﻿1
00:00:01,000 --> 00:00:07,000

<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.org ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: ZedMovie.com ::..</font></b>
 

2
00:00:07,001 --> 00:00:13,001
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.org ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: ZedMovie.com ::..</font></b>
 


3
00:01:01,800 --> 00:01:08,499
‫« شگفتی »

4
00:01:08,500 --> 00:01:09,500
<i>‫ سلام </i>

5
00:01:10,541 --> 00:01:12,166
<i>‫ این شروعه </i>

6
00:01:12,875 --> 00:01:15,958
<i>‫ شروع فیلمی به اسم «شگفتی» </i>

7
00:01:17,708 --> 00:01:20,250
<i>‫ آدم‌هایی که قراره ببینین، </i>

8
00:01:20,333 --> 00:01:21,500
<i>‫ شخصیت‌ها، </i>

9
00:01:22,125 --> 00:01:25,250
<i>‫ با اعتقاد کامل به داستان‌شان باور دارن </i>

10
00:01:26,375 --> 00:01:28,833
<i>‫ ما بدون داستان و قصه هیچی نیستیم </i>

11
00:01:29,833 --> 00:01:32,458
<i>‫ پس شما رو دعوت می‌کنیم </i>
<i>‫ که این داستان رو باور کنید </i>

12
00:01:35,416 --> 00:01:37,791
<i>‫ سال 1862 ـه </i>

13
00:01:38,833 --> 00:01:41,208
<i>‫ ما انگلستان رو ترک کردیم و به ایرلند رفتیم </i>

14
00:01:42,208 --> 00:01:45,500
<i>‫ قحطی بزرگ هنوز پابرجاست، </i>

15
00:01:46,041 --> 00:01:49,875
<i>‫ و ایرلندی‌ها، انگلستان رو </i>
<i>‫ مسئول این خرابی می‌دانند </i>

16
00:01:51,416 --> 00:01:53,125
<i>‫ اونجا یه پرستار نشسته </i>

17
00:01:54,333 --> 00:01:56,125
<i>‫ یه پرستار انگلیسی... </i>

18
00:01:57,625 --> 00:01:59,250
<i>‫ که به تنهایی در حال مسافرت است </i>

19
00:02:00,791 --> 00:02:03,166
<i>‫ و ما داستان رو با اون شروع می‌کنیم </i>

20
00:02:42,000 --> 00:02:50,000


21
00:03:37,083 --> 00:03:38,958
‫تو باید همون پرستار انگلیسی باشی

22
00:03:40,708 --> 00:03:41,708
‫از کجا می‌دونی؟

23
00:03:42,458 --> 00:03:46,416
‫خب من منتظر یه راهبه و یه پرستارم
‫و... تو راهبه نیستی

24
00:03:47,333 --> 00:03:48,333
‫نه

25
00:03:50,500 --> 00:03:51,916
‫مگی!

26
00:03:54,083 --> 00:03:56,750
‫فکر کردم میرم پیش خانواده اون دختره،

27
00:03:56,833 --> 00:03:58,000
‫اودانل

28
00:03:58,875 --> 00:04:00,125
‫شرمنده ناامیدت کردم

29
00:04:00,208 --> 00:04:03,083
‫- نه، نه، فقط...
‫- البته جایی رو ندارن که بهت بدن

30
00:04:03,166 --> 00:04:05,250
‫خانواده اودانل دور از روستا زندگی می‌کنن

31
00:04:05,333 --> 00:04:07,500
‫تو و راهبه اینجا می‌مونین

32
00:04:10,166 --> 00:04:11,541
‫ببخشید، ولی چرا یه راهبه خبر کردن؟

33
00:04:11,625 --> 00:04:13,500
‫به ایرلند خوش اومدی

34
00:04:13,583 --> 00:04:15,541
‫اتاقت

35
00:04:16,500 --> 00:04:18,416
‫ساعت 8 واسه صبحونه می‌بینمت

36
00:04:48,708 --> 00:04:49,708
‫صبح بخیر

37
00:04:49,791 --> 00:04:52,083
‫تو اومدی رو آنا آزمایش انجام بدی؟

38
00:04:52,666 --> 00:04:53,666
‫نه

39
00:04:54,166 --> 00:04:55,500
‫اونو میشناسین؟

40
00:04:55,583 --> 00:04:57,833
‫اینجا همه همدیگه رو می‌شناسن، خانوم رایت

41
00:04:57,916 --> 00:04:59,041
‫آه

42
00:04:59,125 --> 00:05:00,916
‫ما تو مدرسه سر یه میز می‌شینیم

43
00:05:01,000 --> 00:05:02,000
‫واقعاً؟

44
00:05:03,166 --> 00:05:06,583
‫خدا دختر زیادی بهتون داده، خانم رایان

45
00:05:06,666 --> 00:05:07,666
‫فقط اون یکی مال منه

46
00:05:07,750 --> 00:05:10,166
‫بقیه‌شون مال همسر قبلی شوهرمه

47
00:05:10,875 --> 00:05:12,250
‫بهش میگم "یه کار فریبنده"

48
00:05:13,583 --> 00:05:14,583
‫خانم رایت

49
00:05:15,333 --> 00:05:16,625
‫شورا منتظرتونه

50
00:05:17,333 --> 00:05:19,291
‫بذار صبحونه‌ش رو بخوره

51
00:05:19,375 --> 00:05:20,208
‫خواهش می‌کنم

52
00:05:23,875 --> 00:05:24,875
‫ممنون

53
00:05:38,750 --> 00:05:42,375
‫- نظارت باید 2 هفته طول باشه
‫- تصمیم گرفته شده 2 هفته باشه

54
00:05:42,458 --> 00:05:45,041
‫- 2 هفته خیلی زیاده
‫- خب مهمه که کامل باشه

55
00:05:45,125 --> 00:05:48,250
‫دهکده پُر از آدمای نادون و احمق شده...

56
00:05:48,333 --> 00:05:49,708
‫که میان اون دختر رو ببینن

57
00:05:49,791 --> 00:05:50,791
‫و روزنامه‌ها

58
00:05:50,833 --> 00:05:54,916
‫به لطف علاقه یه نفر به روزنامه‌نگاری
‫کِی مسخره کردن‌مون تموم میشه؟

59
00:05:55,000 --> 00:05:57,500
‫- اون یک روزنامه پزشکی بود
‫- در یک روزنامه کشوری

60
00:05:57,583 --> 00:05:59,250
‫میشه از شما آقایون بپرسم؟

61
00:05:59,333 --> 00:06:02,583
‫تا حالا کسی به من نگفته
‫که مشکل اون دختر دقیقاً چیه

62
00:06:03,583 --> 00:06:05,000
‫هیچی

63
00:06:08,041 --> 00:06:09,125
‫بسیارخب

64
00:06:09,791 --> 00:06:11,958
‫پس بهتره برگردم به دفترم در انگلستان

65
00:06:14,041 --> 00:06:16,125
‫آنا اودانل غذا نمیخوره

66
00:06:17,416 --> 00:06:20,625
‫اگه یه مریض تو بیمارستان از غذا خوردن پرهیز کنه
‫به زور متوسل میشیم

67
00:06:20,708 --> 00:06:22,500
‫قرار نیست اون دخترو مجبور به کاری بکنیم

68
00:06:22,583 --> 00:06:25,083
‫و قرار نیست اصراری بشه
‫یا ازش بازجویی کنیم

69
00:06:25,166 --> 00:06:29,333
‫ولی اگه غذایی بخواد ازش منع نمی‌کنیم

70
00:06:29,416 --> 00:06:32,250
‫اون دختر از تولد یازده سالگیش...

71
00:06:32,333 --> 00:06:33,791
‫به طور معجزه‌واری
‫بدون غذا زنده مونده

72
00:06:33,875 --> 00:06:36,000
‫با معجزه این‌کارو انجام نداده

73
00:06:36,083 --> 00:06:39,041
‫هدف نظارت اینه که بفهمیم

74
00:06:39,125 --> 00:06:43,375
‫چطوری آنا اودانل بدون غذا زنده مونده

75
00:06:44,250 --> 00:06:45,791
‫پس از من می‌خواین اونو زیر نظر داشته باشم؟

76
00:06:46,500 --> 00:06:47,541
‫بله

77
00:06:48,875 --> 00:06:52,083
‫ما درخواست شیفت 8 ساعته داریم،

78
00:06:52,166 --> 00:06:54,375
‫یکی ساعت 5 صبح،

79
00:06:54,458 --> 00:06:56,875
‫یکی بعد از ظهر
‫و یکی ساعت 9 شب عوض میشه

80
00:06:57,791 --> 00:06:59,541
‫این براتون مناسبه؟

81
00:07:00,333 --> 00:07:03,333
‫نباید هیچ گفتگویی بین شما رد و بدل بشه

82
00:07:03,416 --> 00:07:05,625
‫در روز چهاردهم،

83
00:07:05,708 --> 00:07:08,958
‫مشاهدات جداگانه خودتون رو بازگو می‌کنید

84
00:07:10,833 --> 00:07:13,833
‫از آخرین باری که اون دختر غذا خورده
‫چقدر گذشته؟

85
00:07:16,750 --> 00:07:17,875
‫چهار ماه

86
00:07:21,708 --> 00:07:22,791
‫امکان نداره

87
00:07:25,041 --> 00:07:28,333
‫میشه بپرسم چرا دو تا پرستار نگرفتین، دکتر مک‌برتی؟

88
00:07:29,083 --> 00:07:32,000
‫خواهر مایکل پرستار دومه، خانم رایت

89
00:07:35,500 --> 00:07:39,125
‫خانواده اودانل با یه راهبه خیالشون راحت‌تره...

90
00:07:39,916 --> 00:07:41,708
‫همینطور بعضی از...

91
00:07:41,791 --> 00:07:44,833
‫اعضای علمی شورا

92
00:08:00,000 --> 00:08:01,791
‫و من باید فرض کنم اون یه فرد بستریه؟

93
00:08:02,791 --> 00:08:04,416
‫بهتره این فکرو نکنین

94
00:08:06,458 --> 00:08:07,625
‫رسیدیم

95
00:08:27,000 --> 00:08:29,541
<i>‫ - روز بخیر </i>
<i>‫ - روز شما هم بخیر </i>

96
00:08:31,875 --> 00:08:33,333
<i>‫ بفرمایید داخل </i>

97
00:08:40,875 --> 00:08:43,208
‫- صبح بخیر، دکتر
‫- صبح بخیر، رُزلین

98
00:08:45,541 --> 00:08:47,416
‫سلام

99
00:08:47,500 --> 00:08:48,500
‫سلام

100
00:08:54,833 --> 00:08:56,833
‫- دکتر
‫- ممنون

101
00:08:56,916 --> 00:08:59,875
‫میشه در مورد گذشته دخترتون بدونم، خانم اودانل؟

102
00:09:00,791 --> 00:09:02,666
‫یه دختر بچه چه گذشته‌ای می‌تونه داشته باشه؟

103
00:09:02,750 --> 00:09:05,750
‫اون 4 ماهه غذا نخورده، درسته؟

104
00:09:07,250 --> 00:09:08,708
‫درسته

105
00:09:14,208 --> 00:09:16,291
‫و بنظرتون سالمه؟

106
00:09:17,750 --> 00:09:19,791
‫خب، یکم ضعیفه

107
00:09:21,125 --> 00:09:22,416
‫ولی هیچوقت غر نمیزنه

108
00:09:23,416 --> 00:09:26,416
‫- و اشتهاش؟
‫- هیچوقت حریص نبود

109
00:09:28,000 --> 00:09:29,583
‫میشه لطفاً دخترتون رو ببینم؟

110
00:09:29,666 --> 00:09:31,750
‫در حال حاضر ملاقاتی داره

111
00:09:33,333 --> 00:09:34,500
‫ملاقاتی؟

112
00:09:35,583 --> 00:09:36,791
‫همیشه

113
00:09:37,541 --> 00:09:40,041
‫از همه‌جا

114
00:09:40,125 --> 00:09:41,916
‫آقای اودانل

115
00:09:42,000 --> 00:09:43,000
‫حالتون چطوره؟

116
00:09:44,375 --> 00:09:45,500
‫دکتر

117
00:09:46,375 --> 00:09:48,125
‫ایشون خانم رایت هستن

118
00:09:53,833 --> 00:09:55,458
‫یعنی خوش اومدین

119
00:09:57,500 --> 00:09:58,500
‫ممنون

120
00:10:00,333 --> 00:10:02,416
‫شاید...

121
00:10:05,000 --> 00:10:06,666
‫این نظارت...

122
00:10:06,750 --> 00:10:09,666
‫توی یه بیمارستان مناسب‌تر باشه

123
00:10:10,625 --> 00:10:11,625
‫نه

124
00:10:12,041 --> 00:10:13,916
‫نباید دختر بچه‌م رو ازم دور کنین

125
00:10:17,416 --> 00:10:19,833
‫ممنون

126
00:10:19,916 --> 00:10:22,875
‫- ممنون
‫- بابت زحمتی که دادیم

127
00:10:22,958 --> 00:10:25,833
‫- زحمتی نبوده
‫- حداقل برای اون دختر بچه

128
00:10:27,833 --> 00:10:30,333
‫اگه اصرار دارین
‫بندازینش توی جعبه کمک به خیریه

129
00:10:31,625 --> 00:10:32,875
‫اون خیلی زیباست

130
00:10:35,166 --> 00:10:36,250
‫یه شگفتی

131
00:10:42,541 --> 00:10:43,875
‫ممنون، دکتر

132
00:10:46,250 --> 00:10:47,791
‫ممنون از شما، پرستار رایت

133
00:10:54,875 --> 00:10:58,958
‫من تو رو می‌پرستم، صلیب مقدس

134
00:10:59,041 --> 00:11:01,833
‫تو که بدن ضعیف و مقدس مسیح، ناجی مرا را
‫در آغوش کشیدی

135
00:11:01,916 --> 00:11:04,916
‫و خون عزیز آن را به خود مالیدی

136
00:11:05,000 --> 00:11:06,166
‫سلام آنا

137
00:11:11,291 --> 00:11:12,291
‫سلام

138
00:11:13,041 --> 00:11:16,750
‫اسم من الیزابت رایته.
‫می‌تونی خانم رایت صدام بزنی. اجازه هست؟

139
00:11:18,041 --> 00:11:19,125
‫دهنت رو باز کن لطفاً

140
00:11:24,500 --> 00:11:25,500
‫دستات رو بیار بالا

141
00:11:29,333 --> 00:11:30,333
‫بیار پایین

142
00:11:49,791 --> 00:11:50,791
‫برگرد

143
00:11:58,916 --> 00:12:00,041
‫دوباره برگرد

144
00:12:00,541 --> 00:12:02,041
‫و چشم‌هات رو کاملاً باز کن

145
00:12:22,750 --> 00:12:24,166
‫بنظر سالم میای، آنا

146
00:12:26,666 --> 00:12:27,750
‫مضطرب نیستی؟

147
00:12:30,583 --> 00:12:32,000
‫چرا باید مضطرب باشم؟

148
00:12:34,083 --> 00:12:35,083
‫بخاطر غریبه‌ها...

149
00:12:36,500 --> 00:12:37,500
‫مثل خود من

150
00:12:41,083 --> 00:12:42,416
‫میدونی چرا اینجام؟

151
00:12:43,875 --> 00:12:45,458
‫تا مطمئن بشی غذا نمیخورم

152
00:12:47,750 --> 00:12:48,958
‫من اومدم تو رو زیر نظر داشته باشم

153
00:12:50,958 --> 00:12:52,416
‫نه این که جلوی غذا خوردنت رو بگیرم

154
00:12:57,291 --> 00:12:59,833
‫می‌دونی روزه‌ی بلند مدت
‫چه خطراتی داره، آنا؟

155
00:13:03,208 --> 00:13:04,708
‫من نیازی به غذا خوردن ندارم

156
00:13:07,041 --> 00:13:08,250
‫من به لطف گزانگبین زنده‌م

157
00:13:09,458 --> 00:13:10,791
‫گزانگبین بهشتی

158
00:13:15,833 --> 00:13:17,125
‫و چه حسی داره؟

159
00:13:20,375 --> 00:13:21,500
‫سیری

160
00:13:39,833 --> 00:13:41,750
‫پسرتون خونه نیست، آقای اودانل

161
00:13:44,333 --> 00:13:45,708
‫پت رفته

162
00:13:46,541 --> 00:13:47,625
‫خدا پشت و پناهش باشه

163
00:13:49,375 --> 00:13:51,250
‫شما صاحب بچه نشدین؟

164
00:13:51,833 --> 00:13:52,833
‫نه

165
00:13:56,875 --> 00:13:57,875
‫بیوه هستم

166
00:14:03,166 --> 00:14:05,041
‫کمتر از یک سال ازدواج کرده بودیم

167
00:14:11,958 --> 00:14:14,833
‫من تو رو می‌پرستم، صلیب مقدس

168
00:14:14,916 --> 00:14:20,125
‫تو که بدن ضعیف و مقدس مسیح، ناجی مرا را
‫در آغوش کشیدی

169
00:14:20,208 --> 00:14:23,250
‫و خون عزیز آن را به خود مالیدی

170
00:14:23,333 --> 00:14:24,333
‫آمین

171
00:14:34,333 --> 00:14:36,666
‫- عصر بخیر، خواهر
‫- عصر بخیر

172
00:15:01,125 --> 00:15:02,208
‫خب؟

173
00:15:03,708 --> 00:15:06,291
‫منو این همه راه کشوندن اینجا...

174
00:15:06,375 --> 00:15:09,250
‫- کسی مجبورتون نکرده. یکی دیگه بیارم؟
‫- آره، دوتا بیار

175
00:15:09,333 --> 00:15:12,833
‫- که نظر تخصصی خودم رو...
‫- می‌تونی نظر تخصصی خودت رو به من بدی

176
00:15:12,916 --> 00:15:14,750
‫که نظر تخصصی خودم رو...

177
00:15:14,833 --> 00:15:18,958
‫در مورد یه دختری بدم که احتمالاً
‫به طور مخفیانه غذا میخوره

178
00:15:19,041 --> 00:15:20,875
‫خب، بنظر درست میاد

179
00:15:22,500 --> 00:15:25,500
‫کدوم دهکده خراب شده‌ای
‫یه پرستار حرفه‌ای رو...

180
00:15:25,583 --> 00:15:27,208
‫بخاطر همچین موضوعی
‫به اینجا میکشونه؟

181
00:15:28,791 --> 00:15:32,333
‫"دهکده‌ی خراب شده"؟
‫مگه تو پرستار شبه‌جزیره کریمه نیستی؟

182
00:15:32,416 --> 00:15:35,625
‫منظورم منم دقیقاً همینه، آقای رایان.
‫این مسئله ربطی به پرستاری نداره

183
00:15:35,708 --> 00:15:38,791
‫دارن به شما پول خوبی میدن
‫که 14 روز روی باسن‌تون بشینین

184
00:15:38,875 --> 00:15:41,708
‫- من بهش پول خوبی میدم اگه بشینه روی...
‫- دارم بهت هشدار میدم!

185
00:15:43,041 --> 00:15:44,791
‫پس ثابت کن دروغه

186
00:15:45,541 --> 00:15:48,083
‫ثابت کن دروغه و بعد گمشو خونه‌ات

187
00:18:25,041 --> 00:18:26,958
‫چشمش رو دوباره کشیدم...

188
00:18:27,833 --> 00:18:29,000
‫بعد از مرگش

189
00:18:30,291 --> 00:18:31,541
‫اشتباه متوجه شدم

190
00:18:34,083 --> 00:18:36,125
‫فکر کردم پسرتون مهاجرت کرده

191
00:18:39,958 --> 00:18:41,541
‫دوست دارم بچه‌هام نزدیکم باشن

192
00:18:43,666 --> 00:18:44,666
‫متأسفم

193
00:18:48,000 --> 00:18:49,208
‫بهترین‌ها...

194
00:18:51,083 --> 00:18:53,083
‫خدا اونا رو زود میبره
‫که فرشته‌های خودش باشن

195
00:19:05,166 --> 00:19:06,458
‫باید برگردیم؟

196
00:19:06,958 --> 00:19:07,958
‫نه

197
00:19:09,083 --> 00:19:11,041
‫هوای تازه واسه ریه‌ات خوبه

198
00:19:13,291 --> 00:19:14,583
‫چه چکمه‌ی بزرگی داری

199
00:19:17,833 --> 00:19:19,208
‫مال برادرم بود

200
00:19:26,541 --> 00:19:27,625
‫گرسنه نیستی؟

201
00:19:31,250 --> 00:19:32,583
‫یکم آب می‌خوای؟

202
00:19:39,541 --> 00:19:40,541
‫ممنون

203
00:19:41,333 --> 00:19:43,625
‫- بازم میخوای؟
‫- نه، ممنون

204
00:20:04,333 --> 00:20:05,333
‫اون کیه؟

205
00:20:06,791 --> 00:20:08,041
‫سنت سیسیلیا

206
00:20:09,000 --> 00:20:10,666
‫اون حامی موسیقیه

207
00:20:12,041 --> 00:20:14,041
‫صداش رو توی قلبش میشنوه

208
00:20:19,750 --> 00:20:21,500
‫سنت سیسیلیا خیلی خوش شانسه

209
00:20:22,791 --> 00:20:25,333
‫سنت لوسی

210
00:20:25,416 --> 00:20:28,000
‫حامی افراد نابینا
‫و پشتیبان بینایی

211
00:20:29,958 --> 00:20:33,416
‫سنت اگنس، نجابت و پاکدامنی

212
00:20:34,958 --> 00:20:36,125
‫کدومشون رو بیشتر دوست داری؟

213
00:20:38,083 --> 00:20:39,083
‫اینو ببین

214
00:20:39,500 --> 00:20:42,833
‫ازدواج عرفانی سنت کاترین و عیسی کودک

215
00:20:43,541 --> 00:20:47,541
‫بهش یه حلقه ازدواج داد
‫ولی فقط خودش می‌تونه اونو ببینه

216
00:20:53,583 --> 00:20:55,083
‫هر کسی می‌تونه انتخاب بشه

217
00:20:56,166 --> 00:20:57,583
‫درستکار و گناهکار

218
00:21:01,000 --> 00:21:02,333
‫الیزابت از مجارستان

219
00:21:03,000 --> 00:21:04,125
‫اون یه بیوه بود

220
00:21:05,250 --> 00:21:06,250
‫آه...

221
00:21:06,958 --> 00:21:08,625
‫بدترین گناه

222
00:21:13,458 --> 00:21:15,458
‫نه، به هیچ وجه

223
00:21:16,458 --> 00:21:17,916
‫همچین منظوری نداشتم

224
00:21:19,666 --> 00:21:20,666
‫می‌دونم

225
00:21:26,083 --> 00:21:29,833
‫خانواده‌ات تو رو الیزابت صدا میزنن؟

226
00:21:31,416 --> 00:21:32,583
‫یا الیزا؟

227
00:21:33,583 --> 00:21:34,958
‫یا شاید بتی؟

228
00:21:37,458 --> 00:21:39,000
‫منو هیچی صدا نمیزنن

229
00:21:39,916 --> 00:21:41,500
‫دیگه خانواده‌ای ندارم

230
00:21:44,875 --> 00:21:45,958
‫متأسفم

231
00:21:49,291 --> 00:21:53,208
‫اصلاً شبیه بچه‌ای که
‫چهار ماه غذا نخورده نیست، درسته؟

232
00:21:53,791 --> 00:21:54,833
‫دقیقاً

233
00:21:55,750 --> 00:21:59,500
‫پس بدنش از چی تغذیه می‌کنه؟

234
00:21:59,583 --> 00:22:01,958
‫حالت خوبه، آنا؟

235
00:22:02,875 --> 00:22:05,375
‫خوبم، پدر.
‫ممنون

236
00:22:06,000 --> 00:22:07,625
‫دختر خوب

237
00:22:08,666 --> 00:22:10,000
‫ثابت بمون

238
00:22:13,791 --> 00:22:14,791
‫یک

239
00:22:15,541 --> 00:22:16,541
‫دو

240
00:22:17,416 --> 00:22:18,416
‫سه

241
00:22:19,083 --> 00:22:19,916
‫چهار...

242
00:22:20,000 --> 00:22:24,708
‫شاید آنا از روشی تغذیه میکنه...

243
00:22:24,791 --> 00:22:26,875
‫که ما هنوز ازش بی‌اطلاعیم

244
00:22:26,958 --> 00:22:28,250
‫مثلِ؟

245
00:22:28,333 --> 00:22:31,458
‫خب... شاید نیروی مغناطیسی؟

246
00:22:32,708 --> 00:22:34,791
‫مولکول‌های رایحه؟

247
00:22:34,875 --> 00:22:39,000
‫آنا مدام از ملاقات‌کننده‌ها اذیت میشه

248
00:22:39,083 --> 00:22:42,416
‫برای یه تحقیق جدی،
‫ما به یه جای ساکت و ایزوله شده نیاز داریم، دکتر

249
00:22:43,916 --> 00:22:44,916
‫دکتر

250
00:22:59,625 --> 00:23:02,541
‫داری سهم بیمار رو هم خودت میخوری؟

251
00:23:09,625 --> 00:23:11,083
‫گستاخانه بود

252
00:23:11,958 --> 00:23:12,958
‫معذرت می‌خوام

253
00:23:14,625 --> 00:23:16,375
‫ویل بارن از دیلی تلگراف

254
00:23:17,750 --> 00:23:18,916
‫از لندن اومدم

255
00:23:20,875 --> 00:23:21,875
‫مثل شما

256
00:23:23,708 --> 00:23:26,068
‫امیدوارم بودم
‫با اون دختر معجزه‌وار مصاحبه کنم

257
00:23:26,125 --> 00:23:27,666
‫ملاقاتی قبول نمی‌کنه

258
00:23:29,500 --> 00:23:30,666
‫دستور دکتره

259
00:23:31,583 --> 00:23:33,000
‫و کی به دکتر دستور میده؟

260
00:23:34,333 --> 00:23:37,333
‫خودش این قضیه رو پخش کرد،
‫اون دکتر خوب

261
00:23:38,666 --> 00:23:41,291
‫دارم یه مقاله مهم
‫در مورد اون دختر می‌نویسم

262
00:23:43,458 --> 00:23:45,708
‫فقط دارم کارم رو انجام میدم

263
00:23:47,166 --> 00:23:48,250
‫منم همینطور

264
00:23:50,666 --> 00:23:54,041
‫شاید بتونم بجاش با شما مصاحبه کنم؟

265
00:23:54,708 --> 00:23:57,291
‫پرستاری که اون دختر رو تحت نظر داره

266
00:23:58,833 --> 00:24:01,000
‫من هیچوقت در مورد مریضم حرف نمیزنم

267
00:24:02,166 --> 00:24:03,541
‫و قطعاً نه با یه روزنامه‌نگار

268
00:24:03,625 --> 00:24:07,208
‫باید بهتون بگم که من
‫برای روزنامه‌های زیادی مقاله می‌نویسم

269
00:24:07,291 --> 00:24:09,250
‫پس واسه یه شیلینگ هر مقاله‌ای مینویسین

270
00:24:18,916 --> 00:24:22,791
‫دیگه چی شما رو این همه راه کشونده
‫که نگهبان یه بچه بشین؟

271
00:24:29,750 --> 00:24:30,750
‫کیتی

272
00:24:32,708 --> 00:24:34,541
‫آخرین چیزی که آنا خورد چی بود؟

273
00:24:35,250 --> 00:24:36,250
‫یادته؟

274
00:24:37,083 --> 00:24:38,500
‫روز جسد منجی ما

275
00:24:40,458 --> 00:24:44,125
‫تولدش و مراسم عشای ربانی تو یه روز بود

276
00:24:45,041 --> 00:24:46,291
‫روز مبارکی بود

277
00:24:48,166 --> 00:24:49,625
‫پس فقط آب و گندم بود؟

278
00:24:52,125 --> 00:24:54,416
‫نه خانم،
‫فقط آب و گندم نیست

279
00:24:54,500 --> 00:24:56,666
‫خون و جسد مسیحه

280
00:24:57,625 --> 00:25:00,000
‫این یه داستانه، کیتی.
‫من دنبال حقیقتم

281
00:25:03,833 --> 00:25:04,833
‫متأسفم

282
00:25:05,875 --> 00:25:06,875
‫نمی‌خواستم...

283
00:25:10,041 --> 00:25:11,291
‫بخاطر همین اینجام

284
00:25:12,375 --> 00:25:15,750
‫- که فرق بین...
‫- من چاله میکَنم و تو دنبال حقیقتی

285
00:25:19,541 --> 00:25:20,666
‫کاملاً درسته

286
00:25:23,791 --> 00:25:25,916
‫دیدی؟ تو هم به داستان نیاز داری

287
00:25:26,458 --> 00:25:28,666
‫اونا رو توی دفترچه‌ات مینویسی

288
00:25:28,750 --> 00:25:29,750
‫ممنون

289
00:25:32,666 --> 00:25:34,666
‫می‌تونی بری سراغ کتاب انجیل

290
00:25:41,625 --> 00:25:47,416
<i>‫ سلامی دوباره، </i>
<i>‫ بهتون گفتم که ما بدون قصه و داستان هیچی نیستیم </i>

291
00:25:49,791 --> 00:25:51,833
‫پدر تادئوس یه سر اومد اینجا

292
00:25:53,416 --> 00:25:56,125
‫گفت ازش درخواست چراغ کردی

293
00:25:56,916 --> 00:25:58,541
‫- آره
‫- آمین

294
00:25:58,625 --> 00:26:00,791
‫نور شمع واسه نگهبانی کافی نیست

295
00:26:00,875 --> 00:26:02,458
‫خوب بخوابی، پت

296
00:26:02,541 --> 00:26:04,708
‫و مهمه که ما حواسمون جمع باشه، خواهر

297
00:26:06,375 --> 00:26:08,958
‫- با مایع مشتعل کار می‌کنه
‫- خوب بخوابی

298
00:26:09,041 --> 00:26:11,666
‫- شب بخیر
‫- و باید فیتیله‌اش رو پایین نگه داری

299
00:26:11,750 --> 00:26:13,625
‫- شب بخیر، مامان
‫- مطمئنم از پسش بر میام

300
00:26:15,041 --> 00:26:17,458
‫- شب بخیر، آنا
‫- شب بخیر، کیتی

301
00:26:20,125 --> 00:26:22,166
‫می‌تونی با نور بخوابی، آنا؟

302
00:26:22,250 --> 00:26:24,125
‫بله، ممنونم خانم

303
00:26:25,375 --> 00:26:26,416
‫بتسی

304
00:26:27,791 --> 00:26:29,875
‫واسه تو پرستار رایت هستم، خانوم کوچولو

305
00:26:31,541 --> 00:26:33,750
‫- چیزی ندیدی؟
‫- ما نباید در این مورد حرف بزنیم

306
00:26:34,416 --> 00:26:35,541
‫شب بخیر، آنا

307
00:26:37,083 --> 00:26:38,416
‫شب بخیر، خواهر

308
00:28:01,333 --> 00:28:03,000
‫اوه

309
00:28:28,250 --> 00:28:32,083
‫...و خون عزیز آن را به خود مالیدی

310
00:28:32,166 --> 00:28:33,166
‫آمین

311
00:28:34,416 --> 00:28:36,083
‫صبح بخیر، آنا

312
00:28:37,875 --> 00:28:38,875
‫صبح بخیر...

313
00:28:41,416 --> 00:28:42,416
‫لیلی؟

314
00:28:43,666 --> 00:28:47,083
‫اگه همینطور واسم اسم بذاری
‫منم مجبور میشم همین‌کارو باهات بکنم

315
00:28:50,791 --> 00:28:51,958
‫صبح بخیر...

316
00:28:53,000 --> 00:28:54,000
‫لیزی؟

317
00:28:58,750 --> 00:29:00,291
‫دوست داری آنی صدات بزنم؟

318
00:29:04,500 --> 00:29:05,500
‫یا آنابل؟

319
00:29:06,416 --> 00:29:07,500
‫شاید هانا؟

320
00:29:09,708 --> 00:29:12,041
‫ولی بعدش یکی دیگه میشم،

321
00:29:12,125 --> 00:29:13,125
‫نه خودم

322
00:29:15,500 --> 00:29:16,500
‫نانسی

323
00:29:17,791 --> 00:29:18,916
‫یا نن

324
00:29:20,750 --> 00:29:23,000
‫نن.
‫از نن خوشم میاد

325
00:29:25,375 --> 00:29:26,666
‫خب، نن...

326
00:29:29,750 --> 00:29:31,458
‫من بهت یه عذرخواهی بدهکارم

327
00:29:34,291 --> 00:29:35,958
‫دیشب...

328
00:29:37,416 --> 00:29:40,083
‫یکی از وسایلت رو انداختم
‫و بابتش متأسفم

329
00:29:59,875 --> 00:30:01,791
‫موی برادرته؟

330
00:30:08,416 --> 00:30:09,583
‫حتماً دلت واسش تنگ شده

331
00:30:12,333 --> 00:30:14,458
‫میدونم مادرت خیلی دلتنگشه

332
00:30:18,083 --> 00:30:20,000
‫غم، بیل پروردگاره

333
00:30:23,916 --> 00:30:25,000
‫یعنی چی؟

334
00:30:26,916 --> 00:30:28,416
‫زمین رو آماده می‌کنه

335
00:30:33,000 --> 00:30:34,833
‫میشه یه چیزی بهت بگم؟

336
00:30:37,416 --> 00:30:39,208
‫مادرم منو قبلاً لیب صدا میزد

337
00:30:42,791 --> 00:30:44,458
‫- لیب
‫- اوهوم

338
00:30:45,458 --> 00:30:46,458
‫خانم لیب

339
00:32:38,791 --> 00:32:41,916
‫درود بر مریم مقدس،

340
00:32:42,000 --> 00:32:44,958
‫چیزی ندیدی؟

341
00:32:45,916 --> 00:32:49,333
‫چیزی برای دیدن وجود نداره

342
00:32:49,416 --> 00:32:51,000
‫خیلی‌خب

343
00:33:03,875 --> 00:33:05,250
‫صبح بخیر عزیزم

344
00:33:08,666 --> 00:33:12,000
‫فرشته‌ی خدا، فرشته‌ی محافظم...

345
00:33:12,958 --> 00:33:13,958
‫خانم لیب؟

346
00:33:14,833 --> 00:33:15,833
‫بله؟

347
00:33:16,750 --> 00:33:18,375
‫واقعیت داره به جنگ رفتین؟

348
00:33:22,083 --> 00:33:24,958
‫آره. برگرد.
‫بشین لطفاً

349
00:33:27,708 --> 00:33:28,958
‫چطوری بود؟

350
00:33:31,875 --> 00:33:34,041
‫سخت بود

351
00:33:37,916 --> 00:33:40,541
‫به سربازها رسیدگی می‌کردم

352
00:33:43,208 --> 00:33:45,166
‫مردهایی که چیزهای وحشتناکی دیده بودن

353
00:33:47,291 --> 00:33:48,708
‫یا کارهای وحشتناکی کرده بودن

354
00:33:49,750 --> 00:33:51,500
‫خیلی بد حال بودن؟

355
00:33:54,083 --> 00:33:55,625
‫بعضی‌هاشون آره

356
00:34:01,541 --> 00:34:02,541
‫ولی...

357
00:34:04,000 --> 00:34:05,375
‫یه مزیت بزرگه...

358
00:34:07,166 --> 00:34:09,458
‫که در لحظات آخر کنار آدم‌ها باشی

359
00:34:11,833 --> 00:34:12,833
‫حرف میزنن

360
00:34:15,666 --> 00:34:17,166
‫داستان زندگی‌شون رو میگن

361
00:34:17,958 --> 00:34:18,958
‫باز کن

362
00:34:27,875 --> 00:34:30,958
‫ارواح در برزخ
‫باید مدتی بسوزن،

363
00:34:31,791 --> 00:34:32,916
‫تا پاک بشن

364
00:34:34,208 --> 00:34:37,500
‫ولی ارواح توی جهنم
‫باید تا ابد بسوزن

365
00:34:41,375 --> 00:34:43,500
‫مطمئنی برادرت توی بهشته، آنا؟

366
00:34:46,625 --> 00:34:48,750
‫نمی‌تونیم ازش مطمئن بشیم، خانم لیب

367
00:35:33,458 --> 00:35:36,458
‫فکر کردم تا الان به لندن برگشته باشین

368
00:35:36,541 --> 00:35:37,541
‫ای کاش میرفتم

369
00:35:38,958 --> 00:35:43,333
‫ویراستارم ازم تقاضا کرده در مورد این موضوع
‫که اهمیت بین‌المللی داره، گزارشات روزانه تهیه کنم

370
00:35:44,000 --> 00:35:47,000
‫اما در حال حاضر فقط می‌تونم
‫یه سری حدس و گمان بدبینانه آماده کنم

371
00:35:47,708 --> 00:35:49,541
‫باید بازم ازتون بخوام که بهم کمک کنین

372
00:35:50,166 --> 00:35:51,166
‫از راهبه بپرس

373
00:35:52,083 --> 00:35:57,000
‫اگه منو ببینه با عصا میوفته دنبالم.
‫گناه زیادی مرتکب شدم. معلوم میشه

374
00:35:58,000 --> 00:36:00,000
‫ولی داستان خوبی میشد

375
00:36:01,541 --> 00:36:03,250
‫دارن ازش پول در میارن؟

376
00:36:04,125 --> 00:36:05,625
‫مستقیم میره تو جعبه کمک به خیریه

377
00:36:06,166 --> 00:36:07,791
‫پس میره واسه کلیسا

378
00:36:08,333 --> 00:36:10,708
‫به اندازه‌ای نیست
‫که ارزش این همه زحمت رو داشته باشه

379
00:36:11,541 --> 00:36:13,500
‫دکتر؟
‫می‌خواد خودشو معروف کنه؟

380
00:36:13,583 --> 00:36:16,875
‫نه.
‫روش تغذیه متفاوتش رو تحسین می‌کنه

381
00:36:18,000 --> 00:36:22,625
‫فلین چی؟ اون رئیس خانواده‌اس
‫و از همه‌شون مذهبی‌تره

382
00:36:23,333 --> 00:36:25,833
‫از خداشه یه بچه‌ی معجزه‌وار داشته باشه

383
00:36:26,333 --> 00:36:28,458
‫اون هیچوقت خونه نیست،
‫اگه فکر می‌کنی کار اونه

384
00:36:30,333 --> 00:36:32,083
‫پس همه‌اش کار اون دختره؟

385
00:36:33,875 --> 00:36:37,208
‫من ازش چشم برنداشتم

386
00:36:37,291 --> 00:36:40,416
‫و این چند روز
‫چیزی به جز آب روی لبش نرفته

387
00:36:43,250 --> 00:36:44,416
‫اون یه بازیگره

388
00:37:29,458 --> 00:37:32,000
‫خدا به بستری که در آن می‌خوابم برکت دهد

389
00:37:32,083 --> 00:37:36,666
‫همانطور که به خواب میروم
‫به درگاه خداوند دعا می‌کنم که روح مرا پاک نگه دارد

390
00:37:37,583 --> 00:37:42,125
‫اگر قبل از بیدار شدنم بمیرم
‫دعا میکنم خداوند روح مرا با خود ببرد

391
00:37:42,791 --> 00:37:47,583
‫- یا الان بیدارم کن یا هیچوقت
‫- روح من...

392
00:37:47,666 --> 00:37:50,000
‫از این لحظه به بعد
‫هیچکس نمی‌تونه نزدیکش بشه

393
00:37:50,083 --> 00:37:52,875
‫به جز من و خواهر مایکل
‫کسی نمی‌تونه بهش دست بزنه

394
00:37:52,958 --> 00:37:55,166
‫- باید ازتون بخوام از اینجا برین
‫- نمی‌تونی این‌کارو بکنی

395
00:37:55,250 --> 00:37:57,500
‫بلند شین. برای نظارت ضروریه.
‫لطفاً از اینجا برین

396
00:37:57,583 --> 00:37:59,250
‫داریم برای دخترمون
‫شب خوبی آرزو می‌کنیم

397
00:37:59,333 --> 00:38:01,173
‫می‌تونین از طبقه پایین این کارو بکنین.
‫آنا، بیا اینجا لطفاً

398
00:38:01,250 --> 00:38:04,208
‫- خواهر مایکل؟
‫- این دستور دکتر مک‌بریتی؟

399
00:38:04,291 --> 00:38:07,291
‫- اوهوم. برو
‫- بوسه مادر مقدسه

400
00:38:07,375 --> 00:38:08,375
‫شب بخیر

401
00:38:10,500 --> 00:38:11,958
‫زیاد طول نمیکشه

402
00:38:12,041 --> 00:38:15,458
‫یه غریبه چه حقی داره
‫که بین یه بچه و خانواده‌اش قرار بگیره؟

403
00:39:54,750 --> 00:39:56,000
‫تاس کباب نداریم

404
00:39:57,166 --> 00:39:58,166
‫اوه

405
00:39:59,125 --> 00:40:01,291
‫- عیبی نداره
‫- میرم ببینم چی پیدا می‌کنم

406
00:40:01,375 --> 00:40:02,375
‫ممنون

407
00:40:03,041 --> 00:40:04,666
‫اون همون پرستاره

408
00:40:07,875 --> 00:40:08,875
‫آه

409
00:40:12,083 --> 00:40:14,000
‫ممنون بابت کمکتون

410
00:40:17,750 --> 00:40:19,041
‫حال اون دختر متقلب چطوره؟

411
00:40:23,166 --> 00:40:24,250
‫خوب نیست

412
00:40:27,166 --> 00:40:29,333
‫ولی بنظر هم نمیاد گرسنه باشه

413
00:40:29,416 --> 00:40:31,666
‫معلومه.
‫بهش غذا میدن

414
00:40:32,208 --> 00:40:34,875
‫حقه خوبی بلده.
‫کی داره بازیش میده؟

415
00:40:38,958 --> 00:40:41,250
‫فکر نمی‌کردم به این سادگی گولت بزنه

416
00:40:42,750 --> 00:40:44,250
<i>‫ اون یه آدم صادقه </i>

417
00:40:49,875 --> 00:40:50,875
‫یالا

418
00:40:54,333 --> 00:40:55,333
‫بذار ببینمش

419
00:40:57,541 --> 00:40:58,666
‫چشم سرحال

420
00:40:59,166 --> 00:41:02,333
‫تو 10 دقیقه می‌تونم با چرب زبونی
‫از اون دختر حرف بکشم

421
00:41:02,833 --> 00:41:04,416
‫راست میگی.
‫قدرتت زیاده

422
00:41:05,250 --> 00:41:07,666
‫خانواده رو منع کردم که بهش نزدیک بشن

423
00:41:07,750 --> 00:41:09,666
‫پس حقیقت باید خیلی زود برملاء بشه

424
00:41:09,750 --> 00:41:12,666
‫با متوقف کردن خانواده
‫جلوی خوردن اونو میگیری

425
00:41:12,750 --> 00:41:16,166
‫داستان دختر بچه‌ای که غذا نمیخوره
‫تبدیل به واقعیت میشه

426
00:41:16,250 --> 00:41:17,333
‫ممکنه بمیره

427
00:41:18,708 --> 00:41:20,125
‫مگه اول اونا اعتراف کنن

428
00:41:20,208 --> 00:41:23,083
‫اگه اعتراف کنن،
‫از اون خونه بیرون میشن،

429
00:41:23,583 --> 00:41:25,000
‫طرد میشن،

430
00:41:25,500 --> 00:41:28,750
‫برای پنهان کاری و ارائه اطلاعات نادرست
‫میرن پیش قاضی

431
00:41:29,416 --> 00:41:30,875
‫و محکوم به کلاهبرداری میشن

432
00:41:33,416 --> 00:41:36,875
‫فکر می‌کنی آدم‌هایی که این همه مدت پیششون بودی
‫این چیزها رو تحمل می‌کنن؟

433
00:41:37,875 --> 00:41:39,000
‫ممنون، مگی

434
00:42:09,083 --> 00:42:11,291
‫- سلام پت
‫- سلام

435
00:42:11,375 --> 00:42:14,750
‫- سلام، آنا
‫- خواهش می‌کنم برو طبقه بالا، آنا

436
00:42:16,291 --> 00:42:18,625
‫- یالا
‫- چیزی نشده، عزیزم

437
00:42:24,375 --> 00:42:27,291
‫خانم رایت، رُزلین بهم گفته
‫که شما اجازه نمیدین...

438
00:42:27,375 --> 00:42:29,125
‫کنار فرزندش باشه

439
00:42:31,166 --> 00:42:32,166
‫متأسفم

440
00:42:32,875 --> 00:42:35,833
‫ولی تا ارائه گزارشات مشاهده
‫هیچکس حق نداره بهش دست بزنه

441
00:42:37,916 --> 00:42:39,375
‫تو هیچوقت نمیفهمی

442
00:42:39,958 --> 00:42:42,958
‫به عنوان کشیش این منطقه
‫نگرانم...

443
00:42:43,041 --> 00:42:45,250
‫که اون‌ها آرامش‌شون رو از دست بدن

444
00:42:46,625 --> 00:42:48,750
‫پس چرا باید اجازه این مزخرفات رو بدین؟

445
00:42:49,625 --> 00:42:52,458
‫وظیفه تو سوال پرسیدن از ما نیست، پرستار

446
00:42:53,208 --> 00:42:55,958
‫تو فقط واسه نظارت اینجایی

447
00:42:57,875 --> 00:42:58,958
‫پس بهم اجازه بدین این کارو بکنم

448
00:43:00,708 --> 00:43:04,208
‫من تو رو می‌پرستم، صلیب مقدس

449
00:43:04,291 --> 00:43:11,041
‫تو که بدن ضعیف و مقدس مسیح، ناجی مرا را
‫در آغوش کشیدی

450
00:43:11,125 --> 00:43:14,666
‫و خون عزیز آن را به خود مالیدی

451
00:43:14,750 --> 00:43:15,750
‫آمین

452
00:43:48,791 --> 00:43:49,791
‫بالا رو نگاه کن

453
00:43:53,458 --> 00:43:54,458
‫منو ببین

454
00:44:14,083 --> 00:44:15,083
‫باز کن

455
00:44:24,708 --> 00:44:25,708
‫تفش کن

456
00:44:27,833 --> 00:44:29,250
‫عیبی نداره، تفش کن

457
00:44:59,208 --> 00:45:01,541
‫به ویل سلام برسون، باشه؟

458
00:45:02,791 --> 00:45:05,416
‫آقای برن؟
‫اونو میشناسی؟

459
00:45:06,625 --> 00:45:09,208
‫از وقتی که کوچیک بودیم می‌شناسمش

460
00:45:09,291 --> 00:45:11,375
‫و بعد اون رفت مدرسه...

461
00:45:12,500 --> 00:45:13,500
‫و من نرفتم

462
00:45:14,541 --> 00:45:15,541
‫آه

463
00:45:16,041 --> 00:45:17,666
‫الان روزنامه‌نگار شده

464
00:45:21,958 --> 00:45:24,458
‫خانواده‌اش خودشون رو توی خونه‌شون حبس کردن

465
00:45:25,583 --> 00:45:26,916
‫بعد از اینکه از اینجا رفت

466
00:45:32,083 --> 00:45:33,333
‫وقتی قحطی اومد،

467
00:45:34,500 --> 00:45:36,625
‫از داخل درو میخکوب کردن

468
00:45:38,333 --> 00:45:39,833
‫چرا این‌کارو کردن؟

469
00:45:41,916 --> 00:45:43,000
‫بخاطر حریم خصوصی

470
00:45:44,041 --> 00:45:47,291
‫خودشون رو از شرم مُردن تو خیابون نجات دادن

471
00:45:48,666 --> 00:45:49,666
‫نه

472
00:45:54,000 --> 00:45:55,708
‫منو بهش یادآوری کن، باشه؟

473
00:46:40,291 --> 00:46:42,208
‫خانم رایت

474
00:46:44,166 --> 00:46:45,166
‫خانم رایت

475
00:46:46,416 --> 00:46:48,291
‫چی شده؟

476
00:46:48,958 --> 00:46:52,875
‫کیتی در مورد خانواده‌ات بهم گفت.
‫نمی‌دونستم. معذرت می‌خوام

477
00:46:52,958 --> 00:46:54,125
‫چی گفت؟

478
00:46:56,708 --> 00:46:57,708
‫آه

479
00:46:59,833 --> 00:47:01,458
‫تلخ‌ترین ماجرا

480
00:47:04,291 --> 00:47:05,541
‫تو اینجا نبودی

481
00:47:07,625 --> 00:47:09,791
‫اگه اینجا بودی کمکشون می‌کردی

482
00:47:47,125 --> 00:47:48,208
‫ممنون

483
00:47:50,125 --> 00:47:53,041
‫نه، من ازت ممنونم

484
00:48:00,958 --> 00:48:02,791
‫فکر کردم از من خوشت نمیاد

485
00:48:06,208 --> 00:48:07,708
‫من از کسی خوشم میاد که شبیه خودم باشه

486
00:48:16,833 --> 00:48:18,166
‫من صاحب بچه شدم

487
00:48:23,750 --> 00:48:26,166
‫فقط 3 هفته و 2 روز زنده موند

488
00:48:28,375 --> 00:48:29,541
‫متأسفم

489
00:48:30,083 --> 00:48:31,083
‫اوهوم

490
00:48:33,416 --> 00:48:34,791
‫و همسرت؟

491
00:48:37,916 --> 00:48:40,000
‫چند روز بعدش ناپدید شد

492
00:48:45,333 --> 00:48:46,833
‫ممکنه اون هم مُرده باشه

493
00:48:50,291 --> 00:48:52,875
‫من تو رو می‌پرستم، صلیب مقدس

494
00:48:53,708 --> 00:49:00,125
‫تو که بدن ضعیف و مقدس مسیح، ناجی مرا را
‫در آغوش کشیدی

495
00:49:00,208 --> 00:49:04,333
‫و خون عزیز آن را به خود مالیدی

496
00:49:04,416 --> 00:49:05,458
‫آمین

497
00:49:06,750 --> 00:49:10,250
‫پدر تادئوس مجبورت می‌کنه
‫ که هردقیقه یه بار این رو بگی؟

498
00:49:10,333 --> 00:49:11,791
‫پدر تادئوس نمیگه

499
00:49:12,541 --> 00:49:13,958
‫سی و سه بار

500
00:49:15,125 --> 00:49:16,791
‫حالا چرا 33 بار؟

501
00:49:16,875 --> 00:49:20,000
‫سن پروردگارمونه.
‫بعد سه روز دوباره به پا خواست

502
00:49:20,083 --> 00:49:22,750
‫- آهان...
‫ - سه یه عدد مقدسه

503
00:49:24,916 --> 00:49:26,291
‫خانم لیب، اون واسه ملاقات اومده؟

504
00:49:26,375 --> 00:49:27,416
‫نه، نه

505
00:49:28,208 --> 00:49:29,291
‫دوستمه

506
00:49:30,666 --> 00:49:31,875
‫صبح‌بخیر، آنا

507
00:49:33,291 --> 00:49:35,500
‫اسم من ویله. این هم بریه

508
00:49:38,333 --> 00:49:41,666
‫«کشوری نیست
که به آن سفر نکرده باشم

509
00:49:42,416 --> 00:49:45,541
‫و چه روز باشد و چه شب،
‫به دور از دیدگان عبور می‌کنم

510
00:49:45,625 --> 00:49:46,708
‫«چه هستم؟»

511
00:49:47,583 --> 00:49:49,625
‫یه شخص نامرئی،

512
00:49:50,791 --> 00:49:52,291
‫که همه‌جایی میره

513
00:49:52,958 --> 00:49:55,958
‫- یا یه چیزی؟
‫- دخترخانم نیاز به راهنمایی نداره

514
00:49:58,041 --> 00:49:59,041
‫باد؟

515
00:50:03,041 --> 00:50:05,875
‫آقای بیرن به کشورهای زیادی سفر کرده

516
00:50:06,416 --> 00:50:08,333
‫مقالاتی درمورد روسیه،

517
00:50:09,000 --> 00:50:10,416
‫پنجاب و مصر نوشته

518
00:50:11,250 --> 00:50:13,416
‫ابوالهول جیزه رو هم دیدین؟

519
00:50:13,500 --> 00:50:14,833
‫رو پشتش هم نشستم

520
00:50:15,708 --> 00:50:16,875
‫21 متر ارتفاع داره

521
00:50:19,166 --> 00:50:20,166
‫بیا

522
00:50:24,166 --> 00:50:25,166
‫این چیه؟

523
00:50:25,666 --> 00:50:27,291
‫بهش میگن توماتروپ

524
00:50:27,791 --> 00:50:31,125
‫باید نخ رو بین انگشت شست و اشاره‌ت بچرخونی

525
00:50:36,166 --> 00:50:39,125
‫- گیر افتاده یا آزاده؟
‫- تصمیم اون دیگه به عهده خودته

526
00:50:40,583 --> 00:50:42,375
‫درون. بیرون

527
00:50:42,458 --> 00:50:44,541
‫درون. بیرون

528
00:50:45,791 --> 00:50:47,583
‫تو. خارج

529
00:50:47,666 --> 00:50:50,958
‫تو. خارج

530
00:50:51,708 --> 00:50:52,708
‫تو

531
00:50:53,208 --> 00:50:55,416
‫خارج. تو

532
00:50:55,500 --> 00:50:57,208
‫- «و...»
‫- خارج

533
00:50:57,291 --> 00:50:59,500
‫«بعد از این که پـــ...

534
00:51:00,250 --> 00:51:02,083
‫پوستم...

535
00:51:03,041 --> 00:51:05,125
‫«از... از...»

536
00:51:05,208 --> 00:51:06,916
‫از بین رفت

537
00:51:07,000 --> 00:51:08,250
‫«... از بین رفت...

538
00:51:09,916 --> 00:51:13,416
‫«با این حال در گـــو....»

539
00:51:13,500 --> 00:51:14,541
‫گوشتم

540
00:51:14,625 --> 00:51:18,375
‫«...در گوشتم، خدا را می‌بینم»

541
00:51:19,541 --> 00:51:21,625
‫«خودم

542
00:51:22,375 --> 00:51:24,000
‫او را می‌بینم»

543
00:51:37,333 --> 00:51:38,500
‫خانم اودانل...

544
00:51:40,000 --> 00:51:42,083
‫حتماً متوجه شدین که آنا داره ضعیف‌تر میشه

545
00:51:42,916 --> 00:51:45,541
‫رنگش پریده. خسته شده

546
00:51:46,833 --> 00:51:48,416
‫تو این چند ماه...

547
00:51:49,958 --> 00:51:52,708
‫هیچ مشکلی نداشت
‫تا این که تو از ما دورش کردی

548
00:51:54,208 --> 00:51:55,208
‫آقای اودانل

549
00:51:56,375 --> 00:51:58,291
‫مگه نمی‌خواین دخترتون خوب شه؟

550
00:51:59,450 --> 00:52:00,940
‫بیشتر از هرچیز دیگه‌ای توی این دنیا

551
00:52:00,950 --> 00:52:02,416
‫پس ازش بخواین که غذا بخوره

552
00:52:04,250 --> 00:52:07,666
‫تو روز تولدش... قسمم داد

553
00:52:10,166 --> 00:52:11,375
‫قسمم داد...

554
00:52:13,291 --> 00:52:15,250
‫که دیگه هیچوقت ازش نخوام چیزی بخوره

555
00:52:35,833 --> 00:52:37,041
‫به‌خاطر همسر...

556
00:52:41,041 --> 00:52:42,541
‫و فرزندانم

557
00:52:47,458 --> 00:52:48,958
‫این مراسم کوچیک خودمه

558
00:52:53,958 --> 00:52:55,291
‫که فراموش‌شون نکنم

559
00:53:02,860 --> 00:53:03,940
‫خب...

560
00:53:07,833 --> 00:53:09,416
دردی رو حس نکرده؟

561
00:53:10,830 --> 00:53:13,380
‫خودتون که می‌دونین آنا هیچوقت شکایتی نداره

562
00:53:17,875 --> 00:53:22,791
‫شاید به توانایی تبدیل نور خورشید
‫به انرژی دست پیدا کرده

563
00:53:22,875 --> 00:53:24,166
‫مثل گیاهان

564
00:53:25,166 --> 00:53:26,875
‫آنا توی خطره

565
00:53:26,958 --> 00:53:29,208
‫بزرگ‌ترین کشفیات علمی،

566
00:53:29,708 --> 00:53:33,666
‫از ارشمیدس گرفته تا نیوتن

567
00:53:34,208 --> 00:53:38,041
‫همیشه اولش مثل جادوی سیاه بودن،
‫مگه نه، خانم پرستار؟

568
00:53:38,125 --> 00:53:41,166
‫علمی نیست. چرنده.
‫خواهش می‌کنم. باید دست از این مراقب کردن‌تون بردارین

569
00:53:41,250 --> 00:53:44,291
‫- خانم رایت...
‫- کم‌خونی، آبریزش، اسکوربوت، پلاگر...

570
00:53:44,375 --> 00:53:45,708
‫شما پرستارین

571
00:53:45,791 --> 00:53:49,125
‫لطفاً تشخیص پزشکی ندین

572
00:53:50,416 --> 00:53:53,416
‫شما برای نظارت استخدام شدین،
‫نه برای مداخله

573
00:53:53,500 --> 00:53:56,583
‫نه مادر اون دختر هستین
‫و نه پزشکش

574
00:53:58,540 --> 00:54:01,100
‫دارین پاتون رو از گلیم‌تون درازتر می‌کنین، خانم

575
00:54:01,125 --> 00:54:03,208
‫اگه آنا غذا نخوره، ممکنه بمیره

576
00:54:03,875 --> 00:54:05,875
‫لطفاً فقط به کارتون برسین

577
00:56:06,416 --> 00:56:08,416
‫میشه لطفاً یه چیزی بخورم؟

578
00:56:11,000 --> 00:56:12,750
‫تا یه چند دقیقه دیگه غذا می‌خوریم

579
00:56:14,375 --> 00:56:16,750
‫اگه غذا بخواد، می‌تونه بخوره

580
00:56:17,958 --> 00:56:19,375
‫روی میز سوپ هست

581
00:56:20,916 --> 00:56:22,833
‫سوپ عالیه. ممنون

582
00:56:31,041 --> 00:56:32,791
‫- داغ نیست
‫- خوبه

583
00:56:34,041 --> 00:56:35,125
‫ممنون،‌ کیتی

584
00:56:52,500 --> 00:56:53,708
‫خانم لیب؟

585
00:56:55,166 --> 00:56:56,875
‫لطفاً‌ دهنت رو باز کن، آنا

586
00:57:00,833 --> 00:57:03,125
‫اگه نخوری،
‫مجبور میشم به زور متوسل شم

587
00:57:03,208 --> 00:57:05,541
‫- خانم لیب. نه، خواهش می‌کنم
‫- دهنت رو باز کن

588
00:57:05,625 --> 00:57:08,476
‫- خواهش می‌کنم. خواهش می‌کنم
‫- دهنت رو باز کن. وگرنه دردت میاد

589
00:57:08,500 --> 00:57:10,708
‫- دهنت رو باز کن آنا
‫- نه،‌ نه، نه

590
00:57:10,791 --> 00:57:12,583
‫آنا، خواهش می‌کنم.
‫آنا، آروم بگیر!

591
00:57:12,666 --> 00:57:16,083
‫باز کن. باز کن

592
00:57:16,583 --> 00:57:18,125
‫آنا، باز کن!

593
00:57:19,416 --> 00:57:20,416
‫باز کن

594
00:57:32,708 --> 00:57:35,000
‫بس کن

595
00:57:42,541 --> 00:57:44,875
‫ببخشید

596
00:57:47,833 --> 00:57:48,958
‫من رو ببخش

597
00:57:54,875 --> 00:57:56,041
‫آنا؟

598
00:57:56,125 --> 00:57:58,583
‫همه‌چی مرتبه؟

599
00:58:03,375 --> 00:58:04,666
‫همه‌چی خوبه

600
00:58:18,416 --> 00:58:19,750
‫حالت خوبه؟

601
00:58:22,291 --> 00:58:24,166
‫- فکر کنم بهتره برگردیم
‫- نه

602
00:58:26,041 --> 00:58:28,750
‫- می‌خوام یه‌چیزی نشون‌تون بدم
‫- باشه واسه یه وقت دیگه، آنا. بیا

603
00:58:28,833 --> 00:58:29,875
‫شما رو نگفتم

604
00:58:34,083 --> 00:58:35,291
‫شما

605
00:58:39,916 --> 00:58:41,583
‫مواظـــ... مواظب باش، آنا

606
00:58:49,750 --> 00:58:51,666
‫چاه مقدس

607
00:58:53,250 --> 00:58:55,166
‫اون‌ موقع‌ها می‌اومدیم اینجا...

608
00:58:58,000 --> 00:58:59,666
‫«از سنگریزه‌ها...»

609
00:59:01,416 --> 00:59:02,416
‫«حوضک بساز»

610
00:59:03,250 --> 00:59:04,250
‫حوضک بساز

611
00:59:07,625 --> 00:59:10,958
‫«یه کلوتی رو به جایی که درد می‌کنه بمال
‫و به درخت زالزالک ببندش»

612
00:59:13,458 --> 00:59:14,625
‫بله

613
00:59:15,875 --> 00:59:17,916
‫«وقتی که از بین رفت

614
00:59:19,208 --> 00:59:20,791
‫دردت رو هم با خودش می‌بره»

615
00:59:22,291 --> 00:59:23,291
‫همم

616
00:59:26,666 --> 00:59:28,458
‫مقاله‌م رو ارسال کردم

617
00:59:29,458 --> 00:59:30,625
‫«قتل تدریجی»

618
00:59:31,125 --> 00:59:33,500
‫باید با بقیه‌ی افراد شورا هم حرف بزنی

619
00:59:34,458 --> 00:59:36,583
‫- داره می‌میره
‫- بس کن

620
00:59:42,333 --> 00:59:43,333
‫آنا؟

621
00:59:46,958 --> 00:59:47,958
‫آنا؟

622
00:59:50,333 --> 00:59:52,208
‫آنا، من پیشتم. پیشتم

623
00:59:59,666 --> 01:00:03,333
‫بدش به من. بدش به من.
‫تو نمی‌تونی ببریش داخل. بیا،‌ آنا

624
01:00:03,416 --> 01:00:05,250
‫- نباید این وضع ادامه پیدا کنه، لیب
‫- بجنب

625
01:00:11,375 --> 01:00:12,375
‫آنا؟!

626
01:00:21,250 --> 01:00:23,833
‫ایناهاش. ایناهاش

627
01:00:27,708 --> 01:00:29,541
‫فقط از هوش رفتم، مامان

628
01:00:32,000 --> 01:00:33,875
‫چیزی می‌خوای...

629
01:00:33,958 --> 01:00:37,625
‫چیزی می‌خوای برات بیارم؟

630
01:00:41,916 --> 01:00:42,958
‫هیچی؟

631
01:00:45,666 --> 01:00:47,916
‫اصلاً، آنا؟

632
01:00:51,583 --> 01:00:53,666
‫فقط یکم باید بخوابم،‌ مامان

633
01:00:56,416 --> 01:00:58,250
‫بعدش بیدار میشم

634
01:01:01,500 --> 01:01:02,833
‫بعدش بیدار میشی

635
01:01:21,666 --> 01:01:22,833
‫حالش چطوره؟

636
01:01:36,958 --> 01:01:39,375
‫«آنا اودانل جوان...

637
01:01:40,333 --> 01:01:43,125
‫آخرین کودک بازمانده

638
01:01:43,208 --> 01:01:46,000
‫از یک کارگر باتلاق فروتن

639
01:01:46,083 --> 01:01:48,583
‫ظاهراً دیگر مثل هوا

640
01:01:48,666 --> 01:01:51,375
‫نیازی به غذا هم ندارد»

641
01:01:54,750 --> 01:01:57,958
‫- بهترین معلمی که می‌تونستم داشته باشم
‫- چرا رو این صندلی نشسته؟

642
01:01:58,666 --> 01:02:00,291
‫دکتر مک‌بروتی آوردتش

643
01:02:00,875 --> 01:02:02,708
‫از سِر اوتوی قرض گرفته

644
01:02:03,458 --> 01:02:05,458
‫فقط تا موقعی که آنا سرپا بشه

645
01:02:13,083 --> 01:02:14,458
‫لطفاً خم شو، آنا

646
01:02:31,916 --> 01:02:33,041
‫دم

647
01:02:41,250 --> 01:02:42,250
‫دوباره

648
01:03:25,666 --> 01:03:26,666
‫تو

649
01:03:29,083 --> 01:03:30,291
‫بیرون

650
01:03:32,916 --> 01:03:34,500
‫تو

651
01:03:36,875 --> 01:03:38,250
‫بیرون

652
01:03:52,208 --> 01:03:55,083
‫بلند شو

653
01:03:55,166 --> 01:03:57,625
‫دستم رو فشار بده. فشار بده

654
01:05:08,250 --> 01:05:11,000
‫- ممنون، خواهر
‫- یکم زود اومدی

655
01:05:17,625 --> 01:05:19,208
‫- آنا
‫- خدافظ

656
01:05:20,416 --> 01:05:22,083
‫- ممنون
‫- روز بخیر

657
01:05:39,083 --> 01:05:40,416
‫«گزانگبین بهشتی»

658
01:05:42,791 --> 01:05:44,250
‫با گزانگبین بهشتی زنده موندی

659
01:05:50,916 --> 01:05:52,708
‫«بوسه‌ی مادر مقدسه»

660
01:05:56,625 --> 01:05:58,666
‫درکی از ما نداری

661
01:06:01,333 --> 01:06:02,625
‫ندارم،‌ اما...

662
01:06:04,708 --> 01:06:06,500
‫این رو می‌فهمم

663
01:06:06,583 --> 01:06:09,000
‫که مادرت غذا رو می‌جوید
‫و از دهنش می‌داد بیرون...

664
01:06:09,083 --> 01:06:10,291
‫گزانگبین بهشتی

665
01:06:10,375 --> 01:06:12,291
‫- ... از دهنش...
‫- از طرف خدا

666
01:06:12,375 --> 01:06:14,625
‫- ... تا زنده نگهت داره
‫- گزانگبین

667
01:06:15,833 --> 01:06:17,833
‫غذا،‌ آنا

668
01:06:17,916 --> 01:06:18,916
‫غذا

669
01:06:23,750 --> 01:06:25,708
‫این یه راز مقدس بود

670
01:06:26,791 --> 01:06:28,041
‫یه معما

671
01:06:29,458 --> 01:06:30,458
‫آنا...

672
01:06:31,458 --> 01:06:32,916
‫آنا،‌ باید به همه بگم

673
01:06:34,458 --> 01:06:35,625
‫مجبورم

674
01:06:36,375 --> 01:06:38,916
‫برای همینه که اینجام،
‫که حقیقت رو پیدا کنم

675
01:06:41,208 --> 01:06:42,416
‫پس بخور

676
01:06:50,666 --> 01:06:52,583
‫اگه مادرت دوباره می‌تونست بوست کنه چی؟

677
01:06:53,666 --> 01:06:54,666
‫اگه...

678
01:06:56,541 --> 01:06:57,833
‫اگه خدا

679
01:06:59,125 --> 01:07:02,208
‫می‌تونست باز هم برات گزانگبین بیاره چی؟

680
01:07:07,166 --> 01:07:08,916
‫چرا چیزی نمی‌خوری،‌ آنا؟

681
01:07:10,083 --> 01:07:11,291
،من تو رو می‌پرستم

682
01:07:13,458 --> 01:07:15,458
...صلیب مقدس

683
01:07:16,791 --> 01:07:19,750
تو که بدن ضعیف

684
01:07:20,458 --> 01:07:23,833
...و مقدس مسیح

685
01:07:27,250 --> 01:07:28,333
‫دعات

686
01:07:31,958 --> 01:07:33,708
‫سی و سه مرتبه

687
01:07:36,333 --> 01:07:38,333
‫در حین روزه‌داری

688
01:07:39,708 --> 01:07:42,000
‫آخرش که چی آنا؟ واسه چی؟

689
01:07:43,333 --> 01:07:46,250
‫روحی آزاد میشه

690
01:07:49,333 --> 01:07:50,333
‫آزاد میشه؟

691
01:07:50,875 --> 01:07:52,083
‫از جهنم

692
01:07:56,041 --> 01:07:57,041
‫برادرت؟

693
01:08:01,541 --> 01:08:04,625
‫حتماً... تا الان خیلی نزدیک شده

694
01:08:08,333 --> 01:08:09,333
‫آنا،

695
01:08:09,958 --> 01:08:12,833
‫روزه گرفتن یعنی فقط یه وعده غذایی رو نخوری،
‫نه همه‌شون رو

696
01:08:15,125 --> 01:08:16,458
‫بقیه‌ش برای کَفاره‌س

697
01:08:23,958 --> 01:08:26,583
‫باید نجاتش بدم

698
01:08:26,666 --> 01:08:28,875
‫از آتش‌ها

699
01:08:31,958 --> 01:08:34,833
‫همیشه درحال سوختنه

700
01:08:34,916 --> 01:08:37,458
‫- نه
‫- نه، خانم لیب

701
01:08:37,958 --> 01:08:40,375
‫جهنم این شکلیه

702
01:08:40,458 --> 01:08:42,375
‫- نه
‫- تموم‌نشدنیه

703
01:08:42,458 --> 01:08:45,208
‫آنا، اون فقط یه پسربچه بود

704
01:08:46,375 --> 01:08:49,000
‫فقط یه بچه بود.
‫چه دلیلی داره که بسوزه؟

705
01:08:54,166 --> 01:08:55,375
‫مگه چیکار کرده بود؟

706
01:09:02,541 --> 01:09:04,041
‫گفتش که دوگانه بوده

707
01:09:08,458 --> 01:09:09,458
‫دوگانه؟

708
01:09:12,916 --> 01:09:14,166
‫عشق دوگانه

709
01:09:17,875 --> 01:09:19,041
‫یه خواهر...

710
01:09:21,416 --> 01:09:22,583
‫و یه همسر

711
01:09:26,000 --> 01:09:27,000
‫و من...

712
01:09:38,916 --> 01:09:39,958
‫چندسالت بود؟

713
01:09:45,208 --> 01:09:46,208
‫9

714
01:09:53,625 --> 01:09:54,791
‫فقط همون یه‌بار بود؟

715
01:10:02,291 --> 01:10:03,791
‫عشق ابدیه

716
01:10:06,666 --> 01:10:09,000
‫مثل داستان برام تعریف می‌کرد

717
01:10:11,041 --> 01:10:13,041
‫شب ازدواج کردیم

718
01:10:18,666 --> 01:10:20,166
‫بعدش مریض شد

719
01:10:22,125 --> 01:10:23,291
‫این کار...

720
01:10:23,375 --> 01:10:26,416
‫کار مقدسی نبود.
‫داشت شکنجه میشد

721
01:10:30,666 --> 01:10:31,708
‫و...

722
01:10:33,166 --> 01:10:34,625
‫و مامان گفت...

723
01:10:37,958 --> 01:10:41,250
‫- به‌خاطر من بود که جون اون گرفته شد
‫- نه

724
01:10:42,041 --> 01:10:44,791
‫نه. این حقیقت نداره

725
01:10:46,375 --> 01:10:48,666
‫حقیقت نداره، آنا

726
01:10:49,583 --> 01:10:50,583
‫نه

727
01:10:57,333 --> 01:10:58,833
‫من هم عاشقش بودم

728
01:12:15,375 --> 01:12:20,458
‫اطلاعات مهمی مربوط به نظارت آنا دارین،
‫خانم رایت؟

729
01:12:21,416 --> 01:12:22,416
‫بله

730
01:12:23,500 --> 01:12:24,750
‫بفرمایین

731
01:12:26,666 --> 01:12:28,166
‫آنا اودانل داره می‌میره

732
01:12:29,208 --> 01:12:32,375
‫- خانم رایت...
‫- به سختی می‌تونه بایسته

733
01:12:32,458 --> 01:12:33,875
‫به سختی می‌تونه تکون بخوره

734
01:12:34,708 --> 01:12:37,916
‫تب داره و هر ساعت که می‌گذره،
‫ضربان قلبش سریع‌تر می‌زنه

735
01:12:38,000 --> 01:12:41,250
‫اگه نگرانی‌های پزشکی درمورد بیمار دارین

736
01:12:42,208 --> 01:12:45,708
‫میشد به‌جای این که همه رو صدا بزنین،
‫بیاین پیش خودم و...

737
01:12:45,790 --> 01:12:49,300
‫قربان، نظارت ما باعث شده از تنها چیزی که اون رو
‫ توی چهار ماه گذشته زنده نگه داشته بود،

738
01:12:49,300 --> 01:12:50,360
دور نگه داره

739
01:12:52,958 --> 01:12:53,958
‫ادامه بده

740
01:13:00,208 --> 01:13:02,208
‫مادر آنا،‌ خانم اودانل

741
01:13:03,291 --> 01:13:05,791
‫از دهن خودش به اون غذا می‌داده

742
01:13:07,410 --> 01:13:10,920
‫صورتش رو با دستاش می‌گیره
‫و موقع گفتن صبح‌بخیر و شب‌بخیر، اون رو می‌بوسه

743
01:13:10,920 --> 01:13:13,200
‫و با هر بوسه، به دخترش غذا میده

744
01:13:14,541 --> 01:13:15,625
‫مثل پرنده‌ها

745
01:13:17,291 --> 01:13:21,166
،حالا که به جواب‌تون رسیدین
بهتون التماس می‌کنم که دست از نظارت بردارین

746
01:13:21,250 --> 01:13:24,125
و تموم تلاش‌تون رو بکنین
تا این دختر نمیره

747
01:13:26,291 --> 01:13:27,291
‫دروغه

748
01:13:29,375 --> 01:13:30,625
‫دروغ نمیگم

749
01:13:31,958 --> 01:13:36,708
‫از اولش هم اشتباه بود،
‫اشتباه وحشتناکی بود که یه پرستار رو آوردیم اینجا

750
01:13:37,333 --> 01:13:38,625
‫اون هم یه پرستار انگلیسی

751
01:13:38,708 --> 01:13:40,791
‫آخه چه دلیلی داره که دروغ بگم؟

752
01:13:41,375 --> 01:13:44,250
‫«قتل تدریجی» خانم رایت

753
01:13:44,333 --> 01:13:46,916
.این رو به خبرنگار بگو
خانم رایت این رو ننوشته

754
01:13:47,000 --> 01:13:50,333
‫پس چطوری تونسته دختر روز‌ه‌دار رو ببینه؟

755
01:13:50,416 --> 01:13:52,875
‫شاید بهتر باشه به جای من،
‫از آقای بیرن بازجویی کنین

756
01:13:52,958 --> 01:13:56,916
‫اون دختربچه رو
‫ از دیدن پدر و مادرش خودش محروم کردین

757
01:13:57,000 --> 01:14:01,333
‫- و اون رو به دست یه روزنامه‌نگار سپردین
‫- من فقط همون کاری رو کردم که شما ازم خواستین

758
01:14:02,875 --> 01:14:04,083
‫خواهر مایکل،

759
01:14:05,250 --> 01:14:08,625
‫شما شاهد این عمل بین مادر و فرزند بودین؟

760
01:14:13,708 --> 01:14:14,708
‫من...

761
01:14:15,750 --> 01:14:17,666
‫نه‌خیر، سِر اوتوی

762
01:14:17,750 --> 01:14:20,208
‫- بفرما. پس دروغه!
‫- دروغ نمیگم

763
01:14:20,291 --> 01:14:22,708
‫- داره از خودش در میاره
‫- دروغ نمیگم

764
01:14:22,791 --> 01:14:25,583
‫- نباید می‌اومد اینجا
‫- دارم راستش رو میگم

765
01:14:27,958 --> 01:14:31,416
‫شاید بهتر باشه از خود آنا بپرسیم

766
01:14:38,166 --> 01:14:39,166
‫خیلی‌خب

767
01:14:40,000 --> 01:14:41,291
‫بچه رو بیارین

768
01:14:48,875 --> 01:14:50,333
‫بیا تو

769
01:15:12,916 --> 01:15:14,166
‫ایناهاش

770
01:15:18,166 --> 01:15:19,166
‫آنا...

771
01:15:20,916 --> 01:15:25,875
‫خانم رایت مسئله‌ای رو با ما درمیون گذاشتن

772
01:15:25,958 --> 01:15:27,916
‫که بین شما و مادرتون

773
01:15:29,083 --> 01:15:31,750
‫مشاهده کردن

774
01:15:34,750 --> 01:15:38,541
‫مادر شما بهتون غذا میده، آنا؟

775
01:15:39,625 --> 01:15:40,791
‫غذا رو...

776
01:15:42,333 --> 01:15:44,041
‫از دهنش به شما منتقل می‌کنه؟

777
01:15:52,625 --> 01:15:57,166
‫اگر مایلین، واضح‌تر سوالم رو می‌پرسم

778
01:15:58,583 --> 01:16:01,333
‫شما در چهار ماه گذشته

779
01:16:02,250 --> 01:16:04,458
‫چیزی خوردین؟

780
01:16:14,916 --> 01:16:16,250
‫گزانگبین بهشتی

781
01:16:18,500 --> 01:16:19,833
‫فقط همین

782
01:16:20,541 --> 01:16:21,958
‫کارت خوب خوب، آنا

783
01:16:24,166 --> 01:16:27,916
‫خانم رایت، شما هم طبق برنامه،
‫به نظارت‌تون ادامه میدین

784
01:16:28,000 --> 01:16:30,750
‫- مسخرس
‫- نظارت ادامه پیدا می‌کنه

785
01:16:30,833 --> 01:16:33,625
‫همین الان بهمون گفت.
‫دلیلش رو فهمیده

786
01:16:33,708 --> 01:16:36,041
‫همگی بر سر نظارت توافق کردیم،

787
01:16:36,791 --> 01:16:38,375
‫تا ببینیم آخرش چی میشه

788
01:16:41,583 --> 01:16:43,500
‫تا هنگام مرگش ازش پرستاری می‌کنم

789
01:16:46,791 --> 01:16:48,833
‫همونطور که قبلاً بارها این کار رو کردم

790
01:16:50,916 --> 01:16:52,416
‫حرف دیگه‌ای ندارم

791
01:16:56,040 --> 01:17:00,160
‫پیشنهاد می‌کنم که فردا شب،
‫ یک مراسم عشای ربانی کامل براتون ترتیب بدیم

792
01:17:01,083 --> 01:17:03,291
‫تا برای نیرومندی و امید

793
01:17:03,875 --> 01:17:06,208
‫و بهبودی شما دعا کنیم

794
01:17:06,291 --> 01:17:07,708
‫ممنون، پدر

795
01:18:04,458 --> 01:18:06,500
‫آفرین دختر خوب

796
01:18:06,583 --> 01:18:08,166
‫دختر خوب.
‫همه‌چیز تموم شد

797
01:18:08,250 --> 01:18:10,833
‫تموم شد

798
01:18:12,833 --> 01:18:14,375
‫دراز بکش

799
01:18:15,125 --> 01:18:16,625
‫آفرین

800
01:18:16,708 --> 01:18:18,583
‫چشمات رو ببند

801
01:18:24,125 --> 01:18:25,375
‫داره می‌میره

802
01:18:30,500 --> 01:18:31,666
اون برگزیدس

803
01:18:32,250 --> 01:18:34,750
‫برگزیده نیست.
‫اون فقط یه بچه‌س

804
01:18:36,083 --> 01:18:37,958
‫- تو ما رو نمی‌شناسی
‫- وایسا

805
01:18:44,290 --> 01:18:47,440
‫مطمئنم که از جنبه‌های زیادی
‫این حرفت حقیقت داره

806
01:18:49,166 --> 01:18:52,458
‫و مطمئنم توی زندگی‌تون
‫ چیزهای دیگه‌ای هم دارین که من نمی‌فهمم

807
01:18:55,791 --> 01:18:57,291
‫اما می‌دونم که اندوه

808
01:18:58,625 --> 01:18:59,791
‫و از دست دادن چه شکلیه

809
01:19:02,625 --> 01:19:05,541
‫و درد از دست دادن فرزند،
‫چیزیه که باهاش آشنایی دارم

810
01:19:09,083 --> 01:19:10,083
‫من...

811
01:19:11,375 --> 01:19:14,750
‫این که آنا رو ول کنی تا بمیره
‫اون هم وقتی که می‌تونستی جلوی این کار رو بگیری

812
01:19:14,833 --> 01:19:16,333
‫کار وحشتناکیه

813
01:19:22,750 --> 01:19:24,750
‫این برای نجات خودشه

814
01:19:29,833 --> 01:19:32,083
‫بهتر نیست دوباره موقع شب‌بخیر گفتن ببوسیش؟

815
01:19:33,250 --> 01:19:36,041
‫یا صبح‌بخیر گفتن

816
01:19:37,333 --> 01:19:40,958
‫- یا خداحافظی
‫- این زندگی خیلی کوتاهه، خانم رایت

817
01:19:44,625 --> 01:19:46,125
‫آخرته که ابدیه

818
01:19:49,666 --> 01:19:53,166
‫فرزندان من... به بهشت میرن

819
01:20:45,000 --> 01:20:46,750
‫احمقانس

820
01:20:47,625 --> 01:20:50,541
‫- احمقانس، لیب!
‫- خیلی‌خب. کمک کن. اشکال نداره

821
01:20:50,625 --> 01:20:54,375
‫- نمی‌تونی یه بچه رو از خانوادش بگیری
‫- اونا نمی‌خوانش!

822
01:20:54,458 --> 01:20:57,583
‫اصلاً این مردم رو نمی‌شناسی،
‫اینا مردم منن

823
01:20:57,666 --> 01:20:58,666
‫اون مرد عاشقشه

824
01:20:58,750 --> 01:21:03,666
‫لازمه‌ی عشق، کنشه.
‫و بعضی‌مواقع مداخله

825
01:21:03,750 --> 01:21:07,916
‫- نه این که همینطوری سر جات وایسی و...
‫- کنش اون ایمان و دعاهاشه

826
01:21:08,666 --> 01:21:11,208
‫- تو نمی‌فهمی...
‫- شاید. آره، شاید

827
01:21:11,291 --> 01:21:14,500
‫اما این یه مسئله فلسفی نیست
‫که بشه روش بحث کرد

828
01:21:15,666 --> 01:21:18,500
‫زندگی یه بچه وسطه
‫و اونا دارن می‌کشنش

829
01:21:20,125 --> 01:21:22,750
‫خودت نوشتی.
‫یا فقط داشتی دروغ می‌گفتی؟

830
01:21:22,833 --> 01:21:24,875
‫- پدر و مادرش...
‫- ناامیدش کردن

831
01:21:24,958 --> 01:21:27,125
‫- اینطور نیــ....
‫- کمکم می‌کنی یا نه؟

832
01:21:28,166 --> 01:21:31,166
‫خانوادش شب می‌خوان براش مراسم اعشای ربانی برگزار کنن.
‫این آخرین فرصتیه که می‌تونم کمکش کنم

833
01:21:31,200 --> 01:21:33,540
‫تا بتونم اینجا یه کار مفید بکنم.
‫خواهش می‌کنم

834
01:21:34,540 --> 01:21:37,500
‫خورشید ساعت 9 غروب می‌کنه.
‫میای دم چاه؟

835
01:21:41,125 --> 01:21:43,500
‫می‌تونه واسه جفت‌مون یه چیز جدید باشه

836
01:21:45,083 --> 01:21:47,166
‫به داستان جدید.
‫یه زندگی جدید

837
01:21:47,250 --> 01:21:48,458
‫من همچین چیزی نمی‌خوام

838
01:21:49,250 --> 01:21:51,500
‫ازت نخواستم که عاشقم بشی

839
01:21:52,000 --> 01:21:54,083
‫ازت می‌خوام کمکم کنی
‫و شاید...

840
01:21:56,416 --> 01:21:59,708
‫شاید به یه شیوه‌ی دیگه زندگی کنیم
‫و یه جای دیگه به خوشبختی برسیم

841
01:21:59,791 --> 01:22:00,791
‫نه

842
01:22:10,916 --> 01:22:12,458
‫اگه نمی‌خوای بیای...

843
01:22:16,875 --> 01:22:18,041
‫دوست داشتم...

844
01:22:19,000 --> 01:22:20,333
‫دلم می‌خواد بیای

845
01:22:22,541 --> 01:22:25,250
‫اما اگه نمی‌خوای،
‫میشه حداقل تا دوبلین برسونی‌مون؟

846
01:22:25,330 --> 01:22:27,440
‫خواهش می‌کنم. فقط همین.
‫نه چیز دیگه‌ای

847
01:22:29,416 --> 01:22:31,916
‫چیزی که ازم می‌خوای
‫مسئله کوچیکی نیست

848
01:22:33,916 --> 01:22:36,250
‫به این کار میگن آدم‌ربایی، لیب.
‫میفتیم زندان

849
01:22:36,333 --> 01:22:38,958
‫اگه تو بودی، دلت نمی‌خواست
‫که یکی واسه خانوادت بجنگه؟

850
01:22:43,583 --> 01:22:44,666
‫شرمندم

851
01:22:44,750 --> 01:22:46,666
‫شرمندم. واقعاً‌ شرمندم

852
01:22:46,750 --> 01:22:50,708
‫ویل، نه. نه، خواهش می‌کنم.
‫خواهش می‌کنم، ویل. معذرت می‌خوام

853
01:24:10,000 --> 01:24:11,041
‫آنا

854
01:24:12,791 --> 01:24:14,458
‫آنا، باید بیدار شی

855
01:24:16,791 --> 01:24:17,791
‫آنا

856
01:24:23,333 --> 01:24:26,000
‫دارم میرم پیش خدا؟

857
01:24:29,000 --> 01:24:29,916
‫آره

858
01:24:32,125 --> 01:24:33,583
‫دیگه وقتشه

859
01:24:37,125 --> 01:24:38,541
‫آنا داره میره پیش خدا

860
01:24:43,250 --> 01:24:44,791
‫آنا داره می‌میره

861
01:24:57,208 --> 01:24:58,375
‫اگه که...

862
01:25:01,125 --> 01:25:02,208
‫اگه که...

863
01:25:03,041 --> 01:25:04,541
‫آنا که بمیره...

864
01:25:06,291 --> 01:25:07,541
‫تو بیدار میشی

865
01:25:10,041 --> 01:25:12,000
‫یه دختر کوچولوی تازه به دنیا اومده

866
01:25:13,250 --> 01:25:14,500
‫نه ساله

867
01:25:18,250 --> 01:25:21,125
‫تاحالا هیچ اتفاقی واسه این دختر کوچولو نیفتاده

868
01:25:31,375 --> 01:25:32,833
‫اسمش رو چی بذاریم؟

869
01:25:38,916 --> 01:25:39,916
‫هی؟

870
01:25:44,041 --> 01:25:45,125
‫نن؟

871
01:25:46,291 --> 01:25:47,291
‫نن

872
01:25:49,166 --> 01:25:50,375
حتماً

873
01:25:54,500 --> 01:25:56,791
‫آنا داره می‌میره

874
01:25:58,166 --> 01:25:59,208
‫آره

875
01:26:01,916 --> 01:26:03,416
‫آنا داره می‌میره

876
01:26:05,250 --> 01:26:07,333
‫اما نن قراره زندگی کنه

877
01:26:26,750 --> 01:26:28,708
‫دیگه وقتشه بری پیش خدا،‌ آنا

878
01:26:30,833 --> 01:26:31,916
‫چیزی نیست

879
01:26:33,875 --> 01:26:35,375
‫چیزی نیست. من پیشتم

880
01:26:38,458 --> 01:26:40,000
‫چشمات رو ببند

881
01:26:43,708 --> 01:26:44,708
‫ببند

882
01:26:50,666 --> 01:26:51,666
‫هیس...

883
01:26:55,000 --> 01:26:56,000
‫ببند

884
01:27:02,208 --> 01:27:03,500
‫آفرین

885
01:27:06,000 --> 01:27:07,166
‫آفرین

886
01:27:11,708 --> 01:27:13,083
‫خداحافظ، آنا

887
01:27:24,166 --> 01:27:25,166
‫نن؟

888
01:27:34,583 --> 01:27:35,583
‫نن؟

889
01:27:43,583 --> 01:27:45,250
‫دیگه می‌تونی بیدار شی، نن

890
01:27:51,916 --> 01:27:52,916
‫نن؟

891
01:28:08,333 --> 01:28:10,083
‫اسم من ننه؟

892
01:28:17,500 --> 01:28:18,500
‫آره

893
01:28:21,750 --> 01:28:23,083
‫آره، الان نَنی

894
01:32:01,041 --> 01:32:02,291
‫همش همینجاس

895
01:32:28,250 --> 01:32:32,000
‫«ساعت 8:22 شب. احتقان شدید ریوی»

896
01:32:33,625 --> 01:32:37,250
‫«ساعت 8:43 شب. هذیان گویی»

897
01:32:38,458 --> 01:32:41,708
‫«ساعت 8:49 شب. مشکل تنفسی»

898
01:32:42,416 --> 01:32:44,083
‫«ضربان قلب نامنظم»

899
01:32:45,291 --> 01:32:47,125
‫«ساعت 8:57 شب.

900
01:32:50,000 --> 01:32:51,041
‫مرگ»

901
01:32:55,875 --> 01:32:57,125
‫حالا...

902
01:32:58,166 --> 01:32:59,833
‫سوالی که برام ایجاد شده اینه که...

903
01:33:02,291 --> 01:33:04,541
‫کلبه چطور آتیش گرفت...

904
01:33:06,416 --> 01:33:07,416
‫خانم رایت؟

905
01:33:11,791 --> 01:33:12,958
‫اعتراف می‌کنم...

906
01:33:15,083 --> 01:33:17,083
‫زمانی که مُرد، عصبی شدم

907
01:33:19,291 --> 01:33:21,166
‫وقتی داشتم سعی می‌کردم که احیاش کنم،

908
01:33:21,916 --> 01:33:23,291
‫آتش‌دان...

909
01:33:25,041 --> 01:33:26,041
‫چراغ...

910
01:33:27,958 --> 01:33:29,958
‫حتماً‌ لباسم خورده بهش

911
01:33:33,375 --> 01:33:34,666
‫شما مسئول نظارت از اون بودین

912
01:33:34,750 --> 01:33:37,000
‫و فقط یه مشت خاکستر برای ما به جا گذاشتین

913
01:33:37,083 --> 01:33:39,833
‫حتی استخوان‌هاش هم نیست؟
‫همه تلاش‌شون رو کردن؟

914
01:33:40,416 --> 01:33:43,291
‫باران شدید دردسر رو دوبرابر کرد

915
01:33:43,375 --> 01:33:46,166
‫- باورنکردنیه
‫- به جای بقایا، زیارت‌گاه می‌سازیم

916
01:33:46,250 --> 01:33:48,050
‫دست از این مزخرفاتت بردار، فلین

917
01:33:48,125 --> 01:33:49,625
‫اگه جسدی هم وجود داشت
‫که تشریحش کنیم

918
01:33:49,708 --> 01:33:52,125
‫یه بچه گرسنه پیدا می‌کردی
‫که داشته با شکم خالی می‌مرده

919
01:33:52,208 --> 01:33:55,208
‫اونجا چیزی جز تقدس پیدا نمی‌کردیم

920
01:33:55,291 --> 01:33:58,208
‫اولین قدیس‌مون بعد از قرون تاریکی بود

921
01:33:58,291 --> 01:34:03,708
‫- پدر، محض رضای خدا
‫- هیچی ثابت نشده بود، فلین

922
01:34:03,791 --> 01:34:04,791
‫حقیقت داره

923
01:34:04,833 --> 01:34:09,291
‫چون این زن تمامی مدارک وجود معجزه رو

924
01:34:09,375 --> 01:34:10,958
‫با آتیش زدن خونه، سوزونده

925
01:34:11,041 --> 01:34:14,041
‫- یا عیسی مسیح
‫- داری متهم می‌کنی؟

926
01:34:14,125 --> 01:34:15,875
‫معلومه که دارم متهم می‌کنم

927
01:34:15,958 --> 01:34:18,541
‫- این یه قضیه پلیسیه
‫- کافیه

928
01:34:20,625 --> 01:34:23,583
‫مهم‌ترین سوالی که

929
01:34:24,375 --> 01:34:26,250
‫از نظر من وجود داره،
‫اینه که

930
01:34:26,333 --> 01:34:32,458
‫تا چه میزان میشه مسئولیتی رو
‫بر عهده یه پرستار گذاشت

931
01:34:32,541 --> 01:34:35,500
‫که خدماتی رو انجام بده

932
01:34:36,708 --> 01:34:38,041
‫که شورا براش تعیین کرده؟

933
01:34:48,120 --> 01:34:50,580
‫تا زمانی که رئیس پلیس اجازه نداده

934
01:34:50,590 --> 01:34:54,125
‫همینجا می‌مونین

935
01:34:55,041 --> 01:34:57,166
‫و دیگه نیازی به گفتن این نیست

936
01:34:57,833 --> 01:35:00,708
‫که حقوقی دریافت نمی‌کنین

937
01:35:24,166 --> 01:35:25,666
‫درد داره؟

938
01:35:27,791 --> 01:35:28,833
‫همم

939
01:35:31,375 --> 01:35:32,375
‫افتضاحه

940
01:35:33,916 --> 01:35:36,166
‫گذاشته بودن که تا این همه مدت اینطوری بمونه

941
01:35:37,083 --> 01:35:38,875
که بذارن یه دختر کوچیک بمیره

942
01:35:42,250 --> 01:35:43,250
‫این آدما...

943
01:36:00,916 --> 01:36:01,916
‫میشه...

944
01:36:04,541 --> 01:36:05,916
‫میشه یه چیزی ازت بپرسم؟

945
01:36:10,416 --> 01:36:11,416
‫اوهوم

946
01:36:12,458 --> 01:36:14,375
‫قبل از این که دیشب پیدات کردم...

947
01:36:17,916 --> 01:36:19,875
‫مطمئنم که...

948
01:36:21,200 --> 01:36:23,140
‫یه بینش الهی بهم اعطا شده بود

949
01:36:25,625 --> 01:36:29,250
‫اینقدر نگران بودم
‫که نتونستم تا آخر مراسم بمونم

950
01:36:32,750 --> 01:36:34,500
‫و تو راه خونه که بودم،

951
01:36:36,000 --> 01:36:37,083
‫یه...

952
01:36:40,125 --> 01:36:41,333
‫فرشته دیدم

953
01:36:42,875 --> 01:36:44,291
‫که سوار یه اسب بود

954
01:36:44,875 --> 01:36:47,041
‫و داشت با آنا می‌رفت

955
01:37:05,750 --> 01:37:07,875
‫جاش بهتره؟

956
01:37:08,791 --> 01:37:10,333
‫بهم قولش رو میدی؟

957
01:37:18,750 --> 01:37:19,750
‫قول میدم

958
01:37:22,750 --> 01:37:27,500
‫«بنابراین، به دلیل نداشتن جسد

959
01:37:29,416 --> 01:37:33,208
‫مرگ دختر روزه‌دار معروف

960
01:37:33,291 --> 01:37:37,291
‫به طور غیابی...

961
01:37:38,625 --> 01:37:40,125
‫اعلام شد»

962
01:37:43,625 --> 01:37:45,416
‫«هیچکسی را نمی‌توان مقصر دانست»

963
01:37:47,041 --> 01:37:51,750
‫«هیچ کس...

964
01:37:52,625 --> 01:37:56,041
‫پدر... و مادری که

965
01:37:56,125 --> 01:37:59,291
‫اجازه دادند... فرزندشان... تلف شود....

966
01:38:01,416 --> 01:38:02,875
‫را مقصر ندانست»

967
01:38:05,291 --> 01:38:07,833
‫<i>«هیچ اتهامی</i>

968
01:38:08,833 --> 01:38:11,583
‫<i>علیه پزشک مُسنی</i>

969
01:38:12,708 --> 01:38:14,291
‫<i>که خود را فریب داده بود</i>

970
01:38:15,083 --> 01:38:17,958
‫<i>که چشمه جوانی را کشف کرده، وارد نشد</i>

971
01:38:20,916 --> 01:38:23,416
‫<i>و هیج یک از اعضای خودگماشته شورا</i>

972
01:38:24,375 --> 01:38:29,250
‫<i>ملزم نشدند که دلیل نظارت بر گرسنگی</i>

973
01:38:29,916 --> 01:38:31,750
‫<i>یک کودک ایرلندی دیگر را توضیح دهند</i>

974
01:38:33,625 --> 01:38:39,541
‫<i>شاید هیچ روستایی برای غم از دنیا رفته</i>

975
01:38:39,625 --> 01:38:41,750
‫<i>و توبه برای کوتاهی‌شان، دور هم جمع نشوند</i>

976
01:38:42,708 --> 01:38:44,666
‫<i>و نه حتی یک ملت</i>

977
01:38:46,208 --> 01:38:47,833
‫<i>آیا در سرتاسر امپراتوی</i>

978
01:38:48,583 --> 01:38:53,583
‫<i>کودکان دیگری نیستند
‫که هرشب در گودال‌ها و ناودان‌ها</i>

979
01:38:53,666 --> 01:38:55,458
‫<i>می‌میرند؟</i>

980
01:38:58,000 --> 01:39:00,625
‫<i>«اینجا چه دنیای غم‌انگیزی است</i>

981
01:39:00,708 --> 01:39:03,625
‫<i>که تا اینقدر تشنه‌ی دیدن معجزه</i>

982
01:39:03,708 --> 01:39:06,416
‫<i>در تک تک کودکان معمولی است</i>

983
01:39:10,000 --> 01:39:17,000

984
01:39:17,024 --> 01:39:24,024

985
01:40:07,000 --> 01:40:08,208
‫خانم لیب؟

986
01:40:38,750 --> 01:40:41,416
‫مسافران کشتی اس‌اس نورثامبرلند

987
01:40:41,500 --> 01:40:43,680
‫آماده‌ی عزیمت به سمت سیدنی بشن!

988
01:40:43,740 --> 01:40:45,420
‫دروازه رو باز کنین

989
01:40:52,125 --> 01:40:54,416
‫- اسم‌تون؟
‫- الیزابت چشر

990
01:41:00,041 --> 01:41:02,833
‫چ-ش-ر

991
01:41:04,791 --> 01:41:06,041
‫ویلکی چشر

992
01:41:09,833 --> 01:41:11,166
‫اسم شما؟

993
01:41:14,458 --> 01:41:16,083
‫اشکالی نداره عزیزم. بگو

994
01:41:19,250 --> 01:41:20,541
‫نن چشر

995
01:41:26,375 --> 01:41:29,000
‫- خیلی‌خب، از این سمت
‫- ممنون

996
01:41:32,083 --> 01:41:33,083
‫بعدی

997
01:42:34,375 --> 01:42:36,583
‫تو. بیرون

998
01:42:37,291 --> 01:42:39,583
‫تو. بیرون

999
01:42:41,000 --> 01:42:48,000

  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

1000
01:42:48,024 --> 01:42:55,024

  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.
