﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:15,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.org ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: ZedMovie.com ::..</font></b> 

2
00:00:15,633 --> 00:00:22,633
 

3
00:00:23,585 --> 00:00:30,585
 

4
00:00:33,158 --> 00:01:03,158
 

5
00:01:10,886 --> 00:01:19,586
[ سه هزار سال اشتیاق ]


6
00:01:19,726 --> 00:01:22,467
اسم من «آلیثیا»ست

7
00:01:22,468 --> 00:01:25,121
داستانم واقعیه

8
00:01:25,122 --> 00:01:27,515
ولی اگه مثل یه داستان خیالی
 تعریفش کنم

9
00:01:27,516 --> 00:01:29,736
احتمالش بیش‌تره که باور کنین

10
00:01:32,391 --> 00:01:35,044
پس، روزی روزگاری

11
00:01:35,045 --> 00:01:38,832
هنگامی که انسان‌ها، با بال‌های فلزی
در آسمان گذر می‌کردن

12
00:01:39,702 --> 00:01:41,094
 پاهای پردار می‌پوشیدن

13
00:01:41,095 --> 00:01:43,445
و در اعماق دریا، قدم می‌زدن

14
00:01:44,707 --> 00:01:46,882
روزگاری که مردم، تکه سرامیک شیشه‌ای رو

15
00:01:46,883 --> 00:01:49,451
با قابلیت دریافت موسیقی‌های عاشقانه از هوا
در دست می‌گرفتن

16
00:01:51,148 --> 00:01:54,195
زنی بود بسیار تنها و شاد

17
00:01:55,065 --> 00:01:56,979
تنهایی‌اش خواست خودش بود

18
00:01:56,980 --> 00:01:59,895
شادی‌اش هم ناشی از استقلالش

19
00:01:59,896 --> 00:02:02,986
و نونِ ذهنِ دانشمندانه
و دانش‌پژوه‌ش رو می‌خورد

20
00:02:05,302 --> 00:02:06,956
کسب و کارش به داستان مربوط می‌شد

21
00:02:07,991 --> 00:02:09,731
شغلش داستان‌شناسی بود

22
00:02:09,732 --> 00:02:11,516
و درمیان داستان‌ها

23
00:02:11,517 --> 00:02:14,476
به دنبال حقیقتی مشترک
بین انسان‌ها می‌گشت

24
00:02:15,738 --> 00:02:18,566
از این رو؛ سالی یک الی دو بار

25
00:02:18,567 --> 00:02:21,177
به سرزمین‌های عجیب و غریب
سفرهایی پرمخاطره می‌کرد

26
00:02:21,178 --> 00:02:23,919
به چین، دریای جنوبی

27
00:02:23,920 --> 00:02:26,140
و به شهرهای باثبات شام

28
00:02:30,144 --> 00:02:34,714
جاهایی که هم‌صنف‌های خودش جمع می‌شدن
تا داستان‌هایی درباره‌ی داستان‌ها بگن

29
00:02:37,151 --> 00:02:38,456
از این‌طرف

30
00:02:38,457 --> 00:02:40,501
ببخشید -
از این‌طرف، خانم -

31
00:02:40,502 --> 00:02:42,744
چی کار می‌کنید؟
می‌شه ول کنید لطفاً؟

32
00:02:42,769 --> 00:02:45,206
رازهای استانبول

33
00:02:46,769 --> 00:02:50,532
آلیثیا

34
00:02:55,169 --> 00:02:56,822
خوش اومدی

35
00:02:56,823 --> 00:02:58,519
بالاخره رسیدی -
گونهان -

36
00:02:58,520 --> 00:03:00,652
دوست عزیزم

37
00:03:00,653 --> 00:03:02,131
چه عالی -
ببخشید -

38
00:03:02,532 --> 00:03:04,229
این امینه‌ست -
امینه -

39
00:03:04,230 --> 00:03:06,014
از طرف شورای فرهنگی بریتانیا اومدم

40
00:03:07,581 --> 00:03:10,191
اون یاروی توی فرودگاه رو دیدی
که می‌خواست چمدونم رو

41
00:03:10,192 --> 00:03:11,410
به زور بگیره؟

42
00:03:11,411 --> 00:03:12,629
کدوم یارو؟

43
00:03:14,022 --> 00:03:16,416
وقتی صدات رو شنید، رفت

44
00:03:17,373 --> 00:03:21,638
کوتوله بود، یه پالتوی چرم گوسفند
با یقه‌ی صورتی، تنش بود

45
00:03:24,206 --> 00:03:25,381
جالبه

46
00:03:26,339 --> 00:03:28,602
بدنش حرارت داشت

47
00:03:29,690 --> 00:03:30,996
معطر بود

48
00:03:31,518 --> 00:03:33,214
لابد جن بوده

49
00:03:33,215 --> 00:03:35,695
بیش‌تر می‌خوره
  راننده تاکسی غیرقانونی بوده باشه

50
00:03:35,696 --> 00:03:37,653
که ادوکلن زیادی به خودش زده

51
00:03:37,654 --> 00:03:39,525
خب پروفسور

52
00:03:39,526 --> 00:03:42,049
یعنی به جن اعتقاد داری؟

53
00:03:42,050 --> 00:03:44,965
اعتقاد دارم یه سری‌ها هستن
که نیاز دارن بهش باور داشته باشن

54
00:03:44,966 --> 00:03:46,097
از جمله من؟

55
00:03:46,098 --> 00:03:47,490
جن، روح

56
00:03:48,317 --> 00:03:50,276
فضایی، هرچی که دوست داری

57
00:03:56,673 --> 00:03:59,459
مسئولین هتل، براتون
یه سورپرایز ویژه و دوست‌داشتنی تدبیر دیدن

58
00:04:04,725 --> 00:04:06,595
این اتاق «آگاتا کریستی» بوده

59
00:04:06,596 --> 00:04:07,901
توی این اتاق بود

60
00:04:07,902 --> 00:04:10,513
که کتاب «قتل در قطار سریع‌السیر شرق» رو
نوشت

61
00:04:20,567 --> 00:04:23,308
چطور می‌خواید قدرت توفان رعدوبرق رو

62
00:04:23,309 --> 00:04:25,701
تفسیر کنید

63
00:04:25,702 --> 00:04:27,094
اگر تجهیزات لازم

64
00:04:27,095 --> 00:04:29,576
برای اندازه‌گیری داده‌های هواشناحتی رو
 نداشته باشید؟

65
00:04:31,317 --> 00:04:33,492
فصول سال رو چطوری می‌تونید
تفسیر کنید؟

66
00:04:33,493 --> 00:04:36,277
اگر ندونید که زمین در مداری

67
00:04:36,278 --> 00:04:38,453
به دور خورشید می‌چرخه

68
00:04:38,454 --> 00:04:41,981
چطور می‌خواید چگونگی تبدیل خزان به زمستان
و بهار به تابستان رو تفسیر کنید؟

69
00:04:42,284 --> 00:04:44,372
همه‌چیز مبهم و مرموز بود

70
00:04:44,373 --> 00:04:49,464
فصول، سونامی‌ها
بیماری‌های میکروبی

71
00:04:49,465 --> 00:04:53,555
به جز اکتفا به داستان‌ها
چه کار دیگه‌ای می‌تونستیم بکنیم؟

72
00:04:53,556 --> 00:04:56,602
دکتری «بینی»ـی که اینجاست
ما رو به این درک سوق داده

73
00:04:56,603 --> 00:04:58,691
که داستان‌ها، زمانی تنها راه انسان

74
00:04:58,692 --> 00:05:01,259
برای یافتن منطق در زندگیِ پیچیده
و پر رمز و رازمون بودن

75
00:05:01,260 --> 00:05:03,043
کاملاً درسته

76
00:05:03,044 --> 00:05:05,741
ما برای نیروهایی که پشت مصیبت‌ها

77
00:05:05,742 --> 00:05:08,788
و عجایب دنیا، اسم گذاشتیم

78
00:05:08,789 --> 00:05:11,183
...اون هم با داستان

79
00:05:14,577 --> 00:05:17,623
با داستان تعریف کردن برای همدیگه

80
00:05:17,624 --> 00:05:19,407
بذارید نشون‌تون بدم

81
00:05:19,408 --> 00:05:24,151
ما از خدایانی خاص و قدرتمندی
داستان گفتیم

82
00:05:24,152 --> 00:05:27,546
که در تمامی فرهنگ‌ها و اساطیر
حضور داشتن

83
00:05:27,547 --> 00:05:30,592
از یونانی‌ها و رومی‌ها گرفته
تا اساطیر اسکاندیناویایی

84
00:05:30,593 --> 00:05:32,464
و غیره

85
00:05:32,465 --> 00:05:35,815
نسل آشنای زئوس، پوسیدون، آتنا

86
00:05:35,816 --> 00:05:38,383
ثور و بقیه‌شون

87
00:05:38,384 --> 00:05:41,039
حتی در دنیای امروزی هم نمود دارن

88
00:05:42,518 --> 00:05:45,347
اینا بقایاشون هستن

89
00:05:47,132 --> 00:05:50,526
سوال اینجاست
که هدف‌شون چیه؟

90
00:05:56,097 --> 00:05:58,056
الان چه نیازی بهشون داریم؟

91
00:06:00,232 --> 00:06:03,409
ما یه علم اساطیر داریم و یه علم تجربی

92
00:06:05,367 --> 00:06:07,847
شرمنده

93
00:06:07,848 --> 00:06:12,330
علم اساطیر، دانسته‌ی گذشته‌مون بود

94
00:06:12,331 --> 00:06:15,464
و علم تجربی، دانسته‌ی حال حاضرمونه

95
00:06:20,121 --> 00:06:22,470
زود یا دیر

96
00:06:22,471 --> 00:06:25,299
داستان‌هایی که ما خلق کردیم

97
00:06:25,300 --> 00:06:27,215
با داستان‌های خلق شده
توسط علم، جایگزین می‌شن

98
00:06:28,216 --> 00:06:30,609
علم جامع و کامل

99
00:06:30,610 --> 00:06:32,612
و تمام خدایان و هیولاها

100
00:06:33,613 --> 00:06:35,789
کاربرد سابق‌شون رو از دست می‌دن

101
00:06:36,790 --> 00:06:39,270
و تبدیل به استعاره‌هایی ساده می‌شن

102
00:06:39,271 --> 00:06:41,447
چرنده

103
00:06:44,276 --> 00:06:45,799
آلیثیا

104
00:06:49,890 --> 00:06:51,196
آلیثیا

105
00:06:52,240 --> 00:06:53,414
چی شد؟

106
00:06:53,415 --> 00:06:54,850
نمی‌دونم، یهو غش کرد

107
00:06:54,851 --> 00:06:56,765
افتاد

108
00:06:56,766 --> 00:06:58,812
وای خدا، یواش

109
00:07:05,688 --> 00:07:07,168
خوبی؟

110
00:07:17,787 --> 00:07:19,223
بهتر نیست بری
پیش یه دکتر؟

111
00:07:19,224 --> 00:07:20,746
چرا؟ حالم که خوبه

112
00:07:20,747 --> 00:07:23,183
ببخشیدها، آلیثیا
ولی مطمئنی؟

113
00:07:23,184 --> 00:07:25,446
به جز دردهای همیشگیم

114
00:07:25,447 --> 00:07:27,144
شرایط نامساعدی ندارم

115
00:07:27,145 --> 00:07:28,841
لازم نیست شلوغش کنیم

116
00:07:28,842 --> 00:07:30,713
پس چت شد یهو؟

117
00:07:34,804 --> 00:07:38,678
این اواخر، تصوراتم
از کنترلم خارج شده

118
00:07:38,944 --> 00:07:40,945
و کار دستم می‌ده

119
00:07:41,120 --> 00:07:42,294
فکرکنم یه اخطاره

120
00:07:42,295 --> 00:07:43,557
در رابطه با...؟

121
00:07:44,993 --> 00:07:46,994
عشرت طلبی

122
00:07:46,995 --> 00:07:49,344
مواظب نبودن

123
00:07:49,345 --> 00:07:51,999
هرازچندگاهی، به طرز بدی
خودش رو نشون می‌ده

124
00:07:52,000 --> 00:07:54,567
سعی می‌کنم در برابرش مقاومت نکنم

125
00:07:54,568 --> 00:07:58,397
چندلحظه‌ای کنترل رو در دست می‌گیره
و بعدش بی‌خیال می‌شه

126
00:07:58,398 --> 00:07:59,964
چی بی‌خیال می‌شه؟

127
00:07:59,965 --> 00:08:03,055
.گونهان، غیرمنطقیه
بی‌خیال شو

128
00:08:05,492 --> 00:08:07,928
می‌دونی داری مثل یه بچه
رفتار می‌کنی؟

129
00:08:07,929 --> 00:08:09,365
می‌دونی که من یه بچه‌م اصلاً؟

130
00:08:13,674 --> 00:08:16,590
اگر سرنوشتی وجود داره
آیا می‌تونیم ازش فرار کنیم؟

131
00:08:17,243 --> 00:08:18,592
کی می‌دونه؟

132
00:08:19,245 --> 00:08:21,420
ولی بذارید این رو بهتون بگم

133
00:08:21,421 --> 00:08:23,639
توی بازار بزرگ استانبول

134
00:08:23,640 --> 00:08:28,557
حدود 62 خیابون و چهارهزار مغازه وجود داره

135
00:08:28,558 --> 00:08:31,692
یکی از اون مغازه‌ها
سه تا اتاق داره

136
00:08:32,954 --> 00:08:34,607
توی اتاق کوچیکه

137
00:08:34,608 --> 00:08:37,218
کپه‌ای از اشیایی بود
که توضیحی براشون وجود نداشت

138
00:08:37,219 --> 00:08:38,917
جدید و قدیمی بودن

139
00:08:39,961 --> 00:08:41,920
ته اون کپه

140
00:08:42,921 --> 00:08:44,531
یه یادگاری برداشتم

141
00:08:50,406 --> 00:08:52,233
می‌دونید این چیه؟

142
00:08:52,234 --> 00:08:55,106
مطمئن نیستم
ولی می‌تونه «چشم بلبل» باشه

143
00:08:55,107 --> 00:08:56,629
چشم یه بلبل

144
00:08:56,630 --> 00:08:59,980
طرف‌های سال 1845 توی شهر فتحیه
یه سری شیشه‌سازها بودن

145
00:08:59,981 --> 00:09:02,591
که عمده شهرت‌شون بابت همین الگوهای مارپیچی
سفید و آبی‌شون بود

146
00:09:02,592 --> 00:09:04,637
لطفا، کادو از طرف من

147
00:09:04,638 --> 00:09:06,509
یه چیزی بردار که این‌قدر
قدیمیو رها شده نباشه

148
00:09:09,948 --> 00:09:13,733
خب اگه این «چزم بلبل» باشه

149
00:09:13,734 --> 00:09:16,257
راهی واسه تصدیق اصلی بودنش هست؟

150
00:09:16,258 --> 00:09:17,998
خب می‌گن اگه اصلی باشه

151
00:09:17,999 --> 00:09:20,000
بعضی‌وقت‌ها قطرات خونی روش دیده می‌شه

152
00:09:20,001 --> 00:09:21,436
که مال ریه‌ی شیشه‌گرها بوده

153
00:09:21,437 --> 00:09:24,657
ولی این به احتمال زیاد
بدلیه که همین اواخر ساختن

154
00:09:24,658 --> 00:09:27,400
.آتیش سوزوندتش
یکی دیگه بردار

155
00:09:28,183 --> 00:09:29,706
نه، ممنون گونهان

156
00:09:30,577 --> 00:09:32,099
همین رو دوست دارم

157
00:09:32,100 --> 00:09:34,973
هرچی هست، مطمئنم
که داستان جالبی پشتشه

158
00:09:37,394 --> 00:09:57,394

159
00:10:01,477 --> 00:10:02,564
الو؟

160
00:10:02,565 --> 00:10:03,783
صبح بخیر، دکتر بینی

161
00:10:03,784 --> 00:10:05,306
صبح بخیر -
از بخش خدمات اتاق تماس می‌گیرم -

162
00:10:05,307 --> 00:10:06,525
بله؟ -
تخم مرغ‌تون رو چطور درست کنیم؟ -

163
00:10:06,526 --> 00:10:08,092
شُلَکی باشه

164
00:10:08,093 --> 00:10:10,485
نون تست هم کنارش باشه؟ -
بله، ولی تیکه‌های خشکش رو بکنید -

165
00:10:10,486 --> 00:10:12,661
دوتا تخم مرغ؟ -
یکی -

166
00:10:12,662 --> 00:10:14,403
باشه ممنون -
متشکرم -

167
00:11:43,666 --> 00:11:48,366
چشم‌هام رو می‌بندم
و تا 3 می‌شمارم

168
00:11:48,367 --> 00:11:49,715
خوش‌حال می‌شم

169
00:11:49,716 --> 00:11:51,196
اگه بعدش رفته باشی

170
00:11:54,416 --> 00:11:56,156
یک

171
00:11:56,157 --> 00:11:57,419
دو

172
00:11:58,246 --> 00:11:59,552
سه

173
00:12:04,252 --> 00:12:05,861
چهار

174
00:12:05,862 --> 00:12:07,212
پنج

175
00:12:08,256 --> 00:12:09,735
شش

176
00:12:09,736 --> 00:12:11,780
هفت، هشت

177
00:12:11,781 --> 00:12:13,392
نه، ده

178
00:12:34,587 --> 00:12:36,806
فکرنکنم انگلیسی حرف بزنی، درسته؟

179
00:12:38,460 --> 00:12:39,635
آلمانی؟

180
00:12:40,593 --> 00:12:41,942
اسپانیایی؟

181
00:12:42,812 --> 00:12:43,857
یونانی؟

182
00:12:47,709 --> 00:12:51,421
یونانی هومری بلدی؟

183
00:12:52,109 --> 00:12:54,779
...توی دانشگاه، چند واحدی

184
00:12:54,804 --> 00:12:56,430
ازش برداشتم

185
00:12:57,093 --> 00:13:00,471
لطفا از من نترس

186
00:13:00,597 --> 00:13:03,183
عادی هم باهام رفتار نکن

187
00:13:03,808 --> 00:13:05,310
من بابت آزادیم

188
00:13:05,435 --> 00:13:07,312
دین دارتم

189
00:13:07,437 --> 00:13:08,479
به همین سبب

190
00:13:08,605 --> 00:13:10,273
باید سه‌تا از آرزوهات رو

191
00:13:10,398 --> 00:13:13,484
برآورده کنم

192
00:13:13,610 --> 00:13:15,069
قوانینی هستن

193
00:13:15,195 --> 00:13:17,405
که نباید ازشون سرپیچی کرد

194
00:13:17,530 --> 00:13:19,657
سه‌تا یعنی سه‌تا

195
00:13:19,782 --> 00:13:21,242
عدد قدرته

196
00:13:22,202 --> 00:13:23,745
نباید آرزوی بی‌نهایت رو

197
00:13:23,870 --> 00:13:26,164
آرزو بکنی

198
00:13:26,289 --> 00:13:29,542
آره، با این مفهوم آشنام

199
00:13:29,834 --> 00:13:32,462
نباید آرزوی زندگی جادوان هم بکنی

200
00:13:32,754 --> 00:13:34,756
فانی بودن در ذات شماها نهادینه شده

201
00:13:35,131 --> 00:13:37,050
جاودانگی هم در ذات من

202
00:13:40,094 --> 00:13:42,764
نه می‌تونم گناهی رو پاک

203
00:13:43,139 --> 00:13:45,016
و نه می‌تونم تمام بدبختی‌ها رو
ریشه کنم

204
00:13:46,559 --> 00:13:48,311
من فقط یک جنم

205
00:13:48,937 --> 00:13:50,438
منطقیه

206
00:13:50,688 --> 00:13:54,275
اینا محدودیت‌هات بودن

207
00:14:00,323 --> 00:14:03,409
این انسان کوچیک، چی هست؟

208
00:14:03,979 --> 00:14:06,329
...یک

209
00:14:08,623 --> 00:14:10,500
جادوگره

210
00:14:10,833 --> 00:14:12,961
راهنمای ما در طی زمانه

211
00:14:14,339 --> 00:14:15,382
انیشتین

212
00:14:15,383 --> 00:14:16,602
انیشتین

213
00:14:16,798 --> 00:14:18,424
...تو یه جادوگری

214
00:14:18,550 --> 00:14:20,260
که اون رو توی این جعبه
حبس کرده؟

215
00:14:20,385 --> 00:14:22,804
نه. علمه

216
00:14:24,001 --> 00:14:25,334
تلویزیون

217
00:14:25,393 --> 00:14:26,742
تلویزیون

218
00:14:26,891 --> 00:14:31,437
امواج نور و صداست

219
00:14:32,127 --> 00:14:33,247
فرستنده‌ها

220
00:14:33,575 --> 00:14:35,273
فرستنده‌ها

221
00:14:35,316 --> 00:14:37,986
دقیق نمی‌دونم چطوری کار می‌کنه

222
00:14:38,653 --> 00:14:41,072
من یه پژوهشگر ادبی‌ام

223
00:14:41,739 --> 00:14:44,659
زیاد از این چیزها سردرنمیاریم

224
00:14:44,804 --> 00:14:46,718
من جنی‌ام که قدرت عظیمی نداره

225
00:14:46,719 --> 00:14:51,331
ولی کم کم دارم این فرستنده‌ها رو
درک می‌کنم

226
00:14:51,332 --> 00:14:52,680


227
00:14:52,681 --> 00:14:55,030
زبانم رو یاد گرفتی

228
00:14:55,031 --> 00:14:58,033
انگلیسی آسونه

229
00:14:58,034 --> 00:15:00,559
قواعدش رو سریع می‌شه یادگرفت

230
00:15:05,607 --> 00:15:06,999
نه

231
00:15:07,000 --> 00:15:08,392
می‌خوای آلبرت واسه خودت باشه؟

232
00:15:08,393 --> 00:15:09,741
نه

233
00:15:09,742 --> 00:15:11,308
.واسه‌ش خوب نیست
بذارش سرجاش

234
00:15:11,309 --> 00:15:12,570
می‌تونم بزرگش کنم -
چطور ممکنه؟ -

235
00:15:12,571 --> 00:15:13,788
می‌تونیم باهاش حرف بزنیم

236
00:15:13,789 --> 00:15:15,312
چطور ممکنه؟ -
بذارش سرجاش -

237
00:15:15,313 --> 00:15:17,052
آرزوته؟ -
غیرممکنه -

238
00:15:17,053 --> 00:15:18,968
نه، وظیفه‌اته

239
00:15:24,322 --> 00:15:26,715
آرزوت چیه پس؟

240
00:15:28,326 --> 00:15:30,371
آرزوی قلبیت؟

241
00:15:35,594 --> 00:15:40,424
بیا این‌قدر سریع پیش نریم

242
00:15:40,425 --> 00:15:43,427
باید بهش فکرکنم
تا هضمش کنم

243
00:15:43,428 --> 00:15:46,778
تا دلت بخواد وقت دارم

244
00:15:46,779 --> 00:15:48,867
از خودت برام بگو

245
00:15:48,868 --> 00:15:50,869
اسمم «آلیثیا بینی»‌ـه

246
00:15:50,870 --> 00:15:53,393
واسه کنفرانس اومدم ترکیه

247
00:15:53,394 --> 00:15:55,830
و فردا به وطنم برمی‌گردم

248
00:15:55,831 --> 00:15:57,006
و؟

249
00:15:59,748 --> 00:16:03,664
و یه اعترافی باید بکنم

250
00:16:03,665 --> 00:16:05,710
چیزی که تاحالا
به هیچ‌کس نگفتم

251
00:16:05,711 --> 00:16:07,016
عالیه

252
00:16:08,366 --> 00:16:11,150
وقتی بچه بودم، یه پسره بود

253
00:16:11,151 --> 00:16:12,673
اولین معشوقت بود؟

254
00:16:12,674 --> 00:16:15,589
نه، وجود فیزیکی نداشت

255
00:16:15,590 --> 00:16:16,851
جن بود؟

256
00:16:16,852 --> 00:16:18,984
نه

257
00:16:18,985 --> 00:16:22,857
اون موقع، توی یه مدرسه‌ی دخترونه بودم

258
00:16:22,858 --> 00:16:24,772
ماده کده بود

259
00:16:24,773 --> 00:16:29,603
ذاتاً آدم گوشه‌گیری بودم... یعنی هستم

260
00:16:29,604 --> 00:16:32,650
و یه پسره به اسم انزو

261
00:16:32,651 --> 00:16:35,567
از خلا ظاهر شد

262
00:16:36,829 --> 00:16:39,787
از نیاز به تصور

263
00:16:39,788 --> 00:16:41,702
داستان‌هایی رو به زبانی بهم گفت

264
00:16:41,703 --> 00:16:43,966
که فقط خودمون دوتا
بهش مسلط بودیم

265
00:16:45,490 --> 00:16:47,665
هروقت هم سردرد می‌گرفتم
غیبش می‌زد

266
00:16:47,666 --> 00:16:48,927
ولی هروقت به‌خاطر آسم

267
00:16:48,928 --> 00:16:51,408
خشکم می‌زد، پیشم بود

268
00:16:51,409 --> 00:16:53,105
مثل همین آلبرت کوچولویی بود

269
00:16:53,106 --> 00:16:54,715
که نمی‌ذاشتی بدمش بهت؟

270
00:16:54,716 --> 00:16:56,630
یک تجلی؟

271
00:16:56,631 --> 00:16:59,547
تجلی‌ای ناشی از غیاب بود

272
00:17:02,550 --> 00:17:05,858
می‌‌ترسیدم که از پیشم بره
واسه همین درباره‌ش نوشتم

273
00:17:07,903 --> 00:17:12,517
و دفتر خاطراتم رو پر از حقایق کردم

274
00:17:13,909 --> 00:17:18,086
ولی هرچه‌قدر بیش‌تر می‌خواستم
واقع‌گرایی رو چاشنی کار کنم

275
00:17:18,087 --> 00:17:21,089
بیش‌تر شک می‌کردم

276
00:17:21,090 --> 00:17:24,180
و همه‌ش احمقانه به‌نظر می‌اومد

277
00:17:25,530 --> 00:17:27,096
خودم حس احمقانه‌ای داشتم

278
00:17:28,924 --> 00:17:31,578
پس بعد از مدتی

279
00:17:31,579 --> 00:17:33,929
همه‌ش رو انداختم
توی شومینه‌ی مدرسه

280
00:17:36,105 --> 00:17:38,934
بعدش کلاً غیب شد

281
00:17:40,196 --> 00:17:42,808
با این‌حال من اینجام

282
00:17:45,027 --> 00:17:47,073
به‌طرز غیرمنطقی‌ای آره

283
00:17:48,161 --> 00:17:52,470
من اینجام و یه‌سری کارها داریم
که باید انجام بدیم

284
00:17:54,733 --> 00:17:57,125
می‌شه بعداً برگردین، لطفا؟

285
00:17:57,126 --> 00:17:59,084
از طرف خدمات اتاق اومدم، دکتر بینی

286
00:17:59,085 --> 00:18:01,129
صبحونه‌تون رو آوردم

287
00:18:01,130 --> 00:18:02,697
یه لحظه

288
00:18:03,829 --> 00:18:05,483
در رو کامل براش باز نکن

289
00:18:19,714 --> 00:18:20,845
صبح بخیر

290
00:18:20,846 --> 00:18:22,063
کجا بذارمش، دکتر بینی؟

291
00:18:22,064 --> 00:18:23,325
ممنون، خودم می‌برمش

292
00:18:23,326 --> 00:18:25,632
تعارف نکنید -
نه، خودم می‌برم -

293
00:18:25,633 --> 00:18:28,243
.خیلی‌خب، دکتر بینی
امیدوارم به خوبی استراحت کرده باشید

294
00:18:28,244 --> 00:18:29,984
.به‌نظر خوشمزه میاد
آره، خوب استراحت کردم

295
00:18:29,985 --> 00:18:31,812
چه برنامه‌ای برای این روز دلنواز دارید؟

296
00:18:31,813 --> 00:18:34,554
.نمی‌دونم
ببینم چی می‌شه

297
00:18:34,555 --> 00:18:37,035
دوست دارم یه گالری هنری زیبا
...نشون‌تون بدم

298
00:18:37,036 --> 00:18:38,253
نظر لطف‌تونه، ممنون

299
00:18:38,254 --> 00:18:39,428
...بعدش فرصتش

300
00:18:39,429 --> 00:18:40,778
باشه یه وقت دیگه -
عالی می‌شه -

301
00:18:40,779 --> 00:18:41,822
ممنون. روز خوبی باشه

302
00:18:41,823 --> 00:18:43,998
باشه، نوش جان کنید

303
00:18:43,999 --> 00:18:45,218
ممنون

304
00:19:24,605 --> 00:19:27,215
می‌بینم که به اندازه مناسب
و راحت‌تری ظاهر شدی

305
00:19:27,216 --> 00:19:29,131
هرکاری می‌کنم
تا خودم رو تطبیق بدم

306
00:19:29,610 --> 00:19:31,568
لطفا

307
00:19:31,569 --> 00:19:33,744
پس لازم نبوده صبحونه سفارش بدم

308
00:19:33,745 --> 00:19:37,225
نون نخودچی، لبو، میخک
و پسته‌ست

309
00:19:37,226 --> 00:19:39,011
توی دهنت آب می‌شه

310
00:19:44,146 --> 00:19:46,147
یه چیزی بپرسم؟

311
00:19:46,148 --> 00:19:47,280
راحت باش

312
00:19:48,716 --> 00:19:51,589
چطور سر از بطری من درآوردی؟

313
00:19:52,807 --> 00:19:54,200
داستانش طولانیه

314
00:19:55,114 --> 00:19:57,202
این سومین حبسی هست
که تجربه می‌کنم

315
00:19:57,203 --> 00:19:59,291
تاحالا سه‌بار توی بطری
حبس بودی؟

316
00:19:59,292 --> 00:20:01,641
شاید جن باشم، ولی احمقی هستم

317
00:20:01,642 --> 00:20:04,252
که زیادی شیفته‌ی مکالمه با خانم‌هاست

318
00:20:04,253 --> 00:20:06,646
باید در آینده، بیش‌تر مواظب باشم

319
00:20:06,647 --> 00:20:08,167
چطور گیر افتادی؟

320
00:20:08,910 --> 00:20:10,607
با آرزو

321
00:20:10,608 --> 00:20:12,261
چطور باید گیر می‌افتادم دیگه؟

322
00:20:15,134 --> 00:20:16,743
کی بود؟

323
00:20:16,744 --> 00:20:18,223
بلقیس

324
00:20:18,224 --> 00:20:19,616
ملکه سبا؟

325
00:20:19,617 --> 00:20:21,139
از اقوامم بود

326
00:20:21,140 --> 00:20:22,270
اون هم جن بود؟

327
00:20:22,271 --> 00:20:23,794
مادرش جن بود

328
00:20:23,795 --> 00:20:24,882
ممکنه اصلاً؟

329
00:20:24,883 --> 00:20:26,100
قوانینی هستن

330
00:20:26,101 --> 00:20:27,624
که وصال بین جن‌ و فانی‌ها رو
ممکن می‌کنن

331
00:20:27,625 --> 00:20:29,364
ولی نمی‌تونن مثل اسب و الاغ

332
00:20:29,365 --> 00:20:30,670
که با تولید مثل، یابو به دنیا میارن

333
00:20:30,671 --> 00:20:32,630
موجودی جاودان تولید کنن

334
00:20:34,283 --> 00:20:37,416
پس چه شکلی بود؟

335
00:20:37,417 --> 00:20:41,638
به جز پشم‌های کلفت سیاهی
که روی پاهاش داشت

336
00:20:41,639 --> 00:20:43,030
مثل بقیه‌ی انسان‌ها بود

337
00:20:43,031 --> 00:20:45,337
البته با این تفاوت
که خب بلقیس بود دیگه

338
00:20:45,338 --> 00:20:47,948
با وجود تمام این جریانات
واقعاً زیبا بود

339
00:20:47,949 --> 00:20:50,909
زیبا نبود، خود زیبایی بود

340
00:20:54,434 --> 00:20:57,262
من کاملاً آزاد بودم

341
00:20:57,263 --> 00:21:00,266
به اتاق خوابش، رفت و آماد داشتم

342
00:21:01,397 --> 00:21:03,922
بلقیس

343
00:21:07,403 --> 00:21:10,318
من هم به خوبی بقیه‌ی برده‌های مونثش
 می‌دونستم

344
00:21:10,319 --> 00:21:13,322
چطوری نوازشش کنم
که باعث لذتش بشه

345
00:21:14,454 --> 00:21:16,978
هیچ‌وقت دلم این‌قدر
یک موجود رو نخواسته بود

346
00:21:17,805 --> 00:21:19,284
اون هم درعوض تو رو می‌خواست؟

347
00:21:19,285 --> 00:21:22,679
بازیچه و رازدارش بودم

348
00:21:22,680 --> 00:21:24,942
اگه به خاطر سلیمان نبود
نقشم توی زندگیش، پررنگ‌تر هم می‌شد

349
00:21:24,943 --> 00:21:26,160
پادشاه سلیمان؟

350
00:21:26,161 --> 00:21:28,162
امیدوارم در رحمت باشه

351
00:21:28,163 --> 00:21:30,425
از اون سر دنیا و صحرا اومد
تا ازش خواستگاری کنه

352
00:21:30,426 --> 00:21:31,731
مگه بلقیس نرفته بود خواستگاری سلیمان؟

353
00:21:31,732 --> 00:21:33,080
نه بابا

354
00:21:33,081 --> 00:21:34,908
ولی توی کتب مقدس
که این‌جور نوشته

355
00:21:34,909 --> 00:21:36,388
توی تموم داستان‌ها
و نقاشی‌ها به همین شکله

356
00:21:36,389 --> 00:21:38,172
هندل هم در این باره
موسیقی‌ای خلق کرده

357
00:21:38,173 --> 00:21:39,783
خانم، من اون‌جا بودم دیگه

358
00:21:39,784 --> 00:21:41,481
سلیمان رفت خواستگاریش

359
00:21:44,412 --> 00:21:47,248
شما ملکه‌اید و همچون یک پرنده آزاد

360
00:21:47,373 --> 00:21:50,043
حتی با یک چشم هم
می‌تونید همه‌چیز رو ببینید

361
00:21:50,668 --> 00:21:54,339
چرا باید خودتون رو در آغوش یک مرد
اسیر کنید؟

362
00:21:54,464 --> 00:21:55,965
...ای جن عزیز و خویشاوند من

363
00:21:56,090 --> 00:21:59,552
تاکنون مردی نتوانسته
این‌گونه مرا مجذوب خود سازد

364
00:22:08,856 --> 00:22:10,815
با موسیقی شروع کرد

365
00:23:42,471 --> 00:23:45,865
همه کاری کردم تا بلقیس رو
منصرف کنم

366
00:23:45,866 --> 00:23:46,997
ولی وقتی دیدم

367
00:23:46,998 --> 00:23:48,868
داره از موم زنبور عسل
استفاده می‌کنه

368
00:23:48,869 --> 00:23:50,435
تا پشم‌های پاش رو بزنه

369
00:23:50,436 --> 00:23:52,132
می‌دونستم کارم تمومه

370
00:23:52,133 --> 00:23:54,482
ولی مثل احمق‌ها بهش گفتم

371
00:23:54,483 --> 00:23:57,485
که بدنش غنی و زیباست

372
00:23:57,486 --> 00:24:00,140
اما ذهنش غنی‌تر، زیباتر

373
00:24:00,141 --> 00:24:01,925
و دیرپای‌تر بود

374
00:24:01,926 --> 00:24:04,014
و با تموم حرف‌هام موافقت کرد

375
00:24:04,015 --> 00:24:05,625
و اشک داغی ریخت

376
00:24:07,018 --> 00:24:10,020
برای سلیمان شروطی گذاشت
که در نگاه اول، غیرممکن به‌نظر می‌اومد

377
00:24:10,021 --> 00:24:12,152
بهش گفت رشته نخ ابریشمی قرمز به‌خصوصی رو

378
00:24:12,153 --> 00:24:14,154
در کاخ هزار اتاقه، براش پیدا کنه

379
00:24:14,155 --> 00:24:17,027
شرط دوم، حدس زدن اسم مادرش
که یک جن بود و بر همه پوشیده، بود

380
00:24:17,028 --> 00:24:20,334
سومی، گفتن عمیق‌ترین
آرزوی قلبی زنان بود

381
00:24:20,335 --> 00:24:22,206
به‌نظر غیرممکن میاد

382
00:24:22,207 --> 00:24:23,468
واسه سلیمان نه

383
00:24:23,469 --> 00:24:24,991
می‌تونست با چهارپایان زمینی

384
00:24:24,992 --> 00:24:27,428
و جن‌هایی که از آتش ساخته شدن
صحبت کنه

385
00:24:27,429 --> 00:24:30,518
مورچه‌ها رو به کار گرفت
تا نخ ابریشمی رو براش پیدا کنن

386
00:24:30,519 --> 00:24:32,608
و عفریتی رو پیدا کرد
که اسم مادر بلقیس رو بهش بگه

387
00:24:37,918 --> 00:24:39,440
بعد به چشم‌هاش نگاه کرد

388
00:24:39,441 --> 00:24:42,531
و عمیق‌ترین آرزوی قلبی زن‌ها رو
 بهش گفت

389
00:24:44,620 --> 00:24:46,231
بلقیس حیرت زده شده بود

390
00:24:47,580 --> 00:24:49,408
و بهش گفت که راست می‌گه

391
00:24:53,934 --> 00:24:57,458
اون هم عمیق‌ترین خواسته‌ی سلیمان رو
برآورده کرد

392
00:24:57,459 --> 00:25:00,332
که ازدواج و هم‌بستری
با بلقیس بود

393
00:25:20,439 --> 00:25:22,222
جادوگر بزرگی بود

394
00:25:22,223 --> 00:25:23,702
و با کلامی جادویی

395
00:25:23,703 --> 00:25:26,924
من رو در بطری‌ای برنجه
حبس کرد

396
00:25:53,080 --> 00:25:55,213
بلقیس، تقاضایی برای آزاد کردن من نکرد

397
00:25:56,214 --> 00:25:58,606
براش هیچ ارزشی نداشتم

398
00:25:58,607 --> 00:26:00,522
بخاری بودم در یک بطری

399
00:26:15,276 --> 00:26:18,061
من به دریای سرخ تبعید شدم

400
00:26:18,062 --> 00:26:21,674
و به مدت 2500 سال
مهجور بودم

401
00:26:27,027 --> 00:26:28,636
به جز خوابیدن

402
00:26:28,637 --> 00:26:31,597
یه نفر توی بطری به مدت 2500 سال
چی کار می‌تونه بکنه؟

403
00:26:33,120 --> 00:26:34,643
جن‌ها خواب‌شون نمی‌بره

404
00:26:40,301 --> 00:26:41,999
پس چطور گذروندی؟

405
00:26:45,306 --> 00:26:50,049
در 100 سال اول حبسم
نسبت به سرنوشتم، معترض و خشمگین بودم

406
00:26:50,050 --> 00:26:51,790
برای آزادیم، به درگاه بوشکولو
دعا کردم

407
00:26:51,791 --> 00:26:53,226
و وقتی دیدم تاثیری نداره

408
00:26:53,227 --> 00:26:54,706
به درگاه هر خدایی که می‌شناختم

409
00:26:54,707 --> 00:26:56,664
و نمی‌شناختم، دعا کردم

410
00:26:56,665 --> 00:26:59,364
وقتی جوابی حاصل نشد

411
00:27:00,452 --> 00:27:02,540
غرق رویاهایی شدم

412
00:27:02,541 --> 00:27:05,325
که همه‌شون خاطره بودن
و بازبینی‌شون کردم

413
00:27:05,326 --> 00:27:08,285
و بعد از انجام زیادش
خسته شدم

414
00:27:08,286 --> 00:27:11,331
دوباره خشمگین و معترض شدم
و دست به دعا شدم

415
00:27:11,332 --> 00:27:14,292
...و بعدش، بالاخره

416
00:27:15,641 --> 00:27:17,773
به خودم یه شگردی زدم

417
00:27:19,210 --> 00:27:20,688
دعا کردم تا توی بطری بمونم

418
00:27:20,689 --> 00:27:24,518
به بوشکولو التماس کردم
که تا ابد، توی بطری نگه‌م داره

419
00:27:24,519 --> 00:27:26,085
جواب داد؟

420
00:27:26,086 --> 00:27:27,565
اینکه هیچ‌چیز نخوای؟

421
00:27:27,566 --> 00:27:29,436
که تظاهر کنی هیچی نمی‌خوای

422
00:27:29,437 --> 00:27:31,177
جز اینکه توی یه بطری
نگه داشته بشی؟

423
00:27:31,178 --> 00:27:32,657
نه

424
00:27:32,658 --> 00:27:35,400
برای یک جن، این هیچ فرقی با مرگ نداره

425
00:27:38,272 --> 00:27:40,056
جواب سوالش رو می‌دونی؟

426
00:27:40,057 --> 00:27:41,231
اینکه خواسته‌ی عمیق زن‌ها چیه؟

427
00:27:41,232 --> 00:27:42,362
آره

428
00:27:42,363 --> 00:27:44,103
مگه نمی‌دونی؟

429
00:27:44,104 --> 00:27:45,626
اگه نه، نمی‌تونم بهت بگم

430
00:27:45,627 --> 00:27:47,802
خب مطمئناً همه زن‌ها
یه چیز که نمی‌خوان

431
00:27:47,803 --> 00:27:51,415
خانم، خواسته‌های شما
اصلا برای من واضح نیست

432
00:27:51,416 --> 00:27:54,722
الان توی زندگیم به جایی رسیدم
که هرچیزی نیازمه رو دارم

433
00:27:54,723 --> 00:27:57,290
می‌تونم بگم که از زندگیم راضی‌ام
و بابتش شکرگزار

434
00:27:57,291 --> 00:27:58,422
بگو ببینم

435
00:27:58,423 --> 00:28:00,815
متاهلی یا بیوه؟

436
00:28:00,816 --> 00:28:03,079
مادری؟

437
00:28:03,080 --> 00:28:05,604
نه بچه دارم، نه خواهر برادر
و نه والدینی

438
00:28:07,388 --> 00:28:08,693
یه زمانی متاهل بودم

439
00:28:08,694 --> 00:28:09,955


440
00:28:09,956 --> 00:28:12,089
رخسار شوهرت چطوری بود؟
[ احساسش نسبت به طرف ]

441
00:28:12,611 --> 00:28:14,090
رخسارش؟

442
00:28:14,091 --> 00:28:17,267
اوایل، درخشان بود
[ دوستم داشت ]

443
00:28:17,268 --> 00:28:19,095
و اواخرش؟

444
00:28:19,096 --> 00:28:20,618
داستانی نیست
که ارزش تعریف داشته باشه

445
00:28:20,619 --> 00:28:23,534
.ولی داستان که هست
داستان زندگیته

446
00:28:23,535 --> 00:28:25,188
و عقل حکم می‌کنه

447
00:28:25,189 --> 00:28:27,146
که انسان، افرادی که روش
 تاثیر بسزایی داشتن رو درک کنه

448
00:28:27,147 --> 00:28:28,235
لطفا

449
00:28:30,411 --> 00:28:32,631
خیلی‌خب

450
00:28:35,112 --> 00:28:37,591
از دوران جوونی
همدیگه رو می‌شناختیم

451
00:28:37,592 --> 00:28:39,463
توی سن کم، ازواج کردیم

452
00:28:39,464 --> 00:28:41,421
اوایلش، از ذهنیت و جسم همدیگه

453
00:28:41,422 --> 00:28:43,249
لذت می‌بردیم

454
00:28:43,250 --> 00:28:44,598


455
00:28:44,599 --> 00:28:46,426
چندین سال کنار هم خوشحال بودیم

456
00:28:46,427 --> 00:28:48,821
ولی بعدش

457
00:28:49,561 --> 00:28:51,605
همه‌ی اون خوشی‌ها برباد رفت

458
00:28:51,606 --> 00:28:53,652
...و علاقه‌مون به هم

459
00:28:54,783 --> 00:28:55,827
کم شد

460
00:28:55,828 --> 00:28:56,828
الان کجاست؟

461
00:28:58,526 --> 00:29:01,485
توی محله‌ی هکنی
 پیش «املین پورتر»ـه

462
00:29:01,486 --> 00:29:02,661


463
00:29:08,841 --> 00:29:10,798
...بهم گفت که

464
00:29:10,799 --> 00:29:13,280
در تشخیص احساسات
ناتوان بودم

465
00:29:17,415 --> 00:29:19,764
البته احساسات خودش

466
00:29:19,765 --> 00:29:21,679


467
00:29:21,680 --> 00:29:22,854


468
00:29:22,855 --> 00:29:24,421


469
00:29:24,422 --> 00:29:25,857


470
00:29:25,858 --> 00:29:27,598


471
00:29:27,599 --> 00:29:31,428
ساختار مغز من

472
00:29:31,429 --> 00:29:34,431
منبع قدرتم

473
00:29:34,432 --> 00:29:37,174
و تنهاییمه

474
00:29:38,175 --> 00:29:40,351
به‌گمونم به همین دلیله
که به داستان‌ها علاقه‌مندم

475
00:29:41,265 --> 00:29:43,919
توی داستان‌ها، احساسات رو
به وضوح لمس می‌کنم

476
00:29:47,488 --> 00:29:50,447
شاید بهتر باشه آرزو کنی
که برگرده تو زندگیت

477
00:29:50,448 --> 00:29:52,580
نه اصلاً

478
00:29:52,754 --> 00:29:53,842
نه

479
00:29:54,930 --> 00:29:57,585
...اولش فکرمی‌کردم

480
00:29:58,673 --> 00:30:02,503
که از خیانت و از دست دادنش
رنج بکشم

481
00:30:03,809 --> 00:30:05,506
ولی در حقیقت آزاد شده بودم

482
00:30:06,899 --> 00:30:09,248
مثل زندانی‌ها بودم

483
00:30:09,249 --> 00:30:12,860
از زندانی تاریک به روشنایی رفته بودم

484
00:30:12,861 --> 00:30:15,689
وارد فضای زندگی خودم شدم

485
00:30:15,690 --> 00:30:19,867
نه، آرزوی بهتری ندارم

486
00:30:19,868 --> 00:30:22,870
زن دانا و محتاطی هستی، آلیثیا

487
00:30:22,871 --> 00:30:25,525
ولی همه آرزوهایی داریم

488
00:30:25,526 --> 00:30:27,398
حتی اگه ازمون مخفی بمونن

489
00:30:29,530 --> 00:30:31,357
شاید

490
00:30:31,358 --> 00:30:36,275
ولی من یه داستان‌شناس هم هستم

491
00:30:36,276 --> 00:30:38,756
و این قراره مشکل‌ساز بشه

492
00:30:38,757 --> 00:30:41,019
اون هم مشکل بزرگ

493
00:30:41,020 --> 00:30:43,239
من از داستان‌هایی
که درباره‌ی جن‌های حقه‌باز وجود دارن

494
00:30:43,240 --> 00:30:44,588
با خبرم

495
00:30:44,589 --> 00:30:45,893
و اینکه با حقه بازی
احقاق آرزوهای بقیه رو

496
00:30:45,894 --> 00:30:46,981
به سود خودشون تموم می‌کنن

497
00:30:46,982 --> 00:30:48,287
من از اون دسته جن‌ها نیستم

498
00:30:48,288 --> 00:30:50,246
من خداترس و باشرفم

499
00:30:50,247 --> 00:30:52,509
تنها اینجام تا خواسته قلبیت رو برآورده کنم

500
00:30:52,510 --> 00:30:54,598
حتی اگر حقیقت باشه

501
00:30:54,599 --> 00:30:57,776
چطور می‌تونی به اون افرادی
که پیشت آرزو کنن، اتکا کنی؟

502
00:30:59,821 --> 00:31:02,607
از کجا می‌دونی می‌تونی
به من اتکا کنی؟

503
00:31:03,738 --> 00:31:05,783
خب، امیدوارم که بتونم

504
00:31:05,784 --> 00:31:08,612
واقعا با امید دارم میام جلو

505
00:31:08,613 --> 00:31:10,831
...یه

506
00:31:10,832 --> 00:31:13,747
داستانک جالبی هست
که شاید بدونیش

507
00:31:13,748 --> 00:31:15,706
سه‌تا رفیق که توی یه قایق کوچیکن
گم می‌شن

508
00:31:15,707 --> 00:31:17,447
یه ماهی جادویی می‌گیرن

509
00:31:17,448 --> 00:31:19,013
که برای هرکدوم، آرزویی رو
برآورده می‌کنه

510
00:31:19,014 --> 00:31:20,145
اولی می‌گه

511
00:31:20,146 --> 00:31:21,929
ای‌کاش توی خونه
پیش زنم بودم

512
00:31:21,930 --> 00:31:23,104
و غیب می‌شه

513
00:31:23,105 --> 00:31:24,715
دومی می‌گه
ای کاش توی مزارع

514
00:31:24,716 --> 00:31:26,020
داشتم با بچه‌هام بازی می‌کردم

515
00:31:26,021 --> 00:31:27,239
اون هم غیب می‌شه

516
00:31:27,240 --> 00:31:29,763
سومی می‌گه
دلم واسه دوست‌هام تنگ شده

517
00:31:29,764 --> 00:31:30,808
ای‌کاش اینجا بودن

518
00:31:30,809 --> 00:31:32,462
پس بلدی

519
00:31:32,463 --> 00:31:35,726
هیچ داستانی نیست که مربوط
 به احقاق آرزوها باشه و ته‌ش بد تموم نشه

520
00:31:35,727 --> 00:31:37,641
هیچ‌کدوم پایان خوشی ندارن

521
00:31:37,642 --> 00:31:39,556
حتی اونایی که هدف‌شون خندوندنه

522
00:31:39,557 --> 00:31:41,862
ولی من و تو
خالقان این داستان هستیم

523
00:31:41,863 --> 00:31:44,388
و می‌تونیم از هر تله‌ای
جلوگیری کنیم

524
00:31:46,085 --> 00:31:48,479
اگه هیچ آرزویی نکنم چی؟

525
00:31:50,437 --> 00:31:51,482
ببخشید؟

526
00:31:54,093 --> 00:31:56,007
اگه آرزویی نکنم چی؟

527
00:31:56,008 --> 00:31:57,401
...این

528
00:31:59,707 --> 00:32:00,968
...این

529
00:32:00,969 --> 00:32:03,407
مصیبت‌بار خواهد بود

530
00:32:17,421 --> 00:32:18,987
خیلی‌خب

531
00:32:23,644 --> 00:32:26,646
باید درباره حبس بعدیم بهت بگم

532
00:32:26,647 --> 00:32:27,735
سرتاپا گوشم

533
00:32:38,833 --> 00:32:40,573
هیچ‌وقت نخواهم دونست

534
00:32:40,574 --> 00:32:44,491
که بطریم چطوری از دریای سرخ

535
00:32:45,753 --> 00:32:47,886
توی قسطنطنیه سردرآورد

536
00:32:49,017 --> 00:32:50,975
ولی فکرکنم به یه طریقی

537
00:32:50,976 --> 00:32:52,586
مربوط به قتل یک جنگجوی عثمانی بود

538
00:32:58,549 --> 00:33:00,072
سقوط یک امپراتوری

539
00:33:09,516 --> 00:33:10,735
و دختری عاشق

540
00:33:32,452 --> 00:33:33,758
سلام

541
00:33:44,424 --> 00:33:46,259
تو کی هستی؟

542
00:33:48,122 --> 00:33:53,399
[ فراموشی یک جن ]

543
00:33:55,519 --> 00:33:58,042
گلتن برده‌ای بود

544
00:33:58,043 --> 00:33:59,913
که در حرمسرای سلطان

545
00:33:59,914 --> 00:34:01,438
زندگی می‌کرد

546
00:34:20,587 --> 00:34:21,762
...وقتی جلوش ظاهر شدم

547
00:34:24,591 --> 00:34:26,766
غش کرد

548
00:34:26,767 --> 00:34:29,509
و توی هوشیار کردنش
خیلی به مشکل خورده بودم

549
00:34:35,602 --> 00:34:38,125
واضحاً بهش توضیح دادم
که توی بطری حبس بودم

550
00:34:38,126 --> 00:34:39,953
و قصد ندارم آسیبی بهش بزنم

551
00:34:39,954 --> 00:34:41,520
تا اینکه به سه‌تا آرزوت رسیدی

552
00:34:41,521 --> 00:34:43,522
تا اینکه اون به سه آرزوش رسید

553
00:34:43,523 --> 00:34:45,655
لطفا -
خیلی‌خب -

554
00:34:45,656 --> 00:34:47,134
دختر بی‌چاره بهم گفت

555
00:34:47,135 --> 00:34:51,096
که عشق به یک مرد دلربا
هوش از سرش پرونده بود

556
00:34:52,576 --> 00:34:54,054
و فوراً آرزو کرد

557
00:34:54,055 --> 00:34:56,493
که این عشق، دوطرفه بشه

558
00:34:56,517 --> 00:34:58,644
اینا رو برات درست کردم

559
00:35:09,375 --> 00:35:11,071
کاشف به عمل اومد

560
00:35:11,072 --> 00:35:13,247
که عاشق مصطفی بود

561
00:35:13,248 --> 00:35:15,033
شاهزاده مصطفی

562
00:35:16,991 --> 00:35:19,689
پسر ارشد سلطان سلیمان یکم

563
00:35:19,690 --> 00:35:22,736
و وارث برحق سلطنتش

564
00:35:23,824 --> 00:35:25,259
اگه از عاقبت ماجرا خبر داشتم

565
00:35:25,260 --> 00:35:28,567
خشم ابلیس رو
به جون می‌خریدم

566
00:35:28,568 --> 00:35:31,702
و دختره رو از آرزوش
منصرف می‌کردم

567
00:35:33,138 --> 00:35:34,791
ولی بدون فکر

568
00:35:34,792 --> 00:35:37,576
بطریم رو برداشتم
و توش روغن ریختم

569
00:35:37,577 --> 00:35:39,013
تا دختره رو آماده کنم

570
00:35:40,754 --> 00:35:42,320
روغن سحری

571
00:35:42,321 --> 00:35:45,542
که یه زمانی فقط و فقط
توسط بلقیس استفاده شده بود

572
00:35:50,155 --> 00:35:52,286
بهش هشدار دادم و گفتم
که بطری رو قایم کنه

573
00:35:52,287 --> 00:35:55,160
تا قدرتش به دست بقیه نیفته

574
00:36:00,600 --> 00:36:02,035
رفتم پیش مصطفی

575
00:36:02,036 --> 00:36:03,950
گلتن

576
00:36:03,951 --> 00:36:05,257
اسمش رو زمزمه کردم

577
00:36:09,914 --> 00:36:11,655
یکی رو فرستاد سراغش

578
00:36:14,048 --> 00:36:15,876
خیلی آسون بود

579
00:36:24,624 --> 00:36:26,843
به عنوان یه جن
نسبت به سبک زندگی انسان‌ها

580
00:36:26,844 --> 00:36:28,628
بسیار کنجکاوم

581
00:36:29,629 --> 00:36:31,325
واسه همین، توی اوقات فراغتم

582
00:36:31,326 --> 00:36:34,808
واسه همین توی کاخ پرسه می‌زدم
تا از اسرار و توطئه‌ها باخبر بشم

583
00:36:35,722 --> 00:36:37,244
و درمیان خواجه‌ها

584
00:36:37,245 --> 00:36:38,985
شهبانوها و محارم سلطان

585
00:36:38,986 --> 00:36:41,119
اول از همه «خرم» رو دیدم

586
00:36:42,076 --> 00:36:43,643
خرم خندان

587
00:36:52,173 --> 00:36:54,174
اون هم یک برده بود

588
00:36:54,175 --> 00:36:56,916
که از بین همه‌ی اون‌ها

589
00:36:56,917 --> 00:36:59,180
تبدیل به سوگلی سلطان شده بود

590
00:37:07,798 --> 00:37:11,409
سلیمان خردمند، جز خرم
چشمش کسی رو نمی‌دید

591
00:37:11,410 --> 00:37:14,107
و سعی داشت که از سلطنت سلیمان

592
00:37:14,108 --> 00:37:18,243
در برابر مصطفی عزیز سلطان
محافظت کنه تا روزی به پسران خودش برسه

593
00:37:21,115 --> 00:37:23,334
از این رو، برای شاهزاده

594
00:37:23,335 --> 00:37:25,119
بپاهایی گذاشته بود

595
00:37:35,216 --> 00:37:36,782
وقتی دیدم خرم

596
00:37:36,783 --> 00:37:40,786
استاد حقه و مکره

597
00:37:40,787 --> 00:37:44,661
نگران بودم که گلتن
در دامش گرفتار بشه

598
00:37:50,667 --> 00:37:52,799
سعی کردم بهش هشدار بدم
که مواظب باشه

599
00:37:54,714 --> 00:37:58,109
ولی اون از قبل، آرزوی دومش رو
انتخاب کرده بود

600
00:37:58,261 --> 00:38:00,096
آرزو می‌کنم حامله بشم

601
00:38:00,221 --> 00:38:01,556
از مصطفی؟

602
00:38:01,681 --> 00:38:02,724
لطفا نه

603
00:38:02,849 --> 00:38:04,934
آرزوی قلبیمه

604
00:38:05,059 --> 00:38:06,936
برآورده‌ش کن

605
00:38:07,061 --> 00:38:08,479
همین الان

606
00:38:08,605 --> 00:38:09,856
لطفا صبرکن

607
00:38:10,861 --> 00:38:12,950
چه اشتباهی

608
00:38:13,951 --> 00:38:16,082
چون در اون برهه‌ی زمانی

609
00:38:16,083 --> 00:38:18,345
سلیمان خدا بیامرز

610
00:38:18,346 --> 00:38:20,087
تضعیف شده بود

611
00:38:21,306 --> 00:38:24,003
جنگجوهاش معتقد بودن
که داره آدم لطیفی می‌شه

612
00:38:24,004 --> 00:38:26,745
بیش‌تر به شعر علاقه داشت

613
00:38:26,746 --> 00:38:29,183
تا حکمرانی‌ای قدرتمندانه

614
00:38:44,503 --> 00:38:46,460
خرم متوجه شایعه‌هایی

615
00:38:46,461 --> 00:38:48,462
مبنی بر کودتای نظامی

616
00:38:48,463 --> 00:38:50,901
و به سلطنت رسوندن مصطفی شده بود

617
00:38:52,163 --> 00:38:53,816
شاهزاده، تبدیل به مهره سرباز

618
00:38:53,817 --> 00:38:56,820
در بازی بی‌پایان قدرت شده بود

619
00:39:09,049 --> 00:39:11,137
سلیمان یکم

620
00:39:11,138 --> 00:39:12,878
سلیمان فاتح

621
00:39:12,879 --> 00:39:15,751
ولینعمت و محافظ امپراتوری

622
00:39:15,752 --> 00:39:17,274
سلیمان پدر

623
00:39:17,275 --> 00:39:18,797
تنها تصمیمی رو به روش بود

624
00:39:18,798 --> 00:39:21,845
که می‌دونست قلبش رو می‌شکونه

625
00:39:28,895 --> 00:39:31,854
در همین حین، گلتن

626
00:39:31,855 --> 00:39:34,292
مخفی بودنش رو بیهوده دونست

627
00:39:37,948 --> 00:39:41,952
چون حامل بچه‌ی سلطان بعدی بود

628
00:39:47,958 --> 00:39:50,089
برخلاف تمام هشدارهام

629
00:39:50,090 --> 00:39:54,137
شکم و سینه‌های قلبمه‌ش رو
به رخ همه کشید

630
00:39:54,138 --> 00:39:57,837
خبرش توی حرمسرا پیچید

631
00:40:03,974 --> 00:40:07,325
به سرعت دسیسه‌های وحشتناکی
شکل گرفت

632
00:40:33,394 --> 00:40:35,874
شاهزاده مصطفی، در کمال معصومیت

633
00:40:35,875 --> 00:40:38,094
نزد پدرش حاضر شد

634
00:40:38,095 --> 00:40:40,880
تا وفاداریش رو ثابت کنه

635
00:40:41,049 --> 00:40:42,550
سلطانم

636
00:40:47,305 --> 00:40:48,431
...پدر

637
00:40:51,848 --> 00:40:54,024
و جلادان منتظرش بودن

638
00:40:58,071 --> 00:41:00,029
با فریاد، از جان‌نثارانش
که به شدت دوستش داشتن

639
00:41:00,030 --> 00:41:01,639
درخواست کمک کردن

640
00:41:01,640 --> 00:41:04,381
ولی از حنجره‌ش صدایی درنمی‌اومد
و نفسش قطع شده بود

641
00:41:04,382 --> 00:41:07,080
اون هم توسط زه کمان پدرش

642
00:41:27,405 --> 00:41:29,276
گلتن

643
00:41:30,139 --> 00:41:31,766
دارن میان سراغت

644
00:41:32,350 --> 00:41:33,268
آرزو کن

645
00:41:33,852 --> 00:41:35,353
فقط یه آرزوی دیگه مونده

646
00:41:35,854 --> 00:41:36,729
چرا؟

647
00:41:37,313 --> 00:41:38,273
گلتن

648
00:41:38,398 --> 00:41:40,567
دارن میان بکشنت

649
00:41:42,527 --> 00:41:43,903
شاهزاده ازم محافظت می‌کنه

650
00:41:44,028 --> 00:41:46,573
.دیگه کاری از دستش برنمیاد
آرزو کن

651
00:41:47,031 --> 00:41:48,825
اتفاقا عاشقمه

652
00:41:48,950 --> 00:41:49,868
گلتن

653
00:41:49,993 --> 00:41:50,910
کشتنش

654
00:41:52,161 --> 00:41:53,204
مُرده دیگه

655
00:41:53,913 --> 00:41:56,207
تمام حامیانش مُردن

656
00:41:56,332 --> 00:41:58,084
...خرم داره میاد سراغت

657
00:42:02,396 --> 00:42:03,962
یه آرزو بکن

658
00:42:03,963 --> 00:42:06,139
خودت رو نجات بده، گلتن

659
00:42:10,535 --> 00:42:13,276
اگه لب‌تر می‌کرد می‌تونست آزاد بشه

660
00:42:13,277 --> 00:42:16,975
و بچه‌ش رو درکمال امنیت
به دنیا بیاره

661
00:42:16,976 --> 00:42:20,544
و من هم به قلمروی جن‌ها
حلول می‌کردم

662
00:42:20,545 --> 00:42:22,939
ولی افتاد به دست قاتلین

663
00:42:24,636 --> 00:42:26,985
می‌خواستم با زور جلوشون رو بگیرم

664
00:42:26,986 --> 00:42:29,380
که یکی از پیروان ابلیس
جلوم رو گرفت

665
00:42:37,707 --> 00:42:40,210
اینجا جایی نداری

666
00:42:44,380 --> 00:42:47,050
نمی‌تونی داستان زندگیش رو عوض کنی

667
00:42:49,969 --> 00:42:52,889
آگه آرزو نکنه

668
00:42:54,140 --> 00:42:56,726
بدبخت می‌شی

669
00:43:11,639 --> 00:43:12,727
گلتن

670
00:43:29,048 --> 00:43:32,008
آرزویی برای نجات خودش نکرد

671
00:43:33,357 --> 00:43:36,186
آرزویی نکرد که جفت‌مون
نجات پیدا کنیم

672
00:43:43,541 --> 00:43:45,585
من هم دیگه تقریبا

673
00:43:45,586 --> 00:43:47,674
می‌شد گفت

674
00:43:47,675 --> 00:43:50,764
 به خاطر آرزوی سومی
که ازم طلب نشد

675
00:43:50,765 --> 00:43:53,332
اسیر این دنیا شده بودم

676
00:43:53,333 --> 00:43:54,986
متوجهی الان

677
00:43:54,987 --> 00:43:57,815
داستان زنی رو برام تعریف کردی

678
00:43:57,816 --> 00:44:00,078
که به‌خاطر آرزوهای احقاق شده‌ش
بدبخت شده بود؟

679
00:44:00,079 --> 00:44:02,733
بله، ولی عدم موفقیتش
در تکمیل سه آرزوش

680
00:44:02,734 --> 00:44:05,040
من رو هم بدبخت کرد

681
00:44:05,041 --> 00:44:07,172
کس دیگه‌ای نمی‌تونست تکمیلش کنه؟

682
00:44:07,173 --> 00:44:08,739
چنین امیدی داشتم

683
00:44:08,740 --> 00:44:10,610
و این بالاخره آزادت می‌کرد

684
00:44:10,611 --> 00:44:13,265
تنها امیدم همین بود

685
00:44:13,266 --> 00:44:15,441
ولی ناپدید شده بودی

686
00:44:15,442 --> 00:44:16,529
مثل یک روح

687
00:44:16,530 --> 00:44:18,357
با ناپدیدی پرسه می‌زدم

688
00:44:18,358 --> 00:44:19,619
و بطریت

689
00:44:19,620 --> 00:44:21,578
زیر سنگ‌های بی‌ثباتی
که فقط گلتن مرحوم

690
00:44:21,579 --> 00:44:23,145
ازش خبرداشت، دفن شده بود

691
00:44:23,146 --> 00:44:25,061
آره، مخمصه‌ای بود برای خودش

692
00:44:26,627 --> 00:44:29,107
سعی کردم توجه یکی رو جلب کنم

693
00:44:29,108 --> 00:44:30,718
یکی که بتونه کمکم کنه

694
00:44:32,111 --> 00:44:33,764
خدا می‌دونه چه‌قدر تلاش کردم

695
00:44:33,765 --> 00:44:36,332
بو و تک تک قدم‌هاشون رو
دنبال می‌کردم

696
00:44:36,333 --> 00:44:38,551
التماس می‌کردم و فریاد می‌زدم

697
00:44:38,552 --> 00:44:40,424
هرکاری کردم تا بکشونم‌شون سمت خودم

698
00:45:09,540 --> 00:45:13,238
و به مدت یک قرن
این کار رو به طرز رقت انگیزی تکرار کردم

699
00:45:13,239 --> 00:45:16,503
و هروقت که ناامید می‌شدم
از اراده‌م کاسته می‌شد

700
00:45:23,119 --> 00:45:25,250
بعدش در سال 1620 میلادی

701
00:45:25,251 --> 00:45:28,863
امید در قالب یک پسر شمشیر به دست
به سمتم اومد

702
00:45:33,295 --> 00:45:35,715
[ دو برادر و یک ماده غول ]

703
00:45:35,740 --> 00:45:37,872
مراد

704
00:45:51,799 --> 00:45:53,453
مراد

705
00:46:01,709 --> 00:46:04,581
‫یه نحوی،‌ این پسره من رو حس کرد

706
00:46:04,582 --> 00:46:07,498
تونستم به سمت سنگه
‫بکشونمش

707
00:46:56,590 --> 00:46:57,635
‫ابراهیم!

708
00:46:58,288 --> 00:46:59,550
‫گِل

709
00:47:01,595 --> 00:47:02,640
‫مراد!

710
00:47:04,163 --> 00:47:05,816
‫ابراهیم!

711
00:47:05,817 --> 00:47:07,426
‫و در همان حین
‫که داشتن

712
00:47:07,427 --> 00:47:08,732
‫من رو بدست می‌آوردن

713
00:47:08,733 --> 00:47:10,213
‫مادرشون از راه رسید

714
00:47:12,606 --> 00:47:14,259
‫اون اسمش کوسم بود

715
00:47:14,260 --> 00:47:16,479
‫بیوه‌ی سلطان احمد یکم

716
00:47:16,480 --> 00:47:18,830
و پسرها به ترتیب وارث تخت بودن

717
00:47:21,702 --> 00:47:24,139
‫موی روی پاهاش رو که دیدم

718
00:47:24,140 --> 00:47:26,880
فهمیدم که جایی در نسل مراد

719
00:47:26,881 --> 00:47:28,840
‫قدرت جنی جریان داشت

720
00:47:29,797 --> 00:47:31,581
‫همه جا دنبالش رفتم

721
00:47:31,582 --> 00:47:34,149
‫قصد داشتم که به سنگ
‫برش گردونم

722
00:47:34,150 --> 00:47:37,195
‫اما با رسیدن به 11 سالگی
‫به تخت پادشاهی می‌رسه

723
00:47:37,196 --> 00:47:39,284
‫و تبدیل می‌شه
‫به سلطان احمد چهارم

724
00:47:39,285 --> 00:47:42,287
‫و با رویارویی با دسیسه‌های همیشگی

725
00:47:42,288 --> 00:47:45,595
‫بیشتر از این از دستش می‌دادم

726
00:47:45,596 --> 00:47:48,554
‫در 20 سالگی، ارتشش
‫رو به جنگ فرستاد

727
00:47:48,555 --> 00:47:50,295
‫در قفقاز و بین‌النهرین

728
00:47:50,296 --> 00:47:52,646
‫در کنار افرادش جنگید

729
00:47:53,821 --> 00:47:56,258
‫قصه‌هایی در وصف
‫کله‌شقیش گفته شده

730
00:47:56,259 --> 00:47:58,478
‫حتی درمورد زندگی خودش

731
00:48:04,658 --> 00:48:07,531
‫از دیدن دوباره‌اش ناامید شدم

732
00:48:08,923 --> 00:48:13,450
‫امید یه هیولاست، آلیثیا
‫و من بازیچه‌ی دستش بودم

733
00:48:13,885 --> 00:48:15,277
‫پس کشته شد؟

734
00:48:15,278 --> 00:48:16,627
‫توی جنگ نه

735
00:48:17,236 --> 00:48:18,497
‫توی استانبول

736
00:48:18,498 --> 00:48:20,630
‫کوسم باید از تخت محافظت می‌کرد

737
00:48:20,631 --> 00:48:22,458
‫باید از ابراهیم حفاظت می‌کرد

738
00:48:22,459 --> 00:48:24,330
‫- برادر کوچک؟
‫- بله

739
00:48:27,855 --> 00:48:30,249
‫اون آخرین بازمانده‌ی
‫نسل عثمانی بود

740
00:48:31,250 --> 00:48:33,557
‫باید صاحب فرزندهای ذکور می‌شد

741
00:48:36,212 --> 00:48:40,738
‫پس کوسم توی زندانی انداختش
‫که سرتاسر از پوست سمور ساخته شده بود

742
00:48:48,267 --> 00:48:49,876
‫چه زندانی

743
00:48:49,877 --> 00:48:52,358
‫زندانی که هرگز نمی‌خواست ترکش کنه

744
00:49:07,808 --> 00:49:10,245
‫باعث هرزگی سلطنتی‌اش می‌شد

745
00:49:10,246 --> 00:49:12,899
‫باور داشت که هرچقدر اندازه‌ی
‫بدن بزرگ‌تر باشه

746
00:49:12,900 --> 00:49:14,597
‫لذت بیشتری نصیبش می‌شه

747
00:49:14,598 --> 00:49:18,557
‫از این رو، کوسم به دنبال زیبایی‌هایی
‫شهوت‌انگیز و عظیم‌الجثه می‌رفت

748
00:49:18,558 --> 00:49:21,778
‫و بر مسند او می‌آورد

749
00:49:21,779 --> 00:49:25,782
‫سرنوشت من به شخصه
‫سر این فتیش عوض می‌شه

750
00:49:25,783 --> 00:49:27,045
‫چطوری؟

751
00:49:27,915 --> 00:49:29,352
‫خواهی دید

752
00:49:59,773 --> 00:50:01,600
‫مراد برگشته

753
00:50:01,601 --> 00:50:03,472
‫گرچه به عنوان پیروز
‫بازگشته

754
00:50:03,473 --> 00:50:06,084
‫اما نتونست خون جامه‌اش رو پاک کنه

755
00:50:07,085 --> 00:50:09,783
‫جنگ روحش را عمیقاً فاسد کرده بود

756
00:50:29,673 --> 00:50:31,543
منتظر موندم تا تنها شه

757
00:50:31,544 --> 00:50:34,720
‫قصد داشتم برش گردونم
‫سمت سنگ

758
00:50:34,721 --> 00:50:37,897
‫ببخشید که حرفت رو قطع می‌کنم
‫اما سوالی برام پیش اومده

759
00:50:37,898 --> 00:50:39,943
‫واسه‌ت مهم بود
‫که چنین مردی

760
00:50:39,944 --> 00:50:41,511
‫چه آرزویی می‌تونه داشته باشه؟

761
00:50:41,946 --> 00:50:43,816
‫چنین انسان سیری‌ناپذیری

762
00:50:43,817 --> 00:50:45,644
‫نه

763
00:50:45,645 --> 00:50:47,603
‫حتی اگه آرزوهای
‫به شدت پلیدی داشته باشه؟

764
00:50:47,604 --> 00:50:49,126
‫اگه به آزادی من منجر می‌شد
‫نه

765
00:50:49,127 --> 00:50:53,000
‫حقیقت اینه
‫که اون افکار دیگه‌ای در سرش داشت

766
00:50:54,654 --> 00:50:56,960
معتقد بود که آسیب‌ناپذیره

767
00:50:56,961 --> 00:51:01,357
‫و واسه‌ی حکمرانی ابدی
‫باید از شر تمام رقباش خلاص می‌شد

768
00:51:06,799 --> 00:51:09,761
‫چرا می‌خوای خون الکی بریزی، شیر من؟

769
00:51:14,413 --> 00:51:15,501
‫ابراهیم

770
00:51:18,809 --> 00:51:20,027
‫ابراهیم

771
00:51:45,463 --> 00:51:47,840
‫داداش بزرگه...

772
00:51:56,808 --> 00:51:58,434
‫اون بچه‌ست

773
00:51:59,769 --> 00:52:01,563
‫آخه اون چطور بخواد فرمانروایی کنه؟

774
00:52:21,915 --> 00:52:24,221
‫کوسم باید جلوی اون رو می‌گرفت

775
00:52:24,222 --> 00:52:26,484
‫به نحوی
‫باید می‌توانست تمایلات دیگری

776
00:52:26,485 --> 00:52:29,140
‫رو جایگزین خون‌خواری اون کنه

777
00:52:34,232 --> 00:52:37,496
‫در ابتدا، ترتیب داد
‫که همیشه مست بماند

778
00:52:39,585 --> 00:52:41,499
‫سپس کاری بسیار زیرکانه انجام داد

779
00:52:41,500 --> 00:52:42,980
‫کاری که ممکنه ازش خوشت بیاد

780
00:52:49,116 --> 00:52:50,595
‫اون افرادی رو فرستاد

781
00:52:50,596 --> 00:52:52,946
‫تا از سرتاسر امپراتوری

782
00:52:53,773 --> 00:52:55,949
‫بهترین داستان‌گوها رو پیدا کنن

783
00:53:15,142 --> 00:53:17,274
‫اون‌هایی که موجب رضایت نبودن

784
00:53:17,275 --> 00:53:20,626
‫از ترس پا به فرار می‌گذاشتن
‫یا قربانی بی‌تابی اون می‌شدن

785
00:53:30,854 --> 00:53:32,637
‫فقط یکی بود

786
00:53:32,638 --> 00:53:34,771
‫که قابلیت مسحور کردن اون رو داشت

787
00:53:36,555 --> 00:53:38,904
‫تا با قصه‌هاش اون رو آروم کنه

788
00:53:38,905 --> 00:53:41,821
‫تا اون رو مشتاق
‫شنیدن‌شون کنه

789
00:54:03,321 --> 00:54:05,323
‫اون تنها دوست‌شه

790
00:54:07,847 --> 00:54:10,894
‫و این دوستی
‫تبدیل به عشق شد

791
00:54:12,852 --> 00:54:14,984
‫از اون‌جایی که کار دیگه‌ای
نداشتم که انجام بدم

792
00:54:14,985 --> 00:54:16,507
‫شکرگزارانه گوش می‌سپردم

793
00:54:16,508 --> 00:54:19,685
‫چون من هم دوست داشتم
‫که غرق در قصه‌هاش شم

794
00:54:24,995 --> 00:54:26,952
‫وقتی پیرمرده مرد

795
00:54:26,953 --> 00:54:29,302
‫تمام اهالی قصر
‫پا به فرار در خیابان گذاشتن

796
00:54:29,303 --> 00:54:33,351
‫چون می‌ترسیدن که غم مراد
‫دوباره باعث خون‌ریزی شه

797
00:54:37,877 --> 00:54:42,795
‫اما اون فقط نشست و ضجه زد
‫و شراب‌خواری کرد تا خالی شه

798
00:55:09,082 --> 00:55:11,737
‫و بردباری من
‫به فرجامش رسید

799
00:55:12,869 --> 00:55:14,304
‫چون در اون وضعیت

800
00:55:14,305 --> 00:55:16,654
‫بالاخره قادر بودم
‫توجهش رو جلب کنم

801
00:55:16,655 --> 00:55:19,614
‫و برگردونمش سمت
‫حمام مخفی

802
00:55:19,615 --> 00:55:21,180
‫می‌دونم ماجرا به کدوم سمت پیش می‌ره

803
00:55:21,181 --> 00:55:23,792
‫این‌قدر ضعیف شد که نتونست سنگ رو برداره

804
00:55:23,793 --> 00:55:26,404
‫این‌قدر ضعیف شد
‫که حتی چفت رو هم نتونست برداره

805
00:55:29,015 --> 00:55:32,323
‫سپس رفت و اون‌قدر شراب خورد
‫که به خواب ابدی رفت

806
00:55:32,932 --> 00:55:34,237
‫وای!

807
00:55:34,238 --> 00:55:36,021
‫و من موندم و خودم

808
00:55:36,022 --> 00:55:38,371
‫و به فراموشی سپرده شدم

809
00:55:38,372 --> 00:55:40,896
‫و هیچ‌کس نبود که صدام رو بشنوه

810
00:55:40,897 --> 00:55:44,247
‫هیچ‌کس که من رو بشناسه
‫من رو درک کنه یا حس کنه

811
00:55:44,248 --> 00:55:46,642
‫تصورش رو نمی‌تونی کنی

812
00:55:49,688 --> 00:55:51,647
‫راستش می‌تونم

813
00:55:52,648 --> 00:55:55,041
‫شدت تنهایی رو درک می‌کنی؟

814
00:55:55,868 --> 00:55:57,914
‫چه فشاری می‌تونه داشته باشه؟

815
00:55:58,131 --> 00:56:00,132
‫می‌تونم

816
00:56:00,133 --> 00:56:02,787
‫ما فقط در صورتی وجود داریم
‫که واسه دیگران واقعی باشیم

817
00:56:02,788 --> 00:56:03,962
‫موافقی؟

818
00:56:03,963 --> 00:56:05,224
‫بله

819
00:56:05,225 --> 00:56:07,879
‫پس این سرنوشت ماست
‫آلیثیا

820
00:56:07,880 --> 00:56:11,013
‫اگه هیچ آرزویی نکنی

821
00:56:11,014 --> 00:56:12,754
‫من بین جهان‌ها گرفتار می‌شم

822
00:56:12,755 --> 00:56:15,845
‫و تا ابدیت
‫نامرئی و تنها باقی می‌مونم

823
00:56:18,151 --> 00:56:19,718
‫آرزو کن، آلیثیا

824
00:56:20,763 --> 00:56:22,678
‫خواسته‌ی دلت رو طلب کن

825
00:56:30,468 --> 00:56:34,471
‫اگه به جای تو بودم
‫محتاط‌تر از این می‌بودم

826
00:56:34,472 --> 00:56:36,734
‫ظاهراً تونستی راه فرارت رو پیدا کنی

827
00:56:36,735 --> 00:56:37,996
‫حالا کم و بیش

828
00:56:37,997 --> 00:56:39,345
‫کم‌کم دارم فکر می‌کنم
‫که در حضور

829
00:56:39,346 --> 00:56:40,434
‫یه حقه‌باز قرار دارم

830
00:56:42,349 --> 00:56:45,003
‫اون‌طوری خیلی بهتر بود

831
00:56:45,004 --> 00:56:46,875
‫کارم خیلی آسون‌تر بود

832
00:56:46,876 --> 00:56:49,747
‫اما حقیقت اینه
‫که من احمقی بیش نیستم

833
00:56:49,748 --> 00:56:52,358
‫که به طرز غیرمعقولی
‫بدشانس بوده

834
00:56:52,359 --> 00:56:55,275
‫خب، در این مورد
‫باید حرفت رو باور کنم

835
00:57:05,024 --> 00:57:06,024
‫خب؟

836
00:57:08,985 --> 00:57:12,378
‫به گمانم ابراهیم می‌شه سلطان؟

837
00:57:12,379 --> 00:57:16,949
‫ابراهیم رو باید به زور
‫به تخت پادشاهی می‌کشوندن

838
00:57:17,378 --> 00:57:18,671
‫مادر!

839
00:57:19,589 --> 00:57:20,632
‫مادر!

840
00:57:34,010 --> 00:57:36,054
‫اون یکی از صیغه‌ای‌هاش رو

841
00:57:36,055 --> 00:57:37,795
‫به عنوان حاکم دمشق انتخاب کرد

842
00:57:37,796 --> 00:57:40,319
‫اسمش شکر قلنبه‌ست

843
00:57:40,320 --> 00:57:42,453
‫ابراهیم از هر نظر
‫اون رو بیشتر از همه دوست داره

844
00:57:44,411 --> 00:57:46,325
‫اگه آزاد نبود همه جا بچرخه

845
00:57:46,326 --> 00:57:49,241
‫هیچ‌وقت حمام مخفی رو پیدا نمی‌کرد

846
00:57:49,242 --> 00:57:51,461
‫اگه تصمیم نمی‌گرفت
‫که حمام کنه

847
00:57:51,462 --> 00:57:53,942
‫آب حمام از لبه‌ها بیرون نمی‌زد

848
00:57:53,943 --> 00:57:55,247
‫اگه دست و پا چلفتی نبود

849
00:57:55,248 --> 00:57:56,858
‫و حین راه رفتن سُر نمی‌خورد

850
00:57:56,859 --> 00:57:59,122
‫که سنگ رو بشکنه

851
00:58:00,123 --> 00:58:02,473
‫- بطری من پیدا نمی‌شد
‫- بله که این‌طور

852
00:58:20,012 --> 00:58:23,275
‫راستش رو بخوای
‫باید موقرتر می‌بودم

853
00:58:23,276 --> 00:58:26,018
‫اما با بی‌مبالاتی شروع کردم
‫به التماس کردن

854
00:58:26,114 --> 00:58:28,616
‫خواهش می‌کنم بانوی گرامی...
‫در وضعیت بغرنجی هستم

855
00:58:28,741 --> 00:58:30,869
‫عاجزم. باید من رو کمک کنین

856
00:58:31,452 --> 00:58:32,470
‫بو می‌دی

857
00:58:32,495 --> 00:58:33,496
‫آرزو کنین

858
00:58:33,997 --> 00:58:34,998
‫هر چی که می‌خواین

859
00:58:35,123 --> 00:58:36,666
‫هر آرزویی که دارین!

860
00:58:36,791 --> 00:58:39,377
‫من با جن گمراه‌کننده کاری ندارم

861
00:58:39,502 --> 00:58:41,254
‫به چیزی تمایل ندارین؟

862
00:58:41,546 --> 00:58:43,381
‫مگه می‌شه!
‫آرزو کنین!

863
00:58:43,506 --> 00:58:47,010
‫بگین! بهم بگین! همین الان!

864
00:58:52,871 --> 00:58:54,350
‫«ای کاش می‌گشتی»

865
00:58:54,351 --> 00:58:57,354
‫«توی بطریت، کف تنگه‌ی بسفر»

866
00:59:00,313 --> 00:59:01,618
‫پس این‌طور شد

867
00:59:01,619 --> 00:59:04,187
‫که افتادم به دستان
‫محتاط تو

868
00:59:06,580 --> 00:59:08,538
‫انگار نمی‌تونیم
‫از دست هم در بریم

869
00:59:08,539 --> 00:59:10,846
‫اختیار من دست توئه

870
00:59:17,243 --> 00:59:18,375
‫این آرزو کردن...

871
00:59:20,203 --> 00:59:22,334
‫عملی پرخطره

872
00:59:22,335 --> 00:59:25,163
‫«آرزو کردن» عواقب نامحدودی داره

873
00:59:25,164 --> 00:59:26,295
‫نه صرفاً

874
00:59:26,296 --> 00:59:27,339
‫همه‌شون توی قصه‌های خودتن

875
00:59:27,340 --> 00:59:28,427
‫می‌دونم، اما...

876
00:59:28,428 --> 00:59:30,038
‫می‌گی حقه‌باز نیستی

877
00:59:30,039 --> 00:59:33,432
‫و می‌گی من و تو نویسنده‌های
‫این داستان هستیم

878
00:59:33,433 --> 00:59:36,479
‫اما من قادر نیستم
‫خودم رو ازش خارج کنم

879
00:59:36,480 --> 00:59:37,741
‫درسته

880
00:59:37,742 --> 00:59:41,484
‫چرا برنمی‌گردی توی بطریت

881
00:59:41,485 --> 00:59:43,225
‫و من بدمش به یه شخص
‫زودباورتر؟

882
00:59:43,226 --> 00:59:46,184
‫یکی که عاجزتر باشه.
‫طمع بیشتری داشته باشه

883
00:59:46,185 --> 00:59:47,359
‫من برنمی‌گردم توی بطری

884
00:59:47,360 --> 00:59:48,447
‫چرا؟

885
00:59:48,448 --> 00:59:50,275
‫من برنمی‌گردم توی بطری

886
00:59:50,276 --> 00:59:52,277
‫خب من هم سه تا آرزو نمی‌کنم

887
00:59:52,278 --> 00:59:54,453
‫پس داری من رو به فراموشی می‌فرستی

888
00:59:54,454 --> 00:59:55,933
‫تو غیرممکنی

889
00:59:55,934 --> 00:59:57,935
‫تو هم داری سرم رو درد میاری

890
00:59:57,936 --> 00:59:59,632
‫بسیارخب

891
00:59:59,633 --> 01:00:02,200
‫این کار رو می‌کنم.
‫سه تا آرزو می‌کنم

892
01:00:02,201 --> 01:00:03,332
‫- می‌کنم
‫- قبل از مرگت؟

893
01:00:03,333 --> 01:00:05,116
‫همین الان.
‫یکی پس از دیگری

894
01:00:05,117 --> 01:00:06,335
‫- آماده‌ای؟
‫- اوهوم

895
01:00:06,336 --> 01:00:09,034
‫شماره‌ی یک. آرزو می‌کنم
‫سردردت از بین بره

896
01:00:12,037 --> 01:00:13,646
‫شماره‌ی دو

897
01:00:13,647 --> 01:00:15,606
‫آرزوی یه جرعه از این چای رو می‌کنم

898
01:00:18,043 --> 01:00:21,089
‫و در نهایت،
‫آخرین آرزوم یکی دیگه از ایناست

899
01:00:21,090 --> 01:00:22,438
‫من رو به سخره گرفتی

900
01:00:22,439 --> 01:00:24,135
‫سه آرزو، کاملاً ساده

901
01:00:24,136 --> 01:00:25,267
‫و به طور نظری
‫بی‌خطر

902
01:00:25,268 --> 01:00:27,356
‫من دقیقاً واسه این توسط سلیمان
‫زندانی شدم

903
01:00:27,357 --> 01:00:30,011
‫که خواسته‌ی قلبیم رو فریاد زدم

904
01:00:30,012 --> 01:00:32,927
‫تنها با برآورده کردن خواسته‌ی تو
‫می‌تونم آزاد بشم

905
01:00:32,928 --> 01:00:34,363
‫بله، تشابه قشنگیه

906
01:00:34,364 --> 01:00:35,930
‫اما موضوع اینه که

907
01:00:35,931 --> 01:00:38,715
‫من حتی به‌خاطر جونم
‫هم نمی‌تونم یه آرزوی مطلوب داشته باشم

908
01:00:38,716 --> 01:00:40,195
‫و تو ازم سه تا آرزو می‌خوای

909
01:00:40,196 --> 01:00:42,458
‫حیاتی در پیکر تو هست؟
‫اصلاً زنده‌ای؟

910
01:00:42,459 --> 01:00:44,286
‫می‌دونی، در بعضی فرهنگ‌ها

911
01:00:44,287 --> 01:00:46,027
‫نبود تمایلات
‫به معنی روشن‌فکریه

912
01:00:46,028 --> 01:00:48,246
‫پس تو یه زاهد ابلهی

913
01:00:48,247 --> 01:00:50,509
‫اگه راضی‌ام
‫چرا تقدیر رو دستکاری کنم؟

914
01:00:50,510 --> 01:00:51,946
‫و یه بزدلی

915
01:00:51,947 --> 01:00:53,295
‫تحریکم نکن

916
01:00:53,296 --> 01:00:55,253
‫هیچ انسان، رشته
‫یا جنی وجود نداره

917
01:00:55,254 --> 01:00:56,515
‫که فرصت برآورده شدن

918
01:00:56,516 --> 01:00:58,169
‫عمیق‌ترین خواسته‌ش
‫رو غنیمت نشمره

919
01:00:58,170 --> 01:00:59,649
‫و من گیر اونی افتادم

920
01:00:59,650 --> 01:01:01,172
‫که مدعیه کلا هیچ آرزویی نداره

921
01:01:01,173 --> 01:01:02,695
‫آلیثا بینی، تو دروغ‌گویی!

922
01:01:02,696 --> 01:01:06,003
‫راستش رو بخوای، کم‌کم دارم
‫آرزو می‌کنم که هرگز هم‌دیگه رو ندیده بودیم

923
01:01:06,004 --> 01:01:07,309
‫نه! نیت!

924
01:01:07,310 --> 01:01:08,485
‫این حرف رو نزن!

925
01:01:39,559 --> 01:01:40,647
‫پس...

926
01:01:42,171 --> 01:01:44,303
‫قبلاً همین اتفاق سرت اومد

927
01:01:45,652 --> 01:01:47,523
‫و اتفاق بدی بوده

928
01:01:47,524 --> 01:01:49,482
‫بد بود

929
01:01:50,701 --> 01:01:52,745
‫تلخ بود

930
01:01:52,746 --> 01:01:55,097
‫ظالمانه‌ترین آرزوی ممکن بود

931
01:01:57,099 --> 01:02:00,015
‫باری دیگر به‌خاطر
‫حماقت بدبخت شدی

932
01:02:01,451 --> 01:02:03,714
‫من به‌خاطر یه نابغه اینجام

933
01:02:04,454 --> 01:02:06,108
‫این سری کی بوده؟

934
01:02:07,283 --> 01:02:08,719
‫اسمش زفیر بود

935
01:02:10,808 --> 01:02:14,681
‫چنین شگفتی‌ای
‫کمتر بین انسان‌ها دیده می‌شه

936
01:02:15,769 --> 01:02:18,555
‫اما به‌خاطر نادانی اون
‫الان اینجایی

937
01:02:21,645 --> 01:02:25,431
‫من به برآمد زفیر
‫این‌طور دچار شدم

938
01:02:27,694 --> 01:02:29,086
‫و این داستانیه

939
01:02:29,087 --> 01:02:32,350
‫که تمام مدت از تعریف کردنش
‫طفره می‌رفتی

940
01:02:32,351 --> 01:02:36,051
‫این داستانیه که حتی برای تعریف واسه خودم
‫هم ازش طفره می‌رم

941
01:02:41,365 --> 01:02:45,365
‫برآمد زفیر

942
01:02:47,845 --> 01:02:50,238
‫زفیر یه بچه‌ی سرراهی بود

943
01:02:50,239 --> 01:02:52,806
‫که در دوازده سالگی
‫به ازدواج تاجری ثروتمند دراومد

944
01:02:54,417 --> 01:02:56,635
‫اون خیلی ازش مسن‌تر بود
‫و مهربان

945
01:02:56,636 --> 01:03:02,119
‫اگه نگه داشتن یه نفر مثل پرنده توی قفس
‫رو مهربانی بدونی

946
01:03:02,120 --> 01:03:04,774
‫دو همسر مسن‌تر بودن
‫که از زفیر خوش‌شون نمی‌اومد

947
01:03:04,775 --> 01:03:06,646
‫و اصلاً باهاش صحبت نمی‌کردن

948
01:03:24,534 --> 01:03:26,448
‫همه، من‌جمله ندیمه‌هاشون

949
01:03:26,449 --> 01:03:28,103
‫انگار زفیر رو مسخره می‌کردن

950
01:03:41,290 --> 01:03:44,379
‫اون نه آداب معاشرت بلد بود
‫نه علمی داشت

951
01:03:44,380 --> 01:03:46,294
‫از زیبایی عجیبی هم برخوردار نبود

952
01:03:46,295 --> 01:03:49,254
‫و بدون این‌که دلیلش رو بدونه
‫عصبانی بود

953
01:04:03,616 --> 01:04:06,488
‫به تدبیر سرنوشت
‫بطری من در قالب ابراز علاقه‌ای

954
01:04:06,489 --> 01:04:09,840
‫از جانب همسرش
‫رسید دستش

955
01:04:14,888 --> 01:04:17,934
‫و وقتی معاشقه‌شون به پایان رسید

956
01:04:17,935 --> 01:04:19,414
‫و زفیر بالاخره تنها شد

957
01:04:19,415 --> 01:04:21,504
‫تونست با دقت بازش کنه

958
01:04:31,214 --> 01:04:36,214
‫[مرحله‌ی یک]
‫[امواج الکترومغناطیسی]

959
01:04:36,582 --> 01:04:39,582
‫[مرحله‌ی دو]
‫[تبخیر]

960
01:04:40,524 --> 01:04:43,524
‫[مرحله‌ی سه]
‫[ذرات اندامی]

961
01:04:43,898 --> 01:04:47,898
‫[مرحله ی چهار]
‫[شکل‌گیری اندام‌ها]

962
01:04:52,709 --> 01:04:55,363
‫طوری بود
‫که انگار انتظارم رو داشت

963
01:04:55,364 --> 01:04:58,496
‫فوراً فهمیدم
‫که باهوشه

964
01:04:58,497 --> 01:05:02,370
‫و فهمیده که دلم لک زده

965
01:05:02,371 --> 01:05:04,589
‫واسه آزادی و گفتگو

966
01:05:04,590 --> 01:05:07,331
‫مثل تو
‫قصه‌ام رو براش تعریف کردم

967
01:05:07,332 --> 01:05:11,596
‫و اون خودش رو با اشیایی که ساخته بود
‫به من لو داد

968
01:05:11,597 --> 01:05:13,556
‫گل

969
01:05:48,808 --> 01:05:49,940
‫گل

970
01:06:00,907 --> 01:06:02,647
‫اون می‌تونست
‫مثل داوینچی نابغه

971
01:06:02,648 --> 01:06:04,562
‫که نظریه‌های پروازانه‌ش

972
01:06:04,563 --> 01:06:05,955
‫سوژه‌ی صحبت پادشاهان

973
01:06:05,956 --> 01:06:08,524
‫و سلاطین بوده
‫در یادها بمونه

974
01:06:10,395 --> 01:06:13,703
‫اون هنرمند زبردستی بود
‫اما کسی هنرش رو ندید

975
01:06:19,883 --> 01:06:22,580
‫اون بهم گفت که قدرت زیاد

976
01:06:22,581 --> 01:06:24,800
‫آزارش می‌داده

977
01:06:24,801 --> 01:06:26,585
‫فکر کرد که ساحره بشه

978
01:06:27,717 --> 01:06:29,587
‫اما گفت که اگه مرد بود

979
01:06:29,588 --> 01:06:33,417
‫هوشمندیش توسط عموم
‫پذیرفته می‌شد

980
01:06:33,418 --> 01:06:35,767
‫اون زنی بود
‫مشتاق به یادگیری

981
01:06:35,768 --> 01:06:39,032
‫و من خبر داشتم
‫که اولین آرزوش چیه

982
01:06:41,276 --> 01:06:42,527
‫من دانایی می‌خوام

983
01:06:43,236 --> 01:06:44,654
‫آرزو دارم که تمام...

984
01:06:44,779 --> 01:06:46,281
‫علومی رو که

985
01:06:46,406 --> 01:06:48,741
‫کاربردیه

986
01:06:49,367 --> 01:06:53,496
‫و زیباست و حقیقی
‫بدست بیارم

987
01:06:56,615 --> 01:06:58,050
‫و برآورده کردن آرزوش

988
01:06:58,051 --> 01:06:59,923
‫موجب خوشحالیم بود

989
01:07:28,995 --> 01:07:32,563
‫پس من بهش تاریخ، فلسفه

990
01:07:32,564 --> 01:07:33,999
‫زبان و شاعری یاد دادم

991
01:07:34,000 --> 01:07:36,654
‫من بهش نجوم و ریاضیات یاد دادم

992
01:07:36,655 --> 01:07:38,830
‫که موجب سعادتش بود

993
01:07:38,831 --> 01:07:41,398
‫واسه‌ش کتاب و دست‌نوشته آوردم

994
01:07:41,399 --> 01:07:44,750
‫که بین مجموعه‌ی بطری‌هاش قایم کردیم

995
01:08:05,162 --> 01:08:07,163
‫صباح...

996
01:08:07,164 --> 01:08:08,644
‫صباح...

997
01:08:26,531 --> 01:08:28,576
‫همیشه می‌تونست
‫از یه شیشه‌ی قرمز رنگ

998
01:08:28,577 --> 01:08:30,752
‫ارسطو رو ببینه

999
01:08:30,753 --> 01:08:33,537
‫و اقلیدس رو از یه بطری سبز

1000
01:08:33,538 --> 01:08:35,931
‫فیثاغورس، اسپینوزا

1001
01:08:35,932 --> 01:08:38,804
‫بدون اینکه به من نیاز داشته باشه
‫تا تجسیم‌شون کنم

1002
01:08:49,032 --> 01:08:51,425
‫ما کل جهان رو در اتاقش داشتیم

1003
01:08:51,426 --> 01:08:54,429
‫و من دلباخته‌ش شدم

1004
01:08:58,084 --> 01:09:02,175
‫سعادت من بود
‫که اون رو شاد کنم

1005
01:09:03,916 --> 01:09:05,222
‫تا شکوفا شدنش رو ببینم

1006
01:09:07,006 --> 01:09:09,531
‫و اون در هر زمینه شکوفا شد

1007
01:09:09,922 --> 01:09:11,446
‫همه جانبه

1008
01:09:22,544 --> 01:09:23,979
‫شروغ کرد به مخالفت

1009
01:09:23,980 --> 01:09:26,068
‫با کوچک‌ترین رفتارهای
‫فرمان‌بردارانه‌ای

1010
01:09:26,069 --> 01:09:27,635
‫که همسرش می‌خواست

1011
01:09:27,636 --> 01:09:30,855
‫چون چنان مهارتی
‫در هنر عشق پیدا کرده بود

1012
01:09:30,856 --> 01:09:32,509
‫که از دسترس هر انسانی

1013
01:09:32,510 --> 01:09:34,686
‫که با جن معاشقه نکرده
‫خارج بود

1014
01:09:52,617 --> 01:09:55,707
‫هوس‌های آن مرد برای او
‫وسواس‌گونه شد

1015
01:09:55,970 --> 01:09:58,056
‫حالت خوبه؟

1016
01:10:05,978 --> 01:10:07,631
‫و وقتی آن مرد به سراغش می‌آمد

1017
01:10:07,632 --> 01:10:11,983
‫اتاقش رو ترک
‫و به آسمان‌ها سفر می‌کردم

1018
01:10:11,984 --> 01:10:15,727
‫کوه‌ها
‫و اقیانوس‌ها رو دیدم...

1019
01:10:16,685 --> 01:10:18,686
‫چهارپایان جنگل رو دیدم

1020
01:10:18,687 --> 01:10:21,253
‫در جایی که هیچ انسانی قدم نمی‌گذاره

1021
01:10:21,254 --> 01:10:25,301
‫و به هنگام بازگشت
‫اون انتظارم رو می‌کشید

1022
01:10:25,302 --> 01:10:29,218
‫روزم رو براش تعریف می‌کردم
‫و از شادی از هوش می‌رفت

1023
01:10:29,219 --> 01:10:31,220
‫همچنین ناامیدی

1024
01:10:31,221 --> 01:10:34,832
‫چرا آرزو نمی‌کرد آزاد باشه؟

1025
01:10:34,833 --> 01:10:38,227
‫چیزی وجود داشت
‫که براش از اهمیت بیشتری برخوردار بود

1026
01:10:38,228 --> 01:10:40,708
‫«ریاضیاتی» ابداع کرده بود

1027
01:10:40,709 --> 01:10:43,885
‫زبانی برای توجیه نیروهایی

1028
01:10:43,886 --> 01:10:47,018
‫که فضا و زمان و ماده را پدید می‌آورند

1029
01:10:47,019 --> 01:10:48,672
‫اون پرومیتوسی بود
‫شجاع

1030
01:10:48,673 --> 01:10:50,935
‫اما نمی‌تونست این معما رو حل کنه

1031
01:10:50,936 --> 01:10:53,024
‫و دنبال کلیدی بود

1032
01:10:53,025 --> 01:10:56,028
‫برای گشودن ادراکش

1033
01:11:06,822 --> 01:11:10,738
‫پس از آرزوی دومش استفاده کرد

1034
01:11:10,739 --> 01:11:14,307
‫یادش دادم مثل جن‌ها خواب ببینه
‫در بیداری

1035
01:11:45,991 --> 01:11:49,907
‫و از این روش
‫راه‌حل‌ها به ذهنش رسیدن

1036
01:11:49,908 --> 01:11:53,650
‫اون قادر بود
‫قدرت‌هایی نامرئی رو توصیف کنه

1037
01:11:53,651 --> 01:11:56,871
‫میدان‌های الکترومغناطیسی
‫و نیروهایی...

1038
01:11:56,872 --> 01:12:00,004
‫همون چیزهایی
‫که اجنه ازش ساخته شدن

1039
01:12:00,005 --> 01:12:01,745
‫شما الکترومغناطیسی هستین؟

1040
01:12:01,746 --> 01:12:05,794
‫همون‌طور که شما از خاکین
‫من از آتش نامتراکم‌ام

1041
01:12:06,664 --> 01:12:09,100
‫و وقتی باردار شد

1042
01:12:09,101 --> 01:12:11,407
‫خوشحالی من رو فرا گرفت

1043
01:12:11,408 --> 01:12:13,670
‫چون می‌دونستم باعث تحکیم‌مون می‌شه

1044
01:12:13,671 --> 01:12:15,194
‫بچه‌ی تو رو باردار بود؟

1045
01:12:16,021 --> 01:12:18,981
‫فرزندی
‫از خاک و آتش

1046
01:12:20,939 --> 01:12:22,940
‫پس کجای کار خراب شد؟

1047
01:12:22,941 --> 01:12:24,943
‫آلیثا، من عاشقش بودم

1048
01:12:25,944 --> 01:12:27,684
‫عاشق شوق ذهنش بودم

1049
01:12:27,685 --> 01:12:28,816
‫عاشق خشمش

1050
01:12:28,817 --> 01:12:29,947
‫عاشق قدرتش

1051
01:12:29,948 --> 01:12:32,995
‫عاشق اینکه اخم‌هاش
‫رو به لبخند تبدیل کنم

1052
01:12:34,736 --> 01:12:37,215
‫از بلقیس هم بیشتر عاشقش بودم

1053
01:12:37,216 --> 01:12:38,782
‫از آزادی خودت هم بیشتر؟

1054
01:12:38,783 --> 01:12:40,262
‫بله

1055
01:12:40,263 --> 01:12:43,787
‫بالاترین آرزو این شد
‫که نگهش دارم

1056
01:12:43,788 --> 01:12:45,920
‫که زندانیش باقی بمونم

1057
01:12:45,921 --> 01:12:50,665
‫اندیشه‌ی آزاد شدن
‫دلم رو آزرده‌خاطر می‌کرد

1058
01:12:55,670 --> 01:12:59,674
‫جلوش رو گرفتم تا نکنه
‫آرزوی سومی هم بکنه

1059
01:12:59,978 --> 01:13:01,414
‫وای خدایا

1060
01:13:05,070 --> 01:13:06,898
‫گند کاری شد

1061
01:13:08,334 --> 01:13:11,336
‫کم‌کم من رو متهم کرد
‫که مثل شوهرش

1062
01:13:11,337 --> 01:13:13,078
‫اسیرش کردم

1063
01:13:15,124 --> 01:13:18,300
‫سعی کردم جبران کنم

1064
01:13:18,301 --> 01:13:21,957
‫که طلب بخشش کنم
‫که خودم رو توی بطری بندازم

1065
01:13:22,871 --> 01:13:24,436
‫تا حبس بشم

1066
01:13:24,437 --> 01:13:26,875
‫تا بتونه قدرت بیشتری بر من داشت هباشه

1067
01:13:39,496 --> 01:13:42,237
‫تا در بطری به هیچی تبدیل بشم

1068
01:13:42,238 --> 01:13:43,892
‫حاضر بودم بخاطرش این کار رو انجام بدم

1069
01:13:44,806 --> 01:13:48,417
‫و هربار، باعث تسلیش می‌شد

1070
01:13:48,418 --> 01:13:52,029
‫هر بار
‫به جز بار آخر

1071
01:13:52,030 --> 01:13:56,773
‫وقتی که ناگهان مانند رعد و برقی
‫در طوفان

1072
01:13:56,774 --> 01:13:59,776
‫شروع به گریه و زاری کرد
‫و گفت

1073
01:13:59,777 --> 01:14:02,867
‫«ای کاش که تو رو از یادم می‌رفت»

1074
01:14:08,351 --> 01:14:11,049
‫و همین اتفاق افتاد
‫در یک لحظه

1075
01:14:16,141 --> 01:14:19,056
‫اون بیرون بود
‫و من داخل

1076
01:14:19,057 --> 01:14:20,798
‫من رو به فراموشی سپرده بود

1077
01:14:22,321 --> 01:14:25,324
‫آلیثیا، چطور ممکنه...

1078
01:14:27,370 --> 01:14:30,765
‫عشق‌ورزیدن به یه نفر
‫به کل اشتباه باشه؟

1079
01:14:56,138 --> 01:14:57,487
‫من یه آرزو دارم

1080
01:15:02,274 --> 01:15:05,495
‫هرچند، می‌ترسم درخواست زیادی باشه

1081
01:15:10,108 --> 01:15:12,197
‫در توان من هست؟

1082
01:15:12,850 --> 01:15:15,810
‫امیدوارم.
‫واقعاً امیدوارم باشه

1083
01:15:18,421 --> 01:15:20,510
‫خواسته‌ی قلبیته؟

1084
01:15:21,163 --> 01:15:23,208
‫آره، مطمئنم

1085
01:15:37,962 --> 01:15:39,224
‫ببین

1086
01:15:39,964 --> 01:15:42,227
‫من می‌خوام عاشقت باشم

1087
01:15:45,100 --> 01:15:46,362
‫و

1088
01:15:47,885 --> 01:15:51,367
‫و آرزو دارم در عوض
‫تو هم عاشق من باشی

1089
01:15:53,151 --> 01:15:56,024
‫می‌خوای معشوقه‌ی هم باشیم؟

1090
01:15:56,502 --> 01:15:58,590
‫بله، همین‌طوره

1091
01:15:58,591 --> 01:15:59,765
‫همین رو می‌خوام

1092
01:15:59,766 --> 01:16:03,901
‫و حاضری خودت رو ترک کنی
‫تا به این برسی؟

1093
01:16:05,642 --> 01:16:07,338
‫بله

1094
01:16:07,339 --> 01:16:08,514
‫بله

1095
01:16:10,603 --> 01:16:14,606
‫می‌خوام تنهایی‌هامون
‫با هم باشه

1096
01:16:14,607 --> 01:16:19,350
‫می‌خوام در حکایات همیشگی
‫حرف از عشق‌مون زده شه

1097
01:16:19,351 --> 01:16:23,877
‫من همون اشتیاقی رو می‌خوام
‫که واسه ملکه‌ی سبا داشتی

1098
01:16:23,878 --> 01:16:27,619
‫و همون عشقی که به زفیر نابغه‌ت ورزیدی

1099
01:16:27,620 --> 01:16:29,405
‫من می‌خوامش

1100
01:16:42,244 --> 01:16:43,593
‫من

1101
01:16:45,638 --> 01:16:47,075
‫تو

1102
01:16:53,951 --> 01:16:55,257
‫تو؟

1103
01:16:57,172 --> 01:16:58,434
‫من

1104
01:17:05,963 --> 01:17:07,312
‫زیادیه؟

1105
01:17:08,400 --> 01:17:10,533
‫خیلی خواسته‌ی زیادیه؟

1106
01:17:30,074 --> 01:17:31,119
‫بیا

1107
01:17:44,436 --> 01:17:47,961
‫با امیال برانگیخته چی‌کار کنیم؟

1108
01:17:47,962 --> 01:17:49,397
‫چطور می‌تونم متقاعدت کنم کنم

1109
01:17:49,398 --> 01:17:51,617
‫که یه بار
‫من عاشق جن شدم؟

1110
01:17:53,968 --> 01:17:56,666
‫در هر صورت
‫کمتر کسی حرفم رو باور می‌کرد

1111
01:17:58,450 --> 01:18:01,976
‫عشق چیزی نیست
‫که از سر منطق بهش برسیم

1112
01:18:04,369 --> 01:18:06,457
‫مثل یه بخاره

1113
01:18:06,458 --> 01:18:08,633
‫شاید هم مثل یه رویا

1114
01:18:08,634 --> 01:18:10,592
‫که ما رو وارد سحر

1115
01:18:10,593 --> 01:18:12,334
‫داستان‌های خودمون می‌کنه

1116
01:18:13,770 --> 01:18:15,640
‫اگه چنینه

1117
01:18:15,641 --> 01:18:17,687
‫اصلا از کجا باید بفهمیم
‫که واقعیه یا نه؟

1118
01:18:19,602 --> 01:18:23,301
‫حقیقته
‫یا جنونی بیش نیست؟

1119
01:19:10,218 --> 01:19:12,610
‫امروز راه می‌افتم به سمت لندن

1120
01:19:12,611 --> 01:19:14,222
‫با من میای خونه؟

1121
01:19:16,572 --> 01:19:19,357
‫این روزها جای چنان راحتی نیست

1122
01:19:20,532 --> 01:19:22,708
‫اما بهتره
‫که تو اونجا باشی

1123
01:19:32,718 --> 01:19:34,807
‫این طرف، لطفاً

1124
01:19:36,461 --> 01:19:37,593
‫دست‌ها بالا

1125
01:19:46,080 --> 01:19:48,211
‫لطفاً خارج شید

1126
01:19:48,212 --> 01:19:49,648
‫چی توی جیب‌هاتونه؟

1127
01:19:50,301 --> 01:19:51,389
‫وای

1128
01:19:52,390 --> 01:19:55,611
‫یه بطری خالی
‫و درشه

1129
01:19:56,612 --> 01:19:58,221
‫داخل اشعه ایکس بندازینش

1130
01:19:58,222 --> 01:19:59,353
‫خیلی ظریفه

1131
01:19:59,354 --> 01:20:00,745
‫و نمی‌خوام آسیبی ببینه

1132
01:20:00,746 --> 01:20:02,573
‫آسیب نمی‌بینه.
‫لطفاً بذاریدش توی اشعه ایکس

1133
01:20:02,574 --> 01:20:03,748
‫ترجیح می‌دم
‫که نره توی...

1134
01:20:03,749 --> 01:20:05,099
‫پاسپورت
‫و کارت پرواز

1135
01:20:06,404 --> 01:20:07,492
‫ممنون

1136
01:20:17,894 --> 01:20:19,155
‫خیلی آسیب‌پذیره

1137
01:20:19,156 --> 01:20:20,288
‫خانم

1138
01:20:24,553 --> 01:20:26,337
‫نمک‌دونه

1139
01:20:33,910 --> 01:20:35,129
‫وای

1140
01:20:35,694 --> 01:20:37,869
‫نه! اشعه ایکس نه!
‫خواهش می‌کنم

1141
01:20:37,870 --> 01:20:40,134
‫صبر کنید، خانم، صبر کنید

1142
01:20:56,628 --> 01:20:57,716
‫خانم

1143
01:20:58,282 --> 01:20:59,370
‫وای

1144
01:21:40,237 --> 01:21:41,630
‫به حال خودت باش

1145
01:22:38,295 --> 01:22:40,384
‫هوای اینجا سنگینه

1146
01:22:41,472 --> 01:22:45,563
‫پر از صداهای مصرّ
‫و چهره‌های دلپریشان

1147
01:22:46,042 --> 01:22:47,782
‫که این‌طور؟

1148
01:22:47,783 --> 01:22:50,567
‫مثل انیشتین کوچولو؟

1149
01:22:50,568 --> 01:22:52,743
‫تلویزیون و آنتن موبایل
‫و این چنین؟

1150
01:22:52,744 --> 01:22:54,484
‫آره

1151
01:22:54,485 --> 01:22:58,271
‫بله. تمام وسایل مبتکرانه‌‌تون

1152
01:22:58,272 --> 01:23:00,055
‫همه همزمان در حال زمزمه هستن

1153
01:23:00,056 --> 01:23:01,927
‫سرت رو بیار

1154
01:23:08,630 --> 01:23:10,719
‫شنیدی؟

1155
01:23:13,548 --> 01:23:16,550
‫همین‌طور می‌بینم
‫و حس می‌کنمش

1156
01:23:16,551 --> 01:23:19,553
‫من یه مخابره‌کننده هستم

1157
01:23:19,554 --> 01:23:21,295
‫یه‌مقدار زیادی نیست؟

1158
01:23:22,470 --> 01:23:23,774
‫من جنم

1159
01:23:23,775 --> 01:23:24,950
‫سازگار می‌شم

1160
01:23:26,865 --> 01:23:28,649
‫زود بهش عادت می‌کنم

1161
01:23:28,650 --> 01:23:30,520
‫اون برگشته

1162
01:23:30,521 --> 01:23:31,869
‫معتقدم که برگشته

1163
01:23:31,870 --> 01:23:33,828
‫با کسیه؟

1164
01:23:33,829 --> 01:23:35,873
‫نه، انگار دوباره داره
‫با خودش حرف می‌زنه

1165
01:23:35,874 --> 01:23:37,614
‫سلام، کلمنتاین

1166
01:23:37,615 --> 01:23:39,964
‫فنی.
‫حال‌تون خوبه؟

1167
01:23:39,965 --> 01:23:41,792
‫مشکلی داری؟

1168
01:23:41,793 --> 01:23:43,968
‫مشکل؟
‫چه جور مشکلی؟

1169
01:23:43,969 --> 01:23:45,796
‫با دوست‌های خارجیت

1170
01:23:45,797 --> 01:23:47,711
‫چون اغلب از خودمون می‌پرسیم

1171
01:23:47,712 --> 01:23:50,410
‫«چرا باید دکتر بینی
‫زمان و هوشش رو هدر بده»

1172
01:23:50,411 --> 01:23:53,108
‫«و روش‌های دیگران رو مطالعه کنه
‫وقتی می‌تونیم از روش خودمون حمایت کنیم؟»

1173
01:23:53,109 --> 01:23:55,632
‫از فرهنگ بریتانیایی‌مون
‫خجالت‌زده‌ایم، نه؟

1174
01:23:55,633 --> 01:23:57,112
‫نه، نه

1175
01:23:57,113 --> 01:23:59,506
‫بیشتر ترجیح می‌دم توسط کسی
‫خجالت‌زده بشم

1176
01:23:59,507 --> 01:24:01,856
‫یا این‌که از کسی که فرق داره
‫بترسم

1177
01:24:01,857 --> 01:24:02,987
‫دقیقاً چی می‌گی؟

1178
01:24:02,988 --> 01:24:04,772
‫داره بهمون می‌گه خرافاتی

1179
01:24:04,773 --> 01:24:05,816
‫حرف خودتونه
‫نه من

1180
01:24:05,817 --> 01:24:06,948
‫اشتباه متوجه شدی

1181
01:24:06,949 --> 01:24:08,471
‫اینطور به نظر میاد، عزیزم

1182
01:24:08,472 --> 01:24:09,994
‫این طرز زندگی‌شونه.
‫چیزی که بهش باور دارن

1183
01:24:09,995 --> 01:24:11,735
‫- چیزی که می‌خورن
‫- چی داری می‌گی؟

1184
01:24:11,736 --> 01:24:13,563
‫هرکی هرجایی بره
‫با آداب‌معاشرته

1185
01:24:13,564 --> 01:24:16,566
‫ما تحت فشار هستیم
‫و داریم سرنوشت بدمون رو فرا می‌خونیم

1186
01:24:16,567 --> 01:24:17,915
‫طبیعی نیست

1187
01:24:17,916 --> 01:24:20,048
‫پرنده‌ها به هوا تعلق دارن.
‫ماهی‌ها به دریا

1188
01:24:20,049 --> 01:24:22,355
‫و خدای مهربان می‌خواسته
‫همین‌طوری باشه

1189
01:24:22,356 --> 01:24:24,400
‫از اول تا آخر دارین
‫خزعبلات تحویلم می‌دین

1190
01:24:24,401 --> 01:24:25,923
‫علمه.
‫یه حقیقت علمیه

1191
01:24:25,924 --> 01:24:27,185
‫این یه قیاس غلطه

1192
01:24:27,186 --> 01:24:29,449
‫بله که حیوانات محیط‌‌زیست
‫طبیعی خودشون رو دارن

1193
01:24:29,450 --> 01:24:31,668
‫حقیقت داره
‫اما انسان‌ها قادر هستن

1194
01:24:31,669 --> 01:24:33,801
‫که در هر محیطی
‫که عشق‌شون بکشه زندگی کنن

1195
01:24:33,802 --> 01:24:35,019
‫این حقیقت نیست

1196
01:24:35,020 --> 01:24:36,673
‫- چی داری می‌گی؟
‫- این یه نظره

1197
01:24:36,674 --> 01:24:37,892
‫و تو در اشتباهی

1198
01:24:37,893 --> 01:24:39,372
‫دیگه این حرف‌ها رو تحمل نمی‌کنم

1199
01:24:39,373 --> 01:24:41,591
‫بیا، کلم.
‫خانم دیوونه رو به حال خودش بذار

1200
01:24:41,592 --> 01:24:43,506
‫هیچ‌وقت عقل نمیاد توی کله‌ش

1201
01:24:43,507 --> 01:24:45,770
‫راستی، تاحالا بهتون نگفته بودم

1202
01:24:46,423 --> 01:24:48,859
‫اما هردوتون رقت‌انگیزین

1203
01:24:48,860 --> 01:24:50,078
‫دهن گشادت رو ببند!

1204
01:24:50,079 --> 01:24:52,647
‫شل‌مغز و رقت‌انگیز

1205
01:24:53,169 --> 01:24:55,562
‫آهای تو، کله‌کیری!

1206
01:24:55,563 --> 01:24:59,567
‫نذار پیچک‌هات بزرگ شن
‫و بیان سمت دیوار ما!

1207
01:25:00,655 --> 01:25:02,830
‫چرا اجازه دادم
‫ذهنم رو درگیر کنن؟

1208
01:25:02,831 --> 01:25:04,919
‫باید براشون متأسف باشم

1209
01:25:04,920 --> 01:25:08,140
‫اما اینجا خونه‌ی منه.
‫پناهگاهمه

1210
01:25:12,188 --> 01:25:14,408
‫ای کاش...

1211
01:25:15,452 --> 01:25:17,671
‫راستی، این آرزو نیست

1212
01:25:17,672 --> 01:25:19,064
‫می‌دونم

1213
01:27:22,710 --> 01:27:23,972
‫جن من

1214
01:27:25,016 --> 01:27:26,234
‫امروزت چطور گذشت؟

1215
01:27:26,235 --> 01:27:28,628
‫هر گوش شنوا مال تو بود

1216
01:27:28,629 --> 01:27:31,239
‫هر صدایی، هر عطری
‫هر لمسی

1217
01:27:31,240 --> 01:27:32,981
‫تو همه جا بودی

1218
01:27:38,203 --> 01:27:39,901
‫الان میام

1219
01:27:58,963 --> 01:28:01,095
‫این ساعت کی می‌تونه باشه؟

1220
01:28:01,096 --> 01:28:02,184
‫ممکنه اون دختره باشه

1221
01:28:05,666 --> 01:28:08,582
‫کلم. فنی

1222
01:28:10,627 --> 01:28:13,108
‫نخود، میخک و پسته

1223
01:28:14,936 --> 01:28:16,633
‫توی دهن آب می‌شن

1224
01:28:34,651 --> 01:28:36,131
‫این دوست منه

1225
01:28:37,262 --> 01:28:39,177
‫یه مدتی پیشم هست

1226
01:28:40,091 --> 01:28:41,136
‫سلام

1227
01:28:44,226 --> 01:28:45,967
‫- سلام
‫- سلام

1228
01:28:50,232 --> 01:28:52,015
‫جن من بهم گفت

1229
01:28:52,016 --> 01:28:54,975
‫که اون‌ها وقتی
‫در قلمروی جن‌ها دور هم جمع می‌شن

1230
01:28:54,976 --> 01:28:56,760
‫واسه هم قصه تعریف می‌کنن

1231
01:28:57,935 --> 01:29:00,067
‫قصه‌ها براشون مثل نفس هستن

1232
01:29:00,068 --> 01:29:01,156
‫بهشون معنا می‌بخشن

1233
01:29:03,114 --> 01:29:04,375
‫من گفتم: «بله»

1234
01:29:04,376 --> 01:29:06,161
‫«روال ما این‌طوریه»

1235
01:29:07,205 --> 01:29:08,945
‫هر قصه‌ای که تعریف می‌کنیم
‫یه تکه‌ایه

1236
01:29:08,946 --> 01:29:11,383
‫در یک موزاییک بی‌پایان
‫که پیوسته در حال تغییر شکله

1237
01:29:12,950 --> 01:29:17,085
‫و این خُرده‌سنگ، مثل دیگر قصه‌ها
‫باید به پایان برسه

1238
01:29:19,043 --> 01:29:22,220
‫اگه درباره‌ی آرزوهاست
‫قصه‌ای پندآمیزه

1239
01:29:23,308 --> 01:29:26,310
‫پس چطور قراره اتفاق بدی توش بیفته؟

1240
01:29:26,311 --> 01:29:28,836
‫شاید تا الانش هم افتاده

1241
01:29:32,143 --> 01:29:34,667
‫حتی با وجود اینکه حقیقت
‫برهنه مقابل‌شان ایستاده بود

1242
01:29:34,668 --> 01:29:36,320
‫به او پشت کردند

1243
01:29:36,321 --> 01:29:40,803
‫از این رو، حقیقت به گوشه‌ای رفت
‫و در سایه‌ها منتظر ماند

1244
01:29:40,804 --> 01:29:42,457
‫در روزهای آتی

1245
01:29:42,458 --> 01:29:45,982
‫جن داستان‌شناس را تا محل‌کارش
‫همراهی می‌کرد

1246
01:29:45,983 --> 01:29:47,592
‫و وقتی همراهش نبود

1247
01:29:47,593 --> 01:29:50,814
‫مشتاقانه به دنبال اکتشافات دنیوی می‌رفت

1248
01:29:53,774 --> 01:29:56,690
‫امروز برای من روز شگفت‌انگیزی بود

1249
01:29:57,995 --> 01:30:00,997
‫چیزهای زیادی دیدم

1250
01:30:00,998 --> 01:30:05,175
‫انسانی رو دیدم که داخل مغز
‫انسان زنده‌ی دیگه‌ای رو نگاه می‌کرد

1251
01:30:05,176 --> 01:30:07,788
‫و خون‌ریزی مهلکی رو از بین برد

1252
01:30:12,270 --> 01:30:14,055
‫برخورددهنده رو دیدم

1253
01:30:15,360 --> 01:30:19,800
‫دستگاه بزرگی که در ماهیت ماده
‫کاوش می‌کرد

1254
01:30:22,933 --> 01:30:26,196
‫سپس یه دیش دیدم
‫یه دیش بزرگ

1255
01:30:26,197 --> 01:30:29,897
‫که به زمزمه‌ی ستارگانی
‫که مدت‌ها از مرگ‌شون می‌گذره، گوش می‌ده

1256
01:30:32,029 --> 01:30:34,030
‫بشریت...

1257
01:30:34,031 --> 01:30:35,946
‫حیرت‌انگیزه، آلیثیا

1258
01:30:36,860 --> 01:30:39,296
‫خوشحالم که این‌طور فکر می‌کنی

1259
01:30:39,297 --> 01:30:42,386
‫تمام این اتفاقات
‫از زمانی که در بطری زفیر بودم اتفاق افتاده

1260
01:30:42,387 --> 01:30:47,174
‫تمام این شگفتی‌ها
‫در کمتر از 200 سال

1261
01:30:47,175 --> 01:30:49,176
‫آره، اما

1262
01:30:49,177 --> 01:30:53,484
‫این‌ها صرفاً مهندسی و فناوری هستن

1263
01:30:53,485 --> 01:30:56,096
‫علی‌رغم این دستاوردهای زیاد

1264
01:30:56,097 --> 01:30:58,229
‫هنوز سردرگم موندیم

1265
01:31:01,145 --> 01:31:03,104
‫وقتی نتونیم هرج و مرج
‫رو مهار کنیم

1266
01:31:04,888 --> 01:31:07,498
‫ترس و وحشت ورمون می‌داره

1267
01:31:07,499 --> 01:31:09,805
‫و علیه هم می‌شیم

1268
01:31:09,806 --> 01:31:12,329
‫معلومه، شما انسانین

1269
01:31:12,330 --> 01:31:14,463
‫طبیعت‌تونه

1270
01:31:16,813 --> 01:31:20,251
‫آره. پس داستان هیچ‌وقت عوض نمی‌شه

1271
01:31:21,165 --> 01:31:23,863
‫تنفر غالب می‌شه

1272
01:31:23,864 --> 01:31:28,477
‫پخش می‌شه
‫و به عشق غلبه می‌کنه

1273
01:31:30,261 --> 01:31:32,915
‫من فقط می‌خوام از عشق حرف بزنم

1274
01:31:32,916 --> 01:31:36,963
‫چه مجموعه‌ی آشفته‌ای
‫از تناقضات هستین شما

1275
01:31:36,964 --> 01:31:38,094
‫خیلی ممنون

1276
01:31:38,095 --> 01:31:41,402
‫بشریت
‫چه معمایی

1277
01:31:41,403 --> 01:31:44,144
‫توی تاریکی دست و پا می‌زنین

1278
01:31:44,145 --> 01:31:47,277
‫با این‌حال، از هوش دسته‌جمعی‌تون
‫به نحو احسن استفاده می‌کنین

1279
01:31:47,278 --> 01:31:48,932
‫عجب قصه‌ایه

1280
01:31:50,194 --> 01:31:53,066
‫سخت مشتاقم
‫ببینم به کدوم سمت می‌ره

1281
01:31:53,067 --> 01:31:54,982
‫یا چطور تموم می‌شه

1282
01:31:55,330 --> 01:31:57,070
‫همچنین این

1283
01:31:57,071 --> 01:32:01,030
‫یه فناپذیر هیچ‌وقت متوجه نمی‌شه
‫اما جن ممکنه بتونه

1284
01:32:01,031 --> 01:32:03,512
‫جن‌ها از تمام وقت دنیا برخوردارن

1285
01:32:05,601 --> 01:32:07,820
‫خوش شانس شمایین

1286
01:32:07,821 --> 01:32:09,170
‫شاید

1287
01:32:10,171 --> 01:32:13,434
‫اما شما موجودات خاکی...

1288
01:32:13,435 --> 01:32:14,957
‫تونستین قدرت و هدف

1289
01:32:14,958 --> 01:32:18,308
‫اجنه و فرشتگان رو تحت‌الشعاع قرار بدین

1290
01:32:18,309 --> 01:32:20,528
‫ما به هیچ دردتون نمی‌خوریم

1291
01:32:20,529 --> 01:32:21,921
‫شاید ما فرسوده شیم و...

1292
01:32:21,922 --> 01:32:23,444
‫- از بین برین؟
‫- بله

1293
01:32:23,445 --> 01:32:25,881
‫آره. قبلاً این موضوع

1294
01:32:25,882 --> 01:32:27,970
‫تمام مقالات و تدریس‌های من بود

1295
01:32:27,971 --> 01:32:29,277
‫می‌دونم

1296
01:32:31,888 --> 01:32:33,629
‫و با این حال
‫اینجای کاریم

1297
01:32:35,326 --> 01:32:37,415
‫غیرممکنِ من

1298
01:32:39,330 --> 01:32:40,418
‫بله

1299
01:32:52,866 --> 01:32:54,041
‫سلام

1300
01:32:59,481 --> 01:33:01,091
‫من اومدم!

1301
01:33:11,058 --> 01:33:12,363
‫سلام؟

1302
01:33:38,389 --> 01:33:39,956
‫جن؟

1303
01:33:44,004 --> 01:33:45,222
‫عشق من؟

1304
01:33:49,226 --> 01:33:50,271
‫جن

1305
01:33:54,492 --> 01:33:55,667
‫چی شده؟

1306
01:33:58,279 --> 01:34:00,280
‫صدام رو می‌شنوی؟

1307
01:34:00,281 --> 01:34:02,456
‫جن، باهام حرف بزن

1308
01:34:02,457 --> 01:34:04,024
‫سعی کن باهام حرف بزنی

1309
01:34:05,982 --> 01:34:08,158
‫آرزو می‌کنم باهام حرف بزنی

1310
01:34:12,162 --> 01:34:13,250
‫وای...

1311
01:34:28,178 --> 01:34:30,223
‫خواب بودم

1312
01:34:30,224 --> 01:34:32,443
‫خواب

1313
01:34:34,184 --> 01:34:36,316
‫جن‌ها نمی‌خوابن

1314
01:34:36,317 --> 01:34:37,621
‫بریم یه قدم بزنیم

1315
01:34:37,622 --> 01:34:39,101
‫یه قدم‌زنی طولانی
‫و فرح‌بخش

1316
01:34:39,102 --> 01:34:40,668
‫یه چیزی واسه خودمون تدارک دیدم

1317
01:34:40,669 --> 01:34:42,278
‫همه‌چیز رو تدارک دیدم

1318
01:34:42,279 --> 01:34:44,454
‫شب شگفت‌انگیزی خواهیم داشت

1319
01:34:44,455 --> 01:34:46,630
‫فوق‌العاده خواهد بود

1320
01:34:46,631 --> 01:34:49,459
‫- بهترین اوقات عمرمون
‫- صبر کن!

1321
01:34:49,460 --> 01:34:53,594
‫این میدان‌های اکترومغناطیسی
‫رو می‌تونم از سرم بیرون کنم

1322
01:34:53,595 --> 01:34:55,162
‫می‌تونم بیرون‌شون کنم

1323
01:34:56,250 --> 01:34:57,468
‫می‌ریم پیکنیک

1324
01:35:02,386 --> 01:35:04,562
‫یوکللی می‌نوازیم

1325
01:35:07,130 --> 01:35:10,437
‫آلیثیا، اینجا جایی برای من هست

1326
01:35:10,438 --> 01:35:11,699
‫این نیروها

1327
01:35:11,700 --> 01:35:13,396
‫هرگز ازت دور نمی‌شن
‫در این دنیا چنینه

1328
01:35:13,397 --> 01:35:15,616
‫بهشون غلبه می‌کنم.
‫به‌خاطر تو می‌تونم

1329
01:35:15,617 --> 01:35:17,792
‫تو آلیثیای منی
‫و من عاشقتم

1330
01:35:17,793 --> 01:35:19,576
‫ممنون. ممنون.
‫ممنون که سعی می‌کنی

1331
01:35:19,577 --> 01:35:20,817
‫فکر کردی من عاشقت نیستم؟

1332
01:35:21,797 --> 01:35:24,016
‫عشق یه هدیه‌ست

1333
01:35:24,017 --> 01:35:26,409
‫هدیه‌ایه که شخص باید آزادانه ببخشه

1334
01:35:26,410 --> 01:35:28,630
‫چیزی نیست که طلبش کرد

1335
01:35:30,153 --> 01:35:31,371
‫من به هردومون نیرنگ زدم

1336
01:35:31,372 --> 01:35:33,068
‫لحظه‌ای که آرزوش کردم

1337
01:35:33,069 --> 01:35:36,158
‫قدرت برآورده کردنش
‫رو ازت گرفتم

1338
01:35:36,159 --> 01:35:40,423
‫من، بیشتر از هرکس دیگری
‫باید می‌دونستم

1339
01:35:40,424 --> 01:35:42,599
‫دوباره نمی‌خوام خرابش کنم

1340
01:35:42,600 --> 01:35:46,777
‫جن من، اگه این دنیا
‫جای تو نیست

1341
01:35:46,778 --> 01:35:49,651
‫آرزو می‌کنم برگردی به جایی
‫که بهش تعلق داری

1342
01:35:50,478 --> 01:35:52,567
‫هرجایی که می‌خواد باشه

1343
01:37:33,603 --> 01:37:37,603
‫[سه سال بعد]

1344
01:37:41,461 --> 01:37:44,853
‫[در قلمروی جن‌ها، آن‌ها برای هم داستان
‫تعریف می‌کنند.]

1345
01:37:45,201 --> 01:37:49,169
‫[قصه‌ها برای‌شان مانند نفس کشیدن است
‫به آن‌ها معنا می‌بخشند...]

1346
01:38:19,844 --> 01:38:20,932
‫مامان!

1347
01:38:22,934 --> 01:38:24,979
‫بیا، میمون کوچولو

1348
01:38:24,980 --> 01:38:26,808
‫مامان نیست

1349
01:38:36,389 --> 01:38:39,389
‫[سه هزار سال اشتیاق]

1350
01:39:54,548 --> 01:39:55,809
‫- آهای!
‫- وی نه!

1351
01:39:55,810 --> 01:39:57,812
‫مواظب باش.
‫بهترین شوت‌زن لیگه

1352
01:40:06,777 --> 01:40:07,909
‫دیدی چی شد؟

1353
01:40:11,434 --> 01:40:14,044
‫هرچند وقت یک‌بار
‫سری می‌زد

1354
01:40:14,045 --> 01:40:17,526
‫و آن دو تک‌تک لحظات پرشور و نشاط‌شان
‫را غنیمت می‌شمردند

1355
01:40:17,527 --> 01:40:20,442
‫علی‌رغم درد حاصل
‫از آسمان‌های ناآرام

1356
01:40:20,443 --> 01:40:23,097
‫او همیشه بیشتر از آن‌چه که باید
‫می‌ماند

1357
01:40:23,098 --> 01:40:25,448
‫مدت‌ها پس از آن‌که
‫آلیثیا التماسش می‌کرد تا برود

1358
01:40:26,580 --> 01:40:29,799
‫او قول می‌داد که در طول عمر آلیثیا
‫باز هم برگردد

1359
01:40:29,800 --> 01:40:32,803
‫و همین هم برای آن زن کافی بود

1360
01:40:35,357  --> 01:41:06,274
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.
   

