﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:06,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده
  ..:: MiraMovie.org ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: ZedMovie.com ::..</font></b>

2
00:00:06,030 --> 00:00:12,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده
  ..:: MiraMovie.org ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: ZedMovie.com ::..</font></b>

3
00:00:20,764 --> 00:00:23,812
‫دارم روی یک ایده‌ای کار می‌کنم

4
00:00:23,850 --> 00:00:30,455
‫یک‌جور کلاژه که توش نقش‌های
‫مختلفی رو بازی می‌کنم

5
00:00:30,494 --> 00:00:34,506
‫تو مایه‌های "اورلاندو". اون فیلمه که
‫تیلدا سْوینتِن توش بازی کرده دیدی؟

6
00:00:34,545 --> 00:00:38,296
‫درباره راحت شدن از شر
‫نقش‌هاییه که می‌ریم توشون

7
00:00:38,320 --> 00:00:42,071
‫و خودمون رو اسیرشون می‌کنیم

8
00:00:42,110 --> 00:00:44,030
‫مخصوصا به عنوان یک زن

9
00:00:45,911 --> 00:00:49,905
‫یک‌جور آیینه. می‌ری توی نقش‌های مختلف،
‫خودت رو ازشون پالوده می‌کنی،

10
00:00:49,943 --> 00:00:53,802
‫و  به یک مرحله والاتر با
‫آزادی بیشتر پا می‌گذاری

11
00:00:53,841 --> 00:00:58,679
‫طوری که دیگه گرفتار
‫این کلیشه‌ها نیستی

12
00:00:58,718 --> 00:01:02,385
‫دارم روی یک موزیکالش کار می‌کنم

13
00:01:02,423 --> 00:01:05,188
‫- یادت می‌آد؟
‫- همم

14
00:01:07,070 --> 00:01:10,199
‫آره، خودت گفته بودی.
‫داره ساخته می‌شه؟

15
00:01:10,238 --> 00:01:12,868
‫- نه، هنوز تو مرحله ایده‌پردازیه
‫- آهان

16
00:01:12,906 --> 00:01:20,394
‫ایده یک فیلم موزیکال
‫درباره معد‌ن‌چی‌های اسوالبارده

17
00:01:20,433 --> 00:01:26,442
‫- فیلم موزیکال درباره معدنچی‌های اسوالبارد؟
‫- آره. خیلی باحاله

18
00:01:26,481 --> 00:01:30,167
‫آره. خیلی جالبه.
‫تا حالا همچین چیزی نشنیدم

19
00:01:30,206 --> 00:01:35,198
‫بهرحال، برای فیلم‌برداری از
‫سیاهی لشگر هم استفاده می‌کنم

20
00:01:35,735 --> 00:01:43,396
‫اصل فیلم روی دوش سیاهی لشگره و
‫نقش معدن‌چی‌ها رو هم بازیگرها بازی می‌کنن

21
00:01:43,434 --> 00:01:45,450
‫تو این مایه‌هاست

22
00:01:45,489 --> 00:01:50,558
‫یعنی تو فیلمت سیاهی لشگر
‫از معدنچی‌های بازیگر فیلم می‌گیرن؟

23
00:01:51,076 --> 00:01:54,954
‫آره، و خود معدن‌چی‌ها

24
00:01:54,993 --> 00:01:58,948
‫- یعنی یک‌جور [فیلم] مِتا؟
‫- ساده بگم، آره

25
00:01:58,986 --> 00:02:04,727
‫اما دست‌آخر، معدن‌چی‌ها

26
00:02:04,766 --> 00:02:09,354
‫شروع می‌کنن به حرف زدن با سیاهی لشگر

27
00:02:09,393 --> 00:02:13,194
‫تا بفهمن که واقعا توی
‫کدوم دنیا زندگی می‌کنن

28
00:02:13,233 --> 00:02:16,305
‫و کار باید به کجا برسه که اعتصاب کنن

29
00:02:16,343 --> 00:02:22,026
‫چونکه دلشون می‌خواد با کارگردان واقعی
‫حرف بزنن، که نقشش رو من بازی می‌کنم

30
00:02:22,065 --> 00:02:24,004
‫خب، البته!

31
00:02:24,042 --> 00:02:29,572
‫وقتی من میام تو، جا می‌خورن

32
00:02:29,610 --> 00:02:34,545
‫چون من سندروم دان دارم،
‫و اون هم با یک هدف سیاسی...

33
00:02:37,214 --> 00:02:40,420
‫- بهرحال، ایده این‌جوریه
‫- از چه نظر سیاسیه؟

34
00:02:40,458 --> 00:02:46,103
‫از این نظر که یکی مثل من، با سندروم دان،
‫می‌تونه فیلمی به این خوبی بسازه

35
00:02:48,772 --> 00:02:49,866
‫خوبه

36
00:02:49,905 --> 00:02:57,316
‫آخر سر، سکانس [تو] جکوزی هست که
‫من وارد می‌شم، دست تو دست با این...

37
00:02:57,354 --> 00:03:00,407
‫آخرش دست در دست با بازیگرها
‫از جکوزی سر درمی‌آری؟

38
00:03:00,446 --> 00:03:06,954
‫آخرش فیلم رو تموم می‌کنیم،
‫اما بعدش بازیگرها می‌خوان...

39
00:03:06,993 --> 00:03:10,871
‫اون‌ها یک دسیسه می‌چینن
‫چونکه دارن شیفته من می‌شن

40
00:03:10,910 --> 00:03:16,689
‫- شیفته تو می‌شن؟
‫- آره، که کلی دسیسه درست می‌کنه

41
00:03:16,727 --> 00:03:22,487
‫فقط حواست باشه به جای سیاسی،
‫خودخواهانه‌ تمومش نکنی

42
00:03:22,526 --> 00:03:27,383
‫- آره، بیشتر می‌خوام سیاسی باشه
‫- موافقم

43
00:03:30,378 --> 00:03:32,990
‫ببخشید

44
00:03:33,028 --> 00:03:35,121
‫من از یک گربه نگهداری می‌کنم

45
00:03:35,159 --> 00:03:39,018
‫یک‌کمی حساسیت گرفتم

46
00:03:45,470 --> 00:03:48,522
‫مثل اون‌موقع که اون پناهنده‌های
‫سوری اومده بودن نروژ

47
00:03:48,561 --> 00:03:52,343
‫اون هم برای دو هفته،
‫کل فیسبوک [از اخبارش] پر شده

48
00:03:52,382 --> 00:03:57,201
‫مردم جلیقه‌های زرد پوشیدن و سلبریتی‌ها براشون
‫آشپزی می‌کردن. دو هفته بعد، تموم شد و رفت

49
00:03:57,239 --> 00:03:59,716
‫- آره. آماده ایم؟
‫- آره

50
00:03:59,754 --> 00:04:01,866
‫توروالد! توروالد!

51
00:04:01,905 --> 00:04:04,785
‫- دیگه بریم
‫- جمعیت زیاده؟

52
00:04:04,823 --> 00:04:09,662
‫بد نیست. می‌تونست بیشتر هم باشه.
‫تماشاچی‌های درست‌حسابی‌ای ان

53
00:04:09,700 --> 00:04:11,486
‫- همه نروژی ان؟
‫- نه، نه

54
00:04:11,524 --> 00:04:15,210
‫- به گمونم خوب از آب دربیاد، نه؟
‫- امیدوارم

55
00:04:18,186 --> 00:04:21,854
‫خیلی خوب. دیگه رفتی بالا

56
00:04:23,178 --> 00:04:27,940
‫- باید تمومش کنم
‫- بسیار خوب

57
00:04:27,978 --> 00:04:33,758
‫به دومین روز از جشنواره
‫فرهنگی نروژی آمریکایی خوش آمدید

58
00:04:34,295 --> 00:04:39,268
‫مفتخرم به معرفیِ
‫"سه رنگ ایبسِن".

59
00:04:39,306 --> 00:04:41,663
‫همچنین از سفارت نروژ

60
00:04:41,687 --> 00:04:44,068
‫ویزیت نروژ و وزارت امور خارجه
‫تشکر می‌کنم

61
00:04:49,847 --> 00:04:52,535
‫پییر، داری دروغ می‌گی

62
00:04:52,746 --> 00:04:56,490
‫نه، نمی‌گم

63
00:05:15,767 --> 00:05:23,255
‫تغییرات سیاسی به واسطه مو،
‫مایعات، پوست، وزن، بو، سوراخ‌ها

64
00:05:23,294 --> 00:05:28,209
‫و برآمدگی‌ها،
‫دیگه به روابط دهانی اشاره نکنم

65
00:05:28,247 --> 00:05:30,359
‫لب‌هامون لرزش دارن

66
00:05:30,398 --> 00:05:37,674
‫یک طرز فکر انتزاعی شفاف که مثل
‫یک آتش بزرگ دامن بشریت رو می‌گیره

67
00:05:37,713 --> 00:05:39,594
‫و راستی که آتشی هم در کاره

68
00:05:39,633 --> 00:05:44,548
‫و یک چیزی در جریانه که حاکی از دگرگونی،
‫بیداری، یا آرماگِدون* هست
‫نبرد نهایی خیر و شر

69
00:05:51,383 --> 00:05:54,033
‫یک حالت مُرده‌ای داره

70
00:05:54,071 --> 00:05:56,822
‫من رو به یاد گل‌های
‫توپی روز بعدش می‌اندازه

71
00:05:58,469 --> 00:06:00,906
‫- سلام، لارس
‫- گریت

72
00:06:00,945 --> 00:06:04,535
‫تو هم تو برنامه هستی؟

73
00:06:04,574 --> 00:06:08,721
‫با چند تا از بچه‌های
‫روی صحنه رفتم مدرسه

74
00:06:08,759 --> 00:06:13,406
‫- که این‌طور. بازیگری؟
‫- نه اون‌جوری

75
00:06:14,423 --> 00:06:16,247
‫که این‌طور

76
00:06:18,148 --> 00:06:21,066
‫- تو چه می‌کنی؟
‫- من رو نمی‌شناسی؟

77
00:06:21,105 --> 00:06:24,917
‫شوخی کردم. من رپر ام

78
00:06:24,941 --> 00:06:28,650
‫- موسیقی می‌سازم
‫- آهان

79
00:06:28,689 --> 00:06:31,473
‫بعضی وقت‌ها هم متن‌هام رو بلند بلند می‌خونم

80
00:06:31,511 --> 00:06:36,369
‫یک مدتی خارج زندگی می‌کردم،
‫گمونم برای همینه که...

81
00:06:36,407 --> 00:06:39,518
‫طوری نیست. این‌جا زندگی می‌کنی؟

82
00:06:40,055 --> 00:06:42,302
‫نه. الان تو اسلو زندگی می‌کنم

83
00:06:42,340 --> 00:06:48,926
‫اومدم این‌جا که
‫حامی ناشناس او باشم

84
00:06:48,983 --> 00:06:51,556
‫نباید بخندی

85
00:06:51,594 --> 00:06:55,550
‫یعنی، البته، وقتی تورولد دیگه اون‌قدری
‫کشته-مرده من نیست که او الان هست

86
00:06:55,588 --> 00:06:58,545
‫وقتی که رقصیدنم دیگه لطفی براش نداره

87
00:06:58,602 --> 00:07:02,212
‫الان تبادل فرهنگی،
‫ملاک‌های تازه‌ای تو بحث گونه‌گونی داره

88
00:07:02,250 --> 00:07:06,167
‫برای همین او رو به عنوان یک
‫به اصطلاح بهونه، به تئاتر آوردن

89
00:07:06,206 --> 00:07:11,159
‫یک "حامی ناشناس"
‫دقیقا چه‌کار می‌کنه؟

90
00:07:11,198 --> 00:07:15,748
‫او، یعنی مارتا، اسمش مارتاست،
‫چند تا کتاب منتشر کرده، دو تا

91
00:07:15,786 --> 00:07:18,590
‫که ناشرش، ناشر کارهای کارل اوه کناسگوره*
‫نویسندهٔ نروژی*

92
00:07:18,628 --> 00:07:23,466
‫خیلی جربزه داره،
‫زیر بار حامی داشتن نمی‌ره

93
00:07:23,505 --> 00:07:27,172
‫تئاتر برعکس فکر می‌کنه،
‫ولی نمی‌تونن به شکل رسمی ملزمش کنن

94
00:07:27,210 --> 00:07:30,033
‫باید فضا رو برای مهمون بعدی خالی کنیم

95
00:07:30,071 --> 00:07:32,260
‫- ببخشید...
‫- آندرس، یک قهوه برات بیارم؟

96
00:07:32,298 --> 00:07:35,966
‫- عالی می‌شه. سلام آندرس
‫- لارس. خوشوقتم

97
00:07:36,023 --> 00:07:38,039
‫مجموعه‌ت روی یوتیوب رو نگاه کردم

98
00:07:38,078 --> 00:07:40,919
‫- عالی بود!
‫- سلام، آندرس

99
00:07:40,958 --> 00:07:44,433
‫- خوشحالم می‌بینمت
‫- من هم. دسخوش

100
00:07:44,471 --> 00:07:46,718
‫- سلام!
‫- شما کجا این‌جا کجا!

101
00:07:50,193 --> 00:07:51,268
‫چیزی برات بیارم؟

102
00:07:51,306 --> 00:07:53,956
‫- تو فیلم ساختی؟
‫- اقتباسی از بهار

103
00:07:53,994 --> 00:07:56,894
‫- مارته رو دیدی؟
‫- سلام! آندرس تی. آندرسن. خوشوقتم

104
00:07:56,932 --> 00:08:00,042
‫- مارته همین الان روی صحنه بود
‫- سلام عرض شد

105
00:08:00,081 --> 00:08:03,940
‫- ماتیس هرمان نیکوْیست
‫- حال شما؟

106
00:08:03,978 --> 00:08:08,586
‫- پترونلا! چه جور هم!
‫- مستقیم از لس آنجلس؟

107
00:08:08,625 --> 00:08:15,383
‫خب راستش ما لوس آنجلس بودیم.
‫یک رویکرد مشارکتی داریم، برای همین...

108
00:08:15,422 --> 00:08:18,069
‫باحاله که می‌خواد نقش
‫اصلی رو بده به خودش

109
00:08:18,093 --> 00:08:20,951
‫آیا این یک ویژگی
‫شخصیتیه که اون‌قدرها...

110
00:08:20,990 --> 00:08:25,828
‫اون روزها برداشت‌های آزمایشی زیادی
‫داشتم: صحبت‌هامون رو یادمه، گفتی که:

111
00:08:25,866 --> 00:08:32,414
‫"بیخیال حرف مدیر انتخاب بازیگران
‫شو. کار خودت رو بکن"

112
00:08:32,452 --> 00:08:34,526
‫من گفتم؟

113
00:08:34,564 --> 00:08:37,559
‫دیگه پیر شده. اما هنوز خوشتیپه

114
00:08:37,598 --> 00:08:41,438
‫- بد شد که تو هتل ما نمی‌مونه
‫- خبر داری کجا می‌مونه؟>

115
00:08:41,975 --> 00:08:47,966
‫خودم به شخصه "یو نسبو" (نویسنده)
‫رو ترجیح می‌دم. خیلی خشن و سنگینه

116
00:08:48,004 --> 00:08:51,652
‫- کتاب‌هاش هم خیلی باحاله
‫- آره

117
00:08:51,690 --> 00:08:55,511
‫به نظرم "کارل او" مرد امروزی می‌آد

118
00:08:55,550 --> 00:09:00,311
‫لارس والار یک کار سفارشی
‫نوشته به اسم: "ملازمین خداوند"

119
00:09:00,350 --> 00:09:05,054
‫به خود درونی‌تون نگاه
‫کنید. نگردید. فقط پیدا کنید

120
00:09:05,092 --> 00:09:11,025
‫بگذارید حق وارد بشه.  حالا هرچی که باشه،
‫نتیجه می‌ده

121
00:09:11,063 --> 00:09:13,770
‫ما آدم‌های بَد-دِلی شدیم

122
00:09:13,809 --> 00:09:17,918
‫- دیگه تافت نزن
‫- یک کوچولو. این هم از کرو کات‌ت (مدل مو)

123
00:09:18,436 --> 00:09:22,718
‫- نمی‌ری بیرون؟
‫- همین‌جوری که خودم هستم خوبه

124
00:09:23,236 --> 00:09:29,150
‫گمونم امشب دوباره می‌خواهی
‫با ماتیس و اون رفقا بری بیرون؟

125
00:09:29,188 --> 00:09:33,930
‫گفتم یک‌کم مرخصی به‌ت بدم،
‫و تا با بازیگرها بیرونی

126
00:09:33,969 --> 00:09:36,646
‫یک گشت و گذاری بکنم

127
00:09:36,670 --> 00:09:38,634
‫خوبه. بعدا پیام‌کاری می‌کنیم

128
00:09:38,673 --> 00:09:42,436
‫پس داری می‌گی که،
‫پول داشتن خوبه. چرا فیلم؟

129
00:09:42,474 --> 00:09:45,476
‫یک مقاله جدید از کناسگور* خوندم

130
00:09:45,500 --> 00:09:48,388
‫که می‌گفت ادبیات تنها بستریه که

131
00:09:48,426 --> 00:09:54,244
‫ظرفیت توصیف دقیق
‫کارکرد روح رو داره

132
00:09:54,282 --> 00:09:56,318
‫و من می‌خواستم این
‫صحبت رو به چالش بکشم

133
00:09:56,836 --> 00:10:03,575
‫همین‌طور باید مواظب باشیم
‫که خیلی مغروق در خود نشیم

134
00:10:03,614 --> 00:10:07,799
‫[و] به عنوان آفریننده
‫خیلی خودمحورانه عمل نکنیم

135
00:10:35,255 --> 00:10:38,442
‫- قبلا فال گرفتی؟
‫- نه

136
00:10:38,481 --> 00:10:41,246
‫نترس

137
00:10:49,828 --> 00:10:53,630
‫این‌ ظاهر خوشی نداره

138
00:10:53,668 --> 00:10:57,662
‫این هست، و این نیست.
‫ اساسا [کارت] برج...

139
00:10:57,700 --> 00:11:02,308
‫اون‌جور که من دوست دارم برداشت کنم،
‫به این معناست که

140
00:11:02,346 --> 00:11:07,089
‫تو باید یک تصمیم بزرگ تو زندگی‌ت
‫می‌گرفتی که داری پشت گوش می‌اندازی‌ش

141
00:11:07,127 --> 00:11:11,946
‫که یعنی، می‌دونی... اگه برج آتش گرفته باشه،
‫آدم‌ها باید ازش بپرن بیرون

142
00:11:11,985 --> 00:11:14,770
‫دیگه حق انتخابی نداری

143
00:11:14,794 --> 00:11:17,668
‫باید بری جلو،
‫حالا خوشت بیاد یا نیاد

144
00:11:17,706 --> 00:11:22,372
‫قشنگ یک همچین احساسی داری،
‫احساس به دام‌افتادگی

145
00:11:22,410 --> 00:11:24,254
‫راه دررو رو هم پیدا نمی‌کنی

146
00:11:24,292 --> 00:11:27,917
‫باید درست نگاه کنی ببینی

147
00:11:27,941 --> 00:11:31,185
‫چی می‌خواهی، کی هستی،
‫تا از پسش بربیایی

148
00:11:31,223 --> 00:11:36,849
‫چون خوشت بیاد یا نیاد اتفاق
‫می‌افته. همین الان هم در حال رخ دادنه

149
00:11:36,887 --> 00:11:41,591
‫سه تا تکه از این‌جا دربیار

150
00:11:44,567 --> 00:11:50,500
‫پای کلاغه. این به نشانه‌ها مربوطه،
‫به توجه برای دریافت پیام

151
00:11:50,538 --> 00:11:56,894
‫یعنی نیای مادری‌ت داره تلاش می‌کنه
‫پیامی رو به‌ت برسونه، اما تو حواست نیست

152
00:11:58,007 --> 00:12:02,001
‫این‌جا واستا و دست‌هات رو باز کن

153
00:12:02,039 --> 00:12:05,008
‫این مریم‌گُلیه. برای زدودن شَر

154
00:12:05,032 --> 00:12:07,492
‫از محیط و آدم‌ها استفاده می‌شه

155
00:12:30,570 --> 00:12:34,698
‫برای اون‌هایی‌تون که انجامش ندادید،
‫جفت‌هایی رو نگاه کنید که انجامش دادن

156
00:12:35,236 --> 00:12:41,226
‫این‌طرفی به صف شید...
‫حواس‌تون جمع باشه... فعلا تماشا کنید

157
00:12:45,892 --> 00:12:51,844
‫- می‌شه این‌طرفی بشی، فابیان؟
‫- آره

158
00:12:53,668 --> 00:12:57,642
‫حالا تیراندازی تویی جِی.پی. تَق!

159
00:12:59,505 --> 00:13:01,463
‫تا آخر دنباله‌روش باشید

160
00:13:08,298 --> 00:13:10,833
‫بیا این‌جا

161
00:13:11,985 --> 00:13:15,038
‫کمکم می‌کنی تمومش کنم؟

162
00:13:15,575 --> 00:13:17,649
‫حتما

163
00:13:18,724 --> 00:13:20,663
‫جابجا کنید

164
00:13:27,172 --> 00:13:29,438
‫دست مقدس

165
00:13:29,975 --> 00:13:32,990
‫قلب مقدس

166
00:13:33,028 --> 00:13:35,754
‫چهره مقدس

167
00:13:52,190 --> 00:13:56,126
‫- خب، خوبه. ممنون!
‫- سلام

168
00:13:56,164 --> 00:13:59,850
‫- ممنون که یک‌هو این‌جا سبز شدی
‫- ممنون

169
00:13:59,889 --> 00:14:05,406
‫همین‌طور که می‌بینید، ما امیدوارم یکی
‫کمک‌مون کنه که چرخه خشونت رو متوقف کنیم

170
00:14:05,431 --> 00:14:07,480
‫- کل هدف این اجرا همینه.
‫- آره. درسته

171
00:14:07,505 --> 00:14:10,487
‫که یک دنیا معنی داره

172
00:14:10,526 --> 00:14:17,226
‫از خوش‌اقبالی ما بود که این‌جا پیدات شد.
‫باید با مشارکت‌کننده‌های واقعی تمرین کنیمش

173
00:14:17,265 --> 00:14:18,414
‫آهان، خیلی خوبه

174
00:14:18,438 --> 00:14:21,278
‫اسم گروه ما، "تئاتر زنده" هست

175
00:14:21,796 --> 00:14:25,118
‫- جدی؟
‫- آره. ما یک گروه قدیمی هستیم

176
00:14:25,655 --> 00:14:31,473
‫- همون تئاتر زنده قدیمی؟ اون شمایید؟
‫- خودمونیم. [گروه] هنوز هم زنده‌ست!

177
00:14:31,665 --> 00:14:35,639
‫این نمایشی که این‌جا داریم
‫اسمش "آپوکاتاستاسیس" هست

178
00:14:35,678 --> 00:14:38,446
‫داریم تمرین می‌کنیم تا برای
‫جشنواره تابستونی امسال آماده بشیم

179
00:14:38,470 --> 00:14:41,073
‫اسم جشنواره "مرد سوزان" هست،
‫توی کویر

180
00:14:41,111 --> 00:14:45,066
‫جدی! مرد سوزان؟ خوبه

181
00:14:45,105 --> 00:14:49,041
‫بیست و یک سالم که بود داشتم بخش
‫[آگهی] صنعت سرگرمی رو نگاه می‌کردم

182
00:14:49,079 --> 00:14:51,675
‫من هم این‌کار رو می‌کردم

183
00:14:51,699 --> 00:14:54,647
‫بیشتر [آگهی‌ها] برای آزمون هنرپیشگی
‫فیلم‌های بزرگ‌سال و پورن بود،

184
00:14:54,686 --> 00:14:59,524
‫همین‌جوری داشتم تاب می‌خوردم که
‫چشم خورد به یک‌چیزی، "تئاتر زنده"

185
00:14:59,562 --> 00:15:05,111
‫برای شرکت تولیدات پورن اسم خیلی مزخرفی بود،
‫پس گفتم حتما باید یک تئاتر راستکی باشه

186
00:15:05,150 --> 00:15:08,364
‫من رو یاد اون حرف جودیت انداخت

187
00:15:08,388 --> 00:15:11,774
‫با حروف سرخ روی
‫پس‌زمینه مشکی نوشته بود:

188
00:15:11,812 --> 00:15:19,454
‫"چارچوب‌های مغز ما هستند که
‫سیستم‌های اجتماعی رو می‌سازند"

189
00:15:19,492 --> 00:15:22,545
‫و وظیفه ما هنرمندان ایجاب می‌کنه
‫که این چارچوب‌های ذهنی رو بشکنیم

190
00:15:22,602 --> 00:15:26,462
‫- تا سیستم‌های اجتماعی هم شکسته بشه"
‫- عجب. چقدر عمیق

191
00:15:26,500 --> 00:15:29,380
‫التهاب سفید

192
00:16:00,791 --> 00:16:03,767
‫حالا در چه حالی،
‫گری-جَنت؟ یا گریت؟

193
00:16:03,806 --> 00:16:07,511
‫فعلا دارم روی یک اثر آئینی کار می‌کنم

194
00:16:07,550 --> 00:16:11,562
‫هدف کار، دامن زدن به سنت‌شکنی‌ایه
‫که داریم باهاش روبرو می‌شیم

195
00:16:11,601 --> 00:16:16,266
‫برای دفن کردن سرمایه‌داری و
‫پدرسالاری. آخرش هم با یک زنجیره انسانی

196
00:16:16,305 --> 00:16:21,815
‫دورتا دور آب‌دره اسلو تموم می‌شه.
‫همه لباس سفید می‌پوشن، دست در دست

197
00:16:21,854 --> 00:16:25,866
‫می‌خوام التهاب جامعه‌مون
‫رو به شکل بصری دربیارم

198
00:16:25,905 --> 00:16:29,726
‫شورای هنرها داره
‫درخواستم رو بررسی می‌کنه...

199
00:16:29,764 --> 00:16:31,761
‫خوبه

200
00:17:04,996 --> 00:17:10,007
‫آن دم که سرازیر
‫شدم در رودهای سرد

201
00:17:10,046 --> 00:17:14,078
‫دریافتم که دریانوردان
‫دیگر راهبرم نیستند

202
00:17:14,615 --> 00:17:17,802
‫چرا که سرخ‌پوستان پرهیاهو آماج تیرشان کردند

203
00:17:17,841 --> 00:17:22,410
‫و برهنه بر تیرک‌های رنگین میخکوبشان کردند

204
00:17:22,449 --> 00:17:26,366
‫من برای آن پاروزنان چیزی نبودم

205
00:17:26,404 --> 00:17:30,033
‫جز حامل گندم فلاندری و کتان انگلیسی

206
00:17:30,398 --> 00:17:34,775
‫و زمانی که سرانجام آن هیاهو و
‫همهمه بر سر پاروزنان پایان یافت

207
00:17:34,814 --> 00:17:38,596
‫آبها مرا به خود وانهادند تا روان
‫شوم به هر سو که می خواستم

208
00:17:38,903 --> 00:17:45,450
‫برای رامبو، هنر فقط  وسیله‌ای بود و بس: او
‫می‌خواست به چیزی برسه بَس سهمگین‌تر

209
00:17:45,489 --> 00:17:47,678
‫شعری که خودش زندگی باشه

210
00:17:48,196 --> 00:17:50,914
‫خیلی‌ها به هنرمند بودن و

211
00:17:50,938 --> 00:17:54,090
‫کارگر فرهنگی بودن راضی
‫ان - به زندگی توی دایره امن

212
00:17:54,129 --> 00:17:59,889
‫اما به نظرم رامبو می‌خواست بیرون بزنه، و به
‫سوی ‌چیزی به مراتب خطرناک‌تر بره: خود زندگی

213
00:18:04,881 --> 00:18:09,316
‫به به!
‫سلام، پیچِز!

214
00:18:17,956 --> 00:18:21,143
‫- سلام!
‫- تو هتل می‌مونه

215
00:18:21,182 --> 00:18:24,042
‫- این‌یکی خوشگله
‫- آره، خیلی قشنگه

216
00:18:24,081 --> 00:18:28,574
‫خیلی‌ها حرفش رو شنیدن، ولی برای
‫بیشتری‌ها خیلی کوچکه. بالاتنه‌ش خیلی کوتاهه

217
00:18:33,316 --> 00:18:36,561
‫می‌خواهی بری تو بالکن؟

218
00:19:45,412 --> 00:19:50,423
‫وقتی بسیاری از تخیلات باهم تلاقی
‫کنن و چیز بزرگ‌تری رو متبادر کنن

219
00:19:50,462 --> 00:19:53,150
‫محتوای ناشناخته‌ای به بیرون درز پیدا می‌کنه

220
00:19:53,188 --> 00:19:57,278
‫یک صدا یا بدن سومین

221
00:19:57,815 --> 00:20:01,339
‫در عجبم که آیا کسی،
‫یعنی فرد به تنهایی،

222
00:20:01,363 --> 00:20:04,670
‫تنها از طریق شهود به امر
‫ناشناخته دست پیدا می‌کنه [یا نه]

223
00:20:04,708 --> 00:20:07,434
‫که تازه، همون‌جوری که می‌دونیم، [شهود]
‫این روزها به ندرت مورد استفاده قرار می‌گیره

224
00:20:07,473 --> 00:20:11,447
‫به این خاطر هم هست که کسی نمی‌دونه
‫چطور باید با یک پنداره سیال سر و کله بزنه

225
00:20:11,486 --> 00:20:15,422
‫از اون آلبالو‌ها...
‫دیگه تولید نمی‌شه؟

226
00:20:15,460 --> 00:20:18,340
‫آره گمونم، بگذار ببینم این‌جا نداریم

227
00:20:27,998 --> 00:20:32,798
‫- حس می‌کنم که زندگیم مثل داستانه
‫- یعنی توی داستان هستی؟

228
00:20:33,316 --> 00:20:36,599
‫به گمونم توی یک داستانم.
‫تنها، تو دل ترس و لرزم

229
00:20:36,638 --> 00:20:40,382
‫تنهایی آسیب می‌بینم. خوب نیست

230
00:20:40,420 --> 00:20:42,321
‫- می‌خواهی؟
‫- نه، خودت بزن

231
00:20:42,378 --> 00:20:45,124
‫اما می‌دونی، راستش من نمی‌تونم...

232
00:20:53,890 --> 00:20:57,634
‫فهرست کمک‌هزینه وزارت فرهنگ

233
00:21:15,912 --> 00:21:20,463
‫- شورای هنری، بفرمایید
‫- سلام. اسم من گریت دال هست

234
00:21:20,501 --> 00:21:23,277
‫یک درخواست برای یک
‫کار نمایشی فرستاده بودم

235
00:21:23,301 --> 00:21:25,416
‫به اسم، "التهاب سفید"

236
00:21:25,474 --> 00:21:28,508
‫ممکنه دلایل رد شدنش رو بگید؟

237
00:21:29,045 --> 00:21:32,962
‫- می‌خواهید شکواییه بنویسید؟
‫- نه. فقط دلایلش رو می‌خوام

238
00:21:33,000 --> 00:21:35,551
‫امکانش هست،
‫اما اول باید یک درخواست پر کنید

239
00:21:35,575 --> 00:21:37,916
‫لطفا اسم‌تون رو بگید

240
00:21:37,973 --> 00:21:41,564
‫گری-جَنت دال.- دال...

241
00:21:42,773 --> 00:21:45,519
‫- آه، درخواست مورد شما رد نشده
‫- چی؟

242
00:21:45,557 --> 00:21:49,378
‫- درخواست شما اصلا قبول نشده [تا رد شه]
‫- چی؟

243
00:21:49,416 --> 00:21:55,215
‫اجازه بدید. دارم به سوابق‌تون نگاه
‫می‌کنم. تحصیلات رسمی ملاک نیست،

244
00:21:55,253 --> 00:21:59,055
‫اما [عدم تحصیل] باید با تجربه قابل
‫قبول امر تولید جبران شده باشه

245
00:21:59,093 --> 00:22:01,839
‫اما...

246
00:22:04,008 --> 00:22:06,562
‫ببخشید، من باید...

247
00:22:26,108 --> 00:22:29,621
‫من برای عضلات
‫درشت برنامه‌ای ندارم

248
00:22:29,660 --> 00:22:33,653
‫فقط استقامت، به طور کلی

249
00:22:33,692 --> 00:22:36,591
‫جای درستی اومدی

250
00:22:41,352 --> 00:22:43,311
‫استقامت...

251
00:22:44,252 --> 00:22:48,725
‫بالایی پا بزن. یک، دو...

252
00:22:51,740 --> 00:22:53,525
‫خیلی آسونه

253
00:22:53,564 --> 00:22:55,868
‫فشارشون بده به هم

254
00:22:58,364 --> 00:23:01,320
‫- چند کیلو؟
‫- چهار

255
00:23:01,359 --> 00:23:05,237
‫بخش بزرگی‌ش به سلامت روان برمی‌گرده

256
00:23:05,276 --> 00:23:10,882
‫تو تمام کسایی که این سال‌ها
‫تمرین‌شون دادم این رو دیدم

257
00:23:10,920 --> 00:23:15,740
‫- از نظر ذهنی رشد کردن رو؟
‫- بگذار نشونت بدم

258
00:23:15,778 --> 00:23:17,660
‫این همون بخشه

259
00:23:19,503 --> 00:23:21,788
‫تو چه‌کاره ای؟

260
00:23:22,306 --> 00:23:27,202
‫من هنرمندم. روی آیین‌های
‫درحال توسعه کار می‌کنم

261
00:23:29,295 --> 00:23:32,148
‫همین حالا هم یک پروژه
‫گنده دارم

262
00:23:32,172 --> 00:23:34,920
‫یک مناسک دسته‌جمعی که
‫کل شهر رو در بر می‌گیره

263
00:23:34,959 --> 00:23:39,816
‫اگه از این کار لذت می‌بری، عالیه

264
00:23:39,855 --> 00:23:41,871
‫خوب پیش می‌ره؟

265
00:23:41,909 --> 00:23:46,748
‫شبکه پشتیبانی‌م ضعف داره

266
00:23:47,285 --> 00:23:54,293
‫باید یک درخواست برای
‫شورای هنری بفرستی

267
00:23:54,332 --> 00:23:58,824
‫موضوع اینه که،
‫درخواستم رو قبول نکردن

268
00:23:58,863 --> 00:24:02,664
‫به‌م گفتن که صلاحیت لازم
‫رو برای متقاضی شدن ندارم

269
00:24:02,703 --> 00:24:07,676
‫- پس درخواستت رد شد؟
‫- بفهمی نفهمی، آره

270
00:24:07,714 --> 00:24:11,439
‫اما، عزیزم... باز هم...

271
00:24:11,477 --> 00:24:15,413
‫نصیب و قسمت از این بدتر هم خیلی داریم

272
00:24:15,452 --> 00:24:19,004
‫حالا یک بار رد شدی دیگه. که چی؟

273
00:24:19,042 --> 00:24:21,810
‫ما تو بهترین کشور دنیا زندگی می‌کنیم

274
00:24:21,834 --> 00:24:23,016
‫آره

275
00:24:23,055 --> 00:24:27,797
‫حرف من نیست ها. حرف
‫سازمان ملله. تسلیم نشو!

276
00:24:27,836 --> 00:24:33,461
‫اون‌ها خیلی سفت و سخت می‌گیرن.
‫همه‌ش به‌خاطر طبقه‌بازی و پارتی‌بازیه

277
00:24:33,500 --> 00:24:36,514
‫- وزارت فرهنگ...
‫- عجب اداره گهی هم هست

278
00:24:36,552 --> 00:24:38,511
‫باید در اون‌جا رو از پاشنه دربیاری

279
00:24:38,549 --> 00:24:44,252
‫شاید کمی بلندپروازانه
‫بود. اما پروژه عظیمی بود

280
00:24:44,290 --> 00:24:47,842
‫با یک بودجه کَلون.
‫شاید اون‌ها...

281
00:24:47,880 --> 00:24:52,565
‫این بخش الان تموم می‌شه.
‫بیا تمرین کنیم و قوی‌ت بکنیم

282
00:24:52,604 --> 00:24:56,655
‫- هم روانی و هم جسمی
‫- خیلی خوب

283
00:24:56,693 --> 00:25:00,591
‫گوش کن، زندگی فانیه

284
00:25:00,629 --> 00:25:05,218
‫یک‌جایی به آخر برسه.
‫از زانوی غم بغل گرفتن چه سود؟

285
00:25:05,256 --> 00:25:09,308
‫آره، و چیزی که او می‌خونه دقیقا
‫درباره همون اتفاقیه که برای تو افتاد

286
00:25:48,380 --> 00:25:52,508
‫سلام. من اومدم لارس اوینو رو ببینم،
‫توی تئاترِ شقاوت

287
00:25:55,176 --> 00:25:57,231
‫سلام! من تازگی‌ها نیویورک بودم

288
00:25:57,269 --> 00:26:00,898
‫تئاتر زنده رو اون‌جا
‫دیدم. بِرد سلام می‌رسونه

289
00:26:00,936 --> 00:26:06,620
‫- بِرد برژس. یک لحظه وقت دارید؟
‫- البته

290
00:26:06,658 --> 00:26:08,655
‫خیلی ممنونم

291
00:26:08,770 --> 00:26:14,588
‫چند روز پیش آمازوناس رو این‌جا دیدم،
‫باید بگم که خیلی الهام‌بخش بود

292
00:26:15,106 --> 00:26:18,159
‫مخصوصا از اون کیسه پلاستیکی
‫که تا شده بود خیلی خوشم اومد

293
00:26:18,197 --> 00:26:21,999
‫- درسته. اون خانم، توی صحنه افتتاحیه
‫- آره

294
00:26:23,016 --> 00:26:30,562
‫جوری اون صحنه به درازا کشید. این‌که
‫یک‌چیز پیش‌پا افتاده این‌قدر عجیب شد...

295
00:26:30,600 --> 00:26:32,540
‫مال لهستانه

296
00:26:33,480 --> 00:26:38,319
‫نمایشنامه‌ش مال لهستانه،
‫بعد از ریزش دیوار برلین

297
00:26:38,357 --> 00:26:41,218
‫یعنی قبل از 1990،
‫قبل از سقوط دیوار

298
00:26:41,256 --> 00:26:48,168
‫خانم‌های مسن کیسه‌-پلاستیک‌هایی رو که
‫از غرب می‌اومد تو بازار سیاه می‌فروختن‌

299
00:26:48,706 --> 00:26:52,028
‫می‌نشستن اون‌جا و کیسه‌ها رو تا
‫می‌کردن تا برای فروش قشنگ‌تر بشن

300
00:26:52,565 --> 00:26:54,773
‫ما کیسه‌های پلاستیک رو می‌اندازیم
‫دور. برای ما ارزشی ندارن

301
00:26:54,812 --> 00:26:58,575
‫اما اون گذاشتش تو مرکز توجه، و به
‫چیزی که ما می‌اندازیم دور کلی اهمیت می‌داد

302
00:26:58,613 --> 00:27:01,271
‫یک‌هویی یک کیسه پلاستیک
‫به چیزی تبدیل شد که...

303
00:27:01,295 --> 00:27:03,490
‫مردم تازه تونستن بفهمن چیه.

304
00:27:03,528 --> 00:27:05,986
‫- یا این‌که چی نیست
‫- جدی؟

305
00:27:06,024 --> 00:27:08,981
‫مثل کیمیاگریه

306
00:27:09,922 --> 00:27:13,858
‫یکی از دلایلی که
‫به‌خاطرش اومدم این‌جا همینه

307
00:27:13,896 --> 00:27:16,642
‫من خودم کارهای نمایشی می‌کنم

308
00:27:16,680 --> 00:27:20,712
‫ولی مثل خیلی‌ها، هیچوقت آکادمی هنر نرفتم

309
00:27:20,751 --> 00:27:27,279
‫از هنرستان رومریک رفتم لوس آنجلس،
‫مدتی هم اون‌جا موندم

310
00:27:27,317 --> 00:27:31,272
‫بعد چند تا آشنا تو برلین جور کردم،
‫یک مدت رفتم و اومدم

311
00:27:31,311 --> 00:27:37,685
‫اما بیشتر از همه با یک گروه
‫تئاتر مستقل تو آلابورگ کار می‌کردم

312
00:27:37,724 --> 00:27:41,621
‫- بیشتر، خودشون کارها رو طراحی می‌کردن
‫- صحیح

313
00:27:41,660 --> 00:27:44,828
‫و کاری که الان می‌کنم، خلاصه بگم

314
00:27:45,365 --> 00:27:52,200
‫یک پروژه‌ست که بیشتر شبیه
‫یک مناسک آیینیه. به عبارتی..

315
00:27:52,239 --> 00:27:57,308
‫یک عبارتی براش ساختم،
‫"التهاب سفید"

316
00:27:57,826 --> 00:28:01,032
‫که به گمونم اسکاندیناوی
‫رو مثل یک چادر می‌پوشونه

317
00:28:01,071 --> 00:28:05,640
‫مثل یک‌جور
‫خواب‌رفتگی. مثل یک افیون

318
00:28:05,679 --> 00:28:10,536
‫یک بی‌حسی، ناتوانی از اقدام،
‫یک عافیتی که...

319
00:28:10,575 --> 00:28:14,549
‫آرتو توی کتابش،
‫"تئاتر و همزادش" می‌گه

320
00:28:14,588 --> 00:28:19,330
‫برای آسیایی‌ها،
‫رنگ سفید با پوسیدگی هم‌معناست

321
00:28:19,368 --> 00:28:21,192
‫- درسته!
‫- طاعون

322
00:28:21,231 --> 00:28:24,015
‫طاعون.
‫خب، خیلی هم جور در می‌آد

323
00:28:24,053 --> 00:28:31,695
‫سنت‌شکنی‌ای که درحال حاضر باهاش
‫روبرو هستیم، تغییر ناگزیر، می‌تونه...

324
00:28:31,733 --> 00:28:37,263
‫شاید ترس و بیزاری ناخودآگاهی رو تجربه کنیم،
‫اما چی می‌شه اگه ترجیح بدیم...

325
00:28:37,301 --> 00:28:40,014
‫من خواستم یک آیینی
‫بسازم که به کمکش

326
00:28:40,038 --> 00:28:42,965
‫این تغییرات رو بپذیریم،
‫و باهم واردش بشیم

327
00:28:43,004 --> 00:28:46,037
‫و برای همین هم اومدم این‌جا

328
00:28:46,076 --> 00:28:52,661
‫احیانا این چیزی نیست که
‫شما مشتاق تهیه‌کنندگی‌ش باشید؟

329
00:28:52,700 --> 00:28:59,535
‫ببخشید، ولی من برای دیگران تهیه‌کنندگی
‫نمی‌کنم. کارهای خودم به قدر کافی وقت‌گیر هستن

330
00:28:59,573 --> 00:29:03,548
‫کاملا متوجه ام،
‫ولی بیشتر کار انجام شده

331
00:29:04,085 --> 00:29:08,271
‫شورای هنری کلی
‫تشریفات اداری داره

332
00:29:08,309 --> 00:29:15,068
‫من ترتیب همه کارها رو می‌دم، اما با این
‫فرمالیته‌های اداری یک‌کمی گرفتاری دارم

333
00:29:20,770 --> 00:29:25,205
‫تازه، خیلی برای من ارزشمنده که

334
00:29:25,263 --> 00:29:30,216
‫تا به درک عمیقی از روند کار شما برسم،
‫و این‌که چطور...

335
00:29:30,255 --> 00:29:37,148
‫پس اگه نیازی به کمک داشتید،
‫من می‌تونم...

336
00:29:52,124 --> 00:29:58,018
‫بچه‌ها، ایشون گریته. هنرمند نمایشیه
‫و با بچه‌های [تئاتر] زنده هم در ارتباطه

337
00:29:58,056 --> 00:30:00,764
‫طی مدت نمایش به ما کمک می‌کنه

338
00:30:00,802 --> 00:30:02,799
‫شقاوت

339
00:30:09,404 --> 00:30:15,221
‫- حالا جا افتاد
‫- شراب؟ چیز کمیابیه

340
00:30:15,260 --> 00:30:19,925
‫- این‌قدر خوب بود؟
‫- نه که این‌قدر خوب بوده باشه

341
00:30:19,964 --> 00:30:22,997
‫- آه، دستت درد نکنه
‫- سرت درد نکنه

342
00:30:23,036 --> 00:30:24,936
‫خیلی محبت کردی

343
00:30:24,975 --> 00:30:27,778
‫کیسه پلاستیک نباید
‫ما رو خیلی ساکت بکنه

344
00:30:27,816 --> 00:30:32,482
‫انگار اینجوریه که بازیگر
‫تحت تاثیر سکوت قرار می‌گیره

345
00:30:32,540 --> 00:30:35,708
‫انگار احساس نیاز می‌کنن
‫که به آرومی با کیسه کار کنن

346
00:30:36,226 --> 00:30:41,256
‫نیازی نیست. می‌شه سکوت رو
‫با محکم تا کردن کیسه خنثی کرد

347
00:30:41,295 --> 00:30:44,309
‫می‌شه برهم زدش. اول بادقت،
‫اما بعد...

348
00:30:44,348 --> 00:30:48,840
‫این کار بی نام و نشونه.
‫هیچ بازیگری در معرض نمایش نیست

349
00:30:48,879 --> 00:30:53,813
‫باید نگاه کنیم ببینیم
‫بازیگری این‌جا هست یا نه

350
00:30:53,852 --> 00:30:57,365
‫و این خیلی جالبه،
‫همچین نمایش‌هایی کمیابه

351
00:30:57,404 --> 00:31:03,164
‫یعنی باید مجدانه نگاه کنی
‫ببینی این یک نمایش راستکیه یا نه

352
00:31:03,202 --> 00:31:07,925
‫تو حالت عادی، بازیگرها خودشون رو
‫نشون می‌دن. اما این‌جا قضیه چیز دیگه‌ست

353
00:31:07,964 --> 00:31:12,168
‫مردم جا می‌خورن که "چطور
‫هنوز دارن همچین کاری می‌کنن؟"

354
00:31:12,706 --> 00:31:16,584
‫این بچه‌گانگی محض،
‫تماشاچی‌ها رو خسته می‌کنه

355
00:31:16,623 --> 00:31:20,655
‫خیلی ضایع‌ست که تبدیل
‫بشه به یک‌چیزی مثل...

356
00:31:20,693 --> 00:31:24,514
‫ولی بعد که به مرز جنون برسه،
‫شاید جذاب بشه

357
00:31:24,552 --> 00:31:27,509
‫چون همچون کارهایی
‫از آدم‌بزرگ‌ها بعیده

358
00:31:54,965 --> 00:31:57,020
‫آه خدایا

359
00:31:58,133 --> 00:32:00,744
‫سلام

360
00:32:03,989 --> 00:32:05,736
‫آه

361
00:32:13,378 --> 00:32:16,066
‫- سلام
‫- سلام

362
00:32:17,084 --> 00:32:22,248
‫- کل شب مشغول سفر بودی؟
‫- کلا 21 ساعت طول کشید

363
00:32:23,208 --> 00:32:28,776
‫همه‌چی خوب پیش رفت.
‫گذاشتم همین‌جا

364
00:32:31,772 --> 00:32:37,493
‫- سلام، پیچز!
‫- ببین کی برگشته

365
00:32:40,085 --> 00:32:43,906
‫- تو به پیچز حساسیت داری
‫- نه، نه. فقط...

366
00:32:43,944 --> 00:32:47,823
‫- آره. یک‌کم قرمز شدی
‫- دارم سرما می‌خورم

367
00:32:47,861 --> 00:32:51,010
‫اگه همه‌چیز طبق نقشه پیش بره

368
00:32:51,068 --> 00:32:54,543
‫تا سال دیگه یک مدرسه
‫رودلوف* تو سنگال دایر می‌شه
‫آموزش والدوروف*

369
00:32:54,581 --> 00:32:58,383
‫- پس دایر می‌شه
‫- آره. معرکه‌ست

370
00:32:58,421 --> 00:33:03,221
‫آره! ماجرای تو و تئاترِ
‫شقاوت هم معرکه‌ست

371
00:33:03,260 --> 00:33:06,140
‫جدی؟ این فقط یکی از داستان‌هامه

372
00:33:06,178 --> 00:33:09,116
‫اما به گمونم لارس حرف نداره

373
00:33:09,154 --> 00:33:14,837
‫با هم تبادل زیاد داریم... خب،
‫کاری که او می‌کنه به خیلی سازش‌ناپذیرتره

374
00:33:14,876 --> 00:33:21,557
‫- اما من یک آشناییتی با این دست...
‫- آه، درسته. یک‌چیزی تو کیفم دارم

375
00:33:21,596 --> 00:33:23,708
‫- چی؟
‫- بفرما

376
00:33:24,226 --> 00:33:30,082
‫یک پسر هشت-ساله درستش کرده.
‫گوش کن، ببین چه صدای ریگ‌مانندی داره

377
00:33:30,120 --> 00:33:32,348
‫- آره. می‌شنوم
‫- خیلی صدای دل‌انگیزی نمی‌ده

378
00:33:32,885 --> 00:33:38,626
‫مثل سنگ‌ریزه توی کفش می‌مونه

379
00:33:39,778 --> 00:33:43,791
‫گمونم بهتره برم

380
00:33:43,848 --> 00:33:46,728
‫این رو جمعش می‌کنم

381
00:33:53,237 --> 00:33:58,114
‫- دستت درد نکنه
‫- نه، دست خودت درد نکنه. بُرد-بُرده دیگه

382
00:33:58,152 --> 00:34:05,621
‫- حالا می‌خواهی برگردی بری...
‫- می‌دونی، هفته 50 یا همچین چیزی

383
00:34:05,660 --> 00:34:11,554
‫اگه می‌خواهی یک نفسی بگیری،
‫کابین هنوز سرجاشه

384
00:34:11,592 --> 00:34:13,589
‫درسته!

385
00:34:13,628 --> 00:34:15,548
‫فقط بگذار...

386
00:34:16,066 --> 00:34:17,525
‫پس، خداحافظ

387
00:34:17,549 --> 00:34:21,999
‫به امید دیدار،
‫امتحان نهایی‌ت رو بترکونی!

388
00:34:48,783 --> 00:34:52,661
‫- سلام! خوشحال شدم دیدمت
‫- آره

389
00:34:52,700 --> 00:34:54,754
‫- خیلی خوبه
‫- تو از کجا...

390
00:34:54,792 --> 00:34:59,420
‫- هم گیتار و هم...؟
‫- یوکه‌لیلی و گیتار

391
00:34:59,458 --> 00:35:04,104
‫بارت زیاده؟
‫کمک می‌خواهی؟

392
00:35:04,143 --> 00:35:08,060
‫نه چیزی نیست.
‫همه‌ش یک چند دست لباسه و...

393
00:35:08,098 --> 00:35:11,074
‫- می‌خواهی ببینی خونه من چه شکلیه؟
‫- آره

394
00:35:24,399 --> 00:35:27,356
‫کدوم بازیگرها رو تو ذهنت؟

395
00:35:27,394 --> 00:35:33,922
‫میکل گاپ تو ذهنم
‫بود. از مورد علاقه‌هامه

396
00:35:33,960 --> 00:35:38,722
‫هنریک مِستاد. توربیورن
‫هار. کریستوفر هیویو

397
00:35:38,760 --> 00:35:43,580
‫بهتر نیست یکی رو بیاری که
‫بیشتر طرفِ [جنبش] زنانگی رو می‌گیره؟

398
00:35:43,618 --> 00:35:45,557
‫مثلا لارس والار

399
00:35:45,596 --> 00:35:49,512
‫- خب قراره نقش معدن‌چی رو بازی کنن
‫- ترین ویگن چطور؟

400
00:35:49,551 --> 00:35:54,351
‫با ترین ویگن تو یکی دیگه
‫از پروژه‌هام کار می‌کنم

401
00:35:54,408 --> 00:35:57,903
‫از دیدی که جامعه به
‫نسبت به سندروم من داره

402
00:35:59,151 --> 00:36:04,796
‫خسته شدم، و اینکه توانایی‌هام رو نمی‌بینه.
‫باید برم پیش روان‌شناس

403
00:36:04,834 --> 00:36:07,637
‫تا حالا نرفتم پیش روان‌شناس

404
00:36:07,676 --> 00:36:14,338
‫خب چرا روی صحنه روانشناست رو نمی‌بینی،
‫تا جامعه رو بازتاب بدی؟

405
00:36:14,376 --> 00:36:20,175
‫داشتم به همین فکر می‌کردم.  تموم
‫درموندگی‌م رو بریزم بیرون بره

406
00:36:20,213 --> 00:36:24,764
‫بعد این‌جوری به نظر می‌رسه
‫که رفتی پیش روان‌شناس چون...

407
00:36:24,802 --> 00:36:27,951
‫به هرحال که یک‌جوری
‫به‌م برچسب می‌زنن

408
00:36:27,989 --> 00:36:31,676
‫درست عین کاری که با گاوها می‌کنن

409
00:36:31,714 --> 00:36:34,556
‫اون‌ها گوش‌شون برچسب داره،
‫من هم برچسب مادرزادی دارم

410
00:36:34,594 --> 00:36:37,436
‫بدجوری باهات موافقم

411
00:36:37,474 --> 00:36:43,292
‫اما چرا باید مسئولیت،
‫یا سرزنشی متوجه شخص باشه؟

412
00:36:43,330 --> 00:36:46,920
‫- جامعه ترسیده
‫- درسته!

413
00:36:46,959 --> 00:36:51,874
‫"التهاب سفید" من هم
‫درست درباره همینه

414
00:36:56,597 --> 00:36:57,768
‫الو؟

415
00:36:59,324 --> 00:37:01,244
‫سلام

416
00:37:02,434 --> 00:37:05,045
‫خوبه! من که خیلی موافقم

417
00:37:07,004 --> 00:37:10,978
‫باشه، ردیفش می‌کنیم. تا بعد

418
00:37:11,784 --> 00:37:14,108
‫خیال کردم زنگ هشدار آتشه

419
00:37:14,626 --> 00:37:19,522
‫دوست دارم ترسم از هشدار آتش بریزه.
‫برای همین دارم با گوشی‌م تمرین می‌کنم

420
00:37:19,560 --> 00:37:22,498
‫چه فکر بکری! کی بود حالا؟

421
00:37:22,536 --> 00:37:27,279
‫آندرس تی. آندرسن بود.
‫می‌خواد سر اجرای معدن کمکم کنه

422
00:37:27,317 --> 00:37:31,234
‫اما... او رو از کجا می‌شناسی؟

423
00:37:31,272 --> 00:37:34,152
‫تو نیویورک باهاش آشنا شدم،
‫وقتی باهم اون‌جا بودیم

424
00:37:34,191 --> 00:37:37,743
‫این‌جوری بگم که،
‫می‌دونه چه کارهایی ازم برمی‌آد

425
00:37:37,781 --> 00:37:41,813
‫- که در مورد همه صدق نمی‌کنه
‫- اون‌قدری به‌ش اعتماد داری که...

426
00:37:41,852 --> 00:37:46,325
‫آره، دارم

427
00:37:46,364 --> 00:37:51,413
‫خیلی مهمه که کسی رو انتخاب
‫کنی که نگرش درستی به بشریت داره

428
00:37:51,452 --> 00:37:56,060
‫- که آدم خونگرمی باشه، وقتی که...
‫- می‌فهمم

429
00:37:56,098 --> 00:38:01,052
‫- حق امتیاز چی می‌شه؟
‫- یعنی چی؟

430
00:38:02,664 --> 00:38:05,621
‫یعنی همون... حق و حقوق [اثر]

431
00:38:20,328 --> 00:38:22,959
‫نگرش خیلی خوبی
‫نسبت به خانم‌ها نداره...

432
00:38:22,997 --> 00:38:27,068
‫منظورت چیه؟

433
00:38:28,028 --> 00:38:34,364
‫- مثلا، هیچ راننده زنی در کار نیست
‫- یک فیلمه دیگه حالا

434
00:38:34,402 --> 00:38:38,338
‫طوری نیست، برای سرگرمیه،
‫ولی این دیگه خیلی...

435
00:38:41,372 --> 00:38:46,268
‫پشمام! تو که
‫از نظر سیاسی آدم روشنی هستی، مارته

436
00:38:46,786 --> 00:38:49,973
‫من فقط  می‌خوام از این فیلم لذت ببرم.

437
00:38:50,012 --> 00:38:51,836
‫باشه...

438
00:38:52,949 --> 00:38:54,908
‫ببخشید

439
00:39:02,453 --> 00:39:07,004
‫- منظورم این نبود
‫- خوبه

440
00:39:14,031 --> 00:39:15,797
‫برم دندون‌هام رو مسواک کنم

441
00:39:20,520 --> 00:39:23,708
‫اراده‌ای برای جایگزینی یا
‫بازتعریف نقش بدن و هنر

442
00:39:24,226 --> 00:39:29,122
‫در زندگی اجتماعی، فرهنگی و سیاسی

443
00:39:29,160 --> 00:39:34,191
‫و اراده‌ای برای انگاشتن و پایش
‫دگرگونی به مثابه یک ظرفیت عمیق

444
00:39:34,229 --> 00:39:37,685
‫بر پایه چشم‌انداز جسمانی

445
00:39:38,031 --> 00:39:44,444
‫ما به صداهای خارق‌العاده‌ای نیازی داریم
‫تا شگفتی زنده بودن رو به ما یادآور بشن

446
00:39:45,538 --> 00:39:48,629
‫ژرف، زیبا و مخوف

447
00:39:48,668 --> 00:39:53,986
‫و خوراک و زمینی که یا تحت نفوذ خود
‫نگه‌شان می‌داریم، یا بر آن چیره می‌شویم

448
00:39:54,024 --> 00:39:58,056
‫چرا که پرسش‌هایی وجود دارند که ما به
‫دنیا آمدیم تا با آن‌ها دست و پنجه نرم کنیم

449
00:39:58,095 --> 00:40:04,642
‫پرسش‌هایی از قبیل
‫"چرا" و "برای چه"

450
00:40:05,871 --> 00:40:07,868
‫آن‌جا کنار گودال آبگیر،
‫پیکری می‌ایستد

451
00:40:08,386 --> 00:40:12,418
‫و چیز دیگری می‌بیند،
‫همچون پیامد آتش [شهاب‌سنگی] گذشته

452
00:40:12,456 --> 00:40:16,488
‫شگفت است یکی کردن همه این‌ها باهم

453
00:40:34,709 --> 00:40:39,548
‫- می‌خواهی یک کمکی به‌ت بدم؟
‫- بلیت می‌خواهی؟

454
00:40:40,085 --> 00:40:43,176
‫- برای داخل رفتن؟ آره
‫- باشه

455
00:41:59,036 --> 00:42:01,032
‫آه، ببخشید

456
00:42:02,012 --> 00:42:03,874
‫خوب پیش رفت؟

457
00:42:28,988 --> 00:42:32,520
‫گریت؟ بیا یک قهوه بزنیم

458
00:42:33,711 --> 00:42:36,591
‫باشه

459
00:42:38,511 --> 00:42:41,084
‫تو تو تئاتر زندگی می‌کنی، گریت؟

460
00:42:41,122 --> 00:42:44,117
‫چی؟ این‌جا زندگی می‌کنم؟

461
00:42:46,210 --> 00:42:49,858
‫خاله‌م که سنگال بود تو
‫خونه اون زندگی می‌کردم

462
00:42:49,896 --> 00:42:55,522
‫تازگی‌ها برگشته،
‫هنوز وقت نکردم که...

463
00:42:55,580 --> 00:42:59,439
‫هنوز جایی دست و پا نکردم،
‫وقت نکردم که...

464
00:42:59,477 --> 00:43:02,319
‫داره برمی‌گرده، برای همین

465
00:43:02,357 --> 00:43:06,332
‫گزینه‌های دیگه هم دارم.
‫این‌یکی از همه راحت‌تر بود

466
00:43:06,370 --> 00:43:10,805
‫خیلی خوب،
‫گریت. اما باید به‌م بگی

467
00:43:10,844 --> 00:43:14,684
‫البته. متاسف ام

468
00:43:15,010 --> 00:43:16,988
‫من یک پیشنهادی دارم

469
00:43:17,506 --> 00:43:24,514
‫تو همین‌جا بمون، من یک‌کم کار برات جور
‫می‌کنم، تا کمکت کنم دوباره رو پات وایستی

470
00:43:27,221 --> 00:43:30,965
‫پروژه بعدیم درباره مطروده

471
00:43:31,119 --> 00:43:36,072
‫که فعلا گذاشتمش کنار. برای تحقیق
‫با یک مرکز پناهندگان در تماس ام

472
00:43:36,111 --> 00:43:40,968
‫اگه کمک‌شون کنی از زندگی
‫روزمره‌شون فیلم بگیرن، کمک بزرگیه

473
00:43:51,471 --> 00:43:54,063
‫از هنر خوشت می‌آد؟

474
00:43:54,101 --> 00:43:57,960
‫می‌خوام یک گروه آدم از این‌جا جمع کنم

475
00:43:57,999 --> 00:43:59,996
‫- مثلا، ما؟
‫- آره مثلا

476
00:44:00,034 --> 00:44:02,664
‫و...

477
00:44:03,740 --> 00:44:08,616
‫سلام، راینهیلد!
‫راینهیلد یک هنرمند و داوطلبه

478
00:44:08,655 --> 00:44:10,613
‫- گریت دال. سلام
‫- سلام

479
00:44:10,652 --> 00:44:17,045
‫من از تئاتر شقاوت می‌آم.
‫یک پروژه درباره پناه‌جویان داریم

480
00:44:17,084 --> 00:44:21,077
‫برای یک چنین جایی چه
‫کمکی مد نظر دارید؟

481
00:44:21,116 --> 00:44:25,820
‫خب، این بیشتر حکم پژوهش
‫برای یک نمایشنامه رو داره

482
00:44:25,858 --> 00:44:32,444
‫طرحم این بود که یک گروه جمع کنم،
‫و بگذارم

483
00:44:32,482 --> 00:44:35,612
‫- از زندگی روزمره‌شون فیلم بگیرن
‫- عجب! شنیدین؟

484
00:44:35,650 --> 00:44:39,356
‫- خیلی از بچه‌های این‌جا آرزوی بازیگری دارن
‫- جدی؟

485
00:44:40,373 --> 00:44:45,999
‫هدف اصلی ما رسیدن به فهم بصریه

486
00:44:46,037 --> 00:44:49,858
‫بعدش هالیوود!

487
00:44:52,968 --> 00:44:57,365
‫- چه پروژه خوبی!
‫- آره خیلی خوبه

488
00:44:58,556 --> 00:45:01,493
‫مطمئن نیستی؟ کی
‫این‌جا زندگی می‌کنه؟

489
00:45:01,532 --> 00:45:05,026
‫هیچکس؟ آه، اون پنجره‌ست؟

490
00:45:05,064 --> 00:45:07,964
‫حالا می‌تونی بری تو خونه. خوبه

491
00:45:08,002 --> 00:45:11,938
‫- نگاه کن! تو هم که مشغولی!
‫- آره...

492
00:45:14,972 --> 00:45:17,775
‫تا قبل اینکه تو کپنهانگ
‫لاب به پست هم بخوریم

493
00:45:17,813 --> 00:45:21,346
‫من و جرو یون هیچوقت
‫اسمی از هم نشنیده بودیم

494
00:45:21,384 --> 00:45:25,282
‫با توجه به سوابق‌مون
‫اون‌جا با هم افتاده بودیم

495
00:45:25,320 --> 00:45:31,388
‫توافق داشتیم که دلمون نمی‌خواد
‫بین داستان و مستند حد وسط رو بگیریم

496
00:45:31,925 --> 00:45:34,248
‫اون از صبحونه خودش فیلم برمی‌داشت،
‫من هم از مال خودم

497
00:45:34,786 --> 00:45:37,653
‫تا قبل از اینکه شروع کنیم از نظر
‫موضوعی باهم اشتراک آن‌چنانی نداشتیم

498
00:45:37,677 --> 00:45:40,700
‫همه‌چی از محتوا شروع شد

499
00:46:16,522 --> 00:46:18,255
‫پیچز عزیزم دیشب مرد

500
00:46:18,293 --> 00:46:19,293
‫پیچز...

501
00:46:26,818 --> 00:46:31,464
‫برای فروش آپارتمانم سراغ کی برم؟
‫آفریکالا، دارم می‌آم!

502
00:46:31,503 --> 00:46:35,592
‫خاله راکل... چخبر شده؟

503
00:46:36,476 --> 00:46:37,532
‫آه... نه

504
00:46:43,349 --> 00:46:47,036
‫بار هستی در طول تاریخ

505
00:46:48,015 --> 00:46:53,564
‫شاید در سرتاسر ابدیت،
‫و عشق به زمین به‌خاطر خود زمین

506
00:46:53,602 --> 00:46:58,344
‫شاید چسبیدن به چیزی که ما به
‫عنوان واقعیت درکش می‌کنیم، سخت باشه

507
00:46:58,383 --> 00:47:02,300
‫میزها و صندلی‌ها
‫همراه با دوستان و آشنایان

508
00:47:02,338 --> 00:47:05,064
‫سخته که به جای ناپدید شدن

509
00:47:05,103 --> 00:47:09,192
‫موند توی دنیایی پر از
‫برداشت‌های مختلف و ماتم‌زدگی

510
00:47:09,231 --> 00:47:12,188
‫بی اینکه به ورطه
‫پوچی یا ملال افتاد

511
00:47:12,706 --> 00:47:14,818
‫درسته، بیایید...

512
00:47:14,856 --> 00:47:17,775
‫بقیه هم می‌آن؟

513
00:47:22,498 --> 00:47:26,074
‫نور* رفته اداره مهاجرت
‫(اسمشه)*

514
00:47:26,098 --> 00:47:27,298
‫خب؟

515
00:47:27,336 --> 00:47:32,021
‫و از سِروان خبر نداره

516
00:47:32,060 --> 00:47:35,957
‫چند نفر دیگه رو هم
‫دارن برمی‌گردونن آلمان

517
00:47:39,778 --> 00:47:44,808
‫- می‌گه من خیلی فیلم می‌گیرم
‫- آره. عالیه

518
00:47:45,788 --> 00:47:48,264
‫"چگونگی اتصال به..."

519
00:47:50,511 --> 00:47:53,314
‫- داره کار می‌کنه
‫- آره

520
00:48:02,088 --> 00:48:04,565
‫- چوب... نه
‫- گُل؟

521
00:48:04,604 --> 00:48:07,541
‫گل چوبی؟

522
00:48:07,580 --> 00:48:08,789
‫نه، شقایق نعمان آمریکایی

523
00:48:08,828 --> 00:48:11,708
‫پس من نمی‌دونم امکانات و
‫زندگی عالی کجا پیدا می‌شه

524
00:48:12,245 --> 00:48:14,660
‫این تصدیقی بر "بابت کاری که
‫می‌تونم بکنم مزد می‌گیرم" حساب می‌شه

525
00:48:14,684 --> 00:48:17,122
‫یا کسب احترام؟

526
00:48:17,160 --> 00:48:21,903
‫شاید زندگی درست به معنی هماهنگی
‫کامل بین همه‌چیزه. این در مرکزیته

527
00:48:21,941 --> 00:48:26,626
‫مثل امر خود-پیشبری که به
‫اندیشه‌های من و شخص خودم مربوطه

528
00:48:26,664 --> 00:48:29,602
‫عین همین در مورد احساسات
‫و تجربه زیسته‌م هم صدق می‌کنه

529
00:48:29,640 --> 00:48:31,791
‫شاید تجربه زیسته
‫یک‌جایی در این بین باشه

530
00:48:51,644 --> 00:48:54,716
‫- کجا می‌ری؟
‫- دوچرخه‌م کجاست؟

531
00:49:10,037 --> 00:49:13,877
‫- گفتش: "این زندگی ماست"
‫- آره

532
00:49:13,935 --> 00:49:15,874
‫چجوری گفتی‌ش؟

533
00:49:33,308 --> 00:49:37,403
‫این لحظات جایی به تجربه ما
‫درمی‌آن که به واسطه حوادث غیرمعمول

534
00:49:37,427 --> 00:49:41,948
‫الهامی رو باهم به شریک می‌شیم

535
00:49:43,695 --> 00:49:47,708
‫یک‌چیزی یک‌باره روشن می‌شه.
‫تقریبا مثل یک احساس جسمانی می‌مونه.

536
00:49:48,226 --> 00:49:49,570
‫این صرفا یک استعاره نیست

537
00:49:49,608 --> 00:49:54,984
‫یک احساس واقعیه،
‫مثل سقطوط از پله‌ها یا انداختن یک ماگ

538
00:49:55,023 --> 00:49:57,000
‫اینکه به نحوی سر
‫باز می‌زنیم از...

539
00:49:57,039 --> 00:49:59,842
‫هی! ببخشید!

540
00:49:59,919 --> 00:50:02,799
‫پس‌ماند غذایی می‌ره
‫تو اون‌یکی سطل

541
00:50:02,856 --> 00:50:06,716
‫- آه، این نه... بیخیالش
‫- این؟

542
00:50:06,754 --> 00:50:10,652
‫معمولا میگذاریمش تو اون‌یکی
‫سطل. اما الان نمی‌بینمش

543
00:50:10,690 --> 00:50:15,125
‫- آه، باشه
‫- گمونم بتونی بندازی‌ش همون‌جا

544
00:50:15,164 --> 00:50:18,159
‫آره، گمونم

545
00:50:21,135 --> 00:50:24,725
‫ترکیبی از موهبت‌های طبیعته...

546
00:50:24,749 --> 00:50:25,954
‫باران

547
00:50:25,992 --> 00:50:28,584
‫باران، باد...

548
00:50:28,623 --> 00:50:30,600
‫طبیعت، و چیزی که...

549
00:50:30,792 --> 00:50:34,077
‫یک صدا یا موجودیت سومین

550
00:50:34,104 --> 00:50:38,580
‫جایی که دو آدم بازیگوش و شاد،
‫به واسطه گوش دادن عمیق

551
00:50:38,605 --> 00:50:42,135
‫اون‌قدری از وجود خودشون مایه می‌گذارن
‫تا برای ساختن یک چیز جدید کفایت کنه

552
00:50:42,778 --> 00:50:48,719
‫یک ساختمون رو برپا می‌کنی. مصالح در هم
‫تنیده‌ست و همزمان اون‌قدری گشوده

553
00:50:48,958 --> 00:50:51,175
‫که یک جایگاه کمابیش جدید
‫دَرِش جای بگیره

554
00:50:51,200 --> 00:50:53,533
‫مطرود
‫که کنار گذاشته شده بود

555
00:50:53,698 --> 00:50:57,423
‫بده‌شون به گریت،
‫که او هم برسوندشون دست توماس

556
00:50:57,461 --> 00:51:02,204
‫تا توماس کنار میز
‫گریم داشته باشدشون

557
00:51:03,336 --> 00:51:07,349
‫دو ساعت قبل از پرواز باید
‫اون‌جا باشی. چی فکر می‌کنی؟

558
00:51:07,388 --> 00:51:11,208
‫- بیشتر از 20 تا نیست
‫- بیشتر از 22؟

559
00:51:11,746 --> 00:51:16,796
‫- نه 16-18. پوسترها رو نمی‌آری؟
‫- می‌گذاریم‌شون همین‌جا

560
00:51:16,834 --> 00:51:19,752
‫- تو توکیو باز هم دارید؟
‫- می‌دیم درستش کنن

561
00:51:19,791 --> 00:51:23,535
‫- پس تو همین‌جا می‌مونی؟
‫- آره

562
00:51:23,592 --> 00:51:28,066
‫واس موندن جای خوبیه

563
00:52:13,436 --> 00:52:19,119
‫گمونم این جا برای به اشتراک گذاشته
‫شدن قصه‌های ما حال و هوای درستی داره

564
00:52:21,231 --> 00:52:24,706
‫لارس اوینو، البته که،
‫پروژه خودش رو داره

565
00:52:25,992 --> 00:52:28,796
‫اما این یک‌چیز دیگه‌ست

566
00:52:29,679 --> 00:52:33,634
‫ما این نمایش رو به سرعت آماده می‌کنیم

567
00:52:35,458 --> 00:52:39,298
‫و نتیجه هم نباید شبیه هیچ‌کدوم از نمایش‌های
‫کلاسیکی باشه

568
00:52:39,336 --> 00:52:44,098
‫که توی تئاتر ملی روی صحنه می‌ره

569
00:52:54,869 --> 00:52:59,266
‫این کار قراره اصیل
‫باشه و مستند...

570
00:52:59,304 --> 00:53:00,304
‫این، قراره خود شما باشه

571
00:53:02,184 --> 00:53:08,117
‫که تمرکز لارس هم روی همینه،
‫که جستار اون "مطرود"

572
00:53:09,116 --> 00:53:11,784
‫به نوبه خودش اساس این کار شد

573
00:53:11,823 --> 00:53:18,543
‫چیزی که به گمان من باید روش تمرکز کنیم،
‫این احساسه که

574
00:53:18,581 --> 00:53:23,631
‫بودن توی چنین شرایطی
‫چه به روز آدم می‌آره

575
00:53:23,669 --> 00:53:27,548
‫حضور توی کشوری که
‫در حقیقت به‌ش تعلق نداری

576
00:53:31,330 --> 00:53:35,765
‫من اهل یک روستا تو شمال سوریه ام

577
00:53:37,032 --> 00:53:39,893
‫خانواده‌م عاشق فوتبال هستن

578
00:53:39,932 --> 00:53:43,522
‫تو روستامون یک توپ فوتبال داشتیم

579
00:53:46,306 --> 00:53:47,343
‫توپ فوتبال من

580
00:53:47,381 --> 00:53:53,084
‫چرا به همون فوتبال بازی کردن
‫و ادامه زندگی مشغول نموندی؟

581
00:53:53,122 --> 00:53:55,292
‫من تیر خوردم

582
00:54:05,506 --> 00:54:09,423
‫- داعش
‫- کل روستا رو به آتش بستن؟

583
00:54:09,461 --> 00:54:11,592
‫آره

584
00:54:12,456 --> 00:54:15,317
‫رویای من رو دزدیدن

585
00:54:16,162 --> 00:54:18,274
‫دوست‌دخترم...

586
00:54:24,860 --> 00:54:28,796
‫نمی‌خواستم برم ارتش

587
00:54:28,834 --> 00:54:31,522
‫کم مونده بود...

588
00:54:32,751 --> 00:54:35,612
‫از مرز که رد شدم خیلی ترسیده بودم

589
00:54:35,650 --> 00:54:40,143
‫اگه نمی‌ایستادیم سربازهای
‫ترکیه شلیک می‌کردن

590
00:54:40,181 --> 00:54:44,866
‫به دلخواه خودشون می‌زدن، هرجا که می‌خواستن

591
00:54:46,018 --> 00:54:50,722
‫باید می‌دویدم اون‌طرف

592
00:54:51,970 --> 00:54:55,810
‫همه شما صداهای خوبی دارید

593
00:54:55,848 --> 00:55:03,528
‫توی تئاتر،
‫مهم اینه که صداتون به ردیف‌های عقبی برسه

594
00:55:17,909 --> 00:55:20,828
‫تازه دوره معلمی رو گذرونده بود

595
00:55:21,346 --> 00:55:25,282
‫چیزی نمونده بود که معلمی رو شروع کنه،
‫اما چی شد؟

596
00:55:29,084 --> 00:55:34,018
‫از اون‌جا که نمی‌خواست بره ارتش،
‫باید فرار می‌کرد به ترکیه

597
00:55:38,799 --> 00:55:40,949
‫و حالا هم که این‌جاییم

598
00:55:42,812 --> 00:55:45,346
‫خیلی خوب

599
00:55:46,690 --> 00:55:53,180
‫من یک اصطلاحی رو به کار بستم،
‫"التهاب سفید"

600
00:55:53,218 --> 00:55:57,039
‫که به یک نوع مسمومیت می‌پردازه

601
00:55:57,077 --> 00:56:01,896
‫که کل اسکاندیناوی رو گرفت،
‫شاید حتی کل غرب رو

602
00:56:01,935 --> 00:56:06,831
‫اون "تونل‌ها" - شغل، خانواده...

603
00:56:10,479 --> 00:56:14,204
‫حس می‌کنم که باید...
‫و این هم هست که...

604
00:56:14,242 --> 00:56:17,295
‫با نمایش‌مون به چنین جایی وارد می‌شیم

605
00:56:40,124 --> 00:56:43,388
‫- لطفا کفش‌هات رو دربیار
‫- آه، ببخشید

606
00:56:43,925 --> 00:56:46,959
‫- طوری نیست
‫- حالا بازیگر شدید؟

607
00:56:46,997 --> 00:56:48,783
‫تقریبا

608
00:56:51,010 --> 00:56:53,660
‫چند تا کلمه به‌تون
‫می‌دم برای تمرین

609
00:56:53,698 --> 00:56:56,559
‫که پایه‌ای بشه برای
‫تمرین‌های جسمی‌تون

610
00:56:57,653 --> 00:57:02,396
‫و به این کلمه فکر کردم:
‫"overwhelmed" (از-پا-افتاده)

611
00:57:02,434 --> 00:57:07,349
‫و جمله‌ای که می‌خوام به‌تون بدم:
‫"I'm overwhelmed by what I have to carry."
‫"باری که باید به دوش بکشم از پایم انداخته"

612
00:57:07,388 --> 00:57:11,996
‫- یعنی زمانی که خیلی طاقت‌فرسا می‌شه
‫- پس باید چیزهای زیادی رو به دوش بکشم؟

613
00:57:12,034 --> 00:57:15,836
‫می‌تونید به عنوان یک تمثال هم نگاهش کنید

614
00:57:15,874 --> 00:57:18,869
‫مثلا: "به عنوان یک انسان،
‫باید چیزهای زیادی رو به دوش بکشی"

615
00:57:19,426 --> 00:57:25,263
‫بار مسئولیت و غم و فقدان
‫به دوشت سنگینی می‌کنه

616
00:57:26,184 --> 00:57:29,045
‫چنان از پا افتاده ام که نقش زمین می‌شم

617
00:57:31,330 --> 00:57:33,269
‫و...

618
00:57:35,036 --> 00:57:37,820
‫می‌میرم

619
00:57:38,799 --> 00:57:43,848
‫من نهنگ هستم که شکار شده

620
00:57:45,615 --> 00:57:50,338
‫- می‌دونی نهنگ چیه؟
‫- یک ماهی بزرگ و غول‌پیکر

621
00:57:50,376 --> 00:57:54,984
‫- در حقیقت ماهی نیست...
‫- یک ماهی گُنده‌ست!

622
00:57:55,023 --> 00:57:59,016
‫خیلی خوب؟ من یک نهنگم که شکار شده

623
00:57:59,055 --> 00:58:03,068
‫به نظرم نوشتن یک شرح کار فکر خوبی باشه

624
00:58:03,605 --> 00:58:05,756
‫- اینکه درباره چیه
‫- حتما

625
00:58:05,794 --> 00:58:11,439
‫و شرح چیزی چی از این کار به دست می‌آرن،
‫با توجه به نقشی که توی این قضیه دارن

626
00:58:11,477 --> 00:58:16,508
‫حتما که نفس قضیه براشون ارزنده‌ست،
‫ولی خب از منظر تماشاچی‌ها هم خیلی مهمه

627
00:58:17,045 --> 00:58:19,138
‫شنیدن قصه‌هاشون، آره

628
00:58:19,176 --> 00:58:22,916
‫مرکز دغدغه این
‫رو هم داره که ببینه

629
00:58:22,940 --> 00:58:26,972
‫سهیم بودن توی این پروژه
‫چه سودی برای بچه‌ها داره

630
00:58:27,010 --> 00:58:30,677
‫گمونم این قضیه رو هم
‫در نظر بگیریم خوب باشه

631
00:58:30,716 --> 00:58:33,634
‫در کنار اهمیت گفته شدن
‫قصه‌هاشون

632
00:58:36,418 --> 00:58:38,261
‫- لباس قشنگی داری!
‫- ممنون

633
00:58:38,300 --> 00:58:41,391
‫تا همین تابستون ارتباط بین

634
00:58:41,429 --> 00:58:47,170
‫"تناسب اندام" و
‫"جادوگر" رو نمی‌دونستم

635
00:58:47,208 --> 00:58:48,263
‫آره، می‌فهمم

636
00:58:48,288 --> 00:58:52,872
‫- چطور این‌همه مدت نفهمیده بودم؟
‫- یک‌هو یک شعله‌ای [برات] روشن شده

637
00:58:52,911 --> 00:58:54,677
‫آره. شعله می‌سوزه

638
00:58:54,716 --> 00:58:57,768
‫رفتیم مرکز پناهندگان

639
00:58:58,306 --> 00:59:03,356
‫فقط دارم نگاه می‌کنم ببینم کارها رو
‫همون‌طور که یادت دادم انجام می‌دی یا نه

640
00:59:03,413 --> 00:59:08,962
‫وگرنه مربی بی‌ارزشی می‌شم. یا تو
‫شاگرد بی‌ارزشی می‌شی. یکی از این دو تا

641
00:59:09,000 --> 00:59:14,991
‫تا من یک‌کم با زیگرید
‫کار کنم بالا نگه‌ش دار

642
00:59:15,029 --> 00:59:18,716
‫- سومی بود، آره؟
‫- شوکت؟

643
00:59:18,754 --> 00:59:23,343
‫بعدش یک‌هو شروع کرد به زیاد شدن.  تو زمینه
‫کمک‌هزینه پناهندگان کفگیرمون به ته دیگ خورده

644
00:59:23,381 --> 00:59:29,352
‫کمک‌هزینه‌ فعالیت،
‫اسمش اینه. من به یک تماشاخونه دسترسی دارم

645
00:59:29,391 --> 00:59:35,842
‫برو تمرین بعدی. برو
‫سِت بعد. بعدا حرف می‌زنیم

646
00:59:35,880 --> 00:59:40,815
‫- نمی‌شه که هی حرف بزنیم
‫- حرف زدن این‌جا اکیدا ممنوعه

647
00:59:42,696 --> 00:59:45,672
‫حالا می‌تونم خودم رو به چالش بکشم

648
00:59:45,711 --> 00:59:51,260
‫یا تمرینات دیگه رو امتحان کنم،
‫تا همیشه تو یک سطح نمونم

649
00:59:52,431 --> 00:59:55,042
‫- بفرما
‫- خیلی ممنون

650
00:59:55,080 --> 00:59:58,863
‫- پس‌فردا می‌بینمت
‫- آره

651
01:00:16,354 --> 01:00:20,194
‫- چی؟
‫- این به درد می‌خوره؟

652
01:00:20,232 --> 01:00:23,976
‫نمی‌دونم دقیقا چی، ،
‫اما یک حسی می‌گه

653
01:00:24,015 --> 01:00:27,068
‫- چیز بدردبخوریه
‫- هم نمادینه هم کاربردی

654
01:00:27,605 --> 01:00:31,656
‫- برای بی‌رُخ‌ها
‫- آره، برای بی‌رخ‌ها

655
01:00:31,695 --> 01:00:34,594
‫- دقیقا پاک‌کُننده‌ی....
‫- هویت

656
01:00:34,632 --> 01:00:37,455
‫احساس می‌کنم قضیه خیلی ریشه‌ایه

657
01:00:37,493 --> 01:00:43,176
‫توی دنیا هنر خیلی سر و صدا هست

658
01:00:43,215 --> 01:00:48,149
‫"کی کمک‌هزینه گرفته،
‫چه جایزه‌ای بردی" و این حرف‌ها

659
01:00:48,188 --> 01:00:53,717
‫خیلی افاده‌ای شده (هنر)، این چیزها
‫روی چیزی که قراره ارائه کنیم سایه انداخته

660
01:00:55,503 --> 01:00:59,669
‫خیلی مسخره‌ست که اینهمه
‫چیز از آسمون می‌افته پایین

661
01:01:00,226 --> 01:01:07,176
‫یک برنامه‌ای داشتم که برای آزاد کردن
‫وجد تفننی ازش استفاده می‌کردم

662
01:01:07,215 --> 01:01:09,154
‫- "وجد تفننی؟"
‫- آره

663
01:01:09,192 --> 01:01:15,836
‫وقتی وارد یک فضای جدید می‌شدم امتحانش
‫می‌کردم، برای دریافت کردن اون فضا

664
01:01:15,874 --> 01:01:21,365
‫هدف از این کار، [تجربه] بیشتر حضور
‫داشتن [در لحظه] و  حساسیت بیشتره

665
01:01:22,306 --> 01:01:25,512
‫یک ویدیوی یوتیوبی این‌جا دارم

666
01:01:28,220 --> 01:01:30,370
‫این یک همزاد درخودمانده‌ست

667
01:01:31,964 --> 01:01:37,954
‫با چیزهایی که تو طبیعت هست از طرق حرکت،
‫لمس، و صداها ارتباط برقرار می‌کنه

668
01:01:37,992 --> 01:01:42,888
‫زبونش این‌جوریه.
‫این‌جوری ارتباط برقرار می‌کنه

669
01:02:19,100 --> 01:02:24,149
‫مشاهده این‌جوری پیش می‌ره: به
‫عنوان دست‌آورد خواست و اراده

670
01:02:24,188 --> 01:02:28,988
‫یا آتش و شعله‌هایی که به
‫سادگی به رقص درمی‌آن

671
01:02:29,525 --> 01:02:34,460
‫یا تَن، به عنوان تمثالی از ساختارهایی
‫که می‌بینیم، و همزمان نمی‌بینیم

672
01:02:34,498 --> 01:02:37,628
‫کاری از تن ساخته نیست،
‫جز احساس اندکی فریب‌خوردگی

673
01:02:38,146 --> 01:02:41,199
‫فریب‌خوردگی توسط سلطه گریزناپذیر هوش

674
01:02:45,096 --> 01:02:48,072
‫تو تنها نیستی

675
01:03:18,850 --> 01:03:20,655
‫اَسل؟

676
01:03:21,596 --> 01:03:25,263
‫- این چیه؟
‫- دوش

677
01:03:25,301 --> 01:03:27,490
‫مطمئن نیستم خیلی واضح باشه

678
01:03:27,528 --> 01:03:33,999
‫اون چیزی نیست که تو ذهنم بود،
‫ولی همون‌جور که گفتی...

679
01:03:34,037 --> 01:03:38,933
‫می‌تونیم یک صحنه داشته باشیم که مثلا،
‫سِروان...

680
01:03:38,972 --> 01:03:46,364
‫مشغول زندگی‌ش باشه،
‫یا تو پس‌زمینه باشه...

681
01:03:46,402 --> 01:03:49,903
‫تو این‌جا زندگی‌ت رو
‫می‌کنی. دوش می‌گیری

682
01:03:49,927 --> 01:03:53,372
‫می‌ری دست‌شویی،
‫لباس می‌پوشی، می‌خوابی...

683
01:03:55,138 --> 01:03:58,268
‫- بگذار ببینم. این برای...
‫- برای نمایشه؟

684
01:03:59,112 --> 01:04:03,874
‫عالیه! خیلی خوبه

685
01:04:03,912 --> 01:04:07,868
‫عالیه. تو مشغول باش.
‫این‌جا اوضاع چطوره؟

686
01:04:08,405 --> 01:04:14,357
‫خوبه! می‌تونم یک کار خیلی باحالی
‫این‌جا بکنم.  واسا کلیپ رو پیدا کنم

687
01:04:14,396 --> 01:04:19,292
‫- خیلی کوچک به نظر می‌آد
‫- می‌بینی صداش چه باحال دراومده؟

688
01:04:22,901 --> 01:04:28,700
‫می‌شه ازت عکس بگیرم؟
‫لبخند بزن، چون این آخر خنده‌ست

689
01:04:28,738 --> 01:04:30,850
‫اسل؟

690
01:04:30,888 --> 01:04:36,591
‫- بله؟
‫- نمی‌تونیم از اون استفاده کنیم

691
01:04:36,629 --> 01:04:40,143
‫- رانهیلد می‌خواستش.
‫- به درد نمی‌خوره. نمی‌تونیم...

692
01:04:40,181 --> 01:04:44,252
‫باید شفاف‌تر می‌بودم، ولی نمی‌شه که
‫هرچی این‌جا دست‌مون رسید استفاده کنیم

693
01:04:44,290 --> 01:04:47,996
‫ما فقط داشتیم از پشتش استفاده می‌کردیم

694
01:04:48,034 --> 01:04:52,776
‫نمی‌شه. مال لارسه، صاحب این‌جا

695
01:04:52,815 --> 01:04:55,599
‫- خیلی خوب.
‫- مال [تئاتر] شقاوته

696
01:04:55,637 --> 01:05:00,380
‫به چیزهایی که خودمون
‫نیاوردیم این‌جا دست نزنید

697
01:05:00,418 --> 01:05:05,122
‫مال تئاتر شقاوته،
‫و باید به این موضوع احترام بگذاریم

698
01:05:05,180 --> 01:05:08,156
‫خیلی خوب؟ خوبه
‫وگرنه - عالیه!

699
01:05:08,194 --> 01:05:11,132
‫بیایید امتحان کنیم. اما بعدا باید
‫سفت و سخت‌تر بگیرید

700
01:05:13,685 --> 01:05:16,815
‫آه، نگاهش کن!

701
01:06:06,773 --> 01:06:13,282
‫چیز خاصی نیست. یعنی یک‌جورهایی
‫خوب هم هست. توی اون عبارت حقیقتی هست

702
01:06:14,357 --> 01:06:17,045
‫- اون‌یکی هم!
‫- خیلی خوب

703
01:06:17,429 --> 01:06:21,192
‫- اون‌جا
‫- خیلی خوب

704
01:06:21,231 --> 01:06:26,722
‫- می‌خواهی به‌جای سُس ازش استفاده کنی؟
‫- روی سالاد. با گوجه و خیار

705
01:06:26,760 --> 01:06:28,661
‫خیلی خوب

706
01:06:30,504 --> 01:06:32,770
‫گمونم کافیه

707
01:06:38,453 --> 01:06:41,314
‫سلام، لارس، سلام!

708
01:06:43,906 --> 01:06:46,037
‫آره! آره. فقط...

709
01:06:46,076 --> 01:06:48,975
‫از مرکز پناهندگان شروع شد

710
01:06:49,013 --> 01:06:54,908
‫با چند تا آدم فوق‌العاده آشنا شدم.
‫داستان‌های تکون‌دهنده‌ا ی داشتن

711
01:06:55,445 --> 01:07:01,436
‫بعدش دیگه یکم شلوغ پلوغ شد.
‫به نظرشون ایده خیلی خوبی اومد

712
01:07:01,474 --> 01:07:07,157
‫به نظر کارمندهای مرکز پناهندگان فعالیت
‫خیلی خوبی برای پناه‌جوها به حساب می‌آد

713
01:07:07,196 --> 01:07:09,288
‫راستش من هیچوقت

714
01:07:09,826 --> 01:07:12,168
‫نه! نه، نه، نه

715
01:07:12,706 --> 01:07:18,677
‫آره، خیلی خوب. اشتباه شد،
‫و دیگه هم نباید تکرار بشه

716
01:07:18,716 --> 01:07:23,612
‫به‌ت قول می‌دم که دیگه همچین
‫چیزی پیش نمی‌آد. همین یک‌بار بود

717
01:07:23,650 --> 01:07:29,026
‫خیلی شفاف گفتم که هرچیزی
‫مال تئاتر باشه خارج از دسترسه

718
01:07:29,064 --> 01:07:30,965
‫نه، کسی ن...

719
01:07:32,213 --> 01:07:34,959
‫نه! این‌جوری نبود که

720
01:07:34,997 --> 01:07:39,874
‫نه، تو باید... اگه این آدم‌ها رو می‌دیدی،
‫می‌فهمیدی چی می‌گم

721
01:07:39,912 --> 01:07:44,655
‫قصه‌هاشون باورنکردنیه

722
01:07:44,693 --> 01:07:47,669
‫به اشتراک گذاشتن‌شون خیلی مهمه

723
01:07:48,226 --> 01:07:51,452
‫اما... لارس، گوش کن به من

724
01:07:51,490 --> 01:07:56,866
‫ازشون خوشت می‌آد،
‫اگه قصه‌هاشون رو بشنوی، موافقت می...

725
01:07:56,904 --> 01:07:59,189
‫معلومه، باید به‌ت زنگ می‌زدم!

726
01:07:59,746 --> 01:08:03,701
‫خواستم به‌ت زنگ بزنم، خب؟
‫گوشی‌ت خاموش بود

727
01:08:05,621 --> 01:08:09,461
‫ببخشید. آره، درسته

728
01:08:10,306 --> 01:08:15,298
‫در رابطه با آرتو
‫و [گروه] شقاوت...

729
01:08:15,336 --> 01:08:22,152
‫به تمام ایده‌های تئاتر شقاوت،
‫یا آرتو جامه عمل می‌پوشونه...

730
01:08:22,191 --> 01:08:27,068
‫منظورم رو نمی‌فهمی؟ کل این کار با
‫تمام اهداف تو بروی گروه هم‌خونی داره

731
01:08:27,605 --> 01:08:31,676
‫نه... نه! خواهش می‌کنم

732
01:08:54,543 --> 01:08:56,828
‫- باشه... سلام
‫- سلام

733
01:08:57,346 --> 01:09:01,301
‫- کمک می‌خواهی؟
‫- نه، مشکلی نیست

734
01:09:01,340 --> 01:09:05,429
‫یک پیغام مهمی دارم

735
01:09:05,468 --> 01:09:09,058
‫تازه با لارس حرف زدم

736
01:09:09,096 --> 01:09:13,109
‫ظاهرا،
‫شورای شهر به یک توافقی با اوربانیوم رسیده

737
01:09:13,148 --> 01:09:18,524
‫راجع به اینکه وِگا سین، تئاتر شقاوت رو صاحب
‫بشه. لارس هیچ نقشی تو تصمیم‌گیری نداشته

738
01:09:18,562 --> 01:09:22,325
‫- چی؟
‫- آره. وحشتناکه

739
01:09:22,364 --> 01:09:28,066
‫آره، خب... ترس همه هم از همین بود

740
01:09:28,104 --> 01:09:31,311
‫- نظرت راجع به...
‫- هاسمینا* نه
‫یک مرکز فرهنگی خودگران در اسلو*

741
01:09:31,349 --> 01:09:34,997
‫- یعنی دارن ملک رو غصب می‌کنن؟
‫- اون‌جور که لارس گفت

742
01:09:35,036 --> 01:09:40,642
‫به‌خاطر یک‌سری
‫جابجایی‌ها مجبور به تخلیه ان

743
01:09:40,700 --> 01:09:46,460
‫- کِی؟
‫- حالا. باید تا فردا تخلیه کنیم

744
01:09:46,498 --> 01:09:52,392
‫- چی؟ نمی‌شه که گریت!
‫- مسخره‌ست! چطور می‌تونن همچین کاری کنن؟

745
01:09:52,431 --> 01:09:56,252
‫آروم باشید. یک راهی پیدا می‌کنم

746
01:09:57,231 --> 01:10:00,168
‫مجبوریم فعلا به تعویق بندازیمش

747
01:10:01,973 --> 01:10:05,698
‫حتی تعویق هم نمی‌خواد.
‫یک راهی پیدا می‌کنیم

748
01:10:05,736 --> 01:10:11,612
‫کار رو تموم می‌کنیم، فقط شاید یک‌کمی
‫با اون‌چیزی که تو سرمون بود فرق کنه

749
01:10:11,650 --> 01:10:17,256
‫فعلا، بیایید غذا بخوریم

750
01:10:17,295 --> 01:10:23,804
‫بعدش باید جمع و جور کنیم،
‫اما درستش می‌کنم

751
01:10:23,842 --> 01:10:27,740
‫کمک‌هزینه رو که دارید،
‫فقط باید یک‌جای دیگه پیدا کنیم

752
01:10:27,778 --> 01:10:35,381
‫عالیه. قشنگه.
‫دعوت‌نامه‌ها رو فرستادی، رانهیلد؟

753
01:10:49,800 --> 01:10:53,621
‫آن‌جا کنار گودال آبگیر،
‫پیکری می‌ایستد

754
01:10:53,679 --> 01:10:57,500
‫و چیز دیگری می‌بیند،
‫همچون پیامد آتش [شهاب‌سنگی] گذشته

755
01:10:57,538 --> 01:10:59,477
‫شگفت است یکی کردن همه این‌ها باهم

756
01:10:59,516 --> 01:11:03,125
‫- حالت خوبه؟
‫- آره.

757
01:11:03,164 --> 01:11:09,135
‫این بدن یک جادوگره، چونکه راه فراری از
‫این واقعیت که همه ما جادوگر هستیم، نیست

758
01:11:29,141 --> 01:11:31,004
‫کایروس
‫(نوعی واحد زمانی در اساطیر
‫یونانی که مقابل خرونوس قرار می‌گیرد)

759
01:11:31,042 --> 01:11:34,152
‫و من، جادوگر،در مقابل جریانی که

760
01:11:34,191 --> 01:11:40,930
‫حرکت رو به عنوان یک هنر نادیده می‌گیره
‫سینه سپر می‌کنم

761
01:11:40,968 --> 01:11:43,637
‫به عنوان یک کُنش جان‌فرسا و زمان‌بر

762
01:11:43,661 --> 01:11:46,479
‫کنشی که به واسطه اهداف تولید در بند نیفتاده

763
01:11:46,517 --> 01:11:50,588
‫تمام وجوه تبه‌کارانه
‫من راه را روشن می‌کنند

764
01:11:51,106 --> 01:11:57,269
‫چرا که جنگل‌ها و دشت‌ها

765
01:11:58,901 --> 01:12:05,525
‫از گرد هم آمدن سگ‌های وحشی

766
01:12:05,564 --> 01:12:11,381
‫و دیوهای بیابان، شادمان میشن

767
01:12:12,245 --> 01:12:16,469
‫جایی که پیکان‌کِرم لانه‌ش رو
‫می‌سازه و رقصان تخم می‌گذاره

768
01:12:16,508 --> 01:12:21,941
‫جایی که جغد نقشه‌هاش رو طرح‌ریزی می‌کنه،
‫چشمک می‌زنه

769
01:12:21,980 --> 01:12:26,703
‫لیلیت، لیلیت

770
01:12:26,741 --> 01:12:34,556
‫چه کسی خیال من رو با کلمات شیطنت‌آمیز مکدر
‫می‌کنه؟ وقتی که روی می‌گردانم کی من رو می‌بینه؟

771
01:12:34,613 --> 01:12:39,125
‫آلوهای بنفش! الماس‌های سرد

772
01:12:39,164 --> 01:12:42,120
‫مرواریدها؟ و گرفتگی در تمثال من!

773
01:12:42,159 --> 01:12:47,151
‫شیطان‌بانو در یک بازی چرخشی
‫خونین زمزمه می‌کند و به نابودی می‌کشاند

774
01:12:57,519 --> 01:12:59,708
‫- لیلیت؟
‫- چیزی از لیلیت نشنیدی؟

775
01:13:08,156 --> 01:13:09,250
‫سه، دو، یک

776
01:13:09,922 --> 01:13:11,861
‫هی

777
01:13:11,900 --> 01:13:15,663
‫من قدرت حیوانی تو ام

778
01:13:15,701 --> 01:13:20,559
‫کروکودیل پاستیلی با
‫بازخوانی سوئیت هارمونی می‌آد

779
01:13:20,597 --> 01:13:24,418
‫من مثل یک منظره درندشت اون‌جا دراز می‌کشم،
‫و شب رو روشن می‌کنم

780
01:13:24,456 --> 01:13:27,548
‫آیا من ناجی تو هستم در
‫مقابل تمام شیاطین کوچک؟‌

781
01:13:28,066 --> 01:13:31,004
‫می‌گذارم در رودهای
‫شیر مادر غوطه‌ور بشی

782
01:13:31,042 --> 01:13:33,922
‫از این بی‌رغبتی حقیرِ
‫نروژی بیرونت می‌آرمت

783
01:13:33,960 --> 01:13:36,092
‫پلک می‌زنی تا چشم‌هات رو پاک کنی

784
01:13:36,130 --> 01:13:40,546
‫سرانجام با خودت زیر لب حرف می‌زنی،
‫توی حالت خلسه

785
01:13:40,584 --> 01:13:43,580
‫نمی‌شه که تنها باشی.
‫شاهد می‌خواهی!

786
01:13:43,618 --> 01:13:47,573
‫می‌گی "پدر". "فکر می‌کنم
‫یک مکاشفه داشتم!"

787
01:13:47,612 --> 01:13:52,124
‫بیایید از اول شروع کنیم.
‫هیچ‌کدوم از این‌ها اتفاق نیفتاده

788
01:13:52,162 --> 01:13:57,039
‫پدر-جَدت به‌ت افتخار
‫می‌کنه. مادرت دوستت داره

789
01:13:57,077 --> 01:13:59,823
‫به "همزاد به دنبالِ پوسته‌ش" گوش می‌کنی

790
01:13:59,861 --> 01:14:06,466
‫- من گریت ام... دال
‫- کسی که هیچی از لیلیت نشنیده

791
01:14:06,504 --> 01:14:11,458
‫تو سفر پیدایش، خدا مرد و زن رو می‌آفرینه،
‫به شکل مذکر و مونث خلق‌شون می‌کنه

792
01:14:11,496 --> 01:14:14,185
‫در اسطوره‌شناسی یهودی،
‫لیلیت اولین زن بوده

793
01:14:14,209 --> 01:14:17,180
‫و با همون اندازه گلی که آدم ازش ساخته شد،
‫ساخته می‌شه

794
01:14:17,218 --> 01:14:19,891
‫او فرار کرد، برای آزادی و سرکشی
‫قید مامَنِش رو زد

795
01:14:19,915 --> 01:14:22,805
‫و بعد هم این داستان دنده*
‫*آفرینش حوا از دنده آدم

796
01:14:22,844 --> 01:14:24,840
‫[لیلیت] تو یهودیت
‫شیطانی نشون داده شده

797
01:14:24,879 --> 01:14:28,834
‫بنا به متون یهودی،
‫وقتی مردها مُحتَلم می‌شن

798
01:14:28,872 --> 01:14:32,444
‫لیلیث انگولکشون می‌کنه
‫تا مَنی‌شون رو بدزده

799
01:14:32,482 --> 01:14:38,588
‫خدایی شد که الان اومدم این‌جا. من
‫با [هنر] اجرا و مناسک سر و کار دارم

800
01:14:39,106 --> 01:14:43,138
‫- خدایی شد؟
‫- یعنی دست تقدیر بود

801
01:14:43,176 --> 01:14:45,980
‫همزمانیِ مُقَدر

802
01:14:46,018 --> 01:14:51,586
‫مثل کایروس،
‫"لحظه درست برای یک چیز"

803
01:14:51,624 --> 01:14:54,459
‫خرونوس زمان معمولیه،
‫اما کایروس...

804
01:14:54,483 --> 01:14:55,522
‫کایروس، آره

805
01:14:55,580 --> 01:14:59,516
‫.کل قضیه راجع به تشخیص محل تلاقی تقاطع‌هاست

806
01:14:59,554 --> 01:15:02,376
‫پس این یک تقاطعه

807
01:15:02,415 --> 01:15:07,368
‫داشتم فکر می‌کردم،
‫آخه اول یک همچین خوابی دیده بودم

808
01:15:07,906 --> 01:15:10,268
‫- بعد شروع کردم به شکافتنش
‫- چه خوابی دیدی؟

809
01:15:10,805 --> 01:15:14,012
‫یک خوابی درباره التهاب سفید.
‫می‌شه این‌جوری نگاهش کرد که...

810
01:15:14,050 --> 01:15:16,651
‫درست مثل دوران بعد از مرگ
‫سیاه (طاعون). با خودت می‌گی

811
01:15:16,675 --> 01:15:19,695
‫حتما می‌خواستن دنیا رو نجات بدن،
‫یا خودشون رو

812
01:15:19,733 --> 01:15:23,669
‫ولی اون‌ها به چشم روز قیامت نگاهش می‌کردن

813
01:15:23,708 --> 01:15:27,509
‫"آب دستته بگذار زمین،
‫برو به شهر، بنوش و زنا کن"

814
01:15:27,548 --> 01:15:31,906
‫کشیش شدن [و موعظه کردن]  مثل آب خوردن شده
‫بود، چون مثل مگس می‌افتادن [و می‌مردن]

815
01:15:31,944 --> 01:15:36,725
‫حالا حس می‌کنم دارم به گره‌ی
‫کلاف [این داستان] نزدیک‌تر می‌شم

816
01:15:39,586 --> 01:15:46,325
‫- همین الان؟ همچین احساسی داری؟
‫- آره، منظورم از دست تقدیر همین بود

817
01:16:48,130 --> 01:16:50,933
‫بالاترین طبقه مال اون‌هاییه که
‫بیشترین مدت رو این‌جا زندگی کردن

818
01:16:50,972 --> 01:16:57,538
‫من الان کمی قاطی کردم.
‫بیرون می‌مونم

819
01:18:44,271 --> 01:18:50,031
‫همزمان به دنبال یک همزیستی
‫مسالمت‌آمیز و جَدلی برای خودم می‌گردم

820
01:18:50,069 --> 01:18:56,808
‫جایی بین نظری و عملی.
‫مجادله در باب اینکه با کدوم نظریه

821
01:18:57,346 --> 01:19:01,628
‫و با چه فرمول‌بندی‌ای می‌شه جادوگرها،
‫غول‌ها و لاشه‌ها رو

822
01:19:02,146 --> 01:19:08,194
‫با رویای دگرگونی‌های
‫محسوس و ملموس احاطه کرد

823
01:19:14,895 --> 01:19:19,714
‫- سلام
‫- سلام. ببخشید...

824
01:19:19,752 --> 01:19:24,284
‫اون‌موقعی که جوامع رو
‫ساختیم و تمدن رو گسترش دادیم

825
01:19:24,322 --> 01:19:30,255
‫به‌خاطر این بود که استدلال و زبان رو توسعه
‫دادیم تا قادر به ارتباط برقرار کردن باشیم

826
01:19:33,269 --> 01:19:34,863
‫سلام

827
01:19:40,584 --> 01:19:43,733
‫دیشب از یک جا به بعد غیبت زد؟

828
01:19:43,772 --> 01:19:48,399
‫- آره. این‌جا آب هست؟
‫- آب؟ معلومه

829
01:19:48,437 --> 01:19:50,588
‫چه ضعف اعصابی گرفتم

830
01:20:15,183 --> 01:20:17,372
‫سلام، کی هم رو ببینیم؟

831
01:20:28,623 --> 01:20:31,810
‫- سلام!
‫- سلام

832
01:20:31,848 --> 01:20:35,458
‫- خوشحالم می‌بینمت، چطوری؟
‫- خوبم

833
01:20:35,496 --> 01:20:41,045
‫- همین‌ حوالی زندگی می‌کنی؟
‫- نه، رفته بودم اون بالا مهمونی

834
01:20:41,084 --> 01:20:47,976
‫تو همون جای اشتراکی خانم‌ها؟
‫دوست دارم بعضی وقت‌ها برم اون‌جا

835
01:20:48,015 --> 01:20:51,816
‫دیشب برای بار هزارم
‫پیتر گینت* رو بازی کردم
‫نمایش‌نامه‌ای از هنریک ایبسن*

836
01:20:51,855 --> 01:20:54,888
‫گمونم فقط خانم‌ها اون‌جا بودن

837
01:20:55,426 --> 01:20:58,748
‫این روزها با چی مشغولی؟

838
01:20:59,285 --> 01:21:02,204
‫- به‌ش چی می‌گن؟ پژوهش
‫- پژوهش؟ خوبه

839
01:21:02,242 --> 01:21:06,082
‫دارم روی یک‌چیز جدید کار می‌کنم

840
01:21:06,120 --> 01:21:10,940
‫- التهاب سف... کارهای کنار گذاشته شده...
‫- التهاب سف... ؟

841
01:21:10,978 --> 01:21:14,108
‫روی التهاب سفید،
‫همین‌طور روی اسکاندیناوی

842
01:21:22,383 --> 01:21:27,432
‫- نحوه پذیرش این‌جا چجوریه؟
‫- شماره تامین اجتماعی‌تون رو می‌دید؟

843
01:21:30,120 --> 01:21:36,744
‫شما می‌خواهید یک کاری کنید...
‫نقشی ایفا بکنید!

844
01:21:36,783 --> 01:21:43,752
‫عوضش من دارم دور خودم می‌چرخم،
‫به طلا دست می‌زنم خاکستر می‌شه!

845
01:21:45,346 --> 01:21:48,629
‫قرار نبود این‌جوری بشه، فقط...

846
01:21:52,488 --> 01:21:55,388
‫باید دست بکشم و
‫یک کار جدید بکنم!

847
01:21:55,925 --> 01:21:59,804
‫اما آخه چه کاری؟
‫من که تحصیلاتی ندارم...

848
01:22:00,860 --> 01:22:04,949
‫پس کلی کار ریخته سرت

849
01:22:04,988 --> 01:22:08,828
‫وضع زندگی‌ت پیچیده شده.
‫دور و اطرافت چخبره؟

850
01:22:09,346 --> 01:22:13,416
‫کسی رو داری که توی
‫مشکلات باهاش حرف بزنی؟

851
01:22:13,455 --> 01:22:17,986
‫- مامانم که گران کاناریاست
‫- چی؟

852
01:22:18,024 --> 01:22:22,095
‫- مامانم تو گران کاناریاست
‫- جدی؟

853
01:22:22,152 --> 01:22:24,783
‫اون‌جا زندگی می‌کنه؟

854
01:22:24,821 --> 01:22:26,972
‫آره

855
01:22:27,663 --> 01:22:33,538
‫- پدرت چی؟
‫- ارتباط نداریم

856
01:22:34,402 --> 01:22:39,490
‫اما تا حالا تجربه شنیدن صداهایی
‫رو داشتی که اطرافیانت نمی‌شنون؟

857
01:22:39,528 --> 01:22:42,389
‫یا دیدن چیزهایی که اطرافیانت نمی‌بینن؟

858
01:22:42,428 --> 01:22:45,173
‫هم آره هم نه

859
01:22:46,152 --> 01:22:49,839
‫آره، چون انگار همیشه
‫همین اتفاق داره برام می‌افته

860
01:22:49,877 --> 01:22:54,677
‫یعنی شاید صداها رو متفاوت بشنوم،
‫یا یک‌جور دیگه به‌شون واکنش نشون بدم؟

861
01:22:54,716 --> 01:22:58,383
‫در غیر این صورت،
‫رفتار مردم این‌جوری که الان هست نبود

862
01:22:58,421 --> 01:23:01,493
‫تا حالا به تموم کردن
‫زندگی خودت فکر کردی؟

863
01:23:01,532 --> 01:23:06,255
‫آره، معلومه.
‫اما همیشه همین‌جوری بوده

864
01:23:06,312 --> 01:23:10,076
‫چیزی جدیدی که نیست. فقط

865
01:23:10,133 --> 01:23:12,944
‫رها کردنش حکم
‫تسکین رو داره. اما من

866
01:23:12,968 --> 01:23:15,740
‫مطئنم که گاهی اوقات برای همه پیش می‌آد

867
01:23:15,778 --> 01:23:17,871
‫چی جلوت رو می‌گیره؟

868
01:23:19,829 --> 01:23:23,343
‫که خودم رو نکشم؟

869
01:23:26,242 --> 01:23:29,026
‫برای چی زندگی می‌کنی؟

870
01:23:36,053 --> 01:23:39,912
‫گمونم کار ما تموم شده،
‫مگه این‌که بخواهی چیز دیگری اضافه کنی؟

871
01:23:39,951 --> 01:23:41,909
‫- از فهرست؟
‫- نه

872
01:23:41,948 --> 01:23:46,364
‫احساس ما به موقعیت تو

873
01:23:46,402 --> 01:23:50,588
‫اینه که مشخصا داری یک
‫بحران رو پشت سر می‌گذاری

874
01:23:51,125 --> 01:23:54,428
‫این تصدیق...

875
01:23:54,965 --> 01:23:59,804
‫احتمالا بهترین
‫گزینه امروز ما نباشه

876
01:23:59,842 --> 01:24:01,781
‫منظورت چیه؟

877
01:24:01,820 --> 01:24:07,484
‫گمونم بتونی مشکلاتت رو حل بکنی

878
01:24:09,442 --> 01:24:12,264
‫اون بیرون، توی زندگی‌ت

879
01:24:12,303 --> 01:24:17,333
‫تو با سیستم آشنایی،
‫در ارتباط با کمکی که می‌تونی بگیری؟

880
01:24:17,372 --> 01:24:21,135
‫الان چند تا گزینه همیاری
‫اجتماعی در اختیارت هست

881
01:24:21,173 --> 01:24:25,052
‫مهم اینه که به خودت یادآوریی
‫کنی که تو این مسیر تنها نیستی

882
01:24:27,720 --> 01:24:32,405
‫گذاشتن مهدکودک بین دو تا
‫خیابون تصمیم ابلهانه سیاسیونه

883
01:24:39,150 --> 01:24:42,456
‫کارگاه مهیج تئاتر در تئاتر شقاوت
‫به همراهی مرکز پناهجویان رِفستاد

884
01:24:46,844 --> 01:24:48,860
‫برداشتن تَگِ عکس

885
01:24:52,642 --> 01:24:55,192
‫بدون اجازه از [تئاتر] شقاوت
‫استفاده کردی؟

886
01:24:55,216 --> 01:24:57,672
‫لارس خیلی عصبانی با مرکز تماس گرفت

887
01:24:57,711 --> 01:25:01,570
‫با توجه به کمک‌هزینه‌ها،
‫امیدوارم توضیح قابل قبولی داشته باشی

888
01:25:17,832 --> 01:25:20,111
‫سلام، گری-جنت.
‫پس داخل کشوری؟

889
01:25:20,135 --> 01:25:22,039
‫خیلی خوب می‌شه اگه همزمان با HÆLMIS ببینمت

890
01:25:23,718 --> 01:25:27,375
‫جشنواره برداشت [محصول]

891
01:26:42,428 --> 01:26:45,308
‫- خدای بزرگ، خیلی وقت شده!
‫- 20 سال!

892
01:26:45,826 --> 01:26:49,973
‫- مطمئن نبودم که بیایی
‫- نوشتم که می‌آم

893
01:26:50,012 --> 01:26:52,930
‫- آه، آره
‫- یک‌کمی سخت بود که

894
01:26:52,968 --> 01:26:55,426
‫آره. احساسات پیچاپیچ

895
01:26:55,676 --> 01:26:59,362
‫- دالی! گری-جنته
‫- گریت!

896
01:26:59,400 --> 01:27:03,183
‫بگذار یک‌کم لازانیا برات بکشم.
‫نوشیدنی؟

897
01:27:03,221 --> 01:27:05,333
‫آب‌جو یا شراب می‌خوای؟

898
01:27:05,372 --> 01:27:08,213
‫شاید خوشت نیاد

899
01:27:08,252 --> 01:27:12,764
‫- خودم آب‌جو انداختم!
‫- نه بابا! ایول!

900
01:27:12,802 --> 01:27:16,796
‫ببخشید که بدون تو شروع کردیم.
‫بچه‌ها خیلی گرسنه بودن

901
01:27:16,834 --> 01:27:19,088
‫ببخشید که این‌قدر دیر شد

902
01:27:19,112 --> 01:27:23,304
‫تقصیر تو نیست. ما به
‫شام سرد عادت کردیم

903
01:27:23,343 --> 01:27:29,237
‫تا این‌جا با دوچرخه اومدی؟
‫از جاده موس اومدی؟

904
01:27:29,276 --> 01:27:33,845
‫می‌خواستم، اما امروز با قطار اومدم. یعنی،
‫اتوبوس کمکی

905
01:27:40,680 --> 01:27:43,714
‫عجب فروشگاهی این‌جا ساختن

906
01:27:43,752 --> 01:27:50,165
‫مثل یک اختاپوس بود که
‫شاخک‌هاش رو باز کرده

907
01:27:50,204 --> 01:27:54,351
‫آره همچین چیزی
‫این‌جا خیلی به‌دردبخوره

908
01:27:57,826 --> 01:28:03,644
‫خیلی که خوبه می‌شه صاف رفت
‫توش. چون ما اغلب وقت‌ها عجله داریم

909
01:28:03,682 --> 01:28:05,640
‫آره، اغلب عجله داریم

910
01:28:05,679 --> 01:28:08,712
‫گریت بازیگره ها

911
01:28:08,751 --> 01:28:11,708
‫سلبریتی هستی؟

912
01:28:12,245 --> 01:28:16,085
‫مصاحبه و این‌ها زیاد می‌ری؟

913
01:28:16,124 --> 01:28:21,058
‫نه. فقط اون اوایل این‌جوری بود،
‫قبل از اینکه جایگاه خودم رو پیدا کنم

914
01:28:21,096 --> 01:28:24,168
‫پس بیخیال رویای بزرگت شدی؟

915
01:28:24,706 --> 01:28:28,028
‫دیگه دلت نمی‌خواد
‫بازیگر مشهوری بشی؟

916
01:28:28,546 --> 01:28:30,562
‫چی باعث می‌شه همچین حرفی بزنی؟

917
01:28:30,600 --> 01:28:36,476
‫واقعیت یقه بیشتر آدم‌ها رو می‌گیره،
‫و تو هم باید باهاش بسازی

918
01:28:36,514 --> 01:28:40,085
‫من کار نمایشی می‌کنم.
‫دو تا دنیای کاملا متفاوته

919
01:28:40,124 --> 01:28:41,468
‫یعنی پرفورمنس؟ آهان

920
01:28:42,005 --> 01:28:46,882
‫- این یعنی صحنه‌پردازی یک رویداد...
‫- آهان، آهان

921
01:28:46,920 --> 01:28:51,855
‫- با این کارها می‌تونی زندگی رو بچرخونی؟
‫- گریت کارهای محشر زیادی کرده

922
01:28:51,893 --> 01:28:56,655
‫- خارج از کشور کار کرده، و...
‫- اما این قضیه...

923
01:28:56,693 --> 01:29:00,303
‫سبک زندگی مناسب‌تری رو می‌طلبه

924
01:29:00,341 --> 01:29:06,332
‫از نظر مالی می‌گم. یعنی
‫باید کم‌تر مادی-گرا باشه

925
01:29:06,370 --> 01:29:08,885
‫باید حواست به...

926
01:29:08,924 --> 01:29:12,879
‫- بچه داری؟
‫- نه

927
01:29:12,917 --> 01:29:15,663
‫از خودم بچه ندارم

928
01:29:15,701 --> 01:29:23,439
‫یعنی جرئت نمی‌کنم.
‫با توجه به چیزی که داریم واردش می‌شیم

929
01:29:23,477 --> 01:29:26,680
‫همین آشوب، مصیبت قریب‌الوقوع...

930
01:29:26,704 --> 01:29:28,066
‫کدوم مصیبت؟

931
01:29:29,199 --> 01:29:34,114
‫مصیبت تغییرات اقلیمی.
‫مصیبت زیست‌محیطی. آخرالزمان

932
01:29:34,152 --> 01:29:36,975
‫هنوز که به اون‌جا نرسیدیم

933
01:29:37,013 --> 01:29:41,832
‫- منظورت رو می‌فهمم
‫- باید دیدمون رو وسیع‌تر کنیم

934
01:29:41,871 --> 01:29:46,536
‫آره، وقتی همه‌چی داره به قهقرا می‌ره
‫آوردن بچه به این دنیا کار احمقانه‌ایه

935
01:29:46,575 --> 01:29:53,045
‫- ببخشید که آوردمتون این‌جا، بچه‌ها
‫- کلی تحقیقات راجع به‌ش شده

936
01:29:53,084 --> 01:29:57,058
‫بیا تورجه رو بگیر

937
01:29:58,133 --> 01:30:02,108
‫- خب حالا یک‌کمی...
‫- بگذار لباست رو عوض کنم

938
01:30:03,816 --> 01:30:06,773
‫به دل نگیر، گری-جنت

939
01:30:06,812 --> 01:30:08,751
‫گریت

940
01:30:08,789 --> 01:30:13,301
‫اگه اهل این‌جایی چرا با
‫اون لهجه حرف می‌زنی؟

941
01:30:13,340 --> 01:30:19,119
‫سوال خوبیه. من یک‌جایی
‫زندگی می‌کردم به اسم دره سارون

942
01:30:19,157 --> 01:30:22,805
‫- اسم دره سارون به گوشت خورده؟
‫- نه

943
01:30:22,844 --> 01:30:27,740
‫یک دره‌ایه که همه توش مسیحی
‫هستن و به خدا و عیسی معتقد

944
01:30:27,778 --> 01:30:31,733
‫من و شش تا خواهر ناتنی‌م یک گروه
‫راه انداختیم به اسم "هفت خواهر"

945
01:30:31,772 --> 01:30:37,320
‫یکشنبه‌ها توی نیایش جمعی سرود می‌خوندیم.
‫پدرمون کشیش بود

946
01:30:37,359 --> 01:30:41,333
‫خیلی پراحساس بود

947
01:30:41,372 --> 01:30:45,308
‫12 سال‌م که بود،
‫مامانم از بابام جدا شد

948
01:30:45,826 --> 01:30:49,090
‫بعد اومدیم این‌جا. اسم
‫ساختمون‌مون "گوشِبلوکا" بود

949
01:31:05,199 --> 01:31:09,077
‫هوشمندانه‌ست و خلاقانه،
‫و از جایگاه رفیعی برخورداره

950
01:31:09,116 --> 01:31:16,757
‫درباره 5 تا مَرده که به این زن ابراز عشق
‫می‌کنن، و بعد یکی‌شون رو انتخاب می‌کنه

951
01:31:19,426 --> 01:31:22,690
‫بدون من بحث‌های مهیج نکنید!

952
01:31:22,728 --> 01:31:26,184
‫و همین که کارم تموم شد

953
01:31:26,223 --> 01:31:30,255
‫فهمیدم که با یک هیتلر کوچولو
‫رو روی ماتیاس آب‌پاشی کردم

954
01:31:30,293 --> 01:31:31,388
‫اون یارو

955
01:31:31,944 --> 01:31:34,133
‫خندوندن‌شون کار ساده‌ای نبود

956
01:31:34,172 --> 01:31:38,933
‫- اون چطور؟
‫- او رو یک‌کم می‌شناسم

957
01:31:38,972 --> 01:31:41,794
‫آه! معلومه که
‫بعضی‌هاشون رو می‌شناسی

958
01:31:41,832 --> 01:31:44,789
‫اسپرم او رو تو فریزرم دارم

959
01:31:46,498 --> 01:31:49,205
‫اسپرمش رو تو فریزرم دارم

960
01:31:49,244 --> 01:31:53,218
‫معمولا...
‫باید این‌یکی رو هم گوش کنی، ویلجا

961
01:31:54,140 --> 01:31:58,882
‫آدم و حوا رو که می‌شناسی؟
‫قبل از حوا یک زن دیگه بوده

962
01:31:58,940 --> 01:32:01,685
‫اسمش هم لیلیت بوده

963
01:32:01,724 --> 01:32:05,948
‫اسطوره‌شناسی
‫یهودی می‌گه که لیلیت...

964
01:32:06,485 --> 01:32:10,383
‫موقع محتلم شدن شبونه مردها،
‫مَنی‌شون رو می‌دزده

965
01:32:10,421 --> 01:32:15,298
‫صبر کن ببینم، دزدی؟
‫که با مطلب آرتو هم همخونی داره...

966
01:32:22,805 --> 01:32:24,764
‫حالت خوبه؟

967
01:32:24,802 --> 01:32:26,972
‫آره

968
01:32:27,586 --> 01:32:33,365
‫- زندگی عاطفی‌ت چطوره؟ خبری هست؟
‫- فاتحه‌ش رو خوندم

969
01:32:33,404 --> 01:32:36,456
‫نمی‌شه که فاتحه‌ش رو خونده باشی!
‫الکی می‌گی، نه؟

970
01:32:36,514 --> 01:32:40,277
‫زوج بودن، توی رابطه بودن،
‫برای همه نیست

971
01:32:40,316 --> 01:32:47,112
‫داری همه‌چی رو برای خودت سخت
‫می‌کنی. همیشه همه‌چی رو پیچیده می‌کنی

972
01:32:47,151 --> 01:32:53,525
‫اما همین قید عشق رو زدنه که جای تو
‫زندگی کردن رو سخت‌ترین کار ممکن می‌کنه!

973
01:32:53,564 --> 01:32:56,463
‫قشنگ معلومه که اوضاعت روبراه نیست

974
01:32:56,501 --> 01:33:00,226
‫می‌دونم که آدم خوبی هستی،
‫و دل نرمی داری

975
01:33:00,264 --> 01:33:06,140
‫اما وقتی به کسی دل نمی‌دی،
‫اون‌وقت خاطرت رو خواستن کار سختی می‌شه

976
01:33:06,178 --> 01:33:09,805
‫چرا همیشه همچین می‌کنی؟

977
01:33:09,829 --> 01:33:13,148
‫انتخاب سخت‌ترین راه، عوض اینکه

978
01:33:13,666 --> 01:33:18,677
‫یک‌کمی خودت رو به بیخیالی بزنی.
‫این‌همه مته به خشخاش گذاشتن تو...

979
01:35:47,669 --> 01:35:51,260
‫تارک دنیا

980
01:36:22,959 --> 01:36:26,108
‫سوت می‌زند

981
01:36:26,664 --> 01:36:32,520
‫آیا [خواب و] رویاد پدری دارد؟

982
01:36:32,559 --> 01:36:39,317
‫آدم گفت که او خیلی وحشی‌ست

983
01:36:42,255 --> 01:36:47,919
‫تمام وجوه تبه‌کارانه
‫من راه را روشن می‌کنند

984
01:36:47,957 --> 01:36:52,757
‫چرا که جنگل‌ها و دشت‌ها

985
01:44:11,612 --> 01:44:16,239
‫و وقتی زندگی امر غیرمنتظره
‫رو متوجه ما می‌کنه...

986
01:44:16,277 --> 01:44:22,172
‫تا متعلق به جامعه شدیدا شخصی‌سازی‌شده‌ای
‫باشیم که مال ما داره به‌ش تبدیل می‌شه

987
01:44:22,229 --> 01:44:26,012
‫غرور خود ما،
‫و چیزی که دوست داریم پشت سر بگذاریمش

988
01:44:26,069 --> 01:44:29,775
‫مربوط به این واقعیته که، زندگی تغییر می‌کنه

989
01:44:29,813 --> 01:44:36,245
‫هم نور هست و هم تاریکی،
‫درد و لذت. محبت...

990
01:44:55,599 --> 01:44:59,535
‫بعدی: بحران گرسنگی
‫دنیا در حال افزایشه

991
01:44:59,573 --> 01:45:06,044
‫هدف برانداختن فقر گسترده تا قبل
‫از سال 2030، قدری دشوار شده

992
01:45:08,981 --> 01:45:12,104
‫جستجو برای آخرین فرد گمشده

993
01:45:12,128 --> 01:45:15,759
‫پس از بهمنِ ترومس،
‫امروز ادامه پیدا می‌کنه

994
01:45:15,797 --> 01:45:21,615
‫در ژانویه امسال، بهمن چهار
‫اسکی‌باز را در بلوبری هیل مدفون کرد

995
01:45:21,653 --> 01:45:24,970
‫سه تن یافت شدند،
‫اما علیرغم جستجوی بی‌وقفه چهار هفته گذشته

996
01:45:24,994 --> 01:45:28,412
‫آخرین قربانی هنوز پیدا نشده

997
01:45:28,450 --> 01:45:30,965
‫حالا، تابستان رسیده و...

998
01:45:56,117 --> 01:45:58,172
‫نوش

999
01:47:07,042 --> 01:47:12,783
‫این یک اکسیره.  معجونی
‫که داشتم باهاش تجربیاتی می‌کردم

1000
01:47:12,821 --> 01:47:18,696
‫- جذابه. سبز و زیبا
‫- آره، رنگش خیلی خوبه

1001
01:47:18,735 --> 01:47:21,634
‫بگی نگی یک‌کمی هم زهرآلود به نظر می‌آد.
‫جالبه

1002
01:47:21,672 --> 01:47:24,303
‫- خیلی ممنون
‫- خواهش می‌کنم

1003
01:47:24,341 --> 01:47:29,064
‫و بابت همه کمک‌هات هم... ممنون

1004
01:47:29,103 --> 01:47:31,042
‫خواهش می‌کنم

1005
01:48:15,144 --> 01:48:18,082
‫Hello. Guten Tag.
‫(سلام)

1006
01:48:18,120 --> 01:48:20,962
‫Bonjour. Hola.
‫(سلام)

1007
01:48:21,000 --> 01:48:24,149
‫Salaam aleikum. Konnichi wa.

1008
01:48:24,188 --> 01:48:26,856
‫Tjänare. Hei.
‫(سلام)

1009
01:49:03,548 --> 01:49:09,192
‫وقتی تمام حیاتی رو که به شکل زیست‌شناختی
‫می‌شناسیم نابود کنیم، من جمله خودمون رو

1010
01:49:09,231 --> 01:49:13,973
‫یک‌چیز دیگه تشنه‌ی زندگی
‫می‌شه و قد علم می‌کنه

1011
01:49:19,733 --> 01:49:24,648
‫دوست دارم این‌جوری فکر کنم
‫که خود زندگی یک موجود اندیشمنده

1012
01:49:26,568 --> 01:49:32,962
‫موجودی که تُخم مفاهیم رو به
‫عنوان ساز و کاری برای بقا می‌پاشه

1013
01:49:33,000 --> 01:49:37,013
‫تا از ادامه حیات
‫اطمینان پیدا کنه

1014
01:49:39,068 --> 01:49:44,405
‫و زندگی به خودی خود
‫یادواره‌ای از گذشته داره

1015
01:49:44,444 --> 01:49:49,589
‫و آشوب هم این‌جوری شکل پیدا می‌کنه،
‫با یادآوری گذشته‌ای که درون ما نهفته‌ست

1016
01:49:51,183 --> 01:49:55,119
‫درون سلول‌هامون. درون عادت‌هامون

1017
01:49:56,000 --> 01:50:01,000
:  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

1018
01:50:01,030 --> 01:50:07,000
:  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

