﻿1
00:00:00,200 --> 00:00:07,800
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.org ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: ZedMovie.com ::..</font></b>

2
00:00:07,959 --> 00:00:09,918
‫خیلی‌خب، فیلم رو پخش کنین.

3
00:00:26,543 --> 00:00:30,043
‫تصادف ماشین‌ها تو فیلم‌های سینمایی رو
‫عملی خشونت‌آمیز محسوب نکنین.

4
00:00:30,126 --> 00:00:33,459
‫نه، این برخوردهای سهمگین
‫بخشی از سنت دیرینه...

5
00:00:33,543 --> 00:00:35,418
‫مثبت‌اندیشی آمریکایی‌ان.

6
00:00:35,501 --> 00:00:38,126
‫مهر تأیید مجددی
‫بر ارزش‌ها و باورهای سنتی‌ان.

7
00:00:38,209 --> 00:00:40,168
‫این مسائل رو گرامی می‌دارن.

8
00:00:40,251 --> 00:00:43,043
‫این تصادفات رو
‫هم عین روز شکرگزاری...

9
00:00:43,126 --> 00:00:44,918
‫و روز استقلال در نظر بگیرین.

10
00:00:45,001 --> 00:00:47,165
‫ما تو چنین روزهایی
‫واسه مردگان سوگواری نکرده...

11
00:00:47,189 --> 00:00:48,501
‫یا با معجزات شادی نمی‌کنیم.

12
00:00:48,584 --> 00:00:52,084
‫نه‌خیر، این روزها مخصوص
‫مثبت‌اندیشی سکولارن.

13
00:00:52,168 --> 00:00:53,876
‫مخصوص گرامی داشتن اشخاصن.

14
00:00:54,709 --> 00:00:57,668
‫می‌خوان هر تصادف رو
‫بهتر از قبلی در بیارن.

15
00:00:57,751 --> 00:01:00,727
‫مدام دارن ابزار و مهارت‌هاشون رو
‫به روز می‌کنن...

16
00:01:00,751 --> 00:01:02,793
‫و با چالش‌های مختلف مواجه می‌شن.

17
00:01:04,501 --> 00:01:08,376
‫یکی از کارگردانان فیلم آمریکایی می‌گه:
‫«می‌خوام این کامیون...»

18
00:01:08,459 --> 00:01:12,501
‫«دو بار تو هوا پشتک بزنه
‫و انفجاری نارنجی‌رنگ...»

19
00:01:12,584 --> 00:01:15,168
‫«به شعاع یازده متر ایجاد کنه.»

20
00:01:15,251 --> 00:01:19,043
‫فیلم از احساسات پیچیده انسانی
‫فاصله می‌گیره...

21
00:01:19,126 --> 00:01:24,668
‫تا صحنه‌ای اساسی، پرسروصدا
‫و آتشین رو نشونمون بده.

22
00:01:25,334 --> 00:01:28,168
‫هر تصادفی رو
‫تو فیلم‌های آمریکایی در نظر بگیرین.

23
00:01:28,251 --> 00:01:29,751
‫صحنه به شدت مفرحیه،

24
00:01:29,834 --> 00:01:32,626
‫عین بدل‌کاری موقع پرواز...

25
00:01:32,709 --> 00:01:34,918
‫یا راه رفتن رو بال هواپیما می‌مونه.

26
00:01:35,001 --> 00:01:36,793
‫افرادی که این تصادفات رو
‫رقم می‌زن،

27
00:01:36,876 --> 00:01:41,001
‫می‌تونن صحنه‌ای مملو از نشاط
‫و آسایش خاطر ثبت کنن...

28
00:01:41,084 --> 00:01:44,418
‫که تصادفات ماشین‌ها
‫تو فیلم‌های خارجی اصلا به پاشون نمی‌رسن.

29
00:01:44,501 --> 00:01:48,043
‫شاید بگین:
‫«پس اون همه خون و شیشه چی می‌شه؟»

30
00:01:48,126 --> 00:01:50,334
‫«صدای ترمز لاستیک،
‫اجساد له شده...»

31
00:01:50,418 --> 00:01:53,251
‫«و نقص عضوشون چی؟
‫این دیگه چه‌جور مثبت‌اندیشی‌ایه؟»

32
00:01:54,209 --> 00:01:56,251
‫من در جوابتون می‌گم
‫پشت پرده خشونت رو در نظر بگیرین.

33
00:01:57,084 --> 00:02:01,293
‫به روحیه‌ای مملو از معصومیت و فرح می‌رسین.

34
00:02:01,350 --> 00:02:06,500
‫«سوت ممتد»

35
00:02:08,000 --> 00:02:18,900
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

36
00:02:20,959 --> 00:02:22,786
‫- [۱. امواج و تابش]
‫- سال اولی‌ها، خوش اومدین!

37
00:02:22,810 --> 00:02:24,209
‫هر سوالی داشتین، ازم بپرسین.

38
00:02:24,293 --> 00:02:26,584
‫خوش اومدین. بیاین سال اولی‌ها.

39
00:02:26,668 --> 00:02:29,084
‫سلام بچه‌ها! خوش اومدین!

40
00:02:29,168 --> 00:02:31,584
‫- باید حرکت کنیم. دوبل پارک کردیم.
‫- هولم نکن.

41
00:02:31,668 --> 00:02:33,584
‫الان ترافیک سنگینه.

42
00:02:33,668 --> 00:02:36,584
‫نمی‌خواین کمکم کنین مستقر بشم؟
‫من که کلی وسیله دارم.

43
00:02:36,668 --> 00:02:38,418
‫- سلام رفیق!
‫- ردیفش می‌کنیم.

44
00:02:38,501 --> 00:02:41,043
‫باورم نمی‌شه به هم‌اتافیم
‫چنین حرفی زدی.

45
00:02:41,709 --> 00:02:44,876
‫تو که اصلا نمی‌شناسیش.
‫مسائل شخصیم رو بهش نگو.

46
00:02:44,959 --> 00:02:46,584
‫خودت سه بار گره زدیش.

47
00:02:46,668 --> 00:02:48,626
‫- هر دفعه همین شکلی می‌شه.
‫- به نظرم خوشگل نشده بود.

48
00:02:57,100 --> 00:03:01,000
‫[دانشکده نوک تپه]

49
00:03:01,001 --> 00:03:03,793
‫بیاین تا دیر نشده،
‫از این روزهای بی‌هدف لذت ببریم.

50
00:03:08,459 --> 00:03:10,501
‫- بهتر بود می‌اومدی.
‫- کجا می‌اومدم؟

51
00:03:10,584 --> 00:03:12,834
‫امروز مخصوص استیشن واگن بود.

52
00:03:12,918 --> 00:03:16,001
‫باز هم یادم رفت؟
‫خیر سرت باید یادم بندازی.

53
00:03:16,084 --> 00:03:17,751
‫مراسمش حرف نداشت.

54
00:03:17,834 --> 00:03:20,626
‫تا بعد از بایگانی موسیقی چیده بودنشون...

55
00:03:20,709 --> 00:03:21,959
‫و تا بزرگراه ایالتی هم رسیده بودن.

56
00:03:22,043 --> 00:03:23,959
‫خودت که می‌دونی باید یادم بندازی جک.

57
00:03:24,043 --> 00:03:26,293
‫- سال بعد هم میان.
‫- امیدوارم بیان.

58
00:03:26,376 --> 00:03:31,293
‫متوجه شدم طرح مطالعات هیتلر رو
‫سال ۱۹۶۸ راه انداخته بودم.

59
00:03:31,376 --> 00:03:34,709
‫الان شونزده ساله
‫که شاهد این مراسم بودم.

60
00:03:34,793 --> 00:03:38,501
‫استیشن واگن‌ها برام مهم نیستن.
‫می‌خواستم ملت رو ببینم.

61
00:03:38,584 --> 00:03:40,043
‫امسال چه شکلی بودن؟

62
00:03:40,126 --> 00:03:43,293
‫خانم‌ها دامن چارخونه
‫و پلیور دست‌بافت پوشیده بودن.

63
00:03:43,376 --> 00:03:46,418
‫می‌دونستم.
‫مردها هم کت سوارکاری پوشیده بودن.

64
00:03:47,168 --> 00:03:48,543
‫کت سوارکاری دیگه چیه؟

65
00:03:48,626 --> 00:03:50,751
‫با این همه پول احساس راحتی می‌کنن.

66
00:03:50,834 --> 00:03:54,126
‫واقعا باور دارن ثروتشون حقشونه.
‫تا حدی می‌درخشن.

67
00:03:54,209 --> 00:03:56,793
‫من هم با اون سطح درآمد
‫زیاد به مرگ فکر نمی‌کنم.

68
00:03:56,876 --> 00:04:00,584
‫شاید مرگ طبق تعریف ما وجود نداشته باشه
‫و صرفا اسنادی رو دست به دست کنن.

69
00:04:01,376 --> 00:04:03,668
‫- فضانوردان چطوری معلق می‌مونن؟
‫- از هوا سبک‌ترن.

70
00:04:03,751 --> 00:04:06,293
‫اونجا که هوا نیست. وقتی نیست،
‫نمی‌شه ازش سبک‌تر باشن.

71
00:04:06,376 --> 00:04:09,334
‫- انگار خودمون استیشن واگن نداریم.
‫- کوچکه، رنگش هم عنابیه.

72
00:04:09,418 --> 00:04:11,876
‫- مگه فضا سرد نیست؟
‫- درش زنگ زده.

73
00:04:11,959 --> 00:04:13,084
‫- فضا؟
‫- استیشن واگنمون رو می‌گم.

74
00:04:13,168 --> 00:04:16,543
‫اسم اصلیش کورولاست.
‫تو شبکه «ورد نتورک» دیده بودیم.

75
00:04:16,626 --> 00:04:19,084
‫- مگه کورولا ماشین نیست؟
‫- همه‌چی ماشینه دیگه.

76
00:04:19,168 --> 00:04:20,209
‫وایلدر کجاست؟

77
00:04:20,293 --> 00:04:21,543
‫وایلدر؟

78
00:04:21,626 --> 00:04:25,209
‫- وایلدر، گرسنه‌ای؟
‫- فضا چقدر سرده؟

79
00:04:25,293 --> 00:04:27,001
‫هنوز داری با زندانیه بازی می‌کنی؟

80
00:04:27,084 --> 00:04:29,043
‫- گمون کنم گیرش انداخته باشم.
‫- کی رو کشته بود؟

81
00:04:29,126 --> 00:04:31,001
‫- تحت فشار بود دیگه.
‫- به چند نفر شلیک کرده بود؟

82
00:04:31,084 --> 00:04:32,459
‫- پنج نفر.
‫- پنج نفر؟

83
00:04:32,543 --> 00:04:34,793
‫البته پلیس ایالتیه رو حساب نکردم،
‫چون بعدش بهش شلیک کرده بود.

84
00:04:34,876 --> 00:04:37,001
‫قصد نداشتم این شکلی ناهار بخورم.

85
00:04:37,084 --> 00:04:39,293
‫می‌خواستم ماست و جوانه گندم بخورم.

86
00:04:39,376 --> 00:04:42,126
‫- چنین حرفی آشنا نیست؟
‫- همین‌جا شنیده بودیم دیگه.

87
00:04:42,209 --> 00:04:44,043
‫مدام کلی چیز میز می‌خری
‫که اصلا نمی‌خوریشون.

88
00:04:44,126 --> 00:04:45,084
‫استفی، برج جدی...

89
00:04:45,168 --> 00:04:47,751
‫بابِت خیال می‌کنه اگه هی بخردشون،
‫مجبور می‌شه بخوردشون.

90
00:04:47,834 --> 00:04:49,209
‫عاداتش رو خیلی دوست داریم.

91
00:04:49,293 --> 00:04:52,709
‫تنها کسی که شاید لازم باشه
‫رژیم بگیره، خودم هستم.

92
00:04:52,793 --> 00:04:54,709
‫... به تأسیساتی سودمند بدل گشته
‫و نفع خواهید برد.

93
00:04:54,793 --> 00:04:56,376
‫- صدای چیه؟
‫- صدای هشدار دوده.

94
00:04:56,459 --> 00:04:58,751
‫- آتش‌سوزی شده؟
‫- یا باتریش تموم شده.

95
00:04:58,834 --> 00:05:01,126
‫جک، برج سنبله،
‫اخیرا خلاف جهت شنا کرده‌اید...

96
00:05:01,209 --> 00:05:03,584
‫دلیل اکثر آتش‌سوزی‌های خانگی،
‫نقص سیم‌کشیه.

97
00:05:03,668 --> 00:05:05,584
‫همیشه همین عبارت رو به کار می‌برن.

98
00:05:05,668 --> 00:05:08,251
‫- اموالت بیشتر خواهند شد.
‫- جایگزینشون می‌کنم.

99
00:05:08,334 --> 00:05:10,626
‫سعی می‌کنه گوش نکنه،
‫ولی در واقع دلش می‌خواد بشنوه.

100
00:05:10,709 --> 00:05:12,501
‫عین ترکیبی از عشق و نفرت می‌مونه.

101
00:05:13,834 --> 00:05:16,043
‫آشناهاش رو کشته بود
‫یا غریبه بودن؟

102
00:05:16,126 --> 00:05:17,918
‫- اصلا همدیگه رو نمی‌شناختن.
‫- صدایی تو گوشش بود؟

103
00:05:18,001 --> 00:05:20,001
‫- آره، صدای تلویزیون بود.
‫- چه صدایی بود؟

104
00:05:20,084 --> 00:05:23,334
‫می‌گفت اسمت رو تو تاریخ ثبت کن،
‫ولی گمون نکنم ثبت بشه.

105
00:05:23,418 --> 00:05:25,501
‫- آیرن سیتی رسانه‌های بزرگی نداره.
‫- خیلی‌خب!

106
00:05:25,584 --> 00:05:27,251
‫می‌رم دوش بگیرم،

107
00:05:27,334 --> 00:05:30,834
‫بعدش می‌ریم فروشگاه،
‫بعدش هم کلاس ژستم رو تدریس می‌کنم.

108
00:05:32,584 --> 00:05:36,293
‫- نمی‌دونستم چیپس «پرینگلز» داریم.
‫- مگه امروز یه بار دوش نگرفته بود؟

109
00:05:36,376 --> 00:05:38,293
‫می‌شه یکی بردارم؟
‫نه، راستش، دوتا می‌خوام.

110
00:05:39,584 --> 00:05:43,209
‫چون می‌دونم بعدا باز هم می‌خوای،
‫سه‌تا بهت می‌دم.

111
00:05:43,293 --> 00:05:44,709
‫شاید نخوام.

112
00:05:47,668 --> 00:05:51,709
‫صبحانه خوشمزه‌تون رو با وافل «اگو»
‫محصول «کیلوگ» شروع کنین...

113
00:05:52,501 --> 00:05:53,709
‫دایلاره.

114
00:05:53,710 --> 00:05:54,700
‫[دایلار]
‫[هر سه روز یک بار، یک عدد مصرف کنید]

115
00:05:54,793 --> 00:05:57,834
‫- می‌خوای چیکار کنیم؟
‫- خودت می‌خوای چیکار کنیم؟

116
00:05:57,918 --> 00:05:59,709
‫من می‌خوام خودت لذت ببری.

117
00:05:59,793 --> 00:06:01,626
‫من از جلب رضایت تو لذت می‌برم.

118
00:06:01,709 --> 00:06:04,418
‫ولی رضایتم با جلب رضایت خودت جلب می‌شه.

119
00:06:04,501 --> 00:06:07,668
‫کار اشتباهیه که مرد
‫ملاحظه یارش رو بکنه؟

120
00:06:07,751 --> 00:06:09,876
‫من وقتی تنیس بازی می‌کنیم، یارت هستم،

121
00:06:09,959 --> 00:06:12,084
‫راستش، بهتره باز هم تنیس بازی کنیم.

122
00:06:12,168 --> 00:06:14,084
‫در غیر اون‌صورت، همسرت هستم.

123
00:06:14,168 --> 00:06:16,168
‫می‌خوای برات کتاب بخونم؟

124
00:06:16,251 --> 00:06:17,668
‫حرف نداره.

125
00:06:21,293 --> 00:06:23,334
‫لطفا کتابی انتخاب نکن...

126
00:06:23,418 --> 00:06:27,418
‫که مردی «درون» زنی باشه
‫یا مردی به زنی «دخول» کنه.

127
00:06:27,501 --> 00:06:30,084
‫- چشم.
‫- ما که سرسرا یا آسانسور نیستیم.

128
00:06:30,709 --> 00:06:32,709
‫«می‌خواستم درون خودم حسش کنم.»

129
00:06:32,793 --> 00:06:34,543
‫انگار طرف می‌تونه کاملا وارد بشه،

130
00:06:34,626 --> 00:06:37,043
‫اتاق بگیره، همون‌جا بخوابه،
‫غذا بخوره و از این حرف‌ها.

131
00:06:37,126 --> 00:06:39,341
‫اگه به کسی «دخول» نکنن
‫و کسی بهشون «دخول» نکنه،

132
00:06:39,365 --> 00:06:40,709
‫برام مهم نیست چیکار می‌کنن.

133
00:06:41,300 --> 00:06:42,300
‫[پوست مخملی]

134
00:06:44,700 --> 00:06:45,300
‫[پوست مخملی]

135
00:06:48,168 --> 00:06:49,668
‫زندگی خوبه جک.

136
00:06:49,751 --> 00:06:51,209
‫واسه چی چنین حرفی زدی؟

137
00:06:51,293 --> 00:06:53,334
‫صرفا حس کردم باید بگم.

138
00:06:56,959 --> 00:06:58,584
‫می‌خوام خودم زودتر بمیرم.

139
00:06:59,668 --> 00:07:01,459
‫انگار مشتاقی که بمیری.

140
00:07:01,543 --> 00:07:05,293
‫اگه تو نباشی، زندگی خیلی
‫غم‌انگیز می‌شه و احساس تنهایی می‌کنم.

141
00:07:06,209 --> 00:07:09,668
‫مخصوصا اگه بچه‌هامون بزرگ شده
‫و رفته باشن خونه خودشون.

142
00:07:10,959 --> 00:07:12,293
‫فعلا در امانیم.

143
00:07:12,376 --> 00:07:14,793
‫تا وقتی بچه‌هامون پیشمون باشن در امانیم.
‫آخه بهمون نیاز دارن.

144
00:07:14,876 --> 00:07:18,959
‫زندگی با بچه‌هامون حرف نداره،
‫ولی وقتی بزرگ و پخش و پلا شدن،

145
00:07:19,043 --> 00:07:20,751
‫می‌خوام خودم زودتر بمیرم.

146
00:07:20,834 --> 00:07:21,918
‫نه‌خیر جک.

147
00:07:22,001 --> 00:07:25,209
‫مرگت شکاف عمیقی تو زندگیم ایجاد می‌کنه.

148
00:07:25,834 --> 00:07:28,834
‫در اون صورت باید با صندلی‌ها
‫و بالش‌ها صحبت کنم.

149
00:07:28,918 --> 00:07:31,543
‫مرگ خودت بدتر از شکافی عمیق ایجاد می‌کنه.

150
00:07:31,626 --> 00:07:34,418
‫- فراتر از شکافی عمیق چی می‌شه؟
‫- گردابی وسیع.

151
00:07:34,501 --> 00:07:38,126
‫مرگ تو عمق زیادی ایجاد می‌کنه...

152
00:07:39,584 --> 00:07:41,626
‫- همه‌چی رو پوچ می‌کنه.
‫- بی‌شعور نباش دیگه.

153
00:07:41,709 --> 00:07:45,043
‫قطعا تأثیر مرگ تو رو زندگی من
‫بدتر از مرگ من رو زندگی توئه.

154
00:07:45,126 --> 00:07:46,209
‫چیزیت نمی‌شه.

155
00:07:46,293 --> 00:07:48,834
‫سفر می‌کنی
‫و زندگی هیجان‌انگیز نویی رقم می‌زنی.

156
00:07:48,918 --> 00:07:52,959
‫من با کت‌شلوار مراسم ختمت
‫تا ابد رو همون صندلی می‌شینم.

157
00:07:53,043 --> 00:07:56,959
‫اشتباه می‌کنی.
‫ضمنا، واقعا دلت نمی‌خواد زودتر بمیری.

158
00:07:57,043 --> 00:07:58,501
‫نمی‌خوای تنها باشی،

159
00:07:58,584 --> 00:08:01,876
‫ولی میلت به مرگ
‫بیش از ترست از تنهایی نیست.

160
00:08:03,793 --> 00:08:05,793
‫امیدوارم جفتمون تا ابد زنده بمونیم.

161
00:08:07,001 --> 00:08:09,709
‫پیر بشیم، بی‌دندون بشیم،

162
00:08:11,043 --> 00:08:14,126
‫پوستمون خال‌خالی بشه
‫و خیالاتی بشیم.

163
00:08:16,584 --> 00:08:18,251
‫این تصمیمات با کیه؟

164
00:08:32,376 --> 00:08:33,918
‫کی تو آسمونه؟

165
00:08:37,418 --> 00:08:38,459
‫کی هستی؟

166
00:09:08,709 --> 00:09:10,709
‫وقتی ملت می‌ترسن و ناتوان می‌شن،

167
00:09:10,793 --> 00:09:12,459
‫به شخصیت‌های جادویی روی میارن.

168
00:09:13,084 --> 00:09:14,418
‫به شخصیت‌های افسانه‌ای روی میارن.

169
00:09:15,376 --> 00:09:16,584
‫به افرادی حماسی روی میارن...

170
00:09:17,293 --> 00:09:19,501
‫که عامل ارعاب بوده
‫و تصویری شوم ارائه می‌دن.

171
00:09:23,084 --> 00:09:26,209
‫می‌شه از نقشه بیستم ژوئیه اشتاوفنبرگ...

172
00:09:26,293 --> 00:09:27,334
‫واسه کشتن هیتلر بگین؟

173
00:09:28,293 --> 00:09:30,376
‫هدف کل نقشه‌ها مرگه.

174
00:09:31,126 --> 00:09:32,793
‫ذات نقشه همینه.

175
00:09:34,293 --> 00:09:35,626
‫نقشه سیاسی،

176
00:09:36,668 --> 00:09:39,501
‫نقشه تروریستی،
‫نقشه عاشقانه...

177
00:09:39,584 --> 00:09:41,293
‫کاملا بلندش کنین...

178
00:09:41,376 --> 00:09:43,168
‫و نقشه‌های روایی.

179
00:09:43,251 --> 00:09:44,418
‫بگیرین بالا...

180
00:09:44,501 --> 00:09:47,043
‫حتی نقشه‌هایی که تو بازی بچه‌ها دخیلن.

181
00:09:47,126 --> 00:09:48,668
‫حالا دستتون رو مشت کنین...

182
00:09:48,751 --> 00:09:51,501
‫هر بار که نقشه‌ای می‌ریزیم،
‫به مرگ نزدیک‌تر می‌شیم.

183
00:09:51,584 --> 00:09:53,543
‫پای چپ، دست چپ، بعدش چیکار می‌کنیم؟

184
00:09:53,626 --> 00:09:55,751
‫عین قراردادی می‌مونه
‫که همه‌مون باید امضاش کنیم.

185
00:09:55,834 --> 00:09:56,793
‫احسنت!

186
00:09:56,876 --> 00:09:58,293
‫هم نقشه‌ریزان،

187
00:09:59,251 --> 00:10:01,293
‫هم اهداف نقشه‌ها امضاش می‌کنن.

188
00:10:01,376 --> 00:10:03,376
‫بده ببینم.

189
00:10:03,459 --> 00:10:04,584
‫پسش بده.

190
00:10:05,168 --> 00:10:07,751
‫چهل و پنج ساله بود، موی قهوه‌ای
‫و چشم تیره‌رنگی داشت.

191
00:10:07,834 --> 00:10:10,126
‫صد و هشتاد سانت
‫و هفتاد و پنج کیلو بود.

192
00:10:10,209 --> 00:10:13,543
‫- پدیده به شدت خارق‌العاده‌ای بود.
‫- به زبونم دقت کن.

193
00:10:13,626 --> 00:10:15,209
‫«فردا سه‌شنبه است.»

194
00:10:15,959 --> 00:10:17,668
‫«مورگن ایست دینستاگ.»

195
00:10:18,459 --> 00:10:19,918
‫«مورگن ایز دینستاگ.»

196
00:10:20,501 --> 00:10:22,126
‫- «مورگن...»
‫- «مورگن...»

197
00:10:22,209 --> 00:10:23,293
‫- «ایست...»
‫- «ایست...»

198
00:10:23,376 --> 00:10:25,126
‫- «دینستاگ.»
‫- «دینستاگ.»

199
00:10:25,209 --> 00:10:27,418
‫- «مورگن ایست دینستاگ.»
‫- «مورگن ایزت دینستاگ.»

200
00:10:27,501 --> 00:10:29,376
‫«فردا سه‌شنبه است.»

201
00:10:29,459 --> 00:10:31,793
‫فردا که سه‌شنبه نیست.
‫فردا چهارشنبه است.

202
00:10:31,876 --> 00:10:34,668
‫ولی «فردا سه‌شنبه است».

203
00:10:34,751 --> 00:10:36,168
‫«فردا سه‌شنبه اسـ...» خب...

204
00:10:36,251 --> 00:10:37,709
‫«دارم سالاد سیب‌زمینی می‌خورم.»

205
00:10:38,293 --> 00:10:40,001
‫«ایخ اسه کارتوفل‌سالات.»

206
00:10:40,084 --> 00:10:41,293
‫- «ایح...»
‫- «ایخ...»

207
00:10:41,376 --> 00:10:42,876
‫- «ایخ... هف...»
‫- «اسه... ایخ اسه...»

208
00:10:42,959 --> 00:10:45,334
‫«ایخ هفه فورتو... فورتو سالاد.»

209
00:10:45,418 --> 00:10:47,584
‫- «فورتوفو سالاد.»
‫- «ایخ اسه کارتوفل‌سالات.»

210
00:10:47,668 --> 00:10:49,501
‫«ایخ هفه... ایخ هفه فورتوفو...»

211
00:10:49,584 --> 00:10:51,876
‫«ایخ اسه کارتوفل‌سالات.»

212
00:10:53,334 --> 00:10:54,418
‫- «ایحه... ایحه...»
‫- «ایخ...»

213
00:10:54,501 --> 00:10:55,334
‫- «ایح.»
‫- «ایخ.»

214
00:10:55,418 --> 00:10:57,668
‫اگه به کسی نگین
‫بهم تدریس می‌کنین،

215
00:10:57,751 --> 00:10:59,084
‫خیلی ممنون می‌شم.

216
00:10:59,168 --> 00:11:01,043
‫احتمالا خبر نداشته باشین،

217
00:11:01,126 --> 00:11:03,418
‫ولی احتمالا از برجسته‌ترین پژوهشگران...

218
00:11:03,501 --> 00:11:05,418
‫آمریکای شمالی در زمینه مطالعات هیتلر باشم.

219
00:11:05,501 --> 00:11:07,293
‫بنده ج‌ک گلدنی هستم.

220
00:11:08,709 --> 00:11:11,834
‫تو «دانشکده نوک تپه»
‫نازیسم پیشرفته تدریس می‌کنم.

221
00:11:12,543 --> 00:11:13,793
‫در نتیجه، حتما درک می‌کنین...

222
00:11:13,876 --> 00:11:17,376
‫که خیلی بابت آلمانی بلد نبودن
‫خجالت می‌کشم.

223
00:11:17,459 --> 00:11:20,418
‫شاید واسه همین عینک آفتابی می‌زنم،

224
00:11:21,709 --> 00:11:23,334
‫ولی بهتره تحلیلش نکنیم.

225
00:11:23,418 --> 00:11:24,793
‫همون‌طور که احتمالا فهمیدین،

226
00:11:24,876 --> 00:11:28,501
‫پشت زبونم با سقف دهنم رابطه خوبی نداره.

227
00:11:28,584 --> 00:11:32,626
‫بالاخره، دانشجویانم رو مجبور می‌کنم
‫حداقل یه سال آلمانی بردارن.

228
00:11:34,793 --> 00:11:37,251
‫به خاطر کنفرانس هیتلر عجله دارم.

229
00:11:38,126 --> 00:11:41,293
‫قراره بهار امسال
‫تو «دانشکده نوک تپه» برگزار بشه...

230
00:11:41,376 --> 00:11:44,918
‫و پزوهشگرانی از سراسر آلمان شرکت می‌کنن.

231
00:11:45,001 --> 00:11:48,876
‫به نظرتون می‌تونین تا اون موقع
‫مبانی زبانشون رو بهم یاد بدین؟

232
00:11:49,668 --> 00:11:51,084
‫من قایق‌رانی بادبانی هم تدریس می‌کنم.

233
00:11:52,350 --> 00:11:53,542
‫[به زودی بخش قصابی افتتاح می‌شود]

234
00:11:53,543 --> 00:11:56,751
‫مسئول پخش «کلینکس سافتیک»،
‫کامیونت ورودیمون رو مسدود کرده.

235
00:11:57,584 --> 00:11:59,001
‫چه هیجان‌انگیز.

236
00:11:59,626 --> 00:12:01,376
‫تو نیویورک هم این شکلیه.

237
00:12:02,584 --> 00:12:04,084
‫ترکیب رایحه نون تازه...

238
00:12:04,168 --> 00:12:06,543
‫با منظره مردی با لباس خونین...

239
00:12:06,626 --> 00:12:10,084
‫که گوشت گوساله رو قطعه قطعه می‌کنه
‫خیلی هیجان‌انگیزه.

240
00:12:10,168 --> 00:12:12,251
‫سلام موری ساس‌کایند، ایشون همسرم، بابِته.

241
00:12:12,334 --> 00:12:14,834
‫موری امسال از نیویورک به دانشکده‌مون اومده.

242
00:12:14,918 --> 00:12:16,668
‫- عجب.
‫- متخصص اساطیر در قید حیاته.

243
00:12:16,751 --> 00:12:19,418
‫شوهرتون خیلی خارق‌العاده است خانم گلدنی.

244
00:12:19,501 --> 00:12:23,626
‫هر کسی بخواد تو هر دانشگاه کشورمون
‫یه کلمه از هیتلر بگه،

245
00:12:23,709 --> 00:12:26,918
‫حتما باید اشاره‌ای مستقیم
‫یا استعاری به ج‌ک هم داشته باشه.

246
00:12:27,001 --> 00:12:29,834
‫- تو زندگی واقعی جک صداش می‌کنیم.
‫- هیتلر الان دیگه مال گلدنی شده.

247
00:12:29,918 --> 00:12:33,668
‫کاری که باهاش کردی مایه شگفتیمه.
‫می‌خوام خودم همین کار رو با الویس بکنم.

248
00:12:33,751 --> 00:12:35,459
‫- خاک خودمه.
‫- خاک که با خاک فرقی نداره.

249
00:12:35,543 --> 00:12:37,084
‫این بچه‌ها کی هستن؟
‫بچه‌های خودتونن؟

250
00:12:37,168 --> 00:12:39,543
‫خب، اون دنیزه...

251
00:12:39,626 --> 00:12:43,043
‫«سرد» و «داغ» کلمه‌ان.
‫باید کلمات رو بیان کنیم...

252
00:12:43,126 --> 00:12:46,001
‫- شیشه‌شور «گلس‌پلاس» کم داریم.
‫- نباید همین‌جوری بنالیم.

253
00:12:46,084 --> 00:12:47,084
‫اون هاینریکه...

254
00:12:47,168 --> 00:12:48,876
‫... تعداد مردگان امروز
‫بیش از هر روزی تو کل تاریخه.

255
00:12:48,959 --> 00:12:50,501
‫- اون استفیه.
‫- باید آبمون رو بجوشونیم.

256
00:12:50,584 --> 00:12:52,168
‫بچه‌های خودم و همسر اول و سومم هستن.

257
00:12:52,251 --> 00:12:54,126
‫- اون هم دنیزه...
‫- بارون نپتون از جنس الماسه.

258
00:12:54,209 --> 00:12:56,543
‫بابِت بچه شوهر دومشه.

259
00:12:56,626 --> 00:12:59,084
‫وایلدر بچه خودمونه.
‫همسر چهارم همدیگه‌ایم.

260
00:12:59,168 --> 00:13:00,834
‫فرانسوی‌ها غدد رو هم می‌خورن.

261
00:13:00,918 --> 00:13:03,418
‫خانواده منشأ اطلاعات نادرست کل دنیاست.

262
00:13:03,501 --> 00:13:06,918
‫حتما زندگی خانوادگی خصوصیتی داره
‫که به تولید اطلاعات ناصحیح ختم می‌شه.

263
00:13:07,001 --> 00:13:09,834
‫آخه حقیقت خوشحالی و امنیتمون رو
‫تهدید می‌کنه.

264
00:13:09,918 --> 00:13:13,209
‫به خاطر صمیمیت بیش از حد، سروصدا
‫و گرمای وجود داشتنه.

265
00:13:13,293 --> 00:13:17,001
‫«تگرین»، «دنوراکس»
‫و «سلسان بلو» کم داریم.

266
00:13:17,084 --> 00:13:19,376
‫موی همسرت واقعا شگفت‌انگیزه.

267
00:13:19,459 --> 00:13:20,376
‫آره، همین‌طوره.

268
00:13:20,459 --> 00:13:23,334
‫- موش خیلی مهمه.
‫- گمون کنم متوجه منظورت شده باشم.

269
00:13:23,418 --> 00:13:25,751
‫- امیدوارم قدر این خانم رو بدونی.
‫- معلومه که می‌دونم.

270
00:13:25,834 --> 00:13:28,418
‫- چنین خانمی به راحتی به دست نمیاد.
‫- خودم می‌دونم.

271
00:13:28,501 --> 00:13:31,168
‫«دریستان اولترا» کم داریم.
‫«دریستان اولترا» کم داریم.

272
00:13:31,169 --> 00:13:33,050
‫[آدامس «کرفری»]

273
00:13:33,918 --> 00:13:36,959
‫اگه نمی‌دونستی، باید بگم موقع تولیدش
‫کلی حیوانات آزمایشگاهی سرطان می‌گیرن.

274
00:13:37,043 --> 00:13:39,876
‫خودت می‌خواستی آدامس بدون قند بخورم.
‫پیشنهاد خودت بود.

275
00:13:39,959 --> 00:13:41,876
‫اون موقع رو بسته‌اش هشدار ننوشته بودن.

276
00:13:41,959 --> 00:13:44,626
‫بعدش هشدار نوشتن،
‫ولی گمون نکنم دیده باشیش.

277
00:13:44,709 --> 00:13:47,626
‫یا باید آدامس قنددار با رنگ مصنوعی بخورم،

278
00:13:47,709 --> 00:13:50,459
‫یا آدامس بدون قندی بخورم که موش‌ها
‫به خاطرش اذیت می‌شن. تصمیمش با خودته.

279
00:13:50,543 --> 00:13:52,459
‫اصلا آدامس نخور.
‫تا حالا به ذهنت خطور نکرده؟

280
00:13:52,543 --> 00:13:53,459
‫دنیز.

281
00:13:54,334 --> 00:13:55,418
‫استفی.

282
00:13:55,501 --> 00:13:58,459
‫- یا باید آدامس بخورم، یا سیگار بکشم.
‫- نظرت چیه جفتش رو انجام بدی؟

283
00:13:58,543 --> 00:14:00,126
‫خودت همین رو می‌خوای، مگه نه؟

284
00:14:00,209 --> 00:14:01,709
‫همه‌مون می‌تونیم طبق خواسته‌مون عمل کنیم.

285
00:14:01,793 --> 00:14:04,459
‫البته ممکنه به خاطر سن
‫و قدمون اجازه نداشته باشیم.

286
00:14:04,543 --> 00:14:06,501
‫داری بی‌جهت شلوغش می‌کنی.

287
00:14:06,584 --> 00:14:09,793
‫باید درست می‌گی. ولش کن.
‫یه هشدار رو بسته است دیگه.

288
00:14:09,876 --> 00:14:12,084
‫- یه مشت موشن دیگه.
‫- سه مشت جونده به‌دردنخورن.

289
00:14:12,168 --> 00:14:14,584
‫تازه، ترجیح می‌دم گمون کنم
‫از بس فراموشی داره،

290
00:14:14,668 --> 00:14:16,168
‫روزی دو آدامس بیشتر نخوره.

291
00:14:16,251 --> 00:14:17,584
‫چی رو فراموش می‌کنم؟

292
00:14:17,668 --> 00:14:19,334
‫اشکالی نداره. ولش کن.

293
00:14:19,418 --> 00:14:21,834
‫چی رو فراموش می‌کنم؟

294
00:14:21,918 --> 00:14:24,168
‫«سانی دیلایت» کم داریم.
‫«سانی دیلایت» کم داریم.

295
00:14:24,251 --> 00:14:26,626
‫- لئون! پارسلی!
‫- هفتاد و نه!

296
00:14:26,709 --> 00:14:28,334
‫بذار کمکت کنم بلند شی.

297
00:14:28,418 --> 00:14:31,501
‫اِم، تو راهروی شش
‫«چیریو» ریخته.

298
00:14:31,584 --> 00:14:33,209
‫شرمنده، تو راهروی چهار ریخته.

299
00:14:33,293 --> 00:14:35,043
‫آفتابگیرم رو دزدیدی.

300
00:14:35,126 --> 00:14:36,251
‫عه، پسش بـ...

301
00:14:37,251 --> 00:14:39,251
‫شرمنده. «لاکی چارمز» ریخته.

302
00:14:39,334 --> 00:14:41,043
‫از دنیز عذرخواهی کن.

303
00:14:41,126 --> 00:14:42,543
‫شاید بعدا کردم.
‫یادم بنداز.

304
00:14:42,626 --> 00:14:43,668
‫دختر خیلی خوبیه...

305
00:14:43,751 --> 00:14:47,251
‫و می‌خواد خواهر بزرگ‌ترت باشه.
‫اگه بذاری، دوستت هم می‌شه.

306
00:14:47,334 --> 00:14:49,793
‫گمون نکنم «دوستم» بشه.
‫یه مقدار رئیس‌بازی درمیاره.

307
00:14:49,876 --> 00:14:52,959
‫حواست باشه علاوه بر عذرخواهی،
‫کتابش رو هم بهش پس بدی.

308
00:14:53,043 --> 00:14:56,126
‫مجله طبیه. همیشه می‌خوندش.
‫اصلا عادی نیست.

309
00:14:56,209 --> 00:14:59,251
‫- حداقل یه چیزی می‌خونه.
‫- فهرست یه مشت دوا و داروئه.

310
00:14:59,334 --> 00:15:01,418
‫- می‌خوای بدونی واسه چی می‌خونه؟
‫- واسه چی؟

311
00:15:01,501 --> 00:15:02,793
‫آخه می‌خواد از عوارض جانبی...

312
00:15:02,876 --> 00:15:05,251
‫دارویی که بابِت مصرف می‌کنه،
‫خبردار بشه.

313
00:15:06,001 --> 00:15:07,043
‫مگه بابِت چی مصرف می‌کنه؟

314
00:15:07,126 --> 00:15:08,876
‫از من نپرس، از دنیز بپرس.

315
00:15:08,959 --> 00:15:11,584
‫- از کجا می‌دونی چیزی مصرف می‌کنه؟
‫- از دنیز بپرس.

316
00:15:11,668 --> 00:15:13,876
‫- چرا از بابا نپرسم؟
‫- از بابا بپرس.

317
00:15:15,950 --> 00:15:21,050
‫[زمین بازی «راک‌اسمیت»]
‫[قهرمانان ایالاتی]

318
00:15:41,543 --> 00:15:45,168
‫خودم می‌دونم یه سری چیزها رو فراموش می‌کنم،
‫ولی نمی‌دونستم این‌قدر تابلوئه.

319
00:15:45,251 --> 00:15:46,251
‫تابلو نیست.

320
00:15:46,334 --> 00:15:49,209
‫شماره تلفن طرف رو می‌گیرم،
‫ولی یادم می‌ره دارم به کی زنگ می‌زنم.

321
00:15:49,293 --> 00:15:51,418
‫می‌رم مغازه، ولی یادم می‌ره چی بخرم.

322
00:15:51,501 --> 00:15:52,584
‫همه‌مون فراموش می‌کنیم دیگه.

323
00:15:52,668 --> 00:15:55,293
‫گاهی اوقات استفی رو «دنیز» صدا می‌کنم.

324
00:15:55,376 --> 00:15:57,418
‫یادم می‌ره ماشین رو کجا پارک کردم.

325
00:15:57,501 --> 00:16:00,751
‫حرف دخترها برام مهم نیست.
‫امکان نداره تأثیر آدامسم باشه.

326
00:16:00,834 --> 00:16:03,418
‫- باورش خیلی دشواره.
‫- شاید دلیل دیگه‌ای داره.

327
00:16:03,501 --> 00:16:04,584
‫منظورت چیه؟

328
00:16:04,668 --> 00:16:07,334
‫شاید چیزی به جز آدامس هم می‌خوری.

329
00:16:07,418 --> 00:16:10,459
‫- کی چنین حرفی بهت زده؟
‫- استفی بهم گفت.

330
00:16:10,543 --> 00:16:12,543
‫- کی به استفی گفت؟
‫- دنیز گفت.

331
00:16:12,626 --> 00:16:15,334
‫استفی به دنیز گفته
‫چی می‌خورم؟

332
00:16:15,418 --> 00:16:17,334
‫می‌خواستم اول از خودت بپرسم،
‫بعد از خودش.

333
00:16:17,418 --> 00:16:19,334
‫ما که همیشه همه‌چی رو
‫به هم می‌گیم.

334
00:16:19,418 --> 00:16:22,334
‫چیزی نمی‌خورم که رو حافظه‌ام
‫تأثیر بذاره جک.

335
00:16:22,418 --> 00:16:24,584
‫خودم می‌خوام این روزها رو
‫به خاطر داشته باشم.

336
00:16:24,668 --> 00:16:27,334
‫همه مسائلی رو فراموش می‌کنن.
‫اتفاقات زیادی رخ می‌ده دیگه.

337
00:16:27,418 --> 00:16:28,501
‫زندگیم مجموعه‌ای از «یا»هاست.

338
00:16:28,584 --> 00:16:31,501
‫یا باید آدامس عادی بخورم،
‫یا آدامس بدون قند.

339
00:16:31,584 --> 00:16:34,876
‫یا باید آدامس بخورم، یا سیگار بکشم.
‫یا باید سیگار بکشم، یا وزن اضافه کنم.

340
00:16:34,959 --> 00:16:38,501
‫یا باید وزن اضافه کنم،
‫یا رو پله‌های استادیوم بدوم.

341
00:16:38,584 --> 00:16:40,168
‫ظاهرا زندگی حوصله‌سربریه.

342
00:16:40,959 --> 00:16:42,668
‫امیدوارم تا ابد ادامه پیدا کنه.

343
00:16:44,209 --> 00:16:46,209
‫- هنوز قهوه نمی‌خوری؟
‫- نه.

344
00:16:46,293 --> 00:16:48,668
‫بابا وقتی از کلاسش برمی‌گرده،
‫یه فنجون می‌خوره.

345
00:16:48,751 --> 00:16:49,793
‫خیلی سر کلاسش زحمت می‌کشه.

346
00:16:49,876 --> 00:16:51,209
‫با قهوه خوردن آروم می‌شه.

347
00:16:51,293 --> 00:16:52,668
‫واسه همین خطرناکه.

348
00:16:52,751 --> 00:16:55,918
‫- واسه چی خطرناکه؟
‫- هرچی آدم رو آروم کنه، خطرناکه.

349
00:17:22,209 --> 00:17:24,418
‫می‌خوایم بابا رو چیکار کنیم؟

350
00:17:24,501 --> 00:17:26,834
‫با اون قرصی که می‌خوره،
‫هیچی یادش نمی‌مونه.

351
00:17:26,918 --> 00:17:28,793
‫ما که مطمئن نیستیم
‫قرصی مصرف می‌کنه یا نه.

352
00:17:28,876 --> 00:17:31,668
‫خودم بسته خالیش رو
‫ته سطل آشغال زیر روشویی آشپزخونه دیدم.

353
00:17:31,751 --> 00:17:34,251
‫- از کجا می‌دونی مال خودشه؟
‫- خودم دیدم انداختش دور.

354
00:17:34,334 --> 00:17:36,043
‫اسم دارو روش نوشته بود.

355
00:17:36,543 --> 00:17:37,793
‫- اسمش دایلاره.
‫- دایلار؟

356
00:17:37,876 --> 00:17:39,584
‫«هر سه روز یک‌بار
‫یک عدد بخورید»،

357
00:17:39,668 --> 00:17:42,793
‫انگار خطرناک یا اعتیادآوره.

358
00:17:42,876 --> 00:17:45,751
‫- تو کتابت راجع به دایلار چی نوشته؟
‫- همین دیگه.

359
00:17:45,834 --> 00:17:48,376
‫تو کتابم نیست.
‫چندین ساعت گشتمش.

360
00:17:48,459 --> 00:17:49,834
‫چهار صفحه نمایه داره.

361
00:17:49,918 --> 00:17:52,751
‫حتما اخیرا عرضه شده
‫یا اسمش رو عوض کردن.

362
00:17:52,834 --> 00:17:55,126
‫- می‌خوای خودم دوباره بگردم؟
‫- نه، خودم گشتم.

363
00:17:55,209 --> 00:17:57,959
‫شاید اگه بتونیم قرصش رو گیر بیاریم،
‫بتونی بدی بررسیش کنن؟

364
00:17:58,043 --> 00:17:59,918
‫نمی‌خوام بیش از حد بزرگش کنم.

365
00:18:00,001 --> 00:18:02,418
‫- می‌تونیم با دکترش تماس بگیریم؟
‫- هر کسی دارویی مصرف می‌کنه.

366
00:18:02,501 --> 00:18:04,178
‫هر کسی هر از گاهی
‫مسئله‌ای رو فراموش می‌کنه.

367
00:18:04,202 --> 00:18:05,251
‫ولی عین مادرم نمی‌کنه.

368
00:18:05,334 --> 00:18:07,751
‫- خودم همیشه کلی چیز رو فراموش می‌کنم.
‫- خودت چی مصرف می‌کنی؟

369
00:18:07,834 --> 00:18:10,793
‫اِم، قرص فشار خون، قرص استرس،
‫قرص حساسیت،

370
00:18:10,876 --> 00:18:12,251
‫قطره چشم و آسپرین.

371
00:18:12,334 --> 00:18:15,418
‫کابینت داروهاتون رو گشتم.
‫خیال کردم بسته جدیدی پیدا می‌کنم.

372
00:18:15,501 --> 00:18:17,959
‫- لوی دایلار پیدا نکردی؟
‫- نه.

373
00:18:18,043 --> 00:18:19,418
‫خب، شاید دیگه مصرف نمی‌کنه.

374
00:18:19,501 --> 00:18:22,168
‫واسه چی نمی‌خوای باور کنی
‫که ممکنه یه جای کار بلنگه؟

375
00:18:22,251 --> 00:18:24,834
‫باید به همدیگه اجازه بدیم
‫اسرارمون رو حفظ کنیم، موافق نیستی؟

376
00:18:24,918 --> 00:18:27,459
‫تو اتاق زیرشیروانی کتاب‌های
‫علوم خفیه قایم کرده.

377
00:18:28,043 --> 00:18:29,209
‫خودم پیداشون کردم.

378
00:18:29,293 --> 00:18:32,584
‫ضمنا، گمون نکنم امشب
‫به کلاس ژستش رفته باشه.

379
00:18:32,668 --> 00:18:33,709
‫چرا چنین حرفی می‌زنی؟

380
00:18:33,793 --> 00:18:36,126
‫دم تابلوی ایست، سمت راست پیچید
‫و سمت چپ نرفت.

381
00:18:36,209 --> 00:18:39,293
‫- شاید خواسته از مسیر سرسبزتری بره.
‫- اون هم سمت چپ می‌شه.

382
00:18:39,376 --> 00:18:41,376
‫بجنبین، بیاین. دارن فیلم
‫سقوط هواپیما پخش می‌کنن.

383
00:18:43,709 --> 00:18:46,459
‫... مانوری به نام «هشت کوبایی وارونه»...

384
00:18:46,543 --> 00:18:49,209
‫جتی آزمایشی تو نمایشی هوایی
‫تو نیوزیلند بود.

385
00:18:49,293 --> 00:18:50,584
‫باز هم پخشش می‌کنن.

386
00:18:50,668 --> 00:18:53,043
‫... واسه اجرای کاملش،
‫جای کافی نداشت.

387
00:18:57,751 --> 00:19:00,709
‫هواپیما تو مزرعه‌ای کنار شرکت
‫«بال کورپوریشن» سقوط کرد...

388
00:19:00,793 --> 00:19:04,126
‫به هیچ‌کدوم از هزاران شاهد ماجرا
‫اجازه ندادن وارد اون ناحیه بشن...

389
00:19:04,209 --> 00:19:06,543
‫- بیاین یه سریال کمدی موقعیت تماشا کنیم.
‫- نه‌خیر!

390
00:19:06,626 --> 00:19:08,959
‫... ظاهرا این اف۸۶ داشت موفق می‌شد،

391
00:19:09,043 --> 00:19:10,918
‫اما فاصله و سرعتش کافی نبود.

392
00:20:02,584 --> 00:20:03,501
‫بابا؟

393
00:22:54,334 --> 00:22:56,959
‫حس کردم دارم درون خودم سقوط می‌کنم.

394
00:22:58,876 --> 00:23:01,543
‫انگار شیرجه زده بودم
‫و قلبم داشت می‌ایستاد.

395
00:23:04,084 --> 00:23:07,376
‫یکی اینجا پیشمون بود.
‫موجودی پیشمون بود.

396
00:23:08,626 --> 00:23:09,751
‫طبیعیه.

397
00:23:09,834 --> 00:23:13,126
‫عادیه که افراد خوب و خوش‌نیت،
‫با دیدن فاجعه‌ای...

398
00:23:13,209 --> 00:23:15,626
‫تو تلویزیون، هیجان‌زده بشن.

399
00:23:15,709 --> 00:23:17,834
‫از حواس‌پرتی رنج می‌بریم.

400
00:23:17,918 --> 00:23:19,209
‫نیاز داریم هر از گاهی فاجعه‌ای رخ بده...

401
00:23:19,293 --> 00:23:22,126
‫که بمباران اطلاعات پیوسته رو قطع کنه.

402
00:23:22,209 --> 00:23:24,543
‫مدام اطلاعات دریافت می‌کنیم.
‫با کلمات، تصاویر، اعداد...

403
00:23:24,626 --> 00:23:27,543
‫فقط فجایع توجهمون رو جلب می‌کنن.
‫خودمون خواهانشونیم.

404
00:23:27,626 --> 00:23:29,418
‫حالا پای کالیفرنیا وسط میاد.

405
00:23:29,501 --> 00:23:31,084
‫گل‌شار رخ می‌ده،
‫جنگل آتش می‌گیره...

406
00:23:31,168 --> 00:23:32,751
‫اگه قرصی برات بیارم...

407
00:23:32,834 --> 00:23:34,709
‫قرص؟ قرص واقعی؟

408
00:23:34,793 --> 00:23:35,626
‫آره، قرص.

409
00:23:35,709 --> 00:23:37,459
‫- می‌تونی بررسیش کنی؟
‫- جک.

410
00:23:37,543 --> 00:23:39,043
‫- چرا از من می‌پرسی؟
‫- چون نابغه‌ای.

411
00:23:39,126 --> 00:23:41,626
‫همه‌مون نابغه‌ایم.
‫مگه جریان از همین قرار نیست؟

412
00:23:41,709 --> 00:23:43,459
‫تو من رو نابغه خطاب می‌کنی.
‫من تو رو نابغه خطاب می‌کنم.

413
00:23:43,543 --> 00:23:46,376
‫- آلفونسه رو نابغه خطاب می‌کنیم.
‫- هر بلایی سر کالیفرنیا بیاد، حقشه.

414
00:23:46,459 --> 00:23:49,168
‫این مفهوم سبک زندگی رو
‫کالیفرنیا ابداع کرده بود.

415
00:23:49,251 --> 00:23:50,501
‫همین تضمینی بر
‫به فنا رفتنشونه.

416
00:23:50,584 --> 00:23:53,209
‫- جک...
‫- کسی من رو نابغه خطاب نمی‌کنه.

417
00:23:53,293 --> 00:23:56,418
‫زیرک خطابم می‌کنن.
‫می‌گن به موضوع مهمی چسبیدم...

418
00:23:56,501 --> 00:24:00,001
‫منظورت اینه که شیفتگی
‫فجایع تلویزیونی امری نسبتا جهانیه.

419
00:24:00,084 --> 00:24:02,043
‫- قرصه کجاست؟
‫- باید پیداش کنم.

420
00:24:02,126 --> 00:24:05,543
‫... نمی‌دونم خوشحال باشم یا ناراحت
‫که تجربیاتم رو به همه نسبت می‌دین.

421
00:24:05,626 --> 00:24:08,334
‫جک، باید کمکم کنی...

422
00:24:08,418 --> 00:24:11,459
‫تو گروه خودم مرکز الویس پرسلی راه بندازم.

423
00:24:11,543 --> 00:24:13,043
‫نظر آلفونسه چیه؟

424
00:24:13,126 --> 00:24:16,959
‫ظاهرا به نظرش کوتساکیس بیشتر حق داره.

425
00:24:17,043 --> 00:24:19,168
‫کوتساکیس موقع درگذشت سلطان
‫تو ممفیس بوده.

426
00:24:19,251 --> 00:24:21,084
‫با چند تن از همراهانش مصاحبه کرده بود...

427
00:24:21,168 --> 00:24:23,834
‫تو مستراحی بدون نشیمنگاه ریدی؟

428
00:24:23,918 --> 00:24:25,501
‫مستراح مردونه بی‌نظیر و باحالی بود...

429
00:24:25,584 --> 00:24:29,793
‫الویس از نظر کوتساکیس همون الویسه.
‫ولی الویس در حکم هیتلر منه.

430
00:24:29,876 --> 00:24:31,668
‫چه کمکی از دستم ساخته است؟

431
00:24:31,751 --> 00:24:34,209
‫اگه بتونیم امروز بعدازظهر
‫یه سر بیای کلاسم...

432
00:24:34,293 --> 00:24:36,543
‫و نظری در این رابطه بدی، ممنون می‌شم.

433
00:24:36,626 --> 00:24:40,084
‫اعتبار و حضورت خیلی برام ارزشمنده.

434
00:24:40,168 --> 00:24:42,334
‫شاشیدن تو برف فتیش من هم هست.

435
00:24:42,418 --> 00:24:46,168
‫این مسائل رو تدریس نمی‌کنیم.
‫مستراح بدون نشیمنگاه، شاشیدن تو روشویی...

436
00:24:46,251 --> 00:24:47,793
‫و فرهنگ مستراح عمومی رو می‌گم.

437
00:24:47,876 --> 00:24:50,209
‫من تو کل روشویی‌های
‫غرب آمریکا شاشیدم.

438
00:24:50,293 --> 00:24:53,876
‫من یواشکی از مرز رد شدم
‫که تو روشویی‌های منیتوبا و آلبرتا بشاشم.

439
00:24:53,959 --> 00:24:57,418
‫تا حالا زنی پوسته پوسته کمرتون رو
‫بعد از چند روز تو ساحل موندن کنده؟

440
00:24:57,501 --> 00:25:00,209
‫تو فلوریدا، کوکو بیچ پیش اومده بود.
‫حرف نداشت.

441
00:25:00,293 --> 00:25:02,626
‫دومین یا سومین تجربه برتر عمرم بود.

442
00:25:02,709 --> 00:25:04,501
‫- برهنه بود؟
‫- تا کمرش برهنه بود.

443
00:25:04,584 --> 00:25:06,168
‫کدوم طرفی وایستاده بود؟

444
00:25:19,700 --> 00:25:21,650
‫[مواد شیمیایی سمی]

445
00:25:28,626 --> 00:25:32,001
‫♪ وایستا، ببین و نگاهم کن عزیز دلم. ♪

446
00:25:32,084 --> 00:25:34,168
‫♪ فلسفه زندگی من از همین قراره. ♪

447
00:25:37,650 --> 00:25:39,800
‫[اشتعال‌پذیر]
‫[سیگار کشیدن تا پانزده متری ممنوع]

448
00:25:47,650 --> 00:25:50,542
‫[اشتعال‌پذیر]
‫[سیگار کشیدن تا پانزده متری ممنوع]

449
00:25:50,543 --> 00:25:51,959
‫آیا مادر الویس خبر داشت...

450
00:25:53,168 --> 00:25:54,793
‫الویس جوان‌مرگ می‌شه؟

451
00:25:55,876 --> 00:25:57,293
‫از آدمکش‌ها می‌گفت.

452
00:25:58,668 --> 00:26:00,751
‫از «زندگی به خصوصش» می‌گفت.

453
00:26:00,834 --> 00:26:04,001
‫از زندگی فردی به این مشهوری می‌گفت.

454
00:26:05,001 --> 00:26:07,709
‫مگه ساختار زندگی به شکلی نیست
‫که آدم رو زود از پا دربیاره؟

455
00:26:08,834 --> 00:26:10,751
‫هدف زندگی همینه، مگه نه؟

456
00:26:11,501 --> 00:26:13,501
‫قوانین و دستور‌العمل‌هایی وجود داره.

457
00:26:17,709 --> 00:26:19,709
‫من نسبت به مادرها حس خاصی دارم.

458
00:26:20,584 --> 00:26:22,084
‫مادرها واقعا خبر دارن.

459
00:26:22,709 --> 00:26:24,043
‫روایاتمون حقیقت دارن.

460
00:26:24,126 --> 00:26:26,168
‫هیتلر مادرش رو خیلی دوست داشت.

461
00:26:27,584 --> 00:26:31,168
‫اولین بچه کلارا بود
‫که در نوزادی نمرد.

462
00:26:31,251 --> 00:26:34,376
‫الویس و گلادیس دوست داشتن
‫همدیگه رو ناز کنن.

463
00:26:35,084 --> 00:26:38,668
‫تا به بلوغ جسمانی نرسیده بود،
‫تو یه تخت‌خواب می‌خوابیدن.

464
00:26:38,751 --> 00:26:40,584
‫با همدیگه کودکانه صحبت می‌کردن.

465
00:26:40,668 --> 00:26:42,251
‫هیتلر بچه تنبلی بود.

466
00:26:43,001 --> 00:26:46,543
‫کارنامه‌اش مملو از نمرات نامطلوب بود.

467
00:26:46,626 --> 00:26:49,043
‫گلادیس نگران تو خواب راه رفتنش بود.

468
00:26:49,126 --> 00:26:51,626
‫هر بچه‌ای رو که اذیتش می‌کرد،
‫دعوا می‌کرد.

469
00:26:52,584 --> 00:26:55,293
‫گلادیس هر روز الویس رو می‌رسوند مدرسه
‫و می‌رفت دنبالش.

470
00:26:55,376 --> 00:26:58,334
‫- تو دعواهای خیابونی ازش دفاع می‌کرد.
‫- ولی کلارا خیلی دوستش داشت.

471
00:26:59,043 --> 00:27:00,126
‫لوسش می‌کرد.

472
00:27:00,793 --> 00:27:03,793
‫جای پدرش که بی‌توجهی می‌کرد،
‫بهش توجه می‌کرد.

473
00:27:03,876 --> 00:27:07,459
‫گلادیس معتمدِ الویس بود.
‫دوست‌دخترهاش رو باهاش آشنا می‌کرد.

474
00:27:07,543 --> 00:27:09,751
‫هیتلر واسه مادرش شعری نوشته بود.

475
00:27:09,834 --> 00:27:14,126
‫کلاس پیانو می‌رفت
‫و موزه و ویلا طراحی می‌کرد.

476
00:27:14,209 --> 00:27:18,251
‫وقتی الویس به ارتش ملحق شد،
‫گلادیس مریض و افسرده شد.

477
00:27:18,334 --> 00:27:21,751
‫هیتلر به قول خودمون «پسر مامانی» بود.

478
00:27:21,834 --> 00:27:24,501
‫الویس طاقت ندیدن گلادیس رو نداشت.

479
00:27:24,584 --> 00:27:27,501
‫حالش که بدتر شد،
‫تو بیمارستان شب‌زنده‌داری می‌کرد.

480
00:27:27,584 --> 00:27:29,959
‫وقتی مادر هیتلر به شدت مریض شد،

481
00:27:30,043 --> 00:27:32,918
‫تو آشپزخونه تختی گذاشت
‫که بهش نزدیک‌تر باشه.

482
00:27:33,001 --> 00:27:34,876
‫الویس موقع درگذشت گلادیس فروپاشید.

483
00:27:34,959 --> 00:27:37,126
‫آشپزی و نظافت می‌کرد،
‫کنار قبرش کلی اشک ریخت.

484
00:27:37,209 --> 00:27:40,959
‫- تو تابوتش نازش می‌کرد.
‫- غرق افسردگی و تأسف به حال خودش شد.

485
00:27:41,043 --> 00:27:42,418
‫کودکانه باهاش صحبت کرد.

486
00:27:42,501 --> 00:27:45,251
‫هیتلر تا آخر عمرش طاقت نداشت که...

487
00:27:45,334 --> 00:27:48,293
‫... مرگ گلادیس تغییر بزرگی تو دیدگاه...

488
00:27:48,376 --> 00:27:49,918
‫... کنار درخت کریسمس از دنیا رفت.

489
00:27:50,001 --> 00:27:51,501
‫- ... سلطان ایجاد کرد.
‫- چندین سال بعد...

490
00:27:51,584 --> 00:27:53,626
‫الویس کم‌کم خودش رو دور کرد...

491
00:27:53,709 --> 00:27:55,043
‫... به شدت از همه دوری می‌کرد...

492
00:27:55,126 --> 00:27:56,709
‫... و به حالت مرگ خودش نزدیک می‌شد.

493
00:27:56,793 --> 00:27:59,876
‫هیتلر پرتره مادرش رو تو اتاقش
‫تو اوبرسالزبرگ به دیوار زده بود.

494
00:27:59,959 --> 00:28:02,959
‫کم‌کم با گوش چپش سوتی می‌شنید.

495
00:28:04,126 --> 00:28:07,126
‫الویس به شرایط قراردادش عمل کرد.

496
00:28:07,918 --> 00:28:08,959
‫افراط می‌کرد،

497
00:28:10,168 --> 00:28:14,334
‫رو به زوال می‌رفت، خودش رو نابود می‌کرد،
‫عجیب و غریب رفتار می‌کرد،

498
00:28:14,418 --> 00:28:20,459
‫چاق شد و مغزش مملو از توهین بود،
‫خودش این بلاها رو سر خودش آورد.

499
00:28:23,001 --> 00:28:24,876
‫دیگه جایگاه افسانه‌ایش تضمین شده بود.

500
00:28:26,168 --> 00:28:31,834
‫افرادی که بهش شک داشتن با مرگی زودهنگام،
‫وحشتناک و غیرضروری کنار زد.

501
00:28:31,918 --> 00:28:33,459
‫دیگه کسی نمی‌تونست انکارش کنه.

502
00:28:34,626 --> 00:28:39,459
‫احتمالا مادرش کل این وقایع رو
‫تو تلویزیونی نوزده اینچی...

503
00:28:39,543 --> 00:28:41,376
‫و چندین سال پیش از مرگ خودش دیده بود.

504
00:28:44,043 --> 00:28:45,376
‫هیتلر رو تصور کنین...

505
00:28:46,043 --> 00:28:47,126
‫که اواخر عمرشه...

506
00:28:47,209 --> 00:28:50,584
‫و تو فورربونکر،
‫زیر شهر آتشین گیر افتاده.

507
00:28:50,668 --> 00:28:53,584
‫به یاد اوایل دوران قدرتش می‌افته...

508
00:28:53,668 --> 00:28:55,376
‫که ملت می‌اومدن.

509
00:28:56,168 --> 00:28:59,126
‫افراد زیادی حیاط رو می‌پوشوندن،

510
00:28:59,209 --> 00:29:01,751
‫ترانه‌های میهن‌دوستانه می‌خوندن...

511
00:29:01,834 --> 00:29:06,418
‫و رو دیوارها و بدن حیوانات اهلی
‫سواستیکا می‌کشیدن.

512
00:29:06,501 --> 00:29:09,459
‫کلی آدم به ویلای کوهستانیش می‌اومدن.

513
00:29:09,543 --> 00:29:12,626
‫کلی آدم می‌اومدن
‫که حرف‌هاش رو بشنون.

514
00:29:12,709 --> 00:29:15,376
‫کلی آدم می‌اومدن
‫که با دیدنش تحریک می‌شدن،

515
00:29:15,459 --> 00:29:19,543
‫کلی آدم که قبلا گفته بود
‫تنها عروسش هستن.

516
00:29:19,626 --> 00:29:24,876
‫کلی آدم می‌اومدن که با صداش،
‫ترانه‌های شادی‌آور...

517
00:29:24,959 --> 00:29:28,668
‫و رژه‌های مشعل‌دار هیپنوتیزم بشن.
‫ولی وایستین ببینم!

518
00:29:32,584 --> 00:29:34,793
‫این توصیفات واسه همه‌مون خیلی آشناست.

519
00:29:36,376 --> 00:29:39,043
‫تقریبا برامون عادیه.

520
00:29:40,084 --> 00:29:43,501
‫کلی آدم میان، هیجان‌زده می‌شن،

521
00:29:45,001 --> 00:29:46,543
‫همدیگه رو هل می‌دن...

522
00:29:46,626 --> 00:29:49,501
‫و مشتاقن اعزامشون کنن.
‫اتفاقی عادی نیست؟

523
00:29:50,251 --> 00:29:51,543
‫همه‌مون با چنین حسی آشناییم.

524
00:29:52,834 --> 00:29:55,876
‫خودمون تو این جمعیت‌ها حضور داشتیم.

525
00:29:55,959 --> 00:29:59,959
‫ولی حتما این جمعیت‌ها خصوصیت متفاوتی داشتن.
‫چه خصوصیتی داشتن؟

526
00:30:04,918 --> 00:30:07,043
‫بذارین واژه وحشتناکی رو...

527
00:30:08,126 --> 00:30:09,584
‫از انگلیسی باستان،

528
00:30:10,751 --> 00:30:12,209
‫آلمانی باستان...

529
00:30:12,293 --> 00:30:14,501
‫و نورس باستان زمزمه کنم.

530
00:30:16,376 --> 00:30:21,168
‫مرگ.

531
00:30:24,293 --> 00:30:29,126
‫مرگ.

532
00:30:33,043 --> 00:30:35,543
‫این جمعیت‌ها به نام مرگ جمع شده بودن.

533
00:30:36,834 --> 00:30:39,543
‫واسه گرامی داشتن مردگان جمع شده بودن.

534
00:30:39,626 --> 00:30:40,959
‫ولی مردگان همون زمان رو
‫گرامی نمی‌داشتن.

535
00:30:42,584 --> 00:30:43,918
‫مردگان آینده رو گرامی می‌داشتن.

536
00:30:45,418 --> 00:30:47,251
‫مردگانی رو که الان
‫کنارمون زنده‌ان گرامی می‌داشتن.

537
00:30:48,709 --> 00:30:53,793
‫دسته‌روی می‌کردن، آهنگ می‌خوندن،
‫سخنرانی می‌کردن، با مردگان حرف می‌زدن...

538
00:30:53,876 --> 00:30:57,251
‫و یه یاد مردگان متونی می‌خوندن.

539
00:30:57,334 --> 00:30:59,793
‫می‌رفتن شاهد هیزم‌ها و چرخ‌های سوزان باشن،

540
00:30:59,876 --> 00:31:02,959
‫چند هزار پرچم رو
‫به نشانه احترام بلند می‌کردن،

541
00:31:03,043 --> 00:31:05,501
‫چند هزار سوگوار با لباس فرم جمع می‌شدن!

542
00:31:05,584 --> 00:31:10,584
‫کلی درجه نظامی و اسکادران داشتن،
‫مناظر مناسبی رو برمی‌گزیدن،

543
00:31:10,668 --> 00:31:13,668
‫پرچم‌های خونین داشتن
‫و لباس‌های فرم مشکی می‌پوشیدن.

544
00:31:13,751 --> 00:31:18,334
‫کلی آدم می‌اومدن که سپری
‫مقابل مرگ خودشون ایجاد کنن.

545
00:31:18,418 --> 00:31:20,834
‫می‌اومدن تا با همدیگه
‫جلوی مرگ رو بگیرن.

546
00:31:21,543 --> 00:31:25,626
‫اگه از جمعیت جدا می‌شدن،
‫ریسک مرگشون رو به جون می‌خریدن...

547
00:31:25,709 --> 00:31:28,084
‫و ممکن بود تک و تنها بمیرن!

548
00:31:42,084 --> 00:31:45,918
‫مهم‌ترین دلیل جمع شدن مردم همین بود.

549
00:31:48,418 --> 00:31:50,168
‫می‌رفتن که کنار هم تجمع کنن.

550
00:33:36,000 --> 00:33:39,500
‫[۲. عارضه مسمومیت هوایی]

551
00:33:39,501 --> 00:33:41,959
‫امیدوارم روزها بی‌هدف باشن.

552
00:33:42,043 --> 00:33:43,876
‫فصول به آرامی عوض بشن.

553
00:33:45,084 --> 00:33:47,959
‫طبق نقشه‌مون عمل نکنیم.

554
00:34:00,543 --> 00:34:06,126
‫ضد احتقان، آنتی‌هیستامین،
‫داروی سرماخوردگی، ضد درد.

555
00:34:43,751 --> 00:34:46,001
‫سلام. چی می‌بینی؟

556
00:34:46,084 --> 00:34:49,793
‫رادیو گفت تانکری از خط‌آهن خارج شده،
‫ولی گمون نکنم خارج شده باشه.

557
00:34:49,876 --> 00:34:52,376
‫تصادف کرده و یه چیزی سوراخش کرده.

558
00:34:52,459 --> 00:34:54,751
‫کلی دود بلند شده.
‫ظاهرش خوش‌آیند نیست.

559
00:34:54,834 --> 00:34:56,001
‫چه شکلیه؟

560
00:35:03,293 --> 00:35:06,584
‫- ماشین آتش‌نشانی هم دیدی یا...
‫- خیلی زیادن.

561
00:35:06,668 --> 00:35:08,709
‫ظاهرا زیاد نزدیک نمی‌شن.

562
00:35:08,793 --> 00:35:11,751
‫حتما مواد به شدت سمی
‫یا منفجره‌ایه.

563
00:35:12,418 --> 00:35:14,501
‫- این طرفی نمیاد.
‫- از کجا می‌دونی؟

564
00:35:14,584 --> 00:35:15,418
‫نمیاد دیگه.

565
00:35:15,501 --> 00:35:19,209
‫خواستم بگم نباید لبه پنجره وایستی.
‫بابا نگران می‌شه.

566
00:35:19,293 --> 00:35:22,876
‫خیال می‌کنی اگه بهم بگی نگران می‌شه،
‫عذاب وجدان می‌گیرم و چنین کاری نمی‌کنم.

567
00:35:22,959 --> 00:35:25,876
‫ولی اگه بگی خودت نگران می‌شی،
‫همیشه تکرارش می‌کنم.

568
00:35:27,168 --> 00:35:28,293
‫پنجره رو ببند.

569
00:35:31,001 --> 00:35:32,501
‫تکالیفت رو انجام دادی؟

570
00:35:32,584 --> 00:35:34,876
‫اون دوده گنده رو از اتاق زیرشیروانی دیدی؟

571
00:35:34,959 --> 00:35:37,043
‫- دوده نیست.
‫- مجبور می‌شیم از اینجا بریم؟

572
00:35:37,126 --> 00:35:38,876
‫- معلومه که نه.
‫- از کجا می‌دونی؟

573
00:35:38,959 --> 00:35:39,834
‫می‌دونم دیگه.

574
00:35:39,918 --> 00:35:41,424
‫پس اون دفعه که تو مدرسه‌مون
‫نشتی رخ داده بود...

575
00:35:41,448 --> 00:35:42,459
‫و مجبور شدیم تخلیه‌اش کنیم چی؟

576
00:35:42,543 --> 00:35:44,668
‫اون نشتی داخلی بود.
‫این یکی خارجیه.

577
00:35:44,751 --> 00:35:47,043
‫دارن با برگ‌روب روی نشتی رو می‌پوشونن.

578
00:35:47,126 --> 00:35:48,168
‫با چی می‌پوشونن؟

579
00:35:48,251 --> 00:35:50,459
‫چه بدونم، ولی می‌خوان
‫از خطر نشتی بکاهن.

580
00:35:50,543 --> 00:35:53,959
‫- معلوم نمی‌شه دارن چیکار می‌کنن.
‫- نمی‌خوان گسترش پیدا کنه.

581
00:35:54,043 --> 00:35:55,376
‫- چی بخوریم؟
‫- نمی‌دونم.

582
00:35:55,459 --> 00:35:57,834
‫اگه گسترش پیدا کنه،
‫چه باد بیاد، چه نیاد، به اینجا می‌رسه.

583
00:35:57,918 --> 00:35:59,376
‫- نمی‌رسه.
‫- از کجا می‌دونی؟

584
00:35:59,459 --> 00:36:00,459
‫نمی‌رسه دیگه!

585
00:36:00,543 --> 00:36:03,209
‫رادیو دوده گنده‌ای خطابش می‌کنه،
‫ولی این‌طور نیست.

586
00:36:03,293 --> 00:36:05,126
‫- بابا هم همین رو می‌گه.
‫- پس چیه؟

587
00:36:05,209 --> 00:36:08,918
‫شکل خاصی نداره و رو به گسترشه.
‫دودی تیره و مشکیه.

588
00:36:09,001 --> 00:36:11,376
‫- چرا می‌گن دوده است؟
‫- نمی‌خوان وقت برنامه رو بگیرن.

589
00:36:11,459 --> 00:36:13,209
‫نگفتن چه ماده شیمیایی‌ایه؟

590
00:36:13,293 --> 00:36:15,501
‫اسمش مشتق نایودین یا نایودین دیه.

591
00:36:15,584 --> 00:36:17,876
‫تو مدرسه فیلمی راجع به زباله‌های سمی
‫گذاشته بودن و توضیح داده بودن.

592
00:36:17,959 --> 00:36:20,126
‫- چه عوارضی داره؟
‫- فیلم همون موش‌ها رو می‌گی؟

593
00:36:20,209 --> 00:36:23,918
‫از عوارضش رو انسان مطمئن نبودن.
‫ولی موش‌ها کلی ورم می‌کردن.

594
00:36:24,001 --> 00:36:26,168
‫تو فیلمه این‌جوری می‌گفت.
‫رادیو چی گفت؟

595
00:36:26,251 --> 00:36:28,251
‫گفت پوست آدم می‌سوزه
‫و کف دستش عرق می‌کنه.

596
00:36:28,334 --> 00:36:30,293
‫- کف دست موش‌ها عرق می‌کرد؟
‫- رادیو رو می‌گه، فیلمه رو نمی‌گه.

597
00:36:30,376 --> 00:36:32,876
‫بعدش گفتن تهوع، استفراغ
‫و تنگی نفس رو هم شامل می‌شه.

598
00:36:32,959 --> 00:36:34,751
‫- رادیو گفته یا فیلمه؟
‫- جفتشون.

599
00:36:34,834 --> 00:36:36,668
‫- این طرفی نمیاد.
‫- از کجا می‌دونی؟

600
00:36:36,751 --> 00:36:39,168
‫نمیاد دیگه.
‫امروز هوا آرومه.

601
00:36:39,251 --> 00:36:41,959
‫اگه این وقت سال باد بیاد،
‫اون طرفی میاد، این طرفی نمیاد.

602
00:36:42,043 --> 00:36:43,668
‫- اگه این طرفی بیاد چی؟
‫- نمیاد.

603
00:36:43,751 --> 00:36:46,334
‫- اگه همین یه بار بیاد چی؟
‫- واسه چی باید بیاد؟

604
00:36:46,418 --> 00:36:48,362
‫بخشی از بزرگراه
‫میان‌ایالتی رو مسدود کردن.

605
00:36:48,386 --> 00:36:49,376
‫بهتره مسدود کنن.

606
00:36:49,459 --> 00:36:50,668
‫- واسه چی؟
‫- واسه چی بهتره بکنن؟

607
00:36:50,751 --> 00:36:53,459
‫بهتره دیگه.
‫احتیاط شرط عقله.

608
00:36:53,543 --> 00:36:57,209
‫- این‌جوری حمل و نقل تسهیل می‌شه...
‫- گوشی دستت باشه هلن. جک همین‌جاست.

609
00:36:57,293 --> 00:37:00,459
‫خانواده استور می‌گن تانکره
‫صد و سی هزار لیتر نشتی داشته.

610
00:37:00,543 --> 00:37:02,418
‫دخترهاش می‌گفتن
‫کف دستشون عرق کرده.

611
00:37:02,501 --> 00:37:04,918
‫عوارضش رو اصلاح کردن.
‫باید بالا بیارن.

612
00:37:05,001 --> 00:37:06,418
‫کسی حالت تهوع نداره؟

613
00:37:06,501 --> 00:37:08,959
‫خیلی‌خب، خیلی‌خب.
‫مرسی هلن.

614
00:37:09,043 --> 00:37:13,209
‫خبر بده. خانواده استور با مرکز هواشناسی
‫کنار گلسبورو صحبت کردن.

615
00:37:13,293 --> 00:37:15,501
‫دیگه دوده بزرگ خطابش نمی‌کنن.

616
00:37:15,584 --> 00:37:17,043
‫چی خطابش می‌کنن.

617
00:37:17,126 --> 00:37:18,584
‫ابر سیاه بزرگی خطابش می‌کنن.

618
00:37:18,668 --> 00:37:22,418
‫این‌جوری مناسب‌تره.
‫یعنی دارن حلش می‌کنن. خوبه.

619
00:37:25,043 --> 00:37:28,626
‫می‌گن ممکنه توده هوایی
‫از کانادا به سمت جنوب بیاد.

620
00:37:28,709 --> 00:37:31,209
‫همیشه توده هوایی
‫از کانادا به سمت جنوب میاد.

621
00:37:31,293 --> 00:37:33,334
‫درسته.
‫همیشه همین‌طور بوده.

622
00:37:33,418 --> 00:37:36,543
‫از اون‌جایی که کانادا شماله،
‫اگه این ابر بزرگ سمت جنوبمون باشه،

623
00:37:36,626 --> 00:37:39,126
‫اصلا سمت خودمون نمیاد.
‫کی غذا می‌خوریم؟

624
00:37:39,209 --> 00:37:41,459
‫شاید بهتر باشه بیشتر نگران ابره باشیم.

625
00:37:41,543 --> 00:37:43,800
‫خودم می‌دونم نمی‌خوایم
‫بچه‌ها رو بترسونیم...

626
00:37:43,824 --> 00:37:44,709
‫هیچی نمی‌شه.

627
00:37:44,793 --> 00:37:47,793
‫خودم می‌دونم هیچی نمی‌شه،
‫تو هم می‌دونی هیچی نمی‌شه،

628
00:37:47,876 --> 00:37:50,418
‫ولی باید جوانب احتیاط رو رعایت کنیم.

629
00:37:50,501 --> 00:37:52,834
‫کی می‌فهمیم واقعا خطرناکه یا نه؟

630
00:37:52,918 --> 00:37:56,584
‫این بلایا سر ساکنین
‫مناطق آلوده میاد.

631
00:37:56,668 --> 00:37:59,209
‫متأسفانه جامعه به شکلی بنا شده...

632
00:37:59,293 --> 00:38:02,084
‫که فقرا و بی‌سوادان آسیب اصلی...

633
00:38:02,168 --> 00:38:05,334
‫فجایع طبیعی و مصنوعی رو
‫متحمل می‌شن.

634
00:38:05,418 --> 00:38:06,251
‫واقعا غم‌انگیزه.

635
00:38:06,334 --> 00:38:10,126
‫تا حالا دیدی تلویزیون سیلی رو نشون بده
‫که استاد دانشگاهی...

636
00:38:10,209 --> 00:38:11,668
‫قایق تو خیابونشون رفت و آمد کنه؟

637
00:38:11,751 --> 00:38:14,251
‫- چرا می‌خوای این‌قدر زود شام بخوری؟
‫- ناهار نخوردم.

638
00:38:14,334 --> 00:38:18,418
‫- مرغ سرخ‌شده تند درست کنم؟
‫- حرف نداره!

639
00:38:19,626 --> 00:38:21,334
‫- وایلدر کجاست؟
‫- نمی‌دونم.

640
00:38:21,418 --> 00:38:23,501
‫- لباست رو اتو کردم.
‫- ممنون.

641
00:38:24,334 --> 00:38:26,876
‫- قبض تلفن رو پرداخت کردی؟
‫- پیداش نمی‌کنم.

642
00:38:26,959 --> 00:38:28,793
‫قبض گاز و برق رو پرداخت کردم.

643
00:38:31,293 --> 00:38:33,626
‫بیا کمی به فکر ابره باشیم، خب؟

644
00:38:33,709 --> 00:38:34,959
‫اگه خطرناک باشه چی؟

645
00:38:35,043 --> 00:38:37,293
‫محتوای کل تانکرهای قطارها خطرناکن.

646
00:38:37,376 --> 00:38:38,959
‫ولی عوارضش درازمدته.

647
00:38:39,043 --> 00:38:41,584
‫- یعنی بعدا می‌میریم؟
‫- نمی‌میریم. دلیل مرگمون این نیست.

648
00:38:41,668 --> 00:38:43,668
‫کافیه در معرضش قرار نگیریم.

649
00:38:43,751 --> 00:38:46,209
‫بیا حواسمون باشه که ازش غافل نشیم.

650
00:38:48,084 --> 00:38:51,043
‫ وایلدر اینجاست.
‫بابا داره مرغ سرخ‌کرده فلفلی درست می‌کنه.

651
00:38:51,126 --> 00:38:53,418
‫اسمش رو گذاشتن ابر مواج سیاه.

652
00:38:53,501 --> 00:38:56,001
‫- خانواده استور هم همین رو گفتن. خوبه.
‫- چرا خوبه؟

653
00:38:56,084 --> 00:38:59,126
‫به خواهرت گفتم که قراره با
‫ دقت بیشتری بررسیش کنن.

654
00:38:59,209 --> 00:39:00,209
‫نگهم دار نیافتم.

655
00:39:16,584 --> 00:39:17,709
‫خیلی‌خب.

656
00:39:23,043 --> 00:39:26,584
‫خب هنوز که اونجاست.

657
00:39:26,668 --> 00:39:28,376
‫به نظر به همون مکان مربوطه.

658
00:39:28,459 --> 00:39:30,918
‫حواست باشه وایلدر به عایق‌ها دست نزنه.

659
00:39:31,001 --> 00:39:32,834
‫یعنی میگی ممکن نیست بیاد این طرفی؟

660
00:39:32,918 --> 00:39:35,501
‫از صدات مشخصه یه چیزی
‫ می‌دونی که من نمی‌دونم.

661
00:39:35,584 --> 00:39:37,293
‫به نظرت میاد یا نه؟

662
00:39:37,376 --> 00:39:40,918
‫می‌خوای که من بگم نمیاد،
‫ تا بعدش حقایقت رو بکوبی توی صورتم.

663
00:39:41,001 --> 00:39:42,751
‫- بیا اینجا رفیق.
‫- چی می‌گن؟

664
00:39:42,834 --> 00:39:44,751
‫درواقع باعث حالت تهوع، استفراغ...

665
00:39:44,834 --> 00:39:46,584
‫یا تنگی نفس نمی‌شه.

666
00:39:46,668 --> 00:39:48,001
‫پس چیکار می‌کنه؟

667
00:39:48,084 --> 00:39:50,043
‫باعث پش قلب و آشناپنداری می‌شه.

668
00:39:50,126 --> 00:39:51,834
‫آشناپنداری؟ بی‌خیال بابا.

669
00:39:51,918 --> 00:39:54,501
‫روی بخش حافظه کاذب مغز تاثیر می‌ذاره.

670
00:39:54,584 --> 00:39:56,126
‫- باور نمی‌کنم.
‫- فقط این نیست.

671
00:39:56,209 --> 00:39:58,543
‫دیگه ابر مواج سیاه صداش نمی‌کنن.

672
00:39:58,626 --> 00:39:59,584
‫چی صداش می‌کنن؟

673
00:39:59,668 --> 00:40:01,251
‫عارضۀ مسمومیت هوایی.

674
00:40:02,543 --> 00:40:05,751
‫اسمش مهم نیست. جاش مهمه.

675
00:40:05,834 --> 00:40:07,751
‫اون اونجاست و ما اینجاییم. وایلدر!

676
00:40:07,834 --> 00:40:09,793
‫یه جریان‌هوایی بزرگ داره از کانادا
‫ به سمت پایین حرکت می‌کنه.

677
00:40:09,876 --> 00:40:12,251
‫- خودمون می‌دونستیم.
‫- دلیل نمی‌شه مهم نباشه.

678
00:40:12,334 --> 00:40:14,709
‫شاید باشه، شاید هم نباشه. بستگی داره.

679
00:40:14,793 --> 00:40:16,709
‫شرایط آب‌وهوایی داره عوض می‌شه.

680
00:40:35,751 --> 00:40:37,751
‫امشب زود شام نمی‌خوریم؟

681
00:40:37,834 --> 00:40:40,918
‫- چرا زود باشه؟
‫- چون می‌خوایم سرمون شلوغ نباشه.

682
00:40:41,001 --> 00:40:42,501
‫چرا نباید سرمون شلوغ باشه؟

683
00:40:42,584 --> 00:40:44,501
‫- محض اینکه اتفاقی رخ بده.
‫- مثلا چی؟

684
00:40:44,584 --> 00:40:47,084
‫واقعا خوشمزست بابا.
‫چرا نمی‌خوری عزیزم؟

685
00:40:49,418 --> 00:40:53,251
‫- دنیز؟ خوبی عزیزم؟
‫- علائمش منسوخ شدن.

686
00:40:55,918 --> 00:40:58,126
‫استفی، می‌شه...

687
00:41:13,376 --> 00:41:16,209
‫- بابا، می‌شه یکم دیگه بهم ذرت بدی؟
‫- حتما.

688
00:41:16,293 --> 00:41:19,126
‫خیلی ممنونم.

689
00:41:25,126 --> 00:41:28,126
‫- حالت بهتر شد؟
‫- این فلفل خیلی...

690
00:41:30,251 --> 00:41:33,418
‫- فکر کنم از آتش‌نشانی میاد.
‫- حالا دسر چی داریم؟

691
00:41:38,709 --> 00:41:41,418
‫ابر شیمیایی کشنده.

692
00:41:41,501 --> 00:41:44,001
‫تمامی مکان‌های مسکونی را تخلیه کنید.

693
00:41:44,709 --> 00:41:48,501
‫ابر شیمیایی کشنده.
‫ابر شیمیایی کشنده.

694
00:41:48,584 --> 00:41:49,751
‫تخلیه کنید...

695
00:41:52,334 --> 00:41:53,668
‫می‌گن خونه رو تخلیه کنیم.

696
00:41:53,751 --> 00:41:57,251
‫داشتن پیشنهاد می‌دادن یا
‫ با اجبار حرف می‌زدن؟

697
00:41:57,334 --> 00:41:58,459
‫ماشین مامور آتش‌نشانی بود...

698
00:41:58,543 --> 00:42:00,543
‫که یعنی می‌شه گفت فرصت نکردی...

699
00:42:00,626 --> 00:42:03,001
‫متوجه حالت لحن صحبتش بشی.

700
00:42:03,084 --> 00:42:04,001
‫بخاطر آژیر بوده.

701
00:42:04,084 --> 00:42:05,584
‫صداش داشت می‌گفت:

702
00:42:05,668 --> 00:42:09,043
‫"تمامی مکان‌های مسکونی را تخلیه کنید.
‫ابر شیمیایی کشنده."

703
00:42:09,126 --> 00:42:12,043
‫"ابر شیمیایی کشنده."

704
00:42:18,126 --> 00:42:19,001
‫چیزی نیست.

705
00:42:26,793 --> 00:42:28,584
‫جک! ولش کن!

706
00:42:30,334 --> 00:42:32,376
‫کسی ماسک اسکی من رو ندیده؟

707
00:42:41,459 --> 00:42:44,334
‫- ماسک اسکی من کجاست؟
‫- ماسک اسکی می‌خوای چیکار؟

708
00:42:44,418 --> 00:42:46,793
‫حین چنین اتفاقاتی لازم می‌شه دیگه.

709
00:42:46,876 --> 00:42:48,959
‫مردم حین مسافرت خیلی وسایل الکی میارن.

710
00:42:49,043 --> 00:42:51,168
‫حالا فکر نکنم گیاه لازم باشه ولی...

711
00:42:51,251 --> 00:42:53,084
‫- مطمئنید همه اومدن؟
‫- اینطور به نظر میاد.

712
00:42:53,168 --> 00:42:54,918
‫همه رفتن.

713
00:42:57,709 --> 00:42:58,751
‫ما دیر کردیم.

714
00:43:15,168 --> 00:43:17,751
‫ساکنین بلک‌اسمیت باید
‫ از مسیر باغ‌راه بروند.

715
00:43:17,834 --> 00:43:20,334
‫تا به محل خدمت‌رسانی چهارم رسیده...
‫و مسیرشان را تا...

716
00:43:20,418 --> 00:43:22,584
‫رستورانی به نام کاخ کونگ‌فو ادامه دهند.

717
00:43:22,668 --> 00:43:25,418
‫همون‌جاییه که نیلوفر آبی و گوزن زنده داشت؟

718
00:43:25,501 --> 00:43:26,418
‫درسته.

719
00:43:26,501 --> 00:43:28,751
‫- ما باید کجا بریم؟
‫- می‌گن بهمون.

720
00:43:29,418 --> 00:43:31,501
‫- می‌شه آهنگ‌های من رو پخش کنیم؟
‫- بعدا عزیزم.

721
00:43:31,584 --> 00:43:33,751
‫امسال زمستون سرده یا معمولیه؟

722
00:43:33,834 --> 00:43:35,459
‫- در مقایسه با کی؟
‫- نمی‌دونم.

723
00:43:35,543 --> 00:43:37,959
‫- اگه ساکن سمت غربی هستید...
‫- ما رو میگه.

724
00:43:38,043 --> 00:43:40,793
‫به سمت اردوگاه پیشاهنگی گل نرگس بروید.

725
00:43:40,876 --> 00:43:42,209
‫و در آنجا داوطلبان صلیب‌سرخ...

726
00:43:42,293 --> 00:43:44,501
‫- بهشون آب‌میوه و قهوه می‌دن.
‫- خیلی‌خب. حالا برنامه داریم.

727
00:43:44,584 --> 00:43:47,084
‫یعنی از بزرگراه شماره ده،
‫ دقیقا بعد نمایندگی فورد آینرسون.

728
00:43:47,168 --> 00:43:48,251
‫لعنتی.

729
00:43:48,334 --> 00:43:51,876
‫بین خط مرزی شهرستان و ایالتی شماره پنج.
‫از ما خواستند که اشاره کنیم لطفا...

730
00:43:51,959 --> 00:43:55,459
‫اقدام به پناهگیری در محلی خارج
‫ از جای تعیین شده نکنید.

731
00:44:17,709 --> 00:44:20,376
‫منظور جناب آلبرت اینشتین اینه که...

732
00:44:20,459 --> 00:44:23,376
‫وقتی جلوتر خیابان چهار بانده بشه
‫ ترافیک درست میشه.

733
00:44:25,793 --> 00:44:27,959
‫اون‌هایی توی اون کراون ویکتوریا نشستن
‫ انگار نمی‌ترسن.

734
00:44:28,709 --> 00:44:30,376
‫آره، دارن بگو بخند می‌کنن.

735
00:44:30,959 --> 00:44:32,334
‫این‌ها که مشغول بگو بخند نیستن.

736
00:44:32,418 --> 00:44:34,334
‫- کدوم‌ها؟
‫- فورد واگن بغلیمون.

737
00:44:34,418 --> 00:44:35,709
‫به نظر خیلی ناراحت میان.

738
00:44:35,793 --> 00:44:38,459
‫مگه به ما ربطی داره مردم
‫ توی ماشین چیکار می‌کنن؟

739
00:44:38,543 --> 00:44:42,251
‫- آخه می‌خوام بدونم چقدر باید بترسم.
‫- هنوز مشخص نیست استف.

740
00:44:42,334 --> 00:44:44,918
‫- این باعث می‌شه بیشتر بترسم.
‫- نترس.

741
00:44:45,543 --> 00:44:47,668
‫کسی از روبرو نمیاد.

742
00:44:47,751 --> 00:44:48,918
‫حتما پلیس مسیر رو مسدود...

743
00:44:49,001 --> 00:44:51,626
‫پلیس‌ها کجان؟
‫ما رو به حال خودمون رها کردن؟

744
00:44:51,709 --> 00:44:52,543
‫همین اطرافن.

745
00:44:52,626 --> 00:44:55,418
‫چرا باید حین یه عارضۀ آب‌وهوایی
‫ اثاثیه منزل بخرن؟

746
00:44:55,501 --> 00:44:58,251
‫- تخفیف خورده.
‫- شاید یه چیزی می‌دونن که ما نمی‌دونیم.

747
00:44:58,334 --> 00:45:01,584
‫- شاید راه فراری نیست.
‫- شاید داره از هوا نایودین دی می‌باره.

748
00:45:01,668 --> 00:45:02,668
‫امکانش هست؟

749
00:45:02,751 --> 00:45:05,834
‫از مردمی که داخل خانه هستند
‫ خواهشمندیم داخل خانه بمانند.

750
00:45:05,918 --> 00:45:08,334
‫- چرا باید چنین چیزی بگن؟
‫- به ما گفتن خونه رو ترک کنیم.

751
00:45:08,418 --> 00:45:09,668
‫باید در خانه بمانید.

752
00:45:09,751 --> 00:45:12,834
‫اگر درحال حاضر خانه را ترک کردید،
‫فورا به پناهگاه بروید.

753
00:45:12,918 --> 00:45:16,959
‫تکرار می‌کنیم، اگر خانه هستید،
‫ در خانه بمانید.

754
00:45:17,043 --> 00:45:21,459
‫اگر خانه نیستید، مقامات پیشنهاد می‌کنند
‫ که فورا به خانه بروید.

755
00:45:21,543 --> 00:45:24,043
‫دارن از ما جلو می‌زنن بابایی.

756
00:45:24,126 --> 00:45:25,959
‫از لحاظ فنی غیرقانونیه...

757
00:45:45,584 --> 00:45:47,751
‫بابا شام مرغ سرخ‌کرده فلفلی درست کرده بود.

758
00:45:47,834 --> 00:45:48,876
‫غذای موردعلاقه‌ی بابا.

759
00:45:49,626 --> 00:45:51,959
‫بابا گفت که نگران نباشیم،
‫دوده نمیاد این طرفی.

760
00:45:52,043 --> 00:45:54,876
‫ولی دوده نبود.
‫عارضۀ مسموم هوایی بود.

761
00:45:54,959 --> 00:45:56,918
‫فورا وسایل رو جمع کردیم
‫ و سوار ماشین شدیم...

762
00:45:57,001 --> 00:45:59,459
‫و متوجه شدیم که دیر تخلیه کردیم.

763
00:45:59,543 --> 00:46:01,209
‫تمام این‌چیز ها واقعا داره رخ می‌ده؟

764
00:46:01,293 --> 00:46:04,709
‫باران بر سقف استیشن‌واگن‌مان ضربه می‌زد.

765
00:46:05,626 --> 00:46:09,751
‫آسایش چنار و پرچین رو ترک کردیم
‫ تا توی ترافیک گیر کنیم.

766
00:46:09,834 --> 00:46:12,334
‫بابامون توی رادیو دنبال اطلاعات می‌گشت.

767
00:46:12,418 --> 00:46:15,918
‫ماشین‌ها مثل دومینو توی
‫ ترافیک صف کشیده بودن.

768
00:46:17,001 --> 00:46:19,418
‫با وحشت از کنار مردم گذر کردیم.

769
00:46:20,334 --> 00:46:23,251
‫پیوندی وصف‌نشدنی بین ما
‫و همسفرانمان شکل گرفت.

770
00:46:23,334 --> 00:46:26,543
‫و ناگهان تصادف.
‫ماشینی در جاده چپ شد.

771
00:46:26,626 --> 00:46:29,209
‫- مردم برای یاری شتافتند.
‫- مردم بیچاره...

772
00:46:29,293 --> 00:46:33,793
‫ما فقط توانستیم تماشا و ابراز همدردی کنیم.

773
00:46:41,959 --> 00:46:44,543
‫- چی بود؟
‫- ماشین رو برون جک.

774
00:46:45,168 --> 00:46:47,751
‫گلوت رو دیدم. یه چیزی رو قورت دادی.

775
00:46:47,834 --> 00:46:50,293
‫آب‌نبات بود. حواست به جلوت باشه.

776
00:46:50,376 --> 00:46:52,043
‫آب‌نبات رو می‌ذارن توی دهن...

777
00:46:52,126 --> 00:46:54,584
‫و بدون هیچ مکیدنی قورتش می‌دن؟

778
00:46:54,668 --> 00:46:57,209
‫قورت چیه؟ هنوز توی دهنمه.

779
00:46:57,293 --> 00:46:58,876
‫ولی یه چیزی رو قورت دادی. دیدم.

780
00:46:58,959 --> 00:47:01,584
‫آب دهنم بود که توی دهنم جمع شده بود.

781
00:47:01,668 --> 00:47:03,251
‫می‌شه رانندگی بکنی؟

782
00:47:03,334 --> 00:47:05,209
‫گمان می‌کنم شرایط خیلی ترسناک باشه.

783
00:47:05,293 --> 00:47:09,001
‫بله، با ماده شیمیایی بسیار
‫ترسناکی سر و کار داریم.

784
00:47:09,084 --> 00:47:11,751
‫ممکنه روی عده زیادی تاثیر بذاره.

785
00:47:11,834 --> 00:47:15,626
‫اطلاعی دارید که چند نفر در گلسبورو
‫خانه‌های خودشون رو ترک کردند؟

786
00:47:15,709 --> 00:47:18,334
‫- داریم بنزین تمام می‌کنیم.
‫- اطلاعی ندارم.

787
00:47:18,418 --> 00:47:20,376
‫- همیشه اضافه میاریم.
‫- از کجا اضافه بیاریم؟

788
00:47:20,459 --> 00:47:22,626
‫باک رو اینطوری می‌سازن. که تموم نشه.

789
00:47:22,709 --> 00:47:24,793
‫ممکن نیست. اگه بنزین نزنی تموم می‌شه.

790
00:47:24,876 --> 00:47:26,668
‫تا ابد که نمی‌ری.

791
00:47:26,751 --> 00:47:29,709
‫- پس چطوری باید بفهمی وقت بنزین زدنه؟
‫- وقتی از پمپ بنزین رد می‌شی.

792
00:47:28,835 --> 00:47:30,181
‫{\an8}[خروجی هفدهم، رستوران، تلفن،
‫ پمپ بنزین، محل اسکان]

793
00:47:29,793 --> 00:47:31,043
‫ببینید.

794
00:48:03,043 --> 00:48:04,418
‫هیچکس اینجا نیست.

795
00:48:21,543 --> 00:48:22,584
‫کار می‌کنه.

796
00:49:13,585 --> 00:49:14,585
‫[خدمات رسانی شبانه روزی]

797
00:49:45,626 --> 00:49:46,876
‫پولش رو ندادی بابایی.

798
00:49:47,793 --> 00:49:48,959
‫کسی نبود.

799
00:49:49,043 --> 00:49:51,043
‫می‌تونستی پول رو بذاری روی پیشخوان.

800
00:49:51,126 --> 00:49:53,876
‫عجله داشتم.

801
00:49:53,959 --> 00:49:57,334
‫- براشون چک می‌فرستم.
‫- بعید می‌دونم بفرستی.

802
00:49:57,418 --> 00:49:59,668
‫اگه سگ‌ها مسموم بشن چی می‌شه؟

803
00:49:59,751 --> 00:50:01,876
‫- سگ‌ها چیزیشون نمیشه.
‫- از کجا می‌دونی؟

804
00:50:01,959 --> 00:50:03,834
‫- از جک بپرس.
‫- از هاینریک بپرس.

805
00:50:03,918 --> 00:50:07,126
‫ممکنه احتمالش باشه.
‫ می‌تونیم از موش‌ها استفاده کنیم...

806
00:50:07,209 --> 00:50:08,959
‫تا ببینیم چه بیماری‌هایی
‫ممکنه بینمون منتقل بشه.

807
00:50:09,043 --> 00:50:11,501
‫و اگه فکر کنن ممکنه سگ آسیب
‫ ببینه چنین کاری نمی‌کنن.

808
00:50:11,584 --> 00:50:13,959
‫- چرا؟
‫- سگ پستانداره.

809
00:50:14,043 --> 00:50:15,793
‫- موش هم هست.
‫- موش حیوان موذیه.

810
00:50:15,876 --> 00:50:18,543
‫- می‌شه گفت موش‌ها بیشتر جونده‌ان.
‫- حیوان موذی محسوب می‌شه.

811
00:50:18,626 --> 00:50:21,293
‫- سوسک‌هم حیوان موذیه.
‫- سوسک حشره‌ست.

812
00:50:21,376 --> 00:50:23,209
‫باید از شمردن پاهاشون بفهمی.

813
00:50:23,293 --> 00:50:25,293
‫- حیوان موذی‌ هم هست.
‫- سوسک‌ها...

814
00:50:25,376 --> 00:50:28,709
‫خانواده عامل اصلی پخش اطلاعات غلط دنیاست.

815
00:50:28,793 --> 00:50:31,668
‫دقیقا مثل یه سوسک،
‫ حتی اگه هردوشون موذی باشن.

816
00:50:31,751 --> 00:50:34,751
‫از اونجایی که موش و انسان ممکنه
‫سرطان بگیرن، ولی سوسک نمی‌گیره.

817
00:50:34,834 --> 00:50:37,251
‫حرفش اینه که دو موجودی که پستاندار هستن...

818
00:50:37,334 --> 00:50:39,709
‫نقاط اشتراک بیشتری از دو موجودی
‫ که موذی هستند، دارن.

819
00:50:39,793 --> 00:50:42,376
‫یعنی می‌خوای بگی موش نه‌تنها...

820
00:50:42,459 --> 00:50:45,084
‫موذی و جونده‌ست، بلکه پستاندار هم هست؟

821
00:50:45,168 --> 00:50:46,376
‫لعنتی.

822
00:51:30,043 --> 00:51:32,626
‫نگاهش کنین. نگاهش کنین.

823
00:51:32,709 --> 00:51:34,376
‫- من هم می‌شه با اون ببینم؟
‫- من هم می‌خوام ببینم.

824
00:51:34,459 --> 00:51:36,043
‫زود بچه‌ها. با هم ببینین لطفا.

825
00:51:36,126 --> 00:51:39,959
‫- با هم می‌بینیم! اول من بعدش...
‫- نه، با هم. یعنی واقعا با هم.

826
00:52:35,418 --> 00:52:36,876
‫به اردوگاه گل نرگس خوش‌اومدید.

827
00:52:46,543 --> 00:52:48,293
‫[اردوگاه گل نرگس]

828
00:53:00,459 --> 00:53:03,918
‫شنیدم فردا صبح زود می‌تونیم بریم خونه.

829
00:53:04,001 --> 00:53:05,959
‫نمی‌دونم دوست دارم برم یا نه.

830
00:53:06,043 --> 00:53:08,209
‫مادرشوهرم اومده خونه ما.

831
00:53:08,293 --> 00:53:11,126
‫- این قضایا بهونه خوبی بوده.
‫- شنیدم ممکنه دو هفته طول بکشه.

832
00:53:11,209 --> 00:53:12,918
‫دولت بیشتر می‌دونه...

833
00:53:13,001 --> 00:53:14,626
‫گزارش‌هایی زیادی به دست ما می‌رسه.

834
00:53:14,709 --> 00:53:16,001
‫ولی خبر مفیدی نمی‌دن.

835
00:53:16,084 --> 00:53:19,501
‫یه هلیکوپتر وارد ابر سمی شد
‫ و کاملا ناپدید شد.

836
00:53:19,584 --> 00:53:21,709
‫حداقلش هفت تا معنی داره.

837
00:53:21,793 --> 00:53:23,418
‫من شیش تا به ذهنم می‌رسه، هفتمی چیه؟

838
00:53:23,501 --> 00:53:26,001
‫خب اگه شیش‌تای تو رو ندونم...

839
00:53:26,084 --> 00:53:27,834
‫سگ‌ها از نیومکزیکو رسیدن...

840
00:53:27,918 --> 00:53:30,584
‫خیلی جسورانه طی یه عملیات شبانه
‫با چتر توی چمنزار فرود اومدن.

841
00:53:30,668 --> 00:53:31,793
‫واقعا قهرمان‌ هستن.

842
00:53:31,876 --> 00:53:34,584
‫یه موسسه معتبر جهانی
‫ از هیپنوتیزم استفاده کرده...

843
00:53:34,668 --> 00:53:38,251
‫و باعث شده صدها نفر تجربیاتی
‫از زندگی قبلیشون رو به یاد بیارند.

844
00:53:38,334 --> 00:53:42,751
‫امثال سازندگان اهرام ثلاثه،
‫دانش‌آموزان خارجی، و آدم فضایی‌ها.

845
00:53:42,834 --> 00:53:47,501
‫توی همین سال گذشته متخصص هیپنوتیزم تناسخ
‫یعنی لینگ تی وان، اعلام کرده که...

846
00:53:47,584 --> 00:53:49,793
‫به صدها نفر کمک کرده جزئیاتی
‫ از زندگی قبلیشون به دست بیارند.

847
00:53:49,876 --> 00:53:52,543
‫چیزی که روش سمپاشی کردن
‫ احتمالا سدیم کربنات بوده.

848
00:53:52,626 --> 00:53:54,334
‫می‌شه گفت دیر کردن و کم هم کردن.

849
00:53:54,418 --> 00:53:57,459
‫حدس من اینه که صبح زود روش
‫سم‌پاشی هوایی می‌کنن.

850
00:53:57,543 --> 00:54:00,459
‫و ابر سمی رو با سدیم کربنات
‫ بیشتری بمباران می‌کنن...

851
00:54:00,543 --> 00:54:04,251
‫که به میلیون‌ها جریان کوچیک
‫ و بی‌ضرر تبدیلش می‌کنه.

852
00:54:04,334 --> 00:54:07,209
‫سدیم کربنات همون کربنات دو سوده...

853
00:54:07,293 --> 00:54:11,751
‫که توی صنایع ساخت شیشه، سرامیک،
‫مواد شوینده و صابون استفاده می‌شه.

854
00:54:11,834 --> 00:54:14,418
‫و ازش برای تهیه بی‌کربنات نوشابه
‫‌ هم استفاده می‌شه...

855
00:54:14,501 --> 00:54:18,543
‫که مطمئنم خیلی‌هاتون توی
‫شب‌نشینی‌هاتون مصرفش کردید.

856
00:54:19,668 --> 00:54:22,043
‫پس احتمالا سوالی که واستون پیش اومده...

857
00:54:22,126 --> 00:54:23,793
‫اینه که این نایودین دی که...

858
00:54:23,876 --> 00:54:25,501
‫اسمش رو می‌شنویم چیه؟

859
00:54:25,584 --> 00:54:27,543
‫خب خوبه که پرسیدید.

860
00:54:27,626 --> 00:54:32,168
‫شکل پودری بدون رنگ و بو داره
‫و به شدت خطرناکه.

861
00:54:36,209 --> 00:54:38,251
‫دو غارتگر رو کشتن...

862
00:54:38,334 --> 00:54:41,209
‫چندین جسم پرنده ناشناخته
‫ این اطراف دیده شده.

863
00:54:41,293 --> 00:54:44,709
‫می‌دونستید قرار بوده رونالد ریگان
‫ توی کازابلانکا باشه؟

864
00:54:44,793 --> 00:54:46,709
‫ظاهرا هاینریک داره گوشه‌گیری
‫ رو کنار می‌ذاره.

865
00:54:46,793 --> 00:54:48,584
‫کجاست؟ ندیدمش.

866
00:54:48,668 --> 00:54:50,126
‫اون گروه مردم رو می‌بینی؟

867
00:54:50,209 --> 00:54:52,418
‫پا نشو. اون دقیقا وسطشونه.

868
00:54:52,501 --> 00:54:55,376
‫داره چیزهایی راجع به عارضۀ مسموم
‫ می‌دونه رو بهشون می‌گه.

869
00:54:55,459 --> 00:54:58,376
‫- چی می‌دونه؟
‫- ظاهرا خیلی‌چیزها.

870
00:54:58,459 --> 00:55:00,084
‫چرا به ما نگفت؟

871
00:55:00,168 --> 00:55:02,084
‫شاید فکر می‌کنه ارزشش رو نداره که...

872
00:55:02,168 --> 00:55:04,251
‫پیش خانوادش جذاب و بامزه باشه.

873
00:55:04,334 --> 00:55:06,084
‫ما بازخوردهای منفی‌ای بهش می‌دیم.

874
00:55:06,168 --> 00:55:08,084
‫به نظرت بهتر نیست بری اونجا...

875
00:55:08,168 --> 00:55:10,293
‫و بهش نشون بدی که پدرش در
‫ لحظات بزرگ زندگیش کنارشه؟

876
00:55:10,376 --> 00:55:13,126
‫- اگه من برم ناراحت میشه.
‫- اگه من برم چی؟

877
00:55:13,209 --> 00:55:15,334
‫- فکر می‌کنه من فرستادمت.
‫- به نظرت بده؟

878
00:55:19,126 --> 00:55:21,584
‫- فقط آب‌نبات بود؟
‫- چی؟

879
00:55:21,668 --> 00:55:24,168
‫آب دهنت رو قورت دادی؟

880
00:55:24,251 --> 00:55:25,459
‫آب‌نبات بود.

881
00:55:25,543 --> 00:55:27,251
‫- یکی به من بده.
‫- آخریش بود.

882
00:55:27,334 --> 00:55:29,084
‫- چه مزه‌ای بود؟ زود بگو.
‫- گیلاسی.

883
00:55:30,668 --> 00:55:32,709
‫توجه. توجه.

884
00:55:33,334 --> 00:55:37,251
‫اگر شما برای مدتی طولانی‌تر از ده ثانیه...

885
00:55:37,334 --> 00:55:41,084
‫در معرض عارضۀ مسموم هوایی قرار گرفته‌اید...

886
00:55:41,168 --> 00:55:44,209
‫- لطفا به جلو بیایید...
‫- نشنیدی چی گفت؟

887
00:55:44,293 --> 00:55:46,543
‫- راجع به در معرض قرار گرفتن بود.
‫- درسته.

888
00:55:46,626 --> 00:55:48,126
‫چه ربطی به ما داره؟

889
00:55:48,209 --> 00:55:50,001
‫ما نه. تو.

890
00:55:50,084 --> 00:55:51,334
‫من چرا؟

891
00:55:51,418 --> 00:55:54,584
‫مگه تو نرفتی بیرون که باک ماشین رو پر کنی؟

892
00:55:54,668 --> 00:55:57,126
‫ولی اون‌موقع که عارضۀ هوایی رومون نبود.

893
00:55:57,209 --> 00:55:58,668
‫جلومون بود.

894
00:55:58,751 --> 00:56:02,251
‫یادته وقتی برگشتی توی
‫ماشین اون نورها روشن شد؟

895
00:56:02,334 --> 00:56:04,251
‫- قشنگ بودن.
‫- آره.

896
00:56:04,334 --> 00:56:07,668
‫یعنی داری میگی وقتی پیاده شدم
‫ممکنه ابر اونقدر نزدیک بوده باشه...

897
00:56:07,751 --> 00:56:09,293
‫که روم بباره؟

898
00:56:09,376 --> 00:56:10,418
‫تقصیر تو نیست...

899
00:56:10,501 --> 00:56:13,959
‫ولی عملا حدود دو دقیقه و نیم توش بودی.

900
00:56:15,793 --> 00:56:19,209
‫- چه مدت بیرون ماشین بودی؟
‫- دنیز گفت دو دقیقه و نیم.

901
00:56:21,251 --> 00:56:22,918
‫زیاده یا کم؟

902
00:56:23,001 --> 00:56:24,626
‫این شامل هرچیزی که باعث بشه پوست...

903
00:56:24,709 --> 00:56:27,918
‫و یا مجرای بدن با انتشارات
‫تماس برقرار کنه می‌شه.

904
00:56:28,001 --> 00:56:29,001
‫این نایودین دی...

905
00:56:29,084 --> 00:56:30,293
‫تبریک میگم!

906
00:56:30,376 --> 00:56:32,876
‫یه جور آلودگی سمی واقعا جدیده.
‫می‌شه گفت پیشرفته‌ترینه.

907
00:56:32,959 --> 00:56:35,876
‫یک بخش در میلیونش می‌تونه
‫یه موش رو وارد زندگی نباتی بکنه.

908
00:56:35,959 --> 00:56:38,001
‫پس کسایی که توی ماشین بودن چی؟

909
00:56:38,084 --> 00:56:40,334
‫برای پیاده شدن و سوار شدن
‫ باید در رو باز می‌کردم دیگه.

910
00:56:40,418 --> 00:56:43,043
‫به نظرم شرایط اون‌ها خیلی خطرناک نبوده.

911
00:56:43,126 --> 00:56:46,793
‫اون دو دقیقه و نیمه که
‫ به نظر من خطرناک بوده.

912
00:56:46,876 --> 00:56:50,418
‫- شبه‌تخلیه یعنی چی؟
‫- مخفف شبیه‌سازی تخلیه‌ست.

913
00:56:50,501 --> 00:56:52,834
‫برنامه جدید دولتی که دارن
‫سر بودجه‌ش بحث می‌کنن.

914
00:56:52,918 --> 00:56:54,543
‫این تخلیه که شبیه سازی شده نیست.

915
00:56:54,626 --> 00:56:55,668
‫- واقعیه.
‫- می‌دونیم.

916
00:56:55,751 --> 00:56:57,918
‫ولی گفتیم می‌تونیم ازش به
‫ عنوان نمونه استفاده کنم.

917
00:56:58,001 --> 00:57:00,251
‫یعنی داری می‌گی از یه
‫عارضۀ واقعی استفاده کردید...

918
00:57:01,043 --> 00:57:03,584
‫تا شبیه‌سازیتون رو تمرین بکنید؟

919
00:57:03,668 --> 00:57:05,918
‫کاملا همین‌طوره.

920
00:57:06,001 --> 00:57:06,876
‫چطور پیش میره؟

921
00:57:07,459 --> 00:57:09,751
‫منحنی نموندار بیشتر از اونیه که باید باشه.

922
00:57:09,834 --> 00:57:12,001
‫اگه این واقعا شبیه‌سازی بود،
‫الان قربانی‌هامون...

923
00:57:12,084 --> 00:57:13,751
‫اونجایی نیستن که می‌خواستیم باشن.

924
00:57:13,834 --> 00:57:16,876
‫باید به این هم توجه کنیم که
‫ اتفاقات امشب واقعیه.

925
00:57:16,959 --> 00:57:18,459
‫پس کامپیوترها چی؟

926
00:57:18,543 --> 00:57:22,001
‫الان داری اطلاعات واقعی رو
‫ وارد سیستم می‌کنی یا تمرینه؟

927
00:57:22,084 --> 00:57:23,334
‫نگاه کن.

928
00:57:27,918 --> 00:57:29,918
‫من دو دقیقه و نیم بیرون بودم.

929
00:57:30,001 --> 00:57:33,001
‫تنها چیزی که اون خانم در معرضش
‫ قرار گرفته خوش‌شانسیه.

930
00:57:34,334 --> 00:57:35,793
‫چند ثانیه می‌شه؟

931
00:57:35,876 --> 00:57:39,376
‫اعداد پرانتزی می‌شن و چشمک می‌زنن.

932
00:57:39,459 --> 00:57:40,584
‫یعنی چی؟

933
00:57:41,751 --> 00:57:44,043
‫- یعنی قراره بمیرم؟
‫- اینطور نیست.

934
00:57:45,043 --> 00:57:47,501
‫- منظورت چیه؟
‫- یعنی نمیشه دقیقا اینطور بیانش کرد.

935
00:57:48,209 --> 00:57:49,876
‫چطوری می‌شه بیانش کرد؟

936
00:57:49,959 --> 00:57:52,168
‫با کلمات نمی‌شه، با تعداد سال می‌شه.

937
00:57:52,251 --> 00:57:53,668
‫تا پونزده سال بیشتر مشخص می‌شه.

938
00:57:53,751 --> 00:57:56,168
‫تا اون‌موقع شرایط هنوز بحرانیه.

939
00:57:56,251 --> 00:57:57,793
‫تا پونزده سال چی‌ مشخص می‌شه؟

940
00:57:57,876 --> 00:58:02,293
‫اگه تا اون‌موقع زنده باشی...
‫ اطلاعاتمون خیلی از الان بیشتر می‌شه.

941
00:58:02,376 --> 00:58:04,918
‫طول عمر نایودین دی حدود سی‌ساله.

942
00:58:05,001 --> 00:58:06,584
‫پس تا اون‌موقع از نصفش گذر کردی.

943
00:58:06,668 --> 00:58:09,959
‫یعنی برای نجات پیدا کردن از این ماده
‫ باید تا هفتاد سالگی عمر کنم؟

944
00:58:10,751 --> 00:58:14,001
‫من اگه بودم نگران چیزی که دیده
‫ یا احساس نمی‌شه، نمی‌شدم.

945
00:58:14,084 --> 00:58:16,459
‫می‌رفتم زندگیم رو می‌کردم.

946
00:58:16,543 --> 00:58:18,793
‫ازدواج می‌کردم، سروسامون می‌گرفتم،
‫ بچه‌دار می‌شدم.

947
00:58:18,876 --> 00:58:22,126
‫با توجه به اطلاعات فعلی دلیلی نمی‌بینم
‫که نتونید این کارها رو بکنید.

948
00:58:22,209 --> 00:58:25,543
‫- ولی گفتی شرایط بحرانیه.
‫- من نگفتم. کامپیوتر می‌گه.

949
00:58:25,626 --> 00:58:27,793
‫حرفی که کامپیوتر می‌زنه شبیه‌سازی نیست.

950
00:58:27,876 --> 00:58:31,043
‫برعکس بازوبندی که زدی واقعیه.

951
00:58:31,126 --> 00:58:32,084
‫واقعیه.

952
00:58:37,293 --> 00:58:38,209
‫ممنونم.

953
00:58:47,001 --> 00:58:49,959
‫می‌خوان مردم فکر کنن که تصادف قطار بوده...

954
00:58:50,459 --> 00:58:51,293
‫ولی درواقع یه بمب هسته‌ای بوده.

955
00:58:51,376 --> 00:58:52,418
‫موری!

956
00:58:53,251 --> 00:58:54,251
‫- تو هم اینجایی که.
‫- جک.

957
00:58:54,334 --> 00:58:55,334
‫سلام آقای گنده.

958
00:58:55,418 --> 00:58:57,584
‫همه سفیدپوست‌ها
‫یه آهنگ موردعلاقه از الویس دارن.

959
00:58:57,668 --> 00:58:59,918
‫فکر کردم رفتی نیویورک.

960
00:59:00,001 --> 00:59:02,126
‫موندم که فیلم تصادف ماشین‌ها رو ببینم.

961
00:59:02,209 --> 00:59:05,459
‫شنیده بودم اینجا زن‌های بی‌بند‌وباری
‫ پیدا می‌شن، اومدم بررسی کنم.

962
00:59:05,543 --> 00:59:07,668
‫یکی‌شون می‌گه یه قسمتی از اونجاش جدا شده.

963
00:59:07,751 --> 00:59:10,418
‫- به نظرت منظورش چیه؟
‫- به نظر که مشغول نمیان.

964
00:59:10,501 --> 00:59:14,418
‫فکر نکنم چنین فاجعه‌ای باعث پرهیز جنسی بشه.

965
00:59:14,501 --> 00:59:17,251
‫بالاخره که یکی‌ دوتاشون رو گیر میاریم...

966
00:59:17,334 --> 00:59:20,293
‫ولی فکر نمی‌کنم قرار باشه گروهی کاری بکنن.
‫یعنی امشب نه.

967
00:59:20,376 --> 00:59:23,376
‫- توی گروهت کسی آشناپنداری نداشت؟
‫- نه.

968
00:59:24,709 --> 00:59:26,751
‫کسی توی گروهت کسی آشناپنداری نداشت؟

969
00:59:28,168 --> 00:59:30,543
‫چرا حس می‌کنیم این اتفاقات قبلا رخ داده؟

970
00:59:31,376 --> 00:59:36,793
‫ساده‌ست. واقعا قبلا رخ دادن.
‫توی ذهنمون. مثل بینشی از آینده.

971
00:59:36,876 --> 00:59:38,376
‫فراطبیعیه.

972
00:59:38,459 --> 00:59:41,459
‫شاید وقتی بمیریم با خودمون بگیم که؛

973
00:59:42,584 --> 00:59:46,043
‫«این حس رو می‌شناسم، قبلا اینجا بودم.»

974
00:59:48,626 --> 00:59:49,668
‫حالت چطوره؟

975
00:59:51,668 --> 00:59:52,918
‫دارم می‌میرم موری.

976
00:59:53,709 --> 00:59:57,293
‫دو دقیقه و نیم در معرض ابر سمی بودم.

977
00:59:57,376 --> 01:00:00,376
‫حتی اگه به شیوه مستقیم من رو نکشه...

978
01:00:00,459 --> 01:00:02,168
‫توی بدنم تا زمان مرگم هست.

979
01:00:02,251 --> 01:00:05,584
‫ممکنه توی سقوط هواپیما بمیرم
‫و نایودین دی...

980
01:00:05,668 --> 01:00:07,543
‫بعد مرگم هنوز توی بدنم هست.

981
01:00:07,626 --> 01:00:08,751
‫یه کامپیوتر بهم گفت.

982
01:00:08,834 --> 01:00:10,834
‫واقعا متاسفم دوست من.

983
01:00:10,918 --> 01:00:12,918
‫ولی کامپیوترهام اشتباه می‌کنن.

984
01:00:14,459 --> 01:00:16,293
‫الکتریسیته ساکن فرش می‌تونه
‫ باعث اشتباهشون بشه.

985
01:00:16,376 --> 01:00:18,543
‫توی پناهگاه بودیم. فرشی نبود.

986
01:00:18,626 --> 01:00:22,043
‫پرز. یا موی توی مدار برق.
‫خیلی اشتباهات پیش میاد.

987
01:00:22,126 --> 01:00:24,168
‫راجع به این با بابِت حرفی نزن.

988
01:00:24,251 --> 01:00:25,918
‫- خیلی ناراحت میشه.
‫- باشه.

989
01:00:26,001 --> 01:00:29,043
‫گاهی اوقات واقعا مرگ رو
‫ با چشم‌های خودم می‌بینم.

990
01:00:29,126 --> 01:00:30,959
‫معمولا شب‌ها.

991
01:00:31,043 --> 01:00:33,459
‫چیزی که همیشه ازش می‌ترسیدم.
‫ و حالا هم وقتش رسیده.

992
01:00:34,834 --> 01:00:37,209
‫هممون می‌دونیم که نمی‌شه از مرگ فرار کرد.

993
01:00:37,293 --> 01:00:39,668
‫و با این دانش سنگین باید چیکار بکنیم؟

994
01:00:39,751 --> 01:00:42,668
‫سرکوب می‌کنیم. روش پوشش می‌ذاریم.
‫ولی تو بلد نیستی سرکوب کنی.

995
01:00:42,751 --> 01:00:46,251
‫کاش می‌تونستم یه کاری بکنم.
‫یا یه راه حلی برای این مشکل پیدا کنم.

996
01:00:46,334 --> 01:00:50,209
‫ممکن بود هیتلر ازت مراقبت کنه.
‫بعضی‌ آدم‌ها از زندگی هم قوی ترن.

997
01:00:50,293 --> 01:00:53,334
‫هیتلر از مرگ هم قوی تر بود.
‫کاملا درک می‌کنم.

998
01:00:53,418 --> 01:00:55,918
‫جدی می‌کنی؟ کاش من هم می‌کردم.

999
01:00:56,001 --> 01:00:57,209
‫کاملا واضحه.

1000
01:00:57,293 --> 01:01:00,459
‫این ترس بزرگی که داری جای مرگت رو پر کرده.

1001
01:01:00,543 --> 01:01:03,376
‫کار جسورانه‌ای انجام دادی.
‫یک پیشروی جسورانه.

1002
01:01:03,459 --> 01:01:04,501
‫جسورانه و احمقانه.

1003
01:01:07,626 --> 01:01:10,084
‫اگه می‌تونستم میل شخصیم رو از بین ببرم.

1004
01:01:10,168 --> 01:01:13,918
‫بیا، این رو بگیر. من خونه‌ توی کشوی
‫اجاقم یکی دیگه دارم.

1005
01:01:14,543 --> 01:01:16,126
‫بگیر توی دستت. حسش کن.

1006
01:01:16,876 --> 01:01:17,834
‫پره.

1007
01:01:18,501 --> 01:01:20,834
‫چیز کوچولوییه، ولی واقعا شلیک می‌کنه.

1008
01:01:20,918 --> 01:01:24,793
‫کالیبرش بیست و پنج میلی‌متریه و خودکاره.
‫آلمانیه. قایمش کن.

1009
01:01:24,876 --> 01:01:26,876
‫نمی‌خوامش.

1010
01:01:26,959 --> 01:01:30,668
‫به نظر من دو نوع آدم توی دنیا هست جک.

1011
01:01:30,751 --> 01:01:33,209
‫قاتل‌ها و مقتول‌ها. بیشترمون مقتولیم.

1012
01:01:33,834 --> 01:01:37,334
‫تمایل و خشم لازم برای قاتل بودن رو نداریم.

1013
01:01:37,418 --> 01:01:41,918
‫ولی واقعا بهش فکر کن که کشتن
‫یه آدم چقدر هیجان‌انگیزه.

1014
01:01:42,001 --> 01:01:44,376
‫اگه اون بمیره، یعنی تو نمی‌میری.

1015
01:01:44,459 --> 01:01:49,209
‫گرفتن زندگیش یعنی به دست آوردن زندگی.
‫از کجا معلوم؟

1016
01:01:49,293 --> 01:01:51,626
‫شاید خشم هم نوعی تولد دوباره باشه.

1017
01:01:52,209 --> 01:01:54,918
‫و شاید حتی بشه مرگ رو کشت.

1018
01:02:00,084 --> 01:02:03,334
‫و فرار می‌کردن، چون نمی‌دونستن چیکار بکنن.

1019
01:02:03,418 --> 01:02:05,001
‫مردم شهر ترسیده بودن.

1020
01:02:05,084 --> 01:02:08,668
‫از هیبت ابر ترس داشتن.
‫به شکل عظیمی بالای سرشون بود...

1021
01:02:09,376 --> 01:02:12,209
‫♪ سگ‌های نایودینی اومدن که بمونن ♪

1022
01:02:15,251 --> 01:02:18,209
‫♪ دولت اطلاعات رو به اشتراک نمی‌ذاره ♪

1023
01:02:21,126 --> 01:02:25,126
‫♪ جسم‌های پرنده ناشناخته
‫در فارمینگتون دیده شدن ♪

1024
01:02:27,376 --> 01:02:30,168
‫♪ دورمون غارت ها زیاد شده ♪

1025
01:02:32,626 --> 01:02:36,501
‫♪ سه‌ تا از گوزن‌های زنده
‫رستوران کاخ کونگ‌فو مُردن ♪

1026
01:02:39,293 --> 01:02:42,584
‫♪ این ابر‌های زیبا اون چیزی
‫که نشون می‌دن نیستن ♪

1027
01:02:45,418 --> 01:02:49,959
‫♪ اون‌ها رو با لباس مایلکس ببین ♪

1028
01:02:51,501 --> 01:02:54,626
‫♪ اومدن که بسوزونن و غارت کنن ♪

1029
01:02:57,293 --> 01:03:03,293
‫♪ فرقی بین قرمز و آبی نیست ♪

1030
01:03:03,376 --> 01:03:06,584
‫♪ ابر سراغ هممون میاد ♪

1031
01:03:09,293 --> 01:03:14,751
‫♪ فرقی بین قرمز و آبی نیست ♪

1032
01:03:15,584 --> 01:03:17,293
‫♪ ابر داره میاد ♪

1033
01:03:26,668 --> 01:03:28,084
‫♪ یه بار دیگه ♪

1034
01:03:36,168 --> 01:03:42,043
‫مسموم! همه چیز مسمومه!
‫همه چیز مسمومه!

1035
01:03:42,126 --> 01:03:46,251
‫- جک! پاشو جک! باید بریم!
‫- سوار ماشین‌هاتون بشید!

1036
01:03:46,334 --> 01:03:48,001
‫- مامان! مامان!
‫- پنج دقیقه دیگه.

1037
01:03:48,084 --> 01:03:49,001
‫همین الان!

1038
01:03:49,084 --> 01:03:52,084
‫چرا باید همه چیز رو دوبار بگه؟
‫صداش رو می‌شنویم دیگه.

1039
01:03:52,168 --> 01:03:53,751
‫از شنیدن صدای خودش خوشش میاد.

1040
01:03:54,834 --> 01:03:57,459
‫سم داره نزدیک تر می‌شه!

1041
01:03:58,126 --> 01:04:00,293
‫مسموم! مسموم!

1042
01:04:03,293 --> 01:04:06,793
‫پوشیدن محافظ صورت ضروریه.

1043
01:04:14,751 --> 01:04:16,668
‫اسب کوفتی اینجا چیکار می‌کنه!

1044
01:04:23,459 --> 01:04:25,626
‫مراقب باش! مراقب باش! مراقب باش!

1045
01:04:28,251 --> 01:04:30,001
‫وایستا، وایستا، وایستا!

1046
01:04:33,334 --> 01:04:35,918
‫- جک! جک!
‫- بابایی! بابایی!

1047
01:04:36,001 --> 01:04:38,876
‫- استفی، خرگوشکت رو گم کردی!
‫- چی؟ چی؟

1048
01:04:38,959 --> 01:04:43,001
‫- خرگوشم! بابا، خرگوشکم افتاده.
‫- جک! جک!

1049
01:04:43,084 --> 01:04:45,501
‫- اینجام!
‫- جک!

1050
01:04:46,501 --> 01:04:48,376
‫استفی خرگوشکش رو گم کرده!

1051
01:04:49,459 --> 01:04:50,584
‫جک!

1052
01:04:50,668 --> 01:04:52,918
‫خرگوش استفی رو بیار! خرگوشش!

1053
01:04:53,001 --> 01:04:55,251
‫- خرگوشش افتاده!
‫- اونجاست!

1054
01:04:55,334 --> 01:04:57,876
‫کلیدها! کلیدها رو لازم دارم!
‫کلید ماشین!

1055
01:04:57,959 --> 01:04:59,709
‫کلید! کلید!

1056
01:05:02,001 --> 01:05:03,751
‫همه فورا برن توی ماشین!

1057
01:05:34,543 --> 01:05:35,543
‫ممنون.

1058
01:05:52,567 --> 01:05:54,127
‫[کنترل اسلحه مردم یعنی کنترل ذهن مردم]

1059
01:05:54,543 --> 01:05:55,543
‫آوردمش.

1060
01:06:05,376 --> 01:06:07,251
‫- جک!
‫- داریم اشتباه می‌ریم!

1061
01:06:07,334 --> 01:06:08,168
‫چیکار می‌کنی؟

1062
01:06:08,251 --> 01:06:11,209
‫یه حسی بهم میگه این لندروور بلده کجا بره.

1063
01:06:24,709 --> 01:06:25,709
‫خدای من!

1064
01:06:25,793 --> 01:06:27,293
‫اینجا جاده نیست.

1065
01:06:27,376 --> 01:06:29,209
‫خیلی‌خب. بخواب.

1066
01:06:34,751 --> 01:06:36,209
‫چراغ‌ها سمت چپمونن.

1067
01:06:36,293 --> 01:06:37,418
‫دیدم.

1068
01:06:40,293 --> 01:06:42,334
‫وای خدا. خدای من.

1069
01:06:44,376 --> 01:06:46,418
‫چراغ‌ها نزدیک تر نمی‌شن.

1070
01:06:49,459 --> 01:06:50,668
‫حالا اونجان.

1071
01:06:58,959 --> 01:07:00,668
‫حالا پشتمونن.

1072
01:07:06,584 --> 01:07:08,959
‫بکن. بکن.

1073
01:07:11,709 --> 01:07:13,709
‫- موقعیت ساعت دو.
‫- خیلی خوب بود.

1074
01:07:23,168 --> 01:07:26,501
‫- رفتیم توی آب بابا.
‫- الان متوجه شدم.

1075
01:07:28,293 --> 01:07:29,967
‫[اهمیت بدهید، محیط زیست را آلوده نکنید]

1076
01:07:31,251 --> 01:07:32,709
‫ماشین رو خاموش کن بابا.

1077
01:07:37,418 --> 01:07:39,793
‫- گوسفندها مژه دارن؟
‫- از بابات بپرس.

1078
01:07:39,876 --> 01:07:42,334
‫- داریم سُر می‌خوریم.
‫- گوسفندها مژه دارن بابا؟

1079
01:07:42,418 --> 01:07:45,668
‫کسی نمی‌خواد به اتفاقاتی که
‫داره رخ می‌ده توجهی بکنه؟

1080
01:07:45,751 --> 01:07:48,084
‫بابا می‌خواد واسه رد شدن از نهر پز بده.

1081
01:07:48,168 --> 01:07:51,459
‫نه، نمی‌خوام پز بدم. ولش کن.
‫برین حرفتون رو ادامه بدین.

1082
01:07:52,126 --> 01:07:55,209
‫- اگه آبشار باشه چی؟
‫- آبشار اینجاست بابایی؟

1083
01:08:10,793 --> 01:08:11,751
‫اوه.

1084
01:08:45,209 --> 01:08:46,084
‫دوباره روشنش کن.

1085
01:08:51,084 --> 01:08:53,459
‫تا ته گاز رو فشار بده.

1086
01:09:15,543 --> 01:09:17,459
‫یه بار دیگه!

1087
01:09:27,793 --> 01:09:30,084
‫اگه یه نفر خیلی نزدیک بشه...

1088
01:09:30,168 --> 01:09:32,668
‫ممکنه کشته بشه؟ یا فقط اذیت می‌شه؟

1089
01:09:36,418 --> 01:09:39,001
‫ممنونم.

1090
01:09:54,251 --> 01:09:58,834
‫که میل زیادی به ترکیب با مواد سمی
‫ موجود در نایودین دی دارند.

1091
01:09:58,918 --> 01:10:02,251
‫ابر داره به مسیرش به سمت غرب
‫ادامه میده و از ساکنین تقاضا داریم...

1092
01:10:02,334 --> 01:10:04,001
‫تا به آیرن سیتی نقل مکان کنند.

1093
01:10:04,084 --> 01:10:06,334
‫جایی که کسب و کارهای محلی درهایشان را...

1094
01:10:06,418 --> 01:10:10,209
‫رو به مسافرانی که از
‫خانه‌هایشان دور شدند باز کردند.

1095
01:10:10,834 --> 01:10:13,418
‫دو نفر از حزب‌های پارتیزانی مُردن...

1096
01:10:13,501 --> 01:10:15,459
‫و اسید روی لباس مایلکسشون دیده شده.

1097
01:10:15,543 --> 01:10:19,168
‫گوش کنید همگی!
‫صحبت کافیه!

1098
01:10:20,668 --> 01:10:24,876
‫کسی حق ترک ساختمون رو نداره! فهمیدید؟

1099
01:10:25,626 --> 01:10:29,251
‫اگه یه نفر بیاد
‫ و بهم بگه «می‌شه من برم؟»...

1100
01:10:29,334 --> 01:10:33,334
‫همین حرف الان رو بهش می‌زنم.

1101
01:10:33,418 --> 01:10:37,459
‫کسی حق ترک ساختمون رو نداره.

1102
01:10:45,793 --> 01:10:49,168
‫- بابِت چطوره؟
‫- از خبرهای جدید خوشم نمیاد.

1103
01:10:49,251 --> 01:10:50,084
‫بهم بگو.

1104
01:10:50,709 --> 01:10:53,959
‫دارن مهندسین هلیکوپتر رو
‫از ارتش می‌فرستن...

1105
01:10:54,043 --> 01:10:57,668
‫تا موجودات میکروسکوپی رو
‫ وارد هسته ابر سمی بکنن.

1106
01:10:57,751 --> 01:11:00,209
‫- از چیش خوشت نمیاد؟
‫- نمی‌دونم.

1107
01:11:00,293 --> 01:11:03,418
‫هرچی بحث علمی‌تر می‌شه، بیشتر می‌ترسم.

1108
01:11:06,084 --> 01:11:09,126
‫هیچ‌چیز توی شبکه نیست. نه کلمه‌ای، نه عکسی.

1109
01:11:11,334 --> 01:11:15,751
‫توی کانال گلسبورو تا الان
‫فقط پنجاه و دو کلمه گفته شده.

1110
01:11:16,418 --> 01:11:17,626
‫هیچ فیلمی پخش نشده.

1111
01:11:18,793 --> 01:11:20,334
‫هیچ گزارش زنده‌ای پخش نشده.

1112
01:11:21,168 --> 01:11:24,959
‫واقعا این اتفاق انقدر معموله
‫که واستون مهم نیست؟

1113
01:11:25,709 --> 01:11:28,084
‫- تا سرحد مرگ ترسیده بودیم!
‫- هنوز هم می‌ترسیم.

1114
01:11:28,168 --> 01:11:29,751
‫خونه‌هامون رو ترک کردیم.

1115
01:11:29,834 --> 01:11:31,168
‫از توی یه طوفان رد شدیم.

1116
01:11:31,251 --> 01:11:33,543
‫اون شبح مرگبار رو دیدیم.

1117
01:11:34,459 --> 01:11:37,918
‫کشتی مرگباری که از آسمان گذر کرد.

1118
01:11:38,001 --> 01:11:40,668
‫می‌خوان بگن بی‌اهمیت بوده؟

1119
01:11:40,751 --> 01:11:45,084
‫می‌خوان بگن الکی بوده؟
‫نمی‌دونن واقعیه؟

1120
01:11:46,126 --> 01:11:50,668
‫مگه نباید خیابون الان
‫پر دوربین و خبرنگار باشه؟

1121
01:11:50,751 --> 01:11:52,876
‫نباید سرشون داد بزنیم که...

1122
01:11:52,959 --> 01:11:55,251
‫«ولمون کنید.»،
‫ «به اندازه کافی سختی کشیدیم.»

1123
01:11:55,334 --> 01:11:58,751
‫حق نداریم از سوال‌های احمقانه‌شون
‫ متنفر بشیم؟

1124
01:11:58,834 --> 01:12:01,251
‫آره!

1125
01:12:01,876 --> 01:12:03,376
‫ببینید چطوری ما رو انداختن این داخل.

1126
01:12:04,001 --> 01:12:05,501
‫ما قرنطینه شدیم.

1127
01:12:05,584 --> 01:12:06,834
‫آره!

1128
01:12:06,918 --> 01:12:09,626
‫مثل جذامیان توی قرون وسطی.

1129
01:12:09,709 --> 01:12:10,543
‫درسته!

1130
01:12:10,626 --> 01:12:14,751
‫هرچیزی که دوست داشتیم
‫و واسش زحمت کشیدیم توی خطر جدیه.

1131
01:12:14,834 --> 01:12:17,709
‫حتی اگه تلفات زیاد نباشه...

1132
01:12:17,793 --> 01:12:20,876
‫نباید واسه رنجی که می‌کشیم
‫بهمون بها داده بشه؟

1133
01:12:20,959 --> 01:12:22,959
‫- واسه ترسمون؟
‫- آره!

1134
01:12:23,043 --> 01:12:25,501
‫مگه ما نترسیدیم؟

1135
01:12:25,584 --> 01:12:26,709
‫آره!

1136
01:12:26,793 --> 01:12:29,543
‫ما اهمیت داریم! درسته!

1137
01:12:46,668 --> 01:12:47,834
‫این رو قبلا دیدم.

1138
01:12:50,168 --> 01:12:51,168
‫چی رو قبلا دیدی؟

1139
01:12:51,793 --> 01:12:54,293
‫تو اونجا ایستاده بودی، من اینجا.

1140
01:12:55,793 --> 01:12:58,584
‫ظاهرت رو خوب و واضح یادمه.

1141
01:12:59,293 --> 01:13:01,751
‫قبلا همه‌ش رخ داده.
‫صدای لوله‌ها.

1142
01:13:01,834 --> 01:13:04,168
‫موهای ریز روی صورتت...

1143
01:13:04,251 --> 01:13:05,918
‫همون نگاه آشنات.

1144
01:13:06,918 --> 01:13:08,084
‫کدوم نگاه؟

1145
01:13:08,876 --> 01:13:10,293
‫ترسیده.

1146
01:13:11,168 --> 01:13:12,251
‫خاکستری.

1147
01:13:13,584 --> 01:13:14,584
‫مفقود.

1148
01:13:19,084 --> 01:13:23,084
‫نُه روز قبل روزی بود که
‫گفتن می‌تونیم بریم خونمون.

1149
01:13:24,185 --> 01:13:27,245
‫{\an8}[3. دیلاراما]

1150
01:13:24,698 --> 01:13:26,459
‫خوش برگشتید مشتریان.

1151
01:13:26,543 --> 01:13:29,209
‫خوشحالم که می‌بینم بعد عارضۀ مسموم...

1152
01:13:29,293 --> 01:13:30,543
‫فروشگاه‌ها تغییری نکرده.

1153
01:13:32,043 --> 01:13:34,459
‫درواقع فروشگاه‌ها بهتر شده.

1154
01:13:33,876 --> 01:13:37,085
‫{\an8}[قصابی]

1155
01:13:35,876 --> 01:13:38,251
‫بین گوشت بسته‌بندی نشده و نون تازه...

1156
01:13:38,334 --> 01:13:40,668
‫مثل یه بازار ایرانی شده.

1157
01:13:40,751 --> 01:13:42,168
‫همه چیز خوبه.

1158
01:13:42,251 --> 01:13:45,668
‫و تا وقتی که اشتباهی نکنن،
‫ همینطور همه چیز خوب می‌مونه.

1159
01:13:49,501 --> 01:13:52,543
‫می‌دونستی تبتی‌ها معتقدن بین
‫مرگ و تولد دوباره...

1160
01:13:52,626 --> 01:13:54,584
‫ انسان وارد حالت انتقالی می‌شه.

1161
01:13:54,668 --> 01:13:57,668
‫وقتی میام اینجا به همین فکر می‌کنم.

1162
01:13:58,334 --> 01:14:02,418
‫فروشگاه‌ یه جور مکان انتظاره.
‫ما رو از لحاظ روانی ترمیم می‌کنه.

1163
01:14:02,501 --> 01:14:03,584
‫یه جور دروازه‌ست.

1164
01:14:04,501 --> 01:14:07,959
‫ببین چقدر درخشانه.
‫ببین چقدر مملو از اطلاعات...

1165
01:14:08,043 --> 01:14:09,418
‫امواج و ترشحات روانیه.

1166
01:14:09,501 --> 01:14:12,918
‫همه‌ی حروف و اعداد اینجان،
‫همه‌ی طیف‌های رنگی...

1167
01:14:13,001 --> 01:14:17,501
‫همه‌ی صدا‌ها و نغمه‌ها،
‫تمامی رموز و عبارات تشریفاتی.

1168
01:14:17,584 --> 01:14:19,584
‫فقط باید بلد باشیم رمزگشاییش کنیم.

1169
01:14:19,668 --> 01:14:21,418
‫وای! خدا!

1170
01:14:21,501 --> 01:14:23,251
‫همسر دوست‌داشتنیت چطوره؟

1171
01:14:23,959 --> 01:14:26,834
‫اون از زمان عارضۀ یه‌جورایی تغییر کرده.

1172
01:14:27,543 --> 01:14:29,293
‫ما دچار آسیب جمعی شدیم.

1173
01:14:29,376 --> 01:14:31,584
‫همیشه لباس گرم‌کن می‌پوشه.

1174
01:14:31,668 --> 01:14:34,418
‫از پنجره به بیرون خیره می‌شه
‫ و بی‌دلیل گریه می‌کنه.

1175
01:14:34,501 --> 01:14:35,959
‫نمی‌دونم چطوری بهش کمک کنم.

1176
01:14:36,043 --> 01:14:38,751
‫و خودم هم بخاطر کنفرانس هیتلر
‫وقت زیادی ندارم...

1177
01:14:38,834 --> 01:14:41,126
‫- و بچه‌ها چی؟
‫- برگشتن مدرسه.

1178
01:14:41,209 --> 01:14:43,584
‫استفی دیگه ماسک محافظتیش رو نمی‌پوشه.

1179
01:14:44,334 --> 01:14:45,543
‫خودت چی؟

1180
01:14:45,626 --> 01:14:48,251
‫فردا دوباره قرار دکتر دارم.

1181
01:14:48,334 --> 01:14:50,418
‫به عنوان یه مرد نفرین شده
‫چه نظری راجع بهت داد؟

1182
01:14:50,501 --> 01:14:51,543
‫بهش نگفتم.

1183
01:14:51,626 --> 01:14:55,001
‫اگه خودش متوجه مشکلی نشه،
‫قرار نیست بهش اشاره‌ای بکنم.

1184
01:14:55,084 --> 01:14:57,626
‫- همیشه به دکترها دروغ می‌گم.
‫- من هم همین‌طور.

1185
01:14:57,709 --> 01:14:58,668
‫ولی خب چرا؟

1186
01:14:59,376 --> 01:15:01,959
‫اون مسئله الویس رو یادته
‫ که توش بهم کمک کردی؟

1187
01:15:02,668 --> 01:15:05,293
‫مشخص شد که... البته متاسفانه...
‫درهرصورت برنده می‌شدم.

1188
01:15:05,376 --> 01:15:08,584
‫- چی شد؟
‫- کوتساکیس یعنی رقیبم...

1189
01:15:09,709 --> 01:15:11,668
‫دیگه زنده نیست.

1190
01:15:11,751 --> 01:15:12,834
‫- اون...
‫- مُرده.

1191
01:15:13,751 --> 01:15:15,793
‫حین موج‌سواری توی مالیبو گم شده.

1192
01:15:15,876 --> 01:15:17,043
‫حین وقت استراحت.

1193
01:15:17,126 --> 01:15:19,334
‫یک ساعت پیش فهمیدم.
‫فورا اومدم اینجا.

1194
01:15:20,251 --> 01:15:21,793
‫متاسفم که می‌گم.

1195
01:15:21,876 --> 01:15:24,001
‫مخصوصا بخاطر شرایطت.

1196
01:15:24,959 --> 01:15:26,251
‫کوتساکیس بیچاره.

1197
01:15:27,501 --> 01:15:29,126
‫حین موج‌سواری گم شده؟

1198
01:15:30,418 --> 01:15:31,751
‫آدم به اون گنده‌ای.

1199
01:15:31,834 --> 01:15:34,293
‫- یکم بزرگ بود.
‫- واقعا گنده بود.

1200
01:15:34,376 --> 01:15:37,293
‫- گمونم صد و چهل کیلویی وزن داشت.
‫- حداقلش.

1201
01:15:37,376 --> 01:15:39,751
‫مُرده. اون هم آدم به این گنده‌ای.

1202
01:15:39,834 --> 01:15:42,793
‫این که اطرافیانت بمیرن خوب نیست.
‫ولی خب باز هم از مُردن خودت بهتره.

1203
01:15:42,876 --> 01:15:45,584
‫فرض کن انقدر گُنده باشی، بعد بمیری.

1204
01:15:46,918 --> 01:15:48,959
‫قیافش هنوز جلوی صورتمه.

1205
01:15:49,043 --> 01:15:53,209
‫شاید اگه انقدر مرگ انکار نکنیم،
‫ بتونیم با آرامش بمیریم.

1206
01:15:53,293 --> 01:15:55,918
‫همین‌طوری خیلی راحت در در رد بشیم.

1207
01:16:07,126 --> 01:16:09,126
‫حالا. آروم.

1208
01:16:08,835 --> 01:16:09,501
‫{\an8}[دکتران کودکی ششصد سال
‫ در یخ بود را به دنیا آوردند]

1209
01:16:09,834 --> 01:16:12,834
‫له کنید. تکان دهید. آب پرتقال.

1210
01:16:18,834 --> 01:16:20,501
‫نانسی. سنکا.

1211
01:16:21,168 --> 01:16:22,334
‫سنکا، نانسی.

1212
01:16:33,001 --> 01:16:35,126
‫اگه مرگ فقط صدا باشه چی؟

1213
01:16:37,459 --> 01:16:41,376
‫دائما می‌شنویش. صدایی اطرافت.

1214
01:16:42,334 --> 01:16:44,584
‫یک‌دست. ممتد.

1215
01:16:53,668 --> 01:16:55,293
‫می‌شه گفت عجیبه، مگه نه؟

1216
01:16:57,043 --> 01:16:58,918
‫که می‌تونیم مُرده‌ها رو تصور کنیم.

1217
01:16:59,543 --> 01:17:02,043
‫پیام آخر را نادیده بگیرید.
‫نادیده بگیرید.

1218
01:17:03,001 --> 01:17:04,001
‫صبرکن، چی؟

1219
01:17:04,668 --> 01:17:05,876
‫آهان، نادیده نگیرید.

1220
01:17:21,668 --> 01:17:23,626
‫چرا انقدر واسه معاینه میایید آقای گلدنی؟

1221
01:17:23,709 --> 01:17:27,043
‫قبلا همیشه از این‌که مشکلی باشه می‌ترسیدید.

1222
01:17:27,126 --> 01:17:28,126
‫هنوز هم می‌ترسم.

1223
01:17:28,834 --> 01:17:33,043
‫خب، خوشحالم که به عنوان یه بیمار،
‫ وضعیتتون رو جدی می‌گیرید.

1224
01:17:33,126 --> 01:17:33,959
‫وضعیتم؟

1225
01:17:34,043 --> 01:17:35,959
‫وقتی مردم از مطب دکتر بیرون می‌رن...

1226
01:17:36,043 --> 01:17:38,126
‫یادشون می‌ره که مریضن.

1227
01:17:38,209 --> 01:17:41,668
‫ولی این باعث نمی‌شه بعد وقت کاری
‫ دکترها دیگه دکتر نباشن.

1228
01:17:41,751 --> 01:17:43,543
‫مریض‌ها هم باید همین‌طور باشن.

1229
01:17:44,334 --> 01:17:46,709
‫از میزان پتاسیم خونتون اصلا راضی نیستم.

1230
01:17:46,793 --> 01:17:49,709
‫- معنیش چی می‌شه؟
‫- وقت توضیح نیست.

1231
01:17:49,793 --> 01:17:51,959
‫گاهی اوقات واقعا بالا میره،
‫گاهی اوقات هم الکی بالا میره.

1232
01:17:52,043 --> 01:17:53,459
‫دونستن همین کافیه.

1233
01:17:53,543 --> 01:17:55,709
‫الان پتاسیم من چقدر بالاست؟

1234
01:17:55,793 --> 01:17:57,959
‫می‌شه با مدرک گفت که از سقف هم زده بیرون.

1235
01:17:58,584 --> 01:18:02,918
‫این پتاسیم بالا می‌تونه
‫نشانه‌ بیماری‌ای باشه...

1236
01:18:03,001 --> 01:18:05,126
‫که داره تازه خودش رو نشون می‌ده؟

1237
01:18:05,209 --> 01:18:09,376
‫مریضی‌ای که احیانا توسط ناخواسته
‫در معرض چیزی قرار گرفتن...

1238
01:18:09,459 --> 01:18:15,501
‫یا ورود مواد نشتی به بدن از آب و هوا باشه؟

1239
01:18:15,584 --> 01:18:18,043
‫با چنین ماده‌ای برخورد داشتید؟

1240
01:18:18,126 --> 01:18:19,709
‫در معرض اون ابر بودید؟

1241
01:18:19,793 --> 01:18:22,626
‫چرا؟ مگه آمار احتمال در معرض بودن رو می‌ده؟

1242
01:18:22,709 --> 01:18:26,793
‫اگه در معرضش نبوده باشید که
‫آمار چنین چیزی نمی‌گفت، مگه نه؟

1243
01:18:26,876 --> 01:18:28,043
‫پس موافقیم.

1244
01:18:28,126 --> 01:18:30,126
‫و دلیلی نداره که به من دروغ بگی.

1245
01:18:33,084 --> 01:18:36,376
‫واسه آزمایشات بیشتر می‌فرستمت گلسبورو.

1246
01:18:36,459 --> 01:18:40,084
‫یه مرکز جدید زدن به اسم
‫مزارع برداشت پاییزه.

1247
01:18:40,168 --> 01:18:41,251
‫اسمش رو شنیدی؟

1248
01:18:42,459 --> 01:18:44,418
‫تجهیزات واقعا به‌روزی دارند.

1249
01:18:44,501 --> 01:18:46,959
‫واقعا پیشرفته‌ست.

1250
01:18:48,043 --> 01:18:50,793
‫بهشون بگو جواب آزمایش رو
‫محفوظانه برای من بفرستند.

1251
01:18:51,459 --> 01:18:54,084
‫با هم، به عنوان دکتر و مریض...

1252
01:18:54,168 --> 01:18:57,209
‫می‌تونیم کاری کنیم که تنهایی موفق نمی‌شدیم.

1253
01:18:57,293 --> 01:18:59,418
‫دکتر لو، اسم دایلار رو شنیدین؟

1254
01:19:00,459 --> 01:19:03,084
‫- اسم جزیره‌ای توی خلیج فارسه؟
‫- نه، یه جور...

1255
01:19:03,168 --> 01:19:05,626
‫با پایانه‌های نفتی.
‫که واسه بقای غرب خیلی مهمن.

1256
01:19:05,709 --> 01:19:08,418
‫داروییه که توی یه کپسول سفید فروخته می‌شه.

1257
01:19:08,501 --> 01:19:09,709
‫اسمش رو نشنیدم.

1258
01:19:34,709 --> 01:19:37,584
‫زندگی با روند کند اما مطمئنی
‫داره در بلک‌اسمیت و اطرافش...

1259
01:19:37,668 --> 01:19:40,918
‫به حالت طبیعی برمی‌گرده.
‫بهم خبر دادن که سگ‌های ژرمن شپرد...

1260
01:19:41,001 --> 01:19:45,751
‫فقط مقدار کمی از مواد سمی
‫را بیرون شهر پیدا کردند.

1261
01:19:45,834 --> 01:19:49,293
‫ولی دیگر خطری جان انسان‌ها
‫و یا حیوانات را تهدید نمی‌کند.

1262
01:19:49,376 --> 01:19:51,834
‫آخرین گروه اعزامی اضطراری هم
‫درحال جمع کردن وسایل...

1263
01:19:51,918 --> 01:19:53,418
‫و بردن سگ‌ها هستند.

1264
01:19:53,501 --> 01:19:56,501
‫خطر اصلی اشعاتی هستند که به
‫ طور روزمره با ما را احاطه کرده‌اند.

1265
01:19:56,584 --> 01:20:00,376
‫رادیویتان، تلویزیونتان، مایکروویوتان.
‫خطوط برقی بیرون خانه‌ها.

1266
01:20:00,459 --> 01:20:01,668
‫ابرهای سمی رو فراموش کنید.

1267
01:20:01,751 --> 01:20:05,709
‫میدان‌های الکتریکی و مغناطیسی
‫رو جدی بگیرید. اگر حقایق مربوط به...

1268
01:20:05,793 --> 01:20:09,001
‫تحقیقاتی که روی آن‌ها صورت گرفته
‫منتشر می‌شد این صنعت فروپاشی می‌کرد.

1269
01:20:09,084 --> 01:20:10,293
‫وایلدر کم حرف تر شده؟

1270
01:20:10,376 --> 01:20:11,668
‫اگر نتایج منتشر شوند...

1271
01:20:11,751 --> 01:20:13,459
‫شکایت‌هایی به ارزش
‫میلیاردها دلار صورت می‌گیره.

1272
01:20:13,543 --> 01:20:15,418
‫یکم شدیده، مگه نه؟

1273
01:20:15,501 --> 01:20:17,751
‫چی شدیده، چیزی که گفتم، یا چیزی که رخ داد؟

1274
01:20:17,834 --> 01:20:19,334
‫چرا کوه‌ها شمال ایالتن؟

1275
01:20:19,418 --> 01:20:21,626
‫- کوه‌ها همیشه شمال ایالتن.
‫- بیشتر توضیح بده.

1276
01:20:21,709 --> 01:20:23,459
‫برف‌ها طبق برنامه در بهار آب می‌شن...

1277
01:20:23,543 --> 01:20:26,001
‫و به آبریزهای نزدیک شهر می‌ریزن.

1278
01:20:26,084 --> 01:20:28,543
‫که باعث می‌شه ذخیره آب داشته باشیم.

1279
01:20:28,626 --> 01:20:30,334
‫- حقیقت داره؟
‫- خودت چی فکر می‌کنی؟

1280
01:20:30,418 --> 01:20:32,668
‫- واقعا نمی‌دونم.
‫- گوش کنید بچه‌ها.

1281
01:20:33,668 --> 01:20:35,751
‫از خیابون که رد می‌شید دست
‫ هم رو بگیرید، باشه؟

1282
01:20:36,709 --> 01:20:38,584
‫کنار استخرها هم مراقب باشید.

1283
01:20:39,293 --> 01:20:42,168
‫اگه فکر کردید یه نفر آدم‌رباست،
‫ احتمالش هست که باشه.

1284
01:20:45,209 --> 01:20:46,209
‫کجا می‌ری؟

1285
01:20:46,293 --> 01:20:48,834
‫توی کلیسا یه کلاس جدید بهم دادن.

1286
01:20:48,918 --> 01:20:50,793
‫- چه درسی؟
‫- خوردن و نوشیدن.

1287
01:20:50,876 --> 01:20:52,751
‫- مگه واضح نیست؟
‫- چیش یاد دادن داره؟

1288
01:20:52,834 --> 01:20:54,834
‫احیانا یکم دیر نیست؟ شب شده دیگه.

1289
01:20:54,918 --> 01:20:56,084
‫شب چیه؟

1290
01:20:56,168 --> 01:20:59,543
‫هر هفته هفت بار شب می‌شه، چیش خاصه؟

1291
01:21:04,043 --> 01:21:05,251
‫جک.

1292
01:21:05,334 --> 01:21:08,084
‫بعد شام می‌تونی توی تکالیفم کمک کنی؟

1293
01:21:10,251 --> 01:21:12,751
‫دروغ گفتم تکلیف دارم.
‫می‌خواستم یه چیزی نشونت بدم.

1294
01:21:26,072 --> 01:21:27,837
‫[دایلار]

1295
01:21:27,959 --> 01:21:29,001
‫دایلار.

1296
01:21:29,876 --> 01:21:34,084
‫چهار تا ازش مونده. یکیش رو واسه مدرک بردار.
‫مدرک فیزیکی ازش می‌خوایم.

1297
01:21:35,543 --> 01:21:37,751
‫- جلوی بابا هیچ اشاره‌ای نمی‌کنیم.
‫- خیلی‌خب.

1298
01:21:37,834 --> 01:21:40,084
‫لابد می‌خواد بگه یادش نمیاد
‫چرا گذاشته بودشون اونجا.

1299
01:21:40,168 --> 01:21:42,209
‫فردا اول وقت می‌رم داروخونه،

1300
01:21:42,293 --> 01:21:44,084
‫از فروشنده درمورد دایلار می‌پرسم.

1301
01:21:44,168 --> 01:21:45,918
‫- خودم قبلاً پرسیدم.
‫- کی؟

1302
01:21:46,001 --> 01:21:46,959
‫نزدیک‌های کریسمس.

1303
01:21:47,043 --> 01:21:49,084
‫- سه تا داروخونه رفتم.
‫- خب چی گفتن؟

1304
01:21:49,168 --> 01:21:50,459
‫اسمش هم نشنیده بودن.

1305
01:21:50,543 --> 01:21:52,334
‫- توی فهرست داروهاشون نبود.
‫- داروی قاچاقیه.

1306
01:21:52,418 --> 01:21:55,501
‫- باید به دکترش زنگ بزنی.
‫-فردا بهش زنگ می‌زنم.

1307
01:21:55,584 --> 01:21:56,918
‫الآن زنگ بزن!

1308
01:21:57,001 --> 01:21:59,834
‫مسئله جدیه جک. مشکل داره.

1309
01:21:59,918 --> 01:22:02,001
‫الآن زنگ می‌زنم.
‫زنگ می‌زنم به خونه‌اش.

1310
01:22:02,084 --> 01:22:02,918
‫غافل‌گیرش کن.

1311
01:22:03,001 --> 01:22:05,751
‫اگه به خونه‌اش زنگ بزنم،
‫توی پذیرش رصد نمی‌شم.

1312
01:22:05,834 --> 01:22:07,459
‫زنگ بزن خونه‌اش. بیدارش کن.

1313
01:22:07,543 --> 01:22:09,501
‫سعی کن از زیر زبونش حرف بکشی.

1314
01:22:09,584 --> 01:22:11,334
‫زنگ می‌زنم خونه‌اش. بیدارش می‌کنم.

1315
01:22:11,418 --> 01:22:13,668
‫سعی می‌کنم از زیر زبونش حرف بکشم.

1316
01:22:13,751 --> 01:22:15,293
‫- الو؟
‫- سلام دکتر هوکستراتن.

1317
01:22:15,376 --> 01:22:18,376
‫جک گلدنی هستم،
‫شما پزشک همسرم بابِت هستید.

1318
01:22:18,459 --> 01:22:19,293
‫خیلی‌خب.

1319
01:22:19,376 --> 01:22:23,084
‫ببخشید با خونه‌تون تماس گرفتم،
‫ولی نگران بابِت بودم.

1320
01:22:23,168 --> 01:22:27,376
‫و تقریباً مطمئنم دارویی که شما تجویز کردید،
‫واسه‌اش مشکلاتی درست کرده.

1321
01:22:27,459 --> 01:22:28,459
‫چه مشکلاتی؟

1322
01:22:28,543 --> 01:22:29,834
‫لغزش حافظه.

1323
01:22:29,918 --> 01:22:32,834
‫زنگ زدی خونۀ یک دکتر
‫تا بهش درمورد لغزش حافظه بگی؟

1324
01:22:32,918 --> 01:22:36,584
‫اگه همه واسه لغزش حافظه زنگ می‌زدن
‫خونۀ دکترها، می‌دونی بعدش چی می‌شد؟

1325
01:22:36,668 --> 01:22:38,293
‫تعداد تماس‌ها سر به فلک می‌کشید.

1326
01:22:38,376 --> 01:22:40,334
‫این لغزش‌ها مکرراً رخ می‌دن.

1327
01:22:40,418 --> 01:22:41,751
‫مکرر و طولانی‌مدت.

1328
01:22:41,834 --> 01:22:45,043
‫ساعت ده شب زنگ زدی خونۀ یک دکتر،

1329
01:22:45,126 --> 01:22:47,126
‫بعد از «لغزش حافظه» واسه‌اش می‌گی؟

1330
01:22:47,959 --> 01:22:51,001
‫چرا نمی‌گی دچار باد معده شده؟
‫واسه باد معده‌اش بهم زنگ بزن.

1331
01:22:51,084 --> 01:22:54,293
‫لغزش‌های مکرر و طولانی‌مدته دکتر.
‫حتماً تأثیر داروهاشه.

1332
01:22:54,376 --> 01:22:55,334
‫چه دارویی؟

1333
01:22:55,418 --> 01:22:56,626
‫- دایلار.
‫- دایلار.

1334
01:22:56,709 --> 01:22:57,709
‫اسمش هم نشنیده‌ام.

1335
01:22:57,793 --> 01:22:59,543
‫قرص سفید کوچیکه.

1336
01:22:59,626 --> 01:23:00,959
‫که توی بطری کهرباییه.

1337
01:23:01,043 --> 01:23:02,043
‫توی بطری کهربا...

1338
01:23:02,126 --> 01:23:05,001
‫با کلمات سفید و کوچیک
‫یک قرص رو توصیف کردی،

1339
01:23:05,084 --> 01:23:09,251
‫بعد ساعت ده شب زنگ زدی به خونۀ دکتر،
‫و انتظار داری جوابت رو بده؟

1340
01:23:09,334 --> 01:23:12,543
‫خب چرا نمی‌گی گرده یا نه؟
‫باز این مورد حیاتی‌تره.

1341
01:23:12,626 --> 01:23:14,668
‫آخه داروی قاچاقیه.

1342
01:23:14,751 --> 01:23:15,876
‫تا حالا ندیدمش.

1343
01:23:15,959 --> 01:23:18,251
‫و مسلماً برای خانمت تجویزش نکرده‌ام.

1344
01:23:18,876 --> 01:23:21,793
‫- باشه. ببخشید مزاحم شدم.
‫- بگو سه تا داروخونه رفتیم...

1345
01:23:21,876 --> 01:23:24,209
‫هیچ‌وقت روی حرفی که به
‫دکترها می‌زنم، کنترلی ندارم.

1346
01:23:26,418 --> 01:23:28,668
‫قرصه رو می‌دم به یکی...

1347
01:23:28,751 --> 01:23:31,626
‫توی بخش شیمی مدرسه آنالیزش کنه.

1348
01:23:31,709 --> 01:23:33,751
‫نکنه این کارم از قبل کردی؟

1349
01:23:34,459 --> 01:23:36,709
‫درواقع این چیزی نیست
‫که ما به اسم قرص می‌شناسیم.

1350
01:23:36,793 --> 01:23:40,084
‫محتویات دارویی دایلار توی
‫غشای پلیمری محصور شده.

1351
01:23:40,168 --> 01:23:43,501
‫آب از دستگاه گوارش آدم
‫با سرعت کنترل‌شده‌ای،

1352
01:23:43,584 --> 01:23:45,584
‫از طریق غشاء نفوذ می‌کنه.

1353
01:23:45,668 --> 01:23:46,959
‫بعد این آبه چی کار می‌کنه؟

1354
01:23:47,043 --> 01:23:49,626
‫مواد داخل غشاء رو حل می‌کنه.

1355
01:23:49,709 --> 01:23:52,584
‫بعدش محتویات دارویی‌اش
‫از طریق سوراخ کوچیکی،

1356
01:23:52,668 --> 01:23:54,418
‫از قرص پلیمری خارج می‌شه.

1357
01:23:54,501 --> 01:23:56,334
‫مدتی طول کشید تا سوراخش رو پیدا کنم.

1358
01:23:56,418 --> 01:23:58,251
‫علتش اینه که با لیزر سوراخ شده.

1359
01:23:58,334 --> 01:24:02,043
‫نه تنها کوچیکه، بلکه توی چنین
‫ابعاد کوچیکی خیلی دقیق سوراخ شده.

1360
01:24:02,126 --> 01:24:04,501
‫لیزر؟ پلیمر؟

1361
01:24:04,584 --> 01:24:06,543
‫من توی این مسائل سررشته‌ای ندارم جک،

1362
01:24:06,626 --> 01:24:09,084
‫ولی تا همین حد می‌دونم که
‫سیستم کوچیک فوق‌العاده‌ایه.

1363
01:24:09,168 --> 01:24:12,043
‫- عه، کیک اسفنجی!
‫- این همه ظرافت چه فایده‌ای داره؟

1364
01:24:12,126 --> 01:24:15,793
‫دارو با نرخ‌های مشخص طی مدت زمان
‫طولانی روی فرد اثر می‌کنه.

1365
01:24:15,876 --> 01:24:17,459
‫سیستم مؤثری داره.

1366
01:24:17,543 --> 01:24:19,751
‫نمی‌دونم چی بگم.
‫حتی برق از کله‌ام پریده.

1367
01:24:20,626 --> 01:24:23,709
‫حالا بگو ببینم این داروئه
‫برای چه کاری طراحی شده؟

1368
01:24:23,793 --> 01:24:25,584
‫اصلاً دایلار چیه؟

1369
01:24:25,668 --> 01:24:27,584
‫- نمی‌دونم.
‫- خوبم می‌دونی.

1370
01:24:27,668 --> 01:24:30,668
‫- تو نابغه‌ای. همه این رو می‌گن.
‫- این رو نگن چی بگن؟

1371
01:24:30,751 --> 01:24:32,126
‫من رشته‌ام شیمی اعصابه.

1372
01:24:32,209 --> 01:24:33,709
‫هیچ‌کس حتی نمی‌دونه یعنی چی.

1373
01:24:33,793 --> 01:24:35,418
‫جک، من فقط از این اطمینان دارم،

1374
01:24:35,501 --> 01:24:39,126
‫ماده‌ای که توی دایلار موجوده،
‫نوعی داروی روانیه.

1375
01:24:39,209 --> 01:24:42,918
‫احتمالاً برای تعامل با بخش دورافتاده‌ای
‫از قشر مخ انسان طراحی شده.

1376
01:24:43,001 --> 01:24:46,293
‫کاش بیشتر ازش بلد بودم.
‫ولی این رو هم بهت بگم:

1377
01:24:47,001 --> 01:24:48,168
‫توی بازار نمی‌شه پیداش کرد.

1378
01:24:48,251 --> 01:24:51,168
‫منم توی شیشه داروی معمولی پیداش کردم.

1379
01:24:51,251 --> 01:24:52,918
‫واسه من که مهم نیست کجا پیداش کردی.

1380
01:24:53,626 --> 01:24:54,876
‫داروی ناشناخته‌ایه.

1381
01:25:23,334 --> 01:25:27,834
‫وقتشه صحبت مفصلی بکنیم.
‫من می‌دونم، خودتم می‌دونی سر چی.

1382
01:25:27,918 --> 01:25:29,001
‫دایلار رو پیدا کردیم.

1383
01:25:29,793 --> 01:25:31,043
‫کدوم دایلار؟

1384
01:25:31,126 --> 01:25:33,793
‫اذیت نکن بابا.
‫چسبونده بودیش به محفظۀ رادیاتور.

1385
01:25:34,418 --> 01:25:36,918
‫چرا باید چیزی رو بچسبونم به رادیاتور؟

1386
01:25:37,001 --> 01:25:40,168
‫دنیز دقیقاً پیش‌بینی کرده بود
‫چنین بهونه‌ای میاری.

1387
01:25:40,251 --> 01:25:43,418
‫- معمولاً درست حدس می‌زنه.
‫- هر چی از دایلار می‌دونی بهم بگو.

1388
01:25:43,501 --> 01:25:45,876
‫اگه بخاطر من نمی‌گی،
‫پس بخاطر دختر کوچولوت بگو.

1389
01:25:46,501 --> 01:25:48,876
‫نگرانت شده. بدجورم نگرانته.

1390
01:25:48,959 --> 01:25:51,251
‫تازه بماند که دیگه نمی‌تونی بهونه‌ای بیاری.

1391
01:25:51,334 --> 01:25:52,751
‫عملاً مچت رو گرفته‌م.

1392
01:25:52,834 --> 01:25:55,418
‫یک‌دونه از قرص‌ها رو دادم به
‫یکی از متخصصان آنالیزش کنه.

1393
01:25:56,376 --> 01:25:58,543
‫دایلار به اندازۀ جانوران میکروسکوپی،

1394
01:25:58,626 --> 01:26:02,001
‫که ابر مواج رو خوردند، دارای هوشیاریه.

1395
01:26:03,584 --> 01:26:07,793
‫مسئلۀ دیگه‌ای هم هست که
‫وضعیتت رو خیلی وخیم‌تر می‌کنه.

1396
01:26:07,876 --> 01:26:10,793
‫می‌دونیم دایلار برای تجویز عمومی نیست.

1397
01:26:11,543 --> 01:26:12,543
‫خودتم خوب می‌دونی،

1398
01:26:12,626 --> 01:26:14,876
‫که من حوصلۀ موی دماغ کسی شدن رو ندارم.

1399
01:26:14,959 --> 01:26:17,043
‫ولی دنیز اصلاً مثل من نیست.

1400
01:26:17,751 --> 01:26:21,334
‫اگه بهم نگی چی می‌دونی،
‫دختر کوچولوت رو به جونت می‌ندازم.

1401
01:26:21,418 --> 01:26:23,959
‫با تمام قدرتش بهت حمله می‌کنه.

1402
01:26:24,043 --> 01:26:26,543
‫جوری لهت می‌کنه که نتونی دفاع کنی.

1403
01:26:27,168 --> 01:26:28,793
‫می‌دونی که راست می‌گم بابِت.

1404
01:26:44,543 --> 01:26:46,334
‫فقط بذار به روش خودم بگم.

1405
01:26:47,001 --> 01:26:48,001
‫عجله نکن.

1406
01:26:48,626 --> 01:26:49,918
‫کل روز وقت داریم.

1407
01:26:50,001 --> 01:26:52,293
‫هر چقدر طول بکشه من اینجا می‌مونم.

1408
01:26:58,459 --> 01:27:00,626
‫دقیقاً نمی‌دونم از کی شروع شد.

1409
01:27:01,918 --> 01:27:03,834
‫شاید یک سال و نیمی بشه.

1410
01:27:05,293 --> 01:27:07,501
‫حس می‌کردم دارم از مرحله‌ای گذر می‌کنم.

1411
01:27:08,293 --> 01:27:12,084
‫انگار به دورۀ تحولی از زندگیم رسیده بودم.

1412
01:27:12,168 --> 01:27:14,543
‫«نطقۀ تحول» یا «عطف».

1413
01:27:14,626 --> 01:27:18,334
‫فکر می‌کردم باهاش کنار میام.
‫با دورۀ میانسالی که واردش شدم.

1414
01:27:18,418 --> 01:27:22,084
‫می‌گفتم این مشکلم از بین می‌ره،
‫منم فراموش می‌کنم. ولی این‌جوری نشد.

1415
01:27:22,168 --> 01:27:23,043
‫چه مشکلی؟

1416
01:27:23,126 --> 01:27:26,293
‫- الآن اینش رو ول کن.
‫- تا حالا این‌شکلی ندیده بودمت.

1417
01:27:26,376 --> 01:27:30,043
‫کل ذات بابّت همین‌شکلی بوده.
‫آدم شاد و شنگولیه.

1418
01:27:30,126 --> 01:27:33,334
‫اصلاً تسلیم غم و حسرتش نمی‌شه.

1419
01:27:33,418 --> 01:27:35,584
‫- بذار بگم جک.
‫- خیلی‌خب.

1420
01:27:37,001 --> 01:27:40,126
‫تو که می‌دونی نظر من چیه.
‫از نظرم همه‌چیز قابل اصلاحه.

1421
01:27:40,209 --> 01:27:43,543
‫آدم بنا بر نگرش درست خودش،
‫می‌تونه با تقسیم شرایط خطرناک،

1422
01:27:43,626 --> 01:27:45,584
‫به بخش‌های ساده‌تر، اون شرایط رو تغییر بده.

1423
01:27:45,668 --> 01:27:50,334
‫واسه خودم رفتم کتابخانه و کتاب‌فروشی،
‫تلویزیون کابلی تماشا کردم.

1424
01:27:50,418 --> 01:27:54,209
‫فهرست و نمودار درست کردم،
‫با یه روحانی سیک توی آیرن سیتی حرف زدم.

1425
01:27:54,293 --> 01:27:57,168
‫حتی توی اتاق زیر شیروانی
‫کتاب علوم غریبه می‌خوندم،

1426
01:27:57,251 --> 01:28:00,126
‫که یک‌وقت تو و دنیز پیداش نکنید
‫و کنجکاو نشید که قضیه از چه قراره.

1427
01:28:00,209 --> 01:28:02,334
‫بدون اینکه من خبردار بشم؟

1428
01:28:02,418 --> 01:28:05,334
‫بابِت آدمیه که با من صحبت می‌کنه،

1429
01:28:06,001 --> 01:28:08,334
‫رازهاش رو درمیون می‌ذاره و
‫من رو محرم اسرارش می‌دونه.

1430
01:28:08,418 --> 01:28:12,293
‫الآن مشکل تأسف تو از اینکه
‫من مشکلم رو نگفتم نیست.

1431
01:28:12,376 --> 01:28:15,376
‫مشکل دردیه که من داشتم
‫و تلاش‌هایی که برای خاتمه دادنش کردم.

1432
01:28:15,459 --> 01:28:16,418
‫خیلی‌خب.

1433
01:28:17,501 --> 01:28:20,668
‫تحقیقات زیادی کردم،
‫ولی به چیزی نمی‌رسیدم.

1434
01:28:20,751 --> 01:28:22,751
‫شرایط وخیمم داشت
‫کل زندگیم رو تحت الشعاع قرار داد.

1435
01:28:23,501 --> 01:28:25,418
‫بعد که یک روز رفته بودم سوپرمارکت،

1436
01:28:25,501 --> 01:28:27,876
‫توی صف داشتم شرح روزنامه‌ای می‌خوندم.

1437
01:28:28,501 --> 01:28:31,001
‫تبلیغی توش دیدم.
‫حالا بماند که چی نوشته بود.

1438
01:28:31,084 --> 01:28:35,459
‫در همین حد بگم که نوشته بود:
‫فراخوان داوطلب برای پژوهش سرّی.

1439
01:28:36,126 --> 01:28:38,293
‫برای فراخوانش اقدام کردم،

1440
01:28:38,376 --> 01:28:42,626
‫و بعد شرکت کوچیکی توی زمینۀ
‫روان‌شناسی ازم مصاحبه کرد.

1441
01:28:43,459 --> 01:28:48,043
‫فرض کنیم اسمش پژوهشکدۀ گری بود.
‫هرچند اسم واقعیش نیست.

1442
01:28:48,126 --> 01:28:50,793
‫فرض کنیم اسم رابط من آقای گری بود.

1443
01:28:50,876 --> 01:28:53,084
‫آقای گری ترکیبی از چند شخصیته.

1444
01:28:53,168 --> 01:28:57,959
‫اونجا در نهایت با سه یا چهار
‫یا افراد بیشتری در ارتباط بودم.

1445
01:28:58,043 --> 01:29:03,709
‫توی یکی از اون ساختمون‌های مرتفع
‫و مخفی آجری‌رنگ با حصار برقی،

1446
01:29:03,793 --> 01:29:05,626
‫و بوته‌زارهای کم‌ارتفاع اطرافش.

1447
01:29:05,709 --> 01:29:08,293
‫هیچ‌وقت مدیر اونجا رو ندیدم.
‫حالا بماند چرا.

1448
01:29:08,376 --> 01:29:11,751
‫خلاصه پشت سر همدیگه آزمایش دادم.

1449
01:29:11,834 --> 01:29:15,376
‫آزمایش‌های عاطفی، روانی،
‫حرکتی و فعالیت مغزی.

1450
01:29:15,459 --> 01:29:18,751
‫آقای گری در نهایت سه نفر رو انتخاب کرد،
‫که منم جزوشون بودم.

1451
01:29:18,834 --> 01:29:20,459
‫سه نفر برای چی انتخاب کرد؟

1452
01:29:21,501 --> 01:29:23,334
‫قرار بود نمونه‌های آزمایشی...

1453
01:29:23,418 --> 01:29:28,334
‫تولید نوعی داروی فوق تجربی
‫و فوق سرّی باشیم. به اسم:

1454
01:29:29,626 --> 01:29:30,584
‫دایلار.

1455
01:29:30,668 --> 01:29:31,876
‫آها.

1456
01:29:31,959 --> 01:29:35,459
‫آقای گری گیرندۀ دایلاری
‫توی مغز انسان پیدا کرده بود،

1457
01:29:35,543 --> 01:29:39,001
‫و در حال اعمال تغییرات نهایی
‫روی قرص خودش بود.

1458
01:29:39,084 --> 01:29:42,418
‫بعد از مدت‌ها برای اولین بار
‫امیدوار شده بودم.

1459
01:29:44,043 --> 01:29:47,459
‫ولی آزمایشش روی انسان‌ها
‫خطرات زیادی هم داشت.

1460
01:29:47,543 --> 01:29:53,126
‫ضررهای زیادی از جمله خطر مرگ داشت.
‫یا ممکن بود جسمم زنده بمونه و مغزم بمیره.

1461
01:29:53,209 --> 01:29:56,293
‫یا نمی‌تونستم کلمات رو از اشیاء تشخیص بدم،

1462
01:29:56,376 --> 01:29:58,626
‫به طوری که اگه کسی می‌گفت «گلولۀ پرسرعت»،

1463
01:29:58,709 --> 01:30:03,709
‫من پرت می‌شدم روی زمین که پناه بگیرم.
‫در نهایت، باعث فراموشی من شد.

1464
01:30:03,793 --> 01:30:07,751
‫و همچنان اجازه دادن ادامه بدی؟
‫اونم مثل یک حیوان آزمایشی انسانی؟

1465
01:30:08,501 --> 01:30:09,584
‫نه، اجازه ندادن.

1466
01:30:10,876 --> 01:30:16,334
‫آخرش گفتن خطرات زیادی داره.
‫از لحاظ قانونی، اخلاقی و غیره.

1467
01:30:16,418 --> 01:30:17,834
‫خب، پس خوب شد.

1468
01:30:17,918 --> 01:30:19,043
‫نه.

1469
01:30:19,126 --> 01:30:21,043
‫ولی من قبول نکردم.

1470
01:30:23,668 --> 01:30:26,251
‫ازت می‌خوام سعی کنی
‫اتفاقی که بعدش افتاد رو درک کنی.

1471
01:30:27,584 --> 01:30:30,709
‫اگه بخوام این ماجرا رو واسه‌ات بگم،
‫باید این جنبه‌اش هم لحاظ کنم،

1472
01:30:30,793 --> 01:30:33,459
‫این جنبۀ کوچیک و کثیف قلب آدم رو لحاظ کنم.

1473
01:30:35,084 --> 01:30:37,168
‫گفتی بابِت در میون می‌ذاره و درد دل می‌کنه؟

1474
01:30:37,793 --> 01:30:39,793
‫- اصلاً ذات بابِت همینه.
‫- خوبه.

1475
01:30:40,793 --> 01:30:43,043
‫منم در میون می‌ذارم و درد دل می‌کنم.

1476
01:30:44,459 --> 01:30:46,584
‫ولی دلت نمی‌خواد بدونی چی شد.

1477
01:30:48,001 --> 01:30:50,918
‫به خیالت دوست داری بدونی،
‫ولی باور کن دلت نمی‌خواد.

1478
01:30:53,001 --> 01:30:55,793
‫من و آقای گری هماهنگی خصوصی انجام دادیم.

1479
01:30:57,334 --> 01:30:59,709
‫خواستیم آزمایش‌ها رو خودسرانه انجام بدیم.

1480
01:31:01,126 --> 01:31:03,001
‫قرار بود مشکل من درمان بشه،

1481
01:31:03,084 --> 01:31:06,293
‫و اونم به کشفیات خارق‌العادۀ
‫پزشکی خودش برسه.

1482
01:31:06,376 --> 01:31:07,293
‫خیلی‌خب.

1483
01:31:11,001 --> 01:31:12,751
‫که شامل رفتار غیرعقلانی من شد.

1484
01:31:13,709 --> 01:31:17,876
‫فقط این شکلی می‌تونستم دکتر گری رو
‫متقاعد کنم که از داروها استفاده کنم.

1485
01:31:18,584 --> 01:31:20,834
‫چون آخرین سنگرم بود، آخرین امیدم بود.

1486
01:31:21,959 --> 01:31:24,001
‫اول روانم رو در اختیارش قرار دادم.

1487
01:31:24,084 --> 01:31:26,126
‫الآنم بدنم رو در اختیارش گذاشتم.

1488
01:31:31,376 --> 01:31:35,751
‫چطوری بدنت رو در اختیار شخص فرضی گذاشتی
‫که ترکیبی از سه چهار نفره؟

1489
01:31:37,459 --> 01:31:38,876
‫مگه این شخصیت ترکیبی نبود؟

1490
01:31:39,834 --> 01:31:42,084
‫اصلاً بحث اندام تناسلی‌اش رو مطرح کنیم.

1491
01:31:43,168 --> 01:31:45,334
‫یعنی چند بار چنین کاری کردی؟

1492
01:31:45,959 --> 01:31:47,584
‫این بار فقط یک نفر بود جک.

1493
01:31:48,168 --> 01:31:51,376
‫شخص کلیدی ماجرا، مدیر پروژه بود.

1494
01:31:51,459 --> 01:31:55,459
‫پس این آقای گری که می‌گیم،
‫دیگه ترکیبی از چند فرد نیست؟

1495
01:31:55,543 --> 01:31:57,251
‫الآن شده یک نفر.

1496
01:32:00,418 --> 01:32:04,584
‫رفتیم توی یه مسافرخونۀ کثیف و نامرتب.

1497
01:32:07,834 --> 01:32:09,459
‫کی و کجاش بماند.

1498
01:32:11,126 --> 01:32:13,959
‫نزدیک سقفش... یه تلویزیونی داشت.

1499
01:32:14,876 --> 01:32:17,793
‫فقط همینش رو یادمه.

1500
01:32:17,876 --> 01:32:22,168
‫انقدر خجالت می‌کشیدم که برای پوشوندن صورتم
‫ماسک اسکی پوشیده بودم.

1501
01:32:32,626 --> 01:32:36,876
‫منظورت از غیرعقلانی این بود؟
‫رفتی سکس کردی تا قرص بگیری.

1502
01:32:36,959 --> 01:32:38,959
‫- جک...
‫- عملاً پابرهنه...

1503
01:32:39,043 --> 01:32:41,709
‫روی فرش ضدحریق راه رفتی.

1504
01:32:41,793 --> 01:32:46,751
‫آقای گری سوئیچ ماشین کرایه‌ایش رو
‫گذاشت روی کمد،

1505
01:32:46,834 --> 01:32:47,959
‫بعدم مستقیم بهت دخول کرد.

1506
01:32:48,043 --> 01:32:52,459
‫خواهشاً از این اصطلاح استفاده نکن.
‫تو که می‌دونی چه حسی بهم می‌ده.

1507
01:32:52,543 --> 01:32:54,418
‫عملی که طرف انجام داده اسمش دخوله.

1508
01:32:54,501 --> 01:32:57,084
‫به عبارت دیگه خودش رو داخلت قرار داده.

1509
01:32:57,168 --> 01:32:59,334
‫چیزی توی کسی قرار نگرفته.

1510
01:32:59,418 --> 01:33:03,459
‫صرفاً کاری که لازم بود رو کردم.
‫اختیارم دست خودم نبود.

1511
01:33:03,543 --> 01:33:07,293
‫عقلم سر جاش نبود.

1512
01:33:07,376 --> 01:33:09,793
‫صرفاً معاملۀ سرمایه‌داری بود.

1513
01:33:09,876 --> 01:33:13,251
‫تو عاشق همسرت هستی
‫که همه‌چیزش رو بهت می‌گه.

1514
01:33:13,334 --> 01:33:17,501
‫منم دارم زور می‌زنم واسه‌ات اون آدم باشم.

1515
01:33:17,584 --> 01:33:19,668
‫من فقط می‌خوام سعی کنم درکت کنم.

1516
01:33:21,626 --> 01:33:23,918
‫چند بار رفتی توی اون مسافرخونه؟

1517
01:33:24,001 --> 01:33:27,209
‫کم و بیش چند ماه به صورت مداوم رفتم اونجا.

1518
01:33:27,293 --> 01:33:28,584
‫قرارمون همین بود.

1519
01:33:29,209 --> 01:33:30,209
‫از...

1520
01:33:32,584 --> 01:33:34,293
‫از سکس باهاش لذت بردی؟

1521
01:33:34,376 --> 01:33:36,501
‫من فقط...

1522
01:33:37,376 --> 01:33:40,501
‫فقط تلویزیونی که روی سقف
‫به سمت خودمون بود رو یادمه.

1523
01:33:55,626 --> 01:33:57,251
‫حس شوخ‌طبعی داشت؟

1524
01:33:58,043 --> 01:34:00,793
‫می‌دونم زنان از شوخی‌های جنسی
‫آقایون خوششون میاد.

1525
01:34:00,876 --> 01:34:03,876
‫متأسفانه من بلد نیستم.
‫و بعد این اتفاق...

1526
01:34:03,959 --> 01:34:06,709
‫گمون نکنم دیگه فرصتی باشه
‫که بتونم یاد بگیرم.

1527
01:34:06,793 --> 01:34:10,751
‫همون بهتر در حد آقای گری
‫توی ذهنت بمونه. همین و بس.

1528
01:34:10,834 --> 01:34:13,918
‫نه قدبلنده، نه کوتاه، نه پیره و نه جوان.

1529
01:34:14,001 --> 01:34:17,501
‫نه می‌خنده و نه گریه می‌کنه.
‫برای خودت می‌گم.

1530
01:34:38,209 --> 01:34:40,293
‫نه، باید بهم بگی طرف کیه.

1531
01:34:40,376 --> 01:34:43,584
‫نه. از کجا معلوم نری بکشیش؟

1532
01:34:43,668 --> 01:34:45,209
‫چون من آدم‌کش نیستم.

1533
01:34:45,293 --> 01:34:46,876
‫تو مردی جک.

1534
01:34:46,959 --> 01:34:50,209
‫همه می‌دونن مردان چه حسادت جنون‌آمیزی دارن.

1535
01:34:50,293 --> 01:34:53,459
‫- آقایون توی این مسائل خیلی واردن.
‫- من توش وارد نیستم.

1536
01:34:53,543 --> 01:34:57,793
‫من حتی موقع گره زدن کیسه زباله،
‫خود کیسه رو می‌چرخونم.

1537
01:35:02,126 --> 01:35:03,293
‫قرارهاتون همچنان ادامه داره؟

1538
01:35:03,376 --> 01:35:04,834
‫- نه.
‫- چرا؟

1539
01:35:06,334 --> 01:35:08,793
‫چون داروش کارساز نبود.

1540
01:35:09,626 --> 01:35:12,626
‫حداقل روی من نبود.

1541
01:35:18,334 --> 01:35:20,126
‫شاید بهتره من برم.

1542
01:35:23,251 --> 01:35:24,834
‫برم هتل بمونم یا...

1543
01:35:27,418 --> 01:35:28,418
‫نمی‌دونم.

1544
01:35:33,293 --> 01:35:35,293
‫نمی‌دونم.

1545
01:36:56,043 --> 01:36:56,918
‫نه.

1546
01:36:58,043 --> 01:36:59,043
‫نه.

1547
01:37:03,793 --> 01:37:05,709
‫دیگه من رو به اینجا رسوندی،

1548
01:37:06,959 --> 01:37:08,376
‫مجبورم کردی تا این حد تحمل کنم.

1549
01:37:09,376 --> 01:37:11,626
‫حداقل بگو مشکلت چیه؟

1550
01:37:15,584 --> 01:37:17,251
‫می‌ترسم بمیرم.

1551
01:37:18,751 --> 01:37:20,709
‫از مرگ خودم می‌ترسم.

1552
01:37:20,793 --> 01:37:21,793
‫تو؟

1553
01:37:24,251 --> 01:37:25,834
‫تو که هنوز جوانی.

1554
01:37:26,668 --> 01:37:29,334
‫پله‌های استادیوم رو دو تا یکی
‫می‌ری بالا و پایین.

1555
01:37:29,418 --> 01:37:32,001
‫این ترسی که داری اصلاً منطقی نیست.

1556
01:37:32,084 --> 01:37:34,168
‫فقط نمی‌تونم باور کنم...

1557
01:37:34,251 --> 01:37:37,959
‫که ما موجودات داریم به سمت
‫عدم وجود قدم برمی‌دارم.

1558
01:37:38,043 --> 01:37:39,084
‫همه‌مون.

1559
01:37:40,084 --> 01:37:43,084
‫این تصور آزارم می‌ده جک.
‫اصلاً ولم نمی‌کنه.

1560
01:37:43,168 --> 01:37:45,543
‫بابا، همه از مرگ می‌ترسن.

1561
01:37:45,626 --> 01:37:49,084
‫ولی آقای گری گفته بود
‫من زیادی روش حساس بودم،

1562
01:37:49,168 --> 01:37:54,126
‫که ترس زودهنگام دارم.
‫واسه همین مشتاق بود از من استفاده کنه.

1563
01:37:54,209 --> 01:37:57,334
‫بابا، توی این خانواده منم که درگیریم مرگه.

1564
01:37:57,418 --> 01:37:58,876
‫همیشه هم خودم بودم.

1565
01:38:00,834 --> 01:38:02,084
‫دوستت دارم.

1566
01:38:02,168 --> 01:38:07,626
‫آخه ترسم از مرگ بیشتر از عشقم به توئه.
‫و خیلیم عاشقتم.

1567
01:38:08,751 --> 01:38:11,793
‫به خودم قول داده بودم
‫یک مسئله‌ای رو بهت نگم.

1568
01:38:13,626 --> 01:38:15,543
‫من به صورت آزمایشی قراره بمیرم.

1569
01:38:16,876 --> 01:38:19,584
‫حالا قرار نیست فردا یا پس‌فردا بمیرم.

1570
01:38:19,668 --> 01:38:21,043
‫ولی در دست انجامه.

1571
01:38:22,001 --> 01:38:26,543
‫پس دیگه از ترس و بلاهای معلق صحبت نمی‌کنیم.

1572
01:38:26,626 --> 01:38:30,126
‫مسئلۀ سخت پیش‌رومون همینه.
‫واقعیت همینه.

1573
01:38:31,126 --> 01:38:32,834
‫ظاهراً طی اون مدتی که...

1574
01:38:32,918 --> 01:38:36,584
‫من از ماشین پیاده شدم و تا پمپ بنزین رفتم،

1575
01:38:36,668 --> 01:38:39,709
‫به قدری در معرض مواد شیمیایی
‫توی هوا بودم که...

1576
01:38:39,793 --> 01:38:43,168
‫اینکه آدم مرگ خودش رو تصور کنه،
‫یکی از حقیرترین و زننده‌ترین و...

1577
01:38:43,251 --> 01:38:45,626
‫یکی از خوشایندترین شکل‌های
‫خودخوری کودکانه‌ست.

1578
01:38:45,709 --> 01:38:48,584
‫وقتی بچه بودی چقدر از تصور
‫مرگ خودت لذت می‌بردی؟

1579
01:38:48,668 --> 01:38:51,709
‫من هنوزم مرگ خودم رو تصور می‌کنم.
‫وقتی بابت چیزی ناراحت می‌شم،

1580
01:38:51,793 --> 01:38:54,376
‫تصور می‌کنم دوست‌هام و اقوام و همکارهام،

1581
01:38:54,459 --> 01:38:56,376
‫همه‌شون دور تابوتم جمع شدن.

1582
01:38:56,459 --> 01:38:59,376
‫خیلی هم ناراحتن که چرا وقتی
‫زنده بودم باهام مهربون‌تر نبودن.

1583
01:38:59,459 --> 01:39:01,293
‫کودکان خیلی کارشون توی
‫ترحم به خودشون خوبه،

1584
01:39:01,376 --> 01:39:03,501
‫لابد به این معنیه که
‫کاملاً طبیعی و حائز اهمیته.

1585
01:39:03,584 --> 01:39:06,668
‫ولی یه چیزی از ترحم به خود،
‫بچه‌گونه‌تر و رضایت‌بخش‌تره،

1586
01:39:06,751 --> 01:39:09,876
‫که مشخص می‌کنه چرا من مدام
‫عادت دارم مرگ خودم رو تصور کنم.

1587
01:39:11,543 --> 01:39:15,043
‫مثل مرگ، بیماری، فضای خارج از زمین.
‫اینجا همه‌چیزش واضح‌تره.

1588
01:39:16,751 --> 01:39:19,668
‫- صبحونه‌ات رو شروع کن...
‫- ...که تهش می‌رسه به همین.

1589
01:39:19,751 --> 01:39:21,876
‫که آدم آخرین وداع‌اش رو با بقیه بکنه.

1590
01:39:21,959 --> 01:39:24,126
‫ولی آدم با خودش چطوری وداع می‌کنه؟

1591
01:39:24,209 --> 01:39:27,251
‫- زبونت رو نشونم بده.
‫- منتظر سخنرانی‌ات هستیم.

1592
01:39:27,334 --> 01:39:28,793
‫پاناسونیک.

1593
01:39:28,876 --> 01:39:32,001
‫بچه‌ها دلشون برای خانۀ پپرونی من ضعف می‌ره،

1594
01:39:32,084 --> 01:39:34,668
‫پس اینجا چند برش پپرونی می‌ذارم،

1595
01:39:35,334 --> 01:39:37,126
‫با ژامبون یا سوسیس پخته...

1596
01:39:37,209 --> 01:39:39,709
‫بهترین راه برای استفاده از
‫پس‌مونده‌های غذا همینه.

1597
01:39:39,793 --> 01:39:42,918
‫از هر چیزی که توی یخچال باشه
‫می‌شه توی ساندویچ استفاده کرد،

1598
01:39:43,001 --> 01:39:44,418
‫یا حداقل توی خونۀ من که می‌شه.

1599
01:39:44,501 --> 01:39:48,168
‫اینجا کمی پنیر موتزارلا داریم،
‫همه‌اش رو همون وسط می‌ریزم.

1600
01:40:21,501 --> 01:40:22,918
‫چی کار می‌کنی؟

1601
01:40:24,376 --> 01:40:26,334
‫نترس. منم.

1602
01:40:26,418 --> 01:40:27,876
‫می‌دونم خودتی.

1603
01:40:30,834 --> 01:40:32,418
‫می‌دونم دنبال چی می‌گردی.

1604
01:40:33,001 --> 01:40:36,126
‫با قوطی قرصه چی کار کردی؟
‫سه تا قرص توش مونده بود.

1605
01:40:36,209 --> 01:40:39,084
‫- از کجا معلوم من برداشتمش؟
‫- من می‌دونم، خودتم می‌دونی.

1606
01:40:39,168 --> 01:40:42,459
‫اگه کسی بتونه بهم بگه این دایلار چیه،
‫شاید بتونیم به نتیجه‌ای برسیم.

1607
01:40:42,543 --> 01:40:44,668
‫مادرت دیگه اون دارو رو مصرف نمی‌کنه.

1608
01:40:44,751 --> 01:40:47,668
‫دیگه عذرت برای قایم کردن
‫اون قوطی موجه نیست.

1609
01:40:47,751 --> 01:40:50,001
‫بهم بگو تأثیرش چیه تا بهت بدمش.

1610
01:40:52,168 --> 01:40:53,293
‫خیلی‌خب.

1611
01:40:55,834 --> 01:40:57,418
‫من اخیراً دچار ترسی شدم.

1612
01:40:57,501 --> 01:40:59,959
‫فکر می‌کردم اتفاق ناجوری قراره بیفته.

1613
01:41:00,043 --> 01:41:02,168
‫خداروشکر کاشف به عمل اومد
‫که اشتباه می‌کردم.

1614
01:41:02,251 --> 01:41:04,668
‫ولی تأثیراتش ماندگار بود.

1615
01:41:04,751 --> 01:41:06,001
‫دایلار رو لازم دارم.

1616
01:41:06,084 --> 01:41:07,334
‫مشکل چیه؟

1617
01:41:07,418 --> 01:41:09,501
‫همین کافی نیست که بدونی
‫یه مشکلی وجود داره؟

1618
01:41:09,584 --> 01:41:11,001
‫نمی‌خوام گولم بزنی.

1619
01:41:11,084 --> 01:41:14,084
‫کسی نخواست کسی رو گول بزنه.
‫صرفاً داروئه رو می‌خوام.

1620
01:41:14,168 --> 01:41:15,668
‫می‌خوای بدیش به مادرم.

1621
01:41:15,751 --> 01:41:18,251
‫که محض اطلاعت بگم،
‫گمونم ماسک اسکی دزدیده.

1622
01:41:18,959 --> 01:41:21,668
‫- معتاد شده؟
‫- خودتم می‌دونی چنین آدمی نیست.

1623
01:41:21,751 --> 01:41:24,168
‫طلاق که نمی‌خواید بگیرید، نه؟

1624
01:41:24,251 --> 01:41:26,251
‫چرا چنین سوالی می‌پرسی؟

1625
01:41:26,334 --> 01:41:29,459
‫روی تخت کشویی کاناپه می‌خوابی.
‫خیلیم اذیت می‌شی.

1626
01:41:35,126 --> 01:41:37,001
‫مشکلمون درمورد مرگه.

1627
01:41:39,543 --> 01:41:40,543
‫من ازش می‌ترسم.

1628
01:41:41,834 --> 01:41:44,959
‫احتمالاً قرص‌هاش تأثیری ندارن،
‫ولی شاید روی من داشته باشن.

1629
01:41:45,043 --> 01:41:48,918
‫حتی اگه کارساز نباشن مهم نیست چی هستن.
‫من خودم می‌خوام سرخوش بشم.

1630
01:41:49,001 --> 01:41:50,418
‫به نظرت یه خرده احمقانه نیست؟

1631
01:41:50,501 --> 01:41:52,584
‫عاقبت آدم‌های ناامید همینه دیگه.

1632
01:41:53,418 --> 01:41:57,251
‫یادته توی رادیو شنیدی که ابر مواج
‫باعث عرق کردن کف دست می‌شه،

1633
01:41:57,334 --> 01:41:59,501
‫بعدش کف دست خودت عرق کرد، آره؟

1634
01:41:59,584 --> 01:42:01,418
‫قدرت صلاحدید افراد،

1635
01:42:01,501 --> 01:42:04,001
‫بعضی‌ها رو مریض می‌کنه،
‫و بعضی‌ها رو درمان می‌کنه.

1636
01:42:04,084 --> 01:42:06,251
‫اگه فکر کنم بهم کمک می‌کنه،
‫پس بهم کمک می‌کنه.

1637
01:42:08,084 --> 01:42:10,501
‫- قوطی‌اش رو انداختم دور.
‫- نه، دروغ نگو. کجا انداختیش؟

1638
01:42:10,584 --> 01:42:12,293
‫انداختمش توی سطل آشغال.

1639
01:42:12,376 --> 01:42:13,501
‫- کی؟
‫- چند روز پیش.

1640
01:43:35,273 --> 01:43:41,327
‫[...می‌ترسید؟]

1641
01:43:48,179 --> 01:43:53,874
‫[چگونه توقف در یک کفش‌فروشی آلمانی
‫به یک عمر درد پا پایان داد.]

1642
01:43:54,414 --> 01:43:59,257
‫[از مرگ می‌ترسید؟
‫فراخوان داوطلب برای پژوهش سرّی]

1643
01:44:51,459 --> 01:44:52,459
‫الو؟

1644
01:44:53,418 --> 01:44:55,043
‫می‌خوام مقداری دایلار بخرم.

1645
01:44:56,626 --> 01:44:58,626
‫- واسه درمان ترس؟
‫- واسه درمان ترس.

1646
01:44:59,876 --> 01:45:01,293
‫مختل کردن شبکه.

1647
01:45:02,418 --> 01:45:05,084
‫بیا مسافرخونۀ جاده‌ای جرمن‌تاون.

1648
01:45:06,334 --> 01:45:07,709
‫اتاق هشت.

1649
01:45:43,126 --> 01:45:44,501
‫آره. آره.

1650
01:45:47,668 --> 01:45:49,418
‫برو، برو، برو. آره.

1651
01:45:51,626 --> 01:45:53,084
‫سخنرانی‌ات حرف نداشت جک.

1652
01:45:53,168 --> 01:45:54,668
‫خیلی آب خوردی بابایی.

1653
01:45:58,418 --> 01:46:00,043
‫امشب منتظر نمون بیام خونه.

1654
01:46:00,709 --> 01:46:04,043
‫- ولی باید برم کلاس، ماشین رو می‌خوام.
‫- ماشین بمونه پیش خودت.

1655
01:46:05,043 --> 01:46:06,793
‫من به ماشینمون نیاز ندارم.

1656
01:46:10,209 --> 01:46:11,918
‫هوا سوز داره.

1657
01:46:13,251 --> 01:46:15,209
‫می‌دونی سوز داشتن هوا یعنی چی؟

1658
01:46:16,084 --> 01:46:17,626
‫یعنی چی؟

1659
01:46:20,876 --> 01:46:22,084
‫یعنی باید ماسک اسکی پوشید.

1660
01:46:34,918 --> 01:46:38,418
‫نمی‌دونستم این همه اطلاعات
‫از سگ هیتلر وجود داره.

1661
01:46:38,501 --> 01:46:40,001
‫الویس هم عاشق سگ‌ها بود.

1662
01:46:41,168 --> 01:46:44,751
‫وولاون و مافی‌دی و شامپاین بودن...

1663
01:46:44,834 --> 01:46:48,043
‫البته یه مافین‌نامی هم بود.
‫وندل هم بود که اون گربه بود.

1664
01:46:48,126 --> 01:46:50,668
‫- موری، سوئیچ ماشینت رو می‌خوام.
‫- باشه.

1665
01:47:11,376 --> 01:47:13,043
‫جای خریدن، بدزد.

1666
01:47:15,876 --> 01:47:17,418
‫جای حرف زدن، شلیک کن.

1667
01:47:17,501 --> 01:47:19,043
‫تو مردی جک.

1668
01:47:19,126 --> 01:47:22,251
‫همه می‌دونن مردان چه حسادت جنون‌آمیزی دارن.

1669
01:47:22,334 --> 01:47:24,626
‫جای خریدن، بدزد.

1670
01:47:27,126 --> 01:47:28,876
‫جای حرف زدن، شلیک کن.

1671
01:47:29,584 --> 01:47:31,793
‫شاید خشم هم نوعی تولد دوباره باشه.

1672
01:47:34,668 --> 01:47:37,376
‫و شاید حتی بشه مرگ رو کشت.

1673
01:48:12,319 --> 01:48:15,592
‫[مسافرخانه]

1674
01:48:16,186 --> 01:48:19,467
‫[تلویزیون رنگی آر‌سی‌ای]

1675
01:48:19,772 --> 01:48:21,865
‫[دفتر پذیرش]

1676
01:48:44,709 --> 01:48:47,498
‫[«نو میش بوت زوپ کو»]

1677
01:48:56,452 --> 01:49:01,194
‫[مسافرخانۀ جاده‌ای]

1678
01:50:02,543 --> 01:50:06,043
‫قلبت درد می‌کنه یا روحت؟

1679
01:50:15,084 --> 01:50:16,501
‫می‌شناسمت.

1680
01:50:16,584 --> 01:50:19,459
‫آره. زیاد جام رو عوض می‌کنم.

1681
01:50:20,334 --> 01:50:22,209
‫تبدیل به آدم متفاوتی می‌شم.

1682
01:50:23,501 --> 01:50:24,334
‫اِم...

1683
01:50:27,376 --> 01:50:28,459
‫چی می‌گفتم؟

1684
01:50:34,751 --> 01:50:35,918
‫چی می‌خوای؟

1685
01:50:37,376 --> 01:50:39,001
‫یه مقدار دایلار می‌خوام.

1686
01:50:44,918 --> 01:50:46,001
‫خواسته‌ات چیه؟

1687
01:50:47,626 --> 01:50:48,918
‫می‌خوام زندگی کنم.

1688
01:50:50,043 --> 01:50:51,584
‫ولی داری می‌میری.

1689
01:50:51,668 --> 01:50:53,251
‫ولی دلم نمی‌خواد بمیرم.

1690
01:50:53,334 --> 01:50:55,251
‫پس تفاهم نظر داریم.

1691
01:50:56,626 --> 01:50:59,918
‫ورود به یک اتاق به معنی توافق
‫بر سر نوعی رفتاره.

1692
01:51:01,834 --> 01:51:05,626
‫برای مثال با خیابان و پارکینگ فرق داره.

1693
01:51:08,293 --> 01:51:10,959
‫نکته‌اش اینه که اتاق‌ها فضای داخلی هستند.

1694
01:51:11,751 --> 01:51:12,959
‫گل گفتی.

1695
01:51:13,043 --> 01:51:16,501
‫توافق نانوشته‌ای بین کسی هست
‫که وارد اتاق می‌شه،

1696
01:51:16,584 --> 01:51:19,709
‫با کسی که وارد اتاقش شده‌ان.

1697
01:51:20,668 --> 01:51:21,834
‫اتاق یک فضای داخلیه.

1698
01:51:21,918 --> 01:51:24,334
‫افراد توی یک اتاق باید
‫سر این مسئله توافق کنند،

1699
01:51:24,418 --> 01:51:27,501
‫همون‌طور که چمن‌زار و غلف‌زار و
‫مزرعه و باغ از هم متمایز هستن.

1700
01:51:27,584 --> 01:51:29,251
‫کاملاً منطقی گفتی.

1701
01:51:29,334 --> 01:51:33,959
‫برای تبدیل فارنهایت به سلسیوس
‫باید چنین کاری کرد.

1702
01:51:35,209 --> 01:51:37,543
‫من از اولش توی چنین وضعیتی نبودم.

1703
01:51:38,293 --> 01:51:39,709
‫منم چنین فکری می‌کردم.

1704
01:51:39,793 --> 01:51:41,793
‫داشتم کار مهمی انجام می‌دادم.

1705
01:51:45,001 --> 01:51:46,793
‫به خودم حسادت می‌کردم.

1706
01:51:47,793 --> 01:51:50,876
‫مردن بدون ترس یک امر روزمره‌ست.

1707
01:51:50,959 --> 01:51:52,709
‫می‌شه باهاش زندگی کرد.

1708
01:51:52,793 --> 01:51:55,209
‫یعنی می‌گی بدون عنصری مثل ترس،

1709
01:51:55,293 --> 01:51:56,751
‫ترسی که می‌شناسیم وجود نداره؟

1710
01:51:57,793 --> 01:51:59,126
‫که مردم باهاش سازگار می‌شن؟

1711
01:51:59,209 --> 01:52:00,626
‫دایلار شکست خورد...

1712
01:52:02,126 --> 01:52:03,501
‫اونم با اکراه.

1713
01:52:04,501 --> 01:52:05,959
‫روی همه بی‌اثر بود؟

1714
01:52:07,001 --> 01:52:08,793
‫روی تمام بدن‌ها.

1715
01:52:08,876 --> 01:52:10,584
‫ولی شک ندارم اون روز بالأخره می‌رسه.

1716
01:52:10,668 --> 01:52:12,168
‫شاید الآن، شایدم هیچ‌وقت.

1717
01:52:12,251 --> 01:52:16,584
‫یعنی می‌گی در نهایت واسه‌اش
‫داروی مؤثری پیدا می‌شه؟

1718
01:52:16,668 --> 01:52:19,668
‫بین خودمون بمونه جوجه،
‫من این قرص‌ها رو مثل آب‌نبات می‌خورم.

1719
01:52:19,751 --> 01:52:21,668
‫منم چنین فکری می‌کردم.

1720
01:52:27,001 --> 01:52:28,501
‫چقدر می‌خوای بخری؟

1721
01:52:29,918 --> 01:52:31,251
‫چقدر لازم دارم؟

1722
01:52:31,334 --> 01:52:33,709
‫سنت که زیاده. میانسالی؟

1723
01:52:35,668 --> 01:52:37,543
‫ببین درست عذابت رو توصیف می‌کنم؟

1724
01:52:39,668 --> 01:52:41,543
‫من تو رو فردی می‌بینم...

1725
01:52:42,668 --> 01:52:45,334
‫که کت چرم قهوه‌ای تیره،

1726
01:52:45,418 --> 01:52:47,626
‫با شلوار شامپاینی‌رنگ پوشیده.

1727
01:52:48,459 --> 01:52:49,834
‫حالا بگو چقدر درست گفتم.

1728
01:52:51,293 --> 01:52:54,043
‫من با برنامه‌های تلویزیونی آمریکایی
‫انگلیسی یاد گرفتم.

1729
01:52:55,334 --> 01:52:58,501
‫به ندرت اون زمانی رو فراموش می‌کنم،

1730
01:52:58,584 --> 01:53:00,418
‫که هنوز جایگاهم رو داشتم.

1731
01:53:02,001 --> 01:53:04,334
‫خانمی رو با ماسک اسکی یادمه،

1732
01:53:06,418 --> 01:53:08,793
‫ولی در حال حاضر اسمش ذهنم پریده.

1733
01:53:09,918 --> 01:53:11,584
‫سکس آمریکایی.

1734
01:53:14,334 --> 01:53:17,918
‫راستش انگلیسی‌ام رو همین شکلی یاد گرفتم.

1735
01:54:18,418 --> 01:54:21,418
‫نمی‌تونستم کلمات رو از اشیاء تشخیص بدم،

1736
01:54:21,501 --> 01:54:24,501
‫اگه کسی می‌گفت «هواپیمای در حال سقوط»،

1737
01:54:24,584 --> 01:54:26,834
‫من پرت می‌شدم روی زمین که پناه بگیرم.

1738
01:54:26,918 --> 01:54:27,876
‫هواپیمای در حال سقوط.

1739
01:54:33,418 --> 01:54:34,418
‫سقوط طیاره!

1740
01:54:39,793 --> 01:54:42,626
‫- چرا اومدی اینجا سفیدپوست؟
‫- واسه خرید.

1741
01:54:42,709 --> 01:54:44,459
‫خیلی رنگت سفیده، خبر داری؟

1742
01:54:44,543 --> 01:54:45,918
‫چون دارم می‌میرم.

1743
01:54:47,293 --> 01:54:49,084
‫این حالت رو جا میاره.

1744
01:54:50,001 --> 01:54:52,001
‫- همچنان می‌میرم.
‫- ولی دیگه اهمیت نمی‌دی،

1745
01:54:52,834 --> 01:54:54,668
‫که یعنی حالت جا میاد.

1746
01:54:55,501 --> 01:54:56,668
‫بارش تگرگ.

1747
01:54:59,876 --> 01:55:01,084
‫تیرباران.

1748
01:55:16,584 --> 01:55:19,918
‫اسم من جک گلدنیه و اومدم بکشمت.

1749
01:55:20,001 --> 01:55:22,584
‫قبلاً مقتولی بودم که الآن قاتل شده.

1750
01:55:23,459 --> 01:55:25,584
‫همسرم بابِت رو می‌شناسی.

1751
01:55:25,668 --> 01:55:27,668
‫ماسک اسکی روی صورتش بود.

1752
01:55:27,751 --> 01:55:30,959
‫ماسک اسکی زده بود تا صورتم رو نبوسه،

1753
01:55:32,001 --> 01:55:33,751
‫می‌گفت این کارش غیرآمریکایی بود.

1754
01:55:33,834 --> 01:55:36,834
‫من بهش گفتم اتاق فضای داخلیه.

1755
01:55:36,918 --> 01:55:39,084
‫اگر موافق نیستی وارد اتاق نشو.

1756
01:55:39,168 --> 01:55:43,126
‫نکته همینه. برخلاف خط ساحلی نوظهور
‫یا صفحات قاره‌ای،

1757
01:55:43,209 --> 01:55:44,209
‫یا...

1758
01:55:45,751 --> 01:55:47,626
‫می‌شه غلات طبیعی خورد،

1759
01:55:49,209 --> 01:55:51,209
‫سبزیجات، تخم‌مرغ...

1760
01:55:53,168 --> 01:55:54,168
‫بدون ماهی،

1761
01:55:54,959 --> 01:55:56,334
‫بدون میوه.

1762
01:55:56,418 --> 01:55:58,501
‫یا میوه،

1763
01:55:58,584 --> 01:55:59,876
‫سبزیجات،

1764
01:56:01,001 --> 01:56:02,459
‫پروئین حیوانی،

1765
01:56:02,543 --> 01:56:04,751
‫بدون غلات و بدون شیر.

1766
01:56:04,834 --> 01:56:05,834
‫یا...

1767
01:56:06,834 --> 01:56:10,251
‫کلی شیر سویا برای ویتامین ب۱۲،

1768
01:56:10,334 --> 01:56:13,209
‫و کلی سبزیجات برای تنظیم
‫میزان ترشح انسولین،

1769
01:56:13,293 --> 01:56:14,834
‫ولی بدون گوشت،

1770
01:56:14,918 --> 01:56:16,834
‫بدون ماهی، بدون میوه.

1771
01:56:17,543 --> 01:56:19,751
‫کلی ترکیبات کارآمد وجود داره.

1772
01:56:21,751 --> 01:56:24,084
‫تا حالا واسه‌ات سوال شده
‫چرا از بین سی و دو دندان،

1773
01:56:24,959 --> 01:56:27,501
‫این چهارتا بیشترین دردسر رو درست می‌کنن؟

1774
01:56:32,543 --> 01:56:34,709
‫تا یک دقیقۀ دیگه جوابت رو می‌دم.

1775
01:58:09,501 --> 01:58:10,626
‫جک؟

1776
01:58:12,043 --> 01:58:13,043
‫جک؟

1777
01:58:15,047 --> 01:58:16,589
‫آخ!

1778
01:58:17,668 --> 01:58:19,334
‫بابا؟

1779
01:58:22,709 --> 01:58:23,793
‫تیر خوردی!

1780
01:58:25,043 --> 01:58:25,876
‫وای.

1781
01:58:26,793 --> 01:58:27,959
‫تو هم خوردی.

1782
01:58:30,168 --> 01:58:31,626
‫معذرت می‌خوام.

1783
01:58:31,709 --> 01:58:36,793
‫این می‌تونه نشان‌دهندۀ
‫روند تصاعدی گرمی هوا باشه.

1784
01:58:37,709 --> 01:58:41,084
‫- لابد از مچ دستم کمانه کرده.
‫- بعد خورده به پای من.

1785
01:58:41,168 --> 01:58:42,834
‫از کجا می‌دونستی میام اینجا؟

1786
01:58:43,709 --> 01:58:45,001
‫مردجماعت قاتله.

1787
01:58:47,876 --> 01:58:49,959
‫- کمک می‌خواد.
‫- بیا از اینجا ببریمش.

1788
01:58:51,376 --> 01:58:52,668
‫خودمون کمک می‌خوایم.

1789
01:58:53,959 --> 01:58:56,168
‫چرا تفنگ پر بهش دادی؟

1790
01:58:56,251 --> 01:58:59,918
‫توی ذهنم سه بار بهش تیر زدم،
‫ولی درواقع سه تا زده بودم،

1791
01:59:00,001 --> 01:59:01,376
‫و نقشه‌ام این بود که...

1792
01:59:01,459 --> 01:59:03,543
‫چه بدونم بابا. کلاً ریدم توی نقشه‌ام.

1793
01:59:06,126 --> 01:59:08,293
‫بعداً برمی‌گردم ماشین موری رو ببرم.

1794
01:59:10,001 --> 01:59:11,209
‫داره خفه می‌شه.

1795
01:59:41,251 --> 01:59:43,543
‫- کی بهم تیر زد؟
‫- اِم...

1796
01:59:45,251 --> 01:59:46,293
‫من...

1797
01:59:46,376 --> 01:59:47,209
‫خودت زدی.

1798
01:59:48,418 --> 01:59:49,834
‫خودت به خودت تیر زدی.

1799
01:59:51,709 --> 01:59:53,918
‫- کی به تو تیر زد؟
‫- تو زدی.

1800
01:59:54,918 --> 01:59:57,501
‫اسلحه دست خودته دیگه.

1801
02:00:00,001 --> 02:00:02,543
‫دقیقاً قصدم از این کار چی بود؟

1802
02:00:03,626 --> 02:00:05,168
‫حسابی رد داده بودی.

1803
02:00:05,959 --> 02:00:07,293
‫خیلی بی‌احتیاطی کردی.

1804
02:00:07,376 --> 02:00:08,293
‫ولی می‌بخشیمت.

1805
02:00:09,626 --> 02:00:12,126
‫شما کی هستید؟ از لحاظ لغوی.

1806
02:00:12,209 --> 02:00:15,668
‫ما رهگذریم. عه، دوستیم.

1807
02:00:15,751 --> 02:00:17,126
‫حالا مهم نیست.

1808
02:00:17,209 --> 02:00:20,543
‫برخی هزارپایان چشم دارند، برخی ندارند.

1809
02:00:21,251 --> 02:00:22,418
‫- باشه.
‫- حتماً.

1810
02:00:25,793 --> 02:00:27,459
‫این دلفین‌های بازیگوش،

1811
02:00:29,043 --> 02:00:31,459
‫مجهز به فرستندۀ رادیویی هستن.

1812
02:00:32,959 --> 02:00:35,751
‫شاید بشه از سرگردانی
‫دور و درازشون چیزی فهمید.

1813
02:00:37,584 --> 02:00:39,168
‫روی آنتن هستید!

1814
02:00:44,451 --> 02:00:48,701
‫[بخش اورژانس]

1815
02:00:59,459 --> 02:01:01,834
‫سرش رو گرفتی؟

1816
02:01:01,918 --> 02:01:04,459
‫تنیس نمیاید؟ کسی نمیاد تنیس؟

1817
02:01:04,543 --> 02:01:06,751
‫تیر خوردیم!

1818
02:01:18,043 --> 02:01:19,293
‫تیر خوردیم.

1819
02:01:24,334 --> 02:01:25,918
‫این حوالی زیاد پیش میاد.

1820
02:01:35,043 --> 02:01:38,084
‫برانکارد بیارید.
‫چرا فقط دو تا برانکارد داریم؟

1821
02:01:38,168 --> 02:01:39,251
‫خواهر هلدیگارد!

1822
02:01:39,834 --> 02:01:41,168
‫سبد خرید رو بیار.

1823
02:01:42,876 --> 02:01:44,334
‫زودباش دیگه!

1824
02:01:45,793 --> 02:01:47,418
‫- می‌شه کارت رو درست انجام بدی؟
‫- ببخشید خانم.

1825
02:01:49,376 --> 02:01:51,584
‫برو سراغ این آقا لاغره... کارل!

1826
02:01:51,668 --> 02:01:52,918
‫ببرش اونجا.

1827
02:01:53,001 --> 02:01:55,709
‫آروم! دستش رو بگیر.

1828
02:01:59,668 --> 02:02:01,668
‫یک، دو، سه!

1829
02:02:12,543 --> 02:02:16,751
‫درآمد متورم، تعدیل شده و واقعی.

1830
02:02:24,334 --> 02:02:28,876
‫کسی نمی‌دونه چرا پرندگان دریایی
‫عازم سن میگل می‌شن.

1831
02:02:40,459 --> 02:02:41,459
‫اسمت چیه؟

1832
02:02:42,584 --> 02:02:44,251
‫خواهر هرمان ماری.

1833
02:02:44,876 --> 02:02:47,293
‫«خوب، بهتر...»
‫(آلمانی)

1834
02:02:47,376 --> 02:02:48,751
‫«بهترین.»

1835
02:02:48,834 --> 02:02:49,876
‫«ترجیحاً».

1836
02:02:49,959 --> 02:02:50,876
‫«ترجیحاً.»

1837
02:02:51,459 --> 02:02:53,959
‫«یک، دو...»

1838
02:02:54,043 --> 02:02:57,043
‫«سه، چهار...»

1839
02:02:57,126 --> 02:02:59,751
‫«پنج، شش...»

1840
02:02:59,834 --> 02:03:04,709
‫«هشت، هشت، نه، ده.»

1841
02:03:05,959 --> 02:03:07,334
‫«پا...»

1842
02:03:07,418 --> 02:03:08,334
‫«صندلی راحتی.»

1843
02:03:08,418 --> 02:03:10,501
‫- «صندلی.»
‫- «صندلی.»

1844
02:03:11,168 --> 02:03:14,418
‫امروز کلیسا درمورد بهشت
‫چه داستان‌هایی می‌گه؟

1845
02:03:14,501 --> 02:03:16,751
‫هنوز مثل همون بهشت قدیمه؟

1846
02:03:18,501 --> 02:03:20,501
‫خیال کردی ما احمقیم؟

1847
02:03:21,001 --> 02:03:22,834
‫ما برای مراقبت از افراد
‫مریض و زخمی اینجایم.

1848
02:03:22,918 --> 02:03:26,126
‫همین و بس. اگه می‌خواید از بهشت بشنوید،
‫برید یه جای دیگه.

1849
02:03:26,876 --> 02:03:28,959
‫پس چرا این عکسه رو زدید به دیوار؟

1850
02:03:29,043 --> 02:03:31,501
‫واسه بقیه‌ست، نه واسه ما.

1851
02:03:31,584 --> 02:03:34,459
‫یعنی به بهشت باور نداری؟
‫اون‌وقت راهبه‌ای؟

1852
02:03:34,543 --> 02:03:36,709
‫اگه تو باور نداری،
‫من چرا باور داشته باشم؟

1853
02:03:36,793 --> 02:03:38,459
‫اگه باور داشتی، شاید ما هم باور می‌کردیم.

1854
02:03:38,543 --> 02:03:41,168
‫اگه باور داشتم، شاید شما باور نمی‌کردید.

1855
02:03:42,001 --> 02:03:44,793
‫بالأخره یک نفر باید وانمود کنه اعتقاد داره.

1856
02:03:44,876 --> 02:03:47,084
‫پس مرگ پایان زندگیه؟

1857
02:03:47,168 --> 02:03:49,084
‫هیچ زندگی‌ای بعدش وجود نداره؟

1858
02:03:49,876 --> 02:03:51,793
‫می‌خوای باور خودم رو بگم،

1859
02:03:52,751 --> 02:03:54,709
‫یا چیزی که وانمود می‌کنم باور دارم؟

1860
02:03:54,793 --> 02:03:57,793
‫من دلم نمی‌خواد بشنوم.
‫خیلی وضع زشتیه.

1861
02:03:57,876 --> 02:03:59,918
‫- ناسلامتی راهبه‌ای!
‫- عین راهبه‌ها باش!

1862
02:04:00,001 --> 02:04:03,751
‫شما از توی خیابان اومدید اینجا،
‫زوج متأهل هستید،

1863
02:04:03,834 --> 02:04:06,084
‫یک نفر رو از پاهاش کشیدید و آوردید،

1864
02:04:06,168 --> 02:04:10,376
‫و درمورد فرشته‌هایی حرف می‌زنید
‫که توی آسمان هستند.

1865
02:04:10,459 --> 02:04:12,418
‫خودتون رو گول نزنید!

1866
02:04:13,397 --> 02:04:16,382
‫هر کسی که میاد اینجا و از فرشتگان
‫حرف می‌زنه کودنی بیش نیست.

1867
02:04:16,655 --> 02:04:17,905
‫فرشته رو نشونم بدید.

1868
02:04:17,953 --> 02:04:18,920
‫لطفاً!

1869
02:04:18,945 --> 02:04:20,256
‫می‌خوام یکی‌شون رو ببینم.

1870
02:04:20,389 --> 02:04:22,225
‫یک فرشته نشونم دید.

1871
02:04:22,264 --> 02:04:25,085
‫یک مو از بدن فرشته نشونم بدید!

1872
02:04:25,180 --> 02:04:26,711
‫وظیفۀ ماست...

1873
02:04:26,767 --> 02:04:32,009
‫که در جهان به چیزهایی معتقد باشیم،
‫که دیگران نیستند.

1874
02:04:32,158 --> 02:04:34,361
‫اگه دست از چنین عقایدی بکشیم،

1875
02:04:34,408 --> 02:04:37,111
‫نسل بشر منقرض می‌شه.

1876
02:04:37,166 --> 02:04:38,658
‫واسه همین ما اینجایم.

1877
02:04:38,683 --> 02:04:40,127
‫مایی که اقلیت هستیم.

1878
02:04:40,314 --> 02:04:42,048
‫اگه یک‌وقت خدایی نکرده،

1879
02:04:42,073 --> 02:04:43,463
‫وانمود نکنیم که بهشون معتقدیم،

1880
02:04:43,556 --> 02:04:46,814
‫زمین و زمان از هم می‌پاشه!

1881
02:04:48,266 --> 02:04:49,876
‫جهنم جاییه که هیچ معتقدی نباشه.

1882
02:04:51,392 --> 02:04:52,525
‫ما دعا می‌خونیم،

1883
02:04:52,900 --> 02:04:54,720
‫شمع روشن می‌کنیم،

1884
02:04:55,408 --> 02:04:57,501
‫از مجسمه‌های مختلفی که داریم،

1885
02:04:57,564 --> 02:05:01,212
‫طلب سلامت و عمر طولانی می‌کنیم.

1886
02:05:03,415 --> 02:05:05,172
‫ولی زیاد طول نمی‌کشه.

1887
02:05:07,681 --> 02:05:10,744
‫شما ایمانتون رو از دست خواهید داد.

1888
02:05:14,126 --> 02:05:17,209
‫پس شاید بهتر باشه سعی کنید
‫به همدیگه ایمان داشته باشید.

1889
02:05:23,334 --> 02:05:24,584
‫آقای دکتر.

1890
02:05:25,876 --> 02:05:28,084
‫آقای... آقای دکتر.

1891
02:05:29,209 --> 02:05:30,418
‫حالش خوب می‌شه؟

1892
02:05:31,251 --> 02:05:34,168
‫تا مدتی نه. ولی زنده می‌مونه.

1893
02:05:47,334 --> 02:05:50,126
‫کاش درمورد مشکلم بهت نگفته بودم.

1894
02:05:51,001 --> 02:05:52,418
‫چرا؟

1895
02:05:52,501 --> 02:05:55,876
‫چون اون‌موقع بهم نمی‌گفتی
‫که اول تو قراره بمیری.

1896
02:05:56,668 --> 02:05:59,293
‫دو تا آرزویی که من توی زندگیم دارم،

1897
02:06:00,459 --> 02:06:02,793
‫اینه که تو قبل من نمیری،

1898
02:06:03,793 --> 02:06:06,501
‫و اینکه وایلدر همین‌جوری که هست بمونه.

1899
02:06:11,876 --> 02:06:15,626
‫یک‌بار نزدیک بود قبل عشق‌بازیمون
‫ازت بخوام جوراب ساق گرم‌کن پات کنی.

1900
02:06:16,376 --> 02:06:17,834
‫پس چرا نگفتی؟

1901
02:06:17,918 --> 02:06:20,584
‫گفتم شاید شک کنی که مشکلی دارم.

1902
02:06:49,918 --> 02:06:52,626
‫...سلاح‌های هسته‌ای جدید
‫و سیستم تحویل آنان.

1903
02:06:53,168 --> 02:06:55,834
‫علاوه بر این، برنامه‌ریزی تبدیل...

1904
02:06:55,918 --> 02:06:58,584
‫برای محافظت از رفاه اقتصادی
‫آن دسته از افراد در جوامعی،

1905
02:06:58,668 --> 02:07:01,543
‫که تحت تأثیر انجماد
‫سلاح‌های هسته‌ای قرار می‌گیرند...

1906
02:07:02,334 --> 02:07:04,709
‫شترها توی کوهانشون چی ذخیره می‌کنن؟
‫آب یا غذا؟

1907
02:07:04,793 --> 02:07:07,959
‫بستگی داره منظورت کدوم شترها باشه.
‫شتر یک کوهانه و دو کوهانه داریم.

1908
02:07:08,043 --> 02:07:10,834
‫یعنی شتر دو کوهانه توی یکیش
‫غذا و توی اون‌یکی آب ذخیره می‌کنه؟

1909
02:07:10,918 --> 02:07:13,793
‫مهم‌ترین مسئله اینه که شتر
‫یکی از خوراک لذیذ محسوب می‌شه.

1910
02:07:13,876 --> 02:07:17,251
‫- مگه گوشت تمساح نبود؟
‫- مطمئنی منظورت...

1911
02:07:17,334 --> 02:07:19,209
‫کی شتر رو به آمریکا معرفی کرد؟

1912
02:07:19,293 --> 02:07:24,418
‫موری می‌گه ما موجودات شکننده‌ای هستیم،
‫که با حقایق خصمانه‌ای احاطه شدیم.

1913
02:07:24,501 --> 02:07:27,126
‫- بولیوی قلع داره.
‫- شیلی مس و آهن داره.

1914
02:07:27,209 --> 02:07:29,959
‫تا حالا ندیدم کسی مثل خودم
‫از چهارشنبه‌ها خوشش بیاد.

1915
02:07:31,043 --> 02:07:32,084
‫شیرمون تموم شد.

1916
02:07:32,168 --> 02:07:35,584
‫...که جنگ جهانی بعدی
‫ممکن است بر سر نمک باشد.

1917
02:07:35,668 --> 02:07:37,959
‫غافل‌گیری‌های دنیا پایانی ندارند.

1918
02:07:39,834 --> 02:07:44,376
‫برای خودمان و نقش عجیبی که
‫در بلایای خود بازی می‌کنیم، ناراحتم.

1919
02:07:45,793 --> 02:07:49,209
‫اما از روی احساس یک‌دنده‌ای
‫در ویرانه‌هایی با مقیاس بزرگ،

1920
02:07:50,126 --> 02:07:51,793
‫همچنان به یکدیگر امید می‌دهیم.

1921
02:07:53,084 --> 02:07:54,584
‫و به همراه یکدیگر در اینجا...

1922
02:07:56,376 --> 02:07:57,584
‫منتظر می‌مانیم.

1923
02:08:01,836 --> 02:08:20,836
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

