﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:06,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده
  ..:: MiraMovie.org ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: ZedMovie.com ::..</font></b>

2
00:00:06,030 --> 00:00:12,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده
  ..:: MiraMovie.org ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: ZedMovie.com ::..</font></b>

3
00:02:45,761 --> 00:02:55,761
‫[باردو: حالتی برزخی بین مرگ و تولد دوباره]

4
00:03:59,333 --> 00:04:01,958
‫- قصد نداره بیاد بیرون.
‫- چی؟

5
00:04:02,041 --> 00:04:03,416
‫می‌خواد داخل بمونه.

6
00:04:03,500 --> 00:04:04,791
‫چرا؟

7
00:04:05,500 --> 00:04:07,291
‫می‌گه این دنیا زیادی آشغاله.

8
00:04:09,916 --> 00:04:11,583
‫آلرژی خاصی داری؟

9
00:04:11,666 --> 00:04:14,791
‫- نه، ولی...
‫- لطفاً تکون نخور.

10
00:04:14,875 --> 00:04:16,833
‫- خیلی‌خب.
‫- اگه می‌شه پاهات رو باز کن.

11
00:04:21,708 --> 00:04:22,791
‫فقط نفس بکش.

12
00:04:22,875 --> 00:04:24,083
‫- آروم باش.
‫- آره.

13
00:04:25,500 --> 00:04:29,333
‫تو می‌تونی کوچولو.

14
00:04:32,750 --> 00:04:36,125
‫همینه، تموم شد.

15
00:04:36,208 --> 00:04:38,875
‫- کارت خوب بود.
‫- آفرین.

16
00:04:41,333 --> 00:04:42,583
‫تموم شد.

17
00:04:45,791 --> 00:04:46,791
‫آفرین.

18
00:05:02,791 --> 00:05:05,250
‫- چی شد؟
‫- قصد داره داخل بمونه.

19
00:05:05,333 --> 00:05:08,875
‫- کی؟
‫- متئو. نمی‌خواد بیاد بیرون.

20
00:05:31,625 --> 00:05:33,166
‫اونجا چندتا قیچی دیدم.

21
00:05:55,791 --> 00:05:56,875
‫حالا چی؟

22
00:05:57,458 --> 00:05:58,541
‫نمی‌دونم.

23
00:05:59,541 --> 00:06:01,666
‫از کجا می‌خواد تغذیه کنه؟

24
00:06:02,500 --> 00:06:04,125
‫گمونم لابد من رو می‌خوره.

25
00:06:07,500 --> 00:06:08,500
‫با تو.

26
00:06:32,791 --> 00:06:39,125
‫[باردو، وقایع‌نگاری دروغین مشتی حقیقت]

27
00:06:44,583 --> 00:06:47,143
‫به خط نمایشگاه مترو خوش اومدید.

28
00:06:47,583 --> 00:06:50,083
‫آخرین مقصد این قطار،

29
00:06:50,625 --> 00:06:52,916
‫ایستگاه مرکز شهر سانتا مونیکا است.

30
00:06:55,625 --> 00:06:59,583
‫ایستگاه بعدی پارک نمایشگاه
‫و دانشگاه کالیفرنیای جنوبی است.

31
00:07:00,416 --> 00:07:02,250
‫به نظرت عادیه؟

32
00:07:03,458 --> 00:07:05,750
‫صداش رو می‌گم. عادیه؟

33
00:07:32,750 --> 00:07:34,500
‫ممنون که مترو رو انتخاب کردید.

34
00:07:35,916 --> 00:07:38,500
‫امنیت شما، اولویت اول ماست.

35
00:07:39,416 --> 00:07:42,791
‫با دور نگه داشتن اشیاء قیمتی و پولتان
‫به ما کمک کنید به امنیتتون کمک کنیم.

36
00:07:42,875 --> 00:07:45,625
‫هر نوع فعالیت مجرمانه‌ای رو
‫از طریق تماس با مأموران قانون مترو،

37
00:07:45,708 --> 00:07:49,666
‫و خط ویژۀ امنیتی با شمارۀ
‫۸۸۸-۹۵۰-امنیت به ما اطلاع دهید.

38
00:07:51,375 --> 00:07:53,625
‫اگه چیزی دیدید، به ما اطلاع بدید.

39
00:07:56,375 --> 00:07:58,125
‫ایستگاه بعدی:

40
00:07:58,833 --> 00:08:01,166
‫لا سیه‌نگا و ایستگاه جفرسون.

41
00:08:06,208 --> 00:08:09,458
‫چیزی که به عقیدۀ بسیاری شایعه بود،
‫ظاهراً دیگر واقعیت دارد.

42
00:08:09,541 --> 00:08:12,958
‫کارلوس سولر پس از دو هفته
‫تنش فزایندۀ میان دو کشور...

43
00:08:13,041 --> 00:08:14,041
‫گندت بزنن.

44
00:08:14,083 --> 00:08:15,892
‫...از ایالات متحدۀ مکزیک،

45
00:08:15,916 --> 00:08:19,250
‫امروز از کاخ سفید دیدن کرد
‫تا با وزیر امور خارجۀ هالبروک دیدار کند.

46
00:08:19,333 --> 00:08:22,083
‫جزئیات زیادی مطرح نشده است،
‫ولی منابع ما در کاخ سفید می‌گویند،

47
00:08:22,166 --> 00:08:24,958
‫که دولت آمریکا ممکن است
‫برنامۀ آمازون را برای خرید...

48
00:08:25,041 --> 00:08:28,000
‫ایالت باخا کالیفرنیای مکزیکی
‫تأیید کرده باشد.

49
00:08:28,083 --> 00:08:29,750
‫بله، درست شنیدید.

50
00:08:29,833 --> 00:08:31,750
‫آمازون، شرکت چندملیتی آمریکایی،

51
00:08:31,833 --> 00:08:35,208
‫علاقه‌مند به خرید ایالت شمالی
‫باخا کالیفرنیای مکزیکی است،

52
00:08:35,291 --> 00:08:37,708
‫و حمایت کامل مقامات ایالات را دارد.

53
00:08:38,500 --> 00:08:43,083
‫این تمام چیزی بود که هالبروک و سولر
‫در کنفرانس مطبوعاتی امروز مطرح کردند:

54
00:08:44,875 --> 00:08:47,208
‫خطوط مرزی ساختۀ دست بشر هستند.

55
00:08:47,291 --> 00:08:50,500
‫و باید تابع نیازهای بشری باشند.

56
00:08:50,583 --> 00:08:53,000
‫با جا به جا کردن مرزهای جنوبی،
‫یک منطقۀ جهان‌سومی،

57
00:08:53,083 --> 00:08:56,375
‫حتی می‌تواند به منطقه‌ای
‫آرمانی جهان‌اولی تبدیل شد.

58
00:08:57,000 --> 00:09:00,000
‫من و سولر رئیس جمهور مکزیک،
‫می‌خواهیم این معاملۀ تاریخی،

59
00:09:00,083 --> 00:09:02,583
‫ادای احترامی به هر دو کشورمان باشد.

60
00:09:03,458 --> 00:09:06,041
‫مردم باید این ادغام اقتصادی در...

61
00:09:06,125 --> 00:09:07,750
‫بُعد امپریالیستی را جشن بگیرند.

62
00:09:08,416 --> 00:09:11,375
‫مذاکره اولویت است، و نه تهاجم.

63
00:09:11,458 --> 00:09:15,791
‫این فروش به نفع مردم مکزیک است...

64
00:10:43,750 --> 00:10:45,250
‫منتظر شما بودن.

65
00:10:54,458 --> 00:10:56,166
‫جناب سفیر جونز.

66
00:10:56,250 --> 00:10:57,625
‫سلام آقای گاما.

67
00:10:58,333 --> 00:11:00,083
‫منتقلت کرده‌ان داخل قصر؟

68
00:11:00,166 --> 00:11:03,750
‫نه، امروز عصر قراره
‫مراسمی اینجا برگزار بشه،

69
00:11:03,833 --> 00:11:06,416
‫و مقامات مکزیکی از من خواسته‌ان
‫توش سخنرانی کوچیکی انجام بدم.

70
00:11:06,500 --> 00:11:08,541
‫ولی بعد از ظهر قراره تمرین کنن.

71
00:11:08,625 --> 00:11:11,041
‫معذرت می‌خوام که تا اینجا کشوندمت.

72
00:11:11,125 --> 00:11:12,833
‫نه، نه. مشکلی نیست، اصلاً.

73
00:11:12,916 --> 00:11:17,041
‫یک‌لحظه فکر کردم رئیس‌جمهور هالبروک
‫تو رو به امپراتوری مکزیک منصوب کرده.

74
00:11:17,125 --> 00:11:18,750
‫فعلاً که نکرده.

75
00:11:21,500 --> 00:11:23,000
‫چه مراسمی قراره باشه؟

76
00:11:23,083 --> 00:11:26,125
‫خب، از اونجا که خودت هم می‌دونی،

77
00:11:26,208 --> 00:11:30,333
‫قراره ۱۷۵مین سالگرد خاتمۀ
‫جنگ آمریکا و مکزیک رو جشن بگیریم.

78
00:11:30,416 --> 00:11:31,708
‫«جشن بگیریم»؟

79
00:11:31,791 --> 00:11:33,375
‫درواقع... ادای احترام کنیم.

80
00:11:33,875 --> 00:11:36,791
‫آره، چون منصف باشیم جنگ نبود.
‫تهاجم یک‌طرفه بود.

81
00:11:36,875 --> 00:11:40,208
‫جوانانی از هر دو جناح،
‫سمت همدیگه اسلحه گرفتن.

82
00:11:40,708 --> 00:11:42,041
‫جان خیلی‌ها گرفته شد.

83
00:11:42,125 --> 00:11:43,541
‫آره، شما چند هزار کشته دادید.

84
00:11:43,625 --> 00:11:46,375
‫ما نه‌تنها بیشتر کشته دادیم،
‫بلکه نصف کشورمون هم تصرف شد.

85
00:11:46,458 --> 00:11:48,625
‫البته منصف باشیم شما شکست نخوردید.

86
00:11:48,708 --> 00:11:53,250
‫درسته، چون خودسرانه زمین ما رو گرفتید.

87
00:11:53,333 --> 00:11:54,708
‫- پولش رو دادیم.
‫- آره.

88
00:11:54,791 --> 00:11:56,791
‫آره، پونزده میلیون پزو دادید.

89
00:11:57,666 --> 00:12:00,125
‫بهتره از گذشته صحبت نکنیم.
‫چای میل دارید؟

90
00:12:00,208 --> 00:12:01,250
‫نه، ممنون.

91
00:12:02,333 --> 00:12:06,083
‫ماه‌هاست سعی داشتم با رئیس‌جمهور
‫هالبروک مصاحبه‌ای ترتیب بدم.

92
00:12:06,833 --> 00:12:09,000
‫تا حدی پیش رفتم که به
‫رئیس ستادش قول دادم،

93
00:12:09,083 --> 00:12:11,791
‫تا به صورت رایگان چمن‌های
‫کاخ سفید رو مزین کنم.

94
00:12:11,875 --> 00:12:13,416
‫از دست تو!

95
00:12:15,833 --> 00:12:17,833
‫گمونم من بتونم به خواسته‌ات برسونمت.

96
00:12:17,916 --> 00:12:18,916
‫جدی؟

97
00:12:19,875 --> 00:12:23,083
‫نظرت درمورد مصاحبه اختصاصی یک ساعته،

98
00:12:23,166 --> 00:12:25,541
‫بین خودت و رئیس‌جمهور،
‫توی دفتر بیضی کاخ سفید چیه؟

99
00:12:25,625 --> 00:12:28,000
‫- الآن جدی پرسیدی؟
‫- آره.

100
00:12:28,500 --> 00:12:30,291
‫هرچند باید این لطف رو جبران کنی.

101
00:12:30,375 --> 00:12:32,083
‫اینش رو که می‌دونم، آره.

102
00:12:32,166 --> 00:12:35,791
‫رئیس‌جمهور می‌دونه حرف‌های تو
‫توی آمریکای لاتین تأثیرگذاره.

103
00:12:35,875 --> 00:12:37,958
‫ماه‌ها روی این قرارداد جدید
‫داشتیم کار می‌کردیم.

104
00:12:38,041 --> 00:12:40,208
‫- منم واسه همین می‌خواستم باهاش حرف بزنم.
‫- گوش کن.

105
00:12:40,291 --> 00:12:42,791
‫ضروریه که این دولت پل ارتباطی،

106
00:12:42,875 --> 00:12:45,458
‫با جامعۀ لاتین و به‌خصوص مکزیک ایجاد کنه.

107
00:12:45,541 --> 00:12:48,041
‫و اگه این جایزۀ آلیتیا رو برنده بشی،

108
00:12:48,125 --> 00:12:51,708
‫توی کانون توجه دنیای
‫خبرنگاران جدی قرار می‌گیری.

109
00:12:53,958 --> 00:12:56,791
‫مسلماً می‌دونی که قبول نمی‌کنم
‫متن سخنرانی‌ام رو عوض کنم.

110
00:12:56,875 --> 00:12:58,958
‫- فکر می‌کردم هنوز ننوشتیش.
‫- چون ننوشته‌ام.

111
00:12:59,041 --> 00:13:01,458
‫پس مجبور نیستی عوضش کنی.

112
00:13:05,208 --> 00:13:10,250
‫و شاید با این مصاحبۀ اختصاصی،
‫بتونی موضوع جدیدی پیدا کنی.

113
00:13:11,166 --> 00:13:12,291
‫استیون!

114
00:13:12,375 --> 00:13:14,083
‫بگذریم، روش فکر کن.

115
00:13:15,458 --> 00:13:16,666
‫عکس بگیریم؟

116
00:13:17,833 --> 00:13:19,458
‫بفرمایید.

117
00:13:25,208 --> 00:13:26,333
‫تا بیرون همراهی‌ات می‌کنم.

118
00:13:27,250 --> 00:13:30,000
‫خب، حال خانواده چطوره؟

119
00:13:30,083 --> 00:13:32,333
‫خوبن، همه خوبن. ممنون.

120
00:13:32,416 --> 00:13:35,458
‫البته باید حسابی این اطراف رو نشونم بدی.

121
00:13:40,375 --> 00:13:42,583
‫بچه که بودم زیاد می‌اومدم اینجا.

122
00:13:42,666 --> 00:13:43,916
‫اینجا درس می‌خوندی؟

123
00:13:44,000 --> 00:13:47,125
‫نه، ما رو می‌آوردن اینجا که
‫درمورد کودکان قهرمان یاد بگیریم.

124
00:13:47,208 --> 00:13:48,333
‫می‌دونی چیه؟

125
00:13:48,416 --> 00:13:49,500
‫آره بابا.

126
00:13:50,208 --> 00:13:53,458
‫نه. راستش نمی‌دونم.

127
00:13:53,541 --> 00:13:55,708
‫اواخر جنگ مکزیک و آمریکا،

128
00:13:55,791 --> 00:13:57,583
‫گروهی از دانشجویان،

129
00:13:57,666 --> 00:14:01,208
‫درست توی همین قصر توسط
‫سربازان آمریکایی احاطه شده بودن.

130
00:14:01,958 --> 00:14:04,708
‫واقعیت اینه که همه‌شون
‫خیلی راحت سلاخی شدن.

131
00:14:04,791 --> 00:14:08,000
‫ولی با گذر زمان، افسانه‌ای درمورد
‫اون واقعه شکل گرفت.

132
00:14:08,083 --> 00:14:09,541
‫چه افسانه‌ای؟

133
00:14:28,708 --> 00:14:30,291
‫برید، برید!

134
00:14:30,375 --> 00:14:31,583
‫حرکت، حرکت!

135
00:15:05,625 --> 00:15:07,333
‫برید، برید، برید، برید!

136
00:15:21,375 --> 00:15:23,000
‫بچه بودن.

137
00:15:23,083 --> 00:15:24,083
‫آره.

138
00:15:24,833 --> 00:15:27,333
‫واسه همین بهشون می‌گیم کودکان قهرمان.

139
00:15:30,333 --> 00:15:33,416
‫سرافراز هم‌وطنان!

140
00:15:35,083 --> 00:15:38,375
‫قبل اینکه سرزمین ما به دست دشمن بیفته،

141
00:15:39,625 --> 00:15:42,291
‫من پرچم وطن رو با خود بالا می‌برم!

142
00:15:42,375 --> 00:15:45,750
‫باشد تا افسانه‌ای از مکزیک ظهور کند،

143
00:15:46,750 --> 00:15:48,500
‫و یاد ما در سایه‌اش تا ابد زنده بماند!

144
00:15:50,500 --> 00:15:52,500
‫زنده‌باد مکزیک کسکش‌ها!

145
00:16:00,500 --> 00:16:02,541
‫گندش بزنن.

146
00:16:04,875 --> 00:16:06,916
‫هنوز متن نطق‌ات رو ننوشتی؟

147
00:16:08,750 --> 00:16:14,000
‫فقط مکزیکی‌ها می‌تونن شکست مفتضحانه رو
‫تبدیل به پیروزی اسطوره‌ای کنن.

148
00:16:28,791 --> 00:16:30,231
‫جناب سیلوریو؟

149
00:16:30,958 --> 00:16:34,625
‫- سردرد دارید؟
‫- کمی.

150
00:16:34,708 --> 00:16:37,250
‫همیشه روزهای اولی که برمی‌گردم مکزیک،

151
00:16:37,333 --> 00:16:39,208
‫از ارتفاع و آلودگی اذیت می‌شم.

152
00:16:39,291 --> 00:16:42,916
‫پدر منم که هرموقع
‫میاد پایتخت این‌شکلی می‌شه.

153
00:16:43,000 --> 00:16:46,291
‫می‌گه مکزیک یک کشور نیست،
‫بلکه حس و حال ذهنیه.

154
00:16:47,500 --> 00:16:50,000
‫قشنگ بود. حال بابات چطوره؟

155
00:16:50,083 --> 00:16:52,791
‫خوبه، توی اوآخاکا گرفتار شده.
‫داره از آمفیزم ریوی می‌میره.

156
00:16:52,875 --> 00:16:54,583
‫چه بد. از طرفم بهش سلام برسون.

157
00:16:54,666 --> 00:16:57,041
‫حتماً. می‌خواید جلوی داروخونه بزنم کنار؟

158
00:16:57,125 --> 00:16:59,583
‫نه. ممنونم آنتونیو.

159
00:16:59,666 --> 00:17:03,583
‫راستی توی رادیو شنیده بودم قراره
‫توی برنامۀ تلویزیونی لوئیس والدیویا باشید.

160
00:17:03,666 --> 00:17:07,250
‫آره. خودم دلم نمی‌خواست،
‫ولی لوسیا رو که می‌شناسی.

161
00:17:07,333 --> 00:17:10,083
‫مجبورم کرد دعوتش رو قبول کنم.

162
00:17:11,083 --> 00:17:15,291
‫ولی... مگه شما ندیدین توی
‫مستند آخرش چی گفت؟

163
00:17:15,375 --> 00:17:17,875
‫لوئیس؟ نه، مگه چی گفت؟

164
00:17:19,625 --> 00:17:21,166
‫چیز خوبی نگفت جناب.

165
00:17:21,666 --> 00:17:23,583
‫گفت شما از مالینچه هم بدترید.

166
00:17:23,666 --> 00:17:27,750
‫که شما به حرفۀ خبرنگاری توهین کردید،
‫و خدا می‌دونه دیگه چی گفته.

167
00:17:29,125 --> 00:17:31,750
‫مستندنماست آنتونیو.

168
00:17:31,833 --> 00:17:35,208
‫اگه آدم ندونه چطوری خوش بگذرونه،
‫لیاقت جدی گرفته شدن هم نداره.

169
00:17:37,250 --> 00:17:39,333
‫واقعیتش من مستند شما رو ندیدم جناب.

170
00:17:39,833 --> 00:17:43,583
‫ولی اون آقا رو توی تلویزیون دیدم،
‫و حسابی کفری‌ام کرد.

171
00:17:48,666 --> 00:17:50,500
‫جلسۀ لوئیس کمی دیگه تموم می‌شه،

172
00:17:50,583 --> 00:17:52,708
‫ولی بهم گفت توی اتاق گریم میاد دیدنت، باشه؟

173
00:17:52,791 --> 00:17:54,458
‫تبریک می‌گم استاد.

174
00:17:54,541 --> 00:17:56,166
‫خوش اومدید.

175
00:17:56,250 --> 00:17:58,041
‫مرسی!

176
00:17:58,750 --> 00:18:02,083
‫راستی، آخرین بار کی اینجا بودی؟

177
00:18:02,750 --> 00:18:03,750
‫هوف...

178
00:18:04,416 --> 00:18:06,625
‫گمونم بیشتر از سی سال می‌گذره.

179
00:18:06,708 --> 00:18:09,041
‫سی سال؟ یعنی اندازۀ سن من.

180
00:18:09,125 --> 00:18:10,708
‫خوش اومدید، از این طرف.

181
00:18:17,875 --> 00:18:19,208
‫خوش اومدید.

182
00:18:20,833 --> 00:18:22,625
‫می‌شه باز کنید؟

183
00:18:32,833 --> 00:18:35,208
‫با برنامۀ بوکاگوانگا در خدمت شما هستیم.

184
00:18:35,291 --> 00:18:38,458
‫خبر داغی داریم که باورتون هم نمی‌شه.

185
00:18:38,541 --> 00:18:41,125
‫هیچ‌کس حتی به این مرد کمکی نکرد.

186
00:18:41,208 --> 00:18:43,541
‫توی آخرین ایستگاه قطار،
‫ایشون آخرین مسافر اونجا بود.

187
00:18:43,625 --> 00:18:44,666
‫امان از این سفیدهای آشغال.

188
00:18:44,750 --> 00:18:46,250
‫یک خانم نظافت‌چی ایشون رو پیدا کرد.

189
00:18:46,333 --> 00:18:49,541
‫که از هم‌وطنان خودمون هستند،
‫خانم رفوخیو دومینگز.

190
00:18:49,625 --> 00:18:50,750
‫سلام رفوخیو.

191
00:18:50,833 --> 00:18:53,166
‫- سلام.
‫- با ایشون ارتباط گرفتیم.

192
00:18:53,250 --> 00:18:56,166
‫افتخار صحبت با ایشون رو داریم.

193
00:18:56,250 --> 00:18:58,559
‫ممنون که دعوت ما رو قبول کردی.
‫ماجرا رو واسه‌مون تعریف کن.

194
00:18:58,583 --> 00:19:03,166
‫طبق معمول رفته بودم واگن قطار رو تمیز کنم،
‫ولی دیدم که داخلش خالی نیست.

195
00:19:03,250 --> 00:19:07,791
‫اولش با خودم گفتم حتماً آقا مسته،
‫چون از این اتفاقات پیش میاد.

196
00:19:07,875 --> 00:19:09,833
‫ولی بعدش ماهی رو کف زمین دیدم.

197
00:19:09,916 --> 00:19:11,875
‫همه‌شون مرده بودن...

198
00:19:11,958 --> 00:19:15,291
‫زودباش! آره! زودباش!
‫توجید کنید!

199
00:19:17,416 --> 00:19:18,416
‫اونجا نرید! من...

200
00:19:18,458 --> 00:19:21,250
‫- هفت، هشت...
‫- نباید برید اونجا!

201
00:19:40,708 --> 00:19:42,708
‫وایستا، وایستا، وایستا!

202
00:19:42,791 --> 00:19:45,541
‫سیلوریو، معذرت می‌خوام. ببخشید!

203
00:19:46,083 --> 00:19:47,500
‫سیلوریو، وایستا. وایستا.

204
00:19:57,000 --> 00:19:59,625
‫وایستید! وایستید! وایستید! وایستید!

205
00:19:59,708 --> 00:20:02,666
‫هماهنگ نیستید!

206
00:20:02,750 --> 00:20:05,583
‫- تانیا، گفتم سمت راست!
‫- کون لقت بابا! تو کی باشی؟

207
00:20:05,666 --> 00:20:09,000
‫تانیا، من همیشه با تو باید بحث کنم!

208
00:20:09,083 --> 00:20:12,250
‫همه سر جاهاشون قرار بگیرن.
‫پریسیلا، سر جات باش.

209
00:20:12,333 --> 00:20:14,833
‫پنج، شش، هفت، هشت.

210
00:20:15,333 --> 00:20:18,250
‫از این طرف.

211
00:20:20,000 --> 00:20:22,916
‫رسیدیم. دیگه تنهاتون می‌ذارم.

212
00:20:23,000 --> 00:20:24,375
‫- لطف دارید.
‫- وظیفه‌ست.

213
00:20:31,208 --> 00:20:32,750
‫یعنی دارم خواب می‌بینم؟

214
00:20:32,833 --> 00:20:34,916
‫سلام مارتا.

215
00:20:35,000 --> 00:20:37,416
‫سیلوریو گامای عزیزم.

216
00:20:37,500 --> 00:20:40,833
‫خیال می‌کردم توی افغانستان پات رفته
‫روی میدون مین و منفجر شدی.

217
00:20:40,916 --> 00:20:42,916
‫هنوز زنده‌ام. سالم و سرحالم.

218
00:20:43,000 --> 00:20:44,875
‫- چند وقت گذشته؟
‫- خیلی وقته.

219
00:20:44,958 --> 00:20:46,000
‫انگار صد سال گذشته.

220
00:20:46,083 --> 00:20:49,000
‫- شرمنده، خیلی...
‫- مشغله داشتی. می‌دونم.

221
00:20:49,083 --> 00:20:53,250
‫ولی می‌تونستی بین مستندهات
‫بیای به من سری بزنی.

222
00:20:53,333 --> 00:20:55,583
‫بیا بشین.

223
00:20:56,208 --> 00:20:58,541
‫- می‌خوای این رو بپوشی؟
‫- باید درش بیارم؟

224
00:20:58,625 --> 00:20:59,750
‫آره.

225
00:21:00,458 --> 00:21:02,708
‫لوئیس خیلی سعی کرد با نبودنت کنار بیاد.

226
00:21:03,208 --> 00:21:05,500
‫واسم شیش بطری پروسکو فرستاد.

227
00:21:05,583 --> 00:21:10,041
‫این‌جوری با زبان بی‌زبانی بهت تبریک می‌گه.

228
00:21:10,666 --> 00:21:12,875
‫هیچ‌وقت با اینکه تنهاش گذاشتی کنار نیومد.

229
00:21:12,958 --> 00:21:14,791
‫من که تنهاش نذاشتم.

230
00:21:14,875 --> 00:21:18,333
‫یک سال خواستم ازش جدا بشم،
‫که به بیست سال کشیده شد.

231
00:21:18,416 --> 00:21:21,416
‫از دست سانسورها فرار کردم،
‫حالا ببین به کجا رسیدیم.

232
00:21:21,500 --> 00:21:22,500
‫هوم...

233
00:21:22,583 --> 00:21:25,750
‫خیلی سعی کردم به عنوان خبر نگار مستقل
‫و بعد یک فیلم‌ساز،

234
00:21:25,833 --> 00:21:27,583
‫اسم و رسمی برای خودم دست و پا کنم.

235
00:21:27,666 --> 00:21:31,250
‫مادرم هنوز فکر می‌کنه
‫بدترین تصمیم عمرم بود.

236
00:21:34,375 --> 00:21:36,291
‫لوئیس هم می‌تونست بره.

237
00:21:36,375 --> 00:21:38,041
‫کسی که مجبورش نکرده بود.

238
00:21:38,125 --> 00:21:42,458
‫خب، یک‌بار از بی‌لیاقتی رئیس‌جمهور مکزیک،

239
00:21:42,541 --> 00:21:44,250
‫و مسئولانش انتقاد کرد،

240
00:21:44,791 --> 00:21:48,166
‫بعد مدیر شبکه با کلی دبدبه و کبکبه اومد،

241
00:21:48,250 --> 00:21:50,458
‫وسط برنامۀ زنده گیرش آورد،

242
00:21:50,541 --> 00:21:54,083
‫حتی نزدیک بود وسط صحنه
‫از تخم‌هاش آویزونش کنه.

243
00:21:54,166 --> 00:21:57,208
‫اینکه هنوز برنامه‌اش رو داره معجزه‌ست.

244
00:21:57,916 --> 00:21:59,875
‫هیچ قهرمانی توی این کانال وجود نداره.

245
00:22:00,375 --> 00:22:02,208
‫همه‌اش همون چرت و پرت‌های تکراریه.

246
00:22:02,708 --> 00:22:05,416
‫با این ترس که همینم از دست بدیم.

247
00:22:11,500 --> 00:22:12,583
‫تانیا؟

248
00:22:14,750 --> 00:22:15,750
‫چیه؟

249
00:22:18,250 --> 00:22:20,208
‫تانیا کریستل؟

250
00:22:22,958 --> 00:22:24,458
‫به چی نگاه می‌کنی؟

251
00:22:24,541 --> 00:22:25,625
‫شرمنده.

252
00:22:36,750 --> 00:22:37,958
‫شما رو می‌شناسم؟

253
00:22:39,083 --> 00:22:42,500
‫نه، ولی من می‌شناسم.
‫همیشه توی تلویزیون می‌دیدمت.

254
00:22:49,708 --> 00:22:51,000
‫پیش خودت چی فکر کردی؟

255
00:23:05,916 --> 00:23:08,291
‫دن سیلوریو گاما!

256
00:23:08,375 --> 00:23:11,291
‫- داداشم لوئیس اومده.
‫- کجا بودی کسکش؟

257
00:23:11,375 --> 00:23:12,458
‫سلام.

258
00:23:12,541 --> 00:23:13,625
‫خوش اومدی.

259
00:23:13,708 --> 00:23:16,250
‫بغل رو بده کسکش. اذیتش نکن مارتا.

260
00:23:16,333 --> 00:23:17,958
‫کارم تموم شد ولش می‌کنم.

261
00:23:18,041 --> 00:23:19,666
‫قیافه این با هیچ گریمی درست نمی‌شه.

262
00:23:21,250 --> 00:23:22,500
‫پنج دقیقه صبر کن حالا.

263
00:23:22,583 --> 00:23:24,625
‫- تکون نخور.
‫- چی کار می‌کنی؟

264
00:23:24,708 --> 00:23:29,250
‫- عالیه. توئیترم الآنه که منفجر بشه.
‫- بسه!

265
00:23:29,333 --> 00:23:30,833
‫انقدر آشغال نباش دیگه.

266
00:23:30,916 --> 00:23:31,916
‫ببینش توروخدا.

267
00:23:32,000 --> 00:23:35,291
‫هنوز ناراحته دستش رو
‫توی پوست گردو گذاشتم، نه؟

268
00:23:35,375 --> 00:23:36,583
‫حسابی کفری‌ام!

269
00:23:36,666 --> 00:23:40,541
‫من صاحب بهترین برنامۀ
‫گفتگو محور تلویزیونم باباجون.

270
00:23:40,625 --> 00:23:42,465
‫فقط هم بلدی با تولیدکننده‌های
‫یوتیوبی مصاحبه کنی.

271
00:23:44,375 --> 00:23:47,708
‫اونم خبر محسوب می‌شه دیگه، نه؟

272
00:23:47,791 --> 00:23:48,958
‫حاضره.

273
00:23:49,041 --> 00:23:50,500
‫بیا بغلم داداش.

274
00:23:52,500 --> 00:23:55,208
‫- دلتنگت بودم. کارمون از همین‌جا شروع شد.
‫- یادمه.

275
00:23:55,291 --> 00:23:57,791
‫- چند روز قراره بمونی؟ ها؟
‫- زیاد نیستم.

276
00:23:58,583 --> 00:24:01,041
‫نطق مراسمت رو آماده کردی؟

277
00:24:01,125 --> 00:24:02,125
‫نه.

278
00:24:02,208 --> 00:24:04,083
‫هوف، می‌دونستم.

279
00:24:05,750 --> 00:24:10,166
‫راستی، عاشق مستند آخرت شدم.
‫همون وقایع‌نگاری دروغین مشتی حقیقت.

280
00:24:10,250 --> 00:24:11,916
‫- عجب چیزی بود.
‫- خوشت اومد؟

281
00:24:12,000 --> 00:24:13,708
‫خیلی.

282
00:24:13,791 --> 00:24:18,208
‫ولی اونجا که با هرنان کورتس
‫سیگار کشیدی یه مقدار زیادی بود.

283
00:24:18,291 --> 00:24:22,166
‫از کجا می‌دونستی کورتس و خوان اسکوتیا
‫چی توی سرشون بود؟

284
00:24:22,250 --> 00:24:25,458
‫مگه آدم زنده واسه مصاحبه قطحی اومده بود؟

285
00:24:25,541 --> 00:24:30,333
‫- از الآن داری روی بعدی کار می‌کنی؟
‫- آره. البته وضعم که خوبه.

286
00:24:30,416 --> 00:24:32,958
‫باید کلی تحقیق کنم، کلی سفر برم.

287
00:24:33,041 --> 00:24:36,375
‫درک نمی‌کنم چطوری این همه وقت
‫صرف یک پروژه می‌کنی.

288
00:24:36,458 --> 00:24:39,708
‫دنیا هر هفته، هر روز،
‫با هر توئیت تغییر می‌کنه.

289
00:24:39,791 --> 00:24:41,833
‫- ده ثانیه.
‫- سوالات من کجاست؟

290
00:24:41,916 --> 00:24:44,916
‫- بهتون دادمش.
‫- سوالاتم دستم نیست.

291
00:24:45,000 --> 00:24:48,416
‫وایستید، آره. دارمش، آماده‌ایم.

292
00:24:48,500 --> 00:24:50,791
‫زود! زود!

293
00:24:50,875 --> 00:24:52,458
‫آروم باش.

294
00:24:55,583 --> 00:24:57,833
‫به قسمت دیگری از برنامۀ
‫«فرض کنیم» خوش اومدید.

295
00:24:57,916 --> 00:24:59,833
‫امروز برنامۀ ویژه‌ای واسه‌تون داریم.

296
00:24:59,916 --> 00:25:02,166
‫در اینجا دوست صمیمی بنده،

297
00:25:02,250 --> 00:25:04,958
‫و مجری سابق اخبار ساعت هشت،
‫سیلوریو گاما رو داریم.

298
00:25:05,041 --> 00:25:08,583
‫مستندساز مشهور و البته اولین مکزیکی،

299
00:25:08,666 --> 00:25:13,250
‫که موفق به کسب جایزۀ آلیتیا
‫اخلاق خبرنگاری شده،

300
00:25:13,333 --> 00:25:16,750
‫که این جایزه هر چهار سال یک‌بار
‫توسط انجمن خبرنگاران آمریکا اعطا می‌شه.

301
00:25:16,833 --> 00:25:22,250
‫چند روز دیگه قراره این جایزه
‫توی لس‌آنجلس بهت تقدیم بشه.

302
00:25:22,791 --> 00:25:28,125
‫حمایت‌های مالی این برنامه توسط
‫قهوۀ لوس مولینوس تأمین شده.

303
00:25:28,208 --> 00:25:29,458
‫هوم...

304
00:25:29,958 --> 00:25:31,041
‫خوش‌مزه‌ست.

305
00:25:31,125 --> 00:25:34,125
‫حالت چطوره؟ چه حسی داره برگشتی مکزیک؟

306
00:25:34,208 --> 00:25:38,000
‫نمی‌تونم تصور کنم چقدر مضطربی.
‫رقابت سنگینی سر این جایزه هست، درسته؟

307
00:25:42,541 --> 00:25:43,625
‫سیلوریو؟

308
00:25:44,583 --> 00:25:46,041
‫باهامون هستی؟

309
00:25:46,791 --> 00:25:48,333
‫می‌شه میکروفون رو بررسی کنید؟

310
00:25:48,416 --> 00:25:53,500
‫گمونم میکروفونش مشکلی داره.

311
00:25:53,583 --> 00:25:56,750
‫معذرت می‌خوام. برنامۀ زنده
‫چنین خطرات احتمالی هم داره دیگه.

312
00:25:56,833 --> 00:25:59,208
‫بذار رک سوالم رو بپرسم سیلوریو.

313
00:25:59,291 --> 00:26:02,583
‫به عقیدۀ برخی از همکاران ما،
‫لیبرال‌های آمریکایی با استفاده از...

314
00:26:02,666 --> 00:26:08,125
‫تو و این جایزه قصد دارن حملات افراطی
‫به کشور ما رو جبران کنند.

315
00:26:08,208 --> 00:26:09,916
‫تو از این مسئله اطلاعی داری؟

316
00:26:10,958 --> 00:26:13,083
‫فرض کنیم با دادن این جایزه به خودت،

317
00:26:13,166 --> 00:26:16,000
‫قصد دارن جامعۀ
‫غالباً مکزیکی رو راضی کنند...

318
00:26:18,333 --> 00:26:20,250
‫...اونم توی لس‌آنجلس!

319
00:26:21,333 --> 00:26:23,291
‫تمایل نداری درموردش صحبت کنی؟

320
00:26:24,041 --> 00:26:26,416
‫پس بریم سراغ مسائل شخصی‌ات.

321
00:26:26,500 --> 00:26:28,500
‫به قول سنت‌بوو بزرگ:

322
00:26:28,583 --> 00:26:32,041
‫زندگی شخصی آدم، اعمالش،
‫تصمیمات روزانه‌اش،

323
00:26:32,125 --> 00:26:34,291
‫و حتی غذایی که می‌خوره،
‫کارش رو توصیف می‌کنه.

324
00:26:35,333 --> 00:26:38,833
‫این واقعیت داره در کودکی از لقب
‫«سیاه‌زنگی» ناراحت می‌شدی؟

325
00:26:40,458 --> 00:26:45,000
‫که آیا مادر و مادربزرگت
‫از اینکه رنگ پوستت...

326
00:26:45,500 --> 00:26:47,708
‫تیره‌تر از معمول بوده خجالت می‌کشیدن؟

327
00:26:47,791 --> 00:26:50,541
‫که بیشتر بومی بودی تا سفید؟

328
00:26:52,166 --> 00:26:54,375
‫چنین اهانتی واقعیت داره؟

329
00:26:54,458 --> 00:26:56,083
‫مسئلۀ خانوادگی بود دیگه، درسته؟

330
00:26:56,916 --> 00:26:57,958
‫جناب...

331
00:26:58,458 --> 00:27:02,791
‫آلخاندرو براوو در اینستاگرام به ما گفته...
‫دوست‌دختر اولت رو یادته؟

332
00:27:02,875 --> 00:27:06,458
‫که توی شونزده سالگی فرار کردین
‫تا ماجراجویی بزرگی رقم بزنید،

333
00:27:06,541 --> 00:27:09,625
‫ولی حاضر نشدی شورتت رو در بیاری!

334
00:27:12,166 --> 00:27:15,750
‫چون از خشم خدا می‌ترسیدی، از جهنم...

335
00:27:15,833 --> 00:27:17,250
‫پیش خودت چی فکر می‌کردی؟

336
00:27:17,333 --> 00:27:22,583
‫که باکره بری سر محراب ازدواج؟

337
00:27:22,666 --> 00:27:25,666
‫سیلوریو گامای کبیر
‫کارمند تیره‌پوست کارواش بود،

338
00:27:25,750 --> 00:27:28,791
‫یک گویندۀ رادیوی دوهزاری بود.

339
00:27:28,875 --> 00:27:31,125
‫ولی امروز مدرک افتخاری
‫دانشگاه ملی مکزیک رو داره.

340
00:27:31,208 --> 00:27:34,416
‫ایشون مقام شوالیه هنر فرانسه رو دارن،
‫ولی حتی دانشکده رو تموم نکرده.

341
00:27:37,666 --> 00:27:40,083
‫طرف یک آشغال حق به جانبه،

342
00:27:40,166 --> 00:27:45,708
‫که وظیفۀ خودش می‌دونه بدبختی
‫و فقر جامعۀ طردشده رو به تصویر بکشه،

343
00:27:45,791 --> 00:27:48,375
‫ولی بازم رفیق صمیمی صاحب این برنامه‌ست.

344
00:27:48,458 --> 00:27:51,500
‫و همچنین خانواده‌اش از باشگاه
‫فوتبال آمریکا حمایت می‌کنه.

345
00:27:59,750 --> 00:28:03,125
‫«سگ نگهبان حقیقت» حالش چطوره؟

346
00:28:04,666 --> 00:28:07,208
‫سال‌ها برای نظام سرمایه‌داری
‫تبلیغات تلویزیونی درست کردی،

347
00:28:07,291 --> 00:28:08,811
‫ولی چشم رو هم گذاشتی و هنرمند شدی.

348
00:28:15,166 --> 00:28:18,041
‫گمونم دوستمون خوشش نمیاد صحبت کنه.

349
00:28:18,125 --> 00:28:20,958
‫صرفاً سخنی به خردمند کافیه.

350
00:28:26,666 --> 00:28:27,916
‫حرف نداری سیلوریو.

351
00:28:28,000 --> 00:28:31,375
‫با کمال میل واسه سفیدها
‫و بقیه دام پهن می‌کنی،

352
00:28:31,458 --> 00:28:33,541
‫ولی اینجا موش زبونت رو می‌خوره.

353
00:28:36,041 --> 00:28:37,666
‫مایۀ خجالتی.

354
00:28:38,166 --> 00:28:40,750
‫بریم تبلیغات بازرگانی کوتاهی ببینیم.
‫زود برمی‌گردیم.

355
00:29:25,750 --> 00:29:27,000
‫سیلوریو.

356
00:29:32,583 --> 00:29:33,833
‫صدام رو می‌شنوی؟

357
00:29:40,125 --> 00:29:43,083
‫دستم بند بود.

358
00:29:43,166 --> 00:29:44,541
‫کجایی؟

359
00:29:45,333 --> 00:29:50,083
‫می‌خواستم مصاحبه‌ای با هالبروک ترتیب بدم.

360
00:29:51,208 --> 00:29:52,708
‫حس می‌کنم صدام رو می‌شنوی.

361
00:29:53,750 --> 00:29:55,750
‫می‌شنوم لوسیا.

362
00:30:16,708 --> 00:30:18,208
‫پس اینجایی.

363
00:30:18,291 --> 00:30:20,125
‫- کجا رفته بودی؟
‫- نمی‌دونم.

364
00:30:20,208 --> 00:30:22,666
‫- یعنی چی که نمی‌دونی؟
‫- داشتم چرخ می‌زدم.

365
00:30:22,750 --> 00:30:24,833
‫چرا واسه مصاحبه‌ات با لوئیس نرفتی؟

366
00:30:25,458 --> 00:30:26,875
‫می‌خوری واست بریزم؟

367
00:30:28,166 --> 00:30:30,708
‫تهیه‌کننده‌های «فرض کنیم»
‫فقط داشتن تماس می‌گرفتن.

368
00:30:30,791 --> 00:30:32,083
‫آها.

369
00:30:32,166 --> 00:30:34,541
‫- نمی‌دونستم چی جواب بدم.
‫- خودم بعداً بهشون زنگ می‌زنم.

370
00:30:34,625 --> 00:30:37,000
‫لوئیس کل روز داشت تماس می‌گرفت.
‫حسابی کفری شده بود.

371
00:30:37,083 --> 00:30:39,875
‫می‌گفت کل هفته داشتن
‫وعدۀ این برنامه رو می‌دادن.

372
00:30:39,958 --> 00:30:41,916
‫خودت قبول کردی. من که نمی‌خواستم برم.

373
00:30:42,000 --> 00:30:44,208
‫پس حالا شد تقصیر من.

374
00:30:49,125 --> 00:30:53,250
‫ترسیدم مسخره‌ام کنن،
‫جلوی جمع تحقیرم کنن.

375
00:30:53,333 --> 00:30:54,833
‫چرا چنین کاری کنن؟

376
00:30:56,625 --> 00:30:59,000
‫چون کل این قضیه مسخره‌ست.

377
00:30:59,083 --> 00:31:00,625
‫چی رو می‌گی؟

378
00:31:02,000 --> 00:31:05,791
‫که من واسه خودم می‌چرخم و دنبال
‫تأییدیه افرادی هستم که ازم متنفرن.

379
00:31:08,416 --> 00:31:13,125
‫کارهای من از روی بی‌فکریه، به امید اینکه
‫به چیزی که می‌خوام برسم. و وقتی می‌رسم...

380
00:31:13,208 --> 00:31:14,541
‫ازش متنفر می‌شم.

381
00:31:15,708 --> 00:31:19,000
‫حتی از بابت اینکه می‌خواستمش
‫حس خجالت بهم دست می‌ده.

382
00:31:19,083 --> 00:31:21,416
‫چی داری می‌گی؟

383
00:31:21,916 --> 00:31:23,708
‫کل عمرم خودم رو قانع می‌کردم،

384
00:31:23,791 --> 00:31:27,666
‫که کار من اهمیت داره،
‫که ارزش شناخته شدن داره.

385
00:31:28,583 --> 00:31:30,875
‫ولی وقتی بهش می‌رسم،
‫حس می‌کنم هیچی نیستم.

386
00:31:31,375 --> 00:31:33,541
‫تنها احساسی که دارم اینه که
‫لیاقتش رو ندارم.

387
00:31:33,625 --> 00:31:36,833
‫- معلومه که لیاقتش رو داری.
‫- لیاقت چی رو دارم؟ همه‌اش تکبر کاذبه.

388
00:31:36,916 --> 00:31:40,708
‫کمبود تواضعت تکبر کاذبه سیلوریو.
‫همیشه کارت همینه.

389
00:31:41,208 --> 00:31:43,291
‫همیشه بعد اتمام کارت قایم می‌شی،

390
00:31:43,375 --> 00:31:45,333
‫و وقتی اثرت رو نشون می‌دی،
‫بابتش شهرت کسب می‌کنی،

391
00:31:45,416 --> 00:31:48,708
‫اوقات‌تلخی می‌کنی، کم میاری،
‫افسرده می‌شی، ادای قربانی در میاری.

392
00:31:48,791 --> 00:31:50,875
‫- می‌دونم.
‫- دیگه خسته شدم سیلوریو.

393
00:31:50,958 --> 00:31:53,517
‫دلم می‌خواست چیزهای زیادی رو تغییر بدم،
‫ولی در توانم نیست.

394
00:31:53,541 --> 00:31:54,791
‫باور کن خیلی تلاش کردم.

395
00:31:54,875 --> 00:31:56,916
‫این سندرم متقلبی که داری رقت‌انگیزه.

396
00:31:57,000 --> 00:31:59,041
‫حداقل می‌تونستی زنگ بزنی خبر بدی.

397
00:31:59,125 --> 00:32:01,184
‫نظر لوئیس و بقیه هم همینه.

398
00:32:01,208 --> 00:32:02,875
‫- همه‌شون می‌دونن.
‫- تو دیوانه‌ای.

399
00:32:02,958 --> 00:32:07,708
‫ناچاراً تبدیل به چیزی می‌شی
‫که فکر می‌کنی بقیه تصورت می‌کنن.

400
00:32:08,250 --> 00:32:11,333
‫بقیه فقط ناهنجاری‌های
‫زندگی ما واسه‌شون جذابه.

401
00:32:11,416 --> 00:32:14,041
‫در غیر این صورت هیچ‌کدوم از
‫کارهایی که می‌کنیم واسه‌شون مهم نیست.

402
00:32:15,083 --> 00:32:17,375
‫تازه این رو فهمیدی؟

403
00:32:17,458 --> 00:32:20,125
‫نرفتنت تصمیم بدتری بود.
‫لوئیس داره توی اینترنت آبروت رو می‌بره.

404
00:32:20,208 --> 00:32:23,250
‫الآن فقط حضار بهت نمی‌خندن،
‫میلیون‌ها کاربر دارن بهت می‌خندن.

405
00:32:23,333 --> 00:32:24,541
‫ببین چی منتشر کرده.

406
00:32:26,666 --> 00:32:28,166
‫از من به شما نصیحت،

407
00:32:28,250 --> 00:32:31,333
‫زندگی چیزی بیش از
‫مجموعه تصاویر احمقانه نیست.

408
00:32:31,416 --> 00:32:33,666
‫از شهرتی که به هر قیمتی صاحب بشیم.

409
00:32:33,750 --> 00:32:36,166
‫تکرار لحظات مکرر ریدن و...

410
00:32:36,250 --> 00:32:39,291
‫تمیز کردن کون خودمون
‫و مسخره شدنمون.

411
00:32:39,375 --> 00:32:40,375
‫بس کن.

412
00:32:41,333 --> 00:32:43,791
‫- چی رو؟
‫- نمی‌بینم بخندی.

413
00:32:43,875 --> 00:32:45,155
‫از اینکه نمی‌خندم ناراحتی؟

414
00:32:45,208 --> 00:32:47,666
‫- آره، تمومش کن.
‫- باشه، تموم می‌کنم.

415
00:33:00,291 --> 00:33:01,416
‫آخ.

416
00:33:08,250 --> 00:33:11,291
‫دیر یا زود باید باهاش تماس بگیری.

417
00:33:11,375 --> 00:33:13,666
‫می‌دونم.

418
00:33:13,750 --> 00:33:16,375
‫با چه رویی وسط برنامه زنده ولش کردی؟

419
00:33:18,500 --> 00:33:19,958
‫من دارم می‌رم اورواپان.

420
00:33:20,041 --> 00:33:21,083
‫کِی؟

421
00:33:21,166 --> 00:33:23,250
‫بهت که گفتم. فردا می‌رم.

422
00:33:23,333 --> 00:33:27,041
‫نمایشگاه بزرگی قراره برگزار بشه،
‫نمی‌خوام لوسرو تنها بره.

423
00:33:27,125 --> 00:33:28,666
‫خیلی وقته می‌رم اونجا.

424
00:33:41,250 --> 00:33:43,250
‫خب؟

425
00:33:45,333 --> 00:33:48,250
‫پس باید حتماً امروز باشه.

426
00:33:48,333 --> 00:33:49,750
‫مگه چارۀ دیگه‌ای هم داریم؟

427
00:34:30,500 --> 00:34:31,500
‫لوسیا؟

428
00:34:51,083 --> 00:34:53,041
‫پیدات کردم.

429
00:34:56,541 --> 00:34:57,583
‫لوسیا؟

430
00:36:17,750 --> 00:36:18,791
‫هوم...

431
00:36:25,000 --> 00:36:26,708
‫باهام ازدواج می‌کنی؟

432
00:36:38,041 --> 00:36:40,250
‫آخ!

433
00:36:59,791 --> 00:37:00,916
‫لوسیا؟

434
00:37:02,291 --> 00:37:04,916
‫لوسیا؟

435
00:37:06,583 --> 00:37:09,291
‫لوسیا؟

436
00:37:51,166 --> 00:37:52,250
‫بابا...

437
00:37:53,875 --> 00:37:55,125
‫بابا.

438
00:37:55,791 --> 00:37:57,000
‫لورنزو؟

439
00:37:58,833 --> 00:37:59,958
‫ساعت چنده؟

440
00:38:00,750 --> 00:38:03,791
‫دیروقته... صبح زوده. نمی‌دونم.

441
00:38:03,875 --> 00:38:05,916
‫لازم نیست فعلاً بیدار بشی.

442
00:38:06,958 --> 00:38:10,083
‫- داشتم خواب خوبی می‌دیدم.
‫- خواب چی دیدی؟

443
00:38:10,166 --> 00:38:13,833
‫اطراف آپارتمان دنبال مامان کرده بودی.

444
00:38:13,916 --> 00:38:15,666
‫جفتتون داشتید می‌خندیدید.

445
00:38:15,750 --> 00:38:18,125
‫مامان سینه‌هاش رو بیرون انداخته بود.

446
00:38:18,208 --> 00:38:19,833
‫ما رو دیدی؟

447
00:38:19,916 --> 00:38:22,041
‫نه، خوابتون رو دیدم.

448
00:38:24,000 --> 00:38:25,541
‫ولی...

449
00:38:25,625 --> 00:38:27,791
‫بعدش کابوس دیدم.

450
00:38:27,875 --> 00:38:28,875
‫آها.

451
00:38:29,583 --> 00:38:33,791
‫یه لوله پلاستیک شفافی...

452
00:38:34,333 --> 00:38:37,666
‫توی دهنم بود که داشت
‫هوایی وارد بدنم می‌کرد.

453
00:38:37,750 --> 00:38:39,416
‫بعد عین بادکنک باد کردم.

454
00:38:41,083 --> 00:38:42,375
‫نمی‌تونستم نفس بکشم.

455
00:38:42,458 --> 00:38:45,041
‫جلوی گلوم رو گرفته بود.

456
00:38:45,583 --> 00:38:50,416
‫واسه همین... با دست‌هام جداش کردم.

457
00:38:50,500 --> 00:38:53,333
‫آروم‌تر بگو. خواهرت بیدار می‌شه.

458
00:38:54,375 --> 00:38:56,333
‫بیدار نمی‌شه.

459
00:38:56,416 --> 00:38:58,750
‫اونم مثل من خوابه.

460
00:38:58,833 --> 00:39:00,625
‫نه.

461
00:39:00,708 --> 00:39:05,833
‫یه سری آدم داشتن ما رو
‫از پنجره نگاه می‌کردن،

462
00:39:05,916 --> 00:39:07,875
‫ولی حرفی نمی‌زدن.

463
00:39:08,375 --> 00:39:11,583
‫- برادرم متئو هم اونجا بود.
‫- آها.

464
00:39:11,666 --> 00:39:15,958
‫بعدش که رفتن تو روی تختم نشستی،

465
00:39:16,625 --> 00:39:21,583
‫و خیلی ناراحت نگاهم کردی.

466
00:39:22,375 --> 00:39:26,375
‫مثل همین الآن که نگاهم می‌کنی.
‫داشتم خواب همین رو می‌دیدم.

467
00:39:26,458 --> 00:39:28,916
‫تو هم خوابی.

468
00:39:29,000 --> 00:39:33,041
‫- ولی الآن بیداری.
‫- نه، دارم خوابت رو می‌بینم.

469
00:39:33,125 --> 00:39:37,583
‫- نمی‌شه که خواب خواب‌دیدن رو ببینی.
‫- می‌شه.

470
00:39:37,666 --> 00:39:39,625
‫- نه.
‫- چرا، می‌شه.

471
00:39:39,708 --> 00:39:42,166
‫درد داره؟

472
00:39:42,250 --> 00:39:43,875
‫- نه.
‫- جدی؟

473
00:39:43,958 --> 00:39:44,958
‫الآن چی؟

474
00:39:45,041 --> 00:39:47,333
‫- نداره.
‫- الآن چی؟

475
00:39:47,416 --> 00:39:50,041
‫نداره، چون دارم خواب می‌بینم.

476
00:39:50,583 --> 00:39:52,125
‫پس بیا یه کاری بکنیم.

477
00:39:52,208 --> 00:39:58,791
‫یه تار موت رو جدا می‌کنم و
‫می‌ذارمش روی میز کنار تخت.

478
00:39:58,875 --> 00:40:03,791
‫اگه فردا دیدی اینجا بود،
‫یعنی داشتی خواب می‌دیدی. خوبه؟

479
00:40:07,166 --> 00:40:08,875
‫بیا اینجا.

480
00:40:19,458 --> 00:40:21,333
‫شب بخیر.

481
00:40:25,000 --> 00:40:27,208
‫بابا؟

482
00:40:27,291 --> 00:40:28,291
‫ها؟

483
00:40:28,333 --> 00:40:29,625
‫پاکو مریضه.

484
00:40:32,750 --> 00:40:34,000
‫تو از کجا می‌دونی؟

485
00:40:34,500 --> 00:40:36,125
‫کرم داره.

486
00:40:37,666 --> 00:40:39,083
‫ظاهراً که حالش خوبه.

487
00:40:41,000 --> 00:40:42,958
‫- بابا؟
‫- بله؟

488
00:40:43,041 --> 00:40:45,000
‫چرا اسمش رو گذاشتن لس‌آنجلس؟

489
00:40:45,083 --> 00:40:46,291
‫نمی‌دونم.

490
00:40:46,375 --> 00:40:48,625
‫مگه فرشته‌ای توی لس‌‌آنجلس هست؟

491
00:40:48,708 --> 00:40:51,166
‫شاید باشه. دیگه بخواب.

492
00:40:52,125 --> 00:40:53,791
‫- بابا؟
‫- بله؟

493
00:40:54,291 --> 00:40:56,125
‫نمی‌خوام بذارمشون اینجا.

494
00:40:56,208 --> 00:40:59,250
‫- کی رو می‌گی؟
‫- پاکو، گیدو و ارنستو.

495
00:41:00,041 --> 00:41:01,750
‫می‌خوام با خودم ببرمشون.

496
00:41:02,291 --> 00:41:05,458
‫فردا درموردش صحبت می‌کنیم،
‫الآن وقت خوابه.

497
00:41:24,291 --> 00:41:25,750
‫کجایی؟

498
00:41:27,625 --> 00:41:30,125
‫- در رو نبسته بودی.
‫- مهم نیست.

499
00:41:32,125 --> 00:41:33,583
‫صدام رو نمی‌شنون.

500
00:42:15,625 --> 00:42:16,705
‫چی کار می‌کنی؟

501
00:42:23,000 --> 00:42:24,791
‫برگشته.

502
00:42:26,875 --> 00:42:28,041
‫دوباره؟

503
00:42:34,208 --> 00:42:36,083
‫هلش بده برگرده داخل.

504
00:42:45,291 --> 00:42:48,250
‫- چی شده؟
‫- نمی‌خواد بره داخل.

505
00:42:49,250 --> 00:42:50,500
‫وایستا.

506
00:43:08,000 --> 00:43:09,625
‫هی برمی‌گرده بیرون.

507
00:43:09,708 --> 00:43:11,916
‫گمونم این بار می‌خواد چیزی بهمون بگه.

508
00:43:12,000 --> 00:43:14,291
‫بچه‌ست. چی می‌خواد بگه؟

509
00:43:14,375 --> 00:43:16,916
‫- می‌خواد ما رو مقصر بدونه.
‫- واسه چی؟

510
00:43:17,000 --> 00:43:19,458
‫واسه فاصله‌ای که بینمون افتاده.

511
00:43:19,541 --> 00:43:21,666
‫واسه خودخواهی من.

512
00:43:22,166 --> 00:43:25,333
‫یادته شب قبلش چقدر خراب کردم؟

513
00:43:25,416 --> 00:43:27,125
‫واسه همین از دستش دادیم.

514
00:43:27,208 --> 00:43:28,750
‫از دستش ندادیم.

515
00:43:28,833 --> 00:43:29,958
‫خودش انتخاب کرد بیرون نیاد.

516
00:43:30,041 --> 00:43:31,166
‫اوهوم.

517
00:43:33,583 --> 00:43:37,375
‫لورنزو بهم گفت متئو رو توی خواب دیده.

518
00:43:38,333 --> 00:43:41,041
‫اگه لورنزو یک سال بعدش به دنیا اومده،
‫پس چطوری خوابش رو دیده؟

519
00:43:41,125 --> 00:43:43,333
‫مهم نیست، بازم یادشونه.

520
00:43:44,000 --> 00:43:46,708
‫به بچه‌ها می‌گفتیم متئو اینجا نیست،

521
00:43:46,791 --> 00:43:50,000
‫چون داره توی بهشت با
‫بال‌هاش پرواز می‌کنه.

522
00:43:50,541 --> 00:43:51,708
‫یادته؟

523
00:43:52,583 --> 00:43:55,125
‫متئو الآن توی ذهنمونه.

524
00:43:55,708 --> 00:43:57,083
‫آدم واقعی نیست.

525
00:44:00,083 --> 00:44:01,875
‫آدم‌ها میان و می‌رن.

526
00:44:03,208 --> 00:44:06,708
‫تصورات ذهنی آدمه که ماندگارن.

527
00:44:09,541 --> 00:44:11,583
‫- قیافه‌اش رو یادم نیست.
‫- هوم...

528
00:44:11,666 --> 00:44:15,083
‫چطوری بچۀ آدم تبدیل به خاطره‌ای مبهم می‌شه؟

529
00:44:17,541 --> 00:44:19,125
‫به من که چنین فرصتی نداد.

530
00:44:19,625 --> 00:44:20,958
‫فرصت چی؟

531
00:44:21,041 --> 00:44:23,000
‫مطمئنم می‌تونم پدر خوبی باشم.

532
00:44:25,000 --> 00:44:26,208
‫طفلکی من.

533
00:44:27,750 --> 00:44:31,375
‫اگه منم قیافۀ تو رو می‌دیدم،
‫دلم می‌خواست برگردم داخل مامانم.

534
00:44:32,750 --> 00:44:34,708
‫لابد وقتی دیدت وحشت کرده بود.

535
00:44:34,791 --> 00:44:37,250
‫بی‌چاره لورنزو و کامیلا که چاره‌ای نداشتن.

536
00:44:37,333 --> 00:44:39,833
‫هر روز مجبورن ریخت من رو تحمل کنن.

537
00:44:46,458 --> 00:44:49,250
‫باید بی‌خیال متئو بشیم.

538
00:45:00,041 --> 00:45:02,083
‫می‌تونیم با بردنش از این اتاق شروع کنیم.

539
00:45:02,166 --> 00:45:03,166
‫اوهوم.

540
00:45:07,625 --> 00:45:09,875
‫باید جای مناسبی واسش پیدا کنیم.

541
00:45:11,125 --> 00:45:12,791
‫جایی که توش آروم باشه.

542
00:45:36,375 --> 00:45:38,291
‫بلند شو سیلوریو.

543
00:45:39,541 --> 00:45:41,333
‫دارم صبحونه درست می‌کنم.

544
00:45:47,125 --> 00:45:48,885
‫کی داره میاد؟

545
00:45:49,791 --> 00:45:51,166
‫بله؟ بیا بالا.

546
00:45:51,791 --> 00:45:53,309
‫- میگل اومده.
‫- میگل کیه؟

547
00:45:53,333 --> 00:45:55,083
‫آرایشگره. قبلاً اومده اینجا.

548
00:45:55,166 --> 00:45:57,416
‫- انقدر زود؟
‫- ساعت هفت قراره بیان دنبالمون.

549
00:45:57,500 --> 00:46:00,416
‫الآن که ساعت ده صبحه.
‫نُه ساعت آرایشت طول می‌کشه؟

550
00:46:00,500 --> 00:46:03,125
‫آره، واسه خودته. باید از خداتم باشه.

551
00:46:04,333 --> 00:46:09,166
‫بد نبود قبل اینکه مشغول به
‫هرکاری بشید در رو ببندید.

552
00:46:09,250 --> 00:46:11,250
‫صبح بخیر لورنزو. خوب خوابیدی؟

553
00:46:11,333 --> 00:46:13,166
‫به زور روی تخت جا شدم.

554
00:46:13,250 --> 00:46:15,290
‫دارم تخم‌مرغ درست می‌کنم، می‌خوری؟

555
00:46:15,333 --> 00:46:16,416
‫نه، نمی‌خورم.

556
00:46:16,500 --> 00:46:18,750
‫- سیلوریو؟ تخم‌مرغ؟
‫- هوم؟

557
00:46:21,541 --> 00:46:22,666
‫کی اومده؟

558
00:46:22,750 --> 00:46:23,916
‫میگل.

559
00:46:24,000 --> 00:46:25,958
‫- میگل کیه؟
‫- آرایشگره.

560
00:46:29,625 --> 00:46:30,708
‫سلام.

561
00:46:32,500 --> 00:46:35,333
‫برو توی پذیرایی. الآن میام اونجا.

562
00:46:36,625 --> 00:46:39,333
‫امروز مهمانی اتحادیۀ خبرنگارانه.

563
00:46:39,416 --> 00:46:41,456
‫- فکر می‌کردم فرداست.
‫- نه، امروزه.

564
00:46:43,125 --> 00:46:45,916
‫مرسی که به میگل خوش‌آمد گفتین.

565
00:46:48,625 --> 00:46:51,541
‫راستی، نظر تو چیه؟

566
00:46:54,083 --> 00:46:56,541
‫- درمورد چی؟
‫- محله‌مون. همین ناروارته.

567
00:46:56,625 --> 00:47:01,375
‫مارتین می‌خواد شروع کنیم از جایی که من
‫توش بزرگ شدم عکس و فیلم بگیریم.

568
00:47:01,875 --> 00:47:04,125
‫ایدۀ جالبیه، ولی موسیقی استفاده نکن.

569
00:47:05,250 --> 00:47:06,250
‫حوصله‌سربره.

570
00:47:06,333 --> 00:47:07,500
‫چرا؟

571
00:47:07,583 --> 00:47:09,291
‫بابا، کی ریشه‌های تو واسه‌اش مهمه؟

572
00:47:09,375 --> 00:47:11,000
‫همه می‌دونن ما از یه جایی اومدیم.

573
00:47:11,083 --> 00:47:13,323
‫هر کسی نمی‌دونه من از کجا اومده‌ام.

574
00:47:14,291 --> 00:47:19,125
‫ولی راست می‌گی. خودم واسم مهم نیست،
‫چرا برای بقیه باشه؟

575
00:47:19,208 --> 00:47:22,208
‫می‌خوای بریم فیلم ببینیم؟

576
00:47:22,291 --> 00:47:25,000
‫فی... فیل ببینیم.

577
00:47:25,083 --> 00:47:27,166
‫- نظرت درمورد این چیه؟
‫- نه!

578
00:47:27,250 --> 00:47:29,375
‫کیه؟ منم؟

579
00:47:29,458 --> 00:47:31,642
‫نه، این رو استفاده نکن.

580
00:47:31,666 --> 00:47:32,958
‫خیلی آبروبره.

581
00:47:33,041 --> 00:47:34,333
‫اجازه نمی‌دم.

582
00:47:36,375 --> 00:47:39,125
‫از کجا پیداش کردی؟
‫خیلی سال بود نشنیده بودمش.

583
00:47:39,208 --> 00:47:42,458
‫- توی راه خوزه‌اوزتا گرفته بودیمش.
‫- بسه مامان.

584
00:47:42,541 --> 00:47:46,583
‫من و بابات از بچگیت همه‌چی رو ضبط می‌کردیم.
‫تقریباً تا کی؟ دوازده سال؟

585
00:47:46,666 --> 00:47:48,750
‫هر سفری که می‌رفتیم صدا رو ضبط می‌کردیم.

586
00:47:48,833 --> 00:47:50,500
‫حتی صدای گوزمون هم ضبط می‌کردیم.

587
00:47:50,583 --> 00:47:53,041
‫وایستا، اینجا رو گوش کن.

588
00:47:53,125 --> 00:47:54,208
‫این مال ژاپنه؟

589
00:47:54,291 --> 00:47:55,833
‫محشره.

590
00:47:55,916 --> 00:47:58,642
‫- خواهشاً این رو استفاده نکن.
‫- چرا نکنم؟

591
00:47:58,666 --> 00:48:00,375
‫موسیقی متن زندگی خودمونه.

592
00:48:00,458 --> 00:48:03,291
‫خدایا، برو یه دوش بگیر.
‫کامیلا ساعت چند میاد؟

593
00:48:03,375 --> 00:48:05,791
‫بعد ناهار می‌رسه.
‫وقتی فرود اومد بهم زنگ می‌زنه.

594
00:48:07,500 --> 00:48:09,083
‫چیلاکی‌تون حاضره.

595
00:48:09,625 --> 00:48:12,250
‫باید غذا بخوری سیلوریو.
‫امروز کلی کار داری.

596
00:48:13,708 --> 00:48:14,833
‫تخم‌مرغ نداشتیم.

597
00:48:15,708 --> 00:48:18,500
‫- می‌رم پیش میگل. زود میام.
‫- تخم‌مرغ نداریم؟

598
00:48:25,958 --> 00:48:27,208
‫این دیگه چیه؟

599
00:48:27,291 --> 00:48:30,708
‫یکی از عجیب‌ترین و احساسی‌ترین
‫مستندهای منه.

600
00:48:30,791 --> 00:48:33,333
‫مردم پناهنده‌ای که توی کاروان
‫داشتن به سمت مرز آمریکا می‌رفتن،

601
00:48:33,416 --> 00:48:37,125
‫حوالی «کرو د لا پیه‌درا»
‫توقف کردن تا دعا کنن.

602
00:48:37,208 --> 00:48:39,833
‫که «بانوی سن خوان د لس لاگوس ما» ظاهر شد.

603
00:48:39,916 --> 00:48:43,166
‫عدۀ زیادی اونجا بودن،
‫ولی هیچ‌وقت به مرز نرسیدن.

604
00:48:43,250 --> 00:48:44,833
‫وقتی سعی کردیم پیداشون کنیم،

605
00:48:45,958 --> 00:48:49,166
‫فقط لباس‌ها و بخشی از
‫متعلقاتشون مونده بود.

606
00:48:49,250 --> 00:48:51,125
‫اثری از جناره‌هاشون نبود.

607
00:48:51,625 --> 00:48:52,750
‫بعضی‌ها بهمون می‌گفتن،

608
00:48:52,833 --> 00:48:55,791
‫که بانوی سن خوان د لس لاگوس ما
‫اون‌ها رو با خودش برده.

609
00:48:56,291 --> 00:48:59,625
‫شاید صرفاً پاسخی به این حجم
‫از ایمان و ناامیدی بود.

610
00:49:00,500 --> 00:49:02,333
‫- تو باورت شد؟
‫- نه.

611
00:49:02,833 --> 00:49:05,250
‫من تا چیزی رو نبینم باورم نمی‌شه.

612
00:49:05,333 --> 00:49:07,916
‫ولی مستندسازها نباید چیزی رو
‫باور کنن یا باور نکنن.

613
00:49:08,000 --> 00:49:11,500
‫فقط باید بدونن کجا رو نگاه کنن،
‫و روی کجا تمرکز کنن.

614
00:49:11,583 --> 00:49:15,375
‫و بعضی از این افراد داستان‌های
‫خارق‌العاده‌ای جلوی دوربین گفتن.

615
00:49:16,083 --> 00:49:19,500
‫- می‌خوای توی ویدیوت استفاده کنی؟
‫- آره، گمونم بکنم.

616
00:49:20,000 --> 00:49:21,000
‫چرا؟

617
00:49:21,708 --> 00:49:25,250
‫چون بخشی از ماهیت ما رو شامل می‌شه،
‫از کشوری پر از مهاجر.

618
00:49:25,333 --> 00:49:28,250
‫این افراد کلی فداکاری می‌کنن
‫و از خیلی چیزها می‌گذرن،

619
00:49:28,333 --> 00:49:29,666
‫چون اینجا هیچی نیستن.

620
00:49:29,750 --> 00:49:31,500
‫دنبال جای بهتری می‌گردن.

621
00:49:32,125 --> 00:49:34,958
‫جای بهتر یعنی تمیز کردن
‫مستراح‌های مسافرخونه‌ها؟

622
00:49:35,041 --> 00:49:37,291
‫آره، برای خیلی‌هاشون این بهتره.

623
00:49:37,791 --> 00:49:40,291
‫نه، چون دلشون می‌خواد از اینجا می‌رن.
‫مثل ما که رفتیم.

624
00:49:40,375 --> 00:49:41,458
‫نه، این دو تا فرق دارن.

625
00:49:41,541 --> 00:49:43,341
‫چرا فرق دارن؟ ما هم از همه‌چیزمون گذشتیم.

626
00:49:43,375 --> 00:49:45,333
‫آره، ولی اون‌ها چارۀ دیگه‌ای نداشتن.

627
00:49:45,416 --> 00:49:46,916
‫از اینجا رفتن چون فرصت شغلی نبود.

628
00:49:47,000 --> 00:49:49,041
‫چون اینجا کشته می‌شدن،
‫ازشون اخاذی می‌شد.

629
00:49:49,125 --> 00:49:52,916
‫ما چیزی کم و کسر نداشتیم.
‫ما مهاجران درجه یک بودیم.

630
00:49:55,625 --> 00:49:57,000
‫درک نمی‌کنم.

631
00:49:57,083 --> 00:49:58,208
‫چی رو؟

632
00:49:58,291 --> 00:50:00,166
‫چطوری این نشون دهندۀ توئه؟

633
00:50:00,250 --> 00:50:02,666
‫اگه نمی‌دونی اون‌ها کی هستن
‫یا چطوری زندگی می‌کنن،

634
00:50:02,750 --> 00:50:05,333
‫چرا با استفاده از این افراد
‫می‌خوای زندگیت رو نشون بدی؟

635
00:50:05,416 --> 00:50:07,791
‫ازشون فیلم‌برداری می‌کنی، مصاحبه می‌کنی،

636
00:50:07,875 --> 00:50:11,416
‫به واسطۀ اون‌ها پول در میاری،
‫ولی اصلاً نمی‌شناسیشون.

637
00:50:11,500 --> 00:50:13,958
‫کی تو رو استاد این مسائل کرده؟

638
00:50:14,041 --> 00:50:15,041
‫چی؟

639
00:50:15,125 --> 00:50:18,416
‫کلاً هیفده سالته، جوری رفتار می‌کنی
‫انگار همه‌چی رو می‌دونی.

640
00:50:18,500 --> 00:50:21,500
‫وقتی من هم‌سن تو بودم،
‫توی قایق ماهی‌گیری مشغول کار بودم.

641
00:50:21,583 --> 00:50:23,583
‫باز شروع کردی از اون
‫قایق مسخره بگی. بی‌خیال.

642
00:50:24,083 --> 00:50:26,642
‫وقتی کل دار و ندارت رو نثار یکی می‌کنی،

643
00:50:26,666 --> 00:50:28,458
‫ولی هیچی یاد نمی‌گیره همین می‌شه.

644
00:50:28,541 --> 00:50:31,708
‫تو قدر هیچی رو نمی‌دونی،
‫چون واسه‌اش تلاشی نکردی.

645
00:50:31,791 --> 00:50:34,666
‫هیچ مسئولیتی روی دوشت نیست.

646
00:50:34,750 --> 00:50:36,291
‫خب، تقصیر خودته.

647
00:50:36,375 --> 00:50:37,375
‫که چی؟

648
00:50:37,458 --> 00:50:39,098
‫تو من رو به این دنیا آوردی.

649
00:50:39,125 --> 00:50:42,708
‫کسی بهم نگفته بود.
‫کسی بهم هشدار نداده بود.

650
00:50:42,791 --> 00:50:47,208
‫کسی نگفته بود بچه‌ات که نوجوان بشه،
‫واست تبدیل به شغل تمام‌وقت می‌شه.

651
00:50:47,291 --> 00:50:49,750
‫که کوچکترین مسائلش واست معضله.

652
00:50:50,333 --> 00:50:52,541
‫عجب، منم ازت نخواستم بیام اینجا.

653
00:50:56,125 --> 00:50:58,250
‫متوجه‌ای دیگه، نه؟

654
00:50:58,333 --> 00:51:02,375
‫متوجه‌ای سر هیچ‌کس یا هیچ‌چیز
‫احترام سرت نمی‌شه؟ حتی خانواده‌ات؟

655
00:51:02,458 --> 00:51:05,041
‫و اون افرادی که زندگی‌شون
‫از نظر تو غم‌انگیزه،

656
00:51:05,125 --> 00:51:09,791
‫حداقل به چیزی که هستن احترام می‌ذارن،
‫به اجدادشون، به رسم‌هاشون...

657
00:51:09,875 --> 00:51:12,875
‫رسم و رسومات اون‌ها
‫به مدت‌ها قبل پیدایش آمریکا،

658
00:51:12,958 --> 00:51:17,083
‫کشوری که فقط پول رو می‌شناسه برمی‌گرده.

659
00:51:18,083 --> 00:51:21,958
‫من فقط دارم می‌گم تو نمی‌شناسی‌شون.
‫واقعیت همینه. شاید تو قبول نداشته باشی.

660
00:51:22,041 --> 00:51:24,875
‫نه. ولی تو از کجا می‌دونی من
‫قدر چیزی رو می‌دونم یا نمی‌دونم؟

661
00:51:24,958 --> 00:51:27,625
‫من قدرشناس هستم،
‫ولی نه واسه کارهایی که تو می‌کنی.

662
00:51:27,708 --> 00:51:29,666
‫و بله، بهای سنگینی برای من داره.

663
00:51:29,750 --> 00:51:32,583
‫حتی الآن که طبق اصرارهای تو
‫دارم احساساتم رو بروز می‌دم.

664
00:51:32,666 --> 00:51:33,746
‫آره، به اصرار من.

665
00:51:33,791 --> 00:51:35,625
‫واسم بهای زیادی داره،
‫ولی انجامش می‌دم.

666
00:51:35,708 --> 00:51:39,083
‫ولی احساسی که تو می‌خوای رو بروز نمی‌دم،
‫واسه همین فکر می‌کنی واقعی نیستن.

667
00:51:39,166 --> 00:51:41,006
‫اسپانیایی صحبت کن.

668
00:51:41,083 --> 00:51:42,083
‫چرا؟

669
00:51:42,166 --> 00:51:45,375
‫چون توی مکزیکیم، ما مکزیکی هستیم،
‫و اسپانیایی صحبت می‌کنیم!

670
00:51:45,458 --> 00:51:47,250
‫نمی‌شه تلفن رو جواب بدی؟

671
00:51:47,750 --> 00:51:48,791
‫الو؟

672
00:51:49,375 --> 00:51:51,015
‫تو همیشه همینی بابا.

673
00:51:51,083 --> 00:51:54,416
‫هرموقع که میایم مکزیک
‫فقط می‌خوای متقاعدم کنی،

674
00:51:54,500 --> 00:51:57,041
‫که این کشور چقدر باحال،
‫عمیق، روحانی و بافرهنگه.

675
00:51:57,125 --> 00:51:58,333
‫ولی نیست.

676
00:51:58,416 --> 00:52:00,333
‫مردم رنج و گرسنگی می‌کشن.

677
00:52:01,166 --> 00:52:02,166
‫بسه.

678
00:52:02,208 --> 00:52:03,808
‫اگه انقدر مکزیک رو دوست داری،

679
00:52:03,875 --> 00:52:05,625
‫چرا من و کامیلا رو بردی آمریکا؟

680
00:52:05,708 --> 00:52:07,708
‫- چرا مجبورمون کردی اونجا بزرگ بشیم؟
‫- خداحافظ.

681
00:52:08,458 --> 00:52:09,698
‫رینولدز بود.

682
00:52:09,750 --> 00:52:13,333
‫گفت تمرین مراسم جوایز سه شنبۀ آینده
‫ساعت پنج به وقت لس‌آنجلس برگزار می‌شه.

683
00:52:15,250 --> 00:52:17,875
‫تبریک می‌گم. آدم کله‌گنده‌ای شدی بابا.

684
00:52:17,958 --> 00:52:21,916
‫همون کشوری که فقط پول رو می‌شناسه،
‫قراره بهت جایزه اعطا کنه.

685
00:52:22,500 --> 00:52:24,375
‫تو هم قراره قبولش کنی.

686
00:52:24,458 --> 00:52:27,000
‫فقط مشتاقم بشنوم چی قراره بگی.

687
00:52:30,625 --> 00:52:33,517
‫بانوی لس لاگوس ما نبود
‫که اون افراد رو ناپدید کرد.

688
00:52:33,541 --> 00:52:36,250
‫اون‌ها ناپدید شدن چون افتادن مردن.

689
00:52:49,583 --> 00:52:53,875
‫- خبر داری همیشه همینی دیگه؟
‫- چی؟

690
00:52:53,958 --> 00:52:56,708
‫اگه کسی از مکزیک تعریف کنه،
‫تو درمورد شرایط واسش سخنرانی می‌کنی.

691
00:52:56,791 --> 00:53:02,583
‫اگه یک سفیدپوست ازش انتقاد کنه،
‫سخنرانی می‌کنی که چرا از لحاظ خوراک‌شناسی،

692
00:53:02,666 --> 00:53:06,416
‫باستان‌شناسی و فرهنگی بهترین کشور دنیاست.

693
00:53:06,500 --> 00:53:09,875
‫لوسیا، من حرفم اینه که آدم
‫باید مکزیکو رو ترک کنه،

694
00:53:09,958 --> 00:53:13,208
‫تا بفهمه چی رو از دست داده،
‫و چه چیزی ازش گرفته شده و نابود شده.

695
00:53:13,291 --> 00:53:16,041
‫لورنزو هم حرفش این بود که
‫به نظرش کشور فقیریه.

696
00:53:16,125 --> 00:53:18,541
‫فقیر نیست، نابرابره. این دو تا فرق دارن.

697
00:53:18,625 --> 00:53:20,750
‫آفرین. بازم تو بردی سیلوریو.

698
00:53:21,333 --> 00:53:24,458
‫مثل همیشه توجیهاتت بی‌عیب و نقصه.

699
00:53:24,958 --> 00:53:27,000
‫آخرین بار کی توی شهر قدم زدی؟

700
00:53:30,625 --> 00:53:32,208
‫بی‌خیال شو.

701
00:53:34,125 --> 00:53:35,750
‫واقعاً فرصت دوباره می‌خوای؟

702
00:53:36,250 --> 00:53:38,333
‫- واسه چی؟
‫- واسه اینکه پدر خوبی باشی.

703
00:53:39,583 --> 00:53:41,958
‫- آره.
‫- خب، یکی جلوی پاته.

704
00:53:42,041 --> 00:53:44,125
‫برای لورنزو و کامیلا. اون‌ها هنوز جوانن.

705
00:53:44,208 --> 00:53:46,375
‫فقط باید یاد بگیری کنارشون باشی.

706
00:53:46,458 --> 00:53:48,333
‫من که اینجام لوسیا.

707
00:53:48,416 --> 00:53:51,833
‫آره، ولی با لپ‌تاپت اینجایی.
‫مدام مشغول کار کردن روی ویدیو جوایزی.

708
00:53:55,916 --> 00:53:57,958
‫می‌رم لباس‌ها رو بیارم!

709
00:55:05,541 --> 00:55:07,461
‫این بیابون آدم رو می‌کشه.

710
00:55:07,958 --> 00:55:11,958
‫اگه آدم از کوهستان و گرما قسر در بره،
‫مار و عقرب‌ها می‌کشنش.

711
00:55:13,000 --> 00:55:14,333
‫کجا می‌رید؟

712
00:55:14,416 --> 00:55:15,958
‫آریزونا.

713
00:55:16,708 --> 00:55:18,375
‫قراره از نوگالس رد بشیم.

714
00:55:19,291 --> 00:55:22,333
‫با خودمون خدای سین‌تئوتل رو می‌بریم
‫که جان دوباره‌ای بهش ببخشیم.

715
00:55:22,416 --> 00:55:24,625
‫مگه چه بلایی سر خدای سین‌تئوتل اومد؟

716
00:55:24,708 --> 00:55:26,000
‫مرد دیگه.

717
00:55:26,083 --> 00:55:28,666
‫اینجا دیگه ذرتی نمونده،
‫داریم از گرسنگی تلف می‌شیم.

718
00:55:28,750 --> 00:55:31,208
‫آدم واسه تجربۀ جهنم لازم نیست حتماً بمیره.

719
00:55:31,708 --> 00:55:34,083
‫فقط برو سمت چالچیهوئی تا جهنم رو ببینی.

720
00:55:34,166 --> 00:55:37,875
‫اونجا توی روستای خودمون،
‫چیزی جز مرگ و گرسنگی و خشونت نمی‌بینی.

721
00:55:39,791 --> 00:55:41,541
‫دیگه کی همراهتونه؟

722
00:55:41,625 --> 00:55:43,541
‫نوه‌هامون هستن.

723
00:55:43,625 --> 00:55:45,666
‫اون پشت دارن سین‌تئوتل رو حمل می‌کنن.

724
00:55:46,166 --> 00:55:48,958
‫جفت بچه‌هام کشته شدن.

725
00:55:49,041 --> 00:55:51,833
‫داریم می‌ریم شمال تا برادرم رو ببینیم.

726
00:55:53,791 --> 00:55:54,833
‫مرسی.

727
00:55:54,916 --> 00:55:56,041
‫سفر به سلامت.

728
00:56:42,125 --> 00:56:43,833
‫اندازۀ کافی آب دارید؟

729
00:56:43,916 --> 00:56:46,583
‫اوناهاش! پیداش کردن!

730
00:57:00,708 --> 00:57:05,208
‫گوش کنید خواهرم چی می‌گه! پای تلفنه!

731
00:57:05,291 --> 00:57:12,208
‫می‌گه بانوی لس لاگوس ما توی
‫کرو د لا پیدرا جلوشون ظاهر شد.

732
00:57:24,166 --> 00:57:29,000
‫وقتی به نوک قله رسیدن،
‫شب تبدیل به روز شد.

733
00:57:29,083 --> 00:57:33,041
‫و بعد ناپدید شد! بهشون برکت داد!

734
00:58:47,875 --> 00:58:49,208
‫سیلوریو...

735
00:58:52,375 --> 00:58:53,833
‫سیلوریو...

736
00:58:57,458 --> 00:58:59,458
‫سیلوریو، حالت چطوره؟

737
00:59:02,625 --> 00:59:04,333
‫انگار خسته‌ای.

738
00:59:07,750 --> 00:59:08,958
‫آرومی.

739
00:59:12,125 --> 00:59:13,166
‫آسوده‌ای.

740
00:59:19,333 --> 00:59:24,625
‫♪ حس می‌کنم آفتابی توی شکممه ♪

741
00:59:26,041 --> 00:59:31,583
‫♪ انگار همین الآن بچه‌ام رو خوابونده‌ام ♪

742
00:59:32,750 --> 00:59:37,250
‫♪ حس می‌کنم آفتابی توی شکممه ♪

743
00:59:39,291 --> 00:59:45,708
‫♪ ولی نمی‌تونم جلوی
‫این خواب تدریجی رو بگیرم ♪

744
00:59:46,250 --> 00:59:51,458
‫♪ خواب عمیقِ عمیق ♪

745
00:59:54,541 --> 00:59:56,166
‫نمی‌ترسی؟

746
00:59:59,083 --> 01:00:00,583
‫از چی بترسم؟

747
01:00:02,208 --> 01:00:03,416
‫از مرگ.

748
01:00:09,958 --> 01:00:12,791
‫برای مردم شما، مرگ یک امر مسیحیه.

749
01:00:13,291 --> 01:00:17,083
‫یه حملۀ قلبی توی خواب.

750
01:00:18,208 --> 01:00:20,000
‫برای ما رزق روزانه‌ست.

751
01:00:20,083 --> 01:00:22,041
‫مثل پرت شدن توی گور جمعی.

752
01:00:22,541 --> 01:00:25,791
‫اینجا توی زندان، کسی نمی‌تونه
‫بیاد داخل و من رو بکشه.

753
01:00:25,875 --> 01:00:28,750
‫ولی من اون بیرون می‌تونم به کشتن بدمت.

754
01:00:29,250 --> 01:00:31,750
‫قبلا بی‌بضاعت بودم، کسی من رو نمی‌دید.

755
01:00:31,833 --> 01:00:33,916
‫شما ده‌ها سال من رو نادیده گرفتید.

756
01:00:34,000 --> 01:00:38,500
‫الآن... تخم همه‌تون دست منه.

757
01:00:42,416 --> 01:00:44,416
‫ما بمب‌های متحرکیم.

758
01:00:44,500 --> 01:00:47,666
‫میلیون‌ها بمب مثل ما
‫توی روستاهای فقیر هستن.

759
01:00:47,750 --> 01:00:51,041
‫ما در قلب تناقض ایستاده‌ایم.

760
01:00:51,125 --> 01:00:53,000
‫تبدیل به گونۀ جدیدی شدیم.

761
01:00:53,083 --> 01:00:55,958
‫تبدیل به جانور متفاوتی شدیم.
‫مثل شما نیستیم.

762
01:00:56,041 --> 01:00:57,791
‫می‌خواید ما چی کار کنیم؟

763
01:00:58,875 --> 01:01:02,958
‫از دست شما روشن‌فکران.

764
01:01:03,708 --> 01:01:07,250
‫فقط دلتون می‌خواد دهن باز کنید تا
‫از تفاوت طبقاتی و حاشیه‌نشینان بگید.

765
01:01:07,333 --> 01:01:11,333
‫بعدش خودمون رو می‌بینید.

766
01:01:15,625 --> 01:01:19,750
‫پرولتاریا، افسرده‌ها،
‫استثمارشدگان، همۀ اینا اخبار قدیمیه.

767
01:01:20,333 --> 01:01:22,958
‫اون بیرون گونۀ جدیدی داره رشد می‌کنه.

768
01:01:23,041 --> 01:01:27,083
‫گونه‌ای که توی کثافت رشد کرده،
‫با بی‌سوادی مطلق تحصیل کرده،

769
01:01:28,083 --> 01:01:30,875
‫و مثل هیولای بی‌گانه‌ای
‫اطراف شهر کمین کرده.

770
01:01:31,375 --> 01:01:33,750
‫چیزی که مقابل شماست شاید
‫به زعم خودتون «پسا فقر» باشه.

771
01:01:33,833 --> 01:01:37,375
‫چی توی محله‌های فقیرنشین عوض شد؟

772
01:01:37,458 --> 01:01:40,791
‫پول نقد. ما میلیون‌ها نفر داریم،

773
01:01:40,875 --> 01:01:43,666
‫و شما همه‌تون ورشکسته‌اید و
‫توسط افراد نالایق رهبری می‌شید.

774
01:01:43,750 --> 01:01:45,791
‫گل گفتی!

775
01:01:45,875 --> 01:01:46,916
‫متوجه‌ای؟

776
01:01:47,000 --> 01:01:50,125
‫رویکرد ما زیرکانه‌ست،

777
01:01:50,208 --> 01:01:52,541
‫مال شما کند و وابسته به امور اداریه.

778
01:01:52,625 --> 01:01:56,166
‫ما از مرگ نمی‌ترسیم،
‫شمایید از ترس می‌میرید.

779
01:01:56,250 --> 01:01:57,958
‫اسلحۀ واقعی دست ماست،

780
01:01:58,041 --> 01:02:00,750
‫دست شما فقط کالیبر سی و هشته.

781
01:02:01,250 --> 01:02:04,791
‫ما حمله می‌کنیم، شما دفاع.

782
01:02:04,875 --> 01:02:09,541
‫شما می‌گید «حقوق بشر»،
‫ما می‌گیم «رحم نداریم».

783
01:02:10,041 --> 01:02:14,750
‫شما ما رو ستارۀ تلویزیون کردید،
‫ما شما رو دلقک کردیم.

784
01:02:14,833 --> 01:02:19,750
‫زاغه‌نشینان چه از روی عشق یا ترس،
‫توی این نفرت با ما سهیم هستن.

785
01:02:20,375 --> 01:02:24,500
‫شما چه از لحاظ منطقه‌ای،
‫چه استانی، چه ملی‌گرایی فاسد هستید.

786
01:02:24,583 --> 01:02:27,958
‫ما پنجاه میلیون اسیر سفیدپوست معتاد داریم.

787
01:02:28,041 --> 01:02:30,083
‫سلاح ما از خارج کشور میاد،
‫از بین یانکی‌ها.

788
01:02:30,166 --> 01:02:31,333
‫ما جهانی هستیم.

789
01:02:31,416 --> 01:02:35,083
‫شما رو هم فراموش نمی‌کنیم،
‫شما مشتریان ما هستید.

790
01:02:35,583 --> 01:02:39,750
‫ولی شما به محض گذشتن شوک خشونتی
‫که برانگیخته کردیم ما رو فراموش می‌کنید.

791
01:02:44,291 --> 01:02:48,083
‫[عضو افتخاری اتحادیۀ خبرنگاران مکزیک]

792
01:03:12,958 --> 01:03:14,833
‫[کلوپ رقص کالیفرنیا]

793
01:03:19,000 --> 01:03:21,583
‫چه حسی داره رو به روی دوربین هستید؟

794
01:03:21,666 --> 01:03:23,625
‫الآن چه فکری توی سرتون دارید؟

795
01:03:23,708 --> 01:03:28,125
‫اگه بهتون می‌گفتم که الآن چه فکری
‫توی سرم دارم، تا ابد حبس می‌شدم.

796
01:03:28,208 --> 01:03:30,500
‫حس می‌کنید بیشتر سفیدپوست هستید یا مکزیکی؟

797
01:03:31,125 --> 01:03:33,875
‫ملیت من بی‌ملیتیه.

798
01:03:33,958 --> 01:03:36,250
‫می‌دونید توی کشور خودتون چه خبره؟

799
01:03:36,333 --> 01:03:39,041
‫نه. راستش رو بگم اصلاً
‫کشورم رو درک نمی‌کنم.

800
01:03:39,125 --> 01:03:40,500
‫من فقط بهش عشق می‌ورزم.

801
01:03:40,583 --> 01:03:43,625
‫چه پاسخی باید در قبال خطرناک‌ترین
‫گروه کارتل دنیا بدیم؟

802
01:03:43,708 --> 01:03:46,125
‫منظورم کارتل شرکتی ایالات متحده‌ست.

803
01:03:46,208 --> 01:03:47,583
‫سیلوریو!

804
01:03:47,666 --> 01:03:49,125
‫با من عکس می‌گیرید؟

805
01:03:49,208 --> 01:03:51,333
‫- حتماً.
‫- مرسی.

806
01:03:51,416 --> 01:03:54,916
‫- مرسی.
‫- عاشق مستند شمام.

807
01:03:55,666 --> 01:03:58,708
‫- مرسی.
‫- منم عاشق مستند شمام.

808
01:03:58,791 --> 01:04:00,916
‫ممنون. شب شما بخیر.

809
01:04:05,958 --> 01:04:06,875
‫سلام!

810
01:04:14,416 --> 01:04:18,083
‫این حروم‌زادۀ مغرور رو ببین.

811
01:04:18,166 --> 01:04:24,041
‫- اینجا مسکال ندارید؟
‫- پیش‌خدمت اونجا داشت سرو می‌کرد.

812
01:04:25,416 --> 01:04:26,416
‫بابا!

813
01:04:26,500 --> 01:04:29,500
‫عزیزدلم! خیلی خوشحالم می‌بینمت!

814
01:04:29,583 --> 01:04:33,125
‫پروازم تأخیر خورده بود.
‫بارش برف بوستون تمومی نداشت.

815
01:04:35,416 --> 01:04:36,708
‫وای!

816
01:04:36,791 --> 01:04:38,125
‫چطوری داداش؟

817
01:04:39,750 --> 01:04:42,291
‫پس کل این مهمونی فقط واسه خودته؟

818
01:04:42,375 --> 01:04:43,583
‫ظاهراً که این‌طوره.

819
01:04:43,666 --> 01:04:46,833
‫وحشتناکه. بیا بریم،
‫عمه و عمو اونجا منتظرن.

820
01:04:46,916 --> 01:04:49,958
‫- کل فامیل منتظرته.
‫- کجان؟

821
01:05:03,958 --> 01:05:07,166
‫- کجا هستن؟
‫- اون پشتن مامان.

822
01:05:27,916 --> 01:05:29,333
‫چطوری داماد؟

823
01:05:29,416 --> 01:05:32,916
‫کی پول این مهمونی خفن رو داده؟
‫مگه شما خبرنگارها بدبخت نبودین؟

824
01:05:33,000 --> 01:05:36,000
‫تو که واسه‌ات فرقی نداره چطوری
‫باهات رفتار بشه، همه‌اش غر می‌زنی.

825
01:05:36,083 --> 01:05:39,041
‫- بشین مشروب بخور. مجانیه.
‫- اگه مجانیه که باشه...

826
01:05:39,125 --> 01:05:42,666
‫- سیاه‌زنگی من!
‫- خواهر عزیزم!

827
01:05:42,750 --> 01:05:49,125
‫- عاشق مستندت شدم. حرف نداشت.
‫- خیلی خوب بود، ولی پر نق‌نق کردن بود.

828
01:05:49,208 --> 01:05:50,375
‫یه خرده هم طولانی بود.

829
01:05:50,458 --> 01:05:53,666
‫نود دقیقه که دیگه طولانی نیست تنبل خانم.

830
01:05:53,750 --> 01:05:57,291
‫نه، نه، نه، نه! وای، وای!

831
01:05:57,375 --> 01:06:00,916
‫- گل سرسبد جمعمون اومد.
‫- حسابی به خودم رسیدم، نه؟

832
01:06:01,000 --> 01:06:02,875
‫شاید بتونی توی فیلم بعدیت
‫ازم استفاده کنی،

833
01:06:02,958 --> 01:06:05,541
‫فقط در نقش سیاهی‌لشکر یه گوشه باشم.

834
01:06:05,625 --> 01:06:07,083
‫تبریک می‌گم.

835
01:06:17,208 --> 01:06:20,291
‫بالأخره موفق شدی حروم‌زاده!

836
01:06:21,625 --> 01:06:23,000
‫دلم واسه‌تون تنگ شده بود.

837
01:06:23,083 --> 01:06:24,500
‫انگار معجزه کردی کسکش!

838
01:06:24,583 --> 01:06:28,291
‫دخترم ازدواج کرد جنابعالی نیومدی،
‫پدرم فوت کرد جنابعالی نیومدی.

839
01:06:28,375 --> 01:06:30,708
‫ولی ببین واسه مهمونی‌ات من با کله اومدم.

840
01:06:30,791 --> 01:06:34,291
‫فکر کردی اعلی‌حضرت دیگه ما رو
‫در حدی می‌بینه که بیاد توی جمعمون؟

841
01:06:34,375 --> 01:06:36,875
‫خوشحالم می‌بینمت.
‫تبریک می‌گم کسکش‌خان.

842
01:06:36,958 --> 01:06:40,375
‫قرار نیست ولت کنن.
‫اومدن فقط ازت گله کنن داداش.

843
01:06:40,458 --> 01:06:42,666
‫کی فکرش رو می‌کرد از همون‌هایی جایزه بگیری،

844
01:06:42,750 --> 01:06:45,708
‫که کل عمرت ازشون انتقاد می‌کردی؟

845
01:06:45,791 --> 01:06:47,125
‫قبول داری عجیبه؟

846
01:06:47,208 --> 01:06:49,500
‫- یه چیزی روی دماغته.
‫- چیه؟

847
01:06:49,583 --> 01:06:51,916
‫عه.

848
01:06:52,000 --> 01:06:56,375
‫یه تیکه گه از موقعی که
‫کون سفیدها رو ماچ کردی مونده.

849
01:06:56,458 --> 01:06:59,875
‫جدی می‌گم، با اینکه آدم اسکلی هستی
‫ولی همه‌مون از موفقیتت جا خوردیم.

850
01:06:59,958 --> 01:07:02,250
‫گم شید بابا.

851
01:07:02,333 --> 01:07:05,916
‫ولی جدی، واقعاً تحسینت می‌کنم.

852
01:07:07,083 --> 01:07:08,750
‫مرسی. منم همین‌طور.

853
01:07:10,875 --> 01:07:15,041
‫- جا پات رو محکم کن، باشه؟
‫- بهتر نیست اول کون گشادت رو از روش برداری؟

854
01:07:15,125 --> 01:07:18,083
‫عجب تیکه‌ای انداخت!
‫الآن دیگه به من می‌گه بدبخت.

855
01:07:18,166 --> 01:07:21,291
‫حداقل به جای سفیدپوست‌ها
‫برگرد کون چندتا مکزیکی رو ماچ کن.

856
01:07:21,375 --> 01:07:24,000
‫به نفعته پا رو دمش نذاری.
‫یهو دیدی رسانه‌ایت کرد.

857
01:07:24,083 --> 01:07:26,333
‫ببین کی داره میاد! پابلو گالیندو!

858
01:07:26,416 --> 01:07:28,041
‫پابلیتو، پناه بگیر کسکش‌خان.

859
01:07:28,125 --> 01:07:32,750
‫بهتره اینجا از عمارتت توی باخا چیزی نگی.

860
01:07:32,833 --> 01:07:35,041
‫انصافاً به تخمم نیست.

861
01:07:37,416 --> 01:07:38,916
‫سلامتی سیلوریو.

862
01:07:39,000 --> 01:07:41,083
‫بریم به سلامتی‌اش!

863
01:07:44,208 --> 01:07:48,000
‫- سلامتی!
‫- سلامتی!

864
01:07:52,515 --> 01:07:56,541
‫یه سیگار بهم بده.
‫این جمعیت داره حالم رو بد می‌کنه.

865
01:07:56,625 --> 01:07:58,875
‫- اون کیه؟
‫- کجا؟

866
01:07:58,958 --> 01:08:02,041
‫اونجا، همون منتقد هنره.
‫اسمش رو یادم رفته.

867
01:08:02,125 --> 01:08:03,625
‫همون همیشگی.

868
01:08:16,541 --> 01:08:18,000
‫سلام لوئیس.

869
01:08:18,750 --> 01:08:20,708
‫ممنون که اومدی.

870
01:08:20,791 --> 01:08:23,500
‫ممنون که من رو دعوت نکردی کسکش.

871
01:08:23,583 --> 01:08:24,958
‫تو چطوری لوسیا؟

872
01:08:25,041 --> 01:08:27,625
‫- خوبم لوئیس. خوشحالم که اومدی.
‫- لطف داری.

873
01:08:27,708 --> 01:08:30,708
‫- من میرم یه مسکال بگیرم. کسی چیزی می‌خواد؟
‫- نه ممنون. من نمی‌خوام.

874
01:08:30,791 --> 01:08:32,500
‫- مسکال، ممنونم.
‫- خیلی‌خب.

875
01:08:34,375 --> 01:08:37,833
‫دن سیلوریو گاما بلندمرتبه.

876
01:08:37,916 --> 01:08:40,166
‫روزنامه‌نگار، مستندساز و هنرمند.

877
01:08:40,250 --> 01:08:43,208
‫آدم بزرگی که از جایگاه بلندش
‫ به همه ما نگاه می‌کنه.

878
01:08:43,291 --> 01:08:45,291
‫کسی که نه واسه قرار مصاحبه‌ش پیداش میشه...

879
01:08:45,375 --> 01:08:48,541
‫و نه به تلاش‌های یه گروه
‫ تلویزیونی زنده اهمیت می‌ده.

880
01:08:48,625 --> 01:08:49,666
‫متاسفم لوئیس.

881
01:08:49,750 --> 01:08:54,291
‫همه آدم‌های اینجا واسه تو مثل پیشخدمت‌ان.

882
01:08:54,375 --> 01:08:57,666
‫آره، راجع به تک‌تکمون همین فکر رو می‌کنی.
‫ولی اشتباهه.

883
01:08:57,750 --> 01:09:00,916
‫مایی که زود از مکزیک فرار نکردیم،
‫ ما فداکاری کردیم.

884
01:09:01,000 --> 01:09:05,375
‫- لوئیس، قسم می‌خورم...
‫- همین که من رو پیچوندی کافی نبود سیلوریو؟

885
01:09:05,458 --> 01:09:08,166
‫چند روزه که دارم دنبالت می‌گردم.

886
01:09:08,250 --> 01:09:09,500
‫چرا نیومدی پیشم؟

887
01:09:09,583 --> 01:09:11,291
‫می‌دونم. متاسفم. جدی میگم.

888
01:09:11,375 --> 01:09:12,500
‫چرا؟

889
01:09:12,583 --> 01:09:17,208
‫ممنونم که من رو به برنامت
‫دعوت کردی لوئیس، ولی...

890
01:09:17,875 --> 01:09:19,041
‫ولی چی کسکش؟

891
01:09:20,125 --> 01:09:22,791
‫نمی‌تونستم انجامش بدم.

892
01:09:23,750 --> 01:09:27,625
‫- یعنی برنامه‌ من سطحش واست کافی نیست؟
‫- لطفا شروع نکن.

893
01:09:27,708 --> 01:09:29,208
‫من و تو دوست هستیم.

894
01:09:29,291 --> 01:09:30,791
‫دقیقا رفیق.

895
01:09:30,875 --> 01:09:33,458
‫و وقتی دوستت بهت زنگ می‌زنه،
‫باید جواب بدی.

896
01:09:33,541 --> 01:09:35,708
‫باید صادقانه حرف بزنی. مخصوصا تو.

897
01:09:35,791 --> 01:09:40,000
‫جناب آقای حقیقت.
‫جناب آقای متفکر در شرایط بحرانی.

898
01:09:40,500 --> 01:09:42,000
‫ولمون کن.

899
01:09:43,791 --> 01:09:45,750
‫بیا لطفا.

900
01:09:55,500 --> 01:09:58,541
‫تو هزاران بار کارهای من رو
‫در انظار عمومی بد جلوه دادی.

901
01:09:59,625 --> 01:10:03,000
‫چرا دعوتم کردی لوئیس؟

902
01:10:03,583 --> 01:10:05,041
‫یعنی چی که چرا؟

903
01:10:05,125 --> 01:10:08,250
‫اگه از من خوشت نمیاد چرا
‫ اصلا به خودت زحمت میدی؟

904
01:10:08,333 --> 01:10:10,375
‫من روزنامه‌نگارم، طرفدار
‫یا خدمتکارت که نیستم.

905
01:10:10,458 --> 01:10:14,166
‫تو دوست من هستی،
‫ و فکر کنم اومدی اینجا همین رو بگی.

906
01:10:14,250 --> 01:10:18,208
‫ولی اگه من جات بودم حقیقت رو
‫ به خودم می‌گفتم، نه عموما.

907
01:10:18,291 --> 01:10:19,916
‫- می‌خوای حقیقت رو بگم؟
‫- آره.

908
01:10:20,000 --> 01:10:22,125
‫می‌خوای بدونی نظرم راجع به مستندت چیه؟

909
01:10:22,208 --> 01:10:24,000
‫بگو. می‌تونم بشنوم.

910
01:10:24,083 --> 01:10:27,708
‫به نظرم ریاکارانه‌ست.
‫به طرز بی‌معنی‌ای خیالیه.

911
01:10:27,791 --> 01:10:31,250
‫خیالیه تا بتونی نویسندگی
‫ معمولیت رو بپوشونی.

912
01:10:31,333 --> 01:10:33,791
‫مجموعه‌ای از سکانس‌های بی‌معنیه.

913
01:10:33,875 --> 01:10:37,666
‫نصفش رو اصلا نتونستم ببینم.
‫نصف دیگش هم خیلی کسل‌کننده بود.

914
01:10:37,750 --> 01:10:42,541
‫قرار بود استعاره‌ای باشه،
‫ولی انگیزه شاعرانه توش کم بود.

915
01:10:42,625 --> 01:10:47,000
‫حس می‌کنم مال خودت نیست، دزدیدیش.
‫و حتی واضحه که از کجا.

916
01:10:47,083 --> 01:10:50,291
‫چرا می‌خندی؟ پیش‌پا افتادست، الکیه.

917
01:10:50,375 --> 01:10:53,666
‫اون صحنه‌ای که سربازها با کلاه گیس بلوند
‫ توی قلعه چپولتپک بودن...

918
01:10:53,750 --> 01:10:56,041
‫بی‌خیال.

919
01:10:56,125 --> 01:10:59,750
‫اولش که یارو با چند تا
‫ سمندر مکزیکی سوار قطاره.

920
01:10:59,833 --> 01:11:02,750
‫بعدش یهویی توی آپارتمانش وسط صحراست.

921
01:11:02,833 --> 01:11:05,875
‫فقط چون یهویی این به ذهنت رسیده.

922
01:11:05,958 --> 01:11:09,333
‫حالا چرا اونجا و ورزشگاه آزتکا نه؟

923
01:11:09,416 --> 01:11:12,541
‫- چرا؟
‫- چون زندگی اینطوری نیست رفیق.

924
01:11:12,625 --> 01:11:15,541
‫ترتیب گاهشماری داریم.
‫علل و معلول.

925
01:11:15,625 --> 01:11:19,041
‫مستندنما همینه لوئیس.
‫کمدی توش خیلی مهمه.

926
01:11:19,125 --> 01:11:22,791
‫کمدی غیرعمدی. چون توش تمام قواعد
‫ روزنامه‌نگاری رو شکستی.

927
01:11:22,875 --> 01:11:28,041
‫ریدی به مادیت و بی‌طرفی و تاریخ و حقیقت.

928
01:11:28,125 --> 01:11:30,291
‫نتونستی به غرورت غلبه کنی.

929
01:11:30,375 --> 01:11:33,833
‫حتی خودت رو هم توی فیلم آوردی کسکش.

930
01:11:34,583 --> 01:11:36,875
‫از شخصیت‌های تاریخی استفاده کردی
‫ که راجع به خودت حرف بزنی.

931
01:11:36,958 --> 01:11:39,291
‫خیال کردی کدوم خری هستی؟

932
01:11:39,791 --> 01:11:41,208
‫جواب بده کسکش.

933
01:11:41,875 --> 01:11:44,333
‫یه سیگار بهم بده.

934
01:11:51,208 --> 01:11:55,416
‫اگه می‌خوای راجع به زندگیت حرف بزنی.
‫صریح بگو.

935
01:11:55,500 --> 01:11:56,875
‫یه زندگی‌نامه بنویس.

936
01:11:56,958 --> 01:12:00,583
‫گور پدرش بابا، هیچ‌چیز از زندگی من
‫ کسل‌کننده تر و پیش‌پا افتاده‌تر نیست.

937
01:12:00,666 --> 01:12:03,125
‫خب پس چی می‌خواستی بگی؟

938
01:12:05,958 --> 01:12:08,541
‫یا باید راجع به زندگی شخصیت
‫ حرف بزنی، یا کیهان.

939
01:12:08,625 --> 01:12:10,708
‫ناراحتی‌های شخصیت، یا سیاست.

940
01:12:10,791 --> 01:12:14,083
‫چی بود اصلا؟ یه خاطره؟ مسخره بازی؟ یا...

941
01:12:14,166 --> 01:12:17,708
‫من همه اون‌چیزها هستم
‫ و هیچ‌کدومش نیستم لوئیس.

942
01:12:17,791 --> 01:12:20,541
‫داری شبیه هنرمندها حرف می‌زنی.

943
01:12:20,625 --> 01:12:23,250
‫شاید یه جور وقایع نگاری
‫ از سرگشتگی‌ها باشه.

944
01:12:23,333 --> 01:12:24,500
‫این واسه من کفایت می‌کنه.

945
01:12:24,583 --> 01:12:28,458
‫دیوانه شدی دیگه. وقایع‌نگاری از سرگشتگی‌ها؟
‫جمع کن بابا.

946
01:12:28,541 --> 01:12:31,541
‫من علاقه‌ای ندارم راجع به
‫زندگیم حرف بزنم لوئیس.

947
01:12:31,625 --> 01:12:35,291
‫از حقیقت چیزی یادم نمیاد.
‫فقط اعتقادات عاطفی دارم.

948
01:12:35,958 --> 01:12:40,208
‫به‌هرحال دیگه از گفتن چیزی که جای افکارم،
‫ احساساتم رو بگم خسته شدم.

949
01:12:40,291 --> 01:12:41,333
‫تو یه روزنامه‌نگاری.

950
01:12:41,416 --> 01:12:44,500
‫باید چیزی که توی افکارته رو بگی،
‫و به چیزی که می‌گی فکر بکنی.

951
01:12:44,583 --> 01:12:46,541
‫حداقل قبلا ایده‌های خوبی داشتی.

952
01:12:46,625 --> 01:12:52,791
‫توی جهانی که این‌طوری از دستمون در میره،
‫ایده‌ی خوب به چه دردی می‌‌خوره؟

953
01:12:52,875 --> 01:12:58,333
‫تو داری پیر می‌شی رفیق.
‫مشخصا دچار بحران میانسالی شدی.

954
01:12:58,416 --> 01:13:01,750
‫ممکنه.

955
01:13:02,250 --> 01:13:07,708
‫توی این سن زندگی خیلی زود می‌گذره.
‫خیلی همه چیز متشنج میشه.

956
01:13:09,583 --> 01:13:15,416
‫هیاهویی از تصویر‌ها، خاطرات و بینش‌ها...

957
01:13:15,500 --> 01:13:17,708
‫همه‌ش با هم جمع می‌شه.

958
01:13:24,791 --> 01:13:28,375
‫این شهر زشت چقدر قشنگه، مگه نه؟

959
01:13:28,458 --> 01:13:32,875
‫ولمون کن بابا رفیق.

960
01:13:32,958 --> 01:13:35,583
‫- ببخشید که مزاحم می‌شیم.
‫- مشکلی نداره.

961
01:13:35,666 --> 01:13:37,750
‫میشه باهاتون عکس بگیریم
‫ جناب لوئیس والدیویا؟

962
01:13:37,833 --> 01:13:39,500
‫- البته.
‫- ممنون.

963
01:13:39,583 --> 01:13:41,708
‫- لطفا وسط بایستید.
‫- بله.

964
01:13:42,583 --> 01:13:44,416
‫عالیه.

965
01:13:45,541 --> 01:13:46,833
‫یک، دو...

966
01:13:48,791 --> 01:13:49,791
‫محشر شد.

967
01:13:49,875 --> 01:13:53,375
‫خیلی ممنون. ما عاشق برنامه شما هستیم.

968
01:13:53,458 --> 01:13:56,208
‫ممنون. شب بخیر.

969
01:13:57,208 --> 01:13:59,083
‫فقط یادت نره سیلوریو...

970
01:14:00,541 --> 01:14:03,250
‫این که از کجا اومدی...
‫یا قبل آشنایی با من کی بودی.

971
01:14:05,000 --> 01:14:06,625
‫به چی می‌خندی لاشی؟

972
01:14:09,041 --> 01:14:11,541
‫به اطمینانت کسکش.

973
01:14:11,625 --> 01:14:14,666
‫مثل روزنامه‌نگاری مقوله‌ای رفتار می‌کنی.

974
01:14:14,750 --> 01:14:18,291
‫مثل تلاشت محدودی.

975
01:14:18,375 --> 01:14:21,791
‫و مثل سلیقه‌های هنریت معمولی‌ای.

976
01:14:21,875 --> 01:14:25,125
‫دارم به وطن‌پرستی متعصبانه
‫و کوته‌فکرانه‌ت می‌خندم.

977
01:14:25,208 --> 01:14:26,583
‫به ولایت‌گراییت.

978
01:14:26,666 --> 01:14:30,041
‫که چطوری به یه صنعتی که کارش
‫ تحقیر عمومی مردم...

979
01:14:30,125 --> 01:14:32,000
‫و اعدام آنلاینه سر خم می‌کنی.

980
01:14:32,083 --> 01:14:34,625
‫که این کلیک‌ها تعیین می‌کنن
‫ چی رو باور کنیم.

981
01:14:34,708 --> 01:14:37,500
‫این‌ها معدن‌ طلای جدید شرکت‌ها هستند.

982
01:14:37,583 --> 01:14:42,833
‫لوئیس، من این‌طوری شدم چون از
‫تو فاصله گرفتم، از اینجا، از تلویزیون.

983
01:14:43,333 --> 01:14:44,375
‫خودت رو ببین.

984
01:14:45,083 --> 01:14:46,291
‫مبتذل.

985
01:14:46,958 --> 01:14:50,333
‫کینه‌ای شدی و بهش هم افتخار می‌کنی.

986
01:14:51,666 --> 01:14:53,125
‫تو تقلبی هستی.

987
01:14:53,208 --> 01:14:57,375
‫توی شبکه‌های اجتماعی دنبال محبوبیت می‌گردی.
‫با آدم‌های احمق دور و برت رفت و آمد می‌کنی.

988
01:14:57,458 --> 01:15:02,125
‫با رئیس جمهور نشست و برخاست می‌کنی.
‫ایدئولوژی و حماقت‌های مد روز رو بسط می‌دی.

989
01:15:02,208 --> 01:15:06,166
‫تو نمونه کاملی از روزنامه‌نگارهای
‫امروزی هستی لوئیس.

990
01:15:06,250 --> 01:15:08,791
‫یه سرگرم‌کننده. کسی که عقیده می‌فروشه.

991
01:15:09,541 --> 01:15:13,000
‫امثال تو باعث شدن که ما حقیقت رو نبینیم.

992
01:15:13,583 --> 01:15:16,708
‫بس کن. برو برقص.
‫از حرف زدن باهات خسته شدم.

993
01:15:18,125 --> 01:15:19,916
‫مردهای جدی اهل رقص نیستن.

994
01:15:20,416 --> 01:15:22,976
‫این جمله پدرمه، حق نداری بگیش.

995
01:15:23,000 --> 01:15:24,666
‫برو. از شنیدن صدات خسته شدم.

996
01:15:41,958 --> 01:15:43,916
‫گفتم که از شنیدن صدات خسته شدم.

997
01:15:58,833 --> 01:16:01,833
‫- بالاخره.
‫- اوضاع با لوئیس چطور پیش رفت؟

998
01:16:04,083 --> 01:16:05,250
‫بگو بهم.

999
01:16:09,500 --> 01:16:11,041
‫محشر.

1000
01:16:11,125 --> 01:16:12,458
‫جدا؟

1001
01:16:20,916 --> 01:16:22,666
‫بیا بریم برقصیم.

1002
01:16:45,291 --> 01:16:47,208
‫- بیا بریم مسکال بخوریم.
‫- بیا بجاش برقصیم.

1003
01:16:47,291 --> 01:16:48,375
‫لطفا.

1004
01:16:48,458 --> 01:16:50,333
‫- نه، صبر کن!
‫- بیا برقصیم.

1005
01:16:50,416 --> 01:16:51,500
‫حس و حالش رو ندارم.

1006
01:16:51,583 --> 01:16:54,333
‫صد مرد اینجان که حاضرن
‫ بمیرن تا با من برقصن.

1007
01:16:59,916 --> 01:17:03,000
‫اوه، ظاهرا جنگل داره فرا می‌خوانت.

1008
01:18:14,916 --> 01:18:16,625
‫- سلام!
‫- سلام!

1009
01:18:20,708 --> 01:18:22,041
‫ایول!

1010
01:18:25,083 --> 01:18:26,416
‫بابا!

1011
01:18:27,125 --> 01:18:28,500
‫این آهنگ رو یادته؟

1012
01:18:28,583 --> 01:18:30,291
‫- کدوم یکی؟
‫- این.

1013
01:18:48,000 --> 01:18:49,958
‫- سیلوریو!
‫- کلویی!

1014
01:19:56,125 --> 01:19:57,291
‫♪ بیا برقصیم ♪

1015
01:19:57,375 --> 01:20:01,833
‫♪ کفش‌های قرمزت رو پات کن
‫ و با ناراحتی برقص ♪

1016
01:20:03,083 --> 01:20:04,625
‫♪ بیا برقصیم ♪

1017
01:20:05,125 --> 01:20:09,958
‫♪ با آهنگی که از رادیو پخش می‌شه ♪

1018
01:20:11,500 --> 01:20:13,333
‫♪ بیا تاب بخوریم ♪

1019
01:20:13,416 --> 01:20:17,708
‫♪ درحالی که نورها چهره‌ت
‫ رو درخشان می‌کنند ♪

1020
01:20:19,916 --> 01:20:21,375
‫♪ بیا تاب بخوریم ♪

1021
01:20:22,291 --> 01:20:26,708
‫♪ از میان جمعیت تا فضایی خالی تاب بخوریم ♪

1022
01:20:29,833 --> 01:20:32,416
‫♪ اگر بگی فرار کنیم ♪

1023
01:20:32,500 --> 01:20:35,250
‫♪ باهات فرار می‌کنم ♪

1024
01:20:38,000 --> 01:20:40,916
‫♪ و اگر بگی قایم بشیم ♪

1025
01:20:41,000 --> 01:20:45,166
‫♪ قایم می‌شیم می‌شیم می‌شیم می‌شیم ♪

1026
01:20:45,250 --> 01:20:49,000
‫♪ چون که عشقم به تو می‌تونه ♪

1027
01:20:49,083 --> 01:20:52,083
‫♪ قلبم رو از وسط نصف کنه ♪

1028
01:20:53,625 --> 01:20:57,916
‫♪ اگه قراره بیافتی بغلم ♪

1029
01:20:58,000 --> 01:21:02,791
‫♪ و مثل یک گل شروع به لرزش کنی ♪

1030
01:21:09,041 --> 01:21:14,000
‫معذرت می‌خوایم. جشن الان
‫ دوباره ادامه پیدا می‌کنه.

1031
01:21:14,083 --> 01:21:17,208
‫قبل اینکه مهمان افتخاریمون رو دعوت کنیم...

1032
01:21:17,291 --> 01:21:20,541
‫چند کلمه‌ای از...

1033
01:21:20,625 --> 01:21:24,083
‫از وزیر محترم کشور...

1034
01:21:24,166 --> 01:21:27,375
‫آقای سینیسترو کینئونس بشنویم.

1035
01:21:27,458 --> 01:21:29,166
‫بیایید تشویقش کنیم.

1036
01:21:32,083 --> 01:21:36,541
‫ممنونم. خیلی ممنونم.

1037
01:21:37,541 --> 01:21:41,125
‫این جشن با یک تقدیر بزرگ تموم میشه.

1038
01:21:41,208 --> 01:21:44,000
‫تقدیر بزرگی که باعث افتخار
‫ماست که برای اولین بار...

1039
01:21:44,083 --> 01:21:47,500
‫به یک روزنامه‌نگار مکزیکی...

1040
01:21:47,583 --> 01:21:51,583
‫و یا لاتین آمریکایی داده می‌شه.

1041
01:21:51,666 --> 01:21:54,166
‫- مهمان افتخاریمون کجاست؟
‫- سیلوریو!

1042
01:21:54,250 --> 01:21:57,916
‫بیا این بالا چند کلمه حرف بزن.

1043
01:21:58,708 --> 01:22:01,184
‫- بابا، کجا میری؟
‫- کجاست؟

1044
01:22:01,208 --> 01:22:04,958
‫- سیلوریو!
‫- به زودی میاد.

1045
01:22:05,458 --> 01:22:09,125
‫- سیلوریو! سیلوریو! سیلوریو!
‫- ظاهرا گم شده.

1046
01:22:09,208 --> 01:22:12,250
‫- سیلوریو! سیلوریو!
‫- بیایید همگی اسمش رو فریاد بزنیم!

1047
01:22:12,333 --> 01:22:13,791
‫سیلوریو! سیلوریو!

1048
01:22:13,875 --> 01:22:17,500
‫من حرفم رو گفتم.
‫الان نوبت سیلوریوست.

1049
01:22:18,916 --> 01:22:23,875
‫سیلوریو! سیلوریو! سیلوریو!

1050
01:22:23,958 --> 01:22:25,333
‫[سرویس بهداشتی آقایان]

1051
01:23:13,000 --> 01:23:14,666
‫این دیگه چیه؟

1052
01:23:16,125 --> 01:23:17,916
‫امکان نداره.

1053
01:23:19,583 --> 01:23:22,875
‫پسر کوچولوم چقدر پیر شده.

1054
01:23:23,458 --> 01:23:25,166
‫بالاخره همسن تو شدم بابا.

1055
01:23:25,250 --> 01:23:27,916
‫الان دیگه یه پیرمرد شدی.

1056
01:23:28,750 --> 01:23:31,208
‫پیری هشدار نمی‌ده.

1057
01:23:31,750 --> 01:23:34,791
‫بعدش تبدیل به یه شغل تمام وقت میشه.

1058
01:23:35,583 --> 01:23:39,666
‫راه رفتن، غذا خوردن، دستشویی رفتن...
‫همه‌ش دردسر میشه.

1059
01:23:40,583 --> 01:23:41,875
‫هیچ‌کس بهم نگفته بود.

1060
01:23:42,458 --> 01:23:45,083
‫هیچ‌کس بهت هشدار نمیده.

1061
01:23:45,791 --> 01:23:47,500
‫خوشحالم اومدی.

1062
01:23:49,000 --> 01:23:51,708
‫چطور ممکنه مهمونی پسر
‫کوچولوم رو از دست بدم؟

1063
01:23:52,791 --> 01:23:55,458
‫متاسفم که مامان نتونست بیاد.

1064
01:23:55,958 --> 01:24:01,000
‫این فکر که دیگه نمی‌تونم
‫ باهاش باشم غیرقابل تحمله.

1065
01:24:01,500 --> 01:24:04,791
‫ولی گاهی اوقات میرم توی اتاقش
‫و پاهاش رو می‌کشم.

1066
01:24:15,333 --> 01:24:16,333
‫پسرم...

1067
01:24:17,041 --> 01:24:20,375
‫ببخشید که هیچ‌وقت بهت نگفتم...

1068
01:24:21,000 --> 01:24:23,083
‫چقدر بهت افتخار می‌کنم.

1069
01:24:23,916 --> 01:24:26,041
‫ولی گفتی بابا.

1070
01:24:26,625 --> 01:24:29,125
‫به شیوه خودت. بدون به زبان آوردنش.

1071
01:24:30,208 --> 01:24:32,000
‫خودم در نهایت فهمیدمش.

1072
01:24:33,208 --> 01:24:34,583
‫تو پدر عالی ای بودی.

1073
01:24:35,166 --> 01:24:38,458
‫من همه چیز رو از دست دادم.

1074
01:24:39,083 --> 01:24:41,666
‫واسه همین دیگه نتونستم بمونم.

1075
01:24:42,250 --> 01:24:44,583
‫گاهی اوقات پدر بودم، و گاهی اوقات شوهر.

1076
01:24:45,625 --> 01:24:47,791
‫ولی همیشه شرمنده بودم.

1077
01:24:47,875 --> 01:24:51,083
‫شرمنده چیزی که می‌تونستم باشم، اما نبودم.

1078
01:24:52,333 --> 01:24:55,458
‫ولی تو، تو جهانی هستی.

1079
01:24:55,541 --> 01:24:57,750
‫- آره.
‫- خیلی موفق هستی.

1080
01:24:57,833 --> 01:24:58,875
‫اوهوم.

1081
01:24:59,375 --> 01:25:01,125
‫تازه قبلا خیلی بازنده بودی.

1082
01:25:03,125 --> 01:25:05,916
‫اصلا من و مادرت انتظار
‫چنین چیزی رو نداشتیم.

1083
01:25:06,000 --> 01:25:08,458
‫می‌دونم.

1084
01:25:08,958 --> 01:25:10,458
‫خودم هم نداشتم.

1085
01:25:12,375 --> 01:25:16,000
‫می‌دونی، گاهی اوقات از چیزی که
‫ خودم هستم هم خجالت می‌کشم.

1086
01:25:16,083 --> 01:25:17,916
‫و چیزی که باید می‌بودم.

1087
01:25:22,125 --> 01:25:23,333
‫حالت خوبه؟

1088
01:25:24,291 --> 01:25:28,125
‫مطمئنا خیلی کمک می‌کرد که اون زمان بدونم
‫ راجع بهم چه فکری می‌کردی.

1089
01:25:28,750 --> 01:25:30,208
‫که بشنومش.

1090
01:25:31,958 --> 01:25:34,208
‫که بفهمم متوجه من میشی.

1091
01:25:36,416 --> 01:25:38,166
‫من با تمام توانم سعی کردم.

1092
01:25:39,083 --> 01:25:41,500
‫ما همیشه تمام توانمون رو به کار می‌گیریم...

1093
01:25:42,000 --> 01:25:43,708
‫ولی هیچ‌وقت کافی نیست.

1094
01:25:43,791 --> 01:25:45,333
‫اوهوم.

1095
01:25:45,416 --> 01:25:48,458
‫موفقیت بزرگ‌ترین شکست من بوده.

1096
01:25:49,583 --> 01:25:54,416
‫حاضرم همه چیزم رو بدم که اون زندگی‌ای
‫ که تو بهم دادی رو به کامیلا و لورنزو بدم.

1097
01:25:54,500 --> 01:25:56,541
‫بی‌خیال. ناراحت نباش.

1098
01:25:56,625 --> 01:25:58,416
‫مثلا مهمونیه.

1099
01:25:58,916 --> 01:26:03,791
‫افسردگی بیماری بورژواهاست.
‫حاصل فراغت بیش از حده.

1100
01:26:04,291 --> 01:26:07,791
‫ما که وقت غم نداریم، مگه نه؟

1101
01:26:13,625 --> 01:26:14,875
‫من هر روز می‌بینمت.

1102
01:26:15,375 --> 01:26:18,125
‫حس می‌کنم بهم نزدیکی.
‫چون گذاشتم بری.

1103
01:26:19,125 --> 01:26:22,625
‫دلم برای دست‌های بزرگت و بوی تمیزت تنگ شده.

1104
01:26:23,250 --> 01:26:25,375
‫دلم برای حرف‌هامون تنگ شده.

1105
01:26:25,458 --> 01:26:27,500
‫تو همیشه وجه خوب من رو می‌دیدی.

1106
01:26:27,583 --> 01:26:32,625
‫من همیشه اینجام پسرم.
‫هروقت لازمم داشته باشی.

1107
01:26:36,500 --> 01:26:38,833
‫ولی هنوز نمی‌تونم بی‌خیال متئو بشم.

1108
01:26:40,083 --> 01:26:42,208
‫بالاخره یاد می‌گیری.

1109
01:26:42,833 --> 01:26:46,750
‫زندگی فقط یه مجموعه مختصری
‫ از اتفاقات بی‌منطقه.

1110
01:26:46,833 --> 01:26:48,666
‫باید بهش سر خم کنی.

1111
01:26:49,166 --> 01:26:51,291
‫دست‌هات رو مشت کن.

1112
01:26:51,375 --> 01:26:53,041
‫سرت رو بالا نگه دار.

1113
01:26:53,541 --> 01:26:58,750
‫بیا خجالتمون رو با یه نوشیدنی بشوریم ببره
‫ و به سلامتی موفقیتت بخوریم.

1114
01:27:12,916 --> 01:27:14,583
‫- به سلامتی.
‫- به سلامتی.

1115
01:27:30,708 --> 01:27:32,625
‫یادته همیشه چی بهت می‌گفتم؟

1116
01:27:34,125 --> 01:27:37,375
‫یه ذره موفق بشو...

1117
01:27:37,458 --> 01:27:40,500
‫ازش لذت ببر و بعد بندازش دور.

1118
01:27:40,583 --> 01:27:43,958
‫وگرنه مسمومت می‌کنه.

1119
01:28:35,166 --> 01:28:36,625
‫کی اون‌جاست؟

1120
01:28:37,583 --> 01:28:38,916
‫سلام مامان.

1121
01:28:40,458 --> 01:28:42,375
‫چه غافلگیری قشنگی.

1122
01:28:44,083 --> 01:28:46,083
‫نمی‌دونستم تو هم میای.

1123
01:28:46,166 --> 01:28:48,767
‫آره، دیروز بهت زنگ زدم.
‫مدت طولانی‌ای حرف زدیم.

1124
01:28:48,791 --> 01:28:50,416
‫گفتم امروز میام.

1125
01:28:52,333 --> 01:28:54,833
‫با برادر و خواهرهات حرف زدی؟

1126
01:28:54,916 --> 01:28:56,583
‫توی مهمونی دیدمشون.

1127
01:28:56,666 --> 01:28:58,291
‫مهمونی؟

1128
01:28:58,375 --> 01:29:02,291
‫روزنامه‌نگارهای مکزیکی واسم مراسم
‫ادای احترام برگزار کردن.

1129
01:29:02,375 --> 01:29:04,916
‫می‌خواستم دعوتت کنم، ولی گفتم...

1130
01:29:06,625 --> 01:29:09,958
‫فکر کردم بچه‌ها رو هم بیاری.

1131
01:29:11,791 --> 01:29:14,583
‫کامیلا و متئو چطورن؟

1132
01:29:14,666 --> 01:29:15,666
‫لورنزو.

1133
01:29:15,708 --> 01:29:16,958
‫کامیلا و لورنزو.

1134
01:29:17,458 --> 01:29:19,250
‫مگه من چی گفتم؟

1135
01:29:19,333 --> 01:29:20,333
‫متئو.

1136
01:29:20,875 --> 01:29:22,559
‫امکان نداره.

1137
01:29:22,583 --> 01:29:24,291
‫متئو مُرده به دنیا اومد.

1138
01:29:24,375 --> 01:29:26,375
‫نه، مُرده به دنیا نیومد مامان.

1139
01:29:26,458 --> 01:29:29,583
‫یه روز زندگی کرد.
‫سی ساعت.

1140
01:29:30,083 --> 01:29:32,000
‫این که زندگی نیست.

1141
01:29:32,583 --> 01:29:35,250
‫دقیقا مثل زندگی من که زندگی نیست.

1142
01:29:37,583 --> 01:29:39,208
‫باید می‌مردم.

1143
01:29:39,291 --> 01:29:42,250
‫ده ساله داری همین رو میگی مامان.

1144
01:29:42,333 --> 01:29:44,875
‫همه مُردن، ولی تو هنوز زنده‌ای.

1145
01:29:46,125 --> 01:29:47,375
‫دیروز چیکار کردی؟

1146
01:29:47,458 --> 01:29:49,083
‫رفتیم سینما.

1147
01:29:49,166 --> 01:29:51,916
‫با عمه الویرا و دوست‌های خانه سالمندانش؟

1148
01:29:52,000 --> 01:29:53,833
‫آره.

1149
01:29:53,916 --> 01:29:54,916
‫خب؟

1150
01:29:56,458 --> 01:29:57,958
‫یه مشت پیرزن بودیم.

1151
01:29:59,375 --> 01:30:00,500
‫خیلی کسل‌کننده بود.

1152
01:30:00,583 --> 01:30:02,833
‫می‌خواستی چطوری باشه؟

1153
01:30:04,458 --> 01:30:06,208
‫آدم‌های مثل من.

1154
01:30:06,916 --> 01:30:10,708
‫همسن من.

1155
01:30:10,791 --> 01:30:12,875
‫یه اتفاق عجیب افتاد.

1156
01:30:12,958 --> 01:30:14,041
‫چی؟

1157
01:30:15,166 --> 01:30:18,708
‫- توی سینما رفتم دستشویی.
‫- اوه.

1158
01:30:19,458 --> 01:30:20,708
‫باورت نمیشه.

1159
01:30:21,375 --> 01:30:23,291
‫تختم اونجا بود.

1160
01:30:23,375 --> 01:30:27,625
‫یه نفر کل لوازم اتاق خوابم
‫ رو برده بود اونجا.

1161
01:30:27,708 --> 01:30:31,416
‫- حتما خواب دیدی.
‫- نه پسرم.

1162
01:30:31,500 --> 01:30:35,333
‫یه نفر خونه‌م رو برده بود توی سینما.

1163
01:30:36,166 --> 01:30:39,541
‫اونجاست... بیرون.

1164
01:30:40,875 --> 01:30:44,125
‫من فقط می‌خواستم آخر فیلم رو ببینم.

1165
01:30:44,208 --> 01:30:45,708
‫ما توی خونتیم مامان.

1166
01:30:46,333 --> 01:30:49,666
‫زودباش. بیا بریم ایوان رو ببینیم.

1167
01:30:52,500 --> 01:30:54,500
‫دیدی درختچه غنچه کرده؟

1168
01:30:54,583 --> 01:30:55,625
‫- هان؟
‫- آره.

1169
01:30:55,708 --> 01:30:58,375
‫اینجا ایوانته.
‫اینجا خونته.

1170
01:30:58,458 --> 01:31:01,250
‫اوهوم.

1171
01:31:01,333 --> 01:31:03,250
‫اوضاع با سوسانا چطوره؟

1172
01:31:04,541 --> 01:31:07,458
‫ای پسرم...

1173
01:31:07,541 --> 01:31:09,083
‫این خدمتکاره ازم دزدی می‌کنه.

1174
01:31:09,166 --> 01:31:11,875
‫خدمتکار نیست، پرستارته.

1175
01:31:11,958 --> 01:31:15,625
‫باشه، این ها همه شبیه هم ان.

1176
01:31:15,708 --> 01:31:19,958
‫سوسانا تحصیل‌کرده‌ست. حرفه‌ایه.
‫چرا انقدر بهش به چشم بد نگاه می‌کنی؟

1177
01:31:20,041 --> 01:31:24,250
‫چند روز پیش بابات برام چند تا دستبند آورد.

1178
01:31:24,333 --> 01:31:26,416
‫مال مادربزرگت بودن.

1179
01:31:26,500 --> 01:31:28,125
‫الان پیداشون نمی‌کنم.

1180
01:31:28,208 --> 01:31:29,916
‫بابا هشت سال پیش مُرده.

1181
01:31:30,000 --> 01:31:32,583
‫نه، نمُرده.

1182
01:31:32,666 --> 01:31:34,041
‫مُرده مامان.

1183
01:31:37,041 --> 01:31:39,375
‫چی داری میگی؟

1184
01:31:40,625 --> 01:31:44,833
‫من کریسمس خونه برادرت دیدمش.

1185
01:31:44,916 --> 01:31:47,083
‫باهام حرف نمی‌زد.

1186
01:31:47,166 --> 01:31:50,458
‫شاید عصبانی بوده،
‫یا با یه زن دیگه آشنا شده.

1187
01:31:52,666 --> 01:31:54,750
‫هر از گاهی بهم سر می‌زنه.

1188
01:31:54,833 --> 01:31:57,666
‫وقتی روی شکمم می‌خوابم،
‫ میاد و پاهام رو می‌گیره.

1189
01:31:57,750 --> 01:32:01,333
‫و واسم اون آهنگه رو می‌خونه.

1190
01:32:01,416 --> 01:32:02,416
‫کدوم آهنگه؟

1191
01:32:09,875 --> 01:32:11,916
‫یادم نمیاد.

1192
01:32:12,833 --> 01:32:15,583
‫بخاطر اینه که...

1193
01:32:15,666 --> 01:32:21,625
‫اولین باری که با پدرت عشق‌بازی کردم
‫به این آهنگ گوش می‌کردیم.

1194
01:32:22,750 --> 01:32:29,208
‫و وقتی که توی شکمم بودی هم
‫ این آهنگ رو واست می‌خوند.

1195
01:32:30,083 --> 01:32:36,208
‫و وقتی بچه بودی و جیغ می‌زدی
‫ و بداخلاق می‌شدی...

1196
01:32:36,291 --> 01:32:40,875
‫این آهنگ رو برات زمزمه می‌کرد
‫ و آروم می‌شدی.

1197
01:32:40,958 --> 01:32:43,000
‫جدی؟ یادم نمیاد.

1198
01:32:43,583 --> 01:32:45,958
‫من چیزی از بچگیم یادم نیست.

1199
01:32:46,041 --> 01:32:47,458
‫آهنگ کی بود؟

1200
01:32:47,541 --> 01:32:53,583
‫آگوستین لارا بود، شاید هم پرز پرادو.

1201
01:32:53,666 --> 01:32:54,958
‫چیزی یادم نمیاد.

1202
01:32:55,916 --> 01:33:02,000
‫با دهنت حرف بزن پسرم.
‫داری دیوانم می‌کنی.

1203
01:33:02,083 --> 01:33:03,333
‫متاسفم.

1204
01:33:03,416 --> 01:33:06,583
‫ولی سعی کن آهنگ رو یادت بیاد مامان.

1205
01:33:07,208 --> 01:33:09,208
‫کی خوندش؟

1206
01:33:09,291 --> 01:33:12,416
‫اون مرد از خودراضی با خودش بردش.

1207
01:35:02,625 --> 01:35:03,791
‫ببخشید.

1208
01:36:36,583 --> 01:36:38,500
‫عصربخیر آقا..
‫چی میل دارید؟

1209
01:36:38,583 --> 01:36:40,125
‫سیرابی داریم، تاکوی استیک...

1210
01:36:40,208 --> 01:36:43,625
‫لطفا به من دو تا زبان گاو بدید.

1211
01:36:44,125 --> 01:36:45,583
‫فورا.

1212
01:36:46,375 --> 01:36:48,166
‫- با همه چیزش؟
‫- آره، همه چیز.

1213
01:37:02,875 --> 01:37:04,666
‫- خوبی؟
‫- آره.

1214
01:37:06,208 --> 01:37:08,000
‫- کمک می‌خوای؟
‫- نه.

1215
01:37:09,375 --> 01:37:11,041
‫- بذار...
‫- بهم دست نزن!

1216
01:37:11,666 --> 01:37:12,916
‫چه‌ش شده؟

1217
01:37:13,416 --> 01:37:15,256
‫- نمی‌دونم.
‫- مُرده؟

1218
01:37:15,791 --> 01:37:17,000
‫من نمردم.

1219
01:37:17,541 --> 01:37:18,583
‫گم شدم.

1220
01:37:19,750 --> 01:37:23,250
‫- ولی حالت خوبه خانم.
‫- ولش کن. حرکت جدیدشونه.

1221
01:37:23,333 --> 01:37:25,708
‫گم میشن، ولی همچنان بقیه رو آزار میدن.

1222
01:37:25,791 --> 01:37:27,458
‫نه برمی‌گردن، و نه می‌میرن.

1223
01:37:29,791 --> 01:37:32,458
‫چی شده خانم؟ بهم بگو.

1224
01:37:32,541 --> 01:37:33,666
‫نمی‌تونم.

1225
01:37:34,166 --> 01:37:36,041
‫با نگفتنش زنده می‌مونن.

1226
01:37:36,125 --> 01:37:39,166
‫فقط شاکین رفیق.

1227
01:37:43,666 --> 01:37:45,458
‫لطفا بهم بگو مشکل چیه.

1228
01:37:46,083 --> 01:37:49,416
‫باور کن. بهتره که ندونی.

1229
01:40:39,291 --> 01:40:40,916
‫مارتین!

1230
01:40:48,250 --> 01:40:49,250
‫هی!

1231
01:40:50,416 --> 01:40:51,458
‫هی!

1232
01:40:52,375 --> 01:40:54,541
‫پلیس!

1233
01:44:35,291 --> 01:44:38,333
‫ایده‌ها خدایان را خوردند!

1234
01:44:48,458 --> 01:44:50,916
‫خدایان تبدیل به ایده شدند!

1235
01:45:03,083 --> 01:45:05,375
‫مثانه‌هایی پر از صفرا!

1236
01:45:14,375 --> 01:45:16,750
‫مثانه‌ها منفجر شدند!

1237
01:45:27,583 --> 01:45:29,666
‫بت ها منفجر شدند!

1238
01:45:36,375 --> 01:45:38,416
‫خدایان پوسیدند!

1239
01:45:46,583 --> 01:45:49,000
‫انبوهی از مگس!

1240
01:45:54,041 --> 01:45:56,625
‫جایگاه مقدس یک کپه سرگین بود!

1241
01:45:58,833 --> 01:46:01,208
‫کپه سرگین یک مهدکودک بود!

1242
01:46:03,791 --> 01:46:06,958
‫ایده‌های مسلحانه پخش شد،
‫ایدئولوژی‌های آرمانی...

1243
01:46:07,041 --> 01:46:08,708
‫دیدگاه تندی را شکل داد!

1244
01:46:10,208 --> 01:46:12,125
‫خدایان آدمخوار!

1245
01:46:15,125 --> 01:46:17,291
‫ایده‌های به حماقت خدایان.

1246
01:46:19,166 --> 01:46:22,750
‫سگ‌های هار. سگ‌هایی که
‫عاشق استفراغ خود بودند.

1247
01:46:29,625 --> 01:46:31,500
‫ما به خشم رسیدیم.

1248
01:46:32,000 --> 01:46:35,833
‫خورشید بر فراز این کپه سرگین است.

1249
01:46:36,333 --> 01:46:38,916
‫کشوری مرده که کسی از ما نمی‌میرد.

1250
01:46:40,625 --> 01:46:45,166
‫فکر کردی کی هستی که ایده‌های
‫ اکتاویو پاز رو می‌دزدی؟

1251
01:46:45,250 --> 01:46:48,000
‫بخاطر منه که کلماتش وجود دارن سیلوریو.

1252
01:46:48,083 --> 01:46:50,458
‫چرند نگو ارنان کورتس.

1253
01:46:50,541 --> 01:46:52,250
‫تو فقط یک آدم رذل بودی.

1254
01:46:52,333 --> 01:46:55,666
‫شغالی قمه به دست که کورکورانه
‫ هرچی جلوی راهت بود رو بریدی.

1255
01:46:55,750 --> 01:46:59,083
‫- حتی یک کتاب هم نداری.
‫- تو من رو نمی‌شناسی.

1256
01:46:59,166 --> 01:47:01,041
‫هیچکس من رو نمی‌شناسه.

1257
01:47:02,125 --> 01:47:05,875
‫اگه حس شرمت کمی فاجعه‌ای که بعد
‫از فتح خلق کردی رو در بر می‌گرفت...

1258
01:47:05,958 --> 01:47:07,500
‫شاید یکم متواضع تر بودی.

1259
01:47:07,583 --> 01:47:09,583
‫نه.

1260
01:47:10,333 --> 01:47:11,375
‫آتیش داری؟

1261
01:47:25,500 --> 01:47:27,208
‫می‌دونم به چی فکر می‌کنی.

1262
01:47:27,291 --> 01:47:31,083
‫پونصد سال مردم بدون هیچ درکی
‫ من رو سرزنش کردن.

1263
01:47:31,166 --> 01:47:34,666
‫- متوجه نیستی کجا نشستی؟
‫- خودت نیستی؟ اطرافت رو ببین.

1264
01:47:34,750 --> 01:47:37,375
‫قشنگ ترین شهر ممکن که توش
‫سی‌صدهزار سرخ‌پوست زندگی می‌کرد.

1265
01:47:37,458 --> 01:47:39,208
‫- سرخ‌پوست نبودن.
‫- خب آمریکایی.

1266
01:47:39,291 --> 01:47:40,458
‫- باز هم اشتباهه.
‫- هرچی.

1267
01:47:40,541 --> 01:47:45,750
‫چطور میشه چهارصد اسپانیایی، شانزده شوالیه
‫ و کمی باروت یک امپراطوری رو به خاک بکشن؟

1268
01:47:45,833 --> 01:47:47,916
‫- اون سرخ‌پوست‌ها...
‫- سرخ‌پوست نبودن!

1269
01:47:48,000 --> 01:47:51,083
‫آدم‌خوار، هرچی، مثل وحشی‌ها
‫ هم‌دیگه رو می‌خوردن.

1270
01:47:51,166 --> 01:47:53,000
‫از هم‌دیگه متنفر بودن.

1271
01:47:53,083 --> 01:47:55,750
‫و همگی از رهبرشون متنفر بودن.

1272
01:47:56,875 --> 01:47:59,708
‫من همون گوشه با موکتِزوما آشنا شدم.

1273
01:48:00,416 --> 01:48:01,416
‫- آدم جالبیه.
‫- نه.

1274
01:48:01,500 --> 01:48:02,416
‫آره.

1275
01:48:02,500 --> 01:48:07,750
‫اون گوشه بود که اروپا رو کشف کردیم.

1276
01:48:07,833 --> 01:48:10,208
‫فقط می‌خواستیم بهتون کمک کنیم.

1277
01:48:10,291 --> 01:48:12,083
‫بهتون زبان و دینمون رو دادیم.

1278
01:48:12,166 --> 01:48:15,625
‫و آبله و سرخک و ترس از جهنم.

1279
01:48:15,708 --> 01:48:18,125
‫و سوزاک.

1280
01:48:18,208 --> 01:48:21,416
‫و ارتش و گروهک‌سالاری و کلیسا...

1281
01:48:21,500 --> 01:48:25,583
‫و سیصدسال از زشت‌ترین و کیری‌ترین
‫و خشن‌ترین سال‌هایی که فکرش رو بکنی.

1282
01:48:25,666 --> 01:48:28,541
‫بیا خدامون سین‌تئوتل رو ببین.

1283
01:48:29,041 --> 01:48:32,833
‫شما خدایان ما رو دفن کردید
‫و بهمون خدای جدیدی دادید...

1284
01:48:32,916 --> 01:48:34,833
‫همچنان خونی و مصلوب و شکنجه شده.

1285
01:48:34,916 --> 01:48:36,958
‫احمق نباش کورتس.

1286
01:48:37,041 --> 01:48:39,208
‫تو فقط یه خارجی بدردبخور بودی.

1287
01:48:39,291 --> 01:48:43,833
‫وقتی که دشمنت یعنی مردم، به خودش حمله کنه،
‫بردن جنگ آسون میشه.

1288
01:48:43,916 --> 01:48:46,291
‫من اصلا جنگ نمی‌خواستم.

1289
01:48:46,375 --> 01:48:48,791
‫من عاشق این سرزمین و مردمش بودم.

1290
01:48:50,000 --> 01:48:52,458
‫به عنوان یه قاتل حرف‌های قشنگی می‌زنی.

1291
01:48:52,541 --> 01:48:53,916
‫قاتل؟

1292
01:48:54,708 --> 01:48:57,250
‫من ستون‌های جهانی جدید رو بنا نهادم.

1293
01:48:57,333 --> 01:49:00,916
‫فرزندان من اولین مکزیکی‌ها بودن.
‫پس چه خوشت بیاد، چه نیاد، من پدرتم.

1294
01:49:01,000 --> 01:49:03,916
‫من مثل مکزیکی‌ها زندگی کردم،
‫و از هرکسی که بگی مکزیکی تر مُردم.

1295
01:49:04,000 --> 01:49:07,791
‫متاسفم که این رو بهت میگم، ولی مردم توی
‫مکزیک‌ هم مثل اسپانیا ازت متنفرن.

1296
01:49:07,875 --> 01:49:09,875
‫هیچ مجسمه‌ای ازت وجود نداره.

1297
01:49:11,291 --> 01:49:14,375
‫گاهی اوقات فکر می‌کنم ما
‫از جاهای مختلفی هستیم...

1298
01:49:14,458 --> 01:49:17,041
‫درحالی که در حقیقت از هیچ میاییم.

1299
01:49:18,583 --> 01:49:21,000
‫شاید سرنوشت همه‌ی انسان‌های بزرگ
‫اینه که مورد تنفر قرار بگیرن.

1300
01:49:22,416 --> 01:49:24,625
‫و با بداخلاقی‌های بچگانه تمومش کنن سیلوریو.

1301
01:49:24,708 --> 01:49:26,041
‫چرا انقدر عصبانی‌ای؟

1302
01:49:26,125 --> 01:49:28,333
‫حالا تو که سرخ‌پوست،
‫مولاتو، یا دورگه نیستی.

1303
01:49:28,416 --> 01:49:32,666
‫خودت رو ببین. تو از بچه‌های خودم
‫هم کریاویو تر و مستیسو تر هستی.

1304
01:49:32,750 --> 01:49:36,291
‫دوست نداری سرخ‌پوست یا اسپانیایی باشی.

1305
01:49:37,375 --> 01:49:40,791
‫عمدا خودت رو به حرامزادگی محکوم کردی...

1306
01:49:40,875 --> 01:49:42,833
‫تا توی برزخ زندگی کنی.

1307
01:49:42,916 --> 01:49:44,875
‫گندش بزنن.

1308
01:49:44,958 --> 01:49:47,083
‫اون آشغال رو خاموش کن!
‫داری کورم می‌کنی!

1309
01:49:47,166 --> 01:49:48,375
‫چیه؟

1310
01:49:48,458 --> 01:49:51,083
‫- من رو با سیگار سوزوند!
‫- تکون نخور.

1311
01:49:51,166 --> 01:49:53,250
‫تکون نخور. تکون نخور.

1312
01:49:53,333 --> 01:49:56,750
‫تکون نخور! ثابت بمون!
‫یه بار دیگه ضبط می‌کنیم!

1313
01:49:56,833 --> 01:49:59,291
‫قطع کن مارتین!

1314
01:49:59,375 --> 01:50:01,625
‫نذار کسی تکون بخوره مارتین!

1315
01:50:01,708 --> 01:50:02,958
‫چه خبر کسکش؟

1316
01:50:03,041 --> 01:50:04,750
‫- پنج دقیقه استراحت!
‫- صبر کن!

1317
01:50:04,833 --> 01:50:06,833
‫افراد متوفی و مفقودی به جای خود!

1318
01:50:06,875 --> 01:50:09,666
‫می‌خوایم یه بار دیگه ضبط کنیم.
‫همه ثابت بمونن!

1319
01:50:09,750 --> 01:50:10,750
‫لعنتی!

1320
01:50:11,333 --> 01:50:17,083
‫نه خوبم. دارم با یه کارگردان
‫ عوضی کار می‌کنم.

1321
01:50:17,166 --> 01:50:22,500
‫یه فیلمی راجع به ارنان کورتس
‫یا همچین کس‌‌شعری.

1322
01:50:22,583 --> 01:50:25,083
‫سوار شو پلاژیوس، سوار شو!

1323
01:50:25,166 --> 01:50:26,708
‫سوار شو پلاژیوس، سوار شو!

1324
01:50:26,791 --> 01:50:28,083
‫سوار شو پلاژیوس، سوار شو!

1325
01:50:28,166 --> 01:50:30,083
‫سوار شو پلاژیوس، سوار شو!

1326
01:50:30,166 --> 01:50:31,791
‫سوار شو پلاژیوس، سوار شو!

1327
01:50:31,875 --> 01:50:33,708
‫سوار شو پلاژیوس، سوار شو!

1328
01:50:33,791 --> 01:50:35,208
‫سوار شو پلاژیوس، سوار شو!

1329
01:50:35,291 --> 01:50:36,875
‫سوار شو پلاژیوس، سوار شو!

1330
01:50:36,958 --> 01:50:38,500
‫سوار شو پلاژیوس، سوار شو!

1331
01:50:38,583 --> 01:50:40,166
‫سوار شو پلاژیوس، سوار شو!

1332
01:50:40,250 --> 01:50:41,791
‫سوار شو پلاژیوس، سوار شو!

1333
01:50:41,875 --> 01:50:43,458
‫سوار شو پلاژیوس، سوار شو!

1334
01:50:43,541 --> 01:50:45,125
‫سوار شو پلاژیوس، سوار شو!

1335
01:50:45,208 --> 01:50:46,791
‫سوار شو پلاژیوس، سوار شو!

1336
01:50:46,875 --> 01:50:48,375
‫سوار شو پلاژیوس، سوار شو!

1337
01:50:48,458 --> 01:50:50,166
‫سوار شو پلاژیوس، سوار شو!

1338
01:50:50,250 --> 01:50:51,875
‫سوار شو پلاژیوس، سوار شو!

1339
01:50:51,958 --> 01:50:53,333
‫سوار شو پلاژیوس، سوار شو!

1340
01:50:53,416 --> 01:50:55,125
‫سوار شو پلاژیوس، سوار شو!

1341
01:50:55,208 --> 01:50:57,416
‫سوار شو پلاژیوس، سوار شو!

1342
01:51:26,958 --> 01:51:29,500
‫خونه خفنی داری رفیق.

1343
01:51:29,583 --> 01:51:32,125
‫پابلو گالیندو ازت اجاره نخواست؟

1344
01:51:32,208 --> 01:51:34,250
‫نه، فقط چند روزی بهم قرض داد.

1345
01:51:34,333 --> 01:51:37,625
‫پولدارها که رایگان چیزی نمیدن.

1346
01:51:37,708 --> 01:51:39,500
‫بخاطر همین پولدارن.

1347
01:51:39,583 --> 01:51:41,666
‫خیلی قشنگه.

1348
01:51:41,750 --> 01:51:43,958
‫یه جوری پولش رو ازت می‌گیره.

1349
01:51:44,041 --> 01:51:47,125
‫من و هورتنسیا می‌ریم باشگاه که
‫ وسایل شن بازیمون رو بگیریم.

1350
01:51:47,208 --> 01:51:51,541
‫- دارم میام. لورنزو رو هم ببرید.
‫- لورنزو رفت بخوابه.

1351
01:51:51,625 --> 01:51:54,666
‫نه، بعدا وقت خوابیدن هست.

1352
01:51:54,750 --> 01:51:57,333
‫زندگی با دوست‌های پولدار، پولدارانه میشه.

1353
01:51:57,833 --> 01:52:01,041
‫قبل اینکه بهم گیر بدین میرم توی ساحل.

1354
01:52:01,125 --> 01:52:04,416
‫فقط چیزی رو ندزدید کسکش‌ها.

1355
01:52:04,500 --> 01:52:08,875
‫- فقط قاشق‌ چنگال‌های گرون!
‫- یا شراب‌های خوب!

1356
01:52:33,375 --> 01:52:34,625
‫صبح بخیر آقا.

1357
01:52:34,708 --> 01:52:35,708
‫ادامه بدید.

1358
01:52:41,958 --> 01:52:43,250
‫بابا!

1359
01:52:44,458 --> 01:52:45,708
‫بیا اینجا!

1360
01:52:53,458 --> 01:52:55,916
‫- چه خبر؟
‫- اون آقا نمی‌ذاره هورتنسیا بیاد.

1361
01:52:56,000 --> 01:52:57,625
‫چرا؟ مشکلی هست؟

1362
01:52:57,708 --> 01:52:59,791
‫- خدمتکارها نمی‌تونن برن داخل.
‫- اون از خانواده‌ست.

1363
01:52:59,875 --> 01:53:01,208
‫قانون ملکه.

1364
01:53:01,291 --> 01:53:03,583
‫نمیشه استثناء قائل شید؟

1365
01:53:03,666 --> 01:53:07,000
‫ما مهمون پابلو گالیندو هستیم.
‫توی منزلش سکونت داریم...

1366
01:53:07,083 --> 01:53:10,791
‫متاسفم آقا.
‫ولی همه مالکین با قانون موافقت کردن.

1367
01:53:10,875 --> 01:53:13,125
‫خدمتکارها نمی‌تونن از امکانات استفاده کنن.

1368
01:53:13,208 --> 01:53:15,166
‫حتی نمی‌تونن توی ساحل قدم بزنن؟

1369
01:53:15,666 --> 01:53:16,833
‫متاسفم خانم.

1370
01:53:17,333 --> 01:53:18,875
‫رئیست کیه؟

1371
01:53:18,958 --> 01:53:19,958
‫امروز نیست.

1372
01:53:22,291 --> 01:53:23,243
‫هورتنسیا، برو خونه...

1373
01:53:23,267 --> 01:53:25,458
‫نه! اگه هورتنسیا
‫نمی‌تونه بیاد، هیچکس نمیره.

1374
01:53:25,541 --> 01:53:29,208
‫- قانون اینجاست دیگه.
‫- باید حداقل یه کاری بکنی.

1375
01:53:29,291 --> 01:53:31,083
‫قانون ملکه!

1376
01:53:31,166 --> 01:53:33,916
‫- به پابلو زنگ می‌زنم و...
‫- چرا توی زحمت بیافتید آقا؟

1377
01:53:34,958 --> 01:53:37,916
‫پولدارها قانون تعیین می‌کنن.

1378
01:53:38,000 --> 01:53:39,416
‫بیا از اینجا بریم.

1379
01:53:39,916 --> 01:53:42,333
‫ساحلت رو بکن توی کونت!

1380
01:54:05,083 --> 01:54:06,916
‫- رسمی شد.
‫- چی؟

1381
01:54:07,000 --> 01:54:09,625
‫آمازون همین الان باخا کالیفرنیا رو خرید.

1382
01:54:09,708 --> 01:54:13,458
‫- حالا این ساحل مال سفیدپوست‌ها شد.
‫- عالیه!

1383
01:54:14,458 --> 01:54:18,958
‫بذار کل مکزیک رو بخرن.
‫اینطوری بهتره.

1384
01:54:19,041 --> 01:54:22,583
‫نمی‌دونستم خانواده خودم
‫انقدر وطن پرستیشون کمه.

1385
01:54:22,666 --> 01:54:25,250
‫فکر کن چجوری می‌شد اگه...

1386
01:54:46,916 --> 01:54:48,291
‫چی؟

1387
01:54:48,375 --> 01:54:50,208
‫به نظر گرسنه میای.

1388
01:54:51,250 --> 01:54:53,208
‫میوه‌های اینجا مزه میوه میدن.

1389
01:54:53,708 --> 01:54:55,000
‫حالت چطوره؟

1390
01:54:55,083 --> 01:54:56,166
‫خوبم.

1391
01:54:56,250 --> 01:54:59,166
‫مامان می‌خواد بره ساحل.
‫میگه راهش خیلی طولانیه.

1392
01:54:59,250 --> 01:55:02,125
‫- می‌خواد قبل غروب برسه.
‫- ما زود می‌ریم.

1393
01:55:02,208 --> 01:55:04,291
‫ولی بگو اوضاع چطوره؟

1394
01:55:05,000 --> 01:55:07,375
‫- اوضاع چی؟
‫- اوضاع بوستون.

1395
01:55:07,458 --> 01:55:09,708
‫- هنوز با مارکی؟
‫- آره.

1396
01:55:09,791 --> 01:55:13,166
‫به نظر خوشحال نمیای.

1397
01:55:13,250 --> 01:55:16,541
‫اینطور نیست.

1398
01:55:16,625 --> 01:55:18,500
‫- همه چیز با مارک خوبه.
‫- آهان.

1399
01:55:18,583 --> 01:55:21,625
‫همه چیز نه، هیچوقت
‫همه چیز درست نیست، ولی...

1400
01:55:22,625 --> 01:55:25,000
‫تا وقتی اسمش رو نیاورده بودی
‫ بهش فکر نمی‌کردم.

1401
01:55:25,791 --> 01:55:27,458
‫خب پس؟

1402
01:55:31,250 --> 01:55:32,416
‫نمی‌دونم.

1403
01:55:33,500 --> 01:55:34,833
‫اینجا بودن عجیبه.

1404
01:55:35,333 --> 01:55:37,458
‫کجا؟ ساحل؟

1405
01:55:40,083 --> 01:55:41,333
‫توی مکزیک.

1406
01:55:42,000 --> 01:55:43,875
‫متوجه نمی‌شم.

1407
01:55:43,958 --> 01:55:44,958
‫میشی.

1408
01:55:45,041 --> 01:55:48,833
‫چرا مگه؟ پسرعموهات هستن،
‫عمه‌ها و عمو‌هات...

1409
01:55:48,916 --> 01:55:50,958
‫- دقیقا.
‫- دقیقا چی؟

1410
01:55:54,625 --> 01:55:58,583
‫این چیزی بود که هیچوقت نداشتمش.
‫و دیدنش من رو یاد نداشتنش می‌اندازه.

1411
01:56:01,500 --> 01:56:03,083
‫هرچیزی که نداشتم.

1412
01:56:03,166 --> 01:56:05,583
‫آره، شامل متئو هم میشه.

1413
01:56:06,916 --> 01:56:11,375
‫فقط متئو نیست که توی باردوئه بابا.
‫گاهی اوقات حس می‌کنم ما هم همراهشیم.

1414
01:56:11,458 --> 01:56:16,291
‫خانوادت همیشه پیشتن کامیلا.
‫خونه‌ت اینجاست. پدربزرگ و مادربزرگت...

1415
01:56:16,375 --> 01:56:18,791
‫بس کن بابا، من خوبم. فقط ناراحتم!

1416
01:56:19,291 --> 01:56:22,291
‫و مشکلی نداره. عیبی نداره که
‫گاهی اوقات ناراحت باشی.

1417
01:56:22,375 --> 01:56:25,041
‫ولی تو همیشه می‌خوای فورا همه چیز
‫ رو درست کنی یا توضیح بدی.

1418
01:56:25,125 --> 01:56:27,875
‫بعضی‌چیزها اینطورین دیگه.

1419
01:56:43,166 --> 01:56:45,708
‫قرارداد خونم ماه دیگه تموم میشه.

1420
01:56:47,250 --> 01:56:50,500
‫- به این فکر می‌کردم که برگردم مکزیک.
‫- چرا؟

1421
01:56:51,333 --> 01:56:54,666
‫- که اینجا زندگی کنم.
‫- پس شغلت توی بوستون چی میشه؟

1422
01:56:56,375 --> 01:56:59,041
‫شغل خوبیه. ولی نمی‌تونم اونجا پیشرفت کنم.

1423
01:56:59,125 --> 01:57:03,666
‫از اینکه تنهایی پشت میزم توی یه
‫ظرف پلاستیکی سالاد بخورم خسته شدم.

1424
01:57:03,750 --> 01:57:05,541
‫توی مکزیک می‌خوای چیکار کنی؟

1425
01:57:06,041 --> 01:57:07,083
‫نمی‌دونم.

1426
01:57:08,541 --> 01:57:09,625
‫از فکرش خوشم میاد...

1427
01:57:09,708 --> 01:57:12,041
‫ولی باید عادت کنی که بیشتر احتیاط کنی.

1428
01:57:12,125 --> 01:57:15,708
‫دوست‌هام اینجان و هیچوقت
‫ بلایی سرشون نیومده.

1429
01:57:15,791 --> 01:57:18,791
‫چون توی یه جامعه محفوظ زندگی می‌کنن...

1430
01:57:18,875 --> 01:57:20,333
‫با کلی نگهبان دورشون.

1431
01:57:20,416 --> 01:57:22,125
‫و راننده‌هاشون می‌برنشون همه‌جا.

1432
01:57:22,208 --> 01:57:24,291
‫تو حاضری این کار رو بکنی؟
‫من نیستم.

1433
01:57:24,375 --> 01:57:27,750
‫حداقل مثل ما زندگیشون پاستوریزه نیست.

1434
01:57:28,250 --> 01:57:34,958
‫زندگی پاستوریزه‌ای که توش می‌تونی
‫ شب بری بیرون و سوار قطار عمومی بشی.

1435
01:57:35,458 --> 01:57:37,583
‫تو هیچوقت از وسایل
‫حمل و نقل عمومی استفاده نکردی.

1436
01:57:37,666 --> 01:57:39,875
‫- کردم.
‫- بی‌خیال.

1437
01:57:39,958 --> 01:57:43,000
‫ایستگاه قطار سانتا مونیکا کجاست؟

1438
01:57:43,083 --> 01:57:45,291
‫بین اقیانوس و ونیز.

1439
01:57:45,375 --> 01:57:46,455
‫اشتباهه.

1440
01:57:46,500 --> 01:57:48,666
‫بلیطش چقدره؟

1441
01:57:48,750 --> 01:57:51,541
‫- نمی‌دونم.
‫- معلمومه که نمی‌دونی.

1442
01:57:53,833 --> 01:57:55,583
‫ما بزرگ شدیم بابا.

1443
01:57:56,291 --> 01:57:58,875
‫آزادیم که انتخاب کنیم کجا زندگی کنیم.

1444
01:57:59,375 --> 01:58:00,416
‫باشه؟

1445
01:58:00,916 --> 01:58:04,333
‫کامیلا، می‌دونی که هرچی
‫ بخوای من قبول می‌کنم.

1446
01:58:04,833 --> 01:58:07,500
‫ولی نمی‌تونی ازم بخوای که صلاحت رو نخوام.

1447
01:58:07,583 --> 01:58:10,250
‫زودباشید. داره دیر میشه.

1448
01:58:11,500 --> 01:58:17,125
‫گاهی اوقات چیزی که صلاح توئه، صلاح ما نیست.

1449
01:58:18,041 --> 01:58:20,583
‫بیا بریم تا مامان عصبانی نشده.

1450
02:02:38,500 --> 02:02:39,666
‫خوب پیش میره؟

1451
02:02:40,166 --> 02:02:43,125
‫بد نیست.

1452
02:02:45,041 --> 02:02:49,500
‫اگه خواستی جان و استیون رو
‫دعوت کنی بهم خبر بده.

1453
02:02:50,583 --> 02:02:51,458
‫بابا...

1454
02:02:51,541 --> 02:02:53,250
‫- بله؟
‫- پاکو رو یادته؟

1455
02:02:53,333 --> 02:02:54,416
‫کی؟

1456
02:02:54,500 --> 02:02:56,333
‫پاکو، گیدو و ارنستو.

1457
02:02:56,833 --> 02:03:00,166
‫- سمندرهام. وقتی توی مکزیک زندگی می‌کردیم.
‫- آهان، آره.

1458
02:03:00,250 --> 02:03:05,458
‫وقتی بچه بودم و رفتیم لس‌آنجلس...
‫همراه خودم آوردمشون.

1459
02:03:06,000 --> 02:03:08,291
‫چون با همه دوست‌هام توی
‫ مکزیک خداحافظی کردم.

1460
02:03:08,375 --> 02:03:12,208
‫واسه همین سعی کردم پاکو،
‫گیدو و ارنستو رو...

1461
02:03:12,291 --> 02:03:14,416
‫توی یه کیسه پلاستیکی از
‫آب توی چمدان قایم کنم.

1462
02:03:14,916 --> 02:03:16,166
‫به کسی نگفتم.

1463
02:03:16,250 --> 02:03:17,958
‫و وقتی رسیدیم به خونه جدید...

1464
02:03:18,041 --> 02:03:20,416
‫اولین کاری که کردم این بود
‫که چمدان رو باز کردم.

1465
02:03:20,500 --> 02:03:23,833
‫کاملا خیس بود و پلاستیک باز شده بود...

1466
02:03:23,916 --> 02:03:26,833
‫و دوست‌هام لای لباس‌ها گم شده بودن.

1467
02:03:27,333 --> 02:03:30,833
‫و حرکت نمی‌کردن. واسه همین
‫ انداختمشون توی توالت...

1468
02:03:30,916 --> 02:03:32,708
‫که ببینم شنا می‌کنن یا نه.

1469
02:03:32,791 --> 02:03:35,208
‫و غرق شدن.

1470
02:03:35,291 --> 02:03:39,958
‫و متوجه شدم که مُرده بودن.
‫و توی یه جعبه کفش زیر تختم قایمشون کردم.

1471
02:03:40,458 --> 02:03:44,291
‫بعد چند روز بو گرفتن، واسه همین
‫ گذاشتمشون توی فریزر.

1472
02:03:44,375 --> 02:03:48,458
‫و یادمه که مامان داشت یه روز
‫واسه شام ماهی درست می‌کرد.

1473
02:03:48,541 --> 02:03:52,833
‫و من نمی‌خواستم لب بزنم.
‫ چون وحشت کرده بودم...

1474
02:03:52,916 --> 02:03:55,250
‫فکر می‌کردم قراره دوست‌هام رو بخورم.

1475
02:04:17,041 --> 02:04:18,291
‫چی شده؟

1476
02:04:19,000 --> 02:04:21,916
‫من از این خبر نداشتم.
‫چرا بهم نگفتی؟

1477
02:04:23,250 --> 02:04:24,375
‫فکر می‌کردم رفتی.

1478
02:04:25,750 --> 02:04:28,416
‫رفته بودی مراکش یه کاری بکنی.

1479
02:04:30,416 --> 02:04:31,625
‫شاید هم خونه بودی.

1480
02:04:31,708 --> 02:04:33,166
‫نمی‌دونم.

1481
02:04:33,791 --> 02:04:35,041
‫مهم نیست.

1482
02:04:52,083 --> 02:04:55,208
‫اگر بمبی در محوطه فرودگاه پیدا کردید...

1483
02:04:55,291 --> 02:04:58,333
‫لطفا آن را به نزدیک ترین
‫ باجه اطلاعات تحویل دهید.

1484
02:04:58,416 --> 02:05:00,791
‫از باملاحظگی شما ممنونیم.

1485
02:05:02,333 --> 02:05:06,208
‫لطفا از گردش به چپ خودداری کنید.

1486
02:05:10,916 --> 02:05:12,208
‫سلام آقا.

1487
02:05:12,291 --> 02:05:14,250
‫لطفا عینکتون رو دربیارید آقا.

1488
02:05:16,833 --> 02:05:19,750
‫- هدف شما از این سفر چیه؟
‫- ما اینجا زندگی می‌کنیم.

1489
02:05:21,583 --> 02:05:23,250
‫نه، اینجا زندگی نمی‌کنید.

1490
02:05:23,333 --> 02:05:24,333
‫اثرانگشت.

1491
02:05:24,375 --> 02:05:26,458
‫چرا، ما اینجا زندگی می‌کنیم.

1492
02:05:26,541 --> 02:05:28,750
‫من روزنامه‌نگارم، اینجا خونه‌ی منه.

1493
02:05:29,416 --> 02:05:31,083
‫اینجا خونه‌ی شما نیست آقا.

1494
02:05:31,583 --> 02:05:34,541
‫شما ویزای نوع او-1 دارید
‫لطفا به دوربین نگاه کنید.

1495
02:05:34,625 --> 02:05:38,208
‫آره، ویزای او-1 دارم،
‫چون اینجا کار می‌کنم و مالیات میدم.

1496
02:05:38,291 --> 02:05:41,916
‫- پس فکر کنم بتونم خونه‌م صداش کنم.
‫- اثرانگشت لطفا.

1497
02:05:42,500 --> 02:05:44,916
‫نه آقا، نمی‌تونین بهش بگین خونه.

1498
02:05:46,333 --> 02:05:50,333
‫اگه به صورتم نگاه کنی شاید من رو بشناسی...

1499
02:05:50,416 --> 02:05:52,434
‫- ما اینجا انگلیسی حرف می‌زنیم.
‫- بابا.

1500
02:05:52,458 --> 02:05:53,658
‫اسمتون چیه؟

1501
02:05:53,708 --> 02:05:55,125
‫- ببخشید؟
‫- اسمتون.

1502
02:05:55,208 --> 02:05:56,125
‫ولش کن.

1503
02:05:56,208 --> 02:05:59,833
‫- دستتون رو بردارید آقا.
‫- می‌خوام با سرپرستت حرف بزنم.

1504
02:06:01,166 --> 02:06:03,375
‫لازم نیست.

1505
02:06:03,458 --> 02:06:05,750
‫لازم نیست.

1506
02:06:12,541 --> 02:06:13,750
‫می‌تونید برید.

1507
02:06:13,833 --> 02:06:14,833
‫بعدی.

1508
02:06:15,250 --> 02:06:16,333
‫عوضی. بیا.

1509
02:06:16,416 --> 02:06:17,416
‫بیا بریم.

1510
02:06:29,041 --> 02:06:30,125
‫ببخشید؟

1511
02:06:30,208 --> 02:06:32,291
‫- شما سرپرست هستید؟
‫- بله، هستم.

1512
02:06:32,375 --> 02:06:34,583
‫اون مامور خیلی با من بدرفتاری کرد.

1513
02:06:34,666 --> 02:06:36,541
‫من پونزده ساله اینجا زندگی می‌کنم.

1514
02:06:36,625 --> 02:06:39,833
‫و بهم گفت حق ندارم اینجا رو خونه خطاب کنم.

1515
02:06:39,916 --> 02:06:41,083
‫خیلی ناراحت کننده بود.

1516
02:06:41,166 --> 02:06:44,458
‫- وضعیت شما اینجا چطوریه؟
‫- من ویزای او-1 دارم.

1517
02:06:44,541 --> 02:06:46,291
‫پس چرا، می‌تونید اینجا رو خونه صدا کنید.

1518
02:06:46,375 --> 02:06:50,291
‫خب پس اگه چهره‌ی این مملکت اونه،
‫باید یه کاری بکنید.

1519
02:06:50,375 --> 02:06:52,125
‫خیلی تحقیرکننده بود.

1520
02:06:52,208 --> 02:06:54,416
‫واقعا متاسفم آقا.
‫ترتیبش رو میدم.

1521
02:07:07,750 --> 02:07:09,458
‫اون حرامزاده باید عذرخواهی کنه.

1522
02:07:11,916 --> 02:07:13,333
‫این مرد ناراحته.

1523
02:07:13,416 --> 02:07:15,809
‫- میگه که تو تحقیرش کردی.
‫- من بی‌احترامی‌ای نکردم.

1524
02:07:15,833 --> 02:07:18,833
‫- اون تهاجمی برخورد کرد.
‫- نه، من می‌خوام که عذرخواهی کنه.

1525
02:07:18,916 --> 02:07:21,416
‫- من ترتیبش رو میدم آقا.
‫- نه، من عذرخواهی می‌خوام.

1526
02:07:21,500 --> 02:07:22,833
‫چی شده؟ ولش کن.

1527
02:07:22,916 --> 02:07:25,500
‫نه، می‌خوام که این آقا بگه
‫ اینجا خونه‌ی ماست.

1528
02:07:25,583 --> 02:07:27,833
‫- اینجا خونه‌ی شما نیست آقا.
‫- چی گفتی؟

1529
02:07:27,916 --> 02:07:30,041
‫- قانون همینه.
‫- چه قانونی؟

1530
02:07:30,125 --> 02:07:32,791
‫ایشون ویزای او-1 داره،
‫و خانوادش ویزای او-3.

1531
02:07:32,875 --> 02:07:34,458
‫اجازه دارن که اینجا رو خونه خطاب کنن.

1532
02:07:34,541 --> 02:07:36,500
‫- شنیدی؟
‫- لطفا ازشون عذرخواهی کن.

1533
02:07:36,583 --> 02:07:38,875
‫نه، اینجا خونه‌شون نیست.
‫اون‌ها آمریکایی نیستن.

1534
02:07:38,958 --> 02:07:41,750
‫تو مال کجایی؟ مکزیک؟ چین؟ سوئد کوفتی؟

1535
02:07:41,833 --> 02:07:44,017
‫- آقا.
‫- من اینجا بزرگ شدم. اینجا مدرسه رفتم.

1536
02:07:44,041 --> 02:07:46,875
‫- چه خوشت بیاد چه نه، اینجا خونه‌ی منه.
‫- لطفا پسرتون رو کنترل کنید.

1537
02:07:46,958 --> 02:07:47,875
‫نه!

1538
02:07:47,958 --> 02:07:49,878
‫اون باید خفه بشه و ادب یاد بگیره.

1539
02:07:49,916 --> 02:07:52,583
‫از وقتی بچه بودم توی این کشور
‫ این کس‌شعرها رو شنیدم.

1540
02:07:52,666 --> 02:07:56,166
‫خیلی‌خب. اگه می‌خوای اینج
‫ا رو خونه خطاب کنی قبوله.

1541
02:07:56,250 --> 02:07:57,791
‫توی چشم‌هامون نگاه کن.

1542
02:07:57,875 --> 02:08:00,434
‫- نمی‌تونی باهاش اینجوری حرف بزنی.
‫- اسپانیایی بلدی؟

1543
02:08:00,458 --> 02:08:03,017
‫- تو خیلی بیشتر از من شبیه مکزیکی‌هایی.
‫- متوجه نمیشم.

1544
02:08:03,041 --> 02:08:05,458
‫ترسیدی بفهمن مکزیکی‌ای؟

1545
02:08:05,541 --> 02:08:06,581
‫من آمریکاییم.

1546
02:08:06,625 --> 02:08:09,166
‫آمریکا یه قاره‌ست احمق.
‫ما همه آمریکایی‌ هستیم.

1547
02:08:09,250 --> 02:08:10,570
‫اسم ما رو دزدیدن.

1548
02:08:10,625 --> 02:08:12,875
‫- اون می‌فهمه.
‫- هنوز عذرخواهی نکرده.

1549
02:08:12,958 --> 02:08:15,041
‫- فقط عذرخواهی کن.
‫- بگو معذرت می‌خوای.

1550
02:08:15,125 --> 02:08:17,517
‫- بگو معذرت می‌خوای.
‫- بگو معذرت می‌خوای.

1551
02:08:19,333 --> 02:08:21,583
‫- بگو معذرت می‌خوای!
‫- بهم دست نزن!

1552
02:08:22,083 --> 02:08:23,559
‫- زودباش!
‫- بهم دست نزن!

1553
02:08:23,583 --> 02:08:24,583
‫بگو!

1554
02:08:28,708 --> 02:08:30,148
‫بگو معذرت می‌خوای!
‫بگو!

1555
02:08:30,208 --> 02:08:32,416
‫لورنزو!

1556
02:08:34,458 --> 02:08:35,375
‫بابا!

1557
02:08:45,833 --> 02:08:47,793
‫واقعا خونه قشنگی دارید.

1558
02:08:47,833 --> 02:08:48,666
‫ممنون آقا.

1559
02:08:48,750 --> 02:08:51,291
‫خواهش می‌کنم. ممنونم.
‫روز خوبی داشته باشید.

1560
02:08:53,166 --> 02:08:55,541
‫چمدانت رو بردار لورنزو!

1561
02:08:55,625 --> 02:08:57,541
‫باشه. برمی‌دارم.

1562
02:09:12,875 --> 02:09:15,583
‫میرم یه قدمی بزنم.
‫هنوز سردرد دارم.

1563
02:09:15,666 --> 02:09:17,186
‫بیا اینجا یکم دراز بکش.

1564
02:09:17,250 --> 02:09:20,541
‫ببینیم می‌تونی اون چهره
‫غمگینت رو کنار بذاری یا نه.

1565
02:09:20,625 --> 02:09:23,416
‫نمی‌تونی اینطوری بری مراسم تقدیر.

1566
02:09:43,291 --> 02:09:45,333
‫کاری می‌کنن که باور کنی...

1567
02:09:45,416 --> 02:09:47,041
‫عیسی مسیح یه سفیدپوست بوده.

1568
02:09:47,833 --> 02:09:48,833
‫این دروغه.

1569
02:09:48,916 --> 02:09:52,041
‫مسیح سفیدپوست نبود.
‫تیره پوست بود!

1570
02:09:52,125 --> 02:09:55,416
‫و راستش درواقع، فلسطینی بود.

1571
02:09:55,500 --> 02:09:56,416
‫هی!

1572
02:10:00,208 --> 02:10:01,875
‫شما به خدا اعتقاد دارین، مگه نه؟

1573
02:10:01,958 --> 02:10:03,333
‫ایمان دارین، مگه نه؟

1574
02:10:56,291 --> 02:10:58,333
‫ببخشید؟ ببخشید آقا؟

1575
02:11:08,791 --> 02:11:11,541
‫به مترو خط اکسپو خوش‌آمدید.

1576
02:11:11,625 --> 02:11:14,208
‫مقصدنهایی قطار...

1577
02:11:14,708 --> 02:11:16,708
‫مرکزشهر در ایستگاه سانتا مونیکا است.

1578
02:11:19,291 --> 02:11:22,875
‫مقصد بعدی، پارک اکسپو در
‫ دانشگاه کالیفرنیای جنوبی است.

1579
02:11:46,125 --> 02:11:47,458
‫در حال رسیدن.

1580
02:11:47,958 --> 02:11:53,416
‫برای رفتن به مرکز علمی کالیفرنیا،
‫ و یا موزه تاریخ طبیعی اینجا پیاده بشید.

1581
02:11:53,500 --> 02:11:56,416
‫نه، ولشون کن.

1582
02:11:57,666 --> 02:11:59,625
‫ولم کن مامان‌بزرگ.

1583
02:12:02,500 --> 02:12:04,250
‫برو، برو رفیق.

1584
02:12:10,208 --> 02:12:13,166
‫لطفا عقب بایستید.
‫درها در حال بسته شدن هستند.

1585
02:13:15,791 --> 02:13:20,583
‫در حال رسیدن به خیابان هفتم،
‫ مرکز مترو در مرکزشهر لس‌آنجلس.

1586
02:13:21,791 --> 02:13:27,291
‫تاجایی که این قطار میره.

1587
02:13:27,791 --> 02:13:32,041
‫لطفا مراقب...

1588
02:13:45,875 --> 02:13:47,541
‫لعنتی.

1589
02:13:54,375 --> 02:13:55,458
‫آقا...

1590
02:13:58,250 --> 02:14:01,333
‫لطفا از بودن تمامی وسایل
‫ شخصی خود مطمئن بشید.

1591
02:14:01,416 --> 02:14:02,291
‫حالتون خوبه.

1592
02:14:02,375 --> 02:14:04,495
‫و تا وقتی درها باز نشدند
‫ از جای خود بلند نشوید.

1593
02:14:06,125 --> 02:14:07,125
‫آقا؟

1594
02:14:08,333 --> 02:14:10,125
‫حالتون خوبه آقا؟

1595
02:14:13,458 --> 02:14:14,916
‫کمک می‌خواید؟

1596
02:14:16,000 --> 02:14:18,240
‫کمکی از دستم برمیاد آقا؟

1597
02:14:18,791 --> 02:14:20,166
‫متوجه نمیشم.

1598
02:14:24,458 --> 02:14:26,098
‫متوجه نمیشم آقا.

1599
02:14:26,166 --> 02:14:27,500
‫آقا؟

1600
02:14:31,166 --> 02:14:32,708
‫حرفتون رو متوجه نمی‌شم.

1601
02:14:37,541 --> 02:14:40,416
‫خوان! خوان!

1602
02:14:42,500 --> 02:14:43,708
‫شماره اضطراری؟

1603
02:15:08,375 --> 02:15:09,625
‫عصربخیر.

1604
02:15:11,041 --> 02:15:12,875
‫مفتخرم که امشب از طرف پدرم...

1605
02:15:12,958 --> 02:15:15,750
‫و کل خانوادم، امشب پیش شمام.

1606
02:15:17,250 --> 02:15:20,083
‫چند روز گذشته سخت ترین
‫ روزهای زندگی من بوده.

1607
02:15:20,166 --> 02:15:22,375
‫ولی امروز تصمیم گرفتم که
‫ مفتخر و خوشحال باشم.

1608
02:15:23,166 --> 02:15:25,500
‫می‌خوام براتون سخنرانی پدرم رو بخونم.

1609
02:15:26,000 --> 02:15:28,708
‫اون همراه خودش حملش می‌کرد.

1610
02:15:31,083 --> 02:15:34,875
‫همکاران گرامی جامعه روزنامه‌نگاری آمریکا...

1611
02:15:36,541 --> 02:15:37,750
‫همه‌ش همین بود.

1612
02:15:40,458 --> 02:15:43,166
‫پدرم خیلی میل نداره در مرکز توجه باشه.

1613
02:15:43,666 --> 02:15:47,833
‫میشه گفت سکته کرد که حاضر نباشه بیاد مراسم.

1614
02:15:49,125 --> 02:15:52,166
‫احتمالا الان داره توی کما به ما می‌خنده.

1615
02:15:53,916 --> 02:15:56,416
‫سیلوریو گاما عاشق کالیفرنیاست.

1616
02:15:58,000 --> 02:16:01,416
‫تصمیم گرفت که بیست سال آخر
‫زندگیش رو اینجا سپری کنه.

1617
02:16:01,500 --> 02:16:03,791
‫و تصمیم گرفت که ما رو اینجا بزرگ کنه.

1618
02:16:04,958 --> 02:16:08,958
‫پس مطمئنم مفتخره که کشوری
‫که به عنوان خانه انتخاب کرده...

1619
02:16:09,041 --> 02:16:11,583
‫این جایزه با ارزش رو بهش میده.

1620
02:16:14,416 --> 02:16:17,000
‫و همچنین هر روز زندگیش دلش
‫ برای مکزیک تنگ می‌شد.

1621
02:16:17,958 --> 02:16:22,166
‫قبل تماشای کلیپی که دوست
‫و همکارش مارتین سولیس...

1622
02:16:22,250 --> 02:16:23,875
‫امشب برامون تدوین کرده...

1623
02:16:23,958 --> 02:16:25,833
‫می‌خواستم از همه‌ی شما درخواست کنم...

1624
02:16:25,916 --> 02:16:29,166
‫که لطفا یه تشویق بلند...

1625
02:16:29,250 --> 02:16:32,166
‫برای پدرم، یعنی برگزیده
‫ امسال...

1626
02:16:32,250 --> 02:16:33,791
‫سیلوریو گاما، در نظر بگیرید.

1627
02:16:47,041 --> 02:16:48,625
‫لطفا بلندتر!

1628
02:16:51,833 --> 02:16:53,041
‫بلندتر!

1629
02:17:07,416 --> 02:17:08,896
‫این طبیعیه؟

1630
02:17:08,958 --> 02:17:11,583
‫- چی؟
‫- صدا رو میگم. طبیعیه؟

1631
02:17:12,083 --> 02:17:13,375
‫آره، طبیعیه.

1632
02:17:13,458 --> 02:17:15,375
‫ملحفه‌ها خیسه.

1633
02:17:15,458 --> 02:17:17,875
‫عرق کرده.

1634
02:17:17,958 --> 02:17:21,166
‫شاید کیسه‌ش پر شده بود.
‫فکر کنم یادم رفته عوضش کنم.

1635
02:17:21,250 --> 02:17:22,833
‫به پرستار زنگ می‌زنم.

1636
02:17:22,916 --> 02:17:25,416
‫پیشرفتی می‌بینی دکتر؟

1637
02:17:26,208 --> 02:17:28,916
‫نه، فقط می‌تونیم صبر کنیم.

1638
02:17:29,000 --> 02:17:31,208
‫ لوب مغزش خونریزی زیادی کرده.

1639
02:17:31,291 --> 02:17:34,041
‫- ممکنه زمان طولانی‌ای بخواد.
‫- مثلا چقدر؟

1640
02:17:34,875 --> 02:17:36,583
‫نمی‌دونم.

1641
02:17:37,333 --> 02:17:40,125
‫به نظرت حواسش به ماست؟

1642
02:17:40,625 --> 02:17:42,000
‫می‌تونه صدای ما رو بشنوه؟

1643
02:17:43,333 --> 02:17:44,666
‫آره، اینجاست.

1644
02:17:45,708 --> 02:17:47,541
‫ولی همزمان نیست.

1645
02:17:47,625 --> 02:17:51,750
‫کما یک رازه کامیلا.

1646
02:17:51,833 --> 02:17:53,708
‫داره با چشم‌هاش چیکار می‌کنه؟

1647
02:17:54,333 --> 02:17:55,625
‫یه جور واکنشه.

1648
02:17:56,125 --> 02:17:59,458
‫حس می‌کنم وقتی دستش رو می‌گیرم،
‫ دستم رو فشار میده.

1649
02:18:00,083 --> 02:18:02,083
‫دیروز یه موسیقی گذاشتیم...

1650
02:18:02,166 --> 02:18:04,500
‫و چند تا نوار مال وقتی که بچه بودیم.

1651
02:18:04,583 --> 02:18:06,333
‫و یکم گریه کرد.

1652
02:18:07,458 --> 02:18:08,625
‫سیلوریو...

1653
02:18:09,333 --> 02:18:10,583
‫صدام رو می‌شنوی؟

1654
02:18:14,541 --> 02:18:16,000
‫کجایی؟

1655
02:18:17,458 --> 02:18:19,208
‫حس می‌کنم صدام رو می‌شنوی.

1656
02:18:21,666 --> 02:18:23,583
‫کنترل رو ندیدی؟

1657
02:18:23,666 --> 02:18:24,583
‫نه.

1658
02:18:24,666 --> 02:18:29,208
‫و موضوع اصلی بحث، فروش غیر منتظره...

1659
02:18:29,291 --> 02:18:30,666
‫در حال رفتن به...

1660
02:18:30,750 --> 02:18:33,208
‫کسی اصلا بهش کمک نکرد.

1661
02:18:33,291 --> 02:18:36,541
‫اون توی آخرین ایستگاه قطار آخرین مسافر بود.

1662
02:18:36,625 --> 02:18:38,225
‫یه خانم نظافتچی پیداش کرد.

1663
02:18:38,250 --> 02:18:41,708
‫هموطن ما خانم رفوخیو دومینگز.

1664
02:18:41,791 --> 02:18:43,208
‫سلام رفوخیو.

1665
02:18:43,291 --> 02:18:45,625
‫- سلام.
‫- ما پیداش کردیم.

1666
02:18:45,708 --> 02:18:48,125
‫و از صحبت کردن باهاش لذت بردیم.

1667
02:18:48,208 --> 02:18:50,541
‫ممنون که امشب اومدید.
‫بهمون بگید چی شد.

1668
02:18:50,625 --> 02:18:55,000
‫طبق معمول رفتم که واگن رو تمیز کنم.
‫و دیدم که خالی نیست.

1669
02:18:55,083 --> 02:18:59,041
‫فکر کردم طرف مسته، چون این پیش میاد.

1670
02:18:59,541 --> 02:19:03,125
‫ولی بعدش ماهی‌ها رو روی زمین دیدم.

1671
02:19:14,958 --> 02:19:16,125
‫سیلوریو...

1672
02:19:20,666 --> 02:19:21,916
‫سیلوریو...

1673
02:19:24,458 --> 02:19:25,875
‫حالت چطوره؟

1674
02:19:28,583 --> 02:19:30,125
‫به نظر خسته میای.

1675
02:19:30,958 --> 02:19:32,125
‫در آرامش.

1676
02:19:34,375 --> 02:19:35,458
‫آسوده.

1677
02:19:35,958 --> 02:19:39,375
‫بابام توی قطار سانتا مونیکا چه غلطی می‌کرد؟

1678
02:19:39,458 --> 02:19:42,041
‫می‌خواست مکزیکی بودنش رو حس کنه.

1679
02:19:42,125 --> 02:19:46,541
‫ولی ظاهرا تحمل حضور اون
‫ همه مکزیکی رو نداشت.

1680
02:19:48,958 --> 02:19:50,708
‫خیلی عوضی‌ای.

1681
02:19:51,208 --> 02:19:54,541
‫چند روز پیش یه اتفاق عجیبی توی
‫ اتاق‌خوابمون توی لس‌آنجلس افتاد.

1682
02:19:54,625 --> 02:19:57,625
‫من روی شکمم خوابیده بودم...

1683
02:19:58,250 --> 02:20:01,291
‫و یه چیزی پام رو گرفت و کشید.

1684
02:20:01,375 --> 02:20:05,750
‫من پرت شدم بالایی.
‫نتونستم کاری بکنم.

1685
02:20:06,583 --> 02:20:08,458
‫خیلی خواب واقعی‌ای بود.

1686
02:20:08,958 --> 02:20:13,333
‫و مطمئنم دقیقا وقتی رخ داد
‫ که سیلوریو سکته کرد.

1687
02:20:18,291 --> 02:20:21,000
‫ممنون که آوردینش مکزیک.

1688
02:24:01,875 --> 02:24:04,166
‫هی بابا!

1689
02:24:06,416 --> 02:24:10,375
‫هی بابا! اسم اون آهنگه چی بود؟

1690
02:24:10,458 --> 02:24:13,833
‫اسمش رو یادم نیست. ولی دوستش دارم.

1691
02:24:13,916 --> 02:24:16,166
‫همیشه همین کار رو می‌کنی.

1692
02:24:16,250 --> 02:24:18,875
‫یه آهنگی می‌زنی و اسمش یادت نیست.

1693
02:24:18,958 --> 02:24:21,875
‫ولی مامان، تو همیشه همراه بابا
‫ با این آهنگ می‌رقصیدی.

1694
02:24:21,958 --> 02:24:23,750
‫پسرم، بابات همیشه ضدحال بود.

1695
02:24:23,833 --> 02:24:27,583
‫هیچوقت از رقصیدن خوشش نمی‌اومد.
‫و کار مورد علاقه من بود.

1696
02:24:27,666 --> 02:24:30,333
‫مردهای جدی اهل رقص نیستن.

1697
02:24:30,416 --> 02:24:34,166
‫من راحت نشسته بودم توی
‫ خونه تلویزیون می‌دیدم.

1698
02:24:34,250 --> 02:24:36,583
‫و حالا ببین من رو کجا آوردی.

1699
02:24:36,666 --> 02:24:39,583
‫من فقط می‌خواستم آخر فیلم رو ببینم.

1700
02:24:39,666 --> 02:24:43,958
‫باشه مامان، ولی میشه یه نفر به
‫من بگه اسم آهنگ چی بود؟

1701
02:24:44,041 --> 02:24:45,625
‫چی داری میگی؟

1702
02:24:45,708 --> 02:24:48,333
‫داداش، تو اسم اون آهنگی که...

1703
02:24:48,416 --> 02:24:50,333
‫وقتی بچه بودیم بابا زمزمه می‌کرد رو یادته؟

1704
02:24:50,416 --> 02:24:52,166
‫ما رو کجا آوردی داداش؟

1705
02:24:52,250 --> 02:24:54,500
‫واسه من که رانچرا هم زمزمه نکرد.

1706
02:24:54,583 --> 02:24:56,708
‫دیگه نری‌ها تیره.

1707
02:24:56,791 --> 02:24:58,208
‫برگرد اینجا.

1708
02:24:58,291 --> 02:25:02,500
‫داری قبل اینکه من رو توی
‫یکی از فیلم‌هات بیاری میری.

1709
02:25:02,583 --> 02:25:04,958
‫نه حتی به عنوان سیاهی لشکر.

1710
02:25:06,750 --> 02:25:08,000
‫ادامه بده!

1711
02:25:21,250 --> 02:25:23,392
‫- از کجا میای؟
‫- از شمال!

1712
02:25:23,416 --> 02:25:28,166
‫از جهنم. ولی خودشون نمی‌دونن دارن
‫ توی جهنم زندگی می‌کنن.

1713
02:25:28,250 --> 02:25:29,690
‫کجا دارین می‌برینش؟

1714
02:25:29,750 --> 02:25:32,750
‫می‌ریم جنوب.
‫از این استفاده می‌کنیم که احیاش کنیم.

1715
02:25:32,833 --> 02:25:34,958
‫کاملا از اول می‌سازیمش.

1716
02:25:35,041 --> 02:25:37,000
‫بذار کل دنیا جنوب رو ببینه!

1717
02:25:37,083 --> 02:25:39,750
‫از کجا می‌دونین دارین مسیر رو درست می‌رین؟

1718
02:27:03,458 --> 02:27:04,583
‫بابا؟

1719
02:27:09,000 --> 02:27:10,375
‫لورنزو!

1720
02:27:10,458 --> 02:27:13,416
‫باید اونطرفی بری!

1721
02:27:14,291 --> 02:27:15,833
‫نه بابا!

1722
02:27:15,916 --> 02:27:17,541
‫ما هم باهام میاییم!

1723
02:27:17,625 --> 02:27:18,958
‫برگردید!

1724
02:27:19,041 --> 02:27:21,333
‫اینجا بدرد شما نمی‌خوره!

1725
02:27:21,416 --> 02:27:22,625
‫تو چی؟

1726
02:27:23,791 --> 02:27:25,458
‫وقتی برگردم می‌بینمتون!

1727
02:27:26,375 --> 02:27:28,166
‫کی ممکنه برگردی؟

1728
02:27:31,666 --> 02:27:33,166
‫کی؟

1729
02:27:34,166 --> 02:27:35,708
‫بابا!

1730
02:29:44,000 --> 02:29:48,000
:  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

1731
02:29:48,000 --> 02:29:53,000
:  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

