﻿1
00:00:00,698 --> 00:00:12,698
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.org ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: ZedMovie.com ::..</font></b>

2
00:00:12,722 --> 00:00:14,890
‫روزی رو که شروع به آواز خوندن کردم،

3
00:00:14,974 --> 00:00:16,726
‫دقیقاً یادمه. یکشنبه بود

4
00:00:16,809 --> 00:00:18,477
‫همه فامیل تو خونه بودن

5
00:00:18,561 --> 00:00:20,521
‫یه آهنگ قدیمی ایتالیایی بود

6
00:00:20,604 --> 00:00:22,314
‫و اصلاً نمی‌دونستم معنی کلمه‌هاش چیه.

7
00:00:22,398 --> 00:00:24,400
‫شش سالم بود
‫می‌خوندم «اه، کومپاری»

8
00:00:24,483 --> 00:00:26,569
‫و ناگهان تنهایی شروع به خوندن کردم

9
00:00:26,652 --> 00:00:28,195
‫به نظرم خیلی طبیعی بود

10
00:00:28,279 --> 00:00:30,072
‫و به دلایلی خوندش خیلی برام راحت بود
‫[ فرانک استالونه 7 ساله ]

11
00:00:30,156 --> 00:00:32,116
‫هیچوقت مشکل گام آوازی نداشتم.
‫راحت می‌تونستم بخونم

12
00:00:32,199 --> 00:00:33,826
‫لطفاً خوش آمد بگید به فرانک استالونه

13
00:00:33,909 --> 00:00:35,536
‫- فرانک استالونه
‫- فرانک استالونه

14
00:00:35,619 --> 00:00:37,329
‫- فرانک استالونه
‫- فرانک استالونه

15
00:00:37,413 --> 00:00:39,206
‫- فرانک استالونه
‫- فرانک استالونه

16
00:00:39,665 --> 00:00:42,752
‫می‌دونین، در دنیای اون و استعدادش

17
00:00:42,835 --> 00:00:45,379
‫اون بهترین شکلیه که من سعی دارم باشم

18
00:00:45,463 --> 00:00:46,922
‫یه آدم پنج مهارته ست

19
00:00:47,006 --> 00:00:49,925
‫می‌تونه آواز بخونه، بازیگری کنه، اجرا کنه،

20
00:00:50,009 --> 00:00:52,595
‫می‌تونه بنویسه و
‫مثل یه هفت‌خط مبارزه کنه

21
00:00:52,678 --> 00:00:54,305
‫وقتی اجرای فرانک استالونه رو تماشا می‌کنین،

22
00:00:54,388 --> 00:00:55,806
‫تمام انتظارات رو برآورده می‌کنه

23
00:00:55,890 --> 00:00:57,808
‫خیلی بااستعداده.
‫استعداد خالصه

24
00:00:57,892 --> 00:00:59,185
‫با تمام وجود آواز می‌خونه.
‫همیشه همینطور بوده

25
00:00:59,894 --> 00:01:01,270
‫دوست داره زیاد حرف بزنه

26
00:01:01,353 --> 00:01:02,897
‫خوب حرف می‌زنه

27
00:01:02,980 --> 00:01:05,441
‫می‌تونه یه داستان تعریف کنه و
‫شما رو تسخیر کنه

28
00:01:05,524 --> 00:01:06,525
‫شگفت‌انگیزه

29
00:01:06,609 --> 00:01:07,610
‫ترکیبیه از

30
00:01:07,693 --> 00:01:09,653
‫مغناطیس الکتریکی

31
00:01:09,737 --> 00:01:12,406
‫همراه با یه فروتنی باورنکردنی

32
00:01:12,490 --> 00:01:13,908
‫واقعاً ترکیب نادریه

33
00:01:13,991 --> 00:01:15,826
‫بیشترین چیزی که در موردش
‫محترم می‌شمرم همینه

34
00:01:16,285 --> 00:01:19,538
‫فرانک استایل خودشو داره
‫و سرسخته

35
00:01:19,622 --> 00:01:22,124
‫خیلی پشتکار داره. پراستعداده
‫و همیشه عزیز همه ست

36
00:01:22,208 --> 00:01:24,001
‫همیشه برنده ست

37
00:01:24,084 --> 00:01:27,671
‫خیلی هیجانی و بامزه ست

38
00:01:27,755 --> 00:01:29,965
‫اون سرگرم کننده ست.
‫قلبی از طلا داره

39
00:01:30,049 --> 00:01:31,801
‫با فرانک هیچ لحظه‌ای کسل‌کننده نیست

40
00:01:31,884 --> 00:01:33,260
‫قلب بزرگی داره

41
00:01:33,344 --> 00:01:35,721
‫این چیزیه که مردم نمی‌بینن. به این بزرگیه

42
00:01:35,805 --> 00:01:38,057
‫خیلی خفنه. کارش درسته

43
00:01:38,140 --> 00:01:40,434
‫خیلی چیزا در موردش هست
‫که با چشم نمیشه دید

44
00:01:40,518 --> 00:01:42,186
‫همه می‌دونن که تو اولین فیلم راکی

45
00:01:42,269 --> 00:01:43,938
‫یه کم سبک دو-واپ کار کرد،

46
00:01:44,021 --> 00:01:45,272
‫و به خودتون میگین «خب، باحاله»

47
00:01:45,356 --> 00:01:46,607
‫«سیلورستر و برادرش»

48
00:01:46,690 --> 00:01:47,900
‫«اول فیلم یه آواز کوچیک می‌خونن»
‫و بعدش،

49
00:01:47,983 --> 00:01:49,235
‫عمیق‌تر میشین و می‌فهمین که

50
00:01:49,318 --> 00:01:51,612
‫«وای، این پسر در نوع خودش»

51
00:01:51,695 --> 00:01:52,822
‫«یه هنرمند موسیقی فوق‌العاده ست»

52
00:01:52,905 --> 00:01:55,074
‫24 ساعت روز تو فکر موسیقی بود

53
00:01:55,157 --> 00:01:57,326
‫می‌دونستم رسالتش همینه

54
00:01:57,409 --> 00:01:58,577
‫هیچوقت تسلیم نشد

55
00:01:58,661 --> 00:02:01,831
♪ I know what I'm missing ♪

56
00:02:01,914 --> 00:02:03,332
♪ I talk ♪

57
00:02:03,415 --> 00:02:04,708
♪ No one listens ♪

58
00:02:05,292 --> 00:02:08,671
♪ Now I'm talking to myself ♪

59
00:02:11,257 --> 00:02:14,385
♪ Reach out, no reaction ♪

60
00:02:14,468 --> 00:02:15,803
♪ What price? ♪

61
00:02:15,886 --> 00:02:17,137
♪ Satisfaction ♪

62
00:02:17,221 --> 00:02:18,889
♪ If you give up ♪

63
00:02:19,557 --> 00:02:20,766
♪ Or give it all... ♪

64
00:02:39,118 --> 00:02:40,160
‫اینا در واقع...

65
00:02:40,244 --> 00:02:41,579
‫اینا رو بهم هدیه دادن

66
00:02:43,289 --> 00:02:45,291
‫اینا دکمه سردست‌های فرانک سیناترا بودن

67
00:02:46,375 --> 00:02:50,004
‫شاید برام...
‫کمی خوش‌شانسی بیاره

68
00:02:51,797 --> 00:02:52,882
‫توی فیلم می‌بینمتون

69
00:03:17,781 --> 00:03:19,658
‫با تشویق شما
‫فرانک استالونه به صحنه برمی‌گرده

70
00:03:28,208 --> 00:03:30,794
‫من در محیط عجیبی بزرگ شدم

71
00:03:30,878 --> 00:03:34,214
‫پدرم اهل ایتالیا بود
‫و مادرم آنگلوساکسون،

72
00:03:34,298 --> 00:03:36,425
‫و متولد واشینگتن دی.سی بود

73
00:03:36,508 --> 00:03:37,927
‫و من واقعاً توی یه خونه‌‌ی...
‫[ فرانک استالونه، خواننده، آهنگساز، بازیگر ]

74
00:03:38,010 --> 00:03:39,929
‫چی بهش میگین...
‫اهل موسیقی بزرگ نشدم

75
00:03:40,012 --> 00:03:41,931
‫پدرم آرایشگر مو بود

76
00:03:42,014 --> 00:03:43,724
‫مادرم هم توی همین حرفه بود،

77
00:03:43,807 --> 00:03:45,434
‫و خونه‌مون خیلی شلوغ و آشفته بود

78
00:03:45,517 --> 00:03:47,102
‫خانواده چندان خوشبختی نبودیم

79
00:03:47,686 --> 00:03:50,105
‫یادمه یه بار به فروشگاه بلومینگدیلز رفتم،

80
00:03:50,189 --> 00:03:52,691
‫تقریباً پنج سالش بود
‫و خیلی ساکت بود

81
00:03:52,775 --> 00:03:55,778
‫پدرش به فرانکی گفت همینجا بشین و تکون نخور
‫[ جکی استالونه، مادر فرانک ]

82
00:03:55,861 --> 00:03:58,113
‫تا وقتی بهش اجازه نمی‌دادی
‫از جاش تکون نمی‌خورد

83
00:03:58,697 --> 00:04:01,116
‫وقتی رسیدم خونه،
‫فهمیدم پیشم نیست

84
00:04:01,200 --> 00:04:03,577
‫هنوز روی نیمکت توی بلومینگدیلز نشسته بود

85
00:04:03,661 --> 00:04:05,955
‫به فروشگاه برگشتم و دیدم اونجاست

86
00:04:06,038 --> 00:04:08,457
‫بخوام تعریف کنم باید بگم خیلی مودب بود

87
00:04:08,540 --> 00:04:10,042
‫پسر خوبی بد

88
00:04:10,125 --> 00:04:13,253
‫فرانکی اصلاً اذیتتون نمی‌کرد

89
00:04:13,337 --> 00:04:16,715
‫یه بچه کوچولوی خوشگل و خوب بود
‫[ آنته روآ، خاله فرانک ]

90
00:04:16,799 --> 00:04:20,469
‫موقعی که رشد می‌کرد مثل بقیه بچه‌ها بود،

91
00:04:20,552 --> 00:04:22,179
‫ولی شور و اشتیاق خاصی پیدا کرد،

92
00:04:22,262 --> 00:04:24,932
‫منظورم علاقه وافر به موسیقیه

93
00:04:25,557 --> 00:04:28,018
‫تا امروز، ملاقات با الویس پریسلی رو یادمه

94
00:04:28,102 --> 00:04:30,104
‫ناگهان اون مرد ظاهر شد

95
00:04:30,187 --> 00:04:32,231
‫من که 6 سالم بود گفتم ایول

96
00:04:32,314 --> 00:04:33,816
‫«"اه، کومپاری" رو فراموش کن، مزخرفه»

97
00:04:33,899 --> 00:04:35,401
‫«اون تموم شد. این اصل جنسه»

98
00:04:35,484 --> 00:04:38,404
‫موهاش، نگاهش، همه چیزش،

99
00:04:38,487 --> 00:04:39,822
‫بدجوری گرفتارم کرد

100
00:04:39,905 --> 00:04:41,281
‫وقتی پدر و مادرم طلاق گرفتن،

101
00:04:41,365 --> 00:04:43,117
‫از مریلند به فیلادلفیا رفتم

102
00:04:43,200 --> 00:04:45,077
‫که مثل روز و شب با هم متفاوت بودن

103
00:04:45,160 --> 00:04:47,162
‫ولی اونجا همیشه
‫آهنگای سبک دو-واپ رو می‌شنیدی

104
00:04:47,246 --> 00:04:49,206
‫مثل پلترز، سیلوئتز

105
00:04:49,289 --> 00:04:50,374
‫اونجا وسط ماجرا بودم

106
00:04:51,959 --> 00:04:52,876
‫برای همین به سمتش کشیده شدم

107
00:04:53,460 --> 00:04:55,462
‫مادرم رفته بود. خبری ازش نبود

108
00:04:55,546 --> 00:04:56,880
‫و نزدیکای کریسمس برگشت،

109
00:04:56,964 --> 00:04:59,425
‫و دوتا ساز یوکللی آورده بود

110
00:04:59,508 --> 00:05:00,926
‫می‌دونستم برادرم اصلاً استعداد موسیقی نداره،

111
00:05:01,010 --> 00:05:02,678
‫پس حدس زدم جفتش برای منه

112
00:05:02,761 --> 00:05:04,471
‫ولی در نهایت
‫برادرم یکیشو توی سرم شکست

113
00:05:04,555 --> 00:05:06,515
‫و اون آغاز پایانی برای

114
00:05:06,598 --> 00:05:09,143
‫نسخه ایتالیایی بند موسیقی برادران اورلی بود

115
00:05:09,226 --> 00:05:10,936
‫چون برادرم با اینکه خیلی بااستعداده،

116
00:05:11,020 --> 00:05:12,229
‫هیچ استعداد موسیقی نداره

117
00:05:12,312 --> 00:05:13,605
‫سعی کردن،
‫براش یه ترامپت خریدن

118
00:05:13,689 --> 00:05:14,773
‫دهانه‌ش رو با چکش خورد کرد،

119
00:05:14,857 --> 00:05:16,775
‫اصلاً این چیزا تو خونش نبود

120
00:05:16,859 --> 00:05:19,361
‫و تا 20 سال بعد نمی‌دونست برای چی ساخته شده

121
00:05:19,445 --> 00:05:21,238
‫همیشه تخس و شیطون بود

122
00:05:21,321 --> 00:05:22,948
‫من فرانک رو شکنجه می‌کردم

123
00:05:23,032 --> 00:05:25,325
‫از زدن تیر کمان به سمتش گرفته،

124
00:05:25,409 --> 00:05:28,203
‫تا گذاشتنش تو یه بشکه،
‫[ سیلوستر استالونه، برادر فرانک ]

125
00:05:28,287 --> 00:05:30,372
‫و پایین هل دادنش از یه تپه سنگی

126
00:05:30,456 --> 00:05:32,666
‫به وسط یه آزادراه در حال ساخت

127
00:05:32,750 --> 00:05:36,295
‫انگشتاش تقریباً تو میکسر سیمان قطع شد

128
00:05:36,378 --> 00:05:38,338
‫ما سر چوب درام درگیر شدیم،

129
00:05:38,422 --> 00:05:41,759
‫و من چوب رو پرت کردم طرفش
‫جوری که تو سرش گیر کرد،

130
00:05:41,842 --> 00:05:43,552
‫ولی هنوز زنده ست،
‫که بهتون نشون میده که

131
00:05:43,635 --> 00:05:45,262
‫آدم طبیعی نیست

132
00:05:45,345 --> 00:05:47,723
‫جمجمه‌ش مثل انسان‌های نئاندرتال اولیه ست

133
00:05:48,307 --> 00:05:49,933
‫یه سطل بستنی می‌خورد

134
00:05:50,017 --> 00:05:51,602
‫و می‌گفت «به بستنی من دست نزن»

135
00:05:51,685 --> 00:05:53,645
‫یه بار به سمتم بستنی پرت کرد

136
00:05:53,729 --> 00:05:58,025
‫برگشتم و با مشت زدم بهش
‫و دستم شکست

137
00:05:58,108 --> 00:06:02,029
‫رابطه‌مون همیشه همینجوری بود،

138
00:06:02,112 --> 00:06:06,200
‫من به برادرم حمله می‌کردم
‫و بعد اونو مقصر می‌دونستم

139
00:06:06,283 --> 00:06:07,993
‫همیشه روال ثابت همین بود

140
00:06:08,077 --> 00:06:09,119
‫و ثبات خیلی خوبه

141
00:06:11,205 --> 00:06:13,165
‫و بعد به مدرسه نظامی رفتم

142
00:06:13,707 --> 00:06:16,418
‫تازه جَو بیتلز من رو گرفته بود،
‫نمی‌خواستم به مدرسه نظامی برم،

143
00:06:16,502 --> 00:06:18,462
‫و موهامو از ته بزنم.
‫تحملشو نداشتم

144
00:06:18,545 --> 00:06:19,963
‫نمی‌خواستم این کارو بکنم،

145
00:06:20,047 --> 00:06:22,216
‫چون اون زمان
‫تازه هورمون‌هام درحال تغییر بودن

146
00:06:22,299 --> 00:06:24,968
‫بیتلز، رولینگ استونز،
‫کلی اتفاقات داشت می‌افتاد،

147
00:06:25,052 --> 00:06:26,261
‫ولی من موهامو کچل کرده بودم

148
00:06:26,345 --> 00:06:28,263
‫و شبیه یه احمق به تمام معنا بودم

149
00:06:28,347 --> 00:06:30,057
‫اصلاً به درد اون کار نمی‌خوردم

150
00:06:30,140 --> 00:06:31,600
‫پس اونجا رو ترک کردم و
‫به مدرسه عمومی رفتم

151
00:06:31,683 --> 00:06:33,143
‫احمق نبودم. خیلی هم باهوش بودم

152
00:06:33,227 --> 00:06:34,645
‫ولی نمی‌تونستم خودمو باهاشون وفق بدم

153
00:06:34,728 --> 00:06:36,438
‫الان بهش میگن اختلال کم‌توجهی - بیش‌فعالی

154
00:06:36,522 --> 00:06:38,190
‫ولی اون موقع می‌گفتن احمقی

155
00:06:38,273 --> 00:06:40,859
‫فکر کنم تو دوازده سال مدرسه
‫یه بار 20 گرفتم

156
00:06:40,943 --> 00:06:42,611
‫چهار سال تمام، از موسیقی دست کشیدم

157
00:06:42,694 --> 00:06:44,196
‫به سختی دبیرستان رو تموم کردم

158
00:06:44,780 --> 00:06:48,575
‫من و فرانکی در سپتامبر 1961 آشنا شدیم
‫[ گرگ کلینتون، دوست صمیمی بچگی فرانک ]

159
00:06:48,659 --> 00:06:51,161
‫من یه مجموعه طبل داشتم، ولی بیشترمون،

160
00:06:51,245 --> 00:06:53,997
‫کاری که انجام می‌دادیم
‫برای وقت گذرونی بود

161
00:06:54,081 --> 00:06:56,291
‫برای فرانکی، همه زندگی بود

162
00:06:56,375 --> 00:06:58,752
‫نمی‌تونست جلوی خودشو بگیره

163
00:06:58,836 --> 00:07:01,463
‫حس کردم داریم از هم جدا میشیم

164
00:07:01,547 --> 00:07:03,215
‫انگار که داشت ازم دور میشد و می‌رفت

165
00:07:03,298 --> 00:07:05,217
‫در مورد کارش خیلی جدی بود و من...

166
00:07:06,135 --> 00:07:08,011
‫اصلاً تو اون سن نمی‌تونستم جدی باشم

167
00:07:09,388 --> 00:07:11,056
‫یادمه تمام تابستون رو کار کردم

168
00:07:11,140 --> 00:07:13,642
‫برای 150 دلار،
‫و ناپدریم بهم گفت

169
00:07:13,725 --> 00:07:15,727
‫«اگه کار کنی، می تونی گیتار خودتو بخری»

170
00:07:15,811 --> 00:07:17,813
‫منم گفتم «باشه عالیه».
‫به سازفروشی «موسیقی خیابان هشتم» رفتم

171
00:07:17,896 --> 00:07:19,481
‫و یه گیتار بیس خریدم،

172
00:07:19,565 --> 00:07:21,441
‫ولی بهم گفت
‫«نگفتم که می‌تونی اینو بخری»

173
00:07:21,525 --> 00:07:22,776
‫و اونو ازم گرفت

174
00:07:22,860 --> 00:07:24,611
‫حتی فرصت نشد باهاش بزنم

175
00:07:24,695 --> 00:07:26,363
‫برام خیلی ویران‌کننده بود،

176
00:07:26,446 --> 00:07:28,282
‫چون خیلی افتخار می‌کردم
‫که برای خریدنش کار کردم،

177
00:07:28,365 --> 00:07:30,075
‫ولی اون گذاشتش تو کمد،

178
00:07:30,159 --> 00:07:32,244
‫و گفت «حق نداری بهش دست بزنی»
‫[ ناپدری فرانک ]

179
00:07:32,327 --> 00:07:34,538
‫گفتم خودت گفتی اگه تمام تابستون کار کنم
‫می‌تونم بخرمش

180
00:07:34,621 --> 00:07:37,082
‫وقتی شهر رو ترک کرد
‫دیگه نتونستم تحمل کنم

181
00:07:37,166 --> 00:07:39,042
‫تو اتاق جلویی

182
00:07:39,126 --> 00:07:41,128
‫همیشه تمرین می‌کردم. ولی آخرش...

183
00:07:41,211 --> 00:07:42,671
‫بعد فهمیدم که کارم با گیتار بیس افتضاحه

184
00:07:43,463 --> 00:07:44,923
‫خب، اون ناپدریش رو دوست نداشت

185
00:07:45,007 --> 00:07:46,675
‫به این دلیل ساده که ناپدریش

186
00:07:46,758 --> 00:07:49,386
‫بسیار منظم و مرتب و تمیز بود

187
00:07:49,469 --> 00:07:51,346
‫به محض اینکه به خونه می‌اومد

188
00:07:51,430 --> 00:07:53,515
‫اصرار می‌کرد فرانکی موهاش رو کوتاه کنه
‫و این بدترین چیزی بود

189
00:07:53,599 --> 00:07:54,975
‫که می‌تونی به یه نوازنده بگی

190
00:07:55,058 --> 00:07:57,477
‫برای همین زیاد باهم کنار نمی‌اومدن

191
00:07:59,104 --> 00:08:00,564
‫ولی رابطه‌ش با پدرش خیلی خوب بود

192
00:08:00,647 --> 00:08:03,192
‫پدرش اون موقع توی...

193
00:08:03,275 --> 00:08:05,360
‫فلوریدا یا واشینگتن زندگی می‌کرد

194
00:08:05,444 --> 00:08:06,737
‫هر دو جا بود

195
00:08:06,820 --> 00:08:08,530
‫و اون به خوبی با پدرش کنار می‌اومد

196
00:08:09,323 --> 00:08:11,158
‫دهه شصت دورانی داغی بود

197
00:08:11,241 --> 00:08:13,410
‫هر روز یه گروه جدید انگلیسی پیدا میشد،

198
00:08:13,493 --> 00:08:15,746
‫دیو کلارک فایو، کینکز، هو

199
00:08:15,829 --> 00:08:17,247
‫خیلی هیجان انگیر بود

200
00:08:17,331 --> 00:08:19,082
‫یه جور حمله رعدآسای گروه‌های انگلیسی بود

201
00:08:19,166 --> 00:08:21,627
‫همه فکر می‌کردن
‫اگه موهات بلند باشه انگلیسی هستی

202
00:08:21,710 --> 00:08:23,462
‫اونا لهجه فیلادلفیایی داشتن

203
00:08:23,545 --> 00:08:25,589
‫می‌گفتن «سلام عزیزم، حالت چطوره؟»

204
00:08:25,672 --> 00:08:27,841
‫منم می‌گفتم «وای خدای بزرگ»

205
00:08:27,925 --> 00:08:29,343
‫ولی دخترها فکر می‌کردن بریتانیایی هستی

206
00:08:29,426 --> 00:08:32,596
‫البته همه‌مون یه روزی بریتانیایی بودیم،

207
00:08:32,679 --> 00:08:34,097
‫خب، کار بعدی چی بود؟

208
00:08:34,181 --> 00:08:35,641
‫بیایین موهای فرانک رو صاف کنیم

209
00:08:35,724 --> 00:08:38,310
‫تماشای یه پسر که موهاش رو اتو می‌کنه
‫خیلی خنده‌داره

210
00:08:38,393 --> 00:08:40,395
‫جواب نمی‌داد.
‫داشتم پوست سرم رو می‌سوزوندم

211
00:08:40,479 --> 00:08:43,774
‫موهام از دو طرف سرم می‌ریخت پایین.
‫مثل یه سقف شده بود

212
00:08:44,107 --> 00:08:46,276
‫وحشتناک بود.
‫ولی بعد فهمیدم باید چیکار کنم

213
00:08:46,360 --> 00:08:48,904
‫اگه موهام رو می‌شستم و خیس میشد،
‫بعد کمی کرم مو بهش می‌زدم،

214
00:08:48,987 --> 00:08:52,574
‫یه توری مو روی سرم می‌کشیدم،
‫و زیر سشوار می‌نشستم،

215
00:08:52,658 --> 00:08:53,951
‫خیلی خوشگل و صاف میشد

216
00:08:54,034 --> 00:08:55,244
‫ولی دو ثانیه که روی صحنه بودم،

217
00:08:55,327 --> 00:08:56,536
‫عرق می‌کردم و همه موهام...

218
00:08:59,248 --> 00:09:02,167
‫سال 1965 حرفه‌ای شدم

219
00:09:02,251 --> 00:09:04,753
‫پسر همسایه بغلی گفت
‫«هی، می‌خوام یه مهمونی بگیرم»

220
00:09:04,836 --> 00:09:08,048
‫پس وسایلمون رو تو چمن‌هاشون گذاشتیم
‫و ساز زدیم

221
00:09:08,131 --> 00:09:09,675
‫فکر کنم بهمون 5 دلار دادن

222
00:09:09,758 --> 00:09:11,677
‫برای کل گروه و من گفتم خب،

223
00:09:11,760 --> 00:09:13,637
‫دیگه حرفه‌ای شدم. دارم پول درمیارم

224
00:09:13,720 --> 00:09:16,473
‫این اولین گروهم بود.
‫«تراژدی آمریکایی»

225
00:09:16,556 --> 00:09:19,977
‫فرانک یه هنرمند ذاتیه

226
00:09:20,060 --> 00:09:23,605
‫توانایی آواز خوندن و ارائه‌ش،
‫[ مارک هارلن، درامر گروه تراژدی آمریکایی ]

227
00:09:23,689 --> 00:09:26,441
‫و اجراش باورنکردنی بود

228
00:09:26,525 --> 00:09:29,861
‫یه تبلیغاتی بود برای یه چیزی به اسم

229
00:09:29,945 --> 00:09:31,738
‫نبرد گروه‌های موسیقی فیلادلفیا،
‫[ مایک برفورد، گیتاریست گروه ]

230
00:09:31,822 --> 00:09:33,615
‫که در سراسر فیلادلفیا برگزار میشد

231
00:09:33,699 --> 00:09:36,576
‫شنیده بودم حدود 300 گروه موسیقی بودن

232
00:09:36,660 --> 00:09:38,120
‫و رقابت شدید بود

233
00:09:38,203 --> 00:09:40,080
‫ولی ما بین همه گروه‌ها دوم شدیم

234
00:09:40,163 --> 00:09:41,790
‫که تقدیر و تشکر باارزشی برامون بود

235
00:09:41,873 --> 00:09:43,000
‫خیلی خوش گذشت

236
00:09:44,084 --> 00:09:45,919
‫برادرم یه روز مدیر برنامه‌هام بود

237
00:09:46,003 --> 00:09:47,504
‫توی گروه تراژدی آمریکایی

238
00:09:47,587 --> 00:09:50,507
‫ما به دیدن گروهی
‫به اسم نام سول تستیکز رفتیم،

239
00:09:50,590 --> 00:09:52,551
‫و سیلوستر گفت
‫«آره، این همون کاریه که باید بکنین»

240
00:09:52,634 --> 00:09:54,386
‫بچه بودیم، حتی هنوز نمی‌تونین رانندگی کنیم

241
00:09:54,469 --> 00:09:56,722
‫یه روز دوست برادرم گفت

242
00:09:56,805 --> 00:09:58,015
‫«مدیر برنامه‌هاتون کیه؟»

243
00:09:58,098 --> 00:10:00,058
‫پس برادرم با یه نفر تماس گرفت

244
00:10:00,642 --> 00:10:03,395
‫تست دادیم و ساز زدیم.
‫طرف گفت «آره کارتون خیلی خوبه»

245
00:10:03,478 --> 00:10:04,730
‫«ولی باید لباس مخصوص تهیه کنین»

246
00:10:04,813 --> 00:10:07,274
‫لباس‌هامون
‫شلوار چهارخونه دمپاگشاد بود

247
00:10:07,357 --> 00:10:09,568
‫با یقه اسکی‌های نارنجی

248
00:10:09,651 --> 00:10:12,154
‫ولی چرا باید یه ژاکت یقه اسکی بخری

249
00:10:12,237 --> 00:10:14,865
‫تا با شلوارهای چهارخونه
‫زنده اجرا کنی؟

250
00:10:16,867 --> 00:10:19,453
‫- وای خدای من
‫- چطوری! مایک!

251
00:10:19,536 --> 00:10:21,997
‫فرانکی به دنبال چیزی بزرگتر از محله بود
‫[ دیدار اعضای گروه بعد از 50 سال ]

252
00:10:22,080 --> 00:10:23,582
‫وقتش بود که پیشرفت کنه

253
00:10:23,665 --> 00:10:24,958
‫وقتش بود از اونجا بزنه بیرون

254
00:10:25,042 --> 00:10:26,626
‫و ما بودیم که کمکش کردیم بهش برسه

255
00:10:26,710 --> 00:10:28,545
‫ما باعث شروع کارش بودیم،
‫و بهش افتخار می‌کنم

256
00:10:28,628 --> 00:10:30,047
‫فکر کنم گروهمون به این موضوع افتخار می‌کنه
‫[ مایک بارتوسیویچ، کیبوردیست گروه ]

257
00:10:30,130 --> 00:10:32,758
‫ما، همه افتخار می‌کنیم که بگیم

258
00:10:33,175 --> 00:10:34,718
‫«هی، ما فرانک استالونه رو می‌شناسیم»

259
00:10:34,801 --> 00:10:36,636
‫وقتی هیچکس نمی‌شناختش
‫ما می‌شناختیمش

260
00:10:36,720 --> 00:10:38,263
‫که برخلاف ما چقدر خوب می‌تونست بخونه،

261
00:10:38,347 --> 00:10:40,098
‫و بارها و بارها اینو ثابت کرده

262
00:10:41,183 --> 00:10:43,352
‫بعد با دوستم، آلن روزنبلوم آشنا شدم

263
00:10:43,435 --> 00:10:44,936
‫نمی‌دونستم گیتار می زنه،
‫ولی بعد شنیدم که

264
00:10:45,020 --> 00:10:47,147
‫آلن روزنبلوم خیلی خوب گیتار می‌زنه

265
00:10:47,230 --> 00:10:48,523
‫برای همین من و آلن دور هم جمع شدیم

266
00:10:48,607 --> 00:10:49,941
‫و اولین گروه ولنتاین رو تشکیل دادیم

267
00:10:50,984 --> 00:10:52,944
‫چرا اسمم رو به ولتناین تغییر دادم؟

268
00:10:53,028 --> 00:10:54,988
‫چون پول نداشتم.
‫فقط تونستم یه کمربند وسترنی بخرم،

269
00:10:55,072 --> 00:10:56,698
‫که با خط وسترنی

270
00:10:56,782 --> 00:10:58,450
‫اسم ولنتاین روش حکاکی شده بود

271
00:10:58,533 --> 00:11:00,869
‫گفتم «لعنت مرد، می‌خوام این کمربند رو ببندم»

272
00:11:00,952 --> 00:11:02,537
‫«پس اسمم رو به ولنتاین تغییر میدم»

273
00:11:03,372 --> 00:11:04,956
‫اون کمربند تنها کمربندم بود

274
00:11:05,040 --> 00:11:06,833
‫پشتش نوشته بود ولنتاین،

275
00:11:06,917 --> 00:11:08,919
‫و نمی‌خواستم مدام به مردم توضیحش بدم

276
00:11:09,002 --> 00:11:12,297
‫ولنتاین یه گروه کاملاً معروف از مرکز فیلیادلفیا بود
‫[ آلن آوراهام روزنبلوم ]

277
00:11:12,381 --> 00:11:14,132
‫همه آهنگ‌هامون رو خودمون می‌نوشتیم

278
00:11:14,216 --> 00:11:15,884
‫یه مجموعه عالی از آهنگ‌های اوریجینال داشتیم

279
00:11:15,967 --> 00:11:17,511
‫چند تا فرانک داشت و چند تا من داشتم

280
00:11:17,594 --> 00:11:19,012
‫چند تا هم باهم نوشتیم

281
00:11:19,554 --> 00:11:24,393
♪ Fifty pages set
the stage to succeed to... ♪

282
00:11:24,476 --> 00:11:26,311
‫نوازنده بیس گفت «یه پسری رو می‌شناسم»

283
00:11:26,395 --> 00:11:29,189
‫«به اسم داریل هال،
‫که خیلی خوب کیبورد می‌زنه»

284
00:11:29,272 --> 00:11:30,857
‫و خیلی هم خوشتیپ بود

285
00:11:30,941 --> 00:11:33,527
‫درحالی که تمرین می‌کردیم
‫از پله‌ها اومد پایین،

286
00:11:33,610 --> 00:11:35,487
‫اونجا نشست و بهمون گوش داد

287
00:11:35,570 --> 00:11:37,572
‫و لبخندی زد و گفت «وای پسر»

288
00:11:37,656 --> 00:11:39,574
‫«شماها خیلی عالی ساز می‌زنین»
‫خیلی پسر خوبی بود

289
00:11:39,658 --> 00:11:42,077
‫و توی یه گروه موسیقی کافه‌ای موفق ساز می‌زد

290
00:11:42,160 --> 00:11:44,329
‫که آخر هفته‌ها تمام مدت کار می‌کرد
‫و پول خوبی در می‌آورد

291
00:11:44,413 --> 00:11:46,623
‫ما هیچ درآمدی نداشتیم.
‫یه جورایی کل هزینه‌ها رو اون می‌داد

292
00:11:46,706 --> 00:11:48,250
‫ولی واقعاً خوب بود. و بعدش...

293
00:11:48,333 --> 00:11:49,709
‫من رو از گروه خودم بیرون انداختن

294
00:11:49,793 --> 00:11:51,461
‫به دلایلی.
‫یه آدم بی‌نظم شده بودم

295
00:11:52,045 --> 00:11:53,922
‫بعضی‌وقتا حس و حالش عوض میشد،

296
00:11:54,005 --> 00:11:55,924
‫و وقتی بالاخره برای تمرین پیداش میشد،

297
00:11:56,007 --> 00:11:57,342
‫یه ساعت تاخیر داشت

298
00:11:57,426 --> 00:11:59,136
‫تصمیم گرفتیم که فرانک باید بره

299
00:11:59,594 --> 00:12:01,847
‫حتی اگه یه پست‌فطرت می‌شدم...

300
00:12:01,930 --> 00:12:04,141
‫می‌دونین، وقتی گروه...

301
00:12:04,224 --> 00:12:06,726
‫وقتی از گروه انداختیمش بیرون، ولمون نکرد

302
00:12:06,810 --> 00:12:08,645
‫دوستیمون براش معنای زیادی داشت

303
00:12:08,728 --> 00:12:10,230
‫اگه مجبوری یه دوست داشته باشی،

304
00:12:10,897 --> 00:12:12,274
‫دوستی مثل فرانک استالونه داشته باش

305
00:12:13,066 --> 00:12:16,653
‫و بعد وارد دوران بد تک نفره کار کردن شدم،

306
00:12:16,736 --> 00:12:18,447
‫برای خریدن یه ماهی ساز می‌زدم

307
00:12:18,530 --> 00:12:20,323
‫جدی میگم، یه شب در ازای یه ماهی دودی
‫آهنگ خوندم

308
00:12:20,407 --> 00:12:22,159
‫چون داشتم از گرسنگی می‌مردم

309
00:12:22,242 --> 00:12:25,245
‫از حملات شدید عصبی رنج می‌بردم،

310
00:12:25,328 --> 00:12:27,414
‫و نمی‌دونستم چی‌ان.
‫فکر می‌کردم کاملاً دیوونه شدم

311
00:12:27,497 --> 00:12:30,375
‫هر چهار دقیقه یه بار
‫دچار حمله عصبی میشدم

312
00:12:30,459 --> 00:12:32,127
‫داشتم حرف می‌زدم ولی یهو...

313
00:12:32,210 --> 00:12:33,253
‫وحشتناک بود

314
00:12:33,879 --> 00:12:36,047
‫من تو یه ایستگاه رادیویی کار می‌کردم،

315
00:12:36,131 --> 00:12:39,217
‫و فرانک یه نمونه ضبط شده از صداش داشت

316
00:12:39,301 --> 00:12:40,927
‫رفتیم توی اتاق ضبط

317
00:12:41,011 --> 00:12:43,555
‫جایی که مهندس صدا بود و اجراش کرد

318
00:12:43,638 --> 00:12:45,515
‫گفت «بچه بذار یه چیزی بهت بگم»

319
00:12:45,599 --> 00:12:46,850
‫گفت «وقتت رو تلف نکن»

320
00:12:46,933 --> 00:12:48,268
‫«هیچوقت موفق نمیشی»

321
00:12:48,351 --> 00:12:50,562
‫من به خودم گفتم «ای لعنت»

322
00:12:51,688 --> 00:12:53,482
‫مدیر برنامه‌هام در اون زمان گفت

323
00:12:53,565 --> 00:12:55,358
‫«یه کاری برات پیدا کردم
‫توی پورتلند ایالت مِین»

324
00:12:55,442 --> 00:12:57,944
‫گفتم چی؟
‫یه برنامه توی پورتلند برام پیدا کردی؟

325
00:12:58,028 --> 00:13:00,113
‫یه گروه داشتیم که توی کافه‌ها می‌زدیم

326
00:13:00,197 --> 00:13:02,782
‫توی ماریسویل فیلادلفیا
‫و اسمش گروه موزها بود

327
00:13:02,866 --> 00:13:05,285
‫با یه ون فورد اکولونولاین رفتیم

328
00:13:05,368 --> 00:13:06,495
‫هیچ پولی نداشتیم

329
00:13:06,578 --> 00:13:07,913
‫هر چی داشتن باهاش حشیش خریده بودن

330
00:13:08,371 --> 00:13:09,956
‫گفتم «پس حالا باید چه غلطی بکنیم؟»

331
00:13:10,040 --> 00:13:11,666
‫«قراره تا پورتلند رانندگی کنیم»

332
00:13:11,750 --> 00:13:12,834
‫دوستم گفت «غمت نباشه، اون با من»

333
00:13:12,918 --> 00:13:14,294
‫رفتیم و کلاب رو که دیدیم گفتیم

334
00:13:14,377 --> 00:13:16,254
‫«ایول پسر، چه خفن. عالیه»

335
00:13:16,338 --> 00:13:18,215
‫یه نفر اونجا گفت «از چی حرف می‌زنین؟»

336
00:13:19,132 --> 00:13:20,675
‫گفتیم «ما گروه موز هستیم»

337
00:13:20,759 --> 00:13:22,886
‫اونم گفت «اصلاً نمی‌دونم از چی حرف می‌زنین»

338
00:13:23,678 --> 00:13:25,931
‫من گفتم «جدی میگین؟ ما این همه راه»

339
00:13:26,014 --> 00:13:29,392
‫«از ترنتون، نیوجرسی تا پورتلند، مین اومدیم
‫و هیچ برنامه‌ای نیست؟»

340
00:13:29,476 --> 00:13:32,562
‫وسط زمستون بود.
‫و بدجوری حالمون خراب بود،

341
00:13:32,646 --> 00:13:34,356
‫گفتم وایستیم و یه هات داگ بخریم

342
00:13:34,439 --> 00:13:36,691
‫و سه قسمتش کنیم.
‫خلاصه هرجور شده تونستیم برگردیم

343
00:13:36,775 --> 00:13:38,944
‫اون گروه از هم پاشید. و بعدش من

344
00:13:39,027 --> 00:13:40,820
‫ولنتاین 2 رو تشکیل دادم

345
00:13:40,904 --> 00:13:43,323
‫گفتم «جان اوتس رو هم داریم، عالیه»

346
00:13:43,406 --> 00:13:45,951
‫وقتی برای اولین تمرین با گروه اومدم،

347
00:13:46,034 --> 00:13:49,079
‫بلافاصله فهمیدم که فرانک نیروی گروه بود

348
00:13:49,162 --> 00:13:52,165
‫شخصیتش این بود. کاریزمای زیادی داشت
‫[ جان اوتس، گیتاریست ]

349
00:13:52,249 --> 00:13:54,626
‫حضورش خیلی تو چشم بود
‫و صدای فوق‌العاده‌ای داشت

350
00:13:54,709 --> 00:13:56,670
‫و خوش‌قیافه بود.
‫اون همیشه نگران این بود

351
00:13:56,753 --> 00:13:58,547
‫که چطور به نظر می‌رسه

352
00:13:58,630 --> 00:14:00,340
‫از نظر نحوه لباس پوشیدن و ظاهرش

353
00:14:00,423 --> 00:14:03,260
‫به نظرم نسبت به اون گروه هیپی که داشتیم

354
00:14:03,343 --> 00:14:05,011
‫یه نوع رویکرد حرفه‌ای داشت

355
00:14:05,095 --> 00:14:07,764
‫همیشه می‌خواست یه کاری بکنه.
‫یادمه روز،

356
00:14:07,847 --> 00:14:10,850
‫اومد داخل و خودشو با پنکیک آرایش کرده بود
‫و من نتونستم دلیلش رو بفهمم،

357
00:14:10,934 --> 00:14:13,019
‫چون داشتیم توی یه کلیسا تمرین می‌کردیم

358
00:14:13,103 --> 00:14:15,355
‫خیلی عجیب بود،
‫ولی همچین اخلاقی داشت

359
00:14:15,438 --> 00:14:17,357
‫این جور کارهای نمایشی رو می‌کرد

360
00:14:17,440 --> 00:14:19,025
‫انگار همیشه داشت نقش بازی می‌کرد

361
00:14:19,109 --> 00:14:20,360
‫فرانک همیشه رو صحنه بود

362
00:14:21,444 --> 00:14:23,572
‫یه اجرای بزرگ توی کارخونه برق داشتیم،

363
00:14:23,655 --> 00:14:26,283
‫که در دهه 60 یه کلاب راک محبوب
‫توی فیلادلفیا بود

364
00:14:26,366 --> 00:14:28,159
‫اون به نوعی قطعه خداحافظی‌مون بود

365
00:14:28,243 --> 00:14:30,370
‫فکر کنم اون برنامه رو اجرا کردیم و
‫بعدش دیگه تموم شد

366
00:14:30,453 --> 00:14:32,455
‫و همون موقع بود که من و داریل
‫با هم مشغول شدیم

367
00:14:34,374 --> 00:14:36,585
‫توی نیویورک پیش برادرم می‌موندم.
‫یه آشغالدونی داشتیم

368
00:14:36,668 --> 00:14:37,961
‫فرانک رفت دم پنجره

369
00:14:38,044 --> 00:14:39,296
‫و گفت اشکالی نداره اینجا زندگی کنم؟

370
00:14:39,379 --> 00:14:40,672
‫ماهی 72 دلار اجاره‌ش بود،

371
00:14:40,755 --> 00:14:43,258
‫و اتاق کناریم خالی بود

372
00:14:43,341 --> 00:14:46,219
‫و درست کنار خونه برادرم بود.
‫درها چسبیده بودن به هم

373
00:14:46,303 --> 00:14:49,014
‫فقط یه دیوار بینمون بود.
‫مثل سوراخ موش بودن

374
00:14:49,097 --> 00:14:51,600
‫گفتم چطوره یه بیل برداریم

375
00:14:51,683 --> 00:14:53,351
‫و یه سوراخ تو دیوار ایجاد کنیم

376
00:14:53,435 --> 00:14:54,978
‫یه سوراخ داشت که می‌تونست ازش رد بشه

377
00:14:55,061 --> 00:14:57,564
‫و از اون آپارتمان کوفتی که بهش تعلق نداشت،

378
00:14:57,647 --> 00:14:59,983
‫بیاد به آپارتمان من و آمد و رفت کنه

379
00:15:00,066 --> 00:15:02,444
‫و شاید یه سری کارهای مزخرف می‌کردم،

380
00:15:02,527 --> 00:15:03,612
‫ولی واقعاً معصوم بودم

381
00:15:03,695 --> 00:15:04,654
‫مواد نمی‌زدم

382
00:15:04,738 --> 00:15:05,572
‫با کسی رابطه نداشتم

383
00:15:05,655 --> 00:15:06,615
‫هیچی نمی‌دونستم

384
00:15:07,365 --> 00:15:10,410
‫فکر کنم تو 5 سال فقط یه بار با دختر بودم

385
00:15:10,493 --> 00:15:13,330
‫فقط روی کاری که می‌کردم متمرکز بودم

386
00:15:13,413 --> 00:15:15,332
‫و دخترها نمی‌خواستن باهام باشن.
‫هیچ پولی نداشتم

387
00:15:15,832 --> 00:15:18,627
‫یه جا توی خیابون 85 بود
‫به اسم کنی کستویز

388
00:15:18,710 --> 00:15:22,339
‫رفتم داخل و یه نفر روی صحنه بود
‫که یه کلاه سرش بود

389
00:15:25,467 --> 00:15:27,093
‫گروه ای استریت بودن

390
00:15:27,177 --> 00:15:29,929
‫بروس اسپرینگستین بود که
‫داشت روزالیتا رو می‌خوند

391
00:15:30,013 --> 00:15:31,848
‫و بعد از اونا من باید اجرا می‌کردم

392
00:15:31,931 --> 00:15:34,142
‫مثل این بود که بعد از اجرای بیتلز
‫نمایش عروسکی داشته باشی

393
00:15:34,225 --> 00:15:37,270
‫روی اون پارچه بزرگی
‫که نصب کرده بودن نوشته بود

394
00:15:37,354 --> 00:15:42,442
‫«امشب، بروس اسپرینگستین و لنتاین»

395
00:15:42,901 --> 00:15:44,235
‫خدایا، کاش عکسی ازش داشتم!

396
00:15:44,819 --> 00:15:47,113
‫همون موقع بود که به فلوریدا رفتم

397
00:15:47,197 --> 00:15:49,616
‫رفتم یه جایی که اسمش «فید بگ» بود

398
00:15:49,699 --> 00:15:52,911
‫همون موقع بود که یه نفر بهم روانگردان داد

399
00:15:52,994 --> 00:15:54,579
‫و یهو منو گرفت

400
00:15:54,663 --> 00:15:56,164
‫گفتم هی چیکار می‌کنین رفقا؟

401
00:16:00,877 --> 00:16:02,879
‫داشتم این کارو می‌کردم
‫که دسته گیتار کش اومد

402
00:16:02,962 --> 00:16:05,548
‫دسته گیتار 6 متر کش اومده بود

403
00:16:09,260 --> 00:16:13,640
‫گیتار رو بدجوری از کوک خارج کردم،

404
00:16:13,723 --> 00:16:16,518
‫ولی دستم به دسته‌ش نمیرسید،
‫خیلی دراز شده بود

405
00:16:16,601 --> 00:16:19,104
‫همونجا برنامه تموم شد.
‫اصلاً نتونستم بخونم

406
00:16:19,187 --> 00:16:20,563
‫گفتن «ممنون ولنتاین»

407
00:16:20,647 --> 00:16:22,399
‫«ازت متشکریم داداش، دمت گرم»

408
00:16:22,482 --> 00:16:24,401
‫منم گفتم «ولی نتونستم کوکش کنم»

409
00:16:24,484 --> 00:16:26,027
‫گفتن «یه روز دیگه»

410
00:16:26,111 --> 00:16:27,904
‫آخرین کاری که می‌خواستم بکنم

411
00:16:27,987 --> 00:16:29,531
‫انجام کاری بود که باعث گسترش ذهن بشه

412
00:16:29,614 --> 00:16:31,616
‫می‌دونین، ذهنم به اندازه کافی
گسترش یافته بود

413
00:16:32,283 --> 00:16:34,327
‫پس مدتی در فلوریدا اجرا کردم
‫و بعد گفتم

414
00:16:34,411 --> 00:16:36,287
‫«خیلی‌خب، باید برگردم به نیویورک»

415
00:16:36,371 --> 00:16:37,914
‫«برمی‌گردم و انتقامم رو می‌گیرم»

416
00:16:38,581 --> 00:16:40,667
‫و باورنکردنی‌ترین کاری که تاحالا انجام دادم،

417
00:16:40,750 --> 00:16:44,254
‫برای بستن قرارداد ضبط
‫از صدای یه نفر دیگه استفاده کردم

418
00:16:44,879 --> 00:16:47,298
‫آهنگی بود که جودی،
‫نوازنده گیتار بیس من خونده بودش

419
00:16:47,382 --> 00:16:49,300
‫و به نظرم خیلی خوب بود

420
00:16:49,384 --> 00:16:51,678
‫می‌رفتم پیش بقیه و می‌گفتم نظرتون چیه؟

421
00:16:51,761 --> 00:16:54,556
‫اونا هم می‌گفتن
‫«وای این عالیه. باید دوباره ضبطش کنی»

422
00:16:54,639 --> 00:16:56,933
‫ولی صدای جودی بود
‫و می‌گفتم صدای خودمه

423
00:16:57,016 --> 00:16:59,436
‫البته به جایی نرسید

424
00:16:59,519 --> 00:17:01,646
‫جودی گفت «من نیویورک‌ام.
‫بیا اینجا رفیق. خونه چند تا دخترم»

425
00:17:01,730 --> 00:17:03,773
‫گفتم «چطوره یه گروه با هم بزنیم؟»

426
00:17:03,857 --> 00:17:06,401
‫گفتم «این دخترها رو بیخیال شو»

427
00:17:06,484 --> 00:17:08,528
‫دخترها گفتن
‫«هی، میریم بیرون یه کم غذا بخریم»

428
00:17:08,611 --> 00:17:11,239
‫«زود برمی‌گردیم»
‫ما هم از اونجا فرار کردیم

429
00:17:11,322 --> 00:17:13,616
‫پریدیم تو یه تاکسی.
‫گفتیم «میریم ترنتون»

430
00:17:13,700 --> 00:17:15,702
‫و به دوستم باب تانگریا زنگ زدم،

431
00:17:15,785 --> 00:17:17,662
‫چون یه خواننده و نوازنده گیتار عالی بود

432
00:17:17,746 --> 00:17:19,622
‫گفتم «یه گروه جمع کردم به اسم ولنتاین،»

433
00:17:19,706 --> 00:17:21,583
‫«و می‌خوایم سه تا از بهترین خواننده‌هایی
‫که می‌شناسم رو جمع کنم»

434
00:17:21,666 --> 00:17:24,419
‫«و با هم گروه رو شکل بدیم»
‫پس شد جودی،

435
00:17:24,502 --> 00:17:26,796
‫بابی و من. فقط تو یه شب

436
00:17:27,672 --> 00:17:30,383
‫اون دخترها احتمالاً
‫هنوز تو بقالی داشتن خرید می‌کردن

437
00:17:30,467 --> 00:17:33,762
‫ما ولنتاین رو تشکیل دادیم،
‫و مدیر برنامه هم داشتیم،

438
00:17:33,845 --> 00:17:36,598
‫رابین گارب و بیل رینگ.
‫اونا مدیر برنامه‌هامون بودن

439
00:17:36,681 --> 00:17:38,850
‫اونا شرکتی داشتن به اسم هنرمندان معراج،
‫[ باب تانگریا، گیتاریست ولنتاین ]

440
00:17:39,350 --> 00:17:42,270
‫و یه قرارداد برامون امضا کردن،

441
00:17:42,353 --> 00:17:45,482
‫و تو کلاب‌های محلی شروع به کار کردیم

442
00:17:45,565 --> 00:17:48,526
‫توی کنی کستویز اجرا می‌کردیم،
‫برادرم هم اونجا بود،

443
00:17:48,610 --> 00:17:50,236
‫ورودیش 2.5 دلار بود

444
00:17:50,320 --> 00:17:52,155
‫می‌گفت «کار و بارتون ردیفه»

445
00:17:52,238 --> 00:17:53,948
‫می‌گفتم «آره، همه طرفدارمونن»

446
00:17:54,032 --> 00:17:55,200
‫ورودیش 2.5 دلار بود،

447
00:17:55,283 --> 00:17:56,910
‫که نشون میده
‫چقدر اوضاعش خوب بود

448
00:17:57,786 --> 00:18:00,538
‫بعدش رفتیم به نیوجرسی.
‫و توی این کلاب 130 شب برنامه داشتیم،

449
00:18:00,622 --> 00:18:03,666
‫و هر چهارشنبه اونجا پر از جمعیت بود

450
00:18:03,750 --> 00:18:05,710
‫من خیلی به دیدن اون بچه‌ها رفتم.
‫رفتم فیلادلفیا دیدمش.

451
00:18:05,794 --> 00:18:07,587
‫رفتم یه جایی به اسم چارلیز آنکل و دیدمش
‫[ ریچی سامبورا، برنده گرمی ]

452
00:18:07,670 --> 00:18:09,964
‫توی برانویسک و... فکر کنم که

453
00:18:10,048 --> 00:18:11,883
‫چند جایی هم
‫توی نیویورک دیدمش و...

454
00:18:12,759 --> 00:18:14,886
‫همیشه کلی سرگرم‌کننده و هیجان‌انگیز بود

455
00:18:15,553 --> 00:18:17,388
‫یه شب نوازنده کمکی‌شون بودم

456
00:18:17,472 --> 00:18:20,058
‫انقدر خوب بودن که به یه بچه 18 ساله
‫فرصت می‌دادن بیاد و ساز بزنه،

457
00:18:20,141 --> 00:18:22,268
‫من رو خبر می‌کردن و هرچند وقت یه بار
‫باهاشون ساز می‌زدم

458
00:18:22,352 --> 00:18:23,728
‫برام واقعاً خیلی باارزش بود

459
00:18:23,812 --> 00:18:25,980
‫واقعاً میگم.
‫می‌رفتم اون بالا و چند تا آهنگ می‌زدم

460
00:18:26,064 --> 00:18:27,524
‫می‌دونین؟ اوقات خوشی بود

461
00:18:28,399 --> 00:18:29,776
‫مدیر برنامه‌هام گفت

462
00:18:29,859 --> 00:18:31,486
‫«بالاخره براتون یه قرارداد
‫با شرکت پولی‌گرام امضا کردیم»

463
00:18:31,569 --> 00:18:34,405
‫«و قراره برای ضبط به کالیفرنیا بریم»

464
00:18:34,489 --> 00:18:37,992
‫همه خیلی هیجان‌زده بودن
‫که ولنتاین قرارداد بسته بود

465
00:18:38,076 --> 00:18:41,287
‫ولی بهم زنگ زدن و گفتن معامله فسخ شده

466
00:18:41,371 --> 00:18:42,956
‫گفتم ببخشید؟

467
00:18:43,540 --> 00:18:46,584
‫گفت «دیگه قراردادی نیست.
به کالیفرنیا نمیریم»

468
00:18:46,668 --> 00:18:49,546
‫گفتم «یه لحظه وایسا،»

469
00:18:49,629 --> 00:18:52,423
‫دیشب، صد نفر آدم بودن،
‫جشن سفر گرفتیم، با کلی نوشیدنی

470
00:18:52,841 --> 00:18:54,801
‫تمام برنامه‌هامون رو لغو کردیم

471
00:18:54,884 --> 00:18:57,470
‫و داری میگی الان که دم درم،

472
00:18:57,554 --> 00:19:00,139
‫تا برم فرودگاه، برنامه لغو شده؟

473
00:19:00,223 --> 00:19:02,225
‫این اتفاق باعث میشه اکثر مردم بگن

474
00:19:02,308 --> 00:19:04,185
‫«می‌دونی چیه؟ دیگه بریدم»

475
00:19:04,269 --> 00:19:06,062
‫ولی ما جا نزدیم، قوی‌تر و قوی‌تر شدیم

476
00:19:06,980 --> 00:19:10,024
‫بعد در سال 1975 یه تماس از برادرم داشتم

477
00:19:10,108 --> 00:19:13,111
‫برادرم داشت به کالیفرنیا نقل مکان می‌کرد

478
00:19:13,653 --> 00:19:17,156
‫می‌خواست یه فیلم کوچیک رو
‫شروع کنه به اسم راکی

479
00:19:17,240 --> 00:19:20,034
‫و گفت «یه آهنگ لازم دارم»

480
00:19:20,118 --> 00:19:22,996
‫چرا به من زنگ زد؟
‫چون هیچ بودجه‌ای نداشت

481
00:19:23,496 --> 00:19:25,915
‫یادمه نشسته بودم و می‌خوندم...
‫ تو رو برمی‌گردونم

482
00:19:25,999 --> 00:19:28,585
‫با گیتارم می‌زدم و
‫به یه چیز دیگه فکر می‌کردم

483
00:19:29,168 --> 00:19:31,880
‫و در نهایت یه آهنگ نوشتم

484
00:19:31,963 --> 00:19:34,090
‫به گروه گفتم «گوش کنین برادرم داره...»

485
00:19:34,173 --> 00:19:36,467
‫«یه فیلم در مورد بوکس می‌سازه»

486
00:19:37,552 --> 00:19:39,345
‫ولی گفتن
‫«مطمئن نیستیم بخوایم این کارو بکنیم»

487
00:19:39,429 --> 00:19:41,180
‫«امشب داریم 140 دلار در میاریم»

488
00:19:41,264 --> 00:19:42,932
‫پولی که بین 5 نفر تقسیم می‌شد

489
00:19:43,016 --> 00:19:46,019
‫5 نفر و 140 دلار.
‫که 20 درصدش رو مدیر برنامه می‌برد،

490
00:19:46,102 --> 00:19:48,688
‫پس 28 دلارش کم میشد

491
00:19:48,771 --> 00:19:52,734
‫و 112 دلار تقسیم به 5 میشد.
‫پس شب بزرگی بود

492
00:19:52,817 --> 00:19:55,111
‫یه سالن بولینگ بود که یه صحنه هم داشت

493
00:19:55,194 --> 00:19:57,739
‫و کلی دختر هم می‌اومدن اونجا.
‫دوباره بهم زنگ زدن،

494
00:19:57,822 --> 00:19:59,949
‫سیلوستر بود و گفت
‫«آره می‌تونیم 140 دلار بهتون بدیم»

495
00:20:00,033 --> 00:20:01,618
‫گفتم «خب الانش هم 140 دلار می‌گیریم»

496
00:20:01,701 --> 00:20:03,453
‫گفت «نه، به هر کدوم 140 دلار»

497
00:20:03,536 --> 00:20:04,537
‫گفتیم ببخشید؟

498
00:20:05,079 --> 00:20:06,706
‫این میشه حقوق یه ماهمون

499
00:20:07,290 --> 00:20:08,958
‫خیلی باحال بود. همه باهم،

500
00:20:09,042 --> 00:20:10,752
‫سوار ون رفتیم اونجا،
‫یه کم علف دود کردیم

501
00:20:10,835 --> 00:20:12,045
‫و کنار سطل‌های آشغال وایسادیم

502
00:20:12,128 --> 00:20:13,171
‫و آهنگ «تو رو برمی‌گردونم» رو خوندیم

503
00:20:13,254 --> 00:20:14,297
‫[ راکی، 1976 ]

504
00:20:14,964 --> 00:20:17,467
♪ Do do do do
Take you back ♪

505
00:20:17,550 --> 00:20:20,053
‫توی هتل چند تا تریلر نشونم دادن،

506
00:20:20,136 --> 00:20:22,263
‫از چیزایی که فیلم گرفته بودن.
‫واقعاً بودجه‌شون کم بود

507
00:20:22,347 --> 00:20:24,515
‫یه هتل ارزون بود و یادمه که

508
00:20:24,599 --> 00:20:26,559
‫جان اویلدسون، کارگردان فیلم هم اونجا بود

509
00:20:26,643 --> 00:20:28,895
‫و برادرم و چند نفر دیگه،

510
00:20:28,978 --> 00:20:30,146
‫داشتن به برنامه روزانه نگاه می‌کردن.
‫من گفتم

511
00:20:30,229 --> 00:20:32,231
‫«رفیق، واقعاً خیلی باحاله»

512
00:20:32,315 --> 00:20:34,025
‫یه احساس خوبی داشتم

513
00:20:34,108 --> 00:20:36,152
‫حتی با اینکه داشتن
‫توی خیابون فیلمبرداری کنن،

514
00:20:36,235 --> 00:20:38,071
‫حس خوبی در موردش داشتم

515
00:20:38,154 --> 00:20:39,989
‫می‌دونین یه احساس قلبیه.
‫نمی‌تونم توضیحش بدم

516
00:20:40,073 --> 00:20:41,824
‫چون هنوز فیلم رو ندیده بودم

517
00:20:41,908 --> 00:20:44,452
‫ولی فقط ایده‌ش خیلی باحال بود

518
00:20:44,535 --> 00:20:46,871
‫حال و هوایی که داشت خیلی خوب بود

519
00:20:46,955 --> 00:20:48,873
‫وقتی راکی در حال فیلمبرداری بود،

520
00:20:48,957 --> 00:20:51,376
‫من کم و بیش دور و بر پروژه بودم

521
00:20:52,126 --> 00:20:54,671
‫و تونستم توی چند تا از جلسه‌ها باشم
‫[ بیل کانتی، آهنگساز راکی ]

522
00:20:54,754 --> 00:20:55,922
‫چند تا صحنه رو فیلمبرداری کرده بودن

523
00:20:56,631 --> 00:20:59,717
‫کامل نبود، فقط چند تا تیکه بود

524
00:20:59,801 --> 00:21:03,596
‫و بعد «تو رو برمی‌گردونم» رو دیدم و گفتم

525
00:21:03,680 --> 00:21:06,057
‫«این چطور اومده اینجا؟ این دیگه چیه؟»

526
00:21:06,140 --> 00:21:07,725
‫«رفیق، واقعاً خوبه. خوشم اومد»

527
00:21:07,809 --> 00:21:10,687
‫گفتن «آره، کار برادر سیلوستره»

528
00:21:10,770 --> 00:21:13,106
‫گفتم «واقعاً؟ نمی‌دونستم»

529
00:21:13,189 --> 00:21:15,858
‫و این آشنایی من با فرانک
‫به عنوان یه خواننده بود

530
00:21:15,942 --> 00:21:18,987
‫فرانک تمام استعدادهای سیلوستر رو داشت

531
00:21:19,070 --> 00:21:22,365
‫فرانک اون خیابون‌ها رو می‌شناخت،
‫و هر گوشه‌ایش آواز خونده بود،

532
00:21:22,448 --> 00:21:24,409
‫و آواز دسته‌جمعی کلیسا هم بلد بود

533
00:21:24,492 --> 00:21:26,786
‫بنابراین برای اون کار

534
00:21:26,869 --> 00:21:30,081
‫به شدت اصیل و قابل اعتماد بود

535
00:21:30,164 --> 00:21:33,459
‫و رابطه‌ای که تو فیلم بین ما بود،

536
00:21:33,543 --> 00:21:35,962
‫مثلاً دیالوگ «سلام، ولگرد اسکله»

537
00:21:36,045 --> 00:21:37,046
‫«یه کاری برای خودت پیدا کن، ولگرد»

538
00:21:37,130 --> 00:21:38,798
‫رابطه واقعی ما بود

539
00:21:38,881 --> 00:21:41,259
‫ما همیشه به همدیگه تیکه مینداختیم

540
00:21:41,342 --> 00:21:42,468
‫- سلام
‫- سلام

541
00:21:43,177 --> 00:21:46,097
‫ولگرد اسکله.
‫یه کار برای خودت پیدا کن، ولگرد

542
00:21:46,597 --> 00:21:49,142
‫یه نمایش افتتاحیه در نیویورک سیتی بود

543
00:21:49,225 --> 00:21:52,478
‫در سینمایی که سیلوستر
‫سال‌ها مسئولش بود

544
00:21:52,562 --> 00:21:54,188
‫من یه عکس دارم

545
00:21:54,272 --> 00:21:57,483
‫که جلوی اون سینما
‫با پالتوهای خیلی شیک وایسادیم

546
00:21:57,567 --> 00:22:00,069
‫ما هیچ پولی نداشتیم، ولی اون عکس

547
00:22:00,153 --> 00:22:03,823
‫آخرین عکس از دوران گمنام بودنشه

548
00:22:03,906 --> 00:22:06,284
‫از اون روز به بعد
‫همه چی دیوانه‌وار بود

549
00:22:06,367 --> 00:22:11,956
‫اون‌ آخرین لحظات داشتن حریم خصوصی
‫تا ابد بود، که البته خوبه

550
00:22:12,040 --> 00:22:15,084
‫مشکلی باهاش ندارم...
‫با اینکه گمنام بودن خوبه

551
00:22:15,168 --> 00:22:17,045
‫ولی خیلی خوبه که
‫برای یه چیزی در خاطره‌ها باشی

552
00:22:17,128 --> 00:22:21,299
‫ولی برادرم،
‫اون موقع باهم بودیم

553
00:22:21,382 --> 00:22:24,385
‫برای اون مثل یه زلزله بود

554
00:22:26,804 --> 00:22:29,307
‫ناگهان یک شبه
‫راکی صحبت همه شد

555
00:22:29,390 --> 00:22:31,768
‫فیلم داشت می‌ترکوند

556
00:22:31,851 --> 00:22:33,811
‫وقتی همه جا فراگیر شد، ناگهان

557
00:22:33,895 --> 00:22:37,231
‫ما گروهی بودیم
‫که گوشه اون خیابون آواز خونده بودیم

558
00:22:38,399 --> 00:22:42,111
‫مدیر برنامه‌مون می‌تونست
‫به شرکت آرسی‌ای رکوردز بره،

559
00:22:42,195 --> 00:22:43,738
‫و بگه «نمی‌خواین باهاشون قرارداد آلبوم ببندین؟»

560
00:22:43,821 --> 00:22:45,740
‫«چون اونا توی فیلمی هستن که»

561
00:22:45,823 --> 00:22:47,742
‫«احتمالاً بهترین فیلم ساله»

562
00:22:47,825 --> 00:22:49,494
‫اینجوری قرارداد یه آلبوم بستیم
‫[ پیتر گلاسبرگ، ولتناین ]

563
00:22:50,203 --> 00:22:52,497
‫کسی که آلبوم رو تهیه کرد، تونی کامیلو بود

564
00:22:52,580 --> 00:22:54,499
‫تصمیمش بر این شد که

565
00:22:54,582 --> 00:22:56,000
‫نسخه ارکستر آهنگ
‫«تو رو برمی‌گردونم» رو ضبط کنیم

566
00:22:56,084 --> 00:22:57,710
‫این آهنگ رو
‫به عنوان تک آهنگ منتشر کردیم

567
00:22:57,794 --> 00:23:00,379
‫و به محض اینکه آلبوم رو منتشر کردیم،

568
00:23:00,463 --> 00:23:04,300
‫کل تشکیلات آرسی‌ای زیر و رو شد

569
00:23:04,383 --> 00:23:06,427
‫و اونایی که کارشون ضبط و تولید موسیقی بود

570
00:23:06,511 --> 00:23:09,347
‫و باعث پیشرفت هنرمندها می‌شدن،
‫دیگه اونجا کار نمی‌کردن

571
00:23:09,430 --> 00:23:11,474
‫بنابراین ما یه جورایی
‫دور انداخته شدیم

572
00:23:11,557 --> 00:23:13,142
‫بعد از انتشار فیلم راکی،

573
00:23:13,226 --> 00:23:14,477
‫انگیزه زیادی در ما ایجاد شد

574
00:23:14,560 --> 00:23:16,229
‫ولی شرکت آرسی‌ای دیگه پشتمون نبود

575
00:23:16,312 --> 00:23:18,439
‫برای همین مدیر برنامه‌هامون تونست

576
00:23:18,523 --> 00:23:20,942
‫در برنامه مایک داگلاس و جیم نابروس
‫برامون اجرا جور کنه

577
00:23:21,025 --> 00:23:22,443
‫توی برنامه میدنایت اسپیشال هم اجرا داشتیم

578
00:23:22,527 --> 00:23:24,737
‫که اون موقع یه برنامه بزرگ
‫راک اند رول بود

579
00:23:24,821 --> 00:23:26,864
‫داینا اولین برنامه بود

580
00:23:26,948 --> 00:23:29,617
‫سیلوستر ما رو به عنوان
‫گروه مورد علاقه‌ش معرفی کرد

581
00:23:29,700 --> 00:23:31,160
‫دوست دارم بدونم هنوزم اینطوره؟

582
00:23:31,244 --> 00:23:33,204
‫و از اینجا معرفی می‌کنم،

583
00:23:33,287 --> 00:23:36,541
‫اولین اجرای تلویزیونیِ
گروه مورد علاقه‌م، ولنتاین

584
00:23:42,630 --> 00:23:44,006
♪ Take you back ♪

585
00:23:44,090 --> 00:23:45,550
♪ Do do do do ♪

586
00:23:45,633 --> 00:23:46,968
♪ Take you back, yeah, yeah ♪

587
00:23:47,051 --> 00:23:48,636
‫درست بعد از اجرامون،

588
00:23:48,719 --> 00:23:51,556
‫رفتم و پیش مجری نشستم
‫و همه می‌گفتن

589
00:23:51,639 --> 00:23:53,391
‫«هی، فرانک، کار گروهتون عالیه»

590
00:23:53,474 --> 00:23:55,810
‫«خب، برادر راکی بودن چطوریه؟»

591
00:23:55,893 --> 00:23:58,604
‫«خب، تو سایه بودن چطوره؟»

592
00:23:58,688 --> 00:24:01,149
‫همه سوال‌ها همین بود،
‫قبلش با همچین سوالاتی مواجه نشده بودم

593
00:24:01,232 --> 00:24:03,484
‫فکر می‌کردن من یه بچه خوب و بامزه‌ام،

594
00:24:03,568 --> 00:24:04,902
‫ولی واقعیتش این بود که
‫نمی‌تونستن با خود سیلوستر حرف بزنن

595
00:24:04,986 --> 00:24:06,529
‫برای همین منو می‌آوردن و
‫از من در موردش می‌پرسیدن

596
00:24:06,612 --> 00:24:10,533
‫همیشه فکر می‌کردم فرانک استالونه رو
‫به عنوان یه موسیقی‌دان می‌شناسن

597
00:24:10,616 --> 00:24:12,994
‫همیشه اینجوری بود که
‫فرانک استالونه، خط فاصله، موسیقی‌دان

598
00:24:13,744 --> 00:24:15,621
‫ولی الان شده بود
‫فرانک استالونه، خط فاصله،

599
00:24:15,705 --> 00:24:18,666
‫برادر راکی، خط فاصله، یه چیز دیگه،
‫و بعد موسیقی‌دان

600
00:24:18,749 --> 00:24:22,044
‫اوضاعش جهنم شده بود.
‫هر جا برنامه‌ای بود می‌گفتن

601
00:24:22,128 --> 00:24:24,547
‫«امشب در خدمت برادر راکی هستیم»

602
00:24:25,715 --> 00:24:28,843
‫بلافاصله فهمیدم که این وضع
‫برای فرانک واقعاً ناخوشاینده

603
00:24:29,594 --> 00:24:31,345
‫مخصوصاً وقتی از خودش شنیدم که گفت

604
00:24:31,429 --> 00:24:33,806
‫«شدم برادر یه شخصیت تخیلی»

605
00:24:33,890 --> 00:24:36,976
‫«برادر راکی»
‫وای مرد، بیخیال

606
00:24:37,059 --> 00:24:38,811
‫خیلی خفت‌باره

607
00:24:38,895 --> 00:24:40,563
‫اصلاً ربطی به فیلم نداره،
‫فیلم رو دوست دارم

608
00:24:40,646 --> 00:24:42,231
‫فقط این بود که

609
00:24:42,315 --> 00:24:44,150
‫حس یه شکست کامل و مطلق رو داشتم

610
00:24:44,233 --> 00:24:47,695
‫من اگه بودم بدجوری قاطی می‌کردم،
‫ولی اون بهتر از ایناست

611
00:24:47,778 --> 00:24:49,864
‫و همینو دوست دارم. خیلی سازگار و استواره

612
00:24:49,947 --> 00:24:51,574
‫هیچوقت از برادرم عصبانی نشدم

613
00:24:51,657 --> 00:24:53,117
‫همیشه عاشق کاری که کرد بودم

614
00:24:53,201 --> 00:24:55,661
‫از اینکه نادیده گرفته می‌شدم عصبانی بودم،

615
00:24:55,745 --> 00:24:57,705
‫از اینکه جوری باهام رفتار میشد

616
00:24:57,788 --> 00:25:00,374
‫که انگار وقتی راکی بیرون اومد
‫تازه گیتار دست گرفتم،

617
00:25:00,458 --> 00:25:02,418
‫خبر نداشتن چه سختی‌هایی کشیدم

618
00:25:02,501 --> 00:25:05,713
‫که بدون هیچ پولی برنامه اجرا کردم
‫و راه و چاه رو یاد گرفتم

619
00:25:05,796 --> 00:25:07,673
‫وقتی شروع به اجرای برنامه کردیم

620
00:25:07,757 --> 00:25:09,717
‫بازم همچین مشکلی رو داشتیم

621
00:25:09,800 --> 00:25:12,762
‫برای مثال صاحب یه کلاب ممکن بود بگه

622
00:25:12,845 --> 00:25:14,972
‫«فرانک استالونه همراه ولنتاین»

623
00:25:15,056 --> 00:25:17,516
‫بچه‌های گروه از این قضیه راضی نبودن

624
00:25:17,600 --> 00:25:19,936
‫این باعث ناامیدی و اختلاف شد

625
00:25:20,019 --> 00:25:21,687
‫همینجوری پیش رفتیم و

626
00:25:21,771 --> 00:25:24,649
‫فرانک بیشتر می‌خوند و
‫خواننده اصلی شده بود

627
00:25:24,732 --> 00:25:26,567
‫بقیه بچه‌ها به اندازه کافی
‫[ بیل رینگ، درامر ولنتاین ]

628
00:25:26,651 --> 00:25:28,653
‫زمان برای تک خوانی تو گروه نداشتن

629
00:25:28,736 --> 00:25:31,239
‫خیلی چیزا برای وسوسه شدن بود

630
00:25:31,322 --> 00:25:32,907
‫که نخوایم جا بزنیم

631
00:25:32,990 --> 00:25:34,533
‫موفقیت، شهرت،

632
00:25:34,617 --> 00:25:37,370
‫ولی این قضیه توی گروه ایجاد مشکل کرد،

633
00:25:37,453 --> 00:25:39,372
‫ولی گروه برای این کار
‫فرانک رو سرزنش نمی‌کرد

634
00:25:39,455 --> 00:25:42,124
‫هیچکس از فرانک دلخور نبود
‫چون می‌دونستن که

635
00:25:42,208 --> 00:25:44,126
‫فرانک هم توی وضعیت بدی قرار داشت
‫[ رابین گرب، ولنتاین ]

636
00:25:45,253 --> 00:25:47,588
‫فکر کنم این قضیه رو مخ فرانک بود

637
00:25:47,672 --> 00:25:50,591
‫اینجوری بگم که
‫سخت باهاش کنار اومد

638
00:25:50,675 --> 00:25:52,718
‫دوران خیلی غم‌انگیزی بود

639
00:25:52,802 --> 00:25:56,305
‫دوران غم‌انگیزی بود
‫چون کارمون به آخر رسیده بود

640
00:25:56,389 --> 00:25:57,932
‫قرارداد آلبوممون رو از دست داده بودیم

641
00:25:58,015 --> 00:25:59,267
‫هیچکس واقعاً ما رو نمی‌خواست

642
00:25:59,350 --> 00:26:01,060
‫هضمش برامون دشوار بود

643
00:26:01,143 --> 00:26:03,020
‫و بعد اوضاع یه جورایی...

644
00:26:04,188 --> 00:26:05,606
‫باعث سرخوردگی شد

645
00:26:07,275 --> 00:26:08,859
‫فرانک می‌تونه دمدمی باشه

646
00:26:09,318 --> 00:26:10,653
‫مثلاً به یه برنامه می‌رفتیم و می‌گفتن

647
00:26:10,736 --> 00:26:12,697
‫«سلام فرانک حالت چطوره؟»

648
00:26:12,780 --> 00:26:13,656
‫ولی حتی یه کلمه حرف نمی‌زد

649
00:26:13,739 --> 00:26:15,825
‫آره، لحظات پرتنشی داشتیم

650
00:26:15,908 --> 00:26:17,410
‫اوضاع از کنترل خارج شده بود
‫و فکر کنم

651
00:26:17,493 --> 00:26:19,120
‫شاید رقابت با برادرش

652
00:26:19,203 --> 00:26:21,622
‫شاید باعث اتفاقات بدی شد

653
00:26:21,706 --> 00:26:24,458
‫و من دیگه نمی‌خواستم ادامه بدم

654
00:26:24,542 --> 00:26:25,835
‫یه جورایی خسته شده بودم

655
00:26:26,919 --> 00:26:28,754
‫از جدایی از ولنتاین پشیمونم

656
00:26:28,838 --> 00:26:30,339
‫چون به نظرم می‌تونستیم از پسش بربیایم

657
00:26:30,423 --> 00:26:31,966
‫ما واقعاً گروه خوبی بودیم

658
00:26:32,049 --> 00:26:34,343
‫خیلی نزدیک بودیم و دوست بودیم

659
00:26:34,427 --> 00:26:36,846
‫ولی دیگه نمی‌تونستم
‫اون بدخلقی‌ها رو تحمل کنم

660
00:26:36,929 --> 00:26:38,556
‫و سعی کردن منو برگردونن
‫که گروه رو دوباره راه بندازیم،

661
00:26:38,639 --> 00:26:41,309
‫ولی من گفتم نه

662
00:26:41,392 --> 00:26:42,518
‫ولی ازش پشیمونم

663
00:26:43,602 --> 00:26:45,479
‫اگه می‌تونستیم ولنتاین رو دوباره تشکیل بدیم

664
00:26:45,563 --> 00:26:48,107
‫و باز دور هم جمع بشیم، خیلی خوب میشد

665
00:26:48,190 --> 00:26:50,359
‫اگه می‌تونستیم جودی رو برگردونیم عالی میشد

666
00:26:55,114 --> 00:26:57,533
‫جودی، نوازنده گیتار بیس ما

667
00:26:58,451 --> 00:27:00,369
‫متاسفانه همین تازگی فوت کرد

668
00:27:00,453 --> 00:27:02,705
‫آدم فوق‌العاده‌ای بود،
‫نوازنده محشری بود

669
00:27:03,164 --> 00:27:04,707
‫من و اون خیلی خیلی نزدیک بودیم

670
00:27:04,790 --> 00:27:06,667
‫کلی اجرا باهم داشتیم

671
00:27:06,751 --> 00:27:09,962
‫اون توی پنسیلوانیا یه اجرا داشت

672
00:27:10,046 --> 00:27:11,547
‫و فرانک یه اجرا اونجا داشت

673
00:27:12,256 --> 00:27:15,885
‫و فکر کردم این همون لحظه‌ای میشه
‫که می‌تونیم دوباره دور هم جمع بشیم

674
00:27:15,968 --> 00:27:17,928
‫می‌دونم مشکلاتی داشتیم

675
00:27:18,012 --> 00:27:20,222
‫با رابین گارب مدیر برنامه‌هامون

676
00:27:20,306 --> 00:27:21,640
‫برای سه تامون خوب میشه که

677
00:27:21,724 --> 00:27:23,267
‫بتونیم دوباره باهمدیگه باشیم؟

678
00:27:23,351 --> 00:27:25,394
‫کاملاً، و امیدوارم که بتونیم

679
00:27:25,478 --> 00:27:27,313
‫مشکلات قدیمی رو فراموش کنیم،

680
00:27:27,938 --> 00:27:29,857
‫به نظر فرانک هم باید فراموش کنه

681
00:27:30,608 --> 00:27:31,734
‫ما از هم جدا شدیم

682
00:27:31,817 --> 00:27:34,153
‫در بهترین شرایط نبود

683
00:27:34,528 --> 00:27:36,030
‫ولی عاشق اون پسر بودم

684
00:27:36,655 --> 00:27:37,740
‫واقعاً دلم براش تنگ شده

685
00:27:38,407 --> 00:27:40,409
‫دلم براش شوخی‌هاش تنگ شده

686
00:27:40,910 --> 00:27:43,954
‫دلم برای وقت گذروندن دوستانه باهاش تنگ شده

687
00:27:46,290 --> 00:27:47,375
‫وای خدا

688
00:27:48,125 --> 00:27:53,255
‫تقریباً 40 ساله که
‫این گیتارها رو ندیدم

689
00:27:54,006 --> 00:27:55,424
‫یه جورایی عجیبه
‫[ بعد مرگ جودی، فرانک 2 گیتارش را خرید ]

690
00:27:56,467 --> 00:27:57,760
‫نمی‌دونم چه حسی پیدا می‌کنم

691
00:27:58,803 --> 00:28:02,431
‫ولی می‌دونم مثل وقتی که جودی مُرد،

692
00:28:03,224 --> 00:28:05,267
‫نمی‌خواستم ببینم این گیتارها

693
00:28:05,976 --> 00:28:08,604
‫که مال کسی بود که تقریباً حدود 20 سال

694
00:28:09,355 --> 00:28:10,981
‫سمت چپم ساز زده بود،

695
00:28:11,732 --> 00:28:15,403
‫مال یه گروه نوازنده عروسی‌ها بشه

696
00:28:15,486 --> 00:28:16,779
‫خدای من

697
00:28:18,489 --> 00:28:19,532
‫وای

698
00:28:20,699 --> 00:28:21,617
‫نگاهش کنین

699
00:28:22,785 --> 00:28:25,538
‫نگاهش کن

700
00:28:25,621 --> 00:28:26,622
‫این کیس رو ببین

701
00:28:26,705 --> 00:28:27,957
‫همه اسم‌هایی که روشه

702
00:28:28,874 --> 00:28:29,959
‫همه دوستامونن

703
00:28:33,546 --> 00:28:35,172
‫خدایا، اینو ببین

704
00:28:36,465 --> 00:28:39,218
‫هافنر بیتل بیس مدل 1963

705
00:28:39,927 --> 00:28:42,221
‫وای! اینو ببین

706
00:28:43,556 --> 00:28:45,724
‫این گیتار بیسیه که باهاش می‌زد،

707
00:28:45,808 --> 00:28:48,185
‫وقتی اولین آلبوممون رو
‫برای آرسی‌ای ضبط کردیم

708
00:28:48,269 --> 00:28:50,146
‫این منو یاد جوونی‌هام میندازه

709
00:28:52,773 --> 00:28:53,649
‫خدای من

710
00:28:54,525 --> 00:28:56,527
‫سلام بیل. حالت چطوره رفیق؟

711
00:28:57,153 --> 00:28:58,529
‫خدای من، اینو ببین

712
00:28:58,612 --> 00:29:00,239
‫- «دیوونه شدی؟»
‫- سلام رابین

713
00:29:00,322 --> 00:29:01,740
‫حالت چطوره؟

714
00:29:01,824 --> 00:29:03,200
‫حالت چطوره؟
‫[ دیدار مجدد فرانک و رابین بعد 30 سال عدم رابطه ]

715
00:29:03,951 --> 00:29:07,496
‫می‌دونم آخرین باری که دیدمت
‫سی‌دی وجود نداشت،

716
00:29:07,580 --> 00:29:10,249
‫پس بفرما بگیرش، و این

717
00:29:10,332 --> 00:29:11,667
‫- وای
‫- خدای من

718
00:29:11,750 --> 00:29:12,710
‫خدایا

719
00:29:12,793 --> 00:29:14,670
‫خیلی وقت گذشته رفیق

720
00:29:14,753 --> 00:29:16,964
‫گروهمون این بود

721
00:29:17,047 --> 00:29:20,009
‫گروهمون اینجاست
‫و امشب قراره کلی خوش بگذرونیم

722
00:29:20,092 --> 00:29:22,136
‫این گیتار بیس متعلق بود به

723
00:29:22,219 --> 00:29:24,221
‫یکی از بهترین دوستام که تازگی مُرده

724
00:29:24,305 --> 00:29:26,307
‫می‌خوام امشب یادش رو گرامی بداریم

725
00:29:26,390 --> 00:29:28,851
‫حسین گیتار بیس جودی رو می‌زنه

726
00:29:28,934 --> 00:29:30,060
‫«تو رو برمی‌گردونم»

727
00:29:33,606 --> 00:29:35,191
♪ Take you back ♪

728
00:29:35,274 --> 00:29:36,775
♪ Do do do do ♪

729
00:29:36,859 --> 00:29:39,612
‫[ دیدار مجدد ولنتاین بعد از 40 سال ]

730
00:29:39,695 --> 00:29:41,113
‫یک، دو، سه

731
00:29:41,197 --> 00:29:43,199
♪ Do do do do ♪

732
00:29:43,282 --> 00:29:45,409
♪ Take you back ♪

733
00:29:50,289 --> 00:29:51,957
‫فکر کنم بعد از بازی در فیلم راکی

734
00:29:52,041 --> 00:29:53,792
‫شاید هزار دلار پس‌انداز داشتم

735
00:29:53,876 --> 00:29:56,545
‫و بدون هیچ پولی برگشتم سر خونه اول

736
00:29:56,629 --> 00:29:59,089
‫پس خودم تنهایی
‫با یه گیتار اکوستیک

737
00:29:59,173 --> 00:30:01,008
‫توی کلاب‌های کوچیک اجرا می‌کردم

738
00:30:01,091 --> 00:30:02,510
‫منظورم مسافرخونه‌های بین راهیه

739
00:30:02,593 --> 00:30:04,261
‫و بدترین چیز تابلوهایی بود که می‌زدن

740
00:30:04,345 --> 00:30:07,014
‫«فرانک استالونه، برادر راکی»

741
00:30:07,097 --> 00:30:08,516
‫«مستقیم از فیلم راکی»

742
00:30:08,599 --> 00:30:10,100
‫شبی 30 دلار در می‌آوردم

743
00:30:10,184 --> 00:30:12,186
‫بدیش خوندن توی همچین جایی نبود

744
00:30:12,269 --> 00:30:14,396
‫بدیش این بود که می‌گفتن

745
00:30:14,480 --> 00:30:16,273
‫«برادر راکی اینجا چیکار می‌کنه؟»

746
00:30:16,357 --> 00:30:18,776
‫نباید الان تو کالیفرنیا باشه؟

747
00:30:18,859 --> 00:30:21,362
‫«نباید سوار یه ماشین جدید و مدل بالا
‫یا یه چیز باحال باشه؟»

748
00:30:21,445 --> 00:30:22,655
‫نه

749
00:30:22,738 --> 00:30:24,281
‫و در اون بین تونستم

750
00:30:24,365 --> 00:30:26,575
‫توی فیلم «کوچه بهشت» بخونم،

751
00:30:26,659 --> 00:30:28,202
‫همچنین فیلم راکی 2 رو هم خوندم

752
00:30:30,162 --> 00:30:34,083
‫فرانک داشت با گروه سه خواننده‌ش کار می‌کرد

753
00:30:34,166 --> 00:30:36,669
‫و خیلی خوب بود

754
00:30:36,752 --> 00:30:39,922
‫مثل یه دسته از هم‌سرایان بودن

755
00:30:40,005 --> 00:30:43,008
‫که آوازی عاشقانه از آدریان می‌خونن

756
00:30:43,092 --> 00:30:45,219
‫و راکی توی راه بهشون برخورد می‌کرد

757
00:30:45,719 --> 00:30:47,304
‫و اون...

758
00:30:47,388 --> 00:30:51,141
‫یه جور لحن افسانه‌ای به قطعه بخشید
‫[ تالیا شایر، بازیگر راکی ]

759
00:30:51,850 --> 00:30:54,311
‫من از اونجا به فرانک نگاه می‌کردم و اون...

760
00:30:55,354 --> 00:30:59,525
‫قبل از هر چیز
‫خیلی خوشتیپ بود و خیلی بااستعداد

761
00:30:59,608 --> 00:31:01,402
‫نگاهش می‌کردم و...

762
00:31:01,485 --> 00:31:03,571
‫همیشه یه لحظه ناب با فرانک داشتی،

763
00:31:03,654 --> 00:31:07,866
‫چون فرانک مشخصاً به موسیقی‌دان واقعی بود

764
00:31:07,950 --> 00:31:11,161
♪ There are two kinds of love ♪

765
00:31:11,245 --> 00:31:13,497
♪ That you oughta know ♪

766
00:31:13,581 --> 00:31:17,293
♪ There are two kinds of love ♪

767
00:31:17,376 --> 00:31:18,711
‫اون یه سکه رو مینداخت هوا

768
00:31:18,794 --> 00:31:20,296
‫و اون آواز کوتاه رو

769
00:31:20,379 --> 00:31:22,131
‫خیلی گرم و خیلی عالی اجرا کرد

770
00:31:22,673 --> 00:31:24,008
‫فوق‌العاده بود

771
00:31:24,091 --> 00:31:25,718
‫اون خیلی همکاری می‌کنه، می‌دونین؟
‫[ بارت یانگ، بازیگر راکی ]

772
00:31:26,510 --> 00:31:29,138
‫خوبه که کنارتون داشته باشینش

773
00:31:36,645 --> 00:31:39,023
‫فرانک، از نظر خیلی‌ها
‫[ بروس بافر، گوینده یو‌اف‌سی ]

774
00:31:39,106 --> 00:31:40,441
‫سابقه بوکس خیلی خوبی داره

775
00:31:42,943 --> 00:31:46,697
‫فرانک بوکس رو شروع کرد
‫و تبدیل به یه مبارز خوب شد

776
00:31:46,780 --> 00:31:49,825
‫دفاع خوبی داشت،
‫هوک چپ فوق‌العاده‌ای داشت

777
00:31:49,908 --> 00:31:52,870
‫به تمریناتش خیلی پایبند بود.
‫نه سیگار می‌کشید نه چیزی می‌خورد

778
00:31:52,953 --> 00:31:55,789
‫و چند تا مبارزه آماتوری عالی داشت
‫[ جو پاسکوال، داور بوکس ]

779
00:31:55,873 --> 00:31:59,126
‫در مقابل تعدادی رقیب خیلی خیلی سرسخت

780
00:32:09,720 --> 00:32:11,764
‫وقتی مبارزه می‌کرد
‫کلاه محافظ نمی‌پوشید

781
00:32:11,847 --> 00:32:13,891
‫و می‌دونین چیه؟
‫هیچ فرقی نیست بین

782
00:32:13,974 --> 00:32:16,310
‫مبارزهای حرفه‌ای و آماتور،

783
00:32:16,393 --> 00:32:18,187
‫به جز اینکه به حرفه‌ای‌ها پول میدن
‫[ چاک زیتو، بازیگر ]

784
00:32:18,646 --> 00:32:21,231
‫در هر صورت چندین بار
‫مشت تو صورتتون می‌خوره

785
00:32:21,315 --> 00:32:23,317
‫و آش و لاش میشین

786
00:32:23,400 --> 00:32:24,902
‫اون یه حریف مدعی بود

787
00:32:24,985 --> 00:32:26,487
‫استعداد مشت‌زنی داشت،

788
00:32:26,570 --> 00:32:28,238
‫و فقط اگه یه مشت‌زن بودین
‫متوجهش می‌شدین

789
00:32:28,322 --> 00:32:30,574
‫و بیشتر از یه بار توی رینگ بوده باشین

790
00:32:30,658 --> 00:32:32,409
‫و اون چندین بار توی رینگ رفته بود

791
00:32:33,911 --> 00:32:37,081
‫فرانک آدمی فوق‌العاده باتفکر و باهوشه

792
00:32:37,164 --> 00:32:38,832
‫فکر نکنم بتونین سوالی در مورد بوکس بپرسین

793
00:32:38,916 --> 00:32:41,210
‫که فرانک استالونه نتونه جواب بده

794
00:32:41,293 --> 00:32:42,711
‫اون اطلاعات خیلی زیادی داره

795
00:32:42,795 --> 00:32:44,797
‫و چیزی که در مورد
‫در کنار فرانک بودن دوست دارم،

796
00:32:45,297 --> 00:32:47,216
‫جدا از این واقعیت که همیشه خدا حرف می‌زنه،

797
00:32:47,299 --> 00:32:48,509
‫با اینکه خیلی دوست دارم فرانک،

798
00:32:48,592 --> 00:32:50,135
‫ولی تمام حرف‌هایی که می‌زنه

799
00:32:50,219 --> 00:32:51,220
‫حرف حسابیه

800
00:32:51,303 --> 00:32:53,013
‫اون پر از اطلاعاته

801
00:32:53,097 --> 00:32:55,349
‫اون...
‫[ بیلی دی ویلیامز، بازیگر ]

802
00:32:55,432 --> 00:32:57,434
‫کلی داستان برای گفتن داره،

803
00:32:58,185 --> 00:32:59,603
‫و گوش دادن بهش سرگرم‌کننده ست

804
00:32:59,687 --> 00:33:02,064
‫اون بهترین حافظه رو داره
‫[ جنیفر فلاوین استالونه، زن برادر فرانک ]

805
00:33:02,147 --> 00:33:04,274
‫بعضی‌وقتا سیلورتر و فرانک
‫سر یه خاطره بحثشون میشه،

806
00:33:04,358 --> 00:33:06,402
‫ولی من همیشه حرف فرانک رو باور می‌کنم،

807
00:33:06,485 --> 00:33:09,905
‫چون همیشه خاطره‌هاش دقیق و درسته

808
00:33:09,988 --> 00:33:11,365
‫و همیشه طرف فرانک رو می‌گیرم

809
00:33:11,448 --> 00:33:14,159
‫فرانک به عنوان یه مورخ بوکس،

810
00:33:14,243 --> 00:33:17,287
‫بیشتر از هرکسی اطلاعات داره
‫[ ژان لی‌بل، بدلکار و قهرمان هنرهای رزمی ]

811
00:33:17,371 --> 00:33:19,707
‫به علاوه حافظه بی‌نقصی داره

812
00:33:19,790 --> 00:33:25,379
‫من به زوال عقل مبتلا هستم،
‫برای همین تعداد باخت‌هام رو یادم نمیاد

813
00:33:25,462 --> 00:33:26,714
‫فقط بردهام رو یادمه

814
00:33:27,548 --> 00:33:32,302
‫فرانک می‌تونست
‫تمام جزئیات رو با خاطر بسپره

815
00:33:32,386 --> 00:33:35,514
‫وقتی می‌گفتیم
‫«خب طرف این کار و اون کارو کرده»

816
00:33:35,597 --> 00:33:38,225
‫و فرانک می‌گفت
‫«من تمام تیکه روزنامه‌هاش رو دارم»

817
00:33:38,308 --> 00:33:40,602
‫«من شورت ورزشی و ردا و تفنگش رو دارم»

818
00:33:41,729 --> 00:33:43,188
‫فرانک فرد خیلی سرسختیه

819
00:33:43,272 --> 00:33:44,857
‫منظورم اینه که
‫در نوع خودش یه جنگجوئه

820
00:33:44,940 --> 00:33:46,358
‫مثل مبارزه‌ای که سال‌ها پیش

821
00:33:46,442 --> 00:33:47,776
‫با جرالدو ریورا توی هاوارد استرن داشت

822
00:33:47,860 --> 00:33:49,361
‫همونی که برادرم،

823
00:33:49,445 --> 00:33:50,863
‫مایکل بافر افسانه‌ای ترتیب داد،

824
00:33:50,946 --> 00:33:52,281
‫اونا رفتن توی رینگ

825
00:33:52,364 --> 00:33:53,532
‫و برای سه راند دو دقیقه‌ای مبارزه کردن

826
00:33:53,615 --> 00:33:55,534
‫در سال 1992،
‫[ جرالدو ریورا، روزنامه‌نگار و مجری ]

827
00:33:55,617 --> 00:33:57,578
‫من یک سالن بوکس در خیابان 57 داشتم

828
00:33:57,661 --> 00:33:59,538
‫درست پشت سرم منهتن قرار داشت

829
00:33:59,621 --> 00:34:01,415
‫اسمش سالن بوکس برودکست بود

830
00:34:01,498 --> 00:34:03,667
‫یه روز داشتم در موردش
‫توی برنامه هاوارد استرن حرف می‌زدم

831
00:34:03,751 --> 00:34:05,627
‫و اون گفت
‫«می‌خوام یه مبارزه برگزار کنم»

832
00:34:05,711 --> 00:34:07,254
‫«تو هم قراره توی این مبارزه باشی»

833
00:34:07,337 --> 00:34:09,798
‫و معلوم شد که مشت‌زن مقابل من
‫فرانک استالونه ست

834
00:34:09,882 --> 00:34:11,884
‫خب فرانک استالونه، جوونتر بود

835
00:34:11,967 --> 00:34:13,469
‫و خیلی کارش از من بهتر بود

836
00:34:13,552 --> 00:34:15,137
‫فرانک نیمه‌حرفه‌ای بود

837
00:34:15,220 --> 00:34:17,556
‫و من یه دست و پا چلفتی
‫توی باشگاه خودم بودم

838
00:34:17,639 --> 00:34:20,851
‫توی راند اول،
‫چند تا از مشت‌های معروفش رو بهم زد

839
00:34:20,934 --> 00:34:23,061
‫همه فکر می‌کردن داره با
‫چوب بیسیال منو می‌زنه

840
00:34:23,145 --> 00:34:25,063
‫یادمه چند بار

841
00:34:25,147 --> 00:34:27,065
‫واقعاً سرپا بیهوش بودم

842
00:34:27,149 --> 00:34:29,193
‫وقتی اون مبارزه مشت‌زنی رو می‌بینین،

843
00:34:29,276 --> 00:34:30,819
‫واقعاً مبارزه خیلی خوبیه
‫[ باس روتن، قهرمان یو‌اف‌سی ]

844
00:34:30,903 --> 00:34:32,362
‫دو تاییشون با جون و دل مبازره می‌کنن

845
00:34:32,446 --> 00:34:34,072
‫باخت معنایی نداره. نمی‌تونن ببازن،

846
00:34:34,156 --> 00:34:36,033
‫به خاطر اون اسم،
‫اسم استالونه،

847
00:34:36,116 --> 00:34:37,785
‫پس بهتره که توی بوکس هم خوب باشه

848
00:34:37,868 --> 00:34:40,204
‫و بالاخره تحت فشار زیادی
‫جرالدو رو شکست داد

849
00:34:40,287 --> 00:34:41,747
‫اونم برای خیریه

850
00:34:41,830 --> 00:34:43,332
‫که نشون میده چه‌جور آدمیه

851
00:34:43,415 --> 00:34:45,417
‫فرانک استالونه، یه مرد واقعیه

852
00:34:45,501 --> 00:34:48,587
‫یه مرد واقعی، یه مبارز واقعی،
‫و یه آدم بزرگ

853
00:34:58,347 --> 00:35:00,432
‫من داشتم بدجوری افسرده می‌شدم،

854
00:35:00,516 --> 00:35:02,601
‫و مجبور شدم روان‌درمانی کنم،

855
00:35:02,684 --> 00:35:04,102
‫و برادرم پولش رو داد

856
00:35:04,728 --> 00:35:06,647
‫گفت «اون تنها برادرمه»

857
00:35:06,730 --> 00:35:07,898
‫«و مشکلی براش پیش اومده»

858
00:35:07,981 --> 00:35:09,358
‫من دچار حملات عصبی می‌شدم،

859
00:35:09,441 --> 00:35:11,109
‫و اون به خاطر من انجامش داشت،

860
00:35:11,193 --> 00:35:12,861
‫و خیلی کمکم کرد

861
00:35:12,945 --> 00:35:14,947
‫و بعد گفت «پاشو بیا کالیفرنیا»

862
00:35:15,030 --> 00:35:17,366
‫گفتم «واقعاً؟»
‫گفت «آره، پاشو بیا کالیفرنیا»

863
00:35:17,449 --> 00:35:18,867
‫گفتم «به همین سادگی؟»
‫گفت «آره»

864
00:35:19,576 --> 00:35:22,246
‫قهرمان من هری نیلسون خواننده بود

865
00:35:22,329 --> 00:35:25,874
‫آلبوم‌های باله هوایی، نمایش سایه‌ دوزخ،
‫عاشقش بودم

866
00:35:25,958 --> 00:35:28,001
‫و وقتی به لس آنجلس رفتم
‫سیلوستر گفت

867
00:35:28,085 --> 00:35:29,753
‫«می‌دونی همسابه بغلی‌مون کیه؟»
‫گفتم کی؟

868
00:35:29,837 --> 00:35:31,713
‫گفت هری نیلسون
‫گفتم چی؟!

869
00:35:32,339 --> 00:35:35,008
‫در نهایت تهیه کننده آلبومم شد
‫قبلش تهیه کننده هیچکس نبود،

870
00:35:35,092 --> 00:35:36,635
‫فقط من. یه روز تو استودیو بودیم،

871
00:35:36,718 --> 00:35:38,637
‫و داشتیم آلبوم رو ضبط می‌کردیم

872
00:35:38,720 --> 00:35:41,682
‫به تهیه کنندگی هری نیلسون
‫و نوازندگی ون دایک پارکز،

873
00:35:41,765 --> 00:35:43,684
‫و کلاس ورمن،
‫که با بیتلز ساز زده بود

874
00:35:43,767 --> 00:35:46,395
‫و فردی تکت.
‫همه بهترین نوازنده‌ها بودن

875
00:35:46,478 --> 00:35:49,857
‫و یهو توی استودیو گفتن جان مُرده

876
00:35:50,482 --> 00:35:51,650
‫گفتم کدوم جان؟

877
00:35:52,317 --> 00:35:53,360
‫«لنون»

878
00:35:54,027 --> 00:35:55,404
‫عضو سابق بیتلز، جان لنون،

879
00:35:55,487 --> 00:35:56,488
‫درگذشت

880
00:35:57,114 --> 00:35:59,950
‫لنون امشب اندکی پس از اصابت گلوله

881
00:36:00,033 --> 00:36:02,536
‫در خارج آپارتمانش در نیویورک،
‫در بیمارستان درگذشت

882
00:36:02,619 --> 00:36:04,162
‫هری نیلسون بهترین دوست جان بود،

883
00:36:04,246 --> 00:36:05,914
‫ولی یه بحث و جدلی باهم کرده بودن

884
00:36:05,998 --> 00:36:08,458
‫و هری قرار بود ده روز دیگه به نیویورک بره

885
00:36:08,542 --> 00:36:12,504
‫که یه جورایی باهم آشتی کنن،
‫پس این اتفاق واقعاً بد بود

886
00:36:12,588 --> 00:36:14,256
‫من داشتم آهنگ ضبط می‌کردم،

887
00:36:14,339 --> 00:36:16,466
‫ولی همه گریه و زاری می‌کردن

888
00:36:16,550 --> 00:36:18,218
‫جوری که صورتشون خیس شده بود

889
00:36:18,302 --> 00:36:19,887
‫ولی من همچین نمی‌کردم، نشسته بودم

890
00:36:19,970 --> 00:36:22,014
‫و می‌گفتم «وای خدای من»

891
00:36:22,097 --> 00:36:23,807
‫«برادران اسکاتی منو می‌کشن»

892
00:36:24,433 --> 00:36:26,226
‫چون قرار بود ضبط اون آهنگ رو تموم کنیم

893
00:36:26,310 --> 00:36:29,730
‫روز بعد یه تماس از طرف
‫برادران اسکاتی گرفته شد

894
00:36:29,813 --> 00:36:36,320
‫هرچی ضبط کرده بودیم رو پخش کردیم،
‫که سکوت مطلق بود. اینجوری...

895
00:36:38,280 --> 00:36:39,197
‫گفتن «شوخیتون گرفته؟»

896
00:36:39,698 --> 00:36:41,742
‫چیزی برای گوش دادن نبود

897
00:36:41,825 --> 00:36:45,162
‫و هری اونجا نشسته بود و
‫عینک آفتابی به چشم، داشت عرق می‌ریخت

898
00:36:45,245 --> 00:36:47,706
‫از شب قبل حالش بهتر شده بود

899
00:36:47,789 --> 00:36:49,333
‫بودن با هری نیلسون،

900
00:36:49,416 --> 00:36:52,836
‫موقعی که جان لنون کشته شد
‫واقعاً سنگین و سخت بود

901
00:36:54,046 --> 00:36:56,548
‫اونا دوستای خوبی بودن
‫و وقتی اون فوت کرد

902
00:36:56,632 --> 00:36:59,217
‫خیلی... خیلی غم‌انگیز بود

903
00:36:59,801 --> 00:37:02,095
‫به خودش ظلم کرد،
‫ولی آدم فوق‌العاده‌ای بود

904
00:37:02,179 --> 00:37:03,138
‫هنرمند محشری بود

905
00:37:06,141 --> 00:37:07,351
‫تاکسی!

906
00:37:08,185 --> 00:37:10,312
‫از طریق برادرم نفهمیدم، ولی فهمیدم که

907
00:37:10,395 --> 00:37:12,856
‫در حال کارگردانی دنباله فیلم
‫«تب شب یکشنبه» ست

908
00:37:13,440 --> 00:37:16,443
‫گفتم وای!
‫خب باید بدونین که

909
00:37:16,526 --> 00:37:19,321
‫تب شب یکشنبه،
‫بزرگترین فیلم موزیکال در تاریخ بود

910
00:37:19,404 --> 00:37:21,448
‫با توجه به فروش آلبومش، فوق‌العاده بود

911
00:37:21,531 --> 00:37:23,492
‫و یه فیلم عالی و خارق‌العاده بود

912
00:37:23,575 --> 00:37:26,411
‫ولی هیچ راهی نبود که توش اجرا کنم،
‫حتی یه شانس کوچیک

913
00:37:26,495 --> 00:37:28,080
‫پس با ماشین به شرکت پارامونت رفتم

914
00:37:28,163 --> 00:37:29,957
‫فکر می‌کردم نذارن توی پارکینگ پارک کنم

915
00:37:30,040 --> 00:37:31,708
‫ماشینم خیلی قراضه بود.
‫لگن واقعی بود

916
00:37:31,792 --> 00:37:34,002
‫پس گفتم
‫«من فرانک استالونه هستم، برادر سیلوستر»

917
00:37:34,086 --> 00:37:35,837
‫گفت «باشه، خب که چی؟»

918
00:37:35,921 --> 00:37:38,423
‫فکر کنم رفتم پای تلفن و زنگ زدم
‫تا گذاشتن برم داخل

919
00:37:38,507 --> 00:37:40,550
‫خلاصه رفتم داخل و
‫گفتم «سیلوستر، داداش»

920
00:37:40,634 --> 00:37:43,428
‫«به نظرت یه شانس کوچولو وجود داره»

921
00:37:43,512 --> 00:37:45,764
‫«که بتونم یه آهنگ توی فیلم داشته باشم؟»

922
00:37:45,847 --> 00:37:47,474
‫گفت «نه، فکر نکنم»

923
00:37:47,557 --> 00:37:48,892
‫گفتم «باشه، همینو می‌خواستم بدونم»

924
00:37:48,976 --> 00:37:50,894
‫گفتم «فقط یه آهنگ بی‌کلام چی؟»

925
00:37:50,978 --> 00:37:52,270
‫مثلاً اگه...

926
00:37:52,354 --> 00:37:54,398
‫فقط یه آهنگ 15 ثانیه‌ای باشه...

927
00:37:54,481 --> 00:37:56,358
‫مثلاً وقتی جان،

928
00:37:56,441 --> 00:37:58,276
‫وقتی داره میره دستشویی یا چیزی

929
00:37:58,360 --> 00:37:59,695
‫حداقل می‌تونم حق‌امتیاز کسب کنم و

930
00:37:59,778 --> 00:38:01,405
‫کمی پول دربیارم.

931
00:38:01,488 --> 00:38:03,991
‫برادرم آهنگ‌های جدید بی‌جیز رو برام پخش کرد

932
00:38:04,074 --> 00:38:06,118
‫که فقط یه گیتار آکوستیک بود

933
00:38:06,201 --> 00:38:09,788
‫خیلی ساده و بی‌آلایش
‫و گفتم «وای رفیق، به فنا رفتم»

934
00:38:09,871 --> 00:38:11,206
‫چون اونا عالی‌ان

935
00:38:11,289 --> 00:38:12,666
‫بی‌جیز فوق‌العاده‌ان

936
00:38:12,749 --> 00:38:14,668
‫ولی الکی خرم کرد و گفت

937
00:38:14,751 --> 00:38:16,545
‫«حالا یه آهنگی بنویس.
‫چطوره با بچه‌ها یه آهنگی بنویسی»

938
00:38:16,628 --> 00:38:18,755
‫منم گفتم «باشه، یه آهنگی می نویسم»

939
00:38:18,839 --> 00:38:21,466
‫و هر چند هفته یه بار
‫با یه کاست به استودیو می‌رفتم

940
00:38:21,550 --> 00:38:23,969
‫همه آهنگ‌هام رد می‌شدن،

941
00:38:24,052 --> 00:38:25,846
‫ولی به شدت کار می‌کردم،

942
00:38:25,929 --> 00:38:28,724
‫تمام تمرکزم رو متوجه قضیه کرده بودم
‫و شبانه روز کار می‌کردم

943
00:38:28,807 --> 00:38:31,560
‫یکی باهام تماس گرفت
‫«سلام داداش، منم سیلوستر»

944
00:38:31,643 --> 00:38:33,270
‫گفتم «باشه، می‌دونم یه چیزی می‌خوای»

945
00:38:33,353 --> 00:38:35,105
‫گفت «اون آهنگی که نوشتی رو یادته؟»

946
00:38:35,188 --> 00:38:36,523
‫گفتم «آره معلومه که یادمه»

947
00:38:36,606 --> 00:38:37,607
‫«منظورت هموناست که همه رو رد کردی؟»

948
00:38:37,691 --> 00:38:38,817
‫«البته که همه رو یادمه»

949
00:38:38,900 --> 00:38:39,943
‫«نه، دیگه بی‌خیالشون شدم»

950
00:38:40,610 --> 00:38:43,822
‫«فقط قلب و روحم رو
‫بین اون 12، 13 آهنگ گذاشتم»

951
00:38:43,905 --> 00:38:45,741
‫اونم گفت «خب، یه مشکلی داریم»

952
00:38:46,283 --> 00:38:48,201
‫«بی‌جیز از فیلم کنار کشیدن»

953
00:38:48,285 --> 00:38:50,996
‫یه مشکلی پیش اومده بود
‫و انصراف داده بودن

954
00:38:51,079 --> 00:38:53,373
‫فقط بخشی از موسیقی متن
‫فیلم «زنده ماندن»

955
00:38:53,457 --> 00:38:55,042
‫توسط بی‌جیز ساخته شده،

956
00:38:55,125 --> 00:38:56,918
‫اما در اصل، برادران گیب

957
00:38:57,002 --> 00:38:59,254
‫اصلاً نمی‌خواستن درگیر نتایجش بشن

958
00:38:59,337 --> 00:39:02,007
‫گفتیم دیگه تموم شده،
‫و بیاین کنار بکشیم،

959
00:39:02,090 --> 00:39:05,135
‫این دقعه از آهنگ‌های ما استفاده نکنین،
‫و یکی دیگه رو به جای ما بیارین

960
00:39:05,218 --> 00:39:07,804
‫ولی بعد از مذاکرات سنگین قراردادی،

961
00:39:07,888 --> 00:39:10,640
‫بی‌جیز موافقت کرد که
‫بخشی از موسیقی فیلم رو بسازه

962
00:39:10,724 --> 00:39:12,726
‫اون موقع اونا خدای موسیقی بودن،

963
00:39:12,809 --> 00:39:15,312
‫و آهنگ‌های خوبی هم برامون می‌ساختن،

964
00:39:15,395 --> 00:39:18,482
‫ولی توی فیلم اول
‫چنان کار فوق‌العاده‌ای کرده بودن

965
00:39:18,565 --> 00:39:22,027
‫که آهنگ‌های بعدیشون
‫حتی توی آلبوم خودشون

966
00:39:22,110 --> 00:39:25,072
‫به اندازه اونا باشکوه و محشر نبودن

967
00:39:25,155 --> 00:39:27,741
‫پس بهم گفت
‫«گوش کن، کاست‌هات رو بیار»

968
00:39:27,824 --> 00:39:29,493
‫«تا آهنگ‌هات رو گوش کنیم»

969
00:39:29,576 --> 00:39:31,828
‫پس به خونه اجاره‌ای جان تراولتا رفتیم

970
00:39:31,912 --> 00:39:35,207
‫و ناهار خوردیم و حرف زدیم،

971
00:39:35,290 --> 00:39:37,459
‫تمام مدت سیلوستر و جان با هم حرف می‌زدن

972
00:39:37,542 --> 00:39:40,212
‫سر میز ناهار از کار حرف می‌زدن

973
00:39:40,295 --> 00:39:42,005
‫و من یه جورایی...

974
00:39:42,714 --> 00:39:44,841
‫با خودم می‌خندیدم،
‫چون خیلی مضحک بود

975
00:39:44,925 --> 00:39:48,303
‫حس می‌کردم وینی باربارینور
از فیلم خوش برگشتی داره با راکی حرف می‌زنه

976
00:39:48,386 --> 00:39:51,264
‫«قسم می‌خورم، از خداشونم باشه. بی‌جیز...»

977
00:39:51,348 --> 00:39:54,601
‫«قطعاً، ما مشکل بزرگی داریم. بی‌جیز...»

978
00:39:54,684 --> 00:39:56,019
‫«آره، واقعاً...»

979
00:39:56,103 --> 00:39:57,979
‫جان دندون‌های گنده‌ای داره، می‌دونین؟

980
00:39:58,480 --> 00:40:00,982
‫و انگار همیشه داره می‌خنده

981
00:40:01,066 --> 00:40:03,318
‫دقیقاً مثل شخصیت باربارینو

982
00:40:03,401 --> 00:40:05,403
‫بعد جان گفت «خب، این کیه؟»

983
00:40:05,487 --> 00:40:07,197
‫سیلوستر گفت فرانکه

984
00:40:07,280 --> 00:40:09,616
‫و جان گفت «فرانک؟»

985
00:40:09,699 --> 00:40:12,702
‫اصلاً تصورش هم نمی‌کرد که
‫اون آهنگ‌ها کار من باشه

986
00:40:12,786 --> 00:40:14,621
‫من مثل فردو توی فیلم پدرخوانده 2 بودم،

987
00:40:14,704 --> 00:40:16,998
‫«هی، مایک، من برادر بزرگترتم.
‫هر کاری بخوام می‌کنم!»

988
00:40:17,582 --> 00:40:19,501
‫اون در نهایت بیشتر آهنگ‌ها رو نوشت،

989
00:40:19,584 --> 00:40:21,628
‫و خب بدجوری به خاطرش دردسر کشیدم

990
00:40:21,711 --> 00:40:23,505
‫و گفتم «هی، به نظر من که خوبه، بچه‌ها»

991
00:40:23,588 --> 00:40:27,259
‫آهنگ ابتدایی فیلم رو
‫«دور از پایان» انتخاب کردن

992
00:40:41,982 --> 00:40:43,150
♪ This is the end ♪

993
00:40:45,610 --> 00:40:48,864
♪ You made your choice
and now my chance is over ♪

994
00:40:48,947 --> 00:40:52,450
‫هر هفته یه آهنگ به فیلم اضافه می‌کردن

995
00:40:52,534 --> 00:40:54,828
‫در نهایت 9 تا آهنگ توی فیلم قرار گرفت

996
00:40:55,412 --> 00:40:58,790
‫ولی توی مجموعه
‫یه حسادت‌هایی وجود داشت

997
00:40:58,874 --> 00:41:02,377
‫چون فکر می‌کردن به من توجه اضافی میشه

998
00:41:02,460 --> 00:41:04,379
‫چطوره که اینجوری بهت خیره میشن؟

999
00:41:04,462 --> 00:41:06,840
‫شاید یه جورایی درسته
‫ولی من بدجوری برای کارم زحمت می‌کشیدم

1000
00:41:06,923 --> 00:41:08,717
‫هیچکس این آهنگ‌ها رو برام ننوشته بود.
‫خودم نوشتمشون

1001
00:41:08,800 --> 00:41:12,137
‫هیچکس توی استودیوی
‫بدون تهویه هوا ننشسته بود

1002
00:41:12,220 --> 00:41:14,264
‫و تا ساعت‌های پایانی شب عرق نریخته بود

1003
00:41:14,347 --> 00:41:16,474
‫که سعی کنه همه چی رو درست کنه،
‫با نوازنده‌های بزرگی که

1004
00:41:16,558 --> 00:41:19,936
‫باهاشون کار می‌کردم.
‫هیچوقت تو عمرم اینقدر سرم شلوغ نبود

1005
00:41:20,020 --> 00:41:22,856
‫هیچوقت اینقدر حس خوبی از کارم نداشتم،

1006
00:41:22,939 --> 00:41:25,775
‫چون چندین سال گذشته رو
‫حس بدی نسبت به خودم داشتم،

1007
00:41:25,859 --> 00:41:28,403
‫هیچوقت همچین حس خوبی
‫نسبت به خودم نداشتم

1008
00:41:28,486 --> 00:41:30,530
‫این کاری بود که
‫برای انجامش متولد شده بودم،

1009
00:41:30,614 --> 00:41:32,824
‫و برای یه بار تو زندگیم می‌تونستم

1010
00:41:32,908 --> 00:41:34,743
‫به مردم نشون بدم چیکار می‌تونم بکنم

1011
00:41:34,826 --> 00:41:37,287
‫چون قبلش همیشه درحال
‫تقلا و دست و پا زدن بودم

1012
00:41:37,370 --> 00:41:39,456
‫و وقتی راکی اومد بیرون،
‫من شدم برادر راکی

1013
00:41:39,539 --> 00:41:41,833
‫و هیچکس هیچوقت منو جدی نمی‌گرفت.
‫ولی خودم گرفتم

1014
00:41:41,917 --> 00:41:46,171
♪ Waking up, you're still
sleeping by my side ♪

1015
00:41:46,254 --> 00:41:48,465
‫این بهترین زمان بود،
‫تماشای موسیقی خودم

1016
00:41:48,548 --> 00:41:50,842
‫تماشای اینکه این طراحان رقص

1017
00:41:50,926 --> 00:41:52,594
‫با موسیقی من می‌رقصیدن

1018
00:41:52,677 --> 00:41:55,180
‫بنابراین نوشتن این آهنگ‌ها
خیلی فوق‌العاده بود،

1019
00:41:55,263 --> 00:41:58,225
‫و داشتن 150 تا رقصنده زیبا روی صحنه

1020
00:41:58,934 --> 00:42:02,103
‫مثل انداختن روباه
‫توی لونه مرغ‌ها بود

1021
00:42:02,187 --> 00:42:06,524
‫برای هر آهنگ بهم 3500 تا 4000 دلار دادن

1022
00:42:07,108 --> 00:42:09,027
‫هیچوقت اینقدر پول ندیده بودم، هرگز

1023
00:42:09,110 --> 00:42:10,403
‫ولی نمی‌دونستم که

1024
00:42:10,487 --> 00:42:12,239
‫حق امتیاز آهنگ‌ها رو برای خودشون نگه می‌دارن

1025
00:42:12,322 --> 00:42:14,032
‫که می‌تونست من رو مولتی‌میلیونر کنه

1026
00:42:14,115 --> 00:42:15,909
‫ولی غر نمی‌زنم. همه چی عالی بود

1027
00:42:15,992 --> 00:42:17,994
‫اگه واقعاً به خاطر جان و سیلوستر نبود

1028
00:42:18,078 --> 00:42:19,246
‫هیچ آهنگی نصیبم نمیشد

1029
00:42:19,329 --> 00:42:20,288
♪ This is the end ♪

1030
00:42:22,499 --> 00:42:25,961
♪ You made your choice
and now my chance is over ♪

1031
00:42:27,796 --> 00:42:29,297
♪ I thought I was in ♪

1032
00:42:31,341 --> 00:42:32,926
‫یه شب سر قرار بودم

1033
00:42:33,009 --> 00:42:35,595
‫و چه آهنگی از رادیو پخش شد؟
‫«دور از پایان»

1034
00:42:35,679 --> 00:42:37,722
‫اولین باری که شنیدمش
‫با یه دختری نشسته بودم،

1035
00:42:37,806 --> 00:42:41,643
‫که یه ستاره تو صنعت موسیقی بود

1036
00:42:41,726 --> 00:42:43,270
‫گفت «خب آماده‌ای؟»
‫گفتم «منظورت چیه؟»

1037
00:42:44,479 --> 00:42:45,355
‫گفت «این یه آهنگ بترکونه»

1038
00:42:45,855 --> 00:42:48,108
‫گفت «آماده‌ای؟»
‫گفتم «فکر کنم»

1039
00:42:48,191 --> 00:42:50,568
‫هیچوقت فراموش نمی‌کنم
‫که توی مراسم افتتاحیه

1040
00:42:50,652 --> 00:42:52,821
‫همه توجه‌ها به من بود،
‫آخرش همه میگفتن

1041
00:42:52,904 --> 00:42:55,532
‫فرانک استالونه، فرانک استالونه،
‫فرانک استالونه، فرانک استالونه

1042
00:42:55,615 --> 00:42:57,534
‫راکی عالی بود چون همه‌چیزش عالی بود،

1043
00:42:57,617 --> 00:43:00,245
‫و خیلی برای برادرم خوشحال بودم،
‫ولی این یکی برای من بود

1044
00:43:00,328 --> 00:43:01,663
‫این کاری بود که من کرده بودم

1045
00:43:01,746 --> 00:43:03,957
‫شانسی بود که یه بار نصیب هرکس میشه

1046
00:43:04,040 --> 00:43:06,334
‫من نامزد گرمی و گلدن گلوب شدم

1047
00:43:06,418 --> 00:43:09,004
‫برای بهترین موسیقی متن
‫و برای بهترین آهنگ

1048
00:43:09,087 --> 00:43:11,298
‫ولی باختم. گفتم «باشه، قبوله،»

1049
00:43:11,381 --> 00:43:13,174
‫«حداقل نامزد جایزه شدم. حالم عالیه»

1050
00:43:13,258 --> 00:43:14,968
‫باورت میشه؟ از اجرا توی

1051
00:43:15,051 --> 00:43:17,262
‫یه رستوران سطح پایین تا نامزد شدن

1052
00:43:17,345 --> 00:43:19,264
‫توی گرمی و گلدگلوب

1053
00:43:19,347 --> 00:43:20,640
‫آهنگ افتتحایه گلدن گلوب رو من اجرا کردم

1054
00:43:20,724 --> 00:43:22,350
‫بازی کردم. نقش اول بودم

1055
00:43:23,351 --> 00:43:24,811
‫و یه روز برادرم باهام تماس گرفت

1056
00:43:24,894 --> 00:43:26,146
‫اون روزی بود که

1057
00:43:26,229 --> 00:43:28,148
‫نامزدهای اسکار رو اعلام می‌کردن،

1058
00:43:28,898 --> 00:43:31,276
‫داشتیم نوشیدنی باز می‌کردیم،

1059
00:43:31,359 --> 00:43:33,069
‫و نامزدها رو داشتن اعلام می‌کردن،

1060
00:43:33,153 --> 00:43:34,612
‫که گفتن «فرانک، برادرت زنگ زده»

1061
00:43:34,696 --> 00:43:36,364
‫گفتم «وای خدا، کی مُرده؟»

1062
00:43:36,448 --> 00:43:38,450
‫گفت «نامزد نشدی»

1063
00:43:38,533 --> 00:43:40,035
‫گفتم چی؟

1064
00:43:40,702 --> 00:43:42,162
‫نامزد نشدم؟

1065
00:43:42,245 --> 00:43:44,497
‫شوخیت گرفته؟
‫دیوونه کننده ست

1066
00:43:44,581 --> 00:43:47,542
‫و الان عصبانی‌ام
‫چون می‌دونم تصمیمشون مزخرف بود،

1067
00:43:47,625 --> 00:43:50,086
‫غیرمنصفانه بود،
‫چون اون آهنگ صدر جدول بود

1068
00:43:50,170 --> 00:43:51,963
‫من بالاتر از همه بودم

1069
00:43:52,047 --> 00:43:55,383
‫بالاتر از آلبوم بیلی جوئل بودم.
‫بالاتر از سینکرونیسی بودم

1070
00:43:55,467 --> 00:43:57,969
‫نه برای مدت زیادی،
‫ولی چند روز اون بالا بودم

1071
00:43:58,053 --> 00:44:00,221
‫اون اولین فرصتم بود
‫ولی به فنام دادن

1072
00:44:00,305 --> 00:44:01,598
‫و اونجا بود که فهمیدم

1073
00:44:01,681 --> 00:44:03,433
‫اینا همه مزخرفات پشت پرده هالیووده

1074
00:44:04,017 --> 00:44:05,810
‫انتظار برنده شدن رو نداشتم،

1075
00:44:05,894 --> 00:44:08,021
‫ولی دوست داشتم اون نامزدی رو داشته باشم

1076
00:44:08,104 --> 00:44:09,939
‫باید خیلی پوست کلفت باشین

1077
00:44:10,023 --> 00:44:11,566
‫باید عزم راسخی داشته باشین

1078
00:44:11,649 --> 00:44:13,568
‫باید بتونین مشکلات رو ببلعین

1079
00:44:13,651 --> 00:44:15,862
‫نه اینکه مجبور باشین کارهای کثیف بکنین
‫یا خفت و خواری بکشین،

1080
00:44:15,945 --> 00:44:18,198
‫ولی مجبورین توانایی اینو داشته باشین که بگین

1081
00:44:18,281 --> 00:44:19,741
‫«می‌دونی چیه؟ باشه، گور باباشون»

1082
00:44:21,785 --> 00:44:23,745
‫قضیه جایزه اسکار

1083
00:44:23,828 --> 00:44:26,081
‫بدجوری قلبمو شکست

1084
00:44:26,164 --> 00:44:28,416
‫و مدتی باعث ناراحتیم شد
‫ولی باید خودتو جمع و جور کنی

1085
00:44:28,917 --> 00:44:31,044
‫منم خودمو جمع و جور کردم و گفتم
‫«برمی‌گردم. نمردم که»

1086
00:44:31,127 --> 00:44:33,004
‫و تا وقتی که بتونم گیتار بزنم

1087
00:44:33,088 --> 00:44:35,173
‫و آهنگ بنویسم، توی بازی هستم

1088
00:44:37,550 --> 00:44:39,636
♪ Save me darling ♪

1089
00:44:40,470 --> 00:44:44,140
♪ I am down
but I am far from over ♪

1090
00:44:46,351 --> 00:44:48,478
♪ Give me something ♪

1091
00:44:49,104 --> 00:44:50,980
♪ I need it all
because I am... ♪

1092
00:44:51,064 --> 00:44:52,857
‫الان چه اتفاقی داره در زندگیت می‌افته؟

1093
00:44:52,941 --> 00:44:54,526
‫خب، همه چی خوبه

1094
00:44:54,609 --> 00:44:56,444
‫ضبط آهنگ‌ها خوب پیش میره

1095
00:44:56,528 --> 00:44:58,029
‫گروه محشری دارم،
‫و داریم آهنگ می‌نویسیم

1096
00:44:58,113 --> 00:44:59,656
‫و قراره ضبط آلبوم تکی خودمو حدود...

1097
00:44:59,739 --> 00:45:01,699
‫نوامبر یا اکتبر شروع کنم

1098
00:45:01,783 --> 00:45:03,701
‫سال معرکه‌ای داشتم،
‫مشکلی نبود که بخوام

1099
00:45:03,785 --> 00:45:05,870
‫یه آلبوم ضبط کنم.
‫مدیر برنامه‌هام،

1100
00:45:05,954 --> 00:45:07,705
‫اون هم می‌گفت
‫«آره، یه آلبوم تکی لازم داریم»

1101
00:45:07,789 --> 00:45:10,125
‫«بیا پیگیرش بشیم»

1102
00:45:10,208 --> 00:45:12,210
‫ولی فقط با یه قرارداد برگشت
‫گفتم فقط همین؟

1103
00:45:12,293 --> 00:45:14,546
‫اون روزا همه قراردادها سه آلبومه بود

1104
00:45:14,629 --> 00:45:17,549
‫گفتم «چی بگم، گندش بزنن. باشه، حالا هرچی»

1105
00:45:17,632 --> 00:45:19,759
‫اون موقع، دهه 80، زمان متفاوتی بود

1106
00:45:19,843 --> 00:45:21,594
‫وقتی بود که آلبوم‌ها خوب می‌فروختن

1107
00:45:21,678 --> 00:45:23,638
‫بهتر بود چند تا تک آهنگ هم داشته باشی
‫[ داف مک‌کاگان، برنده گرمی ]

1108
00:45:23,721 --> 00:45:26,433
‫که توی رادیو پخش بشه
‫و توی 20 تای برتر قرار بگیری و کارت حله

1109
00:45:26,516 --> 00:45:28,810
‫به نظرم این موضوع فشار زیادی

1110
00:45:28,893 --> 00:45:31,646
‫روی اون آلبوم آورد.
‫باعث شکستش شد

1111
00:45:32,230 --> 00:45:33,898
‫به خاطر راس ریگان بود
‫که تونستیم پیش بریم

1112
00:45:33,982 --> 00:45:36,651
‫راس ریگان توی این تجارت
‫مثل یه اسطوره ست

1113
00:45:36,734 --> 00:45:38,820
‫یکی از بهترین آدم‌ها توی شرکت ای اند آر بود

1114
00:45:39,320 --> 00:45:41,948
‫اولین بار فرانک رو در 1983 دیدم
‫[ راس ریگان، تولیدکننده موسیقی ]

1115
00:45:42,532 --> 00:45:44,826
‫وقتی برای شرکت پولی‌گرام کار می‌کردم

1116
00:45:44,909 --> 00:45:47,996
‫چند تا دمو ساخته بود و من بهشون گوش دادم،

1117
00:45:48,079 --> 00:45:49,747
‫و گفتم «کارت خیلی خوبه پسر»

1118
00:45:49,831 --> 00:45:51,124
‫اونم گفت «شما سوپراستار می‌سازین»

1119
00:45:51,207 --> 00:45:53,001
‫«چرا از من یه ستاره نمی‌سازین؟»

1120
00:45:53,084 --> 00:45:55,253
‫پس توی پولی‌گرام رکوردز
‫باهاش قرارداد بستم

1121
00:45:55,336 --> 00:45:57,755
‫می‌دونین با نیل دایموند هم قرارداد بستم.
‫اون یه آهنگساز فوق‌العاده ست

1122
00:45:57,839 --> 00:45:59,757
‫با التون جان قرارداد بستم.
‫اونم آهنگساز محشریه

1123
00:45:59,841 --> 00:46:01,759
‫با بری رایت، یه آهنگساز محشر

1124
00:46:01,843 --> 00:46:03,261
‫آلن پارسون، آهنگساز محشر

1125
00:46:03,344 --> 00:46:04,929
‫برایان ویلسون، آهنگساز محشر

1126
00:46:05,013 --> 00:46:06,598
‫و اتفاقاً یکی از چیزایی که

1127
00:46:06,681 --> 00:46:08,766
‫در مورد فرانک دوست داشتم
‫این بود که آهنگساز بود

1128
00:46:08,850 --> 00:46:10,560
‫برای امضای قرارداد در شرکت پولی گرام

1129
00:46:10,643 --> 00:46:13,271
‫این موضوع خیلی روم تاثیر گذاشت

1130
00:46:13,354 --> 00:46:14,814
‫کارشو عالی انجام داده بود

1131
00:46:14,898 --> 00:46:17,400
‫و همیشه کار باهاش فوق‌العاده بود

1132
00:46:17,484 --> 00:46:19,861
‫شخصیت بزرگی داشت.
‫خیلی کاریزماتیک بود

1133
00:46:19,944 --> 00:46:21,988
‫دوست نداشتنش کار سختی بود

1134
00:46:22,572 --> 00:46:25,033
‫می‌دونین، جوون بودم و
‫توی همه برنامه‌های تلویزیونی بودم

1135
00:46:25,116 --> 00:46:27,202
‫کلی آهنگ دیگه قراره براتون پخش کنیم

1136
00:46:27,285 --> 00:46:28,995
‫از جمه فرانک استالونه

1137
00:46:29,078 --> 00:46:30,788
♪ Oh, darling ♪

1138
00:46:32,457 --> 00:46:34,250
♪ I wish you were lying ♪

1139
00:46:34,792 --> 00:46:37,587
♪ When you said that
you're leaving me, darling ♪

1140
00:46:37,670 --> 00:46:39,339
‫با دیوید لترمن یه برنامه داشتم،

1141
00:46:39,422 --> 00:46:41,466
‫که توی برنامه‌ش نخوندم، که عجیب بود

1142
00:46:45,595 --> 00:46:47,805
‫- اوه ببخشید، جات راحته؟
‫- آره خوبه

1143
00:46:47,889 --> 00:46:50,475
‫از دیدنت خوشحالم. ممنون که اینجایی
‫موفقیت آلبومت رو تبریک میگم

1144
00:46:50,558 --> 00:46:52,101
‫- و عکسش
‫- آره و عکسش

1145
00:46:52,185 --> 00:46:53,186
‫- عکس خیلی خوبیه
‫- ممنون

1146
00:46:53,269 --> 00:46:54,187
‫سر یه قرار بودم

1147
00:46:54,270 --> 00:46:55,230
‫با دختری که تازه دیده بودم،

1148
00:46:55,313 --> 00:46:56,439
‫یه عکس بزرگ نصب کرده بودن

1149
00:46:56,523 --> 00:46:57,982
‫از کاور آلبوم من،

1150
00:46:58,066 --> 00:46:59,859
‫حدود سه متر در سه متر

1151
00:46:59,943 --> 00:47:01,444
‫روی برج رکوردز در بلوار سانست

1152
00:47:01,528 --> 00:47:02,987
‫همه چی عالی بود

1153
00:47:04,864 --> 00:47:05,949
‫ولی آلبوم خوب نفروخت

1154
00:47:06,616 --> 00:47:07,867
‫جواب نداد، می‌دونین؟

1155
00:47:07,951 --> 00:47:09,285
‫آلبوم حروم شد

1156
00:47:09,369 --> 00:47:11,663
‫من حدود 20 سال منتظر مونده بودم

1157
00:47:11,746 --> 00:47:13,581
‫که اولین آلبوم تکی خودمو داشته باشم

1158
00:47:13,665 --> 00:47:16,543
‫گفتم «وای تو رو خدا
‫خواننده ای نشم که فقط یه آهنگ معروف داره»

1159
00:47:16,626 --> 00:47:18,711
‫وای خدا...

1160
00:47:18,795 --> 00:47:20,922
‫خب سخت‌تره که یه کارنامه پربار داشته باشی

1161
00:47:21,005 --> 00:47:24,259
‫تا اینکه یه آهنگ معروف داشته باشی،
‫ولی من کارنامه پربار می‌خواستم

1162
00:47:24,342 --> 00:47:27,262
‫یه تیم لازمه که یه ستاره به وجود بیاد

1163
00:47:27,804 --> 00:47:30,056
‫یه ستاره به طور تصادفی طلوع نمی‌کنه

1164
00:47:30,139 --> 00:47:32,267
‫اون هیچوقت تیمی رو که لازم بود نداشت،

1165
00:47:32,350 --> 00:47:33,977
‫حتی وقتی با من قرارداد امضا کرد

1166
00:47:34,060 --> 00:47:36,521
‫نمی‌دونم تیم مدیریتی من

1167
00:47:36,604 --> 00:47:38,690
‫در این امر دخیل بود

1168
00:47:38,773 --> 00:47:41,609
‫یا توانایی کنترل شرایط رو داشت

1169
00:47:41,693 --> 00:47:43,611
‫«دور از پایان»

1170
00:47:43,695 --> 00:47:45,280
‫نباید اینقدر بیش از حد پخش میشد

1171
00:47:45,363 --> 00:47:49,284
‫می‌دونی، شما نامزد گرمی شدی،
‫این باورنکردنیه

1172
00:47:49,367 --> 00:47:52,161
‫ولی هیچوقت تبلیغاتی رو انجام ندادن

1173
00:47:52,245 --> 00:47:54,998
‫که فرانک استالونه لیاقتش رو داشت

1174
00:47:59,085 --> 00:48:01,629
‫به خودم می‌گفتم
‫«خیلی‌خب، دارم آهنگ ضبط می‌کنم»

1175
00:48:01,713 --> 00:48:03,965
‫«دارم با بهترین آهنگسازها کار می‌کنم»

1176
00:48:04,048 --> 00:48:06,384
‫«دارم کاری رو می‌کنم که براش به دنیا اومدم»

1177
00:48:06,467 --> 00:48:08,803
‫ولی اینطور نشد.
‫همه چی خوب پیش می‌رفت که ناگهان،

1178
00:48:08,886 --> 00:48:12,724
‫نزول...
‫گفتم «نه، دوباره نه»

1179
00:48:12,807 --> 00:48:14,350
‫«نه، نه دوباره نه»

1180
00:48:14,434 --> 00:48:16,185
‫بعد کمی بالا اومدم،

1181
00:48:16,936 --> 00:48:19,147
‫چند تا خبر خوب رسید
‫و اوضاع بهتر شد،

1182
00:48:19,230 --> 00:48:22,191
‫و بعد... سقوط کردم

1183
00:48:22,775 --> 00:48:25,361
‫و برای مدت زیادی اون پایین موندم

1184
00:48:26,154 --> 00:48:27,947
‫بعد از اون آهنگ پرطرفدار

1185
00:48:28,031 --> 00:48:29,574
‫فکر می‌کردم چند تا دیگه داشته باشم

1186
00:48:29,657 --> 00:48:31,326
‫ولی اوضاع مطابق میلم پیش نرفت

1187
00:48:31,784 --> 00:48:34,037
‫اگه توی این کار انتظار دارین که

1188
00:48:34,120 --> 00:48:36,956
‫آهنگ‌هاتون توی کل دنیا بترکونه یا...

1189
00:48:37,040 --> 00:48:40,209
‫توی موسیقی به درآمد خوبی برسین،

1190
00:48:40,293 --> 00:48:41,878
‫هدف اشتباهی رو انتخاب کردین

1191
00:48:41,961 --> 00:48:44,547
‫مطمئنم فرانک می‌دونست که
‫خودشو درگیر چه چیزایی می‌کنه

1192
00:48:44,631 --> 00:48:46,049
‫اون عاشق نوازندگی بود

1193
00:48:46,966 --> 00:48:49,135
‫باید کارتون رو یاد بگیرین،
‫و تنها راه یاد گرفتن

1194
00:48:49,218 --> 00:48:50,762
‫اینه که اشتباه کنین،

1195
00:48:50,845 --> 00:48:53,681
‫و اون اشتباهات رو تصحیح می‌کنین.
‫و من یاد گرفته بودم

1196
00:48:54,265 --> 00:48:56,434
‫ولی دوباره حس کردم
‫به اندازه کافی یاد نگرفتم

1197
00:48:56,517 --> 00:48:59,187
♪ Oh ♪

1198
00:48:59,270 --> 00:49:01,064
♪ Peace in our life ♪

1199
00:49:01,856 --> 00:49:03,941
♪ Remember the call, oh ♪

1200
00:49:04,025 --> 00:49:06,486
‫دهه 80 و 90 برای من دوران سختی بود

1201
00:49:07,070 --> 00:49:08,696
‫خدا رو شکر با آهنگسازی

1202
00:49:08,780 --> 00:49:10,073
‫درآمد کمی داشتم

1203
00:49:10,156 --> 00:49:13,034
‫آهنگ فیلم رمبو 2 رو ساختم

1204
00:49:13,117 --> 00:49:15,411
♪ We'll never fall ♪

1205
00:49:15,495 --> 00:49:18,289
‫گفتم باید سالم باشه
‫برای همین به یه موسسه سم‌زدایی رفتم

1206
00:49:18,373 --> 00:49:21,292
‫نه به خاطر مصرف الکل یا مواد مخدر،
‫فقط برای پاکسازی بدنم

1207
00:49:21,376 --> 00:49:23,544
‫و موقع ناهار، از کنار یه جایی رد شدم،

1208
00:49:23,628 --> 00:49:26,381
‫ناهارم دست بود و دیدم یه اسلحه فروشیه

1209
00:49:27,048 --> 00:49:29,092
‫پس رفتم طبقه پایین که یه نگاهی بندازم،

1210
00:49:29,175 --> 00:49:30,968
‫و صاحب اسلحه فروشی
‫به نظر یه کم عجیب بود

1211
00:49:31,052 --> 00:49:32,470
‫مدام تفنگ‌ها رو از جعبه در می‌آورد

1212
00:49:32,553 --> 00:49:34,305
‫و بی‌احتیاط به مردم نشون میداد

1213
00:49:34,389 --> 00:49:36,391
‫یه تفنگ رو در آورد که به یه نفر نشون بده،

1214
00:49:36,474 --> 00:49:38,184
‫ماشه رو کشید و بوم!

1215
00:49:38,267 --> 00:49:41,938
‫درست به انگشت من زد،
‫خونش پاشید تو صورتم

1216
00:49:42,021 --> 00:49:44,399
‫به پایین نگاه کردم.
‫بدنم بی‌حس شده بود

1217
00:49:44,482 --> 00:49:46,651
‫طرف اومد دستمو نگاه کرد و گفت

1218
00:49:47,151 --> 00:49:49,529
‫«چی شد؟»
‫گفتم «خب...»

1219
00:49:49,612 --> 00:49:50,863
‫«فکر کنم بهم شلیک کردی»

1220
00:49:51,406 --> 00:49:53,032
‫من یه آهنگسازم

1221
00:49:53,116 --> 00:49:55,660
‫یه نوازنده گیتار
‫ده تا انگشت نیاز داره

1222
00:49:55,743 --> 00:49:58,788
‫انگشت‌هام همه آش و لاش شده بودن

1223
00:49:58,871 --> 00:50:00,289
‫وحشتناک بود

1224
00:50:00,373 --> 00:50:01,666
‫ممکن بود کشته بشم،

1225
00:50:01,749 --> 00:50:03,292
‫اگه دستم جلوش نبود ممکن بود

1226
00:50:03,376 --> 00:50:04,836
‫تیر به به شکمم بخوره

1227
00:50:04,919 --> 00:50:06,212
‫یا به قلبم بخوره

1228
00:50:06,295 --> 00:50:08,005
‫من فقط 75 سانتیمتر

1229
00:50:08,089 --> 00:50:10,299
‫با یه هفت‌تیر کلت‌پایتون فاصله داشتم

1230
00:50:12,260 --> 00:50:13,594
‫قرارداد ضبط آلبومم رو از دست دادم

1231
00:50:14,220 --> 00:50:16,472
‫توی یه آپارتمان داغون زندگی می‌کردم

1232
00:50:16,556 --> 00:50:19,016
‫از یه زندگی سطح بالا
‫رسیدم به دست و پا زدن برای زنده موندن

1233
00:50:19,100 --> 00:50:20,685
‫و بعد تیر خوردم

1234
00:50:22,145 --> 00:50:23,855
‫باید پوست‌کلفت باشین

1235
00:50:23,938 --> 00:50:25,231
‫و ضدگلوله باشین

1236
00:50:26,065 --> 00:50:28,443
‫تا توی بدن فرانک استالونه باشین. باور کنین

1237
00:50:31,446 --> 00:50:33,948
‫بعد از اون، با اجراهای مختصر
روزگار می‌گذروندم

1238
00:50:34,031 --> 00:50:35,324
‫ولی بازی توی فیلم رو هم شروع کردم

1239
00:50:41,581 --> 00:50:44,208
I had jabbed inside the socket.
- Good luck.

1240
00:50:44,292 --> 00:50:46,127
‫وقتی به کالیفرنیا اومدم،

1241
00:50:46,210 --> 00:50:47,628
‫کار توی راکی 3 رو شروع کردم

1242
00:50:47,712 --> 00:50:49,464
‫نقشم اول این بود که

1243
00:50:49,547 --> 00:50:51,215
‫کنار برادرم وایستم،

1244
00:50:51,299 --> 00:50:52,341
‫ولی بعد همه کاری کردم

1245
00:50:52,425 --> 00:50:53,676
‫توی فیلم آهنگ خوندم

1246
00:50:53,760 --> 00:50:55,762
‫توی صحنه آهنگ «پوشینگ» رو خوندم

1247
00:50:55,845 --> 00:50:57,054
‫و بعد توی یه صحنه بازی کردم

1248
00:50:57,138 --> 00:50:58,848
‫که برادرم توی رینگ ناک‌اوتم می‌کرد

1249
00:51:00,600 --> 00:51:02,685
‫و بعد توی یه صحنه دیگه بودم
‫که مستر تی ناک‌اوتم می‌کرد

1250
00:51:02,769 --> 00:51:07,398
‫پس من اساساً یه آدم همه کاره بودم
‫که آواز هم می‌خوند

1251
00:51:07,482 --> 00:51:09,358
‫البته توی فیلم «زنده ماندن» هم کمی بازی کردم

1252
00:51:09,442 --> 00:51:10,902
‫نقش کارل رو داشتم که می‌گفت

1253
00:51:10,985 --> 00:51:12,153
‫«نکنه شرکت بیمه‌ای، رفیق؟»

1254
00:51:12,236 --> 00:51:13,196
‫همه چی مرتبه؟

1255
00:51:13,279 --> 00:51:14,363
‫همه چی خوبه

1256
00:51:14,447 --> 00:51:15,615
‫دست‌های خوبی مراقبشه

1257
00:51:15,698 --> 00:51:17,074
‫نکنه شرکت بیمه‌ای، رفیق؟

1258
00:51:17,158 --> 00:51:18,367
‫آره، بیمه معلولیت می‌خوای؟

1259
00:51:18,451 --> 00:51:20,286
‫ببین، چهارشنبه می‌بینمت، باشه؟

1260
00:51:20,369 --> 00:51:22,121
‫باشه، شب بخیر

1261
00:51:22,205 --> 00:51:23,414
‫شب بخیر

1262
00:51:27,627 --> 00:51:30,296
‫بعد از فیلم زنده ماندن،
‫مدیر برنامه‌هام گفت

1263
00:51:30,379 --> 00:51:32,340
‫«باید وارد دنیای بازیگری بشی»

1264
00:51:32,423 --> 00:51:33,758
‫برای همین به کلاس بازیگری رفتم.
‫کارم بد نبود

1265
00:51:33,841 --> 00:51:36,636
‫پس اولین فیلمی که بازی کردم

1266
00:51:37,136 --> 00:51:38,429
‫«ریزه‌میزه‌های صورتی» بود

1267
00:51:40,932 --> 00:51:42,099
All right, everybody down!

1268
00:51:42,183 --> 00:51:43,392
Let's go!

1269
00:51:44,143 --> 00:51:45,895
So I'm in the movie,
and all these

1270
00:51:45,978 --> 00:51:48,481
really thespian theatertype
actors are there

1271
00:51:48,564 --> 00:51:50,191
and I'm just like this hack.

1272
00:51:50,274 --> 00:51:53,110
I, Tony Mareda, have to roll.

1273
00:51:53,194 --> 00:51:55,613
So I did some good movies,
but a lot of it was garbage,

1274
00:51:55,696 --> 00:51:57,532
and it was all
like gratuitous sex,

1275
00:51:57,615 --> 00:51:59,408
which I had never really
got into the sex thing.

1276
00:51:59,492 --> 00:52:00,827
"Yo, would you like
to have sex with her?"

1277
00:52:00,910 --> 00:52:02,078
I'd rather shoot her.

1278
00:52:03,788 --> 00:52:05,998
‫فیلم‌هایی بازی کردم
‫مثل وحشت در بورلی هیلز

1279
00:52:06,082 --> 00:52:08,960
‫و بعضی‌هاشون واقعاً عجیب و غریب بودن

1280
00:52:09,710 --> 00:52:11,379
‫من هیچی از ورزش‌های رزمی نمی‌دونستم

1281
00:52:11,462 --> 00:52:13,089
‫بدلکار توی هوا پرواز می‌کرد و ضربه می‌زد

1282
00:52:13,172 --> 00:52:16,259
‫بعد من وایمیستادم و عرقمو پاک می‌کردم
‫انگار خودم انجامش داده بودم

1283
00:52:18,970 --> 00:52:20,555
‫کارت خوبه بیلی. ادامه بده

1284
00:52:21,430 --> 00:52:22,932
‫یه روزی حتماً دهنمو سرویس می‌کنی

1285
00:52:23,015 --> 00:52:24,600
‫گفتم «من نمی‌تونم ستاره اکشن باشم»

1286
00:52:24,684 --> 00:52:26,477
‫«ببینین برادرم چه خوبه»

1287
00:52:26,561 --> 00:52:28,938
‫من نسخه بدی از ستاره‌های اکشن بودم

1288
00:52:29,021 --> 00:52:31,482
‫منو استخدام می‌کردن
‫چون قیمت برادرم خیلی بالا بود

1289
00:52:31,566 --> 00:52:34,443
‫خیلی خوب می‌دونستم
‫بازیگر بودنم به این خاطر بود که

1290
00:52:34,527 --> 00:52:36,362
‫می‌گفتن «نمی‌تونیم راکی رو بیاریم،
‫بیاین برادرش رو بیاریم»

1291
00:52:36,445 --> 00:52:38,322
‫«تا به جای 20 میلیون
‫20 هزار دلار خرج کنیم»

1292
00:52:38,406 --> 00:52:40,283
‫مثل فیلمی که با کریس میچوم بازی کردم

1293
00:52:40,700 --> 00:52:46,664
‫بزرگ نوشته بودن استالونه، میچوم،

1294
00:52:47,248 --> 00:52:49,125
‫و خیلی ریز نوشته بودن فرانک، کریس

1295
00:52:49,208 --> 00:52:51,168
‫بنابراین تا موقعی که فیلم بازی می‌کردم

1296
00:52:51,252 --> 00:52:52,837
‫هیچ تهدیدی برای سیلوستر نبودم

1297
00:52:52,920 --> 00:52:55,172
‫البته فکر نمی‌کنم بازیگر بدی بودم
‫ولی می‌تونستم بهتر بشم

1298
00:52:55,256 --> 00:52:57,842
‫آره، اسکیپر

1299
00:52:57,925 --> 00:52:59,427
‫اون یه بازیگر ذاتیه

1300
00:52:59,510 --> 00:53:02,513
‫و هیچوقت تحت الشعاع

1301
00:53:02,597 --> 00:53:06,767
‫سایه بزرگ برادرش قرار نگرفت

1302
00:53:07,310 --> 00:53:10,521
‫همیشه بازیش خوبه و
‫خیلی خیلی باورپذیره

1303
00:53:10,605 --> 00:53:12,231
‫می‌دونین، ما یه قراری گذاشتیم.
‫گفتم «ببین رفیق»

1304
00:53:12,315 --> 00:53:13,774
‫«من آهنگ نمی‌خونم...»

1305
00:53:14,483 --> 00:53:18,946
‫که به خوبی مستند شده،
‫«و اون نباید فیلم بازی کنه»

1306
00:53:19,030 --> 00:53:21,073
‫ولی واقعاً بازیگری اون از خوانندگی من

1307
00:53:21,157 --> 00:53:22,909
‫خیلی بهتره. بازیش خیلی خوبه

1308
00:53:22,992 --> 00:53:24,285
‫وقتی این کارو می‌کنه خیلی خوبه

1309
00:53:24,368 --> 00:53:26,621
‫مثلاً توی فیلم بارفلای محشر بازی کرده

1310
00:53:27,079 --> 00:53:29,665
‫هی تو! با اون پیشبند کثیفت!

1311
00:53:30,833 --> 00:53:32,668
‫زود برمی‌گردم

1312
00:53:33,502 --> 00:53:34,837
‫اون پایین یه صدایی شنیدم،

1313
00:53:34,921 --> 00:53:36,589
‫ولی ندیدم کی بود زر زد

1314
00:53:39,383 --> 00:53:41,177
‫انگار با کتکی که دیشب بهت زدم

1315
00:53:41,260 --> 00:53:42,678
‫حسابی جیرجیرت در اومده؟

1316
00:53:42,762 --> 00:53:44,972
‫حس کردم بارفلای می‌تونه

1317
00:53:45,056 --> 00:53:48,309
‫فرصتی باشه که ثابت کنم
‫می‌تونم نقش‌های بزرگ هم بازی کنم

1318
00:53:48,392 --> 00:53:50,227
‫چون کلی احساسات درونم در جریان بود

1319
00:53:50,311 --> 00:53:51,938
‫به نظرتون اون عوضی تا الان یاد گرفته

1320
00:53:52,021 --> 00:53:53,439
‫که اینقدر سر به سر من نذاره؟

1321
00:53:53,522 --> 00:53:55,107
Whoa,

1322
00:53:55,191 --> 00:53:57,234
you are a genuine man.

1323
00:53:57,318 --> 00:53:58,861
‫این تعادل رو میشه دید،

1324
00:53:59,528 --> 00:54:02,740
‫تحمل، عدم تحمل
‫[ بیلی زین، فیلمنامه‌نویس ]

1325
00:54:02,823 --> 00:54:04,742
‫از شخصیتش و می‌دونین...

1326
00:54:04,825 --> 00:54:06,535
‫حس شوخ‌طبعی

1327
00:54:06,619 --> 00:54:08,329
‫به خوبی روی نقش نشسته

1328
00:54:08,829 --> 00:54:10,081
‫فوق‌العاده ست

1329
00:54:10,164 --> 00:54:11,540
‫چوب‌خطت پر شده

1330
00:54:12,208 --> 00:54:13,542
‫باید اسکناس بدی

1331
00:54:14,043 --> 00:54:15,419
‫کار با میکی رورک آسون نیست

1332
00:54:15,503 --> 00:54:17,505
‫ولی بازیگر درخشانیه.
‫کار کردن با فی داناوی هم

1333
00:54:17,588 --> 00:54:20,091
‫آسون نیست،
‫ولی بازیگر درخشانیه

1334
00:54:20,174 --> 00:54:23,010
‫پس فرانک مجبور بود حسابی از خودش مایه بذاره

1335
00:54:23,094 --> 00:54:25,429
‫و باید تواناییش رو نشون می‌داد،

1336
00:54:25,513 --> 00:54:28,099
‫و به حاشیه رانده نمی‌شد،
‫چون هر دو بازیگر دیگه

1337
00:54:28,182 --> 00:54:29,976
‫هر زمان که می‌خواستن
‫می‌تونستن محوش کنن

1338
00:54:30,059 --> 00:54:35,022
‫پرسیدم کی پول این نوشیدنی کوفتی رو میده؟

1339
00:54:35,815 --> 00:54:37,608
‫توی بازیگری خلق لحظات مهمه

1340
00:54:37,692 --> 00:54:39,276
‫اون این لحظات رو خلق کرد

1341
00:54:39,360 --> 00:54:41,904
‫و به نظرم همین باعث
‫ایفای نقش عالیش شد

1342
00:54:41,988 --> 00:54:45,992
‫نه فقط بازی، بلکه دونستن اینکه
‫کی باید اون لحظه رو

1343
00:54:46,075 --> 00:54:47,994
‫جلوی میکی یا فی یا کارگردان

1344
00:54:48,077 --> 00:54:49,453
‫نشون بده

1345
00:54:50,079 --> 00:54:52,748
‫فیلم خوب نفروخت،
‫ولی نقدهای خوبی داشت

1346
00:54:52,832 --> 00:54:55,543
‫مخصوصاً توی اروپا،
‫و نقل محافل شده بود،

1347
00:54:55,626 --> 00:54:57,086
‫ممکنه فکر کنین تمام وقت مشغول کار شدم،

1348
00:54:57,169 --> 00:54:58,963
‫چون کلی کارگردان‌ جوون دوره‌م می‌کردن

1349
00:54:59,046 --> 00:55:00,965
‫و می‌گفتن «هی رفیق،
‫بازیت توی بارفالی رو دوست داشتیم»

1350
00:55:01,549 --> 00:55:04,677
‫فکر کردم قراره چیز خوبی ازش حاصل بشه
‫و این اتفاق هم افتاد

1351
00:55:05,469 --> 00:55:07,972
‫یه صندوق امانات در طبقه هفتم هست،
‫تو چیزاشون رو می‌گیری،

1352
00:55:08,055 --> 00:55:11,267
‫- و می‌ذاریشون داخل اون
‫- دستورالعمل‌هایی که حتی برادرتون درک می‌کنه

1353
00:55:11,350 --> 00:55:14,228
‫- آره، دستورالعمل‌هایی که حتی من درک می‌کنم
‫- خفه شو

1354
00:55:14,311 --> 00:55:16,397
‫و بعد فیلم هادسون هاوک،
‫که قرار بود فیلم بزرگی بشه

1355
00:55:16,480 --> 00:55:18,232
‫یه فاجعه بود

1356
00:55:18,315 --> 00:55:19,984
‫مردم ازمون می‌پرسیدن
‫فیلم در مورد چیه؟

1357
00:55:20,067 --> 00:55:21,652
‫«کمدیه؟»
‫می‌گفتم «اگه فکر می‌کنین پس هست»

1358
00:55:21,736 --> 00:55:23,487
‫کمدی...
‫[ دانلی آلیو، بازیگر هادسون هاوک ]

1359
00:55:23,571 --> 00:55:25,906
‫«هنوز نمی‌دونم، ولی به زودی می‌فهمیم»

1360
00:55:26,449 --> 00:55:28,034
‫یه نفر یه سری مزخرفات بهم گفته.

1361
00:55:28,117 --> 00:55:30,661
‫می‌خوای یه مغازه باز کنی و کفگیر بفروشی

1362
00:55:30,745 --> 00:55:32,913
‫شما جوون‌های دوست داشتنی
‫نوشیدنی خونگی ما رو امتحان کردین؟

1363
00:55:32,997 --> 00:55:35,291
‫فکر کنم خیلی خوشتون بیاد

1364
00:55:35,374 --> 00:55:37,293
‫البته فکر می‌کردم این یه جور کمدیه

1365
00:55:37,376 --> 00:55:39,211
‫که قبلاً بازی نکرده بودم،

1366
00:55:39,295 --> 00:55:41,047
‫ولی این حس رو داشتم که قراره

1367
00:55:41,130 --> 00:55:42,631
‫یه فیلم خاص و جدید باشه،

1368
00:55:43,174 --> 00:55:44,884
‫ولی همونطور که احتمالاً می‌دونین،
‫اینجوری نبود

1369
00:55:44,967 --> 00:55:46,427
‫افتضاح بود.
‫منتقدها ازش متنفر بودن

1370
00:55:46,510 --> 00:55:48,095
‫حدود 60 میلیون دلار هزینه داشت

1371
00:55:48,179 --> 00:55:50,056
‫تو اون حراجی رو انجام نمیدی،

1372
00:55:50,139 --> 00:55:53,434
‫می‌کشونمت پای میز محاکمه،
‫و بهت قول میدم دوست من،

1373
00:55:53,517 --> 00:55:56,771
‫هیچ دادرسی در کار نیست، متوجهی؟

1374
00:55:57,354 --> 00:55:59,482
‫ای حرومزاده!

1375
00:55:59,565 --> 00:56:01,400
‫هی، بیلی، آروم بگیر!

1376
00:56:01,484 --> 00:56:02,485
‫خفه خون بگیر

1377
00:56:03,986 --> 00:56:05,571
‫پولتو بردار و بزن به چاک

1378
00:56:06,155 --> 00:56:08,282
‫چون از شنیدن مزخرفاتت خسته شدم

1379
00:56:09,241 --> 00:56:10,659
‫عجب، اد بیلی

1380
00:56:10,743 --> 00:56:12,286
‫و بعد فیلم تومب‌استون

1381
00:56:12,369 --> 00:56:13,871
‫برای من یه وسترن عالیه، به نظرم

1382
00:56:13,954 --> 00:56:15,331
‫یعی از بهترین‌ وسترن‌های مدرن

1383
00:56:15,414 --> 00:56:16,665
‫تفنگ‌ها منو نمی‌ترسونن

1384
00:56:17,958 --> 00:56:19,376
‫چون بدون اون تفنگ‌ها

1385
00:56:19,460 --> 00:56:21,629
‫چیزی به جز یه عوضی لاغرمردنی نیستی

1386
00:56:21,712 --> 00:56:24,507
‫مردم می‌اومدن و می‌گفتن
‫«هی مرد، تو اد بیلی هستی»

1387
00:56:24,590 --> 00:56:26,550
‫هیچکس نیومد بگه هی مرد

1388
00:56:26,634 --> 00:56:28,427
‫«توی وحشت در بورلی هیلز دوستت داشتیم.»
‫اصلاً نشد

1389
00:56:28,511 --> 00:56:29,929
‫«توی ریزه‌میزه‌های صورتی دوستت داشتیم»

1390
00:56:30,012 --> 00:56:32,056
‫اصلاً نشد

1391
00:56:32,139 --> 00:56:34,725
‫قرار بود یه فیلم با برادرم بازی کنم

1392
00:56:34,809 --> 00:56:36,727
‫از یه موسسه اومدن پیشم و گفتن

1393
00:56:36,811 --> 00:56:38,854
‫«فرانک، به نظرم می‌تونیم
‫کارهای بزرگی با تو انجام بدیم»

1394
00:56:38,938 --> 00:56:40,856
‫روز جمعه باهاشون قرارداد بستم

1395
00:56:40,940 --> 00:56:43,359
‫دوشنبه بعد، چه اسمی میاد روی میزشون؟

1396
00:56:43,442 --> 00:56:45,611
‫برادرم. اون ستاره فیلمه،

1397
00:56:45,694 --> 00:56:48,489
‫و یه نقش توی فیلم
‫به عنوان برادرش هست

1398
00:56:49,323 --> 00:56:52,368
‫اونا که اونجا نشسته بودن به هم میگن
‫«ایول، دیگه نور علی نوره»

1399
00:56:52,451 --> 00:56:54,328
‫«فرانک تازه بارفلای
و تومب‌استون رو بازی کرده»

1400
00:56:54,411 --> 00:56:56,288
‫«برادر سیلوستره. نقش بزرگی نیست،»

1401
00:56:56,372 --> 00:56:58,165
‫«ولی یه نقش مهمه، عالیه»

1402
00:56:58,249 --> 00:57:00,167
‫به مسئول انتخاب بازیگر زنگ می‌زنن،

1403
00:57:00,251 --> 00:57:02,670
‫«همین تازگی با فرانک استالونه قرارداد بستیم»

1404
00:57:02,753 --> 00:57:04,880
‫ناگهان اون طرف خط سکوت حکم فرما میشه

1405
00:57:04,964 --> 00:57:08,926
‫و آخرش میگه
‫«خب، زیاد موافق نیستم»

1406
00:57:11,303 --> 00:57:14,849
‫دیگه هیچوقت خبری از اون موسسه نشنیدم

1407
00:57:16,475 --> 00:57:18,102
‫پس گفتن که اگه نتونیم

1408
00:57:18,185 --> 00:57:20,855
‫از فرانک کنار برادرش بازی بگیریم،

1409
00:57:20,938 --> 00:57:22,523
‫دیگه فاتحه‌ش خونده ست

1410
00:57:22,606 --> 00:57:24,567
‫طرف گفت «زیاد موافق نیستم»

1411
00:57:27,528 --> 00:57:29,905
♪ Those fingers in my hair ♪

1412
00:57:29,989 --> 00:57:32,116
‫به نظر می‌رسید تحت هیچ شرایطی
‫نمی‌تونستم قرارداد ضبط ببندم،

1413
00:57:32,199 --> 00:57:33,617
‫برای همین می‌خواستم آزاد کار کنم

1414
00:57:33,701 --> 00:57:35,035
‫و خودم پولش رو بدم

1415
00:57:35,119 --> 00:57:37,746
♪ Strips my conscience bare ♪

1416
00:57:37,830 --> 00:57:39,415
♪ It's witchcraft ♪

1417
00:57:39,498 --> 00:57:41,125
‫یه آلبوم به سبک ارکستری ضبط کردم

1418
00:57:41,208 --> 00:57:43,335
‫چون فهمیدم دیگه هیچکس این کارو نمی‌کنه

1419
00:57:43,419 --> 00:57:44,879
‫پس کی رو پیدا کردم؟

1420
00:57:44,962 --> 00:57:47,256
‫یکی از بزرگترین رهبران ارکستر تاریخ،
‫سمی نستیکو

1421
00:57:47,339 --> 00:57:49,592
‫و یکی از بهترین‌ها، کنت بیسی.
‫که اون بالاهاست

1422
00:57:49,675 --> 00:57:51,760
‫همراه نلسون ریدل و بیلی می.
‫کارشون درسته

1423
00:57:51,844 --> 00:57:55,097
‫کار با اون آسونه، چون خیلی بی‌آلایشه

1424
00:57:55,181 --> 00:57:56,640
‫می‌گفتم «نظرت در مورد این ایده چیه؟»

1425
00:57:56,724 --> 00:57:58,726
‫می‌گفت «آره به نظر خوبه، سمی»

1426
00:57:58,809 --> 00:58:00,769
‫«بیا ازش استفاده کنیم»
‫چه کیفی می‌داد

1427
00:58:00,853 --> 00:58:02,813
‫توی همه ضبط‌ها همچین چیزی نصیبت نمیشه
‫[ سمی نستیکو، تنظیم کننده ]

1428
00:58:02,897 --> 00:58:04,815
‫ولی با فرانک اینجوری بود

1429
00:58:04,899 --> 00:58:07,568
‫تونی بنت یادداشت پشت جلد آلبوم رو نوشت

1430
00:58:07,651 --> 00:58:09,445
‫و سمی نستیکو که چندین بار

1431
00:58:09,528 --> 00:58:12,072
‫نامزد گرمی شده بود بهم گفت

1432
00:58:12,156 --> 00:58:14,658
‫این یکی از بهترین آلبوم‌هاش بود.

1433
00:58:14,742 --> 00:58:16,869
‫کسی که قبلاً با تامی دورسی کار کرده بود
‫و سابقه پرباری داشت

1434
00:58:16,952 --> 00:58:18,787
‫پس اینکه اون همچین حرفی بزنه
‫یعنی خیلی خوب بود

1435
00:58:19,413 --> 00:58:20,831
‫فرانک اینو نمی‌دونه

1436
00:58:20,915 --> 00:58:23,459
‫ولی وقتی داشتم برای مایکل بوبله کار می‌کردم،

1437
00:58:23,542 --> 00:58:28,505
‫دیوید فاستر
‫در طبقه اول خونه‌ش یه استودیو داشت،

1438
00:58:28,589 --> 00:58:30,591
‫بنابراین من و همسرم می‌تونستیم بریم بالا

1439
00:58:30,674 --> 00:58:33,177
‫و با مایکل و دیوید فاستر صحبت کنیم،

1440
00:58:33,260 --> 00:58:35,387
‫و همسرم گفت «می‌دونی چی دیدم،»

1441
00:58:35,471 --> 00:58:37,473
‫«روی میز دیوید فاستر؟»

1442
00:58:39,433 --> 00:58:40,392
‫«اینو دیدم»

1443
00:58:42,895 --> 00:58:46,607
‫پس فرانک باور کن،
‫اونا بهش گوش می‌دادن

1444
00:58:48,692 --> 00:58:52,488
‫باز هم نه مدیریتی،
‫نه تیم پشتیبانی، هیچی

1445
00:58:52,571 --> 00:58:54,240
‫این انگار داستان زندگی منه

1446
00:58:54,323 --> 00:58:55,991
‫که باعث میشد به هیچ‌جا نرسه

1447
00:58:56,825 --> 00:59:00,371
‫هرگز نتونستم بفهمم
‫چه اشتباهی ممکنه رخ داده باشه

1448
00:59:07,920 --> 00:59:12,341
‫به نظرم مردم اون رو جدی نمی‌گرفتن.
‫چرا؟ نمی‌دونم

1449
00:59:12,424 --> 00:59:14,468
‫مردم همه‌ش به فکر سیلوستر استالونه بودن،

1450
00:59:14,551 --> 00:59:16,178
‫فکر کنم مشکل همین بود

1451
00:59:16,262 --> 00:59:18,013
‫به محض دیدن فرانک به یاد سیلوستر می‌افتادین
‫[ نیک واللونگا، فیلنامه نویس]

1452
00:59:18,097 --> 00:59:21,267
‫من و فرانک فکر می‌کنیم
‫این چیزیه که باهاش مواجه بود

1453
00:59:21,350 --> 00:59:23,602
‫می‌دونین، داشتن اسم استالونه آسون نیست

1454
00:59:23,686 --> 00:59:25,145
‫چون توی سایه زندگی می‌کنین،

1455
00:59:25,562 --> 00:59:27,940
‫و هر دفعه که یه کار عالی انجام میدین،
‫مردم میگن

1456
00:59:28,023 --> 00:59:30,192
‫«به خاطر برادرت به اینجا رسیدی»

1457
00:59:30,276 --> 00:59:32,403
‫ولی اینطور نبود.
‫به خاطر استعدادش به اینجا رسیده

1458
00:59:32,486 --> 00:59:34,488
‫ممکن بود تمام این استعدادها رو داشته باشه

1459
00:59:34,571 --> 00:59:36,991
‫ولی اسمش جو اشمو باشه،
‫ولی اینطور نیست، اسمش فرانک استالونه ست

1460
00:59:37,074 --> 00:59:38,909
‫پس به نظرم از همون اول کار...

1461
00:59:39,451 --> 00:59:41,954
‫خودش خواست اینجوری بشه
‫[ جو مجنتا، بازیگر ]

1462
00:59:42,037 --> 00:59:44,164
‫مثل این می‌مونه که...

1463
00:59:44,248 --> 00:59:46,000
‫خودتو وسط دایره هدف قرار بدی

1464
00:59:46,083 --> 00:59:48,419
‫و بگی «بفرما، من اینجام، تیرت رو بزن»

1465
00:59:49,295 --> 00:59:52,006
‫اون می‌دونست که من خیلی حساسم

1466
00:59:52,089 --> 00:59:54,174
‫که خواهر کسی باشم

1467
00:59:54,258 --> 00:59:56,677
‫که خیلی معروفه.
‫خیلی در موردش حرف زده بودیم،

1468
00:59:56,760 --> 01:00:00,055
‫در مورد اینکه با وجود خواهر و برادر بودن،
‫[ تالیا شایر، خواهر فرانسیس فورد کاپولا ]

1469
01:00:00,139 --> 01:00:02,057
‫چطور یه زندگی حرفه‌ای داشته باشیم

1470
01:00:02,141 --> 01:00:04,893
‫اون موقع فرانک، چند تا تصمیم غلط گرفت

1471
01:00:05,561 --> 01:00:07,104
‫باید اسمشو تغییر می‌داد؟

1472
01:00:07,604 --> 01:00:10,441
‫در یه مرحله، می‌دونم که کاملاً جدی نگفت،

1473
01:00:10,524 --> 01:00:13,444
‫ولی گفتم «فرانک چرا اسمتو عوض نمی‌کنی؟»
‫[ پال وسکو، کارگردان موسیقیایی سابق فرانک ]

1474
01:00:13,986 --> 01:00:17,197
‫اونم گفت
‫«خب، چرا برادرم اسمشو عوض نمی‌کنه؟»

1475
01:00:17,906 --> 01:00:20,159
‫مردم ممکنه فکر کنن «آها آره، فرانک استالونه»
‫[ فرانکی سولیوان، گیتاریست ]

1476
01:00:20,242 --> 01:00:21,785
‫«اون که مضحک نیست»

1477
01:00:21,869 --> 01:00:24,204
‫سرانجام رای‌ها داده شد

1478
01:00:24,288 --> 01:00:26,332
‫و سرگرمی هفتگی

1479
01:00:26,415 --> 01:00:28,292
‫خنده‌دار‌ترین مرد زنده رو انتخاب کرده

1480
01:00:28,375 --> 01:00:30,210
‫و خنده‌دارترین مرد زنده کیه؟

1481
01:00:30,294 --> 01:00:32,379
‫درست حدس زدین، فرانک استالونه

1482
01:00:34,089 --> 01:00:35,341
‫شاید بودنش توی اون مکان و زمان خاص

1483
01:00:35,424 --> 01:00:36,717
‫کمی براش سخت بوده باشه،

1484
01:00:36,800 --> 01:00:39,178
at that particular
place and time,

1485
01:00:39,261 --> 01:00:42,181
‫ولی سرانجام باهاش کنار اومد و
‫خودش رو پیدا کرد

1486
01:00:42,264 --> 01:00:44,350
‫و فکر کنم وقتی خودشو پیدا کرد،

1487
01:00:44,433 --> 01:00:45,934
‫همه چی روبراه شد

1488
01:00:47,144 --> 01:00:49,188
‫شک دارم که می‌تونستن بدون هم زندگی کنن

1489
01:00:49,271 --> 01:00:50,773
‫همیشه پشت همدیگه رو داشتن

1490
01:00:50,856 --> 01:00:53,067
‫و اگه یکیشون تو دردسر می‌افتاد،

1491
01:00:53,150 --> 01:00:55,444
‫اون یکی سریع خودشو برای کمک می‌رسوند

1492
01:00:55,527 --> 01:00:58,906
‫اگه توی یه هواپیما بودیم
‫و داشتیم سقوط می‌کردیم،

1493
01:00:58,989 --> 01:01:01,950
‫و فقط یه چترنجات بود،
‫حدس بزنین کی چتر رو نمی‌گرفت؟

1494
01:01:03,994 --> 01:01:05,829
‫هیچکس به من بدهکار نیست، هیچکس

1495
01:01:06,288 --> 01:01:08,791
‫خودم این زندگی رو انتخاب کردم
‫یا این زندگی وقتی بچه بودم منو انتخاب کرد

1496
01:01:08,874 --> 01:01:10,501
‫و عاشق لحظه به لحظه‌ش هستم

1497
01:01:10,584 --> 01:01:12,378
‫آره، بیزار می‌شدم؟ عصبانی می‌شدم؟

1498
01:01:12,461 --> 01:01:13,962
‫آره، می‌شدم

1499
01:01:14,046 --> 01:01:15,923
‫فکر می‌کنم الان از نظر موسیقی

1500
01:01:16,006 --> 01:01:17,758
‫از اون موقع خیلی بهترم.
‫ولی حدس بزنین چیه؟

1501
01:01:17,841 --> 01:01:21,303
‫یه مدیر برنامه‌ریزی نمی‌تونم بگیرم.
‫شما که برنامه‌هامون رو که دیدین

1502
01:01:21,387 --> 01:01:23,472
‫بلیط‌ها کامل به فروش میرن.
‫ایستاده تشویقمون می‌کنن

1503
01:01:23,555 --> 01:01:26,975
‫روی صحنه فقط موسیقی خوب
‫و انرژی ازش می‌بینین

1504
01:01:27,393 --> 01:01:30,145
‫و جوری که با حضار حرف می‌زنه هم باحاله
‫[ استیون باور، بازیگر ]

1505
01:01:30,229 --> 01:01:34,483
‫جمعیت عاشق خودشن و خاطره‌هاش روی صحنه
‫[ فرانکی آوالون، بازیگر ]

1506
01:01:34,566 --> 01:01:38,028
‫و عاشق تواناییش برای
‫خوندن کلی سبک متفاوت،

1507
01:01:38,112 --> 01:01:39,988
‫از همه جور موسیقی مختلف

1508
01:01:40,072 --> 01:01:41,657
‫فرانک یه موسیقی‌دان پراستعداده

1509
01:01:41,740 --> 01:01:44,159
‫به خیلی از اجراهاش رفتم

1510
01:01:44,243 --> 01:01:46,036
‫برای خوندن خیلی سخت کار می‌کنه

1511
01:01:46,120 --> 01:01:48,914
‫و حنجره‌ش توانایی خیلی زیادی داره

1512
01:01:48,997 --> 01:01:51,458
‫و حنجره‌ش توانایی خیلی زیادی داره
‫[ آرنولد شوارتزنگر ]

1513
01:01:51,542 --> 01:01:53,460
‫می‌تونه بلوز بخونه،
‫راک بخونه، پاپ بخونه

1514
01:01:53,544 --> 01:01:56,338
‫می‌تونه راک اند رول بخونه.
‫سبک ارکستری هم اجرا کرده

1515
01:01:56,422 --> 01:01:57,881
‫توی خرفه‌ش همه جور کاری می‌کنه

1516
01:01:57,965 --> 01:01:59,258
‫خیلی به خودش خوش می‌گذرونه

1517
01:01:59,842 --> 01:02:01,260
‫مثل یه ورایتی شو، متنوع و جورواجوره

1518
01:02:01,343 --> 01:02:03,554
‫به نظر از هر دری سخنیه،
‫ولی همه چی مناسب و جوره

1519
01:02:03,637 --> 01:02:05,931
‫می‌دونه چطور همه چی رو با هم جور کنه

1520
01:02:06,014 --> 01:02:08,308
‫سبک خودش می‌خونه.
‫جاز می‌خونه

1521
01:02:08,392 --> 01:02:10,644
‫می‌دونین، پاپ می‌خونه
‫[ کریستوفر مک‌دونالد، بازیگر ]

1522
01:02:10,727 --> 01:02:13,272
‫همه چی می‌خونه و کارش هم خیلی خوبه

1523
01:02:13,355 --> 01:02:16,817
‫من مال دوره‌ای هستم که

1524
01:02:16,900 --> 01:02:19,736
‫که مهم‌ترین چیز فن بیان بود

1525
01:02:20,696 --> 01:02:24,324
‫و اون وقتی آهنگی رو می‌خونه
‫واقعاً ترانه‌ش رو درک می‌کنه

1526
01:02:24,992 --> 01:02:26,243
‫طرفدارشم

1527
01:02:26,326 --> 01:02:28,328
‫صداش باورنکردنیه.

1528
01:02:28,412 --> 01:02:31,331
‫حتی سیناترا بعد از یه اجرا
‫براش یه مونولوگ فرستاد

1529
01:02:31,415 --> 01:02:34,126
‫البته می‌دونم چیزی نیست

1530
01:02:34,209 --> 01:02:37,463
‫انگار که رئیس هیئت مدیره
‫براتون سر تکون بده

1531
01:02:37,546 --> 01:02:40,674
‫اگه هر وقت چشمتون به پوستری افتاد،

1532
01:02:40,757 --> 01:02:42,551
‫چه سر در یه تالار نمایش باشه،

1533
01:02:42,634 --> 01:02:45,471
‫یا هر جای دیگه‌ای،
‫و اسم فرانک استالونه رو دیدین،

1534
01:02:45,554 --> 01:02:46,972
‫برین و فرانک رو ببینین

1535
01:02:47,055 --> 01:02:49,808
‫چون طرفدارش میشین. اون فوق‌العاده ست

1536
01:02:49,892 --> 01:02:52,478
‫خیلی خوب ساز می‌زنه.
‫گیتار الکتریک رو عالی میزنه

1537
01:03:11,663 --> 01:03:13,749
‫در واقع کلی وقت صرف این کرده

1538
01:03:13,832 --> 01:03:16,084
‫که مهارت نواختن گیتارش رو بالا ببره

1539
01:03:16,627 --> 01:03:18,337
‫و نوازنده ریتم خیلی خوبیه

1540
01:03:18,420 --> 01:03:19,713
‫گهگاهی هم بخش اصلی آهنگ رو می‌زنه

1541
01:03:22,049 --> 01:03:24,218
‫فرانک در واقع یه نوازنده گیتار خیلی خوب
‫و جالب توجهه

1542
01:03:24,301 --> 01:03:26,136
and interesting guitar player.
I mean,

1543
01:03:26,220 --> 01:03:29,223
‫توانایی آکورد و ریتمش فوق‌العاده ست
‫[ نورمن هریس ]

1544
01:03:29,306 --> 01:03:31,308
‫کلی سبک مختلف می‌تونه بزنه،

1545
01:03:31,391 --> 01:03:33,560
‫خیلی زیاد، و به عقیده من،

1546
01:03:33,644 --> 01:03:37,189
‫سخته که اونو محدود به یه کار کنی

1547
01:03:37,272 --> 01:03:39,191
‫می‌تونه کلی کارهای مختلف انجام بده،

1548
01:03:39,274 --> 01:03:41,527
‫که به عنوان یه سرگرم‌کننده خوبه

1549
01:03:41,610 --> 01:03:42,903
‫ولی به عنوان یه ستاره موسیقی خوب نیست

1550
01:03:42,986 --> 01:03:44,321
‫می‌خواستم اینو مشخص کنم

1551
01:03:44,404 --> 01:03:46,657
‫اگه می‌خواین یه ستاره موسیقی بشین،

1552
01:03:46,740 --> 01:03:48,325
‫باید به یه سبک موسیقی بچسبین

1553
01:03:48,408 --> 01:03:50,786
♪ And I'm never
going to give you up ♪

1554
01:03:50,869 --> 01:03:53,705
♪ For someone else's love ♪

1555
01:03:53,789 --> 01:03:55,832
‫اگه بخواین به سلیقه همه مردم عمل کنین،

1556
01:03:55,916 --> 01:03:57,584
‫در نهایت برای هیچکس هیچی نمیشین

1557
01:03:58,085 --> 01:03:59,586
‫ما در سراسر کشور می‌گشتیم

1558
01:03:59,670 --> 01:04:02,798
‫توی فستیوال‌های سر باز
و کلاب‌ها اجرا می‌کردیم

1559
01:04:02,881 --> 01:04:05,092
‫طرفدارها شروع به جمع شدن می‌کردن،

1560
01:04:05,175 --> 01:04:06,885
‫و برنامه‌ها شکل می‌گرفتن،

1561
01:04:06,969 --> 01:04:10,180
‫ولی به هم می‌گفتن «این دیگه چیه؟»

1562
01:04:10,597 --> 01:04:13,225
‫و یه مدت زمان برد تا درست شد

1563
01:04:13,308 --> 01:04:14,351
‫آسون نبود

1564
01:04:14,935 --> 01:04:17,521
‫و بعد فرصت اینو داشتیم
‫که اول برنامه دان اجرا داشته باشیم

1565
01:04:17,604 --> 01:04:20,482
‫شاید برای 20 بار
‫توی برنامه دان ریکلز اجرا کرده باشه

1566
01:04:20,566 --> 01:04:21,858
‫خدابیامرز شدی؟

1567
01:04:24,027 --> 01:04:25,362
‫دارم با دیوار حرف می‌زنم؟

1568
01:04:25,445 --> 01:04:26,697
‫کلی آدم محترم اینجاست

1569
01:04:26,780 --> 01:04:27,823
‫جلو رو نگاه کن

1570
01:04:27,906 --> 01:04:29,199
‫ناسلامتی باید پولشونو حلال کنم

1571
01:04:29,283 --> 01:04:30,617
‫نگاه کن

1572
01:04:30,701 --> 01:04:32,202
‫دان یه جنتلمن واقعی بود

1573
01:04:32,286 --> 01:04:33,203
‫کلی سرگرم‌کننده بود

1574
01:04:33,787 --> 01:04:35,330
‫فرانک خیلی متواضع و مهربونه،

1575
01:04:35,414 --> 01:04:36,999
‫با من به پشت صحنه اومد

1576
01:04:37,082 --> 01:04:40,877
‫که از آقای ریکلز برای
‫اجرا در برنامه تشکر کنه و گفت،

1577
01:04:40,961 --> 01:04:42,504
‫«دان، می‌خواستم ازت تشکر کنم»

1578
01:04:42,588 --> 01:04:44,631
‫و ریکلز به همون سبک خودش جواب داد
‫«خفه شو فرانک،»

1579
01:04:44,715 --> 01:04:46,216
‫«برو سر کار و بارت»

1580
01:04:46,300 --> 01:04:52,931
♪ Before you carry on ♪

1581
01:04:53,015 --> 01:04:55,058
♪ Doo do doo do doo do dow ♪

1582
01:04:57,561 --> 01:04:59,062
‫اون دائم منو متحیر می‌کنه،

1583
01:04:59,146 --> 01:05:00,772
‫چون... فکر نکنم بدش بیاد اگه بگم،

1584
01:05:00,856 --> 01:05:03,191
‫اون آموزش تئوری موسیقی ندیده

1585
01:05:03,275 --> 01:05:05,485
‫این بخش بزرگی از کاریه که من می‌کنم
‫[ جاناتان هیو، کارگردان موسیقیایی فرانک ]

1586
01:05:05,569 --> 01:05:08,530
‫می‌تونه نت‌خوانی کنه و بفهمه

1587
01:05:08,614 --> 01:05:11,491
‫ولی اون یه موسیقی‌دان کاملاً ذاتیه

1588
01:05:11,575 --> 01:05:13,994
‫با جنبه تئوری موسیقی کنار نمیاد

1589
01:05:14,077 --> 01:05:16,246
‫و هرکاری خودش بخواد می‌کنه

1590
01:05:16,330 --> 01:05:18,332
‫توی تمرینات یا تست صدا،

1591
01:05:18,415 --> 01:05:20,667
‫دلتون نمی‌خواد باهاش مواجه بشین.
‫خیلی بدخلقه

1592
01:05:20,751 --> 01:05:22,753
‫ولی آخر کار یه کم ملایم‌تر میشه

1593
01:05:22,836 --> 01:05:24,796
‫و وقتی ترتیب همه چی داده شد،

1594
01:05:24,880 --> 01:05:27,799
‫گیتارش رو میندازه پشتش
‫و سلانه سلانه میره

1595
01:05:28,383 --> 01:05:31,345
‫خب آره، قبل از برنامه
‫یه کم خلق و خوی بهتری داره

1596
01:05:31,428 --> 01:05:34,598
‫ولی به محض اینکه چراغ‌ها روشن میشن
‫و مردم میان داخل،

1597
01:05:34,681 --> 01:05:36,016
‫طبق معمول فقط کارش براش مهمه

1598
01:05:36,642 --> 01:05:38,518
‫برو که بریم

1599
01:05:38,602 --> 01:05:40,062
‫خیلی‌خب

1600
01:05:40,145 --> 01:05:41,813
‫و حالا کسی که منتظرش بودین،

1601
01:05:41,897 --> 01:05:44,650
‫ستاره برنامه‌مون، فرانک استالونه

1602
01:05:44,733 --> 01:05:47,611
‫هی!

1603
01:05:47,694 --> 01:05:50,030
‫خوب بلده چطور با مردم ارتباط برقرار کنه

1604
01:05:50,113 --> 01:05:52,157
‫نه که همه‌ش آداب رفتار مودبانه باشه،

1605
01:05:52,240 --> 01:05:54,451
‫به گمونم، این بخشی از جذابیتشه

1606
01:05:54,534 --> 01:05:55,952
‫همیشه نظر خودشو اعلام می‌کنه،

1607
01:05:56,036 --> 01:05:57,621
‫حتی اگه توی اتاقی پر از آدم باشه

1608
01:05:57,704 --> 01:06:00,082
‫که کاملاً برعکسش فکر می‌کنن
‫[ جوآن سورانس، بازیگر و مدل ]

1609
01:06:00,165 --> 01:06:02,668
‫و وقتی نظرش رو بیان می‌کنه
‫هیچ ترسی نداره

1610
01:06:02,751 --> 01:06:04,294
‫هیچ حرف مزخرفی از کسی نمی‌پذیره

1611
01:06:04,378 --> 01:06:05,837
‫و نظرش هی چی که باشه رو مستقیم بهت میگه

1612
01:06:05,921 --> 01:06:07,297
‫همینشو خیلی دوست دارم

1613
01:06:07,381 --> 01:06:08,423
‫از جنبه مثبتش،

1614
01:06:08,507 --> 01:06:09,758
‫باید همچین آدمی رو تحسین کنین،

1615
01:06:09,841 --> 01:06:11,760
‫که پای نظر و عقیده‌ش می‌ایسته

1616
01:06:12,803 --> 01:06:15,681
‫فرانک آدمیه که
‫به ریشه‌هاش وفادار مونده،

1617
01:06:15,764 --> 01:06:18,684
‫چیزی که نمی‌تونین خراب کنین

1618
01:06:18,767 --> 01:06:21,186
‫با پول یا شهرت و ثروت،

1619
01:06:21,269 --> 01:06:23,271
‫چون این بخشی از عنصر وجودشه

1620
01:06:23,355 --> 01:06:25,732
‫ممکنه چند جایی خم شده باشه،
‫ولی هیچوقت عوض نشده

1621
01:06:26,358 --> 01:06:27,359
‫همشه روراست و صریحه

1622
01:06:27,859 --> 01:06:29,820
‫چندین سال پیش،

1623
01:06:29,903 --> 01:06:31,947
‫یه کار خیرخواهانه
‫به اسم آهنگ‌های عشق انجام دادم

1624
01:06:32,030 --> 01:06:34,658
‫یه کار خیرخواهانه برای کودکان مریض بود

1625
01:06:34,741 --> 01:06:36,451
‫و به چند نفر زنگ زدم

1626
01:06:36,535 --> 01:06:38,245
‫و فرانک اولین نفری بود که دعوتش کردم،

1627
01:06:38,328 --> 01:06:39,830
‫و بلافاصله قبول کرد

1628
01:06:39,913 --> 01:06:41,790
‫و موقع معرفیش بغض گلوم رو گرفت،

1629
01:06:41,873 --> 01:06:44,710
‫چون گفتم «این مرد، یه مرد بزرگ و نجیبه»

1630
01:06:44,793 --> 01:06:47,796
‫«اولین کسیه که دعوتش کردم،»

1631
01:06:47,879 --> 01:06:50,507
‫«که رایگان به اینجا بیاد
‫و برای بچه‌ها این کارو بکنه»

1632
01:06:50,590 --> 01:06:52,676
‫«و فرانک تو یه چشم به هم زدن اومد»

1633
01:06:52,759 --> 01:06:54,720
‫خب این شخصیتی که داره رو نشون میده،

1634
01:06:54,803 --> 01:06:56,555
‫و من به حد مرگ دوستش دارم

1635
01:06:57,264 --> 01:06:58,640
‫شاید خودش اعتراف نکنه،

1636
01:06:58,724 --> 01:07:00,350
‫ولی یه نیمه خیلی ملایم

1637
01:07:00,434 --> 01:07:02,102
‫و خیلی پرارزش داره

1638
01:07:02,185 --> 01:07:05,147
‫گاهی صمیمیه، گاهی نیست

1639
01:07:05,230 --> 01:07:09,901
‫دراماتیکه، و گاهی اوقات بسیار انتقاد پذیر،

1640
01:07:09,985 --> 01:07:12,070
‫و بعضی‌وقتا بدبینه
‫[ جان هرزفلد، کارگردان ]

1641
01:07:12,154 --> 01:07:14,072
‫یه مرد کاملاً احساساتیه

1642
01:07:14,156 --> 01:07:15,657
‫که باعث میشه روی صحنه عالی باشه

1643
01:07:16,241 --> 01:07:18,201
‫ولی خیلی هم غیرعادیه

1644
01:07:18,285 --> 01:07:20,245
‫مثلاً هیچوقت ازدواج نکرده

1645
01:07:20,328 --> 01:07:21,788
‫خودشو وقف هنرش کرده،

1646
01:07:21,872 --> 01:07:23,498
‫خودشو وقف اطلاعاتش کرده،

1647
01:07:23,582 --> 01:07:27,169
‫و با حس کنجکاویش سرگرمه

1648
01:07:28,628 --> 01:07:30,881
‫سوالی که خیلی از مردم می‌پرسن اینه که،

1649
01:07:30,964 --> 01:07:32,716
‫«چرا فرانک هیچوقت ازدواج نکرده؟»

1650
01:07:32,799 --> 01:07:35,427
‫یه هنرمند باید الگو و الهام‌بخش بقیه باشه

1651
01:07:36,094 --> 01:07:38,430
‫فرانک اهل تغییر شرایط موجود نبود

1652
01:07:38,513 --> 01:07:42,225
‫و واقعاً هیچوقت ندیدم خودشو درگیر چیزی کنه

1653
01:07:42,684 --> 01:07:43,977
‫که اونو از موسیقیش دور کنه
‫[ پال مونته، پسرخاله فرانک ]

1654
01:07:44,811 --> 01:07:46,605
‫شاید بتونه از بازیگری فاصله بگیره

1655
01:07:46,688 --> 01:07:49,149
‫شاید از نوشتن فاصله بگیره،
‫ولی موسیقیش،

1656
01:07:49,232 --> 01:07:51,610
‫موسیقیش پایه و اساس همه چیزه

1657
01:07:51,693 --> 01:07:53,779
‫اون تا ابد یه مجرده

1658
01:07:53,862 --> 01:07:56,114
‫اگه به چیزی علاقه داشته باشه انجامش میده

1659
01:07:56,490 --> 01:08:00,285
‫ولی به چیزی علاقه نداشته باشه
‫[ ملیسا پرافت، بازیگر ]

1660
01:08:00,702 --> 01:08:03,830
‫جوری بیخیالش میشه
‫که مثلش رو تو زندگیم ندیدم،

1661
01:08:03,914 --> 01:08:05,874
‫و با کلی دختر خوب ارتباط داشت،

1662
01:08:05,957 --> 01:08:07,793
‫کلی دختر زیبا و خوشگل

1663
01:08:07,876 --> 01:08:10,921
‫و وقتی عاشق میشه کاملاً محتاطه

1664
01:08:11,004 --> 01:08:14,549
‫و اگه به روش‌های خاص خودش

1665
01:08:14,633 --> 01:08:16,760
‫ازش چیزی بفهمه، همه چی تمومه

1666
01:08:19,012 --> 01:08:21,097
‫میراث فرانک استالونه چی خواهد بود؟

1667
01:08:21,598 --> 01:08:22,974
‫موسیقیش

1668
01:08:23,767 --> 01:08:26,478
‫تا ببینیم به چه سطحی می‌رسوندش،
‫چون 15 سال دیگه می‌تونه کار کنه

1669
01:08:26,561 --> 01:08:29,022
‫چون قسم می‌خورم
‫هنوز در حال اوج گرفتنه

1670
01:08:29,105 --> 01:08:31,483
‫اینکه موفقیت کسب کنین یا نکنین

1671
01:08:31,566 --> 01:08:34,402
‫زیاد مهم نیست.
‫اگه قراره کاری رو که

1672
01:08:34,486 --> 01:08:36,279
‫ادعا می‌کنین دوست دارین انجام بدین،

1673
01:08:36,363 --> 01:08:37,864
‫و این کار رو در سطح بالایی انجام می‌دین،

1674
01:08:37,948 --> 01:08:39,741
‫به نظرم آدم خوش‌شانسی هستین

1675
01:08:39,825 --> 01:08:42,786
‫آخر مسیر، هنوز چیزی براش وجود داره

1676
01:08:42,869 --> 01:08:45,539
‫که قراره اون رو
‫کمی از سایه‌ها بیرون بیاره

1677
01:08:45,622 --> 01:08:49,543
‫شاید یه آهنگ.
‫شاید به آلبوم دیگه

1678
01:08:49,626 --> 01:08:52,546
‫شاید یه نقش توی یه فیلم

1679
01:08:52,629 --> 01:08:54,422
‫ممکنه آینده درخشانی در انتظارش باشه،

1680
01:08:54,506 --> 01:08:56,132
‫چون هنوز سال‌های زیادی از عمرش مونده

1681
01:08:56,800 --> 01:08:58,885
‫فرانک یه ترانه‌سرای معرکه ست

1682
01:08:58,969 --> 01:09:01,638
‫خواننده خوبی هم هست،
‫ولی مواد اولیه آهنگ خیلی مهمه

1683
01:09:01,721 --> 01:09:04,307
‫مهم نوشتن ترانه ست.
‫مهم بیان کردن احساساته

1684
01:09:04,391 --> 01:09:06,059
‫چیزی که فرانک توش عالیه اینه که

1685
01:09:06,142 --> 01:09:09,062
‫حتی ممکنه چیزی بنویسه
‫که خودشو شرمنده می‌کنه

1686
01:09:09,145 --> 01:09:11,314
‫منظورم اینه چیزی می‌نویسه که
‫درونش رو آشکار می‌کنه

1687
01:09:11,398 --> 01:09:12,941
‫سفره دلش رو باز می‌کنه و میگه

1688
01:09:13,024 --> 01:09:16,403
‫« خدای من، نمی‌دونستم همچین چیزی تو دلم بود»

1689
01:09:16,486 --> 01:09:18,738
‫و اگه همچین کاری انجام میده، یعنی معرکه ست

1690
01:09:20,031 --> 01:09:23,660
‫اونم مثل ما تا امروز برای کارهاش هزینه داده،

1691
01:09:23,743 --> 01:09:25,579
‫و به حدی که سزاوارش بوده اعتبار کسب نکرده

1692
01:09:25,662 --> 01:09:27,622
‫اون یه جذبه‌ای داره

1693
01:09:27,706 --> 01:09:30,292
‫که نمی‌دونم هنوز همه درکش کردن یا نه

1694
01:09:30,375 --> 01:09:32,210
‫ولی درکش می‌کنن. حتماً می‌کنن

1695
01:09:33,670 --> 01:09:35,714
‫شابد بتونم بگم که 95 درصد افرادی که

1696
01:09:35,797 --> 01:09:37,549
‫توی کار موسیقی باهاشون آشنا شدم،

1697
01:09:37,632 --> 01:09:39,551
‫و می‌گفتن «آره حتماً موفق میشیم»، همه جا زدن

1698
01:09:40,135 --> 01:09:42,220
‫این کارو ول کردن،
‫شغل دیگه‌ای پیدا کردن، ازدواج کردن

1699
01:09:42,304 --> 01:09:44,848
‫«یه کار با حاشیه امنیت بیشتر می‌خوام»

1700
01:09:44,931 --> 01:09:47,100
‫ولی من این کار سخت رو
‫بدون مهارت یا تجربه لازم انجام دادم

1701
01:09:47,183 --> 01:09:49,561
‫شما باید به خودتون ایمان داشته باشین،

1702
01:09:50,228 --> 01:09:51,771
‫چون من واقعاً

1703
01:09:51,855 --> 01:09:53,064
‫علاقه نداشتم کار دیگه‌ای انجام بدم

1704
01:09:53,148 --> 01:09:54,983
‫من بدترین کارهایی که
فکرشو بکنین رو انجام دادم

1705
01:09:55,066 --> 01:09:58,111
‫کار برنامه‌های نمایشی، ناامن‌ترین کاریه
‫که می‌تونین انجام بدین

1706
01:09:58,194 --> 01:10:00,113
‫خدا حفظتون کنه

1707
01:10:00,780 --> 01:10:02,782
‫شب خوش. خیلی ممنونم

1708
01:10:23,386 --> 01:10:26,598
‫همیشه تو این فکرم که
‫چی منو توی این بازی نگه داشته؟

1709
01:10:27,140 --> 01:10:29,309
‫ولی هرچی پیش بیاد
‫همیشه بهش برمی‌گردم. عاشقشم

1710
01:10:48,203 --> 01:10:49,663
‫به عضله‌های پشت بازوت فشار بیار، فرانکی

1711
01:10:50,413 --> 01:10:51,998
‫از پسش برمیای

1712
01:10:52,457 --> 01:10:53,458
‫عالیه

1713
01:10:54,250 --> 01:10:55,710
‫خیلی خوبه

1714
01:10:56,503 --> 01:10:57,754
‫بدنشو نگاه کن

1715
01:10:58,797 --> 01:10:59,881
‫باور نکردنیه

1716
01:11:02,592 --> 01:11:04,636
‫حالا اگه یادم بدی چطور آواز می‌خونی

1717
01:11:04,719 --> 01:11:06,471
‫همونجوری که من بدنسازی رو یادت دادم

1718
01:11:06,554 --> 01:11:08,807
‫می‌تونم توی وگاس برنامه اجرا کنم

1719
01:11:08,890 --> 01:11:11,351
‫- آره
‫- چاره دیگه‌ای نداری

1720
01:11:12,394 --> 01:11:14,521
♪ Save me darling ♪

1721
01:11:15,355 --> 01:11:18,775
♪ I am down but I am
far from over ♪

1722
01:11:21,027 --> 01:11:23,196
♪ Give me something ♪

1723
01:11:23,863 --> 01:11:27,409
♪ I need it all
because I am running over ♪

1724
01:11:27,492 --> 01:11:28,952
‫- خودش اینجاست؟
‫- آره هست

1725
01:11:29,035 --> 01:11:30,495
‫خب بگین بیاد.
‫می‌خواد باهاش حرف بزنم

1726
01:11:30,578 --> 01:11:32,914
‫ببینم هنوز مثل قبل اسکله یا نه

1727
01:11:32,998 --> 01:11:34,374
‫- سلام فرانک
‫- سلام، چطوری؟

1728
01:11:35,041 --> 01:11:39,254
‫خوبم. دعوتت کردم بیای اینجا، چون...

1729
01:11:41,297 --> 01:11:43,341
‫کسی نگفت بشینی.
‫ولی سعی نکن

1730
01:11:43,425 --> 01:11:45,969
‫- وقتی وایسادی، ژشت منو بگیری
‫- الان داریم ادای...

1731
01:11:46,052 --> 01:11:48,221
‫داریم ادای جو ویدر رو در میاریم

1732
01:11:48,304 --> 01:11:50,348
‫با توجه به اینکه از کجا اومدیم...

1733
01:11:50,432 --> 01:11:52,559
‫- وای خدا
‫- و خانواده و مشکلاتش،

1734
01:11:52,642 --> 01:11:54,728
‫ولی الان اینجاییم و
‫وضعمون خوبه

1735
01:11:54,811 --> 01:11:56,646
‫- آره
‫- و اون الان

1736
01:11:56,730 --> 01:11:58,523
‫بچه‌های سر به راهی داره...

1737
01:11:58,606 --> 01:11:59,733
‫-آره
‫- فوق‌العاده ست

1738
01:11:59,816 --> 01:12:01,359
‫من اونقدرها سر به راه نبودم

1739
01:12:01,443 --> 01:12:03,403
‫ولی نکته مهم اینه که

1740
01:12:03,486 --> 01:12:05,155
‫واقعاً فوق‌العاده ست وقتی فکر می‌کنی

1741
01:12:05,238 --> 01:12:06,865
‫که اون دست‌کش‌های بوکس...

1742
01:12:06,948 --> 01:12:08,908
‫همچین تشکیلاتی رو شکل داده

1743
01:12:08,992 --> 01:12:10,410
‫خب برای سیر کردن شکممون

1744
01:12:10,493 --> 01:12:12,454
‫باید شکم مردم رو سیر کنیم

1745
01:12:12,537 --> 01:12:14,456
‫خب یه مدت واقعاً این کارو می‌کردی

1746
01:12:14,539 --> 01:12:16,541
‫- آره راستش...
‫- یه مدت تو ساندویچی کار می‌کرد

1747
01:12:16,624 --> 01:12:18,376
‫از اونجا هم اخراج شدم

1748
01:12:18,460 --> 01:12:19,753
‫- از اونجا هم اخراج شد
‫- درسته

1749
01:12:19,836 --> 01:12:21,129
‫یه کم زیادی

1750
01:12:21,212 --> 01:12:22,172
تقلب می‌کردم

1751
01:12:22,255 --> 01:12:23,840
‫ولی به هرحال، از آشنایی باهات خوشحال شدم

1752
01:12:23,923 --> 01:12:25,258
‫- منم خوشحال شدم
‫- آره، مراقب خودت بده

1753
01:12:25,282 --> 01:12:45,382
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

