﻿1
00:00:28,311 --> 00:00:42,311
<b><font color="#00abfd"> دانلود رایگان فیلم و سریال

 
  ..:: MiraMovie.org ::..</font></b>

  <b><font color="#FFC947"> ..:: ZedMovie.com ::..</font></b>

4
00:00:49,311 --> 00:00:54,279
‫[گزارش فرانسوی]

5
00:00:54,363 --> 00:01:02,227
‫[آرتور هویتزر جونیور]

6
00:01:02,301 --> 00:01:07,409
‫[انوی-سر-بلاس، فرانسه]

7
00:01:11,404 --> 00:01:13,437
‫با یک تعطیلات شروع شد.

8
00:01:13,931 --> 00:01:16,431
‫[میخانه، دخانیات، مجلات]

9
00:01:17,638 --> 00:01:20,237
‫«آرتور هویتزر جونیور»،
‫دانشجوی سال اول دانشکده،

10
00:01:20,304 --> 00:01:23,104
‫با اشتیاق برای فرار از آینده‌ای روشن
‫در "دشت‌های بزرگ"،

11
00:01:23,170 --> 00:01:26,671
‫پدر خود که مالک "لیبرتی، آفتاب غروب کانزاس"
‫بود را متقاعد کرد

12
00:01:26,738 --> 00:01:30,471
‫که هزینه های لازمه برای ادامه تحصیل وی
‫در آن‌سوی اقیانوس را فراهم سازد،

13
00:01:30,538 --> 00:01:32,273
‫که با نوشتن سفرنامه‌‌هایی،

14
00:01:32,297 --> 00:01:34,771
‫بتواند کسب و کار
‫خانوادگی را بیاموزد،

15
00:01:34,838 --> 00:01:38,758
‫تا برای مخاطبین مجله
‫"پیک‌نیک یکشنبه" منتشر شود.

16
00:01:51,371 --> 00:01:53,956
‫در طول ده سال بعد،
‫گروهی را جمع آوری کرد

17
00:01:53,980 --> 00:01:56,504
‫که متشکل از بهترین روزنامه‌نگاران
‫مهاجر زمان خودش بود.

18
00:01:56,571 --> 00:02:01,104
‫و "پیک‌نیک" را به
‫"گزارش فرانسوی" تغییر نام داد.

19
00:02:01,170 --> 00:02:05,137
‫گزارش‌های هفتگی واقعی
‫در مورد سیاست‌های جهانی،

20
00:02:05,204 --> 00:02:07,167
‫انواع و اقسام هنر ها، پوشاک،

21
00:02:07,191 --> 00:02:09,437
‫غذا های باکلاس، نوشیدنی های خوب،

22
00:02:09,504 --> 00:02:11,926
‫و داستان‌های متعدد
‫در مورد اشتیاق افراد

23
00:02:11,950 --> 00:02:13,604
‫در محله‌های دور و متفاوت.

24
00:02:15,671 --> 00:02:18,237
‫جهان را به کانزاس آورده بود.

25
00:02:23,104 --> 00:02:26,671
‫نویسندگان او تمام پایه و اساس
‫کتاب‌خانه های خوب آمریکایی بودند.

26
00:02:28,237 --> 00:02:29,504
‫«برنسن».

27
00:02:30,504 --> 00:02:32,137
‫«سازرک»،

28
00:02:33,170 --> 00:02:34,504
‫«کرمنتز»،

29
00:02:36,070 --> 00:02:37,648
‫و «روبیک رایت».

30
00:02:38,804 --> 00:02:41,265
‫یک خبر نگار که به عنوان بهترین نویسنده زنده

31
00:02:41,289 --> 00:02:43,691
‫از نظر کیفیت جملات در دقیقه تلقی می‌شود.

32
00:02:44,170 --> 00:02:46,861
‫دیگری نویسنده‌ای که
‫حتی یک مقاله هم ننوشته،

33
00:02:46,885 --> 00:02:49,575
‫اما سه دهه است که مکررا
‫مشغول رفت و آمد است.

34
00:02:50,137 --> 00:02:52,339
‫نویسنده‌ای نابینا که زیرکانه

35
00:02:52,363 --> 00:02:54,091
‫از دید دیگران می‌نوشت.

36
00:02:55,471 --> 00:02:57,618
‫با تجربه ترین زن جهان

37
00:02:57,642 --> 00:02:59,070
‫در دستور زبان.

38
00:03:01,070 --> 00:03:04,304
‫تصاویر روی جلد، آثاری از «هرمس جونز».

39
00:03:04,371 --> 00:03:06,371
‫«آرتور جونیور»، در عین خوش‌رفتاری...

40
00:03:06,437 --> 00:03:07,808
‫با نویسنده های خودش،

41
00:03:07,832 --> 00:03:10,170
‫با دیگر کارکنان مجله آنقدر محترم نبود.

42
00:03:10,237 --> 00:03:11,500
‫این دیگه چیه؟

43
00:03:11,524 --> 00:03:13,571
‫گفتم بوقلمون می‌خوام!

44
00:03:13,638 --> 00:03:15,320
‫گفتم کبابی و شکم پر باشه،

45
00:03:15,344 --> 00:03:17,026
‫کنارش هم چاقو و زائر باشه!

46
00:03:17,111 --> 00:03:18,612
‫سیستم مدیریت مالی او

47
00:03:18,636 --> 00:03:20,137
‫پیچیده، اما مؤثر بود.

48
00:03:20,222 --> 00:03:22,744
‫به مدت 15 سال هفته‌ای 150 فرانک بهش بده.

49
00:03:22,768 --> 00:03:26,070
‫با نرخ کلمه‌ای 5 سنت آمریکا،
‫بدون احتساب هزینه‌ها.

50
00:03:26,137 --> 00:03:28,340
‫متداول ترین و شاید سوال بر انگیز ترین

51
00:03:28,364 --> 00:03:30,137
‫توصیه ادبیاتی وی این بود که؛

52
00:03:30,204 --> 00:03:31,729
‫فقط یه جوری وانمود کن

53
00:03:31,753 --> 00:03:33,571
‫انگار عمدا اینطوری نوشتی.

54
00:03:33,638 --> 00:03:38,204
‫دقیقا پس از پنجاه سال غیبتش،
‫به "لیبرتی، کانزاس" بازگشت...

55
00:03:38,204 --> 00:03:40,170
‫...به مناسبت مراسم ختم خودش.

56
00:03:40,237 --> 00:03:42,590
‫که تا آن زمان تیراژ مجله

57
00:03:42,614 --> 00:03:45,425
‫ از نیم میلیون مشترک در
‫پنجاه کشور فراتر رفت.

58
00:03:46,041 --> 00:03:49,804
‫یک سبد حاوی از سنجاق‌ها،
‫نقاشی ها و نقل‌قول های رسمی

59
00:03:49,871 --> 00:03:51,643
‫همراهش به خاک سپرده شد.

60
00:03:51,667 --> 00:03:54,137
‫در کنار یک ماشین تحریر "آندرتی"،

61
00:03:54,204 --> 00:03:57,271
‫همچنین سه دسته از اوراق تحریر مصری.

62
00:04:01,604 --> 00:04:04,604
‫وی در قطعه تحریریه دفن شد.

63
00:04:07,137 --> 00:04:10,079
‫در وصیت‌نامه‌اش مقرر کرده بود

64
00:04:10,103 --> 00:04:12,027
‫که فورا پس از مرگش؛

65
00:04:12,112 --> 00:04:14,906
‫چاپخانه‌ها از بین رفته و منحل خواهند شد.

66
00:04:14,930 --> 00:04:17,437
‫تحریریه‌ها تخلیه و فروخته می‌شوند.

67
00:04:17,504 --> 00:04:20,771
‫پاداش‌های کلانی به کارکنان تعلق می‌گیرد
‫و از بند قراردادشان معاف می‌شوند.

68
00:04:20,838 --> 00:04:24,025
‫و این مجله برای همیشه متوقف خواهد شد.

69
00:04:24,504 --> 00:04:25,892
‫بنابراین،

70
00:04:25,916 --> 00:04:30,104
‫آگهی ترحیم این ناشر
‫همانند آگهی ترحیم این نشریه بود.

71
00:04:31,504 --> 00:04:35,137
‫با توجه به بخش‌های پر نشده قرارداد مشترکین،

72
00:04:35,222 --> 00:04:37,504
‫تمام هزینه‌های تحویل درب منزل
‫به آنها پس داده می‌شود.

73
00:04:40,271 --> 00:04:45,638
‫وفاتنامه او بر روی تخته‌ای نگارش شده
‫که بالای در دفترش است.

74
00:04:45,704 --> 00:04:47,604
‫مقاله «برنسن»؛ شاهکار بتنی.

75
00:04:47,671 --> 00:04:51,504
‫فقط توی جمله اولش سه تا فاعل،
‫دو تا فعل بدون صرف و نُه تا غلط املایی هست.

76
00:04:51,571 --> 00:04:53,237
‫بعضی‌هاشون عمدی بوده.

77
00:04:54,479 --> 00:04:56,471
‫داستان «کرمنتز»؛ تفسیر یک بیانیه.

78
00:04:56,580 --> 00:04:59,558
‫ما ازش 2500 کلمه خواستیم،
‫واسمون 14000 تا نوشت.

79
00:04:59,643 --> 00:05:01,784
‫به اضافه یادداشت‌های پایانی،
‫واژه‌نامه اصطلاحات و دو تا نتیجه‌گیری.

80
00:05:01,784 --> 00:05:03,404
‫یکی از بهترین داستان‌هاشه.

81
00:05:04,638 --> 00:05:06,571
‫- «سازرک»؟
‫- اینو که کلا نمی‌شه راستی‌آزمایی کرد.

82
00:05:06,638 --> 00:05:09,671
‫همه اسم‌ها رو که عوض می‌کنه،
‫فقط هم از ولگرد و دلال و معتاد می‌نویسه.

83
00:05:09,738 --> 00:05:11,404
‫خوراکش همین کاره.

84
00:05:12,671 --> 00:05:13,921
‫«روبیک رایت» چی؟

85
00:05:14,006 --> 00:05:15,788
‫در دفترش قفله، ولی صدای
‫ماشین تحریرش میاد.

86
00:05:15,927 --> 00:05:17,359
‫هولش نکن.

87
00:05:18,137 --> 00:05:19,404
‫سوال اینه مال کی چاپ نشه؟

88
00:05:19,471 --> 00:05:21,593
‫حتی هزینه چاپ دو تا مقاله
‫توی یکی هم زیاد می‌شه.

89
00:05:21,617 --> 00:05:23,738
‫که یعنی عمرا از پس هزینه‌هاش بر بیاییم.

90
00:05:26,337 --> 00:05:29,237
‫یه پیام از سرپرست دارم؛
‫یک ساعت تا رسیدن مطبوعات مونده.

91
00:05:30,070 --> 00:05:31,604
‫اخراجی.

92
00:05:32,311 --> 00:05:36,037
‫- جدی؟
‫- تو دفتر من گریه نکن.

93
00:05:37,391 --> 00:05:41,410
‫[گریه نکنید]

94
00:05:43,237 --> 00:05:45,039
‫سرتیترها رو کوتاه کنید،
‫تبلیغات رو کمتر کنید.

95
00:05:45,063 --> 00:05:47,104
‫به سرپرست بگید صفحات بیشتری می‌خواییم.

96
00:05:47,170 --> 00:05:49,104
‫قرار نیست مقاله کسی چاپ نشه.

97
00:05:50,571 --> 00:05:55,704
‫او نویسنده‌های خوب را لوس می‌کرد،
‫ترغیب می‌کرد و از آن‌ها محافظت می‌کرد.

98
00:05:56,471 --> 00:05:59,070
‫- نظرت چیه؟
‫- نظر من؟

99
00:05:59,838 --> 00:06:02,571
‫من بودم با آقای «سازرک» شروع می‌کردم.

100
00:06:02,638 --> 00:06:04,504
‫برایش مثل خانواده بودند.

101
00:06:14,972 --> 00:06:20,910
‫[خبرنگاری سوار بر دوچرخه]
‫[به قلم هرپسن سازرک]

102
00:06:22,548 --> 00:06:25,447
‫دوشنبه‌های "انوی" بی‌خبر صبح می‌شود.

103
00:06:51,981 --> 00:06:56,414
‫بیایید گشت و گذاری از طریق
‫ماشین‌زمان جواز شعر داشته باشیم،

104
00:06:56,481 --> 00:07:00,581
‫یک روز در "انوی" در طول 250 سال.

105
00:07:00,648 --> 00:07:04,514
‫شهر بزرگ در ابتدا صرفا
‫چند دهکده تجاری بود.

106
00:07:04,581 --> 00:07:07,381
‫فقط نام‌ها دست نخورده باقی ماندند.

107
00:07:07,447 --> 00:07:09,481
‫محله "واکس‌زن".

108
00:07:12,447 --> 00:07:14,481
‫میدان مسکونی "آجرکار".

109
00:07:17,381 --> 00:07:18,915
‫دالان "کشتارگاه".

110
00:07:22,381 --> 00:07:24,481
‫بن‌بست "جیب‌بُر".

111
00:07:27,738 --> 00:07:32,704
‫در این طرف شهر فروشگاه افسانه‌ای
‫مواد خوراکی و غذایی را...

112
00:07:32,771 --> 00:07:36,771
‫زیر یک سایبان وسیع از
‫شیشه و چدن را مشاهده می‌کنید،

113
00:07:36,838 --> 00:07:38,938
‫که البته اکنون تخریب شده،

114
00:07:39,005 --> 00:07:43,105
‫به لطف یک مرکز خرید چند طبقه
‫و پارکینگ اختصاصی.

115
00:07:44,105 --> 00:07:49,171
‫مانند هر شهر زنده دیگری، "انوی" خانه
‫حیوانات موذی بسیاری است.

116
00:07:51,604 --> 00:07:55,038
‫راه‌آهن زیرزمینی تحت استعمار موش‌ها است،

117
00:07:55,105 --> 00:07:59,463
‫بام خانه‌ها تحت استعمار گربه‌ها،

118
00:08:00,238 --> 00:08:03,871
‫کرم‌ها هم کانال‌های زهکشی
‫کم‌عمق را مستعمره کردند.

119
00:08:05,971 --> 00:08:08,871
‫پس از رسیدن میزبان‌ها،
‫پسران غارتگر گروه کُر،

120
00:08:08,938 --> 00:08:14,000
‫نیمه‌مست از خون عیسی مسیح، به قصد تخریب،
‫بازنشستگان بی‌احتیاط را تعقیب می‌کردند.

121
00:08:15,871 --> 00:08:21,537
‫و در بلوک "فلاپ"، دانش آموزان آنجا
‫گرسنه، مضطرب و بی‌پروا هستند.

122
00:08:22,038 --> 00:08:24,938
‫سالمندان هم در محله "هاول" زندگی می‌کنند.

123
00:08:28,804 --> 00:08:31,638
‫افراد مسن شکست خورده.

124
00:08:34,638 --> 00:08:35,958
‫"ماشین".

125
00:08:36,671 --> 00:08:38,941
‫نوعی نعمت محسوب می‌شود.
‫از یک طرف بوق می‌زند،

126
00:08:38,965 --> 00:08:41,771
‫می‌لغزد، سریع و قوی است و دنده عقب می‌رود.

127
00:08:41,838 --> 00:08:46,771
‫ولی از طرفی دودهای سمّی ساطع می‌کند
‫و باعث تصادفات خطرناک می‌شود،

128
00:08:46,838 --> 00:08:48,905
‫ترافیک شهری را بالا برده...

129
00:08:49,504 --> 00:08:51,404
‫ای کیر!

130
00:08:51,471 --> 00:08:53,171
‫اداره آمار محلی.

131
00:08:52,968 --> 00:08:56,398
‫{\a6} [زندان و آسایشگاه]

132
00:08:53,238 --> 00:08:56,604
‫میانگین بارندگی؛ 750 میلی‌متر.

133
00:08:56,671 --> 00:09:00,504
‫میانگین بارش برف؛ 190،000 دانه.

134
00:09:00,571 --> 00:09:03,938
‫هر هفته 8.5 جسد در
‫رودخانه "بلز" پیدا می‌شود.

135
00:09:04,005 --> 00:09:09,300
‫که این رقم همچنان با رشد جمعیت
‫و پیشرفت در بهداشت تغییری نکرده.

136
00:09:10,071 --> 00:09:13,471
‫مغازه‌داران و پسران پیک روزانه،

137
00:09:13,537 --> 00:09:17,571
‫حین غروب تبدیل به دلال
‫روسپی‌های ثبت‌نشده می‌شوند،

138
00:09:17,638 --> 00:09:21,105
‫و آرامشی بی‌وقفه بر فضای شهر حاکم می‌شود.

139
00:09:22,671 --> 00:09:25,000
‫سکوت شب‌ها با چه صدایی شکسته می‌شود؟

140
00:09:25,829 --> 00:09:28,138
‫و این صداها قرار است
‫به چه معماهایی تبدیل شوند؟

141
00:09:29,125 --> 00:09:31,704
‫شاید این ضرب‌المثل قدیمی
‫و مشکوک راست می‌گفت؛

142
00:09:35,038 --> 00:09:39,804
‫"در زیبایی بسیار، رازهای بسیار نهفته."

143
00:09:44,771 --> 00:09:48,005
‫«موش»، «حشره»، «دلال»، «روسپی».

144
00:09:48,071 --> 00:09:50,804
‫فکر نمی‌کنی این بار
‫یه مقدار زیاده رویه؟

145
00:09:50,871 --> 00:09:52,671
‫- واسه آدم‌های شایسته.
‫- اصلا نیست.

146
00:09:52,738 --> 00:09:54,437
‫اتفاقا باید واسشون جذاب باشه.

147
00:09:54,504 --> 00:09:57,504
‫«جیب‌بر»، «جنازه»، «زندان»، «ادرار»...

148
00:09:57,571 --> 00:10:00,771
‫- حالا نمی‌شه یه گل‌فروشی هم اضافه کنی؟
‫- نه، اصلا.

149
00:10:00,838 --> 00:10:04,038
‫- حداقل یه جای قشنگ؟
‫- از گل بدم میاد.

150
00:10:08,604 --> 00:10:12,437
‫در ضمن می‌تونی نیمه دوم
‫بند دوم رو از متن حذف کنی،

151
00:10:12,504 --> 00:10:14,404
‫یه جای دیگه تکرارش کردی.

152
00:10:14,971 --> 00:10:16,138
‫خیلی‌خب.

153
00:10:22,735 --> 00:10:28,634
‫[هنر و هنرمندان]

154
00:10:28,718 --> 00:10:34,593
‫[شاهکار بتنی]
‫[به قلم جی.کی.ال برنسن]

155
00:12:41,138 --> 00:12:46,504
‫بحث سخنرانی امروز درمورد نقاش بزرگی است

156
00:12:46,571 --> 00:12:49,504
‫که قلب تپنده هنرهای تجسمی
‫میان هنرمندان فرانسوی است،

157
00:12:49,571 --> 00:12:51,871
‫آقای «موزس روزنتالر».

158
00:12:51,938 --> 00:12:55,804
‫شهرتش بخاطر سبک جسورانه و دراماتیک

159
00:12:55,871 --> 00:13:00,005
‫و همچنین تولیدات عظیمش در میان‌سالی است،

160
00:13:00,071 --> 00:13:02,638
‫و البته اثر تابلو چندگانه معروفش ملقب به...

161
00:13:02,704 --> 00:13:05,838
‫"ده نقاشی دیواری بر یک سطح سیمانی".

162
00:13:05,905 --> 00:13:08,704
‫از نظر من ایشون یکی از مبتکرترین،

163
00:13:08,771 --> 00:13:14,067
‫و مسلما جنجالی ترین هنرمند نسل خودش است.

164
00:13:15,138 --> 00:13:18,138
‫اما چطوری این قطعه هنری بسیار مهم

165
00:13:18,205 --> 00:13:23,437
‫راه خودش رو به یک موقعیت دائمی و انحصاری
‫به اینجا، در مجموعه "کلمپت" پیدا می‌کنه؟

166
00:13:24,762 --> 00:13:27,129
‫داستانش در یک سالن غذاخوری شروع می‌شه.

167
00:13:31,362 --> 00:13:34,262
‫نمایشگاه زیرسیگاری، گلدان و دست‌بافت،

168
00:13:34,329 --> 00:13:40,296
‫مجموعه‌ای از صنایع دستی زندانیان تازه‌کار
‫در آسایشگاه روانی "انوی".

169
00:13:40,362 --> 00:13:43,828
‫هرچند علت اینکه این آثار
‫در تاریخ هنر ماندگار شدند

170
00:13:43,895 --> 00:13:47,462
‫این بود که نقاشی‌های کوچک آقای «روزنتالر»

171
00:13:47,529 --> 00:13:53,296
‫که در آن زمان به جرم دو فقره قتل
‫به پنجاه سال حبس محکوم شده بود،

172
00:13:53,381 --> 00:13:56,396
‫توسط یک دلال آثار هنری...

173
00:13:56,462 --> 00:13:59,396
‫به نام آقای «جولین کادازیو» دیده شد،

174
00:13:59,462 --> 00:14:03,396
‫که دست بر قضا، ایشون هم به جرم
‫فرار از مالیات فروش درجه دو

175
00:14:03,462 --> 00:14:05,196
‫محکوم و زندانی شده بود.

176
00:14:06,196 --> 00:14:07,329
‫نگهبان.

177
00:14:11,929 --> 00:14:13,862
‫کی این رو کشیده؟

178
00:14:19,196 --> 00:14:21,158
‫شهروند "7524"

179
00:14:22,296 --> 00:14:26,962
‫مطمئنا هم بخش روانی
‫بالاترین سطح امنیتی رو داره.

180
00:14:27,029 --> 00:14:31,695
‫بنظرت می‌تونی من رو برای یه
‫بازدید دوستانه و کوتاه همراهی بکنی؟

181
00:14:54,095 --> 00:14:57,062
‫نقاشی «سیمون برهنه»
‫سلول جی، اتاق سرگرمی.

182
00:14:57,129 --> 00:14:58,229
‫می‌خوام بخرمش.

183
00:14:59,095 --> 00:15:00,258
‫چرا؟

184
00:15:00,795 --> 00:15:01,929
‫چون ازش خوشم میاد.

185
00:15:02,895 --> 00:15:04,396
‫فروشی نیست.

186
00:15:04,853 --> 00:15:05,920
‫معلومه که هست.

187
00:15:06,962 --> 00:15:08,728
‫نه خیر، نیست.
‫- چرا، هست.

188
00:15:08,795 --> 00:15:09,962
‫- نه خیر، نیست.
‫- چرا، هست.

189
00:15:10,029 --> 00:15:11,762
‫نه خیر، نیست.
‫- هست، مطمئنم هست.

190
00:15:11,828 --> 00:15:13,470
‫تمام هنرمند ها کارهاشون رو می‌فروشن.

191
00:15:13,470 --> 00:15:16,384
‫واسه همین هنرمند می‌شن.
‫که بفروشنش.

192
00:15:16,408 --> 00:15:18,229
‫اگه نخوای بفروشی که نمی‌کشی.

193
00:15:18,296 --> 00:15:20,728
‫سوال اینه؛ قیمت چقدره؟

194
00:15:23,881 --> 00:15:25,032
‫پنجاه تا سیگار.

195
00:15:25,056 --> 00:15:27,214
‫نه اصلا... بکنش 75 تا سیگار.

196
00:15:28,682 --> 00:15:30,749
‫چرا به اون نگهبانه نگاه می‌کنی؟

197
00:15:36,315 --> 00:15:37,914
‫«سیمون» خودشه.

198
00:15:47,348 --> 00:15:49,515
‫نمی‌خوام این اثر مهم رو
‫با پنجاه تا سیگار بخرم.

199
00:15:49,581 --> 00:15:51,847
‫- گفتم 75.
‫- یا 75 تا سیگار. یا اصلا با پول زندان.

200
00:15:51,914 --> 00:15:55,048
‫می‌خوام 250،000 فرانک
‫به صورت قانونی پرداخت کنم،

201
00:15:55,114 --> 00:15:56,415
‫سر قیمتش توافق داریم؟

202
00:16:03,947 --> 00:16:09,843
‫برای ودیعه هم الآن فقط 83 سنت،
‫یه شکلات بلوطی و چهار نخ سیگار دارم.

203
00:16:09,928 --> 00:16:11,914
‫درحال حاضر فقط همین همراهم هست.

204
00:16:11,999 --> 00:16:15,515
‫البته اگه بخوای می‌تونم یه چک
‫به مبلغ قرارمون بنویسم

205
00:16:15,600 --> 00:16:19,196
‫که پولش ظرف 90 روز به حسابت واریز بشه.
‫حساب بانکی‌ات مال کجاست؟

206
00:16:19,281 --> 00:16:20,481
‫ولش کن.

207
00:16:44,248 --> 00:16:45,836
‫حالا از کجا یاد گرفتی؟

208
00:16:45,860 --> 00:16:47,448
‫که اینطوری نقاشی بکشی.

209
00:16:47,515 --> 00:16:51,148
‫و اینکه کی رو کشتی؟
‫اصلا چقدر وضعت خرابه؟

210
00:16:51,214 --> 00:16:54,181
‫یه سری اطلاعات ازت می‌خوام
‫که بتونیم یه کتاب درموردت بنویسیم.

211
00:16:54,248 --> 00:16:56,014
‫اینطوری آدم مهم‌تری می‌شی.

212
00:16:56,081 --> 00:16:57,348
‫اسمت چیه...؟

213
00:16:59,914 --> 00:17:01,448
‫«موزس روزنتالر»؟

214
00:17:04,448 --> 00:17:06,650
‫در یک خانواده ثروتمند به دنیا آمد‎

215
00:17:06,674 --> 00:17:09,381
‫و فرزند یک پرورش‌دهنده
‫اسب یهودی مکزیکی بود.

216
00:17:09,448 --> 00:17:13,214
‫«میگل سبسشن ماریا موزس دی‌روزنتالر»

217
00:17:13,281 --> 00:17:17,315
‫با پشتوانه مالی بالا از جانب خانواده
‫در دانشکده باستان‌شناسی تحصیل کرد.

218
00:17:17,381 --> 00:17:22,081
‫اما تا اواخر جوانی‌اش، تمام صفات نیک
‫خانوادگی خودش را از دست داد،

219
00:17:22,148 --> 00:17:25,214
‫و صفاتی که جایگزین آن‌ها شدند این بود؛

220
00:17:26,081 --> 00:17:29,848
‫فضاحت.

221
00:17:30,014 --> 00:17:33,987
‫عطش.

222
00:17:34,114 --> 00:17:38,495
‫تنهایی.

223
00:17:38,615 --> 00:17:41,205
‫خطر آسیب جسمانی.

224
00:17:44,881 --> 00:17:49,080
‫بیماری روانی.

225
00:17:49,181 --> 00:17:50,581
‫و مسلما...

226
00:17:52,618 --> 00:17:54,084
‫جنایت خشونت‌آمیز.

227
00:18:13,981 --> 00:18:18,481
‫در ده سال اول حبس طولانی مدتش،
‫حتی یک بار هم دست به قلم نشد.

228
00:18:54,712 --> 00:18:56,923
‫[اولین روز یازدهمین سال حبس]

229
00:19:15,014 --> 00:19:17,548
‫اجازه ثبت نام دارم، نگهبان؟

230
00:19:17,632 --> 00:19:20,847
‫- نامه ثبت نام داری؟
‫- اینو می‌گی؟

231
00:19:23,752 --> 00:19:26,572
‫حواستون رو جمع کنید.
‫امروز یه زندانی جدید داریم.

232
00:19:27,048 --> 00:19:28,947
‫شهروند 7524، بفرما توضیح بده.

233
00:19:29,014 --> 00:19:31,214
‫- یعنی چی؟
‫- درمورد خودت به گروه بگو.

234
00:19:31,281 --> 00:19:33,148
‫- نمی‌خوام بگم.
‫- اجباریه.

235
00:19:33,214 --> 00:19:34,981
‫- خودشون من رو می‌شناسن.
‫- مسئله این نیست.

236
00:19:35,048 --> 00:19:37,248
‫- من هیچ متنی آماده نکردم.
‫- فقط یه چیزی بگو.

237
00:19:45,615 --> 00:19:50,577
‫من 3،647 شبانه روزه که اینجام.

238
00:19:52,248 --> 00:19:55,943
‫و 14،603 شبانه روز هم مونده تا برم.

239
00:19:56,548 --> 00:20:00,515
‫من هفته‌ای 7 لیتر دهانشویه می‌خورم.

240
00:20:01,315 --> 00:20:03,448
‫با این اوصاف...

241
00:20:03,515 --> 00:20:08,381
‫فکر کنم قبل اینکه دوباره آزاد بشم،
‫خودم رو تا سر حد مرگ مسموم می‌کنم.

242
00:20:09,548 --> 00:20:12,148
‫که باعث می‌شه...

243
00:20:12,981 --> 00:20:14,181
‫خیلی ناراحت بشم.

244
00:20:14,981 --> 00:20:17,515
‫باید یه تغییری به زندگی‌ام بدم.

245
00:20:17,581 --> 00:20:19,667
‫باید مسیرم رو عوض کنم.

246
00:20:20,348 --> 00:20:24,515
‫حاضرم هرکاری بکنم که
‫فقط سرم رو گرم بکنه.

247
00:20:26,448 --> 00:20:28,114
‫وگرنه...

248
00:20:29,448 --> 00:20:32,281
‫فکر کنم دست به خودکشی می‌زنم.

249
00:20:38,914 --> 00:20:43,181
‫واسه همین هم اومدم برای کلاس‌های
‫سفالگری و دست‌بافت ثبت نام کردم.

250
00:20:45,214 --> 00:20:46,881
‫اسمم «موزس»ـه.

251
00:20:48,148 --> 00:20:49,515
‫بفرما بشین.

252
00:21:02,914 --> 00:21:04,515
‫نگهبان، اسمت چیه؟

253
00:21:05,281 --> 00:21:06,415
‫«سیمون».

254
00:21:13,248 --> 00:21:16,814
‫برخی از زنان جذب
‫مردهای زندانی می‌شن.

255
00:21:16,881 --> 00:21:19,415
‫توی این شکی نیست.

256
00:21:19,481 --> 00:21:25,481
‫در اسارت احساسی هست که تجربه آزادی را
‫برای زندانیان افزایش می‌ده.

257
00:21:25,548 --> 00:21:28,114
‫و مطمئن باشید که احساس شهوانی‌ایه.

258
00:21:28,181 --> 00:21:29,847
‫اصلا خودتون ببینیدش.

259
00:21:29,914 --> 00:21:33,448
‫توی خانواده فقیر به دنیا اومد،
‫شونزده تا خواهر و برادر داشت.

260
00:21:33,515 --> 00:21:35,381
‫تا 20 سالگی سوادی نداشت،

261
00:21:35,448 --> 00:21:37,914
‫اکنون شده زنی با دارایی قابل توجه،

262
00:21:37,981 --> 00:21:39,181
‫درخشان...

263
00:21:39,248 --> 00:21:41,415
‫ای وای.
‫اشتباه شد، عکس خودمه.

264
00:21:43,281 --> 00:21:47,847
‫البته که «سیمون» تمام پیشنهادهای
‫«روزنتالر» برای ازدواج رو رد کرد.

265
00:21:47,914 --> 00:21:52,377
‫که تا جایی که ما خبر داریم، مشتاقانه
‫و مکررا از او درخواست ازدواج می‌کرد.

266
00:21:53,048 --> 00:21:56,014
‫می‌خوام به ساده‌ترین شکل ممکن بگم.

267
00:21:56,081 --> 00:21:58,381
‫دارم سعی می‌کنم جمله مناسب رو پیدا کنم.

268
00:21:59,114 --> 00:22:01,110
‫که احساساتم رو بیان کنم.

269
00:22:01,615 --> 00:22:03,881
‫- دوستت ندارم.
‫- دوستت دارم.

270
00:22:03,947 --> 00:22:06,148
‫- چی؟
‫- دوستت ندارم.

271
00:22:07,076 --> 00:22:09,609
‫- به این زودی؟
‫- چی به این زودی؟

272
00:22:09,675 --> 00:22:11,076
‫چطوری انقدر زود فهمیدی؟

273
00:22:11,142 --> 00:22:12,876
‫چطوری مطمئنی حس واقعیه؟

274
00:22:12,942 --> 00:22:14,375
‫مطمئنم.

275
00:22:16,909 --> 00:22:18,442
‫ناراحتم کردی.

276
00:22:18,508 --> 00:22:21,842
‫ظالمانه بودن حرفت،
‫سرد بودنت ناراحتم کرد.

277
00:22:21,909 --> 00:22:24,809
‫حرفی که می‌خواستی بزنی رو زدی،
‫منم خواستم جلوت رو بگیرم. همین.

278
00:22:24,876 --> 00:22:27,109
‫گفتم یه بخشی از حرفیه که می‌خواستم بزنم،

279
00:22:27,176 --> 00:22:29,508
‫هنوز وسطش بودم، ادامه داشت.

280
00:22:29,742 --> 00:22:30,876
‫نه.

281
00:22:31,709 --> 00:22:33,976
‫- چی نه؟ دوست داری...
‫-نه.

282
00:22:33,976 --> 00:22:35,042
‫- زن من بشی؟
‫- نه.

283
00:22:35,126 --> 00:22:38,471
‫لازمه لباس‌هات رو تنت کنم، ببرمت داخل
‫سلول و دوباره زندانی‌ات کنم؟

284
00:23:02,042 --> 00:23:03,775
‫ابزار نقاشی لازم دارم.

285
00:23:05,042 --> 00:23:08,109
‫پارچه، قاب، قلم‌مو، روغن تربانتین.

286
00:23:08,176 --> 00:23:11,642
‫- می‌خوای چی رو بکشی؟
‫- آینده رو.

287
00:23:15,742 --> 00:23:17,508
‫آینده یعنی تو.

288
00:23:19,076 --> 00:23:22,109
‫هرچند که کسی «جولین کادازیو»
‫رو یک حرفه‌ای تلقی نمی‌کنه،

289
00:23:22,176 --> 00:23:25,375
‫بهرحال یک رویا و تصوری در سر داشت.

290
00:23:25,442 --> 00:23:30,976
‫و لطف بزرگش به ما رو، درست در ساعتی
‫که از زندان آزاد شد انجام داد.

291
00:23:31,060 --> 00:23:34,443
‫[گالری کادازیو]

292
00:23:36,642 --> 00:23:39,408
‫دوره گل و کاسه‌های میوه گذشته.

293
00:23:39,475 --> 00:23:42,076
‫دوره ساحل و دریا هم گذشته.

294
00:23:42,142 --> 00:23:44,775
‫از زره و فرش و لوازم داخلی هم که متنفریم.

295
00:23:45,475 --> 00:23:46,742
‫من یه چیز جدید پیدا کردم.

296
00:23:57,642 --> 00:23:58,842
‫هنر مدرن؟

297
00:23:58,909 --> 00:24:01,408
‫هنر مدرن. تخصص جدید ما از همین لحظه.

298
00:24:01,475 --> 00:24:02,876
‫- درکش نمی‌کنم.
‫- معلومه که نمی‌کنی.

299
00:24:02,942 --> 00:24:04,142
‫- انقدر پیر شدم؟
‫- معلومه که شدی.

300
00:24:04,227 --> 00:24:06,475
‫- چرا انقدر خوبه؟
‫- اصلا خوب نیست، اشتباه نکن.

301
00:24:06,542 --> 00:24:07,642
‫این که نشد جواب.

302
00:24:07,709 --> 00:24:09,709
‫منظور من اینه؛ دختره رو توش می‌بینین؟

303
00:24:09,775 --> 00:24:12,909
‫- نه.
‫- باور کن، یه دختر توی نقاشیه.

304
00:24:15,176 --> 00:24:17,775
‫یک راهی که بشه باهاش فهمید
‫یه هنرمند سر از هنر مدرن در میاره

305
00:24:17,842 --> 00:24:21,375
‫اینه که از بخوای یه اسب، یا گل،
‫یا کشتی جنگی در حال غرق شدن رو نقاشی کنه.

306
00:24:21,442 --> 00:24:25,575
‫یا چیزی که قراره شبیه چیزی باشه
‫که توی دنیای واقعی هست.

307
00:24:25,642 --> 00:24:28,508
‫از پسش بر اومد؟
‫این رو ببین.

308
00:24:28,575 --> 00:24:30,942
‫با چوب کبریت سوخته، جلوی چشم خودم
‫توی 45 ثانیه این رو کشید.

309
00:24:31,009 --> 00:24:33,375
‫گنجشک عالی.
‫واقعا محشره.

310
00:24:33,442 --> 00:24:34,508
‫می‌شه نگهش دارم؟

311
00:24:34,575 --> 00:24:35,934
‫چرت نگو.
‫معلومه که نه.

312
00:24:36,019 --> 00:24:39,592
‫مسئله اینه اگه دلش بخواد
‫می‌تونه اینطوری نقاشی کنه،

313
00:24:39,616 --> 00:24:41,038
‫ولی بنظرش این بهتره.

314
00:24:41,508 --> 00:24:43,976
‫و منم یه‌جورایی باهاش موافقم.

315
00:24:44,042 --> 00:24:47,609
‫نقاشی «سیمون برهنه» اتاق سرگرمی
‫سلول جی، احتمالا یک شاهکاره

316
00:24:47,675 --> 00:24:50,642
‫که ارزش یک مبلغ قابل توجه،
‫و یا حتی گزاف رو داره.

317
00:24:51,542 --> 00:24:52,742
‫ولی فعلا نه.

318
00:24:53,629 --> 00:24:55,742
‫میلش باید ایجاد بشه.

319
00:24:58,076 --> 00:24:59,675
‫چقدر از حبسش مونده؟

320
00:25:02,597 --> 00:25:08,544
‫یک هفته بعد، دادخواستی جدید برای هیئت منصفه
‫از طرف شهروند 7524 در رابطه با...

321
00:25:08,544 --> 00:25:11,052
‫حمله، ضرب و جرح،
‫و تکه‌تکه کردن خشونت آمیز.

322
00:25:11,076 --> 00:25:16,171
‫آقای «روزنتالر»،
‫چرا ما باید شما رو آزاد کنیم؟

323
00:25:17,109 --> 00:25:19,575
‫چون تصادفی پیش اومد، عالی‌جناب.

324
00:25:20,508 --> 00:25:22,610
‫من قصد کشتن کسی رو نداشتم.

325
00:25:23,609 --> 00:25:26,675
‫تو گردن دو تا متصدی‌بار رو
‫با ارّه گوشتی بُریدی.

326
00:25:31,508 --> 00:25:33,575
‫اولین متصدی که اتفاقی بود.

327
00:25:34,609 --> 00:25:36,704
‫دومی هم دفاع از خود بود.

328
00:25:37,508 --> 00:25:39,942
‫فرض بگیریم که همینطوره،

329
00:25:40,009 --> 00:25:43,965
‫چه اقدامی می‌تونید برای ابراز پشیمانی،
‫یا حداقل غم و اندوه نسبت به...

330
00:25:43,989 --> 00:25:45,809
‫بریدن سر این افراد انجام بدید؟

331
00:25:50,341 --> 00:25:52,341
‫خودشون خواستن.

332
00:25:52,408 --> 00:25:54,503
‫- چی فرمودین؟
‫- ببخشید! اِم...

333
00:25:56,341 --> 00:26:01,241
‫توی آئین‌های دادگاهی یه بخشی هم هست که
‫اگه کسی اعتراض داشت اعلام بکنه؟

334
00:26:01,308 --> 00:26:02,740
‫مثل توی عروسی‌ها.

335
00:26:02,807 --> 00:26:04,807
‫- نه!
‫- خلاصه می‌کنم.

336
00:26:09,174 --> 00:26:11,807
‫هممون می‌دونیم ایشون یه قاتل هستن.

337
00:26:11,874 --> 00:26:15,374
‫مقصر قتل درجه یک،
‫یا هرچیزی که شما بگید هست،

338
00:26:15,441 --> 00:26:16,647
‫توی اونش بحثی نیست.

339
00:26:16,732 --> 00:26:20,234
‫هرچند، ایشون از اون دسته آدم‌هاییه
‫که در هر نسل یک بار متولد می‌شه،

340
00:26:20,258 --> 00:26:23,807
‫اما کم پیش میاد این آدم رو از نزدیک ببینیم.

341
00:26:24,874 --> 00:26:26,603
‫یه نابغه هنری.

342
00:26:27,707 --> 00:26:30,841
‫حتما باید برای همچین شرایطی
‫یک سری تبعیض‌هایی هم باشه دیگه.

343
00:26:30,907 --> 00:26:34,874
‫حالا چه روانی باشه، چه نباشه.
‫تقصیر خودش که نیست.

344
00:26:34,941 --> 00:26:37,274
‫با کمال احترام، پیشنهاد می‌کنم...

345
00:26:39,108 --> 00:26:41,670
‫می‌شه راه‌های دیگه‌ای رو برای
‫مجازاتش در نظر گرفت؟

346
00:26:42,774 --> 00:26:47,607
‫حق «روزنتالر» برای آزادی مشروط
‫در طی دوران محکومیتش رد شد.

347
00:26:49,003 --> 00:26:50,907
‫سوال دیگه‌ای ندارم.

348
00:26:50,974 --> 00:26:54,907
‫با این حال، «کادازیو»
‫و عموهایش به اتفاق آرا

349
00:26:54,974 --> 00:26:59,774
‫با تبلیغ هنرمند به عنوان رسانه انحصاری او
‫در سراسر جهان موافقت کردند.

350
00:26:59,858 --> 00:27:01,975
‫[کادازیو و روزنتالر]

351
00:27:02,108 --> 00:27:05,007
‫«سیمون» کل جهان را سفر کرد.

352
00:27:06,874 --> 00:27:08,374
‫گالری انوی.

353
00:27:10,907 --> 00:27:12,870
‫گالری سلطنتی.

354
00:27:14,141 --> 00:27:17,074
‫غرفه بین‌المللی نمایشگاه "لیبرتی" کانزاس.

355
00:27:17,141 --> 00:27:19,774
‫که نزدیک بود با خاک یکسان بشه.

356
00:27:19,841 --> 00:27:22,607
‫به طور خلاصه، اون نقاشی
‫سر و صدای زیادی به پا کرد.

357
00:27:24,740 --> 00:27:27,208
‫حتی کار های سابق این هنرمند،
‫که تقریبا فراموش شده بودند،

358
00:27:27,274 --> 00:27:31,041
‫در بازار به فروش خوبی رسیدند.

359
00:27:32,674 --> 00:27:36,807
‫در همین حین، «روزنتالر»
‫به کارش در زندان ادامه داد.

360
00:27:36,874 --> 00:27:40,341
‫شایان ذکر است که این هنرمند ترجیح داد،

361
00:27:40,408 --> 00:27:43,208
‫که مواد اولیه کار خودش را
‫در همان آسایشگاه روانی تهیه کند.

362
00:27:43,974 --> 00:27:45,469
‫تخم‌های له شده.

363
00:27:46,141 --> 00:27:48,007
‫خون گنجشک.

364
00:27:48,074 --> 00:27:49,707
‫روغن دستبند.

365
00:27:49,774 --> 00:27:51,674
‫ذغال‌سنگ، چوب‌پنبه و کود.

366
00:27:51,740 --> 00:27:53,674
‫و البته آتش.

367
00:27:53,740 --> 00:27:55,607
‫صابون ظرف‌شویی زرد و روشن.

368
00:27:55,674 --> 00:27:58,341
‫و کرم ارزان تازه، به عنوان عامل رنگ‌دانه.

369
00:27:59,807 --> 00:28:02,174
‫«سیمون» دوست داشت که ثابت بایستد.

370
00:28:02,241 --> 00:28:05,462
‫درواقع او استعداد زیادی در ثابت ماندن داشت.

371
00:28:05,486 --> 00:28:08,707
‫حتی به مدت بسیار زیاد، در یک شرایط دشوار.

372
00:28:08,774 --> 00:28:12,341
‫او کمتر به گرما و سرما حساس بود.

373
00:28:12,408 --> 00:28:15,308
‫حتی پس از نامطلوب ترین
‫شرایطی که در آن قرار می‌گرفت،

374
00:28:15,374 --> 00:28:19,640
‫نه دچار سوزش پوست می‌شد،
‫نه لکه و نه تاول.

375
00:28:20,050 --> 00:28:21,284
‫از طرف دیگر؛

376
00:28:21,369 --> 00:28:26,174
‫به قدری از بوی روغن تربانتین لذت می‌برد،
‫که سال‌ها بعد آن را به خودش می‌زد.

377
00:28:29,341 --> 00:28:31,374
‫«سیمون» بیش از یک منبع الهام بود.

378
00:28:36,374 --> 00:28:37,974
‫کلید رو بزن.

379
00:28:46,341 --> 00:28:49,141
‫کلید رو بزن، پدرسگ.

380
00:28:54,640 --> 00:28:56,874
‫چه مرگت شده؟
‫برگرد سر کارت.

381
00:28:57,807 --> 00:28:59,074
‫نمی‌تونم.

382
00:28:59,941 --> 00:29:01,907
‫برنمی‌گردم.
‫خیلی سخته.

383
00:29:02,974 --> 00:29:04,470
‫شکنجه‌ست.

384
00:29:05,041 --> 00:29:08,274
‫من واقعا یه هنرمند درحال شکنجه‌ام.

385
00:29:11,208 --> 00:29:12,807
‫الهی بمیرم.

386
00:29:13,341 --> 00:29:14,374
‫برو بیرون.

387
00:29:31,141 --> 00:29:32,807
‫همین رو می‌خواستی؟

388
00:29:40,953 --> 00:29:42,609
‫من توی مزرعه بزرگ شدم.

389
00:29:44,466 --> 00:29:47,303
‫ما شعر نمی‌نوشتیم.
‫موسیقی نمی‌ساختیم.

390
00:29:47,387 --> 00:29:50,703
‫مجسمه نمی‌تراشیدیم
‫یا نقاشی نمی‌کشیدیم.

391
00:29:51,232 --> 00:29:55,103
‫من تکنیک‌های هنر رو از کتاب‌های
‫داخل همین زندان یاد گرفتم.

392
00:29:55,187 --> 00:29:57,303
‫و به عنوان داوطلب
‫به اون‌ها آموزش دادم.

393
00:29:57,754 --> 00:30:00,470
‫نمی‌دونم چی می‌دونی،
‫فقط می‌دونم چی می‌خوای.

394
00:30:00,554 --> 00:30:03,970
‫می‌بینم زجر می‌کشی،
‫می‌بینم واست سخته،

395
00:30:04,054 --> 00:30:06,054
‫ممکنه حتی بدتر هم بشه...

396
00:30:06,138 --> 00:30:07,820
‫ولی بعدش قراره بهتر بشه.

397
00:30:07,922 --> 00:30:09,470
‫قراره هر مشکلی که داری رو درست کنی.

398
00:30:10,740 --> 00:30:12,241
‫مشکلت چیه؟

399
00:30:14,007 --> 00:30:17,170
‫- نمی‌دونم چی بکشم.
‫- می‌فهمی چی بکشی.

400
00:30:17,433 --> 00:30:19,036
‫و به خودت ایمان میاری،

401
00:30:19,378 --> 00:30:20,579
‫و تلاش و تقلا می‌کنی.

402
00:30:22,657 --> 00:30:24,013
‫و بعدش...

403
00:30:24,816 --> 00:30:25,903
‫در فصل بهار،

404
00:30:25,987 --> 00:30:29,403
‫یا شاید هم تابستان،
‫شاید هم پاییز،

405
00:30:29,666 --> 00:30:33,336
‫در کمترین حالتش زمستان،
‫این کار جدیدت تموم می‌شه.

406
00:30:35,224 --> 00:30:36,944
‫دقیقا قراره اینطوری باشه.

407
00:30:41,654 --> 00:30:43,670
‫اگه نری همین الآن کلید رو می‌زنم.

408
00:30:57,174 --> 00:31:00,174
‫گروه هنرمندان پلاستیک فرانسه.

409
00:31:00,241 --> 00:31:04,007
‫گروهی از افراد با نگرش،
‫با استعداد، کثیف، الکلی

410
00:31:04,074 --> 00:31:06,674
‫و مشتی آدم خشن و خلاق.

411
00:31:07,874 --> 00:31:10,974
‫اون‌ها الهام بخش همدیگه بودن،

412
00:31:11,041 --> 00:31:14,607
‫و شخصا به مدت دو دهه یا بیشتر
‫ به همدیگه حمله می‌کردند.

413
00:31:14,674 --> 00:31:16,041
‫دیگه باید نوشیدنی‌ام رو بخورم.

414
00:31:21,174 --> 00:31:24,074
‫یادتون نره، همونطور که می‌دونید

415
00:31:24,141 --> 00:31:28,208
‫در اون زمان از نظر اجتماعی پذیرفته بود
‫که یک نقاش یا مجسمه‌ساز،

416
00:31:28,274 --> 00:31:31,740
‫با صندلی یا آجر به همکار خودش حمله کنه.

417
00:31:31,807 --> 00:31:36,403
‫یا با چشم‌های کبود و دندون‌های شکسته
‫اطراف پرسه بزنن و از این حرف‌ها.

418
00:31:37,241 --> 00:31:40,774
‫البته ممکنه انتقاد تند و تیزی کرده باشم،
‫ولی با توجه به تجربیات خودم،

419
00:31:40,841 --> 00:31:44,308
‫«روزنتالر» به طرز غیر منتظره‌ای
‫هیجانی عمل می‌کرد.

420
00:31:44,374 --> 00:31:49,607
‫البته دارم به کمد خودش در زیر
‫استودیو بلوار "دو پلومبه" اشاره می‌کنم،

421
00:31:49,674 --> 00:31:52,241
‫که یک بار من رو گرفت و گذاشت اونجا،

422
00:31:52,308 --> 00:31:56,007
‫و به طرز نامناسبی، در گوشه اون کابین

423
00:31:56,074 --> 00:31:58,374
‫سعی کرد من رو بکنه.

424
00:31:58,441 --> 00:32:01,774
‫اصلا در دیوانه بودنش شکی نیست.

425
00:32:11,374 --> 00:32:14,707
‫البته که «کادازیو»ها،
‫نماینده تمام اونها بودند.

426
00:32:22,243 --> 00:32:24,383
‫[زندان و آسایشگاه روانی]

427
00:32:25,041 --> 00:32:26,874
‫سه سال گذشته.

428
00:32:26,941 --> 00:32:31,841
‫ما تو رو با یه نقاشی کوچیک و اغراق شده
‫تبدیل به بزرگترین هنرمند جهان کردیم.

429
00:32:31,907 --> 00:32:35,007
‫آثارت برای بقیه تدریس می‌شه.
‫وارد دایره‌المعارف شدی.

430
00:32:35,074 --> 00:32:37,974
‫حتی شاگردهای تو هم موفق شدن
‫و ثروت زیادی رو به فنا دادن.

431
00:32:38,041 --> 00:32:40,874
‫با این حال، طی تمام این مدت

432
00:32:40,941 --> 00:32:44,108
‫حتی به ما یه اثر جدید از خودت نشون ندادی.

433
00:32:44,174 --> 00:32:45,841
‫چقدر دیگه باید صبر کنیم؟

434
00:32:45,907 --> 00:32:47,941
‫حالا جواب نده، چون سوال نپرسیدم.

435
00:32:48,907 --> 00:32:51,007
‫دعوت‌نامه ها رو چاپ کردیم.

436
00:32:51,007 --> 00:32:54,874
‫همه قراره بیان.
‫همه منتقدان، جمع آوری کنندگان.

437
00:32:54,941 --> 00:32:57,607
‫حتی مقلدهای درجه دو که از تو تقلید کردن

438
00:32:57,674 --> 00:33:00,341
‫و احتمالا به جا های بهتری از تو رسیدن.

439
00:33:00,408 --> 00:33:03,907
‫حتی میزان رشوه‌ای که به نگهبان‌ها
‫داده شده مبلغ گزافیه.

440
00:33:03,974 --> 00:33:05,374
‫ولی ما پولش رو می‌دیم.

441
00:33:05,441 --> 00:33:07,674
‫پس هرکاری که داری می‌کنی،
‫فقط تمومش کن.

442
00:33:07,740 --> 00:33:09,074
‫نمایش دو هفته دیگه‌ست.

443
00:33:17,308 --> 00:33:19,274
‫راستی به نظر اون که آماده‌ست.

444
00:33:19,841 --> 00:33:20,941
‫آماده‌ست.

445
00:33:23,674 --> 00:33:25,907
‫یه سال وقت داشته باشم بهتر می‌شه.

446
00:33:28,441 --> 00:33:30,308
‫کارفرمای من در اون دوره،

447
00:33:30,374 --> 00:33:34,640
‫دعوت‌نامه جذاب رو با
‫اولویت سریع دریافت کرد.

448
00:33:34,707 --> 00:33:38,174
‫البته که منظورم «آپشر ماو کلمپت»ـه.

449
00:33:39,341 --> 00:33:43,341
‫یک کلکسیونر ماهر.
‫دوست‌دار بزرگ هنر آوانگارد.

450
00:33:43,408 --> 00:33:46,479
‫مجموعه او حتی در روزهای ابتدایی خودش،
‫همانند محل سکونتش،

451
00:33:46,503 --> 00:33:48,341
‫به اهمیت و شهرت بالایی رسیده بود.

452
00:33:48,408 --> 00:33:50,740
‫اولین کمیسیون آمریکایی برای «اینگو استین»،

453
00:33:50,807 --> 00:33:54,103
‫که به طور غیررسمی با نام
‫"دورستاپ هاوس" شناخته می‌شد.

454
00:33:54,674 --> 00:34:00,640
‫وظیفه من، یا به گویی امتیاز من این بود
‫که تحقیق، ضبط و مشاوره رو انجام بدم.

455
00:34:00,707 --> 00:34:04,103
‫هرچند که ایشون هر کاری که خودش
‫دلش می‌خواست انجام می‌داد.

456
00:34:05,108 --> 00:34:09,503
‫بنابراین، سفر طولانی ما از "لیبرتی"
‫به "انوی" آغاز شد.

457
00:34:10,674 --> 00:34:13,607
‫خانم «کلمپت» عزیز،
‫اگر اجازه هست صدا کنم «ماو»،

458
00:34:13,674 --> 00:34:16,316
‫لطفا با ما همراه باشید تا اولین
‫کار جدید و بسیار هیجان انگیز

459
00:34:16,340 --> 00:34:18,308
‫آقای «موزس روزنتالر»
‫را به نمایش در بیاوریم.

460
00:34:18,374 --> 00:34:20,807
‫که هنوز اجازه دیدنش به خود من داده نشده.

461
00:34:20,874 --> 00:34:25,041
‫ممکن است برای تسهیل دیدار
‫از این نمایشگاه ضروری باشد

462
00:34:25,126 --> 00:34:29,336
‫که ما به صورت مخفیانه
‫به محل استقرار این هنرمند برویم.

463
00:34:29,740 --> 00:34:34,208
‫لطفا برای سازماندهی مقدمات بازدید
‫به جزئیاتی که عرض می‌کنم توجه کنید.

464
00:34:34,699 --> 00:34:38,784
‫احتیاط کنید، کبریت، فندک و هیچ‌گونه
‫اشیاء تیزی همراه خود نیاورید.

465
00:34:39,155 --> 00:34:42,088
‫امیدوارانه چشم به انتظار تأیید شما هستیم.

466
00:34:42,155 --> 00:34:46,189
‫با احترام زیاد،
‫گالری "عمو و عموزاده‌های کادازیو".

467
00:34:49,622 --> 00:34:54,155
‫کالسکه بلافاصله درست در ساعت سه صبح،
‫و پس از آخرین تحویل دختران کار

468
00:34:54,240 --> 00:34:56,988
‫به مرکز مشروبات الکلی به دنبال ما آمد.

469
00:35:43,322 --> 00:35:45,389
‫«موزس»، اینجایی؟

470
00:35:48,622 --> 00:35:50,422
‫می‌خوای اول معرفی کنی؟

471
00:35:50,489 --> 00:35:54,477
‫یا نمی‌خوای یه خوش‌آمد گویی به
‫مهمون‌های ما که از مسیر طولانی

472
00:35:54,501 --> 00:35:56,489
‫برای دیدن کارهای تو اومدن بگی؟

473
00:35:56,622 --> 00:35:59,389
‫یا اصلا نمی‌دونم...

474
00:36:00,088 --> 00:36:01,122
‫هنوز هستی؟

475
00:36:04,252 --> 00:36:06,218
‫سکوت، لطفا!

476
00:36:07,022 --> 00:36:08,522
‫سکوت، لطفا!

477
00:36:12,422 --> 00:36:14,988
‫موفق شدم، خیلی خوبه!
‫تاریخ‌ساز می‌شه.

478
00:36:15,055 --> 00:36:16,622
‫شامپاین رو باز کنید!
‫موفق شدم.

479
00:36:16,689 --> 00:36:18,088
‫موسیقی!

480
00:36:23,689 --> 00:36:25,622
‫چرا مثل معلول ها نشستی روی ویلچیر؟

481
00:36:25,689 --> 00:36:27,656
‫باید پا شی برقصی!
‫موفق شدیم!

482
00:36:27,740 --> 00:36:29,650
‫هفته پیش قصد داشت با
‫چاقو خودش رو فلج کنه،

483
00:36:29,674 --> 00:36:31,884
‫ ولی خوشبختانه توی درمانگاه
‫تونستن شریان‌اش رو متصل کنن.

484
00:36:32,722 --> 00:36:34,289
‫خوشت اومد؟

485
00:36:35,389 --> 00:36:36,656
‫خوشم اومد؟

486
00:36:37,389 --> 00:36:38,798
‫آره.

487
00:36:38,931 --> 00:36:41,373
‫عکس خانم رو واست کشیدن.

488
00:36:45,122 --> 00:36:47,155
‫«ماو» رو ببین.
‫مجذوبش شده.

489
00:36:49,489 --> 00:36:51,289
‫نقاشی دیواریه، درسته؟

490
00:36:51,355 --> 00:36:54,222
‫دقیقا. ایشون بالا رتبه ترین
‫استاد آثار رنسانسیه.

491
00:36:54,289 --> 00:36:57,322
‫اون همون ریشه‌های «پیپرنو پیرلویجی» رو داره
‫درست در زمانی که...

492
00:36:57,389 --> 00:37:00,522
‫«مسیح در مذبح خداوند» را
‫در سال 1565 درخشان ساخت.

493
00:37:00,589 --> 00:37:05,522
‫هیچ‌کسی در جهان مثل «ماو کلمپت» از کانزاس
‫قادر نیست چیزی که جلوی چشمش هست رو درک کنه.

494
00:37:05,589 --> 00:37:08,122
‫اصلا باید مایه خجالت ما باشه
‫که در حضور او جمع شدیم.

495
00:37:08,189 --> 00:37:09,622
‫چرا گفت نقاشی دیواری؟

496
00:37:11,022 --> 00:37:13,355
‫توی دیوار نقاشی شده؟

497
00:37:14,222 --> 00:37:16,422
‫ای وای. یعنی چی؟

498
00:37:17,122 --> 00:37:19,155
‫اسکل پلشت.

499
00:37:19,222 --> 00:37:20,456
‫تو هم می‌بینی؟
‫نگاه کن!

500
00:37:20,625 --> 00:37:22,589
‫- بنظر من که خیلی محشره.
‫- حیاتیه!

501
00:37:22,758 --> 00:37:25,289
‫ممکنه یه نقطه عطف توی تکامل
‫هنر های تصویرنگاری انسانی باشه.

502
00:37:25,355 --> 00:37:28,589
‫که روی سیمان در سالن ورزشی حکاکی شده.

503
00:37:28,656 --> 00:37:30,189
‫حتی روی رادیاتور هم کشیده.

504
00:37:30,255 --> 00:37:34,122
‫شاید یکی از مرمتگرهای بنیاد هنر کلاسیک

505
00:37:34,189 --> 00:37:36,222
‫بتونه راهی برای استخراج نقاشی پیدا کنه.

506
00:37:36,289 --> 00:37:39,470
‫این زندان حداکثرهای امنیتی رو داره، «ماو».
‫جزو اموال فدرالیه.

507
00:37:39,555 --> 00:37:42,022
‫حتی اگه کلی کاغذبازی هم راه بندازیم،

508
00:37:42,107 --> 00:37:45,322
‫سال‌ها باید با گروهی از وکلای متکبر و
‫نفرت انگیز و گرون‌قیمت مذاکره کنیم.

509
00:37:45,407 --> 00:37:47,551
‫اصلا مطمئن نیستم بشه جداش کرد،
‫نقاشی دیواریه.

510
00:37:48,088 --> 00:37:51,055
‫هی! این که نقاشی دیواریه!

511
00:37:52,200 --> 00:37:53,289
‫که چی؟

512
00:37:53,355 --> 00:37:55,589
‫اصلا توی خیالاتت می‌گنجه
‫که ما چه هزینه گزافی رو

513
00:37:55,656 --> 00:37:59,022
‫متحمل شدیم که به این
‫نقطه بدون بازگشت برسیم؟

514
00:37:59,088 --> 00:38:00,155
‫نگاهشون کن!

515
00:38:01,589 --> 00:38:02,656
‫ما رو نابود کردی!

516
00:38:02,722 --> 00:38:04,489
‫اصلا می‌فهمی یعنی چی؟

517
00:38:04,556 --> 00:38:06,122
‫تو که گفتی دوستش داری.

518
00:38:06,189 --> 00:38:09,522
‫الآن می‌گم کثافته!

519
00:38:09,589 --> 00:38:14,155
‫از روی صندلی بلند شو تا توی همین
‫اتاق سرگرمی بزنم لهت کنم!

520
00:38:16,222 --> 00:38:19,222
‫واسه من غرّش نکن، قاتل لعنتی.

521
00:38:19,289 --> 00:38:23,722
‫مرتیکه قاتلِ خودآزارِ
‫روانیِ دائم‌الخمرِ بی‌استعداد!

522
00:38:48,322 --> 00:38:50,355
‫چرا بهم نگفتی، نگهبان؟

523
00:38:51,355 --> 00:38:53,489
‫چون جلوش رو می‌گرفتی.

524
00:39:00,355 --> 00:39:02,055
‫باید باهاش کنار بیاییم.

525
00:39:02,122 --> 00:39:06,955
‫نیاز اون برای شکست خوردن قدرتمند تر
‫میل ما برای کمک به موفقیت خودشه.

526
00:39:07,022 --> 00:39:08,851
‫کم آوردم. شکست خوردم.

527
00:39:08,936 --> 00:39:11,389
‫- شکست خوردیم.
‫- حیف شد، ولی واقعیته.

528
00:39:13,022 --> 00:39:16,322
‫بهرحال، حداقل کس‌شعرش رو کشید.

529
00:39:17,689 --> 00:39:22,722
‫احتمالا جالب‌ترین تصویر
‫محیطیه که تو عمرم دیدم.

530
00:39:30,622 --> 00:39:32,222
‫کارت خوب بود، «موزس».

531
00:39:41,689 --> 00:39:45,751
‫آفرین، «موزس».
‫کار بزرگی کردی.

532
00:39:47,122 --> 00:39:49,656
‫اگه عمیق گچ‌کاری بشه،
‫می‌تونه بیشتر سالم بمونه.

533
00:39:51,022 --> 00:39:55,022
‫سر فرصت دوباره میام ببینمش.
‫اگه خدا بخواد.

534
00:39:55,088 --> 00:39:57,389
‫البته تو که قرار نیست جایی بری.

535
00:39:59,722 --> 00:40:01,456
‫همشون «سیمون»ـه.

536
00:40:16,522 --> 00:40:17,999
‫در اون لحظه،

537
00:40:18,084 --> 00:40:21,556
‫هردوی آن‌ها از تصمیم «سیمون»
‫برای استعفا از جایگاه خودش

538
00:40:21,641 --> 00:40:23,988
‫در زندان و آسایشگاه روانی "انوی"
‫در روز بعد آگاه شدند.

539
00:40:24,073 --> 00:40:26,522
‫غرامتی هم از جانب خانواده «کادازیو»

540
00:40:26,589 --> 00:40:30,556
‫به منظور ادامه همکاری به عنوان
‫مدل و منبع الهام «روزنتالر» پرداخت شد.

541
00:40:31,622 --> 00:40:36,189
‫او به پیش کودکی که در نوجوانی
‫به دنیا آورده بود بازگشته بود

542
00:40:36,602 --> 00:40:38,965
‫و آن‌ها دیگر از هم جدا نبودند.

543
00:40:40,069 --> 00:40:44,769
‫او و «روزنتالر»، تا آخر عمر هنرمند
‫با هم مکاتبات منظمی داشتند.

544
00:40:50,335 --> 00:40:52,736
‫خانم «کلمپت» مایل هستن
‫قطعه رو پیش‌خرید کنن.

545
00:40:54,036 --> 00:40:56,636
‫- همین قطعه؟
‫- بله، لطفا.

546
00:40:56,702 --> 00:41:00,969
‫اگه بخوان خرید رو نهایی کنن، این مبلغ
‫برای عموها و شما قابل قبوله؟

547
00:41:04,736 --> 00:41:06,298
‫پیش‌پرداخت هم می‌دین؟

548
00:41:07,003 --> 00:41:09,803
‫«ماو»؟ چقدر از مبلغ کلی بدیم؟

549
00:41:11,602 --> 00:41:14,869
‫به اون فرانسوی خسیس بگو
‫هیچ قولی بابتش نمی‌دم.

550
00:41:14,936 --> 00:41:17,836
‫"ده نقاشی دیواری بر یک سطح سیمانی"،

551
00:41:17,921 --> 00:41:22,936
‫تا بیست سال بعد متعلق
‫به نام «آپشر کلمپت» باقی ماند.

552
00:41:23,003 --> 00:41:24,069
‫آقای «کادازیو»؟

553
00:41:25,112 --> 00:41:28,119
‫- زندانی‌ها هم رشوه می‌خوان.
‫- کدوم زندانی‌ها؟

554
00:41:28,204 --> 00:41:31,031
‫همشون. اون بیرون یه گروه
‫عصبانی جمع شدن.

555
00:41:31,115 --> 00:41:32,876
‫ادعا می‌کنن این فرد نماینده اون‌هاست.

556
00:41:32,961 --> 00:41:35,836
‫بهشون بگو ما به جیب‌بر و متجاوز
‫رشوه نمی‌دیم. اخلاقی نیست.

557
00:41:35,920 --> 00:41:38,736
‫تازه، منم که توی جیبم
‫شیش میلیون فرانک ندارم.

558
00:41:45,602 --> 00:41:47,069
‫چطوری اومدین بیرون؟

559
00:41:47,390 --> 00:41:48,701
‫چی کار کنیم؟

560
00:41:48,725 --> 00:41:50,036
‫در رو قفل کن.

561
00:41:59,502 --> 00:42:02,069
‫در نتیجه، 72 تن از زندانیان

562
00:42:02,136 --> 00:42:04,402
‫و شش نفر از اعضای گروه
‫هنرمندان پلاستیک فرانسه

563
00:42:04,469 --> 00:42:06,431
‫کشته و یا شدیدا زخمی شدند.

564
00:42:06,836 --> 00:42:14,402
‫برای شجاعت «موسی روزنتالر» و نجات 9 نگهبان
‫و 22 بازدید کننده برجسته،

565
00:42:14,469 --> 00:42:17,141
‫و همچنین وزیر فرهنگ و انکشاف محلی،

566
00:42:17,165 --> 00:42:19,836
‫آزادی خود را با ضمانت
‫مادام‌العمر به دست آورد.

567
00:42:21,903 --> 00:42:25,098
‫و با نام "قلمرو شیر در قفس" از او یاد شد.

568
00:42:31,569 --> 00:42:35,469
‫پس از آن، طبق گفته های «ماو کلمپت»

569
00:42:35,536 --> 00:42:39,636
‫«کادازیو» و عموهایش ترتیبی دادند تا
‫کل اتاق سرگرمی در درون یک...

570
00:42:39,702 --> 00:42:44,435
‫هواپیمای 12 موتوره حمل و نقل "جالوت"،

571
00:42:44,502 --> 00:42:47,402
‫مستقیما از "انوی" به "لیبرتی" ببرند.

572
00:42:51,702 --> 00:42:53,998
‫به این شکل بود که هنر آوانگارد،

573
00:42:54,022 --> 00:42:57,702
‫جای خودش را در دل دشت‌های
‫کانزاس مرکزی پیدا کرد.

574
00:43:01,015 --> 00:43:07,015
‫[مجموعه کلمپت]

575
00:43:10,103 --> 00:43:14,965
‫مداد، خودکار، پاک‌کن، سنجاق،
‫تعمیر ماشین تحریر...

576
00:43:15,636 --> 00:43:19,736
‫چرا باید من هزینه هتل توی
‫سواحل اقیانوس اطلس شمالی رو بدم؟

577
00:43:19,803 --> 00:43:21,798
‫چون مجبور بودم اونجا بنویسمش.

578
00:43:22,536 --> 00:43:25,435
‫صبحانه، ناهار، شام، لباس‌شویی،
‫مشروب، میان‌وعده شبانه.

579
00:43:25,502 --> 00:43:30,903
‫مشکلت با همین میز و اتاقی که اینجا،
‫از طرف نشریه واست فراهم شده چیه؟

580
00:43:30,969 --> 00:43:33,936
‫امیدوارم که نخوای فراموش کنم بیست سال پیش

581
00:43:34,003 --> 00:43:36,569
‫بین من و «موزس» توی خوابگاه ساحلی
‫چه اتفاق‌هایی افتاد. عاشق بودیم.

582
00:43:36,636 --> 00:43:38,335
‫واسه تجدید خاطره رفتم اونجا.

583
00:43:38,669 --> 00:43:41,335
‫- به حساب من!
‫- آره، لطف کردی.

584
00:43:43,456 --> 00:43:44,856
‫اینم اضافه کن.

585
00:43:53,326 --> 00:43:59,271
‫[سیاست و شعر]

586
00:43:59,355 --> 00:44:05,269
‫[تفسیر یک بیانیه]
‫[به قلم لوسیندا کرمنتز]

587
00:44:06,822 --> 00:44:08,123
‫یکم ماه مارچ.

588
00:44:09,423 --> 00:44:12,590
‫مذاکرات بین دانشجویان و
‫مدیریت دانشگاه به طور ناگهانی

589
00:44:12,657 --> 00:44:17,789
‫در ساعات اولیه صبح پس از
‫یک بحث بلند و عصبانیت بسیار آغاز شد.

590
00:44:17,856 --> 00:44:20,852
‫و در نهایت با یک قمار پایان یافت.

591
00:44:20,937 --> 00:44:24,952
‫آن هم به شرط حقوق دسترسی آزاد پسران
‫به تمام خوابگاه‌های دانشجویان دختر.

592
00:44:25,756 --> 00:44:27,889
‫این اعتراض که به غایت موفقیت آمیز نبود...

593
00:44:27,973 --> 00:44:31,171
‫- «زفیرلی» داره جای فیلش رو تنگ می‌کنه.
‫- باید با رخ حمله کنه.

594
00:44:31,256 --> 00:44:36,023
‫...ظاهری سطحی به تلاشی مغرورانه
‫برای کرم ضد جوش و خواب‌های شهوانی داد.

595
00:44:39,323 --> 00:44:42,756
‫اما درواقع، جنسیت‌ها
‫به طور برابر شرکت کردند.

596
00:44:42,822 --> 00:44:44,056
‫خانم جوان!

597
00:44:44,822 --> 00:44:45,856
‫کفش‌هات!

598
00:44:47,390 --> 00:44:51,023
‫و تمام شرکت کنندگان به
‫محرومیت امیالشان تأکید داشتند،

599
00:44:51,089 --> 00:44:54,123
‫البته بیشتر می‌توان گفت
‫حقوق بیولوژکی آنها،

600
00:44:54,956 --> 00:44:57,656
‫حقوق آزاد بودن.
‫نقطه، سر خط.

601
00:44:58,390 --> 00:45:02,123
‫این اتفاق نمادین شد،
‫و بر سر زبان‌ها افتاد.

602
00:45:05,456 --> 00:45:06,989
‫پنجم مارچ.

603
00:45:07,056 --> 00:45:08,856
‫شام دیرهنگام در خانه "بی".

604
00:45:08,923 --> 00:45:11,751
‫پسر بزرگشان 19 ساله،
‫و از دیروز به خانه برنگشته بود.

605
00:45:11,835 --> 00:45:13,110
‫رادیو رو کم کن!

606
00:45:13,195 --> 00:45:16,356
‫پدرش در نیمه‌های شب که مشغول رژه رفتن
‫با هم‌رزمانش بود، اتفاقی او را دید.

607
00:45:16,651 --> 00:45:20,156
‫شعار آن‌ها؛
‫"کودکان غر می‌زنند"

608
00:45:20,654 --> 00:45:21,693
‫ممنون.

609
00:45:21,778 --> 00:45:24,356
‫البته یک مهمان شام
‫موفق نشد حضور پیدا کند.

610
00:45:24,677 --> 00:45:28,290
‫و از این بابت ممنونم. از ابتدا هم
‫به او اطلاعی نداده بودند.

611
00:45:28,356 --> 00:45:30,590
‫البته قصد توهین نداشتیم.

612
00:45:30,675 --> 00:45:34,789
‫فکر می‌کردیم اگه بهتون می‌گفتیم
‫ممکن بود دعوت ما رو رد کنید.

613
00:45:34,856 --> 00:45:36,218
‫درست فکر می‌کردین.

614
00:45:36,303 --> 00:45:40,924
‫طبق گزارشات اخبار محلی، میزان خشونت در
‫روش‌های کنترل جمعیت بیشتر شده است.

615
00:45:41,008 --> 00:45:43,956
‫حالا یه فرصتی بهش بده.
‫واقعا مرد باهوشیه.

616
00:45:44,041 --> 00:45:47,256
‫- چند وقته این فلانی رو می‌شناسی؟
‫- می‌دونم قصد خوبی دارین.

617
00:45:47,341 --> 00:45:50,423
‫با یک سوزن‌سوزن شدن
‫بر روی پوست شروع می‌شود.

618
00:45:55,156 --> 00:45:57,223
‫من ترشیده نیستم.

619
00:45:57,290 --> 00:46:00,243
‫- بنظر ما هم نیستی.
‫- معلومه که نیستی.

620
00:46:00,328 --> 00:46:03,889
‫سپس، قرمزی و تورم
‫ماهیچه‌های بیرونی چشم.

621
00:46:03,956 --> 00:46:07,390
‫گوش کن چی می‌گم،
‫من عمدا تنها زندگی می‌کنم.

622
00:46:07,456 --> 00:46:09,822
‫ترجیح من روابطی هستن که تموم می‌شن.

623
00:46:09,889 --> 00:46:12,856
‫من با انتخاب خودم نخواستم که
‫نه شوهر و نه بچه‌دار بشم.

624
00:46:12,923 --> 00:46:17,323
‫این دو تا چیز بزرگترین دلایل منع یک زن
‫برای نویسندگی هستن.

625
00:46:17,390 --> 00:46:19,889
‫- چرا گریه می‌کنین؟
‫- چون ناراحت شدیم.

626
00:46:19,956 --> 00:46:22,722
‫- نمی‌خواییم تنها باشی.
‫- تنهایی مثل فقره.

627
00:46:22,789 --> 00:46:24,023
‫من ناراحت نیستم،
‫فقط چشم‌هام می‌سوزه.

628
00:46:24,089 --> 00:46:26,185
‫خونه شما یه مشکلی داره.

629
00:46:26,270 --> 00:46:28,932
‫در نهایت، درد سوزشی
‫باعث می‌شود که مخاط زیادی

630
00:46:28,956 --> 00:46:31,618
‫از سوراخ‌های بینی خارج شود
‫و گلودرد ایجاد شود

631
00:46:31,703 --> 00:46:32,785
‫نفس نکش.

632
00:46:45,756 --> 00:46:47,285
‫من لختم، خانم «کرمنتز».

633
00:46:47,856 --> 00:46:49,156
‫متوجه شدم.

634
00:46:49,223 --> 00:46:51,190
‫- چرا گریه می‌کنین؟
‫- گاز اشک آور.

635
00:46:51,256 --> 00:46:52,256
‫و اینکه...

636
00:46:53,323 --> 00:46:55,056
‫گمونم ناراحت باشم.

637
00:46:57,822 --> 00:47:00,089
‫می‌شه لطفا برین؟
‫از عضلات جدیدم خجالت می‌کشم.

638
00:47:04,889 --> 00:47:07,123
‫به ننه بابات بگو خونه‌ای.
‫نگرانت شدن.

639
00:47:07,190 --> 00:47:10,889
‫- پشت موانع منتظر من هستن.
‫- من که مانعی ندیدم.

640
00:47:10,956 --> 00:47:13,256
‫خب، هنوز دارن می‌سازنش.

641
00:47:14,390 --> 00:47:17,023
‫- چی می‌نویسی؟
‫- یه بیانیه.

642
00:47:17,089 --> 00:47:19,089
‫راستی، من بهشون گفتم
‫که «پال» رو دعوت نکنن.

643
00:47:19,156 --> 00:47:21,789
‫ممکنه ناراحت باشی،
‫ولی بنظر من حس تنهایی نمی‌کنی.

644
00:47:21,856 --> 00:47:22,977
‫دقیقا!

645
00:47:23,062 --> 00:47:25,789
‫دیدم توی اعتراضات داشتی
‫درمورد ما یادداشت برداری می‌کردی.

646
00:47:25,884 --> 00:47:28,689
‫درمورد ما یه داستانی داری؟
‫مردم اهل کانزاس.

647
00:47:28,756 --> 00:47:29,789
‫ممکنه.

648
00:47:29,874 --> 00:47:32,822
‫پس باید قطعنامه ما رو بخونی.

649
00:47:32,907 --> 00:47:34,423
‫خانواده‌ام فکر می‌کنن نویسنده خوبی هستی.

650
00:47:36,073 --> 00:47:37,107
‫بده ببینم.

651
00:47:46,323 --> 00:47:47,822
‫یه مقدار نم داره.

652
00:47:48,956 --> 00:47:50,323
‫واقعا می‌گی یا استعاره بود؟

653
00:47:50,390 --> 00:47:53,089
‫جفتش. با توجه به جلد و چهار جمله اول.

654
00:47:53,156 --> 00:47:56,256
‫- بیانیه من رو نقد نکن.
‫- بازخورد من رو نمی‌خوای؟

655
00:47:56,323 --> 00:47:58,085
‫بازخورد لازم ندارم، دارم؟

656
00:47:58,236 --> 00:48:01,423
‫علت اینکه دادم بخونی این بود که
‫از خوب بودنش تحت تأثیر قرار بگیری.

657
00:48:01,767 --> 00:48:03,442
‫با غلط املایی ها شروع می‌کنیم.

658
00:48:04,223 --> 00:48:07,789
‫اگه دانش‌آموز ها شکست بخورن،
‫دانشکده موفق می‌شه؟

659
00:48:07,856 --> 00:48:09,789
‫فعلا که مشخص نیست.

660
00:48:09,856 --> 00:48:11,889
‫- «پال دوال».
‫- «لوسیندا کرمنتز».

661
00:48:11,956 --> 00:48:13,552
‫حال شما؟

662
00:48:14,089 --> 00:48:15,818
‫ریش‌هات صورتم رو می‌خارونه.

663
00:48:16,889 --> 00:48:20,390
‫مهمان ناخوانده هم سر رسید.
‫چه حیف شد.

664
00:48:20,456 --> 00:48:22,423
‫از ماجرا هایش در شهر می‌گفت.

665
00:48:22,490 --> 00:48:27,356
‫قطار و اتوبوس‎های متوقف شده، شیشه‌های شکسته،
‫و سنگفرش هایی که در همه جهات پرواز می کنند.

666
00:48:28,456 --> 00:48:30,989
‫بگذریم، اومدم دیگه.

667
00:48:31,056 --> 00:48:33,400
‫«لوسیندا»ی معروف. سلام.

668
00:48:33,989 --> 00:48:36,089
‫نمی‌دونستم قراره بیای.
‫بهم چیزی نگفته بودن.

669
00:48:36,156 --> 00:48:38,123
‫این یه قرار رسمی نیست.

670
00:48:44,123 --> 00:48:45,156
‫عصر بخیر.

671
00:48:54,490 --> 00:48:55,822
‫شما شروع کنید.

672
00:49:09,889 --> 00:49:11,121
‫دهم مارس.

673
00:49:11,206 --> 00:49:13,756
‫خدمات شهری یک هفته متوقف شده.
‫شاید بیشتر هم شود.

674
00:49:13,841 --> 00:49:16,056
‫حمل و نقل عمومی، در حالت تعلیق.

675
00:49:16,123 --> 00:49:19,223
‫انبوه زباله‌ها؛ جمع نشده.
‫اعتصاب در مدارس.

676
00:49:19,290 --> 00:49:21,056
‫نه پست، نه شیر.

677
00:49:21,123 --> 00:49:22,190
‫منم.

678
00:49:22,275 --> 00:49:23,789
‫کی اوضاع به روال عادی برمی‌گردد؟

679
00:49:23,874 --> 00:49:27,852
‫هفته بعد؟ ماه بعد؟ چه زمانی
‫دوباره شرایط زندگی متعادل می‌شود؟

680
00:49:27,989 --> 00:49:29,156
‫کسی نمی‌دونه.

681
00:49:29,222 --> 00:49:30,689
‫این چیه؟

682
00:49:30,756 --> 00:49:32,223
‫یه ضمیمه اضافه کردم.

683
00:49:32,290 --> 00:49:33,722
‫- شوخی می‌کنی.
‫- شوخی ندارم.

684
00:49:33,789 --> 00:49:35,523
‫بیانیه من رو تموم کردی؟ اونم بدون من؟

685
00:49:35,523 --> 00:49:37,390
‫یه جوری نوشتم انگار مال خودته، گمونم.

686
00:49:37,456 --> 00:49:40,318
‫فقط از کلمات واضح‌تر، مختصر تر،
‫و کمتر شاعرانه استفاده کردم.

687
00:49:40,520 --> 00:49:43,789
‫اینطور بگم؛ این اولین
‫بیانیه‌ای نیست که من بررسی کردم.

688
00:49:48,739 --> 00:49:53,485
‫تصورش غیرممکن است که این
‫دانش‌آموزان به وجد آمده، خام و شجاع...

689
00:49:54,794 --> 00:49:56,860
‫...قرار است به کلاس‌هایشان برگردند.

690
00:50:05,390 --> 00:50:07,089
‫کی بود؟

691
00:50:07,156 --> 00:50:08,789
‫- مامانت.
‫- مامانم!

692
00:50:08,856 --> 00:50:10,423
‫مامانم؟

693
00:50:10,490 --> 00:50:12,156
‫چی می‌خواست؟
‫بهش گفتی اومدم اینجا؟

694
00:50:12,223 --> 00:50:13,989
‫- آره.
‫- چرا؟

695
00:50:14,056 --> 00:50:15,985
‫خودش پرسید. من که دروغ نمی‌گم.

696
00:50:16,223 --> 00:50:18,722
‫- ناراحت شد؟
‫- فکر نکنم.

697
00:50:18,789 --> 00:50:20,689
‫- چی گفت؟
‫- سر تکون داد.

698
00:50:20,756 --> 00:50:21,823
‫تو چی گفتی؟

699
00:50:21,908 --> 00:50:24,770
‫گفتم دارم درمورد تو و دوست‌هات
‫یه مقاله می‌نویسم.

700
00:50:25,341 --> 00:50:28,789
‫- جدی؟
‫- هزار کلمه اولش هم نوشتم.

701
00:50:28,856 --> 00:50:30,223
‫ازش خواستم باهاش مصاحبه کنم.

702
00:50:30,290 --> 00:50:32,689
‫- موافقت کرد؟
‫- آره، معلومه.

703
00:50:35,117 --> 00:50:38,076
‫حالا دیگه ناراحتم!
‫اصلا نمی‌دونم چه حسی دارم.

704
00:50:38,551 --> 00:50:41,150
‫تو دردسر افتادم؟
‫چرا مامانم انقدر آروم برخورد کرد؟

705
00:50:41,217 --> 00:50:42,613
‫اصلا کار درستیه؟

706
00:50:43,117 --> 00:50:45,617
‫اینا رو اصلا ثبت نمی‌کنی.
‫همه چیز زندگی منه.

707
00:50:48,284 --> 00:50:49,717
‫حالا چه خاکی به سرم بریزم؟

708
00:50:51,217 --> 00:50:53,946
‫من باید بی‌طرفی
‫روزنامه‌نگاری رو حفظ کنم.

709
00:51:03,217 --> 00:51:05,584
‫بی‌رحم بودنت رو دوست دارم.

710
00:51:05,651 --> 00:51:07,684
‫گمونم یکی از زیبایی‌هات باشه.

711
00:51:09,584 --> 00:51:12,117
‫هیچی نشده هزار کلمه هم نوشتی؟

712
00:51:14,551 --> 00:51:16,117
‫کار پسره بود.

713
00:51:16,381 --> 00:51:20,317
‫قدرت هزار ساله جمهوری‌خواهان رو
‫توی دو هفته از بین بردند.

714
00:51:20,384 --> 00:51:22,150
‫چرا و چطوری؟

715
00:51:22,217 --> 00:51:24,713
‫قبل از شروع از کجا شروع شد؟

716
00:51:29,600 --> 00:51:30,798
‫[کافه له‌سان بلگ]

717
00:51:30,798 --> 00:51:33,865
‫دوره دیگری بود.
‫"انوی" دیگری بود.

718
00:51:33,932 --> 00:51:38,398
‫فکر کنم شیش ماه پیش بود.
‫هنوز خواهر هام 12 سالشون بود.

719
00:51:44,331 --> 00:51:46,765
‫با ترانه‌های "کریز" و "لی‌شو" رقصیدی.

720
00:51:49,231 --> 00:51:52,832
‫با همون مدل‌مو توی پمپیدو بودی،
‫یا کروتون، یا فروت‌دی‌مر.

721
00:51:54,264 --> 00:51:58,398
‫با ادبیات محاوره‌ای و اصطلاحات فلسفی
‫و حرکت دست صحبت می‌کنی.

722
00:52:00,264 --> 00:52:04,665
‫تا جایی که می‌تونی سر مسائل مختلف
‫بحث می‌کنی که مکالمه رو گرم کنی.

723
00:52:04,749 --> 00:52:07,231
‫با تمام چیزهایی که گفتی مخالفم.

724
00:52:07,598 --> 00:52:09,431
‫هر دسته یک رقیب داشت.

725
00:52:12,484 --> 00:52:15,598
‫پیچ‌ها، با مهره‌ها درگیر بودن.
‫چوب‌ها با سنگ‌ها.

726
00:52:15,665 --> 00:52:17,765
‫ما کتاب‌خون‌ها هم علیه ورزشکار ها بودیم.

727
00:52:17,832 --> 00:52:22,131
‫تا اینکه «میچ‌میچ» سال آخر شکست خورد
‫و مجبور شد برای خدمت بره.

728
00:52:22,198 --> 00:52:24,231
‫به مدت سه ماه توی منطقه "ماسترد".

729
00:52:50,957 --> 00:52:52,679
‫[احضار اجباری برای خدمت سربازی]

730
00:52:52,764 --> 00:52:55,076
‫[یک ماه بعد]

731
00:52:55,160 --> 00:52:59,102
‫اصول اخلاقی‌اش وقتی قبول کرد طرف یک ارتش
‫امپریالیست توی جنگ نابرابر تمامیت خواهی بجنگه کجا رفت؟

732
00:52:59,187 --> 00:53:02,531
‫واسه خدمت فرستادنش "ماسترد".

733
00:53:02,615 --> 00:53:04,615
‫- اجباریه.
‫- فرقی نمی‌کنه.

734
00:53:05,698 --> 00:53:07,531
‫- ببخشید؟
‫- گفتم فرقی نمی‌کنه.

735
00:53:08,398 --> 00:53:09,598
‫با چه جرأتی؟

736
00:53:09,665 --> 00:53:11,469
‫کی بهت اجازه داده
‫دوست ما رو تحقیر کنی؟

737
00:53:11,469 --> 00:53:14,573
‫به این فکر کردی الآن احتمالا
‫داره یه جایی تنهایی توی شب رژه می‌ره؟

738
00:53:14,658 --> 00:53:17,704
‫با یه کیسه 22 و نیم کیلویی باروت
‫و سیب‌زمینی هایی که باید پوست بکنه،

739
00:53:17,789 --> 00:53:20,365
‫درحالی که زیر بارون داره
‫توی یه قوطی حلبی مدفوع می‌کنه؟

740
00:53:20,431 --> 00:53:22,164
‫دلش نمی‌خواد توی ارتش باشه.

741
00:53:22,248 --> 00:53:25,102
‫- ولی اجباریه.
‫- باید نشانش رو آتیش بزنه و پستش رو ترک کنه

742
00:53:26,295 --> 00:53:29,307
‫حداقل مجازات: شش ماه حبس
‫و علامت سیاه با جوهر دائمی

743
00:53:29,465 --> 00:53:33,164
‫گفتنش درحالی که توی
‫کافه دنج "سان‌بلگ" لم دادی آسونه.

744
00:53:34,217 --> 00:53:35,441
‫فرقی نمی‌کنه.

745
00:53:37,587 --> 00:53:40,402
‫این یه بار حق با اونه.

746
00:53:40,665 --> 00:53:42,598
‫«میچ‌میچ»، اینجا چی کار می‌کنی؟

747
00:53:42,665 --> 00:53:45,283
‫قرار بود تا دو ماه دیگه
‫توی واحد ماسترد باشی.

748
00:53:45,368 --> 00:53:49,732
‫پنج سال بعد، من بودم که
‫تفسیر شاعرانه «میچ‌میچ سیمکا» رو

749
00:53:49,817 --> 00:53:52,080
‫از خدمت سربازی ترجمه کردم.

750
00:53:52,120 --> 00:53:55,471
‫[بدرود، زیفرلی]
‫[نویسنده: میچ‌میچ سیمکا]

751
00:53:55,565 --> 00:53:58,798
‫صحنه فلش‌بک پرده دوم
‫اجرای "بدرود، زیفرلی".

752
00:53:58,865 --> 00:54:01,602
‫در آفریقای شمالی تیر خورده بودم.

753
00:54:02,198 --> 00:54:05,969
‫در آمریکای جنوبی یک ترکش انفجاری
‫با دست چپم اصابت کرد.

754
00:54:06,264 --> 00:54:09,498
‫در آسیای شرقی، من به یک انگل
‫میکروبیولوژیکی نادر در ناحیه

755
00:54:09,565 --> 00:54:14,569
‫تحتانی شکم مبتلا شدم و
‫تا امروز همچنان با من هست.

756
00:54:15,598 --> 00:54:18,535
‫ولی از پوشیدن این یونیفرم پشیمون نیستم.

757
00:54:19,398 --> 00:54:22,164
‫و تا شونزده سال دیگه،
‫مستمری هم می‌گیرم.

758
00:54:23,565 --> 00:54:25,798
‫خب اینم داستان قبل خواب، خانم‌ها. خاموشی!

759
00:54:26,296 --> 00:54:28,698
‫چراغ‌ها خاموش! زیر پتو!

760
00:54:28,765 --> 00:54:30,565
‫دعاهاتون رو بخونید!

761
00:54:35,264 --> 00:54:37,602
‫- آمین.
‫- آمین.

762
00:54:45,531 --> 00:54:47,732
‫«میچ‌میچ».

763
00:54:47,798 --> 00:54:50,498
‫«میچ‌میچ»، می‌خوای چی‌کاره بشی؟

764
00:54:50,565 --> 00:54:53,602
‫- چی؟
‫- می‌خوای چی‌کاره بشی، «میچ‌میچ»؟

765
00:54:54,187 --> 00:54:57,231
‫با نمره‌ای که آوردم،
‫می‌تونم دستیار داروخانه بشم.

766
00:54:57,298 --> 00:54:59,398
‫حالا از کارش راضی هستی؟

767
00:54:59,465 --> 00:55:02,231
‫ناراضی هم نیستم.
‫باید بیشتر درس می‌خوندم.

768
00:55:02,298 --> 00:55:05,164
‫- تو چی، «روبوشون»؟
‫- من انتخاب دیگه‌ای ندارم.

769
00:55:05,231 --> 00:55:06,898
‫باید توی کارخونه شیشه‌سازی پدرم کار کنم.

770
00:55:06,965 --> 00:55:09,798
‫- باید جاش رو پر کنم.
‫- طبیعیه.

771
00:55:09,865 --> 00:55:11,798
‫«وژرارد»، برنامه تو چیه؟

772
00:55:11,865 --> 00:55:15,832
‫گمونم مثل بقیه پسرهای فامیل
‫یه پسر ولخرج جذاب بشم.

773
00:55:15,898 --> 00:55:17,698
‫- پسر های فامیلتون عالی‌ان.
‫- واقعا دوستشون دارم.

774
00:55:17,765 --> 00:55:19,798
‫تو چی، «مورسو»؟

775
00:55:21,765 --> 00:55:23,632
‫«مورسو»، تو می‌خوای چی‌کاره بشی؟

776
00:55:26,264 --> 00:55:27,465
‫معترض.

777
00:55:28,765 --> 00:55:31,531
‫- چی گفت؟
‫- گفت "معترض".

778
00:55:31,598 --> 00:55:33,565
‫- یعنی چی؟
‫- چه بدونم.

779
00:55:33,632 --> 00:55:37,198
‫من فکر می‌کردم «مورسو» می‌خواد
‫پروفسور ژئوشیمی بشه.

780
00:55:37,264 --> 00:55:38,698
‫«مورسو» گریه می‌کنه.

781
00:55:38,765 --> 00:55:40,269
‫- هیس!
‫- کی گفت هیس!

782
00:55:40,798 --> 00:55:41,865
‫دیگه نمی‌خوام.

783
00:55:43,665 --> 00:55:47,131
‫«مورسو»، فقط هشت هفته مونده
‫که دوره رو تموم کنیم.

784
00:55:47,198 --> 00:55:48,698
‫منظورم دوره نبود.

785
00:55:50,665 --> 00:55:56,431
‫یعنی تا وقتی بریم خونه، و تا سن بازنشستگی،
‫اون دوره 48 ساله زندگی خودم...

786
00:55:56,498 --> 00:55:58,298
‫اون رو نمی‌خوام.

787
00:55:59,298 --> 00:56:03,598
‫من نمی‌تونم خودم رو به عنوان
‫یه مرد بالغ توی دنیای والدینمون تصور کنم.

788
00:56:12,498 --> 00:56:14,798
‫«مورسو»! از پنجره پرید!

789
00:56:16,598 --> 00:56:18,398
‫- مُرد؟
‫- نمی‌دونم.

790
00:56:18,465 --> 00:56:19,665
‫ارتفاعش چقدره؟

791
00:56:19,732 --> 00:56:21,133
‫پنج طبقه با سقف بلند.

792
00:56:21,218 --> 00:56:23,665
‫دیروز بارون اومده بود.
‫شاید گِل هنوز نرم باشه.

793
00:56:23,732 --> 00:56:24,798
‫تکون نمی‌خوره.

794
00:56:26,465 --> 00:56:27,798
‫هنوزم تکون نمی‌خوره.

795
00:56:29,465 --> 00:56:30,765
‫هنوزم تکون نمی‌خوره.

796
00:56:32,198 --> 00:56:33,465
‫هنوزم تکون نمی‌خوره.

797
00:56:34,498 --> 00:56:35,832
‫هنوزم تکون نمی‌خوره.

798
00:56:36,665 --> 00:56:37,865
‫هنوزم تکون نمی‌خوره.

799
00:56:38,798 --> 00:56:40,331
‫هنوزم تکون نمی‌خوره.

800
00:56:41,070 --> 00:56:42,415
‫هنوزم تکون نمی‌خوره.

801
00:56:51,514 --> 00:56:53,295
‫دیگه نمی‌تونم به این نشان درود بفرستم.

802
00:57:10,221 --> 00:57:14,054
‫صبح روز بعد، «میچ‌میچ» به اتهام
‫فرار از خدمت و هتک حرمت دستگیر شد.

803
00:57:14,121 --> 00:57:20,121
‫کافه "سان‌بلگ" به مقر جنبش انقلابی برای
‫سرنگونی جامعه ارتجاعی نئولیبرال تبدیل شد.

804
00:57:20,206 --> 00:57:21,188
‫چی کار می‌کنی؟

805
00:57:21,890 --> 00:57:23,789
‫«فرانسوا ماری شاروی» رو
‫جای «تیپ‌تاپ» گذاشتم.

806
00:57:23,954 --> 00:57:27,577
‫می‌تونن با هم کنار بیان.
‫«تیپ‌تاپ» و «شاروی».

807
00:57:27,662 --> 00:57:30,287
‫«تیپ‌تاپ» یه کالا ـست که توسط
‫یه انتشارات موسیقی منتشر می‌شه

808
00:57:30,371 --> 00:57:32,491
‫متعلق به یک مجموعه
‫که توسط یه بانک کنترل می‌شه

809
00:57:32,575 --> 00:57:34,182
‫که توسط یک بوروکراسی
‫یارانه‌ای دریافت می‌کنه

810
00:57:34,206 --> 00:57:35,925
‫که رهبری دست نشانده
‫یه دولت اقماری رو حفظ کنه.

811
00:57:36,009 --> 00:57:39,125
‫با هر نُتی که اون می‌خونه، یه روستایی
‫توی آفریقای غربی باید بمیره.

812
00:58:08,787 --> 00:58:14,221
‫در ادامه، نزاع غیرقابل پیش‌بینی
‫بین بزرگان و جوانان "انوی" همراه شد.

813
00:58:15,620 --> 00:58:16,782
‫"آگوست".

814
00:58:16,883 --> 00:58:20,121
‫محکومیت جنبش دانشجویی "نجوای جامعه".

815
00:58:20,887 --> 00:58:21,891
‫"سپتامبر"

816
00:58:22,000 --> 00:58:24,987
‫لغو مجوز کافه "سان‌بلگ"
‫طی یک دستور رسمی.

817
00:58:26,987 --> 00:58:28,288
‫"اکتبر"

818
00:58:28,373 --> 00:58:32,254
‫کمیته تبلیغات سیاسی یک برج
‫جاسوسی رادیویی بر بام گروه فیزیک برپا کرد.

819
00:58:33,754 --> 00:58:34,804
‫"نوامبر"

820
00:58:34,889 --> 00:58:37,954
‫محدودیت برنامه غذایی برای
‫کافه‌تریا مقطع کارشناسی.

821
00:58:38,854 --> 00:58:40,025
‫"دسامبر"

822
00:58:40,110 --> 00:58:42,821
‫اعتراض بررسی در کتاب‌خانه مرکزی.

823
00:58:42,906 --> 00:58:48,758
‫ممنوعیت قانونی هرگونه گردش، تا پنج دقیقه
‫پیش از جریمه کتاب‌های به عمل آمده.

824
00:58:49,054 --> 00:58:50,091
‫"ژانویه"

825
00:58:50,176 --> 00:58:52,254
‫«میچ‌میچ» به حضانت والدین آزاد شد.

826
00:58:53,887 --> 00:58:55,321
‫"فوریه"

827
00:58:55,388 --> 00:58:57,088
‫طغیان خوابگاه دختران.

828
00:58:58,720 --> 00:59:00,987
‫که در نهایت منجر شد به...

829
00:59:01,821 --> 00:59:02,887
‫"مارچ"

830
00:59:02,954 --> 00:59:04,587
‫انقلاب صفحه شطرنج.

831
00:59:07,261 --> 00:59:09,025
‫[سفید]

832
00:59:22,371 --> 00:59:24,098
‫[اسب به QB3]

833
00:59:26,237 --> 00:59:29,225
‫اسب به QB3

834
00:59:39,856 --> 00:59:42,525
‫جناب شهردار،
‫حرکت کرد.

835
00:59:52,083 --> 00:59:55,529
‫اسب، اسب رو می‌زنه.

836
01:00:01,854 --> 01:00:03,188
‫کدوم صفحه‌ای؟

837
01:00:03,272 --> 01:00:05,272
‫- فصل نهم.
‫- پاراگراف نهایی.

838
01:00:06,088 --> 01:00:08,025
‫تو به این می‌گی بیانیه؟

839
01:00:09,785 --> 01:00:11,161
‫- تو کی هستی؟
‫- گمون کنم.

840
01:00:11,245 --> 01:00:12,527
‫معنی‌اش همینه.

841
01:00:16,144 --> 01:00:18,125
‫صفحه دوم، بیانیه هفتم.

842
01:00:21,321 --> 01:00:26,254
‫با وجود خلوص آرمان خود،
‫که تمدنی آزاد و بدون مرز ایجاد کنند؛

843
01:00:26,321 --> 01:00:30,754
‫با این‌حال، دانش‌آموزان پیش از همبستگی،
‫به چند گروه تقسیم شدند.

844
01:00:32,864 --> 01:00:34,991
‫صفحه پنج، حکم 1(ب)

845
01:00:36,358 --> 01:00:40,021
‫اکنون یک مسئله مشخص است،
‫می‌خواهند جواب والدینشان را بدهند.

846
01:00:40,106 --> 01:00:42,821
‫دنبال چه هستند؟
‫که از خیال‌های خود محافظت کنند.

847
01:00:42,887 --> 01:00:44,221
‫یک ایده مبهم.

848
01:00:46,658 --> 01:00:49,525
‫صفحه یازده، ضمیمه شماره رومی 3.

849
01:00:51,821 --> 01:00:54,054
‫من متقاعد شده‌ام که آن‌ها بهتر از ما هستند.

850
01:00:56,623 --> 01:01:01,391
‫کی بودجه غیررسمی برای تولید انبوه این

851
01:01:01,475 --> 01:01:05,825
‫سند مبهم و احمقانه و به طرز
‫ناجوری شاعرانه رو داده؟

852
01:01:05,909 --> 01:01:07,909
‫من صندوق‌دار بودم خیر سرم!
‫اصلا کی گفت ضمیمه بنویسید؟

853
01:01:10,654 --> 01:01:13,088
‫راستش پیشنهاد خانم «کرمنتز» بود.
‫درواقع ضمیمه.

854
01:01:13,172 --> 01:01:17,121
‫- خانم «کرمنتز» این رو نوشته؟
‫- فقط چند تا بند رو اصلاح کرد.

855
01:01:19,627 --> 01:01:22,791
‫اصلا چرا اقدامی انجام داد؟
‫باید بی‌طرفی روزنامه‌نگاری رو حفظ می‌کرد.

856
01:01:26,375 --> 01:01:28,991
‫ما نخواستیم تو یا خانم «کرمنتز»
‫جای ما صحبت کنید.

857
01:01:29,075 --> 01:01:31,075
‫کار تو شطرنج بازی کردنه.

858
01:01:33,687 --> 01:01:35,054
‫اون رو واسه تو نوشتم.

859
01:01:38,723 --> 01:01:42,391
‫من این رو یادگاری نگه می‌دارم، ولی درکل؛
‫با هر حرفی که زدی مخالفم.

860
01:01:42,821 --> 01:01:46,188
‫به خودم یادآوری می‌کنم،
‫من در این مانیفست یک میهمان‌ام.

861
01:01:46,254 --> 01:01:49,921
‫مسئله‌ی من نیست. دخالت نکن، «لوسیندا».
‫دهنت رو باز نکن.

862
01:01:49,987 --> 01:01:51,325
‫باید یه چیزی بگم.

863
01:01:52,121 --> 01:01:54,787
‫تو واقعا دختر باهوشی هستی، «جولیت».

864
01:01:54,854 --> 01:01:57,620
‫امکانش هست فقط یه دقیقه
‫لوازم آرایشت رو بذاری کنار

865
01:01:57,687 --> 01:01:59,787
‫و امکانش هست فقط یک دقیقه
‫جای کس دیگه فکر نکنی؟

866
01:01:59,854 --> 01:02:02,054
‫بعدش شاید متوجه بشید
‫شما توی یک جناح هستین.

867
01:02:02,121 --> 01:02:03,620
‫حتی پلیس ضد شورش.

868
01:02:04,813 --> 01:02:07,558
‫من با شما موافق نیستم، خانم «کرمنتز»
‫من فقط به خودم فکر می‌کنم.

869
01:02:07,578 --> 01:02:08,591
‫مثل بقیه.

870
01:02:08,594 --> 01:02:10,461
‫- اینطوری هم نیست.
‫- بعضی‌ها اینطوری نیستن.

871
01:02:11,654 --> 01:02:12,787
‫حرکت بعدی.

872
01:02:12,980 --> 01:02:16,163
‫فکر کردی من خودم نمی‌دونم؟
‫و مسائل مهم رو جدی نمی‌گیرم؟

873
01:02:16,397 --> 01:02:17,870
‫مطمئن باشید مسئله این نیست.

874
01:02:17,954 --> 01:02:20,221
‫واقعا بی‌احترامی کردم.

875
01:02:20,288 --> 01:02:22,054
‫یادداشتم رو پس می‌گیرم.

876
01:02:23,427 --> 01:02:24,482
‫هرطور راحتی.

877
01:02:24,954 --> 01:02:27,558
‫- عذرخواهی می‌کنم.
‫- آفرین.

878
01:02:28,522 --> 01:02:29,555
‫ببخشید.

879
01:02:30,154 --> 01:02:32,321
‫- گرفتم.
‫- ممنون.

880
01:02:33,720 --> 01:02:36,291
‫- مطمئنی؟
‫- بله.

881
01:02:39,033 --> 01:02:41,921
‫- از چی مطمئنم؟
‫- مطمئنی بچه نیستی؟

882
01:02:42,822 --> 01:02:44,005
‫شک ندارم.

883
01:02:44,354 --> 01:02:47,479
‫پس یاد بگیر عذرخواهی رو قبول کنی.
‫درس مهمیه.

884
01:02:47,563 --> 01:02:50,620
‫این جنگه! آمریکایی پیر
‫درمقابل نوجوان‌های انقلابی فرانسوی.

885
01:02:50,704 --> 01:02:52,391
‫برای کی مهمه؟

886
01:02:53,254 --> 01:02:54,321
‫آدم بزرگ‌ها.

887
01:02:57,623 --> 01:02:59,290
‫حرکت بعدیمون.
‫شهردار منتظره.

888
01:03:01,710 --> 01:03:04,458
‫خوشم نمیاد باهاش می‌خوابی، خانم «کرمنتز».

889
01:03:04,831 --> 01:03:06,291
‫ما هممون آزادی داریم.

890
01:03:06,291 --> 01:03:08,601
‫اصلا واسه همون داریم می‌جنگیم.

891
01:03:08,685 --> 01:03:12,525
‫اعتراض من به اینه که؛
‫فکر می‌کنم عاشق «زیفرلی» شدی.

892
01:03:12,609 --> 01:03:15,058
‫اشتباهه، یا در کمترین حالت مبتذله!

893
01:03:15,142 --> 01:03:16,658
‫زنیکه ترشیده!

894
01:03:19,987 --> 01:03:22,088
‫به حیثیت من رحم کن.

895
01:03:23,787 --> 01:03:26,273
‫ایشون ترشیده نیست.
‫عاشق من هم نیست.

896
01:03:26,297 --> 01:03:28,121
‫دوست ما ـست.
‫منم دوستشم.

897
01:03:28,188 --> 01:03:30,609
‫اون گیج شده. اونم می‌خواد کمکمون کنه.

898
01:03:30,633 --> 01:03:33,054
‫اون عصبانیه.
‫اونم خیلی نویسنده خوبیه.

899
01:03:34,620 --> 01:03:37,088
‫احساس تنهایی داره، مگه نه؟

900
01:03:38,654 --> 01:03:39,688
‫بعضی‌وقت‌ها.

901
01:03:41,188 --> 01:03:45,754
‫راست می‌گه. باید بی‌طرفی ژورنالیستی رو
‫حفظ می‌کردم. اگه همچین چیزی باشه.

902
01:03:47,787 --> 01:03:50,288
‫لطفا، منو ببخشید خانم «کرمنتز».

903
01:03:55,598 --> 01:03:57,058
‫هنوز جوابی نیست.

904
01:03:58,344 --> 01:04:01,091
‫گلوله‌های پلاسکی
‫و گاز اشک‌آور.

905
01:04:04,520 --> 01:04:05,891
‫وقت تموم!

906
01:04:07,091 --> 01:04:08,758
‫کیش و مات فنی.

907
01:04:16,254 --> 01:04:18,687
‫فقط آتیش بازیه.

908
01:04:18,754 --> 01:04:20,720
‫اون بهترینه.

909
01:04:20,787 --> 01:04:23,610
‫انقدر بحث نکنید،
‫برید عشق‌بازی کنید.

910
01:04:26,118 --> 01:04:27,191
‫من باکره‌ام.

911
01:04:28,188 --> 01:04:30,587
‫منم همینطور.
‫به جز خانم «کرمنتز».

912
01:04:31,954 --> 01:04:33,154
‫حدس می‌زدم.

913
01:04:46,121 --> 01:04:47,621
‫پانزدهم مارچ.

914
01:04:51,054 --> 01:04:55,488
‫یک پاراگراف عجولانه‌ای
‫در ابتدای کتابم پیدا کردم.

915
01:04:55,554 --> 01:04:58,187
‫دقیق نمی‌دونم «زیفرلی» کِی
‫فرصت کرد این رو بنویسه.

916
01:04:58,254 --> 01:05:00,854
‫آخر همون شب، که خواب بودم؟

917
01:05:00,920 --> 01:05:03,187
‫شاعرانه‌ست، اما لزوما بد نیست.

918
01:05:03,254 --> 01:05:04,791
‫همچین چیزی نوشته؛

919
01:05:08,954 --> 01:05:11,288
‫پس‌نویس یک ضمیمه.

920
01:05:11,354 --> 01:05:15,081
‫من یک ستاره دنباله‌دار سریع و سرکش هستم
‫که در فضا و زمان کیهانی به سمت...

921
01:05:15,105 --> 01:05:17,123
‫...قسمت‌های بیرونی کهکشان حرکت می‌کنم.

922
01:05:17,488 --> 01:05:19,221
‫انگیزه ما چه بود؟

923
01:05:21,354 --> 01:05:23,521
‫یادآور شدن دو خاطره.

924
01:05:23,588 --> 01:05:26,187
‫تو، با بوی شامپوهای معمولی داروخانه،

925
01:05:26,254 --> 01:05:29,625
‫درکنار بوی خاکستر سیگار،
‫و نان سوخته.

926
01:05:30,121 --> 01:05:32,288
‫او، با بوی بنزین ارزان‌قیمت،

927
01:05:32,354 --> 01:05:36,454
‫بوی قهوه بسیار شیرین در دهان،
‫کرم کره کاکائو.

928
01:05:36,521 --> 01:05:37,987
‫تابستان‌هایش را کجا می‌گذراند؟

929
01:05:39,521 --> 01:05:41,954
‫می‌گویند این عطرها را نمی‌شود فراموش کرد.

930
01:05:42,021 --> 01:05:43,388
‫مغز انسان اجازه‌اش را نمی‌دهد.

931
01:05:44,454 --> 01:05:46,388
‫هیچ‌وقت کتاب مادرم را نخواندم.

932
01:05:46,473 --> 01:05:49,820
‫به من می‌گفتند پدرم در طی آخرین جنگ
‫واقعا ستودنی بود.

933
01:05:49,887 --> 01:05:51,154
‫بهترین پدر و مادر.

934
01:05:52,887 --> 01:05:54,558
‫خوابگاه دختران.

935
01:05:54,987 --> 01:05:56,191
‫اولین بار بود که واردش می‌شدم،

936
01:05:56,191 --> 01:05:58,588
‫به جز موقع شورش که برای خراب
‫کردنش آمده بودم داخل.

937
01:05:59,282 --> 01:06:03,266
‫گفتم؛ از بیانیه من انتقاد نکن.
‫او گفت؛

938
01:06:03,351 --> 01:06:04,925
‫لباس‌هات رو دربیار.

939
01:06:05,388 --> 01:06:07,791
‫از عضلات جدیدم خجالت می‌کشیدم.

940
01:06:08,488 --> 01:06:11,655
‫چشم‌های مسخره و بزرگش
‫مرا موقع شاشیدن تماشا می‌کرد.

941
01:06:15,488 --> 01:06:17,488
‫و بعد هزاران بوسه،

942
01:06:17,573 --> 01:06:20,854
‫آیا مزه لب‌های من
‫بر نوک زبانش در خاطرش می‌ماند؟

943
01:06:22,454 --> 01:06:26,288
‫عذر می‌خوام، خانم «کرمنتز».
‫می‌دونم از ادبیات جنسی خوشت نمیاد.

944
01:06:32,588 --> 01:06:37,454
‫جمله اضافی در پایین صفحه به دلیل
‫فونت کاملا نامفهوم شده.

945
01:06:42,851 --> 01:06:46,920
‫بازنگری یک مانیفست.
‫صفحه چهارم، ستاره اول.

946
01:06:48,920 --> 01:06:50,221
‫ترویجِ...

947
01:06:52,781 --> 01:06:53,242
‫[درحال پخش]

948
01:07:10,054 --> 01:07:11,187
‫زود برمی‌گردم.

949
01:07:18,908 --> 01:07:20,388
‫«زیفرلی»!

950
01:07:50,220 --> 01:07:53,038
‫او ستاره سریع و سرکشی نیست...

951
01:07:53,123 --> 01:07:56,833
‫...که به سمت بیرون از کهکشان
‫در فضازمان کیهانی می‌رود.

952
01:08:00,121 --> 01:08:02,787
‫بلکه پسری است که در جوانی خواهد مُرد.

953
01:08:04,321 --> 01:08:06,987
‫در این سیاره غرق خواهد شد.

954
01:08:07,054 --> 01:08:09,887
‫آن هم در جریان دائمی رودی عمیق و کثیف...

955
01:08:09,954 --> 01:08:14,021
‫که شبانه روز در رگ‌ها و شریان
‫شهر کهن او جاری است.

956
01:08:16,154 --> 01:08:18,554
‫با والدینش نیمه‌شب تماس خواهند گرفت،

957
01:08:18,621 --> 01:08:20,554
‫فورا حاضر می‌شوند،

958
01:08:20,621 --> 01:08:25,087
‫یکی از آن‌ها برای تاکسی دست تکان می‌دهد،
‫که بروند جنازه پسرشان را شناسایی کنند.

959
01:08:27,488 --> 01:08:30,854
‫تصویر او، به مقادیر زیاد...

960
01:08:30,920 --> 01:08:33,388
‫مانند آدامس به یاد این
‫قهرمان فروخته می‌شود.

961
01:08:33,454 --> 01:08:36,325
‫به کسانی که امیدوار هستند
‫یک روزی همچین چیزی شوند.

962
01:08:37,021 --> 01:08:39,054
‫خودشیفتگی تأثیرگذار نوجوانانه.

963
01:08:39,138 --> 01:08:42,510
‫[مرگ پسر با استعداد شطرنج باز
‫و فعال جنبش جوانان]

964
01:08:49,414 --> 01:08:52,867
‫[کافه له‌سان بلگ]

965
01:08:55,354 --> 01:08:56,854
‫سی‌ام مارچ.

966
01:09:01,421 --> 01:09:04,187
‫آن طرف خیابان استعاره‌ای خیره کننده است.

967
01:09:04,254 --> 01:09:08,625
‫زنگ به صدا در می‌آید
‫و بچه‌ها با عجله به کلاس برمی‌گردند.

968
01:09:13,954 --> 01:09:17,154
‫تابی کهنه در محیط
‫متروکه مدرسه تاب می‌خورد.

969
01:09:28,588 --> 01:09:29,820
‫بیا تو!

970
01:09:55,176 --> 01:10:00,981
‫[طعم و عطر]

971
01:10:01,307 --> 01:10:07,073
‫[اتاق غذاخوری کمیسر پلیس ویژه]
‫[به قلم روبیک رایت]

972
01:10:18,621 --> 01:10:22,421
‫یکی بهم گفت شما حافظه تصویری دارید.

973
01:10:22,488 --> 01:10:25,154
‫- واقعیت داره؟
‫- درست نیست.

974
01:10:25,221 --> 01:10:27,454
‫من حافظه نوشتاری دارم.

975
01:10:27,521 --> 01:10:31,121
‫من کلمات نوشته شده را
‫با دقت و جزئیات به خاطر دارم.

976
01:10:31,187 --> 01:10:35,425
‫حافظه من در بقیه زمینه‌ها
‫بیشتر حالت گمان زدن داره.

977
01:10:35,954 --> 01:10:39,087
‫نزدیکان خودم من رو به چشم
‫یک آدم فراموشکار می‌بینن.

978
01:10:39,154 --> 01:10:42,087
‫با این حال، شما تمام کلماتی
‫که تا حالا نوشتید رو یادتون هست.

979
01:10:42,154 --> 01:10:44,488
‫رمان، مقاله، شعر، نمایش‌نامه...

980
01:10:44,554 --> 01:10:47,354
‫و عشق‌های نافرجام، بله.
‫متأسفانه خاطرم هست.

981
01:10:48,221 --> 01:10:50,854
‫- می‌شه امتحان کنم؟
‫- اگه لازمه.

982
01:10:50,920 --> 01:10:57,891
‫مگر اینکه مخاطب‌ها و بیننده‌های شما
‫بخوان تبلیغ پودر دندان جمنای رو ببینن.

983
01:10:58,521 --> 01:11:02,987
‫اثر مورد علاقه خودم اونیه که درمورد آشپزه،
‫همونی که آدم‌ربا ها توش مسموم می‌شن.

984
01:11:03,054 --> 01:11:05,854
‫آیا دانش‌آموزان
‫رویای طعم‌ها را می‌بینند؟

985
01:11:05,920 --> 01:11:09,354
‫این اولین سوال خبرنگار برای این مجله بود

986
01:11:09,421 --> 01:11:13,920
‫که پیش از دیدار با
‫ستوان «نسکافیه» آماده کرده بود.

987
01:11:13,987 --> 01:11:17,254
‫سرآشپز عالی رتبه در دفتر مرکزی منطقه
‫در شبه جزیره رودخانه باریک

988
01:11:17,321 --> 01:11:20,254
‫که با نام "رانیر دونگله" شناخته می‌شد.

989
01:11:20,321 --> 01:11:24,321
‫تمام این سوالات در آن
‫عصر پر ماجرا بی‌پاسخ می‌ماند.

990
01:11:25,488 --> 01:11:27,254
‫ادامه بدم؟

991
01:11:27,987 --> 01:11:29,087
‫بفرمایید.

992
01:11:29,754 --> 01:11:32,988
‫[اداره پلیس]

993
01:11:34,752 --> 01:11:37,185
‫به اندازه کافی زود رسیدم.

994
01:11:39,485 --> 01:11:41,485
‫اگر چه گروه اتاق‌ها در طبقه ماقبل آخر...

995
01:11:41,570 --> 01:11:44,218
‫از عمارت بزرگ به طور پیش فرض
‫در پلان طبقه مشخص شده بود

996
01:11:44,284 --> 01:11:47,356
‫که در پشت یک "برگه مزه" نوشته شده بود.

997
01:11:47,556 --> 01:11:49,686
‫[دعوتنامه شام با کمیسر
‫سرآشپز: نسکافیه]

998
01:11:49,686 --> 01:11:53,686
‫تقریبا یافتن آن غیرممکن بود.
‫حداقل برای این خبرنگار.

999
01:11:53,752 --> 01:11:57,852
‫در نقشه‌خوانی کارش خوب نیست؛
‫از نفرین‌های همجنسگرایی.

1000
01:12:03,299 --> 01:12:05,652
‫آقای «نسکافیه» برای خودش
‫نام و آوازه‌ای ساخته.

1001
01:12:05,719 --> 01:12:08,478
‫سرآشپزها، پلیس‌ها و رؤسا
‫از ایشون تمجید می‌کنن.

1002
01:12:08,502 --> 01:12:11,676
‫دیگه از دزدان و خائنان و خبرچین‌ها که نگم.

1003
01:12:11,761 --> 01:12:17,285
‫این یک نمونه عالی از آشپزی است
‫که با نام "هنر پلیسی" شناخته می‌شود.

1004
01:12:21,852 --> 01:12:25,485
‫"هنر پلیسی" با یک میان وعده پیک نیک
‫و یک ون پلیس آغاز شد.

1005
01:12:25,552 --> 01:12:28,152
‫اما تکامل یافت و تبدیل به
‫چیزی شدیدا مغذی شد.

1006
01:12:28,218 --> 01:12:33,118
‫و اگر به خوبی درست شود،
‫شدیدا دل‌پذیر است.

1007
01:12:34,385 --> 01:12:35,519
‫مبانی؛

1008
01:12:35,586 --> 01:12:37,619
‫قابل حمل، با پروتئین بالا،

1009
01:12:37,686 --> 01:12:41,852
‫قابل خوردن با یک دست باشد، که دست دیگر
‫بتواند ترتیب اسلحه و مدارک را بدهد.

1010
01:12:50,185 --> 01:12:53,419
‫اکثر غذاها نیم‌پز هستند.
‫نباید ترد باشند.

1011
01:12:53,485 --> 01:12:54,786
‫غذای بی‌صدا.

1012
01:12:57,519 --> 01:13:02,619
‫سس‌ها خشک شده و پودر می‌شوند تا از
‫ریزش و خطر آلوده شدن صحنه جرم جلوگیری شود.

1013
01:13:04,519 --> 01:13:07,652
‫مشتری‌ها باید یک چنگال
‫همراه خود داشته باشند،

1014
01:13:07,719 --> 01:13:12,218
‫که اکثرا روی آن‌ها شعار و یا اطلاعات مربوطه
‫که از کدام بخش آمده‌اند حک شده.

1015
01:13:27,591 --> 01:13:29,224
‫[قفس مرغ شماره 1]

1016
01:13:38,819 --> 01:13:41,485
‫نقشه‌ات برای کشتن من چیه؟

1017
01:13:44,719 --> 01:13:48,752
‫فکر کنم تو این مورد
‫سوء تفاهمی رخ داده باشه.

1018
01:13:52,619 --> 01:13:56,452
‫خیلی وقته توی قفس مرغ هستی؟

1019
01:14:03,385 --> 01:14:04,686
‫عذرخواهی می‌کنم.

1020
01:14:12,629 --> 01:14:14,541
‫[روبیک رایت اینجا بود]

1021
01:14:18,819 --> 01:14:23,152
‫حتی در دوران شاگردی آقای «نسکافیه»
‫در آتش نشانی شهرستان

1022
01:14:23,218 --> 01:14:27,686
‫میل به بلند مرتبه بودن داشت،
‫و هیچ رتبه‌ای بالاتر از...

1023
01:14:27,771 --> 01:14:32,652
‫سرآشپز در اتاق غذاخوری
‫کمیسر ویژه پلیس شهرداری نبود.

1024
01:14:41,719 --> 01:14:43,686
‫بابت تأخیر عذر می‌خوام.

1025
01:14:45,652 --> 01:14:47,586
‫مشکلی نیست.
‫اصلا مشکلی نیست.

1026
01:14:47,670 --> 01:14:50,489
‫- اینجا جای شماست.
‫- خوش اومدین.

1027
01:14:50,586 --> 01:14:55,118
‫آقای «رایت»، مادرم «لویز د لا ویلا» رو
‫معرفی کنم، می‌تونی صداش کنی مامان.

1028
01:14:55,185 --> 01:14:56,989
‫- هممون می‌گیم مامان.
‫- عصر بخیر، جناب.

1029
01:14:56,989 --> 01:14:59,285
‫اینم قدیمی ترین دوست من، «شوفلور»ـه.

1030
01:14:59,352 --> 01:15:05,185
‫وقتی باهاش آشنا شدم یه شاگرد جوان بود،
‫یه دسته دندون کامل هم داشت.

1031
01:15:05,252 --> 01:15:07,589
‫الآن شده عینهو جنازه.

1032
01:15:08,552 --> 01:15:12,056
‫خدمتکار هم اون گوشه هستن،
‫«پترولمن موپاسان».

1033
01:15:12,719 --> 01:15:14,552
‫- ککتل.
‫- چشم، قربان.

1034
01:15:18,285 --> 01:15:21,285
‫اینم پسرم «جی‌جی»،
‫با لباس آزمایشگاه جنایی.

1035
01:15:21,352 --> 01:15:24,819
‫چی رو از مدارک شخصی من دزدیدی؟

1036
01:15:24,886 --> 01:15:26,556
‫پرونده‌های حل نشده.

1037
01:15:27,152 --> 01:15:30,285
‫- به آقای «رایت» سلام کن.
‫- سلام آقای «رایت».

1038
01:15:30,352 --> 01:15:31,619
‫سلام «جی‌جی».

1039
01:15:32,156 --> 01:15:34,959
‫اسم کاملش؛ «ایزیدور شریف د لا ویلا»

1040
01:15:37,722 --> 01:15:39,789
‫کمیسر پلیس و تنها پسرش،

1041
01:15:39,961 --> 01:15:42,889
‫مردی بیوه و پسری بی‌مادر،
‫از خانواده‌شان در زادگاه پسر جدا شدند.

1042
01:15:42,974 --> 01:15:45,189
‫و اندوه مشترک خود را تقویت کردند.

1043
01:15:45,256 --> 01:15:46,988
‫«جی‌جی» شش سالش بود.

1044
01:15:47,855 --> 01:15:50,889
‫مدرسه او، اداره و ماشینِ پلیس بود.

1045
01:15:52,122 --> 01:15:55,922
‫وظیفه تدریس او با استادان قانون،
‫در زمینه اجرای قانون بود.

1046
01:15:57,322 --> 01:16:01,026
‫اولین نقاشی‌هایش چهره‌نگاری هایی
‫از شاهدین عینی بودند.

1047
01:16:03,955 --> 01:16:06,336
‫اولین کلماتی که یاد گرفت "کد مورس" بودند.

1048
01:16:07,122 --> 01:16:09,859
‫به گمانم کاملا واضح بود.

1049
01:16:10,256 --> 01:16:13,256
‫او به دنیا آمده بود تا روزی
‫جای کمیسر را بگیرد.

1050
01:16:15,156 --> 01:16:17,555
‫آره، اسم شما رو توی مجله خوندم.

1051
01:16:18,855 --> 01:16:23,022
‫- راضی بودی؟
‫- البته.

1052
01:16:23,089 --> 01:16:24,256
‫نویسنده خوب.

1053
01:16:26,889 --> 01:16:29,955
‫مطمئنا با شهرت و آوازه این نابغه...

1054
01:16:30,022 --> 01:16:33,289
‫نیاز به معرفی نداره؛ ستوان «نسکافیه».

1055
01:16:33,356 --> 01:16:34,688
‫کاملا می‌شناسم.

1056
01:16:47,989 --> 01:16:53,688
‫نوشیدنی، یک عرق شیری و ارغوانی،
‫بسیار معطر و درمانی،

1057
01:16:53,755 --> 01:16:58,622
‫دارویی ضعیف که در لیوانی کوچک خنک شده،

1058
01:16:58,688 --> 01:17:02,922
‫و یک نسخه مینیاتوری از فلاسک مکش‌دار است
‫که در اردوگاه‌ها و مدارس کاربرد دارد.

1059
01:17:02,989 --> 01:17:04,256
‫مثل یک‌جور طلسم...

1060
01:17:04,341 --> 01:17:09,022
‫که در طول 60 ثانیه آینده قرار بود
‫به طرز فجیعی شکسته شود.

1061
01:17:09,089 --> 01:17:13,722
‫در سه خط زمانی هیجان‌انگیز و تلنبار شده،
‫چنین اتفاقاتی رخ داد؛

1062
01:17:17,289 --> 01:17:18,593
‫اول.

1063
01:17:19,822 --> 01:17:22,922
‫آقای «نسکافیه» مراسم
‫عجیب خودش را آغاز کرد.

1064
01:17:22,989 --> 01:17:26,588
‫نه می‌توانم بفهمم، و نه توصیف کنم
‫که پشت درهای آشپزخانه چه می‌گذشت.

1065
01:17:26,655 --> 01:17:29,702
‫من همیشه به اندازه لذت بردن
‫از کار هنرمند راضی بوده‌ام،

1066
01:17:29,787 --> 01:17:33,022
‫بدون اینکه بخواهم اسرار
‫سکنه یا روغن نقاشی را فاش کنم.

1067
01:17:34,089 --> 01:17:35,256
‫دوم.

1068
01:17:40,789 --> 01:17:42,289
‫«پترولمن موپاسان»،

1069
01:17:42,356 --> 01:17:46,622
‫در پاسخ به سیگنالی که به صورت نامنظم
‫روشن می‌شد، تلفن را برای رئیسش آورد.

1070
01:17:54,122 --> 01:17:55,822
‫می‌شنوم.

1071
01:18:00,122 --> 01:18:05,189
‫محض اطلاع باید بگم ما پسر شما رو دزدیدیم،
‫و جایی هستیم که هرگز ما رو پیدا نمی‌کنی.

1072
01:18:05,428 --> 01:18:09,989
‫"چرتکه" رو آزاد و یا اعدام کن،
‫تا پسرت رو سالم و سلامت تحویل بدیم.

1073
01:18:10,074 --> 01:18:13,622
‫وگرنه تا فردا صبح پسرت
‫به طرز وحشتناکی می‌میره.

1074
01:18:20,855 --> 01:18:22,322
‫سوم.

1075
01:18:22,389 --> 01:18:27,256
‫نورگیر یک مهدکودک موقتی که نیمه‎باز بود.

1076
01:18:53,888 --> 01:18:57,810
‫[کلوروفورم]
‫(بی‌هوش کننده)

1077
01:19:01,688 --> 01:19:04,755
‫آخرین تعقیب و گریز با اینکه کمی خیالی بود،

1078
01:19:04,822 --> 01:19:08,622
‫ولی به صورت واضح در یک کمیک استریپ
‫منتشر شده در هفته بعد به تصویر در آمد.

1079
01:19:20,569 --> 01:19:24,757
‫[سه روز پیش]

1080
01:19:43,222 --> 01:19:45,555
‫با وجود جنگ‌های گروهی "انوی"،

1081
01:19:45,622 --> 01:19:49,156
‫"زمستان موج جنایت" تعداد زیادی از
‫اراذل و اوباش را به کام مرگ رساند.

1082
01:19:49,222 --> 01:19:53,855
‫همچنین جان درصد زیادی از
‫شهروندان بی‌گناه را نیز گرفت.

1083
01:19:55,789 --> 01:19:59,855
‫با دستگیری ناگهانی «آلبرت چرتکه»
‫حسابدار محکوم به اخاذی،

1084
01:19:59,940 --> 01:20:04,789
‫به جرم در اختیار داشتن یک کیف حاوی
‫حقوق و دستمزد سه اتحادیه بزرگ شهر،

1085
01:20:04,874 --> 01:20:09,855
‫امیدهای جامعه قانونمند در یافتن
‫راه حلی سریع برای بحران جانی دوباره گرفت

1086
01:20:14,989 --> 01:20:20,555
‫هرچند، این تغییر شرایط قفس ساکنان
‫دنیای جنایتکار را تکان داد.

1087
01:20:26,722 --> 01:20:32,789
‫خودم شخصا موفق نشدم "چرتکه" رو بشناسم،
‫اما قفس مرغ رو می‌شناختم.

1088
01:20:32,855 --> 01:20:34,655
‫اینم بگم که این‌ها رو توی مقاله ننوشتم.

1089
01:20:34,722 --> 01:20:36,922
‫با اسم آقای «هویتزر» آشنایی دارید؟

1090
01:20:36,989 --> 01:20:38,722
‫البته، «آرتور هویتزر جونیور».

1091
01:20:38,789 --> 01:20:40,822
‫بنیانگذار و سردبیر "گزارش فرانسوی".

1092
01:20:40,889 --> 01:20:43,311
‫اولین هفته من توی "انوی" بود که...

1093
01:20:43,396 --> 01:20:47,022
‫منو به دلیل بدشانسی توی
‫یه میخونه دستگیر کردن

1094
01:20:47,089 --> 01:20:49,189
‫نزدیک‌های بلوک آپارتمانی "فلاپ"،

1095
01:20:49,256 --> 01:20:52,822
‫با چند نفر از دوست‌های خودم
‫که تازه آشنا شده بودیم.

1096
01:20:52,889 --> 01:20:54,322
‫به چه جرمی؟

1097
01:20:54,822 --> 01:20:56,000
‫عشق.

1098
01:20:57,089 --> 01:21:02,156
‫می‌دونی، مردم یا از خشم، عصبانیت،
‫غرور شما می‌ترسن و یا نمی‌ترسن...

1099
01:21:02,222 --> 01:21:07,093
‫ولی اگه توی عشق به سمت اشتباه بری،
‫ممکنه بدجور توی دردسر بیفتی.

1100
01:21:07,722 --> 01:21:11,156
‫توی مورد من، شش روز بازداشت همراهش بود.

1101
01:21:11,222 --> 01:21:14,889
‫هیچ‌کس اون‌قدر واسش مهم نبود که
‫نجاتم بده یا سرزنشم کنه.

1102
01:21:14,955 --> 01:21:19,256
‫و تنها شماره‌ای که توی حافظه
‫نوشتاری من موندگار شد...

1103
01:21:19,322 --> 01:21:21,655
‫چاپ بخش 92211 بود.

1104
01:21:21,722 --> 01:21:25,555
‫البته متأسفیم که نمی‌تونیم هیچ‌کدوم
‫از این آثار رو منتشر کنیم.

1105
01:21:25,640 --> 01:21:28,722
‫خوشحال می‌شم در آینده موارد ارسالی
‫بیشتری از شما داشته باشیم.

1106
01:21:28,789 --> 01:21:31,293
‫یا اگه گذرتون به "انوی" افتاد...

1107
01:21:36,688 --> 01:21:38,722
‫تو عمرم ندیده بودمش.

1108
01:21:38,789 --> 01:21:41,955
‫فقط چون دنبال کار بودم،
‫می‌دونستم چطوری بهش نزدیک بشم.

1109
01:21:45,104 --> 01:21:46,526
‫[درخواست شغل]

1110
01:22:00,622 --> 01:22:02,326
‫بذار ببینم...

1111
01:22:03,222 --> 01:22:06,289
‫روزنامه دبیرستان، باشگاه شعر و انجمن تئاتر.

1112
01:22:06,356 --> 01:22:09,289
‫شعر و آهنگ‌سازی ترانه مدرسه.

1113
01:22:09,356 --> 01:22:12,822
‫محقق جوان، گزارشگر جوان، و دستیار سردبیر.

1114
01:22:12,889 --> 01:22:15,322
‫آتیش‌سوزی و قتل.
‫من از اینجا شروع کردم.

1115
01:22:15,389 --> 01:22:17,688
‫البته پدرم صاحب روزنامه بود.

1116
01:22:17,755 --> 01:22:20,289
‫یه‌کم ورزش، یه‌کم جنایت، یه‌کم سیاسی.

1117
01:22:20,356 --> 01:22:22,789
‫دو بار در فهرست نهایی بهترین مقالات.

1118
01:22:22,855 --> 01:22:26,793
‫ساحل شرقی، غرب میانه، و شرق.
‫جای بزرگیه.

1119
01:22:27,622 --> 01:22:29,326
‫بیست سالی هست نرفتم اونجا.

1120
01:22:30,022 --> 01:22:33,293
‫الآن نه. دارم مصاحبه کاری می‌گیرم.

1121
01:22:33,989 --> 01:22:36,889
‫نمونه مقالاتت خوبن.
‫توی تاکسی دوباره می‌خونمشون.

1122
01:22:36,955 --> 01:22:38,588
‫تا حالا نقد کتاب نوشتی؟

1123
01:22:39,789 --> 01:22:40,789
‫اصلا.

1124
01:22:40,874 --> 01:22:43,989
‫تا آزاد شدنت یه چند ساعتی
‫اینجا وقت داری.

1125
01:22:46,089 --> 01:22:48,722
‫این رو بخون،
‫و 300 کلمه بنویس.

1126
01:22:48,789 --> 01:22:53,022
‫بهت 500 فرانک می‌دم، منهای 250 فرانکی
‫که به عنوان وثیقه گذاشتم.

1127
01:22:53,089 --> 01:22:56,289
‫ولی با هزینه‌های دیگه جبرانش می‌کنم.

1128
01:22:56,356 --> 01:23:01,555
‫پیش‌نویس اولت رو فردا واسم بیار.
‫و هرطوری که نوشتی...

1129
01:23:01,622 --> 01:23:04,588
‫فقط یه طوری وانمود کن انگار عمدی بوده.

1130
01:23:12,789 --> 01:23:14,022
‫ممنونم.

1131
01:23:16,622 --> 01:23:17,989
‫گریه نکن.

1132
01:23:26,056 --> 01:23:28,655
‫به "شب هزار حلزون" معروف شد.

1133
01:23:28,722 --> 01:23:29,959
‫برگشتم سر داستان.

1134
01:23:30,522 --> 01:23:33,555
‫چگونه کمیسر و تیم نخبه متشکل از
‫کارشناسان و تحلیلگران او، موفق شدند...

1135
01:23:33,640 --> 01:23:37,056
‫به این سرعت لانه آدم‌ربایان را پیدا کنند؟

1136
01:23:41,397 --> 01:23:42,431
‫خب...

1137
01:23:46,289 --> 01:23:48,056
‫خودم هم نمی‌دونم.

1138
01:23:51,322 --> 01:23:53,722
‫گمونم با ابزار تجارت.

1139
01:23:55,405 --> 01:23:56,926
‫سوال رو تکرار می‌کنم.

1140
01:24:00,322 --> 01:24:02,655
‫ولی موفقیت آمیز بود.

1141
01:24:36,955 --> 01:24:38,256
‫آن‌ها کی بودند؟

1142
01:24:40,089 --> 01:24:41,655
‫هویت آن‌ها بعدها فاش شد.

1143
01:24:42,722 --> 01:24:44,855
‫گروهی از راهزنان و افراد مسلح

1144
01:24:44,922 --> 01:24:47,156
‫که توسط رؤسای مزدور
‫"انوی" استخدام شده بودند.

1145
01:24:47,222 --> 01:24:49,755
‫و شبکه دلالان زیرزمینی آن‌ها.

1146
01:24:51,356 --> 01:24:56,322
‫«جو لفور» راننده، یک نوازنده آینده‌دار.

1147
01:24:56,389 --> 01:25:01,156
‫«استتسون»، «اسپنسر» و
‫«هیرونیموس فون‌آلتمن» مغزهای متفکران هلندی.

1148
01:25:01,222 --> 01:25:04,755
‫«مارکونی بروتلی»،
‫آنارشیست مدیترانه‌ای.

1149
01:25:05,855 --> 01:25:08,688
‫جمعی از ولگردها، عموزاده‌های دور.

1150
01:25:09,922 --> 01:25:13,089
‫گروهی از دختران نمایشی،
‫که همه معتاد هستند.

1151
01:25:15,089 --> 01:25:20,789
‫همچنین یک زندانی مدبر که مصمم به رهایی خود
‫و کاهش هزینه‌های مالیات دهندگان است.

1152
01:25:31,622 --> 01:25:32,789
‫صدای چیه؟

1153
01:25:34,595 --> 01:25:37,688
‫حباب‌های داخل رادیاتور. فشرده شده.

1154
01:25:37,755 --> 01:25:39,222
‫شبیه کد مورسه.

1155
01:25:40,722 --> 01:25:42,588
‫ممکنه، شاید.

1156
01:25:44,189 --> 01:25:46,955
‫راستی من «جی‌جی»ام.
‫اسم تو چیه؟

1157
01:25:47,022 --> 01:25:49,523
‫من که اسمم رو نمی‌گم.
‫من مجرمم.

1158
01:25:50,789 --> 01:25:54,156
‫تو که مجرم نیستی. فقط یه
‫دختر نمایشی هستی که گیج شده.

1159
01:25:54,222 --> 01:25:56,655
‫- هه.
‫- هه به خودت.

1160
01:25:57,122 --> 01:25:58,555
‫خفه.

1161
01:25:59,222 --> 01:26:02,089
‫چشم‌هات چه رنگیه؟ آبی؟

1162
01:26:11,622 --> 01:26:12,755
‫سلام.

1163
01:26:14,256 --> 01:26:15,655
‫سلام.

1164
01:26:19,855 --> 01:26:23,156
‫واسم لالایی بخون. می‌ترسم.

1165
01:26:23,763 --> 01:26:26,763
‫[ترانه در چشمه زلال]

1166
01:26:26,903 --> 01:26:30,326
‫♪ تا چشمه زلال ♪

1167
01:26:30,410 --> 01:26:33,326
‫♪ مرا همراهی می‌کند ♪

1168
01:26:33,730 --> 01:26:37,885
‫♪ در نظرم آب زیبا بود ♪

1169
01:26:37,969 --> 01:26:40,559
‫♪ پس درش حمام کردم ♪

1170
01:26:41,760 --> 01:26:45,326
‫♪ از عشق من به تو خیلی می‌گذرد ♪

1171
01:26:45,410 --> 01:26:48,626
‫♪ و هیچ‌گاه فراموشت نمی‌کنم ♪

1172
01:26:52,322 --> 01:26:54,289
‫خوابت برد؟

1173
01:26:55,222 --> 01:26:56,322
‫آها.

1174
01:27:00,289 --> 01:27:03,822
‫کمیسر «جی‌جی» را با
‫تمام وجودش دوست داشت.

1175
01:27:03,889 --> 01:27:09,759
‫هرچند که ذهن او، آن ماشین فوق‌العاده
‫برای کشف و بررسی فعالیت‌های مجرمانه،

1176
01:27:10,955 --> 01:27:14,272
‫- از زمان شام درست کار نمی‌کرد.
‫- مامان، گرسنمه.

1177
01:27:14,356 --> 01:27:16,555
‫شام. شام.

1178
01:27:16,814 --> 01:27:19,289
‫و داشت کالری زیادی می‌سوزاند.

1179
01:27:21,922 --> 01:27:27,922
‫«نسکافیه» که پس از شش سال به میدان
‫بازگشته بود، آماده متأثر کردن بقیه بود.

1180
01:27:30,828 --> 01:27:31,998
‫شام.

1181
01:27:33,161 --> 01:27:35,928
‫تغییری فوری.

1182
01:27:43,728 --> 01:27:44,961
‫«نسکافیه».

1183
01:27:45,028 --> 01:27:50,728
‫حتی زمانی که ضعیف‌ترین رایحه‌ها از آشپزخانه
‫یک آشپز بزرگ به مشام کمیسر می‌رسید،

1184
01:27:50,794 --> 01:27:54,928
‫او مشغول طرح‌ریزی و تنظیم
‫یک نبرد چند جانبه بود.

1185
01:27:54,995 --> 01:27:56,128
‫برای شروع...

1186
01:27:56,213 --> 01:28:00,427
‫تخم‌مرغ قناری فلفلی
‫که با مرنگ سرو می‌شود.

1187
01:28:00,576 --> 01:28:02,576
‫یه واحد کماندو برای ایمن‌سازی
‫تمام نقاط دسترسی جنوب و غرب بفرستید.

1188
01:28:02,661 --> 01:28:04,798
‫بعد...

1189
01:28:04,828 --> 01:28:08,928
‫قلوه‌های آب پز شده با آلو
‫از درخت روی پشت بام خانه شهردار.

1190
01:28:11,661 --> 01:28:12,694
‫و بعد...

1191
01:28:13,794 --> 01:28:16,365
‫رول خمیر پُر شده با گوشت چرخ‌کرده.

1192
01:28:17,891 --> 01:28:19,794
‫سوپ صدف.

1193
01:28:20,281 --> 01:28:23,128
‫یک کبوتر رنده شده
‫فوق‌العاده از پارک شهری

1194
01:28:23,195 --> 01:28:24,461
‫و در نهایت...

1195
01:28:25,164 --> 01:28:27,761
‫پودینگ خامه‌ای.

1196
01:28:30,895 --> 01:28:32,761
‫می‌شه این وسط یه سوالی بپرسم؟

1197
01:28:32,828 --> 01:28:35,728
‫بفرمایید. فقط بذارید صفحه رو
‫توی ذهنم یادداشت کنم.

1198
01:28:35,813 --> 01:28:36,846
‫معذرت می‌خوام.

1199
01:28:37,498 --> 01:28:40,061
‫نوشته‌های شما درمورد متفکرین فرانسوی،
‫سیاه‌پوستان آمریکایی...

1200
01:28:40,128 --> 01:28:42,427
‫- عاشقانه‌های جنوبی...
‫- و ضد سیاه‌پوستان.

1201
01:28:42,494 --> 01:28:44,161
‫ضد سیاه‌پوستان.

1202
01:28:44,228 --> 01:28:49,128
‫کتاب مذهبی، اسطوره‌شناسی، فولکلور،
‫جنایت واقعی و جنایت دروغین

1203
01:28:49,195 --> 01:28:51,728
‫داستان‌های ارواح، پیکارسک، بیلدونگسرومن.
‫(سبک‌های رمان)

1204
01:28:51,794 --> 01:28:55,560
‫ولی طی تمام این سال‌ها،
‫بیشتر درمورد غذا نوشتید.

1205
01:28:55,828 --> 01:28:57,128
‫چرا؟

1206
01:28:58,461 --> 01:29:00,295
‫کی؟ چی؟ کجا؟ کِی؟ چطوری؟

1207
01:29:00,380 --> 01:29:05,895
‫سوالات درستی هستن، ولی من به عنوان دستیار
‫ویراستار یاد گرفتم که تحت هیچ شرایطی

1208
01:29:05,961 --> 01:29:11,232
‫اگه در توانم برای مقابله با انگیزه‌ام هست،
‫هیچ‌وقت از یک مرد نپرسم "چرا".

1209
01:29:11,794 --> 01:29:14,095
‫روی طرف فشار می‌ذاره.

1210
01:29:14,161 --> 01:29:15,394
‫عذرخواهی می‌کنم ولی...

1211
01:29:15,461 --> 01:29:16,794
‫- شکنجه.
‫- می‌خوام جوابم رو بگیرم.

1212
01:29:16,861 --> 01:29:17,995
‫...اگه مایل باشید.

1213
01:29:18,080 --> 01:29:21,661
‫خود اندیشی رذیله‌ای هست که بهتره
‫توی خلوت انجام بشه یا اصلا انجام نشه.

1214
01:29:22,761 --> 01:29:23,865
‫خب...

1215
01:29:24,961 --> 01:29:27,761
‫من از فرط خستگی
‫جواب سوال شما رو می‌دم.

1216
01:29:29,661 --> 01:29:32,394
‫ولی راستش رو بگم
‫حتی نمی‌دونم قراره چی بگم.

1217
01:29:35,761 --> 01:29:39,498
‫یک زیبایی غمین بخصوصی...

1218
01:29:39,995 --> 01:29:44,061
‫برای مهاجرهای بی‌همدمی است که در شهر
‫غریبی که ماه در آن کامل است قدم می‌زند.

1219
01:29:44,128 --> 01:29:47,794
‫که برای من می‌شه "انوی" فرانسه.

1220
01:29:48,761 --> 01:29:50,557
‫همدم من...

1221
01:29:51,228 --> 01:29:54,828
‫همدم من در به اشتراک گذاشتن
‫روزهای درخشانم با...

1222
01:29:57,561 --> 01:29:58,937
‫...با هیچ‌کس نبود.

1223
01:29:59,694 --> 01:30:05,561
‫اما همیشه، جایی در امتداد خیابان یا بلوار،
‫میزی برای من بود.

1224
01:30:06,694 --> 01:30:10,761
‫آشپز، پیشخدمت، بطری، لیوان، آتش.

1225
01:30:12,828 --> 01:30:14,928
‫خودم این زندگی رو انتخاب کردم.

1226
01:30:17,118 --> 01:30:23,430
‫انزوا همراه و مونس من بود
‫که به من قوت قلب می‌داد.

1227
01:30:25,527 --> 01:30:27,965
‫یادتون هست که کجای داستان بودیم؟

1228
01:30:28,961 --> 01:30:31,594
‫معلومه که می‌دونم، خنگول.
‫"در همان حین..."

1229
01:30:31,661 --> 01:30:33,928
‫"در همان حین، آن طرف خیابان..."

1230
01:30:35,026 --> 01:30:36,026
‫[اطلاعات...]

1231
01:30:36,110 --> 01:30:39,465
‫اطلاعات جدید: لانه مظنونین در
‫طبقه بالایی است،

1232
01:30:39,549 --> 01:30:41,498
‫افسران پلیس در منطقه حاضر هستند.

1233
01:31:26,761 --> 01:31:30,095
‫شلیک نکنید!
‫شلیک نکنید!

1234
01:31:38,902 --> 01:31:41,694
‫در آرامش میان زد و خورد،
‫یک سرایدار پیری بود...

1235
01:31:41,779 --> 01:31:45,995
‫که کهنه سرباز دو جنگ بود. آن طرف خیابان
‫لنگ می‌زد، تا پیغام مرموزی را برساند.

1236
01:31:46,079 --> 01:31:48,009
‫[آشپز را خبر کن]

1237
01:31:48,093 --> 01:31:50,960
‫[یک ساعت بعد]

1238
01:31:58,964 --> 01:32:03,095
‫روی صحبتم با رهبر آدم‌ربا های طبقه بالاییه.

1239
01:32:03,161 --> 01:32:05,828
‫توی لونه خودتون آشپزخونه دارید؟

1240
01:32:05,895 --> 01:32:07,694
‫پسرم با غذا بخوره!

1241
01:32:07,761 --> 01:32:12,694
‫بذارید یه آشپز بفرستیم اونجا،
‫به همراه لوازم و آذوقه.

1242
01:32:12,761 --> 01:32:17,928
‫ایشون غذای کافی برای شما
‫و همه همدست‌هاتون درست می‌کنه.

1243
01:32:18,828 --> 01:32:20,494
‫ما غذامون رو خوردیم.

1244
01:32:26,961 --> 01:32:31,095
‫پلیس مخفیه؟ یا خود «نسکافیه»ـه؟

1245
01:32:59,028 --> 01:33:00,828
‫پای مرغ سیاه.

1246
01:33:13,128 --> 01:33:18,895
‫از آنجا که خواستند آشپز پیش‌مرگ شود،
‫او سم کشنده را وارد دهانش کرد.

1247
01:33:24,645 --> 01:33:26,212
‫برای پسره می‌برم.

1248
01:33:28,046 --> 01:33:29,445
‫وایستید.

1249
01:33:31,146 --> 01:33:32,879
‫طرز تهیه‌اش رو بنویس.

1250
01:33:35,171 --> 01:33:36,921
‫[پس از شام]

1251
01:33:44,612 --> 01:33:45,745
‫کمک...

1252
01:33:48,845 --> 01:33:52,745
‫اما «نسکافیه» به لطف
‫پوستِ کلفتش زنده ماند.

1253
01:33:52,812 --> 01:33:54,979
‫تقویت شده و توان‌مند،
‫فصل به فصل...

1254
01:33:55,046 --> 01:33:56,979
‫...با غنی‌ترین و قوی‌ترین
‫ظروف و ماهیتابه‌ها...

1255
01:33:57,046 --> 01:34:01,879
‫و ظرف‌های سس در معده‌اش،
‫که فراتر از معده معمولی انسان‌ها بود.

1256
01:34:02,979 --> 01:34:04,645
‫البته او خبر داشت...

1257
01:34:04,730 --> 01:34:09,879
‫«جی‌جی» نفرت عمیقی نسبت به
‫هر شکل و شمایلی از تربچه داشت...

1258
01:34:09,946 --> 01:34:15,779
‫و حتی در تمام دوران کودکی‌اش
‫یک بار هم به تربچه‌ای دست نزد...

1259
01:34:15,845 --> 01:34:17,712
‫اما دست بر قضا...

1260
01:34:18,912 --> 01:34:21,212
‫...راننده هم از تربچه متنفر بود.

1261
01:36:25,912 --> 01:36:27,445
‫فرمون رو بگیر!

1262
01:36:51,179 --> 01:36:53,645
‫شاید هیجان انگیز ترین اتفاقی که

1263
01:36:53,712 --> 01:36:57,549
‫در تمام طول آن قرار شام
‫شاهدش بودم این بود...

1264
01:37:09,879 --> 01:37:11,779
‫شوخ‌طبعی دل‌نشین.

1265
01:37:11,845 --> 01:37:17,578
‫آقای «آلبرت»، حسابداری که از
‫تمام ماجراها به دور بود...

1266
01:37:17,645 --> 01:37:20,946
‫فراموش کرده بودند در قفس مرغ است،
‫و نزدیک بود از شب پنج‌شنبه تا صبح دوشنبه

1267
01:37:21,012 --> 01:37:23,712
‫در سلول خودش از گشنگی تلف شود.

1268
01:37:23,779 --> 01:37:27,883
‫البته این مورد بخشی از شخصیت
‫مدبر آقای «نسکافیه» بود

1269
01:37:27,968 --> 01:37:31,212
‫که یک املت پلیسی برای زندانی درست کرد،
‫که داغِ داغ تحویلش داد.

1270
01:37:31,279 --> 01:37:33,645
‫که در یک حکم بازرسی قدیمی پیچیده بودش.

1271
01:37:35,478 --> 01:37:37,612
‫در آن روز "چرتکه" حسابی غذا خورد.

1272
01:37:40,578 --> 01:37:42,745
‫و می‌رسیم به پودر دهان "جمنای".

1273
01:37:45,745 --> 01:37:47,812
‫قرار بود مقاله‌ات درمورد
‫یه آشپز بزرگ باشه.

1274
01:37:47,879 --> 01:37:48,879
‫یه بخشی ازش هست.

1275
01:37:49,424 --> 01:37:50,957
‫تو بخش "طعم و عطرها".

1276
01:37:51,042 --> 01:37:53,495
‫خودم می‌دونم. مأموریت من واضح بود.

1277
01:37:54,046 --> 01:37:56,912
‫شاید متوجه نشدی که...

1278
01:37:56,979 --> 01:38:00,445
‫من برخلاف میل خودم مورد اصابت
‫گلوله و نارنجک قرار گرفتم.

1279
01:38:00,979 --> 01:38:05,249
‫من فقط قرار بود شام به اونجا برم،
‫و به همون خوبی بود که شرح دادم.

1280
01:38:05,779 --> 01:38:08,478
‫کلا یه جمله از خود «نسکافیه» نوشتی.

1281
01:38:11,224 --> 01:38:15,361
‫خب، یه بخشی از حرف‌هاش رو ننوشتم.
‫چون خیلی ناراحتم کرد.

1282
01:38:16,157 --> 01:38:17,890
‫اگه دوست داری می‌تونم بنویسمش.

1283
01:38:19,391 --> 01:38:21,457
‫مگه چی گفت؟

1284
01:38:41,195 --> 01:38:45,561
‫«مارتین»... «مارتین»...
‫«گیوم مارتین».

1285
01:38:55,024 --> 01:38:56,624
‫یه طعمی داشت.

1286
01:38:58,558 --> 01:39:00,191
‫ببخشید؟

1287
01:39:01,491 --> 01:39:07,424
‫نمک‌های مسموم تربچه یه طعمی داشتن.

1288
01:39:08,458 --> 01:39:11,495
‫یه طعمی که برای من هم آشنا نبود.

1289
01:39:12,024 --> 01:39:16,157
‫مثل یه جور خاک تلخ...

1290
01:39:17,024 --> 01:39:19,957
‫تند و کپک زده...

1291
01:39:21,057 --> 01:39:22,128
‫و روغنی.

1292
01:39:23,291 --> 01:39:26,091
‫تو عمرم همچین طعمی رو نچشیده بودم.

1293
01:39:26,990 --> 01:39:28,957
‫طعم خوبی نداشت...

1294
01:39:29,424 --> 01:39:31,990
‫فوق‌العاده سمی هم بود،

1295
01:39:32,057 --> 01:39:34,424
‫ولی همچنان طعم جدیدی بود.

1296
01:39:35,458 --> 01:39:37,924
‫عجیبه که توی این سن
‫همچین چیزی تجربه کردم.

1297
01:39:40,024 --> 01:39:42,458
‫شجاعتت رو تحسین می‌کنم، ستوان.

1298
01:39:43,124 --> 01:39:45,091
‫من شجاع نیستم.

1299
01:39:45,591 --> 01:39:47,424
‫من فقط...

1300
01:39:47,491 --> 01:39:49,391
‫حوصله نداشتم که...

1301
01:39:49,458 --> 01:39:51,458
‫بقیه رو از خودم ناامید کنم.

1302
01:39:53,291 --> 01:39:55,024
‫می‌دونی که... من یه خارجی‌ام.

1303
01:39:56,324 --> 01:39:58,524
‫این شهر پر شده از
‫کسایی مثل ما، مگه نه؟

1304
01:39:59,524 --> 01:40:01,424
‫منم خارجی‌ام.

1305
01:40:03,491 --> 01:40:05,591
‫دنبال یک چیز گم شده‌ام.

1306
01:40:07,491 --> 01:40:09,990
‫چیزی که فراموش کردم.

1307
01:40:13,124 --> 01:40:15,291
‫شاید اگه شانس بیاریم...

1308
01:40:15,358 --> 01:40:18,291
‫چیزی که یک زمانی...

1309
01:40:18,358 --> 01:40:20,924
‫بهش می‌گفتیم خونه رو پیدا کنیم.

1310
01:40:29,658 --> 01:40:33,057
‫بهترین بخشش همینه.

1311
01:40:33,124 --> 01:40:35,358
‫علت نوشتنش همین بوده.

1312
01:40:37,491 --> 01:40:39,424
‫اصلا موافق نیستم.

1313
01:40:41,424 --> 01:40:44,624
‫خب، بگذریم... این بخش رو حذف نکن.

1314
01:40:59,560 --> 01:41:05,500
‫[افول و مرگ]

1315
01:41:14,615 --> 01:41:16,152
‫همه اومدن؟

1316
01:41:16,748 --> 01:41:19,248
‫فکر کنم خودتون می‌دونید،
‫حمله قلبی بود.

1317
01:41:21,315 --> 01:41:22,348
‫معذرت می‌خوام.

1318
01:41:34,615 --> 01:41:35,815
‫گریه نکن.

1319
01:41:42,848 --> 01:41:47,348
‫- کسی نمیاد جنازه رو ببره؟
‫- توی سردخونه اعتصاب کردن.

1320
01:41:50,848 --> 01:41:53,648
‫- کی همراهش بود؟
‫- تنها بود.

1321
01:41:53,715 --> 01:41:55,815
‫تلگرام‌های تولدش رو می‌خوند.

1322
01:41:58,114 --> 01:42:00,782
‫شمع‌ها رو روشن نکن. مُرده.

1323
01:42:01,815 --> 01:42:03,515
‫من یه تیکه می‌خوام.

1324
01:42:04,148 --> 01:42:05,352
‫منم همینطور.

1325
01:42:06,448 --> 01:42:09,148
‫باید یه چیزی بنویسیم.
‫کی پایه‌ست؟

1326
01:42:09,214 --> 01:42:11,548
‫- ما یه مورد داریم.
‫- طراحی جلدش هم با من.

1327
01:42:14,448 --> 01:42:16,181
‫خودشه.

1328
01:42:20,248 --> 01:42:22,081
‫با هم می‌نویسیم.

1329
01:42:22,148 --> 01:42:24,748
‫- چی رو بنویسیم؟
‫- آگهی درگذشت.

1330
01:42:26,448 --> 01:42:29,415
‫«آرتور هویتزر جونیور» در شمال کانزاس...

1331
01:42:29,481 --> 01:42:32,715
‫در 16 کیلومتری مرکز جغرافیایی
‫ایالات متحده آمریکا متولد شد.

1332
01:42:32,782 --> 01:42:34,248
‫در پنج سالگی مادرش را از دست داد.

1333
01:42:34,333 --> 01:42:37,152
‫فرزند ناشر روزنامه و مؤسس این مجله.

1334
01:42:37,237 --> 01:42:39,485
‫"گزارش فرانسوی"، که سابقا
‫نامش "پیک‌نیک" بود.

1335
01:42:39,570 --> 01:42:43,281
‫یک مکمل عمدتا خوانده نشده
‫از"لیبرتی، آفتاب غروب کانزاس"

1336
01:42:43,348 --> 01:42:46,148
‫- با یک تعطیلات شروع شد.
‫- واقعیت داره؟

1337
01:42:46,214 --> 01:42:47,248
‫یه جورایی.

1338
01:42:49,548 --> 01:42:51,281
‫بعدش چی؟

1339
01:42:53,541 --> 01:43:14,541
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و اینستاگرام سايت زدمووی :

.:: @ZedMoviecom ::.

.:: ZedMovie.com ::.
