﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:40,500
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.org ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: ZedMovie.com ::..</font></b>

2
00:01:33,742 --> 00:01:35,908
بیاید یکم استراحت کنیم، باشه ؟

3
00:01:40,075 --> 00:01:42,950
عزیزم، حالت خوبه ؟

4
00:01:43,742 --> 00:01:45,033
آره، خوبم

5
00:01:49,408 --> 00:01:51,783
فقط یادم نمیاد که تا حالا
! همچین چیزی رو دیده باشم

6
00:02:01,283 --> 00:02:03,200
بهتره تلاش کنه یکم بخوابه

7
00:02:03,283 --> 00:02:04,658
آره، بیا بریم

8
00:02:04,742 --> 00:02:06,242
اوه، من می‌برمش، آقای گلاتزل -
ها ؟ -

9
00:02:06,367 --> 00:02:07,700
باشه

10
00:02:07,783 --> 00:02:09,033
! ممنون

11
00:02:09,117 --> 00:02:12,158
ممنون، آرنی -
! چیزی نیست، زود باش رفیق -

12
00:02:16,283 --> 00:02:17,825
بیشتر از این نمی‌تونه این وضع رو تحمل کنه

13
00:02:17,908 --> 00:02:19,575
این اتفاق نمی‌افته

14
00:02:19,658 --> 00:02:22,492
*حالا که اجرای مراسم جن‌گیری
تائید شده، سریعتر پیش میریم
<font color="#ff8000">«اساساً حلول شیاطین در جسمِ انسان و جن‌گیری»</font>
<font color="#ff8000">«در کلیسای کاتولیک مفهومی پذیرفته ‌شده‌ است»</font>

15
00:02:22,575 --> 00:02:24,533
پدر " گوردن " در راه این‌جا هستن

16
00:02:33,617 --> 00:02:36,367
تو بچه‌ی شجاعی هستی، می‌دونی ؟

17
00:02:36,450 --> 00:02:38,700
من توی بچگی خیلی ضعیف و فِسقلی بودم

18
00:02:38,783 --> 00:02:40,992
پس می‌دونم چه حسی داره
که بهت گیر بدن و اذیتت کنن

19
00:02:41,075 --> 00:02:42,617
... اما

20
00:02:42,700 --> 00:02:45,700
اما این، با شرایطی که تو الان داری
قابل مقایسه نیست

21
00:02:46,617 --> 00:02:48,408
خیلی احساس شجاع بودن نمی‌کنم

22
00:02:50,325 --> 00:02:54,283
شجاع بودن به معنی نترسیدن نیست

23
00:02:54,367 --> 00:02:57,117
به این معنیِ که می‌ترسی اما طاقت میاری

24
00:02:58,658 --> 00:03:01,117
همه چی درست میشه

25
00:03:01,200 --> 00:03:03,492
من اجازه نمیدم اتفاقی برات بی‌افته

26
00:03:04,867 --> 00:03:07,242
! قول میدم

27
00:03:07,325 --> 00:03:11,242
!آرنی، کِی دیگه از خواهرم درخواست ازدواج می‌کنی ؟

28
00:03:13,617 --> 00:03:15,117
! نمی‌دونم درباره‌ی چی حرف می‌زنی

29
00:03:15,200 --> 00:03:16,992
! بی‌خیال -
...نه، نمی‌دونم، من -

30
00:03:36,500 --> 00:03:40,092
<font color="#ff8000">«اشاره‌ای تصویری به نمایی معروف از فیلم جنگیر محصول 1973»</font>

31
00:05:07,117 --> 00:05:08,450
! نه
! کمکم کنید

32
00:05:08,533 --> 00:05:11,700
!نه! نه! نه

33
00:05:15,242 --> 00:05:17,450
! دیوید
اون کجاست؟

34
00:05:18,617 --> 00:05:19,575
! دیوید

35
00:05:25,992 --> 00:05:27,742
چی شده رفیق ؟
حالت خوبه ؟

36
00:05:29,200 --> 00:05:31,575
دیوید چی شده ؟

37
00:05:36,950 --> 00:05:37,950
دیوید ؟

38
00:05:46,200 --> 00:05:47,492
! نه

39
00:05:47,575 --> 00:05:49,658
! پدر، باید همین الان انجامش بدیم

40
00:05:49,742 --> 00:05:52,700
باشه، بذاریدش توی ماشین تا ببریمش کلیسا

41
00:05:52,783 --> 00:05:54,950
نه پدر، همین الان

42
00:06:03,492 --> 00:06:05,408
!نه! نه! نه

43
00:06:20,533 --> 00:06:22,658
،دست‌هاش رو بگیرید
ولش نکنید

44
00:06:25,367 --> 00:06:29,283
<font color="lime">پروردگارا، بنده‌ات را </font>
<font color="lime">که به تو اعتقاد دارد، نجات بده</font>
<font color="#ff8000">«قرائت کتاب مقدس، عهد عتیق، مزامیر داود»</font>

45
00:06:29,367 --> 00:06:35,158
<font color="lime">پروردگارا، بگذار که در وجود تو</font>
<font color="lime">قلعه‌ای مستحکم در برابر دشمن پیدا کند</font>

46
00:06:35,242 --> 00:06:36,908
<font color="lime">زرهی از (ایمان به)خداوند بر خود بپوشانید</font>
<font color="#ff8000">«قرائت کتاب‌مقدس،عهد جدید،نامه پولُس به افسسیان»</font>

47
00:06:36,992 --> 00:06:39,408
<font color="lime">تا بتوانید در برابر وسوسه‌های شیطان ایستادگی کنید</font>
<font color="#ff8000">«قرائت کتاب‌مقدس،عهد جدید،نامه پولُس به افسسیان»</font>

48
00:06:39,492 --> 00:06:41,742
<font color="lime">... و در برابر نیروهای پلید این دنیا</font>

49
00:06:41,825 --> 00:06:43,700
<font color="lime">و در برابر شرارت‌ها</font>

50
00:06:49,367 --> 00:06:50,950
لورین، چی شده ؟

51
00:06:52,283 --> 00:06:53,200
خوبم

52
00:06:54,117 --> 00:06:54,950
! لورین

53
00:06:56,200 --> 00:06:59,325
<font color="lime">پروردگارا از عرش مقدّست او را یاری کن </font>
<font color="#ff8000">«قرائت کتاب مقدس، عهد عتیق، مزامیر داود»</font>

54
00:06:59,408 --> 00:07:01,742
<font color="lime">و از فراز صهیون* مراقب به او باش</font>
<font color="#ff8000">«واژه‌ای که در کتاب مقدس برای اشاره به شهر اورشلیم»</font>
<font color="#ff8000">«زادگاه و آرامگاه داود نبی استفاده شده‌ است»</font>

55
00:07:03,450 --> 00:07:05,408
<font color="lime">پروردگارا، دعاهایم را بشنو</font>

56
00:07:07,075 --> 00:07:07,992
<font color="lime">پروردگارا</font>

57
00:07:24,950 --> 00:07:26,075
!نه، پدر

58
00:07:36,408 --> 00:07:38,408
جعبه‌ی کمک‌های اولیه‌تون کجاست ؟ -
! توی آشپزخونه‌ست -

59
00:07:38,492 --> 00:07:39,408
! برم بیارمش

60
00:07:40,450 --> 00:07:41,825
! اِد، زودباش

61
00:07:44,450 --> 00:07:45,492
!زود باش، اِد

62
00:07:48,158 --> 00:07:50,950
! اِد، اِد، عجله کن

63
00:08:00,908 --> 00:08:02,533
! جواب نمیده

64
00:08:08,283 --> 00:08:09,700
!چی؟ دیوید، وایسا

65
00:08:10,783 --> 00:08:12,825
! بس کن
چی؟ چی؟

66
00:08:16,783 --> 00:08:20,200
!دیوید! دیوید
کمکم کنید، خواهش می‌کنم

67
00:08:20,283 --> 00:08:22,825
!چیکار می‌کنی؟ دیوید

68
00:08:22,908 --> 00:08:24,242
! لطفاً کمکش کنید

69
00:08:24,325 --> 00:08:27,450
! دیوید، بس کن
! دیوید ! دیوید

70
00:08:30,200 --> 00:08:32,325
! ولش کن -
! آرنی، باهاش حرف نزن -

71
00:08:32,408 --> 00:08:35,950
گفتم ولش کن
! اون فقط یه پسربچه‌ست، ای بزدل

72
00:08:36,033 --> 00:08:37,700
! نه آرنی، باهاش حرف نزن

73
00:08:46,158 --> 00:08:48,575
! قلبت رو از کار می‌ندازم، پیرمرد

74
00:08:51,867 --> 00:08:52,867
! اِد

75
00:09:06,450 --> 00:09:08,200
،گوش کن چی میگم
به من نگاه کن

76
00:09:09,700 --> 00:09:11,950
به من نگاه کن
می‌دونم که هنوز اون‌جایی دیوید

77
00:09:12,033 --> 00:09:14,242
دست از سرش بردار، باشه ؟

78
00:09:14,325 --> 00:09:16,408
! اون رو رها کن و من رو بگیر

79
00:09:17,992 --> 00:09:19,117
! من رو بگیر

80
00:09:19,200 --> 00:09:21,700
! من رو بگیر
! من رو بگیر

81
00:09:21,783 --> 00:09:22,617
! دیوید

82
00:09:22,700 --> 00:09:25,033
! اون رو رها کن و من رو بگیر

83
00:09:35,742 --> 00:09:36,575
! نه

84
00:09:39,325 --> 00:09:41,283
! نه
! نه

85
00:09:45,492 --> 00:09:48,408
! دیوید. دیوید، دیوید

86
00:09:48,492 --> 00:09:51,492
دیوید حالت خوبه ؟

87
00:09:51,575 --> 00:09:53,825
دیوید، با مامان برو

88
00:10:00,617 --> 00:10:03,158
!اِد، اِد ؟
! عزیزم

89
00:10:05,075 --> 00:10:06,325
چی ؟

90
00:10:15,408 --> 00:10:17,867
یکی زنگ بزنه 911 -
باشه -

91
00:10:33,208 --> 00:10:40,907
<font color=#FFFF00><i>«جن ‌گیریِ دیوید گلاتزل هشت ساله»
<font color=#FFFF00><i>«قرار بود که پایان عذاب چند ماهه‌ی او باشد»
<font color=#FFFF00><i>«اما برای آرنی جانسون، این تازه آغاز ماجرا بود»

92
00:10:40,990 --> 00:10:44,367
<font color=#FFFF00><i>«اتفاقات غم انگیزی که پس از آن رخ داد»
<font color=#FFFF00><i>«سرتیتر اخبار در سراسر کشور شد»

93
00:10:44,570 --> 00:10:47,507
<font color=#FFFF00><i>«و اِد و لورین وارن را به سوی شیطانی‌ترین»
<font color=#FFFF00><i>«کشف دوران کاری‌شان هدایت کرد»

94
00:11:15,825 --> 00:11:17,117
! خانم وارن

95
00:11:18,992 --> 00:11:20,242
وضعیت همسرتون پایداره

96
00:11:20,325 --> 00:11:21,867
بزودی می‌فرستیمش بخش قلب

97
00:11:21,950 --> 00:11:24,950
پس یه حمله‌ی قلبی بوده ؟ -
بله -

98
00:11:25,033 --> 00:11:26,908
و متأسفانه حمله‌ی خفیفی هم نبوده

99
00:11:26,992 --> 00:11:30,075
الان می‌تونیم ببینیمش ؟ -
هنوز نه -

100
00:11:30,158 --> 00:11:32,075
قراره یه استنت* توی سرخرگش کار بذاریم
<font color="#ff8000">«لوله‌ای توری برای باز نگه‌داشتن سرخ‌رگ‌ها»</font>

101
00:11:32,158 --> 00:11:34,742
سعی می‌کنیم کاری کنیم که خون برگرده به قلبش

102
00:11:38,825 --> 00:11:41,075
پس، حالش خوب میشه ؟

103
00:11:41,158 --> 00:11:44,825
باید چندتا آزمایش دیگه انجام بدیم
تا با خیال راحت بتونم جواب این سؤال رو بدم

104
00:11:46,200 --> 00:11:47,408
متأسفم

105
00:11:59,867 --> 00:12:03,158
! رهاش کن -
! با اون جن حرف نزن آرنی -

106
00:12:03,242 --> 00:12:05,408
<i>رهاش کن و من رو بگیر</i>

107
00:12:06,867 --> 00:12:08,033
<i>رهاش کن</i>

108
00:12:15,117 --> 00:12:16,367
! پس زنده‌ای

109
00:12:16,450 --> 00:12:17,908
چرا گذاشتی تا این موقع بخوابم ؟

110
00:12:17,992 --> 00:12:20,117
! نذاشتم
نتونستم بیدارت کنم

111
00:12:20,200 --> 00:12:22,700
نتونستی بیدارم کنی ؟ -
نه، نتونستم -

112
00:12:22,783 --> 00:12:24,867
! اوه، عجیبه

113
00:12:24,950 --> 00:12:26,783
! حتماً زیاد تلاش نکردی

114
00:12:26,867 --> 00:12:28,033
! نه

115
00:12:31,450 --> 00:12:33,492
! رفیق آروم، آروم، آروم -
خیلی خب، برونو بیرونـه -

116
00:12:33,575 --> 00:12:36,992
اوه، بیخیال، برونو آدم با تجربه‌ایه
براش مهم نیست

117
00:12:37,075 --> 00:12:38,575
! نه

118
00:12:38,658 --> 00:12:40,867
نه، نه، وایسا
راستش می‌خواستم یه چیزی ازت بپرسم

119
00:12:40,950 --> 00:12:43,242
باشه. چی می‌خوای ازم بپرسی ؟

120
00:12:45,492 --> 00:12:48,033
چیز مهمی نیست

121
00:12:48,117 --> 00:12:50,492
...داشتم فکر می‌کردم و

122
00:12:50,575 --> 00:12:53,325
حالا که خطری دیوید رو تهدید نمی‌کنه

123
00:12:53,408 --> 00:12:57,075
شاید بهتر باشه همه این اتفاقات رو
پشت سر بذاریم

124
00:12:57,158 --> 00:13:00,325
و از این‌جا بریم

125
00:13:00,408 --> 00:13:03,242
می‌دونی ؟ -
منظورت اینه که از بروکفیلد بریم ؟ -

126
00:13:03,325 --> 00:13:05,617
آره، چرا که نه ؟
چیزی نداریم که بخاطرش این‌جا بمونیم، مگه نه؟

127
00:13:05,700 --> 00:13:07,367
! آره. هیچی جز خانواده‌ی من

128
00:13:07,450 --> 00:13:09,700
! و پولی که برای این کار نداریم

129
00:13:09,783 --> 00:13:11,325
باشه، ولی پول که خیلی مشکل بزرگی نیست، درسته ؟

130
00:13:11,408 --> 00:13:12,617
هر دو نفرمون داریم کار می‌کنیم

131
00:13:12,700 --> 00:13:14,575
و برای اقامت توی این ساختمون هم
که پولی نمیدیم

132
00:13:14,658 --> 00:13:17,492
آرنی، من تازه این کار رو شروع کردم
نمی‌تونم یهویی ولش کنم و برم

133
00:13:17,575 --> 00:13:19,533
! خدای من -
... تازه -

134
00:13:19,617 --> 00:13:21,825
برونو هیچی درباره‌ی مراقبت از این سگ‌ها نمی‌دونه

135
00:13:26,283 --> 00:13:30,283
بذار در مورد پیشنهادت فکر کنم، باشه ؟

136
00:13:30,367 --> 00:13:33,117
بهش فکر می‌کنی ؟ -
آره، بهش فکر می‌کنم -

137
00:13:35,158 --> 00:13:37,283
باشه، حالا خوب شد

138
00:13:38,492 --> 00:13:40,283
خیلی خب، لباس بپوش

139
00:13:40,367 --> 00:13:41,908
! دوستت دارم

140
00:13:45,992 --> 00:13:47,950
به نظرم دیوید از این خوشش بیاد

141
00:13:48,033 --> 00:13:49,700
به مامانم زنگ زدی ؟ -
آره، زدم -

142
00:13:49,783 --> 00:13:51,700
بهش گفتم دیر می‌رسیم -
باشه، مرسی -

143
00:13:51,783 --> 00:13:54,742
نه آرنی، لطفاً نخور
لطفاً بس کن

144
00:13:54,825 --> 00:13:57,492
خانم هَسکت، خیلی از دیدن‌تون خوشحال شدم
ممنون که اومدید

145
00:13:57,575 --> 00:13:59,367
ما دیگه میریم -
خداحافظ، پوکی -

146
00:13:59,450 --> 00:14:01,617
یه فهرست نوشتم از کارایی که باید
وقتی نیستیم انجام بدی

147
00:14:01,700 --> 00:14:05,200
فکر می‌کردم قراره بهت حقوق بدم
! که تو این کارها رو انجام بدی

148
00:14:05,283 --> 00:14:06,450
،نه آخر هفته‌ها
! برای اون حقوقی نمیدی

149
00:14:06,533 --> 00:14:08,158
من می‌ذارم بدون اجاره این‌جا زندگی کنید

150
00:14:08,242 --> 00:14:11,033
این بابت حقوق آخرهفته‌ها و حتی
روزهای تعطیل کفایت می‌کنه

151
00:14:11,117 --> 00:14:13,283
باشه، به اندی یه لیوان میدی و به بقیه دوتا

152
00:14:13,367 --> 00:14:15,908
،مجیک و اسپارکی رو میان می‌برن
پس نیازی نیست که نگران‌شون باشی

153
00:14:15,992 --> 00:14:18,742
ولی امروز بعدازظهر
باید بقیه رو ببری بیرون و بگردونی

154
00:14:18,825 --> 00:14:22,325
روبی به زنبورها حساسیت داره، اگر نیشش زدن
باید زنگ بزنی فوریت‌های پزشکی حیوانات

155
00:14:22,408 --> 00:14:24,158
شماره‌شون رو نوشتم و چسبوندمش روی یخچال

156
00:14:25,533 --> 00:14:28,158
راستی آرنی، می‌خوای سریع پنج دلار بزنی به جیب ؟

157
00:14:28,242 --> 00:14:29,908
ضبطم خراب شده

158
00:14:29,992 --> 00:14:34,492
باشه حتماَ، یه نگاهی بهش میندازم
! ولی پونزده دلارش کن

159
00:14:34,575 --> 00:14:35,658
! ده تا

160
00:14:37,742 --> 00:14:39,617
بذار بگم امروز صبح چی شد

161
00:14:39,700 --> 00:14:41,658
! فقط لطفاً به هیچ‌کس چیزی نگو مامان

162
00:14:41,742 --> 00:14:43,408
هیچی نمیگم، قول میدم

163
00:14:43,492 --> 00:14:44,658
... فقط

164
00:14:44,742 --> 00:14:47,325
ازم پرسید که می‌تونیم از بروکفیلد بریم ؟

165
00:14:47,408 --> 00:14:50,158
می‌دونی این معنیش چیه ؟ -
! نه -

166
00:14:50,242 --> 00:14:53,283
در واقع یعنی ازت خواستگاری کرده ؟ -
نه دقیقاً -

167
00:14:53,367 --> 00:14:55,075
گفتی " بله " ؟ -
! نه دقیقاً -

168
00:14:55,158 --> 00:14:57,783
آرنی میشه اون سینی
که گوشت‌ها توش هستن رو بیاری ؟

169
00:14:57,867 --> 00:15:00,117
،حتماً، دارم از گشنگی می‌میرم
تو چی رفیق ؟

170
00:15:00,200 --> 00:15:01,075
آره

171
00:15:01,158 --> 00:15:02,700
میرم گوشت رو بیارم

172
00:15:02,783 --> 00:15:04,075
! آخ

173
00:17:11,533 --> 00:17:13,825
<i>دکتر مریک به بخش شش</i>

174
00:17:24,742 --> 00:17:27,283
خوشحال شدم که دوباره جودی رو دیدم

175
00:17:29,033 --> 00:17:31,742
قراره زیاد این‌جا بمونه ؟

176
00:17:31,825 --> 00:17:35,658
... نمی‌دونم، بستگی به این داره که

177
00:17:38,075 --> 00:17:42,867
پرستار گفت که این مدت روی صندلی می‌خوابیدی

178
00:17:44,700 --> 00:17:47,867
اِد هم درک می‌کنه، اگه یه مدتی بری خونه

179
00:17:51,283 --> 00:17:53,950
تا حالا داستان آشناییمون رو
براتون تعریف کرده بودم ؟

180
00:17:54,033 --> 00:17:55,700
نه، فکر نمی‌کنم

181
00:17:55,783 --> 00:17:58,783
فقط اینکه جوان بودید و می‌رفتید دبیرستان، درسته ؟

182
00:17:58,867 --> 00:18:00,575
آره، هفده ساله بودیم

183
00:18:03,283 --> 00:18:06,283
<i>با چندتا از دوست‌های دخترم رفته بودم بیرون </i>

184
00:18:06,367 --> 00:18:09,408
<i>و اون کارگر سالن سینمایی بود که رفته بودیم</i>

185
00:18:11,867 --> 00:18:13,283
... بعدش

186
00:18:14,325 --> 00:18:17,450
<i>برای بستنی خوردن رفتیم بیرون</i>

187
00:18:17,533 --> 00:18:21,367
<i>من رو برد پارک و بعدش بارون شروع شد</i>

188
00:18:22,992 --> 00:18:28,200
<i>و زیر آلاچیق ایستادیم تا بارون بند اومد</i>

189
00:18:30,783 --> 00:18:32,992
! این اتفاق مال سی سال پیشه

190
00:18:35,992 --> 00:18:38,742
می‌تونم برگردم خونه، پدر

191
00:18:40,242 --> 00:18:43,450
! اما خونه‌ی من این‌جاست، در کنار اون

192
00:19:54,325 --> 00:19:57,450
! خدای من، آرنی
داری چه غلطی می‌کنی ؟

193
00:20:05,408 --> 00:20:08,242
میشه لطفاً یه فکری به حال این سر و صدا کنی ؟

194
00:20:08,325 --> 00:20:09,950
!این سگ‌ها دارن دیوانه‌ام می‌کنن

195
00:20:10,033 --> 00:20:11,992
شاید بوی خرگوش یا چیزی رو حس کردن

196
00:20:12,075 --> 00:20:15,158
چرا سر کارت نیستی ؟ -
خیلی حالم خوب نبود -

197
00:20:15,242 --> 00:20:18,408
! آرنی
! چه موقع خوبی اومدی مرد

198
00:20:20,033 --> 00:20:22,117
چرا نمیای داخل و یه آبجو با من نمی‌زنی ؟

199
00:20:22,200 --> 00:20:24,950
،اگر اون ضبط رو تعمیر کنیم
می‌تونیم یه آهنگ بذاریم و مغازه رو تعطیل کنیم

200
00:20:25,033 --> 00:20:27,450
می‌دونی چیه، فکر نمی‌کنم زمان مناسبی باشه برونو -
بیخیال -

201
00:20:27,533 --> 00:20:29,783
دیگه آبجو نمی‌خوری ؟ -
... نه، فقط نمی‌خوام -

202
00:20:29,867 --> 00:20:33,117
اصلاً می‌دونی چیه ؟
! دوتامون از شنبه آینده آبجو رو میذاریم کنار

203
00:20:33,200 --> 00:20:34,450
نظرت چیه ؟

204
00:20:51,158 --> 00:20:54,450
! لورین، لورین

205
00:20:54,533 --> 00:20:56,617
! لورین -
! بابا -

206
00:20:56,700 --> 00:20:59,533
اِد، خدایا شکرت

207
00:20:59,617 --> 00:21:01,200
! لورین

208
00:21:01,283 --> 00:21:03,742
باید با خانواده‌ی گلاتزل تماس بگیری

209
00:21:03,825 --> 00:21:06,408
،باید بهشون هشدار بدیم
! اون پسر تسخیر شده

210
00:21:06,492 --> 00:21:07,658
نه همه چی رو به راهه، دیگه تمام شده

211
00:21:07,742 --> 00:21:09,658
،دیوید در امانه
اون جن رفته

212
00:21:09,742 --> 00:21:12,908
! آرنی، آرنی رو تسخیر کرده

213
00:21:23,575 --> 00:21:27,325
عالیه مرد
کارت خوب بود

214
00:21:29,242 --> 00:21:31,950
بیا دیگه مرد، مجبورم نکن تنهایی نوشیدنی بزنم

215
00:21:33,492 --> 00:21:35,492
! وگرنه دوست‌ دخترت فکر می‌کنه مستم

216
00:21:39,908 --> 00:21:41,158
... می‌دونی

217
00:21:42,450 --> 00:21:44,700
رفته بودم به کنسرت این گروه توی سیدنی ؟

218
00:21:44,783 --> 00:21:47,450
! نزدیک بود سقف سالن تئاتر ملکه رو بترکونن

219
00:21:47,533 --> 00:21:50,408
برونو میشه صداش رو کم کنی ؟

220
00:21:50,492 --> 00:21:52,492
دارم کار این ‌پسر رو امتحان می‌کنم

221
00:22:24,492 --> 00:22:27,867
... چی شده؟ حالت خوبه؟ برونو

222
00:22:27,950 --> 00:22:29,700
! بیا برقصیم داداش -
! برونو نه، بسه -

223
00:22:29,783 --> 00:22:32,575
... برونو! برونو! خدای من

224
00:22:32,658 --> 00:22:34,908
،باشه برونو
برو شب خوش

225
00:22:34,992 --> 00:22:38,242
نمیرم تا وقتی که برقصیم -
نه ما نمی‌رقصیم -

226
00:22:38,325 --> 00:22:41,658
! یک رقص ! یک رقص -
! نمی‌خوام برقصم برونو -

227
00:22:42,742 --> 00:22:44,408
! باشه، فقط یه رقص

228
00:22:59,742 --> 00:23:02,408
گروهبان توماس هستم -
<i>اسم من لورین وارن هست -</i>

229
00:23:02,492 --> 00:23:04,450
می‌دونم این حرفم ممکنه چطور بنظر بیاد

230
00:23:04,533 --> 00:23:08,200
ولی قراره بزودی توی مرکز نگهداری سگ‌های بروکفیلد
یک حادثه وحشتناک رخ بده

231
00:23:22,533 --> 00:23:23,533
! دِبی

232
00:23:26,200 --> 00:23:27,783
... آرنی -
برونو ؟ -

233
00:23:28,617 --> 00:23:30,283
نه، بس کن

234
00:23:30,992 --> 00:23:31,992
! آرنی

235
00:23:33,867 --> 00:23:35,200
! برونو بس کن

236
00:23:36,992 --> 00:23:38,075
!آرنی کمکم کن

237
00:23:42,075 --> 00:23:44,575
آرنی چی شده ؟

238
00:23:44,658 --> 00:23:47,367
داری چکار می‌کنی ؟

239
00:23:47,450 --> 00:23:48,533
آرنی لطفاً تمامش کن

240
00:23:52,367 --> 00:23:53,283
عزیزم ؟

241
00:23:54,783 --> 00:23:56,325
چه وضعشه؟

242
00:24:19,117 --> 00:24:21,033
!نه! نکن

243
00:24:49,867 --> 00:24:50,950
حالت خوبه ؟

244
00:25:01,783 --> 00:25:03,408
حالت خوبه ؟

245
00:25:07,783 --> 00:25:11,117
همون‌جا که هستی بمون، باشه ؟
تکون نخور

246
00:25:12,992 --> 00:25:14,617
! فکر کنم به یک نفر آسیب زدم

247
00:25:16,825 --> 00:25:18,242
<i>من گروهبان توماس هستم</i>

248
00:25:18,325 --> 00:25:20,325
<i>یک نفر این‌جا با ضربات متعدد چاقو کشته شده</i>

249
00:25:20,408 --> 00:25:24,825
<i>امروز بعد از ظهر ساکنان بروکفیلد</i>
<i>با قتل برونو ساولز در روز روشن، شوکه شدند</i>

250
00:25:24,908 --> 00:25:27,158
<i>سالز، مدیر یک مرکز محلی نگهداری سگ‌ها بود</i>

251
00:25:27,242 --> 00:25:30,075
<i>او بیست و دو مرتبه مورد اصابت چاقو قرار گرفت</i>

252
00:25:30,158 --> 00:25:35,200
<i>این نخستین قتل در تاریخ 193 ساله‌ی این شهر است</i>

253
00:25:44,033 --> 00:25:46,992
<font color="lime">کیست که به کوه خداوند برآید ؟</font>
<font color="#ff8000">«قرائت کتاب مقدس، عهد عتیق، مزامیر داود»</font>

254
00:25:47,075 --> 00:25:50,617
<font color="lime">و کیست که به مکان مقدس او سکونت گزیند ؟</font>
<font color="#ff8000">«قرائت کتاب مقدس، عهد عتیق، مزامیر داود»</font>

255
00:25:50,700 --> 00:25:54,408
<font color="lime">او که پاک دست و صاف‌دل باشد</font>

256
00:25:54,492 --> 00:25:57,450
<font color="lime">و روحِ خود را به تباهی نَکِشانَد</font>

257
00:25:57,533 --> 00:25:59,908
<font color="lime">و سوگند دروغ نخورد</font>

258
00:25:59,992 --> 00:26:02,367
<font color="lime">او برکت را از خداوند خواهد یافت</font>

259
00:26:02,450 --> 00:26:05,450
<font color="lime">و عدالت را از خداوندِ نجات دهنده‌ی خود، خواهد دید</font>

260
00:26:05,533 --> 00:26:07,367
باشه، کافیه

261
00:26:07,450 --> 00:26:08,658
ممنون

262
00:26:13,158 --> 00:26:15,117
خب ؟

263
00:26:15,200 --> 00:26:17,025
این اشیاء مذهبی

264
00:26:17,108 --> 00:26:19,825
برای بر انگیختن ارواح پلید، کافی هستن

265
00:26:19,908 --> 00:26:21,783
! البته اگر چیزی وجود داشته باشه

266
00:26:23,533 --> 00:26:27,492
این یعنی اینکه اون پسر تسخیر نشده ؟

267
00:26:27,575 --> 00:26:30,450
این حقیقت که اون می‌تونه کتاب مقدس رو بخونه
برای اثباتش کافیه

268
00:26:30,533 --> 00:26:32,617
... پس این یعنی اینکه

269
00:26:33,575 --> 00:26:35,200
من دیوانه‌ام ؟

270
00:26:36,617 --> 00:26:39,992
خب... تو در حال حاضر (توسط اجنه) تسخیر نشدی

271
00:26:41,450 --> 00:26:43,867
ولی معنیش این نیست
که قبلاً تسخیر نشده نبودی

272
00:26:44,950 --> 00:26:48,658
من... این اهریمن رو به درون خودم دعوت کردم

273
00:26:48,742 --> 00:26:50,783
و به همین خاطر هست که برونو کشته شده

274
00:26:53,075 --> 00:26:55,533
پس هر بلایی سرم بیاد

275
00:26:55,617 --> 00:26:57,158
مقصرش خودم هستم

276
00:26:57,242 --> 00:26:58,575
نه، این‌طور نیست

277
00:27:00,742 --> 00:27:01,742
... ببین

278
00:27:03,617 --> 00:27:05,075
من اون‌جا بودم

279
00:27:06,617 --> 00:27:09,408
... هر اتفاقی که داره می‌افته

280
00:27:09,492 --> 00:27:12,658
... هر اتفاقی که اون روز افتاد

281
00:27:15,617 --> 00:27:17,367
کار آرنی نبود

282
00:27:21,158 --> 00:27:25,033
از هر راهی که بتونیم بهتون کمک می‌کنیم

283
00:27:27,825 --> 00:27:31,825
،اگر اون جن رفته باشه
الان چه کاری از دست شما برمیاد ؟

284
00:27:34,450 --> 00:27:35,742
وکیلت کیه ؟

285
00:27:35,825 --> 00:27:37,867
کل بدنش آغشته به خون مقتول بوده

286
00:27:37,950 --> 00:27:41,283
آلت قتاله متعلق به خودش بوده و
اثرانگشتش هم همه جاش وجود داره

287
00:27:41,367 --> 00:27:44,533
هیچ‌کس این مدارک رو انکار نمی‌کنه
آرنی خودش می‌دونه که قراره بره زندان

288
00:27:44,617 --> 00:27:48,567
منظور ما اینه که به خاطر یک سری شرایط خاص
می‌تونه در حکمش تخفیف داده بشه

289
00:27:48,658 --> 00:27:50,450
شرایط خاص برا تخفیف ؟

290
00:27:50,533 --> 00:27:53,492
ببینید، منم مثل شما مخالف
صدور حکم اعدام هستم

291
00:27:53,575 --> 00:27:55,658
ولی نمیرم جلوی هیئت‌ منصفه

292
00:27:55,742 --> 00:27:58,200
تا بهشون بگم که اون توسط شیاطین تسخیر شده بود

293
00:27:58,283 --> 00:27:59,575
تا حالا همچین کاری انجام نشده

294
00:27:59,658 --> 00:28:01,533
البته که شده، دوبار در انگلستان انجام شده

295
00:28:01,617 --> 00:28:03,408
پرونده‌ی مایکل تیلور* همین چند سال پیش بود
<font color="#ff8000">«این شخص در سال 1974 به دلیل قتل بیرحمانه»</font>
<font color="#ff8000">«همسرش بازداشت و بعد 4 سال آزاد شد»</font>

296
00:28:03,492 --> 00:28:07,033
بذارید جمله‌ام رو بهتر بگم
چنین کاری تا حالا با موفقیت انجام نشده

297
00:28:07,117 --> 00:28:08,950
پس بذارید بهتون کمک کنیم

298
00:28:09,033 --> 00:28:13,033
من و اِد، وجود جن در افراد رو
صدها بار ثابت کردیم

299
00:28:13,117 --> 00:28:16,450
به کلیسا ثابت کردید
ولی این‌جا با دادگاه طرف هستید

300
00:28:16,533 --> 00:28:18,242
معیارهای اثبات مدرک به طور کلی فرق داره

301
00:28:18,325 --> 00:28:20,075
... دادگاه وجود خدا رو می‌پذیره

302
00:28:20,158 --> 00:28:23,075
هر بار که یک نفر برای بیان حقیقت سوگند می‌خوره

303
00:28:23,158 --> 00:28:26,825
! به نظر وقتش شده که وجود شیطان رو هم بپذیرن

304
00:28:30,492 --> 00:28:32,533
چطور قصد دارید هیئت‌ منصفه رو قانع کنید

305
00:28:32,617 --> 00:28:35,242
وقتی که حتی نمی‌تونید من رو قانع کنید ؟

306
00:28:37,117 --> 00:28:41,117
،بهتون میگم که چطور
لطفاً برای شام تشریف بیارید خونه‌ی ما

307
00:28:41,200 --> 00:28:44,617
مدارکی که ظرف چند سال گذشته
جمع‌آوری کردیم بهتون نشون میدیم

308
00:28:44,700 --> 00:28:46,325
با آنابل* آشناتون می‌کنیم
<font color="#ff8000">«عروسک شیطانی»</font>

309
00:28:46,408 --> 00:28:49,450
اگه قانع نشدید دیگه وقت‌تون رو نمی‌گیریم

310
00:28:50,367 --> 00:28:51,575
قبوله ؟

311
00:28:53,742 --> 00:28:57,450
باشه، نشونم بدید چیا دارید

312
00:28:59,325 --> 00:29:03,908
آقای جانسن با شماره کیفرخواست اس ای جی 1 2 1 6
(دادگاه عالی دنبوری - 19 سپتامبر 1981)

313
00:29:03,992 --> 00:29:06,033
شما متهم به قتل عمد هستید

314
00:29:06,117 --> 00:29:07,700
که یک جرم درجه‌ی یک محسوب میشه

315
00:29:07,783 --> 00:29:09,408
آیا اتهام خود را می‌پذیرید ؟

316
00:29:09,492 --> 00:29:12,075
عالی‌جناب، موکل من اعلام بی‌گناهی می‌کند

317
00:29:12,158 --> 00:29:14,700
! به دلیل تسخیر توسط اَجِنه

318
00:29:35,617 --> 00:29:38,617
این کارِتون مسخره‌ـست
خودم می‌تونستم از پله‌ها بیام پایین

319
00:29:38,700 --> 00:29:40,992
این‌قدر غُر نزن
تو حتی از تختت هم نباید بیرون میومدی

320
00:29:41,075 --> 00:29:43,700
! لورین

321
00:29:43,783 --> 00:29:47,492
الان با یکی از دوست‌هام
توی دفتر دادستان صحبت کردم

322
00:29:47,575 --> 00:29:49,950
میخوان درخواست اعدام کنن

323
00:29:50,033 --> 00:29:53,992
،من پرونده رو آماده می‌کنم
ولی مرگ یا زندگی اون پسر

324
00:29:54,075 --> 00:29:56,325
بستگی به دست‌آوردهای شما داره

325
00:29:56,408 --> 00:29:58,075
ما ناامیدش نمی‌کنیم

326
00:29:59,075 --> 00:30:00,533
امیدوارم نکنید

327
00:30:00,617 --> 00:30:01,992
من رو در جریان بذارید

328
00:30:06,783 --> 00:30:08,617
خب حالا چکار کنیم ؟

329
00:30:08,700 --> 00:30:11,867
تا حالا مجبور نشده بودیم که
تسخیرشدگی رو بعد از پایانش ثابت کنیم

330
00:30:11,950 --> 00:30:14,575
! شیاطین و اجنه به این راحتی ناپدید نمیشن

331
00:30:14,658 --> 00:30:16,033
یه اتفاقات دیگه‌ای داره این‌جا می‌افته

332
00:30:16,117 --> 00:30:18,200
چیزی که بار اول متوجهش نشدیم

333
00:30:20,283 --> 00:30:21,825
از کجا شروع کنیم ؟

334
00:30:23,658 --> 00:30:25,242
از آغاز ماجرا

335
00:30:28,867 --> 00:30:31,325
<i>امروز 18ام جولای 1981 است</i>

336
00:30:31,408 --> 00:30:34,200
<i>... من اِد وارن هستم به همراه لورین</i>

337
00:30:34,283 --> 00:30:36,908
<i>،و جودی گلاتزل، دبورا گلاتزل</i>

338
00:30:36,992 --> 00:30:40,033
<i>دیوید گلاتزل و آرنی جانسون</i>

339
00:30:40,117 --> 00:30:42,158
<i>خب، آغاز می‌کنیم</i>

340
00:30:42,242 --> 00:30:45,158
<i>وقتی که دیوید برای نخستین بار این رفتارها رو
بروز داد چه کسی اون‌جا حضور داشت ؟</i>

341
00:30:45,242 --> 00:30:49,867
<i>همه اون‌جا بودیم
همون روزی بود که به خونه جدید رفتیم</i>

342
00:30:49,950 --> 00:30:51,658
بیا، برو باهاشون بازی کن

343
00:30:52,550 --> 00:30:55,158
<font color="#ff8000">«پنج ماه قبل»</font>

344
00:30:53,450 --> 00:30:55,617
می‌خوای چندتا پیتزا سفارش بدیم ؟ -
حتماً، الان زنگ می‌زنم -

345
00:30:55,700 --> 00:30:57,367
یه لحظه اون جعبه رو بذار زمین

346
00:30:57,450 --> 00:30:58,908
چرا ؟ -
... فقط -

347
00:30:58,992 --> 00:31:00,075
چیکار می‌کنی ؟

348
00:31:00,158 --> 00:31:02,492
...اون‌جا رو ببین -
!کجا...؟ آرنی -

349
00:31:05,658 --> 00:31:07,617
!می‌دونی که وقتی ازدواج کردی باید این کار رو بکنی ؟

350
00:31:07,700 --> 00:31:09,700
خب شاید اون موقع هم این کار رو بکنیم

351
00:33:30,825 --> 00:33:31,867
! نه

352
00:33:32,367 --> 00:33:33,450
! مامان

353
00:33:51,492 --> 00:33:53,700
<i>نفهمیدم چه اتفاقی افتاد</i>

354
00:33:54,700 --> 00:33:57,408
<i>مثل یک رویا بود</i>

355
00:33:57,492 --> 00:34:01,075
<i>،و وقتی که گفتم چه اتفاقی افتاده
هیچ‌کس حرفم رو باور نکرد</i>

356
00:34:01,158 --> 00:34:04,033
<i>اما این اولین باری بود که دیدمش</i>

357
00:34:18,492 --> 00:34:20,325
متوجه نمیشم

358
00:34:20,408 --> 00:34:22,867
چطور تونسته یه جن رو فرا بخونه ؟
! اون که بیشتر از چند دقیقه این‌جا نبود

359
00:34:23,992 --> 00:34:25,908
حتی وسیله‌ای هم این‌جا نبود

360
00:34:27,575 --> 00:34:29,158
اون تخت آبی کجا بود ؟

361
00:34:30,450 --> 00:34:32,408
جایی که اون قالیچه پهنه

362
00:34:32,492 --> 00:34:35,550
وقتی دُشک پاره شد، کف اون‌جا مرطوب و خراب شد

363
00:34:37,867 --> 00:34:40,200
مشکلی نیست که یه نگاه بندازم ؟ -
بفرمایید -

364
00:34:55,283 --> 00:34:57,117
این خرابی به خاطر رطوبت نیست

365
00:35:12,575 --> 00:35:15,575
عزیزم میشه بذاری من این کار رو انجام بدم ؟

366
00:35:15,658 --> 00:35:18,200
! اگر بری اون‌جا لباست داغون میشه

367
00:35:20,242 --> 00:35:24,617
*برای رسیدن به اتاق مهمان 15 پا
برید جلو و بعد بپیچید به راست
<font color="#ff8000">«تقریباً معادل 4.5 متر»</font>

368
00:35:24,700 --> 00:35:26,158
باشه

369
00:35:26,242 --> 00:35:29,450
مراقب باش -
فقط کیفم رو بگیر -

370
00:36:11,158 --> 00:36:13,242
لورین حالت خوبه ؟

371
00:36:13,325 --> 00:36:15,950
! آره خوبم اِد، فقط یه موش بود

372
00:38:12,617 --> 00:38:14,198
! *این یک "توتِم جادوگری‌"ـه
<font color="#ff8000">«اجسامی نمادین که کاربرد آیینی دارند»</font>

373
00:38:14,242 --> 00:38:16,825
که شیطان پرست‌ها در مراسمات‌شون
ازش استفاده می‌کنن

374
00:38:16,908 --> 00:38:20,283
یادته بهت گفتم که ارواح پلید رو
چطور احضار می‌کنن ؟

375
00:38:20,367 --> 00:38:23,117
و تو نمی‌تونستی تصور کنی که دیوید
چنین کاری کرده باشه ؟

376
00:38:24,242 --> 00:38:26,867
خب حق با تو بود
اون این کار رو نکرده

377
00:38:30,617 --> 00:38:32,867
ما فکر می کنیم که دیوید طلسم شده

378
00:38:34,575 --> 00:38:36,242
و در شب اجرای جن‌گیری

379
00:38:36,325 --> 00:38:39,700
اون طلسم از دیوید به آرنی منتقل شده

380
00:38:39,783 --> 00:38:41,367
طلسم شده ؟

381
00:38:41,450 --> 00:38:46,075
دارید میگید یه نفر از قصد
این کار رو با ما کرده ؟

382
00:38:46,158 --> 00:38:49,075
ما قبلاً در مورد مراسمات شیطانی‌ای
مثل این چیزایی شنیده بودیم

383
00:38:49,158 --> 00:38:50,799
یک " جِــن " احضار میشه

384
00:38:50,867 --> 00:38:53,325
شخص تسخیرشده یک نفر رو می‌کُشه
و اون جن از وجودش خارج میشه

385
00:38:53,408 --> 00:38:56,533
برای همین آرنی بعد از اون اتفاق
تونست کتاب مقدس رو بخونه

386
00:38:56,617 --> 00:39:02,408
،بنظرمون هرکی دیوید رو طلسم کرده
از این برای احضارِ اون " جِــن " استفاده کرده

387
00:39:02,492 --> 00:39:06,367
و ازتون می‌خوایم که این‌ها رو برای هر
اداره‌ی پلیسی که می‌تونید پیدا کنید، بفرستید

388
00:39:06,450 --> 00:39:08,033
از محلی‌ها شروع کنید

389
00:39:08,117 --> 00:39:11,742
ببینید کسی تا حالا چنین چیزی دیده یا نه

390
00:39:11,825 --> 00:39:16,117
ممکنه یه نفر دیگه هم باشه
که بتونیم ازش سوال کنیم

391
00:39:17,075 --> 00:39:18,492
اون کشیش رو یادتون میاد

392
00:39:18,575 --> 00:39:21,075
که به افشا شدن فرقه‌ی " مریدان شیطان "* کمک کرد؟
<font color="#ff8000">«فرقه‌ای که به دنبال احضار شیطان»</font>
<font color="#ff8000">«!و سپاهش بر روی زمین بودند»</font>

393
00:39:21,158 --> 00:39:23,242
حدود 10 یا 12 سال پیش بود

394
00:39:23,325 --> 00:39:24,992
پدر کستنر ؟ -
بله درسته -

395
00:39:25,075 --> 00:39:28,575
،فقط اینکه دیگه کشیش نیست
مدتیه که بازنشسته شده

396
00:39:28,658 --> 00:39:30,908
تلاش کرد به اون آدما کمک کنه

397
00:39:30,992 --> 00:39:34,283
تلاش کرد که بفهمه چرا دست به چنین کاری زدن

398
00:39:34,367 --> 00:39:40,033
اگر یک نفر باشه که بتونه به ما بگه این چیه، فقط اون‌ـه

399
00:40:04,867 --> 00:40:06,242
! پدر کستنر

400
00:40:12,950 --> 00:40:15,117
صدای اومدن ماشین رو نشنیدم

401
00:40:16,950 --> 00:40:20,117
هیچ کدوم از شما هوس املت نکرده ؟

402
00:40:20,200 --> 00:40:22,950
قبل از اینکه از خونه بیایم بیرون، صبحانه خوردیم

403
00:40:23,033 --> 00:40:25,617
،من اِد وارن هستم
ایشون هم همسرم لورین

404
00:40:29,742 --> 00:40:31,992
! فضله‌ی مرغ به دستم چسبیده

405
00:40:40,200 --> 00:40:41,200
ممنون

406
00:40:48,492 --> 00:40:50,450
فراموش کنید که همچین چیزی دیدید

407
00:40:50,533 --> 00:40:52,825
تا حالا دیده بودینش ؟

408
00:40:52,908 --> 00:40:56,158
نه. ولی شبیهش رو دیدم

409
00:40:56,242 --> 00:41:01,325
این چیزِ پیچیده‌ایه
! یک کار خیلی زشت و کثیفه

410
00:41:01,408 --> 00:41:04,492
چیزی که متوجهش نمیشم اینه که... چرا ؟

411
00:41:04,575 --> 00:41:08,617
دیوید، اون پسربچه‌ای که تسخیر شده بود
هیچ کار اشتباهی نکرده بود

412
00:41:08,700 --> 00:41:10,908
چرا یکی باید این خانواده رو هدف قرار بده ؟

413
00:41:10,992 --> 00:41:12,158
چرا ؟

414
00:41:13,492 --> 00:41:16,117
چرایی و دلیلش مهم نیست

415
00:41:18,117 --> 00:41:22,575
چرایی و دلیل خواستن، با تمام ارزش‌ها و اصول
شیطان پرست‌ها تضاد داره

416
00:41:22,658 --> 00:41:25,492
تنها هدف شیطان ایجاد هرج و مرج

417
00:41:25,575 --> 00:41:27,367
و ثمره‌اش ناامیدی‌ـه

418
00:41:27,450 --> 00:41:29,867
ولی یک نفر باید اون رو زیر خونه‌شون گذاشته باشه

419
00:41:29,950 --> 00:41:34,075
خب، این عکس چه چیزی در مورد
سازنده‌اش به شما میگه ؟

420
00:41:36,700 --> 00:41:38,117
بیاید دنبالم

421
00:42:00,158 --> 00:42:02,575
نمی‌خوام برم اون پایین

422
00:42:03,950 --> 00:42:05,408
این چیه ؟

423
00:42:07,867 --> 00:42:09,908
این، دلیل این‌جا بودن شماست

424
00:42:24,492 --> 00:42:29,742
"وقتی داشتم روی فرقه‌ی "مریدان شیطان
تحقیق می‌کردم این‌ها رو جمع کردم

425
00:42:42,992 --> 00:42:46,783
باید همه‌شون رو بسوزونید -
بهش فکر کردم -

426
00:42:46,867 --> 00:42:51,658
ولی فکر کردم که اگر این‌جا نگه‌شون دارم امن‌تره

427
00:42:51,742 --> 00:42:54,075
! دوست دارم تفنگ‌ها رو از توی خیابون جمع کنم

428
00:42:57,908 --> 00:43:02,242
فکر نمی‌کنم که این کتاب‌ها رو
بر اساس موضوع طبقه‌بندی کرده باشید ؟

429
00:43:02,325 --> 00:43:06,575
نه، نه این‌کار رو نکردم

430
00:43:06,658 --> 00:43:10,617
سرنخ‌هایی که دنبال‌شون هستید
... ممکنه هرجایی باشن یا شاید هم

431
00:43:10,700 --> 00:43:12,450
! اصلاً این‌جا نباشن

432
00:43:13,908 --> 00:43:16,742
اِد، دست نزن

433
00:43:16,825 --> 00:43:19,658
من نُه سال روی این افراد تحقیق کردم

434
00:43:19,742 --> 00:43:24,450
شیطان و اَجِنه‌ی در خدمتش رو
با " قربانی کردن انسان " می‌پرستیدن

435
00:43:24,533 --> 00:43:28,158
اون‌ها این سرزمین مقدس رو با
آیین‌های ناپسندشون، نجس و بی‌حرمت کردن

436
00:43:28,242 --> 00:43:35,242
و چنان اَعمال کفر آمیزی انجام می‌دادن
که هرگز نمی‌تونم در موردشون صحبت کنم

437
00:43:35,325 --> 00:43:39,908
اما... این اَعمال براشون قدرت به ارمغان آورد

438
00:43:40,825 --> 00:43:43,158
در حین محاکمه‌ی این فرقه

439
00:43:43,242 --> 00:43:49,117
دادستان اصلی، همسرش باردار بود

440
00:43:49,200 --> 00:43:52,658
چند روز بعد از اینکه تمام اعضای فرقه
گناهکار شناخته شدن

441
00:43:52,742 --> 00:43:56,242
بچه‌اش شش هفته زودتر به دنیا اومد

442
00:43:56,325 --> 00:43:59,158
! در حالی که قلبش بیرون از بدنش بود

443
00:44:01,783 --> 00:44:03,992
سه ماه بعد، زنش خودکشی کرد

444
00:44:04,075 --> 00:44:08,033
با گذاشتن گردنش روی مسیر ریل قطار

445
00:44:08,117 --> 00:44:13,200
،یک شیطان‌پرست چیره دست
دشمنی نیست که دست‌کم گرفته بشه

446
00:44:16,117 --> 00:44:21,033
ما بهتر از چیزی که فکرش رو بکنید
با خطراتش آشنا هستیم

447
00:44:21,117 --> 00:44:24,090
این پسری که داره به سوی مرگ میره

448
00:44:26,533 --> 00:44:30,200
آیا نجات دادنش، ارزش از دست دادن
همه‌ی داشته‌هاتون رو داره ؟

449
00:44:30,325 --> 00:44:33,242
! چون ممکنه چنین هزینه‌ای داشته باشه

450
00:45:39,492 --> 00:45:41,658
قراره تمیزش کنی یا نه ؟

451
00:45:46,033 --> 00:45:47,158
ببخشید

452
00:46:17,742 --> 00:46:18,950
چی ؟

453
00:46:33,158 --> 00:46:37,700
*<i>من رو همرنگ خودت کن عزیزم</i>
<font color="#ff8000">«ترانه‌ای از گروه بلوندی با نام: به من زنگ بزن»</font>

454
00:46:37,783 --> 00:46:40,075
<i>من می‌دونم تو کی هستی</i>

455
00:46:43,992 --> 00:46:48,533
<i>رنگ های خودت رو رها کن</i>

456
00:46:48,617 --> 00:46:52,867
<i>من می‌دونم که تو اهل کجایی</i>

457
00:46:55,742 --> 00:46:57,783
<i>من می‌دونم تو کی هستی</i>

458
00:47:08,575 --> 00:47:11,658
! اون این‌جا بود
! قسم می‌خورم این‌جا بود

459
00:47:32,742 --> 00:47:35,200
ببین خانواده‌ی " پِرون " چی فرستادن

460
00:47:36,492 --> 00:47:39,200
! خیلی لطف کردن

461
00:47:40,325 --> 00:47:41,658
من جواب میدم -
اِد اجازه بده -

462
00:47:41,742 --> 00:47:43,617
چیزی نیست، چیزی نیست
چیزی نیست

463
00:47:45,658 --> 00:47:46,867
سلام ؟ -
<i>اِد؟ - </i>

464
00:47:46,950 --> 00:47:48,575
یه سرنخ پیدا کردیم

465
00:47:48,658 --> 00:47:50,867
همین الان با یه کاراگاهِ دایره‌ی قتل
توی " دِنورز " صحبت کردم

466
00:47:50,950 --> 00:47:54,492
می‌خواد با شما دوتا صحبت کنه
میگه اون نماد رو دیده

467
00:47:55,750 --> 00:47:58,892
<font color="#ff8000">«شهر دنورز، ایالت ماساچوست»</font>

468
00:48:02,250 --> 00:48:03,992
<font color="#ff8000">«ناپدید شده»</font>
<font color="#ff8000">«جسیکا لوئیس استرانگ»</font>

469
00:48:07,783 --> 00:48:12,783
کیتی لینکلن و جسیکا استرانگ
تقریباً چهار ماه پیش گم شدن

470
00:48:12,867 --> 00:48:15,492
توی دبیرستان بهترین دوستای هم بودن

471
00:48:15,575 --> 00:48:19,200
جسد کیتی در نزدیکی این‌جا پیدا شد
در حالی که 22 بار چاقو خورده بود

472
00:48:19,283 --> 00:48:21,408
هنوز جسیکا رو پیدا نکردیم

473
00:48:21,492 --> 00:48:24,450
اما وقتی ماه مِی خونه‌اش رو گشتیم

474
00:48:25,408 --> 00:48:26,867
این رو پیدا کردیم

475
00:48:33,492 --> 00:48:36,325
خب، شما متخصص این مسائل هستید

476
00:48:36,408 --> 00:48:37,867
در این مورد چی می‌تونید بهم بگید ؟

477
00:48:37,950 --> 00:48:39,783
،خب اگه بخوایم صادق باشیم
چیز زیادی نمی‌دونیم

478
00:48:39,867 --> 00:48:43,117
فقط می‌دونیم که این توتم عملکردی شبیه
توتم بروکفیلد داره

479
00:48:43,200 --> 00:48:46,658
این احتمال وجود داره
دختری که گم شده، تسخیر شده باشه

480
00:48:46,742 --> 00:48:51,450
ببینید، من همه چیز رو در مورد اتفاقی
که فکر می‌کنید توی بروکفیلد افتاده، خوندم

481
00:48:51,533 --> 00:48:55,700
‫اما من فقط به سرنخ‌هایی اعتماد دارم
‫که در واقعیت ریشه داشته باشن

482
00:48:55,783 --> 00:48:57,533
‫چه خوب، ما هم همین‌طور

483
00:48:57,617 --> 00:49:00,075
‫امیدوارم بودیم توی این پرونده چیزی باشه

484
00:49:00,158 --> 00:49:01,992
که شاید بتونه داستان آرنی رو اثبات کنه

485
00:49:02,075 --> 00:49:04,158
‫نه، نه، نه
شما رو آوردم این‌جا که به " من " کمک کنید

486
00:49:04,242 --> 00:49:05,992
‫نه برعکس !

487
00:49:06,075 --> 00:49:10,158
از وقتی که این رو پیدا کردیم دنبال هرگونه
ارتباطش با فرقه‌های شیطان پرستی هستیم

488
00:49:10,242 --> 00:49:13,408
‫و این شیطان ‌پرست‌ها، افراد معمولی هستن

489
00:49:13,492 --> 00:49:15,958
افراد دیوانه و پلیدی هستن
ولی (در ظاهر مثل) افراد معمولی هستن

490
00:49:18,742 --> 00:49:20,533
‫شاید بتونیم به همدیگه کمک کنیم

491
00:49:22,533 --> 00:49:25,575
‫ما باید پرونده‌ی شما رو ببینیم ...

492
00:49:25,658 --> 00:49:27,783
‫و شما هم باید اون دختر گمشده رو پیدا کنید

493
00:49:27,867 --> 00:49:29,742
‫پس، به ما یه فرصت بدید

494
00:49:29,825 --> 00:49:32,575
‫- که چیکار کنید دقیقاً ؟
‫- که جسیکا رو پیدا کنیم

495
00:49:32,658 --> 00:49:35,742
‫ما بیش از سه ماهه که داریم این جنگل رو
‫زیر و رو می‌کنیم، خانم وارن

496
00:49:35,825 --> 00:49:38,825
‫من چیزهایی رو می‌بینم
! که افراد شما نمی‌تونن ببینن

497
00:49:58,367 --> 00:50:03,367
یکی از این‌ها، همون چاقویی‌ـه
که برای (کشتن) کیتی لینکلن استفاده شده

498
00:50:03,450 --> 00:50:08,117
‫بقیه رو از بایگانی مدارک بیرون آوردم

499
00:50:08,200 --> 00:50:10,783
‫حالا چی ؟
ازش می‌خوای که آلت قتاله رو تشخیص بده ؟

500
00:50:12,533 --> 00:50:14,367
شما رو می‌برم اون‌جا اما قبلش می‌خوام ببینم
چه کارهایی از ایشون بر میاد

501
00:50:14,450 --> 00:50:17,575
‫به هیچ وجه، موهبت همسر من*
برای سرگرمی و جذب مخاطب نیست
<font color="#ff8000">«توانایی ارتباط با عوالم و موجودات دیگر»</font>

502
00:50:17,658 --> 00:50:20,242
‫اگه ایشون همون کسی باشه که شما میگید،
پس این کارنباید مشکلی باشه

503
00:50:20,325 --> 00:50:21,492
‫آقای وارن، درسته ؟

504
00:50:21,575 --> 00:50:23,658
‫- به هیچ وجه، فراموشش کنید ...
! ‫- اینه

505
00:50:33,291 --> 00:50:38,508
<i> " ما به دام افتاده‌ایم "</i>
<i>" و مرا یارای بیرون آمدن از آن نیست "</i>
<font color="#ff8000">«آهنگ ذهن‌های بد گمان از اِلویس پریسلی»</font>

506
00:50:38,617 --> 00:50:40,283
! ‫یه شانسِ یک به سه بود

507
00:50:41,992 --> 00:50:43,575
! ‫این آهنگ مناسب این شرایطه

508
00:50:43,633 --> 00:50:45,833
<i>" چون تو را بسیار دوست می‌دارم عزیزم "</i>

509
00:50:46,242 --> 00:50:48,700
‫می‌دونید، یه بار الویس رو از نزدیک دیدم

510
00:50:48,783 --> 00:50:50,325
‫- واقعاً ؟

511
00:50:50,408 --> 00:50:53,950
‫- قبل از مرگش بود یا بعدش ؟
‫- قبلش

512
00:50:55,033 --> 00:50:56,575
! ‫و بعدش

513
00:51:06,700 --> 00:51:09,283
پیچ رو رد کردید

514
00:51:09,367 --> 00:51:15,033
،‫محلی که جسد کیتی رو کشف کردید
اون پشت بود

515
00:51:22,450 --> 00:51:24,117
‫اون‌ها الان توی دنورز هستن

516
00:51:24,200 --> 00:51:25,908
‫اگر بتونن اتفاقی رو که اون جا افتاده

517
00:51:25,992 --> 00:51:28,908
... به اتفاقی که برای تو افتاده ربط بدن، اون موقع

518
00:51:28,992 --> 00:51:31,158
می‌فهمیم که یه الگو در کار بوده

519
00:51:32,575 --> 00:51:35,700
حتی ممکنه کسی که این کار رو کرده هم پیدا کنن

520
00:51:35,783 --> 00:51:39,783
باشه، عالی به نظر برسه، درسته ؟

521
00:51:39,867 --> 00:51:42,283
‫- عالیه
‫- عزیزم ...

522
00:51:43,367 --> 00:51:44,700
‫چی شده ؟

523
00:51:46,033 --> 00:51:47,117
‫هیچی

524
00:51:48,492 --> 00:51:51,075
‫من خوبم، ولی خسته‌ام ...

525
00:51:51,158 --> 00:51:52,242
بیخیال

526
00:51:53,533 --> 00:51:55,617
‫داری یه چیزی رو ازم پنهان می‌کنی

527
00:51:57,367 --> 00:51:59,075
فکر کردی متوجه نمیشم ؟

528
00:52:00,408 --> 00:52:03,408
‫ببین، من خوبم، کاملاً خوبم

529
00:52:07,367 --> 00:52:08,908
این‌جا سرده

530
00:52:10,158 --> 00:52:12,867
آره، درسته ؟

531
00:52:12,950 --> 00:52:17,450
!‫انگار که می‌خوان یخ بزنیم

532
00:52:19,658 --> 00:52:22,075
می‌دونم چه حسی داشت

533
00:52:23,408 --> 00:52:27,450
‫همیشه سردته و هیچ‌وقت تنها نیستی

534
00:52:27,533 --> 00:52:29,367
‫دیوید، چی داری میگی ؟

535
00:52:29,450 --> 00:52:33,575
‫به همین دلیل خوابت نمی‌بره
چون هیچ‌وقت توی سرت سکوت برقرار نیست

536
00:52:35,117 --> 00:52:37,533
‫گاهی اوقات یه فکری به سرت می‌زنه

537
00:52:37,617 --> 00:52:40,992
ولی بعدش مطمئن نیستی
که این فکر خودت بوده یا نه

538
00:52:41,075 --> 00:52:44,200
‫ولی حالا داری می‌بینیش

539
00:52:44,283 --> 00:52:48,658
،‫این‌جاست، پیشِ تو
و ازت می‌خواد یه کارهایی بکنی

540
00:52:50,492 --> 00:52:52,617
‫آرنی، اون ازت می‌خواد چیکار کنی ؟

541
00:53:06,992 --> 00:53:09,075
مطمئنی که لازمه این‌طور
توی جنگل لَنگ‌لَنگان راه بری

542
00:53:09,158 --> 00:53:10,742
آره، من مشکلی ندارم

543
00:53:10,825 --> 00:53:12,658
‫پس نگران چی هستی ؟

544
00:53:12,742 --> 00:53:14,617
‫می‌ترسی نتونه این کار رو بکنه ؟

545
00:53:16,450 --> 00:53:17,450
! ‫نه

546
00:53:18,825 --> 00:53:20,783
! ‫می‌ترسم بتونه

547
00:53:31,908 --> 00:53:35,408
‫اِد، این‌جا اتفاق وحشتناکی رخ داده

548
00:55:04,825 --> 00:55:06,367
‫کیتی، وایسا

549
00:55:13,492 --> 00:55:14,950
یه چیزی برات آوردم

550
00:55:15,033 --> 00:55:17,533
‫این‌ها رو امسال تو فستیوال ماه مِی می‌فروختن
جشنی که در آغاز تابستان برپا می‌شود

551
00:55:17,617 --> 00:55:19,367
‫پدر و مادرت هنوزم به زور می‌برنت اون‌جا ؟

552
00:55:19,450 --> 00:55:21,492
‫هر سال از وقتی که شش سالم بود

553
00:55:22,992 --> 00:55:26,200
مسخره‌ـست ولی فکر کردم شاید جالب باشه

554
00:55:26,283 --> 00:55:29,200
‫منو یاد چیزایی انداخت
که توی دبیرستان درست می‌کردیم

555
00:55:29,283 --> 00:55:31,992
‫کمک می‌کنی دستم کنم ؟

556
00:55:32,075 --> 00:55:33,242
حتماً

557
00:56:29,075 --> 00:56:30,492
‫باشه، کافیه

558
00:56:31,867 --> 00:56:35,742
‫عزیزم کافیه، کافیه !
دست بردار

559
00:56:42,533 --> 00:56:47,033
‫کیتی؟ کیتی؟
خدای من، چیکار کردم؟

560
00:56:47,117 --> 00:56:48,117
‫عزیزم، نه !

561
00:56:50,658 --> 00:56:51,783
! لورین

562
00:57:24,242 --> 00:57:25,575
! لورین

563
00:57:30,492 --> 00:57:31,658
! لورین

564
00:57:35,867 --> 00:57:36,908
‫اِد

565
00:57:39,533 --> 00:57:40,575
‫نه !

566
00:57:56,325 --> 00:58:00,367
چیزی نیست
گرفتمت، گرفتمت

567
00:58:08,242 --> 00:58:13,658
‫اون دختر این پایینه
اِد، اون دختر این پایینه

568
00:58:26,242 --> 00:58:28,117
<i>فشار خون‌تون یکم بالاست</i>

569
00:58:28,200 --> 00:58:29,825
یه قرص فشار بهتون میدم

570
00:58:29,908 --> 00:58:32,242
باید بذاریدش زیر زبان‌تون

571
00:58:32,325 --> 00:58:34,117
‫رگ‌هاتون رو باز می‌کنه

572
00:58:34,200 --> 00:58:36,033
‫آره. از این قرصا دارم

573
00:58:36,992 --> 00:58:38,992
‫تو خونه جاشون گذاشتم

574
00:58:39,075 --> 00:58:42,075
اگه جای شما بودم
دیگه این اشتباه رو تکرار نمی‌کردم

575
00:58:43,492 --> 00:58:45,033
‫میشه یک دقیقه تنهامون بذارید ؟

576
00:58:51,825 --> 00:58:53,575
‫تیم بازیابی یه جسد پیدا کرده

577
00:58:54,783 --> 00:58:57,408
‫- خودشه... ؟
‫- مطمئن نیستیم

578
00:58:57,492 --> 00:58:59,367
‫ببینید، می‌دونم چطور به نظر میاد

579
00:58:59,450 --> 00:59:03,408
ولی تا پزشکی قانونی هویت جسد رو تایید نکرده
نمی‌خوام خبرش جایی منتشر بشه

580
00:59:03,492 --> 00:59:07,492
ما تمام رودخونه رو گشتیم... دو بار

581
00:59:07,575 --> 00:59:09,658
با کلی زحمت تونستم قانع‌شون کنم
که برای بار سوم هم بگردیمش

582
00:59:09,742 --> 00:59:11,700
اگر شما نبودید هیچ‌وقت نمی‌تونستیم پیداش کنیم

583
00:59:12,992 --> 00:59:14,950
‫خوشحالم که تونستیم کمک بکنیم

584
00:59:15,033 --> 00:59:16,617
‫آدرس محل اقامت‌تون رو بهم بدید

585
00:59:16,700 --> 00:59:18,992
‫فردا صبح پرونده رو به دست‌تون می‌رسونم

586
00:59:34,367 --> 00:59:35,617
سلام ؟

587
00:59:35,700 --> 00:59:37,200
خدای من، کُل امروز داشتم براتون پیغام میذاشتم

588
00:59:37,283 --> 00:59:39,992
‫- چه اتفاقی افتاده ؟
<i>درباره‌ی آرنی‌ـه، اون موجود دنبالشه -</i>

589
00:59:40,075 --> 00:59:41,908
‫گفتید همه چی تمام شده

590
00:59:41,992 --> 00:59:44,658
ولی حالا با اون موجود توی زندان گیر افتاده
و داره بهش میگه خودش رو بکشه

591
00:59:44,742 --> 00:59:45,742
! دبی

592
00:59:45,825 --> 00:59:48,700
‫آروم باش و گوش کن
ازت می‌خوام با روحانیِ زندان تماس بگیری

593
00:59:48,783 --> 00:59:51,450
‫- پدر نیومن
‫- پدر نیومن، بهش بگو ...

594
00:59:51,533 --> 00:59:54,992
<i>‫آرنی باید 24 ساعته برای جلوگیری
‫از خودکشی تحت نظر باشه، اون می‌دونه ...</i>

595
00:59:57,367 --> 00:59:58,992
‫چی؟ الو؟

596
01:00:00,783 --> 01:00:02,533
!‫این دیگه چه موجودیه ؟

597
01:00:39,783 --> 01:00:41,075
! ‫آرنی

598
01:00:42,950 --> 01:00:46,450
خداوند " حق دفاع از خود " رو به همه عطا کرده

599
01:01:06,158 --> 01:01:08,367
... این جن

600
01:01:08,450 --> 01:01:13,075
،با اراده‌ی خودش به این‌جا نیومده
احضارش کردن

601
01:01:13,158 --> 01:01:14,783
این حرفت باعث نمیشه که حس بهتری پیدا کنم

602
01:01:14,867 --> 01:01:18,533
‫این یعنی، حالا ما می‌دونیم که این یه طلسم‌ـه

603
01:01:18,617 --> 01:01:20,492
و طلسم‌ها رو میشه شکست

604
01:01:22,325 --> 01:01:25,575
‫خیلی‌خب، چطور این کار رو بکنیم ؟

605
01:01:32,658 --> 01:01:34,242
وقتی خونه‌ی خانواده گلاتزل بودیم

606
01:01:34,325 --> 01:01:38,075
‫دست دیوید رو لمس کردم و یه چیزی دیدم

607
01:01:39,367 --> 01:01:41,742
‫اون موقع نفهمیدم که چی دیدم

608
01:01:41,825 --> 01:01:46,200
اما الان فکر می‌کنم که به شخصی
که مسئول این اتفاقاته وصل شده بودم

609
01:01:47,283 --> 01:01:50,033
‫اِد، جسدی که پیدا کردن ...

610
01:01:50,117 --> 01:01:54,117
‫اگر جسد جسیکا باشه
اگر واقعا خودش باشه

611
01:01:54,200 --> 01:01:57,242
‫ممکنه اون درگاه هنوز باز باشه

612
01:02:01,783 --> 01:02:03,908
! ‫باید راه دیگه‌ای هم باشه

613
01:02:35,575 --> 01:02:37,950
باشه، باشه

614
01:02:40,908 --> 01:02:42,325
‫خیلی‌خب

615
01:02:59,367 --> 01:03:01,825
‫<i>خداوند شبانِ من است</i>
<font color="#ff8000">«قرائت کتاب مقدس، عهد عتیق، مزامیر داود»</font>

616
01:03:01,908 --> 01:03:04,825
محتاج به هیچ چیز نخواهم بود
<font color="#ff8000">«قرائت کتاب مقدس، عهد عتیق، مزامیر داود»</font>

617
01:03:04,908 --> 01:03:09,075
... در مرتع‌های سبز مرا می‌خوابند
<font color="#ff8000">«قرائت کتاب مقدس، عهد عتیق، مزامیر داود»</font>

618
01:03:09,099 --> 01:03:11,099
<font color="#ff8000">«مُرده شوی خانه‌ی پالمری»</font>

619
01:03:25,575 --> 01:03:27,242
‫کسی داخل نیست

620
01:03:38,742 --> 01:03:40,533
! ‫براشون یادداشت میذاریم

621
01:04:21,242 --> 01:04:22,742
! ‫اوه پسر

622
01:05:18,742 --> 01:05:20,075
! ‫لطفاً مراقب باش

623
01:05:53,783 --> 01:05:55,367
‫چیزی می‌بینی ؟

624
01:05:59,242 --> 01:06:02,075
‫نه، هیچی نیست

625
01:06:04,533 --> 01:06:06,242
‫هیچی این‌جا نیست

626
01:06:08,283 --> 01:06:10,283
‫حسش نمی‌کنم

627
01:06:21,658 --> 01:06:24,075
‫- لورین، چی شده ؟
‫- درگاه اتصال

628
01:06:27,992 --> 01:06:29,367
‫این‌جاست

629
01:07:32,783 --> 01:07:34,117
‫چیزی می‌بینی ؟

630
01:07:35,158 --> 01:07:36,408
آره

631
01:07:37,617 --> 01:07:40,992
‫آره، تعدادی... پله هست

632
01:07:42,075 --> 01:07:43,825
‫صدای یه قطار رو شنیدم

633
01:07:45,450 --> 01:07:46,867
‫ولی حالا ...

634
01:07:49,325 --> 01:07:50,950
یک قربانگاه* هست
<font color="#ff8000">«سکویی سنگی معمولاً به بلندی یک تا یک‌ونیم متر»</font>
<font color="#ff8000">«که بر روی آن برای ایزدان پیشکش و قربانی می‌نهادند»</font>

635
01:07:52,867 --> 01:07:54,492
‫چند شمع سیاه‌ رنگ* این‌جا هست
<font color="#ff8000">«این شمع‌ها در مراسم جادوی سیاه کاربرد دارند»</font>

636
01:07:56,033 --> 01:07:59,575
‫دوازده عدد* هستن، به صورت دایره چیده شدن
<font color="#ff8000">«این تعداد شمع در جادوگری برای طلسم محافظت»</font>
<font color="#ff8000">«یا برای رسیدن به هدفی خاص استفاده می‌شود»</font>

637
01:07:59,658 --> 01:08:00,700
‫اوه اِد

638
01:08:00,783 --> 01:08:02,200
‫خیلی‌خب، کافیه، برگرد

639
01:08:02,283 --> 01:08:03,575
! ‫نمی‌تونم

640
01:08:04,450 --> 01:08:05,617
! ‫لورین

641
01:08:10,867 --> 01:08:11,950
! اون یه زنه

642
01:08:13,117 --> 01:08:14,367
می‌تونی ببینیش ؟

643
01:08:16,117 --> 01:08:17,450
! ‫من اون زن هستم

644
01:08:18,492 --> 01:08:20,450
‫می‌تونی بگی کجاست ؟

645
01:08:21,408 --> 01:08:23,950
‫نمی‌دونم

646
01:08:26,533 --> 01:08:28,033
‫داره کارش رو دوباره تکرار می‌کنه

647
01:08:28,117 --> 01:08:30,367
<i>داره تلاش می‌کنه به آرنی متصل بشه</i>

648
01:08:33,283 --> 01:08:36,492
<i>می‌خواد طلسمش رو کامل کنه</i>

649
01:08:50,450 --> 01:08:53,742
<i>اون رو در اختیار گرفت
آرنی رو در اختیار گرفت</i>

650
01:08:55,575 --> 01:08:57,700
<i>! اوه، نه، نه</i>

651
01:09:04,158 --> 01:09:06,450
! ‫نه، نه، اوه، خدا

652
01:09:06,533 --> 01:09:08,700
این جادوی سیاه رو تمام کن

653
01:09:09,950 --> 01:09:13,117
به نام خون ریخته شده در گلگتا* به تو دستور می‌دهم
<font color="#ff8000">«،نام تپه‌ای است که به اعتقاد مسیحیان»</font>
<font color="#ff8000">«رومی‌ها در آن عیسی مسیح را به صلیب کشیدند»</font>

654
01:09:22,533 --> 01:09:25,200
‫یه مورد رگ زنی در سلول سی - نوزده !

655
01:09:25,283 --> 01:09:26,575
‫بیخیال، پسر

656
01:09:39,742 --> 01:09:41,575
‫چطور این کارو می‌کنی ؟

657
01:09:42,408 --> 01:09:44,450
‫خداوند تو رو به من نشون داد

658
01:09:45,533 --> 01:09:48,492
! ‫پس خدات، تو رو نفرین کرده

659
01:09:52,158 --> 01:09:55,950
‫اِد، این یه ارتباطِ دو طرفه‌ست

660
01:10:40,033 --> 01:10:41,075
! ‫لورین

661
01:10:44,950 --> 01:10:46,950
‫باید برگردی

662
01:10:47,033 --> 01:10:48,075
‫لور ...

663
01:11:03,242 --> 01:11:05,158
‫لورین ؟

664
01:11:05,242 --> 01:11:07,617
‫باید اتصال رو قطع کنی

665
01:11:07,700 --> 01:11:09,950
‫دست اون دختر رو رها کن

666
01:11:10,908 --> 01:11:13,492
لورین دستش رو رها کن

667
01:11:35,075 --> 01:11:36,200
‫اِد ...

668
01:11:38,283 --> 01:11:40,158
‫الان دیگه اون زن ما رو میشناسه

669
01:11:49,950 --> 01:11:51,742
‫خیلی متاسفیم

670
01:11:53,450 --> 01:11:55,825
‫واقعاً متاسفیم

671
01:11:55,908 --> 01:11:57,200
‫آرنی چطوره ؟

672
01:11:57,283 --> 01:12:00,033
‫حالش خوب میشه
بهش آرام بخش زدن

673
01:12:00,117 --> 01:12:01,992
‫پرونده به دست‌مون رسید

674
01:12:02,075 --> 01:12:04,908
باید یه چیزی داخلش باشه
که اون دخترها رو به آرنی مرتبط کنه

675
01:12:04,992 --> 01:12:06,283
‫عالیه

676
01:12:08,325 --> 01:12:10,617
منم یه چیزی دارم که می‌خوام بهتون نشون بدم

677
01:12:12,492 --> 01:12:15,575
توی یه کتاب جادوگریِ اروپایی پیداش کردم
مربوط به اوایل رُنسانس‌ـه

678
01:12:15,658 --> 01:12:19,783
کلیسا از این روش برای شناسایی و مجازات
جادوگرها استفاده می‌کرد

679
01:12:20,825 --> 01:12:22,742
... حالا

680
01:12:22,825 --> 01:12:27,450
زبان لاتینم یکم ضعیف شده
ولی فکر می‌کنم در این‌جا

681
01:12:27,533 --> 01:12:30,158
‫داره از قربانی کردن انسان* صحبت می‌کنه
<font color="#ff8000">«عملی که در ادیان کفرآمیز برای جلب»</font>
<font color="#ff8000">«رضایت خدایان انجام می‌گرفته است»</font>

682
01:12:31,825 --> 01:12:34,783
‫یکی با قتل و دیگری با خودکشی

683
01:12:34,867 --> 01:12:36,825
‫ننوشته چطور متوقفش کنیم ؟

684
01:12:37,908 --> 01:12:39,700
... آره، به نظر می‌رسه که

685
01:12:39,783 --> 01:12:42,450
میشه با شکستن قربانگاهی که طلسم
در اون‌جا انجام شده، طلسم رو شکست

686
01:12:43,117 --> 01:12:44,242
... اما

687
01:12:44,325 --> 01:12:46,658
این قسمتش به زبان آرامی‌ـه

688
01:12:48,242 --> 01:12:51,075
این قسمتش رو نمی‌تونم بخونم

689
01:12:51,158 --> 01:12:54,242
‫اما شما جلوی اون زن رو گرفتید
شاید دست برداره

690
01:12:54,325 --> 01:12:55,575
‫نمی‌تونه

691
01:12:55,658 --> 01:12:58,075
‫طلسمی که آغاز شده، باید تکمیل بشه

692
01:12:58,158 --> 01:12:59,825
زندگی اون جادوگر به این طلسم وابسته‌ست

693
01:13:01,658 --> 01:13:03,617
‫یه راه دیگه پیدا می‌کنیم

694
01:13:04,867 --> 01:13:08,700
توی مکاشفه‌ای که داشتی چیزی ندیدی که شاید
بتونه برای پیدا کردن قربانگاه بهمون کمک کنه

695
01:13:11,783 --> 01:13:13,492
‫سرد بود

696
01:13:17,867 --> 01:13:20,533
‫از سقفش آب چکه می‌کرد

697
01:13:22,575 --> 01:13:23,992
‫فکر کنم صدای یه قطار رو شنیدم

698
01:13:26,033 --> 01:13:29,950
‫ولی صداش یه جورایی عجیب بود
... چیزی شبیه

699
01:13:31,283 --> 01:13:33,492
نمی‌دونم... یه صدای خفه و ضعیف

700
01:13:34,533 --> 01:13:35,867
‫خب شاید زیر زمین بوده

701
01:13:35,950 --> 01:13:38,825
‫ممکنه، نمی‌دونم کجا بود

702
01:13:40,242 --> 01:13:42,533
‫این زن، دیوید و جسیکا رو هدف گرفته

703
01:13:42,617 --> 01:13:43,783
‫شاید یه ارتباطی بین‌شون وجود داشته باشه

704
01:13:43,867 --> 01:13:44,783
‫بذارین یه نگاه بندازم به ...

705
01:13:44,867 --> 01:13:46,283
... نگاه بندازم به

706
01:13:47,908 --> 01:13:49,117
‫پرونده

707
01:14:22,742 --> 01:14:23,825
لورین ؟

708
01:15:13,492 --> 01:15:14,617
لورین ؟

709
01:15:23,908 --> 01:15:25,325
‫لورین !

710
01:15:54,367 --> 01:15:56,658
اون کجاست ؟

711
01:15:56,742 --> 01:16:01,700
شما دو نفر یه مجموعه‌ی فوق العاده رو جمع کردید
<font color="#ff8000">«وسایلی که در زیر زمین خانه وارن‌ها قرار دارند»</font>

712
01:16:03,200 --> 01:16:04,783
... اگر بهش آسیبی برسونی

713
01:16:06,700 --> 01:16:09,742
‫نگران نباش آقای وارن

714
01:16:10,367 --> 01:16:12,367
‫شما خیلی نزدیک شُدید

715
01:16:14,867 --> 01:16:17,575
خوشم نمیاد که الان تسلیم بشید

716
01:16:51,783 --> 01:16:56,367
‫او که آب‌های دریا را به پیش می‌خواند
<font color="#ff8000">«قرائت کتاب مقدس، عهد عتیق، کتاب عاموس»</font>

717
01:16:56,450 --> 01:16:58,658
‫ نامش " ارباب میزبانان " است
<font color="#ff8000">«قرائت کتاب مقدس، عهد عتیق، کتاب عاموس»</font>

718
01:16:58,742 --> 01:16:59,992
‫خادم خود را نجات بده

719
01:17:00,075 --> 01:17:03,492
از اَعمالِ ارواحِ پلید

720
01:17:03,575 --> 01:17:06,325
بترس و بگریز ای روح پلید

721
01:17:06,408 --> 01:17:09,867
‫اِد !

722
01:17:13,033 --> 01:17:14,158
‫اِد !

723
01:17:14,867 --> 01:17:16,158
‫متاسفم

724
01:17:16,908 --> 01:17:18,825
‫اِد، کار اون زن بود !

725
01:17:19,783 --> 01:17:21,117
! کار اون زن بود

726
01:17:23,492 --> 01:17:26,283
‫- اِد، این‌جا چه خبره ؟
‫- کمک کنید که پیداش کنم !

727
01:17:26,367 --> 01:17:27,617
‫چی رو پیدا کنیم؟

728
01:17:32,825 --> 01:17:33,700
کجاست ؟

729
01:17:33,783 --> 01:17:34,783
‫اِد !

730
01:17:36,533 --> 01:17:37,658
‫اِد !

731
01:17:37,742 --> 01:17:41,283
‫اون زن این‌جا بود
تو خونه‌مون بود

732
01:18:05,033 --> 01:18:06,617
‫این‌ها کِی رسیده ؟

733
01:18:11,325 --> 01:18:12,617
همین دیروز

734
01:18:12,700 --> 01:18:14,325
‫وقتی که داشتید می‌اومدید خونه

735
01:18:16,575 --> 01:18:19,117
‫وقتی که رسیدن، تازه بودن

736
01:19:04,867 --> 01:19:06,908
‫باید این زن رو پیدا کنیم

737
01:19:08,325 --> 01:19:09,575
‫ما طلسم رو شناسایی کردیم

738
01:19:09,658 --> 01:19:11,117
‫و حالا پرونده جسیکا رو هم داریم

739
01:19:11,200 --> 01:19:13,325
باید یه چیزی داخلش باشه

740
01:19:14,742 --> 01:19:16,992
‫من کتاب رو می‌برم پیش کسی که ترجمه‌اش کنه

741
01:19:17,075 --> 01:19:19,992
باید سرنخی برای پیدا کردن قربانگاه داخلش باشه

742
01:19:20,075 --> 01:19:21,367
‫پس من چیکار کنم ؟

743
01:19:21,450 --> 01:19:23,158
‫تو هم باید بری پیش آرنی

744
01:19:23,242 --> 01:19:25,867
‫امشب بیشتر از همیشه بهت نیاز داره

745
01:19:25,950 --> 01:19:28,075
‫از پدر نیومن درخواست کمک کنید

746
01:19:29,908 --> 01:19:33,033
‫درو، من و تو باید مدارک رو حسابی بگردیم‌

747
01:19:33,117 --> 01:19:35,325
‫باید یه ارتباطی بین این پرونده‌ها پیدا کنیم

748
01:19:35,408 --> 01:19:38,908
شیطان‌پرست‌ها، شب‌ها در قدرتمندترین حالت‌شون هستن

749
01:19:38,992 --> 01:19:41,908
بیاید امیدوار باشیم که تا شب دست به کاری نزنه

750
01:19:59,117 --> 01:20:01,492
‫تزریق آرام‌بخش رو قطع کردن

751
01:20:03,283 --> 01:20:05,033
‫به زودی به هوش میاد

752
01:20:21,617 --> 01:20:23,450
‫توی این مصاحبه‌ها هیچی نیست

753
01:20:23,533 --> 01:20:27,700
‫از وقتی که اون دختر از کالج برگشته
دوستانش به ندرت دیدنش

754
01:20:27,783 --> 01:20:29,367
‫به نظرت عجیب نیست ؟

755
01:20:29,450 --> 01:20:30,825
... منظورم اینه که، ما این‌جا هستیم

756
01:20:30,908 --> 01:20:32,783
خانواده‌ی گلاتزل هم این‌جا زندگی می‌کنن
که پانزده دقیقه با ما فاصله داره

757
01:20:32,867 --> 01:20:35,825
‫ولی جسیکا در فاصله 180 مایلی این‌جا
زندگی می‌کرد

758
01:20:37,158 --> 01:20:39,867
‫چرا این یکی این‌قدر دوره ؟

759
01:20:42,783 --> 01:20:44,908
جسیکا اون توتم رو کجا پیدا کرده ؟

760
01:20:46,325 --> 01:20:48,825
‫الان یه چیزی در این باره دیدم

761
01:20:48,908 --> 01:20:50,825
‫توی یه مصاحبه پدر و مادرش گفتن

762
01:20:50,908 --> 01:20:52,575
‫توی یه جعبه بوده

763
01:20:52,658 --> 01:20:55,200
" در یک جعبه، از کالج با خودش آوردش "

764
01:20:56,492 --> 01:20:58,200
‫کالجش کجا بوده ؟

765
01:21:01,658 --> 01:21:02,617
‫" فرفیلد "

766
01:21:16,700 --> 01:21:19,617
‫این زن، تو همین محدوده زندگی می‌کنه

767
01:21:19,700 --> 01:21:21,783
‫هنوز هم منطقه‌ی بزرگیه برای جستجو کردن

768
01:21:23,033 --> 01:21:25,575
آره، ولی ریل‌های قطار زیادی توی این منطقه نداریم

769
01:21:25,658 --> 01:21:27,992
‫مکاشفات لورین رو یادت هست ؟
گفت صدای قطار می‌اومد

770
01:21:29,450 --> 01:21:30,742
‫چه ساعتی بود ؟

771
01:21:30,825 --> 01:21:32,783
‫شاید بتونیم چند نقطه رو حذف کنیم

772
01:21:32,867 --> 01:21:34,408
‫فکر کنم نزدیک نیمه‌شب بود

773
01:21:34,492 --> 01:21:36,283
‫پس هیچ‌کدوم از این دو تا نیست

774
01:21:36,367 --> 01:21:38,158
‫خطوط بین شهری، اون ساعت از شب فعالیت ندارن

775
01:21:38,242 --> 01:21:39,783
فقط این خط حمل بار باقی می‌مونه

776
01:21:39,867 --> 01:21:41,517
‫که در این‌ نقطه از روی رودخانه می‌گذره

777
01:21:42,867 --> 01:21:44,492
! ‫رودخانه

778
01:21:46,325 --> 01:21:48,033
! ‫اوه خدای عزیز

779
01:21:56,450 --> 01:21:57,533
‫خانم وارن

780
01:21:57,617 --> 01:21:59,117
‫ببخشید پدر، ما تماس گرفتیم

781
01:21:59,200 --> 01:22:01,033
ولی نتونستیم با شما صحبت کنیم

782
01:22:01,117 --> 01:22:04,575
‫امیدوار بودیم کمک کنید که یک بخش
از این کتاب رو ترجمه کنیم

783
01:22:07,742 --> 01:22:09,908
‫حتماً، بفرمایید داخل

784
01:22:10,533 --> 01:22:11,658
‫ممنون

785
01:22:20,117 --> 01:22:23,033
‫سوئیچ ماشینت رو بده
همین‌جا بمون و پلیس رو خبر کن

786
01:22:23,117 --> 01:22:24,325
‫می‌خوای چی بهشون بگم ؟

787
01:22:24,408 --> 01:22:26,158
هرچی، فقط بریزشون اون‌‌جا

788
01:22:33,700 --> 01:22:35,742
همون طلسمه

789
01:22:35,825 --> 01:22:41,075
‫میگه که برای تکمیلش به سه قربانی نیاز هست

790
01:22:42,325 --> 01:22:45,283
‫و اون‌ها رو به این شکل بیان می‌کنه :

791
01:22:45,367 --> 01:22:49,158
" کودک، عاشق و مرد خدا "

792
01:22:50,158 --> 01:22:52,825
تجسمی از کار خدا

793
01:22:53,658 --> 01:22:57,992
‫طهارت، عشق، ایمان

794
01:23:00,908 --> 01:23:02,367
‫کس دیگه‌ای هم بوده ؟

795
01:23:06,700 --> 01:23:09,158
‫اِد، شوهرم

796
01:23:12,200 --> 01:23:15,117
‫دیشب یه توتم توی دفترش پیدا کردیم

797
01:23:17,450 --> 01:23:19,908
باعث تاسفه

798
01:23:24,617 --> 01:23:27,242
بفرمایید، بیاید دنبالم

799
01:23:29,242 --> 01:23:31,408
‫چیزی هست که باید نشون‌تون بدم

800
01:23:55,242 --> 01:23:56,408
!‫پدر؟

801
01:24:57,950 --> 01:25:00,117
‫من سال‌هاست که این‌جا هستم ...

802
01:25:01,908 --> 01:25:04,075
‫از وقتی که یه کشیش ساده بودم، شروع شد

803
01:25:06,575 --> 01:25:10,492
‫کلیسا از این مکان به عنوان انبار استفاده می‌کرد

804
01:25:12,408 --> 01:25:16,200
چیزهایی که ازشون وحشت داشتن رو
این‌جا می‌گذاشتن

805
01:25:17,367 --> 01:25:19,533
چیزهایی که درک‌شون نمی‌کردن

806
01:25:36,117 --> 01:25:37,742
‫شما یه بچه داشتید ؟

807
01:25:40,617 --> 01:25:43,033
‫مادرش موقع زایمان فوت کرد

808
01:25:44,908 --> 01:25:47,575
‫کلیسا نباید متوجه می‌شد

809
01:25:47,658 --> 01:25:51,367
‫پس این‌جا و پنهانی بزرگش کردم

810
01:25:54,575 --> 01:25:56,592
‫فقط ما دو نفر این‌جا بودیم

811
01:25:57,950 --> 01:26:01,992
این خونه پر از شادی ما بود

812
01:26:04,867 --> 01:26:08,450
‫به مطالعاتم روی علوم غریبه ادامه دادم

813
01:26:08,533 --> 01:26:10,950
می‌خواستم ازش در برابر
تمام این چیزها محافظت کنم

814
01:26:14,742 --> 01:26:18,450
اما به جاش یک شیفتگی در اون ایجاد کردم

815
01:26:22,492 --> 01:26:25,408
‫باید مراقب باشیم

816
01:26:25,492 --> 01:26:28,742
که چطور علائق ما به فرزندان‌مون منتقل میشن

817
01:26:33,325 --> 01:26:36,158
<font color="lime">*آن که در پناه خداوند متعال نشسته است</font>
<font color="#ff8000">«قرائت کتاب مقدس، عهد عتیق، مزامیر داود»</font>

818
01:26:36,242 --> 01:26:38,825
<font color="lime">زیر سایه‌ی قادر مطلق ساکن خواهد بود</font>
<font color="#ff8000">«قرائت کتاب مقدس، عهد عتیق، مزامیر داود»</font>

819
01:26:38,908 --> 01:26:40,783
<font color="lime">درباره خداوند می‌گویم </font>

820
01:26:40,867 --> 01:26:44,492
<font color="lime">که او مَلجاء و دژِ من است</font>

821
01:26:44,575 --> 01:26:47,450
<font color="lime">خدای من که بر او توکل دارم</font>

822
01:26:54,617 --> 01:26:56,867
سیم‌ کشی این‌جا مشکل داره

823
01:26:56,950 --> 01:26:59,783
! ‫ساختمون دولتیه دیگه

824
01:27:01,992 --> 01:27:03,325
! ‫دبی

825
01:27:03,992 --> 01:27:05,033
! ‫آرنی

826
01:27:10,450 --> 01:27:11,783
‫چی شده ؟

827
01:27:13,158 --> 01:27:15,450
‫اون زن... اون نزدیکه

828
01:27:27,492 --> 01:27:28,992
!‫شما می‌دونستید ؟

829
01:27:31,367 --> 01:27:35,150
ما برای کمک پیش شما اومدیم
ولی شما تمام این مدت، اصل ماجرا رو می‌دونستید

830
01:27:38,408 --> 01:27:40,325
! ‫اون دختر منه

831
01:27:42,825 --> 01:27:44,367
... ‫نمی‌تونستم

832
01:27:46,408 --> 01:27:48,242
‫نمی‌خواستم ببینم

833
01:27:51,825 --> 01:27:52,992
بعد از این همه سال

834
01:27:53,075 --> 01:27:55,408
‫خیال کردم دوباره پیشم برگشته

835
01:27:57,575 --> 01:28:01,075
‫ولی حالا دلیل اصلی بازگشتش رو فهمیدم

836
01:28:03,867 --> 01:28:07,658
‫زیر این زمین، تونل‌هایی هست

837
01:28:07,742 --> 01:28:11,283
وقتی که بچه بود، اون‌جا پرسه می‌زد

838
01:28:13,742 --> 01:28:16,658
قربانگاهش باید اون پایین باشه

839
01:28:16,742 --> 01:28:20,617
فقط تخریب اون می‌تونه طلسمش رو بشکنه

840
01:28:22,658 --> 01:28:25,367
‫باید نابودش کنیم

841
01:28:31,742 --> 01:28:33,283
‫اون این‌جاست

842
01:28:45,242 --> 01:28:46,200
! ‫برو

843
01:29:27,408 --> 01:29:29,617
‫به عنوان یک روحانی شکست خوردم

844
01:29:31,075 --> 01:29:33,742
‫و به عنوان یک پدر هم شکست خوردم

845
01:29:33,825 --> 01:29:36,283
‫خواهش می‌کنم خدایا، نگذار به عنوان ...

846
01:31:50,908 --> 01:31:52,700
‫لورین !

847
01:31:52,783 --> 01:31:53,950
‫لورین !

848
01:31:54,033 --> 01:31:55,533
‫اِد !

849
01:31:56,492 --> 01:31:57,658
‫لورین !

850
01:31:58,617 --> 01:31:59,700
‫لورین !

851
01:31:59,783 --> 01:32:00,950
‫اِد !

852
01:32:01,950 --> 01:32:03,450
‫اِد !

853
01:32:07,117 --> 01:32:08,367
‫لورین !

854
01:32:20,742 --> 01:32:21,742
‫اِد !

855
01:32:56,533 --> 01:32:58,117
! به من نگاه کن

856
01:33:01,117 --> 01:33:02,200
! ‫چشم‌هات رو باز کن

857
01:33:05,783 --> 01:33:07,367
! به من نگاه کن

858
01:33:09,200 --> 01:33:11,492
‫نه !

859
01:33:16,867 --> 01:33:17,992
! به من نگاه کن

860
01:33:18,075 --> 01:33:20,533
! چشم‌هات رو باز کن و به من نگاه کن

861
01:33:24,700 --> 01:33:25,700
! بازشون کن

862
01:33:46,408 --> 01:33:47,742
‫لورین !

863
01:33:48,908 --> 01:33:50,242
‫لورین !

864
01:33:57,200 --> 01:33:58,617
‫لورین !

865
01:33:58,700 --> 01:33:59,908
لورین ؟

866
01:34:01,158 --> 01:34:02,325
! اِد

867
01:34:27,283 --> 01:34:28,533
‫اِد ؟

868
01:34:31,492 --> 01:34:32,658
‫اِد ؟

869
01:34:53,533 --> 01:34:55,325
‫- داره اتفاق می‌افته
‫- الان ؟

870
01:34:56,117 --> 01:34:57,033
الان

871
01:35:11,158 --> 01:35:13,742
‫اِد، بس کن !

872
01:35:16,117 --> 01:35:18,992
‫بس کن !
! اِد بهت التماس می‌کنم

873
01:35:21,700 --> 01:35:22,992
‫اِد، بس کن !

874
01:35:34,950 --> 01:35:36,117
‫آرنی !

875
01:35:39,075 --> 01:35:40,825
‫آرنی، خواهش می‌کنم چیزی نیست

876
01:35:42,367 --> 01:35:44,575
<font color="lime">*ای پدر ما که در آسمان هستی</font>
<font color="#ff8000">«قرائت کتاب مقدس، عهد جدید، انجیل متی»</font>

877
01:35:44,658 --> 01:35:46,450
<font color="lime">*نامت مقدس باد </font>
<font color="#ff8000">«قرائت کتاب مقدس، عهد جدید، انجیل متی»</font>

878
01:35:46,533 --> 01:35:48,283
<font color="lime">پادشاهی تو بیاید</font>
<font color="lime">و اراده‌ی تو در زمین به انجام برسد</font>

879
01:35:48,367 --> 01:35:50,617
<font color="lime">همچنان که در آسمان به انجام می‌رسد</font>

880
01:35:50,700 --> 01:35:53,742
‫دست از این کار بردار !
! اِد بهت التماس می‌کنم

881
01:35:54,908 --> 01:35:57,450
! ‫بهت التماس می‌کنم
! منو به یاد بیار

882
01:35:58,283 --> 01:35:59,617
‫بس کن !

883
01:36:05,117 --> 01:36:08,158
‫اِد، بس کن !

884
01:36:11,242 --> 01:36:13,658
‫اِد خواهش می‌کنم

885
01:36:13,742 --> 01:36:15,075
! منو به یاد بیار

886
01:36:19,908 --> 01:36:21,575
‫خدای من !
! نگهبان‌ها

887
01:36:21,658 --> 01:36:23,575
<font color="lime">و ما را به سوی وسوسه‌ها نبر</font>

888
01:36:23,658 --> 01:36:25,033
<font color="lime">بلکه ما را از پلیدی نجات دِه</font>

889
01:36:25,117 --> 01:36:26,658
<font color="lime">زیرا که پادشاهی از آن توست</font>
‫- آرنی، آروم باش

890
01:36:26,742 --> 01:36:28,367
<font color="lime">قدرت و شکوه از آن توست </font>

891
01:36:28,450 --> 01:36:30,533
<font color="lime">اکنون و تا ابد، آمین</font>

892
01:36:30,617 --> 01:36:34,117
<font color="lime">ای پدر ما که در آسمان هستی</font>
<font color="lime">نامت مقدس باد</font>

893
01:36:34,200 --> 01:36:36,325
<font color="lime">پادشاهی تو بیاید</font>
<font color="lime">و اراده‌ی تو در زمین به انجام برسد</font>

894
01:36:36,408 --> 01:36:38,575
<font color="lime">همچنان که در آسمان به انجام می‌رسد</font>

895
01:36:40,492 --> 01:36:42,117
‫آرنی؟ آرنی؟
داری چیکار می‌کنی؟

896
01:36:47,450 --> 01:36:50,408
‫داری چیکار می‌کنی ؟
! تمامش کن

897
01:36:50,492 --> 01:36:53,033
‫داری چیکار می‌کنی ؟
! پدر نیومن، بهش کمک کنید

898
01:36:56,367 --> 01:36:58,700
‫خواهش می‌کنم... نگهبان‌ها بیاید !

899
01:36:58,783 --> 01:37:00,700
‫خواهش می‌کنم !
! بس کن

900
01:37:00,783 --> 01:37:02,242
! خواهش می کنم بهش کمک کنید

901
01:37:05,450 --> 01:37:07,033
‫تو این کار رو نمی‌کنی !

902
01:37:07,117 --> 01:37:10,117
‫این کار اشتباهه، خودت هم می‌دونی !

903
01:37:14,117 --> 01:37:16,158
! ‫پدر نیومن... نه، نه

904
01:37:17,117 --> 01:37:19,700
‫ چه اتفاقی داره می‌افته ؟

905
01:37:19,783 --> 01:37:22,117
‫خواهش می‌کنم پدر
یه کاری کنید بس کنه

906
01:37:28,783 --> 01:37:32,950
<font color="lime">ای پدر ما که در آسمان هستی</font>
<font color="lime">نامت مقدس باد</font>

907
01:37:33,033 --> 01:37:34,283
<font color="lime">پادشاهی تو بیاید</font>

908
01:37:34,367 --> 01:37:36,950
‫نه نه نه !
! آرنی، نه

909
01:37:38,283 --> 01:37:41,033
‫آرنی خواهش می‌کنم تمامش کن !

910
01:37:42,408 --> 01:37:45,075
‫این کارو نکن آرنی، من عاشقتم !

911
01:37:45,158 --> 01:37:46,242
‫نه ...

912
01:37:46,325 --> 01:37:47,867
<font color="lime">و ما را به سوی وسوسه‌ها نبر</font>

913
01:37:47,950 --> 01:37:49,825
<font color="lime">بلکه ما را از پلیدی نجات دِه</font>

914
01:38:06,575 --> 01:38:09,617
‫اِد... من رو به یاد بیاد

915
01:38:15,533 --> 01:38:17,533
اون زن تلاش کرد که تو رو بر ضد من کنه

916
01:38:20,908 --> 01:38:24,492
‫چون فکر می‌کنه که عشق ما، نقطه ضعف ماست

917
01:38:29,367 --> 01:38:30,783
‫اما این‌طور نیست

918
01:38:32,242 --> 01:38:33,950
عشق ما نقطه ضعف ما نیست

919
01:38:37,950 --> 01:38:40,242
نقطه‌ی قوت ماست

920
01:38:42,617 --> 01:38:44,992
‫حالا، چشم‌هات رو باز کن

921
01:39:14,825 --> 01:39:16,700
‫آرنی ؟
آرنی، حالت خوبه ؟

922
01:39:19,908 --> 01:39:21,825
‫خدای من !

923
01:39:23,908 --> 01:39:25,533
‫خدای من !

924
01:40:06,492 --> 01:40:08,117
طلسمت شکسته شده

925
01:40:20,325 --> 01:40:22,908
تو به شیطان قول یک روح رو دادی
<font color="#ff8000">«جادوگر از طلسمی استفاده کرده‌بود که روح یک انسان رو»</font>
<font color="#ff8000">«در برابر رسیدن به خواسته‌اش به شیطان تقدیم می‌کرد»</font>

926
01:40:27,533 --> 01:40:29,908
و اون هم بدون روح نمی‌تونه به جهنم برگرده
<font color="#ff8000">«جنی که برای انجام ماموریت توسط جادوگر احضار شده»</font>
<font color="#ff8000">«بدون دریافت روحی که بهش قول داده شده»</font>
<font color="#ff8000">«اجازه ورود به جهنم رو نداره»</font>

927
01:40:48,492 --> 01:40:50,658
! ‫خدای من

928
01:40:50,742 --> 01:40:53,408
‫چیزی نیست، تمام شد

929
01:40:54,658 --> 01:40:56,367
‫خواهش می‌کنم بگو تمام شده

930
01:41:08,575 --> 01:41:11,325
‫عزیزم... من...

931
01:41:13,200 --> 01:41:14,950
‫قرص‌هام رو یادم رفته

932
01:42:49,950 --> 01:42:50,825
‫آرنی ؟

933
01:42:52,283 --> 01:42:53,158
‫آرنی ؟

934
01:42:55,492 --> 01:42:56,908
! ‫ببخشید
آرنی ؟

935
01:42:59,908 --> 01:43:00,867
! ‫عاشقتم

936
01:43:30,450 --> 01:43:32,575
‫لطفاً متهم قیام کنند

937
01:43:52,300 --> 01:43:59,300
<font color="#ff8000">«در 24 نوامبر 1981، آرنی جانسون»</font>
<font color="#ff8000">«به اتهام قتل محکوم شد»</font>

938
01:44:01,000 --> 01:44:05,900
<font color="#ff8000">«آرنی پنج سال در زندان بود»</font>
<font color="#ff8000">«و در مدت حبس با دبی ازدواج کرد»</font>

939
01:44:07,600 --> 01:44:12,200
<font color="#ff8000">«آنها تا امروز با یکدیگر زندگی می‌کنند»</font>

940
01:45:09,408 --> 01:45:12,397
حالا که به گذشته برمی‌گردیم و به نوارها گوش میدیم
<font color="#ff8000">«مصاحبه واقعی اِد و لورین وارن پس از این اتفاق»</font>

941
01:45:12,450 --> 01:45:14,533
همون‌طور که اون‌جا بودیم و می‌شنیدیم چی می‌گفت
<font color="#ff8000">«مصاحبه واقعی اِد و لورین وارن پس از این اتفاق»</font>

942
01:45:14,617 --> 01:45:18,200
اون موجود مرتباً چیزی که در وجود
اون پسر بود رو به چالش می‌کشید

943
01:45:18,283 --> 01:45:20,908
این چه اثری بر تمام سیستم قضایی داره ؟

944
01:45:20,992 --> 01:45:23,033
اگر یه نفر بتونه وارد دادگاه بشه و بگه

945
01:45:23,117 --> 01:45:24,767
" شیطان من رو وادار به انجام این کار کرد ؟ "

946
01:45:35,367 --> 01:45:37,200
<i>این کودک را رها کن</i>

947
01:45:38,033 --> 01:45:40,033
<i>اون روی پیشونیت‌ـه</i>

948
01:45:41,492 --> 01:45:44,367
<i>بله، یادت باشه
تو قوی نیستی، تو ضعیفی</i>

949
01:45:44,450 --> 01:45:46,242
<i>تو ضعیفی</i>

950
01:45:46,325 --> 01:45:49,408
<i>عیسی مسیح این بچه رو دوست داره
این... بچه‌ی مسیحه</i>

951
01:45:49,492 --> 01:45:52,325
<i>،جودی: بیدارش کن، بلندش کن
یه کاری کن</i>

952
01:45:52,408 --> 01:45:54,325
<i>دبی: اون موجود ازش خارج نمیشه مامان</i>

953
01:45:54,408 --> 01:45:56,492
<i>جودی: اون به من فحش داد
شما هیچ کاری نکردید</i>

954
01:45:56,575 --> 01:45:58,158
<i>دبی: پس تمام این مدت داشتیم چیکار می‌کردیم ؟</i>

955
01:45:58,242 --> 01:45:59,325
<i>اِد : به نام پدر و پسر</i>

956
01:45:59,408 --> 01:46:02,158
<i>و روح القُدُس، آمین</i>

957
01:46:02,242 --> 01:46:04,867
<i>آرنی: باید خوابیده نگهش دارید، خودش گفت</i>

958
01:46:04,950 --> 01:46:06,575
<i>روی زمین نگهش دارید</i>

959
01:46:06,658 --> 01:46:08,242
<i>جودی: مامانی این‌جاست</i>

960
01:46:08,325 --> 01:46:09,617
<i>زود باش بیدار شو</i>

961
01:46:09,700 --> 01:46:11,867
<i>زود باش بیدار شو</i>

962
01:46:11,950 --> 01:46:13,408
<i>برو بیرون، از پسرم برو بیرون</i>

963
01:46:13,492 --> 01:46:15,742
<i>از پسرم برو بیرون، زود باش</i>

964
01:46:15,825 --> 01:46:18,783
<i>زود باش پسر، زود باش
برو بیرون، از پسرم برو بیرون</i>

965
01:46:18,867 --> 01:46:20,700
<i>!دیوید: زود باش! نه</i>

966
01:46:20,783 --> 01:46:22,200
<i>جودی: من مادرتم</i>

967
01:46:22,325 --> 01:46:24,533
<i>... دیوید: نه، تو</i>

968
01:46:24,617 --> 01:46:26,992
<i>جودی: دیوید. دیوید. بیدار شو</i>

969
01:46:27,075 --> 01:46:29,450
<i>اِد: این پسر رو رها کن</i>

970
01:46:29,533 --> 01:46:31,742
<i>لورین: ببین، باید نگهش دارید</i>

971
01:46:31,825 --> 01:46:36,992
<i>اِد: به نام پدر، پسر و روح القُدُس، آمین</i>

972
01:46:37,075 --> 01:46:39,450
<i>جودی: یه کاری کنید، بلندش کنید</i>

973
01:46:39,533 --> 01:46:40,783
دبی: این کار جواب نمیده -
آرنی: نمیشه بلندش کرد -

974
01:46:40,867 --> 01:46:42,158
دبی: این کار جواب نمیده

975
01:46:42,242 --> 01:46:45,033
<i>دیوید: !مامان، تو مُردی</i>

976
01:46:45,117 --> 01:46:46,950
<i>جودی: دیوید لطفاً بیدار شو</i>

977
01:46:47,033 --> 01:46:48,867
<i>خدای من، بیدار شو</i>

978
01:46:57,645 --> 01:47:59,645
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

