﻿1
00:00:48,953 --> 00:00:53,953
<b><font color="#00abfd"> دانلود رایگان فیلم و سریال 
  
  ..:: MiraMovie.org::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: ZedMovie.com::..</font></b>

2
00:00:55,222 --> 00:00:56,758
‫بریتانیا قرنطینه می‌شود

3
00:00:56,791 --> 00:00:59,092
‫مردم فقط برای موارد ضروری

4
00:00:59,126 --> 00:01:00,360
‫می‌توانند خانه‌های خود را ترک کنند

5
00:01:00,394 --> 00:01:01,529
‫سختگیرانه‌ترین محدودیت‌ها

6
00:01:01,563 --> 00:01:03,463
‫برای مقابله با کرونا در

7
00:01:03,497 --> 00:01:05,833
‫انگلستان برقرار است

8
00:01:05,867 --> 00:01:07,301
‫این موقعتی‌‌ست که

9
00:01:07,334 --> 00:01:09,403
‫توسط نویسندگان داستان‌های تخیلی

10
00:01:09,436 --> 00:01:11,606
‫پس از فجایع آخرالزمانی ترسیم می‌شد

11
00:01:46,608 --> 00:01:49,276
‫چیزی نمیاری کوچولو؟

12
00:01:51,946 --> 00:01:53,548
‫هی این رو بگیر

13
00:02:01,856 --> 00:02:04,525
‫تو اتاق نه

14
00:02:07,962 --> 00:02:10,364
‫خدایا

15
00:02:10,397 --> 00:02:12,700
‫تنها چیزی که ما رو کنار هم نگه داشته بچه‌مونه

16
00:02:12,734 --> 00:02:14,334
‫آرتور
‫آرتی کوچولو

17
00:02:14,368 --> 00:02:15,235
‫اسمش آرتوره

18
00:02:15,268 --> 00:02:16,704
‫آره، اگه به خاطر آرتور کوچولو نبود

19
00:02:16,738 --> 00:02:18,238
‫سال‌ها قبل جدا شده بودیم

20
00:02:18,271 --> 00:02:19,841
‫واقعیت اینه که ما نمیتونیم همدیگه رو تحمل کنیم

21
00:02:19,874 --> 00:02:21,274
‫از همدیگه خوشمون نمیاد

22
00:02:21,308 --> 00:02:22,342
‫خوب، قرنطینه

23
00:02:22,376 --> 00:02:24,277
‫و من و اون توی یه خونه با هم بودن...

24
00:02:24,311 --> 00:02:25,680
‫تنها چیزی که زندگی کردن با اون رو

25
00:02:25,713 --> 00:02:27,280
‫قابل تحمل میکنه

26
00:02:27,314 --> 00:02:29,383
‫اینه که میدونم هر روز میتونم از این خونه برم بیرون

27
00:02:29,416 --> 00:02:30,852
‫منم دقیقا همین احساس رو دارم

28
00:02:30,885 --> 00:02:32,486
‫خدای من
‫خدافظی کردن با تو

29
00:02:32,520 --> 00:02:34,689
‫بی‌شک بهترین بخشِ زندگی هر روز منه

30
00:02:34,722 --> 00:02:36,524
‫با این داخل یه اتاق بودن...

31
00:02:36,557 --> 00:02:38,793
‫برگشتن به خونه و دیدن دوباره اون،
‫آه لعنتی..

32
00:02:38,826 --> 00:02:40,895
‫مثل ترکیبی از

33
00:02:40,928 --> 00:02:42,295
‫ ناراحتی و تنفره

34
00:02:42,329 --> 00:02:43,765
‫از قیافت متنفرم

35
00:02:43,798 --> 00:02:45,633
‫ـقیافه من؟
‫ـاز قیافت متنفرم

36
00:02:45,667 --> 00:02:46,701
‫آه، از قیافه من متنفری؟

37
00:02:46,734 --> 00:02:47,869
‫آره از قیافت متنفرم

38
00:02:47,902 --> 00:02:50,203
‫آه، یعنی میگی جذاب نیستم یا...

39
00:02:50,237 --> 00:02:51,939
‫نه، نه، تو جذابی...
‫میگم، این خیلی جذابه.

40
00:02:51,973 --> 00:02:53,608
‫فقط چهرت‌ه که،
‫ازش متنفرم.

41
00:02:53,641 --> 00:02:54,809
‫راستش این مثل سرطان میمونه

42
00:02:54,842 --> 00:02:56,878
‫از نگاه کردن بهت متنفرم شاید به‌خاطر چشماته یا...

43
00:02:56,911 --> 00:02:58,345
‫نه سرطان پوست یا بیضه،

44
00:02:58,378 --> 00:02:59,881
‫یکی از اون خطرناک‌هاش

45
00:02:59,914 --> 00:03:01,883
‫میدونی،
‫مثل سرطان کبد یا لوزالمعده.

46
00:03:01,916 --> 00:03:03,350
‫به خاطر گونه‌هاته؟
‫حتی نمیتونم..

47
00:03:03,383 --> 00:03:05,252
‫ـدقیقا بگم به خاطر چیته؟
‫ـسرطان روده...

48
00:03:05,285 --> 00:03:07,421
‫وقتی بهت نگاه میکنم
‫دقیقا همون احساسی رو دارم که

49
00:03:07,454 --> 00:03:09,590
‫وقتی به سرطان پدر مرحومم فکر میکنم.

50
00:03:09,624 --> 00:03:11,458
‫دقیقا همون احساس.
‫ـبه خاطر لباته.

51
00:03:11,491 --> 00:03:13,360
‫ـبه خاطر لباشه.
‫لبای من خیلی هم خوبن.

52
00:03:13,393 --> 00:03:14,696
‫آره، آره
‫البته که لب‌هات خوبن.

53
00:03:14,729 --> 00:03:16,831
‫اونا فوق‌العاده‌ند
‫ولی من ازشون بدم میاد.

54
00:03:16,864 --> 00:03:17,932
‫ازدواج ما از اولشم

55
00:03:17,965 --> 00:03:18,933
‫ـ اشتباه بود
‫ـدیوونگی بود

56
00:03:18,966 --> 00:03:21,368
‫منظورم اینه که
‫ما دو تا آدم کاملا متفاوتیم

57
00:03:21,401 --> 00:03:24,605
‫اولش فکر میکنی که
‫«جنس مخالف جذابه دیگه»

58
00:03:24,639 --> 00:03:25,773
‫تو گرفتار...

59
00:03:25,807 --> 00:03:26,974
‫میدونید دیگه چی آدم رو جذب میکنه؟

60
00:03:27,008 --> 00:03:28,275
‫...هورمون و فرومون و...

61
00:03:28,308 --> 00:03:29,209
‫قاتل‌های زنجیره‌ای برای قربانی‌ها

62
00:03:29,242 --> 00:03:30,978
‫...مسمومیت و رابطه جنسی‌ای که قلبت..
‫رو به تپش میندازه.

63
00:03:31,012 --> 00:03:32,547
‫آه، خدایا خدای من

64
00:03:32,580 --> 00:03:34,347
‫حتی فکر کردن به...

65
00:03:34,381 --> 00:03:36,316
‫اینکه با تو سکس داشتم..

66
00:03:36,349 --> 00:03:37,752
‫میدونم میدونم

67
00:03:37,785 --> 00:03:39,921
‫دیدگاه سیاسی ما هم کلاملا متفاوقته.

68
00:03:39,954 --> 00:03:41,522
‫آره من معتقد به کار و تلاش زیادم

69
00:03:41,556 --> 00:03:44,025
‫همه به کار و تلاش معتقد‌ند!

70
00:03:44,058 --> 00:03:45,560
‫آره، اما این...

71
00:03:45,593 --> 00:03:48,830
‫یه سوسیالیست عقب‌موندهٔ قدیمی‌ه

72
00:03:48,863 --> 00:03:50,732
‫اون که مامانمه..

73
00:03:50,765 --> 00:03:52,533
‫داری درباره مادرم صحبت میکنی.

74
00:03:52,567 --> 00:03:54,301
‫هیچوقت دیدگاه‌های من رو نفهمیدی.

75
00:03:54,334 --> 00:03:55,503
‫من کاملا میانه رو‌اَم

76
00:03:55,536 --> 00:03:56,738
‫من معتقدم که

77
00:03:56,771 --> 00:03:59,607
‫تو این کشور نباید کارگرها رو استسمار کرد.

78
00:03:59,640 --> 00:04:02,510
‫کارگرها.
‫این رو ببینید

79
00:04:02,543 --> 00:04:03,878
‫تو درباره کارگرها چی میدونی؟

80
00:04:03,911 --> 00:04:05,713
‫راستش من خودم از خانواده کارگری هستم

81
00:04:05,747 --> 00:04:06,614
‫تو خانواده کارگری بزرگ شدم

82
00:04:06,647 --> 00:04:08,015
‫و کارگرها اون چیزی که تو فکر میکنی
‫نیستند

83
00:04:08,049 --> 00:04:10,283
‫همشون که کارگرای فست‌فود و بسته بندی

84
00:04:10,317 --> 00:04:12,319
‫و آوازه‌خون های اطراف پیانو‌های قدیمی نیستند

85
00:04:12,352 --> 00:04:13,821
‫کارگرها نفرت انگیزند.

86
00:04:13,855 --> 00:04:15,322
‫تو از مردم متنفری.

87
00:04:15,355 --> 00:04:16,423
‫از آدمای تنبل متنفرم

88
00:04:16,456 --> 00:04:17,457
‫ام ماهایی که

89
00:04:17,491 --> 00:04:19,392
‫جز طبقه متوسط هستیم

90
00:04:19,426 --> 00:04:22,730
‫ـوای خدای من. اینو ببین.
‫ـنخبه‌های اهل قلم

91
00:04:22,764 --> 00:04:24,766
‫بابای من دندونپزشک بود

92
00:04:24,799 --> 00:04:26,701
‫تلاش میکنید و خودتون رو میکشید بالا
‫درسته؟

93
00:04:26,734 --> 00:04:27,702
‫این همون کاریه که من کردم

94
00:04:27,735 --> 00:04:29,670
‫خودم رو کشوندم بالا
‫تلاش کردم و بالا اومدم.

95
00:04:29,704 --> 00:04:32,006
‫خدای من، اینقدر تند نرو

96
00:04:32,039 --> 00:04:35,076
‫آره، تو اهل «کیلمارنوک»هستی نه کالیفرونیا

97
00:04:35,109 --> 00:04:36,644
‫ما فقیر بودیم!

98
00:04:36,677 --> 00:04:37,979
‫من خودمو کشیدم بالا. اومدم بیرون

99
00:04:38,012 --> 00:04:39,580
‫اولش فکر کردم، میدونید،

100
00:04:39,614 --> 00:04:42,016
‫«بامزس، یه پسر محافظه کار»

101
00:04:42,049 --> 00:04:43,785
‫من محافظه کار نیستم

102
00:04:43,818 --> 00:04:46,854
‫از وقتی که با هم آشنا شدیم
‫تو تمام انتخابات‌ها به محافظه‌کارها رای دادی

103
00:04:46,888 --> 00:04:48,890
‫به تونی بلر رای دادم

104
00:04:48,923 --> 00:04:51,993
‫لعنتی، میشه لطفا درباره سیاست حرف نزنیم؟

105
00:04:55,129 --> 00:04:56,864
‫نگران مامانم هستیم

106
00:04:56,898 --> 00:04:57,932
‫باید میاوردیمش همینجا

107
00:04:57,965 --> 00:04:59,934
‫بحث کردن دربارش که فایده‌ای نداره.
‫داره؟

108
00:04:59,967 --> 00:05:01,736
‫منظورم اینه که، ما یه تصمیمی گرفتیم

109
00:05:01,769 --> 00:05:04,005
‫من بحث نمیکنم
‫باشه؟

110
00:05:04,038 --> 00:05:04,906
‫واقعا بحث نمیکنم

111
00:05:04,939 --> 00:05:06,674
‫ ما یه تصمیمی گرفتیم
‫این رو میدونم

112
00:05:06,707 --> 00:05:08,843
‫فقط...
‫اون الان تنهاس؟

113
00:05:08,876 --> 00:05:10,878
‫آرتی کوچولو
‫آرتور
‫آرتور

114
00:05:10,912 --> 00:05:12,013
‫...یه مادربزرگ که بیشتر نداره

115
00:05:12,046 --> 00:05:14,682
‫دلم می‌خواد که کنارش باشه. ضمنا،

116
00:05:14,715 --> 00:05:15,983
‫آدمی که بشه بچه رو...

117
00:05:16,017 --> 00:05:18,853
‫ دستشون سپرد پیدا نمیشه

118
00:05:18,886 --> 00:05:20,054
‫پرستار هم داره

119
00:05:20,087 --> 00:05:21,488
‫اونا که افتضاح‌اند

120
00:05:21,522 --> 00:05:24,357
‫افتضاح نیستند
‫خسته‌اند

121
00:05:24,391 --> 00:05:25,693
‫درسته پرستار هم میاد،

122
00:05:25,726 --> 00:05:27,728
‫سه بار در هفته،
‫هر بار ۴۵ دقیقه.

123
00:05:27,762 --> 00:05:29,597
‫ماکارونی حاضری رو میندازن تو مایکروفر،

124
00:05:29,630 --> 00:05:30,565
‫کیسه کولوستومی رو عوض میکنن
‫(کیسه ‌ای برای دفع مدفوع پس از جراحی روده)

125
00:05:30,598 --> 00:05:31,999
‫و میرن میشینن پای تلفن.

126
00:05:32,033 --> 00:05:35,402
‫فقط یکیشون،
‫یه دختره بود.

127
00:05:35,435 --> 00:05:37,972
‫بعضی‌هاشون خیلی خوبن
‫میدونی.

128
00:05:38,005 --> 00:05:40,373
‫و... به هر حال پول آنچنانی هم نمیگیرن.

129
00:05:40,407 --> 00:05:41,709
‫از ۷ صبح کار میکنند

130
00:05:41,742 --> 00:05:42,610
‫تا ۱۰ شب

131
00:05:42,643 --> 00:05:44,812
‫بین این مریض و اون مریض در حرکت‌ند

132
00:05:44,846 --> 00:05:46,781
‫و وقتی بین مریض‌ها بیکار هم باشن...

133
00:05:46,814 --> 00:05:48,415
‫میدونید که پولی بابتش نمیگیرند.

134
00:05:48,448 --> 00:05:50,084
‫درآمدشون کمتر از حداقل حقوقه.

135
00:05:50,117 --> 00:05:51,819
‫نمیخوام بی‌دلیل ازشون انتقاد کنم.
‫باشه؟

136
00:05:51,853 --> 00:05:52,987
‫میدونم بعضی‌هاشون فوق‌العاده‌ند

137
00:05:53,020 --> 00:05:54,387
‫اما بعضی‌هاشون خوب نیستند.

138
00:05:54,421 --> 00:05:55,857
‫به هر حال هیچکس خانواده آدم نمیشه.

139
00:05:55,890 --> 00:05:57,859
‫و یه موضوع دیگه اینه که
‫اون‌ها همیشگی نیستند.

140
00:05:57,892 --> 00:05:59,627
‫این...این مشکلی نداره؟

141
00:05:59,660 --> 00:06:00,695
‫نمیدونم

142
00:06:00,728 --> 00:06:01,896
‫میگم اصلا وقتی...

143
00:06:01,929 --> 00:06:03,798
‫وقتی تو اتوبوس یا جایی هستند
‫ماسک میزنن؟

144
00:06:03,831 --> 00:06:05,132
‫خیلی‌ها رو دیدم،
‫آدمایی که..

145
00:06:05,166 --> 00:06:06,133
‫ماسک میزنن.
‫ـاره
‫ ـاره

146
00:06:06,167 --> 00:06:08,468
‫خوب، بهشون میگن که ماسک بزنن.

147
00:06:08,502 --> 00:06:10,071
‫وقتی سوار مترو و اتوبوس میشن

148
00:06:10,104 --> 00:06:11,906
‫از کجا معلوم که مبتلا یا ناقل نشن؟

149
00:06:11,939 --> 00:06:13,040
‫مردم بقیه کشورها ماسک میزنن؟

150
00:06:13,074 --> 00:06:13,908
‫ما باید ماسک بزنیم؟

151
00:06:13,941 --> 00:06:15,743
‫ـنمیدونم!
‫ـمنم همین رو میگم!

152
00:06:15,776 --> 00:06:17,912
‫هیچکس نمیدونه چیکار باید کرد.

153
00:06:19,479 --> 00:06:21,649
‫هیچی

154
00:06:21,682 --> 00:06:22,884
‫لعنتی

155
00:06:22,917 --> 00:06:25,485
‫ما سعی کردیم که بیاریمش خونه،
‫من و خواهرم

156
00:06:25,519 --> 00:06:26,654
‫جای قشنگیه
‫قشنگه

157
00:06:26,687 --> 00:06:27,922
‫هر چی که لازمه رو داره

158
00:06:27,955 --> 00:06:29,456
‫ما نمیخوایم از سرمون بازش کنیم.

159
00:06:29,489 --> 00:06:31,959
‫میدونی..
‫رقص صبحگاهی،

160
00:06:31,993 --> 00:06:34,095
‫دیالیز روزانه،

161
00:06:34,128 --> 00:06:35,162
‫و اون میدونه که...

162
00:06:35,196 --> 00:06:36,063
‫نمیخوای از سر خودت بازش کنی.

163
00:06:36,097 --> 00:06:37,765
‫خوب،آخرین بازی که رفتیم دیدنش گفت:

164
00:06:37,798 --> 00:06:39,432
‫«شما عوضی‌ها میخواید من رو از سر
‫خودتون باز کنید»

165
00:06:39,466 --> 00:06:40,968
‫شخصیت عجیبی‌ه

166
00:06:41,002 --> 00:06:42,003
‫فقط میخوایم ازش مراقبت کنیم

167
00:06:42,036 --> 00:06:44,906
‫ـاره پر و مادر من که هر دوشون مردن،

168
00:06:44,939 --> 00:06:46,807
‫خدا رو شکر.

169
00:06:48,142 --> 00:06:49,944
‫ببین، من...

170
00:06:49,977 --> 00:06:52,013
‫واقعا متاسفم...

171
00:06:52,046 --> 00:06:54,882
‫باید باهاش کنار بیایم.
‫کاملا درک میکنم.

172
00:06:54,916 --> 00:06:56,584
‫و فقط خدا میدونه این وضعیت چقدر طول میکشه.

173
00:06:56,617 --> 00:06:59,520
‫این وضعیت، همه این اتفاقات،
‫باعث آشفتگیـه.

174
00:06:59,553 --> 00:07:02,156
‫به نظر میاد که هیچکس نمیدونه چه خبره

175
00:07:02,189 --> 00:07:03,991
‫انگار که کشتی بدون ناخداست

176
00:07:04,025 --> 00:07:06,527
‫و همه آدم بزرگا خوابن.

177
00:07:06,560 --> 00:07:11,198
‫و همه مردم اون بیرون،
‫باور کردنی نیست. باور کردنی نیست

178
00:07:11,232 --> 00:07:13,567
‫همه مردم چشونه؟

179
00:07:13,601 --> 00:07:15,803
‫ادامه بده..

180
00:07:15,836 --> 00:07:17,004
‫بهش فکر نکن،
‫همش رو میفهمی...

181
00:07:17,038 --> 00:07:18,639
‫ـنه، زودباش. ببین...
‫ـنه مشکلی نیست.

182
00:07:18,673 --> 00:07:20,007
‫اگه قراره از این مرحله بگذریم،
‫باید...

183
00:07:20,041 --> 00:07:21,976
‫باید، میدونی....
‫ـچی؟

184
00:07:22,009 --> 00:07:23,811
‫باید حرف بزنیم.
‫ـما؟

185
00:07:23,844 --> 00:07:25,813
‫ـاره فکرکنم. مخالفی؟

186
00:07:25,846 --> 00:07:27,181
‫از من میخوای که حرف بزنم؟

187
00:07:27,214 --> 00:07:29,917
‫خوب، آره فکرکنم
‫منظورم اینه که، نباید حرف بزنیم؟

188
00:07:29,951 --> 00:07:30,985
‫ـخیلی‌خب.
‫یکمی؟

189
00:07:31,018 --> 00:07:32,820
‫باشه، خیلی‌خب، باشه.

190
00:07:32,853 --> 00:07:34,088
‫خوب،ببین.
‫همین دیروز بود...

191
00:07:34,121 --> 00:07:36,090
‫درست قبل از اینکه اعلام قرنطینه بشه

192
00:07:36,123 --> 00:07:37,490
‫رفته بودم سوپرمارکت تسکو

193
00:07:37,525 --> 00:07:38,559
‫میدونی،
‫همونی که سر نبشـه

194
00:07:38,592 --> 00:07:39,694
‫اره، همونی که سر نبشـه..

195
00:07:39,727 --> 00:07:41,862
‫خوب، داخل سوپرمارکت بودم،
‫همینی که سر نبشه،

196
00:07:41,896 --> 00:07:45,566
‫خودم اونجا بودم و،
‫کاملا خالی بود

197
00:07:45,599 --> 00:07:47,802
‫انگار که ملخ‌ها حمله کردند

198
00:07:47,835 --> 00:07:49,637
‫اونجا بودم چون میخواستم بادمجون بخرم،

199
00:07:49,670 --> 00:07:51,739
‫ـکه کار..
‫کاری کاتسو بادمجون
‫(غذای ژاپنی) ـاره

200
00:07:51,772 --> 00:07:52,840
‫میخواستم کاری کاتسو بادمجون درست کنم

201
00:07:52,873 --> 00:07:54,742
‫برای اینکه این تنها غذاییه که
‫آرتی میخوره.

202
00:07:55,876 --> 00:07:58,579
‫اما اثری از بادمجون نبود

203
00:07:58,612 --> 00:08:02,750
‫نه کدو بود
‫نه گوجه و نه هویج.

204
00:08:02,783 --> 00:08:04,852
‫خانمی که اونجا کار می‌کرد رو دیدم،

205
00:08:04,885 --> 00:08:06,887
‫شناختمش،
‫قبلا دیده بودمش،

206
00:08:06,921 --> 00:08:11,225
‫حدود ۵۰ ساله
‫قد کوتاه

207
00:08:11,258 --> 00:08:13,160
‫نمیخوام بی ادبی یا توهین کنم،

208
00:08:13,194 --> 00:08:14,228
‫اما اون کاملا قابل تشخیصـه

209
00:08:14,261 --> 00:08:15,563
‫برای اینکه دماغ خیلی بزرگی داره.

210
00:08:15,596 --> 00:08:16,864
‫ـآره. میشناسمش.
‫ـمیشناسیش؟

211
00:08:16,897 --> 00:08:18,065
‫اره، دوست داشتنیـه

212
00:08:18,099 --> 00:08:19,233
‫از پشت  یکی از اون

213
00:08:19,266 --> 00:08:21,669
‫پرده‌های پلاستیکیِ آویزون بیرون اومد،

214
00:08:21,702 --> 00:08:23,704
‫و در این لحظ، اون پشت رو دیدم

215
00:08:23,738 --> 00:08:24,772
‫همه اون صندوق‌ها رو دیدم

216
00:08:24,805 --> 00:08:28,209
‫کلی بادمجون اونجا بود،
‫یه انبار بادمجون اونجا بود

217
00:08:28,242 --> 00:08:30,244
‫با خودم گفتم «عالیه»
‫رفتم به سمتش و گفتم..

218
00:08:30,277 --> 00:08:32,913
‫ببخشید. ببخشید،
‫بادمجون دارید؟

219
00:08:32,947 --> 00:08:35,716
‫و اون گفت «نه»
‫گفتم «چی؟»

220
00:08:35,750 --> 00:08:37,151
‫گفت «تموم کردیم»

221
00:08:37,184 --> 00:08:39,086
‫دقیقا همینطوری،
‫حتی مودبانه هم برخورد نکرد

222
00:08:39,120 --> 00:08:41,288
‫که خیلی ازش بعیده
‫برای اینکه خیلی خانم خوبیه.

223
00:08:41,322 --> 00:08:43,057
‫به هر حال
‫دوباره بهش گفتم،

224
00:08:43,090 --> 00:08:44,992
‫«ببخشید، ببخشید.

225
00:08:45,026 --> 00:08:47,561
‫«خیلی اتفاقی پشت پرده رو دیدم

226
00:08:47,595 --> 00:08:49,563
‫«و مقدار زیادی بادمجون اونجا بود»

227
00:08:49,597 --> 00:08:52,867
‫با سراسیمگی گفت« اوه لعنتی، نه، نه

228
00:08:52,900 --> 00:08:54,235
‫برای اینکه فکر میکرد

229
00:08:54,268 --> 00:08:56,837
‫مشکل یا جدلی بوجود میاد. خُب.

230
00:08:56,871 --> 00:08:59,006
‫گفت:«نمیتونم از اونا بهتون بدم»

231
00:08:59,040 --> 00:09:00,307
‫گفتم «چرا نمیتونید؟»

232
00:09:00,341 --> 00:09:02,309
‫گفت «رپیسم گفته

233
00:09:02,343 --> 00:09:03,878
‫«فعلا اون بادمجون‌ها رو نمیفروشیم»

234
00:09:03,911 --> 00:09:05,012
‫گفتم «آّه، خُب..

235
00:09:05,046 --> 00:09:06,847
‫«نه، متوجه‌ام، متوجه‌ام.»

236
00:09:06,881 --> 00:09:08,949
‫«ببین، یه موضوعی هست،

237
00:09:08,983 --> 00:09:10,885
‫«پسر من، خیلی بچه خوبیه،

238
00:09:10,918 --> 00:09:13,120
‫«فقط بعضی وقت‌ها یکمی عجیب غریبه

239
00:09:13,154 --> 00:09:15,322
‫«و الان، فقط بادمجون میخوره

240
00:09:15,356 --> 00:09:17,691
‫«ازت نمیخوام که بری اون تو

241
00:09:17,725 --> 00:09:18,793
‫«و همه بادمجونا رو بیاری بیرون،

242
00:09:18,826 --> 00:09:20,828
‫«فقط ازت میخوام که سه تا بادمجون بهم بدی

243
00:09:20,861 --> 00:09:23,964
‫«تا بتونم امشب کاتسو‌کاری بپزم».

244
00:09:23,998 --> 00:09:28,069
‫با صای لرزون گفت:

245
00:09:28,102 --> 00:09:29,303
‫«آقا، نمیتونم از اونا بهتون بدم»

246
00:09:29,336 --> 00:09:30,539
‫«برای اینکه فکر میکنیم

247
00:09:30,571 --> 00:09:33,774
‫«یکی از راننده‌های ما کرونا گرفته

248
00:09:33,808 --> 00:09:34,775
‫«و ما در حال بررسی هستیم تا بفهمیم که

249
00:09:34,809 --> 00:09:37,044
‫«ایشون به محصولات دست زده یا نه.»

250
00:09:39,246 --> 00:09:40,714
‫فکر میکرد دیگه ماجرا تمومه، خُب.

251
00:09:40,748 --> 00:09:42,183
‫اما من گفتم:
‫«ده پوند بهت میدم»

252
00:09:42,216 --> 00:09:43,651
‫گفت: «نه»

253
00:09:43,684 --> 00:09:45,152
‫گفتم:
‫«بیست پوند میدم»

254
00:09:45,186 --> 00:09:46,320
‫گفت:
‫«آقا، نمیتونم»

255
00:09:46,353 --> 00:09:47,955
‫گفتم:
‫«پنجاه پوند برای سه تا بادمجون میدم»

256
00:09:47,988 --> 00:09:49,190
‫گفت:
‫«لطفا بس کنید آقا»

257
00:09:49,223 --> 00:09:51,158
‫«دویست پوند، همین الان، نقدا»

258
00:09:51,192 --> 00:09:53,627
‫گفت:
‫«واقعا نمیتونم آقا» «هزار»

259
00:09:54,361 --> 00:09:55,362
‫«چی؟»

260
00:09:56,964 --> 00:09:59,100
‫«هزار پوند بهت میدم،

261
00:09:59,133 --> 00:10:01,168
‫«همین الان نقدا.
‫واقعا میتونم

262
00:10:01,202 --> 00:10:02,069
‫«من کسب و کار خودم رو دارم

263
00:10:02,103 --> 00:10:03,204
‫«و واقعا موفق هم هستم.

264
00:10:03,237 --> 00:10:05,039
‫«من میرم سمت عابربانک
‫از سه تا کارتم استفاده میکنم.

265
00:10:05,072 --> 00:10:06,107
‫«برمیگردم همینجا،

266
00:10:06,140 --> 00:10:08,309
‫«هزار پوند نقداً بهت میدم
‫اگه بری اون تو

267
00:10:08,342 --> 00:10:10,945
‫«و سه تا بادمجون برام بیاری»

268
00:10:12,246 --> 00:10:13,280
‫داشت فکر میکرد،خُب،

269
00:10:13,314 --> 00:10:15,182
‫برای اینکه این پول رو لازم داشت.

270
00:10:15,216 --> 00:10:17,318
‫به چی فکر میکنه؟ حقوقی در حد حداقل حقوق،یکمی بیشتر

271
00:10:17,351 --> 00:10:18,919
‫این پول رو لازم داره.
‫در حد بخور و نمیر پول در میاره.

272
00:10:18,953 --> 00:10:21,222
‫پس داره فکر مییکنه. خُب.

273
00:10:22,022 --> 00:10:24,758
‫و زیرچشمی

274
00:10:24,792 --> 00:10:27,394
‫اطراف رو نگاه میکنه که کسی نباشه.

275
00:10:27,428 --> 00:10:29,029
‫و میگه:

276
00:10:29,063 --> 00:10:30,865
‫با صدای لرزون
‫خدا حفظش کنه

277
00:10:30,898 --> 00:10:33,968
‫«دلم میخواد هزار دلار رو بگیرم
‫واقعا دلم میخواد.

278
00:10:34,001 --> 00:10:35,102
‫«خیلی به من و خانوادم

279
00:10:35,136 --> 00:10:37,371
‫«کمک میکنه، اما...

280
00:10:37,404 --> 00:10:39,840
‫«نمیتونم بدون عذاب وجدان

281
00:10:39,874 --> 00:10:40,975
‫«اون بادمجون‌ها رو بهتون بدم

282
00:10:41,008 --> 00:10:44,879
‫«اگه شما یا پسرتون یا هر کس دیگه‌ای بمیره،

283
00:10:44,912 --> 00:10:46,947
‫«چطور میتونم عذاب وجدان نداشته باشم؟»

284
00:10:49,817 --> 00:10:52,153
‫همونجا وایسادم و نگاش کردم،

285
00:10:53,053 --> 00:10:54,388
‫گفتم:

286
00:10:55,222 --> 00:10:57,024
‫«دماغ گندهٔ زشت.

287
00:10:57,825 --> 00:10:59,426
‫«بی عرضهٔ لعنتی

288
00:10:59,460 --> 00:11:02,696
‫«دماغ گندهٔ زشت بی عرضه تو واقعا نمیفهمی

289
00:11:02,730 --> 00:11:05,166
‫«به‌خاطر همینه که تو همین شغل
‫مزخرف موندی

290
00:11:05,199 --> 00:11:08,135
‫«و من یه بنز کلاس‌ ای دارم که بیرون پارکه»

291
00:11:08,169 --> 00:11:09,303
‫و همه خرید‌هام رو

292
00:11:09,336 --> 00:11:11,205
‫ پرت کردم کفِ سوپرمارکت
‫و رفتم بیرون

293
00:11:11,238 --> 00:11:12,907
‫ـاوه، خدای من.

294
00:11:14,108 --> 00:11:15,809
‫-خدای من.
‫ـچی؟

295
00:11:15,843 --> 00:11:18,345
‫-خدای من. -خدایا.

296
00:11:18,379 --> 00:11:19,880
‫پسرمون فقط بادمجونِ لعنتی رو میخوره.

297
00:11:19,914 --> 00:11:21,115
‫تو وحشتناکی.

298
00:11:21,148 --> 00:11:22,183
‫میخواستم کاتسوکاری درست کنم.

299
00:11:22,216 --> 00:11:23,350
‫تو بدترین آدم زنده دنیایی!

300
00:11:23,384 --> 00:11:24,285
‫خودت گفتی حرف بزنیم.

301
00:11:24,318 --> 00:11:25,319
‫اون فقط بادمجون میخوره...

302
00:11:25,352 --> 00:11:27,821
‫ـچطور آدمی همچین...
‫- تو گفتی حرف بزنیم.

303
00:11:27,855 --> 00:11:29,023
‫آره، نمیدونستم چی از اون دهنِ

304
00:11:29,056 --> 00:11:29,890
‫لعنتی‌ت میاد بیرون!
‫ـخیلی ممنون.

305
00:11:29,924 --> 00:11:32,226
‫الان احساس مزخرف بودن میکنم.
‫خیلی ممنون!

306
00:11:32,259 --> 00:11:33,894
‫-احساس مزخرف بودن میکنی؟
‫ـآره.

307
00:11:33,928 --> 00:11:34,762
‫میدونی چی اعصابم رو خرد میکنه؟

308
00:11:34,795 --> 00:11:37,131
‫میدونید چی باعث میشه نصف شب

309
00:11:37,164 --> 00:11:39,033
‫با عرق سرد از خواب بپرم؟

310
00:11:39,066 --> 00:11:41,268
‫به‌خاطر اینه که یه‌وقتی دوسش داشتم.

311
00:11:41,302 --> 00:11:43,103
‫دوسش داشتم. واقعا دوسش داشتم.

312
00:11:43,137 --> 00:11:44,138
‫چطور همچین چیزی ممکنه؟

313
00:11:44,171 --> 00:11:46,006
‫باور کن احساسی که قبلا درباره همدیگه

314
00:11:46,040 --> 00:11:48,008
‫داشتیم برای من هم به اندازه تو عجیبه.

315
00:11:48,042 --> 00:11:50,477
‫اما حق با اونه،
‫ما عاشق همدیگه بودیم.

316
00:11:50,512 --> 00:11:52,446
‫فکر میکردم اون بی‌نظیره.

317
00:11:52,479 --> 00:11:54,848
‫- من فکر میکردم اون جذابه.
‫ـآره ولی الان اینطور فکر نمیکنی.

318
00:11:54,882 --> 00:11:57,051
‫الان فکر میکنم جذابیت‌‌ت به اندازهٔ

319
00:11:57,084 --> 00:11:59,053
‫اسهالِ داخل لیوانه.

320
00:11:59,086 --> 00:12:00,120
‫باشه.

321
00:12:00,154 --> 00:12:01,488
‫قرنطینه سختی در پیش داریم.

322
00:12:01,523 --> 00:12:03,724
‫خیلی خیلی سخت.

323
00:12:04,291 --> 00:12:05,292
‫خیلی سخت.

324
00:12:21,175 --> 00:12:22,544
‫خبری که لحظاتی قبل

325
00:12:22,577 --> 00:12:24,778
‫ به‌دست ما رسیده

326
00:12:24,812 --> 00:12:28,115
‫نخست‌وزیر موافقت خود را با تحت مراقبت
‫قرار دادنِ

327
00:12:28,148 --> 00:12:31,218
‫افرادی که علائم شدید ویروس کرونا را دارند،
‫اعلام کرد.

328
00:12:31,252 --> 00:12:32,820
‫اکنون که شهر

329
00:12:32,853 --> 00:12:34,522
‫در قرنطینه و سکوت فرو رفته،

330
00:12:34,556 --> 00:12:37,391
‫بزرگترین و درخشانترین ماهِ کامل سال ۲۰۲۰

331
00:12:37,424 --> 00:12:38,993
‫در آسمان شب میدرخشد.

332
00:12:39,026 --> 00:12:40,127
‫سرعت گسترش کرونا

333
00:12:40,160 --> 00:12:42,997
‫بیشتر نشده و این خبر خوبی‌ست

334
00:12:43,030 --> 00:12:44,865
‫دیگه نمیخورم.

335
00:12:44,898 --> 00:12:46,867
‫خیلی زیاد خوردم.

336
00:12:46,900 --> 00:12:49,903
‫خیلی ناقلایی.

337
00:12:49,937 --> 00:12:51,539
‫-قارچ؟
‫ ـها؟

338
00:12:51,573 --> 00:12:54,408
‫آه، خدایا، بله. درباره قارچ بهشون بگو. بگو دیگه.

339
00:12:54,441 --> 00:12:56,410
‫همش تقصیر همین قارچـه.

340
00:12:56,443 --> 00:12:58,045
‫اون بهتر از من میتونه تعریف کنه.

341
00:12:58,078 --> 00:12:59,547
‫همه چیز تقصیر قارچـه.

342
00:12:59,581 --> 00:13:01,315
‫اگه به‌خاطر قارچ نبود،

343
00:13:01,348 --> 00:13:02,483
‫ما الان با هم نبودیم.

344
00:13:02,517 --> 00:13:04,451
‫تو بهتر از من تعریف میکنی.
‫یالا، تعریف کن.

345
00:13:04,485 --> 00:13:06,020
‫خُب، سال سوم رابطه‌مون بود

346
00:13:06,053 --> 00:13:08,289
‫سال اول خیلی عاشقانه‌ای داشتیم.

347
00:13:08,322 --> 00:13:10,157
‫عشق، تفاهم و خوشبختی.

348
00:13:10,190 --> 00:13:12,293
‫سال دوم رو با تلخی گذروندیم

349
00:13:12,326 --> 00:13:15,095
‫کم‌کم به سمت بحث و جدل رفتیم.

350
00:13:15,129 --> 00:13:16,463
‫الان دیگه سال سوم رابطمون بود

351
00:13:16,497 --> 00:13:18,899
‫سقوط شدید به رابطه‌ای سرد و بی‌روح

352
00:13:18,932 --> 00:13:19,900
‫من جدی میگم

353
00:13:19,933 --> 00:13:21,969
‫و در این لحظه ما از همدیگه متنفریم

354
00:13:22,002 --> 00:13:24,138
‫نمیخوایم قبولش کنیم اما هر دومون میدونیم

355
00:13:24,171 --> 00:13:26,440
‫هر دومون

356
00:13:26,473 --> 00:13:28,375
‫تلاش میکنیم
‫تا از این رابطهٔ لعنتی فرار کنیم.

357
00:13:28,409 --> 00:13:31,979
‫یادم میاد باهاش سر میز شام نشسته بودم

358
00:13:32,012 --> 00:13:33,581
‫و غذا خوردنش رو تماشا میکردم

359
00:13:33,615 --> 00:13:35,916
‫وحشتناکترین صحنه‌ای بود که تو عمرم دیدم.

360
00:13:35,949 --> 00:13:38,852
‫چی؟ من ....
‫من که بد غذا نمیخورم.

361
00:13:38,886 --> 00:13:40,622
‫نه، ربطی به غذا خوردنت نداره،

362
00:13:40,655 --> 00:13:43,023
‫فقط،، همین که داری میخوری

363
00:13:43,057 --> 00:13:45,092
‫فقط نگاه کردن به غذا خوردنت

364
00:13:45,125 --> 00:13:48,162
‫کل روند سیستم گوارش رو

365
00:13:48,195 --> 00:13:49,997
‫نشون میده

366
00:13:50,030 --> 00:13:53,601
‫جویدن و خرد کردن گوشت و غذاها و..

367
00:13:55,670 --> 00:13:59,106
‫مخلوط کردنش با بزاق دهنت و بلعیدنش

368
00:13:59,139 --> 00:14:03,077
‫داخل اون شکم پر از اسید، تا هضم بشه.

369
00:14:03,110 --> 00:14:07,081
‫و تبدیل بشه به توده گه‌ای که

370
00:14:07,114 --> 00:14:09,183
‫از سوراخ کونت بیاد بیرون.

371
00:14:09,216 --> 00:14:11,485
‫همه اونها رو از غذا خوردن فهمیدی؟

372
00:14:11,519 --> 00:14:13,354
‫نه، فقط از غذا خوردن تو.

373
00:14:13,387 --> 00:14:16,390
‫خًب معلوم بود که ما نمیتونیم ادامه بدیم.

374
00:14:16,423 --> 00:14:18,526
‫دقیقا قبل از تولدم

375
00:14:18,560 --> 00:14:19,594
‫این افتضاح به بار اومد.

376
00:14:19,627 --> 00:14:21,596
‫افتضاح بزرگ تیر‌خلاص

377
00:14:21,629 --> 00:14:24,898
‫اما من چقدر احمق بودم که
‫یه جشن تولد غافلگیرکننده براش ترتیب داده بودم

378
00:14:24,932 --> 00:14:26,367
‫مراسم قارچ چینی،

379
00:14:26,400 --> 00:14:27,468
‫تو پارک جنگلی

380
00:14:27,502 --> 00:14:28,570
‫پارک جنگلی لعنتی

381
00:14:28,603 --> 00:14:31,372
‫مثل یه سپرده غیر‌قابل برداشت بود..

382
00:14:31,405 --> 00:14:33,974
‫خُب، کلهٔ سحر

383
00:14:34,007 --> 00:14:36,276
‫میبرنت تو یه پارک جنگلی

384
00:14:36,310 --> 00:14:38,078
‫و مجبورت میکنند تا قارچ بچینی.

385
00:14:38,112 --> 00:14:39,947
‫بهت یاد میدن کدوم خوبه و کدوم خوب نیست

386
00:14:39,980 --> 00:14:41,549
‫چطور باید بچینند

387
00:14:41,583 --> 00:14:42,950
‫چطور باید بپزند

388
00:14:42,983 --> 00:14:44,552
‫خیلی کسالت‌بار بود

389
00:14:44,586 --> 00:14:46,286
‫بیخیال، خیلی خوب بود

390
00:14:46,320 --> 00:14:48,155
‫میتونستیم چند تا دوست پیدا کنیم.

391
00:14:48,188 --> 00:14:50,090
‫آدمای اونجا افتضاح بودند

392
00:14:50,124 --> 00:14:52,292
‫یکی دوتاشون خوب بودن

393
00:14:52,326 --> 00:14:56,096
‫اونی که اینطوری...

394
00:14:56,130 --> 00:14:57,599
‫ـاه، آره.
‫اون رو باید بزاریم کنار

395
00:14:57,632 --> 00:15:00,033
‫خُب، بهت یاد میدن که قارچ بچینی

396
00:15:00,067 --> 00:15:03,036
‫و بهت یاد میدن که کدوم قارچ‌ها خطرناک‌ند.

397
00:15:03,070 --> 00:15:05,339
‫یه قارچی بود که

398
00:15:05,372 --> 00:15:06,240
‫بهمون گفتند،

399
00:15:06,273 --> 00:15:09,042
‫«اگه این رو بخوری،
‫نمیمیری،

400
00:15:09,076 --> 00:15:10,944
‫«اما خیلی مضره

401
00:15:10,978 --> 00:15:14,516
‫«اگه بخوریش، دل درد میگیری

402
00:15:14,549 --> 00:15:16,283
‫«حالت تهوع بهت دست میده

403
00:15:16,316 --> 00:15:19,386
‫«به شدت اسهال میشی

404
00:15:19,420 --> 00:15:21,188
‫«و شلوارت رو خیش میکنی»

405
00:15:21,221 --> 00:15:23,157
‫هر دومون به یه چیز فکر میکردیم

406
00:15:23,190 --> 00:15:26,293
‫«خیلی دلم میخواد بریزمش تو غذای بقیه

407
00:15:26,326 --> 00:15:28,262
‫«و از درد به خودشون پیچیدن رو تماشا کنم»
‫ـبدجنسه، نه؟

408
00:15:28,295 --> 00:15:31,131
‫خیلی دوست داشتم اون قارچ‌ها رو بچینم

409
00:15:31,165 --> 00:15:34,502
‫و ببینم که این حرمزاده‌ رو زمین میلوله،

410
00:15:34,536 --> 00:15:37,938
‫و از ترس اینکه قراره بمیره میرینه تو شلوارش.

411
00:15:40,073 --> 00:15:41,576
‫نه واقعا، شوخی میکنم..

412
00:15:41,609 --> 00:15:42,710
‫واقعا نمیخواستم این اتفاق بیفته

413
00:15:42,744 --> 00:15:45,145
‫فقط باعث خوشحالی بود که همچین اتفاقی
‫میتونه بیفته.

414
00:15:45,747 --> 00:15:48,081
‫ـاره و بعد...

415
00:15:50,217 --> 00:15:51,519
‫ـاین اتفاق افتاد.
‫ـاره

416
00:15:51,553 --> 00:15:54,054
‫ـمن مسموم شدم.
‫ـآره مسموم شد.

417
00:15:54,087 --> 00:15:56,390
‫ـوای، خدای من. یکی از ما قارچ اشتباهی رو چید.

418
00:15:56,423 --> 00:15:58,425
‫خیلی شبیه به همدیگه بودند

419
00:15:58,459 --> 00:16:00,662
‫و درست رفت داخل همون ظرفی که من ازش خوردم

420
00:16:00,695 --> 00:16:02,429
‫بله، برای اینکه تو اول از همه رفتی

421
00:16:02,463 --> 00:16:03,997
‫برای اینکه تو برای خریدن اون چرت‌و‌پرتای

422
00:16:04,031 --> 00:16:05,399
‫پارک جنگلی خیلی فِس‌فِس میکردی.

423
00:16:05,432 --> 00:16:07,334
‫اره، برای اینکه اون دوست خل‌و‌چلت،
‫نیتان،

424
00:16:07,367 --> 00:16:09,136
‫به تو گفت بخریش

425
00:16:09,169 --> 00:16:11,673
‫با اینحال تو از دست منی که داشتم می‌خریدمش

426
00:16:11,706 --> 00:16:13,508
‫عصبانی شدی و رفتی و

427
00:16:13,541 --> 00:16:15,677
‫تا خودت غذا بپزی تا خودت رو نشون بدی

428
00:16:15,710 --> 00:16:16,711
‫باشه ببین...

429
00:16:18,045 --> 00:16:19,413
‫فکر کردم دارم میمیرم
‫خُب؟

430
00:16:19,446 --> 00:16:21,281
‫ـاره واقعا فکر میکرد
‫داره میمیره.

431
00:16:21,315 --> 00:16:22,449
‫درد عجیبی بود

432
00:16:22,483 --> 00:16:23,618
‫فکر میکرد داره میمیره.

433
00:16:23,651 --> 00:16:25,052
‫احساس اینکه یه چیزی تو بدنت هست

434
00:16:25,085 --> 00:16:26,153
‫که میخواد بکشدت

435
00:16:26,186 --> 00:16:27,254
‫ولی حالش خوب بود.

436
00:16:27,287 --> 00:16:28,188
‫ممکن بود بمیرم!

437
00:16:28,222 --> 00:16:30,558
‫تو..
‫اره، ممکن بود.

438
00:16:30,592 --> 00:16:31,526
‫ولی نمردی که.

439
00:16:31,559 --> 00:16:33,661
‫بهمون گفتند که این قارچ‌ها کشنده نیست

440
00:16:33,695 --> 00:16:37,397
‫یک ساعت و نیم طول کشید تا آمبولانس برسه

441
00:16:37,431 --> 00:16:40,033
‫اره،
‫خیلی طول کشید

442
00:16:40,067 --> 00:16:41,468
‫ـیکمی ترسناک بود.

443
00:16:42,504 --> 00:16:44,137
‫تمام مدت دستش رو گرفته بودم.

444
00:16:44,171 --> 00:16:46,674
‫آره گرفته بودی.
‫دستم رو گرفته بود

445
00:16:46,708 --> 00:16:47,642
‫ببینید، موضوع اینه که..

446
00:16:47,675 --> 00:16:49,544
‫وقتی با همچین چیزی مواجه میشید

447
00:16:49,577 --> 00:16:51,546
‫و همچین ترسی رو تجربه میکنی

448
00:16:51,579 --> 00:16:54,381
‫که فکر میکنی همین امروز داری میمیری.

449
00:16:54,414 --> 00:16:55,449
‫میخوای دوباره تلاش کنی.

450
00:16:55,482 --> 00:16:56,584
‫و آدمی که کنارته

451
00:16:56,618 --> 00:17:00,822
‫کسیه که نمیخوای ریختش رو ببینی،
‫این اتفاق شما رو به هم نزدیک‌تر میکنه.

452
00:17:00,855 --> 00:17:02,322
‫اره، وقتی همچین چیزی رو تجربه می‌کنی.

453
00:17:02,356 --> 00:17:04,057
‫این اتفاق باعث نزدیک‌تر شدنتون به هم میشه

454
00:17:05,125 --> 00:17:07,227
‫خُب ما تصمیم گرفتیم یه شانس دوباره‌ای
‫به خودمون بدیم

455
00:17:07,261 --> 00:17:08,596
‫که بزرگترین اشتباه‌

456
00:17:08,630 --> 00:17:10,665
‫بین تمام اشتباهاتمون بود

457
00:17:10,698 --> 00:17:12,834
‫برای اینکه همون لحظات بود که

458
00:17:12,867 --> 00:17:16,671
‫در نهایت حماقت،

459
00:17:16,704 --> 00:17:20,575
‫تصمیم گرفتیم که بچه دار بشیم.

460
00:17:20,608 --> 00:17:23,578
‫هیچوقت بعد از اینکه مرگ رو تجربه کردید،
‫تصمیم نگیرید.

461
00:17:23,611 --> 00:17:26,079
‫و حتی تجربه نزدیک به مرگ.

462
00:17:26,113 --> 00:17:28,716
‫اون جنین اندازه یه گلوله

463
00:17:28,750 --> 00:17:31,519
‫تو سر بود وقتی که ما یادمون اومد

464
00:17:31,553 --> 00:17:33,621
‫که نمیتونیم قیافه همدیگه رو تحمل کنیم.

465
00:17:33,655 --> 00:17:36,691
‫و باقیه داستان هم که مثل روز روشنه

466
00:17:36,724 --> 00:17:38,392
‫این داستان قارچ بود.

467
00:17:38,425 --> 00:17:39,661
‫آرتی، بیا اینجا

468
00:17:41,863 --> 00:17:43,631
‫قرنطینه اونقدرا هم بد نبوده.

469
00:17:43,665 --> 00:17:44,699
‫نه!

470
00:17:44,732 --> 00:17:46,133
‫دو هفته گذشت

471
00:17:46,166 --> 00:17:47,502
‫و میدونید
‫داریم میگذرونیمش

472
00:17:47,535 --> 00:17:48,603
‫اره میگذرونیم

473
00:17:48,636 --> 00:17:49,837
‫اشتباه نکن.
‫به هر حال خوش هم نمیگذره

474
00:17:49,871 --> 00:17:51,104
‫خدایا، نه.

475
00:17:51,138 --> 00:17:52,574
‫هنوز مجبوریم همدیگه رو ببینیم

476
00:17:52,607 --> 00:17:54,809
‫تو پله‌ها از کنار همدیگه رد بشیم

477
00:17:54,842 --> 00:17:57,645
‫همه خوشحال و شاد‌ند

478
00:17:57,679 --> 00:17:59,479
‫که البته خیلی عجیبه

479
00:17:59,514 --> 00:18:02,249
‫واتس‌اپ رو دیدی؟
‫غیر قابل تحمله

480
00:18:02,282 --> 00:18:05,720
‫توییتر، اینستاگرام
‫حتی نمیتونی، میدونی..

481
00:18:05,753 --> 00:18:08,556
‫«ما همه با همیم بچه‌ها» «از پسش بر میایم»

482
00:18:08,590 --> 00:18:11,124
‫ـوای، خدای من. «من دارم ساز زدن رو یاد میگیرم»

483
00:18:11,158 --> 00:18:13,126
‫«این رو ببینید، من با ماکارونی چرخی

484
00:18:13,160 --> 00:18:16,296
‫روسری بافتم»
‫بس کنید دیگه

485
00:18:16,330 --> 00:18:17,665
‫اتفاقات زیادی افتاده

486
00:18:17,699 --> 00:18:20,535
‫و به ما کمک میکنه تا مجبور نباشیم

487
00:18:20,568 --> 00:18:23,671
‫به کارای همدیگه توجه کنیم، یا حرف بزنیم

488
00:18:23,705 --> 00:18:24,806
‫یا حتی متوجه حضور همدیگه بشیم

489
00:18:24,839 --> 00:18:26,473
‫اره، میتونیم وانمود کنیم که طرف مقابل اصلا

490
00:18:26,507 --> 00:18:28,241
‫وجود نداره
‫تو کماست....

491
00:18:28,275 --> 00:18:30,878
‫ببینید، من تو یه چیز تخصص دارم،

492
00:18:30,912 --> 00:18:33,280
‫که شامل راست و ریس کردن خیلی چیزاست

493
00:18:33,313 --> 00:18:35,315
‫ـیهشون بگو چیکار میکنی؟
‫ـشروع نکن.

494
00:18:35,349 --> 00:18:37,552
‫ـنه، نه، بگو
‫ـاین رو شروع نکن.

495
00:18:37,585 --> 00:18:38,753
‫هیچکس نمیفهمه این چیکار میکنه.

496
00:18:38,786 --> 00:18:39,821
‫چرا، اونا میفهمن

497
00:18:39,854 --> 00:18:41,823
‫من نمیفهمم تو چیکار میکنی.

498
00:18:41,856 --> 00:18:43,223
‫نه درست نیست.

499
00:18:43,256 --> 00:18:44,458
‫میدم میفهمن من چیکار میکنم.

500
00:18:44,491 --> 00:18:46,360
‫- بهشون بگو چیکار می‌کنی.
‫ـباشه.

501
00:18:46,393 --> 00:18:48,395
‫من یه دفتر مشاوره دارم

502
00:18:48,428 --> 00:18:50,263
‫ما داده‌ها رو بررسی می‌کنیم

503
00:18:50,297 --> 00:18:52,165
‫و راه حل‌های چند رسانه‌ای بر پایه تکنولوژی

504
00:18:52,199 --> 00:18:53,266
‫منظورم اینه که، چی؟

505
00:18:53,300 --> 00:18:56,537
‫برای فروشنده‌های آنلاین محصولات پیدا میکنیم

506
00:18:56,571 --> 00:18:58,539
‫که باعث صرفه‌جویی در هزینه‌ها میشه

507
00:18:58,573 --> 00:18:59,507
‫کجاش پیچیده‌ست؟

508
00:18:59,540 --> 00:19:02,209
‫ وقتی با هم میریم بیرون و

509
00:19:02,242 --> 00:19:05,345
‫مردم میپرسن چیکار میکنی.
‫و این، همه این چیزها رو میگه،

510
00:19:05,379 --> 00:19:07,180
‫من میرم جلو و میگم:

511
00:19:07,214 --> 00:19:09,550
‫«منظورش کامپیوتره»

512
00:19:10,885 --> 00:19:13,453
‫یه میلیون سال پیش خیلی بامزه به نظر میومد

513
00:19:13,487 --> 00:19:15,823
‫خیلی چیز‌ها تغییر کردند

514
00:19:15,857 --> 00:19:17,391
‫خدا رو شکر بخاطر «ریشی»
‫«از اساطیر بودایی»

515
00:19:17,424 --> 00:19:18,860
‫ـ«رفیق ریشی»
‫اها؟

516
00:19:18,893 --> 00:19:20,494
‫دولت داره دخالت میکنه

517
00:19:20,528 --> 00:19:23,230
‫ـتو دوره همه‌گیری کرونا هستیم
‫ـپول قرض میکنه تا مشاغل رو نجات بده

518
00:19:23,263 --> 00:19:25,265
‫ـتو دوره همه‌گیری کرونا هستیم
‫میخوام بگم که...

519
00:19:25,298 --> 00:19:28,435
‫این همون سیاستی نیست که

520
00:19:28,468 --> 00:19:31,338
‫جرمی کوربین تو انتخابات قبل
‫علیه‌ش مبارزه کرد

521
00:19:31,371 --> 00:19:33,975
‫بله. خودشه. بله، در انتخابات قبلی تو داشتی

522
00:19:34,008 --> 00:19:35,442
‫برای سیاستی مبارزه میکردی که

523
00:19:35,475 --> 00:19:36,844
‫برای تعطیلی کامل اقتصاد

524
00:19:36,878 --> 00:19:38,445
‫فوق‌العاده بود.

525
00:19:38,478 --> 00:19:41,481
‫از همه‌گیری خبربی نبود وقتی که در سال ۲۰۰۸ بانک‌ها...

526
00:19:41,516 --> 00:19:44,652
‫نه.. من هیچوقت با اتفاقات ۲۰۰۸ موافق نبودم لعنت به ۲۰۰۸

527
00:19:44,686 --> 00:19:46,954
‫هیچ چیزی بدتر از شکست خوردن نیست

528
00:19:46,988 --> 00:19:50,725
‫سوسیالیسم معتقده که
‫بزار فقرا بمیرن

529
00:19:50,758 --> 00:19:52,694
‫اره، الان که از صدقه گرفتن بدت نمیاد.
‫میاد؟

530
00:19:52,727 --> 00:19:55,328
‫اون وامه. اون وامه.
‫زن اون وامه.

531
00:19:55,362 --> 00:19:57,431
‫ببین. شرکت من شرکت ضعیفی نیست.
‫باشه؟ هرگز هم ضیف نبوده.

532
00:19:57,464 --> 00:19:59,767
‫اره، نه.
‫فقط غیر قابل درکه.

533
00:19:59,801 --> 00:20:02,235
‫به هر حال. کار زیادی برای راست و ریس
‫ کردن هست.

534
00:20:02,269 --> 00:20:03,203
‫وام بوده

535
00:20:03,236 --> 00:20:05,506
‫پرداخت حقوق در زمان مرخصی استعلاجی بوده،

536
00:20:05,540 --> 00:20:07,875
‫مالیات بر ارزش افزوده،
‫و بعد کمک‌های دولت رسید

537
00:20:07,909 --> 00:20:09,777
‫این وام برام خیلی مهم بود

538
00:20:09,811 --> 00:20:11,344
‫برای اینکه ۱۲ تا کارمند دارم.

539
00:20:11,378 --> 00:20:12,880
‫ـاره، که اخراجشون کردی
‫ـاخراجشون نکردم

540
00:20:12,914 --> 00:20:14,882
‫حکم اخراجشون رو ایمیل کردی

541
00:20:14,916 --> 00:20:17,685
‫بلافاصله بعد از اینکه کمک‌های دولت رسیدح
‫حکم اخراج رو باطل کردم

542
00:20:17,719 --> 00:20:20,253
‫آره، وقتی که دولت قرار شد حقوقشون رو بده.

543
00:20:20,287 --> 00:20:21,723
‫آدمای خیلی خوبی بودن
‫همشون رو برگردوندم

544
00:20:21,756 --> 00:20:23,490
‫آره، با ۸۰درصد حقوقشون.

545
00:20:23,524 --> 00:20:25,026
‫کمک‌های دولت همینقدره.

546
00:20:25,059 --> 00:20:27,962
‫ـمیتونی بیشترش کنی خُب.
‫ـاگه احمق باشی

547
00:20:30,765 --> 00:20:34,769
‫ببین. با این اوضاع
‫این هنوز کار میکنه

548
00:20:34,802 --> 00:20:38,438
‫ـاره من برای یه موسسه خیریه کار میکنم.

549
00:20:38,472 --> 00:20:42,275
‫ما مثل نسخه طالبانیِ پزشکان بدون مرز هستیم

550
00:20:42,309 --> 00:20:43,343
‫آها، خُب.

551
00:20:43,376 --> 00:20:45,445
‫­اینبار میخوای دنیا رو نجات بدی
‫ام

552
00:20:45,479 --> 00:20:46,881
‫به پناهنده‌ها کمک میکنم

553
00:20:46,914 --> 00:20:47,949
‫راستش کاری که میکنه خوبه

554
00:20:47,982 --> 00:20:49,117
‫واقعا بهش افتخار میکنم

555
00:20:49,150 --> 00:20:52,553
‫- یکمی بهش افتخار میکنم
‫ ـ  یه هماهنگ کنندهٔ ساده‌ام

556
00:20:52,587 --> 00:20:54,756
‫هماهنگ‌کننده کل اروپا
‫هماهنگ‌کننده کل اروپا

557
00:20:54,789 --> 00:20:56,691
‫با جون و دل تلاش میکنه،
‫آدم مهمیه

558
00:20:56,724 --> 00:20:58,860
‫من خیلی با این پناهنده‌ها هم‌نظر نیستم

559
00:20:58,893 --> 00:21:00,695
‫اما بعضیاشون که این بهشون کمک میکنه

560
00:21:00,728 --> 00:21:02,063
‫فرقی با بقیه ندارن

561
00:21:02,096 --> 00:21:03,865
‫داستان‌هایی که این آدما دارن

562
00:21:03,898 --> 00:21:04,966
‫اینا فرقی با بقیه ندارن.

563
00:21:04,999 --> 00:21:06,000
‫قلب آدم رو به درد میاره.

564
00:21:06,033 --> 00:21:07,802
‫قصه‌هاشون دردناکه

565
00:21:07,835 --> 00:21:09,871
‫کدومشون؟
‫کدومشون؟

566
00:21:09,904 --> 00:21:12,507
‫اینا که میگی مال کدومشونه؟
‫اینا هیچ فرقی با بقیه ندارن!

567
00:21:12,540 --> 00:21:14,441
‫میدونی، دیگه این بحث رو ادامه نمیدم

568
00:21:15,877 --> 00:21:17,344
‫اتفاقات زیادی افتاده.

569
00:21:17,377 --> 00:21:19,547
‫میدونی با این آموزش مجازی

570
00:21:19,580 --> 00:21:21,616
‫که  اگه روراست باشم آرتور خیلی خوب داره ازش استفاده میکنه

571
00:21:21,649 --> 00:21:22,583
‫واقعا تو درساش خوبه

572
00:21:22,617 --> 00:21:24,952
‫آره، استعمار پرتقال بر ماکائو

573
00:21:24,986 --> 00:21:26,486
‫نقطه ذوب سرب

574
00:21:26,521 --> 00:21:27,822
‫اینا تو حافظم مونده بود

575
00:21:27,855 --> 00:21:29,489
‫که خیلی هم بهش افتخار میکنم

576
00:21:29,524 --> 00:21:31,058
‫تو این چیزا خوب بود
‫این رو قبول میکنم

577
00:21:31,092 --> 00:21:33,326
‫ولی آموزش مجازی برای آرتی کوچولو هم بهتره.

578
00:21:33,360 --> 00:21:34,996
‫منظورم اینه که اونم خیلی با همسن و سالاش خوب نیست

579
00:21:35,029 --> 00:21:36,898
‫اره، اما دوست داشتنیـه

580
00:21:36,931 --> 00:21:39,634
‫ـ اونجاست؟
‫اره، نه، خیلی دوست داشتنیه

581
00:21:39,667 --> 00:21:41,936
‫بله، ایناهاش پسرکوچولوی دوست داشتنی

582
00:21:41,969 --> 00:21:44,572
‫دوست داشتنیه،
‫رفیق دوست داشتنی کوچولو

583
00:21:44,605 --> 00:21:46,406
‫منصفانس که بگم
‫پسر فوق‌العاده‌ای بهم دادی

584
00:21:46,439 --> 00:21:48,408
‫من بهت ندادمش
‫تو لعنتی

585
00:21:48,441 --> 00:21:50,477
‫و مامانم هم هست
‫واضحه که نگرانش بودم

586
00:21:50,511 --> 00:21:51,813
‫هر دومون نگران بودیم

587
00:21:51,846 --> 00:21:53,548
‫میدونید،
‫هر اتفاقی که بین من و این بیفته،

588
00:21:53,581 --> 00:21:55,348
‫ـمن اون زن رو دوست دارم
‫ـها!

589
00:21:55,382 --> 00:21:56,250
‫اون ازت متنفره.

590
00:21:56,284 --> 00:21:58,586
‫ -اون عاشق منه.
‫ ـاز خط مشی  سیاسی‌ت متنفره.

591
00:21:58,619 --> 00:21:59,520
‫ عاشق خط ‌مشی سیاسی منه.

592
00:21:59,554 --> 00:22:00,588
‫دنبال بهونه‌س برای بحث کردن.

593
00:22:00,621 --> 00:22:03,090
‫مادرم با تفکرات کمونیستی بزرگ شده

594
00:22:03,124 --> 00:22:05,793
‫اره، مدرسه قدیمی
‫دوست‌دارانِ شوروی کومونیستی.

595
00:22:05,827 --> 00:22:07,494
‫هرگز با فرو‌ریختن دیوار برلین
‫کنار نیومد.

596
00:22:07,528 --> 00:22:08,629
‫تو دهه هفتاد

597
00:22:08,663 --> 00:22:10,131
‫با «تشکیلات خشمگین» ارتباط داشت

598
00:22:10,164 --> 00:22:11,398
‫ارتباطی نداشت

599
00:22:11,431 --> 00:22:13,568
‫آدمایی که میخواستن برج تلکام رو
‫منفجر کنند یادتونه؟

600
00:22:13,601 --> 00:22:16,403
‫به خاطر اونه که رستوران گردون
‫دیگه نمیچرخه.

601
00:22:16,436 --> 00:22:19,540
‫مادرم ممکنه دو نفر رو که

602
00:22:19,574 --> 00:22:21,576
‫شاید تو اون ماجرا دست داشتند
‫رو برای دو ساعت

603
00:22:21,609 --> 00:22:22,877
‫پنهون کرده باشه. خب.

604
00:22:22,910 --> 00:22:25,079
‫ببین، یکبار دیدمش که میخواست
‫کتاب سرمایه کارل مارکس

605
00:22:25,112 --> 00:22:26,681
‫رو برای آرتی کوچولو بخونه

606
00:22:26,714 --> 00:22:28,149
‫یعنی عاشقشم.

607
00:22:28,182 --> 00:22:30,417
‫ـآدم مستقلیـه
‫ام

608
00:22:30,450 --> 00:22:32,753
‫خیلی طول کشید تا راضیش کنیم که
‫نیاز به پرستار داره.

609
00:22:32,787 --> 00:22:34,021
‫ترسیده بود. مگه نه؟

610
00:22:34,055 --> 00:22:35,823
‫پاهاش قدرت قبل رو نداشتند.

611
00:22:35,857 --> 00:22:37,792
‫وقتی دیگه توان راه رفتن نداشت
‫ خیلی ترسیده بود

612
00:22:37,825 --> 00:22:39,160
‫ناراحت نشی،
‫دیگه همه توانایی‌هاش از دست رفته

613
00:22:39,193 --> 00:22:40,728
‫مجبورش میکنم که
‫هر روز تماس تصویری بگیره

614
00:22:40,761 --> 00:22:43,463
‫کلیه‌هاش، چشم‌هاش
‫گردنش یه بار اینطوری شد

615
00:22:43,496 --> 00:22:44,565
‫منظورم گلوش نیست

616
00:22:44,599 --> 00:22:46,701
‫عظلات گردن که سر رو بالا
‫ نگه می‌دارند

617
00:22:46,734 --> 00:22:47,768
‫اینطوری شد

618
00:22:47,802 --> 00:22:48,870
‫گفتم:
‫«حالت چطوره عزیزم؟»

619
00:22:48,903 --> 00:22:50,504
‫اینطوری نگاه کرد...

620
00:22:50,538 --> 00:22:52,807
‫موقع ناهار دادن بهش،
‫اینطوری..

621
00:22:52,840 --> 00:22:54,876
‫«اوه، پسر
‫خیلی ترسناکه»

622
00:22:54,909 --> 00:22:57,044
‫بگذریم، بعد از ظهر
‫پرستارش میاد.

623
00:22:57,078 --> 00:22:59,180
‫ـ این مریم‌ه، درسته؟
‫- مریما.

624
00:22:59,213 --> 00:23:00,982
‫دختر سومالیایی من بهش میگم مریم عاشق این اسمه.

625
00:23:01,015 --> 00:23:03,017
‫ـ اصلا خوشش نمیاد!
‫ـ به هر حال، پرستار خوبیه.

626
00:23:03,050 --> 00:23:04,451
‫یکی از خوب‌هاست.

627
00:23:04,484 --> 00:23:05,653
‫تو خودت تو «زوم»هستی
‫و دیدیش.

628
00:23:05,686 --> 00:23:08,689
‫اـآره. دیدمش. یه محافظ پلاستیکی
‫دست‌ساز

629
00:23:08,723 --> 00:23:11,726
‫می‌زاره سرش.
‫که بتونه از بینش ببینه.

630
00:23:11,759 --> 00:23:13,594
‫میدونی، مثل
‫یه پاکت پلاستیکیـه

631
00:23:13,628 --> 00:23:14,729
‫با بند لاستیکی.

632
00:23:14,762 --> 00:23:18,498
‫مریمه دیگه.
‫خیلی خوبه.

633
00:23:18,532 --> 00:23:21,068
‫درباره تجهیزات‌حفاظت‌شخصی
‫ازش پرسیدم،

634
00:23:21,102 --> 00:23:23,004
‫هیچی تجهیزات اضافه‌ای بهشون
‫ندادند

635
00:23:23,037 --> 00:23:24,005
‫نه، هیچی.

636
00:23:24,038 --> 00:23:25,873
‫با کیسه زباله برای خودشون
‫لباس محافظ میسازن.

637
00:23:25,907 --> 00:23:27,440
‫واقعا چه خبره؟

638
00:23:27,474 --> 00:23:30,645
‫مریاما اصلا راضی نیست.

639
00:23:30,678 --> 00:23:31,779
‫میدونی، خب ترسیده.

640
00:23:31,812 --> 00:23:33,814
‫به خاطر خودش،
‫خانوادش.

641
00:23:33,848 --> 00:23:35,750
‫- به خاطر بیماراش.
‫- بهشون بگو چند تا اتوبوس

642
00:23:35,783 --> 00:23:36,617
‫- باید عوض کنه.
‫- سه تا.

643
00:23:36,651 --> 00:23:38,786
‫ـ چند تا بیمار در روز داره؟
‫- هشت تا.

644
00:23:38,819 --> 00:23:39,921
‫چی؟ لعنتی. یعنی چی؟

645
00:23:39,954 --> 00:23:41,555
‫آره، واقعا دارم گیج میشم.

646
00:23:41,589 --> 00:23:43,925
‫زنگ میزنم به مشاور، دکتر،

647
00:23:43,958 --> 00:23:45,226
‫میدونی،
‫زنگ میزنم برای مشاوره،

648
00:23:45,259 --> 00:23:46,627
‫اما جوابی نمی‌گیرم

649
00:23:46,661 --> 00:23:48,062
‫برای اینکه همه گورشون رو گم کردن
‫و رفتن

650
00:23:48,095 --> 00:23:49,997
‫پس من میخوام برم و
‫بیارمش اینجا.

651
00:23:50,031 --> 00:23:51,599
‫اما بعد فکر میکنم که
‫نکنه تو خطر بندازمش؟

652
00:23:51,632 --> 00:23:53,067
‫آره، خب،
‫یکی‌مون بره و یکی‌مون بمونه؟

653
00:23:53,100 --> 00:23:54,635
‫- اما کی از این بچه مراقبت کنه؟
‫ـاره

654
00:23:54,669 --> 00:23:57,071
‫منظورم اینه که
‫ما، کنار همدیگه‌ایم.

655
00:23:57,104 --> 00:23:59,807
‫و یه ویروس کشنده اون بیرون هست

656
00:23:59,840 --> 00:24:03,711
‫و تو راحت نشستی کنار مادرت،

657
00:24:03,744 --> 00:24:05,079
‫و من دارم فکر میکنم که
‫«همین؟»

658
00:24:05,112 --> 00:24:06,914
‫«مادرم قراره بمیره؟»

659
00:24:06,948 --> 00:24:10,584
‫«مادرم الان قراره بمیره؟»
‫ما واقعا ترسیدیم.

660
00:24:10,618 --> 00:24:12,586
‫و بعد، ناگهان خواهرش وارد میشه و

661
00:24:12,620 --> 00:24:13,955
‫همه چیز رو درست میکنه،

662
00:24:13,988 --> 00:24:16,090
‫ـ اون فوق‌العاده‌ست
‫ـ از ناکجا آباد.

663
00:24:16,123 --> 00:24:18,826
‫اره، برای اینکه  خواهرم یکمی

664
00:24:18,859 --> 00:24:19,894
‫معمولا یکمی...

665
00:24:19,927 --> 00:24:21,662
‫- خواخواهه؟
‫- نه خودخواه نیست.

666
00:24:21,696 --> 00:24:23,931
‫ـ سعی میکنه کمدین باشه؟
‫ـاره کمدین نیست

667
00:24:23,965 --> 00:24:25,066
‫خیلی عمل‌گراتره

668
00:24:25,099 --> 00:24:27,802
‫همیشه جوک میگه.
‫ممکنه یکمی بتونه بخندونه

669
00:24:27,835 --> 00:24:29,670
‫ببین، صادقانه بگم،
‫اون نجاتمون داد.

670
00:24:29,704 --> 00:24:32,073
‫ـاره خواهرم مادرم رو مجبور کرد که
‫به خانه سالمندان بره.

671
00:24:32,106 --> 00:24:33,107
‫اون خونه سالمندان رو یادته؟

672
00:24:33,140 --> 00:24:35,543
‫ـاره خواهرم متقاعدش کرد که بره اونجا

673
00:24:35,576 --> 00:24:37,211
‫جای خوبیه.
‫منظورم اینه که فوق‌الَاده‌ست.

674
00:24:37,244 --> 00:24:38,879
‫فقط خدا میدونه که چطور تونست
‫راضیش کنه، اما...

675
00:24:38,913 --> 00:24:41,515
‫اره، متقاعدش کرد که بره به اون خونه سالمندان قشنگ.

676
00:24:41,549 --> 00:24:42,416
‫و اونها هم پذیرفتنش.

677
00:24:42,450 --> 00:24:44,819
‫- باعث آسودگیـه.
‫- آره، خیلی خوب بود.

678
00:24:44,852 --> 00:24:46,253
‫میدونم یه شبه

679
00:24:46,287 --> 00:24:48,622
‫بدون بحث و جدل
‫رفت اونجا، خیلی سریع

680
00:24:48,656 --> 00:24:51,025
‫ـاره اونجا جاش خوبه.، مگه نه؟

681
00:24:51,058 --> 00:24:53,961
‫اونجا؟ آره، آره.
‫جاش اونجا خوبه.

682
00:25:36,370 --> 00:25:40,141
‫امروز بعد‌از‌شهر،
‫یکمی مارچوبه چیدم.

683
00:25:42,710 --> 00:25:45,780
‫اولین بارم بود.

684
00:25:45,813 --> 00:25:47,982
‫راستش، الانم نباید اینکار رو می‌کردم

685
00:25:48,015 --> 00:25:49,717
‫تاره چند ماه پیش کاشته بودمشون.

686
00:25:49,750 --> 00:25:52,153
‫و خب، مارچوبه باید..

687
00:25:52,186 --> 00:25:54,688
‫سه سال بمونه

688
00:25:54,722 --> 00:25:57,992
‫تاجش کاملا تو زمین بشینه،
‫در غیر اینصورت از بین می‌ره.

689
00:25:59,060 --> 00:26:01,929
‫خب،
‫این چیزیه که گوگل میگه.

690
00:26:01,962 --> 00:26:04,632
‫اما،
‫من نتونستم تحمل کنم.

691
00:26:04,665 --> 00:26:08,803
‫میدونید، خودم بزرگش کردم،
‫با دست‌های خودم کاشتمش.

692
00:26:10,104 --> 00:26:11,005
‫ببین، نمیخوام بگم که

693
00:26:11,038 --> 00:26:14,375
‫من خیلی تو کاشتن سبزیجات خوبم.

694
00:26:14,408 --> 00:26:17,611
‫موضوع این نیست،
‫میدونید،

695
00:26:17,645 --> 00:26:19,713
‫با همه اتفاقاتی که امسال افتاده.

696
00:26:20,781 --> 00:26:22,850
‫این دونه‌ها تو ماه فوریه...

697
00:26:22,883 --> 00:26:24,819
‫سفارش دادم.

698
00:26:25,886 --> 00:26:27,288
‫سوال پیش میاد که چرا.

699
00:26:28,022 --> 00:26:29,857
‫میدونید، فقط سفارش دادم.

700
00:26:29,890 --> 00:26:31,158
‫وقتی بود که تازه سر و کله این

701
00:26:31,192 --> 00:26:32,893
‫ویروس کرونا

702
00:26:32,927 --> 00:26:35,629
‫تو یه شهر ناشناختهٔ چین
‫پیدا شده بود.

703
00:26:35,663 --> 00:26:39,400
‫جایی که قبلا هیچی ازش نشنیده بودیم.

704
00:26:39,433 --> 00:26:40,968
‫بیماری‌های اینطوری،

705
00:26:41,001 --> 00:26:42,870
‫زیاد اتفاق میفته. مگه نه؟

706
00:26:42,903 --> 00:26:45,739
‫منظورم بیماری‌هایی مثل
‫آنفولانزای پرندگان،ایبولا، سارس.

707
00:26:46,407 --> 00:26:47,975
‫و، اشتباه متوجه نشید،

708
00:26:48,008 --> 00:26:51,412
‫نمیخوام بگم که میدونستم که همچین
‫اتفاقی میفته.

709
00:26:51,445 --> 00:26:54,381
‫منظورم این نیست که باید

710
00:26:54,415 --> 00:26:57,785
‫یه پناهگاه انفجار هسته‌ای گریزلی و
‫آدام داشته باشیم.

711
00:26:57,818 --> 00:27:01,088
‫داشتم به کاشت یکمی سبزیجات فکر می‌کردم

712
00:27:01,122 --> 00:27:02,823
‫راستش هر سال به این فکر ‌می‌کنم.

713
00:27:02,857 --> 00:27:03,891
‫ولی هیچوقت نکاشته بودم.

714
00:27:03,924 --> 00:27:06,994
‫فکر کنم مثل یاد گرفتن اسم درخت‌ها،

715
00:27:07,027 --> 00:27:09,063
‫یا خوندن چارلز‌دیکنز باشه.

716
00:27:09,096 --> 00:27:11,198
‫باعث می‌شه آدم بهتری بشی.

717
00:27:11,232 --> 00:27:13,000
‫ولی هیچکس اینکار لعنتی رو نمی‌کنه.

718
00:27:13,033 --> 00:27:15,669
‫اما امسال،
‫با همه اتفاقاتی که افتاد...

719
00:27:18,939 --> 00:27:21,175
‫فکر کردم که اینکار ور بکنم.

720
00:27:21,208 --> 00:27:23,878
‫و سبزیجات می‌کارم
‫می‌دونید.

721
00:27:23,911 --> 00:27:24,979
‫اینجا همه چیز دارم

722
00:27:25,012 --> 00:27:30,351
‫هویج، کدو، گوجه‌فرنگی، خیار.

723
00:27:30,384 --> 00:27:31,852
‫تربچه ّم دارم،

724
00:27:31,886 --> 00:27:33,354
‫از این چیزای کوچیک هم دارم
‫که از ونزوئلا آوردم،

725
00:27:33,387 --> 00:27:34,922
‫واقعا نمی‌دونم چیه.

726
00:27:34,955 --> 00:27:38,159
‫و خب، مارچوبه .

727
00:27:38,192 --> 00:27:40,361
‫خب، امشب..

728
00:27:43,797 --> 00:27:45,032
‫یه تماس داشتیم

729
00:27:45,065 --> 00:27:46,800
‫بعد از اینکه رسما اعلام کردند

730
00:27:46,834 --> 00:27:48,769
‫قرنطینه تموم شده.

731
00:27:48,802 --> 00:27:50,337
‫جاناتان تماس گرفت، خب.

732
00:27:50,371 --> 00:27:53,974
‫جاناتان پرستار آی‌سی‌یوئه

733
00:27:54,008 --> 00:27:58,312
‫جاناتان آدم خوبیه،
‫دوست داشتنیه.

734
00:27:58,345 --> 00:28:01,882
‫نمیتونم چطور ازش تعریف کنم.

735
00:28:01,916 --> 00:28:06,120
‫پرستار اصلی بخش مراقبت‌های
‫ویژه‌ست

736
00:28:06,153 --> 00:28:07,488
‫از مادرزن‌جان مراقبت میکنه،

737
00:28:07,522 --> 00:28:09,290
‫چون کرونا،
‫میدونید...

738
00:28:10,758 --> 00:28:11,992
‫وارد اون خانه سالمندان شده.

739
00:28:12,026 --> 00:28:15,763
‫تعداد زیادی،  اونجا به کرونا مبتلا
‫شدن.

740
00:28:16,830 --> 00:28:19,433
‫خیلیا مُردن، خیلیا تو بیمارستان
‫هستند.

741
00:28:19,466 --> 00:28:21,869
‫مادر‌زن جان هم بردن اونجا.

742
00:28:21,902 --> 00:28:25,940
‫به دستگاه تنفس‌مصنوعی وصل شده
‫و رفته تو کما.

743
00:28:25,973 --> 00:28:28,475
‫و جاناتان، اون...

744
00:28:28,510 --> 00:28:31,212
‫اون هر روز به ما زنگ می‌زنه،

745
00:28:31,245 --> 00:28:33,480
‫همه چیز رو بهمون می‌گه.
‫همه‌چیز.

746
00:28:33,515 --> 00:28:35,849
‫درجه تب، تپش‌قلب،

747
00:28:35,883 --> 00:28:38,185
‫کدوم متخصص اونجاست...

748
00:28:38,219 --> 00:28:39,887
‫وقتی که اینور و اونورش می‌کنند

749
00:28:39,920 --> 00:28:42,122
‫تا تنفسش دچار مشکل نشه.

750
00:28:42,156 --> 00:28:43,757
‫هر وقتی که بیکار باشه، خب..

751
00:28:43,791 --> 00:28:46,860
‫که زیاد هم نیست،
‫اینو مطمئنم،

752
00:28:46,894 --> 00:28:48,896
‫باهاش حرف میزنه،

753
00:28:48,929 --> 00:28:51,298
‫یا گوشی رو میزاره رو گوشش تا
‫ما باهاش حرف بزنیم.

754
00:28:51,332 --> 00:28:54,134
‫واقعا آدم خوبیه این جاناتان.

755
00:28:54,168 --> 00:28:56,003
‫دوست‌ داشتنیه.
‫میدونید.

756
00:28:56,036 --> 00:28:57,805
‫هیچ ایرادی نمی‌تونم روش بزارم.
‫جاناتان بی‌نقصه.

757
00:28:57,838 --> 00:29:00,975
‫بگذریم، وقتی که امشب زنگ زد،

758
00:29:01,576 --> 00:29:03,310
‫از اون تماس‌هایی بود

759
00:29:03,344 --> 00:29:05,946
‫که ما ازش می‌ترسیدیم.
‫خب.

760
00:29:05,980 --> 00:29:07,414
‫«یکی از شما...

761
00:29:10,552 --> 00:29:13,487
‫«میتونید ۱۵ دقیقه ببینیدش تا
‫باهاش خداحافظی کنید»

762
00:29:16,824 --> 00:29:18,225
‫همسرم تلفن رو جواب داد.

763
00:29:18,259 --> 00:29:20,294
‫حدود ساعت شش و نیم.

764
00:29:20,327 --> 00:29:22,263
‫داشتم نگاش میکردم وقتی
‫ پای تلفن بود.

765
00:29:22,296 --> 00:29:25,299
‫«ام، ام،»
‫سرش رو تکون میداد

766
00:29:25,332 --> 00:29:28,435
‫جاناتان اونور خط داشت
‫این خبرهولناک رو می‌داد

767
00:29:28,469 --> 00:29:32,039
‫تلفن رو قطع کرد و بهم گفت،

768
00:29:32,072 --> 00:29:33,274
‫راستش،

769
00:29:33,941 --> 00:29:35,442
‫«داره می‌ره»

770
00:29:35,476 --> 00:29:37,512
‫جاناتان میگه یکیتون می‌تونید
‫بیاید

771
00:29:37,545 --> 00:29:40,881
‫۱۵ دقیقه ببینیدش و خداحافظی
‫کنید.

772
00:29:40,914 --> 00:29:43,784
‫و ما خوش شانسیم
‫چرا که

773
00:29:45,152 --> 00:29:47,921
‫بیشتر بیمارستان‌ها
‫اجازه ملاقات نمی‌دن

774
00:29:49,423 --> 00:29:51,925
‫ساعت ۸:۴۵ باید تو بیمارستان باشه.

775
00:29:53,994 --> 00:29:57,264
‫وقتی این رو بهم گفت مثل یخ
‫خون سرد بود.

776
00:29:58,098 --> 00:30:01,335
‫اما می‌تونستم ببینم که

777
00:30:01,368 --> 00:30:03,304
‫از درون،
‫قلبش مثل....

778
00:30:04,204 --> 00:30:05,205
‫شکسته بود...

779
00:30:06,574 --> 00:30:08,375
‫میدونی، مثل...

780
00:30:14,315 --> 00:30:15,583
‫مثل...

781
00:30:23,023 --> 00:30:24,858
‫خب، ساعت ۸:۴۵ دقیقه،
‫فکر کردم که

782
00:30:24,892 --> 00:30:26,994
‫«یکمی وقت هست..

783
00:30:27,027 --> 00:30:29,463
‫«مارچوبه بچینم»

784
00:30:29,496 --> 00:30:32,299
‫خب، مارچوبه‌ها رو چیدم.
‫خردشون کردم و بخارپزشون کردم

785
00:30:32,333 --> 00:30:35,102
‫یکمی نمک و فلفل ریختم و
‫سس هولاندِز درست کردم.

786
00:30:35,135 --> 00:30:37,271
‫کار راحتی نیست اما
‫خیلی خوشمزه‌ست.

787
00:30:37,304 --> 00:30:40,542
‫با هم نشستیم

788
00:30:41,975 --> 00:30:44,244
‫و مارچوبه خوردیم.

789
00:30:44,278 --> 00:30:46,146
‫گفت که خیلی دوست داشته.

790
00:30:47,014 --> 00:30:48,482
‫فکرکنم کمک کرد...

791
00:30:49,584 --> 00:30:51,385
‫یکمی ذهنش آزاد بشه...

792
00:30:53,320 --> 00:30:55,022
‫بگذریم،
‫موضوع اینه که، خب.

793
00:30:55,055 --> 00:30:57,057
‫چیزی که ذهنم رو مشغول کرده...

794
00:30:57,091 --> 00:30:58,959
‫وقتی اینجا نشستم و میخورم..

795
00:31:04,599 --> 00:31:07,034
‫من به اندازه کافی اطلاعات داشتم که

796
00:31:07,067 --> 00:31:09,103
‫اوایل فوریه،

797
00:31:09,136 --> 00:31:13,273
‫برم تو فروشگاه آنلاین و
‫ مارچوبه سفارش بدم

798
00:31:13,307 --> 00:31:15,075
‫میخوام بگم که،
‫من دیگه چه خری‌ام؟

799
00:31:15,109 --> 00:31:17,945
‫اما اگه اطلاعات کافی درباره

800
00:31:17,978 --> 00:31:20,582
‫اتفاقی که تازه داشت شروع میشد
‫وجود داشت،

801
00:31:20,615 --> 00:31:23,350
‫چطور ممکنه آدم‌هایی که این
‫کشور رو اداره می‌کنند...

802
00:31:24,451 --> 00:31:25,520
‫چطور ممکنه آدمایی که..

803
00:31:25,553 --> 00:31:28,122
‫دارن این کشور رو اداره می‌کنند...

804
00:31:29,490 --> 00:31:31,358
‫چطور مکنه این آدما

805
00:31:31,392 --> 00:31:33,528
‫که دارن این کشور رو اداره می‌کنند...

806
00:31:56,618 --> 00:31:57,951
‫چیکار می‌کنی؟

807
00:31:57,985 --> 00:31:59,721
‫فقط... دارم درجه تب‌ش

808
00:31:59,754 --> 00:32:01,388
‫رو ثبت می‌کنم.

809
00:32:02,222 --> 00:32:04,425
‫چرا؟ منظورم اینه که...

810
00:32:07,461 --> 00:32:09,329
‫مگه دیگه مهمه؟

811
00:32:12,567 --> 00:32:14,501
‫نه، دیگه اهمیتی نداره.

812
00:32:16,370 --> 00:32:18,272
‫تو چیکار میکنی؟
‫نه.. نه..

813
00:32:18,305 --> 00:32:20,474
‫خب، فکر کردم بقل، یا...

814
00:32:20,508 --> 00:32:23,076
‫نه، نه..
‫باید خودم رو قرنطینه کنم..

815
00:32:23,110 --> 00:32:25,379
‫-چی؟ اینجا؟
‫ـاره

816
00:32:25,412 --> 00:32:27,014
‫- آره. نکنم؟
‫- امم

817
00:32:28,048 --> 00:32:29,316
‫نمیدونم

818
00:32:35,456 --> 00:32:36,624
‫خب چطور بود؟

819
00:32:43,330 --> 00:32:45,265
‫بیهوش بود.

820
00:32:48,168 --> 00:32:51,739
‫بیمارستان هم خیلی عجیب بود.
‫بخش‌هایی که معمولا شلوغ‌ند

821
00:32:51,773 --> 00:32:54,274
‫خیلی خلوت بودند..

822
00:32:55,375 --> 00:32:56,210
‫اما، میشه گفت که،

823
00:32:56,243 --> 00:32:58,078
‫این فقط ظاهر قضیه‌ست..

824
00:33:01,516 --> 00:33:04,786
‫- جاناتان خیلی کمک کرد.
‫- آره، جاناتان بی‌نظیره.

825
00:33:04,819 --> 00:33:06,386
‫ـاره

826
00:33:06,420 --> 00:33:09,323
‫هر اتفاقی که قراره بیفته رو برام
‫توضیح داد.

827
00:33:09,356 --> 00:33:11,358
‫گفت متخصصین اونجا بودند و...

828
00:33:11,391 --> 00:33:13,360
‫تشخیص دادند که نیمه‌های شب
‫می‌میره..

829
00:33:15,730 --> 00:33:17,331
‫اما گفت، «جای نگرانی نیست»

830
00:33:17,364 --> 00:33:19,634
‫خودش تمام شب اونجاست و

831
00:33:19,667 --> 00:33:21,736
‫میدونی، وقتش که برسه

832
00:33:21,769 --> 00:33:23,771
‫خودش اونجا خواهد بود

833
00:33:23,805 --> 00:33:27,274
‫گفت پرستار‌ها سعی میکنن اونجا باشن...

834
00:33:27,307 --> 00:33:30,043
‫تا کسی تنها از دنیا نره.

835
00:33:32,346 --> 00:33:33,347
‫ـخب.

836
00:33:34,414 --> 00:33:35,415
‫ام..

837
00:33:37,184 --> 00:33:38,151
‫بعد بهم نشون داد که چطوری

838
00:33:38,185 --> 00:33:40,287
‫لباس‌های محافظتی رو بپوشم و...

839
00:33:42,790 --> 00:33:45,560
‫برای احساس راحتی کنم. میدونی،

840
00:33:45,593 --> 00:33:48,228
‫و من رو برد داخل بخش.

841
00:33:49,463 --> 00:33:51,666
‫۱۵ دقیقه وقت داشتم.

842
00:33:58,238 --> 00:34:00,608
‫ده دقیقه اول رو

843
00:34:00,642 --> 00:34:01,809
‫فقط درباره ترافیک حرف زدم.

844
00:34:02,476 --> 00:34:03,578
‫چرا؟

845
00:34:03,611 --> 00:34:05,613
‫چون خیابون‌ها خیلی خلوت بودند.

846
00:34:11,719 --> 00:34:14,388
‫ـخب. و بعد..

847
00:34:14,421 --> 00:34:17,324
‫بعد از ۱۰ دقیقه، جاناتا اومد جلو
‫ و گفت:

848
00:34:17,357 --> 00:34:18,760
‫«بهش بگو که دوسش داری»

849
00:34:20,662 --> 00:34:23,798
‫و منم گفتم، گفتم
‫فقط...

850
00:34:25,365 --> 00:34:27,535
‫همه چیز رو گفتم و ...

851
00:34:27,569 --> 00:34:29,369
‫همه چیز رو گفنم...

852
00:34:31,171 --> 00:34:32,439
‫چه چیز‌هایی؟

853
00:34:33,808 --> 00:34:35,810
‫اینکه دوسش دارم،
‫میدونی،

854
00:34:37,210 --> 00:34:39,212
‫و بهش افتخار می‌کنم..

855
00:34:42,249 --> 00:34:43,585
‫خیلی ممنونم به‌خاطر

856
00:34:43,618 --> 00:34:45,553
‫آدمی که بود

857
00:34:45,587 --> 00:34:48,756
‫و همه کار‌هایی که برای کرده. و...

858
00:34:48,790 --> 00:34:51,224
‫خیلی متاسفم که این حرف‌ها رو
‫وقتی که

859
00:34:51,258 --> 00:34:53,193
‫میتونست صدام رو بشنوه نگفتم...

860
00:34:54,862 --> 00:34:56,864
‫خیلی دسش دارم و...

861
00:34:58,498 --> 00:35:00,868
‫زندگی بدون اون برام خیلی سخته..

862
00:35:00,902 --> 00:35:03,437
‫نگرانم که این درد هیچوقت از زندگیم
‫نره..

863
00:35:06,440 --> 00:35:07,709
‫نه، نه، نه..

864
00:35:07,742 --> 00:35:09,611
‫فکر نمیکنی که...
‫- نه.

865
00:35:14,916 --> 00:35:16,116
‫باشه.

866
00:35:17,685 --> 00:35:18,653
‫و بعد بهش گفتم

867
00:35:18,686 --> 00:35:21,355
‫که جاناتان گفته که نگران نباش.

868
00:35:24,726 --> 00:35:27,629
‫بهش گفتم که
‫با جاناتان حرف زدم

869
00:35:27,662 --> 00:35:31,666
‫و بهم قول داده که وقتی که زمانش برسه
‫میاد کنارت.

870
00:35:31,699 --> 00:35:33,367
‫من این رو بهش گفتم..

871
00:35:34,401 --> 00:35:36,203
‫جاناتان بهم قول داد که موقع رفتن

872
00:35:37,739 --> 00:35:39,373
‫ دست مادرم رو میگیره.ا
‫این چیزی بود که بهش گفتم.

873
00:35:46,313 --> 00:35:49,684
‫میخوام که درجه حرارت بدن‌ش رو ثبت کنم..

874
00:35:49,717 --> 00:35:51,619
‫باشه.. ـخب.

875
00:35:52,553 --> 00:35:53,554
‫فقط...

876
00:35:53,588 --> 00:35:56,490
‫اما، دیگه اهمیتی نداره، داره؟

877
00:35:57,324 --> 00:35:58,325
‫نه.

878
00:36:01,929 --> 00:36:03,965
‫هیچوقت اهمیتی نداشته،

879
00:36:03,998 --> 00:36:05,365
‫اما اگه احساس بهتری می‌کنی...

880
00:36:06,433 --> 00:36:08,235
‫خب، اگه مهم نیست،
‫فقط..

881
00:36:16,443 --> 00:36:18,513
‫حرفّای خیلی قشنگی بهش زدی.

882
00:36:19,479 --> 00:36:21,214
‫- واقعا؟
‫- آره

883
00:36:24,952 --> 00:36:27,522
‫- فکر نمیکنم اینطور باشه.
‫ - چرا خیلی خوب بوده.

884
00:36:28,488 --> 00:36:29,489
‫باشه.

885
00:36:29,924 --> 00:36:30,925
‫خوبه

886
00:36:33,928 --> 00:36:35,897
‫چون بعدش،
‫وقتی داشتم برمی‌گشتم

887
00:36:35,930 --> 00:36:38,533
‫جاناتان تماس گرفت و گفت که الان
‫وقتشه...

888
00:36:38,566 --> 00:36:40,001
‫نه... صبر کن... نه.

889
00:36:40,034 --> 00:36:41,736
‫ـاره
‫- نه.

890
00:36:41,769 --> 00:36:43,004
‫فکر کردم که گفتن نیمه شب؟

891
00:36:43,037 --> 00:36:45,573
‫اره، اما یدفعه حالش بد شده،

892
00:36:45,606 --> 00:36:46,774
‫همون موقع داشت می‌رفت..

893
00:36:46,808 --> 00:36:48,710
‫آه، خدایا
‫میدونم

894
00:36:53,480 --> 00:36:55,315
‫و تنها بود.

895
00:36:55,348 --> 00:36:56,918
‫ـخب. خب، نه،
‫جاناتان کنارش بود، مگه نه؟

896
00:36:56,951 --> 00:36:59,721
‫- نه
‫- من فکر میکردم اون....

897
00:36:59,754 --> 00:37:02,690
‫جاناتان کنارش نبود.

898
00:37:02,724 --> 00:37:06,761
‫چون یه بیمار دیگه همون موقع
‫داشت می‌مرد.

899
00:37:06,794 --> 00:37:08,996
‫و اون مریض هیچکس رو نداشت...

900
00:37:10,932 --> 00:37:14,869
‫جاناتان گفت مادر من حداقل من رو داره تا باهاش تماس تصویری داشه باشه

901
00:37:14,902 --> 00:37:17,270
‫ـوای، خدای من.

902
00:37:17,304 --> 00:37:19,640
‫بهش التماس کردم تا...

903
00:37:19,674 --> 00:37:21,008
‫واقعا التماس کردم تا از پیشش نره..

904
00:37:21,042 --> 00:37:24,545
‫گفتم «لطفا نزار مادرم تنها بمیره»

905
00:37:24,579 --> 00:37:25,913
‫گفت: «متاسفم»

906
00:37:27,314 --> 00:37:29,316
‫گفتم...

907
00:37:30,350 --> 00:37:31,318
‫گفتم « خواهش می‌کنم»

908
00:37:31,351 --> 00:37:34,354
‫گفت که متاسفه و باید انتخاب کنه.

909
00:37:36,758 --> 00:37:39,459
‫و انتخاب کرد.
‫مجبور بود که انتخاب کنه.

910
00:37:40,795 --> 00:37:42,830
‫انتخابش رو کرد.

911
00:37:42,864 --> 00:37:47,602
‫فقط، تلفنش رو گذاشت رو تخت.

912
00:37:51,072 --> 00:37:54,374
‫منم نشستم گوشه خیابون

913
00:37:55,375 --> 00:37:56,911
‫و نگاهش کردم.

914
00:37:58,780 --> 00:38:03,316
‫نشستم اونجا و مُردن مادرم رو تماشا کردم.

915
00:38:03,350 --> 00:38:06,319
‫وقتی ک جاناتان اون رو پرده داشت به

916
00:38:07,420 --> 00:38:09,690
‫یه مردی که نمیشناختش میگفت

917
00:38:09,724 --> 00:38:12,894
‫که کنارشه و تنهاش نمیزاره.

918
00:38:17,497 --> 00:38:19,700
‫خب، اره، مادرم تنها مُرد.

930
00:40:38,506 --> 00:40:39,907
‫خب...

931
00:40:39,941 --> 00:40:43,210
‫... ما با هم سکس داریم.

932
00:40:43,244 --> 00:40:44,979
‫- اره، داریم.
‫- که خیلی...

933
00:40:45,012 --> 00:40:47,515
‫ـخب. یعنی، راستش
‫همونقدری که برای شما عجیبه

934
00:40:47,548 --> 00:40:48,849
‫برای خودمون هم عجیبه.

935
00:40:48,883 --> 00:40:50,184
‫فکر نمی‌کردیم همچین اتفاقی بیفته.

936
00:40:50,217 --> 00:40:51,118
‫- اصلا.
‫- فکرشم نمی‌کردیم.

937
00:40:51,152 --> 00:40:52,153
‫نه، اصلا فکر نمی‌کردم دوباره به اونجا برسم.

938
00:40:52,186 --> 00:40:55,656
‫خدایا، آخرین آدم روی زمین؟
‫حالا قول بده که مجرد میمونی!

939
00:40:55,690 --> 00:40:57,024
‫- آره، اما..
‫- داریم..

940
00:40:57,058 --> 00:40:59,927
‫اره۷ ما سکس داریم. و..

941
00:40:59,961 --> 00:41:03,898
‫- خیلی خوب...
‫- آره۷ بود..

942
00:41:03,931 --> 00:41:05,633
‫- خوب بود؟
‫- امم

943
00:41:06,267 --> 00:41:08,035
‫خوب بود.

944
00:41:08,069 --> 00:41:09,103
‫اره، خوب بود.

945
00:41:09,136 --> 00:41:11,138
‫واقعا خوب بود، راستش،
‫انتظارش رو نداشتم

946
00:41:11,172 --> 00:41:14,809
‫اره، همیشه خوب بوده،
‫از اولش..

947
00:41:14,842 --> 00:41:17,511
‫- از همون اولش، اره.
‫- نه اینکه ما خیلی...

948
00:41:17,545 --> 00:41:21,682
‫نه، نه، نه..
‫نه مثل سکس شگفت انگیر و..

949
00:41:21,716 --> 00:41:24,251
‫نه،  ما اونقدرا خاص نیستیم، مثل..

950
00:41:24,285 --> 00:41:25,519
‫ورزشکار‌های المپیک ..

951
00:41:25,553 --> 00:41:26,754
‫نه، وقتش رو نداریم...

952
00:41:26,787 --> 00:41:28,789
‫نه، اما...
‫ما هم خصوصیات خودمون رو داریم.

953
00:41:28,823 --> 00:41:30,257
‫بله. بله،  نمیگم که ما ...

954
00:41:30,291 --> 00:41:31,225
‫وقتی برمی‌گردیم به اون روزها.

955
00:41:31,258 --> 00:41:34,161
‫اره، خوب بود،
‫«اوه له له»

956
00:41:34,195 --> 00:41:36,797
‫یعنی۷ ما خیلی با همدیگه جوریم.

957
00:41:36,831 --> 00:41:39,066
‫میدونید، یعنی...

958
00:41:39,900 --> 00:41:41,102
‫ما خیلی.... فکرکنم...

959
00:41:41,135 --> 00:41:42,703
‫ما خیلی تند...
‫- سریع.

960
00:41:43,671 --> 00:41:45,606
‫- آره، سریع. اره. آره.
‫- واقعا؟

961
00:41:45,639 --> 00:41:47,775
‫هر دو طرف خیلی سریع‌یم تو سکس.

962
00:41:47,808 --> 00:41:50,244
‫- نه سریعِ بد.
‫- نه، بد نیست. نه.

963
00:41:50,277 --> 00:41:52,246
‫نه، نه، نه، فقط،
‫ما میدونیم چیکار میخوام بکنیم،

964
00:41:52,279 --> 00:41:53,247
‫الکی کشش نمی‌دیم.

965
00:41:53,280 --> 00:41:55,983
‫اره، ما خیلی اهل ناز  وادا نیستیم.

966
00:41:57,084 --> 00:41:59,153
‫اره، اهل هیچکدوم از این
‫آیین‌های لعنتی...

967
00:41:59,186 --> 00:42:01,022
‫پل واکر، لعنتی...

968
00:42:01,055 --> 00:42:02,023
‫- میدونید منظورم چیه؟
‫ـ خب

969
00:42:02,056 --> 00:42:04,825
‫اما در عین حال،
‫اونطور هم نیست که شروع نشده تموم بشه.

970
00:42:04,859 --> 00:42:05,993
‫نه، نه، نه

971
00:42:06,027 --> 00:42:08,996
‫نه، دچار زودانزالی هم نیستیم.

972
00:42:09,030 --> 00:42:10,931
‫مگه نه؟
‫نه، نه، نه، نه

973
00:42:10,965 --> 00:42:12,666
‫هر دومون به نقطه اوجی

974
00:42:12,700 --> 00:42:13,834
‫که باید برسیم میرسیم...

975
00:42:13,868 --> 00:42:15,736
‫ـ وقت استراحت.
‫- اوج لذت ـخب.

976
00:42:15,770 --> 00:42:18,639
‫لازم به گفتن نیست که،
‫یهویی پیش اومد..

977
00:42:18,672 --> 00:42:20,241
‫برای هر دومون. یعنی،
‫خیلی غافلگیر‌کننده بود

978
00:42:20,274 --> 00:42:22,710
‫ـآره. فکر کنم، فهمیدیم که

979
00:42:22,743 --> 00:42:23,644
‫چرا اتفاق افتاد،

980
00:42:23,677 --> 00:42:25,146
‫اما هنوزم خیلی با عقل جور در نمیاد.

981
00:42:25,179 --> 00:42:26,580
‫- نه
‫- نه واقعا. اما..

982
00:42:26,614 --> 00:42:27,948
‫میدونید، بهتون میگیم،

983
00:42:27,982 --> 00:42:29,683
‫شما هم درک نمی‌کنید، اما میگم بهتون.

984
00:42:29,717 --> 00:42:30,951
‫خیلی‌خب،
‫همش از پایانِ

985
00:42:30,985 --> 00:42:32,219
‫اولین قرنطینه شروع شد.

986
00:42:32,253 --> 00:42:34,822
‫خب،
‫شب خاکسپاری مادرم بود.

987
00:42:34,855 --> 00:42:37,358
‫راستش روز عجیبیه،
‫روز خاکسپاری، خب

988
00:42:37,391 --> 00:42:39,326
‫یعنی، خاکسپاری...

989
00:42:39,360 --> 00:42:40,961
‫من پدر و مادرم رو دفن کرده‌ام.

990
00:42:40,995 --> 00:42:43,197
‫همه چیز‌هایی که باید ترتیب بدی

991
00:42:43,230 --> 00:42:44,398
‫میدونید...

992
00:42:44,432 --> 00:42:47,935
‫غریبه‌ها میان تا تسلیت بگن،

993
00:42:47,968 --> 00:42:51,072
‫گل، دعا، پذیرایی...

994
00:42:51,105 --> 00:42:52,940
‫انتخاب تابوت،
‫تزئینات تابوت..

995
00:42:52,973 --> 00:42:55,943
‫ببین، همه این چیز‌ها واقعا آزار‌دهنده‌اند

996
00:42:55,976 --> 00:42:57,711
‫اما از دیدگاهی میتونن خوب باشن.

997
00:42:57,745 --> 00:42:59,380
‫برای اینکه  حواس آدم رو از

998
00:42:59,413 --> 00:43:00,581
‫غم از دست دادن، پرت میکنند.

999
00:43:00,614 --> 00:43:04,285
‫خدایا، خاکسپاری یدرم رو یادمه،

1000
00:43:04,318 --> 00:43:08,622
‫این مردی که شش فوت اندازه دود سیگارش بود، خب

1001
00:43:08,656 --> 00:43:10,891
‫اومد و گفت:

1002
00:43:10,925 --> 00:43:14,061
‫دستم رو گرفت و گفت:

1003
00:43:14,095 --> 00:43:15,796
‫«آخرین مرد نیک روزگار بود»

1004
00:43:15,830 --> 00:43:18,299
‫درسته

1005
00:43:18,332 --> 00:43:21,368
‫«وقتی که این مرد رف، صفا از این محله رفت.

1006
00:43:21,402 --> 00:43:23,370
‫«عاشق این مرد بودم»

1007
00:43:23,404 --> 00:43:25,172
‫و فکر کنم...

1008
00:43:25,206 --> 00:43:26,307
‫این اتفاقات...

1009
00:43:26,340 --> 00:43:29,043
‫چیزهایی بهت یاد میده که درباره اون آدم
‫نمیدونستی.

1010
00:43:29,076 --> 00:43:31,178
‫و فکر میکردی که همه‌چیز رو میدونی.

1011
00:43:31,212 --> 00:43:32,313
‫حواست رو پرت می‌کنه.

1012
00:43:32,346 --> 00:43:35,149
‫به‌هر‌حال، این چیز‌ها رو تو خاکسپاری
‫کرونایی نمیتونی تجربه کنی.

1013
00:43:35,182 --> 00:43:38,652
‫پنج نفر تو مراسم خاکسپاری  کرونایی ما بودند. پنج نفر.

1014
00:43:38,686 --> 00:43:40,221
‫برای پنج نفر مراسم پذیرایی ترتیب نده.

1015
00:43:40,254 --> 00:43:42,356
‫باید بصورت آنلاین تابوت رو انتخاب کنی،

1016
00:43:42,389 --> 00:43:45,025
‫میگی:
‫«اوه، اون‌یکی، اون دسته ها»

1017
00:43:45,059 --> 00:43:47,294
‫اره، هیچ غریبه‌ای نمیاد جلو در خونتون..

1018
00:43:47,328 --> 00:43:49,263
‫کسی گل نمی‌فرسته..
‫چیکار می‌خوای بکنی،

1019
00:43:49,296 --> 00:43:50,965
‫قبل از اینکه بیاریشون تو می‌خوای بشوریشون؟

1020
00:43:50,998 --> 00:43:54,034
‫از مناجات و دعا خبری نیست...

1021
00:43:54,068 --> 00:43:55,870
‫هیچ غریبه‌ای نمیاد دستت رو بگیره...

1022
00:43:55,903 --> 00:43:57,138
‫و تو چشمات نگاه کنه و بهت بگه که

1023
00:43:57,171 --> 00:43:58,339
‫پدرت خیلی آدم....

1024
00:43:58,372 --> 00:43:59,874
‫صبرکن، صبر کن، ببین...

1025
00:44:02,109 --> 00:44:03,244
‫- یه چیزی بگم؟
‫- آره

1026
00:44:03,277 --> 00:44:05,779
‫فقط... نباید چپ‌چپ نگاه‌م کنی ...

1027
00:44:05,813 --> 00:44:06,847
‫نه...

1028
00:44:06,881 --> 00:44:09,183
‫یعنی، نمیدونم که چی می‌خوای بگی...

1029
00:44:16,123 --> 00:44:18,792
‫مراسم خاکسپاری رو خیلی دوست داشتم.

1030
00:44:18,826 --> 00:44:21,428
‫می‌دونم نباید این رو بگم،
‫چون...

1031
00:44:21,462 --> 00:44:22,963
‫میدونی برای بقیه مردم..

1032
00:44:22,997 --> 00:44:24,899
‫خدایا، این خیلی براشون دردناکـه..

1033
00:44:25,900 --> 00:44:27,234
‫که نمی‌تونن مراسمی

1034
00:44:27,268 --> 00:44:29,270
‫که میخوان رو برگزار کنند.
‫اما،..

1035
00:44:29,303 --> 00:44:31,272
‫برای من...

1036
00:44:31,305 --> 00:44:32,940
‫برای من، این خیلی..

1037
00:44:34,308 --> 00:44:36,477
‫خوب بود.

1038
00:44:36,511 --> 00:44:38,879
‫نیازی نبود...

1039
00:44:38,913 --> 00:44:41,115
‫نگران پذیرایی باشی..

1040
00:44:41,148 --> 00:44:43,217
‫خبری از گل نیست...

1041
00:44:43,250 --> 00:44:45,819
‫کسی در خونه‌ت رو نمیزنه

1042
00:44:45,853 --> 00:44:46,921
‫تا فوضولی کنه.

1043
00:44:46,954 --> 00:44:49,456
‫نیازی نیست نگران تابوت باشی که در حد عشق
‫و علاقه‌ت

1044
00:44:49,490 --> 00:44:51,392
‫نسبت به کسی که داری دفنش می‌کنی باشه.

1045
00:44:51,425 --> 00:44:53,093
‫خبری از سود مذهبی لعنتی نیست.

1046
00:44:53,794 --> 00:44:55,396
‫فقط خودتی و..

1047
00:44:55,429 --> 00:44:57,464
‫آدمی که داری دفن میکنی. و...

1048
00:44:59,466 --> 00:45:01,735
‫چیزی نیست که حواست رو از درد

1049
00:45:01,769 --> 00:45:04,405
‫ از دست دادن عزیزت  پرت کنه.

1050
00:45:04,438 --> 00:45:06,407
‫اون مراسم خاکسپاری لعنتی رو دوست داشتم.

1051
00:45:06,907 --> 00:45:07,908
‫من...

1052
00:45:11,378 --> 00:45:13,147
‫منم مراسم خاکسپاری رو دوست داشتم..

1053
00:45:14,114 --> 00:45:15,449
‫- واقعا؟
‫- آره.

1054
00:45:16,450 --> 00:45:19,053
‫خب، پس چرا تمام مدت اینجوری بودی...

1055
00:45:19,086 --> 00:45:21,488
‫خب، تو همینطوری بودی.

1056
00:45:21,523 --> 00:45:22,890
‫آره، اما..

1057
00:45:22,923 --> 00:45:24,358
‫من دوسش داشتم.

1058
00:45:24,391 --> 00:45:25,426
‫منظورم اینه که، نه که دوسش داشته باشم.

1059
00:45:25,459 --> 00:45:26,994
‫میدونی،
‫مادرم مرده بود، اما..

1060
00:45:27,027 --> 00:45:28,062
‫ـآره.  معلومه، منظورم اینه که...

1061
00:45:28,095 --> 00:45:29,063
‫بزار بهت بگم که..

1062
00:45:29,096 --> 00:45:31,865
‫اون یارو دودکش سیگاری که

1063
00:45:31,899 --> 00:45:34,068
‫اومد و همه اون مزخرفات رو درباره بابام گفت،

1064
00:45:34,101 --> 00:45:36,103
‫کل اون سال من رو خراب کرد.

1065
00:45:36,136 --> 00:45:37,471
‫یعنی،
‫من لازم ندارم بفهمم

1066
00:45:37,505 --> 00:45:39,940
‫مردی که چند دهه مثل عوضیا با من برخورد کرده

1067
00:45:39,974 --> 00:45:41,543
‫در واقع مایکل مک‌اینتایر‌ئه...
‫(کمدین انگلیسی)

1068
00:45:43,410 --> 00:45:45,779
‫خب، من نمیتونم نظری بدم چون..

1069
00:45:45,813 --> 00:45:46,847
‫خب میدونی..

1070
00:45:46,880 --> 00:45:48,148
‫- نه البته که نمی‌تونی..
‫- نه.

1071
00:45:48,182 --> 00:45:49,316
‫معلومه که قرار نبوده به‌خاطر

1072
00:45:49,350 --> 00:45:51,051
‫خاکسپاری کرونایی خوشحال باشی..

1073
00:45:51,085 --> 00:45:53,387
‫نه، فکر کنم وقتی رسیدیم خونه،

1074
00:45:53,420 --> 00:45:55,557
‫درباره آرتی حرف زدیم و..

1075
00:45:55,590 --> 00:45:57,858
‫لعنتی، آرتی ... اون خیلی..

1076
00:45:57,891 --> 00:45:58,727
‫خیلی ناراحت بود.

1077
00:45:58,759 --> 00:46:00,461
‫آره، برای اینکه می‌خواست جنازه رو ببینه.

1078
00:46:00,494 --> 00:46:01,929
‫آره، برای اینکه مامان‌بزرگش رو دوست داشت.

1079
00:46:01,962 --> 00:46:03,964
‫میخواست بهش دست بزنه.

1080
00:46:03,998 --> 00:46:07,968
‫خب که چی؟ منم می‌خواستم بهش دست بزنم، این که عجیب نیست.

1081
00:46:08,002 --> 00:46:09,103
‫می‌خواست بخوردش.

1082
00:46:09,136 --> 00:46:11,405
‫نگووو.. طوری نگو که انگار آرتور آدم خواره..

1083
00:46:11,438 --> 00:46:12,940
‫نمی‌خواست که بخوردش.

1084
00:46:12,973 --> 00:46:14,975
‫می‌خواست ببینه که جنازه...

1085
00:46:16,076 --> 00:46:17,411
‫ـچی؟
‫مثل آدم زنده‌ست یا نه.

1086
00:46:17,444 --> 00:46:19,113
‫که خیلی طبیعیـه، مگه نه؟

1087
00:46:19,146 --> 00:46:20,247
‫کاملا طبیعیـه.

1088
00:46:20,281 --> 00:46:22,316
‫لعنتی کنجکاو،
‫بچه کنجکاوریه

1089
00:46:22,349 --> 00:46:23,183
‫به هر حال، ما..

1090
00:46:23,217 --> 00:46:26,153
‫مراسم خاکسپاری انجام شد و ما اومدیم خونه،

1091
00:46:26,186 --> 00:46:29,957
‫درباره آرتور حرف زدیم، چایی دم کردیم..

1092
00:46:29,990 --> 00:46:32,126
‫یکمی پنیر خوردیم،

1093
00:46:32,159 --> 00:46:34,361
‫و بعد از اون ما ...رابطه ...

1094
00:46:35,296 --> 00:46:36,930
‫رابطه جنسی داشتیم.

1095
00:46:36,964 --> 00:46:38,932
‫بهشون بگیم چطوری بود؟

1096
00:46:38,966 --> 00:46:40,568
‫- نه، نه، لازم نیست...
‫ـنه، نه، خیلی‌خب.

1097
00:46:40,602 --> 00:46:45,039
‫ببینید، کافیه بگم که،
‫یکی از ما به ارگاسم رسید.

1098
00:46:45,072 --> 00:46:46,940
‫-  لازم نیست بگیم. چرا؟
‫ـ فکر کردم میخوان ب...

1099
00:46:46,974 --> 00:46:48,075
‫چرا می‌خوای همچین چیزی رو تعریف کنی؟

1100
00:46:48,108 --> 00:46:49,310
‫فکر کردم مهمه که جزئیات رو بدونن.

1101
00:46:49,343 --> 00:46:50,978
‫همین، یه مدتی گذاشته بودیمش کنار.

1102
00:46:51,011 --> 00:46:54,481
‫میدونی، گزاشتیمش کنار تا روز و وقتش برسه.

1103
00:46:54,516 --> 00:46:55,482
‫دوباره اینکار رو نمیکنیم.

1104
00:46:55,517 --> 00:46:58,052
‫خدایا، نه، تمام شد..
‫تلویزیون چی داره؟

1105
00:46:58,085 --> 00:47:00,354
‫آره،  و بعد زندگی پس از قرنطینه شروع شد

1106
00:47:00,387 --> 00:47:02,524
‫ما کاملا فراموشش کرده بودیم.

1107
00:47:02,557 --> 00:47:03,792
‫همه چیز داشت تغییر می‌کرد.

1108
00:47:03,824 --> 00:47:05,959
‫میتونی مردم رو ببینی، بری رستوران...

1109
00:47:05,993 --> 00:47:07,629
‫تشویقت می‌کردن که بری رستوران، عجیبه..

1110
00:47:07,662 --> 00:47:10,197
‫ـآره. با وجود همه این چیز‌ها، ما سکس نداشتیم.

1111
00:47:10,230 --> 00:47:11,432
‫- نه، نه.
‫- نه حتی یک بار.

1112
00:47:11,465 --> 00:47:13,434
‫آرتی کوچولو هم برگشت به مدرسه.

1113
00:47:13,467 --> 00:47:14,501
‫و بعد دوباره مدرسه تعطیل شد

1114
00:47:14,536 --> 00:47:15,570
‫چون چند تا از بچه‌ها کرونا گرفته بودند.

1115
00:47:15,603 --> 00:47:17,605
‫دوباره  رفت،
‫دوباره تعطیل شد.

1116
00:47:17,639 --> 00:47:18,707
‫ و دوباره رفت مدرسه،

1117
00:47:18,740 --> 00:47:20,307
‫راستش رو بخواید مثل «یویو» لعنتی بود

1118
00:47:20,341 --> 00:47:22,076
‫اما نکته اینجاست که یه فضایی به ما می‌داد

1119
00:47:22,109 --> 00:47:25,212
‫که بفهمیم چیکار باید بکنیم، هر دومون هم
‫منتظرش بودیم

1120
00:47:25,245 --> 00:47:26,480
‫که هیچوقت هم این فرصت رو نداشتیم.
‫داشتیم؟

1121
00:47:26,514 --> 00:47:28,215
‫نه، من کار می‌کردم، همیشه مشغول بودم.

1122
00:47:28,248 --> 00:47:30,652
‫اره، تابستون میاد و بعد پاییز..

1123
00:47:30,685 --> 00:47:33,087
‫به نظر میاد مردم فراموش کردن که

1124
00:47:33,120 --> 00:47:34,922
‫ما تو کشوری زندگی می‌کنیم که همه با

1125
00:47:34,955 --> 00:47:36,357
‫بند و چسب به هم وصلیم.

1126
00:47:36,390 --> 00:47:38,526
‫مردمی که امکان کار در منزل رو ندارند

1127
00:47:38,560 --> 00:47:40,961
‫مردمی که کارای مزخرف و کم درآمد دارند،

1128
00:47:40,994 --> 00:47:42,429
‫اما باید از آدم‌های مزخرفی مثل ما مراقبت کنند..

1129
00:47:42,463 --> 00:47:44,231
‫آه، مراقب باش رفیق!

1130
00:47:44,264 --> 00:47:45,199
‫لعنتی. دنیا

1131
00:47:45,232 --> 00:47:47,034
‫نمیگم که اگه نخوری خورده میشی.

1132
00:47:47,067 --> 00:47:48,302
‫فقط یه نظری دارم،

1133
00:47:48,335 --> 00:47:50,104
‫میگم فقط ناگت مرغ نخور.

1134
00:47:50,137 --> 00:47:51,573
‫اه، ایناهاش.

1135
00:47:51,606 --> 00:47:54,208
‫نکته اینه که هیچ منظوری تو همه این‌ها
‫وجود نداره

1136
00:47:54,241 --> 00:47:56,076
‫حتی به سکس فکر میکنیم

1137
00:47:56,110 --> 00:47:57,010
‫نه

1138
00:47:57,044 --> 00:47:59,346
‫وقتی برای تعطیلات کریسمس قرنطینه شدیم.

1139
00:47:59,380 --> 00:48:01,048
‫ما هنوز سکس نمی‌کردیم،
‫مگه نه؟

1140
00:48:01,081 --> 00:48:02,584
‫نه، خدایا، معلومه که نه.

1141
00:48:02,617 --> 00:48:03,551
‫نه. و بعد، خب..

1142
00:48:03,585 --> 00:48:06,420
‫اعلام کردن که واکسن رو تولید کردند

1143
00:48:06,453 --> 00:48:10,658
‫ما مثل نوجوون‌ها خوشحال شدیم.

1144
00:48:10,692 --> 00:48:14,194
‫راستش اصلا نمی‌دونم چرا.
‫انگار که...

1145
00:48:14,228 --> 00:48:16,330
‫اعلام تولید واکسن یه جرقه بود.. میدونی...

1146
00:48:16,363 --> 00:48:17,665
‫یا از اثرات قرنطینه بود؟

1147
00:48:17,699 --> 00:48:19,400
‫بقیه مردم هم همین‌طور‌ند؟

1148
00:48:19,433 --> 00:48:22,336
‫شاید برای اینکه واکسن اوضاع رو بهترمیکنه؟

1149
00:48:22,369 --> 00:48:24,171
‫ـاره، شاید برای تو.
‫- منظورت چیه؟

1150
00:48:24,204 --> 00:48:26,206
‫خب،
‫خب، قرار نیست که...

1151
00:48:26,240 --> 00:48:28,510
‫آدم‌های تو اردوگاه‌های پناهنده‌ها رو واکسینه کنند.

1152
00:48:28,543 --> 00:48:31,178
‫دوباره درس اخلاق شروع شد.

1153
00:48:31,211 --> 00:48:34,148
‫نه، کشور‌های ثروتمند همه واکسن‌ها رو می‌خرند.

1154
00:48:34,181 --> 00:48:36,316
‫هی، همه ببینن،
‫یه آدم خوب اینجا داریم

1155
00:48:36,350 --> 00:48:39,186
‫خفه شو! مرگ و زندگی آدما نباید برای سود باشه

1156
00:48:39,219 --> 00:48:40,287
‫همه چیز برای سود و زیانه..

1157
00:48:40,320 --> 00:48:42,389
‫طوری نگو «سود» که انگار چیز بدیه.

1158
00:48:42,423 --> 00:48:44,559
‫فکر می‌کنی چطور واکسن می‌سازن؟ با پول.

1159
00:48:44,592 --> 00:48:45,560
‫اه. خب، چیزی که من میدونم

1160
00:48:45,593 --> 00:48:47,394
‫اینه که تو قبل از

1161
00:48:47,428 --> 00:48:49,597
‫کارگر‌های تو سیرالئون واکسن می‌زنی.

1162
00:48:49,631 --> 00:48:51,198
‫و چیکار میخوای بکنی؟

1163
00:48:51,231 --> 00:48:53,033
‫اگه می‌تونسیتم همین فردا میدویدم و
‫می‌رفتم واکسن می‌زدم.

1164
00:48:53,066 --> 00:48:54,301
‫ـآره. نه، میدونم که اینکار رو میکنی.

1165
00:48:54,334 --> 00:48:56,504
‫با جیب پر از پولت میری و ...

1166
00:48:56,538 --> 00:48:58,640
‫قطعا تو سه سوت واکسن رو میزنم.

1167
00:48:58,673 --> 00:49:02,209
‫دوبار، سه بار،
‫هفته‌ای یه بار واکسن میزنم.

1168
00:49:02,242 --> 00:49:03,477
‫چرا من  با تو سکس دارم؟

1169
00:49:03,511 --> 00:49:06,380
‫نمیدونم،
‫نکتش همینه.

1170
00:49:06,413 --> 00:49:08,148
‫امروز صبح تو آشپزخونه اینکار رو کردیم.

1171
00:49:08,182 --> 00:49:10,484
‫روی ماشین ظرفشویی.
‫غیرقابل وصفه.

1172
00:49:10,518 --> 00:49:12,654
‫ـ چرا درباره جزئیات...
‫ـ چی؟

1173
00:49:12,687 --> 00:49:15,155
‫بیش از حد تعریف می‌کنیم

1174
00:49:15,189 --> 00:49:18,025
‫اه، لعنتی.
‫واقعا مناسفم.

1175
00:49:18,058 --> 00:49:19,326
‫لازم نیست همه جزئیات رو بگی..

1176
00:49:19,359 --> 00:49:21,295
‫نه،
‫همه جزئیات ریز و درشت..

1177
00:49:22,396 --> 00:49:23,765
‫ـنه،بیخیال
‫ـ متاسفم.

1178
00:49:23,798 --> 00:49:25,432
‫چند سالته؟

1179
00:49:25,466 --> 00:49:27,468
‫ـ خودت چند سالته؟

1180
00:49:27,501 --> 00:49:30,370
‫اینطوری هم نیست که  ما یدفعه‌ای...

1181
00:49:30,404 --> 00:49:33,040
‫- نه! نه.
‫...عاشق پیشه و...

1182
00:49:33,073 --> 00:49:35,209
‫- نه! البته که نه.
‫....شدیم...

1183
00:49:35,242 --> 00:49:37,244
‫لعنتی، نه. نه. نه..

1184
00:49:37,277 --> 00:49:39,046
‫فقط یه رابطه فیزیکیـه.
‫مگه نه؟

1185
00:49:39,079 --> 00:49:40,782
‫فیزیکی.
‫کاملا رابطه قراردادیـه. ها؟

1186
00:49:40,815 --> 00:49:44,218
‫ـ خب . مگه نه؟  آره  اره. اره

1187
00:49:44,251 --> 00:49:46,186
‫اینطوری نیست که ما یهویی...

1188
00:49:46,220 --> 00:49:48,455
‫ـ لعنتی، نه.  خدایا
‫....عاشق.. یا....

1189
00:49:48,489 --> 00:49:50,457
‫...رابطمون گل و بلبل شده...
‫نه..

1190
00:49:50,491 --> 00:49:52,192
‫...دست در دست،

1191
00:49:52,226 --> 00:49:54,228
‫موهای همدیگه رو ببافیم،
‫و سکس کنیم...

1192
00:49:54,261 --> 00:49:55,763
‫هنوزم حالم رو بهم میزنه.

1193
00:49:55,797 --> 00:49:57,097
‫آره، دیدن چهرش

1194
00:49:57,130 --> 00:49:58,566
‫هنوزم باعث میشه بخوام با چاقو
‫خودم رو بزنم

1195
00:49:58,600 --> 00:50:00,434
‫یعنی، واقعا اینکار ور نمی‌کنم...

1196
00:50:00,835 --> 00:50:02,670
‫می‌کنم؟

1197
00:50:02,704 --> 00:50:06,406
‫راستیش، شاید...

1198
00:50:06,440 --> 00:50:08,710
‫هنوز با مرگ مادرم کنار نیومدم..

1199
00:50:08,743 --> 00:50:11,078
‫و...
‫شاید واکسن،

1200
00:50:11,111 --> 00:50:12,814
‫جرقه چیزی رو زده..

1201
00:50:12,847 --> 00:50:15,182
‫میدونی، فکر کنم ...

1202
00:50:15,215 --> 00:50:18,085
‫اگه مادرم واکسن می‌زد،
‫اون....

1203
00:50:19,119 --> 00:50:21,054
‫ناعادلانس...

1204
00:50:21,088 --> 00:50:23,156
‫منطقی نیست..

1205
00:50:23,190 --> 00:50:26,126
‫این رابطه فیزیکی بین ما،

1206
00:50:26,159 --> 00:50:27,562
‫فکرکنم که کمک کرد.

1207
00:50:27,595 --> 00:50:28,830
‫ـآره.

1208
00:50:28,863 --> 00:50:30,464
‫اره به من هم کمک کرد.

1209
00:50:30,497 --> 00:50:32,700
‫ـ واقعا؟
‫ـ آره. فکرکنم.

1210
00:50:32,734 --> 00:50:35,335
‫فکر کنم سکس خیلی کمک کرد.

1211
00:50:35,369 --> 00:50:37,337
‫خب، آره. سکس،

1212
00:50:37,371 --> 00:50:40,140
‫میدونی، فقط سکس نیست،
‫این رابطه...

1213
00:50:40,173 --> 00:50:41,208
‫آره البته.

1214
00:50:41,241 --> 00:50:44,746
‫ارتباطمون
‫ارتباطمون هم بود.

1215
00:50:44,779 --> 00:50:46,413
‫راستش خب سکس هم کمک کرد.

1216
00:50:46,446 --> 00:50:47,481
‫به من که کمک کرد..

1217
00:50:47,515 --> 00:50:49,717
‫و فقط واکسن هم نیست که

1218
00:50:49,751 --> 00:50:51,385
‫فکرم رو مشغول کرده. من...

1219
00:50:52,554 --> 00:50:56,423
‫سخته که قبولش کنم،

1220
00:50:56,456 --> 00:50:57,692
‫اما احساس عجسبی نسبت به

1221
00:50:57,725 --> 00:50:58,560
‫به خواهرم دارم.

1222
00:50:58,593 --> 00:51:00,562
‫یه جورایی راحتم کرد..

1223
00:51:00,595 --> 00:51:03,330
‫حالش خوب نیست. افتضاحه.

1224
00:51:03,363 --> 00:51:06,534
‫خیلی بده، افتضاحه. و من...

1225
00:51:06,568 --> 00:51:08,502
‫باید باهاش همدردی کنم،

1226
00:51:08,536 --> 00:51:09,837
‫اما از دستش عصبانی‌ام،

1227
00:51:09,871 --> 00:51:11,138
‫خیلی عصبانی‌ام.

1228
00:51:11,171 --> 00:51:12,272
‫فکر کنم بهم آرامش داد.

1229
00:51:12,306 --> 00:51:14,509
‫از خودم متنفرم که دربارش اینطور فکر می‌کنم.

1230
00:51:14,542 --> 00:51:17,477
‫ـاما راستش...
‫- خالی کردن کمرم.

1231
00:51:19,814 --> 00:51:22,115
‫ـچی؟
‫ـچی؟

1232
00:51:22,149 --> 00:51:24,451
‫چی گفتی؟
‫- نه، من...

1233
00:51:24,484 --> 00:51:25,820
‫- خدایا.
‫... شوخی کردم..

1234
00:51:25,853 --> 00:51:27,487
‫- شوخی کردم.
‫-«خالی کردن کمرت»؟

1235
00:51:27,522 --> 00:51:28,556
‫شوخی نکن!

1236
00:51:28,590 --> 00:51:29,824
‫- واقعا متاسفم...
‫آه، خدایا میخوام بگم که,

1237
00:51:29,857 --> 00:51:31,291
‫چه مرگته تو؟
‫ـ گفتم که متاسفم.

1238
00:51:31,325 --> 00:51:32,225
‫- همیشه همینطوری

1239
00:51:32,259 --> 00:51:33,895
‫- واقعا متاسفم...
‫- نه. وقتی فکر میکنم ک...

1240
00:51:33,928 --> 00:51:35,362
‫- من همیشه اینکار رو نمیکنم.

1241
00:51:35,395 --> 00:51:36,430
‫تا فکر میکنم که..

1242
00:51:36,463 --> 00:51:37,599
‫تا فکر میکنی که چی؟

1243
00:51:42,904 --> 00:51:44,104
‫فقط...

1244
00:51:44,706 --> 00:51:46,406
‫نرو.

1245
00:51:46,440 --> 00:51:47,809
‫نرو!

1246
00:51:54,414 --> 00:51:55,817
‫ناراحته..

1247
00:51:57,785 --> 00:51:59,721
‫میدونم اینطور به نظر نمیاد، اما..

1248
00:52:01,455 --> 00:52:03,190
‫از درون..

1249
00:52:08,261 --> 00:52:09,329
‫خیلی ناراحته.

1250
00:53:02,684 --> 00:53:04,719
‫نمی‌تونم این حس رو که

1251
00:53:04,752 --> 00:53:07,622
‫مادرم نمرد بلکه کشته شد رو بزارم کنار.

1252
00:53:08,823 --> 00:53:10,591
‫مشکل اینه که مردم معنی

1253
00:53:10,625 --> 00:53:12,392
‫کلمه «تصاعدی» رو نمی‌دونن.

1254
00:53:12,426 --> 00:53:15,963
‫فکر میکنن که یعنی «زیاد» یا «به سرعت»

1255
00:53:15,997 --> 00:53:21,301
‫تو تلویزیون یا فیلم‌های علمی‌تخیلی میبینیش.

1256
00:53:22,870 --> 00:53:25,472
‫«خدایا، این بیگانه‌ها بطور تصاعدی دارن زیاد میشن»

1257
00:53:25,506 --> 00:53:27,374
‫و فکر مبکنی که «اوه، خیلی زیاده»

1258
00:53:27,407 --> 00:53:28,408
‫اما..

1259
00:53:28,442 --> 00:53:31,746
‫ارزشش رو داره که وقت بزاری و بفهمی که..

1260
00:53:31,779 --> 00:53:34,982
‫رشد تصاعدی یعنی چی.

1261
00:53:36,050 --> 00:53:38,418
‫خب، تو...

1262
00:53:38,452 --> 00:53:40,822
‫با یدونه شروع کن و دوبرابرش کن،

1263
00:53:40,855 --> 00:53:41,723
‫هر سه روز ...

1264
00:53:41,756 --> 00:53:44,625
‫خب پس هر سه روز دوبرابرش میکنی..

1265
00:53:44,659 --> 00:53:48,529
‫آخر هفته چهار تا داری..

1266
00:53:48,563 --> 00:53:51,833
‫یک تبدیل میشه به چهار..

1267
00:53:53,034 --> 00:53:55,570
‫تا آخر هفته دوم ۱۶ تا داری.

1268
00:53:55,603 --> 00:53:58,740
‫تا آخر هفته سوم 128 تا داری.

1269
00:53:58,773 --> 00:54:02,275
‫وقتی به یکماه میرسی، ۵۱۲ تا داری.

1270
00:54:03,010 --> 00:54:05,713
‫این فقط بعد از ۴ هفته‌ست.

1271
00:54:05,747 --> 00:54:08,883
‫خب. این خیلی بیشتر از یکیه، اما، میدونی...

1272
00:54:09,851 --> 00:54:11,418
‫خیلی زیاد نیست.

1273
00:54:12,754 --> 00:54:14,421
‫اما اگه ادامه بدی،

1274
00:54:16,023 --> 00:54:19,894
‫هفته پنجم تبدیل میشه به ۲۰۴۸ تا.

1275
00:54:19,927 --> 00:54:22,764
‫هفته ششم میشه ۸۱۹۲ تا.

1276
00:54:23,631 --> 00:54:25,800
‫هفته هفتم...

1277
00:54:25,833 --> 00:54:31,304
‫هفته هفتم میشه ۶۵۵۳۶ تا.

1278
00:54:31,338 --> 00:54:35,810
‫هفته هشتم میشه 262144 تا.

1279
00:54:35,843 --> 00:54:37,979
‫اگه یک هفته دیگه جلو بری،

1280
00:54:38,012 --> 00:54:40,915
‫خیلی نزدیک به...

1281
00:54:40,948 --> 00:54:43,718
‫به... دو ماه

1282
00:54:43,751 --> 00:54:45,019
‫از وقتی که این قضیه شروع شد،

1283
00:54:45,052 --> 00:54:50,925
‫۱۰۴۸۵۷۶ نفر رو داری.

1284
00:54:50,958 --> 00:54:52,860
‫خب تفاوت بین شروع هفته اول و

1285
00:54:52,894 --> 00:54:54,529
‫پایان هفته اول ۴ تاس.

1286
00:54:56,097 --> 00:54:58,533
‫و تفاوت بین شروع هفته نهم با

1287
00:54:58,566 --> 00:55:00,768
‫پایان هفته نهم

1288
00:55:01,669 --> 00:55:05,405
‫۷۸۶۴۳۲ نفره.

1289
00:55:05,438 --> 00:55:06,874
‫تعداد روز‌های مشابه،

1290
00:55:08,075 --> 00:55:09,744
‫و تعداد نفرات متفاوت.

1291
00:55:14,949 --> 00:55:20,988
‫این توصیف ویروس کرونا نیست.

1292
00:55:21,022 --> 00:55:23,356
‫این اتفاقی که افتاد هم نیست.

1293
00:55:23,390 --> 00:55:25,358
‫میدونی، نه هفته طول نکشید تا

1294
00:55:25,392 --> 00:55:27,528
‫به قرنطینه بریم.
‫فقط یک نفر نبود که این ویروس رو

1295
00:55:27,562 --> 00:55:28,495
‫به کشور آورد.

1296
00:55:28,529 --> 00:55:32,800
‫احتمالا ۱۳۰۰ تا اولین بیمار وجود داشته.

1297
00:55:32,834 --> 00:55:35,870
‫اقدامات قبل از قرنطینه برای مقابله

1298
00:55:35,903 --> 00:55:38,806
‫با ویروس محاسبه نمیشه.

1299
00:55:38,840 --> 00:55:41,108
‫پیگیری و رهگیری،
‫تغییر رفتار آدم‌ها.

1300
00:55:41,142 --> 00:55:42,844
‫اتفاقی که واقعا افتاد،

1301
00:55:42,877 --> 00:55:45,847
‫خیلی پیچیده‌تر از چیزیه که من الان گفتم.

1302
00:55:45,880 --> 00:55:48,481
‫کاری که من کردم...

1303
00:55:48,516 --> 00:55:50,084
‫توصیف کلمه «تصاعدی» بود.

1304
00:55:50,117 --> 00:55:53,721
‫که فقط به معنی «سریع» نیست.

1305
00:55:54,454 --> 00:55:55,890
‫معنیش اینه که..

1306
00:55:57,457 --> 00:56:01,062
‫یعنی اینکه «زمانبندی مهمه»

1307
00:56:03,831 --> 00:56:08,769
‫گفته میشه که اگه فقط یک هفته زودتر
‫قرنطینه میکردیم.

1308
00:56:08,803 --> 00:56:13,808
‫فقط یک هفته، می‌تونستیم ۲۰۰۰ نفر
‫رو نجات بدیم.

1309
00:56:13,841 --> 00:56:16,010
‫به نظرم معنی کلمه «تصاعدی»

1310
00:56:16,043 --> 00:56:16,911
‫درست درک نشده.

1311
00:56:16,944 --> 00:56:19,446
‫من همین الان براتون توضیحش دادم..

1312
00:56:19,479 --> 00:56:21,115
‫من براتون توضیحش دادم تو...

1313
00:56:21,949 --> 00:56:25,820
‫۱دقیقه و ۳۴ ثانیه. و...

1314
00:56:26,821 --> 00:56:28,756
‫درکش کردید. درسته؟

1315
00:56:29,657 --> 00:56:31,391
‫خیلی هم سخت نبود، بود؟

1316
00:56:35,563 --> 00:56:38,032
‫تو ژانویه ۲۰۲۰،

1317
00:56:38,065 --> 00:56:40,668
‫اتحادیه مراقبت‌های بهداشتی

1318
00:56:40,701 --> 00:56:44,105
‫با وزارت بهداشت و مددکاری تماس گرفت

1319
00:56:44,138 --> 00:56:45,640
‫و گفت...

1320
00:56:45,673 --> 00:56:49,043
‫«درباره این ویروس کرونا چیکار باید بکنیم»؟

1321
00:56:49,076 --> 00:56:50,811
‫و در جواب گفتند که،

1322
00:56:50,845 --> 00:56:53,480
‫«هیچی»
‫«لازم نیست کاری بکنید»

1323
00:56:53,514 --> 00:56:54,982
‫یک هفته بعد دوباره تماس گرفتند

1324
00:56:55,016 --> 00:56:57,718
‫و گفتند...
‫«الان باید چیکار کنیم؟»

1325
00:56:57,752 --> 00:56:59,620
‫«باید ، میدونی..

1326
00:56:59,654 --> 00:57:01,522
‫«خودمون رو قرنطینه کنیم؟»

1327
00:57:01,555 --> 00:57:04,091
‫«ملاقات با خانواده و دوستان

1328
00:57:04,125 --> 00:57:06,961
‫رو محدود کنیم؟»

1329
00:57:06,994 --> 00:57:07,962
‫«باید...

1330
00:57:07,995 --> 00:57:09,730
‫«نباید ماسک....
‫«نباید ماسک بزنیم؟»

1331
00:57:09,764 --> 00:57:12,499
‫اینبار بهشون نگفتند که،

1332
00:57:12,533 --> 00:57:14,769
‫«هیچی» بهشون گفتند...

1333
00:57:16,837 --> 00:57:19,674
‫اینبار بهشون هیچی نگفتند.

1334
00:57:19,707 --> 00:57:22,176
‫اینبار بهشون اصلا هیچی نگفتند.

1335
00:57:23,277 --> 00:57:27,181
‫یک ماه بعد بود که

1336
00:57:27,214 --> 00:57:30,651
‫دستوالعمل‌هایی رو دادند

1337
00:57:30,685 --> 00:57:34,922
‫آخر ماه فوریه

1338
00:57:34,956 --> 00:57:37,558
‫و دستوالعمل این بود که...

1339
00:57:37,591 --> 00:57:41,494
‫«لازم نیست ماسک بزنید»

1340
00:57:41,529 --> 00:57:44,865
‫«آلوده شدن افرادی که در خانه سالمندان

1341
00:57:44,899 --> 00:57:47,568
‫تحت مراقبت هستند بعدی است»

1342
00:57:47,601 --> 00:57:49,537
‫تکرار می‌کنم.

1343
00:57:49,570 --> 00:57:51,238
‫می‌خوام توصیه وزارت بهداشت رو

1344
00:57:51,272 --> 00:57:53,541
‫تکرار کنم

1345
00:57:53,574 --> 00:57:57,645
‫«آلوده شدن افرادی که در خانه سالمندان

1346
00:57:57,678 --> 00:58:01,248
‫تحت مراقبت هستند بعدی است»

1347
00:58:01,282 --> 00:58:04,218
‫میتونید...
‫میتونید خودتون بخونیدش. هنوز..

1348
00:58:04,251 --> 00:58:06,253
‫خبرش هنوز رو اینترنت هست.

1349
00:58:07,221 --> 00:58:09,090
‫و این یک هفته قبل از روزی بود که..

1350
00:58:09,123 --> 00:58:11,892
‫نخست وزیر وارد شد و پزِ

1351
00:58:11,926 --> 00:58:14,962
‫دست دادن با

1352
00:58:14,996 --> 00:58:17,264
‫بیماران کرونایی رو داد.

1353
00:58:17,298 --> 00:58:20,001
‫و بعد کالج سلطنتی

1354
00:58:20,034 --> 00:58:23,170
‫گفت،

1355
00:58:23,204 --> 00:58:27,174
‫کرونا می‌تواندنیم میلیون نفر را بکشد.

1356
00:58:27,208 --> 00:58:29,076
‫و دولت مثل...

1357
00:58:29,110 --> 00:58:30,911
‫«اوه... «اوه، لعنتی۷ واقعا؟»

1358
00:58:32,079 --> 00:58:34,515
‫اه، لعنتی. «لعنتی»

1359
00:58:35,983 --> 00:58:38,819
‫و وحشت میشه.

1360
00:58:38,853 --> 00:58:40,988
‫سازمان بهداشت میشه..

1361
00:58:41,022 --> 00:58:42,990
‫قرارهمثل ایتالیا بشیم..

1362
00:58:43,024 --> 00:58:45,559
‫«اوه، خدایا، نزار مثل ایتالیا بشیم.»

1363
00:58:45,593 --> 00:58:50,898
‫نخست وزیر دستور تهیه۱۵۰۰۰ تخت رو میده.

1364
00:58:50,931 --> 00:58:53,034
‫و دتورالعمل‌هایی به بیمارستان‌ها داده میشه.

1365
00:58:53,067 --> 00:58:57,071
‫که بستری کردن بیشتر از سه ساعت طول نکشه

1366
00:58:57,104 --> 00:59:00,107
‫خب بیمارها از بیمارستان بیرون برده می‌شن و

1367
00:59:00,141 --> 00:59:02,643
‫فرستاده میشن به خانه سالمندان،

1368
00:59:02,676 --> 00:59:05,980
‫تستی هم ازشون گرفته نمیشه..

1369
00:59:06,013 --> 00:59:07,815
‫دوباره میخوام نقل قول کنم،

1370
00:59:07,848 --> 00:59:11,052
‫«از بیماران کرونایی

1371
00:59:11,085 --> 00:59:13,954
‫در خانه سالمندان مراقبت خواهد شد»

1372
00:59:18,392 --> 00:59:20,194
‫خب.. زمانی که..

1373
00:59:20,928 --> 00:59:23,764
‫وقتی که سازمان بهداشت...

1374
00:59:23,798 --> 00:59:28,102
‫انتقادات از سازمان بهداشت اوج گرفته بود..

1375
00:59:28,135 --> 00:59:32,706
‫وقتی که هیچ..

1376
00:59:32,740 --> 00:59:35,342
‫وسابل بهداشت شخصی پیدا نمی‌شد،

1377
00:59:35,376 --> 00:59:37,311
‫وقتی درباره همه چیز بحث می‌شد..

1378
00:59:37,344 --> 00:59:39,980
‫هیچ چیزی به خانه‌های سالمندان داده نشد.

1379
00:59:40,014 --> 00:59:41,649
‫وقتی که قیمت‌ها سر به فلک میکشید

1380
00:59:41,682 --> 00:59:43,217
‫کمک کمی بهشون شد.

1381
00:59:43,250 --> 00:59:47,721
‫و مسئولان محلی تهدید به قطع کردن کمک‌ها کردن

1382
00:59:47,755 --> 00:59:49,990
‫در صورتی که بیمار‌ها رو قبول نکنند.

1383
00:59:50,024 --> 00:59:53,928
‫تایید شد.
‫مبتلا به کرونا شدند.

1384
00:59:56,063 --> 00:59:59,066
‫اونها رو فرستادن به اونجاها

1385
00:59:59,100 --> 01:00:02,069
‫مثل یه جنگ بیولوژیکی.

1386
01:00:02,103 --> 01:00:07,074
‫مثل پتو آغشته به آبله.

1387
01:00:12,413 --> 01:00:17,651
‫تو اولین قرنطینه گفته شد که ۴۰ درصد

1388
01:00:17,685 --> 01:00:22,223
‫از قربانیان کرونا در خانه‌های سالمندان بودن/ 40%.

1389
01:00:23,924 --> 01:00:26,427
‫خب،  نمی‌تونم این حس رو که

1390
01:00:26,460 --> 01:00:27,995
‫مادرم کشته شده رو پنهون کنم.

1391
01:00:28,028 --> 01:00:32,266
‫نه توسط ماشین، اسلحه یا چاقو،

1392
01:00:32,299 --> 01:00:35,236
‫چوب کریکت، یا حتی کرونا.

1393
01:00:35,269 --> 01:00:39,173
‫مادرم...
‫مادرم توسط «حماقت» کشته شد.

1394
01:00:39,206 --> 01:00:43,244
‫مادرم توسط «نادانی» کشته شد.
‫مادرم توسط...

1395
01:00:43,277 --> 01:00:45,846
‫کسی که داره میبینه چیزی با سرعت..

1396
01:00:45,880 --> 01:00:47,781
‫قطار سریع‌السیر به سمتش میاد

1397
01:00:47,815 --> 01:00:49,316
‫و میگه:
‫«اوه، ...

1398
01:00:49,350 --> 01:00:51,952
‫«ادامه بدیم، بزن بریم» بیا بریم....

1399
01:00:55,022 --> 01:00:55,990
‫«میدونی، مثل...

1400
01:00:56,023 --> 01:01:00,361
‫«انگارکه نمی‌خوای قبول کنی،

1401
01:01:00,394 --> 01:01:04,331
‫«مثل لجبازی میونه.
‫بزن بریم پیر مرد»

1402
01:01:04,365 --> 01:01:05,966
‫مادر من..

1403
01:01:06,934 --> 01:01:08,435
‫مامانم...

1404
01:01:11,005 --> 01:01:12,339
‫به نظرم...

1405
01:01:13,174 --> 01:01:14,742
‫فکر کنم تمونه.

1406
01:01:16,410 --> 01:01:17,444
‫تو.. تو..

1407
01:01:17,478 --> 01:01:20,748
‫مگه نه؟
‫همش رو گفتی...

1408
01:01:20,781 --> 01:01:22,283
‫یادته که...

1409
01:01:22,316 --> 01:01:24,018
‫کی قرار بود قرنطینه بشه؟

1410
01:01:24,051 --> 01:01:27,721
‫قرار بود قرنطینه بشیم و بعد نشدیم..

1411
01:01:27,755 --> 01:01:29,490
‫اومدن و گفتن:..

1412
01:01:29,524 --> 01:01:32,927
‫به کلاب و بار و

1413
01:01:32,960 --> 01:01:35,829
‫رستوران نرید..

1414
01:01:35,863 --> 01:01:40,000
‫مگر اینکه کار ضروری داشته باشید..

1415
01:01:40,034 --> 01:01:43,237
‫این وقتی بود که اسپانیا، فرانسه،

1416
01:01:43,270 --> 01:01:47,208
‫لیتوانی، مالزی،
‫همشون تو قرنطینه بودن.

1417
01:01:48,242 --> 01:01:49,243
‫ـآره.

1418
01:01:51,345 --> 01:01:52,346
‫این...

1419
01:01:54,014 --> 01:01:55,216
‫تموم شد؟

1420
01:01:58,953 --> 01:02:00,821
‫تموم شد؟

1421
01:02:00,854 --> 01:02:03,057
‫یعنی..
‫همه چیزی که می‌خواستی بگی رو گفتی؟

1422
01:02:03,090 --> 01:02:04,458
‫واقعا میگم..

1423
01:02:04,491 --> 01:02:07,428
‫اگه حرف بیشتری داری،
‫حق داری که بگی.

1424
01:02:07,461 --> 01:02:09,163
‫ـاه، آره. متاسفم،نه.

1425
01:02:10,397 --> 01:02:12,132
‫نه.. آره، تموم شد.

1426
01:02:14,201 --> 01:02:15,803
‫حالت خوبه؟

1427
01:02:17,338 --> 01:02:19,240
‫نه، فکر نکنم.

1428
01:02:22,577 --> 01:02:23,777
‫خب...

1429
01:02:29,116 --> 01:02:32,052
‫من... حس می‌کنم یه چیزی داره درمن تغییر میکنه.

1430
01:02:32,086 --> 01:02:33,887
‫میدونی، انگار که دارم تو تاریکی فرو میرم.

1431
01:02:35,022 --> 01:02:36,757
‫داخل یه جای تاریک.

1432
01:02:40,494 --> 01:02:43,364
‫اها،، خب.. لعنتی بهش. ام..

1433
01:02:43,397 --> 01:02:45,766
‫چرا به یه چیز مثبا فکر نکنیم؟

1434
01:02:47,401 --> 01:02:49,470
‫ـمثبت؟
‫ـاره، چرا نریم...

1435
01:02:49,503 --> 01:02:51,438
‫و سعی نکنی و یه کارمثبت نکنیم؟

1436
01:02:53,907 --> 01:02:56,511
‫-چه کاری؟
‫ـنمیدونم. ام..

1437
01:02:56,544 --> 01:02:59,480
‫آرتور آرتور چی؟
‫خب. آرتور چی؟

1438
01:03:01,516 --> 01:03:02,483
‫راستش، گفت که..

1439
01:03:02,517 --> 01:03:04,885
‫خیلی جالب گفت که .

1440
01:03:04,918 --> 01:03:06,887
‫خیلی باهوشه..

1441
01:03:06,920 --> 01:03:10,057
‫درباره نظریه تکامل.. انسان به عنوان طعمه.

1442
01:03:10,090 --> 01:03:12,293
‫به نظر یکم ....

1443
01:03:12,326 --> 01:03:14,596
‫اما تحملم کن. باشه؟

1444
01:03:14,629 --> 01:03:18,032
‫درباره نظریه تکامل که میگه،

1445
01:03:18,065 --> 01:03:20,267
‫خارج از تصور ما از بشریت،

1446
01:03:20,301 --> 01:03:21,969
‫مثل یه شکارچی بزرگ،

1447
01:03:22,002 --> 01:03:23,337
‫در واقع ما شکاریم..

1448
01:03:23,370 --> 01:03:25,507
‫که باعث رشدمون شده.

1449
01:03:25,540 --> 01:03:28,142
‫ارتور گفت که این اتفاق الانم داره میفته.

1450
01:03:28,175 --> 01:03:30,978
‫گفت که در یک سال ۵۰ نفر در تانزانیا

1451
01:03:31,011 --> 01:03:32,246
‫طعمه شیر‌ها شدند.

1452
01:03:32,279 --> 01:03:36,016
‫تو این دهکده..

1453
01:03:36,050 --> 01:03:39,086
‫یه پلنگ وایساده بوده لای علف‌ها..

1454
01:03:39,119 --> 01:03:42,089
‫وقتی مردم دهکده دنبالش میکنن تا بره،

1455
01:03:42,122 --> 01:03:43,324
‫پلنگه دور اونجا میچرخه و برمیگرده و

1456
01:03:43,357 --> 01:03:44,458
‫چند تا از بچه‌ها یی که

1457
01:03:44,491 --> 01:03:46,093
‫جا مونده بودن رو می‌خوره.

1458
01:03:47,629 --> 01:03:48,797
‫واقعا ترسناکه.

1459
01:03:48,829 --> 01:03:51,865
‫داشتم به همین فکر می‌کردم. کمی ترسناکه.

1460
01:03:51,899 --> 01:03:54,201
‫ـ شاید اتفاق دیگه‌ای....
‫ـ آره.

1461
01:03:54,234 --> 01:03:55,537
‫- می‌توین به چیز دیگه‌ای فکر کنی؟
‫ـمن؟

1462
01:03:55,570 --> 01:03:57,572
‫- آره
‫اه. - امم

1463
01:03:59,206 --> 01:04:01,643
‫اه، برگزیت،
‫اونم ..

1464
01:04:01,676 --> 01:04:04,345
‫بیا اون رو بزاریم کنار.. باشه؟

1465
01:04:04,378 --> 01:04:05,879
‫اه. من...

1466
01:04:09,116 --> 01:04:10,050
‫ام..

1467
01:04:10,084 --> 01:04:13,354
‫- شرکت تو؟ - شرکت من نابود شد.

1468
01:04:13,387 --> 01:04:15,222
‫خب، تو از این بابت خوشحال بودی.

1469
01:04:15,255 --> 01:04:18,560
‫این حرف رو نزن جلوی...
‫مجبور بودم اخراجشون کنم.

1470
01:04:18,593 --> 01:04:20,461
‫منظوری نداشتم..
‫منظوری نداشتم..

1471
01:04:20,494 --> 01:04:22,429
‫از این بابت خوشحال نیستم..
‫مجبور بودم که اخراجشون کنم.

1472
01:04:22,463 --> 01:04:24,566
‫شغلم رو از دست داه بودم.
‫درآمدی نداشتم.

1473
01:04:24,599 --> 01:04:26,500
‫- از این بابت خوشحال نیستم..
‫ـ آره.

1474
01:04:26,534 --> 01:04:28,402
‫خوش‌بینم.
‫نسبت به این قضیه خوش‌بینم.

1475
01:04:28,435 --> 01:04:30,304
‫اره، منظورم...
‫منظورم خوش‌بین بود.

1476
01:04:31,105 --> 01:04:32,507
‫منظورم خوش‌بین بود.

1477
01:04:35,142 --> 01:04:36,176
‫ایده مزخرفیه.

1478
01:04:36,210 --> 01:04:37,344
‫نه مزخرف نیست.

1479
01:04:37,378 --> 01:04:38,646
‫شاید باشه..
‫نه نیست.

1480
01:04:38,680 --> 01:04:39,913
‫دوسش دارم.

1481
01:04:39,947 --> 01:04:41,915
‫ـواقعا؟
‫ـ آره. ام..

1482
01:04:42,249 --> 01:04:43,384
‫- آره.

1483
01:04:45,252 --> 01:04:46,253
‫- امم

1484
01:04:46,987 --> 01:04:49,156
‫, مریاما.

1485
01:04:49,189 --> 01:04:53,661
‫مریاما، پرستار مامنم،
‫هنوز همونحاست.

1486
01:04:53,695 --> 01:04:55,563
‫- این مثبته؟
‫-خب. اون نگرفته.

1487
01:04:55,597 --> 01:04:56,798
‫کرونا هنوز اون رو نکشته.

1488
01:04:56,831 --> 01:05:00,000
‫قبلا بهشون نگفتیم که کرونا گرفته بود.

1489
01:05:00,033 --> 01:05:03,270
‫اه، لعنتی! اوه، اره.
‫خیلی بدجور کرونا گرفته بود.

1490
01:05:03,303 --> 01:05:04,405
‫خیلی بد بود واقعا.

1491
01:05:04,438 --> 01:05:06,541
‫با اینحال هنوز نمرده.

1492
01:05:06,574 --> 01:05:08,576
‫این جنبه مثبت‌شه.
‫لعنتی!

1493
01:05:08,610 --> 01:05:09,577
‫دارم سعی میکنم..

1494
01:05:09,611 --> 01:05:11,445
‫باید خیلی بیشتر سعی کنیم...

1495
01:05:11,478 --> 01:05:12,714
‫این نظر تو بود...
‫چرا خودت فکر نمیکنی..

1496
01:05:12,747 --> 01:05:14,516
‫چرا ازدواج نکنیم؟

1497
01:05:16,450 --> 01:05:18,553
‫ـچی؟
‫ـ میدونی، بیا...

1498
01:05:23,190 --> 01:05:24,458
‫بیا...

1499
01:05:25,660 --> 01:05:27,060
‫ازدواج کنیم..

1500
01:05:31,533 --> 01:05:33,133
‫داری ازم خواستگاری می‌کنی؟

1501
01:05:33,635 --> 01:05:34,636
‫اره.

1502
01:05:36,036 --> 01:05:38,305
‫-اره. دارم خواستگاری می‌کنم.
‫-صحیح.

1503
01:05:40,274 --> 01:05:42,009
‫و خواستگاریت اینه که،

1504
01:05:42,042 --> 01:05:44,178
‫«بیا ازدواج کنیم؟

1505
01:05:44,211 --> 01:05:45,580
‫««بیا ازدواج کنیم؟»

1506
01:05:45,613 --> 01:05:48,315
‫خیلی شاعرانه نیست،
‫حق با توئه.

1507
01:05:48,348 --> 01:05:50,618
‫ازم می‌خوای یه چیز مثبت بگم؟

1508
01:05:50,652 --> 01:05:52,186
‫ها...
‫- نه.

1509
01:05:54,288 --> 01:05:55,989
‫نه.

1510
01:05:56,023 --> 01:05:57,424
‫اه.
‫- نه.

1511
01:05:58,158 --> 01:06:00,394
‫البته که نه. نه.

1512
01:06:02,463 --> 01:06:04,498
‫شاید یکمی.
‫واقعا نمی‌دونم.

1513
01:06:04,532 --> 01:06:05,432
‫ببین، یعنی..

1514
01:06:05,466 --> 01:06:07,735
‫ما مشکلات زیادی داشتیم، خب.

1515
01:06:07,769 --> 01:06:09,671
‫و ما اینجاییم. من و تو!

1516
01:06:10,705 --> 01:06:12,105
‫هنوز با همیم.

1517
01:06:17,478 --> 01:06:18,613
‫این خیلی... میخوام بگم که,

1518
01:06:18,646 --> 01:06:21,348
‫عاشقانه‌ترین چیزیه که کسی بهم گفته.

1519
01:06:21,381 --> 01:06:23,183
‫تو ترانه‌ای، چیزی این رو شنیدی؟

1520
01:06:23,217 --> 01:06:25,653
‫ببین، خیلی وقته که بهش فکر می‌کنم. خیلی.

1521
01:06:25,687 --> 01:06:27,454
‫فکر می‌کنم...

1522
01:06:27,488 --> 01:06:30,324
‫نمی‌دونم چظوری اما یجوری..

1523
01:06:30,357 --> 01:06:32,359
‫ـاحتمالا عاشقتم.
‫ـاحتمالا عاشقمی؟

1524
01:06:32,392 --> 01:06:36,430
‫عاشقتم.
‫من عاشق تو‌ام.

1525
01:06:36,463 --> 01:06:39,233
‫می‌دونم خیلی با عقل جور در نمیاد..چون

1526
01:06:39,266 --> 01:06:40,267
‫یجورایی ازت متنفر هم هستم...

1527
01:06:41,435 --> 01:06:43,036
‫وقت زیادی رو صرف نفرت ازت کردم..

1528
01:06:43,070 --> 01:06:44,772
‫اما دیگه ازت متنفر نیستم.

1529
01:06:46,373 --> 01:06:48,208
‫فکر کنم این شانس ماست که یجوری به اینجا برسیم

1530
01:06:48,242 --> 01:06:52,145
‫جایی که عشق فراتر از نفرت وجود داره.

1531
01:06:53,781 --> 01:06:55,617
‫عشق فراتر از نفرت وجود داره،

1532
01:06:55,650 --> 01:06:58,051
‫آدم‌های زیادی به اینجا نمی‌رسن.

1533
01:06:58,085 --> 01:07:00,420
‫اتفاق عجیبیه.

1534
01:07:02,757 --> 01:07:03,791
‫خاصه.

1535
01:07:06,260 --> 01:07:07,461
‫کمیابه.

1536
01:07:08,696 --> 01:07:10,497
‫و واقعا زیباست.

1537
01:07:11,866 --> 01:07:14,268
‫خب پس،
‫فکر می‌کنم ما احتمالا باید..

1538
01:07:15,402 --> 01:07:17,204
‫ازدواج کنیم..

1539
01:07:24,344 --> 01:07:26,313
‫دارم فکر میکنم که...

1540
01:07:26,346 --> 01:07:28,148
‫خب، داشتم به وضعیت روحی الانم
‫فکر میکردم.

1541
01:07:28,181 --> 01:07:29,216
‫الان، میدونی...

1542
01:07:29,249 --> 01:07:30,484
‫برای اینکه خیلی عصبانی‌ام،

1543
01:07:30,518 --> 01:07:32,119
‫پر از نفرتم ...

1544
01:07:32,152 --> 01:07:33,555
‫نه، به خاطر زمانبندیشه..

1545
01:07:33,588 --> 01:07:35,557
‫نه، کاملا درک میکنم..

1546
01:07:35,590 --> 01:07:38,258
‫- اما اگه بخوایم اینکار رو بکنیم...
‫- نگرانش نباش..

1547
01:07:38,292 --> 01:07:40,227
‫باید همه چیز رو فراموش کنیم...

1548
01:07:40,795 --> 01:07:42,496
‫اگه بخوایم ازدواج کنیم..

1549
01:07:45,332 --> 01:07:46,868
‫ما باید...

1550
01:07:46,901 --> 01:07:49,303
‫با صداقت تمام و کمال

1551
01:07:49,336 --> 01:07:51,271
‫اینکار رو بکنیم.

1552
01:07:52,372 --> 01:07:53,741
‫البته.

1553
01:07:53,775 --> 01:07:55,175
‫منظورت چیه؟

1554
01:07:56,811 --> 01:07:58,111
‫خب.

1555
01:07:59,212 --> 01:08:00,582
‫خب.

1556
01:08:03,150 --> 01:08:04,351
‫کار من بود.

1557
01:08:07,154 --> 01:08:08,288
‫قارچ ها..

1558
01:08:11,793 --> 01:08:14,461
‫من اون قارج‌ها رو چیدم و فکر کردم که...

1559
01:08:14,494 --> 01:08:16,396
‫میدونم که من چیدمشون و ... و...

1560
01:08:17,899 --> 01:08:20,768
‫میدونستم دارم چیکار میکنم و میخواستم
‫بهت آسیب بزنم.

1561
01:08:23,203 --> 01:08:25,640
‫و بعد باهات موندم برای اینکه مسموم شده بودی.

1562
01:08:27,174 --> 01:08:28,610
‫و بعدش آرتور بدنیا اومد.

1563
01:08:29,677 --> 01:08:32,412
‫میدونی،
‫بعدش فقط تو این رابطه...

1564
01:08:33,815 --> 01:08:35,215
‫گیر کردیم.

1565
01:08:46,828 --> 01:08:48,295
‫میدونم

1566
01:08:50,497 --> 01:08:51,498
‫چی؟

1567
01:08:54,769 --> 01:08:55,870
‫میدونم

1568
01:08:58,673 --> 01:09:00,273
‫میدونستی که من قارچ‌ها رو چیدم؟

1569
01:09:00,307 --> 01:09:01,676
‫نه.

1570
01:09:01,709 --> 01:09:04,344
‫میدونم که فکر میکنی که قارچ‌ها رو چیدی،

1571
01:09:04,378 --> 01:09:06,714
‫اما تو قارچ‌ها رو نچیدی...

1572
01:09:06,748 --> 01:09:08,716
‫من چیدم..

1573
01:09:15,255 --> 01:09:18,458
‫خیلی رو مخم بودی،

1574
01:09:18,492 --> 01:09:21,294
‫منم قارچ‌ها رو دیدم و فکر کردم که...

1575
01:09:21,328 --> 01:09:23,898
‫«اوه، چی میشه اگه

1576
01:09:23,931 --> 01:09:25,700
‫«اینا رو بریزم تو غذاش..

1577
01:09:25,733 --> 01:09:28,335
‫«و دست و پا زدنش رو ببینم...»

1578
01:09:28,368 --> 01:09:30,170
‫بقیه‌ش رو خودت میدونی،

1579
01:09:30,838 --> 01:09:32,540
‫انا تو خوردیشون.

1580
01:09:33,808 --> 01:09:35,877
‫آره، فراموش کردم که چیدمشون.

1581
01:09:37,779 --> 01:09:39,212
‫آهان.

1582
01:09:40,782 --> 01:09:43,450
‫- میخواستی مسمومم کنی؟
‫ـ آره.

1583
01:09:44,886 --> 01:09:46,386
‫تو هم میخواستی من رو مسمومم کنی.

1584
01:09:46,420 --> 01:09:48,956
‫نه، من فقط درباره مسموم کردنت رویاپردازی میکردم.

1585
01:09:48,990 --> 01:09:49,857
‫فرق میکنه؟

1586
01:09:49,891 --> 01:09:52,492
‫تفاوتش تو مسموم کردنه!

1587
01:09:52,527 --> 01:09:54,562
‫من بودم که مسموم شدم.

1588
01:09:54,595 --> 01:09:56,564
‫بیا بهش نگیم مسمومیت. باشه؟

1589
01:09:56,597 --> 01:09:57,665
‫منظورم اینه که نمیکشدت که.

1590
01:09:57,699 --> 01:10:01,268
‫فقط حسابی مریضت میکنه..
‫یکمی...

1591
01:10:01,301 --> 01:10:04,839
‫پس میخواستی بهم آسیب بزنی؟
‫ میخواستی حسابی بهم آسیب بزنی؟

1592
01:10:06,473 --> 01:10:07,642
‫- آره.

1593
01:10:10,545 --> 01:10:11,546
‫چرا؟

1594
01:10:14,414 --> 01:10:15,883
‫خودت چی فکر میکنی؟

1595
01:10:18,986 --> 01:10:22,322
‫هر روز تظاهر میکنی که
‫«من چه آدم خوبی‌ام»

1596
01:10:23,958 --> 01:10:24,926
‫«ببینید عجب آدم مهربونی‌ام»

1597
01:10:24,959 --> 01:10:26,861
‫«ببینید برای همنوعانم چه کارها که نمیکنم»

1598
01:10:26,894 --> 01:10:31,632
‫اما رفتارت با من افتضاحه.

1599
01:10:33,333 --> 01:10:35,670
‫تو هم رفتارت با من همینطوره.

1600
01:10:35,703 --> 01:10:38,438
‫من هرگز تحقیرت نکردم.

1601
01:10:38,472 --> 01:10:41,909
‫بعضی وقت‌ها ازت بدم میاد،
‫اما هیچوقت تحقیرت نکردم.

1602
01:10:42,610 --> 01:10:44,377
‫منصفانه نیست.

1603
01:10:44,411 --> 01:10:46,013
‫چی منصفانه‌ست؟

1604
01:10:46,047 --> 01:10:48,516
‫خودت گفتی صادق باشیم.

1605
01:10:49,717 --> 01:10:52,954
‫همیشه از بالا به پایین به من نگاه کردی.

1606
01:10:54,021 --> 01:10:56,456
‫تو آدم خوبی نیستی.

1607
01:10:56,490 --> 01:11:00,494
‫فقط میخوای نشون بدی که آدم خوبی هستی.

1608
01:11:00,528 --> 01:11:01,863
‫ببین، دلیل در تمام این سال‌ها

1609
01:11:01,896 --> 01:11:04,364
‫فکر میکردی که من رو مسموم کردی..

1610
01:11:04,397 --> 01:11:06,534
‫به خاطر که
‫واقعا میتونی اینکار و بدتر از این رو

1611
01:11:06,567 --> 01:11:09,503
‫با من بکنی.

1612
01:11:09,537 --> 01:11:12,339
‫حداقلش من وقتی که عوضی بازی در میارم
‫خودم میدونم. اما تو...

1613
01:11:12,372 --> 01:11:14,041
‫تو یه آدم عوضی حال به هم زنی که..

1614
01:11:14,075 --> 01:11:15,877
‫بوی گند خودت رو هم حس نمیکنی!

1615
01:11:21,582 --> 01:11:23,985
‫ببین.. خب...

1616
01:11:25,620 --> 01:11:26,821
‫فکر کنم یکم زیاده‌روی کردم...

1617
01:11:26,854 --> 01:11:29,791
‫اما چیزی که نباید یادمون بره اینه که...

1618
01:11:29,824 --> 01:11:32,425
‫این یه خواستگاری بود.

1619
01:11:32,459 --> 01:11:33,861
‫خب؟

1620
01:12:30,518 --> 01:12:31,986
‫نیتان رو یادتونه؟

1621
01:12:33,120 --> 01:12:35,857
‫شیرینی پارک جنگلی. نیتان عجیب غریب.

1622
01:12:37,424 --> 01:12:40,828
‫خب، نیتان تو کارش تو متقاعد کردن مردم

1623
01:12:40,862 --> 01:12:43,731
‫حیلی خوبه،
‫پس این شیرینیا..

1624
01:12:43,764 --> 01:12:45,867
‫و الان داره مردمی که هنوز

1625
01:12:45,900 --> 01:12:48,603
‫نوبتشون نشده رو

1626
01:12:48,636 --> 01:12:49,837
‫واکسینه میکنه.

1627
01:12:51,038 --> 01:12:53,574
‫کاری میکنه اینه که
‫میبردتون تو مراکز واکسیناسیون و

1628
01:12:53,608 --> 01:12:54,876
‫درست قبل از تعطیل شدن،

1629
01:12:54,909 --> 01:12:56,110
‫درخواست میکنه که..

1630
01:12:56,143 --> 01:12:57,945
‫به جای اینکه واکسن‌های باقیمونده رو

1631
01:12:57,979 --> 01:12:59,580
‫بریزن تو سطل آشغال،

1632
01:12:59,614 --> 01:13:01,616
‫بدنشون به شما.

1633
01:13:01,649 --> 01:13:04,819
‫همیشه خیلی سفت و سخت بهش میگن «نه»

1634
01:13:04,852 --> 01:13:05,953
‫و به هر حال..

1635
01:13:05,987 --> 01:13:08,421
‫اون تنها آدمی نیست که اینکار رو میکنه..

1636
01:13:08,455 --> 01:13:10,057
‫خیلیا اونجان و ..

1637
01:13:10,091 --> 01:13:12,660
‫سعی میکنن قبل از نوبت واکسن بزنن.

1638
01:13:12,693 --> 01:13:15,930
‫اما نیتان یه ترفندی داره.

1639
01:13:15,963 --> 01:13:20,167
‫اون میدونه که یه دقیقه قبل به تعطیل کردن مونده

1640
01:13:20,201 --> 01:13:22,703
‫و تعدادی واکسن باقی مونده...

1641
01:13:22,737 --> 01:13:24,171
‫منظورم اینه که،
‫چه متخصصی...

1642
01:13:24,205 --> 01:13:25,373
‫واکسن‌ها رو میندازه تو سطل آشغال.

1643
01:13:25,405 --> 01:13:28,509
‫اون‌ها میان بیرون و واکسن‌ها رو پخش میکنن.

1644
01:13:28,542 --> 01:13:30,511
‫اما وقتی میان بیرون و میبینن..

1645
01:13:30,544 --> 01:13:33,881
‫ده‌ نفر منتظر نشستن برای دو تا واکسن،

1646
01:13:33,915 --> 01:13:35,216
‫احتمالا یه سوالی از

1647
01:13:35,249 --> 01:13:36,684
‫آدم‌های تو صف میپرسن.

1648
01:13:36,717 --> 01:13:39,820
‫«کدومتون با افراد آسیب‌پذیر سروکار داربد؟»

1649
01:13:39,854 --> 01:13:41,188
‫یه ثانیه میگذره

1650
01:13:41,222 --> 01:13:42,455
‫و هیچکس حرفی نمیزنه

1651
01:13:42,489 --> 01:13:43,524
‫برای اینکه هیچکدوم از این عوضی‌ها

1652
01:13:43,557 --> 01:13:44,692
‫با آدمای آسیب پذیر کاری ندارن. دارن؟

1653
01:13:44,725 --> 01:13:47,161
‫یعنی اینکه، یه متخصص واقعی همه واکسن‌ها رو
‫میبره یه جای دیگه.

1654
01:13:47,194 --> 01:13:51,532
‫و یه ثانیه دیگه میگذره و یه چیزی تو دهنشون
‫جرقه میزنه...

1655
01:13:51,565 --> 01:13:53,668
‫سومین ثانیه میگذره،

1656
01:13:53,701 --> 01:13:55,603
‫اون‌هایی که باهوشتر و قطعا..

1657
01:13:55,636 --> 01:13:56,837
‫ذات کثیف‌تری دارند

1658
01:13:56,871 --> 01:13:59,774
‫فکر میکنند که خودشون تنها کسانی هستند که
‫برای واکسینه شدن

1659
01:13:59,807 --> 01:14:00,875
‫دروغ میگن.

1660
01:14:00,908 --> 01:14:03,244
‫ببین، به چهارمین ثانیه که میرسه،

1661
01:14:03,277 --> 01:14:05,179
‫همه دست‌ها میره بالا،

1662
01:14:05,212 --> 01:14:07,181
‫«من شغل خطرناکی دارم»

1663
01:14:07,214 --> 01:14:08,115
‫«نه، من شغل خطرناکی دارم»

1664
01:14:08,149 --> 01:14:11,052
‫بگذریم، این کاریه که نیتان میکنه.

1665
01:14:11,085 --> 01:14:12,620
‫اون بهتون میگه اینکار رو بکنید.

1666
01:14:12,653 --> 01:14:14,255
‫«وقتی این سوال رو ازتون میپرسن،

1667
01:14:14,288 --> 01:14:15,856
‫«دستت رو میاری بالا،

1668
01:14:15,890 --> 01:14:17,490
‫«و دروغ میگی،

1669
01:14:17,525 --> 01:14:18,559
‫«میری تو ساختمون

1670
01:14:18,592 --> 01:14:20,493
‫«و چیزی که براش اومدی رو میگیری.»

1671
01:14:20,528 --> 01:14:22,462
‫غیر قانونی نیست،

1672
01:14:23,664 --> 01:14:26,901
‫اما خیلی کار کثیفیه. و...

1673
01:14:26,934 --> 01:14:29,003
‫ببین، وقتی فهمیدم داره با نیتان

1674
01:14:30,604 --> 01:14:32,807
‫حرف میزنه..

1675
01:14:36,577 --> 01:14:38,746
‫اوضاع بین ما بعد از

1676
01:14:38,779 --> 01:14:41,649
‫اعترافمون درباره قارچ‌ها خیلی خوب نبوده.

1677
01:14:43,184 --> 01:14:45,686
‫کل ماه گذشته...

1678
01:14:45,720 --> 01:14:48,589
‫کارش، خب، کارش...

1679
01:14:48,622 --> 01:14:50,691
‫ساعت ببیشتری رو سر کار میمونه..

1680
01:14:50,725 --> 01:14:51,859
‫و من همیشه بهش میگم...

1681
01:14:51,892 --> 01:14:55,529
‫«باید حقوق بگیری، مگه خیریه‌ست؟»

1682
01:14:55,563 --> 01:14:57,565
‫خیلی مسخرس، برای اینکه خیریه‌ست.

1683
01:14:57,598 --> 01:15:00,234
‫معمولا تا ساعت...

1684
01:15:00,267 --> 01:15:03,070
‫هفت، هشت، نه شب، هر وقت.

1685
01:15:03,104 --> 01:15:05,706
‫اما،
‫ساعت پنج که میشه،

1686
01:15:05,740 --> 01:15:07,041
‫بوم، ارتباط تصویری رو قطع میکنه.

1687
01:15:07,074 --> 01:15:09,543
‫احتمالا وسط یه جلسه‌ست.

1688
01:15:09,577 --> 01:15:10,644
‫بوم، ارتباط تصویری رو قطع میکنه.

1689
01:15:10,678 --> 01:15:14,582
‫وسط جمله‌ش یهو ارتباط رو قطع میکنه،

1690
01:15:14,615 --> 01:15:16,650
‫جواب خواهرش رو نمیده.

1691
01:15:16,684 --> 01:15:18,285
‫وقتی ازش میپرسم چرا،
‫میگه:

1692
01:15:18,319 --> 01:15:20,254
‫«قصد ندارم بقیه عمرم رو

1693
01:15:20,287 --> 01:15:22,223
‫«برای بقیه هدر بدم»

1694
01:15:23,290 --> 01:15:25,259
‫حتی دیگه با من هم دعوا نمیکنه.

1695
01:15:25,292 --> 01:15:27,561
‫فقط از اتاق میره بیرون.

1696
01:15:27,595 --> 01:15:30,031
‫تنها کسی که ...

1697
01:15:30,064 --> 01:15:31,832
‫براش وقت میزاره آرتی کوچولوئه.

1698
01:15:31,866 --> 01:15:33,334
‫حتی اونموقع هم،

1699
01:15:33,367 --> 01:15:35,970
‫بعضی وقت‌ها میبینمش که داره به آرتی نگاه میکنه

1700
01:15:36,003 --> 01:15:38,005
‫وقتی داره باهاش بازی میکنه...
‫داره فکر میکنه که...

1701
01:15:39,240 --> 01:15:41,208
‫«همه اون سال‌ها...» میدونی.

1702
01:15:44,078 --> 01:15:45,813
‫میری بالا رفیق؟

1703
01:15:48,716 --> 01:15:51,318
‫کارهای مسخره‌ای با من میکنه،

1704
01:15:51,352 --> 01:15:54,155
‫و نابود شدن شرکت‌م.

1705
01:15:54,188 --> 01:15:56,924
‫قبلا فکر میکردم که،
‫وقتی شغلت رو از دست میدی،

1706
01:15:58,059 --> 01:15:59,794
‫با قدرت بشتر برمیگردی.

1707
01:15:59,827 --> 01:16:02,930
‫میخوری زمین، دوباره بلند میشی..
‫میدونی...

1708
01:16:02,963 --> 01:16:09,170
‫اما به نظر میاد من نمیتونم بلند شم..
‫میدونید منظورم چیه؟

1709
01:16:11,872 --> 01:16:14,041
‫ناخون‌هام رو میجوم..

1710
01:16:15,142 --> 01:16:17,211
‫دائما میوه ها رو بصورت آنلاین سفارش میدم.

1711
01:16:18,646 --> 01:16:20,848
‫دیروز توی وان گریه کردم.

1712
01:16:22,183 --> 01:16:23,784
‫داخل وان.

1713
01:16:23,818 --> 01:16:26,854
‫یعنی، من هیچوقت گریه نمیکنم،
‫اما داخل وان؟

1714
01:16:26,887 --> 01:16:29,657
‫حال به هم زنه. خب...

1715
01:16:29,690 --> 01:16:31,959
‫میشه گفت که من...

1716
01:16:33,294 --> 01:16:36,030
‫الان حسابی درب و داغونم..

1717
01:16:37,865 --> 01:16:41,135
‫اون رفته به یاد قدیم، میدونی،
‫با نیتان....

1718
01:16:41,168 --> 01:16:42,937
‫و من فکر میکنم

1719
01:16:42,970 --> 01:16:44,972
‫«خودم رو مشغول میکنم تا بهش فکر نکنم.»

1720
01:16:45,005 --> 01:16:48,042
‫پس برای امشب دارم «کاتسو کاری بادمجون» درست میکنم

1721
01:16:48,075 --> 01:16:49,643
‫همه موادش رو خریدم.

1722
01:16:49,677 --> 01:16:52,880
‫همشون رو از همون سوپرمارکت همیشگی خریدم.

1723
01:16:52,913 --> 01:16:54,648
‫فکر نکنم بعد از

1724
01:16:54,682 --> 01:16:56,984
‫اولین قرنطینه رفته باشم اونجا.

1725
01:16:57,017 --> 01:16:59,153
‫حسابی تغییر کرده..

1726
01:16:59,186 --> 01:17:02,823
‫میدونید، ضدعفونی کننده ها، ماسک..

1727
01:17:02,857 --> 01:17:05,059
‫آخرین باری که اونجا بودم
‫هیچی باقی نمونده بود.

1728
01:17:05,092 --> 01:17:08,028
‫مثل سوپرمارکت‌ها تو فیلم‌های آخرالزمانی بود.

1729
01:17:08,062 --> 01:17:11,365
‫اما حالا، پر از جنس بود.

1730
01:17:11,398 --> 01:17:14,235
‫همه چیز خیلی شگفت انگیزه.

1731
01:17:14,268 --> 01:17:17,671
‫مشتری‌ها میان تو..

1732
01:17:17,705 --> 01:17:19,340
‫انگار براشون هیچ اهمیتی نداره..

1733
01:17:19,373 --> 01:17:21,008
‫و یه نفر بود که... خب...

1734
01:17:21,041 --> 01:17:23,144
‫خدایا، این مردیکه...

1735
01:17:24,111 --> 01:17:26,213
‫حدود ۳۰ ساله...

1736
01:17:26,247 --> 01:17:29,383
‫با لباس ورزشی و ایرفون تو گوشش...

1737
01:17:29,416 --> 01:17:33,254
‫با سبد خرید و بدون ماسک.. هیچی..

1738
01:17:33,287 --> 01:17:36,824
‫اطراف رو نگاه میکنم و هیچکس جلوش رو نمیگیره..

1739
01:17:36,857 --> 01:17:38,926
‫من...
‫این مرد...

1740
01:17:38,959 --> 01:17:42,263
‫به تخمش هم نیست..
‫خب..

1741
01:17:42,296 --> 01:17:44,932
‫خب، بگذریم..
‫تو بخش نون هاست..

1742
01:17:44,965 --> 01:17:47,134
‫خب، وایساده جلوی

1743
01:17:47,168 --> 01:17:48,903
‫همه نون‌ها

1744
01:17:48,936 --> 01:17:50,905
‫و یه خانومی همین پایینتره،

1745
01:17:50,938 --> 01:17:52,106
‫لباس فرم پوشیده و داره

1746
01:17:52,139 --> 01:17:53,240
‫نان‌های پیتا رو میچینه،

1747
01:17:53,274 --> 01:17:56,777
‫این مرده دقیقا کنارش وایستاده..

1748
01:17:56,810 --> 01:17:58,078
‫و من دارم نگاش میکنم،
‫و میگم:

1749
01:17:58,112 --> 01:17:59,980
‫«رفیق خیلی بهش نزدیکی»

1750
01:18:00,014 --> 01:18:01,182
‫«چه مرگته؟»

1751
01:18:01,215 --> 01:18:02,249
‫«واقعا نمیفهمی؟»

1752
01:18:02,283 --> 01:18:03,484
‫برای اینکه زنه که حق انتخابی نداره،

1753
01:18:03,518 --> 01:18:04,752
‫باید اونجا باشه، کارشه..

1754
01:18:04,785 --> 01:18:06,854
‫مرده همینطوری...

1755
01:18:06,887 --> 01:18:11,058
‫تصمیم میگیره که « من نون گردویی میخوام»

1756
01:18:11,091 --> 01:18:12,459
‫یعنی اینکه، باید نون رو برداره، مگه نه؟

1757
01:18:12,493 --> 01:18:15,296
‫اگه این رو نخره احتمالا میمیره..

1758
01:18:15,329 --> 01:18:20,034
‫خب. اینکار رو میکنه.. خم میشه. اینطوری خم میشه...

1759
01:18:20,067 --> 01:18:21,835
‫اینطوری...

1760
01:18:21,869 --> 01:18:24,071
‫لعنتی
‫اینطوری، نزدیک به زنه..

1761
01:18:24,104 --> 01:18:26,006
‫زنه درست همینجاس..

1762
01:18:26,040 --> 01:18:28,175
‫«خدای من این دیگه چیه؟»
‫«این دیگه چیه؟»

1763
01:18:28,209 --> 01:18:30,044
‫زنه میتونه این مردیکه حس کنه.

1764
01:18:30,077 --> 01:18:33,147
‫تو زمانهای عادی هم این رفتار درست نیست،
‫خب.

1765
01:18:33,180 --> 01:18:35,049
‫منظورم اینه که،
‫رعایت فاصله مناسب،

1766
01:18:35,082 --> 01:18:38,485
‫اما اینروزها، بدون ماسک،
‫یعنی....

1767
01:18:38,520 --> 01:18:40,487
‫لعنتی بهش. و این مردک ..

1768
01:18:40,522 --> 01:18:42,756
‫میگه «همم» و..

1769
01:18:42,790 --> 01:18:46,126
‫دستش رو میکنه تو..
‫زنه دقیقا همینجاس..

1770
01:18:46,160 --> 01:18:48,896
‫یه نون گردویی برمیداره،

1771
01:18:48,929 --> 01:18:52,132
‫فشارش میده و...
‫«خوب نیست»

1772
01:18:52,166 --> 01:18:54,435
‫میزارتش سر جاش،
‫و یکی دیگه برمیداره.

1773
01:18:54,468 --> 01:18:56,971
‫زنه همینجا داره نفس میکشه..
‫میاردش بیرون...

1774
01:18:58,305 --> 01:18:59,773
‫«اوه خودشه، به به»

1775
01:18:59,807 --> 01:19:02,843
‫و میره.
‫و من مثل...

1776
01:19:02,876 --> 01:19:07,114
‫من از عصبانیت دارم میترکم...

1777
01:19:07,147 --> 01:19:08,249
‫حسابی عصبی‌ام که

1778
01:19:08,282 --> 01:19:10,417
‫که میبینم روبروی زنه وایسادم...

1779
01:19:10,451 --> 01:19:12,786
‫برای اینکه باید یه چیزی به این خانوم بگم.

1780
01:19:12,820 --> 01:19:14,421
‫و خودشه.

1781
01:19:16,824 --> 01:19:20,894
‫همون زنیه که سرش داد زدم.
‫همون زنی که تحقیرش کردم.

1782
01:19:20,928 --> 01:19:23,130
‫ماسک رو صورتشه،
‫اما میتونم بگم که خودشه.

1783
01:19:23,163 --> 01:19:26,000
‫و اونم من رو میشناسه، خب..

1784
01:19:26,033 --> 01:19:28,902
‫فقط میگه که:
‫«میتونم کمکتون کنم آقا؟»

1785
01:19:31,438 --> 01:19:33,107
‫من ربونم بند اومده...

1786
01:19:38,078 --> 01:19:39,880
‫تا اینکه...

1787
01:19:42,249 --> 01:19:43,518
‫متاسفم...

1788
01:19:45,019 --> 01:19:47,388
‫- واقعا متاسفم...

1789
01:19:47,421 --> 01:19:49,557
‫میگه:
‫«برای چی متاسفید آقا؟»

1790
01:19:51,025 --> 01:19:53,193
‫نمیتونم بگم چرا....

1791
01:19:53,227 --> 01:19:55,563
‫نمیتونم بگم...
‫میتونم؟

1792
01:19:55,597 --> 01:20:00,801
‫بجاش میگم:
‫«ممنونم..

1793
01:20:01,569 --> 01:20:03,304
‫«به خاطر همه چیز.

1794
01:20:03,337 --> 01:20:05,573
‫«برای همه کارهایی که میکنی،
‫تا ما راحت باشیم.

1795
01:20:07,041 --> 01:20:10,077
‫«برای اینکه خطر میکنی،
‫و برای  کسی که هستی.»

1796
01:20:10,110 --> 01:20:11,378
‫میگه: «من چی‌ام آقا؟»

1797
01:20:12,547 --> 01:20:14,882
‫من میگم:

1798
01:20:14,915 --> 01:20:18,586
‫«شما قهرمانید.
‫«شما یه قهرمانید.»

1799
01:20:18,620 --> 01:20:19,853
‫میگه:
‫«من فقط کسی‌ام که

1800
01:20:19,887 --> 01:20:21,922
‫«به این کار نیاز داره، آقا»

1801
01:20:21,955 --> 01:20:24,358
‫در این لحظه میخوام گریه کنم، خب.

1802
01:20:24,391 --> 01:20:28,329
‫منظورم گریه واقعی نیست. اما در درون.

1803
01:20:28,362 --> 01:20:31,098
‫میخوام یه کاری برای این زن بکنم،
‫میگم:

1804
01:20:32,933 --> 01:20:35,269
‫«بهتر میشه»

1805
01:20:35,302 --> 01:20:37,204
‫میگه:
‫«چی بهتر میشه؟»

1806
01:20:37,237 --> 01:20:39,607
‫و من میگم: «دنیا»

1807
01:20:39,641 --> 01:20:43,110
‫«آدمایی مثل تو،
‫قدرتون رو خواهند دونست..

1808
01:20:43,143 --> 01:20:45,479
‫«دیگه مثل قبل نمیشه،

1809
01:20:45,513 --> 01:20:46,980
‫«ارزشگذاری چیزای اشتباه،

1810
01:20:47,014 --> 01:20:51,653
‫مثل مدیرا، مجلات، برند‌ها،

1811
01:20:51,686 --> 01:20:53,153
‫«آدم‌هایی که کارشون بی اهمیته.»

1812
01:20:53,187 --> 01:20:55,456
‫میگه:
‫«منظورت آدم‌هایی مثل خودته؟»

1813
01:20:58,392 --> 01:21:00,528
‫- آره. اره. آدم‌هایی مثل من.

1814
01:21:03,097 --> 01:21:04,632
‫«تغییر میکنه»

1815
01:21:06,266 --> 01:21:08,302
‫«ما یادمون میمونه»

1816
01:21:08,335 --> 01:21:11,639
‫میگه:
‫«نه یادتون نمیمونه، فراموش میکنید»'.

1817
01:21:11,673 --> 01:21:13,073
‫«و دنیا جای بهتری نمیشه»

1818
01:21:15,677 --> 01:21:18,912
‫چیزی نمیگم جون....

1819
01:21:18,946 --> 01:21:20,314
‫فکر میکنم شاید حق با اونه.

1820
01:21:22,416 --> 01:21:24,218
‫میدونم که حق با اونه.

1821
01:21:26,253 --> 01:21:29,323
‫میگه: «کمک دیگه‌ای از دستم بر میاد آقا؟»

1822
01:21:31,158 --> 01:21:33,862
‫میخوام چیزی بگم که اهمیت داشته باشه.

1823
01:21:36,598 --> 01:21:39,534
‫میخوام تنها چیزی که تو زندگیم اهمیت داره رو بگم.

1824
01:21:39,567 --> 01:21:42,936
‫و میخوام به اون بگم. همین الان،

1825
01:21:42,970 --> 01:21:45,439
‫اما تنها چیزی که تو زندگیم اهمیت داره رفته.

1826
01:21:48,610 --> 01:21:50,678
‫خب فقط سرم رو تکون میدم،
‫میدونید منظورم چیه.

1827
01:21:50,712 --> 01:21:53,147
‫و اون میره نان‌های پیتا رو بچینه و

1828
01:21:53,180 --> 01:21:54,948
‫زندگی ماها رو به خاطر

1829
01:21:54,982 --> 01:21:56,684
‫یه جقوق بخور و نمیر نجات بده.

1830
01:21:56,718 --> 01:21:58,419
‫و...

1831
01:22:13,535 --> 01:22:14,636
‫من آدم مزخرفی نیستم.

1832
01:22:16,136 --> 01:22:18,372
‫میدونم فقط عکس‌العمل نشون دادم

1833
01:22:18,405 --> 01:22:20,441
‫ـوقتی که اون حرف رو زدن
‫ـ همیشه.

1834
01:22:20,474 --> 01:22:23,277
‫من همیشه آدم مزخرفی نیستم.

1835
01:22:25,012 --> 01:22:26,280
‫اما بعضی وقت‌ها هستم.

1836
01:22:28,048 --> 01:22:30,618
‫تو هم آدم خوبی نیستی.

1837
01:22:32,052 --> 01:22:34,054
‫خب، بیشتر وقت‌ها.

1838
01:22:35,122 --> 01:22:37,625
‫خیلی زیاد، واقعا..

1839
01:22:37,659 --> 01:22:39,527
‫اما بعضی وقت‌ها خوبی.

1840
01:22:39,561 --> 01:22:41,629
‫خیلی ممنون، فکر کنم..

1841
01:22:53,140 --> 01:22:55,008
‫من... من باید...

1842
01:22:56,276 --> 01:22:57,478
‫خیلی وقته که بهش فکر می‌کنم

1843
01:22:57,512 --> 01:22:59,213
‫و باید...

1844
01:23:01,181 --> 01:23:03,718
‫مردم مثل...
‫«وقتی برگردیم به حالت عادی»

1845
01:23:03,751 --> 01:23:05,052
‫«وقتی همه چیز به حالت عادی برگرده»

1846
01:23:05,085 --> 01:23:06,119
‫«بزودی همه چیزدرست میشه»

1847
01:23:06,153 --> 01:23:09,122
‫من نمیخوام به حالت عادی برگردم واقعا نمیخوام.

1848
01:23:09,156 --> 01:23:12,192
‫منظورم اینه که،
‫چیه قبلا خیلی خوب بوده؟

1849
01:23:12,226 --> 01:23:15,262
‫ما به خون هم تشنه بودیم.
‫ما...

1850
01:23:15,295 --> 01:23:17,397
‫همه به خون هم تشنه بودند...

1851
01:23:17,431 --> 01:23:19,433
‫به خاطر چیزهای بی اهمیت..

1852
01:23:19,466 --> 01:23:22,436
‫و من باید ..

1853
01:23:23,403 --> 01:23:25,673
‫یه تغییر بزرگی بکنم.

1854
01:23:26,641 --> 01:23:28,108
‫میفهمی؟

1855
01:23:28,843 --> 01:23:30,043
‫- آره.

1856
01:23:31,345 --> 01:23:33,681
‫اره. فکر کنم میفهمم.

1857
01:23:34,649 --> 01:23:37,217
‫یه زندگی جدید میخوام.

1858
01:23:37,251 --> 01:23:40,588
‫نمیتونم به زندگی قبلی برگردم.
‫واقعا نمیتونم.

1859
01:23:40,622 --> 01:23:43,791
‫و برای این تغییر،
‫لازمه که یه تصمیم...

1860
01:23:43,825 --> 01:23:46,226
‫نه، نه، نه، اشکالی نداره.
‫اصلا اشکالی نداره.

1861
01:23:46,260 --> 01:23:48,295
‫کاملا درک میکنم. 100%.

1862
01:23:49,764 --> 01:23:51,633
‫- داری گریه میکنی؟
‫- من گریه نمیکنم.

1863
01:23:51,666 --> 01:23:53,601
‫من گریه نمیکنم. باشه!

1864
01:23:53,635 --> 01:23:56,604
‫-داری گریه میکنی. چرا داری...
‫-نه. گریه نمیکنم.

1865
01:23:56,638 --> 01:23:59,641
‫خودت چی فکر میکنی؟
‫درسته! من نا امیدم!

1866
01:23:59,674 --> 01:24:01,609
‫معلومه که دارم گریه میکنم.

1867
01:24:01,643 --> 01:24:03,310
‫این زندگی ما،

1868
01:24:03,343 --> 01:24:05,245
‫برای من بی‌معنی نیست. خب؟

1869
01:24:05,279 --> 01:24:06,814
‫میفهمم، واقعا میفهمم.

1870
01:24:06,848 --> 01:24:08,850
‫شاید این بهترین تصمیمی باشه که گرفتیم

1871
01:24:08,883 --> 01:24:11,786
‫و شاید سالها قبل باید اینکار رو میکردیم.
‫اما من...

1872
01:24:11,819 --> 01:24:13,186
‫آدم بی‌احساسی و

1873
01:24:13,220 --> 01:24:14,354
‫پوست‌کلفتی نیستم،
‫هستم؟

1874
01:24:14,388 --> 01:24:16,189
‫چرا ژاکت آرتور رو پوشیدی؟

1875
01:24:16,223 --> 01:24:17,625
‫لعنتی

1876
01:24:19,159 --> 01:24:21,461
‫ببین، بیا...

1877
01:24:21,495 --> 01:24:24,431
‫بیا جدا بشیم.
‫خیلی‌خب، بیا جدا بشیم.

1878
01:24:24,464 --> 01:24:27,835
‫اما واقعا قلبم رو میشکنه.

1879
01:24:27,869 --> 01:24:29,704
‫و میخوام گریه کنم.

1880
01:24:30,638 --> 01:24:33,240
‫و تو باید نگاه کنی.

1881
01:24:37,912 --> 01:24:39,212
‫ما جدا نمیشیم.

1882
01:24:40,682 --> 01:24:41,716
‫چی؟

1883
01:24:41,749 --> 01:24:43,250
‫ما جدا نمیشیم.

1884
01:24:43,283 --> 01:24:44,384
‫چرا فکر میکنی میخوایم جدا بشیم؟

1885
01:24:44,418 --> 01:24:45,452
‫خودت گفتی که...

1886
01:24:45,485 --> 01:24:47,487
‫من نگفتم که میخوایم جدا بشیم.

1887
01:24:47,522 --> 01:24:48,623
‫پس چی گفتی؟

1888
01:24:48,656 --> 01:24:52,125
‫گفتم،
‫«ازدواج نکنیم» من...

1889
01:24:52,159 --> 01:24:54,729
‫- نه. نگفتی..
‫-من فقط همین رو گفتم.

1890
01:24:54,762 --> 01:24:57,532
‫من گفتم،
‫«ازدواج نکنیم»

1891
01:24:57,565 --> 01:24:58,600
‫- نه. این رو نگفتی..

1892
01:24:58,633 --> 01:25:00,300
‫از «ازدواج» حرفی نزدی.

1893
01:25:00,334 --> 01:25:01,869
‫اصلا کلمه «ازدواج» به زبونت نیومد.

1894
01:25:04,304 --> 01:25:06,741
‫واقعا؟

1895
01:25:06,774 --> 01:25:08,843
‫-منظورم این بود.
‫-منظورت این بود؟

1896
01:25:08,876 --> 01:25:11,178
‫منظورم این بود که ازدواج...

1897
01:25:11,211 --> 01:25:13,648
‫منظورم این بود که بیا ازدواج نکنیم...

1898
01:25:13,681 --> 01:25:15,883
‫منظورم این نبود که با هم نباشیم.

1899
01:25:17,250 --> 01:25:18,820
‫گفتم،
‫«ازدواج نکنیم»

1900
01:25:18,853 --> 01:25:21,288
‫واقعا چی فکر کردی؟

1901
01:25:21,321 --> 01:25:22,890
‫به چی فکر کردی تو؟

1902
01:25:24,491 --> 01:25:27,494
‫سریال «بریجرتون» رو دیدی یا چی... من فقط...

1903
01:25:27,528 --> 01:25:31,532
‫من میگم... میگم،
‫«بیا با هم باشیم»

1904
01:25:32,432 --> 01:25:34,769
‫باشه. اما مثل آدم!

1905
01:25:37,237 --> 01:25:39,172
‫اگه میتونیم.

1906
01:25:44,946 --> 01:25:49,416
‫همه از دست همدیگه عصبانی‌اند،

1907
01:25:49,449 --> 01:25:51,451
‫اما همه‌مون مثل همدیکه‌ایم.

1908
01:25:51,485 --> 01:25:53,286
‫لباس‌های مشابه میپوشیم.

1909
01:25:53,320 --> 01:25:54,589
‫مثل همدیگه غذا میخوریم.

1910
01:25:54,622 --> 01:25:56,456
‫موسیقی مشابه گوش میدیم

1911
01:25:56,490 --> 01:25:58,693
‫از یه نوشیدنی میخوریم،

1912
01:25:58,726 --> 01:26:00,494
‫یه برنامه تلویزیونی رو نکاه میکنیم.

1913
01:26:00,528 --> 01:26:02,930
‫همه همه آدم‌ها

1914
01:26:02,964 --> 01:26:05,432
‫انگار که دارن با عصبانیت

1915
01:26:05,465 --> 01:26:06,500
‫به سمت همدیگه میرَن. و فریاد میزنند،

1916
01:26:06,534 --> 01:26:08,402
‫«از من دورشو»
‫و من...

1917
01:26:08,435 --> 01:26:10,370
‫من دیگه نمیتونم اینطوری زندگی کنم.

1918
01:26:10,404 --> 01:26:12,573
‫نمیتونم، نه بعد از همهٔ این قضایا.

1919
01:26:12,607 --> 01:26:14,676
‫هی رفیق.
‫چطوری؟ حالت خوبه؟

1920
01:26:14,709 --> 01:26:16,978
‫پسر‌کوچولوی نازنینم.
‫ میخوای بازی کنی؟

1921
01:26:17,011 --> 01:26:18,880
‫تا ده دقیقه دیگه
‫شام رو حاضر میکنم. باشه؟

1922
01:26:18,913 --> 01:26:20,715
‫کاتسو‌کاری بادمجون،
‫همونطوری کمه دوست داری.

1923
01:26:20,748 --> 01:26:22,784
‫یه سس ماریناد هم تو اینترنت پیدا کردم.

1924
01:26:22,817 --> 01:26:24,384
‫من بادمجون دوست ندارم.

1925
01:26:26,319 --> 01:26:27,755
‫ـچی؟
‫ـچی؟

1926
01:26:27,789 --> 01:26:29,524
‫من بادمجون دوست ندارم.

1927
01:26:31,926 --> 01:26:34,461
‫عالیه. عالیه.

1928
01:26:34,494 --> 01:26:36,664
‫همین الان میریزمش تو سطل آشغال.

1929
01:26:37,732 --> 01:26:38,733
‫اه!

1930
01:26:39,567 --> 01:26:40,601
‫لعنتی

1931
01:26:41,703 --> 01:26:43,638
‫خدافظ بادمجون.

1932
01:26:43,671 --> 01:26:45,405
‫سلام به چیپس و ماهی.

1933
01:26:47,307 --> 01:26:49,376
‫یه طوطی مُرده تو حیاطـه.

1934
01:26:49,409 --> 01:26:51,411
‫ـطوطی مُرده؟
‫ـ آره.

1935
01:26:51,445 --> 01:26:53,447
‫ـ تو حیاط ما؟
‫ـ آره.

1936
01:26:53,480 --> 01:26:55,683
‫مطمئنی که طوطیـه؟

1937
01:26:55,717 --> 01:26:57,885
‫فکر نکنم این اطراف طوطی باشه.

1938
01:26:57,919 --> 01:27:00,955
‫ـمیتونم بیارمش داخل؟
‫- نه، نه، نه.

1939
01:27:00,988 --> 01:27:04,324
‫شاید بهتر باشه همون بیرون بمونه. خب؟

1940
01:27:04,357 --> 01:27:06,493
‫ـتجزیه شدنش رو نگاه میکنم.
‫-اره

1941
01:27:06,527 --> 01:27:08,730
‫یا میتونی بندازیش تو بوته‌ها،

1942
01:27:08,763 --> 01:27:11,032
‫تا روباه ها بخورنش.

1943
01:27:11,065 --> 01:27:12,934
‫ـاینم خوبه.
‫ام

1944
01:27:18,472 --> 01:27:21,509
‫-شما دو تا خوبید؟
‫-اره

1945
01:27:21,542 --> 01:27:23,678
‫- آره. اره ما خوبیم.

1946
01:27:23,711 --> 01:27:25,479
‫ـ آره.
‫- ما واقعا خوبیم.

1947
01:27:27,347 --> 01:27:28,783
‫هی.

1948
01:27:38,726 --> 01:27:40,828
‫چرا نمیری بیرون بازی کنی؟

1949
01:27:40,862 --> 01:27:42,697
‫فقط چند دقیقه. باشه؟

1950
01:27:44,498 --> 01:27:46,433
‫من ازت متنفر نیستم.

1951
01:27:48,069 --> 01:27:50,638
‫حرف خیلی وحشتناکیه ..

1952
01:27:57,645 --> 01:27:58,980
‫من واکسن نزدم.

1953
01:28:00,882 --> 01:28:02,917
‫-وایسا. چی؟
‫- نه.

1954
01:28:02,950 --> 01:28:07,387
‫خب. چطور... باشه. باشه

1955
01:28:07,420 --> 01:28:11,692
‫به‌خاطر اون نگاه احمقانه و عاقل اندر صفیهِ تو.

1956
01:28:11,726 --> 01:28:14,896
‫از وقتی فهمیدی همینطوری نگاه میکنی. میخوام بگم که.

1957
01:28:15,863 --> 01:28:18,533
‫تو کی هستی که منو قضاوت کنی؟

1958
01:28:18,566 --> 01:28:19,834
‫تو!

1959
01:28:22,469 --> 01:28:26,607
‫پیشِ نیتان بودم و میخواستم که...

1960
01:28:28,009 --> 01:28:29,677
‫یکی اومد و گفت،

1961
01:28:29,710 --> 01:28:32,412
‫«کسی اینجا هست که با افراد آسیب‌پذیر
‫سر و کار داشته باشه؟» و...

1962
01:28:33,514 --> 01:28:35,382
‫نگاه احمقانه تو اومد جلو چشمام

1963
01:28:35,415 --> 01:28:38,052
‫و من از اونجا زدم بیرون.

1964
01:28:40,688 --> 01:28:42,890
‫اومدم بیرون چون نگران بودم

1965
01:28:42,924 --> 01:28:45,325
‫که تو چی دربارم فکر میکنی.

1966
01:28:46,828 --> 01:28:47,995
‫به‌خاطر من؟

1967
01:28:49,597 --> 01:28:51,999
‫احساس من نسبت به تو،..

1968
01:28:53,100 --> 01:28:55,903
‫خیلی عجیبه.

1969
01:28:55,937 --> 01:28:58,840
‫آزاردهنده و رنج‌آوره

1970
01:28:58,873 --> 01:29:00,942
‫و بعضی وقتا خیلی ناراحت کننده‌ست.

1971
01:29:00,975 --> 01:29:02,009
‫اما یه جور عشقه.

1972
01:29:02,043 --> 01:29:06,479
‫داری میگی که عاشقمی؟

1973
01:29:06,514 --> 01:29:10,017
‫نه، دارم میگم یه جورایی عاشقتم.

1974
01:29:12,653 --> 01:29:15,388
‫و میخوام بدونم که کافیه؟

1975
01:29:41,148 --> 01:29:43,751
‫میای بریم جنازهٔ طوطی رو ببینیم؟

1976
01:29:49,891 --> 01:29:51,058
‫- آره.

1977
01:29:52,994 --> 01:29:55,395
‫آره، فکر کنم میام.

1978
01:31:09,440 --> 01:31:14,440
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام سايت زدمووی :
.:: @ZedMoviecom ::.
.:: ZedMovie.com ::.

