﻿1
00:00:40,168 --> 00:00:41,960
‫... حالا از اون طرف ضدحمله می‌زنن.

2
00:00:41,960 --> 00:00:45,626
‫فعلا جفت تیم‌ها تو این بازی خیلی خوب
‫دفاع کردن. دانکن به دربی پاس می‌ده.

3
00:00:45,626 --> 00:00:47,585
‫دربی خیلی سریع از بیرون زمین پرتاب می‌کنه.

4
00:00:47,585 --> 00:00:50,876
‫دو تن از اعضای «بولداگز» دارن به شدت
‫دفاع می‌کنن. باز هم پرتاب می‌کنه.

5
00:00:50,876 --> 00:00:54,251
‫نتیجه بازی چهار به سه شده
‫و میشیگان دوباره جلو می‌افته.

6
00:00:54,251 --> 00:00:55,339
‫رابینسون سریع توپ رو...

7
00:00:55,363 --> 00:00:57,168
‫- به انتهای زمین می‌رسونه. پرتاب می‌کنه.
‫- [میشیگان، ان آربر]

8
00:00:57,168 --> 00:01:00,585
‫خطا رفت؛ ولی «بولداگز»
‫دوباره توپ رو می‌گیرن.

9
00:01:00,586 --> 00:01:02,435
‫[۱۹۶۵]

10
00:01:02,460 --> 00:01:03,960
‫ترجیح می‌دم نبینمت.

11
00:01:04,918 --> 00:01:07,210
‫پرتاب پرشیش خوب بود.

12
00:01:07,210 --> 00:01:09,043
‫دوباره «بولداگز» رو جلو می‌اندازه...

13
00:01:09,043 --> 00:01:10,293
‫نتیجه پنج به چهاره...

14
00:01:10,293 --> 00:01:13,085
‫خب، متیوز بدجوری به جانسون چسبیده.

15
00:01:13,085 --> 00:01:15,418
‫ولی میشیگان تونست
‫اوایل بازی...

16
00:01:15,418 --> 00:01:17,668
‫این مشکل رو حل کنه.

17
00:01:18,460 --> 00:01:21,710
‫نه! نه! نه!

18
00:01:25,668 --> 00:01:27,418
‫نه!

19
00:01:30,376 --> 00:01:31,793
‫ولم کن!

20
00:01:43,000 --> 00:01:46,650
‫[الهام‌گرفته از داستانی واقعی]

21
00:02:01,793 --> 00:02:04,001
‫♪ نمی‌تونی جایی فرار کنی. ♪

22
00:02:04,001 --> 00:02:05,918
‫♪ نمی‌تونی جایی قایم بشی. ♪

23
00:02:09,335 --> 00:02:12,668
‫کلر، حالت خوبه؟ باز کن!

24
00:02:13,751 --> 00:02:16,376
‫کلر، اگه در رو باز نکنی،
‫زنگ می‌زنم پلیس‌ها بیان.

25
00:02:18,210 --> 00:02:21,460
‫احتمالا کسی به زور وارد یکی از واحدهای
‫مجتمع «اوک تاور» شده.

26
00:02:21,460 --> 00:02:22,710
‫شصت و یک هستم، رسیدگی می‌کنم.

27
00:02:22,734 --> 00:02:32,834
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.org ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: ZedMovie.com ::..</font></b>

28
00:02:41,210 --> 00:02:42,710
‫پلیس ایالتی هستیم!

29
00:02:44,460 --> 00:02:46,793
‫پلیس ایالتی هستیم! باز کنین!

30
00:02:57,543 --> 00:02:59,293
‫♪ نمی‌تونی جای فرار کنی. ♪

31
00:02:59,293 --> 00:03:02,793
‫♪ نمی‌تونی جایی قایم بشی. ♪

32
00:03:04,710 --> 00:03:08,960
‫- ♪ نمی‌تونی جایی فرار کنی عزیزم. ♪
‫- ♪نمی‌تونی جایی فرار کنی، نه‌خیر عزیزم. ♪

33
00:03:08,960 --> 00:03:11,126
‫♪ نمی‌تونی جایی قایم بشی. ♪

34
00:03:12,626 --> 00:03:14,001
‫پلیس ایالتی هستیم!

35
00:03:15,500 --> 00:03:20,500
‫مترجم: «کیارش نعمت گرگانی»

36
00:03:31,400 --> 00:03:34,500
‫[بوستون]

37
00:03:35,300 --> 00:03:37,850
‫[سه سال پیش]

38
00:03:38,335 --> 00:03:39,710
‫... در شهر افزایش یافته.

39
00:03:39,710 --> 00:03:42,668
‫اعتصاب کامیون‌رانان بوستون
‫همچنان ادامه داره.

40
00:03:42,668 --> 00:03:46,126
‫امروز صبح از واشینگتن و پاریس
‫گزارش زنده داریم...

41
00:03:49,960 --> 00:03:52,085
‫دارم سعی می‌کنم سریع‌تر بخورم.

42
00:03:53,960 --> 00:03:55,210
‫غلات صبحانه‌تون رو بخورین. بجنبین.

43
00:03:56,001 --> 00:03:57,001
‫نون تست می‌خوری؟

44
00:03:57,001 --> 00:03:58,585
‫آره. اون یکی رو می‌خوام.

45
00:04:07,335 --> 00:04:08,710
‫- صبح همگی به خیر.
‫- صبح به خیر.

46
00:04:08,710 --> 00:04:10,001
‫- تامی کجاست؟
‫- صبح به خیر.

47
00:04:10,001 --> 00:04:11,085
‫ای بابا. تامی!

48
00:04:11,085 --> 00:04:13,501
‫- همین‌جام.
‫- بجنب. باید دو دقیقه دیگه راه بیفتیم.

49
00:04:14,585 --> 00:04:15,710
‫نون تست می‌خوری؟

50
00:04:15,710 --> 00:04:16,793
‫چرا که نه؟

51
00:04:30,168 --> 00:04:32,126
‫«رکورد آمریکن»، بفرمایین.

52
00:04:32,126 --> 00:04:34,501
‫وقتی تحقیق کردم،
‫دوباره تماس می‌گیرم.

53
00:04:37,085 --> 00:04:38,293
‫«رکورد آمریکن»، بفرمایین.

54
00:04:41,550 --> 00:04:43,150
‫[مظنون جدید سرقت از کامیون پست]

55
00:04:43,793 --> 00:04:45,585
‫از یکیشون هم نمی‌گذری، مگه نه؟

56
00:04:45,585 --> 00:04:47,501
‫تا باهاشون از میز بخش سبک زندگی
‫خلاص نشم، نمی‌گذرم.

57
00:04:47,550 --> 00:04:49,350
‫[خلاف پلیس‌های چلسی رو شد]

58
00:04:49,400 --> 00:04:51,167
‫[خبر دسته‌اول منتشر کردیم]

59
00:04:51,168 --> 00:04:52,626
‫- جک، یه لحظه وقت داری؟
‫- الان وقت ندارم.

60
00:04:52,626 --> 00:04:54,585
‫باز هم خلاف پلیس‌های چلسی رو شد.

61
00:04:54,585 --> 00:04:56,710
‫«گلوب» و «هرالد» امروز خبرش رو چاپ کردن.
‫ما هیچی چاپ نکردیم.

62
00:04:56,710 --> 00:04:58,251
‫بی‌خیال. مگه خودت کار نداری؟

63
00:04:58,251 --> 00:05:00,585
‫خیلی‌خب، مظنون جدید سرقت
‫از کامیون پست چی؟

64
00:05:00,585 --> 00:05:01,960
‫باقی روزنامه‌ها خبرش رو چاپ کردن.

65
00:05:02,543 --> 00:05:07,085
‫اونجا رو می‌بینی؟ میز بخش جناییه.
‫شش نفر دارن روش کار می‌کنن.

66
00:05:08,751 --> 00:05:09,960
‫خیلی‌خب، سوزان،

67
00:05:09,960 --> 00:05:11,835
‫- اثاثیه ضروری خونه با تو.
‫- ممنون.

68
00:05:11,835 --> 00:05:14,835
‫مری، مقاله مد و فشن
‫روزنامه یکشنبه‌مون با تو.

69
00:05:14,835 --> 00:05:16,835
‫- مقاله پنجاه سانتی عکس‌داره.
‫- هوم.

70
00:05:16,835 --> 00:05:20,668
‫الی، همسران نامزدهای انتخاباتی با تو.
‫از جزئیات زندگیشون بنویس.

71
00:05:20,668 --> 00:05:22,585
‫- خورد و خوراک و لباس‌هاشون رو بگو.
‫- بگو کدومشون بیشتر داد می‌زنن.

72
00:05:22,585 --> 00:05:25,501
‫لورتا، نقد محصولات این هفته با توئه.

73
00:05:25,501 --> 00:05:26,918
‫«سانبیم» توستر جدید عرضه کرده.

74
00:05:29,626 --> 00:05:31,543
‫خیلی‌خب، نانسی،
‫پیشنهادات رژیمی هم با توئه.

75
00:05:31,543 --> 00:05:34,876
‫درخواست اصلاحات مالیاتی،
‫خلع مقامات و برابری.

76
00:05:35,793 --> 00:05:38,001
‫ایشون هم کاهش مالیاتی مد نظر رو...

77
00:05:38,001 --> 00:05:43,918
‫از سال آینده، یعنی ژانویه ۱۹۶۳،
‫اعمال می‌کنه.

78
00:05:44,668 --> 00:05:48,376
‫چندین میلیارد دلاری که هنوز دست...

79
00:05:50,950 --> 00:05:53,000
‫[زنی در آپارتمانش کشته شد]

80
00:06:04,550 --> 00:06:08,300
‫[بیوه‌ای اهل بک بی
‫با خفگی به قتل رسید]

81
00:06:09,335 --> 00:06:11,001
‫- سلام فیلیس.
‫- صبح به خیر.

82
00:06:13,918 --> 00:06:14,918
‫اون کیه؟

83
00:06:15,626 --> 00:06:18,793
‫اِم، جین کول، سوگلی هالنده.

84
00:06:18,793 --> 00:06:20,793
‫چیه؟ خبرنگاره یا پرستاره؟

85
00:06:20,793 --> 00:06:24,043
‫خبرنگار مخفیه.
‫داره راجع به آسایشگاه‌ها مقاله می‌نویسه.

86
00:06:38,376 --> 00:06:42,251
‫بیا. با مال من بنویس.
‫این یکی رو تعمیر می‌کنم.

87
00:06:42,251 --> 00:06:43,335
‫مرسی.

88
00:06:49,876 --> 00:06:51,043
‫چی می‌نویسی؟

89
00:06:51,043 --> 00:06:52,876
‫مقاله خبری سواستفاده از درمان‌جویانه.

90
00:06:52,876 --> 00:06:55,668
‫ظاهرا مقاله مهمیه. چطوری بهت رسید؟

91
00:06:56,376 --> 00:06:57,376
‫خودم درخواست کردم.

92
00:06:57,376 --> 00:06:58,710
‫اون‌ها همین‌جوری بهت دادنش؟

93
00:06:58,710 --> 00:06:59,960
‫معمولا همین شکلیه دیگه.

94
00:06:59,960 --> 00:07:01,751
‫نه‌خیر، اینجا نیست.

95
00:07:04,751 --> 00:07:05,751
‫عذر می‌خوام.

96
00:07:22,876 --> 00:07:26,085
‫اون هم گلدان زیبای مونروئه...

97
00:07:26,085 --> 00:07:28,335
‫می‌خواد باهاشون چه غلطی بکنه؟

98
00:07:28,335 --> 00:07:31,293
‫- مامان، دکتر چی گفت؟
‫- نرفتم.

99
00:07:31,918 --> 00:07:34,585
‫- یعنی چی که نرفتی؟
‫- کیتی نیومد.

100
00:07:35,251 --> 00:07:36,960
‫چی شد؟ بهش زنگ نزدی؟

101
00:07:36,960 --> 00:07:40,168
‫من ملت رو به زور جایی نمی‌کشونم.
‫اون که اصلا فامیلمون نیست.

102
00:07:40,710 --> 00:07:42,460
‫همسر پسرته‌ها.

103
00:07:42,460 --> 00:07:45,168
‫اگه این‌قدر مهم بود،
‫بهتر بود خودت من رو می‌بردی.

104
00:07:45,168 --> 00:07:46,751
‫آره، آره، خودم می‌دونم.

105
00:07:50,418 --> 00:07:51,835
‫پسفردا می‌بینمت.

106
00:07:53,668 --> 00:07:55,793
‫بلند نشو. خودم می‌رم.

107
00:07:55,793 --> 00:07:57,710
‫- باید زنجیر در رو ببندم.
‫- از کی تا حالا می‌بندی؟

108
00:07:58,626 --> 00:08:00,126
‫از وقتی همسایه‌مون رو کشتن.

109
00:08:00,126 --> 00:08:02,210
‫- نشنیدی؟
‫- نه.

110
00:08:02,793 --> 00:08:05,460
‫خانم اسلسرز رو که همین نبش می‌شینه کشتن.

111
00:08:06,835 --> 00:08:08,168
‫خبرش تو روزنامه خودتون بود.

112
00:08:32,100 --> 00:08:37,450
‫[محدوده مخصوص پلیس]
‫[وارد نشوید]

113
00:08:43,418 --> 00:08:46,293
‫جک؟ گمون کنم چیزی دستگیرم شده.

114
00:08:47,918 --> 00:08:50,585
‫سه زن رو طی دو هفته اخیر
‫خفه کردن و کشتن.

115
00:08:53,376 --> 00:08:55,585
‫به نظرم خبر جالبی نیست.
‫این‌ها که افراد مهمی نیستن.

116
00:08:55,585 --> 00:08:57,501
‫خیال کردی مخاطبینمون کی هستن؟

117
00:08:57,501 --> 00:09:01,168
‫اصلا واسه همین جالبه. واسه چی کسی
‫باید سه زن بی نام و نشان رو بکشه؟

118
00:09:01,168 --> 00:09:03,168
‫خب، قصد داری از کجا به جوابش برسی؟

119
00:09:03,168 --> 00:09:05,585
‫خب، بذار قربانیان رو بررسی کنم.
‫ببینم ارتباطی دارن یا نه.

120
00:09:05,585 --> 00:09:07,835
‫بچه، قرار نیست خبر قتل کار کنی.

121
00:09:07,835 --> 00:09:08,751
‫چرا نکنم؟

122
00:09:08,751 --> 00:09:11,960
‫آخه تجربه اخبار قتل رو نداری.

123
00:09:11,960 --> 00:09:14,710
‫اگه بهم فرصت ندی،
‫چطوری می‌خوام تجربه کسب کنم؟

124
00:09:15,543 --> 00:09:16,626
‫نه.

125
00:09:16,626 --> 00:09:19,126
‫وای، اذیت نکن دیگه.
‫خبر خاصی نداریم.

126
00:09:21,918 --> 00:09:23,335
‫تو اوقات فراغتم ردیفش می‌کنم.

127
00:09:26,543 --> 00:09:30,376
‫خیلی‌خب.
‫ولی هنوز پشت میز بخش سبک زندگی‌ای.

128
00:09:51,210 --> 00:09:54,460
‫اِم، لورتا مک‌لافلین
‫از «رکورد آمریکن» هستم.

129
00:09:55,293 --> 00:09:57,168
‫مدیر ساختمون شمایین؟
‫شما ایدا ایرگا رو پیدا کردین؟

130
00:09:57,168 --> 00:09:58,543
‫آره، درسته.

131
00:09:59,168 --> 00:10:00,168
‫اِم...

132
00:10:01,376 --> 00:10:03,168
‫به نظر می‌اومد کسی به زور وارد شده باشه؟

133
00:10:03,168 --> 00:10:06,251
‫نه. نه، در خونه‌اش قفل بود.
‫مجبور شدم با شاه‌کلید بازش کنم.

134
00:10:06,876 --> 00:10:08,585
‫موقع ورود، متوجه چیز غیرعادی دیگه‌ای نشدین؟

135
00:10:08,585 --> 00:10:10,626
‫نه. جای جزئیاتش تو روزنامه شما نیست.

136
00:10:10,626 --> 00:10:13,168
‫نه، نه... نمی‌خوام چیز زشتی چاپ کنم.

137
00:10:13,168 --> 00:10:15,043
‫صرفا می‌خوام بفهمم جریان از چه قرار بوده.

138
00:10:16,126 --> 00:10:17,376
‫واقعا می‌خوای بدونی؟

139
00:10:18,918 --> 00:10:22,251
‫رو زمین پیداش کردم،
‫پاهاش باز شده بودن،

140
00:10:22,251 --> 00:10:23,835
‫مچ پاش رو به صندلی بسته بودن.

141
00:10:24,793 --> 00:10:27,126
‫بین پاهاش دسته جارو فرو کرده بودن.

142
00:10:31,126 --> 00:10:32,668
‫- یعنی...
‫- آره.

143
00:10:32,668 --> 00:10:35,585
‫با جوراب ساق‌بلندش
‫دور گردنش پاپیون بسته بود.

144
00:10:36,793 --> 00:10:38,043
‫پاپیون؟

145
00:10:38,043 --> 00:10:39,543
‫عین هدیه شده بود.

146
00:10:49,293 --> 00:10:51,585
‫اِم، می‌دونین کی داره به قتل
‫آنا اسلسرز رسیدگی می‌کنه؟

147
00:10:51,585 --> 00:10:52,793
‫خبرنگار «رکورد آمریکن» هستم.

148
00:10:52,793 --> 00:10:55,543
‫الان نیستن. واسه چی تا حالا ندیدمت؟

149
00:10:56,126 --> 00:10:58,501
‫قبلا تو بخش دیگه‌ای بودم.
‫نمی‌دونین کی برمی‌گردن؟

150
00:10:58,501 --> 00:11:00,168
‫اصلا خبر ندارم. سرشون خیلی شلوغه.

151
00:11:00,168 --> 00:11:02,335
‫آره، قطعا همین‌طوره.
‫مظنونی ندارن؟

152
00:11:02,335 --> 00:11:05,251
‫با کورستی صحبت کن.
‫خودش خبرش رو کار کرده.

153
00:11:05,793 --> 00:11:08,626
‫من دارم خبر متفاوتی
‫راجع به ارتباط قتل‌ها کار می‌کنم.

154
00:11:08,626 --> 00:11:09,918
‫پاپیون‌هاشون رو می‌گی؟

155
00:11:11,085 --> 00:11:13,043
‫دور گردن هرسه‌تاشون پاپیون بود؟

156
00:11:13,626 --> 00:11:14,668
‫من چنین حرفی نزدم.

157
00:11:14,668 --> 00:11:17,918
‫نه، پاپیون ایدا ایرگا که تأیید شد.
‫پاپیون بلیک و اسلسرز رو هم تأیید می‌کنین؟

158
00:11:17,918 --> 00:11:21,001
‫من چیزی رو تأیید نمی‌کنم.
‫نظرت چیه بری دوری بزنی؟

159
00:11:23,543 --> 00:11:25,501
‫فقط می‌تونم ایدا ایرگا رو تأیید کنم.

160
00:11:26,085 --> 00:11:28,168
‫گزارش کالبدگشاییشون چی شد؟

161
00:11:28,168 --> 00:11:29,835
‫دادستانی ناحیه‌ای منتشرشون نمی‌کنه.

162
00:11:29,835 --> 00:11:31,293
‫یکیشون ساکن لینن نبود؟

163
00:11:31,293 --> 00:11:32,460
‫هلن بلیک رو می‌گین.

164
00:11:32,460 --> 00:11:33,252
‫خب، تو شهرستان اسکسه.

165
00:11:33,276 --> 00:11:35,293
‫اگه شهرستان فرق کنه،
‫دادستانی ناحیه‌ای هم فرق می‌کنه.

166
00:11:35,918 --> 00:11:38,918
‫کورستی، پزشک قانونی لینن رو می‌شناسی؟

167
00:11:38,918 --> 00:11:40,376
‫آره، با هم ورق‌بازی می‌کنیم.

168
00:11:40,376 --> 00:11:42,376
‫ببین می‌تونی گزارش کالبدگشایی
‫هلن بلیک رو گیر بیاری.

169
00:11:51,710 --> 00:11:52,710
‫مرسی.

170
00:12:06,835 --> 00:12:08,501
‫خیلی‌خب.

171
00:12:45,300 --> 00:12:48,000
‫[جسد متوفی، هلن بلیک، رو به شکم
‫روی تخت بوده و پاهایش باز شده بود.]

172
00:12:49,900 --> 00:12:52,000
‫[جوراب ساق‌بلندی نایلونی را
‫دور گردنش دو بار گره زده بودند.]

173
00:12:52,050 --> 00:12:54,800
‫[هلن بلیک]
‫[گره دوتایی]

174
00:13:04,835 --> 00:13:07,293
‫کناریش چیه...

175
00:13:07,293 --> 00:13:10,376
‫عذر می‌خوام، با سرکار دوگان کار دارم.

176
00:13:10,376 --> 00:13:12,751
‫دوگان؟ نه، اینجا نیست.

177
00:13:12,751 --> 00:13:13,835
‫می‌دونین کجا مشروب می‌خوره؟

178
00:13:13,835 --> 00:13:15,626
‫بار «فولی» رو بلدی؟

179
00:13:22,960 --> 00:13:23,960
‫سرکار دوگان؟

180
00:13:25,751 --> 00:13:26,751
‫خودم هستم.

181
00:13:26,751 --> 00:13:29,668
‫اِم، لورتا مک‌لافلین
‫از «رکورد آمریکن» هستم.

182
00:13:30,251 --> 00:13:32,668
‫اِم، شما به قتل آنا اسلسرز
‫رسیدگی کرده بودین؟

183
00:13:33,210 --> 00:13:34,460
‫درسته.

184
00:13:34,460 --> 00:13:36,418
‫باید یکی از جزئیات صحنه جرم رو
‫ازتون بپرسم.

185
00:13:36,418 --> 00:13:38,918
‫گمون نکنم اجازه بدن
‫با روزنامه‌ها صحبت کنم.

186
00:13:38,918 --> 00:13:40,418
‫نه، از اون سوالات نیست.

187
00:13:40,418 --> 00:13:44,710
‫اِم... صرفا می‌خوام راجع به
‫جوراب ساق‌بلند دور گردنش سوال کنم.

188
00:13:44,710 --> 00:13:47,793
‫دیده بودن گرهش تکی بود یا دوتایی؟

189
00:13:48,418 --> 00:13:50,585
‫اصلا همین‌جوری معلوم نبود.

190
00:13:50,585 --> 00:13:53,418
‫باید برمی‌گردوندمش تا بفهمم، ولی...
‫ولی مأمور گشتی بیش نیستم.

191
00:13:53,418 --> 00:13:54,793
‫به اجساد دست نمی‌زنم.

192
00:13:57,001 --> 00:13:58,376
‫به نظرتون جسدش تزئین شده بود؟

193
00:14:00,543 --> 00:14:03,251
‫آره، به طرز جنون‌آمیزی تزئین شده بود.

194
00:14:08,543 --> 00:14:09,543
‫ممنون.

195
00:14:11,126 --> 00:14:14,085
‫همین الان اسلسرز رو تأیید کردم.
‫هر سه مورد رو تأیید کردم.

196
00:14:14,085 --> 00:14:16,335
‫خیلی‌خب. برگرد اینجا و بنویسش.

197
00:14:20,376 --> 00:14:22,793
‫وجه اشتراک این سه زن چیست؟

198
00:14:23,960 --> 00:14:26,168
‫سه الگوی حمله رمزآلود.

199
00:14:27,085 --> 00:14:29,585
‫سه گره که عامل اشتراکشان است.

200
00:14:30,376 --> 00:14:34,376
‫آن‌ها که در زندگی با یکدیگر غریبه بودند،
‫در مرگ خواهر شدند.

201
00:14:35,376 --> 00:14:39,626
‫هر سه لحظه وحشتناک مرگ با خفگی
‫به دست قاتلی بی‌سروصدا،

202
00:14:40,501 --> 00:14:44,585
‫محتاط و دیوانه را تجربه کردند...

203
00:14:44,585 --> 00:14:47,960
‫که اعتماد به نفسش در حدی است
‫که رفتنی، در را قفل می‌کند.

204
00:14:48,626 --> 00:14:50,460
‫آهای، حالتون خوبه؟

205
00:14:51,043 --> 00:14:55,793
‫باز کنین! آهای، اگه در رو باز نکنی،
‫زنگ می‌زنم پلیس‌ها بیان!

206
00:14:55,850 --> 00:15:00,700
‫[جانی روانی در شهر]

207
00:15:00,750 --> 00:15:02,300
‫[به قلم لورتا مک‌لافلین]

208
00:15:06,710 --> 00:15:08,793
‫آفرین بچه.

209
00:15:12,001 --> 00:15:14,960
‫امروز، پس از انتشار خبری در «رکورد آمریکن»
‫و ادعای قتل...

210
00:15:14,960 --> 00:15:18,876
‫سه زن مسن به دست یک دیوانه،
‫کل شهر به تکاپو افتاده.

211
00:15:18,876 --> 00:15:21,793
‫تو «گلوب» یا «هرالد» چیزی ننوشتن.

212
00:15:23,918 --> 00:15:24,918
‫تو هیچ‌کدومشون ننوشتن.

213
00:15:26,710 --> 00:15:28,126
‫از کل شهر زودتر منتشرش کردی.

214
00:15:30,251 --> 00:15:31,960
‫باورم نمی‌شه. خارق‌العاده است!

215
00:15:35,293 --> 00:15:36,960
‫خبرش چرت و پرته.

216
00:15:36,960 --> 00:15:39,876
‫آشناهام تو کلانتری
‫دارن از صبح زنگ می‌زنن.

217
00:15:39,876 --> 00:15:42,168
‫از داستانی ناحیه‌ای تماس گرفتن
‫و باهاتون کار دارن.

218
00:15:42,168 --> 00:15:43,876
‫لطفا تماس‌هام رو فعلا وصل نکن.

219
00:15:43,876 --> 00:15:45,460
‫لقمه بزرگ‌تر از دهنش برداشته.

220
00:15:45,460 --> 00:15:47,751
‫بهتر بود اصلا بهش نمی‌گفتی
‫دنبال این خبر بره.

221
00:15:47,751 --> 00:15:49,876
‫کمیسر مک‌نامارا
‫باهاتون کار دارن.

222
00:15:49,876 --> 00:15:51,585
‫بهت که گفتم فعلا تماس‌هام رو وصل نکن.

223
00:15:51,585 --> 00:15:54,168
‫نه، خودشون شخصا اومدن.

224
00:15:54,168 --> 00:15:55,293
‫یا خدا.

225
00:15:55,293 --> 00:15:56,876
‫گور باباشون.

226
00:15:58,751 --> 00:15:59,918
‫بفرستش تو.

227
00:16:04,585 --> 00:16:06,585
‫عه، چه کاری از دستم ساخته است کمیسر؟

228
00:16:09,210 --> 00:16:12,418
‫خودت پیشنهاد دادی زن جماعت رو
‫بفرستین کلانتری؟

229
00:16:12,418 --> 00:16:15,001
‫خب، اسمش لورتاست.
‫داشت رو خبری کار می‌کرد.

230
00:16:15,001 --> 00:16:16,835
‫الان دیگه چنین اسمی روش گذاشتین؟

231
00:16:17,960 --> 00:16:20,626
‫تو بار می‌چرخید
‫و با افرادم لاس می‌زد.

232
00:16:20,626 --> 00:16:23,460
‫حتی اصلا نگفت خبرنگاره.

233
00:16:23,460 --> 00:16:27,751
‫الان کل زنان مسن شهر
‫خطم رو اشغال کردن!

234
00:16:27,751 --> 00:16:30,501
‫کافیه بگی کجاش رو اشتباه فهمیدیم،
‫من هم اصلاحش می‌کنم.

235
00:16:30,501 --> 00:16:32,501
‫امان از دستت، همه‌اش شایعات مسخره است!

236
00:16:32,501 --> 00:16:35,376
‫نصف اخبار شهرمون شایعات مسخره است.

237
00:16:35,376 --> 00:16:36,876
‫کجاش رو اشتباه فهمیدیم؟

238
00:16:36,876 --> 00:16:40,210
‫بخش قتلمون بیست و چهار ساعته
‫مشغول این پرونده بود،

239
00:16:40,210 --> 00:16:42,210
‫ولی هیچ ارتباطی بین قتل‌ها پیدا نکردیم.

240
00:16:42,210 --> 00:16:43,876
‫جوراب‌های ساق‌بلندشون چی؟

241
00:16:43,876 --> 00:16:45,668
‫فقط یکی از قربانیان بوستون
‫جوراب ساق‌بلند داشت.

242
00:16:45,668 --> 00:16:47,168
‫اون یکی عین خودکشی می‌موند.

243
00:16:47,168 --> 00:16:50,168
‫- منابعی به ما گفتن هر دو زن...
‫- منابع!

244
00:16:50,168 --> 00:16:54,751
‫یه مشت پلیس مست و پاتیل بودن
‫که می‌خواستن با دختری که فرستادی بخوابن!

245
00:16:56,251 --> 00:16:58,293
‫این مسئله رو دوستانه بهت می‌گم.

246
00:16:58,293 --> 00:17:01,876
‫اگه باز هم پی این خبر رو بگیری،
‫در نهایت آبروی خودت رو می‌بری.

247
00:17:09,960 --> 00:17:11,001
‫لورتا!

248
00:17:24,210 --> 00:17:25,293
‫در رو ببند.

249
00:17:29,501 --> 00:17:32,710
‫بدجوری بابت این خبر اذیتم کردن.

250
00:17:32,710 --> 00:17:35,168
‫خب، کمیسر مک‌نامارا می‌گه
‫خبرش کلا شایعه است.

251
00:17:35,168 --> 00:17:36,501
‫منابع کورستی هم همین رو می‌گن.

252
00:17:36,501 --> 00:17:38,543
‫من تک‌تک کلمات اون خبر رو تأیید کرده بودم.

253
00:17:38,543 --> 00:17:40,418
‫گفته بودی خبرنگاری؟

254
00:17:40,418 --> 00:17:41,751
‫معلومه که گفته بودم.

255
00:17:41,751 --> 00:17:44,126
‫- حتی تو بار هم گفته بودی؟
‫- تو بار که خیلی تأکید کردم.

256
00:17:46,376 --> 00:17:47,876
‫اخبار بعدیش رو لغو می‌کنم.

257
00:17:49,251 --> 00:17:52,501
‫خبرش رو زودتر از کل شهر منتشر کردیم،
‫اون‌وقت می‌خواین همین‌جوری ولش کنین؟

258
00:17:52,501 --> 00:17:53,626
‫آره، ولش می‌کنم.

259
00:17:53,626 --> 00:17:55,168
‫خبرش خوبه.

260
00:17:55,168 --> 00:17:57,168
‫خبرش سرم رو به درد میاره
‫و الان حوصله‌اش رو ندارم.

261
00:17:58,085 --> 00:18:00,335
‫خودت هم برگرد سر میز بخش سبک زندگی.

262
00:18:24,626 --> 00:18:26,460
‫نباید این شکلی کار کنه.

263
00:18:26,460 --> 00:18:28,085
‫وای، بی‌خیال کلی.

264
00:18:28,085 --> 00:18:30,168
‫باید خونه باشه و به شوهر خودش برسه.

265
00:18:30,168 --> 00:18:32,001
‫تو که روزی چند ساعت سر می‌زنی.

266
00:18:32,001 --> 00:18:33,626
‫اون‌قدرها هم بد نیست.

267
00:18:37,126 --> 00:18:39,043
‫نمی‌فهمی چقدر خودخواهانه است؟

268
00:18:39,043 --> 00:18:41,251
‫می‌خوای چی بگم؟
‫کنار میایم دیگه.

269
00:18:41,251 --> 00:18:43,085
‫آره، آخه من نصف هفته
‫مراقب بچه‌هاتم.

270
00:18:43,085 --> 00:18:44,668
‫از کمکت ممنونم...

271
00:18:44,668 --> 00:18:46,585
‫بچه‌هات رو نابود می‌کنه.

272
00:18:48,751 --> 00:18:49,751
‫سلام کلی.

273
00:18:50,668 --> 00:18:51,960
‫سلام لورتا.

274
00:18:51,960 --> 00:18:54,460
‫چیزی بهت تعارف کرد؟ قهوه می‌خوری؟
‫چای می‌خوری؟

275
00:18:54,460 --> 00:18:56,210
‫دیگه داشتم می‌رفتم.

276
00:18:57,418 --> 00:19:00,376
‫تامی تو ماشین رد داد.
‫زد لب پاتریک رو کبود کرد.

277
00:19:00,376 --> 00:19:04,043
‫فردا باید عکس کلاسی بگیرن.
‫شاید بهتر باشه دوباره روش یخ بذاری.

278
00:19:05,960 --> 00:19:07,251
‫ممنون.

279
00:19:35,501 --> 00:19:37,335
‫خب، واسه چی ازم نخواستی خونه بمونم؟

280
00:19:38,835 --> 00:19:39,960
‫آخه خودم می‌فهمم نباید بخوام.

281
00:19:40,543 --> 00:19:41,960
‫نه، جدی می‌گم. چرا نخواستی؟

282
00:19:42,876 --> 00:19:44,043
‫چون اون‌جوری رقت‌انگیز می‌شی.

283
00:19:45,460 --> 00:19:46,543
‫خب که چی؟

284
00:19:47,335 --> 00:19:51,126
‫اون‌جوری زندگیمون راحت‌تر می‌شه.
‫شرایط بچه‌هامون بهتر می‌شه.

285
00:19:51,793 --> 00:19:53,376
‫- کی گفته؟
‫- خواهرت گفته.

286
00:19:55,126 --> 00:19:56,668
‫مادرم گفته. همسایه‌مون گفته.

287
00:19:56,668 --> 00:19:58,001
‫اون‌ها چی سرشون می‌شه؟

288
00:19:59,460 --> 00:20:02,126
‫اون‌جوری اگه بخوای صبح تا شب اینجا باشی،
‫همه‌مون رو دیوانه می‌کنی.

289
00:20:05,710 --> 00:20:06,793
‫خبرت حرف نداشت.

290
00:20:10,001 --> 00:20:13,501
‫احتمالا جک از فشار آوردن بهشون می‌ترسه.
‫فرض نکن با خودت مشکل داره.

291
00:21:43,751 --> 00:21:45,210
‫بله؟ کمکی از دستم ساخته است؟

292
00:21:45,210 --> 00:21:47,293
‫آره، تماس گرفتن که آب نشتی کرده.

293
00:21:47,293 --> 00:21:49,168
‫عذر می‌خوام، شما؟

294
00:21:49,168 --> 00:21:50,751
‫از طرف مدیر ساختمون اومدم.

295
00:21:50,751 --> 00:21:54,876
‫نه! وای خدا. نه!

296
00:22:24,210 --> 00:22:25,293
‫الو؟

297
00:22:25,293 --> 00:22:26,751
‫سلام لورتا، منم، فیلیس.

298
00:22:26,751 --> 00:22:28,876
‫زن دیگه‌ای رو خفه کردن و کشتن.
‫تلگرافش همین الان رسید.

299
00:22:28,876 --> 00:22:31,126
‫- ممنون.
‫- کی بود؟

300
00:22:31,876 --> 00:22:33,710
‫- همین الان قربانی چهارمش رو پیدا کردن.
‫- برو.

301
00:22:33,710 --> 00:22:35,626
‫- تو بچه‌ها رو می‌رسونی مدرسه؟
‫- آره، آره. برو.

302
00:22:35,626 --> 00:22:36,918
‫- ممنون.
‫- خواهش.

303
00:22:36,918 --> 00:22:39,626
‫- امروز بابا می‌رسوندتون مدرسه، خب؟
‫- بابا می‌رسوندمون؟

304
00:22:39,626 --> 00:22:41,626
‫خودت کجا می‌ری؟

305
00:22:41,626 --> 00:22:45,126
‫دخترها، بجنبین! بریم!

306
00:22:49,251 --> 00:22:51,418
‫- دیدم‌ها.
‫- من که قایمش نکرده بودم.

307
00:22:52,501 --> 00:22:53,710
‫شاید بهتر باشه بکنی.

308
00:22:53,710 --> 00:22:54,793
‫الو؟

309
00:22:54,793 --> 00:22:57,626
‫منم، هالند.
‫باید خبر جانیه رو کار کنی.

310
00:22:57,626 --> 00:22:59,168
‫جک به تازه‌کاری محولش کرده.

311
00:22:59,168 --> 00:23:00,251
‫وضعش این‌قدر خرابه، ها؟

312
00:23:00,251 --> 00:23:02,001
‫می‌تونی خبر آسایشگاه رو
‫امشب تکمیل کنی؟

313
00:23:02,001 --> 00:23:04,293
‫باشه، خیلی‌خب.

314
00:23:04,293 --> 00:23:05,376
‫جریان چی بود؟

315
00:23:05,376 --> 00:23:08,210
‫هالند می‌خواد خبر قتل‌های جانیه رو کار کنم.

316
00:23:08,210 --> 00:23:09,876
‫چه مرگشه؟

317
00:23:09,876 --> 00:23:11,043
‫منظورت چیه؟

318
00:23:11,043 --> 00:23:14,376
‫ازت سواستفاده می‌کنه. چنین خبری رو
‫به دختر می‌سپاره. حیله سوار می‌کنه.

319
00:23:16,210 --> 00:23:17,710
‫باید دخترها رو برسونی.

320
00:23:20,418 --> 00:23:21,668
‫بیا، بشین.

321
00:23:25,585 --> 00:23:28,751
‫جین سر خبر جانیه
‫باهات همکاری می‌کنه.

322
00:23:28,751 --> 00:23:32,168
‫آها، اِم، بی‌احترامی نباشه،
‫ولی در این زمینه کمک لازم ندارم.

323
00:23:32,168 --> 00:23:33,376
‫جای بحث نداره.

324
00:23:33,376 --> 00:23:35,085
‫می‌خواد چه خبری رو کار کنه
‫که خودم از پسش برنمیام؟

325
00:23:35,085 --> 00:23:37,043
‫اگه همین‌طور تلاش کنین،
‫کل خبر رو کار می‌کنین.

326
00:23:37,043 --> 00:23:39,585
‫قربانی چهارم رو به کجا رسوندی؟

327
00:23:39,585 --> 00:23:41,335
‫دور گردنش جوراب ساق‌بلند بود؟

328
00:23:42,001 --> 00:23:43,751
‫اِم، هنوز تأیید نکردم.

329
00:23:43,751 --> 00:23:46,668
‫هنوز نکردی؟ چهل دقیقه دیگه
‫زمان تحویل خبرته.

330
00:23:46,668 --> 00:23:48,126
‫پلیس‌ها تأیید نمی‌کنن.

331
00:23:48,126 --> 00:23:50,501
‫آرنولد، فامیلش، جسدش رو پیدا کرده، ولی...

332
00:23:50,501 --> 00:23:52,376
‫شماره و آدرسی از آرنولد سالیوان ثبت نشده،

333
00:23:52,376 --> 00:23:54,001
‫باقی بستگانش هم چیزی نگفتن.

334
00:23:54,001 --> 00:23:55,960
‫جینی، با ملت تماس بگیر.
‫ببین چی دستگیرت می‌شه.

335
00:23:55,960 --> 00:23:59,293
‫خودم تماس گرفته بودم.
‫پلیس‌ها چیزی نمی‌گن. کورستی هم تماس گرفت.

336
00:23:59,293 --> 00:24:01,168
‫تا حالا ندیده بودم
‫این‌قدر سکوت کنن.

337
00:24:01,168 --> 00:24:03,585
‫آخه دارن واسه فاجعه‌ای آماده می‌شن.

338
00:24:04,751 --> 00:24:07,668
‫فامیلش رو پیدا کنین.
‫وگرنه صفحه اول چاپ نمی‌شه.

339
00:24:17,001 --> 00:24:18,085
‫چیکار می‌کنی؟

340
00:24:18,085 --> 00:24:20,501
‫با کل هم‌فامیلیش‌هاش
‫تو دفترچه تلفن تماس می‌گیرم.

341
00:24:20,501 --> 00:24:22,293
‫می‌دونی چندتا سالیوان داریم؟

342
00:24:22,293 --> 00:24:23,626
‫پس بهتره دست به کار بشیم.

343
00:24:32,085 --> 00:24:34,626
‫سلام، با بستگان جین سالیوان کار دارم.

344
00:24:34,626 --> 00:24:36,251
‫سلام، خودتونین جناب سالیوان؟

345
00:24:36,251 --> 00:24:37,376
‫فامیلش نیستین؟

346
00:24:37,376 --> 00:24:39,793
‫- جناب سالیوان؟
‫- با منزل خانواده هاوارد تماس گرفتین.

347
00:24:39,793 --> 00:24:41,293
‫- الو.
‫- سلام، جناب سالیوان؟

348
00:24:41,293 --> 00:24:42,210
‫اشتباه گرفتین.

349
00:24:42,210 --> 00:24:44,251
‫با بستگان جین سالیوان کار دارم.

350
00:24:44,251 --> 00:24:45,960
‫- فامیلش نیستیم.
‫- ممنون.

351
00:24:45,960 --> 00:24:47,126
‫شما؟

352
00:24:47,126 --> 00:24:49,793
‫با بستگان جـ... الو؟

353
00:24:49,793 --> 00:24:51,668
‫- لطفا گوشی رو می‌دین جناب سالیوان؟
‫- علاقه‌ای ندارم.

354
00:24:51,668 --> 00:24:53,710
‫- جین.
‫- جناب سالیوان؟

355
00:24:53,710 --> 00:24:54,710
‫روبرتا سالیوان خودتونین؟

356
00:24:54,710 --> 00:24:56,335
‫- ایشون فوت شدن.
‫- ممنون.

357
00:24:56,335 --> 00:24:57,751
‫- الو؟
‫- سلام، خودتی والتر؟

358
00:24:57,751 --> 00:24:58,876
‫اینجا چنین شخصی نداریم.

359
00:24:58,876 --> 00:25:03,251
‫سلام، با بستگان... اِم، عذر می‌خوام،
‫جین سالیوان کار دارم.

360
00:25:03,251 --> 00:25:05,085
‫الو؟

361
00:25:05,085 --> 00:25:09,835
‫واقعا؟ بنده جین کول،
‫از خبرنگاران «رکورد آمریکن» هستم.

362
00:25:09,835 --> 00:25:11,751
‫تماس گرفته بودیم
‫که یه سری جزئیات رو تأیید کنیم.

363
00:25:13,251 --> 00:25:14,876
‫همین الان چهارمی رو تأیید کردن.

364
00:25:15,918 --> 00:25:18,751
‫خیلی‌خب. خبر «شبح» رو
‫صفحه اول چاپ می‌کنیم.

365
00:25:19,200 --> 00:25:23,000
‫[شبح چهارمین نفر را کشت]

366
00:25:26,001 --> 00:25:28,251
‫خبر «رکورد آمریکن» رو تأیید می‌کنین؟

367
00:25:28,251 --> 00:25:29,543
‫کمیسر! خبری...

368
00:25:29,543 --> 00:25:32,210
‫به ساکنین بوستون پیشنهاد می‌کنیم...

369
00:25:32,210 --> 00:25:36,418
‫در خونه‌شون رو درست و حسابی قفل کنن.

370
00:25:36,418 --> 00:25:38,001
‫فقط یه قاتله؟

371
00:25:38,001 --> 00:25:39,876
‫تا مطمئن نشدن طرفشون آدم حسابیه،

372
00:25:39,876 --> 00:25:42,543
‫اصلا تو خونه‌شون راهش ندن.

373
00:25:42,543 --> 00:25:44,348
‫مخصوصا زنانی که تنها
‫زندگی می‌کنن رعایت کنن!

374
00:25:44,372 --> 00:25:45,585
‫خبرش رو تأیید می‌کنین...

375
00:25:45,585 --> 00:25:48,543
‫در خونه‌تون رو قفل کنین
‫و غریبه‌ها رو تو خونه‌تون راه ندین!

376
00:25:48,543 --> 00:25:50,626
‫خبر «رکورد آمریکن» رو تأیید می‌کنین؟

377
00:25:50,626 --> 00:25:52,085
‫فقط یه قاتله؟

378
00:25:52,085 --> 00:25:53,919
‫برام فرقی نمی‌کنه
‫یه قاتل باشه یا چهار قاتل.

379
00:25:53,943 --> 00:25:54,918
‫هر کی باشه، می‌گیریمش.

380
00:25:55,835 --> 00:25:57,918
‫به کسی مظنون نیستین؟

381
00:25:57,918 --> 00:25:59,960
‫کمیسر، به کسی مظنون نیستین؟

382
00:25:59,960 --> 00:26:03,085
‫باید روش‌های تحقیقاتی خارق‌العاده رو...

383
00:26:03,085 --> 00:26:07,460
‫واسه حل این جنایات غیرمعمول
‫و به شدت غیرطبیعی به کار برد.

384
00:26:07,460 --> 00:26:09,751
‫به نظرم مردم ماساچوست...

385
00:26:09,751 --> 00:26:12,418
‫کلی پیشرفت می‌کنن
‫و هیچ ضرری بهشون وارد نمی‌شه.

386
00:26:12,418 --> 00:26:15,460
‫به نظرمون طرف اومده اینجا آدم بکشه.

387
00:26:15,460 --> 00:26:17,168
‫این شهر رو به وحشت انداخته.

388
00:26:17,168 --> 00:26:18,960
‫باید دستگیرش کنیم.

389
00:26:31,293 --> 00:26:34,293
‫قراره هفته آینده اینجا رو رنگ کنیم.
‫باید نگاهی به خونه بندازم.

390
00:26:34,293 --> 00:26:35,376
‫از طرف کی اومدین؟

391
00:26:35,376 --> 00:26:37,126
‫اِم، از طرف مدیر ساختمون اومدم.
‫یه دقیقه بیشتر طول نمی‌کشه.

392
00:26:38,668 --> 00:26:40,043
‫خب، باشه.

393
00:27:03,335 --> 00:27:04,876
‫خبرنگار «رکورد آمریکن» هستم.

394
00:27:05,585 --> 00:27:07,460
‫یه لحظه وایستین.

395
00:27:10,293 --> 00:27:12,001
‫سلام خانم. حالتون چطوره؟

396
00:27:12,001 --> 00:27:15,043
‫می‌خواستم چند سوال ازتون بپرسم.
‫می‌شه در رو باز کنین؟

397
00:27:15,043 --> 00:27:16,293
‫کارت شناسایی دارین؟

398
00:27:19,251 --> 00:27:20,626
‫از کجا بدونم واقعیه؟

399
00:27:20,626 --> 00:27:24,043
‫خانم، من کارآگاه بخش قتل کلانتری بوستونم.

400
00:27:24,043 --> 00:27:27,085
‫باشه، خب، من که نمی‌شناسمتون.
‫غریبه‌ها رو هم راه نمی‌دم.

401
00:27:27,085 --> 00:27:29,335
‫خیلی‌خب، بریم. باید بیرون منتظر بمونین.

402
00:27:29,335 --> 00:27:31,626
‫- نه، من خبرنگار «رکورد آمریکن» هستم.
‫- فرقی نمی‌کنه. بریم.

403
00:27:33,918 --> 00:27:36,418
‫- لطفا جلو نیاین عزیزان.
‫- مگه چی شده؟

404
00:27:36,418 --> 00:27:39,126
‫- اینجا چه خبره.
‫- برین عقب. بذارین جا باز بشه.

405
00:27:39,126 --> 00:27:41,210
‫- کسی رو راه نمی‌دن.
‫ بیا.

406
00:27:45,460 --> 00:27:46,501
‫سلام جو.

407
00:27:46,501 --> 00:27:48,085
‫سلام جینی. حالت چطوره؟

408
00:27:48,085 --> 00:27:50,085
‫- حال بابات چطوره؟
‫- هنوز زنده است.

409
00:27:50,626 --> 00:27:52,960
‫خبری نشده؟
‫شبیه بقیه است؟

410
00:27:52,960 --> 00:27:56,543
‫آره. رو تخت ولش کرده بود،
‫دور گردنش جوراب ساق‌بلند بود.

411
00:27:57,043 --> 00:27:58,168
‫به نظر می‌اومد به زور وارد شده باشه؟

412
00:27:58,168 --> 00:28:02,251
‫نه. اثری از ورود با زور نبود.
‫ظاهرا عجله هم نکرده بود.

413
00:28:07,251 --> 00:28:08,751
‫«رکورد آمریکن»، لطفا گوشی دستتون باشه.

414
00:28:11,085 --> 00:28:13,085
‫باید واسه اسم خبرنگار عکس بگیرم.

415
00:28:14,418 --> 00:28:15,501
‫از کی تا حالا چنین کاری می‌کنیم؟

416
00:28:15,501 --> 00:28:17,043
‫از وقتی شما دوتا اومدین.

417
00:28:17,543 --> 00:28:18,543
‫یعنی چی؟

418
00:28:18,543 --> 00:28:21,168
‫به نظر خودت یعنی چی؟
‫نمایش چرخشیه دیگه.

419
00:28:22,376 --> 00:28:23,376
‫من عکس نمی‌گیرم.

420
00:28:23,376 --> 00:28:26,960
‫بی‌خیال. پس خیال کردین واسه چی
‫چنین خبر مهمی رو به دو دختر سپردن؟

421
00:28:26,960 --> 00:28:30,001
‫من خبرنگاری نمایشی نمی‌کنم.
‫بهشون بگو عکس نمی‌گیرم.

422
00:28:30,001 --> 00:28:32,585
‫خودت بگو.
‫قوانین اینجا رو که من تعیین نمی‌کنم.

423
00:28:35,751 --> 00:28:37,001
‫«رکورد آمریکن»، بفرمایین.

424
00:28:39,210 --> 00:28:40,793
‫می‌ذاری اون بی‌شعور
‫رو اعصابت راه بره؟

425
00:28:42,876 --> 00:28:46,210
‫خودت ناراحت نمی‌شی اون عوضی
‫بگه شانسی این خبر رو گرفتی؟

426
00:28:46,210 --> 00:28:49,710
‫بذار روزنامه‌شون رو بفروشن.
‫مهم‌ترین خبر شهرمون هنوز هم دست خودته.

427
00:28:59,460 --> 00:29:02,835
‫طی سه ماه اخیر، پنج زن
‫خفه و کشته شدند.

428
00:29:03,543 --> 00:29:06,835
‫این قتل‌ها چه از نظر تعداد
‫و چه از نظر شکل و شمایل،

429
00:29:06,835 --> 00:29:09,585
‫در تاریخ شهرمان بی‌سابقه‌اند.

430
00:29:11,251 --> 00:29:14,543
‫معلومه که قتل‌ها تعمدی‌ان.
‫همه‌شون مسنن.

431
00:29:14,543 --> 00:29:17,126
‫همه‌شون تنها زندگی می‌کردن.
‫الگوی کارش همینه.

432
00:29:17,126 --> 00:29:19,793
‫خود قتل‌ها جنون‌آمیزند.

433
00:29:19,793 --> 00:29:22,210
‫خانه‌هایشان رو زیر و رو می‌کند،
‫اما چیزی نمی‌دزدد.

434
00:29:22,710 --> 00:29:26,126
‫قربانبانش را به شکلی
‫تجملی و عجیب رها کرده...

435
00:29:26,126 --> 00:29:28,876
‫و دور گردن هر کدامشان
‫بندی تزئینی می‌بندد.

436
00:29:29,585 --> 00:29:32,626
‫در هیچ موردی،
‫مدرکی از خود باقی نگذاشته...

437
00:29:32,626 --> 00:29:35,126
‫و سرنخی از طرز انتخاب قربانیانش
‫پیدا نشده است.

438
00:29:35,793 --> 00:29:39,668
‫ظاهرا به میل خود رفت و آمد و کرده
‫و در روز روشن مرتکب جرم می‌شود.

439
00:29:40,251 --> 00:29:42,793
‫رفتارش خیلی سازمان‌یافته است.

440
00:29:42,793 --> 00:29:47,085
‫احتمالا به مرور زمان تشدید شده
‫و الان کنترلش از دستش در رفته.

441
00:29:47,585 --> 00:29:50,585
‫دیگه مانعی نداره.
‫می‌شه گفت حتما تکرارش می‌کنه.

442
00:30:00,210 --> 00:30:01,210
‫این چیه؟

443
00:30:01,710 --> 00:30:02,835
‫همه‌شون مال شما دوتاست.

444
00:30:14,293 --> 00:30:16,085
‫«من هم مثل خیلی‌های دیگه خوابم نمی‌بره.»

445
00:30:16,085 --> 00:30:19,835
‫«به خودم میام و می‌بینم شب تا صبح بیدارم
‫و روزها از ترسم بیرون نمی‌رم.»

446
00:30:20,710 --> 00:30:24,001
‫«هر روز یه عمر می‌گذره
‫و هر شب کابوس‌واره.»

447
00:30:24,710 --> 00:30:27,043
‫«کسی حس زنی تنها رو درک نمی‌کنه.»

448
00:30:27,793 --> 00:30:30,085
‫- «کسی عین ما با ترس آشنا نیست.»
‫- [اخبار جانی دخترکش، واکنش‌ها را برانگیخت]

449
00:30:31,376 --> 00:30:35,126
‫یه راه‌حل بیشتر نداره.
‫باید شبح بوستون...

450
00:30:40,168 --> 00:30:43,501
‫باید جانی بوستون رو دستگیر کنن.

451
00:30:45,501 --> 00:30:46,835
‫گمون کنم الان دیگه اسم داره.

452
00:30:50,876 --> 00:30:51,960
‫خاک بر سرم.

453
00:30:54,043 --> 00:30:55,251
‫- هوم.
‫- مرسی.

454
00:30:57,710 --> 00:31:02,293
‫خب، اِم، چطوری سوگلی هالند شدی؟
‫از روزنامه دیگه‌ای قاپیدت؟

455
00:31:03,126 --> 00:31:05,168
‫از دبیرستان که فارغ‌التحصیل شدم،
‫برام کار جور کرد.

456
00:31:06,085 --> 00:31:08,835
‫تو ناهارخوری کنار دادگاه کار می‌کردم.

457
00:31:08,835 --> 00:31:11,751
‫تابستون قبل از سال آخر دبیرستانم
‫خبر دادگاهی رو کار کرده بود.

458
00:31:12,460 --> 00:31:13,941
‫درست و حسابی باهاش آشنا شدم،

459
00:31:13,965 --> 00:31:16,460
‫اون هم بعد از هجده سالگیم
‫بهم پیشنهاد کار داد.

460
00:31:17,501 --> 00:31:20,501
‫اون موقع شب کردن روزها
‫دستاورد محسوب می‌شد.

461
00:31:22,085 --> 00:31:25,168
‫اوایل که بهم مأموریت می‌دادن،
‫لباس مدرسه‌ام رو می‌پوشیدم.

462
00:31:25,168 --> 00:31:26,960
‫پول نداشتم لباس دیگه‌ای بخرم.

463
00:31:26,960 --> 00:31:29,501
‫دل هالند برام سوخت و بهم پول قرض داد
‫که کت‌شلوار جدیدی بخرم.

464
00:31:30,126 --> 00:31:32,043
‫بعدش دیگه اصلا نخواستم روسیاهش کنم.

465
00:31:32,668 --> 00:31:33,835
‫یاد گرفتم گلیمم رو از آب بیرون بکشم،

466
00:31:33,835 --> 00:31:36,835
‫اون هم کم‌کم اخبار مهم‌تر
‫و مهم‌تری بهم داد...

467
00:31:36,835 --> 00:31:38,751
‫و یهو به کل زندگیم بدل شد.

468
00:31:39,585 --> 00:31:41,793
‫واقعا نمی‌تونم کار دیگه‌ای رو تصور کنم.

469
00:31:44,251 --> 00:31:47,251
‫خیلی جالبه که فرض کنیم کل زندگی آدم
‫ممکنه با دیداری اتفاقی زیر و رو بشه.

470
00:31:48,543 --> 00:31:51,251
‫من سال آخر دبیرستانم، اِم...
‫با بقیه دختران به صف شدم...

471
00:31:51,251 --> 00:31:52,751
‫که تو دانشکده پرستاری ثبت‌نام کنم.

472
00:31:53,585 --> 00:31:56,501
‫ولی خانم ولکر، دبیر انگلیسیم،
‫من رو از صف بیرون کشید...

473
00:31:56,501 --> 00:31:59,751
‫و مجبورم کرد درخواست بورسیه بدم
‫و برم دانشگاه.

474
00:32:01,043 --> 00:32:02,043
‫همون شد دیگه.

475
00:32:03,001 --> 00:32:05,085
‫اگه چنین کاری نمی‌کرد،
‫الان داشتم لگن بیمار عوض می‌کردم.

476
00:32:05,085 --> 00:32:06,751
‫خدا رو شکر که خانم ولکر بود.

477
00:32:26,543 --> 00:32:27,543
‫الو؟

478
00:32:27,543 --> 00:32:29,126
‫- سلام، منم، جین.
‫- سلام.

479
00:32:29,126 --> 00:32:32,001
‫قربانی دیگه‌ای پیدا کردن.
‫این دفعه دختر جوانیه.

480
00:32:32,001 --> 00:32:34,043
‫الان میام.

481
00:32:35,793 --> 00:32:36,793
‫کی بود؟

482
00:32:37,543 --> 00:32:40,293
‫وای. زن دیگه‌ای رو پیدا کردن.
‫باید برم سر کار.

483
00:32:41,168 --> 00:32:44,585
‫حتما شوخیت گرفته.
‫شب سال نوئه‌ها.

484
00:32:46,543 --> 00:32:48,210
‫کی می‌خواد مادرت رو برسونه خونه؟

485
00:32:48,210 --> 00:32:50,376
‫گمون کنم همین الان برسونمش.

486
00:32:55,335 --> 00:32:57,585
‫برو. خودم ردیفش می‌کنم.

487
00:33:06,900 --> 00:33:08,750
‫[۱۹۶۳]

488
00:33:08,751 --> 00:33:10,043
‫مامان مجبور شد بره سر کار.

489
00:33:17,335 --> 00:33:18,335
‫جو اونجاست.

490
00:33:53,585 --> 00:33:57,501
‫آهای، آهای بی‌شعور. بیا. بیا دیگه.

491
00:33:58,210 --> 00:33:59,501
‫بسه.

492
00:34:00,918 --> 00:34:03,085
‫طرف امروز اومده بود دم در خونه‌ام.

493
00:34:03,085 --> 00:34:05,585
‫گفته بود اومده واحد رو رنگ کنه،
‫من هم راهش دادم.

494
00:34:07,001 --> 00:34:11,585
‫یهو بهم گفت خوشگلم و ازم پرسید
‫به فکر مدلینگ افتادم یا نه.

495
00:34:13,085 --> 00:34:15,710
‫من مضطرب شدم،
‫بهش گفتم شوهرم خونه است.

496
00:34:15,710 --> 00:34:19,418
‫الکی رفتم تو اتاق که بیارمش،
‫ولی وقتی برگشتم، غیبش زده بود.

497
00:34:20,001 --> 00:34:21,085
‫ساعت چند بود؟

498
00:34:21,585 --> 00:34:24,001
‫اِم، امروز بعدازظهر بود. ساعت سه بود.

499
00:34:25,460 --> 00:34:26,710
‫می‌تونین ظاهرش رو توصیف کنین؟

500
00:34:27,293 --> 00:34:31,960
‫اِم، ظاهرش عادی بود.
‫مرد سفیدپوست تیره‌مویی بود.

501
00:34:33,085 --> 00:34:34,501
‫لباس کاری پوشیده بود.

502
00:34:36,585 --> 00:34:37,751
‫ظاهرش خیلی عادی بود.

503
00:34:40,501 --> 00:34:42,293
‫با الگوش سازگار نیست.

504
00:34:42,293 --> 00:34:46,043
‫سابقه نداشته قاتلی کلا زنان مسن رو بکشه
‫و یهو سراغ دختر جوانی بره.

505
00:34:46,751 --> 00:34:48,210
‫وقتی این‌جور افراد سراغ گروه خاصی می‌رن،

506
00:34:48,210 --> 00:34:51,710
‫معمولا نتیجه آسیب روانی‌ایه
‫که سال‌ها روشون اثر گذاشته.

507
00:34:51,710 --> 00:34:53,543
‫همین‌جوری یهویی عوض نمی‌شه.

508
00:34:53,543 --> 00:34:54,710
‫چقدر مطمئنی؟

509
00:34:55,293 --> 00:34:57,668
‫فرضیه کنونی این‌جور قاتل‌ها از همین قراره.

510
00:34:57,668 --> 00:35:00,085
‫ولی واقعا کسی نمی‌دونه.

511
00:35:05,000 --> 00:35:08,250
‫[قاتل سراغ ساختمان‌هایی می‌رود
‫که ورود به آن‌ها راحت باشد]

512
00:35:08,376 --> 00:35:10,251
‫می‌دونستی می‌خوان چنین کاری بکنن؟

513
00:35:11,460 --> 00:35:14,793
‫واقعا به نظرت کار هوشمندانه‌ایه؟
‫آخه اون روانی هنوز داره ول می‌چرخه.

514
00:35:14,793 --> 00:35:16,918
‫نمی‌دونم چی بگم. خب؟

515
00:35:16,918 --> 00:35:19,001
‫استنلی قرار بود از صحنه جرم عکس بگیره.

516
00:35:25,085 --> 00:35:26,210
‫الو؟

517
00:35:29,751 --> 00:35:30,835
‫الو؟

518
00:35:40,626 --> 00:35:41,668
‫کی بود؟

519
00:35:41,668 --> 00:35:43,168
‫اشتباه گرفته بود.

520
00:35:51,918 --> 00:35:52,918
‫الو؟

521
00:35:54,668 --> 00:35:55,668
‫الو؟

522
00:35:57,376 --> 00:35:58,460
‫شما؟

523
00:36:10,918 --> 00:36:11,918
‫شما؟

524
00:36:14,126 --> 00:36:15,543
‫این‌قدر تماس نگیرین!

525
00:36:34,168 --> 00:36:36,501
‫ملت به خونه‌ات زنگ نمی‌زنن که اذیتت کنن؟

526
00:36:36,501 --> 00:36:38,918
‫زنگ می‌زنن، بلند بلند نفس می‌کشن
‫و قطع می‌کنن؟

527
00:36:38,918 --> 00:36:40,293
‫- آره. به تو هم زنگ زدن؟
‫- هوم.

528
00:36:40,293 --> 00:36:42,031
‫نچ. چندین سال پیش،
‫بعد از چاپ اولین خبرم...

529
00:36:42,055 --> 00:36:44,543
‫از انتخابات شهرداری، شماره‌مون رو
‫از دفترچه تلفن حذف کردیم.

530
00:36:46,251 --> 00:36:47,835
‫آها. درسته.

531
00:36:48,835 --> 00:36:50,251
‫من می‌رم سیگار بکشم.

532
00:36:56,876 --> 00:36:58,210
‫الان برمی‌گردم.

533
00:37:03,085 --> 00:37:04,085
‫سلام.

534
00:37:05,043 --> 00:37:06,168
‫سیگار دارین؟

535
00:37:11,335 --> 00:37:14,418
‫چند وقته اخبارت رو می‌خونم.
‫خیلی خوب بودن.

536
00:37:14,418 --> 00:37:15,793
‫خب، سرنخی پیدا نکردین؟

537
00:37:17,668 --> 00:37:18,710
‫نقل‌قول نمی‌کنم.

538
00:37:18,710 --> 00:37:21,793
‫نقل‌قول نمی‌کنی؟
‫گیج شدیم.

539
00:37:21,793 --> 00:37:23,626
‫ممکنه به زودی کسی رو بگیرین؟

540
00:37:24,501 --> 00:37:27,293
‫این ملت اصلا نمی‌دونن با کی طرفن.

541
00:37:27,293 --> 00:37:28,460
‫کدوم ملت؟

542
00:37:28,460 --> 00:37:31,168
‫اِم، به نظر من که کلا کلانتری نمی‌دونن.

543
00:37:31,168 --> 00:37:32,668
‫کل کلانتری؟

544
00:37:33,293 --> 00:37:35,251
‫قوانین همیشگی صدق نمی‌کنن.

545
00:37:35,251 --> 00:37:38,751
‫انگیزه‌ای نداره، بعدش می‌ذاره می‌ره
‫و هیچ مدرکی به جا نمی‌ذاره.

546
00:37:39,543 --> 00:37:42,126
‫طرف خیلی دیوانه است،
‫ولی خیلی هم محتاطه.

547
00:37:44,835 --> 00:37:46,293
‫از صحبت باهات خوشحال شدم.

548
00:37:49,335 --> 00:37:51,001
‫راستی، جیم هستم.

549
00:37:52,001 --> 00:37:53,751
‫هر موقع خواستین باهام صحبت کنین،
‫با روزنامه‌مون تماس بگیرین.

550
00:37:54,626 --> 00:37:55,960
‫کل اطلاعاتم رو باهاتون در میون می‌ذارم.

551
00:38:07,085 --> 00:38:08,126
‫- بله؟
‫- سلام،

552
00:38:08,126 --> 00:38:10,251
‫مدیر ساختمون گفت بیام
‫رادیاتورتون رو بررسی کنم.

553
00:38:10,251 --> 00:38:11,751
‫خیلی زود تموم می‌شه.

554
00:38:18,460 --> 00:38:20,168
‫قهوه میل دارین؟

555
00:38:20,168 --> 00:38:21,251
‫آره، چرا که نه؟

556
00:38:57,043 --> 00:39:00,960
‫شهرمون از نظر برخی فریبنده، مهیج
‫و مملو از موفقیته.

557
00:39:00,960 --> 00:39:03,376
‫همین اواخر خطرناک شده.

558
00:39:04,793 --> 00:39:08,043
‫پنج دختر جوان رو تو بوستون و حومه
‫خفه کردن و کشتن.

559
00:39:08,626 --> 00:39:11,210
‫دختر جوانی رو تو خونه‌اش
‫تو لارنس خفه کرده و کشتن.

560
00:39:11,210 --> 00:39:14,626
‫لباس ورزشی و جوراب ساق‌بلندی رو
‫محکم دور گردنش بسته بودن.

561
00:39:14,626 --> 00:39:19,043
‫دو هم‌اتاقی یکی از دانشجویان
‫دانشگاه بوستون، جسدش رو...

562
00:39:19,043 --> 00:39:22,126
‫تو خونه‌اش تو بک بی پیدا کردن
‫که جوراب ساق‌بلند ابریشمی دور گردنش بود.

563
00:39:22,751 --> 00:39:26,626
‫آخرین مورد هم پاتریشیا بیست،
‫منشی بیست و چهار ساله‌ای بود...

564
00:39:26,626 --> 00:39:30,501
‫که ساکن بک بی بود و تنها زندگی می‌کرد،
‫خفه‌اش کردن و جسدش رو تو خونه‌اش پیدا کردن.

565
00:39:42,376 --> 00:39:44,418
‫- جینی. سلام.
‫- آره، آره.

566
00:39:44,418 --> 00:39:45,585
‫حالت خوبه؟

567
00:39:46,293 --> 00:39:48,710
‫آره. اِم، امروز صبح خیلی بد بود.

568
00:39:49,293 --> 00:39:51,460
‫کالبدگشایی پاتریشیا بیست رو انجام دادین؟

569
00:39:52,793 --> 00:39:53,960
‫خیلی بد بود.

570
00:39:55,293 --> 00:39:56,585
‫باردار بود.

571
00:39:56,585 --> 00:39:59,085
‫باردار بود؟ متأهل بود؟

572
00:39:59,085 --> 00:40:00,168
‫مجرد بود.

573
00:40:00,960 --> 00:40:02,376
‫چند ماهش بود؟

574
00:40:02,376 --> 00:40:03,626
‫چند ماهی می‌شد.

575
00:40:05,876 --> 00:40:07,626
‫خدمات الکترونیکی «نیلسون»، بفرمایین.

576
00:40:07,626 --> 00:40:08,793
‫یه لحظه.

577
00:40:10,501 --> 00:40:11,751
‫با جناب نیلسون کار دارم.

578
00:40:11,751 --> 00:40:14,293
‫امروز تشریف ندارن.
‫پیغامتون رو به اطلاعشون برسونم؟

579
00:40:14,293 --> 00:40:16,376
‫جین کول از «رکورد آمریکن» هستم.

580
00:40:16,376 --> 00:40:18,543
‫پاتریشیا بیست منشی ایشون بود؟

581
00:40:18,543 --> 00:40:19,626
‫درسته.

582
00:40:19,626 --> 00:40:20,835
‫خوب می‌شناختیش؟

583
00:40:21,751 --> 00:40:24,501
‫تقریبا خوب می‌شناختمش. دفترمون کوچکه.

584
00:40:25,168 --> 00:40:26,960
‫می‌دونی با کسی رابطه داشت یا نه؟

585
00:40:28,918 --> 00:40:29,918
‫مطمئن نیستم.

586
00:40:33,335 --> 00:40:34,876
‫می‌دونستی باردار بود؟

587
00:40:42,950 --> 00:40:44,950
‫[اغذیه‌فروشی رز]

588
00:40:48,293 --> 00:40:49,710
‫سر ظهر ناهار می‌خورم.

589
00:41:00,376 --> 00:41:01,376
‫این چیه؟

590
00:41:02,085 --> 00:41:03,751
‫نخ پشتش رو بکش.

591
00:41:04,501 --> 00:41:06,418
‫لطفا من رو با خودت ببر.

592
00:41:08,876 --> 00:41:10,376
‫صدای پاتریشیاست.

593
00:41:11,501 --> 00:41:15,210
‫آقای نیلسون بهش گفته بود
‫صدای نسخه اولیه جدیدترین مدلش رو ضبط کنه.

594
00:41:15,210 --> 00:41:16,960
‫لطفا من رو با خودت ببر.

595
00:41:16,960 --> 00:41:18,085
‫ای خدا.

596
00:41:18,918 --> 00:41:21,918
‫آقای نیلسون و پاتریشیا رابطه نامشروع داشتن.

597
00:41:23,043 --> 00:41:24,668
‫کل کارکنان دفترمون خبر داشتن.

598
00:41:25,751 --> 00:41:27,001
‫خبر داشت که بارداره؟

599
00:41:28,251 --> 00:41:29,835
‫داشت کمکش می‌کرد ردیفش کنه.

600
00:41:29,835 --> 00:41:31,751
‫ردیفش کنه؟ چطوری؟

601
00:41:32,418 --> 00:41:34,460
‫صومعه‌ای تو نیوهمپشایر پیدا کرده بود.

602
00:41:35,043 --> 00:41:37,126
‫قرار بود هماهنگ کنن
‫و اون‌ها به سرپرستی بگیرنش.

603
00:41:37,960 --> 00:41:39,960
‫می‌دونی پاتریشیا می‌خواست
‫بچه‌اش رو نگه داره یا نه؟

604
00:41:41,876 --> 00:41:42,876
‫شاید می‌خواست.

605
00:41:44,335 --> 00:41:46,418
‫ولی آقای نیلسون زن و بچه داره.

606
00:41:48,876 --> 00:41:50,043
‫واسه همین نمی‌شد.

607
00:41:53,793 --> 00:41:57,126
‫بورلی همیشه هر هفته می‌اومد اینجا.

608
00:41:58,376 --> 00:42:01,710
‫شام می‌آورد و اخبار تلویزیون رو
‫با همدیگه تماشا می‌کردیم.

609
00:42:02,626 --> 00:42:04,960
‫می‌دونین دوست‌پسر داشت یا نه؟

610
00:42:05,751 --> 00:42:09,418
‫گمون نکنم.
‫اکثر وقتش صرف دانشگاه می‌شد.

611
00:42:10,168 --> 00:42:13,585
‫عضو گروه سرود هم بود.
‫اکثر دوستانش عضو گروه سرود بودن.

612
00:42:14,335 --> 00:42:15,335
‫گروه سرود کلیسا؟

613
00:42:15,335 --> 00:42:18,585
‫نه. گروه سرود دانشگاه بوستون
‫که دانشجوی همون‌جا بود.

614
00:42:19,293 --> 00:42:22,043
‫آها. همون‌جا رفته بودم.

615
00:42:24,418 --> 00:42:26,793
‫همیشه خیال می‌کردم
‫در نهایت عین خودت می‌شه.

616
00:42:27,668 --> 00:42:31,376
‫به شغل محبوبش می‌رسه
‫و به میل خودش زندگی می‌کنه.

617
00:42:32,960 --> 00:42:34,543
‫این خصوصیتش رو تحسین می‌کردم.

618
00:42:36,835 --> 00:42:39,918
‫داشت کل کارهایی که دلم می‌خواست
‫با زندگی خودم بکنم رو عملی می‌کرد.

619
00:42:42,501 --> 00:42:43,918
‫بچه داری؟

620
00:42:43,918 --> 00:42:45,585
‫آره. اِم، سه بچه دارم.

621
00:42:46,835 --> 00:42:50,501
‫مگی نه ساله است.
‫پسرهام هفت و پنج ساله‌ان.

622
00:42:52,001 --> 00:42:55,460
‫بورلی تو اون سن خیلی از تاریکی می‌ترسید.

623
00:42:55,460 --> 00:42:58,626
‫فقط با آواز خوندن می‌تونستم آرومش کنم.

624
00:43:01,918 --> 00:43:05,668
‫عذر می‌خوام، مدام تو ذهنمه.

625
00:43:06,418 --> 00:43:11,251
‫مدام به فکر بلایی که به سرش آورد
‫و حس خودشم.

626
00:43:45,168 --> 00:43:47,543
‫بورلی تازه با دوست‌پسرش به هم زده بود.

627
00:43:49,668 --> 00:43:52,460
‫داشت از آزادیش بهره می‌برد.

628
00:43:54,501 --> 00:43:56,168
‫هیچ‌کدوم از پسرهایی
‫که باهاشون قرار می‌ذاشت رو دیده بودی؟

629
00:43:56,168 --> 00:43:58,835
‫آره، ولی همه‌شون بی‌آزار بودن.

630
00:44:01,085 --> 00:44:03,668
‫از دوست‌پسر سابقش می‌ترسید.

631
00:44:05,876 --> 00:44:08,710
‫اِم... عذر می‌خوام، طرف کی بود؟

632
00:44:11,960 --> 00:44:13,168
‫دنیل مارش بود.

633
00:44:14,376 --> 00:44:15,626
‫واسه چی ازش می‌ترسید؟

634
00:44:16,335 --> 00:44:18,001
‫داشت آزارش می‌داد.

635
00:44:19,043 --> 00:44:22,876
‫تازه از هاروارد اخراجش کرده بودن،
‫خیلی دمدمی مزاج شده بود.

636
00:44:24,335 --> 00:44:29,335
‫نیمه‌شب زنگ می‌زد، بی‌خبر سر می‌زد.
‫از این کارها می‌کرد.

637
00:44:31,376 --> 00:44:32,460
‫این جریانات مال چه زمانیه؟

638
00:44:33,751 --> 00:44:35,585
‫تقریبا تا زمان قتلش ادامه داشت.

639
00:45:19,918 --> 00:45:20,918
‫دنیل مارش شمایین؟

640
00:45:21,543 --> 00:45:22,376
‫بله؟

641
00:45:22,376 --> 00:45:24,793
‫لورتا مک‌لافلین از «رکورد آمریکن» هستم.

642
00:45:25,293 --> 00:45:26,585
‫بورلی سمنز رو می‌شناختین؟

643
00:45:28,501 --> 00:45:29,501
‫بفرمایین تو.

644
00:45:40,501 --> 00:45:42,251
‫بفرمایین. بفرمایین.

645
00:45:57,793 --> 00:45:58,793
‫همین پشته.

646
00:46:00,918 --> 00:46:02,418
‫می‌تونیم همین پشت صحبت کنیم.

647
00:46:07,210 --> 00:46:11,626
‫اِم، همین الان یادم اومد
‫با کس دیگه‌ای قرار داشتم.

648
00:46:11,626 --> 00:46:15,085
‫مجبورم...
‫مجبورم بعدا مزاحمتون بشم.

649
00:46:29,585 --> 00:46:31,626
‫لطفا من رو با خودت ببر.

650
00:46:32,793 --> 00:46:35,043
‫لطفا من رو با خودت ببر.

651
00:46:35,043 --> 00:46:37,126
‫کل اطلاعات پاتریشیا و نیلسونه.

652
00:46:38,960 --> 00:46:40,293
‫لطفا من رو با خودت ببر.

653
00:46:40,293 --> 00:46:41,710
‫حالت خوبه؟

654
00:46:41,710 --> 00:46:42,793
‫آره.

655
00:46:43,376 --> 00:46:44,460
‫تا صبح اینجا نمون.

656
00:46:45,751 --> 00:46:46,751
‫جدی می‌گم.

657
00:46:47,710 --> 00:46:48,710
‫نمی‌مونم.

658
00:46:50,460 --> 00:46:52,210
‫لطفا من رو با خودت ببر.

659
00:46:58,585 --> 00:47:00,501
‫وایستا ببینم، گفتی اسمش چی بود؟

660
00:47:03,001 --> 00:47:05,001
‫نه، خودت باهام تماس گرفتی.

661
00:47:07,210 --> 00:47:09,918
‫جوابگوی بیماران روانی شدیم.

662
00:47:09,918 --> 00:47:11,376
‫کل اطلاعاتمون همینه.

663
00:47:11,376 --> 00:47:15,126
‫خیلی‌خب. بهم فرصت بده.
‫قبلش باید این مزخرفات رو بررسی کنم.

664
00:47:15,876 --> 00:47:17,126
‫این‌ها رو عقب ننداز.

665
00:47:18,335 --> 00:47:19,335
‫سرنخ‌های خوبی‌ان.

666
00:47:59,168 --> 00:48:01,001
‫از کلانتری بوستون اومدیم!

667
00:48:01,501 --> 00:48:02,501
‫گوردون نیلسون؟

668
00:48:02,501 --> 00:48:04,251
‫- خودمم.
‫- دست‌ها رو دیوار.

669
00:48:06,793 --> 00:48:08,418
‫اسمت گوردون نیلسونه؟

670
00:48:08,418 --> 00:48:09,501
‫آره.

671
00:48:11,251 --> 00:48:12,960
‫یه بار طلاق گرفتی؟

672
00:48:13,835 --> 00:48:15,168
‫آره.

673
00:48:15,168 --> 00:48:17,710
‫پاتریشیا بیست منشیت بود؟

674
00:48:17,710 --> 00:48:18,793
‫آره.

675
00:48:21,251 --> 00:48:23,835
‫رابطه غیرکاری هم داشتین؟

676
00:48:24,376 --> 00:48:25,376
‫آره.

677
00:48:26,876 --> 00:48:29,126
‫شب قتل پاتریشیا، دیده بودیش؟

678
00:48:30,085 --> 00:48:31,085
‫نه.

679
00:48:45,085 --> 00:48:46,668
‫می‌شه اخبار جدید رو
‫باهام در میون بذاری کارآگاه؟

680
00:48:48,376 --> 00:48:51,543
‫مچ نیلسون رو موقع جمع‌آوری مدارک
‫از خونه پاتریشیا گرفتیم.

681
00:48:52,585 --> 00:48:53,960
‫دو بار تو آزمون دروغ‌سنج شکست خورد،

682
00:48:53,960 --> 00:48:56,126
‫ولی دادستان ناحیه‌ای
‫هنوز گمون نمی‌کنه پرونده محکمی باشه...

683
00:48:56,126 --> 00:48:58,001
‫و با باقی قتل‌ها ارتباطی نداره.

684
00:48:58,001 --> 00:48:59,460
‫خب، دنیل مارش چی؟

685
00:48:59,460 --> 00:49:00,960
‫کی رو می‌گی؟
‫همون هارواردی روانیه؟

686
00:49:01,585 --> 00:49:04,335
‫خیلی روانیه، قبول دارم،
‫ولی مدرکی ازش نداریم.

687
00:49:04,335 --> 00:49:06,585
‫خب، از یه هفته قبل از قتل بورلی،
‫داشت آزارش می‌داد.

688
00:49:06,585 --> 00:49:08,668
‫اِم، نمی‌شه کسی رو
‫بابت نشئه کردن...

689
00:49:08,668 --> 00:49:10,710
‫و نیمه‌‎شب زنگ زدن
‫به دوست‌دختر سابقش متهم کرد.

690
00:49:10,710 --> 00:49:11,668
‫چی؟ یعنی تموم شد و رفت؟

691
00:49:11,668 --> 00:49:15,168
‫گمون نکنم حجم کارم رو درک کنی.

692
00:49:16,293 --> 00:49:18,293
‫روزی صد نفر بهم سرنخ می‌دن.

693
00:49:18,293 --> 00:49:20,501
‫باید هزاران متعرض جنسی رو
‫تحت نظر داشته باشم،

694
00:49:20,501 --> 00:49:24,585
‫الان هم کمیسر دستور داده
‫به کل بارهای همجنسگرایان شهر حمله کنیم.

695
00:49:26,376 --> 00:49:29,460
‫دارم تمام تلاشم رو می‌کنم،
‫ولی امکاناتم نصفه و نیمه است.

696
00:49:30,085 --> 00:49:31,376
‫می‌بینمت.

697
00:49:32,376 --> 00:49:34,876
‫اصلا مگه بوستون چندتا بار همجنسگرایان داره؟

698
00:49:34,876 --> 00:49:36,001
‫امکان نداره این‌قدر زیاد باشن.

699
00:49:36,001 --> 00:49:37,168
‫اصلا اصل مطلب رو نفهمیدی جک.

700
00:49:37,168 --> 00:49:38,259
‫اصل مطلب از این قراره...

701
00:49:38,283 --> 00:49:40,293
‫که کمیسر مک‌نامارا
‫نمی‌خواد کار رو پیش ببره.

702
00:49:40,293 --> 00:49:41,835
‫منظورت چیه؟

703
00:49:41,835 --> 00:49:43,126
‫سرش رو کرده زیر برف.

704
00:49:43,126 --> 00:49:45,168
‫با باقی کلانتری‌ها هماهنگ نمی‌کنن،

705
00:49:45,168 --> 00:49:46,293
‫ارتباطات رو از قلم می‌اندازن،

706
00:49:46,293 --> 00:49:48,168
‫کل سرنخ‌های خوب رو از دست می‌دن.

707
00:49:48,168 --> 00:49:49,585
‫انتظار برخی از این موارد رو نداشتین؟

708
00:49:49,585 --> 00:49:51,168
‫ما خیلی ازشون جلوتریم.

709
00:49:51,168 --> 00:49:52,960
‫عه، ببخشید جک، بیدار نگهت داشتم؟

710
00:49:52,960 --> 00:49:55,043
‫می‌شه این‌قدر طفره نرین؟
‫خبرتون چیه؟

711
00:49:55,043 --> 00:49:57,376
‫- شهرمون نمی‌تونه از زنانش محافظت کنه.
‫- بی‌خیال.

712
00:49:57,376 --> 00:49:59,793
‫چیه؟ به نظرت این‌طور نیست؟
‫یا به نظرت خبر خوبی نیست؟

713
00:49:59,793 --> 00:50:00,960
‫چتون شده؟

714
00:50:00,960 --> 00:50:04,168
‫نمی‌شه که به خاطر عجله خودتون
‫به شغل کسی حمله کنین.

715
00:50:04,168 --> 00:50:06,501
‫ده زن مرده‌ان، ولی این بی‌شعورها
‫هیچ سرنخی ندارن!

716
00:50:06,501 --> 00:50:09,585
‫شما خبر ندارین. خصومت دارین.

717
00:50:09,585 --> 00:50:12,210
‫چند زن باید بمیرن
‫تا خبر محسوب بشه؟

718
00:50:12,210 --> 00:50:13,293
‫بسه دیگه.

719
00:50:13,876 --> 00:50:15,960
‫با آدم‌های خوبی طرفیم
‫که دارن عرق می‌ریزن.

720
00:50:15,960 --> 00:50:18,335
‫من با کلانتری جنگ راه نمی‌اندازم.

721
00:50:37,835 --> 00:50:38,918
‫کجا بودی؟

722
00:50:40,085 --> 00:50:41,335
‫مجبور شدم تا دیروقت کار کنم.

723
00:50:43,835 --> 00:50:45,751
‫وای خدایا. بشقاب بردار.
‫گندکاری می‌کنی‌ها.

724
00:50:45,751 --> 00:50:47,043
‫گندکاری نمی‌کنم.

725
00:50:56,835 --> 00:50:59,501
‫بشین. خودم می‌خواستم باهات صحبت کنم.

726
00:50:59,501 --> 00:51:01,668
‫ببین، امروز خیلی بد بود.
‫نمی‌شه بعدا صحبت کنیم؟

727
00:51:02,251 --> 00:51:04,960
‫لورتا، بشین.

728
00:51:15,251 --> 00:51:17,085
‫سر کار ترفیع گرفتم.

729
00:51:17,835 --> 00:51:21,918
‫حقوقش بیشتره، ولی باید پاره‌وقت
‫برم دفتر کنتیکت.

730
00:51:21,918 --> 00:51:23,085
‫پاره‌وقت؟

731
00:51:24,626 --> 00:51:25,793
‫هفته‌ای چند روز برم.

732
00:51:27,376 --> 00:51:28,793
‫چند وقته که مطرح شده؟

733
00:51:29,418 --> 00:51:30,418
‫دو هفته‌ای می‌شه.

734
00:51:30,418 --> 00:51:32,501
‫خب، کی می‌خواستی بهم بگی؟

735
00:51:32,501 --> 00:51:36,751
‫اخیرا خیلی از روزها دیر اومدی خونه.
‫فرصت مناسبی پیدا نکردم.

736
00:51:36,751 --> 00:51:39,210
‫اگه نصف هفته نباشی،
‫می‌خوایم چیکار کنیم؟

737
00:51:39,876 --> 00:51:41,376
‫تو هم مجبوری سهم خودت رو ادا کنی.

738
00:51:41,376 --> 00:51:44,960
‫به جز استعفا از کارم،
‫چه کار دیگه‌ای از دستم برمیاد؟

739
00:51:44,960 --> 00:51:47,293
‫می‌خوای این‌طوری بهم بگی خانه‌دار بشم؟
‫منظورت همینه؟

740
00:51:47,293 --> 00:51:49,168
‫بی‌خیال. اصلا تا حالا
‫ازت خواستم خانه‌دار بشی؟

741
00:51:49,168 --> 00:51:51,168
‫نه، ولی به جاش چنین کاری می‌کنی.

742
00:51:51,168 --> 00:51:54,043
‫چیه؟ اگه طبق شرایط تو عمل کنم،
‫آزادم هر کاری خواستم بکنم، مگه نه؟

743
00:51:54,043 --> 00:51:55,418
‫رفتارت باورنکردنیه، می‌دونستی؟

744
00:51:55,418 --> 00:51:57,751
‫خواهرم درست می‌گه.
‫فقط...

745
00:51:57,751 --> 00:51:58,835
‫چی؟

746
00:51:59,918 --> 00:52:02,585
‫بگو. بگو.

747
00:52:03,710 --> 00:52:06,668
‫اکثر مردم از ترفیع گرفتن شوهرشون
‫خوشحال می‌شن.

748
00:52:20,210 --> 00:52:21,626
‫«رکورد آمریکن»، بفرمایین.

749
00:52:21,626 --> 00:52:25,293
‫سلام، با لورتا مک‌لافلین
‫یا جین کول کار دارم.

750
00:52:25,293 --> 00:52:26,668
‫- [نیویورک]
‫- لطفا یه دقیقه گوشی دستتون باشه.

751
00:52:29,793 --> 00:52:31,001
‫لورتا هستم، بفرمایین.

752
00:52:31,001 --> 00:52:34,501
‫بنده کارآگاه لینسکی از کلانتری نیویورکم.

753
00:52:34,501 --> 00:52:38,043
‫بابت قتلی که دو هفته پیش
‫اینجا رخ داده تماس گرفتم.

754
00:52:38,043 --> 00:52:40,376
‫ظاهرا ممکنه به قربانیان خفه‌شده مرتبط باشه.

755
00:52:41,668 --> 00:52:42,876
‫سنش بیشتره.

756
00:52:42,876 --> 00:52:45,335
‫آره، جسدش رو تو اتاق هتل پیدا کردن،

757
00:52:45,335 --> 00:52:48,085
‫خفه‌اش کرده بودن
‫و جوراب ساق‌بلند دور گردنش بود.

758
00:52:48,085 --> 00:52:50,501
‫کارکنان هتل
‫مردی که همراهش بود رو دیده بودن.

759
00:52:50,501 --> 00:52:54,251
‫پسفرداش رفت بار همون هتل،
‫من هم سوارش کردم...

760
00:52:54,251 --> 00:52:57,001
‫و دیدم کیف سیگار خانمه
‫هنوز تو جیبشه.

761
00:52:57,835 --> 00:53:00,251
‫چهل و پنج دقیقه بیشتر طول نکشید
‫که اعتراف کنه.

762
00:53:01,626 --> 00:53:03,543
‫اسمش پال دمپسیه.

763
00:53:03,543 --> 00:53:06,418
‫ساکن مینه،
‫ولی می‌تونم حضورش تو بوستون رو...

764
00:53:06,418 --> 00:53:08,501
‫در حین وقوع پنج قتل اول تأیید کنم.

765
00:53:09,335 --> 00:53:11,668
‫اِم، فرض می‌کنم این مسئله رو
‫به بخش قتل کلانتری بوستون هم گفتین؟

766
00:53:11,668 --> 00:53:15,085
‫اول از همه به خودشون زنگ زدم.
‫کسی دوباره باهام تماس نگرفت.

767
00:53:15,085 --> 00:53:18,293
‫دو هفته گذشت،
‫واسه همین خودم یه سر رفتم اونجا.

768
00:53:18,293 --> 00:53:20,376
‫گفتم خودم شخصا بهشون بگم.

769
00:53:21,168 --> 00:53:24,251
‫کسی حاضر نشد من رو ببینه.
‫باورتون می‌شه؟

770
00:53:25,876 --> 00:53:28,460
‫اگه کارآگاهی واسه پرونده قتل خودم
‫چهار ساعت پشت فرمون می‌نشست،

771
00:53:29,210 --> 00:53:31,210
‫حاضر بودم مراسم غسل تعمید بچه‌ام رو
‫ول کنم که ببینمش.

772
00:53:31,960 --> 00:53:33,710
‫نمی‌دونم دارن اونجا چه غلطی می‌کنن.

773
00:53:33,710 --> 00:53:36,876
‫معلوم شد پال دامپسی چهار سال
‫پیش از اولین قتل جانی خودمون...

774
00:53:36,876 --> 00:53:39,126
‫تو مین مظنون به قتل بود.

775
00:53:39,126 --> 00:53:41,168
‫قربانیش زن مسنی بود
‫که دیدن خفه شده...

776
00:53:41,168 --> 00:53:42,751
‫و جوراب ساق‌بلندش رو
‫دور گردنش بستن.

777
00:53:42,751 --> 00:53:44,418
‫ممکنه اولین قتل جانیمون باشه،

778
00:53:44,418 --> 00:53:46,751
‫ولی کسی نمی‌تونه بخش قتل کلانتری بوستون رو
‫قانع کنه بررسیش کنن.

779
00:53:46,751 --> 00:53:48,543
‫این پلیس نیویورکی هم حاضره
‫ازش نقل‌قول کنیم؟

780
00:53:48,543 --> 00:53:50,001
‫همین الانش هم رضایت داده.

781
00:53:50,001 --> 00:53:51,876
‫خبری علیه کلانتری چاپ نمی‌کنیم.

782
00:53:51,876 --> 00:53:54,876
‫دارن تحقیقات رو خراب می‌کنن.
‫تا کی می‌تونیم نادیده بگیریم؟

783
00:53:54,876 --> 00:53:58,085
‫نمی‌دونم چند بار باید بهتون بگیم،
‫ولی چنین کاری نمی‌کنیم.

784
00:53:58,751 --> 00:54:00,168
‫نمی‌دونم ادی.

785
00:54:02,335 --> 00:54:04,751
‫آخه درست می‌گه.
‫نباید مدام نادیده بگیریم.

786
00:54:05,335 --> 00:54:08,126
‫واقعا می‌خوای کلانتری رو
‫با این روزنامه نابود کنی؟

787
00:54:08,126 --> 00:54:10,251
‫اگه کس دیگه‌ای داشت این‌جور گند می‌زد،

788
00:54:10,251 --> 00:54:12,751
‫خیلی وقت پیش خبرش رو
‫صفحه اول چاپ کرده بودیم.

789
00:54:13,918 --> 00:54:14,918
‫خیلی‌خب.

790
00:54:16,001 --> 00:54:18,543
‫اگه می‌خوای چاپش کنی،
‫من مانعت نمی‌شم.

791
00:54:19,085 --> 00:54:21,668
‫ولی پای خودت گیره. متوجهی؟

792
00:54:22,376 --> 00:54:23,418
‫خیلی‌خب.

793
00:54:28,085 --> 00:54:30,918
‫کلانتری بوستون مشغول مهم‌ترین...

794
00:54:30,918 --> 00:54:32,168
‫تعقیب مجرم تاریخ شهرمان است،

795
00:54:32,168 --> 00:54:36,043
‫اما هنوز ردی، سرنخی و اشتباهی
‫از وی کشف نکرده‌اند.

796
00:54:37,210 --> 00:54:41,585
‫پلیس‌ها ممکن است با فاش نکردن مدارک،
‫وجه مشترک، ارتباطی ناپیدا...

797
00:54:41,585 --> 00:54:45,168
‫یا سرنخی را که ممکن است
‫به کشف هویت قاتل منجر شود، نادیده بگیرند.

798
00:54:46,043 --> 00:54:48,960
‫اگر اقدامی واحد در راستای
‫دستگیری جانی بوستون صورت نگیرد،

799
00:54:48,960 --> 00:54:52,418
‫امروز هم چون پارسال،

800
00:54:52,418 --> 00:54:55,209
‫بی‌هویت، بی‌چهره و قاتلی بی‌نقص...

801
00:54:55,233 --> 00:54:56,668
‫- باقی خواهد ماند.
‫- [پلیس از همه‌جا بی‌خبر]

802
00:54:57,751 --> 00:54:59,251
‫خاک بر سرم.

803
00:55:00,210 --> 00:55:01,793
‫فردا جالب می‌شه.

804
00:55:06,918 --> 00:55:09,918
‫از آشناییتون خوشحال شدم.
‫همکاری خوبی داشتیم.

805
00:55:13,918 --> 00:55:16,626
‫دادستان کل امروز
‫کنفرانسی مطبوعاتی ترتیب داد...

806
00:55:16,626 --> 00:55:20,376
‫و پس از خبری مهم
‫در «رکورد آمریکن»، اعلام کرد...

807
00:55:20,376 --> 00:55:23,043
‫مسئولیت تحقیقات جانی بوستون رو
‫به دست می‌گیره.

808
00:55:23,043 --> 00:55:26,001
‫جان باتملی، معاون دادستان کل رو...

809
00:55:26,001 --> 00:55:28,043
‫مسئول نظارت بر تحقیقات کرده.

810
00:55:28,043 --> 00:55:30,293
‫خیلی مسخره است که بخوایم بگیم...

811
00:55:30,293 --> 00:55:33,626
‫کلانتری بوستون چیزی رو نادیده گرفته.

812
00:55:33,626 --> 00:55:35,876
‫کل این مسائل هم به خاطر
‫دو دختر خبرنگاره...

813
00:55:35,876 --> 00:55:37,376
‫که اعتبار کلانتریمون رو زیر سوال بردن.

814
00:55:37,376 --> 00:55:39,168
‫آخه اون‌ها چی از کار پلیسی...

815
00:55:39,168 --> 00:55:40,251
‫سرشون می‌شه؟

816
00:57:53,085 --> 00:57:54,210
‫این چیه؟

817
00:57:54,210 --> 00:57:55,835
‫نه، بهش دست نزن!

818
00:57:57,585 --> 00:57:58,585
‫برو بخواب!

819
00:58:09,710 --> 00:58:10,710
‫وای.

820
00:58:21,000 --> 00:58:23,800
‫[لورتا مک‌لافلین، جین کول]

821
00:58:23,960 --> 00:58:25,168
‫کسی اومده بود خونه‌تون؟

822
00:58:25,168 --> 00:58:29,085
‫تو صندوق پستی انداخته بودش.
‫فقط خودم و بچه‌ها خونه بودیم.

823
00:58:29,085 --> 00:58:32,085
‫به نظرت کار پلیسی روانی
‫یا بی‌شعوری روانی بوده؟

824
00:58:32,085 --> 00:58:34,626
‫خب، در هر صورت، خیلی خوشم نمیاد.

825
00:58:38,335 --> 00:58:39,335
‫کجا می‌ری؟

826
00:58:45,293 --> 00:58:47,668
‫ببین، وقتی عکسمون رو تو روزنامه چاپ کردی،
‫چیزی نگفته بودم،

827
00:58:47,668 --> 00:58:50,210
‫ولی جفتمون می‌دونیم چه قصدی داشتی.
‫قصدت نمایش بود.

828
00:58:50,210 --> 00:58:51,573
‫خودم می‌دونم می‌خوای
‫روزنامه‌ات فروش بره...

829
00:58:51,597 --> 00:58:52,043
‫آروم باش.

830
00:58:52,043 --> 00:58:53,168
‫ولی به چه قیمتی؟

831
00:58:53,168 --> 00:58:55,876
‫اون بیرون که فقط یه روانی نیست،
‫تو هم جفتمون رو به کشتن می‌دی!

832
00:58:55,876 --> 00:58:57,251
‫- دیگه چاپ نکن!
‫- ردیفش می‌کنم.

833
00:59:03,085 --> 00:59:05,335
‫دیگه عکسمون رو تو روزنامه چاپ نمی‌کنن.

834
00:59:07,835 --> 00:59:08,835
‫باید مشروب بخورم.

835
00:59:12,001 --> 00:59:13,876
‫دیگه نمی‌دونم باید چیکار کنم.

836
00:59:13,876 --> 00:59:15,335
‫- چی رو چیکار کنی؟
‫- همه‌چی رو.

837
00:59:15,918 --> 00:59:18,210
‫راستش، حس می‌کنم فقط
‫نصف خواسته‌هام رو عملی می‌کنم،

838
00:59:18,210 --> 00:59:20,460
‫ولی باز هم کل اطرافیانم حس می‌کنن
‫براشون کم می‌ذارم.

839
00:59:22,001 --> 00:59:23,335
‫طاقت جیمز طاق شده.

840
00:59:23,335 --> 00:59:25,751
‫بچه‌های بیچاره‌ام هم وحشت کردن.

841
00:59:27,168 --> 00:59:29,751
‫می‌دونستی الان اکثر حقوقم رو
‫به پرستار بچه می‌دم؟

842
00:59:30,251 --> 00:59:31,335
‫چه فرقی می‌کنه؟

843
00:59:31,335 --> 00:59:34,293
‫اگه همیشه بخوای نگران بقیه باشی،
‫دیوانه می‌شی‌ها.

844
00:59:35,376 --> 00:59:38,543
‫نباید بابت چیزهایی که برات مهمن
‫پوزش بطلبی.

845
00:59:39,501 --> 00:59:41,918
‫چطوری همیشه این‌قدر خونسردی؟

846
00:59:41,918 --> 00:59:44,418
‫خودت هم بچه داری.
‫حتما زندگی خودت هم خیلی سخته.

847
00:59:45,168 --> 00:59:47,543
‫چطوری همه‌چی رو کنترل می‌کنی؟

848
00:59:47,543 --> 00:59:49,585
‫زندگی من مضحکه عظیمیه.

849
00:59:49,585 --> 00:59:52,543
‫از بدو تولد کوچک‌ترین بچه‌مون،
‫رو به فروپاشیه.

850
00:59:53,876 --> 00:59:56,293
‫خب، می‌خوای این خبر رو چیکار کنی؟

851
00:59:56,293 --> 00:59:58,293
‫مطمئنی می‌خوای همچنان ادامه بدی؟

852
01:00:03,293 --> 01:00:05,210
‫کلانتری بوستون
‫اطلاعاتی در اختیارمون نمی‌ذاره.

853
01:00:05,210 --> 01:00:07,293
‫با هیچ کلانتری دیگه‌ای صحبت نمی‌کنن.

854
01:00:07,293 --> 01:00:09,210
‫اصلا هم نمی‌خوان کمکشون کنیم.

855
01:00:09,210 --> 01:00:10,751
‫حاضرین ازتون نقل‌قول کنم؟

856
01:00:13,001 --> 01:00:15,668
‫آره. راحت باش، اسمم رو چاپ کن.

857
01:00:16,835 --> 01:00:17,918
‫این رو هم چاپ کن:

858
01:00:19,418 --> 01:00:21,418
‫دو هفته پیش
‫باهام تماس گرفتن و گفتن...

859
01:00:21,418 --> 01:00:23,543
‫شخصی داره دخترانی رو
‫تو خونه‌شون آزار می‌ده.

860
01:00:24,126 --> 01:00:26,710
‫ولی کلانتری بوستون هیچ اطلاعاتی
‫در اختیارمون نمی‌ذاره.

861
01:00:28,210 --> 01:00:29,543
‫واسه همین ولش کردیم.

862
01:00:30,626 --> 01:00:33,210
‫بعدش فهمیدم از مظنونین اصلیشونه.

863
01:00:34,210 --> 01:00:36,835
‫گرفته بودیمشون، ولی همین‌جوری ولش کردیم.

864
01:00:37,710 --> 01:00:38,710
‫اسمش چی بود؟

865
01:00:40,626 --> 01:00:41,793
‫این یکی رو نقل‌قول نکن...

866
01:00:43,168 --> 01:00:44,460
‫اسمش آلبرت دسالووئه.

867
01:00:45,876 --> 01:00:47,376
‫تو کمبریج معروفه.

868
01:00:47,377 --> 01:00:48,100
‫[آلبرت دسالوو]

869
01:00:49,168 --> 01:00:51,585
‫بابت چی مشهوره؟

870
01:00:51,585 --> 01:00:54,918
‫بابت نامطلوب جلوه کردن.

871
01:00:57,300 --> 01:01:01,150
‫[کلانتری مرکزی کمبریج]

872
01:01:05,876 --> 01:01:07,876
‫- سلام برایان، قهوه می‌خوری؟
‫- ممنون.

873
01:01:08,585 --> 01:01:09,585
‫سلام بچه‌ها، قهوه می‌خورین؟

874
01:01:09,585 --> 01:01:11,626
‫خیلی‌خب، پرونده کی رو لازم داری؟

875
01:01:11,626 --> 01:01:13,085
‫اِم، دسالوو.

876
01:01:13,085 --> 01:01:14,918
‫- کدوم یکیشون؟
‫- جانم؟

877
01:01:15,418 --> 01:01:17,543
‫کل برادران دسالوو
‫از زندان فارغ‌التحصیل شدن.

878
01:01:17,543 --> 01:01:19,793
‫- پرونده کدومشون رو می‌خوای؟
‫- آلبرت.

879
01:01:19,793 --> 01:01:21,835
‫- منطقیه.
‫- چیه؟ می‌شناسیش؟

880
01:01:21,835 --> 01:01:25,501
‫کل پلیس‌های کمبریج می‌شناسنش.
‫آل خیلی نفرت‌انگیزه.

881
01:01:26,585 --> 01:01:29,585
‫اخیرا به اتهام تجاوز تو مالدن گرفتنش.

882
01:01:29,585 --> 01:01:31,251
‫- زندانیه؟
‫- آره.

883
01:01:31,251 --> 01:01:34,376
‫همین الان تو زندان بریجواتره.
‫خوش بگذره.

884
01:01:47,550 --> 01:01:50,417
‫[آلبرت دسالوو]

885
01:01:50,418 --> 01:01:54,293
‫دسالوو دو هویت داشت،
‫مرد سبز پوش و اندازه‌گیر.

886
01:01:54,960 --> 01:01:57,460
‫مرد سبز پوش بخاطر این بود
‫که لباس‌کار سبز می‌پوشید...

887
01:01:57,460 --> 01:01:59,460
‫و نقش یک تعمیرکار رو بازی می‌کرد،

888
01:01:59,460 --> 01:02:02,043
‫می‌گفت که باید چیزی داخل
‫ آپارتمان رو بررسی کنه.

889
01:02:03,335 --> 01:02:05,668
‫قضیه اندازه‌گیر چیه؟

890
01:02:05,668 --> 01:02:08,710
‫نمی‌دونم چنین فکری از کجا به ذهنش رسیده،

891
01:02:08,710 --> 01:02:11,043
‫می‌رفت و تظاهر می‌کرد
‫که استعدادیاب مدلینگه.

892
01:02:11,668 --> 01:02:15,126
‫و دخترها رو متقاعد می‌کرد که راهش بدن
‫داخل که اندازه‌هاشون رو بگیره.

893
01:02:16,418 --> 01:02:18,543
‫فکرش هم نمی‌کنی که چند نفر
‫ حرفش رو باور کردن.

894
01:02:19,751 --> 01:02:24,293
‫بهم گفت که فرم بدنم خوبه.
‫گفت که آژانس مدلینگش می‌خواد استخدامم کنه

895
01:02:24,293 --> 01:02:27,376
‫فقط باید چندتا اندازه‌گیری انجام بشه.

896
01:02:28,751 --> 01:02:30,418
‫ولی متر خیاطی نداشت.

897
01:02:32,585 --> 01:02:34,043
‫از دست‌هاش استفاده می‌کرد.

898
01:02:37,335 --> 01:02:38,918
‫حس خیلی بدی بهم دست داد.

899
01:02:41,126 --> 01:02:42,376
‫کل بدنم قفل شده بود.

900
01:03:11,668 --> 01:03:13,918
‫- همسایه سوفی رو یادته؟
‫- اوهوم.

901
01:03:13,918 --> 01:03:17,418
‫می‌گه که روزی که سوفی کشته شد
‫یه نفر اومده بود خونه‌شون.

902
01:03:17,418 --> 01:03:19,751
‫اول گفت که برای نقاشی خونه اومده بود،

903
01:03:19,751 --> 01:03:22,085
‫بعدش هم نظرش رو راجع به مدلینگ پرسیده.

904
01:03:23,126 --> 01:03:26,626
‫از مرد سبزپوش تبدیل به اندازه‌گیر شده.
‫خود دسالووئه.

905
01:03:29,001 --> 01:03:30,085
‫از این‌طرف.

906
01:03:34,043 --> 01:03:35,876
‫کسی نباید ببینه که دارم با تو حرف می‌زنم.

907
01:03:35,876 --> 01:03:38,960
‫- انقدر شرایط بده؟
‫- جدی می‌گم.

908
01:03:39,793 --> 01:03:43,043
‫اگه لزومی بود به محل کارم زنگ بزنی
‫ بگو که خواهرم سالی هستی، باشه؟

909
01:03:46,251 --> 01:03:47,710
‫چی آوردی؟

910
01:03:52,250 --> 01:03:55,250
‫[اموال ضبط‌شده: ساعت مچی،
‫دسته‌کلید، ساعت جیبی]

911
01:03:56,376 --> 01:03:59,085
‫- این نیست.
‫- خودشه. ببین...

912
01:03:59,085 --> 01:04:02,043
‫همسایه سوفی گفت که برای
‫نقاشی خونه اومده بود،

913
01:04:02,043 --> 01:04:04,710
‫بعدش هم با حرف زدن
‫از مدلینگ خودش رو لو داده

914
01:04:04,710 --> 01:04:07,835
‫و دسالوو هم به همین دو حقه معروفه.

915
01:04:07,835 --> 01:04:11,918
‫من چند هفته روی پرونده دسالوو کار کردم.
‫واقعا شیفته‌اش بودم. ولی اون نیست.

916
01:04:12,751 --> 01:04:13,835
‫از کجا انقدر مطمئنی؟

917
01:04:13,835 --> 01:04:16,085
‫زمان اون شش قتل توی زندان بود،

918
01:04:16,085 --> 01:04:18,168
‫تا بعد قتل سوفی آزاد نشده بود.

919
01:04:19,043 --> 01:04:21,543
‫اونی که خانه اون خانم بوده دسالوو نبوده.

920
01:04:24,043 --> 01:04:28,043
‫این احساسی که الان داری،
‫ من هرروز تجربه‌اش کردم.

921
01:04:29,918 --> 01:04:32,543
‫می‌دونی به چند نفر تا الان مشکوک بودم؟

922
01:04:33,043 --> 01:04:34,793
‫این پرونده همیشه به بن‌بست می‌خوره.

923
01:04:34,793 --> 01:04:36,501
‫هربار که یه سرنخی پیدا می‌کنی...

924
01:04:36,501 --> 01:04:39,876
‫تهش هیچ‌وپوچ می‌شه و دست خالی برمی‌گردی.

925
01:04:42,126 --> 01:04:43,960
‫و درحالی که من دارم روانی می‌شم...

926
01:04:47,960 --> 01:04:49,460
‫طرف اون بیرون داره می‌چرخه...

927
01:04:52,126 --> 01:04:53,293
‫مسخره‌مون می‌کنه.

928
01:05:39,418 --> 01:05:41,085
‫هنوز درگیر دسالوو‌ هستی؟

929
01:05:41,668 --> 01:05:43,335
‫همه‌چیز باهاش جور در میاد.

930
01:05:43,335 --> 01:05:45,668
‫خط زمانیش، پروسه جرائم، همه‌چیز.

931
01:05:45,668 --> 01:05:48,751
‫البته به‌ جز این‌که در زمان
‫ شش قتل اول بازداشت بوده.

932
01:05:52,751 --> 01:05:54,626
‫سوابق آزادیش رو دیدی؟

933
01:06:39,000 --> 01:06:42,000
‫[جوابیه درخواست آلبرت دسالوو،
‫زندانی زندان بیلرکا]

934
01:06:42,668 --> 01:06:43,668
‫این رو ببین.

935
01:06:49,335 --> 01:06:50,585
‫وای.

936
01:06:50,585 --> 01:06:53,168
‫دسالوو به قاضی درخواست آزادی زودهنگام داده.

937
01:06:53,168 --> 01:06:55,251
‫گفته باید برگرده پیش زن و بچه‌هاش.

938
01:06:56,001 --> 01:06:57,835
‫قاضی هم بخاطر رفتار شایسته‌اش قبول کرده.

939
01:06:57,835 --> 01:06:59,710
‫پس اون‌موقع آزاد بوده؟

940
01:06:59,710 --> 01:07:01,460
‫دو ماه قبل اولین قتل آزاد شده.

941
01:07:04,350 --> 01:07:05,584
‫[سال 1964]

942
01:07:05,585 --> 01:07:09,585
‫مردی سی‌ و سه ساله
‫که پدر دو فرزند نیز هست...

943
01:07:09,585 --> 01:07:11,668
‫مظنون اصلی پرونده جانی بوستون محسوب می‌شود.

944
01:07:11,668 --> 01:07:14,668
‫وی درحال حاضر به دلیل اقدام به تجاوز
‫به زنی در دسامبر گذشته...

945
01:07:14,668 --> 01:07:17,710
‫در بیمارستان روانی دولتی بستری است.

946
01:07:20,550 --> 01:07:22,541
‫[دسالوو، اف‌لی بیلی را به‌عنوان
‫وکیل خود برگزید]

947
01:07:23,043 --> 01:07:24,043
‫معروف شدیم.

948
01:07:24,950 --> 01:07:26,459
‫[اف‌لی بیلی پیشنهاد خود را ارائه کرده]

949
01:07:26,460 --> 01:07:28,376
‫اف‌لی بیلی کیه دیگه؟

950
01:07:28,376 --> 01:07:31,585
‫یه وکیل مدافع معروف.
‫از اون‌ها که دنبال شهرته.

951
01:07:31,585 --> 01:07:34,126
‫چطور ممکنه که دسالوو
‫ یه وکیل معروف گیر بیاره؟

952
01:07:34,126 --> 01:07:37,210
‫نمی‌دونم. می‌خوای وظایفت رو من انجام بدم؟

953
01:07:45,001 --> 01:07:46,335
‫امشب چی می‌خوای؟

954
01:07:47,043 --> 01:07:49,085
‫دارم یه مقاله راجع به این‌که
‫ چطور آلبرت دسالوو...

955
01:07:49,085 --> 01:07:50,835
‫ یه وکیل گران‌قیمت استخدام کرده می‌نویسم.

956
01:07:52,210 --> 01:07:55,126
‫کسی که از بازجویی خبر داشته باشه
‫میل نداره کمکی بکنه؟

957
01:07:56,543 --> 01:07:57,585
‫نه.

958
01:07:57,585 --> 01:07:59,543
‫حین بازجویی چی شد؟

959
01:08:00,835 --> 01:08:04,168
‫بیلی زودتر از ما رسید.
‫نذاشت باهاش حرف بزنیم.

960
01:08:00,938 --> 01:08:04,938
‫{\an8}[بیمارستان دولتی بریج‌واتر]

961
01:08:06,085 --> 01:08:09,418
‫من هم همسایه‌ی سوفی کلارک رو
‫ برای شناسایی دسالوو برده بودم.

962
01:08:37,501 --> 01:08:38,751
‫تونست تشخیصش بده؟

963
01:08:38,751 --> 01:08:41,710
‫نه تنها تشخیص نداد،
‫بلکه به آدم اشتباه اشاره کرد.

964
01:08:41,710 --> 01:08:42,835
‫به کی؟

965
01:08:42,835 --> 01:08:44,543
‫جرج نثار.

966
01:08:50,418 --> 01:08:52,793
‫حین یه سرقت مسئول پمپ بنزین
‫ رو به قتل رسونده بود.

967
01:08:53,793 --> 01:08:57,876
‫یه عوضی اسکیزوفرنی با هوش یه نابغه.

968
01:08:57,876 --> 01:08:59,293
‫خب؟

969
01:08:59,918 --> 01:09:03,876
‫اون نیست. یه سالی می‌شه که بازداشته.

970
01:09:11,460 --> 01:09:13,543
‫امشب مردم می‌تونن یه نفس راحت بکشن.

971
01:09:13,543 --> 01:09:15,335
‫پرونده‌ی جانی بوستون بسته شد.

972
01:09:15,335 --> 01:09:18,418
‫- حقیقت داره آقای بیلی؟
‫- از کجا معلوم که حقیقت رو بگه؟

973
01:09:18,418 --> 01:09:21,835
‫پنج نکته انتخاب کردم
‫ که فقط قاتل ازش خبر داشت.

974
01:09:21,835 --> 01:09:23,543
‫وقتی از دسالوو پرسیدم،
‫ اون هر‌ پنج‌تا رو جواب داد.

975
01:09:23,543 --> 01:09:25,001
‫آقای بیلی!

976
01:09:25,001 --> 01:09:29,085
‫تجربه زیادی که من در زمینه بازجویی داشتم
‫به تشخیص مزخرفات کمک می‌کنه.

977
01:09:30,543 --> 01:09:32,835
‫و پلیس هم در این روند حضور داشت؟

978
01:09:34,960 --> 01:09:36,668
‫دیگه حرفی ندارم.

979
01:09:37,585 --> 01:09:40,793
‫هنوز درحال مذاکره برای اعترافش هستیم.
‫من رو ببخشید.

980
01:09:43,293 --> 01:09:44,710
‫قصد اعتراف داره؟

981
01:09:52,835 --> 01:09:54,335
‫بنده جان باتملی هستم.

982
01:09:55,876 --> 01:09:58,876
‫امروز چهاردم فوریه سال 1964 هست.

983
01:10:00,710 --> 01:10:03,710
‫آلبرت، لطفا اسم کاملت رو بیان کن.

984
01:10:08,460 --> 01:10:10,126
‫آلبرت هنری دسالوو.

985
01:10:12,543 --> 01:10:15,001
‫آقای دسالوو، دلیل این جلسه اینه که...

986
01:10:15,001 --> 01:10:19,501
‫شما قصد دارید به سیزده فقره قتل
‫پرونده‌ی جانی بوستون اعتراف کنید.

987
01:10:19,501 --> 01:10:20,585
‫درست می‌گم؟

988
01:10:20,585 --> 01:10:21,876
‫بله.

989
01:10:23,960 --> 01:10:25,710
‫از قربانی اول بگو.

990
01:10:27,543 --> 01:10:29,460
‫چی شد که آنا اسلسرز رو انتخاب کردی؟

991
01:10:30,543 --> 01:10:32,418
‫برنامه‌ریزی نکرده بودم.

992
01:10:32,418 --> 01:10:34,876
‫جلوی خونه‌ جای پارک بود.

993
01:10:34,876 --> 01:10:38,376
‫اگه اون نقطه نبود، نمی‌رفتم سراغش.

994
01:10:40,210 --> 01:10:42,376
‫لباسش چه رنگی بود آلبرت؟

995
01:10:43,293 --> 01:10:44,585
‫زرد بود.

996
01:10:46,793 --> 01:10:48,293
‫شنیدی دسالوو چی شده؟

997
01:10:48,293 --> 01:10:49,751
‫نه. چی شده؟

998
01:10:49,751 --> 01:10:52,543
‫دیشب باتملی رو فرستادن که ازش اعتراف بگیره.

999
01:10:52,543 --> 01:10:55,043
‫پنج ساعت باهاش حرف زد.

1000
01:10:55,043 --> 01:10:56,001
‫و چی شد؟

1001
01:10:56,001 --> 01:10:58,126
‫کسی خبر نداره. هنوز چیزی نگفته.

1002
01:11:08,960 --> 01:11:10,210
‫می‌شه یه لحظه حرف بزنیم؟

1003
01:11:12,918 --> 01:11:14,168
‫برو من میام.

1004
01:11:16,585 --> 01:11:18,251
‫قضیه دسالوو به کجا رسید؟

1005
01:11:18,251 --> 01:11:19,835
‫به چیز خاصی نرسید.

1006
01:11:19,835 --> 01:11:22,001
‫اگه اعتراف کرده پس چرا محکومش نمی‌کنن؟

1007
01:11:22,668 --> 01:11:25,460
‫بیلی شما رو بهونه کرده
‫که دادستان رو تحت فشار بذاره،

1008
01:11:25,460 --> 01:11:28,168
‫و برای اعتراف دسالوو یک شرط تعیین کرده.

1009
01:11:29,001 --> 01:11:31,626
‫- چه شرطی؟
‫- نمی‌شه از اعترافش توی دادگاه استفاده کرد.

1010
01:11:32,710 --> 01:11:33,876
‫نگو که قبول کردن.

1011
01:11:33,876 --> 01:11:37,585
‫بعد این‌که موضوع رسانه‌ای شد
‫چاره دیگه‌ای نداشتن.

1012
01:11:37,585 --> 01:11:40,793
‫ولی معتقد هستن که می‌شه به جرم تجاوز
‫ به حبس ابد محکومش کرد.

1013
01:11:40,793 --> 01:11:43,793
‫و قراره سیزده زنی که کشته رو نادیده بگیرن؟

1014
01:11:45,085 --> 01:11:46,168
‫فقط تا همین‌جا می‌دونم.

1015
01:11:47,543 --> 01:11:51,126
‫تازه هنوز قسمت جالبش رو نگفتم.

1016
01:11:51,126 --> 01:11:53,210
‫می‌دونی پول بیلی از کجا تامین می‌شه؟

1017
01:11:53,793 --> 01:11:56,376
‫یه قرارداد هنگفت برای انتشار یک کتاب
‫ واسه دسالوو جور کرده.

1018
01:11:57,126 --> 01:11:59,710
‫کتاب اعتراف کامل داستان جانی بوستون.

1019
01:12:02,210 --> 01:12:04,126
‫همه می‌خوان که این قضیه تموم بشه.

1020
01:12:13,300 --> 01:12:16,750
‫[روزهای وحشت از جانی به پایان رسید]

1021
01:12:16,751 --> 01:12:18,376
‫می‌خوان پرونده رو کنار بذارن،

1022
01:12:18,376 --> 01:12:20,710
‫و این عنوانی که می‌خوای نشر کنی
‫کارشون رو آسون‌تر می‌کنه.

1023
01:12:20,710 --> 01:12:23,293
‫بسه دیگه. قتل‌ها تموم شد. طرف زندانه.

1024
01:12:23,293 --> 01:12:24,501
‫چی می‌خوای دیگه؟

1025
01:12:24,501 --> 01:12:27,501
‫بزرگ‌ترین تحقیق جنایی تاریخ
‫ این شهر رو خراب کردن،

1026
01:12:27,501 --> 01:12:29,501
‫و تو هم داری کمک می‌کنی که قسر در برن.

1027
01:12:29,501 --> 01:12:32,501
‫بی‌خیال دیگه لورتا.
‫امروز خیلی دردسر درست کردی.

1028
01:12:32,501 --> 01:12:34,126
‫مشخصا که کافی نبوده.

1029
01:12:34,126 --> 01:12:37,126
‫برو بیرون. این هفته مرخصی بگیر.

1030
01:12:37,126 --> 01:12:39,626
‫- نمی‌گیرم.
‫- درخواست نبود.

1031
01:12:39,626 --> 01:12:42,751
‫پلیس می‌خواد پرونده رو ببنده
‫ و تو هم می‌خوای ازش بگذریم.

1032
01:12:42,751 --> 01:12:44,960
‫- لورتا.
‫- قبول نمی‌کنیم.

1033
01:12:45,543 --> 01:12:47,043
‫من پرونده جدید گرفتم.

1034
01:12:48,668 --> 01:12:49,876
‫جدی که نمی‌گی؟

1035
01:12:53,376 --> 01:12:56,251
‫انتظارم از شما این نبود.

1036
01:12:56,251 --> 01:12:59,418
‫اشتباه برداشت نکن،
‫اگه دوباره قتلی رخ بده من برمی‌گردم.

1037
01:12:59,418 --> 01:13:01,751
‫ولی تا اون‌موقع ما اخبار رو پوشش می‌دیم،
‫ نه این‌که اخبار درست کنیم.

1038
01:13:20,876 --> 01:13:21,960
‫خونه قشنگی دارید.

1039
01:13:21,960 --> 01:13:24,626
‫بخاطر نور آفتابه.

1040
01:13:26,085 --> 01:13:29,918
‫من مقاله‌هاتون رو خوندم،
‫ به نظرتون واقعا بهش اتهام می‌زنن؟

1041
01:13:32,793 --> 01:13:34,376
‫آهان...

1042
01:13:37,418 --> 01:13:39,418
‫اومدم راجع به همین حرف بزنیم.

1043
01:13:40,835 --> 01:13:43,335
‫فردا قراره یه خبری توی روزنامه‌ها چاپ بشه.

1044
01:13:46,210 --> 01:13:49,710
‫قرار نیست آلبرت به قتل بورلی محکوم بشه.

1045
01:13:50,501 --> 01:13:52,043
‫یا هر قتل دیگه‌ای.

1046
01:13:54,293 --> 01:13:56,376
‫متوجه نمی‌شم. اگه اعتراف کرده پس...

1047
01:13:58,376 --> 01:14:03,710
‫با وکیلش یه معامله‌ای کردن، و نمی‌شه
‫ از اعترافاتش به عنوان مدرک استفاده کرد.

1048
01:14:05,293 --> 01:14:06,918
‫ولی بهش اتهامات دیگه‌ای زدن.

1049
01:14:06,918 --> 01:14:10,126
‫و می‌خوان حتما کاری کنن
‫که دیگه از زندان آزاد نشه.

1050
01:14:10,126 --> 01:14:12,043
‫پس دختر من چی می‌شه؟

1051
01:14:13,501 --> 01:14:16,835
‫درست نیست که همین‌طوری بی‌خیالش بشیم.

1052
01:14:18,085 --> 01:14:19,418
‫چطور می‌تونن چنین کاری بکنن؟

1053
01:14:23,210 --> 01:14:27,376
‫قیمتش بیست هزار پونده.

1054
01:14:28,210 --> 01:14:31,960
‫- بیست هزار پوند؟
‫- قبل این‌که پیشنهادم رو ارائه بدم،

1055
01:14:31,960 --> 01:14:35,293
‫بهتون هشدار می‌دم که به جز رئیستون
‫ به کسی چیزی نگید.

1056
01:14:36,168 --> 01:14:38,251
‫زندگی من به تصمیم شما بستگی داره.

1057
01:14:38,960 --> 01:14:40,460
‫بچه‌ها خوابیدن؟

1058
01:14:41,710 --> 01:14:42,876
‫آره.

1059
01:14:45,293 --> 01:14:46,626
‫پیشنهادتون رو ارائه بدید.

1060
01:14:47,293 --> 01:14:48,293
‫بسیارخب.

1061
01:14:49,460 --> 01:14:53,710
‫هفت مدرک فوق‌سری از دولت بریتانیا
‫به دست من رسیده.

1062
01:14:54,543 --> 01:14:57,793
‫مدارکی نظامی و سیاسی
‫که برای دولت شما خیلی ارزشمنده.

1063
01:14:58,543 --> 01:14:59,543
‫من آماده‌ی معامله‌ام.

1064
01:16:06,300 --> 01:16:09,650
‫[میشیگان، ان آربر]

1065
01:16:10,400 --> 01:16:12,900
‫[سال 1965]

1066
01:16:13,668 --> 01:16:16,335
‫یک مورد مزاحمت در مجتمع برج اوک گزارش شده.

1067
01:16:19,501 --> 01:16:20,918
‫واحد شصت و یک هستم، دریافت شد.

1068
01:16:34,168 --> 01:16:36,001
‫♪ جایی برای فرار نیست ♪

1069
01:16:36,001 --> 01:16:38,751
‫♪ نمی‌شه از تو مخفی شد ♪

1070
01:16:45,793 --> 01:16:46,960
‫پلیس ایالتی!

1071
01:16:56,460 --> 01:16:57,585
‫بله؟

1072
01:16:57,585 --> 01:16:59,001
‫لورتا مک‌لافین.

1073
01:16:59,001 --> 01:17:00,085
‫خودم هستم، شما؟

1074
01:17:00,085 --> 01:17:02,668
‫کارآگاه دلاین از اداره پلیس میشیگان هستم.

1075
01:17:02,668 --> 01:17:07,585
‫نمی‌دونم شنیدید یا نه، ولی شش زن
‫ در نزدیکی ان آربر خفه شدن.

1076
01:17:07,585 --> 01:17:08,668
‫این اتفاق کی رخ داده؟

1077
01:17:08,668 --> 01:17:10,793
‫آخرین قربانی دیشب پیدا شد.

1078
01:17:11,585 --> 01:17:14,126
‫گفتید خفه شده بودن،
‫ وجه اشتراک دیگه‌ای هم داشتند؟

1079
01:17:14,126 --> 01:17:18,585
‫صحنه‌های جرم دقیقا شبیه
‫مال جانی بوستون بوده.

1080
01:17:18,585 --> 01:17:19,835
‫من مقاله‌های شما رو خوندم.

1081
01:17:19,835 --> 01:17:22,793
‫می‌شه گفت در این زمینه تخصص دارید.

1082
01:17:22,793 --> 01:17:28,376
‫برای همین می‌خواستم بپرسم
‫ که هنوز به نظرت کار آلبرت دسالووئه؟

1083
01:17:41,543 --> 01:17:42,626
‫داری چیکار می‌کنی؟

1084
01:17:45,210 --> 01:17:47,210
‫خیال کردی اونجا چی دستگیرت می‌شه؟

1085
01:17:53,751 --> 01:17:57,335
‫این قضیه کی تموم می‌شه لورتا؟
‫کی بی‌خیال می‌شی؟

1086
01:18:09,960 --> 01:18:10,960
‫مراقب خودت باش، باشه؟

1087
01:18:29,500 --> 01:18:31,950
‫[وارد میشیگان شدید]

1088
01:18:50,335 --> 01:18:54,501
‫ممنونم. خب، به کسی مشکوک شدید؟

1089
01:18:55,085 --> 01:18:57,626
‫اگه به کسی شک داشتم
‫از یه خبرنگار سوال نمی‌پرسیدم.

1090
01:18:58,210 --> 01:18:59,210
‫شک بدون مدرک چطور؟

1091
01:18:59,210 --> 01:19:01,585
‫شک‌های بدون مدرک رو نباید به خبرنگار گفت.

1092
01:19:01,585 --> 01:19:05,043
‫اگه اولش تلفنی می‌گفتی لزومی نداشت
‫ انقدر به زحمت بیفتیم.

1093
01:19:05,043 --> 01:19:09,168
‫پرونده‌ها چطور؟ اجازه هست ببینمشون؟

1094
01:19:10,168 --> 01:19:14,001
‫تابحال چند تا پلیس اجازه دادن که
‫ پرونده‌های مختومه نشده رو نگاه کنی؟

1095
01:19:14,668 --> 01:19:15,668
‫زیاد نبودن.

1096
01:19:37,210 --> 01:19:38,543
‫بهت بیست دقیقه وقت می‌دم.

1097
01:20:11,168 --> 01:20:12,626
‫...همین‌طور هم برف.

1098
01:20:12,626 --> 01:20:15,335
‫که طبق آخرین گفته‌های هواشناسی
‫ قراره ادامه پیدا کنه.

1099
01:20:15,335 --> 01:20:17,751
‫ظاهرا قراره تا صبح برف بباره.

1100
01:20:17,751 --> 01:20:22,085
‫انتظار می‌رود که بارش فردا هم
‫تا حدودی ادامه داشته باشد.

1101
01:20:22,085 --> 01:20:24,668
‫و بعد فرداشب هوا صاف خواهد شد و اکثرا...

1102
01:20:24,668 --> 01:20:26,585
‫خب، ممنون می‌شم.

1103
01:20:28,001 --> 01:20:29,001
‫آره.

1104
01:20:29,876 --> 01:20:31,293
‫بعدا بهت زنگ می‌زنم.

1105
01:20:31,960 --> 01:20:34,585
‫دوست‌دختر سابق دنیل مارش
‫رو جانی بوستون به قتل رسونده.

1106
01:20:34,585 --> 01:20:38,001
‫بزرگ‌ترین مظنون من خودش بود،
‫و الان هم توی ان آربره.

1107
01:20:38,001 --> 01:20:39,126
‫می‌شه بشینی؟

1108
01:20:41,043 --> 01:20:46,001
‫اگه بدون مدرک درنظر بگیریم،
‫اون بزرگ‌ترین مظنون فعلی ماست.

1109
01:20:46,001 --> 01:20:48,293
‫تو دومین نفر از بوستون هستی
‫ که گزارشش می‌ده.

1110
01:20:48,293 --> 01:20:49,876
‫بهش اتهام می‌زنی؟

1111
01:20:49,876 --> 01:20:51,168
‫فعلا به اندازه کافی مدرک نداریم.

1112
01:20:51,168 --> 01:20:52,793
‫چرا زودتر چیزی نگفتی؟

1113
01:20:52,793 --> 01:20:54,918
‫چون قرار نیست این مکالمه ادامه پیدا کنه.

1114
01:20:54,918 --> 01:20:56,626
‫نفر اولی که گزارشش کرد کی بود؟

1115
01:20:56,626 --> 01:20:59,168
‫سرپرست پزشکی بریج‌واتر.

1116
01:20:59,168 --> 01:21:00,793
‫لطفا وصل کنید به دکتر روبی.

1117
01:21:00,793 --> 01:21:02,043
‫صبر کنید لطفا.

1118
01:21:03,835 --> 01:21:04,835
‫الو؟

1119
01:21:04,835 --> 01:21:07,335
‫لورتا مک‌لافین از رکورد آمریکن هستم.

1120
01:21:08,501 --> 01:21:09,710
‫چه کمکی از دستم برمیاد؟

1121
01:21:13,001 --> 01:21:15,918
‫چرا درمورد دنیل مارش به
‫ پلیس میشیگان گزارش دادی؟

1122
01:21:16,543 --> 01:21:19,043
‫متاسفم. نمی‌تونم راجع به
‫ امور بیمارانم حرف بزنم.

1123
01:21:19,585 --> 01:21:20,918
‫بیمار شما بود؟

1124
01:21:20,918 --> 01:21:22,293
‫بله.

1125
01:21:22,293 --> 01:21:23,543
‫در بریج‌واتر؟

1126
01:21:24,126 --> 01:21:26,126
‫آره دیگه، بیمار‌های من اونجان.

1127
01:21:27,210 --> 01:21:29,001
‫کمک دیگه‌ای از دستم برمیاد؟

1128
01:21:30,293 --> 01:21:31,626
‫نه. ممنونم.

1129
01:21:37,418 --> 01:21:38,501
‫الو؟

1130
01:21:38,501 --> 01:21:39,876
‫ازت یه لطفی می‌خوام.

1131
01:21:39,876 --> 01:21:41,460
‫مگه نگفتی دیگه باهام حرف نمی‌زنی؟

1132
01:21:41,460 --> 01:21:42,543
‫نمی‌زنم.

1133
01:21:43,418 --> 01:21:44,418
‫خیلی‌خب، چی شده؟

1134
01:21:50,210 --> 01:21:52,293
‫من جین کولم، قراره دب مک‌نالتی رو ببینم.

1135
01:21:54,668 --> 01:21:57,251
‫زود برگرد، نمی‌خوام امشب اخراج بشم.

1136
01:22:11,501 --> 01:22:14,043
‫به جرم تجاوز به دوست‌دخترش بازداشت شده بود.

1137
01:22:14,043 --> 01:22:17,251
‫دکتر روبی توی بریج‌واتر
‫معاینش کرد و پذیرش شد.

1138
01:22:17,251 --> 01:22:18,918
‫اونجا با دسالوو آشنا شد؟

1139
01:22:18,918 --> 01:22:22,168
‫سه ماه با هم توی یه بخش بودن.

1140
01:22:25,960 --> 01:22:28,751
‫دنیل مارش، می‌دونیم اون داخلی.

1141
01:22:31,293 --> 01:22:33,751
‫دست‌هات رو بیار بالا و بیا بیرون!

1142
01:23:16,501 --> 01:23:21,168
‫خیلی‌خب دنیل، بنویس
‫ که دقیقا این روزها کجا بودی؟

1143
01:23:29,335 --> 01:23:31,085
‫سوال رو جواب بده دیگه دنیل.

1144
01:23:33,168 --> 01:23:36,418
‫حین قتل این خانم‌ها کجا بودی؟

1145
01:23:37,293 --> 01:23:40,543
‫توی بوستون مدرسه می‌رفتم.
‫خودت خبر داری.

1146
01:23:42,710 --> 01:23:44,293
‫بریج‌واتر چطور؟

1147
01:23:45,251 --> 01:23:48,835
‫با آلبرت دسالوو برخورد داشتی؟

1148
01:23:50,918 --> 01:23:52,335
‫داری متهمم می‌کنی؟

1149
01:23:52,335 --> 01:23:54,501
‫سوال کوفتی رو جواب بده دنیل.

1150
01:23:54,501 --> 01:23:57,293
‫اگه اتهامی برعلیه‌ام نیست، می‌خوام برم.

1151
01:23:57,293 --> 01:23:58,376
‫می‌خوای بری؟

1152
01:23:59,710 --> 01:24:03,710
‫چندتا خبرنگار اون بیرونن که
‫تازه شنیدن اینجایی. می‌خوای برو.

1153
01:24:05,251 --> 01:24:11,418
‫اگه اسمم توی روزنامه چاپ بشه
‫می‌رم یه جای جدید و از اول شروع می‌کنم.

1154
01:24:40,876 --> 01:24:42,168
‫بخش جنایی.

1155
01:24:42,168 --> 01:24:45,001
‫با کارآگاه کانلی کار داشتم،
‫ خواهرش سالی هستم.

1156
01:24:45,710 --> 01:24:48,210
‫استعفاء داد لورتا. به خونه‌اش زنگ بزن.

1157
01:24:55,126 --> 01:24:57,960
‫همه‌شون رو تو کشتی، هر سیزده نفر.

1158
01:24:59,085 --> 01:25:01,585
‫اعتراف کن. اعتراف کن!

1159
01:25:02,251 --> 01:25:03,251
‫من کشتم.

1160
01:25:05,168 --> 01:25:07,168
‫من کشتم. من کشتم.

1161
01:25:08,001 --> 01:25:09,001
‫کافیه!

1162
01:25:13,335 --> 01:25:14,543
‫پشت سرت.

1163
01:25:14,543 --> 01:25:15,835
‫نظرت چیه؟

1164
01:25:17,793 --> 01:25:21,001
‫باید بیشتر توی نقش فرو بره.

1165
01:25:21,710 --> 01:25:23,585
‫تقریبا نزدیک بود.

1166
01:25:23,585 --> 01:25:25,668
‫کارآگاه کانلی، خواهرتون سالی اومده.

1167
01:25:31,668 --> 01:25:32,710
‫اومدی یه پولی به جیب بزنی پس.

1168
01:25:33,293 --> 01:25:36,251
‫ولم کن بابا. تو هم بخاطر پول قاطی قضیه شدی.

1169
01:25:36,251 --> 01:25:38,543
‫این حرف خیلی بدبینانه‌ست،
‫حتی اگه از دهن تو در بیاد.

1170
01:25:39,543 --> 01:25:40,710
‫چی می‌خوای؟

1171
01:25:40,710 --> 01:25:42,210
‫تازه از میشیگان برگشتم.

1172
01:25:42,210 --> 01:25:43,501
‫شنیدم.

1173
01:25:46,001 --> 01:25:47,001
‫مشتاق نیستی بشنوی؟

1174
01:25:47,001 --> 01:25:48,460
‫نه، نیستم.

1175
01:25:51,751 --> 01:25:53,335
‫اعتراف دسالوو رو لازم دارم.

1176
01:25:54,251 --> 01:25:55,793
‫ باید از باتملی بخوای.

1177
01:25:55,793 --> 01:25:57,293
‫می‌دونم که یه نسخه ازش داری.

1178
01:25:57,293 --> 01:25:59,251
‫- از کجا می‌دونی؟
‫- بی‌خیال.

1179
01:26:00,460 --> 01:26:02,960
‫شرط می‌بندم هرشب بیدار موندی و شنیدیش.

1180
01:26:05,168 --> 01:26:07,960
‫اگه درمورد دسالوو حق با ما بود،
‫پس برای چی می‌ترسی؟

1181
01:26:07,960 --> 01:26:11,460
‫برو خونه. یه‌کم با بچه‌هات وقت بگذرون.

1182
01:26:12,543 --> 01:26:14,710
‫چطور می‌تونی بعد این همه زحمتی
‫که کشیدیم بی‌خیال بشی؟

1183
01:26:15,835 --> 01:26:17,876
‫چون فهمیدم ممکنه آدم
‫کل عمرش رو صرف یه چیز کنه،

1184
01:26:17,876 --> 01:26:19,126
‫و هیچ‌کس ذره‌ای اهمیت نده.

1185
01:26:23,293 --> 01:26:24,376
‫برو خونه.

1186
01:26:37,001 --> 01:26:38,168
‫رکورد آمریکن.

1187
01:26:40,600 --> 01:26:46,500
‫[برای خواهرم سالی]

1188
01:27:02,626 --> 01:27:04,543
‫بنده جان باتملی هستم.

1189
01:27:04,543 --> 01:27:08,126
‫امروز چهاردم فوریه سال 1964 هست.

1190
01:27:08,126 --> 01:27:10,376
‫آلبرت، لطفا اسم کاملت رو بیان کن.

1191
01:27:11,210 --> 01:27:13,376
‫آلبرت هنری دسالوو.

1192
01:27:13,376 --> 01:27:17,335
‫آقای دسالوو، از قربانی اولت بگو.

1193
01:27:17,335 --> 01:27:19,585
‫چی شد که آنا اسلسرز رو انتخاب کردی؟

1194
01:27:19,585 --> 01:27:21,126
‫برنامه‌ریزی نکرده بودم.

1195
01:27:21,126 --> 01:27:23,501
‫جلوی خونه‌ جای پارک بود.

1196
01:27:24,418 --> 01:27:26,710
‫مایه کنجکاویه که چی باعث تصمیمات می‌شه؟

1197
01:27:26,710 --> 01:27:30,376
‫چرا این دختر خونه‌ست و اون یکی نیست؟

1198
01:27:31,585 --> 01:27:34,251
‫کار کی بود؟ سرنوشت؟

1199
01:27:42,543 --> 01:27:46,043
‫بسیارخب آلبرت.
‫ می‌خوام راجع به پوشش‌اش ازت بپرسم.

1200
01:27:46,043 --> 01:27:48,960
‫می‌تونی بهم بگی لباسی
‫ که پوشیده بود چه رنگی بود؟

1201
01:27:57,251 --> 01:27:58,251
‫مگه پرونده جدید قبول نکردی؟

1202
01:27:59,126 --> 01:28:01,751
‫بی‌خیال. بذار گوش بدم.

1203
01:28:08,168 --> 01:28:10,251
‫آلبرت، لباسش چه رنگی بود؟

1204
01:28:10,876 --> 01:28:15,460
‫زرد. شاید هم، قرمز بود.

1205
01:28:15,460 --> 01:28:16,543
‫مطمئنی؟

1206
01:28:16,543 --> 01:28:19,293
‫نه. آبی بود.

1207
01:28:19,293 --> 01:28:21,876
‫درسته. ادامه می‌دیم.

1208
01:28:21,877 --> 01:28:23,250
‫[پاسخ‌ها را حدس زد]

1209
01:28:23,251 --> 01:28:27,085
‫وقتی که وارد آپارتمان شدی،
‫می‌شه بگی که چی دیدی؟

1210
01:28:27,918 --> 01:28:30,418
‫آشپزخانه سمت چپ بود.

1211
01:28:30,418 --> 01:28:32,668
‫صبر کن، سمت چپ بود؟

1212
01:28:33,751 --> 01:28:34,918
‫شاید...

1213
01:28:35,918 --> 01:28:37,126
‫ببین...

1214
01:28:39,376 --> 01:28:41,335
‫درسته. آشپزخانه سمت راست بود،

1215
01:28:41,335 --> 01:28:43,668
‫و اتاق‌خواب ته راهرو بود.

1216
01:28:44,376 --> 01:28:45,376
‫این راهرو؟

1217
01:28:45,376 --> 01:28:47,126
‫درسته، همین راهرو.

1218
01:28:51,668 --> 01:28:53,668
‫باتملی صحنه جرم رو بهش نشون داد.

1219
01:28:58,001 --> 01:28:59,585
‫شاید...

1220
01:28:59,585 --> 01:29:00,751
‫ببین...

1221
01:29:02,501 --> 01:29:04,460
‫درسته. آشپزخانه سمت راست بود،

1222
01:29:04,460 --> 01:29:06,876
‫و اتاق‌خواب ته راهرو بود.

1223
01:29:07,585 --> 01:29:08,585
‫این راهرو؟

1224
01:29:08,585 --> 01:29:10,335
‫درسته، همین راهرو.

1225
01:29:11,835 --> 01:29:13,960
‫هر وکیل کاردرستی باشه
‫ می‌دونه که باید اعتراض کنه.

1226
01:29:25,960 --> 01:29:28,251
‫ببخشید، من دنبال ریچارد دسالوو می‌گردم.

1227
01:29:28,251 --> 01:29:29,543
‫اون پشته.

1228
01:29:31,543 --> 01:29:35,210
‫ببین، آلبرت دیگه نمی‌خواد
‫با خبرنگاری حرف بزنه.

1229
01:29:37,043 --> 01:29:38,210
‫خیلی بهش سخت گذشته.

1230
01:29:39,335 --> 01:29:43,001
‫برادرم هرکاری که کرده،
‫قصدش آسیب به کسی نبوده.

1231
01:29:44,668 --> 01:29:47,960
‫اون خانواده‌اش رو دوست داره،
‫همیشه باهاشون خوب رفتار کرده.

1232
01:29:48,585 --> 01:29:50,418
‫ببین، می‌دونم که داستان ادامه داره.

1233
01:29:51,960 --> 01:29:54,210
‫ولی اگه باهام حرف نزنه
‫ کاری از دستم برنمیاد.

1234
01:29:57,501 --> 01:30:00,918
‫بهش خبر می‌دم، ولی بهت قولی نمی‌دم.

1235
01:30:07,251 --> 01:30:08,335
‫با رکورد آمریکن تماس گرفتید.

1236
01:30:08,876 --> 01:30:10,501
‫بله، من آلبرت دسالوو هستم.

1237
01:30:10,501 --> 01:30:11,876
‫لورتا هست؟

1238
01:30:13,793 --> 01:30:14,876
‫یه دقیقه صبر کنید لطفا.

1239
01:30:21,251 --> 01:30:23,501
‫آلبرت دسالوو پشت خط دومه.

1240
01:30:30,960 --> 01:30:33,043
‫لورتا هستم.

1241
01:30:33,043 --> 01:30:34,543
‫سلام لورتا. من آلبرتم.

1242
01:30:34,543 --> 01:30:37,043
‫برادرم گفت که رفتی به دیدنش.

1243
01:30:37,043 --> 01:30:39,376
‫بهش گفتم که اسمت رو توی روزنامه خوندم.

1244
01:30:39,376 --> 01:30:42,126
‫جالبه، می‌دونستم که شما
‫دخترها از پلیس کاربلدتر هستید.

1245
01:30:43,501 --> 01:30:46,835
‫می‌شه من بیام اونجا که شخصا حرف بزنیم؟

1246
01:30:47,460 --> 01:30:50,335
‫من دیگه نمی‌خوام داستانم
‫ رو رایگان بازگو کنم.

1247
01:30:51,376 --> 01:30:53,668
‫سر اون قضیه قرارداد کتاب سرم کلاه رفت.

1248
01:30:53,668 --> 01:30:55,751
‫من اعترافت رو شنیدم آلبرت،

1249
01:30:55,751 --> 01:30:58,668
‫و گمونم اون کل داستان نیست.

1250
01:30:58,668 --> 01:31:01,418
‫خب همون‌طور که گفتم،
‫دیگه با خبرنگارها حرف نمی‌زنم.

1251
01:31:03,793 --> 01:31:05,293
‫نمی‌خوای مردم حقیقت رو بشنون؟

1252
01:31:05,293 --> 01:31:06,626
‫مردم چیه دیگه؟

1253
01:31:06,626 --> 01:31:07,960
‫من باید خرج خانواده بدم.

1254
01:31:07,960 --> 01:31:09,960
‫متوجه نیستی چقدر سرم کلاه گذاشتن.

1255
01:31:10,626 --> 01:31:12,710
‫خب پس چرا مقاومت می‌کنی آلبرت؟

1256
01:31:12,710 --> 01:31:15,626
‫اگه همه سرت رو کلاه گذاشتن،
‫ دیگه چی واسه از دست دادن داری؟

1257
01:31:16,501 --> 01:31:18,251
‫چرا می‌ذاری ادامه پیدا کنه؟

1258
01:31:28,543 --> 01:31:30,168
‫فردا وقت ملاقات بیا اینجا.

1259
01:32:12,585 --> 01:32:13,585
‫الو؟

1260
01:32:13,585 --> 01:32:17,335
‫جک هستم، الان یه گزارشی به دست ما رسید.

1261
01:32:19,001 --> 01:32:21,501
‫دسالوو توی سلولش به قتل رسیده.

1262
01:32:22,668 --> 01:32:23,918
‫متاسفم بچه‌جان.

1263
01:32:37,251 --> 01:32:38,251
‫خبری داری؟

1264
01:32:38,251 --> 01:32:39,751
‫هنوز بیانیه رسمی‌ای نیومده.

1265
01:32:39,751 --> 01:32:42,460
‫آشناهام از روزنامه هرالد گفتن
‫ که بخاطر مواد به قتل رسیده، ولی...

1266
01:32:42,460 --> 01:32:43,835
‫نه، با عقل جور در نمیاد.

1267
01:32:51,085 --> 01:32:53,501
‫اون پیششون اون داخل بود.
‫از نیتشون خبر داشت.

1268
01:32:59,350 --> 01:33:02,400
‫[هریسون، پلاک 426 خیابان کلمبیا]

1269
01:33:03,376 --> 01:33:04,460
‫الو؟

1270
01:33:04,460 --> 01:33:06,376
‫می‌خوام یه آدرس رو یادداشت کنی.

1271
01:33:07,001 --> 01:33:09,001
‫اگه تا یه ساعت دیگه
‫زنگ نزدم به پلیس خبر بده.

1272
01:33:09,626 --> 01:33:10,710
‫داری چیکار می‌کنی؟

1273
01:33:10,710 --> 01:33:14,460
‫پلاک 426 خیابان کلمبیا، نوشتی؟

1274
01:33:14,460 --> 01:33:15,793
‫نوشتم.

1275
01:33:15,793 --> 01:33:16,960
‫لورتا...

1276
01:33:19,626 --> 01:33:21,335
‫تف توش.

1277
01:33:33,085 --> 01:33:34,585
‫دنبال هریسون می‌گردم.

1278
01:33:34,585 --> 01:33:36,043
‫ته راهروئه.

1279
01:34:08,460 --> 01:34:09,460
‫هریسون؟

1280
01:34:09,460 --> 01:34:10,543
‫بله.

1281
01:34:11,168 --> 01:34:13,168
‫من یه خبرنگار از رکورد آمریکن هستم.

1282
01:34:13,918 --> 01:34:16,168
‫می‌خوام چند سوال راجع
‫به بریج‌واتر ازت بپرسم.

1283
01:34:22,668 --> 01:34:26,668
‫من و دسالوو توی یه بخش بودیم.
‫هر روز می‌دیدمش.

1284
01:34:28,835 --> 01:34:32,335
‫و... ایشون چطور؟

1285
01:34:36,501 --> 01:34:39,501
‫آره. این هم توی بخش من بود.

1286
01:34:41,335 --> 01:34:42,835
‫همیشه پیش هم بودن.

1287
01:34:43,418 --> 01:34:44,668
‫مارش و دسالوو؟

1288
01:34:45,293 --> 01:34:46,585
‫و نثار.

1289
01:34:47,835 --> 01:34:49,335
‫جرج نثار؟

1290
01:34:57,085 --> 01:35:00,751
‫آره، سه‌تایی دائما روی اعتراف
‫دسالوو کار می‌کردن.

1291
01:35:02,376 --> 01:35:04,585
‫منظورت چیه که کار می‌کردن؟

1292
01:35:05,585 --> 01:35:09,251
‫تعلیمش می‌دادن.
‫ هر روز به مدت چند هفته ادامه دادن.

1293
01:35:10,835 --> 01:35:12,751
‫انبوهی از برش‌هایی از روزنامه داشتن،

1294
01:35:12,751 --> 01:35:16,460
‫و دسالوو رو آزمایش می‌کردن
‫که ببینن حفظ کرده یا نه.

1295
01:35:18,293 --> 01:35:20,126
‫یادمه که مارش می‌گفت،

1296
01:35:20,126 --> 01:35:23,460
‫«باید انقدر با خودت تکرار کنی
‫که خودت هم باورت بشه.»

1297
01:35:24,668 --> 01:35:28,168
‫ولی اعتراف دسالوو
‫ چه مزیتی واسه اون‌ها داشت؟

1298
01:35:31,251 --> 01:35:35,085
‫سرش جایزه گذاشته بودن.
‫واسه همین نثار وکیلش رو قاطی قضیه کرد.

1299
01:35:35,668 --> 01:35:36,918
‫جدی می‌گم.

1300
01:35:37,751 --> 01:35:39,668
‫می‌خواد کل قضیه رو گردن بگیره.

1301
01:35:41,376 --> 01:35:43,460
‫وکیلش ترتیب همه‌چیز رو داد.

1302
01:35:44,126 --> 01:35:45,793
‫اف‌لی بیلی رو می‌گی؟

1303
01:35:46,835 --> 01:35:47,835
‫درسته.

1304
01:35:48,960 --> 01:35:53,460
‫به آلبرت گفت که می‌تونه
‫واسش یه قرارداد کتاب جور کنه.

1305
01:35:57,043 --> 01:35:59,543
‫آلبرت خیال می‌کرد قراره
‫میلیونی پول در بیاره...

1306
01:36:00,376 --> 01:36:01,793
‫و خرج خانواده‌اش رو در بیاره.

1307
01:36:56,126 --> 01:36:57,210
‫سیگار داری؟

1308
01:37:17,585 --> 01:37:19,168
‫پس می‌خوای از آلبرت بگم.

1309
01:37:20,376 --> 01:37:21,668
‫چطور هم رو می‌شناسید؟

1310
01:37:22,168 --> 01:37:23,793
‫هم‌سلولی بودیم.

1311
01:37:23,793 --> 01:37:25,210
‫قبل اعترافش؟

1312
01:37:26,501 --> 01:37:27,918
‫آره، یه چند ماهی قبل اعترافش.

1313
01:37:27,918 --> 01:37:30,418
‫تصادف واقعا جالبیه، مگه نه؟

1314
01:37:31,793 --> 01:37:34,293
‫بین مظنونین تو انتخاب می‌شی،

1315
01:37:34,293 --> 01:37:38,043
‫و هم‌سلولی دسالوو از آب درمیای.

1316
01:37:39,168 --> 01:37:41,001
‫شاید قیافم به این‌جور آدم‌ها می‌خوره.

1317
01:37:44,293 --> 01:37:46,793
‫روزی که سوفی کلارک کشته شد
‫تو خونه‌اش بودی؟

1318
01:37:47,918 --> 01:37:48,918
‫نه.

1319
01:37:50,668 --> 01:37:51,835
‫من زن‌جماعت نمی‌کشم.

1320
01:37:53,335 --> 01:37:57,835
‫و لزومی هم نداره دروغ بگم.
‫حکمم حبس ابده.

1321
01:38:00,293 --> 01:38:02,043
‫پس چرا دسالوو رو تعلیم دادی؟

1322
01:38:02,626 --> 01:38:04,293
‫نمی‌شه اسمش رو تعلیم گذاشت.

1323
01:38:06,418 --> 01:38:09,001
‫فقط بهش کمک کردم به‌خاطر بسپره.

1324
01:38:10,793 --> 01:38:12,960
‫سیزده تا قتل، یادآوریش سخته.

1325
01:38:12,960 --> 01:38:14,251
‫چرا بهش کمک می‌کردی؟

1326
01:38:15,210 --> 01:38:18,876
‫جایزه تعیین شده بود.
‫هر قربانی ده هزار دلار.

1327
01:38:20,293 --> 01:38:24,293
‫پس به ازای هر قتلی که بهش
‫ اعتراف می‌کرد پول می‌گرفتی؟

1328
01:38:25,793 --> 01:38:27,710
‫خب، می‌تونستی خودت به قتلشون اعتراف کنی.

1329
01:38:27,710 --> 01:38:29,085
‫پول بیشتری در بیاری.

1330
01:38:29,085 --> 01:38:31,335
‫پول بیش‌ازحد زیادی بود.

1331
01:38:34,001 --> 01:38:38,835
‫و مهم چه فکری می‌کنی، آلبرت متقاعدم کرد
‫که خودش اون زن‌ها رو کشته.

1332
01:38:41,210 --> 01:38:42,460
‫فقط سیزده‌تا بودن؟

1333
01:38:44,335 --> 01:38:45,585
‫چه فرقی می‌کنه؟

1334
01:38:48,001 --> 01:38:52,168
‫شما یه شایعه درست کردید،
‫باید جلوش رو می‌گرفتیم.

1335
01:38:54,168 --> 01:38:55,585
‫مردم می‌خواستن که بشنون کار آلبرت بوده،

1336
01:38:55,585 --> 01:38:58,335
‫نیاز داشتن که باور کنن کار آلبرت بوده.

1337
01:39:00,168 --> 01:39:02,168
‫احتمالات دیگه‌اش خیلی ناخوشایند بود.

1338
01:39:04,918 --> 01:39:06,001
‫چه احتمالی؟

1339
01:39:08,793 --> 01:39:10,793
‫که آلبرت دسالووهای دیگه‌ای اون بیرونن.

1340
01:39:13,251 --> 01:39:15,335
‫و امنیت توی جهان یه توهمه.

1341
01:39:19,585 --> 01:39:20,751
‫مردها زن‌ها رو می‌کشن.

1342
01:39:22,501 --> 01:39:23,918
‫آلبرت اولینش نبوده.

1343
01:39:25,668 --> 01:39:27,585
‫و مطمئنا هم آخرینش نخواهد بود.

1344
01:39:45,710 --> 01:39:48,293
‫اگه درمورد مرتبط بودن قتل‌ها
‫حق با دکتر گریسون باشه...

1345
01:39:49,251 --> 01:39:51,668
‫پنج قتل اول همه زن‌های مسن بودن.

1346
01:39:52,710 --> 01:39:55,001
‫و اگه پال دمپسی قربانیان خاصی
‫ مد نظرش بوده...

1347
01:39:55,001 --> 01:39:56,751
‫می‌شه گفت زن‌های مسن بودن.

1348
01:39:56,751 --> 01:39:59,668
‫دسالوو دچار دروغ‌گویی بیمارگون بوده.

1349
01:40:00,501 --> 01:40:04,001
‫هرچیزی که راجع به پنج قتل اول می‌دونست
‫ یا از اولش توی روزنامه ذکر شده،

1350
01:40:04,001 --> 01:40:06,043
‫یا باتملی در اختیارش قرار داده.

1351
01:40:06,144 --> 01:40:07,750
‫[سه خفگی با گره‌های مشترک در طناب]

1352
01:40:07,751 --> 01:40:10,251
‫ولی از صدها زنی که دسالوو بهشون تجاوز کرده،

1353
01:40:11,043 --> 01:40:12,876
‫تمامی قربانیان جوان بودن.

1354
01:40:13,918 --> 01:40:16,085
‫و بعد پال دمپسی به نیویورک نقل‌مکان کرده،

1355
01:40:16,710 --> 01:40:18,626
‫و قاتل شروع کرده به کشتن زن‌های جوان.

1356
01:40:20,793 --> 01:40:23,501
‫و باقی اون‌ها از قاتل به عنوان
‫ پوششی استفاده کردن...

1357
01:40:23,501 --> 01:40:25,085
‫که زن‌هایی که نمی‌خواستند رو کنار بزنند.

1358
01:40:25,710 --> 01:40:27,460
‫مدیری که منشیش رو حامله کرده بود.

1359
01:40:28,501 --> 01:40:30,085
‫دوست‌پسر سابق روانی.

1360
01:40:33,710 --> 01:40:37,376
‫و بعد دسالوو همراه نثار
‫و مارش سر از بریج‌واتر درمیاره.

1361
01:40:38,710 --> 01:40:40,043
‫اون‌ها از دسالوو سوءاستفاده می‌کنن.

1362
01:40:40,751 --> 01:40:43,960
‫نثار اف‌لی بیلی رو قاطی ماجرا می‌کنه
‫که پول جایزه رو بگیره.

1363
01:40:44,543 --> 01:40:47,210
‫و قبل اعتراف دسالوو رو تعلیم می‌دن.

1364
01:40:48,460 --> 01:40:50,918
‫و بدین‌شکل اون راه نجات بقیه شد.

1365
01:40:51,585 --> 01:40:53,751
‫کل شهر می‌خواستن که از این داستان بگذرن.

1366
01:40:53,752 --> 01:40:55,850
‫[روزهای وحشت از جانی به پایان رسید]

1367
01:40:59,960 --> 01:41:01,793
‫کسی به حقیقت اهمیت نمی‌داد.

1368
01:41:08,668 --> 01:41:10,460
‫و اون‌ها از اتهام قتل قسر در رفتند.

1369
01:41:30,000 --> 01:41:40,000
‫مترجم: «کیارش نعمت گرگانی»

1370
01:41:47,450 --> 01:41:51,375
‫[جانیان بوستون]

1371
01:41:51,376 --> 01:41:52,876
‫کارت خوب بود بچه جان.

1372
01:42:02,500 --> 01:42:05,500
‫[جانیان بوستون]

1373
01:42:11,251 --> 01:42:12,543
‫کمیسر، کمیسر!

1374
01:42:12,543 --> 01:42:15,751
‫در جواب مقاله‌ای که امروز در رکورد آمریکن
‫چاپ شد چی دارید بگید؟

1375
01:42:15,751 --> 01:42:17,668
‫پاسختون چیه کمیسر؟

1376
01:42:19,335 --> 01:42:22,960
‫هیچ‌کدوم از پرونده‌های جانی
‫هنوز مختومه نشده.

1377
01:42:22,960 --> 01:42:24,376
‫حرف دیگه‌ای ندارم.

1378
01:42:27,126 --> 01:42:28,335
‫کمیسر!

1379
01:42:29,085 --> 01:42:30,418
‫به چند نفر مظنون هستید؟

1380
01:42:30,442 --> 01:42:40,542
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما :
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

1381
01:44:06,000 --> 01:44:10,700
‫[بعدها به لورتا به عنوان خبرنگار پزشکی
‫در نشریه‌ی بوستون گلوب، جایزه‌ای اعطا شد.]

1382
01:44:10,750 --> 01:44:16,100
‫[وی از نخستین خبرنگارانی بود
‫که اخبار بحران ایدز را پوشش داد.]

1383
01:44:16,150 --> 01:44:21,600
‫[لورتا و جیمز سپس از یکدیگر جدا شدند
‫و ازدواج آن‌ها به طلاق ختم شد.]

1384
01:44:24,600 --> 01:44:30,200
‫[در طی سی سال بعد، جین همچنان به عنوان
‫خبرنگار پژوهشی به کارش ادامه داد.]

1385
01:44:30,250 --> 01:44:36,150
‫[جین و لورتا همچنان
‫دوستان صمیمی باقی ماندند.]

1386
01:44:38,300 --> 01:44:45,250
‫[پرونده‌ی دادخواهی قتل سریالی دختران.
‫مقاله‌ای از جین کول و لورتا مک‌لافین.]

1387
01:44:47,500 --> 01:44:52,100
‫[هیچ اتهامی به دنیل مارش وارد نشد.]

1388
01:44:52,150 --> 01:44:55,700
‫[جرج نثار همچنان در زندان ماساچوست است.]

1389
01:44:55,750 --> 01:45:00,450
‫[پول جایزه هیچ‌وقت به دست او نرسید.]

1390
01:45:03,600 --> 01:45:08,600
‫[آلبرت دسالوو در سال 2013 بنا بر شواهد
‫آزمایش دی‌ان‌ای به سیزدهمین قتل متهم شد.]

1391
01:45:08,650 --> 01:45:16,600
‫[پرونده‌ی دوازده قتل دیگر
‫هیچ‌وقت مختومه نشد.]

