﻿1
00:00:27,200 --> 00:00:38,100
‫«مدرسه خیر و شر»

1
00:00:39,200 --> 00:00:49,100

<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.org ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: ZedMovie.com ::..</font></b>
2
00:00:38,350 --> 00:00:40,858
‫[سال‌ها پیش، دو برادر جهت
‫برقراری تعادل میان خیر و شر...]

3
00:00:40,882 --> 00:00:42,850
‫[در دنیای افسانه‌ها،
‫مدرسه‌ای تأسیس کردند.]

4
00:00:42,900 --> 00:00:47,150
‫[این دو برادر هزاران هزار سال
‫قدرتشان را صلح‌آمیز سهیم شدند.]

5
00:00:47,200 --> 00:00:50,150
‫[اما شرایط به ندرت یکسان می‌ماند...]

6
00:00:53,000 --> 00:01:00,000
 

7
00:01:00,200 --> 00:01:08,200
 

8
00:01:25,060 --> 00:01:26,640
‫راستش، تقلب کردی.

9
00:01:26,720 --> 00:01:30,060
‫قوانین میدان دوئل واضح و مبرهنه.
‫جادو ممنوعه.

10
00:01:30,140 --> 00:01:31,943
‫اگه آدم پیروز بشه
‫که تقلب محسوب نمی‌شه.

11
00:01:31,967 --> 00:01:33,770
‫فقط اگه مچش رو بگیرن،
‫تقلب محسوب می‌شه.

12
00:01:33,850 --> 00:01:37,180
‫- یه دور دیگه مبارزه کنیم؟
‫- نه، فرصت نداریم.

13
00:01:37,270 --> 00:01:40,310
‫دیگه جز مبارزه تمرینی با تو
‫از چیزی لذت نمی‌برم.

14
00:01:40,390 --> 00:01:42,680
‫من هم لذت می‌برم، ولی بهمون نیاز دارن.

15
00:01:42,770 --> 00:01:46,180
‫یکی از جوانب منفی نظارت
‫بر مهم‌ترین مدرسه تاریخ همینه.

16
00:01:46,270 --> 00:01:47,560
‫ولی حوصله من سر رفته.

17
00:01:47,640 --> 00:01:49,470
‫رافال، چی می‌خوای؟

18
00:01:49,560 --> 00:01:51,270
‫فقط یه دور دیگه مبارزه کنیم.

19
00:01:51,350 --> 00:01:52,680
‫ای بابا.

20
00:01:52,770 --> 00:01:54,060
‫جفتمون جادو به کار می‌بریم.

21
00:01:55,180 --> 00:01:56,390
‫هیچ عملی ممنوع نیست.

22
00:01:57,680 --> 00:01:59,270
‫بیا دیگه ری‌یان.

23
00:01:59,350 --> 00:02:01,720
‫مبارزه رو یادم بده.

24
00:02:02,680 --> 00:02:03,770
‫اصلا دست‌بردار نیستـ...

25
00:02:13,810 --> 00:02:15,390
‫رافال، بسه دیگه!

26
00:02:15,470 --> 00:02:19,470
‫شاید از نظر تو بس باشه،
‫ولی من دیگه به نصفش راضی نیستم.

27
00:02:19,560 --> 00:02:21,470
‫می‌خوام کلش رو تصاحب کنم!

28
00:02:30,180 --> 00:02:31,270
‫نه!

29
00:02:37,770 --> 00:02:40,680
‫رافال، چیکار کردی؟ این که...

30
00:02:43,890 --> 00:02:45,310
‫جادوی خونینه.

31
00:02:45,390 --> 00:02:49,060
‫چندین سال دنبالش بودم،
‫ولی دیشب بالاخره بهش رسیدم.

32
00:02:51,640 --> 00:02:53,720
‫رافال، بی‌جهت ممنوعش نکردن.

33
00:02:55,100 --> 00:02:57,270
‫خودت رو می‌بلعه.
‫از پس کنترلش برنمیای.

34
00:02:57,350 --> 00:02:59,270
‫من هرج و مرج رو ترجیح می‌دم.

35
00:03:06,810 --> 00:03:09,890
‫هزاران ساله که همیشه
‫به قهرمانان برتری دادی!

36
00:03:09,970 --> 00:03:12,140
‫من همراه خودت تعادل رو برقرار کردم.

37
00:03:17,470 --> 00:03:19,140
‫الان دیگه نوبت منه.

38
00:03:19,220 --> 00:03:20,520
‫رافال...

39
00:03:20,600 --> 00:03:22,520
‫خودم شرایط رو تعیین می‌کنم.

40
00:03:22,600 --> 00:03:25,430
‫قراره دنیای به شدت متفاوتی رقم بزنم.

41
00:03:25,520 --> 00:03:26,850
‫می‌تونیم با هم همکاری کنیم.

42
00:03:29,180 --> 00:03:30,810
‫شر جماعت که همکاری نمی‌کنه.

43
00:03:32,350 --> 00:03:34,430
‫شر جماعت چیزی رو سهیم نمی‌شه.

44
00:03:34,520 --> 00:03:35,890
‫وقتی کارم عملی بشه...

45
00:03:37,270 --> 00:03:38,770
‫شر جماعت شکست نمی‌خوره.

46
00:03:40,430 --> 00:03:41,810
‫نه!

47
00:03:58,020 --> 00:03:59,310
‫وای رافال.

48
00:04:02,000 --> 00:04:03,100
‫[سال‌ها بعد،]

49
00:04:03,150 --> 00:04:04,350
‫[در سرزمینی در دوردست‌ها،]

50
00:04:04,400 --> 00:04:07,850
‫[داستان جدیدی داشت آغاز می‌شد...]

51
00:04:13,000 --> 00:04:28,000
‫

52
00:04:30,390 --> 00:04:35,350
‫یکی بود، یکی نبود،
‫دختری به نام سوفی بود.

53
00:04:36,140 --> 00:04:40,770
‫سرنوشت سوفی
‫با زیبایی دلپسند و ظرافت نادرش...

54
00:04:42,310 --> 00:04:45,520
‫از این قرار که دنیا رو تغییر بده.

55
00:04:52,180 --> 00:04:55,270
‫خب، واسه آخرین بار
‫گوش کن ببین چی می‌گم...

56
00:04:55,350 --> 00:04:57,930
‫دخترک تنبل و مسخره.

57
00:04:58,020 --> 00:05:02,180
‫زود باش از خواب ناز بیدار شو ببینم!

58
00:05:03,430 --> 00:05:05,720
‫سوفی، خودم می‌دونم
‫صدام رو می‌شنوی!

59
00:05:05,810 --> 00:05:07,890
‫یکی نجاتم بده.

60
00:05:08,970 --> 00:05:12,100
‫خیلی‌خب، بیدارم.
‫در رو نشکون.

61
00:05:12,180 --> 00:05:14,100
‫اگه تا پنج دقیقه دیگه نیای بیرون، می‌شکونم.

62
00:05:14,180 --> 00:05:18,100
‫ضمنا، حق نداری یه ساعت
‫موهات رو درست کنی.

63
00:05:18,180 --> 00:05:19,770
‫حداقل مو رو که دارم.

64
00:05:23,060 --> 00:05:24,890
‫خیلی‌خب، آروم بگیرین بچه‌ها.

65
00:05:28,140 --> 00:05:29,810
‫صبح خانواده عزیزم به خیر.

66
00:05:31,680 --> 00:05:35,310
‫عه، گوجه‌فرنگیه رو هدر نده سوفی!
‫قرار بود بریزمش تو خوراک!

67
00:05:35,390 --> 00:05:37,890
‫حتما شوخیتون گرفته.

68
00:05:37,970 --> 00:05:41,350
‫در همین حین، دختری به نام آگاتا...

69
00:05:41,430 --> 00:05:46,470
‫اون سمت گاوالدون، در حومه شهر،
‫در کلبه‌ای محقر...

70
00:05:47,680 --> 00:05:51,310
‫بر فراز گورتپه ساکن بود.

71
00:05:56,850 --> 00:05:59,470
‫ای بابا.

72
00:05:59,560 --> 00:06:02,020
‫تو مسابقه زل زدن رودست نداری اجل.

73
00:06:06,060 --> 00:06:07,970
‫یه دقیقه میای اینجا آگی؟

74
00:06:08,810 --> 00:06:11,970
‫دارم معجون عشق جده‌ات رو
‫واسه گرانفلدِ بیوه درست می‌کنم.

75
00:06:12,060 --> 00:06:13,470
‫یه چیزیش کمه.

76
00:06:20,180 --> 00:06:21,180
‫- شوکران زهرآلودش کمه.
‫- احسنت.

77
00:06:22,390 --> 00:06:27,100
‫آگاتا اصلا نمی‌دونست
‫مادرش واقعا جادوگره یا نه،

78
00:06:27,180 --> 00:06:29,810
‫آخه معجون‌هاش اصلا اثر نمی‌کردن.

79
00:06:29,890 --> 00:06:34,390
‫ولی مادر آگاتا به شدت
‫به دخترش امیدوار بود،

80
00:06:34,470 --> 00:06:39,770
‫آخه می‌دونست صلاحیت بدل شدن
‫به جادوگری راستین رو داره.

81
00:06:39,850 --> 00:06:42,970
‫هم سن و سالان آگاتا
‫هم چنین حسی داشتن.

82
00:06:43,060 --> 00:06:45,140
‫جادوگر! جادوگر! جادوگر!

83
00:06:45,220 --> 00:06:48,220
‫- بسوزونینش! بسوزونینش!
‫- جادوگر! جادوگر!

84
00:06:50,640 --> 00:06:53,520
‫سلام به روی ماه دوستان جنگلیم.

85
00:07:00,140 --> 00:07:01,100
‫ای عجیب و غریب‌ها!

86
00:07:01,180 --> 00:07:02,810
‫ای عجیب‌الخلقه‌ها!

87
00:07:04,220 --> 00:07:06,350
‫وای که چقدر از این شهر متنفرم.

88
00:07:10,850 --> 00:07:13,560
‫خوش‌بختانه، همدیگه رو داشتن.

89
00:07:14,390 --> 00:07:17,850
‫معمولا احتمال رفاقت
‫دو دختری که این‌قدر...

90
00:07:17,930 --> 00:07:23,310
‫با هم فرق می‌کنن، خیلی کمه،
‫ولی این دو از سن خیلی پایین...

91
00:07:23,390 --> 00:07:24,770
‫- وای، چه چندش!
‫- [ونسا ایو، همسر و مادری گرانقدر]

92
00:07:24,850 --> 00:07:26,970
‫با همدیگه صمیمی شدن.

93
00:07:27,680 --> 00:07:32,720
‫آخه از دنیا رفتن مادر سوفی
‫که بیش از همه دوستش داشت...

94
00:07:32,810 --> 00:07:36,470
‫هیچ‌وقت هویتت رو از یاد نبر.

95
00:07:36,560 --> 00:07:39,140
‫قراره روزی دنیا رو تغییر بدی.

96
00:07:39,220 --> 00:07:41,600
‫بعدش تا ابد به خوبی و خوشی زندگی می‌کنی.

97
00:07:41,680 --> 00:07:45,220
‫موجب شد دوستی پیدا کنه
‫که از مادرش هم بیشتر دوستش داشت.

98
00:07:45,310 --> 00:07:48,270
‫- کی اونجاست؟
‫- این رو واسه تو درست کردم.

99
00:07:49,350 --> 00:07:50,970
‫درگذشت مامانت رو تسلیت می‌گم.

100
00:07:52,060 --> 00:07:54,930
‫بعدش هم زیر درخت آرزوهای روستاشون...

101
00:07:55,020 --> 00:07:56,926
‫- با هم عهد دوستی بستن...
‫- [آگی و سوفی تا ابد]

102
00:07:56,950 --> 00:07:59,520
‫و می‌دونستن تا آخر عمرشون
‫پابرجا می‌مونه.

103
00:08:01,220 --> 00:08:03,770
‫واسه صدمین بار بهت می‌گم نه‌خیر.

104
00:08:03,850 --> 00:08:05,930
‫قرار نیست قیافه‌ات رو کلا عوض کنیم.

105
00:08:06,020 --> 00:08:07,196
‫می‌تونیم دور چشمت
‫ماسک خیار بذاریم.

106
00:08:07,220 --> 00:08:08,850
‫شاید بد نباشه
‫منافذ پوستیت رو هم سنگ پا بکشیم.

107
00:08:08,930 --> 00:08:10,890
‫سلام زشت خانم.

108
00:08:10,970 --> 00:08:12,470
‫نمی‌خوای جوابش رو بدی؟

109
00:08:12,560 --> 00:08:14,310
‫با اون نبودم، با خودت بودم.

110
00:08:14,390 --> 00:08:16,600
‫- آها.
‫- اریک می‌گه طلسمش کردی.

111
00:08:16,680 --> 00:08:18,220
‫اریک کیه؟

112
00:08:18,310 --> 00:08:21,810
‫- هشت ساله همکلاسی هستیم‌ها.
‫- می‌گه غیرعادی نگاهش کرده بودی.

113
00:08:21,890 --> 00:08:23,680
‫الان هم همه جاش می‌خاره.

114
00:08:23,770 --> 00:08:25,810
‫شرمنده‌ام، ظاهرا مشکل از نظافت شخصیشه.

115
00:08:25,890 --> 00:08:27,520
‫راست می‌گه. شپش ندارین؟

116
00:08:27,600 --> 00:08:29,220
‫عه، خفه شین!

117
00:08:29,310 --> 00:08:33,680
‫شما دو نفر خیال می‌کنین از ما سرترین،
‫ولی در واقع خودبین و خوکی بیش نیستین.

118
00:08:37,640 --> 00:08:38,640
‫ای عجیب‌الخلقه‌ها.

119
00:08:40,680 --> 00:08:41,890
‫ضمنا، اریک منم.

120
00:08:44,470 --> 00:08:46,310
‫راستش، به نظرم ازت خوشش میاد.

121
00:08:46,390 --> 00:08:47,680
‫کی؟ اریک رو می‌گی؟

122
00:08:49,640 --> 00:08:51,060
‫جانم؟ اریک هم داریم؟

123
00:08:54,720 --> 00:08:58,430
‫آها، باید از خانم فیشر واسه مامانم
‫شوکران زهرآلود بگیرم.

124
00:08:58,520 --> 00:09:00,220
‫من هم که باید چمن سبز می‌گرفتم.

125
00:09:00,310 --> 00:09:03,180
‫- تو کتاب‌فروشی دوویل می‌بینمت.
‫- وایستا، نه، سوفی، اِم...

126
00:09:03,770 --> 00:09:05,560
‫خیلی‌خب. اِم...

127
00:09:05,640 --> 00:09:07,220
‫باشه.

128
00:09:11,520 --> 00:09:12,680
‫جادوگر.

129
00:09:13,970 --> 00:09:17,390
‫دختره جادوگره.

130
00:09:21,140 --> 00:09:22,270
‫سلام.

131
00:09:23,970 --> 00:09:26,520
‫سلام به روی ماهت کوچولو.

132
00:09:26,600 --> 00:09:29,930
‫آخی، خوشت میاد؟

133
00:09:30,020 --> 00:09:31,970
‫تو همون دختره‌ای
‫که ساکن گورستانه.

134
00:09:34,720 --> 00:09:37,140
‫خونه‌مون کنار گورستانه، درسته.

135
00:09:37,220 --> 00:09:38,270
‫هوم.

136
00:09:39,220 --> 00:09:40,970
‫راستش، همه...

137
00:09:41,060 --> 00:09:44,890
‫یعنی واقعا همه
‫می‌گن تو جادوگری.

138
00:09:45,970 --> 00:09:49,600
‫می‌دونی قبلا چی به سر
‫جادوگرهای گاوالدون می‌آوردیم؟

139
00:09:50,850 --> 00:09:51,850
‫می‌سوزوندیمشون.

140
00:09:54,520 --> 00:09:57,720
‫- روزت به خیر باشه رفیق.
‫- عه!

141
00:09:59,180 --> 00:10:03,100
‫نمی‌خوام جادوگری ساکن شهرمون باشه.

142
00:10:03,970 --> 00:10:04,970
‫فهمیدی چی گفتم؟

143
00:10:05,720 --> 00:10:09,720
‫این‌جوری مردم نجیب گاوالدون به خطر می‌افتن.

144
00:10:13,140 --> 00:10:16,470
‫راستش، تقریبا مطمئنم هیچ‌کدوم
‫از مردم گاوالدون نجیب نیستن.

145
00:10:17,060 --> 00:10:19,310
‫- حالت خوبه؟
‫- آره. آره، خوبم.

146
00:10:20,520 --> 00:10:23,060
‫از اینجا بریم.

147
00:10:31,220 --> 00:10:33,970
‫ببین، بیا یه سر بریم کتاب‌فروشی دوویل،
‫ببینیم کتاب جدیدی آورده یا نه.

148
00:10:34,060 --> 00:10:35,890
‫عه، ولی مگه نباید بری خونه؟

149
00:10:35,970 --> 00:10:38,100
‫بیا دیگه. ببینیم کتاب خوبی داره یا نه.

150
00:10:38,150 --> 00:10:41,150
‫[کتاب‌فروشی دوویل]

151
00:10:41,220 --> 00:10:42,600
‫عه!

152
00:10:42,680 --> 00:10:44,430
‫سلام به کتاب‌خون‌های محبوبم.

153
00:10:44,520 --> 00:10:46,640
‫چه خوب که بهم سر زدین.

154
00:10:46,720 --> 00:10:48,520
‫دیروز محموله عظیمی داشتیم.

155
00:10:48,600 --> 00:10:51,390
‫- داستان اشباح بینشون نبود؟
‫- چرا، چندتاشون به نظر جالب می‌اومدن.

156
00:10:51,470 --> 00:10:52,520
‫افسانه جدیدی بینشون نبود؟

157
00:10:52,600 --> 00:10:56,100
‫همه‌شون رو تا حالا هزار بار خوندی سوفی.

158
00:10:56,180 --> 00:11:00,270
‫ولی یه سری نسخه‌های خیلی
‫قدیمی‌تر به چشمم خورده بود.

159
00:11:00,350 --> 00:11:02,140
‫ببینین، ببینین! بگردین.

160
00:11:03,640 --> 00:11:04,890
‫خیلی‌خب، شاید حرفم
‫مسخره جلوه کنه،

161
00:11:04,970 --> 00:11:08,310
‫ولی تا حالا به ذهنت خطور نکرده
‫کمی از محدوده امنت خارج بشی؟

162
00:11:08,390 --> 00:11:11,140
‫شاید بد نباشه دیگه
‫کتاب‌های خردسالان رو نخونی؟ آخی.

163
00:11:11,220 --> 00:11:14,350
‫به جاش «خون کوتوله» رو بخونم؟

164
00:11:14,430 --> 00:11:15,430
‫دلم نمی‌خواد، مرسی.

165
00:11:15,520 --> 00:11:17,470
‫همیشه با خوندن «سیندرلا» راضی‌ام.

166
00:11:18,350 --> 00:11:21,180
‫- پیراهن‌های کتابش رو ببین.
‫- عه.

167
00:11:21,270 --> 00:11:22,770
‫پیداش کردی.

168
00:11:23,560 --> 00:11:25,640
‫طرح برجسته‌اش رو ببین.

169
00:11:26,220 --> 00:11:27,310
‫«م‌خ‌ش» کیه؟

170
00:11:27,390 --> 00:11:30,390
‫کسی نیست، جای خاصیه.
‫مدرسه خیر و شره.

171
00:11:31,890 --> 00:11:33,390
‫نگو تا حالا اسمش رو نشنیدی.

172
00:11:33,470 --> 00:11:35,640
‫- کجاست؟
‫- کسی خبر نداره.

173
00:11:36,220 --> 00:11:38,520
‫تو دوران و دنیای دیگه‌ای دایر بوده.

174
00:11:38,600 --> 00:11:39,680
‫ولی طبق افسانه‌ها،

175
00:11:39,770 --> 00:11:43,270
‫داستان حقیقی کل افسانه‌ها
‫از اونجا نشأت می‌گیره.

176
00:11:43,350 --> 00:11:46,600
‫- عجب.
‫- قهرمان‌ها تو مدرسه خیر آموزش می‌بینن.

177
00:11:46,680 --> 00:11:49,100
‫افراد خبیث هم تو مدرسه شر.

178
00:11:49,680 --> 00:11:50,725
‫روایات که از این قرارن.

179
00:11:50,749 --> 00:11:52,850
‫روایات ساکنین
‫تیمارستان‌ها رو می‌گین دیگه.

180
00:11:52,930 --> 00:11:54,430
‫من اگه جات بودم
‫این‌قدر با اطمینان حرف نمی‌زدم.

181
00:11:55,310 --> 00:11:58,680
‫بیست سال پیش، وقتی آسمون
‫سرخ و خونین شده بود،

182
00:11:58,770 --> 00:12:00,890
‫دختری به نام لئونورا رو
‫از روستامون دزدیدن.

183
00:12:04,970 --> 00:12:07,560
‫خیلی‌ها معتقدن مدرسه به دلیلی دنبالش بوده.

184
00:12:10,270 --> 00:12:12,270
‫چی به سرش اومد؟

185
00:12:14,640 --> 00:12:16,640
‫کسی خبر نداره.

186
00:12:16,720 --> 00:12:18,810
‫دیگه ازش خبری نشد.

187
00:12:21,310 --> 00:12:24,890
‫این‌جوری هم می‌شه از این شهر زد بیرون.
‫اصلا دانش‌آموز قبول نمی‌کنن؟

188
00:12:26,270 --> 00:12:28,560
‫شوخیت گرفته دیگه، نه؟

189
00:12:31,180 --> 00:12:32,520
‫آره.

190
00:12:32,600 --> 00:12:34,850
‫سلام به مدرسه خیر و شر.

191
00:12:34,930 --> 00:12:36,944
‫از اون‌جایی که در آینده
‫شاهدخت می‌شم،

192
00:12:36,968 --> 00:12:39,600
‫به شدت مشتاقم از محصلین
‫تشکیلات معتبرتون باشم.

193
00:12:39,680 --> 00:12:41,350
‫با اجازه، صفات متعددم رو که به نظرم...

194
00:12:41,430 --> 00:12:44,310
‫موجب می‌شن صلاحیت بالایی
‫جهت قبولی داشته باشم، ذکر کنم.

195
00:12:44,390 --> 00:12:45,600
‫من از سنین خیلی پایین،

196
00:12:45,680 --> 00:12:49,180
‫همیشه می‌دونستم سرنوشتم تغییر دنیاست.

197
00:12:49,890 --> 00:12:53,560
‫سوفی که حاضر بود
‫جهت فرار از زندگی کنونیش...

198
00:12:53,640 --> 00:12:54,850
‫خواهش می‌کنم واقعی باش.

199
00:12:54,930 --> 00:12:58,970
‫دست به هر کاری بزنه،
‫کل امید به آینده‌اش رو...

200
00:12:59,720 --> 00:13:02,680
‫به دست قدرت درخت آرزوها سپرد.

201
00:13:07,770 --> 00:13:10,890
‫- وای، از نامادریم متنفرم!
‫- عه، عه. چی؟

202
00:13:10,970 --> 00:13:12,600
‫کارخونه‌شون نیروی جدید می‌خواد،

203
00:13:12,680 --> 00:13:14,770
‫واسه همین داره مجبورم می‌کنه
‫مدرسه رو ول کنم که بیشتر پول دربیاریم.

204
00:13:14,850 --> 00:13:15,833
‫خب، من هم مدرسه رو ول می‌کنم.

205
00:13:15,857 --> 00:13:17,390
‫می‌تونه واسه من هم
‫کار جور کنه که همکار بشیم؟

206
00:13:17,470 --> 00:13:18,310
‫خب، بعدش چی می‌شه؟

207
00:13:18,390 --> 00:13:20,850
‫عین بقیه تو همین شهر محو بشیم؟

208
00:13:20,930 --> 00:13:23,470
‫نه‌خیر آگی. مامانم گفته بود
‫قراره کار مهمی بکنم.

209
00:13:23,560 --> 00:13:24,680
‫کار پراهمیتی می‌کنم.

210
00:13:25,350 --> 00:13:26,430
‫واسه همین،

211
00:13:26,520 --> 00:13:28,430
‫امشب می‌رم.

212
00:13:28,520 --> 00:13:32,600
‫وایستا ببینم سوفی، تو که تا حالا
‫پات رو از گاوالدون بیرون نذاشتی.

213
00:13:32,680 --> 00:13:34,180
‫تو که اصلا نمی‌دونی خارج از اینجا چه خبره.

214
00:13:34,270 --> 00:13:37,140
‫- هیچ‌کدوممون نمی‌دونیم.
‫- هدفم هم همینه.

215
00:13:37,220 --> 00:13:38,961
‫خودت هم می‌دونی
‫تا وقتی اینجا گیر افتاده باشم،

216
00:13:38,985 --> 00:13:40,220
‫هیچ اتفاقی تو زندگیم رخ نمی‌ده.

217
00:13:40,310 --> 00:13:42,560
‫من نمی‌تونم با زندگی عادی راضی بشم.

218
00:13:42,640 --> 00:13:43,470
‫راضی نمی‌شم.

219
00:13:51,640 --> 00:13:52,640
‫ببین.

220
00:13:55,850 --> 00:13:57,220
‫- این رو یادته؟
‫- آخی!

221
00:13:57,310 --> 00:13:59,391
‫آره، هفته پیش تو اتاق
‫زیرشیروانیم پیداش کردم.

222
00:13:59,415 --> 00:14:00,100
‫آخی!

223
00:14:00,180 --> 00:14:03,810
‫دیدی؟ همین الانش هم کار مهمی کردی.

224
00:14:05,350 --> 00:14:07,390
‫روزی که با من دوست شدی،
‫کار مهمی کردی.

225
00:14:09,390 --> 00:14:12,430
‫خواهش می‌کنم، اگه تو نباشی،
‫طاقت اینجا رو ندارم.

226
00:14:13,680 --> 00:14:17,600
‫با مامان و بابات صحبت می‌کنم
‫و بهشون می‌گم خیلی بی‌انصافیه.

227
00:14:18,720 --> 00:14:21,470
‫سوفی، ملکه گاوالدون خطابت می‌کنم.

228
00:14:23,270 --> 00:14:25,520
‫حتی می‌ذارم آرایشم کنی.

229
00:14:27,640 --> 00:14:29,140
‫فقط خواهش می‌کنم نرو.

230
00:14:31,390 --> 00:14:33,520
‫- خیلی‌خب.
‫- قول می‌دی؟

231
00:14:33,600 --> 00:14:35,020
‫قول می‌دم.

232
00:14:35,100 --> 00:14:36,720
‫- وای، ممنون!
‫- وای!

233
00:14:53,020 --> 00:14:55,180
‫«سوفی، ملکه گاوالدون.»

234
00:14:55,770 --> 00:14:58,810
‫سوفی همون لحظه به این نتیجه رسید...

235
00:14:58,890 --> 00:15:03,060
‫که دیگه کارش از آرزو
‫واسه بهبود زندگیش گذشته.

236
00:15:04,020 --> 00:15:07,140
‫وقتش بود که خودش
‫سرنوشتش رو به دست بگیره.

237
00:15:07,930 --> 00:15:14,270
‫حتی حاضر بود به قیمت زیر پا گذاشتن
‫قولش به بهترین و تنها دوستش تموم بشه.

238
00:15:14,350 --> 00:15:15,680
‫خیلی عذر می‌خوام آگی.

239
00:15:21,810 --> 00:15:27,180
‫ولی قدرت برخی آرزوها این‌قدر زیاده
‫که نمی‌شه پسشون گرفت.

240
00:15:35,350 --> 00:15:36,700
‫[انتهای حوزه گاوالدون]

241
00:15:40,970 --> 00:15:42,890
‫با تمام این اوصاف، می‌خواستی فرار کنی؟

242
00:15:42,970 --> 00:15:44,270
‫آگی، عذر می‌خوام.

243
00:15:44,350 --> 00:15:46,600
‫صدای چی بود؟

244
00:15:49,640 --> 00:15:53,930
‫آسمون سرخ شده. داره عملی می‌شه.

245
00:16:05,100 --> 00:16:06,140
‫سوفی.

246
00:16:07,060 --> 00:16:09,020
‫ببین، باید از اینجا بریم.

247
00:16:09,100 --> 00:16:11,180
‫- آگی، آرزوم همین بود.
‫- چیکار کردی؟

248
00:16:12,680 --> 00:16:15,430
‫سوفی!

249
00:16:16,770 --> 00:16:17,810
‫سوفی!

250
00:16:17,890 --> 00:16:20,310
‫طاقت بیار! دارم میام!

251
00:16:20,390 --> 00:16:22,350
‫به سلامت گاوالدون!

252
00:16:22,430 --> 00:16:24,520
‫بدرود زندگی متوسط!

253
00:16:24,600 --> 00:16:27,270
‫خداحافظ کوته‌پروازی!

254
00:16:27,350 --> 00:16:29,640
‫آگی، نه!

255
00:16:29,720 --> 00:16:31,020
‫خواهش می‌کنم ولم کن!

256
00:16:31,100 --> 00:16:34,720
‫به هیچ وجه! هیچ‌وقت ولت نمی‌کنم!

257
00:16:38,890 --> 00:16:41,270
‫نه.

258
00:16:41,350 --> 00:16:44,060
‫نه.

259
00:16:44,140 --> 00:16:47,020
‫نه آگی، داشت اتفاق خوبی می‌افتاد.

260
00:16:47,100 --> 00:16:49,850
‫عذر می‌خوام سوفی،
‫ولی نمی‌تونستم خطر کنم.

261
00:16:49,930 --> 00:16:51,720
‫نمی‌تونم بذارم بلایی سرت بیاد.

262
00:16:51,810 --> 00:16:53,020
‫آره، خودم می‌دونم.

263
00:17:08,310 --> 00:17:10,930
‫وای خدایا! وای خدایا! وای خدایا!

264
00:17:14,560 --> 00:17:16,020
‫آگی، اتفاق خوبی افتاده.

265
00:17:16,100 --> 00:17:17,850
‫نه، نه، نه، نه!
‫اتفاق خوبی نیفتاده!

266
00:17:17,930 --> 00:17:19,100
‫چیزی نیست!

267
00:17:39,600 --> 00:17:40,970
‫داریم می‌ریم!

268
00:17:41,720 --> 00:17:44,970
‫واقعیه! حق با من بود!

269
00:17:45,060 --> 00:17:47,850
‫آگی، اونجا رو.
‫حتما مدرسه خیره.

270
00:17:47,930 --> 00:17:49,850
‫خیلی خوشگله.

271
00:17:50,430 --> 00:17:51,680
‫وایستا ببینم، یعنی اون...

272
00:17:51,770 --> 00:17:54,640
‫وای خدا، اون یکی مدرسه است.

273
00:18:03,770 --> 00:18:05,640
‫آگی، کل عمرم همین رو می‌خواستم.

274
00:18:05,720 --> 00:18:07,350
‫من که نمی‌خواستم!

275
00:18:07,430 --> 00:18:08,370
‫نه سوفی، باید برگردیم.

276
00:18:08,394 --> 00:18:10,720
‫خودت که می‌دونی اگه نباشم،
‫مادرم از پس زندگیش برنمیاد.

277
00:18:10,810 --> 00:18:13,640
‫مطمئنم این موجود بعد از این که من رو
‫به مدرسه خیر رسوند، تو رو می‌بره خونه.

278
00:18:13,720 --> 00:18:15,770
‫می‌خوام جفتمون رو برگردونه!

279
00:18:17,520 --> 00:18:18,520
‫وای آگی!

280
00:18:19,810 --> 00:18:24,140
‫نه! قرار بود من رو ببری
‫مدرسه خیر، نه اون رو!

281
00:18:24,220 --> 00:18:25,810
‫نه، من رو برگردون! خواهش می‌کنم!

282
00:18:25,890 --> 00:18:28,560
‫نه! متوجه نیستی! من اهل خیرم...

283
00:18:49,560 --> 00:18:52,100
‫وای، چه عالیه. پرنده‌هه لباسم رو خورد.

284
00:18:52,770 --> 00:18:54,310
‫عه، وای.

285
00:18:54,390 --> 00:18:55,600
‫می‌شه به موت دست بزنن؟

286
00:18:55,680 --> 00:18:58,220
‫موی اکثر جادوگرها
‫عین شاهدخت‌ها نیست.

287
00:18:58,310 --> 00:19:01,220
‫شرط می‌بندم بوی کیک بده.

288
00:19:01,310 --> 00:19:02,680
‫من خیلی کیک دوست دارم.

289
00:19:02,770 --> 00:19:05,720
‫- من جادوگر نیستم!
‫- آهای! آهای، کجا می‌ری؟

290
00:19:05,810 --> 00:19:06,850
‫عه، بیا دیگه!

291
00:19:06,930 --> 00:19:08,520
‫کمکم کنین!

292
00:19:10,430 --> 00:19:11,850
‫تو صف وایستا تازه‌وارد.

293
00:19:11,930 --> 00:19:13,640
‫برو اونجا ببینم.

294
00:19:13,720 --> 00:19:15,100
‫وای!

295
00:19:17,720 --> 00:19:20,520
‫- ببخشید.
‫- جلوی پات رو بپا عجیب‌الخلقه.

296
00:19:24,810 --> 00:19:26,680
‫آهای، نه!

297
00:19:26,770 --> 00:19:30,060
‫باید به حرفم گوش کنین.
‫قرار نبود من اینجا باشم. من اهل خیرم!

298
00:19:30,140 --> 00:19:32,720
‫وای که چقدر از روز ورود دانش‌آموزان متنفرم.

299
00:19:32,810 --> 00:19:36,220
‫قرار بود شاهدخت باشم،
‫قرار نبود فرد خبیث باشم!

300
00:19:36,310 --> 00:19:38,390
‫نه!

301
00:19:52,970 --> 00:19:55,180
‫آخ.

302
00:19:55,270 --> 00:19:57,180
‫واقعا پری کشت؟

303
00:19:57,970 --> 00:19:59,310
‫اِم، چی؟

304
00:19:59,390 --> 00:20:01,720
‫وای.

305
00:20:03,140 --> 00:20:04,470
‫اِم...

306
00:20:05,350 --> 00:20:07,930
‫- ای مـ...
‫- ای وای بر من.

307
00:20:09,600 --> 00:20:10,520
‫حتما گم شدی.

308
00:20:10,600 --> 00:20:13,060
‫آره.
‫آره، بدجوری هم گم شدم.

309
00:20:13,140 --> 00:20:15,270
‫چطوری از اینجا برم؟ اِم...

310
00:20:15,350 --> 00:20:18,220
‫ایشه. این دیگه چیه؟

311
00:20:18,310 --> 00:20:19,520
‫شبیه جادوگرهاست.

312
00:20:19,600 --> 00:20:20,930
‫به نظر من تروله.

313
00:20:21,020 --> 00:20:22,520
‫به نظر من اهریمنه.

314
00:20:22,600 --> 00:20:24,350
‫شاید نیمه‌گوژپشت باشه؟

315
00:20:24,430 --> 00:20:26,560
‫من که قوز ندارم.

316
00:20:26,640 --> 00:20:28,220
‫پس حتما باید خیاطت رو عوض کنی.

317
00:20:30,140 --> 00:20:33,140
‫چطوری خودم رو به اون مدرسه برسونم؟

318
00:20:33,220 --> 00:20:34,560
‫از بوش فهمیده بودم.

319
00:20:34,640 --> 00:20:36,020
‫از حاشایانه.

320
00:20:36,100 --> 00:20:37,520
‫گوش کنین ببینین چی می‌گم!

321
00:20:37,600 --> 00:20:39,470
‫باید دوستم رو پیدا کنم.

322
00:20:39,560 --> 00:20:41,890
‫خب، مهم نیست، پریان از شرش خلاص می‌شن.

323
00:20:41,970 --> 00:20:44,060
‫بیاین دخترها.

324
00:20:47,810 --> 00:20:50,390
‫- هوم.
‫- چیه؟ خودم دارم می‌رم.

325
00:20:51,640 --> 00:20:53,270
‫نه، نه، نه. باید...

326
00:20:54,890 --> 00:20:57,970
‫بس کنین دیگه!

327
00:20:58,060 --> 00:20:59,140
‫دارین چیکار می...؟

328
00:21:01,310 --> 00:21:02,720
‫نه، ولم کنین!

329
00:21:02,810 --> 00:21:05,430
‫ولم کنین!

330
00:21:19,470 --> 00:21:21,140
‫به‌به!

331
00:21:21,220 --> 00:21:22,520
‫باز هم منم.

332
00:21:22,600 --> 00:21:23,520
‫دست بده.

333
00:21:25,470 --> 00:21:27,520
‫از دست خودم تمیزتره.

334
00:21:27,600 --> 00:21:28,520
‫باور کن.

335
00:21:28,600 --> 00:21:30,060
‫- راستی، من هورت هستم.
‫- هورت؟

336
00:21:30,140 --> 00:21:31,810
‫اسمت عین چیزهایی می‌مونه
‫که آدم با سرفه پس می‌اندازه.

337
00:21:32,640 --> 00:21:34,850
‫به عمرم چنین تعریف قشنگی نشنیده بودم.

338
00:21:34,930 --> 00:21:36,310
‫این پسرک عجیب و غریب.

339
00:21:37,020 --> 00:21:38,180
‫عذر می‌خوام خانم.

340
00:21:39,100 --> 00:21:41,220
‫ظاهرا مدیر اینجا شمایین،
‫انگار من رو اشتباه آوردن این مدرسه.

341
00:21:41,310 --> 00:21:44,220
‫وای! چه دردناک و نامحتمل.

342
00:21:44,310 --> 00:21:46,020
‫برو عقب. اسمت چیه؟

343
00:21:46,100 --> 00:21:48,640
‫راستش، می‌دونی چیه؟
‫می‌خوام خودم حدس بزنم.

344
00:21:48,720 --> 00:21:49,640
‫شما که اسمم رو نمی‌دونین.

345
00:21:49,720 --> 00:21:50,810
‫هوم، سوفی هستی.

346
00:21:51,970 --> 00:21:52,970
‫اهل گاوالدونی.

347
00:21:54,140 --> 00:21:55,140
‫درست حدس زدم؟

348
00:21:55,220 --> 00:21:57,140
‫- همیشه درست حدس می‌زنم.
‫- حتما اشتباهی رخ داده.

349
00:21:57,220 --> 00:21:58,640
‫- من به وضـ...
‫- تو همون کتاب‌خوانه‌ای.

350
00:21:58,720 --> 00:22:01,810
‫- اگه منظورتون مطالعه است، درسته.
‫- هیس، هیس، هیس. منظورم مطالعه نیست.

351
00:22:01,890 --> 00:22:05,560
‫هر از چند گاهی،
‫فردی منتخب رو از نواحی خارجی برمی‌گزینن...

352
00:22:05,640 --> 00:22:09,640
‫که تو این تأسیسات مقدس تحصیل کنه.

353
00:22:10,140 --> 00:22:12,720
‫ما این افراد رو کتاب‌خون خطاب می‌کنیم،

354
00:22:13,520 --> 00:22:17,430
‫آخه صرفا می‌تونن ماجراهای شگفت‌انگیزی رو
‫که از اینجا نشأت می‌گیرن...

355
00:22:17,520 --> 00:22:18,640
‫مطالعه کنن.

356
00:22:18,720 --> 00:22:20,850
‫حالا دیگه باید رفع زحمت کنم.

357
00:22:21,430 --> 00:22:23,930
‫باید به کارهای خبیثانه جدیدم برسم.

358
00:22:25,350 --> 00:22:26,470
‫بریم تو کارش!

359
00:22:26,560 --> 00:22:29,350
‫توجه کنین!

360
00:22:29,430 --> 00:22:31,180
‫اهل شر آینده، توجه کنین!

361
00:22:32,020 --> 00:22:34,560
‫اگه چشمان برافروخته‌تون رو باز کنین،

362
00:22:34,640 --> 00:22:39,470
‫خوابگاه و برنامه کلاسیتون رو
‫تو سالن پیدا می‌کنین.

363
00:22:39,560 --> 00:22:43,100
‫به نفعتونه جفتشون رو حفظ کنین.

364
00:22:43,680 --> 00:22:44,680
‫مایه افتخارم بشین.

365
00:22:56,100 --> 00:22:57,180
‫وای خدایا.

366
00:23:06,100 --> 00:23:07,890
‫دیگه بهم دست نزنین‌ها.

367
00:23:09,640 --> 00:23:11,770
‫خیلی‌خب! باشه.

368
00:23:11,850 --> 00:23:13,560
‫خیال می‌کردم پریان مهربونن.

369
00:23:24,890 --> 00:23:26,640
‫وای، حتما اینجا جهنمه.

370
00:23:27,220 --> 00:23:28,560
‫ایشه.

371
00:23:28,640 --> 00:23:30,560
‫خب، اینجا واقعا جهنمه.

372
00:23:35,930 --> 00:23:36,930
‫چی...؟

373
00:23:41,470 --> 00:23:44,560
‫- پشـ...
‫- خب، سلام.

374
00:23:44,640 --> 00:23:48,970
‫می‌بینم که اتاق آرایش رو پیدا کردی.

375
00:23:49,060 --> 00:23:51,680
‫احسنت به تو آگاتای گاوالدونی.

376
00:23:51,770 --> 00:23:54,930
‫می‌شه پیشنهاد کنم قبل از معارفه
‫کمی به خودت برسی؟

377
00:23:55,020 --> 00:23:57,390
‫یا شاید بهتر باشه خیلی به خودت برسی.

378
00:23:57,470 --> 00:23:59,350
‫اسمم رو از کجا بلدی؟

379
00:23:59,430 --> 00:24:01,520
‫آخه منتظرت بودم.

380
00:24:01,600 --> 00:24:06,810
‫بنده استاد داوی هستم
‫و هر کمکی از دستم بر بیاد، دریغ نمی‌کنم.

381
00:24:06,890 --> 00:24:09,140
‫بالاخره یکی پیداش شد.
‫دوستم، سوفی، می‌خواست بیاد اینجا.

382
00:24:09,220 --> 00:24:11,020
‫- همون حاشائه رو می‌گی؟ نه‌خیر.
‫- چی رو می‌گم؟

383
00:24:11,100 --> 00:24:13,680
‫دوستت از حاشایانه.

384
00:24:13,770 --> 00:24:16,180
‫تو از ازلیانی.

385
00:24:16,270 --> 00:24:22,060
‫از ازلیانی، آخه ما به تا ابد
‫خوش و خرم زندگی کردن معتقدیم.

386
00:24:22,140 --> 00:24:25,220
‫حاشایان معتقد نیستن.

387
00:24:25,310 --> 00:24:28,520
‫مدرسه شر مال اون‌هاست،
‫مدرسه خیر مال ماست.

388
00:24:28,600 --> 00:24:31,930
‫- شر...
‫- باشه، خیلی‌خب، فهمیدم.

389
00:24:32,020 --> 00:24:34,470
‫- ولی معلومه که اشتباه فاحشی کردین.
‫- هوم؟

390
00:24:34,560 --> 00:24:35,600
‫آخه نگاهی به من بندازین.

391
00:24:35,680 --> 00:24:41,180
‫عزیز دلم، آدم که خیر بودنش رو...

392
00:24:41,270 --> 00:24:43,180
‫با ظاهرش نمی‌سنجه.

393
00:24:43,270 --> 00:24:46,680
‫نه‌خیر، با اعمالش می‌سنجه.

394
00:24:46,770 --> 00:24:50,270
‫اگه اینجایی، یعنی حتما
‫قدرت زیادی داری.

395
00:24:51,140 --> 00:24:52,810
‫از خودم بشنوین، ندارم.

396
00:24:53,520 --> 00:24:59,970
‫خب، پس شرط می‌بندم
‫کافیه یاد بگیری قدرتت رو احضار کنی.

397
00:25:00,060 --> 00:25:01,640
‫حسش کنی.

398
00:25:01,720 --> 00:25:04,680
‫آخه جادو پیرو احساساته.

399
00:25:04,770 --> 00:25:08,310
‫هرچی احساسات آدم شدیدتر باشه،
‫جادوش هم قدرتمندتر می‌شه.

400
00:25:08,390 --> 00:25:11,390
‫اگه به حد کافی شور داشته باشی،

401
00:25:11,890 --> 00:25:16,220
‫از پس هر کاری برمیای.

402
00:25:19,390 --> 00:25:20,390
‫تقدیم به تو.

403
00:25:21,560 --> 00:25:23,600
‫- چطوری چنین کاری کردی؟
‫- همین الان بهت گفتم.

404
00:25:32,100 --> 00:25:33,970
‫- خیلی‌خب.
‫- آره.

405
00:25:34,640 --> 00:25:36,680
‫خیلی بابت اجرات ممنونم.

406
00:25:37,390 --> 00:25:40,560
‫اِم، شعبده‌بازی بهت خوش بگذره خانم.

407
00:25:41,060 --> 00:25:43,930
‫من باید دوستم رو پیدا کنم
‫و برگردیم گاوالدون.

408
00:25:44,020 --> 00:25:45,100
‫وایستا!

409
00:25:46,770 --> 00:25:49,600
‫ببین، اگه اشتباهی صورت گرفته باشه،

410
00:25:49,680 --> 00:25:52,810
‫یکی باید پای چنین اشتباهی بسوزه.

411
00:25:52,890 --> 00:25:54,560
‫باید واقعا بسوزه.

412
00:25:54,640 --> 00:26:00,180
‫پس بیا وانمود کنیم اشتباهی رخ نداده
‫تا بتونیم همه‌چی رو حل کنیم، خب؟

413
00:26:02,270 --> 00:26:06,020
‫ضمنا، اصلا نمی‌شه برگشت.

414
00:26:06,100 --> 00:26:06,930
‫وایستا ببینم، چی؟

415
00:26:07,020 --> 00:26:12,220
‫آها، فهمیدم! بیا زرهت رو تنت کنیم.

416
00:26:12,310 --> 00:26:14,640
‫ایول، ایول، ایول، ایول، ایول.

417
00:26:14,720 --> 00:26:19,060
‫وای، ایول! این‌ها رو باش!

418
00:26:21,100 --> 00:26:23,350
‫بذار خودم حدس بزنم.
‫صورتی‌پوش نیستی؟

419
00:26:23,430 --> 00:26:24,770
‫مشکلی نیست.

420
00:26:24,850 --> 00:26:29,140
‫رنگ سرخ گلی، سرخابی ارغوانی، رژ گونه،

421
00:26:29,220 --> 00:26:31,020
‫هندوانه‌ای و ختمی هم داریم.

422
00:26:31,100 --> 00:26:32,810
‫کلی تنوع رنگ داریم!

423
00:26:32,890 --> 00:26:34,930
‫واقعا عاشق کارم هستم.

424
00:26:54,600 --> 00:26:55,890
‫- وایستا ببینم، سوفی!
‫- آگی!

425
00:26:55,970 --> 00:26:57,560
‫- سلام!
‫- سلام!

426
00:26:59,180 --> 00:27:00,560
‫بهت پیراهن دادن؟

427
00:27:00,640 --> 00:27:03,390
‫بشین و خفه شو کتاب‌خون!

428
00:27:03,470 --> 00:27:04,520
‫وایستین.

429
00:27:04,600 --> 00:27:06,810
‫بیا ببینم.

430
00:27:06,890 --> 00:27:07,890
‫خیلی‌خب.

431
00:27:08,890 --> 00:27:10,270
‫همین‌جا بمون!

432
00:27:10,350 --> 00:27:11,310
‫سلام.

433
00:27:11,390 --> 00:27:12,350
‫باز هم منم.

434
00:27:13,430 --> 00:27:14,720
‫وای خدایا.

435
00:27:14,810 --> 00:27:16,060
‫عذر می‌خوام.

436
00:27:16,140 --> 00:27:18,270
‫پدرم بهم می‌گه
‫با کتاب‌خون‌ها صحبت نکنم.

437
00:27:18,350 --> 00:27:19,890
‫می‌گه بدشانسی میارن.

438
00:27:19,970 --> 00:27:21,890
‫احتمالا داستان‌های پدرم رو خوندی.

439
00:27:21,970 --> 00:27:22,850
‫ناخدا هوک رو می‌گم.

440
00:27:23,520 --> 00:27:25,640
‫کشتیش خیلی خفنه.

441
00:27:26,640 --> 00:27:29,470
‫یه کم می‌خوری؟
‫خیلی متعفن و خوشمزه است.

442
00:27:34,930 --> 00:27:36,470
‫اول بریم سراغ زیبایی و ظرافت؟

443
00:27:36,560 --> 00:27:39,430
‫- وای، حالا که اصرار داری، قبوله کلاریسا.
‫- خیلی خوشحالم که موافقت کردی.

444
00:27:39,520 --> 00:27:43,600
‫خوش اومدین دانش‌آموزان سال اولی!

445
00:27:43,680 --> 00:27:45,810
‫بنده استاد داوی،

446
00:27:45,890 --> 00:27:48,140
‫مدیر مدرسه خیر هستم.

447
00:27:48,220 --> 00:27:52,140
‫ازلیان!
‫ازلیان! ازلیان! ازلیان! ازلیان!

448
00:27:52,220 --> 00:27:56,890
‫بنده هم بانو لسو، مدیر مدرسه شر هستم.

449
00:27:56,970 --> 00:28:00,970
‫می‌کشیمتون!
‫می‌کشیمتون! می‌کشیمتون! می‌کشیمتون!

450
00:28:01,060 --> 00:28:04,680
‫- مدرسه خیر دانش‌آموز پسر نداره؟
‫- ایشه، کلی هم داره.

451
00:28:04,770 --> 00:28:06,270
‫آماده باش که الان حالت تهوع بهت دست می‌ده.

452
00:28:07,770 --> 00:28:11,560
‫طبق سنتمون،
‫مدرسه‌ای که پارسال برنده شده...

453
00:28:11,640 --> 00:28:13,560
‫که باز هم ما بودیم.
‫فرض کنین!

454
00:28:13,640 --> 00:28:15,970
‫- هوم. فرض کنین.
‫- با نمایش استعدادهای...

455
00:28:16,060 --> 00:28:19,680
‫دلیرانه‌شون مفتخرمون می‌کنن.

456
00:28:19,770 --> 00:28:21,810
‫- وای.
‫- آقایون!

457
00:28:37,470 --> 00:28:39,890
‫چه بدبخت‌های خاک‌برسری.

458
00:28:40,720 --> 00:28:41,770
‫ای وای بر من.

459
00:29:04,850 --> 00:29:07,220
‫خیلی خارق‌العاده‌ان، مگه نه؟

460
00:29:16,970 --> 00:29:19,220
‫وای.

461
00:29:21,140 --> 00:29:25,720
‫اگه کلاس رقصتون تموم شد،
‫شاید دلتون بخواد واقعا مبارزه کنین پسرها.

462
00:29:25,810 --> 00:29:27,470
‫وای نه.

463
00:29:27,560 --> 00:29:29,140
‫نظرتون چیه؟

464
00:29:35,100 --> 00:29:38,970
‫اون کیه؟

465
00:29:39,060 --> 00:29:40,640
‫تدروسه!

466
00:29:40,720 --> 00:29:42,270
‫باباش پادشاه بوده،

467
00:29:42,350 --> 00:29:45,060
‫واسه همین حتما باید
‫توجه همه رو با ورود مسخره‌اش جلب کنه.

468
00:29:51,310 --> 00:29:54,020
‫می‌دونین چیه؟ بذارین براتون راحت‌ترش کنم.

469
00:29:54,520 --> 00:29:57,600
‫حمله کنین!

470
00:30:04,770 --> 00:30:06,430
‫ایول!

471
00:30:10,810 --> 00:30:14,680
‫اصلا نمی‌فهمم واسه چی
‫میز گرد داشتن خفن محسوب می‌شه.

472
00:30:14,770 --> 00:30:16,100
‫پدرش شاه آرتور بوده؟

473
00:30:16,180 --> 00:30:19,060
‫- خیلی حوصله‌سربره.
‫- وای.

474
00:30:22,350 --> 00:30:25,810
‫- داره...

475
00:30:33,720 --> 00:30:35,140
‫آفرین بچه‌ها.

476
00:30:35,220 --> 00:30:38,140
‫ببینم تو مبارزه واقعی
‫چند مرده حلاجی خوشگل‌پسر.

477
00:30:39,060 --> 00:30:40,930
‫آماده مرگ باش.

478
00:30:45,350 --> 00:30:47,310
‫دخلش رو بیار! دخلش رو بیار!

479
00:30:50,020 --> 00:30:51,560
‫- ها؟
‫- هوم.

480
00:30:52,310 --> 00:30:54,390
‫وای، اذیت نکن دیگه.

481
00:30:54,470 --> 00:30:57,180
‫اگه می‌خوایم چنین کاری کنیم،
‫بهتره درست و حسابی برگزارش کنیم.

482
00:30:57,270 --> 00:30:58,520
‫ای بابا.

483
00:31:00,140 --> 00:31:02,100
‫ایول، ایول، ایول!

484
00:31:13,890 --> 00:31:15,930
‫وای، ای بابا! خطا کرد!

485
00:31:16,020 --> 00:31:18,100
‫یکی اعتراض کنه! طرف شمشیر جادویی داره.

486
00:31:18,180 --> 00:31:19,850
‫این‌جوری خیلی بی‌انصافیه.

487
00:31:19,930 --> 00:31:21,310
‫شمشیرش اکس‌کالیبوره.

488
00:31:28,220 --> 00:31:29,720
‫واقعا؟

489
00:31:29,810 --> 00:31:32,310
‫خودم می‌دونم. چه آدم شروری‌ام.

490
00:32:20,810 --> 00:32:21,930
‫ای بابا!

491
00:32:27,270 --> 00:32:28,100
‫گندش بزنن.

492
00:32:28,770 --> 00:32:31,520
‫وای، چه کار خیری کردین
‫که باز هم شکست خوردین.

493
00:32:32,890 --> 00:32:35,930
‫احسنت! احسنت!

494
00:32:36,020 --> 00:32:38,970
‫نمایشی قهرمانانه داشتی!

495
00:32:40,390 --> 00:32:42,310
‫اینجا رو...

496
00:32:44,930 --> 00:32:46,140
‫اِم...

497
00:32:52,100 --> 00:32:56,520
‫- عذر می‌خوام بانوی من. گمون کنم، اِم...
‫- جام اینجا نیست؟ آره، خودم می‌دونم.

498
00:32:56,600 --> 00:32:58,140
‫من که اصلا دنبال رز مسخره‌ات نبودم.

499
00:32:58,220 --> 00:33:01,390
‫آها، راستی، دخترهای عادی این شکلی‌ان.

500
00:33:02,390 --> 00:33:03,640
‫می‌خواست واسه من بندازه...

501
00:33:04,720 --> 00:33:05,720
‫دختر عادی.

502
00:33:07,220 --> 00:33:09,270
‫کنارم جای خالی هست تدی.

503
00:33:12,100 --> 00:33:16,600
‫ضمنا، جهت اطلاعت بگم که نمی‌دونستی
‫می‌خوام چی بگم، ولی...

504
00:33:17,270 --> 00:33:18,220
‫حدس جالبی بود.

505
00:33:24,720 --> 00:33:25,890
‫چه بویی می‌داد؟

506
00:33:27,100 --> 00:33:28,100
‫بوی غرور می‌داد.

507
00:33:30,560 --> 00:33:35,600
‫ما در این دو مدرسه
‫کاری می‌کنیم اصلا گیج نشین...

508
00:33:35,680 --> 00:33:40,220
‫و روحتون به خلوص کامل برسه.

509
00:33:40,810 --> 00:33:42,470
‫خیر محض می‌شین.

510
00:33:42,560 --> 00:33:44,390
‫شاید هم شر محض بشین.

511
00:33:44,470 --> 00:33:49,020
‫ای قهرمانان و افراد خبیث آینده،
‫شما رو انتخاب کردیم...

512
00:33:49,100 --> 00:33:51,220
‫تا تعادل بین خیر و شر رو...

513
00:33:51,310 --> 00:33:54,060
‫برقرار نگه داشته
‫و ازش محافظت کنین.

514
00:33:54,140 --> 00:33:57,220
‫آخه اگه تعادلشون به هم بخوره...

515
00:33:57,310 --> 00:33:59,238
‫گمون نکنم لزومی داشته باشه
‫فعلا این مسائل رو...

516
00:33:59,262 --> 00:34:00,810
‫برای دوستان جدیدمون
‫مطرح کنیم، داره؟

517
00:34:00,890 --> 00:34:04,350
‫اولین روز مدرسه‌شون خیلی فرح‌بخشه.

518
00:34:04,430 --> 00:34:06,520
‫بیاین از شادیشون نکاهیم، خب؟

519
00:34:06,600 --> 00:34:12,020
‫به علاوه، مطمئنم ورودی‌های جدیدمون
‫خارق‌العاده عمل می‌کنن.

520
00:34:12,100 --> 00:34:16,560
‫شما هم عین والدینتون
‫واسه این اومدین اینجا...

521
00:34:16,640 --> 00:34:20,430
‫که دنیای قصه‌ها
‫به قهرمانان و افراد خبیث بزرگی نیاز داره...

522
00:34:20,520 --> 00:34:23,720
‫تا به ساکنین دنیای خارجی یاد بدن...

523
00:34:23,810 --> 00:34:25,970
‫درست تصمیم بگیرن
‫و مسیر زندگیشون رو پیدا کنن.

524
00:34:26,060 --> 00:34:29,930
‫پس از قوانین پیروی کنین،
‫درستون رو خوب بخونین و یادتون باشه...

525
00:34:30,020 --> 00:34:33,430
‫که داستان‌نویس فقط به بهترین
‫دانش‌آموزانمون...

526
00:34:33,520 --> 00:34:34,640
‫ماجراجویی اختصاصی می‌ده.

527
00:34:34,720 --> 00:34:36,930
‫ولی اگه تو مدرسه اشتباهی
‫انداخته باشنمون چی؟

528
00:34:37,020 --> 00:34:39,520
‫یا اگه اشتباهی صورت گرفته باشه
‫و مجبور باشیم سریعا بریم خونه چی؟

529
00:34:43,810 --> 00:34:48,770
‫تو مدرسه خیر و شر
‫اشتباهی صورت نمی‌گیره،

530
00:34:48,850 --> 00:34:49,890
‫پس...

531
00:34:50,850 --> 00:34:52,020
‫ترم خوبی داشته باشین.

532
00:34:59,100 --> 00:35:03,470
‫کل دانش‌آموزان
‫به خوابگاه خودشون مراجعه کنن.

533
00:35:03,560 --> 00:35:04,930
‫چه عالی.

534
00:35:08,100 --> 00:35:10,020
‫اهل خیر با اهل شر
‫هم‌اتاق نمی‌شن.

535
00:35:11,220 --> 00:35:12,810
‫- رینا...
‫- هوم؟

536
00:35:12,890 --> 00:35:14,560
‫به پریان بگو بیان ساک‌هام رو بردارن.

537
00:35:15,520 --> 00:35:17,140
‫خوابگاهم رو عوض می‌کنم.

538
00:35:18,640 --> 00:35:21,220
‫هوم، ولی دلم خیلی برات تنگ می‌شه.

539
00:35:33,520 --> 00:35:34,970
‫سعی کن چیزی رو خراب نکنی.

540
00:35:36,270 --> 00:35:38,100
‫خوب بخوابی حاشا.

541
00:35:39,680 --> 00:35:40,850
‫آهای!

542
00:35:40,930 --> 00:35:43,270
‫نه، نه، نه! نه، شما متوجه نیستین!

543
00:35:43,350 --> 00:35:45,270
‫باید دوستم رو پیدا کنم!

544
00:35:57,100 --> 00:35:58,430
‫وای.

545
00:36:09,680 --> 00:36:12,350
‫ایشه، بهتون که گفته بودم
‫می‌افته خوابگاه ما.

546
00:36:12,970 --> 00:36:14,350
‫بذار خودم حدس بزنم.

547
00:36:15,220 --> 00:36:16,930
‫اسمت بله.

548
00:36:17,020 --> 00:36:20,390
‫شاید هم آناستازیاست.
‫شاید هم عسل‌بانوئه.

549
00:36:20,470 --> 00:36:23,850
‫راستش، اسمم سوفیه.

550
00:36:28,180 --> 00:36:30,390
‫- وای!
‫- خیلی بی‌ادبین.

551
00:36:30,470 --> 00:36:32,020
‫به اتاق شصت و شش خوش اومدی.

552
00:36:32,100 --> 00:36:34,520
‫من دات، دختر رابرت دی‌رنو هستم.

553
00:36:34,600 --> 00:36:37,930
‫- رابرت...
‫- ای بابا. داروغه ناتینگهامه دیگه.

554
00:36:38,020 --> 00:36:41,270
‫اشکالی نداره. اون‌قدرها هم مشهور نیست.

555
00:36:41,350 --> 00:36:43,810
‫آره بابا، مگه کسی رابین هود رو می‌شناسه؟

556
00:36:43,890 --> 00:36:46,810
‫تاریخ بخون دخترک نون خامه‌ای.

557
00:36:46,890 --> 00:36:49,060
‫بگذریم، ایشون آنادیله.

558
00:36:50,520 --> 00:36:53,560
‫این خوشگل خانم هم هستره.

559
00:36:53,640 --> 00:36:56,350
‫می‌تونی تخت کنار من رو برداری سوفی.

560
00:36:56,930 --> 00:36:59,100
‫معمولا چنین اسمی
‫رو افراد خبیث نمی‌ذارن.

561
00:36:59,180 --> 00:37:00,970
‫بی‌خیال بابا.

562
00:37:01,060 --> 00:37:03,850
‫- اصلا خبیث نیست.
‫- معلومه که نیستم.

563
00:37:03,930 --> 00:37:05,270
‫نگاهی بهم بندازین.

564
00:37:05,350 --> 00:37:07,100
‫به قیافه‌ام می‌خوره جادوگر باشم؟

565
00:37:07,180 --> 00:37:08,470
‫یا ترول باشم؟

566
00:37:08,560 --> 00:37:10,600
‫یا عجوزه نفرت‌انگیز پیری باشم؟

567
00:37:24,770 --> 00:37:25,680
‫اون عجوزه...

568
00:37:27,180 --> 00:37:28,180
‫مادر منه.

569
00:37:39,390 --> 00:37:41,770
‫خیلی‌خب، پایین رو نگاه نکن آگاتا.

570
00:37:44,810 --> 00:37:47,350
‫کوپیدوئه دیگه احمق خانم.

571
00:37:47,430 --> 00:37:49,140
‫خیلی‌خب، مسخره نباش.

572
00:37:50,060 --> 00:37:51,350
‫مسخره نباش.

573
00:37:51,430 --> 00:37:52,600
‫از پسش برمیای.

574
00:37:52,680 --> 00:37:54,220
‫هوف. خیلی‌خب.

575
00:37:55,430 --> 00:37:56,770
‫خیلی‌خب.

576
00:38:04,270 --> 00:38:05,270
‫وای.

577
00:38:06,180 --> 00:38:07,270
‫اِم، سلام.

578
00:38:08,720 --> 00:38:11,270
‫دانش‌آموزان حق ندارن
‫لبه ساختمون وایستن.

579
00:38:14,140 --> 00:38:16,600
‫آماده باش که مجازات بشی!

580
00:38:31,680 --> 00:38:35,100
‫من رو باش که خیال می‌کردم
‫گاوالدون جای بدیه.

581
00:38:40,270 --> 00:38:41,520
‫خیلی‌خب شاهدخت.

582
00:38:41,600 --> 00:38:44,220
‫چه مسئله مهمی پیش اومده
‫که مجبور شدیم این همه راه تا اینجا بیایم؟

583
00:38:44,310 --> 00:38:45,640
‫من پاشنه‌بلند دارم‌ها.

584
00:38:45,720 --> 00:38:47,520
‫مشکل کتاب‌خون‌هاست.

585
00:38:47,600 --> 00:38:51,390
‫خیلی اصرار دارن
‫که جاشون اشتباه شده.

586
00:38:51,470 --> 00:38:54,310
‫ضمنا، انگار واقعا یه جای کار می‌لنگه.

587
00:38:54,390 --> 00:38:56,680
‫تنها جای کار که می‌لنگه،

588
00:38:56,770 --> 00:39:00,220
‫تصمیم مدیر ارشد مدرسه بود
‫که خواست اینجا ثبت‌نامشون کنه.

589
00:39:00,310 --> 00:39:01,930
‫اگه اشتباه کرده بوده باشه چی؟

590
00:39:02,020 --> 00:39:04,350
‫اگه تو مدارس اشتباهی
‫انداخته باشدشون...

591
00:39:04,430 --> 00:39:06,140
‫و اتفاق وحشتناکی رخ بده چی؟

592
00:39:06,220 --> 00:39:07,600
‫خودش که اصلا اعتراف نمی‌کنه.

593
00:39:07,680 --> 00:39:12,020
‫واسه حفظ اعتبار خودش یکی از ما رو
‫مقصر می‌شماره و خودت می‌دونی بعدش چی می‌شه.

594
00:39:14,270 --> 00:39:17,680
‫اشتباهی صورت نگرفته.
‫به علاوه، خیال می‌کردم خوشحال بشی.

595
00:39:17,770 --> 00:39:20,720
‫باز هم گیر محصلی افتادم
‫که تلاش کافی نمی‌کنه.

596
00:39:20,810 --> 00:39:22,520
‫سوفی گاوالدونی.

597
00:39:22,600 --> 00:39:24,560
‫چی؟ چی؟ نه. منظورت چیه؟

598
00:39:24,640 --> 00:39:26,180
‫پوف. ولم کن بابا.

599
00:39:26,270 --> 00:39:29,100
‫بیش از دویست ساله
‫که اهل شر پیروز نشدن.

600
00:39:29,180 --> 00:39:30,850
‫خب، دو سه باری نزدیک بود پیروز بشین.

601
00:39:30,930 --> 00:39:33,350
‫نزدیک بودن که به درد نمی‌خوره!

602
00:39:33,430 --> 00:39:34,390
‫آخ!

603
00:39:34,470 --> 00:39:37,020
‫مجبورم دو برابر از دانش‌آموزانم کار بکشم.

604
00:39:37,100 --> 00:39:37,970
‫هوم.

605
00:39:38,060 --> 00:39:40,970
‫آخه دنیایی که قدرت اهل شرش
‫با اهل خیرش برابری نکنه،

606
00:39:41,060 --> 00:39:43,140
‫دنیایی نامتعادله.

607
00:39:43,220 --> 00:39:45,020
‫خب، اگه اجازه بدی...

608
00:39:45,850 --> 00:39:47,600
‫کلی کار دارم
‫که باید بهشون برسم.

609
00:39:53,470 --> 00:39:54,520
‫لسو!

610
00:40:27,180 --> 00:40:29,970
‫با سوفی کاری نداشته باش جادوگر کوچولو.

611
00:40:30,060 --> 00:40:32,560
‫باید سرنوشتش رو عملی کنه.

612
00:40:32,640 --> 00:40:34,890
‫الان هم دیگه مال خودمه.

613
00:40:58,180 --> 00:40:59,810
‫کجایی سوفی؟

614
00:41:30,470 --> 00:41:32,600
‫مطمئنم مادرت باطن زیبایی داره.

615
00:41:32,680 --> 00:41:34,680
‫باید خودم رو به اون یکی مدرسه برسونم.

616
00:41:34,770 --> 00:41:36,930
‫- من اهل خیرم.
‫- آره، خوب بلدی شرارت رو مخفی کنی.

617
00:41:37,020 --> 00:41:38,220
‫من اهل شر نیستم.

618
00:41:38,310 --> 00:41:40,220
‫بیا این مسئله رو علمی حل کنیم.

619
00:41:40,310 --> 00:41:42,350
‫ای وای...

620
00:41:42,430 --> 00:41:45,060
‫اگه اهل خیر باشه،
‫پریان موقع سقوط نجاتش می‌دن.

621
00:41:45,140 --> 00:41:49,350
‫ولی اگه رو سنگ‌ها سقوط کنه،
‫جمجمه‌اش به طرز مخوفی خرد بشه و بمیره،

622
00:41:49,430 --> 00:41:51,140
‫اهل شره.

623
00:41:51,220 --> 00:41:53,560
‫دومی خوبه. دومی رو عملی کنین.

624
00:41:53,640 --> 00:41:56,100
‫ولی واقعا فرد خبیثیه.
‫صرفا خودش هنوز خبر نداره.

625
00:41:56,180 --> 00:41:57,720
‫نه، من اهل خیرم!

626
00:41:57,810 --> 00:41:59,770
‫آخی، غر زدنش عین ازلیان می‌مونه.

627
00:41:59,850 --> 00:42:02,520
‫بوی ازلیان رو می‌ده.

628
00:42:02,600 --> 00:42:04,890
‫موهاش عین ازلیانه.

629
00:42:04,970 --> 00:42:05,810
‫یا بهتره بگم بود.

630
00:42:05,890 --> 00:42:06,850
‫آهای!

631
00:42:06,930 --> 00:42:08,560
‫با موهام کاری نداشته باش!

632
00:42:14,270 --> 00:42:17,600
‫می‌خوای ثابت کنم اهل خیرم؟
‫پس آینه گیر بیار و نگاهی بهش بنداز.

633
00:42:17,680 --> 00:42:18,810
‫ای عجوزه!

634
00:42:19,810 --> 00:42:21,850
‫بهتون که گفتم. قطعا اهل شره.

635
00:42:21,930 --> 00:42:24,560
‫- سوفی!
‫- آگی!

636
00:42:30,520 --> 00:42:33,390
‫آگی، سلام.

637
00:42:33,470 --> 00:42:36,310
‫- بیا.
‫- وایستا ببینم، کجا می‌ریم؟

638
00:42:36,390 --> 00:42:37,680
‫از اینجا می‌برمت.

639
00:42:37,770 --> 00:42:39,810
‫- عه، خوبه.
‫- خوب نیست.

640
00:42:39,890 --> 00:42:42,390
‫موجودی دنبالته.

641
00:42:42,470 --> 00:42:43,470
‫خودم دیدمش.

642
00:42:44,890 --> 00:42:47,850
‫خیلی‌خب، دیگه تمومش می‌کنیم.

643
00:42:48,890 --> 00:42:50,310
‫آگی، نه! ارزشش رو نداره!

644
00:42:53,220 --> 00:42:56,770
‫- بیا دیگه.
‫- آگاتا نقشه ساده‌ای کشیده بود.

645
00:42:56,850 --> 00:42:58,270
‫می‌خواست مدیر ارشد مدرسه رو پیدا کنه...

646
00:42:58,350 --> 00:43:02,060
‫و درخواست ترک مدرسه‌شون رو
‫یه راست واسه خودش مطرح کنه.

647
00:43:02,680 --> 00:43:05,350
‫فقط یه مشکل وجود داشت.

648
00:43:06,060 --> 00:43:07,140
‫چطوری وارد بشیم؟

649
00:43:07,220 --> 00:43:09,680
‫مطمئنم اومد همین بالا.

650
00:43:10,600 --> 00:43:11,470
‫خودم شاهد بودم.

651
00:43:12,430 --> 00:43:14,680
‫آهای! در رو باز کنین!

652
00:43:15,560 --> 00:43:17,310
‫چه عالی.

653
00:43:18,220 --> 00:43:19,600
‫حالا این بالا گیر افتادیم.

654
00:43:26,140 --> 00:43:28,100
‫آیا آمادگی رویارویی...

655
00:43:28,180 --> 00:43:30,680
‫با چیزی رو که در سایه منتظرشون بود، داشتن؟

656
00:43:31,350 --> 00:43:33,430
‫آگاتا در تاریکی صدا زد.

657
00:43:33,520 --> 00:43:34,640
‫کسی اینجا نیست؟

658
00:43:34,720 --> 00:43:37,060
‫ولی پاسخی دریافت نکرد.

659
00:43:37,140 --> 00:43:38,180
‫صدای کیه؟

660
00:43:38,270 --> 00:43:41,680
‫سوفی متوجه شد
‫کلی کتاب کنار دیوارها چیدن...

661
00:43:41,770 --> 00:43:45,390
‫و داستان‌های سراسر دنیا رو روایت می‌کنن.

662
00:43:45,470 --> 00:43:48,930
‫خودت که می‌دونی صدای روایتت رو می‌شنویم
‫خانم عجیب‌الخلقه.

663
00:43:49,020 --> 00:43:51,350
‫اگه می‌خوای ما رو بترسونی،
‫تأثیری نداره.

664
00:43:51,430 --> 00:43:53,970
‫دخترها در تاریکی
‫صدای خراشی شنیدن.

665
00:43:54,060 --> 00:43:55,600
‫محتاطانه به سمت صدا حرکت کردن.

666
00:43:55,680 --> 00:43:57,520
‫وای، حتما شوخیت گرفته.

667
00:43:57,600 --> 00:43:59,890
‫این همه جو دادی،
‫اون‌وقت قلمی مسخره بیش نبود؟

668
00:43:59,970 --> 00:44:00,810
‫سوفی، وایستا!

669
00:44:00,890 --> 00:44:02,810
‫دست نزن!

670
00:44:05,060 --> 00:44:07,270
‫راستش، تا حالا هیچ دانش‌آموزی
‫نتونسته وارد برجم بشه.

671
00:44:07,350 --> 00:44:09,060
‫می‌دونستم شما خاص هستین.

672
00:44:09,810 --> 00:44:13,560
‫داستان‌نویس قبل از رسیدنتون
‫داشت داستانتون رو می‌نوشت.

673
00:44:13,640 --> 00:44:18,680
‫گمون واسه همین این‌قدر گیج شدم
‫که جفتتون می‌خواین برین.

674
00:44:18,770 --> 00:44:20,970
‫ایشون می‌خواد بره. من نمی‌خوام.

675
00:44:21,060 --> 00:44:23,220
‫سوفی، باید تو رو از اینجا ببرم.

676
00:44:23,310 --> 00:44:25,979
‫اِهِم. خانم‌ها، خانم‌ها،
‫بهتون اطمینان می‌دم...

677
00:44:26,003 --> 00:44:27,390
‫جفتتون اینجا در امانین.

678
00:44:27,470 --> 00:44:29,470
‫ما به محافظت از کتاب‌خون‌هامون مفتخریم.

679
00:44:29,560 --> 00:44:32,270
‫واقعا؟ پس جریان ستون خونین چرخانی
‫که الان دیدم...

680
00:44:32,350 --> 00:44:34,310
‫و بدجوری دنبال سوفی بود چیه؟

681
00:44:34,390 --> 00:44:36,850
‫خب دوست عزیزم، تو مدرسه‌مون این‌قدر...

682
00:44:36,930 --> 00:44:40,140
‫ارواح متعدد و طلسم‌های شخصی‌سازی‌شده هست
‫که حتی من هم همه‌شون رو بلد نیستم.

683
00:44:40,220 --> 00:44:41,770
‫خب، به نظرم جونش در خطره.

684
00:44:41,850 --> 00:44:44,640
‫متأسفانه واسه همین
‫نمی‌تونیم به زور همین‌جا بمونیم...

685
00:44:44,720 --> 00:44:48,310
‫تا بهمون یاد بدین
‫تو افسانه‌های مسخره حاضر بشیم.

686
00:44:48,390 --> 00:44:52,520
‫فارغ‌التحصیلان ما رویدادهای واقعی‌ای
‫ رو زندگی می‌کنن که دنیا رو تغییر میدن،

687
00:44:52,600 --> 00:44:56,640
‫که تبدیل به داستان‌هایی میشن
 .که دنیا رو تغییر میدن

688
00:44:56,720 --> 00:44:59,060
‫حرف‌تون اینه که داستان‌های سفید برفی

689
00:44:59,140 --> 00:45:03,060
‫و سیندرلا و جک و لوبیای سحر آمیز واقعی بودن دیگه؟

690
00:45:03,140 --> 00:45:05,430
‫همچنین هرکول

691
00:45:06,310 --> 00:45:08,310
‫و سندباد

692
00:45:09,270 --> 00:45:11,600
‫و ال سید

693
00:45:12,520 --> 00:45:16,470
‫و همه کسایی که با نیروهای اهریمنی مبارزه کردن.

694
00:45:16,560 --> 00:45:19,600
‫بهتون یاد میدیم که چطوری
‫ سرنوشت‌تون رو رقم بزنین.

695
00:45:19,680 --> 00:45:23,430
‫و این دقیقاً همون چیزیه که می‌خوام یاد بگیرم،
‫ولی من رو تو مدرسه‌ی اشتباهی ثبت‌نام کردین.

696
00:45:23,520 --> 00:45:25,220
‫من باید تو مدرسه خیرها باشم.

697
00:45:25,890 --> 00:45:27,140
‫اشتباه کردین.

698
00:45:28,020 --> 00:45:29,560
‫- همم.
‫- قربان.

699
00:45:29,640 --> 00:45:33,310
‫خب، شاید کرده باشم.
‫ولی باید ثابتش کنی.

700
00:45:33,390 --> 00:45:34,770
‫شما مگه اشتباه نکردین، پس چرا؟

701
00:45:34,850 --> 00:45:39,970
‫چون داستان‌نویس که یه چیزی رو بنویسه،

702
00:45:40,060 --> 00:45:42,600
‫فقط خودش می‌تونه اون رو عوض کنه.

703
00:45:42,680 --> 00:45:43,890
‫خیلی مسخرس.

704
00:45:43,970 --> 00:45:47,890
‫چطوری باید نظرش رو عوض کنیم؟
‫اصلاً اگه عقل داشته باشه.

705
00:45:47,970 --> 00:45:50,140
‫ولی داره.

706
00:45:50,220 --> 00:45:52,220
‫و فقط یه راه داره، جدی میگم.

707
00:45:52,720 --> 00:45:55,600
‫اون چیه که شر هیچوقت نمی‌تونه داشته باشه

708
00:45:56,220 --> 00:45:57,930
‫و خیر بدون اون نمی‌تونه کاری بکنه؟

709
00:45:58,020 --> 00:45:59,770
‫اوه، من می‌دونم. اخلاقیاته.

710
00:45:59,850 --> 00:46:01,180
‫قصر.

711
00:46:01,270 --> 00:46:02,970
‫موهای خوشگل. اسب.

712
00:46:03,060 --> 00:46:04,060
‫همم.

713
00:46:04,140 --> 00:46:05,430
‫عشق حقیقی.

714
00:46:05,520 --> 00:46:09,520
‫که از قدیم به شکل یه بوسه نشون داده میشه.

715
00:46:09,600 --> 00:46:10,600
‫پس یعنی میگین...

716
00:46:11,640 --> 00:46:13,720
‫باورم نمیشه که می‌خوام این حرف رو بزنم.

717
00:46:13,810 --> 00:46:16,390
‫اگه سوفی عشق حقیقیش رو ببوسه،

718
00:46:16,470 --> 00:46:19,560
‫اینطوری به کوئیلی ثابت میشه
‫که درمورد ما اشتباه می‌کنین؟

719
00:46:19,640 --> 00:46:25,350
‫اگه یکی از دانش‌آموزهای مدرسه شر،
‫به بوسه‌ی عشق حقیقی برسه،

720
00:46:26,430 --> 00:46:28,430
‫همه‌چی عوض میشه.

721
00:46:28,520 --> 00:46:30,480
‫و من می‌تونم بمونم و مدرسه‌م رو عوض کنم؟

722
00:46:30,480 --> 00:46:31,390
‫سوفی.

723
00:46:32,430 --> 00:46:35,350
‫من همیشه همچین چیزی رو می‌خواستم،‌ آگی.
‫نمی‌تونم برگردم گاوالدون.

724
00:46:35,390 --> 00:46:36,680
‫به زندگی سابقم.

725
00:46:36,770 --> 00:46:38,560
‫دیگه هیچوقت همچین فرصتی نصیبم نمیشه.

726
00:46:39,600 --> 00:46:41,270
‫خواهش می‌کنم، بذار این کار رو بکنم.

727
00:46:42,430 --> 00:46:44,810
‫- بهش فکر می‌کنم.
‫- عالی شد.

728
00:46:44,890 --> 00:46:49,430
‫خب دیگه، بعضی‌ها باید برن
‫و یه شاهزاده پیدا کنن و بوسش کنن.

729
00:46:50,020 --> 00:46:51,970
‫اما فراموش‌ نکنین، کتاب‌خوان‌های عزیز،

730
00:46:52,060 --> 00:46:55,930
‫هر بوسه‌ای تاوانی داره.

731
00:46:56,020 --> 00:46:58,060
‫وایسا ببینم، یعنی چی؟

732
00:47:00,930 --> 00:47:03,600
‫-<i>صبح‌تون بخیر، عزیزانم!</i>

733
00:47:03,680 --> 00:47:05,310
<i>‫بیدار شین که آفتاب زده بیرون!</i>

734
00:47:05,390 --> 00:47:10,850
<i>‫تا اولین رویداد نیمسال که مجلس رقص
‫خیرها هست، فقط دو هفته مونده</i>

735
00:47:10,930 --> 00:47:12,720
<i>‫و کلی چیز هست که باید یاد بگیرین.</i>

736
00:47:12,810 --> 00:47:14,930
‫- صبح بخیر.
‫- صبح بخیر.

737
00:47:15,020 --> 00:47:16,470
‫صبح‌بخیر، آگاتا.

738
00:47:19,350 --> 00:47:22,810
<i>‫بیدار شین، حال به‌هم زنا!</i>

739
00:47:39,770 --> 00:47:41,310
‫پیشته.

740
00:47:41,390 --> 00:47:42,470
‫اون کیه؟

741
00:47:42,560 --> 00:47:44,680
‫- اون... مو سیاهه.
‫- تریستانه.

742
00:47:44,770 --> 00:47:46,350
‫گل رُزش رو گرفتم.

743
00:47:46,430 --> 00:47:48,310
‫کاش واسه مجلس رقص خیرها دعوتم کنه.

744
00:47:48,390 --> 00:47:50,850
‫یه پسر باید ازت درخواست کنه،
‫ وگرنه مردود میشی.

745
00:47:50,930 --> 00:47:52,600
‫و اصلاً نباید مردود شی.

746
00:47:52,680 --> 00:47:54,770
‫اگه سه بار مردود شی، اخراج میشی.

747
00:47:54,850 --> 00:47:56,930
‫- وایسا ببینم،‌ یعنی میگی میندازنت بیرون؟
‫- ام...

748
00:47:57,020 --> 00:47:58,350
‫نه.

749
00:47:58,430 --> 00:48:00,850
‫تبدیلت می‌کنن به چیز دیگه.

750
00:48:00,930 --> 00:48:03,430
‫مثلاً یه کتری سخن‌گو

751
00:48:04,100 --> 00:48:06,350
‫یا یه موش یا یه چیز بدتر.

752
00:48:06,430 --> 00:48:09,430
‫یعنی برای همیشه؟ یعنی چی؟

753
00:48:09,520 --> 00:48:11,520
‫زشتی!

754
00:48:12,270 --> 00:48:16,430
‫دلیل این که باید زشت باشیم، چیه؟

755
00:48:16,930 --> 00:48:19,390
‫هورت! بیدار شو!

756
00:48:19,470 --> 00:48:22,220
‫چون باعث میشه اشک بچه کوچیک‌ها در بیاد.

757
00:48:22,310 --> 00:48:23,310
‫اشتباهه.

758
00:48:23,390 --> 00:48:25,390
‫این فقط یکی از مزیت‌هاشه.

759
00:48:26,470 --> 00:48:32,020
‫چرا باید اینقدر حال به هم‌زن و منفور باشیم؟

760
00:48:32,100 --> 00:48:34,100
‫سوال منم همینه.

761
00:48:34,180 --> 00:48:36,600
‫این که نگران ظاهرتون نباشین

762
00:48:36,680 --> 00:48:41,680
‫مجبورتون می‌کنه که از هوش‌تون استفاده کنین.

763
00:48:41,770 --> 00:48:45,220
‫زشتی یعنی آزادی!

764
00:48:52,460 --> 00:48:55,660
‫همین حالا دندونم افتاد.

765
00:48:56,180 --> 00:48:57,770
‫چندشه.

766
00:48:57,850 --> 00:49:00,180
‫ولی برام مهم نیست.

767
00:49:00,270 --> 00:49:03,560
‫و این یعنی قدرت!

768
00:49:06,220 --> 00:49:08,180
‫آروم باشین، دخترا.

769
00:49:08,270 --> 00:49:11,890
‫من پروفسور انیمونی هستم،

770
00:49:11,970 --> 00:49:17,270
‫و اومدم اینجا که بهتون یاد بدم چطوری
‫ می‌تونین تبدیل به یک زن قدرتمند بشین

771
00:49:17,350 --> 00:49:19,220
‫از طریق زیبایی.

772
00:49:21,180 --> 00:49:24,220
‫لبخند یک خانم

773
00:49:24,310 --> 00:49:28,720
‫توی نبرد زندگی و پیدا کردن عشق حقیقی،‌
‫مثل یه شمشیر می‌مونه

774
00:49:28,810 --> 00:49:32,680
‫پس، آینه‌هاتون رو بردارین...

775
00:49:33,680 --> 00:49:35,140
‫...و ضربه بزنین!

776
00:49:35,220 --> 00:49:38,390
‫- خیلی زیبا شدی، رینا.
‫- ممنون پروفسور.

777
00:49:38,470 --> 00:49:41,770
‫بیتریکس، بی‌نظیر شدی.

778
00:49:44,680 --> 00:49:47,600
‫ببخشید. ولی من اصلاً احساس خوبی ندارم.

779
00:49:47,680 --> 00:49:50,270
‫لبخند زدن؟ اینطوری می‌خواین بهمون قدرت بدین؟

780
00:49:50,350 --> 00:49:56,060
‫لبخند زدن شرط لازم برای قبول شدن
‫ توی این دوره تحصیلیه.

781
00:49:56,140 --> 00:50:00,930
‫پس اگه می‌خوای مردود نشی،
‫لبخندت رو نشونم بده.

782
00:50:01,020 --> 00:50:02,970
‫لبخندم؟

783
00:50:03,060 --> 00:50:04,350
‫اوهوم.

784
00:50:07,310 --> 00:50:09,640
‫یه وقت یه چیزیمون نشه.

785
00:50:19,680 --> 00:50:21,560
‫این دیگه چیه؟

786
00:50:22,140 --> 00:50:24,220
‫مردودیه، کتاب‌خون.

787
00:50:24,720 --> 00:50:28,000
‫یعنی به خاطر این که لبخندم خوب
‫ نیست دارین مردودوم می‌کنین؟

788
00:50:28,430 --> 00:50:31,100
‫آره. کارمون رو ادامه بدیم.

789
00:50:31,180 --> 00:50:34,220
‫خب، آماده خوردن بشین

790
00:50:34,310 --> 00:50:39,770
‫و ببینین که تا چه اندازه می‌تونین
‫زشت و قدرتمند  بشین.

791
00:50:39,850 --> 00:50:42,140
‫کتاب‌خون.

792
00:50:45,970 --> 00:50:47,220
‫اولی نوبت توئه.

793
00:50:47,310 --> 00:50:49,600
‫نه. من نمی‌خوام زشت باشم.

794
00:50:49,680 --> 00:50:51,430
‫همچین آدمی نیستم.

795
00:50:51,520 --> 00:50:54,100
‫نه هنوز. هورت!

796
00:50:54,180 --> 00:50:56,180
‫در خدمتم استاد منلی.

797
00:50:56,270 --> 00:50:57,850
‫شرمنده.

798
00:50:57,930 --> 00:51:01,100
‫اما نگران نباش. واسه من قشنگی.

799
00:51:19,600 --> 00:51:21,720
‫ام... اسمت آگاتا بود، درسته؟

800
00:51:21,810 --> 00:51:23,890
‫- سلام؟
‫- اشکالی نداره کنارت بشینم؟

801
00:51:23,970 --> 00:51:25,470
‫- نه.
‫- عالیه.

802
00:51:25,560 --> 00:51:27,640
‫- اگه خودت می‌خوای.
‫- ام...

803
00:51:30,310 --> 00:51:31,310
‫اسم من گرگوره.

804
00:51:32,460 --> 00:51:34,500
‫گرگور چارمینگ.
‫(charming = جذاب)

805
00:51:34,500 --> 00:51:35,520
‫پسر شاهزاده.

806
00:51:35,600 --> 00:51:37,430
‫سعی می‌کنم خیلی دلربا نباشم.

807
00:51:37,520 --> 00:51:40,100
‫- من هم آگاتائم.
‫- به گوشم رسیده که دلت نمی‌خواد اینجا باشی.

808
00:51:40,100 --> 00:51:42,100
‫راستش، منم می‌نمی‌خوام.

809
00:51:42,180 --> 00:51:45,600
‫- نمی‌خوای؟
‫- من برای شاهزاده بودن ساخته نشدم.

810
00:51:45,680 --> 00:51:47,350
‫همچین آدمی نیستم.

811
00:51:47,430 --> 00:51:50,470
‫می‌دونی دلم می‌‌خواد چیکار کنم؟
‫می‌خوام خوار و بار فروشی باز کنم.

812
00:51:50,560 --> 00:51:52,350
‫- جدی میگی؟
‫- آره.

813
00:51:52,430 --> 00:51:56,680
‫عاشق غذام اما گوشت نمی‌فروشم
‫چون اصلاً نمی‌تونم دیدن خون رو تحمل کنم.

814
00:51:56,770 --> 00:51:59,680
‫امروز هم واسه همین مردود شدم.
‫تو یه دوئل زخمی شدم.

815
00:52:01,100 --> 00:52:03,140
‫یعنی میگی به‌خاطر یه زخم کوچیک مردودت کردن؟

816
00:52:03,220 --> 00:52:04,810
‫دقیقاً که نه.

817
00:52:05,720 --> 00:52:08,680
‫خون رو که دیدم، با زره سنگینم بی‌هوش شدم.

818
00:52:10,560 --> 00:52:12,020
‫رو تپه بودم،

819
00:52:12,520 --> 00:52:14,020
‫بعدش هی غلت می‌خوردم،

820
00:52:15,680 --> 00:52:17,560
‫و هر کی که سر راهم بود رو می‌زدم زمین.

821
00:52:20,520 --> 00:52:23,310
‫خوراک خوار و بار فروشی‌ام، مگه نه؟

822
00:52:23,390 --> 00:52:26,780
‫به‌نظر من باید هرکاری که خوشحالت
‫ می‌کنه رو انجام بدی، گرگور.

823
00:52:29,100 --> 00:52:31,520
‫شرمنده گرگور... میشه یه لحظه تنها باشم؟

824
00:52:31,600 --> 00:52:32,600
‫ام...

825
00:52:32,680 --> 00:52:34,680
‫حتماً. بعداً می‌بینمت، آگاتا.

826
00:52:34,770 --> 00:52:36,430
‫ممنون.

827
00:52:39,680 --> 00:52:41,680
‫- بهت حمله کردن؟
‫- آره.

828
00:52:41,770 --> 00:52:42,890
‫بچه‌قورباغه‌ها.

829
00:52:43,810 --> 00:52:45,430
‫تو کلاس زشتی.

830
00:52:45,520 --> 00:52:47,720
‫خب، من هم کلاس زیبایی رو مردود شدم.

831
00:52:47,810 --> 00:52:49,580
‫دقیقاً کدوم قسمتش رو مردود شدی؟

832
00:52:49,580 --> 00:52:50,310
‫لبخند زدن.

833
00:52:50,390 --> 00:52:51,270
‫لبخند زدن؟

834
00:52:51,350 --> 00:52:53,930
‫ولش کن. واست یه شاهزاده پیدا کردم.

835
00:52:54,020 --> 00:52:55,640
‫عشق حقیقیم رو قبلاً پیدا کردم.

836
00:52:56,200 --> 00:52:57,770
‫تدروس.

837
00:52:57,770 --> 00:53:01,060
‫از همون لحظه‌ای که همدیگه رو دیدیم،
‫یه چیزایی بین‌مون رد و بدل شد.

838
00:53:01,060 --> 00:53:02,890
‫بعدشم، با عقل جور در میاد،
‫از نظر زیبایی رو میگم.

839
00:53:02,890 --> 00:53:05,180
‫متاسفانه باید بگم که اون مال بیتریکسه.

840
00:53:05,270 --> 00:53:06,850
‫یعنی میگی از من خوشگل‌تره؟

841
00:53:06,930 --> 00:53:10,390
‫منظورم اینه که یکی رو می‌خوایم
‫ که همین حالا در دسترس باشه.

842
00:53:10,470 --> 00:53:12,310
‫مدیر مدرسه گفت که
.باید بوسه‌ عشق حقیقی باشه

843
00:53:12,390 --> 00:53:14,140
‫سوفی، بوس بوسه دیگه.

844
00:53:14,220 --> 00:53:15,220
‫جداً؟

845
00:53:17,310 --> 00:53:18,310
‫اوه.

846
00:53:19,930 --> 00:53:21,810
‫دیدی؟ هیچی نشد.

847
00:53:22,310 --> 00:53:23,350
‫باید عشق حقیقی باشه.

848
00:53:23,430 --> 00:53:25,100
‫اگه می‌خوای یه رابطه غیرجدی
 .داشته باشیم، مشکلی ندارم

849
00:53:25,100 --> 00:53:27,500
‫وای، خیلی هم لطف می‌کنی!

850
00:53:30,100 --> 00:53:33,100
‫تو این رو بده بهش، و بهش بگو
‫ که چه دختر خوب و مهربونی‌ام.

851
00:53:33,180 --> 00:53:34,470
‫راستی!

852
00:53:35,060 --> 00:53:36,770
‫اینقدر هم عجیب رفتار نکن.

853
00:53:38,140 --> 00:53:39,470
‫خودت می‌دونی چی میگم.

854
00:53:39,560 --> 00:53:41,270
‫درمورد گربه‌ت حرف نزن.

855
00:53:43,270 --> 00:53:44,470
‫- خُب.
‫- خوبه.

856
00:53:45,270 --> 00:53:46,640
‫تو فقط نظرش رو جلب کن.

857
00:53:47,310 --> 00:53:48,390
‫بقیه‌ش با خودم.

858
00:54:08,720 --> 00:54:09,850
‫به من تکیه نده!

859
00:54:18,520 --> 00:54:19,680
‫تو دیگه کی هستی؟

860
00:54:19,680 --> 00:54:22,560
‫من نوم جنگل آبی‌ام.

861
00:54:22,640 --> 00:54:24,850
‫فکر می‌کردم نوم‌ها کوتوله‌ان.

862
00:54:24,930 --> 00:54:27,860
‫من هم فکر می‌کردم شاهدخت‌ها دوست‌داشتنی‌ان.

863
00:54:28,220 --> 00:54:30,520
‫خوش‌اومدین دانش‌آموزها! دور هم جمع شین.

864
00:54:30,600 --> 00:54:34,060
‫باید اسم‌هاتون رو بنویسین که بفهمم
‫ کی دوام آورده و کی نتونسته.

865
00:54:34,140 --> 00:54:36,220
‫سلام. دختر معمولی.

866
00:54:36,930 --> 00:54:38,470
‫از اون ذهن‌خونیت چه خبر؟

867
00:54:38,560 --> 00:54:41,890
‫چی؟ آهان.

868
00:54:41,970 --> 00:54:45,430
‫فهمیدم. شرمنده بابت اون موضوع.

869
00:54:45,520 --> 00:54:48,970
‫اون لحظه که رسیدم اینجا، خیلی هول کرده بودم.

870
00:54:48,970 --> 00:54:52,140
‫آره. اینجا آدم رو هول می‌کنه.

871
00:54:52,220 --> 00:54:55,020
‫البته تاحالا شاهدختی رو ندیده بودم
‫ که اینطوری رفتار کنه.

872
00:54:55,100 --> 00:54:56,220
‫واقعاً تحسین‌بر‌انگیز بود.

873
00:54:56,310 --> 00:54:58,770
‫معمولاً لبخند می‌زنن و بهت چشمک می‌زنن؟

874
00:54:58,850 --> 00:55:04,470
‫آره، همین کار رو می‌کنن که واقعاً کسل‌کنندس،
‫ممنون که کسل‌کننده نیستی.

875
00:55:05,220 --> 00:55:07,720
‫نه خب، راستش خودم هم خیلی کسل‌کنندم.

876
00:55:08,220 --> 00:55:10,270
‫تنها کسی که اینطور فکر نمی‌کنه، گربمه.

877
00:55:12,390 --> 00:55:13,970
‫همم، نه، من...

878
00:55:14,060 --> 00:55:16,810
‫خب، میگن گربه‌ها خوب قضاوت می‌کنن.

879
00:55:17,890 --> 00:55:19,520
‫- واقعاً؟
‫- از این به بعد.

880
00:55:20,970 --> 00:55:23,020
‫از همین حالا که خودم گفتم.

881
00:55:23,100 --> 00:55:24,810
‫خب من اینجا خیلی معروفم.

882
00:55:24,890 --> 00:55:26,810
‫بهترین شاهزاده‌ی داستان‌های افسانه‌ای.

883
00:55:26,890 --> 00:55:28,850
‫آره، به‌نظرم هروقت پادشاه شدی،

884
00:55:28,930 --> 00:55:31,390
‫احتمالاً مجبور میشن یه تاج بزرگ‌تر پیدا کنن

885
00:55:31,470 --> 00:55:33,270
‫تا اندازه‌ی باد سرت بشه.

886
00:55:35,850 --> 00:55:36,850
‫ام...

887
00:55:39,770 --> 00:55:41,890
‫قشنگ بود.

888
00:55:44,310 --> 00:55:45,310
‫ام...

889
00:55:47,970 --> 00:55:48,970
‫ام...

890
00:55:50,560 --> 00:55:51,470
‫این واسه توئه.

891
00:55:52,310 --> 00:55:53,810
‫- جدی؟
‫- از طرف من نیست.

892
00:55:53,890 --> 00:55:55,310
‫از طرف دوستمه، سوفی.

893
00:55:55,390 --> 00:55:57,850
‫اوه، همونی که موهاش خوشگله؟

894
00:55:58,560 --> 00:56:02,100
‫نه بابا. اون که ساحره نیست.
‫فقط تو مدرسه اشتباهی گذاشتنش.

895
00:56:02,180 --> 00:56:05,020
‫نه، امکان نداره همچین اتفاقی بیفته
‫ دختر معمولی. مطمئن باش داره بازیت میده.

896
00:56:05,100 --> 00:56:07,430
‫ولی تو این مورد اتفاق افتاده.

897
00:56:07,520 --> 00:56:10,970
‫مطمئن باش. اون... قطعاً یه شاهدخته.

898
00:56:12,640 --> 00:56:14,520
‫اسمش هم آگاتائه.

899
00:56:15,100 --> 00:56:16,100
‫آگاتا.

900
00:56:16,930 --> 00:56:17,930
‫بهتر شد.

901
00:56:18,600 --> 00:56:20,350
‫چون تو به هیچ وجه معمولی نیستی.

902
00:56:21,680 --> 00:56:22,520
‫تعریف کردم‌ها.

903
00:56:22,600 --> 00:56:25,470
‫خب دیگه! دور هم جمع شین.

904
00:56:25,560 --> 00:56:27,270
‫اینقدر حرف نزنین.

905
00:56:27,350 --> 00:56:29,470
‫همم؟

906
00:56:30,270 --> 00:56:34,350
‫اسم من یوباس، متخصص بقا توی جنگل.

907
00:56:34,430 --> 00:56:38,140
‫من چندصد ساله که توی جنگل زندگی
‫می‌کنم و حتی یک‌بار هم نمردم.

908
00:56:38,140 --> 00:56:39,470
‫حداقل...

909
00:56:39,560 --> 00:56:41,770
‫...تا جایی که یادمه.

910
00:56:44,350 --> 00:56:48,220
‫اینی که گفتم یه شوخی کوچیک بین نوم‌ها بود.

911
00:56:48,310 --> 00:56:50,850
‫خب دیگه، راه بیفتیم.

912
00:56:50,930 --> 00:56:52,680
‫بریم که در رو باز کنیم.

913
00:56:52,770 --> 00:56:53,770
‫بیاین.

914
00:56:54,470 --> 00:56:55,600
‫باز کنین!

915
00:57:00,140 --> 00:57:01,220
‫باز کنین.

916
00:57:03,310 --> 00:57:06,100
‫درهای جنگل رو باز کنین!

917
00:57:06,180 --> 00:57:07,470
‫ممنونم.

918
00:57:07,560 --> 00:57:09,470
‫بیاین دنبالم!

919
00:57:09,560 --> 00:57:14,600
‫اگه نتونین توی جنگل زنده بمونین،
‫از هیچ ماجراجویی‌ای نمی‌تونین جون سالم به در ببرین.

920
00:57:14,600 --> 00:57:19,520
‫جنگل آبی، دانش‌آموزان رو در برابر همه خطراتی
‫ که ممکنه باهاش مواجه بشین، آماده می‌کنه.

921
00:57:19,600 --> 00:57:20,430
‫هی.

922
00:57:20,520 --> 00:57:22,520
‫اوه...

923
00:57:22,600 --> 00:57:23,430
‫سلام.

924
00:57:23,520 --> 00:57:25,390
‫گرگور،‌ پیشونیت چی شده؟

925
00:57:26,430 --> 00:57:28,720
‫امروز صبح، درس اسب‌سواری رو مردود شدم.

926
00:57:28,810 --> 00:57:30,100
‫گرگور!

927
00:57:30,180 --> 00:57:32,350
‫معلوم شد که خیلی اسب‌سوار خوبی نیستم.

928
00:57:34,020 --> 00:57:35,560
‫و فکر کنم عینک لازم دارم.

929
00:57:38,310 --> 00:57:40,520
‫دارم بیشتر به اون ایده
‫خوار و بار فروشی علاقه‌مند میشم.

930
00:57:40,520 --> 00:57:43,020
‫نزدیک تدروس نشو کودن.

931
00:57:44,020 --> 00:57:46,350
‫مال خودمه.

932
00:57:48,520 --> 00:57:49,430
‫آخ.

933
00:57:50,430 --> 00:57:51,470
‫سلام.

934
00:57:51,560 --> 00:57:52,850
‫دست بجنبونین!

935
00:57:53,600 --> 00:57:56,220
‫اینجا یه مزرعه از گل‌های خوشگل بنفشه‌اس،

936
00:57:56,310 --> 00:57:59,520
‫اما همونطور که از داستان‌های افسانه‌ای می‌دونیم،

937
00:57:59,600 --> 00:58:03,390
‫گاهی‌اوقات زیبایی‌ می‌تونه موجب مرگت بشه.

938
00:58:07,810 --> 00:58:10,680
‫نه، نه، نه!

939
00:58:13,220 --> 00:58:14,930
‫گل پررو.

940
00:58:15,020 --> 00:58:19,220
‫از اون گل‌هاس که اصلاً نباید
‫ تو مراسم‌های عروسی برش دارین.

941
00:58:23,560 --> 00:58:24,920
‫جوک نومی.

942
00:58:25,140 --> 00:58:26,140
‫خیلی‌خب.

943
00:58:30,600 --> 00:58:31,970
‫چیزی نیست، گرگور.

944
00:58:32,060 --> 00:58:34,060
‫دستش که بهت نمی‌رسه. چیزیت نمیشه.

945
00:58:34,930 --> 00:58:36,600
‫حالم از اینجا بهم می‌خوره.

946
00:58:38,810 --> 00:58:40,520
‫بجنبین دیگه! عجله کنین!

947
00:58:43,310 --> 00:58:46,770
‫رسیدیم به بخش موردعلاقه‌ی یوبا.

948
00:58:46,850 --> 00:58:48,640
.باغ کدو

949
00:58:48,720 --> 00:58:50,890
‫توی روز بی‌خطره.

950
00:58:50,970 --> 00:58:54,020
‫اما توی شب، تبدیل به یه دنیای وحشتناک میشه

951
00:58:54,100 --> 00:58:56,680
‫که توش دروگرها شکارتون می‌کنن،

952
00:58:56,770 --> 00:58:58,270
‫خون‌تون رو می‌خورن

953
00:58:58,350 --> 00:59:01,560
‫و اعضای بدن‌تون رو به‌عنوان غنیمت می‌فروشن!

954
00:59:02,640 --> 00:59:04,430
‫دروگرها دیگه چه موجوداتی‌ان؟

955
00:59:04,520 --> 00:59:05,680
‫مثل این یکی.

956
00:59:07,020 --> 00:59:08,470
‫این که فقط یه مترسکه.

957
00:59:09,850 --> 00:59:12,890
‫همونطور که بنفشه‌ها فقط گُلن.

958
00:59:15,810 --> 00:59:20,270
‫فراموش نکنین، فقط بهترین موجودات شر هستن
‫که می‌تونن خودشون رو جای خیرها جا بزنن.

959
00:59:23,970 --> 00:59:25,850
‫- باید از اینجا برم.
‫- نه، فکر خوبی نیست.

960
00:59:25,930 --> 00:59:27,310
‫ولم کن!

961
00:59:27,390 --> 00:59:28,220
‫گرگور، وایسا!

962
00:59:28,310 --> 00:59:30,220
‫تاحالا دو بار مردود شدی!

963
00:59:30,310 --> 00:59:32,100
‫گرگور! گرگور!

964
00:59:32,810 --> 00:59:35,680
‫گرگور، نمی‌دونی چیکارت می‌کنن!

965
00:59:35,770 --> 00:59:37,680
‫- بس کن،‌ برگرد!
‫- چیزی نمیشه!

966
01:00:04,390 --> 01:00:05,970
‫کمک!

967
01:00:07,520 --> 01:00:09,680
‫آگاتا!

968
01:00:23,600 --> 01:00:24,600
‫گرگور؟

969
01:00:28,140 --> 01:00:30,560
<i>‫هر شروری، توانایی مخصوصی داره</i>

970
01:00:30,640 --> 01:00:33,350
‫که می‌تونه اون رو به یه سلاح قوی تبدیل بکنه

971
01:00:33,430 --> 01:00:35,640
‫تا معاندش رو شکست بده.

972
01:00:35,720 --> 01:00:37,100
‫معاند دیگه چیه؟

973
01:00:37,180 --> 01:00:39,460
‫بزرگ‌ترین دشمن‌تون.

974
01:00:39,810 --> 01:00:45,140
‫تا یکی از بین شما نابود نشه،
‫داستان‌تون تموم نمیشه.

975
01:00:46,310 --> 01:00:50,310
‫حالا ازتون می‌خوام با هرچیزی که

976
01:00:50,390 --> 01:00:53,970
‫فکر می‌کنین توانایی منحصر‌به‌فردتونه، متحیرم کنین.

977
01:00:54,060 --> 01:00:56,350
‫هورت، نفر اول تویی.

978
01:00:57,180 --> 01:01:00,970
‫خب، چندوقته که تو کلاس‌های جادوگری
‫روی قدرت‌های گرگینه‌ایم کار می‌کنم.

979
01:01:01,060 --> 01:01:02,220
‫نگاه کنین.

980
01:01:11,310 --> 01:01:13,350
‫- همم!
‫- آفرین، هورت!

981
01:01:13,430 --> 01:01:14,430
‫خب دیگه.

982
01:01:15,520 --> 01:01:18,180
‫اگه یه گرگینه پوست استخون تک مویی لازمم شد

983
01:01:18,270 --> 01:01:21,390
‫حتماً خبرت می‌کنم. بگیر بشین.

984
01:01:21,470 --> 01:01:22,930
‫- دات؟
‫- اوهوم؟

985
01:01:23,020 --> 01:01:24,520
‫نگو که تو هم مثل اونی.

986
01:01:24,600 --> 01:01:25,600
‫تماشا کنین.

987
01:01:40,890 --> 01:01:42,390
‫سَمیه؟

988
01:01:42,470 --> 01:01:44,770
‫می‌تونه... باشه.

989
01:01:45,600 --> 01:01:47,680
‫خب، بهتر از یه موی زائده.

990
01:01:49,060 --> 01:01:50,520
‫میشه یه کارایی باهاش کرد.

991
01:01:51,720 --> 01:01:53,020
‫سوفی.

992
01:01:56,020 --> 01:01:59,440
‫کسانی که به‌طور ذاتی جزو گروه خیرها هستن
‫می‌تونن حیوانات جنگل رو احضار کنن.

993
01:01:59,440 --> 01:02:01,060
‫قبلاً با دوست‌های سنجابیم این کار رو می‌کردم.

994
01:02:01,060 --> 01:02:03,270
‫بس کن تروخدا.

995
01:02:03,350 --> 01:02:05,390
‫نظرت چیه یه صخره احضار کنی
‫و ازش بپری پایین؟

996
01:02:06,560 --> 01:02:09,100
‫تو نظرت چیه یکی دیگه رو پیدا کنی
‫ که مشکلاتت با مامانت رو بهش بگی؟

997
01:02:09,100 --> 01:02:11,620
‫جرات نداری درمورد مامانم حرف بزنی.

998
01:02:12,060 --> 01:02:13,680
‫تو هیچی درموردش نمی‌دونی.

999
01:02:13,770 --> 01:02:17,180
‫اما این رو خوب می‌دونم
‫ که خوب روانی‌ای از تو ساخته.

1000
01:02:19,930 --> 01:02:22,270
‫حالم ازت بهم می‌خوره روانی.

1001
01:02:23,560 --> 01:02:25,100
‫و همه‌چیزایی پاش وایسادی.

1002
01:02:25,180 --> 01:02:27,850
‫که ثابت می‌کنه که تو مدرسه‌ی اشتباهی‌ام.

1003
01:02:27,930 --> 01:02:31,100
‫می‌خوای از اینجا بری بیرون شاهدخت کوچولو؟

1004
01:02:31,180 --> 01:02:35,600
‫توانایی منحصربه‌فرد این روانی
‫که میگی، خیلی خوشحال میشه

1005
01:02:35,680 --> 01:02:37,720
‫که برای همیشه از شرت خلاص شه.

1006
01:02:46,640 --> 01:02:49,720
‫چه دوست‌داشتنی.

1007
01:03:16,430 --> 01:03:18,640
‫مواظب باش سوفی!

1008
01:03:35,640 --> 01:03:37,100
‫برو!

1009
01:03:39,680 --> 01:03:41,100
‫اوه!

1010
01:03:41,180 --> 01:03:44,140
‫مراقب باش کتاب‌خون، داره خیلی نزدیکت میشه.

1011
01:03:44,220 --> 01:03:45,640
‫از توانایی‌هات استفاده کن.

1012
01:03:45,720 --> 01:03:47,890
‫نمی‌دونم توانایی‌هام چی‌ان!

1013
01:03:49,600 --> 01:03:53,310
‫دوستای سنجابیت سوفی!
‫دوستای سنجابیت رو صدا بزن!

1014
01:03:53,390 --> 01:03:55,270
‫کمک! کمکم کنین!

1015
01:03:55,350 --> 01:03:56,680
‫کمک!

1016
01:03:56,770 --> 01:04:00,310
‫ای بابا، انگار سنجاب‌ها هم دوستت ندارن.

1017
01:04:01,430 --> 01:04:03,470
‫شاهدخت کوچولوی بیچاره.

1018
01:04:04,680 --> 01:04:06,310
‫بذار از این فلاکت درت بیارم.

1019
01:04:06,390 --> 01:04:08,930
‫می‌خواد اون رو بکشه!

1020
01:04:34,220 --> 01:04:37,890
‫سوفی، تا فارغ‌التحصیل نشدی،
‫اجازه نداری کسی رو بکشی.

1021
01:04:37,970 --> 01:04:39,270
‫ردشون کن برن!

1022
01:04:39,930 --> 01:04:41,770
‫بس کنین!

1023
01:05:01,850 --> 01:05:02,850
‫خدایا.

1024
01:05:07,310 --> 01:05:08,350
‫رافال؟

1025
01:05:09,520 --> 01:05:13,810
‫کارت فوق‌العادس...

1026
01:05:15,270 --> 01:05:16,680
‫...سوفی.

1027
01:05:57,430 --> 01:05:59,270
‫- برو کنار!
‫- تکون بخور!

1028
01:06:00,060 --> 01:06:00,890
‫هستر!

1029
01:06:00,970 --> 01:06:03,600
‫چیزی نیست. خوب میشی.

1030
01:06:03,680 --> 01:06:05,520
‫- اشکالی نداره.
‫- خوب میشی. نفس بکش.

1031
01:06:05,600 --> 01:06:07,770
‫مطمئن باش حالت خوب میشه، باشه؟
‫چیزی نیست.

1032
01:06:08,350 --> 01:06:10,060
‫چیزی نیست.

1033
01:06:10,640 --> 01:06:13,390
‫اون دیگه کی بود؟ رافال کیه؟

1034
01:06:13,470 --> 01:06:14,970
‫دفعه آخرت باشه اسمش رو میاری.

1035
01:06:15,060 --> 01:06:16,430
‫فقط به خودم میگی.

1036
01:06:16,520 --> 01:06:20,180
‫- کیه و از کجا من رو می‌شناسه؟
‫- هیس. اون برادر مدیر مدرسس.

1037
01:06:20,270 --> 01:06:23,470
‫یه زمانی قوی‌ترین موجود مدرسه‌مون بود.

1038
01:06:24,890 --> 01:06:27,470
‫از وقتی که ناپدید شده، شر
‫ نتونسته خیر رو شکست بده.

1039
01:06:27,560 --> 01:06:30,680
‫اما یه‌جورایی، قدرت‌های تو...
‫توجهش رو جلب کرده.

1040
01:06:30,770 --> 01:06:33,310
‫من نمی‌دونستم قدرت دارم.
‫ اصلاً قدرت نمی‌خوام. می‌خوام برم...

1041
01:06:33,390 --> 01:06:35,640
‫اینقدر غر نزن!

1042
01:06:35,720 --> 01:06:37,350
‫کاری که تو کلاس کردی

1043
01:06:37,430 --> 01:06:40,060
‫بهم ثابت کرد که دقیقاً جایی هستی که باید باشی!

1044
01:06:40,930 --> 01:06:42,470
‫ذات‌مون مهم نیست.

1045
01:06:42,560 --> 01:06:44,970
‫کاری که می‌کنیم مهمه، سوفی.

1046
01:06:46,350 --> 01:06:47,600
‫حالا هم برو.

1047
01:06:47,680 --> 01:06:49,100
‫و به هیچکس نگو.

1048
01:06:49,180 --> 01:06:52,180
‫و اگه رافال دوباره اومد سراغت،
‫سریع میای و به خودم میگی.

1049
01:06:52,270 --> 01:06:53,390
‫برو.

1050
01:06:59,970 --> 01:07:01,640
‫رافال، اگه دختره همون باشه...

1051
01:07:04,270 --> 01:07:07,310
‫هرکاری که بتونم می‌کنم تا بهت تحویلش بدم.

1052
01:07:09,640 --> 01:07:10,640
‫محبوبم.

1053
01:07:11,720 --> 01:07:14,100
‫نه، نه، نه.

1054
01:07:14,180 --> 01:07:15,890
‫معلومه که ما نفرت نداریم.

1055
01:07:15,970 --> 01:07:17,350
‫نفرت مال شره.

1056
01:07:17,430 --> 01:07:18,810
‫خیر عشق می‌ورزه.

1057
01:07:18,890 --> 01:07:20,390
‫شر حمله می‌کنه.

1058
01:07:20,470 --> 01:07:23,220
‫خیر دفاع می‌کنه.

1059
01:07:23,310 --> 01:07:27,930
‫چینن، چه زمانیه که خیر اجازه حمله داره؟

1060
01:07:28,020 --> 01:07:30,770
‫هیچوقت. خیر فقط دفاع می‌کنه.

1061
01:07:30,850 --> 01:07:34,430
‫اگه از همون اول قرار بود که خیر
‫ حمله کنه، اسمش رو نمی‌ذاشتن خیر.

1062
01:07:34,520 --> 01:07:35,600
‫دقیقاً.

1063
01:07:35,680 --> 01:07:37,520
‫چیکارش کردین؟

1064
01:07:40,140 --> 01:07:41,140
‫جانم؟

1065
01:07:41,220 --> 01:07:43,140
‫گروگر سه بار مردود شد

1066
01:07:43,220 --> 01:07:46,140
‫و بعد موقعی که داشت از درد
‫فریاد می‌زد، غیب شد.

1067
01:07:46,220 --> 01:07:47,640
‫به چی تبدیلش کردین؟

1068
01:07:47,720 --> 01:07:51,140
‫همه باید از قوانین این مدرسه پیروی کنن.

1069
01:07:51,220 --> 01:07:53,350
‫هیچ استثنایی وجود نداره.

1070
01:07:56,350 --> 01:07:58,930
‫خانم‌ها... داشتم می‌گفتم،

1071
01:07:59,020 --> 01:08:02,850
‫شر سلاح‌های زیادی داره، اما ما...

1072
01:08:02,930 --> 01:08:06,850
‫ما حیوانات رو داریم.

1073
01:08:08,270 --> 01:08:12,180
‫حیوانات خشکی، حیوانات آبی.

1074
01:08:12,930 --> 01:08:17,140
‫و خانم‌ها، امروز می‌خوام بهتون...

1075
01:08:18,180 --> 01:08:19,520
‫...ماهی آرزوها رو نشون بدم،

1076
01:08:19,600 --> 01:08:22,640
‫دوستان سوسوزن زیر آب‌مون

1077
01:08:22,720 --> 01:08:27,520
‫که ما و عمیق‌ترین آرزوهامون رو می‌فهمن.

1078
01:08:27,600 --> 01:08:29,850
‫واسه همین کار قبلاً اینجا دانش‌آموز بودن؟

1079
01:08:30,470 --> 01:08:31,430
‫بس کن.

1080
01:08:32,100 --> 01:08:35,600
‫همه که داستان خودشون رو نمی‌نویسن.

1081
01:08:35,680 --> 01:08:40,890
‫حداقل می‌تونن بخشی از پایان خوش
‫ یه نفر دیگه باشن.

1082
01:08:41,600 --> 01:08:43,890
‫خانم‌ها، اگه آرزوتون به اندازه کافی قوی باشه،

1083
01:08:43,970 --> 01:08:46,850
‫شاید بتونن برآوردش کنن.

1084
01:08:48,350 --> 01:08:50,680
‫کی‌ می‌خواد نفر اول باشه؟

1085
01:08:51,310 --> 01:08:52,970
‫من! من،‌ من!

1086
01:08:54,140 --> 01:08:55,850
‫کیکو.

1087
01:09:05,520 --> 01:09:08,770
‫تریستانه! عاشقمه.

1088
01:09:10,310 --> 01:09:11,350
‫بذار من امتحان کنم.

1089
01:09:11,430 --> 01:09:13,100
‫- تریستان.
‫- برو کنار کیکو.

1090
01:09:13,180 --> 01:09:14,220
‫برو کنار.

1091
01:09:14,310 --> 01:09:16,060
‫برو کنار دیگه.

1092
01:09:28,970 --> 01:09:29,810
‫تدروس.

1093
01:09:31,060 --> 01:09:32,310
‫ما خیلی به‌هم میایم.

1094
01:09:35,020 --> 01:09:36,680
‫توی مجلس خیرها

1095
01:09:37,270 --> 01:09:43,100
‫که هفته بعد برگزار میشه، خیلی‌هاتون
‫ می‌تونین اولین بوسه‌تون رو داشته باشین!

1096
01:09:44,220 --> 01:09:45,470
‫آگاتا.

1097
01:09:46,350 --> 01:09:47,350
‫نوبت توئه.

1098
01:09:49,390 --> 01:09:50,390
‫آرزویی داری؟

1099
01:09:52,770 --> 01:09:57,060
‫بیشترین خواسته‌ی قلبیت.

1100
01:10:14,520 --> 01:10:17,600
‫آرزو می‌کنم همه‌مون خونه داشته باشیم.

1101
01:10:31,390 --> 01:10:32,600
‫چیکار داری می‌کنی؟

1102
01:10:34,020 --> 01:10:35,140
‫چه‌‌خبره؟

1103
01:10:36,220 --> 01:10:38,470
‫دیگه کافیه آگاتا. بس کن لطفاً.

1104
01:10:38,970 --> 01:10:40,770
‫نمی‌تونم... ولش کنم!

1105
01:10:43,270 --> 01:10:45,970
‫برگردین! برگردین!

1106
01:11:02,270 --> 01:11:04,140
‫اون دیگه کیه؟

1107
01:11:12,970 --> 01:11:15,400
‫صدسال از زمانی که مردود شدم می‌گذره!

1108
01:11:15,640 --> 01:11:18,020
‫صدساله که دارم آرزوی بقیه رو می‌شنوم.

1109
01:11:18,430 --> 01:11:20,560
‫و تو اولین کسی بودی که آرزو کرد آزاد بشم.

1110
01:11:21,060 --> 01:11:22,520
‫واسم آرزوی داشتن خونه کرد.

1111
01:11:24,390 --> 01:11:25,390
‫ممنونم.

1112
01:11:47,100 --> 01:11:48,600
‫فرار کنین. فرار کنین.

1113
01:11:48,680 --> 01:11:51,350
‫فرار کنین! برین، برین!

1114
01:11:51,430 --> 01:11:52,520
‫فرار کنین! فرار کنین!

1115
01:11:59,600 --> 01:12:02,890
‫فرار کنین! فرار کنین! آگاتا، فرار کن!

1116
01:12:02,970 --> 01:12:04,060
‫بلند شو!

1117
01:12:05,810 --> 01:12:06,810
‫بلند شو!

1118
01:12:12,850 --> 01:12:14,100
‫گرگور!

1119
01:12:16,060 --> 01:12:17,100
‫هی، گرگور.

1120
01:12:17,180 --> 01:12:19,060
‫- این کار رو نکن! بهش نزدیک نشو!
‫- گرگور!

1121
01:12:20,720 --> 01:12:24,430
‫هی، گرگور، نمی‌دونم
‫می‌تونم بهت کمکی بکنم یا نه.

1122
01:12:27,220 --> 01:12:29,720
‫اما اگه بتونم، می‌کنم.

1123
01:12:34,310 --> 01:12:35,560
‫می‌گیرمت!

1124
01:12:35,640 --> 01:12:37,180
‫نترس آگاتا!

1125
01:12:52,720 --> 01:12:54,810
‫حالت خوبه؟

1126
01:12:55,640 --> 01:12:56,930
‫چیکار کردی؟

1127
01:12:57,890 --> 01:12:58,850
‫اون دوستم بود!

1128
01:12:58,930 --> 01:13:01,020
‫داشت می‌کشتت! من جونت رو نجات دادم!

1129
01:13:01,100 --> 01:13:02,810
‫آشغال افاده‌ای، کشتیش!

1130
01:13:02,890 --> 01:13:05,470
‫- نه!
‫- نه! تدروس داشت نجاتت می‌داد!

1131
01:13:05,560 --> 01:13:07,140
‫برگردین به خوابگاه‌هاتون!

1132
01:13:07,220 --> 01:13:09,270
‫کلاس‌های امروز همگی لغو میشن.

1133
01:13:09,350 --> 01:13:10,770
‫تو باید باهام بیای. برین!

1134
01:13:11,430 --> 01:13:13,350
‫برین، برین!

1135
01:13:13,430 --> 01:13:16,430
‫گرگور، واقعاً متاسفم.

1136
01:13:16,520 --> 01:13:18,140
‫- آگاتا...
‫- بس کن!

1137
01:13:18,930 --> 01:13:20,720
‫به این میگی خیر؟

1138
01:13:21,970 --> 01:13:23,520
‫نابود کردن یه انسان خوب؟

1139
01:13:23,600 --> 01:13:26,810
‫چون نمی‌تونن انتظارات
‫ غیر‌ممکن‌تون رو برآورده کنن؟

1140
01:13:26,890 --> 01:13:28,560
‫دقیقاً چیِ این خِیره؟

1141
01:13:28,640 --> 01:13:33,100
‫آگاتا، اینجا همه باید یه نقشی رو ایفا کنن.
‫به مرور زمان خودت متوجه میشی.

1142
01:13:33,180 --> 01:13:34,470
‫نه،‌ نمیشم.

1143
01:13:35,060 --> 01:13:37,100
‫بهت گفته بودم، من به اینجا تعلق ندارم.

1144
01:13:37,180 --> 01:13:38,810
‫چه مرگته؟

1145
01:13:40,720 --> 01:13:44,180
‫یه زمانی، خیر واقعاً‌ وجود داشت.

1146
01:13:44,270 --> 01:13:47,470
‫اما الان عصر کمال‌گرایی خودمحوریه،

1147
01:13:47,560 --> 01:13:52,180
‫اما تو از آرزوت برای نجات
‫ اون دختر بیچاره استفاده کردی.

1148
01:13:52,270 --> 01:13:55,350
‫یادته بهت گفتم جادو پیرو احساساته؟

1149
01:13:56,680 --> 01:14:00,220
‫قدرت‌مندترین احساس، همدلیه.

1150
01:14:01,680 --> 01:14:05,060
‫شوری که تو نشون دادی بهم میگه که

1151
01:14:05,140 --> 01:14:09,390
‫تو، بانوی جوان، دقیقاً جایی
‫ هستی که بهش تعلق داری.

1152
01:14:11,270 --> 01:14:16,020
‫تو اولین شاهدخت واقعی‌ای هستی
‫ که بعد از این همه وقت

1153
01:14:16,970 --> 01:14:20,810
‫این مدرسه به خودشش دیده.

1154
01:14:37,970 --> 01:14:39,560
‫باید حرف بزنیم.

1155
01:14:39,640 --> 01:14:40,810
‫نامه‌م رو به تدروس دادی؟

1156
01:14:40,890 --> 01:14:43,310
‫آره، ولی یه اتفاقات خیلی بدی داره میفته.

1157
01:14:43,390 --> 01:14:44,600
‫آره، تازه کجاش رو دیدی؟

1158
01:14:44,600 --> 01:14:46,430
‫همین الان یه گله زنبور اومدن پیشم

1159
01:14:46,520 --> 01:14:48,520
‫که ظاهراً کار شرور ترین آدم تو این دنیاس.

1160
01:14:48,520 --> 01:14:49,930
‫یکیه به اسم رافال.

1161
01:14:50,020 --> 01:14:53,560
‫همونیه که من دیدم. نه، نه سوفی. باید همین حالا
‫ از اینجا بریم، چه با بوس چه بی بوس.

1162
01:14:53,560 --> 01:14:54,930
‫نه، صبر کن. تدروس چی گفت؟

1163
01:14:55,020 --> 01:14:57,520
‫گفتش رفیقت هوک راستای خوبی می‌زنه.

1164
01:14:57,600 --> 01:15:00,060
‫وای نه. چشمت چی شده؟

1165
01:15:00,680 --> 01:15:02,020
‫از دوستت بپرس.

1166
01:15:02,100 --> 01:15:03,180
‫تو زدیش؟

1167
01:15:04,140 --> 01:15:05,430
‫آگی، چرا این کار رو کردی؟

1168
01:15:05,520 --> 01:15:08,140
‫چون احساس کردم باید جونش رو نجات بدم.

1169
01:15:08,220 --> 01:15:11,310
‫کارایی که لازم بود بکنی رو بکن
‫ و بعدش بیا بیرون کارت دارم.

1170
01:15:14,430 --> 01:15:15,850
‫واقعاً معذرت می‌خوام.

1171
01:15:17,520 --> 01:15:21,640
‫بعضی‌وقتا دمدمی مزاج میشه...
‫ظاهراً خشن هم میشه.

1172
01:15:22,680 --> 01:15:23,720
‫اسمت سوفی بود؟

1173
01:15:25,020 --> 01:15:25,850
‫آره.

1174
01:15:25,930 --> 01:15:27,600
‫نامه‌های قشنگی می‌نویسی.

1175
01:15:27,680 --> 01:15:29,640
‫راه دیگه‌ای برای دیدنت به ذهنم نرسید.

1176
01:15:30,850 --> 01:15:32,560
‫اصلاً نمی‌ذارن بهم نزدیک شیم.

1177
01:15:32,640 --> 01:15:36,220
‫آره، احتمالاً بهترین راه جدا نگه داشتن
‫ خیر و شر همینه. کم‌دردسرتره.

1178
01:15:36,310 --> 01:15:39,680
‫مگه این که اونقدر بدشانس باشی
‫ که تو مدرسه‌ی اشتباهی گیر بیفتی.

1179
01:15:39,770 --> 01:15:43,020
‫تو مدرسه‌ی اشتباهی نیست.

1180
01:15:43,100 --> 01:15:46,470
‫اما قطعاً اجازه نداره که با شاهزاده‌ها حرف بزنه.

1181
01:15:46,560 --> 01:15:48,520
‫- نه!
‫- لازم نیست بکشونیش...

1182
01:15:48,600 --> 01:15:50,930
‫تدروس خواهش می‌کنم!
‫من کاری نکردم!

1183
01:15:51,020 --> 01:15:53,350
‫هی، هی.

1184
01:15:53,430 --> 01:15:55,890
‫اون شره تدی. خودشون به حسابش می‌رسن.

1185
01:15:56,890 --> 01:15:58,640
‫کجا دارین من رو می‌برین؟

1186
01:15:58,720 --> 01:16:00,350
‫- اتاق شکنجه؟
‫- کجا؟

1187
01:16:03,350 --> 01:16:07,270
‫نه! من که کار بدی نکردم!

1188
01:16:10,100 --> 01:16:13,310
‫دقیقاً برای همینه که اینجایی.

1189
01:16:14,020 --> 01:16:15,640
‫تو.

1190
01:16:15,720 --> 01:16:18,020
‫تو، تو،‌ تو.

1191
01:16:19,890 --> 01:16:22,930
‫کسی که رافال از بین بقیه انتخابش کرده.

1192
01:16:24,680 --> 01:16:27,560
‫تو می‌تونی همون ناجی‌ای باشی که
‫ مدرسه‌مون انتظارش رو می‌کشید.

1193
01:16:27,640 --> 01:16:28,770
‫اما نه.

1194
01:16:28,850 --> 01:16:32,220
 وقتت رو با

1195
01:16:32,310 --> 01:16:35,310
‫اون شاهزاده‌های خیر احمق تلف می‌کنی.

1196
01:16:35,390 --> 01:16:37,060
‫تروخدا اذیتم نکن.

1197
01:16:37,140 --> 01:16:40,350
‫موهبت بزرگی بهت داده شده سوفی.

1198
01:16:42,470 --> 01:16:45,350
‫موهبتی که بهت اجازه نمیدم خرابش کنی.

1199
01:16:51,640 --> 01:16:53,100
‫وقتش رسیده...

1200
01:16:55,140 --> 01:16:59,140
‫که قبول کنی توی کدوم جناحی.

1201
01:17:01,520 --> 01:17:07,100
‫رافاق فقط کسی رو
 .می‌خواد که ذاتاً شر باشه

1202
01:17:08,770 --> 01:17:14,810
‫مشخصه که زیباییت مانع این
 شده که خودت و بقیه

1203
01:17:14,890 --> 01:17:18,850
‫قبول کنن که واقعاً کی هستی.

1204
01:17:30,220 --> 01:17:32,560
‫نه! نه!

1205
01:17:34,520 --> 01:17:36,890
‫پخمه جان،‌ وایسا!

1206
01:17:36,970 --> 01:17:38,680
‫خدایا، دیگه چیکار کردم؟

1207
01:17:38,770 --> 01:17:41,100
‫انگار موقعی که یکی از سگ‌های گنده
‫ داشته سوفی رو می‌برده

1208
01:17:41,180 --> 01:17:42,890
‫ و اون هم جیغ می‌کشیده،‌ هیچ‌کاری نکردی.

1209
01:17:42,970 --> 01:17:45,730
‫هی، من شاهدخت‌ها رو نجات میدم
‫ و با شر می‌جنگم. نجات‌شون که نمیدم.

1210
01:17:45,770 --> 01:17:46,890
‫می‌دونی شر کیه؟

1211
01:17:46,970 --> 01:17:49,140
‫آره. چون اسم مدرسه‌ش همینه.

1212
01:17:49,220 --> 01:17:51,140
‫چون من خیرم. باید همین کار رو بکنم.

1213
01:17:51,220 --> 01:17:52,480
‫مجبورم این کار رو بکنم، فهمیدی؟

1214
01:17:52,520 --> 01:17:55,640
‫- باید مفهوم اینجا رو درک کنی.
‫- خیلی هم خوب درک می‌کنم.

1215
01:17:55,720 --> 01:17:57,020
‫که خیلی هم مسخرس.

1216
01:17:57,100 --> 01:17:59,140
‫اون پرنده استومفالوسی شری
‫ که کشتی رو می‌شناختی؟

1217
01:18:00,220 --> 01:18:02,310
‫آره، گرگور بود.

1218
01:18:03,930 --> 01:18:07,220
‫- نه، نبود. اگه بود می‌شناختمش.
‫- آره،‌ ولی نشناختی.

1219
01:18:09,680 --> 01:18:10,680
‫مطمئنی؟

1220
01:18:10,770 --> 01:18:15,430
‫از داوی بپرس. بعدش هم برگرد و بگو
‫ که یه شر رو از کجا تشخیص میدی؟

1221
01:18:18,560 --> 01:18:20,810
‫اصلاً می‌دونی چیه؟ سعی کن
‫یکم خودت رو تغییر بدی،

1222
01:18:20,890 --> 01:18:23,850
‫شاید فریب سیاه و سفیدی که
‫ این مدرسه می‌خواد ببینی رو نخوری.

1223
01:18:24,810 --> 01:18:27,310
‫ممکنه وقتی که متوجه شدی، سرت سوت بکشه.

1224
01:18:39,430 --> 01:18:40,810
‫چرا این بلا داره سرم میاد؟

1225
01:18:43,640 --> 01:18:45,350
‫چون سرنوشتته.

1226
01:18:54,140 --> 01:18:55,430
‫رافال؟

1227
01:18:55,520 --> 01:19:00,060
‫می‌تونی بهتر از چیزی باشی که
‫ همیشه رویاش رو داشتی،‌سوفی. بالاخره...

1228
01:19:00,140 --> 01:19:03,720
‫هیچوقت فراموش نکن که چقدر خاصی.

1229
01:19:05,180 --> 01:19:08,350
‫یه روزی دنیا رو تغییر میدی.

1230
01:19:08,430 --> 01:19:11,470
‫و تو واقعاً خاصی سوفی.

1231
01:19:11,560 --> 01:19:13,720
‫اما هیچکدوم قبول نمی‌کنن که این رو ببینن.

1232
01:19:14,520 --> 01:19:17,970
‫تو راستگو، مهربون و صبور بودی،

1233
01:19:18,600 --> 01:19:20,270
‫اما اونا قبول کردن که تو خیری؟

1234
01:19:22,390 --> 01:19:23,470
‫نه.

1235
01:19:24,310 --> 01:19:26,520
‫فقط به من می‌تونی اعتماد کنی.

1236
01:19:26,600 --> 01:19:28,220
‫قوانین اونا رو بریز دور.

1237
01:19:28,720 --> 01:19:32,310
‫هروقت که دلت خواست، هرکاری
‫ که دوست داشتی رو بکن.

1238
01:19:32,890 --> 01:19:35,810
‫و اگه چیزی که مال خودته رو بهت نمیدن،

1239
01:19:36,810 --> 01:19:38,100
‫خودت بگیرش.

1240
01:19:39,180 --> 01:19:41,640
<i>‫سوفی که مجذوب حرف‌های رافال شده بود</i>

1241
01:19:41,720 --> 01:19:46,890
<i>‫تصمیم گرفت به هر قیمتی که شده،
 دل تدروس رو بدست بیاره</i>

1242
01:19:46,970 --> 01:19:50,850
<i>‫و بوسه‌ی عشق حقیقی نصیبش بشه.</i>

1243
01:19:54,770 --> 01:19:55,770
‫چیزی رو گم کردی؟

1244
01:19:57,020 --> 01:19:59,680
‫یا دنبال یه صورت دیگه می‌گردی
‫ که مشت‌هات رو بهش حواله کنی؟

1245
01:20:00,180 --> 01:20:01,930
‫سوفی رو پیدا نمی‌کنم.

1246
01:20:02,020 --> 01:20:03,640
‫فقط می‌خوام ببینم حالش خوبه یا نه.

1247
01:20:04,930 --> 01:20:06,890
‫خب، مطمئنم که این روز رو از دست نمیده.

1248
01:20:07,470 --> 01:20:08,470
‫روز بزرگیه.

1249
01:20:08,970 --> 01:20:11,560
‫هر دو مدرسه بالاخره می‌تونن
‫به جادوشون دست پیدا کنن.

1250
01:20:12,270 --> 01:20:16,310
‫هی، بهتره بدونی که بعضی‌ها
 .میگن تو ساحره‌ای

1251
01:20:16,810 --> 01:20:18,890
‫آره، خودم شنیدم.

1252
01:20:18,970 --> 01:20:19,810
‫خب...

1253
01:20:21,560 --> 01:20:24,350
‫محض اطلاعت، باید بگم که
‫ من اینطور فکر نمی‌کنم

1254
01:20:26,600 --> 01:20:27,470
‫جدی؟

1255
01:20:28,140 --> 01:20:29,810
‫پس چی‌ام؟

1256
01:20:32,270 --> 01:20:33,270
‫کاش می‌دونستم.

1257
01:20:35,520 --> 01:20:38,890
‫چون اصلاً شبیه کسایی نیستی
 .که قبلاً دیدم‌شون

1258
01:20:48,970 --> 01:20:53,470
‫من... نمی‌تونم.

1259
01:20:54,470 --> 01:20:56,770
‫چی رو؟ این که بیفتی؟

1260
01:20:58,140 --> 01:20:59,640
‫خفه‌شین!

1261
01:21:00,270 --> 01:21:02,020
‫بشینین رو صندلی‌هاتون.

1262
01:21:02,100 --> 01:21:03,520
‫- باید شروع کنیم.
‫- اوهوم.

1263
01:21:04,770 --> 01:21:08,220
‫برای این که بتونین به جادوتون دست پیدا کنین،

1264
01:21:08,310 --> 01:21:12,060
‫باید اول به انگشت‌تون نور اعطا کنین.

1265
01:21:12,140 --> 01:21:14,890
‫به‌محض این که به انگشت نورانی‌تون مسلط بشین،

1266
01:21:14,970 --> 01:21:17,270
‫بسیار ارزشمند میشین.

1267
01:21:19,060 --> 01:21:20,350
‫خیلی مشتاقم.

1268
01:21:20,430 --> 01:21:23,930
‫میگن بعضی‌ها وقتی به جادوشون دسترسی
‫ پیدا می‌کنن، می‌تونن به حیوون تبدیل بشن.

1269
01:21:23,930 --> 01:21:27,350
‫من می‌خوام شب‌ها گربه بشم
‫تا بتونم زیر اجاق بخوابم.

1270
01:21:27,430 --> 01:21:28,810
‫اونجا خیلی گرمه.

1271
01:21:30,100 --> 01:21:31,100
‫شروع کنیم؟

1272
01:21:36,930 --> 01:21:39,720
‫اصلاً نترسین، ازلیان.

1273
01:21:39,810 --> 01:21:43,060
‫خیرها هیچ دردی رو حس نمی‌کنن.

1274
01:21:45,390 --> 01:21:49,180
‫حاشایان...

1275
01:21:49,270 --> 01:21:50,970
‫...قراره دردتون بیاد.

1276
01:21:51,060 --> 01:21:53,020
‫خیلی خوبه.

1277
01:21:53,100 --> 01:21:54,220
‫به صف شین!

1278
01:21:54,310 --> 01:21:56,020
‫اول من!

1279
01:21:57,890 --> 01:22:00,180
‫هی!‌ بذار رد شم!

1280
01:22:00,270 --> 01:22:01,890
‫نه‌خیر! اول نوبت منه!

1281
01:22:07,640 --> 01:22:09,220
‫زیباست.

1282
01:22:10,060 --> 01:22:11,140
‫بس کن.

1283
01:22:20,100 --> 01:22:25,390
‫روشنایی انگشتت بهت کمک می‌کنه
‫تا از قدرتی که درونته باخبر بشی.

1284
01:22:25,470 --> 01:22:26,680
‫اوه!

1285
01:22:26,770 --> 01:22:29,310
‫آخ،‌ آخ، آخ!

1286
01:22:29,390 --> 01:22:30,520
‫ممنون خانم.

1287
01:22:33,520 --> 01:22:36,810
‫وقتی انگشت‌تون روشن شد، یعنی
‫ به احساسات‌تون دسترسی پیدا کردین

1288
01:22:36,890 --> 01:22:38,680
‫به‌قدری که...

1289
01:22:38,770 --> 01:22:40,720
‫...می‌تونین طلسم کنین.

1290
01:22:43,930 --> 01:22:45,850
‫هرچه احساسات‌تون قوی‌تر باشه...

1291
01:22:47,850 --> 01:22:49,720
‫...جادوتون هم قوی‌تر میشه.

1292
01:23:00,350 --> 01:23:01,520
‫امیدوارم که دیر نکرده باشم.

1293
01:23:21,430 --> 01:23:22,560
‫قضیه چیه؟

1294
01:23:22,640 --> 01:23:25,560
‫این رو میگی؟ معلوم شد که بهم لطف کردی.

1295
01:23:25,640 --> 01:23:28,560
‫خیلی وقت پیش باید یه سر و سامونی
‫ به‌ ظاهرم می‌دادم.

1296
01:23:29,890 --> 01:23:33,220
‫حالا هم اگه زحمتی نیست،

1297
01:23:33,310 --> 01:23:35,830
‫ممنون میشم قدرت‌هام رو فعال کنین.

1298
01:23:41,720 --> 01:23:42,560
‫همم.

1299
01:23:46,100 --> 01:23:47,100
‫مچکرم.

1300
01:23:52,500 --> 01:23:56,560
‫[You Should See Me in a Crown - Billie Eilish]

1301
01:24:18,310 --> 01:24:19,180
‫آتش بس؟

1302
01:24:19,930 --> 01:24:21,850
‫خب، حالا کی آرایش می‌خواد؟

1303
01:24:23,930 --> 01:24:24,930
‫بکشین!

1304
01:24:27,890 --> 01:24:28,970
‫هه.

1305
01:24:54,770 --> 01:24:59,520
‫چه خیر باشی چه شر، باید همیشه زیبا باشی.

1306
01:25:00,520 --> 01:25:01,560
‫[افسانه شاه آرتور]

1307
01:25:01,560 --> 01:25:02,810
‫باید حرف بزنیم.

1308
01:25:03,470 --> 01:25:06,310
‫درموردِ؟

1309
01:25:06,390 --> 01:25:07,470
‫اوه!

1310
01:25:08,100 --> 01:25:09,310
‫کنترل اوضاع تو دستمه.

1311
01:25:09,390 --> 01:25:10,770
‫فکر نکنم.

1312
01:25:10,850 --> 01:25:13,400
‫یعنی میگی از دختری
‫نصیحت‌های عاشقونه بشنوم

1313
01:25:13,400 --> 01:25:16,100
‫که با خلط مجسمه می‌ساخت؟

1314
01:25:26,810 --> 01:25:28,970
‫چرا اینطوری شدی؟

1315
01:25:29,060 --> 01:25:31,810
‫چون از اون سوفی کوچیک
‫ بدبخت قدیمی خسته شدم.

1316
01:25:31,890 --> 01:25:34,520
‫دختری که با یه ماهی‌تابه
‫ ازم دفاع کرد، بدبخت نبود.

1317
01:25:34,600 --> 01:25:36,100
‫خب، از این شکل جدیدم خوشم میاد.

1318
01:25:38,560 --> 01:25:40,390
‫خب حالا، قضیه این کتاب چیه؟

1319
01:25:42,680 --> 01:25:46,180
‫پدر تدروس، عروسش گوئینویر
‫رو به‌خاطر زیباییش انتخاب کرد.

1320
01:25:46,270 --> 01:25:48,390
‫اما بعدش اون با لنسلات بهش خیانت کرد.

1321
01:25:48,470 --> 01:25:51,850
‫شاه آرتور تاج و تختش رو از دست داد
‫و به‌خاطر غمی که تو سینه داشت، مُرد.

1322
01:25:51,930 --> 01:25:54,020
‫الان این یعنی چی؟

1323
01:25:54,100 --> 01:25:56,180
‫- می‌خوای درمورد تاریخ حرف بزنیم؟
‫- نمی‌فهمی؟

1324
01:25:56,270 --> 01:25:57,970
‫بعد از اتفاقی که برای پدرش افتاد،

1325
01:25:58,060 --> 01:26:01,310
‫تدروس عاشق کسی نمیشه که فقط جذاب باشه.

1326
01:26:04,220 --> 01:26:06,680
‫باید بهش ثابت کنی که خیری،

1327
01:26:07,350 --> 01:26:10,810
‫جلوی همه، طوری که
.هیشکی نتونه منکرش بشه

1328
01:26:12,390 --> 01:26:14,470
‫باشه.

1329
01:26:16,770 --> 01:26:17,850
‫چیکار باید بکنم؟

1330
01:26:20,810 --> 01:26:21,930
.شلیک خوبی بود

1331
01:26:28,930 --> 01:26:31,770
‫سلام.

1332
01:26:31,850 --> 01:26:34,640
‫ببخشید. نمی‌خواستم حواست رو پرت کنم.

1333
01:26:34,720 --> 01:26:37,390
‫هه. هیچی نمی‌تونه حواسم رو پرت کنه.

1334
01:26:40,770 --> 01:26:42,640
‫پس شاید فقط خوش‌شانسم.

1335
01:26:42,720 --> 01:26:44,220
‫خیلی به خودت نناز.

1336
01:26:44,310 --> 01:26:45,600
‫رسم شاهزاده‌هاس.

1337
01:26:45,680 --> 01:26:48,020
‫اگه دلت پاک باشه، تیرت مستقیم میره.

1338
01:26:53,470 --> 01:26:56,390
‫چیکار داری می‌کنی؟

1339
01:26:56,470 --> 01:26:59,060
‫از اونجایی که من اومدم، دخترها می‌تونن
‫ هرکاری که پسرا می‌کنن رو بکنن.

1340
01:26:59,060 --> 01:27:00,930
‫ربطی به دختر بودنت داره.

1341
01:27:01,020 --> 01:27:02,640
‫- همم؟
‫- حاشایان نمی‌تونن شلیک کنن.

1342
01:27:02,720 --> 01:27:04,770
‫به‌خاطر دل پاک نبودن این چیزا.

1343
01:27:04,850 --> 01:27:08,140
‫بهت که گفته بودم، من حاشا نیستم.

1344
01:27:09,020 --> 01:27:10,720
‫با کمال میل. کسی که حاشا نیستی.

1345
01:27:12,140 --> 01:27:13,640
‫آرنجت رو محکم بگیر.

1346
01:27:15,470 --> 01:27:17,390
‫این رو بکش و مشتت رو شل کن.

1347
01:27:23,520 --> 01:27:26,470
‫باعث می‌شه بتونی روی هدفت تمرکز کنی.

1348
01:27:39,180 --> 01:27:40,390
‫ولـش کن.

1349
01:27:51,850 --> 01:27:52,680
‫همم.

1350
01:27:53,680 --> 01:27:55,100
‫شک نداشتم می‌زنی تو خال.

1351
01:27:58,560 --> 01:27:59,560
‫دلـت می‌خواد یکم وقت بگذرونی؟

1352
01:28:00,810 --> 01:28:02,310
‫نمی‌دونم.
‫با کی؟

1353
01:28:03,100 --> 01:28:05,930
‫با یه شاهزاده‌ای که می‌خواد تو رو بهتر بشناسه.

1354
01:28:10,930 --> 01:28:11,930
‫نوبت توئـه.

1355
01:28:19,930 --> 01:28:21,890
‫خیانتکارها.

1356
01:28:21,970 --> 01:28:23,390
‫الانـه که حالـم بهم بخوره.

1357
01:28:23,470 --> 01:28:26,060
‫اَه. نمی‌دونم چی توی اون پسره دیده.

1358
01:28:26,140 --> 01:28:28,060
‫این یه توهین به همۀ ماست.

1359
01:28:28,140 --> 01:28:29,140
‫این درست نیست.

1360
01:28:29,810 --> 01:28:31,060
‫متنفرم از این که این رو بگم.

1361
01:28:31,140 --> 01:28:32,560
‫این بده.

1362
01:28:32,640 --> 01:28:33,770
‫اون مال منـه.

1363
01:28:34,930 --> 01:28:36,350
‫یا مال ما.

1364
01:28:36,430 --> 01:28:37,520
‫اون یه حاشا هست.

1365
01:28:37,600 --> 01:28:40,770
‫- خیلی حال بهم زنـه.
‫- باید بخوریمـشون.

1366
01:28:43,220 --> 01:28:44,890
‫تمام روز رو با هم بودن.

1367
01:28:45,600 --> 01:28:47,270
‫چقد غم انگیز.

1368
01:28:55,060 --> 01:28:58,140
‫می‌دونی که هیچکس دلش نمی‌خواد
‫ما رو با همدیگه ببینه.

1369
01:28:59,310 --> 01:29:00,310
‫می‌دونم.

1370
01:29:00,390 --> 01:29:02,310
‫و بودن من با کسی که اونا
‫فکر می‌کنن حاشا هست

1371
01:29:02,390 --> 01:29:04,810
‫کل مدرسه رو وارد یه هرج و مرج می‌کنـه.

1372
01:29:04,890 --> 01:29:06,100
‫ازش جون سالـم بدر می‌برم.

1373
01:29:06,180 --> 01:29:09,680
‫و وقتی که تو رو به مجلس رقص خیرها ببرم
‫دیگه کاملاً روانی میشن.

1374
01:29:09,770 --> 01:29:11,850
‫چی؟

1375
01:29:11,930 --> 01:29:13,560
‫- تدی، قول میدی؟
‫- معلومـه.

1376
01:29:20,220 --> 01:29:21,060
‫چی؟

1377
01:29:22,270 --> 01:29:23,270
‫نه.

1378
01:29:25,180 --> 01:29:31,060
‫تو اون دختره گرگ که لباس رسمی
.نداره رو بجای من نمی‌بری

1379
01:29:32,890 --> 01:29:34,180
‫یکی از شما یه کاری بکنـه.

1380
01:29:35,720 --> 01:29:36,600
‫اهم.

1381
01:29:36,680 --> 01:29:37,810
‫هیش.

1382
01:29:42,140 --> 01:29:43,970
‫جایی تشریف می‌بری؟

1383
01:29:45,100 --> 01:29:47,060
‫گلوت رو می‌جوئم!

1384
01:29:47,140 --> 01:29:49,180
‫بیخیال!

1385
01:29:56,140 --> 01:29:57,520
‫بـسـه!

1386
01:30:00,140 --> 01:30:02,640
‫تمومـش کنید!

1387
01:30:04,100 --> 01:30:07,060
‫چرا؟ چرا هنوز درگیر این مسخره بازی هستیم...

1388
01:30:07,140 --> 01:30:08,560
‫لطفاً! لطفاً!
‫لطفاً!

1389
01:30:08,640 --> 01:30:13,680
‫قرار عاشقانه بین حاشایان و ازلیان
‫شدیداً مخالف قوانین مدرسه‌ست.

1390
01:30:13,770 --> 01:30:15,060
‫- ممنون.
‫- بله!

1391
01:30:15,140 --> 01:30:18,350
‫خیر و شر متعلق به همدیگه نیستن.

1392
01:30:18,430 --> 01:30:20,770
‫این تنفر...
‫تنفرآوره.

1393
01:30:20,850 --> 01:30:22,020
‫قربان، اجازه بدید صحبت کنم.

1394
01:30:22,100 --> 01:30:24,600
‫من مسئول انتخاب کردن
.ملکۀ بعدی کملات هستم

1395
01:30:24,680 --> 01:30:26,140
‫من یک تصمیم سرسری نمی‌گیرم.

1396
01:30:26,220 --> 01:30:28,850
‫من سوفی رو انتخاب کردم چون اون خیره.
‫فقط توی مدرسۀ اشتباهی هست.

1397
01:30:28,930 --> 01:30:30,850
‫اگه اون به این باور داره
‫چرا شما نمی‌تونید داشته باشید؟

1398
01:30:30,930 --> 01:30:33,680
‫گذشته از اینا، هیچی نمی‌تونه
‫عشق حقیقی رو بپاشونـه.

1399
01:30:34,680 --> 01:30:36,600
‫مگه این قانون اول قصه‌های جن و پری نیست؟

1400
01:30:36,680 --> 01:30:39,600
‫اگه این عشق حقیقی باشه،

1401
01:30:40,520 --> 01:30:43,720
‫قطعاً چیز مهمی هست.

1402
01:30:45,140 --> 01:30:47,560
‫به نظر من فقط یک راه برای
‫مطمئن شدن وجود داره.

1403
01:30:48,350 --> 01:30:49,770
‫یک آزمایش توسط قصه.

1404
01:30:49,850 --> 01:30:51,970
‫- چی؟ نه!
‫- اما قربان!

1405
01:30:52,060 --> 01:30:53,060
‫قربان، من قبول می‌کنم.

1406
01:30:54,310 --> 01:30:55,930
‫آه...

1407
01:30:56,020 --> 01:30:58,020
‫شرمنده.
‫آزمایش توسط قصه چیـه؟

1408
01:31:00,220 --> 01:31:04,100
‫هرکدوم در طرف‌های مخالف هم
‫وارد جنگل آبی می‌شید.

1409
01:31:04,180 --> 01:31:07,100
‫باید تمامی خطرهایی که
سر راه میان رو شکست بدید

1410
01:31:07,180 --> 01:31:08,390
‫و تا سپیده دم همدیگه رو پیدا کنید.

1411
01:31:08,470 --> 01:31:10,930
‫کمک اکیداً قدغن هست.

1412
01:31:11,020 --> 01:31:12,970
‫سوفی، از پسش بر میایم.

1413
01:31:13,470 --> 01:31:15,930
‫ما به اندازه کافی قوی و خوب هستیم
‫که بتونیم از همدیگه مراقبت کنیم.

1414
01:31:17,560 --> 01:31:18,810
‫- از پسـش بر میاییم.
‫- چی؟

1415
01:31:18,890 --> 01:31:21,600
‫این جفتـشون رو به کشتن میده!

1416
01:31:22,180 --> 01:31:24,020
‫آزمایش باید...

1417
01:31:25,930 --> 01:31:27,100
‫در غروب آغاز بشه.

1418
01:31:37,850 --> 01:31:40,140
‫تدروس کملات.

1419
01:31:40,720 --> 01:31:42,220
‫سوفی گاوالدون.

1420
01:31:42,850 --> 01:31:46,640
‫آزمایش توسط قصه چیز نیست که ساده باشه.

1421
01:31:56,060 --> 01:32:00,520
‫خطرات مهلکی در پشت دروازه‌های
‫مدرسه در کمین هستند.

1422
01:32:00,600 --> 01:32:02,600
‫هنوز هم قصد اقدام دارید؟

1423
01:32:03,640 --> 01:32:04,640
‫بله.

1424
01:32:05,520 --> 01:32:06,520
‫بله.

1425
01:32:07,180 --> 01:32:08,180
‫قطعاً.

1426
01:32:13,970 --> 01:32:15,810
‫اگه خواستید تسلیم بشید

1427
01:32:16,770 --> 01:32:21,850
‫دستمال قرمز رو بندازید روی زمین،
‫و بعدش در امنیت کامل جابجا می‌شید.

1428
01:32:24,100 --> 01:32:26,470
‫آزمایش رو آغاز می‌کنیم.

1429
01:32:59,520 --> 01:33:00,930
‫تدروس؟

1430
01:33:01,020 --> 01:33:03,600
‫آهای؟

1431
01:33:03,680 --> 01:33:05,270
‫من اینجام!

1432
01:33:07,140 --> 01:33:09,060
‫آمادۀ نجاتـم!

1433
01:33:12,060 --> 01:33:13,270
‫اه.

1434
01:33:13,350 --> 01:33:15,470
‫گل‌ها.
‫قشنگـن.

1435
01:33:15,560 --> 01:33:16,850
‫بهتره کنار این قشنگا بمونـم.

1436
01:33:28,770 --> 01:33:31,060
‫سلام دوستای کوچولوی من.

1437
01:33:31,770 --> 01:33:34,100
‫ما همه خیلی خوشکلیم.

1438
01:33:35,060 --> 01:33:36,060
‫منـم.

1439
01:33:47,390 --> 01:33:48,850
‫کمک!

1440
01:33:54,810 --> 01:33:56,930
‫نه!

1441
01:34:03,720 --> 01:34:04,930
‫تدروس، کمک!

1442
01:34:06,180 --> 01:34:07,560
‫تدروس!

1443
01:34:08,890 --> 01:34:09,930
‫تدروس؟

1444
01:34:12,930 --> 01:34:14,770
‫تدروس، کجایی؟

1445
01:34:24,930 --> 01:34:25,850
‫خیلی خب.

1446
01:34:27,430 --> 01:34:28,600
‫مترسک‌ها بانمک هستن.

1447
01:34:45,770 --> 01:34:47,430
‫تدروس، کمک!

1448
01:34:47,520 --> 01:34:50,020
‫تدروس!

1449
01:35:02,100 --> 01:35:04,720
‫سوفی، زود باش!
‫برو، برو؛ برو!

1450
01:35:04,810 --> 01:35:06,560
‫برو!

1451
01:35:07,720 --> 01:35:09,060
‫سوفی!

1452
01:35:10,640 --> 01:35:12,220
‫- سوفی!
‫- چیزی نیست. خیلی خب.

1453
01:35:12,310 --> 01:35:15,720
‫برو پیشـش. وقتی نجاتت داد، ببوسش،
‫بعدش می‌تونیم از این دیوونه‌خونه بریم بیرون.

1454
01:35:15,810 --> 01:35:17,390
‫باشه؟
‫برو.

1455
01:35:19,470 --> 01:35:20,890
‫- سوفی!
‫- تدروس!

1456
01:35:22,930 --> 01:35:24,890
‫اوه، تدروس، خداروشکر.

1457
01:35:27,680 --> 01:35:29,140
‫نه!

1458
01:35:59,640 --> 01:36:01,560
‫سوفی، اکسکالیبور رو بردار.

1459
01:36:02,310 --> 01:36:03,270
‫بهش کمک کن.

1460
01:36:16,810 --> 01:36:19,850
‫سوفی!
‫شمشیرم رو پرت کن، حالا!

1461
01:36:24,180 --> 01:36:25,930
‫سوفی، یه کاری بکن!

1462
01:36:50,770 --> 01:36:51,850
‫تو اینجا چیکار می‌کنی؟

1463
01:36:54,600 --> 01:36:56,100
‫تو!
‫تو تقلب کردی!

1464
01:36:56,180 --> 01:36:57,680
‫- آگاتا رو آوردی!
‫- نه!

1465
01:36:58,470 --> 01:36:59,810
‫نه، من خودم اومدم.
‫قسم می‌خورم.

1466
01:36:59,890 --> 01:37:01,890
‫- آره.
‫- می‌دونستی که اون کمکـم نمی‌کنـه.

1467
01:37:01,970 --> 01:37:03,680
‫- این حقیقت نداره.
‫- این عادلانه نیست.

1468
01:37:04,560 --> 01:37:07,310
‫همه می‌دونن که شاهزاده‌، پرنسس رو نجات میده
‫نه برعکس.

1469
01:37:07,810 --> 01:37:11,470
‫اگه بمیرم نمی‌تونم دنیا رو تغییر بدم.

1470
01:37:11,560 --> 01:37:12,850
‫و من فکر می‌کردم تو خیری.

1471
01:37:12,930 --> 01:37:13,810
‫نه.

1472
01:37:13,890 --> 01:37:15,770
‫نه، نه، نه.
‫نه، نه، نه.

1473
01:37:19,020 --> 01:37:20,020
‫تو.

1474
01:37:21,220 --> 01:37:22,430
‫تو این کار رو کردی.

1475
01:37:22,520 --> 01:37:24,930
‫من فقط داشتم تلاش می‌کردم کمکـت کنم.

1476
01:37:25,600 --> 01:37:27,850
‫سوفی خودتم می‌دونی اگه این کار رو نمی‌کردم
‫الان جفتـتون مُرده بودید.

1477
01:37:27,930 --> 01:37:30,020
‫دروغگو.
‫تو می‌دونستی اینطوری میشه.

1478
01:37:30,810 --> 01:37:34,140
‫اول مدرسه‌ام رو دزدیدی،
‫و حالا داری تلاش می‌کنی شاهزاده‌ام رو بدزدی.

1479
01:37:34,220 --> 01:37:38,930
‫چطوری می‌تونی همچین چیزی بگی؟ من...
‫سوفی، من بهترین دوست تو هستم.

1480
01:37:40,020 --> 01:37:43,270
‫یه پرنسس نمی‌تونه دوست یه ساحره باشه.

1481
01:38:02,680 --> 01:38:04,180
‫اوه!

1482
01:38:04,270 --> 01:38:05,430
‫کجا بودی؟

1483
01:38:05,520 --> 01:38:07,720
‫داشتم تلاش می‌کردم با سوفی صحبت کنم،
‫اما توی اتاق خودش زندونیش کردن.

1484
01:38:07,810 --> 01:38:10,470
‫آره، زندونیش کردن چون قوانین رو شکسته.

1485
01:38:10,560 --> 01:38:11,850
‫جفتـتون این کار رو کردید.

1486
01:38:11,930 --> 01:38:15,100
‫چرا؟
‫چرا توی آزمایش کمکـش کردی؟

1487
01:38:15,180 --> 01:38:17,270
‫فکر نمی‌کردی خودش تنها
‫بتونه این کار رو بکنـه؟

1488
01:38:17,350 --> 01:38:21,930
‫فکر می‌کردم باور داری که سوفی واقعاً خیر هست.

1489
01:38:22,560 --> 01:38:23,600
‫ندارم.

1490
01:38:23,680 --> 01:38:27,180
‫من باور ندارم که کسی
‫مطلقاً خیر یا مطلقاً شر باشه

1491
01:38:27,270 --> 01:38:29,270
‫چون آدم‌ها پیچیده‌ هستن.

1492
01:38:29,350 --> 01:38:31,560
‫حتی اگه همه اینجا تظاهر کنن که نیستن.

1493
01:38:31,640 --> 01:38:32,560
‫خانم جوان.

1494
01:38:32,640 --> 01:38:35,850
‫- باید از قوانین این مدرسه...
‫- اطاعت بشه.

1495
01:38:35,930 --> 01:38:39,810
‫دائم این رو می‌گید اما این
‫قوانین به چه دردی می‌خورن

1496
01:38:39,890 --> 01:38:43,270
وقتی شما وقتی خطرناکترین شرور
اینجاست هیچ کاری بابتش نمی‌کنید؟

1497
01:38:43,350 --> 01:38:44,470
‫خواهش می‌کنم!

1498
01:38:44,560 --> 01:38:48,390
‫سوفی خیلی چیزا هست،
اما نمیشه ‫بهش گفت خطرناک.

1499
01:38:48,470 --> 01:38:50,020
‫سوفی رو نمی‌گم.
‫رافال!

1500
01:38:53,390 --> 01:38:54,970
‫الان چی گفتی؟

1501
01:38:55,060 --> 01:38:57,430
‫رافال.
‫دوباره توی جنگل دیدمـش

1502
01:38:57,520 --> 01:38:59,520
‫اما معلومه که هیچ‌کدوم از شما
‫کاری بابتـش نکردید.

1503
01:38:59,600 --> 01:39:03,020
‫گفتی دوباره؟
‫این یعنی چی؟

1504
01:39:03,100 --> 01:39:05,770
‫قبلاً هم رافال رو دیدی؟
‫اینجا؟

1505
01:39:05,850 --> 01:39:06,970
‫آره.

1506
01:39:07,060 --> 01:39:09,770
‫توی برج خون درموردش
‫به رئیس مدرسه گفتم.

1507
01:39:09,850 --> 01:39:11,770
‫و سوفی توی کلاسـش اون رو دیده.

1508
01:39:11,850 --> 01:39:14,850
‫بانو لسو هم همینطور.
‫بهت نگفتن؟

1509
01:39:14,930 --> 01:39:16,890
‫لسو.

1510
01:39:17,680 --> 01:39:19,970
‫باید می‌دونستم.

1511
01:39:20,060 --> 01:39:22,930
‫باهام بیا، به این ماجرا خاتمه می‌دیم.

1512
01:39:23,020 --> 01:39:24,770
‫زودباش.
‫برو!

1513
01:39:30,390 --> 01:39:31,520
‫سوفی؟

1514
01:39:31,600 --> 01:39:33,060
‫آمم...

1515
01:39:33,140 --> 01:39:37,180
‫آگاتا ازم خواست که این رو بدم بهت.

1516
01:39:37,270 --> 01:39:38,310
‫من...

1517
01:39:39,600 --> 01:39:42,220
‫امیدوارم هرچه زودتر حالـت بهتر بشه.

1518
01:39:45,100 --> 01:39:48,720
‫سوفی عزیز، بابت اتفاقی که
‫توی جنگل افتاد واقعاً متاسفم.

1519
01:39:48,810 --> 01:39:50,600
‫هیچ وقت قصد نداشتم بهت صدمه بزنم.

1520
01:39:50,680 --> 01:39:51,810
‫اما قضیه هرچی که هست

1521
01:39:51,890 --> 01:39:54,310
‫بیشتر از بوسیدن یک شاهزاده‌ست.

1522
01:39:54,390 --> 01:39:56,600
‫من رافال رو توی جنگل دیدم.

1523
01:39:56,680 --> 01:40:00,100
‫فکر می‌کنم اتفاقی که داره اینجا میوفته
‫عظیم‌تر از اونیـه که کسی تصورشم می‌کنه.

1524
01:40:00,180 --> 01:40:03,060
‫شرِ واقعیه و ما باید پیش هم بمونیم.

1525
01:40:03,140 --> 01:40:05,520
‫فقط بهم اعتماد کنیم.

1526
01:40:05,600 --> 01:40:07,020
‫ما بهترین دوست‌های همدیگه هستیم.

1527
01:40:07,100 --> 01:40:10,100
‫باید بدونی که، مهم نیست چه اتفاقی بیوفته
‫من طرف تو هستم.

1528
01:40:10,810 --> 01:40:13,220
‫با عشق از طرف آگی.

1529
01:40:14,640 --> 01:40:17,020
‫نگو که حرفاش رو باور می‌کنی.

1530
01:40:18,020 --> 01:40:19,020
‫دروغه.

1531
01:40:20,680 --> 01:40:23,640
‫و گذشته از اینا، اون شاهزاده
‫به هر حال اونقدا واست خوب نبود.

1532
01:40:24,180 --> 01:40:25,180
‫تو برگشتی؟

1533
01:40:25,890 --> 01:40:29,020
‫- فکر می‌کردم...
‫- ترکت کردم؟ هرگز.

1534
01:40:29,600 --> 01:40:32,470
‫حتی اگه همه بهت خیانت کرده باشن.

1535
01:40:33,850 --> 01:40:36,390
‫- اگی بهم خیانت نکرده.
‫- نکرده؟

1536
01:40:36,470 --> 01:40:38,430
‫خودت ببین.

1537
01:40:38,520 --> 01:40:42,770
‫فکر می‌کردم باور داری که سوفی
‫واقعاً خیر هست.

1538
01:40:43,270 --> 01:40:44,970
‫باور ندارم.

1539
01:40:46,850 --> 01:40:50,430
‫اون داشته بهت دروغ می‌گفته سوفی.

1540
01:40:50,520 --> 01:40:52,930
‫از همون اولـش هم بر علیه تو عمل می‌کرده.

1541
01:40:53,020 --> 01:40:57,220
‫اون می‌خواد تو رو برگردونه
‫به اون روستای کوچیک مزخرف.

1542
01:40:59,310 --> 01:41:00,770
‫اما من ازت مراقبت خواهم کرد.

1543
01:41:01,520 --> 01:41:03,140
‫من بهت کمک خواهم کرد.

1544
01:41:08,640 --> 01:41:09,890
‫نترس.

1545
01:41:10,770 --> 01:41:16,100
‫خودت رو یه کرم در نظر بگیر
‫که در شرف تبدیل شدن به پروانه‌ست.

1546
01:41:16,180 --> 01:41:17,470
‫خیلی زود

1547
01:41:17,560 --> 01:41:21,970
‫تو زیباتر و قدرتمندتر از
.همیشه ظاهر خواهی شد

1548
01:41:22,850 --> 01:41:26,640
‫ملکه‌ای که تا به حال این مدرسه به خودش ندیده.

1549
01:41:27,770 --> 01:41:32,810
‫من می‌تونم بهت توانایی‌هایی بدم
‫که اونا فقط توی خواب می‌بینن.

1550
01:41:32,890 --> 01:41:35,100
‫نه تنها که زیباتر از همه اونا میشی

1551
01:41:36,140 --> 01:41:38,350
‫بلکه قدرتمنتر از همه‌شون هم خواهی شد.

1552
01:41:40,560 --> 01:41:43,060
‫جادوی خونین، سوفی.

1553
01:41:45,520 --> 01:41:47,060
‫عشق من...

1554
01:41:48,520 --> 01:41:50,930
‫این پیشکش رو...

1555
01:41:52,180 --> 01:41:53,560
‫قبول می‌کنی؟

1556
01:41:53,640 --> 01:41:55,720
‫قبول می‌کنم.

1557
01:41:59,310 --> 01:42:04,140
‫تو می‌دونستی که رافال اینجا
‫توی مدرسه‌ست و به کسی نگفتی؟

1558
01:42:04,220 --> 01:42:07,060
‫آه، حتماً فراموش کردم.

1559
01:42:07,140 --> 01:42:12,470
‫عجب! شخص شرارت رو
‫همینطوری فراموش کردی، لسو؟

1560
01:42:12,560 --> 01:42:15,810
‫من رئیس مدرسه شر هستم.

1561
01:42:15,890 --> 01:42:17,770
‫همین خودش چیزی رو برات نمایان نمی‌کنه؟

1562
01:42:17,850 --> 01:42:19,850
‫چرا، نمایان می‌کنه که هیچکدوم
‫از مسئولین اینجا نمی‌دونن

1563
01:42:19,930 --> 01:42:21,390
‫که توی این مکان مزخرف چه خبره.

1564
01:42:21,470 --> 01:42:24,100
‫- ساکت، کتاب‌خون!
‫- یا چی میشه؟ چون اخمو هستم مردودم می‌کنی؟

1565
01:42:24,180 --> 01:42:26,140
‫رافال از سوفی چی می‌خواد؟

1566
01:42:26,220 --> 01:42:28,640
‫می‌خواد که شر بلاخره برنده بشه.

1567
01:42:29,390 --> 01:42:30,220
‫این رو می‌خواد.

1568
01:42:30,310 --> 01:42:31,970
‫فکر می‌کنی این اتفاقی هست که میوفته؟

1569
01:42:32,060 --> 01:42:34,020
‫رافال به برنده شدن شر کمکـی نمی‌کنه.

1570
01:42:34,100 --> 01:42:37,310
‫وقتی که تلاش کرد که مدیر مدرسه رو بکشه،
‫برادر خودش رو،

1571
01:42:37,390 --> 01:42:40,390
‫هدفـش نابود کردن جفت مدرسه‌ها بود

1572
01:42:40,470 --> 01:42:43,060
‫تا بتونه تمام جادوی دنیا رو تنها
‫برای خودش نگه داره.

1573
01:42:43,140 --> 01:42:46,350
‫خیلی متشکر هستم، معلم زیبا.

1574
01:42:46,430 --> 01:42:50,680
‫خیلی قبل اینکه تو بیای اینجا

1575
01:42:50,770 --> 01:42:52,470
‫من مدیر بخش تاریخچۀ جادو بودم، کله‌قرمز.

1576
01:42:52,560 --> 01:42:54,140
‫- جداً؟
‫- آره!

1577
01:42:54,220 --> 01:42:56,430
‫قبل این که این مدرسه به شکل
‫باور نکردی‌ای سطحی بشه

1578
01:42:56,520 --> 01:42:58,770
‫من به مسئولیت زیباسازی تنزل پیدا کردم.

1579
01:42:58,850 --> 01:43:01,350
‫به نظرتون اصلاً من به
لبخند زدن اهمیتی میدم؟

1580
01:43:01,430 --> 01:43:03,270
‫باشه، پس باید از سوفی مراقبت کنیم.

1581
01:43:03,350 --> 01:43:05,470
‫و به محض اینکه پیداش کنیم
‫این کار رو می‌کنیم.

1582
01:43:05,560 --> 01:43:06,970
‫سوفی گم شده.

1583
01:43:07,970 --> 01:43:09,390
‫و حق با انیمونی هست.

1584
01:43:09,470 --> 01:43:13,100
اگه نیرو‌های رافال با سوفی ترکیب بشن
.اون جفت مدرسه‌ها رو نابود می‌کنه

1585
01:43:13,180 --> 01:43:14,020
‫دروغ.

1586
01:43:14,100 --> 01:43:16,140
‫همش دروغـه!

1587
01:43:16,220 --> 01:43:18,770
‫این یه بازی دیگه‌ست تا
‫دوباره خیر برنده بشه.

1588
01:43:18,850 --> 01:43:20,020
‫باور کن که اینطوری نیست.

1589
01:43:20,720 --> 01:43:23,180
‫اگه برادرم از مرگ برگشته

1590
01:43:23,270 --> 01:43:27,720
‫هیچ‌کدوم از ما زنده نمی‌مونیم بانو لسو

1591
01:43:27,810 --> 01:43:29,100
‫هیچ کدوم.

1592
01:43:29,180 --> 01:43:31,430
‫برید سوفی رو پیدا کنید.
‫جفت مدرسه‌ها رو بگردید.

1593
01:43:31,520 --> 01:43:32,930
‫بله، البته.

1594
01:43:34,600 --> 01:43:35,890
‫و آگاتا.

1595
01:43:37,600 --> 01:43:38,640
‫برو به مجلس رقص خیرها.

1596
01:43:38,720 --> 01:43:42,890
‫احتمالش زیاده سوفی بره اونجا.
‫اگه دیدیش، بیارش پیش من.

1597
01:43:43,930 --> 01:43:44,970
‫همین حالا برو.

1598
01:43:58,020 --> 01:43:59,810
‫عروسک زنده.

1599
01:44:10,970 --> 01:44:12,520
‫سوفی.

1600
01:44:13,770 --> 01:44:14,890
‫سوفی.

1601
01:44:14,970 --> 01:44:17,140
‫تو...
‫وای خدای من.

1602
01:44:17,220 --> 01:44:19,270
‫رافال باهات چیکار کرده؟

1603
01:44:19,350 --> 01:44:22,470
‫بهم یاد داده چیزی که واقعاً
‫هستم رو قبول کنم، این کار رو کرده.

1604
01:44:22,560 --> 01:44:24,020
‫مگه خودت همین رو نمی‌خواستی؟

1605
01:44:24,520 --> 01:44:27,390
‫من زیبا هستم، مگه نه؟

1606
01:44:28,270 --> 01:44:31,020
‫سیب مسموم رافال.

1607
01:44:32,060 --> 01:44:34,720
‫همونی که از همه با استعداد تره.

1608
01:44:36,100 --> 01:44:37,970
‫لطفاً نگو که حسودی.

1609
01:44:39,100 --> 01:44:41,430
‫لئونورا گاوالدون.

1610
01:44:42,060 --> 01:44:43,600
‫رافال بهم گفت.

1611
01:44:43,680 --> 01:44:48,850
‫لئونورا، کتاب‌خون تنهایی که می‌خواست
‫چیز بیشتری باشه.

1612
01:44:48,930 --> 01:44:50,890
‫اون یه چیزی توی تو دید.

1613
01:44:50,970 --> 01:44:53,270
‫شرارتی که نمی‌دونستی داری.

1614
01:44:53,350 --> 01:44:56,020
‫و واسه همین تو رو به اینجا آورد
‫تا پرورشش بده.

1615
01:44:56,100 --> 01:45:00,470
‫تو خیلی سخت تلاش کردی، اما اونقدی که
‫اون می‌خواست شرور نبودی.

1616
01:45:01,100 --> 01:45:03,890
‫واسه همین هم پشتش رو بهت کرد،
‫با وجود عشقـت نسبت بهش.

1617
01:45:04,520 --> 01:45:07,770
‫و از اون موقع داری تلاش می‌کنی
‫خودت رو بهش ثابت کنی...

1618
01:45:08,850 --> 01:45:10,930
‫به امید قانع کردن اون.

1619
01:45:12,640 --> 01:45:16,220
‫بعدش سر و کلۀ سوفی پیدا شد.

1620
01:45:17,930 --> 01:45:19,350
‫اون چه قولی بهت داده؟

1621
01:45:20,060 --> 01:45:23,020
‫و تو چه قولی بهش دادی؟

1622
01:45:23,770 --> 01:45:24,770
‫اوه.

1623
01:45:25,680 --> 01:45:27,560
‫چقد نادونید که می‌پرسید.

1624
01:45:32,350 --> 01:45:34,140
‫سوفی...

1625
01:45:35,470 --> 01:45:37,930
‫خدای من.

1626
01:46:14,100 --> 01:46:16,180
‫نگران بودم بدون دعوت نیایی.

1627
01:46:16,270 --> 01:46:18,970
‫بعدش به خودم گفتم "تو که آگاتا رو می‌شناسی.
‫کاری که بخواد رو می‌کنـه."

1628
01:46:19,060 --> 01:46:21,140
‫تدروس، سوفی رو دیدی؟

1629
01:46:22,520 --> 01:46:24,770
‫ببین، میشه برای یک بار هم که شده
‫درمورد یه چیز دیگه صحبت کنیم؟

1630
01:46:24,850 --> 01:46:26,350
‫مثلاً اتفاقی که توی جنگل افتاد؟

1631
01:46:26,430 --> 01:46:28,810
‫- اون...
‫- آره، بعدا. هر وقت که پیداش کردم.

1632
01:46:28,890 --> 01:46:30,140
‫اون سرت داد می‌زنه

1633
01:46:30,220 --> 01:46:33,100
‫بهت بی احترامی می‌کنه، برای هر مشکلی
‫که توی زندگیش هست تو رو مقصر می‌دونه،

1634
01:46:33,180 --> 01:46:34,970
‫بازم تو بهش کمک می‌کنی.

1635
01:46:35,060 --> 01:46:37,640
‫بیخیال، اصلاً چرا فکر می‌کنی
‫لیاقت نجات پیدا کردن رو داره؟

1636
01:46:38,890 --> 01:46:42,310
‫ببین، تمام زندگیم توی گاوالدون
‫من رو یه ساحره خطاب کردن.

1637
01:46:42,810 --> 01:46:44,310
‫جلو روم بهم گفتن که خیلی زشتم

1638
01:46:44,390 --> 01:46:47,680
‫و این که یه روز جمع میشن
‫و من و مامانـم رو آتیش می‌زنن.

1639
01:46:47,770 --> 01:46:49,850
‫و تمام دهکده فقط می‌خندیدن

1640
01:46:50,850 --> 01:46:52,310
‫بجز سوفی.

1641
01:46:53,770 --> 01:46:57,060
‫اون تنها کسیـه که از وقتی که بچه بودیم
‫از من دفاع کرده.

1642
01:46:57,140 --> 01:46:58,680
‫اون مثل خواهرم می‌مونه،

1643
01:46:58,770 --> 01:47:00,930
‫و من از اون آدم‌ها نیستم
‫که از خانواده‌شون ناامید میشن.

1644
01:47:02,270 --> 01:47:03,270
‫هیچ وقت.

1645
01:47:03,350 --> 01:47:04,810
‫نه، تو...
‫تو درست میگی.

1646
01:47:06,720 --> 01:47:08,470
‫هیچکس نباید از اعضای خانواده‌اش ناامید بشه.

1647
01:47:08,560 --> 01:47:10,810
‫آگاتا، تو جون من رو در مقابل اون دروگر نجات دادی

1648
01:47:10,890 --> 01:47:13,640
‫و کاری کردی که دنیا رو فراتر از
‫سیاهی و سفیدی ببینم.

1649
01:47:13,720 --> 01:47:16,180
‫و تاحالا هیچکس همچین کاری
‫برام نکرده بود.

1650
01:47:16,270 --> 01:47:18,600
‫و این باعث شد که بفهمم

1651
01:47:18,680 --> 01:47:20,390
‫تو عشق حقیقی من هستی.

1652
01:47:20,470 --> 01:47:23,560
‫- وای خدای من، بدترین زمان رو انتخاب کردی.
‫- نه واقعاً.

1653
01:47:23,640 --> 01:47:26,310
‫من بهش فکر کردم و من..
‫من دوستت دارم آگاتا.

1654
01:47:26,390 --> 01:47:27,810
‫تدروس، لطفاً،
‫خواهش می‌کنم بس کن.

1655
01:47:29,140 --> 01:47:31,350
‫رافال داره از سوفی استفاده می‌کنه
‫تا مدرسه‌ها رو از بین ببره.

1656
01:47:32,350 --> 01:47:33,520
‫وایسا، رافال کیـه؟

1657
01:47:52,640 --> 01:47:54,470
‫سوفی، چی به سرت اومده؟

1658
01:47:57,680 --> 01:47:59,430
‫- خدای من.
‫- نگران نباش تدی.

1659
01:48:00,020 --> 01:48:01,430
‫تا فردا صورتم درست میشه.

1660
01:48:01,520 --> 01:48:04,390
‫سعی کن نادیده‌اش بگیری
‫و عصرمون رو خراب نکنی.

1661
01:48:05,560 --> 01:48:06,770
‫مجلس رقص خیرها!

1662
01:48:07,430 --> 01:48:08,890
‫آه!

1663
01:48:08,970 --> 01:48:09,970
‫من اینجام.

1664
01:48:11,600 --> 01:48:13,020
‫قرار بود با من بیایی، یادته؟

1665
01:48:14,140 --> 01:48:16,020
‫- قول دادی.
‫- سوفی، خواهش می‌کنم.

1666
01:48:16,100 --> 01:48:18,680
‫ساکت باش، آگی.
‫شخصیت‌های اصلی دارن با هم حرف می‌زنن.

1667
01:48:19,600 --> 01:48:21,930
‫هنوزم من دوست دخترت هستم، درسته؟

1668
01:48:23,060 --> 01:48:24,930
‫به قولـت عمل می‌کنی؟

1669
01:48:25,020 --> 01:48:26,180
‫چون..

1670
01:48:27,060 --> 01:48:28,810
‫اتفاق‌های بدی میوفته...

1671
01:48:28,890 --> 01:48:30,770
‫وقتی خیرها قولـشون رو
‫بشکنـن.

1672
01:48:30,850 --> 01:48:32,890
‫هیچ قولی در کار نیست.

1673
01:48:32,970 --> 01:48:35,060
‫تو بهم خیانت کردی.
‫حالا من با آگاتا هستم.

1674
01:48:35,560 --> 01:48:37,680
‫- نه، نه. نیست.
‫- دروغگو.

1675
01:48:49,560 --> 01:48:52,020
‫می‌دونی، فکر می‌کنم واقعاً دارم
‫بهش تسلط پیدا می‌کنم.

1676
01:48:52,100 --> 01:48:53,310
‫سوفی، بسه.

1677
01:48:54,140 --> 01:48:57,430
‫هر اتفاقی هم که افتاده باشه،
‫من می‌تونم کمکـت کنم.

1678
01:48:58,680 --> 01:48:59,640
‫من دوست تو هستم.

1679
01:48:59,720 --> 01:49:01,100
‫نه، آگاتا.

1680
01:49:02,520 --> 01:49:03,640
‫تو معاند من هستی.

1681
01:49:03,720 --> 01:49:08,560
‫که به این معنیـه که داستان ما تموم نمیشه
‫مگر این که یکی از ما نابود بشه.

1682
01:49:11,470 --> 01:49:12,770
‫سوفی.

1683
01:49:18,810 --> 01:49:19,810
‫خدانگهدار.

1684
01:49:35,220 --> 01:49:36,470
‫تدروس.

1685
01:49:36,970 --> 01:49:38,100
‫سریع بیا.

1686
01:49:52,430 --> 01:49:55,350
‫خب، این معنیش اینـه که
‫مجلس رقص کنسلـه؟

1687
01:49:55,430 --> 01:49:56,680
‫باید جلوش رو بگیریم.

1688
01:49:56,770 --> 01:49:58,520
‫نه، نه، نه.
‫هیچکس به سوفی صدمه نمی‌زنه.

1689
01:49:58,600 --> 01:49:59,850
‫ببین چیکار کرده.

1690
01:49:59,930 --> 01:50:02,100
‫تنها امیدمون اینـه که قبل اینکه
‫همه‌مون رو نابود کنـه، بکشیمـش.

1691
01:50:02,180 --> 01:50:04,430
‫مردها، سلاح‌هاتون رو بردارید.

1692
01:50:04,520 --> 01:50:06,180
‫- وقت کشتن ساحره‌ست!
‫- وایسا!

1693
01:50:06,270 --> 01:50:08,680
‫شرها حمله می‌کنن، خیرها دفاع
‫یادتونـه؟

1694
01:50:08,770 --> 01:50:10,020
‫شما نمی‌تونید حمله کنید!

1695
01:51:01,180 --> 01:51:02,720
‫حاشایان عزیز من!

1696
01:51:04,970 --> 01:51:06,600
‫مهمون داریم.

1697
01:51:06,680 --> 01:51:08,640
‫چطوری باید بهشون درود بگیم؟

1698
01:51:08,720 --> 01:51:09,560
‫می‌کُشیمـشون!

1699
01:51:11,100 --> 01:51:12,810
‫تنهاشون بزارید!

1700
01:51:12,890 --> 01:51:15,890
‫سوفی خواهش می‌کنم. اونا فقط از اینکه
‫شما بهشون حمله کنید ترسیدن.

1701
01:51:15,970 --> 01:51:17,770
‫چرا باید همچین کاری بکنیم؟

1702
01:51:18,770 --> 01:51:21,520
‫این کار شرورانه‌ای هست.

1703
01:51:25,810 --> 01:51:28,060
‫بیایید بهشون نشون بدیم که چقد خیر هستیم.

1704
01:51:28,600 --> 01:51:30,350
‫بیا برقصیم.

1705
01:51:33,930 --> 01:51:37,100
‫به مهمون‌هامون سلام کنید.

1706
01:51:37,180 --> 01:51:39,890
‫اینم از یکم هدیه‌های کوچیک، پسرا.

1707
01:51:39,970 --> 01:51:40,850
‫هدف بگیرید!

1708
01:51:40,930 --> 01:51:42,560
‫تدروس، این یه حقه‌ست!

1709
01:51:42,640 --> 01:51:44,270
‫ساحره رو بکشید!

1710
01:51:45,140 --> 01:51:46,270
‫شلیک!

1711
01:51:55,310 --> 01:51:56,140
‫خب حالا.

1712
01:51:57,390 --> 01:52:01,060
‫اگه شر حمله بکنه و خیر دفاع بکنه،

1713
01:52:01,140 --> 01:52:02,850
‫بعدش به نظر می‌رسه که

1714
01:52:03,430 --> 01:52:05,520
‫خیرها تبدیل به شر شدن.

1715
01:52:06,850 --> 01:52:11,140
‫و شرها تبدیل به خوب.

1716
01:52:11,220 --> 01:52:13,600
‫اوه، چقد خیر.

1717
01:53:09,770 --> 01:53:10,810
‫برو بیرون، تدروس!

1718
01:53:13,890 --> 01:53:17,270
‫تدی، باید درمورد کلی چیز صحبت کنیم.

1719
01:53:18,430 --> 01:53:22,020
‫تو و ارتش کوچیکـت سعی کردید
‫یه اتاق پر از آدم‌های بی گناه رو بکشید.

1720
01:53:23,390 --> 01:53:26,270
‫به این میگن شرارت محض.

1721
01:53:59,640 --> 01:54:02,720
‫انگار یکی زشت شده.

1722
01:54:04,390 --> 01:54:07,140
‫نه!

1723
01:54:07,220 --> 01:54:08,520
‫خواهش می‌کنم سوفی.

1724
01:54:09,180 --> 01:54:10,770
‫باید تمومـش کنی!

1725
01:54:10,850 --> 01:54:11,930
‫دیگه خیلی دیره.

1726
01:54:12,770 --> 01:54:13,680
‫اونا حمله کردن.

1727
01:54:13,770 --> 01:54:15,140
‫حالا ما دفاع می‌کنیم!

1728
01:54:41,180 --> 01:54:42,520
‫بسه!

1729
01:54:53,100 --> 01:54:55,140
‫کی هات چاکلت می‌خواد؟

1730
01:55:16,270 --> 01:55:19,180
‫به خودت میگی شاهزاده، تدی؟

1731
01:55:26,270 --> 01:55:27,970
‫نه!

1732
01:55:45,390 --> 01:55:48,060
‫اووه.

1733
01:55:50,430 --> 01:55:53,310
‫آه!

1734
01:56:13,390 --> 01:56:14,930
‫نه، گوش کنید!
‫صبر کنید!

1735
01:56:15,020 --> 01:56:16,720
‫فقط بهم گوش کنید!

1736
01:56:43,470 --> 01:56:44,640
‫آره!

1737
01:57:02,600 --> 01:57:03,770
‫دارم میام ملکۀ من!

1738
01:57:04,890 --> 01:57:06,850
‫واو!

1739
01:57:06,930 --> 01:57:08,220
‫نه!
‫تدروس!

1740
01:57:08,310 --> 01:57:11,720
‫چه حس معرکه‌ای داشت.
‫کل ترم منتظر این لحظه بودم.

1741
01:57:11,810 --> 01:57:14,020
‫تدروس! نه، تدروس!
‫نه!

1742
01:57:16,350 --> 01:57:17,720
‫بکش عقب، آگی!

1743
01:57:19,140 --> 01:57:20,600
‫این پایان خوشِ منـه.

1744
01:57:20,680 --> 01:57:23,640
‫پس دنیا رو اینطوری تغییر میدی؟

1745
01:57:23,720 --> 01:57:27,270
‫این چیزیه که همیشه می‌خواستی؟
‫که همه‌چی زیر پات باشه؟

1746
01:57:28,680 --> 01:57:32,270
‫آره. تنها اشتباهی که کردم این بود که
‫فکر می‌کردم باید مدرسه‌ام‌ رو عوض کنم.

1747
01:57:32,350 --> 01:57:35,390
‫اما این مدرسه‌ها بودن که باید
‫عوض میشدن.

1748
01:57:35,470 --> 01:57:38,810
‫اشتباهت این بود که فکر می‌کردی
‫به هیچکدوم اینا نیاز داری.

1749
01:57:39,430 --> 01:57:40,930
‫ببین باهات چیکار کرده!

1750
01:57:42,100 --> 01:57:44,890
‫ببین باهامون چیکار کرده.

1751
01:57:44,970 --> 01:57:47,140
‫سوفی، رافال دشمنـه.

1752
01:57:47,220 --> 01:57:48,930
‫باید نابودش کنیم.

1753
01:57:49,020 --> 01:57:52,430
‫من ترجیح میدم معاندم رو شکست بدم.

1754
01:57:52,520 --> 01:57:53,680
‫سوفی، نکن!

1755
01:57:53,770 --> 01:57:55,600
‫نه! نه!
‫خدای من...

1756
01:57:55,680 --> 01:57:56,810
‫سوفی!

1757
01:57:58,930 --> 01:58:03,560
‫حالا...
‫فقط یه کار دیگه مونده.

1758
01:58:17,810 --> 01:58:20,180
‫مدیر مدرسه.

1759
01:58:20,270 --> 01:58:22,020
‫کجایی پیرمرد؟

1760
01:58:22,890 --> 01:58:24,310
‫وقتـش رسیده تاوان اشتباهاتت رو بدی!

1761
01:58:24,390 --> 01:58:25,970
‫به دنبال انتقام...

1762
01:58:26,060 --> 01:58:27,770
‫سوفی برج را جستجو کرد

1763
01:58:27,850 --> 01:58:31,680
‫به دنبال کسی که از همان اول
‫به او ظلم کرده است.

1764
01:58:32,270 --> 01:58:34,100
‫و یا اینکه تنها سوفی‌ست اینطور فکر می‌کند.

1765
01:58:34,890 --> 01:58:36,180
‫معنی این چیـه؟

1766
01:58:37,640 --> 01:58:40,680
‫معنیـش اینـه که قصه تو تازه شروع شده،
‫سوفی گاوالدون.

1767
01:58:43,850 --> 01:58:44,850
‫رافال.

1768
01:58:45,390 --> 01:58:48,600
‫اینا همش یه امتحان بود، سوفی.

1769
01:58:49,180 --> 01:58:50,350
‫همه‌اش.

1770
01:58:50,430 --> 01:58:53,810
‫یک امتحان..
‫برای پیدا کردن عشق حقیقی‌ام.

1771
01:58:55,140 --> 01:58:56,310
‫متوجه‌ نمیشم.

1772
01:58:56,390 --> 01:59:00,350
‫من کسی بودم که آرزو‌های تو رو برآورده کرد
‫و تو رو به اینجا رسوند.

1773
01:59:00,930 --> 01:59:05,970
‫غیب‌گوها درمورد استعداد تو به من گفتن،
‫و من می‌خواستم برای کامل کردنـش بهت کمک کنم.

1774
01:59:06,060 --> 01:59:07,600
‫چه کس دیگه‌ای تو رو باور کرد...

1775
01:59:09,770 --> 01:59:10,770
‫بهت اهمیت داد،

1776
01:59:12,020 --> 01:59:13,180
‫از حمایت کرد،

1777
01:59:13,890 --> 01:59:16,350
‫بهت همه‌چی داد؟

1778
01:59:18,520 --> 01:59:20,180
‫وقتی از اون قدرت استفاده می‌کنی

1779
01:59:20,930 --> 01:59:23,140
‫و شکست دشمن‌هات رو می‌بینی

1780
01:59:24,770 --> 01:59:26,680
‫چه حسی داره؟

1781
01:59:26,770 --> 01:59:29,060
‫خوشم میاد.

1782
01:59:30,100 --> 01:59:32,140
‫تو هیچوقت بدرد خیر نمی‌خوردی.

1783
01:59:32,220 --> 01:59:33,680
‫و البته، منم نمی‌خوردم.

1784
01:59:35,930 --> 01:59:38,180
‫چرا وانمود کردی که مدیر مدرسه هستی؟

1785
01:59:38,270 --> 01:59:39,930
‫اون برادر من بود.

1786
01:59:40,020 --> 01:59:41,640
‫قرن‌ها پیش

1787
01:59:42,140 --> 01:59:44,970
‫استوریان برای همیشه به ما سپرده شد

1788
01:59:45,060 --> 01:59:48,640
‫چون پیوستگی ما به روح‌های جنگ طلبمون چیره شد.

1789
01:59:48,720 --> 01:59:53,640
‫تا وقتی که از هم مراقبت می‌کردیم،
‫می‌تونستیم جاودانه و جوان بمونیم.

1790
01:59:54,430 --> 01:59:58,640
‫خیر و شر در تعادل کامل.

1791
02:00:00,100 --> 02:00:01,180
‫اما زمان...

1792
02:00:03,350 --> 02:00:05,810
‫زمان آدم‌ها رو ناخشنود می‌کنه.

1793
02:00:06,390 --> 02:00:07,350
‫چه اتفاقی براش افتاد؟

1794
02:00:07,430 --> 02:00:09,970
‫مبارزه کردیم...

1795
02:00:12,270 --> 02:00:13,850
‫و من کشتمـش.

1796
02:00:34,310 --> 02:00:35,600
‫برادرت رو کشتی؟

1797
02:00:39,020 --> 02:00:40,140
‫چطور تونستی این کار رو بکنی؟

1798
02:00:40,220 --> 02:00:43,470
‫همونطوری که تو تلاش کردی
‫شاهزادۀ محبوبـت رو بکشی.

1799
02:00:43,560 --> 02:00:46,350
‫چون این چیزیـه که ما هستیم.

1800
02:00:47,100 --> 02:00:48,470
‫بعد از مرگ برادرم

1801
02:00:49,100 --> 02:00:52,600
‫هویت اون رو جعل کردم
‫تا نیت واقعیم رو پنهان کنم.

1802
02:00:52,680 --> 02:00:54,720
‫از داخل شروع به از بین بردن تعادل کردم.

1803
02:00:54,810 --> 02:00:59,470
‫در مدرسۀ خیر و شر هیچ اشتباهی وجود نداره.

1804
02:00:59,560 --> 02:01:01,850
‫اما خیر 200 سال برنده شده.

1805
02:01:01,930 --> 02:01:04,680
‫واقعاً؟

1806
02:01:05,180 --> 02:01:06,970
‫داستان به داستان من اونا رو فاسد کردم.

1807
02:01:07,060 --> 02:01:10,600
‫برای سوزوندن پیرزن‌ها در کوره
‫بهشون پاداش دادم،

1808
02:01:10,680 --> 02:01:12,680
‫پری‌های دریایی رو متقاعد کردم
‫که زبونـشون رو ببرن،

1809
02:01:12,770 --> 02:01:15,470
‫زن‌ها رو مجبور کردم که با کفش‌های آهنی داغ برقصن.

1810
02:01:16,180 --> 02:01:17,520
‫خیر خودشیفته شد.

1811
02:01:18,520 --> 02:01:19,350
‫احمق شد.

1812
02:01:21,430 --> 02:01:22,430
‫ضعیف شد.

1813
02:01:23,560 --> 02:01:24,890
‫اما تو، سوفی؟

1814
02:01:24,970 --> 02:01:26,390
‫تو ازم جلو زدی.

1815
02:01:26,890 --> 02:01:29,600
‫توی چند هفته مدرسه رو به زانو در آوردی.

1816
02:01:29,680 --> 02:01:32,270
‫فرای خیر و شر، تو...

1817
02:01:33,350 --> 02:01:35,060
‫خود هرج و مرج هستی.

1818
02:01:35,560 --> 02:01:39,180
‫و با هم ما غیر قابل توقف هستیم.

1819
02:01:39,270 --> 02:01:40,270
‫آگاتا!

1820
02:01:40,350 --> 02:01:42,390
‫تدروس؟

1821
02:01:42,470 --> 02:01:43,470
‫هی.

1822
02:01:45,890 --> 02:01:46,810
‫تو خوبی؟

1823
02:01:46,890 --> 02:01:49,100
‫وای خدای من، فکر می‌کردم مُردی.

1824
02:01:49,180 --> 02:01:51,180
‫من خوبم.
‫بهم گوش کن.

1825
02:01:51,270 --> 02:01:53,600
‫باید یکبار برای همیشه کار
‫حاشایان رو یکسره کنم.

1826
02:01:53,680 --> 02:01:55,020
‫نه، نه، نه تدروس.

1827
02:01:55,100 --> 02:01:59,020
‫کل این قضیه جنگ بین مدرسه‌ها،
‫همه‌اش اشتباهـه.

1828
02:01:59,100 --> 02:02:01,270
‫- اگه بتونم برسم به سوفی...
‫- بعد از کاری که کرد؟

1829
02:02:01,350 --> 02:02:02,850
‫دلیلی نداره. عمراً.
‫جواب نمیده.

1830
02:02:02,930 --> 02:02:05,680
‫نه، نه، نه. برادر مدیر مدرسه
‫ازش سوء استفاده کرده.

1831
02:02:05,770 --> 02:02:07,810
‫اون جادوی خونین رو بهش داد،
‫و اون براش زیادیـه.

1832
02:02:07,890 --> 02:02:10,350
‫- اون نمی‌دونه داره چیکار می‌کنه.
‫- نه، می‌دونه.

1833
02:02:10,430 --> 02:02:11,930
‫من می‌تونم متقاعدش کنم.

1834
02:02:12,020 --> 02:02:14,180
‫- می‌دونم.
‫- بهم گوش کن.

1835
02:02:14,270 --> 02:02:15,640
‫- چیـه؟
‫- اون رفته.

1836
02:02:15,720 --> 02:02:18,270
‫اون تبدیل به یه کلاغ شد
‫و رفت به سمت برج مدیر مدرسه.

1837
02:02:19,140 --> 02:02:21,310
‫- چی؟
‫- جنگ اینجاست، آگاتا.

1838
02:02:21,970 --> 02:02:23,220
‫وقتـشه بیخیالـش بشی.

1839
02:02:23,310 --> 02:02:26,060
‫تدروس، تو بهم گفتی آماده‌ای که دنیا رو

1840
02:02:26,140 --> 02:02:27,680
‫فراتر از سیاهی و سفیدی ببینی.

1841
02:02:28,430 --> 02:02:30,220
‫این شانس توئـه.

1842
02:02:30,310 --> 02:02:32,930
‫خواهش می‌کنم، فقط نیاز دارم بهم اعتماد کنی.

1843
02:02:33,020 --> 02:02:35,970
‫فقط برای نجات دادن سوفی باهام بیا.
‫اینطوری مدرسه رو نجات خواهیم داد.

1844
02:02:36,060 --> 02:02:39,220
‫ازلیان و حاشایان رو.

1845
02:02:39,310 --> 02:02:41,390
‫- خواهش می‌کنم.
‫- تدروس، کمک! نمی‌تونم نگهش دارم.

1846
02:02:41,470 --> 02:02:42,720
‫خیلی خب.
‫برو پیشـش.

1847
02:02:42,810 --> 02:02:45,270
‫به محض اینکه بتونم میام اونجا.
‫قول میدم.

1848
02:02:47,930 --> 02:02:50,600
‫و تو بهم ملحق میشی، سوفی؟

1849
02:02:50,680 --> 02:02:53,270
‫تنها چیزی که نیاز داریم
‫بوسۀ عشق حقیقیـمون هست،

1850
02:02:53,350 --> 02:02:57,100
‫بوسۀ شر، برای گشودن قفل عشقـمون

1851
02:02:57,180 --> 02:02:59,890
‫و باز کردن دروازه‌های فلاکت ابدی برای همیشه

1852
02:03:01,180 --> 02:03:03,680
‫برای تو و من...

1853
02:03:05,520 --> 02:03:06,810
‫برای حکومت کردن.

1854
02:03:09,350 --> 02:03:11,350
‫من شاهزادۀ تو هستم.

1855
02:03:13,430 --> 02:03:15,020
‫من عشق حقیقی تو هستم.

1856
02:03:16,770 --> 02:03:18,140
‫همیشه من بوده‌ام.

1857
02:03:20,350 --> 02:03:23,810
‫بهم ملحق میشی؟

1858
02:03:27,470 --> 02:03:30,100
‫بله.
‫بله.

1859
02:03:32,930 --> 02:03:38,100
‫و این چنین بود که در نهایت
‫شر بوسۀ عشق حقیقی رو برنده شد،

1860
02:03:38,180 --> 02:03:42,470
‫هردو مدرسه به همراه آدم‌های میان دیوار‌هایش را
‫محکوم کرد

1861
02:03:42,560 --> 02:03:44,470
‫هم خیر و هم شر را

1862
02:03:44,560 --> 02:03:46,770
‫به نابود شدن به همراه درد

1863
02:03:46,850 --> 02:03:49,310
‫- به شیطان درون رافال رخصت داد...
‫- آره!

1864
02:03:49,390 --> 02:03:53,020
‫به شر حقیقی، تا بر دنیا غلبه کند.

1865
02:03:53,100 --> 02:03:54,770
‫من چیکار کردم؟

1866
02:03:54,850 --> 02:03:57,520
‫چرا همه باید بمیرن؟

1867
02:03:57,600 --> 02:04:00,600
‫فکر می‌کردم می‌خوای شر برنده بشه.
‫اونا دوستان من هستن.

1868
02:04:00,680 --> 02:04:04,770
‫اونا فقط شرهای قصه جن و پری هستن.

1869
02:04:04,850 --> 02:04:08,770
‫ما باید از نو شروع کنیم تا راه رو
‫برای شر حقیقی باز کنیم.

1870
02:04:24,020 --> 02:04:28,350
‫به دوران شرارت ابدی خوش آمدی، عشق من.

1871
02:04:28,430 --> 02:04:31,140
‫نه!
‫من نمی‌خواستم بهشـون صدمه بزنم.

1872
02:04:31,220 --> 02:04:32,930
‫فکر کردم گفتی فقط بهشون حکومت می‌کنیم.

1873
02:04:33,020 --> 02:04:36,720
‫ما بر فلاکت ابدی حکومت می‌کنیم،

1874
02:04:36,810 --> 02:04:38,640
‫جایی که تمام اون دانش آموزا،

1875
02:04:38,720 --> 02:04:40,140
‫استادان،

1876
02:04:40,220 --> 02:04:43,350
‫و تمام کسانی که می‌تونن ما رو
‫به چالش بکشن، مُردن.

1877
02:04:43,430 --> 02:04:47,390
‫به علاوه... معاندت.

1878
02:04:52,600 --> 02:04:53,600
‫اوه!

1879
02:04:54,970 --> 02:04:57,270
‫نه، آگی!

1880
02:04:58,100 --> 02:04:59,680
‫این چیزی نیست که من می‌خواستم.

1881
02:04:59,770 --> 02:05:02,180
‫دیگه واسه این حرفا خیلی دیره، سوفی.

1882
02:05:02,270 --> 02:05:04,430
‫تو همه رو پس زدی،

1883
02:05:04,520 --> 02:05:09,100
‫به همه دروغ گفتی،
‫به همه خیانت کردی.

1884
02:05:09,180 --> 02:05:11,140
‫الان تک و تنهایی.

1885
02:05:11,220 --> 02:05:13,100
‫واسه همینـه که مال منـی.

1886
02:05:13,180 --> 02:05:14,350
‫ازش دور شو!

1887
02:05:17,220 --> 02:05:18,430
‫آگی!

1888
02:05:18,520 --> 02:05:19,890
‫تو زنده‌ای؟

1889
02:05:20,850 --> 02:05:23,930
‫- خیلی متاسفم.
‫- چیزی نیست. دارمـت.

1890
02:05:24,560 --> 02:05:27,600
‫می‌دونی، از یه کتاب‌خون بیشتر انتظار داشتم.

1891
02:05:28,520 --> 02:05:32,270
‫حتماً می‌دونی چه بلایی سر کسانی
‫که عشق رو خنثی می‌کنن میاد.

1892
02:05:32,350 --> 02:05:33,770
‫عشق؟

1893
02:05:34,350 --> 02:05:35,640
‫این عشق نیست.

1894
02:05:35,720 --> 02:05:37,930
‫می‌دونی چرا خیر همیشه برنده میشه؟

1895
02:05:38,020 --> 02:05:41,640
‫چون ما بخاطر همدیگه مبارزه می‌کنیم،
‫و به همدیگه اهمیت می‌دیم.

1896
02:05:41,720 --> 02:05:44,100
‫عشق خیر اینـه.

1897
02:05:44,180 --> 02:05:46,350
‫شر فقط بخاطر خودش مبارزه می‌کنه.

1898
02:05:47,810 --> 02:05:50,180
‫و روی زمین این اصلاً توصیف عشق نیست.

1899
02:05:51,890 --> 02:05:53,520
‫چه کلمات قشنگی

1900
02:05:54,560 --> 02:05:57,310
‫که البته دیگه قدرت و یا معنی‌ای ندارن.

1901
02:05:57,390 --> 02:05:59,970
‫حالا اگه میشه از عروسـم دور شو.

1902
02:06:00,060 --> 02:06:02,810
‫هیچ وقت صاحب اون نمیشی، هیولا.

1903
02:06:03,810 --> 02:06:05,390
‫نه تا وقتی که من زنده‌ام.

1904
02:06:05,970 --> 02:06:06,970
‫اوه.

1905
02:06:08,060 --> 02:06:09,060
‫خب، هرچی که تو بخوای.

1906
02:06:12,180 --> 02:06:14,430
‫نه!
‫آرگی نه!

1907
02:06:16,560 --> 02:06:18,770
‫سوفی!

1908
02:06:18,850 --> 02:06:21,180
‫سوفی؟

1909
02:06:21,270 --> 02:06:24,470
‫نه. نه!

1910
02:06:43,680 --> 02:06:44,600
‫باورم نمیشه.

1911
02:06:45,680 --> 02:06:47,220
‫نه بعد از تمام این قضیه‌ها.

1912
02:07:03,100 --> 02:07:04,390
‫نه.

1913
02:07:14,890 --> 02:07:17,390
‫چیزی نیست.

1914
02:07:19,430 --> 02:07:21,680
‫نه، نه، نه.
‫نه.

1915
02:07:49,180 --> 02:07:52,600
‫واقعاً فکر می‌کردی به همین راحتیـه؟

1916
02:07:52,680 --> 02:07:54,270
‫توی مدرسۀ من؟

1917
02:07:55,890 --> 02:07:59,350
‫توی دست‌های پدرت، اون شمشیر می‌تونست
‫من رو مغلوب کنـه.

1918
02:08:00,060 --> 02:08:04,350
‫اما توی دست‌های پسر مسخره و توله سگش

1919
02:08:04,430 --> 02:08:06,850
‫فقط یه چاقو کره‌مالی بزرگـه.

1920
02:08:26,310 --> 02:08:27,720
‫تو فکر می‌کنی این قصه...

1921
02:08:29,640 --> 02:08:31,970
‫درمورد عشق حقیقی توئـه.

1922
02:08:32,600 --> 02:08:35,720
‫نه، درمورد عشق حقیقی منـه.

1923
02:08:39,810 --> 02:08:43,520
‫و بوسۀ شر قدرتی بهم داده

1924
02:08:43,600 --> 02:08:46,310
‫که پادشاه آیندۀ خیر رو بکشم.

1925
02:08:46,390 --> 02:08:48,220
‫یا قصۀ دختری که جلوی تو رو می‌گیره.

1926
02:09:30,140 --> 02:09:32,140
‫پایان.

1927
02:09:35,390 --> 02:09:36,390
‫وای خدای من.

1928
02:09:39,020 --> 02:09:41,470
‫هی.
‫وای خدای من.

1929
02:09:41,560 --> 02:09:43,180
‫خدای من.
‫چیزی نیست.

1930
02:09:43,270 --> 02:09:45,140
‫هی.
‫سلام.

1931
02:09:46,720 --> 02:09:47,720
‫آگی...

1932
02:09:49,770 --> 02:09:51,560
‫بابت همه‌چی خیلی متاسفم.

1933
02:09:51,640 --> 02:09:54,350
‫هیش. تو خوبی.
‫چیزیـت نیست.

1934
02:09:55,060 --> 02:09:56,350
‫الان در امانی.

1935
02:09:57,520 --> 02:09:59,020
‫من نمی‌خوام شرور باشم.

1936
02:09:59,100 --> 02:10:00,770
‫نه، تو شرور نیستی.

1937
02:10:01,810 --> 02:10:03,430
‫تو فقط انسانی.

1938
02:10:05,390 --> 02:10:06,890
‫تا وقتی که تو رو دارم.

1939
02:10:08,640 --> 02:10:10,390
‫ما همیشه همدیگه رو خواهیم داشت.

1940
02:10:11,600 --> 02:10:13,680
‫قول میدی؟

1941
02:10:15,970 --> 02:10:16,970
‫قول میدم.

1942
02:10:17,470 --> 02:10:18,310
‫خوبه.

1943
02:10:23,770 --> 02:10:25,470
‫دوستت دارم، آگی.

1944
02:10:26,770 --> 02:10:30,310
‫تو همیشه...
‫بهترین دوستم هستی.

1945
02:10:34,100 --> 02:10:36,220
‫هی.
‫هی.

1946
02:10:37,430 --> 02:10:38,430
‫نه.

1947
02:10:42,100 --> 02:10:44,310
‫نه، خواهش می‌کنم برگرد.

1948
02:10:58,140 --> 02:10:59,520
‫منم دوستت دارم.

1949
02:11:15,810 --> 02:11:16,810
‫وای خدا.

1950
02:11:39,100 --> 02:11:40,310
‫وای خدای من.

1951
02:11:41,600 --> 02:11:43,680
‫اوه!

1952
02:11:52,310 --> 02:11:54,640
‫سلام.
‫سلام.

1953
02:11:55,220 --> 02:11:56,720
‫- سلام.
‫- هی.

1954
02:11:58,270 --> 02:12:00,310
‫هی.

1955
02:12:06,310 --> 02:12:08,810
‫اوه، شرمنده؛ دارم اذیتت می‌کنم؟

1956
02:12:08,890 --> 02:12:10,020
‫وای خدای من.

1957
02:12:11,060 --> 02:12:13,060
‫دیگه هیچ وقت این کار رو نکن.

1958
02:12:17,060 --> 02:12:18,060
‫بیا بریم خونه.

1959
02:12:20,390 --> 02:12:21,520
‫آره.

1960
02:12:21,600 --> 02:12:22,720
‫بریم خونه.

1961
02:12:29,600 --> 02:12:35,140
‫و اینچنین بود که قهرمانان ما
‫بزرگترین تهدیدی که تا به حال

1962
02:12:35,220 --> 02:12:39,560
‫مدرسۀ خیر و شر به خود دیده را
‫شکست دادند.

1963
02:12:50,810 --> 02:12:54,640
‫دنیای قصه‌های جن و پری نابود نشد،

1964
02:12:55,350 --> 02:12:59,390
‫اما برای همیشه دستخوش تغییر شد.

1965
02:12:59,470 --> 02:13:01,470
‫خیر و شر کنار هم؟

1966
02:13:02,640 --> 02:13:04,470
‫یک مدرسه؟

1967
02:13:05,470 --> 02:13:06,430
‫اهمم.

1968
02:13:06,520 --> 02:13:07,770
‫حالا چی؟

1969
02:13:07,850 --> 02:13:10,720
‫اتحاد شاید.

1970
02:13:12,560 --> 02:13:16,270
‫شاید...
‫دوستی حتی.

1971
02:13:18,220 --> 02:13:19,270
‫اهمم.

1972
02:13:23,970 --> 02:13:25,520
‫همم.

1973
02:13:32,520 --> 02:13:33,470
‫خب...

1974
02:13:33,560 --> 02:13:37,720
‫- نه، حالا عجله‌ای هم نیست.
‫- آهسته و پیوسته برو تا مسابقه رو ببری.

1975
02:13:43,390 --> 02:13:44,270
‫سلام.

1976
02:13:44,770 --> 02:13:46,180
‫قلب من متعلق به کس دیگه‌ای هست.

1977
02:13:57,770 --> 02:14:02,850
‫درمورد دو قهرمانـمون، بلاخره بوسۀ
‫آگاتا آنها را آزاد کرد

1978
02:14:02,930 --> 02:14:06,310
‫و راه بازگشتی به گاوالدون یافتند.

1979
02:14:07,310 --> 02:14:12,020
‫چه چیزی حقیقی‌تر از عشق
‫میان دو دوست می‌باشد؟

1980
02:14:12,100 --> 02:14:13,890
‫قطعاً بهتره فقط من برم.

1981
02:14:16,020 --> 02:14:19,640
‫آگی، اگه می‌خوای اینجا پیش
‫تدروس بمونی، من درک می‌کنم.

1982
02:14:23,140 --> 02:14:24,560
‫من از مادرت مراقبت می‌کنم.

1983
02:14:25,770 --> 02:14:27,020
‫باعث افتخارمـه.

1984
02:14:28,390 --> 02:14:30,270
‫ممنونـم، سوفی.

1985
02:14:49,600 --> 02:14:51,970
‫اما من نمی‌تونم دوستم رو ول کنم.

1986
02:14:55,770 --> 02:14:59,520
‫ممنون تدروس، برای تمایلـت به تغییر.

1987
02:15:01,770 --> 02:15:05,020
‫امیدوارم روزی دوباره همدیگه رو ببینیم.

1988
02:15:19,680 --> 02:15:21,720
‫وایسا!
‫وایسا!

1989
02:15:55,390 --> 02:15:58,310
‫هر دو دختر با آغوش باز

1990
02:16:00,720 --> 02:16:02,430
‫و ذهن‌های باز استقبال شدند.

1991
02:16:02,930 --> 02:16:05,560
‫هیچ وقت تا به حال
‫احساسی چنین خاص نداشتند.

1992
02:16:13,060 --> 02:16:14,810
‫- اوه!
‫- اوه نه!

1993
02:16:14,890 --> 02:16:17,810
‫هی!

1994
02:16:17,890 --> 02:16:20,770
‫هرچند که برخی چیزها
‫هیچوقت تغییر نمی‌کنند.

1995
02:16:24,560 --> 02:16:26,850
‫- ساحره! ساحره!
‫- بسوز! ساحره!

1996
02:16:28,310 --> 02:16:32,060
‫اینچنین است، مگر از قدرتتان برای تغییر دادن

1997
02:16:32,140 --> 02:16:33,640
‫اون‌ها استفاده کنید.

1998
02:16:41,600 --> 02:16:42,720
‫اَه!

1999
02:16:53,640 --> 02:16:57,560
‫ممکنـه بگید که این پایان داستان ماست.

2000
02:17:01,350 --> 02:17:07,270
‫هرچند، همین که که تیر تدروس
‫از گرداب میان دو دنیا عبور کرد...

2001
02:17:08,140 --> 02:17:11,100
‫من بهت احتیاج دارم، آگاتا.

2002
02:17:11,180 --> 02:17:15,100
‫مشخص شد که این تنها...

2003
02:17:16,770 --> 02:17:17,850
‫شروع داستان بوده است.

2004
02:17:19,000 --> 02:17:40,168
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.
  
 