﻿0
00:00:01,900 --> 00:00:15,361
<b><font color="#00abfd"> دانلود رايگان فيلم و سريال 
  
  ..:: MiraMovie.org::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: ZedMovie.com::..</font></b>

3
00:00:29,738 --> 00:00:31,448
. من واقعا نگرانشم

4
00:00:31,531 --> 00:00:34,367
. منم همینطور
. هیچوقت اینقدر ناراحت ندیده بودمش

5
00:00:34,451 --> 00:00:36,251
. میدونم -
. داره سخت میگیرتش -

6
00:00:38,288 --> 00:00:40,415
میدونی چی بهم گفت؟

7
00:00:40,498 --> 00:00:43,334
گفت دیگه هیچوقت دوباره
. داستان نمینویسه

8
00:00:43,418 --> 00:00:45,003
جدی همینو گفت؟ -
. آره

9
00:00:47,756 --> 00:00:50,717
! این ضایع است ، احمقانه است

10
00:00:59,392 --> 00:01:01,394
! من این چیزای احمقانه رو میسوزونم

11
00:01:10,695 --> 00:01:13,948
میترسم امشب روش تاثیر بزاره

12
00:01:14,032 --> 00:01:15,950
. و تا ابد یادش بمونه

13
00:01:16,659 --> 00:01:17,659
. طفلکی

14
00:01:17,702 --> 00:01:19,037
، بچه ی خلاقیه

15
00:01:19,120 --> 00:01:21,748
اما شاید اجازه دادیم علاقه اش به
. ترس و وحشت ، از حد بگذره

16
00:01:22,749 --> 00:01:26,086
فک کنم الان میتونم بفهمم چرا یکم
. عجیب در نظرش میگیرن

17
00:01:26,169 --> 00:01:30,298
شاید آسون تر بود اگه یه مقدار
. میدونی ، عادی تر بود

18
00:01:34,844 --> 00:01:36,471
. فک کنم یه چیزی شنیدم

19
00:01:39,432 --> 00:01:40,433
الکس؟

20
00:01:40,517 --> 00:01:41,893
. من چیزی نشنیدم

21
00:02:22,058 --> 00:02:24,394
... قرار بود همه چیز عالی باشه ، لوسی

22
00:02:28,189 --> 00:02:30,900
. مثل یه خانواده ی بزرگ و خوشحال

23
00:02:33,611 --> 00:02:34,654
پسرای تو

24
00:02:36,447 --> 00:02:37,574
. و پسرای من

25
00:02:37,657 --> 00:02:40,451
. عالیه
The bloodsucking Brady Bunch میشن

26
00:02:40,535 --> 00:02:41,911
پسران گم شده؟

27
00:02:41,995 --> 00:02:43,413
. من هنوزم میخوامت لوسی

28
00:02:45,456 --> 00:02:47,750
هنوز میخوامت

29
00:02:48,501 --> 00:02:50,712
. ایندفعه دعوتت نکردم ، مکس

30
00:02:50,795 --> 00:02:51,795
. مایکل

31
00:02:54,507 --> 00:02:55,717
! مایکل ، نه

32
00:02:59,846 --> 00:03:00,847
! مایکل

33
00:03:10,023 --> 00:03:13,568
! حق نداری به مادرم دست بزنی -
! سم ، نکن . نه ، سم

34
00:03:51,898 --> 00:03:52,941
من کجام؟

35
00:04:00,531 --> 00:04:02,033
سلام؟

36
00:04:13,586 --> 00:04:14,504
سلام؟

37
00:04:14,587 --> 00:04:15,713
کسی نیست؟

38
00:04:15,797 --> 00:04:17,006
! من گیر افتادم

39
00:04:17,507 --> 00:04:18,507
! مامان

40
00:04:18,967 --> 00:04:20,009
! بابا

41
00:04:38,611 --> 00:04:40,947
سلام؟ کمک

42
00:04:41,906 --> 00:04:44,993
اسمت چیه؟

43
00:04:45,868 --> 00:04:46,995
. الکس

44
00:04:48,246 --> 00:04:50,039
. الکس ماشر

45
00:04:52,250 --> 00:04:53,251
. الکس

46
00:04:56,671 --> 00:04:58,047
! الکس

47
00:05:18,276 --> 00:05:21,362
. لطفا ، لطفا

48
00:05:28,578 --> 00:05:30,496
. بیا این مسئله رو سریع فیصله بدیم
. من جادوگری ام که خیلی سرش شلوغه

49
00:05:30,580 --> 00:05:32,123
سود و منفعت خاصی داری؟

50
00:05:32,206 --> 00:05:33,458
... من

51
00:05:35,501 --> 00:05:36,501
میبینیشون؟

52
00:05:36,544 --> 00:05:39,339
. اون آپارتمان کشیدشون داخل

53
00:05:40,923 --> 00:05:42,425
. کلا کار آپارتمان همینه

54
00:05:44,802 --> 00:05:45,887
، اون بچه ها

55
00:05:46,929 --> 00:05:48,598
. هیچ سود و منفعتی واسه من نداشتن

56
00:05:49,932 --> 00:05:51,309
متوجهی؟

57
00:05:51,392 --> 00:05:52,894
. پس بیا دوباره امتحان کنیم

58
00:05:52,977 --> 00:05:57,732
چه چیز خاصی داری؟

59
00:05:57,815 --> 00:05:59,984
دلیلی هست که بخوام به خاطرش
اجازه بدم زنده بمونی؟

60
00:06:01,819 --> 00:06:03,696
و بلند شو

61
00:06:04,489 --> 00:06:05,489
. بیا نزدیک تر

62
00:06:10,536 --> 00:06:12,580
. خداحافظ الکس

63
00:06:16,626 --> 00:06:20,588
. من داستانی ترسناکی مینویسم

64
00:06:25,885 --> 00:06:29,806
گفتی داستانای ترسناک؟

65
00:06:31,974 --> 00:06:33,309
اون دیگه چیه؟

66
00:06:35,937 --> 00:06:36,937
. سوال بی سوال

67
00:06:38,064 --> 00:06:41,109
داستانام رو توی کتابای شبانه ام
. مینویسم

68
00:06:42,902 --> 00:06:45,029
این وقت شب با اینا چیکار میکنی؟

69
00:06:45,113 --> 00:06:46,155
... داشتم

70
00:06:47,407 --> 00:06:49,992
داشتم میبردمشون اتاق بخار طبقه ی پایین
. تا بسوزونمشون

71
00:06:50,076 --> 00:06:52,537
بسوزونیشون؟ پس به درد نمیخورن

72
00:06:52,620 --> 00:06:54,038
. نه -
. خداحافظ الکس -

73
00:06:54,122 --> 00:06:56,374
بدرد میخورن . خیلی خیلی خیلی
. بدرد میخورن

74
00:06:57,959 --> 00:06:59,210
کتابای شبانه ، ها؟

75
00:07:00,753 --> 00:07:03,381
بهتره اسمش از خود داستان
. ترسناک تر نباشه

76
00:07:03,464 --> 00:07:06,551
. هرشب باید یه داستان واسم بخونی

77
00:07:06,634 --> 00:07:10,596
به نفعته داستانش خوب و ترسناک باشه

78
00:07:11,431 --> 00:07:14,100
و گرنه میشه آخرین کاری که
. تو عمرت انجام میدی

79
00:07:54,682 --> 00:07:56,100
. هی

80
00:08:28,883 --> 00:08:30,843
. یه گربه کوچولو ـه

81
00:08:32,053 --> 00:08:33,638
. موجود شیطون

82
00:08:35,556 --> 00:08:36,682
چطور رفتی اون تو؟

83
00:09:20,726 --> 00:09:22,311
این چجور جاییه؟

84
00:09:40,746 --> 00:09:41,872
تلویزیون کجاست؟

85
00:09:51,048 --> 00:09:53,259
و در ورودی کجا رفت؟

86
00:10:26,375 --> 00:10:27,460
. خدای من

87
00:10:27,960 --> 00:10:29,045
. ترسوندی منو

88
00:10:44,560 --> 00:10:45,436
چی؟

89
00:10:45,519 --> 00:10:47,772
. تو یه بچه ایی -
. تو ام یه نابغه ایی -

90
00:10:49,106 --> 00:10:50,650
من الکس ام
تو کی هستی؟

91
00:10:50,733 --> 00:10:53,069
. از اون وراج هایی . عالیه

92
00:10:53,694 --> 00:10:54,695
. من یاسمین ام

93
00:10:56,530 --> 00:10:58,074
تو ام یه زندانیی؟

94
00:10:58,574 --> 00:11:00,159
. نه ، اومدم مسافرت تعطیلات

95
00:11:00,785 --> 00:11:01,869
. خیلی خب ، غذا رسید

96
00:11:02,578 --> 00:11:04,246
. امیدوارم از کره ی بادوم زمینی خوشت بیاد

97
00:11:04,330 --> 00:11:05,539
. قبلا دوست داشتم

98
00:11:06,749 --> 00:11:08,876
هرچیزی توی این کابینته رو
نباید بهش دست بزنی

99
00:11:08,959 --> 00:11:12,088
هیچوقت فک نکن ناتاشا حساب
. پاپ کرنا از دستش در میره

100
00:11:12,171 --> 00:11:14,256
. لنور همه چیو بهش میگه

101
00:11:14,340 --> 00:11:15,925
. بیا بیرون شیطان رجیم

102
00:11:20,680 --> 00:11:22,431
و این باید گربه ی نامرئی باشه ، نه؟

103
00:11:22,515 --> 00:11:25,643
. تو بهش بگو گربه
. من میگم هیولا کوچولوی جاسوس ناتاشا

104
00:11:27,019 --> 00:11:28,270
... و ناتاشا

105
00:11:29,438 --> 00:11:32,108
از مغزت کار بکش
. ناتاشا یه جادوگر ـه

106
00:11:32,191 --> 00:11:35,611
لنور همون موجود بی مو و کک و مکی ـه
، که کل روز دنبالت میاد و

107
00:11:35,695 --> 00:11:37,363
. یهو سر و کله اش پیدا میشه

108
00:11:37,446 --> 00:11:39,949
منو به خاطر یه کاسه نودل فاسد شده
. لو داد

109
00:11:40,032 --> 00:11:41,075
. از اون گربه متنفرم

110
00:11:43,494 --> 00:11:46,706
همونجوری واینسا . کمکم کن
. تمیزش کنم قبل از اینکه ناتاشا برسه خونه

111
00:11:49,083 --> 00:11:50,751
ناتاشا کجاست؟

112
00:11:50,835 --> 00:11:52,878
نمیدونم کجا میره یا چیکار میکنه

113
00:11:52,962 --> 00:11:54,547
. اما هرجا دلش بخواد میره

114
00:11:54,630 --> 00:11:57,842
درباره ی پاسپورت نهایی صحبت میکنه . که
. میشه گفت این آپارتمان

115
00:11:57,925 --> 00:12:00,803
. یالا . جفتمون کار واسه انجام دادن داریم
. من راهنماییت میکنم

116
00:12:00,886 --> 00:12:02,513
پاسپورت نهایی؟

117
00:12:02,596 --> 00:12:05,641
آپارتمان به کل دنیا سفر میکنه و
. بچه هارو میکشه داخل

118
00:12:06,142 --> 00:12:08,144
. من اهل بروکلین ام نیویورک

119
00:12:08,227 --> 00:12:11,313
. من تو واشنگتن زندگی میکنم
. واشنگتن دی سی

120
00:12:12,273 --> 00:12:14,650
. یا حداقل قبلا زندگی میکردم

121
00:12:16,444 --> 00:12:18,279
. نمیدونم هنوزم توی واشنگتن ایم یا نه

122
00:12:18,362 --> 00:12:19,780
آپارتمان تکون میخوره؟

123
00:12:20,364 --> 00:12:21,866
. وقتی به گوشت تازه نیاز داره

124
00:12:24,702 --> 00:12:26,120
. به معنای واقعی کلمه نه
. خدایا

125
00:12:28,080 --> 00:12:29,790
. فک کردم داستانای ترسناک مینوشتی

126
00:12:31,876 --> 00:12:32,876
. دیگه نمینویسم

127
00:12:38,758 --> 00:12:39,758
. تا دا

128
00:12:52,646 --> 00:12:54,398
. این خیلی باحاله

129
00:12:54,899 --> 00:12:57,067
.. چطور

130
00:12:57,151 --> 00:12:58,986
پشمام

131
00:13:00,154 --> 00:13:01,155
. امکان نداره

132
00:13:04,158 --> 00:13:05,158
! سلام

133
00:13:09,330 --> 00:13:10,873
این چطور اصلا ممکنه؟

134
00:13:12,124 --> 00:13:14,043
، آپارتمان دوتا کار میتونه انجام بده

135
00:13:16,587 --> 00:13:18,172
، بازنده هایی مثل ما رو میکشه تو

136
00:13:19,632 --> 00:13:21,091
... و به اندازه یی جا داره تا

137
00:13:22,051 --> 00:13:23,719
. این خیلی باحاله

138
00:13:23,803 --> 00:13:26,305
. هرچیزی رو نگه داره ...

139
00:13:26,806 --> 00:13:28,974
کلاس درس خالی و بقیه ی
داستانای ترسناکو داره؟

140
00:13:29,475 --> 00:13:31,227
. رویاهای شبانه و کابوس های روزانه
(اسم داستانای ترسناک)

141
00:13:32,353 --> 00:13:33,521
. داستانای نجوایی

142
00:13:34,063 --> 00:13:35,731
. پس واقعا از داستان خوشش میاد

143
00:13:36,816 --> 00:13:39,777
فک کردم گفتی دیگه به اینجور مسائل
. علاقه ایی نداری

144
00:13:40,361 --> 00:13:43,697
. من ندارم . رفیقم داره -
اوه ، رفیقته؟ -

145
00:13:43,781 --> 00:13:46,408
. اون از همه اینا خوشش میاد

146
00:13:47,993 --> 00:13:49,078
. اما من؟ نه

147
00:13:49,161 --> 00:13:51,705
. خیلی بیکلاسه -
. آره به نظر بی کلاس میاد -

148
00:13:52,998 --> 00:13:54,375
. خیلی خب باشه

149
00:13:54,458 --> 00:13:58,671
منو هرشب مجبور میکنه که یه داستان
، وحشتانک و دیوونه کننده واسش بخونم

150
00:13:58,754 --> 00:14:01,465
اما میگه تموم چیزایی که این تو هستن
. قبلا خونده شدن

151
00:14:04,635 --> 00:14:05,635
همشون؟

152
00:14:07,930 --> 00:14:09,849
. خداروشکر تو یه داستان نویسی

153
00:14:11,058 --> 00:14:13,227
. بهت نیاز داره ، پس به کارت برس

154
00:14:13,811 --> 00:14:16,397
. شنیدی که چی گفت
. امشب یه داستان ترسناک میخواد

155
00:14:16,981 --> 00:14:19,191
هرروز تا جایی که میتونی واسش
. داستان بنویس

156
00:14:19,275 --> 00:14:20,192
... من نمینویسم

157
00:14:20,276 --> 00:14:21,360
. چرند نگو

158
00:14:21,443 --> 00:14:24,613
، دیشب حرفاتون رو شنیدم
. درباره ی کتابای شبانه ات حرف میزدی

159
00:14:25,322 --> 00:14:26,490
. اوه اونا

160
00:14:27,324 --> 00:14:29,285
. من دیگه بیخیال نوشتن و این چیزا شدم

161
00:14:29,368 --> 00:14:32,496
پس بهتره بیخیال بیخیال شدنت بشی
. و چند تا قصه ی تازه بنویسی

162
00:14:32,580 --> 00:14:33,706
... چون اگه ننویسی

163
00:14:33,789 --> 00:14:35,583
. میدونم ، منو میکشه

164
00:14:36,166 --> 00:14:38,168
. شانس بیاری فقط بکشتت

165
00:14:38,711 --> 00:14:40,212
. این دیگه از الان به بعد زندگیته

166
00:14:40,713 --> 00:14:45,718
خانواده و دوستات رو فراموش کن ، به این
. فک کن که چطوری به ناتاشا سود برسونی

167
00:14:45,801 --> 00:14:46,802
میخوای زنده بمونی؟

168
00:14:48,095 --> 00:14:49,805
. داستانای ترسناک بنویس

169
00:14:53,434 --> 00:14:55,227
، من هیچی نمینویسم

170
00:14:55,769 --> 00:14:57,354
. چون دارم از اینجا میزنم بیرون

171
00:14:57,438 --> 00:14:58,647
. میمیری

172
00:15:05,362 --> 00:15:07,907
. یالا ، باز شو

173
00:15:08,407 --> 00:15:09,450
کجایی؟

174
00:15:28,969 --> 00:15:29,969
. یه خروجی دیگه

175
00:16:11,637 --> 00:16:12,637
. لعنتی

176
00:16:14,056 --> 00:16:15,265
. هر دفعه همینه

177
00:16:15,975 --> 00:16:18,769
. همتون سعی میکنین فرار کنین

178
00:16:18,852 --> 00:16:20,396
. راه خروجی وجود نداره

179
00:16:21,647 --> 00:16:22,773
میفهمی؟

180
00:16:24,942 --> 00:16:26,652
میفهمی یا نه؟

181
00:16:43,210 --> 00:16:48,215
از عمد داشتی معطلم میکردی؟

182
00:16:50,092 --> 00:16:52,803
. نه داشتم ظرفارو میشستم -
. بشین اونجا -

183
00:17:05,941 --> 00:17:09,111
شروع کنم خوندن؟

184
00:17:19,788 --> 00:17:21,874
. یه دقیقه بهم وقت بده آماده شم

185
00:17:21,957 --> 00:17:23,208
! یعنی واقعا آماده بشم

186
00:17:31,050 --> 00:17:31,967
اون چیه؟

187
00:17:32,051 --> 00:17:36,430
میدونی چه بلایی سر بچه هایی که
زیاد سوال میپرسن ، میاد؟

188
00:17:38,640 --> 00:17:40,267
میخوای بفهمی؟

189
00:17:49,651 --> 00:17:51,987
.خب، قصه گو

190
00:17:52,738 --> 00:17:56,200
. امروز سعی کردی فرار کنی

191
00:17:57,618 --> 00:18:01,789
یاسمین هم یه حرکت
. شورشی داشت امروز

192
00:18:02,372 --> 00:18:05,876
. اما درباره ی یه چیز کنجکاوم

193
00:18:06,418 --> 00:18:11,548
چرا میخواستی داستان هات رو بسوزونی؟

194
00:18:17,888 --> 00:18:19,389
چخبره؟

195
00:18:20,516 --> 00:18:22,101
. شروع کن خوندن

196
00:18:29,858 --> 00:18:32,111
وقتی بهترین دوست تاد ، جنی مرد

197
00:18:32,194 --> 00:18:34,530
قلبش هزار تیکه شد

198
00:18:34,613 --> 00:18:36,865
قلبش هزارتیکه شد؟
. از همین الان خوشم اومده

199
00:18:44,123 --> 00:18:46,875
همه بیخیال بازی کردن توی زمین بازی
. یتیم خونه شدن

200
00:18:46,959 --> 00:18:48,293
. همه افسانه رو میدونستن

201
00:18:48,377 --> 00:18:51,797
یه ساعت قبل از طلوع خورشید ، بچه های مرده
. میان اونجا و بازی میکنن

202
00:18:51,880 --> 00:18:54,299
نه ، نه ، نه . ببخشیدا ولی نه

203
00:18:54,383 --> 00:18:58,220
همه میدونن روحا جایی رو تسخیر میکنن
، که براشون شخصیه

204
00:18:58,303 --> 00:19:00,180
. نه جاهای عمومی رو

205
00:19:00,264 --> 00:19:02,266
مطمئنی؟

206
00:19:03,725 --> 00:19:05,185
. مطمئنم

207
00:19:07,146 --> 00:19:08,313
. ادامه بده

208
00:19:09,231 --> 00:19:12,776
. تاد وارد زمین بازی میشه
. به دروازه میرسه

209
00:19:13,485 --> 00:19:16,238
و به محض اینکه پاش رو
، از در میزاره بیرون

210
00:19:17,072 --> 00:19:18,240
... بچه ها

211
00:19:18,782 --> 00:19:22,161
جیغ میزدن و بازی میکردن

212
00:19:24,413 --> 00:19:27,374
. که یهو یه پسره از چرخ و فلک میاد پایین

213
00:19:27,457 --> 00:19:31,420
نزدیکای ده سالشه و مثل روزنامه نگارای
، دهه ی 20 لباس پوشیده

214
00:19:31,503 --> 00:19:33,338
. بی ادب . حداقل یه سلامی بکن

215
00:19:33,422 --> 00:19:34,422
. سل ... سل

216
00:19:34,798 --> 00:19:36,091
. یعنی سلام

217
00:19:37,384 --> 00:19:39,094
. من دنبال دوستم ، جنی میگردم

218
00:19:39,178 --> 00:19:41,805
تاد وقتی داشت دنبال یه نشونه
. از دوستش میگشت اینو گفت

219
00:19:43,182 --> 00:19:45,350
. اگه میخوای پیداش کنی باید اول بازی کنی

220
00:19:45,434 --> 00:19:49,188
روزنامه نگار سوت میزنه و 6 تا بچه ی مرده
. تاد رو محاصره میکنن

221
00:19:49,271 --> 00:19:53,692
. پوستشون مثل مرده ها سفیده
. بعضیاشون لباساشون خیلی قدیمی تره

222
00:19:53,775 --> 00:19:56,278
تاد رو میزارن روی یه تاب رو
. هی بیشتر از قبل هلش میدن

223
00:19:56,361 --> 00:19:57,446
! احمقانه است

224
00:19:57,529 --> 00:20:01,491
همه میدونن روحا دست فیزیکی ندارن

225
00:20:01,575 --> 00:20:04,328
. پس هیچوقت نمیتونن تاب رو هل بدن

226
00:20:04,411 --> 00:20:05,412
. آماتور نوب تازه کار

227
00:20:09,124 --> 00:20:11,960
زمین بازی یه مکان بین الابعادیه

228
00:20:12,044 --> 00:20:14,421
یه مرز بین دنیای ارواح و دنیای فیزیکی

229
00:20:14,504 --> 00:20:17,299
الان شدی دانشمند فیزیک کوانتوم؟

230
00:20:20,260 --> 00:20:22,638
. هرچی حالا ، ادامه بده

231
00:20:25,766 --> 00:20:27,976
، بعدش بچه ها میخندن

232
00:20:28,060 --> 00:20:30,479
بعدش تاد رو کشون کشون میبرن
. میزارن روی یه چرخ و فلک

233
00:20:30,562 --> 00:20:34,024
میچرخوننش و میچرخوننش . هردفعه
. سریع تر از قبل

234
00:20:34,107 --> 00:20:35,776
. تاد رو گیج گیج میکمم

235
00:20:35,859 --> 00:20:38,320
بعدش ارواح ، تاد رو به زور
. روی یه الا کلنگ میبرن

236
00:20:38,403 --> 00:20:39,571
. سفت میشینه

237
00:20:39,655 --> 00:20:41,823
یهویی ، تاد میفهمه که
. چه نقشه ایی توی سرشونه

238
00:20:41,907 --> 00:20:45,327
هر بچه ی زنده ایی که موقه طلوع آفتاب
، توی زمین بازی باشه

239
00:20:45,410 --> 00:20:48,247
. نفرین میشه که همیشه همونجا گیر کنه

240
00:20:48,330 --> 00:20:51,166
به سمت در حرکت میکنه و خیلی
، درمونده سعی میکنه تا خارج شه

241
00:20:51,250 --> 00:20:54,378
اما دنیا دور سرش میچرخه و تلو تلو
. میخوره

242
00:20:54,461 --> 00:20:57,172
. خورشید تقریبا طلوع کرده
. و زمانش تقریبا تموم شده

243
00:20:57,256 --> 00:20:59,716
همه ی بچه روح ها
. دوست دارن ببینن چی میشه

244
00:21:00,384 --> 00:21:02,010
. تاد نمیرسه که به موقع خارج شه

245
00:21:02,094 --> 00:21:05,180
تا اینکه یهویی یه نفر میگیرتش
. و پرتش میکنه سمت در خروجی

246
00:21:05,264 --> 00:21:06,390
! و اون کسی نیست جز جنی

247
00:21:07,724 --> 00:21:10,018
. جنی ... میخواستم ببینمت

248
00:21:10,102 --> 00:21:11,853
جنی میگه که
. از اینجا برو بیرون

249
00:21:11,937 --> 00:21:13,855
. نیومدم اینجا تا چاق سلامتی کنیم

250
00:21:17,150 --> 00:21:19,903
دیدن دوست قدیمیش ، قلب و احساسات
. تاد رو جریحه دار میکنه

251
00:21:19,987 --> 00:21:22,572
. دلم واست تنگ شده . نمیخوام رهات کنم

252
00:21:22,656 --> 00:21:23,782
اما جنی بعد از مرگش

253
00:21:23,865 --> 00:21:26,785
به حقیقتی رسید که تاد
. تازه قرار بود یاد بگیره

254
00:21:26,868 --> 00:21:28,662
. رفقا هیچوقت همدیگه رو رها نمیکنن

255
00:21:30,205 --> 00:21:32,040
. چون رفقا هیچوقت فراموش نمیکنن

256
00:21:33,000 --> 00:21:34,835
، من همیشه همینجا باهات

257
00:21:35,669 --> 00:21:36,669
. خواهم بود

258
00:21:56,898 --> 00:21:58,442
پایان خوش داره؟

259
00:21:59,860 --> 00:22:02,863
دیوونه ایی چیزی هستی؟

260
00:22:02,946 --> 00:22:04,740
. نباید پایان خوش داشته باشه احمق

261
00:22:08,118 --> 00:22:11,496
جنی ... جنی مرده و تا همیشه
. توی زمین بازی گیر افتاده

262
00:22:11,580 --> 00:22:13,999
. واسه اون خوشحال کننده نیست

263
00:22:14,624 --> 00:22:17,294
. دست های روح مانند از پشت تاد رو میگیرن

264
00:22:17,377 --> 00:22:19,671
، از پشت میگیرنش

265
00:22:19,755 --> 00:22:22,007
. و میکشنش داخل زمین بازی

266
00:22:22,090 --> 00:22:24,676
. واسه کمک داد میزنه اما فایده ایی نداره

267
00:22:24,760 --> 00:22:27,846
روحش تا الان اونجا
. گیر افتاده

268
00:22:43,070 --> 00:22:46,239
پایان های خوش چیزای خطرناکی ان

269
00:22:47,157 --> 00:22:48,283
. هیچوقت اینو فراموش نکن

270
00:22:49,576 --> 00:22:53,163
اصلا از داستان خوشت اومد؟
حداقل تا قبل از پایانش؟

271
00:22:53,246 --> 00:22:57,084
نویسنده ها همیشه همینقدر
. احساس نا امنی میکنن

272
00:22:57,167 --> 00:22:59,503
مگه هنوز زنده نیستی؟

273
00:23:11,264 --> 00:23:14,226
. از رازآلودگیت خوشم میاد ، قصه گو

274
00:23:15,560 --> 00:23:21,400
یه تاریکی قشنگی توی
. ذهنت در حال رقص ـه

275
00:23:22,025 --> 00:23:23,693
. باید اینو جشنش بگیری

276
00:23:24,861 --> 00:23:26,071
. اما ازش فرار میکنی

277
00:23:26,571 --> 00:23:27,571
چرا؟

278
00:23:29,658 --> 00:23:30,742
... من فقط

279
00:23:32,869 --> 00:23:35,122
. میخوام ... میخوام مثل بقیه باشم

280
00:23:38,959 --> 00:23:40,544
همه ی اینا رو امروز نوشتی؟

281
00:23:40,627 --> 00:23:43,922
. امروز یه سری مشکلات سر نوشتن داشتم

282
00:23:44,506 --> 00:23:45,507
چه مشکلی؟

283
00:23:45,590 --> 00:23:49,428
سخته وقتی یه نفر کل روز رو بهم زل زده
. تمرکز کردن واسم سخته

284
00:23:52,973 --> 00:23:57,102
بهت گفتم ، کتابخونه رو نشونش بده
. و بعدش گمشو بیرون

285
00:23:57,185 --> 00:23:58,061
! صب کن ! صب کن

286
00:24:00,230 --> 00:24:01,481
. اونو نمیگم
. اونو نمیگم

287
00:24:03,650 --> 00:24:05,402
. تو بودی که داشتی مزاحمش میشدی

288
00:24:05,485 --> 00:24:09,322
. خیلی مهمه که اون بنویسه

289
00:24:09,406 --> 00:24:11,992
. خودت میدونی چقدر مهمه

290
00:24:13,160 --> 00:24:14,411
! صب کن

291
00:24:17,456 --> 00:24:19,291
. تقصیر اونم نبود

292
00:24:23,378 --> 00:24:27,048
،خب اگه تقصیر یاسمین و لنور نیست

293
00:24:27,132 --> 00:24:30,302
پس تقصیر کیه؟

294
00:24:31,761 --> 00:24:35,098
. تقصیر خودم
. از این به بعد سریع تر مینویسم

295
00:24:36,766 --> 00:24:39,102
. لنور دیگه اذیتت نمیکنه

296
00:24:39,603 --> 00:24:41,605
. دیگه بهانه نیار ، قصه گو

297
00:24:50,947 --> 00:24:52,866
حالت خوبه؟

298
00:24:54,367 --> 00:24:55,535
. ولم کن

299
00:24:55,619 --> 00:24:58,705
. یاسمین ، متاسفم

300
00:24:58,788 --> 00:25:01,333
نمیخواستم تورو توی هیچجور
. دردسری بندازم

301
00:25:01,416 --> 00:25:05,378
یاسمین متاسفم نمیدونستم نباید داستانم
.پایان خوش داشته باشه

302
00:25:07,589 --> 00:25:09,674
. تاد نباید برمیگشت تا جنی رو پیدا کنه

303
00:25:11,635 --> 00:25:13,970
. تاد احمقه -
. نه نیست -

304
00:25:14,054 --> 00:25:16,306
اون دوستش بود ، و این
. کاریه که دوستا میکنن

305
00:25:16,806 --> 00:25:18,517
. توی داستانای تخیلی شاید

306
00:25:18,600 --> 00:25:21,269
ولی اینجا؟
. حق با اون میدونی

307
00:25:22,479 --> 00:25:24,189
. اینجا پایان خوشی وجود نداره

308
00:25:44,084 --> 00:25:45,084
چی؟

309
00:25:45,418 --> 00:25:46,836
این چیه؟

310
00:26:06,356 --> 00:26:07,649
. اینجا خیلی مسخره است

311
00:26:13,154 --> 00:26:16,491
داستان میخواد؟
. باشه پس بهش یه داستانایی میدم حز کنه

312
00:26:27,419 --> 00:26:29,588
! آره ! آره ، میز تسخیر شده

313
00:26:29,671 --> 00:26:32,757
توسط روح کسی که سر اون میز
. کار میکرد و مرد تسخیر شده

314
00:26:32,841 --> 00:26:35,468
. نه ، نه احمقانه است
. فک میکنن احمقانه است

315
00:26:35,552 --> 00:26:37,220
چند وقته اینجایی؟

316
00:26:37,721 --> 00:26:38,972
. انگار یه مدتی میشه

317
00:26:39,681 --> 00:26:40,974
چطور گیرت آوردن؟

318
00:26:41,057 --> 00:26:43,893
منو با یه تیکه کیک پای و فیلم
. پسران گمشده گیر انداختن

319
00:26:51,568 --> 00:26:53,028
، روزی روزگاری

320
00:26:53,570 --> 00:26:55,780
. الکس از سقف شروع کرد

321
00:26:56,281 --> 00:26:58,742
و سقف ریخت رو سرش

322
00:26:59,909 --> 00:27:01,828
. و اونو از بدبختیش نجات داد

323
00:27:02,454 --> 00:27:03,454
. پایان

324
00:27:09,586 --> 00:27:10,629
اون بالا چیه؟

325
00:27:46,498 --> 00:27:48,208
. قدیمی ترین کتاب اینجاست

326
00:27:48,958 --> 00:27:51,544
فک کنم 1000 سال قدمت داشته باشه

327
00:27:56,508 --> 00:28:00,095
. داستان بچه ها و ساکنین خونه
(اسم داستان هایی به زبان آلمانی)

328
00:28:06,184 --> 00:28:07,352
. شیطان کوتوله

329
00:28:11,981 --> 00:28:13,566
زیبای خفته؟

330
00:28:15,318 --> 00:28:16,318
! پشمام

331
00:28:20,115 --> 00:28:21,449
. هانسل و گرتل

332
00:28:23,868 --> 00:28:25,745
این جوهر خودکاره؟

333
00:29:00,029 --> 00:29:01,531
. پشمام
. فرانکشتاین

334
00:29:10,248 --> 00:29:11,416
. خدای من

335
00:29:13,501 --> 00:29:14,501
. نوشته هاش

336
00:29:17,380 --> 00:29:21,009
اگه زنده از اینجا بیرون نرم ، یه نفر
. باید بفهمه اینجا چخبره

337
00:29:21,092 --> 00:29:23,720
حتی اگه فقط شخصیتای این کتاب
. بفهمن

338
00:29:23,803 --> 00:29:25,221
. من یه اسب تک شاخ دیدم

339
00:29:25,847 --> 00:29:28,183
مردم میگفتن وجود نداره ، اما
. اونجا بود

340
00:29:28,266 --> 00:29:32,437
تا توی آپارتمان دنبالش کردم و الان
. توسط یه جادوگر اینجا گیر افتادم

341
00:29:33,021 --> 00:29:34,564
. بدجنس و ترسناکه

342
00:29:46,409 --> 00:29:49,120
باید کارایی که جادوگر میگه
، رو انجام بدم

343
00:29:49,204 --> 00:29:51,164
. تا وقتی که مامان و بابام پیدام میکنن

344
00:29:51,247 --> 00:29:54,209
. بچه های دیگه ایی اینجا هستن
. بیشترشون مهربونن

345
00:29:54,292 --> 00:29:57,170
. من میترسم اما حداقلش تنها نیستم

346
00:30:03,343 --> 00:30:04,511
. شام تا یه ساعت دیگه آماده است

347
00:30:04,594 --> 00:30:06,179
هی ، یاسمین

348
00:30:06,805 --> 00:30:08,139
اسب تک شاخ دوست داری؟

349
00:30:09,390 --> 00:30:11,518
. آره ، من همچین آدمی ام

350
00:30:11,601 --> 00:30:15,230
فک کردم شاید اینجوری
. گیرت انداخته

351
00:30:16,022 --> 00:30:17,357
. ناتاشا رو میگم

352
00:30:18,066 --> 00:30:20,026
. راست میگی به من ربطی هنداره

353
00:30:20,109 --> 00:30:24,072
و مطمئنا تو به خاطر یه فیلم احمقانه و
. یه تیکه کیک پای اینجا گیر نیوفتادی

354
00:30:24,656 --> 00:30:26,115
. کیک پای کدوی احمقانه

355
00:30:28,743 --> 00:30:29,786
. خیلی خب

356
00:30:30,954 --> 00:30:32,288
. به خاطر دورو وات بود

357
00:30:33,623 --> 00:30:35,333
دورو وات چیه؟

358
00:30:36,459 --> 00:30:41,214
یه غذاست که توش مرغ ،پیاز داغ
سرخ شده با فلفل

359
00:30:41,297 --> 00:30:43,508
. زنجبیل و ادویه کاری داره

360
00:30:44,717 --> 00:30:45,717
... من و بی بی ام

361
00:30:46,594 --> 00:30:49,556
من و بی بی ام قبل از اینکه بره
. درست میکردیم

362
00:30:50,807 --> 00:30:53,309
حتی گیاها و سبزی جاتش رو
. خودمون پرورش میدادیم

363
00:30:54,727 --> 00:30:57,146
به هرحال ، بوی دورو وات به مشامم رسید

364
00:30:57,230 --> 00:31:01,442
و بدجوری میخواستم فقط
. بی بی ام رو دوباره ببینم

365
00:31:05,690 --> 00:31:06,780
اما اون نبود

366
00:31:08,190 --> 00:31:09,320
یک جادوگر بود

367
00:31:09,400 --> 00:31:11,910
جادوگر شیطانی و شرور

368
00:31:14,660 --> 00:31:16,330
برای یک پایان شاد چطوره

369
00:31:33,680 --> 00:31:35,760
با دندون های نیش
گرسنگی به سراغ شون میاد

370
00:31:35,850 --> 00:31:38,390
و کیتی متوجه شد که
حدس اش درست بوده

371
00:31:38,470 --> 00:31:41,480
برای خون آشام ، خون
مزه آب نبات میده

372
00:31:41,560 --> 00:31:46,730
همه می دونن رشد نیش های
کامل دو روز طول می کشه

373
00:31:46,820 --> 00:31:48,230
تو احمقی

374
00:31:54,410 --> 00:31:56,660
بیا لنور،  پیشنهاد صلح.

375
00:32:05,710 --> 00:32:06,960
داستان

376
00:32:09,090 --> 00:32:12,260
باید نوشته های بیشتری
از اون دختر تک شاخ باشه

377
00:32:12,340 --> 00:32:15,180
... اما دیگر دیر شده
ترن هوایی فرو می ریزد.

378
00:32:15,260 --> 00:32:18,470
ضربه های فولادی ، جیغ های فلزی ،

379
00:32:20,350 --> 00:32:21,680
ادم ها فریاد می زنن

380
00:32:22,640 --> 00:32:25,810
و سگ فرشته مرگ
به قتل عام میخنده

381
00:32:26,560 --> 00:32:29,730
فرشته مرگ سگ نداره

382
00:32:30,400 --> 00:32:31,950
درست نیست ، لنور؟

383
00:32:46,040 --> 00:32:47,750
این برای همیشه طول می کشه!

384
00:33:04,600 --> 00:33:08,270
اون ها رد پای پسرشون رو تو برف
دیدن که به سمت جنگل می رفت

385
00:33:08,360 --> 00:33:11,280
بعدش اون ها یک جفت
رد پای کوچکتر دیدن،

386
00:33:11,360 --> 00:33:12,530
به اندازه خرس عروسکی.

387
00:33:13,570 --> 00:33:16,030
و اون ها دیگه هرگز پسر
عزیز خودشون رو ندیدن.

388
00:33:16,530 --> 00:33:19,370
خرس عروسکی تسخیر شده؟  واقعا؟

389
00:33:19,950 --> 00:33:21,870
من رو از داستان زده کرد

390
00:33:21,950 --> 00:33:26,040
هر داستان خوب به حقیقت اشاره می کنه

391
00:33:26,620 --> 00:33:29,790
هرچی حقیقت بیشتر،
داستان قدرتمند تر

392
00:33:30,590 --> 00:33:34,510
از این به بعد حقیقت ها رو
مستقیما پیدا کن

393
00:33:46,890 --> 00:33:47,730
آره!

394
00:33:50,820 --> 00:33:53,280
من نمی دونم چند ساله که اینجا
بودم

395
00:33:53,360 --> 00:33:56,360
هنوز گردنبندی که مامان و بابا
بهم دادن رو دارم

396
00:33:56,950 --> 00:33:59,240
من برای به خاطر سپردن اون ها

397
00:33:59,320 --> 00:34:00,950
لمسش می کردم، اما دیگه نکردم

398
00:34:01,030 --> 00:34:02,660
من رو به گریه انداخت.

399
00:34:03,160 --> 00:34:04,580
از گریه کردن خسته شدم

400
00:34:07,620 --> 00:34:09,880
امشب چیزی رو که برای فرار
بهش نیاز داشتم رو دارم

401
00:34:09,960 --> 00:34:12,670
بالاخره دوباره اون ها رو میبینم
مامان و بابا

402
00:34:12,750 --> 00:34:14,630
تعجب میکنم حتی اگه من رو بشناسن

403
00:34:14,710 --> 00:34:16,590
آیا مردم می تونن بچه خودشون رو فراموش کنن؟

404
00:34:19,010 --> 00:34:20,390
- فرار؟
- الکس؟

405
00:34:22,930 --> 00:34:24,600
اوه خدای من!

406
00:34:29,060 --> 00:34:31,270
تو الان سمت من یک کتاب پرت کردی!

407
00:34:31,360 --> 00:34:33,150
اوه ، نه  فقط من رو ترسوندی

408
00:34:33,230 --> 00:34:34,230
از دستم افتاد

409
00:34:34,320 --> 00:34:36,280
صبر کن.  دارم میام پایین

410
00:34:38,110 --> 00:34:41,950
هی یاسمین، صبر کن
ببین چی پیدا کردم

411
00:34:43,990 --> 00:34:46,250
هی، چی شده؟

412
00:34:58,760 --> 00:35:00,510
این باغ شب خیز ناتاشا ست

413
00:35:00,590 --> 00:35:01,640
باغ شب خیز

414
00:35:01,720 --> 00:35:04,350
آره  نور خورشید برای
گیاه های جادویی مضره

415
00:35:04,430 --> 00:35:05,260
بیا دیگه

416
00:35:22,910 --> 00:35:24,530
همه اینها برای چیه؟

417
00:35:25,120 --> 00:35:27,660
بیشتر مواد لازم برای معجون های ناتاشا.

418
00:35:32,500 --> 00:35:34,420
به هیچ چیز دست نزن

419
00:35:39,050 --> 00:35:40,010
اون چیه؟

420
00:35:40,590 --> 00:35:41,840
ابریشم اهریمن

421
00:35:41,930 --> 00:35:44,050
سوال پرسیدن کافیه. بیا کمک ام کن

422
00:35:44,140 --> 00:35:47,180
به جای خون خفاش ، انگور
رو با خون موش آبیاری کردم

423
00:35:47,270 --> 00:35:50,690
در حال حاضر، تخم عنکبوت رنده کن
روش رشد میکنه  اگر یکی از اون ها

424
00:35:50,770 --> 00:35:53,480
بیرون بیاد، می تونه باغ شب خیز رو
از بین ببره و ناتاشا من رو میکُشه.

425
00:35:57,480 --> 00:35:59,940
- من مراقبش هستم ، لنور.

426
00:36:22,090 --> 00:36:26,100
خیلی خب
یواش بذارش روی زمین

427
00:36:27,140 --> 00:36:28,640
مراقب باش.  محکم نگیرش

428
00:36:29,390 --> 00:36:30,220
مراقب باش

429
00:36:35,810 --> 00:36:37,730
خوب حالا چی؟

430
00:36:38,860 --> 00:36:41,440
تا جایی که می تونی محکم لهش کن

431
00:36:48,330 --> 00:36:49,330
خوبه

432
00:36:55,670 --> 00:36:58,130
اسپری آبی از کجا اومده؟
اون رو می سازید؟

433
00:36:58,210 --> 00:37:00,250
فکر می کنی اسپری ناتاشا
رو جوون نگه می داره؟

434
00:37:00,340 --> 00:37:03,050
به ما ربطی نداره

435
00:37:03,130 --> 00:37:06,090
منظورم اینه که او واقعاً زیباست،
اما کتاب هاش قدیمی هستن

436
00:37:06,180 --> 00:37:08,600
و آپارتمان جوری به نظر میرسه که
یک مادر بزرگ تزئین اش کرده

437
00:37:17,400 --> 00:37:20,610
نه!

438
00:37:25,320 --> 00:37:26,910
فکر کردم که قراره...

439
00:37:45,420 --> 00:37:47,680
نه!

440
00:37:49,850 --> 00:37:52,100
- گرفتیش؟

441
00:37:52,970 --> 00:37:54,100
داره فرار می کنه!

442
00:37:56,770 --> 00:37:57,850
-نه!  نه!
-نه!

443
00:37:58,650 --> 00:38:01,690
داره تخم عنکبوت رنده کن رو میندازه پایین
له شون کن!

444
00:38:15,960 --> 00:38:17,000
متاسفم

445
00:38:20,840 --> 00:38:22,670
این همه ی تخم های عنکبوت رنده کنه

446
00:38:24,670 --> 00:38:27,090
اونجاست!
نذار فرار کنه!

447
00:38:32,930 --> 00:38:34,470
الکس ، مراقب باش!

448
00:38:37,480 --> 00:38:38,310
ممنون ، یاس

449
00:38:38,890 --> 00:38:40,690
منظورم یاسمین بود

450
00:38:43,070 --> 00:38:45,230
صبر کن.  کجاست؟

451
00:38:56,910 --> 00:39:00,000
ما باید پیداش کنیم و بکشیم اش
قبل از اینکه کل اینجا رو از بین ببره

452
00:39:08,630 --> 00:39:10,590
خب بهتر از این نمیشه !

453
00:39:45,630 --> 00:39:47,510
ولم کن !

454
00:39:52,640 --> 00:39:54,180
وای خدا !

455
00:39:54,260 --> 00:39:57,640
وای خدا

456
00:39:57,720 --> 00:39:59,850
من خوبم  من خوبم  من خوبم

457
00:40:19,750 --> 00:40:20,910
رفته

458
00:40:21,660 --> 00:40:23,920
نمیدونم کجا رفت.

459
00:40:44,440 --> 00:40:45,310
بیا بریم!

460
00:40:47,440 --> 00:40:48,650
-بیا دیگه!
-صبر کن.

461
00:41:11,630 --> 00:41:12,630
گرفتم ات

462
00:41:13,510 --> 00:41:15,010
حالا بیا از اینجا بریم.

463
00:41:54,510 --> 00:42:00,390
احمق های بدرد نخور

464
00:42:01,470 --> 00:42:04,640
شما تو باغ من خرابکاری کردین

465
00:42:05,770 --> 00:42:10,650
این خیلی بیشتر از من به
شما صدمه می زنه

466
00:42:10,730 --> 00:42:13,780
خواهش می کنم
من... می تونم توضیح بدم

467
00:42:13,860 --> 00:42:16,610
و منم بهت اجاز میدم

468
00:42:16,700 --> 00:42:17,950
اگه  اهمیت بدم

469
00:42:19,530 --> 00:42:21,700
سعی کنید چشم ها تون رو باز نگه دارید

470
00:42:22,740 --> 00:42:25,040
من از این که مجبور باشم
دوباره شروع کنم متنفرم

471
00:42:30,710 --> 00:42:35,340
نمی توانید کاری رو درست انجام بدین؟
گفتم چشم ها باز باشه

472
00:42:41,850 --> 00:42:43,180
تقصیر من بود!

473
00:42:44,310 --> 00:42:46,270
به یاسمین التماس کردم که من رو به ببره

474
00:42:46,350 --> 00:42:50,230
فکر کردم گیاه های ترسناک ممکنه بهم کمک کنن
تا در مورد چیز جالبی بنویسم

475
00:42:51,610 --> 00:42:54,780
اون گفت قول بدم به چیزی دست نزنم،
اما من این کار رو نکردم

476
00:42:57,240 --> 00:42:59,530
اذیتش نکن  لطفا

477
00:43:11,750 --> 00:43:14,920
تو خیلی شجاعی ، قصه گو ،

478
00:43:15,670 --> 00:43:18,340
تو صورت من دروغ میگی

479
00:43:28,430 --> 00:43:29,850
من تقریباً تو رو کشتم

480
00:43:32,480 --> 00:43:35,070
اگه برای تمیز کردن خراب کاری ها
بهت نیاز نداشتم، این کار رو می کردم

481
00:43:35,820 --> 00:43:37,320
هیچ شانسی نداشتی

482
00:43:43,320 --> 00:43:46,120
یاس ، حالت خوبه؟

483
00:43:46,700 --> 00:43:47,580
ببین ،

484
00:43:49,160 --> 00:43:51,210
متأسفم که تو رو هم درگیر کردم

485
00:43:53,380 --> 00:43:56,880
از این به بعد تو کار خودت رو بکن،
من هم کار خودم رو

486
00:43:57,380 --> 00:44:02,680
یاس، ما می تونیم با هم از اینجا بریم.

487
00:44:02,760 --> 00:44:04,140
دیگه بهم نگو یاس

488
00:44:09,020 --> 00:44:10,100
اسمم یاسمینه

489
00:45:10,990 --> 00:45:13,210
عنکبوت رنده کن

490
00:45:28,550 --> 00:45:30,220
گرفتم ات !

491
00:45:30,310 --> 00:45:32,140
- خیلی خب

492
00:45:36,690 --> 00:45:39,110
-بریم تو کارش، خیلی خب

493
00:45:39,650 --> 00:45:40,520
یک…

494
00:45:40,610 --> 00:45:42,650
… دو ،

495
00:45:44,070 --> 00:45:44,900
سه!

496
00:45:50,700 --> 00:45:54,080
ولم… ولم کن!  دست از سرم بردار!

497
00:45:55,330 --> 00:45:57,420
- نه!  نه!  نه!

498
00:46:10,010 --> 00:46:11,050
اوه خدای من.

499
00:46:11,140 --> 00:46:13,770
نه!  نه!  نه!  نه!  نه!  نه!  نه!

500
00:46:17,850 --> 00:46:19,690
اوه!  کتابهای شبانه ام

501
00:46:41,630 --> 00:46:43,130
- مراقب باش.

502
00:46:43,210 --> 00:46:44,800
لنور یه جایی همین جاهاست

503
00:46:45,550 --> 00:46:48,220
- حالش خوب نیست
- ظاهرت افتضاحه

504
00:46:48,800 --> 00:46:52,260
-تمام شب اینجا بودی؟
-آره ، تمام شب

505
00:46:53,720 --> 00:46:56,810
این رو درست کردم، کمک می کنه
خراشیدگی و بریدگی  خوب شه

506
00:47:00,650 --> 00:47:03,150
برای من درستش کردی؟

507
00:47:04,780 --> 00:47:06,530
اره، فرمول خودمه

508
00:47:07,650 --> 00:47:11,030
نوعی آلوئه از گیاه هارپی،
با یکم موهای خشک شده مرده.

509
00:47:13,950 --> 00:47:16,370
خوبه.  واقعا خوبه.

510
00:47:16,450 --> 00:47:17,290
مرسی

511
00:47:19,580 --> 00:47:20,960
اوه ، لنور؟

512
00:47:22,210 --> 00:47:25,420
بیا اینجا

513
00:47:27,460 --> 00:47:29,130
ببین یاس برای ما چی درست کرده

514
00:47:29,220 --> 00:47:30,760
برای اون درست نکردم

515
00:47:31,510 --> 00:47:33,890
بفرما، حالت بهتر میشه

516
00:47:33,970 --> 00:47:35,390
چیزی نیست. بیا اینجا

517
00:47:35,470 --> 00:47:36,310
نه

518
00:47:43,060 --> 00:47:44,310
من یک مشکل دارم.

519
00:47:44,400 --> 00:47:46,690
من… من… هیچ داستانی ندارم.

520
00:47:46,780 --> 00:47:49,900
منظورت چیه که هیچ داستانی نداری؟
تو گفتی یه عالمه ازشون داری

521
00:47:49,990 --> 00:47:52,450
داشتم، اما یک عنکبوت رنده کن
وارد اتاق من شد.

522
00:47:52,530 --> 00:47:56,490
و من کشتم اش
، اما تمام کتابهای-

523
00:47:56,580 --> 00:47:57,740
-شبانه من رو نابود
کرد، به جز این یکی

524
00:47:57,830 --> 00:48:00,370
من از اون کتابهای شب
برای ناتاشا می خوندم.

525
00:48:00,460 --> 00:48:04,460
من الان چیزی ندارم.  من…
باید فرار کنم.  چاره ای ندارم!

526
00:48:04,540 --> 00:48:08,010
دو راه برای خروج وجود داره.  درب
ورودی که ازش وارد اینجا شدی و درب پشتی-

527
00:48:08,090 --> 00:48:12,340
در پشتی!  بیرون میره
دیدم که ناتاشا از اونجا رد میشه.

528
00:48:12,430 --> 00:48:15,180
اما ناتاشا تنها کسی هست
که کلیدهای اون رو داره.

529
00:48:15,260 --> 00:48:18,060
تو باید این مزخرفات فرار رو
بی خیال شی و یک چیزی بنویسی

530
00:48:18,140 --> 00:48:20,100
-من دارم سعی می کنم!
-بیشتر تلاش کن!

531
00:48:20,180 --> 00:48:21,810
نمیتونم بنویسم!

532
00:48:23,020 --> 00:48:26,150
-ببین، ناتاشا امشب متوجه میشه.

533
00:48:26,230 --> 00:48:29,530
-من برای اش بی فایده میشم.  او منو میکشه
-او فقط تو را نمی کشد.

534
00:48:37,330 --> 00:48:38,700
ما چهار نفر بودیم.

535
00:48:38,790 --> 00:48:41,580
الی ، هوان کوچولو ، کلر ،

536
00:48:42,250 --> 00:48:43,080
و من.

537
00:48:45,040 --> 00:48:48,840
هوان خیلی بچه بود ، اما بقیه
ما به نوبت برای ناتاشا می خوندیم.

538
00:48:50,130 --> 00:48:52,760
بعدش ، همه ما شبها
دور هم جمع می شدیم

539
00:48:54,510 --> 00:48:56,180
و رویای فرار را در سر می پروروندیم

540
00:48:56,890 --> 00:48:59,350
داری میگی این ها…

541
00:49:03,140 --> 00:49:05,100
دیشب تقریباً به اون ها ملحق شده بودم

542
00:49:06,690 --> 00:49:08,940
یک روز سینک آشپزخانه گرفت

543
00:49:10,280 --> 00:49:12,190
جادوی ناتاچا نمی تونست اون رو درست کنه

544
00:49:15,360 --> 00:49:18,950
چون من خودم لوله رو با
خزه ستاره ای مسدود کرده بودم

545
00:49:21,620 --> 00:49:23,210
خزه در برابر جادو مقاومه

546
00:49:25,920 --> 00:49:29,420
می خواستم ناتاشا رو
مجبور کنم که با لوله کش تماس بگیره

547
00:49:33,010 --> 00:49:35,800
من یک یادداشت زیر
سینک چسبوندم تا اون پیداش کنه

548
00:49:35,880 --> 00:49:37,430
و بهش التماس می کردم
کمکون کنه

549
00:49:38,800 --> 00:49:39,640
ولی…

550
00:49:41,850 --> 00:49:42,980
اون هرگز نیومد

551
00:49:44,980 --> 00:49:47,190
ناتاشا یادداشت رو پیدا کرد ، نه؟

552
00:49:47,270 --> 00:49:51,150
کلر آخرین لحظات خودش رو صرف متقاعد کردن
ناتاشا کرد که خودش این کار رو کرده…

553
00:49:53,190 --> 00:49:54,110
نه من

554
00:49:57,110 --> 00:50:00,030
کلر برای نجات من دروغ گفت.

555
00:50:02,490 --> 00:50:05,410
مثل… کاری که تو کردی

556
00:50:07,790 --> 00:50:09,580
چون این کاری هست که دوست ها می کنن

557
00:50:14,670 --> 00:50:18,340
قبلاً عاشق نوشتن داستان های

558
00:50:18,430 --> 00:50:22,510
ترسناک بودم ، اما بعد تصمیم
گرفتم این کار رو بس کنم.

559
00:50:22,600 --> 00:50:25,230
و حالا که باید بنویسم…

560
00:50:27,850 --> 00:50:30,230
… دیگه ایده ای به ذهنم نمی رسه

561
00:50:39,240 --> 00:50:40,700
هوان ساعت مچی دست اش میذاشت؟

562
00:50:42,580 --> 00:50:45,120
آره
یک پلاستیکی بزرگ و آبی.  چطور؟

563
00:50:45,700 --> 00:50:49,670
-و کلر ، آن گوشواره ها رو؟
- اون ها مال عمه اش بودن.

564
00:50:51,040 --> 00:50:51,960
چطور ؟

565
00:50:53,670 --> 00:50:55,760
یک راه برای خروج از اینجا هست

566
00:50:55,840 --> 00:50:59,300
-من چیزی که برای فرار امشب لازمه رو دارم
-"فرار" ، یاسمین.

567
00:50:59,380 --> 00:51:02,050
بالاخره دوباره اون ها رو میبینم
مامان و بابا

568
00:51:02,140 --> 00:51:04,350
تعجب میکنم حتی اگه من رو بشناسن

569
00:51:04,430 --> 00:51:06,390
آیا مردم می تونن بچه خودشون رو فراموش کنن؟

570
00:51:07,850 --> 00:51:09,810
دختر تک شاخ هرگز این رو از گردنش در نیاورد

571
00:51:09,900 --> 00:51:12,310
هیچ یک از بچه های
توی قفسه هم اینو گردن شون نداشتن

572
00:51:15,530 --> 00:51:18,610
درست میگی
و اگه اون در کابینه نیست ، پس-

573
00:51:18,700 --> 00:51:20,910
او انجامش داده.  اون فرار کرد.

574
00:51:20,990 --> 00:51:24,030
من یادداشت های اون رو جمع کردم
تکه هایی این ور و اون ور هست

575
00:51:24,120 --> 00:51:27,040
اون اون ها رو را توی همه کتابها پنهون کرده
،بنابراین اگه ناتاشا متوجه شد-

576
00:51:27,120 --> 00:51:28,960
کل نقشش لو نمی رفت

577
00:51:32,290 --> 00:51:33,670
خب ، برنامه ات چیه؟

578
00:51:35,670 --> 00:51:38,170
برنامه ات به درد نمیخوره
ما امروز این رو پیدا نمی کنیم

579
00:51:38,260 --> 00:51:40,010
برای امشب باید داستانی بنویسی

580
00:51:40,090 --> 00:51:41,800
-اره اون هم الان

581
00:51:41,890 --> 00:51:43,180
چیکار کنیم؟

582
00:51:43,260 --> 00:51:46,770
گشتن همه این کتابها
هزار سال طول می کشه

583
00:51:49,940 --> 00:51:51,020
هزار سال.

584
00:51:52,310 --> 00:51:53,980
کتاب هزار ساله.

585
00:51:55,320 --> 00:51:57,570
نشانه های قلم توی کتاب قدیمی!

586
00:52:10,040 --> 00:52:12,830
زودباش.  لطفا اینجا باشی.

587
00:52:15,460 --> 00:52:17,630
این "هانسل و گرتل" اصلیه؟

588
00:52:17,710 --> 00:52:19,260
افسانه های گریم.

589
00:52:19,340 --> 00:52:21,260
این کاملا غیر واقعیه

590
00:52:21,340 --> 00:52:24,050
هیچ کس در خونه ی غریبه آب نبات نمیخوره.

591
00:52:27,720 --> 00:52:29,430
حق با من بود!  نوشته های بیشتر!

592
00:52:29,520 --> 00:52:31,690
این یک دستور
معجون خواب آوره.

593
00:52:34,350 --> 00:52:35,440
"بوی وحشتناکی داره"

594
00:52:35,520 --> 00:52:38,570
"من باید بفهمم چجوری بوی بد
رو از بین ببرم تا اون رو بنوشه."

595
00:52:38,650 --> 00:52:41,820
"من تقریبا موفق شدم
اون رو می خوابونم و کلیدهاش رو می دزدم."

596
00:52:41,900 --> 00:52:43,360
"ای کاش جادو داشتم."

597
00:52:43,450 --> 00:52:46,780
"من او را به یک وزغ یا حلزون تبدیل
می کردم و تمام روز به او می خندیدم."

598
00:52:46,870 --> 00:52:50,160
"بعد اون رو تبدیل به یک هزارپا
می کردم و پاهاش رو قطع می کردم."

599
00:52:50,250 --> 00:52:51,960
"هر صد تا پا"

600
00:52:52,040 --> 00:52:53,040
"دونه به دونه"

601
00:52:55,460 --> 00:52:58,170
من باز هم میگردم
تو باید داستان بنویسی

602
00:52:59,800 --> 00:53:01,840
فکر نکنم بتونم.

603
00:53:01,920 --> 00:53:04,800
تو تنها کسی هستی که می تونه.
تو باید زمان بیشتری برای ما بخری

604
00:53:06,010 --> 00:53:07,550
به نظرت من عجیب نیستم؟

605
00:53:11,470 --> 00:53:12,310
اینکه من…

606
00:53:13,850 --> 00:53:16,230
دوست دارم داستان های ترسناک بنویسم؟

607
00:53:17,900 --> 00:53:18,770
عجیب و غریب؟

608
00:53:20,360 --> 00:53:21,820
کی بهت این رو گفته؟

609
00:53:23,610 --> 00:53:25,700
خوب ، اون ها درست میگن. تو عجیب هستی

610
00:53:27,370 --> 00:53:28,780
منظورم اینه که، خودت رو ببین

611
00:53:30,660 --> 00:53:34,370
اما چیزی که تو رو عجیب
می کنه اون ها  رو معمولی می کنه

612
00:53:35,250 --> 00:53:38,130
و هیچ کس دوست نداره معمولی باشه
معمولی مزخرفه

613
00:53:38,210 --> 00:53:41,550
بنابراین مردم عادی سعی
می کنن اون رو ازت بگیرن…

614
00:53:43,550 --> 00:53:45,180
با صدا زدنت مثل...

615
00:53:46,930 --> 00:53:49,470
- خر خون
-وحشتناک

616
00:53:52,100 --> 00:53:54,230
آره، وحشتناک

617
00:53:58,360 --> 00:53:59,440
ممنون یاسمین

618
00:54:02,730 --> 00:54:03,650
یاس صدام کن

619
00:54:07,110 --> 00:54:08,740
این مواد رو داری؟

620
00:54:09,700 --> 00:54:11,120
آره.  آره، دارم

621
00:54:11,200 --> 00:54:13,790
اما اون راست میگه.  ساکلی بوی گند میده

622
00:54:14,960 --> 00:54:16,580
چجوری بو رو از بین ببرم؟

623
00:54:17,080 --> 00:54:19,290
او حتماً یک ماده دیگه پیدا کرده

624
00:54:19,790 --> 00:54:22,630
تنها کس
دیگه ای که میدونه ناتاشا ست

625
00:54:22,710 --> 00:54:24,210
اما اون
هرگز به ما نمیگه.

626
00:54:25,920 --> 00:54:27,130
من یک ایده دارم

627
00:54:27,800 --> 00:54:30,050
من میتونم یک داستان
بنویسم تا اون رو فریب بدم

628
00:54:30,140 --> 00:54:32,260
تا آخرین ماده معجون
خواب رو به ما بده.

629
00:54:32,350 --> 00:54:35,390
میدونی که اگه اون بفهمه
ما در حال انجام چه کاری هستیم؟

630
00:54:35,480 --> 00:54:37,390
میدونم چی میشه اگه هیچ تلاشی نکنیم

631
00:54:37,480 --> 00:54:39,310
اسم داستان چیه؟

632
00:54:45,150 --> 00:54:46,400
اون یک نه

633
00:54:47,150 --> 00:54:48,700
تو ازش راضی هستی

634
00:54:51,030 --> 00:54:52,580
وقتی راضی هستی خوشم نمیاد

635
00:54:53,160 --> 00:54:56,750
من داستانی می خوام که تو رو دچار تردید کنه

636
00:54:58,080 --> 00:54:59,870
این داستانی هست که میخوام

637
00:55:01,580 --> 00:55:04,710
چرا کتابهای شبانه خودت رو می سوزونی

638
00:55:04,800 --> 00:55:05,630
اوه…

639
00:55:05,710 --> 00:55:07,760
فکر کردی من این موضوع
رو فراموش کردم ، نه؟

640
00:55:08,800 --> 00:55:09,720
من …

641
00:55:09,800 --> 00:55:13,470
من ... من فقط ...

642
00:55:19,270 --> 00:55:21,100
اوه... خدای من

643
00:55:21,690 --> 00:55:23,610
خیلی متاسفم.  من خیلی احمق ام.

644
00:55:23,690 --> 00:55:26,230
اره خیلی
من سالهاست که دارم این رو میگم

645
00:55:26,320 --> 00:55:27,860
حالا تمیزش میکنی

646
00:55:27,940 --> 00:55:29,400
کجا بودم؟

647
00:55:29,490 --> 00:55:31,410
داشتی بهم می گفتی بخون.

648
00:55:31,490 --> 00:55:34,490
اوه بله.  خوب پس منتظر چه هستی؟

649
00:55:34,580 --> 00:55:35,490
ادامه بده.

650
00:55:41,670 --> 00:55:44,290
"برای نسل ها ،
جادوگر شیطانی کوانتل بچه هایی

651
00:55:44,380 --> 00:55:48,130
را از دهان هیولای بزرگ به
جواهرات معدن می فرستاد."

652
00:55:54,350 --> 00:55:55,680
"هزار سال
پیش ، جادوگر بد این

653
00:55:55,760 --> 00:55:58,640
شانس را داشت که هیولای
نفرت انگیز را بکشد ،

654
00:55:58,730 --> 00:56:03,230
اما در عوض او از یک
معجون قوی استفاده کرد تا

655
00:56:03,310 --> 00:56:05,070
هیولا را بیهوش نگه دارد
و خود را ثروتمند کند. "

656
00:56:05,150 --> 00:56:08,190
"نفرت انگیز."  کلمه خوبیه

657
00:56:10,400 --> 00:56:12,910
"هر روز
صبح ، جادوگر معجون

658
00:56:12,990 --> 00:56:15,280
خود را به گوش
پنجم هیولا می رساند ،

659
00:56:15,370 --> 00:56:17,580
و هیولا بیهوش ماند. "

660
00:56:17,660 --> 00:56:19,870
"دستور معجون خیلی قدیمی بود."

661
00:56:19,950 --> 00:56:23,120
"استخوانهای موش حل
شده ، ارکیده بیوه ،

662
00:56:23,210 --> 00:56:25,210
پوسته سوسک پودر شده. "

663
00:56:25,290 --> 00:56:29,340
با این حال ، مهمترین
عنصر ، پیچک صحرایی بود. "

664
00:56:29,920 --> 00:56:31,340
"پیچک صحرایی تنها چیزی بود که

665
00:56:31,420 --> 00:56:33,970
می توانست بوی تعفن قوی
معجون را پنهان کند."

666
00:56:34,050 --> 00:56:37,850
"بدون آن ، بوی تند هیولای
بزرگ را بیدار می کرد."

667
00:56:37,930 --> 00:56:41,310
"اما یک روز ، جادوگر برای
برداشت بیشتر پیچک صحرایی

668
00:56:41,390 --> 00:56:45,230
رفت و متوجه شد که تمام
مزرعه پژمرده شده."

669
00:56:45,730 --> 00:56:48,110
"معجون بوی بدتری از همیشه داشت."

670
00:56:48,190 --> 00:56:51,360
"گندیده ، ترشیده و بد بو-"

671
00:56:51,440 --> 00:56:54,240
اوه ، بله ، بله ، بله.  متوجه شدم.
بوی گند میداد.

672
00:56:54,320 --> 00:56:59,450
"جادوگر باید هیولای
بزرگ را یکبار برای همیشه می کشت."

673
00:56:59,540 --> 00:57:03,330
"او با اکراه کارکنان قدرتمند خود
را برای کشتن این جانور بالا برد ، اما

674
00:57:03,420 --> 00:57:07,040
یک دختر دهقان به سراغ او آمد و قول
داد که راه حلی برای مشکلش ایجاد کند."

675
00:57:07,130 --> 00:57:10,670
من جایگزینی برای پیچک صحرایی میشناسم
برداشت جواهرات شما میتونه ادامه داشته باشه

676
00:57:10,760 --> 00:57:13,550
بچه ی احمق.
تو هیچ چیز از جادوی واقعی نمیدونی

677
00:57:13,630 --> 00:57:17,010
می تونم ثابتش کنم.
و اگه ثابت کنم، باید یک کیف جواهر به من بدی

678
00:57:17,510 --> 00:57:20,270
اگر کار کند ، دو کیسه دریافت می کنید.

679
00:57:20,350 --> 00:57:23,600
اگه نه ، تو زندگی ات رو به من میدی

680
00:57:24,690 --> 00:57:26,520
"دختر دهقان جلو رفت و یک

681
00:57:26,600 --> 00:57:29,820
مایع اسرارآمیز تیره
را در کوزه ریخت."

682
00:57:31,360 --> 00:57:33,570
"جادوگر شرور معجون را بو کرد."

683
00:57:33,650 --> 00:57:36,700
"بو ناپدید شده بود.
جادوگر نمی توانست آن را باور کند."

684
00:57:37,280 --> 00:57:40,870
" معجون بوی گل داوودی ، گل رز و یاس
بنفش در صبح بهاری را می داد..."

685
00:57:44,540 --> 00:57:46,500
"جادوگر شرور معجون را

686
00:57:46,580 --> 00:57:48,960
در گوش هیولا ریخت و منتظر ماند."

687
00:57:49,040 --> 00:57:52,050
"هیولا غرش بلندی
کرد...

688
00:57:52,130 --> 00:57:53,920
دوباره آرام شد."

689
00:57:54,010 --> 00:57:59,050
"بله! اما دختر دهقان چیزی فراتر
از بوی معجون را حذف کرده بود."

690
00:57:59,680 --> 00:58:02,310
"او همچنین تمام جادوی معجون را
از بین برده بود."

691
00:58:02,890 --> 00:58:05,640
"معجون جادوگر بی فایده بود."

692
00:58:06,310 --> 00:58:08,860
"دختر دهقان
سرش را تکانی داد."

693
00:58:10,820 --> 00:58:13,820
"چشم هیولای
بزرگ باز بود."

694
00:58:13,900 --> 00:58:15,650
"جادوگر فریاد زد."

695
00:58:15,740 --> 00:58:18,700
"دختر دهقان با
لبخند همه چیز را تماشا کرد."

696
00:58:18,780 --> 00:58:22,660
"جادوگر شیطانی
برادر کوچک خود را به

697
00:58:22,740 --> 00:58:24,330
آن غار فرستاده بود ،
اما او دیگر برنگشت."

698
00:58:24,830 --> 00:58:26,870
"دختر دهقان به
جواهرات اهمیتی نمی داد."

699
00:58:26,960 --> 00:58:28,880
"او به آنچه می خواست رسید ، انتقام."

700
00:58:28,960 --> 00:58:30,380
"و بنابراین او دور شد در حالی که

701
00:58:30,460 --> 00:58:34,380
دندانهای تیز هیولا روی
جادوگر فرود می آمد ،

702
00:58:34,460 --> 00:58:36,970
و او را برای همیشه ساکت می کرد. "

703
00:58:39,010 --> 00:58:42,350
"درست وقتی که دختر
دهقان تصور می کرد از همه

704
00:58:42,430 --> 00:58:44,220
چیز دور شده است ، سایه ای
سیاه سر راه او ظاهر شد."

705
00:58:44,310 --> 00:58:47,440
"پای غول پیکر هیولا
بود ، درست بالای او."

706
00:58:47,520 --> 00:58:48,810
-"و اون رو له کرد".

707
00:58:48,900 --> 00:58:49,770
"پایان."

708
00:58:50,360 --> 00:58:51,690
"و پایان خوشی نداشت"

709
00:58:54,150 --> 00:58:55,030
میخک صحرایی؟

710
00:58:55,860 --> 00:58:58,400
اره، من و یاسمین ساعت ها تحقیق کردیم

711
00:58:58,490 --> 00:59:01,070
من میدونم که چقدر مهمه که
همه جزئیات رو درست انجام بدیم-

712
00:59:01,160 --> 00:59:03,580
- نه
- نه؟

713
00:59:05,870 --> 00:59:06,700
خیر

714
00:59:08,960 --> 00:59:09,790
من--

715
00:59:09,870 --> 00:59:12,090
البته من مواد تشکیل دهنده
معجون را بهش گفتم ،

716
00:59:12,170 --> 00:59:16,380
اما مطمئن بودم که میخک صحرایی
بوی بد رو از بین میبره.

717
00:59:17,800 --> 00:59:21,390
-فکر می کردم این دفعه درست انجامش دادیم
-خب ، اشتباه شما همینه

718
00:59:21,470 --> 00:59:22,680
باهاش ​​کار کردی

719
00:59:23,640 --> 00:59:27,350
میخک صحرایی از جدا شدن مایع جلوگیری می کنه.

720
00:59:29,440 --> 00:59:32,900
همه میدونن که سیناروت بوها

721
00:59:32,980 --> 00:59:34,980
رو از بین میبره ، نه میخک صحرایی.

722
00:59:38,070 --> 00:59:40,820
سیناروت درسته

723
00:59:44,080 --> 00:59:46,950
سیناروت با س یا ص؟

724
00:59:47,450 --> 00:59:49,910
["Cry Little Sister" از Gerard McMahon ]

725
01:00:18,990 --> 01:00:19,820
باشه.

726
01:00:20,740 --> 01:00:22,410
بیا یک کم کار های علمی بکنیم

727
01:00:37,500 --> 01:00:39,300
امشب ، ما از اینجا میریم.

728
01:01:16,750 --> 01:01:18,170
شب بخیر ، ناتاشا.

729
01:01:23,260 --> 01:01:25,220
اوه خدای من.  چه اتفاقی داره می افته؟

730
01:01:25,800 --> 01:01:28,640
داره سبز رنگ میشه
من نمی تونم این رو برای اش ببرم

731
01:01:35,350 --> 01:01:36,810
یک جور واکنشه؟

732
01:01:38,650 --> 01:01:40,400
شاید اسیدیته لیموناد--

733
01:01:40,480 --> 01:01:44,240
خدمات اینجا وحشتناکه.

734
01:01:44,320 --> 01:01:45,320
من داستانی ندارم.

735
01:01:45,410 --> 01:01:46,780
دو قطره توی لیوان می ریزیم.

736
01:01:46,860 --> 01:01:49,410
-بیا به اندازه دو تا توی پارچ بذاریم
-بنظرت خواب اش میکنه؟

737
01:02:20,570 --> 01:02:21,570
هوم

738
01:02:35,160 --> 01:02:36,660
لیموناد من کجاست؟

739
01:02:37,620 --> 01:02:38,460
دارم میارم!

740
01:02:40,380 --> 01:02:42,800
چی؟  دقیقا اینجا گذاشتم اش

741
01:02:45,470 --> 01:02:47,340
کجاست؟
در مورد چی حرف میزنی؟

742
01:02:47,430 --> 01:02:49,800
معجون کجاست؟  این باید اتفاق بیفته.

743
01:02:54,720 --> 01:02:55,720
اون میدونه

744
01:03:14,240 --> 01:03:15,240
خب

745
01:03:19,870 --> 01:03:21,460
...خب اینطور

746
01:03:23,880 --> 01:03:24,880
...باید

747
01:03:28,130 --> 01:03:29,130
...این

748
01:03:35,390 --> 01:03:36,390
بیا ببینیم

749
01:03:37,060 --> 01:03:38,350
خب

750
01:03:43,270 --> 01:03:45,730
داشتی میگفتی، قصه گو

751
01:03:46,230 --> 01:03:49,650
آره آره.  این ، ... همینجاهاست

752
01:03:53,780 --> 01:03:55,410
بگو

753
01:03:55,490 --> 01:03:56,790
باشه

754
01:04:02,420 --> 01:04:04,420
فقط باید پیداش کنم
بخون

755
01:04:14,260 --> 01:04:19,600
این یکی اسمش ساعت کوکو اع

756
01:04:26,730 --> 01:04:30,780
وقتی والدین اسکات ساعت کوکو رو تو فروش املاک خریدن

757
01:04:30,860 --> 01:04:35,320
اون فکر کرد که این هم فقط یه
تیکه آشغال قدیمی دیگس

758
01:04:35,910 --> 01:04:40,080
اما چیز عجیبی در
مورد ساعت وجود داشت

759
01:04:40,160 --> 01:04:42,420
هر ساعت به ساعت

760
01:04:42,500 --> 01:04:44,540
کوکوی کوچیکی بیرون می آمد

761
01:04:44,630 --> 01:04:48,550
...و ، استیو متوجه شد

762
01:04:48,630 --> 01:04:50,590
استیو کیه؟

763
01:04:50,670 --> 01:04:53,010
فکر کردم گفتی اسمش اسکات بود

764
01:04:53,090 --> 01:04:55,890
درسته، اشتباه تایپی

765
01:04:55,970 --> 01:04:59,100
پس...پس اسکات
متوجه شد که ظاهراً کوکو

766
01:04:59,180 --> 01:05:02,350
هر بار که ظاهر میشه
کمی متفاوت به نظر می رسه

767
01:05:02,440 --> 01:05:04,100
...مثلا اینکه چشم هاش

768
01:05:05,520 --> 01:05:07,650
این چیه؟

769
01:05:09,280 --> 01:05:11,030
همه ی داستان های تو کجاست

770
01:05:11,110 --> 01:05:14,240
اونهایی که قرار بود
هر روز بنویسی؟

771
01:05:14,780 --> 01:05:17,370
.ببخشید.ببخشید
داستان های جدیدت کجاست؟

772
01:05:17,450 --> 01:05:19,790
عنکبوت رنده کن رفت تو کیفم

773
01:05:20,910 --> 01:05:24,040
عنکبوت رنده کن تکلیفت رو خورد؟

774
01:05:24,120 --> 01:05:27,790
درسته از باغ شب خیز فرار کرد

775
01:05:27,880 --> 01:05:30,340
ساکت باش دختر

776
01:05:30,420 --> 01:05:32,510
...خار ها تو پهلوی من

777
01:05:32,590 --> 01:05:35,470
نه
... از لحظه ورود شما

778
01:05:35,550 --> 01:05:37,180
...من دستور تهیه رو برات آماده میکنم من

779
01:05:37,260 --> 01:05:41,810
لطفا. تو به سختی میتونی یه  .دستور العمل رو دنبال کنی

780
01:05:41,890 --> 01:05:43,350
!اون برای تو مینویسه تو بهش نیاز داری

781
01:05:43,430 --> 01:05:46,020
!من بهترین داستان رو برای تو مینویسم

782
01:05:46,560 --> 01:05:48,150
بیاین باهاش روبه رو بشیم

783
01:05:49,730 --> 01:05:51,780
این خیلی وقته که به پایان رسیده

784
01:05:51,860 --> 01:05:53,780
!لطفا نه
!نه

785
01:06:22,140 --> 01:06:23,140
چی؟

786
01:06:25,350 --> 01:06:27,060
بهش دست نزن بهش دست نزن

787
01:06:43,620 --> 01:06:45,410
لنور

788
01:06:45,500 --> 01:06:46,750
حالت خوبه؟

789
01:06:47,330 --> 01:06:48,790
چی... چه اتفاقی داره میوفته؟

790
01:06:50,920 --> 01:06:53,050
نه مشکلت چیه؟

791
01:06:54,340 --> 01:06:55,800
یک چیزی اشتباه

792
01:06:57,010 --> 01:06:59,180
کوچولوی بیچاره چه اتفاقی برات افتاده؟

793
01:06:59,260 --> 01:07:01,300
لنور معجون ما رو
تو بطری مه قرار داد

794
01:07:01,890 --> 01:07:03,890
باورم نمی شه

795
01:07:08,310 --> 01:07:10,810
حتماً یک دوز معجون
خواب خورده

796
01:07:13,440 --> 01:07:14,650
اون زندانیه

797
01:07:15,400 --> 01:07:16,400
.درست شبیه ما

798
01:07:18,360 --> 01:07:21,240
ممنون ، لنور.
الکس ، ما موفق شدیم

799
01:07:21,740 --> 01:07:23,370
ما شکستش دادیم

800
01:07:30,120 --> 01:07:32,000
این برای رعایت دستور العمل چطوره؟

801
01:07:42,010 --> 01:07:43,890
صبر کن به نظر تو این به کجا میره؟

802
01:07:45,430 --> 01:07:46,430
.خونه

803
01:08:17,630 --> 01:08:19,550
هیچ وقت فکر نمی کردم
که دوباره درخت هارو ببینم

804
01:08:24,180 --> 01:08:25,180
نگاه کن

805
01:08:32,190 --> 01:08:34,310
من دیگه هیچ وقت کره
!بادام زمینی نمیخورم

806
01:08:34,400 --> 01:08:36,480
تو میتونی پای کدو تنبلی رو که بهم بدهکاری رو فراموش کنی

807
01:08:36,570 --> 01:08:39,530
اولین غذایی که برگشتم خونه؟
!میلک شیک وانیلی

808
01:08:42,200 --> 01:08:45,950
صبر کن الکس
صبر کن صبر کن فقط یه لحظه صبر کن

809
01:08:51,330 --> 01:08:52,540
این غذای بیوه هستش.

810
01:08:53,120 --> 01:08:54,710
این سوسن فرو رفته هستش

811
01:08:56,000 --> 01:08:57,000
چرا اینجاست؟

812
01:09:11,060 --> 01:09:12,600
نه نه نه.  الکس! الکس

813
01:09:13,270 --> 01:09:15,150
الکس! الکس

814
01:09:15,980 --> 01:09:18,690
در ، راه خروجی نبود

815
01:09:20,150 --> 01:09:21,860
.ما هنوز تو آپارتمان هستیم

816
01:09:50,010 --> 01:09:53,480
تک شاخ شیطانی

817
01:09:53,980 --> 01:09:54,980
!بدو

818
01:10:00,360 --> 01:10:01,440
!فرار کن

819
01:10:01,530 --> 01:10:03,360
!الکس ، داره نزدیک میشه

820
01:10:03,440 --> 01:10:05,610
خیلی سریعه

821
01:10:12,910 --> 01:10:14,160
خدای من

822
01:10:20,040 --> 01:10:23,050
چه اتفاقی افتاد؟
شاید چیزی ترسوندش؟

823
01:10:36,390 --> 01:10:37,390
الکس؟

824
01:10:59,500 --> 01:11:02,210
"هر داستان خوبی به حقیقت اشاره می کنه."

825
01:11:05,170 --> 01:11:06,170
.اوه خدای من

826
01:11:06,760 --> 01:11:10,390
".هانسل و گرتل" واقعی بود

827
01:11:12,390 --> 01:11:13,260
یاس؟

828
01:11:13,350 --> 01:11:15,350

ما تو "هانسل..." هستیم

829
01:11:15,430 --> 01:11:17,770
بوی خیلی خوشمزه ای میده

830
01:11:24,150 --> 01:11:25,690
- یاس؟
- [می خندد]

831
01:11:26,740 --> 01:11:29,110
.خیلی گرسنمه

832
01:11:35,740 --> 01:11:36,870
!یاس

833
01:12:07,900 --> 01:12:09,860
.ما... نباید اینجا باشیم ، یاس

834
01:12:18,580 --> 01:12:19,580
یاس؟

835
01:12:22,120 --> 01:12:23,120
سلام؟

836
01:12:27,630 --> 01:12:29,760
یاس ، چه بلایی سرت امده؟

837
01:12:32,220 --> 01:12:33,220
یاس؟

838
01:13:21,060 --> 01:13:22,060
یاس؟

839
01:13:24,690 --> 01:13:25,770
لنور؟

840
01:13:33,860 --> 01:13:34,860
یاسمین؟

841
01:13:44,000 --> 01:13:45,000
سلام؟

842
01:13:47,080 --> 01:13:48,170
! یاسمین

843
01:13:54,090 --> 01:13:55,380
!یاسمین

844
01:14:02,390 --> 01:14:03,390
.من... من خوبم

845
01:14:03,980 --> 01:14:05,310
این احتمالاً خوبه.

846
01:14:40,800 --> 01:14:42,310
!خب خب خب

847
01:14:42,390 --> 01:14:44,430
زیبای خفته بیدار می شود

848
01:14:45,770 --> 01:14:48,230
.صبر کن.  داستان اشتباه

849
01:14:52,110 --> 01:14:54,690
!الکس

850
01:14:54,780 --> 01:14:56,860
خوبید بچه ها؟
آره

851
01:14:57,950 --> 01:14:59,030
ما خوبیم

852
01:15:22,220 --> 01:15:25,180
.مه ، از اینجا سرچشمه میگره

853
01:15:25,890 --> 01:15:27,270
تو ازش برداشت میکنی

854
01:15:27,890 --> 01:15:29,980
داخل اون تابوت کیه؟

855
01:15:32,310 --> 01:15:33,860
جادوگر اصلی

856
01:15:35,530 --> 01:15:39,660
.که اتفاقاً بچه ها رو میخوره

857
01:15:40,820 --> 01:15:44,660
ما فکر کردیم تو جادوگر اصلی هستی. ما فکر
می کردیم مه آبی تو رو جوان نگه می داره

858
01:15:44,740 --> 01:15:47,870
من برای جوان ماندن به مه نیاز ندارم.

859
01:15:47,960 --> 01:15:49,540
.این به من جادوی اونو میده

860
01:15:49,620 --> 01:15:50,620
چی؟

861
01:15:51,040 --> 01:15:52,130
چطوری؟

862
01:15:52,630 --> 01:15:55,460
من هم سن شما بودم که اون من رو گرفت

863
01:15:55,960 --> 01:15:58,090
.اون موقع تعدادمون زیاد بود

864
01:15:59,090 --> 01:16:01,220
اما ما خنگ نبودیم

865
01:16:02,010 --> 01:16:04,300
ما میدونستیم که به هم وابسته نشیم

866
01:16:04,390 --> 01:16:07,600
.چون اون گرسنه می شد

867
01:16:08,100 --> 01:16:09,270
اونهارو خورد؟

868
01:16:12,020 --> 01:16:13,150
.آره

869
01:16:15,940 --> 01:16:17,110
همه آنها.

870
01:16:22,530 --> 01:16:26,240
...و بعدش من
مجبور بودم اجاق رو تمیز کنم

871
01:16:27,870 --> 01:16:29,960
وانمود کردم که دوستش دارم

872
01:16:30,540 --> 01:16:33,130
وانمود کردم که میخوام شبیه اون باشم

873
01:16:33,210 --> 01:16:35,000
من بچه مورد علاقه اون شدم

874
01:16:35,920 --> 01:16:39,920
اما وقتی تنها بودم ، نقشه فرار خودم رو طراحی کردم

875
01:16:42,880 --> 01:16:45,010
من اون رو مجبور می کنم که به من اعتماد کنه

876
01:16:47,510 --> 01:16:50,140
و بعدش ، یک معجون خواب ،

877
01:16:51,100 --> 01:16:52,480
و من آزاد میشم

878
01:16:53,480 --> 01:16:55,400
...مستقیم دویدم به سمت خونه

879
01:17:04,360 --> 01:17:06,030
اما پدر و مادرم رفته بودند

880
01:17:07,410 --> 01:17:08,540
.اونها تو  رو ترک کردند

881
01:17:09,700 --> 01:17:11,580
جای دیگه ای برای رفتن نداشتم

882
01:17:11,660 --> 01:17:13,870

.پس به اینجا برگشتم

883
01:17:18,750 --> 01:17:20,380
کی به اونها اهمیت میده؟

884
01:17:24,050 --> 01:17:25,470
تو هم مثل ما بودی

885
01:17:27,970 --> 01:17:28,970
.صبر کن

886
01:17:29,810 --> 01:17:31,020
...معجون خواب

887
01:17:32,770 --> 01:17:34,350
تو دختر تک شاخی

888
01:17:41,940 --> 01:17:44,070
تو خاطرات من رو خوندی

889
01:17:48,200 --> 01:17:49,580
با حیون خانگی من ملاقات کردی؟

890
01:17:50,080 --> 01:17:51,540
تک شاخ؟

891
01:17:53,120 --> 01:17:54,120
اون حیوان خانگی توهه؟

892
01:17:54,750 --> 01:17:55,750
.من او را ساختم

893
01:17:56,880 --> 01:17:58,630
.من الان چیزهای زیادی درست می کنم

894
01:18:08,140 --> 01:18:10,640
اون کسی که که
آپارتمان رو تکان میداد؟

895
01:18:10,720 --> 01:18:15,440
اگر اون یه داستان نگیره
همه ما میمریم

896
01:18:16,140 --> 01:18:18,900
.داستانها اون رو تو خواب نگه میداره

897
01:18:18,980 --> 01:18:24,530
داستانهای ترس و رنج و مرگ
برای اون مثل لالایی های شیرینه

898
01:18:24,610 --> 01:18:26,030
یکی بگو

899
01:18:26,110 --> 01:18:27,240
.من داستانی ندارم

900
01:18:27,320 --> 01:18:28,530
آره، داری

901
01:18:28,620 --> 01:18:32,040
دلیل اینکه میخواهی کتابهای
شبانه خودت رو نابود کنی رو به ما بگو

902
01:18:33,750 --> 01:18:37,000

اما...این ترسناک نیست

903
01:18:37,080 --> 01:18:38,750
.برای تو بود

904
01:18:39,330 --> 01:18:44,630
همه ی اون درد و ترس و ناراحتی که تو

905
01:18:44,720 --> 01:18:47,880
تمام این مدت از اونها اجتناب میکردی

906
01:18:47,970 --> 01:18:48,890
!بگو

907
01:18:55,520 --> 01:18:56,560
!حالا الکس

908
01:18:56,640 --> 01:18:58,310
فکر می کنی من جادوگر بدی هستم؟

909
01:18:59,060 --> 01:19:01,650
فقط صبر کن تا اون بیدار شه و  تو رو ببینه

910
01:19:02,230 --> 01:19:04,940
خیلی جوان ، خیلی چاق ، خیلی آبدار

911
01:19:05,030 --> 01:19:06,360
!باشه!  باشه

912
01:19:13,410 --> 01:19:17,460
روزی پسری بود که
.عاشق نوشتن داستان های ترسناک بود

913
01:19:17,540 --> 01:19:19,460
هر روز ،تو وقت آزادش

914
01:19:19,540 --> 01:19:22,880
روش های جدیدی برای ترسوندن هم کلاسی هاش پیدا میکرد

915
01:19:33,850 --> 01:19:35,600
...اما

916
01:19:35,680 --> 01:19:39,060
... اونها مجذوب اون با
.چیزهای وحشتناک نشدند

917
01:19:39,140 --> 01:19:43,190
.برای اونها ، اون فقط... عجیب بود

918
01:19:44,020 --> 01:19:46,230
"چه مشکلی داری؟"  اونها می پرسیدند

919
01:19:46,740 --> 01:19:48,150
خیلی از اونها ظالم بودند ،

920
01:19:48,950 --> 01:19:52,320
اون رو با اسم هایی
مثل وحشتناک صدا میکردن

921
01:19:54,330 --> 01:19:55,490
.بجز جاشوا

922
01:19:56,500 --> 01:19:57,910
جاش بهترین دوستش بود

923
01:19:59,370 --> 01:20:00,500
از مهد کودک

924
01:20:02,000 --> 01:20:04,920
الکس آخرین داستان خیلی ترسناکش رو به پایان میرسونه

925
01:20:05,000 --> 01:20:06,420
و اون مشتاقه که به بقیه بگه

926
01:20:08,010 --> 01:20:09,930
هی تو عاشق این یکی میشی

927
01:20:10,430 --> 01:20:11,430
جاش؟

928
01:20:12,550 --> 01:20:14,510
هی جاش؟

929
01:20:18,140 --> 01:20:20,520
الکس بعد از
کلاس با جاش حرف میزنه

930
01:20:21,390 --> 01:20:23,400
صبر کن.  امشب تولدمه

931
01:20:23,480 --> 01:20:25,730
ما آپارتمان رو به یه
.خونه جن زده تبدیل کردیم

932
01:20:25,820 --> 01:20:28,650
این شگفت انگیزه
من هزاران داستان جدید آماده کردم

933
01:20:29,610 --> 01:20:30,990
جاش آروم حرف میزنه

934
01:20:31,070 --> 01:20:33,160
نمیخواد بقیه بشنون

935
01:20:33,240 --> 01:20:35,240
کودی یه مهمونی بازی داره

936
01:20:35,330 --> 01:20:37,410
پدرش کامیون و
همه چیز رو می گیره.

937
01:20:38,160 --> 01:20:41,120
.اما ... امشب مهمانی منه

938
01:20:41,620 --> 01:20:44,920
.می گوید الکس... گیج و آزرده

939
01:20:45,590 --> 01:20:48,420
امید الکس غرق میشه. اون نامیده

940
01:20:48,510 --> 01:20:49,510
...اون میگه

941
01:20:51,260 --> 01:20:53,180
تو بهترین دوست من هستی

942
01:20:54,050 --> 01:20:55,890
جاش سعی می کنه مهربون باشه

943
01:20:56,470 --> 01:20:57,470
.آره درسته

944
01:20:57,970 --> 01:20:59,560
.کودی هم الان دوست منه

945
01:20:59,640 --> 01:21:01,230
...و فقط تو نیستی

946
01:21:02,520 --> 01:21:03,560
بیخیال

947
01:21:04,060 --> 01:21:07,270
طرز لباس پوشیدن ، چیزهایی که دوست داریی

948
01:21:07,360 --> 01:21:10,030
تنها کاری که انجام میدی  این که
درباره داستان های ترسناک خودت صحبت کنی

949
01:21:11,950 --> 01:21:13,410
همه فکر می کنن این عجیبه

950
01:21:13,990 --> 01:21:16,620
این وقتی که  که کودی وارد میشه

951
01:21:16,700 --> 01:21:18,450
جاش ، می آیی؟

952
01:21:18,540 --> 01:21:19,620
بیا جی

953
01:21:20,200 --> 01:21:23,420
خب ،خب
الکس ، بعداً می بینمت ، باشه؟

954
01:21:28,800 --> 01:21:32,470
پسر داستان جدیدی درباره
یه خانه جن زده نوشته بود

955
01:21:33,720 --> 01:21:35,970
اون ، مادرش و پدرش

956
01:21:36,680 --> 01:21:39,310
کل آپارتمانش را به
اون خونه تبدیل کرده بودند

957
01:21:42,390 --> 01:21:43,770
...هیچکس نیومد نشد

958
01:21:46,060 --> 01:21:47,560
حتی جاش

959
01:21:55,490 --> 01:22:00,620
اونها اون رو از چیزی که بیشتر
از هه چیز دوستش داشت متنفر کردند

960
01:22:02,580 --> 01:22:05,000
.و باعث شدند از خودش متنفر باشه

961
01:22:10,710 --> 01:22:16,090
حقیقت واقعی اینه که اون از
اینکه خودش باشه خجالت می کشید

962
01:22:17,300 --> 01:22:19,720
بنابراین تصمیم گرفت کتابهای شبانه خودش رو بسوزونه.

963
01:22:20,890 --> 01:22:24,020
اون قسم خورد که دیگه هیچ وقت
.داستان دیگه ای ننویسه

964
01:22:25,560 --> 01:22:26,560
اون میتونست

965
01:22:27,850 --> 01:22:28,900
یه شخص جدید باشه

966
01:22:29,810 --> 01:22:31,900
.عجیب نباشه

967
01:22:32,400 --> 01:22:33,860
.عجیب و غریب نباشه

968
01:22:34,360 --> 01:22:35,990
اون میتونست عادی باشه ،

969
01:22:36,780 --> 01:22:39,780
مثل جاش و دوستانش

970
01:22:42,620 --> 01:22:44,330
.بعدش اون تنها نمیمونه

971
01:22:56,220 --> 01:22:59,140
پسر همه ی دوستانش رو
از دست داد ،

972
01:22:59,220 --> 01:23:01,810
پس تصمیم گرفت اون قسمت
از خودش رو از بین ببره

973
01:23:01,890 --> 01:23:03,850
که کتابهای شب را ایجاد ساخته بود

974
01:23:03,930 --> 01:23:05,810
.بعدش یه جادوگر اون رو اسیر کرد

975
01:23:06,560 --> 01:23:08,690
اون گفت که داستانهای اون رو دوست داره

976
01:23:11,730 --> 01:23:13,320
.جادوگر دروغ می گفت

977
01:23:13,940 --> 01:23:15,320
اما اسیر شدن توسط اون

978
01:23:15,400 --> 01:23:17,610
...بهترین اتفاقی بود که برای من افتاده بود

979
01:23:19,950 --> 01:23:21,410
چون دوستان جدیدی پیدا کردم ،

980
01:23:23,280 --> 01:23:27,290
دوستانی که من رو به خاطر کسی که هستم دوست
دارن ، نه بخاطر کسی که میخوان باشم

981
01:23:27,370 --> 01:23:29,210
!تو چی کار کردی؟  نه

982
01:23:30,040 --> 01:23:30,880
!نه

983
01:23:33,170 --> 01:23:34,920
!نه

984
01:23:35,010 --> 01:23:37,420
!نه
!این پایان خوش ماست

985
01:23:37,510 --> 01:23:39,260
.پایان خوشی در کار نیست

986
01:23:44,140 --> 01:23:46,930
بچه ها ، بیاین از اینجا بریم بیرون
خوبه

987
01:23:47,020 --> 01:23:48,140
!نه

988
01:23:48,230 --> 01:23:51,400
اوه!  نه!  نه احمق

989
01:23:51,480 --> 01:23:54,770
تو چی کار کردی؟ شما بچه های احمق

990
01:23:54,860 --> 01:23:56,650
!نه!نه

991
01:24:20,050 --> 01:24:23,930
!خدایا! ای خدا

992
01:24:31,480 --> 01:24:32,900
ای خدا

993
01:25:10,770 --> 01:25:11,770
تو بیداری

994
01:25:12,560 --> 01:25:13,560
بالاخره

995
01:25:14,100 --> 01:25:18,230
مدتهاست اینجا خوابیده ای
، آب نبات مریضت میکنه

996
01:25:19,530 --> 01:25:20,860
...تو

997
01:25:23,360 --> 01:25:25,240
تو این کار رو با من کردی

998
01:25:25,320 --> 01:25:30,700
من مدتها با ترس از تو زندگی
کردم ، اما من دیگه اون دختر کوچولو نیستم

999
01:25:34,830 --> 01:25:36,380
!مبارزه جادوگران

1000
01:25:36,460 --> 01:25:37,960
!بیا از اینجا بریم بیرون
!بیا بریم

1001
01:25:41,130 --> 01:25:42,470
!برو!  فقط برو!

1002
01:25:42,550 --> 01:25:44,930

!برو! برو

1003
01:26:15,000 --> 01:26:18,710
کمک!  ما به کمک نیاز داریم! ما رو از اینجا بیار بیرون

1004
01:26:18,790 --> 01:26:21,000
!یه جادوگر میخواد ما رو بخوره

1005
01:26:21,090 --> 01:26:22,130
!کمک

1006
01:26:22,630 --> 01:26:24,420
کسی میتونه صدای من رو  بشنوه؟

1007
01:26:24,510 --> 01:26:27,800
الکس حرکت کن من دیده بودم که ناتاشا این کار رو میکنه

1008
01:26:34,310 --> 01:26:35,310
یاس؟

1009
01:26:39,020 --> 01:26:40,020
یاسمین؟

1010
01:26:45,610 --> 01:26:46,610
!وای

1011
01:26:47,740 --> 01:26:48,740
تو...انجامش دادی

1012
01:26:49,370 --> 01:26:50,370
.توانجامش دادی

1013
01:26:54,750 --> 01:26:58,040
.من خونه هستم
.بیا بریم

1014
01:27:01,040 --> 01:27:02,420
!لنور
.باید بریم

1015
01:27:04,170 --> 01:27:06,590
ما هنوز تو ساختمان من هستیم.
آپارتمان تکان نخورد.

1016
01:27:09,430 --> 01:27:12,470
نقشه ای داری؟
نه دقیقا یه نقشه یه ایده دارم

1017
01:27:18,020 --> 01:27:19,560
[جادوگر] سلام بچه ها

1018
01:27:22,360 --> 01:27:25,240
.من خیلی گرسنم

1019
01:27:43,750 --> 01:27:46,260
!این بدترین آسانسور تاریخه

1020
01:28:03,310 --> 01:28:04,310
حالا چی؟

1021
01:28:04,770 --> 01:28:07,320
ما فقط باید به اون
.اتاق بخار برسیم

1022
01:28:21,830 --> 01:28:23,250
.حتما شوخیت گرفته

1023
01:28:48,900 --> 01:28:51,740
!نه!  نه!  نه!  نه
!نه!  نه!  نه!  نه

1024
01:29:10,050 --> 01:29:13,090

!نه!  اوه خدای من

1025
01:29:19,890 --> 01:29:22,600
نه ، ولش کن... ولش کن بره اونی که میخوای منم

1026
01:29:22,690 --> 01:29:25,440
.غلطه

1027
01:29:25,520 --> 01:29:27,610
من هر دوی شما رو میخوام

1028
01:29:27,690 --> 01:29:28,690
!نه

1029
01:29:28,730 --> 01:29:30,820
نه. من متاسفم

1030
01:29:30,900 --> 01:29:33,150
!نه

1031
01:29:41,830 --> 01:29:43,370
!لنور

1032
01:29:45,710 --> 01:29:47,710
.نه. نه

1033
01:29:48,290 --> 01:29:51,460
داستانهای دریاره ی ترس و
مرگ برای اون مثل لالاییه

1034
01:29:51,550 --> 01:29:52,800
.نه ، نه ، نه

1035
01:29:53,550 --> 01:29:54,550
!نه

1036
01:29:56,760 --> 01:29:57,760
نه!

1037
01:30:00,310 --> 01:30:01,720
.اون همشونو میخونه

1038
01:30:01,810 --> 01:30:03,640
!نه

1039
01:30:03,730 --> 01:30:05,230
هی زشت

1040
01:30:06,560 --> 01:30:09,360
داستان داری؟  من یه عالمه داستان دارم

1041
01:30:15,570 --> 01:30:19,580
جیسون نمیتونست انتخاب کنه کدوم عجیب تر بود

1042
01:30:19,660 --> 01:30:23,540
این واقعیت که خواهرش هر
سه شنبه ساعت 11:15 میمرد

1043
01:30:23,620 --> 01:30:26,120
یا اینکه اون همیشه
بیست دقیقه بعد زنده می شد

1044
01:30:26,210 --> 01:30:28,330
.بیشتر. بیشتر به من بده

1045
01:30:31,500 --> 01:30:35,800
زکری همیشه فکر می کرد دلقک ها
ترسناک ترین قسمت سیرک ها  هستند

1046
01:30:35,880 --> 01:30:37,220
.اون اشتباه می کرد

1047
01:30:39,390 --> 01:30:41,220
من یک بسته در ایوان جلویی  پیدا کردم

1048
01:30:41,810 --> 01:30:46,480
فرستاده شده برای زنی که درست پشت سرت ایستاده

1049
01:30:47,230 --> 01:30:49,230
کی؟  کی بود؟

1050
01:30:49,310 --> 01:30:50,770
کی بود؟

1051
01:30:57,160 --> 01:31:00,620
!داستانها
!هلش بده! هلش بده

1052
01:31:04,290 --> 01:31:06,120
!به هل دادن ادامه بده

1053
01:31:12,710 --> 01:31:14,460
!نزار بیرون بیاد

1054
01:31:15,550 --> 01:31:17,720
بسته نگه دارش به هل دادن ادامه بده

1055
01:31:19,640 --> 01:31:21,470
بسته نگ دارش
اون رو داخل نگه دار

1056
01:31:26,560 --> 01:31:28,600
- [هر دو نفس نفس می زنند]
- [یاسمین] خدای من.

1057
01:31:32,190 --> 01:31:34,190
بنابراین به همین دلیل است که آنها شما را سختگیر می نامند؟

1058
01:31:34,280 --> 01:31:35,990
خفه شو ،وحشتناک

1059
01:31:40,070 --> 01:31:41,280
بسیار خوب ، کیف پوستی

1060
01:31:41,870 --> 01:31:44,370
ما تو رو فرامکوش نکردیم
بیا اینجا

1061
01:31:54,500 --> 01:31:55,510
.بیا بریم خونه

1062
01:32:00,340 --> 01:32:02,260
شاید بخواهیم از پله ها بریم

1063
01:32:15,270 --> 01:32:16,820
مامان؟  بابا؟

1064
01:32:17,530 --> 01:32:20,320
...الکس؟  ای وای

1065
01:32:20,400 --> 01:32:23,030
.تو امدی خونه

1066
01:32:32,710 --> 01:32:35,000
اینها دوست های من هستن
لنور و یاسمین

1067
01:33:30,350 --> 01:33:31,890
وای خدا منو ترسوندی

1068
01:33:34,770 --> 01:33:36,860
سلام ، وحشتناک.
سلام ، تریاهارد.

1069
01:33:37,360 --> 01:33:39,610
پدر و مادرم من رو آوردن اینجا تا تو رو غافلگیر کنند.

1070
01:33:39,690 --> 01:33:42,610
اون چیه؟  مثلا، داستان سومت؟
چهارم ، در واقع.

1071
01:33:42,700 --> 01:33:45,570
پس قطعا میتونی از این استفاده کنی

1072
01:33:47,450 --> 01:33:48,780
خدای من ، یاس

1073
01:33:54,080 --> 01:33:56,830
گلها را ببین.
پروژه علمی بعدی من

1074
01:33:56,920 --> 01:33:59,960
تأثیر نور ماوراء بنفش
سیاه بر موجودات فتوسنتزکننده

1075
01:34:05,550 --> 01:34:07,050
[الکس و یاسمین می خندند]

1076
01:34:07,640 --> 01:34:09,850
هنوز به پایان
خوش اعتقاد نداری؟

1077
01:34:09,930 --> 01:34:11,220
دارم شروع میکنم که باور کنم

1078
01:34:12,000 --> 01:34:16,000
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام سايت زدمووي :
.:: @ZedMoviecom ::.
.:: ZedMovie.com ::.

