﻿1
00:00:20,040 --> 00:00:35,462
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.org ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: ZedMovie.com ::..</font></b>

2
00:00:36,040 --> 00:00:39,076
خیلی ها میگن هشت پا
مثل یه موجود فضائی ـه.

3
00:00:41,745 --> 00:00:45,549
ولی عجیب اینه که
وقتی بهشون نزدیک بشی،،

4
00:00:45,616 --> 00:00:49,753
متوجه میشی که از خیلی
جهات، به هم شباهت داریم.

5
00:00:54,158 --> 00:00:58,195
قدم به یه دنیای
کاملا متفاوت میذاری.

6
00:01:06,136 --> 00:01:08,539
یه احساس خارق العاده.

7
00:01:10,340 --> 00:01:13,677
و حس می کنی در لبه ی یه
اتفاق شگفت انگیز قرار داری.

8
00:01:21,919 --> 00:01:24,788
ولی متوجه میشی خط قرمزی
وجود داره که نمی تونی ازش رد بشی.

9
00:01:47,111 --> 00:01:50,714
الان خیلی وقته گذشته
روزی که همه چی شروع شد،.

10
00:01:53,217 --> 00:02:01,191
«معلم اختاپوس من»

11
00:02:05,929 --> 00:02:09,466
<font >رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">مای موویز</font>   <font color="Orange">mymoviz13.pw</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال

12
00:02:25,015 --> 00:02:29,353
این محل در نوک آفریقا به اسم
"دماغه ی طوفان ها" مشهورـه.

13
00:02:35,259 --> 00:02:38,061
خاطرات بچگیم رو
سراسر سواحل صخره ای

14
00:02:38,128 --> 00:02:41,231
جزر و مد و جنگل کلپ، فرا گرفته.

15
00:02:47,237 --> 00:02:49,239
یه کلبه ی چوبی کوچیک داشتیم،

16
00:02:50,073 --> 00:02:51,975
که عملا پایین تر از
سطح دریا قرار داشت.

17
00:02:52,543 --> 00:02:54,945
پس وقتی طوفان های شدید رخ میداد،

18
00:02:55,546 --> 00:02:59,583
موج های اقیانوس در رو می
شکست و خونه رو پر از آب می کرد.

19
00:03:05,189 --> 00:03:07,191
پس واسه یه بچه
خیلی هیجان انگیز بود،

20
00:03:07,257 --> 00:03:11,395
که عملا وسط نیروی اون
اقیانوس عظیم زندگی کنه.

21
00:03:20,170 --> 00:03:23,507
بیشتر بچگیم تو
استخرهای سنگی گذشت،

22
00:03:23,574 --> 00:03:25,475
و تو آب های کم عمق
جنگل کلپ شنا می کردم.

23
00:03:30,547 --> 00:03:32,349
اون کار رو خیلی دوست داشتم.

24
00:03:35,819 --> 00:03:37,955
حالا که بزرگ شدم،
ازش فاصله گرفتم.

25
00:03:40,657 --> 00:03:42,693
اولش مشکلی نبود.

26
00:03:44,628 --> 00:03:48,865
تا اینکه 20 سال قبل به
کالاهاری مرکزی رفتم.

27
00:03:59,876 --> 00:04:03,213
داشتم با برادرم فیلم"
رقص بزرگ" رو می ساختم.

28
00:04:04,581 --> 00:04:05,949
همون موقع با کسایی آشنا شدم،

29
00:04:06,016 --> 00:04:09,386
که احتمالا چند نفر از
بهترین ردیاب های دنیا بودن.

30
00:04:12,889 --> 00:04:14,491
تماشای اونا

31
00:04:16,026 --> 00:04:19,930
که به دل نشانه های لطیف
و شگفت انگیز طبیعت میزدن،

32
00:04:20,030 --> 00:04:22,532
چیزهایی که چشم
هام نمی تونست ببینه،

33
00:04:22,633 --> 00:04:25,502
و بعد دنبال کردنشون که
بعضی وقتا چندین ساعت میشد،

34
00:04:25,569 --> 00:04:27,938
و پیدا کردن حیوانات
مخفی در طبیعت،

35
00:04:28,038 --> 00:04:30,374
دیدنشون شگفت انگیز بود.

36
00:04:33,210 --> 00:04:36,847
یعنی، اونا درون
دنیای طبیعی بودن.

37
00:04:39,916 --> 00:04:41,652
و می تونستم حس کنم
من خارج از اون دنیا بودم.

38
00:04:45,155 --> 00:04:48,392
این اشتیاق رو داشتم
که درون اون دنیا باشم.

39
00:04:58,902 --> 00:05:01,705
دو سال جهنمی رو پشت سر گذاشتم.

40
00:05:05,742 --> 00:05:08,512
مدت زیادی بود داشتم
به سختی کار میکردم،

41
00:05:09,413 --> 00:05:10,747
تا تونستم از خودم
کار کشیده بودم.

42
00:05:12,582 --> 00:05:14,651
چندین ماه خواب درست نداشتم.

43
00:05:16,486 --> 00:05:18,155
خانوادم زجر می کشید.

44
00:05:21,625 --> 00:05:24,194
و به خاطر اون همه
فشار، مریض شده بودم.

45
00:05:28,298 --> 00:05:30,901
ذهنم نمی تونست همه ی
این جریانات رو هضم کنه.

46
00:05:33,437 --> 00:05:36,940
و دیگه نمی خواستم دوربین یا
حتی ابزار ویرایش رو به چشم ببینم.

47
00:05:37,007 --> 00:05:38,875
حتی نمی تونستم باهاش روبرو بشم.

48
00:05:43,013 --> 00:05:45,382
الان هدف بزرگ زندگیت

49
00:05:46,616 --> 00:05:47,851
چند تکه شده.

50
00:05:52,889 --> 00:05:55,625
یه بچه داری که داره بزرگ میشه.

51
00:05:56,660 --> 00:05:57,661
تام.

52
00:06:01,298 --> 00:06:04,501
تو اون وضعیت، نمی تونستم
پدر خوبی واسه پسرم باشم.

53
00:06:10,474 --> 00:06:12,609
باید یه تغییر بنیادی می کردم.

54
00:06:15,412 --> 00:06:17,581
از بچگیم الهام گرفتم،

55
00:06:17,647 --> 00:06:21,051
و از استادان ردیابی که باهاشون
تو کالاهاری کار می کردم،

56
00:06:21,151 --> 00:06:22,652
الهام گرفتم.

57
00:06:25,655 --> 00:06:27,958
و تنها راهی که برای انجام
اون کار بلد بودم این بود که

58
00:06:28,759 --> 00:06:29,726
تو اقیانوس باشم.

59
00:06:35,999 --> 00:06:39,336
اولش، وارد آب
شدن کار خیلی سختیه.

60
00:06:40,871 --> 00:06:45,175
اونجا یکی از وحشی ترین و ترسناک
ترین جاهای رو زمین برای شنا کردنه.

61
00:06:56,119 --> 00:06:59,856
دمای آب به 8 تا 9 درجه ی
سلسیوس کاهش پیدا می کنه.

62
00:07:02,993 --> 00:07:04,594
سرما نفست رو بند میاره.

63
00:07:10,100 --> 00:07:11,968
و تو فقط باید آروم باشی.

64
00:07:15,739 --> 00:07:18,141
اونوقت یه فرصت شگفت
انگیز زمانی به مدت،

65
00:07:18,208 --> 00:07:19,810
ده یا پونزده دقیقه گیرت میاد.

66
00:07:21,411 --> 00:07:22,412
یهو

67
00:07:23,814 --> 00:07:25,148
همه چی حس خوبی پیدا می کنه.

68
00:07:33,857 --> 00:07:39,229
سرما باعث میشه مغزت بهبود پیدا کنه
چون هر بار که وارد اون آب سرد میشی،،

69
00:07:39,296 --> 00:07:41,465
سیلی از مواد شیمیایی میاد سمتت.

70
00:07:45,368 --> 00:07:47,037
کل بدنت زنده میشه.

71
00:07:50,607 --> 00:07:54,311
وقتی که بدنت به اون شرایط وفق
پیدا می کنه .همه چی آسونتر میشه،

72
00:08:02,419 --> 00:08:03,420
و در نهایت

73
00:08:05,889 --> 00:08:07,023
بعد از حدود یه سال

74
00:08:08,492 --> 00:08:10,260
کم کم از سرما خوشت میاد.

75
00:08:25,909 --> 00:08:28,612
چیز جالبی که درمورد
این محیط وجود داره،

76
00:08:28,712 --> 00:08:30,981
اینه که تو داخل یه
جنگل سه بعدی هستی،

77
00:08:31,047 --> 00:08:33,750
و می تونی از بالا بپری و
هر جا دوست داشتی بری.

78
00:08:35,318 --> 00:08:36,620
عملا، پرواز می کنی.

79
00:08:41,625 --> 00:08:43,793
ممکنه اصلا رو یه
سیاره ی دیگه باشی.

80
00:08:49,432 --> 00:08:53,637
به صورت طبیعی،
تو آب آرومتر میشی.

81
00:08:56,139 --> 00:08:59,109
کم کم می تونی نفست رو
واسه مدت بیشتری نگه داری.

82
00:09:03,446 --> 00:09:06,783
داشتن کپسول اکسیژن
تو جنگل متراکم کتانک،

83
00:09:07,617 --> 00:09:09,152
مطلوب من نیست.

84
00:09:14,424 --> 00:09:17,994
دوست دارم بیشتر شبیه
یه حیوان دوزیست باشم.

85
00:09:26,369 --> 00:09:29,973
به لحاظ غریزی، می دونستم
نباید یه لباس خیس بپوشم.

86
00:09:33,810 --> 00:09:36,413
اگه واقعا می خوای به همچین محیطی

87
00:09:37,013 --> 00:09:38,515
نزدیک بشی،

88
00:09:38,582 --> 00:09:42,953
خیلی مفیده که هیچ محدوده ای تو
اون محیط واسه خودت تعیین نکنی.

89
00:09:51,661 --> 00:09:56,199
و یهو متوجه شدم دوباره واسه
گرفتن فیلم و عکس انرژی دارم

90
00:09:57,634 --> 00:09:59,436
و بعد دوباره دوربینم
رو بدست گرفتم،

91
00:09:59,502 --> 00:10:02,072
و کاری که دوست داشتم
و بلد بودم رو شروع کردم.

92
00:10:08,111 --> 00:10:10,814
جانوران به شدت
نامتعارف و بیگانه هستن.

93
00:10:27,130 --> 00:10:31,434
انگار حتی از دیوانه وارترین فیلم
های علمی تخیلی مون هم فراتره.

94
00:10:55,992 --> 00:10:58,995
روزی که همه چی شروع شد رو یادمه.

95
00:11:02,132 --> 00:11:04,367
یه جای خیلی خیلی خاص پیدا کردم،

96
00:11:05,235 --> 00:11:08,238
که یه تکه ی بزرگ جنگل
کلپ ازش محافظت می کرد،

97
00:11:08,838 --> 00:11:12,075
چون خود جنگل باعث
متراکم تر شدن ناحیه میشه.

98
00:11:21,618 --> 00:11:23,753
و کل جنگل اطراف اینجا،

99
00:11:23,820 --> 00:11:26,189
کاملا تیره ست و
نمی تونی هیچی ببینی.

100
00:11:26,256 --> 00:11:30,093
و تو این محیط کوچیک
200 متری می تونی شنا،..

101
00:11:30,193 --> 00:11:31,261
و مشاهده کنی.

102
00:11:31,327 --> 00:11:32,862
یه جای بی نظیره.

103
00:11:41,871 --> 00:11:45,809
یادمه یه انگاره ی
عجیب سمت چپم بود،

104
00:11:45,909 --> 00:11:47,210
و میرفت پایین

105
00:11:49,079 --> 00:11:52,449
دیدن اون چیز، خیلی عجیب بود.

106
00:11:54,079 --> 00:12:09,249
—  ماي موويیز —

107
00:12:11,768 --> 00:12:14,037
حتی ماهی ها هم به
نظر سردرگم میومدن.

108
00:12:24,314 --> 00:12:25,381
و بعد، یهو

109
00:12:35,158 --> 00:12:37,026
اون موقع، نمی دونستم،

110
00:12:37,093 --> 00:12:39,028
شاهد یه چیز خارق العاده بودم.

111
00:12:41,731 --> 00:12:44,868
به پایان داستان رسیده بودم.

112
00:12:50,039 --> 00:12:52,408
با خودت میگی: این
حیوون داره چیکار می کنه؟

113
00:12:55,378 --> 00:12:57,647
فکر کنم اون یه
کم ازم ترسیده بود،

114
00:12:57,747 --> 00:13:00,450
اون یه جلبک به شدت لیز رو

115
00:13:01,050 --> 00:13:04,087
که به زحمت می تونی تو
دستت نگه داری، بلند کرد،

116
00:13:04,187 --> 00:13:07,490
و مثل یه شنل شگفت
انگیز دور خودش پیچید،

117
00:13:07,590 --> 00:13:09,793
و از یه سوراخ کوچیک به من زل زد.

118
00:13:19,068 --> 00:13:21,905
و بعد، بووم، می دونی، رفته بود.

119
00:13:44,828 --> 00:13:46,796
توضیحش خیلی سخته،

120
00:13:46,863 --> 00:13:49,465
ولی بعضی وقتا یه
حسی بهت دست میده،

121
00:13:49,933 --> 00:13:51,167
و می دونی،

122
00:13:51,267 --> 00:13:55,071
این موجود یه چیزی داره
که خیلی غیر معمولی ـه.

123
00:13:59,142 --> 00:14:00,777
اینجا میشه یه چیزی یاد گرفت.

124
00:14:04,781 --> 00:14:06,983
یه چیز خاصی درمورد اون هست.

125
00:14:17,594 --> 00:14:19,395
بعد این ایده ی
عجیب به ذهنم اومد.

126
00:14:19,462 --> 00:14:22,265
اگه هر روز میرفتم چی؟

127
00:14:22,832 --> 00:14:25,702
اگه حتی یه روز هم...
غیبت نمی کردم چی؟

128
00:14:35,311 --> 00:14:39,249
اولش، معلوم بود تحت
تاثیر حضور من قرار گرفته،

129
00:14:39,349 --> 00:14:41,451
پس با خودم گفتم:
دوربین رو همینجا میذارم،

130
00:14:41,551 --> 00:14:44,988
و اون دوربین کارهای
اونو برام ضبط می کنه.

131
00:14:49,659 --> 00:14:52,295
اون این وسیله ی براق
جدید رو تو جنگل می بینه.

132
00:14:58,501 --> 00:15:00,503
با یه سپر میاد سمتش،

133
00:15:01,271 --> 00:15:03,806
شاید یه وقت بهش حمله بشه
پس اون سپر رو به خودش گرفت،.

134
00:15:08,978 --> 00:15:11,447
این یه چیز متفاوته .این جالبه.

135
00:15:13,850 --> 00:15:16,586
لمس کردنش، حس کردنش، مزه کردنش.

136
00:15:21,824 --> 00:15:25,528
اگه حس بازی کردن بهش دست میداد .نمی
تونستی دوربین رو طولانی مدت اونجا بذاری،

137
00:15:25,828 --> 00:15:27,497
دوربین رو مینداخت.

138
00:15:43,413 --> 00:15:48,651
مجبور شدم هر روز برم تا
درمورد محیطش بهتر بدونم.

139
00:15:51,821 --> 00:15:55,625
اوایل، انگار همه ی
کارات تکراری بود.

140
00:15:57,460 --> 00:16:01,264
ولی بعد از یه مدت، می تونستی
همه جور جنگل متفاوت ببینی.

141
00:16:03,666 --> 00:16:05,535
می تونستی جنگل های قدیمی
و دست نخورده رو ببینی.

142
00:16:08,638 --> 00:16:12,175
جنگلی رو می دیدی که جلبک های
متفاوت زیادی تو بسترش رشد کرده بودن.

143
00:16:14,277 --> 00:16:15,745
جنگل مه آلود رو می دیدی.

144
00:16:24,153 --> 00:16:27,857
من شروع به نقشه برداری از
محیط اطراف آشیانه ش کردم،

145
00:16:29,625 --> 00:16:32,929
برام عجیب بود که غارهای
کوچیک رو تو نزدیکیش می دیدم،

146
00:16:33,029 --> 00:16:34,831
که پر از کوسه های راه راه بود.

147
00:16:37,100 --> 00:16:40,169
و اونا جدی ترین شکارچیش هستن.

148
00:16:41,904 --> 00:16:45,074
پوستشون راه راهه به همین خاطر
بهشون میگن کوسه ی راه راه..

149
00:16:48,544 --> 00:16:50,346
اونا از طریق دید شکار نمی کنن.

150
00:16:51,848 --> 00:16:54,984
ولی حس بویایی
خارق العاده ای دارن.

151
00:16:59,288 --> 00:17:01,257
و به شدت تهاجمی هستن.

152
00:17:11,267 --> 00:17:14,504
می تونن دماغشون رو
داخل یه ترک کوچیک بکنن.

153
00:17:16,639 --> 00:17:19,976
پس اونا شکارچیان کوچیک
و مرگبار اختاپوس هستن.

154
00:17:22,145 --> 00:17:26,149
با خودم گفتم: چقدر طول می
کشه تا این حیوونات کاری بکنن؟

155
00:17:42,532 --> 00:17:45,768
بعد از چندین بار دیدنش،

156
00:17:45,868 --> 00:17:49,872
لحظه ای پیش اومد که

157
00:17:51,507 --> 00:17:54,277
که ترس به شدت بر اون غلبه کرد.

158
00:17:59,215 --> 00:18:00,383
اون یه حرکت بزرگ دید،

159
00:18:00,450 --> 00:18:02,985
یه کم ترسید و بعد نگاه
کرد، اوه، اون آقاهه ست!

160
00:18:04,220 --> 00:18:07,590
اومد بیرون و خیلی کنجکاو بود.

161
00:18:12,295 --> 00:18:16,599
خیلی علاقمند، خیلی کنجکاو
ولی حرکت احمقانه ای نمی کرد،.

162
00:18:17,834 --> 00:18:21,871
همه ی پاهای دیگه ش
متصل به آشیانه بود،

163
00:18:21,938 --> 00:18:23,272
و مکنده ها سر جاش بود.

164
00:18:35,418 --> 00:18:37,019
و بعد اتفاق افتاد.

165
00:18:37,987 --> 00:18:40,223
من یه کم دستم رو دراز کردم.

166
00:19:13,256 --> 00:19:16,459
وقتی اون حیوان ارتباط
برقرار می کنه، یه اتفاقی میفته.

167
00:19:29,105 --> 00:19:31,941
ولی در یه مقطع،
بالاخره باید نفس بکشی.

168
00:19:34,610 --> 00:19:37,113
پس باید خیلی آروم

169
00:19:37,613 --> 00:19:40,316
اون مکنده ها رو از خودت جدا کنی،

170
00:19:40,383 --> 00:19:42,385
بدون اینکه اذیتش کنی،

171
00:19:43,386 --> 00:19:46,289
تا بتونی بری بالا و نفس بکشی.

172
00:20:02,872 --> 00:20:04,574
با اختلاف، موقعی
از همیشه قویتره،

173
00:20:05,608 --> 00:20:07,276
که از آشیانه میاد بیرون،

174
00:20:08,010 --> 00:20:10,746
چون اون موقع می دونی
یه اعتماد کامل بین شماست.

175
00:20:10,813 --> 00:20:14,750
دیگه بازوهاش رو عقب نمی
کشه که من مجبور شم عقب بکشم.

176
00:20:14,817 --> 00:20:17,787
انگار میگه: من کاملا
به این آدم اعتماد دارم،

177
00:20:18,487 --> 00:20:20,156
و از آشیانه میام بیرون،

178
00:20:21,224 --> 00:20:23,059
و میرم کارم رو بکنم.

179
00:20:35,371 --> 00:20:38,407
کم کم شروع به دیدن
چیزهای خارق العاده کردم.

180
00:20:40,543 --> 00:20:43,312
می تونن سیخ سیخی
باشن می تونن نرم باشن..

181
00:20:46,716 --> 00:20:48,751
رو سرشون شاخ در بیارن.

182
00:20:53,389 --> 00:20:56,392
می تونن رنگ، بافت، الگو
و پوستشون رو تطبیق بدن.

183
00:20:56,993 --> 00:20:57,994
واقعا زیباست.

184
00:21:12,942 --> 00:21:16,078
بیشتر اوقات، با سرعت
میره، یا می خزه یا شنا می کنه.

185
00:21:19,248 --> 00:21:21,017
ولی گهگاهی،

186
00:21:21,117 --> 00:21:22,351
دو پا میاد بیرون.

187
00:21:26,422 --> 00:21:27,490
راه میره.

188
00:21:30,359 --> 00:21:32,495
و با گام های بلند راه میره،

189
00:21:33,095 --> 00:21:34,797
با دو پا راه میره.

190
00:21:38,868 --> 00:21:42,672
بدنش رو تو حالت عجیبی قرار
میده که یه جورایی شبیه سنگ میشه.

191
00:21:46,909 --> 00:21:51,814
و بعد دو تا از بازوهاش
رو به آرومی حرکت میده،

192
00:21:51,914 --> 00:21:54,950
پس اون سنگ، به
آرومی حرکت می کنه.

193
00:21:59,889 --> 00:22:01,457
و بعد تبدیل به

194
00:22:01,557 --> 00:22:05,494
یه بانوی خارق العاده و لرزان
و غوطه ور در لباس میشه.

195
00:22:08,931 --> 00:22:11,233
شاید سعی داره ادای

196
00:22:11,767 --> 00:22:14,103
کلپ یا جلبک هایی که
حرکت می کنن رو در بیاره

197
00:22:15,705 --> 00:22:18,107
و همزمان، به آرومی دور میشه.

198
00:22:20,743 --> 00:22:22,578
و اینجوری کار می کنه.

199
00:22:22,678 --> 00:22:25,915
این خلاقیت بی نظیر برای فریب.

200
00:22:29,552 --> 00:22:34,690
یه اختاپوس در واقع یه حلزونه که
صدفش رو تو تکامل از دست داده.

201
00:22:34,790 --> 00:22:37,093
یه حیوون خیلی
شکننده و مایع و نرم،

202
00:22:37,193 --> 00:22:39,628
که به هوش سرشارش اتکا می کنه.

203
00:22:42,598 --> 00:22:46,135
پدر و مادری نداره که
بهش آموزش بده. تنهاست.

204
00:22:47,169 --> 00:22:50,873
چون همه جور شکارچی
داره که اونو شکار می کنن.

205
00:22:54,410 --> 00:22:57,012
پس طی میلیون ها
سال، اون می بایست

206
00:22:57,713 --> 00:23:01,450
بی نظیرترین شیوه ها رو
برای فریب اونا ابداع می کرد.

207
00:23:06,956 --> 00:23:09,358
و باید خیلی زود یاد بگیره، چون،

208
00:23:09,425 --> 00:23:12,027
کمی بیشتر از یه سال
برای زندگی وقت داره.

209
00:23:25,741 --> 00:23:30,112
وقتی تنهایی غواصی می کنی باید
همه ی وسایل همراهت درست باشه،.

210
00:23:33,749 --> 00:23:36,218
و باید واسه همه
جور اتفاق آماده باشم.

211
00:23:36,318 --> 00:23:39,155
نمی تونم الکی بچرخم
باید غریزی باشه..

212
00:23:45,094 --> 00:23:49,532
ولی اون موقع ها،
اشتباه زیاد می کردم،

213
00:23:53,102 --> 00:23:55,104
یه روز، داشت تعقیبم می کرد.

214
00:23:55,171 --> 00:23:58,774
و این خیلی شگفت انگیزه
که یه اختاپوس تعقیبت کنه.

215
00:23:58,874 --> 00:24:02,011
می دونی، می کشی عقب،
رو به عقب حرکت می کنی،

216
00:24:02,111 --> 00:24:04,513
و این جانور شگفت
انگیز میاد سمتت.

217
00:24:04,580 --> 00:24:06,982
و تو وجودش خیلی ازت نمی ترسه.

218
00:24:07,049 --> 00:24:08,717
کنجکاوه، بهت اعتماد داره،

219
00:24:08,784 --> 00:24:10,786
و این یه حس شگفت انگیزیه.

220
00:24:21,063 --> 00:24:22,298
بعد، بووم!

221
00:24:23,132 --> 00:24:24,733
یکی از لنزهام از دستم افتاد،

222
00:24:25,334 --> 00:24:28,270
افتادن لنز بلافاصله باعث
ترس اون حیوون شد.

223
00:24:29,038 --> 00:24:32,107
بعد با عجله برگشت
خیلی ترسیده بود،.

224
00:24:39,615 --> 00:24:43,719
دوست داری خودتو
بزنی... چون، می دونی

225
00:24:44,386 --> 00:24:48,457
می تونست به یک اعتماد
و تعامل دو طرفه ختم بشه،

226
00:24:48,557 --> 00:24:49,859
ولی تو خرابش کردی.

227
00:24:49,959 --> 00:24:52,628
حالا، آیا برای همیشه خرابش کردی؟

228
00:24:53,229 --> 00:24:55,231
اون حیوون دوباره
بهت اعتماد می کنه؟

229
00:24:55,297 --> 00:24:58,100
اون تجربه... زیادی اونو ترسونده؟

230
00:25:01,904 --> 00:25:04,073
بعد خیلی سریع بهش نزدیک شدم.

231
00:25:04,740 --> 00:25:08,511
اون موقع بود که از آشیانه
اومد بیرون و خیلی ترسیده بود

232
00:25:11,413 --> 00:25:13,148
و به اون آشیانه برنگشت.

233
00:25:16,552 --> 00:25:18,287
فکر کردم دیگه همه چی تمومه.

234
00:25:19,421 --> 00:25:20,422
اون رفته بود.

235
00:25:35,104 --> 00:25:39,942
من تجارب خارق العاده ای
با استادان ردیاب سن داشتم.

236
00:25:40,809 --> 00:25:44,947
با خودم گفتم: یعنی کسی هست که
بتونه چیزی رو زیر آب ردیابی کنه؟

237
00:25:50,886 --> 00:25:56,625
این حیوون میلیون ها سال وقت صرف
کرده که پیدا کردنش غیر ممکن باشه.

238
00:26:05,968 --> 00:26:08,837
باید یاد می گرفتم رد
پای اختاپوس چه شکلیه.

239
00:26:11,173 --> 00:26:15,377
اولش خیلی نا امید کننده بود
تشخیصش خیلی سخت بود،.

240
00:26:15,477 --> 00:26:17,780
چه تفاوتی بین رد پای اختاپوس،

241
00:26:17,846 --> 00:26:19,415
و رد تیغ ماهی،

242
00:26:19,915 --> 00:26:21,183
و رد ماهی ها

243
00:26:22,718 --> 00:26:24,186
و رد کرم ها وجود داره؟

244
00:26:26,221 --> 00:26:27,690
وعلایم شکار.

245
00:26:30,092 --> 00:26:31,794
پوشش تخم.

246
00:26:34,530 --> 00:26:36,065
باید همه چی رو یاد می گرفتم.

247
00:26:49,211 --> 00:26:51,180
بعد باید مثل یه اختاپوس

248
00:26:51,747 --> 00:26:52,848
فکر کنی.

249
00:27:00,222 --> 00:27:01,690
مثل اینه که یه کاراگاه باشی.

250
00:27:02,591 --> 00:27:05,194
آروم آروم سرنخ هات
رو کنار هم میذاری.

251
00:27:36,692 --> 00:27:37,893
و بعد کم کم

252
00:27:38,894 --> 00:27:40,095
به موفقیت دست پیدا کردم.

253
00:27:46,101 --> 00:27:48,270
".خیلی خب، این
حیواناتی که اون می کشه"

254
00:27:56,979 --> 00:28:01,116
پس به شکارها نگاه می کنم. به علایم
کوچیک نگاه می کنم، کاوش های تو ماسه ها،

255
00:28:01,183 --> 00:28:04,486
تغییرات کوچیک تو الگوهای
جلبک ها که اون حرکت کرده.

256
00:28:05,154 --> 00:28:08,891
و بعد می دونستم، باشه،
این حیوون الان خیلی نزدیکه.

257
00:28:08,991 --> 00:28:11,794
نزدیک. تو محدوده ی یکی دو متریه.

258
00:28:11,860 --> 00:28:14,730
و بعد رو اون محل
کوچیک تمرکز می کردم.

259
00:28:20,636 --> 00:28:21,770
و بعد، بنگ!

260
00:28:22,905 --> 00:28:23,939
اونجاست.

261
00:28:30,279 --> 00:28:34,850
سرانجام بعد از اینکه یه
هفته، هر روز دنبالش گشتم،

262
00:28:35,851 --> 00:28:36,952
پیداش کردم.

263
00:28:42,825 --> 00:28:43,826
انگار

264
00:28:44,426 --> 00:28:48,597
مثل یه دوست انسانیت دست تکون میداد
و می گفت: سلام، از دیدنت هیجان زده ام.

265
00:28:53,669 --> 00:28:57,139
و می تونستم لحظه لحظه حسش کنم،

266
00:28:57,239 --> 00:29:00,409
باشه، بهت اعتماد دارم.
بهت اعتماد دارم، انسان.

267
00:29:01,310 --> 00:29:04,012
حالا می تونی وارد
دنیای اختاپوسیم بشی.

268
00:29:13,889 --> 00:29:15,457
میاد سمت من.

269
00:29:16,291 --> 00:29:18,260
و غریزه ی طبیعیم میگه

270
00:29:19,528 --> 00:29:21,096
به آرومی برم عقب.

271
00:29:25,100 --> 00:29:28,704
بعد می خواستم ثابت وایسم
پس به یه سنگ تکیه کردم،.

272
00:29:34,409 --> 00:29:35,677
اون همینجور میومد سمتم

273
00:29:37,112 --> 00:29:38,781
و کاملا اومد رو دستام.

274
00:29:39,581 --> 00:29:41,750
زمان زیادی زیر آب بودم،

275
00:29:42,217 --> 00:29:46,955
پس به آرومی به حرکت کردن به سطح آب .با
این فکر که از رو دستم حرکت می کنه و میره،

276
00:29:49,358 --> 00:29:53,295
ولی نرفت. اون درست
تا سطح آب رو دستم موند.

277
00:30:10,479 --> 00:30:14,950
و اونجا من به چشمان این
موجود شگفت انگیز زل زده بودم.

278
00:30:40,876 --> 00:30:42,711
اول تصورش سخت بود

279
00:30:42,778 --> 00:30:45,647
که چیزی از این
ارتباط گیرش میومد.

280
00:30:45,747 --> 00:30:48,050
چرا یه حیوون وحشی
چنین کاری می کنه،

281
00:30:48,617 --> 00:30:50,385
چیزی از ملاقات

282
00:30:50,452 --> 00:30:52,454
این انسان عجیب نصیبش بشه؟

283
00:30:56,959 --> 00:30:58,927
اینجاشه که خیلی جالب میشه.

284
00:31:04,266 --> 00:31:08,136
فکر می کنم برای جانوری
با اون هوش، خیلی جالب بود.

285
00:31:15,210 --> 00:31:18,981
یه جورایی، اون می فهمه
که این رابطه خطرناک نیست،

286
00:31:19,548 --> 00:31:22,651
پس برو و با این انسان تعامل کن.

287
00:31:26,021 --> 00:31:30,192
و شاید یه جور لذت عجیب
اختاپوسی هم این وسط نصیبت شد.

288
00:32:01,223 --> 00:32:03,692
وقتی چنین ارتباطی
با یه حیوون داری،

289
00:32:03,792 --> 00:32:08,096
و اون تجارب رو می
گذرونی واقعا شگفت انگیزه،.

290
00:32:13,902 --> 00:32:16,238
هیچ احساسی تو دنیا
بهتر از این نیست.

291
00:32:24,479 --> 00:32:28,383
به نظر محدوده ی بین
من و اون از بین رفته بود.

292
00:32:30,919 --> 00:32:33,021
فقط شکوه خالص اون بود.

293
00:33:05,287 --> 00:33:08,090
در اون موقع فقط می
تونستم به اون فکر کنم.

294
00:33:09,691 --> 00:33:11,293
تو خشکی و تو دریا.

295
00:33:14,596 --> 00:33:17,632
یعنی، برام یه جور وسواس شده بود.

296
00:33:17,699 --> 00:33:20,769
دوست داری هر روز
ببینیش و بفهمی چیکار می کنه.

297
00:33:20,869 --> 00:33:22,671
واسه برگشتن تو
آب بیقراری می کنی.

298
00:33:39,955 --> 00:33:42,391
تو ذهنش چی می گذره؟
به چی فکر می کنه؟

299
00:33:44,092 --> 00:33:47,329
خواب می بینه؟ اگه
اره، خواب چیو می بینه؟

300
00:33:59,775 --> 00:34:05,047
اون جوری کنجکاویم رو برانگیخته
بود که قبلا تجربه اش نکرده بودم.

301
00:34:15,090 --> 00:34:17,592
خیلی کمک می کنه که برگردی خونه،

302
00:34:17,659 --> 00:34:21,029
و تا می تونی مقالات علمی بخونی.

303
00:34:23,632 --> 00:34:25,300
اون یه اختاپوس معمولیه.

304
00:34:25,367 --> 00:34:28,370
اسم علمیش اختاپوس والگاریس ـه.

305
00:34:30,472 --> 00:34:32,407
دوسوم ادراکش،

306
00:34:33,575 --> 00:34:36,178
در واقع بیرون از
مغزشه تو پاهاشه،.

307
00:34:38,213 --> 00:34:42,417
کل وجودش در حال فکر
کردن، حس کردن و کاوش کردنه.

308
00:34:44,319 --> 00:34:48,557
اون 2 هزار مکنده داره و
جداگانه ازشون استفاده می کنه.

309
00:34:49,624 --> 00:34:50,625
چطور اینکار رو می کنه؟

310
00:34:50,692 --> 00:34:52,461
فرض کن 2 هزار انگشت داشته باشی.

311
00:34:55,497 --> 00:34:58,733
هوشش رو میشه با سگ یا گربه،

312
00:34:58,834 --> 00:35:01,670
یا حتی یکی از نخستین
های پست مقایسه کرد.

313
00:35:02,637 --> 00:35:05,907
یه نرم تن نباید
اینقدر باهوش باشه.

314
00:35:08,276 --> 00:35:12,180
خیلی وقتا میرم تو مقاله
های علمی جستجو می کنم،

315
00:35:12,247 --> 00:35:14,449
و دنبال چیرای عجیبی
که دیدم می گردم.

316
00:35:15,383 --> 00:35:18,453
ولی دست خالی برمی
گردی. هیچی نیست.

317
00:35:21,389 --> 00:35:23,758
وارد جایی میشی که
روش مطالعه انجام نشده،

318
00:35:23,825 --> 00:35:29,297
و تقریبا، هر هفته، چیزایی پیدا
می کنی که برای علم تازگی داره،

319
00:35:46,248 --> 00:35:50,252
طبق ادبیات، اختاپوس ها باید
از گونه ی حیوانات شب باشن.

320
00:36:00,896 --> 00:36:02,831
حالا، آیا اون شب ها فعال تره؟

321
00:36:13,508 --> 00:36:15,410
تو تاریکی یه کم ترسناک بود.

322
00:36:19,214 --> 00:36:22,384
صداهای وال های کوهان دار،

323
00:36:22,450 --> 00:36:24,052
که ازداخل آب شنیده
میشد، شگفت انگیز بود.

324
00:36:29,791 --> 00:36:31,526
با نهایت احتیاط حرکت می کنی.

325
00:36:49,211 --> 00:36:51,546
نتونستم پیداش کنم
اون تو آشیانه ش بود..

326
00:36:53,915 --> 00:36:56,718
یه جورایی بی خیال شدم و
داشتم به ساحل برمی گشتم.

327
00:37:01,856 --> 00:37:05,460
یه چیزی مسیرم رو خیلی
کم به سمت چپ منحرف کرد.

328
00:37:10,232 --> 00:37:11,299
و اونجا بود

329
00:37:12,701 --> 00:37:14,936
درست تو آب های خیلی کم عمق.

330
00:37:17,772 --> 00:37:19,407
نمی تونستم ببینم چیکار می کنه.

331
00:37:27,782 --> 00:37:30,051
خیلی سریع حمله می کنه.

332
00:37:35,090 --> 00:37:37,592
از بازوهاش مثل یه سلاح
عجیب استفاده می کنه.

333
00:37:40,295 --> 00:37:43,932
تو کسری از ثانیه
پیچ و تابش میده.

334
00:37:50,505 --> 00:37:53,208
و دیدم سه ماهی رو اینجوری گرفت.

335
00:37:53,975 --> 00:37:56,478
هیچوقت تو روز
ندیده بودم ماهی بگیره.

336
00:38:00,048 --> 00:38:03,852
شب ها تو جنگل خیلی خطرناکتره،

337
00:38:04,519 --> 00:38:07,489
پس این جانور بسیار باهوش،
به آب های کم عمق برمی گرده،

338
00:38:07,589 --> 00:38:09,958
چون برای کوسه ها
رفتن به اونجا خیلی سخته،

339
00:38:10,025 --> 00:38:13,528
و از همه ی غذاهای شگفت انگیزی
که اونجا گیرش میاد، استفاده می کنه.

340
00:38:43,291 --> 00:38:47,262
اولین غریزه اینه که کوسه
ها رو با ترسوندن دور کنه.

341
00:38:48,897 --> 00:38:51,032
ولی بعد متوجه میشی،

342
00:38:51,099 --> 00:38:55,170
داری تو روال موجود
تو جنگل مداخله می کنی.

343
00:39:04,112 --> 00:39:08,850
اون از آشیانه بیرون اومده بود و
نزدیک مرز جنگل حرکت می کرد،.

344
00:39:16,458 --> 00:39:17,592
من متوجه

345
00:39:18,226 --> 00:39:19,227
کوسه شدم.

346
00:39:26,468 --> 00:39:30,505
بدنش کمی به جلو خم شده بود
و داشت رد بو رو دنبال می کرد.

347
00:39:32,574 --> 00:39:33,675
اوضاع اصلا خوب نیست.

348
00:39:35,574 --> 00:39:50,675
—  ماي موويیز —

349
00:39:55,296 --> 00:39:58,266
با خودم گفتم: خدا رو شکر
اون جاش امنه. اون زیر سنگه.

350
00:40:03,037 --> 00:40:05,807
این موجودات داشتن درست
به سمت اون حفره میومدن.

351
00:40:12,447 --> 00:40:17,051
بعدش، کوسه یکی از
بازوهاش رو گرفت،

352
00:40:17,152 --> 00:40:18,987
و چرخش مرگبار خودش رو انجام داد.

353
00:40:31,499 --> 00:40:32,934
و به وضوح می تونستم

354
00:40:34,068 --> 00:40:35,570
بازوی قطع شده اش
رو تو دهن کوسه ببینم.

355
00:40:43,011 --> 00:40:45,313
یه احساس بدی بهت دست میده.

356
00:41:04,699 --> 00:41:07,836
و خدا رو شکر که تونست
خودشو به ته اون حفره برسونه.

357
00:41:27,288 --> 00:41:32,427
داشت خیلی بد حرکت می
کرد به آرومی و خیلی ضعیف،.

358
00:41:40,735 --> 00:41:43,872
خونریزی داشت که میشد
بوش رو تو آب تشخیص داد.

359
00:41:49,911 --> 00:41:52,180
تا آشیانه فاصله ی زیادی مونده.

360
00:41:59,621 --> 00:42:01,556
دوباره اون کوسه ها
سر و کله شون پیدا میشه؟

361
00:42:15,904 --> 00:42:19,407
با خودم گفتم کمکش
کنم به آشیانه برگرده.

362
00:42:28,583 --> 00:42:30,151
ولی خوشبختانه،
نیازی به این کار نبود.

363
00:42:49,671 --> 00:42:50,772
نمی دونستم

364
00:42:52,073 --> 00:42:55,944
چه اتفاقی براش میفته یا اینکار
باعث میشه ضعیف و آسیب پذیر بشه،

365
00:42:56,010 --> 00:42:58,746
یا اینکه اون شب کوسه
ها کارش رو تموم می کنن.

366
00:43:05,687 --> 00:43:07,255
همش با خودم فکر می کردم

367
00:43:07,889 --> 00:43:10,091
این تقصیر من بود؟

368
00:43:11,993 --> 00:43:13,828
چون من اونجا بودم
اومده بود بیرون؟

369
00:43:15,663 --> 00:43:17,031
حس خیلی بدی داشتم.

370
00:43:17,599 --> 00:43:22,737
انگار اتفاقی که واسه اون افتاده بود یه
جورایی به شکل عجیبی واسه من افتاده.

371
00:43:29,911 --> 00:43:34,983
بعد یه حسی داشتم که به
لحاظ روانشناسی، انگار

372
00:43:35,717 --> 00:43:37,585
دچار یه جور از هم گسیختگی شدم.

373
00:43:38,219 --> 00:43:42,190
به مرگ و آسیب پذیری
خودت فکر می کنی،

374
00:43:42,256 --> 00:43:44,659
نگران خانودات و بچه ات میشی.

375
00:43:46,995 --> 00:43:51,966
من آدمی نبودم که زیادی نسبت
به حیوونات احساساتی باشم.

376
00:43:52,700 --> 00:43:54,235
متوجه شدم دارم تغییر می کنم.

377
00:43:56,671 --> 00:44:00,575
اون داشت بهم یاد میداد نسبت
به دیگران همدردی داشته باشم.

378
00:44:02,510 --> 00:44:04,579
خصوصا موجودات وحشی.

379
00:44:28,936 --> 00:44:32,807
اوایل روز بعد که وارد
آب شدم، می ترسیدم.

380
00:44:47,155 --> 00:44:50,591
خیالم راحت شد که اون زنده
ست و داشت نفس می کشید.

381
00:44:54,429 --> 00:44:58,499
اونقدر ضعیف بود که نمی تونست مثل
یه اختاپوس سالم، به خودش رنگ بگیره.

382
00:44:58,599 --> 00:45:00,234
فقط سیاه و سفید بود.

383
00:45:10,712 --> 00:45:13,648
حالا نگران بودم "چطور
می خواد غذا پیدا کنه؟"،

384
00:45:19,987 --> 00:45:21,889
وقتی تو زندگی حیوانات

385
00:45:21,989 --> 00:45:24,158
مداخله می کنی، از
یه خط قرمز رد میشی.

386
00:45:24,792 --> 00:45:27,595
ولی حسی که واسه اون داشتم

387
00:45:28,229 --> 00:45:30,498
کاملا بر من غلبه کرده بود.

388
00:45:38,139 --> 00:45:39,707
فکر نکنم فایده ای داشت.

389
00:45:42,276 --> 00:45:47,949
اون پشت آشیانه بود می
دونی، زیاد حرکت نمی کرد،.

390
00:45:51,219 --> 00:45:54,388
هر روز بهش سر میزدم
تا ببینم حالش خوبه یا نه،

391
00:45:54,989 --> 00:45:57,859
با خودم می گفتم: امروز روز
آخره؟ دیگه قرار نیست اونو ببینم؟

392
00:46:14,108 --> 00:46:17,512
یه هفته بعد یا بیشتر،
خیالم راحت شد،

393
00:46:18,546 --> 00:46:22,116
و دیدم که خیلی زود حالش خوب شده.

394
00:46:27,155 --> 00:46:31,425
و بعد شگفت انگیزترین چیز دیدن،

395
00:46:32,093 --> 00:46:35,897
بازوهای کوچیک و بی نقص بود

396
00:46:36,697 --> 00:46:37,832
که شروع به رشد کرده بودن.

397
00:46:46,707 --> 00:46:49,343
و یه حس اعتماد
بنفس عجیبی بهم داد،

398
00:46:49,811 --> 00:46:54,115
که اون می تونه از پس
چنین مشکل سختی بر بیاد.

399
00:46:54,916 --> 00:46:59,053
و حس کردم، من هم تو زندگیم
از پس مشکلات بر اومدم.

400
00:47:01,823 --> 00:47:05,293
به روش عجیبی زندگی هامون
انعکاس دهنده ی همدیگه بود،.

401
00:47:13,267 --> 00:47:16,771
ارتباطم با مردم و آدما
داشت تغییر می کرد،

402
00:47:21,108 --> 00:47:25,546
تو این مرحله، پسرم، خیلی
علاقمند به موجودات زیر آب بود.

403
00:47:44,699 --> 00:47:47,168
و هر روز، براش
داستان تعریف می کردم.

404
00:47:55,109 --> 00:47:56,744
پسرم اونو دیده. باهاش آشنا شده.

405
00:47:56,811 --> 00:47:58,679
چند بار اونو همراه خودم بردم.

406
00:48:04,118 --> 00:48:05,953
بازوها خیلی به درد بخور هستن،

407
00:48:06,487 --> 00:48:07,822
حتی وقتی نصفه رشد کرده.

408
00:48:25,072 --> 00:48:28,342
و کم کم، همینطور که بازوش رشد
می کنه، اعتماد بنفسش هم برمی گرده.

409
00:48:33,214 --> 00:48:37,151
سرانجام، حدود 100 روز
بعد، اون بازو کامل رشد می کنه.

410
00:48:45,993 --> 00:48:49,463
حس جالبیه که فکر کنی این
حیوون قادر به انجام چنین کاریه،

411
00:48:49,530 --> 00:48:52,867
و می تونه در برابر چنین حمله ای
ایستادگی کنه و کاملا بهبود پیدا کنه.

412
00:49:17,959 --> 00:49:22,463
بعد از مدتی، اون فعالیت
های معمولش رو از سر گرفت،

413
00:49:22,530 --> 00:49:26,667
و من هم یه توسعه ی جدید رو

414
00:49:27,134 --> 00:49:30,304
برای دیدن عمیق تر
دنیاش، شروع کردم.

415
00:49:36,978 --> 00:49:39,847
روز خوب، آروم و روشنی بود.

416
00:49:41,415 --> 00:49:44,785
از یه گوشه میاد و جلوی
یه خرچنگ رو می گیره.

417
00:49:49,156 --> 00:49:50,691
وقتی خرچنگ باشی، مشکل اینه که،

418
00:49:51,559 --> 00:49:54,061
حالا یه جانور مایع
تو رو شکار می کنه.

419
00:49:56,030 --> 00:49:59,333
می تونه خودشو تو یه
سوراخ خیلی کوچیک جا بده.

420
00:50:08,309 --> 00:50:10,411
و به نظر خرچنگ
حضور اونو حس کرده،

421
00:50:10,911 --> 00:50:16,650
و میره زیر یه شقایق
بزرگ و سمی پنهان میشه.

422
00:50:20,287 --> 00:50:22,656
و بعد اختاپوس
منتظر و پنهان میشه.

423
00:50:46,947 --> 00:50:50,184
بعد خرچنگ با خودش فکر می
کنه "، باشه، همه چی روبراهه"،

424
00:50:50,651 --> 00:50:54,021
و اشتباه می کنه و از
زیر اون شقایق میاد بیرون.

425
00:52:35,623 --> 00:52:36,957
اون خورنده ی بدیه.

426
00:52:37,024 --> 00:52:39,293
همه جا رو گاز می
گیره بوش میاد بیرون..

427
00:52:40,928 --> 00:52:45,666
بعد اطراف رو نگاه می کنی و
موجودات ستاره ای رو می بینی،،

428
00:52:45,733 --> 00:52:49,270
که به طرز عجیبی سریع
هستن به سمتش کشیده میشن،.

429
00:52:55,776 --> 00:52:58,879
یه گروه از اونا
اطرافش رو می گیرن،

430
00:52:58,946 --> 00:53:02,183
و اون نمی دونه چیکار کنه
یا چطور باهاشون کنار بیاد.

431
00:53:04,218 --> 00:53:06,887
من با خودم گفتم: آره،
این یه مشکل جدیه.

432
00:53:07,188 --> 00:53:11,458
اون همیشه با این موجودات ستاره
ای که غذاش رو می دزدن، مشکل داره.

433
00:53:16,463 --> 00:53:19,133
خیلی طول نکشید که،

434
00:53:19,233 --> 00:53:23,070
اون با خودش گفت: خیلی خب،
اون ستاره ها دارن غذامو می دزدن.

435
00:53:23,137 --> 00:53:26,740
و یه روش جالب داره که با
مکنده هاش اونا رو بلند می کنه

436
00:53:26,807 --> 00:53:29,076
و به آرومی اونا رو
از آشیانه میندازه بیرون.

437
00:53:32,413 --> 00:53:34,148
حالا فقط خودش رئیسه.

438
00:53:43,958 --> 00:53:48,529
اون همون روش شکار خرچنگ رو
برای یه خرچنگ دیگه هم به کار برد.

439
00:53:52,299 --> 00:53:53,567
یهو می بینی

440
00:53:54,635 --> 00:53:56,770
خرچنگ از صخره پرت میشه بیرون.

441
00:54:16,490 --> 00:54:19,526
با خودم میگم: حتما
این یکی رو می گیره.

442
00:54:30,671 --> 00:54:32,740
چندین و چند بار، از
دستش فرار می کنن.

443
00:54:40,547 --> 00:54:42,816
ولی چند هفته بعد،

444
00:54:43,350 --> 00:54:46,387
می بینمش از گوشه وارد میشه،

445
00:54:47,588 --> 00:54:49,790
از من حصار درست می کنه

446
00:54:49,857 --> 00:54:53,327
تا بتونه بین من و
خرچنگ قرار بگیره.

447
00:54:53,427 --> 00:54:56,664
از من به عنوان بخشی از
استراتژی شکارش استفاده می کنه.

448
00:55:00,701 --> 00:55:02,503
و به جای اون حمله ی ناگهانی

449
00:55:04,772 --> 00:55:07,141
تورش رو از بالا میندازه رو سرش.

450
00:55:10,311 --> 00:55:12,212
بعد دیگه خرچنگ جایی نداره بره.

451
00:55:20,587 --> 00:55:22,990
این یه حیوونیه که
استراتژی می ریزه،

452
00:55:23,490 --> 00:55:29,430
و خیلی سریع می فهمه بهترین راه
برای شکار یه طعمه ی زیرک چیه.

453
00:55:36,904 --> 00:55:39,473
بخش بزرگی از هوشش بواسطه ی

454
00:55:39,940 --> 00:55:42,910
تعداد زیاد طعمه هایی
بوجود اومده که باید شکار کنه.

455
00:55:43,610 --> 00:55:45,112
همه جور حیوون.

456
00:55:46,513 --> 00:55:50,250
شکار نرم تنان کار خیلی راحتیه،

457
00:55:50,851 --> 00:55:53,253
ولی اونا صدف های خیلی سختی دارن.

458
00:55:57,491 --> 00:56:02,196
حالا، چطور باید اونا
رو بکشه و بخوره؟

459
00:56:06,166 --> 00:56:07,935
در قلب هر کدوم از بازوهاش،

460
00:56:08,035 --> 00:56:10,704
یه مته هست که می تونه
صدف های سخت رو بشکافه،

461
00:56:13,407 --> 00:56:16,877
و بعد مثل مار،
داخلشون زهر بندازه،

462
00:56:17,411 --> 00:56:19,780
و منتظر واکنش نرم تن بشه.

463
00:56:23,550 --> 00:56:26,687
ولی بعضی از این نرم تنان
وقتی خیالشون راحت میشه،

464
00:56:26,787 --> 00:56:30,491
که اون مته دقیقا تو نوک صدف،

465
00:56:31,392 --> 00:56:32,593
روی عضلات پیچیده باشه.

466
00:56:36,130 --> 00:56:38,198
اون فقط باید طبق هندسه کار کنه،

467
00:56:38,265 --> 00:56:43,303
تا بفهمه دقیقا کجای اون
صدف رو باید مته کنه،

468
00:56:43,370 --> 00:56:44,671
تا بتونه به غذاش برسه.

469
00:56:48,742 --> 00:56:52,112
این آخر هوش بی مهرگان ـه.

470
00:56:53,046 --> 00:56:58,118
قابلیتش برای یادگیری
و به ذهن سپاری.

471
00:57:01,355 --> 00:57:05,058
و متوجه شدم اون داره
خیلی چیزا بهم یاد میده.

472
00:57:11,231 --> 00:57:15,335
بی صبرانه منتظری تا صبح ها از خواب
بیدار شی، چون خیلی کارها باید بکنی،

473
00:57:15,936 --> 00:57:19,940
تا هر علامت کوچیکی رو درک کنی،

474
00:57:20,007 --> 00:57:21,208
تک تک رفتارها رو،

475
00:57:21,308 --> 00:57:24,878
رفتار تک تک گونه ها و
کارهاشون تعاملشون با همدیگه،.

476
00:57:33,387 --> 00:57:36,557
مردم می پرسن: چرا
هر روز میری یه جا؟

477
00:57:37,224 --> 00:57:40,227
ولی اون موقع ست که
متوجه تفاوت ظریف میشی.

478
00:57:40,928 --> 00:57:43,030
و اون موقع ست که
حیات وحش رو می شناسی.

479
00:57:46,233 --> 00:57:49,903
پس وقتی هزاران
ریسمانی که از اختاپوس،

480
00:57:49,970 --> 00:57:52,506
به سمت همه ی حیوونات
دیگه میره شکارچی و شکار،،

481
00:57:52,573 --> 00:57:54,675
و بعد این جنگل شگفت انگیز،

482
00:57:55,542 --> 00:57:57,177
همه ی اونا رو تغذیه می کنه.

483
00:58:01,815 --> 00:58:05,352
و حالا می دونم حلزون دریایی
چه ارتباطی با تیغ ماهی داره،

484
00:58:05,419 --> 00:58:08,021
و اختاپوس چطور با
حلزون دریایی ارتباط داره.

485
00:58:08,088 --> 00:58:10,757
و وقتی این خطوط رو رسم می کنم،

486
00:58:10,824 --> 00:58:13,427
همه ی داستان های
دیگه دور انداخته میشن.

487
00:58:28,575 --> 00:58:30,344
تقریبا مثل جنگل ذهن می مونه.

488
00:58:32,079 --> 00:58:35,983
واقعا می تونستم حسش
کنم اون موجود بزرگ رو..

489
00:58:36,984 --> 00:58:40,654
هزاران بار از من
باهوش تر و آگاه تر بود.

490
00:58:42,890 --> 00:58:47,794
مثل یه مغز بزرگ زیر آبی ـه که
طی میلیون ها سال، داره کار می کنه.

491
00:58:51,031 --> 00:58:53,133
و همه چی رو تو تعادل نگه میداره.

492
00:59:04,778 --> 00:59:07,548
تو اون مقطع، همه چیز به نظر

493
00:59:08,549 --> 00:59:10,350
تو جنگل، یه جورایی
بی نقص میومدن.

494
00:59:16,156 --> 00:59:18,091
و البته، می دونی

495
00:59:18,425 --> 00:59:20,327
فراموش می کنی

496
00:59:21,261 --> 00:59:23,497
که اون شکارچیان اصلا حضور دارن.

497
01:00:06,106 --> 01:00:07,140
فقط

498
01:00:08,775 --> 01:00:13,213
یهو متوجه میشه یه کوسه ی
بزرگ داره بهش نزدیک نیشه.

499
01:00:21,421 --> 01:00:23,991
اون بی حرکت موند و
سعی کرد مخفی بشه.

500
01:00:29,830 --> 01:00:34,301
بعد کوسه رو می بینی که تو
پیرامون شنا می کنه و دنبال بوش میره.

501
01:00:41,942 --> 01:00:44,745
با خودم گفتم: وای نه، اون کابوس

502
01:00:46,346 --> 01:00:47,814
دوباره داره اتفاق میفته.

503
01:01:45,972 --> 01:01:47,941
درون برگ ها قایم میشه،

504
01:01:48,008 --> 01:01:53,313
و کلی برگ کتانک
دور خودش می پیچه،

505
01:01:54,514 --> 01:01:55,949
و بیرون رو نگاه می کنه.

506
01:02:21,508 --> 01:02:23,310
الان کتانک بو گرفته،

507
01:02:23,376 --> 01:02:26,179
پس کوسه کتانک رو گاز
می گیره و فشار میده.

508
01:02:44,698 --> 01:02:46,133
از پشت فرار می کنه.

509
01:03:00,714 --> 01:03:04,184
از یه صخره میره بالا،
از آب میره بیرون .،

510
01:03:09,055 --> 01:03:12,659
نمی تونستم چیزی که
می بینم رو باور کنم.

511
01:03:17,097 --> 01:03:20,300
ولی البته مشکل این بود
که باید برمی گشت تو آب.

512
01:03:29,209 --> 01:03:32,179
از اون طرف، کوسه
دوباره بوش رو حس می کنه.

513
01:03:33,313 --> 01:03:35,248
پس تعقیب دیوانه وار ادامه داره.

514
01:04:07,814 --> 01:04:09,816
بعد من دیدمش،

515
01:04:10,851 --> 01:04:13,019
با یه حرکت خیلی سریع،

516
01:04:14,054 --> 01:04:18,091
چیزی حدود صد صدف و
سنگ رو با خودش برداشت

517
01:04:20,894 --> 01:04:23,296
و بعد بازوهاش رو دور،

518
01:04:23,630 --> 01:04:25,098
قسمت آسیب پذیر سرش جمع کرد.

519
01:04:26,766 --> 01:04:27,934
و تو اون لحظه،

520
01:04:28,568 --> 01:04:31,338
متوجه شدم چیز عجیبی دیدم،

521
01:04:32,439 --> 01:04:33,406
خیلی وقت پیش.

522
01:04:59,833 --> 01:05:01,935
لحظه ی بعد، کوسه اونو می گیره.

523
01:05:24,491 --> 01:05:25,825
ولی من باید نفس می کشیدم.

524
01:05:26,860 --> 01:05:28,895
با تمام سرعت به سطح آب رفتم.

525
01:05:31,731 --> 01:05:33,133
دوباره سریع برگشتم پایین.

526
01:05:38,838 --> 01:05:41,574
یه چیز خیلی عجیب دیدم.

527
01:05:42,475 --> 01:05:47,714
یه جورایی تونسته بود خودشو به
کم خطرترین جای ممکن برسونه،

528
01:05:47,781 --> 01:05:49,549
و اونجا پشت کوسه بود.

529
01:06:01,227 --> 01:06:04,130
کوسه سعی می کنه با شنا
کردن اونو از پشت خودش بندازه.

530
01:06:06,833 --> 01:06:08,568
چند ثانیه طول می کشه تا بفهمه،

531
01:06:09,102 --> 01:06:10,737
"جریان چیه؟"

532
01:06:10,837 --> 01:06:12,539
ولی بلافاصله متوجه میشی،

533
01:06:13,106 --> 01:06:14,808
اختاپوس الان دست بالا رو داره.

534
01:06:27,887 --> 01:06:30,690
همینجور که کوسه به
کتانک متراکم نزدیک میشه

535
01:06:32,892 --> 01:06:34,627
اون از پشتش جدا میشه

536
01:06:46,373 --> 01:06:48,174
صدف های باقی
مونده رو رها می کنه،

537
01:06:49,175 --> 01:06:50,377
و فرار می کنه.

538
01:06:56,583 --> 01:06:59,586
و کوسه، کاملا فریب می خوره.

539
01:07:32,786 --> 01:07:35,688
کوسه میاد و رد میشه،

540
01:07:35,789 --> 01:07:38,758
ولی اون جاش کاملا امنه.

541
01:07:39,426 --> 01:07:40,427
و میره پی کارش.

542
01:07:45,698 --> 01:07:50,970
چطور تونست به اون سرعت فکر
کنه و تصمیمات مرگ و زندگی رو بگیره،

543
01:07:51,071 --> 01:07:55,075
خیلی، آره، خارق العاده ست.

544
01:08:00,254 --> 01:08:15,159
—  ماي موويیز —

545
01:08:18,331 --> 01:08:22,669
من تقریبا تو 80 درصد
زندگیش حضور داشتم.

546
01:08:24,437 --> 01:08:27,407
هر لحظه ش خیلی با
ارزشه چون خیلی کوتاهه.

547
01:08:31,277 --> 01:08:33,012
یه روز خیلی شگفت انگیز بود.

548
01:08:34,047 --> 01:08:35,949
یه گروه بزرگ از ماهی های رویایی.

549
01:08:37,717 --> 01:08:39,152
تقریبا تو آب های کم عمق.

550
01:08:41,554 --> 01:08:43,022
یو، اون

551
01:08:43,823 --> 01:08:46,059
اینجوری میره سطح آب.

552
01:08:51,898 --> 01:08:53,066
اولش فکر کردم

553
01:08:54,100 --> 01:08:55,368
".می خواد ماهی ها رو شکار کنه"

554
01:09:02,208 --> 01:09:03,877
بعد گفتم: صبر کن.

555
01:09:04,344 --> 01:09:07,213
وقتی شکار می کنه،
استراتژی داره و اون،

556
01:09:07,814 --> 01:09:09,015
متمرکزه.

557
01:09:14,888 --> 01:09:17,590
این رفتارش، به نظرم
رفتار یه شکارچی نیست.

558
01:09:21,628 --> 01:09:24,497
خیلی طول کشید تا
بتونم ازش سر در بیارم.

559
01:09:26,499 --> 01:09:28,268
ولی همش با خودم فکر میکردم،

560
01:09:28,334 --> 01:09:30,270
".داره با ماهی ها بازی می کنه"

561
01:09:45,018 --> 01:09:47,954
معمولا تو حیوانات
اجتماعی شاهد بازی هستیم.

562
01:09:48,021 --> 01:09:52,992
اینجا یه حیوان به شدت منزوی
داره با ماهی ها بازی می کنه.

563
01:09:56,462 --> 01:09:58,598
این باعث میشه اون حیوون
به یه سطح کاملا متفاوت بره.

564
01:10:10,376 --> 01:10:12,879
بعد به کل علاقه اش رو
به ماهی ها از دست داد،

565
01:10:13,947 --> 01:10:14,981
با عجله برگشت

566
01:10:17,984 --> 01:10:19,018
و منو در آغوش گرفت.

567
01:10:30,897 --> 01:10:34,367
و اون آخرین تماس
فیزیکی بود که با هم داشتیم.

568
01:11:04,998 --> 01:11:06,332
اگه به گذشته فکر کنم،

569
01:11:07,433 --> 01:11:10,503
یادمه یه روز سخت
بود یه روز پر تلاطم،.

570
01:11:17,710 --> 01:11:18,878
همه جا پر از رسوب بود.

571
01:11:22,415 --> 01:11:23,650
رفتم پایین و، واو،

572
01:11:24,550 --> 01:11:27,053
یه اختاپوس بزرگ دیگه کنارش بود.

573
01:11:34,494 --> 01:11:37,997
خیلی خیلی نادره که دو
اختاپوس رو نزدیک هم ببینی.

574
01:11:40,533 --> 01:11:42,101
"خدای من، جریان چیه؟"

575
01:11:48,341 --> 01:11:51,778
و بعد وقتی دیدم که اون دو
حیوون خیلی راحت هستن،

576
01:11:51,878 --> 01:11:55,114
متوجه شدم ".باشه،
جفت گیری" شروع شده،

577
01:12:07,060 --> 01:12:12,265
تو این مرحله، کاملا با مراحل
زندگی اختاپوس آشنا بودم.

578
01:12:12,832 --> 01:12:16,769
پس با وجود اینکه خیلی هیجان
زده بودم جفت گیری شروع شده،

579
01:12:17,370 --> 01:12:18,504
تو اعماق وجودم

580
01:12:19,339 --> 01:12:22,175
یه حس ترس داشتم.

581
01:12:31,384 --> 01:12:33,119
از آشیانه اومد بیرون.

582
01:12:33,586 --> 01:12:37,457
دیگه نه خبری از غذا
خوردن بود و نه شکار کردن،.

583
01:12:39,092 --> 01:12:43,262
بخش بزرگی از بدنش به
تخم ها اختصاص داده شده بود.

584
01:12:43,329 --> 01:12:48,134
پس وزن از دست داده بود بخش قابل
توجهی از توانش رو از دست داده بود..

585
01:12:53,039 --> 01:12:55,708
تخم ها تو پشتش کار
گذاشته شدن تو تاریکی،.

586
01:12:56,275 --> 01:12:57,744
دیدنشون غیر ممکنه.

587
01:13:04,550 --> 01:13:06,919
هر روز میرفتم بهش سر میزدم.

588
01:13:09,088 --> 01:13:13,192
با لوله هاش بهشون اکسژن می
رسوند و ازشون مراقبت می کرد.

589
01:13:14,427 --> 01:13:16,295
داشت به آرومی می مرد،

590
01:13:16,396 --> 01:13:20,967
و تاریخ مرگش رو دقیقا با از تخم
در اومدن بچه هاش هماهنگ کرده بود.

591
01:13:27,039 --> 01:13:29,675
یعنی، فهمیدنش واسه
من خیلی سخت بود.

592
01:13:31,978 --> 01:13:35,915
یه بی مهره ، اساسا یه نرم تن،

593
01:13:35,982 --> 01:13:38,050
جون خودش رو

594
01:13:38,718 --> 01:13:39,786
فدای بچه هاش می کنه.

595
01:13:52,398 --> 01:13:54,700
همه ی بچه هاش
از تخم بیرون اومدن.

596
01:13:55,234 --> 01:13:59,105
خیلی ریز بودن و
وارد جریان آب شدن.

597
01:13:59,739 --> 01:14:01,340
صدها هزار بچه.

598
01:14:07,713 --> 01:14:12,585
بعد دیدم از آشیانه اومد
بیرون و به زحمت زنده بود.

599
01:14:19,025 --> 01:14:21,227
و ماهی ها، داشتن
ازش تغذیه می کردن.

600
01:14:21,294 --> 01:14:23,830
خیلی از مرده خوارها برای
تغذیه از اون اومده بودن.

601
01:14:27,066 --> 01:14:28,634
خیلی غم انگیز بود.

602
01:14:35,508 --> 01:14:38,511
بخشی از وجودم می خواست اونو
تو بغل بگیره و ماهی ها رو فراری بده.

603
01:14:40,179 --> 01:14:41,414
ولی اینکار رو نکردم.

604
01:14:55,294 --> 01:14:56,329
روز بعد

605
01:14:58,197 --> 01:14:59,198
یه کوسه ی بزرگ اومد

606
01:15:12,011 --> 01:15:16,949
و اونو با خودش برد می
دونی، درون جنگل تاریک،.

607
01:15:30,596 --> 01:15:34,133
اغلب میرم به آشیانه ی اصلی اون.

608
01:15:39,572 --> 01:15:42,308
و اون بالا غوطه ور
میشم و اونو حس می کنم.

609
01:15:44,544 --> 01:15:46,312
البته که دلم براش تنگ میشه.

610
01:15:48,714 --> 01:15:49,715
آم

611
01:15:58,991 --> 01:15:59,992
ولی

612
01:16:05,031 --> 01:16:07,533
یه جورایی، خیالم راحت شد.

613
01:16:10,836 --> 01:16:16,742
چون فشار هر روز رفتن
تو آب و دنبال کردنش،

614
01:16:18,177 --> 01:16:20,613
و فیلم گرفتن ازش، اینکار

615
01:16:22,348 --> 01:16:23,449
یه جورایی خیلی سخت بود.

616
01:16:23,549 --> 01:16:25,618
یعنی، من یه جورایی،
خواب این حیوون رو

617
01:16:27,553 --> 01:16:28,554
می دیدم.

618
01:16:28,588 --> 01:16:30,423
من، می دونی، من

619
01:16:32,825 --> 01:16:35,061
تو ذهنم مثل یه
اختاپوس فکر می کردم.

620
01:16:35,127 --> 01:16:38,297
و یه جورایی خیلی خسته کننده بود.

621
01:16:39,098 --> 01:16:40,199
آم

622
01:16:51,711 --> 01:16:53,179
ولی زیر همه ی اونا،

623
01:16:53,746 --> 01:16:56,549
حس غرور بی نظیر
برای این حیوون داشتم،

624
01:16:56,616 --> 01:17:01,153
که تونسته بود شرایط
سختی رو پشت سر بذاره.

625
01:17:03,889 --> 01:17:05,992
یعنی، یه زندگی غیر قابل تصور.

626
01:17:31,117 --> 01:17:36,155
یکی از هیجان انگیزترین
اتفاقات زندگیم، بردن پسرم،

627
01:17:37,156 --> 01:17:38,958
برای پیاده روی در امتداد ساحل،

628
01:17:39,025 --> 01:17:42,194
و نشون دادن شگفتی
های طبیعت به اون،

629
01:17:42,261 --> 01:17:43,329
و همچنین جزئیات،

630
01:17:43,429 --> 01:17:45,097
و پیچیدگی های اون بود.

631
01:17:50,536 --> 01:17:54,106
من خیلی از طبیعت وحشی یاد گرفته بودم
و حالا می تونستم به دیگران آموزش بدم،.

632
01:17:56,876 --> 01:17:59,111
خیلی انرژی برای یاد
دادن به دیگران داشتم.

633
01:18:06,318 --> 01:18:10,556
اون الان مثل یه زیست شناس
دریایی کوچولوئه خیلی چیزا می دونه..

634
01:18:16,128 --> 01:18:18,030
و یه شناگر خیلی قدرتمنده.

635
01:18:21,634 --> 01:18:25,271
همینطور که بزرگترمیشه، به
نظر میاد بیشتر و بیشتر می خواد،.

636
01:18:35,514 --> 01:18:36,849
دیدن اون پیشرفت،

637
01:18:37,583 --> 01:18:42,488
یه حس قوی نسبت به خودش

638
01:18:45,891 --> 01:18:47,693
یه اعتماد بنفس شگفت انگیز،

639
01:18:49,261 --> 01:18:51,030
ولی مهمترین چیز،

640
01:18:51,597 --> 01:18:52,698
نجابته.

641
01:18:53,899 --> 01:18:55,367
و گمونم این چیزیه،

642
01:18:55,468 --> 01:18:59,138
که هزاران ساعت بودن در طبیعت
می تونه به یه بچه آموزش بده.

643
01:19:08,013 --> 01:19:10,316
چند ماه بعد از مرگ اختاپوس،

644
01:19:10,382 --> 01:19:15,054
پسرم یه اختاپوس
خیلی کوچیک پیدا کرد.

645
01:19:20,493 --> 01:19:23,129
خیلی به ندرت میشه حیوون
به این کوچیکی رو پیدا کرد.

646
01:19:27,633 --> 01:19:31,871
نزدیک به نیم میلیون بچه به دنیا میان
فقط عداد انگشت شماری زنده می مونن..

647
01:19:32,538 --> 01:19:36,776
پس اونا باید مسیر
سختی رو سپری کنن.

648
01:19:36,876 --> 01:19:39,411
ولی این استراتژی اوناست
سریع زندگی کن و در جوانی بمیر،.

649
01:19:45,451 --> 01:19:48,854
ما یه جورایی تصور کردیم که
اون یکی از بچه های اختاپوسه.

650
01:19:50,089 --> 01:19:52,424
یه جورایی هم اندازه اش
و هم سنش جور در میومد،.

651
01:19:56,896 --> 01:20:00,099
خیلی لذتبخش بود
انگار، اون اینجا بود..

652
01:20:25,224 --> 01:20:27,026
اون باعث شد بفهمم،

653
01:20:27,860 --> 01:20:30,462
محیط های وحشی چقدر با ارزش هستن.

654
01:20:40,306 --> 01:20:41,974
وارد آب میشی

655
01:20:44,510 --> 01:20:46,745
و به شدت رهایی بخشه.

656
01:20:46,812 --> 01:20:47,813
همه ی

657
01:20:48,314 --> 01:20:52,351
نگرانی ها و مشکلات و سختی
های زندگیت، از بین میرن.

658
01:21:02,661 --> 01:21:06,098
کم کم شروع می کنی به اهمیت
دادن به همه ی این حیوانات،

659
01:21:06,198 --> 01:21:08,434
حتی کوچیکترینشون.

660
01:21:13,372 --> 01:21:17,009
می فهمی که همه بسیار مهم هستن.

661
01:21:21,780 --> 01:21:25,251
حس می کنی که زندگی این
حیوانات وحشی چقدر آسیب پذیره،

662
01:21:26,819 --> 01:21:30,222
و می فهمی در واقع زندگی همه ی
ماها روی این سیاره چقدر آسیب پذیره.

663
01:21:36,629 --> 01:21:42,067
رابطه ام با جنگل
دریایی و موجوداتش

664
01:21:44,870 --> 01:21:47,306
هر هفته و هر ماه و هر
سال عمیق و عمیق تر میشه.

665
01:21:52,378 --> 01:21:55,814
با این حیات وحش در
ارتباطی و باهات حرف میزنه،.

666
01:21:57,583 --> 01:21:58,984
زبانش رو با چشم می تونی ببینی.

667
01:22:14,033 --> 01:22:16,335
من عاشق اون اختاپوس شدم،

668
01:22:16,435 --> 01:22:20,706
همچنین عاشق خوی
وحشی که اون نشون داد،

669
01:22:20,773 --> 01:22:22,875
و... اینکه چطور منو تغییر داد.

670
01:22:37,823 --> 01:22:40,659
اون بهم یاد داد حس کنم

671
01:22:41,293 --> 01:22:44,496
تو بخشی از این
مکانی، نه یه تماشاچی.

672
01:22:45,297 --> 01:22:46,865
این تفاوت خیلی بزرگیه.

673
01:22:48,297 --> 01:22:59,545
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

