﻿1
00:00:10,800  --> 00:00:32,048
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.org ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: ZedMovie.com ::..</font></b>

4
00:00:34,333 --> 00:00:37,541
<i>‫ تو سال ۲۰۱۵ هستیم، </i>
<i>‫ و مردم هنوز طوری رفتار می‌کنن </i>

5
00:00:37,625 --> 00:00:40,333
<i>‫ که انگار ازدواج یه‌جور دستاورد بزرگ برای زن‌هاست </i>

6
00:00:41,125 --> 00:00:43,708
<i>‫ این تله‌ایه که توش نیفتادم </i>

7
00:00:43,791 --> 00:00:47,291
‫بعضی‌ها ترجیح می‌دن که واقعاً احساس کنن
‫یه چاقو توی دستشون گرفته‌ن

8
00:00:49,500 --> 00:00:50,916
<i>‫ من با کله توش شیرجه زدم </i>

9
00:00:51,000 --> 00:00:52,960
‫حرفه‌ای‌ترین سرآشپزها، ترجیح می‌دن...

10
00:00:53,041 --> 00:00:55,166
‫من معمولاً با کاردوچنگال اذیت نمی‌شم،

11
00:00:55,250 --> 00:00:58,333
<i>‫ ولی شش هفتهٔ دیگه قراره ازدواج کنم، </i>
<i>‫ پس اومدیم اینجا </i>

12
00:00:58,416 --> 00:01:01,208
‫- یعنی تیزتره؟
‫- تیزِ ترسناک

13
00:01:01,291 --> 00:01:04,333
‫و ارزون هم نیست،‌ ولی تیغه‌ش درجه‌یکه

14
00:01:05,416 --> 00:01:09,750
‫خب، عزیزم، نمی‌تونیم زندگی زناشویی رو
‫با تیغه‌های درجه‌دو شروع کنیم

15
00:01:09,833 --> 00:01:13,250
‫پس یه چاقو می‌خواید که توی دستتون
‫احساس راحتی کنید

16
00:01:13,875 --> 00:01:15,416
‫نظرتون دربارهٔ اون زوئیلینگ چیه؟

17
00:01:26,541 --> 00:01:27,781
<i>‫ به خودت بیا، روانی </i>

18
00:01:30,000 --> 00:01:31,083
‫سنگین‌تره

19
00:01:31,666 --> 00:01:33,166
‫این‌کاره‌ست

20
00:01:33,250 --> 00:01:34,333
‫اوه... خب...

21
00:01:34,416 --> 00:01:39,250
‫به‌نظرم ازاونجایی‌که خانم ریزنقشی هستید،
‫چاقوی میابی براتون راحت‌تر باشه

22
00:01:41,041 --> 00:01:43,208
<i>‫ شش سال ناهار نخورده‌م </i>

23
00:01:43,291 --> 00:01:45,750
<i>‫ که حالا این دلقک ریزنقش صدام کنه </i>

24
00:01:46,583 --> 00:01:49,458
<i>‫ ریزنقش رو به دخترهای چاق کوتوله می‌گن </i>

25
00:01:49,541 --> 00:01:52,666
<i>‫ من باید بدونم. خودم جزوشون بودم </i>

26
00:01:57,400 --> 00:01:59,400
‫« خـوش‌شـانـس‌تـریـن دخـتـر زنـده »

27
00:02:01,833 --> 00:02:02,666
‫به مامانت پیام بده

28
00:02:02,750 --> 00:02:04,750
‫- بهش خبر بده رسماً ثبت‌نام کردیم
‫- باشه

29
00:02:04,833 --> 00:02:08,083
<i>‫ لوک هریسون چهارم لاکراس رو در بالاترین سطح </i>
<i>‫ توی کلگیت بازی کرد، </i>

30
00:02:08,166 --> 00:02:09,375
<i>‫ کایت‌سواری توی نانتاکت، </i>

31
00:02:09,458 --> 00:02:12,958
<i>‫ و توی ویل اسکی‌بازی کرد چون آسپن </i>
<i>‫ سرش گرم تازه‌کارها بود </i>

32
00:02:22,958 --> 00:02:23,791
‫اوم

33
00:02:23,875 --> 00:02:26,708
<i>‫ از ته دل من رو «عزیزم» صدا می‌کنه </i>

34
00:02:26,791 --> 00:02:27,791
‫- بریم، عزیزم
‫- باشه

35
00:02:29,208 --> 00:02:34,000
<i>‫ قبل از این، ازدواج با یه حشرهٔ نروژی‌تبار با اسم </i>

36
00:02:34,083 --> 00:02:38,666
<i>‫ مبهم از نظر جنسیتی، مثل لاندری یا دوون حقش بوده، </i>

37
00:02:38,750 --> 00:02:41,541
<i>‫ که می‌تونه ترفند من رو از یک‌مایلی کشف کنه </i>

38
00:02:41,625 --> 00:02:43,375
‫هی، بریم پیتزا بخوریم؟

39
00:02:45,250 --> 00:02:47,958
‫تو کی هستی، و با نامزدم چی‌کار کردی؟

40
00:02:48,041 --> 00:02:49,750
<i>‫ من از خانوادهٔ اشرافی نیستم، </i>

41
00:02:49,833 --> 00:02:52,416
<i>‫ اما چیزی دارم که هیچ صندوق اعتباری نمی‌تونه بخردش... </i>

42
00:02:53,250 --> 00:02:54,250
<i>‫ تیزهوشی </i>

43
00:02:54,833 --> 00:02:56,791
<i>‫ توی دنیای لوک چیز زیادی لازم نیست </i>

44
00:02:56,875 --> 00:03:00,125
<i>‫ عاشق کارِت باش، از بچه‌ها متنفر باش، </i>
<i>‫ حتی از خوشگل‌هاش، </i>

45
00:03:00,708 --> 00:03:02,083
<i>‫ چندتا راز مخوف داشته باش، </i>

46
00:03:02,166 --> 00:03:07,416
<i>‫ و کاملاً شکرگزار باش که لوک همه‌ش رو می‌دونه </i>
<i>‫ و هنوز هم دوستم داره </i>

47
00:03:08,250 --> 00:03:10,833
‫مامانم می‌پرسه که دعوت‌نامه‌ها رو فرستادیم یا نه

48
00:03:10,916 --> 00:03:13,583
‫آره، همین‌که فونتش رو تأیید کنم

49
00:03:14,291 --> 00:03:15,916
‫- همین‌که فونتش رو تأیید کنی؟
‫- آره

50
00:03:16,000 --> 00:03:18,833
‫اوه. همین‌که آنی فونت رو تأیید کنه

51
00:03:18,916 --> 00:03:20,458
‫مرسی

52
00:03:23,125 --> 00:03:26,000
‫اوه، می‌گه شیش هفته قبل باید بفرستیمشون

53
00:03:26,583 --> 00:03:28,541
‫- خدایا، به این زودی شیش هفته شد؟
‫- آره

54
00:03:29,791 --> 00:03:31,333
‫اوه، واقعاً توی هفتهٔ ششم هستیم

55
00:03:36,083 --> 00:03:37,500
‫اینجا تمومه؟

56
00:03:38,250 --> 00:03:40,291
‫- آره، فقط یه کارتن لطفاً
‫- حتماً

57
00:03:44,291 --> 00:03:45,791
‫- لو
‫- باشه

58
00:03:56,458 --> 00:03:58,625
<i>‫ یه بار یکی من رو حیوون خطاب کرد </i>

59
00:03:59,458 --> 00:04:01,458
<i>‫ یه حرکت اشتباه کافیه تا لوک هم به این حرف برسه </i>

60
00:04:07,500 --> 00:04:08,541
‫هوم

61
00:04:12,833 --> 00:04:15,083
‫می‌تونی اینو برداری. ممنون

62
00:04:26,750 --> 00:04:28,000
‫خدایا. چی شد؟

63
00:04:28,083 --> 00:04:31,541
‫پیشخدمته نوشابه رو ریخت روی پیتزا و لباسم

64
00:04:31,625 --> 00:04:32,625
‫اوه، نه

65
00:04:33,708 --> 00:04:36,333
‫درست می‌شه، عزیزم. باشه؟

66
00:04:36,916 --> 00:04:38,000
‫بیا، کمکت می‌کنم

67
00:04:39,166 --> 00:04:40,291
‫عزیزم، دوستت دارم

68
00:04:41,750 --> 00:04:43,875
‫وای! وای خدا

69
00:04:43,958 --> 00:04:46,583
‫- دارم می‌ترکم
‫- تو که چیزی نخوردی

70
00:04:46,666 --> 00:04:49,375
<i>‫ باشه، خب شاید یه‌سری رازها رو ازش پنهان می‌کنم، </i>

71
00:04:49,458 --> 00:04:52,000
<i>‫ ولی هیچ‌کس تاحالا این‌قدر بهم احساس امنیت نداده </i>

72
00:04:52,083 --> 00:04:53,923
‫بهت افتخار می‌کنم که کربوهیدرات می‌خوری، عزیزم

73
00:04:54,458 --> 00:04:57,666
‫می‌خوام همه‌تون رو ببینم که خیس عرق شدید

74
00:04:58,166 --> 00:05:01,458
‫هیچی اون‌قدر سخت نیست
‫که نتونید ده ثانیهٔ دیگه انجامش بدید

75
00:05:13,541 --> 00:05:15,666
‫اوه! نوزده دقیقه؟

76
00:05:16,333 --> 00:05:17,958
‫مردم کاروزندگی دارن

77
00:05:18,041 --> 00:05:19,958
‫یعنی من که نه، ولی بعضی‌ها چرا

78
00:05:20,791 --> 00:05:22,166
‫ولی امروز نباید دیر برسم

79
00:05:22,666 --> 00:05:24,958
‫وای خدا. امروز با کارگردان مستنده قرار داری؟

80
00:05:25,041 --> 00:05:25,875
‫آره

81
00:05:25,958 --> 00:05:28,541
‫باشه، خب، حالا که با منی دیر نمی‌رسی

82
00:05:28,625 --> 00:05:31,875
<i>‫ نل راترفورد از سال اول دانشگاه هوام رو داشته </i>

83
00:05:32,458 --> 00:05:34,041
‫می‌دونم هیچ‌وقت با مترو نمی‌ری

84
00:05:34,125 --> 00:05:36,875
‫وای خدا، نه، نه، نه. اصلاً دوست ندارم

85
00:05:36,958 --> 00:05:38,833
‫باشه. من کنارتم

86
00:05:38,916 --> 00:05:41,041
<i>‫ نل یه موطلایی واقعی با صندوق اعتماده </i>

87
00:05:41,541 --> 00:05:44,166
<i>‫ من دختری سخت‌کوش و </i>
<i>‫ متکی به کمک‌هزینهٔ شهریه بودم </i>

88
00:05:44,666 --> 00:05:46,291
<i>‫ جفتمون از جایی که ازش اومدیم متنفریم </i>

89
00:05:46,375 --> 00:05:48,125
‫مامانت آخرهفته میاد، نه؟

90
00:05:48,208 --> 00:05:49,458
‫اوه، آره

91
00:05:49,541 --> 00:05:51,625
‫سه بار رفته فروشگاه تی‌جی مکس

92
00:05:51,708 --> 00:05:57,541
‫که از ساکس فیفث اوِنیوی خیابون پنجم
‫یه لباس اندازهٔ من برام پیدا کنه

93
00:05:57,625 --> 00:06:00,125
‫عجب، متضاد اسطوره چیه؟

94
00:06:02,000 --> 00:06:06,250
‫خب، به‌نظرم این‌یکی خیلی برات مناسبه

95
00:06:06,333 --> 00:06:08,083
‫چی؟ «اُنلی یو پرو»؟ (تنها شما حرفه‌ای هستید)

96
00:06:08,166 --> 00:06:09,166
‫اوه

97
00:06:15,125 --> 00:06:16,208
‫تو باشی انتخابش می‌کنی؟

98
00:06:16,958 --> 00:06:20,125
‫خب من که تا وقتی یه زن رئیس‌جمهور نشه، ازدواج نمی‌کنم،

99
00:06:20,208 --> 00:06:22,625
‫پس گمونم به‌زودی می‌فهمیم

100
00:06:23,833 --> 00:06:24,708
‫اه...

101
00:06:31,583 --> 00:06:34,625
‫من... هنوز می‌ترسم که کارم اشتباه باشه

102
00:06:35,666 --> 00:06:36,666
‫که ازدواج کنی؟

103
00:06:37,708 --> 00:06:41,000
‫نه. نه، انگار فونت «اُنلی یو پرو»
‫به درد یه هرزهٔ آشغالی می‌خوره

104
00:06:41,083 --> 00:06:44,041
‫که حتی ساده‌ترین آداب رو هم بلد نیست

105
00:06:44,125 --> 00:06:48,416
‫وای خدا، چیزی به‌اسم فونت هرزه نداریم. وجود نداره

106
00:06:48,500 --> 00:06:49,833
‫خدا، نمی‌تونم نفس بکشم

107
00:06:50,875 --> 00:06:51,875
‫وای خدا

108
00:06:58,208 --> 00:06:59,208
‫طوری نیست

109
00:06:59,625 --> 00:07:01,000
‫وای خدا. وای خدا

110
00:07:01,500 --> 00:07:03,791
‫طبیعیه. باشه؟ همیشه همین‌طوری می‌شه

111
00:07:03,875 --> 00:07:05,666
<i>‫ شاهد تأخیر هستیم... </i>

112
00:07:05,750 --> 00:07:08,125
‫- چیز مهمی نیست
<i>‫ به‌علت ترافیک پیشِ‌رو </i>-

113
00:07:08,208 --> 00:07:09,666
<i>‫ از شکیبایی شما متشکریم </i>

114
00:07:10,166 --> 00:07:11,333
‫حالت خوبه؟

115
00:07:11,416 --> 00:07:12,875
‫بفرما. دیدی؟

116
00:07:13,666 --> 00:07:16,041
<i>‫ ایستگاه بعدی خیابان ۳۴ میدان هرالد </i>

117
00:07:16,125 --> 00:07:18,208
‫- و راه افتادیم. خیلی‌خب
‫- وای خدا

118
00:07:37,916 --> 00:07:40,791
‫اه! النور ویتمن. از مجلهٔ آتلانتیک اومده

119
00:07:40,875 --> 00:07:43,583
<i>‫ تا شهرت مجلهٔ مد هایپرجنسی </i>
<i>‫ که توش کار می‌کنم رو ارتقا بده </i>

120
00:07:44,083 --> 00:07:45,250
‫آخرهفته‌ت چطور بود؟

121
00:07:46,041 --> 00:07:49,375
‫احساس می‌کنم توی فروشگاه ویلیامز-سونوما
‫به‌اندازهٔ نصف ماراتن دویدم

122
00:07:49,458 --> 00:07:51,083
‫- ویلیامز-سونوما؟
‫- آره

123
00:07:51,166 --> 00:07:54,833
‫اگه می‌تونی باید برای
‫بعضی خدمات «اسکالی و اسکالی» ثبت‌نام کنی

124
00:07:54,916 --> 00:07:56,625
‫مطمئنم خانوادهٔ لوک هزینه‌ش رو می‌پردازن

125
00:07:56,708 --> 00:07:58,916
<i>‫ «اسکالی و اسکالی» دیگه چه کوفتیه؟ </i>

126
00:07:59,000 --> 00:08:01,916
‫شیفتهٔ «اسکالی و اسکالی»ام

127
00:08:02,000 --> 00:08:03,708
‫دیوارکوب‌های اتاق‌خوابم رو از اونجا گرفتم

128
00:08:03,791 --> 00:08:05,041
‫اوم

129
00:08:09,458 --> 00:08:12,416
<i>‫ النور می‌تونه درمورد موضوعات با متانت بنویسه، </i>

130
00:08:12,500 --> 00:08:15,625
<i>‫ مثل اختلاف حقوق و زنان افغانستان </i>

131
00:08:15,708 --> 00:08:18,250
<i>‫ من درمورد موضوع متفاوتی با همون اهمیت می‌نویسم </i>

132
00:08:18,333 --> 00:08:20,291
‫صدات، خانم فنلی...

133
00:08:21,958 --> 00:08:24,041
‫همتا نداره

134
00:08:25,166 --> 00:08:28,125
‫بعد از خوندنش، فکم درد می‌کنه

135
00:08:31,750 --> 00:08:34,041
<i>‫ این چیزیه که باعث می‌شه مجله‌مون فروش بره </i>

136
00:08:34,125 --> 00:08:37,750
<i>‫ ظاهراً لذت مردها از اهمیت جهانی برخورداره </i>

137
00:08:52,208 --> 00:08:54,791
‫خب یه تحقیق جدید از مجلهٔ آمریکایی سلامت عمومی

138
00:08:54,875 --> 00:08:58,916
‫به این نتیجه رسید که پارسال،
‫۳۰٪ از بازماندگان تجاوز جنسی

139
00:08:59,000 --> 00:09:02,291
‫مجبور به پرداخت ۹۴۰ دلار برای کیت تجاوز خودشون شدن

140
00:09:02,375 --> 00:09:03,791
‫کل حقوق یه دختر می‌شه

141
00:09:03,875 --> 00:09:05,000
‫صحیح. خب داشتم فکر می‌کردم

142
00:09:05,083 --> 00:09:07,625
‫عنوان جلد «هزینهٔ واقعی تجاوز جنسی» باشه

143
00:09:07,708 --> 00:09:10,166
‫اوه! اسطوخدوس حالم رو به‌هم می‌زنه

144
00:09:11,250 --> 00:09:13,166
‫هوم

145
00:09:13,250 --> 00:09:16,500
‫«وقتی هزینهٔ تجاوز شما بیشتر از اجاره می‌شود»، چطوره؟

146
00:09:17,875 --> 00:09:20,166
‫خب این ما رو به «برنامهٔ امروز» می‌بره

147
00:09:21,833 --> 00:09:23,000
‫اوم...

148
00:09:23,583 --> 00:09:27,083
‫خانم فنلی، یه چیز زشت بده که توجه بهمون جلب بشه

149
00:09:27,166 --> 00:09:28,416
‫باشه

150
00:09:29,708 --> 00:09:31,333
‫بذار ببینم، زشت...

151
00:09:32,583 --> 00:09:35,708
‫خب، یک مطالعهٔ جدید در «مجلهٔ حرکت‌شناسی»

152
00:09:35,791 --> 00:09:39,250
‫دریافت که تنفس از بینی برای عملکرد ورزشی بهینه‌ست

153
00:09:39,333 --> 00:09:41,791
‫و توسط بعضی از ورزشکارهای بزرگ
‫در سراسر دنیا استفاده می‌شه

154
00:09:41,875 --> 00:09:46,333
‫خب، «پنج هفته برای داشتن رابطهٔ دهانی عالی:

155
00:09:46,958 --> 00:09:48,541
‫مثل یک ورزشکار بزرگ نفس بکشید

156
00:09:48,625 --> 00:09:52,083
‫تا بیشتر از پارتنر سابقش دوام بیاورید و عمیق‌تر شوید»

157
00:09:55,791 --> 00:09:58,041
‫وقتی نعمت‌های زندگی‌م رو می‌شمارم،
‫تو رو دو بار حساب می‌کنم

158
00:09:58,833 --> 00:10:00,666
‫- تا پایان هفته پیش‌نویسش آماده‌ست؟
‫- آره

159
00:10:01,875 --> 00:10:03,559
‫ممنون از همگی

160
00:10:03,583 --> 00:10:04,583
‫همراهم بیا

161
00:10:09,333 --> 00:10:12,541
‫اسم تو توی سرفصل‌های مجلهٔ نیویورک تایمز نوشته می‌شه

162
00:10:13,208 --> 00:10:16,166
‫زیر اسم من، اما از یه «کوئیزنارت» برای کادوسی عروسی بهتره
‫[ برند لوازم‌خانگی ]

163
00:10:18,375 --> 00:10:21,375
<i>‫ چیزی نمونده تا مثل آنی هریسون بشم، </i>

164
00:10:21,458 --> 00:10:24,291
<i>‫ ویراستار ارشد مجلهٔ نیویورک تایمز، </i>

165
00:10:24,375 --> 00:10:26,708
<i>‫ تا به آدمی قابل‌احترام تبدیل بشم </i>

166
00:10:37,541 --> 00:10:41,833
<i>‫ خودداری از ناهارخوردن بهم اجازه می‌ده </i>
<i>‫ که هروقت بخوام، توی دفتر النور بشینم </i>

167
00:10:54,208 --> 00:10:58,166
<i>‫ یک روز، یه دفتر مدیریت با جوایز غیرقابل‌تحمل </i>

168
00:10:58,250 --> 00:11:01,416
<i>‫ و آلت‌گونه‌م خواهم داشت </i>

169
00:11:02,416 --> 00:11:05,375
<i>‫ تا اون‌موقع، وانمود می‌کنم آدم مهمی‌ام </i>

170
00:11:12,166 --> 00:11:13,958
<i>‫ نگین مال مادربزرگ لوک بود </i>

171
00:11:14,041 --> 00:11:17,291
<i>‫ اوه. ببخشید، عزیزجونش </i>

172
00:11:18,083 --> 00:11:20,666
<i>‫ بهم گفت می‌تونم روی یه حلقهٔ الماس بذارمش، </i>

173
00:11:21,166 --> 00:11:23,250
<i>‫ کاری که الآن تمام دخترها می‌کنن </i>

174
00:11:23,333 --> 00:11:25,666
<i>‫ دقیقاً برای همین هرگز چنین کاری نمی‌کنم </i>

175
00:11:25,750 --> 00:11:28,333
<i>‫ قصد دارم یه پیغام خیلی روشن به بقیه بدم </i>

176
00:11:28,416 --> 00:11:30,500
<i>‫ این یه میراث خانوادگیه </i>

177
00:11:31,500 --> 00:11:34,916
<i>‫ ما فقط پول نداریم، بلکه خانواده‌مون هم ثروتمنده </i>

178
00:11:35,750 --> 00:11:37,750
<i>‫ هرچی داری رو کن </i>

179
00:11:37,833 --> 00:11:39,666
‫سلام، آنی. خوش‌حالم دوباره می‌بینمت

180
00:11:39,750 --> 00:11:41,875
‫شرمنده که مجبور شدی این‌همه راه تا میدتاون بیای

181
00:11:41,958 --> 00:11:43,416
‫کیتی، خیلی ممنونم

182
00:11:43,500 --> 00:11:45,541
‫می‌شه لطفاً به بنجامین یادآوری کنی
‫که برای داستان اختلاف حقوق

183
00:11:45,625 --> 00:11:46,916
‫به گرافیک و طراحی نیاز دارم؟

184
00:11:47,000 --> 00:11:48,750
‫ام، داستان چی؟

185
00:11:48,833 --> 00:11:52,000
<i>‫ همون داستان هوشمندانه که الآن از خودم ساختم </i>
<i>‫ تا بیشتر به چشم بیام </i>

186
00:11:52,083 --> 00:11:53,083
‫از پنلوپی بپرس

187
00:11:56,791 --> 00:11:59,625
‫- بشین، لطفاً
‫- متشکرم که وقت گذاشتی

188
00:11:59,708 --> 00:12:01,208
‫اوهوم

189
00:12:02,250 --> 00:12:05,500
‫می‌دونم که گفتی درحال‌حاضر
‫مستند انتخاب درستی نیست،

190
00:12:05,583 --> 00:12:09,041
‫ولی از آخرین باری که با هم صحبت کردیم،
‫یک پیشرفت خیلی بزرگ اتفاق افتاده

191
00:12:09,125 --> 00:12:12,708
‫هم‌کلاسی سابقت، دین بارتون،
‫قرارداد بسته که ازش مصاحبه بشه

192
00:12:13,250 --> 00:12:14,916
<i>‫ خودتو نباز، فنلی </i>

193
00:12:15,000 --> 00:12:17,583
‫جای تعجب نداره که اون یه کتاب جدید برای تبلیغ داره

194
00:12:17,666 --> 00:12:20,000
‫مطمئنم سخنرانی‌ش توی کنگره
‫رو تابستون امسال دیدی

195
00:12:20,083 --> 00:12:21,666
<i>‫ فقط ۲۰۰ بار </i>

196
00:12:21,750 --> 00:12:22,750
‫نه

197
00:12:23,083 --> 00:12:26,500
‫درخواست برای تشدید بررسی پیشینهٔ
‫سلاح گرم توی پنسیلوانیا بود

198
00:12:27,083 --> 00:12:29,458
<i>‫ حلقه‌ت. حلقه‌ت رو بهش نشون بده </i>

199
00:12:29,541 --> 00:12:36,291
‫متأسفانه این تابستون درگیرِ برنامه‌ریزی عروسی

200
00:12:36,375 --> 00:12:39,500
‫و طرح مجله با کمپین هیلاری هستم

201
00:12:40,083 --> 00:12:42,723
‫نمی‌تونم تصور کنم چه احساسی داری
‫وقتی مردم بعد از این‌همه سال هنوز بابت اون اتفاق

202
00:12:42,791 --> 00:12:44,291
‫سین‌جیمت می‌کنن

203
00:12:45,166 --> 00:12:47,958
‫تو بازماندهٔ مرگبارترین تیراندازی
‫توی مدرسه خصوصی در تاریخ هستی

204
00:12:48,041 --> 00:12:50,958
‫و دلیل اینکه همچنان علاقهٔ عمومی رو به خودش جلب می‌کنه

205
00:12:51,041 --> 00:12:53,666
‫اینه که هنوز سؤالات زیادی هست
‫که هیچ‌وقت جواب ندادی

206
00:12:54,291 --> 00:12:57,375
‫مردم می‌خوان بدونن که قهرمان بودی یا شریک‌جرم؟

207
00:12:58,291 --> 00:12:59,875
‫من هیچ ارتباطی باهاش نداشتم

208
00:12:59,958 --> 00:13:01,958
‫- پس چرا دین می‌گه که داشتی؟
‫- نمی‌دونم

209
00:13:02,041 --> 00:13:04,125
‫نمی‌خوای از زبون خودت داستان رو بگی؟

210
00:13:04,208 --> 00:13:06,833
‫خانم فنلی. می‌بینم که راحتی

211
00:13:06,916 --> 00:13:09,684
‫تا وقتی که از ناهار برمی‌گردم،
‫برای داستان ارگاسم هم‌زمان

212
00:13:09,708 --> 00:13:11,083
‫سه تا پنج عنوان جلد می‌خوام

213
00:13:17,083 --> 00:13:20,166
‫لولو وینسنت، سردبیر «انجیل زنان»

214
00:13:20,250 --> 00:13:22,083
‫آرون ویکرشام، فیلم‌ساز مستقل

215
00:13:22,166 --> 00:13:25,958
‫اوه، درسته. چند سال پیش
‫فیلم کوتاهتون رو توی جشنوارهٔ فیلم تورنتو دیدم

216
00:13:26,041 --> 00:13:28,333
‫شما مرد جذاب ماه دسامبر هستید؟

217
00:13:29,083 --> 00:13:32,458
‫راستش، دارم روی یه مستند دربارهٔ خشونت با اسلحه
‫در مدارس کار می‌کنم

218
00:13:33,416 --> 00:13:34,750
‫دوست دارم با...

219
00:13:34,833 --> 00:13:35,833
<i>‫ نگو </i>

220
00:13:35,916 --> 00:13:36,916
‫...تیفانی صحبت کنم

221
00:13:37,250 --> 00:13:38,250
‫اوه

222
00:13:38,791 --> 00:13:40,458
‫همیشه یادم می‌ره اسمت اینه

223
00:13:42,166 --> 00:13:43,208
‫آنی کوتاه‌تره

224
00:13:49,250 --> 00:13:50,916
‫تیم من یک سال گذشته رو

225
00:13:51,000 --> 00:13:53,125
‫صرف تحقیقات روی حادثهٔ توی دبیرستانت کرده

226
00:13:53,208 --> 00:13:55,666
‫قصدم این نیست که با گفتن این حرف ناراحتت کنم،

227
00:13:55,750 --> 00:13:58,708
‫ولی ما یک جنبهٔ خیلی متفاوت از داستان رو کشف کردیم

228
00:13:58,791 --> 00:14:01,333
‫بهت قول می‌دم، من فقط دنبال حقیقتم

229
00:14:01,416 --> 00:14:04,336
‫بهت قول می‌دم که همکاری‌مون
‫باعث عذاب بیشترت نشه

230
00:14:04,416 --> 00:14:06,375
<i>‫ تا زمانی که داستان احساسی‌ت رو بگیری </i>

231
00:14:07,625 --> 00:14:11,541
‫عذر می‌خوام، ولی آخه امکان نداره
‫بتونی همچین قولی بهم بدی

232
00:14:15,750 --> 00:14:17,708
‫اگه بگم حرفت رو باور می‌کنم چی، آنی؟

233
00:14:20,375 --> 00:14:21,375
‫ممنون

234
00:14:54,600 --> 00:14:56,600
« دین بارتون تیفانی فنلی را به نقش‌داشتن در تیراندازی مدرسه متهم کرد »

235
00:15:06,966 --> 00:15:09,766
« بازماندهٔ تیراندازی مدرسهٔ برنتلی سال ۱۹۹۹ »

236
00:15:11,791 --> 00:15:14,708
‫اوه، شبیه قصر می‌مونه، تیفانی

237
00:15:15,208 --> 00:15:17,875
‫همیشه فکر می‌کردم
‫ماشین‌های قشنگ‌تری توی خط اصلی باشه

238
00:15:17,958 --> 00:15:19,583
‫چه محلهٔ باکلاسی

239
00:15:19,666 --> 00:15:20,666
‫مامان

240
00:15:20,708 --> 00:15:21,875
‫هوم

241
00:15:21,958 --> 00:15:28,208
‫تمام دانش‌آموزهایی که این بورسیهٔ ادبی رو دریافت کرده‌ن...

242
00:15:28,291 --> 00:15:30,791
‫- یه دانشگاه تحقیقاتی معتبر قبول شده‌ن
‫- ...قبول شده‌ن...

243
00:15:30,875 --> 00:15:34,500
‫می‌دونم به‌نظرت حرف‌هام تکراریه،
‫ولی دانشگاه جاییه که با آدم‌هایی آشنا می‌شی

244
00:15:34,583 --> 00:15:37,416
‫که تا مدت‌ها توی زندگی‌ت می‌مونن، تیفانی،

245
00:15:37,500 --> 00:15:40,250
‫و مدارس دولتی شامل مردهای باکیفیت نمی‌شن

246
00:15:40,333 --> 00:15:41,500
‫باشه، مامان

247
00:15:42,083 --> 00:15:44,000
‫همینه. این شروعشه

248
00:15:44,083 --> 00:15:45,208
‫خداحافظ

249
00:15:52,708 --> 00:15:54,875
‫همین الآنش هم خوشگل‌ترین دختر مدرسه‌ای

250
00:15:54,958 --> 00:15:56,041
‫مامان! هیس!

251
00:16:11,416 --> 00:16:13,976
<i>‫ چند هفتهٔ اول رو توی مدرسهٔ محترم برنتلی </i>

252
00:16:14,000 --> 00:16:15,791
<i>‫ بین دسته‌های مختلف گشتم </i>

253
00:16:16,416 --> 00:16:18,083
<i>‫ یه‌سری بچه‌ها مشهور بودن... </i>

254
00:16:18,583 --> 00:16:20,208
‫- سلام
‫- سلام

255
00:16:20,291 --> 00:16:21,458
<i>‫ یه‌سری‌ها باهوش، </i>

256
00:16:21,541 --> 00:16:23,000
<i>‫ و بقیهٔ بچه‌ها </i>

257
00:16:23,833 --> 00:16:26,916
<i>‫ به‌علاوهٔ یه معلم خیلی باحال که فوراً به استعدادم پی برد </i>

258
00:16:27,000 --> 00:16:29,791
‫«هولدن چیزی است که به آن راوی غیرقابل‌اعتماد می‌گوییم،

259
00:16:29,875 --> 00:16:33,375
‫کسی که دیدگاهش نسبت به حقیقت قابل‌اعتماد نیست»

260
00:16:33,916 --> 00:16:37,541
‫این یه خط از مقالهٔ استثنایی تیفانی فنلیه

261
00:16:37,625 --> 00:16:39,916
‫به برنتلی خوش اومدی. تبریک می‌گم

262
00:16:40,000 --> 00:16:42,166
‫♪ اون یه نابغه توی یه بطریه، جیگر ♪

263
00:16:42,250 --> 00:16:43,309
‫بس کن

264
00:16:46,833 --> 00:16:47,958
‫اوه، مرسی

265
00:16:53,250 --> 00:16:55,708
<i>‫ تنها چیزی که همه‌شون داشتن و من نداشتم؟ </i>

266
00:16:56,416 --> 00:16:57,416
<i>‫ اصل‌ونسب </i>

267
00:16:58,083 --> 00:16:59,125
‫هی، هیلاری

268
00:16:59,208 --> 00:17:01,375
‫- هی، دین
‫- برام آب‌نبات جویدنی بگیر

269
00:17:10,708 --> 00:17:11,750
‫اوه

270
00:17:12,250 --> 00:17:13,500
‫نگران نباش، برمی‌دارم

271
00:17:14,000 --> 00:17:16,041
‫از سینی استفاده نکن

272
00:17:18,625 --> 00:17:19,708
‫- مرسی
‫- خواهش

273
00:17:21,875 --> 00:17:22,875
‫خیلی‌خب

274
00:17:27,458 --> 00:17:29,000
‫بیا، بیا پیش ما بشین

275
00:17:29,708 --> 00:17:31,125
‫- لیام!
‫- اینجا

276
00:17:31,208 --> 00:17:32,458
<i>‫ پیتون، بگیرش </i>

277
00:17:32,958 --> 00:17:34,458
‫- سلام، دختر
‫- سلام

278
00:17:35,208 --> 00:17:38,625
‫- چه خبرا، تیفانی؟
‫- لعنتی، رفیقمون از همین حالا برای خودش جورش کرد

279
00:17:38,708 --> 00:17:41,500
‫صبحی بهش اتاق زبان رو نشون دادم، بی‌عقل

280
00:17:43,541 --> 00:17:45,666
‫- چقدر بهت بدهکارم، فینی؟
‫- فینی؟

281
00:17:45,750 --> 00:17:49,291
‫تیف‌فینی

282
00:17:49,375 --> 00:17:50,375
‫لازم نیست

283
00:17:50,416 --> 00:17:53,166
‫فقط دین می‌ذاره یکی که کمک‌هزینهٔ شهریه داره
‫براش ناهار بخوره

284
00:17:53,250 --> 00:17:54,250
‫اوه

285
00:17:55,416 --> 00:17:56,791
‫بورسیهٔ ادبیه

286
00:17:57,583 --> 00:17:59,958
‫که فقط دانش‌آموزهای با توان مالی کم
‫می‌تونن درخواست بدن

287
00:18:00,041 --> 00:18:00,875
‫لیو...

288
00:18:00,958 --> 00:18:07,208
‫و بااین‌حال، تو نوهٔ نوهٔ نوهٔ جان دی. راکفلر هستی،

289
00:18:07,291 --> 00:18:10,458
‫و بازم جایزهٔ مقالهٔ سالینجر رو باختی به...

290
00:18:10,541 --> 00:18:11,416
‫باشه

291
00:18:11,500 --> 00:18:14,541
‫اولیویا به‌خاطر تهدید به آدم‌ربایی مجبور شد فامیلش رو

292
00:18:14,625 --> 00:18:16,125
‫از راکفلر به کپلن تغییر بده

293
00:18:16,208 --> 00:18:20,625
‫- روزهای دل‌خراشی براش بوده
‫- خدایا. فینی، مراقب این خل‌وچل باش

294
00:18:21,416 --> 00:18:24,500
‫این‌قدر آب‌نبات بخور تا جونت درآد، دین.
‫خیلی آشغالی

295
00:18:29,791 --> 00:18:34,541
<i>‫ ...کنترل اسلحه. و اون رو برابر با </i>
<i>‫ تلاش برای برداشتن اسلحه‌شون می‌دونن </i>

296
00:18:34,625 --> 00:18:37,541
<i>‫ و من قبلاً یکی از اون‌ها بودم، ریچل، </i>

297
00:18:37,625 --> 00:18:40,083
<i>‫ تا زمانی که متوجه شدم لایحه‌ای که ما پیشنهاد می‌کنیم </i>

298
00:18:40,166 --> 00:18:42,126
<i>‫ حقوق قانونی من رو تهدید نمی‌کردن </i>

299
00:18:42,208 --> 00:18:45,291
<i>‫ اما اطمینان می‌داد اسلحه‌ای که نخاعم رو قطع کرد </i>

300
00:18:45,375 --> 00:18:47,416
<i>‫ ثبت شده و در مکانی امن نگه‌داری شده، </i>

301
00:18:47,500 --> 00:18:52,000
<i>‫ دور از دست افراد خطرناک و بی‌ثبات ذهنی که... </i>

302
00:18:52,083 --> 00:18:53,208
‫چرا داریم این رو تماشا می‌کنیم؟

303
00:18:53,291 --> 00:18:55,166
<i>‫ ما... خیلی ازت ممنونیم... </i>

304
00:18:55,250 --> 00:18:57,000
‫اون کارگردانه دوباره اومد

305
00:18:57,083 --> 00:18:58,083
‫اوه

306
00:18:59,166 --> 00:19:00,166
‫چی می‌خواد؟

307
00:19:01,875 --> 00:19:03,541
‫دین الآن داره توی مستند شرکت می‌کنه

308
00:19:05,833 --> 00:19:06,958
‫ایول

309
00:19:08,333 --> 00:19:10,541
‫داره زور آخرشو می‌زنه که تو قبول کنی

310
00:19:11,333 --> 00:19:13,916
‫داستان تویی. تو کسی‌ای که هیچ‌وقت حرف‌هاش ضبط نشده

311
00:19:14,000 --> 00:19:15,000
‫بهت احتیاج داره

312
00:19:18,958 --> 00:19:19,958
‫هی

313
00:19:22,750 --> 00:19:25,083
‫اگه احساس می‌کنی باید انجامش بدی،
‫بهتره همین کارو بکنی

314
00:19:26,416 --> 00:19:28,958
‫ولی یادت باشه، لازم نیست از خودت در برابر من

315
00:19:29,041 --> 00:19:30,625
‫یا هرکس که واقعاً می‌شناسدت، دفاع کنی

316
00:19:32,333 --> 00:19:33,875
‫کی عین خیالشه که بقیه چی فکر می‌کنن؟

317
00:19:33,958 --> 00:19:37,166
<i>‫ گفتنش خیلی راحته وقتی همه دوستت دارن، لوک </i>

318
00:19:37,250 --> 00:19:39,166
‫- می‌شه یه خبر خوب بهت بدم؟
‫- آره

319
00:19:43,333 --> 00:19:45,625
‫می‌خوان پیشنهاد لندن رو برای جفتمون جذاب کنن

320
00:19:46,208 --> 00:19:48,517
<i>‫ شرکت لوک می‌خواد بهش پولِ کون‌لق‌احساساتت بده </i>

321
00:19:48,541 --> 00:19:49,541
<i>‫ که بره لندن، </i>

322
00:19:50,166 --> 00:19:52,375
<i>‫ که تا یک سال دیگه پالخت و باردار می‌شم </i>

323
00:19:52,458 --> 00:19:55,833
‫جان گفت که رتبه ششم جهانی توی برنامه‌های
‫کارشناسی‌ارشد هنرهای زیبا رو داره

324
00:19:55,916 --> 00:19:56,916
‫بی‌خیال، لوک

325
00:19:57,708 --> 00:20:00,250
‫می‌دونی که برنامه‌های ارشد هنرهای زیبا
‫فقط برای دخترهای سفیدپوستیه

326
00:20:00,333 --> 00:20:01,708
‫که برای نوشتن پولی نمی‌گیرن

327
00:20:02,708 --> 00:20:04,125
‫فکر می‌کردم کیفور بشی

328
00:20:04,916 --> 00:20:10,041
‫مسئله اینه که... لولو امروز گفت
‫که مراحل پایانی بررسی قراردادش

329
00:20:10,125 --> 00:20:13,333
‫با مجلهٔ نیویورک تایمز رو داره می‌گذرونه

330
00:20:14,333 --> 00:20:17,458
‫شرمنده، آنی، ولی چند بار اینو شنیدی؟

331
00:20:18,750 --> 00:20:21,500
‫تا پیشنهاد روی میز نباشه، هیچ‌کدومش واقعی نیست

332
00:20:22,166 --> 00:20:23,166
‫لندن واقعیه

333
00:20:24,541 --> 00:20:27,333
‫این یه فرصت واقعی برای توئه

334
00:20:30,916 --> 00:20:33,000
‫باشه، بهش فکر می‌کنم

335
00:20:33,583 --> 00:20:35,916
‫- بهش فکر کن. می‌رم بدوئم
‫- باشه

336
00:20:38,958 --> 00:20:40,638
‫به‌عنوان یه شروع تازه در نظر بگیرش، عزیزم

337
00:20:46,375 --> 00:20:47,500
‫خیلی حال می‌ده

338
00:20:54,500 --> 00:20:56,750
‫- برو. تو می‌تونی
‫- خیلی‌خب. خیلی‌خب

339
00:20:56,833 --> 00:20:57,833
‫اینجا رو داشته باش

340
00:20:58,291 --> 00:21:00,000
‫وای خدا

341
00:21:01,208 --> 00:21:03,958
‫لیام انگار داره رقص جفت‌خواهی‌ای چیزی می‌کنه

342
00:21:05,041 --> 00:21:06,875
‫الآن خیلی تودل‌برو شده

343
00:21:10,375 --> 00:21:11,583
‫پاهات رو تکون بده!

344
00:21:11,666 --> 00:21:13,541
‫هی، پیتون، اینجا رو نگاه

345
00:21:13,625 --> 00:21:17,958
‫- اوه! اوه! هی! اوه
‫- خیلی‌خب

346
00:21:18,541 --> 00:21:20,166
‫- اه!
‫- چی...

347
00:21:20,250 --> 00:21:21,750
‫- چه غلطی می‌کنی؟
‫- آروم باش

348
00:21:21,833 --> 00:21:24,333
‫خل‌وچل عوضی. گورتو گم کن

349
00:21:24,416 --> 00:21:26,000
‫- آروم، پسر
‫- اون عوضی

350
00:21:26,083 --> 00:21:27,458
‫- بی‌خیال
‫- می‌کشمش

351
00:21:27,541 --> 00:21:28,833
‫اه!

352
00:21:28,916 --> 00:21:29,916
‫هی

353
00:21:30,458 --> 00:21:32,583
‫خیلی نازه!

354
00:21:34,500 --> 00:21:37,000
‫آرتور، فکر کنم حامله‌م

355
00:21:37,083 --> 00:21:39,958
‫اوه، آره. بچه‌های شما
‫یه معلم خصوصی کوفتی لازمشون می‌شه

356
00:21:40,458 --> 00:21:43,375
‫چرا... چرا حس می‌کنم الآن یه کار نامعقول کردی؟

357
00:21:43,458 --> 00:21:45,541
‫رفیق، قول دادی که امشب کار احمقانه‌ای نکنی

358
00:21:45,625 --> 00:21:48,041
‫خب، قول‌ها برای شکسته‌شدن ساخته شده‌ن، عزیز من

359
00:21:50,250 --> 00:21:51,250
‫اوه!

360
00:21:57,958 --> 00:22:00,208
‫فلاسک دستشه. بریم

361
00:22:03,000 --> 00:22:04,875
‫- اوه، آرتور. آرتور. آرتور
‫- آرتور

362
00:22:04,958 --> 00:22:06,125
‫آرتور، بذارش کنار

363
00:22:06,208 --> 00:22:08,083
‫باید همراه من بیای، حالا

364
00:22:11,666 --> 00:22:12,666
‫همراهم بیا

365
00:22:13,833 --> 00:22:14,666
‫هیلاری!

366
00:22:19,458 --> 00:22:21,000
‫بدو

367
00:22:21,625 --> 00:22:23,666
‫واینستا. واینستا

368
00:22:24,208 --> 00:22:28,291
‫دخترها. اگه از محدودهٔ مدرسه خارج شید،
‫باید به والدینتون زنگ بزنم

369
00:22:28,375 --> 00:22:30,000
‫مامانم می‌دونه می‌رم خونهٔ دین

370
00:22:30,083 --> 00:22:32,458
‫یعنی، رفیق صمیمی خانم بارتونه

371
00:22:32,541 --> 00:22:34,250
‫- آره
‫- تیف بعد مهمونی اونجا می‌خوابه

372
00:22:35,208 --> 00:22:37,708
‫- به مامان هیلاری زنگ بزنید اگه می‌خواید
‫- آره

373
00:22:38,291 --> 00:22:39,375
‫آره، به مامانم زنگ بزنید

374
00:22:43,250 --> 00:22:44,750
‫خیلی‌خب

375
00:22:48,000 --> 00:22:48,833
‫آره، اینجام

376
00:22:48,916 --> 00:22:50,833
‫برو، برو، برو. بدو

377
00:22:50,916 --> 00:22:52,541
‫هی!

378
00:22:52,625 --> 00:22:53,625
‫سلام!

379
00:22:55,458 --> 00:22:57,125
‫- سلام، آقای لارسون!
‫- نه، نگو!

380
00:22:57,208 --> 00:22:58,267
‫- این کارو نکن!
‫- مرسی!

381
00:22:58,291 --> 00:22:59,458
‫به مامانم زنگ می‌زنه

382
00:22:59,541 --> 00:23:01,301
‫عاشق این آهنگم!

383
00:23:07,666 --> 00:23:09,708
‫با بند دور گردن بهش میاد

384
00:23:10,208 --> 00:23:11,666
‫همه‌ش بهش میاد

385
00:23:12,625 --> 00:23:15,958
‫حتی با کوچیک‌کردن سینه، بازم شونه‌های پهنی داره

386
00:23:24,250 --> 00:23:25,541
‫وای

387
00:23:26,041 --> 00:23:27,333
‫با من ازدواج کن

388
00:23:28,708 --> 00:23:30,958
‫اوم

389
00:23:34,000 --> 00:23:35,375
‫کمربند چطوره؟

390
00:23:35,458 --> 00:23:38,833
‫زلم‌زیمبوی بیشتری لازم داری چون خیلی ساده‌ست

391
00:23:40,166 --> 00:23:42,208
‫اگه فقط پنج ثانیه بیشتر صبر می‌کردی،

392
00:23:42,291 --> 00:23:45,583
‫مجبور نبودی به لباسم توهین کنی

393
00:23:45,666 --> 00:23:49,666
‫من به لباسش توهین نکردم.
‫شنیدی که به لباسش توهین کنم؟

394
00:23:49,750 --> 00:23:51,458
‫فقط می‌خوای خیلی به چشم بیاد

395
00:23:51,541 --> 00:23:52,791
‫نل درک می‌کنه

396
00:23:52,875 --> 00:23:56,041
‫اون روز داشتم برنامهٔ «به لباس بله بگو» رو می‌دیدم،

397
00:23:56,541 --> 00:23:58,250
‫و دختر توی برنامه

398
00:23:58,333 --> 00:24:04,583
‫یه دامن پرنسسی توری داشت
‫که می‌شد ببندی و باز کنی

399
00:24:05,875 --> 00:24:09,166
‫«کیت میدلتون» برای عروسی‌ش دامن پرنسسی توری نپوشیده بود
‫[ شاهدخت ولز، همسر ویلیام ]

400
00:24:09,250 --> 00:24:11,708
‫عروس‌های باردار اوهایو هم نباید بپوشن

401
00:24:13,083 --> 00:24:14,083
‫مرسی

402
00:24:14,791 --> 00:24:16,625
‫آره، تقریباً شیش‌ماهه باردار بود

403
00:24:16,708 --> 00:24:17,708
‫اوم

404
00:24:19,125 --> 00:24:22,791
‫بازم، به‌نظرم اون رو به این ترجیح می‌دم، لباس بولرینو

405
00:24:24,000 --> 00:24:25,375
‫بولرو

406
00:24:25,916 --> 00:24:26,916
‫بولرو

407
00:24:27,666 --> 00:24:28,708
‫یکی دیگه بخور

408
00:24:29,541 --> 00:24:30,541
‫آنی

409
00:24:32,125 --> 00:24:35,333
‫ببخشید که خواستم مهم‌ترین روز زندگی‌ت رو جشن بگیرم

410
00:24:36,000 --> 00:24:38,125
‫می‌رم یه نگاهی به جنس‌های بالا بندازم

411
00:24:38,208 --> 00:24:41,583
‫متأسفانه نمی‌تونید لیوان رو
‫خارج از بوتیک عروسی ببرید، خانم

412
00:24:46,750 --> 00:24:51,000
‫خیلی‌خب، منو نکشی، ولی یه‌جورایی با مامانت موافقم

413
00:24:51,083 --> 00:24:53,666
‫یعنی، تو جذاب‌تر از این حرفایی، مگه نه؟

414
00:24:55,291 --> 00:24:57,666
‫دارم جایی ازدواج می‌کنم که لباس‌های گل‌منگلی توش رایجه

415
00:24:57,750 --> 00:25:01,500
‫نمی‌خوام با یه لباس پری‌دریایی پولکی
‫آبروش رو ببرم

416
00:25:01,583 --> 00:25:04,791
‫آبروی لوک رو ببری؟ اه! ای‌وای، آنی

417
00:25:05,833 --> 00:25:07,541
‫نل، پنج هفته مونده

418
00:25:07,625 --> 00:25:10,000
‫چرا الآن باید بهم بگی که لباسم خوب نیست؟

419
00:25:10,083 --> 00:25:12,291
‫نه، نگفتم خوب نیست. خب؟
‫همه‌چیز تو خوبه

420
00:25:12,375 --> 00:25:15,625
‫خدایا. ول کن، باشه؟

421
00:25:15,708 --> 00:25:17,166
‫آره، خب، غیرممکنه،

422
00:25:17,250 --> 00:25:19,541
‫به‌خاطر کدبانوی واقعی پنسیلتاکی که توی شهره

423
00:25:21,000 --> 00:25:22,250
‫با مامانت مهربون باش

424
00:25:24,500 --> 00:25:26,375
‫اون لباس بهت میاد

425
00:25:26,958 --> 00:25:29,791
‫کمرت رو نسبت به لباس‌های دیگه‌ت
‫بهتر نشون می‌ده

426
00:25:32,916 --> 00:25:33,916
‫وای!

427
00:25:34,250 --> 00:25:35,583
‫کارگردانه‌ست. آرونه

428
00:25:36,083 --> 00:25:37,750
‫بذار بره روی پیغام صوتی

429
00:25:41,208 --> 00:25:43,791
‫فکر کردم بهش گفتی نه.
‫چرا داره بهت زنگ می‌زنه؟

430
00:25:43,875 --> 00:25:45,375
‫گفتم،

431
00:25:46,083 --> 00:25:49,708
‫ولی فقط می‌خواستم بدونم اگه نظرم عوض شد،

432
00:25:50,541 --> 00:25:52,875
‫کِی باید در دسترس باشم

433
00:25:52,958 --> 00:25:55,125
‫اوه‌اوه

434
00:25:56,583 --> 00:25:59,000
‫- آنی
‫- اوه‌اوه از نوع خوبش؟

435
00:26:00,125 --> 00:26:05,166
‫عزیزم، تو می‌خوای دین بارتون رو
‫به‌خاطر ریاکاری و رذالتش رسوا کنی

436
00:26:06,250 --> 00:26:09,416
‫از اون خزعبلات همیشگی نیست

437
00:26:10,625 --> 00:26:11,708
‫از نوع خفنشه

438
00:26:12,625 --> 00:26:16,625
‫نه. نمی‌دونم. من... آماده نیستم

439
00:26:17,208 --> 00:26:19,041
‫- بی‌خیال، مگه چی لازمه؟
‫- اوه

440
00:26:19,708 --> 00:26:22,750
‫بذار ببینم. دین سخنرانی‌های گسترده‌ای توی کنگره داره،

441
00:26:22,833 --> 00:26:26,208
‫و من باید تا دوشنبه یه داستان درمورد
‫لذت جنسی یک آلت ختنه‌نشده آماده کنم

442
00:26:26,291 --> 00:26:28,767
‫نسبت به اون‌هایی که ختنه شده‌ن حساس‌ترن،

443
00:26:28,791 --> 00:26:29,958
‫طبق گفتهٔ متخصصین

444
00:26:30,500 --> 00:26:31,875
‫هیچ‌کس اون‌موقع حرفم رو باور نکرد،

445
00:26:31,958 --> 00:26:34,208
‫چون بدبخت‌بیچاره بودم و لباس ارزون می‌پوشیدم

446
00:26:34,708 --> 00:26:37,541
‫اگه قرار باشه این کارو بکنم، باید ضدضربه باشم

447
00:26:37,625 --> 00:26:41,041
‫باید بتونم بگم که توی نیویورک تایمز کار می‌کنم،

448
00:26:41,125 --> 00:26:44,333
‫و اینکه توی یه ساختمون
‫با دربان آسانسور توی ترابیکا زندگی می‌کنم،

449
00:26:44,416 --> 00:26:45,875
‫و اینکه اسمم آنی هریسونه

450
00:26:45,958 --> 00:26:48,291
‫چون با کاپیتان لاکراس نانتاکت ازدواج کردم

451
00:26:48,375 --> 00:26:51,166
‫و بقیه با چه جرئتی باور می‌کنن که
‫من کاری که دین گفته رو انجام دادم

452
00:26:51,250 --> 00:26:54,250
‫وقتی داشتم یک قطره اشک رو
‫با این دست به‌خصوص پاک می‌کردم

453
00:26:58,125 --> 00:26:59,291
‫چهار تا از پنج تا

454
00:27:01,500 --> 00:27:03,916
‫به هیچ‌کدومشون هم نیازی نداری
‫که حرفت باورپذیر بشه

455
00:27:05,458 --> 00:27:06,458
‫تو نیاز نداری،

456
00:27:07,666 --> 00:27:08,666
‫ولی من دارم

457
00:27:10,791 --> 00:27:11,791
‫من نیاز دارم

458
00:27:17,458 --> 00:27:20,541
‫خدای من، چه رفتاری با آدم دارن اینجا

459
00:27:22,208 --> 00:27:24,375
‫انگار توی خرده‌فروشی کار می‌کنی

460
00:27:25,625 --> 00:27:27,583
‫- من می‌رم یه تماس کوتاه بگیرم
‫- باشه

461
00:27:28,083 --> 00:27:29,750
‫- احتیاجی نیست
‫- اوه، ممنون

462
00:27:33,250 --> 00:27:34,666
‫قوانین رو زیر پا می‌ذاره

463
00:27:37,416 --> 00:27:39,166
<i>‫ سلام، آنی. خیلی خوش‌حالم که تماس گرفتی </i>

464
00:27:39,250 --> 00:27:42,125
<i>‫ از اینکه اون‌طوری حرفمون به پایان رسید </i>
<i>‫ احساس خوبی نداشتم </i>

465
00:27:42,208 --> 00:27:45,583
<i>‫ مدیر مدرسهٔ جدید بهمون اجازه داده </i>
<i>‫ هفتهٔ دوم سپتامبر توی حیاط فیلم بگیریم </i>

466
00:27:45,666 --> 00:27:48,306
<i>‫ فقط داریم برنامه‌‌های زمانی رو نهایی می‌کنیم. </i>
<i>‫ خوش‌حال می‌شیم بدونیم که هستی یا نه </i>

467
00:27:48,375 --> 00:27:50,708
‫- اوه، چه قشنگه، اسپنسر
‫- وقتی فرصت کردی، باهام یه تماس بگیر

468
00:27:51,791 --> 00:27:54,875
‫اوه، ببخشید. دقیقاً شبیه دخترمی

469
00:27:55,875 --> 00:27:58,625
‫مردم همیشه من رو با یکی دیگه اشتباه می‌گیرن

470
00:27:59,416 --> 00:28:00,708
‫حالا که گیرت انداختم...

471
00:28:02,333 --> 00:28:03,791
‫- اون‌یکی
‫- هوم

472
00:28:04,791 --> 00:28:05,791
‫سلیقه‌ت خوبه

473
00:28:22,750 --> 00:28:23,750
‫سلام، آرون؟

474
00:28:25,333 --> 00:28:27,833
‫همیشه وقتی میام خونه
‫می‌رم هتل ریتز کارلتون

475
00:28:30,666 --> 00:28:31,500
‫عالیه

476
00:28:41,800 --> 00:28:43,800
« سی روز تا این غول زشت رو شوهر صدا بزنم »

477
00:28:47,740 --> 00:28:51,740
« با اون هرزهٔ روانی ازدواج نکن »

478
00:28:58,040 --> 00:29:00,040
« تولد خواهرزاده‌م لیام راس مبارک، اگه بود امروز ۳۲ساله می‌شد »

479
00:29:13,500 --> 00:29:14,500
‫عزیزم، برو که بریم!

480
00:29:15,333 --> 00:29:16,791
‫اوه!

481
00:29:22,416 --> 00:29:23,583
‫پیک!

482
00:29:24,708 --> 00:29:25,875
‫یالا!

483
00:29:25,958 --> 00:29:27,583
‫- به‌سلامتی!
‫- به‌سلامتی!

484
00:29:27,666 --> 00:29:29,208
‫اوه، آره!

485
00:29:29,916 --> 00:29:31,541
‫من هم اونو می‌خورم

486
00:29:32,166 --> 00:29:33,791
‫- خب، بریم
‫- هیلاری

487
00:29:33,875 --> 00:29:35,083
‫هیلاری، مامانت اینجاست

488
00:29:35,166 --> 00:29:37,166
‫- مامانم اینجاست. گُه توش، مامانم اینجاست!
‫- چی؟

489
00:29:37,250 --> 00:29:38,416
‫باید بریم

490
00:29:38,500 --> 00:29:40,125
‫چی؟ باید برم

491
00:29:40,625 --> 00:29:42,625
‫- تیف، تو هم میای؟
‫- نمی‌تونی اونو ببری

492
00:29:42,708 --> 00:29:44,333
‫شرمنده، نمی‌تونی اونو ببری!

493
00:29:46,083 --> 00:29:47,083
‫تیف!

494
00:29:48,875 --> 00:29:50,458
‫ولم نمی‌کنه

495
00:29:50,541 --> 00:29:52,583
‫فینی، بخور! بریم

496
00:29:52,666 --> 00:29:55,458
‫یالا! خونهٔ من، قوانین من

497
00:29:55,541 --> 00:29:56,791
‫آنی؟

498
00:30:14,333 --> 00:30:15,375
‫شرکت کوفتی

499
00:30:15,458 --> 00:30:19,625
‫خیلی‌خب، دستور جدید اینه که نمی‌تونیم بگیم
‫کلیتوریس، ولی فنج اشکالی نداره

500
00:30:19,708 --> 00:30:20,708
‫باشه

501
00:30:21,916 --> 00:30:25,916
‫اوه، ولی تو لازم نیست اینو بدونی،
‫چون دیگه اینجا کار نمی‌کنی

502
00:30:28,333 --> 00:30:30,125
‫داریم می‌ریم نیویورک تایمز

503
00:30:30,208 --> 00:30:33,083
‫اوه، ایول! آره!

504
00:30:33,166 --> 00:30:34,000
‫هو!

505
00:30:35,833 --> 00:30:36,833
‫مرسی

506
00:30:39,083 --> 00:30:43,166
‫سلام. رزروی برای چهار نفر به‌اسم هریسون

507
00:30:43,250 --> 00:30:44,708
‫باید ساعت هشت باشه

508
00:30:49,708 --> 00:30:50,750
‫- سلام
‫- سلام

509
00:30:50,833 --> 00:30:51,833
‫سلام

510
00:30:52,791 --> 00:30:55,541
‫- خوش‌حال به نظر میای
‫- خب خبرهای خوبی دارم

511
00:30:55,625 --> 00:30:57,833
‫- یکی از اعضای مهمونی‌تون جای باره
‫- اوه

512
00:30:57,916 --> 00:30:59,750
‫باشه، بعدش بهت می‌گم

513
00:30:59,833 --> 00:31:01,708
‫بفرمایید. خیلی ممنون

514
00:31:04,166 --> 00:31:06,666
‫خودشه. اون... همسرشه

515
00:31:06,750 --> 00:31:08,583
‫باشه

516
00:31:09,083 --> 00:31:10,083
‫ویتنی

517
00:31:10,125 --> 00:31:11,791
‫- لوک. سلام
‫- خوش‌حالم می‌بینمت

518
00:31:11,875 --> 00:31:14,208
‫اندرو چند دقیقه دیرتر می‌رسه

519
00:31:14,291 --> 00:31:16,083
‫- این آنیه، نامزدم
‫- سلام، ویتنی‌ام

520
00:31:16,166 --> 00:31:18,000
‫- از دیدنت خوش‌وقتم
‫- از دیدنت خوش‌وقتم

521
00:31:19,291 --> 00:31:23,125
‫ببخشید، ولی من با یه بچهٔ ۱۶ماهه
‫توی خونه زمین‌گیر شده‌م

522
00:31:23,708 --> 00:31:25,416
‫۱۶ماهه؟

523
00:31:26,166 --> 00:31:27,916
‫سرووضعت فوق‌العاده‌ست

524
00:31:28,000 --> 00:31:29,559
‫لوک می‌گه توی تربیت بچه حرف ندارم

525
00:31:29,583 --> 00:31:30,833
‫عکس هم داری؟

526
00:31:30,916 --> 00:31:32,083
‫انگار خیلی سخته

527
00:31:32,583 --> 00:31:34,916
<i>‫ به‌معنای واقعی کلمه، فقط باید وانمود کنی </i>
<i>‫ که حس مادری رو اختراع کردن </i>

528
00:31:35,000 --> 00:31:36,541
‫به راست بکش

529
00:31:36,625 --> 00:31:39,184
<i>‫ برای زن‌هایی که نمی‌تونن </i>
<i>‫ فقط یک عکس از بچه‌شون رو بهت نشون بدن </i>

530
00:31:39,208 --> 00:31:41,083
<i>‫ یک جای خاص توی جهنم وجود داره </i>

531
00:31:41,166 --> 00:31:43,875
‫وای خدا. این فسقلی رو نگاه کن

532
00:31:43,958 --> 00:31:46,416
‫- عزیزم، ببینش
‫- نازه. می‌شه لطفاً یه آب‌جو بدید؟

533
00:31:49,958 --> 00:31:51,375
‫این شوهرته؟

534
00:31:52,583 --> 00:31:54,125
‫تا جایی که می‌دونم

535
00:31:54,208 --> 00:31:56,750
‫شرمنده. وای خدا، خیابون پنجم سپربه‌سپر ماشین بود

536
00:31:57,541 --> 00:31:58,958
‫- ایناهاشش
‫- لوک

537
00:31:59,791 --> 00:32:01,392
‫- خوش‌حالم می‌بینمت
‫- خوش‌حالم می‌بینمت

538
00:32:01,416 --> 00:32:02,583
‫- عسلم
‫- سلام

539
00:32:03,208 --> 00:32:04,208
‫این آنیه

540
00:32:04,541 --> 00:32:06,333
‫از دیدنت خوش‌وقتم. اندرو

541
00:32:07,666 --> 00:32:09,208
‫آقای لارسون، منم

542
00:32:10,500 --> 00:32:11,500
‫تیفانی

543
00:32:11,916 --> 00:32:12,791
‫تیفانی؟

544
00:32:14,666 --> 00:32:17,958
‫«آقای لارسون»؟ معلمت بوده؟

545
00:32:18,458 --> 00:32:19,625
‫تیفانی

546
00:32:20,291 --> 00:32:24,375
‫نشناختمت. قیافه‌ت...

547
00:32:25,041 --> 00:32:27,416
<i>‫ انگار هیچ‌کدومش اصلاً اتفاق نیفتاده </i>

548
00:32:27,500 --> 00:32:28,708
‫الآن می‌تونید بشینید

549
00:32:30,666 --> 00:32:33,958
‫پس... ببخشید، یه لحظه وایسا.
‫اسمت رو عوض کردی یا...

550
00:32:34,041 --> 00:32:37,416
‫نه، اون تیفانیه، مال اون‌موقع که از برنتلی رفتم

551
00:32:38,000 --> 00:32:38,875
‫اوه

552
00:32:38,958 --> 00:32:39,958
‫وای خدا

553
00:32:40,041 --> 00:32:41,666
‫- خدایا، خیلی متأسفم بابت...
‫- وای خدا

554
00:32:41,750 --> 00:32:43,708
‫- می‌دونی، بابت همه‌چی
‫- طوری نیست

555
00:32:44,291 --> 00:32:47,208
‫- اتفاقی که برات افتاده، من فقط...
‫- اوه، متوجهم

556
00:32:47,291 --> 00:32:48,708
<i>‫ جلوش رو بگیر، لوک </i>

557
00:32:48,791 --> 00:32:50,500
‫خیلی متأسفم. من...

558
00:32:51,541 --> 00:32:53,458
‫خب، اگه مایهٔ تسلیه،

559
00:32:53,541 --> 00:32:58,000
‫به لطف تو، شوهر خیّرم وارد مشتقات اعتباری شد

560
00:33:00,500 --> 00:33:03,416
‫می‌دونی، تیفانی قوی‌ترین نویسندهٔ کلاسم بود

561
00:33:03,500 --> 00:33:05,666
‫خب، حالا توی «انجیل زنان» ویراستار ارشده

562
00:33:05,750 --> 00:33:08,083
‫- «انجیل زنان»؟
‫- آره

563
00:33:08,166 --> 00:33:09,791
‫- خیلی عالیه
‫- مرسی

564
00:33:09,875 --> 00:33:12,333
‫وقتی بچه بودم، این رو از مادرم مخفی می‌کردم

565
00:33:12,416 --> 00:33:16,041
‫«گذشته هیچ‌وقت از بین نمی‌ره.
‫حتی زمان گذشته هم نیست»

566
00:33:16,916 --> 00:33:18,541
‫به‌سلامتی حرف کنفوسیوس

567
00:33:18,625 --> 00:33:20,666
<i>‫ هاه، فالکنر گفته </i>

568
00:33:20,750 --> 00:33:22,208
‫- به‌سلامتی
‫- به‌سلامتی

569
00:33:23,375 --> 00:33:24,458
‫به‌سلامتی

570
00:33:25,083 --> 00:33:28,250
‫خب، آنی، باید بهمون بگی،

571
00:33:28,333 --> 00:33:31,083
‫نظرت درمورد کارگردان با شلوار جین چسب چیه؟

572
00:33:34,708 --> 00:33:37,791
‫- شما هم برای مستند دعوتید؟
‫- سراغ شما هم اومدن، ها؟

573
00:33:42,583 --> 00:33:44,000
‫لطفاً بگو که تو هستی

574
00:33:48,083 --> 00:33:49,083
‫آره

575
00:33:49,708 --> 00:33:51,500
‫خیلی دیره

576
00:33:51,583 --> 00:33:53,208
‫خدا رو شکر زمان‌بندی‌ش خوب بود

577
00:33:53,708 --> 00:33:56,041
‫ممکنه بعد از عروسی بریم لندن

578
00:33:56,125 --> 00:33:57,791
‫- لندن؟
‫- آره

579
00:33:58,541 --> 00:34:01,666
‫از لوک خواسته‌ن که دفتر اروپایی شرکت بلک‌راک رو اداره کنه

580
00:34:01,750 --> 00:34:04,458
‫- لوک، تبریک می‌گم
‫- ممنون

581
00:34:04,541 --> 00:34:06,941
‫- هیجان‌انگیزه
‫- هنوز داریم جزئیاتش رو بررسی می‌کنیم

582
00:34:07,333 --> 00:34:10,750
‫از اونجا می‌تونی برای مجله بنویسی؟

583
00:34:12,208 --> 00:34:16,500
‫راستش، من... به‌تازگی

584
00:34:16,583 --> 00:34:19,458
‫در برنامهٔ کارشناسی‌ارشد هنرهای زیبای گلداسمیت قبول شدم

585
00:34:19,541 --> 00:34:21,341
‫- توی دانشگاه لندن
‫- اه!

586
00:34:21,416 --> 00:34:22,791
‫امیدوارم برای تدریس باشه

587
00:34:22,875 --> 00:34:24,000
‫- اوه!
‫- اوه!

588
00:34:24,083 --> 00:34:27,291
‫آخ! کافیه، آقای لارسون

589
00:34:28,666 --> 00:34:30,875
<i>‫ گاهی وقت‌ها حس می‌کنم عروسک کوکی‌ام </i>

590
00:34:30,958 --> 00:34:34,083
<i>‫ کلیدم رو بچرخون، تا دقیقاً </i>
<i>‫ چیزی که می‌خوای بشنوی رو بهت بگم </i>

591
00:34:52,875 --> 00:34:55,041
<i>‫ به‌عنوان کسی که خیلی راحت می‌تونست، </i>

592
00:34:55,125 --> 00:34:58,291
<i>‫ آقای لارسون یک بار هم منو خجالت‌زده نکرده </i>

593
00:35:05,958 --> 00:35:06,958
‫هی

594
00:35:07,000 --> 00:35:09,250
‫همسرهامون رفتن خیابون هفتم که تاکسی بگیرن

595
00:35:11,000 --> 00:35:13,375
‫- می‌شه یه چیزی بهت بگم؟
‫- حتماً

596
00:35:14,208 --> 00:35:17,166
‫امروز از مجلهٔ نیویورک تایمز بهم پیشنهاد کار دادن

597
00:35:17,750 --> 00:35:18,750
‫آفرین

598
00:35:20,375 --> 00:35:23,875
‫خب من که توش نقشی نداشتم،
‫ولی خیلی بهت افتخار می‌کنم

599
00:35:24,458 --> 00:35:25,458
‫ممنون

600
00:35:27,083 --> 00:35:29,916
‫لندن و کارشناسی‌ارشد هنرهای زیبا چی می‌شه؟

601
00:35:31,541 --> 00:35:32,666
‫یه کاری‌ش می‌کنم

602
00:35:34,041 --> 00:35:37,958
‫تیف، می‌دونم این مسائل معمولاً چطوری‌ان

603
00:35:39,000 --> 00:35:40,083
‫تسلیم نشو

604
00:35:42,583 --> 00:35:46,291
‫- خوش‌حالم که برای مستند میای
‫- یه عمل متعادل‌سازیه

605
00:35:49,625 --> 00:35:51,708
‫به کارگردان با شلوار جین چسب اعتماد نداره

606
00:35:52,375 --> 00:35:53,458
‫پس تسلیم می‌شی؟

607
00:35:55,875 --> 00:35:57,500
‫الآن می‌تونم بهت بگم حروم‌زاده؟

608
00:35:57,583 --> 00:35:59,875
‫باید اجازه داشته باشی هر کاری می‌خوای بکنی

609
00:36:03,333 --> 00:36:04,625
‫باشه

610
00:36:04,708 --> 00:36:06,125
‫از دیدنت خوش‌حال شدم

611
00:36:20,833 --> 00:36:22,416
‫هی، داداش، کولر روشنه؟

612
00:36:23,875 --> 00:36:25,708
‫الآن باید سردتر بشه

613
00:36:29,041 --> 00:36:31,541
‫حرفی که اونجا درمورد لندن زدی رو جدی گفتی؟

614
00:36:39,750 --> 00:36:43,125
‫می‌دونی، گاهی اوقات حس می‌کنم
‫مثل یه گزینه می‌مونم که باید خط بزنی

615
00:36:43,208 --> 00:36:45,208
‫تا به نظر برسه که به هدفت رسیدی

616
00:36:49,250 --> 00:36:51,500
‫من یه آدم لاشی نیستم
‫که فقط برای اینکه به‌اندازهٔ من پول درنمیاری

617
00:36:51,583 --> 00:36:53,543
‫به مسیر شغلی‌ت احترام نذارم

618
00:36:53,583 --> 00:36:55,291
‫می‌دونستی که، نه؟

619
00:36:57,166 --> 00:37:00,125
‫به‌نظرم تو خیلی بااستعداد و خیلی خلاقی،

620
00:37:00,208 --> 00:37:01,625
‫و اینت رو دوست دارم

621
00:37:04,125 --> 00:37:06,085
‫یکی از دلایلیه که خواستم بریم لندن

622
00:37:06,166 --> 00:37:10,083
‫به‌نظرم جایی که هستی دست‌وپات بسته‌ست،
‫و رک‌وپوست‌کنده، تو بهتر از این حرفایی

623
00:37:10,916 --> 00:37:13,458
‫تنها چیزی که در طول نُه سال کارم باید نشون بدم

624
00:37:13,541 --> 00:37:15,666
‫۱۵هزار روش برای لمس یه کیره

625
00:37:16,208 --> 00:37:18,434
‫اگه لولو حضور من رو شرط نمی‌کرد،

626
00:37:18,458 --> 00:37:20,083
‫هرگز از نیویورک تایمز پیشنهاد دریافت نمی‌کردم

627
00:37:20,166 --> 00:37:21,291
‫بهت پیشنهاد دادن؟

628
00:37:21,375 --> 00:37:22,375
‫آره

629
00:37:25,250 --> 00:37:26,750
‫چیه؟ کجاست؟

630
00:37:31,750 --> 00:37:32,750
‫واقعیه؟

631
00:37:34,083 --> 00:37:36,250
‫- آره
‫- حتی ۱۰٪ هم حقوقت رو افزایش ندادن

632
00:37:36,333 --> 00:37:39,226
‫ناسلامتی نیویورک تایمزه. برای پول که نمی‌رم اونجا

633
00:37:39,250 --> 00:37:41,416
‫خب، این باعث می‌شه فکر کنم
‫که اصلاً برات ارزش قائل نیستن

634
00:37:41,500 --> 00:37:44,958
‫شخصی نیست. دیگه پولی توی انتشارات نمونده

635
00:37:45,041 --> 00:37:46,875
‫خب، دقیقاً

636
00:37:46,958 --> 00:37:49,958
‫گوش کن، می‌ری لندن و ارشد هنرهای زیبات رو می‌گیری.
‫می‌تونی کتاب بنویسی

637
00:37:50,041 --> 00:37:52,208
‫یه چیزی که مال خودته، حق مالکیتش رو داری

638
00:37:52,791 --> 00:37:55,125
‫ترجیح نمی‌دی به‌خاطر چیزی که خلق کردی بشناسنت

639
00:37:55,208 --> 00:37:57,625
‫تا این اتفاق که خیلی وقت پیش برات افتاده؟

640
00:37:59,916 --> 00:38:00,916
‫نه

641
00:38:01,583 --> 00:38:05,500
‫نه، من... می‌خوام بابت اتفاقی که واقعاً برام افتاده، ازم یاد کنن

642
00:38:05,583 --> 00:38:08,333
‫می‌خوام تبرئه بشم. این تنها چیزیه که بهش فکر می‌کنم

643
00:38:08,416 --> 00:38:10,684
‫می‌دونم برای شرکت توی این مستند
‫خیلی زیاد و سخت بهش فکر کردی،

644
00:38:10,708 --> 00:38:12,267
‫و نمی‌گم که نباید انجامش بدی،

645
00:38:12,291 --> 00:38:15,958
‫اما دین این اتفاق خیلی بد که براش افتاده رو برداشته

646
00:38:16,041 --> 00:38:19,416
‫و باهاش یه کار خوب کرده. مردم به این احترام می‌ذارن
‫و به اون احترام می‌ذارن

647
00:38:21,000 --> 00:38:22,166
‫می‌دونی حرفم چیه

648
00:38:23,333 --> 00:38:24,333
‫آره

649
00:38:25,041 --> 00:38:28,250
‫آره، ویراستار رابطهٔ دهانی در برابر ناجی ایمنی اسلحه

650
00:38:29,250 --> 00:38:31,166
‫نه، خدا، معلومه. آی!

651
00:38:31,250 --> 00:38:35,000
‫وای خدا، کاش فقط یه راه برام بود
‫که درمورد مسائل مهم‌تر

652
00:38:35,083 --> 00:38:37,416
‫برای مکانی با نفوذ و تحسین جهانی بنویسم،

653
00:38:37,500 --> 00:38:39,750
‫اون‌وقت شاید، فقط شاید،

654
00:38:39,833 --> 00:38:42,250
‫مردم بتونن به‌اندازهٔ دین به من احترام بذارن

655
00:38:42,333 --> 00:38:46,666
‫خدایا، کاش یه راهی بود
‫که توی این مکان دست‌نیافتنی کار کنم

656
00:38:46,750 --> 00:38:49,125
‫تو خیلی عصبانی‌ای. وقتی این‌قدر عصبانی‌ای
‫نمی‌تونم باهات صحبت کنم

657
00:38:49,208 --> 00:38:51,416
‫آی! چقدر گرمه اینجا

658
00:38:52,833 --> 00:38:55,666
‫چند بلوک بعدی رو پیاده می‌رم

659
00:38:59,791 --> 00:39:01,958
‫آقا، می‌شه لطفاً به رانندگی ادامه بدید؟

660
00:39:38,666 --> 00:39:39,916
‫لعنتی، پیتون

661
00:39:40,000 --> 00:39:43,625
‫هی، پشمام، هنوز مشغولی؟ چه...

662
00:39:43,708 --> 00:39:45,250
‫گم شو، لیام

663
00:39:55,041 --> 00:39:56,416
‫باز همدیگه رو می‌بینیم، باشه؟

664
00:40:06,458 --> 00:40:07,833
‫چی شده؟

665
00:40:09,375 --> 00:40:11,416
‫وای خدا، نمی‌تونم نگاه کنم

666
00:40:11,500 --> 00:40:13,059
‫یالا، یکی یه کاری بکنه

667
00:40:13,083 --> 00:40:14,483
‫نه، کار خودته، رفیق

668
00:40:21,583 --> 00:40:23,416
‫اه. پشمام

669
00:40:23,500 --> 00:40:24,500
‫لعنتی

670
00:40:26,000 --> 00:40:27,916
‫حواست به دوست‌دخترت باشه، لیام

671
00:40:29,583 --> 00:40:30,583
‫هی

672
00:40:31,416 --> 00:40:33,416
‫اوه

673
00:40:35,250 --> 00:40:38,250
‫هی. هوات رو دارم

674
00:40:47,333 --> 00:40:49,458
‫آی! آی...

675
00:40:53,708 --> 00:40:55,791
‫آی!

676
00:41:06,166 --> 00:41:08,166
‫آی!

677
00:42:12,083 --> 00:42:13,583
‫سلام. دین...

678
00:42:13,666 --> 00:42:15,291
‫- من واقعاً آب می‌خوام
‫- تو...

679
00:42:15,375 --> 00:42:16,958
‫واقعاً باید بگیری بخوابی

680
00:42:17,041 --> 00:42:18,750
‫آره، فقط واقعاً تشنه‌مه

681
00:42:19,333 --> 00:42:21,000
‫اه... دین!

682
00:42:21,083 --> 00:42:22,208
‫وایسا، نکن!

683
00:42:22,291 --> 00:42:25,083
‫وایسا! وایسا! وایسا!
‫نکن! نکن! نکن!

684
00:42:25,166 --> 00:42:27,500
‫نکن! نکن! نکن! وایسا. وایسا

685
00:42:27,583 --> 00:42:29,916
‫دین، وایسا. نکن! نکن! نکن! خواهش می‌کنم

686
00:42:30,000 --> 00:42:32,166
‫نکن! نکن! وایسا! وایسا، نه!

687
00:42:32,250 --> 00:42:35,000
‫خواهش می‌کنم! خواهش می‌کنم!

688
00:42:35,083 --> 00:42:37,083
‫خواهش می‌کنم نکن! نکن!

689
00:42:48,791 --> 00:42:50,559
‫اوه، گُه توش!

690
00:42:52,083 --> 00:42:54,125
‫مادرجنده

691
00:42:54,875 --> 00:42:55,875
‫فینی!

692
00:42:56,791 --> 00:42:57,791
‫لعنتی

693
00:42:58,333 --> 00:42:59,625
‫فینی

694
00:42:59,708 --> 00:43:02,041
‫لعنتی! جندهٔ دیوانه! برو بیرون!

695
00:43:02,125 --> 00:43:05,500
‫گرمه اینجا! کثافت آشغال!

696
00:43:05,583 --> 00:43:08,041
‫چه گهی می‌خوری؟ جندهٔ عوضی! برو بیرون!

697
00:43:08,125 --> 00:43:09,916
‫- ببرش بیرون!
‫- عزیزم، بیا بیرون!

698
00:43:10,000 --> 00:43:12,083
‫دست نجست رو به من نزن!

699
00:43:12,166 --> 00:43:13,416
‫کون لقت!

700
00:43:13,500 --> 00:43:15,041
‫دست نجست رو به من نزن!

701
00:43:17,833 --> 00:43:19,333
‫بدجوری زده به سرت

702
00:43:47,916 --> 00:43:49,083
‫ببخشید

703
00:43:50,375 --> 00:43:52,916
‫می‌دونید از اینجا چطوری می‌شه رفت مدرسه برنتلی؟

704
00:43:53,416 --> 00:43:54,416
‫تیفانی؟

705
00:44:02,833 --> 00:44:04,666
‫هی. هی

706
00:44:04,750 --> 00:44:06,750
‫هی. چی شده؟

707
00:44:07,583 --> 00:44:08,791
‫هی. چی شده؟

708
00:44:11,083 --> 00:44:12,541
‫تیفانی، چی شده؟

709
00:44:59,083 --> 00:45:00,083
‫می‌تونی بیای تو

710
00:45:02,875 --> 00:45:04,833
‫یه‌کم بزرگن ولی تمیزن

711
00:45:09,833 --> 00:45:11,166
‫ببین، می‌شه لطفاً،

712
00:45:11,750 --> 00:45:13,875
‫الآن ببرمت بیمارستان؟

713
00:45:21,416 --> 00:45:23,041
‫- باید به مادرت زنگ بزنم
‫- نه

714
00:45:29,125 --> 00:45:31,458
‫ببین، تو نمی‌تونی اینجا باشی

715
00:45:31,958 --> 00:45:33,166
‫این کار...

716
00:45:37,000 --> 00:45:38,916
‫ببین، ممکنه توی دردسر بزرگی بیفتم

717
00:46:05,666 --> 00:46:06,791
‫ممنون

718
00:46:07,833 --> 00:46:09,416
‫دین امیدواره که تو رو ببینه

719
00:46:10,583 --> 00:46:11,666
‫به‌هیچ‌وجه

720
00:46:11,750 --> 00:46:13,083
‫- فقط گوش کن چی می‌گم
‫- نه

721
00:46:13,166 --> 00:46:15,892
‫حاضره ادعاش رو پس بگیره
‫که تو توی تیراندازی نقش داشتی

722
00:46:15,916 --> 00:46:17,750
‫می‌خواد تو رو تبرئه کنه، آنی

723
00:46:18,333 --> 00:46:21,208
‫می‌خواد جلوی دوربین باهات بشینه و عذرخواهی کنه

724
00:46:21,291 --> 00:46:24,083
<i>‫ اه. چقدر از صدای نازکت متنفرم </i>

725
00:46:25,291 --> 00:46:26,375
‫ببخشید. آم...

726
00:46:28,083 --> 00:46:29,083
‫چی...

727
00:46:29,708 --> 00:46:30,708
‫چرا؟

728
00:46:31,583 --> 00:46:33,583
‫شاید چون منطق داری؟

729
00:46:33,666 --> 00:46:37,041
<i>‫ محض رضای خدا، می‌شه این یارو رو خلاص کنی؟ </i>

730
00:46:38,625 --> 00:46:40,041
‫حدس می‌زنم بابت تجاوز گروهیه

731
00:46:43,541 --> 00:46:46,500
<i>‫ بیا. به زبون آوردم. دیگه راه برگشتی نیست </i>

732
00:46:46,583 --> 00:46:49,000
‫این‌طور فهمیدم که اون اتفاق رو

733
00:46:49,083 --> 00:46:51,708
‫جوری ترسیم کردن که خودت
‫توش شرکت داشتی. من...

734
00:46:52,208 --> 00:46:54,125
‫خیلی عذر می‌خوام، آنی. حالم رو بد می‌کنه

735
00:46:54,208 --> 00:46:57,750
‫آره، هیچ غنیمتی برای مشارکت من نیست

736
00:46:57,833 --> 00:47:00,166
‫تیفانی... منظورم، آنی،

737
00:47:01,250 --> 00:47:02,333
‫اگه می‌خوای این کارو بکنی،

738
00:47:02,416 --> 00:47:04,958
‫اضافه‌کردن یک روز به برنامه کار آسونیه

739
00:47:05,041 --> 00:47:08,083
‫خاطرجمع می‌شم که از هم جدا نگهتون دارم
‫تا موقعی که بهم اجازه بدی

740
00:47:08,166 --> 00:47:09,458
‫همه‌کاره تویی

741
00:47:10,833 --> 00:47:14,250
<i>‫ اگه قرار نیست بجنگی، پس فایدهٔ آمادگی چیه؟ </i>

742
00:47:15,583 --> 00:47:16,583
‫باشه

743
00:47:25,541 --> 00:47:27,916
‫و امنیت و آسایشت در اولویت قرار داره

744
00:47:28,000 --> 00:47:30,208
‫نمی‌خوایم دوباره آسیب ببینی

745
00:47:30,958 --> 00:47:32,958
‫می‌تونیم یه وکیل‌مدافع برای قربانی واسه‌ت بگیریم

746
00:47:33,000 --> 00:47:36,291
‫ببخشید. احتمالاً بهتره بپرسم
‫«بازمانده» رو به «قربانی» ترجیح می‌دی یا نه

747
00:47:36,375 --> 00:47:38,708
‫- می‌دونم این روزها موضوع مهمیه
‫- اوه

748
00:47:39,458 --> 00:47:41,250
‫بازمانده؟ چندش

749
00:47:43,208 --> 00:47:44,791
‫پس همون قربانی؟

750
00:47:44,875 --> 00:47:45,875
‫آره

751
00:47:47,458 --> 00:47:48,458
‫قربانی

752
00:48:09,958 --> 00:48:10,958
‫هوم

753
00:48:11,750 --> 00:48:13,000
‫قطعاً این‌یکی

754
00:48:13,500 --> 00:48:16,208
‫بلوطش کمتره. از بلوط متنفرم

755
00:48:16,291 --> 00:48:19,541
‫خدایا، مامان. هیچ‌وقت یه بار هم برام سؤال نشده
‫که منو به فرزندخوندگی گرفتین یا نه

756
00:48:24,750 --> 00:48:28,416
‫می‌دونستید «بروسکتا» درسته، نه «بروشتا»؟

757
00:48:28,500 --> 00:48:31,833
‫تیفانی بهم یاد داد. اون و نل یه مدت توی رم زندگی کردن

758
00:48:31,916 --> 00:48:34,000
<i>‫ همین‌طوری خندون باش، فنلی </i>

759
00:48:34,083 --> 00:48:36,625
‫حتماً تجربهٔ فوق‌العاده‌ای براتون بوده

760
00:48:36,708 --> 00:48:38,416
‫اوه، من عاشق ایتالیام

761
00:48:38,500 --> 00:48:40,583
‫و از لندن، پرواز کوتاهیه

762
00:48:40,666 --> 00:48:41,666
‫اوه!

763
00:48:43,166 --> 00:48:46,083
‫بهم نگفتید. درمورد لندن تصمیم گرفتید؟

764
00:48:46,166 --> 00:48:48,583
‫مامان، نه، هنوز تصمیمی نگرفتیم، یادته؟

765
00:48:49,083 --> 00:48:51,791
‫اوه، ببخشید. اشتباه فهمیدم

766
00:48:55,958 --> 00:48:56,958
‫آم...

767
00:48:59,208 --> 00:49:00,791
‫یه دقیقه برم میام

768
00:49:03,083 --> 00:49:04,083
‫باشه

769
00:49:11,875 --> 00:49:14,041
‫قشنگه. به‌سلامتی

770
00:49:15,125 --> 00:49:17,875
<i>‫ و حالا دین بارتون اینجاست که نظر بده </i>

771
00:49:17,958 --> 00:49:20,291
<i>‫ هر روز که کنگره برای ایجاد بررسی‌های پیشینهٔ جهانی </i>

772
00:49:20,375 --> 00:49:22,500
<i>‫ برای مردم همکاری نکنه </i>

773
00:49:22,583 --> 00:49:24,916
<i>‫ یک روز دیگه‌ست که یک دانش‌آموز </i>
<i>‫ جون خودش رو به خطر می‌اندازه </i>

774
00:49:25,000 --> 00:49:26,541
<i>‫ فقط برای تحصیل‌کردن </i>

775
00:49:27,041 --> 00:49:27,875
‫تیفانی؟

776
00:49:27,958 --> 00:49:29,333
<i>‫ این غفلت محضه </i>

777
00:49:29,833 --> 00:49:30,708
‫چی‌کار می‌کنی؟

778
00:49:30,791 --> 00:49:33,250
‫- به این بچه‌ها خیلی مدیون هستیم
‫- اومدم حالت رو بپرسم

779
00:49:33,333 --> 00:49:34,333
‫برای چی؟

780
00:49:43,083 --> 00:49:44,333
‫دختر کوچولوم

781
00:49:45,125 --> 00:49:47,500
‫کم‌کم داره واسه وقتی
‫که قراره دین رو ببینم ترس برم می‌داره

782
00:49:47,583 --> 00:49:48,583
‫درسته

783
00:49:49,000 --> 00:49:52,291
‫اگه وقتی روی ویلچر ببینمش،
‫دیگه عصبانی نباشم چی؟

784
00:49:53,583 --> 00:49:55,041
‫نمی‌خوام دلم واسش بسوزه

785
00:49:55,125 --> 00:49:57,250
‫اگه بتونم ازش متنفر باشم خیلی بهتره

786
00:50:02,083 --> 00:50:06,208
‫به‌نظرم بریم بیرون
‫و تا خرخره مست کنیم

787
00:50:06,291 --> 00:50:07,291
‫همم؟

788
00:50:10,583 --> 00:50:14,083
‫بی‌خیال. قراره دین بارتون
‫رو با خاک یکسان کنی

789
00:50:14,166 --> 00:50:16,083
‫کجا ثبت می‌شه؟

790
00:50:16,166 --> 00:50:18,083
‫عروس خجالتی کجاست؟

791
00:50:19,708 --> 00:50:21,958
‫خدای من،
‫قراره چطوری تحمل کنم؟

792
00:50:24,416 --> 00:50:27,000
‫به‌به عروس رو ببین.
‫بالاخره

793
00:50:27,083 --> 00:50:28,833
‫سلام، خانم

794
00:50:29,791 --> 00:50:32,625
‫هالزی، عمهٔ پیر و چروکیدهٔ لوکه

795
00:50:32,708 --> 00:50:36,291
‫که بعد از رابطه با ۲۰ تا تنیسور
‫دوشیزگی‌ش رو از دست داد

796
00:50:36,375 --> 00:50:38,708
‫چرا همه این روزها مخالف بلوط شدن؟

797
00:50:40,583 --> 00:50:42,875
‫یه شاردونه کره‌ای فقط واسه تو کنار گذاشتم

798
00:50:42,958 --> 00:50:45,333
‫تنها چیز کالیفرنیا که خوبه

799
00:50:45,416 --> 00:50:48,875
‫و یه لطف دیگه بکن،
‫منو کنار گیلمارتین‌ها نَنشونی

800
00:50:49,666 --> 00:50:51,875
‫- این دفعه چی‌کار کردی؟
‫- کاری نکردم

801
00:50:51,958 --> 00:50:54,291
‫سر پارک جدید سوسول‌بازی درآوردن

802
00:50:54,375 --> 00:50:55,458
‫به شما دو تا برنخوره‌ها

803
00:50:55,541 --> 00:50:57,958
‫خب، تحمل سروصدا واسشون سخته

804
00:50:58,041 --> 00:51:00,416
‫قبول کرده بودن عایق صدا بزنن

805
00:51:00,500 --> 00:51:02,833
‫آخه کدوم پارکی عایق صدا نیاز داره؟

806
00:51:03,416 --> 00:51:04,833
‫پارک تیراندازی، دینا

807
00:51:05,958 --> 00:51:09,041
‫نمی‌شه تفنگدارها رو به‌خاطر این‌که می‌خوان
‫مسئولانه از سرگرمی‌شون لذت ببرن رو سرزنش کرد

808
00:51:09,125 --> 00:51:11,750
‫به‌عنوان یه زن، موقع تیراندازی
‫حس قدرت بیشتری می‌کنم

809
00:51:11,833 --> 00:51:14,166
‫تا این‌که درباره چیزهای کوچیک غر بزنم

810
00:51:14,250 --> 00:51:17,500
‫خیلی‌خب، می‌خوام برم داخل.
‫کسی آب نمی‌خواد؟

811
00:51:17,583 --> 00:51:19,208
‫من می‌خوام. بدون یخ

812
00:51:20,041 --> 00:51:22,875
‫نگران نباش،
‫پیش گیلمارتین‌ها نمی‌نشونمت

813
00:51:22,958 --> 00:51:23,958
‫تو میز دوازده هستی

814
00:51:24,000 --> 00:51:26,625
‫پیش بقیه زن‌های هول و چاق،
‫جایی که باید باشی

815
00:51:28,208 --> 00:51:30,041
‫- تیفانی
‫- ای وای

816
00:51:30,125 --> 00:51:31,333
‫خدای من

817
00:51:33,041 --> 00:51:34,125
‫لعنتی

818
00:51:45,500 --> 00:51:46,500
‫اون...

819
00:51:47,625 --> 00:51:48,625
‫واقعاً خسته‌ست

820
00:51:49,458 --> 00:51:51,000
‫هفته سختی بوده، پس...

821
00:51:56,875 --> 00:51:57,875
‫آنی!

822
00:51:58,958 --> 00:51:59,791
‫وایسا!

823
00:52:01,916 --> 00:52:02,916
‫آنی

824
00:52:03,458 --> 00:52:05,208
‫آخ! خدا لعنتت کنه!

825
00:52:08,750 --> 00:52:09,750
‫آنی!

826
00:52:10,791 --> 00:52:11,791
‫وایسا!

827
00:52:13,625 --> 00:52:14,625
‫لعنتی

828
00:52:20,541 --> 00:52:22,250
‫از زندگی‌ت راضی‌ای، تیفانی؟

829
00:52:22,333 --> 00:52:25,833
‫آره، مامان. زندگی خیلی خوبی
‫برای خودم ساختم

830
00:52:26,458 --> 00:52:28,041
‫سالی چقدر درآمد داری؟

831
00:52:28,833 --> 00:52:29,916
‫چی؟

832
00:52:30,000 --> 00:52:32,250
‫سالی چقدر درآمد داری، عزیزم؟

833
00:52:35,333 --> 00:52:36,833
‫هشتادهزار تا

834
00:52:36,916 --> 00:52:41,625
‫بعضی‌وقت‌ها یه مقدار بیشتر
‫اگه توی توسعه برند کمک کنم، خب؟

835
00:52:41,708 --> 00:52:44,166
‫خیلی‌خب، بیا بخشنده باشیم.
‫بگیم ۹۰هزار تا درآمد داری

836
00:52:44,708 --> 00:52:46,166
‫چقدر پول اون ساعت رو دادی؟

837
00:52:46,250 --> 00:52:48,125
‫فکر کردی متوجه نمی‌شم کارتیر خریدی؟

838
00:52:48,958 --> 00:52:52,166
‫نمی‌دونی چقدر زشته
‫قیمت یه چیزی رو بپرسی، مامان؟

839
00:52:52,250 --> 00:52:56,041
‫می‌دونم. می‌دونم پیش خودت فکر می‌کنی
‫توی زندگی‌م هیچ کاری نکردم

840
00:52:56,833 --> 00:53:01,125
‫ولی می‌دونی، وقتی ماهی ۱۵۰۰ دلار
‫بابت باشگاه پول می‌دی،

841
00:53:01,666 --> 00:53:04,791
‫و رهنت ۱۲هزار دلاره...

842
00:53:05,791 --> 00:53:11,958
‫این ۹۰هزار دلاری که تونستم
‫بابت نفقه پس انداز کنم

843
00:53:12,041 --> 00:53:16,000
‫تا بتونم خونه پیشت بمونم و پول مهدکودک ندم؟

844
00:53:16,083 --> 00:53:17,683
‫اون پول رو واسه تحصیلت کنار گذاشتم،

845
00:53:17,750 --> 00:53:20,375
‫و همون پول باعث شد از جایی سر در بیاری
‫که با یکی مثل لوک آشنا بشی

846
00:53:21,208 --> 00:53:24,625
‫و من... دارم نهایت تلاشمو می‌کنم

847
00:53:24,708 --> 00:53:27,416
‫تا با خانوادهٔ هریسون ارتباط بگیرم.
‫راحت نیست

848
00:53:28,750 --> 00:53:30,333
‫و حالا این مستند؟

849
00:53:31,333 --> 00:53:33,458
‫- چه ربطی داره؟
‫- چه ربطی نداره؟

850
00:53:33,541 --> 00:53:35,208
‫چه ربطی نداره، تیفانی.
‫چه ربطی نداره؟

851
00:53:35,291 --> 00:53:38,583
‫الآن فکر می‌کنی من آبروتو می‌برم،
‫نگو که این‌طور نیست،

852
00:53:39,500 --> 00:53:42,458
‫تصور کن وقتی قضیه رو بفهمن
‫چه اوضاعی به پا بشه

853
00:53:43,750 --> 00:53:45,291
‫اونا پسر داشتن

854
00:53:45,375 --> 00:53:47,791
‫یه‌دونه دختر نداشتن که زود بزرگ شد

855
00:53:47,875 --> 00:53:50,000
‫و مصمم بود ریسک کنه

856
00:53:51,625 --> 00:53:53,541
‫نمی‌تونن تصور کنن چجوری بوده

857
00:53:54,500 --> 00:53:57,875
‫هر کاری در توانم بود کردم ‫تا ازت محافظت کنم

858
00:53:57,958 --> 00:53:59,416
‫هر کاری. واقعاً می‌گم

859
00:53:59,500 --> 00:54:02,041
‫برای همین اون‌همه قانون گذاشتم

860
00:54:02,125 --> 00:54:04,208
‫اما نخواستی پیروی کنی

861
00:54:04,291 --> 00:54:05,875
‫تصمیم خودت بود

862
00:54:07,041 --> 00:54:08,416
‫باشه، می‌دونی؟

863
00:54:08,500 --> 00:54:09,875
‫فقط... فقط... فقط...

864
00:54:09,958 --> 00:54:12,750
‫حداقل اسم منو وارد این قضیه نکن

865
00:54:14,291 --> 00:54:17,000
‫من هر کاری که یه مامان خوب می‌کرد ‫رو انجام دادم

866
00:54:17,583 --> 00:54:18,583
‫آره

867
00:54:18,958 --> 00:54:20,833
‫یه روزی می‌فهمی

868
00:54:21,708 --> 00:54:23,541
‫می‌فهمی چقدر سخته

869
00:54:25,458 --> 00:54:26,458
‫باشه

870
00:54:27,083 --> 00:54:29,833
‫ولی اگه همه‌ش لوک رو پس بزنی،
‫شاید نفهمی

871
00:54:30,500 --> 00:54:33,458
‫در بدترین حالت،
‫پول زیاد یه نفر دیگه رو نداری

872
00:54:33,541 --> 00:54:35,166
‫وقتی که بهم می‌گی کارم زشته

873
00:54:36,916 --> 00:54:37,916
‫ببخشید

874
00:54:43,791 --> 00:54:44,791
‫تیفانی

875
00:54:46,916 --> 00:54:47,916
‫وایسا

876
00:55:01,375 --> 00:55:02,458
‫ببخشید

877
00:55:15,458 --> 00:55:17,375
‫مامانم پرسید هول چیه

878
00:55:51,250 --> 00:55:52,500
‫خیلی‌خب

879
00:55:57,000 --> 00:55:58,291
‫- عزیزم؟
‫- بله؟

880
00:56:00,958 --> 00:56:03,041
‫می‌شه آروم بریم؟

881
00:56:05,250 --> 00:56:06,250
‫آره

882
00:56:27,250 --> 00:56:28,250
‫خیلی‌خب

883
00:56:29,916 --> 00:56:30,916
‫خیلی‌خب

884
00:56:31,541 --> 00:56:33,291
‫نمی‌تونم. لطفاً بلند شو

885
00:56:33,791 --> 00:56:36,166
‫لطفاً بلند شو.
‫ببخشید. نمی‌تونم...

886
00:56:38,833 --> 00:56:39,833
‫خدای من

887
00:56:52,750 --> 00:56:54,333
‫ممکنه همهٔ حقیقت رو نگفته باشم،

888
00:56:54,416 --> 00:56:59,083
‫ولی وقتی تلاش می‌کنم محترمانه رفتار کنم،
‫انگار نمی‌تونی تحمل کنی

889
00:57:08,583 --> 00:57:09,833
‫ممنون که می‌رسونیم

890
00:57:13,541 --> 00:57:15,351
‫سی درصد احتمال داره حامله بشی،

891
00:57:15,375 --> 00:57:17,125
‫ولی احتیاط ضرر نداره

892
00:57:19,666 --> 00:57:20,875
‫تابه‌حال نشنیده بودم

893
00:57:37,041 --> 00:57:38,041
‫لیام؟

894
00:57:39,000 --> 00:57:42,416
‫می‌خواستم بدونی،
‫قصد نداشتم با کسی بخوابم

895
00:57:43,000 --> 00:57:45,000
‫رفیق، مسئله مهمی نیست

896
00:57:51,041 --> 00:57:52,375
‫ولی حس می‌کنم...

897
00:57:54,500 --> 00:57:55,958
‫فکر می‌کنم بهم تجاوز شده

898
00:58:00,666 --> 00:58:01,750
‫دیوونه شدی؟

899
00:58:04,625 --> 00:58:06,166
‫جدی‌جدی دیوونه شدی؟
‫انگار...

900
00:58:08,458 --> 00:58:10,500
‫اصلاً می‌دونی تجاوز یعنی چی؟

901
00:58:18,250 --> 00:58:19,666
‫اصلاً چرا اینو به من می‌گی؟

902
00:58:19,750 --> 00:58:23,125
‫ببخشید. ‫دربارهٔ تو چنین فکری نمی‌کنم

903
00:58:23,208 --> 00:58:25,083
‫- فینی!
‫- اینجاست

904
00:58:27,208 --> 00:58:30,333
‫فینی، اگه من هنوز خمارم، ‫تو هم قطعاً خماری

905
00:58:30,416 --> 00:58:32,416
‫پیاده شو، پیاده شو، پیاده شو.
‫بیا بریم

906
00:58:33,166 --> 00:58:34,166
‫بانوی من

907
00:58:37,625 --> 00:58:39,708
‫تو حیوونی، فنلی

908
00:58:39,791 --> 00:58:42,791
‫شما دو تا...
‫باید پا پیش بذارید

909
00:58:42,875 --> 00:58:44,750
‫- خیلی بدبختی.
‫- بدبخت؟

910
00:58:44,833 --> 00:58:47,633
‫- فکر کنم دیشب کار تو بود.
‫- تو عمرت مسابقه‌ای بردی؟

911
00:58:47,708 --> 00:58:50,308
‫- آره، دو تا. آره.
‫- فکر نکنم.

912
00:58:50,333 --> 00:58:53,583
‫اگه به‌اندازهٔ تو باخته بودم،
‫خیلی وقت پیش بی‌خیال می‌شدم

913
00:58:54,333 --> 00:58:55,833
‫دست بردار

914
00:59:00,625 --> 00:59:01,625
‫لوک؟

915
00:59:30,958 --> 00:59:34,541
‫عزیزم، چرا لبت زخم شده؟

916
00:59:35,041 --> 00:59:39,625
‫همم. چون با یه منحرف جنسی نامزد کردم، مادر

917
00:59:53,958 --> 00:59:56,416
‫تیفانی، به مدیر میر

918
00:59:56,500 --> 00:59:58,875
‫دربارهٔ اتفاقی که برای اون سه پسر
‫این آخرهفته افتاد، حرف زدم

919
01:00:00,208 --> 01:00:02,434
‫می‌خوای به پلیس گزارش بدی، تیفانی؟

920
01:00:04,375 --> 01:00:07,083
‫روندش چطوریه؟ چی می‌شه؟

921
01:00:08,291 --> 01:00:10,833
‫پلیس اون پسرا رو بازجویی می‌کنه

922
01:00:12,125 --> 01:00:15,708
‫احتمال داره
‫توی درخواست دانشگاهشون ثبت بشه

923
01:00:17,875 --> 01:00:20,125
‫اگه بخوای این مسیر رو پیش بگیری،

924
01:00:20,208 --> 01:00:22,458
‫باید کاملاً مطمئن باشی
‫که می‌خوای چی بگی،

925
01:00:22,541 --> 01:00:26,041
‫و مشخص‌کردن این موضوع
‫با مصرف زیاد الکل دشواره

926
01:00:26,125 --> 01:00:28,291
‫وضعیت مبهمه

927
01:00:29,250 --> 01:00:32,333
‫هیچ ابهامی وجود نداره، مدیر میر

928
01:00:33,666 --> 01:00:34,750
‫اون گفته نه

929
01:00:36,833 --> 01:00:38,916
‫حقیقت داره؟ گفته بودی نه؟

930
01:00:43,083 --> 01:00:44,291
‫نمی‌دونم

931
01:00:45,958 --> 01:00:46,958
‫نمی‌دونم

932
01:00:48,791 --> 01:00:49,916
‫نمی‌خواستم

933
01:00:52,000 --> 01:00:53,125
‫گفتم «آی»

934
01:00:54,500 --> 01:00:56,250
‫فقط یادم میاد همیشه می‌گم «آی»

935
01:00:56,333 --> 01:00:58,958
‫یادم میاد سر دین داد می‌زدم

936
01:00:59,041 --> 01:01:00,625
‫سعی کردم لیام رو از روم بزنم کنار،

937
01:01:00,708 --> 01:01:04,500
‫ولی فکر کرد دارم صورتشو لمس می‌کنم
‫برای همین منو بوسید

938
01:01:06,625 --> 01:01:08,041
‫اون هم خیلی مست بود

939
01:01:15,166 --> 01:01:17,726
‫- چی‌کار... چی‌کار می‌کنی؟
‫- به مامانت زنگ می‌زنم

940
01:01:18,500 --> 01:01:21,791
‫از نظر قانونی، نمی‌تونم در ارتباط
‫با موضوع زیر سن قانونی با پلیس تماس بگیرم

941
01:01:21,875 --> 01:01:23,791
‫مگه این‌که قیم بچه مطلع باشه

942
01:01:27,250 --> 01:01:29,291
‫نزن

943
01:01:30,708 --> 01:01:31,708
‫نزن

944
01:01:33,000 --> 01:01:34,000
‫نه

945
01:01:36,041 --> 01:01:37,041
‫نه

946
01:01:40,500 --> 01:01:41,625
‫نظرم عوض شد

947
01:01:54,041 --> 01:01:56,666
‫آقای لارسون اخراج شد

948
01:01:57,541 --> 01:01:59,822
‫گفتن اون نباید اجازه می‌داد
‫از جشن رقص مدرسه خارج می‌شدیم

949
01:02:00,333 --> 01:02:03,208
‫اون سپر بلا شد.
‫دین دست‌نیافتنیـه

950
01:02:03,750 --> 01:02:04,750
‫بیا تو

951
01:02:12,291 --> 01:02:14,041
‫هی! هی، هی، هی!

952
01:02:14,125 --> 01:02:15,708
‫این... این واسه باباشه

953
01:02:15,791 --> 01:02:18,833
‫آره. میراثش به ورود به دانشگاه کلمبیا
‫و تضمین این‌که از این خراب‌شده می‌رم

954
01:02:18,916 --> 01:02:20,375
‫تنها چیزیه که بهم داده

955
01:02:20,458 --> 01:02:22,000
‫- می‌کِشی؟
‫- نه

956
01:02:24,000 --> 01:02:25,416
‫نمی‌تونم نفس بکشم

957
01:02:26,916 --> 01:02:28,833
‫باید بهش بگیم؟

958
01:02:30,625 --> 01:02:31,625
‫چی بگید؟

959
01:02:33,333 --> 01:02:36,666
‫- آرتور، می‌شه... می‌شه نگیم؟
‫- بی‌خیال، بین دوستامون هستیم

960
01:02:37,458 --> 01:02:39,375
‫تابستون دو سال پیش، دین و پیتون

961
01:02:39,458 --> 01:02:41,666
‫اومدن جشن پایان کلاس هشتم کلسی کوییک

962
01:02:41,750 --> 01:02:43,916
‫همه‌شون شونزده سالشون بود
‫و سگ‌مست بودن و...

963
01:02:44,000 --> 01:02:47,333
‫- فکر کردم که مهربونن
‫- اصلاً مهربون نبودن

964
01:02:47,416 --> 01:02:49,096
‫گفتن می‌خوان با ما یه دودی بگیرن

965
01:02:49,125 --> 01:02:52,833
‫تازه، همیشه اون قسمت رو نمی‌گی
‫تا مثل احمق‌ها جلوه کنم که باهاشون رفتم

966
01:02:54,333 --> 01:02:55,166
‫کجا؟

967
01:02:55,250 --> 01:02:58,083
‫خب، توی جنگل،
‫جایی که پیتون بن رو دراز کش کرد،

968
01:02:58,166 --> 01:02:59,916
‫و دین روی سینهٔ بن رید

969
01:03:00,000 --> 01:03:02,541
‫شنیدم اون روز واسه این‌که آماده بشه
‫بوریتو خورده بود

970
01:03:02,625 --> 01:03:05,625
‫کون لقت، آرتور!
‫خیلی بی‌شرفی، رفیق

971
01:03:07,250 --> 01:03:09,458
‫خیلی‌خب، باشه.
‫بعد بدوبدو رفت میدون سابربن،

972
01:03:09,541 --> 01:03:11,416
‫پرید توی داروخونه و یه بسته تیغ خرید،

973
01:03:11,500 --> 01:03:13,166
‫و توی دست‌شویی مچشو تیغ زد

974
01:03:18,333 --> 01:03:19,541
‫حقیقت داره؟

975
01:03:19,625 --> 01:03:20,625
‫آره

976
01:03:22,333 --> 01:03:24,851
‫چی؟ تابلوئه که اون‌قدری عمیق نبُرید
‫تا صدمه جدی ببینه

977
01:03:24,875 --> 01:03:27,642
‫خانواده‌ش تا آخر تابستون اونو فرستان
‫هنر ماکارونی یاد بگیره

978
01:03:27,666 --> 01:03:30,916
‫چرا باهاش این‌طوری رفتار می‌کنی؟
‫انگار از دستش عصبانی‌ای

979
01:03:31,000 --> 01:03:33,166
‫- از دستش کفری‌ام
‫- چرا؟

980
01:03:33,250 --> 01:03:34,666
‫چون هیچ کاری نکرد

981
01:03:34,750 --> 01:03:37,208
‫این کار جرم محسوب می‌شه، جنگ میکروبی

982
01:03:38,250 --> 01:03:39,791
‫فقط می‌خواست تموم بشه

983
01:03:42,875 --> 01:03:47,250
‫و حالا دوباره تکرار شده،

984
01:03:47,833 --> 01:03:48,916
‫و الآن اینجایی،

985
01:03:49,000 --> 01:03:52,583
‫اجازه می‌دی این مسیر صاف‌وساده پیش بره
‫تا همین‌طور تکرار بشه

986
01:04:00,666 --> 01:04:01,750
‫مامانم نباید بفهمه

987
01:04:03,541 --> 01:04:04,458
‫ازم متنفر می‌شه

988
01:04:04,541 --> 01:04:06,541
‫خیلی‌خب. باشه،
‫همه همین فکر رو می‌کنن

989
01:04:07,041 --> 01:04:09,833
‫من تنبیه شدم، و مامانم هنوز فکر می‌کنه سوگلی‌ام

990
01:04:09,916 --> 01:04:12,708
‫نه. نمی‌دونی چطور آدمیـه

991
01:04:14,208 --> 01:04:15,458
‫آره، واقعاً نمی‌دونم

992
01:04:16,333 --> 01:04:19,541
‫آخه کدوم مادری اون سینه‌ها
‫رو زیر بافت قایم نمی‌کنه؟

993
01:04:34,416 --> 01:04:37,333
‫عزیزم، نگاه کن

994
01:04:37,416 --> 01:04:39,083
‫خوبه، یه بافت دیگه

995
01:04:41,541 --> 01:04:43,958
‫- این آهنگ رو واسه رقص اولمون دوست داری، آره؟
‫- نه

996
01:04:44,041 --> 01:04:46,875
‫- چی؟ فکر کردم توافق کردیم؟
‫- نه. نه، هیچ‌وقت توافق نکردیم

997
01:04:46,958 --> 01:04:48,625
‫- معلومه توافق کردیم
‫- خدای من!

998
01:04:48,708 --> 01:04:51,041
‫درباره‌ش حرف زده بودیم.
‫خدای من!

999
01:04:52,583 --> 01:04:55,125
‫- خدای من. خب، بعدش چی؟
‫- و بعدش...

1000
01:04:55,208 --> 01:04:56,708
‫خب، این لیسته

1001
01:04:56,791 --> 01:04:58,833
‫- گلچین جشن عروسی
‫- باشه

1002
01:04:58,916 --> 01:05:00,236
‫نه، اینو نذار

1003
01:05:00,291 --> 01:05:01,500
‫- نه؟
‫- اینو نذار

1004
01:05:01,583 --> 01:05:03,416
‫اصلا و ابدا اینو نذار

1005
01:05:04,333 --> 01:05:05,916
‫- این آهنگ رو دوست نداری؟
‫- نه، من...

1006
01:05:06,000 --> 01:05:08,708
‫این آهنگ رو دوست دارم،
‫ولی این یارو بچه‌بازه

1007
01:05:09,750 --> 01:05:13,000
‫- بازم می‌تونی از این آهنگ خوشت بیاد
‫- درسته، این آهنگ رو دوست دارم

1008
01:05:13,083 --> 01:05:14,625
‫چی رو متوجه نمی‌شی؟

1009
01:05:15,208 --> 01:05:17,000
‫فکر می‌کنی حرفت منطقیـه؟

1010
01:05:18,375 --> 01:05:20,208
‫- قطعش کن
‫- نه

1011
01:05:21,041 --> 01:05:22,250
‫آهنگ رو قطع کن...

1012
01:05:23,083 --> 01:05:25,000
‫لوک، آهنگ کوفتی رو قطع کن!

1013
01:05:25,916 --> 01:05:27,333
‫باشه

1014
01:05:29,000 --> 01:05:30,000
‫راضی شدی؟

1015
01:05:39,416 --> 01:05:40,791
« هرزهٔ آشغال »

1016
01:05:44,583 --> 01:05:47,250
‫دو تا آدم دوست‌داشتنی زندگی‌م

1017
01:05:49,041 --> 01:05:51,416
‫به مدیر گفتی چقدر حال کردی؟

1018
01:05:51,500 --> 01:05:53,958
‫خیلی بانمکه. قشنگه

1019
01:05:56,583 --> 01:05:58,458
‫لعنتی، چه کون تپلی داره

1020
01:06:01,291 --> 01:06:03,208
‫ممنون، اسکات می‌زنم

1021
01:06:05,583 --> 01:06:07,041
‫ول کن. ول کن، بیا بریم

1022
01:06:09,458 --> 01:06:11,498
‫- خدای من
‫- عصبی می‌شی خوشگل می‌شی

1023
01:06:11,541 --> 01:06:14,416
‫زود باش، منو بزن. کسی جلوتو نمی‌گیره.
‫هیچ‌وقت کسی جلوتو نمی‌گیره

1024
01:06:17,750 --> 01:06:19,000
‫به گاش بده!

1025
01:06:21,208 --> 01:06:22,708
‫همه‌ش تقصیر توئه!

1026
01:06:24,500 --> 01:06:25,333
‫زود باش!

1027
01:06:32,041 --> 01:06:32,875
‫لعنتی

1028
01:06:32,958 --> 01:06:34,838
‫دین، برو. برو!
‫بزن به چاک

1029
01:06:34,916 --> 01:06:35,916
‫برو

1030
01:06:36,458 --> 01:06:37,458
‫تف توش

1031
01:06:37,541 --> 01:06:40,000
‫- برو. بزن به چاک
‫- چی شده؟

1032
01:06:50,458 --> 01:06:53,166
‫نمی‌دونستی خانم هرستـه.
‫چرا عذرخواهی نکردی؟

1033
01:06:54,000 --> 01:06:57,375
‫مثل تو که عذرخواهی کردی؟
‫و الآن همه‌چی واست گل‌وبلبل شده؟

1034
01:06:57,458 --> 01:06:59,583
‫دست بردار،
‫بهتر از اینه که اخراج بشی

1035
01:07:00,083 --> 01:07:02,041
‫فکر می‌کنی با این وضع می‌تونی بری دانشگاه کلمبیا؟

1036
01:07:02,125 --> 01:07:04,750
‫خیلی‌خب، لطفا لحنـتو درست کن، خانم جوون

1037
01:07:04,833 --> 01:07:07,083
‫من از دوستم دفاع کردم

1038
01:07:11,916 --> 01:07:12,916
‫می‌دونم

1039
01:07:18,875 --> 01:07:19,875
‫ممنون

1040
01:07:22,000 --> 01:07:24,000
‫نمی‌خوام ازم تشکر کنی،

1041
01:07:24,083 --> 01:07:27,333
‫می‌خوام جوری رفتار کنی
‫که انگار یه‌ذره وقار داری

1042
01:07:27,416 --> 01:07:29,750
‫فقط یه‌کوچولو وقار

1043
01:07:29,833 --> 01:07:32,500
‫حداقل باید این‌قدر داشته باشی، درسته؟

1044
01:07:40,041 --> 01:07:42,351
‫نمی‌تونی از دستم عصبانی باشی.
‫من ازت نخواستم این کار رو کنی

1045
01:07:42,375 --> 01:07:44,000
‫باید از دست خودت عصبانی باشی

1046
01:07:44,083 --> 01:07:46,541
‫فرصتشو داشتی از پا درش بیاری
‫و از این فرصت استفاده نکردی

1047
01:07:46,625 --> 01:07:49,291
‫چون این‌قدر بدبختی که نمی‌تونی خودتو اصلاح کنی

1048
01:07:50,291 --> 01:07:53,625
‫- مثل احمق‌های عوضی حرف می‌زنی
‫- آره، من احمقم

1049
01:07:53,708 --> 01:07:57,291
‫من دین رو زمین نمی‌زنم.
‫این‌طوری نیست، آرتور

1050
01:07:58,125 --> 01:08:00,666
‫از لیام عذرخواهی کردی، گندت بزنن

1051
01:08:00,750 --> 01:08:03,125
‫از متجاوز بی‌شرف خودت عذرخواهی کردی

1052
01:08:03,208 --> 01:08:06,083
‫جداً می‌گم، چطور می‌تونی با خودت کنار بیای؟

1053
01:08:09,333 --> 01:08:10,416
‫کون لقت

1054
01:08:11,041 --> 01:08:12,125
‫تیفانی، صبر کن، نه

1055
01:08:13,416 --> 01:08:15,666
‫تیفانی، صبر کن. تیفانی

1056
01:08:18,708 --> 01:08:20,708
‫بیا. ‫خیلی بدبختی

1057
01:08:26,500 --> 01:08:29,083
‫عزیزم، می‌خوام واسه امروز
‫برات آرزوی موفقیت بکنم

1058
01:08:29,166 --> 01:08:31,583
‫می‌دونم اضطراب داری،
‫ولی همه‌چی درست پیش می‌ره

1059
01:08:32,541 --> 01:08:34,458
‫لایق فرجام توی این موضوع هستی

1060
01:08:34,541 --> 01:08:35,750
‫دوستت دارم. خداحافظ

1061
01:09:08,666 --> 01:09:09,958
‫آنی، حاضری؟

1062
01:09:22,041 --> 01:09:23,708
‫همین بالاست

1063
01:09:24,416 --> 01:09:27,375
‫اگه چیزی خواستی،
‫تعارف نکن و بگو

1064
01:09:38,541 --> 01:09:39,625
‫- آماده؟
‫- آماده

1065
01:09:42,416 --> 01:09:43,416
‫حرکت

1066
01:09:47,875 --> 01:09:50,791
‫خیلی‌خب، آنی، حاضری؟

1067
01:09:52,500 --> 01:09:55,291
‫می‌تونی تجربهٔ شخصی خودت
‫توی اون روز فجیع رو بگی؟

1068
01:09:56,083 --> 01:09:57,208
‫هر وقت که آماده بودی

1069
01:10:00,208 --> 01:10:01,666
‫می‌دونی، من... همیشه فکر می‌کردم

1070
01:10:01,750 --> 01:10:04,375
‫آسیب‌ترین چیزی که می‌تونی
‫توی آدم ببینی از پشت باشه

1071
01:10:07,750 --> 01:10:11,750
‫می‌تونی هر روزنه و هر تار مور رو بررسی کنی،

1072
01:10:12,500 --> 01:10:14,041
‫انگار که بی‌دفاع هستن

1073
01:10:14,791 --> 01:10:16,166
‫همیشه فکر می‌کردم بانمکـه

1074
01:10:16,250 --> 01:10:19,500
‫که پشت گردن دین
‫موهای طلایی داره

1075
01:10:19,583 --> 01:10:23,583
‫وقتی که موی پشت گردن بقیه
‫تیره و زمخت بود، وقتی که پرید!

1076
01:10:59,708 --> 01:11:03,166
‫تیف! تیف! تیف!

1077
01:11:03,250 --> 01:11:05,333
‫زود باش! زود باش!‌ زود باش!

1078
01:11:05,833 --> 01:11:07,541
‫اولیویا!

1079
01:11:18,333 --> 01:11:20,291
‫زود باش!

1080
01:11:20,791 --> 01:11:21,833
‫برو، برو، برو!

1081
01:11:47,125 --> 01:11:48,666
‫اسلحه داشت. دیدمش

1082
01:11:49,208 --> 01:11:51,416
‫- باشه، باشه، باشه
‫- کی تلفن داره؟

1083
01:11:52,625 --> 01:11:53,875
‫تلفن؟ باشه، باشه، باشه

1084
01:11:58,500 --> 01:12:00,125
‫بن!

1085
01:12:01,208 --> 01:12:03,041
‫آنتن نیست!

1086
01:12:06,583 --> 01:12:08,166
‫ناراحتی

1087
01:12:08,833 --> 01:12:09,833
ناراحت به نظر میای

1088
01:12:10,166 --> 01:12:11,583
‫حقـش نبود

1089
01:12:22,791 --> 01:12:25,291
‫شاهدین ادعا می‌کنن که بن گفته...

1090
01:12:25,875 --> 01:12:27,625
‫تیف

1091
01:12:31,958 --> 01:12:34,208
‫انگار که شما دو تا درک متقابل داشتید

1092
01:12:34,291 --> 01:12:35,291
‫حقیقت داره؟

1093
01:12:36,416 --> 01:12:37,416
‫آره

1094
01:12:40,125 --> 01:12:41,958
‫اون درک چی بود؟

1095
01:12:42,708 --> 01:12:44,458
<i>‫منم انتقام می‌خواستم</i>

1096
01:12:45,625 --> 01:12:47,500
‫که اون هم قربانی بود

1097
01:12:56,041 --> 01:12:57,041
‫هی، پیتون

1098
01:13:01,625 --> 01:13:04,541
‫می‌خوای بری جنگل، رفیق؟ همم؟

1099
01:13:05,541 --> 01:13:07,541
‫- گل بزنیم، رفیق؟
‫- بن

1100
01:13:07,625 --> 01:13:09,208
‫بن، خیلی خیلی متأسفم...

1101
01:13:16,375 --> 01:13:17,375
‫بن؟

1102
01:13:18,166 --> 01:13:19,166
‫بن!

1103
01:13:25,958 --> 01:13:28,000
‫وقتی رفت، چه احساسی داشتی؟

1104
01:13:28,500 --> 01:13:30,916
‫آسودگی جمع بود؟

1105
01:13:32,791 --> 01:13:37,041
‫می‌دونی... اون لحظه
‫دور هم جمع شدیم،

1106
01:13:37,125 --> 01:13:39,833
‫چون... می‌دونستیم که باید به پیتون کمک کنیم

1107
01:13:44,625 --> 01:13:45,833
‫خدای من

1108
01:13:45,916 --> 01:13:48,083
‫- هی
‫- نه. نه، نه

1109
01:13:48,166 --> 01:13:49,625
‫چطوری همچین اتفاقی افتاد؟

1110
01:13:50,291 --> 01:13:51,625
‫چطوری همچین اتفاقی افتاد؟

1111
01:13:52,833 --> 01:13:54,208
‫باید از اینجا بریم

1112
01:14:00,250 --> 01:14:01,750
‫این چه فایده‌ای داره؟

1113
01:14:05,416 --> 01:14:07,375
‫باید از اینجا بریم

1114
01:14:11,041 --> 01:14:13,416
‫- بریم بالا یا پایین؟
‫- خوابگاه قدیمی بالاست

1115
01:14:13,500 --> 01:14:14,625
‫رفته بالا؟

1116
01:14:21,541 --> 01:14:22,541
‫من می‌گم پایین

1117
01:14:34,000 --> 01:14:36,250
‫- برو، برو! زود باش! فرار کن! فرار کن!
‫- برو، برو، برو!

1118
01:14:36,333 --> 01:14:37,750
‫زود باش!

1119
01:14:39,291 --> 01:14:40,666
‫عجله کن، بجنب!

1120
01:15:02,750 --> 01:15:04,916
‫در رو واسه لیام راس نگه نداشتی

1121
01:15:06,625 --> 01:15:08,875
‫می‌خوام بهت فرصت بدم توضیح بدی

1122
01:15:08,958 --> 01:15:12,833
<i>‫چون نمی‌خواستم جونمو
‫به‌خاطر یکی از متجاوزهام به خطر بندازم</i>

1123
01:15:12,916 --> 01:15:14,708
‫فکر کنم به‌قدر کافی شجاع نبودم

1124
01:15:27,458 --> 01:15:30,416
‫خدای من. خدای من!
‫دین!‌ دین!‌ دین!

1125
01:15:35,083 --> 01:15:36,083
‫دین

1126
01:15:40,916 --> 01:15:41,916
‫خانم‌ها

1127
01:15:42,625 --> 01:15:44,065
‫اینجایید

1128
01:15:46,375 --> 01:15:47,541
‫آرتور

1129
01:15:47,625 --> 01:15:51,041
‫بث. برو بیرون.
‫ازت خوشم میاد

1130
01:15:55,458 --> 01:15:56,583
‫تو...

1131
01:15:56,666 --> 01:15:58,375
‫دخترهٔ سست‌عنصر

1132
01:16:06,458 --> 01:16:07,875
‫می‌دونی که دلت می‌خواد

1133
01:16:10,666 --> 01:16:12,500
‫خیلی بده که اون کار رو کردم؟

1134
01:16:28,083 --> 01:16:29,083
‫توروخدا

1135
01:16:33,208 --> 01:16:34,916
‫لعنتی!

1136
01:17:17,416 --> 01:17:20,958
‫قیافه‌ش، انگار...
‫خیلی گیج شده بود،

1137
01:17:21,041 --> 01:17:23,375
‫انگار داشتم آدم اشتباهی رو می‌زدم

1138
01:17:27,375 --> 01:17:29,476
‫تا به امروز، نمی‌تونم چاقو دستم بگیرم

1139
01:17:29,500 --> 01:17:30,708
‫بدون این‌که صورتشو ببینم

1140
01:17:38,791 --> 01:17:40,125
‫خدای من، آنی

1141
01:17:40,666 --> 01:17:41,666
‫ممنون

1142
01:18:01,083 --> 01:18:02,500
‫مشکلی پیش نمیاد

1143
01:18:03,000 --> 01:18:05,208
‫کار شجاعانه‌ای کردی، تیفانی

1144
01:18:07,333 --> 01:18:08,666
‫لطفاً این‌طوری نگو

1145
01:18:39,833 --> 01:18:42,916
‫باورم نمی‌شه اومدش.
‫حال‌به‌هم‌زن بود

1146
01:18:43,000 --> 01:18:44,583
‫باورت می‌شه؟

1147
01:18:44,666 --> 01:18:48,500
‫نمی‌دونستم درحالی‌که موردِخشم بقیه بودم
‫پا به مراسم می‌ذارم

1148
01:18:51,875 --> 01:18:54,833
‫داستان دین با داستان من
‫دقیقاً مطابقت نداشت

1149
01:18:56,000 --> 01:18:58,083
‫و داستان دین چی بود؟

1150
01:19:00,125 --> 01:19:02,541
‫این‌که نمی‌خواست دوست‌پسر من باشه

1151
01:19:02,625 --> 01:19:05,041
‫بعد از این‌که با اون
‫و دو تا دوستای صمیمی‌ش خوابیدم

1152
01:19:05,541 --> 01:19:06,708
‫این‌که ولم کردن

1153
01:19:07,008 --> 01:19:10,633
‫به این خاطر که تیفانی
‫با بیشتر از یکی از این پسرها رابطه داشته...

1154
01:19:10,916 --> 01:19:14,666
‫که من با کمک به بن و آرتور
‫برای طرح قتل‌عام انتقامم رو گرفتم

1155
01:19:14,750 --> 01:19:17,708
‫جهنم هیچ خشمی
‫مانند زنی که تحقیر شده نداره

1156
01:19:20,125 --> 01:19:21,875
‫تا ماشین همراهی‌تون می‌کنم

1157
01:19:28,916 --> 01:19:29,916
‫بث؟

1158
01:19:34,458 --> 01:19:38,041
‫و برای پایان بزرگ،
‫قرار بود به خودمون شلیک کنیم

1159
01:19:38,125 --> 01:19:40,333
‫گرچه فقط بن تونست

1160
01:19:45,250 --> 01:19:47,375
‫دین دیگه نمی‌تونست راه بره،

1161
01:19:48,583 --> 01:19:50,583
‫کی جرئت داشت بگه دروغ می‌گه؟

1162
01:19:55,125 --> 01:19:56,125
‫حقیقت داره؟

1163
01:19:57,583 --> 01:19:59,833
‫روحمم خبر نداشت
‫آرتور می‌خواست چنین کاری کنه...

1164
01:19:59,916 --> 01:20:01,875
‫اینو نمی‌گم،
‫رابطه با پسرا رو می‌گم!

1165
01:20:04,875 --> 01:20:06,235
‫نمی‌خواستم، مامان

1166
01:20:06,291 --> 01:20:09,041
‫- مست بودم. دروغ می‌گن
‫- خدای من، تیفانی

1167
01:20:09,125 --> 01:20:11,333
‫واسه همین می‌گم مشروب نخور!

1168
01:20:12,041 --> 01:20:15,083
‫خب، همین‌که رسیدیم خونه به وکیل زنگ می‌زنم

1169
01:20:16,666 --> 01:20:19,083
‫مردم چی می‌گن؟

1170
01:20:23,458 --> 01:20:25,541
‫اتهام شریک‌جرم بهت نزدن. اما...

1171
01:20:25,625 --> 01:20:27,416
‫ادعات در برابر پسرها چی بود؟

1172
01:20:27,500 --> 01:20:29,416
‫چرا شکایت نکردی؟

1173
01:20:31,166 --> 01:20:33,416
‫فکر می‌کردم ارزش پیگیری نداره

1174
01:20:33,500 --> 01:20:34,500
‫مامان

1175
01:20:36,750 --> 01:20:38,375
‫- مامان...
‫- نه، تیفانی

1176
01:20:39,750 --> 01:20:40,958
‫نه، نه

1177
01:20:41,541 --> 01:20:43,041
‫حالمو به‌هم می‌زنی

1178
01:20:44,833 --> 01:20:45,875
‫ببخشید

1179
01:20:49,000 --> 01:20:50,958
‫تو اون دختری نیستی که بزرگ کردم

1180
01:20:58,666 --> 01:21:01,583
‫خوش‌شانسی که مادری داری
‫که واست وکیل گرفت و ازت حمایت کرد

1181
01:21:02,083 --> 01:21:03,208
‫همه چنین مادری ندارن

1182
01:21:03,708 --> 01:21:05,541
‫همم. آره

1183
01:21:06,250 --> 01:21:07,250
‫خیلی خوش‌شانسم

1184
01:21:08,750 --> 01:21:10,916
‫خوش‌شانس‌ترین دختر زنده

1185
01:21:11,750 --> 01:21:14,000
‫آرزو می‌کنی کاش مادرت
‫بیشتر بهت کمک می‌کرد؟

1186
01:21:15,125 --> 01:21:19,125
‫آرزو می‌کنم کاش مامانم جوری نگاهم نمی‌کرد
‫که انگار خوب بزرگ نشدم و کمبود دارم

1187
01:21:22,958 --> 01:21:25,416
‫آنی، در این مورد حرفی داری،
‫یا باید بگذرم؟

1188
01:21:29,958 --> 01:21:31,625
‫- آرون، یعنی چی؟
‫- سلام، فینی

1189
01:21:31,708 --> 01:21:33,434
‫قسم می‌خورم، قرار بود فردا بیاد

1190
01:21:33,458 --> 01:21:34,726
‫- باید بری
‫- صبر کن

1191
01:21:34,750 --> 01:21:36,916
‫فینی، لطفاً.
‫پنج دقیقه بهم وقت بده

1192
01:21:37,000 --> 01:21:39,267
‫اینجا چی‌کار می‌کنی؟
‫همچین توافقی نکرده بودیم

1193
01:21:39,291 --> 01:21:42,666
‫آنی، نرو. آنی، وایسا. اون باید بره.
‫الان می‌گم ببرنـش

1194
01:21:42,750 --> 01:21:44,517
‫- فینی
‫- نه، نه. نگران نباش

1195
01:21:44,541 --> 01:21:46,291
‫- آنی
‫- خواهش می‌کنم

1196
01:21:46,958 --> 01:21:47,958
‫آنی، صبر کن

1197
01:21:51,041 --> 01:21:54,666
‫آنی، صبر کن. آنی.
‫اجازه نده دین تو رو بیرون کنه

1198
01:21:54,750 --> 01:21:57,458
‫به زن‌هایی فکر کن که با گفتنِ
‫داستانت بهشون کمک می‌کنی

1199
01:22:00,333 --> 01:22:01,791
‫واسه اون‌‌ها هم ایستادگی کردی

1200
01:22:03,166 --> 01:22:04,541
‫زن‌ها چیزیشون نمی‌شه

1201
01:22:31,625 --> 01:22:34,208
<i>‫مادرم اصرار داشت برنتلی بمونم</i>

1202
01:22:34,708 --> 01:22:36,333
<i>‫دو سال تنهایی بود</i>

1203
01:22:36,916 --> 01:22:39,750
<i>‫من و هم‌کلاسی‌هام
‫از یه اتفاق سرنوشت‌ساز زنده موندیم</i>

1204
01:22:39,833 --> 01:22:41,500
<i>‫که فقط تعدادی کمی درک می‌کردن</i>

1205
01:22:44,875 --> 01:22:46,291
<i>‫اون‌ها می‌تونستن به هم تکیه کنن</i>

1206
01:22:48,916 --> 01:22:50,041
<i>‫اما من کسی رو نداشتم</i>

1207
01:22:52,791 --> 01:22:55,708
<i>‫سال آخر دانشگاه،
‫اردو رفتیم نیویورک،</i>

1208
01:22:55,791 --> 01:22:58,958
<i>‫جایی که... این تجربه رو داشتم</i>

1209
01:23:00,125 --> 01:23:02,166
<i>‫نمی‌خواد تحت‌تأثیر قرارش بدم</i>

1210
01:23:02,250 --> 01:23:04,666
<i>‫می‌دونی نمونه‌ها کی می‌رسن؟</i>

1211
01:23:06,083 --> 01:23:07,291
<i>‫- خوبی؟
‫- ببخشید</i>

1212
01:23:07,875 --> 01:23:10,083
‫نه، باید نمونه‌ها تا جمعه اونجا باشه

1213
01:23:10,916 --> 01:23:13,708
‫آره، جمعه.
‫مگه برنامه‌ریزی نکردی؟

1214
01:23:15,166 --> 01:23:18,125
<i>‫توی عمرم همچین زنی ندیده بودم</i>

1215
01:23:18,208 --> 01:23:20,916
<i>‫زنی که از پشت تلفن
‫می‌تونست آدم‌ها رو تهدید کنه،</i>

1216
01:23:21,000 --> 01:23:23,458
<i>‫می‌تونست برای خودش
‫چیزهای گرون‌قیمت بخره،</i>

1217
01:23:24,208 --> 01:23:27,041
<i>‫راهش رو از بین مردم توی نیویورک باز می‌کرد
‫صرفاً به‌خاطر این‌که شبیه کسی بود</i>

1218
01:23:27,125 --> 01:23:30,250
<i>‫که نسبت به بقیه آدم‌ها
‫باید جای مهم‌تری باشه</i>

1219
01:23:30,333 --> 01:23:32,708
<i>‫باید به اونجا می‌رسیدم،
‫تصمیم گرفتم...</i>

1220
01:23:38,958 --> 01:23:41,625
<i>‫و هیچ‌کس نمی‌تونست
‫دیگه بهم صدمه بزنه</i>

1221
01:23:55,333 --> 01:23:56,791
‫بی‌خیال

1222
01:24:01,000 --> 01:24:03,360
‫- کی یکی دیگه می‌خواد؟
‫- آره، واسه من یکی بیار

1223
01:24:03,416 --> 01:24:05,208
‫یک، دو، سه و چهار تا بیارم؟

1224
01:24:05,291 --> 01:24:07,625
‫- بله آقا. ممنون
‫- بفرمایید، پسرا

1225
01:24:11,208 --> 01:24:13,583
‫آره. بهت گفتم

1226
01:24:14,166 --> 01:24:16,291
‫- اومدی خونه
‫- آره!

1227
01:24:16,375 --> 01:24:17,708
‫آره

1228
01:24:17,791 --> 01:24:18,791
‫اومدم بیرون

1229
01:24:20,000 --> 01:24:21,000
‫تحمل نکردم

1230
01:24:22,625 --> 01:24:23,625
‫فقط...

1231
01:24:25,416 --> 01:24:26,750
‫حس خوبی نداشت

1232
01:24:28,375 --> 01:24:31,208
‫دارم فکر می‌کنم واسه خودم چیزی بنویسم

1233
01:24:32,166 --> 01:24:33,583
‫از مغز و ذهنم خارجش کنم

1234
01:24:38,791 --> 01:24:40,208
‫به‌نظرم خیلی هوشمندانه‌ست

1235
01:24:53,041 --> 01:24:54,083
‫مشروب می‌خوری؟

1236
01:24:56,416 --> 01:24:59,208
‫مارتینی، با یخ هم بزن،
‫با سه تا زیتون، بدون شراب ورموت

1237
01:25:01,333 --> 01:25:03,541
‫- الان ودکا با زیتون حاضر می‌شه
‫- باشه

1238
01:25:08,458 --> 01:25:10,250
‫دقیقاً. همچین حرفی نزدم

1239
01:25:16,416 --> 01:25:17,833
‫از خدمت‌گزاری‌ت ممنون

1240
01:25:21,125 --> 01:25:23,791
‫توروخدا عصبانی نباش،
‫ولی فکر کنم دارم می‌رم لندن

1241
01:25:26,666 --> 01:25:28,500
‫فکر می‌کنی؟

1242
01:25:29,750 --> 01:25:32,625
‫خب، حدس بزن چی؟
‫عصبانی‌ام، باهاش کنار بیا

1243
01:25:39,166 --> 01:25:40,166
‫اون چیه؟

1244
01:25:40,916 --> 01:25:42,291
‫دارم یه چیزی می‌نویسم

1245
01:25:44,333 --> 01:25:46,041
‫فکر می‌کنی تایمز چاپش کنه؟

1246
01:26:23,041 --> 01:26:25,500
‫می‌دونی دوست دارم چه چیزی
‫رو ۳۸ سال پیش می‌فهمیدم؟

1247
01:26:27,750 --> 01:26:30,791
‫خیلی راحت‌تره تا از دست این آدم عصبانی باشی

1248
01:26:34,541 --> 01:26:36,041
‫دوست‌پسر دوران دبیرستانم...

1249
01:26:41,166 --> 01:26:43,583
‫می‌تونست خلاق باشه

1250
01:26:45,291 --> 01:26:46,333
‫متأسفم، لولو

1251
01:26:46,416 --> 01:26:49,500
‫چیزی نیست. نیاز به هیاهو نیست

1252
01:26:50,583 --> 01:26:53,583
‫دوست‌هات، منظورم اینه،
‫زیر زمین پوسیدن،

1253
01:26:53,666 --> 01:26:55,375
‫ولی آدم‌هایی که دوستت دارن،

1254
01:26:55,458 --> 01:26:57,125
‫که بدجور سرافکنده‌ت کردن،

1255
01:26:57,208 --> 01:26:59,958
‫سعی نکن با این متن مبهم
‫نصفه‌ونیمه ازشون محافظت کنی،

1256
01:27:00,041 --> 01:27:01,833
‫و اون‌وقت شاید یه داستان خوب داشته باشی

1257
01:27:01,916 --> 01:27:03,833
‫ولی فعلاً بذار رک‌وپوست‌کنده بگم،

1258
01:27:04,458 --> 01:27:06,125
‫صداقت تقریبی

1259
01:27:06,208 --> 01:27:08,375
‫توی روزنامه راه به جایی نمی‌بره

1260
01:27:08,458 --> 01:27:11,000
‫پس می‌دونی، یه بار دیگه بنویس

1261
01:27:11,083 --> 01:27:13,041
‫جوری بنویس که انگار هیچ‌کس این مقاله رو نمی‌خونه

1262
01:27:13,125 --> 01:27:16,625
‫نه لوک، نه فامیل‌های شوهرت،
‫مسلماً نه والدینـت

1263
01:27:16,708 --> 01:27:19,583
‫این‌طوری یه متن می‌نویسی
‫که ارزش خوندن داشته باشه

1264
01:27:21,541 --> 01:27:23,958
‫هیچ‌کس مجبورت نکرده این داستان رو بنویسی

1265
01:27:24,041 --> 01:27:26,250
‫اصلاً برو لندن.
‫زندگی‌ت با لوک رو ادامه بده

1266
01:27:26,333 --> 01:27:28,833
‫فقط یه تصمیمی بگیر

1267
01:27:29,375 --> 01:27:30,250
‫تصمیم بگیر

1268
01:27:30,333 --> 01:27:32,000
‫دارم... دارم تلاش می‌کنم

1269
01:27:34,916 --> 01:27:36,875
‫ببین، واست ساده‌ش می‌کنم

1270
01:27:38,083 --> 01:27:41,166
‫چیزی که خودت می‌خوای رو بگو،

1271
01:27:41,250 --> 01:27:43,625
‫نه چیزی که بقیه می‌خوان،

1272
01:27:43,708 --> 01:27:45,333
‫و بعد بنویس

1273
01:27:49,333 --> 01:27:52,041
‫- اگه به کسی بگی چی بهت گفتم...
‫- نمی‌گم

1274
01:27:52,125 --> 01:27:54,875
‫نه، این‌که ۳۸ سال از نوجوون‌بودنم می‌گذره،

1275
01:27:54,958 --> 01:27:58,000
‫میام دنبالت و مجبورت می‌کنم کربوهیدرات بخوری

1276
01:28:10,875 --> 01:28:13,750
‫اون روز باید تصمیم می‌گرفتم

1277
01:28:14,958 --> 01:28:17,333
‫می‌تونستم دنیا رو بابت اتفاقی
‫که واسم افتاده مقصر بدونم،

1278
01:28:18,375 --> 01:28:19,916
‫یا می‌تونستم یه فرصت پیدا کنم

1279
01:28:21,541 --> 01:28:24,625
‫هر چالش، هر قلب‌درد،

1280
01:28:24,708 --> 01:28:26,250
‫هر مصیبتِ زندگی

1281
01:28:26,333 --> 01:28:30,083
‫فرصتی رو ارائه می‌ده
‫تا کاری متفاوت انجام بدیم،

1282
01:28:30,166 --> 01:28:31,166
‫تا کاری زیبا انجام بدیم

1283
01:28:31,250 --> 01:28:33,875
‫بهت گفتم.
‫خیلی الهام‌بخشه، نه؟

1284
01:28:33,958 --> 01:28:36,083
‫یه کلمه از حرف‌هاشو نفهمیدم

1285
01:28:36,750 --> 01:28:39,916
‫- هیچ‌کس نمی‌تونه اون حق انتخاب رو از شما بگیره
‫- هیس

1286
01:29:05,416 --> 01:29:09,583
‫ببین، می‌تونم اعتراف کنم که درمورد
نقش‌داشتنت توی تیراندازی دروغ گفتم

1287
01:29:11,083 --> 01:29:14,458
‫من جوون و ترسیده بودم، گیج بودم

1288
01:29:15,416 --> 01:29:17,333
‫مردم درک می‌کنن

1289
01:29:19,416 --> 01:29:23,791
‫اما... نمی‌دونم چطوری می‌شه
‫اتفاقی که بینمون افتاد رو توضیح بدم

1290
01:29:25,333 --> 01:29:26,333
‫من زن دارم

1291
01:29:26,875 --> 01:29:28,375
‫سه، دو...

1292
01:29:28,458 --> 01:29:29,458
‫دختر دارم

1293
01:29:29,500 --> 01:29:31,333
‫همم. درست به‌موقع گفتی

1294
01:29:31,416 --> 01:29:35,250
‫و این داستان نابودشون می‌کنه

1295
01:29:36,291 --> 01:29:38,916
‫ولی من، طعمهٔ آماده بودم؟

1296
01:29:39,750 --> 01:29:41,875
‫فقط می‌خواستم دست پیشـو بگیرم

1297
01:29:42,500 --> 01:29:45,833
‫ترسیده بودم که به پلیس‌ها
‫دربارهٔ اون شب توی خونه‌م بگی

1298
01:29:46,500 --> 01:29:49,125
‫تازه، من روی ویلچر گیر کرده بودم، و تو نه

1299
01:29:49,958 --> 01:29:51,958
‫ازت کفری بودم

1300
01:29:54,166 --> 01:29:58,791
‫می‌دونی فرق من و آدمی مثل تو چیه، دین؟

1301
01:30:01,333 --> 01:30:03,541
‫بین من و آرتور؟

1302
01:30:03,625 --> 01:30:07,125
‫چون منم عصبانی بودم،
‫اون‌قدر عصبانی که باورت نمی‌شه

1303
01:30:07,208 --> 01:30:10,250
‫ولی خشم و عصبانیت من
‫مثل کربن‌مونوکسید می‌مونه

1304
01:30:11,291 --> 01:30:16,041
‫بی‌بو و بی‌طعم و بی‌رنگه
‫و کاملاً سمیـه

1305
01:30:17,416 --> 01:30:19,541
‫اما فقط برای من

1306
01:30:20,583 --> 01:30:24,083
‫می‌بینی، من خشمم رو سر کسی
‫جز خود بدبختم خالی نمی‌کنم

1307
01:30:24,166 --> 01:30:25,166
‫هیس

1308
01:30:28,375 --> 01:30:30,958
‫قصد نداشتم اون‌طوری بشه

1309
01:30:31,750 --> 01:30:35,375
‫من... مست بودم، می‌دونی؟

1310
01:30:35,458 --> 01:30:38,916
‫اصلاً متوجه نبودم که داشتم اون کار رو می‌کردم

1311
01:30:39,000 --> 01:30:40,500
‫حتی وقتی گریه می‌کردم؟

1312
01:30:41,166 --> 01:30:44,666
‫حتی وقت التماست می‌کردم صبر کنی.
‫صبر کنی

1313
01:30:45,250 --> 01:30:49,250
‫صبر کنی، این‌که درباره‌ش حرف می‌زنیم
‫و یه کاری‌ش می‌کنیم

1314
01:30:50,416 --> 01:30:52,541
‫اصلاً می‌دونی هر بار که خواستم

1315
01:30:52,625 --> 01:30:55,708
‫یه‌کم حس خوبی نسبت به خودم داشته باشم،
‫یادم میاد که التماس کردم

1316
01:30:57,541 --> 01:30:58,833
‫و برمی‌گردم سر خونه اول

1317
01:31:02,208 --> 01:31:05,458
‫اگه درمورد اون شب حرف بزنی،
‫انکار می‌کنم...

1318
01:31:07,125 --> 01:31:10,875
‫و روی ادعام پافشاری می‌کنم
‫که با آرتور و بن نقشهٔ حمله کشیده بودین

1319
01:31:12,875 --> 01:31:15,541
‫و خیلی‌ها هستن که حرفمو باور کنن

1320
01:31:17,041 --> 01:31:19,500
‫الآن جداً داری تهدیدم می‌کنی؟

1321
01:31:21,166 --> 01:31:23,375
‫دارم بهت پیشنهاد معامله می‌دم

1322
01:31:24,500 --> 01:31:25,333
‫باشه؟

1323
01:31:25,416 --> 01:31:28,083
‫دربارهٔ اون شب حرف نزن

1324
01:31:29,125 --> 01:31:31,333
‫و منم می‌گم توی تیراندازی دست نداشتی

1325
01:31:32,208 --> 01:31:33,250
‫همینه

1326
01:31:34,500 --> 01:31:36,833
‫ببین، می‌دونم اون زمان عوضی بودم،

1327
01:31:37,416 --> 01:31:41,375
‫و رسالت خودم کردم
‫تا هر روز اون کار رو جبران کنم

1328
01:31:44,250 --> 01:31:47,083
‫این... این حساب نمی‌شه؟

1329
01:32:02,000 --> 01:32:03,000
‫ممنون

1330
01:32:06,708 --> 01:32:08,291
‫ببین، منم قربانی بودم...

1331
01:32:10,208 --> 01:32:12,333
‫اما هیچ‌کس با من مثل یه قربانی رفتار نکرد

1332
01:32:15,166 --> 01:32:18,125
‫پس این ننه‌غریبم‌بازی‌تو بذار کنار

1333
01:32:21,083 --> 01:32:24,583
‫می‌دونی چند بار توی زندگی‌م
‫از کلمهٔ تجاوز استفاده کرده‌م؟

1334
01:32:25,750 --> 01:32:29,208
‫می‌دونم، منم از این کلمه متنفرم.
‫اسمش میاد دلم می‌خواد پوستمو بکنم

1335
01:32:30,166 --> 01:32:31,833
‫می‌خوام بدونم تو از این کلمه استفاده کردی،

1336
01:32:33,000 --> 01:32:34,000
‫حتی برای یه بار

1337
01:32:35,291 --> 01:32:36,166
‫احتمالاً نه

1338
01:32:36,250 --> 01:32:37,625
‫احتمالاً نه

1339
01:32:40,250 --> 01:32:42,416
‫پس همین‌جا می‌شینم و
وول‌زدنتو تماشا می‌کنم

1340
01:32:42,500 --> 01:32:44,666
‫تا مجبور بشی این کلمه رو جزوی از دایرهٔ لغاتت کنی

1341
01:32:49,333 --> 01:32:50,333
‫باشه

1342
01:32:50,791 --> 01:32:51,916
‫باشه

1343
01:32:52,000 --> 01:32:53,000
‫تو بردی

1344
01:32:55,416 --> 01:32:56,500
‫من...

1345
01:32:57,666 --> 01:32:58,666
‫بهت تجاوز کردم

1346
01:33:00,250 --> 01:33:01,250
‫باشه؟

1347
01:33:22,625 --> 01:33:24,583
‫دیدنت باعث افتخار بود

1348
01:33:25,083 --> 01:33:28,541
‫خیلی ممنون که به آدم الهام می‌بخشی

1349
01:33:41,791 --> 01:33:43,875
<i>‫پس همین‌جا می‌شینم و
وول‌زدنتو تماشا می‌کنم</i>

1350
01:33:43,958 --> 01:33:46,208
<i>‫تا مجبور بشی این کلمه ‫رو جزوی از دایرهٔ لغاتت کنی</i>

1351
01:33:47,500 --> 01:33:49,500
<i>‫باشه. تو بردی</i>

1352
01:33:49,583 --> 01:33:50,833
<i>‫من...</i>

1353
01:33:50,916 --> 01:33:51,916
<i>‫بهت تجاوز کردم</i>

1354
01:34:14,750 --> 01:34:15,750
‫کمک می‌خوای؟

1355
01:34:51,041 --> 01:34:53,375
<i>‫شرّت کم، تیفانی فنلی</i>

1356
01:34:54,666 --> 01:34:56,583
<i>‫خوش اومدی، آنی هریسون</i>

1357
01:35:07,333 --> 01:35:08,500
<i>‫جات اینجاست</i>

1358
01:35:10,791 --> 01:35:11,625
<i>‫آره</i>

1359
01:36:03,625 --> 01:36:05,708
‫ببخشید. یه لحظه

1360
01:36:10,208 --> 01:36:11,583
‫یه لحظه

1361
01:36:13,166 --> 01:36:14,541
‫باشه. البته

1362
01:36:16,833 --> 01:36:17,833
‫خیلی‌خب

1363
01:36:18,958 --> 01:36:20,708
‫آره. ممنون

1364
01:36:25,583 --> 01:36:27,708
‫خدای من!

1365
01:36:36,000 --> 01:36:38,750
‫- بعداً باهات حرف می‌زنم
‫- باشه، باشه، باشه

1366
01:36:41,875 --> 01:36:42,875
‫هی

1367
01:36:45,083 --> 01:36:46,333
‫می‌شه صحبت کنیم؟

1368
01:37:09,333 --> 01:37:11,250
‫توی نیویورک تایمز چاپ شده؟

1369
01:37:12,833 --> 01:37:13,833
‫آره

1370
01:37:18,375 --> 01:37:19,875
‫چطور تونستی بهم نگی؟

1371
01:37:23,958 --> 01:37:24,791
‫ببخشید

1372
01:37:26,000 --> 01:37:28,250
‫فکر کنم... درک نمی‌کنم. من...

1373
01:37:29,041 --> 01:37:32,208
‫همیشه فکر می‌کردم این چیزها رو فراموش کردی

1374
01:37:33,416 --> 01:37:36,708
‫تحسینـت می‌کردم.
‫فکر می‌کردم خیلی قوی هستی

1375
01:37:38,958 --> 01:37:44,041
‫این‌قدر قوی که سعی کنم درمورد
‫بخشی که صدمه دیدم سکوت کنم؟

1376
01:37:44,833 --> 01:37:47,250
‫نه. سکوت کنم، یه شیادم

1377
01:37:47,333 --> 01:37:49,625
‫درسته، اما نمی‌شد تو خلوتت حلش می‌کردی؟

1378
01:37:49,708 --> 01:37:52,833
‫باید تمام این جزئیات ریز رو برای تمام دنیا می‌نوشتی؟

1379
01:37:54,916 --> 01:38:00,791
‫اون آدم‌ها...
‫شکل موی ناحیه تناسلی‌م رو مسخره می‌کردن

1380
01:38:01,625 --> 01:38:04,083
‫صدایی که درآوردم رو مسخره می‌کردن

1381
01:38:04,166 --> 01:38:07,541
‫- پس آره، این جزییات واسم مهمه
‫- اون‌ها مردن

1382
01:38:08,500 --> 01:38:12,125
‫و یکی‌شون ویلچرنشین شده.
‫تقاص اشتباهشون رو ندادن؟

1383
01:38:12,208 --> 01:38:14,500
‫- اشتباهشون؟
‫- به‌گایی دادن. باهات موافقم

1384
01:38:14,583 --> 01:38:18,875
‫نه، نه، نه. بـ... به‌گایی وقتیـه
‫که ماشین باباتو بدون اجازه برداشتی

1385
01:38:18,958 --> 01:38:20,375
‫و می‌مالی

1386
01:38:20,458 --> 01:38:23,333
‫به‌گایی اصلاً با محاصره‌کردن من شروع نمی‌شه

1387
01:38:23,416 --> 01:38:25,583
‫آنی، خیر سرمون تمرین شام عروسی‌مونه

1388
01:38:25,666 --> 01:38:27,666
‫الآن واسه چی درباره این موضوع حرف می‌زنیم؟

1389
01:38:29,541 --> 01:38:33,166
‫خدای من! قبلاً خیلی فرق داشتی.
‫خیلی باحال بودی

1390
01:38:35,916 --> 01:38:38,250
‫- باحال؟
‫- آره، باحال

1391
01:38:38,791 --> 01:38:41,333
‫قبلاً با هم خوش می‌گذروندیم.
‫دلم واسه اون‌موقع تنگ شده

1392
01:38:45,708 --> 01:38:47,875
‫نمی‌دونم باحالم یا نه

1393
01:38:49,333 --> 01:38:50,875
‫نمی‌دونم چه‌جور آدمی هستم

1394
01:38:52,541 --> 01:38:55,500
‫و چه بخشی رو ابداع کردم
‫تا آدم‌ها از من خوششون بیاد

1395
01:38:57,291 --> 01:39:00,458
‫خدای من، قبلاً خیلی به این
‫افتخار می‌کردم. من...

1396
01:39:01,000 --> 01:39:04,458
‫فکر می‌کردم این دختر دورو از همه باهوش‌تره

1397
01:39:05,416 --> 01:39:08,125
‫اون‌قدر باهوش که حتی یه ویژگی خودمو نمی‌شناسم

1398
01:39:08,208 --> 01:39:09,958
‫هی، هی. باورم نمی‌شه

1399
01:39:10,041 --> 01:39:12,291
‫مثل سابق می‌شیم.
‫هی، گریه نکن

1400
01:39:13,625 --> 01:39:14,958
‫مثل قبل می‌شیم

1401
01:39:16,083 --> 01:39:19,083
‫من دوستت دارم. تو دوستم داری.
‫یه راه‌حل پیدا می‌کنیم

1402
01:39:24,041 --> 01:39:25,041
‫نه

1403
01:39:27,666 --> 01:39:32,750
‫اون زمان رو یادت میاد ‫که گفتی حس می‌کنی
مثل یه گزینه می‌مونی ‫که من خطت زدم؟

1404
01:39:37,375 --> 01:39:38,500
‫من واقعاً دوستت دارم...

1405
01:39:44,583 --> 01:39:46,750
‫اما ازت سوءاستفاده می‌کردم

1406
01:39:49,083 --> 01:39:50,791
‫ازت بدم میاد

1407
01:39:51,291 --> 01:39:53,375
‫مـ... منصفانه نیست

1408
01:39:53,458 --> 01:39:57,750
‫تو به من صدمه نزدی،
‫اما سر تو خالی کردم

1409
01:39:57,833 --> 01:40:00,791
‫- هیچ‌وقت حس نکردم از من بدت میاد
‫- چون من مثل عروسک کوکی می‌مونم

1410
01:40:00,875 --> 01:40:04,333
‫کلیدم رو بچرخون، تا دقیقاً
‫چیزی که می‌خوای بشنوی رو بهت بگم

1411
01:40:06,625 --> 01:40:11,083
‫مدام جلوی خودم رو گرفته‌م

1412
01:40:12,708 --> 01:40:13,750
‫حالم خوبه

1413
01:40:14,708 --> 01:40:15,875
‫چیزیم نیست

1414
01:40:16,458 --> 01:40:19,833
‫خشم تمام وجودم رو گرفته

1415
01:40:22,583 --> 01:40:24,916
‫ببین، بـ... باید زودتر باهاش مواجه می‌شدم

1416
01:40:25,000 --> 01:40:27,208
‫فـ... فقط فکر می‌کنم باید الآن انجامش می‌دادم

1417
01:40:27,291 --> 01:40:31,750
‫بدون نگرانی دربارهٔ نظر تو یا بقیه

1418
01:40:33,916 --> 01:40:35,791
‫الآن جدی همچین اتفاقی داره می‌افته؟

1419
01:41:27,458 --> 01:41:28,916
<i>‫مثل حرفیه که لولو زد،</i>

1420
01:41:29,000 --> 01:41:31,833
<i>‫صداقت تقریبی راه به جایی نمی‌بره</i>

1421
01:41:32,583 --> 01:41:34,250
<i>‫و همین کار رو با لوک کردم</i>

1422
01:41:35,666 --> 01:41:37,041
<i>‫متنفرم
‫از این‌که احساساتش رو جریحه‌دار کردم،</i>

1423
01:41:38,375 --> 01:41:40,083
<i>‫ولی اینجا جای منه</i>

1424
01:41:41,166 --> 01:41:43,750
<i>‫خواستهٔ همیشگی‌م بوده</i>

1425
01:41:50,125 --> 01:41:52,208
<i>‫دروغ گفتم اگه بگم...</i>

1426
01:41:52,291 --> 01:41:54,875
<i>‫دچار سندرم اندام خیالی خفیف نبودم</i>

1427
01:41:56,375 --> 01:41:59,208
<i>‫ولی شاید اوضاع بدونـش روشن‌تر باشه</i>

1428
01:42:04,625 --> 01:42:06,291
‫«اگه امروز می‌خواید یه چیزی رو بخونید،

1429
01:42:06,375 --> 01:42:10,375
‫باید مقالهٔ آنی فنلی ‫توی مجلهٔ نیویورک تایمز باشه

1430
01:42:10,458 --> 01:42:14,166
‫برای هر زنی که می‌شناسم فرستادم،
‫و شما هم باید همین کار رو بکنید.»

1431
01:42:14,250 --> 01:42:16,666
‫دین بارتون بدجوری به گا رفته!

1432
01:42:16,750 --> 01:42:17,666
‫خدای من!

1433
01:42:17,750 --> 01:42:19,625
‫- بیدار شو!
‫- بیدارم!

1434
01:42:19,708 --> 01:42:20,958
‫داری معروف می‌شی!

1435
01:42:21,041 --> 01:42:24,541
‫- خدای من
‫- صبر کن، آب‌پرتقال داری؟

1436
01:42:24,625 --> 01:42:27,208
‫آره، توی در گذاشتم

1437
01:42:28,541 --> 01:42:30,166
‫نویسندهٔ بامزه‌ای هستی

1438
01:42:37,916 --> 01:42:41,416
« من هم قربانی بودم »

1439
01:42:50,416 --> 01:42:51,541
‫نگاه کن!

1440
01:42:51,625 --> 01:42:53,291
‫اینو ببین!

1441
01:42:53,375 --> 01:42:54,875
‫فوق‌العاده شدی

1442
01:42:54,958 --> 01:42:57,375
‫‌خیلی بهت افتخار می‌کنم

1443
01:42:59,833 --> 01:43:03,750
<i>‫تازه مقاله‌ت رو تموم کردم و به‌شدت آشفته شده‌م</i>

1444
01:43:04,666 --> 01:43:06,250
<i>‫ممنون که بدون ترس حرف زدی</i>

1445
01:43:06,916 --> 01:43:10,541
<i>‫ازطرف کسی که همیشه حس می‌کرد
‫هیچ‌کس به حرفش گوش نمی‌ده</i>

1446
01:43:16,250 --> 01:43:18,416
<i>‫موقع خوندن مقاله‌ت گریه کردم</i>

1447
01:43:20,125 --> 01:43:23,000
<i>‫ممنون که با دنیا در میون گذاشتی</i>

1448
01:43:26,458 --> 01:43:29,916
<i>‫منم توسط مردی که فکر می‌کردم
‫دوستمه مورد آزار جنسی قرار گرفتم</i>

1449
01:43:30,500 --> 01:43:34,333
<i>‫شنیدن داستانـت بهم امید داد
‫که یک روز منم داستانم رو بیان کنم</i>

1450
01:43:36,041 --> 01:43:38,958
<i>‫وقتی کاملاً بیهوش بودم بهم تجاوز شد</i>

1451
01:43:39,958 --> 01:43:41,875
<i>‫خطوط اون نقطه...</i>

1452
01:43:43,083 --> 01:43:45,083
<i>‫خیلی روم تأثیر گذاشت</i>

1453
01:43:50,750 --> 01:43:52,458
<i>‫هیچ‌وقت به کسی نگفتم،</i>

1454
01:43:53,541 --> 01:43:54,875
<i>‫حتی به شوهرم</i>

1455
01:44:25,291 --> 01:44:30,250
‫وقتی نشستم تا این مقاله رو بنویسم،
‫هدفم برگردونن شهرتم بود،

1456
01:44:30,916 --> 01:44:33,333
‫شاید توی چشم افرادی بکنم
‫که من رو آزار دادن

1457
01:44:34,791 --> 01:44:37,125
‫ولی به فراتر از این تبدیل شد

1458
01:44:37,208 --> 01:44:40,291
‫- آنی. خیلی خوش‌حالم می‌بینمت
‫- خیلی فراتر از من

1459
01:44:40,375 --> 01:44:41,750
‫البته. ممنون

1460
01:44:42,250 --> 01:44:43,958
‫مقاله‌ت رو خوندم...

1461
01:44:44,041 --> 01:44:46,750
‫درمورد اهمیتِ آزادانه‌صحبت‌کردن ماست،

1462
01:44:47,291 --> 01:44:49,458
‫حتی اگه مردم بخوان ما رو ساکت کنن

1463
01:44:50,041 --> 01:44:53,625
‫تا به اون زنی تبدیل بشیم
‫که وقتی نوجوان بودیم بهش افتخار کنه

1464
01:44:54,125 --> 01:44:57,291
‫صدای زن‌هایی رو می‌شنوم
‫که هیچ‌گاه داستانشون رو در میون نگذاشتن،

1465
01:44:57,375 --> 01:44:59,708
‫زن‌هایی که این اتفاق مخوف و وحشتناک

1466
01:44:59,791 --> 01:45:01,958
‫رو به مدت ۳۸ سال
‫توی خودشون ریختن،

1467
01:45:02,041 --> 01:45:06,500
‫و امیدوارم که هیچ‌کس،
‫دیگه به چنین کاری وادار نشه

1468
01:45:07,875 --> 01:45:10,458
‫امیدوارم که آدم‌ها
‫حس کنن باید داستانشون رو به اشتراک بذارن،

1469
01:45:10,541 --> 01:45:12,916
‫از اتفاقی که واسشون افتاده صحبت کنن،

1470
01:45:13,000 --> 01:45:17,083
‫و بدونن که چیزی برای خجالت وجود نداره

1471
01:45:25,250 --> 01:45:27,000
‫آنی، خیلی ممنون که تشریف آوردی

1472
01:45:27,083 --> 01:45:28,883
‫- خواهش می‌کنم
‫- داستان واقعاً الهام‌بخشی بود

1473
01:45:28,916 --> 01:45:29,916
‫ممنون

1474
01:45:52,833 --> 01:45:54,375
‫تیفانی فنلی، درسته؟

1475
01:45:55,041 --> 01:45:55,875
‫بله

1476
01:45:55,958 --> 01:45:58,541
‫سارا گاردنر هستم.
‫مسئول بخش سلامت عمومی بلومبرگ هستم

1477
01:45:59,041 --> 01:45:59,875
‫باشه

1478
01:45:59,958 --> 01:46:02,125
‫کنترل اسلحه تحت حوزهٔ منه

1479
01:46:02,208 --> 01:46:04,791
‫حرفهٔ دین بارتون رو به‌طور وسیع پوشش دادم

1480
01:46:05,375 --> 01:46:07,500
‫طی این سال‌ها به افراد خیلی زیادی کمک کرده

1481
01:46:09,041 --> 01:46:11,541
‫امیدوارم پونزده دقیقه شهرت تو
‫هم به مردم کمک کنه

1482
01:46:12,916 --> 01:46:13,916
‫از دیدنت خوش‌حال شدم

1483
01:46:14,958 --> 01:46:16,041
‫منم از دیدنت خوش‌حال شدم

1484
01:46:19,333 --> 01:46:21,416
‫ببخشید. خیلی عذر می‌خوام. من...

1485
01:46:21,500 --> 01:46:24,291
‫دوست دارم باهاتون در تماس باشم،
‫اما اسمتون رو یادم رفت

1486
01:46:24,375 --> 01:46:25,642
‫- سارا گاردنـ...
‫- نیازی نیست

1487
01:46:25,666 --> 01:46:29,500
‫تو رو به اسم زنی یادم میاد
‫که توی خیابون پنجم بهش گفتم بره درشو بذاره

1488
01:46:31,500 --> 01:46:33,958
<i>‫باید روی نحوهٔ صحبتت کار کنی، فنلی</i>

1489
01:46:34,041 --> 01:46:35,916
<i>‫ولی کون لقش بابا، خیلی چسبید</i>

1490
01:46:39,000 --> 01:46:41,000
‫« خـوش‌شـانـس‌تـریـن دخـتـر زنـده »

1491
01:46:41,024  --> 01:46:59,996
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::. 
