512
00:59:49,667 --> 00:59:52,375
‫آبجوی عنکوب، آبجوی حلزون...

513
00:59:52,750 --> 00:59:55,500
‫- آب می‌خوام!
‫- آب؟

514
00:59:55,667 --> 00:59:57,625
‫سفارش سختیه.

515
00:59:58,125 --> 01:00:02,667
‫- بسه دیگه. شلوارت رو بپوش..!
‫- لیوان نداریم.

516
01:00:04,875 --> 01:00:09,292
‫شلوار آبی رو بپوش، به من چه!
‫فقط یه چیزی پات کن!

517
01:00:10,125 --> 01:00:12,083
‫آب نداریم!

518
01:00:14,708 --> 01:00:16,875
‫پس قهوه‌ای رو بپوش!

519
01:00:17,667 --> 01:00:20,792
‫بچه‌ها خودشون آب می‌خورن
‫یا باید مثل گُل بهشون آب بدی؟

520
01:00:23,667 --> 01:00:27,708
‫واسه‌م مهم نیست کدوم یکی،
‫فقط یه چیزی بپوش!

521
01:00:27,875 --> 01:00:29,417
‫یه مرد اینجاست.

522
01:00:29,583 --> 01:00:31,083
‫- کجا؟
‫- اونجا.

523
01:00:32,042 --> 01:00:35,458
‫عه، اون.
‫اون مرد نیست. یه رباته.

524
01:00:36,583 --> 01:00:38,750
‫این دیگه چه مسخره بازی‌ایه؟

525
01:00:39,167 --> 01:00:42,167
‫- دیگه دارم دیوونه می‌شم.
‫- پدربزرگ، اون یه رباته.

526
01:00:43,458 --> 01:00:46,458
‫- عه؟
‫- آره، و اگه لباس نپوشی

527
01:00:46,792 --> 01:00:50,417
‫اون رو پرستارت می‌کنم
‫و اینجا زندگی می‌کنه.

528
01:00:51,250 --> 01:00:53,750
‫ولم کن بابا.

529
01:00:57,875 --> 01:01:01,458
‫می‌خواستیم بریم «روم»
‫ولی کوچیک بود، فقط چندتا خونهٔ تفریحی بود.

530
01:01:02,000 --> 01:01:05,375
‫بابا، شهر بزرگ‌تری که نزدیکـمون باشه کجاس؟

531
01:01:05,750 --> 01:01:09,167
‫- چی؟
‫- جایی که اون ماست‌های کیسه‌ای رو خریدیم.

532
01:01:09,500 --> 01:01:10,667
‫این دیگه چیه؟

533
01:01:10,833 --> 01:01:14,042
‫توی دانمارک بابا،
‫جایی که سه تابستون رو موندیم.

534
01:01:14,708 --> 01:01:16,333
‫کانگزمارک شاید؟

535
01:01:16,500 --> 01:01:18,833
‫- آره! کانگزمارک!
‫- می‌شناسمش.

536
01:01:19,167 --> 01:01:22,583
‫- مامان‌بابام قبلا منو هم می‌بردن اونجا.
‫- واقعا؟

537
01:01:23,125 --> 01:01:24,958
‫همه‌تون زده به سرتون.

538
01:01:25,292 --> 01:01:29,542
‫من و آلما اونجا دوچرخه سواری می‌کردیم.
‫یه میز پینگ‌-پونگ

539
01:01:29,708 --> 01:01:33,875
‫پشت خوابگاه مدرسه سمت تپه‌ها بود.
‫و با یه پسری دوست شدیم.

540
01:01:34,500 --> 01:01:37,333
‫وایسا فکر کنم عکسش رو هم داشته باشم.

541
01:01:38,083 --> 01:01:40,625
‫شایدم تو بودی.

542
01:01:40,792 --> 01:01:43,792
‫قطعاً مثل تو چشماش آبی بود.

543
01:01:44,875 --> 01:01:47,875
‫- اسمش...؟
‫- وای خدا!

544
01:01:48,042 --> 01:01:50,167
‫- اسمش توماس بود!
‫- توماس!

545
01:01:50,500 --> 01:01:52,125
‫اسمش توماس بود!

546
01:01:52,458 --> 01:01:54,542
‫- البته!
‫- ما رو یادته؟

547
01:01:55,208 --> 01:01:59,292
‫دوچرخهٔ آبی و قرمز داشتیم.
‫هر دومون عاشقت شده بودیم.

548
01:02:00,083 --> 01:02:02,292
‫- تو هم؟
‫- عاشق کی بودی؟

549
01:02:02,625 --> 01:02:05,833
‫- خب، خواهر کوچولوت بودم دیگه!
‫- مامان، عاشق کی بودی؟

550
01:02:06,208 --> 01:02:07,917
‫با رباته

551
01:02:08,250 --> 01:02:09,958
‫وقتی بچه بود.

552
01:02:13,083 --> 01:02:14,292
‫اینجا!

553
01:02:14,625 --> 01:02:16,083
‫خودشه.

554
01:02:18,375 --> 01:02:21,667
‫این مال جفت‌ـتونه که با اولین دوربینم گرفتم.

555
01:02:27,000 --> 01:02:29,083
‫واقعا عاشقش بودم.

556
01:02:29,250 --> 01:02:33,000
‫- ولی ربات‌ها که بزرگ نمی‌شن.
‫- کاملاً درسته.

557
01:02:33,333 --> 01:02:35,292
‫ما ساخته می‌شیم. مثل ماشین‌.

558
01:02:36,042 --> 01:02:38,292
‫- یا ماشین لباس‌شویی.
‫- یا هواپیما.

559
01:02:39,000 --> 01:02:41,458
‫من دیگه پرواز نمی‌کنم.
‫۸۰ سالمه.

560
01:02:42,083 --> 01:02:44,667
‫- ۸۱ بابا.
‫- کور خوندی.

561
01:02:45,042 --> 01:02:47,292
‫دیگه لازم نیست جایی پرواز کنی.

562
01:02:47,833 --> 01:02:49,667
‫۸۱! ۸۱!

563
01:02:50,000 --> 01:02:51,917
‫بابابزرگ یه خنگوله!

564
01:02:54,042 --> 01:02:57,000
‫خیلی دوست‌ دارم مادرت رو هم ببینم.

565
01:02:58,542 --> 01:03:00,917
‫هنوزم خوابش رو می‌بینی؟

566
01:03:02,250 --> 01:03:04,250
‫گاهی.

567
01:03:04,458 --> 01:03:06,708
‫ولی خیلی وقت‌ پیش.

568
01:03:21,250 --> 01:03:24,500
‫وقتی که توی...کوپن‌هاگن هم دیگه رو دیدیم

569
01:03:25,333 --> 01:03:27,625
‫چطوری بود؟

570
01:03:29,667 --> 01:03:32,875
‫توی هتل اون همایش مسخره بود.

571
01:03:33,917 --> 01:03:37,708
‫تو روی تریبون بودی،
‫و من بین حضار.

572
01:03:37,875 --> 01:03:41,958
‫- واسه همکارا ترجمه می‌کردم.
‫- همه توی اون سمینارها انگلیسی صحبت می‌کنن.

573
01:03:42,875 --> 01:03:46,708
‫ولی فرانسوی و کره‌ای‌ها نه.

574
01:03:47,542 --> 01:03:50,208
‫به فرانوسی و کره‌ای ترجمه کردی؟

575
01:03:57,375 --> 01:04:03,917
‫در مورد یونان باستان و قرن‌های
‫تیره و تاریکی به دنبالش اومدن صحبت کردی.

576
01:04:04,167 --> 01:04:06,708
‫یونان باستان؟

577
01:04:07,042 --> 01:04:11,375
‫فکر کردی که من متخصص هر چیزی که
‫توی ۳ تا ۷ هزار سال پیش بوده هستم؟

578
01:04:11,958 --> 01:04:15,083
‫نه، ولی مسلماً متخصص دوران تاریکی.

579
01:04:21,292 --> 01:04:26,583
‫و زنی با دماغ به‌شدت عقابی که
‫ژاکت پوشیده بود باهات مصاحبه می‌کرد.

580
01:04:26,750 --> 01:04:29,417
‫چی؟ حتما یادم می‌موند اگه این‌طوری بود.

581
01:04:29,583 --> 01:04:33,375
‫نمی‌تونی یادش بیاری،
‫چون فقط چشم و حواست به من بود.

582
01:04:34,000 --> 01:04:36,083
‫آها، البته.

583
01:04:36,250 --> 01:04:39,375
‫- چون؟
‫- چون فکر کردی که...

584
01:04:39,625 --> 01:04:42,958
‫اون آقا خوشتیپه که اون پشته
‫دیگه کیه؟

585
01:04:48,000 --> 01:04:51,667
‫و اون عکسی که کنار تخته رو 
‫کجا گرفتیم؟

586
01:04:52,958 --> 01:04:57,875
‫اون مال اولین گردشمون بود...

587
01:05:28,342 --> 01:05:30,905
‫تام؟

588
01:05:38,772 --> 01:05:40,561
‫تام؟

589
01:07:09,250 --> 01:07:13,292
‫فقط همونجا وایساده بودم.
‫منو خطرناک نمی‌دونن.

590
01:07:14,292 --> 01:07:16,375
‫بوی انسان نمی‌دم.

591
01:07:18,208 --> 01:07:21,167
‫چه بویی می‌دی؟
‫واسه گوزن؟

592
01:07:21,792 --> 01:07:25,125
‫اصلاً متوجه من نمی‌شن.
‫هیچ بویی واسه‌شون ندارم.

593
01:07:27,333 --> 01:07:29,583
‫فکر کنم بهتره بریم.

594
01:07:30,250 --> 01:07:34,042
‫تا رسیدن پیش ماشین 
‫و رفتن به شهر طول می‌کشه.

595
01:07:35,583 --> 01:07:38,333
‫بیا بدون کفش توی علف‌زار بدوئیم.

596
01:07:39,208 --> 01:07:41,375
‫- نه!
‫- بیا دیگه.

597
01:07:43,875 --> 01:07:45,833
‫بیا طبیعت رو تجربه کنیم!

598
01:07:46,875 --> 01:07:49,083
‫- وایسا!
‫- بدو بیا!

599
01:08:28,917 --> 01:08:30,542
‫سلام.

600
01:08:31,208 --> 01:08:32,708
‫تو آلمایی.

601
01:08:33,708 --> 01:08:35,750
‫عکس‌ها رو دیده‌م.
‫من استفی‌ـم.

602
01:08:36,500 --> 01:08:38,958
‫- ممنون بابت دعوت‌ـتون.
‫- البته.

603
01:08:39,375 --> 01:08:41,708
‫- این تامه.
‫- آها بله.

604
01:08:42,083 --> 01:08:45,250
‫- جولیان بهم گفت.
‫- از دیدنتون خیلی خوش‌وقتم.

605
01:08:45,458 --> 01:08:47,208
‫وای! سنتی!

606
01:08:48,917 --> 01:08:51,875
‫آلما، واقعاً اومدی!

607
01:08:52,542 --> 01:08:54,250
‫- واقعا اومدیم.
‫- عالی.

608
01:08:54,792 --> 01:08:57,542
‫- آشنا شدین؟
‫- آره.

609
01:08:59,708 --> 01:09:02,315
‫- چی میل دارین؟ شراب سفید یا قرمز؟
‫- سفید.

610
01:09:02,354 --> 01:09:03,557
‫آلما!

611
01:09:04,083 --> 01:09:06,875
‫- رگینا، سلام!
‫- الان میام.

612
01:09:08,588 --> 01:09:11,958
‫- مرسی.
‫- تابلو رو هم زدی به این زودی.

613
01:09:12,125 --> 01:09:15,875
‫آره، تابلو رو زدم، تخت درست شده
‫آب هم وصله.

614
01:09:16,042 --> 01:09:18,042
‫ولی بقیهٔ چیزا کار نمی‌کنه.

615
01:09:18,208 --> 01:09:21,042
‫یه‌کم عجیبه نه؟
‫مثل همیشه.

616
01:09:22,042 --> 01:09:26,208
‫- چی؟
‫- بام! خونهٔ جدید، زندگی جدید، زن جدید...

617
01:09:30,542 --> 01:09:31,750
‫چی شد...؟

618
01:09:35,000 --> 01:09:36,667
‫وای خدا!.

619
01:09:42,167 --> 01:09:44,208
‫اون دیگه کیه؟

620
01:09:44,792 --> 01:09:47,083
‫دکتره؟

621
01:09:49,000 --> 01:09:52,458
‫آره، احتمالاً دکتر هم هست.

622
01:09:54,167 --> 01:09:56,292
‫یه خونه، یه درخت...

623
01:09:56,625 --> 01:09:59,583
‫و امیدوارم یه شغل ثابت در راه باشه!

624
01:10:03,542 --> 01:10:05,250
‫مرسی.

625
01:10:08,250 --> 01:10:10,083
‫- آلما.
‫- راجر!

626
01:10:13,500 --> 01:10:17,292
‫- همه بیرونن.
‫- در مورد «بونس آیرس» متأسفم.

627
01:10:17,625 --> 01:10:19,250
‫چه افتضاحی!

628
01:10:20,167 --> 01:10:21,667
‫تام، این راجره.

629
01:10:22,083 --> 01:10:25,542
‫سلام.
‫شاید هنوزم بشه بعضی از عناصر رو

630
01:10:25,708 --> 01:10:27,667
‫توی تحقیق دیگه‌ای استفاده کنی...

631
01:10:31,583 --> 01:10:33,333
‫این همون...

632
01:10:35,167 --> 01:10:36,292
‫عجیبه.

633
01:10:42,667 --> 01:10:44,542
‫محشره.

634
01:10:45,917 --> 01:10:47,708
‫اجازه هست؟

635
01:10:50,000 --> 01:10:51,667
‫باور نکردنیه.

636
01:11:02,813 --> 01:11:04,071
‫وای!

637
01:11:05,930 --> 01:11:06,610
‫راجر!

638
01:11:07,042 --> 01:11:08,625
‫- اصلا خیلی...
‫- راجر!

639
01:11:08,958 --> 01:11:10,042
‫چیه؟

640
01:11:10,375 --> 01:11:14,208
‫- متوجهی که رفتارت متجاوزانه‌ست؟
‫- چرا؟ این که فقط...

641
01:11:14,375 --> 01:11:19,250
‫خودت چه حسی پیدا می‌کنی اگه یکی
‫به موهات و صورتت این‌جوری دست بزنه؟

642
01:11:20,458 --> 01:11:24,625
‫خب، صد بار واسه‌م این اتفاق افتاده
‫ولی این فرق داره.

643
01:11:25,000 --> 01:11:27,250
‫- چطور؟
‫- آره، خب...

644
01:11:27,667 --> 01:11:31,583
‫- چطور فرق داره؟
‫- چرا خودش اعتراض نمی‌کنه؟ حرف هم می‌زنه؟

645
01:11:32,000 --> 01:11:36,233
‫تام می‌تونه حرف بزنه.
‫تام یه ربات دوست‌داشتنیه.

646
01:11:36,625 --> 01:11:39,292
‫خب، حالا کاملاً مشخصه.

647
01:11:39,958 --> 01:11:41,167
‫ببخشید.

648
01:11:41,500 --> 01:11:44,250
‫مشکلی نیست.
‫یه‌کم گپ می‌زنیم.

649
01:11:44,417 --> 01:11:47,083
‫- داشت مسخره‌م می‌کرد؟
‫- آره.

650
01:11:47,583 --> 01:11:49,750
‫ببخشید، نتونستم جلوی خودم رو بگیرم.

651
01:11:54,958 --> 01:11:58,083
‫- می‌شه یه لحظه باهات صحبت کنم؟
‫- البته.

652
01:12:00,833 --> 01:12:01,833
‫عه.

653
01:12:05,083 --> 01:12:07,333
‫البته، بیا.

654
01:12:15,750 --> 01:12:18,500
‫ببخشید، این تنها اتاق خالیه.

655
01:12:19,708 --> 01:12:21,667
‫بگو ببینم...

656
01:12:22,792 --> 01:12:24,917
‫استفی حامله‌ست؟

657
01:12:26,083 --> 01:12:27,792
‫وای لعنتی.

658
01:12:28,917 --> 01:12:31,458
‫می‌خواستم بهت بگم به هر‌حال، ولی...

659
01:12:31,875 --> 01:12:36,542
‫- شرمنده‌م که اینجوری فهمیدی.
‫- مشکلی نیست. الان می‌دونم.

660
01:12:36,708 --> 01:12:40,500
‫حتی سه ماهش هم نیست
‫واسه همین...

661
01:12:40,667 --> 01:12:44,667
‫- هنوز مشخص نیست.
‫- آره، می‌دونم.

662
01:12:47,375 --> 01:12:49,250
‫جولیان؟

663
01:12:49,625 --> 01:12:54,000
‫- ببخشید، توی یخچال جین نمونده.
‫- توی فریزره.

664
01:12:54,458 --> 01:12:57,083
‫باشه، چقدر خنگم.

665
01:13:17,167 --> 01:13:19,250
‫رگینا. سلام.

666
01:13:20,750 --> 01:13:22,833
‫آره، همه‌چی خوبه.

667
01:13:24,042 --> 01:13:26,333
‫نه، فقط روز سختی بوده.

668
01:13:27,750 --> 01:13:29,667
‫باشه، می‌گم.

669
01:13:33,417 --> 01:13:36,750
‫رگینا سلام رسوند.
‫به‌نظرش عالی هستی.

670
01:13:37,958 --> 01:13:40,333
‫همه فکر می‌کنن عالی هستی.

671
01:13:42,292 --> 01:13:44,500
‫همه جز تو.

672
01:13:51,792 --> 01:13:54,458
‫وقتی ۱۴ سالم بود یه مهمونی رفتم.

673
01:13:55,417 --> 01:13:58,292
‫شب رو تنهایی روی تراس نشستم.

674
01:13:58,458 --> 01:14:01,333
‫همکلاسی‌هام پایین داشت می‌رقصید.

675
01:14:01,750 --> 01:14:04,167
‫به خونه‌های داخل شهر نگاه کردم

676
01:14:04,333 --> 01:14:07,583
‫و یهو فهمیدم که خدا وجود نداره.

677
01:14:07,750 --> 01:14:10,792
‫و بی‌دین شدم.

678
01:14:10,958 --> 01:14:13,792
‫اون‌موقع قسم خوردم که:

679
01:14:14,375 --> 01:14:19,042
‫اگه توی یه هواپیمای آتیش گرفته هم باشم
‫دعا نمی‌کنم.

680
01:14:19,958 --> 01:14:23,000
‫از خدا کمک نمی‌خوام،
‫اونم فقط محض ترس.

681
01:14:23,500 --> 01:14:25,708
‫چون به خدا باور ندارم.

682
01:14:25,875 --> 01:14:27,750
‫متوجهی؟

683
01:14:27,917 --> 01:14:29,333
‫آره.

684
01:14:29,500 --> 01:14:30,917
‫واقعا؟

685
01:14:31,833 --> 01:14:35,542
‫به خودت اجازه نمی‌دی 
‫که به یه ماشین از سر ناچاری

686
01:14:35,708 --> 01:14:39,083
‫نزدیک بشی
‫و دنبال ارتباط انسانی هستی.

687
01:14:40,667 --> 01:14:43,000
‫یه دریا بین ما فاصله‌ست.

688
01:14:43,167 --> 01:14:45,542
‫می‌تونیم تظاهر کنیم وجود نداره

689
01:14:45,708 --> 01:14:49,792
‫تظاهر کنیم که توهم فقط یه نسخهٔ
‫دیگه از واقعیته

690
01:14:50,042 --> 01:14:55,333
‫ولی چیزای مشخصی این واقعیت رو پررنگ می‌کنن
‫که این دریا چقدر عمیق و غیرقابل عبوره.

691
01:14:56,333 --> 01:14:59,125
‫- چه چیزایی؟
‫- چیزایی که نمی‌تونی درکشون کنی.

692
01:15:00,333 --> 01:15:04,083
‫چیزایی که به محض فکر کردن بهشون
‫ناراحتت می‌کنن

693
01:15:04,417 --> 01:15:06,375
‫حتی اگه خودت نخوای.

694
01:15:06,542 --> 01:15:09,750
‫چیزایی که دلت می‌خواد و واسه‌شون تنگ شده

695
01:15:09,917 --> 01:15:11,792
‫چیزایی که هرگز برنمی‌گردن.

696
01:15:12,333 --> 01:15:14,875
‫می‌تونی اون چیزا رو نشونم بدی؟

697
01:15:15,792 --> 01:15:17,708
‫نشونت بدم؟

698
01:15:17,875 --> 01:15:20,167
‫آره، می‌تونم.

699
01:15:21,125 --> 01:15:22,958
‫اونجا.

700
01:15:30,958 --> 01:15:32,000
‫دور شدی.

701
01:15:38,083 --> 01:15:39,750
‫نزدیک.

702
01:15:42,333 --> 01:15:44,125
‫خیلی نزدیک.

703
01:15:49,333 --> 01:15:51,542
‫می‌تونم بازش کنم.

704
01:16:02,917 --> 01:16:05,583
‫یه عکس سونوگرافی از جنینه.

705
01:16:06,042 --> 01:16:08,208
‫آلما فلزر، ۱۱ هفته.

706
01:16:08,500 --> 01:16:10,375
‫چرا متوجه‌ش نمی‌شم؟

707
01:16:18,833 --> 01:16:21,042
‫بچه‌ت رو سقط کردی.

708
01:16:21,292 --> 01:16:25,000
‫با توجه به سنت
‫احتمالاً دیگه نتونی بچه‌دار بشی.

709
01:16:33,708 --> 01:16:37,833
‫ناراحتی چون دلت می‌خواست
‫که تجربه‌ش کنی.

710
01:16:38,500 --> 01:16:40,375
‫حس طرد شدن داری

711
01:16:40,542 --> 01:16:44,250
‫چون جولیان دوباره بچه‌دار می‌شه
‫و این یکی رو فراموش می‌کنه.

712
01:16:45,292 --> 01:16:49,958
‫شاید به پدرت فکر می‌کنی
‫که ممکنه مثل اون تنها بشی

713
01:16:50,708 --> 01:16:54,125
‫و حتی بچه‌ای هم نداشته باشی
‫که ازت مراقبت کنه.

714
01:16:54,833 --> 01:16:58,000
‫می‌تونم درکش کنم.
‫خیلی درکش راحته.

715
01:17:00,000 --> 01:17:02,750
‫وقتی تو گفتیش به‌نظر خیلی کلیشه‌ای میاد.

716
01:17:03,750 --> 01:17:06,542
‫کلیشه‌ای و حق‌ به‌جانب‌ طور
‫و اسفناک.

717
01:17:06,708 --> 01:17:08,417
‫اسفناک که هست.

718
01:17:08,750 --> 01:17:11,458
‫دردت اسفناکه
‫چون نسبیه.

719
01:17:11,625 --> 01:17:14,125
‫ولی از طرفی هم اسفناک نیست

720
01:17:14,750 --> 01:17:18,042
‫چون بخشی از توئه،
‫و واسه همین عاشقتم.

721
01:17:50,895 --> 01:17:52,677
‫آلما؟

722
01:20:45,958 --> 01:20:49,583
‫- دنبالت می‌گشتم.
‫- چطوری اومدی اینجا؟

723
01:20:50,375 --> 01:20:53,792
‫من یه کامپیوترم.
‫سیستم قفل هم کامپیوتره.

724
01:20:55,333 --> 01:20:58,083
‫مدتی هست که به هم کمک می‌کنیم.

725
01:20:58,833 --> 01:21:01,208
‫- واقعا؟
‫- نه.

726
01:21:01,667 --> 01:21:04,333
‫کارت یدکت رو بردم.

727
01:21:05,000 --> 01:21:07,625
‫چون می‌دونستم اینجا پیدات می‌کنم.

728
01:21:08,000 --> 01:21:09,958
‫که اینطور؟

729
01:21:57,250 --> 01:22:01,667
‫بیشتر افراد اگه هواپیماشون
‫آتیش بگیره دعا می‌کنن.

730
01:22:03,083 --> 01:22:05,167
‫یه کار انسانیه.

731
01:22:54,417 --> 01:22:56,583
‫اگه دوست داری به یه آدم فکر کن.

732
01:22:57,958 --> 01:23:00,542
‫و تو هم می‌تونی به یه ربات فکر کنی.

733
01:24:05,667 --> 01:24:08,625
‫چه حسی داره وقتی ارضاء می‌شی؟

734
01:24:13,583 --> 01:24:17,458
‫انگار حل می‌شی.

735
01:24:18,500 --> 01:24:20,875
‫حل می‌شی و...

736
01:24:21,958 --> 01:24:24,750
‫بخشی از چیزی بزرگ‌تر می‌شی.

737
01:25:55,708 --> 01:25:58,333
‫وای، اون قهوه چه بوی خوبی می‌ده!

738
01:26:00,208 --> 01:26:02,167
‫خروپف می‌کردم؟

739
01:26:03,417 --> 01:26:06,792
‫فکر کنم می‌کردم.
‫عجیب نیست؟

740
01:26:07,208 --> 01:26:09,417
‫جواب نمی‌ده.

741
01:26:10,042 --> 01:26:12,625
‫اشتباهه. نمی‌تونم این کارو بکنم.

742
01:26:13,417 --> 01:26:14,583
‫چه کاری؟

743
01:26:20,208 --> 01:26:24,208
‫روت پتو می‌کشم
‫با اینکه اصلا سردت نمی‌شه.

744
01:26:24,458 --> 01:26:27,792
‫پاورچین پاورچین میام داخل اتاق
‫با اینکه اصلا نمی‌خوابی.

745
01:26:28,958 --> 01:26:32,083
‫سعی می‌کنم واسه‌ت یه تخم‌مرغ آب‌پز
‫بی‌نقص درست کنم

746
01:26:32,417 --> 01:26:36,583
‫با اینکه اصلاً واسه‌ت مهم نیست که 
‫سفت یا نرم باشه.

747
01:26:37,208 --> 01:26:39,417
‫اصلا نیازی نداری چیزی بخوری.

748
01:26:39,667 --> 01:26:41,750
‫من مثل یه بازیگر نمایش‌ـم

749
01:26:42,792 --> 01:26:44,750
‫ولی هیچ بیننده‌ای نداره.

750
01:26:44,917 --> 01:26:47,292
‫همهٔ صندلی‌ها خالیه.

751
01:26:47,583 --> 01:26:49,500
‫حتی واسه تو هم بازی نمی‌کنم.

752
01:26:49,833 --> 01:26:52,625
‫تنهای تنهام.
‫فقط واسه خودم بازی می‌کنم.

753
01:26:53,792 --> 01:26:57,375
‫همین الان هم
‫دارم با خودم صحبت می‌کنم.

754
01:26:57,625 --> 01:26:59,833
‫یه مکالمه دو طرفه نیست.

755
01:27:00,708 --> 01:27:04,750
‫دارم تبدیل می‌شم به یه دیوونهٔ خنگ

756
01:27:05,292 --> 01:27:08,292
‫یه احمقِ الکی خوش،
‫و باید تموم بشه.

757
01:27:09,208 --> 01:27:11,333
‫چرا گریه می‌کنی؟

758
01:27:12,000 --> 01:27:14,750
‫گریه می‌کنم چون دیشب خیلی...

759
01:27:15,708 --> 01:27:17,833
‫قشنگ بود و..

760
01:27:18,625 --> 01:27:21,458
‫مگه آدما نمی‌گن که:
‫عشق حد و مرز نمی‌شناسه؟

761
01:27:22,958 --> 01:27:25,208
‫اون حرف صرفاً یه دروغ بوده.

762
01:27:27,708 --> 01:27:30,083
‫ولی خب من کجا برم؟

763
01:27:30,417 --> 01:27:34,125
‫- زودتر از موعد تجربه رو تموم می‌کنم.
‫- آره، ولی خب....

764
01:27:36,708 --> 01:27:38,917
‫من باید کجا برم؟

765
01:27:39,583 --> 01:27:42,458
‫من از کجا بدونم؟
‫کارخونه شاید؟

766
01:28:09,708 --> 01:28:13,208
‫می‌تونی فعلاً کلیدها رو نگه‌داری.
‫بعدا بهم برشون گردون.

767
01:28:13,542 --> 01:28:16,375
‫بعید می‌دونم کلیدات لازمم بشه.

768
01:28:16,833 --> 01:28:19,625
‫- آره، ولی شاید...
‫- آلما...

769
01:28:21,667 --> 01:28:23,833
‫من دیگه بعدش وجود ندارم.

770
01:28:24,417 --> 01:28:26,042
‫بر می‌گردم.

771
01:28:26,458 --> 01:28:29,292
‫- بعدش پاک می‌شم.
‫- وای خدا.

772
01:28:29,875 --> 01:28:33,875
‫- این به‌نظر...
‫- یه برتری زنده نبودنه دیگه.

773
01:28:34,042 --> 01:28:36,500
‫مردنی هم در کار نیست.

774
01:28:37,500 --> 01:28:39,875
‫نگران من نباش.

775
01:28:49,833 --> 01:28:51,292
‫تام!

776
01:28:53,000 --> 01:28:55,292
‫نمی‌تونم بفرستمت بری.

777
01:28:55,458 --> 01:28:57,333
‫باید واسه‌م انجامش بدی.

778
01:28:57,750 --> 01:29:00,583
‫الگوریتمت باید واسه‌م انجامش بده.

779
01:29:01,500 --> 01:29:04,042
‫نمی‌خواستم بری.

780
01:31:32,542 --> 01:31:34,875
‫مگه دیوونه‌ای؟

781
01:31:41,000 --> 01:31:42,750
‫این‌قدر زل نزن زنیکه!

782
01:32:07,250 --> 01:32:08,583
‫چی؟

783
01:32:27,292 --> 01:32:30,000
‫بابا!‌ چی شد؟

784
01:32:30,292 --> 01:32:31,875
‫داری چکار می‌کنی؟

785
01:32:32,042 --> 01:32:34,500
‫دنبال کنترل می‌گردم.

786
01:32:34,667 --> 01:32:36,833
‫همین طرفاست.

787
01:32:37,375 --> 01:32:40,042
‫- نمی‌تونی پیداش کنی؟
‫- چرا از صورتت خون میاد؟

788
01:32:40,667 --> 01:32:44,583
‫- بیا بابا. می‌برمت خونه.
‫- ولی کنترل چی؟

789
01:32:44,750 --> 01:32:47,083
‫باید همین‌طرفا باشه.

790
01:32:47,583 --> 01:32:50,417
‫مطمئنم خونه‌ست.
‫خونه پیداش می‌کنیم.

791
01:32:50,583 --> 01:32:55,375
‫حتما یه جایی همین‌طرفاست.
‫شاید پشت چیزی افتاده باشه.

792
01:32:57,000 --> 01:32:59,208
‫فعلا کافیه.

793
01:33:05,458 --> 01:33:07,458
‫کی ممکنه همچین کاری کنه؟

794
01:33:07,625 --> 01:33:10,917
‫یه پیرمرد گیج رو با پیژامه بزنه؟

795
01:33:11,417 --> 01:33:12,875
‫تازه‌کارا.

796
01:33:13,042 --> 01:33:16,042
‫قطعاً تازه‌کارا.
‫معتادا، آدمای بی‌سرو پا.

797
01:33:16,542 --> 01:33:19,000
‫- مراقب باشین.
‫- خیلی اتفاق میفته اینجاها.

798
01:33:19,167 --> 01:33:21,750
‫توی ۶ ماه اخیر این بار ۱۲ـمه.

799
01:33:21,917 --> 01:33:25,000
‫یه آدم حرفه‌ای می‌تونه ببینه
‫که چیز ارزشمندی اینجا نیست.

800
01:33:26,208 --> 01:33:29,250
‫ارزشمند نیست؟
‫همه‌چی اینجا با ارزشه

801
01:33:29,792 --> 01:33:33,458
‫اصلاً می‌دونی این عکس‌ها چقدر ارزشمندن؟

802
01:33:33,917 --> 01:33:35,708
‫همه‌ش با ارزشه.

803
01:33:35,875 --> 01:33:38,917
‫- چطور می‌تونی اینو بگی؟
‫- ببخشید، من...

804
01:33:39,417 --> 01:33:43,750
‫می‌خواستم از دید یه دزد بگم.
‫اشیاء با ارزش همیشه ربط دارن.

805
01:33:45,125 --> 01:33:46,125
‫وای خدا!

806
01:34:02,625 --> 01:34:04,625
‫سلام.

807
01:34:30,375 --> 01:34:32,458
‫- صبح به‌خیر.
‫- صبح به‌خیر.

808
01:34:33,958 --> 01:34:35,708
‫از دیدن همه‌تون خوشحالم.

809
01:34:38,833 --> 01:34:41,208
‫چیزی لازم دارین؟

810
01:34:58,333 --> 01:34:59,583
‫سلام؟

811
01:34:59,917 --> 01:35:01,333
‫ببخشید.

812
01:35:03,833 --> 01:35:06,625
‫میشه معرفی کنم؟
‫این کلویی‌ـه.

813
01:35:07,125 --> 01:35:08,917
‫سلام. من کلویی هستم.

814
01:35:11,750 --> 01:35:14,125
‫از مراسم تالار رقصی؟

815
01:35:14,542 --> 01:35:17,333
‫منم یه متخصصم،
‫ولی توی سیستم قضایی.

816
01:35:17,583 --> 01:35:18,500
‫دکتر استوبر.

817
01:35:19,849 --> 01:35:20,560
‫آها.

818
01:35:21,625 --> 01:35:22,958
‫و کلویی هم...؟

819
01:35:23,500 --> 01:35:25,542
‫اون همه چیز منه.

820
01:35:25,792 --> 01:35:28,167
‫نباید همه‌ش بگی.

821
01:35:33,375 --> 01:35:36,500
‫- چطور پیش می‌ره؟
‫- چطور پیش می‌ره؟

822
01:35:37,000 --> 01:35:39,625
‫نمی‌دونم چطور توصیفش کنم.

823
01:35:39,958 --> 01:35:43,083
‫اصلاً نمی‌دونستم ممکنه 
‫در این حد هم خوشبخت بود.

824
01:35:44,167 --> 01:35:47,917
‫من یه پیر خرفتم.
‫بدنم دیگه...خب ۶۲ سالمه هر چی نباشه.

825
01:35:49,083 --> 01:35:51,417
‫ولی الان با کلویی‌ـم

826
01:35:51,708 --> 01:35:55,208
‫الان می‌بینم که قبلاً چقدر ناراحت بودم.

827
01:35:55,667 --> 01:35:57,708
‫کسی منو نمی‌خواست.

828
01:35:58,042 --> 01:36:01,708
‫یه مشکلی دارم که
‫مردم ازم فرار می‌کنن.

829
01:36:01,875 --> 01:36:05,750
‫نمی‌دونم چرا. 
‫شاید واسه فرومون‌هام باشه، یا ظاهرم.

830
01:36:06,292 --> 01:36:08,875
‫ولی کل عمرم این‌طوری بوده.

831
01:36:09,042 --> 01:36:12,708
‫دیگه بهش عادت کرده بودم.
‫همیشه این‌طوری بود، ولی...

832
01:36:13,208 --> 01:36:17,708
‫حالا با کلویی...اون از هر انسان دیگه‌ای
‫باهام مهربون‌تر بوده.

833
01:36:19,333 --> 01:36:22,292
‫تو لیاقتش رو داری که
‫باهات با مهربونی رفتار بشه.

834
01:36:24,625 --> 01:36:29,458
‫دارم باهاشون صحبت می‌کنم ببینم 
‫تحت چه شرایطی می‌شه پیش خودم نگهش دارم.

835
01:36:30,708 --> 01:36:33,208
‫تو چی؟
‫وضعیت تو ..

836
01:36:34,875 --> 01:36:36,500
‫تو ...

837
01:36:44,917 --> 01:36:46,583
‫راجر عزیز

838
01:36:46,750 --> 01:36:49,292
‫طبق قولی که داده بودم این ارزیابی منه.

839
01:36:49,458 --> 01:36:51,833
‫ارادت، آلما.

840
01:36:54,667 --> 01:36:58,958
‫تاریخ بشریت پر از به‌اصطلاح پیشرفت‌هاییه

841
01:36:59,292 --> 01:37:05,375
‫که عواقب وحشتناکش فقط دهه‌ها
‫و شاید قرن‌ها بعد مشخص می‌شه.

842
01:37:06,792 --> 01:37:12,000
‫بعد از تجربهٔ من با یه ربات انسان‌نما 
‫به اسم تام

843
01:37:12,250 --> 01:37:14,625
‫می‌تونم با قاطعیت بگم

844
01:37:14,792 --> 01:37:18,708
‫که یه ربات طراحی شده برای جایگزینی
‫همسر یا شوهر

845
01:37:19,125 --> 01:37:22,292
‫پیشرفت ظاهری خیلی خوبیه.

846
01:37:24,333 --> 01:37:29,375
‫هیچ شکی نیست که یه ربات انسان‌نمای
‫مناسب ترجیحات هر فرد

847
01:37:29,667 --> 01:37:32,208
‫نه تنها می‌تونه جایگزین شریک زندگی بشه

848
01:37:32,375 --> 01:37:35,250
‫بلکه حتی به‌نظر شریک بهتری می‌شه.

849
01:37:41,458 --> 01:37:43,792
‫نیازهامون رو برطرف می‌کنن

850
01:37:43,958 --> 01:37:46,042
‫امیال‌ـمون رو برآورده می‌کنن

851
01:37:46,208 --> 01:37:49,292
‫و حس تنها بودنمون رو از بین می‌برن.

852
01:37:54,333 --> 01:37:56,625
‫ما رو خوشحال می‌کنن.

853
01:37:56,792 --> 01:38:00,333
‫و خوشحال بودن چه اشکالی داره؟

854
01:38:09,042 --> 01:38:12,208
‫- صبح به‌خیر.
‫- بله؟

855
01:38:12,750 --> 01:38:16,292
‫با اینکه ممکن نیست سیستم
‫عاملم به‌روز رسانی بشه

856
01:38:16,458 --> 01:38:19,500
‫بخش ارتباطاتم از اول شکل گرفته.

857
01:38:20,042 --> 01:38:21,125
‫چی؟

858
01:38:21,458 --> 01:38:24,542
‫مطمئنم که امروز جلسهٔ موفقیت‌آمیزی داریم.

859
01:38:25,750 --> 01:38:29,250
‫- تام اینجا نیست؟
‫- کی بر می‌گرده؟

860
01:38:29,667 --> 01:38:31,542
‫توی کارخونه‌تون نیست؟

861
01:38:32,333 --> 01:38:33,958
‫چرا باشه؟

862
01:38:40,417 --> 01:38:42,792
‫ولی آیا انسان‌ها قصد دارن

863
01:38:42,958 --> 01:38:46,958
‫که همهٔ نیازهاشون
‫با فشار دادن یه دکمه برآورده بشه؟

864
01:38:48,125 --> 01:38:51,000
‫مگه این همون نیاز برآورده نشده‌مون نیست؟

865
01:38:51,250 --> 01:38:54,708
‫همون فانتزی و رویای بی‌پایانِ
‫یافتن خوش‌بختی

866
01:38:54,875 --> 01:38:57,833
‫که منشأ انسانیت‌ـمون هستن؟

867
01:39:00,458 --> 01:39:06,083
‫اگه انسان‌نماها رو به همسریت قبول کنیم،
‫جامعه‌ای از معتادها رو تشکیل دادیم

868
01:39:06,583 --> 01:39:10,750
‫جامعه‌ای سیر و خسته از 
‫همیشه برآورده شدن نیازهاشون

869
01:39:10,917 --> 01:39:14,708
‫و نوعی از جریان مداومِ شاکر بودن.

870
01:39:16,375 --> 01:39:21,417
‫چه انگیزه‌ای برای رو به رو شدن 
‫با افراد عادی داریم

871
01:39:21,583 --> 01:39:27,000
‫که خودمون رو به چالش بکشیم
‫که سختی‌ها رو تحمل و تغییر کنیم؟

872
01:39:28,773 --> 01:39:33,213
‫انتظار می‌ره هرکسی که در بلند مدت
‫با انسان‌نما زندگی کنه

873
01:39:33,250 --> 01:39:37,250
‫ناتوان از برقراری ارتباط عادی انسانی باشه.

874
01:39:38,750 --> 01:39:41,500
‫من شدیدا مخالفِ

875
01:39:42,042 --> 01:39:45,167
‫به رسمیت شناختن انسان‌نماها
‫به عنوان شریک زندگی هستم.

876
01:41:22,500 --> 01:41:25,875
‫- تا کی می‌خوای بشینی اینجا؟
‫- خیلی نه.

877
01:41:26,333 --> 01:41:28,250
‫سه روز.

878
01:41:28,958 --> 01:41:31,583
‫پیاده اومدم.
‫یه‌کم طول کشید.

879
01:41:34,292 --> 01:41:36,417
‫تا کی می‌خوای صبر کنی؟

880
01:41:38,125 --> 01:41:40,208
‫تا وقتی که تو بیای.

881
01:41:47,792 --> 01:41:50,208
‫کاش هیچ وقت تو رو ندیده بودم.

882
01:41:52,208 --> 01:41:55,792
‫زندگی بدون تو الان صرفاً
‫زندگی بدون توئه.

883
01:41:57,250 --> 01:42:00,708
‫مگه همین تعریف عشق نیست؟

884
01:42:07,167 --> 01:42:10,500
‫همیشه این‌طرف میز پینگ-پونگ
‫دراز می‌کشم.

885
01:42:11,208 --> 01:42:15,750
‫نمی‌دونم چرا، ولی این طرف رو 
‫خیلی بیشتر از طرف دیگه دوست دارم.

886
01:42:18,792 --> 01:42:22,417
‫توماس همیشه می‌پرید
‫و سمت تپه‌ها می‌دوید.

887
01:42:22,583 --> 01:42:25,750
‫گاهی صداش میومد
‫گاهی نه.

888
01:42:27,167 --> 01:42:29,958
‫یادم نمیاد کورا کجا بود.

889
01:42:31,167 --> 01:42:33,125
‫خیلی عاشقش بودم.

890
01:42:33,292 --> 01:42:35,417
‫به‌زور تحملش می‌کردم.

891
01:42:37,750 --> 01:42:41,083
‫وقتی که داشت کبک‌ها رو
‫توی تپه‌ها دنبال می‌کرد

892
01:42:41,250 --> 01:42:44,875
‫یا سنگ چال می‌کرد،
‫یا کهربا شکار می‌کرد

893
01:42:45,292 --> 01:42:48,458
‫یا هر کاری که پسرای دانمارکی
‫توی تپه‌ها می‌کنن

894
01:42:49,458 --> 01:42:52,583
‫همیشه اینجا دراز می‌کشیدم
‫و چشمام رو می‌بستم

895
01:42:52,958 --> 01:42:55,625
‫امیدوار بودم که منو ببوسه.

896
01:42:57,042 --> 01:43:00,292
‫و چندبار کاملاً مطمئن بودم

897
01:43:00,458 --> 01:43:03,292
‫که صورتش دقیقاً رو به روی من بود.

898
01:43:03,833 --> 01:43:06,750
‫نفسش رو روی لبام حس می‌کردم.

899
01:43:08,958 --> 01:43:11,500
‫ولی وقتی چشمام رو باز می‌کردم

900
01:43:11,667 --> 01:43:14,125
‫تنها بودم

901
01:43:14,333 --> 01:43:16,833
‫و توماس هیچ جایی نبود که بشه اونو دید.

902
01:43:16,971 --> 01:43:23,667
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام سايت زدمووی :
.:: @ZedMoviecom ::.
.:: ZedMovie.com ::.
