﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:06,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده
  ..:: MiraMovie.org ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: ZedMovie.com ::..</font></b>

2
00:00:06,030 --> 00:00:12,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده
  ..:: MiraMovie.org ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: ZedMovie.com ::..</font></b>

3
00:00:22,875 --> 00:00:26,165
‫فیلمی بر اساس رویدادها
‫و پیش‌آمدهای تاریخی

4
00:00:26,250 --> 00:00:30,249
‫بعضی از شخصیت‌ها و پیش‌آمدها
‫جایگزین‌ گشته اند یا ساختگی می‌باشند

5
00:00:45,250 --> 00:00:48,624
‫فیلمی از

6
00:00:49,916 --> 00:00:53,540
‫ردی به جا نگذار

7
00:00:55,833 --> 00:01:02,082
‫ورشو، 1983

8
00:01:29,666 --> 00:01:31,707
‫سرت رو بدزد!

9
00:01:32,250 --> 00:01:33,457
‫چی؟

10
00:01:33,541 --> 00:01:36,457
‫- مامان تو سالُن لازمم داره
‫- چی؟

11
00:01:36,541 --> 00:01:38,207
‫مسخره کردی من رو؟

12
00:01:38,291 --> 00:01:41,415
‫- تازه امتحانات نهایی‌م تموم شده
‫- نصف‌شون

13
00:01:43,916 --> 00:01:47,582
‫- آقام عصبانی می‌شه
‫- مثل همیشه

14
00:01:47,666 --> 00:01:50,040
‫امتحان نهایی یک‌بار بیشتر نیست

15
00:01:50,666 --> 00:01:52,665
‫به همین خیال باش

16
00:01:55,500 --> 00:01:59,457
‫نباید بری اون‌جا.
‫با اون دستت به هیچ دردی نمی‌خوری

17
00:01:59,541 --> 00:02:00,790
‫چرا خودت رو دردسر می‌دی؟

18
00:02:00,875 --> 00:02:05,332
‫زدن دستم رو شکستن،
‫که نتونم برم اون‌جا

19
00:02:06,666 --> 00:02:09,624
‫- کجا؟
‫- [خیابان] پیونا. تا مبادا بسته‌ها رو آماده کنم

20
00:02:09,708 --> 00:02:13,040
‫- با یک دست؟
‫- فقط محض مرتب کردن‌شون

21
00:02:13,125 --> 00:02:14,874
یک وانت از بروکسل اومده

22
00:02:14,958 --> 00:02:16,832
‫یرژی هم می‌خواد بره

23
00:02:16,916 --> 00:02:20,790
‫- پدرم از کوره درمی‌ره
‫- بهرحال که درمی‌ره

24
00:02:21,458 --> 00:02:24,999
‫- ‌چی؟
‫- بهرحال از کوره درمی‌ره

25
00:02:26,458 --> 00:02:29,082
‫از خودت سوال کن

26
00:02:29,708 --> 00:02:32,832
‫کی مهم‌تره، من یاد پدرت؟

27
00:02:32,916 --> 00:02:35,082
‫رک و راست بگو

28
00:02:35,166 --> 00:02:37,165
‫- سیگار هم هست؟
‫- آره

29
00:02:37,250 --> 00:02:40,124
‫- برای زندانی‌های سیاسی
‫- آگنیشزکا می‌تونه بره

30
00:02:40,208 --> 00:02:43,332
‫یک بسته برای زندان وروتسواف دارم

31
00:02:43,416 --> 00:02:45,415
‫مارِک می‌آد دنبالم

32
00:02:45,500 --> 00:02:47,582
‫من رفتم

33
00:02:48,458 --> 00:02:49,832
‫من اومدم!

34
00:02:49,916 --> 00:02:53,582
‫- پیش‌غذا هم خوبه
‫- یرژی می‌خواد بره

35
00:02:53,666 --> 00:02:56,082
‫اما امتحانات نهایی فقط یک ‌باره

36
00:02:56,166 --> 00:02:58,040
‫یک بطری برای تو

37
00:02:58,125 --> 00:03:00,082
‫نمی‌شه که مست بری خونه

38
00:03:00,166 --> 00:03:01,749
‫من می‌رم بیرون

39
00:03:01,833 --> 00:03:04,540
‫مست نمی‌کنید ها، فهمیدید؟

40
00:03:06,208 --> 00:03:08,790
‫اون دامن آبیه رو برام اتو می‌زنی؟

41
00:03:08,875 --> 00:03:10,624
‫البته

42
00:03:13,875 --> 00:03:15,124
‫مالگورزاتا هست؟

43
00:03:15,208 --> 00:03:18,540
‫- تو آشپزخونه‌ست!
‫- چندتا نسخه می‌خوام

44
00:03:21,625 --> 00:03:24,749
‫یرژی، بیا این‌جا

45
00:03:27,125 --> 00:03:28,665
‫باشه

46
00:03:28,750 --> 00:03:32,374
‫- خوب؟
‫- تقریبا آماده‌ست

47
00:03:34,958 --> 00:03:37,624
‫- همکلاسی‌هام هم می‌آن
‫- کجا؟

48
00:03:37,708 --> 00:03:40,415
‫- می‌آن استاروْکا (منطقه قدیمی ورشو)
‫- خیلی بزرگه

49
00:03:40,500 --> 00:03:42,082
‫چرا پکری؟

50
00:03:42,166 --> 00:03:44,290
‫- برگه اعزام اومد
‫- چه تاریخی؟

51
00:03:44,375 --> 00:03:47,999
‫- هفته دیگه، 17م
‫- اون روز که تولد منه

52
00:03:48,083 --> 00:03:50,957
‫- در امن و امانی، مرد
‫- نمی‌دونم

53
00:03:51,250 --> 00:03:53,415
معافم می‌کنن

54
00:03:53,500 --> 00:03:58,082
‫پسرِ باربارا سادووسکا،
‫انقلابیِ سولیدارنوشچ*
‫اتحادیه همبستگی سولیدارنوشچ*

55
00:03:58,750 --> 00:04:03,415
‫ هر دقیقه هم که دارن بازداشتش می‌کنن،
‫پس دیگه نگران چی هستی؟

56
00:04:04,666 --> 00:04:07,874
!معافت می‌کنن چون عقل تو کله‌ت نیست

57
00:04:08,875 --> 00:04:12,374
‫- من یکی که سربازی‌برو نیستم!
‫- شلوغش نکن!

58
00:04:12,458 --> 00:04:13,707
‫سخت نگیر

59
00:04:13,791 --> 00:04:18,332
‫دومینیک عاشق
‫بوی ناپالم* صبح‌گاهیه
‫ بمب آتش‌زا*

60
00:04:18,416 --> 00:04:21,332
‫طوریت نمی‌شه، قول می‌دم

61
00:04:21,416 --> 00:04:26,374
‫- تابستون هم نوبت دِبکیه
‫- قولِ تو مفت نمی‌ارزه

62
00:04:26,458 --> 00:04:28,832
‫- دِبکی و دریا!
‫- بس کن!

63
00:04:28,916 --> 00:04:34,082
‫این احتمال که شاید دانشگاه
‫قبول نشی رو در نظر گرفتی؟

64
00:04:34,166 --> 00:04:37,082
‫- البته که نه
‫- اگه قبول نشدی چی؟

65
00:04:37,166 --> 00:04:40,207
‫به‌ش فکر نکردم، چون قبول می‌شم

66
00:04:40,291 --> 00:04:42,624
‫حالا اگه نشدی؟

67
00:04:42,708 --> 00:04:45,707
‫- ولش کن
‫- حرفم رو باور نداری؟

68
00:04:45,791 --> 00:04:47,832
‫- نداری!
‫- دارم

69
00:04:47,916 --> 00:04:49,874
‫- قبولت دارم
‫- باشه

70
00:04:50,958 --> 00:04:51,958
‫تو چی؟

71
00:04:52,208 --> 00:04:55,082
‫کشتی‌سازیِ گدانسک*
‫داره نیرو می‌گیره
‫شهری در لهستان*

72
00:04:55,166 --> 00:04:58,207
‫شاید برم اون‌جا

73
00:04:58,291 --> 00:05:02,082
‫می‌رم کنار دریا، دور از رفقام

74
00:05:02,625 --> 00:05:03,665
‫زندگی به هم می‌زنم

75
00:05:03,750 --> 00:05:07,499
‫کل استاروْکا* رو چرخیدیم
‫منطقه قدیمی شهر ورشو*

76
00:05:08,500 --> 00:05:10,249
‫نیستن که نیستن

77
00:05:10,333 --> 00:05:11,707
‫عجیبه

78
00:05:11,791 --> 00:05:14,207
‫چه دوستان خوبی

79
00:05:14,291 --> 00:05:17,624
‫- یالا، نوشیدنی می‌خوام
‫- بریم

80
00:05:26,125 --> 00:05:27,832
‫بپا!

81
00:05:30,083 --> 00:05:31,832
‫بلند شید!

82
00:05:32,708 --> 00:05:35,082
‫پا شید!

83
00:05:37,500 --> 00:05:38,874
‫کارت شناسایی

84
00:05:38,958 --> 00:05:43,332
‫- رو چه حساب؟
‫- همین که گفت! کارت شناسایی!

85
00:05:43,416 --> 00:05:45,124
‫همراهم نیست

86
00:05:45,208 --> 00:05:47,832
‫- یک لحظه بیا این‌جا
‫- کارت.ش

87
00:05:47,916 --> 00:05:48,999
‫- نه
‫- این‌جا

88
00:05:49,083 --> 00:05:53,207
‫رفقات آخرین بار سنگِ تموم گذاشتن

89
00:05:53,291 --> 00:05:55,624
‫- خونه جا گذاشتمش!
‫- آروم!

90
00:05:55,708 --> 00:05:58,832
‫- یالا
‫- همین‌جا می‌تونیم حلش کنیم

91
00:05:58,916 --> 00:06:01,124
‫- می‌ریم پایگاه
‫- سوار شو

92
00:06:01,208 --> 00:06:02,624
‫- یالا!
‫- ولم کن!

93
00:06:02,708 --> 00:06:04,790
‫تو روحش!

94
00:06:04,875 --> 00:06:07,665
‫سوار شو! بگیر بنشین! شنیدی؟

95
00:06:23,250 --> 00:06:26,207
‫بیایید بیرون. یالا

96
00:06:26,291 --> 00:06:28,082
‫- بجنبین!
‫- برو!

97
00:06:30,541 --> 00:06:32,374
‫یالا!

98
00:06:40,666 --> 00:06:42,332
‫در!

99
00:07:02,083 --> 00:07:03,999
‫مدارک شناسایی

100
00:07:04,083 --> 00:07:06,415
‫مجبور که نیستم همیشه بگذارم جیبم!

101
00:07:06,500 --> 00:07:07,999
‫ک.ش

102
00:07:08,083 --> 00:07:10,665
‫حکومت نظامی که برداشته شده

103
00:07:10,750 --> 00:07:13,874
‫باید به این آس و پاس‌ها یاد
‫بدیم ک.ش بگذارن جیب‌شون!

104
00:07:13,958 --> 00:07:15,665
‫عجب بچه‌زرنگی

105
00:07:15,750 --> 00:07:17,624
‫خیال کردی خیلی زرنگی؟

106
00:07:19,708 --> 00:07:22,207
‫مامانش می‌تونه ک.ش رو براش بیاره

107
00:07:27,333 --> 00:07:28,540
‫حالا چی؟

108
00:07:28,625 --> 00:07:29,999
‫سولاخی!

109
00:07:31,000 --> 00:07:32,790
‫بگیرش!

110
00:07:36,333 --> 00:07:38,832
‫آش‌خورهای بی‌شرف!

111
00:07:39,958 --> 00:07:41,957
نزن پشتش

112
00:07:42,458 --> 00:07:45,540
‫بزن رو شکم، که ردی به جا نمونه

113
00:07:45,958 --> 00:07:49,082
‫- ببرش اون‌جا
‫- بلندش کن

114
00:07:49,166 --> 00:07:51,624
‫- بلند شو ببینم!
‫- ولش کنید

115
00:07:51,708 --> 00:07:54,165
‫آخ!

116
00:07:54,250 --> 00:07:56,499
‫دِ لامصب‌ها ولش کنید!

117
00:07:56,583 --> 00:07:58,999
‫- ولش کنید!
‫- دوباره!

118
00:07:59,083 --> 00:08:01,749
‫آروم

119
00:08:01,833 --> 00:08:03,165
‫خبر مرگت آروم بگیر

120
00:08:03,250 --> 00:08:05,207
‫آروم بگیر

121
00:08:05,291 --> 00:08:08,165
‫- آروم!
‫- ولم کن

122
00:08:08,250 --> 00:08:10,415
‫ول کن!

123
00:08:26,000 --> 00:08:28,707
‫آمبولانس خبر کن

124
00:08:28,791 --> 00:08:32,457
‫تجمع کلیسای جامع داره تموم می‌شه.
‫پایگاه رو خلوت کنید!

125
00:08:32,541 --> 00:08:33,915
‫بله، قربان!

126
00:08:34,000 --> 00:08:36,499
‫به‌شون بگید دیوونه‌ست

127
00:08:36,583 --> 00:08:39,624
‫فقط خدمات‌چی می‌فرستن، بدون دکتر

128
00:08:45,125 --> 00:08:47,124
‫بتمرگ ببینم!

129
00:09:02,333 --> 00:09:04,915
گِژِگوش

130
00:09:33,458 --> 00:09:35,415
‫- روز بخیر
‫- سلام

131
00:09:35,500 --> 00:09:38,165
‫حروم‌زاده‌های لعنتی

132
00:09:38,250 --> 00:09:40,165
‫دیوونه‌هه اونه؟

133
00:09:40,250 --> 00:09:44,249
‫مافنگیه.
‫باید آرومش کنیم

134
00:09:45,541 --> 00:09:48,999
‫- از ما می‌خواهید چه کار کنیم؟
‫- فقط روانیه رو ببرید

135
00:09:49,083 --> 00:09:52,790
‫روانی نیست!
‫فقط مثل چی کتک خورده!

136
00:09:53,291 --> 00:09:57,915
‫- گِژِگوش، این‌ها دکتر ان
‫- خدمات‌چی ایم

137
00:09:58,000 --> 00:10:02,290
‫طوری نیست.
‫فقط باهاشون برو

138
00:10:12,833 --> 00:10:15,207
‫- من هم می‌آم
‫- جا نیست

139
00:10:15,291 --> 00:10:20,249
‫- آخه یعنی که چی؟
‫- آمبولانس کوچکیه

140
00:10:21,208 --> 00:10:23,082
‫کجا می‌برینش؟

141
00:10:23,166 --> 00:10:25,832
‫- کجا می‌رید؟
‫- خیابون هوژا

142
00:11:04,416 --> 00:11:06,582
‫بیا بیرون، لطفا

143
00:11:14,375 --> 00:11:16,874
‫دیگه نیازی به ادا اطوار نیست

144
00:11:52,875 --> 00:11:54,832
‫می‌رم دکتر بیارم

145
00:11:54,916 --> 00:11:57,832
‫کارت شناسایی‌ش رو انداخته

146
00:12:19,958 --> 00:12:23,124
‫شما دکتری؟

147
00:12:23,208 --> 00:12:25,665
‫شما کی باشی؟

148
00:12:25,750 --> 00:12:28,624
‫یرژی پاپیل. دوستش ام

149
00:12:29,458 --> 00:12:34,624
‫او روانی نیست.
‫فقط بدجوری کتک خورده

150
00:12:38,125 --> 00:12:40,790
‫گِژِگوش!

151
00:12:41,333 --> 00:12:44,165
‫ولم کن!
‫من تو پایگاه میلیشیا بودم!

152
00:12:44,250 --> 00:12:48,999
‫بدجوری به باد کتک گرفتنش،
‫رو پاش بند نیست!

153
00:12:51,125 --> 00:12:53,957
‫لباس رو بزن بالا

154
00:13:07,500 --> 00:13:13,499
‫اثری نیست، آقای پاپیل.
‫اما بوی الکل رو می‌شنفم

155
00:13:15,583 --> 00:13:20,374
‫یعنی چی؟
‫کلکی کتکش زدن!

156
00:13:21,041 --> 00:13:23,165
‫با چکمه‌های سنگین

157
00:13:23,250 --> 00:13:27,374
‫معده‌ش رو شست و شو دادن،
‫الان حالش خوب می‌شه

158
00:13:27,458 --> 00:13:29,749
‫اما او که مست نیست!

159
00:13:29,833 --> 00:13:32,124
‫مست نیستش!

160
00:13:32,208 --> 00:13:36,040
‫ارجاع به بخش روانی.
ببرش

161
00:13:36,125 --> 00:13:39,207
‫و در حال حاضر، باید تحت نظر باشه

162
00:14:02,041 --> 00:14:04,124
‫پسرم...

163
00:14:05,333 --> 00:14:07,332
‫قندک من...

164
00:14:08,625 --> 00:14:11,415
‫منم، باربارا

165
00:14:12,125 --> 00:14:14,374
‫صدام رو می‌شنوی؟

166
00:14:17,833 --> 00:14:19,665
‫پسرم کتک خورده

167
00:14:19,750 --> 00:14:22,624
‫به گمون‌تون شوک
‫الکتریکی و شستشوی معده

168
00:14:22,708 --> 00:14:25,249
‫دردی ازش دوا می‌کنه؟

169
00:14:26,041 --> 00:14:29,415
‫باید مراقب این بچه می‌بودی

170
00:14:34,833 --> 00:14:36,124
‫قانون می‌گه که

171
00:14:36,208 --> 00:14:40,374
‫مریض فقط بنا به درخواست خودش

172
00:14:40,458 --> 00:14:45,540
‫یا کسی از اعضای خانواده‌ش،
‫یا رای دادگاه یا دادستان

173
00:14:45,625 --> 00:14:49,415
‫به بیمارستان روانی فرستاده می‌شه

174
00:15:16,916 --> 00:15:19,040
‫- فهمیدی؟
‫- آره

175
00:15:46,166 --> 00:15:48,415
‫طبقه یازدهم!

176
00:16:10,458 --> 00:16:13,457
‫یک کمپرس تازه بیارم؟

177
00:16:16,000 --> 00:16:21,207
‫نیاز نیست. همین هنوز گرمه

178
00:16:25,291 --> 00:16:28,290
‫دمار از روزگارم درآوردن

179
00:16:31,208 --> 00:16:37,249
‫مثل همیشه نبود ها، با باتون زدن!

180
00:16:38,500 --> 00:16:45,499
‫به هیچ‌کجام رحم نکردن،
‫با آرنج زدنم...

181
00:16:47,291 --> 00:16:54,832
‫یک یارو بود... یک جوون موبور،
‫هم‌سن خودم

182
00:16:58,250 --> 00:17:01,832
‫بعد این گروه‌بانه اومد بیرون

183
00:17:03,166 --> 00:17:07,540
‫و داد زد سرشون که
‫هیچ ردی به جا نگذارن

184
00:17:16,416 --> 00:17:21,290
‫- حوله رو می‌شورم
‫- چه اهمیتی می‌دن؟

185
00:17:25,208 --> 00:17:28,832
‫چه اهمیتی می‌دن؟

186
00:18:26,250 --> 00:18:30,707
‫دیروز باید می‌آوردمش این‌جا

187
00:18:33,291 --> 00:18:37,999
‫چرا بردمش خونه؟
‫خاک بر سرم

188
00:18:38,083 --> 00:18:41,332
‫بس کن. تو اورژانس بوده دیگه

189
00:18:41,416 --> 00:18:44,624
‫تقصیر تو که نیست
‫که یه ابله معاینه‌ش کرده

190
00:18:44,708 --> 00:18:48,874
‫فقط سر کمیسیون پزشکی
‫سربازی شانس آورد

191
00:18:48,958 --> 00:18:53,832
‫اگه امتحان نهایی‌هاش رو نده

192
00:18:53,916 --> 00:18:57,582
‫نمی‌ره دانشگاه

193
00:18:57,666 --> 00:19:00,790
‫و باید بره خدمت

194
00:19:03,416 --> 00:19:05,582
‫شرایطش چطوریه؟

195
00:19:05,666 --> 00:19:08,249
‫دارن جراحی‌ش می‌کنن

196
00:19:09,625 --> 00:19:11,957
‫تنهایی اون‌جا بوده؟

197
00:19:12,041 --> 00:19:13,999
‫نه

198
00:19:15,708 --> 00:19:19,040
‫باید شهادت تو رو ثبت کنم

199
00:19:19,125 --> 00:19:22,082
‫می‌خواهی کتک‌کاری رو گزارش کنی؟

200
00:19:22,166 --> 00:19:25,915
‫آره.
‫اون‌ حرومی‌ها باید تاوان بدن

201
00:19:27,708 --> 00:19:30,582
‫ببخشید مزاحم می‌شم

202
00:19:30,666 --> 00:19:35,207
‫من لِنچِفسکی هستم، دستیار جراحی

203
00:19:35,291 --> 00:19:38,665
‫عمل تموم شد، پسرتون بخیه شد

204
00:19:38,750 --> 00:19:43,707
‫نتونستیم یک تکه روده‌ی سالم
‫پیدا کنیم که بلندی لازم رو

205
00:19:43,791 --> 00:19:46,874
برای درست کردن نای داشته باشه

206
00:19:52,208 --> 00:19:56,082
‫پسرم هفته دیگه امتحانات
‫پیش‌دانشگاهی داره

207
00:19:56,166 --> 00:20:01,540
‫واجبه که امتحان بده

208
00:20:01,625 --> 00:20:04,332
‫امکانش هست؟

209
00:20:04,416 --> 00:20:08,707
‫نخیر. امکانش نیست

210
00:20:08,791 --> 00:20:12,874
‫پسرتون فوت کرد، متاسف ام

211
00:21:08,250 --> 00:21:12,957
‫این هم گواهی فوتش. تو همین
‫چند روز کالبدشکافی می‌شه

212
00:21:13,041 --> 00:21:17,374
‫توی پرونده نوشتم،
‫"مضروب به دست ماموران میلیشیا"

213
00:21:18,375 --> 00:21:20,457
‫ممنون!

214
00:21:44,916 --> 00:21:45,957
بیخیال تجمع

215
00:21:46,041 --> 00:21:49,040
‫باید بریم اون بیرون و
‫کون همه‌شون رو پاره کنیم!

216
00:21:49,125 --> 00:21:51,665
‫- تجمع خوبیه.
‫- فقط سخت نگیر

217
00:21:51,750 --> 00:21:53,249
‫چی رو سخت نگیرم؟

218
00:21:53,333 --> 00:21:56,790
‫تا حالا دیدی رفیقت
‫مدفوع خودش رو بالا بیاره؟

219
00:21:57,583 --> 00:22:00,624
‫مگه می‌شه سخت نگرفت!

220
00:22:01,208 --> 00:22:04,832
‫گمونم بهتره پا رو دم‌شون نگذاریم

221
00:22:04,916 --> 00:22:09,290
‫تجمع تو کلیسای کوستکا؟ به
‫دعوت دشمن قسم‌خورده کمونیست‌ها؟

222
00:22:09,375 --> 00:22:10,624
‫تجمع؟ شوخی می‌کنی؟

223
00:22:10,708 --> 00:22:14,124
‫پدر پاپیلوسکو جمعیت
‫زیادی رو می‌کشونه اون‌جا

224
00:22:14,208 --> 00:22:16,707
‫آدم‌های بیشتری باید بمیرن؟

225
00:22:16,791 --> 00:22:21,082
‫نمی‌تونیم بابت مرگ او شرمنده باشیم

226
00:22:21,166 --> 00:22:24,457
‫فکر کنید که اتفاق نیفتاده

227
00:22:25,708 --> 00:22:29,832
‫اگه پدر و مادر گِژِگوش راضی باشن،
‫من سخنرانی می‌کنم

228
00:22:29,916 --> 00:22:33,624
‫عاقبت خوشی نداره

229
00:22:34,166 --> 00:22:36,290
‫پس باید حساب همه‌جاش رو بکنیم

230
00:22:36,375 --> 00:22:40,582
‫باید حقیقت رو حفظ کنیم،
‫و یرژی رو پنهان کنیم

231
00:22:41,083 --> 00:22:42,540
‫من قایم نمی‌شم

232
00:22:42,625 --> 00:22:46,624
‫تو تنها شاهد ماجرایی.
‫فقط تو دیدی چی اون‌جا گذشت

233
00:22:48,125 --> 00:22:50,165
‫نه

234
00:22:50,958 --> 00:22:53,499
‫من کار اشتباهی نکردم

235
00:22:56,708 --> 00:23:00,374
‫یادته پارسال چی به‌ت گفتن؟

236
00:23:00,458 --> 00:23:05,540
‫گفتن که آزادی،
‫اما حالا دست می‌گذارن رو پسرت

237
00:23:14,833 --> 00:23:17,082
‫یرژی...

238
00:23:17,166 --> 00:23:19,874
‫تو باید قایم شی

239
00:23:19,958 --> 00:23:24,207
‫تو باید زنده باشی
‫تا بتونیم احقاق حق کنیم

240
00:24:40,833 --> 00:24:42,957
‫میلیشیا.
‫یرژی پاپیل این‌جاست؟

241
00:24:43,041 --> 00:24:45,457
‫- من بازداشتم؟
‫- کجاست؟

242
00:24:45,541 --> 00:24:50,624
‫فقط با بازپرس حرف می‌زنم.
‫اگر هم بازداشت نیستم که، به سلامت

243
00:25:14,875 --> 00:25:16,749
‫میلیشیا، باز کنید!

244
00:25:20,750 --> 00:25:23,790
‫مالگورزاتا، اومدن این‌جا...

245
00:25:23,875 --> 00:25:26,582
‫پشت در خونه‌م وایستادن

246
00:25:30,958 --> 00:25:34,415
‫زدم بیرون، ولی می‌ترسم برگردم

247
00:25:38,291 --> 00:25:41,290
‫همین بیرون آپارتمان

248
00:25:42,208 --> 00:25:44,832
‫آره، لطفا

249
00:25:55,291 --> 00:25:57,207
‫الو؟

250
00:25:57,291 --> 00:25:59,582
‫سلام، مالگورزاتا

251
00:26:21,333 --> 00:26:25,207
‫کارول مالکوزینسکی.
‫مالگورزاتا به‌م زنگ زد

252
00:26:26,208 --> 00:26:30,540
‫ایشون رئیسمه،
‫کوین ران. برای BBC کار می‌کنیم

253
00:26:36,583 --> 00:26:38,249
‫آقایون!

254
00:26:38,333 --> 00:26:43,207
‫دلایل قانونی حضورتون
‫در این‌جا چیه؟

255
00:26:44,916 --> 00:26:46,790
‫این‌جا کی مسئوله؟

256
00:26:46,875 --> 00:26:48,707
‫چطور؟

257
00:26:52,333 --> 00:26:58,290
‫ممکنه به چند سوال برای اخبار
‫صبح‌گاهی BBC جواب بدید؟

258
00:27:00,291 --> 00:27:02,457
‫بیرون!

259
00:28:08,541 --> 00:28:10,415
‫همین اتاقه

260
00:28:21,000 --> 00:28:23,665
‫این‌جا جات امنه

261
00:28:26,791 --> 00:28:30,040
‫صبر کنیم تا دنیا با خبر بشه

262
00:30:19,625 --> 00:30:21,165
‫هیچی!

263
00:30:21,250 --> 00:30:22,999
‫خدا لعنتش کنه

264
00:30:26,166 --> 00:30:29,124
‫واحد اجتماعی میلیشیا
‫دو مرد مست و نابهنجار را

265
00:30:29,291 --> 00:30:33,999
‫در میدان قلعه بازداشت کرد، یرژی پ،
‫23 ساله و گِژِگوش پ، 19 ساله

266
00:30:34,083 --> 00:30:37,124
‫با توجه به رفتار
‫خشونت‌آمیز گِژِگوش پ

267
00:30:37,208 --> 00:30:40,915
‫و جراحات وارده به او،
‫ماموران درخواست آمبولانس کردند..."

268
00:30:41,000 --> 00:30:43,582
‫کدوم جراحات؟

269
00:30:45,083 --> 00:30:47,874
‫یک مشت دروغ و دَوَنگ!

270
00:30:47,958 --> 00:30:52,290
‫نمی‌شه که تو روز روشن این‌جوری دروغ گفت

271
00:30:52,791 --> 00:30:54,832
‫اون هم توی روزنامه

272
00:30:54,916 --> 00:30:58,040
‫باربارا، دنبال چی هستی؟

273
00:30:58,125 --> 00:31:02,915
‫اینکه با اقدام قانونی معلوم
‫بشه کی بچه‌م رو کشته،

274
00:31:03,000 --> 00:31:06,999
‫و اون آدم برای طولانی مدت بره زندان

275
00:31:09,208 --> 00:31:11,957
‫دوران حکومت نظامی چند تا رو کشتن؟

276
00:31:12,041 --> 00:31:14,582
‫میلیشیا و زومو*. چهل تا؟ پنجاه تا؟
پلیس مخفی*

277
00:31:14,666 --> 00:31:18,040
‫دادگاهی برگزار شد؟

278
00:31:18,125 --> 00:31:21,790
‫فکر کردی روزنامه‌هامون قراره چی چاپ کنن؟

279
00:31:21,875 --> 00:31:24,207
‫حرف حسابت چیه؟

280
00:31:24,291 --> 00:31:27,540
‫اینکه به‌ت قول دادرسی نمی‌دم

281
00:31:28,875 --> 00:31:32,457
‫دیگه محکومیت که جای خود داره

282
00:32:30,458 --> 00:32:33,582
‫ژنرال کیشچاک هستن؟

283
00:32:54,333 --> 00:32:56,374
‫خب؟

284
00:32:56,458 --> 00:32:58,165
‫احتمالش هست

285
00:32:58,250 --> 00:33:02,415
‫که جراحات تو پایگاه
‫یزوییسکا وارد شده باشه

286
00:33:02,500 --> 00:33:05,582
‫این احتمال تقریبا
‫قطعی به حساب می‌آد

287
00:33:07,166 --> 00:33:09,874
‫رادیو اروپای آزاد [درباره‌ش]
‫سر و صدا راه انداخته

288
00:33:09,958 --> 00:33:14,207
‫سولیدارنوشچ داره برای
خاک‌سپاریش دار و دسته راه می‌اندازه

289
00:33:14,875 --> 00:33:17,874
‫پسره جوون بود،
‫فارغ التحصیل دبیرستان

290
00:33:17,958 --> 00:33:20,624
‫پسر باربارا سادووسکا

291
00:33:22,000 --> 00:33:24,915
‫- کی هست؟
‫- شاعره

292
00:33:25,000 --> 00:33:28,790
‫عضو کمیته همبستگی سولیدارنوشچ

293
00:33:28,875 --> 00:33:31,499
‫هفته گذشته به سختی مضروب شده

294
00:33:31,583 --> 00:33:35,249
‫شاکی ادعا کرده که ما امر کردیم

295
00:33:35,333 --> 00:33:37,165
‫که پسرش رو کتک بزنن

296
00:33:37,250 --> 00:33:40,790
‫و اینکه ماجرا زیر سر ماست

297
00:33:40,875 --> 00:33:44,915
‫- حالا کار ما بوده؟
‫- کار اداره سوم که نبوده

298
00:33:45,000 --> 00:33:46,624
‫جای دیگه چی؟

299
00:33:47,416 --> 00:33:51,624
‫چیزی در دست نیست که ماجرا
‫رو به وزارت‌خونه مربوط کنه

300
00:33:51,708 --> 00:33:54,457
‫حتما اتفاقی بوده

301
00:34:08,458 --> 00:34:11,124
‫پیشنهادت چیه، رفیق؟

302
00:34:11,208 --> 00:34:13,082
‫رفیق ژنرال

303
00:34:13,166 --> 00:34:17,790
‫این پرونده رو بسپریم به
‫دادستانی که به دل شاکی راه می‌آد

304
00:34:17,875 --> 00:34:19,707
‫وجهه خوبی برامون داره

305
00:34:20,458 --> 00:34:23,290
‫با ماجرا شفاف برخورد می‌کنیم
‫تا جو عوض بشه

306
00:34:23,375 --> 00:34:29,332
‫حتما چند نفر سادیسمی تو تشکیلات پیدا میشه،
‫که این هم همه‌جای دنیا پیش می‌آد

307
00:35:08,416 --> 00:35:10,124
‫گراژینا پاپیل؟

308
00:35:10,208 --> 00:35:11,499
‫بله، بفرمایید

309
00:35:11,583 --> 00:35:15,249
‫یرژی پاپیل پسر شماست؟

310
00:35:15,333 --> 00:35:16,790
‫بله

311
00:35:16,875 --> 00:35:19,040
‫خونه‌ست؟

312
00:35:20,166 --> 00:35:22,415
‫رفته ورشو. چی شده؟

313
00:35:22,500 --> 00:35:26,790
‫به قتل متهم شده و
‫تحت تعقیب میلیشیاست

314
00:35:27,666 --> 00:35:31,790
‫به محض اینکه برگشت خونه گزارش بدید

315
00:36:02,791 --> 00:36:05,624
‫آفتابی می‌شه

316
00:36:08,416 --> 00:36:10,165
‫پیداش می‌کنن

317
00:36:51,916 --> 00:36:54,665
‫چرا من نباید برم؟

318
00:36:56,541 --> 00:36:59,207
‫قراره تو خاک‌سپاری چی بشه؟

319
00:36:59,291 --> 00:37:04,040
‫اگه دستگاه امنیتی گیرت بیاره،
‫کارت ساخته‌ست

320
00:37:04,125 --> 00:37:06,457
مثل گِژِگوش

321
00:37:07,791 --> 00:37:10,249
‫از طرف باربارا

322
00:37:10,958 --> 00:37:16,249
‫هروقت بدنارکیویچ بگه،
‫باید بری دادگاه برای شهادت

323
00:37:37,250 --> 00:37:40,582
‫روز بخیر، خانم دادستان

324
00:37:55,208 --> 00:37:59,249
ممکن نبود زودتر این کار رو بکنید؟

325
00:38:01,375 --> 00:38:04,915
‫به خاطر سقوطه؟
‫یا ضربه تصادفی؟

326
00:38:05,875 --> 00:38:07,790
‫خانم دادستان...

327
00:38:07,875 --> 00:38:11,540
‫التهاب صاق پخش‌شده.
‫کبد ترکیده

328
00:38:11,625 --> 00:38:14,915
‫پارگی‌های پرشمار
‫کورروده و پس‌روده بالارو

329
00:38:15,000 --> 00:38:16,707
‫ورم خونی روده‌بند

330
00:38:16,791 --> 00:38:21,332
‫بافت‌مردگی مناطق مختلف روده کوچک

331
00:38:23,750 --> 00:38:27,874
‫یکی با وانت از روش رد شده،
‫و برگشته عقب

332
00:38:27,958 --> 00:38:30,624
‫و دوباره رد شده

333
00:38:47,708 --> 00:38:50,290
‫شیطان...

334
00:38:51,125 --> 00:38:55,749
‫در دست زدن به فاجعه‌ای هولناک جسارت ورزید

335
00:38:57,041 --> 00:39:00,957
‫و تمامی ورشو را در
‫بهت و وحشت فرو برد

336
00:39:02,458 --> 00:39:09,999
‫به شکلی ددمنشانه،
‫فرزند مادری را از او ربود

337
00:39:10,083 --> 00:39:16,957
‫و رودی از اشک جاری شد تا دگربار

338
00:39:17,041 --> 00:39:20,457
‫ سرچشمه سولیدارنوشچ را پرآب کند

339
00:39:20,541 --> 00:39:24,040
‫که در پاره‌ای از موارد،
‫درحال خشکیدن بود

340
00:39:26,458 --> 00:39:29,790
‫عزیزان من...

341
00:39:29,875 --> 00:39:34,540
‫شما از مرگ گِژِگوش خشمگین هستید

342
00:39:34,625 --> 00:39:39,124
‫اما آرامش خود را حفظ کنید

343
00:39:39,666 --> 00:39:43,749
‫در سکوت تا گورستان قدم می‌زنیم

344
00:39:46,000 --> 00:39:52,582
‫بگذارید تا این سکوت
‫پژواک توان شما باشد

345
00:40:53,375 --> 00:40:56,624
‫- چند نفر؟
‫- دقیق نمی‌شه گفت

346
00:40:56,708 --> 00:40:58,374
‫چند نفر؟

347
00:40:58,458 --> 00:41:00,207
‫یکی دو هزار

348
00:41:07,500 --> 00:41:10,415
‫پونزده، بیست هزار

349
00:41:12,791 --> 00:41:16,874
‫نوشته‌های زیرزمینی تا شصت تا هم نوشتن

350
00:41:17,833 --> 00:41:22,082
‫اما این موضوع سیاسی نیست

351
00:41:25,708 --> 00:41:27,832
‫الان دیگه هست

352
00:41:31,375 --> 00:41:34,874
‫رفیق ژنرال،
‫رفیق ژنرال بیم اینجان

353
00:41:34,958 --> 00:41:36,915
‫بفرستم‌شون داخل؟

354
00:41:43,041 --> 00:41:46,582
‫بنا کردن به ضرب و شتم،
‫اون هم در روز روشن

355
00:41:46,666 --> 00:41:49,124
‫و جلوی چشم این‌همه آدم توجیهی نداره

356
00:41:49,500 --> 00:41:53,415
‫اما همه سرنخ‌ها رو دنبال می‌کنیم

357
00:41:53,500 --> 00:41:54,665
‫یک شاهد هست

358
00:41:54,750 --> 00:41:59,790
‫یک مست لاابالی بی‌سواد
‫اهل شدلتسه شاهد ماجراست؟

359
00:42:02,458 --> 00:42:06,082
‫نظر شما چیه، فرمانده؟

360
00:42:06,166 --> 00:42:08,374
‫یک کارگروه ویژه

361
00:42:08,458 --> 00:42:11,790
‫به فرماندهی کلنل کمیک

362
00:42:11,875 --> 00:42:16,207
‫تمام رویدادهای احتمالی
‫در دست بررسی قرار می‌گیره

363
00:42:16,291 --> 00:42:21,624
‫محتمل‌ترین برداشت اینه که
‫پسره توسط خدمات‌چی مضروب شده

364
00:42:21,708 --> 00:42:26,874
‫تو روز روشن؟
‫جلوی اون‌همه شاهد؟

365
00:42:28,083 --> 00:42:31,624
‫باید مثل انگشتانی باشیم که مشت می‌شن

366
00:42:31,708 --> 00:42:35,957
‫وگرنه خدا می‌دونه این ماجرا
‫چه عواقبی برای وزارت‌خونه

367
00:42:36,041 --> 00:42:38,415
‫و تک‌تک ما داره

368
00:43:21,416 --> 00:43:23,749
‫این‌جا آپارتمان
‫باربارا سادووسکاست؟

369
00:43:23,833 --> 00:43:26,082
‫نه، مال ژنرال یاروزلسکیه

370
00:43:26,166 --> 00:43:29,249
‫- با باربارا سادووسکا کار دارم
‫- بفرمایید

371
00:43:29,916 --> 00:43:35,832
‫از خودتون پذیرایی کنید،
‫باز هم درست می‌کنم. حتما خیلی گرسنه اید

372
00:43:35,916 --> 00:43:38,499
‫باربارا سادووسکا؟

373
00:43:38,583 --> 00:43:40,707
‫بله؟

374
00:43:40,791 --> 00:43:43,957
‫تادئوش پاپیل هستم، پدر یرژی

375
00:43:44,791 --> 00:43:47,290
‫قدم‌رنجه کردین

376
00:43:47,375 --> 00:43:53,790
‫تولد 19 سالگی
‫گِژِگوش رو جشن گرفتیم

377
00:43:53,875 --> 00:43:57,249
‫دقیقا سه روز پیش، 19 ساله شد

378
00:43:59,333 --> 00:44:00,999
‫دنبال پسرم می‌گردم

379
00:44:01,083 --> 00:44:05,540
‫نگران نباشید، جاش امنه

380
00:44:05,625 --> 00:44:08,374
‫خب، کجاست؟

381
00:44:08,458 --> 00:44:11,707
‫یک خانواده خیلی خوب پناهش دادن

382
00:44:11,791 --> 00:44:14,790
‫از آشناهای پدر پاپیلوسکو

383
00:44:14,875 --> 00:44:17,915
‫کاملا قابل اعتمادن

384
00:44:22,333 --> 00:44:27,749
‫- جاشون کجاست؟
‫- ببخشید، نمی‌تونم بگم

385
00:44:30,125 --> 00:44:34,457
‫می‌تونم براش نامه بفرستم.
‫فقط همین از دستم برمی‌آد

386
00:44:34,541 --> 00:44:37,832
‫ببخشید، اما مهمون‌ها منتظر غذان

387
00:44:37,916 --> 00:44:43,749
‫این‌جا هم میز هست و هم لوازم
‫تحریر. نامه شما به دست یرژی می‌رسه

388
00:45:13,375 --> 00:45:16,749
‫بخش بعدی دستور کار

389
00:45:16,833 --> 00:45:22,040
‫ملاقات با پاپ جان
‫پاول دوم در لهستانه

390
00:45:22,125 --> 00:45:24,790
‫رفیق وزیر میلِوسکی

391
00:45:29,125 --> 00:45:34,457
‫قبل از پرداحتن به
‫موارد سازمانی سختگیرانه

392
00:45:34,541 --> 00:45:39,332
‫به گمانم در باب وجهه
‫اجتماعی یک مسئله جزئی داریم

393
00:45:39,416 --> 00:45:43,624
‫که به موضوع گِژِگوش
‫پرزیمیک گره خورده

394
00:45:46,625 --> 00:45:50,915
‫پولیتبورو برای میزبانی
‫از پاپ موافقت کرده

395
00:45:51,000 --> 00:45:54,332
‫تا نشون بده که مسائل داره
‫به حالت عادی برمی‌گرده

396
00:45:54,416 --> 00:45:57,499
‫من این‌جا

397
00:45:57,583 --> 00:46:02,582
‫چند گزارش از رسانه‌های غربی دارم

398
00:46:02,666 --> 00:46:06,832
‫و هیچ‌کدوم هیچ اشاره‌ای به پاپ نکردن

399
00:46:08,583 --> 00:46:12,957
‫اما تا دلتون بخواد درباره
‫گِژِگوش پرزیمیک نوشتن

400
00:46:13,833 --> 00:46:18,540
‫"شاعر جوان،
‫پسر یک شاعر از جبهه مخالف

401
00:46:18,625 --> 00:46:23,499
‫توسط ماموران اجتماعی
‫میلیشیا درهم کوبیده شد"

402
00:46:30,916 --> 00:46:33,957
‫این بدنامی زیر سر نیروهای خارجیه

403
00:46:34,041 --> 00:46:37,415
‫اگر به عکس‌های روز خاکسپاری نگاه کنید

404
00:46:37,500 --> 00:46:39,082
‫هزاران نفر رو می‌بینید

405
00:46:39,166 --> 00:46:43,207
‫بعضی‌ها می‌گن تا ده پانزده هزار نفر

406
00:46:43,750 --> 00:46:47,249
‫خودشون نمی‌تونن همچین چیزی رو سازماندهی کنن

407
00:46:47,333 --> 00:46:50,374
‫حتما تحت هدایت خارجی بوده

408
00:46:53,083 --> 00:46:55,999
‫بفرمایید

409
00:46:56,083 --> 00:47:00,374
‫تو لهستانی هیچ کلمه‌ای
‫با "v" شروع نمی‌شه

410
00:47:02,916 --> 00:47:08,040
‫ظاهرا، پای یک شاهدی وسطه،
‫یک یرژی پاپیل نامی

411
00:47:08,125 --> 00:47:12,999
‫که ادعا می‌کنه پرزمیک تو یکی
‫از پایگاه‌های میلیشیا لت و پار شده

412
00:47:16,916 --> 00:47:20,790
‫این اطلاعات از کجا اومده؟

413
00:47:21,208 --> 00:47:25,040
‫از شهادت‌نامه‌ش تو دفتر دادستان

414
00:47:31,625 --> 00:47:36,957
‫سابقه‌ش رو خواستم،
‫من که شاهد به حسابش نمی‌آرم

415
00:47:37,041 --> 00:47:40,624
‫این یک فرد به شدت مشکوکه

416
00:47:40,708 --> 00:47:46,457
‫که تو شدلتسه با دزدها
‫و ولگردها دم‌خور بوده

417
00:47:46,541 --> 00:47:49,707
‫و با فاحشه‌ها هم روابطی داشته

418
00:47:49,791 --> 00:47:53,249
‫معتاد به مواد مخدر،
‫که خود پرزمیک هم از همین قماش بود

419
00:47:53,333 --> 00:47:57,249
‫همجنسگرا هم هست

420
00:47:57,333 --> 00:48:03,207
‫از خودتون بپرسید، رفقا،
‫به این هم می‌گن شاهد؟

421
00:48:03,291 --> 00:48:05,207
‫باید نوع عجیبی از
‫همجنسگرایی بوده باشه

422
00:48:05,291 --> 00:48:08,624
‫که اجازه زندگی با
‫فاحشه‌ها رو به‌ش داده

423
00:48:12,541 --> 00:48:15,665
‫شخصا، من که باور نمی‌کنم

424
00:48:15,750 --> 00:48:19,165
‫پرزمیک به دست پسرهای ما
‫تو یزوییسکا مضروب شده باشه

425
00:48:19,250 --> 00:48:24,249
‫تازه، هنوز نیاز به اثبات داره

426
00:48:24,333 --> 00:48:27,832
‫اما مدارک ضمنی‌ای وجود داره که

427
00:48:27,916 --> 00:48:31,415
‫که پرزمیک در پایگاه زمین‌گیر شده

428
00:48:31,500 --> 00:48:35,790
‫تعجبی نداره، چون تحت تاثیر مواد مخدر بوده

429
00:48:36,625 --> 00:48:40,124
‫یک سرنخ در دست بررسیه

430
00:48:40,208 --> 00:48:45,290
‫که فریادهای پرزمیک که
‫گفته می‌شه در پایگاه شنیده شده

431
00:48:45,375 --> 00:48:47,415
‫از سر درد نبوده

432
00:48:47,500 --> 00:48:51,665
‫فریادهای کاراته‌ای بوده،
‫که او و دوستش تمرین می‌کردن

433
00:48:51,750 --> 00:48:55,874
‫ممکنه جراحات حین یک
‫جلسه تمرینی وارد شده باشن

434
00:48:55,958 --> 00:49:00,290
‫شاید خودشون به خودشون آسیب
‫زدن. احتمالات زیادی مطرحه

435
00:49:00,375 --> 00:49:06,040
‫رفقا، بگذارید تاکید کنم که
‫تقصیری به گردن وزارت‌خونه نیست

436
00:49:06,125 --> 00:49:11,957
‫این پسرها، کوشیک و بابیکی،
‫سربازهای وظیفه‌ عادی هستن

437
00:49:12,041 --> 00:49:16,665
‫تنها کاری که می‌تونن بکنن
‫گشت‌زنی و احراز هویت افراده

438
00:49:16,750 --> 00:49:22,290
‫اگه قرار بود با پرزمیک برخوردی
‫کنیم حرفه‌ای‌ها رو می‌فرستادیم سراغش

439
00:49:24,416 --> 00:49:28,665
‫لحن نسبتا هیجانی من رو ببخشید

440
00:49:28,750 --> 00:49:32,082
‫اما این مسئله داره باعث
‫گرفتاری بزرگی می‌شه

441
00:49:32,166 --> 00:49:38,749
‫و مطمئن نیستم که رفتار
‫میلیشیا بعد از این باید چگونه باشه

442
00:49:41,416 --> 00:49:43,374
‫رفقا...

443
00:49:45,083 --> 00:49:48,915
‫بگذارید یک راه حل ارائه کنم

444
00:49:49,000 --> 00:49:56,332
‫برای جلوگیری از
‫درجا زدن در جزئیات

445
00:49:56,416 --> 00:50:01,457
‫اجازه بدید برای این
‫موضوع یک سرگروه معین کنیم

446
00:50:03,125 --> 00:50:08,999
‫به گمانم شخص مناسب برای این‌ کار

447
00:50:09,083 --> 00:50:15,582
‫رفیق دبیر میلِوسکی باشن،
‫که عهده‌دار امنیت هستند

448
00:50:16,625 --> 00:50:23,082
‫و به نظرم، اولویت اینه

449
00:50:23,166 --> 00:50:27,624
‫که اجازه بدیم وزارت‌خونه ژنرال کیشچاک

450
00:50:27,708 --> 00:50:30,874
‫به کار خودشون بپردازن

451
00:50:30,958 --> 00:50:36,082
‫و این موضوع رو کاملا مورد تحقیق قرار بدن

452
00:50:38,375 --> 00:50:40,415
‫ممنون از اعتمادتون

453
00:51:19,250 --> 00:51:22,082
‫باربارا، لطفا. یک‌کم بخور

454
00:51:22,166 --> 00:51:23,957
‫نمی‌خوام

455
00:51:24,041 --> 00:51:26,665
‫می‌تونی بنشینی؟

456
00:51:26,750 --> 00:51:29,457
‫نه

457
00:51:29,541 --> 00:51:32,082
‫باید یک‌چیزی بخوری

458
00:51:32,166 --> 00:51:34,540
‫نمی‌تونم

459
00:51:37,333 --> 00:51:39,499
‫بیا تو هم زورت رو بزن

460
00:52:03,708 --> 00:52:05,374
‫خب...

461
00:52:05,458 --> 00:52:08,249
‫برای تحقیقات کامل و صادقانه این پرونده

462
00:52:08,333 --> 00:52:12,165
‫پاپیل تنها سد راه ماست

463
00:52:12,250 --> 00:52:15,374
‫عملیات "جونیور" که به
‫دوش شما گذاشته شده

464
00:52:15,458 --> 00:52:18,665
‫قراره این مانع رو از سر راه برداره

465
00:52:18,750 --> 00:52:20,499
‫یک رویکرد دو-جانبه داریم

466
00:52:20,958 --> 00:52:25,499
‫اول اینکه،
‫باید دنبال یک نقطه شروع باشیم

467
00:52:25,583 --> 00:52:31,999
‫هر لکه‌ سیاهی در پرونده
‫پاپیل یا اعضای خانواده‌ش

468
00:52:32,083 --> 00:52:34,457
‫دوم اینکه، محض اطمینان

469
00:52:34,541 --> 00:52:40,332
‫داریم روی یک تفسیر مناسب کار می‌کنیم،
‫از داستان اتاق اورژانس

470
00:52:40,416 --> 00:52:43,832
‫کل دستگاه امنیتی
‫در اختیار شماست

471
00:52:44,791 --> 00:52:48,957
‫تحقیقات جنایی،
‫دایره جنایی و تحلیلی

472
00:52:49,041 --> 00:52:51,624
‫اداره‌های جرائم
‫اقتصادی و عبور و مرور

473
00:53:12,708 --> 00:53:16,249
‫سوژه در حال حرکت
‫به سمت سالن آرایشگاه

474
00:53:32,750 --> 00:53:35,582
‫سوژه در حال حرکت به سوی مزرعه

475
00:54:14,791 --> 00:54:16,457
‫وارد سالن شد

476
00:54:17,083 --> 00:54:19,040
‫صبح بخیر

477
00:54:20,250 --> 00:54:21,707
‫سلام

478
00:54:42,625 --> 00:54:44,999
‫قفل خشک شده

479
00:54:45,083 --> 00:54:47,290
‫یرژی، کجا بودی؟

480
00:54:47,375 --> 00:54:49,415
‫- سلام
‫- کجا بودی؟

481
00:54:49,500 --> 00:54:51,957
‫تنهایی اومدی؟

482
00:54:53,458 --> 00:54:55,540
‫مگه توقع داشتی نیام؟

483
00:54:55,625 --> 00:54:58,124
‫بنشین. یک‌چیزی بخور

484
00:55:00,625 --> 00:55:03,040
‫آخه چرا این‌قدر نگرانی؟

485
00:55:04,583 --> 00:55:08,582
‫پایتخت بودم. بگذار یک نفسی بکشم

486
00:55:15,458 --> 00:55:17,624
‫اومدن این‌جا دنبالت

487
00:55:17,708 --> 00:55:20,082
‫تو نامه نوشته بود

488
00:55:20,166 --> 00:55:22,874
‫قایم شده بودم، ولی دیگه نیازی نیست

489
00:55:23,625 --> 00:55:28,540
‫تحت‌تعقیب‌ترین مرد لهستان
‫در-امان‌ترین مرد لهستانه

490
00:55:28,625 --> 00:55:31,915
‫گوش کن، من پدرتم

491
00:55:32,000 --> 00:55:35,665
‫امنیتت به گردن منه

492
00:55:35,750 --> 00:55:37,624
‫بخور

493
00:55:53,041 --> 00:55:56,499
‫حالا دیگه دست از سرم برمی‌دارن

494
00:55:58,416 --> 00:56:00,999
‫حالا دیگه تو دادستانی شهادت دادم

495
00:56:02,500 --> 00:56:05,415
‫به‌زودی همه‌شون می‌افتن زندان

496
00:56:05,500 --> 00:56:08,082
‫باید مطمئن بشم

497
00:56:08,750 --> 00:56:10,749
‫حتی وکیل هم دارم

498
00:56:19,500 --> 00:56:23,040
‫یکی دو هفته‌ای آفتابی نبودم

499
00:56:23,875 --> 00:56:28,624
‫آخرش،
‫یکی به‌م گفت برم کلیسای سن مارتین

500
00:56:30,250 --> 00:56:33,040
‫اون‌جا باربارا سادووسکا رو دیدم

501
00:56:33,125 --> 00:56:38,415
‫به‌م گفت کاری خوبی کردی که غیبت زده،
‫و سولیدارنوشچ به‌ت کمک می‌کنه

502
00:56:40,041 --> 00:56:42,582
‫سولیدارنوشچ، یعنی کی؟

503
00:56:44,416 --> 00:56:49,374
‫به‌م گفت که برم خیابون اسمولنا،
‫تو یک دفتر حقوقی

504
00:56:49,458 --> 00:56:52,707
‫پیش وکیل، بِدانارکیویچ

505
00:56:52,791 --> 00:56:55,207
‫- تو هم رفتی؟
‫- خب، آره

506
00:56:55,291 --> 00:56:57,332
‫خب؟

507
00:56:57,416 --> 00:57:03,540
‫بدنارکیویچ گفت برام یک آپارتمان
‫پیدا می‌کنه و یک‌کمی پول به‌م می‌ده

508
00:57:06,791 --> 00:57:08,707
‫داد؟

509
00:57:08,791 --> 00:57:11,374
‫خب آره

510
00:57:13,750 --> 00:57:15,665
‫آشنا نیست؟

511
00:57:15,750 --> 00:57:17,999
‫صدابردار کجاست؟

512
00:57:18,083 --> 00:57:21,082
‫این یک ملاقات غیررسمیه

513
00:57:23,500 --> 00:57:27,957
‫به‌ش گفتم که تو پایگاه
‫یزویکا دوستانی دارم

514
00:57:28,041 --> 00:57:32,499
‫او هم گفت که دوست
‫داره سوال و جوابشون کنه

515
00:57:34,375 --> 00:57:39,040
‫سوال و جوابشون کنی، جناب وکیل؟
‫مگه تو دادگاهی؟

516
00:57:39,125 --> 00:57:41,415
‫حکم بازداشت دارید؟

517
00:57:43,708 --> 00:57:47,165
‫ادای ستاره سهیل رو درنیار
‫(فکر نکن نمیشه گرفتت)

518
00:57:47,250 --> 00:57:49,915
‫ملاقات غیررسمی، یادت می‌آد؟

519
00:57:50,000 --> 00:57:53,582
‫ادا درنمی‌آرم،
‫دست کسی به من نمی‌رسه

520
00:57:58,375 --> 00:58:02,207
‫حتی از دید فرصت‌طلبانه
‫هم که نگاه کنیم

521
00:58:04,750 --> 00:58:09,915
‫تو به عنوان یک وکیل،
‫نباید مشتاق پرونده پرزمیک باشی

522
00:58:10,000 --> 00:58:11,540
‫نیازی به‌ش نداری

523
00:58:12,375 --> 00:58:15,915
‫وکلا پرونده‌ها رو می‌برن. تو که
‫خیال نمی‌کنی بتونی برنده شی؟

524
00:58:16,000 --> 00:58:19,665
‫- معلوم می‌شه
‫- درسته

525
00:58:19,750 --> 00:58:22,915
‫ببخشید،
‫اما این عملیات به نظر بی‌فایده می‌آد

526
00:58:23,000 --> 00:58:26,790
‫اگه من رو حبس کنید،
‫یکی دیگه قبول زحمت می‌کنه

527
00:58:26,875 --> 00:58:30,290
‫- مطمئنی؟
‫- همه رو دستگیر می‌کنید؟

528
00:58:36,958 --> 00:58:40,915
‫بدونِ تو، باربارا قدم از قدم برنمی‌داره

529
00:58:41,000 --> 00:58:44,624
‫اگه به‌ش بگی که
‫محاکمه بی‌فایده‌ست

530
00:58:44,708 --> 00:58:46,707
‫بیخیال می‌شه

531
00:58:46,791 --> 00:58:48,749
‫بیخیال چی؟

532
00:58:51,791 --> 00:58:54,790
‫گوشی داره کم‌کم می‌آد دستت

533
00:58:55,458 --> 00:58:57,915
‫شما دو نفر قید تعقیب
‫قانونی رو می‌زنید

534
00:58:58,000 --> 00:59:01,290
‫و تو محافظ اون‌هایی؟

535
00:59:03,416 --> 00:59:05,749
‫ما سعی می‌کنیم با دقت کار کنیم

536
00:59:06,250 --> 00:59:08,249
‫بگو ببینم...

537
00:59:08,833 --> 00:59:12,749
‫اگه پرونده مختومه شه،
‫قراره الم‌شنگه راه بندازید

538
00:59:12,833 --> 00:59:17,665
‫و دست-به-دامن CIA بشید؟

539
00:59:18,791 --> 00:59:23,040
‫نمی‌شه یک معامله‌ای کنیم
‫و به زندگی‌مون برسیم؟

540
00:59:23,125 --> 00:59:26,457
‫خیابون‌ها قیامت می‌شه

541
00:59:26,541 --> 00:59:31,249
‫خودت رو دست بالا گرفتی، آقای وکیل

542
00:59:38,125 --> 00:59:42,290
‫صف شناسایی رو دوبرابر کردن،
‫همه هم یونیفرم‌هاشون یک‌جوره

543
00:59:42,375 --> 00:59:45,415
‫با شاهد صحبتی نباشه

544
00:59:46,541 --> 00:59:50,707
‫چهره‌ها رو به دقت
‫بررسی کنید. وقت دارید

545
00:59:57,416 --> 01:00:02,457
‫امضای تحقیقات:
‫I Ds 113/83.

546
01:00:02,541 --> 01:00:09,290
‫ساعت شروع تشخیص هویت:
‫11:30 صبح

547
01:00:09,375 --> 01:00:13,040
‫1 ژوئن، 1983

548
01:00:15,166 --> 01:00:17,040
‫شروع کنید

549
01:01:00,375 --> 01:01:03,290
‫شماره 23

550
01:01:03,416 --> 01:01:05,665
‫با مقتول در ارتباط بوده؟

551
01:01:05,750 --> 01:01:08,165
‫او فقط از اتاق نگهبانی اومد بیرون

552
01:01:08,250 --> 01:01:12,874
‫و داد زد که جوری بزنیدش،
‫که ردی به جا نمونه

553
01:01:35,125 --> 01:01:36,999
‫او

554
01:01:37,083 --> 01:01:42,290
‫این همونیه که ما رو
‫تو میدون دستگیر کرد

555
01:01:42,375 --> 01:01:46,540
‫و بعد روی گِژِگوش باتون کشید

556
01:01:46,916 --> 01:01:49,749
‫و توی پایگاه کتکش زد

557
01:01:49,833 --> 01:01:52,415
‫مطمئنی؟

558
01:01:54,000 --> 01:01:56,040
‫نمی‌شنوم

559
01:01:57,583 --> 01:01:59,582
‫آره

560
01:02:15,708 --> 01:02:19,540
‫- خوب بود
‫- آره

561
01:02:19,625 --> 01:02:22,249
‫ببینیم افاقه می‌کنه یا نه

562
01:02:22,333 --> 01:02:25,207
‫خداحافظ. مراقبت خودت باش

563
01:03:02,291 --> 01:03:07,999
‫کشفیات اولیه نشون می‌ده که
‫ضرب و شتم در پایگاه رخ داده

564
01:03:09,250 --> 01:03:16,540
‫و حالا، فرضیه ضرب و شتم در
‫اورژانس غیرمحتمل به حساب می‌آد

565
01:03:17,583 --> 01:03:19,832
‫طبقه‌بندی؟

566
01:03:19,916 --> 01:03:21,707
‫فعلا، ماده 158

567
01:03:22,750 --> 01:03:24,457
‫بخش یک؟

568
01:03:26,208 --> 01:03:28,165
‫- سه
‫- سه؟

569
01:03:28,250 --> 01:03:30,082
‫متوجه نمی‌شم

570
01:03:30,833 --> 01:03:34,457
‫ضرب و شتم منجر
‫به فوت. یک تا ده سال

571
01:03:34,541 --> 01:03:37,540
‫روی ده حساب نکنید

572
01:03:38,750 --> 01:03:40,499
‫خب...

573
01:03:40,583 --> 01:03:43,915
‫اتهام همینه؟

574
01:03:50,208 --> 01:03:55,832
‫اتهام باید توسط دفتر
‫دادستان کل تایید بشه

575
01:03:56,666 --> 01:03:59,415
‫اما توصیه من همینه

576
01:04:14,625 --> 01:04:17,290
‫همه‌چیز مرتبه؟

577
01:04:19,708 --> 01:04:22,040
‫خوبه

578
01:05:05,541 --> 01:05:09,874
‫رفیق دادستان فرانشیشک روسک

579
01:05:14,458 --> 01:05:19,624
‫فکر کردم که جلسه
‫ساعت 2 برگزار می‌شه

580
01:05:21,083 --> 01:05:24,624
‫شما برای ساعت 2 دعوت شدید

581
01:05:25,916 --> 01:05:27,040
‫بنشینید

582
01:05:30,250 --> 01:05:33,999
‫از اون‌جایی که دادستان
‫کل تازه به ما ملحق شدن...

583
01:05:34,083 --> 01:05:39,290
‫دیروز،
‫نامه‌ای جهت رایزنی به اداره من رسید

584
01:05:39,375 --> 01:05:41,082
‫که نشون می‌داد

585
01:05:41,166 --> 01:05:46,957
‫اداره دادستانی قصد داره علیه
‫ماموران میلیشیا اعلام جرم بکنه

586
01:05:47,041 --> 01:05:51,915
‫به دلیل ضرب و شتم منجر به فوت

587
01:05:52,000 --> 01:05:55,624
‫وحشتناکه، رفیق

588
01:05:56,416 --> 01:05:58,457
‫اما چرا؟

589
01:05:58,541 --> 01:06:03,124
‫چون فقط یک تفسیر از
‫اتفاقات رو مد نظر قرار داده

590
01:06:03,208 --> 01:06:07,457
‫از بی‌طرفی به دوره.
‫پس نسخه اورژانس چی می‌شه؟

591
01:06:08,625 --> 01:06:11,665
‫اولا که، تحقیقات هنوز تموم نشده

592
01:06:11,750 --> 01:06:17,124
‫دوما، کشفیات دادستانی محلی

593
01:06:17,500 --> 01:06:23,665
‫نشون می‌ده که وقوع ضرب و
‫شتم فقط توی پایگاه ممکن بوده

594
01:06:23,750 --> 01:06:26,832
‫کشفیات این رو می‌گه
‫یا شهادت یرژی پاپیل؟

595
01:06:26,916 --> 01:06:29,207
‫بیشتر به شهادت پاپیل برمی‌گرده

596
01:06:29,291 --> 01:06:32,290
‫که یک جین نظرات
‫تخصصی هم تقویتش می‌کنه

597
01:06:32,375 --> 01:06:38,790
‫قصد دارید بر اساس شهادت یک
‫ولگرد این پسرها رو متهم کنید؟

598
01:06:38,875 --> 01:06:42,457
‫حقش رو بخواهید، یک جانی؟

599
01:06:42,541 --> 01:06:45,290
‫همون‌طور که رفیق
‫وزیر حتما اطلاع دارن

600
01:06:45,375 --> 01:06:51,582
‫تنها چیزی که یرژی پاپیل بابتش محکوم شده،
‫فرار از کانون اصلاح و تربیت بوده

601
01:06:51,958 --> 01:06:57,624
‫پس، از وقتی پشت لبش سبز شده
‫مجرم بوده. چه شاهد معرکه ای

602
01:06:59,541 --> 01:07:05,499
‫یرژی پاپیل شاید مشکوک باشه،
‫اما شهادتش محکمه

603
01:07:05,583 --> 01:07:08,290
‫چندین بار تاییدش کرده

604
01:07:08,375 --> 01:07:12,749
‫اخلاقیاتش هیچ ربطی به این مورد نداره

605
01:07:14,458 --> 01:07:17,165
‫واقعا شک دارم که

606
01:07:17,250 --> 01:07:21,082
‫دلش رو داشته باشه این
‫مزخرفات رو تو دادگاه تکرار کنه

607
01:07:21,166 --> 01:07:24,415
‫به عنوان فرمانده میلیشیا

608
01:07:24,500 --> 01:07:31,249
‫توقع دارم که کیفرخواست نسخه
‫اورژانس رو هم مورد ملاحظه قرار بده

609
01:07:31,333 --> 01:07:35,165
‫امر دادرسی که بر
‫پایه توقعات بنا نشده

610
01:07:35,250 --> 01:07:37,415
‫فقط حقایق

611
01:07:38,125 --> 01:07:41,374
‫تمام پولیتبورو انتظار دارن که

612
01:07:41,458 --> 01:07:47,040
‫موضوع توسط اداره دادستانی
‫تمام و کمال واکاوی بشه

613
01:07:47,125 --> 01:07:49,999
‫همین‌طور رفیق یاروزلسکی

614
01:07:53,416 --> 01:07:55,915
‫دادستانی محلی ته‌ش باد می‌ده

615
01:07:56,000 --> 01:07:58,874
‫جزئیات سر از جراید
‫زیرزمینی درمی‌آره

616
01:07:58,958 --> 01:08:02,332
‫دادستان برزوزووسکا معمولا
‫با بدنارکیویچ ملاقات می‌کنه

617
01:08:02,416 --> 01:08:06,207
‫همون وکیل باربارا سادووسکا

618
01:08:06,291 --> 01:08:09,165
‫و جزئیات تحقیقات رو آشکار می‌کنه

619
01:08:09,250 --> 01:08:13,874
‫خب وظیفه‌ش همینه.
‫طبق اصول آیین دادرسی کیفری

620
01:08:14,291 --> 01:08:19,624
‫که لزوما به این معنا نیست که
‫سادووسکا به سوابق تحقیقات دسترسی داره

621
01:08:20,458 --> 01:08:23,040
‫به نظر ما می‌آد که...

622
01:08:23,125 --> 01:08:28,374
‫پیچیدگی این پرونده اقتضا می‌کنه
‫که به اداره استانی منتقل بشه

623
01:08:28,458 --> 01:08:32,832
‫ویسلاو باردون هم
‫اون‌جاست. مدیر اداره تحقیقات

624
01:08:32,916 --> 01:08:36,457
‫طبق بند 17.2 آیین دادرسی کیفری

625
01:08:36,541 --> 01:08:40,582
‫چنین انتقالی به مراجع
‫بالاتر کاملا قانونیه

626
01:08:40,666 --> 01:08:43,665
‫رفیق وزیر و رفیق فرمانده

627
01:08:43,750 --> 01:08:48,415
‫از منصفانه بودن تحقیقات
‫بسیار استقبال می‌کنن

628
01:08:48,500 --> 01:08:51,540
‫دبیر میلِوسکی
‫به روند دادرسی نظارت می‌کنه

629
01:08:51,625 --> 01:08:55,707
‫پس درواقع، چیزی عوض نمی‌شه

630
01:09:16,291 --> 01:09:19,207
‫مدعی العموم شما رو می‌بینن

631
01:09:23,750 --> 01:09:26,082
‫روز بخیر، رفیق

632
01:09:26,916 --> 01:09:30,332
‫قرار بود فقط درباره
‫اتفاقی که افتاده حرف بزنیم

633
01:09:30,416 --> 01:09:33,082
‫آره، اما نشون داده بشه بهتره

634
01:09:33,166 --> 01:09:36,290
‫آمبولانس همین‌جاست،
‫پس بیخیال قصه‌های جن و پری بشیم

635
01:09:36,375 --> 01:09:38,374
‫کدوم قصه جن و پری؟

636
01:09:38,458 --> 01:09:40,290
‫ما که کاری نکردیم

637
01:09:40,375 --> 01:09:42,249
‫می‌دونم

638
01:09:43,458 --> 01:09:47,207
‫اما هنوز باید ثابت کنیم

639
01:09:49,041 --> 01:09:50,624
‫نمی‌دونم

640
01:09:52,250 --> 01:09:54,415
‫باید با وکیل تماس بگیریم

641
01:09:54,500 --> 01:09:55,999
‫بله، درسته

642
01:09:56,083 --> 01:09:59,874
‫فقط گناه‌کارها به وکیل نیاز دارن

643
01:09:59,958 --> 01:10:02,832
‫ولی شماها که کاری نکردید

644
01:10:02,916 --> 01:10:06,749
‫بگید ببینم چطوری منتقلش کردید

645
01:10:13,041 --> 01:10:15,124
‫عکاس!

646
01:10:18,250 --> 01:10:20,332
‫باشه

647
01:10:20,416 --> 01:10:25,040
‫خب، بگید ببینم چطور می‌زدینش

648
01:10:25,125 --> 01:10:29,124
‫من هیچوقت کسی رو نمی‌زنم،
‫مخصوصا کسی رو که داره درد می‌کشه

649
01:10:29,208 --> 01:10:32,207
‫ریاکاری هم عالمی داره

650
01:10:32,291 --> 01:10:35,999
‫آخه وقتی دستم به فرمونه،
‫چطوری بزنم؟ چپ می‌کردیم و می‌مردیم

651
01:10:36,541 --> 01:10:40,040
‫ممکنه سر راه زده باشید کنار

652
01:10:40,125 --> 01:10:44,415
‫کل راه 6 دقیقه طول کشید،
‫کی وقت کردیم بزنیم بغل؟

653
01:10:44,500 --> 01:10:47,707
‫می‌تونم یک یادداشت بنویسم
‫که از کمک کردن طفره رفتید

654
01:10:47,791 --> 01:10:50,665
‫وجهه خوبی نداره

655
01:10:52,000 --> 01:10:54,915
‫خب؟ وقت کتک‌کاریه

656
01:10:55,000 --> 01:10:57,665
‫عکاس!

657
01:11:01,166 --> 01:11:03,165
‫کتک‌کاری رو شروع کنید

658
01:11:10,333 --> 01:11:12,457
‫محکم‌تر، با دل و جون!

659
01:11:13,041 --> 01:11:15,332
‫با تمام زور!

660
01:11:15,416 --> 01:11:16,832
‫جاسَری‌ها رو بردارید

661
01:11:17,750 --> 01:11:20,749
‫هیچوقت درشون نمی‌آریم

662
01:11:22,708 --> 01:11:27,874
‫مشکل کجاست؟ بیا
‫درشون بیاریم دیگه. بفرما

663
01:11:27,958 --> 01:11:31,624
‫- این‌یکی درنمی‌آد
‫- درنمی‌آد

664
01:11:33,833 --> 01:11:36,957
‫این‌یکی دراومد. دوباره

665
01:11:38,541 --> 01:11:40,332
‫محکم‌تر!

666
01:11:43,416 --> 01:11:45,290
‫بیارش عقب

667
01:11:45,375 --> 01:11:46,832
‫- چی رو؟
‫- یارو رو

668
01:11:46,916 --> 01:11:49,124
‫آره، بیا بنشین عقب

669
01:11:50,541 --> 01:11:52,790
‫تا حالا از صندلی عقب رانندگی نکردم

670
01:11:53,375 --> 01:11:56,082
‫برای من نطق نکن

671
01:12:00,666 --> 01:12:03,249
‫باشه. بزنش!

672
01:12:07,083 --> 01:12:09,207
‫محکم بزنش

673
01:12:09,291 --> 01:12:12,874
‫نرمش نکن بابا. دو-دستی محکم بزنش

674
01:12:12,958 --> 01:12:14,957
‫با مشت بزن!

675
01:12:15,041 --> 01:12:17,124
‫یالا، با دل و جون!

676
01:12:17,208 --> 01:12:20,207
‫- او رو بزن، سقف رو نزن!
‫- دارم می‌زنم!

677
01:12:22,500 --> 01:12:24,624
‫خب، سقف!

678
01:13:19,166 --> 01:13:23,582
‫در "66-68" فرماندهی وروتسواف
‫"پرونده "چاپ" رو هدایت می‌کرد

679
01:13:23,666 --> 01:13:26,082
‫مسخره کردی من رو؟

680
01:13:26,166 --> 01:13:30,040
‫مربوط می‌شه به مدارک
‫ساختگی و جعل اسناد

681
01:13:30,125 --> 01:13:34,124
‫جاعل‌ها دستگیر شدن.
‫پرونده‌ها این‌جاست

682
01:13:34,208 --> 01:13:36,582
‫این

683
01:13:36,666 --> 01:13:42,332
‫مدرک تقلبی گراژینا پاپیل.
‫صادره از وروتسواف در 1966

684
01:13:43,125 --> 01:13:47,457
‫من که سرم درد
‫می‌کنه براش. می‌برمش

685
01:14:05,083 --> 01:14:07,540
‫اون‌جوری نه

686
01:14:07,625 --> 01:14:11,249
‫آره، از درشت‌هاش استفاده کن

687
01:14:11,333 --> 01:14:16,457
‫اگه فقط فرهای ریز درست کنی،
‫شکل گوسفند می‌شه

688
01:14:16,541 --> 01:14:18,999
‫به دل نگیری

689
01:14:19,083 --> 01:14:21,957
‫- گراژینا پاپیل؟
‫- شما؟

690
01:14:22,041 --> 01:14:26,207
‫فرمانده محلی
‫میلیشیا. بازرس تجاری

691
01:14:27,291 --> 01:14:30,040
‫متوجه شدیم که

692
01:14:30,125 --> 01:14:34,790
‫شما از یک مدرک جعلی استفاده می‌کنی،
‫دخترم

693
01:14:36,125 --> 01:14:38,499
‫من دختر شما نیستم

694
01:14:38,583 --> 01:14:40,249
‫گراژینا

695
01:14:40,333 --> 01:14:44,665
‫مدرک شما مربوط به دوران
‫فعالیت یک باند جعل اسناده

696
01:14:44,750 --> 01:14:49,040
‫- خیلی‌ها ازشون مدرک خریدن
‫- خب که چی؟

697
01:14:49,666 --> 01:14:56,499
‫برید از اتاق صنعت بپرسید
‫مستندات لازم اون‌جاست.

698
01:14:56,583 --> 01:15:00,165
‫خب، نمی‌تونن پیداش کنن

699
01:15:00,250 --> 01:15:03,207
‫اما دارن می‌گردن

700
01:15:21,416 --> 01:15:26,374
‫سلام، مالگورزاتا،
‫یرژی پاپیل ام. می‌دونی که...

701
01:15:27,375 --> 01:15:29,290
‫کِی؟

702
01:16:00,333 --> 01:16:02,999
‫سوژه از آپارتمان خارج شد

703
01:16:03,083 --> 01:16:07,124
‫کسی داخل نیست. اقدام کنید

704
01:16:54,833 --> 01:16:58,540
‫- این رو از کجا آوردی؟
‫- از خونه پاپیل

705
01:16:59,708 --> 01:17:02,624
‫رابطه با دوستِ پسرش

706
01:17:02,708 --> 01:17:04,832
‫بهتر از هیچیه

707
01:17:06,041 --> 01:17:10,165
‫- این رابطه هنوز برقراره؟
‫- بررسی می‌کنیم

708
01:17:11,083 --> 01:17:12,749
‫احتمالا نه

709
01:17:13,458 --> 01:17:18,999
‫سادووسکا قبل از اینکه او با پرزمیک
‫دوست بشه باهاش در ارتباط بوده

710
01:17:21,250 --> 01:17:24,999
‫- پدر و مادرش خبر دارن؟
‫- شنودها بی‌نتیجه‌ ان

711
01:17:30,041 --> 01:17:35,249
‫می‌خوام از این استفاده کنم.
‫جراید، اخبار تلویزیون...

712
01:17:36,208 --> 01:17:39,124
‫نه. صبر کن

713
01:17:40,916 --> 01:17:43,499
‫هنوز خیلی زوده

714
01:17:44,250 --> 01:17:46,249
‫بله، قربان

715
01:18:11,125 --> 01:18:14,957
‫سلام بر مریم، سرشار از برکت
‫خدا با تو است

716
01:18:15,041 --> 01:18:18,165
‫میان همه زنان تو مبارک هستی

717
01:18:18,250 --> 01:18:22,290
‫و عیسی، میوه درون تو، مبارک است

718
01:18:28,125 --> 01:18:29,957
‫- قول دادی
‫- گرسنه نیستم

719
01:18:30,041 --> 01:18:32,165
‫به زور هم که شده بخور

720
01:18:34,708 --> 01:18:38,082
‫به این آسونی هم نیست

721
01:18:40,875 --> 01:18:46,332
‫من برات غذا می‌پزم.
‫می‌آم همین‌جا، به‌ت غذا می‌دم

722
01:18:48,500 --> 01:18:53,040
‫کیشچاک خوشش می‌آد

723
01:18:58,375 --> 01:19:01,790
‫همین حوالی می‌چرخیدن

724
01:19:01,875 --> 01:19:05,999
‫میلیشیا و پلیس مخفی

725
01:19:06,083 --> 01:19:10,832
‫احتمالا تو خونه‌ت میکروفون کار گذاشتن

726
01:19:14,791 --> 01:19:17,624
‫تعقیبت می‌کنن؟

727
01:19:20,666 --> 01:19:22,999
‫برای بعدا

728
01:19:26,333 --> 01:19:33,457
‫دستگاه امنیتی مامان رو دستگیر
‫کرده. گفتن مدرکش جعلی بوده.

729
01:19:35,291 --> 01:19:38,249
‫می‌خوان در سالنش رو تخته کنن

730
01:19:41,250 --> 01:19:46,332
‫امروز احضار شدم
‫دادگاه. با بدنارکیویچ می‌رم

731
01:19:47,250 --> 01:19:49,749
‫می‌دونی به‌ش چی گفتن؟

732
01:19:50,916 --> 01:19:54,957
‫گفتن باید شهادتم رو پس بگیرم

733
01:20:11,000 --> 01:20:15,832
‫با آقای بدنارکیویچ کار دارم.
‫قراره بریم دادستانی

734
01:20:15,916 --> 01:20:19,374
‫این‌جا نیستن.
‫بازداشت شدن

735
01:20:50,791 --> 01:20:53,665
‫با ما بیا

736
01:21:43,875 --> 01:21:46,624
‫دست‌بندها رو دست نزن

737
01:21:46,708 --> 01:21:50,499
‫- می‌خوام از جلو ببندمش
‫- نه، ممنون

738
01:21:59,583 --> 01:22:03,374
‫یرژی... پاپیل

739
01:22:05,625 --> 01:22:08,915
‫اشتباه گرفتی، زنیکه خرفت

740
01:22:10,875 --> 01:22:13,957
‫من شاهدم، نه مظنون

741
01:22:14,875 --> 01:22:16,415
‫من هم دادستانم

742
01:22:16,500 --> 01:22:21,999
‫و وظیفه‌م اینه که تمام
‫سناریوهای احتمالی رو بررسی کنم

743
01:22:22,500 --> 01:22:25,290
‫من شهادت نمی‌دم

744
01:22:25,375 --> 01:22:30,207
‫تو شاهدی،
‫نه متهم. همچین گزینه‌ای نداری

745
01:22:30,291 --> 01:22:34,082
‫تازه، مثل آب خوردن می‌تونم
‫کونت رو پاره کنم. ممنون

746
01:22:36,958 --> 01:22:38,790
‫شروع کنیم

747
01:22:49,041 --> 01:22:52,165
‫شب رو تو زندان بودم

748
01:23:10,708 --> 01:23:13,749
‫کی رفته سراغ خرت و پرت‌هام؟

749
01:23:16,875 --> 01:23:20,707
‫- کدوم خرت و پرت؟
‫- این‌جا چند تا نامه داشتم

750
01:23:20,791 --> 01:23:24,665
‫ندیدم‌شون.
‫اما یک‌دونه جذابش امروز اومد

751
01:23:24,750 --> 01:23:26,790
‫این‌دفعه برای تو نبود

752
01:23:26,875 --> 01:23:29,415
‫خب چه بلایی سرشون اومد؟

753
01:23:29,500 --> 01:23:32,249
‫حالا چی شده که این‌قدر مهم شدن؟

754
01:23:32,708 --> 01:23:35,249
‫من رو دیوونه نکن ها!

755
01:23:35,333 --> 01:23:39,790
‫به قدر کافی از دستت
‫کشیدم. با بابات حرف بزن

756
01:23:51,083 --> 01:23:53,832
‫این چیه؟

757
01:23:55,083 --> 01:23:58,207
‫دیروز خونه رو بازرسی کردن

758
01:23:58,291 --> 01:24:01,915
‫توی آلونک خرگوش
‫غیرمجاز پیدا کردن

759
01:24:02,666 --> 01:24:05,082
‫- غیرمجاز، فهمیدی؟
‫- تقصیر من نبود

760
01:24:05,166 --> 01:24:08,124
‫پس تقصیر کوفتی تو چیه؟

761
01:24:08,583 --> 01:24:09,999
‫شرمنده ام

762
01:24:10,083 --> 01:24:13,499
‫معذرت‌خواهی به چه دردی می‌خوره؟

763
01:24:13,583 --> 01:24:16,374
‫در عوض یک و نیم
‫میلیون مالیات بریدن!

764
01:24:16,458 --> 01:24:18,624
‫وقتی مزرعه من و
‫سالن مادرت رو ببندن

765
01:24:18,708 --> 01:24:22,415
‫چطوری می‌خواهی شکمت رو سیر کنی؟

766
01:24:22,500 --> 01:24:26,165
‫با شعرهای کوفتی سادووسکا؟

767
01:24:38,125 --> 01:24:41,415
‫من این‌کار رو به‌خاطر گِژِگوش می‌کنم،
‫نه او

768
01:24:41,500 --> 01:24:43,999
‫جالب شد!

769
01:24:44,083 --> 01:24:47,874
‫او افسارت رو دست گرفته،
‫و تو احمق‌تر از اونی که بفهمی!

770
01:24:47,958 --> 01:24:53,124
‫خوب دندون‌هات رو شمرده!(شناختدت)
حالا هم هرچی بگه گوش می‌دی

771
01:24:54,041 --> 01:24:58,290
‫من به‌خاطر گِژِگوش این کار رو
‫می‌کنم! الان دیگه کسی به دادش نمی‌رسه!

772
01:24:58,375 --> 01:25:02,832
‫کمونیست‌های حرومی نوشتن
‫پاش به بند کفشش گیر کرده!

773
01:25:02,916 --> 01:25:05,124
‫کمونیست‌های حرومی؟

774
01:25:08,625 --> 01:25:10,915
‫عین من؟

775
01:25:16,416 --> 01:25:18,332
‫جواب بده

776
01:25:18,416 --> 01:25:20,540
‫مثلا من؟

777
01:25:32,166 --> 01:25:34,499
‫مثل منِ گوربه‌گورشده؟

778
01:25:36,541 --> 01:25:40,124
‫تو پدرمی

779
01:25:45,750 --> 01:25:49,249
‫آره لامصب، من پدرتم

780
01:25:49,333 --> 01:25:52,874
‫حالا تصمیم بگیر کی برات مهم‌تره

781
01:25:52,958 --> 01:25:56,249
‫خانواده‌ت

782
01:25:56,333 --> 01:26:00,165
‫یا اون عفریته تو ورشو؟

783
01:26:07,583 --> 01:26:10,707
‫خوب فکرهات رو بکن

784
01:26:22,416 --> 01:26:25,624
‫آره. عالیه

785
01:26:26,541 --> 01:26:29,790
‫ستوان، شما بچه کوچک ندارین؟

786
01:26:31,166 --> 01:26:33,207
‫ندارم

787
01:26:33,291 --> 01:26:35,374
‫مادری با زوال عقل چطور؟

788
01:26:35,458 --> 01:26:38,957
‫- همسر فلج؟
‫- من تک و تنهام

789
01:26:39,041 --> 01:26:41,957
‫پس برو شدلتسه

790
01:26:42,041 --> 01:26:44,874
‫کاری کردی این خانواده تَرک بخوره

791
01:26:46,708 --> 01:26:50,124
‫- وقت تموم کردن کاره
‫- بله، قربان

792
01:27:09,500 --> 01:27:16,124
‫من هوات رو دارم.
‫همه‌جوره کمکت می‌کنم

793
01:27:17,291 --> 01:27:24,124
‫حالا دیگه ما یک باند هستیم.
‫من و تو

794
01:27:30,208 --> 01:27:35,749
‫دوباره شروع کردم به نوشتن.
‫یک‌چیزی برات می‌خونم

795
01:27:42,083 --> 01:27:45,207
‫یک لحظه...

796
01:28:00,250 --> 01:28:03,457
‫"من دست و پا چلفتی ام

797
01:28:03,541 --> 01:28:09,457
‫دست‌هایم تاب نگه
‫داشتن گیلاس‌های نوبرانه

798
01:28:11,625 --> 01:28:14,457
‫امسال را ندارند

799
01:28:14,541 --> 01:28:18,499
‫به گمانم آن‌ها را پیش تو نمی‌آورم

800
01:28:19,833 --> 01:28:22,540
‫پسر جانم"

801
01:28:24,958 --> 01:28:27,332
‫قشنگه

802
01:28:30,583 --> 01:28:34,249
‫شاید بهار یک‌چیزی منتشر کنم

803
01:28:38,666 --> 01:28:42,540
‫می‌دونم برات سخته

804
01:28:42,625 --> 01:28:46,249
‫همه‌چیز افتاده روی شونه‌هات

805
01:28:58,291 --> 01:29:00,999
‫لازم نیست این‌جا بمونی

806
01:29:01,083 --> 01:29:04,165
‫می‌تونی فرار کنی و بری

807
01:29:04,250 --> 01:29:07,540
‫درست بعد از دادگاه

808
01:29:07,625 --> 01:29:10,915
‫فرار کنم کجا؟

809
01:29:20,916 --> 01:29:24,499
‫روسک می‌گه این نشونه حسن نیته

810
01:29:24,583 --> 01:29:27,374
‫یک سازش، به اصطلاح

811
01:29:27,458 --> 01:29:29,415
‫سازش؟

812
01:29:29,500 --> 01:29:33,249
‫اتهام مامورها هم مثل خدمات‌چی‌ها‌ست

813
01:29:33,333 --> 01:29:36,540
‫دارن خدماتی‌های بی‌گناه رو متهم می‌کنن

814
01:29:36,625 --> 01:29:39,832
‫پس که توافقه،
‫این‌جوری که روسک می‌گه

815
01:29:42,000 --> 01:29:44,082
‫خبرش کن

816
01:29:44,208 --> 01:29:46,832
‫کردم، قبول نکرد

817
01:29:46,916 --> 01:29:50,790
‫نظرات مکتوب رو قبول می‌کنه

818
01:30:01,250 --> 01:30:03,124
‫و خواست عارض بشه که

819
01:30:03,208 --> 01:30:05,915
‫پرونده بدون اجازه فرستاده شده

820
01:30:06,000 --> 01:30:09,374
‫و فقط تغییرات جزئی قابل قبوله

821
01:30:09,458 --> 01:30:14,999
‫اتهامات به همون شکل
‫فعلی به دادگاه فرستاده می‌شه

822
01:30:17,666 --> 01:30:20,249
‫یک‌چیزی رو بگو

823
01:30:20,333 --> 01:30:23,999
‫چرا دادستان رو عوض کردیم؟

824
01:30:25,500 --> 01:30:29,165
‫خدمات‌چیه متهم شده
‫بودن. این یک نکته مثبته

825
01:30:29,250 --> 01:30:32,249
‫قبلا، فرصت همچین کاری نبود

826
01:30:34,000 --> 01:30:35,915
‫شاید ما...

827
01:30:36,000 --> 01:30:39,415
‫دادستان اشتباهی رو آوردیم رو کار!

828
01:30:54,125 --> 01:30:57,082
‫پس خدمات‌چی چطور؟

829
01:30:58,750 --> 01:31:03,249
‫شاید یکی‌شون باید خیلی
‫صاف و ساده اعتراف کنه

830
01:31:04,500 --> 01:31:06,082
‫بله، قربان

831
01:31:07,125 --> 01:31:10,624
‫این‌ها برگه‌های ماموریت تیم 02ـه

832
01:31:10,708 --> 01:31:12,415
‫مال امساله. 180 نفر

833
01:31:12,500 --> 01:31:16,332
‫فقط یکی رو می‌خواهیم که به
‫ویسوسکی و اون‌یکی اتهام بزنه

834
01:31:16,416 --> 01:31:20,499
‫حالا ضرب و شتم، دزدی، هرچی

835
01:31:20,583 --> 01:31:24,082
‫برای بازداشتشون کفایت
‫می‌کنه. این‌ها رو پخش کن

836
01:31:25,541 --> 01:31:29,040
‫باید از اون خدماتی‌ها آتو بگیریم

837
01:31:39,041 --> 01:31:40,832
‫تادئوش؟

838
01:31:47,208 --> 01:31:49,332
‫زبییشک؟

839
01:31:56,958 --> 01:32:00,124
‫- تو اومدی شدلتسه؟
‫- برای مغازه‌م شیشه می‌خرم

840
01:32:00,208 --> 01:32:01,707
‫ماشینم اوناهاش

841
01:32:01,791 --> 01:32:06,082
‫این‌جا؟
‫چرا زودتر نیومدی سراغم؟

842
01:32:06,166 --> 01:32:11,374
‫نمی‌خواستم مزاحم بشم.
‫چند سال پیش باهم خدمت کردیم

843
01:32:12,000 --> 01:32:13,915
‫کی قراره بری؟

844
01:32:14,000 --> 01:32:18,290
‫تا یک دقیقه دیگه. می‌خوام تا
‫شب نشده برسم وروتسواف

845
01:32:18,375 --> 01:32:20,999
‫راه نداره، باید بمونی پیش ما

846
01:32:21,083 --> 01:32:24,124
‫حرف می‌زنیم و لبی تر می‌‌کنیم

847
01:32:25,125 --> 01:32:26,415
‫نمی‌دونم

848
01:32:28,291 --> 01:32:31,290
‫باربارا داره بازی‌ش می‌ده

849
01:32:33,083 --> 01:32:36,124
‫و سولیدارنوشچ هم داره
‫او (باربارا) رو بازی می‌ده

850
01:32:39,000 --> 01:32:40,707
‫ممنون

851
01:32:43,083 --> 01:32:47,832
‫فقط می‌خوان یرژی
‫رو بگذارن جلوی میلیشیا

852
01:32:50,083 --> 01:32:52,957
‫پاک شیطون شدن رفتن تو جلدش!

853
01:33:02,208 --> 01:33:05,082
‫چرا این جوالق ول‌کن معامله نیست؟

854
01:33:05,166 --> 01:33:09,290
‫ده نفر تو پایگاه، کلی شاهد!

855
01:33:09,375 --> 01:33:12,457
‫- چطوری می‌شه اون‌جا زده باشنش؟
‫- درسته

856
01:33:12,541 --> 01:33:15,332
‫با عقل جور درنمی‌آد

857
01:33:26,333 --> 01:33:29,249
‫پسرمون رو نابود می‌کنن

858
01:33:29,333 --> 01:33:31,457
‫شیره‌ش رو می‌کنن و تفاله‌ش رو تف می‌کنن

859
01:33:32,541 --> 01:33:36,749
‫خام و جوونه. کله‌ش باد داره

860
01:33:45,708 --> 01:33:48,415
‫سر از کارت درنمی‌آرم

861
01:33:48,500 --> 01:33:50,415
‫اگه پسر من بود...

862
01:33:50,500 --> 01:33:52,832
‫ولی نیست

863
01:33:52,916 --> 01:33:55,165
‫به حرف آسونه

864
01:34:00,541 --> 01:34:03,290
‫چی می‌شد اگه تو باهاشون حرف می‌زدی؟

865
01:34:03,375 --> 01:34:06,999
‫- با کی؟
‫- با دستگاه امنیتی

866
01:34:13,083 --> 01:34:17,790
‫که چغلی پسر خودم رو بکنم؟
‫زبییشک!

867
01:34:17,875 --> 01:34:21,332
‫نه که چغلی کنی

868
01:34:22,125 --> 01:34:25,624
‫نمی‌خواد چیزی راجع به یرژی به‌ش بگی

869
01:34:28,833 --> 01:34:32,290
‫می‌خواهی از پسرت در
‫مقابل سولیدارنوشچ دفاع کنی

870
01:34:32,375 --> 01:34:35,124
‫اون‌ها هم کمکت می‌کنن

871
01:34:35,208 --> 01:34:38,415
‫تو اون‌ها رو بازی بده،
‫اون‌هات بازی‌ت نمی‌دن

872
01:34:51,416 --> 01:34:55,082
‫نمی‌تونم راه‌ت بدم داخل.
‫باید درخواست بنویسی

873
01:34:55,166 --> 01:34:59,374
‫من درباره پرونده گِژِگوش
‫پرزمیک اطلاعات حیاتی دارم

874
01:34:59,458 --> 01:35:04,249
‫با پذیرش تماس
‫بگیر. شاید راه‌ت دادن

875
01:35:04,333 --> 01:35:07,165
‫من مامور ارتش مردمی لهستان ام!

876
01:35:07,250 --> 01:35:08,915
‫روز بخیر

877
01:35:09,000 --> 01:35:13,332
‫ستوان سایویچ.
‫من روی پرونده پرزمیک کار می‌کنم

878
01:35:13,416 --> 01:35:16,957
‫بهتره که مثل
‫دربون‌ها واینستیم این‌جا

879
01:35:20,125 --> 01:35:21,999
‫یالا

880
01:35:34,333 --> 01:35:37,832
‫- تو شدلتسه چه‌کار می‌کنی؟
‫- ببخشید؟

881
01:35:37,916 --> 01:35:43,249
‫به پرونده پرزمیک اشاره کردی،
‫چطور سر از این‌جا  درآوردی؟

882
01:35:43,333 --> 01:35:48,249
‫ممکنه پسرت از جانب
‫سولیدارنوشچ در خطر باشه

883
01:35:48,333 --> 01:35:50,249
‫همچین چیزی به‌مون گفتن

884
01:35:50,333 --> 01:35:51,957
‫بفرمایید

885
01:36:02,500 --> 01:36:04,790
‫بنشینید

886
01:36:06,333 --> 01:36:08,874
‫لبی تر نمی‌کنید؟

887
01:36:09,750 --> 01:36:13,124
‫نه، ممنون، پشت فرمون می‌نشینیم

888
01:36:25,291 --> 01:36:29,790
‫من نیومدم این‌جا ضد پسرم حرف بزنم

889
01:36:29,875 --> 01:36:32,540
‫فقط اومدم یک کاری کنم

890
01:36:32,625 --> 01:36:37,082
‫روشنه.
‫خودم دو تا پسر دارم، می‌فهمم

891
01:36:37,166 --> 01:36:40,707
‫برای کمک کردن به‌شون با
‫شخص شیطان هم دست می‌دم

892
01:36:56,750 --> 01:36:59,207
‫صبح بخیر، آقای ویسوسکی

893
01:36:59,291 --> 01:37:01,374
‫شما بازداشتید

894
01:37:01,458 --> 01:37:05,124
‫خودتون که دیدی ما کاری نکردیم

895
01:37:41,166 --> 01:37:44,290
‫- بفرمایید
‫- شب بخیر

896
01:37:45,291 --> 01:37:46,957
‫شب بخیر

897
01:37:47,041 --> 01:37:52,165
‫ممنون که گذاشتین
‫که شب رو اینجا بمونم

898
01:37:52,750 --> 01:38:00,750
‫گروه ما در دادگاه‌های فعال‌های
‫مختلف جبهه مخالف مشارکت داشته

899
01:38:03,375 --> 01:38:06,374
‫این‌یکی تو شهر شما برگزار می‌شه

900
01:38:09,291 --> 01:38:11,957
‫خیلی براشون ارزشمنده

901
01:38:12,041 --> 01:38:19,082
‫که یک‌نفر در دادگاه‌شون باشه.
‫می‌فهمن که تنها نیستن

902
01:38:20,250 --> 01:38:24,124
‫ما قاطی سیاست نمی‌شیم

903
01:38:25,625 --> 01:38:29,040
‫این سیاست نیست،
‫جنایت تمام و کماله

904
01:38:30,666 --> 01:38:33,874
‫اتهامات قانون اساسی
‫خودشون رو هم زیر پا می‌گذاره

905
01:38:40,458 --> 01:38:46,082
‫می‌دونم که شما دارید
‫جور قد علم کردن یرژی

906
01:38:46,166 --> 01:38:51,707
‫به‌خاطر دفاع از یاد
‫پسر من رو هم می‌کشید...

907
01:38:51,791 --> 01:38:54,832
‫آره، داریم می‌کشیم

908
01:38:56,416 --> 01:39:01,457
‫- خوشحالم که فهمیدی
‫- مامان...

909
01:39:01,541 --> 01:39:03,874
‫چیه؟

910
01:39:05,791 --> 01:39:09,249
‫من به سهم خودم،
‫سعی می‌کنم کمک کنم...

911
01:39:09,333 --> 01:39:13,999
‫به محتاج کمک کسی نیستیم، ممنون

912
01:39:17,166 --> 01:39:20,749
‫بعد از دادگاه، دست از سرمون برمی‌دارن

913
01:39:20,833 --> 01:39:24,707
‫و همه‌چی به زودی تموم می‌شه

914
01:39:24,791 --> 01:39:27,332
‫شاید

915
01:39:28,458 --> 01:39:32,832
‫باید یک کاری انجام می‌شد
‫که این ماجرا اصلا شروع نشه

916
01:39:33,625 --> 01:39:35,499
‫منظورت چیه؟

917
01:39:35,583 --> 01:39:39,457
‫شاید اگه این پسره بهتر بار می‌اومد

918
01:39:39,541 --> 01:39:44,832
‫مست راه نمی‌افتاد این‌ور اون‌ور
‫و سر راه میلیشا رو نمی‌گرفت

919
01:39:44,916 --> 01:39:47,999
‫مزخرفه!
‫کسی سر راه کسی سبز نشده!

920
01:39:48,083 --> 01:39:50,332
‫درست صحبت کن

921
01:39:52,375 --> 01:39:54,790
‫شاید

922
01:39:54,875 --> 01:39:58,290
‫به‌خاطر نبود دست پدرانه‌ست‌

923
01:39:59,250 --> 01:40:03,040
‫نادیده گرفتن بچه که کاری نداره

924
01:40:03,125 --> 01:40:06,499
‫بعدش هم باید بنشینی
‫به‌خاطر یک تراژدی گریه کنی

925
01:40:20,541 --> 01:40:25,832
‫باربارا، این‌جا یک حوله هست

926
01:40:41,958 --> 01:40:44,915
‫میخال، با زنت حرف زدم

927
01:40:46,125 --> 01:40:48,290
‫خیلی نگرانه، می‌دونستی؟

928
01:40:48,375 --> 01:40:52,249
‫- نه، نمی‌بینمش که
‫- می‌شه یک کارهایی کرد

929
01:40:54,000 --> 01:40:58,582
‫می‌گفت مرتب ازش
‫سراغ شماها رو می‌گیرن

930
01:41:00,166 --> 01:41:03,165
‫با آدم‌های این‌جا حرف زدم

931
01:41:03,250 --> 01:41:07,665
‫باید بگم که... خوب نیست

932
01:41:08,583 --> 01:41:10,832
‫دست‌بردار نیستن

933
01:41:11,500 --> 01:41:15,624
‫ممکنه عاقبت خوشی نداشته باشه،
‫باید به من کمک کنی

934
01:41:15,708 --> 01:41:19,124
‫وگرنه دست من بسته‌ست

935
01:41:26,458 --> 01:41:29,124
‫ممکنه کار و بار زنت رو خراب کنن

936
01:41:29,208 --> 01:41:33,624
‫و بستگانت رو از پست‌های
‫دیپلماتیک‌شون تو رم برکنار کنن

937
01:41:33,708 --> 01:41:36,790
‫یا برادرت رو دستگیر کنن

938
01:41:39,000 --> 01:41:41,999
‫تازه، گفتن که...

939
01:41:45,125 --> 01:41:47,040
‫گفتن

940
01:41:47,125 --> 01:41:51,290
‫ممکنه مجبور شی پسر کوچولوت
‫رو هم از کف خیابون جمع کنی

941
01:41:51,375 --> 01:41:53,915
‫یا خدا!

942
01:41:55,083 --> 01:41:57,665
‫پیوتر کوچولو، درسته؟

943
01:42:05,083 --> 01:42:08,749
‫اعتصاب غذا کردی؟

944
01:42:12,750 --> 01:42:17,332
‫- شکر بیارم؟
‫- نیازی نیست. اعتصاب غذا کرده

945
01:42:22,750 --> 01:42:25,290
‫فکرهات رو بکن

946
01:42:25,375 --> 01:42:27,999
‫من این‌جام که کمکت کنم

947
01:42:29,416 --> 01:42:32,165
‫همکارت آن‌چنان حق انتخابی نداره

948
01:42:34,958 --> 01:42:37,624
‫اما کار او نبود، نه؟

949
01:42:48,291 --> 01:42:50,540
‫یک لحظه به‌ش وقت بده

950
01:43:10,125 --> 01:43:14,124
‫- تو از ما خواستی مراقب یرژی باشیم
‫- درسته

951
01:43:15,000 --> 01:43:17,582
‫ترتیبش رو دادم

952
01:43:17,666 --> 01:43:19,540
‫عالی شد

953
01:43:23,541 --> 01:43:26,915
‫حالا، یک پیشنهاد دارم

954
01:43:27,916 --> 01:43:30,457
‫می‌تونی جواب رد بدی،
‫اما وقتش الانه

955
01:43:30,541 --> 01:43:34,290
‫که رای یرژی رو بزنی که شهادتش رو عوض کنه

956
01:43:36,958 --> 01:43:39,082
‫باهاش حرف می‌زنم

957
01:43:39,166 --> 01:43:43,124
‫نکته اینه که تو حرف
‫نمی‌زنی. یکی دیگه می‌زنه

958
01:43:44,708 --> 01:43:51,582
‫یک کسی که به نظرش منصف بیاد،
‫و قابل اعتماد

959
01:43:54,583 --> 01:43:58,915
‫یکی مثل ستوان دوم لیکو

960
01:44:03,125 --> 01:44:06,832
‫اون مادرقحبه رو تو منصوب کردی؟

961
01:44:07,500 --> 01:44:12,040
‫من صاف و صادق اومدم پیشت و
‫تو مثل ابله‌ها باهم رفتار می‌کنی؟

962
01:44:12,125 --> 01:44:14,040
‫آروم باش

963
01:44:14,125 --> 01:44:20,374
‫باید ارتباط رو برقرار می‌کرد دیگه.
‫ترجیح می‌دادی بیاد در خونه‌ت رو بزنه؟

964
01:44:21,416 --> 01:44:23,415
‫بنشین

965
01:44:23,500 --> 01:44:25,957
‫حرفم تموم نشده

966
01:44:31,583 --> 01:44:33,582
‫لیکو رو وصل کن به یرژی

967
01:44:33,666 --> 01:44:36,665
‫خیلی هم شلوغش نکن،
‫باید طبیعی به نظر بیاد

968
01:44:39,541 --> 01:44:44,207
‫اگه بابت چیزی پول خواستی،
‫بی‌تعارف بگو

969
01:44:45,208 --> 01:44:50,332
‫اگه تو زندگیمون دخالت
‫نکنی خودم از پسش برمی‌آم

970
01:44:50,416 --> 01:44:53,874
‫تحقیقات درباره
‫همسرت هم مختومه شد

971
01:44:53,958 --> 01:44:56,707
‫باید فوری تصمیم بگیری

972
01:44:58,000 --> 01:45:00,874
‫یک سوءتفاهم کوچک هم هست

973
01:45:00,958 --> 01:45:05,749
‫نگران مالیات نباش. ترتیبش رو می‌دم

974
01:45:10,875 --> 01:45:12,707
‫باشه

975
01:45:31,041 --> 01:45:33,332
‫نگهبان!

976
01:45:33,416 --> 01:45:35,832
‫نگهبان!

977
01:45:55,875 --> 01:45:59,457
‫خب، آقای ویسوسکی؟

978
01:46:01,750 --> 01:46:06,915
‫ممنون، خانم دادستان،
‫که برای من وقتی پیدا کردید

979
01:46:07,000 --> 01:46:10,832
‫قبلا هم وقت داشتم

980
01:46:13,833 --> 01:46:16,040
‫ببینید

981
01:46:16,125 --> 01:46:21,582
‫مدتی می‌شه که مثل خوره
‫داره وجدانم رو می‌خوره

982
01:46:23,333 --> 01:46:25,124
‫خب؟

983
01:46:25,833 --> 01:46:29,915
‫من کار بدی کردم

984
01:46:32,833 --> 01:46:40,833
‫حالا تصمیم گرفتم که این بار رو از
‫روی دوش خودم و خانواده‌م بردارم

985
01:46:43,583 --> 01:46:46,374
‫تقصیر...

986
01:46:46,458 --> 01:46:49,499
‫من بود که...

987
01:46:50,500 --> 01:46:53,374
‫اون پسره...

988
01:46:54,583 --> 01:46:56,749
‫کار من بود...

989
01:47:15,833 --> 01:47:19,290
‫شاید بهتر باشه یک تنفس
‫بدیم تا او هم آروم شه

990
01:47:19,375 --> 01:47:23,582
‫- معلومه که منقلب شده
‫- بله، خیلی

991
01:47:28,458 --> 01:47:30,290
‫بریم

992
01:47:56,833 --> 01:47:59,457
‫ایشون پسرم یرژیه

993
01:47:59,541 --> 01:48:01,332
‫یرژی!

994
01:48:02,416 --> 01:48:04,540
‫با ‫زبییشک آشنا شو

995
01:48:04,625 --> 01:48:06,790
‫رفیقم از دوران ارتشه

996
01:48:06,875 --> 01:48:10,624
‫مامان بیرونه، اما غذا رو میزه

997
01:48:10,708 --> 01:48:12,999
‫بیا پیش ما

998
01:48:14,375 --> 01:48:15,415
‫شب بخیر

999
01:48:15,500 --> 01:48:18,290
‫- من رو ‫زبییشک صدا کن
‫- یرژی

1000
01:48:33,208 --> 01:48:35,915
‫شنیدم که یک پا قهرمانی

1001
01:48:38,500 --> 01:48:41,915
‫من فقط دارم چیزی رو که اتفاق افتاد می‌گم

1002
01:48:45,250 --> 01:48:47,040
‫مگه چی شد؟

1003
01:48:47,125 --> 01:48:52,540
‫دست از سرش بردار.
‫به قدر کافی کشیده

1004
01:48:52,625 --> 01:48:55,540
‫همین‌جوری کنجکاوم

1005
01:48:56,750 --> 01:49:00,749
‫ببخشید دوست من.
‫اجبارت نمی‌کنم

1006
01:49:16,666 --> 01:49:19,582
‫حرف زیادی نیست

1007
01:49:23,208 --> 01:49:26,999
‫جلوی چشمم در حد مرگ کتکش زدن

1008
01:49:29,458 --> 01:49:32,790
‫یعنی راستی‌راستی دیدی؟

1009
01:49:32,875 --> 01:49:36,415
‫تو فاصله پنج‌ متریم این اتفاق‌ها افتاد

1010
01:49:37,500 --> 01:49:41,957
‫خورد زمین، بلندش کردن و از نو شروع کردن

1011
01:49:47,333 --> 01:49:50,207
‫چرا کمکش نکردی؟

1012
01:49:52,458 --> 01:49:54,832
‫خواستم، اما...

1013
01:49:54,916 --> 01:49:56,999
‫ازش دورم کردن

1014
01:49:57,083 --> 01:50:00,332
‫یکی من رو چسبوند رو صندلی

1015
01:50:01,291 --> 01:50:03,874
‫وحشتناکه

1016
01:50:08,083 --> 01:50:10,540
‫سرجمع چندتا بودن؟

1017
01:50:10,625 --> 01:50:12,290
‫شش نفر

1018
01:50:12,375 --> 01:50:13,832
‫هفت تا!

1019
01:50:22,625 --> 01:50:26,290
‫یکی رو که خودت به دردسر انداختی

1020
01:50:28,916 --> 01:50:31,749
‫چطوره، قربان؟

1021
01:50:31,833 --> 01:50:34,707
‫ندیدی که کی داشت کتکش می‌زد

1022
01:50:34,791 --> 01:50:41,499
‫ندیدی که ضربه آخر رو کی زد

1023
01:50:41,583 --> 01:50:44,957
‫شش تا بودن، شاید هم هفت تا

1024
01:50:46,250 --> 01:50:51,082
‫- اگه یکی‌شون به‌ش دست نزده باشه چی؟
‫- همگی زدنش

1025
01:50:52,416 --> 01:50:54,874
‫تو که خبر مرگت اون‌جا نبودی

1026
01:51:00,875 --> 01:51:05,999
‫شاید تو اورژانس گرفته باشنش،
‫کی می‌دونه؟

1027
01:51:07,125 --> 01:51:10,040
‫تو که اون‌جا نبودی

1028
01:51:26,875 --> 01:51:30,457
‫نمی‌خواستم ناراحتت کنم

1029
01:51:30,541 --> 01:51:34,790
‫فقط با شهادتت به کسی صدمه نزن

1030
01:51:34,875 --> 01:51:39,957
‫یا حتی بدتر، خودت رو تو دادگاه مضحکه نکن

1031
01:51:43,958 --> 01:51:47,707
‫دادگاه به زودی برگزار می‌شه، نه؟

1032
01:51:48,541 --> 01:51:51,415
‫بله، درسته

1033
01:52:15,458 --> 01:52:17,624
‫باید مشروب بخورم

1034
01:52:30,791 --> 01:52:35,874
‫نگرانشم. همین‌جوری
‫الکی زور می‌گه

1035
01:52:38,875 --> 01:52:43,124
‫- عیبی نداره
‫- چرا، داره

1036
01:52:43,208 --> 01:52:47,165
‫ازش می‌خوام بره.
‫ناخواسته بود

1037
01:52:47,250 --> 01:52:50,207
‫تو به اندازه کافی مشکلات داری

1038
01:53:02,666 --> 01:53:06,374
‫یادت باشه، مهم نیست سر چی

1039
01:53:07,250 --> 01:53:10,582
‫همیشه می‌تونی بیایی پیشم و باهام حرف بزنی

1040
01:53:15,666 --> 01:53:18,999
‫یادت باشه، همیشه

1041
01:53:20,125 --> 01:53:22,415
‫ممنونم، پدر

1042
01:53:24,416 --> 01:53:26,624
‫ممنون

1043
01:53:42,583 --> 01:53:46,582
‫سناریومون که یادت هست؟

1044
01:53:46,666 --> 01:53:49,124
‫متنش رو یادته؟

1045
01:53:50,791 --> 01:53:53,624
‫باهم نوشتیمش، یادت می‌آد؟

1046
01:53:55,875 --> 01:53:58,540
‫این‌بار قاطی نکن

1047
01:54:10,208 --> 01:54:13,540
‫دوباره نشونش بده

1048
01:54:20,250 --> 01:54:23,165
‫با کدوم پا رفتی روش؟

1049
01:54:28,458 --> 01:54:30,540
‫چطوری بود؟

1050
01:54:35,458 --> 01:54:37,499
‫کدوم پا؟

1051
01:54:46,000 --> 01:54:47,832
‫یادته؟

1052
01:54:49,791 --> 01:54:52,915
‫درست شد، خوبه.

1053
01:54:59,000 --> 01:55:00,957
‫حاضری؟

1054
01:55:03,583 --> 01:55:06,999
‫- پلاتک؟
‫- حالا چی؟

1055
01:55:07,083 --> 01:55:09,124
‫چطور قراره تقصیر به گردن من باشه

1056
01:55:09,208 --> 01:55:12,499
‫وقتی یه شاهدی هست که حرف دیگه‌ای می‌زنه؟

1057
01:55:12,583 --> 01:55:16,374
‫نگران نباش.
‫به قدر کافی اضطراب نداشتی؟

1058
01:55:16,458 --> 01:55:19,624
‫افرادمون کار شاهد رو سر و سامون می‌دن

1059
01:55:19,708 --> 01:55:22,707
‫ما یک تیم بزرگ حرفه‌ای داریم

1060
01:55:22,791 --> 01:55:24,040
‫یالا

1061
01:55:33,708 --> 01:55:35,957
‫ادامه بدیم؟

1062
01:55:48,958 --> 01:55:51,624
‫خب...

1063
01:55:55,958 --> 01:55:59,749
‫تقصیر من بود که

1064
01:55:59,833 --> 01:56:04,165
‫اون پسره تو ماهِ می  مُرد

1065
01:56:04,250 --> 01:56:06,749
‫گِژِگوش پرزمیک

1066
01:56:12,041 --> 01:56:20,041
‫وقتی که بردیمش تو آسانسور
‫اورژانس داشت شلوغ‌بازی درمی‌آورد

1067
01:56:23,083 --> 01:56:25,457
‫و...

1068
01:56:27,916 --> 01:56:31,749
‫افتاد رو پهلوی چپش

1069
01:56:33,625 --> 01:56:40,540
‫و من با پای راست رفتم رو شکمش

1070
01:56:40,625 --> 01:56:43,707
‫پای راست روی شکمش

1071
01:56:44,416 --> 01:56:46,874
‫روی شکمش

1072
01:56:50,666 --> 01:56:54,874
‫من بابت مرگ گِژِگوش پرزمیک گناه‌کارم

1073
01:57:09,666 --> 01:57:12,332
‫لیکو گفت کارت خوب بوده

1074
01:57:12,416 --> 01:57:14,999
‫یرژی تَرک برداشته

1075
01:57:22,791 --> 01:57:26,249
‫بالاخره داره به‌م اعتماد می‌کنه

1076
01:57:28,916 --> 01:57:32,040
‫برای اولین بار

1077
01:57:33,291 --> 01:57:37,249
‫هرچی که می‌گم،
‫بی‌چون-و-چرا قبول می‌کنه

1078
01:57:39,458 --> 01:57:41,457
‫خوبه

1079
01:57:46,875 --> 01:57:49,624
‫خوش به حالت

1080
01:57:52,416 --> 01:57:55,249
‫فردا "تریبونا لودو" رو بخر
‫*روزنامه تریبون مردم

1081
01:57:57,625 --> 01:58:01,082
‫صفحه اول. به یرژی نشونش بده

1082
01:58:07,666 --> 01:58:12,207
‫خدمتکار بیمارستان به ضرب
‫و شتم پرزمیک اعتراف می‌کند

1083
01:58:13,208 --> 01:58:16,415
‫اون خدماتی‌ها دست به‌ش نزدن

1084
01:58:19,458 --> 01:58:22,707
‫تو که اون‌جا نبودی

1085
01:58:22,791 --> 01:58:28,207
‫نگذاشتن سوار آمبولانس
‫شی. حالا می‌فهمی چرا

1086
01:58:29,083 --> 01:58:32,790
‫من با چشم‌های خودم دیدیم
‫میلیشیا چطوری کتک زدن!

1087
01:58:32,875 --> 01:58:35,207
‫مثل دیو نعره می‌کشید!

1088
01:58:40,083 --> 01:58:42,957
‫دارن پرونده رو خراب
‫می‌کنن. این‌ها همه دروغه!

1089
01:58:43,041 --> 01:58:44,707
‫طرف اعتراف کرده!

1090
01:58:44,791 --> 01:58:48,832
‫ریدم تو اون اعتراف!
‫با پا رفته رو شکمش؟

1091
02:00:56,375 --> 02:00:57,499
‫نگهبان!

1092
02:00:57,583 --> 02:01:00,249
‫نفس بکش!

1093
02:01:00,708 --> 02:01:02,749
‫یالا، نگهبان!

1094
02:01:07,875 --> 02:01:10,707
‫حتما می‌دونی که

1095
02:01:10,791 --> 02:01:14,082
‫ویسوسکی هیچ کاری به کار پرزمیک نداشته

1096
02:01:17,208 --> 02:01:19,374
‫خودش که برعکس می‌گه

1097
02:01:19,458 --> 02:01:24,415
‫حتی اگه قبول کنیم که اعترافش
‫خودخواسته بوده و نه از سر اجبار

1098
02:01:24,791 --> 02:01:28,832
‫
‫محاله که اون زخم‌ها حاصل پا گذاشتن اتفاقی

1099
02:01:28,916 --> 02:01:32,249
‫روی شکم بوده باشه

1100
02:01:32,333 --> 02:01:36,165
‫- شکم!
‫- نه تا متخصص این گفته رو تایید می‌کنن

1101
02:01:36,250 --> 02:01:39,332
‫نظر دو تا هم برعکسه

1102
02:01:41,500 --> 02:01:45,415
‫حتما سر پیدا کردن اون‌
‫دو تا کلی مکافات کشیدی

1103
02:01:46,083 --> 02:01:48,999
‫داری به چیز خاصی کنایه می‌زنی؟

1104
02:01:49,083 --> 02:01:52,790
‫- تا حالا چندبار بازجوییش کردی؟
‫- یادم نمی‌آد

1105
02:01:53,125 --> 02:01:55,457
‫سه بار

1106
02:01:55,958 --> 02:01:57,790
اولش

1107
02:01:57,875 --> 02:02:03,124
‫ گفته که، اون‌یکی خدمات‌چیه
‫بوده که پشت سر هم پرزمیک رو زده

1108
02:02:03,208 --> 02:02:06,832
‫بعدا، گفته خودش توی بالابر او رو زده

1109
02:02:06,916 --> 02:02:11,207
‫مشکل این [روایت] شخص آسانسورچی بود،
زیچوویچ نامی

1110
02:02:11,291 --> 02:02:14,665
‫که در پنج بازجویی بعدی
‫این موضوع را انکار کرد

1111
02:02:14,958 --> 02:02:19,124
‫انگار، ‫این به قیمت
از دست دادن شغلش تمام شد

1112
02:02:19,208 --> 02:02:22,749
‫بعدش، ‫سومین نقشه
به ذهن ویسوسکی رسید

1113
02:02:22,833 --> 02:02:26,915
‫و ادعا کرد درحالی که او رو از
‫آمبولانس به سوی آسانسور می‌برده

1114
02:02:27,000 --> 02:02:31,957
‫تصادفا روی شکم پرزمیک پا گذاشته

1115
02:02:32,708 --> 02:02:36,457
‫به نظرت مشکوک نیست؟

1116
02:02:36,541 --> 02:02:41,540
‫به نظرم این تغییرات پیشرفت
‫تحقیقات رو نشون می‌دن

1117
02:02:41,625 --> 02:02:45,665
‫به اضافه اینکه مظنون روزانه
‫توسط میلیشیا بازجویی می‌شد

1118
02:02:45,750 --> 02:02:49,082
‫دلیلی برای دوگانه‌
‫کردن بازجویی‌ها نمی‌بینم

1119
02:02:49,166 --> 02:02:52,707
‫تو نماینده میلیشیا هستی

1120
02:02:52,791 --> 02:02:54,457
‫یا دادستانی؟

1121
02:02:54,541 --> 02:02:56,707
‫دادگاه پشت منه!

1122
02:02:56,791 --> 02:03:00,874
‫دادگاه ممکنه اشتباه کنه.
‫فرجام‌خواهی رو برای همین گذاشتن

1123
02:03:01,333 --> 02:03:03,415
پیش دادگاه عالی فرجام‌خواهی کن

1124
02:03:03,500 --> 02:03:06,749
بابت رایی که به تکمیل بازجویی دادن

1125
02:03:07,541 --> 02:03:13,249
‫همه‌ش، وقت تلف کردنه

1126
02:03:15,875 --> 02:03:18,332
‫خبر نداری کجا زندگی می‌کنی

1127
02:03:20,875 --> 02:03:24,749
‫ویسوسکی اعتراف کرد. مشکل کجاست؟

1128
02:03:26,000 --> 02:03:30,040
‫رفیق ژنرال به کدوم
‫اعتراف اشاره دارن؟

1129
02:03:33,125 --> 02:03:38,124
‫شکایتت رو پس بگیر،
‫و ما هم کل ماجرا رو فراموش می‌کنیم

1130
02:03:38,208 --> 02:03:39,957
‫بازجویی رو تکمیل کن

1131
02:03:40,041 --> 02:03:45,957
‫اتهامات علیه پسرهای ما
‫رو به 158 بخش 1 تغییر بده

1132
02:03:46,041 --> 02:03:47,915
‫و کارمون باهم تمومه

1133
02:03:48,458 --> 02:03:53,915
‫کسی منکر لزوم
‫احترام به قانون نمی‌شه

1134
02:03:54,000 --> 02:03:59,374
‫اما باید از منظر سیاسی
‫به پرونده پرزمیک نگاه بشه

1135
02:03:59,458 --> 02:04:01,374
‫شما سنگ کی رو به سینه می‌زنی؟

1136
02:04:01,458 --> 02:04:05,957
‫حزب، ‫که شما رو
به مقام دادستانی رسونده

1137
02:04:06,041 --> 02:04:09,374
‫یا رادیو اروپای آزاد و سولیدارنوشچ؟

1138
02:04:09,958 --> 02:04:11,415
‫من طرفدار قانون اساسی ام

1139
02:04:11,500 --> 02:04:15,249
‫گرچه شما قبولش نداشته باشید
‫و با بازیچه گرفتن دادستانی

1140
02:04:15,333 --> 02:04:18,707
‫بخواهید عامدانه نقضش کنید

1141
02:04:21,208 --> 02:04:22,832
‫خب...

1142
02:04:22,916 --> 02:04:28,790
‫رفیق، با سینه زدن زیر عَلَم قانون
‫اساسی خودت رو مضحکه نکن

1143
02:04:28,875 --> 02:04:31,040
‫اون نُه نفر تو وویکا

1144
02:04:31,125 --> 02:04:33,082
‫بوگدان ولوشیک

1145
02:04:33,166 --> 02:04:37,915
‫سرکوب در لوبین،
‫از تمام اون پرونده‌ها رفع اتهام کردی

1146
02:04:39,583 --> 02:04:43,540
‫حالا برای ما روضه
‫نظم و قانون می‌خونی؟

1147
02:04:45,500 --> 02:04:49,457
‫این یک قلم رو خراب کردید، رفقا

1148
02:04:49,541 --> 02:04:51,707
‫اگه به‌خاطر فضولی شما نبود

1149
02:04:51,791 --> 02:04:55,332
‫چندتا غربتی می‌رفتن زندان

1150
02:04:55,416 --> 02:04:59,915
‫و هیچکس دیگه اسمی هم
‫از پرزمیک به یادش نمی‌موند

1151
02:05:00,000 --> 02:05:03,457
‫گندیه که خودتون زدید

1152
02:05:03,541 --> 02:05:06,915
‫خودتون هم پاکش کنید

1153
02:05:14,375 --> 02:05:16,082
‫امروز شورای دولتی

1154
02:05:16,166 --> 02:05:19,165
‫دادستان کل فرانچیشکا
‫روسک را برکنار

1155
02:05:19,250 --> 02:05:21,707
‫و یوزف زیتا را به
‫جای‌ او منصوب کرد

1156
02:05:21,791 --> 02:05:23,457
‫با حکم دادگاه عالی

1157
02:05:23,541 --> 02:05:27,874
‫دادگاه محلی در بازگرداندن
‫پرونده مربوط به مرگ پرزمیک

1158
02:05:27,958 --> 02:05:30,874
‫به روند دادرسی، محق بوده است

1159
02:05:30,958 --> 02:05:35,665
‫این حکم نشان‌دهنده ظنی
‫ است مبنی بر اینکه

1160
02:05:35,750 --> 02:05:38,874
‫در کیفرخواست، نسبت به گناه
‫ماموران میلیشا مبالغه

1161
02:05:38,958 --> 02:05:41,540
‫و نسبت به خدمه‌
‫بیمارستان بی‌توجهی شده است

1162
02:05:41,625 --> 02:05:45,249
‫این بود اخبار این بخش. و حالا،
‫موسیقی

1163
02:06:08,708 --> 02:06:10,207
‫سلام، پسرم

1164
02:06:13,666 --> 02:06:16,457
‫چی شده؟

1165
02:06:16,541 --> 02:06:18,582
‫می‌خواهیم غذا بخوریم

1166
02:06:30,875 --> 02:06:33,874
‫کی این رو آورد؟

1167
02:06:33,958 --> 02:06:36,957
‫نظام وظیفه

1168
02:06:41,500 --> 02:06:43,415
‫گور باباش

1169
02:06:45,375 --> 02:06:48,249
‫به‌م معافیت موقت دادن

1170
02:06:49,500 --> 02:06:51,582
‫من یکی اعزام‌بشو نیستم

1171
02:06:51,666 --> 02:06:55,957
‫بحث ارتش نیست.
‫بحث بیمارستان روانیه

1172
02:06:56,041 --> 02:07:00,290
‫روانپزشک معاینه‌ت می‌کنه

1173
02:07:00,375 --> 02:07:02,915
‫بیخیال

1174
02:07:03,000 --> 02:07:05,499
‫باید به زور ببرندم

1175
02:07:06,958 --> 02:07:12,874
‫من درستش می‌کنم.
‫اما باید همکاری کنی

1176
02:07:12,958 --> 02:07:16,624
‫فقط شهادتت رو عوض کن

1177
02:07:16,708 --> 02:07:20,165
‫یکی رو تو دم و دستگاه امنیتی
‫سراغ دارم که می‌تونه کمک کنه

1178
02:07:21,625 --> 02:07:24,207
‫چی؟

1179
02:07:25,041 --> 02:07:26,957
‫فقط می‌خوان بترسوننت

1180
02:07:27,041 --> 02:07:30,374
‫شهادت رو عوض کنی، کوتاه می‌آن

1181
02:07:31,250 --> 02:07:34,207
‫کدوم آدم امنیتی رو می‌گی؟

1182
02:07:36,416 --> 02:07:42,749
‫یک‌بار با یکی‌شون حرف
‫زدم. اسمش سایویچه

1183
02:07:43,833 --> 02:07:49,207
‫می‌خواستم کاری کنم
‫دست از سر کچل ما بردارن

1184
02:07:49,291 --> 02:07:50,832
‫یک‌ بار

1185
02:07:50,916 --> 02:07:55,165
‫جواب هم داد.
‫بیخیال‌مون شدن

1186
02:07:58,500 --> 02:08:00,832
‫چی به‌شون گفتی؟

1187
02:08:00,916 --> 02:08:04,249
‫من که احمق نیستم.
‫سر از کارش درآوردم

1188
02:08:04,333 --> 02:08:05,665
‫خبرچینی پسر خودت رو کردی؟

1189
02:08:05,750 --> 02:08:08,457
‫- خبرچینی پسرت رو کردی؟
‫- چیزی به‌شون نگفتم

1190
02:08:08,541 --> 02:08:14,249
‫او حرف زد، من گوش دادم.
‫همین‌جوری بود که بیخیالت شدن

1191
02:08:16,125 --> 02:08:18,165
‫با باربارا حرف زدی؟

1192
02:08:18,250 --> 02:08:20,374
‫به‌خاطر تو باهاش حرف زدم،
‫که یک مو از سرت کم نشه

1193
02:08:20,458 --> 02:08:22,832
‫در مورد او هم حرفی زدی؟

1194
02:08:22,916 --> 02:08:27,415
‫کون لق او! (باربارا)
‫داشتم کار و بار خودمون رو سامون می‌دادم

1195
02:08:27,500 --> 02:08:30,207
‫بکش بیرون از من

1196
02:08:35,416 --> 02:08:39,415
‫تو خبر داشتی؟ داریم با یک جاسوس
‫بی‌همه‌چیز زیر یک سقف زندگی می‌کنیم

1197
02:08:39,500 --> 02:08:41,082
‫یرژی، آروم بگیر

1198
02:08:41,166 --> 02:08:45,540
‫- جاسوسی پسرت رو می‌کنی؟
‫- مثل این سلیطه‌ها کولی‌بازی درنیار

1199
02:08:45,625 --> 02:08:50,582
‫دیگه پام رو تو خونه شما
‫آدم‌فروش‌ها نمی‌گذارم!

1200
02:08:50,666 --> 02:08:52,874
‫این‌طوری باهاش حرف نزن

1201
02:11:19,625 --> 02:11:23,165
‫قولت رو شکستی.
‫ما قول و قراری داشتیم

1202
02:11:24,500 --> 02:11:27,957
‫اگه از پس پسرت برنمی‌آیی

1203
02:11:30,875 --> 02:11:33,749
‫شاید باربارا بتونه کمکمون کنه

1204
02:11:35,875 --> 02:11:39,749
‫اما محض خاطر قدیم‌ها هم که شده،
‫به گمونم باید این رو ببینی

1205
02:11:39,833 --> 02:11:41,249
‫این چیه؟

1206
02:11:42,416 --> 02:11:45,332
‫نامه‌های سادووسکا به پسرته

1207
02:11:58,333 --> 02:12:01,457
‫از کجا آوردی‌شون؟

1208
02:12:01,541 --> 02:12:04,415
‫مامورهامون ضبطش کردن

1209
02:12:14,166 --> 02:12:16,540
‫نمی‌تونی این‌جا بمونی

1210
02:12:16,625 --> 02:12:19,165
‫ماجرای احضارش چیه؟

1211
02:12:20,708 --> 02:12:23,124
‫شاید بتونیم براش معافیت موقت جور کنیم

1212
02:12:23,208 --> 02:12:25,249
‫حداقل تا وقتی شهادت بده

1213
02:12:25,333 --> 02:12:28,124
‫بعدا، باید بیخیالش بشن

1214
02:12:28,208 --> 02:12:30,374
‫بخور

1215
02:12:30,458 --> 02:12:32,999
‫راه درازی در پیش داریم

1216
02:12:33,083 --> 02:12:36,082
‫باید پیچ و واپیچ بریم
‫تا ردمون رو گم کنن

1217
02:12:36,166 --> 02:12:39,082
‫پیش گلادیش جات امنه

1218
02:12:41,708 --> 02:12:44,124
‫مراقب خودت باش

1219
02:12:46,166 --> 02:12:48,040
‫تقریبا رسیدیم

1220
02:14:10,708 --> 02:14:12,790
‫یرژی این‌جا نیست

1221
02:14:28,916 --> 02:14:31,582
‫برای این نیومدم

1222
02:14:34,166 --> 02:14:36,832
‫طولش نمی‌دم

1223
02:14:37,458 --> 02:14:41,249
‫به‌ش بگید شهادتش رو عوض کنه

1224
02:14:41,333 --> 02:14:44,665
‫امکان نداره

1225
02:14:46,083 --> 02:14:50,957
‫سرش رو گول مالیدی تا شهادت بده،
‫الان هم می‌تونی درستش کنی

1226
02:14:51,500 --> 02:14:56,790
‫یرژی عاقل و بالغه.
‫نمی‌شه سرش رو گول مالید

1227
02:14:56,875 --> 02:14:59,124
‫هرکاری که دلش بخواد می‌کنه

1228
02:14:59,958 --> 02:15:02,499
‫شاید درکش برات سخت باشه

1229
02:15:02,583 --> 02:15:04,915
‫یا برو پیشش

1230
02:15:05,000 --> 02:15:09,082
‫یا بده کولی‌هات
‫یک نامه براش ببرن

1231
02:15:09,166 --> 02:15:14,415
‫و به‌ش بگو که این
‫عملیات مسخره لغو شده

1232
02:15:15,166 --> 02:15:17,124
‫آقای عزیز

1233
02:15:17,208 --> 02:15:23,082
‫سعی کردم احترام شما رو نگه دارم،
‫چون پدر یرژی هستین

1234
02:15:23,166 --> 02:15:27,207
‫ولی شما لایق احترام نیستی

1235
02:15:27,291 --> 02:15:32,165
‫فقط یک مرد احمق و ضعیف‌النفسی

1236
02:15:32,250 --> 02:15:38,374
‫فقط همچین مردی می‌تونه پسر
‫خودش رو به دستگاه امنیتی بفروشه

1237
02:15:38,458 --> 02:15:42,249
‫نمی‌خوام تو خونه‌م ببینمت

1238
02:15:42,833 --> 02:15:46,415
‫یا حرف گوش کن،
‫یا کارت رو می‌سازم

1239
02:15:47,875 --> 02:15:50,415
‫همه‌چی رو فاش می‌کنم

1240
02:15:50,500 --> 02:15:55,749
‫چطور هفت سال آزگار پسرم رو به فساد کشوندی،
‫یک الف بچه رو

1241
02:15:55,833 --> 02:16:00,707
‫وقتی که آشنا شدیم یرژی به سن
‫قانونی رسیده بود. به تو مربوط نیست

1242
02:16:00,791 --> 02:16:04,040
‫می‌دونم که فقط یرژی نبوده

1243
02:16:04,125 --> 02:16:07,124
‫شاید بهتر باشه پدر چند
‫نفر دیگه رو هم خبر کنم؟

1244
02:16:07,208 --> 02:16:11,165
‫مردم که نقلش رو بخونن، چی می‌گن؟

1245
02:16:11,250 --> 02:16:13,665
‫بخونن که وقتی مامانی
‫با عموها مشغول بود

1246
02:16:13,750 --> 02:16:18,915
‫بچه‌ش گرسنگی می‌کشید.
‫فاحشه بودن شرف داره!

1247
02:16:22,500 --> 02:16:25,207
‫از خونه من برو بیرون

1248
02:16:28,791 --> 02:16:32,457
‫این آخرین فرصتته
‫که خودت رو نجات بدی

1249
02:16:33,833 --> 02:16:36,749
‫به‌ش بگو قید شهادتش رو بزنه

1250
02:16:36,833 --> 02:16:41,957
‫و تو هم می‌تونی تو صلح و صفا
‫توی فاحشه‌خونه‌ت زندگی کنی

1251
02:16:45,125 --> 02:16:47,540
‫انتخاب به خودته

1252
02:16:47,625 --> 02:16:50,374
‫من می‌رم پیش اسقف

1253
02:16:50,458 --> 02:16:54,540
‫ببینیم وقتی شصت
‫پاپیلوسکو خبردار بشه

1254
02:16:54,625 --> 02:16:57,415
‫باز هم نقش این یار
‫مهربون رو بازی می‌کنه یا نه

1255
02:18:24,875 --> 02:18:29,290
‫قبل از اینکه شروع کنیم،
‫خانم سادووسکا یک درخواست رسمی داره

1256
02:18:29,375 --> 02:18:31,415
‫بفرمایید

1257
02:18:50,250 --> 02:18:52,790
‫خانم باربارا اظهار داشتن

1258
02:18:52,875 --> 02:18:58,749
‫که به عنوان شاکی فرعی،
‫تصمیم دارن از دادرسی صرف نظر کنن

1259
02:19:35,000 --> 02:19:37,457
‫یک سال تمام!

1260
02:19:41,791 --> 02:19:44,332
‫یک سال تمام من رو سر دووندن

1261
02:19:44,416 --> 02:19:46,915
‫یک سال!

1262
02:19:47,375 --> 02:19:50,582
‫پدر خودم من رو به دستگاه امنیتی فروخت

1263
02:19:50,666 --> 02:19:54,207
‫- بازی درآوردی نه؟
‫- می‌دونی که نه

1264
02:19:54,791 --> 02:19:57,582
‫نه نمی‌دونم!

1265
02:19:57,666 --> 02:19:59,749
‫نمی‌دونم!

1266
02:19:59,833 --> 02:20:02,457
‫"یرژی، حقیقت از همه‌چی مهم‌تره

1267
02:20:02,541 --> 02:20:06,582
‫گِژِگوش، جز تو کسی رو نداره

1268
02:20:07,541 --> 02:20:09,582
‫برگزاری دادرسی فقط به تو بستگی داره"

1269
02:20:09,666 --> 02:20:14,624
‫حالا،
‫صبح یک‌کاره بلند شدی و نظرت عوض شده؟

1270
02:20:14,708 --> 02:20:17,457
‫خودشون هرکاری که بخوان می‌کنن

1271
02:20:17,541 --> 02:20:21,790
‫از کی تا حالا، خبر مرگش،
‫این شده توجیه؟

1272
02:20:25,291 --> 02:20:27,415
‫دارم ازت می‌خوام

1273
02:20:40,833 --> 02:20:45,707
‫باید بگم چیزی ندیدم؟

1274
02:20:45,791 --> 02:20:48,290
‫یرژی...

1275
02:20:48,916 --> 02:20:52,832
‫تصمیمش با توئه، نه من

1276
02:20:54,208 --> 02:20:56,957
‫خودت عاقل و بالغی

1277
02:21:02,375 --> 02:21:07,749
‫من از پا افتادم. تمام و کمال

1278
02:21:11,458 --> 02:21:14,832
‫فقط دلم می‌خواد بمیرم

1279
02:21:16,875 --> 02:21:19,999
‫و از این ماجرا خلاص بشم

1280
02:21:28,500 --> 02:21:31,165
‫گِژِگوش چی؟

1281
02:21:33,458 --> 02:21:36,415
‫این تنها کاری بود که می‌شد براش کرد

1282
02:21:39,375 --> 02:21:44,165
‫وقتی که بمیرم، دوباره می‌بینمش

1283
02:21:48,083 --> 02:21:51,832
‫هرروز برای همین دعا می‌کنم

1284
02:22:56,166 --> 02:22:59,040
‫شاهد بعدی تا یک لحظه
‫دیگه احضار می‌شه

1285
02:23:35,791 --> 02:23:38,582
‫با آگاهی از اهمیت حرف‌هام

1286
02:23:38,666 --> 02:23:42,082
‫و مسئولیتم در قبال قانون...

1287
02:23:42,208 --> 02:23:46,124
‫با آگاهی از اهمیت حرف‌هام
‫و مسئولیتم در قبال قانون...

1288
02:23:46,208 --> 02:23:50,332
‫صادقانه قسم می‌خورم
‫که حقیقت رو بگم

1289
02:23:50,416 --> 02:23:54,290
‫صادقانه قسم می‌خورم
‫که حقیقت رو بگم

1290
02:23:54,375 --> 02:23:56,540
‫حقیقت کامل

1291
02:23:56,625 --> 02:24:00,040
‫صادقانه قسم می‌خورم
‫که حقیقت رو بگم

1292
02:24:04,166 --> 02:24:07,874
‫صادقانه قسم می‌خورم
‫که حقیقت رو بگم

1293
02:24:08,333 --> 02:24:12,999
‫و چیزی از دانسته‌هام
‫رو کتمان نکنم

1294
02:24:15,083 --> 02:24:19,082
‫و چیزی از دانسته‌هام
‫رو کتمان نکنم

1295
02:24:28,375 --> 02:24:32,790
‫- شاهد در اختیار شماست
‫- ممنون

1296
02:24:34,083 --> 02:24:36,582
‫شما شهادت دادید که

1297
02:24:36,666 --> 02:24:44,540
‫روز 12 می در آپارتمان
‫باربارا سادووسکا الکل نوشیدید

1298
02:24:46,583 --> 02:24:48,332
‫شراب

1299
02:24:48,416 --> 02:24:51,499
‫چه میزان شراب نوشیدید؟

1300
02:24:55,625 --> 02:24:59,040
‫زیاد نبود.
‫شاید دو گیلاس

1301
02:25:00,208 --> 02:25:02,749
‫گیلاس شراب‌خوری یا معمولی؟

1302
02:25:02,833 --> 02:25:04,582
‫شراب‌خوری

1303
02:25:04,666 --> 02:25:08,457
‫از گیلاس‌ِ شراب‌خوری نوشیدین؟

1304
02:25:11,000 --> 02:25:14,290
‫نه، از گیلاس معمولی،
‫از همین کوچولوها

1305
02:25:15,000 --> 02:25:18,040
‫از گیلاس ودکاخوری؟

1306
02:25:18,125 --> 02:25:22,540
‫اگه بخواهید به گیلاس تبدیلش کنید،
‫یک گیلاس نوشیدم

1307
02:25:23,333 --> 02:25:28,249
‫ممکنه به‌خاطر کتمان حقیقت
‫با تعقیب قضایی روبرو بشید

1308
02:25:28,333 --> 02:25:29,999
‫حقیقت همینه

1309
02:25:31,458 --> 02:25:37,874
‫سرباز کوشیک شهادت داده که
‫شما موقع دستگیری مست بودین

1310
02:25:39,833 --> 02:25:42,915
‫نه، هوشیار بودیم

1311
02:25:43,000 --> 02:25:49,790
‫پس دلیل هیجان و به هم
‫خوردن تعادل پرزمیک چی بود؟

1312
02:25:55,916 --> 02:26:02,624
‫به‌خاطر اینکه گِژِگوش امتحاناتش
‫رو خوب داده بود خوشحال بودیم

1313
02:26:02,708 --> 02:26:04,082
‫از خوشحالی گذشته بود

1314
02:26:04,166 --> 02:26:09,082
‫گِژِگوش پرزمیک تو پایگاه
‫به مامور میلیشیا حمله کرد؟

1315
02:26:09,958 --> 02:26:11,915
‫به کسی حمله نکرد

1316
02:26:12,000 --> 02:26:15,332
‫یک مامور پرید به جونش.
‫او هم از خودش دفاع کرد

1317
02:26:15,416 --> 02:26:18,707
‫با فریادهای کاراته‌ای
‫از خودش دفاع می‌کرد؟

1318
02:26:18,791 --> 02:26:21,165
‫همچین اتفاقی نیفتاد

1319
02:26:25,708 --> 02:26:28,499
‫پس فریادها چطوری بودن؟

1320
02:26:31,291 --> 02:26:33,290
‫فریادهای بلند از سر درد

1321
02:26:33,375 --> 02:26:39,874
‫پیوسته یا گاه به گاه؟
‫روی چه کلیدی؟

1322
02:26:40,708 --> 02:26:42,332
‫متوجه نمی‌شم

1323
02:26:43,375 --> 02:26:45,790
‫"آآآآ" بود

1324
02:26:45,875 --> 02:26:48,665
‫یا "اِاِاِاِ"؟

1325
02:26:54,708 --> 02:26:57,415
‫بیشتر مثل "اِ" بود

1326
02:27:00,000 --> 02:27:04,624
‫اون‌روز چند تا مامور
‫میلیشیا اون‌جا بودن؟

1327
02:27:11,833 --> 02:27:14,540
‫نمی‌دونم

1328
02:27:14,625 --> 02:27:16,790
‫این رو نمی‌دونی

1329
02:27:16,875 --> 02:27:21,499
‫بعد مطمئنی که پرزمیک
‫به کسی حمله نکرده؟

1330
02:27:21,583 --> 02:27:23,749
‫آره

1331
02:27:25,791 --> 02:27:29,582
‫چند تا مامور شما
‫رو تا پایگاه بردن؟

1332
02:27:33,000 --> 02:27:34,249
‫یادم نمی‌آد

1333
02:27:34,333 --> 02:27:38,582
‫یک چیز به این واضحی رو یادت نمی‌آد؟

1334
02:27:38,666 --> 02:27:41,499
‫تو حال خودم نبودم

1335
02:27:41,583 --> 02:27:44,749
‫تو پایگاه که تو حال خودت بودی

1336
02:27:44,833 --> 02:27:50,874
‫چون ادعا می‌کنی که ظاهرا خیلی خوب
‫می‌دونی کی پرزمیک رو ضرب و شتم کرده

1337
02:27:50,958 --> 02:27:54,582
‫تو حال خودم نبودم،
‫اما می‌دونم که چی دیدم

1338
02:27:54,666 --> 02:28:00,415
‫خب، چند تا مامور توی ضرب
‫و شتم اظهارشده دست داشتن؟

1339
02:28:02,541 --> 02:28:04,290
‫دست‌کم سه نفر

1340
02:28:04,375 --> 02:28:09,040
‫حتی یک تعداد دقیق هم نمی‌تونی بدی؟

1341
02:28:09,125 --> 02:28:10,749
‫خیلی سریع اتفاق افتاد

1342
02:28:10,833 --> 02:28:17,999
‫این‌قدر سریع که می‌گی سه نفر
‫توی ضرب و شتم دست داشتن

1343
02:28:18,083 --> 02:28:21,165
‫ولی طی جلسه شناسایی
‫دو نفر رو شناسایی کردی

1344
02:28:21,250 --> 02:28:24,332
‫و فقط یکی از ضاربین رو؟

1345
02:28:25,208 --> 02:28:27,999
‫60 تا مامور رو به من نشون دادن

1346
02:28:28,583 --> 02:28:31,457
‫همگی تقریبا شبیه به هم بودن

1347
02:28:31,958 --> 02:28:35,415
‫منظورت اینه که توی
‫جلسه کارشکنی رخ داده؟

1348
02:28:35,500 --> 02:28:38,665
‫فقط دارم می‌گم...

1349
02:28:39,083 --> 02:28:42,957
‫ضاربین فقط اون دو نفری
‫که من شناسایی کردم نبودن

1350
02:28:43,041 --> 02:28:45,790
‫در طی تحقیقات شهادت دادی که

1351
02:28:45,875 --> 02:28:48,957
‫یکی از مامورها گفته که

1352
02:28:49,041 --> 02:28:51,749
‫طوری بزنیدش که ردی باقی نمونه

1353
02:28:51,833 --> 02:28:54,415
‫همزمان، گفتی که

1354
02:28:54,500 --> 02:29:00,790
‫یک مامور دیگه تو رو گرفته
‫بوده و دید درستی

1355
02:29:01,958 --> 02:29:03,832
‫از اون‌طرف نداشتی

1356
02:29:03,916 --> 02:29:08,249
‫ماموری که اون حرف
‫رو زد کنار اتاق نگهبانی بود

1357
02:29:08,333 --> 02:29:12,207
‫پس داشتی پشت سرت رو نگاه می‌کردی،
‫نه ضرب و شتم مورد ادعا رو؟

1358
02:29:12,291 --> 02:29:18,332
‫وقتی حرف از ردی باقی نگذاشتن شد،
‫پشت سرم رو نگاه کردم

1359
02:29:18,416 --> 02:29:23,957
‫اون لحظه‌ای رو که این حرف زده شد،
‫ندیدی؟

1360
02:29:24,041 --> 02:29:25,957
‫درست وقتی اون حرف رو شنیدم

1361
02:29:26,041 --> 02:29:29,957
‫سرم رو چرخوندم و فقط
‫گروهبان دِنکیویچ اون‌جا بود

1362
02:29:30,041 --> 02:29:34,749
‫خب، پس جنبیدن لب‌هاش رو ندیدی؟

1363
02:29:41,875 --> 02:29:46,124
‫نه. اما کسی جز او نمی‌تونسته
‫اون حرف رو زده باشه

1364
02:29:46,208 --> 02:29:48,040
‫به همون شکل نتیجه گرفتی که

1365
02:29:48,125 --> 02:29:52,707
‫سرباز کوشیک دست به ضرب و شتم زده،
‫اما نتونستی چیزی ببینی!

1366
02:29:52,791 --> 02:29:55,124
‫دیدم!

1367
02:29:55,708 --> 02:29:58,249
‫دیدم!

1368
02:29:59,625 --> 02:30:03,499
‫مطمئن نیستم که با آرنج زده باشدش،
‫نگه‌ش داشته باشه یا به‌ش مشت زده باشه

1369
02:30:03,583 --> 02:30:05,374
‫ولی حرکاتش رو دیدم

1370
02:30:05,458 --> 02:30:08,374
‫از فاصله پنج متری؟

1371
02:30:08,875 --> 02:30:14,165
‫اولش، وقتی گِژِگوش رو آرام‌تر می‌زدن،
‫نزدیک‌تر بودن

1372
02:30:14,250 --> 02:30:17,082
‫بعدش، انداختنش گوشه راهرو

1373
02:30:17,166 --> 02:30:19,790
‫بین اون چند تا مامور ضارب

1374
02:30:19,875 --> 02:30:23,040
‫از قضا سرباز کوشیک رو شناختی؟

1375
02:30:23,125 --> 02:30:26,249
‫چه خاطره گلچین‌شده‌ای
‫به یادت مونده

1376
02:30:30,833 --> 02:30:33,665
‫برای اینکه او ما رو تو میدون دستگیر کرد،
‫دلیلش همینه

1377
02:30:33,750 --> 02:30:39,540
‫و این حرف با حرف
‫یک‌نفر دیگه مغایرت داره!

1378
02:30:39,625 --> 02:30:41,624
‫نه یک‌نفر، که دو نفر

1379
02:30:44,333 --> 02:30:46,707
‫شب، وقتی گِژِگوش به هوش اومد

1380
02:30:46,791 --> 02:30:52,707
‫گفتش اون یارو که تو
‫میدون بود بدتر از همه زدش

1381
02:30:52,791 --> 02:30:55,457
‫چرا باید دروغ بگه؟

1382
02:30:56,625 --> 02:31:02,249
‫اگه خیلی اطمینان داری که
‫به گِژِگوش پرزمیک حمله شده

1383
02:31:02,333 --> 02:31:07,415
‫چرا به‌جای دادستانی،
‫رفتی سراغ وکیل؟

1384
02:31:17,416 --> 02:31:21,374
‫گِژِگوش پرزمیک از کسی کتک
‫خورد که ژاکت قهوه‌ای داشت

1385
02:31:21,458 --> 02:31:26,582
‫چرا به‌جای دادستانی،
‫رفتی سراغ وکیل؟

1386
02:31:26,666 --> 02:31:28,207
‫چی رو پنهان می‌کردی؟

1387
02:31:28,291 --> 02:31:31,707
‫گِژِگوش پرزمیک از کسی کتک
‫خورد که ژاکت قهوه‌ای داشت

1388
02:31:31,791 --> 02:31:34,707
‫اون کچله هم گفت
‫ردی به جا نگذارید

1389
02:31:34,791 --> 02:31:38,790
‫چرا به دادستانی مراجعه نکردی؟

1390
02:31:38,875 --> 02:31:41,957
‫گِژِگوش پرزمیک از کسی کتک
‫خورد که ژاکت قهوه‌ای داشت

1391
02:31:42,041 --> 02:31:44,249
‫اون کچله هم گفت
‫ردی به جا نگذارید

1392
02:31:44,333 --> 02:31:47,749
‫داری طفره می‌ری!
‫جواب سوال‌ها رو بده!

1393
02:31:47,833 --> 02:31:51,040
‫گِژِگوش پرزمیک از کسی کتک
‫خورد که ژاکت قهوه‌ای داشت

1394
02:31:51,125 --> 02:31:54,874
‫اون کچله هم گفت
‫ردی به جا نگذارید

1395
02:33:02,083 --> 02:33:04,165
‫بله؟

1396
02:33:18,000 --> 02:33:21,415
‫حکم دادگاه اومد. خدمات‌چی‌ها،
‫2 و 2.5 سال

1397
02:33:21,500 --> 02:33:23,540
‫پسرهامون تبرئه شدن

1398
02:34:10,000 --> 02:34:16,582
‫آن‌ها که چنان گستاخ اند،
‫که میلیشیا را مساوی با قدرت‌ بدانند

1399
02:34:16,666 --> 02:34:18,165
‫باشد که خداوند خون‌خواه او باشد

1400
02:34:18,250 --> 02:34:24,915
‫...تصمیم گرفتند حقیقت
‫را قربانی مصلحت کنند

1401
02:34:26,166 --> 02:34:31,249
‫با فریبکاری رندانه

1402
02:34:31,333 --> 02:34:35,915
‫دستگاه قضایی لهستان را به خطر انداختند

1403
02:34:36,000 --> 02:34:44,000
‫و روزی از آن‌ها به عنوان ‫نمونه‌های
تمام و کمال بی‌عدالتی یاد خواهد شد

1404
02:34:52,666 --> 02:34:59,040
‫انتظار ندارم آن ‌روز به
‫همین زودی‌ها از راه برسد

1405
02:35:01,958 --> 02:35:05,207
‫[آن روز] زمانی خواهد آمد

1406
02:35:05,291 --> 02:35:13,291
‫که پایمال کردن
سیستماتیک خون پسرم

1407
02:35:24,833 --> 02:35:28,207
‫چیزی نباشد جز

1408
02:35:28,291 --> 02:35:31,540
‫لکه‌ای ننگین

1409
02:35:31,625 --> 02:35:38,040
‫از واقعیت امروز

1410
02:35:41,000 --> 02:35:45,000
:  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

1411
02:35:45,030 --> 02:35:50,000
:  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

1412
02:35:56,625 --> 02:35:59,415
‫سادووسکا در سال 1986، در 46 سالگی،
‫بر اثر سرطان ریه درگذشت

1413
02:35:59,500 --> 02:36:01,540
‫سه سال پس از تنها پسرش

1414
02:36:01,625 --> 02:36:05,290
‫هردوی آن‌ها در گورستان
‫پوونسکی ورشو دفن شده اند

1415
02:36:05,666 --> 02:36:08,957
‫مرتکبین جنایت و کسانی
‫که روی آن سرپوش گذاشتند

1416
02:36:09,041 --> 02:36:11,332
‫از مکافات گریختند

1417
02:36:11,416 --> 02:36:13,082
‫دادگاه‌های مربوط به موضوع

1418
02:36:13,166 --> 02:36:16,499
‫بارها از سر گرفته شد
‫و احکام صادره لغو شدند

1419
02:36:16,583 --> 02:36:20,249
‫در سال 2010، پرونده پرزمیک تحت تاثیر
‫قانون مرور زمان قرار گرفت و دیگر گشوده نشد

