﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:06,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده
  ..:: MiraMovie.org ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: ZedMovie.com ::..</font></b>

2
00:00:06,030 --> 00:00:12,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده
  ..:: MiraMovie.org ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: ZedMovie.com ::..</font></b>

3
00:01:10,320 --> 00:01:13,824
‫قرار نبود این‌شکلی تموم بشه

4
00:01:13,866 --> 00:01:17,953
‫تمام اقامت‌ها در موسسه به خوشی تموم شدن

5
00:01:17,995 --> 00:01:20,873
‫با اینحال از همون اول گروه های

6
00:01:20,914 --> 00:01:24,543
‫این ماه نشون دادن که یه مشکلاتی دارن

7
00:01:58,260 --> 00:02:00,656
‫بازتر

8
00:02:00,691 --> 00:02:01,855
‫بازتر، لطفا

9
00:02:01,890 --> 00:02:03,461
‫چرا؟

10
00:02:03,496 --> 00:02:06,596
‫متاسفم، کارگردان خواسته

11
00:02:06,631 --> 00:02:08,466
‫و تو به تک‌تک دستوراتش عمل می‌کنی؟

12
00:02:08,501 --> 00:02:11,766
‫- بیشتر از دستور، یه پیشنهاد بود

13
00:02:11,801 --> 00:02:14,769
‫ولی اگه خیلی دلت می‌خواد
‫یه چیز متفاوت امتحان کنی راحت باش

14
00:02:14,804 --> 00:02:16,804
‫جن استیونز

15
00:02:16,839 --> 00:02:18,971
‫اگه می‌خوای تغییر مثبتی بدی به روش خودت انجامش بده پس

16
00:02:19,006 --> 00:02:22,480
‫فقط دوست دارم به این‌که چطور
‫به تصویر کشیده می‌شم تسلط داشته باشم

17
00:02:22,515 --> 00:02:24,482
‫مگه همه همین‌طور نیستیم؟

18
00:02:24,517 --> 00:02:27,221
‫ولی می‌تونم پیشنهاد بدم
‫یه‌خورده مسالمت‌آمیزانه‌تر برخورد کنی

19
00:02:27,256 --> 00:02:29,355
‫با مستندگرمون

20
00:02:29,390 --> 00:02:30,653
‫فقط داره کارشو انجام می‌ده

21
00:02:36,925 --> 00:02:39,794
‫وای خدا، چه بویی می‌ده دهنت

22
00:02:39,829 --> 00:02:41,796
‫متاسفم

23
00:02:41,831 --> 00:02:45,371
‫- و همین‌طور رفلاکس معده‌ی حاد داری
‫(بازگشت اسید معده)

24
00:02:45,406 --> 00:02:50,244
‫که ممکنه دلیل بوی گند دهن‌ت هم باشه

25
00:02:50,279 --> 00:02:51,905
‫فقط معده‌ات ترش کرده

26
00:02:51,940 --> 00:02:54,512
‫یا مشکل دیگه‌ای هم داری؟

27
00:02:54,547 --> 00:02:56,481
‫- شاید، بی‌اشتهایی، و...
‫(ترجمه‌ی دقیق‌تر احساس پر بودن یا تورم قسمت فوقانی شکم
‫هستش که میتونه به علت نفخ یا غذای زیاد باشه که گاهی با بی‌اشتهایی همراهه)

28
00:02:59,552 --> 00:03:01,420
‫شاید باد؟

29
00:03:01,455 --> 00:03:02,982
‫منظورت نفخه؟

30
00:03:05,019 --> 00:03:07,019
‫بله

31
00:03:07,054 --> 00:03:09,659
‫جای تاسفه

32
00:03:09,694 --> 00:03:11,892
‫خب، می‌تونم یه‌چیزی تجویز کنم،

33
00:03:11,927 --> 00:03:16,831
‫و ببینیم تا چند هفته‌ی
‫دیگه اوضاع چطور پیش می‌ره

34
00:03:16,866 --> 00:03:19,471
‫ولی شک دارم

35
00:03:19,506 --> 00:03:23,035
‫که خیلی طبق اصول پزشکی بقراط باشه
‫(اشاره به سوگندنامه‌ی پزشک‌ها
‫و بی تاثیر بودن روش امتحانی‌اش)

36
00:03:23,070 --> 00:03:24,773
‫تو این مورد

37
00:03:29,582 --> 00:03:31,516
‫نظرت چیه؟

38
00:03:31,551 --> 00:03:34,816
‫بقراط‌رو که می‌شناسی؟

39
00:03:34,851 --> 00:03:36,686
‫اسمش‌رو شنیدم ولی...

40
00:03:36,721 --> 00:03:40,525
‫یه نویسنده‌ای بعد از بقراط نخوندی؟

41
00:03:40,560 --> 00:03:42,758
‫- من فقط یه نویسنده‌ی سفارشی‌ام
‫(نویسنده‌هایی که استخدام می‌شن تا در یه
‫مدت کوتاه یه سری مقاله‌ با کیفیت پایین رو بنویسن)

42
00:03:42,793 --> 00:03:43,957
‫و نویسنده‌های سفارشی کتاب نمی‌خونن؟

43
00:03:43,992 --> 00:03:45,761
‫خب، شاید یه چیزهایی خونده باشم

44
00:03:45,796 --> 00:03:49,501
‫ولی الان بخاطر این مشکلات و

45
00:03:49,536 --> 00:03:53,670
‫اضطرابم یادم نیاد

46
00:03:54,607 --> 00:03:59,071
‫"بگذار غدای‌ تو، دارویت باشد"
‫(سخنی از بقراط در باب
‫اهمیت وعده‌های روزانه‌ی غذایی)

47
00:03:59,106 --> 00:04:03,317
‫چشم‌گیره که چطور یه همچین
‫عقیده‌ی ساده و اما در عین حال عمیقی

48
00:04:03,352 --> 00:04:06,045
‫تونسته در طول قرن‌ها به‌جا بمونه

49
00:04:06,080 --> 00:04:08,883
‫ولی جدا از یه رژیم غذایی معقول،

50
00:04:08,918 --> 00:04:13,360
‫شاید برات بهتر باشه که خیلی
‫نزدیکِ ساعت خواب‌ات غذا نخوری

51
00:04:13,395 --> 00:04:15,560
‫و اگه بالشتو ببری بالاتر شاید جلوی برگشت
‫(دادن زاویه‌ی ۳۵ تا ۴۵ درجه بین بالش و سطح پشتی‌اش)

52
00:04:15,595 --> 00:04:19,894
‫اسید معده‌‌ی اضافی‌ات رو بگیره و نذاره که

53
00:04:19,929 --> 00:04:24,096
‫رئیست در گوش‌ات ابراز نارضایتی کنه

54
00:04:24,131 --> 00:04:25,801
‫ممنون

55
00:04:25,836 --> 00:04:29,035
‫- و مطمئن باشم که این قبض به دستش می‌رسه؟

56
00:04:29,070 --> 00:04:30,410
‫بله

57
00:04:30,445 --> 00:04:32,742
‫زندگی یه نویسنده‌ی سفارشی

58
00:04:32,777 --> 00:04:34,711
‫چندین نویسنده رو می‌شناسم که چنین کاری رو

59
00:04:34,746 --> 00:04:36,416
‫پایین تر از ارزش خودشون می‍‌‌دونن

60
00:04:36,451 --> 00:04:40,013
‫پس باید نویسنده‌های کاردرستی بشناسی.

61
00:04:40,048 --> 00:04:42,884
‫- نمی‌تونم چیزی‌رو بدتر از شغل تورو تصور کنم

62
00:04:42,919 --> 00:04:45,051
‫اینکه مجبور باشی هر ماه با یه دسته ادم بی‌خاصیت

63
00:04:45,086 --> 00:04:49,363
‫اخلالگر و مصنوعی راه بیای و شوخی کنی

64
00:04:49,398 --> 00:04:52,894
‫البته با اینحال بعضی‌ها شاید معتقد باشن که نمی‌تونه

65
00:04:52,929 --> 00:04:57,536
‫در قیاس با تحمل بوی گند دهن یه موجود زنده بدتر باشه

66
00:04:57,571 --> 00:05:00,506
‫متاسفم

67
00:05:00,541 --> 00:05:02,607
‫و این ماه کی اینجا اقامت داره؟

68
00:05:16,953 --> 00:05:20,493
‫سکوت یه تماشاچی همیشه باعث ترسم بوده

69
00:05:23,861 --> 00:05:26,565
‫و هرکاری که می‌تونستم
‫باهاش اون سکوتو بشکنم

70
00:05:26,600 --> 00:05:30,965
‫از هرچیز دیگه‌ای بیشتر اهمیت پیدا می‌کرد

71
00:05:31,000 --> 00:05:33,440
‫شنیدن صدای خنده، بند اومدن نفس

72
00:05:33,475 --> 00:05:36,443
‫گریه، یا حتی شکایت

73
00:05:36,478 --> 00:05:39,512
‫تصدیق درستی کارم بود

74
00:05:39,547 --> 00:05:43,076
‫برای چشیدن حیرت‌‌شون باید تحت کنترل اون باشی

75
00:05:43,111 --> 00:05:45,980
‫و همراه اون نیاز به پیش رفتن و پیش رفتن

76
00:05:46,015 --> 00:05:47,850
‫تا حد بی‌هوشی و خلا

77
00:05:47,885 --> 00:05:50,787
‫پختن و اجرا کردن همیشه مخاطره‌آمیره

78
00:05:50,822 --> 00:05:52,723
‫می‌تونم از افراد دیگه‌ای که اینجا بودن

79
00:05:52,758 --> 00:05:54,692
‫کلی حادثه مثال بزنم

80
00:05:54,727 --> 00:05:56,188
‫این یه حادثه نبود

81
00:05:56,223 --> 00:05:57,794
‫- چرا؟

82
00:05:57,829 --> 00:06:00,159
‫- چون تشویق، باعث می‌شه به وجد بیای

83
00:06:00,194 --> 00:06:02,700
‫درد بی‌اهمیت بود

84
00:06:02,735 --> 00:06:03,866
‫متوجه نمی‌شی؟

85
00:06:03,901 --> 00:06:05,164
‫من اجراکننده نیستم

86
00:06:05,199 --> 00:06:08,541
‫آره، ولی تو می‌نویسی

87
00:06:08,576 --> 00:06:10,510
‫تو هم دنبال تصدیقی

88
00:06:10,545 --> 00:06:12,677
‫اگه صدای ورق خوردن کتابو بشنوم

89
00:06:12,712 --> 00:06:14,712
‫خوش‌حال‌ می‌شم

90
00:06:14,747 --> 00:06:17,451
‫شاید اگه کار خودت بود حس متفاوتی داشتی

91
00:06:17,486 --> 00:06:18,914
‫چرا امتحان نمی‌کنی؟

92
00:06:18,949 --> 00:06:21,719
‫بعضی‌ها شاید مخالف این حرفت باشن حتی تو یه دفترچه

93
00:06:21,754 --> 00:06:24,821
‫راهنما هم یه ردی از نویسنده‌اش داخلش هست

94
00:06:24,856 --> 00:06:28,022
‫پس واقعا یه بخشی ازت داخل
‫متنی که درباره ی من می‌نویسی هست؟

95
00:06:30,026 --> 00:06:32,730
‫و چه مقدار از تو در این ماجرا دخیله؟

96
00:06:32,765 --> 00:06:35,700
‫- منظورت اجراست؟

97
00:06:35,735 --> 00:06:36,833
‫همه چیزم

98
00:06:36,868 --> 00:06:38,604
‫و بیلی و لمینا؟

99
00:06:38,639 --> 00:06:42,069
‫- اون‌ها این‌جان تا بفهمن تو ذات من چیه

100
00:06:42,104 --> 00:06:44,236
‫و خودشون‌هم این‌طور فکر می‌کنن؟

101
00:06:44,271 --> 00:06:45,842
‫- نه کاملا

102
00:06:45,877 --> 00:06:48,977
‫گاهی‌اوقات سعی می‌کنن
‫رد خودشونو روی کارها به جا بذارن

103
00:06:49,012 --> 00:06:50,880
‫مخصوصا لمینا

104
00:06:50,915 --> 00:06:52,783
‫- ولی شما یه گروه‌اید؟

105
00:06:52,818 --> 00:06:55,885
‫هر گروهی یه رهبر نیاز داره

106
00:06:55,920 --> 00:06:58,184
‫و علاوه‌بر اون می‌تونم جایگزین‌شون کنم

107
00:06:58,219 --> 00:07:00,252
‫و آب از آب تکون نخوره

108
00:07:00,287 --> 00:07:05,092
‫و می‌خوای جایگزین‌شون کنی؟

109
00:07:05,127 --> 00:07:07,864
‫ببینیم چی می‌شه

110
00:07:07,899 --> 00:07:09,602
‫دوست‌شون دارم...

111
00:07:09,637 --> 00:07:14,739
‫ولی گاهی اوقات عشق می‌تونه با
‫ترک کردن یه نفر معنی بیشتری پیدا کنه

112
00:07:14,774 --> 00:07:17,104
‫- کنار اومدن باهاشون راحت‌تر نیست؟

113
00:07:19,647 --> 00:07:21,141
‫نه

114
00:07:21,176 --> 00:07:24,551
‫این چیزیه که همه‌شون
‫وقتی می‌ان این‌جا می‌گن

115
00:07:24,586 --> 00:07:27,048
‫فکر می‌کردم به آزادی ابتکار معتقدی

116
00:07:27,083 --> 00:07:28,951
‫تا یه حدی

117
00:07:28,986 --> 00:07:31,052
‫ولی به هرکسی تو هرچیزی بیش از حد آزادی بدی

118
00:07:31,087 --> 00:07:33,593
‫نتیجه اغلب‌اوقات زیان‌آوره

119
00:07:33,628 --> 00:07:35,221
‫برات آرزوی موفقیت می‌کنم، کارگردان

120
00:07:35,256 --> 00:07:37,564
‫قرار نیست سرکوبش کنم،

121
00:07:37,599 --> 00:07:38,829
‫و از نظر این‌که فقط نکته بدم

122
00:07:38,864 --> 00:07:40,930
‫قرار نیست بهش نکته‌ای گوشزد کنم

123
00:07:40,965 --> 00:07:43,097
‫ولی اگه حس کنم چیزی
‫از مسیر درستش پیش نمی‌ره

124
00:07:43,132 --> 00:07:45,066
‫باید ضبطش کنم

125
00:07:45,101 --> 00:07:46,936
‫این‌طوری نیست که به بقیه‌ی آشپرهای صوتی

126
00:07:46,971 --> 00:07:50,071
‫قدرت کنترل نداده باشم

127
00:07:50,106 --> 00:07:52,942
‫تصمیم گرفت اسم چی باشه؟

128
00:07:52,977 --> 00:07:55,208
‫ال و اسیدهای چرب

129
00:07:55,243 --> 00:07:57,749
‫ولی باز می‌خواد روش بیشتر فکرکنه

130
00:07:57,784 --> 00:08:00,081
‫دیگه قبل چاپ کردن جدی باید تصمیم‌شو بگیره

131
00:08:01,722 --> 00:08:04,690
‫نمی‌تونه همین‌جوری هی نظرشو عوض کنه

132
00:08:04,725 --> 00:08:05,955
‫جن استیونز

133
00:08:05,990 --> 00:08:08,221
‫- خوشمون نمی‌اد که نادیده گرفته بشیم

134
00:08:10,324 --> 00:08:12,929
‫هنوزهم تنهات نمی‌ذارن؟

135
00:08:21,710 --> 00:08:27,925
‫فاصله گرفتنم از اعضای گروه
‫بیشتر بخاطر ناراحتی معده‌ام بود

136
00:08:27,966 --> 00:08:31,178
‫تا هرجور تظاهر به رعایت
‫ادب و احترام روزنامه‌نگاری

137
00:08:31,220 --> 00:08:36,265
‫عقب وایستادنم تا جای
‫ممکن صرفا بخاطر این بود که

138
00:08:36,308 --> 00:08:38,769
‫بدون عواقب باد معده‌امو خالی کنم

139
00:08:38,809 --> 00:08:44,066
‫دستیار فنی ویم هم با
‫تحقیر کردن‌هاش کارو برای من و

140
00:08:44,107 --> 00:08:47,986
‫هرکسی که پاشو تو موسسه
‫می‌ذاشت سخت‌تر می‌کرد

141
00:08:49,363 --> 00:08:54,910
‫برای هربار دفع مدفوع‌م مجبور
‫بودم هم‌زمان سیفون هم بکشم

142
00:08:55,369 --> 00:08:57,955
‫به امید اینکه اعضای گروه صداشو نشنون

143
00:08:58,247 --> 00:09:00,999
‫تو اتاق‌مهمان‌های موسسه
‫روبه‌روی هم می‌خوابیم

144
00:09:02,084 --> 00:09:06,880
‫نفخ بی‌امان سراغم میومد ولی به ندرت بد بو بود

145
00:09:07,297 --> 00:09:11,760
‫تلاش دائمی‌ام برای اینکه یه‌جوری
‫بگوزم که کسی نفهمه یا نگه دارمش

146
00:09:12,386 --> 00:09:16,515
‫کم‌کم به‌نوعی خودش
‫حس نقش بازی کردنو پیدا کرد

147
00:10:00,976 --> 00:10:04,688
‫قدم زدن برای فکر کردن تو
‫محوطه‌ی موسسه‌ی سونیک کیترینگ
‫(تهیه‌غذای صوتی)

148
00:10:04,730 --> 00:10:07,024
‫فقط کمتر از یه ساعت طول می‌کشه

149
00:10:07,274 --> 00:10:13,155
‫یه بخش حیاتی از فرایند
‫کاری‌شون که خواستن مستندش کنم

150
00:10:13,655 --> 00:10:16,533
‫هرگز حرفی زده نمی‌شد

151
00:10:16,909 --> 00:10:20,329
‫و این سکوت باعث بروز شک‌ها و ترس‌هاشون می‌شد

152
00:10:20,579 --> 00:10:23,957
‫که وقتی باهاشون مصاحبه
‫می‌کردم نمی‌شد ضبطشون کرد

153
00:10:25,000 --> 00:10:28,003
‫داروی دکتر گلاک تاثیری نداشت

154
00:10:28,337 --> 00:10:31,757
‫و رنج شدید بخاطر نگه‌داشتن باد معده

155
00:10:32,466 --> 00:10:35,260
‫تبدیل به یه کابوس تو جمع‌های مختلف شد

156
00:10:36,011 --> 00:10:37,471
‫بشدت به‌ خلوت نیاز داشتم

157
00:10:37,971 --> 00:10:41,266
‫و اگه نمی‌تونستم خلوتی
‫پیدا کنم، نیاز به یه صدا داشتم

158
00:10:42,267 --> 00:10:47,147
‫صدای پختن غذا از هر گروهی تو اقامتگاه

159
00:10:47,773 --> 00:10:50,609
‫صدایی که بتونه پاکش کنه،
‫که بتونه آلودگی‌اشو تصفیه‌اش کنه

160
00:10:50,984 --> 00:10:52,778
‫و هم باعث بشه من فراموشش کنم

161
00:10:52,819 --> 00:10:55,322
‫هم باعث بشه دیگران نتونن صدای گوزمو بشنون

162
00:10:56,406 --> 00:10:59,326
‫هرچند که بزرگترین چالش برای شکم مزاحم من

163
00:10:59,618 --> 00:11:01,745
‫زمانی بود که میخواستم با اعضای

164
00:11:01,787 --> 00:11:03,997
‫هیئت مدیره‌ی موسسه نشست و برخاست کنم

165
00:11:04,331 --> 00:11:07,709
‫که با به‌قول معروف سخنرانی‌ بعد شام همراه بود

166
00:11:46,045 --> 00:11:47,506
‫جن استیونز

167
00:11:47,541 --> 00:11:50,047
‫- تا حالا نشده کسی مارو نادیده بگیره و زنده بمونه

168
00:12:00,862 --> 00:12:03,962
‫"مطمئن شو که میز غذا به
‫طرز خوش‌قریحه‌ای چیده شده باشه

169
00:12:03,997 --> 00:12:07,262
‫و ادویه‌ها..."

170
00:12:07,297 --> 00:12:08,461
‫چیه؟

171
00:12:08,496 --> 00:12:10,100
‫منتظرت‌ان

172
00:12:10,135 --> 00:12:11,937
‫بگو آماده نیستم

173
00:12:11,972 --> 00:12:13,367
‫فقط یه سخنرانیه

174
00:12:13,402 --> 00:12:15,171
‫مسئله‌ی خاصی نیست

175
00:12:15,206 --> 00:12:16,843
‫عه جدی؟

176
00:12:16,878 --> 00:12:18,845
‫وقتی نوبت خودت شد بهت می‌گم

177
00:12:18,880 --> 00:12:21,441
‫باشه. حالاهرچی

178
00:12:21,476 --> 00:12:23,850
‫و، بیلی...

179
00:12:23,885 --> 00:12:26,820
‫این‌دفعه با اشتیاق تشویق کن

180
00:12:26,855 --> 00:12:28,382
‫باشه؟

181
00:12:32,058 --> 00:12:34,190
‫"همیشه یادت باشه یه آبجو تو یخچال بذاری"

182
00:12:39,395 --> 00:12:42,935
‫بعنوان یه روزنامه‌نگار، خیلی حرف نمی‌زنی

183
00:12:42,970 --> 00:12:45,036
‫راستش روزنامه‌نگار نیستم

184
00:12:45,071 --> 00:12:49,271
‫فقط استخدام شدم تا
‫یه‌سری چیزهارو این‌جا مستند کنم

185
00:12:49,306 --> 00:12:51,537
‫در اون‌صورت، چی باید صدات کنم پس؟

186
00:12:51,572 --> 00:12:53,847
‫جن استیونز بهم می‌گه "مستندگر"

187
00:12:53,882 --> 00:12:56,509
‫و خودت به خودت چی می‌گی؟

188
00:12:56,544 --> 00:12:58,951
‫نمی‌دونم

189
00:12:58,986 --> 00:13:01,184
‫من می‌نویسم

190
00:13:01,219 --> 00:13:04,055
‫- چی می‌نویسی؟

191
00:13:04,090 --> 00:13:07,388
‫افکار، احساسات...

192
00:13:07,423 --> 00:13:08,928
‫سوالات

193
00:13:08,963 --> 00:13:11,062
‫منظورت داستانه؟

194
00:13:11,097 --> 00:13:13,592
‫نمی‌دونم بشه بهشون داستان گفت یا نه

195
00:13:13,627 --> 00:13:15,594
‫و کجا می‌تونم اون "افکار،

196
00:13:15,629 --> 00:13:17,266
‫احساسات و سوالات" رو بخونم؟

197
00:13:17,301 --> 00:13:19,906
‫باید به خونه‌ام دستبرد بزنی تا بتونی بخونیشون

198
00:13:19,941 --> 00:13:21,402
‫- چرا منتشرشون نمی‌کنی؟

199
00:13:21,437 --> 00:13:23,437
‫تلاش کردم، ولی راحت نیست

200
00:13:23,472 --> 00:13:25,538
‫و در همین حال باید پول در می‌اوردم، پس...

201
00:13:28,246 --> 00:13:32,182
‫خانم‌ها و آقایون می‌تونم توجهتون‌رو داشته باشم؟

202
00:13:32,217 --> 00:13:34,888
‫مایه‌ی مباهاتمه که بهتون
‫کسی که اولین سخنرانی

203
00:13:34,923 --> 00:13:39,057
‫بعد شام در اقامتگاه رو انجام می‌ده معرفی کنم.

204
00:13:39,092 --> 00:13:41,994
‫درحالیکه بیشتر اوقات به پیگیری بعد هنری

205
00:13:42,029 --> 00:13:44,161
‫موضوعات غذایی و رهایی بوسیله اشپزی

206
00:13:44,196 --> 00:13:46,900
‫در جمع های عمومی ترغیب می‌کنیم

207
00:13:46,935 --> 00:13:50,398
‫سخنرانی بعد شام فضای آرامش‌بخش‌تر و صمیمانه‌تری

208
00:13:50,433 --> 00:13:52,268
‫رو عرضه می‌کنه

209
00:13:52,303 --> 00:13:55,007
‫که در اون به تحقیق و بررسی گروه‌ها از نظر انضباط

210
00:13:55,042 --> 00:13:58,043
‫مربوط به اشپزی ادامه می‌دیم

211
00:13:58,078 --> 00:14:01,607
‫و ماجراهایی رو با هم تجربه
‫می‌کنیم یا صرفا ایده های ساده‌ای

212
00:14:01,642 --> 00:14:05,380
‫بازگو می‌کنیم که در محیطی با
‫صمیمیت کمتر ممکنه کارایی نداشته باشن

213
00:14:05,415 --> 00:14:07,349
‫سخنرانی ال دی ال به من...

214
00:14:07,384 --> 00:14:08,922
‫- "سخنرانی" شاید خیلی اصطلاح ساده‌ای

215
00:14:08,957 --> 00:14:13,025
‫برای کاری که قراره بکنم باشه

216
00:14:13,060 --> 00:14:16,127
‫چیزی که قراره بخونم متنیه از

217
00:14:16,162 --> 00:14:20,494
‫کتاب راهنمای خانه‌داری که متعلق به مادرمه

218
00:14:20,529 --> 00:14:22,265
‫"کلاس شام ادنا می"

219
00:14:24,236 --> 00:14:28,403
‫"دستورپخت‌های نشاط‌بخش و نکات
‫باحال برای حفظ کردن عشق‌وعلاقه‌ی مردتون"

220
00:14:28,438 --> 00:14:31,945
‫بعنوان یه بچه دلم می‌خواست
‫که یه خانه‌دار نمونه باشم

221
00:14:31,980 --> 00:14:33,540
‫و این کتاب حکم انجیل من رو داشت

222
00:14:33,575 --> 00:14:36,576
‫تا اینکه چیزی که می‌خوندم رو زیر سوال بردم

223
00:14:36,611 --> 00:14:39,612
‫یه بار مادرمو دیدم که تو اشپزخونه اشکشو پاک می‌کرد

224
00:14:39,647 --> 00:14:41,614
‫و سعی کرد تا تظاهر کنه که بخاطر پیازهاست

225
00:14:41,649 --> 00:14:44,584
‫ولی من می‌تونستم ببینم
‫که در مقایسه با پدرم چقدر خسته‌ست

226
00:14:44,619 --> 00:14:47,026
‫پدری که اغلب تظاهر می‌کرد
‫که داره طبقه بالا کار می‌کنه

227
00:14:47,061 --> 00:14:51,162
‫ولی فقط با سالنامه تنیس زنان خودارضایی می‌کرده

228
00:14:51,197 --> 00:14:53,428
‫ادنا می اون چیزی بود که هر زنی می‌دونست

229
00:14:53,463 --> 00:14:55,969
‫شوهرش ازش می‌خواد که باشه

230
00:14:56,004 --> 00:14:58,565
‫اگرچه مشخص نبود که زن روی جلد

231
00:14:58,600 --> 00:15:00,468
‫همون ادنا می افسانه‌ای بوده یا نه

232
00:15:00,503 --> 00:15:03,240
‫یا اصلا حتی ادنا می‌ای وجود داشه یا نه

233
00:15:03,275 --> 00:15:04,978
‫از اونجایی که دیدگاه کتاب خیلی

234
00:15:05,013 --> 00:15:08,113
‫به نفع آسایش مردها بوده

235
00:15:08,148 --> 00:15:11,248
‫که باعث شد به فکر بیفتم که کی نوشته‌تش

236
00:15:11,283 --> 00:15:17,023
‫و اگه خود این ادنا می از
‫ته دل از اشپزی لذت میبرد چی؟

237
00:15:17,058 --> 00:15:19,322
‫این بنظرت یه لبخند واقعیه؟

238
00:15:19,357 --> 00:15:22,127
‫شخصا فکر می‌کنم داری
‫تفسیر ناموجهی به کار می‌بری

239
00:15:22,162 --> 00:15:24,723
‫شاید اون لبخند روش
‫زیرکانه‌اش برای برانداختن فرمان های

240
00:15:24,758 --> 00:15:27,297
‫مردسالارانه‌ی کتاب باشه

241
00:15:27,332 --> 00:15:28,430
‫یه تَرَک توی لبخندش

242
00:15:28,465 --> 00:15:29,695
‫اون که ترک نیست

243
00:15:29,730 --> 00:15:32,269
‫یه لبخند صمیمانه و از ته دله

244
00:15:32,304 --> 00:15:34,568
‫تو فقط داری طرزتفکر سرخورده‌ی خودتو به صورت

245
00:15:34,603 --> 00:15:36,438
‫اون زن بیچاره نسبت می‌دی

246
00:15:36,473 --> 00:15:38,143
‫درست همنطور که هزاران مرد تن‌پروری

247
00:15:38,178 --> 00:15:40,112
‫و طرزتفکر خودپسندانه ی خودشونو به صورت

248
00:15:40,147 --> 00:15:41,773
‫اون زن بیچاره نسبت دادن

249
00:15:41,808 --> 00:15:45,744
‫در تلاش اینکه
‫زن‌هاشونو تبدیل به یه ادنا می کنن

250
00:15:45,779 --> 00:15:50,386
‫دکتر گلاک نسل ها از ما توسط
‫همچین مردهایی، این فکر تو کله‌مون فرو شد

251
00:15:50,421 --> 00:15:53,092
‫که نقش ما فقط تو کارهای آشپزخونه‌ست

252
00:15:53,127 --> 00:15:54,423
‫مادر من هیچوقت آشپزی نکرد

253
00:15:54,458 --> 00:15:56,029
‫مشخصه

254
00:15:56,064 --> 00:15:57,789
‫دیدی، فقط با همین حرفت

255
00:15:57,824 --> 00:16:01,298
‫این منظورو می‌رسونی که
‫همچین کارهایی فقط وظیفه‌ی زن‌هاست

256
00:16:01,333 --> 00:16:04,070
‫فکر کنم هیچوقت درباره‌ی
‫تمدن مینوسی‌ها چیزی نخوندی؟
‫(تمدن مینوسی نخستین تمدن بزرگ اژه‌ای بود که در جزیره کِرِت یونان
‫به شکوفایی رسید زن‌ها نقش کلیدی‌ای در این تمدن ایفا می‌کردن
‫از مسائل دینی گرفته تا اجتماعی. درنهایت توسط اتشفشان نابود شدند)

257
00:16:04,105 --> 00:16:06,204
‫پس باید یه جوراب بکنم تو دهنم وخفه خون بگیرم

258
00:16:06,239 --> 00:16:08,371
‫فقط چون هزاران سال پیش
‫یه تمدنی بوده که کارهارو به روش

259
00:16:08,406 --> 00:16:10,142
‫زن‌سالارانه انجام می‌داده؟

260
00:16:10,177 --> 00:16:12,474
‫جفت پذرومادر من آشپزی می‌کردن و هیچوقت...

261
00:16:12,509 --> 00:16:15,708
‫این یه سخنرانی بعد شامه نه مناظره

262
00:16:15,743 --> 00:16:18,249
‫اگه اجازه بدید براتون بخونمش

263
00:16:18,284 --> 00:16:20,449
‫"ده فرمان آشپزخانه‌ی ادنا می"
‫(قرابت با ده فرمان موسی)

264
00:16:20,484 --> 00:16:21,714
‫تو صفحه‌ی نه

265
00:16:21,749 --> 00:16:24,354
‫بعد خودتون تصمیم بگیرید

266
00:16:24,389 --> 00:16:27,192
‫که این کتاب توسط یه
‫زن نوشته شده یا یه زن

267
00:16:27,227 --> 00:16:28,556
‫و اگه یه زن نوشته

268
00:16:28,591 --> 00:16:30,690
‫واقعا چیزی بوده که بهش
‫اعتقاد داشته باشه یا نه؟

269
00:16:32,628 --> 00:16:35,200
‫چرا می‌خندی؟

270
00:16:35,235 --> 00:16:37,334
‫من؟

271
00:16:37,369 --> 00:16:38,764
‫خنده به نشانه‌ی قدردانیه

272
00:16:38,799 --> 00:16:41,734
‫نذار معطلت کنم

273
00:16:41,769 --> 00:16:45,507
‫یه لطفی می‌کنی، سس نعناع رو بدی لطفا؟

274
00:16:45,542 --> 00:16:47,542
‫- "یک.

275
00:16:47,577 --> 00:16:49,148
‫یک دفترچه‌یادداشت کوچک

276
00:16:49,183 --> 00:16:51,612
‫برای لیست خرید،‌ کارهای روزانه و تذکراتِ

277
00:16:51,647 --> 00:16:54,615
‫صمیمانه‌ی شوهرتان در ساک خود به‌همراه داشته باشید

278
00:16:54,650 --> 00:16:57,354
‫دو.
‫با بقال محله‌تان خوب آشنا شوید

279
00:16:57,389 --> 00:17:00,291
‫تا برای موادغذایی با کیفیت بالا شما در اولویت باشید

280
00:17:00,326 --> 00:17:01,688
‫سه.

281
00:17:01,723 --> 00:17:03,657
‫به‌خاطر داشته باشید تا برای
‫شوهرتان که خسته از سرکار

282
00:17:03,692 --> 00:17:06,561
‫بر می‌گردد لباس چسبان به تن کنید

283
00:17:06,596 --> 00:17:08,233
‫چهار

284
00:17:08,268 --> 00:17:10,598
‫مطمئن شو که میز غذا به
‫طرز خوش‌قریحه‌ای چیده شده باشه

285
00:17:10,633 --> 00:17:14,602
‫و دسترسی به ادویه‌ها سر
‫میز برای شوهرتان آسان باشد

286
00:17:14,637 --> 00:17:16,208
‫پنج

287
00:17:16,243 --> 00:17:18,342
‫همیشه یادت باشه یه آبجو تو یخچال بذاری

288
00:17:18,377 --> 00:17:19,706
‫برای مواقعی که شوهرت تشنه می‌شه

289
00:17:19,741 --> 00:17:22,247
‫بعد رانندگی‌اش تا خونه

290
00:17:22,282 --> 00:17:25,514
‫شش. با پیاده‌روی در محله کمی هوای تازه بگیرید

291
00:17:25,549 --> 00:17:29,254
‫یا به همسایه‌تان زنگ بزنید و
‫درباره‌ی محله یک کلاغ و چهل کلاغ کنید

292
00:17:29,289 --> 00:17:30,849
‫هفت

293
00:17:30,884 --> 00:17:34,292
‫حالت مناسب هنگام سرو غذا
‫باعث می‌شود جذاب‌تر بنظر برسید

294
00:17:34,327 --> 00:17:37,196
‫و همچنین خطر درد کمر را کاهش می‌دهد

295
00:17:37,231 --> 00:17:38,263
‫هشت

296
00:17:38,298 --> 00:17:40,166
‫در زمانی که صرف غذا پختن می‌کنید

297
00:17:40,201 --> 00:17:43,334
‫می‌توانید درباره چیزهایی که
‫خارج از زندگی‌تان می‌خواهید خیال‌بافی کنید

298
00:17:43,369 --> 00:17:46,403
‫حتی اگر شاید غیرممکن باشند

299
00:17:46,438 --> 00:17:48,141
‫نه

300
00:17:48,176 --> 00:17:51,276
‫حواستان به اتفاقات سرگرم‌کننده
‫و لذت‌بخشی که در طول روز می‌افتد باشد

301
00:17:51,311 --> 00:17:54,279
‫و هنگام شام آن‌هارا برای شوهرتان بازگو کنید

302
00:17:54,314 --> 00:17:56,512
‫قدردان شما خواهد بود

303
00:17:56,547 --> 00:17:58,349
‫ده

304
00:17:58,384 --> 00:18:01,682
‫اگر با پیروی این دستورالعمل‌های مربوط به آشپزخانه

305
00:18:01,717 --> 00:18:05,224
‫موفق به خشنود کردن همسر خود نشدید

306
00:18:05,259 --> 00:18:07,226
‫به‌دنبال توصیه‌های دارویی از پزشک خود باشید

307
00:18:07,261 --> 00:18:10,295
‫و خودتان از قرص‌های تجویزی استفاده کنید."

308
00:18:10,330 --> 00:18:11,560
‫ممنون برای گوش دادن

309
00:18:11,595 --> 00:18:13,562
‫به سخنرانی بعد شام فوق‌العاده‌ام

310
00:18:13,597 --> 00:18:14,728
‫هوو!

311
00:18:20,736 --> 00:18:22,439
‫متاسفم

312
00:18:29,745 --> 00:18:31,349
‫هوف

313
00:18:38,622 --> 00:18:40,490
‫متاسفم

314
00:18:43,231 --> 00:18:44,725
‫دیگه نمی‌تونستم تحمل کنم

315
00:18:47,895 --> 00:18:50,731
‫چرا؟

316
00:18:50,766 --> 00:18:53,800
‫سعی کن چندین روز پشت هم
‫باهاش زندگی کنی خودت متوجه می‌شی

317
00:19:01,777 --> 00:19:03,513
‫آه،‌ بفرما اومد

318
00:19:03,548 --> 00:19:04,778
‫نقدوبررسی رو از دست دادی

319
00:19:04,813 --> 00:19:06,483
‫وقتی نبودی همه‌جوره

320
00:19:06,518 --> 00:19:09,948
‫درباره‌ی ضدمردسالاری و پسامردسالاری بحث شد

321
00:19:09,983 --> 00:19:12,225
‫مستندگر قبلی‌ای که جن استخدام کرده

322
00:19:12,260 --> 00:19:14,260
‫بود هرگز اینقدر گستاخانه رفتار نمی‌کرد

323
00:19:14,295 --> 00:19:16,790
‫متاسفم. یه‌کم هوا نیاز داشتم

324
00:19:16,825 --> 00:19:19,364
‫قرص‌ها جواب نمی‌دن؟

325
00:19:19,399 --> 00:19:20,893
‫ببینیم چی می‌شه

326
00:19:29,673 --> 00:19:30,837
‫خب...

327
00:19:30,872 --> 00:19:32,707
‫هنوزهم معده‌ات نفخ داره، رفیق؟

328
00:19:32,742 --> 00:19:35,776
‫نفخ؟ کی نفخ داره؟

329
00:19:35,811 --> 00:19:37,745
‫هیچ‌کس

330
00:19:37,780 --> 00:19:39,945
‫فقط کمی سوء هاضمه‌ست

331
00:19:39,980 --> 00:19:41,419
‫اصلا به غذات دست نزدی

332
00:19:41,454 --> 00:19:43,256
‫تو که خوب می‌دونی

333
00:19:47,790 --> 00:19:50,263
‫نکنه روزه‌ایم؟

334
00:19:50,298 --> 00:19:52,826
‫متوجه شدم الان سه روزه که به‌زور لب به غذا زدی

335
00:19:52,861 --> 00:19:57,897
‫"می‌گویند اکنون سه روز
‫است که لبانش روزه است،

336
00:19:57,932 --> 00:20:03,408
‫که وی جسمش را از بذر
‫دیمیتر منزه نگه داشته است."
‫(الهه‌ی باروری و کشاورزی یونان باستان)

337
00:20:03,443 --> 00:20:05,575
‫می‌شه نون رو لطفا بدی

338
00:20:05,610 --> 00:20:08,611
‫چیزی به‌خاطرت نیومد؟

339
00:20:08,646 --> 00:20:10,811
‫- ببخشید؟
‫- روزه‌ی فدرا
‫(از اساطیر یونان)

340
00:20:10,846 --> 00:20:13,011
‫"نمایش‌نامه‌ی هیپولوتوس" از یوریپیدس
‫(اوریپید از بزرگرترین نمایشنامه‌نویس‌های یونانی
‫ماجرای هیپولوتوس است که فدرای متاهل عشق خود را
‫به او ابراز میکند اما از جانب او رد می‌شود و در پی اون
‫فدرا خودکشی می‌کنه و در نامه‌ای به شوهرش، می‌گه
‫که بعلت تجاوز هیپوتولوس خودکشی کرده است)

341
00:20:15,048 --> 00:20:17,653
‫از یوریپیدس چیزی نخوندی؟

342
00:20:17,801 --> 00:20:19,094
‫اِوریپیویس
‫(درواقع تلفظ صحیح اسمش به یونانی همین‌طوره)

343
00:20:19,624 --> 00:20:20,920
‫الان چی گفت؟

344
00:20:30,470 --> 00:20:31,832
‫- چی شد؟

345
00:20:31,867 --> 00:20:33,702
‫- گروه مانگرو اسنک
‫(ترجمه: تنقلات کرنایی، کرنا: نوعی گیاه همچنین بازی با
‫کلمات گونه‌ای از مار که به مانگرو اسنیک شناخته
‫می‌شن و سیاه‌رنگ هستن با خط‌های نازک زردرنگ
‫درست مثل لباس‌شون)

346
00:20:33,737 --> 00:20:35,869
‫مانگرو اسنک دیگه کی هست؟

347
00:20:35,904 --> 00:20:38,410
‫برای اقامت درخواست دادن

348
00:20:38,445 --> 00:20:40,038
‫اما پذیرفته نشدن

349
00:20:40,073 --> 00:20:41,809
‫و این‌طوری جواب میدن؟

350
00:20:41,844 --> 00:20:43,943
‫- از این‌ اتفاقات همیشه می‌افته

351
00:20:43,978 --> 00:20:46,847
‫به ازای هر گروه آشپزی‌ای
‫که پیشنهاد اقامت می‌دم

352
00:20:46,882 --> 00:20:49,817
‫دو جین گروه دیگه بخاطر
‫نپذیرفتنشون روزگارمو سیاه می‌کنن

353
00:20:49,852 --> 00:20:52,985
‫یه پوشه‌ی کامل پر از نامه‌هایی
‫که با قلم سمی نوشته شدن دارم

354
00:20:53,020 --> 00:20:54,987
‫متاسفم

355
00:20:55,022 --> 00:20:56,857
‫متاسفانه دیگه بهش عادت کردم

356
00:20:56,892 --> 00:20:58,496
‫چرا قبولشون نکردی؟

357
00:20:58,531 --> 00:21:01,598
‫از کاری که با تراپین انجام می‌دادن خوشم نمی‌اومد
‫(گونه‌ای لاک‌پشت)

358
00:21:01,633 --> 00:21:04,436
‫پس منو فقط چون گیاه‌خوار بودم انتخاب کردی؟

359
00:21:04,471 --> 00:21:07,472
‫خودمو درگیر توضیح دادن فرایند انتخابم نمی‌کنم

360
00:21:07,507 --> 00:21:09,001
‫تنها چیزی که می‌گم اینه که

361
00:21:09,036 --> 00:21:12,774
‫با مقدار زیادی تامل و
‫مسئولیت‌پذیری همراه بوده

362
00:21:12,809 --> 00:21:14,545
‫از اون‌جایی که به اندازه‌ی
‫گیاه‌خوارها از گوشت‌خوارها

363
00:21:14,580 --> 00:21:18,010
‫هم استقبال می‌کنیم از اظهار‌نظر
‫ساده‌انگارانه‌ی شما چشم پوشی می‌کنم

364
00:21:18,045 --> 00:21:20,386
‫دست آخر اگر واقعا حتی ذره‌ای استعداد داشتن

365
00:21:20,421 --> 00:21:21,717
‫حضورشون رو مدنظر قرار می‌گرفتم

366
00:21:21,752 --> 00:21:23,554
‫و صرفا جهت اطلاع خودتون

367
00:21:23,589 --> 00:21:25,721
‫حتی درست بلد نیستن از قوانین تخطی کنن

368
00:21:25,756 --> 00:21:28,460
‫اگه به من بود مانگرو اسنک‌هارو از

369
00:21:28,495 --> 00:21:30,660
‫تخم‌های چروکیده‌‌ی کوچیک‌شون می‌گرفتم و...

370
00:21:30,695 --> 00:21:32,365
‫می‌شه از این مسئله بگذریم لطفا؟

371
00:21:32,400 --> 00:21:33,993
‫ترجیح می‌دم روی گردش‌مون به فروشگاه‌ها تمرکز کنم

372
00:21:34,028 --> 00:21:35,764
‫درسته ولی این‌جا داریم با اراذل سروکله می‌زنیم

373
00:21:35,799 --> 00:21:38,437
‫اگه به من بود از این نکبت‌ها تاس کباب...

374
00:21:38,472 --> 00:21:40,098
‫گفتم بسه!

375
00:21:50,110 --> 00:21:53,419
‫شما در فروشگاه‌ها هستید

376
00:21:53,454 --> 00:21:56,422
‫به اطراف نگاه می‌کنید

377
00:21:56,457 --> 00:21:59,986
‫اجناس همه دوروبرتون هستند

378
00:22:00,021 --> 00:22:03,891
‫شاید برای اون سوپ‌تون
‫به گوجه نیاز داشته باشید

379
00:22:03,926 --> 00:22:06,498
‫فشارشون بدید تا مطمئن شید رسیده‌ان

380
00:22:10,504 --> 00:22:12,570
‫به‌همراه سبد خریدتون حرکت می‌کنید

381
00:22:12,605 --> 00:22:13,670
‫اطراف‌رو نگاه می‌ندازید

382
00:22:13,705 --> 00:22:16,541
‫و خانم چیورلی‌رو می‌بینید

383
00:22:16,576 --> 00:22:18,103
‫خیلی ازش خوشتون نمی‌اد

384
00:22:18,138 --> 00:22:20,479
‫اما یه تکون دادن جزئی سر کفایت می‌کنه

385
00:22:20,514 --> 00:22:24,417
‫و همین بهت اجازه می‌ده تا به ادامه‌ی
‫خریدت به سمت پیشخوان مواد لبنی بپردازی

386
00:22:24,452 --> 00:22:26,650
‫شاید بتونی از پسرک پنیری بخوای تا برات

387
00:22:26,685 --> 00:22:29,851
‫یه چندصد گرمی از پنیر
‫تلاژیو برش بده و برات بپیچدش

388
00:22:29,886 --> 00:22:32,524
‫قبل بسته‌بندی انگشتشو لیس می‌زنه

389
00:22:32,559 --> 00:22:34,086
‫و تو خیلی از این کارش خوشت نمی‌اد

390
00:22:34,121 --> 00:22:37,661
‫ولی زیادی مودبی که بخوای چیزی بگی

391
00:22:37,696 --> 00:22:40,565
‫پنیر رو می‌ذاری توی سبد خریدت

392
00:22:40,600 --> 00:22:43,062
‫و به سمت کابینت ادویه‌ها پیش می‌ری

393
00:22:43,097 --> 00:22:46,637
‫و ترکیب ادویه‌های پرونس برای پاشیدن روی سوپت می‌گیری
‫(بخش از جنوب فرانسه، این ترکیب
‫می‌تونه شامل آویشن، رزماری، نعنا و... باشه)

394
00:22:46,672 --> 00:22:52,104
‫ولی وایسا، همچین چیزی این‌جا ندارن

395
00:22:52,139 --> 00:22:56,515
‫غافلگیر بنظر می‌ای، مایوس بنظر می‌ای

396
00:22:56,550 --> 00:22:58,748
‫یه‌خورده مایوس‌تر

397
00:22:58,783 --> 00:23:00,882
‫خودشه

398
00:23:00,917 --> 00:23:02,983
‫ولی دیگه وقتشه که بگذری و ادامه بدی

399
00:23:03,018 --> 00:23:07,152
‫یه غرفه به‌همراه یه‌سری نمونه‌ غذا می‌بینید

400
00:23:07,187 --> 00:23:10,089
‫پوره‌ی آواکادو روی لایه‌ی ترد گندم‌سیاه

401
00:23:10,124 --> 00:23:13,026
‫با چاشنی فلفل اسپلت روش
‫(نوعی فلفل فرانسوی با تندی نسبتا کم)

402
00:23:13,061 --> 00:23:14,995
‫می‌تونید یکی امتحان کنید

403
00:23:15,030 --> 00:23:18,031
‫همم، خوشمزه‌ست

404
00:23:18,066 --> 00:23:20,165
‫و شانس خودتونو امتحان
‫می‌کنید و یه نمونه دیگه برمی‌دارید

405
00:23:20,200 --> 00:23:22,970
‫به امید اینکه فروشنده گیر نده

406
00:23:23,005 --> 00:23:25,742
‫ولی احساس گناه باعث
‫می‌شه غذا تو گلوتون گیر کنه

407
00:23:25,777 --> 00:23:27,744
‫اوه،‌ نه...

408
00:23:27,779 --> 00:23:30,043
‫وقتِ مانور هایملیشه

409
00:23:30,078 --> 00:23:32,716
‫همینه. محمکم‌تر

410
00:23:32,751 --> 00:23:34,520
‫محکم‌تر

411
00:23:34,555 --> 00:23:35,950
‫محکم‌تر

412
00:23:42,695 --> 00:23:44,728
‫تبریک می‌گم

413
00:23:44,763 --> 00:23:46,191
‫حالا پول اجناس‌تون رو بدید

414
00:23:52,067 --> 00:23:53,605
‫چند سالتون بود که تصمیم گرفتید

415
00:23:53,640 --> 00:23:55,772
‫می‌خواید عضو یه گروه آشپزی باشید

416
00:23:55,807 --> 00:23:58,038
‫تمام عمرم

417
00:23:58,073 --> 00:24:01,041
‫برای آدم ضعیفی مثل من
‫بنظر غیرقابل‌دسترس می‌اومد

418
00:24:01,076 --> 00:24:03,208
‫ولی باید یه راهی پیدا می‌کردم

419
00:24:03,243 --> 00:24:05,716
‫یادمه وقتی بچه بودم و
‫همراه پدرومادرم می‌نشستم

420
00:24:05,751 --> 00:24:08,554
‫تهیه‌غذای صوتی رو تو تلوزیون می‌دیدم

421
00:24:08,589 --> 00:24:10,523
‫مبهوت شدت و ژرفای

422
00:24:10,558 --> 00:24:13,790
‫صدا شدم

423
00:24:13,825 --> 00:24:16,595
‫ولی حس مسخره‌ای داشت
‫که رویای چیزی رو داشته باشی

424
00:24:16,630 --> 00:24:18,795
‫که همه می‌خوان انجام بدن

425
00:24:18,830 --> 00:24:22,535
‫از کودکی به ما تلقین شده بوده
‫که یه سری تصمیمات مشخص

426
00:24:22,570 --> 00:24:25,263
‫در زندگی هستن که ورای دسترسی‌ ما ان

427
00:24:25,298 --> 00:24:30,774
‫مخصوصا اگه مثل من به یه
‫مدرسه‌ی مخروبه می‌رفتی

428
00:24:30,809 --> 00:24:32,875
‫و چی مجابت کرد؟

429
00:24:32,910 --> 00:24:35,779
‫- فقط یک چیز

430
00:24:35,814 --> 00:24:39,948
‫خاطره‌ی جون دادن خانم لیندنسن تو جشن تولدم

431
00:24:41,721 --> 00:24:44,953
‫معلم مهدکودکم بود و به آجیل حساسیت داشت

432
00:24:44,988 --> 00:24:49,562
‫و کارکن‌های آشپزخونه موقع
‫درست کردن کیک حواسشون نبود

433
00:24:49,597 --> 00:24:53,698
‫یه واندرکیک‌ شکلاتی بزرگ
‫(کیکی که معمولا با سوراخی در وسطش
‫سرو می‌شه و بافت بسیار نرمی داره)

434
00:24:53,733 --> 00:24:58,736
‫به‌محض این‌که برش کیک‌شو خورد
‫بهش حمله‌ی آنافیلاکتیک دست داد
‫(یا حمله‌ی بیش‌دفاعی که همراه با تورم و کاهش فشارخون است)

435
00:24:58,771 --> 00:25:00,804
‫صورتش شروع متورم شدن کرد

436
00:25:00,839 --> 00:25:03,576
‫و بچه‌های دیگه شروع به خندیدن کردن

437
00:25:03,611 --> 00:25:06,645
‫چون فکر می‌کردن صورتش خنده‌دار شده

438
00:25:06,680 --> 00:25:09,978
‫داد زدم که بهش کمک برسه
‫و خودش‌هم نفس‌نفس می‌زد

439
00:25:10,013 --> 00:25:11,848
‫اون‌یکی معلم با آمبولانس تماس گرفت

440
00:25:11,883 --> 00:25:13,916
‫ولی هیچ‌چی نتونست به موقع نجاتش بده

441
00:25:17,020 --> 00:25:19,317
‫این‌که چطور چیزی که برای من این‌قدر خوش‌مزه بود

442
00:25:19,352 --> 00:25:22,320
‫می‌تونست برای یه نفر دیگه مرگ‌بار باشه

443
00:25:22,355 --> 00:25:27,127
‫به‌کل دید من نسبت به غذا رو تغییر داد

444
00:25:27,162 --> 00:25:29,129
‫متاسفم

445
00:25:29,164 --> 00:25:32,198
‫همه‌ی این‌ها به افتخار اونه

446
00:25:32,805 --> 00:25:34,706
‫بله

447
00:28:17,365 --> 00:28:22,104
‫تاحالا تو عمرم این‌قدر خجالت‌زده نشده بودم

448
00:28:22,139 --> 00:28:24,238
‫الان فکر می‌کنن ما تازه‌کاریم

449
00:28:24,273 --> 00:28:26,944
‫خیلی به خودت سخت نگیر

450
00:28:26,979 --> 00:28:28,781
‫اجرای اولته

451
00:28:28,816 --> 00:28:30,849
‫اگه تمرین بود حق داشت اشتباه کنه

452
00:28:30,884 --> 00:28:32,048
‫پس همه‌اش تقصیر منه، نه؟

453
00:28:32,083 --> 00:28:33,786
‫کار من که اشتباه پیش نرفت

454
00:28:33,821 --> 00:28:35,282
‫- آره ادای یه خوک مرده‌رو در آوردن...

455
00:28:35,317 --> 00:28:37,856
‫حتی یه بچه که تازه راه
‫افتاده‌هم می‌تونه انجامش بده

456
00:28:37,891 --> 00:28:40,485
‫تو سعی کن جلوی اون همه آدم لخت بری رو صحنه

457
00:28:40,520 --> 00:28:42,058
‫فکر می‌کنی راحته؟

458
00:28:42,093 --> 00:28:43,928
‫تبریک می‌گم به همه‌تون

459
00:28:43,963 --> 00:28:45,391
‫جن استیونز

460
00:28:45,426 --> 00:28:48,460
‫متاسفم، فقط داریم تلاش می‌کنیم
‫مشکلی که بوجود اومده رو حل کنیم

461
00:28:48,495 --> 00:28:50,000
‫- چرا "متاسفم"؟

462
00:28:50,035 --> 00:28:52,200
‫بنظر من که خیلی درگیرکننده بود...

463
00:28:52,235 --> 00:28:54,565
‫یه کنسرت‌اول نویدبخش

464
00:28:54,600 --> 00:28:56,809
‫فوق‌العاده بود حقیقتش

465
00:28:56,844 --> 00:29:00,109
‫می‌تونست خیلی بهتر باشه
‫اگه اون بلد بود چطور دکمه‌هارو فشار بده

466
00:29:00,144 --> 00:29:02,144
‫شما تو یه اقامت‌گاه هستید
‫(دقیق‌ترش جایی برای کسب
‫تجربه و گذروندن دوره‌های مختلف)

467
00:29:02,179 --> 00:29:03,409
‫اینو یادت باشه

468
00:29:03,444 --> 00:29:05,345
‫تمام هدف یه اقامت‌گاه

469
00:29:05,380 --> 00:29:08,216
‫اینه که فضا برای آزمون و خطا فراهم بشه

470
00:29:08,251 --> 00:29:10,955
‫کنسرت آخره که به حساب می‌اد

471
00:29:10,990 --> 00:29:13,419
‫هرچیزی قبل رسیدن به اون صرفا تمرینه

472
00:29:13,454 --> 00:29:15,960
‫تماشاچی‌ها اینو می‌دونن

473
00:29:15,995 --> 00:29:17,027
‫خوششون اومد؟

474
00:29:17,062 --> 00:29:18,523
‫عاشقش شدن

475
00:29:18,558 --> 00:29:20,525
‫مگه نه، استونز؟

476
00:29:20,560 --> 00:29:23,462
‫بهشون خوش گذشت، آره

477
00:29:23,497 --> 00:29:27,136
‫و الان آماده‌ان که ازت قدردانی کن

478
00:29:27,171 --> 00:29:28,203
‫جدی؟

479
00:29:28,238 --> 00:29:29,567
‫جدی

480
00:29:29,602 --> 00:29:31,404
‫بیرون‌ان

481
00:29:31,439 --> 00:29:33,175
‫باید چی‌کار کنم؟

482
00:29:35,212 --> 00:29:36,915
‫بفرستشون داخل

483
00:29:43,534 --> 00:29:46,662
‫بین بخش‌های مختلف اقامت یه گروه آشپزی

484
00:29:47,120 --> 00:29:51,667
‫کمترین علاقه‌رو به
‫قدردانی تماشاچی‌ها داشتم

485
00:30:02,427 --> 00:30:09,601
‫شاهد بودن این حجم از صمیمیت
‫بیش از حد چیز سختی بود که درباره‌اش بنویسم

486
00:30:09,643 --> 00:30:12,563
‫مخصوصا بعد از یه اجرای کشتارگاه

487
00:30:12,813 --> 00:30:14,940
‫نمایش این شهوت و احساسات پرشور

488
00:30:14,982 --> 00:30:17,651
‫حداقل یه حواس‌پرتی از ناراحتی‌ام و

489
00:30:17,693 --> 00:30:21,029
‫ترسم از اینکه شکمم باعث بشه
‫خجالت‌زده بشم، تضعیف بشم

490
00:30:21,405 --> 00:30:24,032
‫بر علیه‌ام بشه و نابودم کنه، بود

491
00:30:26,535 --> 00:30:28,871
‫این باد تموم‌نشدنی

492
00:30:28,912 --> 00:30:31,373
‫که باعث باد شدن شکمم
‫مثل یه بادکنک می‌شه از کجا می‌اد

493
00:30:31,915 --> 00:30:32,875
‫چرا ولم نمی‌کنه؟

494
00:30:33,959 --> 00:30:36,420
‫وقتی رهایی و لذت رو می‌بینم

495
00:30:36,753 --> 00:30:38,797
‫به این فکر می‌افتم که

496
00:30:39,256 --> 00:30:44,178
‫چرا شکم یه نفر می‌تونه این‌قدر
‫رها باشه و شکم یه نفر دیگه نمی‌تونه

497
00:31:00,569 --> 00:31:02,821
‫از اونجا که باد محبوس کنترل ذهن و

498
00:31:02,863 --> 00:31:06,283
‫شکممو بدست می‌گرفت شب‌هام توام با تقلا بود

499
00:31:06,325 --> 00:31:08,118
‫با هر گوز درگیر داستان درست کردن و نگرانی بودم

500
00:31:08,160 --> 00:31:12,873
‫یه حرکت که با تنش، ترس و
‫حدس‌وگمان مساوی همراه بود

501
00:31:13,916 --> 00:31:21,256
‫به‌همراه فشار دادن باسنم به کف مبل

502
00:31:21,507 --> 00:31:24,593
‫به امید اینکه اینقدری صدارو کم کنه

503
00:31:24,843 --> 00:31:26,720
‫که کسی بیدار نشه

504
00:31:27,888 --> 00:31:30,933
‫همانا پروردگار تکیه‌گاه من بوده مرا حفظ می‌کند
‫(به نقل از کتاب مراثی از بخش‌های عهد عتیق انجیل)

505
00:31:31,183 --> 00:31:34,686
‫لذا امیدم به اوست

506
00:32:29,584 --> 00:32:31,023
‫- وقتی درگیر هم‌زن بودم

507
00:32:31,058 --> 00:32:32,585
‫به ذهنم خطور کرد

508
00:32:32,620 --> 00:32:35,588
‫ولی ال و افزودنی‌های
‫مصنوعی می‌تونه اسم خوبی باشه

509
00:32:35,623 --> 00:32:37,557
‫- پیشنهاد به پیشنهاد بدتر می‌شه

510
00:32:37,592 --> 00:32:40,626
‫- خب، ال، لمینا، و بیلی چطوره؟

511
00:32:42,762 --> 00:32:45,433
‫- پس فقط تو حق داری که اسمت تو گروه باشه؟

512
00:32:45,468 --> 00:32:47,600
‫من گروهو ساختم و بعدش‌هم تصمیمات...

513
00:32:50,737 --> 00:32:53,408
‫نه

514
00:32:53,443 --> 00:32:54,640
‫تقصیر تو بود

515
00:32:54,675 --> 00:32:56,147
‫- چطور تقصیر منه وقتی...

516
00:32:56,182 --> 00:32:58,314
‫- بچه‌ها
‫- اتفاق بود

517
00:32:58,349 --> 00:32:59,546
‫- تا صبح خشک می‌شه

518
00:32:59,581 --> 00:33:01,449
‫چی می‌گی؟‌ روغنه!

519
00:33:01,484 --> 00:33:03,220
‫خیلی خطرناکه

520
00:33:03,255 --> 00:33:05,321
‫هیچ‌کس امشب از پله‌ها استفاده نمی‌کنه

521
00:33:05,356 --> 00:33:06,652
‫نمی‌تونیم همین‌جوری ولش کنیم

522
00:33:06,687 --> 00:33:08,291
‫مگه این‌که بخوای جمجمه‌ی ترک‌خورده و

523
00:33:08,326 --> 00:33:10,491
‫گردن‌های شکسته صبح پیدا کنی

524
00:33:10,526 --> 00:33:13,197
‫شاید دستیار فنی ویم بتونه راست‌وریس‌اش کنه؟

525
00:33:13,232 --> 00:33:14,825
‫نه دیروقته. بیاید مزاحم اون نشیم

526
00:33:14,860 --> 00:33:16,398
‫مزخرف نگو، شغلشه

527
00:33:16,433 --> 00:33:18,730
‫- ینگستر
‫- نه

528
00:33:18,765 --> 00:33:21,601
‫- خودت راست‌و‌ریس‌اش می‌کنی
‫- چرا همه‌مون راست‌وریس‌اش نکنیم؟

529
00:33:21,636 --> 00:33:25,077
‫بیاید یه‌چیزی پیدا کنیم و
‫باهاش این‌جا رو تمیز کنیم

530
00:33:25,112 --> 00:33:26,606
‫می‌رم یه تی بیارم

531
00:33:29,413 --> 00:33:30,676
‫حالت خوبه؟

532
00:33:30,711 --> 00:33:32,117
‫خوب نیستم

533
00:33:32,152 --> 00:33:34,614
‫کل شب طول می‌کشه تا پاکش کنیم

534
00:33:34,649 --> 00:33:36,385
‫شاید ماهم چندتا تی دیگه پیدا کنیم

535
00:33:36,420 --> 00:33:38,222
‫و خیلی طول نکشه

536
00:33:38,257 --> 00:33:40,224
‫روغنه. روغن رو پله ریخته

537
00:33:40,259 --> 00:33:44,195
‫تی خالی کافی نیست. آب‌گرم و صابون می‌خوایم

538
00:33:44,230 --> 00:33:45,658
‫تی فقط بیشتر پخشش...

539
00:33:45,693 --> 00:33:48,694
‫باشه، باشه. دیگه نیاز ندارم این چیزهارو بشنوم

540
00:33:48,729 --> 00:33:50,300
‫چی شده؟

541
00:33:50,335 --> 00:33:52,104
‫حس می‌کنم دارم غش می‌کنم

542
00:33:52,139 --> 00:33:53,633
‫به‌حرفش گوش نده. استونز

543
00:33:53,668 --> 00:33:55,272
‫به هر دری می‌زنه تا از زیر یه‌ذره کار در بره

544
00:33:55,307 --> 00:33:57,637
‫- نگاش کن،‌ حالش...
‫- استونز!

545
00:33:57,672 --> 00:33:59,639
‫چیزی نیست. چیزی نیست. چیزی نیست

546
00:33:59,674 --> 00:34:01,641
‫یکی‌مون می‌تونه برگردوندت

547
00:34:01,676 --> 00:34:03,280
‫و من و بیلی چی؟

548
00:34:03,315 --> 00:34:06,811
‫اگه ولش کنم، می‌افته زمین

549
00:34:06,846 --> 00:34:08,813
‫به دنیای ما خوش‌اومدی

550
00:34:08,848 --> 00:34:12,256
‫- با تمام گروه‌هایی که به این‌جا می‌ان

551
00:34:12,291 --> 00:34:15,589
‫مهمترین و اولین وظیفه خودم
‫می‌دونم که ازشون حمایت کنم

552
00:34:15,624 --> 00:34:18,130
‫و الهامات‌اشون رو پرورش بدم

553
00:34:18,165 --> 00:34:20,792
‫بعد عملی به وقوع پیوستن یه ایده جلوی

554
00:34:20,827 --> 00:34:24,796
‫تماشاچی می‌تونه برای گروه شوکه‌کننده باشه

555
00:34:24,831 --> 00:34:27,667
‫شکاف بین افکار تو ذهن با اجرای واقعی روی صحنه

556
00:34:27,702 --> 00:34:29,240
‫می‌تونه ترسناک باشه

557
00:34:29,275 --> 00:34:30,670
‫و اغلب به یک شخص نیازه که با مدیریت

558
00:34:30,705 --> 00:34:32,210
‫بتونه راه رو نشون...

559
00:34:32,245 --> 00:34:33,838
‫- ما خودمون تندترین انتقادها رو به خودمون می‌کنیم

560
00:34:33,873 --> 00:34:36,412
‫و این‌جور بحث‌هارو بین خودمون انجام می‌دیم

561
00:34:36,447 --> 00:34:37,842
‫- بابتش مچکرم

562
00:34:37,877 --> 00:34:40,185
‫ولی بعنوان حامی‌تون

563
00:34:40,220 --> 00:34:43,683
‫خیلی دوست دارم که تو
‫این‌جور گفت‌و‌گوها دخیل باشم

564
00:34:43,718 --> 00:34:45,685
‫چطور؟

565
00:34:45,720 --> 00:34:48,325
‫- با راهنمایی کردنتون
‫- همم

566
00:34:48,360 --> 00:34:51,262
‫متوجه مستقل و مصمم بودنتون هستم

567
00:34:51,297 --> 00:34:54,430
‫و می‌تونم مطابق همون نکاتم رو گوشزد کنم

568
00:34:54,465 --> 00:34:56,201
‫ما به نکته احتیاج نداریم

569
00:34:56,236 --> 00:34:57,796
‫- متوجهم که به نکته احتیاج ندارید

570
00:34:57,831 --> 00:35:00,469
‫ولی پول موسسه روی
‫این مسئله سرمایه‌گذاری شده

571
00:35:00,504 --> 00:35:03,307
‫و در ازاش انتظاراتی دارم

572
00:35:03,342 --> 00:35:05,309
‫چیزی که در ازاش تحویل می‌گیری اینه

573
00:35:05,344 --> 00:35:06,937
‫هرکاری که داریم انجام می‌دیم

574
00:35:06,972 --> 00:35:09,313
‫فقط ازت می‌خوام که مشارکت کنی

575
00:35:09,348 --> 00:35:11,678
‫در اون صورت گروه آشپزی خودتو تشکیل بده

576
00:35:11,713 --> 00:35:13,581
‫برو بیرون و این‌کارو انجام بده و ببین

577
00:35:13,616 --> 00:35:15,913
‫خودت چه حسی پیدا می‌کنی
‫وقتی یه نفر همراهت میاد

578
00:35:15,948 --> 00:35:17,486
‫و بهت میگه که چی‌کار کنی

579
00:35:17,521 --> 00:35:19,323
‫چطوره اگه با شرایطم موافق نیستی

580
00:35:19,358 --> 00:35:21,457
‫حمایتم رو قبول نکنی؟

581
00:35:21,492 --> 00:35:23,327
‫این هنوز الهام‌ خودته

582
00:35:23,362 --> 00:35:27,397
‫فقط ازت می‌خوام که
‫چندتا چیز کوچیکو تغییر بدی

583
00:35:27,432 --> 00:35:29,432
‫پس می‌شه ایده‌ی تو از الهام من؟

584
00:35:29,467 --> 00:35:32,336
‫هنوز حتی نمی‌دونی چه نکاتی می‌خوام بگم

585
00:35:32,371 --> 00:35:34,338
‫شاید اون‌قدرهم غیرقابل‌قبول نباشن

586
00:35:34,373 --> 00:35:36,934
‫موضوع سر این نیست
‫موضوع اصول این‌جاست

587
00:35:36,969 --> 00:35:40,839
‫پس حتی اگه با نکات
‫موافق‌هم بودی انجامشون نمی‌دادی؟

588
00:35:40,874 --> 00:35:42,346
‫درسته

589
00:35:42,381 --> 00:35:43,809
‫من در مقایسه با اجدادم که همچین نقشی

590
00:35:43,844 --> 00:35:47,318
‫رو ایفا می‌کردن خیلی
‫آدمی نیستم که نکته و تذکر بدم

591
00:35:47,353 --> 00:35:48,682
‫من برای هنرمند ارزش قائلم

592
00:35:48,717 --> 00:35:50,618
‫ولی اگر با چیزی به‌شدت مخالف باشم

593
00:35:50,653 --> 00:35:53,456
‫حداقل ازت انتظار دارم که مشارکت کنی

594
00:35:53,491 --> 00:35:54,985
‫ولی تو که دیشب گفتی فوق‌العاده بود

595
00:35:55,020 --> 00:35:56,492
‫بله فوق‌العاده بود

596
00:35:56,527 --> 00:35:59,495
‫ولی به این معنی نیست که نتونیم بحث کنیم

597
00:35:59,530 --> 00:36:01,959
‫فهمیدم مشکل از مدوله‌کننده‌ی حلقوی بوده
‫(مدوله‌کننده دستگاهی‌ست برای
‫هماهنگی تغییرات سیگنال پیام)

598
00:36:01,994 --> 00:36:04,368
‫مشکل از اون نبود

599
00:36:04,403 --> 00:36:07,833
‫دارم درباره‌ی نیمه‌ی اول کارِتون که
‫همه‌چیز درست کار می‌کرد حرف می‌زنم

600
00:36:07,868 --> 00:36:12,541
‫درباره‌ی استفاده‌اتون از فلنجر می‌خوام بحث کنم

601
00:36:12,576 --> 00:36:13,839
‫فلنجر دیگه چیه؟

602
00:36:13,874 --> 00:36:15,544
‫یه دستگاه الکتریکیه که

603
00:36:15,579 --> 00:36:17,612
‫دو تا سیگنال مختلف رو با
‫هم ترکیب می‌کنه و باعث تغییر فاز می‌شه

604
00:36:17,647 --> 00:36:19,383
‫ازش خوشت نیومد؟

605
00:36:19,418 --> 00:36:21,319
‫- بنظرم باید روی حد کمتری تنظیم بشه

606
00:36:21,354 --> 00:36:22,584
‫بطور جزئی

607
00:36:22,619 --> 00:36:23,948
‫- چرا؟

608
00:36:23,983 --> 00:36:25,587
‫وقتی تا اون حد صدارو تغییر می‌دید

609
00:36:25,622 --> 00:36:27,985
‫ارتباط‌شو به کاری که دارید می‌کنید از دست می‌ده

610
00:36:28,020 --> 00:36:30,856
‫ولی تمام هدف کاری که ما انجام می‌دیم همینه

611
00:36:30,891 --> 00:36:33,628
‫چرا انجامش بدیم اگه قراره
‫صرفا مفهوم آشپزی‌رو برسونه؟

612
00:36:33,663 --> 00:36:36,631
‫و چرا انجامش بدیم اگه بطورکل جدا ازش باشه؟

613
00:36:36,666 --> 00:36:38,798
‫در اون‌صورت فقط صوته بدون تهیه‌ی غذا

614
00:36:38,833 --> 00:36:41,504
‫پس تو تهیه‌ی غذا می‌خوای بدون صوت؟

615
00:36:41,539 --> 00:36:44,837
‫بهترین گروه‌های این‌جا تا حدی که می‌تونستن

616
00:36:44,872 --> 00:36:47,774
‫با بخش اصوات آشپزی انعطاف به خرج دادن

617
00:36:47,809 --> 00:36:49,347
‫اما همیشه یه ارتباطی با

618
00:36:49,382 --> 00:36:51,283
‫ماده‌ی اولیه بوده

619
00:36:51,318 --> 00:36:54,385
‫یکه نسخه‌ی مشابه از چیزی که صدا یه‌زمانی بود

620
00:36:54,420 --> 00:36:55,683
‫می‌تونیم درش بیاریم، خانم

621
00:36:55,718 --> 00:36:57,850
‫به‌هرحال کلا چند ثانیه بود

622
00:36:57,885 --> 00:36:59,687
‫نه

623
00:36:59,722 --> 00:37:00,853
‫پس بیاریمش پایین؟

624
00:37:00,888 --> 00:37:03,394
‫نه

625
00:37:03,429 --> 00:37:04,824
‫واقعا می‌خواید به این راحتی
‫کاری که می‌خواد رو انجام بدید؟

626
00:37:04,859 --> 00:37:06,463
‫تو که به‌زور متوجه‌اش می‌شدی به‌هرحال

627
00:37:06,498 --> 00:37:08,058
‫موضوع این نیست

628
00:37:08,093 --> 00:37:10,500
‫- تا همین یه‌دقیقه پیش
‫حتی نمی‌دونستی فلنجر چی هست

629
00:37:10,535 --> 00:37:11,963
‫فکر کردم گفت بجر[گورکن]

630
00:37:11,998 --> 00:37:14,438
‫من فقط دارم تلاش می‌کنم
‫از الهام‌ت محافظت کنم

631
00:37:14,473 --> 00:37:16,374
‫- می‌شه یه وقت دیگه سرش بحث کنیم؟

632
00:37:16,409 --> 00:37:19,872
‫داری با این چرت‌وپرت‌های
‫فلنجر طرح گرافیکی‌مو خراب می‌کنی
‫(طرح گرافیکی در موسیقی شامل اشکال و تصاویری هستش که برای نوشتن موسیقی‌ استفاده می‌شه چون با نت‌های مختلف قادر به پیاده‌کردن اون حس موردنظرشون نیستن)

633
00:37:19,907 --> 00:37:21,841
‫اگه موضوع اینه پس

634
00:37:21,876 --> 00:37:25,042
‫کاری که داری انجام می‌دی
‫رو متوقف کن و با ما مشارکت کن

635
00:37:25,077 --> 00:37:27,484
‫یالا، ال

636
00:37:27,519 --> 00:37:29,046
‫من رئیسم!

637
00:37:33,987 --> 00:37:38,330
‫- نقشت تو کارهای گروه چقدره؟

638
00:37:38,365 --> 00:37:39,958
‫نمی‌دونم

639
00:37:39,993 --> 00:37:41,729
‫منظورم اینه، ال رئیسه

640
00:37:41,764 --> 00:37:43,731
‫ولی از کارهای فنی سر در نمی‌اره

641
00:37:43,766 --> 00:37:46,536
‫پس این بخش به‌عهده‌ی ماست

642
00:37:46,571 --> 00:37:48,868
‫می‌گه از چه‌چیزهایی خوشش
‫می‌اد و از چه‌چیزهایی نمی‌اد

643
00:37:48,903 --> 00:37:51,574
‫ولی گاهی‌اوقات خیلی خوب
‫توضیح نمی‌ده که چی می‌خواد

644
00:37:51,609 --> 00:37:54,346
‫که باعث می‌شه اتفاقاتی مثل الان بیفته

645
00:37:54,381 --> 00:37:55,875
‫بخاطر سوء تعبیر

646
00:37:55,910 --> 00:37:58,482
‫حقیقتش، بنظر من سوء تعبیر بین‌مون

647
00:37:58,517 --> 00:38:01,353
‫احتمالا علت به‌وجود اومدن صداهامون هست

648
00:38:01,388 --> 00:38:04,752
‫و چی باعث شد که
‫بخوای یه آشپز صوتی بشی؟

649
00:38:04,787 --> 00:38:06,754
‫نمی‌دونم

650
00:38:06,789 --> 00:38:08,822
‫چیزیه که همین‌جوری برات پیش اومد؟

651
00:38:08,857 --> 00:38:11,891
‫فقط می‌دونستم چی‌کار نمی‌خوام بکنم

652
00:38:11,926 --> 00:38:15,026
‫پدرومادرم منو فرستادن یه مدرسه‌ی گرون‌قیمت

653
00:38:15,061 --> 00:38:16,896
‫تا آداب غذاخوردن رو یاد بگیرم

654
00:38:16,931 --> 00:38:20,537
‫و واقعا چیزی نبود که من حالیم بشه

655
00:38:20,572 --> 00:38:22,935
‫من چیز دیگه‌ای می‌خواستم

656
00:38:22,970 --> 00:38:25,102
‫مثلا؟

657
00:38:25,137 --> 00:38:27,137
‫نمی‌دونم، مثلا...

658
00:38:27,172 --> 00:38:30,646
‫از درست کردن چیزمیز خوشم می‌اومد

659
00:38:30,681 --> 00:38:33,011
‫از لحیم کردن وسایل خوشم می‌اومد

660
00:38:33,046 --> 00:38:36,047
‫از سروصدا کردن خوشم می‌اد

661
00:38:36,082 --> 00:38:40,458
‫خیلی هدف خاصی نداشتم
‫تا وقتی که ال پیداش شد

662
00:38:40,493 --> 00:38:42,823
‫و اون هدف چی بود؟

663
00:38:42,858 --> 00:38:44,055
‫- اون جاه‌طلب بود

664
00:38:44,090 --> 00:38:47,465
‫ایده داشت

665
00:38:47,500 --> 00:38:48,598
‫انگار که می‌تونست به چیز بی‌هدفی

666
00:38:48,633 --> 00:38:52,701
‫که داخلم بود جهت بده

667
00:38:52,736 --> 00:38:54,604
‫و اون فقط... می‌تونست ترتیب کارهارو بده

668
00:38:54,639 --> 00:38:58,740
‫این‌قدر اعتمادبنفس داشت که
‫می‌تونست کارها رو صددر‌صدی انجام بده

669
00:38:58,775 --> 00:39:01,842
‫و دور... دوروبرش بودن خوش‌ می‌گذشت

670
00:39:03,945 --> 00:39:06,946
‫از چه جهتی؟

671
00:39:06,981 --> 00:39:10,081
‫نوک‌سینه‌هامو نیشگون می‌گرفت

672
00:39:10,116 --> 00:39:14,690
‫و وقتی این‌کارو می‌کرد چی می‌شد؟

673
00:39:14,725 --> 00:39:17,759
‫چه‌می‌دونم، حس خوبی می‌داد

674
00:39:17,794 --> 00:39:21,697
‫وقتی یه چیز هیجان‌انگیز می‌گفت با خودم...

675
00:39:21,732 --> 00:39:23,897
‫با خودم یه‌خورده ور می‌رفتم

676
00:39:23,932 --> 00:39:26,966
‫یه بازی... یه بازی داشتیم به اسم انگشت بازی

677
00:39:27,001 --> 00:39:29,639
‫که اون‌هم با خودش ور می‌رفت

678
00:39:29,674 --> 00:39:33,610
‫و بعد من انگشت‌شو بو می‌کشیدم

679
00:39:33,645 --> 00:39:35,810
‫ولی هیچ‌وقت بیشتر از اون نبود

680
00:39:35,845 --> 00:39:39,143
‫تا اصول اخلاقی و آبروی هنری‌اش رو بخطر نندازه

681
00:39:39,178 --> 00:39:42,784
‫و آبروی هنری تو چطور؟

682
00:39:45,789 --> 00:39:48,592
‫نمی‌دونم، منظورم اینه...

683
00:39:48,627 --> 00:39:51,991
‫موقع انجامش به آرامش می‌رسیدیم

684
00:39:52,026 --> 00:39:53,960
‫فکر کنم تا بعد انجامش به این که کارمون چه

685
00:39:53,995 --> 00:39:55,731
‫معنایی داره فکر نمی‌کردیم

686
00:39:55,766 --> 00:39:58,129
‫پس این قضیه با ال دووم نیاورد؟

687
00:39:58,164 --> 00:40:00,571
‫حوصله‌امون سر رفت

688
00:40:00,606 --> 00:40:03,475
‫منظورم اینه، وقتی حوصله‌مون
‫سر رفت هم‌دیگه رو دستمالی می‌کردیم

689
00:40:03,510 --> 00:40:06,236
‫بعد حوصله‌مون از دستمالی کردن هم‌دیگه
‫وقت‌هایی که حوصله‌مون سر رفته بود سر رفت

690
00:40:06,271 --> 00:40:08,040
‫پس...

691
00:40:08,075 --> 00:40:09,910
‫اون موقع فقط خودتون دوتا توی گروه بودید؟

692
00:40:09,945 --> 00:40:13,012
‫نه. یه یاروی دیگه هم بود که
‫کارهای الکترونیکی رو انجام می‌داد

693
00:40:13,047 --> 00:40:17,885
‫ولی بخاطر اختلافات
‫رژیم غذایی‌شون افتادن بیرون

694
00:40:17,920 --> 00:40:19,689
‫- گوشت؟
‫- آره

695
00:40:19,724 --> 00:40:22,593
‫منظورم اینه، هرکی تو گروه موقع
‫خوردن گوشت گیر بیوفته فاتحه‌اش خونده‌ست

696
00:40:23,959 --> 00:40:27,598
‫- و نفس عمیق

697
00:40:27,633 --> 00:40:29,633
‫و نگه دار

698
00:40:31,296 --> 00:40:33,670
‫خوبه

699
00:40:33,705 --> 00:40:35,639
‫و دوباره

700
00:40:35,674 --> 00:40:38,510
‫و نگه دار

701
00:40:38,545 --> 00:40:40,809
‫بخاطر این همه گاز که دم پانکراستو

702
00:40:40,844 --> 00:40:43,713
‫پنهان کردن حتی نمی‌تونم ببینمش

703
00:40:43,748 --> 00:40:46,584
‫کی فکرشو می‌کرد که
‫نفخ می‌تونه این‌قدر ظریف بنظر برسه؟

704
00:40:46,619 --> 00:40:48,179
‫- پس الان چی؟

705
00:40:48,214 --> 00:40:53,085
‫قرص‌هارو بریز دور و برای
‫یه‌سری معاینات بیشتر بیا این‌جا

706
00:40:53,120 --> 00:40:54,856
‫این‌قدر دلواپس نباش

707
00:40:54,891 --> 00:40:57,089
‫اگه می‌خوایم قضیه‌رو حل‌و‌فصل کنیم

708
00:40:57,124 --> 00:41:00,796
‫فقط به یه‌مقدار لوله نیاز
‫داری که داخلت بالا و پایین بشه

709
00:41:00,831 --> 00:41:02,666
‫اگه التهاب همین‌طور ادامه پیدا کنه

710
00:41:02,701 --> 00:41:06,296
‫دیگه برات شکمی نمی‌مونه که ازش بگوزی

711
00:41:06,331 --> 00:41:08,298
‫قراره بمیرم؟

712
00:41:08,333 --> 00:41:10,234
‫معلومه که قراره بمیری

713
00:41:10,269 --> 00:41:13,138
‫یه جونور نام ببر که نمیره

714
00:41:13,173 --> 00:41:15,206
‫منظورم اینه...

715
00:41:15,241 --> 00:41:16,878
‫قبل موعدش

716
00:41:22,622 --> 00:41:24,523
‫حالم خوب می‌شه مگه نه؟

717
00:41:49,682 --> 00:41:52,342
‫شما در فروشگاه‌ها هستید

718
00:41:52,377 --> 00:41:54,586
‫بیلی و لمینا

719
00:41:54,621 --> 00:41:56,984
‫شما یه زوج شاد هستید که
‫تو آخرهفته‌تون سبد خرید رو

720
00:41:57,019 --> 00:41:59,085
‫در راهرو‌ی فروشگاه هل می‌دید

721
00:41:59,120 --> 00:42:02,924
‫برای تهیه‌ی فریتاتای بازاری
‫یه‌سری مواد اولیه‌ی خوب گرفتید
‫(نوعی املت ایتالیایی)

722
00:42:02,959 --> 00:42:05,993
‫ولی بیلی برای صرفه‌جویی در زمان

723
00:42:06,028 --> 00:42:09,865
‫تو باید بری به سمت پیشخوان تا جا رو نگه‌داری

724
00:42:09,900 --> 00:42:12,604
‫و بعد لمینا می‌تونه به خرید کردن ادامه بده

725
00:42:12,639 --> 00:42:13,935
‫تظاهر کنه که چیزی رو یادش رفته بخره

726
00:42:13,970 --> 00:42:16,839
‫و بعد اجناس‌رو برگردونه به سبد خرید

727
00:42:16,874 --> 00:42:19,105
‫چه فکر بکری

728
00:42:19,140 --> 00:42:22,042
‫ال رو می‌بینید که به سمت‌تون می‌اد

729
00:42:22,077 --> 00:42:24,649
‫و با این‌که فقط یه شیشه پودر زعفرون برای

730
00:42:24,684 --> 00:42:26,244
‫درست‌ کردن آموس‌بوش‌اش گرفته
‫(نوعی پیش‌غذا که در مقادیر بسیار کم سرو می‌شه)

731
00:42:26,279 --> 00:42:28,081
‫مطمئن می‌شی که تو صف ازش جلو می‌زنی

732
00:42:28,116 --> 00:42:31,887
‫با سبدخرید نیمه‌پُرت

733
00:42:31,922 --> 00:42:33,823
‫لمینا یادت باشه تو می‌تونی تا وقتی که

734
00:42:33,858 --> 00:42:35,187
‫هربار تظاهر کنی که انگارچیزی یادت رفته

735
00:42:35,222 --> 00:42:37,959
‫به خریدت ادامه بدی

736
00:42:37,994 --> 00:42:41,930
‫ال تو الان چشم‌غره می‌ری

737
00:42:41,965 --> 00:42:43,767
‫اما وقتی با پنیر گرویر برمی‌گرده

738
00:42:43,802 --> 00:42:46,770
‫با این‌که شک داریم موقتا بهش اعتماد می‌کنیم

739
00:42:46,805 --> 00:42:50,037
‫لمینا طوری تظاهر کن که انگار
‫از دست خودت شاکی هستی

740
00:42:50,072 --> 00:42:53,337
‫وقتی که یادت می‌اد هنوز
‫یه چیز دیگه مونده که باید بخری

741
00:42:53,372 --> 00:42:55,174
‫از صف برو بیرون و پیداش کن

742
00:42:55,209 --> 00:42:56,879
‫ال وقتی‌که

743
00:42:56,914 --> 00:43:01,279
‫با ترکیب چهار ادویه برمی‌گرده بهش خیره شو
‫(فرانسوی بوده و شامل میخک، فلفل، جوز هندی و زنجبیل)

744
00:43:01,314 --> 00:43:04,051
‫دوباره رفت تا یه بسته چوب‌رنگی و

745
00:43:04,086 --> 00:43:06,218
‫تارت تاتین آماده بگیره

746
00:43:09,729 --> 00:43:11,663
‫ال دیگه به اون‌جات رسیده

747
00:43:11,698 --> 00:43:15,029
‫ولی هنوزم تحمل می‌کنی

748
00:43:15,064 --> 00:43:16,668
‫بیلی و لمینا

749
00:43:16,703 --> 00:43:19,737
‫پول اجناس‌تون رو دادیدو بسته‌بندی‌شون کردید

750
00:43:19,772 --> 00:43:21,431
‫می‌تونید از فروشگاه خارج بشید

751
00:43:21,466 --> 00:43:23,169
‫و سبدخریدتون رو بذارید تو صف

752
00:43:23,204 --> 00:43:25,875
‫دیگه مشکل کس دیگه‌ست که باهاش سروکله بزنه

753
00:43:25,910 --> 00:43:27,338
‫ال

754
00:43:27,373 --> 00:43:30,176
‫سبدخریدی که ول کردن سر
‫راهت دیگه باعث شد از کوره در بری

755
00:43:30,211 --> 00:43:32,849
‫هلش بده به سمت‌شون

756
00:43:32,884 --> 00:43:34,917
‫و خودتو خالی کن

757
00:43:51,265 --> 00:43:52,935
‫- پس...

758
00:43:52,970 --> 00:43:57,170
‫این قضیه تو اردوی اتفاق مدرسه‌ام افتاد

759
00:43:57,205 --> 00:44:00,239
‫تازه ۱۴ سالم شده بود

760
00:44:00,274 --> 00:44:06,212
‫و دیدم نسبت به مسائل
‫شروع به عوض شدن کرده بود

761
00:44:06,247 --> 00:44:07,884
‫چون به یه مدرسه‌ی پسرونه می‌رفتم

762
00:44:07,919 --> 00:44:11,151
‫و تو خونه فقط برادرم و پدرم بودم

763
00:44:11,186 --> 00:44:14,385
‫مادرم همیشه بیرون مشغول
‫کارگردانی و این‌چیزها بود

764
00:44:14,420 --> 00:44:18,763
‫پس کل قضیه‌ی جنس مونث
‫برام یه‌خورده مثل معما بود

765
00:44:18,798 --> 00:44:21,425
‫تا وقتی که به این اردو رفتم

766
00:44:21,460 --> 00:44:23,768
‫و توی هتل رفتیم به

767
00:44:23,803 --> 00:44:27,464
‫یه غرفه‌ی تخم‌مرغ تو سالن پذیرایی صبحانه

768
00:44:27,499 --> 00:44:30,005
‫و اگه املت می‌خواستی
‫باید می‌رفتی و تو صف منتظر می‌موندی

769
00:44:30,040 --> 00:44:31,743
‫و از...

770
00:44:31,778 --> 00:44:34,845
‫و از یه خانمی باید می‌خواستی که یکی برات بپزه

771
00:44:34,880 --> 00:44:36,880
‫و...

772
00:44:36,915 --> 00:44:38,849
‫اون...

773
00:44:38,884 --> 00:44:43,953
‫اون بلوند و خوش‌هیکل بود، می‌دونید دیگه

774
00:44:43,988 --> 00:44:49,156
‫و یه یونیفرمی می‌پوشید که باعث می‌شد

775
00:44:49,191 --> 00:44:51,158
‫هیکل خوبش بیشتر تو چشم باشه

776
00:44:51,193 --> 00:44:53,831
‫منظورم اینه، احتمالا هم‌سن مادرم بود

777
00:44:53,866 --> 00:44:56,295
‫و می‌دونستم که عمرا نسبت به من علاقه‌مند باشه

778
00:44:56,330 --> 00:44:58,264
‫ولی فکر می‌کردم اگه یه املت سفارش بدم

779
00:44:58,299 --> 00:45:01,333
‫شاید یه‌جوری یه گفت‌وگویی بین‌مون شکل بگیره

780
00:45:01,368 --> 00:45:05,205
‫راستش... راستش من
‫هیچ‌وقت نتونستم بفهمم اسمش چیه

781
00:45:05,240 --> 00:45:06,910
‫فقط...

782
00:45:06,945 --> 00:45:10,045
‫فقط بعنوان خانم تخم‌مرغ‌پز می‌شناختمش

783
00:45:10,080 --> 00:45:13,180
‫و یادم می‌اد، یادم می‌اد که
‫درباره‌ش خیال‌بافی می‌کردم

784
00:45:13,215 --> 00:45:16,051
‫روی صورتم می‌شینه

785
00:45:16,086 --> 00:45:18,823
‫و توی دهنم تخم‌ می‌ذاره

786
00:45:18,858 --> 00:45:22,354
‫می‌دونید عاشقش شدم

787
00:45:22,389 --> 00:45:24,059
‫و می‌دونم که همه می‌گن
‫که این نمی‌تونه عشق باشه

788
00:45:24,094 --> 00:45:26,193
‫وقتی که فقط املت
‫سفارش می‌دادی، ولی عشق بود

789
00:45:26,228 --> 00:45:29,559
‫و تاالان هیچ‌وقت احساساتی
‫در اون‌حد قدرتمند نداشتم

790
00:45:29,594 --> 00:45:31,297
‫برای هیچکسی

791
00:45:32,564 --> 00:45:34,267
‫و...

792
00:45:34,302 --> 00:45:36,808
‫یه لطفی می‌کنی سس نعناع‌رو بدی لطفا؟

793
00:45:45,885 --> 00:45:47,181
‫و آره و بعدش

794
00:45:47,216 --> 00:45:49,447
‫بعد از سومین روز

795
00:45:49,482 --> 00:45:52,087
‫متوجه شدم اگه ازش بخوای

796
00:45:52,122 --> 00:45:55,090
‫که پیاز بپاشه رو املتت

797
00:45:55,125 --> 00:45:57,026
‫باعث می‌شه که به‌جلو خم بشه

798
00:45:57,061 --> 00:45:58,962
‫و از جاپیازی پیاز برداره

799
00:45:58,997 --> 00:46:01,965
‫و اون لحظه بود که تام پیترز موقع

800
00:46:02,000 --> 00:46:03,835
‫دید زدن زیر بلوزش مچ‌امو گرفت
‫(شکاف سینه)

801
00:46:03,870 --> 00:46:06,398
‫و به آقای رالینسن گفت

802
00:46:06,433 --> 00:46:08,136
‫و از قبل سر میز یه‌سری بحث‌ بود

803
00:46:08,171 --> 00:46:11,007
‫که چرا همیشه می‌رم تو صف غرفه‌ی تخم‌مرغ

804
00:46:11,042 --> 00:46:13,603
‫ولی فکر کنم این مدرک جدید دیگه کلک‌امو کند

805
00:46:13,638 --> 00:46:15,275
‫آقای رالینسن قاطی کرد

806
00:46:15,310 --> 00:46:18,212
‫و جلوی همه منو سر میز کتک زد

807
00:46:18,247 --> 00:46:19,477
‫یادمه که یه‌جورایی سرمو گرفت

808
00:46:19,512 --> 00:46:21,248
‫و کوبیدش به میز...

809
00:46:21,283 --> 00:46:24,119
‫پنج یا شش بار، خیلی محکم

810
00:46:24,154 --> 00:46:28,222
‫و یادمه که مت هورنزلی و گلن راجرز رو دیدم که

811
00:46:28,257 --> 00:46:29,520
‫که تمام مدت زیرلب می‌خندیدن

812
00:46:29,555 --> 00:46:31,258
‫و بعد، تو ضربه‌ی آخر

813
00:46:31,293 --> 00:46:34,591
‫سرم به شیشه‌ی شیر روی میز خورد

814
00:46:34,626 --> 00:46:37,902
‫و باعث شد گوشم، این یکی، پاره بشه

815
00:46:37,937 --> 00:46:39,266
‫و تعادلم‌رو از دست دادم

816
00:46:39,301 --> 00:46:41,301
‫و همیشه چیزهارو از اون گوشم یه‌خورده

817
00:46:41,336 --> 00:46:43,006
‫متفاوت می‌شنیدم

818
00:46:43,041 --> 00:46:45,536
‫و ال بهم یاد داد که بهش
‫بعنوان یه نقطه قوت نگاه کنم

819
00:46:45,571 --> 00:46:47,439
‫- بیخیال گوش‌ات

820
00:46:47,474 --> 00:46:51,311
‫چیزی که همه برامون سواله
‫اینه که هنوزهم املت می‌خوری؟

821
00:46:51,346 --> 00:46:53,016
‫نه

822
00:46:53,051 --> 00:46:56,052
‫چه حیف، جوونک

823
00:46:56,087 --> 00:46:58,285
‫فقط بخاطر یه ضربه‌ی
‫روحی حاصل از مشکلات روانی‌جنسی

824
00:46:58,320 --> 00:47:01,651
‫داری یه منبع حیاتی ویتامین دی رو از دست می‌دی

825
00:47:01,686 --> 00:47:03,961
‫- از خورشید می‌گیرم
‫- خورشید؟

826
00:47:03,996 --> 00:47:05,523
‫پس زمستون چی؟

827
00:47:05,558 --> 00:47:07,591
‫مگه این‌که یه پیشگوی دانا که
‫داره از معبد آپولون بازنشسته می‌شه باشی
‫(یعنی مگر اینکه درحال مرگ باشی، چرا که پیشگوهای
‫این معبد یونان مرده و پیشگوی بعد جای اون‌رو میگیره)

828
00:47:07,626 --> 00:47:10,660
‫تو ماه‌های سرد سال به ویتامین دی نیاز داری

829
00:47:10,695 --> 00:47:13,905
‫اگه نمی‌خوای دچار نرمی استخوان بشی

830
00:47:13,940 --> 00:47:16,138
‫درباره‌ی پیشگوها می‌دونی؟

831
00:47:16,173 --> 00:47:17,909
‫تو یه پیشگوی احمقی
‫(اشتباه گرامری)

832
00:47:17,944 --> 00:47:19,471
‫کافیه، همگی

833
00:47:24,313 --> 00:47:28,150
‫پیشگوی حماقت

834
00:47:28,185 --> 00:47:30,647
‫بهم نگفتی که نوبت توئه که سخنرانی کنی

835
00:47:30,682 --> 00:47:32,352
‫که چی؟

836
00:47:32,387 --> 00:47:33,958
‫- فقط بهتره که در جریان این چیزها قرار بگیرم

837
00:47:33,993 --> 00:47:37,357
‫برای اینکه الهامات‌مون سازگار باشن

838
00:47:37,392 --> 00:47:38,963
‫- منظورت از سازگاری چیه؟

839
00:47:38,998 --> 00:47:42,032
‫منظورم از سازگاری چیه؟

840
00:47:42,067 --> 00:47:45,332
‫منطورم از سازگاری اینه
‫که، سخنرانی منو تضعیف نکنی

841
00:47:45,367 --> 00:47:48,137
‫که همه‌ش درباره‌ی ظلم خانگی مردها بود

842
00:47:48,172 --> 00:47:50,370
‫هرچیزی که تو گفتی باعث بی‌اعتبار شدن
‫جروبحث‌های من، حرف‌های کنایه‌آمیز من و...

843
00:47:50,405 --> 00:47:52,471
‫حداقل حرف‌های من شخصی بودن

844
00:47:52,506 --> 00:47:55,540
‫پس اینکه با آشپزی کردن زن‌ها برای
‫مردها به چشم کالا بهشون نگاهِ جنسی داشته باشی

845
00:47:55,575 --> 00:47:57,014
‫تا وقتی که شخصی باشه مشکلی نداره؟

846
00:47:57,049 --> 00:47:58,477
‫می‌شه بخوابیم؟

847
00:47:58,512 --> 00:48:00,545
‫پس به اینکه همچین
‫چیزی به اسم ظلم خانگی مردها

848
00:48:00,580 --> 00:48:03,119
‫وجود داره اعتقاد نداری؟

849
00:48:03,154 --> 00:48:04,483
‫معلومه که اعتقاد دارم
‫همچین چیزی به اسم ظلم

850
00:48:04,518 --> 00:48:06,683
‫خانگی مردها وجود داره

851
00:48:06,718 --> 00:48:08,993
‫ولی علاوه‌براون چیزی
‫که باید درباره‌اش حرف زد

852
00:48:09,028 --> 00:48:12,161
‫ظلم ال نسبت به خلاقیته

853
00:48:12,196 --> 00:48:14,097
‫- "پس این چی"، "پس این چی"، "پس این چی"

854
00:48:14,132 --> 00:48:16,033
‫- "پس ابن چی" نه
‫- داری از موضوع اصلی دور می‌شی

855
00:48:16,068 --> 00:48:17,562
‫- خیلی‌خب برگردیم سر موضوع اصلی

856
00:48:17,597 --> 00:48:20,037
‫من یه نکته‌ی خانه‌داری
‫دیگه دارم که می‌تونی تو متن

857
00:48:20,072 --> 00:48:22,633
‫سخنرانی بعدشام بعدی‌ات اضافه کنی

858
00:48:22,668 --> 00:48:24,503
‫اینکه تا صبح بیدار بمونی روغن زیتون اعلا

859
00:48:24,538 --> 00:48:27,077
‫رو از رو راه‌پله تی بکشی درحالی که کسی

860
00:48:27,112 --> 00:48:29,145
‫که ریخته‌تش می‌تونه راحت
‫از زیرش شونه خالی کنه و بره

861
00:48:29,180 --> 00:48:32,511
‫و حتی یه تشکر هم نکنه

862
00:48:32,546 --> 00:48:33,545
‫- ممنونم لمینا

863
00:48:33,580 --> 00:48:35,085
‫- و بیلی

864
00:48:35,120 --> 00:48:36,383
‫ممنونم بیلی

865
00:48:36,418 --> 00:48:38,451
‫و یادت نره از استونز هم تشکر کنی

866
00:48:42,457 --> 00:48:45,590
‫اون تو داره چی‌کار می‌کنه؟

867
00:48:45,625 --> 00:48:47,658
‫- عملا تو اون توالت زندگی می‌کنه

868
00:48:48,793 --> 00:48:52,630
‫همه‌اش انکار می‌کنه که مشکل داره

869
00:48:52,665 --> 00:48:55,138
‫خب، مطمئنا یه مشکلی داره

870
00:48:55,173 --> 00:48:57,140
‫صدای گوزیدنشو شب‌ها می‌شنوم

871
00:48:57,175 --> 00:48:59,142
‫هروقت که فکر می‌کنه ما خواب‌یم

872
00:48:59,177 --> 00:49:02,541
‫آروم‌آروم پشت هم می‌دتشون بیرون

873
00:49:02,576 --> 00:49:04,708
‫- و تو خودت هیچ‌وقت نمی‌گوزی؟

874
00:49:04,743 --> 00:49:06,380
‫- نه در اون حد
‫- می‌شه تمومش کنید؟

875
00:49:06,415 --> 00:49:09,152
‫دارم سعی می‌کنم بخوابم

876
00:49:09,187 --> 00:49:11,121
‫خودت چندبار می‌گوزی؟

877
00:49:11,156 --> 00:49:12,584
‫اصلا. من نمی‌گوزم

878
00:49:12,619 --> 00:49:14,421
‫- البته که می‌گوزی

879
00:49:14,456 --> 00:49:16,489
‫تاحالا شنیدی بگوزم؟

880
00:49:16,524 --> 00:49:18,029
‫- نه

881
00:49:18,064 --> 00:49:20,460
‫ولی از نظر بیولوژیکی غیرممکنه که کلا نگوزی

882
00:49:20,495 --> 00:49:22,627
‫- وقتی حرف ال باشه خیلی‌چیزها بیولوژیکی

883
00:49:22,662 --> 00:49:24,299
‫غیرممکن می‌شن

884
00:49:24,334 --> 00:49:27,368
‫می‌گن متوسط گوز هر فرد ۱۴/۵ بار...

885
00:49:27,403 --> 00:49:28,501
‫- داره می‌اد!

886
00:49:45,355 --> 00:49:47,091
‫حال‌ت خوبه؟

887
00:49:50,327 --> 00:49:53,163
‫می‌دونی، داشتم درباره‌ی
‫میخک‌ها مطالعه می‌کردم

888
00:49:53,198 --> 00:49:55,132
‫باعث خارج شدن باد از روده

889
00:49:55,167 --> 00:49:57,431
‫به‌خوبی و آرومی و بدون صدا می‌شه

890
00:50:00,271 --> 00:50:04,207
‫- این مدت با دکتر گلاک صحبت می‌کردم

891
00:50:04,242 --> 00:50:05,769
‫و چی می‌گه؟

892
00:50:08,246 --> 00:50:10,213
‫می‌خواد یه‌سری آزمایش انجام بده

893
00:51:07,067 --> 00:51:10,279
‫چرا به گاستروسکوپی عمومی رضایت دادم؟
‫(معاینه‌ی معده)

894
00:51:10,320 --> 00:51:12,823
‫چرا نمی‌تونم جسورتر باشم؟

895
00:51:25,210 --> 00:51:29,673
‫دکتر گلاک یه نمونه‌ از روده‌
‫کوچک‌امو برای بیوپسی گرفت
‫(بافت‌برداری و چک کردن اون بافت)

896
00:51:29,715 --> 00:51:32,176
‫طبیعتا دلشوره داشتم

897
00:51:32,426 --> 00:51:35,012
‫و در میان لذت‌گرایی جلوی چشم‌هام
‫(هدونیسم مکتبی فلسفیه که یافتن لذت و شادی‌جویی
‫را هدف و ارزش غایی، و مهمترین پیشهٔ انسان می‌دونه.)

898
00:51:35,262 --> 00:51:37,055
‫فقط می‌تونستم بدبختی رو ببینم

899
00:51:45,607 --> 00:51:48,476
‫- چطور باهم ملاقات کردید؟

900
00:51:48,511 --> 00:51:53,382
‫داشت با پدرم سکس می‌کرد

901
00:51:53,417 --> 00:51:55,615
‫و مادرم از فیلمبرداری یه
‫فیلم تو جنگل برگشت خونه

902
00:51:55,650 --> 00:51:59,553
‫و وسط نیشگون گرفتن
‫نوک‌سینه‌های بابام مچشو گرفت

903
00:51:59,588 --> 00:52:01,786
‫تظاهر کرد که مثلا داره
‫نیش یه پشه‌رو می‌خارونه

904
00:52:01,821 --> 00:52:04,327
‫ولی مادرم تا تهشو رفته بود

905
00:52:04,362 --> 00:52:06,395
‫منظورم اینه، بعد فیلمبرداری تو جنگل یکی دوتا چیز

906
00:52:06,430 --> 00:52:08,628
‫درباره‌ی پشه‌ها می‌دونست

907
00:52:08,663 --> 00:52:12,302
‫درنتیجه مادرم جابجاشد
‫و رفت و ال اسباب‌کشی کرد

908
00:52:12,337 --> 00:52:13,732
‫یه‌جورایی خیلی برام مهم نبود

909
00:52:13,767 --> 00:52:15,338
‫چون به‌هرحال که هیچ‌وقت‌هم نمی‌دیدمش

910
00:52:15,373 --> 00:52:17,835
‫و یه‌جورایی بخاطر همین ازش متنفر بودم

911
00:52:17,870 --> 00:52:20,409
‫و از جهتی...

912
00:52:20,444 --> 00:52:21,641
‫از جهتی خوشحال بودم

913
00:52:21,676 --> 00:52:24,710
‫چون بالاخره یه مامان گیرم اومده بود

914
00:52:24,745 --> 00:52:26,547
‫که یه‌خورده بیشتر دوروبرم بود

915
00:52:26,582 --> 00:52:30,452
‫پس تبدیل به مادرت شد؟

916
00:52:30,487 --> 00:52:32,817
‫بگی‌نگی

917
00:52:32,852 --> 00:52:37,426
‫منظورم اینه که بازم مثل مادرم
‫غذا پختن‌رو می‌ذاشت به عهده‌ی پدرم

918
00:52:37,461 --> 00:52:39,758
‫ولی اینکه گاهی‌اوقات باهم ور می‌رفتیم

919
00:52:39,793 --> 00:52:42,464
‫شاید قضیه‌رو از اون
‫حالت مادروپسری در آورد

920
00:52:44,534 --> 00:52:48,470
‫از جهتی فکر کنم ال به
‫چیزی شبیه به پدر نیاز داشت

921
00:52:48,505 --> 00:52:52,001
‫بعد سال‌ها جدا افتادن
‫توی مدرسه‌ی شبانه‌روزی

922
00:52:52,036 --> 00:52:55,774
‫به من گفت که به یه
‫مدرسه‌ی مخروبه می‌رفته

923
00:52:55,809 --> 00:52:58,777
‫شاید منظورش رخت‌کن‌های هاکی بودن

924
00:52:58,812 --> 00:53:02,011
‫یادمه می‌گفت که نیازه به مرمت داره

925
00:53:02,046 --> 00:53:03,518
‫و لمینا؟

926
00:53:03,553 --> 00:53:05,850
‫اون فقط یه مدرسه‌ی معمولی می‌رفت، فکر کنم

927
00:53:05,885 --> 00:53:08,853
‫نه منظورم اینه چطور با اون ملاقات کردی؟

928
00:53:08,888 --> 00:53:11,592
‫اوه

929
00:53:11,627 --> 00:53:13,363
‫تو یه رستوران کار می‌کرد

930
00:53:13,398 --> 00:53:15,926
‫و بعد ال اون‌جا درگیر یه دعوا شد

931
00:53:15,961 --> 00:53:18,797
‫و درنهایت باهمدیگه آشنا شدن

932
00:53:18,832 --> 00:53:20,931
‫لمینا نسبت به غذا آدم پنهان‌کاریه

933
00:53:20,966 --> 00:53:22,372
‫و این بنظر ال جذاب اومد

934
00:53:22,407 --> 00:53:25,969
‫ولی بعدش زیادی پنهان‌کار شد و

935
00:53:26,004 --> 00:53:27,938
‫حوصله‌ی ال سررفت

936
00:53:27,973 --> 00:53:29,709
‫ولی، می‌دونی، تو اون موقعیت

937
00:53:29,744 --> 00:53:31,414
‫دیگه چیزی نبود که قبلا بین‌شون اتفاق نیفتاده باشه

938
00:53:31,449 --> 00:53:33,350
‫و تهش از هم متنفر شدن

939
00:53:33,385 --> 00:53:35,550
‫ولی راستش این چیز جدیدی بین‌مون نیست

940
00:53:35,585 --> 00:53:38,289
‫همه‌مون به‌هرحال یه‌جورایی از هم متنفریم

941
00:53:38,324 --> 00:53:40,357
‫اگرچه که به‌هم‌دیگه نیاز داریم

942
00:53:56,778 --> 00:53:58,572
‫امشب مثل جهنم بود

943
00:53:59,281 --> 00:54:03,285
‫گرفتگی عضلاتم، نفخ و
‫گاز متان همه در بدترین حالتشون بودن

944
00:54:05,370 --> 00:54:08,248
‫سکوت گروه موقع پیاده‌روی برای فکر کردن

945
00:54:08,290 --> 00:54:10,667
‫خیلی‌زود از حالت دوستانه به
‫حالت خصمانه تغییر پیدا کرد

946
00:54:10,918 --> 00:54:15,172
‫که تحمل مشکلات‌امو حتی سخت‌تر کرد

947
00:54:15,672 --> 00:54:18,592
‫توی همچین جَوی جایی برای قایم شدن نبود

948
00:54:19,051 --> 00:54:22,262
‫و سکوت باعث سرکوب تمام
‫افکار یا خیال‌بافی‌ها می‌شد

949
00:55:03,167 --> 00:55:04,870
‫اشکالی داره بشینم؟

950
00:55:10,812 --> 00:55:12,911
‫این‌جا خوش می‌گذره بهت؟

951
00:55:18,424 --> 00:55:20,589
‫بالاخره ال تصمیم گرفت اسم چی باشه؟

952
00:55:24,694 --> 00:55:26,430
‫و قضیه‌ی فلنجر؟

953
00:55:32,570 --> 00:55:34,064
‫بنظر خوشحال نمی‌ای

954
00:55:41,744 --> 00:55:44,074
‫سخته که همزمان هم
‫حرف‌ بزنی هم غذا بخوری

955
00:55:44,109 --> 00:55:45,416
‫چرا؟

956
00:55:45,451 --> 00:55:46,978
‫بیشتر آدم‌ها که می‌تونن

957
00:55:50,181 --> 00:55:51,950
‫شاید دهن کوچیکی دارم

958
00:55:51,985 --> 00:55:53,688
‫جدی؟

959
00:55:53,723 --> 00:55:55,459
‫بذار ببینم

960
00:55:56,759 --> 00:55:58,495
‫الان نه

961
00:55:58,530 --> 00:56:00,024
‫نشونم بده

962
00:56:07,638 --> 00:56:10,573
‫بنظر من که کوچیک نمی‌اد

963
00:56:10,608 --> 00:56:12,168
‫بیا...

964
00:56:12,203 --> 00:56:14,038
‫بیا اندازه‌هاشونو مقایسه کنیم

965
00:56:23,082 --> 00:56:24,653
‫می‌بینی؟

966
00:56:24,688 --> 00:56:25,951
‫تقریبا هم‌اندازه‌ان

967
00:56:26,921 --> 00:56:28,690
‫خیلی‌خوب به‌هم می‌خورن حتی

968
00:56:34,159 --> 00:56:37,534
‫به اندازه‌ی کافی اون چیزو نخوندی؟

969
00:56:37,569 --> 00:56:38,832
‫اشکال داره اگه قرضش بگیرم؟

970
00:56:38,867 --> 00:56:41,670
‫اوه بدون اون یه‌خورده
‫سردرگم بنظر می‌رسی

971
00:56:44,510 --> 00:56:47,742
‫فقط یه چیزیه که تو دستم نگه دارم

972
00:56:47,777 --> 00:56:50,206
‫و اگه یه چیز دیگه بهت
‫بدم که تو دستت نگه داری چی؟

973
00:56:52,782 --> 00:56:55,112
‫فکر کنم ال بیرون منتظرمه

974
00:56:55,147 --> 00:56:56,619
‫اوه واقعا؟

975
00:56:56,654 --> 00:56:58,786
‫و تو هرکاری که ال بگه انجام می‌دی؟

976
00:56:58,821 --> 00:57:00,183
‫اون رئیسه

977
00:57:00,218 --> 00:57:02,218
‫و این باعث می‌شه تو چه حسی پیدا کنی؟

978
00:57:04,530 --> 00:57:06,959
‫من فقط سروصدامو راه می‌ندازم

979
00:57:06,994 --> 00:57:10,259
‫داشتم درباره‌ی تو و سروصدات می‌خوندم

980
00:57:10,294 --> 00:57:11,799
‫عه؟

981
00:57:11,834 --> 00:57:14,868
‫تو یه مصاحبه دادی یادته؟

982
00:57:14,903 --> 00:57:16,100
‫اوه آره

983
00:57:16,135 --> 00:57:17,970
‫با علاقه‌ی شدیدی خوندمش

984
00:57:18,005 --> 00:57:20,775
‫و یه‌جاهایی با خودم می‌گفتم

985
00:57:20,810 --> 00:57:22,645
‫"این نمی‌تونه حقیقت داشته باشه."

986
00:57:25,243 --> 00:57:26,979
‫یه‌چیزی رو می‌دونی؟

987
00:57:32,690 --> 00:57:35,889
‫من همیشه دلم می‌خواست
‫یه خانم تخم‌مرغ‌پز باشم

988
00:57:35,924 --> 00:57:38,661
‫تو می‌تونی بری تو صف املت...

989
00:57:38,696 --> 00:57:41,664
‫و من اول به تو برسم

990
00:57:41,699 --> 00:57:43,226
‫به‌سلامتی

991
00:58:00,883 --> 00:58:02,751
‫- جن استیونز...
‫- اشکالی نداره

992
00:58:02,786 --> 00:58:04,852
‫اشکالی نداره

993
00:58:04,887 --> 00:58:06,755
‫من بهت نیاز دارم، بیلی

994
00:58:06,790 --> 00:58:09,989
‫از همون لحظه‌ای که دیدمت،
‫تمام مدت به تو فکر می‌کردم

995
00:58:10,024 --> 00:58:11,287
‫می‌دونم که باید حرفه‌ای باشم

996
00:58:11,322 --> 00:58:12,794
‫ولی نمی‌تونم جلوی
‫خودم‌رو بگیرم بهت فکر نکنم

997
00:58:12,829 --> 00:58:14,994
‫و می‌دونم که تو هم همین
‫حس‌رو نسبت به من داری

998
00:58:27,910 --> 00:58:30,647
‫جن استیونز

999
00:58:30,682 --> 00:58:32,341
‫چرا این‌کارو می‌کنید؟

1000
00:59:17,355 --> 00:59:20,763
‫گاهی اوقات از خودم می‌پرسم نکنه با این
‫همه رفتارهای آسیب‌زای مربوط به اشپزی

1001
00:59:20,798 --> 00:59:24,602
‫همون مسیر سمی عشرت‌طلبانه‌ی قدیمی رو داری ادامه می‌دی
‫(عشرت گرایی یا اپیکوریسم که خودش به نوعی زیرشاخه ی هدونیسم هست با این تفاوت که برخلاف هدونیسم بیشتر روی نبود رنج تاکید داره تا به دنبال لذت رفتن)

1002
00:59:26,672 --> 00:59:28,166
‫نمی‌خوام عموم اینطور برداشت کنن

1003
00:59:28,201 --> 00:59:31,367
‫که اینجا داریم ازهرگونه طرز تفکر ناکارامد

1004
00:59:31,402 --> 00:59:34,040
‫مربوط به غذا حمایت می‌کنیم

1005
00:59:34,075 --> 00:59:35,844
‫- خب، چی می‌خوای؟

1006
00:59:35,879 --> 00:59:37,307
‫سرآشپزهای خوشحال؟

1007
00:59:37,342 --> 00:59:39,980
‫کاری که بابتش ازت مچکر می‌شم اینه که

1008
00:59:40,015 --> 00:59:42,851
‫که بعضی از ایده‌های من رو هم دخیل کنی

1009
00:59:42,886 --> 00:59:45,656
‫فقط چون توی انجام هنر مقدست مشارکت نمی‌کنم

1010
00:59:45,691 --> 00:59:48,725
‫دلیل نمی‌شه که ایده‌های
‫من اعتبار کافی نداشته باشن

1011
00:59:48,760 --> 00:59:50,694
‫مجبور نیستی با هرچی می‌گم موافقت کنی

1012
00:59:50,729 --> 00:59:53,389
‫ولی اینکه همه‌ی نظراتمو بدون فکر کردن رد کنی

1013
00:59:53,424 --> 00:59:55,897
‫وقتی که من شمارو بالاتر از
‫چندین گروه دیگه  انتخاب کردم و روی شما

1014
00:59:55,932 --> 00:59:57,393
‫سرمایه‌گذاری کردم و مشوق‌تون بودم

1015
00:59:57,428 --> 00:59:59,065
‫به جای درکت از مفهوم صداقت

1016
00:59:59,100 --> 01:00:02,002
‫بوی گند حق‌به‌جانب بودن  تو رو می‌رسونه

1017
01:00:07,944 --> 01:00:11,110
‫خیلی‌خب، سراپا گوشیم

1018
01:00:11,145 --> 01:00:12,881
‫این تمام چیزی بود که می‌خواستم بگم

1019
01:00:12,916 --> 01:00:14,982
‫باور کنی یا نه اون بیرون منتقدهای بزرگتری

1020
01:00:15,017 --> 01:00:16,445
‫نسبت به من هستن

1021
01:00:16,480 --> 01:00:18,821
‫و بخشی از شغلم ایجاب
‫می‌کنه که تورو از اون‌ها اگاه کنم

1022
01:00:18,856 --> 01:00:22,451
‫حتی اگه تصمیم بگیری
‫که قبولشون نداشته باشی

1023
01:00:22,486 --> 01:00:24,728
‫- و اون فلنجر...
‫- فلنجر جایی نمیره

1024
01:00:24,763 --> 01:00:27,192
‫- فقط ازت می‌خوام که یه گام بیاریش پایین

1025
01:00:27,227 --> 01:00:29,832
‫می‌تونی به رفتار سمی
‫عشرت‌طلبانه‌ات ادامه بدی

1026
01:00:29,867 --> 01:00:32,065
‫ولی سر فلنجر با من راه بیا

1027
01:00:37,974 --> 01:00:39,677
‫استونز

1028
01:00:41,813 --> 01:00:43,472
‫استونز

1029
01:00:43,507 --> 01:00:45,309
‫- چیه؟

1030
01:00:45,344 --> 01:00:47,047
‫حالت خوبه؟

1031
01:00:49,348 --> 01:00:51,051
‫- نه

1032
01:00:53,418 --> 01:00:55,825
‫برگرد بخواب

1033
01:00:55,860 --> 01:00:58,388
‫کاری از دست تو برنمی‌اد

1034
01:00:58,423 --> 01:01:01,864
‫خبری از آزمایش‌ها نشد؟

1035
01:01:01,899 --> 01:01:04,262
‫- نه

1036
01:01:04,297 --> 01:01:06,000
‫شاید فردا

1037
01:01:06,035 --> 01:01:09,201
‫قراره یه آزمایش دیگه بگیره

1038
01:01:09,236 --> 01:01:10,939
‫متاسفم

1039
01:01:13,372 --> 01:01:16,879
‫- مشکلی نداره که بگم ترسیدم؟

1040
01:01:16,914 --> 01:01:18,474
‫مشکلی نداره

1041
01:01:18,509 --> 01:01:21,279
‫- می‌دونم

1042
01:01:21,314 --> 01:01:23,149
‫استونز؟

1043
01:01:23,184 --> 01:01:26,020
‫درست می‌شه

1044
01:01:26,055 --> 01:01:27,585
‫مطمئنم

1045
01:01:31,456 --> 01:01:33,192
‫شنیدی؟

1046
01:02:47,499 --> 01:02:49,807
‫- اون فلنجر

1047
01:02:52,108 --> 01:02:55,846
‫چی شده؟

1048
01:02:55,881 --> 01:02:59,344
‫باهاش درباره‌اش صحبت کردی؟

1049
01:02:59,379 --> 01:03:01,918
‫قرار نیست چیزی رو عوض کنه

1050
01:03:01,953 --> 01:03:04,580
‫وقتی یه تصمیمی بگیره
‫دیگه کاری از دستت برنمی‌اد

1051
01:03:04,615 --> 01:03:06,186
‫و اگه سعی کنم یا چیزی بهش بگم

1052
01:03:06,221 --> 01:03:09,255
‫فقط داد می‌زنه و به یه چیزی متهمم می‌کنه

1053
01:03:11,358 --> 01:03:14,095
‫در اون‌صورت شاید باید
‫به سیلی‌زدن بهش فکر کنی

1054
01:03:16,561 --> 01:03:19,199
‫خب نگو که من بهت گفتم

1055
01:03:19,234 --> 01:03:20,970
‫ولی یه سیلی سریع کارو راه می‌ندازه

1056
01:03:22,237 --> 01:03:25,403
‫شاید یهو شوکه کردنش یه تلنگری
‫باشه براش و اون غرور همیشگی‌شو کنار بذاره

1057
01:03:27,638 --> 01:03:31,013
‫و اگه خودت فلنجرو بی‌صدا کنی چی؟

1058
01:03:31,048 --> 01:03:32,509
‫به‌هرحال خودش که احتمالا حالی‌اش نمی‌شه

1059
01:03:32,544 --> 01:03:34,511
‫با اون همه صدای دیگه‌ای که هستن

1060
01:03:38,286 --> 01:03:41,188
‫نمی‌دونی چقدر عصبانی می‌شه

1061
01:03:41,223 --> 01:03:44,323
‫و الان دیگه حالی‌اش
‫می‌شه دیگه می‌دونه فلنجر چیه

1062
01:03:44,358 --> 01:03:46,292
‫فقط امتحانش کن

1063
01:03:51,266 --> 01:03:53,563
‫مطمئن نیستم

1064
01:03:53,598 --> 01:03:56,335
‫نمی‌خوام یه دعوا راه بندازم و...

1065
01:03:58,075 --> 01:04:01,109
‫تو فلنجرو خاموش می‌کنی

1066
01:04:01,144 --> 01:04:02,605
‫من فلنجرو خاموش می‌کنم

1067
01:04:02,640 --> 01:04:04,211
‫و ال رو متقاعد می‌کنی که

1068
01:04:04,246 --> 01:04:07,082
‫از الان هرکاری من بگم انجام بده

1069
01:04:07,117 --> 01:04:11,152
‫و ال رو متقاعد می‌کنم که از الان
‫به بعد هرکاری که تو بگی انجام بده

1070
01:04:11,187 --> 01:04:12,582
‫- خوبه

1071
01:04:23,405 --> 01:04:26,658
‫بحث‌وجدل بین جن استیونز و گروه

1072
01:04:26,950 --> 01:04:28,994
‫همینطور پرتنش‌تر می‌شد

1073
01:04:29,453 --> 01:04:32,831
‫و بیشتر شدن تهدیدات
‫مانگرو اسنک‌ها روز به روز

1074
01:04:33,081 --> 01:04:35,375
‫فقط به این تنش اضافه می‌کرد

1075
01:04:35,918 --> 01:04:38,670
‫انرژی من تابحال در این حد پایین نیومده بود

1076
01:04:40,547 --> 01:04:44,384
‫شکمم به سفتی یه لوله‌ی زنگ‌زده شده بود

1077
01:04:44,927 --> 01:04:47,971
‫و می‌تونستم حس کنم
‫که همه‌چی داره بدتر می‌شه

1078
01:04:56,199 --> 01:04:57,627
‫جن استیونز

1079
01:05:16,500 --> 01:05:19,711
‫فردا،‌ یه لوله‌ی دراز با لوبریکنت
‫(ژل چرب‌کننده معمولا برای همین‌گونه مصارف)

1080
01:05:20,087 --> 01:05:22,089
‫درست وارد مقعدم می‌شه

1081
01:05:22,381 --> 01:05:25,300
‫و شکمم بخاطر گاز باد می‌کنه

1082
01:05:26,218 --> 01:05:28,762
‫دکتر گلاک بهم یه مسهل داد

1083
01:05:29,054 --> 01:05:32,724
‫که باعث می‌شه بیشتر
‫شبو تو توالت حبس باشم

1084
01:05:33,392 --> 01:05:35,394
‫ولی قبل از تسلیم کردن بدنم

1085
01:05:35,686 --> 01:05:37,855
‫باید یه نمونه‌ی مدفوع آماده می‌کردم

1086
01:05:38,313 --> 01:05:41,149
‫"بنگر پروردگارا:
‫چرا که من در تنگنا هستم
‫(نقل از کتاب مراثی یکی از
‫بخش‌های عهد عتیق در انجیل)

1087
01:05:41,441 --> 01:05:42,985
‫همانا که شکمم آشوب‌زده است

1088
01:05:43,235 --> 01:05:44,987
‫قلبم دچار تغییر شده و به من پشت کرده

1089
01:05:45,320 --> 01:05:46,905
‫دیگر چیزی باقی نمانده که مرا تسلی دهد"

1090
01:05:47,781 --> 01:05:48,866
‫یک

1091
01:05:49,449 --> 01:05:50,742
‫دو

1092
01:05:51,451 --> 01:05:52,452
‫سه

1093
01:07:52,936 --> 01:07:54,804
‫قابلیتش تو تحریک کردن

1094
01:07:54,839 --> 01:07:58,280
‫برای جوسازی شروع به کم شدن کرد

1095
01:07:58,315 --> 01:08:01,844
‫وقتی مزه‌ی آبروریزی رفت
‫زیر زبونش دیگه بهش عادت کرد

1096
01:08:01,879 --> 01:08:04,649
‫و خیلی‌زود تبدیل شد به یه حواس‌پرتی

1097
01:08:04,684 --> 01:08:07,157
‫از کاری که من و بیلی انجام می‌دادیم

1098
01:08:07,192 --> 01:08:09,522
‫با این‌حال از ارزش ترسوندن خبر داشت

1099
01:08:09,557 --> 01:08:12,657
‫و جروبحث‌هایی که می‌کردیم صداش
‫از صدایی که می‌تونستیم بسازیم هم بیشتر بود

1100
01:08:12,692 --> 01:08:14,758
‫بدون اون دووم می‌ارید؟

1101
01:08:16,861 --> 01:08:20,467
‫آره

1102
01:08:20,502 --> 01:08:25,670
‫من و بیلی همیشه
‫کارهامونو غریزی انجام می‌دادیم

1103
01:08:25,705 --> 01:08:28,277
‫همیشه ال برای سرمایه‌گذاری درخواست می‌داد

1104
01:08:28,312 --> 01:08:30,213
‫و همیشه می‌دونست چطوری
‫با حرف زدن کارشو در بیاره

1105
01:08:30,248 --> 01:08:32,281
‫که همیشه بخاطرش بهش حسودیم می‌شد

1106
01:08:32,316 --> 01:08:35,614
‫همیشه این فکرو تو
‫کله‌ام می‌کرد که اشتیاق غریزی‌ای

1107
01:08:35,649 --> 01:08:37,748
‫که برای پختن غذای صوتی داشتم موثر نبود

1108
01:08:37,783 --> 01:08:39,354
‫مگه اینکه یه نگرشی پشتش باشه

1109
01:08:39,389 --> 01:08:42,225
‫یا حداقل همراه پشتیبانی ادراکی‌ای

1110
01:08:42,260 --> 01:08:44,722
‫که ال فراهم می‌کرد باشه

1111
01:08:44,757 --> 01:08:48,627
‫صدا همیشه منو به وجد
‫می‌اورد و...  از خود بی‌خودم می‌کرد

1112
01:08:48,662 --> 01:08:51,465
‫ولی هیچ‌وقت نتونستم توضیح بدم که چرا

1113
01:08:51,500 --> 01:08:56,239
‫چی باعث شد که بیای تو کار تهیه‌غذای صوتی؟

1114
01:08:56,274 --> 01:08:58,769
‫شاید مادرم

1115
01:08:58,804 --> 01:09:02,344
‫پدرم فقط برای خوردن
‫غذا پا تو آشپزخونه می‌ذاشت

1116
01:09:02,379 --> 01:09:04,247
‫و دیدم که این کارش
‫چه بلایی سر مادرم آورد

1117
01:09:04,282 --> 01:09:07,745
‫در سکوت آشپزی می‌کرد و ظرف‌هارو می‌شست

1118
01:09:07,780 --> 01:09:11,749
‫و تظاهر به این می‌کرد که راه دیگه‌ای نیست

1119
01:09:11,784 --> 01:09:13,454
‫و پدرم نادیده‌اش می‌گرفت

1120
01:09:13,489 --> 01:09:16,490
‫هیچ‌وقت حتی یه‌بار در نظر
‫نگرفت که خودش می‌تونه اون راه دیگه باشه

1121
01:09:16,525 --> 01:09:18,558
‫و بعلاوه، پدرم پول در می‌اورد

1122
01:09:18,593 --> 01:09:20,395
‫حتی با اینکه مجبور بود آرزوها و

1123
01:09:20,430 --> 01:09:22,892
‫بلندپروازی‌های خودشو نادیده
‫بگیره تا تو پول در آوردن پدرم همراهی کنه

1124
01:09:22,927 --> 01:09:25,433
‫بعدها مدعی شد که
‫هیچ‌کس نباید این‌جوری زندگی کنه

1125
01:09:25,468 --> 01:09:27,270
‫ولی...

1126
01:09:27,305 --> 01:09:31,373
‫ولی وقتی... وقتی
‫دوست‌دختر برادرم جابجا شد خونه‌اش

1127
01:09:31,408 --> 01:09:33,771
‫و سهم خودش از غذا پختنو انجام نمی‌داد

1128
01:09:33,806 --> 01:09:36,510
‫مادرم ازش متنفر شد

1129
01:09:36,545 --> 01:09:38,512
‫حسادتش بر طرزتفکرش چیره شد

1130
01:09:38,547 --> 01:09:41,614
‫و مشخص بود مادرم انتظار داشت که

1131
01:09:41,649 --> 01:09:44,254
‫زن‌های‌ دیگه‌هم به اندازه‌ی
‫خودش تو آشپزخونه جون بکنن

1132
01:09:44,289 --> 01:09:46,553
‫حتی با این‌که می‌دونست این راه درستش نیست

1133
01:09:46,588 --> 01:09:47,983
‫این کشمکش تو سرش

1134
01:09:48,018 --> 01:09:50,359
‫بین اینکه باید خواستار
‫آزادی از اشپزخونه باشه

1135
01:09:50,394 --> 01:09:52,328
‫یا اینکه تاییدش کنه

1136
01:09:52,363 --> 01:09:54,891
‫به رابطه‌ی... به رابطه‌ی بردارم‌هم سرایت کرد

1137
01:09:54,926 --> 01:09:58,334
‫و نتیجه‌اش این شد
‫که دوست‌دخترشو ول کرد

1138
01:10:00,965 --> 01:10:03,372
‫و بعدش... بعدش مادرم
‫دوست‌دختر منو انتخاب کرد

1139
01:10:03,407 --> 01:10:06,441
‫که از قضا ال در اومد

1140
01:10:06,476 --> 01:10:08,641
‫و حتی از پدرم‌هم تنبل‌تر بود

1141
01:10:11,448 --> 01:10:14,746
‫آره، من کسی بودم که تو
‫رابطه آشپزی رو انجام می‌داد

1142
01:10:14,781 --> 01:10:16,748
‫چطور باهاش ملاقات کردی؟

1143
01:10:16,783 --> 01:10:21,687
‫تو رستورانی که من کار
‫می‌کردم درگیر یه دعوا شد

1144
01:10:21,722 --> 01:10:23,689
‫یه یارو چندش هی یکی
‫از همکارهامو دست‌مالی می‌کرد

1145
01:10:23,724 --> 01:10:25,757
‫و اون پشتش در اومد

1146
01:10:25,792 --> 01:10:30,333
‫من حس گندی داشتم که
‫نتونستم کمکی بکنم ولی... اله دیگه

1147
01:10:30,368 --> 01:10:32,027
‫برعکس من اون... اون نترس بود

1148
01:10:32,062 --> 01:10:33,963
‫و پشت افراد

1149
01:10:33,998 --> 01:10:37,439
‫آسیب‌پذیر در می‌اومد
‫حتی اگه شکست می‌خورد

1150
01:10:37,474 --> 01:10:39,375
‫پس به یارو گفت که همکارمو تنها بذاره

1151
01:10:39,410 --> 01:10:41,839
‫و یارو مشت زد تو رحمش

1152
01:10:41,874 --> 01:10:44,072
‫ولی اون باهاش مقابله کرد

1153
01:10:44,107 --> 01:10:46,580
‫حتی اگه نتیجه‌اش این
‫می‌شد که این یارو و رفقای

1154
01:10:46,615 --> 01:10:48,648
‫اراذلش رو زمین لگدمال بشه

1155
01:10:48,683 --> 01:10:50,419
‫و بعد اون قضیه ما رفیق شدیم

1156
01:10:50,454 --> 01:10:53,587
‫و بعد هم‌گروهی و بعدش‌هم عشاق

1157
01:10:53,622 --> 01:10:58,724
‫فقط من... من برای یه‌نفر دیگه
‫که باهاش سکس می‌کردم ولش کردم...

1158
01:10:58,759 --> 01:11:03,333
‫از اون به‌بعد، فقط و فقط
‫تنبیه‌های کوچیکش نصیبم شده

1159
01:11:03,368 --> 01:11:06,402
‫- ال بهم گفت که درباره‌ی غذا پنهان‌کار هستی

1160
01:11:08,373 --> 01:11:11,000
‫ببخشید؟

1161
01:11:11,035 --> 01:11:15,873
‫فقط اینکه، کنجکاو بود

1162
01:11:15,908 --> 01:11:16,973
‫منظورت چیه؟

1163
01:11:17,008 --> 01:11:18,612
‫هیچی

1164
01:11:18,647 --> 01:11:21,076
‫فقط...

1165
01:11:21,111 --> 01:11:23,353
‫مهم نیست

1166
01:11:32,751 --> 01:11:35,629
‫سالی دوبار به دیدنم می‌اومد

1167
01:11:35,671 --> 01:11:39,383
‫حقوقش بیشتر از این کفاف همچین تنبیهات

1168
01:11:39,424 --> 01:11:42,094
‫نامتعارفی‌رو نمی‌داد

1169
01:11:43,637 --> 01:11:47,975
‫از اون‌جایی که مراسم ما به
‫میزان زمانی که داشتیم بستگی داشت

1170
01:11:48,016 --> 01:11:51,478
‫روزی که برنامه می‌ریخت
‫تا منو ببینه‌رو از سرکار مرخصی می‌گرفت

1171
01:11:52,104 --> 01:11:57,401
‫بعد از گپ‌وگفت‌های لازم، بهش
‫دستور می‌دادم که بره تو اتاق

1172
01:11:57,442 --> 01:12:01,071
‫جایی که باید منتظر بمونه
‫تا من با لباس رسمی سر برسم

1173
01:12:02,322 --> 01:12:05,951
‫رفتارم تغییر می‌کرد

1174
01:12:05,993 --> 01:12:13,458
‫و به شخص متفاوتی تبدیل
‫می‌شدم که پول داده بود تا باشم

1175
01:12:15,335 --> 01:12:20,132
‫بعد اینکه مجبورش کردم تا
‫وقتی که دلم می‌خواد پاهامو بماله

1176
01:12:20,174 --> 01:12:22,134
‫بهش قلاده می‌بندم

1177
01:12:22,176 --> 01:12:26,513
‫و تا یه توالت مخصوص می‌بردمش

1178
01:12:26,555 --> 01:12:29,641
‫جایی که می‌شد سرشو لای دوتا

1179
01:12:29,683 --> 01:12:35,272
‫دست دستبندزده شده گذاشت

1180
01:12:36,106 --> 01:12:39,026
‫اینجوری دیگه تو مشتم بود

1181
01:12:39,067 --> 01:12:42,196
‫و تا هروقت که دلم می‌خواست همونطور می‌موند

1182
01:12:44,031 --> 01:12:48,202
‫صدای نزدیک شدن قدم‌هام
‫باعث می‌شد ذوق‌زده بشه

1183
01:12:48,243 --> 01:12:53,790
‫با یه ترکیب متناقض از هیجان و ترس

1184
01:12:53,832 --> 01:12:59,630
‫و اغلب بهم می‌گفت که اون انتظار کشیدن و تهدید

1185
01:12:59,671 --> 01:13:03,759
‫از خود تنبیه نهایی خیلی موثرتر بود

1186
01:13:06,178 --> 01:13:12,309
‫ادعا می‌کرد که تنها گذاشتنش تو اون جعبه

1187
01:13:12,351 --> 01:13:17,022
‫باعث شد از شر همه‌ی استرسی که بخاطر
‫مراقبت از مادر مریضش داشت خلاص بشه

1188
01:13:17,064 --> 01:13:19,441
‫و باعث درمان ناتوانی
‫جنسی‌ای که ازش رنج می‌برد شد

1189
01:13:19,483 --> 01:13:22,653
‫که بخاطر مشتری‌های بی‌ادب و تحقیرآمیزی که به

1190
01:13:22,694 --> 01:13:27,115
‫رستوران باکلاسی که توش کار
‫می‌کرد می‌اومدن اینطوری شده بود

1191
01:13:27,991 --> 01:13:33,997
‫وقتی که درمانده تحت کنترل
‫من بود به یه آرامش درونی دست پیدا کرد

1192
01:13:34,039 --> 01:13:38,252
‫و وقتی که بالاخره بعد چندین ساعت انتظار در

1193
01:13:38,293 --> 01:13:42,548
‫سکوت زمان تنبیه‌اش سر می‌رسید

1194
01:13:42,589 --> 01:13:46,510
‫متحمل عمیق‌ترین تخلیه های روانی می‌شد
‫(تخلیه‌ کردن و تصفیه هیجانات و احساسات که با صحبت
‫کردن در روانشناسی یا گاه حتی با تخلیه مدفوع فیزیکی همراهه

1195
01:13:47,469 --> 01:13:51,223
‫معمولا اینجور چیزهارو چندش‌آور می‌دونست

1196
01:13:51,265 --> 01:13:55,602
‫ولی وقتی روش می‌نشستم و
‫ازش بعنوان توالتم استفاده می‌کردم

1197
01:13:55,644 --> 01:14:01,108
‫تمامیت وجودش از خودبی‌خود
‫می‌شد و پا به جایی ورای خلسه می‌ذاشت

1198
01:14:02,150 --> 01:14:06,488
‫اون همچین مراسماتی
‫رو نزدیک با دین می‌دونست

1199
01:14:06,530 --> 01:14:10,367
‫انگار که چیزی که از بدن من بیرون می‌اد

1200
01:14:10,409 --> 01:14:13,704
‫نوعی عشای ربانیه

1201
01:14:14,746 --> 01:14:18,625
‫لحظاتی بعد از ارگاسم خودکرده‌اش

1202
01:14:18,667 --> 01:14:21,503
‫کار کوچکی بود که باید از پسش برمی‌اومد

1203
01:14:21,545 --> 01:14:25,966
‫اون‌هم زمانی بود که می‌فهمید چقدر
‫بهش کثافت مالیده شده که باید پاکش کنه

1204
01:14:26,008 --> 01:14:30,053
‫ولی اینجور مراسمات همیشه با یه نوشته‌ی مهرآمیز

1205
01:14:30,095 --> 01:14:35,100
‫و چند جمله درباره‌ی وضعیت گل های
‫داودی روی بالکن موقع رفتنش، تموم می‌شد

1206
01:14:37,060 --> 01:14:39,605
‫خیلی ترسیده بودم که کولونوسکوپی رو انجام بدم

1207
01:14:39,855 --> 01:14:43,650
‫ولی با اجرای ال و اون مدفوع انجامش برام راحت‌تر شد

1208
01:14:43,942 --> 01:14:46,361
‫که خیلی از تماشاچی‌هارو شوکه کرد

1209
01:14:46,403 --> 01:14:50,449
‫و هیچکدوم از تماشاچی‌ها جرات نکردن
‫برای فعالیت‌های جنسی برن پشت‌صحنه

1210
01:14:51,742 --> 01:14:55,495
‫دیگه زیر بار فرایند درمانی رفتن جلوی تماشاچی

1211
01:14:55,537 --> 01:14:57,748
‫روی همچین صحنه‌ای فرقی نمی‌کرد

1212
01:14:58,373 --> 01:15:01,627
‫همه چیز کم‌کم تار می‌شد

1213
01:16:06,066 --> 01:16:09,194
‫دستیار فنی ویم گزارش ال رو به جن استیونز داد

1214
01:16:09,236 --> 01:16:10,445
‫بخاطر فریب دادن تماشاچی‌ها

1215
01:16:10,487 --> 01:16:12,614
‫چون به جای مدفوع من از
‫خامه شکلاتی استفاده کرده بود

1216
01:16:12,656 --> 01:16:16,493
‫که بعدتر اعتماد بین‌شون رو خدشه دار کرد

1217
01:16:16,535 --> 01:16:18,662
‫اگرچه، مهم‌تر از اون

1218
01:16:18,704 --> 01:16:21,373
‫اعضای گروه داشتن برعلیه خودشون می‌شدن

1219
01:16:21,623 --> 01:16:26,295
‫و تمام کاری که از دست من بر می‌اومد مستند
‫کردن وقایع بود، کاری که براش استخدام شدم

1220
01:16:27,462 --> 01:16:30,174
‫دومین اقدام به کولونسکوپی حتمی بود

1221
01:16:30,215 --> 01:16:34,303
‫که طبیعتا ال می‌خواست
‫تبدیلش کنه به یه نمایش

1222
01:16:34,761 --> 01:16:38,640
‫اینکه چرا با نقشه‌هاش
‫همراه شدم خودم‌هم نمی‌دونم

1223
01:16:39,141 --> 01:16:41,185
‫اون قانعم کرد؟

1224
01:16:41,226 --> 01:16:43,312
‫بالاخره فرصت مشارکت تو خلق یه اثر

1225
01:16:43,353 --> 01:16:45,314
‫هنری ماندگار داشتم؟

1226
01:16:45,898 --> 01:16:49,401
‫یا فقط بخاطر بیچارگی و ناتوانی‌ام

1227
01:16:49,776 --> 01:16:51,361
‫تو نه گفتن به بقیه‌ست؟

1228
01:17:11,329 --> 01:17:13,065
‫چی شده؟

1229
01:17:13,100 --> 01:17:15,738
‫مانگرو اسنک‌ها

1230
01:17:15,773 --> 01:17:17,168
‫شبیه یکی از سازه‌های توئه

1231
01:17:17,203 --> 01:17:18,741
‫بایدهم اینو بگی

1232
01:17:18,776 --> 01:17:20,072
‫- ولی جدی، می‌تونیم از این استفاده کنیم

1233
01:17:20,107 --> 01:17:21,403
‫ولی این یه تراپینه

1234
01:17:21,438 --> 01:17:23,471
‫از کی تاحالا با گوشت کار می‌کنیم؟

1235
01:17:23,506 --> 01:17:26,980
‫همیشه با میوه، سبزیجات،
‫آجیل و دونه‌ها کار می‌کردیم

1236
01:17:27,015 --> 01:17:29,279
‫تخم‌مرغو یادت نره بیلی

1237
01:17:29,314 --> 01:17:31,182
‫هیچ‌وقت نمی‌ذاری بیخیال اون بشم نه؟

1238
01:17:31,217 --> 01:17:32,755
‫خودت پیش همه اعلام کردی

1239
01:17:32,790 --> 01:17:35,219
‫که درگیر با فتیش تخم‌مرغ هستی

1240
01:17:35,254 --> 01:17:37,386
‫فتیش نیست!

1241
01:17:37,421 --> 01:17:40,829
‫پس رویابافی درباره‌ی تخم گذاشتن کارکن هتل
‫(ترجمه‌ی دقیق‌تر می‌شه داشتن رویاها یا خواب‌هایی که بعد دیدن فراموش می‌شن که کنایه به زودگذر بودن احساساتش داره)

1242
01:17:40,864 --> 01:17:42,193
‫فتیش نیست؟

1243
01:17:42,228 --> 01:17:44,129
‫از نگاه جنسی به یونیفورم دختر بیچاره

1244
01:17:44,164 --> 01:17:46,164
‫هم که چیزی نگم

1245
01:17:50,104 --> 01:17:51,136
‫این دیگه واسه چی بود؟

1246
01:17:51,171 --> 01:17:52,775
‫تمومش کنید، همه‌اتون!

1247
01:17:52,810 --> 01:17:54,337
‫جن استیونز

1248
01:17:54,372 --> 01:17:57,076
‫مانگرو اسنک‌ها دوباره بهمون یه سری زدن

1249
01:17:57,111 --> 01:17:58,440
‫به نیروی انتظامی زنگ زدم

1250
01:17:58,475 --> 01:18:00,013
‫به‌زودی می‌ان و اثرانگشت‌ می‌گیرین

1251
01:18:00,048 --> 01:18:02,884
‫کسی به چیزی دست نزنه

1252
01:18:02,919 --> 01:18:06,382
‫و هر تجهیزاتی که اینجا باقی
‫گذاشته شده باید بازرسی بشه

1253
01:18:06,417 --> 01:18:08,923
‫چرا ینگستر وسایلو جمع نکرد؟

1254
01:18:08,958 --> 01:18:10,760
‫شغلشه

1255
01:18:10,795 --> 01:18:13,290
‫دستیار فنی ویم خدمتکار تو نیست

1256
01:18:13,325 --> 01:18:15,424
‫کاری از دستش برمی‌اد انجام می‌ده

1257
01:18:15,459 --> 01:18:19,461
‫ولی هرچی که اینجا باقی‌
‫مونده باید ازش اثرانگشت گرفته بشه...

1258
01:18:19,496 --> 01:18:22,838
‫شامل...

1259
01:18:22,873 --> 01:18:24,367
‫این

1260
01:18:26,371 --> 01:18:27,876
‫این‌ها زیر سر توئه

1261
01:18:27,911 --> 01:18:29,438
‫مزخرف نگو

1262
01:18:29,473 --> 01:18:31,242
‫چه فرصت خوبی گیر تو اومد

1263
01:18:31,277 --> 01:18:33,442
‫بدون فلنجر هم می‌تونیم کارو پیش ببریم

1264
01:18:33,477 --> 01:18:35,279
‫با هم هم‌دستید

1265
01:18:35,314 --> 01:18:37,248
‫این یه دسیسه‌ست

1266
01:18:37,283 --> 01:18:39,019
‫مجبوریم روند کارهارو متوقف کنیم

1267
01:18:39,054 --> 01:18:41,318
‫تا وقتی که مقامات دستور ادامه بدن

1268
01:18:41,353 --> 01:18:43,826
‫یه‌خورده استراحت کن
‫حالت بهتر می‌شه

1269
01:18:43,861 --> 01:18:45,355
‫شاید بهتر باشه این نکته که

1270
01:18:45,390 --> 01:18:48,259
‫ما هنوز منتظریم که یه اسم
‫برای گروه انتخاب کنی هم درنظر بگیری

1271
01:18:48,294 --> 01:18:50,393
‫ال و زخم‌های معده

1272
01:18:52,232 --> 01:18:55,134
‫می‌بینی همیشه منو دست کم می‌گیرن

1273
01:18:55,169 --> 01:18:57,807
‫انتخاب آخرته؟

1274
01:18:57,842 --> 01:18:59,567
‫آره

1275
01:18:59,602 --> 01:19:02,009
‫نمی‌دونم، شاید

1276
01:19:02,044 --> 01:19:05,243
‫خیلی‌خب، بیشتر روش فکر کن پس

1277
01:19:05,278 --> 01:19:07,146
‫ولی عجله کن...

1278
01:19:07,181 --> 01:19:09,786
‫مگه اینکه بخوای خودم یه اسم براتون بذارم

1279
01:20:12,576 --> 01:20:14,312
‫می‌دونی

1280
01:20:14,347 --> 01:20:16,446
‫وقتی این اقامت تموم بشه...

1281
01:20:18,450 --> 01:20:21,957
‫تو هنوز اون کاتالوگ‌تو داری

1282
01:20:21,992 --> 01:20:23,486
‫آره

1283
01:20:26,095 --> 01:20:28,326
‫منطقی‌تر نیست که قدر چیزایی رو بدونی

1284
01:20:28,361 --> 01:20:30,427
‫که شاید دیگه نداشته باشی؟

1285
01:20:36,303 --> 01:20:38,105
‫چیه؟

1286
01:20:38,140 --> 01:20:41,042
‫عشق‌و‌حال‌اتو کردی و
‫حالا برگشتی سراغ کاتالوگ مسخره‌ات!

1287
01:20:43,211 --> 01:20:44,639
‫نمی‌دونستم رابطه‌امون جدیه

1288
01:20:44,674 --> 01:20:46,509
‫جدی نیست

1289
01:20:46,544 --> 01:20:48,148
‫ولی یه چیزی‌هم بین جدی

1290
01:20:48,183 --> 01:20:51,085
‫و به‌کل نادیده گرفته شدن وجود داره

1291
01:20:51,120 --> 01:20:54,385
‫فقط دنبال یه‌خورده
‫مهربونی‌ام، یا خواسته‌ی زیادیه؟

1292
01:20:59,656 --> 01:21:02,327
‫چرا تو...

1293
01:21:02,362 --> 01:21:05,066
‫می‌دونی...

1294
01:21:05,101 --> 01:21:07,068
‫چرا من چی؟

1295
01:21:07,103 --> 01:21:09,972
‫چرا دنبال من افتادی؟

1296
01:21:10,007 --> 01:21:12,667
‫خودت فکر می‌کنی چرا؟

1297
01:21:12,702 --> 01:21:14,405
‫چون ازت خوشم می‌اومد

1298
01:21:17,113 --> 01:21:18,607
‫بخاطر این قضیه‌ی فلنجر بود؟

1299
01:21:18,642 --> 01:21:20,983
‫قضیه‌ای نیست

1300
01:21:21,018 --> 01:21:22,281
‫پس حتی اگه فلنجرو نگه داریم

1301
01:21:22,316 --> 01:21:24,085
‫بازم می‌ذاری باهات هم‌خواب بشم؟

1302
01:21:24,120 --> 01:21:26,252
‫البته

1303
01:21:26,287 --> 01:21:27,453
‫حتی دوتا فلنجر

1304
01:21:29,290 --> 01:21:32,995
‫بعد اینکه اقامت تموم شد
‫می‌ذاری باهات هم‌خواب بشم؟

1305
01:21:33,030 --> 01:21:36,493
‫آره

1306
01:21:36,528 --> 01:21:38,231
‫مشکل چیه؟

1307
01:21:41,269 --> 01:21:43,500
‫اگه بخوای می‌تونیم حلش کنیم

1308
01:21:45,735 --> 01:21:48,505
‫نمی‌دونم

1309
01:21:48,540 --> 01:21:51,541
‫فقط دارم حس

1310
01:21:51,576 --> 01:21:54,379
‫سنگینی پیدا می‌کنم... می‌دونی؟

1311
01:21:54,414 --> 01:21:55,611
‫ببین اگه درباره‌ی فلنجره

1312
01:21:55,646 --> 01:21:57,250
‫می‌تونیم بحثشو بذاریم یه گوشه

1313
01:21:57,285 --> 01:21:59,648
‫درباره‌ی فلنجر نیست

1314
01:21:59,683 --> 01:22:02,684
‫خب، نمی‌دونم، فلنجر باعث شد تو فکر برم

1315
01:22:02,719 --> 01:22:04,653
‫چه فکری؟

1316
01:22:04,688 --> 01:22:07,062
‫قراره یه تور داشته باشیم و...

1317
01:22:07,097 --> 01:22:10,626
‫کشورهای دیگه هم بری می‌تونم عاشقت باشم

1318
01:22:10,661 --> 01:22:15,169
‫ببین من ازت خوشم میاد جن...

1319
01:22:15,204 --> 01:22:18,238
‫اما...

1320
01:22:18,273 --> 01:22:21,571
‫خب، تمومه پس؟

1321
01:22:21,606 --> 01:22:24,409
‫می‌تونیم تو یکی از
‫سکس‌های گروهی باهم بخوابیم

1322
01:22:26,743 --> 01:22:30,514
‫واقعا پیشنهاد مفیدی بود بیلی

1323
01:22:34,124 --> 01:22:35,288
‫خب، دیگه احتمالا بهتره برم

1324
01:22:35,323 --> 01:22:37,191
‫اون‌ها همین الانش‌هم سوال‌پیچم می‌کنن

1325
01:22:37,226 --> 01:22:39,556
‫یه چیزیو می‌دونی بیلی؟

1326
01:22:39,591 --> 01:22:41,492
‫تو تمام سال‌های کارم

1327
01:22:41,527 --> 01:22:45,166
‫همیشه فاصله‌امو حفظ کردم

1328
01:22:45,201 --> 01:22:47,168
‫اهمیتی نداشت که
‫چقدر مجذوب یه نفر شدن

1329
01:22:47,203 --> 01:22:49,170
‫یا تو این اتاق چقدر تنها می‌شدم

1330
01:22:49,205 --> 01:22:52,470
‫همیشه حرفه‌ای باقی می‌موندم

1331
01:22:52,505 --> 01:22:54,802
‫تو اولین کسی بودی که تا این حد

1332
01:22:54,837 --> 01:22:59,081
‫تحریکم کردی که نتونستم جلوی خودمو بگیرم

1333
01:22:59,116 --> 01:23:00,775
‫واقعا دلم نمی‌خواست
‫از اون آدم‌هایی باشم که از

1334
01:23:00,810 --> 01:23:02,678
‫جایگاه‌شون برای
‫اغفال یه نفر استفاده می‌کنن

1335
01:23:02,713 --> 01:23:05,054
‫و متاسفم

1336
01:23:05,089 --> 01:23:06,616
‫واقعا متاسفم

1337
01:23:10,358 --> 01:23:13,128
‫نمی‌تونیم یه‌جوری باهم حلش کنیم؟

1338
01:23:18,498 --> 01:23:22,368
‫گاهی اوقات عشق می‌تونه با ترک کردن...

1339
01:23:22,403 --> 01:23:23,699
‫یه نفر معنی بیشتری پیدا کنه

1340
01:23:26,374 --> 01:23:28,143
‫کاتالوگو نه!

1341
01:23:28,178 --> 01:23:30,673
‫نه! نرو، بیلی! نه!

1342
01:23:30,708 --> 01:23:34,149
‫بیلی من بهت نیاز دارم! بمون!

1343
01:23:34,184 --> 01:23:35,381
‫نه نرو بیلی!

1344
01:23:35,416 --> 01:23:37,647
‫خواهش می‌کنم بمون!
‫من بهت نیاز دارم!

1345
01:23:37,682 --> 01:23:39,451
‫خواهش می‌کنم، بیلی!

1346
01:23:39,486 --> 01:23:43,158
‫بخاطر فلنجر نبود قسم می‌خورم!

1347
01:23:43,193 --> 01:23:45,325
‫بخاطر فلنجر نبود

1348
01:24:29,778 --> 01:24:33,907
‫دوباره پودر مسهلو خوردم
‫و ایندفعه دیگه راه برگشتی

1349
01:24:33,949 --> 01:24:35,367
‫از معاینه‌ی روده‌ی بزرگ نبود

1350
01:24:36,118 --> 01:24:38,120
‫از اونجایی که دکتر گلاک اجراکننده بود

1351
01:24:38,412 --> 01:24:41,623
‫لمینا و بیلی به ال اجازه
‫دادن تا بهشون اضافه بشه

1352
01:24:41,665 --> 01:24:43,417
‫و تا وقتی که دستگاه اکولایزر گرافیکی
‫(بطور کلی اکولایزر دستگاهیه که فرکانس خاصی رو در
‫سیگنال صوتی کاهش یا افزایش میده و نوع گرافیکیش انعطاف پذیری و کنترل بیشتری داره)

1353
01:24:43,458 --> 01:24:45,085
‫به برق وصل نیست باهاش بازی کنه

1354
01:24:45,794 --> 01:24:48,297
‫ال هم مجذوب پتانسیل صوتی

1355
01:24:48,338 --> 01:24:52,801
‫و هم پتانسیل اجرایی شکمم شده بود

1356
01:24:53,552 --> 01:24:57,347
‫ولی لخت شدن جلوی
‫تماشاچی‌ یه اشتباه بود

1357
01:24:57,890 --> 01:25:01,476
‫چیزی تا این حد خصوصی قربانی هنر شد

1358
01:26:07,502 --> 01:26:09,205
‫استونز...

1359
01:26:11,033 --> 01:26:14,001
‫استونز... حالت خوبه؟

1360
01:26:14,036 --> 01:26:15,739
‫- تنهام بذار

1361
01:26:34,397 --> 01:26:37,827
‫خبری از فلنجر نشد؟

1362
01:26:37,862 --> 01:26:39,829
‫نمی‌دونم

1363
01:26:39,864 --> 01:26:43,305
‫این چیزها زمان می‌برن

1364
01:26:43,340 --> 01:26:45,934
‫از قصد انجامش داد

1365
01:26:45,969 --> 01:26:49,003
‫بیخیال، جدی فکر می‌کنی کل
‫ماجرارو خودش ترتیب داده بود؟

1366
01:26:51,447 --> 01:26:53,381
‫برای منفعت خودش انجامش داد

1367
01:26:56,320 --> 01:26:59,717
‫صفحه اجاق گازو برای
‫شناسایی اثرانگشت نبرد

1368
01:26:59,752 --> 01:27:02,522
‫اما فلنجرو برد

1369
01:27:02,557 --> 01:27:04,018
‫خب تو می‌گی چیکار کنیم؟

1370
01:27:18,001 --> 01:27:19,671
‫- تمومش کن. هیش

1371
01:27:19,706 --> 01:27:21,409
‫- باشه خیلی‌خب

1372
01:27:45,732 --> 01:27:47,402
‫- هیش

1373
01:30:52,721 --> 01:30:54,248
‫جن استیونز

1374
01:31:05,668 --> 01:31:07,800
‫- پس همنطور که کنترل بیلی رو

1375
01:31:07,835 --> 01:31:10,968
‫داره کنترل پلیس هم داره

1376
01:31:11,003 --> 01:31:12,805
‫می‌تونستم بهت بگم که

1377
01:31:12,840 --> 01:31:14,972
‫یه آلت عمرا برای همچین آدمی کفایت کنه

1378
01:31:15,007 --> 01:31:17,711
‫- ناراحتی که خودت دعوت نشدی؟
‫- نه

1379
01:31:17,746 --> 01:31:19,581
‫- هرشب باید خود واقعی‌تو نشون بدی

1380
01:31:19,616 --> 01:31:21,649
‫هرجایی که باشه

1381
01:31:21,684 --> 01:31:25,851
‫ولی انجام دادنش با یه
‫کارفرما بدترین روسیاهی‌ته

1382
01:31:25,886 --> 01:31:28,821
‫تو درست‌بشو نیستی بیلی روبین
‫(تشابه اسمی شخصیت با ماده‌ی دفعی از صفرا
‫که حاصل نابودی گلبول‌های قرمزه و علت رنگ زرد ادراره

1383
01:31:28,856 --> 01:31:31,725
‫اقامتمونو با اون دودول
‫مسخره‌ات به خطر انداختی
‫(به معنای کسی که نمی‌تونه راست کنه هم هست)

1384
01:31:31,760 --> 01:31:34,563
‫خودت به خطرش انداختی با از اونای مسخره‌ات...

1385
01:31:34,598 --> 01:31:36,961
‫- از اونای چی؟

1386
01:31:36,996 --> 01:31:39,667
‫می‌بینی؟ حتی نمی‌تونی بگی حق بامنه

1387
01:31:39,702 --> 01:31:40,998
‫صبر کن تا خاطرات‌امو بنویسم

1388
01:31:41,033 --> 01:31:43,902
‫دوباره منو تهدید می‌کنی

1389
01:31:43,937 --> 01:31:45,871
‫حتما بنویسشون

1390
01:31:45,906 --> 01:31:47,939
‫- می‌نویسم
‫-- باشه. خوبه

1391
01:31:47,974 --> 01:31:49,270
‫فقط یادت نره که درباره‌ی

1392
01:31:49,305 --> 01:31:51,008
‫اون کالباس گوشت گاو مسخره‌ای
‫که زیر تختت قایم کردی هم بنویسی

1393
01:31:51,043 --> 01:31:53,274
‫- تمومش کنین

1394
01:31:53,309 --> 01:31:55,980
‫با وجود تمام بحث‌هایی که بعنوان یه گروه داریم

1395
01:31:56,015 --> 01:31:57,652
‫تنها چیزی که مارو متحد نگه می‌داره

1396
01:31:57,687 --> 01:32:00,281
‫جست‌و‌حو برای تخلیه‌‌ی روانی بود
‫(پاکسازی روان ، تصفیه و تطهیر)

1397
01:32:00,316 --> 01:32:04,186
‫شاید سر تعریفمون از
‫تخلیه‌ی روانی اختلاف داشتیم

1398
01:32:04,221 --> 01:32:09,257
‫ولی همه‌مون یه چیز مخفی
‫داشتیم که نیاز به پاکسازی داشته باشه

1399
01:32:09,292 --> 01:32:12,667
‫- و می‌شه بپرسم تو چی رو پنهان می‌کردی؟

1400
01:32:14,869 --> 01:32:16,605
‫فقط یه‌سری ‌چیزها

1401
01:32:16,640 --> 01:32:17,870
‫می‌شه بازش کنی؟

1402
01:32:17,905 --> 01:32:19,234
‫دونستن پلیدی‌های ما

1403
01:32:19,269 --> 01:32:22,237
‫توی چیزهایی که می‌شنوی تغییری ایجاد می‌کنه؟

1404
01:32:22,272 --> 01:32:25,009
‫فقط اینکه ال خیلی راحت
‫درباره‌ی واسه خودش صحبت کرد

1405
01:32:27,849 --> 01:32:31,246
‫نه اونقدری راحت که دوست
‫داری پیش خودت فکر کنی

1406
01:32:31,281 --> 01:32:32,885
‫من خانم لیندنسن رو می‌شناسم

1407
01:32:32,920 --> 01:32:34,656
‫می‌دونم که واقعا چه اتفاقی افتاد

1408
01:32:36,660 --> 01:32:39,892
‫تنها کسی که موقع دست
‫دادن شوک انافیلاکتیک بهش خندید

1409
01:32:39,927 --> 01:32:41,993
‫خود ال بود

1410
01:32:42,028 --> 01:32:45,898
‫یه قیافه‌ی خنده‌دار و صورت
‫پف‌کرده، درست مثل فیلم‌ها

1411
01:32:45,933 --> 01:32:50,001
‫ولی مطمئنا نمی‌دونست که اون قراره بمیره نه؟

1412
01:32:50,036 --> 01:32:52,905
‫با اینحال بازم خندید
‫تا اینکه دیگه زیادی دیر شد

1413
01:32:52,940 --> 01:32:54,203
‫ولی یه دختر کوچولو بود

1414
01:32:54,238 --> 01:32:56,040
‫ولی الان بزرگ شده

1415
01:32:56,075 --> 01:32:59,747
‫و هنوزهم نمی‌تونه با خودش مواجه بشه

1416
01:32:59,782 --> 01:33:02,145
‫واسه‌ی ال بازسازی گذشته ترای اینکه

1417
01:33:02,180 --> 01:33:05,148
‫مردم باهاش همدردی کنن راحت‌تر از اینه که

1418
01:33:05,183 --> 01:33:09,317
‫با عذاب وجدانش روبه رو بشه
‫و خطر عصبانیت مردم رو به جون بخره

1419
01:33:09,352 --> 01:33:11,352
‫پدر ال توی جشن بود

1420
01:33:11,387 --> 01:33:14,795
‫به‌خاطر خندیدنش محکم زد تو گوشش

1421
01:33:14,830 --> 01:33:18,359
‫پس بله این تراژدی روش تاثیر گذاشت

1422
01:33:18,394 --> 01:33:20,801
‫اما نه اونطوری که دوست داره تو باور کنی

1423
01:33:36,313 --> 01:33:39,985
‫شما در فروشگاه‌ها هستید

1424
01:33:40,020 --> 01:33:43,318
‫توی راهروها گم شدید

1425
01:33:43,353 --> 01:33:45,155
‫هی این‌ور و اون‌ور

1426
01:33:45,190 --> 01:33:47,960
‫هی این‌ور و اون‌ور

1427
01:33:47,995 --> 01:33:51,359
‫یه فکری ذهنتونو مشغول کرده

1428
01:33:51,394 --> 01:33:54,131
‫می‌تونه بخاطر نبود گتا د مناژ باشه
‫(نوعی کیک خانگی و ساده‌ی فرانسوی)

1429
01:33:54,166 --> 01:33:58,036
‫که نمی‌ذاره درست فکر کنید؟

1430
01:33:58,071 --> 01:33:59,939
‫یا دیدن دن

1431
01:33:59,974 --> 01:34:01,842
‫کارگر شیفت صبح پر کردن اجناس فروشگاه

1432
01:34:01,877 --> 01:34:03,943
‫که داره از شیفتش برمی‌گرده و به دنبال

1433
01:34:03,978 --> 01:34:06,814
‫یه مشروب شارتغز گیاهی مرموزه
‫(مشروبی که در قرن 18 ساخته
‫شده و نقل هست که اکسیر حیاته)

1434
01:34:10,347 --> 01:34:13,887
‫یا بخاطر چیز دیگه‌ایه؟

1435
01:34:13,922 --> 01:34:16,252
‫یه کیک از گذشته‌تون
‫که هیچوقت تنهاتون نمی‌ذاره

1436
01:34:16,287 --> 01:34:20,091
‫و به دنبال شما در فروشگاه‌ها می‌اد

1437
01:34:20,126 --> 01:34:22,192
‫واقعا امیدوارم این یکی نباشه

1438
01:34:50,387 --> 01:34:52,926
‫احساس خستگی می‌کنید ولی تا وقتی

1439
01:34:52,961 --> 01:34:54,455
‫خرید نکردید نمی‌تونید بیرون برید

1440
01:34:54,490 --> 01:34:57,997
‫مشتری‌های دیگه دوروبرت
‫شروع به غش کردن می‌کنن

1441
01:34:58,032 --> 01:35:01,066
‫دونه... به دونه

1442
01:35:01,101 --> 01:35:03,904
‫بهش می‌گن بیماری اختلال خرده‌فروشی

1443
01:35:03,939 --> 01:35:06,038
‫و دونه به دونه

1444
01:35:06,073 --> 01:35:08,810
‫همگی در برابرش سر فرود می‌ارید

1445
01:35:52,961 --> 01:35:56,590
‫آخرین گشت‌شون تو فروشگاه
‫بود و شاید برای من‌هم همینطور

1446
01:35:59,676 --> 01:36:03,055
‫قرارملاقاتم با دکتر گلاک ساعت 9 صبح بود

1447
01:36:03,305 --> 01:36:08,310
‫تشخیصی که ازش
‫می‌ترسیدم از ذهنم بیرون نمی‌رفت

1448
01:36:09,311 --> 01:36:13,982
‫شاید باید از همچین شب هایی لذت برد

1449
01:36:14,024 --> 01:36:16,401
‫محض اینکه شاید آخرین شب‌هام باشن

1450
01:36:17,408 --> 01:36:19,078
‫- خب...

1451
01:36:19,113 --> 01:36:20,816
‫نتایج آزمایشت اومد

1452
01:36:23,249 --> 01:36:24,952
‫و...

1453
01:36:27,484 --> 01:36:29,484
‫چطوری بگم؟

1454
01:36:35,393 --> 01:36:38,130
‫تو بیماری...

1455
01:36:47,009 --> 01:36:48,536
‫صیر کن

1456
01:36:48,571 --> 01:36:50,043
‫فکر کنم یه چیزی خونه جا گذاشتم

1457
01:36:50,078 --> 01:36:51,572
‫مطمئن بودم اور...

1458
01:36:51,607 --> 01:36:54,542
‫مطمئنم کنار در ورودی که بودم...

1459
01:36:54,577 --> 01:36:57,446
‫من چی دارم؟

1460
01:36:57,481 --> 01:37:01,153
‫می‌خواستم بهت بگم

1461
01:37:01,188 --> 01:37:02,957
‫بهم بگو چی دارم؟

1462
01:37:02,992 --> 01:37:04,552
‫بیماری سلیاک

1463
01:37:04,587 --> 01:37:07,863
‫- چی؟
‫- بیماری سلیاک

1464
01:37:08,624 --> 01:37:10,030
‫چیز خاضی نیست

1465
01:37:10,065 --> 01:37:13,033
‫وضع پرزهای روده‌ات داغونه ولی زنده می‌مونی

1466
01:37:13,068 --> 01:37:14,628
‫چی هست؟

1467
01:37:14,663 --> 01:37:18,170
‫یه بیماری خودایمنی...
‫(زمانی اتفاق می‌افتد که سیستم
‫ایمنی بدن به سلول‌های خودی حمله می‌کنند)

1468
01:37:18,205 --> 01:37:19,270
‫ولم کن

1469
01:37:19,305 --> 01:37:20,568
‫حرف بزن

1470
01:37:20,603 --> 01:37:22,944
‫چی باید بخورم؟

1471
01:37:22,979 --> 01:37:26,112
‫لازم نیست چیزی بخوری

1472
01:37:26,147 --> 01:37:27,476
‫گلوتن نخور

1473
01:37:27,511 --> 01:37:30,083
‫گلوتن نخوری مشکلی برات پیش نمی‌اد

1474
01:37:30,118 --> 01:37:31,645
‫بیشتر بگو

1475
01:37:31,680 --> 01:37:33,383
‫تو گندمه

1476
01:37:33,418 --> 01:37:36,188
‫نون، پاستا

1477
01:37:36,223 --> 01:37:39,026
‫آبجو، شیرینی نخور

1478
01:37:39,061 --> 01:37:40,929
‫و همینطور پودینگ کریسمس

1479
01:37:40,964 --> 01:37:42,656
‫چی؟

1480
01:37:42,691 --> 01:37:44,526
‫پودینگ کریسمس

1481
01:37:47,743 --> 01:37:50,370
‫رژیم غذایی‌ام تغییر وحشتناکی کرد

1482
01:37:50,412 --> 01:37:54,875
‫حتی تو غذاهایی که نباید باشه هم

1483
01:37:55,250 --> 01:37:57,878
‫گلوتن بود، بخاطر دگرآلودگی
‫(آلوده شدن غیرعمدی چیز
‫دیگه‌ای توسط مادۀ آلودۀ اصلی)

1484
01:37:58,253 --> 01:38:04,760
‫و بعد جنبه‌ی اجتماعی رژیم
‫بود که هیچکس بهم درباره‌اش هشدار نداده بود

1485
01:38:05,719 --> 01:38:08,514
‫یه‌جوری نگاه کردن و چشم‌غره رفتن

1486
01:38:08,555 --> 01:38:13,477
‫از مردمی که فکر می‌کردن
‫دارم زیادی بزرگش می‌کنم یا مدپرستم

1487
01:38:14,436 --> 01:38:19,358
‫همچنین باید با گارسون هایی که
‫حس می‌کردن یه جای کارشونو درست

1488
01:38:19,399 --> 01:38:21,652
‫انجام ندادنو جبهه می‌گرفتن سروکله می‌زدم

1489
01:38:21,693 --> 01:38:24,988
‫وقتی که ازشون درباره‌ی دگرآلودگی می‌پرسیدم

1490
01:38:26,406 --> 01:38:33,539
‫اگرچه تغییر رژیم غذایی‌ام
‫زندگی‌امو به حالت عادی برگردوند

1491
01:38:34,540 --> 01:38:38,710
‫و بالاخره تو مسیر برگشتن
‫دوباره‌ی حس تندرستی‌م بودم

1492
01:38:39,253 --> 01:38:41,255
‫برای افتتاح تشخیص داده شدن بیماری‌ام

1493
01:38:41,588 --> 01:38:45,008
‫جن استیونز اعلام کرد که در
‫این روز لباس‌های خودمانی‌تری بپوشین

1494
01:38:46,635 --> 01:38:47,928
‫- جین

1495
01:39:09,679 --> 01:39:11,987
‫گور بابای این

1496
01:39:14,288 --> 01:39:18,026
‫دیگه زیادی خسته‌ای که اسممو بگی؟

1497
01:39:18,061 --> 01:39:20,556
‫چی می‌خوای؟

1498
01:39:20,591 --> 01:39:23,163
‫یه پیشنهاد صلح

1499
01:39:23,198 --> 01:39:26,562
‫پس رفقای پلیس‌ت
‫اثرانگشتی پیدا نکردن

1500
01:39:26,597 --> 01:39:28,366
‫- اینطور که پیداست نه

1501
01:39:28,401 --> 01:39:33,173
‫و فکر کردم که دوست
‫داری برای اجرای آخر پسش بگیری

1502
01:39:33,208 --> 01:39:36,176
‫پس داری به ما اجازه می‌دی
‫که از فلنجر خودمون استفاده کنیم؟

1503
01:39:36,211 --> 01:39:37,705
‫فقط همینجا می‌ذارمش

1504
01:39:40,116 --> 01:39:42,281
‫تصمیمش با خودت که ازش استفاده می‌کنی یا نه

1505
01:39:44,780 --> 01:39:47,418
‫نظر من درباره‌ی پیشنهاد صلحت اینه
‫(استفاده از تشابه آوایی کلمات صلح و شاش در انگلیسی)

1506
01:39:56,759 --> 01:39:58,495
‫به چی می‌خندید؟

1507
01:40:06,241 --> 01:40:08,241
‫چشم‌انداز انجام دادن سخنرانی بعدشام

1508
01:40:08,276 --> 01:40:10,078
‫تا حدی اضطراب‌آوره

1509
01:40:10,113 --> 01:40:13,444
‫بعضی از افراد از این ایده لذت
‫می‌برن که تماشاچی تحت نفوذ

1510
01:40:13,479 --> 01:40:16,810
‫حتی ناچیزترین فرایندهای فکریشون قرار داشته باشن

1511
01:40:16,845 --> 01:40:18,746
‫ولی باقی ما علاقه ی
‫زیادی به ارتباط برقرار کردن

1512
01:40:18,781 --> 01:40:20,418
‫با دنیا نداریم

1513
01:40:20,453 --> 01:40:23,322
‫و به زحمت این‌کارو می‌کنیم

1514
01:40:23,357 --> 01:40:26,424
‫اعتراف می‌کنم که
‫انجام این‌کار اجباریه

1515
01:40:26,459 --> 01:40:28,624
‫ولی نمی‌تونم تظاهر
‫کنم که انجامش برام راحته

1516
01:40:28,659 --> 01:40:30,098
‫راستشو بگم

1517
01:40:30,133 --> 01:40:32,232
‫ازش بشدت متنفرم

1518
01:40:32,267 --> 01:40:33,563
‫متاسفم

1519
01:40:33,598 --> 01:40:35,268
‫لمینا اگه تا این حد حس می‌کنی معذبی

1520
01:40:35,303 --> 01:40:36,566
‫می‌تونیم از کل ماجرا صرف‌نظر کنیم

1521
01:40:36,601 --> 01:40:39,503
‫- هر بهونه‌ای می‌اره که شونه خالی کنه
‫- نه، نه

1522
01:40:39,538 --> 01:40:41,406
‫می‌تونم انجامش بدم

1523
01:40:41,441 --> 01:40:43,474
‫و ادامه می‌دم

1524
01:40:43,509 --> 01:40:47,247
‫با راهنماهای مختلفی درباره‌ی
‫سخنرانی بعدشام مشورت کردم

1525
01:40:47,282 --> 01:40:51,119
‫و الان آماده‌ام تا این خبر هیجان‌انگیزو بدم که

1526
01:40:51,154 --> 01:40:55,156
‫بعد از تموم شدن این دوره اقامت قراره

1527
01:40:55,191 --> 01:40:56,718
‫از گروه جدا بشم

1528
01:40:57,490 --> 01:40:59,556
‫- چی؟

1529
01:41:01,824 --> 01:41:03,164
‫حرفمو باور نمی‌کنی؟

1530
01:41:03,199 --> 01:41:04,594
‫می‌خوای چی‌کار کنی؟

1531
01:41:04,629 --> 01:41:06,695
‫وقتی هفاستئوس از المپ سقوط...
‫(خدای آتش و آهنگری و فلز)

1532
01:41:06,730 --> 01:41:08,433
‫تو حرف نزن، تو حرف نزن

1533
01:41:08,468 --> 01:41:11,502
‫الان دیگه بین این همه چیز
‫حوصله‌ی اشاره‌های فرامتنی و چاخانت

1534
01:41:11,537 --> 01:41:15,176
‫به یونان باستان و حرف‌های
‫روشنفکرانه و خودبرتربینانه‌ی تو‌ رو ندارم

1535
01:41:15,211 --> 01:41:17,409
‫کلی کار هست که می‌تونم انجام بدم ال عزیزم

1536
01:41:17,444 --> 01:41:19,774
‫تا وقتی که لازم نباشه نزدیک تو باشم

1537
01:41:19,809 --> 01:41:23,283
‫اصلا راستش می‌خوام تکی کار کنم

1538
01:41:23,318 --> 01:41:24,911
‫- بدون من جواب نمی‌ده

1539
01:41:24,946 --> 01:41:26,319
‫خودت‌هم اینو می‌دونی

1540
01:41:26,354 --> 01:41:29,157
‫نه صدایی، نه ایده‌ای، نه الهامی

1541
01:41:29,192 --> 01:41:31,291
‫تکنیک بدون الهام؟ نه

1542
01:41:31,326 --> 01:41:32,787
‫چون تو فکر کردی کار تو بدون من جواب می‌ده؟

1543
01:41:32,822 --> 01:41:34,360
‫- مم-همم
‫- تو حتی تا همین

1544
01:41:34,395 --> 01:41:36,230
‫چند روز پیش نمی‌دونستی یه فلنجر چیه

1545
01:41:36,265 --> 01:41:39,332
‫فقط بمون. می‌تونیم...
‫می‌تونیم با همدیگه حلش کنیم.

1546
01:41:39,367 --> 01:41:41,169
‫اگه بخوای تو هم می‌تونی با من بیای

1547
01:41:41,204 --> 01:41:42,698
‫بیلی نه

1548
01:41:42,733 --> 01:41:45,305
‫خب اگه لمینا بره که دیگه نمی‌مونم من

1549
01:41:50,213 --> 01:41:51,839
‫- این‌ها همه‌اش زیر سر توئه
‫- من اصلا خبر...

1550
01:42:00,685 --> 01:42:01,915
‫پس حالا شد تقصیر من؟

1551
01:42:01,950 --> 01:42:03,488
‫من همچین چیزی نگفتم

1552
01:42:03,523 --> 01:42:05,325
‫لازم نیستی بگی

1553
01:42:05,360 --> 01:42:08,196
‫تو با دقت ترتیب همه‌ی این‌هارو دادی

1554
01:42:08,231 --> 01:42:09,494
‫روز احمقانه‌ای داشته باشی
‫[خر خودتی]

1555
01:42:18,373 --> 01:42:19,702
‫- ال!
‫- نه، نه، نه

1556
01:42:19,737 --> 01:42:21,341
‫- نه!
‫-- ال بسه!

1557
01:42:30,715 --> 01:42:32,286
‫-- ال
‫-- ال

1558
01:42:32,321 --> 01:42:34,255
‫-- دووم بیار ال
‫- متاسفم

1559
01:42:34,290 --> 01:42:35,322
‫- برات کمک می‌اریم

1560
01:42:35,357 --> 01:42:36,521
‫- دکتر گلاک کو؟

1561
01:42:36,556 --> 01:42:38,391
‫- رفته، نمی‌تونی ببینی؟

1562
01:42:38,426 --> 01:42:39,689
‫چی انتظار داشتی؟

1563
01:42:39,724 --> 01:42:42,758
‫بالاخره اسم گروهو انتخاب کردم

1564
01:42:42,793 --> 01:42:43,792
‫- بهمون بگو ال

1565
01:42:43,827 --> 01:42:44,958
‫لطفا بهمون بگو

1566
01:42:44,993 --> 01:42:46,663
‫ال و...

1567
01:42:49,470 --> 01:42:50,733
‫- چی گفت؟

1568
01:42:50,768 --> 01:42:52,339
‫چی گفت؟

1569
01:42:52,374 --> 01:42:54,000
‫- دوباره بگو ال
‫- ال!

1570
01:42:54,035 --> 01:42:56,442
‫- ال

1571
01:45:19,736 --> 01:45:23,532
‫با ال همه چیز درباره‌ی اجرا بود

1572
01:45:24,032 --> 01:45:25,409
‫و این هم تفاوتی نداشت

1573
01:45:26,660 --> 01:45:27,953
‫اگر هم چیزی باشه

1574
01:45:27,995 --> 01:45:30,873
‫این چیزیه که کل زندگی‌شو صرف دستیابی بهش کرد

1575
01:45:30,914 --> 01:45:35,419
‫و  بیشتر از این‌ها باهاشون درگیر
‫شده بودم که بخوام یه قاشق غذارو رد کنم

1576
01:46:04,072 --> 01:46:09,870
‫و در رابطه با من
‫من بالاخره عضوی از یه چیزی بودم

1577
01:46:57,000 --> 01:47:02,000
:  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

1578
01:47:02,030 --> 01:47:07,000
:  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

