﻿1
00:00:48,448 --> 00:01:02,548
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.org ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: ZedMovie.com ::..</font></b>

2
00:01:04,273 --> 00:01:05,562
وقتی پای فیلم میاد وسط باید بگم

3
00:01:05,574 --> 00:01:07,656
.من بازیگر نبودم بلکه یه رقاص بودم

4
00:01:12,364 --> 00:01:14,650
...هیچ راهی نبود بفهمم

5
00:01:14,658 --> 00:01:16,899
که آیا واقعا میتونم بازیگر بشم یا نه

6
00:01:19,329 --> 00:01:23,493
...ولی اونا میدونستن که همین کافیه

7
00:01:23,500 --> 00:01:25,616
که به عنوان یک انسان ظاهر بشم

8
00:01:30,841 --> 00:01:34,379
و از این بابت شکرگزارم
چون فکر میکنم چه راهی میتونست

9
00:01:34,386 --> 00:01:36,547
اینقدر برام خوشبختی بیاره؟

10
00:01:43,645 --> 00:01:46,102
از مرکز سینمای جهان

11
00:01:46,106 --> 00:01:49,098
آکادمی علوم و هنرهای سینمایی

12
00:01:49,109 --> 00:01:52,067
بیست و ششمین دوره اسکار

13
00:02:05,375 --> 00:02:08,162
و حالا برای شما که در
لس آنجلس زندگی می کنید

14
00:02:16,053 --> 00:02:17,213
بخونمش؟

15
00:02:18,263 --> 00:02:19,343
بخونمش؟

16
00:02:20,891 --> 00:02:22,006
فکر نکنم بتونم

17
00:02:24,102 --> 00:02:25,387
خانمها و آقایان حاضر در نیویورک

18
00:02:25,395 --> 00:02:27,056
"خانم آدری هپبورن در "تعطیلات رومی

19
00:03:01,306 --> 00:03:02,591
این خیلی زیاده

20
00:03:04,601 --> 00:03:09,595
میخوام از تمام کسانی

21
00:03:09,981 --> 00:03:12,939
که در ماهها و سالهای گذشته

22
00:03:14,152 --> 00:03:17,986
کمکم کردند، راهنمایی کردند

23
00:03:17,989 --> 00:03:20,071
.و خیلی چیزها یادم دادند، تشکر کنم

24
00:03:20,075 --> 00:03:22,407
صادقانه سپاسگزارم

25
00:03:22,411 --> 00:03:23,617
.وخیلی خوشحالم

26
00:03:30,293 --> 00:03:31,954
امروزه نام آدری هپبورن
(تعطیلات رومی1953)

27
00:03:31,962 --> 00:03:34,044
در بالای سالن تئاتر میدرخشد

28
00:03:34,047 --> 00:03:36,379
...از جلد مجلات ملی تا

29
00:03:36,383 --> 00:03:39,967
.ستونهای روزنامه اخبار جنجالی نوشته شد

30
00:03:39,970 --> 00:03:43,303
و همه در مورد اولین ستاره شورانگیز

31
00:03:43,306 --> 00:03:45,968
.تعطیلات رومی" پارامونت، صحبت میکنند"

32
00:03:54,860 --> 00:03:58,318
آدری هپبورن مثل هیچ بازیگر زن یا مرد

33
00:03:58,321 --> 00:04:00,027
دیگه ایی نبود

34
00:04:02,075 --> 00:04:04,987
اون جاذبه داشت

35
00:04:04,995 --> 00:04:06,485
مردم عاشقش بودن

36
00:04:09,374 --> 00:04:11,581
تازه واردی بود که خیلی محکم

37
00:04:11,585 --> 00:04:13,576
.و تاثیرگذار بود

38
00:04:21,428 --> 00:04:24,215
تو بعد از تعطیلات رومی یک شبه

39
00:04:24,222 --> 00:04:26,213
به شهرت جهانی رسیدی

40
00:04:26,224 --> 00:04:28,931
فکر کنم خیلی از دخترای اینجا

41
00:04:28,935 --> 00:04:30,891
دوست دارند مثل تو ستاره بشند

42
00:04:30,896 --> 00:04:32,852
براشون توصیه ای داری؟

43
00:04:33,899 --> 00:04:37,141
تنها نصیحتی که میتوانم بکنم اینه که

44
00:04:37,152 --> 00:04:40,019
همین که مطمئن باشند که
می خواهند باشند کافیه

45
00:04:40,030 --> 00:04:44,569
چون همانطور که اغلب گفته میشه

46
00:04:44,576 --> 00:04:48,444
کار سخت وقتی با عشق انجام بشه
.دیگه اونقدر سخت نیست

47
00:04:49,456 --> 00:04:52,823
نگاه آدری یه چیزجدیدی بود

48
00:04:52,834 --> 00:04:55,917
...دخترمعمولی مثل "دوریس دی" و

49
00:04:55,921 --> 00:04:58,913
بمب های سکسی مثل "مرلین مونرو" به وفور بود

50
00:04:58,924 --> 00:05:02,382
در آن زمان ستاره های زن
فوق العاده ای وجود داشت

51
00:05:02,385 --> 00:05:04,091
اما هیچ شباهتی به اون نداشتند

52
00:05:05,096 --> 00:05:09,180
او زنی رو خلق کرد
که در واقع وجود نداشت

53
00:05:09,184 --> 00:05:10,390
.خودش بود

54
00:05:14,147 --> 00:05:17,230
آدری برای مردم سراسر دنیا

55
00:05:17,234 --> 00:05:18,565
.یک نماد بود

56
00:05:21,905 --> 00:05:26,490
تصویرش، روش زندگیش

57
00:05:27,994 --> 00:05:30,986
.این زیبایی فوق العادش

58
00:05:32,582 --> 00:05:37,576
مردم دوستش دارند، و به دلیل چهره
دوست داشتنیش یا لبخندش که

59
00:05:37,796 --> 00:05:40,037
می شناسندش

60
00:05:41,424 --> 00:05:46,418
اما یک آدری واقعی بود
که مردم نمی شناختند

61
00:05:48,348 --> 00:05:51,431
اون فقط آدم توی عکس چاپی نبود

62
00:05:53,395 --> 00:05:56,808
.زندگی آدری خیلی بیشتر از اینها بود

63
00:06:00,127 --> 00:06:01,990
<font color="#ff8080"><b><i>آ</i></b></font>

64
00:06:01,991 --> 00:06:03,854
<font color="#ff8080"><b><i>آد</i></b></font>

65
00:06:03,855 --> 00:06:05,718
<font color="#ff8080"><b><i>آدر</i></b></font>

66
00:06:05,719 --> 00:06:07,582
<font color="#ff8080"><b><i>آدری</i></b></font>

67
00:06:07,583 --> 00:06:09,583
<font color="#80ff00"><i><b>آدری</b></i></font>

68
00:06:17,127 --> 00:06:18,583
یک عبارت زیبا

69
00:06:18,587 --> 00:06:21,954
در کتاب آرتور روبنشتاین وجود داره

70
00:06:21,965 --> 00:06:23,830
سالها پیش

71
00:06:23,842 --> 00:06:26,584
وقتی زندگی خیلی سختی رو شروع کرد

72
00:06:27,637 --> 00:06:32,006
او باید تصمیم می گرفت که
زندگی را رد کنه یا عاشقش بشه

73
00:06:33,184 --> 00:06:35,971
او میگه: همون موقع تصمیم گرفتم
.بدون قید و شرط دوستش داشته باشم

74
00:06:36,897 --> 00:06:37,977
.من به این حرف ایمان دارم

75
00:06:54,581 --> 00:06:58,620
والدین آدری در هند هلند با هم آشنا شدند
(اندونزی)

76
00:07:01,838 --> 00:07:04,079
پدر آدری دیپلمات بود
(کلمنس بلوکیو، نویسنده بیوگرافی)

77
00:07:06,551 --> 00:07:10,294
و مادرش بارونس همسترا بود

78
00:07:10,305 --> 00:07:12,512
.که پدرش فرماندار بود

79
00:07:14,434 --> 00:07:16,925
آدری هپبورن هیچوقت به این موضوع اشاره نکرد

80
00:07:16,937 --> 00:07:21,146
.ولی در خانوادش اشراف هلندی وجود داشتن

81
00:07:23,360 --> 00:07:25,521
پدربزرگم، جوزف راستن هپبورن
(شون هپبورن فرر،پسر آدری)

82
00:07:25,528 --> 00:07:27,189
یک نجیب زاده بلند پرواز بود

83
00:07:28,198 --> 00:07:32,111
یک پرتره رسمی از دهه بیست ازش هست

84
00:07:32,118 --> 00:07:34,404
که اونو همانطوری که بوده، نشان میده

85
00:07:34,412 --> 00:07:36,573
همیشه سبیل کوچکش رومرتب میکرد

86
00:07:36,581 --> 00:07:38,663
.موهای مشکی صاف با کت و شلواری آراسته

87
00:07:41,169 --> 00:07:43,000
او یک نجیب زاده بلند پرواز بود

88
00:07:43,004 --> 00:07:45,871
با یه پیشینه مبهم

89
00:07:45,882 --> 00:07:49,170
یه شجره نامه درست کرده بود
...که اون رو

90
00:07:49,177 --> 00:07:51,919
به وارث دور پادشاه اسکاتلند میرساند

91
00:07:53,223 --> 00:07:55,134
او درباره خودش خیلی فکر کرده بود

92
00:07:55,141 --> 00:07:58,053
.ولی واقعا چیزی به حقیقت نپیوست

93
00:07:59,896 --> 00:08:02,057
زمانیکه آنها در هند هلند زندگی می کردند

94
00:08:02,065 --> 00:08:07,059
حس کرد که مارکسیست ها و کمونیست ها
قراره زمام امور رو به دست بگیرند

95
00:08:07,237 --> 00:08:09,068
پس به بلژیک برمیگردن

96
00:08:10,240 --> 00:08:13,482
.و این زمانیه که مادرم در سال 1929 متولد شد

97
00:08:19,124 --> 00:08:21,410
پدر آدری فورا از حزب فاشیست بلژیک

98
00:08:21,418 --> 00:08:24,034
.که دوباره حیات گرفته، استقبال میکنه

99
00:08:25,296 --> 00:08:28,584
اون همچنین به شدت مخالف یهوده

100
00:08:30,427 --> 00:08:33,419
پدر و مادر آدری به آلمان نازی میرند

101
00:08:33,430 --> 00:08:35,421
و از دیدن راهپیمایی ها به وجد میاند

102
00:08:37,600 --> 00:08:40,967
اونا تحت تاثیر جوان سالاری ملت آلمان

103
00:08:40,979 --> 00:08:44,392
.که زیر سلطه نازی ها بود قرار میگیرند

104
00:08:46,443 --> 00:08:49,276
و مادر آدری، حتی چند تا مقاله

105
00:08:49,279 --> 00:08:53,104
برای مجلاتی که رژیم نازی رو
.ستایش میکردن، نوشت

106
00:08:55,535 --> 00:08:57,196
این سال 1935 بود

107
00:08:57,203 --> 00:09:01,913
دقیقا همون موقعی که پدر آدری
خانواده اش را ول میکنه

108
00:09:02,917 --> 00:09:05,454
.و میره انگلستان

109
00:09:05,462 --> 00:09:08,204
و اونجا عضو فعال پیراهن سیاه ها میشه

110
00:09:08,214 --> 00:09:09,875
.حزب فاشیست بریتانیا

111
00:09:13,470 --> 00:09:14,585
وقتی جنگ شروع شد

112
00:09:14,596 --> 00:09:17,963
آدری دریک مدرسه شبانه روزی
در انگلستان بود

113
00:09:18,975 --> 00:09:21,637
خیلی از لندن، جایی که پدرش زندگی می کرد
.فاصله نداشت

114
00:09:22,645 --> 00:09:25,978
پدرش حق ملاقات داشت
که هرگز ازش استفاده نکرد

115
00:09:25,982 --> 00:09:29,270
پس او تنها بود و بچه های دیگه

116
00:09:29,277 --> 00:09:31,438
آخر هفته ها با پدرو مادرشان بودن

117
00:09:31,446 --> 00:09:35,609
و تابستانها را با کارگرانی که مادرش
.پیدا میکرد، میگذروند

118
00:09:37,410 --> 00:09:40,197
مادرش حس کرد که رفتن اون

119
00:09:40,205 --> 00:09:41,911
به هلند براش امن تره

120
00:09:41,915 --> 00:09:45,328
چون خیال می کردن انگلستان ممکنه بمباران بشه

121
00:09:48,171 --> 00:09:51,459
پدرش اونو به فرودگاه برد

122
00:09:51,466 --> 00:09:53,457
.واین آخرین دیدار اونا بود

123
00:09:53,468 --> 00:09:56,084
سپتامبر سال 1939 بود

124
00:09:57,180 --> 00:10:00,217
که او با آخرین هواپیمایی که از
انگلیس خارج شد پرواز کرد

125
00:10:00,225 --> 00:10:02,591
.و به آمستردام رفت

126
00:10:04,270 --> 00:10:07,387
اون اسم کوچک خودش رو عوض کرد

127
00:10:07,398 --> 00:10:10,356
-اسمش "اِدا" بود، نه آدری-

128
00:10:10,360 --> 00:10:14,694
.تا کسی شک نکنه که اون انگلیسی ـه

129
00:10:20,370 --> 00:10:22,611
10ساله بودم که جنگ شروع شد

130
00:10:24,165 --> 00:10:25,575
ماه سپتامبر و می بود

131
00:10:25,583 --> 00:10:28,450
که آلمانی ها به هلند لشگرکشی کردند

132
00:10:30,922 --> 00:10:33,462
چند ماه اول
نمی دانستیم چه اتفاقی افتاده

133
00:10:35,385 --> 00:10:37,125
اگه در6 ماه اول جنگ می دانستیم

134
00:10:37,137 --> 00:10:40,220
که قراره پنج سال اشغال بشیم

135
00:10:40,223 --> 00:10:42,305
ممکن بود همه خودمان رو بکشیم

136
00:10:42,308 --> 00:10:44,094
.فکر می کردیم هفته دیگه تموم میشه

137
00:10:47,230 --> 00:10:48,060
هلند بدترین جا بود

138
00:10:48,064 --> 00:10:50,851
چون اسیر اس.اس شده بودیم

139
00:10:50,859 --> 00:10:52,850
.نه ارتش

140
00:10:52,861 --> 00:10:56,228
همه بی سر و صدا به زیرزمین می رفتن

141
00:10:56,239 --> 00:10:57,319
نمی تونستی آزادانه حرف بزنی

142
00:10:57,323 --> 00:10:59,029
مجاز نبودی به رادیو گوش بدی

143
00:10:59,033 --> 00:11:00,569
ما اینجوری بزرگ شدیم

144
00:11:00,577 --> 00:11:02,158
.با علم به اینکه همه زندانی هستیم

145
00:11:04,581 --> 00:11:06,196
زمانی فرا رسید که مجبور شدیم

146
00:11:06,207 --> 00:11:08,414
تو زیرزمین زندگی کنیم
چون قسمتهایی ازخانه

147
00:11:08,418 --> 00:11:09,658
.مدام مورد اصابت گلوله بود

148
00:11:11,129 --> 00:11:12,539
روی تشک ها می خوابیدیم

149
00:11:12,547 --> 00:11:15,664
و منتظر بودیم تا تیراندازی متوقف بشه

150
00:11:17,594 --> 00:11:20,006
دایی هام را از خانه شون بردند

151
00:11:20,013 --> 00:11:21,378
و تیرباران کردن

152
00:11:21,389 --> 00:11:23,550
یکی به آلمان اعزام شد

153
00:11:23,558 --> 00:11:25,423
اون یکی همیشه مخفی بود

154
00:11:27,270 --> 00:11:30,307
دایی هام اولین اسیرانی بودن
که در هلند تیرباران شدند

155
00:11:30,315 --> 00:11:32,271
و این نقطه عطف بود

156
00:11:32,275 --> 00:11:34,357
چون از آن روز به بعد

157
00:11:34,360 --> 00:11:35,896
.تشکیلات مخفی شکل گرفت

158
00:11:36,821 --> 00:11:39,437
ازش خواستن برای نیروی مقاومت پیام ببره
(شون هپبورن فرر، پسر آدری)

159
00:11:39,449 --> 00:11:41,280
.اونم داخل کفشش

160
00:11:42,493 --> 00:11:44,108
و از آن زمان تلگراف شهر بود

161
00:11:44,120 --> 00:11:46,406
امن ترین مسیر! یک بچه رو
روی دوچرخه سوار کن

162
00:11:46,414 --> 00:11:48,405
پیامی زیر کفی کفشش بذار

163
00:11:48,416 --> 00:11:52,125
فرز و سریع! هیچ کس هم
جلوی بچه ها رو نمی گیره

164
00:11:53,963 --> 00:11:57,205
او برای نیروی مقاومت هلند بازی میکرد

165
00:11:58,301 --> 00:11:59,541
نه تنها برای جمع کردن پول

166
00:11:59,552 --> 00:12:02,339
بلکه برای سرگرم کردن مردم
و رها کردن ذهن اونا

167
00:12:02,347 --> 00:12:04,258
.از ترس و وحشتی که درش زندگی میکردن

168
00:12:06,776 --> 00:12:08,386
از بچگی که در هلند بودم
(افراد مرموز1952)

169
00:12:08,394 --> 00:12:10,385
می خواستم بالرین بشم

170
00:12:13,191 --> 00:12:14,191
به عنوان یک کودک

171
00:12:17,111 --> 00:12:18,601
این رویای من بود

172
00:12:18,613 --> 00:12:21,320
باله ، باله ، باله
.چیزی که خیلی دوستش دارم

173
00:12:25,536 --> 00:12:29,324
اونا نمایشنامه و اپراهای کوچکی اجرا میکردند

174
00:12:29,332 --> 00:12:31,948
و سعی می کردن احتیاط کنند

175
00:12:31,960 --> 00:12:34,497
تا توجه سربازان مهاجم را به خود جلب نکنند

176
00:12:34,504 --> 00:12:35,869
در پایان اجرا

177
00:12:35,880 --> 00:12:38,997
هیچ کس دست نمی زد
فقط در تاریکی لبخند می زدند

178
00:12:40,593 --> 00:12:44,051
رقص، طناب نجاتی در طول جنگ بود

179
00:12:46,140 --> 00:12:49,598
این امر باعث می شد تا اون
.به جایی که هست نگاه نکنه

180
00:12:51,521 --> 00:12:54,012
این حس رقصیدن راهی

181
00:12:54,023 --> 00:12:55,979
برای پرواز بود

182
00:12:57,652 --> 00:13:01,861
.رقص براش، راه فرار بود

183
00:13:04,534 --> 00:13:06,525
در طول جنگ خیلی لاغر بودم

184
00:13:06,536 --> 00:13:07,901
...چون کم کم

185
00:13:07,912 --> 00:13:09,392
عملا چیزی برای خوردن وجود نداشت...

186
00:13:11,541 --> 00:13:12,906
همه بچه ها از سوء تغذیه

187
00:13:12,917 --> 00:13:14,077
.عذاب می کشیدن

188
00:13:15,586 --> 00:13:18,578
هیچ تدارکاتی وجود نداشت و مواد غذایی
درمغازه ها موجود نبود

189
00:13:20,133 --> 00:13:23,216
اونم آخرین زمستان و خب
چیزی در زمستان رشد نمی کنه

190
00:13:23,219 --> 00:13:26,881
میشد هویج و سیب زمینی رو برای مدتی
نگه داری و همینطور شلغم

191
00:13:26,889 --> 00:13:28,220
اما داشتیم تمومش میکردیم

192
00:13:30,268 --> 00:13:33,385
.و این واقعا خیلی خیلی سخت بود

193
00:13:35,106 --> 00:13:38,894
اون از قحطی هلند با نانی که از پیاز گل لاله
درست میشد جان سالم به در برد

194
00:13:38,901 --> 00:13:41,062
و وقتی هلند آزاد شد
(اما کاتلین هپبورن فرر، نوه آدری)

195
00:13:41,070 --> 00:13:44,062
اون تو زیرزمینش درهلند زندگی می کرد

196
00:13:44,073 --> 00:13:47,486
و اولین نمایندگان یونیسف که بعد از جنگ

197
00:13:47,493 --> 00:13:51,894
برای کمک به زنها و بچه ها اومدن
حقیقتا اونو از قحطی بیرون کشیدند

198
00:13:51,898 --> 00:13:53,488
او همیشه درمورد نحوه ورود
آنها حرف میزد

199
00:13:53,499 --> 00:13:56,958
و بسته شکلاتی که بهش دادند
.مثل یه نقطه عطف براش بود

200
00:14:04,510 --> 00:14:05,545
وقتی آزاد شدیم

201
00:14:05,553 --> 00:14:09,091
خیلی هیجان انگیز بود انگار
زندگی دوباره شروع شده بود

202
00:14:09,098 --> 00:14:11,589
تمام چیزهایی که تاحالا نداشتی و ندیدی

203
00:14:11,601 --> 00:14:14,843
تاحالا نخوردی و نپوشیدی... دوباره برگشت

204
00:14:14,854 --> 00:14:16,060
همچین هیجانی بود

205
00:14:17,231 --> 00:14:18,937
همین که تونستم

206
00:14:18,941 --> 00:14:20,306
خیلی مشتاق بودم رقاص بشم

207
00:14:20,318 --> 00:14:23,151
و درمدرسه باله رمبرت لندن

208
00:14:23,154 --> 00:14:24,314
.بورسیه شدم

209
00:14:26,616 --> 00:14:29,858
.یه قرون هم نداشتم و او من رو ثبت نام کرد

210
00:14:29,869 --> 00:14:33,487
من در خانه اش تو یه اتاق زندگی می کردم
و در آشپزخانه اش غذا می خوردم

211
00:14:33,498 --> 00:14:36,205
.وقتی که با گروهش به تور رفته بود

212
00:14:36,209 --> 00:14:39,542
ماهها در مدرسه اش آموزش دیدم

213
00:14:40,880 --> 00:14:42,461
اما به خاطر جنگ

214
00:14:42,465 --> 00:14:44,956
و وقفه ایجاد شده و سوءتغذیه

215
00:14:44,967 --> 00:14:47,424
یه دوسالی از تمرین دور بودم

216
00:14:47,428 --> 00:14:49,840
.تا اینکه به مدرسه رمبرت رفتم

217
00:14:49,847 --> 00:14:53,305
دیرشده بود و من حتی به
مهارتهای دخترای همسنم

218
00:14:53,309 --> 00:14:54,640
نزدیک نبودم

219
00:14:55,853 --> 00:14:59,596
او با ماری رمبرت صحبت می کنه و ماری میگه

220
00:14:59,607 --> 00:15:03,520
همه این عوامل باعث ازبین رفتن

221
00:15:03,528 --> 00:15:06,110
درصدی از شانست

222
00:15:06,114 --> 00:15:08,400
برای تبدیل شدن به یه بالرین اول شده

223
00:15:08,408 --> 00:15:10,490
وخب اون ویران شد

224
00:15:10,493 --> 00:15:13,906
ولی چاره ای جز افسوس خوردن
برای خودش نداشت

225
00:15:13,913 --> 00:15:15,369
.و باید به راهش ادامه می داد

226
00:15:18,251 --> 00:15:19,991
هیچ پولی نداشتم و باید کار می کردم

227
00:15:20,002 --> 00:15:21,993
.و رفتم تو یکی از این گروهای نوازنده

228
00:15:23,423 --> 00:15:25,288
در لندن غرق درکار نمایش شدم

229
00:15:25,299 --> 00:15:26,914
این بهترین درمان بود

230
00:15:26,926 --> 00:15:29,008
در یک گروه کُر، تو یه اتاق بزرگ

231
00:15:29,011 --> 00:15:30,126
با دخترای دیگه

232
00:15:30,138 --> 00:15:32,424
تمرین و رقص می کردیم
و شبی دو تا اجرا میرفتیم

233
00:15:32,432 --> 00:15:33,592
و از اون به بعد

234
00:15:33,599 --> 00:15:35,009
زندگیم همین بود

235
00:15:36,185 --> 00:15:37,516
کی سیگارمیخواد؟
(خنده در بهشت1951)

236
00:15:37,520 --> 00:15:39,385
سلام عزیزم؟ -
...من یه رقاص بودم

237
00:15:39,397 --> 00:15:41,388
این چیزی بود که همیشه
.دلم میخواست انجام بدم

238
00:15:43,901 --> 00:15:45,857
اصلا دوست نداشتم بازیگربشم
...یا جراتش رو نداشتم

239
00:15:45,862 --> 00:15:47,523
.که به این کار فکر کنم

240
00:15:47,530 --> 00:15:48,895
واقعا آلفرد
(بی بندو بار1951)

241
00:15:48,906 --> 00:15:50,988
بازیگرشدم چون باید امرار معاش می کردم

242
00:15:50,992 --> 00:15:53,608
و شروع کردم به کارهای کوچیک درفیلم ها

243
00:15:53,619 --> 00:15:55,359
.تا کمک هزینه ایی دربیارم

244
00:15:57,874 --> 00:16:00,035
هرکاری که کردی من می دیدمت

245
00:16:00,042 --> 00:16:03,309
در جنوب فرانسه سر یه فیلم فرانسوی بودم

246
00:16:03,321 --> 00:16:04,376
"کودک مونت کارلو"
(1953)

247
00:16:04,380 --> 00:16:09,374
و اتفاقا داشتیم صحنه ای را
در هتل پاریس کار می کردیم

248
00:16:11,304 --> 00:16:13,386
و اون با شوهرش آنجا بود
(کولت نویسنده ژی ژی)

249
00:16:14,891 --> 00:16:16,973
فقط چند کلمه گفت

250
00:16:16,976 --> 00:16:20,218
دوست دارم " ژی ژی" رو
.در برادوی اجرا کنم

251
00:16:20,229 --> 00:16:23,392
پرده آخر
موفقیت بزرگ ژی ژی

252
00:16:23,399 --> 00:16:26,562
و آدری هپبورن
...زیبای تازه کار قاره

253
00:16:26,569 --> 00:16:29,060
.کسی که آخرین ستاره برادوی است...

254
00:16:29,071 --> 00:16:30,277
این شانس من بود

255
00:16:30,281 --> 00:16:33,444
که درعرض یک ماه
دوتا فرصت بزرگ نصیبم شد

256
00:16:35,161 --> 00:16:36,241
ویلیام وایلر

257
00:16:36,245 --> 00:16:38,907
به انگلستان آمد تا یه بازیگر
ناشناس پیدا کنه

258
00:16:38,915 --> 00:16:42,954
دستور داده بود تست های زیادی بگیرند

259
00:16:42,960 --> 00:16:44,245
و منم یکی از اونا بودم

260
00:16:45,338 --> 00:16:48,876
و این تست هم نقش رو برام آورد

261
00:16:48,883 --> 00:16:51,795
.و هم یه شغل عالی رو برام رقم زد

262
00:16:56,521 --> 00:16:58,907
"تعطیلات رومی"
فیلمی از ویلیام وایلر

263
00:17:10,530 --> 00:17:13,488
12ساله بودم که تعطیلات رومی را دیدم

264
00:17:13,491 --> 00:17:14,947
مثل یه الهام بود

265
00:17:16,285 --> 00:17:19,118
من مثل اکثر دوستام پسرونه بودم
(مالی هسکل، منتقد فیلم)

266
00:17:19,121 --> 00:17:21,612
در برابر لباس زنونه مقاومت میکردم

267
00:17:21,624 --> 00:17:23,114
...و می دونید که

268
00:17:23,125 --> 00:17:24,956
اونروزها، به گمانم

269
00:17:24,961 --> 00:17:26,877
همه دخترا دوست داشتن شاهزاده خانم باشند

270
00:17:26,888 --> 00:17:28,453
ولی من هیچ وقت دوست نداشتم پرنسس باشم

271
00:17:28,464 --> 00:17:29,874
واین آدری هپبورن بود

272
00:17:29,882 --> 00:17:32,498
که یجورایی جایگاه
پرنسسی اش رو ترک میکنه

273
00:17:32,510 --> 00:17:35,001
.و این خیلی هیجان انگیز بود

274
00:17:36,597 --> 00:17:37,882
گریگوری پک و آدری هپبورن

275
00:17:37,890 --> 00:17:40,176
یه ترکیب بی نظیر بودند

276
00:17:41,060 --> 00:17:43,642
اون یه کاوشگرـه، یه ماجراجو

277
00:17:43,646 --> 00:17:47,138
موهاش رو کوتاه می کنه، که این
تقریبا یه رهایی بزرگ ـه

278
00:17:47,149 --> 00:17:50,516
خودش رو از زیر بار سنگین
تاج و مو خلاص میکنه

279
00:17:50,528 --> 00:17:52,940
وبا گریگوری پک پشت موتور سیکلت میشینه

280
00:17:52,947 --> 00:17:54,653
و این تنها تجلی نهایی درجهت

281
00:17:54,657 --> 00:17:56,898
.آزادی خود خواسته است

282
00:17:58,494 --> 00:17:59,609
اون فعال ـه

283
00:17:59,620 --> 00:18:03,112
منتظر کسی نیست که بیاد

284
00:18:03,124 --> 00:18:05,410
اون از جوجه اردک زشت به قو

285
00:18:05,418 --> 00:18:07,659
و از قو به اردک زشت در رفت و آمده

286
00:18:07,670 --> 00:18:10,628
واینها نقش های شگرفی هستند
که اوخیلی با شکوه

287
00:18:10,631 --> 00:18:13,247
.ایفا میکنه و بهشون تجسم می بخشه

288
00:18:16,470 --> 00:18:20,383
من میرم اون گوشه و برمیگردم

289
00:18:22,560 --> 00:18:24,425
توهم با ماشین دور میشوی

290
00:18:24,437 --> 00:18:27,053
او واقعا به عنوان بازیگر آموزش ندیده بود

291
00:18:27,064 --> 00:18:29,555
اما برای اجرا تربیت شده بود

292
00:18:29,567 --> 00:18:32,604
...مجبور بود از تجربیات واقعی زندگیِ

293
00:18:32,612 --> 00:18:34,352
غم انگیز و دشوار خودش استفاده کنه

294
00:18:34,363 --> 00:18:37,025
بطوریکه احساس میکردیم
به او نزدیکتر و مأنوس تر هستیم

295
00:18:38,117 --> 00:18:39,857
ازناکجا آباد
(پیتر باگدانویچ، کارگردان)

296
00:18:39,869 --> 00:18:42,406
.این ستاره درآن فیلم متولد شد

297
00:18:54,675 --> 00:18:56,916
وقتی چنین اتفاقی براتون میوفته

298
00:18:56,927 --> 00:18:59,509
با خودش تبعاتی به همراه داره

299
00:18:59,513 --> 00:19:01,970
همه میخواستن مصاحبه کنند و من کار داشتم

300
00:19:01,974 --> 00:19:04,215
.و باید یکسره کار میکردم

301
00:19:05,561 --> 00:19:06,596
همچی برام تازه بود

302
00:19:06,604 --> 00:19:08,890
.به همه جواب مثبت میدادم
تو نمایش بودم

303
00:19:08,898 --> 00:19:10,559
....مصاحبه میکردم، تو تلویزیون

304
00:19:12,193 --> 00:19:15,356
فقط 4 سال بود که هلند رو ترک کرده بودم

305
00:19:15,363 --> 00:19:17,069
و اشغال طولانی آلمان

306
00:19:17,073 --> 00:19:20,065
باعث شده بود که نتونم سینما رو دنبال کنم

307
00:19:20,076 --> 00:19:21,031
وخیلی عقب افتاده بودم

308
00:19:21,035 --> 00:19:23,401
خیلی چیزا بود که نمی دونستم

309
00:19:23,412 --> 00:19:26,074
چه رسد به اینکه بخوام به آینده فکر کنم

310
00:19:26,082 --> 00:19:29,040
حتی نمی دانستم که قراره
به فیلم دیگه ای منجر بشه

311
00:19:30,586 --> 00:19:35,580
من یه اسکارغیرعادی زود هنگام گرفته بودم

312
00:19:35,591 --> 00:19:38,298
.و واقعا نمی دانستم چی منو مشهور کرده

313
00:19:40,179 --> 00:19:42,261
موقع کار در تعطیلات رومی

314
00:19:42,264 --> 00:19:44,971
پیشنهاداتی از طرف ویلی وایلر

315
00:19:44,975 --> 00:19:47,091
.فرد زینه من و بیلی وایلدر ارائه شد

316
00:19:51,315 --> 00:19:54,933
...آدری احتمالا یکی از آخرین ستاره های

317
00:19:54,944 --> 00:19:56,935
دوران طلایی هالیوود بود

318
00:19:58,948 --> 00:20:01,655
اگه در آن دوره با همه
ستاره های سینما ملاقات میکردی

319
00:20:03,452 --> 00:20:06,452
می دیدی خیلی شبیه شخصیت هایی بودن
که بازی کردند

320
00:20:06,455 --> 00:20:08,036
.نکته همین بود

321
00:20:09,291 --> 00:20:11,532
هنرپیشگی رو توسط نظام استودیویی

322
00:20:11,544 --> 00:20:13,660
که به نظر در آخرین روزهای

323
00:20:13,671 --> 00:20:15,502
.سینمای کلاسیک بود، آغاز کرد

324
00:20:17,341 --> 00:20:20,959
آدری در دهه 50 و 60 تحت قرارداد بود
(جنگ و صلح1956)

325
00:20:20,970 --> 00:20:23,461
وفیلمهای زیادی برای قلعه پارامونت کارکرد

326
00:20:23,472 --> 00:20:27,097
"از جمله "جنگ و صلح و سابرینا
(اندرووالد، تهیه کننده و دوست خانوادگی)

327
00:20:27,101 --> 00:20:29,683
.که اولین فیلمش با وایلدر بود

328
00:20:29,687 --> 00:20:34,101
اولین روزی که سرصحنه اومد، حاضر و آماده بود
(صدای بیلی وایلدر-کارگردان)

329
00:20:34,108 --> 00:20:36,190
متنش رو از حفظ بود

330
00:20:36,193 --> 00:20:39,560
نیازی نبود به زور ازش بیرون بکشم

331
00:20:39,572 --> 00:20:42,063
همه عاشقش شدن

332
00:20:42,074 --> 00:20:43,154
.منم همینطور

333
00:20:45,870 --> 00:20:47,576
او بمب هالیوودی نبود

334
00:20:47,580 --> 00:20:49,946
که فکر کنم بیشتر بازیگرای زن

335
00:20:49,957 --> 00:20:51,538
.درآن زمان بودن

336
00:20:51,542 --> 00:20:54,329
یهو مثل شیر وارد شد

337
00:20:55,171 --> 00:20:59,665
چشمهای بادامی درشت و زیبا، موهای پرکلاغی

338
00:21:00,843 --> 00:21:02,299
به "اوبر" که فکر میکنم میبینم

339
00:21:02,303 --> 00:21:07,221
...او واقعا بطور متمرکز روی این کار میکرد

340
00:21:07,224 --> 00:21:11,308
که خطوط زیبایی که او در
...بدنش داشت را برجسته کند

341
00:21:11,312 --> 00:21:15,180
و این کارش نظیر نداشت

342
00:21:15,191 --> 00:21:17,978
.بطوریکه کاملا ابتکار نوینی شد

343
00:21:23,365 --> 00:21:26,323
اوبر و آدری درهمین اتاق
همدیگه رو ملاقات کردن

344
00:21:26,327 --> 00:21:27,863
تو همین سالن بزرگ

345
00:21:28,662 --> 00:21:31,449
اوبر فکر میکرد قراره کاترین هپبورن رو ببینه

346
00:21:31,457 --> 00:21:34,824
از این رو یک دیدارغافلگیر کننده براش بود

347
00:21:34,835 --> 00:21:37,076
کاملا گیج شده بود

348
00:21:37,087 --> 00:21:41,421
!پس گفت: تو کسی نیستی که انتظارشو داشتم

349
00:21:41,425 --> 00:21:45,384
اون کاملا کوچیک، ظریف و بسیار زیبا بود

350
00:21:45,387 --> 00:21:48,049
دختری با حیا و منحصر به فرد

351
00:21:48,057 --> 00:21:51,598
اولش کاملا مجذوبش نشد

352
00:21:51,602 --> 00:21:55,220
اما بعد که آدری اومد و ازش خواست که

353
00:21:55,231 --> 00:21:57,973
لباس های سابرینا رو درست کنه

354
00:21:59,068 --> 00:22:01,059
او تمایلی نداشت، اما موقع شام

355
00:22:01,070 --> 00:22:03,607
آدری یجورایی افسون و متقاعدش میکنه

356
00:22:03,614 --> 00:22:07,106
و روز بعد همکاری اونا برای فیلم شروع میشه

357
00:22:07,117 --> 00:22:08,573
و حدس می زنم بینشون

358
00:22:08,577 --> 00:22:11,068
.یه رابطه عاشقانه به وجود اومد

359
00:22:11,080 --> 00:22:17,249
مد وقتی وارد زندگیم شد که
لباس طراح درجه یک، اوبر دو ژیوانشی

360
00:22:17,253 --> 00:22:22,088
را که برای فیلم "سابرینا" دوخت، پوشیدم

361
00:22:22,091 --> 00:22:23,501
باید بگم مایوس نشدم

362
00:22:23,509 --> 00:22:27,218
قشنگ بود و عالی دوخته شده بود

363
00:22:27,221 --> 00:22:31,349
و من همیشه عاشق چیزای زیبا
.و لباسهای شکیل بودم

364
00:22:32,226 --> 00:22:35,343
بنظرم چیزی که اوبر
در مورد آدری خوشش میومد

365
00:22:35,354 --> 00:22:37,345
.این بود که اون یه دختر معمولی بود

366
00:22:38,816 --> 00:22:40,898
در واقع او خیلی خبره بود

367
00:22:40,901 --> 00:22:43,100
فکر کنم خیلی خوب میخواند
یه رقاص بود

368
00:22:43,112 --> 00:22:45,148
و بلد بود چطوری رفتار کنه

369
00:22:45,155 --> 00:22:47,441
اونا کاملا همدیگر رو می فهمیدن

370
00:22:47,449 --> 00:22:53,034
از خیلی جهات فکر می کنم براش جالب
بود که برای کسی مثل اون لباس بدوزه

371
00:22:53,038 --> 00:22:55,996
اون خیلی ریزنقش بود، و اسکلت کوچیکی داشت

372
00:22:56,000 --> 00:22:59,367
بهرحال او از طریق لباسها و

373
00:22:59,378 --> 00:23:01,209
با خطوطی که ایجاد میکرد

374
00:23:01,213 --> 00:23:03,169
.به او اندامی رعنا بخشید

375
00:23:05,301 --> 00:23:08,008
من و اوبر خیلی شبیه هم هستیم

376
00:23:08,012 --> 00:23:11,254
ما چیزایی رو دوست داریم
و از همان ها لطمه میخوریم

377
00:23:11,265 --> 00:23:13,005
جفتمون حساس هستیم

378
00:23:15,644 --> 00:23:18,101
یه کلمه خوب فرانسوی هست: دپویی

379
00:23:19,356 --> 00:23:22,063
که یعنی بدون زیورآلات

380
00:23:22,067 --> 00:23:23,978
-از همچی محروم-

381
00:23:23,986 --> 00:23:26,898
در لباسهاش خلوصی وجود داره

382
00:23:26,906 --> 00:23:28,442
.اما همیشه با حس شوخ طبعی

383
00:23:29,491 --> 00:23:31,482
اوبر کار را خیلی ساده انجام می داد

384
00:23:31,493 --> 00:23:34,360
فقط یک قوس کوچیک، یه گل رز کوچیک

385
00:23:34,371 --> 00:23:39,115
یا یه همچین چیزی به طرح اضافه می کرد

386
00:23:39,126 --> 00:23:41,287
همانطور که گفتم با
.یه حس شوخ طبعی و یکم خوشمزگی

387
00:23:42,379 --> 00:23:46,497
آدری و ژیوانشی سبکی را ابداع کردن

388
00:23:47,927 --> 00:23:49,133
.به نام سبک آدری

389
00:23:50,471 --> 00:23:53,884
وقتی هنرمندی با هنرمند دیگه ای همنشین میشه

390
00:23:54,892 --> 00:23:58,601
.بهترین چیزها خلق میشه و اونا اینگونه بودن
(میتا اونگرو، دوست خانوادگی)

391
00:24:00,439 --> 00:24:03,306
وقتی عکسهاش رو می بینید

392
00:24:03,317 --> 00:24:06,354
اون بلده چطوری خودش رو در لباس نگه داره

393
00:24:06,362 --> 00:24:10,446
و بنظرم داره از طریق لباسها

394
00:24:10,449 --> 00:24:11,529
شخصیتش رو نشان میده

395
00:24:11,533 --> 00:24:15,993
و این واقعیتِ که آنها
ارتباط افسانه ایی رو داشتند

396
00:24:15,996 --> 00:24:18,328
که اینقدر منحصر به فرد بود

397
00:24:18,332 --> 00:24:19,617
به ویژه در آن دوره

398
00:24:19,625 --> 00:24:21,866
چون بنظرم اتفاق نادری بود

399
00:24:21,877 --> 00:24:23,663
تقریبا هیچ بازیگر زن هالیوودی نبود

400
00:24:23,671 --> 00:24:25,627
که با طراحی در دهه50

401
00:24:25,631 --> 00:24:27,963
رابطه صمیمی داشته باشه

402
00:24:27,967 --> 00:24:31,425
.و خب اونا حقیقتا تو این مورد پیشگام بودند

403
00:24:31,428 --> 00:24:33,544
بیشترین نگرانیم همیشه این بوده

404
00:24:33,555 --> 00:24:35,261
روی صحنه با چه کسانی خوب باشم؟

405
00:24:35,265 --> 00:24:37,506
آیا می تونم کار رو انجام بدم؟

406
00:24:37,518 --> 00:24:39,429
آماده می شدم که کارم رو درست انجام بدم

407
00:24:39,436 --> 00:24:41,552
و صحنه را خوب بشناسم و

408
00:24:41,563 --> 00:24:43,224
تا بعدش که کارگردان میگفت

409
00:24:43,232 --> 00:24:45,393
تمومه بره برای چاپ. عالی بود، آدری

410
00:24:45,401 --> 00:24:46,857
.فقط همین رو میخواستم

411
00:24:49,154 --> 00:24:50,360
بهش لقب هنرمند عشق داده بودند

412
00:24:50,364 --> 00:24:52,195
که بنظرم کاملا بجاست

413
00:24:53,325 --> 00:24:55,611
اون داشت شخصا عشق رو تجربه می کرد

414
00:24:56,620 --> 00:25:00,112
فکر می کنم بخشیش بخاطر اینه که
درکودکی محبتی ندیده بود

415
00:25:00,124 --> 00:25:03,287
مادرش خشن و ناخوشایند بود

416
00:25:03,293 --> 00:25:06,080
و حدس میزنم ...باعث شد احساس کند که زشته

417
00:25:06,088 --> 00:25:08,579
پس عقده ایی دراون بوجود اومده بود

418
00:25:08,590 --> 00:25:10,126
ولی باعث نشده بود اوقاتش تلخ بشه

419
00:25:10,134 --> 00:25:14,252
یا از مسیرمنحرفش کنه
یا حالت تدافعی بهش بده

420
00:25:14,263 --> 00:25:17,096
در عوض، مرتبا شکوفا می شد

421
00:25:18,267 --> 00:25:20,883
و در سابرینا، البته که یه جوان احساساتیه

422
00:25:20,894 --> 00:25:21,929
یه نوجوانِ

423
00:25:21,937 --> 00:25:24,269
و نوجوونا همیشه بخاطرعشق می میرند

424
00:25:24,273 --> 00:25:25,513
اما او واقعا اینطوره

425
00:25:25,524 --> 00:25:27,014
و واقعا این کار رو انجام می ده

426
00:25:28,068 --> 00:25:29,933
اون کسی ـه که به عشق اعتراف می کنه

427
00:25:29,945 --> 00:25:32,311
و اینقدر شجاع هست که

428
00:25:32,322 --> 00:25:38,279
خطرطرد شدن رو بپذیره
و آغوشش رو قبل ازمرد باز کنه

429
00:25:38,279 --> 00:25:41,619
و این یا بخاطر بدبینی مردهاست
یا به عشق اعتقادی ندارن

430
00:25:41,623 --> 00:25:43,909
.و اون کسی ـه که بیدارشون می کنه

431
00:25:44,793 --> 00:25:46,454
دیوید دوست داری منو ببوسی؟

432
00:25:47,880 --> 00:25:49,620
میشه؟ -
آره -

433
00:25:49,631 --> 00:25:51,792
یه بوسه دلپذیر و ابدی

434
00:25:51,800 --> 00:25:54,132
واضحه که همه جا در جستجوی عشق بود

435
00:25:54,136 --> 00:25:57,503
.چه در فیلم هاش و همینطور در زندگیش

436
00:26:00,809 --> 00:26:02,970
سلام ، من آدری هپبورن هستم

437
00:26:04,063 --> 00:26:06,896
اوندین یه داستان عاشقانه زیباست

438
00:26:06,899 --> 00:26:09,481
که در آن مل فرر و من با هم بازی کردیم

439
00:26:10,319 --> 00:26:12,526
مل نقش شوالیه سرگردان رو بازی می کنه

440
00:26:12,529 --> 00:26:14,315
منم نقش حوری دریایی رو بازی می کنم

441
00:26:14,323 --> 00:26:16,905
آن نقش خیلی شادیه

442
00:26:16,909 --> 00:26:20,117
گریگوری پک و پدرم دوستای صمیمی بودن

443
00:26:20,120 --> 00:26:22,076
وقتی "گرگ" از رم برمیگرده

444
00:26:22,081 --> 00:26:25,956
میگه که تو باید این دختر رو ببینی
که من تو فیلم باهاش بودم

445
00:26:25,959 --> 00:26:28,996
.و اونا همدیگه رو میبینن و بقیه ماجرا

446
00:26:42,559 --> 00:26:44,265
فکر می کنم همدیگه رو که دیدند

447
00:26:44,269 --> 00:26:45,600
عاشق هم میشند

448
00:26:45,604 --> 00:26:47,014
و خیلی خوشبخت بودن

449
00:26:48,023 --> 00:26:50,139
هر دوشون دوست داشتنی بودن

450
00:26:51,360 --> 00:26:55,353
،پدرم معلمی بااستعداد بود
به پنج زبان صحبت می کرد

451
00:26:55,364 --> 00:26:57,946
همچنین تباری نیمه اروپایی داشت

452
00:26:57,950 --> 00:27:00,908
و از خیلی جهات شبیه هم بودند

453
00:27:01,829 --> 00:27:04,241
هر دو آدمایی خیلی قوی بودن

454
00:27:04,248 --> 00:27:06,489
درهر موردی با هم مشورت می کردن

455
00:27:06,500 --> 00:27:08,365
و پدرم باهاش همکاری میکرد

456
00:27:08,377 --> 00:27:10,868
.سرشام در مورد همه چی صحبت می کردن

457
00:27:10,879 --> 00:27:13,291
"نظرت در مورد فیلمنامه چیه؟"
"همان چیزیه که فکر می کنم"

458
00:27:13,298 --> 00:27:15,835
"درمورد گروه فیلم بعدی چیه"

459
00:27:15,843 --> 00:27:17,049
"...فیلمبردارش"

460
00:27:17,052 --> 00:27:18,258
"درمورد موسیقی چی؟"

461
00:27:18,262 --> 00:27:20,048
"چه حسی نسبت به این و آن داری؟"

462
00:27:21,048 --> 00:27:22,463
مل بازیگر خوبی بود
(صدای اندرو والد)

463
00:27:22,474 --> 00:27:25,966
خودشو به پروژه ها می چسبوند و می ساختشون

464
00:27:25,978 --> 00:27:28,515
.درواقع خودش تولید کننده بود

465
00:27:29,940 --> 00:27:32,272
اون واقعا مردی مهربان و دلسوز بود

466
00:27:32,276 --> 00:27:34,187
و از ته دل دوستش داشت

467
00:27:37,239 --> 00:27:40,902
اونا از نظر تجاری خیلی باهوش بودن

468
00:27:40,909 --> 00:27:45,285
در مورد انتخاب اسمش و یا نوع انتخاب کاری
.که در حرفه اش بهش نیاز داشت

469
00:27:46,635 --> 00:27:49,818
"چهره بامزه 1957"
فیلمی از استنلی دانن

470
00:27:50,460 --> 00:27:53,042
صحنه هایی از "چهره بامزه" به یاد دارم

471
00:27:53,046 --> 00:27:55,378
عاشق این کار بودم چون آنها
برای موسیقی می رفتند

472
00:27:55,382 --> 00:27:57,088
ولی در اصل رقاص میشن

473
00:27:57,092 --> 00:27:58,923
اونم نه یه رقاص خوب، اما من رقاص بودم

474
00:27:58,927 --> 00:28:01,418
و همه نمایشهای موزیکال رو دوست دارم

475
00:28:05,100 --> 00:28:08,433
خیلی نگران این کار بودم

476
00:28:11,190 --> 00:28:12,350
یادمه اولین بار

477
00:28:12,357 --> 00:28:14,313
فرد آستر روسرصحنه دیدم

478
00:28:16,486 --> 00:28:20,320
می دانستم که برای رقصیدن
با فرد آستر چقدرباید خوب باشم

479
00:28:20,324 --> 00:28:21,324
ومی دانستم که نیستم

480
00:28:24,536 --> 00:28:26,618
من یک نوع تکنیک بسیار ضعیفی داشتم

481
00:28:28,123 --> 00:28:30,830
و ابدا یه حرفه ایی نبودم

482
00:28:30,834 --> 00:28:34,577
و بازی در مقابل او بسیارهیجان انگیزبود

483
00:28:34,588 --> 00:28:36,453
.اما من خیلی دلهره داشتم

484
00:28:39,301 --> 00:28:40,962
در بیشترنقش هاش

485
00:28:40,969 --> 00:28:44,086
ممکنه مثل یه دختر احمق بنظر برسه

486
00:28:44,097 --> 00:28:49,057
اما او نوعی جاذبه در آن نقش ها پیدا میکرد

487
00:28:49,269 --> 00:28:51,225
در "چهره بامزه" او جوری میرقصه

488
00:28:51,230 --> 00:28:54,643
که کاملا ساختارشکنی ست

489
00:28:54,650 --> 00:28:57,357
.این همون سبکی ِ که او با خودش میاره

490
00:28:58,362 --> 00:28:59,477
خیلی خب حرکت کن

491
00:29:03,492 --> 00:29:04,492
همینجوری بیا

492
00:29:06,078 --> 00:29:08,285
به وضوح دارای استعداد در هر زمینه بود

493
00:29:09,373 --> 00:29:12,160
این مهارت فوق العاده اش
برای بازی جلو دوربین ـه که

494
00:29:13,502 --> 00:29:17,415
میتونه پرنسس باشه یا کتابدار یا
حتی یه مانکن برجسته
(صدای مایکل اودان، عکاس و نوه ریچارد اودان)

495
00:29:21,176 --> 00:29:29,132
"پدربزرگم ریچارد اودان بود و "چهره بامزه
برداشتی آزاد از ازدواج اولش با دو اودان بود

496
00:29:31,520 --> 00:29:34,387
پدربزرگم از کسایی که با احساس

497
00:29:34,398 --> 00:29:37,640
بازی می کردن، عکس می گرفت

498
00:29:37,651 --> 00:29:40,188
آدری آخر زیبایی بود

499
00:29:40,195 --> 00:29:43,062
.هم باطنی و هم ظاهری

500
00:29:43,073 --> 00:29:45,564
واضحه که چنین استعدادی جلوی دوربین

501
00:29:45,575 --> 00:29:48,442
پدربزرگم رو مات و مبهوت بکنه

502
00:29:48,453 --> 00:29:53,037
و وقتی به عکس هایی که از آدری گرفته
نگاه می کنی

503
00:29:53,041 --> 00:29:56,492
قطعا متوجه میشی که
چه جور آدمی بوده

504
00:29:56,503 --> 00:29:59,995
شاید به همین دلیل این استعداد پریشانش میکرد

505
00:30:00,007 --> 00:30:02,999
چون خیلی عکس با دامنه بسیار زیادی داشت

506
00:30:03,010 --> 00:30:07,219
چه نشان دهنده غم و اندوه
و عشق و هوس باشد

507
00:30:07,222 --> 00:30:10,055
.یا فقط بروز یک شگفتی به وجد آمده باشد

508
00:30:11,059 --> 00:30:13,016
او عاشق ریچارد اودان بود

509
00:30:13,020 --> 00:30:15,352
چون طول موج هردوشون یکی بود

510
00:30:15,355 --> 00:30:18,555
مجبور نبود به آدری بگه چی کار کنه
.او خودش می دانست

511
00:30:18,567 --> 00:30:21,024
او از ابعاد مختلفی تشکیل شده بود

512
00:30:21,028 --> 00:30:22,234
،همراه با تجربیات زندگیش

513
00:30:22,237 --> 00:30:24,478
از رنجی که متحمل شده بود

514
00:30:24,489 --> 00:30:27,026
تا خوشبختی که داشت تجربه می کرد

515
00:30:27,034 --> 00:30:29,320
.و استعداد هنری که مدعیش بود

516
00:30:33,915 --> 00:30:35,906
اگر به بایگانی نگاهی بندازید

517
00:30:35,917 --> 00:30:39,250
متوجه میشید که مهمترین لباسهایی که مردم

518
00:30:39,254 --> 00:30:43,418
برسمیت شناختن، اکثرشون لباسهایی بوده
که او با "اوبر" کار کرده

519
00:30:48,305 --> 00:30:50,091
لباسی که در "چهره بامزه" پوشید

520
00:30:50,098 --> 00:30:53,340
یکی از نمادی ترین فیلم مد

521
00:30:53,352 --> 00:30:54,558
.درآن دوران بود

522
00:30:55,520 --> 00:30:59,263
اوبر چیزی جاودانه و سمبلیک خلق کرد

523
00:31:00,233 --> 00:31:03,441
وقتی به گذشته برمیگردم

524
00:31:03,445 --> 00:31:05,527
میبینم اولین بار که فیلم های آدری را دیدم

525
00:31:05,530 --> 00:31:09,323
عاشق اون
.و طرز نگاهش درفیلم ها شدم

526
00:31:09,326 --> 00:31:12,113
"لباس "صبحانه در تیفانی

527
00:31:12,120 --> 00:31:15,112
.یکی از نمادی ترین لباسهای تمام دوران هاست

528
00:31:23,048 --> 00:31:27,458
از لحظه اول فیلم که از تاکسی پیاده میشه
(صبحانه در تیفانی1961)

529
00:31:27,469 --> 00:31:30,927
نماد تمام پاریس رو بنوعی درخودش داره

530
00:31:30,931 --> 00:31:33,013
نون شیرینی توی دستش، گردنبند مروارید

531
00:31:33,016 --> 00:31:34,472
موهای جمع شدش

532
00:31:34,476 --> 00:31:36,967
و اون شبح سیاه افسانه ایی

533
00:31:36,978 --> 00:31:39,139
.که خیلی ظریف و برازنده بود

534
00:31:41,191 --> 00:31:44,479
و اون شد سمبل لباس یکدست سیاه

535
00:31:48,156 --> 00:31:50,943
.و خودشم تبدیل به تندیسی از آن شد

536
00:31:59,501 --> 00:32:01,332
همه الان فکر می کنند

537
00:32:02,170 --> 00:32:07,164
اینکه هیچ چیزاستثنایی یا غیرعادی
(ریچارد دریفویس، بازیگر)

538
00:32:07,884 --> 00:32:10,591
.یا منحصر به فردی نداره، مزخرفه

539
00:32:11,888 --> 00:32:16,882
!یعنی کسی نبود که بهتر از آدری باشه

540
00:32:17,519 --> 00:32:19,009
حتی نمی خواهم چیزی داشته باشم

541
00:32:19,020 --> 00:32:21,477
فقط اینکه جایی پیدا کنم
تا با همه چیزام بریم توش

542
00:32:21,481 --> 00:32:23,096
این یه اجرای واقعی بود

543
00:32:24,443 --> 00:32:27,685
او این نوع دیوانگی رو در دخترعاقلی که

544
00:32:27,696 --> 00:32:31,154
ترومن کاپوتی نوشته بود، ثبت کرد

545
00:32:31,158 --> 00:32:33,240
و بسیار درخشان شخصیت پردازیش کرد

546
00:32:33,243 --> 00:32:34,904
درواقع این شکلی نبود

547
00:32:35,620 --> 00:32:37,531
اما اون فتحش کرد

548
00:32:37,539 --> 00:32:39,951
.اون یکی از بهترین بازی هاشه

549
00:32:39,958 --> 00:32:41,994
در واقع، فکر می کنم این
نمادین ترین تصویرشه

550
00:32:42,002 --> 00:32:44,209
اون همیشه هالی گولایتلی ـه

551
00:32:44,212 --> 00:32:46,544
و برای تعریف کردن ازآدری
اغلب از این نقش استفاده می شه

552
00:32:47,883 --> 00:32:49,248
چه جوردختری ـه؟

553
00:32:49,259 --> 00:32:53,172
اون چیزیه که این روزا در آمریکا
(بهش میگند کوک(خل

554
00:32:53,180 --> 00:32:54,545
یعنی چی؟

555
00:32:54,556 --> 00:32:56,046
فکر کنم با "ک" نوشته میشه

556
00:32:56,057 --> 00:33:00,300
یعنی عیاش سردرگم

557
00:33:00,312 --> 00:33:02,052
.یه نوع دختره

558
00:33:02,063 --> 00:33:03,644
شبیه شماست؟

559
00:33:03,648 --> 00:33:05,980
.نه، من اینطوری نیستم

560
00:33:05,984 --> 00:33:10,398
در واقع ترومن کاپوتی فکر می کرد
اون بیش از حد شیک است

561
00:33:10,405 --> 00:33:13,147
و کسی رو میخواست که به نظر برسه

562
00:33:13,158 --> 00:33:16,901
زن شب ـه نه کسی که زیبا و

563
00:33:16,912 --> 00:33:18,197
با وقار باشه

564
00:33:18,205 --> 00:33:22,539
و فی الواقع تو اتاق مثل باکلاسها بدرخشه

565
00:33:22,542 --> 00:33:25,955
.برخلاف یه همراه تزئینی بودن

566
00:33:26,880 --> 00:33:28,916
....او داستانی رو

567
00:33:28,924 --> 00:33:31,256
که مخصوص مرلین مونرو نوشته شده بود
...گرفت

568
00:33:32,344 --> 00:33:36,587
و از اون نوع نقش سفارشی فراتر بردش

569
00:33:36,598 --> 00:33:40,432
.و تبدیلش کرد به آنچه که می بینید

570
00:33:40,435 --> 00:33:43,973
درواقع دوست داشت به این
شخصیت هالی گولایتلی

571
00:33:43,980 --> 00:33:46,938
بافتی کاملا متفاوت بده

572
00:33:46,942 --> 00:33:49,433
.اساسا اون یه روسپی بود

573
00:33:49,444 --> 00:33:50,433
هر جنتلمنی واسه رفتن

574
00:33:50,445 --> 00:33:53,357
به اتاق آرایش یه دختر 50 دلار میده

575
00:33:53,365 --> 00:33:55,606
و آدری این عمق را به نقش داد

576
00:33:55,617 --> 00:33:57,573
من هالی نیستم
لولا مای هم نیستم

577
00:33:57,577 --> 00:33:59,113
نمی دانم کی هستم

578
00:33:59,120 --> 00:34:00,826
مثل این گربه ام

579
00:34:00,830 --> 00:34:01,615
جفتمون بدون اسمیم

580
00:34:01,623 --> 00:34:03,614
به هیچ کس تعلق نداریم و
هیچ کس هم به ما

581
00:34:03,625 --> 00:34:06,241
حتی به همدیگه هم تعلق نداریم

582
00:34:06,253 --> 00:34:12,998
رودخانه ماه، ترانه عالی بود که برای
آدری هپبورن نوشته شده بود
(جان لورینگ، طراح صحنه تیفانی)

583
00:34:13,009 --> 00:34:14,840
او خیلی خوب آواز خواند

584
00:34:14,844 --> 00:34:17,335
اما صدایش گام بالایی نداشت

585
00:34:17,347 --> 00:34:21,135
این آواز حس افسردگی ایجاد میکرد

586
00:34:21,142 --> 00:34:25,636
اما امیدی در انتهای رنگین کمان بهت میده

587
00:34:25,647 --> 00:34:27,854
.بطوریکه میخوای به آنجا برسید

588
00:34:28,567 --> 00:34:30,649
بعد از نمایش آزمایشی

589
00:34:30,652 --> 00:34:33,018
با مدیراستودیو نشسته بودند که یکیشون میگه

590
00:34:33,029 --> 00:34:36,567
اون آهنگ لعنتی رودخانه ماه باید حذف بشه

591
00:34:36,575 --> 00:34:39,863
اون از روی صندلی میپره

592
00:34:39,869 --> 00:34:43,157
و میگه: مگه از رو نعشم رد بشید

593
00:34:44,165 --> 00:34:47,077
چون می دانست این آهنگ محبوب میشه

594
00:34:47,085 --> 00:34:49,201
و میدونست بخاطرش چقدر زحمت کشیده

595
00:34:49,212 --> 00:34:51,248
.تا بتونه اجراش کنه

596
00:34:51,256 --> 00:34:54,089
این همون اتفاقیه که در تاریخ به عنوان

597
00:34:54,092 --> 00:34:57,459
یکی از معروف ترین لحظات
صبحانه در تیفانی ثبت شد

598
00:34:57,470 --> 00:35:01,179
پس درک میکرد که چه چیزی مهمیه

599
00:35:01,182 --> 00:35:05,471
احساسی که شاید خیلی از
.تهیه کننده ها نداشتن

600
00:35:07,188 --> 00:35:09,600
یه شیر زن بود

601
00:35:11,192 --> 00:35:13,524
در موردش اینو نگفتن

602
00:35:15,864 --> 00:35:19,402
فقط بعنوان مشت آهنین و
دستکش مخملی توصیفش کردن

603
00:35:19,409 --> 00:35:21,274
وباید ملتفت باشید که

604
00:35:21,286 --> 00:35:26,121
ناسلامتی از تبار قوی ویکتوریایی بود

605
00:35:26,124 --> 00:35:29,241
بعلاوه سالها تمرین باله

606
00:35:29,252 --> 00:35:34,212
.سخت کوشیش و کارهای جسمی و روحی سخت

607
00:35:34,382 --> 00:35:37,840
به همین خاطره که برای باقی ماندن
...درعالم هالیوود

608
00:35:37,844 --> 00:35:41,302
به این قدرت و فرهنگ و پس زمینه احتیاج داشت

609
00:35:41,306 --> 00:35:44,924
یجایی مجبوری برای اعتقاداتت بجنگی

610
00:35:45,852 --> 00:35:49,561
او مجبور بود با ژیوانشی بجنگه تا

611
00:35:49,564 --> 00:35:52,852
تمام چیزایی اضافی رو از لباس برداره
چه یه پاپیون باشه یا هرچی

612
00:35:52,859 --> 00:35:57,853
تا لباس سیاه پاک و عالی جلوه کنه

613
00:35:58,490 --> 00:36:01,027
اون دوربین و نمای متوسط رو میشناخت

614
00:36:01,034 --> 00:36:03,446
میدونست چی لازمه یا

615
00:36:03,453 --> 00:36:04,863
چی لازم نیست دیده بشه

616
00:36:06,456 --> 00:36:08,321
فقط هنرپیشه نبود

617
00:36:08,333 --> 00:36:09,493
.ستاره سینما بود

618
00:36:12,003 --> 00:36:15,166
بنظرتون نمیاد که او
یک بازیگر پیچیده باشد

619
00:36:15,173 --> 00:36:17,585
اما چیزی کاملا پیچیده در مورد او وجود داشت

620
00:36:17,592 --> 00:36:21,050
من دوستت دارم اما من دیگر
اون لولا می نیستم

621
00:36:21,054 --> 00:36:22,043
در صبحانه در تیفانی

622
00:36:22,055 --> 00:36:25,013
او یک شخصیت عجیب و غریب بود

623
00:36:25,016 --> 00:36:28,850
منظور او، چیزی فراتر از
زیبایی و مد روز بود

624
00:36:28,853 --> 00:36:30,309
او کنجکاوی ایجاد کرد

625
00:36:32,524 --> 00:36:36,767
این خودمختاریه که
او بعنوان یک نماد مد مطرح میکنه

626
00:36:36,778 --> 00:36:38,769
اما این تعریف محدودی از او است

627
00:36:38,780 --> 00:36:40,395
زیرا او بیش از این حرفاست

628
00:36:41,366 --> 00:36:43,448
او مثل ستاره هایی نیست که
...یجورایی احساس کنید

629
00:36:43,451 --> 00:36:44,531
او آزادی بیشتری داشته

630
00:36:44,536 --> 00:36:45,992
...احساس نمی کردی او اصلا برده

631
00:36:45,995 --> 00:36:48,361
سیستم استودیویی باشه

632
00:36:48,373 --> 00:36:51,285
این احتمالا بیش از هر چیز دیگه
او را بزرگ کرد

633
00:36:52,293 --> 00:36:55,080
بنظرم بیش از
هر ستاره ای بهش فکرمیکنم

634
00:36:55,088 --> 00:36:56,498
....و برای همینه که میگند

635
00:36:56,506 --> 00:36:59,501
.وقتی او در اتاق ـه نمیتونی ازش چشم برداری

636
00:37:11,896 --> 00:37:14,854
آرزوم این بود که یک بالرین بشم

637
00:37:14,858 --> 00:37:18,521
و این آرزو واقعا برای سالهای زیادی ماند

638
00:37:23,658 --> 00:37:26,821
بیش از هر چیزی در دنیا دوست داشتم رقاص بشم

639
00:37:40,467 --> 00:37:45,339
اما این حرفه خوشبختی و خوش
شانسی زیادی برام به ارمغان آورد

640
00:37:46,347 --> 00:37:47,928
این برای من بسیار ارزشمنده

641
00:38:50,537 --> 00:38:51,652
مردم او را دوست داشتند

642
00:38:54,082 --> 00:38:57,245
بودن در کنار او مانند
مسافرت با یک ستاره راک ـه

643
00:38:58,253 --> 00:38:59,334
بهت خوش میگذره

644
00:39:00,880 --> 00:39:03,292
...اول بار که با آدری آشنا شدم نمی دانستم

645
00:39:03,299 --> 00:39:05,665
او یکی از بزرگترین
ستاره های سینمای جهانه

646
00:39:07,262 --> 00:39:11,221
او یه خانم خوبی بود که به خانه ما میومد
(عکس کانی والد-مادر آندرو والد و دوست آدری)

647
00:39:12,559 --> 00:39:15,301
آدری، خیلی عادی بود

648
00:39:15,311 --> 00:39:18,098
مثل هر شخص دیگر

649
00:39:18,106 --> 00:39:20,563
یادت میره که او یک ستاره سینما بوده

650
00:39:21,526 --> 00:39:25,110
پسرم جیووانی شش ساله بود
(آنا کاتالدی-تهیه کننده بیرون آفریقا-دوست)

651
00:39:25,113 --> 00:39:27,354
...یادم میاد که ازم پرسید مامان

652
00:39:27,365 --> 00:39:30,607
درسته که آدری
یک ستاره سینما است

653
00:39:30,618 --> 00:39:31,903
و من گفتم ، بله

654
00:39:31,911 --> 00:39:34,152
او یک ستاره سینماست و بسیار مشهوره

655
00:39:34,163 --> 00:39:36,495
و او ناامید شد و گفت

656
00:39:36,499 --> 00:39:39,115
چرا مانند یک ستاره سینما زندگی نمی کنه؟

657
00:39:39,127 --> 00:39:40,333
چرا اینطوری زندگی می کنه؟

658
00:39:40,336 --> 00:39:44,124
...زیرا شیوه زندگی آدری ساده ترین چیزی بود

659
00:39:44,132 --> 00:39:45,212
که تصورش رو بکنی

660
00:39:46,426 --> 00:39:49,042
دو بار او را در اسکار همراهی کردم

661
00:39:49,053 --> 00:39:51,965
او بهترین بازیگر و بهترین فیلم را ارائه داد

662
00:39:51,973 --> 00:39:55,261
هر چقدر زود میرفتیم
بازم دیر بود

663
00:39:55,268 --> 00:39:58,055
یکبار به دلیل ترافیک
...مجبور بودیم

664
00:39:58,062 --> 00:39:59,973
دو بلوک آخر را پیاده بریم

665
00:39:59,981 --> 00:40:01,972
...اونم با جمعیتی که فریاد می کشیدند

666
00:40:01,983 --> 00:40:04,190
این آدری هپبورن ـه

667
00:40:05,320 --> 00:40:06,355
...آن زمان

668
00:40:06,362 --> 00:40:09,274
تمام برنامه های گفتگوی
آخر شب می خواستند از او دعوت کنند

669
00:40:09,282 --> 00:40:12,570
و سلطان آخرشب جانی کارسون بود

670
00:40:12,577 --> 00:40:16,661
بیشتر افراد مشهور
از رفتن پیش جانی کارسون وحشت داشتند

671
00:40:16,664 --> 00:40:21,332
چون او سلطان بود و می تونست زندگی
حرفه ای شان را بسازد یا بشکند

672
00:40:21,336 --> 00:40:26,000
اما این جانی کارسون بود که خیلی
از آدری هپبورن ترسیده بود

673
00:40:26,007 --> 00:40:27,668
به سختی حرف می زد

674
00:40:27,675 --> 00:40:28,505
چی؟

675
00:40:28,509 --> 00:40:31,005
فکر می کنید حالا که حرف از
شوهرم شده باید دست نگه داریم؟

676
00:40:31,012 --> 00:40:33,424
آدری تنها کسی بود که او ازش ترسید

677
00:40:34,307 --> 00:40:36,468
چون یک ستاره بزرگ بود

678
00:40:37,477 --> 00:40:40,514
هنوزم اون سطح شهرت را درک می کنم

679
00:40:41,522 --> 00:40:44,559
که به نظرم یک
...شهرت منحصر به فرد است

680
00:40:44,567 --> 00:40:49,561
چون تعداد کمی به این
موفقیت رسیدند و حفظش کردند

681
00:40:50,531 --> 00:40:53,068
او بطورمشهودی دارای
...شخصیت قدرتمندی بود که

682
00:40:53,076 --> 00:40:55,237
خیلی جذاب بود و
...شما کاری نمی توانستید بکنید

683
00:40:55,244 --> 00:40:56,359
جزاینکه عاشقش بشید

684
00:40:56,371 --> 00:40:59,613
.اما همین نقطه ضعف باورنکردنی اش بود

685
00:41:05,922 --> 00:41:10,040
...علاقه ای که با موفقیتم و با

686
00:41:10,051 --> 00:41:11,916
...فیلمهایی که کار کردم بهش رسیدم

687
00:41:11,928 --> 00:41:13,043
...همیشه ادامه داره

688
00:41:14,597 --> 00:41:16,679
که باعث خوشحالی منه

689
00:41:19,936 --> 00:41:23,554
موفقیت نیز
خیلی زیاد به چشم ناظرین میاد

690
00:41:24,941 --> 00:41:27,432
این طور نیست که هر روز صبح بلند میشم

691
00:41:27,443 --> 00:41:29,900
و به آینه نگاه میکنم و میگم
خب، تو چی موفق بشم

692
00:41:29,904 --> 00:41:31,064
اونجا فقط منم

693
00:41:33,032 --> 00:41:35,899
من فرد ایده آل شما برای نقش نیستم

694
00:41:36,911 --> 00:41:40,115
می توانید خجالتی باشید و رقاص باشید
خیلی بهتر از بازیگر شدنه

695
00:41:41,249 --> 00:41:43,160
همیشه برای دیدن راش هایم میرفتم

696
00:41:43,167 --> 00:41:44,247
...چون حس میکردم باید ببینم

697
00:41:44,252 --> 00:41:46,951
به این دلیل که شاید
چیزی باشه که بتوانم اصلاحش کنم

698
00:41:48,423 --> 00:41:51,335
...اگر من موفق بودم

699
00:41:51,342 --> 00:41:54,550
تماشاگران و مردم اند که
چیزی را می بینند که من نمی بینم

700
00:41:55,596 --> 00:41:58,108
عصر بخیر، پروفسور هیگینز
حال شما کاملا خوب ـه؟

701
00:41:58,154 --> 00:41:59,409
"بانوی زیبای من"
(جورج کوکر)

702
00:41:59,434 --> 00:42:03,097
آنچه همیشه به من خیلی کمک کرده
لباس ـه

703
00:42:03,104 --> 00:42:05,265
آیا شما برای کمی چایی میل دارید؟

704
00:42:05,273 --> 00:42:08,106
چقدر لطف کردی اجازه بدی بیام

705
00:42:08,109 --> 00:42:11,067
...غالبا(لباس)کمک بزرگی بود که

706
00:42:11,070 --> 00:42:13,106
بتونی به نقش برسی

707
00:42:13,114 --> 00:42:15,105
خوش وقتم

708
00:42:20,663 --> 00:42:23,871
...بجز برای بار اول پایین رفتن از آن پله ها

709
00:42:23,875 --> 00:42:27,208
..."اونم با لباسی زیبا در "بانوی زیبای من

710
00:42:27,211 --> 00:42:30,044
بقیه اش دیگر خیلی سخت نبود

711
00:42:30,048 --> 00:42:31,584
دوشیزه دولیتل، زیبا به نظر می رسید

712
00:42:32,550 --> 00:42:34,256
ممنونم سرهنگ پیکرینگ

713
00:42:34,260 --> 00:42:36,797
من کاملا نسبت به خودم آگاهم

714
00:42:36,804 --> 00:42:40,638
و لباس همیشه به من
اعتماد به نفس زیادی میده

715
00:42:40,641 --> 00:42:42,051
نه، بد نبود

716
00:42:43,311 --> 00:42:45,097
فکر می کنم او واقعا نگران بود

717
00:42:46,647 --> 00:42:51,232
...بخاطر همین با پروژه هایی که

718
00:42:51,235 --> 00:42:53,897
ازش یک تصویر کاملا
بی عیب میساختن، جنگید

719
00:42:58,493 --> 00:43:00,609
زیبایی در نگاه بیننده است

720
00:43:02,413 --> 00:43:05,405
و چیزیه که من نمیتونم ببینمش

721
00:43:08,002 --> 00:43:10,914
صبح ها که
بلند میشم عیوب را می بینم

722
00:43:10,922 --> 00:43:13,459
تمام تلاشم را می کنم تا خوب به نظر بیایم

723
00:43:17,970 --> 00:43:19,631
دوست داشتم
اینقدر قد بلند نباشم

724
00:43:19,639 --> 00:43:21,630
دوست دارم پای کوچکتری داشتم

725
00:43:21,641 --> 00:43:23,552
دوست داشتم یه شکل دیگه داشتم

726
00:43:24,560 --> 00:43:26,221
مثلا بینی کوچکتری داشتم

727
00:43:26,229 --> 00:43:29,938
دوست داشتم بلوند باشم و

728
00:43:30,942 --> 00:43:33,183
.دوست داشتم همچیو تغییر بدم

729
00:43:37,532 --> 00:43:39,614
این یک لحظه بسیار جالب زندگیش ـه

730
00:43:39,617 --> 00:43:42,359
جاییکه او از بسیاری جهات خیلی شکننده شد

731
00:43:42,370 --> 00:43:46,363
این هفته ها قبل از
انتشار "بانوی زیبای من" رخ داد

732
00:43:46,374 --> 00:43:49,912
او را متهم به سرقت نقش
از جولی اندروز کردند

733
00:43:49,919 --> 00:43:52,376
چون جولی این نقش را در برادوی داشت

734
00:43:54,382 --> 00:43:55,997
،وقتی آنها فیلمبرداری را شروع کردند

735
00:43:56,008 --> 00:43:58,545
از نظر فیزیکی کار دشواری بود

736
00:43:59,554 --> 00:44:02,921
او در تمام کلاسهای آوازش شرکت کرد

737
00:44:02,932 --> 00:44:05,890
و بعد بهش گفتند که دوبله میشه

738
00:44:05,893 --> 00:44:09,511
(صدای آدری)

739
00:44:09,522 --> 00:44:11,638
...استودیو، نگران صدای او

740
00:44:11,649 --> 00:44:13,640
در مقایسه با صدای جولی اندروز بود

741
00:44:13,651 --> 00:44:15,312
چون یک گام پایین تر بود

742
00:44:18,897 --> 00:44:21,449
(صدای مارنی نیکسون)

743
00:44:21,951 --> 00:44:26,160
بنابراین مارنی نیکسون را گذاشتند که
.آوازهای این نقش را بخواند

744
00:44:28,583 --> 00:44:32,417
وقتی او از این موضوع شکایت کرد
جک وارنر او را مسخره کرد

745
00:44:32,420 --> 00:44:35,457
گفت که حتی سگ رینتن تن هم دوبله شده

746
00:44:36,424 --> 00:44:38,164
...برای اولین بار احساس کرد که

747
00:44:38,176 --> 00:44:41,543
مطبوعات قصد دارند بهش پشت بکنند
...و این باعث

748
00:44:41,554 --> 00:44:44,921
تشدید اضطراب و ناامنی شد

749
00:44:44,932 --> 00:44:48,516
احساس کرد که چیزی
روی او سنگینی می کند

750
00:44:51,397 --> 00:44:53,604
...او یک ستاره بزرگ بود

751
00:44:55,151 --> 00:44:57,893
.اما این زخم عمیقی بوجود آورد

752
00:45:04,118 --> 00:45:06,450
پدر و مادرم
در شش سالگیم طلاق گرفتند

753
00:45:08,122 --> 00:45:10,613
مطمئنا این تا آخر عمر با من هست

754
00:45:15,963 --> 00:45:20,127
،پدرم ما را ترک کرد و منو بی یاور گذاشت
.شاید برای تمام عمر

755
00:45:24,096 --> 00:45:25,632
او پدرش را می پرستید

756
00:45:28,017 --> 00:45:30,804
یک عکس از
مادرم هست که کنار پدرش ـه

757
00:45:31,812 --> 00:45:33,268
عکسی که فقط یک عکس ساده است

758
00:45:33,272 --> 00:45:34,808
احتمالا توسط مادرش گرفته شده

759
00:45:36,025 --> 00:45:38,357
اما نمیتونید بگید که چقدر آن را دوست داشت

760
00:45:40,196 --> 00:45:41,811
.و سپس یه روز او ناپدید شد

761
00:45:44,075 --> 00:45:45,440
...مادرم خیلی با ملایمیت توضیح داد

762
00:45:45,451 --> 00:45:48,158
...که او رفته سفر

763
00:45:48,162 --> 00:45:50,448
و فکر نمی کنه که برگردد

764
00:45:55,253 --> 00:45:58,996
فکر میکردم مادرم
هرگز گریه را قطع نکند

765
00:45:59,006 --> 00:46:00,462
او شب ها هق هق می کرد

766
00:46:00,466 --> 00:46:02,548
صدای هق هق گریه اش را در اتاق مجاورمیشنیدم

767
00:46:04,345 --> 00:46:06,176
و فقط سعی می کردم با او باشم

768
00:46:10,184 --> 00:46:12,846
از روزی که رفت خیلی دلم برایش تنگ شده بود

769
00:46:16,107 --> 00:46:18,098
در بچگی نمیشه کاملا این حس را درک کرد

770
00:46:20,152 --> 00:46:22,188
حس درماندگی

771
00:46:26,284 --> 00:46:28,650
و همینطور بیگانگی

772
00:46:30,288 --> 00:46:34,076
واقعا درک نمیکردم و
فقط میدونستم که پدر رفته

773
00:46:41,924 --> 00:46:44,506
این اولین ضربه بزرگی بود
که در کودکی بهم وارد شد

774
00:46:46,929 --> 00:46:51,218
این یکی از آسیب هایی بود که
.تاثیر خیلی عمیقی برمن گذاشت

775
00:46:54,061 --> 00:46:56,427
...او واقعا در طول زندگیش

776
00:46:56,439 --> 00:46:57,975
کمبود پدر را احساس می کرد

777
00:47:00,443 --> 00:47:03,606
می دانم که این چیزی بود که
واقعا با آن دست و پنجه نرم کرد

778
00:47:05,614 --> 00:47:07,400
ولی راستش نتونست اونو حل کند

779
00:47:07,408 --> 00:47:09,899
و در روابط عاشقانه اش بی تاثیر نبود

780
00:47:09,910 --> 00:47:13,073
...اوقات سخت زیادی با پارتنرهایی که

781
00:47:13,080 --> 00:47:14,080
.داشت میگذراند

782
00:47:14,915 --> 00:47:17,076
...این سوال مطرح ـه که آیا آدری

783
00:47:17,084 --> 00:47:23,003
در روابط خود به دنبال یک شخصیت پدر بوده

784
00:47:23,007 --> 00:47:26,090
مل فرر یجورایی راهنمای حرفه اش بود

785
00:47:26,093 --> 00:47:29,335
.اونجور که عکسهای چاپ شده نشون میدن

786
00:47:29,347 --> 00:47:33,215
او و مل یک ازدواج طولانی
وکاملا خوشبخت داشتند

787
00:47:33,225 --> 00:47:35,557
.اما آنها به نوعی از هم دور شدند

788
00:47:35,561 --> 00:47:39,349
آنها خوشبخت بودند و
در ده سال اول یا بیشتر

789
00:47:39,357 --> 00:47:43,646
در رایلی زندگی می کردند

790
00:47:43,652 --> 00:47:47,190
من از این دو خاطره فوق العاده ایی دارم

791
00:47:47,198 --> 00:47:48,563
...آدری با لباس خانه

792
00:47:48,574 --> 00:47:51,361
...و مل خیلی برازنده زیر نور شمع

793
00:47:51,369 --> 00:47:53,610
و رقصیدن با صدای ضبط صوت

794
00:47:54,622 --> 00:47:59,616
اما آنها بمدت 17 سال
با هم زندگی و کار کردند

795
00:48:00,961 --> 00:48:05,671
پدرم مردی بسیار
توقعی و سختگیر بود

796
00:48:05,674 --> 00:48:10,675
و فکر کنم که این در
.فرسایش آرام روابط آنها نقش داشت

797
00:48:12,056 --> 00:48:13,671
او یک حرفه عالی داشت

798
00:48:13,682 --> 00:48:18,051
اما بنظرم در زندگی خصوصی
.زیاد خوش شانس نبود

799
00:48:18,062 --> 00:48:22,522
...این احساس اضطراب و ناامنی

800
00:48:22,525 --> 00:48:24,891
...که به وفور در او بود

801
00:48:24,902 --> 00:48:27,985
در واقع ناشی از سوالات غیرقابل حل

802
00:48:27,988 --> 00:48:29,148
و ازبین نرفتنی بود

803
00:48:30,616 --> 00:48:35,485
آدری تمایل خود را برای
دیدن پدرش به مل فرر ابراز کرد

804
00:48:36,539 --> 00:48:41,533
.اونم در سال 1964، پس از 25 سال غیبت کامل

805
00:48:43,129 --> 00:48:44,915
دیگه کنجکاوی غلبه کرد

806
00:48:44,922 --> 00:48:49,165
می خواستم بدانم کجاست؟
هنوز زنده است؟

807
00:48:49,176 --> 00:48:51,588
...از طریق صلیب سرخ

808
00:48:51,595 --> 00:48:55,508
محل زندگی پدرم را پیدا کردم
.که یه جزیره بود

809
00:48:55,516 --> 00:48:59,384
او از سال 1939 پدرش را ندیده بود

810
00:48:59,395 --> 00:49:01,010
...از قبل از جنگ جهانی

811
00:49:01,021 --> 00:49:03,353
درواقع چند روز قبل از شروع جنگ

812
00:49:03,357 --> 00:49:07,396
...و حالا او که ستاره بزرگی شده

813
00:49:07,403 --> 00:49:10,019
با یک فرد کاملا غریبه
....که او را رها کرده بود

814
00:49:10,990 --> 00:49:13,151
در یک مکان غیر قابل توصیف
تجدید دیدار میکرد

815
00:49:13,159 --> 00:49:16,526
به همراه شوهری
که داشت ازش جدا میشد

816
00:49:17,997 --> 00:49:19,487
و وقتی با پدرش ملاقات کرد

817
00:49:19,498 --> 00:49:22,456
هرگز پاسخی برای سوالهاش نیافت

818
00:49:22,460 --> 00:49:25,327
و همینطور نتونست
.چیزی از او درخواست کند

819
00:49:26,547 --> 00:49:29,539
وقتی داشت برام ماجرا را
تعریف می کرد، گریه میکرد
(جان ایزاک-عکاس و دوست)

820
00:49:30,676 --> 00:49:33,543
میگفت که پدرش بسیار سرد بود

821
00:49:33,554 --> 00:49:35,090
و اینکه تحویلش نگرفته

822
00:49:36,265 --> 00:49:38,426
.گفت که واقعا این آزرده اش کرده

823
00:49:41,103 --> 00:49:45,221
اون نوع بروز احساسات
...و ادراکی که

824
00:49:45,232 --> 00:49:50,226
او انتظارش را داشت، پدرش بهش نداد

825
00:49:54,450 --> 00:49:58,534
به رغم همچی
آدری تصمیم گرفت او را ببخشد

826
00:49:58,537 --> 00:50:01,495
...و اینکه هیچ اشاره ایی به تلاش

827
00:50:01,499 --> 00:50:04,241
...برای رفع اشتباهاتش

828
00:50:04,251 --> 00:50:08,290
یا سعی در اینکه او
را به کاری که کرده اعتراف کند، نکرد

829
00:50:08,297 --> 00:50:11,460
...احساس ناامنی که در او وجود داشت

830
00:50:11,467 --> 00:50:14,959
در روابط او با مردان معنی پیدا کرد

831
00:50:14,970 --> 00:50:17,256
...ترس از رها شدن

832
00:50:17,264 --> 00:50:19,255
...یقینا چیزی بود که

833
00:50:19,266 --> 00:50:21,632
.او در سراسر روابطش حس میکرد

834
00:50:24,438 --> 00:50:26,895
هیچ کس هرگز کامل نیست

835
00:50:28,150 --> 00:50:31,142
...اگر رفاقت و عشق کافی باشد

836
00:50:31,153 --> 00:50:32,939
شما بر هر چی که باشه غلبه می کنید

837
00:50:34,114 --> 00:50:36,821
اما بدیهی ست وقتی
..ازدواج دیگر جواب ندهد

838
00:50:36,825 --> 00:50:38,486
.پس همه چیز ویران کننده می شود

839
00:50:42,540 --> 00:50:46,579
آدری زیاد با مردان خوشبخت نبود. همین

840
00:50:46,585 --> 00:50:50,043
من هفته آینده به کالیفرنیا میرم
تا در این مورد بیشتر صحبت کنم

841
00:50:50,047 --> 00:50:52,379
با همسرت یا بدون همسرت؟ -
...بدون همسرم میرم -

842
00:50:53,300 --> 00:50:55,291
او آماده انجام چنین کاری نیست

843
00:50:57,429 --> 00:51:00,967
آدری در سال 68 از مل طلاق گرفت

844
00:51:00,975 --> 00:51:03,557
.اما ازدواج از قبل تمام شده بود

845
00:51:05,646 --> 00:51:07,637
...پدرم بقیه عمرش را در

846
00:51:07,648 --> 00:51:09,980
حسرت از دست دادن این رابطه گذراند

847
00:51:09,984 --> 00:51:12,225
این رابطه، زندگیش بود

848
00:51:12,236 --> 00:51:15,023
.زن زندگیش بود، شکی در آن نیست

849
00:51:17,199 --> 00:51:20,157
تا آنجا که می توانستم ادامه دادم

850
00:51:20,160 --> 00:51:23,402
به خاطر بچه، به خاطرهمینه که ادامه میدیم

851
00:51:24,498 --> 00:51:28,662
...همچنین بخاطر احترام به ازدواج وعشق به

852
00:51:28,669 --> 00:51:31,957
کسی که مطمئنا زمانی دوستش داشتید

853
00:51:33,882 --> 00:51:36,168
همیشه امیدوارید که اگر
...یکی را بقدر کافی دوست بداری

854
00:51:36,176 --> 00:51:38,337
...همه چیز درست میشه

855
00:51:38,345 --> 00:51:39,926
...و همچی دوباره روبراه میشه

856
00:51:39,930 --> 00:51:42,012
.اما این همیشه درست نیست

857
00:52:10,210 --> 00:52:11,871
من می خواستم مادر بشم

858
00:52:13,172 --> 00:52:15,208
...از همان بچگی بچه ها را دوست داشتم

859
00:52:15,215 --> 00:52:17,922
و وقتی بزرگ شدم
می خواستم بچه های زیادی داشته باشم

860
00:52:21,555 --> 00:52:26,345
فکر کنم این موضوع محرک
زندگی من بوده

861
00:52:26,352 --> 00:52:28,559
این همان چیزیه که همیشه
در تصمیمات من دخیل بود

862
00:52:31,482 --> 00:52:33,605
چون خیلی دوستش داشتم و
...می خواستم بسیار شاد باشه

863
00:52:33,609 --> 00:52:36,817
نه اینکه تمام مدت از خودم جداش کنم

864
00:52:36,820 --> 00:52:38,811
.پس شروع کردم به عقب نشینی

865
00:52:43,077 --> 00:52:44,687
"هنگام ساخت فیلم "صبرکن تا تاریک شود

866
00:52:44,695 --> 00:52:46,577
شان به شش سالگی رسیده بود

867
00:52:46,580 --> 00:52:50,072
و مجبور شد به مدرسه برود
و دیگر با من سفر نمیکرد

868
00:52:51,543 --> 00:52:53,534
.و من همش دلم برایش تنگ میشد

869
00:52:54,817 --> 00:52:56,427
"صبر کن تا تاریک شود"
فیلمی از ترنس یانگ

870
00:52:56,507 --> 00:53:00,921
استودیو ازم می خواست
که عینک تیره بزنم

871
00:53:00,928 --> 00:53:04,011
و یک زخم هم نزدیک چشمم داشتم

872
00:53:04,014 --> 00:53:06,130
به نوعی کور باشم

873
00:53:07,601 --> 00:53:09,182
که مرا به شدت نگران کرد

874
00:53:11,605 --> 00:53:14,096
به خانه زنگ زدم و او تب داشت

875
00:53:14,108 --> 00:53:16,440
او خیلی دور بود
و خیلی دلم برایش تنگ شده بود

876
00:53:18,904 --> 00:53:21,111
من آرزوی این بچه را داشتم

877
00:53:21,115 --> 00:53:23,231
این منو خیلی دلخور کرد

878
00:53:23,242 --> 00:53:26,075
بنابراین، کم و بیش
.فیلم ها را کنار گذاشتم تا در خانه بمانم

879
00:53:28,163 --> 00:53:29,494
...وقتی پیش خانواده اش بود

880
00:53:29,498 --> 00:53:31,489
یه جورایی به اوج خودش رسیده بود

881
00:53:31,500 --> 00:53:33,411
او واقعا آن زندگی را نمی خواست

882
00:53:33,419 --> 00:53:36,001
واقعا دوست داشت در کنار خانواده اش باشد

883
00:53:36,004 --> 00:53:38,416
فقط می خواست
.بطور ناشناس زندگی کند

884
00:53:38,424 --> 00:53:39,834
واقعا بی سابقه بود

885
00:53:39,842 --> 00:53:43,334
او به مدت 10 سال به هالیوود و
فیلم های سینمایی پشت کرد

886
00:53:43,345 --> 00:53:45,552
.10سال مهم

887
00:53:45,556 --> 00:53:48,093
...نمیتونم به افراد زیادی فکر کنم

888
00:53:48,100 --> 00:53:51,843
که شغلشون را ول کردند تا فقط
درهالیوود باشن، چه رسد به شغل او

889
00:53:51,854 --> 00:53:54,561
او درآن جا افتاده بود. اونو میشناخت

890
00:53:54,565 --> 00:53:57,102
اولین بازیگری بود
که یک میلیون دلار درآمد داشت

891
00:53:57,109 --> 00:53:58,815
...همراه با الیزابت تیلور

892
00:53:58,819 --> 00:54:00,980
...فرش قرمز براش پهن میشد

893
00:54:00,988 --> 00:54:03,650
و نقشهایی که بهش پیشنهاد میشد
.و او همه را متوقف کرد

894
00:54:03,657 --> 00:54:06,069
...وقتی به اوج زندگی حرفه ایش رسید گفت

895
00:54:06,076 --> 00:54:10,160
تصمیم دارم خانواده را به جای
نقشهای بزرگ دیگر به انجام برسانم

896
00:54:10,164 --> 00:54:15,146
چه نقشهایی که به او پیشنهاد شد. او
همیشه در صدر فهرستی از خانمهای برجسته بود

897
00:54:15,169 --> 00:54:18,286
اما به دلیل زندگی سختی که
...،در دوران بلوغ داشت

898
00:54:18,297 --> 00:54:21,084
...،در دوران نوجوانی

899
00:54:21,091 --> 00:54:23,958
.خانواده در اولویت اول همچی بود

900
00:54:25,137 --> 00:54:27,469
نمی خواهم بافضیلت جلوه کنم

901
00:54:27,473 --> 00:54:29,054
...خیلی آگاهانه بود

902
00:54:29,057 --> 00:54:33,391
شاید تصمیم خودخواهانه باشه
ولی باعث خوشحالی منه

903
00:54:33,395 --> 00:54:34,931
که با فرزندانم در خانه بمانم

904
00:54:34,938 --> 00:54:38,021
این فداکاری نبود زیرا
...فکر می کردم باید

905
00:54:38,025 --> 00:54:39,390
.از فرزندانم مراقبت کنم

906
00:54:42,905 --> 00:54:46,397
احساس خانواده حس بسیار مهمی ـه

907
00:54:48,619 --> 00:54:50,530
فکر کردم ضروری ـه

908
00:54:55,834 --> 00:54:59,125
من از بچگی یاد گرفتم که برای
یه بچه خیلی مهمه که پدر داشته باشد

909
00:55:00,923 --> 00:55:02,379
محروم شدن من از پدرم

910
00:55:02,382 --> 00:55:04,998
...یا محروم کردن خودش از ما

911
00:55:05,010 --> 00:55:06,010
باعث ناامیدی من شد

912
00:55:09,139 --> 00:55:10,845
...اگر میشد مرتبا او را ببینم

913
00:55:10,849 --> 00:55:12,885
...حس می کردم که مرا دوست دارد

914
00:55:12,893 --> 00:55:14,633
.و منم پدر دارم

915
00:55:17,397 --> 00:55:21,060
من ناامیدانه سعی کردم که
.از این کار برای فرزندانم جلوگیری کنم

916
00:55:25,531 --> 00:55:28,568
...وقتی از نظرعاطفی بسیار متزلزل میشید

917
00:55:28,575 --> 00:55:31,237
بسیار قدرش را میدونی

918
00:55:31,245 --> 00:55:34,908
.و تمایل زیادی به دادنش دارید

919
00:55:36,792 --> 00:55:38,578
فکر کنم او باید به نوعی
...به خودش ثابت میکرد

920
00:55:38,585 --> 00:55:41,167
که عشق بی قید و شرط هم ممکنه

921
00:55:43,215 --> 00:55:47,333
.بنظرم تمام زندگیش فقط در حال فرار بود

922
00:56:05,487 --> 00:56:07,148
...در سال 1969

923
00:56:07,155 --> 00:56:11,277
دوست مشترک آندره و آدری
آنها را به یک سفر دریایی دعوت کرد

924
00:56:11,285 --> 00:56:16,200
و پس از این ملاقات
تصمیم گرفتند که ازدواج کنند

925
00:56:20,502 --> 00:56:22,163
...در ابتدای ازدواج

926
00:56:22,170 --> 00:56:26,129
او خیلی خوشحال بود
که همسر یک دکتر شده

927
00:56:28,135 --> 00:56:30,467
...به یاد دارم که آدری به آندره

928
00:56:30,470 --> 00:56:34,383
در تهیه دوز لیتیوم برای بیمارش کمک میکرد

929
00:56:34,391 --> 00:56:36,222
.او خیلی به این موضوع علاقه داشت

930
00:56:45,819 --> 00:56:48,481
در سال 1970 لوکا متولد شد

931
00:56:48,488 --> 00:56:53,482
و ما به رم جاییکه او تا
.سال 83 یا 84 زندگی کرد نقل مکان کردیم

932
00:56:56,997 --> 00:56:59,238
...آدری و آندره

933
00:56:59,249 --> 00:57:01,331
آنها پیوند بسیار محکمی داشتند

934
00:57:01,335 --> 00:57:05,544
با اینکه خیلی با هم متفاوت بودند

935
00:57:05,547 --> 00:57:09,165
.اما پیوند بین این دو بسیار قوی بود

936
00:57:14,014 --> 00:57:18,633
من آندره دوتی را می شناختم، او
یکی از دوستان ایتالیایی ام بود

937
00:57:18,644 --> 00:57:23,638
وقتی آندره با آدری ازدواج کرد
.ما بلافاصله دوست شدیم

938
00:57:25,943 --> 00:57:29,060
...آدری زمانی که در رم زندگی میکرد

939
00:57:29,071 --> 00:57:31,858
در اوایل دهه 70، همسایه من بود

940
00:57:31,865 --> 00:57:36,359
.مادرم دوست بزرگ آدری بود

941
00:57:36,370 --> 00:57:40,321
او عاشق رم بود
آنجا خانه ساده ایی داشت

942
00:57:40,332 --> 00:57:43,369
که پر از گل بود و
عاشق بودن در رم بود

943
00:57:43,377 --> 00:57:45,493
.و رم هم او را دوست داشت

944
00:57:45,507 --> 00:57:47,793
می توانست کاملا ایتالیایی صحبت کند
(نیلو لاکوپونی-گریمور)

945
00:57:47,800 --> 00:57:50,593
پس من این احساس را نمیکردم

946
00:57:53,377 --> 00:57:57,293
که با یک بازیگر یا یک خواننده باشم
...بلکه بیشتر

947
00:57:57,377 --> 00:57:59,903
.احساس یکی از اعضای خانواده ام را داشتم

948
00:57:59,935 --> 00:58:02,642
جاهای زیادی بود که همدیگر را میدیدیم

949
00:58:02,646 --> 00:58:07,356
مثل سبزی فروشی، قصابی

950
00:58:08,235 --> 00:58:12,069
او فقط شلوار و تیشرت میپوشید

951
00:58:12,072 --> 00:58:16,236
.و مثل دیگران به خرید می رفت

952
00:58:18,662 --> 00:58:20,243
سال 1972 بود

953
00:58:21,164 --> 00:58:25,123
...و ما یک خانه بسیار ساده

954
00:58:25,127 --> 00:58:27,118
در مکانی به نام بولگاری اجاره کردیم

955
00:58:28,213 --> 00:58:30,579
یک خانه کوچک کنار ساحل بود

956
00:58:30,590 --> 00:58:33,423
و ما یکی از
این خانه ها را با آدری مشترک شدیم

957
00:58:34,845 --> 00:58:37,302
آدری با آندره ازدواج کرده بود

958
00:58:37,305 --> 00:58:39,421
و لوکا کوچولو رو هم داشتند

959
00:58:39,433 --> 00:58:42,049
شان هم هر از گاهی به دیدنشون میومد

960
00:58:43,562 --> 00:58:45,598
او دو فرزندش را میپرستید

961
00:58:45,605 --> 00:58:47,641
واقعا عاشق آنها بود

962
00:58:49,359 --> 00:58:50,849
همینطورم عاشق آندره

963
00:58:54,114 --> 00:58:55,399
.آدری خیلی خوشبخت بود

964
00:58:59,119 --> 00:59:02,361
...اما آندره

965
00:59:02,372 --> 00:59:05,239
،بخشی بسیار مخربی در خودش داشت

966
00:59:06,418 --> 00:59:10,957
او شخصیت پیچیده ایی بود

967
00:59:12,257 --> 00:59:15,294
از طرفی یه پزشک جدی بود

968
00:59:15,302 --> 00:59:17,088
.و بسیار حرفه ای

969
00:59:17,095 --> 00:59:18,960
او روانپزشک بود

970
00:59:18,972 --> 00:59:20,928
و واقعا خوب بود

971
00:59:20,932 --> 00:59:25,676
.ولی بلاخره، یه رومی، یک مرد جوان بود

972
00:59:27,147 --> 00:59:28,978
او خیلی زنا می کرد

973
00:59:28,982 --> 00:59:32,099
...و یکی ازاین پاپاراتزی های ایتالیایی

974
00:59:32,110 --> 00:59:34,066
.از او بیش از 200 عکس با زنهای مختلف داشت

975
00:59:36,448 --> 00:59:39,986
ویرانگر بود، کاملا ویران کننده بود

976
00:59:43,080 --> 00:59:45,662
و آدری خیلی رنج می برد

977
00:59:46,958 --> 00:59:49,370
.به من گفت که من این همه رنج کشیدم

978
00:59:49,377 --> 00:59:51,368
...اما مطمئن باشید که دکترها هیچ وقت

979
00:59:51,379 --> 00:59:54,166
بفکر خانواده شان نیستند
دستکم خانواده خودشان

980
00:59:54,174 --> 00:59:56,005
آنها با بیمارانشان عالی هستند

981
00:59:56,009 --> 00:59:58,500
اما نمی خواهند مراقب خانواده شون باشند

982
01:00:03,975 --> 01:00:05,556
فقط قلب شما را می شکنن، همین

983
01:00:06,603 --> 01:00:11,597
مردان انسانهایی هستند با
تمام ضعف هایی که زنان دارند

984
01:00:13,652 --> 01:00:15,984
شاید بیشتراز زنان آسیب پذیر باشند

985
01:00:16,863 --> 01:00:19,946
بنظرم راحت میشه مردی را آزار داد

986
01:00:19,950 --> 01:00:22,532
نمی توانید قضاوت کنید
نمی توانید با انگشت اشاره کنید

987
01:00:22,536 --> 01:00:24,447
نمی توانید کسی را قالب بزنید

988
01:00:26,039 --> 01:00:29,076
...فقط باید شانس بیارید کسی را پیدا کنید

989
01:00:29,084 --> 01:00:30,119
که بتونید خوشبختش کنید

990
01:00:31,920 --> 01:00:34,457
.و اگر خوش شانس باشید بتونه خوشبختت کنه

991
01:00:40,053 --> 01:00:42,544
...وقتی از رم دیدن کردم با آندره آشنا شدم

992
01:00:44,891 --> 01:00:47,303
آدری با لوکا در حال استراحت بود

993
01:00:47,310 --> 01:00:50,894
...آن موقع دکتر معتقد بود

994
01:00:50,897 --> 01:00:52,137
بعد بارداری بهتره بخوابی

995
01:00:52,149 --> 01:00:54,891
پس گفتیم، یالا، بریم به یه کلوب

996
01:00:54,901 --> 01:00:56,983
پس منو برد به کلوبی در رم

997
01:00:58,363 --> 01:01:02,652
.که فکر نکنم فکرخوبی بود

998
01:01:03,660 --> 01:01:05,525
باید اون عکسای آدری را ببینید

999
01:01:05,537 --> 01:01:10,406
در آن زمان بود که
.برق امید از چشمانش رفت

1000
01:01:11,877 --> 01:01:16,416
واقعا نمی توانستم درک کنم
...که چرا چنین بانوی نازنینی

1001
01:01:17,257 --> 01:01:20,090
...مثل او مجبور باشه

1002
01:01:20,093 --> 01:01:24,086
...با مردی که لیاقتش را ندارد سر کنه

1003
01:01:24,097 --> 01:01:25,587
.اصلا درکش نمیکرد

1004
01:01:27,184 --> 01:01:30,347
می خواست تمام تلاش خود
...را برای آشنایی

1005
01:01:30,353 --> 01:01:32,890
با مردم رم بکند

1006
01:01:32,898 --> 01:01:33,978
...و مردم رم

1007
01:01:33,982 --> 01:01:37,019
آنها ذهنیتی
بسیار متفاوت با آدری داشتند

1008
01:01:37,027 --> 01:01:38,608
.بسیار بسیار متفاوت

1009
01:01:39,487 --> 01:01:42,354
آنها غیبت می کردند
سطحی نگر بودند

1010
01:01:43,283 --> 01:01:46,150
.بنابراین درکش برای او دشوار بود

1011
01:01:46,161 --> 01:01:49,198
وقتی پسر دومم به دنیا آمد

1012
01:01:49,206 --> 01:01:51,993
در آن زمان در رم زندگی می کردم

1013
01:01:52,000 --> 01:01:54,412
نمیتونستم او را به
...جایی ببرم، نه به پارک

1014
01:01:54,419 --> 01:01:57,206
...نه خیابان، نه حتی در تراس بذارمش

1015
01:01:57,214 --> 01:01:58,579
.بخاطر وجود پاپاراتزی

1016
01:01:58,590 --> 01:02:00,171
خیلی تودار بود

1017
01:02:00,175 --> 01:02:03,838
و همچنین خیلی
از مطبوعات عصبانی بود

1018
01:02:03,845 --> 01:02:06,962
مثل اوناییکه از درخت بالا میرن
و عکس می گیرند

1019
01:02:06,973 --> 01:02:10,136
همه دوست داشتند عکسی ازش داشته باشند

1020
01:02:10,143 --> 01:02:15,137
.حتی در خانه خودش به او آزادی ندادند

1021
01:02:15,315 --> 01:02:20,309
زندگی آدری تحت تأثیر
...افرادی قرار گرفت که

1022
01:02:22,155 --> 01:02:25,113
می خواستند حریم خصوصیش را بدزدند

1023
01:02:25,116 --> 01:02:27,448
.و این چیزیه که هیچ کس تحملش را ندارد

1024
01:02:28,662 --> 01:02:33,531
این چیزی نیست که شما آرزو
...کنید خانواده تان و

1025
01:02:33,541 --> 01:02:37,500
.زندگی خصوصیتان همیشه در صفحه اول باشه

1026
01:02:38,505 --> 01:02:41,338
...من با آدری بودم، رفته بودیم خرید

1027
01:02:41,341 --> 01:02:44,048
...و یک زن ازمیان مردم بهم نزدیک شد

1028
01:02:44,052 --> 01:02:46,464
و گفت آیا او آدری هپبورن ـه؟

1029
01:02:46,471 --> 01:02:48,382
...می خواستم بگم بله

1030
01:02:48,390 --> 01:02:51,427
...اما آدری را دیدم که رنگش پرید

1031
01:02:51,434 --> 01:02:54,597
و به من خیره شد و گفت نه ، نه ، نه

1032
01:02:54,604 --> 01:02:57,311
پس من گفتم ، نه ، نه
او آدری هپبورن نیست

1033
01:02:57,315 --> 01:02:59,180
فقط شبیهش ـه

1034
01:02:59,192 --> 01:03:03,435
اونموقع تقریبا داشت می لرزید
و گفت خدا را شکر

1035
01:03:03,446 --> 01:03:05,528
نمیدونی چه اتفاقی ممکنه بیفته

1036
01:03:05,532 --> 01:03:07,614
.منظورم اینه که خیلی وحشت کرده بود

1037
01:03:10,370 --> 01:03:13,494
فکر می کنم با این ازدواج
.زندگی دشواری داشت

1038
01:03:13,498 --> 01:03:18,537
فکر میکردم که او
واقعا نمی خواهد دیگه بازی کند

1039
01:03:18,545 --> 01:03:21,312
واز اینکه اورا برای فیلمم داشتم
.هیجانزده بودم

1040
01:03:21,351 --> 01:03:22,881
"اونا همه دلقک اند1981"
پیتر باگدانوویچ

1041
01:03:22,882 --> 01:03:24,463
...وقتی او جلوی دوربین رفت

1042
01:03:24,467 --> 01:03:27,049
فوق العاده حرفه ای بود

1043
01:03:27,053 --> 01:03:28,338
...و بعد وقتی گفتم کات

1044
01:03:28,346 --> 01:03:30,428
او با یه سیگار آدری میشد

1045
01:03:31,224 --> 01:03:34,057
...نسبتا عصبی بود. زیاد سیگار میکشید

1046
01:03:34,060 --> 01:03:37,268
.بسیار خوش مشرب اما مضطرب و شکننده

1047
01:03:38,440 --> 01:03:40,806
میدانستم که ازدواجش مشکل داره

1048
01:03:40,817 --> 01:03:43,604
...و اینکه اصلا با اون ازدواج

1049
01:03:43,611 --> 01:03:46,819
.خوشبختی میسر نبود

1050
01:03:46,823 --> 01:03:50,361
او مجبور بود که
این ازدواج رو ادامه بده

1051
01:03:50,368 --> 01:03:54,361
به ویژه به این دلیل که آنها
...لوکا را داشتند و آندره می خواست

1052
01:03:54,372 --> 01:03:57,956
ازدواجی موفق داشته باشد

1053
01:03:57,959 --> 01:03:59,915
.اما نهایتا غیرممکن بود

1054
01:04:02,589 --> 01:04:05,547
وقتی شنیدم که آدری دوباره
...قصد داره طلاق بگیره

1055
01:04:07,635 --> 01:04:09,921
.اصلا غافلگیر نشدم

1056
01:04:12,223 --> 01:04:17,263
...او بر ایده یک خانواده کامل تلاش میکرد

1057
01:04:19,189 --> 01:04:22,272
...داشتن زندگی یه کدبانوی کامل

1058
01:04:23,651 --> 01:04:28,236
چیزای بسیار ساده ای که
.یه زندگی ساده را میسازد

1059
01:04:29,532 --> 01:04:31,272
و فکر نکنم او چنین چیزی داشت

1060
01:04:32,994 --> 01:04:36,452
.برای هر چیزی مجبور بود بجنگد

1061
01:04:39,292 --> 01:04:42,079
داشتن یه سقط جنین غیرعمدی خیلی جانگدازه

1062
01:04:44,964 --> 01:04:48,081
مطمئنا یکی از
دردناک ترین تجربه هایی که داشتم

1063
01:04:52,013 --> 01:04:53,013
اما طلاق هم همینطوره

1064
01:04:56,643 --> 01:04:59,134
...و احتمالا یکی از بدترین تجربیاتی است

1065
01:04:59,145 --> 01:05:01,477
که یک انسان می تواند از سر بگذروند

1066
01:05:03,942 --> 01:05:06,809
...بنظرم وقتی با مشکل روبرو میشید

1067
01:05:06,820 --> 01:05:09,436
...می توانید تنهایی را احساس کنید

1068
01:05:09,447 --> 01:05:12,359
...چون این تویی که باید اینکارو بکنی

1069
01:05:12,367 --> 01:05:14,278
یا تویی که باید تصمیم بگیری

1070
01:05:16,621 --> 01:05:18,077
...همه ما یک تنهایی ذاتی داریم

1071
01:05:18,081 --> 01:05:22,541
چون بالاخره وقتی ژتن ها
.تموم بشه دیگه تنهایی

1072
01:05:22,544 --> 01:05:26,253
پدرم چیزی در مورد مادربزرگم میگه

1073
01:05:27,173 --> 01:05:31,416
اینکه مرموزترین چیزی که در مورد آدری مخفی
نگهداشته شده این بود که غمگین بود

1074
01:05:36,015 --> 01:05:38,256
راستش فکر کردن در این باره منو ناراحت میکنه

1075
01:05:38,268 --> 01:05:41,010
...اینکه فکر کنم او

1076
01:05:41,020 --> 01:05:45,184
من واقعا فکر می کنم که او فقط
می خواست دوست بدارد و دوست داشته شود

1077
01:05:48,361 --> 01:05:50,818
و بنظرم که او در زندگیش محبت کرد

1078
01:05:50,822 --> 01:05:53,279
اما فکر کنم که این محبت را
از خیلی ها دریافت نکرد

1079
01:05:54,534 --> 01:05:56,570
برای زنی که
...محبوب ترین زن جهان است

1080
01:05:56,578 --> 01:06:00,321
داشتن چنین کمبود محبتی
.بسیار ناراحت کننده است

1081
01:07:29,379 --> 01:07:34,169
....آرامش و سکوت

1082
01:07:35,134 --> 01:07:36,134
فقط اینا رو میخواست

1083
01:07:39,347 --> 01:07:43,181
لا پیزیبل انرژی بسیار مثبتی بهش میداد

1084
01:07:44,352 --> 01:07:47,185
میتونست در خانه باشد...
(صدای ماریلنا پیلات-دوست و همخانه)

1085
01:07:47,188 --> 01:07:52,182
و فقط با طبیعت باشه و
...بسیار دور از هالیوود و

1086
01:07:52,986 --> 01:07:54,351
.مشکلات پاپاراتزی

1087
01:07:56,239 --> 01:07:59,322
نام لا پیزیبل در فرانسوی به معنای آرامش است
(پیرلوئیجی اورونسو-دوست و همخانه)

1088
01:08:00,201 --> 01:08:04,035
لا پیزیبل
...یه خانه بسیار زیبا، یه مزرعه قدیمی

1089
01:08:04,038 --> 01:08:06,996
کاملا بازسازی شده در یک روستای زیبا بود

1090
01:08:07,000 --> 01:08:09,662
.ساخته شده در قرن هجدهم در سوئیس بود

1091
01:08:11,129 --> 01:08:14,246
در سال 84 لوکا که به مدرسه شبانه روزی رفت

1092
01:08:14,257 --> 01:08:15,963
آن زمان او رم را ترک کرد

1093
01:08:15,967 --> 01:08:17,673
.و برای همیشه به سوئیس نقل مکان کرد

1094
01:08:19,178 --> 01:08:24,013
بعد از یک زندگی پر کار، از
....وقتیکه یادش میومد

1095
01:08:24,017 --> 01:08:26,508
اون خوشایندترین چیزی بود که
...باعث شد دور بشه

1096
01:08:26,519 --> 01:08:29,602
.و در مکانی آرام و پرآسایش قرار بگیره

1097
01:08:31,107 --> 01:08:34,315
خانه ای بسیار جذاب و زیبایی بود

1098
01:08:34,319 --> 01:08:36,184
خانه رویایی او بود

1099
01:08:37,196 --> 01:08:42,190
بهم گفت می خواهم فقط
آرامش داشته باشم

1100
01:08:43,202 --> 01:08:46,535
.بهمین دلیل پیشنهادات زیاد فیلمی را رد کرد

1101
01:08:47,540 --> 01:08:50,953
او ستاره ای نبود
که مردم احمقانه بهش زل بزنند

1102
01:08:50,960 --> 01:08:53,246
اگر در خیابانی در نیویورک قدم میزد

1103
01:08:53,254 --> 01:08:54,994
مردم دیوانه اش میشدند

1104
01:08:55,006 --> 01:08:57,873
.اما در سوئیس، او شخص دیگری بود

1105
01:08:59,006 --> 01:09:05,873
عادت داشت سگ ها را در روستا
بگردونه و از دهکده عبور کنه
(هوبرت گلین-محیط بان)

1106
01:09:05,906 --> 01:09:13,873
.همیشه لبخند میزد و میگفت: سلام
.حرف زدن با او همیشه جالب بود

1107
01:09:14,442 --> 01:09:18,355
من الان یک زندگی دارم، که مال منه

1108
01:09:18,363 --> 01:09:21,321
خانواده ام، فرزندانم

1109
01:09:22,283 --> 01:09:25,901
شخصا سعی میکنم کمتر در جامعه دیده شوم

1110
01:09:25,912 --> 01:09:30,030
تا بتونم زندگی واقعی داشته باشم
یه زندگی خصوصی مثل شما

1111
01:09:30,041 --> 01:09:32,908
.فقط یک زندگی عادی روزمره

1112
01:09:35,941 --> 01:09:40,908
وقتی اوضاع تغییر کرده بود
وارد سینما و هالیوود شدم

1113
01:09:43,041 --> 01:09:47,908
بله، اکران اول نمایشهای بزرگ، خانه های زیبا
شام های شگفت انگیزی دیدم

1114
01:09:51,041 --> 01:09:55,908
اما در پایان امروز در خانه ام و با

1115
01:09:56,041 --> 01:09:59,908
افرادی که برایم مهم هستند
.سگهایم، بویژه با فرزندانم زندگی میکنم

1116
01:10:05,410 --> 01:10:09,119
خانواده ما زندگی در لا پیزیبل را شروع کردند

1117
01:10:09,122 --> 01:10:12,455
و از همان ابتدا با آدری رابطه برقرار کردند

1118
01:10:13,626 --> 01:10:16,242
مادرم آشپز شخصی آدری بود

1119
01:10:16,254 --> 01:10:18,586
.و آنها خیلی با هم غذا می پختند

1120
01:10:18,589 --> 01:10:22,127
پدر و مادرم به او نزدیک بودند

1121
01:10:22,135 --> 01:10:23,921
.چون همه با هم زندگی میکردیم

1122
01:10:25,471 --> 01:10:28,133
پدرم باغبان شخصی بود

1123
01:10:28,141 --> 01:10:31,850
آدری و پدرم
کاملا به باغ علاقمند بودند

1124
01:10:31,853 --> 01:10:36,062
و او بسیار افتخار میکرد که قادره
...سبزیجاتی را بپزد که

1125
01:10:36,065 --> 01:10:37,271
.از باغ میچیند

1126
01:10:41,070 --> 01:10:42,355
من عاشق آن خانه و باغ هستم

1127
01:10:42,363 --> 01:10:45,150
درختان میوه و همچی در آن رشد می کند

1128
01:10:45,158 --> 01:10:46,489
چندتا سگ دارم

1129
01:10:46,492 --> 01:10:48,278
...چیز زیادی در مورد باغبانی نمی دانم

1130
01:10:48,286 --> 01:10:50,322
اما من دوست دارم در باغ پرسه بزنم

1131
01:10:50,329 --> 01:10:54,538
به نظرم بسیار خوشایند، بسیار
.آرامش بخش، یک درمان خوب است

1132
01:10:57,170 --> 01:10:59,661
من با خوشحالی بی نظیر
به حرفه خود نگاه می کنم

1133
01:11:02,508 --> 01:11:04,248
اما هر چیزی زمانی دارد

1134
01:11:05,428 --> 01:11:07,259
...و فکر می کنم در این مرحله از زندگیم

1135
01:11:08,181 --> 01:11:09,181
نمیتونی نادیده بگیریش

1136
01:11:15,271 --> 01:11:17,136
من دختر خوش شانسی هستم

1137
01:11:20,067 --> 01:11:21,978
...با اینکه اغلب در جهنم بودم

1138
01:11:21,986 --> 01:11:24,352
اما همیشه خدا از
در طرف دیگر بیرون میام

1139
01:11:27,158 --> 01:11:29,444
.یا با کمک کسی، یا اتفاقی

1140
01:11:33,206 --> 01:11:35,162
.رابی یک مثال زنده آن است

1141
01:11:39,212 --> 01:11:43,000
رابرت رفیق مرل اوبرون بود

1142
01:11:43,007 --> 01:11:44,998
...و وقتی مرل درگذشت

1143
01:11:45,009 --> 01:11:47,500
تمام داراییش را به رابرت واگذار کرد

1144
01:11:48,846 --> 01:11:50,427
...بنابراین رابرت تصمیم گرفت

1145
01:11:50,431 --> 01:11:54,424
...تمام جواهرات مرل را برای خیریه

1146
01:11:54,435 --> 01:11:55,550
به حراج بگذارد

1147
01:11:56,646 --> 01:12:00,104
.و در این حراج رابرت و آدری آشنا شدند

1148
01:12:03,569 --> 01:12:05,560
هر دو خیلی خیلی غمگین بودیم

1149
01:12:05,571 --> 01:12:08,358
و در مورد بدبختی مون صحبت کردیم

1150
01:12:08,366 --> 01:12:10,322
...من در یکی از بدترین دورانم

1151
01:12:10,326 --> 01:12:12,066
در پایان ازدواجم بودم

1152
01:12:12,078 --> 01:12:13,989
بنابراین هر دو با آبجوهامون گریه میکردیم

1153
01:12:17,917 --> 01:12:20,579
او بسیار دوست داشتنی ـه
.یک مرد بسیار خونگرم و با محبت

1154
01:12:22,630 --> 01:12:25,337
میتونم بهش اعتماد کنم، به عشقش اعتماد کنم

1155
01:12:25,341 --> 01:12:27,923
اصلا نمی ترسم که از دست بدمش

1156
01:12:27,927 --> 01:12:30,088
.او از هر نظر به من اطمینان میده

1157
01:12:33,975 --> 01:12:37,593
آنها هرگز ازدواج نکردند
اما واقعا بنظرم که آنها عاشق یکدیگر بودند

1158
01:12:37,603 --> 01:12:40,310
.واقعا همینطور بودند

1159
01:12:41,858 --> 01:12:43,598
رابرت آن چیزی که آدری نیاز داشت بود

1160
01:12:44,944 --> 01:12:48,107
مهربان، همدم، حاضر

1161
01:12:49,282 --> 01:12:50,897
.و امنیت

1162
01:12:52,243 --> 01:12:54,074
عجیبه، که ما همدیگر را پیدا کردیم

1163
01:12:54,078 --> 01:12:56,820
...هر دو تبار هلندی داریم

1164
01:12:56,831 --> 01:13:01,291
اما این امر قدری روابط ما را خاص کرده

1165
01:13:01,294 --> 01:13:04,252
...این به صمیمیت عشق ما نسبت به هم

1166
01:13:04,255 --> 01:13:05,335
.و به دوستی ما می افزاید

1167
01:13:07,550 --> 01:13:10,633
ما چیزهای یکسانی دوست داریم
و یجور زندگی را دوست داریم

1168
01:13:11,971 --> 01:13:14,883
ما یک زندگی آرام دوست داریم
ما عاشق روستا و سگ هایمان هستیم

1169
01:13:16,642 --> 01:13:19,884
و هر کاری که با هم انجام میدیم
بسیار سرگرم کننده میشه

1170
01:13:22,189 --> 01:13:23,850
.ما با هم خیلی خوشبختیم

1171
01:13:29,280 --> 01:13:32,488
مادرم بهم گفته بود که
...آدری خیلی خوشحال بود

1172
01:13:32,491 --> 01:13:34,027
...و برای خانواده م توضیح داد

1173
01:13:34,035 --> 01:13:35,991
چگونه با مردان خارق العاده آشنا شدم

1174
01:13:35,995 --> 01:13:40,409
...و او از آنچه خواهرم

1175
01:13:40,416 --> 01:13:44,284
درباره یک مرد جدید تصور میکرد
تعجب کرد

1176
01:13:44,295 --> 01:13:46,832
...،بنابراین از مادرم پرسید

1177
01:13:46,839 --> 01:13:49,831
به نظرت اشکالی نداره؟

1178
01:13:49,842 --> 01:13:52,254
آنها دوست داشتند در خانه مادرم بمانند

1179
01:13:52,261 --> 01:13:55,344
یک گوشه برای مادربزرگم جور کردند

1180
01:13:55,348 --> 01:13:57,839
و بهش اتاق آدری میگفتند

1181
01:13:58,851 --> 01:14:01,558
آنها میومدند پایین
و در آشپزخانه شون می نشستند

1182
01:14:01,562 --> 01:14:04,178
و قهوه میخوردند و در مورد
لیست غذا صحبت میکردند

1183
01:14:04,190 --> 01:14:05,946
و اینکه چه کسی را میخواد برای شام دعوت کند

1184
01:14:05,950 --> 01:14:08,487
.اونجا همیشه محبت زیادی وجود داشت

1185
01:14:11,155 --> 01:14:13,191
او خیلی خیلی خوشبخت بود

1186
01:14:13,199 --> 01:14:16,191
و می خواست
.لحظاتی آرام در زندگیش داشته باشد

1187
01:14:18,454 --> 01:14:23,039
دایی زاده او کنسول هلند در ماکائو بود

1188
01:14:23,042 --> 01:14:26,534
....و از او دعوت کرد که بیاید و به

1189
01:14:26,545 --> 01:14:30,215
این کنسرت زیبا ملحق شود
تا آنرا با هم برای یونیسف برگزار کنند

1190
01:14:31,592 --> 01:14:33,378
و گفت چرا چند کلمه در مورد کودکان نمیگی

1191
01:14:33,386 --> 01:14:34,967
در مورد تجربه هات از جنگ

1192
01:14:34,971 --> 01:14:37,462
او اینکار را در یک سالن پر کرد

1193
01:14:37,473 --> 01:14:40,886
و بعد اینکه او صحبت کرد
...معلوم شد رئیس یونیسف

1194
01:14:40,893 --> 01:14:43,225
جیم گرانت، در بین
تماشاگران ـه و به ما نزدیک شد

1195
01:14:43,229 --> 01:14:47,232
نظرت در مورد سفیر تمام وقت"
"یونیسف بودن چیه؟

1196
01:14:50,236 --> 01:14:52,397
...من مشتاقانه منتظر دورانی بودم

1197
01:14:52,405 --> 01:14:54,942
که بعد از اونهمه
...دوندگیهایی که

1198
01:14:54,949 --> 01:14:56,189
...از بچگی

1199
01:14:56,200 --> 01:14:59,158
...تا روز بازنشستگی کردم، بتونم

1200
01:14:59,161 --> 01:15:02,244
...از باغ و سگها

1201
01:15:02,248 --> 01:15:03,579
و هر آنچه دوست دارم مراقبت کنم

1202
01:15:03,582 --> 01:15:07,416
که بنظرم بهشت بود

1203
01:15:07,420 --> 01:15:11,038
اینکه یه بار دیگر به تمام جهان
...سفر کنم

1204
01:15:11,048 --> 01:15:13,835
واقعا خوشحالم که این کار را انجام بدهم
...زیرا من بخاطر کودکان

1205
01:15:13,843 --> 01:15:14,923
.به کره ماه هم میرم

1206
01:15:18,639 --> 01:15:20,425
در تمام زندگی یونیسف را می شناختم

1207
01:15:20,433 --> 01:15:23,550
...و این یک اتفاق شگفت انگیزی برای منه

1208
01:15:23,561 --> 01:15:25,552
.که آنها بهم اجازه می دهند این کار را بکنم

1209
01:15:27,356 --> 01:15:30,564
او بابت این حمایت خوشحال بود
افتخار میکرد و سعادتمند بود

1210
01:15:30,568 --> 01:15:34,277
او به دلیل خوبی پیشنهادهایش را
.ارائه می داد

1211
01:15:35,281 --> 01:15:38,239
فکر کنم اونهمه عشقی که
...او به بچه ها

1212
01:15:38,242 --> 01:15:40,824
...و مادران سراسر دنیا داشت

1213
01:15:40,828 --> 01:15:43,444
و بنظرم این راهی
.برای بهبودی خودشم بود

1214
01:15:44,874 --> 01:15:46,455
او در طول جنگ زندگی کرده بود

1215
01:15:46,459 --> 01:15:51,453
و به این دلیل نه تنها
...گرسنگی جسمانی را میفهمید

1216
01:15:52,131 --> 01:15:54,167
بلکه گرسنگی روح را هم میشناخت

1217
01:15:54,175 --> 01:15:58,464
که این امر او را قادر میساخت تا با
.این کودکان ارتباط برقرار کند

1218
01:16:01,335 --> 01:16:04,344
گرسنگی مشکلی بود که

1219
01:16:04,344 --> 01:16:07,834
در کودکی او را آزار داده بود

1220
01:16:09,082 --> 01:16:14,527
من معتقدم این چیزی بود که
.او هرگز فراموش نکرد

1221
01:16:17,114 --> 01:16:20,572
اولین چیزی که
بعد از آزادی در هلند به یاد میارم

1222
01:16:20,576 --> 01:16:23,909
...ورود صلیب سرخ و یونیسف

1223
01:16:23,913 --> 01:16:26,905
و پیدا کردن تمام ساختمانهای خالی
...و پر کردن آنها

1224
01:16:26,916 --> 01:16:28,656
.با غذا و لباس و دارو بود

1225
01:16:31,003 --> 01:16:33,995
...وقتی جنگ تموم شد من

1226
01:16:34,006 --> 01:16:36,918
از سو تغذیه نسبتا زیادی رنج می بردم

1227
01:16:36,926 --> 01:16:39,292
بنابراین خدا می داند که ارزش غذا را می دانم

1228
01:16:41,889 --> 01:16:46,849
فکر کنم کل زندگیم
با آن خاطرات شکل گرفته

1229
01:16:48,604 --> 01:16:50,094
به عنوان یک کودک

1230
01:16:50,106 --> 01:16:52,142
من یک طرف زندگی را می شناختم

1231
01:16:53,067 --> 01:16:55,183
که همون رنج زیاد و فقر شدید بود

1232
01:16:56,529 --> 01:16:59,020
.آن تصاویر هرگز و هرگز مرا رها نکردند

1233
01:17:01,575 --> 01:17:03,861
اما بنظرم شاید
...مهمترین چیزی

1234
01:17:03,869 --> 01:17:07,327
که در طول زندگی
...آن دوره خاص به آن دست یافتم

1235
01:17:07,331 --> 01:17:09,367
...اینه که با بدتر شدن اوضاع

1236
01:17:09,375 --> 01:17:12,458
...چیز شگفت انگیزی در بشریت وجود دارد که

1237
01:17:12,461 --> 01:17:15,828
...تحت شرایطی مانند آن

1238
01:17:15,840 --> 01:17:17,296
.شما بیشتر به همدیگر نیاز دارید

1239
01:17:19,635 --> 01:17:24,630
و اگر این حرفه چیز
خاصی را برای من به ارمغان گذاشته

1240
01:17:25,057 --> 01:17:28,641
این حقیقت است که
این صدا را برایم گذاشته

1241
01:17:28,644 --> 01:17:32,478
چیز غریبیه، مردم
بازم مرا میبینند تا با من صحبت کنند

1242
01:17:32,481 --> 01:17:34,972
.تا من بتوانم به نفع کودکان استفاده کنم

1243
01:17:43,117 --> 01:17:44,857
کجا بشینم؟ -
میتونی اینجا بشینی -

1244
01:17:44,869 --> 01:17:45,904
اینجا

1245
01:17:51,959 --> 01:17:56,123
خب واقعا بعنوان یه سفیر
اگر طرفدار یونیسفباشید

1246
01:17:58,465 --> 01:18:02,174
چیزای خیلی پیچیده ایی هست
...علاوه بر دیدن

1247
01:18:02,178 --> 01:18:07,138
و ملاقات با رسانه ها و
...و به طور کلی صحبت با مردم

1248
01:18:08,976 --> 01:18:12,694
پشتش حمایت از نیازهای کودک است

1249
01:18:12,705 --> 01:18:15,321
و کودک زیادی وجود دارد
.بنابراین کارهای زیادی برای انجام دادن هست

1250
01:18:16,609 --> 01:18:19,897
آدری این تعهد را بسیار جدی گرفت

1251
01:18:19,904 --> 01:18:23,613
و قبل از هر ماموریتی
وضعیتش را بررسی میکرد

1252
01:18:23,616 --> 01:18:27,029
از لحاظ سیاسی مطالعه میکرد
...و خیلی با مشکلات

1253
01:18:27,036 --> 01:18:29,368
اجتماعی درگیر میشد

1254
01:18:29,371 --> 01:18:32,113
و برخلاف تمایل آنها میخواست صلح برقرار باشد

1255
01:18:32,124 --> 01:18:35,616
و درگیر یک
.مأموریت پر تنش شد

1256
01:18:37,922 --> 01:18:41,005
در پایان جنگ، او جامعه را دیده بود
...و قولی که

1257
01:18:41,008 --> 01:18:42,919
دیگر هرگز این اتفاق نخواهد افتاد

1258
01:18:42,927 --> 01:18:46,135
و اینکه ما برای جلوگیری از
آن تضمین میدهیم

1259
01:18:47,306 --> 01:18:51,265
و حالا به 35 سال بعد اومده بود

1260
01:18:51,268 --> 01:18:53,384
.و خود را در اردوگاهی در سومالی میبینه

1261
01:18:55,147 --> 01:18:58,139
...در سپتامبر سال 1992
(ادیت لدرر-خبرنگار جنگی)

1262
01:18:58,150 --> 01:19:03,190
من در سومالی بودم و برای
آسوشیتدپرس گزارش می دادم

1263
01:19:03,864 --> 01:19:08,858
در مورد قحطی که آن
کشور را فرا گرفته بود

1264
01:19:09,245 --> 01:19:14,239
آدری در حال بازدید از برنامه هایی بود
...که یونیسف

1265
01:19:15,251 --> 01:19:18,038
برای سوتغذیه کودکان درآن شرکت داشت

1266
01:19:18,045 --> 01:19:22,334
در جایی مانند سومالی
...میتونی ببینی که

1267
01:19:22,341 --> 01:19:26,129
واقعا غذای کافی برای کمک رسانی نیست

1268
01:19:26,136 --> 01:19:31,096
و فکر کنم او از
.این همه مرگ بسیار ناراحت بود

1269
01:19:35,136 --> 01:19:41,096
...در ورود به یک مرکز غذا برای بچه ها

1270
01:19:43,136 --> 01:19:47,096
بوی مرگ را حس میکنید
و اجساد را می بینید که می برند

1271
01:19:49,136 --> 01:19:51,096
با اون صورتهای کوچک

1272
01:19:51,936 --> 01:19:54,096
.غیرقابل تحملـه

1273
01:19:55,542 --> 01:19:59,579
...بعدش به عظمت آن پی برد

1274
01:19:59,586 --> 01:20:03,044
فاجعه ایی که ما هم دیدیم

1275
01:20:04,550 --> 01:20:06,916
درواقع روی تو اثری میگذارد

1276
01:20:06,927 --> 01:20:10,966
که مدام میخوای برگردی و برگردی

1277
01:20:10,973 --> 01:20:13,134
.یجورایی اعتیاد آوره

1278
01:20:13,163 --> 01:20:14,301
"همیشه 1989"
استیون اسپیلبرگ

1279
01:20:14,326 --> 01:20:19,320
می دانستم که او بخاطر
اضطراب و اینا غر می زند

1280
01:20:21,567 --> 01:20:24,650
می خواست دردش را تسکین دهد

1281
01:20:26,363 --> 01:20:27,363
.اما نتوانست

1282
01:20:28,240 --> 01:20:31,824
او از این واقعیت
...که میگذاشتند این اتفاق اونم

1283
01:20:31,827 --> 01:20:33,158
در قرن بیستم رخ دهد، عصبانی بود

1284
01:20:33,162 --> 01:20:36,154
اونم بعد از محرومیتهایی
...که به دلیل جنگ جهانی

1285
01:20:36,165 --> 01:20:37,575
از سر گذرونده بود

1286
01:20:37,583 --> 01:20:39,369
ما در جنگ جهانی نیستیم

1287
01:20:39,376 --> 01:20:42,493
و هیچ دلیلی برای اینکه
.کودکانی در جایی گرسنه باشند، وجود ندارد

1288
01:20:44,590 --> 01:20:48,549
دیدن کودکان کوچکی که
در مقابل چشمان شما می میرند

1289
01:20:49,928 --> 01:20:51,213
فقط چون گرسنه اند

1290
01:20:52,097 --> 01:20:54,964
کاملا غیر قابل قبول است

1291
01:20:57,561 --> 01:21:02,180
و من از دست خودمان خشمگینم

1292
01:21:05,027 --> 01:21:07,018
من به گناه جمعی اعتقاد ندارم

1293
01:21:07,029 --> 01:21:09,441
.اما به مسئولیت جمعی معتقدم

1294
01:21:12,284 --> 01:21:15,321
بنظرم از لحظه ای که
...پا به عرصه میذاری

1295
01:21:15,329 --> 01:21:16,660
...منظورم

1296
01:21:16,663 --> 01:21:20,406
لحظه ای که کودکی در
حال نفس نفس زدن می بینید

1297
01:21:20,417 --> 01:21:22,624
اونم در آخرین لحظات زندگیش

1298
01:21:23,587 --> 01:21:26,454
شما با عجله به خانه می روید تا
.هر کاری که می توانید بکنید

1299
01:21:26,465 --> 01:21:28,126
من آدری هپبورن هستم

1300
01:21:28,133 --> 01:21:31,045
این یک درخواست فوری
.برای کودکان است

1301
01:21:40,196 --> 01:21:41,260
او یک زن بشردوست بود

1302
01:21:41,271 --> 01:21:44,138
و معتقد بود که
...پایه و اساس هرچیز

1303
01:21:44,149 --> 01:21:46,185
...آموزش به کودکان

1304
01:21:46,193 --> 01:21:47,979
و مراقبت از آنهاست

1305
01:21:48,862 --> 01:21:52,605
.او خیلی به بچه ها علاقه داشت

1306
01:21:52,616 --> 01:21:56,859
من به خیلی از کشورها میرفتم
و ما با همدیگر دیدار کردیم

1307
01:21:56,870 --> 01:22:00,829
او میخواست بداند
در مالی چه دیدید؟

1308
01:22:00,833 --> 01:22:03,870
در سومالی چه دیدید؟

1309
01:22:03,877 --> 01:22:06,619
خب او همیشه می خواست
بداند چه خبر است

1310
01:22:08,132 --> 01:22:11,624
یه بار می خواست به بنگلادش برود
...میگفت

1311
01:22:11,635 --> 01:22:14,593
همه از بنگلادش منصرف می شوند

1312
01:22:14,596 --> 01:22:18,009
زیرا آنها هر ساله در موسم
...بارندگی دچار سیل

1313
01:22:18,016 --> 01:22:19,347
و لغزش زمین می شوند

1314
01:22:19,351 --> 01:22:20,511
...بنابراین گفت

1315
01:22:20,519 --> 01:22:24,182
اونا کسانی اند که
دوست دارم برم و ازشون حمایت کنم

1316
01:22:24,189 --> 01:22:26,430
او سعی کرد با هرچی که میشه

1317
01:22:26,442 --> 01:22:28,358
.آدمای مهم را درگیر اهدافش کند

1318
01:22:28,442 --> 01:22:31,498
باید به مردم توضیح داد که

1319
01:22:31,542 --> 01:22:34,558
روش های دیگری برای
کمک وجود داره

1320
01:22:35,162 --> 01:22:40,558
نه فقط با دادن پول
.بلکه با تحت فشار قرار دادن دولتهایشان

1321
01:22:40,831 --> 01:22:43,948
او یک بار
مقابل کنگره آمریکا حاضر شد

1322
01:22:43,959 --> 01:22:48,544
و درخواست بودجه اضافی
برای شرایط اضطراری خاص کرد

1323
01:22:48,547 --> 01:22:52,039
و در عرض یک ساعت 60 میلیون دلار
از آنها دریافت کرد

1324
01:22:53,385 --> 01:22:56,627
این نشان داد که
.او چه قدرت شگفت انگیزی دارد

1325
01:22:57,890 --> 01:23:01,178
او از اسم خود برای چیزای خوب استفاده کرد

1326
01:23:01,185 --> 01:23:03,050
...اگر همه این کار را می کردن

1327
01:23:03,061 --> 01:23:06,178
.دنیا کمی بهتر میشد

1328
01:23:06,261 --> 01:23:10,720
بنظرم یک مزیت بزرگ اینه
...که با گشت و گذار در

1329
01:23:10,746 --> 01:23:15,203
جهان همانطور که در
،هفته های اخیر انجام دادم

1330
01:23:15,261 --> 01:23:19,179
میتونم به حفظ گروه فوق العاده ایی
...از جوانان بین المللی که

1331
01:23:19,205 --> 01:23:23,203
در اتیوپی کارهای
زیادی میکنند، کمک کنم

1332
01:23:24,061 --> 01:23:30,178
پزشکان ، پرستاران ، مددکاران جوانی
که کودکان را نجات می دهند

1333
01:23:30,261 --> 01:23:32,638
بهتر است که آنها در
...آنجا بمانند و من با

1334
01:23:32,664 --> 01:23:35,203
سخن گفتن با شما این کلمات
.را در سراسر جهان نشر دهم

1335
01:23:36,220 --> 01:23:39,178
از خود گذشته بود و متوقف نمیشد

1336
01:23:39,181 --> 01:23:42,548
فقط می خواست ادامه دهد
و ماموریتش را به اتمام برساند

1337
01:23:43,894 --> 01:23:45,850
...رابرت بهم می گفت

1338
01:23:45,854 --> 01:23:48,095
...ای کاش بین این کارها

1339
01:23:48,106 --> 01:23:49,312
...کمی وقت بهش میدادند

1340
01:23:49,316 --> 01:23:51,432
...اگر یونیسف می گفت

1341
01:23:51,443 --> 01:23:54,025
...فکر کنم اگر به سودان بروید خوب باشه

1342
01:23:54,029 --> 01:23:55,610
خب او می خواست بره اونجا

1343
01:23:57,491 --> 01:24:00,608
...و منم نگران بودم. و گاهی میخواستم نره

1344
01:24:00,619 --> 01:24:02,109
او میگفت نه، نه، نه، من قوی ام

1345
01:24:02,120 --> 01:24:04,281
میتونم انجام بدم. میخواهم برم

1346
01:24:04,289 --> 01:24:05,289
بنابراین رفت

1347
01:24:06,625 --> 01:24:07,831
...گاهی میگفت

1348
01:24:07,834 --> 01:24:12,123
بعضی اوقات فکر میکنم
که آیا این کار فایده ای دارد

1349
01:24:12,130 --> 01:24:15,122
میخواستم بهش حرف همیشگی یه
...روزنامه نگارعکاس را بگم که

1350
01:24:15,133 --> 01:24:18,125
...بعضی وقتا تعجب میکنم که

1351
01:24:18,136 --> 01:24:20,001
با عکسهای من اتفاقی بیافتد

1352
01:24:22,099 --> 01:24:26,342
اما بعد هر بار که او می رفت
...و یک کار تبلیغاتی انجام می داد

1353
01:24:26,353 --> 01:24:30,471
یونیسف همیشه می گفت که آنها
...بابت حضورش

1354
01:24:30,482 --> 01:24:33,188
در هر برنامه گفتگویی
...یا نمایش تلویزیونی

1355
01:24:33,192 --> 01:24:35,309
بیش از یک میلیون دلار
درآمد کسب میکردند

1356
01:24:35,320 --> 01:24:38,107
.همین باعث خوشحالی او میشد

1357
01:24:38,991 --> 01:24:42,825
...از وقتی به یونیسف پیوست تا پنج سال بعدش

1358
01:24:42,828 --> 01:24:45,240
رشد یونیسف دو برابر شده بود

1359
01:24:45,247 --> 01:24:48,614
و فکر نکنم این اتفاق
.از زمان جنگ به بعد رخ داده باشد

1360
01:24:52,004 --> 01:24:55,542
عزت و عشق چیزیه که
ما همیشه در موردش صحبت میکردیم

1361
01:24:57,134 --> 01:25:00,126
فکر کنم برای یافتن عشق تلاش میکرد

1362
01:25:00,137 --> 01:25:03,345
و دلیل اینکه خیلی برمحبت تأکید داشت

1363
01:25:03,348 --> 01:25:06,090
...احتمالا همین بود

1364
01:25:07,561 --> 01:25:10,018
با اونهمه رنجی
که او متحمل شده بود

1365
01:25:10,856 --> 01:25:15,850
بخشی از آن نوع عشقی
که انتظارش را داشت از دست داد

1366
01:25:16,278 --> 01:25:17,518
ولی او می خواستش

1367
01:25:17,529 --> 01:25:20,191
و به همین دلیل ـه که فکرکنم
...می خواست این را

1368
01:25:20,198 --> 01:25:21,358
با بچه ها سهیم باشد

1369
01:25:22,618 --> 01:25:25,030
او همیشه می گفت: دوستت دارم

1370
01:25:25,037 --> 01:25:26,948
و هرگز جلوی خود را نمیگرفت

1371
01:25:27,998 --> 01:25:32,367
او در مورد کودکانی که رنج
می بردند بسیار دلسوز بود

1372
01:25:34,212 --> 01:25:37,830
.او واقعا عاشق انسانیت بود

1373
01:25:39,551 --> 01:25:43,009
بشر دوستی یعنی رفاه انسان

1374
01:25:43,013 --> 01:25:44,594
و پاسخی به رنج بشر

1375
01:25:44,598 --> 01:25:47,260
چیزی که سیاست باید باشد

1376
01:25:49,895 --> 01:25:52,386
...بنظرم شاید با گذشت زمان

1377
01:25:52,397 --> 01:25:55,013
...به جای سیاسی شدن

1378
01:25:55,025 --> 01:26:00,019
کمک های بشردوستانه
مردمی شدن سیاست بوجود بیاد

1379
01:26:00,072 --> 01:26:02,484
.من روزی را میبینم اینا همه یکی شوند

1380
01:26:07,412 --> 01:26:09,903
نمی توانیم تسلیم شویم

1381
01:26:10,874 --> 01:26:12,614
...ما امکاناتی داریم وقت داریم

1382
01:26:12,626 --> 01:26:14,332
و باید دوست بداریم

1383
01:26:14,336 --> 01:26:17,373
.ومراقب این میلیونها کودک باشیم

1384
01:26:28,336 --> 01:26:33,373
در فوریه ، یک سال قبل از مرگ
خانم آدری، طوفانی رخ داد

1385
01:26:33,386 --> 01:26:39,373
این طوفان باعث سقوط این درخت بید بزرگ شد

1386
01:26:40,336 --> 01:26:46,373
بسیار ناراحت شد زیرا عاشق
وقت گذرانی زیر این درخت بید بود

1387
01:26:47,336 --> 01:26:53,373
یکم باهاش قدم زدم، او گفت، من بعدی هستم

1388
01:26:54,336 --> 01:26:59,773
خیلی ناراحت شدم اما نمی توانستم جواب بدهم
.و جواب هم ندادم، فقط گوش دادم

1389
01:27:01,883 --> 01:27:05,171
خوب، فهمیدم که
...چیزی در جریان ـه

1390
01:27:05,178 --> 01:27:07,260
به ویژه در یک هفته

1391
01:27:07,264 --> 01:27:10,131
چون آدری در باغ قدم میزد

1392
01:27:11,059 --> 01:27:14,142
و پدرم در باغ کار می کرد

1393
01:27:14,146 --> 01:27:19,108
او از آدری پرسید پس کی
میخواهی دوباره بیایی کمک من؟

1394
01:27:20,318 --> 01:27:21,899
...و او گفت من بهت کمک میکنم

1395
01:27:21,903 --> 01:27:24,485
اما نه آنطور که قبلا کمکت میکردم

1396
01:27:24,489 --> 01:27:26,275
.من جور متفاوتی کمکت خواهم کرد

1397
01:27:27,159 --> 01:27:29,992
...وقتی با هم در سومالی بودیم

1398
01:27:29,995 --> 01:27:34,989
بخاطر مالاریا قرص میخوردم
ولی اونا مرا بیمار کردند

1399
01:27:35,250 --> 01:27:36,956
...بنابراین به آدری گفتم

1400
01:27:36,960 --> 01:27:41,499
بنظرم این قرص را کنار بگذارم چون بیمار شدم

1401
01:27:41,506 --> 01:27:44,043
او گفت منم همین فکر را میکنم

1402
01:27:44,050 --> 01:27:46,416
درد زیادی در معده ام دارم

1403
01:27:46,428 --> 01:27:50,012
و فکر کنم از قرص مالاریا است

1404
01:27:50,015 --> 01:27:51,175
منم ولش کردم

1405
01:27:52,184 --> 01:27:54,220
...اما این قرص مالاریا نبود

1406
01:27:54,227 --> 01:27:57,185
.که این درد معده را ایجاد میکرد

1407
01:27:59,232 --> 01:28:02,099
قطعا می دانست که مشکلی پیش آمده

1408
01:28:02,110 --> 01:28:03,691
ولی هرگز در موردش صحبت نکرد

1409
01:28:05,030 --> 01:28:07,362
.و پیش خودش نگه داشت

1410
01:28:08,450 --> 01:28:09,690
...برای یونیسف

1411
01:28:09,701 --> 01:28:12,864
...برای تهیه یک مأموریت به سارایوو

1412
01:28:12,871 --> 01:28:14,577
شهری که محاصره شده بود، رفتم

1413
01:28:14,581 --> 01:28:19,621
بدون تماس با کسی دو ماه آنجا بودم

1414
01:28:20,420 --> 01:28:22,285
چون در محاصره بودیم

1415
01:28:22,297 --> 01:28:26,916
و بعد از دو ماه
به یک خط تلفن دست یافتم

1416
01:28:26,927 --> 01:28:31,045
بنابراین به خانه اش زنگ زدم و
جیووانا پاسخ داد

1417
01:28:31,056 --> 01:28:33,388
گفتم جیووانا خانم را صدا بزن

1418
01:28:33,391 --> 01:28:38,055
جیووانا گفت سینیورا اینجا نیست

1419
01:28:39,314 --> 01:28:42,977
شما نمی دانید
همه مطبوعات پر شده

1420
01:28:42,984 --> 01:28:45,225
او خیلی مریضه
و در لس آنجلس است

1421
01:28:45,237 --> 01:28:47,444
گفتم نه نمیدونستم

1422
01:28:48,406 --> 01:28:52,194
جیوانا مدام گریه می کرد
و من خشکم زده بود

1423
01:28:53,286 --> 01:28:58,076
پس با رابرت تماس گرفتم و
او گفت که او سرطان دارد

1424
01:28:58,083 --> 01:29:01,291
گفت که باید شیمی درمانی کنه
که گفته، نه، شیمی درمانی نه

1425
01:29:01,294 --> 01:29:03,080
بنابراین وقتی بگی شیمی درمانی نه

1426
01:29:03,088 --> 01:29:06,455
.می دانستم اوضاع واقعا بد است

1427
01:29:07,968 --> 01:29:12,673
از مادرم خواستم که اگر میخواد
با او به سوئیس پرواز کند

1428
01:29:12,681 --> 01:29:15,593
اما مادرم گفت نه، من اینجا
خداحافظی می کنم

1429
01:29:16,935 --> 01:29:19,426
می خواهم ببینم که
با لبخندی بر لب میری

1430
01:29:20,897 --> 01:29:22,433
چیزی بین آن دو بود

1431
01:29:22,440 --> 01:29:23,680
...او می دانست که این

1432
01:29:25,944 --> 01:29:27,935
.آنها دیگر یکدیگر را نخواهند دید

1433
01:29:29,072 --> 01:29:31,984
...هیچ کس فکر نمی کرد خیلی بد

1434
01:29:31,992 --> 01:29:33,607
و خیلی سریع باشد

1435
01:29:34,870 --> 01:29:37,111
او بسیار آرام بود

1436
01:29:37,122 --> 01:29:40,410
...معمولا شما می ترسید

1437
01:29:40,417 --> 01:29:41,452
اما او اینطور نبود

1438
01:29:42,377 --> 01:29:43,958
او بسیار بیمار بود

1439
01:29:43,962 --> 01:29:45,873
ازم پرسید که من چجوری ام

1440
01:29:47,090 --> 01:29:49,251
چیزی در دلش داشت

1441
01:29:49,259 --> 01:29:52,046
در غیر این صورت
...در آخرین لحظات زندگی

1442
01:29:52,053 --> 01:29:54,465
.اینگونه عکس العمل نشان نمی دهید

1443
01:29:55,849 --> 01:29:57,180
او در اتاق خوابش بود

1444
01:29:58,351 --> 01:30:00,467
و همه دورش ایستاده بودیم

1445
01:30:02,355 --> 01:30:03,561
برای آخرین بار بوسیدمش

1446
01:30:05,400 --> 01:30:08,312
.و این آخرین باری بود که او را می دیدم

1447
01:30:12,400 --> 01:30:16,312
من عاشق حرفه ام بودم و عاشق کار
فیلم و همه دوستام وغیره بودم

1448
01:30:17,400 --> 01:30:22,312
اما بنظرم هر کاری زمانی دارد

1449
01:30:22,400 --> 01:30:24,997
آرزو دارم مدتی به کارهایی
...که دارم میکنم ادامه بدم

1450
01:30:25,023 --> 01:30:27,337
تا اینکه دیگر
انرژی کافی نداشته باشم

1451
01:30:27,400 --> 01:30:30,312
.و همین. که یعنی وقت تمومه

1452
01:30:34,179 --> 01:30:39,173
مادرم 20 ژانویه 1993 در
ساعت 8 شب درگذشت

1453
01:30:43,063 --> 01:30:46,602
وقتی پرستار آنجا را ترک
...میکرد من میموندم تا

1454
01:30:46,608 --> 01:30:49,395
...مراقب نحوه استفاده از داروهای ضد درد

1455
01:30:49,402 --> 01:30:51,438
و تعویض پانسمانهایش باشم

1456
01:30:53,448 --> 01:30:55,279
...روی صندلی حصیری ایی می نشستم که

1457
01:30:55,283 --> 01:30:58,867
.در چند هفته آخر زندگیش کنار تختش بود

1458
01:31:00,455 --> 01:31:03,242
من آنجا می نشستم
و یجورایی چرت می زدم

1459
01:31:03,249 --> 01:31:05,535
او نیمه شب بیدار می شد

1460
01:31:06,544 --> 01:31:09,957
و در مورد چیزهایی صحبت
کردیم که برایش مهم بود

1461
01:31:11,591 --> 01:31:16,426
فکر کنم او همیشه
...در طول زندگیش احساس

1462
01:31:16,429 --> 01:31:18,010
کمبودهایی داشت

1463
01:31:19,057 --> 01:31:21,594
احساس کرد که اشتباهه اینجا بنشینه

1464
01:31:21,601 --> 01:31:25,389
و تا ابد غبطه این لحظات رو بخوره

1465
01:31:26,898 --> 01:31:29,389
او مجبور بود با زندگی صلح کند

1466
01:31:29,401 --> 01:31:31,062
چون چاره ای نداشت

1467
01:31:32,487 --> 01:31:36,071
اغلب می گفت که
...نداشتن حق انتخاب یک شانس ـه

1468
01:31:36,074 --> 01:31:38,156
.تا به جلو حرکت کنی

1469
01:31:40,453 --> 01:31:42,569
....از کودکی به من آموختند

1470
01:31:42,580 --> 01:31:46,289
رفتار بدی ـه که
توجه دیگران را به خودت جلب کنید

1471
01:31:46,292 --> 01:31:49,830
و هرگز نباید
از خود منظره تماشایی بسازی

1472
01:31:50,922 --> 01:31:53,959
...بعدش رفتم و یک زندگی نسبتا خوبی با

1473
01:31:53,967 --> 01:31:54,967
.انجام این کار ساختم

1474
01:31:57,345 --> 01:31:59,927
آدری هپبورن
قطعا یک انقلابی بود

1475
01:32:00,932 --> 01:32:03,048
میراثی از هنر

1476
01:32:03,059 --> 01:32:05,220
...میراثی از شادی که

1477
01:32:07,063 --> 01:32:09,224
.از او بسیار نیرومند ساطع می شد

1478
01:32:10,942 --> 01:32:14,935
او چنان بر چیزی بی منتها اصرار داشت

1479
01:32:14,946 --> 01:32:16,607
.که فکر نمی کردم هرگز پیر شود

1480
01:32:18,616 --> 01:32:20,982
حتی امروز هم بنظرم
هنوز الهام بخش ـه

1481
01:32:20,994 --> 01:32:22,530
.او یک نماد کامل است

1482
01:32:25,457 --> 01:32:28,039
او همیشه همه جا هست

1483
01:32:28,043 --> 01:32:32,082
و بنابراین به نوعی، بخشی
از او هنوز اینجاست

1484
01:32:34,632 --> 01:32:35,963
.میراث او هنوزم اینجاست

1485
01:32:40,972 --> 01:32:44,430
او مطمئنا ضربه دید
.و آن را به عشق تبدیل کرد

1486
01:32:50,982 --> 01:32:53,098
بسیاری از مردم عشقی دریافت نمیکنند

1487
01:32:53,109 --> 01:32:54,599
...و وقتی بزرگ میشند

1488
01:32:54,611 --> 01:32:56,442
واقعا ناراضی و کینه توز میشند

1489
01:32:59,240 --> 01:33:02,528
اما من فکر می کنم او
در عشق ورزیدن بهترین بود

1490
01:33:02,535 --> 01:33:04,617
به این دلیل که عاشق مردمی شد که

1491
01:33:04,621 --> 01:33:05,861
.واقعا به آن نیاز دارند

1492
01:33:09,375 --> 01:33:11,331
...عشقی که او بدست نیاورد

1493
01:33:11,336 --> 01:33:16,046
او را به یک دهنده و گیرنده
عالی عشق تبدیل کرد

1494
01:33:16,049 --> 01:33:20,338
و این حدس منه که چطور
.تا به امروز او اینقدردوست داشتنی مانده

1495
01:33:25,141 --> 01:33:28,929
...او لحظات سختی را پشت سر گذاشت

1496
01:33:28,937 --> 01:33:32,805
...اما انسانیت و منش اش

1497
01:33:32,816 --> 01:33:36,980
...در شکرگزاری از زندگی را

1498
01:33:38,154 --> 01:33:41,863
.می خواست با دیگران به اشتراک بگذارد

1499
01:33:43,618 --> 01:33:45,028
.راهش را هم پیدا کرد

1500
01:33:51,876 --> 01:33:56,870
او یک بار گفت که کریسمس1992

1501
01:33:58,550 --> 01:34:01,417
بهترین کریسمس او بود

1502
01:34:02,470 --> 01:34:07,464
زیرا که
.مطمئنه که ما دوستش داریم

1503
01:34:12,230 --> 01:34:15,097
او کسی بود که قادر به دوست داشتن بود

1504
01:34:16,985 --> 01:34:18,270
او رابرت را بسیار دوست داشت

1505
01:34:19,404 --> 01:34:21,565
و البته بچه هایش را دوست داشت

1506
01:34:23,241 --> 01:34:25,027
...و تا پایان زندگیش

1507
01:34:26,619 --> 01:34:28,109
.خودش را دوست داشت

1508
01:34:41,885 --> 01:34:46,879
در پایان زندگیش
به افراد حاضر در اتاق توضیحی داد

1509
01:34:48,933 --> 01:34:50,594
...که کسایی آن اطرافند

1510
01:34:50,602 --> 01:34:53,683
که قصد داشتند او را
ببرند،گفت شما نمی توانید

1511
01:34:53,709 --> 01:34:56,353
آنها را ببینید اما
آنها همان جا نشستند

1512
01:34:56,357 --> 01:34:57,597
.و منتظر من هستند

1513
01:37:03,860 --> 01:37:05,020
...شاید مهمترین کاری

1514
01:37:05,028 --> 01:37:06,814
که من در طول زندگی کردم

1515
01:37:08,197 --> 01:37:10,438
اینه که هرآنچه رنج کشیدم

1516
01:37:11,951 --> 01:37:13,382
.بهم کمک کرده تا بعدها جبران کنم

1517
01:37:15,121 --> 01:37:17,077
وقتی دوست بدارم، بدون قید و شرط دوست میدارم

1518
01:37:18,902 --> 01:37:30,402
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

