﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:06,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده
  ..:: MiraMovie.org ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: ZedMovie.com ::..</font></b>

2
00:00:06,030 --> 00:00:12,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده
  ..:: MiraMovie.org ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: ZedMovie.com ::..</font></b>

3
00:01:33,390 --> 00:01:37,880
‫[لندن، سال 1914]

4
00:01:41,910 --> 00:01:42,950
‫مخاطب است...

5
00:01:43,000 --> 00:01:45,790
‫که گوش روشن‌فکر را تیز می‌کند.

6
00:01:45,830 --> 00:01:49,200
‫کنسرت استراوینسکی بهترین نمایش سال است.

7
00:01:49,250 --> 00:01:52,120
‫علی‌رغم هیاهویی که به‌پا کرده‌اند،

8
00:01:52,160 --> 00:01:55,290
‫مخاطب است که گوش روشن‌فکر را تیز می‌کند.

9
00:01:56,540 --> 00:01:58,790
‫قره‌نی بم می‌نوازد،

10
00:01:58,830 --> 00:02:02,160
‫طنینش گوش‌های معصوم ما را در بر می‌گیرد.

11
00:02:02,200 --> 00:02:05,040
‫که بایستی اعتراف کنم برای من،

12
00:02:05,080 --> 00:02:10,120
‫انعکاسی از خالق و بدویات و رشادت است؛

13
00:02:11,750 --> 00:02:15,330
‫از مردانی قایق‌ران به دور از هنلی،

14
00:02:15,370 --> 00:02:18,580
‫از دخترانی با پوششی از جنس
‫تافتۀ صورتی یا آبی.

15
00:02:18,620 --> 00:02:20,040
‫یادم است در آن تابستان طولانی،

16
00:02:20,080 --> 00:02:23,330
‫شکار می‌رفتم و کریکت بازی می‌کردم،
‫اما تنیس را فقط تماشا می‌کردم.

17
00:02:24,330 --> 00:02:25,660
‫خداوند در بهشتش نشسته بود،

18
00:02:25,700 --> 00:02:27,910
‫و صبحانه‌اش سوسیس بود.

19
00:02:33,040 --> 00:02:35,120
‫و در دفاتر نام‌نویسی ارتش،

20
00:02:35,160 --> 00:02:40,000
‫درحالی مردان جوان و ابله
‫به انتظار نشسته بودند،

21
00:02:40,040 --> 00:02:42,870
‫تا نام زندگان و مردگان را
‫در برگه‌هایی پر کنند.

22
00:02:44,120 --> 00:02:45,330
‫آقای ساسون.

23
00:02:48,410 --> 00:02:49,410
‫بله.

24
00:02:51,040 --> 00:02:52,660
‫من زیگفرید هستم.

25
00:02:52,700 --> 00:02:54,500
‫بنده برادر کوچیکه‌اش، هامو هستم.

26
00:02:54,540 --> 00:02:55,940
‫جفتمون برای اندازه‌گیری اومدیم.

27
00:02:56,370 --> 00:02:58,200
‫بسیارخب، قربان.

28
00:02:58,250 --> 00:03:00,200
‫گمونم بهتره با پیرهن شروع کنیم.

29
00:03:01,540 --> 00:03:03,500
‫نباید پیرهن تیره تن کنید، قربان.

30
00:03:04,160 --> 00:03:07,040
‫آها، جنگه! باید شیک پوشید!

31
00:03:09,830 --> 00:03:12,000
‫نتوانستم با او خدانگهداری کنم.

32
00:03:39,330 --> 00:03:41,830
‫در فراغ و آسایش تابستان،

33
00:03:41,870 --> 00:03:44,080
‫خواب‌آلود با جریان جویبار،

34
00:03:44,910 --> 00:03:47,410
‫نوایی از طبل به گوشم رسید،

35
00:03:47,450 --> 00:03:50,620
‫نوایی که آزرد رویای خوش را.

36
00:03:50,660 --> 00:03:53,700
‫چه دور و نزدیک، چه زیر و بم،

37
00:03:53,750 --> 00:03:56,250
‫می‌گذرند از هر گوشه و کناری.

38
00:03:56,290 --> 00:03:59,580
‫با یکدیگر رفیق و همه طعام باروت‌اند؛

39
00:03:59,620 --> 00:04:02,700
‫رژۀ سربازان، به آغوش مرگ است.

40
00:04:04,580 --> 00:04:07,000
‫از شرق و غرب در میدان‌های بی‌نام،

41
00:04:07,040 --> 00:04:09,040
‫پاک می‌کنند گوشت هم‌رزمان را
‫از روی استخوان‌هایشان.

42
00:04:10,050 --> 00:04:13,200
‫چه جوانک‌هایی که مردند و پوسیدند؛

43
00:04:13,710 --> 00:04:15,620
‫درگذشته‌اند آنانی که از در گذشته‌اند.

44
00:04:16,830 --> 00:04:19,290
‫چه دورتر نوازند شیپور جنگ،

45
00:04:19,520 --> 00:04:22,640
‫رساتر شود پاسخ نی‌انبان‌نواز.

46
00:04:22,720 --> 00:04:24,820
‫صف‌هایی از سربازان شادکام که می‌خوانند:

47
00:04:25,570 --> 00:04:28,600
‫از زنان سیرم، قیام خواهم کرد.

48
00:04:56,310 --> 00:04:59,370
‫مشتاق بودم بدونم چی اذیتت می‌کنه.

49
00:05:00,720 --> 00:05:02,890
‫صرفاً تب خندقه، قرار نیست کشنده باشه.

50
00:05:03,950 --> 00:05:05,240
‫فقط من رو از کار انداخته.

51
00:05:14,240 --> 00:05:15,700
‫دیگه از هرچیزی وحشت می‌کنم.

52
00:05:18,090 --> 00:05:19,180
‫از تلفن...

53
00:05:21,030 --> 00:05:22,120
‫از تلگرام.

54
00:05:24,370 --> 00:05:25,430
‫مادر، فقط یک چیز...

55
00:05:25,450 --> 00:05:26,950
‫از موندن توی گذشته بدتره،

56
00:05:27,000 --> 00:05:28,660
‫اونم دلواپس آینده بودنه.

57
00:05:31,410 --> 00:05:33,620
‫آینده‌ای که بدون پسرهام باشه،

58
00:05:33,660 --> 00:05:36,250
‫مایۀ دلواپسیه، نه لذت.

59
00:05:41,550 --> 00:05:43,500
‫با کمال پیشمانی دارم برایتان...

60
00:05:43,540 --> 00:05:46,370
‫این نامۀ خصوصی را می‌نویسم.

61
00:05:46,410 --> 00:05:49,250
‫به اطلاعتان می‌رسانم که دیگر قصد ندارم...

62
00:05:49,290 --> 00:05:52,370
‫وظایف ارتشی خود را به جا آورم.

63
00:05:53,120 --> 00:05:55,160
‫این اقدام من نماد اعتراضی،

64
00:05:55,200 --> 00:05:57,000
‫بر سیاست‌های دولت است،

65
00:05:57,040 --> 00:05:58,410
‫که جنگ را به طول انجامیده،

66
00:05:58,450 --> 00:06:01,410
‫و در برقرار کردن صلح ناتوان است.

67
00:06:02,580 --> 00:06:05,160
‫اظهارنامه‌ای از دلایلم را نوشته‌ام،

68
00:06:05,200 --> 00:06:07,120
‫که نسخه‌ای را ضمیمۀ همین نامه می‌کنم.

69
00:06:08,080 --> 00:06:09,750
‫اظهارنامه‌ای که مطرح می‌کنم،

70
00:06:09,790 --> 00:06:13,000
‫اقدامی عامدانه در جهت مخالفت
‫با اقتدار نظامی است،

71
00:06:13,040 --> 00:06:14,580
‫چرا که به عقیدۀ من این جنگ،

72
00:06:14,620 --> 00:06:16,370
‫تعمداً توسط کسانی که...

73
00:06:16,410 --> 00:06:19,000
‫می‌توانند موجب اتمام جنگ شوند،
‫به طول انجمیده.

74
00:06:19,950 --> 00:06:22,120
‫من سربازی هستم،

75
00:06:22,160 --> 00:06:26,290
‫که این اقدامم به نمایندگی
‫از دیگر سربازان است.

76
00:06:26,330 --> 00:06:28,580
‫باور دارم جنگی که من درش وارد شدم،

77
00:06:28,620 --> 00:06:31,750
‫که قرار بود جنگی بر سر دفاع و آزادی باشد،

78
00:06:31,790 --> 00:06:35,870
‫اکنون به جنگی با مقصد تهاجم و تصرف بدل شده.

79
00:06:35,910 --> 00:06:38,830
‫به عقیدۀ من علتی که من و سربازان هم‌رزم،

80
00:06:38,870 --> 00:06:40,120
‫داوطلبانه وارد این جنگ شده‌ایم،

81
00:06:40,160 --> 00:06:42,290
‫بایستی به اندازه‌ای واضح باشد،

82
00:06:42,330 --> 00:06:45,410
‫که هیچ عاملی موجب تغییر این علت نشود.

83
00:06:45,450 --> 00:06:49,580
‫و اگر این امر انجام شده بود،
‫اهدافی که ما با آن وارد جنگ شدیم،

84
00:06:49,620 --> 00:06:53,250
‫با مذاکره قابل دستیابی می‌بود.

85
00:06:53,290 --> 00:06:57,830
‫من دردی که سربازان متحمل شده‌اند را
‫دیده و چشیده‌ام،

86
00:06:57,870 --> 00:06:59,660
‫و دیگر نمی‌توانم در جناحی باشم،

87
00:06:59,700 --> 00:07:01,450
‫که از نظر من به طرز ناعادلانه و شرورانه‌ای،

88
00:07:01,500 --> 00:07:04,580
‫موجب طولانی شدن چنین مصائبی می‌شود.

89
00:07:06,620 --> 00:07:09,700
‫من به روند جنگ اعتراضی ندارم،

90
00:07:09,750 --> 00:07:11,830
‫اعتراض من فقط به اشتباهات سیاسیون،

91
00:07:11,870 --> 00:07:13,290
‫و عدم صداقتی است،

92
00:07:13,330 --> 00:07:16,330
‫که موجب فدا شدن سربازان می‌شود.

93
00:07:17,700 --> 00:07:19,700
‫من به نمایندگی از کسانی که
‫درگیر این رنجش شده‌اند،

94
00:07:19,750 --> 00:07:22,080
‫اعتراض خود را نسبت به فریبکاری،

95
00:07:22,120 --> 00:07:24,500
‫که بر سربازان انجام شده، اعلام می‌کنم.

96
00:07:25,790 --> 00:07:28,790
‫همچنین به عقیدۀ من این اعتراض،

97
00:07:28,830 --> 00:07:30,370
‫در جهت روشن‌سازی اکثریت،

98
00:07:30,410 --> 00:07:32,540
‫که شامل مردم خانه‌نشین هستند،

99
00:07:32,580 --> 00:07:34,910
‫و رضایتی نسبت به تداوم این رنجش دارند،

100
00:07:34,950 --> 00:07:36,830
‫که نه درش سهیم هستند،

101
00:07:36,870 --> 00:07:40,540
‫و نه در مخلیه‌شان می‌گنجد، کمک می‌کند.

102
00:08:06,120 --> 00:08:07,750
‫گمونم این رو خودت نوشتی.

103
00:08:08,750 --> 00:08:11,160
‫آره، با ادی مارش نوشتیمش.

104
00:08:11,200 --> 00:08:13,500
‫خیلی کار مریضیه، رابی.

105
00:08:14,660 --> 00:08:18,200
‫چرا پای مارش رو کشیدی وسط؟

106
00:08:18,250 --> 00:08:20,830
‫چون منشی خصوصی وینستون چرچیله،

107
00:08:20,870 --> 00:08:22,040
‫و می‌خواد بهمون کمک کنه.

108
00:08:23,790 --> 00:08:25,250
‫توی گرفتن معاینه هیئت پزشکی،

109
00:08:25,290 --> 00:08:27,450
‫جای اینکه درگیر دادگاه نظامی بشی
‫نقش بسزایی داشت.

110
00:08:31,750 --> 00:08:33,220
‫اگه دادگاه نظامی رو می‌باختی،

111
00:08:33,250 --> 00:08:34,370
‫ممکن بود اعدام بشی.

112
00:08:34,410 --> 00:08:36,120
‫از قبل آمادۀ چنین خطراتی بودم.

113
00:08:36,160 --> 00:08:37,580
‫ولی بحث کسانیه که واسشون مهمی؛

114
00:08:37,620 --> 00:08:38,620
‫و کسانی که نیستی.

115
00:08:40,620 --> 00:08:42,540
‫دادگاه نظامی برای من سکویی بود،

116
00:08:42,580 --> 00:08:45,120
‫که مخالفت خودم رو با روند جنگ بیان کنم،

117
00:08:45,160 --> 00:08:47,910
‫جنابعالی موجب جلوگیری از این امر شدی.

118
00:08:49,200 --> 00:08:51,120
‫نه‌تنها قرار بود توی روزنامۀ تایمز چاپ بشه،

119
00:08:51,160 --> 00:08:52,660
‫بلکه قرار بود اظهارنامۀ من...

120
00:08:52,700 --> 00:08:53,830
‫توی مجلس خونده بشه.

121
00:08:56,160 --> 00:08:57,910
‫دستم رو کاملاً بستی، رابی.

122
00:08:57,950 --> 00:09:00,450
‫آبروی من رو بردی.

123
00:09:00,500 --> 00:09:02,080
‫بهتر از این بود که اعدام بشی.

124
00:09:02,120 --> 00:09:03,830
‫اینش دیگه نظر خودته.

125
00:09:05,370 --> 00:09:06,910
‫از من عصبانی نشو، زیگفرید.

126
00:09:10,250 --> 00:09:11,870
‫نیّت من شرافتمندانه بود.

127
00:09:26,350 --> 00:09:30,350
‫[ستوان دوم، زیگفرید لورن ساسون]

128
00:09:44,580 --> 00:09:46,540
‫در روزی پر مشقت و بادخیز،

129
00:09:46,580 --> 00:09:50,250
‫گاوبازی به بیرون رفت.

130
00:09:50,290 --> 00:09:54,290
‫در حین مسیرش بر روی
‫یال کوهی استراحت کرد.

131
00:09:56,080 --> 00:10:00,080
‫یکباره گله‌ای گاو با چشمان قرمز دید.

132
00:10:00,120 --> 00:10:03,870
‫که در آسمانِ تیکه و پاره،

133
00:10:03,910 --> 00:10:08,200
‫و بر فراز تصویری از ابرها شخم می‌زدند.

134
00:10:16,410 --> 00:10:22,410
‫گله‌ای از ارواح که در آسمان بودند.

135
00:10:24,450 --> 00:10:26,120
‫رد نشان‌هایشان همچنان داغ،

136
00:10:26,160 --> 00:10:28,790
‫و سم‌هایشان فولادین بود.

137
00:10:30,330 --> 00:10:32,080
‫شاخ‌هایشان سیاه و براق بود،

138
00:10:32,120 --> 00:10:36,040
‫و گاوباز گرمای نفس‌هایشان را حس می‌کرد.

139
00:10:36,080 --> 00:10:37,660
‫با صدای مهیبی از آسمان،

140
00:10:37,700 --> 00:10:40,000
‫وحشتی به جانش افتاد.

141
00:10:40,040 --> 00:10:43,830
‫دید که سوارکارانی از دور می‌آمدند،

142
00:10:43,870 --> 00:10:48,700
‫و مرد گاوباز فریاد
‫غم‌انگیز آن‌ها را می‌شنید.

143
00:10:56,870 --> 00:11:03,910
‫فریاد روح سوارانی که در آسمان بودند.

144
00:11:03,950 --> 00:11:06,250
‫حینی که سوارکاران اطرافش
‫جست و خیز می‌کردند،

145
00:11:06,290 --> 00:11:10,080
‫شنید که یکی از آنان نامش را بر زبان آورد:

146
00:11:10,120 --> 00:11:12,000
‫اگر می‌خواهی به جهنم نروی،

147
00:11:12,040 --> 00:11:15,750
‫همراه ما سوارکاری کن.

148
00:11:15,790 --> 00:11:17,870
‫پس گاوچران، یا از امروز
‫تحولی در خودت ایجاد کن،

149
00:11:17,910 --> 00:11:19,830
‫یا همراه ما سوارکاری کن.

150
00:11:19,870 --> 00:11:23,540
‫به دنبال گلۀ شیطان،

151
00:11:23,580 --> 00:11:28,040
‫در سراسر این آسمان بی‌کران.

152
00:11:36,580 --> 00:11:43,620
‫روح سوارانی که در آسمان بودند.

153
00:11:56,450 --> 00:12:00,540
‫حقیقتاً من با هر شکلی از
‫تغییر مذهب مخالفم.

154
00:12:01,620 --> 00:12:03,120
‫مثل امید بستن به خیال واهیه.

155
00:12:05,160 --> 00:12:06,750
‫بماند که در شعر...

156
00:12:08,500 --> 00:12:09,620
‫به‌نظر میاد اصلاً...

157
00:12:09,660 --> 00:12:11,250
‫هیچ حرف جالبی بلد نیست بزنه.

158
00:12:11,290 --> 00:12:13,410
‫گفتم صرفاً دارم در نظر می‌گیرمش.

159
00:12:13,450 --> 00:12:15,540
‫واقعاً که دنبال پیدا کردن خدا که نیستی؟

160
00:12:17,200 --> 00:12:18,620
‫این‌جوری هم می‌شه گفتش.

161
00:12:22,080 --> 00:12:25,950
‫خب، اگه بخوام در جایگاه کسی که
‫معنویات رو قبول نداره بگم؛

162
00:12:26,000 --> 00:12:28,580
‫اگه خدا رو پیدا کردی،
‫مطمئن شو که هنوز انگلیسیه،

163
00:12:28,620 --> 00:12:30,620
‫که جا و مکان خودش رو گم نکرده.

164
00:12:35,040 --> 00:12:37,330
‫این حرفت قرار بود خنده‌دار باشه؟

165
00:12:43,370 --> 00:12:45,160
‫آخه پدر، چرا مذهب کاتولیک؟

166
00:12:48,540 --> 00:12:50,080
‫دنبال چیزی دائمی هستم؛

167
00:12:52,120 --> 00:12:53,160
‫که تغییر نکنه.

168
00:12:54,580 --> 00:12:57,040
‫می‌تونی توی درساژ هم چنین چیزی پیدا کنی،
‫تازه بدون احساس گناه.

169
00:12:59,950 --> 00:13:02,080
‫لازم نیست انقدر نیش و کنایه بزنی.

170
00:13:04,790 --> 00:13:05,970
‫اگه فقط مسخره کردن بلدی،

171
00:13:06,000 --> 00:13:07,750
‫همون بهتر کلاً صحبت نکنی.

172
00:13:10,000 --> 00:13:12,250
‫اصلاً برو بیرون توی ماشین منتظر بمون.

173
00:13:25,950 --> 00:13:28,450
‫خب، تا لندن که کلی راهه.

174
00:13:28,500 --> 00:13:30,410
‫پس هرچه زودتر شروع کنیم بهتره.

175
00:13:33,160 --> 00:13:34,910
‫زیگفرید،

176
00:13:34,950 --> 00:13:37,290
‫خواستۀ تو از درگاه خداوند چیست؟

177
00:13:38,080 --> 00:13:39,500
‫ایمان.

178
00:13:39,540 --> 00:13:41,790
‫ایمان چه چیزی عایدت می‌کند؟

179
00:13:41,830 --> 00:13:44,620
‫زندگی ابدی.

180
00:13:44,660 --> 00:13:47,790
‫اگر می‌خواهی وارد آن زندگی شوی،

181
00:13:47,830 --> 00:13:49,660
‫از احکام خداوند پیروی کن.

182
00:13:49,700 --> 00:13:53,160
‫«با تمام قلب خود خداوند را
‫که خدای توست، دوست داشته باش؛

183
00:13:53,200 --> 00:13:56,750
‫و با تمام وجودت، و تمام ذهنت.»

184
00:13:59,580 --> 00:14:02,700
‫زیگفرید، آیا از شیطان دوری می‌کنی؟

185
00:14:04,040 --> 00:14:05,410
‫ازش دوری می‌کنم.

186
00:14:06,290 --> 00:14:08,700
‫از وسوسه‌های پلیدش؟

187
00:14:08,750 --> 00:14:10,870
‫دوری می‌کنم.

188
00:14:10,910 --> 00:14:12,330
‫و از تمام جاه‌نمایی‌اش؟

189
00:14:13,790 --> 00:14:15,580
‫دوری می‌کنم.

190
00:14:20,540 --> 00:14:22,580
‫این شمع سوزان را بگیر،

191
00:14:22,620 --> 00:14:26,830
‫و تعمید خود را پاک و منزه نگه دار.

192
00:14:26,870 --> 00:14:28,910
‫پیروی فرمان خداوند باش،

193
00:14:28,950 --> 00:14:31,620
‫تا وقتی خداوند به عروسی بیاید،

194
00:14:31,660 --> 00:14:33,000
‫او را همراه با...

195
00:14:33,040 --> 00:14:35,910
‫همه مقدسین در صحن آسمانی ملاقات کنید،

196
00:14:35,950 --> 00:14:39,700
‫و تا ابدالآباد زندگی جاودانی داشته باشید.

197
00:14:41,450 --> 00:14:46,290
‫زیگفرید، باشد که در زندگی سالم
‫و نزد خداوند باشید.

198
00:14:54,410 --> 00:14:59,040
‫احمق در دل خود خواند که خدایی نیست.

199
00:15:03,370 --> 00:15:05,870
‫در احساساتی فراتر از درک خود،

200
00:15:05,910 --> 00:15:07,620
‫کشیده خواهید شد،

201
00:15:07,660 --> 00:15:10,000
‫به درخشندگی تاریکی الهی...

202
00:15:10,040 --> 00:15:12,250
‫که فراتر از تمام مخلوقات است.

203
00:15:13,580 --> 00:15:17,290
‫ای مسیح، روح مرا بپذیر.

204
00:15:17,330 --> 00:15:20,410
‫و مرا از بند شک و شبهه‌ها رهایی ده.

205
00:15:22,040 --> 00:15:23,620
‫و برایم آرامش به ارمغان بیاور.

206
00:15:29,040 --> 00:15:31,450
‫شدیداً از این اقدامت وحشت کرده‌ام.

207
00:15:31,500 --> 00:15:33,120
‫فقط می‌تونم فرمانده‌ات توی لیورپول رو...

208
00:15:33,160 --> 00:15:35,040
‫راضی کنم تا این نامه رو نادیده بگیره.

209
00:15:35,080 --> 00:15:37,950
‫نگرانی من بابت دستگیری خودته.

210
00:15:39,790 --> 00:15:43,540
‫اظهارنامۀ شما رو خوندیم، جناب ستوان.
‫البته با کمی نگرانی.

211
00:15:43,580 --> 00:15:46,000
‫می‌تونید بشینید، ستوان.

212
00:15:46,040 --> 00:15:47,040
‫ممنون قربان.

213
00:15:50,370 --> 00:15:51,660
‫چرا چنین چیزی نوشتید؟

214
00:15:52,950 --> 00:15:54,410
‫در جهت اینکه جناح خودم رو...

215
00:15:54,450 --> 00:15:56,330
‫نسبت به روند جنگ اعلام کنم.

216
00:15:56,370 --> 00:15:58,950
‫شما در جایگاهی نیستید که بخوایید...

217
00:15:59,000 --> 00:16:01,250
‫روند جنگ رو زیر سوال ببرید.

218
00:16:01,290 --> 00:16:04,410
‫وظیفۀ شما اجرای دستوراته.

219
00:16:04,950 --> 00:16:06,040
‫«وظیفه»؟

220
00:16:07,790 --> 00:16:10,250
‫گناهان زیادی پشت این کلمه خوابیده.

221
00:16:11,290 --> 00:16:12,660
‫در مقابل چنین کشتاری،

222
00:16:12,700 --> 00:16:15,500
‫آدم روی وجدان خودش اختیاری نداره.

223
00:16:15,540 --> 00:16:17,200
‫آدم می‌تونه کلی کار دیگه بکنه.

224
00:16:17,950 --> 00:16:20,080
‫می‌تونه چشم‌پوشی کنه.

225
00:16:20,120 --> 00:16:22,750
‫این جوابتون به قدری بی‌شرفانه بود
‫که پیشنهاد می‌کنم سیاستمدار بشید.

226
00:16:22,790 --> 00:16:25,120
‫گستاخی نکنید، جناب ستوان.

227
00:16:27,450 --> 00:16:30,250
‫شما در جناح آلمان هستید؟

228
00:16:30,290 --> 00:16:31,870
‫نه، من در جناح انسانم.

229
00:16:31,910 --> 00:16:33,910
‫بحث ما درمورد انسانیت نیست،

230
00:16:33,950 --> 00:16:36,580
‫جای چنین بحثی در حوزه‌های مذهبیه.

231
00:16:36,620 --> 00:16:37,750
‫اخلاقیات چی؟

232
00:16:37,790 --> 00:16:39,540
‫اخلاقیات موارد تجملاتی هستند،

233
00:16:39,580 --> 00:16:41,830
‫که فقط در زمان صلح می‌شه بهشون بها داد.

234
00:16:41,870 --> 00:16:43,870
‫اگه امکانش هست لطف کنید و...

235
00:16:43,910 --> 00:16:47,370
‫با این لحن تهاجمی با من صحبت نکنید.

236
00:16:47,410 --> 00:16:50,410
‫لحن تهاجمی صرفاً منجر به تداوم جنگ می‌شه.

237
00:16:50,450 --> 00:16:54,250
‫و مقاومت منفعلانه صرفاً منجر به شکست می‌شه.

238
00:16:58,790 --> 00:17:00,290
‫به‌طور خلاصه نمی‌تونم در مقابل...

239
00:17:00,330 --> 00:17:02,080
‫چنین تلفاتی سکوت اختیار کنم.

240
00:17:04,040 --> 00:17:07,080
‫شخصی بابت این تلفات باید قضاوت بشه.

241
00:17:07,120 --> 00:17:09,040
‫مرد جوان، مسئلۀ تلفات...

242
00:17:09,080 --> 00:17:12,000
‫مرتبط با ستاد کل امپراتوریه.

243
00:17:12,040 --> 00:17:16,080
‫اظهارات شما، و البته کل نگرش شما،

244
00:17:16,120 --> 00:17:17,290
‫هم توهین آمیز،

245
00:17:17,330 --> 00:17:19,500
‫و هم برای انضباط نظامی زیان‌آوره.

246
00:17:19,540 --> 00:17:20,830
‫همکار بنده درست می‌گن.

247
00:17:20,870 --> 00:17:23,040
‫شما در جایگاهی نیستید که
‫مافوقان خودتون رو زیر سوال ببرید،

248
00:17:23,080 --> 00:17:26,370
‫بماند که اون‌ها رو مورد هتاکی قرار بدید.

249
00:17:26,410 --> 00:17:28,580
‫اگر شما قربان، یا هرکدوم از شما،

250
00:17:28,620 --> 00:17:30,750
‫خواستید سری به خط مقدم بزنید،

251
00:17:30,790 --> 00:17:32,220
‫حداقل فکری به حال...

252
00:17:32,250 --> 00:17:35,500
‫خانواده‌های داغدار و رنج‌کشیده بکنید.

253
00:17:35,540 --> 00:17:39,160
‫شما دیگه از حد گذروندی، جناب!

254
00:17:39,200 --> 00:17:42,620
‫مگه به همین دلیل نبود
‫که من رو احضار کردن پیش شما؟

255
00:17:42,660 --> 00:17:43,870
‫داریم الکی طولش می‌دیم.

256
00:17:45,620 --> 00:17:47,540
‫آره مسلماً.

257
00:17:49,410 --> 00:17:50,700
‫آره، موافقم.

258
00:17:53,160 --> 00:17:54,750
‫من و افسران همکارم احساس می‌کنیم،

259
00:17:54,790 --> 00:17:56,450
‫که ذهن شما همچنان دچار آشفتگیه،

260
00:17:56,500 --> 00:18:00,120
‫و شما صلاحیت قبول کردن
‫مسئولیت جان سربازان رو ندارید.

261
00:18:00,160 --> 00:18:01,550
‫بنابراین به دستور کمیته،

262
00:18:01,580 --> 00:18:02,930
‫شما رو به بیمارستانی در اسکاتلند،

263
00:18:02,950 --> 00:18:05,040
‫که مخصوص بیماری‌های عصبیه می‌فرستیم.

264
00:18:06,700 --> 00:18:09,700
‫به همین سبب دستور می‌دیم
‫که گزارش این تصمیم رو...

265
00:18:09,750 --> 00:18:11,620
‫به کرگهارت در ادینبورگ بفرستید.

266
00:18:40,700 --> 00:18:42,290
‫صبح بخیر، ستوان.

267
00:18:42,330 --> 00:18:44,950
‫می‌تونید کت و چمدونتون رو بذارید اینجا.

268
00:18:45,000 --> 00:18:47,290
‫باربر وسایل شما رو تا اتاقتون میاره.

269
00:18:59,250 --> 00:19:00,540
‫اسم؟

270
00:19:00,580 --> 00:19:01,870
‫ساسون، زیگفرید.

271
00:19:01,910 --> 00:19:03,160
‫درجه؟

272
00:19:03,200 --> 00:19:05,000
‫- ستوان دوم.
‫- سن؟

273
00:19:05,040 --> 00:19:06,370
‫سی ساله.

274
00:19:06,410 --> 00:19:08,620
‫سال‌های خدمت؟

275
00:19:08,660 --> 00:19:10,250
‫دو سال و یازده ماه.

276
00:19:10,290 --> 00:19:11,500
‫ماه‌های خدمت...

277
00:19:11,540 --> 00:19:13,040
‫در خارج از مرکز؟

278
00:19:13,080 --> 00:19:15,080
‫سیزده ماه.

279
00:19:15,120 --> 00:19:16,290
‫بیماری؟

280
00:19:18,580 --> 00:19:20,370
‫دچار نوعی فروپاشی روانی شدم.

281
00:19:21,700 --> 00:19:23,500
‫ناتوانی عصبی دارید؟

282
00:19:24,870 --> 00:19:27,040
‫بله، گمونم اسمش همینه.

283
00:19:27,080 --> 00:19:28,750
‫تو بنویس بیماری نوراستنی، ماترون.

284
00:19:31,290 --> 00:19:33,040
‫قربان، وقتی وارد شدیم متوجه افرادی شدم،

285
00:19:33,080 --> 00:19:34,910
‫که روی صورتشون نقطه‌های آبی بود.

286
00:19:34,950 --> 00:19:36,250
‫مورفین.

287
00:19:37,250 --> 00:19:38,410
‫مورفین؟

288
00:19:38,450 --> 00:19:40,870
‫نقطه‌های برای یادآوریه که
‫دوز مورفین رو مصرف کردن،

289
00:19:40,910 --> 00:19:44,450
‫که تا زمان مصرف دوز بعدی،
‫کسی نتونه مورفین بیشتری مصرف کنه.

290
00:19:44,500 --> 00:19:46,750
‫چه کسی به ایشون رسیدگی می‌کنه؟

291
00:19:46,790 --> 00:19:50,500
‫- دکتر ریورز.
‫- مطب ریور هم همین بغله.

292
00:19:50,540 --> 00:19:52,830
‫گمونم محترمانه‌اش اینه که
‫خودت رو بهش معرفی کنی.

293
00:19:52,870 --> 00:19:54,000
‫چشم، قربان.

294
00:19:54,040 --> 00:19:55,120
‫توی اتاقت...

295
00:19:55,160 --> 00:19:56,250
‫بازوبندی قرار دادیم.

296
00:19:56,290 --> 00:19:58,200
‫باید همیشه دستت باشه،

297
00:19:58,250 --> 00:20:00,660
‫خصوصاً موقع گردش توی حیاط.

298
00:20:00,700 --> 00:20:04,330
‫نشون‌دهندۀ اینه که شما
‫سرباز مشمولی هستی که در بیمارستانه،

299
00:20:04,370 --> 00:20:06,870
‫نه یک معترض سخت‌کوش.

300
00:20:08,120 --> 00:20:10,160
‫ما که نمی‌خواییم شما در خیابان پرنس...

301
00:20:10,200 --> 00:20:12,750
‫مورد حمله قرار بگیرید، می‌خواییم؟

302
00:20:14,040 --> 00:20:16,450
‫روی کدوم بازوم ببندمش، قربان؟

303
00:20:16,500 --> 00:20:18,660
‫ستوان، لذت حق انتخاب در این خصوص،

304
00:20:18,700 --> 00:20:21,290
‫تماماً از آن خودتونه.

305
00:20:21,330 --> 00:20:23,000
‫اتاقتون طبقۀ بالا،

306
00:20:23,040 --> 00:20:24,870
‫انتهای راهرو هست.

307
00:20:28,290 --> 00:20:29,450
‫مرخصی.

308
00:20:37,410 --> 00:20:39,330
‫هوم؟

309
00:20:39,370 --> 00:20:41,700
‫ساسون، زیگفرید، ستوان.

310
00:20:45,540 --> 00:20:48,160
‫اسم و آوازه‌ات به گوشم رسیده.

311
00:20:49,700 --> 00:20:51,910
‫خیلی از اشعار «شکارچی پیر» خوشم اومد.

312
00:20:54,500 --> 00:20:55,660
‫شاید خبر نداشته باشی،

313
00:20:55,700 --> 00:20:59,700
‫ولی ما مجلۀ داخلی به اسم هایدرا داریم،

314
00:20:59,750 --> 00:21:01,950
‫مطمئنم خوشحال می‌شن باهات همکاری کنن.

315
00:21:03,830 --> 00:21:05,040
‫خب، من...

316
00:21:06,330 --> 00:21:08,870
‫سعی می‌کنم شعری جالب و
‫سرگرم‌کننده بنویسم.

317
00:21:08,910 --> 00:21:11,660
‫حالا لازم نیست انقدر روش حساس بشی.

318
00:21:11,700 --> 00:21:14,120
‫قرارمون ساعت 10:30 صبحه.

319
00:21:44,500 --> 00:21:45,790
‫مادر عزیزم،

320
00:21:46,950 --> 00:21:49,120
‫به مقصدم در داتی‌ویل رسیده‌ام.

321
00:21:53,410 --> 00:21:54,410
‫کاش اینجا بودی.

322
00:22:02,500 --> 00:22:03,500
‫صبح بخیر، دکتر.

323
00:22:04,790 --> 00:22:06,910
‫صبح بخیر، ساسون.

324
00:22:06,950 --> 00:22:09,660
‫خواهشاً بشین. لازم نیست رسمی باشی.

325
00:22:17,870 --> 00:22:19,140
‫هرچند که ظاهراً ما با...

326
00:22:19,160 --> 00:22:21,370
‫خیلی از افسران پزشکی سر و کله می‌زنیم،

327
00:22:22,950 --> 00:22:24,620
‫بعضی‌ها از بقیه منعطف‌تر هستن.

328
00:22:24,660 --> 00:22:26,250
‫بعد شخصی میاد جای اون‌ها...

329
00:22:26,290 --> 00:22:29,500
‫که می‌خواد همه‌چیز در حد
‫شهر آلدرشات سختگیرانه باشه.

330
00:22:29,540 --> 00:22:30,830
‫بعد یکی دیگه میاد جای اون‌ها رو می‌گیره.

331
00:22:32,120 --> 00:22:33,370
‫نظر شما چیه؟

332
00:22:34,620 --> 00:22:37,410
‫راستش من میزانی از لغزش رو ترجیح می‌دم.

333
00:22:38,790 --> 00:22:40,290
‫آدم که تا ابد نمی‌تونه تحت مراقبت باشه.

334
00:22:40,330 --> 00:22:42,000
‫اعصاب و روانش بهم می‌ریزه.

335
00:22:50,830 --> 00:22:53,250
‫با اطلاع کمی که از نحوۀ درمان شما دارم،

336
00:22:53,290 --> 00:22:56,580
‫متوجه‌ام که من هر حرفی بزنم،

337
00:22:56,620 --> 00:22:57,680
‫شما می‌تونید استنباط کنید...

338
00:22:57,700 --> 00:23:00,000
‫که مادربزرگم دائم‌الخمر بوده یا نه.

339
00:23:00,540 --> 00:23:01,830
‫مگه بوده؟

340
00:23:01,870 --> 00:23:03,580
‫متأسفانه نبوده، خیر.

341
00:23:03,620 --> 00:23:06,620
‫فقط توی جشن تولد و سال نو
‫مقدار کمی شراب شری می‌خوره.

342
00:23:06,660 --> 00:23:07,950
‫آفرین به مادربزرگت.

343
00:23:09,450 --> 00:23:11,450
‫نمی‌دونست چی رو از دست نداده.

344
00:23:18,200 --> 00:23:20,010
‫فقط بگید چه خواسته‌ای از من دارید،

345
00:23:20,040 --> 00:23:22,250
‫تا من گفته‌های شما رو عملی کنم.

346
00:23:22,290 --> 00:23:23,830
‫مسئله چیزی که من می‌خوام نیست.

347
00:23:25,370 --> 00:23:28,120
‫مسئله چیزیه که به‌نظر خودت بهش نیاز داری.

348
00:23:29,620 --> 00:23:32,290
‫من باید شروع کنم، یا شما؟

349
00:23:33,540 --> 00:23:35,450
‫چیزی هست که دوست داشته باشی بگی؟

350
00:23:38,660 --> 00:23:41,540
‫احساسات من نه بازگو شدنی هستن،
‫نه می‌شه توی سکوت غرقشون کرد.

351
00:23:42,660 --> 00:23:43,660
‫چرا؟

352
00:23:45,660 --> 00:23:46,950
‫کلی انسان مرده‌ان.

353
00:23:48,370 --> 00:23:49,950
‫خرابی وحشتناکی به بار دادیم.

354
00:23:53,410 --> 00:23:56,580
‫ولی می‌شه دردها رو تسکین داد.

355
00:23:58,620 --> 00:24:00,870
‫به مرحلۀ پذیرش وقایع رفت.

356
00:24:00,910 --> 00:24:02,500
‫دردش تنها وحشتش نیست.

357
00:24:03,500 --> 00:24:04,660
‫کلی مسائل دیگه هست.

358
00:24:06,250 --> 00:24:08,000
‫می‌تونی نام ببریشون؟

359
00:24:08,040 --> 00:24:10,660
‫اگه می‌تونستم نام ببرم
‫که دیگه وحشتی ازشون نداشتم.

360
00:24:10,700 --> 00:24:13,450
‫راه قشنگی برای طفره رفتن از سوال پیدا کردی.

361
00:24:13,500 --> 00:24:14,790
‫تمام طفره رفتن‌ها راه قشنگی هستن.

362
00:24:14,830 --> 00:24:17,000
‫مثلاً توی سیاست.

363
00:24:17,040 --> 00:24:18,580
‫من همیشه فکر می‌کردم سیاسون،

364
00:24:18,620 --> 00:24:21,000
‫انقدر احمقن که ظرافت سرشون نمی‌شه.

365
00:24:21,040 --> 00:24:23,950
‫شاید توی بی‌ظرافت بودن ظرافت دارن.

366
00:24:42,540 --> 00:24:44,160
‫خودت رو سرباز خوبی می‌دونی؟

367
00:24:45,790 --> 00:24:47,080
‫قابل قبولم.

368
00:24:48,660 --> 00:24:49,700
‫تک‌تیرانداز خوبی نبودم.

369
00:24:49,750 --> 00:24:51,660
‫حتی نمی‌دونستم کدوم چشمم رو باید ببندم.

370
00:24:51,700 --> 00:24:53,750
‫شنیدم جایزۀ صلیب ارتشی رو بردی.

371
00:24:53,790 --> 00:24:56,000
‫بله.

372
00:24:56,040 --> 00:24:57,910
‫قرار بوده به معنای دلاوری باشه.

373
00:25:00,290 --> 00:25:02,250
‫شجاعت به معنی بزدلی افراطیه.

374
00:25:03,790 --> 00:25:05,910
‫ریشۀ شجاعت از وحشت میاد.

375
00:25:06,830 --> 00:25:08,700
‫و ترس از وحشت.

376
00:25:08,750 --> 00:25:11,620
‫ولی تو برای شجاعتت شناخته می‌شدی.

377
00:25:14,790 --> 00:25:17,200
‫چرا صلیب ارتش رو انداختی دور؟

378
00:25:19,160 --> 00:25:21,250
‫بابت انزجار از معیارهای
‫رو به نزول خودم بود،

379
00:25:22,700 --> 00:25:24,290
‫و مردانی که به‌نظرم بهشون خیانت کردم.

380
00:25:24,330 --> 00:25:25,910
‫واسم معنایی جز دورویی نداشت.

381
00:25:25,950 --> 00:25:27,370
‫ولی همچنان من شنیدم،

382
00:25:27,410 --> 00:25:29,620
‫سربازان زیردست شما خیلی
‫به شما ارادت دارن.

383
00:25:29,660 --> 00:25:30,910
‫منم به اونا ارادت دارم.

384
00:25:32,660 --> 00:25:33,720
‫چون برای من مثل...

385
00:25:33,750 --> 00:25:35,330
‫تنها انسان‌های حقیقی و خوب دنیا هستن.

386
00:25:39,370 --> 00:25:41,040
‫دنبال حقیقت می‌گردی؟

387
00:25:41,080 --> 00:25:42,120
‫مگه همه دنبالش نیستن؟

388
00:25:44,040 --> 00:25:45,160
‫وقتی که پیداش کردی...

389
00:25:47,410 --> 00:25:48,540
‫بعدش به چی می‌رسی؟

390
00:25:51,540 --> 00:25:54,870
‫احساس آرامش، رضایت از خود.

391
00:25:58,620 --> 00:26:00,830
‫دیگه دلتنگ از دست داده‌ها نیستم.

392
00:26:19,410 --> 00:26:26,410
‫♪ تویی زیباترینِ درختان ♪

393
00:26:28,000 --> 00:26:32,290
‫♪ اکنون درخت گیلاس، ♪

394
00:26:32,330 --> 00:26:36,700
‫♪ در امتداد شاخه‌هایش، ♪

395
00:26:36,750 --> 00:26:43,160
‫♪ شکوفه‌هایش را آویخته ♪

396
00:26:45,790 --> 00:26:49,870
‫♪ و درست در کنار... ♪

397
00:26:49,910 --> 00:26:56,910
‫♪ مسیری جنگلی ایستاده ♪

398
00:27:00,200 --> 00:27:07,160
‫♪ و به مناسبت دوران پاک ♪

399
00:27:07,200 --> 00:27:13,700
‫♪ لباس سفیدش را بر تن کرده ♪

400
00:27:15,660 --> 00:27:17,040
‫بیا تو.

401
00:27:21,870 --> 00:27:23,660
‫شما ستوان ساسون هستین؟

402
00:27:24,870 --> 00:27:25,870
‫بله.

403
00:27:26,790 --> 00:27:29,540
‫من ویلفرد اوون هستم.

404
00:28:00,370 --> 00:28:01,870
‫دیشب صدای فریاد می‌شنیدم.

405
00:28:06,870 --> 00:28:08,500
‫مثل فریاد گرگ بود.

406
00:28:09,830 --> 00:28:12,080
‫گرگ‌ها به‌اصطلاح دقیق زوزه می‌کشن.

407
00:28:13,540 --> 00:28:14,950
‫ولی می‌شه بهش فریاد هم گفت.

408
00:28:15,000 --> 00:28:18,000
‫دکتر مسئله رو به حاشیه نبر، خواهشاً.

409
00:28:18,040 --> 00:28:19,290
‫من چنین قصدی ندارم.

410
00:28:20,790 --> 00:28:23,080
‫صرفاً دارم منطقی باهاش برخورد می‌کنم.

411
00:28:24,910 --> 00:28:27,370
‫ببخشید اگه حس کردی اهمیت نمی‌دم.

412
00:28:32,910 --> 00:28:34,370
‫صدای جیغش خیلی بد بود.

413
00:28:38,160 --> 00:28:39,580
‫بدتر از جیغ حیوانات بود.

414
00:28:42,500 --> 00:28:43,830
‫داشت عذاب می‌کشید.

415
00:28:51,660 --> 00:28:54,200
‫چرا بدترین ترس‌های آدم
‫شب میان سراغش؟

416
00:28:57,830 --> 00:29:00,870
‫گمونم چون که شب...

417
00:29:02,700 --> 00:29:03,830
‫ناخودآگاه آدم رو دوست داره.

418
00:29:06,500 --> 00:29:10,120
‫تمام روز منتظر می‌مونه،
‫که لحظه‌ای در تاریکی گیرت بندازه.

419
00:29:19,290 --> 00:29:21,580
‫جوری می‌گید انگار خوش‌خیمه.

420
00:29:23,370 --> 00:29:24,370
‫شاید باشه.

421
00:29:47,250 --> 00:29:48,450
‫شنیدم ویلفرد اوون...

422
00:29:48,500 --> 00:29:50,750
‫دیروز خودش رو بهت معرفی کرد.

423
00:29:51,410 --> 00:29:52,410
‫بله.

424
00:29:55,370 --> 00:29:56,500
‫ظاهراً پسر خوبیه.

425
00:29:58,000 --> 00:29:59,660
‫نسبت بهش احساس محافظه‌کارانه‌ای دارم.

426
00:30:01,200 --> 00:30:03,830
‫احیاناً چنین محافظه‌کاری
‫مسئلۀ عمیق‌تری رو مخفی نمی‌کنه؟

427
00:30:06,160 --> 00:30:07,160
‫چرا.

428
00:30:09,330 --> 00:30:10,830
‫تمام روابط دوستانۀ من همین هستن.

429
00:30:13,500 --> 00:30:16,120
‫ولی اجازه ندادم احساساتم موجب
‫خدشه یا نابودی روابطم بشن،

430
00:30:16,160 --> 00:30:17,160
‫بلکه کنش‌پذیر موندم.

431
00:30:19,000 --> 00:30:20,500
‫این‌جوری باهاش کنار میام.

432
00:30:21,910 --> 00:30:23,660
‫تا حالا تصمیمات آنی نگرفتی؟

433
00:30:23,700 --> 00:30:26,250
‫نه. هیچ‌وقت نگرفتم.

434
00:30:29,330 --> 00:30:30,910
‫توی خطر کردن ناتوانم.

435
00:30:33,200 --> 00:30:34,410
‫بابت حس قهرمانانۀ درونیمه.

436
00:30:35,500 --> 00:30:36,750
‫مگه چی می‌شه؟

437
00:30:37,830 --> 00:30:39,000
‫چون خیلی می‌ترسم،

438
00:30:40,700 --> 00:30:42,000
‫خیلی خودم رو مهار می‌کنم،

439
00:30:44,250 --> 00:30:46,080
‫از فساد درونی احساس شرم می‌کنم.

440
00:30:49,040 --> 00:30:50,790
‫یا به طور ساده علتش...

441
00:30:52,370 --> 00:30:53,450
‫به قول گفتنی:

442
00:30:53,500 --> 00:30:55,910
‫«عشقی که حتی نمی‌شود از آن نام برد» هست.

443
00:31:01,700 --> 00:31:03,620
‫خیلی‌های دیگه چنین احساسی دارن.

444
00:31:12,660 --> 00:31:14,500
‫راستش رو بگم دکتر، مایۀ تعجبه.

445
00:31:17,700 --> 00:31:18,700
‫چرا؟

446
00:31:20,830 --> 00:31:22,660
‫دنیا پر از افراد هنجارگریزه.

447
00:31:27,120 --> 00:31:30,080
‫خب، از اونجا که جفتمون هنجارگریز هستیم،

448
00:31:30,120 --> 00:31:31,750
‫شما چطوری با قانون کنار میایید؟

449
00:31:36,000 --> 00:31:38,620
‫واسش احترام کمتری از صداقت قائلم.

450
00:31:44,040 --> 00:31:48,080
‫پس طفره رفتن لزوماً
‫مختص به ستوان‌های دوم نیست؟

451
00:31:48,120 --> 00:31:51,450
‫نه، مختص به تمام درجات هست.

452
00:31:56,120 --> 00:31:59,160
‫امیدوارم بعد این جلسات، بااحتیاط بشی.

453
00:32:01,290 --> 00:32:02,950
‫اصلاً من رو «احتیاط» صدا می‌زنن.

454
00:32:04,790 --> 00:32:07,200
‫باز خوبه «اتل» صدات نمی‌کنن.

455
00:32:36,540 --> 00:32:41,120
‫جوری تمرین می‌کنید انگار
‫هدف مهمی پشت این نمایشتون هست.

456
00:32:42,120 --> 00:32:43,790
‫آخه قربان، گمونم چنین نمایشی...

457
00:32:43,830 --> 00:32:46,200
‫باعث فراموش کردن وضعیت خط مقدم می‌شه.

458
00:32:46,250 --> 00:32:47,830
‫شک دارم.

459
00:32:47,870 --> 00:32:49,370
‫اگر برداشت دشمن...

460
00:32:49,410 --> 00:32:52,500
‫این باشه که ارتش بریتانیا
‫برای رقص تانگو تمرین می‌کنه،

461
00:32:52,540 --> 00:32:54,250
‫جنگ رو باختیم.

462
00:32:55,250 --> 00:32:58,500
‫بماند ظاهر اینکه آقایون...

463
00:32:58,540 --> 00:33:01,950
‫با آقایون برقصن، اصلاً دل‌نشین نیست.

464
00:33:02,000 --> 00:33:04,040
‫خیال می‌کردم موجوداتی که
‫چنین کارهایی می‌کنن،

465
00:33:04,080 --> 00:33:05,450
‫می‌رن توی کتابخونه و...

466
00:33:05,500 --> 00:33:08,330
‫با هفت‌تیر خدمتشون کار درست رو می‌کنن.

467
00:33:12,160 --> 00:33:16,790
‫روند درمان شما چطور پیش میره، ستوان؟

468
00:33:16,830 --> 00:33:19,250
‫گاهی اوقات به‌طرز بی‌نظیری خوبه، قربان.

469
00:33:19,290 --> 00:33:21,620
‫خب، امیدوارم این بی‌نظیر بودنش...

470
00:33:21,660 --> 00:33:24,830
‫به اندازۀ کافی باشه که
‫زودتر بتونی برگردی سر خدمتت،

471
00:33:24,870 --> 00:33:27,370
‫و مثل سابق برای جنگ مناسب باشی.

472
00:33:27,410 --> 00:33:28,750
‫قربان، ولی مگه مسئله این نیست...

473
00:33:28,790 --> 00:33:31,000
‫که جنگیدن برای چه چیزی مناسبه؟

474
00:33:31,040 --> 00:33:32,620
‫یا شاید من سندروماتیک برخورد می‌کنم.

475
00:33:33,870 --> 00:33:36,370
‫یا نکنه دچار لغزش زبانی شدم؟

476
00:33:36,410 --> 00:33:37,910
‫چی فرمودین؟

477
00:33:37,950 --> 00:33:39,500
‫عرض کردم لغزش زبانی، قربان.

478
00:33:40,330 --> 00:33:41,370
‫یعنی خطای لفظی.

479
00:33:41,410 --> 00:33:43,830
‫خودم می‌دونم معنیش چیه، ستوان.

480
00:33:43,870 --> 00:33:45,700
‫شاید همۀ ما نتونیم...

481
00:33:45,750 --> 00:33:47,620
‫اشعار بیوولف رو به زبان اصلی بخونیم،

482
00:33:47,660 --> 00:33:50,790
‫ولی همۀ ما هم یک مشت فلسطینی نیستیم.

483
00:33:50,830 --> 00:33:52,200
‫معلومه که نیستید، قربان.

484
00:33:59,540 --> 00:34:00,540
‫ادامه بدین.

485
00:34:08,200 --> 00:34:09,910
‫- حاضری؟
‫- آره.

486
00:34:25,830 --> 00:34:27,700
‫«گند دهان»!

487
00:34:27,750 --> 00:34:29,750
‫«گند دهان»!

488
00:34:29,790 --> 00:34:31,660
‫اولین شعرت توی هایدرا چاپ شده.

489
00:34:31,700 --> 00:34:33,540
‫زنده باد ویراستار شعر!

490
00:34:33,580 --> 00:34:34,910
‫ویراستار که خودمم.

491
00:34:34,950 --> 00:34:37,200
‫درود بر جانشین‌پروری!

492
00:34:39,040 --> 00:34:41,660
‫نظرت درمورد بخش من چیه، زیگفرید؟

493
00:34:43,410 --> 00:34:44,790
‫انگاری سبکت زیادی...

494
00:34:44,830 --> 00:34:46,410
‫به اشعار قرن نوزدهمی وابسته‌ست.

495
00:34:47,250 --> 00:34:48,330
‫جوری می‌گی انگار...

496
00:34:48,370 --> 00:34:49,830
‫مثل «خواستگاری مایلز استندیش» بوده.

497
00:34:49,870 --> 00:34:51,910
‫نه بابا. هیچ شعری در حد اون بد نیست.

498
00:34:53,120 --> 00:34:56,830
‫ولی فکر می‌کنی کار من
‫اقتباس از کار دیگران بوده؟

499
00:35:00,910 --> 00:35:02,910
‫موقعی که توی شهرستان کلر بودم،

500
00:35:02,950 --> 00:35:06,160
‫کلی وقتم رو هدر می‌دادم که
‫اشعار سوینبرن رو بخونم.

501
00:35:06,200 --> 00:35:08,660
‫خیلی بد روی کارم تأثیر می‌ذاشت.

502
00:35:08,700 --> 00:35:12,790
‫باید مستقیماً از خودت اومده باشه،
‫نه از شخص دیگه‌ای.

503
00:35:18,040 --> 00:35:20,870
‫ببین، کار اول تمام شاعران برگرفته شده‌ست.

504
00:35:20,910 --> 00:35:23,660
‫باید از جایی شروع کرد دیگه.

505
00:35:23,700 --> 00:35:25,370
‫جدای سوینبرن، زمانی که کمبریج بودم،

506
00:35:25,410 --> 00:35:28,540
‫کارم شده بود توی قایق بشینم
‫کارهای ویلیام موریس رو بخونم،

507
00:35:28,580 --> 00:35:31,080
‫و یکی در میون اشعار «ماد» رو می‌خوندم.

508
00:35:35,620 --> 00:35:39,080
‫شاید آخرین شعری که نوشتم...

509
00:35:39,120 --> 00:35:40,450
‫رضایتت رو جلب کنه.

510
00:35:42,830 --> 00:35:44,250
‫اسمش ناتوانه.

511
00:36:39,790 --> 00:36:41,000
‫محشره.

512
00:36:45,250 --> 00:36:46,750
‫قلب آدم رو هدف می‌گیره.

513
00:36:51,120 --> 00:36:52,450
‫چقدر تو بااستعدادی.

514
00:36:59,040 --> 00:37:01,660
‫کمیتۀ پزشکی...

515
00:37:01,700 --> 00:37:05,250
‫من رو واجد شرایط فعالیت نظامی دونسته.

516
00:37:16,580 --> 00:37:19,160
‫کی قراره برگردی به هنگت؟

517
00:37:19,200 --> 00:37:20,330
‫ماه دسامبر.

518
00:37:21,580 --> 00:37:22,790
‫دقیقاً قبل کریسمس.

519
00:37:30,080 --> 00:37:31,080
‫آها.

520
00:37:34,370 --> 00:37:38,290
‫♪ برای خودم توی کلیسا منتظر بودم ♪

521
00:37:38,330 --> 00:37:42,040
‫♪ توی کلیسا، توی کلیسا ♪

522
00:37:42,080 --> 00:37:45,950
‫♪ که فهمیدم ولم کرده و رفته ♪

523
00:37:46,000 --> 00:37:50,200
‫♪ خدایا، چقدر دلم شکست ♪

524
00:37:50,250 --> 00:37:53,750
‫♪ ناگهان واسم نامه‌ای فرستاد ♪

525
00:37:53,790 --> 00:37:55,700
‫♪ اصلاً نامه‌اش همراهم هست ♪

526
00:37:55,750 --> 00:37:58,160
‫♪ توش نوشته بود: ♪

527
00:37:58,200 --> 00:38:01,660
‫♪ دل تو دلم نیست که امروز عروسی بگیریم ♪

528
00:38:01,700 --> 00:38:06,250
‫♪ ولی زنم اجازه نمی‌ده ♪

529
00:38:06,290 --> 00:38:08,290
‫♪ برای خودم... ♪

530
00:38:08,330 --> 00:38:10,080
‫♪ توی کلیسا منتظر بودم ♪

531
00:38:10,120 --> 00:38:14,160
‫♪ توی کلیسا، توی کلیسا ♪

532
00:38:14,200 --> 00:38:18,080
‫♪ که فهمیدم ولم کرده و رفته ♪

533
00:38:18,120 --> 00:38:22,080
‫♪ خدایا، چقدر دلم شکست ♪

534
00:38:22,120 --> 00:38:26,080
‫♪ ناگهان نامه‌ای واسم فرستاد ♪

535
00:38:26,120 --> 00:38:28,000
‫♪ اصلاً نامه‌اش همراهم هست ♪

536
00:38:28,040 --> 00:38:29,870
‫♪ توش نوشته بود: ♪

537
00:38:29,910 --> 00:38:33,870
‫♪ دل تو دلم نیست که امروز عروسی بگیریم ♪

538
00:38:33,910 --> 00:38:36,950
‫♪ ولی زنم اجازه نمی‌ده ♪

539
00:38:44,370 --> 00:38:47,080
‫چی شده، زیگفرید؟

540
00:38:48,580 --> 00:38:49,580
‫هیچی.

541
00:38:54,160 --> 00:38:57,290
‫ویلفرد قراره برگرده خدمت.

542
00:38:58,080 --> 00:38:59,080
‫می‌دونم.

543
00:39:08,410 --> 00:39:09,620
‫بعدش چی کار می‌کنی؟

544
00:39:10,660 --> 00:39:11,660
‫هیچی.

545
00:39:14,910 --> 00:39:17,700
‫نمی‌خوام کاری کنم که
‫درد جدایی رو بیشتر کنه.

546
00:39:26,580 --> 00:39:28,250
‫حاضرم هرچی دارم رو بدم...

547
00:39:28,290 --> 00:39:30,700
‫که فقط یک ساعت بیشتر اینجا بمونه.

548
00:39:31,790 --> 00:39:33,000
‫حتی یک دقیقه بیشتر.

549
00:39:40,080 --> 00:39:43,450
‫توی رنجش عجولم،
‫ولی توی عشق از همه عقبم.

550
00:39:49,580 --> 00:39:51,290
‫اولین بار که دیدمش،

551
00:39:52,500 --> 00:39:54,120
‫لکنت زبان داشت.

552
00:39:56,620 --> 00:39:59,040
‫و گمونم حرف زدنش با
‫لهجۀ بچه‌های دبستانی بود.

553
00:40:02,580 --> 00:40:04,000
‫چرا من انقدر احمقم؟

554
00:40:07,790 --> 00:40:09,290
‫واقعاً مرد دوست‌داشتنی‌ایه.

555
00:40:12,830 --> 00:40:14,450
‫و به‌نظرم حتی شاعر بهتریه.

556
00:40:22,080 --> 00:40:23,790
‫اشعار خودت چی؟

557
00:40:27,000 --> 00:40:28,410
‫همه‌شون خودپسندی خودم هستن.

558
00:40:31,700 --> 00:40:33,910
‫یه‌کم داری تلخ بهش نگاه می‌کنی.

559
00:40:33,950 --> 00:40:35,160
‫حقیقت معمولاً تلخه.

560
00:40:44,660 --> 00:40:46,790
‫حتی نمی‌دونم چرا اومدم اینجا.

561
00:40:53,830 --> 00:40:55,450
‫واقعاً هیچ سودی واسم نداشته.

562
00:40:59,160 --> 00:41:01,910
‫فرض کن نوعی پاکسازی روح بوده.

563
00:41:05,000 --> 00:41:07,200
‫چرا باید انقدر زیبا بیانش کنی؟

564
00:42:37,410 --> 00:42:42,330
‫می‌شه چند لحظه بیشتر بمونی؟

565
00:42:42,910 --> 00:42:43,910
‫آره.

566
00:43:06,330 --> 00:43:07,660
‫اگه حاضرید بریم، قربان.

567
00:43:40,540 --> 00:43:41,950
‫ویلفرد کشته شد،

568
00:43:42,000 --> 00:43:44,080
‫آن هم در هفته‌ای پیش از اتمام جنگ.

569
00:43:51,540 --> 00:43:55,500
‫چه ناقوس مرگی می‌نوازند
‫برای آنانی که همچو چهارپایان می‌میرند،

570
00:43:55,540 --> 00:43:57,910
‫جز صدای هولناک گلوله؟

571
00:43:59,450 --> 00:44:02,250
‫تنها دعایی که پشت سرشان می‌خوانند،

572
00:44:02,290 --> 00:44:04,750
‫ریتم‌های تند شلیک سلاح‌هاست.

573
00:44:06,120 --> 00:44:09,790
‫نه مراسمی برایشان هست، نه دعا و ناقوسی.

574
00:44:09,830 --> 00:44:12,370
‫هیچ صدایی برایشان ماتم نمی‌گیرد،

575
00:44:12,410 --> 00:44:13,830
‫جز آواز گروه کُر.

576
00:44:15,250 --> 00:44:19,950
‫بانگ و هیاهوی توپخانه‌های ارتش،

577
00:44:20,000 --> 00:44:24,910
‫با صدای شیپور، مردان جوان را
‫از زادگاه ماتم‌زده‌شان بیرون می‌کرد.

578
00:44:24,950 --> 00:44:29,160
‫چه شمعی می‌سوزد تا با زندگی وداع کنند؟

579
00:44:29,200 --> 00:44:33,000
‫شمعی که در دستشان نیست،
‫بلکه در چشمانشان...

580
00:44:33,040 --> 00:44:36,200
‫حین وداع با زندگی با نوری مقدس می‌درخشد.

581
00:44:36,250 --> 00:44:39,830
‫تابوتشان چیزی نیست جز
‫چهره‌های غم‌زدۀ زنان و دختران.

582
00:44:39,870 --> 00:44:44,000
‫و باشد که گل‌های مزارشان،
‫شکیبایی و شفقت مردم باشد.

583
00:44:44,040 --> 00:44:48,910
‫و به‌هنگام هر غروبی،
‫پردۀ خانه‌ای کشیده می‌شود.

584
00:44:53,370 --> 00:44:58,330
‫اون خانمی که ژست گرفته،
‫و ظاهراً بادبان سه‌گوش تنش کرده،

585
00:44:58,370 --> 00:45:01,330
‫لیدی اوتولین مورله.

586
00:45:01,370 --> 00:45:05,200
‫می‌شه گفت خانم هوس‌بازیه،
‫ولی خام هرکسی هم نمی‌شه.

587
00:45:05,250 --> 00:45:06,450
‫این که انگاری...

588
00:45:06,500 --> 00:45:08,290
‫از زمان جنگ بوئر لبخند به لبش نیومده.

589
00:45:08,330 --> 00:45:10,660
‫کل جنگ بوئر واسه اوتولین خنده‌داره.

590
00:45:11,750 --> 00:45:13,040
‫سلام اوتولین!

591
00:45:13,080 --> 00:45:15,000
‫دوروتی، می‌شه تا عضلاتم تجزیه نشدن،

592
00:45:15,040 --> 00:45:17,790
‫- چند لحظه توقف کنیم؟
‫- حتماً، اوتولین.

593
00:45:22,080 --> 00:45:26,080
‫این پسرک شدیداً خوش‌تیپی که
‫همراهت اومده کیه، رابی؟

594
00:45:26,120 --> 00:45:27,700
‫ساسون، زیگفرید هستن.

595
00:45:27,750 --> 00:45:30,120
‫چه اسم واگنری داره.

596
00:45:30,160 --> 00:45:32,830
‫متأسفانه انگلستانی هستم.

597
00:45:32,870 --> 00:45:36,000
‫یعنی جنابعالی نور چشم
‫سالن اپرای بایرویت نیستی؟

598
00:45:36,040 --> 00:45:38,410
‫نه، نه. متأسفانه خیر.

599
00:45:38,450 --> 00:45:40,870
‫پس از چه موزیکال‌هایی خوشت میاد؟

600
00:45:40,910 --> 00:45:48,330
‫راول، آلبنیس، شوسون، یا حتی اسکریابین.

601
00:45:48,370 --> 00:45:50,040
‫سزار فرانک هم گاهی دوست دارم.

602
00:45:50,080 --> 00:45:51,910
‫بارتوک چی؟

603
00:45:51,950 --> 00:45:53,580
‫نه، بارتوک که هیچ‌وقت. اصلاً.

604
00:45:54,700 --> 00:45:55,760
‫موسیقیش برای من جوریه که...

605
00:45:55,790 --> 00:45:57,700
‫انگار یه روانی داره زیلوفون می‌زنه.

606
00:45:57,750 --> 00:45:59,370
‫اتفاقاً برعکس.

607
00:46:00,870 --> 00:46:03,700
‫یک بار رفتم اجرای بارتوک از
‫پادرفسکی توی تانبریج ولز،

608
00:46:03,750 --> 00:46:05,370
‫ولی خیلی اجرای ناامیدکننده‌ای بود.

609
00:46:05,410 --> 00:46:07,200
‫مگه چه انتظاری داشتی، رابی؟

610
00:46:08,080 --> 00:46:09,790
‫سطح سالن تانبریج ولز همینه.

611
00:46:11,750 --> 00:46:16,500
‫اگه مایلید به صرف چای وارد عمارت اصلی بشیم.

612
00:46:16,540 --> 00:46:18,450
‫امکانش هست منم بیام، اوتولین؟

613
00:46:18,500 --> 00:46:20,080
‫معلومه، دوروتی.

614
00:46:20,120 --> 00:46:23,200
‫تو که خادم نیستی، مهمون مایی.

615
00:46:24,330 --> 00:46:27,370
‫از این طرف بیایید آقای باسون.

616
00:46:27,410 --> 00:46:32,950
‫بگید ببنیم دقیقاً چرا
‫از آقای بارتوک خوشتون نمیاد.

617
00:46:33,000 --> 00:46:35,410
‫مسئلۀ خاصی نیست.
‫صرفاً از موسیقیش خوشم نمیاد.

618
00:46:35,450 --> 00:46:38,370
‫آها، راستی اینم بگم...

619
00:46:38,410 --> 00:46:41,200
‫قراره ازت بخواد که شب بمونی.

620
00:46:41,250 --> 00:46:44,330
‫همیشه از مردان جوانی و جذاب
‫می‌خواد که شب بمونن.

621
00:46:44,370 --> 00:46:47,370
‫پس، یا در اتاقت رو قفل کن،

622
00:46:47,410 --> 00:46:50,370
‫یا پوشش خشک و جدی‌ای داشته باش.

623
00:47:00,870 --> 00:47:04,870
‫گفتم شاید از شکلات داغ قبل خواب
‫بیشتر باب طبعت باشم.

624
00:47:08,620 --> 00:47:10,660
‫متأسفانه شکلات داغ رو ترجیح می‌دم.

625
00:47:12,540 --> 00:47:13,750
‫امیدوارم نتونی بخوابی.

626
00:47:27,620 --> 00:47:32,950
‫«دیکی. لعنت به جنگل! بایستی برویم.

627
00:47:33,000 --> 00:47:36,370
‫خدایا، آخر به چه قیمتی؟

628
00:47:36,410 --> 00:47:41,410
‫درنهایت که چیزی عایدمان نیست،
‫بارش نیز تمامی ندارد.

629
00:47:41,450 --> 00:47:42,870
‫تیرهایشان سر ما آوار شد!

630
00:47:42,910 --> 00:47:45,330
‫آخ دیکی، زنده بمان!»

631
00:48:17,410 --> 00:48:19,120
‫خوابم برد.

632
00:48:19,160 --> 00:48:21,790
‫روز بعد که بیدار شدم، تمام کرده بود.

633
00:48:21,830 --> 00:48:26,160
‫جایش چند زخم خفیف و خندان
‫بر روی تخت مانده بود.

634
00:48:43,540 --> 00:48:44,950
‫آیوور نوولو...

635
00:48:46,450 --> 00:48:48,870
‫خوانندۀ «شومینه‌ها را روشن نگه دار».

636
00:48:48,910 --> 00:48:50,200
‫هوم، آره.

637
00:48:50,250 --> 00:48:52,000
‫با اون صدای نفرت‌انگیزش.

638
00:48:52,040 --> 00:48:55,250
‫همیشه هم با صدای بلند ترانه می‌نویسه،

639
00:48:55,290 --> 00:48:57,250
‫ولی مجبوریم رفتار پسندیده‌ای داشته باشیم.

640
00:48:57,290 --> 00:49:00,160
‫سیبل، واقعاً خجالت بکش.

641
00:49:00,200 --> 00:49:01,500
‫با این موسیقی رگتایم.

642
00:49:01,540 --> 00:49:03,080
‫آره، می‌دونم.

643
00:49:03,120 --> 00:49:07,370
‫ولی آقای نوولو جوری می‌نوازه
‫که تقریباً می‌شه گفت هنر محسوب می‌شه.

644
00:49:07,410 --> 00:49:10,580
‫تازه، درحال حاضر قراره در نمایشی...

645
00:49:10,620 --> 00:49:13,950
‫به اسم «موش» توی سالن وست‌اند بازی کنن.

646
00:49:14,000 --> 00:49:15,500
‫می‌دونم.

647
00:49:15,540 --> 00:49:17,950
‫یکی ازم پرسید این نمایش رو
‫کی از روی زندگیش نوشته؟

648
00:49:18,000 --> 00:49:20,080
‫منم گفتم خبر ندارم.

649
00:49:20,120 --> 00:49:23,620
‫رابی، روزی رو می‌بینم که
‫با این زبونت کار دست خودت می‌دی.

650
00:49:23,660 --> 00:49:26,410
‫سیبل جان، یک روز همه‌مون
‫کار دست خودمون می‌دیم.

651
00:49:28,160 --> 00:49:30,540
‫لطف کردین اومدین، آقای ساسون.

652
00:49:30,580 --> 00:49:34,410
‫همه‌مون خیلی مشتاقیم که قطعۀ شما رو بشنویم.

653
00:49:34,450 --> 00:49:37,160
‫ممنونم، لیدی کولفاکس.

654
00:49:42,910 --> 00:49:47,250
‫خانم‌ها و آقایان، لطفاً به احترام...

655
00:49:47,290 --> 00:49:52,290
‫یکی از بهترین شاعران ما سکوت اختیار کنید:
‫آقای زیگفرید ساسون.

656
00:50:05,080 --> 00:50:06,870
‫زمانی که در میان شعله‌های نور هستم،

657
00:50:08,450 --> 00:50:11,290
‫با موسیقی مبتذل و سیگار در دست،

658
00:50:12,700 --> 00:50:15,370
‫و زنانی که مشغول عیش و نوش هستند،

659
00:50:16,580 --> 00:50:18,790
‫و مأمورانی که به دنبال جرعه‌ای شرابند،

660
00:50:20,040 --> 00:50:22,200
‫گاهی به یاد شب‌های باغ میفتم؛

661
00:50:24,250 --> 00:50:26,580
‫درختان نارونی که سر تأیید
‫به ستارگان تکان می‌دهند.

662
00:50:28,580 --> 00:50:30,870
‫رویای اتاقی کوچک با نور شمع را می‌بینم،

663
00:50:32,200 --> 00:50:34,330
‫با شمع‌های زردی که درش می‌سوزند،

664
00:50:35,790 --> 00:50:37,750
‫و تصاویر روی دیوار را روشن می‌سازند،

665
00:50:38,750 --> 00:50:41,080
‫و کتاب‌های محبوبم که
‫خواب را از چشمانم می‌گیرند.

666
00:50:43,410 --> 00:50:45,080
‫زمانی که به یاد چنین چیزهایی باشم،

667
00:50:45,120 --> 00:50:46,700
‫هیچ‌گاه احساس تنهایی نمی‌کنم.

668
00:50:49,120 --> 00:50:51,410
‫آنگاه شخصی می‌گوید: نوشیدنی دیگری بده!

669
00:50:52,750 --> 00:50:55,750
‫و آنی قلب سرزندۀ مرا به سنگ بدل می‌کند.

670
00:51:09,160 --> 00:51:10,750
‫ممنونم، آقای ساسون.

671
00:51:11,500 --> 00:51:13,830
‫واقعاً خیلی تأثیرگذار بود.

672
00:51:13,870 --> 00:51:15,200
‫ما هم ازت ممنونیم، سیبل.

673
00:51:15,250 --> 00:51:17,080
‫الآنم برمی‌گردیم پیش لیدی کونارد،

674
00:51:17,120 --> 00:51:18,910
‫قبل اینکه بزنه چیزی رو منفجر کنه.

675
00:51:31,160 --> 00:51:35,000
‫فکر کنم یه زمان بلد بود مثلث بنوازه.

676
00:51:35,040 --> 00:51:37,200
‫ولمون کن.

677
00:51:37,250 --> 00:51:41,330
‫♪ به‌نظر که قربانی شوخی
‫بی‌رحمانه‌ای شده‌ام ♪

678
00:51:42,830 --> 00:51:48,330
‫♪ که مدام به‌دنبال من و دختری که
‫عاشقش هستم می‌آمد ♪

679
00:51:48,370 --> 00:51:54,620
‫♪ آن دختر شیرین‌ترین
‫چیزی بود که در این دنیا شناختم ♪

680
00:51:54,660 --> 00:52:00,790
‫♪ اما فرصتی برای خلوت کردن نداشتیم ♪

681
00:52:00,830 --> 00:52:05,830
‫♪ با ماشین می‌رفتم به دنبالش،
‫مادرش هم می‌آمد ♪

682
00:52:07,250 --> 00:52:12,540
‫♪ هرچند که ماشینم دو در است،
‫اما مادرش همچنان می‌آمد ♪

683
00:52:12,580 --> 00:52:18,290
‫♪ در اوقات بی‌کاری‌ام،
‫حین شام و عصرانه و صرف چای ♪

684
00:52:18,330 --> 00:52:21,580
‫♪ دوست دارد با من برقصد ♪

685
00:52:21,620 --> 00:52:23,330
‫♪ مادرش نیز دوست دارد ♪

686
00:52:24,750 --> 00:52:30,410
‫♪ به مزون عروسی که می‌رفتیم،
‫مادرش هم می‌آمد ♪

687
00:52:30,450 --> 00:52:36,580
‫♪ از او خواستم که دیگر نیاید،
‫اما همچنان می‌آمد ♪

688
00:52:36,620 --> 00:52:42,500
‫♪ تحمل سرزنش برایش زیادی است،
‫من می‌روم و زانوی غم بغل می‌گیرم ♪

689
00:52:42,540 --> 00:52:47,160
‫♪ سپس می‌روم تا حمام کنم،
‫که نگهان برادرش هم می‌آید ♪

690
00:52:48,750 --> 00:52:53,660
‫♪ بازی گلف را شروع کردیم،
‫مادرش مثل همیشه آمد ♪

691
00:52:54,450 --> 00:52:56,750
‫♪ وقتی مادرش آمد ♪

692
00:52:57,750 --> 00:53:00,660
‫♪ سه کیف گلف برداشتم ♪

693
00:53:00,700 --> 00:53:03,790
‫♪ در نقطۀ شروع از حال رفت ♪

694
00:53:03,830 --> 00:53:07,200
‫♪ دلبرم در گوشم زمزمه کرد: ♪

695
00:53:07,250 --> 00:53:10,700
‫♪ «جک عزیزم، بالأخره تنها شدیم» ♪

696
00:53:12,120 --> 00:53:13,580
‫♪ ولی مادرش باز آمد ♪

697
00:53:19,580 --> 00:53:22,120
‫مردم می‌گن خیلی خوش‌قیافه‌ست.

698
00:53:22,160 --> 00:53:23,870
‫شونه‌ها رو داشته باش.

699
00:53:24,750 --> 00:53:27,790
‫آره، شونه‌های پسره هم قشنگه.

700
00:53:34,870 --> 00:53:36,580
‫دیگه می‌ریم، آیوور؟

701
00:53:36,620 --> 00:53:38,290
‫نه، عزیزم.

702
00:53:38,330 --> 00:53:41,120
‫مشتاقم با مهمان فاخرمون آشنا بشم.

703
00:53:41,160 --> 00:53:43,000
‫سلام آقای ساسون.

704
00:53:43,040 --> 00:53:45,200
‫مشتاقم نظر شما رو درمورد
‫موزیکال جدیدم بشنوم.

705
00:53:45,250 --> 00:53:48,290
‫می‌خوام به سبک ترزاریما بنویسم.

706
00:53:48,330 --> 00:53:50,200
‫اینی که گفتی حوالی ناپله، نه؟

707
00:53:51,200 --> 00:53:52,700
‫رابی عزیز،

708
00:53:52,750 --> 00:53:56,410
‫سکوتت همیشه از گفتارت شیرین‌تره.

709
00:54:09,410 --> 00:54:11,750
‫رابی تا خونه همراهیت می‌کنه، گلن.

710
00:54:22,500 --> 00:54:24,450
‫«زندگی همینه دیگه».

711
00:54:25,370 --> 00:54:26,410
‫«مثل جنگه».

712
00:54:52,540 --> 00:54:54,660
‫ای وای.

713
00:54:54,700 --> 00:54:59,200
‫کلیدها رو بذار روی کمد، گلن.

714
00:55:00,790 --> 00:55:04,790
‫خودت که می‌دونی چقدر فراموش‌کارم.

715
00:55:37,950 --> 00:55:39,750
‫گمونم هنوز عاشقته.

716
00:55:40,620 --> 00:55:42,660
‫مشکل اصلی عشق،

717
00:55:42,700 --> 00:55:44,500
‫اینه که خیلی سریع...

718
00:55:44,540 --> 00:55:45,870
‫تبدیل به مالکیت‌خواهی می‌شه.

719
00:55:52,000 --> 00:55:54,580
‫واقعاً چیز خسته‌کننده‌ایه.

720
00:55:58,080 --> 00:55:59,620
‫کلیدها رو کجا بذارم؟

721
00:55:59,660 --> 00:56:02,200
‫عه، برای خودته دیگه.

722
00:56:34,580 --> 00:56:36,290
‫هامو خیلی دور از اینجا از دنیا رفت.

723
00:56:37,500 --> 00:56:40,410
‫مادامی که شمشیرش پیشم باشه،
‫انگاری خودش پیشمه.

724
00:56:42,700 --> 00:56:45,250
‫فرصت نشد واسش درست‌حسابی
‫سوگواری کنیم، مادر.

725
00:56:46,580 --> 00:56:48,540
‫چون بیشتر خشمگینیم، تا سوگوار.

726
00:56:56,410 --> 00:57:00,660
‫تو را نظاره می‌کنم،
‫که در راه همیشگی‌ات هستی.

727
00:57:00,700 --> 00:57:03,410
‫که حین خدمات فداکارانه، موهایت سفید می‌شود.

728
00:57:04,870 --> 00:57:06,040
‫با خود می‌گویم،

729
00:57:06,080 --> 00:57:08,750
‫عمری سپری کرده‌ام تا بفهمم،

730
00:57:08,790 --> 00:57:12,160
‫که تو را چه چیزی از این
‫زندگی بی‌توقع عاید می‌شود؟

731
00:57:12,200 --> 00:57:16,000
‫هالۀ نوری مقدس که در یاد دل،

732
00:57:16,040 --> 00:57:17,660
‫آنگاه که مغرورانی...

733
00:57:17,700 --> 00:57:20,500
‫حق انتخاب مردم را به دام می‌اندازند،

734
00:57:20,540 --> 00:57:24,250
‫هادی و سوزان است.

735
00:57:24,290 --> 00:57:27,540
‫چرا که در اندیشۀ من زنده‌ای،

736
00:57:27,580 --> 00:57:31,370
‫زیرا به دنبال پاداشی نبوده‌ای
‫که بتوان آن را خرید.

737
00:57:33,000 --> 00:57:35,870
‫بنابراین وقتی به یادت می‌افتم،

738
00:57:35,910 --> 00:57:38,450
‫به یاد تمام چیزهای غنی و حقیقی،

739
00:57:38,500 --> 00:57:40,750
‫که درو کرده و ساخته‌ام، می‌افتم.

740
00:57:44,790 --> 00:57:46,540
‫خداروشکر که تو زنده موندی.

741
00:57:57,540 --> 00:57:58,540
‫شب بخیر، عزیزدلم.

742
00:57:59,700 --> 00:58:00,700
‫شب بخیر، مامان.

743
00:58:12,580 --> 00:58:14,910
‫ای برادر، دستانم را بگیر.

744
00:58:15,830 --> 00:58:17,160
‫چهره‌ام را بررسی کن.

745
00:58:18,700 --> 00:58:21,540
‫بنگر به چشمانم که مبادا شرم را ببینم.

746
00:58:22,870 --> 00:58:25,540
‫چرا که پایانی به تمام حقارت‌ها بخشیده‌ایم.

747
00:58:26,700 --> 00:58:29,160
‫چرا که برمی‌گردیم از مسیری که آمده‌ایم.

748
00:58:30,580 --> 00:58:34,620
‫سهم تو با ارواح سربازان شهید است،

749
00:58:34,660 --> 00:58:37,080
‫سهم من نیز در میدانی‌ست
‫که مردان درش می‌جنگند.

750
00:58:38,870 --> 00:58:41,290
‫اما در تاریکی ظلمات،
‫سر سرافراز تو را می‌بینم.

751
00:58:41,330 --> 00:58:45,080
‫و با پیروزی توست که امید می‌گیرم.

752
00:59:12,040 --> 00:59:18,750
‫♪ باشد این خواب در آرامشی بهشتی ♪

753
00:59:25,450 --> 00:59:28,580
‫سه هزار و پونصد نسخه
‫از کتاب «ضدحمله» فروخته شده.

754
00:59:29,580 --> 00:59:31,750
‫شهرت روزافزونی پیدا کردی، زیگفرید.

755
00:59:32,870 --> 00:59:34,040
‫یعنی مثل ویروس؟

756
00:59:34,080 --> 00:59:35,160
‫انقدر یک‌دنده نباش.

757
00:59:36,700 --> 00:59:38,080
‫پس بیدار که شدم دیدم مشهورم.

758
00:59:38,700 --> 00:59:39,790
‫عین بایرون.

759
00:59:40,830 --> 00:59:44,050
‫شنیدم خوبان و بزرگان بهت سر زدن.

760
00:59:44,080 --> 00:59:45,120
‫هوم...

761
00:59:45,160 --> 00:59:48,870
‫ماسین، لیدیا لوپوکووا، کینز،

762
00:59:48,910 --> 00:59:51,040
‫وینستون چرچیل و مادرش.

763
00:59:52,120 --> 00:59:54,200
‫حتی نوئل کوارد، بازیگر کوچولو.

764
00:59:55,500 --> 00:59:56,950
‫کسی رو از قلم ننداختم؟

765
00:59:57,000 --> 00:59:59,790
‫پاپ رو یادت رفت.

766
00:59:59,830 --> 01:00:01,620
‫آفرین زیگفرید، خودت رو دست‌کم بگیر.

767
01:00:03,290 --> 01:00:04,910
‫آقای چرچیل چه رفتاری داشت؟

768
01:00:06,330 --> 01:00:07,950
‫باشکوه بود.

769
01:00:08,000 --> 01:00:09,040
‫آقای کوارد چی؟

770
01:00:10,410 --> 01:00:11,910
‫احساساتی.

771
01:00:11,950 --> 01:00:15,410
‫اگه خاندان سلطنتی بیاد عیادتت چی؟

772
01:00:15,450 --> 01:00:16,800
‫اون موقع مجبورم حالت نشسته...

773
01:00:16,830 --> 01:00:18,370
‫ادای احترام کنم.

774
01:00:19,910 --> 01:00:21,670
‫خوب شد گفتم خاندان سلطنتی،

775
01:00:21,700 --> 01:00:25,500
‫دستوری از علیاحضرت ادیت سیتول آوردم.

776
01:00:25,540 --> 01:00:26,600
‫قراره بری نمایشی...

777
01:00:26,620 --> 01:00:28,160
‫توی میدان کارلایل،

778
01:00:28,200 --> 01:00:30,200
‫که اجرای «تظاهر»اش رو ببینی.

779
01:00:31,580 --> 01:00:33,830
‫شعرش از خود ادیته،
‫موسیقی‌اش کار ویلی والتونه.

780
01:00:34,910 --> 01:00:35,970
‫خیلی زور زدم جورش کنم،

781
01:00:36,000 --> 01:00:37,280
‫پس روم رو زمین ننداز.

782
01:00:38,540 --> 01:00:39,910
‫اگه نخوای شرکت کنی،

783
01:00:39,950 --> 01:00:41,330
‫خانوادۀ سیتول تهدید کرده،

784
01:00:41,370 --> 01:00:42,700
‫که میاد خونه‌ات توی خیابون هف‌مون،

785
01:00:42,750 --> 01:00:45,250
‫و کل اپرای تنهوزر رو واست زمزمه می‌کنه.

786
01:00:46,910 --> 01:00:48,250
‫دیگه از ما گفتن بود.

787
01:00:50,080 --> 01:00:51,120
‫آها، راستی...

788
01:00:51,160 --> 01:00:53,160
‫اوتولین مورل بهم سر زد،

789
01:00:53,200 --> 01:00:54,660
‫گفت دیدمت سلام برسونم.

790
01:00:55,200 --> 01:00:56,200
‫چطور بود؟

791
01:00:57,660 --> 01:00:59,580
‫فقط بگم افرادی که سبز لیمویی می‌پوشن،

792
01:00:59,620 --> 01:01:01,200
‫همیشه در نظرم افراد کینه‌جویی جلوه کردن.

793
01:01:03,160 --> 01:01:04,910
‫اوتولین بی‌چاره.

794
01:01:04,950 --> 01:01:06,950
‫توی قبر هم با لباس شیک می‌ذارنش.

795
01:01:09,950 --> 01:01:12,450
‫مایلم با مادرت آشنا بشم.

796
01:01:13,160 --> 01:01:14,540
‫جان؟

797
01:01:14,580 --> 01:01:17,660
‫گفتم مایلم با مادرت آشنا بشم.

798
01:01:19,330 --> 01:01:21,790
‫از نظرم مادران، چه خوب باشن چه بد،

799
01:01:21,830 --> 01:01:23,330
‫شخصیت‌های جالبی دارن.

800
01:01:25,250 --> 01:01:26,910
‫هرچند موقعی که خواستم مادرم رو آتیش بزنم،

801
01:01:28,250 --> 01:01:29,950
‫مشخص شد از جنس پنبۀ نسوزه.

802
01:01:32,540 --> 01:01:33,790
‫عجله کن دیگه!

803
01:01:33,830 --> 01:01:36,620
‫اگه همین‌جوری لفتش بدی
‫عمراً به کنت برسیم.

804
01:01:36,660 --> 01:01:39,910
‫آها، این نامه‌ات رو روی زمین پیدا کردم.

805
01:01:39,950 --> 01:01:41,450
‫عه، گمونم از طرف رابی راس باشه.

806
01:01:43,330 --> 01:01:45,290
‫چرا انقدر ازش بیزاری؟

807
01:01:45,330 --> 01:01:48,410
‫چون از نحوۀ صحبت کردنش خوشم نمیاد.

808
01:01:48,450 --> 01:01:50,750
‫انگار مدام می‌خواد من رو بنشونه سر جام.

809
01:01:52,370 --> 01:01:54,300
‫تنها مشکل نشوندن مردم سر جاهاشون،

810
01:01:54,330 --> 01:01:56,370
‫اینه که انگار اون شخص
‫جایگاه خودش رو نمی‌دونه.

811
01:01:58,160 --> 01:02:00,540
‫موافقم بدخلقی می‌کنه، ولی بددل که نیست.

812
01:02:01,580 --> 01:02:04,040
‫خیلی هم دوست ثابت‌قدمیه.

813
01:02:04,080 --> 01:02:05,620
‫اون موقعی رابی راس علناً از...

814
01:02:05,660 --> 01:02:07,620
‫اسکار وایلد حمایت کرد،
‫خطرات زیادی به جون خرید.

815
01:02:07,660 --> 01:02:09,870
‫از همون موقع لرد آلفرد داگلاس
‫سایه‌اش رو با تیر می‌زنه.

816
01:02:09,910 --> 01:02:12,870
‫آخ بی‌خیال، بوزی که کینه‌جویی تو ذاتشه.

817
01:02:12,910 --> 01:02:14,390
‫مقصر رابیه که عواقبش رو نمی‌دونست.

818
01:02:14,410 --> 01:02:16,000
‫واقعاً تنها مقصر خودشه.

819
01:02:16,040 --> 01:02:17,750
‫این دیگه انصاف نیست.

820
01:02:17,790 --> 01:02:19,200
‫وفاداری رابی به وایلد شایان تقلیده.

821
01:02:19,250 --> 01:02:22,790
‫باشه، قبول. رابی قدیسه.

822
01:02:22,830 --> 01:02:24,910
‫حالا می‌شه بحث رو عوض کنیم؟

823
01:02:30,620 --> 01:02:32,120
‫چه شمشیر قشنگی.

824
01:02:33,120 --> 01:02:34,540
‫شمشیر برادرم بود.

825
01:02:34,580 --> 01:02:35,620
‫هوم...

826
01:02:35,660 --> 01:02:37,700
‫توی نبرد چناق‌قلعه کشته شد.

827
01:02:44,660 --> 01:02:45,750
‫ای خدا.

828
01:02:46,330 --> 01:02:47,830
‫چی شد؟

829
01:02:47,870 --> 01:02:50,000
‫امشب اولین اجرای «تظاهر»ئه،

830
01:02:50,040 --> 01:02:52,080
‫منم قرار بود شرکت کنم.

831
01:02:52,120 --> 01:02:54,450
‫کجا قراره اجرا بشه؟

832
01:02:54,500 --> 01:02:57,660
‫سالن تئاتر شخصی توی کارلایله.

833
01:02:58,040 --> 01:02:59,580
‫پس توی چلسیه.

834
01:02:59,620 --> 01:03:00,970
‫حتی اگه با سرعت باد بری،

835
01:03:01,000 --> 01:03:02,160
‫عمراً اگه بهش برسی.

836
01:03:02,200 --> 01:03:04,080
‫رابی بفهمه خیلی عصبانی می‌شه.

837
01:03:04,120 --> 01:03:05,700
‫ادیت سیتول هم همین‌طور.

838
01:03:07,200 --> 01:03:09,910
‫مخاطبان نمایش رو گزینش کرده بودن.

839
01:03:09,950 --> 01:03:11,700
‫مطمئنم وقتی علتش رو توضیح بدی،

840
01:03:11,750 --> 01:03:13,290
‫درک می‌کنه که چرا نتونستی بری.

841
01:03:13,330 --> 01:03:15,290
‫نه، فکر نکنم درک کنه مادر.

842
01:03:15,330 --> 01:03:17,160
‫ادیت خیلی خانم بهونه‌گیریه.

843
01:03:17,200 --> 01:03:18,540
‫خانم که نیست.

844
01:03:18,580 --> 01:03:20,200
‫عملاً کیک میوۀ متحرکه.

845
01:03:21,040 --> 01:03:22,290
‫با اون دندون‌هاش...

846
01:03:22,330 --> 01:03:24,830
‫دیگه زشته آیوور.

847
01:03:24,870 --> 01:03:26,430
‫گمونم دندون‌هاش مشکلی...

848
01:03:26,450 --> 01:03:28,040
‫به اسم عقب‌رفتگی لثه دارن.

849
01:03:28,080 --> 01:03:29,250
‫انقدر خانم زورگوییه...

850
01:03:29,290 --> 01:03:31,120
‫که نمی‌دونم لئه‌هاش چطوری
‫جرأت کردن عقب برن.

851
01:03:33,620 --> 01:03:35,080
‫خب، پس راه بیفتیم.

852
01:03:35,120 --> 01:03:37,790
‫شاید به آخرهای نمایش رسیدیم.

853
01:03:37,830 --> 01:03:39,830
‫ببخشید که مجبورم با عجله برم، مادر.

854
01:03:39,870 --> 01:03:41,000
‫مهم نیست.

855
01:03:45,330 --> 01:03:48,330
‫اینم یکی دیگه از اون روابطت
‫با پسرهای خوشگله؟

856
01:03:49,620 --> 01:03:53,040
‫نه، این یکی رابطۀ عمیق‌تریه. خیلی عمیق‌تره.

857
01:03:55,830 --> 01:03:58,080
‫ازش خوشت نمیاد، مگه نه مادر؟

858
01:03:58,120 --> 01:04:00,790
‫خوش‌صحبته، ولی پسر موجه‌ای نیست.

859
01:04:02,040 --> 01:04:04,160
‫گمونم به‌خاطر بی‌رحمی‌ایه...

860
01:04:04,180 --> 01:04:05,540
‫که توی چشم‌هاشه.

861
01:04:11,410 --> 01:04:12,910
‫شب بخیر مادر.

862
01:04:12,950 --> 01:04:14,160
‫شب بخیر زیگفرید.

863
01:04:22,620 --> 01:04:23,620
‫نیومدی نمایشم.

864
01:04:24,660 --> 01:04:26,290
‫خواهش می‌کنم من رو ببخش ادیت.

865
01:04:27,580 --> 01:04:28,910
‫سعی می‌کنم.

866
01:04:29,790 --> 01:04:31,080
‫مقصر فقط خودمم.

867
01:04:31,120 --> 01:04:33,200
‫رفتیم به مادرم توی کنت سر زدیم،

868
01:04:33,250 --> 01:04:34,500
‫این‌جوری شد که زمان از دستم در رفت.

869
01:04:36,160 --> 01:04:37,910
‫- «زدین»؟
‫- اوهوم.

870
01:04:39,580 --> 01:04:41,410
‫من و آیوور نوولو.

871
01:04:42,870 --> 01:04:45,580
‫اونم آدمی که کمترین درک از شعر رو داره.

872
01:04:48,080 --> 01:04:49,660
‫امیدوارم من رو ببخشی ادیت،

873
01:04:49,700 --> 01:04:52,290
‫چون خودم خیلی از بابت
‫سهل‌انگاریم شرمنده‌ام.

874
01:04:53,160 --> 01:04:54,870
‫واکنش بیننده‌ها چی بود؟

875
01:04:55,620 --> 01:04:56,620
‫پوزخند زدن.

876
01:04:57,870 --> 01:04:58,950
‫پوزخند؟

877
01:04:59,000 --> 01:05:00,040
‫پوزخند.

878
01:05:01,580 --> 01:05:05,950
‫شنیدم یکی از حضار به
‫نفرت‌انگیزترین شکل ممکن گفت:

879
01:05:06,000 --> 01:05:07,200
‫«از اون دسته موسیقیه...

880
01:05:07,250 --> 01:05:09,370
‫که در حالت نیمه‌هشیار می‌شه تحملش کرد.»

881
01:05:10,580 --> 01:05:14,500
‫- واقعاً بهم برخورد.
‫- هوم...

882
01:05:14,540 --> 01:05:18,450
‫شعر من هم‌خوانی و
‫ناهماهنگی فوق‌العاده‌ای داره.

883
01:05:18,500 --> 01:05:20,540
‫گزینش کلمات من بر اساس رنگ و لعابشونه،

884
01:05:20,580 --> 01:05:24,330
‫نه صرفاً بر اساس معنایی که دارن.

885
01:05:24,370 --> 01:05:27,200
‫ادیت، آثار هنری بزرگ گاهی
‫به‌قدری از زمانۀ خودشون جلو هستن،

886
01:05:27,250 --> 01:05:28,580
‫که توی بازخورد اولیه،

887
01:05:28,620 --> 01:05:31,250
‫عموم مردم متوجه اهمیتش نمی‌شن.

888
01:05:32,580 --> 01:05:33,700
‫مثل آثار استراوینسکی.

889
01:05:35,160 --> 01:05:37,660
‫ولی دوست ندارم شبیه استراوینسکی باشم.

890
01:05:42,870 --> 01:05:46,540
‫هفتۀ آینده قراره «تظاهر» رو
‫توی سالن ائولین اجرا کنیم.

891
01:05:46,580 --> 01:05:48,160
‫مایلم حضور به عمل برسونی.

892
01:05:48,200 --> 01:05:49,580
‫شک نکن، ادیت.

893
01:05:49,620 --> 01:05:52,790
‫به سرعت هزار غزال خودم رو می‌رسونم.

894
01:05:52,830 --> 01:05:54,660
‫لازم نیست گزافه‌گویی کنی، زیگفرید.

895
01:05:55,870 --> 01:05:56,950
‫صرفاً تاکسی بگیر.

896
01:06:00,700 --> 01:06:04,870
‫در اوایل بهار پس از صرف چایشان،

897
01:06:04,910 --> 01:06:09,040
‫از میان مزارع جوان بوهیا،

898
01:06:09,080 --> 01:06:12,750
‫جمیما، جوکستا، دینه و دب،

899
01:06:12,790 --> 01:06:16,580
‫با پدرشان، جناب جاشوا جب،
‫مشغول قدم زدن بودند.

900
01:06:16,620 --> 01:06:19,450
‫دریاسالار قرمزی که تنها اندیشه‌اش،

901
01:06:19,500 --> 01:06:22,830
‫پروانه‌ایست که روی اقیانوسی
‫همچو گیس بافته، ایستاده است.

902
01:06:22,870 --> 01:06:26,290
‫از همان دریایی پرآب است که طوفانش،

903
01:06:26,330 --> 01:06:30,040
‫بر روی صخره‌های بی‌گل جهنم آوار می‌شود.

904
01:06:30,080 --> 01:06:33,790
‫زیرا جهنم به همان اندازه مناسب است،

905
01:06:33,830 --> 01:06:37,910
‫که گرینویچ، یا باث، یا جوپا هستند!

906
01:06:37,950 --> 01:06:39,450
‫خدایا!

907
01:06:39,500 --> 01:06:41,000
‫باید برم پشت‌صحنه ببینمش.

908
01:06:41,040 --> 01:06:43,000
‫فقط انتظار نداشته باش منم بیام.

909
01:06:44,830 --> 01:06:46,120
‫آها.

910
01:06:46,750 --> 01:06:47,870
‫پسر ولخرج اومده.

911
01:06:47,910 --> 01:06:51,500
‫ادیت جان، دوباره موفق شدی!

912
01:07:39,370 --> 01:07:41,580
‫مشتی آدم‌خوار جوان جمع شدن.

913
01:07:43,250 --> 01:07:45,750
‫جوری می‌گی انگار مجلس جنگ و نزاعه.

914
01:07:45,790 --> 01:07:46,790
‫مگه نیست؟

915
01:07:52,120 --> 01:07:53,750
‫استیون تنانت هم اومده.

916
01:08:02,910 --> 01:08:04,080
‫بنده...

917
01:08:04,120 --> 01:08:07,250
‫بله، می‌شناسیمت استیون.

918
01:08:07,290 --> 01:08:09,290
‫ولی این خانم رویایی...

919
01:08:09,330 --> 01:08:11,250
‫که خاکستری صدفی پوشیده کیه؟

920
01:08:11,290 --> 01:08:13,160
‫هستر گتی هستم.

921
01:08:13,200 --> 01:08:14,910
‫دختر بانو گتی؟

922
01:08:14,950 --> 01:08:16,830
‫بله.

923
01:08:16,870 --> 01:08:19,250
‫یه بار به دعوت ایشون
‫اومده بودین تراس عمارت کارلتون.

924
01:08:20,160 --> 01:08:21,580
‫ولی فرصت آشنایی به من ندادید.

925
01:08:22,660 --> 01:08:26,120
‫پس بابت فقدان سلیقه‌ام معذرت می‌خوام.

926
01:08:26,160 --> 01:08:28,750
‫ما از طرفداران پروپاقرص
‫اشعارت هستیم، زیگفرید.

927
01:08:30,700 --> 01:08:33,330
‫آیوور، قبل اینکه ناراحت بشی
‫بگم کار تو رو هم دوست داریم.

928
01:08:33,370 --> 01:08:34,500
‫تند نرو، استیون.

929
01:08:34,540 --> 01:08:36,700
‫نزدیک بود یه لحظه باور کنم.

930
01:08:39,540 --> 01:08:42,330
‫شاید یکی از ترانه‌های
‫شما رو اجرا کنن، آقای نوولو.

931
01:08:42,370 --> 01:08:44,370
‫که بعدش همراهش برقصیم.

932
01:08:45,370 --> 01:08:47,000
‫هرچند استیون اهل رقص نیست.

933
01:08:47,040 --> 01:08:48,450
‫اون‌وقت چرا؟

934
01:08:48,500 --> 01:08:52,750
‫چون من فقط والیتا می‌رقصم،
‫اونم در شرایطی که توی مضیقه باشم.

935
01:08:55,500 --> 01:08:56,660
‫من عاشق رقصیدنم.

936
01:08:57,160 --> 01:08:58,500
‫منم همین‌طور.

937
01:08:58,540 --> 01:09:00,000
‫پس بیایید دیگه.

938
01:09:13,290 --> 01:09:14,290
‫یوهو!

939
01:09:44,160 --> 01:09:47,040
‫خبر نداشتم شاعر جماعت
‫بلدن چارلستون برقصن.

940
01:09:47,080 --> 01:09:49,660
‫منم نمی‌دونستم چارلستون چنین تأثیری
‫روی جوانان سرخوش می‌ذاره.

941
01:09:49,700 --> 01:09:51,450
‫کاش همه این شکلی سرخوش بودن، مگه نه؟

942
01:09:51,950 --> 01:09:54,010
‫صرفاً به معنای عام کلمه.
‫(گی = سرخوش، همجنس‌گرا)

943
01:09:56,870 --> 01:09:58,580
‫این مرد جوان کی باشن؟

944
01:09:59,830 --> 01:10:00,950
‫الکساندر فنتون هستم.

945
01:10:03,450 --> 01:10:04,540
‫این اسم جوری نیست...

946
01:10:04,580 --> 01:10:06,450
‫که انگار باید مقامی هم کنارش بیاد؟

947
01:10:06,500 --> 01:10:08,200
‫درستش سر الکساندر فنتونه.

948
01:10:09,750 --> 01:10:12,410
‫برای خدماتی که به هنرهای نمایشی ارائه دادن.

949
01:10:12,450 --> 01:10:14,000
‫فعلاً که چیزی ارائه داده نشده.

950
01:10:14,040 --> 01:10:15,160
‫به‌زودی می‌شه، آیوور.

951
01:10:16,370 --> 01:10:17,370
‫به‌زودی می‌شه.

952
01:10:27,370 --> 01:10:29,580
‫می‌بینم که کم‌پیدا شدی، آیوور.

953
01:10:30,620 --> 01:10:31,620
‫حالت چطوره؟

954
01:10:32,580 --> 01:10:33,830
‫منظورم توی حالت عمودی بود.

955
01:10:34,830 --> 01:10:36,370
‫سرم حسابی شلوغه، رفیق قدیمی.

956
01:10:37,290 --> 01:10:39,370
‫حسابیِ حسابی شلوغه.

957
01:10:39,410 --> 01:10:41,250
‫سرت گرم جمع کردن شکوفه‌های یاس بنفشه؟

958
01:10:41,290 --> 01:10:43,540
‫این‌جوری هم می‌شه گفت.

959
01:10:43,580 --> 01:10:45,410
‫هرموقع از گیاه‌شناسی خسته شدی،

960
01:10:45,450 --> 01:10:46,500
‫برای حرفۀ بعدی می‌تونی...

961
01:10:46,540 --> 01:10:48,500
‫مبارزات خونین رو درنظر بگیری.

962
01:10:48,540 --> 01:10:50,620
‫شنیدم مردانی که توی این حیطه هستن،

963
01:10:50,660 --> 01:10:52,870
‫اندام خیلی خیلی ورزیده‌ای دارن.

964
01:10:54,000 --> 01:10:55,790
‫درست نمی‌گم، آقای ساسون؟

965
01:10:56,870 --> 01:10:57,930
‫راستش گمونم...

966
01:10:57,950 --> 01:10:59,910
‫از بین تمام خصوصیاتت،

967
01:10:59,950 --> 01:11:02,000
‫دلم برای شوخ‌طبعیت تنگ بشه.

968
01:11:09,500 --> 01:11:11,830
‫خودت این چند وقت مشغول چه کاری بودی؟

969
01:11:11,870 --> 01:11:13,540
‫کلی نمایش موزیکال می‌دیدم.

970
01:11:13,580 --> 01:11:15,250
‫اوهوم، مثل چی؟

971
01:11:15,290 --> 01:11:17,910
‫مثل «رزماری»، خیلی نمایش جذابی بود.

972
01:11:17,950 --> 01:11:20,160
‫آره، ولی خیلی شبیه آثار رودولف فریمله.

973
01:11:20,200 --> 01:11:21,450
‫ولی خودش که اثر رودولف فریمله.

974
01:11:21,500 --> 01:11:23,540
‫مزاح کردم، زیگفرید جان.

975
01:11:27,370 --> 01:11:28,660
‫امشب برنامه‌ات چیه؟

976
01:11:29,330 --> 01:11:30,750
‫«خانم خوب باش!»

977
01:11:30,790 --> 01:11:34,200
‫به ترانه‌سرایی گرشوین. یک نابغۀ تمام عیار.

978
01:11:35,370 --> 01:11:37,950
‫پس بهتره بیشتر وقتت رو نگیریم، گلن.

979
01:11:49,250 --> 01:11:50,290
‫ولی اعتراف کن؛

980
01:11:50,330 --> 01:11:52,000
‫گرشوین واقعاً هنرمند بااستعدادیه.

981
01:11:52,040 --> 01:11:53,950
‫من مجبور نیستم به چیزی اعتراف کنم.

982
01:11:54,700 --> 01:11:55,700
‫چی شده؟

983
01:11:56,290 --> 01:11:57,450
‫بلند شو بریم.

984
01:11:57,500 --> 01:11:58,680
‫مگه شام نمی‌خواستی؟

985
01:11:58,700 --> 01:11:59,870
‫ولی دیگه گرسنه‌ام نیست!

986
01:12:09,700 --> 01:12:11,290
‫اسمتون جناب؟

987
01:12:12,620 --> 01:12:13,830
‫آقای ساسون هستم.

988
01:12:14,370 --> 01:12:15,660
‫فرمودید ساسون؟

989
01:12:16,160 --> 01:12:17,160
‫- بله.
‫- آها.

990
01:12:20,500 --> 01:12:21,750
‫هوم...

991
01:12:21,790 --> 01:12:23,630
‫امکانش هست هجی‌اش کنید جناب؟

992
01:12:25,080 --> 01:12:30,080
‫س-ا-س-و-ن.

993
01:12:30,120 --> 01:12:32,120
‫هوم...

994
01:12:32,160 --> 01:12:34,250
‫متأسفانه اسمتون توی فهرست نیست، جناب.

995
01:12:36,950 --> 01:12:38,290
‫در هر صورت که می‌رم بالا.

996
01:12:45,750 --> 01:12:48,000
‫چند روز دیگه باهام تماس بگیر، باشه؟

997
01:13:15,700 --> 01:13:17,620
‫عملاً مجبور شدم به زور...

998
01:13:17,660 --> 01:13:18,950
‫از دست نگهبان سالن بیام داخل.

999
01:13:19,000 --> 01:13:20,620
‫هوم، شانس آوردی.

1000
01:13:20,660 --> 01:13:23,290
‫دستور داره اگه اسم کسی
‫توی فهرست نبود با تیر بزنش.

1001
01:13:23,330 --> 01:13:24,370
‫ولی چرا اسم من توی فهرست نبود؟

1002
01:13:24,410 --> 01:13:25,700
‫ولم کن دیگه!

1003
01:13:25,750 --> 01:13:28,450
‫ببین، مدت زیادی کنار هم بودیم، زیگفرید.

1004
01:13:28,500 --> 01:13:30,620
‫دیگه بسمه؛ دیگه خسته شدم.

1005
01:13:40,160 --> 01:13:41,790
‫- هنوز می‌خوای شام بخوریم؟
‫- آره!

1006
01:13:49,870 --> 01:13:51,330
‫جا خوردم فنتون رو اینجا دیدم.

1007
01:13:51,660 --> 01:13:52,660
‫چرا؟

1008
01:13:53,370 --> 01:13:55,120
‫من کلی آدم می‌شناسم.

1009
01:13:55,160 --> 01:13:57,080
‫- فنتون هم صرفاً یکی از...
‫- ستاینده‌هاته.

1010
01:13:58,200 --> 01:13:59,200
‫...طرفدارهامه.

1011
01:14:01,160 --> 01:14:02,760
‫ظاهراً بعد اون آشنایی کوتاه،

1012
01:14:02,790 --> 01:14:04,500
‫حسابی با هم جور شدین.

1013
01:14:04,540 --> 01:14:06,000
‫راستش شدیداً چنین حسی دارم،

1014
01:14:06,040 --> 01:14:07,500
‫که انگار دارم بازجویی می‌شم.

1015
01:14:07,540 --> 01:14:10,450
‫حس می‌کنم هر لحظه‌ست طوفان به‌پا بشه.

1016
01:14:12,500 --> 01:14:14,750
‫ببخشید، نمی‌خواستم بی‌ملاحظه باشم. ولی...

1017
01:14:16,660 --> 01:14:18,540
‫آخه خیلی بهت حسودیم می‌شه.

1018
01:14:18,580 --> 01:14:21,870
‫آره خب، روابط گذرا همیشه آشفته‌ان.

1019
01:14:23,080 --> 01:14:25,660
‫کیه که اسرار قلب آدم رو بدونه؟

1020
01:14:27,660 --> 01:14:29,870
‫معمولاً اونی که خودش قلبی نداره.

1021
01:14:29,910 --> 01:14:32,500
‫ای وای، هوا سرد نشده؟

1022
01:14:37,080 --> 01:14:38,500
‫ولی من دوستت دارم.

1023
01:14:43,160 --> 01:14:44,160
‫می‌دونم،

1024
01:14:45,410 --> 01:14:46,410
‫قبلاً هم گفتی.

1025
01:15:05,450 --> 01:15:06,500
‫آیوور.

1026
01:15:09,950 --> 01:15:10,950
‫آیوور.

1027
01:15:28,200 --> 01:15:29,290
‫بذار رد بشم.

1028
01:15:29,330 --> 01:15:31,000
‫شرمنده جناب، اجازه ندارم بذارم برید بالا.

1029
01:15:31,540 --> 01:15:33,450
‫چرا؟

1030
01:15:33,500 --> 01:15:36,080
‫آقای نوولو بعد نمایش
‫با کسی ملاقات نمی‌کنن.

1031
01:15:42,370 --> 01:15:44,370
‫پس می‌شه به اطلاع آقای نوولو برسونی،

1032
01:15:44,410 --> 01:15:45,910
‫که واسه ساعت هشت
‫میز شام رزرو کردم،

1033
01:15:45,950 --> 01:15:48,410
‫و مایلم که حضور به عمل برسونن!

1034
01:15:50,250 --> 01:15:51,370
‫چشم جناب.

1035
01:15:51,410 --> 01:15:52,410
‫چشمت بی‌بلا.

1036
01:15:57,660 --> 01:15:59,330
‫پای یکی دیگه وسطه؟

1037
01:16:00,620 --> 01:16:03,250
‫همیشه پای یکی دیگه وسطه.

1038
01:16:05,870 --> 01:16:07,830
‫چطوری این رفتارت رو توجیه می‌کنی؟

1039
01:16:07,870 --> 01:16:09,410
‫با پرسیدن سوالاتی...

1040
01:16:09,450 --> 01:16:11,330
‫که از قبل جوابشون رو می‌دونم.

1041
01:16:11,370 --> 01:16:12,550
‫تازه مهم‌تر از همه اینکه،

1042
01:16:12,580 --> 01:16:16,620
‫هیچ‌کسی یا هیچ‌چیزی
‫از حرفۀ کاری من مهم‌تر نیست.

1043
01:16:18,790 --> 01:16:19,790
‫آثار من...

1044
01:16:20,910 --> 01:16:23,080
‫به اندازۀ خودم محبوب هستن.

1045
01:16:23,120 --> 01:16:25,790
‫می‌دونستی مکتب فکری وجود داره،
‫که نمایش موزیکال رو...

1046
01:16:25,830 --> 01:16:27,910
‫هنر درجه‌دو خطاب می‌کنه؟

1047
01:16:27,950 --> 01:16:30,700
‫زیگفرید، قبل اینکه کار بقیه رو نقد کنی،

1048
01:16:30,750 --> 01:16:33,330
‫مطمئن بشو که آثار خودت بی‌نقص باشن.

1049
01:16:33,370 --> 01:16:35,540
‫- این حرف یعنی چی؟
‫- فقط همین:

1050
01:16:35,580 --> 01:16:38,790
‫که اشعار تو از سال 1918،

1051
01:16:38,830 --> 01:16:42,000
‫از آثار باشکوه، تبدیل به
‫آثار جزئی‌نگرانه شدن.

1052
01:16:42,040 --> 01:16:43,080
‫ببخشید جناب نوولو،

1053
01:16:43,120 --> 01:16:45,250
‫شما توی دوران جنگ چی کار می‌کردین؟

1054
01:16:45,290 --> 01:16:48,080
‫استعدادم رو وقف کشورم می‌کردم.

1055
01:16:48,120 --> 01:16:51,370
‫من با اجرای توی تمام سالن‌های کشور
‫روحیۀ مردمی رو زنده نگه داشتم!

1056
01:16:51,410 --> 01:16:52,870
‫آخ که چقدرم زحمت کشیدی!

1057
01:16:52,910 --> 01:16:55,750
‫ما توی خندق سُم بودیم،
‫جنابعالی توی سالن رایل!

1058
01:17:03,250 --> 01:17:06,330
‫خب، ظاهراً که فایده‌ای نداره...

1059
01:17:06,370 --> 01:17:07,910
‫این بحث ناخوشایند رو ادامه بدیم.

1060
01:17:07,950 --> 01:17:10,620
‫نداره.

1061
01:17:10,660 --> 01:17:11,850
‫ای وای، انتظار نداشتم بعد این بحث،

1062
01:17:11,870 --> 01:17:13,350
‫بخوای لطف کنی و شام رو حساب کنی.

1063
01:17:13,370 --> 01:17:16,120
‫نه که از شخصیت بویی بردی، زیگفرید؟

1064
01:17:16,160 --> 01:17:17,700
‫از توی بی‌سروپا بیشتر بو بردم.

1065
01:17:19,660 --> 01:17:21,540
‫پس گمونم قراره خداحافظی کنیم.

1066
01:17:21,580 --> 01:17:23,290
‫کاش حداقل بگی «به امید دیدار».

1067
01:17:23,330 --> 01:17:25,700
‫خواهشاً غرورت رو زیرپا نذار، زیگفرید جان.

1068
01:17:25,750 --> 01:17:27,330
‫این وظیفۀ دوست‌های آدمه.

1069
01:17:27,370 --> 01:17:29,870
‫اگه خواستی دوباره ببینیم توی آپارتمانمم.

1070
01:17:31,080 --> 01:17:32,140
‫باز خوبه اونقدر غرور داری...

1071
01:17:32,160 --> 01:17:33,580
‫که نری خونۀ مادرت.

1072
01:17:48,580 --> 01:17:50,250
‫تَرَق.

1073
01:17:54,290 --> 01:17:56,120
‫امکانش هست بشینم؟

1074
01:17:56,160 --> 01:17:57,410
‫آره، حتماً.

1075
01:18:00,330 --> 01:18:01,750
‫هنوز واسه شام میای اینجا؟

1076
01:18:02,620 --> 01:18:04,580
‫- معلومه.
‫- آخه چرا؟

1077
01:18:06,790 --> 01:18:10,290
‫خلاصه بگم از تجدید خاطرات خوشم میاد.

1078
01:18:18,250 --> 01:18:19,410
‫بعدش چی؟

1079
01:18:23,410 --> 01:18:27,750
‫گمونم اگه زندگی داستان عاشقانۀ بدی بود،
‫بعدش خودم رو می‌کشتم.

1080
01:18:27,790 --> 01:18:30,370
‫و اگه خیلی داستان بدی بود،
‫می‌زدی آیوور رو می‌کشتی.

1081
01:18:34,950 --> 01:18:36,540
‫جدا از شوخی، حالت خوبه؟

1082
01:18:38,700 --> 01:18:40,700
‫لحظات می‌گذرن، ولی درد جایی نمی‌ره.

1083
01:18:46,410 --> 01:18:47,930
‫و اینکه قرار بود برم پیش مادرم،

1084
01:18:47,950 --> 01:18:49,370
‫ولی از قطار جا موندم.

1085
01:18:49,410 --> 01:18:51,080
‫چرا با ماشین نمی‌ری؟

1086
01:18:51,120 --> 01:18:52,620
‫ماشین ندارم، رانندگی بلد نیستم.

1087
01:18:55,330 --> 01:18:57,660
‫راستش می‌خواستم با ماشین برم سمت ساحل.

1088
01:18:58,790 --> 01:19:00,450
‫مایلی برسونمت؟

1089
01:19:02,540 --> 01:19:03,870
‫واقعاً لطف می‌کنی.

1090
01:19:03,910 --> 01:19:05,160
‫خونه‌اش کجاست؟

1091
01:19:06,160 --> 01:19:07,410
‫کنت.

1092
01:19:08,200 --> 01:19:09,700
‫پس راه بیفتیم دیگه.

1093
01:19:24,950 --> 01:19:27,910
‫دیگه حتی نمی‌دونم کجا اومدیم.

1094
01:19:40,750 --> 01:19:42,120
‫هرچند که...

1095
01:19:44,000 --> 01:19:45,700
‫از این چهارچرخی‌ها واسه خودم ندارم،

1096
01:19:47,830 --> 01:19:49,390
‫ولی می‌شه بازم همدیگه رو ببینیم؟

1097
01:19:51,950 --> 01:19:53,250
‫خونه من مارگیته.

1098
01:19:54,450 --> 01:19:55,450
‫عه.

1099
01:19:57,410 --> 01:19:59,160
‫چه حیف که مارگیت انقدر دوره.

1100
01:20:01,910 --> 01:20:03,120
‫الآن که نیست.

1101
01:20:12,330 --> 01:20:13,330
‫پس آیوور چی؟

1102
01:20:14,790 --> 01:20:15,790
‫عه...

1103
01:20:16,910 --> 01:20:19,080
‫آیوور دیگه کوپن مارگیتش تموم شده.

1104
01:20:25,120 --> 01:20:28,910
‫به‌هنگام سپیده‌دم،
‫انبوهی از کوه‌های غبارآلود،

1105
01:20:28,950 --> 01:20:31,870
‫نمایان می‌شوند با چهرۀ
‫ارغوانی و عبوس خورشید،

1106
01:20:31,910 --> 01:20:34,750
‫که می‌روید از میان توده‌های دودهایی،

1107
01:20:34,790 --> 01:20:37,330
‫که همچون کفنی بر تن زخمین زمین افتاده.

1108
01:20:38,000 --> 01:20:39,750
‫و یکی پس از دیگری،

1109
01:20:39,790 --> 01:20:42,910
‫تانک‌های جنگ چون خزندگانی
‫تا سیم خاردار را می‌خزند.

1110
01:20:43,750 --> 01:20:46,910
‫مسلسل‌ها می‌غرند و قد علم می‌کنند.

1111
01:20:46,950 --> 01:20:49,540
‫سپس، مردانی خام‌دستانه با دستانی...

1112
01:20:49,580 --> 01:20:51,080
‫پر از بمب و تفنگ و سلاح جنگی،

1113
01:20:51,120 --> 01:20:55,910
‫یکدیگر را تنه می‌زنند تا تنشان
‫با تندی آتش سوزان دیدار کند.

1114
01:20:55,950 --> 01:21:00,660
‫که با زمزمه‌های همراه لکنت،
‫صورت‌های رنگ‌پریده و ترس‌پوشیده،

1115
01:21:00,700 --> 01:21:04,450
‫سنگرهای امین‌شان را رها کرده،
‫و از آن‌ها بالا روند.

1116
01:21:04,500 --> 01:21:08,080
‫آن هم در زمانی که زمان
‫سرش با گذشتن گرم است،

1117
01:21:08,110 --> 01:21:12,010
‫و امید است که به مثابۀ ماهی پهنی
‫آویخته به قلاب و با چشمانی هراسان،

1118
01:21:12,030 --> 01:21:14,360
‫دست و پا می‌زند در میان گل و لای.

1119
01:21:15,930 --> 01:21:18,830
‫خداوندا، تمام کن این درد را.

1120
01:21:30,580 --> 01:21:31,580
‫مهمون داریم.

1121
01:21:35,870 --> 01:21:37,250
‫ایشون که مهمون نیست.

1122
01:21:38,120 --> 01:21:39,700
‫صرفاً خاطره‌ای از گذشته‌ست.

1123
01:21:44,080 --> 01:21:46,540
‫ایشون همسرمه، بابی اندروز.

1124
01:21:46,580 --> 01:21:48,750
‫بابی، ایشون زیگفریده.
‫زیگفرید، ایشون بابیه.

1125
01:21:50,160 --> 01:21:52,000
‫چرا جا خوردی؟

1126
01:21:52,040 --> 01:21:53,910
‫عشق که به معنی تک‌همسری نیست.

1127
01:21:54,950 --> 01:21:56,620
‫نکنه از اون دسته افراد متعهدی؟

1128
01:21:58,200 --> 01:21:59,290
‫گمونم لابد هستم.

1129
01:22:00,620 --> 01:22:02,770
‫زیگفرید جان، اگه وفاداری می‌خوای،

1130
01:22:02,800 --> 01:22:04,200
‫برو حیوان خانگی بخر.

1131
01:22:05,790 --> 01:22:07,700
‫خوب صداش رو درنیاوردی.

1132
01:22:07,750 --> 01:22:10,320
‫چون نمی‌خواستم یه‌وقت کسی اذیتش کنه.

1133
01:22:11,830 --> 01:22:13,910
‫واقعاً حروم‌زاده‌ای، می‌دونستی؟

1134
01:22:13,950 --> 01:22:15,250
‫کاریه که از دستم بر میاد.

1135
01:22:17,950 --> 01:22:19,330
‫الآنم لطفاً ما رو عفو کن.

1136
01:22:20,830 --> 01:22:22,790
‫طاس‌کبابمون از دهن میفته.

1137
01:22:26,370 --> 01:22:27,370
‫آها.

1138
01:22:32,160 --> 01:22:34,250
‫کلیدهات رو کجا بذارم؟

1139
01:22:34,290 --> 01:22:35,580
‫دوباره بندازش زمین.

1140
01:22:55,160 --> 01:22:58,290
‫تا قبل یازده صبح نمی‌تونم چای بخورم.

1141
01:22:58,330 --> 01:23:00,290
‫باید بخوری، مردک مصیبت.

1142
01:23:03,950 --> 01:23:05,870
‫برای هرکسی چای درست نمی‌کنم‌ها.

1143
01:23:07,410 --> 01:23:09,160
‫یادت رفته اونی که مریضه منم؟

1144
01:23:10,580 --> 01:23:11,580
‫عین چخوف.

1145
01:23:16,250 --> 01:23:19,040
‫راستی موهام رو چی کار کنم؟

1146
01:23:19,080 --> 01:23:20,910
‫می‌خوای عین بته هرسش کنی؟

1147
01:23:24,080 --> 01:23:25,370
‫گمونم رنگ کنم.

1148
01:23:27,620 --> 01:23:29,660
‫یا بذارم رنگ طبیعیش بمونه.

1149
01:23:31,790 --> 01:23:37,000
‫وقتی آفتاب‌سوخته می‌شم،
‫حالت فر طلایی می‌شه.

1150
01:23:49,290 --> 01:23:50,500
‫الآن میام پایین.

1151
01:23:58,290 --> 01:23:59,450
‫گلن بایم شاو اومده.

1152
01:24:00,330 --> 01:24:02,250
‫همین رو کم داشتیم.

1153
01:24:07,700 --> 01:24:09,700
‫یه‌کوچولو دیگه زیگی میاد پایین.

1154
01:24:11,330 --> 01:24:12,830
‫آخه لباسش ناجوره.

1155
01:24:15,640 --> 01:24:17,890
‫اتفاقاً درمورد تو حرف می‌زدیم.

1156
01:24:18,580 --> 01:24:20,620
‫امیدوارم سوزش گوش گرفته باشی،

1157
01:24:20,310 --> 01:24:22,600
{\an8}‫(عقیده‌ای مربوط به زمانی که پشت کسی صحبت می‌کنید)

1158
01:24:20,660 --> 01:24:21,870
‫هر سه‌تا گوش‌هات.

1159
01:24:22,600 --> 01:24:24,290
{\an8}‫(گوش راست یا چپ آن شخص شروع به سوزش می‌کند)

1160
01:24:24,570 --> 01:24:26,600
‫معمولاً استیون انقدر زننده‌ست؟

1161
01:24:26,620 --> 01:24:28,080
‫یا کلاس خصوصی می‌ره؟

1162
01:24:28,120 --> 01:24:29,330
‫شنیدم چی گفتی‌ها!

1163
01:24:29,370 --> 01:24:30,500
‫گفتم که بشنوی.

1164
01:24:42,500 --> 01:24:45,040
‫زیگی! زیگی!

1165
01:24:51,910 --> 01:24:53,040
‫شرمنده.

1166
01:24:55,450 --> 01:24:57,330
‫چی بگم راستش؟

1167
01:24:57,370 --> 01:24:58,830
‫چیزی هم نمی‌شه گفت.

1168
01:25:00,450 --> 01:25:03,290
‫جزوی از دردسرهای زندگی مخفیانۀ امثال ماست.

1169
01:25:04,620 --> 01:25:07,450
‫ممکنه دوستی پیدا کنی،
‫ممکنه دوستی رو از دست بدی.

1170
01:25:08,910 --> 01:25:11,200
‫دشمنان که همیشه وفادارن.

1171
01:25:14,830 --> 01:25:15,910
‫حال آیوور چطوره؟

1172
01:25:18,200 --> 01:25:20,160
‫اصلاً نمی‌دونم، دیگه ندیدمش.

1173
01:25:23,950 --> 01:25:25,370
‫درمورد بابی می‌دونستی؟

1174
01:25:27,950 --> 01:25:29,580
‫آره.

1175
01:25:29,620 --> 01:25:31,410
‫کاش بهم هشدار داده بودی.

1176
01:25:31,450 --> 01:25:32,910
‫نمی‌خواستم آدم کینه‌جویی به‌نظر برسم.

1177
01:25:33,620 --> 01:25:34,620
‫که بخوام روی کسی عیب بذارم.

1178
01:25:41,120 --> 01:25:43,790
‫می‌خواستم حضوری بهت بگم،

1179
01:25:43,830 --> 01:25:45,410
‫که قراره ازدواج کنم.

1180
01:25:47,850 --> 01:25:50,160
‫خانمم بازیگره، گمونم بازیگر خوبی هم باشه،

1181
01:25:50,190 --> 01:25:53,560
‫خیلی هم همدیگه رو دوست داریم.

1182
01:25:57,040 --> 01:25:58,660
‫کی تصمیم گرفتی ازدواج کنی؟

1183
01:25:58,700 --> 01:26:00,160
‫همین چند ماه پیش.

1184
01:26:01,660 --> 01:26:03,100
‫گمونم بهتره تو هم درنظر بگیریش.

1185
01:26:04,870 --> 01:26:06,410
‫نه، اگه هدف ازدواج خالصانه نباشه،

1186
01:26:06,450 --> 01:26:09,870
‫گمونم نمی‌تونم باهاش کنار بیام.

1187
01:26:11,000 --> 01:26:13,370
‫خلوص مثل باکرگیه.

1188
01:26:13,410 --> 01:26:15,330
‫همین که بهش دست بزنی، دیگه فاسد می‌شه.

1189
01:26:20,540 --> 01:26:22,450
‫واسه جفتتون آرزوی خوشبختی می‌کنم.

1190
01:26:23,700 --> 01:26:25,410
‫ممنون، زیگفرید.

1191
01:26:27,430 --> 01:26:29,160
‫سعی‌ام رو می‌کنم که خوشبخت بشیم.

1192
01:26:55,290 --> 01:26:57,450
‫- چی شده‌ات؟
‫- سل دارم دیگه.

1193
01:26:59,160 --> 01:27:00,660
‫کاش بهم می‌گفتی.

1194
01:27:00,700 --> 01:27:01,790
‫چرا؟

1195
01:27:01,830 --> 01:27:03,140
‫اگه می‌گفتم بلد بودی درستش کنی؟

1196
01:27:03,160 --> 01:27:04,220
‫می‌تونستم ببرمت جایی که...

1197
01:27:04,250 --> 01:27:06,080
‫آب‌وهواش گرم و خشک باشه.

1198
01:27:10,950 --> 01:27:12,830
‫پس یعنی فرینتون منتفی می‌شد.

1199
01:27:14,500 --> 01:27:16,100
‫جایی هست که حالت بهتر باشه؟

1200
01:27:18,160 --> 01:27:19,750
‫آره.

1201
01:27:19,790 --> 01:27:21,160
‫قبلاً رفتم اونجا.

1202
01:27:21,870 --> 01:27:23,330
‫آلمان.

1203
01:27:23,370 --> 01:27:25,790
‫«چوپان خانه» توی بایرن.

1204
01:27:25,830 --> 01:27:29,660
‫با اون زنگوله‌ها و شلوارهای
‫چرم آلمانی و ران‌های ضخیمشون.

1205
01:27:31,000 --> 01:27:33,410
‫انقدر خوش‌منظره‌ست
‫که آدم می‌خواد جیغ بکشه.

1206
01:27:34,330 --> 01:27:37,500
‫تازه مردهای آلمانی که بماند... خیلی جیگرن.

1207
01:27:39,160 --> 01:27:42,000
‫واسم سواله اسم جمع‌شون چی می‌شه.

1208
01:27:50,290 --> 01:27:51,750
‫الکی اخم نکن دیگه، زیگی.

1209
01:27:51,790 --> 01:27:53,370
‫نخواستم که عضو جوانان هیتلری بشم.

1210
01:28:03,540 --> 01:28:05,000
‫بله، شما کی هستین؟

1211
01:28:05,040 --> 01:28:06,910
‫سلام زیگفرید. منم، الکساندر.

1212
01:28:06,950 --> 01:28:09,200
‫استیون اونجاست؟

1213
01:28:09,250 --> 01:28:10,660
‫- الو؟
‫- دیگه زنگ نزن.

1214
01:28:14,080 --> 01:28:15,080
‫فنتون بود.

1215
01:28:16,870 --> 01:28:19,120
‫اصلاً از این قضیه خوشم نیومد.

1216
01:28:19,160 --> 01:28:22,410
‫اتفاقی همدیگه رو توی پیکادیلی دیدیم.

1217
01:28:22,450 --> 01:28:24,540
‫خیلی عادی با هم نوشیدنی خوردیم و
‫شماره‌ات رو بهش دادم.

1218
01:28:24,580 --> 01:28:25,870
‫دیگه چنین کاری نکن!

1219
01:28:25,910 --> 01:28:28,000
‫اگه محترمانه گفتی، شاید روش فکر کنم.

1220
01:28:28,040 --> 01:28:30,620
‫ولی اگه دستور دادی،
‫از همین الآن بگم سرپیچی می‌کنم!

1221
01:28:35,790 --> 01:28:36,910
‫حالا گلن چی می‌خواست؟

1222
01:28:44,250 --> 01:28:46,620
‫قراره ازدواج کنه.

1223
01:28:47,620 --> 01:28:49,910
‫اینم تهش تسلیم شد.

1224
01:28:52,120 --> 01:28:53,620
‫شک ندارم خوشبخت می‌شن.

1225
01:28:54,790 --> 01:28:57,330
‫لابد دختره هم عین خودش آدم سطحی‌ایه.

1226
01:28:58,950 --> 01:29:00,290
‫بعدشم خودت قراره ازدواج کنی.

1227
01:29:31,450 --> 01:29:34,290
‫یهویی دلم خواست نقاشی با آبرنگ بکشم.

1228
01:29:34,330 --> 01:29:37,080
‫- هوم.
‫- نقاشی مناظر و اشیاء.

1229
01:29:37,120 --> 01:29:38,120
‫روحیاتم مثل رنه ماگریته.

1230
01:29:39,370 --> 01:29:41,080
‫محض اطلاعت بگم این پیپ نیست.

1231
01:29:41,120 --> 01:29:42,540
‫واقعاً رنه رو سربلند کردی.

1232
01:29:43,910 --> 01:29:45,250
‫سبک نقاشیت چطوریه؟

1233
01:29:46,120 --> 01:29:47,700
‫حالت نامنظم.

1234
01:29:47,750 --> 01:29:50,450
‫ولی این برای دوستیه که خیلی ازش متنفرم.

1235
01:29:57,410 --> 01:29:59,200
‫اصلاً من رو یادت نیست، مگه نه؟

1236
01:30:01,500 --> 01:30:02,500
‫مراسم رو یادته؟

1237
01:30:04,000 --> 01:30:07,120
‫آیوور نوولو؟ استیون تنانت؟

1238
01:30:08,410 --> 01:30:09,700
‫عه آره، معلومه که یادمه.

1239
01:30:10,540 --> 01:30:11,540
‫آره.

1240
01:30:12,250 --> 01:30:14,250
‫لباس خاکستری صدفی.

1241
01:30:16,290 --> 01:30:18,620
‫درستش اینه اسمم یادت بمونه، نه لباسم.

1242
01:30:30,080 --> 01:30:32,330
‫قبل آشناییمون تصورم این بود که...

1243
01:30:32,370 --> 01:30:35,620
‫آدم دمدمی‌مزاج یا منفی‌نگری هستی.

1244
01:30:37,500 --> 01:30:39,080
‫کدومش هستم؟ دمدمی یا منفی؟

1245
01:30:39,660 --> 01:30:40,660
‫هیچ‌کدوم نیستی.

1246
01:30:41,830 --> 01:30:43,620
‫گمونم بیشتر مبهمی.

1247
01:30:46,700 --> 01:30:48,200
‫چی شد اومدین اینجا؟

1248
01:30:49,290 --> 01:30:53,250
‫دوست دارم بگم به‌خاطر مناظر زیباش،

1249
01:30:53,950 --> 01:30:55,160
‫ولی واقعیتش این نیست.

1250
01:30:58,370 --> 01:31:00,580
‫به امید اینکه دوباره ببینمت اومدم.

1251
01:31:01,870 --> 01:31:03,500
‫نقاشی رو بهونه کردم.

1252
01:31:05,500 --> 01:31:06,500
‫آها.

1253
01:31:07,450 --> 01:31:08,620
‫راستش تحت تأثیر قرار گرفتم.

1254
01:31:11,040 --> 01:31:14,290
‫تا حالا نشده بود کسی
‫برای دیدنم دنبال بهونه باشه.

1255
01:31:14,330 --> 01:31:17,830
‫دنیای امروزی این شکلیه دیگه،
‫خانم‌های مدرن چنین کارهایی می‌کنن.

1256
01:31:26,950 --> 01:31:29,290
‫خوشحال می‌شم واسه ناهار دعوتم کنی.

1257
01:31:32,580 --> 01:31:34,700
‫بنده خوشحال می‌شم که شما قبول کنید.

1258
01:32:04,830 --> 01:32:06,120
‫خیلی دوست‌داشتنی هستی.

1259
01:32:08,910 --> 01:32:09,910
‫می‌شه ببوسمت؟

1260
01:32:12,750 --> 01:32:14,200
‫لازم نیست قبلش بگی.

1261
01:32:48,290 --> 01:32:50,040
‫تا حالا با زنی رابطه نداشتم.

1262
01:32:53,410 --> 01:32:54,410
‫فقط با آقایون داشتم.

1263
01:32:59,000 --> 01:33:01,200
‫گفتنی‌ها رو استیون بهم گفته.

1264
01:33:17,290 --> 01:33:18,500
‫تمام عمرم حس می‌کردم...

1265
01:33:18,540 --> 01:33:21,620
‫در انتظار فاجعه‌ای نشستم.

1266
01:33:21,660 --> 01:33:25,160
‫عجب، خیلی خوش‌بینی‌ها.

1267
01:33:27,950 --> 01:33:30,000
‫ممکنه تمام آیندۀ من به تو وابسته باشه.

1268
01:33:31,830 --> 01:33:33,700
‫باید کاری کنی زندگیم برگرده، هستر.

1269
01:33:36,120 --> 01:33:38,330
‫یکی ندونه فکر می‌کنه ازم خواستگاری کردی.

1270
01:33:40,450 --> 01:33:42,750
‫اگه اونقدر خودخواه بودم،
‫ازت می‌خواستم باهام ازدواج کنی.

1271
01:33:51,500 --> 01:33:52,910
‫منم اگه اونقدر احمق بودم،

1272
01:33:54,910 --> 01:33:55,910
‫قبول می‌کردم.

1273
01:34:03,950 --> 01:34:06,950
‫شبیه پیرمردهای پونصد ساله شدم.

1274
01:34:12,450 --> 01:34:14,410
‫بعضی‌ها می‌گن من خوشگلم.

1275
01:34:15,830 --> 01:34:17,200
‫به‌عنوان کسی عاشق زیباییه،

1276
01:34:18,330 --> 01:34:20,700
‫حس می‌کنم زیبایی جاودانه‌ست.

1277
01:34:23,910 --> 01:34:28,330
‫زیبایی رو در چشم کسانی که
‫عاشق ما هستن می‌بینیم.

1278
01:34:32,120 --> 01:34:34,950
‫هرچند مادرم فکر می‌کنه...

1279
01:34:35,000 --> 01:34:37,910
‫چشم‌های من مثل آب خنک دریاست.

1280
01:34:42,950 --> 01:34:47,450
‫باسن و شونه‌های من خیلی خوش‌فرم هستن.

1281
01:34:48,830 --> 01:34:54,790
‫بهترین ویژگی من زیبایی دست‌هامه.

1282
01:34:54,830 --> 01:34:58,450
‫شیر بادام و کرم لیمو
‫بهترین مراقبت از پوست دسته.

1283
01:34:59,750 --> 01:35:02,950
‫و آدم نباید زیاد بخنده.

1284
01:35:04,040 --> 01:35:06,160
‫باعث زمخت شدن پوست صورت می‌شه،

1285
01:35:06,200 --> 01:35:09,080
‫مخصوصاً اگه قهقهۀ شادی باشه.

1286
01:35:09,120 --> 01:35:12,330
‫استیون تو چطوری انقدر عاشق خودتی؟

1287
01:35:12,370 --> 01:35:15,410
‫واکنش دفاعی من نسبت به
‫پوچ‌گرایی و ابتذاله.

1288
01:35:15,450 --> 01:35:17,410
‫با این چیزها که نمی‌شه زندگی دست‌وپا کرد.

1289
01:35:17,450 --> 01:35:18,500
‫معلومه که شدنیه.

1290
01:35:19,250 --> 01:35:20,950
‫زندگی من، هنر منه.

1291
01:35:21,000 --> 01:35:23,080
‫هنر تو فوقش سرگرمی‌ات باشه.

1292
01:35:23,120 --> 01:35:24,790
‫خیلی حرفت زشت بود.

1293
01:35:24,830 --> 01:35:27,410
‫می‌دونم آدم بهتره
‫در کنار صداقت، مهربون باشه.

1294
01:35:27,450 --> 01:35:29,580
‫ولی تو کلاً زندگی‌ات رو...

1295
01:35:29,620 --> 01:35:31,370
‫گذاشتی پای پماد و پودر آرایشی.

1296
01:35:33,080 --> 01:35:34,250
‫اگه هم باورت نمی‌شه،

1297
01:35:34,290 --> 01:35:36,120
‫برو از کسی بپرس که عاقله و
‫نسبت بهت احساسی نداره.

1298
01:35:36,160 --> 01:35:38,790
‫کاملاً ضدیت خودت رو واسم روشن کردی.

1299
01:35:38,830 --> 01:35:40,660
‫نیازی نیست برم از کسی بپرسم.

1300
01:35:42,200 --> 01:35:44,040
‫قراره آخرهفته برم سالزبری.

1301
01:35:46,120 --> 01:35:47,250
‫ادیت الیور توی تفون مگنا،

1302
01:35:47,290 --> 01:35:48,950
‫واسم کلبۀ اجاره‌ای پیدا کرده.

1303
01:35:51,040 --> 01:35:53,040
‫گفتم اگه می‌خوای آخر هفته بریم اونجا.

1304
01:35:55,410 --> 01:35:56,660
‫باهام میای؟

1305
01:35:56,700 --> 01:35:59,040
‫از منم جایی دعوت شده.

1306
01:36:00,250 --> 01:36:01,540
‫کی دعوت کرده؟

1307
01:36:01,580 --> 01:36:05,040
‫یه شاهزاده آلمانی که گمونم
‫خوب بدونی منظورم کیه.

1308
01:36:07,370 --> 01:36:09,290
‫شاهزاده فیلیپ از هِسِن. می‌شناسم.

1309
01:36:09,330 --> 01:36:11,120
‫همچنین یکی از شاگردان ادیت سیتول.

1310
01:36:12,250 --> 01:36:15,410
‫نوازنده پیانویی به اسم چلیچو.

1311
01:36:15,450 --> 01:36:20,580
‫خیلی سریلیکیه. خیلی روس و خیلی خوشگله.

1312
01:36:21,750 --> 01:36:23,910
‫دقیقاً قراره کجا برید؟

1313
01:36:23,950 --> 01:36:26,330
‫اول می‌ریم پاریس.

1314
01:36:26,370 --> 01:36:29,330
‫بعد از راه جاده‌ای می‌ریم بایرن،
‫که دوباره سلامتی خودم رو...

1315
01:36:29,370 --> 01:36:30,370
‫از زندگی بگیرم.

1316
01:36:32,750 --> 01:36:34,830
‫بعد بایرن می‌خوان برن ونیز.

1317
01:36:36,000 --> 01:36:37,050
‫فیلیپ گفت یک بار می‌خواست...

1318
01:36:37,080 --> 01:36:38,500
‫توی قایق گندولا سکس کنه،

1319
01:36:38,540 --> 01:36:39,890
‫ولی جای خلوت پیدا نکرد.

1320
01:36:39,910 --> 01:36:41,410
‫جای ثابت پیدا نکرد.

1321
01:36:43,450 --> 01:36:45,370
‫آها.

1322
01:36:45,410 --> 01:36:48,790
‫پس نکنه با تو می‌خواست سکس کنه، شیطون؟

1323
01:36:48,830 --> 01:36:51,080
‫انگار خیلی یهویی عوض شدی.

1324
01:36:51,120 --> 01:36:52,750
‫آره، احتمالاً شدم. مگه نه؟

1325
01:36:53,660 --> 01:36:56,910
‫ولی اول و آخر زندگی خودمه.

1326
01:36:59,660 --> 01:37:00,870
‫مدام درحال حرکتم.

1327
01:37:05,700 --> 01:37:09,120
‫از خدا هم پیرترم، ولی ذره‌ای شکسته نمی‌شم.

1328
01:37:38,910 --> 01:37:40,580
‫اجازه هست بیام داخل، هستر؟

1329
01:37:43,830 --> 01:37:45,660
‫خودت بیا و ببین.

1330
01:37:59,160 --> 01:38:00,790
‫سلام زیگفرید.

1331
01:38:00,830 --> 01:38:02,330
‫سلام استیون.

1332
01:38:06,080 --> 01:38:07,750
‫چقدر ظاهرمون وحشتناک شده.

1333
01:38:10,620 --> 01:38:13,620
‫ولی گمونم هنوزم دست‌هام خوشگلن.

1334
01:38:18,870 --> 01:38:20,370
‫می‌رم چای دم کنم.

1335
01:38:30,620 --> 01:38:33,160
‫گمونم خبر فوت آیوور به گوشت رسیده.

1336
01:38:34,500 --> 01:38:35,500
‫آره.

1337
01:38:38,700 --> 01:38:42,370
‫می‌گن هزار نفر واسه تشییع جنازه‌اش رفتن.

1338
01:38:44,620 --> 01:38:47,450
‫احتمالاً بیشترش کسانی بودن
‫که قبلاً باهاشون خوابیده.

1339
01:38:54,330 --> 01:38:56,950
‫هرچند هنوز علاقۀ خاصی به آثار آیوور دارم.

1340
01:38:57,000 --> 01:39:00,620
‫تمام اون شاهدخت‌ها و معشوق‌های رنجوری،

1341
01:39:00,660 --> 01:39:03,540
‫که جیب‌هاشون خالیه،
‫ولی پر از میل جنسی هستن.

1342
01:39:03,580 --> 01:39:06,200
‫تمام آثارش مزخرفات احساسی بودن.

1343
01:39:07,700 --> 01:39:09,700
‫دست رو هرچیزی می‌ذاشت
‫ازش چیز سطحی می‌ساخت.

1344
01:39:09,750 --> 01:39:12,500
‫همیشه فکر می‌کردم افراطش توی احساسات،

1345
01:39:12,540 --> 01:39:14,040
‫نوعی احساس کاتارسیس برای...

1346
01:39:14,080 --> 01:39:18,250
‫افراد احمقی که بین ما بودن، داشته.

1347
01:39:18,290 --> 01:39:19,470
‫به‌خاطر اینه که جنابعالی...

1348
01:39:19,500 --> 01:39:20,700
‫فرق این دو تا رو نفهمیدی.

1349
01:39:20,750 --> 01:39:22,750
‫همۀ ما که مثل تو افکار بی‌آلایش نداریم.

1350
01:39:22,790 --> 01:39:25,540
‫مسئله بی‌آلایش بودن نیست.

1351
01:39:25,580 --> 01:39:27,910
‫مسئله درک و بصیرته.

1352
01:39:27,950 --> 01:39:31,830
‫که جنابعالی اصلاً توی این مورد موفق نبودی.

1353
01:39:34,370 --> 01:39:37,080
‫راستش حرفت خیلی زننده بود.

1354
01:39:37,120 --> 01:39:40,250
‫بهتره جای زننده بگی «نیش‌دار» بود.

1355
01:39:46,750 --> 01:39:48,660
‫هنوز از دستم عصبانی هستی؟

1356
01:39:49,700 --> 01:39:50,700
‫می‌خواستی نباشم؟

1357
01:39:51,870 --> 01:39:52,910
‫با نامه‌ای دکترت...

1358
01:39:52,950 --> 01:39:54,580
‫برگشتی رابطه‌مون رو تموم کردی.

1359
01:39:56,370 --> 01:39:58,250
‫می‌خواستی چه حسی داشته باشم؟

1360
01:39:58,290 --> 01:40:00,660
‫ظاهراً هنوز ازم دلگیری.

1361
01:40:00,700 --> 01:40:03,200
‫به امید این اومدم که حداقل...

1362
01:40:03,250 --> 01:40:04,580
‫یه‌خرده بخشنده‌تر شده باشی.

1363
01:40:04,620 --> 01:40:08,410
‫اگه من جوری باهات رفتار می‌کردم،
‫که تو باهام رفتار کردی،

1364
01:40:08,450 --> 01:40:10,330
‫چقدر بخشندگی نشون می‌دادی؟

1365
01:40:11,870 --> 01:40:14,330
‫تازه، بماند که وقتی رژه تموم شد،

1366
01:40:14,370 --> 01:40:15,760
‫باید اونقدری شعور داشته باشی،

1367
01:40:15,790 --> 01:40:17,450
‫که بفهمی دیگه جزوی ازش نیستی.

1368
01:40:17,500 --> 01:40:19,120
‫می‌خواستم عذرخواهی کنم.

1369
01:40:19,160 --> 01:40:21,750
‫ولی سی سال دیر اومدی!

1370
01:40:27,160 --> 01:40:28,910
‫نمی‌شه دوباره آشتی کنیم؟

1371
01:40:29,790 --> 01:40:30,790
‫نه.

1372
01:40:32,750 --> 01:40:36,620
‫زمانی خیلی واسم مهم بودی،
‫ولی الآن پشیزی اهمیت نداری.

1373
01:40:36,660 --> 01:40:38,200
‫- زیگ...
‫- نمی‌خواد با چرب‌زبونی،

1374
01:40:38,250 --> 01:40:40,830
‫جوری قلمداد کنی انگار مسئلۀ کم‌اهمیتیه.

1375
01:40:40,870 --> 01:40:42,910
‫می‌شه بعداً ببینمت؟ مثلاً لندن؟

1376
01:40:42,950 --> 01:40:44,290
‫نه‌خیر!

1377
01:40:45,080 --> 01:40:46,500
‫دیگه زیاد نمی‌رم لندن.

1378
01:40:59,250 --> 01:41:00,870
‫جورج چطوره؟

1379
01:41:02,790 --> 01:41:03,790
‫جوان.

1380
01:41:04,830 --> 01:41:06,080
‫پرنشاط.

1381
01:41:06,120 --> 01:41:07,870
‫مثل باقی بچه‌های دنیاست.

1382
01:41:07,910 --> 01:41:09,910
‫بدترین خصوصیات پدر و مادرش رو به ارث برده.

1383
01:41:11,410 --> 01:41:13,200
‫از فضیلت‌هاشون چی به ارث برده؟

1384
01:41:13,250 --> 01:41:15,120
‫با فضیلت‌هاشون هم نفرین شده.

1385
01:41:19,540 --> 01:41:22,000
‫من...

1386
01:41:23,580 --> 01:41:25,700
‫...خیلی تنهام، زیگی.

1387
01:41:26,620 --> 01:41:28,120
‫داری عذاب می‌کشی؟

1388
01:41:29,080 --> 01:41:30,700
‫خدا کنه این‌جوری باشه.

1389
01:41:32,700 --> 01:41:34,200
‫جورج ذهنیت مستقلی داره،

1390
01:41:34,250 --> 01:41:36,870
‫که گاهی‌اوقات زیگفرید هم ازش جا می‌خوره.

1391
01:41:36,910 --> 01:41:38,540
‫اسمش استقلال نیست، بلکه اراده‌ست.

1392
01:41:45,450 --> 01:41:46,910
‫باز کی مرده؟

1393
01:41:46,950 --> 01:41:48,750
‫همه‌مون مردیم.

1394
01:41:48,790 --> 01:41:51,290
‫جورج، کاش سمت پیپ کشیدن نمی‌رفتی.

1395
01:41:51,330 --> 01:41:53,000
‫انگاری پیپ داره تو رو می‌کشه.

1396
01:41:53,040 --> 01:41:54,870
‫پیرمرد زبون‌باز.

1397
01:41:54,910 --> 01:41:56,660
‫لطف می‌کنی بذاریش کنار.

1398
01:41:57,500 --> 01:41:58,500
‫چای می‌خوری، عزیزم؟

1399
01:41:59,250 --> 01:42:00,700
‫نه، دستت درد نکنه مادر.

1400
01:42:04,620 --> 01:42:06,120
‫بابت چای ممنون.

1401
01:42:07,330 --> 01:42:08,750
‫جورج تا بیرون همراهیت می‌کنه.

1402
01:42:11,910 --> 01:42:14,620
‫- خدانگهدار.
‫- خداحافظ.

1403
01:42:21,790 --> 01:42:23,910
‫مثل همیشه تودل‌برو.

1404
01:42:23,950 --> 01:42:25,720
‫ولی هنوز توی حرف زدنش
‫بدخواهی حس می‌شه،

1405
01:42:25,750 --> 01:42:26,750
‫که از قدیم‌الایام همین بوده.

1406
01:42:28,200 --> 01:42:30,290
‫زیگفرید، گاهی اوقات انسانی‌تره...

1407
01:42:30,330 --> 01:42:32,160
‫که آدم جای صداقت، مهربانی رو انتخاب کنه.

1408
01:42:33,540 --> 01:42:36,200
‫طرف مدام حسادت من رو تحریک می‌کرد.

1409
01:42:36,250 --> 01:42:38,410
‫مثل مرگ تدریجی بود.

1410
01:42:40,700 --> 01:42:42,830
‫یادمه بهم گفته بود هیچکس مثل تو نیست.

1411
01:42:44,790 --> 01:42:49,000
‫آدم فقط برای کسی که ازش متنفره،
‫موجود منحصر به‌فردیه.

1412
01:42:50,950 --> 01:42:53,790
‫واسه شام میای خونۀ مادرم؟

1413
01:42:53,830 --> 01:42:56,250
‫اگه دست خودش بود که
‫حتی خدا رو هم دعوت می‌کرد.

1414
01:42:58,790 --> 01:43:00,750
‫نسبت به چنین مشتقاتی
‫احساس راحتی نمی‌کنم.

1415
01:43:02,200 --> 01:43:03,260
‫اصلاً آدم روشن‌فکری نیستم،

1416
01:43:03,290 --> 01:43:05,080
‫از قضاء خیلی هم افکار طاقت‌فرسایی دارم.

1417
01:43:06,580 --> 01:43:09,370
‫توروخدا بیا دیگه.

1418
01:43:10,620 --> 01:43:13,040
‫مکس بیربوم گفته شاید به صرف نوشیدنی بیاد.

1419
01:43:13,700 --> 01:43:15,370
‫هوم...

1420
01:43:15,410 --> 01:43:18,000
‫دیگه اصلاً زشته که نیام.

1421
01:43:18,040 --> 01:43:19,790
‫حیفه شایعات دلپذیر مکس رو نشنوم.

1422
01:43:21,870 --> 01:43:23,830
‫می‌دونستی...

1423
01:43:23,870 --> 01:43:25,870
‫یک بار درمورد تی‌اس الیوت گفته بود:

1424
01:43:25,910 --> 01:43:27,790
‫«تام بی‌چاره‌ای که یک گوشه نشسته و...

1425
01:43:27,830 --> 01:43:30,700
‫واسه خودش کنسرو ساردین خالی رو
‫تجزیه و تحلیل می‌کنه.»

1426
01:43:33,000 --> 01:43:35,500
‫خب، بیشتر معطل کنی دیرت می‌شه.

1427
01:43:35,540 --> 01:43:37,750
‫منم برم سراغ بیدخوردگی‌های لباس پلوخوریم.

1428
01:43:58,080 --> 01:44:00,080
‫زیاد دلتنگم نشین‌ها، باشه؟

1429
01:44:00,120 --> 01:44:01,580
‫خداحافظ!

1430
01:44:02,330 --> 01:44:04,080
‫خداحافظ عشق‌های من!

1431
01:44:34,120 --> 01:44:35,370
‫خوش‌آمدگویی نمی‌کنی؟

1432
01:44:37,580 --> 01:44:38,790
‫قربون‌صدقه نمی‌ری؟

1433
01:44:40,950 --> 01:44:44,120
‫حتی نمی‌گی «وحشتناک خوشگل شدی، استیون»؟

1434
01:44:49,910 --> 01:44:52,750
‫قراره کلاً توی سکوت رفتار کنی؟

1435
01:44:52,790 --> 01:44:55,830
‫یا قراره ادامۀ این گفت‌گو رو...

1436
01:44:55,870 --> 01:44:58,080
‫کاملاً با خط بریلی انجام بدیم؟

1437
01:44:58,120 --> 01:45:00,450
‫«مراقب خشم مرد صبور باش.»

1438
01:45:00,500 --> 01:45:01,580
‫کی اینو گفته؟

1439
01:45:03,290 --> 01:45:04,700
‫گمونم جملۀ کنفوسیوس بود.

1440
01:45:07,620 --> 01:45:10,000
‫زمانی که هنوز خشمگین نبود.

1441
01:45:10,040 --> 01:45:13,540
‫خب، اگه قراره واسم نطق‌های عمیق بکنی،

1442
01:45:13,580 --> 01:45:16,620
‫می‌شه برای جایزه واسم
‫ترانۀ «رودخانۀ پیرمرد» رو بذاری؟

1443
01:45:17,450 --> 01:45:19,120
‫بایرن چه خبر بود؟

1444
01:45:19,620 --> 01:45:21,620
‫مثل بایرن بود.

1445
01:45:21,660 --> 01:45:23,500
‫مهمون‌هات زیاد پیشت موندن؟

1446
01:45:24,040 --> 01:45:25,950
‫اونقدری که می‌خواستم موندن.

1447
01:45:26,000 --> 01:45:27,410
‫دیگه چیکارها کردی، استیون؟

1448
01:45:28,700 --> 01:45:30,620
‫جز اینکه مدام سرفه کردی؟

1449
01:45:31,450 --> 01:45:34,620
‫من... به قول گفتنی:

1450
01:45:35,870 --> 01:45:38,830
‫به معنی واقعی زندگی کردم.

1451
01:45:38,870 --> 01:45:41,160
‫- سه نفری با هم؟
‫- بله.

1452
01:45:41,200 --> 01:45:43,370
‫گمونم بهش می‌گن مقاربت سه‌نفره.

1453
01:45:43,410 --> 01:45:45,620
‫- مهمونی جنسی هم می‌گن.
‫- آره.

1454
01:45:45,660 --> 01:45:50,950
‫احتمالاً این اصطلاح درست‌تر باشه.
‫ولی جزئیاتش دیگه بماند.

1455
01:45:51,000 --> 01:45:53,370
‫تو که می‌دونی من چقدر توی این مسائل محتاطم.

1456
01:45:56,660 --> 01:46:01,660
‫کلاغ‌ها خبر رسوندن زیاد می‌ری پیش هستر گتی.

1457
01:46:01,700 --> 01:46:03,790
‫درواقع هستر گتی زیاد پیش من میاد.

1458
01:46:04,830 --> 01:46:06,580
‫کم‌کم داره واسم روشن می‌شه.

1459
01:46:08,080 --> 01:46:10,950
‫که جدیداً چقدر مرموز شدی.

1460
01:46:11,700 --> 01:46:13,330
‫نکنه حسودی می‌کنی؟

1461
01:46:13,370 --> 01:46:14,830
‫معلومه که نمی‌کنم.

1462
01:46:16,160 --> 01:46:18,160
‫الآن دیگه می‌تونیم با هم
‫کارهای دخترونه بکنیم.

1463
01:46:19,330 --> 01:46:21,200
‫عین مدرسۀ دخترونه رودین.

1464
01:46:25,080 --> 01:46:26,750
‫با هم رابطه داشتین؟

1465
01:46:26,790 --> 01:46:28,660
‫نه.

1466
01:46:28,700 --> 01:46:31,120
‫رابطۀ ما همونقدر که عمیقه،
‫همونقدر هم آداب و نزاکت داره.

1467
01:46:33,580 --> 01:46:36,750
‫حتی واسه خودم چند تا پیژامۀ سرسنگین گرفتم.

1468
01:46:36,790 --> 01:46:37,850
‫می‌خوای باهاش ازدواج کنی؟

1469
01:46:37,870 --> 01:46:39,620
‫آره، گمونم احتمالاً بکنم.

1470
01:46:39,660 --> 01:46:41,950
‫مطمئنم شریک زندگی رذلی می‌شی، زیگی.

1471
01:46:42,000 --> 01:46:45,370
‫شاید بشم، ولی استادم خودت بودی.

1472
01:46:45,410 --> 01:46:47,950
‫داری بدجوری خطر می‌کنی.

1473
01:46:48,000 --> 01:46:49,760
‫من همون خطری رو می‌کنم
‫که توی رابطه‌ام با تو کردم،

1474
01:46:49,790 --> 01:46:52,910
‫از اون که بدتر نمی‌شه، شاید حتی بهترم بود.

1475
01:46:52,950 --> 01:46:56,450
‫از الآن سال‌های زندگیتون جلوی چشممه.

1476
01:46:56,500 --> 01:46:59,330
‫زندگی پر از سکوت و بی‌اشتیاقی.

1477
01:46:59,370 --> 01:47:02,370
‫با فنجون شکلات داغ‌های زورکی
‫که قبل خواب می‌خورید.

1478
01:47:03,620 --> 01:47:06,290
‫آها، یادم رفت بگم.

1479
01:47:06,330 --> 01:47:08,160
‫از اونجا که قصد داریم همینجا بمونیم،

1480
01:47:08,200 --> 01:47:10,410
‫قراره دیگه واسه اینجا اجاره ندم.

1481
01:47:11,830 --> 01:47:14,660
‫نمی‌خواستم الکی بی‌خبر بذارمت.

1482
01:47:14,700 --> 01:47:18,830
‫ولی خونه که پیدا کردیم، تو هم مجبوری بری.

1483
01:47:18,870 --> 01:47:20,620
‫تقریباً عین تهدید گفتی.

1484
01:47:20,660 --> 01:47:22,500
‫پس شاید تقریباً تهدیده.

1485
01:47:22,540 --> 01:47:23,680
‫پس می‌خوای بدن کوچولوی...

1486
01:47:23,700 --> 01:47:27,410
‫یه پسر بچه رو بندازی
‫توی برف و سرمای خیابون؟

1487
01:47:27,450 --> 01:47:29,120
‫نه، الآن که نمی‌ندازم.

1488
01:47:30,750 --> 01:47:33,040
‫صبر می‌کنیم هوا گرم بشه.

1489
01:47:42,790 --> 01:47:44,750
‫قبل اینکه برم چیزی نمی‌خوایید؟

1490
01:47:44,790 --> 01:47:45,790
‫نه.

1491
01:47:53,950 --> 01:47:56,500
‫رسیدم اسکاتلند واست نامه می‌نویسم.

1492
01:48:00,500 --> 01:48:01,950
‫گفتم رسیدم اسکاتلند...

1493
01:48:02,000 --> 01:48:04,200
‫شنیدم چی گفتی، حواسم به رادیوئه.

1494
01:48:09,700 --> 01:48:11,790
‫- تماس بگیرم؟
‫- نه!

1495
01:48:24,580 --> 01:48:25,910
‫قطارت ساعت چنده، مادر؟

1496
01:48:25,950 --> 01:48:27,830
‫یک ساعت دیگه‌ست.

1497
01:48:27,870 --> 01:48:29,710
‫کلی وقت داریم برسیم ایستگاه.

1498
01:48:37,000 --> 01:48:38,410
‫بعداً میام دنبالت.

1499
01:48:45,330 --> 01:48:49,500
‫یادت نره، با عجله ازدواج کردن
‫همیشه پشیمونی داره.

1500
01:48:50,580 --> 01:48:52,200
‫خیلی جا خوردم خودت ازدواج کردی،

1501
01:48:52,250 --> 01:48:54,790
‫که دقیقاً هم علتش همین بود.

1502
01:48:54,830 --> 01:48:56,330
‫حالا نوبت منه جا بخورم.

1503
01:49:04,750 --> 01:49:06,790
‫از این کارم مقداری تعجب کردین، نه؟

1504
01:49:10,290 --> 01:49:13,540
‫- عاقد کیه؟
‫- کنون گی.

1505
01:49:13,580 --> 01:49:15,000
‫آها.

1506
01:49:19,370 --> 01:49:22,500
‫معذرت می‌خوام، لارنس،
‫با گلن بایم شاو آشنا شدی؟

1507
01:49:22,540 --> 01:49:24,160
‫گلن ایشون تی‌ای لارنس هستن.

1508
01:49:25,790 --> 01:49:26,950
‫لارنس عربستان؟

1509
01:49:27,000 --> 01:49:28,540
‫اخیراً که اونجا نبودم.

1510
01:49:30,910 --> 01:49:32,540
‫واقعاً از تصمیمت مطمئنی؟

1511
01:49:35,660 --> 01:49:36,660
‫گمونم باشم.

1512
01:49:37,750 --> 01:49:40,370
‫در نهایت، ما چند نفر...

1513
01:49:40,410 --> 01:49:43,410
‫عده‌ای خوشبخت هستیم
‫که برون‌ازدواجی کردیم.

1514
01:49:43,450 --> 01:49:45,410
‫ای خدا، الآن این یعنی چی؟

1515
01:49:45,450 --> 01:49:48,330
‫یعنی با کسی ازدواج کردیم
‫که از گروه یا قبیلۀ خودمون نبودن.

1516
01:49:48,370 --> 01:49:50,880
‫متخصص این هستی کلماتی استفاده کنی
‫که هیچ‌کس بلد نیست؟

1517
01:49:50,900 --> 01:49:53,490
‫بله، این شکلی می‌رم رو مخ کسایی...

1518
01:49:53,510 --> 01:49:55,390
‫که معنی «برون‌همسری» رو نمی‌دونن.

1519
01:50:01,580 --> 01:50:02,790
‫ترتیب موسیقی مراسم رو دادین؟

1520
01:50:04,000 --> 01:50:05,540
‫نه.

1521
01:50:05,580 --> 01:50:07,750
‫عه، چه حیف شد.

1522
01:50:07,790 --> 01:50:10,250
‫می‌گفتم کاش موسیقی انگلیسی
‫و غم‌انگیزی ترتیب بدن.

1523
01:50:23,830 --> 01:50:24,830
‫تو واسه چی اومدی؟

1524
01:50:26,200 --> 01:50:27,410
‫هستر دعوتم کرد.

1525
01:50:36,500 --> 01:50:38,290
‫ساقدوشش منم.

1526
01:50:39,950 --> 01:50:42,250
‫پیمانی که با یکدیگر می‌بندید،

1527
01:50:42,290 --> 01:50:45,200
‫در حضور خداوند با یکدیگر پیوند می‌خورند.

1528
01:50:45,250 --> 01:50:47,410
‫خداوندی که قاضی عالی‌مقام،

1529
01:50:47,450 --> 01:50:51,290
‫و آگاه به اسرار قلب‌هایمان است.

1530
01:50:51,330 --> 01:50:55,080
‫بدین ترتیب، اگر هر یک از شما دلیلی برای...

1531
01:50:55,120 --> 01:50:57,790
‫عدم ازدواج قانونی خود می‌دانید،

1532
01:50:57,830 --> 01:51:00,790
‫بایستی در همین لحظه اعلام کنید.

1533
01:51:30,620 --> 01:51:31,620
‫حالت چطوره؟

1534
01:51:34,330 --> 01:51:35,830
‫صرفاً خسته‌ام.

1535
01:51:39,700 --> 01:51:41,120
‫چیزی می‌خوای واست بیارم؟

1536
01:51:58,000 --> 01:51:59,830
‫اسمی به ذهنت رسید؟

1537
01:52:01,160 --> 01:52:02,160
‫نه.

1538
01:52:06,620 --> 01:52:08,830
‫داشتم فکر می‌کردم
‫اسمش رو بذاریم جورج.

1539
01:52:11,250 --> 01:52:12,250
‫آره.

1540
01:52:19,160 --> 01:52:21,160
‫کل آیندۀ من بهش وابسته‌ست.

1541
01:52:24,500 --> 01:52:26,370
‫یه زمان این حرف رو به من می‌زدی.

1542
01:52:34,950 --> 01:52:36,160
‫می‌خوای بغلش کنی؟

1543
01:52:38,250 --> 01:52:41,080
‫♪ تمام خانه‌ها را کرایه کرده بودند ♪

1544
01:52:41,120 --> 01:52:45,250
‫♪ این شد که من خانه‌ای برای خود ساختم ♪

1545
01:52:45,290 --> 01:52:49,250
‫♪ دلبندم، این خانه واحۀ معشوق است ♪

1546
01:52:49,290 --> 01:52:53,950
‫♪ که درش زندگی همچون
‫جست‌جویی طاقت‌فرسا است ♪

1547
01:52:54,000 --> 01:52:55,700
‫واقعاً خوشحالم.

1548
01:52:57,290 --> 01:52:59,120
‫دلیلش هم توی بغلمه.

1549
01:53:02,450 --> 01:53:04,830
‫♪ جای دنجی‌ست برای پنهان شدن ♪

1550
01:53:04,870 --> 01:53:06,870
‫♪ تا که درش کنار یکدیگر زندگی کنیم ♪

1551
01:53:06,910 --> 01:53:10,500
‫♪ کاری کن این رویا محقق شود ♪

1552
01:53:13,160 --> 01:53:17,120
‫♪ تصور کن روی پایت نشسته‌ام ♪

1553
01:53:17,160 --> 01:53:21,250
‫♪ که دو فنجان برای دو نفر،
‫و دو نفر برای دو فنجان ♪

1554
01:53:21,290 --> 01:53:25,540
‫♪ که من برای تو، و تو برای من ♪

1555
01:53:25,580 --> 01:53:30,000
‫♪ تک و تنها هستیم ♪

1556
01:53:30,040 --> 01:53:33,790
‫♪ در نزدیکی‌مان کسی نیست،
‫که ما را ببیند یا صدایمان را بشنود ♪

1557
01:53:33,830 --> 01:53:37,750
‫♪ نه مهمانِ دوست و اقوام داریم،
‫نه آخر هفته و تعطیلات ♪

1558
01:53:37,790 --> 01:53:39,870
‫♪ دلبندم، شمارۀ خانه‌مان را... ♪

1559
01:53:39,910 --> 01:53:46,000
‫♪ به احدی نخواهیم داد ♪

1560
01:53:46,040 --> 01:53:50,080
‫♪ سپیده‌دم می‌شود و من بیدار می‌شوم ♪

1561
01:53:50,120 --> 01:53:54,120
‫♪ و برایت کیک و شیرینی درست می‌کنم ♪

1562
01:53:54,160 --> 01:54:01,160
‫♪ که همراه خود ببری و
‫جلوی همکارانت پز بدهی ♪

1563
01:54:02,450 --> 01:54:06,540
‫♪ فرزندانی بزرگ خواهیم کرد ♪

1564
01:54:06,580 --> 01:54:10,660
‫♪ پسری برای تو، و دختری برای من ♪

1565
01:54:10,700 --> 01:54:13,200
‫♪ آخ، مگر نمی‌بینی... ♪

1566
01:54:13,250 --> 01:54:20,250
‫♪ که چقدر خوشبخت خواهیم شد؟ ♪

1567
01:54:24,120 --> 01:54:26,290
‫چه زیباست آسمان آبی.

1568
01:54:27,290 --> 01:54:29,750
‫بالا می‌روند لیوان‌هایمان.

1569
01:54:30,790 --> 01:54:33,000
‫باشد که در این راه، امیدی باشد.

1570
01:54:34,080 --> 01:54:36,370
‫آسمان بارید، هرچند که دیروز بود.

1571
01:54:37,370 --> 01:54:39,370
‫شاید فردا باری دیگر ببارد.

1572
01:54:40,500 --> 01:54:42,790
‫این سرزمین به بارشش محتاج است.

1573
01:54:44,620 --> 01:54:46,750
‫و منی که در کنار مردگان ایستاده‌ام.

1574
01:54:48,290 --> 01:54:50,370
‫آنگاه که سینه‌ام را نفسی نیست،

1575
01:54:50,410 --> 01:54:53,000
‫از آسمان به دیدنم بیا.

1576
01:54:53,040 --> 01:54:55,540
‫که در میان طبل کوبندۀ مرگ،

1577
01:54:55,580 --> 01:54:57,450
‫راه فرارم را با قدم‌های نامتعادل طی می‌کنم،

1578
01:54:58,790 --> 01:55:01,450
‫تا که دری به سوی صحبی دیگر پیدا کنم،

1579
01:55:01,500 --> 01:55:03,450
‫که شاید بتوانم در هوای سپیده‌دم،

1580
01:55:03,500 --> 01:55:05,200
‫در دره‌ای کم‌نور،

1581
01:55:05,250 --> 01:55:08,410
‫مملو از زمزمۀ درختان،
‫باری دیگر هوایی را تنفس کنم.

1582
01:55:09,910 --> 01:55:12,660
‫در حالی که سحر در حاشیۀ افق شب،

1583
01:55:12,700 --> 01:55:14,370
‫در دریاچه‌های آتش جاریست،

1584
01:55:15,450 --> 01:55:17,540
‫از تپۀ درخشان بهشت پایین بیا،

1585
01:55:17,580 --> 01:55:19,250
‫ای مقصود ترانۀ من.

1586
01:55:20,750 --> 01:55:22,250
‫ای دلبند وفادارم،

1587
01:55:22,290 --> 01:55:25,540
‫به روح من بیاموز که در
‫گلزارهایی بیدار شود،

1588
01:55:25,580 --> 01:55:27,290
‫که با گل‌هایی که درخشانند،

1589
01:55:27,330 --> 01:55:30,620
‫مسیرم را به سمت و سوی تو پر کرده‌ باشند.

1590
01:55:31,870 --> 01:55:33,620
‫در نگاه چشمانت،

1591
01:55:33,660 --> 01:55:36,950
‫بیداری مغلوب روزگارم را نشانم ده.

1592
01:55:37,000 --> 01:55:41,040
‫بی‌صدا در آن سکوت تمام‌عیارت در باغی سبز،

1593
01:55:41,080 --> 01:55:44,000
‫از بهشت به نزد من بیا و در چشمانت،

1594
01:55:44,040 --> 01:55:47,290
‫سوغات یادآور زیبایی‌هایی که
‫در دنیا بوده است را برایم بیاور،

1595
01:55:47,330 --> 01:55:50,290
‫و فترت حوض‌های بهشت را نشانم ده.

1596
01:55:55,120 --> 01:55:57,000
‫برخیز،

1597
01:55:57,040 --> 01:56:00,950
‫برخیز از میان صدای گرفتۀ مردگان.

1598
01:56:10,660 --> 01:56:12,120
‫می‌خوای کل روز،

1599
01:56:12,160 --> 01:56:13,370
‫همین‌جوری ساکت بمونی؟

1600
01:56:20,660 --> 01:56:22,290
‫علت اینکه آوردمت لندن،

1601
01:56:22,330 --> 01:56:23,550
‫این بود که نگران حالت بودم!

1602
01:56:23,580 --> 01:56:26,410
‫- من خوبم.
‫- اصلاً هم نیستی!

1603
01:56:26,450 --> 01:56:28,790
‫تو خونه‌ات نه یه لقمه پیدا می‌شه،
‫نه شومینه و بخاری!

1604
01:56:28,830 --> 01:56:31,700
‫عین کشیش‌های پروتستانی
‫واسه خودت نشستی توی تاریکی!

1605
01:56:31,750 --> 01:56:34,500
‫- خودم از پس زندگیم بر میام!
‫- اصلاً هم نمیای!

1606
01:56:42,290 --> 01:56:45,040
‫اگه می‌خوای اوقات‌تلخی کنی،
‫من می‌رم طبقۀ بالا.

1607
01:56:55,750 --> 01:56:57,620
‫اون خزعبل رو خاموش کن!

1608
01:56:57,660 --> 01:57:00,660
‫هرکاری دلم بخواد می‌کنم!
‫خونۀ خودمه!

1609
01:57:00,700 --> 01:57:03,080
‫- موسیقی خودمه!
‫- این اسمش موسیقی نیست!

1610
01:57:03,120 --> 01:57:05,500
‫یک مشت چرندیات تبلیغاتیه،

1611
01:57:05,540 --> 01:57:09,080
‫که آدم‌های احمق، برای مخاطبان احمق می‌سازن!

1612
01:57:09,120 --> 01:57:11,200
‫آخ، انقدر متعصب نباش!

1613
01:57:35,200 --> 01:57:36,410
‫ارقام رسمی کشته‌شدگانی...

1614
01:57:36,450 --> 01:57:39,790
‫که در زمان جنگ جهانی اول از دنیا رفتند:

1615
01:57:39,830 --> 01:57:42,580
‫بریتانیای کبیر و مهاجرنشینانش:

1616
01:57:42,620 --> 01:57:47,830
‫1,225,914 تن.

1617
01:57:48,660 --> 01:57:55,500
‫فرانسه: 1,697,798 تن.

1618
01:57:56,330 --> 01:58:03,700
‫آلمان: 2,476,897 تن.

1619
01:58:03,750 --> 01:58:10,700
‫اتریش-مجارستان: 1,567,202 تن.

1620
01:58:11,620 --> 01:58:17,450
‫روسیه: 3,311,251 تن.

1621
01:58:22,660 --> 01:58:26,250
‫این آمار و ارقامِ فاجعه‌ست.

1622
01:58:26,290 --> 01:58:32,040
‫همچنان از دعای سحر، تا دعای شب،
‫زندگی به آرامی می‌گذرد.

1623
01:58:51,910 --> 01:58:53,870
‫مشغول افکار عمیق بودی؟

1624
01:58:53,910 --> 01:58:55,040
‫نه.

1625
01:58:57,330 --> 01:58:58,540
‫با افکار پیش‌پاافتاده‌ام نشسته بودم.

1626
01:59:01,580 --> 01:59:06,000
‫سعی می‌کردم رفتار نامتعارف بقیه رو درک کنم.

1627
01:59:13,330 --> 01:59:14,540
‫کلی آدم مردن؛

1628
01:59:20,160 --> 01:59:21,200
‫کلی آدم.

1629
01:59:27,160 --> 01:59:29,330
‫اکثر مردم در لحظه زندگی می‌کنن،

1630
01:59:29,370 --> 01:59:30,870
‫ولی تو برای ابدیت زندگی می‌کنی.

1631
01:59:30,910 --> 01:59:32,620
‫- چنین حرفی نزن.
‫- چرا نزنم؟

1632
01:59:32,660 --> 01:59:34,140
‫چون می‌ترسم باورش کنم.

1633
01:59:45,540 --> 01:59:47,700
‫ولی بد نمی‌شد آدم سرشناسی بشم.

1634
01:59:49,290 --> 01:59:52,660
‫که از طریقی بابت اشعارم شناخته بشم.

1635
01:59:56,120 --> 02:00:01,500
‫الیوت نشان لیاقت و جایزۀ نوبل برد.

1636
02:00:03,500 --> 02:00:06,540
‫منم مجبور بودم به جایزۀ شعر ملکه بسنده کنم.

1637
02:00:12,080 --> 02:00:16,500
‫ولی بد نمی‌شد اسمم بشه:
‫«سر زیگفرید ساسون».

1638
02:00:17,830 --> 02:00:20,910
‫- هرچند خیلی واج‌آرایی «س» داره.
‫- آخه بابا.

1639
02:00:23,830 --> 02:00:27,450
‫چرا تو انقدر شیفتۀ این
‫آرمان‌شهر خیالی روریتانی هستی؟

1640
02:00:29,620 --> 02:00:31,000
‫بزرگترین استدلال علیه...

1641
02:00:31,040 --> 02:00:32,750
‫مقام شوالیه‌ای که به زنان و مردان می‌دن،

1642
02:00:34,080 --> 02:00:36,500
‫خود اون کسانی هستن که
‫این مقام رو دریافت کردن.

1643
02:00:42,370 --> 02:00:44,830
‫چرا از دنیای امروزی متنفری، پدر؟

1644
02:00:44,870 --> 02:00:46,500
‫چون از من خیلی جوان‌تره.

1645
02:00:47,750 --> 02:00:50,330
‫خب، الآن باید بری حموم و لباس عوض کنی.

1646
02:00:51,750 --> 02:00:53,410
‫قرار بود بریم تئاتر، یادت رفته؟

1647
02:00:54,290 --> 02:00:55,330
‫مجبورم بیام؟

1648
02:00:55,370 --> 02:00:57,290
‫آره، قول دادی دیگه.

1649
02:00:58,540 --> 02:01:01,080
‫تازه‌شم، موسیقی موزون و بامزه‌ای داره.

1650
02:01:02,290 --> 02:01:04,250
‫حتی شاید به دل تو هم بشینه.

1651
02:01:09,950 --> 02:01:11,080
‫ببخشید سرت داد زدم.

1652
02:01:12,830 --> 02:01:14,790
‫منم... معذرت می‌خوام.

1653
02:01:20,580 --> 02:01:21,870
‫آشتی؟

1654
02:01:24,750 --> 02:01:26,120
‫آشتی.

1655
02:01:33,290 --> 02:01:36,160
‫♪ مادرم گفته بود که هیچ‌وقت نباید ♪

1656
02:01:36,200 --> 02:01:39,120
‫♪ با اون پسرک توی جنگل بازی کنم ♪

1657
02:01:39,160 --> 02:01:41,700
‫♪ اگر بازی می‌کردم، بهم می‌گفت: ♪

1658
02:01:41,750 --> 02:01:45,410
‫♪ «دختر کوچولوی سرکش» ♪

1659
02:01:48,830 --> 02:01:51,080
‫♪ من دختر زیبای کلیشه‌ای انگلیسی هستم، ♪

1660
02:01:51,120 --> 02:01:54,080
‫♪ از نسلی انگلیسی و کلیشه‌ای، ♪

1661
02:01:54,120 --> 02:01:59,290
‫♪ با دودمانی آنگلوساکسونی و کلیشه‌ای ♪

1662
02:01:59,330 --> 02:02:04,580
‫♪ مثل دیگر دختران انگلیسی و کلیشه‌ای ♪

1663
02:02:04,620 --> 02:02:09,160
‫♪ در فرهنگسرای دخترانه‌ای
‫کلیشه‌ای و انگلیسی تحصیل کرده‌ام ♪

1664
02:02:12,330 --> 02:02:15,000
‫♪ من تنیس انگلیسی و کلیشه‌ای، ♪

1665
02:02:15,040 --> 02:02:17,500
‫♪ در باشگاهی انگلیسی
‫و کلیشه‌ای بازی می‌کنم ♪

1666
02:02:17,540 --> 02:02:22,700
‫♪ با تمایلی انگلیسی و کلیشه‌ای
‫به بازی منصفانه ♪

1667
02:02:22,750 --> 02:02:25,580
‫♪ کیک انگلیسی و کلیشه‌ای می‌خورم، ♪

1668
02:02:27,790 --> 02:02:29,500
‫♪ در کنار چای انگلیسی و کلیشه‌ایم، ♪

1669
02:02:29,540 --> 02:02:34,950
‫♪ آن هم در پایان هر روزی از
‫این عمر انگلیسی و کلیشه‌ایم ♪

1670
02:02:35,000 --> 02:02:40,250
‫♪ پدرم سرهنگ انگلیسی و کلیشه‌ایست ♪

1671
02:02:40,290 --> 02:02:44,040
‫♪ خانه‌مان در روستایی
‫انگلیسی و کلیشه‌ایست ♪

1672
02:02:45,580 --> 02:02:49,450
‫♪ من و مادرم کارت‌بازی‌های
‫انگلیسی و کلیشه‌ای بازی می‌کنیم، ♪

1673
02:02:49,500 --> 02:02:54,250
‫♪ در حالی که باران انگلیسی و
‫کلیشه‌ای از آسمان می‌بارد ♪

1674
02:02:55,540 --> 02:02:57,910
‫♪ با سگی پشمالوی انگلیسی و کلیشه‌ای، ♪

1675
02:02:57,950 --> 02:03:00,540
‫♪ که عاشق قدم‌زدن‌های
‫انگلیسی و کلیشه‌ایست ♪

1676
02:03:00,580 --> 02:03:04,580
‫♪ چرا که اطراف بوته‌ها، مملو از
‫درختان انگلیسی و کلیشه‌ایست ♪

1677
02:03:06,040 --> 02:03:08,160
‫♪ و اگر کسی از من بپرسد، ♪

1678
02:03:08,200 --> 02:03:11,040
‫♪ که احساسم نسبت به این
‫زندگی انگلیسی و کلیشه‌ایم چیست، ♪

1679
02:03:11,080 --> 02:03:15,870
‫♪ می‌گویم از چای انگلیسی
‫و کلیشه‌ایم زده شده‌ام ♪

1680
02:03:35,870 --> 02:03:37,500
‫تاکسی بگیریم؟

1681
02:03:42,910 --> 02:03:43,910
‫نه، پیاده می‌رم خونه.

1682
02:03:48,160 --> 02:03:49,910
‫مطمئنی؟

1683
02:03:49,950 --> 02:03:52,790
‫هوا داره خنک می‌شه.

1684
02:03:59,410 --> 02:04:00,410
‫ترجیح می‌دم پیاده برم.

1685
02:05:17,330 --> 02:05:19,330
‫شاید آخرین شعری که نوشتم
‫رضایتت رو جلب کنه.

1686
02:05:20,330 --> 02:05:21,870
‫اسمش ناتوانه.

1687
02:05:28,830 --> 02:05:29,910
‫یه‌کم دیگه میام دنبالت.

1688
02:05:29,950 --> 02:05:30,950
‫ممنون.

1689
02:05:33,700 --> 02:05:35,830
‫مرد بر صندلی چرخ‌داری نشسته بود؛

1690
02:05:35,870 --> 02:05:37,950
‫به انتظار خاموشی.

1691
02:05:38,000 --> 02:05:41,910
‫و می‌لرزید در کت و شلوار شومش، بدون پا،

1692
02:05:42,750 --> 02:05:44,500
‫که از زانو به بعدش نیست.

1693
02:05:46,040 --> 02:05:47,250
‫از سمت و سوی پارک،

1694
02:05:47,290 --> 02:05:50,540
‫صدای پسران جوانی را می‌شنوید
‫که برایش همچون سرودی غم‌انگیزند.

1695
02:05:50,580 --> 02:05:53,790
‫صدای بازی و سرگوشی دم غروبشان.

1696
02:05:53,830 --> 02:05:56,450
‫تا زمانی که خواب همانند
‫مادری دلسوز به دنبالش بیاید.

1697
02:05:57,700 --> 02:05:58,950
‫در همین ساعات بود،

1698
02:05:59,000 --> 02:06:00,830
‫که در قدیم این شهر، شاد و سرخوش بود.

1699
02:06:00,870 --> 02:06:03,830
‫با چراغانی که همچون گل
‫از درختان آبی‌رنگ آویزان بودند.

1700
02:06:03,870 --> 02:06:05,940
‫و دخترانی که با تاریک شدن هوا،

1701
02:06:05,970 --> 02:06:07,810
‫نگاه‌های عشوه‌گرانه می‌انداختند.

1702
02:06:08,900 --> 02:06:10,830
‫که دیگر آن دوران،

1703
02:06:11,590 --> 02:06:13,680
‫و زانوهایش را نخواهد دید.

1704
02:06:15,340 --> 02:06:19,640
‫اکنون دیگر دستانش دور کمر
‫باریک دختری نخواهند پیچید،

1705
02:06:19,760 --> 02:06:22,720
‫و گرمای مهربان دستانشان را حس نخواهد کرد.

1706
02:06:22,910 --> 02:06:26,410
‫رفتار دختران با او جوری‌ست
‫که انگار بیماری عجیبی دارد.

1707
02:06:28,390 --> 02:06:30,750
‫زمانی هنرمندی بود که مجذوب چهرۀ او بود.

1708
02:06:31,870 --> 02:06:34,320
‫چرا که همین پارسال بود،
‫که چهره‌اش جوان‌تر از سنش می‌زد.

1709
02:06:36,070 --> 02:06:41,240
‫اکنون که دیگر پیر شده است،
‫اکنون که کمرش رمق سابق را ندارد.

1710
02:06:41,350 --> 02:06:44,560
‫اکنون که در نقطه‌ای دور از اینجا
‫جوانی رنگارنگش را از دست داده.

1711
02:06:44,700 --> 02:06:47,450
‫جوانی‌اش را تا قطرۀ آخر،
‫درون حفره‌ای از برخورد خمپاره ریخته بود.

1712
02:06:47,510 --> 02:06:50,590
‫و گویی که نیمی از عمرش در آن جریان بود:

1713
02:06:50,630 --> 02:06:53,170
‫خون ارغوانی که از ران‌هایش فوران می‌کرد.

1714
02:06:54,750 --> 02:06:57,620
‫زمانی از رد خون روی پایش لذت می‌برد،

1715
02:06:57,800 --> 02:07:00,380
‫که پس از بازی فوتبال،
‫رفقان شانه‌هایش را می‌گرفتند تا راه برود.

1716
02:07:01,720 --> 02:07:04,430
‫یکی از همان روزهای فوتبالش بود،
‫که شدیداً مست کرد و...

1717
02:07:04,450 --> 02:07:06,370
‫خواست که جزو ارتش شود.

1718
02:07:06,400 --> 02:07:07,810
‫اکنون حسرت آن روز را می‌خورد.

1719
02:07:08,990 --> 02:07:11,570
‫شاید کسی به او گفته بود
‫که یونیفرم به تنش می‌آید.

1720
02:07:12,410 --> 02:07:13,870
‫شاید به این دلیل بود.

1721
02:07:14,050 --> 02:07:16,430
‫شاید هم برای جلب توجه
‫دختری به نام مگ بود.

1722
02:07:16,460 --> 02:07:18,460
‫بله، دلیلش این بود.

1723
02:07:18,510 --> 02:07:21,680
‫برای توجه دختران بی‌وفا و هوسباز بود
‫که در ارتش نام‌نویسی کرد.

1724
02:07:21,700 --> 02:07:23,580
‫مقامات که از خدایشان بود،

1725
02:07:23,600 --> 02:07:25,420
‫با لبخند دروغش را در برگه نوشتند:

1726
02:07:25,910 --> 02:07:27,910
‫«نوزده ساله».

1727
02:07:29,600 --> 02:07:33,100
‫به ندرت نگران آلمانی‌ها بود،
‫نگران جنایتشان بود،

1728
02:07:33,120 --> 02:07:35,370
‫اتریش نیز برایش اهمیتی نداشت.

1729
02:07:36,660 --> 02:07:39,120
‫و هنوز ترس از وحشت، به جانش نیفتاده بود.

1730
02:07:41,290 --> 02:07:44,520
‫فکرش پیش خنجر دسته‌نگینی‌اش در
‫جوراب چهارخانه‌اش بود؛

1731
02:07:44,540 --> 02:07:47,070
‫پیش احترام‌های نظامی تجملاتی،

1732
02:07:47,120 --> 02:07:48,490
‫پیش اسلحۀ در دستش،

1733
02:07:49,070 --> 02:07:51,940
‫پیش بازگشت به خانه و باقی ماندۀ حقوقش،

1734
02:07:52,070 --> 02:07:53,330
‫پیش روحیۀ رفقات،

1735
02:07:53,600 --> 02:07:55,640
‫و نصایح‌اش به سربازان آینده بود.

1736
02:07:57,490 --> 02:08:00,490
‫کمی بعد، با صدای طبل و هلهله
‫به خط مقدم اعزام شد.

1737
02:08:02,310 --> 02:08:04,880
‫زمانی که بازگشت چند نفر تشویقش کردند،

1738
02:08:04,980 --> 02:08:07,500
‫اما آن کجا و تشویق بعد از گل کجا؟

1739
02:08:08,450 --> 02:08:12,320
‫ولی فقط یک مرد که برایش میوه آورد،
‫بابت خدمتش تشکر کرد.

1740
02:08:12,500 --> 02:08:15,080
‫و سپس، جویای روح او شد.

1741
02:08:17,540 --> 02:08:21,370
‫اکنون این سرباز چند سالی را
‫در موسسات مختلف، بیمار خواهد گذراند.

1742
02:08:21,590 --> 02:08:24,720
‫و باید هر کاری که قوانین می‌گویند
‫برای سلامتی‌اش خوب است، انجام دهد،

1743
02:08:24,830 --> 02:08:27,250
‫و پذیرای ترحم دیگران باشد.

1744
02:08:28,600 --> 02:08:30,330
‫در این شب بود که متوجه شد نگاه زنان...

1745
02:08:30,360 --> 02:08:33,360
‫چگونه از او، به سمت مردانی
‫که کامل بودند معطوف شد.

1746
02:08:36,050 --> 02:08:38,220
‫چقدر سرد و  دیروقت شده است.

1747
02:08:39,790 --> 02:08:42,370
‫چرا کسی نمی‌آید تا کمک کند به تختش بازگردد؟

1748
02:08:44,570 --> 02:08:46,200
‫چرا کسی نمی‌آید؟

1749
02:08:49,700 --> 02:08:53,000
:  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

1750
02:08:53,030 --> 02:08:58,000
:  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

