﻿1
00:00:00,001 --> 00:00:10,001
<b><font color="#00abfd"> دانلود رایگان فیلم و سریال 
  
  ..:: MiraMovie.org::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: ZedMovie.com::..</font></b>

2
00:01:03,105 --> 00:01:07,777
‫«این یک داستان واقعی‌‌ـست»

3
00:01:07,860 --> 00:01:09,904
‫هنرمند لویی وین،

4
00:01:09,987 --> 00:01:11,864
‫گربه رو مال خودش کرد

5
00:01:12,656 --> 00:01:14,825
‫اون سبک گربه رو اختراع کرد،

6
00:01:15,576 --> 00:01:17,661
‫یه جامعه گربه

7
00:01:17,745 --> 00:01:20,790
یه دنیای کامل مربوط به گربه‌

8
00:01:20,873 --> 00:01:24,460
‫گربه‌هایی که شبیه گربه‏های لویی وین نیستن
‫و مثل اونا زندگی نمیکنن...

9
00:01:24,543 --> 00:01:27,463
‫از خودشون خجالت میکشن

10
00:01:27,546 --> 00:01:30,841
‫ولی این مهم نیست

11
00:01:30,925 --> 00:01:34,303
‫مهم اینه که لویی وین
‫زندگیش رو وقف این کرد...

12
00:01:34,386 --> 00:01:37,223
‫که زندگی همه‎‏مون رو خوش‏تر کنه

13
00:01:38,098 --> 00:01:39,600
‫و گربه‎ای‎تر

14
00:01:41,477 --> 00:01:46,774
‫با انجام این کار، مسلماً اون گربه
‫رو در جامعه رواج داد

15
00:01:46,857 --> 00:01:49,944
‫و دنیامون رو بهتر کرد

16
00:02:08,170 --> 00:02:11,090
‫جدا از تعصبات اجتماعی عجیبش...

17
00:02:11,173 --> 00:02:13,759
‫و اینکه همه‎چی بوی گند میداد

18
00:02:13,843 --> 00:02:16,804
‫انگلیس دورهٔ ویکتوریا همینطور
‫یه سرزمین نوآوری...

19
00:02:16,887 --> 00:02:19,181
‫و کشف علمی بود

20
00:02:19,265 --> 00:02:21,934
‫تعداد زیادی از باهوش‌ترین انسان‏های جهان...

21
00:02:22,017 --> 00:02:25,437
‫در عمق وجود الکتریسیته کاوش می‌کردند

22
00:02:25,521 --> 00:02:28,357
‫تا قدرتش رو برای اعمال کاربردی
‫مورد استفاده در بیارند

23
00:02:32,736 --> 00:02:37,658
‫ولی برای لویی وین جوان،
‫الکتریسیته یه چیز دیگه بود

24
00:02:37,741 --> 00:02:40,661
‫چیزی به‌قدری خارق‌العاده و عجیب...

25
00:02:40,744 --> 00:02:44,832
‫که ذهن انسان به زور می‌تونست درکش کنه

26
00:02:44,915 --> 00:02:49,169
‫یک نیروی مرموز و اساسی
‫که گهگاهی...

27
00:02:49,253 --> 00:02:52,131
‫می‌تونست درخشش رو در هوا حس کنه

28
00:02:52,214 --> 00:02:55,259
‫و کلید همه اسرار عمیق...

29
00:02:55,342 --> 00:02:57,219
‫و هولناکِ زندگی

30
00:03:32,546 --> 00:03:39,511
‫«زندگی الکتریکی لویی وین»

31
00:03:47,853 --> 00:03:50,731
‫[سال ۱۸۸۱]

32
00:03:51,690 --> 00:03:53,901
‫[نمایشگاه سالانه حیوانات اندوور]

33
00:03:53,984 --> 00:03:56,987
‫لطفا حیوون‏هاتون رو کنترل کنین

34
00:03:57,071 --> 00:03:59,365
‫ببخشید. آه، ممنون...
‫ممنون

35
00:04:06,205 --> 00:04:07,790
‫ممنون

36
00:04:12,503 --> 00:04:15,089
‫اووه. تو یه تصویرگر هستی؟

37
00:04:16,173 --> 00:04:18,592
‫بله، در ازای پول تصویرگری می‌کنم

38
00:04:18,676 --> 00:04:21,345
‫همینطورم درحال حاضر
‫دارم روی چند اختراع کار می‌کنم

39
00:04:25,683 --> 00:04:27,977
‫گمون کنم تازه از نمایشگاه سراسری میای؟

40
00:04:28,060 --> 00:04:29,061
‫اوهوم

41
00:04:31,230 --> 00:04:34,483
‫خیلی گِلی هستی.
‫دعوایی چیزی کردی؟

42
00:04:34,566 --> 00:04:37,277
‫نه، یه گاوه یه تن و نیمی
‫بهم حمله کرد

43
00:04:37,361 --> 00:04:39,196
‫اوه. اون تو بودی، آره؟

44
00:04:39,279 --> 00:04:41,323
‫آره، راجع‌بهش شنیدم

45
00:04:43,909 --> 00:04:47,037
‫واسه یه نقاشی از کلئوپاترا
‫چقدر میگیری؟

46
00:04:47,121 --> 00:04:49,331
‫اوه، من تصویر آدم‌ها رو نمی‏کِشم

47
00:04:50,249 --> 00:04:52,209
‫اوه نه، ببخشید.
‫کلئوپاترا

48
00:04:52,292 --> 00:04:54,378
‫اوم، اوم، اوم، اوم

49
00:04:55,713 --> 00:04:58,716
‫آه. خب، اونو می‌تونی مجانی داشته باشی

50
00:04:58,799 --> 00:05:00,592
‫اوه، چقدر مهربونین شما

51
00:05:00,676 --> 00:05:03,387
‫معمولا دست خواهرمه،
‫ولی الان ناخوش احواله

52
00:05:03,470 --> 00:05:05,389
‫پس امروز دست منه

53
00:05:05,472 --> 00:05:07,391
‫با خودم گفتم که ممکنه خوشحالش کنه

54
00:05:08,434 --> 00:05:10,352
‫راستی، دن رایدر هستم

55
00:05:10,436 --> 00:05:11,437
‫سلام

56
00:05:14,481 --> 00:05:16,900
‫بله. خوبه

57
00:05:21,697 --> 00:05:25,117
‫نقطه ضعفش رو پیدا کن،
‫ولی نقطه ضعف خودت رو نشونش نده

58
00:05:25,200 --> 00:05:27,619
‫تکون بخور.
‫فکر کن

59
00:05:30,581 --> 00:05:32,583
‫خیلی‏خب، وین
‫بسه دیگه

60
00:05:32,666 --> 00:05:34,585
‫واسه دیدار‏هات دیرت میشه، خنگول

61
00:05:34,668 --> 00:05:36,754
‫فقط اجازه بدین یه بار دیگه
‫باهاش مبارزه کنم، قربان

62
00:05:38,589 --> 00:05:41,175
‫بندیگو شافل.
‫یالا. بریم براش

63
00:05:41,258 --> 00:05:43,677
‫چپ به راست، یا راست به چپ.
‫ها، ها، ها، ها

64
00:05:45,179 --> 00:05:47,806
‫خیلی متاسفم.
‫عذر می‌خوام

65
00:05:47,890 --> 00:05:50,225
‫راجع‌به شیطنت‎هات...

66
00:05:50,309 --> 00:05:51,935
‫در نمایشگاه سراسری شنیدم

67
00:05:52,019 --> 00:05:54,354
‫کلی شکایات...

68
00:05:54,438 --> 00:05:56,482
‫درمورد یه مَرد عجیب که
‫خطرناک بوده

69
00:05:56,565 --> 00:06:00,027
‫سر خود از لانگ‎هورن‌ پِن بالا رفته...

70
00:06:00,110 --> 00:06:01,653
‫و در فاصله دو، سه متری...

71
00:06:01,737 --> 00:06:03,572
‫بزرگ‏ترین و وحشی‌ترین حیوون...

72
00:06:03,655 --> 00:06:05,157
‫اون مکان وایساده

73
00:06:05,240 --> 00:06:07,326
‫می‌خواستم از نزدیک‌تر ببینمش

74
00:06:07,409 --> 00:06:09,620
‫و خب، اینطوری بگیم که
‫اون حس شوخ طبعی...

75
00:06:09,703 --> 00:06:11,413
‫- خیلی خوبی نداشت
‫- ممنون

76
00:06:11,497 --> 00:06:13,082
‫اونا بخاطر حس شوخ طبعی‌شون
‫شناخته شده نیستن،

77
00:06:13,165 --> 00:06:15,959
‫- اصلا اینطور هستن، گاوها؟
‫- نیستن؟

78
00:06:16,043 --> 00:06:19,254
‫هر دفعه که مأمورتی بهت می‌سپارم
‫که داستانی رو برامون به تصویر بکشی

79
00:06:19,338 --> 00:06:22,299
‫تو یه‏جور آشوب مسخره به‌وجود میاری

80
00:06:23,884 --> 00:06:26,929
‫چرا داشتی بادوم زمینی
‫سمت یه گاو پرت می‌کردی؟

81
00:06:27,012 --> 00:06:29,389
‫شنیدم که اونا از بادوم زمینی خوششون میاد
‫و آروم‎شون می‌کنه

82
00:06:29,473 --> 00:06:30,474
‫ولی جواب نداد

83
00:06:31,683 --> 00:06:33,560
‫این گاوهای نمایشگاهی مشکل‎‏شون همینه،
‫خیلی مغرورن

84
00:06:33,644 --> 00:06:36,188
‫خوبه که طراحی بلدی، آقای وین

85
00:06:36,271 --> 00:06:38,774
‫وگرنه مدت‏ها پیش راهمون
‫از هم جدا شده بود

86
00:06:38,857 --> 00:06:40,317
‫و فکر هم نکن که متوجه...

87
00:06:40,400 --> 00:06:42,194
‫وضعیت صورتت نشدم

88
00:06:42,277 --> 00:06:44,363
‫اوه، این بخاطر گاوه نبود،
‫سِر ویلیام

89
00:06:44,446 --> 00:06:47,574
‫من تازه از یه کلاس بوکس
‫با جم میس کبیر میام

90
00:06:49,326 --> 00:06:50,577
‫- بوکس؟
‫- هوم

91
00:06:51,745 --> 00:06:53,872
‫پس کِی اینو کِشیدی؟

92
00:06:53,956 --> 00:06:55,999
‫تو قطار.
‫حفظی

93
00:06:56,083 --> 00:06:58,335
‫- همه‎شون؟
‫- اوهوم

94
00:06:58,418 --> 00:07:00,671
خب، دقیقا چقدر سریع کار می‌کنی؟

95
00:07:00,754 --> 00:07:04,007
‫اوه. الان نشونت میدم

96
00:07:04,967 --> 00:07:05,968
‫هوم

97
00:07:09,012 --> 00:07:11,431
‫باهات روراست حرف میزنم، آقای وین

98
00:07:11,515 --> 00:07:15,227
‫یکی از سریع‌ترین
‫و پرکارترین تصویرگران ما...

99
00:07:15,310 --> 00:07:18,021
‫توسط یه نشریه رقیب ازمون گرفته شد

100
00:07:18,105 --> 00:07:19,690
‫به نظرت می‌تونی جاش رو بگیری؟

101
00:07:19,773 --> 00:07:21,650
‫خب بله، مشخصه.
‫یعنی...

102
00:07:21,733 --> 00:07:25,821
‫خب، این شغل برام چالش برانگیز نیست،
‫سِر ویلیام

103
00:07:25,904 --> 00:07:27,322
‫برای پرداخت قبض‌هام انجامش میدم

104
00:07:27,406 --> 00:07:28,866
‫و برای اینکه خرج پنج خواهر...

105
00:07:28,949 --> 00:07:30,534
‫گرسنه و استثنایی‌ای که باهاشون زندگی می‌کنم
‫رو تأمین کنم

106
00:07:30,617 --> 00:07:31,952
‫البته تا زمانی که ازدواج کنن

107
00:07:32,661 --> 00:07:34,163
‫درواقع،

108
00:07:34,246 --> 00:07:36,415
‫کل این وضعیت برام ناخوشاینده

109
00:07:39,042 --> 00:07:41,378
‫فکر نکنم کاملا متوجه حرفم شده باشی

110
00:07:41,461 --> 00:07:44,840
‫بر اساس سرعت و کیفیت کارت،

111
00:07:44,923 --> 00:07:47,092
‫و به شرط اینکه بتونی...

112
00:07:47,176 --> 00:07:49,094
‫رفتار مسخره‏ات رو کنترل کنی

113
00:07:49,178 --> 00:07:52,347
‫دارم بهت یه سِمَت دائمی...

114
00:07:52,431 --> 00:07:55,434
‫در بین پرسنل اخبار مصور لندن پیشنهاد می‌کنم

115
00:07:55,517 --> 00:07:57,186
‫خیلی لطف دارین، قربان
‫ولی نمی‌تونم

116
00:07:57,269 --> 00:07:59,313
‫و چندین اختراعات الکتریکی دارم
‫که باید تموم‏شون کنم

117
00:07:59,396 --> 00:08:01,273
‫و درواقع، الان واسه دیدارم...

118
00:08:01,356 --> 00:08:04,610
‫با هنری وود، آهنگساز مشهور
‫دیرم شده

119
00:08:04,693 --> 00:08:07,112
‫- هنری وود؟
‫- من یه اپرا نوشتم

120
00:08:07,196 --> 00:08:10,199
‫این اپرا نیست، آقای وین

121
00:08:10,282 --> 00:08:13,285
‫طبق استانداردهای مرسوم،
‫به زور موسیقی حساب میشه

122
00:08:13,368 --> 00:08:16,622
‫و این یه قطعه نیست

123
00:08:18,123 --> 00:08:21,043
‫فقط برخی از افکار شماست

124
00:08:21,126 --> 00:08:22,794
‫من اشتیاقِ شما رو تحسین می‌کنم

125
00:08:22,878 --> 00:08:24,963
‫اما اول باید بر اصول هارمونی مسلط بشین

126
00:08:25,047 --> 00:08:27,132
‫من هارمونی‌های خودم رو اختراع کردم

127
00:08:27,216 --> 00:08:30,802
‫بله و این ممکنه بخشی از مشکل باشه

128
00:08:30,886 --> 00:08:32,387
‫اگه این حرفم تسلی خاطری براتون میشه،

129
00:08:32,471 --> 00:08:34,723
‫به نظرم نقاشی کوچیکی که
‫روی برگه جلد کشیدین

130
00:08:34,806 --> 00:08:36,433
‫خیلی زیبا بود

131
00:08:38,852 --> 00:08:42,606
‫در 18 ماهی که از مرگ پدرش می‌گذره،

132
00:08:42,689 --> 00:08:45,817
‫لویی اسماً رئیس خانواده شده بود

133
00:08:46,985 --> 00:08:48,820
‫اون برای به عهده گرفتن...

134
00:08:48,904 --> 00:08:51,406
‫این مسئولیت‌های جدید دنیوی
‫کاملا نامناسب بود

135
00:08:51,490 --> 00:08:55,202
‫اما به عنوان مسن‏ترین و مَردترین فرد
‫در بین شش خواهر و برادرهای وین،

136
00:08:55,285 --> 00:08:58,497
‫متاسفانه وظیفه اون شده بود

137
00:08:58,580 --> 00:09:00,332
‫- عصر بخیر، لویی
‫- بله، عصر بخیر

138
00:09:00,415 --> 00:09:01,792
‫- عصر بخیر!
‫- لویی!

139
00:09:01,875 --> 00:09:03,919
‫بله، سلام.
‫چطورین؟

140
00:09:04,002 --> 00:09:06,964
‫- اووه، برگشتی؟
‫- بله برگشتم، جوزفین

141
00:09:07,047 --> 00:09:08,715
‫معلومه که برگشتم.
‫منظورت چیه؟

142
00:09:08,799 --> 00:09:10,550
‫لویی، توی همپشر...

143
00:09:10,634 --> 00:09:12,594
‫با خانوم جوونِ ثروتمند مناسبی آشنا شدی؟

144
00:09:12,678 --> 00:09:15,305
‫نه، آشنا نشدم
‫ولی چندتا بز، غاز...

145
00:09:15,389 --> 00:09:16,765
‫و یه گاو بد اخلاق رو دیدم

146
00:09:16,848 --> 00:09:18,100
‫اینکه فایده‌ای نداره

147
00:09:18,183 --> 00:09:19,685
‫نمی‌تونی با یه بز ازدواج کنی، غیر از اینه؟

148
00:09:19,768 --> 00:09:21,436
‫کارولاین، خواهر دوست داشتنی اون...

149
00:09:21,520 --> 00:09:23,939
‫خیلی بیشتر مناسب این وظیفه بود

150
00:09:24,022 --> 00:09:26,441
‫که از دست مادر هوس‌باز...

151
00:09:26,525 --> 00:09:28,151
‫و کولی‌وارش خسته شده بود

152
00:09:28,235 --> 00:09:30,320
‫و از سن کم...

153
00:09:30,404 --> 00:09:32,781
‫کنترل خانواده رو به عهده گرفت

154
00:09:32,864 --> 00:09:34,574
‫دوباره بوکس انجام دادی؟

155
00:09:34,658 --> 00:09:36,618
‫بهت که گفتم، کارولاین
‫اون پول ناچیزی ازم می‌گیره...

156
00:09:36,702 --> 00:09:38,495
‫چون اون نقاشی از بندیگو
‫رو بهش دادم

157
00:09:38,578 --> 00:09:41,039
‫لویی، میشه بعد از عصرونه
‫رقص کوادریل رو باهام تمرین کنی؟

158
00:09:41,123 --> 00:09:43,083
‫آه، بالاخره اومدی تا منو به قتل برسونی

159
00:09:43,166 --> 00:09:44,835
‫- فلیسی، سریع ازم دفاع کن
‫- آماده!

160
00:09:44,918 --> 00:09:47,337
‫نکن!
‫باید درمورد مسائل مالی حرف بزنیم

161
00:09:47,421 --> 00:09:49,715
‫ملاقاتت با سِر ویلیام چطور بود؟
‫راضی بود؟

162
00:09:49,798 --> 00:09:51,591
‫آقای ویلیام زیادی هم راضیه

163
00:09:51,675 --> 00:09:53,760
‫بهم سِمَت تصویرگر رسمی
‫رو پیشنهاد کرد

164
00:09:53,844 --> 00:09:55,721
‫حالا، واقعا باید برم تو اتاقم

165
00:09:55,804 --> 00:09:59,224
‫اوه، خدای من!
‫گفتی تصویرگر رسمی؟

166
00:09:59,308 --> 00:10:01,852
‫بله، تصویرگر رسمی
‫ولی قبولش نکردم

167
00:10:01,935 --> 00:10:04,730
‫ببخشید؟
‫چرا؟

168
00:10:04,813 --> 00:10:07,399
‫همین الانشم دو برابر میزان دستمزدت
‫هزینه داریم...

169
00:10:07,482 --> 00:10:10,068
‫و تازه یه معلم سرخونه گرفتیم

170
00:10:10,152 --> 00:10:12,779
‫بهت که گفتم اون اتاق رو
‫واسه پروژه‌های جانبیم نگه دار

171
00:10:12,863 --> 00:10:15,115
‫بعلاوه، خودم می‌تونم بهشون آموزش بدم.
‫من در تمام موضوعات مرتبط...

172
00:10:15,198 --> 00:10:17,034
‫کاملا صلاحیت هستم

173
00:10:17,117 --> 00:10:19,077
‫نه، نمی‌تونی!
‫لویی، تو باید بری کار کنی!

174
00:10:19,161 --> 00:10:22,039
‫درسته.
‫باید بری کار کنی، لویی

175
00:10:22,122 --> 00:10:23,999
‫معلم سرخونه!
‫متاسفانه الان...

176
00:10:24,082 --> 00:10:26,126
‫- نیازی به خدمات شما نداریم
‫- لویی!

177
00:10:26,209 --> 00:10:28,420
‫شرمنده که به زحمت افتادین

178
00:10:28,503 --> 00:10:31,256
‫معلم سرخونه؟
‫معلم سرخونه؟

179
00:10:31,340 --> 00:10:34,926
‫نرو تو اتاق زنه

180
00:10:35,010 --> 00:10:36,136
‫معلم سرخونه؟

181
00:10:39,139 --> 00:10:40,557
‫کجایی؟

182
00:10:40,640 --> 00:10:41,975
‫اون داخل نیست؟

183
00:10:42,059 --> 00:10:43,435
‫کجا.. کجایی؟

184
00:10:43,518 --> 00:10:45,145
‫هیس

185
00:10:45,228 --> 00:10:47,522
‫معلم سرخونه؟
‫تو این داخلی؟

186
00:10:47,606 --> 00:10:49,441
‫خانوم ریچاردسون،
‫اگه توی کمد هستین

187
00:10:49,524 --> 00:10:50,859
‫خیلی ناراحت میشیم

188
00:10:50,942 --> 00:10:52,444
‫نیازی به ترسیدن نیست،

189
00:10:52,527 --> 00:10:54,196
‫ولی باید در رو باز کنم

190
00:10:54,279 --> 00:10:55,489
‫اوه، ای بابا

191
00:10:55,572 --> 00:10:57,074
‫تا سه شماره

192
00:10:57,157 --> 00:10:58,700
‫سه، دو، یک

193
00:11:03,080 --> 00:11:05,290
‫درسته، بله.
‫حالا، معلومه که...

194
00:11:05,374 --> 00:11:07,751
‫یعنی، به عنوان برخورد اول...

195
00:11:07,834 --> 00:11:09,169
‫چطورین، آقای وین؟

196
00:11:09,252 --> 00:11:11,004
‫خانوم ریچاردسون،
‫از کمد اومدین بیرون

197
00:11:11,088 --> 00:11:13,799
‫بله، البته.
‫می‌خواین اسمم رو بدونین، آقای وین؟

198
00:11:13,882 --> 00:11:16,009
‫تا تو خونه همش داد نزنین
‫"معلم سرخونه"

199
00:11:16,093 --> 00:11:18,470
‫به نظرم مادرتون داره چرت می‌زنه.
‫داد زدن‌تون خیلی با ملاحظه نیست، غیر از اینه؟

200
00:11:18,553 --> 00:11:20,472
‫خانوم ریچاردسون،
‫چرا توی کمد بودین؟

201
00:11:20,555 --> 00:11:24,017
‫بله، بعضی وقت‌ها بهم کمک می‌کنه
‫که توی فضای بسته باشم

202
00:11:24,101 --> 00:11:25,913
‫و با چیزی مثل شکسپیر،

203
00:11:25,977 --> 00:11:26,875
‫که از قبل کامل اونو حفظ هستم
‫[شکسپیر، طوفان]

204
00:11:26,929 --> 00:11:28,814
‫پس فقط دنیا رو نادیده میگیرم
‫و اینو توی ذهنم پخش می‌کنم

205
00:11:28,897 --> 00:11:31,358
‫بله، همه اینا خوبه
‫ولی مسئله اینه که داشتم میگفتم...

206
00:11:31,441 --> 00:11:33,735
‫که خودم کاملا به ریاضیات
‫و شیمی مسلط هستم

207
00:11:33,819 --> 00:11:35,529
‫پس نیازی به خدمات من ندارین

208
00:11:35,612 --> 00:11:37,364
‫- من میرم دنبال کارم
‫- نه

209
00:11:37,447 --> 00:11:39,366
‫خانوم ریچاردسون، لطفا
‫اون فقط داره عوضی بازی در میاره

210
00:11:39,449 --> 00:11:41,284
‫نه، راستش خیالم راحت شد که
‫دیگه مجبور نیستم...

211
00:11:41,368 --> 00:11:43,578
‫هر روز ساعت 4:30 دقیقه صبح
‫واسه آماده کردن دروس بیدار بشم

212
00:11:43,662 --> 00:11:45,622
‫و کمی نگران یونان باستان بودم

213
00:11:45,705 --> 00:11:47,082
‫استفاده هومر از متریک ایکتوس...
‫[شاعر یونانی]

214
00:11:47,165 --> 00:11:48,417
‫خیلی سختش می‌کنه، مگه نه؟

215
00:11:48,500 --> 00:11:50,001
‫اون همه سزارهای زنانه

216
00:11:50,085 --> 00:11:51,795
‫شکی ندارم که برای تحصیل
‫خیلی بهتره که...

217
00:11:51,878 --> 00:11:53,505
‫در دستان موفق شما باشند

218
00:11:53,588 --> 00:11:56,633
‫راستش خانوم ریچاردسون، الان داشتم فکر می‌کردم
‫به خودم قول دادم که...

219
00:11:56,716 --> 00:11:58,927
‫تا قبل از ماه آینده
‫اختراع چرخ ثابتم رو ثبت کنم

220
00:11:59,010 --> 00:12:00,971
‫اگه قرار باشه سنوراهای زنانه
‫رو به خواهرهام یاد بدم...

221
00:12:01,054 --> 00:12:02,472
‫- سزارها
‫- دقیقا همین

222
00:12:02,556 --> 00:12:04,433
‫دیگه وقتی برام نمی‏مونه

223
00:12:05,809 --> 00:12:07,018
‫پس می‌خواین که بمونم؟

224
00:12:09,604 --> 00:12:11,523
‫خانواده شوهر بیچاره‎‏ام ویلیام...

225
00:12:11,606 --> 00:12:13,567
‫اونو تو استافورد بیرون کردن

226
00:12:13,650 --> 00:12:16,319
‫- همه‏‎شون پروتستان بودن
‫- تره‌فرنگی

227
00:12:16,403 --> 00:12:18,655
‫اسم شهر تره‌فرنگیه،
‫خانوم ریچاردسون

228
00:12:18,738 --> 00:12:20,323
‫- بامزه نیست؟
‫- خنده‏داره

229
00:12:20,407 --> 00:12:22,159
‫اونجا اینطوری حرف میزنن

230
00:12:22,242 --> 00:12:23,994
‫اون می‌خواست یه کاتولیک باشه،

231
00:12:24,077 --> 00:12:26,455
‫ولی پدرش بهش اجازه نمیداد،
‫و اونم فرار کرد

232
00:12:26,538 --> 00:12:28,707
‫- اون یه کاتولیکی بوده
‫- هیس، ماری
‫[شبیه به کلمه الکی]

233
00:12:28,790 --> 00:12:30,750
‫- چطور باهاش آشنا شدی؟
‫- به نظر من بامزه بود

234
00:12:30,834 --> 00:12:32,127
‫تو کلیسا

235
00:12:32,210 --> 00:12:34,713
‫من صنایع دستی پارچه‌ای واسه...

236
00:12:34,796 --> 00:12:37,340
‫اووه. داری سنگین میشی.
‫واسه کلیسا درست می‌کردم

237
00:12:37,424 --> 00:12:39,593
‫و خانواده اون تو کار پارچه ابریشم بودن

238
00:12:39,676 --> 00:12:41,303
‫اون یه پارچه ‏فروش بود

239
00:12:41,386 --> 00:12:43,805
‫و پدر خودم...

240
00:12:43,889 --> 00:12:46,308
‫می‌دونی، من فرانسوی‎‏ام

241
00:12:46,391 --> 00:12:48,018
‫با تغییر قیافه دادن به زن...

242
00:12:48,101 --> 00:12:49,769
‫قاچاقی به انگلیس اومد

243
00:12:50,979 --> 00:12:52,689
‫ما یه خانواده شر به پا کنیم،

244
00:12:52,772 --> 00:12:53,940
‫خانوم ریچاردسون

245
00:12:54,024 --> 00:12:56,693
‫بهتره ما رو الم شنگه صدا کنن

246
00:12:56,776 --> 00:13:00,071
‫تو کامل درگیر این سه‎تا میشی

247
00:13:00,155 --> 00:13:02,574
‫و شما دو نفر،
‫دیگه وقتشه...

248
00:13:02,657 --> 00:13:04,868
‫واسه خودتون شوهر مناسبی پیدا کنین،
‫اینطور فکر نمی‌کنین؟

249
00:13:04,951 --> 00:13:06,661
‫پیدا می‌کنیم، مادر
‫به وقتش

250
00:13:06,745 --> 00:13:10,457
‫خب، یه مَرد سبیل‏دار کلاه‎پوش...

251
00:13:10,540 --> 00:13:13,460
‫توی اتوبوس منو دید میزد

252
00:13:13,543 --> 00:13:16,296
‫سبیل خیلی بلندی داشت

253
00:13:16,379 --> 00:13:18,590
‫و ابروی برجسته‏ای هم داشت

254
00:13:18,673 --> 00:13:20,133
‫بله، خیلی برجسته بود

255
00:13:20,217 --> 00:13:22,552
‫مثل یه گنبد می‏موند.
‫ولی آم...

256
00:13:22,636 --> 00:13:25,472
‫خب، نگاه طولانی‏ای بهم کرد

257
00:13:25,555 --> 00:13:27,015
‫خجالت‎آور بود

258
00:13:27,098 --> 00:13:30,393
‫- به نظر پول‎دار میومد، جوزفین؟
‫- مادر

259
00:13:30,477 --> 00:13:32,229
‫جوزفین قراره با مَردی ازدواج کنه...

260
00:13:32,312 --> 00:13:34,272
‫که سبیل گنده‏ای داره

261
00:13:34,356 --> 00:13:36,483
‫کارولاین، اون ممکنه برادر داشته باشه

262
00:14:17,190 --> 00:14:18,358
‫خانوم کارولاین

263
00:14:21,319 --> 00:14:24,114
‫از همه‏چی راضی هستین، خانوم ریچاردسون؟

264
00:14:24,197 --> 00:14:25,198
‫بله، کاملا

265
00:14:27,409 --> 00:14:28,702
‫چرا پرسیدین؟

266
00:14:28,785 --> 00:14:30,620
‫اوه، نه.
‫فقط می‌خواستم بگم...

267
00:14:30,704 --> 00:14:32,330
‫اگه اتاق باب میل‏تون نیست،

268
00:14:32,414 --> 00:14:35,625
‫کاملا خوشحال میشم که
‫اتاق‏تون رو با من عوض کنین

269
00:14:35,709 --> 00:14:38,712
‫نیازی نیست.
‫همینجا خیلی راحتم

270
00:14:38,795 --> 00:14:43,842
‫البته، ولی نمی‌خوام معذب باشین

271
00:14:44,718 --> 00:14:46,094
‫تو طبقه‏ای باشین...

272
00:14:48,263 --> 00:14:49,472
‫که یه مَرد هست

273
00:14:52,392 --> 00:14:54,311
‫چرا این باید باعث بشه
‫که معذب بشم؟

274
00:14:57,063 --> 00:14:58,565
‫بسیارخب

275
00:14:58,648 --> 00:15:01,026
‫لطفا وسایل‏تون رو با نظم بچینین

276
00:15:01,109 --> 00:15:03,069
‫شما به عنوان الگویی واسه خواهرهام اینجایین

277
00:15:03,153 --> 00:15:06,948
‫البته.
‫راستی، تو خیلی باهاشون خوبی

278
00:15:07,032 --> 00:15:09,826
‫حتما خسته کننده‏ست،
‫که آدم بالغ جمع باشی

279
00:15:09,909 --> 00:15:12,579
‫خب، من یه آدم بالغم،
‫پس خسته کننده نیست

280
00:15:18,418 --> 00:15:20,420
‫چرا سنگ دستته؟

281
00:15:20,503 --> 00:15:22,130
‫من خیلی سفر می‌کنم،

282
00:15:22,213 --> 00:15:24,549
‫پس دوست دارم چندتا سنگ
‫از شروزبری با خودم بیارم،

283
00:15:24,633 --> 00:15:26,968
‫جایی که توش بزرگ شدم.
‫کمکم می‌کنه که حس کنم خونه‏ام

284
00:15:27,052 --> 00:15:28,678
‫چرا تو این یکی رو برنمیداری؟

285
00:15:38,605 --> 00:15:39,898
‫خوب بخوابین...

286
00:15:41,608 --> 00:15:42,817
‫خانوم ریچاردسون

287
00:15:54,496 --> 00:15:56,081
‫- صبح بخیر
‫- صبح بخیر

288
00:16:00,585 --> 00:16:03,463
<i>‫ لویی با همیشه درحال حرکت بودن </i>
<i>‫ یاد گرفت که... </i>

289
00:16:03,546 --> 00:16:05,298
‫آشوب توی ذهنش رو کنترل کنه

290
00:16:05,382 --> 00:16:07,759
‫و تا سال‌های زیادی
‫از با هیجان دنبال کردن...

291
00:16:07,842 --> 00:16:09,761
‫علایق مختلفش راضی بود

292
00:16:09,844 --> 00:16:13,098
‫به عنوان معلم هنر ناموفق،
‫موسیقی‎دان ناموفق،

293
00:16:13,181 --> 00:16:16,601
‫مخترع مشتاق،
‫فردی پر شور با چند سرگرمی،

294
00:16:16,685 --> 00:16:18,645
‫و البته، تصویرگر پاره‎وقت

295
00:16:20,313 --> 00:16:22,649
‫ولی تنها چیزی که هیچوقت
‫در نظر نگرفته بود،

296
00:16:22,732 --> 00:16:25,777
‫با وجود اینکه مدام بهش فشار میاوردن
‫که همسر جوان مناسبی پیدا کنه

297
00:16:25,860 --> 00:16:27,612
‫احتمال این بود که...

298
00:16:27,696 --> 00:16:30,365
‫یه‌جور زندگی عاشقانه داشته باشه

299
00:16:31,991 --> 00:16:35,995
‫بنابراین، وقتی یه حس سوز سوز
‫و عجیبی در سینه...

300
00:16:36,079 --> 00:16:38,123
‫و کمر او جریان گرفت

301
00:16:38,206 --> 00:16:41,167
‫به نظرم میشه گفت که
‫آقای وین معصوم...

302
00:16:41,251 --> 00:16:43,837
‫واقعا نمیدونست اوضاع از چه قراره

303
00:16:47,048 --> 00:16:50,301
‫البته که درک سطحی‌ای داشت،
‫ولی چطور می‌تونست مطمئن باشه...

304
00:16:50,385 --> 00:16:53,638
‫که این احساسات متقابل باشه؟

305
00:16:53,722 --> 00:16:55,348
‫لب شکری بد ترکیبی که...

306
00:16:55,432 --> 00:16:59,018
‫اون چنان با سبیل محتاطش مخفی کرد چی؟

307
00:16:59,102 --> 00:17:00,645
‫اگه نگاهی از نزدیک،

308
00:17:00,729 --> 00:17:03,440
‫اون بدون شک متوجه
‫این بدشکلی ناگوار میشه

309
00:17:03,523 --> 00:17:04,691
‫و فراری میشه

310
00:17:06,401 --> 00:17:09,696
‫یا شاید، خیلی تحت تأثیر قرار نمی‏گیره
‫که بفهمه...

311
00:17:09,779 --> 00:17:12,657
‫که برخلاف ظاهر سرزنده اون،

312
00:17:12,741 --> 00:17:15,410
‫ذهنش، طوفانی تاریک و فریاد کشان...

313
00:17:15,493 --> 00:17:18,747
‫از اضطراب‎های سهمگین
‫و کابوس‌های تکراری بوده

314
00:17:22,876 --> 00:17:25,712
‫البته جدا از همسایه‌های غیبت کننده...

315
00:17:25,795 --> 00:17:28,715
‫که به نظر همه‌شون زشته که
‫یه معلم سرخونه تنها...

316
00:17:28,798 --> 00:17:32,552
‫درگیر این بازی‌های معاشقه بورژوا باشه

317
00:17:32,635 --> 00:17:35,305
‫رفتار اندک نامتعارف امیلی ریچاردسون...

318
00:17:35,388 --> 00:17:36,723
‫به حریم خصوصی کارفرماش

319
00:17:36,806 --> 00:17:38,349
‫به این زودی حواس...

320
00:17:38,433 --> 00:17:40,435
‫خانوم فضول دو فِرین
‫رو به خودش جلب کرده

321
00:17:40,518 --> 00:17:42,145
‫که گفته میشه اون...

322
00:17:42,228 --> 00:17:45,398
‫پرحرف‌ترین فرد این طرف رود تیمز هست

323
00:17:48,067 --> 00:17:49,569
‫کافیست که بگیم،

324
00:17:49,652 --> 00:17:51,404
‫موانع زیادی...

325
00:17:51,488 --> 00:17:54,616
‫سر راه لویی و امیلی قرار داشتند

326
00:17:54,699 --> 00:17:57,368
‫و در یه دنیای دیگه،
‫اون ممکن بود تصمیم بگیره که...

327
00:17:57,452 --> 00:18:00,413
‫مزاحم شنای روزانه سِر ویلیام اینگرام...

328
00:18:00,497 --> 00:18:02,540
‫تو حمام‏های ترکی در منطقه ایزلینگتون نشه

329
00:18:02,624 --> 00:18:04,834
‫آه. صبح بخیر، آقای وین

330
00:18:04,918 --> 00:18:06,795
‫صبح بخیر، سِر ویلیام

331
00:18:06,878 --> 00:18:08,797
‫خیلی اینجا نمی‎بینمت

332
00:18:10,048 --> 00:18:12,759
‫اومدم باهاتون صحبت کنم

333
00:18:14,177 --> 00:18:17,305
‫- یه لحظه وقت دارین؟
‫- بله البته، لویی

334
00:18:17,388 --> 00:18:19,682
‫فقط اجازه بده ورزش‏های صبحگاهیم رو تموم کنم

335
00:18:19,766 --> 00:18:21,184
‫بله، البته

336
00:18:27,565 --> 00:18:30,401
‫راستش، حالا که اینجام
‫خودمم یه چند دور شنا می‌کنم

337
00:18:32,278 --> 00:18:35,114
‫مراقب باش!
‫آروم، لویی

338
00:18:41,663 --> 00:18:43,790
‫اوه! لویی؟

339
00:18:46,000 --> 00:18:48,336
‫پس سر عقلت اومدی، مَرد جوون

340
00:18:49,838 --> 00:18:51,881
‫چرا یهو نظرت عوض شد؟

341
00:18:51,965 --> 00:18:56,135
‫خب، یه معلم سرخونه استخدام کردیم
‫تا به خواهرهای کوچکم درس بده

342
00:18:56,219 --> 00:18:57,720
‫- یه معلم سرخونه؟
‫- هوم

343
00:18:57,804 --> 00:19:01,015
‫آه، و نمی‌خوای بخاطر اینکه نتونی...

344
00:19:01,099 --> 00:19:02,600
‫دستمزدش رو بدی
‫بره سراغ یه خانواده دیگه

345
00:19:02,684 --> 00:19:04,561
‫یه همچین چیزی، بله

346
00:19:04,644 --> 00:19:06,688
‫خب، با دستمزد فقیری باهات شروع می‌کنم

347
00:19:06,771 --> 00:19:10,483
‫طبق رویه استاندارد،
‫اما منظم دستمزدت رو میگیری

348
00:19:10,567 --> 00:19:15,113
‫و متاسفانه نمی‌تونیم در ازای روزهای تعطیل...

349
00:19:15,196 --> 00:19:17,031
‫یا مخارج بهت پول بدیم

350
00:19:17,115 --> 00:19:21,286
‫با این شرایط موافقی، آقای وین؟

351
00:19:22,328 --> 00:19:23,580
‫خوبه

352
00:19:23,663 --> 00:19:25,874
‫تپ، تپ.
‫پیش‌روی

353
00:19:25,957 --> 00:19:27,375
‫- پیش‌روی
‫- تپ، تپ

354
00:19:27,458 --> 00:19:29,168
‫- تپ، تپ. پیش‌روی
‫- پیش‌روی. خیلی‏خب

355
00:19:29,252 --> 00:19:30,503
‫آماده برای نبرد!

356
00:19:30,587 --> 00:19:32,171
‫- آماده برای نبرد!
‫- آماده برای نبرد!

357
00:19:32,255 --> 00:19:34,465
‫کارولاین، می‌تونم ششمشیر بازیم
‫رو نشونت بدم؟

358
00:19:34,549 --> 00:19:36,217
‫الان نه

359
00:19:36,301 --> 00:19:39,095
‫- آماده برای نبرد
‫- لطفا فهمیده رفتار کنین، دخترها

360
00:19:39,178 --> 00:19:41,472
‫خانوم وین، ما رو تا پیانو همراهی می‌کنین؟

361
00:19:41,556 --> 00:19:43,892
‫خوشحال میشم تا پیانو همراهی‏تون کنم

362
00:19:43,975 --> 00:19:46,227
‫بیاین نشون‏شون بدیم که
‫چی تمرین می‌کردیم

363
00:19:46,311 --> 00:19:48,688
‫هر کاسب‌کار ذغل‌بازِ توی لندن
‫این حقه رو بلده

364
00:19:48,771 --> 00:19:51,149
‫- نباید بگی بله
‫- باهاش چونه نزدی؟

365
00:19:51,232 --> 00:19:53,026
‫- مگه من هیچی بهت یاد ندادم؟
‫- ازش راضی‎‏ام، هرب

366
00:19:53,109 --> 00:19:54,819
‫راستش، دیگه بهتره برگردم

367
00:19:54,903 --> 00:19:56,779
‫باید روی اختراع چرخه ثابتم کار کنم

368
00:19:56,863 --> 00:19:58,781
‫بیخیال اون شو، خنگول.
‫کسی اصلا ازش سر در نمیاره

369
00:19:58,865 --> 00:20:02,201
‫این‌قدر احمق نباش.
‫اگه خوشحالی، خوشحالی دیگه

370
00:20:02,285 --> 00:20:05,246
‫یعنی، سرت کلاه گذاشته شده،
‫پس اینو درک نمی‌کنم

371
00:20:05,330 --> 00:20:07,832
‫یالا، بیا یکم خوش بگذرونیم.
‫سه هفته‎ست که ندیدمت

372
00:20:07,916 --> 00:20:10,460
‫آره، زمان زیادی رو با خواهرهای عجیبت می‎‏گذروندی

373
00:20:10,543 --> 00:20:13,129
‫تو تصویرگر رسمی واسه برترین روزنامه توی لندنی

374
00:20:13,212 --> 00:20:14,756
‫الان فقط...

375
00:20:14,839 --> 00:20:16,549
‫یه نجیب‌زاده خوش اندام نیاز داری

376
00:20:16,633 --> 00:20:18,885
‫فیل می هم همینش تو دیده،
‫دیوِ گستاخ
‫[تصویرگر معروف انگلیسی]

377
00:20:18,968 --> 00:20:21,971
‫همیشه میزبان گروهی از زن‏های جنده پول‌دار می‌شد

378
00:20:22,055 --> 00:20:24,682
‫نمی‌تونیم موفقیتت رو بدون تو جشن بگیریم

379
00:20:24,766 --> 00:20:26,684
‫شاید بعداً برقصیم؟

380
00:20:26,768 --> 00:20:29,103
‫اگه تو اینجا باشی، رقص هم هست
‫اینو مطمئنم

381
00:20:30,271 --> 00:20:31,564
‫- پایه‎ام
‫- ایولا

382
00:21:24,867 --> 00:21:27,161
‫هیس!

383
00:21:29,288 --> 00:21:30,873
‫ساکت باش

384
00:21:30,957 --> 00:21:33,501
‫اوه. من خیلی ساکت بودم

385
00:21:33,584 --> 00:21:35,378
‫ماری داره کابوس می‏بینه

386
00:21:35,461 --> 00:21:36,754
‫اوه

387
00:21:38,381 --> 00:21:39,924
‫تو مَستی

388
00:21:41,092 --> 00:21:44,178
‫شاید یه‌کمی.
‫جشن میگرفتم

389
00:21:45,513 --> 00:21:47,265
‫شغلی که...

390
00:21:47,348 --> 00:21:48,975
‫سِر ویلیام پیشنهاد داده بود
‫رو قبول کردم

391
00:21:49,058 --> 00:21:50,059
‫خوبه

392
00:21:50,977 --> 00:21:52,353
‫حالا برو بخواب

393
00:21:52,437 --> 00:21:54,522
‫کارولاین.
‫می‌تونم خارها رو حس کنم

394
00:21:54,605 --> 00:21:56,149
‫- چیزی نیست
‫- می‌ترسم

395
00:21:56,232 --> 00:21:59,277
‫- من اینجام. من اینجام
‫- من می‏‎ترسم، کارولاین

396
00:21:59,360 --> 00:22:01,779
‫چیزی نیست.
‫فقط برادر احمق‏مونه

397
00:22:01,863 --> 00:22:03,990
‫که داره با صدای بلند
‫از پله‌ها بالا میره

398
00:22:04,073 --> 00:22:06,534
‫هیس

399
00:22:06,617 --> 00:22:10,496
‫سعی کن به یه چمنزار
‫یا یه نسیم فکر کنی

400
00:22:10,580 --> 00:22:13,374
‫آروم باش، ماری
‫آروم باش

401
00:22:13,458 --> 00:22:14,959
‫نفس بکش

402
00:22:18,296 --> 00:22:19,922
‫آه، شبتون بخیر باشه

403
00:22:20,006 --> 00:22:22,133
‫- نه
‫- چی؟

404
00:22:22,216 --> 00:22:24,635
‫- برو پی کارت. برو
‫- بله. چی؟ چرا؟

405
00:22:24,719 --> 00:22:26,345
‫- منظورت چیه که چرا؟
‫- من نمیـ...

406
00:22:26,429 --> 00:22:28,139
‫بله، البته.
‫بله، عذر می‌خوام

407
00:22:29,348 --> 00:22:31,267
‫چیکار می‌کنین، آقای وین؟

408
00:22:31,350 --> 00:22:32,935
‫- می‌خواین چیکار... نمی‎فهمم
‫- برین بیرون!

409
00:22:33,019 --> 00:22:35,354
‫ببخشید، درسته، بله، البته.
‫متاسفم. معذرت می‌خوام

410
00:22:35,438 --> 00:22:38,024
‫شما منو استخدام کردین، آقای وین
‫ولی انتظار ندارم که...

411
00:22:38,107 --> 00:22:40,276
‫باید تحمل کنم که شما دیروقت سرتون رو بندازین
‫و وارد اتاق بشین...

412
00:22:40,359 --> 00:22:42,236
‫اونم وقتی...

413
00:22:42,320 --> 00:22:44,447
‫خب، مهم نیست که من چیکار می‌کنم،
‫غیر از اینه؟

414
00:22:44,530 --> 00:22:46,032
‫بله. متاسفم.
‫البته

415
00:22:46,115 --> 00:22:47,700
‫مسئله اینه که من خواهرهای زیادی دارم

416
00:22:47,784 --> 00:22:49,577
‫و بعضی وقت‏ها یادم میره...

417
00:22:49,660 --> 00:22:50,995
‫داشتین چیزی نقاشی می‌کردین؟

418
00:22:51,079 --> 00:22:52,830
‫به شما ربطی نداره، آقای وین

419
00:22:54,165 --> 00:22:56,292
‫ولی بله، اگه حتما باید بدونین

420
00:22:57,919 --> 00:23:00,463
‫فردا با دخترها درس نقاشی دارم،

421
00:23:00,546 --> 00:23:02,632
‫و همه شما وین‎ها
‫اونقدر هنرمندهای موفقی هستین

422
00:23:02,715 --> 00:23:05,259
‫که با خودم گفتم
‫کمی آماده بشم

423
00:23:05,343 --> 00:23:06,469
‫که اینطور

424
00:23:08,137 --> 00:23:10,139
‫خب، من داشتم...

425
00:23:10,223 --> 00:23:12,517
‫خب، فقط می‌خواستم
‫شما رو به تئاتر دعوت کنم

426
00:23:12,600 --> 00:23:13,726
‫«نمایش طوفان»
<i>‫ اثری از ویلیام شکسپیر </i>

427
00:23:13,810 --> 00:23:15,645
‫به عنوان یه گردش آموزشی،

428
00:23:15,728 --> 00:23:17,772
‫که البته با فلیسی، کلیر و ماری میریم

429
00:23:19,398 --> 00:23:21,692
‫بازم خیلی متاسفم، خانوم ریچاردسون.
‫معذرت می‌خوام

430
00:23:21,776 --> 00:23:23,486
‫خیلی خجالت‏زده شدم

431
00:23:23,569 --> 00:23:26,114
‫فقط هیجان‏زده بودم که
‫فکرم رو بهتون بگم

432
00:23:26,197 --> 00:23:28,658
‫و فقط نمی‌خوام فکر کنین که
‫باید همیشه...

433
00:23:28,741 --> 00:23:31,744
‫تو این خونه حبس باشین،
‫همین

434
00:23:41,212 --> 00:23:43,464
‫به نظرم فکر بسیار عالی‏ایه

435
00:23:46,551 --> 00:23:48,970
‫لطفا دفعه بعدی که می‌خواین منو ببینین
‫فقط در بزنین

436
00:23:49,053 --> 00:23:50,179
‫البته

437
00:23:58,855 --> 00:24:00,815
‫- چیزی خنده‏داره، آقای وین؟
‫- اصلاً و ابداً

438
00:24:01,816 --> 00:24:02,984
‫اصلاً و ابداً

439
00:24:06,779 --> 00:24:07,822
‫شب بخیر، امیلی

440
00:24:09,073 --> 00:24:10,283
‫شب بخیر، آقای وین

441
00:24:17,665 --> 00:24:18,791
‫خانوم ریچاردسون؟

442
00:24:22,128 --> 00:24:23,588
‫بله؟

443
00:24:23,671 --> 00:24:26,299
‫وقتی مسئله نقاشی باشه،

444
00:24:26,382 --> 00:24:28,968
‫فقط باید یه قانون رو آموزش بدین

445
00:24:30,761 --> 00:24:32,263
‫که اون نگاه کردنه

446
00:25:19,810 --> 00:25:22,438
‫مامانی! بابایی!
‫کمکم کنین!

447
00:25:22,521 --> 00:25:24,899
‫دارم غرق میشم!
‫دارم غرق میشم!

448
00:25:46,796 --> 00:25:49,882
‫تو خیلی زشتی!
‫زشتی!

449
00:25:49,966 --> 00:25:52,802
‫به اینجا تعلق نداری!
‫به هیچ‏جا تعلق نداری!

450
00:26:02,895 --> 00:26:05,064
‫جادوئه

451
00:26:05,147 --> 00:26:07,441
‫آقای نیوتن چه لاشیِ باهوشی بود

452
00:26:07,525 --> 00:26:09,485
‫لطفا درست صحبت کن، فلیسی

453
00:26:09,568 --> 00:26:12,738
‫- یه سوسیسِ باهوش؟
‫- سوسیس رو قبول می‌کنم

454
00:26:12,822 --> 00:26:14,782
‫ولی متاسفانه نمی‌تونه...

455
00:26:14,865 --> 00:26:16,492
‫روحیه نبوغ نیوتن رو به تصویر بکشه

456
00:26:16,575 --> 00:26:18,619
‫من یه نابغه‏ام

457
00:26:18,703 --> 00:26:21,247
‫اگه سخت تلاش کنی
‫و درست رو بخونی، ماری

458
00:26:21,330 --> 00:26:23,374
‫شاید یه روز نابغه بشی

459
00:26:23,457 --> 00:26:25,084
‫ممنون، خانوم ریچاردسون

460
00:26:25,167 --> 00:26:27,253
‫- خواهش می‌کنم
‫- ممنون

461
00:26:27,336 --> 00:26:29,463
‫رو پله‏ها سر و صدا نکنین.
‫لطفا، دخترها

462
00:26:30,840 --> 00:26:34,176
‫کرامپت، بیسکویت، کیک!

463
00:26:50,860 --> 00:26:52,028
‫اووه. بیا تو

464
00:26:53,904 --> 00:26:55,197
‫صبح بخیر

465
00:26:55,865 --> 00:26:56,949
‫صبح بخیر

466
00:26:58,743 --> 00:27:00,202
‫درس‏تون چطور بود؟

467
00:27:01,078 --> 00:27:02,830
‫خیلی خوب بود،
‫ممنون

468
00:27:02,913 --> 00:27:05,374
‫اینطور که پیداست خواهرهاتون در نقاشی
‫نیازی به کمک من ندارن

469
00:27:05,458 --> 00:27:07,168
‫پس به‌جاش چیزه دیگه‏ای
‫رو امتحان کردیم

470
00:27:07,251 --> 00:27:08,586
‫خوبه. خوبه

471
00:27:12,173 --> 00:27:13,883
‫از این رو بخاطر اینکه در مَستی...

472
00:27:13,966 --> 00:27:15,718
‫لخت اومدم جلوی شما
‫طلب بخشش می‌کنم

473
00:27:15,801 --> 00:27:17,887
‫اوه، لطفا لخت نیاین جلوی من، آقای وین

474
00:27:17,970 --> 00:27:19,972
‫ممکنه اینو یه عمل سرزده دوم بدونم

475
00:27:20,056 --> 00:27:21,474
‫که خیلی ناجورتر از اولی باشه

476
00:27:22,558 --> 00:27:24,977
‫ولی حتما می‌بینید...

477
00:27:25,061 --> 00:27:27,563
‫که من لب شکری واضحی دارم

478
00:27:28,939 --> 00:27:32,026
‫بله.
‫خب که چی، آقای وین؟

479
00:27:35,154 --> 00:27:36,697
‫ببخشید.
‫من اشتباهی کردم؟

480
00:27:37,907 --> 00:27:39,450
‫نه، به نظرم شما خیلی هم خوشتیپین

481
00:27:42,453 --> 00:27:43,704
‫پس، آه...

482
00:27:44,705 --> 00:27:46,082
‫خب، منو بخشیدین؟

483
00:27:47,208 --> 00:27:49,335
‫چرا نیاز دارین که شما رو ببخشم، آقای وین؟

484
00:27:57,051 --> 00:28:01,514
‫به نظرت کِی می‌تونیم به تئاتر بریم؟

485
00:28:02,848 --> 00:28:06,268
‫البته، برای برای تحصیل دختران

486
00:28:06,352 --> 00:28:07,395
‫البته

487
00:28:09,188 --> 00:28:11,607
‫خب، به دفتر برنامه‏هام رجوع می‌کنم

488
00:28:11,690 --> 00:28:13,734
‫عالیه.
‫خب، منتظر هستم

489
00:28:16,362 --> 00:28:17,822
‫ممنون

490
00:28:20,408 --> 00:28:22,159
‫بابت نیت‌تون ممنونم

491
00:28:28,457 --> 00:28:31,001
‫ولی مادر، ما هنوز حساب‏مون رو...

492
00:28:31,085 --> 00:28:32,628
‫زغال‎فروش و قصاب صاف نکردیم

493
00:28:32,711 --> 00:28:34,046
‫باید قبلش باهام مشورت می‌کردی

494
00:28:34,130 --> 00:28:35,673
‫چه حوصله‎ سر بر

495
00:28:35,756 --> 00:28:38,134
‫یعنی، نمی‌تونیم اجازه بدیم
‫اون اینطوری بره بیرون

496
00:28:38,217 --> 00:28:40,970
‫چرا همچین کار بسیار عیاشانه...

497
00:28:41,053 --> 00:28:44,265
‫و عمل خشونت‌آمیز خودآزارانه رو مرتکب شدی،
‫من که نمی‌دونم

498
00:28:44,348 --> 00:28:46,392
‫آخه چطور می‌تونه با زن ثروتمند آشنا بشه؟

499
00:28:46,475 --> 00:28:49,437
‫کارولاین، اون صورتش رو اصلاح کرده،
‫همین

500
00:28:49,520 --> 00:28:52,106
‫ماری عزیزم، کجا رفتی؟

501
00:28:52,189 --> 00:28:54,275
‫خب، به نظر من که
‫باید همه‏مون بریم

502
00:28:54,358 --> 00:28:55,943
‫شب خوبی رو سپری کنیم

503
00:28:56,026 --> 00:28:57,736
‫جوزفین، حداقل ما باید بمونیم

504
00:28:57,820 --> 00:28:59,947
‫ماری؟

505
00:29:01,240 --> 00:29:02,450
‫نیا تو

506
00:29:03,409 --> 00:29:05,244
‫ماری، چی شده؟

507
00:29:10,833 --> 00:29:13,377
‫اوه، چیزی نیست

508
00:29:13,461 --> 00:29:16,839
‫چیزی نیست.
‫کاملا طبیعیه

509
00:29:19,800 --> 00:29:23,762
‫درواقع، چیزه خوبیه.
‫یعنی تو زن شدی

510
00:29:23,846 --> 00:29:27,266
‫خب، من که خیلی دوست ندارم
‫واسه خود نمایش برم

511
00:29:27,349 --> 00:29:29,602
‫بلکه واسه مَردهای مجرد خوشتیپ
‫توی جمع می‌خوام برم

512
00:29:29,685 --> 00:29:31,145
‫می‌تونیم عشوه‌گری‌هامون رو تمرین کنیم

513
00:29:31,228 --> 00:29:33,355
‫من دوست دارم برم
‫چون دوست دارم برم

514
00:29:33,439 --> 00:29:34,982
‫اگه نظرت عوض شد، کارولاین

515
00:29:35,065 --> 00:29:36,650
‫می‌تونی بهمون ملحق بشی

516
00:29:36,734 --> 00:29:38,527
‫به نظرم میشه گفت که
‫خانوم ریچاردسون...

517
00:29:38,611 --> 00:29:40,279
‫تأثیر مثبتی روی این خانواده داشته

518
00:29:40,362 --> 00:29:41,697
‫و باید سپاسگذاری‏مون رو نشون بدیم

519
00:29:41,780 --> 00:29:43,157
‫من یه زنم!

520
00:29:43,240 --> 00:29:44,575
‫هورا!

521
00:29:45,784 --> 00:29:47,369
‫ببخشید، همگی.
‫یه وضعیتی پیش اومده بود،

522
00:29:47,453 --> 00:29:49,622
‫ولی همه‏چی تحت کنترله

523
00:29:54,668 --> 00:29:55,794
‫اوه

524
00:30:12,478 --> 00:30:14,480
‫اون معلم سرخونه‏ایه
‫که راجع‌بهش بهت میگفتم

525
00:30:14,563 --> 00:30:17,233
‫- اوه
‫- معلم سرخونه خانواده وین

526
00:30:17,316 --> 00:30:20,653
‫- آه، شما خیلی...
‫- نه، ممنون. شما هم همینطور

527
00:30:20,736 --> 00:30:22,321
‫- ممنون
‫- ممنون. ما...

528
00:30:22,404 --> 00:30:25,574
‫- بله، بیاین...
‫- بله، بیاین بشینیم. خوبه

529
00:30:26,700 --> 00:30:28,452
‫این اولین دفعه شماست؟

530
00:30:28,536 --> 00:30:30,329
‫- بله، همینطوره. همینطوره
‫- خیلی‏خب

531
00:30:30,412 --> 00:30:33,332
‫- هیجان‎انگیزه
‫- خوبه

532
00:30:35,668 --> 00:30:36,669
‫اووه

533
00:30:37,545 --> 00:30:39,797
‫- بیا
‫- ممنون

534
00:30:49,431 --> 00:30:51,350
<i>‫ سرملوان! </i>

535
00:30:52,726 --> 00:30:55,479
<i>‫ اینجام، ارباب! </i>
<i>‫ چه شده؟ </i>

536
00:30:55,563 --> 00:30:58,357
<i>‫ خوبه، با ملوان‏ها صحبت کن </i>

537
00:30:58,440 --> 00:31:02,820
<i>‫ برو داخلش، دوست عزیز </i>
<i>‫ وگرنه به گل می‌شینیم </i>

538
00:31:02,903 --> 00:31:06,740
<i>‫ حرکت کن، حرکت کن </i>

539
00:31:08,826 --> 00:31:10,869
<i>‫ ای، قلبم! </i>

540
00:31:10,953 --> 00:31:14,456
<i>‫ چه خوش، چه خوش، قلبم! </i>

541
00:31:14,540 --> 00:31:16,166
<i>‫ آماده، آماده! </i>

542
00:31:16,250 --> 00:31:17,501
<i>‫ بادبان‏ رو بکِشید </i>

543
00:31:17,585 --> 00:31:19,545
<i>‫ بادبان! </i>

544
00:31:19,628 --> 00:31:21,880
<i>‫ به سوت ارباب توجه کنید </i>

545
00:31:23,090 --> 00:31:25,342
‫مامانی! بابایی!
‫کمکم کنین!

546
00:31:25,426 --> 00:31:28,721
‫دارم غرق میشم!
‫دارم غرق میشم!

547
00:31:28,804 --> 00:31:32,766
‫کمکم کنین! دارم غرق میشم!
‫لطفا!

548
00:31:32,850 --> 00:31:35,519
‫کمکم کنین!
‫دارم غرق میشم!

549
00:31:44,361 --> 00:31:47,990
‫آم، این دستشویی آقایونه

550
00:31:48,073 --> 00:31:49,742
‫بله. عذر می‌خوام

551
00:31:51,243 --> 00:31:52,244
‫من...

552
00:31:53,996 --> 00:31:58,000
‫نگران شدم که ممکنه
‫بخاطر چیزی پریشون شده باشین

553
00:31:58,083 --> 00:32:00,878
‫نه، نه.
‫فقط یکم سرگیجه گرفتم، همین

554
00:32:01,670 --> 00:32:03,047
‫صحیح، بله

555
00:32:03,130 --> 00:32:06,383
‫نه، گفتم ممکنه که...

556
00:32:06,467 --> 00:32:08,469
‫ممکنه شما رو یاد چیزی انداخته باشه

557
00:32:12,348 --> 00:32:15,684
‫شاید یه چیزی که در دوران بچگی
‫براتون ترسناک بوده

558
00:32:15,768 --> 00:32:17,478
‫مثل یه کابوس تکراری

559
00:32:17,561 --> 00:32:20,689
‫مثل "دریای پر از کشتی‌های بزرگ"

560
00:32:20,773 --> 00:32:24,401
‫ممکنه که من بطور اتفاقی
‫دفتر خاطرات‏تون رو نگاه کرده باشم

561
00:32:26,362 --> 00:32:27,946
‫خب، این کار فضولی بوده

562
00:32:28,030 --> 00:32:29,531
‫متاسفانه این یکی از نقص‌های زیاد منه

563
00:32:29,615 --> 00:32:31,784
‫- فضولی؟
‫- من خیلی فضولم، بله

564
00:32:31,867 --> 00:32:34,370
‫تا حدودی به همین دلیل تصمیم گرفتم
‫که معلم سرخونه بشم

565
00:32:34,453 --> 00:32:36,538
‫به نظرتون وحشتناک بود؟

566
00:32:36,622 --> 00:32:40,125
‫اون همه الهام‌های تاریک و آشفته کننده؟

567
00:32:40,209 --> 00:32:44,046
‫نه. راستش رو بخواین،
‫از نظرم خیلی هم دلگرم کننده بودن

568
00:32:45,756 --> 00:32:47,508
‫منم کابوس‏‌هایی...

569
00:32:47,591 --> 00:32:49,760
‫درمورد این می‌بینیم که
‫نمی‌تونم از مکان‏هایی خارج بشم

570
00:32:49,843 --> 00:32:51,428
‫یه‌بار کل خوابم رو...

571
00:32:51,512 --> 00:32:53,013
‫تو یه طویله خیلی پیچیده گیر افتاده بودم

572
00:32:54,556 --> 00:32:56,850
‫خب، خدا رو شکر که
‫تو اون کمد گیر نکردی

573
00:32:57,893 --> 00:32:59,019
‫آره، خدا رو شکر

574
00:33:03,148 --> 00:33:05,275
‫خدا رو شکر تو رو داشتم که
‫بذاری ازش خارج بشم

575
00:33:58,912 --> 00:34:00,289
‫خدای بزرگ!

576
00:34:00,372 --> 00:34:02,291
‫بدون شک توی توالت اتفاق افتاده

577
00:34:03,375 --> 00:34:05,127
‫- اوه، سلام
‫- سلام

578
00:34:05,210 --> 00:34:07,546
‫خب، اینم از خانواده مورد علاقه من،

579
00:34:07,629 --> 00:34:10,716
‫خانواده وین. سلام، دخترها.
‫چطوری، لویی؟

580
00:34:10,799 --> 00:34:14,261
‫خیلی خوبم، ممنون خانوم دو فِرین.
‫شما چطورین؟

581
00:34:14,344 --> 00:34:17,765
‫خیلی خوبم. تو مراسم خاکسپاری پدرتون
‫سخنرانی‌تون عالی بود

582
00:34:17,848 --> 00:34:20,267
‫ممنون.
‫هر دفعه که می‌بینمتون اینو میگین

583
00:34:20,350 --> 00:34:23,312
‫و شما باید امیلی ریچاردسون معروف باشین

584
00:34:23,395 --> 00:34:25,522
‫- خوشوقتم
‫- تازه داشتیم میگفتیم...

585
00:34:25,606 --> 00:34:27,816
‫که ما خیلی معلم سرخونه‏ها
‫رو تو تئاتر نمی‏بینیم

586
00:34:27,900 --> 00:34:29,485
‫این اولین بارتون بود؟

587
00:34:30,652 --> 00:34:33,405
‫شنیدم که کمی درمورد توالت‏ها...

588
00:34:34,406 --> 00:34:36,575
‫گیج شدین

589
00:34:42,706 --> 00:34:44,541
‫بله، گیج شدن

590
00:34:45,709 --> 00:34:47,127
‫چه دل‎ربا

591
00:34:58,806 --> 00:35:01,058
‫مشخصه که شما زن باهوشی هستین،

592
00:35:01,141 --> 00:35:02,935
‫خانوم ریچاردسون

593
00:35:03,018 --> 00:35:05,938
‫و ما تحت تأثیر تدریس‎تون قرار گرفتیم

594
00:35:06,021 --> 00:35:08,857
‫ولی جنبه‏های خاصی از رفتارتون وجود داره

595
00:35:10,108 --> 00:35:12,110
‫و جنبه‏های خاصی از...

596
00:35:12,194 --> 00:35:14,196
‫رفتاری وجود داره که شما...

597
00:35:14,279 --> 00:35:16,365
‫به برادر احمقم منتقل می‌کنین

598
00:35:18,033 --> 00:35:21,870
‫که نمی‌تونیم تحملش کنیم

599
00:35:21,954 --> 00:35:24,748
‫ارمروز عصر قرار بود
‫یه همایش آموزشی باشه

600
00:35:24,832 --> 00:35:26,667
‫ولی الان، به لطف تو

601
00:35:26,750 --> 00:35:28,710
‫این خانواده سر زبون کل شهر افتاده

602
00:35:28,794 --> 00:35:30,295
‫و نه از یه لحاظ خوب

603
00:35:33,131 --> 00:35:35,968
‫سه روز وقت داری
‫تا کارهات رو انجام بدی

604
00:35:55,112 --> 00:35:57,197
‫فقط می‌خواستم ازتون تشکر کنم، آقای وین

605
00:35:58,740 --> 00:36:00,576
‫بابت یه شب بسیار دل‎نشین

606
00:36:00,659 --> 00:36:02,160
‫خیلی بهم خوش گذشت

607
00:36:05,956 --> 00:36:07,624
‫من در کلاس درس...

608
00:36:07,708 --> 00:36:09,459
‫ماجراجویی‌های زیادی رو درس دادم

609
00:36:11,336 --> 00:36:15,674
‫ولی هیجان‎انگیز بود که واسه یه ‌بارم
‫خودم به یه ماجراجویی برم

610
00:36:28,979 --> 00:36:31,231
‫راستی، از شال‎تون خوشم میاد

611
00:36:33,483 --> 00:36:35,861
‫ممنون.
‫مال مادرم بوده

612
00:36:39,823 --> 00:36:41,033
‫آبیه

613
00:36:43,076 --> 00:36:45,162
‫آره. آبیه

614
00:36:52,252 --> 00:36:53,545
‫خداحافظ، لویی

615
00:37:09,561 --> 00:37:12,397
‫اهمیت نمیدم، اهمیت نمیدم،
‫اهمیت نمیدم که مردم چی فکر میکنن

616
00:37:19,988 --> 00:37:21,156
‫منم اهمیت نمیدم

617
00:37:23,492 --> 00:37:24,993
‫- هوم! در رو ببند
‫- چی؟

618
00:37:25,077 --> 00:37:27,788
‫در رو ببند.
‫اوه. اوه

619
00:37:29,623 --> 00:37:31,500
‫- چی شد؟
‫- پام رفت روی لباسم و افتادم

620
00:37:31,583 --> 00:37:33,168
‫- ببخشید
‫- تقصیر تو که نیست

621
00:37:33,251 --> 00:37:34,461
‫بشین

622
00:37:38,840 --> 00:37:40,926
<i>‫ این چنین که این عشق خاص... </i>

623
00:37:41,009 --> 00:37:43,011
<i>‫ به طرز ناشیانه‌ای به گل تبدیل شد </i>

624
00:37:43,095 --> 00:37:45,055
<i>‫ اختلاف در جایگاه اجتماعی اونا... </i>

625
00:37:45,138 --> 00:37:47,683
<i>‫ عامل جنجال بزرگی شد </i>

626
00:37:47,766 --> 00:37:50,268
<i>‫ یه همسایه، که به طور گسترده‌ای شایعه شده بود </i>

627
00:37:50,352 --> 00:37:54,106
<i>‫ بلافاصله با شنیدن خبر رابطه اونا استفراغ کرد </i>

628
00:37:54,189 --> 00:37:57,442
<i>‫ چرا که رابطه یه آقای متشخص </i>
<i>‫ با خانمی از طبقه خدمتگزار... </i>

629
00:37:57,526 --> 00:37:59,861
<i>‫ از دید همه منزجر کننده بود </i>

630
00:37:59,945 --> 00:38:01,655
<i>‫ جدا از اینکه، </i>

631
00:38:01,738 --> 00:38:03,991
<i>‫ خانم ریچاردسون بدون شک جذاب... </i>

632
00:38:04,074 --> 00:38:06,618
<i>‫ طبق استانداردهای امروزه، </i>

633
00:38:06,702 --> 00:38:08,745
<i>‫ قطعاً سالخورده‌ بود </i>

634
00:38:13,667 --> 00:38:16,920
<i>‫ ولی لویی اصلا اهمیتی به این </i>
<i>‫ پیش داوری‌های احمقانه نمیداد، </i>

635
00:38:17,004 --> 00:38:20,132
<i>‫ و در ماه ژانویه سال ۱۸۸۴، </i>

636
00:38:20,215 --> 00:38:23,135
<i>‫ از امیلی درخواست ازدواج کرد </i>

637
00:38:26,596 --> 00:38:30,684
‫«سال ۱۸۸۴»

638
00:38:33,270 --> 00:38:35,188
‫تهش رو بچین.
‫تهش رو بچین

639
00:38:46,033 --> 00:38:48,577
‫- خاکیه
‫- یکم خاکیه

640
00:38:48,660 --> 00:38:52,789
‫«خانوم د وین»
<i>‫ یک پوند، ده شیلینگ </i>

641
00:38:56,126 --> 00:38:58,295
<i>‫ هفته‏ها به ماه‌ها تبدیل شدند، </i>

642
00:38:58,378 --> 00:39:00,505
<i>‫ و علی‌رغم اینکه به تازگی </i>
<i>‫ رابطه اون... </i>

643
00:39:00,589 --> 00:39:02,299
<i>‫ با خواهرهاش کج‌خلقانه شده بود </i>

644
00:39:02,382 --> 00:39:04,217
<i>‫ لویی بی سر و صدا </i>
<i>‫ به حمایت از اونا... </i>

645
00:39:04,301 --> 00:39:05,927
<i>‫ ادامه داد </i>

646
00:39:06,011 --> 00:39:08,263
<i>‫ هر هفته، اون یه چک متواضعانه... </i>

647
00:39:08,346 --> 00:39:09,765
<i>‫ برای مادرش پست می‌کرد </i>

648
00:39:09,848 --> 00:39:12,184
<i>‫ و حتی به عنوان یه چهره‌نگار سگ‏ها... </i>

649
00:39:12,267 --> 00:39:14,144
<i>‫ سفارش میگرفت </i>

650
00:39:14,227 --> 00:39:17,397
<i>‫ با دوک‌ها و دوشس‌ها، </i>
<i>‫ لردها و بانوها ملاقت می‌کرد </i>

651
00:39:17,481 --> 00:39:20,192
<i>‫ و دوستان سگ نازشون </i>

652
00:39:20,275 --> 00:39:23,987
<i>‫ در عین حال، </i>
<i>‫ به کارش در... </i>

653
00:39:24,071 --> 00:39:27,032
<i>‫ پوشش اخبار عمومی </i>
<i>‫ و نمایشگاه‌های مختلف زراعتی... </i>

654
00:39:27,115 --> 00:39:28,784
<i>‫ برای سِر ویلیام ادامه داد </i>

655
00:39:28,867 --> 00:39:32,162
<i>‫ و اینگونه 6 ماه خوش سپری شد، </i>

656
00:39:32,245 --> 00:39:35,332
<i>‫ حتی اگه از نظر جامعه غیرمعقول باشه </i>
<i>‫ لویی و امیلی... </i>

657
00:39:35,415 --> 00:39:39,044
<i>‫ یه زندگی زناشویی کاملا عادی رو گذروندند </i>

658
00:40:05,862 --> 00:40:08,824
‫به گمونم شما خانم تحصیل کرده‎‏ای هستین، خانم وین

659
00:40:10,659 --> 00:40:12,786
‫بله، دکتر.
‫یه معلم سرخونه بودم

660
00:40:14,913 --> 00:40:16,915
‫که اینطور

661
00:40:17,666 --> 00:40:19,167
‫خب، بنابراین...

662
00:40:19,251 --> 00:40:21,253
‫مطمئنم متوجه میشید
‫وقتی که میگم...

663
00:40:23,004 --> 00:40:25,006
‫شما سرطان سینه لاعلاج دارید

664
00:40:30,595 --> 00:40:31,805
‫بله، دکتر

665
00:40:48,905 --> 00:40:50,991
‫درست موقعی که داشتم
‫از زندگی لذت می‎بردم

666
00:41:05,463 --> 00:41:06,756
‫اون صدای چی بود؟

667
00:41:07,340 --> 00:41:08,675
‫عجیبه

668
00:41:23,481 --> 00:41:25,400
‫اوه لویی، نگاه کن

669
00:41:26,776 --> 00:41:28,320
‫سلام، کوچولو

670
00:41:29,905 --> 00:41:32,073
‫- سلام
‫- سلام، گربه

671
00:41:32,157 --> 00:41:37,078
‫خیس شدی.
‫کوچولوی بیچاره

672
00:41:37,162 --> 00:41:39,623
‫چرا با ما نمیای گرم شی؟

673
00:41:39,706 --> 00:41:42,042
‫آره؟
‫سلام

674
00:41:42,125 --> 00:41:44,419
‫ما ازت مراقبت می‌کنیم.
‫مگه نه، لویی؟

675
00:41:45,128 --> 00:41:47,005
‫بله، همینطوره

676
00:41:47,088 --> 00:41:50,050
‫سلام. سلام

677
00:41:50,759 --> 00:41:52,093
‫اووه

678
00:41:55,096 --> 00:41:58,058
‫چیزی نیست.
‫چیزی نیست

679
00:41:59,184 --> 00:42:01,770
‫بارون.
‫فقط داره بارون میاد

680
00:42:12,239 --> 00:42:14,115
‫کیه؟

681
00:42:14,199 --> 00:42:15,367
‫لوییه

682
00:42:16,701 --> 00:42:18,620
‫یه حوله کوچیک دیگه برات آوردم

683
00:42:20,413 --> 00:42:23,041
‫- بهتر شد، مگه نه؟
‫- می‎‏بینی؟

684
00:42:23,124 --> 00:42:24,334
‫بهتره

685
00:42:26,002 --> 00:42:28,171
‫اینطوری بهتره

686
00:42:28,255 --> 00:42:30,465
‫- سلام
‫- سلام

687
00:42:30,548 --> 00:42:32,175
‫- سلام
‫- سلام

688
00:42:35,053 --> 00:42:36,513
‫سلام

689
00:42:36,596 --> 00:42:38,348
‫پیش خودت فکر کردی
‫کجا داری میری؟

690
00:42:39,683 --> 00:42:41,851
‫می‌خوای چی صدات کنیم؟

691
00:42:41,935 --> 00:42:43,520
‫پرسی؟

692
00:42:43,603 --> 00:42:46,106
‫- از پرسی خوشم میاد
‫- پاول؟

693
00:42:46,189 --> 00:42:47,482
‫پاول نه

694
00:42:48,275 --> 00:42:49,359
‫پیتر؟

695
00:42:49,901 --> 00:42:50,944
‫پیتر

696
00:42:52,112 --> 00:42:53,530
‫- پیتر
‫- پیتر

697
00:43:07,627 --> 00:43:10,964
<i>‫ معلومه که وقتی بندیگو... </i>

698
00:43:11,047 --> 00:43:13,216
<i>‫ با بندیگو شافل اینجا باشه </i>
<i>‫ هیاهوی سریعی میشه! </i>

699
00:43:15,051 --> 00:43:16,386
‫مَرد کوچکِ کنجکاویه، مگه نه؟

700
00:43:16,469 --> 00:43:17,929
‫بله، ولی اون الکتریکیه، هرب
[شور و هیجان]

701
00:43:18,013 --> 00:43:20,265
‫ببین طرفدارهاش چطور اونو می‌پرستن

702
00:43:20,348 --> 00:43:21,725
‫نصف اندازه رقیبشه،

703
00:43:21,808 --> 00:43:25,103
‫ولی بلده که چطور از الکتریسیته جمیعت بهره ببره

704
00:43:25,186 --> 00:43:27,022
‫منظورت عکاسه؟

705
00:43:27,105 --> 00:43:30,275
‫درست نگاه کن، هرب.
الکتریسیته

706
00:43:30,358 --> 00:43:32,110
‫بالاخره، کم کم دارم درکش می‌کنم

707
00:43:32,193 --> 00:43:34,821
‫خونه همه‏چی رو براهه؟

708
00:43:34,904 --> 00:43:37,574
‫- منظورم با امیلیه؟
‫- اوه بله، البته

709
00:43:37,657 --> 00:43:39,534
‫ما یه دوست جدید داریم.
‫اسمش پیتره

710
00:43:39,617 --> 00:43:42,078
‫- پیتر؟
‫- یه گربه‏ست. الان دیگه یه گربه داریم

711
00:43:42,162 --> 00:43:44,873
‫- منظورت واسه گرفتن موش‏هاست؟
‫- نه هرب، به عنوان یه حیوون خونگی

712
00:43:44,956 --> 00:43:46,624
‫خیلی‏خب، لویی
‫من نگرانتم

713
00:43:46,708 --> 00:43:49,836
‫- چرا؟
‫- تو یه گربه به عنوان حیوون خونگی داری

714
00:43:51,171 --> 00:43:52,922
‫تو معنی واقعی اصطلاح...

715
00:43:53,006 --> 00:43:56,092
‫"هیچ زمانی مثل زمان حال نیست"
‫رو می‌دونی، هرب؟

716
00:43:56,176 --> 00:43:59,179
‫اینه که وجود نداره.
‫خیلی زود می‏گذره

717
00:43:59,262 --> 00:44:01,181
‫درواقع، من فرضیه‌ای دارم که...

718
00:44:01,264 --> 00:44:03,308
‫الکتریسیته چیزیه که ما رو در زمان جلو می‌بره

719
00:44:03,391 --> 00:44:05,352
‫ما گذشته رو با قدرت
‫الکتریسیته‏مون...

720
00:44:05,435 --> 00:44:07,437
‫به آینده تبدیل می‌کنیم

721
00:44:07,520 --> 00:44:09,856
‫اما این روند کاملاً برگشت پذیره

722
00:44:09,939 --> 00:44:12,108
‫یه یاد آوردن گذشته
‫فرقی با...

723
00:44:12,192 --> 00:44:13,693
‫تصور کردن آینده نداره

724
00:44:13,777 --> 00:44:16,363
‫و با خود زندگی هم فرق نمی‌کنه

725
00:44:16,446 --> 00:44:18,573
‫من می‌تونم امیلی رو در آینده
‫به خاطر بیارم

726
00:44:18,656 --> 00:44:20,116
‫و اون در آینده هست

727
00:44:21,201 --> 00:44:23,036
‫متوجه منظورم میشی، هرب؟

728
00:44:24,537 --> 00:44:26,373
‫متوجه منظورم میشی

729
00:44:33,254 --> 00:44:38,051
‫بندیگو! بندیگو!
‫بندیگو! بندیگو!

730
00:44:38,134 --> 00:44:42,347
‫بندیگو! بندیگو!
‫بندیگو!

731
00:44:42,430 --> 00:44:44,641
‫ولی اینا که روح مبارزه رو ثبت نمی‌کنن

732
00:44:44,724 --> 00:44:45,975
‫سر ویلیام.

733
00:44:46,059 --> 00:44:48,186
‫چرا می‌کنن.

734
00:44:48,269 --> 00:44:50,688
‫واسه همین الان رو بورس هستن.

735
00:44:50,772 --> 00:44:55,318
‫سریعن،‌ ارزون‌
‫و صد در صد دقیق هستن.

736
00:44:55,402 --> 00:44:57,237
‫ولی الکتریسیته و جاذبه‌ش کو؟

737
00:45:02,575 --> 00:45:05,954
‫لویی، شنیده‌م همسرت بدجوری مریضه.

738
00:45:07,414 --> 00:45:11,167
‫می‌دونم که به حمایت از
‫مادر و خواهرات ادامه میدی

739
00:45:11,251 --> 00:45:13,586
‫که قابل ستایشه لویی،
‫واسه همین..

740
00:45:13,670 --> 00:45:15,797
‫شرمنده‌م که باید اینو بگم.

741
00:45:15,880 --> 00:45:17,799
‫ولی فعلاً شاید نتونم

742
00:45:17,882 --> 00:45:20,510
‫اون‌قدری که بخوام بتونی به دردم بخوری.

743
00:45:20,593 --> 00:45:22,679
‫باید امور مالی‌مون رو سر و سامون بدم

744
00:45:22,762 --> 00:45:26,474
‫و این یعنی گرفتن تصمیمات سخت و راهبردی.

745
00:45:26,558 --> 00:45:30,562
‫ولی توصیه‌م به تو اینه که:

746
00:45:32,063 --> 00:45:35,442
‫وقتی که نصیبت میشه رو
‫کنار همسرت سپری کن

747
00:45:36,401 --> 00:45:38,611
‫چون وقتی نباشه...

748
00:45:44,617 --> 00:45:45,910
‫نبودنش عذابت میده.

749
00:45:51,374 --> 00:45:53,126
‫این هفته‌های باقی‌مونده خیلی ارزشمنده لویی.

750
00:45:54,669 --> 00:45:56,004
‫متوجهی؟

751
00:46:20,778 --> 00:46:22,780
‫- یالا پیتر.
‫- یالا پیتر.

752
00:46:22,864 --> 00:46:24,824
‫از پله‌ها بیا بالا.
‫بدو.

753
00:46:24,908 --> 00:46:26,659
‫- فکر کنم داره میاد.
‫- پیتر.

754
00:46:26,743 --> 00:46:28,453
‫پیتر؟

755
00:46:29,287 --> 00:46:31,080
‫پسر خوب.

756
00:46:31,956 --> 00:46:33,500
‫پسر خوب.

757
00:46:35,293 --> 00:46:36,836
‫پسر خوب.

758
00:46:38,796 --> 00:46:40,340
‫باریکلا پیتر.

759
00:46:40,423 --> 00:46:42,800
‫- باریکلا پیتر.
‫- باریکلا.

760
00:47:10,370 --> 00:47:13,164
‫بریم یه دوری بزنیم.
‫آره.

761
00:47:23,800 --> 00:47:25,552
‫- اول شما.
‫- ممنون.

762
00:47:32,892 --> 00:47:35,645
‫فکر کنم پیتر از درخت بلوط خوشش میاد.

763
00:47:35,728 --> 00:47:37,438
‫اوهوم.

764
00:47:37,522 --> 00:47:40,900
‫- حرف ندارن،‌ مگه نه؟
‫- همم.

765
00:47:40,984 --> 00:47:43,194
‫هزار سال عمر می‌کنن.

766
00:47:44,654 --> 00:47:46,155
‫۳۰۰ سال طول می‌کشه که رشد کنن.

767
00:47:47,031 --> 00:47:48,616
‫۳۰۰ سال که زندگی کنن.

768
00:47:49,450 --> 00:47:51,160
‫و ۳۰۰ سال طول می‌کشه که بمیرن.

769
00:47:53,496 --> 00:47:55,248
‫خب، همین خوبه.

770
00:47:55,331 --> 00:47:58,334
‫خیلی قشنگ شده.
‫پیتر الان ازش خوشش میاد.

771
00:47:59,294 --> 00:48:01,796
‫مگه نه پیتر؟

772
00:48:24,777 --> 00:48:26,279
‫الکتریسیته.

773
00:48:28,197 --> 00:48:30,658
‫الکتریسیته رو حس می‌کنم.

774
00:48:33,494 --> 00:48:34,829
‫می‌تونی حسش کنی؟

775
00:48:45,465 --> 00:48:46,966
‫اینجا پاتوق‌ـمونه.

776
00:48:49,677 --> 00:48:51,429
‫من همیشه اینجام لویی.

777
00:48:52,639 --> 00:48:54,265
‫وقتی بهم احتیاج داشتی.

778
00:49:13,951 --> 00:49:15,953
‫خانوم وین، موش شکم‌پر

779
00:49:16,037 --> 00:49:17,497
‫میل دارین واسه شام؟

780
00:49:19,499 --> 00:49:21,584
‫نه، ممنون پیتر.

781
00:49:21,668 --> 00:49:24,420
‫خیلی به موش علاقه‌ای ندارم.

782
00:49:25,254 --> 00:49:27,882
‫پای گنجشک؟

783
00:49:29,550 --> 00:49:31,844
‫راستش رو بخوای گنجشک هم
‫خیلی به دلم نمی‌شینه.

784
00:49:31,928 --> 00:49:34,555
‫- یه‌کم غضروفیه.
‫- عه.

785
00:49:34,639 --> 00:49:37,892
‫- خب پس یه تیکه...
‫- وای‌، میشه تمومش کنی لطفاً؟

786
00:49:39,852 --> 00:49:42,480
‫امروز اشتها ندارم،
‫یه‌کم خسته‌م.

787
00:49:44,565 --> 00:49:45,608
‫چی شده؟

788
00:49:48,111 --> 00:49:49,862
‫سرطان دارم خیر سرم لویی.

789
00:49:51,406 --> 00:49:53,074
‫کلی درد می‌کشم.

790
00:49:59,956 --> 00:50:01,249
‫حاضری؟

791
00:50:01,332 --> 00:50:03,584
‫بستگی داره چی بخوای بهم نشون بدی.

792
00:50:03,668 --> 00:50:05,002
‫تا-دا!

793
00:50:07,004 --> 00:50:09,132
‫وای لویی.

794
00:50:10,842 --> 00:50:13,761
‫کی این همه نقاشی کشیدی؟
‫سر ویلیام اینا رو دیده؟

795
00:50:13,845 --> 00:50:16,180
‫سر ویلیام اینا رو ندیده.
‫اینا واسه توئه امیلی.

796
00:50:16,264 --> 00:50:18,015
‫- خب، باید نشونش بدی.
‫- چرا؟

797
00:50:18,099 --> 00:50:20,852
‫سر ویلیام که به پیتر اهمیتی نمیده،
‫میده؟

798
00:50:20,935 --> 00:50:23,104
‫تازه، باید دیگه...

799
00:50:24,689 --> 00:50:29,068
‫باید وقت بیشتری باهات بگذرونم،
‫تا هنوز ....

800
00:50:29,152 --> 00:50:30,862
‫این منم که مریضم لویی.

801
00:50:32,071 --> 00:50:33,906
‫تو دیگه نمی‌خواد زانوی غم بغل بگیری.

802
00:50:39,537 --> 00:50:40,955
‫سر ویلیام!

803
00:50:44,333 --> 00:50:46,919
‫سر ویلیام! آهااای!

804
00:50:51,090 --> 00:50:52,383
‫سر ویلیام!

805
00:50:55,970 --> 00:50:58,181
‫یوهوو! سر ویلیام!

806
00:51:01,142 --> 00:51:03,311
‫یو هووو! سر ویلیام!

807
00:51:03,394 --> 00:51:04,520
‫ببخشید.

808
00:51:06,063 --> 00:51:07,440
‫ببخشید قربان!

809
00:51:07,523 --> 00:51:08,775
‫- هوی!
‫- وای!

810
00:51:08,858 --> 00:51:11,360
‫هوی! وایسا!

811
00:51:13,029 --> 00:51:14,530
‫هوی!

812
00:51:14,614 --> 00:51:17,033
‫این محوطه فقط مختص آقایونه!

813
00:51:22,580 --> 00:51:26,083
‫شرمنده که نذاشتن بیاد داخل پسر.
‫سعی‌ـم رو کردم.

814
00:51:27,585 --> 00:51:30,838
‫همچین تغییر قیافهٔ قانع‌کننده‌ای هم نبود،
‫مگه نه؟

815
00:51:33,925 --> 00:51:36,177
‫الان باید خونه می‌بود و استراحت می‌کرد.

816
00:51:40,890 --> 00:51:42,391
‫فکر خودش بود.

817
00:51:47,063 --> 00:51:48,523
‫[مخبارِ گربه‌ای]

818
00:51:48,606 --> 00:51:49,732
‫همم.

819
00:51:49,816 --> 00:51:50,817
‫[شیر]

820
00:51:53,569 --> 00:51:56,531
‫خیلی شرمنده‌م اگه
‫وقتت‌تون رو هدر دادم سر ویلیام.

821
00:52:01,577 --> 00:52:02,787
‫بله.

822
00:52:07,708 --> 00:52:12,088
‫دو صفحهٔ اختصاصی
‫ توی ویراست کریسمس دارم.

823
00:52:12,171 --> 00:52:14,799
‫واسه یه‌کمی شوخی‌های
‫سرسری نگه‌ش داشته بودم.

824
00:52:14,882 --> 00:52:17,301
‫یه‌چیزی که خواننده‌هامون رو سر کیف بیاره.

825
00:52:18,553 --> 00:52:21,764
‫می‌خوام که اون صفحات رو پر از گربه کنی.

826
00:52:22,765 --> 00:52:25,726
‫با...گربه؟

827
00:52:27,562 --> 00:52:30,398
‫آره. با گربه.

828
00:52:32,400 --> 00:52:34,443
‫به‌نظرتون پخش کردن تصاویر سگ‌های خنگ

829
00:52:34,527 --> 00:52:36,279
‫بیشتر به مذاق خواننده‌هاتون خوش نمیاد؟

830
00:52:36,362 --> 00:52:37,947
‫قبلاً سگ‌ دیده‌م.

831
00:52:38,030 --> 00:52:43,160
‫و تو یه چیز خاصی از گربه رو
‫به تصویر کشیدی لویی.

832
00:52:43,244 --> 00:52:46,372
‫شاید چون خودت یه‌کم قانون‌شکنی.

833
00:52:46,455 --> 00:52:48,916
‫شرمنده ولی باید بگم یه شخص رانده شده.

834
00:52:51,335 --> 00:52:57,091
‫چطور تونستی همچین تصاویر مسرت بخشی رو

835
00:52:57,842 --> 00:53:00,011
‫توی همچین دوران تاریکی از زندگی‌ـت خلق کنی؟

836
00:53:01,846 --> 00:53:03,347
‫نمی‌دونم.

837
00:53:19,280 --> 00:53:20,448
‫کریسمس مبارک.

838
00:53:25,244 --> 00:53:27,496
‫اخبار مصور لندن.

839
00:53:28,956 --> 00:53:31,167
‫اخبار مصور لندن.

840
00:53:53,105 --> 00:53:54,732
‫در تاریخ

841
00:53:54,815 --> 00:53:57,944
‫گربه‌ها به عنوان خدایان
‫مرموز پرستیده شده‌ند

842
00:53:59,570 --> 00:54:03,324
‫و به عنوان همراهان شرور
‫جادوگری و گناه بدنام شده‌ند.

843
00:54:05,618 --> 00:54:08,871
‫ولی فکر کنم تو اولین نفری باشی

844
00:54:08,955 --> 00:54:11,624
‫که متوجه شدی گربه‌ها در واقع
‫خنده‌دار هستن.

845
00:54:14,001 --> 00:54:16,337
‫خنگن، بغل‌دوستن.

846
00:54:18,130 --> 00:54:19,382
‫تنهان.

847
00:54:20,716 --> 00:54:22,385
‫ترسیده و شجاع‌ هستن.

848
00:54:24,261 --> 00:54:25,513
‫مثل ما.

849
00:54:30,351 --> 00:54:32,478
‫به‌نظرم یه روزی میاد

850
00:54:32,561 --> 00:54:34,772
‫که خیلی عجیب نباشه
‫گربه حیوون خونگی‌‌ـت باشه.

851
00:54:45,116 --> 00:54:47,743
‫چی تو سر بامزه‌ت داره می‌گذره؟

852
00:55:00,214 --> 00:55:01,507
‫گاهی...

853
00:55:06,137 --> 00:55:08,431
‫در مورد روزی که دیگه نباشی فکر می‌کنم...

854
00:55:11,517 --> 00:55:12,685
‫و...

855
00:55:16,480 --> 00:55:18,065
‫باید بگم امیلی...

856
00:55:18,149 --> 00:55:20,234
‫تصورش به‌طور غیرقابل تحملی سخته.

857
00:55:26,157 --> 00:55:27,992
‫خیلی تنها میشم.

858
00:55:31,078 --> 00:55:32,830
‫چیزیت نمیشه لویی.

859
00:55:34,498 --> 00:55:35,833
‫پیتر رو که داری.

860
00:55:43,007 --> 00:55:46,635
‫این دورانی که با تو می‌گذره امیلی...

861
00:55:51,515 --> 00:55:54,643
‫بازی کردن با پیتر موقع عصر،
‫نشستن کنار آتیش...

862
00:55:58,564 --> 00:56:01,150
‫اینا بهترین روزای عمرم هستن.

863
00:56:05,613 --> 00:56:08,157
‫نمی‌دونم چرا این‌قدر همه‌چی برام سخته

864
00:56:08,240 --> 00:56:12,078
‫همین‌که روی این کرهٔ خاکی هستم...
‫ولی خب..

865
00:56:13,913 --> 00:56:15,915
‫می‌تونم با قاطعیت تمام بگم

866
00:56:15,998 --> 00:56:20,169
‫که تو خیلی، خیلی زندگی رو بهتر کردی.

867
00:56:25,091 --> 00:56:27,051
‫تو دنیا رو قشنگ می‌کنی...

868
00:56:30,387 --> 00:56:32,890
‫گرم و مهربون.

869
00:56:38,187 --> 00:56:41,440
‫فقط می‌خوام قبل از اینکه خیلی دیر شده باشه
‫ازت تشکر کنم.

870
00:56:47,029 --> 00:56:49,532
‫من دنیا رو قشنگ نمی‌کنم لویی.

871
00:56:52,535 --> 00:56:54,161
‫دنیا خودش قشنگه.

872
00:56:56,872 --> 00:56:58,958
‫و تو هم بهم کمک کردی
‫که این قشنگی رو ببینم.

873
00:57:03,754 --> 00:57:05,089
‫فقط یادت باشه...

874
00:57:07,591 --> 00:57:10,511
‫هر چقدر هم اوضاع سخت بشه...

875
00:57:13,180 --> 00:57:15,599
‫هر چقدر هم حس کردی
‫دیگه نمی‌کشی...

876
00:57:18,894 --> 00:57:21,021
‫دنیا بازم پر از قشنگیه.

877
00:57:24,608 --> 00:57:26,902
‫و به عهدهٔ خودته که
‫این قشنگی رو بگیری لویی.

878
00:57:28,904 --> 00:57:30,072
‫که ببینی.

879
00:57:33,075 --> 00:57:35,786
‫و با هر اندازه که تونستی
‫این زیبایی رو تقسیم کنی.

880
00:57:41,125 --> 00:57:42,626
‫تو یه منشوری.

881
00:57:44,920 --> 00:57:47,506
‫که از طریقش نور و
‫پرتو زندگی پخش و شکسته میشه.

882
01:00:01,223 --> 01:00:03,183
‫اینم از این.

883
01:00:03,267 --> 01:00:07,646
‫یه صبحونهٔ مخصوص سال نویی
‫برای خانوم وین.

884
01:00:07,730 --> 01:00:09,523
‫نگران نباش پیتر.

885
01:00:09,606 --> 01:00:11,483
‫آره، تخم‌مرغ‌های تو هم از یادم نرفته.

886
01:01:37,444 --> 01:01:38,612
‫ممنون.

887
01:02:06,390 --> 01:02:08,225
‫سال ۱۸۹۱

888
01:02:08,308 --> 01:02:12,187
‫لویی وین به‌طور اختصاصی
‫در اخبار مصور لندن!

889
01:02:12,271 --> 01:02:15,816
‫بیاید و ببرید!
‫اخبار مصور لندن!

890
01:02:15,899 --> 01:02:17,776
‫در سال‌های بعد

891
01:02:17,860 --> 01:02:20,070
‫لویی درد سوگواری‌ـش رو

892
01:02:20,154 --> 01:02:23,323
‫زیر مقدار بسیار زیادی از عکس‌های گربه
‫دفن کرد.

893
01:02:25,742 --> 01:02:27,744
‫تقریباً بدون این‌که متوجه بشه

894
01:02:27,828 --> 01:02:30,247
‫به درجهٔ خیلی قابل‌توجهی
‫از موفقیت رسیده بود

895
01:02:30,330 --> 01:02:32,624
‫و کاملاً رفتار جامعه رو نسبت به

896
01:02:32,708 --> 01:02:34,293
‫گربه‌های زبون‌بسته تغییر داده بود.

897
01:02:34,376 --> 01:02:36,879
‫ببینید! اونجاست!
‫لویی وین!

898
01:02:42,801 --> 01:02:45,929
‫گربه‌هات خیلی محبوبت کرده‌ن وین.

899
01:02:46,013 --> 01:02:47,639
‫تبریک میگم.

900
01:02:47,723 --> 01:02:50,517
‫میگه ممنونم،
‫ولی زیاد شراب شری نخور.

901
01:02:50,601 --> 01:02:53,187
‫اگه واسه بقیه کار کنم که بدت نمیاد؟
‫میاد سر ویلیان؟

902
01:02:53,270 --> 01:02:55,147
‫همین جسارت و رک بودنته

903
01:02:55,230 --> 01:02:57,608
‫که تا این حد محبوب و مشهورت کرده پسر جوون.

904
01:02:57,691 --> 01:03:00,319
‫یه تلگرام از خانوم جودیث شنتون داشتیم

905
01:03:00,402 --> 01:03:02,070
‫از باشگاه ملی گربه‌ها.

906
01:03:02,154 --> 01:03:03,906
‫یه جور مسابقهٔ گربه‌ای راه انداختن

907
01:03:03,989 --> 01:03:05,532
‫می‌خوان تو داور مسابقه باشی.

908
01:03:05,616 --> 01:03:07,326
‫خیلی عالیه کسی که

909
01:03:07,409 --> 01:03:09,161
‫کاملاً درکت کنه رو ببینی آقای وین.

910
01:03:09,244 --> 01:03:12,498
‫شنیده‌م که حتی اشراف‌زاده‌ها هم الان گربه‌ها
‫رو به عنوان حیوون خانگی انتخاب می‌کنن.

911
01:03:12,581 --> 01:03:14,791
‫و خیلی هم خوش‌تیپ هستین.

912
01:03:14,875 --> 01:03:17,878
‫حقیقتاً از سطح دانش‌ـتون خشکم زده،
‫واقعاً میگم.

913
01:03:17,961 --> 01:03:21,215
‫هرچند باید اعتراف کنم که
‫کاملاً متوجه نظریه‌تون

914
01:03:21,298 --> 01:03:23,217
‫در مورد اینکه گربه‌ها ترجیح میدن
‫به شمال نگاه کنن نمیشم.

915
01:03:23,284 --> 01:03:25,578
‫گربه‌ها همیشه ترجیح میدن که
‫به طرف شمال نگاه کنن و راه برن

916
01:03:25,677 --> 01:03:27,304
‫به‌خصوص روی دیوار،
‫دقت کنی متوجه میشی.

917
01:03:27,387 --> 01:03:29,014
‫سیبیل‌هاشون به عنوان
‫شاخک‌های حسی عمل می‌کنن

918
01:03:29,097 --> 01:03:31,225
‫و به سمت قطب مثبت زمین جذب میشن.

919
01:03:31,308 --> 01:03:32,809
‫خطوط و علائم روی بدنشون

920
01:03:32,893 --> 01:03:34,811
‫توسط الکتریسیتهٔ نژاد
‫گربه‌سانشون تعیین میشه.

921
01:03:34,895 --> 01:03:36,522
‫این حیوون به‌خصوص

922
01:03:36,605 --> 01:03:39,024
‫ممکنه یه جدی داشته باشه
‫که مورد اصابت صاعقه قرار گرفته

923
01:03:39,107 --> 01:03:41,318
‫پس نشانه‌های بدنش به‌صورت دندونه‌داره.

924
01:03:41,401 --> 01:03:44,530
‫- محشره.
‫- الکتریسیته. از سرش.

925
01:03:44,613 --> 01:03:47,115
‫مستقیم تا قسمت دمش.

926
01:03:47,199 --> 01:03:49,159
‫گربه‌ها رساناهای بی‌نظیر الکتریسیته هستن.

927
01:03:49,243 --> 01:03:50,702
‫هر چی بیشتر خانگی و باهوش‌تر میشن

928
01:03:50,786 --> 01:03:52,663
‫ویژگی‌هاشون هم داره تغییر می‌کنه.

929
01:03:52,746 --> 01:03:54,331
‫چشماشون داره بزرگ‌تر میشه،
‫سرهاشون هم به علت

930
01:03:54,414 --> 01:03:55,791
‫بزرگ‌تر شدن مغزشون داره بزرگ‌تر میشه.

931
01:03:55,874 --> 01:03:57,209
‫آبی میشن.

932
01:03:57,292 --> 01:03:59,294
‫و نهایتاً روی جفت پای عقب می‌ایستن

933
01:03:59,378 --> 01:04:01,004
‫و به زبون خودمون
‫باهامون ارتباط برقرار می‌کنن.

934
01:04:01,088 --> 01:04:03,840
‫خدایا،اصلا نمی‌دونستم
‫این‌قدر پیچیده‌ست.

935
01:04:03,924 --> 01:04:05,634
‫گفتی که آبی میشن؟

936
01:04:05,717 --> 01:04:08,470
‫- آره، البته.
‫- وای.

937
01:04:08,554 --> 01:04:11,056
‫خب، آقای وین
‫به لطف شما

938
01:04:11,139 --> 01:04:13,267
‫مردم گربه‌دوست ما دیگه
‫خودشون رو بروز میدن

939
01:04:13,350 --> 01:04:15,769
‫و بالاخره در ملأ عام می‌تونیم

940
01:04:15,852 --> 01:04:17,604
‫با بچه‌های گربه‌سان‌ـمون جشن بگیریم.

941
01:04:17,688 --> 01:04:19,022
‫می‌خوام ازتون تشکر کنم.

942
01:04:19,106 --> 01:04:20,482
‫عه، ببخشید.

943
01:04:20,566 --> 01:04:22,150
‫اوهوم. دست داخل.

944
01:04:23,777 --> 01:04:26,780
‫رئیس جدید باشگاه ملی گربه‌ها.

945
01:04:26,863 --> 01:04:28,198
‫همینو نوشته؟

946
01:04:29,241 --> 01:04:32,995
‫باشگاه ملی گربه‌ها
‫لندن - دتفورد.

947
01:04:47,384 --> 01:04:49,678
‫فرض رو بر این می‌گیرم که
‫همه‌ش رو خرج تجملات بیهوده کردی.

948
01:04:49,768 --> 01:04:51,186
‫چون مشخصاً‌ خونواده‌ت از یادت رفته.

949
01:04:51,263 --> 01:04:53,432
‫و اینجا داری توی کثافت و
‫هرج و مرج زندگی می‌کنی.

950
01:04:53,515 --> 01:04:56,101
‫- داد نزن کارولاین.
‫- داد نمی‌زنم کلیر.

951
01:04:56,184 --> 01:04:57,894
‫دارم با زور و جدیت بهش توضیح میدم.

952
01:04:57,978 --> 01:05:00,772
‫خدایا یه لاشه هم اینجاست.
‫داره یه شاهین رو می‌خوره.

953
01:05:00,856 --> 01:05:02,357
‫کجا رفته؟

954
01:05:02,441 --> 01:05:04,860
‫کلی بدهی بالا آوردیم.

955
01:05:04,943 --> 01:05:06,820
‫واقعاً دیگه داره روی
‫سلامت مادر تاثیر می‌ذاره.

956
01:05:06,903 --> 01:05:09,573
‫- چی سرشون اومده؟
‫- حق نشر عکس‌ها رو انحصاری نکردم.

957
01:05:10,574 --> 01:05:11,992
‫وای خدا.

958
01:05:14,036 --> 01:05:16,246
‫- وای خدایا خودت به دادمون برس.
‫- یعنی چی؟

959
01:05:16,330 --> 01:05:18,540
‫یعنی اینه که مردم عکس‌هاش
‫رو دم به دقیقه تو کل کشور

960
01:05:18,624 --> 01:05:20,667
‫چاپ می‌کنن، و اون یه پنی هم گیرش نیومده.

961
01:05:20,751 --> 01:05:23,045
‫که خودش توضیح میده چرا
‫داره مثل یه خوک زندگی می‌کنه.

962
01:05:23,128 --> 01:05:24,880
‫بوی گندش کاملاً غیرقابل تحمله.

963
01:05:24,963 --> 01:05:27,132
‫یه سری از آثار اصلی رو
‫در ازای پول فروختم.

964
01:05:27,215 --> 01:05:28,925
‫پس درواقع

965
01:05:29,009 --> 01:05:30,802
‫خودشون یه‌جور پول هستن.

966
01:05:30,886 --> 01:05:33,680
‫به آرایشگر چندتایی گربهٔ رقصنده دادم

967
01:05:33,764 --> 01:05:35,932
‫و حالا تا آخر عمرم رایگان
‫موی سرم رو کوتاه می‌کنه.

968
01:05:36,016 --> 01:05:37,601
‫تو که بچه نیستی لویی!

969
01:05:38,810 --> 01:05:40,312
‫تو مرد خونواده‌ای ناسلامتی.

970
01:05:43,023 --> 01:05:44,316
‫تو یه مردی.

971
01:05:46,401 --> 01:05:48,487
‫پدر و مادرمون واسه آبرومون
‫سخت کار کردن.

972
01:05:48,570 --> 01:05:50,864
‫سخت کار کردن که یه آینده‌ و ثروتی
‫واسه بچه‌هاشون فراهم کنن

973
01:05:50,947 --> 01:05:55,452
‫و حرومشون کردی روی یه
‫مشت گربهٔ رقت‌انگیز.

974
01:05:55,535 --> 01:05:58,830
‫و روی یه عشق خودسرانه،‌ ملعون
‫و فاسد.

975
01:05:58,914 --> 01:06:01,458
‫تو خونواده‌مون رو با خودخواهی‌ـت نابود کردی

976
01:06:01,541 --> 01:06:03,960
‫و داری با توهمات بچگانه‌ت ادامه‌ش میدی

977
01:06:04,044 --> 01:06:05,796
‫که باعث میشه تا ابد توی فقر
‫دست و پا بزنیم.

978
01:06:05,879 --> 01:06:08,632
‫چه حقارت‌ها که به‌خاطر تو نکشیدیم لویی.

979
01:06:08,715 --> 01:06:11,134
‫- عمداً این کارو نکردم.
‫- چی رو عمداً نکردی؟

980
01:06:11,218 --> 01:06:13,053
‫عمداً ازدواج نکردی؟

981
01:06:25,273 --> 01:06:27,609
‫کسی بهم نگفته بود باید
‫حق نشر عکس‌ها رو بگیرم.

982
01:06:27,693 --> 01:06:29,778
‫سر ویلیامز چی؟
‫اون باید بهت میگفت.

983
01:06:29,861 --> 01:06:31,822
‫چند وقتیه که سر ویلیامز رو ندیده‌م.

984
01:06:31,905 --> 01:06:34,533
‫- دارم با کسای دیگه کار می‌کنم.
‫- لویی، ما هیچ پولی نداریم.

985
01:06:34,616 --> 01:06:36,326
‫و ماری بی‌چاره...

986
01:06:41,665 --> 01:06:42,749
‫چیه؟

987
01:06:44,084 --> 01:06:45,085
‫چیه؟

988
01:06:45,877 --> 01:06:47,170
‫بهش بگو خب.

989
01:06:49,923 --> 01:06:51,299
‫چی شده؟

990
01:06:56,138 --> 01:06:57,889
‫ازم متنفرن لویی.

991
01:06:57,973 --> 01:06:59,850
‫دارن نقشه می‌کشن.
‫می‌خوان منو بکشن.

992
01:06:59,933 --> 01:07:02,394
‫- نمی‌ذاریم تو رو بکشن.
‫- دروغ‌گو!

993
01:07:02,477 --> 01:07:05,480
‫می‌خوان منو بندازن بیرون
‫چون رابطه داشتم.

994
01:07:05,564 --> 01:07:07,774
‫توی قبرستون با یکی رابطه داشتم.

995
01:07:08,734 --> 01:07:10,110
‫و خندیدیم.

996
01:07:12,028 --> 01:07:15,031
‫فقط حسودی‌شون میشه،
‫چون من بهشت رو دیدم.

997
01:07:15,115 --> 01:07:17,826
‫و واسه همین به عنوان مجازات
‫جذام گرفته‌م.

998
01:07:18,744 --> 01:07:20,370
‫همه‌شون ترشیده‌ن.

999
01:07:20,454 --> 01:07:23,957
‫میگن تقصیر توئه.
‫به‌خاطر خانوم ریچاردسون.

1000
01:07:25,208 --> 01:07:27,252
‫ولی واسه اینه که زشتن

1001
01:07:27,335 --> 01:07:29,671
‫و دروغ میگن، علیه مردم نقشه میکشن.

1002
01:07:29,755 --> 01:07:32,674
‫ماری، چرا نمیای پیش من بمونی؟

1003
01:07:32,758 --> 01:07:36,136
‫- و می‌تونی با گربه‌ها بازی کنی.
‫- نه، نه، نه. گربه نه.

1004
01:07:36,219 --> 01:07:38,305
‫اونا سمی‌‌ـن و ناقل بیماری‌ـن.

1005
01:07:38,388 --> 01:07:40,515
‫من همین الانشم جذام دارم.

1006
01:07:40,599 --> 01:07:43,185
‫از بدنم خارجش کن لویی
‫خارجش کن.

1007
01:07:43,268 --> 01:07:47,147
‫خارجش کن!
‫خارجش کن!

1008
01:07:47,230 --> 01:07:49,483
‫چیزی نمیشه.
‫ما همه کنارتیم.

1009
01:07:49,566 --> 01:07:52,027
‫بعد از تشخیص
‫نه‌چندان مطمئن یک دکتر محلی

1010
01:07:52,110 --> 01:07:53,820
‫حاکی از وجود اسکیزوفرنی

1011
01:07:53,904 --> 01:07:56,281
‫خونوادهٔ وین هر کاری که می‌تونستن رو

1012
01:07:56,364 --> 01:07:58,074
‫واسه ماری بی‌چاره انجام دادن.

1013
01:07:58,158 --> 01:08:00,410
‫ولی لویی توی ضرر بود

1014
01:08:00,494 --> 01:08:03,121
‫واسه همین برای مشورت گرفتن
‫رفت پیش یه رفیق قدیمی.

1015
01:08:03,205 --> 01:08:05,665
‫[اخبار مصور لندن]

1016
01:08:05,749 --> 01:08:07,667
‫من یه مجموعه ملک

1017
01:08:07,751 --> 01:08:09,711
‫توی روستای «وست‌گیت آن سی» دارم.

1018
01:08:09,795 --> 01:08:11,379
‫که کاملاً قابل سکونته

1019
01:08:11,463 --> 01:08:13,799
‫و تا هر وقت دوست‌داشتی
‫می‌تونی اونجا بمونی

1020
01:08:13,882 --> 01:08:16,301
‫با تخفیف توی اجاره،
‫به یه شرط.

1021
01:08:17,803 --> 01:08:21,681
‫- خونواده‌ت هم با خودت ببری.
‫- من...

1022
01:08:21,765 --> 01:08:23,475
‫امکانش نیست سر ویلیام.

1023
01:08:24,893 --> 01:08:27,103
‫به‌خصوص بعد از اینکه به‌شدت
‫بی‌وفا بودم.

1024
01:08:29,815 --> 01:08:33,151
‫من خیلی تصویرگر دم دستم دارم آقای وین.

1025
01:08:33,235 --> 01:08:36,863
‫- هندونه زیر بغل خودت نذار.
‫- چرا پس سر ویلیام؟

1026
01:08:40,075 --> 01:08:43,995
‫چون با وجود دمدمی مزاج بودنت

1027
01:08:44,079 --> 01:08:47,666
‫و عادات و رفتار بد عجیب‌ و غریب‌ـتون

1028
01:08:47,749 --> 01:08:50,085
‫توی این دنیای گاهاً دلگیر

1029
01:08:50,168 --> 01:08:53,004
‫مقاومتی از خودت نشون دادی،
‫که تحسین‌ـش می‌کنم.

1030
01:08:53,088 --> 01:08:54,965
‫و اگه لازمه بدونی

1031
01:08:55,048 --> 01:08:57,634
‫با عکس‌هات حال دلمو خوب کردی.

1032
01:08:57,717 --> 01:08:59,010
‫عکسای گربه؟

1033
01:08:59,970 --> 01:09:01,304
‫هوم.

1034
01:09:01,388 --> 01:09:03,306
‫ولی صرفاً‌ گربه نیستن، مگه نه؟

1035
01:09:05,016 --> 01:09:07,102
‫تو آدم شجاعی هستی لویی

1036
01:09:07,185 --> 01:09:09,062
‫ولی نمی‌تونی همهٔ این مسیر رو تنهایی بری.

1037
01:09:09,145 --> 01:09:12,774
‫به‌نظر من که ماری نیاز داره
‫یه آب و هوایی عوض کنه.

1038
01:09:12,858 --> 01:09:16,236
‫لباس‌های تازه،
‫غذای درست و حسابی، پیاده‌روی‌های سریع.

1039
01:09:22,367 --> 01:09:24,744
‫- ممنون. همونجا.
‫- بله قربان.

1040
01:09:24,828 --> 01:09:27,539
‫- لویی!
‫- سلام!‌ سلام! سلام!

1041
01:09:27,622 --> 01:09:31,084
‫- حرف نداره لویی!
‫- به کلبهٔ بندیگو خوش اومدین.

1042
01:09:31,167 --> 01:09:32,586
‫[کلبهٔ بندیگو]

1043
01:09:35,255 --> 01:09:37,132
‫کارولاین، خوش اومدی.

1044
01:09:37,215 --> 01:09:38,758
‫لویی، حرف نداره.

1045
01:09:40,510 --> 01:09:42,888
‫به کلبهٔ بندیگو خوش اومدی مادر.

1046
01:09:42,971 --> 01:09:44,639
‫- وای، بندیگو.
‫- بندیگو.

1047
01:09:44,723 --> 01:09:45,974
‫حرف نداره.

1048
01:10:02,824 --> 01:10:06,786
‫پروردگارا ما را با این
‫هدایایت مورد مرحمت قرار ده،

1049
01:10:06,870 --> 01:10:09,831
‫که از سفرهٔ کرامتت در شرف دریافت هستیم...

1050
01:10:09,915 --> 01:10:12,667
‫باریکلا پیتر.
‫بهشون نشون بده چطور باید بخوری.

1051
01:10:12,751 --> 01:10:15,587
‫باریکلا نینا.
‫سعی کن یه‌کم آهسته‌تر پیش بری.

1052
01:10:15,670 --> 01:10:17,839
‫واسه به این‌سرعت غذا خوردن خیلی کوچیک هستی.

1053
01:10:17,923 --> 01:10:19,341
‫بشقاب رو بده بهم.

1054
01:10:22,177 --> 01:10:23,637
‫فلیسی، بشقابت.

1055
01:10:24,471 --> 01:10:27,223
‫همینه. باریکلا.

1056
01:10:29,309 --> 01:10:31,144
‫فردا می‌تونیم بریم پیاده روی

1057
01:10:31,227 --> 01:10:33,813
‫لباسای خوشگل بپوشیم،
‫و به مردا لبخند بزنیم.

1058
01:10:33,897 --> 01:10:35,941
‫- فرار می‌کنن.
‫- فرار می‌کنن؟

1059
01:10:36,024 --> 01:10:38,068
‫من نمی‌خوام فرار کنم.
‫تازه رسیدیم.

1060
01:10:38,151 --> 01:10:40,403
‫پس باید دنبال چی باشیم؟

1061
01:10:40,487 --> 01:10:42,405
‫- یه نویسنده؟
‫- وای، نه.

1062
01:10:42,489 --> 01:10:44,532
‫که توی نشریه خبری کار می‌کنه.

1063
01:10:44,616 --> 01:10:46,493
‫نه. یه دکتر.

1064
01:10:46,576 --> 01:10:48,578
‫من از موی تیره خوشم میاد.

1065
01:10:48,662 --> 01:10:50,246
‫- موی تیره.
‫- بلوند.

1066
01:10:50,330 --> 01:10:52,499
‫وای نه، قابل اعتماد نیست.

1067
01:10:57,128 --> 01:11:00,757
‫بشقاب رو بده بهم جوزفین!

1068
01:11:05,345 --> 01:11:08,181
‫فکر کنم هنوز بهتره که پاهات رو کش بیاری.

1069
01:11:08,264 --> 01:11:09,516
‫خیلی خوب بود.

1070
01:11:09,599 --> 01:11:11,643
‫من بردم.
‫یه ضربه دیگه دارم.

1071
01:11:12,852 --> 01:11:14,688
‫پرتاب کنیم؟

1072
01:11:18,149 --> 01:11:19,859
‫- چندتا بشقاب بده.
‫- باریکلا.

1073
01:11:19,943 --> 01:11:22,028
‫-یه‌کم گرونن.
‫- اووه.

1074
01:11:22,112 --> 01:11:24,239
‫آره، نندازی‌ـشون لطفاً.

1075
01:11:24,322 --> 01:11:26,616
‫فلسی، چاقوی بهتری از این سراغ نداری؟

1076
01:11:26,700 --> 01:11:29,369
‫- چرا؟
‫- چون این یکی خیلی داغونه.

1077
01:11:29,452 --> 01:11:31,246
‫خیلی‌خب.

1078
01:11:31,329 --> 01:11:32,914
‫یا تیزتر.

1079
01:11:34,416 --> 01:11:36,334
‫میرم که پای رو بیارم.

1080
01:12:13,329 --> 01:12:16,207
‫[در پرورشگاه با لویی وین]

1081
01:12:16,291 --> 01:12:18,293
‫[لویی وین، کتاب پرورشگاه]

1082
01:12:19,836 --> 01:12:21,921
‫[بابا گربه
‫لویی وین]

1083
01:12:45,028 --> 01:12:46,529
‫لویی؟

1084
01:12:50,650 --> 01:12:53,320
‫چیزی نیست.
‫زیاد نمونده پیتر.

1085
01:12:55,330 --> 01:12:58,041
‫کجا میریم؟

1086
01:13:05,715 --> 01:13:07,801
‫کجا میریم؟

1087
01:13:09,719 --> 01:13:11,596
‫فکر کنم دیگه به‌زودی باید توقف کنیم.

1088
01:13:11,679 --> 01:13:14,224
‫- خسته شدی؟
‫- خیلی خسته‌م.

1089
01:13:21,272 --> 01:13:22,899
‫لویی؟

1090
01:13:22,982 --> 01:13:24,150
‫- ناهار.
‫- بیا.

1091
01:13:24,234 --> 01:13:25,819
‫- بیا یه چیزی بخور.
‫- بیا.

1092
01:13:27,946 --> 01:13:30,824
‫فکر کنم سعی داره الکتریسیته رو منحرف کنه.

1093
01:13:30,907 --> 01:13:33,118
‫وای بازم این.

1094
01:13:48,007 --> 01:13:49,676
‫می‌ترسم لویی.

1095
01:13:54,264 --> 01:13:55,515
‫منم.

1096
01:14:02,689 --> 01:14:04,774
‫سال ۱۹۰۰

1097
01:14:04,858 --> 01:14:07,819
‫ولم کن!
‫ولم کن!

1098
01:14:07,902 --> 01:14:09,737
‫نه، گفتم برو اونور!

1099
01:14:10,655 --> 01:14:12,365
‫ولم کن!

1100
01:14:12,448 --> 01:14:14,534
‫خواهرانش چند سال دیگه هم گذروندن

1101
01:14:14,617 --> 01:14:17,245
‫ولی دریغ از یه خواستگار،

1102
01:14:17,328 --> 01:14:20,206
‫و علی‌رغم پیش‌بینی‌های
‫خوش‌بینانهٔ سر ویلیام

1103
01:14:20,290 --> 01:14:22,834
‫وضعیت ماری بهتر نشد.

1104
01:14:22,917 --> 01:14:24,919
‫- دکتر الفیک.
‫- خانوم وین.

1105
01:14:28,173 --> 01:14:31,509
‫بعد از ازدواج مصیبت‌بار تنها پسرشون

1106
01:14:31,593 --> 01:14:33,678
‫این حقیقت که یکی از اعضاشون

1107
01:14:33,761 --> 01:14:36,556
‫حالا رسماً یه دیوونهٔ روانی بود

1108
01:14:36,639 --> 01:14:40,018
‫هیچ کمکی به وضعیت اجتماعی خونواده نکرد.

1109
01:14:40,101 --> 01:14:42,228
‫- ممنون دکتر.
‫- با آروزی بهترین‌ها.

1110
01:14:47,609 --> 01:14:52,447
‫و بعد معلم بزرگ و بهترین دوستش

1111
01:14:52,530 --> 01:14:55,950
‫پیتر عزیزش، از دنیا رفت.

1112
01:15:07,503 --> 01:15:10,423
‫مثل یه خفاش آشفته،
‫توی یه اجاق مشتعل

1113
01:15:10,506 --> 01:15:14,010
‫قلب لویی داشت ناله و فغان سر می‌داد.

1114
01:15:14,093 --> 01:15:16,930
‫سال‌ها بدون این‌که آروم بگیره اشک ریخت

1115
01:15:17,013 --> 01:15:18,932
‫ولی در همان وضعیت

1116
01:15:19,015 --> 01:15:22,518
‫کاملاً تحت‌تاثیر یک
‫اکتشاف خارق‌العاده جدید بود

1117
01:15:23,770 --> 01:15:25,939
‫که هر چه شدیدتر رنج بکشد

1118
01:15:26,022 --> 01:15:28,775
‫کارهاش قشنگ‌تر خواهند شد.

1119
01:15:28,858 --> 01:15:31,152
‫متوجه شد که خاطراتی که هنوز

1120
01:15:31,236 --> 01:15:34,155
‫از همسر دلبندش امیلی،
‫و پیتر عزیز نگه داشته

1121
01:15:34,239 --> 01:15:36,074
‫تبدیل به رساناهای قدرتمندی

1122
01:15:36,157 --> 01:15:39,661
‫از اون الکتریستیهٔ مرموز در فضا شده

1123
01:15:39,744 --> 01:15:42,538
‫که دیگه نمی‌تونست کنترلی
‫بر اوضاع داشته باشه.

1124
01:16:46,811 --> 01:16:48,438
‫- آقای وین؟
‫- هوم؟

1125
01:16:48,521 --> 01:16:50,606
‫از دلیلی که من اینجام خبر دارین؟

1126
01:16:50,690 --> 01:16:52,150
‫به‌گمونم واسه اینکه بهمون خبر بدین

1127
01:16:52,233 --> 01:16:54,068
‫که مری حال و روزش توی تیمارستان چطوره.

1128
01:16:54,152 --> 01:16:56,779
‫یا اون، یا نتیجهٔ مطالعه
‫روی انقلاب عصبی گربه‌هام.

1129
01:16:56,863 --> 01:16:58,630
‫بریجت نصف مسیر حرف‌زدن رو طی کرده،
‫مگه نه بریجیت؟

1130
01:16:58,692 --> 01:16:59,907
‫نهایت سعی‌ـم رو می‌کنم

1131
01:16:59,991 --> 01:17:01,639
‫متأسفانه اینجوری نیست آقای وین.

1132
01:17:01,717 --> 01:17:02,562
‫ولی من گربه‌م.

1133
01:17:02,621 --> 01:17:03,465
‫گرچه از اون‌جایی که پرسیدی

1134
01:17:03,536 --> 01:17:04,219
‫ماری به‌نظر

1135
01:17:04,274 --> 01:17:05,580
‫- اخیراً خیلی بهتر با شرایط کنار اومده.
‫- پریدم!

1136
01:17:05,663 --> 01:17:07,206
‫خیلی از شنیدنش خوشحالم.

1137
01:17:07,290 --> 01:17:09,042
‫مدتی روی یه مورد حق
‫امتیاز روان‌پزشکی کار کردم

1138
01:17:09,125 --> 01:17:10,762
‫- و می‌خوام بهتون نشون بدم.
‫- من عاشق پریدنم!

1139
01:17:10,835 --> 01:17:13,212
‫- واسه یه لباس الکتریکیه.
‫- لباس الکتریکی؟

1140
01:17:13,296 --> 01:17:15,298
‫لباس سر تا پا.
‫ساخته شده از فولاد مس و ابریشم.

1141
01:17:15,381 --> 01:17:17,300
‫که به یک موتور بزرگ مکانیکی وصل شده

1142
01:17:17,383 --> 01:17:18,968
‫که یه جریان مثبت رو

1143
01:17:19,052 --> 01:17:20,970
‫از سیستم عصبی و به مغز منتقل می‌کنه

1144
01:17:21,054 --> 01:17:22,680
‫که باعث میشه افکار خطرناک بیماران
‫از بین بره

1145
01:17:22,764 --> 01:17:24,349
‫و کاملاً جنون‌ـشون رو ریشه کن کنه.

1146
01:17:24,432 --> 01:17:26,100
‫می‌خواید یه نگاهی بهش بندازید؟

1147
01:17:26,184 --> 01:17:28,686
‫- نه،‌ مرسی آقای وین.
‫- حیف شد.

1148
01:17:28,770 --> 01:17:30,396
‫فکر کنم احتمال خیلی بالایی وجود داره

1149
01:17:30,480 --> 01:17:32,690
‫که کاملاً بیماری ماری رو درمان کنیم.

1150
01:17:34,817 --> 01:17:36,778
‫آقای وین، بهم زنگ زده‌ن بیام اینجا

1151
01:17:36,861 --> 01:17:39,822
‫چون خواهرتون کارولاین نگران سلامتی‌تونه.

1152
01:17:39,906 --> 01:17:42,367
‫سلامتی من؟ چرا باید نگران
‫سلامتی من باشه؟

1153
01:17:42,450 --> 01:17:44,702
‫فقط کارولاین نیست که نگرانه لویی.

1154
01:17:44,786 --> 01:17:46,579
‫از قضا برنامهٔ سفر چیدین آقای وین؟

1155
01:17:46,662 --> 01:17:48,331
‫قطعاً. من چندتا نامهٔ

1156
01:17:48,414 --> 01:17:50,416
‫رنگارنگ به چندین نشریه فرستادم.

1157
01:17:50,500 --> 01:17:51,918
‫از جمله نمونه‌های جدید.

1158
01:17:52,001 --> 01:17:54,128
‫نمونه‌هایی با تأثیر الکتریسیتهٔ بیشتر.

1159
01:17:54,212 --> 01:17:57,173
‫خوشحالم اینو بگم که ویلیام هرست بزرگ

1160
01:17:57,256 --> 01:17:59,884
‫از روزنامهٔ «نیویورک آمریکن» به من
‫پیشنهاد یه شغل تمام وقت

1161
01:17:59,967 --> 01:18:01,886
‫به‌عنوان کاریکاتوریست‌شون
‫با مبلغ قابل توجهی رو داده.

1162
01:18:01,969 --> 01:18:04,722
‫چرا بخوای این همه راه رو تا نیویورک بری؟
‫خیلی دوره.

1163
01:18:04,806 --> 01:18:06,349
‫بیش از ۴۸۰۰ کیلومتر.

1164
01:18:06,432 --> 01:18:08,351
‫چون از اون‌جایی که خیلی مشتاقید
‫بهم یادآوری کنید

1165
01:18:08,434 --> 01:18:09,977
‫در حال حاضر با کمبود بودجه مواجه‌یم.

1166
01:18:10,061 --> 01:18:12,438
‫این خونهٔ خودمون نیست.
‫قرض‌باریم.

1167
01:18:12,522 --> 01:18:14,065
‫و به دلایل متنوعی

1168
01:18:14,148 --> 01:18:15,817
‫که خیلی باهاش آشنا هستیم

1169
01:18:15,900 --> 01:18:19,320
‫کارم الان ارزش مالی چندانی
‫نسبت به بازار نداره.

1170
01:18:19,404 --> 01:18:21,364
‫و تازه، مردم آمریکا

1171
01:18:21,447 --> 01:18:23,825
‫خیلی از لحاظ رفتارشون علیه گربه‌ها
‫عقب‌افتاده‌تر هستن.

1172
01:18:23,908 --> 01:18:25,535
‫فکر می‌کنم در مورد «روزولت»

1173
01:18:25,618 --> 01:18:27,703
‫و توافق جوانمردانه‌ش با مردم ژاپن خوندین.

1174
01:18:27,787 --> 01:18:29,080
‫بچه‌های ژاپنی الان

1175
01:18:29,163 --> 01:18:31,040
‫همراه هم‌وطن‌های آمریکایی‌شون
‫به یه مدرسه میرن

1176
01:18:31,124 --> 01:18:32,750
‫و والدین مهاجرشون
‫می‌تونن خیلی راحت توی خیابون‌های

1177
01:18:32,834 --> 01:18:34,877
‫آمریکا وام بگیرن،
‫ولی گربه‌هاشون می‌تونن؟

1178
01:18:34,961 --> 01:18:37,213
‫من خیلی تو این مورد به این کشور کمک کرده‌م.

1179
01:18:37,296 --> 01:18:39,006
‫حالا باید به گربه‌های آمریکا کمک کنم.

1180
01:18:39,090 --> 01:18:41,217
‫خوب یا بد،
‫دکتر الفیک من یه منشورم

1181
01:18:41,300 --> 01:18:43,386
‫و یه قیف دگرگون‌کننده
‫برای الکتریسیتهٔ‌ منفی.

1182
01:18:43,469 --> 01:18:44,720
‫تو این دوران متلاطم

1183
01:18:44,804 --> 01:18:46,431
‫می‌خوام لبخند رو به لب مردم آمریکا بیارم.

1184
01:18:46,514 --> 01:18:48,057
‫تا حالا یه آمریکایی خندان
‫تو عمرم ندیده‌م.

1185
01:18:48,141 --> 01:18:49,475
‫تو کلا هیچ آمریکایی‌ای ندیدی.

1186
01:18:49,559 --> 01:18:50,768
‫ولی خب وقت تغییر دادنشه.

1187
01:18:50,852 --> 01:18:52,186
‫تنها دلیلی که اینجایید

1188
01:18:52,270 --> 01:18:53,688
‫اینه که خواهرم شما رو احضار کرده

1189
01:18:53,771 --> 01:18:55,189
‫چون به‌شدت حسوده

1190
01:18:55,273 --> 01:18:56,941
‫و از ۱۲ سالگی هم همین‌طوری بوده

1191
01:18:57,024 --> 01:18:59,610
‫و هر کاری می‌کنه تا من
‫به پتانسیل کامل‌ـم نرسم.

1192
01:19:01,404 --> 01:19:05,283
‫آقای وین، هیچ شکی نیست که توهم زدین.

1193
01:19:05,366 --> 01:19:07,034
‫ولی صرفاً توهم موفقیت

1194
01:19:07,118 --> 01:19:09,412
‫دلیل کافی‌ای نیست که
‫شما رو توی بیمارستان بستری کنه.

1195
01:19:09,495 --> 01:19:12,957
‫می‌خوام شدیداً با رفتن‌ـتون
‫به نیویورک مخالفت کنم.

1196
01:19:13,040 --> 01:19:14,834
‫بهتون پیشنهاد می‌کنم که اینجا بمونید
‫و استراحت کنید

1197
01:19:14,917 --> 01:19:16,586
‫یه کم بینش پیدا کنید

1198
01:19:16,669 --> 01:19:19,130
‫قبل از اینکه به فصل بعدی زندگی‌ـتون برسید.

1199
01:19:19,213 --> 01:19:20,840
‫ولی خب نهایتا، تصمیمش با شماست.

1200
01:19:37,231 --> 01:19:40,234
‫می‌تونی از خونواده‌ت فرار کنی لویی.

1201
01:19:42,069 --> 01:19:44,322
‫ولی نمی‌تونی از غم و اندوهت فرار کنی.

1202
01:19:47,158 --> 01:19:48,951
‫هر جا بری دنبالت میاد.

1203
01:19:50,369 --> 01:19:52,705
‫مثل یا سایهٔ خشمگین.

1204
01:20:01,255 --> 01:20:05,843
‫سال ۱۹۰۷

1205
01:20:16,479 --> 01:20:18,397
‫شما آقا، شما شبیه کسی هستی

1206
01:20:18,481 --> 01:20:20,107
‫که می‌خواد از زمانه‌ش با خبر باشه.

1207
01:20:20,191 --> 01:20:21,817
‫نیویورک تایمز بگیر.

1208
01:20:49,512 --> 01:20:51,055
‫«شتو گوریو». یالا.

1209
01:20:51,138 --> 01:20:52,223
‫بله قربان.

1210
01:20:52,306 --> 01:20:54,225
‫به‌محض رسیدن به نیویورک

1211
01:20:54,308 --> 01:20:56,894
‫لویی فوراً تحت تأثیر تفاوت ملموسی که

1212
01:20:56,978 --> 01:20:59,647
‫که توی اجزای تشکیل دهندهٔ اتمسفر بود
‫قرار گرفت.

1213
01:20:59,730 --> 01:21:02,233
‫مشخص بود که این یه شهره

1214
01:21:02,316 --> 01:21:04,860
‫با موج عظیمی از انرژی الکتریکی.

1215
01:21:04,944 --> 01:21:06,612
‫اون نوشیدنی‌ها رو همین
‫الان ببر به میز شمارهٔ ۹.

1216
01:21:06,696 --> 01:21:07,697
‫بله قربان.

1217
01:21:08,990 --> 01:21:11,450
‫هر عشق گربه‌ای می‌دونه که
‫پیشی از هیچی بیشتر از این خوشش نمیاد

1218
01:21:11,534 --> 01:21:13,411
‫که روی یه تکه کاغذ قهوه‌ای بشینه.

1219
01:21:13,494 --> 01:21:16,497
‫گربه‌ها کاملاً از خطر
‫روماتسیم الکتریکی آگاه هستن

1220
01:21:16,581 --> 01:21:18,916
‫و البته اگه یه وقت خواستید
‫گربه‌ای رو مجازات کنید

1221
01:21:19,000 --> 01:21:21,627
‫می‌تونید کاغذ رو مچاله کنید
‫که صدای رعد و برق بده.

1222
01:21:21,711 --> 01:21:24,255
‫- مگه گربه‌ها روماتسیم می‌گیرن؟
‫- بله البته خانوم سیموندز.

1223
01:21:24,338 --> 01:21:28,759
‫آقای وین، ما عکس گربه‌هاتون رو
‫به کارکنان‌ـمون نشون دادیم.

1224
01:21:28,843 --> 01:21:31,220
‫می‌خندن.
‫لبخند می‌زنن.

1225
01:21:31,304 --> 01:21:33,222
‫بهش بگو آلیشا.
‫بگو که دروغ نمیگم.

1226
01:21:33,306 --> 01:21:36,225
‫یکی از تایپیست‌هامون،
‫چندتا از عکس‌هاتون رو برد واسه بچه‌هاش

1227
01:21:36,309 --> 01:21:38,561
‫و گفت که چهار دست و پا

1228
01:21:38,644 --> 01:21:41,188
‫فرار می‌کردن، و تظاهر می‌کردن که گربه‌ن.

1229
01:21:41,272 --> 01:21:43,941
‫تظاهر می‌کردن گربه‌ن!
‫چه ناز!

1230
01:21:44,025 --> 01:21:47,028
‫و خواستن واسه تولدشون گربه براشون بخرن.

1231
01:21:47,111 --> 01:21:49,488
‫تو رو می‌بریم اونجا.
‫شخصیت خاصی داری.

1232
01:21:49,572 --> 01:21:53,618
‫موافقی آلیشا؟ عزیزم.
‫تو آقای گربه‌ای.

1233
01:21:53,701 --> 01:21:55,411
‫- تو مرد گربه‌ای هستی.
‫- مرد گربه‌ای.

1234
01:21:55,494 --> 01:21:57,830
‫- اون مرد گربه‌ایه.
‫- مرد گربه‌ای.

1235
01:21:57,913 --> 01:22:00,291
‫به‌نظرم یه ریتم خاصی داره.

1236
01:22:01,667 --> 01:22:04,128
‫ولی از لویی وین هم خوشم میاد.

1237
01:22:05,212 --> 01:22:07,340
‫به‌نظرم اونم ریتم خاص خودش رو داره.

1238
01:22:10,176 --> 01:22:12,094
‫می‌تونم یه سوال ازت بپرسم آقای وین؟

1239
01:22:13,137 --> 01:22:14,597
‫چرا گربه؟

1240
01:22:32,448 --> 01:22:34,533
‫فقط یادت باشه

1241
01:22:34,617 --> 01:22:36,452
‫هر چقدر هم اوضاع سخت شد

1242
01:22:36,535 --> 01:22:39,163
‫هر چقدر هم حس کردی
‫دیگه نمی‌کشی...

1243
01:22:40,289 --> 01:22:42,625
‫دنیا پر از قشنگیه.

1244
01:22:44,210 --> 01:22:46,462
‫و بستگی به خودت داره که دریافتش کنی لویی.

1245
01:22:47,755 --> 01:22:49,632
‫که نگاه کنی.

1246
01:22:49,715 --> 01:22:52,635
‫و تا جایی که می‌تونی
‫با بقیه به اشتراکش بذاری.

1247
01:23:06,649 --> 01:23:08,192
‫حالتون خوبه آقای وین؟

1248
01:23:09,610 --> 01:23:12,196
‫زمزمه‌هاش همراه باد نوازشگر میاد

1249
01:23:12,279 --> 01:23:16,409
‫یا همراه چکه‌های خیسِ
‫باران الکتریکی و مجذوب کنه.

1250
01:23:16,492 --> 01:23:18,661
‫و شب‌ها پیچ رادیو رو می‌چرخونم

1251
01:23:18,744 --> 01:23:21,330
‫به این امید که از الکتریسیتهٔ جوی‌‌ای که

1252
01:23:21,414 --> 01:23:23,165
‫از زندگی بعد از مرگ
‫میاد سر نخی پیدا کنم.

1253
01:23:23,249 --> 01:23:26,127
‫که چطور با این آشوب ادامه داد؟

1254
01:23:26,210 --> 01:23:29,171
‫چرا که اول امیلی بود که به من

1255
01:23:29,255 --> 01:23:31,048
‫طبیعت واقعی گربه‌ها رو آموخت.

1256
01:23:32,174 --> 01:23:33,801
‫ارزش واقعی گربه‌ها.

1257
01:23:33,884 --> 01:23:35,469
‫فقط با درک کردن
‫گربه‌هاست که میشه فهمید

1258
01:23:35,553 --> 01:23:37,304
‫چطور باهاشون بدرفتاری شده،
‫و درک نشدن

1259
01:23:37,388 --> 01:23:39,473
‫اون‌هم بی هیچ دلیلی جز تعصب کورکورانه

1260
01:23:39,557 --> 01:23:42,309
‫و این‌طوری انسان‌ها رو شناختم.

1261
01:23:43,644 --> 01:23:46,856
‫که چطور همه‌مون توسط فرم اشتباهی از
‫الکتریسیته فاسد شدیم.

1262
01:23:46,939 --> 01:23:48,899
‫و فقط از طریق کار کسانی که

1263
01:23:48,983 --> 01:23:51,026
‫استعداد دگرگون‌کنندگی دارن هست که

1264
01:23:51,110 --> 01:23:53,654
‫می‌تونیم شکستش بدیم.

1265
01:23:53,738 --> 01:23:57,324
‫بدون تغییر ما یه گونهٔ سقوط کرده
‫و بدون هیچ آینده‌ایم

1266
01:23:57,408 --> 01:24:00,745
‫حیوانی که تنها غریزه‌ش نابود کردنه!

1267
01:24:01,871 --> 01:24:03,622
‫لویی عزیز.

1268
01:24:03,706 --> 01:24:07,710
‫بعد از درگیری طولانی
‫و سرسختانه‌ با آنفلوآنزا

1269
01:24:07,793 --> 01:24:11,005
‫مادرمون ساعت ۱۱:۳۶
‫دقیقهٔ امروز صبح از دنیا رفت.

1270
01:24:13,507 --> 01:24:17,219
‫حتی در هفته‌های منتهی به مرگش،
‫به راه و روش خودش زندگی کرد

1271
01:24:17,303 --> 01:24:19,764
‫و ما رو با داستان‌هایی در مورد پدرمون

1272
01:24:19,847 --> 01:24:22,308
‫و دورانی که به عنوان معشوقه‌های جوان
‫در لندن بودن سرگرم می‌کرد.

1273
01:24:23,642 --> 01:24:27,271
‫از اینکه چقدر دلش
‫برات تنگ شده صحبت کرد

1274
01:24:27,354 --> 01:24:29,815
‫ولی درک کرده که باید سفرت رو می‌رفتی

1275
01:24:29,899 --> 01:24:32,485
‫چون به صلاح خونواده بود.

1276
01:24:32,568 --> 01:24:35,404
‫حقیقت رو در مورد
‫وضعیت مالی‌ـمون بهش نگفتم.

1277
01:24:37,281 --> 01:24:40,326
‫ولی لویی، الان دارم برات نامه می‌نویسم

1278
01:24:40,409 --> 01:24:42,703
‫چون ازت می‌خوام برگردی خونه.

1279
01:24:44,330 --> 01:24:46,290
‫می‌دونم تفاوت‌های خودمون رو داریم

1280
01:24:46,373 --> 01:24:48,000
‫ولی داریم پیر می‌شیم.

1281
01:24:50,002 --> 01:24:53,547
‫و خیلی وقته که خیلی دور بودی.

1282
01:24:53,631 --> 01:24:55,299
‫ها. ها. ها.

1283
01:24:55,382 --> 01:24:57,718
‫از طرف خواهرت.
‫کارولاین.

1284
01:24:57,802 --> 01:24:59,303
‫خنده‌داره. خنده‌داره.

1285
01:25:26,038 --> 01:25:28,082
‫آهای؟

1286
01:25:28,165 --> 01:25:30,626
‫بذار بیام بیرون!

1287
01:25:30,709 --> 01:25:32,878
‫اینجا امن نیست!

1288
01:25:49,019 --> 01:25:51,939
‫کمک! داریم...غریق میشیم!
‫داریم غرق میشیم!

1289
01:25:52,022 --> 01:25:54,149
‫کمک کنید لطفا!

1290
01:25:54,233 --> 01:25:59,238
‫لطفاً!‌ کمک کنید!
‫لطفاً!‌ کمک کنید!

1291
01:25:59,321 --> 01:26:01,448
‫لطفا! لطفا!

1292
01:26:01,532 --> 01:26:03,617
‫مامانی! بابایی!

1293
01:26:03,701 --> 01:26:07,997
‫کمکم کنید! کمکم کنید! کمکم کنید!

1294
01:26:08,080 --> 01:26:10,082
‫کمکم کنید!

1295
01:26:22,511 --> 01:26:23,596
‫فقط یادت باشه...

1296
01:26:38,444 --> 01:26:40,112
‫فقط یادت باشه...

1297
01:26:41,113 --> 01:26:42,740
‫مامانی!

1298
01:26:44,241 --> 01:26:45,659
‫بابایی!

1299
01:26:48,454 --> 01:26:52,499
‫کمکم کنید! لطفاً!

1300
01:26:54,168 --> 01:26:57,713
‫دارم غرق میشم!

1301
01:27:08,641 --> 01:27:13,729
‫[سال ۱۹۱۴]

1302
01:27:43,175 --> 01:27:45,260
‫می‌بخشمت اگه فکر کردی

1303
01:27:45,344 --> 01:27:49,223
‫اینجاست که ثروت آقای وین عوض میشه.

1304
01:27:49,306 --> 01:27:53,268
‫ولی افسوس، چند سال بعد از مرگ مادرش

1305
01:27:53,352 --> 01:27:57,189
‫ماری بی‌چاره هم قربانی
‫آنفلوآنزای وحشتناک شد.

1306
01:27:59,066 --> 01:28:01,694
‫در حالی که قلب نحیف
‫دوست و ناصح‌ـش

1307
01:28:01,777 --> 01:28:03,904
‫سر ویلیام اینگرمِ بخشنده

1308
01:28:03,988 --> 01:28:06,448
‫بالاخره در اثر نقرس
‫از تپیدن ایستاد.

1309
01:28:07,658 --> 01:28:09,535
‫لویی هم‌چنان به نشون دادن

1310
01:28:09,618 --> 01:28:11,829
‫کمبود ناراحت‌کنندهٔ
‫هوش مالی از خودش ادامه داد

1311
01:28:11,912 --> 01:28:13,872
‫و کمر خونواده بیشتر و بیشتر

1312
01:28:13,956 --> 01:28:15,916
‫زیر بار قرض‌هاشون شکسته می‌شد.

1313
01:28:20,838 --> 01:28:23,257
‫و بعد وقتی یه روز می‌خواست

1314
01:28:23,340 --> 01:28:25,300
‫از یه اتوبوس در حال حرکت پیاده بشه

1315
01:28:25,384 --> 01:28:28,637
‫با کله افتاد و به کمای عمیقی رفت

1316
01:28:28,721 --> 01:28:32,307
‫و رویایی از سال ۱۹۹۹ دید.

1317
01:28:47,531 --> 01:28:50,534
‫و برخلاف انتظار بقیه،
‫گربه‌های خوش‌یمن آینده‌نگرانه‌ش

1318
01:28:50,617 --> 01:28:52,369
‫موفقیت بزرگی بود

1319
01:28:52,453 --> 01:28:55,581
‫و سفارشات از سراسر اروپا انجام می‌شد.

1320
01:28:55,664 --> 01:28:57,166
‫ولی در همون موقع

1321
01:28:57,249 --> 01:28:59,460
‫الکتریسیتهٔ منفی در دنیا

1322
01:28:59,543 --> 01:29:01,587
‫به سطح بحرانی‌ای رسیده بود

1323
01:29:01,670 --> 01:29:04,506
‫و تنش‌های نظامی منتهی
‫به وضعیت جنگی شد.

1324
01:29:08,093 --> 01:29:10,763
‫لویی ماه‌ها و خستگی‌ناپذیر کار کرد

1325
01:29:10,846 --> 01:29:13,265
‫ولی تقریباً تمامی محموله‌ش در دریای شمال

1326
01:29:13,348 --> 01:29:16,143
‫توسط یه زیردریایی آلمانی نابود شد.

1327
01:29:16,226 --> 01:29:18,145
‫چندی از کشتی‌های باربری بریتانیایی

1328
01:29:18,228 --> 01:29:20,147
‫توسط زیردریایی‌های آلمانی غرق شدند

1329
01:29:20,230 --> 01:29:21,182
‫و کالاهای بسیاری

1330
01:29:21,252 --> 01:29:22,267
‫به ارزش هزاران پوند را

1331
01:29:22,338 --> 01:29:24,818
‫راهی کف دریای شمال کرد.

1332
01:29:24,902 --> 01:29:26,945
‫گزارش‌های اولیه حاکی از اینه
‫که این کشتی‌ها

1333
01:29:27,029 --> 01:29:28,864
‫بین درگیری طرفین گیر افتاده‌ند...

1334
01:30:01,605 --> 01:30:02,689
‫لویی؟

1335
01:30:06,860 --> 01:30:08,904
‫کارولاین می‌خواد تو رو ببینه.

1336
01:30:16,537 --> 01:30:19,373
‫لویی، بشین.

1337
01:30:39,101 --> 01:30:40,811
‫می‌خوام بدونی که

1338
01:30:49,153 --> 01:30:51,738
‫می‌خوام بدونی که خیلی بهت افتخار می‌کنم.

1339
01:31:10,674 --> 01:31:12,968
‫هیس. هیس.

1340
01:31:17,014 --> 01:31:19,349
‫بسه!
‫لویی، بسه!

1341
01:31:22,477 --> 01:31:23,604
‫لویی!

1342
01:31:28,483 --> 01:31:30,402
‫تموش کن لویی، لطفاً!
‫آروم بگیر.

1343
01:31:30,485 --> 01:31:33,614
‫لویی! لویی!
‫لویی! بسه!

1344
01:31:36,658 --> 01:31:40,037
‫گربه‌ها به عنوان خدایان مرموز پرستیده شده

1345
01:31:41,788 --> 01:31:45,375
‫و به عنوان همراهان شرور
‫جادوگری و گناه بدنام شده‌ند.

1346
01:31:47,794 --> 01:31:51,048
‫ولی فکر کنم تو اولین نفری هستی که

1347
01:31:51,131 --> 01:31:53,717
‫تا حالا متوجه شده گربه‌ها در واقع
‫خنده‌دار هستن.

1348
01:31:55,969 --> 01:31:58,722
‫خنگ و بغل‌دوست هستن.

1349
01:32:00,140 --> 01:32:01,433
‫و تنها.

1350
01:32:02,643 --> 01:32:04,728
‫ترسیده و شجاع.

1351
01:32:06,146 --> 01:32:07,731
‫مثل ما.

1352
01:32:15,447 --> 01:32:18,200
‫چی توی اون سر بامزه‌ت می‌گذره؟

1353
01:33:28,854 --> 01:33:30,355
‫خیلی بهتر شد.

1354
01:33:31,898 --> 01:33:33,984
‫تو دنیا رو قشنگ می‌کنی.

1355
01:33:35,569 --> 01:33:38,071
‫و گرم. و مهربان.

1356
01:33:39,740 --> 01:33:42,909
‫فقط می‌خواستم قبل از اینکه خیلی دیر بشه
‫ازت تشکر کنم.

1357
01:33:45,620 --> 01:33:48,415
‫لویی، من دنیا رو قشنگ نمی‌کنم.

1358
01:33:51,251 --> 01:33:52,836
‫دنیا خودش قشنگه.

1359
01:33:55,589 --> 01:33:57,716
‫و تو هم کمکم کردی که اینو ببینم.

1360
01:34:04,181 --> 01:34:09,061
‫می‌برمت جایی که بهش میگیم
‫بخش بی‌نوایان.

1361
01:34:09,144 --> 01:34:13,065
‫واسه...خب به واسه دلایل مشخصی.

1362
01:34:13,148 --> 01:34:16,068
‫بهتون قول میدم که از بیماران به بهترین

1363
01:34:16,151 --> 01:34:18,153
‫و تخصصی‌ترین شکل مراقبت میشه.

1364
01:34:18,236 --> 01:34:19,738
‫سال ۱۹۲۵

1365
01:34:19,821 --> 01:34:23,033
‫امیدوارم که گزارش خوبی

1366
01:34:23,116 --> 01:34:25,327
‫به کمیته‌ای که دواطلبش شدین تحویل بدین.

1367
01:34:25,410 --> 01:34:28,538
‫من اینجام که رفاه بیماران‌ـتون رو
‫ارزیابی کنم دکتر کوک

1368
01:34:28,622 --> 01:34:30,290
‫و وضعیت ادارهٔ بیمارستان‌ـتون.

1369
01:34:30,374 --> 01:34:32,834
‫نه فقط از جانب اعضای کمیته‌م

1370
01:34:32,918 --> 01:34:34,836
‫بلکه از جانب دولت.

1371
01:34:34,920 --> 01:34:37,672
‫پس باید گزارشم رو

1372
01:34:37,756 --> 01:34:41,009
‫- بر اساس چیزی که پیدا می‌کنم تحویل بدم.
‫- صد البته.

1373
01:34:41,093 --> 01:34:44,054
‫میانگین زمانی که بیماران اینجا
‫توی «اسپرینگ‌فیلد» سپری می‌کنن چقدره؟

1374
01:34:44,137 --> 01:34:48,183
‫توفیقی داشتین که بیماران
‫رو به بیرون رفتن قانع کنید؟

1375
01:34:48,266 --> 01:34:50,310
‫موفقیت‌هایی داشتیم.

1376
01:34:50,394 --> 01:34:52,687
‫ولی بخشی‌ـش بستگی به تمایل بیمار

1377
01:34:52,771 --> 01:34:54,398
‫برای همکاری داره.

1378
01:34:54,481 --> 01:34:56,900
‫و همون‌طور که می‌تونید تصور کنید
‫آقای رایدر

1379
01:34:56,983 --> 01:34:59,778
‫این مسئله در هر فرد متفاوته.

1380
01:35:01,488 --> 01:35:03,156
‫لویی وین.

1381
01:35:03,240 --> 01:35:07,911
‫بله. ایشون آقای لویی وین هستن.

1382
01:35:09,287 --> 01:35:12,582
‫احتمالاً عکس‌های نسبتاً دل‌نشینش
‫از گربه‌ها رو به یاد دارین

1383
01:35:12,666 --> 01:35:15,502
‫از سال‌های پیش.

1384
01:35:18,171 --> 01:35:19,923
‫حالتون چطوره‌ آقای وین؟

1385
01:35:24,177 --> 01:35:26,972
‫چیزه...منم.

1386
01:35:29,099 --> 01:35:32,602
‫دن رایدر. توی قطار با هم آشنا شدیم
‫توی آندوور.

1387
01:35:32,686 --> 01:35:36,982
‫سگ...پومرانی خواهرم باهام بود.

1388
01:35:38,150 --> 01:35:39,443
‫کلئوپاترا.

1389
01:35:41,945 --> 01:35:43,321
‫کلئوپاترا؟

1390
01:35:43,405 --> 01:35:44,489
‫بله.

1391
01:35:52,998 --> 01:35:55,167
‫اصلاً نمی‌دونستم جزو
‫بیماران هستین آقای وین.

1392
01:35:55,250 --> 01:35:57,586
‫ایشون متأسفانه کاملاً دیوانه هستن.

1393
01:35:57,669 --> 01:36:00,464
‫ولی نهایت سعی‌ـمون رو می‌کنیم
‫که ازش مراقبت کنیم.

1394
01:36:01,715 --> 01:36:05,051
‫خیلی ناراحت‌کننده‌ست،
‫مگه نه آقای رایدر.

1395
01:36:05,135 --> 01:36:07,137
‫به‌نظر کاملاً دیگه

1396
01:36:07,220 --> 01:36:09,222
‫کنترل هنرش رو از دست داده.

1397
01:36:16,354 --> 01:36:18,190
‫از اینجا خوشت میاد آقای وین؟

1398
01:36:21,693 --> 01:36:23,361
‫گربه نداره.

1399
01:36:25,780 --> 01:36:29,409
‫بیرون رو... نمی‌تونم ببینم.

1400
01:36:32,454 --> 01:36:35,290
‫وای. نسبتاً باید برای کسی

1401
01:36:35,373 --> 01:36:38,168
‫مثل شما سخت باشه، آقای وین

1402
01:36:38,251 --> 01:36:41,463
‫که کل زندگی‌‌ـت
‫رو صرف آزمایش دنیا کرده باشی

1403
01:36:41,546 --> 01:36:45,300
‫و یهویی نتونی ببینی‌ـش.

1404
01:37:10,742 --> 01:37:12,911
‫سرافکنده شدم.

1405
01:37:16,331 --> 01:37:17,499
‫من...

1406
01:37:19,751 --> 01:37:24,589
‫سرافکنده‌ش کردم آقای رایدر.

1407
01:37:26,132 --> 01:37:28,343
‫فکر نکنم سرافکنده باشی آقای وین...

1408
01:37:29,302 --> 01:37:31,054
‫از حرفایی که خودت گفتی برداشت کردم.

1409
01:37:36,226 --> 01:37:38,979
‫به‌نظرت چرا امیلی ازت خواسته

1410
01:37:39,062 --> 01:37:41,356
‫که به نقاشی کردن ادامه بدی آقای وین؟

1411
01:37:44,150 --> 01:37:46,152
‫که به بقیه کمک کنم.

1412
01:37:48,738 --> 01:37:50,240
‫که نشون‌ـشون بدم.

1413
01:37:51,032 --> 01:37:52,993
‫شاید.

1414
01:37:53,076 --> 01:37:55,287
‫و هیچ شکی نیست که این کارو کردی.

1415
01:37:56,538 --> 01:37:59,374
‫ولی من یه نظریهٔ نسبتاً متفاوت دارم.

1416
01:38:04,504 --> 01:38:08,341
‫به‌نظرم ازت خواسته به نقاشی کردن ادامه بدی

1417
01:38:11,011 --> 01:38:12,846
‫که تنها نباشی.

1418
01:38:22,564 --> 01:38:27,569
‫وقتی نقاشی می‌کنی آقای وین
‫به بقیهٔ مردم وصل میشی

1419
01:38:27,652 --> 01:38:30,322
‫و بهشون تکه‌ای از خودت رو میدی

1420
01:38:30,405 --> 01:38:35,702
‫ولی...اونا هم با تو در ارتباطن.

1421
01:38:38,288 --> 01:38:42,250
‫و اون الکتریسیته‌ای که توصیف کردی...

1422
01:38:45,420 --> 01:38:47,714
‫که در حضور امیلی حسش کردی

1423
01:38:49,341 --> 01:38:51,509
‫عشق خطابش می‌کنم آقای وین.

1424
01:38:57,140 --> 01:38:58,850
‫و اون عشق هنوز اینجاست.

1425
01:39:16,076 --> 01:39:18,286
‫با کمک خواهران وین

1426
01:39:18,370 --> 01:39:21,081
‫آقای رایدر شجاع
‫تصمیم گرفت که برای حمایت از لویی

1427
01:39:21,164 --> 01:39:22,791
‫پول جمع‌آوری کنه

1428
01:39:22,874 --> 01:39:24,834
‫و برای اینکه اون‌قدری پول جمع بشه

1429
01:39:24,918 --> 01:39:27,504
‫که اون رو به بیمارستانی بسیار راحت‌تر
‫در حومهٔ شهر منتقل کنن

1430
01:39:27,587 --> 01:39:29,339
‫جایی که به بیمارانشون اجازه میدن

1431
01:39:29,422 --> 01:39:31,132
‫برای راحتی گربه نگه‌داری کنن.

1432
01:39:32,300 --> 01:39:34,302
‫اونا با طرفداران وین

1433
01:39:34,386 --> 01:39:35,845
‫از سراسر کشور همراه شدن

1434
01:39:35,929 --> 01:39:37,639
‫و حتی کمک یک‌سری از

1435
01:39:37,722 --> 01:39:39,724
‫طرفداران قدرت‌مندتری رو دریافت کردن

1436
01:39:39,808 --> 01:39:42,519
‫مثل نویسندهٔ معروف
‫اچ‌جی ولز

1437
01:39:42,602 --> 01:39:44,437
‫که تقاضایی ملی از طرف

1438
01:39:44,521 --> 01:39:46,856
‫صندوق حمایتی لویی وین نوشت.

1439
01:39:46,940 --> 01:39:51,111
‫هنرمند، لویی وین گربه رو مال خودش کرد.

1440
01:39:51,194 --> 01:39:54,030
‫اون یک سبک گربه رو اختراع کرد.

1441
01:39:54,114 --> 01:39:56,074
‫یه جامعهٔ گربه.

1442
01:39:56,157 --> 01:39:59,452
‫یه دنیای کامل مربوط به گربه‌ها.

1443
01:39:59,536 --> 01:40:03,123
‫گربه‌هایی که مثل گربه‌های لویی وین نیستن
‫و مثل اونا زندگی نمی‌کنن...

1444
01:40:03,206 --> 01:40:05,542
‫از خودشون خجالت می‌کشن.

1445
01:40:05,625 --> 01:40:07,168
‫ولی الان

1446
01:40:08,628 --> 01:40:12,132
‫در حالی که لویی به آخر عمرش نزدیک میشه

1447
01:40:12,215 --> 01:40:16,052
‫آقای وین و خواهراش شدیداً نیازمند

1448
01:40:16,136 --> 01:40:18,638
‫سخاوتمندانه‌ترین کمک‌های گربه‌دوستان

1449
01:40:18,722 --> 01:40:21,683
‫و افراد آگاه از همه‌جا هستن.

1450
01:40:27,147 --> 01:40:29,107
‫برای لویی وین

1451
01:40:29,190 --> 01:40:31,735
‫الکتریسیته فقط چیزی نبود که
‫ما ازش برای

1452
01:40:31,818 --> 01:40:35,405
‫برای برشته‌کردن نون
‫یا روشن کردن لامپ حمام استفاده می‌کنیم.

1453
01:40:35,488 --> 01:40:37,323
‫یه چیز بزرگ‌تر بود

1454
01:40:37,407 --> 01:40:39,826
‫چیزی که اون‌قدر غیرعادی و عجیب بود

1455
01:40:39,909 --> 01:40:43,329
‫که ذهن انسان به‌زور توانایی درکش رو داره.

1456
01:40:44,664 --> 01:40:48,293
‫یک نیروی مرموز و اساسی
‫که گاهی

1457
01:40:48,376 --> 01:40:51,379
‫می‌تونست درخشش رو توی هوا حس کنه

1458
01:40:51,463 --> 01:40:54,174
‫و کلید همهٔ رازهای عمیق

1459
01:40:54,257 --> 01:40:56,259
‫و هراس‌انگیز زندگی.

1460
01:44:11,037 --> 01:44:12,372
‫نگاه کن.

1461
01:44:13,144 --> 01:44:23,050
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام سايت زدمووی :
.:: @ZedMoviecom ::.
.:: ZedMovie.com ::.
