﻿1
00:00:00,200 --> 00:00:06,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده
  ..:: MiraMovie.org ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: ZedMovie.com ::..</font></b>

2
00:00:06,030 --> 00:00:12,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده
  ..:: MiraMovie.org ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: ZedMovie.com ::..</font></b>

3
00:00:51,134 --> 00:00:52,925
‫دارم راه میرم!

4
00:00:55,634 --> 00:00:57,300
‫عوضی!

5
00:00:57,384 --> 00:00:59,675
‫هیچکی دستمال توالتت
رو ندزدیده، مامان‌بزرگ

6
00:00:59,759 --> 00:01:01,842
‫ازم خواست بیام برنامه کمدیش،
‫و منم همه‌چی رو تموم کردم.

7
00:01:02,675 --> 00:01:05,759
‫قسم می‌خورم ‫دیشب
بهترین نمایش برادوی بود

8
00:01:53,884 --> 00:01:54,800
‫[ بزودی ]

9
00:01:54,884 --> 00:01:56,550
‫[ کامونرا - پسر مایه ننگ ]

10
00:01:57,384 --> 00:01:59,384
‫[ شکستنی ]

11
00:02:16,884 --> 00:02:20,259
‫♪ قافیه رو از بَرم ♪
‫♪ شغل جدید پیدا کردم ♪

12
00:02:20,342 --> 00:02:23,342
‫♪ رفیق‌تون رانی
داره ستاره میشه ♪

13
00:02:24,384 --> 00:02:26,925
‫خدای من! ‫اینجا رو نگاه کن.

14
00:02:27,009 --> 00:02:30,092
‫آکوستیک اینجا...
فوق العاده‌ست...

15
00:02:32,134 --> 00:02:34,425
‫خب، نگاهش کن، گنده‌بک.

16
00:02:34,509 --> 00:02:36,675
‫نبینم همه حواس‌ها ‫رو به خودت
جمع کنی، آقای استخوون شیطون بلا.

17
00:02:37,800 --> 00:02:41,425
‫خیلی‌خب، رانی، باید شغل
شبونه‌ی ‫خسته‌کننده‌ات رو تحمل کنی،

18
00:02:41,509 --> 00:02:46,467
‫تست‌هایی که روزانه داری رو بترکونی، ‫و
بعد با حقوق برادوی خرج‌هاتو بدی، عزیز جان.

19
00:02:46,884 --> 00:02:48,384
‫[ نگهبان شیفت شب ]

20
00:02:51,342 --> 00:02:52,425
‫دفتر راهنما، ها؟

21
00:02:53,592 --> 00:02:55,217
‫من بیشتر اهل بداهه‌ام.

22
00:02:58,217 --> 00:03:01,384
‫رفیق، این همه با استعداد
بودن ‫خسته کننده‌ست.

23
00:03:11,009 --> 00:03:12,009
‫من بیدارم.

24
00:03:15,175 --> 00:03:16,009
‫چی؟

25
00:03:18,175 --> 00:03:19,467
‫سلام؟

26
00:03:24,592 --> 00:03:27,134
‫چی؟ تو از کجا اومدی؟ ‫بده ببینم.

27
00:03:28,384 --> 00:03:30,675
‫این دزدیه، شامپانزه کوچولوی دزد!

28
00:03:30,759 --> 00:03:32,009
‫اون شامپانزه نیست.

29
00:03:32,092 --> 00:03:35,800
‫میمونِ کپوچینه، میمون دنیای
جدید ‫از آمریکا مرکزی و جنوبی،

30
00:03:35,883 --> 00:03:38,925
‫سال ۱۹۶۲ به این موزه اهدا شده.

31
00:03:39,008 --> 00:03:40,342
‫تو کی هستی؟

32
00:03:40,425 --> 00:03:44,175
‫تئودور روزولت،
‫رئیس جمهوری آمریکا.

33
00:03:44,258 --> 00:03:47,258
‫خوبه. اولین شب کاریمه ‫و یه
دیوونه با میمونش گیرم اومده.

34
00:03:47,758 --> 00:03:50,175
‫- به پلیس زنگ میزنم. ‫-
من بودم این‌کار رو نمی‌کردم.

35
00:03:55,383 --> 00:03:57,508
‫نهایت میگم سه دقیقه دووم بیاره.

36
00:04:05,342 --> 00:04:06,883
‫تو نگهبان شیفت شب جدیدی؟

37
00:04:06,967 --> 00:04:08,300
‫آره.

38
00:04:08,383 --> 00:04:11,425
‫خوبه. چون هیچ‌وقت ‫نگهبان
شیفت شب قدیمی رو پیدا نکردیم.

39
00:04:14,592 --> 00:04:16,258
‫قسم می‌خوره اونو نخورده!

40
00:04:21,342 --> 00:04:22,883
‫نگهبان شیفت شب!

41
00:04:33,008 --> 00:04:35,008
‫لا ذرت بو داده درست می‌کنه.

42
00:04:44,383 --> 00:04:45,383
‫ذرت بو داده داغه.

43
00:04:56,508 --> 00:04:58,175
‫- دیدین کجا رفت؟ ‫- ها؟

44
00:04:58,258 --> 00:05:00,008
‫نه. خیلی فرز و چابکه.

45
00:05:00,092 --> 00:05:01,050
‫آره.

46
00:05:03,258 --> 00:05:05,008
‫پیدات کردم، نگهبان شب!

47
00:05:06,800 --> 00:05:07,967
‫آدم‌های کوچولو!

48
00:05:08,050 --> 00:05:10,467
‫هی! به کی میگی کوچولو، نره غول؟

49
00:05:12,925 --> 00:05:14,842
‫- همون‌جا که هستی وایسا. ‫- ها؟

50
00:05:14,925 --> 00:05:19,050
‫من، ژاندارک، چشم
انداز بهشتی ‫به آینده دارم،

51
00:05:19,133 --> 00:05:21,467
‫و تو جزوش نیستی چون‌که مُردی.

52
00:05:33,675 --> 00:05:35,383
‫دست بردار.

53
00:05:36,300 --> 00:05:37,300
‫چرا؟

54
00:05:38,383 --> 00:05:41,383
‫چرا؟

55
00:05:43,842 --> 00:05:48,008
‫دو دقیقه و دو
ثانیه. ‫رکورد جدیده!

56
00:05:51,550 --> 00:05:54,175
‫امیدوارم بهتون خوش
گذشته باشه، احمق‌ها.

57
00:05:54,258 --> 00:05:55,550
‫[ موزه تاریخ طبیعی ]

58
00:05:55,633 --> 00:05:58,217
‫گور بابای این شغل!
‫گور بابای برادوی!

59
00:05:58,300 --> 00:06:00,092
‫- برمی‌گردم اوهایو. ‫- هی.

60
00:06:00,175 --> 00:06:02,633
‫عالی شد. ‫یکی دیگه هم فرار کرد.

61
00:06:18,425 --> 00:06:21,008
‫واقعا، دوستان؟ دوباره؟

62
00:06:21,092 --> 00:06:22,092
‫شب بخیر، لارنس.

63
00:06:22,175 --> 00:06:24,758
‫فکر می‌کنم اون مرد رو دیدی
‫که با وحشت تمام فرار می‌کرد؟

64
00:06:24,842 --> 00:06:26,092
‫خیلی بامزه‌ای، تدی.

65
00:06:26,175 --> 00:06:28,883
‫ولی گوش کن، باید این ترسوندن و فراری
دادن ‫کارمندهای جدید رو بس کنید، باشه؟

66
00:06:28,967 --> 00:06:32,092
‫من تابستون رو نیستم، ‫و
می‌خوام یکی جام وایسته.

67
00:06:32,175 --> 00:06:34,425
‫متاسفم لری، ‫اما
اون مناسب ما نبود.

68
00:06:34,508 --> 00:06:37,967
‫اگه یه مرد متشخص جوون و
مهربون بود ‫که فامیلش مثل تو باشه

69
00:06:38,050 --> 00:06:40,467
‫برای این موسسه عالی بود.

70
00:06:40,550 --> 00:06:42,092
‫دارم همه‌جوره بهت راهنمایی میدم.

71
00:06:42,175 --> 00:06:44,842
‫نخیر. ‫به مک‌فی زنگ میزنم.

72
00:06:54,258 --> 00:06:57,425
‫مامان، این صابونی که واسم
فرستادی ‫خیلی کف می‌کنه.

73
00:06:57,508 --> 00:06:59,342
‫نمی‌تونم قایق‌هام رو پیدا کنم.

74
00:06:59,425 --> 00:07:01,258
‫دکتر مک‌فی، لری هستم.

75
00:07:01,341 --> 00:07:02,175
‫بله!

76
00:07:02,258 --> 00:07:07,508
‫خب، بهت بگم، مامان ‫لقب
خانم سوپر مدل و خوشگلمه.

77
00:07:07,591 --> 00:07:08,591
‫آها.

78
00:07:08,675 --> 00:07:09,883
‫خب، یه مشکل کوچیک پیش اومده.

79
00:07:09,966 --> 00:07:12,508
‫نگهبان شیفت شبی ‫که تازه
استخدام کرده بودی استعفا داد.

80
00:07:12,591 --> 00:07:14,258
‫چقدر تعجب کردم.

81
00:07:14,341 --> 00:07:16,591
‫کجای نیویورک می‌تونم...

82
00:07:16,675 --> 00:07:20,633
‫یکی رو پیدا کنم که بتونه سر میز
بشینه ‫و مستقیم به فضای خالی زل بزنه؟

83
00:07:20,716 --> 00:07:22,591
‫تازه، این مشکل تو نیست.

84
00:07:22,675 --> 00:07:25,675
‫تو داری میر سر پست باکلاس
و جدیدت ‫توی موزه توکیو.

85
00:07:25,758 --> 00:07:28,466
‫ببین، من هنوز ‫خیلی به
اینجا اهمیت میدم، باشه؟

86
00:07:28,550 --> 00:07:30,383
‫و یه آدم مناسب ‫برای
این شغل پیدا می‌کنم.

87
00:07:30,466 --> 00:07:32,841
‫حالا هر چی. ‫من
می‌خوام صورتمو بشورم.

88
00:07:35,508 --> 00:07:36,591
‫چیکار کنم؟

89
00:07:36,675 --> 00:07:40,258
‫یه فکری به ذهن‌مون
رسید. ‫ارباب نیک چطوره؟

90
00:07:40,341 --> 00:07:43,425
‫می‌دونی، ‫نسخه
کوچیک‌تر و سالم‌ترِ تو؟

91
00:07:44,466 --> 00:07:47,133
‫ولی چرا انقدر اصرار می‌کنید
‫که پسرمو سر کار بیارم؟

92
00:07:47,216 --> 00:07:50,800
‫- اون از راز اینجا خبر
داره. ‫- عملا اینجا بزرگ شده.

93
00:07:50,883 --> 00:07:53,925
‫- و فرار نمی‌کنه. ‫- مثل
کارمند آخری. یادت میاد؟

94
00:07:54,008 --> 00:07:56,550
‫آره. الان همین‌جا بود.

95
00:07:56,633 --> 00:07:57,716
‫نمی‌دونم.

96
00:07:57,800 --> 00:08:01,133
‫این شغل بزرگیه، و نیک هنوز تلاش می‌کنه
‫تا جایگاه و اعتماد به‌نفسش رو پیدا کنه.

97
00:08:01,216 --> 00:08:02,841
‫اون هنوز نوجوونه.

98
00:08:02,925 --> 00:08:06,383
‫نوجوون باشه مگه چیه؟ ‫تو هم وقتی
شروع به‌کار کردی نوجوون بودی.

99
00:08:06,466 --> 00:08:07,341
‫نه، نبودم.

100
00:08:07,425 --> 00:08:10,883
‫از نظر عقلی میگم. ‫احساسی.

101
00:08:10,966 --> 00:08:12,841
‫لری، نیک بچه‌ی باهوش و تواناییه،

102
00:08:12,925 --> 00:08:16,466
‫و فکر می‌کنیم اون گزینه‌ی مناسب
‫برای محافظت از این موزه‌ست.

103
00:08:16,550 --> 00:08:20,050
‫شاید حق با تو باشه. ‫شاید نوبت
نیک باشه تا خودی نشون بده.

104
00:08:22,341 --> 00:08:23,633
‫- دارم رد میشم! ‫- ها؟

105
00:08:25,008 --> 00:08:26,925
‫از سر راه برید کنار! ‫برید اونور!

106
00:08:27,008 --> 00:08:27,925
‫شرمنده.

107
00:08:39,050 --> 00:08:39,925
‫میا.

108
00:08:46,091 --> 00:08:47,425
‫حالت خوبه؟

109
00:08:47,508 --> 00:08:48,508
‫آره. ‫سلام، میا.

110
00:08:48,591 --> 00:08:52,258
‫چی شده اومدی این‌طرف راهرو؟

111
00:08:52,341 --> 00:08:58,258
‫تابستون آینده تست گروه جاز
دارم. ‫تو مگه نداری، آقای گامِ عالی؟

112
00:08:59,258 --> 00:09:02,508
‫می‌تونی هر زمان ‫نت‌های
هر آهنگی رو تشخیص بدی،

113
00:09:02,591 --> 00:09:04,425
‫و یه دفعه یه لقب بسازی.

114
00:09:04,508 --> 00:09:05,633
‫به‌نظرم باحاله.

115
00:09:05,716 --> 00:09:08,300
‫پرتقالتو انداختی.

116
00:09:08,383 --> 00:09:09,216
‫آره.

117
00:09:09,300 --> 00:09:12,633
‫هر بار می‌خوام از خونه بیام بیرون
‫مامانم مجبورم می‌کنه میوه بردارم.

118
00:09:12,716 --> 00:09:14,800
‫بعدش بهم پیام میده ‫تا
مطمئن بشه خوردمش.

119
00:09:15,966 --> 00:09:16,883
‫الان پیام داد.

120
00:09:16,966 --> 00:09:18,966
‫«پرتقال من گرسنه نشدی؟»

121
00:09:19,050 --> 00:09:22,091
‫خیلی‌خب. ‫اصلا خجالت آور نیست.

122
00:09:22,175 --> 00:09:24,258
‫جوک‌های میوه‌ای.
‫خوراکِ مامان‌هاست.

123
00:09:25,341 --> 00:09:28,966
‫خب... شنیدم توی ماست
فروشی ‫شغل تابستونه پیدا کردی؟

124
00:09:29,050 --> 00:09:31,550
‫آره. یا این شغل بود
‫یا برم تو ایستگاه مترو

125
00:09:31,633 --> 00:09:34,091
‫در ازای پول خرد و
نقدهای ناخواسته باس بزنم.

126
00:09:35,758 --> 00:09:36,758
‫خوبه.

127
00:09:36,841 --> 00:09:39,800
‫منظورم اینه، ماست
خنکه. ‫وگرنه، آب میشه.

128
00:09:43,341 --> 00:09:45,425
‫به افتخار ماست بزن قدش. ‫بی‌خیال.

129
00:09:45,508 --> 00:09:46,716
‫نمی‌دونم چرا همچین کردم.

130
00:09:47,508 --> 00:09:50,675
‫خب، حالا که قراره تابستون
اینجا باشی، ‫شاید دلت بخواد،

131
00:09:50,758 --> 00:09:52,966
‫شاید یه شب، ‫می‌دونی، بری، آم...

132
00:09:53,050 --> 00:09:54,633
‫وایسا! فراموش کردم، ‫دیرم شده...

133
00:09:54,716 --> 00:09:59,466
‫نیک دیلی. ‫آخرین باره
صدات میزنم. منتظرم.

134
00:10:00,341 --> 00:10:02,258
‫ببخشید، خانم مونته‌فوسکو.

135
00:10:04,883 --> 00:10:07,508
‫پاییز تست دارم واسه گروه جاز.

136
00:10:07,591 --> 00:10:09,508
‫نمی‌دونستم ساز میزنی.

137
00:10:09,591 --> 00:10:12,216
‫خب، بخوایم حساب کنیم نمیزنم.

138
00:10:12,300 --> 00:10:14,091
‫- خواننده‌ای؟ ‫- نه.

139
00:10:14,175 --> 00:10:15,258
‫- از اعضای صحنه؟ ‫- نه.

140
00:10:15,341 --> 00:10:16,508
‫- از اعضای فنی؟ ‫- نوچ.

141
00:10:16,591 --> 00:10:17,675
‫- آهنگساز؟ ‫- نه.

142
00:10:17,758 --> 00:10:19,008
‫- دستیار گروه؟ ‫- نوچ.

143
00:10:19,091 --> 00:10:21,300
‫- لیدر تشویق؟ ‫- نه، خانم.

144
00:10:21,383 --> 00:10:26,341
‫مطمئنی اتاق درست اومدی؟
‫چون آخری رو از خودم در آوردم.

145
00:10:26,966 --> 00:10:29,216
‫راستش، من دی‌جی‌ام.

146
00:10:30,799 --> 00:10:31,799
‫دی‌جی؟

147
00:10:31,883 --> 00:10:33,924
‫می‌دونم یه‌کم غیر
معمول به‌نظر میرسه،

148
00:10:34,008 --> 00:10:35,966
‫ولی یه فکری دارم ‫تا
گروه رو همراهی کنم.

149
00:10:36,049 --> 00:10:37,591
‫با یه لوپِ جاز
کلاسیک شروع می‌کنم،

150
00:10:37,674 --> 00:10:40,299
‫و با سبک ویپورویو ‫و
میکروتون میکس کردم،

151
00:10:40,383 --> 00:10:42,091
‫و چند وزنی دو سوم هم قاطیش کردم.

152
00:10:42,174 --> 00:10:43,008
‫چی‌جی؟

153
00:10:43,091 --> 00:10:44,966
‫یه چند وزنی چند تُناله‌ست که...

154
00:10:45,049 --> 00:10:46,633
‫اسم فنی رو فراموش کنید.

155
00:10:46,716 --> 00:10:50,841
‫یه‌کم ترانزیشنه، ‫ولی صبر
کن تا دراپِ بیس رو بشنوید.

156
00:10:54,383 --> 00:10:56,299
‫خیلی‌خب. ‫شروع می‌کنیم.

157
00:11:15,549 --> 00:11:17,299
‫به موقع واسه تست رسیدم،

158
00:11:17,383 --> 00:11:19,549
‫خانم مونته‌فوسکو

159
00:11:19,633 --> 00:11:23,174
‫چون همه می‌دونن ‫سر
وقت بودن خیلی پرستیژ داره.

160
00:11:24,008 --> 00:11:25,008
‫چه خبر، ریک؟

161
00:11:25,091 --> 00:11:27,008
‫سلام، بودی. ‫نیک‌ام.

162
00:11:27,091 --> 00:11:29,299
‫و سیم ای پایین
گیتارت ‫یه‌مقدار خارجه.

163
00:11:30,216 --> 00:11:31,466
‫صبر کن تا نوبتت بشه، بودی.

164
00:11:31,549 --> 00:11:33,674
‫نیک وسطِ قانع کردن من بود

165
00:11:33,758 --> 00:11:35,633
‫تا یه دی‌جی ‫به
گروه جاز اضافه کنه.

166
00:11:35,716 --> 00:11:39,924
‫دی‌جی تو گروه جاز؟ ‫غیر عادیه.

167
00:11:40,008 --> 00:11:41,674
‫بهتره بهش فرصت بدیم، بودی.

168
00:11:41,758 --> 00:11:45,966
‫خیلی جرئت می‌خواد تا همچین چیزی
‫رو با احتمال بالای شکست امتحان کنی،

169
00:11:46,049 --> 00:11:47,966
‫برای به جون خریدن
همچین شرمساری‌ای،

170
00:11:48,049 --> 00:11:51,674
‫حتما خیلی به
توانایی‌هاش اعتماد داره.

171
00:11:55,508 --> 00:11:57,341
‫خیلی‌خب. ‫شروع می‌کنیم.

172
00:11:58,508 --> 00:12:00,674
‫ببخشید، اشتباه شد.

173
00:12:00,758 --> 00:12:01,591
‫صبر کن.

174
00:12:02,633 --> 00:12:05,674
‫فراموشش کن. ‫فکر افتضاحی بود.

175
00:12:05,758 --> 00:12:07,424
‫- راستش، من... ‫- چی
پیش خودم فکر کردم؟

176
00:12:07,508 --> 00:12:11,258
‫ببخشید وقتتو تلف کردم، ‫و
احتمالا پیانو رو خراب کردم.

177
00:12:11,341 --> 00:12:12,758
‫من دیگه میرم.

178
00:12:12,841 --> 00:12:16,049
‫آخه کی همچین کاری
می‌کنه، درسته؟ ‫من دیگه میرم.

179
00:12:16,133 --> 00:12:17,258
‫نیک، صبر کن.

180
00:12:17,341 --> 00:12:21,049
‫خانم مونته‌فوسکو، ‫خیلی
مطمئنم اسمش ریکه.

181
00:12:22,258 --> 00:12:24,633
‫هی، نیک. ‫تستت چطور بود؟

182
00:12:24,716 --> 00:12:26,299
‫عالی! ‫بی‌نظیر بود.

183
00:12:26,383 --> 00:12:29,716
‫انقدر به توانایی‌هام اعتماد داشتم
‫که تصمیم گرفتم بی‌خیال بشم،

184
00:12:29,799 --> 00:12:32,049
‫و می‌دونی، با اشتیاق
بیشتر ول‌شون کنم.

185
00:12:32,133 --> 00:12:34,049
‫باشه.

186
00:12:34,133 --> 00:12:36,591
‫خب، قبل این‌که بیای داخل
‫داشتی یه چیزی می‌گفتی.

187
00:12:36,674 --> 00:12:39,299
‫این‌که هر دومون
تابستون همین‌جا هستیم،

188
00:12:39,383 --> 00:12:42,758
‫و چطور، نمی‌دونم،
‫شاید بهتر باشه بریم...

189
00:12:42,841 --> 00:12:44,299
‫چی؟ نه.

190
00:12:44,383 --> 00:12:47,008
‫فقط... می‌خواستم واست
آرزوی موفقیت کنم.

191
00:12:47,091 --> 00:12:50,258
‫باشه. ‫پس تابستونی
خوبی داشته باشی.

192
00:12:50,341 --> 00:12:52,258
‫باشه. خداحافظ.

193
00:12:53,299 --> 00:12:54,591
‫من چقدر احمقم.

194
00:12:57,883 --> 00:12:59,966
‫خیلی‌خب.

195
00:13:00,049 --> 00:13:03,716
‫شام پدر و پسری دیلی مثل قدیم‌ها.

196
00:13:03,799 --> 00:13:05,133
‫هورا. شام.

197
00:13:05,633 --> 00:13:07,883
‫رفیق. ‫بابت تستت متاسفم، رفیق.

198
00:13:07,966 --> 00:13:08,966
‫چطوری؟

199
00:13:11,049 --> 00:13:12,716
‫نمی‌دونم چه‌م شده.

200
00:13:12,799 --> 00:13:15,883
‫نمی‌تونم عضو گروه بشم.
‫نمی‌تونم به دختره پیشنهاد قرار بدم.

201
00:13:15,966 --> 00:13:17,049
‫خیلی بی‌مصرفم.

202
00:13:17,133 --> 00:13:19,549
‫انگار وارد خط پرتاب آزاد شدم،

203
00:13:19,633 --> 00:13:22,841
‫اما انقدر می‌ترسم توپم وارد تور
نشه ‫که شانسم رو امتحان نمی‌کنم.

204
00:13:22,924 --> 00:13:24,758
‫استعاره بسکتبالی. ‫باشه.

205
00:13:24,841 --> 00:13:29,091
‫خب، رفیق، صد درصد فرصت‌هایی
‫که استفاده نکنی رو از دست میدی.

206
00:13:29,174 --> 00:13:30,674
‫گرچه، به‌نظرم اگه روی خط هستی،

207
00:13:30,758 --> 00:13:32,299
‫پرتاب آزاد میشه،
‫پس باید امتحان کنی.

208
00:13:32,383 --> 00:13:33,716
‫مهم نیست.

209
00:13:33,799 --> 00:13:35,091
‫به هر حال، ‫صحبت
از قبولیِ فرصت شد،

210
00:13:35,174 --> 00:13:38,966
‫اگه بهت بگم بهترین شغل تابستونی
دنیا ‫رو پیدا کردم چیکار می‌کنی؟

211
00:13:39,049 --> 00:13:41,299
‫توی اقامتگاه ساحلیِ سنت بارته؟

212
00:13:41,383 --> 00:13:42,383
‫چی؟ نه.

213
00:13:42,466 --> 00:13:43,924
‫صبر کن.

214
00:13:44,008 --> 00:13:46,008
‫نگهبان شیفت شب موزه!

215
00:13:46,091 --> 00:13:46,924
‫چی؟

216
00:13:48,216 --> 00:13:49,299
‫داغ بود.

217
00:13:50,466 --> 00:13:51,924
‫جدی میگی؟

218
00:13:52,008 --> 00:13:53,008
‫آره.

219
00:13:53,091 --> 00:13:55,549
‫حالا که قراره مدیر
موزه توکیو بشم،

220
00:13:55,633 --> 00:13:59,632
‫می‌خوام یکی جای من وایسته، ‫و تو
تنها کسی هستی که مناسب این شغلی.

221
00:13:59,716 --> 00:14:00,799
‫فقط،

222
00:14:00,882 --> 00:14:03,091
‫دوست دارم با بقیه تو موزه بچرخم،

223
00:14:03,174 --> 00:14:05,507
‫ولی نگهبان شیفت شب
‫خیلی فشار زیادی داره.

224
00:14:05,591 --> 00:14:07,424
‫من هیچ‌کاری رو
نمی‌تونم درست انجام بدم.

225
00:14:07,507 --> 00:14:09,841
‫دلت نمی‌خواد من
مسئول موزه بشم، باشه؟

226
00:14:09,924 --> 00:14:11,424
‫گند میزنم.

227
00:14:11,507 --> 00:14:14,299
‫رفیق، تو کِی گند زدی؟

228
00:14:15,716 --> 00:14:16,716
‫لعنتی.

229
00:14:19,674 --> 00:14:20,674
‫بگیر.

230
00:14:20,757 --> 00:14:22,049
‫ممنون.

231
00:14:22,591 --> 00:14:23,757
‫نمی‌دونم، بابا.

232
00:14:23,841 --> 00:14:26,632
‫چون تو این‌کار رو انجام
دادی ‫دلیل نمیشه من بتونم.

233
00:14:26,716 --> 00:14:28,632
‫بعید می‌دونم صلاحیتش
رو داشته باشم.

234
00:14:28,716 --> 00:14:30,466
‫معلومه که داری. ‫تو دیلی هستی.

235
00:14:34,841 --> 00:14:35,716
‫بگذریم.

236
00:14:35,799 --> 00:14:38,257
‫ببین، نیکی، می‌دونم
چند بار زمین خوردی،

237
00:14:38,341 --> 00:14:40,674
‫ولی ‫برای اینه‌که با دقت
اطرافت رو نگاه نمی‌کنی.

238
00:14:40,757 --> 00:14:43,132
‫فقط باید اعتماد به‌نفست
‫رو دوباره بدست بیاری.

239
00:14:43,216 --> 00:14:46,882
‫و حدس میزنم ‫که شغل
موزه همین کار رو انجام بده.

240
00:14:46,966 --> 00:14:47,882
‫چطوری؟

241
00:14:47,966 --> 00:14:50,257
‫باید بهم اعتماد کنی.

242
00:14:50,341 --> 00:14:52,757
‫اون موزه یه چیزی داره
‫که به اشیا حیات می‌بخشه،

243
00:14:52,841 --> 00:14:54,799
‫و منظورم صرفا آثار نیست.

244
00:14:54,882 --> 00:14:56,132
‫خب، نظرت چیه؟

245
00:14:56,216 --> 00:14:59,299
‫باشه. ‫ولی مطمئنم مامان
نقشه‌های دیگه‌ای داره.

246
00:14:59,382 --> 00:15:01,424
‫اوه، بهم اعتماد کن.

247
00:15:01,507 --> 00:15:04,424
‫من و مادرت ‫توی تربیت
مشترک مهارت زیادی داریم،

248
00:15:04,507 --> 00:15:07,799
‫و وقتی بفهمه قراره تو موزه
کار کنی ‫حسابی خوشحال میشه.

249
00:15:08,299 --> 00:15:10,799
‫دوست ندارم تو موزه کار کنه.

250
00:15:11,632 --> 00:15:12,674
‫- جـ... ‫- نخیر!

251
00:15:15,882 --> 00:15:18,841
‫دارم بهت میگم،
اریکا، ‫فکر خیلی خوبیه.

252
00:15:18,924 --> 00:15:22,924
‫لری، اصلا تا حالا دقت کردی ‫که تمامی
فکرهات حول محور موزه می‌چرخه؟

253
00:15:25,216 --> 00:15:26,466
‫نیک، یه دقیقه تنهامون می‌ذاری؟

254
00:15:26,549 --> 00:15:27,549
‫باشه.

255
00:15:31,841 --> 00:15:33,841
‫فکر می‌کردم شما قراره برید جایی.

256
00:15:33,924 --> 00:15:36,924
‫خب. آره، نه، ‫میرم
روی موسیقی‌م کار کنم،

257
00:15:37,007 --> 00:15:40,257
‫که هیچ‌وقت کسی قدرشو ندونست.

258
00:15:46,799 --> 00:15:47,799
‫نگهبان شیفت شب؟

259
00:15:47,882 --> 00:15:51,216
‫واقعا فکر می‌کنی به نیک کمک کنه

260
00:15:51,299 --> 00:15:52,799
‫تا به یه آدم بالغ با عرضه ‫و
با اعتماد به‌نفس تبدیل بشه؟

261
00:15:52,882 --> 00:15:53,799
‫اون حتی جوک‌های
میوه‌ایم رو جواب نمیده.

262
00:15:53,882 --> 00:15:54,757
‫چی؟

263
00:15:54,841 --> 00:15:56,591
‫ببین، می‌دونم ‫باید
کارهای بالغانه انجام بده،

264
00:15:56,674 --> 00:16:00,424
‫ولی فکر می‌کنم این شغل
‫دقیقا همون چیزیه که نیاز داره.

265
00:16:01,716 --> 00:16:03,132
‫تازه اتاق عایق صدا هم لازم داره.

266
00:16:03,216 --> 00:16:07,091
‫نیک چطوری یاد بگیره مردم رو
رهبری کنه ‫اگه تو موزه تنهایِ تنها باشه؟

267
00:16:07,174 --> 00:16:08,799
‫نه، نه، نه، تنها نیست.

268
00:16:08,882 --> 00:16:11,757
‫یه گروه شب‌نشین
بزرگ و باحال هست.

269
00:16:13,424 --> 00:16:14,424
‫گروه شب‌نشینی؟

270
00:16:14,507 --> 00:16:16,299
‫من واقعا فکر می‌کنم
باید اسم نیک رو...

271
00:16:16,382 --> 00:16:18,757
‫برای ‫کمپِ توانمندسازی
نابغه کارآفرینی بنویسیم.

272
00:16:18,841 --> 00:16:21,007
‫می‌دونی که مخففش
میشه خرخون بودن، آره؟

273
00:16:22,299 --> 00:16:25,007
‫درسته. ‫خب، ریاضی ورزش جدیده.

274
00:16:25,091 --> 00:16:26,132
‫ببین، لری...

275
00:16:26,216 --> 00:16:29,591
‫اریکا، یادت میاد قبل از این‌که
جدا بشیم ‫چه وضعی داشتم.

276
00:16:29,674 --> 00:16:32,507
‫در بهترین حالت
خودم نبودم. ‫نبودم.

277
00:16:32,591 --> 00:16:35,757
‫ولی توی موزه مشغول
شدم، ‫منو دگرگون کرد.

278
00:16:35,841 --> 00:16:37,507
‫و فکر می‌کنم نیک
رو هم تغییر بده.

279
00:16:39,216 --> 00:16:41,632
‫می‌دونی چیه، لری؟
درست میگی. ‫عوض شدی.

280
00:16:41,716 --> 00:16:44,799
‫و نمی‌دونم چطوری و چرا، ‫ولی
اونجا کردن زندگیت رو متحول کرد.

281
00:16:44,882 --> 00:16:45,841
‫تقریبا انگار معجزه شد.

282
00:16:45,924 --> 00:16:47,174
‫مراقب باش.

283
00:16:48,174 --> 00:16:49,424
‫آره. تقریبا.

284
00:16:49,507 --> 00:16:52,757
‫می‌دونی، من و تو همیشه
‫به‌عنوان یه زوج هم‌نظر نبودیم،

285
00:16:52,841 --> 00:16:55,257
‫ولی همیشه بابای خوبی بودی.

286
00:16:55,341 --> 00:16:58,466
‫اگه فکر می‌کنی این شغل به نیک
کمک می‌کنه، ‫حاضرم امتحان کنم.

287
00:16:58,549 --> 00:16:59,632
‫ممنون.

288
00:16:59,716 --> 00:17:02,549
‫اگه نظر منو بخوای،
‫هنوز تیم خیلی خوبی میشیم.

289
00:17:02,632 --> 00:17:03,674
‫آره.

290
00:17:03,757 --> 00:17:06,257
‫ولی اگه یه تار مو ‫از پسر
عزیز دردونه‌ام کم بشه،

291
00:17:06,341 --> 00:17:10,341
‫پا میشم میام ژاپن و با دستای
خودم ‫از کوه فیجی پرتت می‌کنم پایین!

292
00:17:11,799 --> 00:17:12,799
‫منصفانه‌ست.

293
00:17:26,132 --> 00:17:29,257
‫نیکی، کار خودت بود؟
‫رفیق، خیلی با استعدادی.

294
00:17:29,340 --> 00:17:31,590
‫ممنون، ‫اما هیچ‌کس دیگه نمی‌شنوه.

295
00:17:31,674 --> 00:17:33,049
‫خب، نظرت درباره یه
خبر خوب کوچولو چیه؟

296
00:17:33,132 --> 00:17:35,674
‫مامان موافقت کرد!
‫از فردا شروع می‌کنی.

297
00:17:36,382 --> 00:17:37,215
‫خوبه.

298
00:17:37,299 --> 00:17:40,049
‫هی، اگه من تونستم،
‫مطمئنم تو هم می‌تونی.

299
00:17:40,132 --> 00:17:41,132
‫از پسش برمیای.

300
00:17:41,215 --> 00:17:43,632
‫چون، اگه بلایی سرت
بیاد، ‫مامانت منو می‌کشه.

301
00:17:43,715 --> 00:17:44,799
‫اما چیزی نمیشه.

302
00:17:44,882 --> 00:17:47,465
‫فرصت طلایی توئه، بچه‌جون. ‫بگیرش.

303
00:17:47,549 --> 00:17:48,799
‫لازمت میشه.

304
00:17:50,007 --> 00:17:51,090
‫الان برای توئه.

305
00:17:52,049 --> 00:17:53,299
‫من بهت ایمان دارم، نیکی.

306
00:17:56,549 --> 00:17:57,632
‫فقط تو ایمان داری.

307
00:18:08,424 --> 00:18:11,674
‫به‌به. نیک دیلی ‫نگهبان
شب جدید اومده.

308
00:18:11,757 --> 00:18:14,757
‫درست به موقع ‫و با
سه دقیقه تاخیر اومدی.

309
00:18:14,840 --> 00:18:16,340
‫ببخشید، دکتر مک‌فی.

310
00:18:16,424 --> 00:18:19,299
‫ببین، من فقط برای این قبول
کردم ‫این شغل رو به تو بدم

311
00:18:19,382 --> 00:18:20,715
‫چون بابای مرحومت...

312
00:18:20,799 --> 00:18:22,049
‫بابای من هنوز زنده‌ست.

313
00:18:22,132 --> 00:18:26,257
‫می‌دونم، ولی همیشه دیر می‌کرد ‫دلم
می‌خواست بکشمش درست مثل تو.

314
00:18:26,340 --> 00:18:29,507
‫بگذریم، بهم اطمینان داد
‫جایگزین مسئولیت‌پذیری هستی.

315
00:18:29,590 --> 00:18:31,424
‫حسم میگه برعکسه

316
00:18:31,507 --> 00:18:33,632
‫چون ذاتا به نوجوون‌ها ‫اعتماد
ندارم و ازشون خوشم نمیاد.

317
00:18:33,715 --> 00:18:35,507
‫- لعنتی. ‫- از دهنم پرید.

318
00:18:35,590 --> 00:18:36,590
‫ای وای.

319
00:18:38,299 --> 00:18:42,840
‫خیلی‌خب. خب، احتمالا ‫کارهای
دکتری موزه‌ای مهمی دارید، پس...

320
00:18:42,924 --> 00:18:44,049
‫رکسی، آروم باش.

321
00:18:46,757 --> 00:18:50,174
‫عجیب بود. پسر عجیبی
هستی ‫و منو معذب می‌کنی.

322
00:18:50,257 --> 00:18:52,507
‫اگه اتفاقی برای
آثار گران‌بهام بیفته،

323
00:18:52,590 --> 00:18:54,507
‫از حقوقت کم میشه.

324
00:18:55,257 --> 00:18:57,382
‫و لطفا امشب کاری
نکن ‫که اینجا آتیش بگیره.

325
00:19:01,465 --> 00:19:04,382
‫خیلی‌خب، رفتش!

326
00:19:04,465 --> 00:19:05,549
‫نگهبان شیفت شب!

327
00:19:05,632 --> 00:19:06,674
‫آره!

328
00:19:07,840 --> 00:19:09,424
‫سلام به همه.

329
00:19:13,174 --> 00:19:14,465
‫منم خوشحالم می‌بینمت، دکستر.

330
00:19:17,299 --> 00:19:18,715
‫اینم از کلاه، آتیلا.

331
00:19:20,049 --> 00:19:22,215
‫- نیک. ‫- خواهش می‌کنم.

332
00:19:25,757 --> 00:19:27,924
‫نیک. نیک، نیک، نیکی، نیکی، نیک!

333
00:19:28,799 --> 00:19:30,299
‫خیلی خلاقی، لا.

334
00:19:32,924 --> 00:19:35,257
‫ولی لطفا وقتی کارت ‫با کپسول
آتیش‌نشانی تموم شد بذارش سر جاش.

335
00:19:36,382 --> 00:19:38,132
‫فکر خوبیه.

336
00:19:43,049 --> 00:19:44,757
‫خوشحالم دوباره می‌بینمت، نیک.

337
00:19:44,840 --> 00:19:48,674
‫عجب فکر فوق العاده‌ای بود ‫تا تو
رو به‌عنوان نگهبان استخدام کنن.

338
00:19:48,757 --> 00:19:52,799
‫- یعنی فکر کی بود، ها؟ ‫- درسته.

339
00:19:53,840 --> 00:19:55,924
‫روی دماغت کفه.

340
00:19:56,924 --> 00:20:00,049
‫خیلی هیجان زده هستیم ‫که
سنت دیلی رو ادامه میدیم.

341
00:20:00,132 --> 00:20:03,382
‫منظورم به معنی روزانه
نیست، ‫بلکه به اسم فامیلیت.

342
00:20:03,465 --> 00:20:07,632
‫مشخصا تو فقط شب‌ها کار می‌کنی.
‫دیگه چیزی نمیگم تا تو حرف بزنی.

343
00:20:07,715 --> 00:20:10,132
‫این‌که هر شب با شما
هستم ‫خیلی خوش می‌گذره.

344
00:20:10,215 --> 00:20:11,840
‫فقط امیدوارم ‫آماده این شغل باشم.

345
00:20:11,924 --> 00:20:16,882
‫البته که آماده‌ای. ‫فقط
دل و جرئت می‌خوای و...

346
00:20:16,965 --> 00:20:19,549
‫بهم آدامس بده، پسر احمق خان.

347
00:20:19,632 --> 00:20:22,465
‫اسمم نیکه، ‫و آدامس ندارم.

348
00:20:22,549 --> 00:20:23,590
‫الان داری،

349
00:20:23,674 --> 00:20:25,299
‫چون پا گذاشتی روش.

350
00:20:25,924 --> 00:20:27,757
‫بهتره نادیده‌اش بگیرم.

351
00:20:27,840 --> 00:20:29,090
‫نیکولا!

352
00:20:29,174 --> 00:20:30,757
‫هیچ‌وقت به مبارزه پشت نکن.

353
00:20:31,715 --> 00:20:34,257
‫باید شهامت داشته باشیم ‫تا
با دشمن‌هامون روبه‌رو بشیم،

354
00:20:34,340 --> 00:20:37,507
‫نه این‌که مثل شترمرغ‌های
بزدل ‫سرمون رو توی خاک کنیم.

355
00:20:38,632 --> 00:20:40,507
‫همه‌چیز درباره‌ی تو نیست، جی‌جی.

356
00:20:43,424 --> 00:20:45,715
‫درسته. ممنون، ژان.
‫توصیه خوبی هست.

357
00:20:45,799 --> 00:20:47,590
‫یه‌کم منو می‌ترسونه.

358
00:20:47,674 --> 00:20:48,799
‫درکت می‌کنم.

359
00:20:51,424 --> 00:20:55,007
‫همانطور که ارتش روم شهامت
پیدا کرد ‫تا کارتاژ رو فح کنه،

360
00:20:55,090 --> 00:20:59,132
‫حال باید این دستگاه
شکلات ‫رو از پا در بیاریم.

361
00:20:59,215 --> 00:21:00,340
‫حمله!

362
00:21:00,423 --> 00:21:01,757
‫آره.

363
00:21:10,257 --> 00:21:12,632
‫جدیدایا. ‫اکتاویوس.

364
00:21:12,715 --> 00:21:15,798
‫طناب بلندتری نیاز
دارید. ‫یا یه‌کم پول.

365
00:21:20,882 --> 00:21:22,548
‫واستون بازش کنم؟

366
00:21:22,632 --> 00:21:24,673
‫لازم نیس، نیکولاس.

367
00:21:24,757 --> 00:21:29,132
‫من استاد شمشیر زنی‌ام، ‫توی
گارد پرتورین سرآمد آموزش دیدم.

368
00:21:33,923 --> 00:21:35,882
‫شاید بتونی گوشه‌اش
‫رو یه‌کم باز کنی.

369
00:21:41,757 --> 00:21:42,923
‫شکلات مغزدار خیلی دوست دارم.

370
00:21:43,007 --> 00:21:45,423
‫نیک! ‫واست یه سوپرایز داریم.

371
00:21:45,507 --> 00:21:48,382
‫به افتخار اولین شبت توی
موزه، ‫واست هدیه خریدیم.

372
00:21:48,465 --> 00:21:50,173
‫هدیه‌ی من ‫کیف عینک قدیمیـمه.

373
00:21:50,257 --> 00:21:54,757
‫ممنون، تدی. اما من عینک نمیزنم.
‫ضمنا، کسی بهش شلیک کرده؟

374
00:21:54,840 --> 00:21:57,590
‫این کیف منو از شلیک
یه قاتل نجات داده.

375
00:21:57,673 --> 00:22:00,632
‫نماد شانسه، ‫و دوست
دارم دست تو باشه.

376
00:22:00,715 --> 00:22:01,590
‫البته، بعضی وقت‌ها،

377
00:22:01,673 --> 00:22:04,215
‫باید ازت قرض بگیرم تا
عینکمو بذارم، ‫یا گاهی اوقات نعنا.

378
00:22:04,298 --> 00:22:06,632
‫توش نعنا هم نگه
می‌دارم. ‫یه راز کوچولوئه.

379
00:22:09,382 --> 00:22:10,382
‫بیا، نیک.

380
00:22:10,465 --> 00:22:14,840
‫ممنون، ساکاگاوا. ‫مهره
اصل قبیله بومی شوشونی.

381
00:22:14,923 --> 00:22:16,923
‫راستش، از مغازه خریدم.

382
00:22:17,007 --> 00:22:18,632
‫این پوستر هم واست گرفتم.

383
00:22:18,715 --> 00:22:21,257
‫پوستر موزه‌ات.

384
00:22:21,340 --> 00:22:22,715
‫موزه‌ی ما.

385
00:22:22,798 --> 00:22:23,798
‫ممنون.

386
00:22:25,423 --> 00:22:27,340
‫هی، دکتر. ‫واسه من موز آوردی؟

387
00:22:35,882 --> 00:22:38,632
‫لا چیزی نشده.

388
00:22:39,257 --> 00:22:42,340
‫برای لا دیکشنری می‌خوندم.
‫تلاش می‌کنم دایره لغاتشو بسازه.

389
00:22:42,423 --> 00:22:45,257
‫ساکاگاوا معلمم خوبیه.

390
00:22:47,132 --> 00:22:48,423
‫دوستان، بابامه.

391
00:22:49,090 --> 00:22:50,590
‫سلام کنید.

392
00:22:50,673 --> 00:22:51,715
‫لا!

393
00:22:51,798 --> 00:22:52,798
‫بابایی!

394
00:22:52,882 --> 00:22:56,007
‫من بابات نیست،
لا. ‫حرف زده بودیم.

395
00:22:56,090 --> 00:22:58,465
‫خب، موزه توکیو چطوره؟

396
00:22:58,548 --> 00:22:59,715
‫خیلی خوبه.

397
00:22:59,798 --> 00:23:01,965
‫یه ربات دارن که
نقش راهنما رو داره.

398
00:23:02,048 --> 00:23:04,215
‫به موزه توکیو خوش اومدین.

399
00:23:04,840 --> 00:23:06,757
‫و توالت‌هاشون؟ ‫از من باهوش‌ترن.

400
00:23:07,548 --> 00:23:09,382
‫به توالت خوش آمدید.

401
00:23:10,298 --> 00:23:13,215
‫بگذریم، ‫قوانین رو که بلدی.

402
00:23:13,298 --> 00:23:15,673
‫آره. ‫«تبلت به
همه‌چیز حیات می‌بخشه،

403
00:23:15,757 --> 00:23:19,465
‫و همه باید تا طلوع خورشید توی
موزه باشن، ‫وگرنه خاکستر میشن.»

404
00:23:19,548 --> 00:23:20,840
‫تثبیت شده.

405
00:23:20,923 --> 00:23:25,340
‫درسته، اما یه چیز دیگه. ‫یادت
نره در زیرزمین رو قفل کنی.

406
00:23:25,423 --> 00:23:26,673
‫زیرزمین؟

407
00:23:31,673 --> 00:23:32,757
‫باشه. ‫مشکلی نیست.

408
00:23:32,840 --> 00:23:34,632
‫خیلی‌خب، ‫اما قبلِ اون،

409
00:23:34,715 --> 00:23:36,757
‫ازت می‌خوام بری تو زیرزمین

410
00:23:36,840 --> 00:23:39,007
‫و سکوی بارگیری رو قفل کنی.

411
00:23:47,632 --> 00:23:48,882
‫حتما باید برم، بابا؟

412
00:23:48,965 --> 00:23:51,423
‫رفقا، می‌شه یه لحظه
‫من و پسرمو تنها بذارید؟

413
00:23:51,507 --> 00:23:52,340
‫- آره، حتما. ‫- به چشم.

414
00:23:52,423 --> 00:23:54,465
‫- این لحظاتیه که یادت مونده.
‫- واسه ما وقت نداری. فهمیدم.

415
00:23:54,548 --> 00:23:56,632
‫میریم یه جای دیگه رو نگاه کنیم.

416
00:23:56,715 --> 00:23:59,882
‫نیکی، می‌دونم همیشه ‫از زیرزمین
ترس داشتی، و هیچ ایرادی نداره

417
00:23:59,965 --> 00:24:02,257
‫چون چیزهای خیلی
ترسناکی اون پایینه.

418
00:24:02,340 --> 00:24:04,715
‫ولی این مهم‌ترین قسمت این شغله.

419
00:24:04,798 --> 00:24:09,215
‫بعضی‌اوقات آثار جدید
میان ‫و ممکنه خطرناک باشن.

420
00:24:09,298 --> 00:24:11,132
‫باشه. فهمیدم.

421
00:24:11,215 --> 00:24:13,673
‫چیزیـت نمیشه، رفیق. ‫باشه؟

422
00:24:13,757 --> 00:24:15,882
‫می‌دونم با وجودِ تو
‫موزه دستِ آدم خوبیـه،

423
00:24:15,965 --> 00:24:19,132
‫چون تو تنها، پسر من نیستی، ‫تو
بهترین آدمی هستی که می‌شناسم.

424
00:24:19,215 --> 00:24:20,715
‫و هر کاری از دستت برمیاد،

425
00:24:20,798 --> 00:24:24,590
‫مخصوصا با قفل کردن سکوی
بارگیری، ‫بهت توصیه می‌کنم.

426
00:24:25,215 --> 00:24:26,048
‫باید برم.

427
00:24:26,131 --> 00:24:27,923
‫خواستم به زبون
ژاپنی پیتزا سفارش بدم،

428
00:24:28,006 --> 00:24:32,423
‫و حالا پیک با چند تا
آکواریوم لابستر اومده. ‫پس...

429
00:24:32,506 --> 00:24:33,673
‫خداحافظ، بابا.

430
00:24:34,256 --> 00:24:35,840
‫خیلی‌خب، نیک. ‫شروع کنیم!

431
00:24:35,923 --> 00:24:37,965
‫اولین مسئولیت بزرگت
به‌عنوان نگهبان شب.

432
00:24:38,006 --> 00:24:40,090
‫همه روت حساب باز کردیم
‫که امنیت‌مون رو حفظ کنی.

433
00:24:40,173 --> 00:24:45,923
‫خیلی‌خب. من برم زیرزمین. ‫من
رفتم. مگه چه اتفاق بدی ممکنه بیفته؟

434
00:24:46,590 --> 00:24:48,381
‫چیزیش نمیشه، درسته؟

435
00:24:48,465 --> 00:24:53,631
‫اوه، هیچیش نمیشه. شنیدی چی
گفت. ‫مگه چه اتفاق بدی ممکنه بیفته؟

436
00:24:57,881 --> 00:25:01,840
‫زود باش، نیک. الان تو نگهبان شب هستی،
‫و فقط باید سکوی بارگیری رو قفل کنی.

437
00:25:05,381 --> 00:25:06,548
‫نترس.

438
00:25:06,631 --> 00:25:08,631
‫اینجا خیلی ترسناکه، فقط نترس.

439
00:25:10,256 --> 00:25:13,131
‫بابا گفت تنها کاری که باید بکنم
‫اینه‌که سکوی بارگیری رو قفل کنم.

440
00:25:13,215 --> 00:25:14,756
‫تنها کارم همینه. ‫تموم شد و رفت.

441
00:25:14,840 --> 00:25:17,673
‫چون من نگهبان شبم، ‫و وظیفه‌ی
منه تا سکوی بارگیری رو قفل کنم.

442
00:25:19,298 --> 00:25:20,381
‫باید از اینجا رد بشیم.

443
00:25:23,798 --> 00:25:26,006
‫برو اونور! ‫خداحافظ.

444
00:25:26,590 --> 00:25:28,215
‫خیلی‌خب، چقدر می‌تونه سخت باشه؟

445
00:25:29,840 --> 00:25:30,840
‫به خشکی شانس.

446
00:25:30,923 --> 00:25:32,506
‫زود باش. زود باش.

447
00:25:33,090 --> 00:25:34,215
‫چی بود؟

448
00:25:36,548 --> 00:25:37,631
‫ای‌وای.

449
00:25:38,798 --> 00:25:40,881
‫کلیدهای احمق. ‫کدوم کلیده؟

450
00:25:40,965 --> 00:25:42,381
‫زود باش، زود باش، زود باش!

451
00:25:48,381 --> 00:25:49,548
‫خب، خوبه!

452
00:25:59,173 --> 00:26:01,048
‫خیلی لذت می‌برم ‫سربه‌سر
کارمندهای جدید بذارم.

453
00:26:01,131 --> 00:26:02,423
‫به نظرت زیاده‌روی کردیم؟

454
00:26:02,506 --> 00:26:05,340
‫نه. چرا همه خوشی‌ها
‫واسه طبقه بالایی‌ها باشه؟

455
00:26:17,131 --> 00:26:18,131
‫بنگرید!

456
00:26:18,215 --> 00:26:21,131
‫همونطور که آنوبیس
‫توی کتاب مردگان نوشته،

457
00:26:21,215 --> 00:26:24,840
‫من، کامونرا، برگشته‌ام!

458
00:26:27,465 --> 00:26:31,590
‫زمان آغاز نقشه‌ام رسیده
‫تا به دنیا حکمرانی کنم!

459
00:26:33,340 --> 00:26:37,131
‫که باید یه لحظه صبر
کنم ‫چون پام خواب رفته.

460
00:26:38,173 --> 00:26:39,590
‫بیدار شو، پا. ‫بیدار شو.

461
00:26:39,673 --> 00:26:41,256
‫بهت دستور میدم ذوق ذوق نکنی!

462
00:26:45,506 --> 00:26:48,673
‫خب، همه قفل‌های
سکوی بارگیری رو بستم.

463
00:26:50,381 --> 00:26:52,215
‫خب، چطور پیش رفت؟

464
00:26:52,298 --> 00:26:53,965
‫ای‌وای. ‫چرا انقدر عرق کردی؟

465
00:26:54,840 --> 00:26:56,673
‫گرمایش جهانی؟

466
00:26:56,756 --> 00:26:59,798
‫بی‌خیال. کی می‌‌دونست ‫سوختِ
زغال‌سنگ به اینجا ختم می‌شد؟

467
00:27:05,215 --> 00:27:06,756
‫کسی پنکه روشن کرده؟

468
00:27:06,840 --> 00:27:09,673
‫مطمئنم کار وولی بود.

469
00:27:11,173 --> 00:27:12,923
‫خب، کسی قضاوتت نمی‌کنه.

470
00:27:13,006 --> 00:27:14,298
‫ولی بیاید اینجا رو تمیز کنیم.

471
00:27:14,381 --> 00:27:16,465
‫نمی‌تونم شب اول
کارم خرابی داشته باشم.

472
00:27:17,965 --> 00:27:20,298
‫صبر کن! ‫یه چیزی از قلم افتاده.

473
00:27:20,381 --> 00:27:22,090
‫خب، قفل سکوی بارگیری نیست.

474
00:27:22,173 --> 00:27:24,381
‫از قلم نیفتاده، ‫چون قفلش کردم.

475
00:27:25,465 --> 00:27:29,131
‫نه. تبلت! ‫تبلت گم شده!

476
00:27:31,673 --> 00:27:32,590
‫بجنبید.

477
00:27:32,673 --> 00:27:35,881
‫اگه تبلت رو پیدا نکنیم، ‫جون
همه حاضرینِ موزه به خطر میفته.

478
00:27:35,965 --> 00:27:37,840
‫- راست میگه. بریم. ‫- ایول!

479
00:27:37,923 --> 00:27:39,215
‫ای‌وای.

480
00:27:40,715 --> 00:27:43,048
‫کجا می‌تونه باشه؟ ‫کی برداشته؟

481
00:27:45,923 --> 00:27:47,590
‫من.

482
00:27:47,673 --> 00:27:52,173
‫درسته، لری، ‫من برگشتم و تو...

483
00:27:52,256 --> 00:27:54,631
‫عوض شدی؟ ‫عمل کردی؟

484
00:27:54,714 --> 00:27:56,923
‫لری بابای منه. ‫تو کی هستی؟

485
00:27:57,006 --> 00:27:59,298
‫دهنتو ببند، پسر لری.

486
00:28:01,964 --> 00:28:06,381
‫به من میگی کامونرا، شاهِ شاهان.

487
00:28:07,089 --> 00:28:08,464
‫- خدای بزرگ! ‫- نیک!

488
00:28:08,548 --> 00:28:13,214
‫پدرت فکر کرد من رو شکست
داده، ‫ولی برگشتم تا انتقام بگیرم.

489
00:28:13,298 --> 00:28:14,673
‫تو اصلا از کجا اومدی؟

490
00:28:14,756 --> 00:28:16,714
‫زیرزمین.

491
00:28:17,798 --> 00:28:19,048
‫فکر کردم قفل کردی.

492
00:28:19,131 --> 00:28:20,506
‫قفل کردم.

493
00:28:21,298 --> 00:28:23,381
‫باشه بابا، یه صدای
ترسناک شنیدم ‫و فلنگو بستم.

494
00:28:23,464 --> 00:28:26,673
‫من بودم! ‫من صدای ترسناک بودم.

495
00:28:26,756 --> 00:28:28,756
‫یه صدای جدید از گلوم در میوردم.

496
00:28:33,464 --> 00:28:36,464
‫خب، با آکوستیک زیرزمین
‫خیلی بهتر نشون میده.

497
00:28:36,548 --> 00:28:39,048
‫و حالا که تبلت دست منه،

498
00:28:39,131 --> 00:28:43,006
‫ازش استفاده می‌کنم ‫تا ارتشم
در دنیای مردگان رو بیدار کنم.

499
00:28:43,089 --> 00:28:44,089
‫بد به نظر میرسه.

500
00:28:44,673 --> 00:28:46,464
‫بده.

501
00:28:47,589 --> 00:28:48,798
‫و وسط حرفم نپر.

502
00:28:50,214 --> 00:28:51,756
‫به دنیا حکمرانی می‌کنم و...

503
00:28:51,839 --> 00:28:53,464
‫رفیق، تبلتـو بده من.

504
00:28:53,548 --> 00:28:57,548
‫دوباره پریدی. پریدی وسط حرفم.
‫دلم می‌خواد چندین و چند بار بکشمت.

505
00:29:00,131 --> 00:29:01,839
‫کامونرا.

506
00:29:07,964 --> 00:29:13,131
‫داشتم می‌گفتم، به دنیا حکمرانی
می‌کنم، ‫و همه جلوی من تعظیم می‌کنن.

507
00:29:13,214 --> 00:29:15,298
‫کامونرا رفت.

508
00:29:15,381 --> 00:29:17,548
‫زود باشید، رفت سمت
راهروی مینیاتوری‌ها.

509
00:29:20,631 --> 00:29:23,298
‫فکر می‌کنی داری
کجا میری، قلدر خان؟

510
00:29:24,173 --> 00:29:26,881
‫خشم شمشیر قدرتمندم رو بچش!

511
00:29:26,964 --> 00:29:28,464
‫آتش!

512
00:29:37,339 --> 00:29:39,423
‫از دست علاقه‌ام به صندل.

513
00:29:39,506 --> 00:29:40,506
‫اونجاست!

514
00:29:41,214 --> 00:29:44,131
‫برگرد تا بزنم به اون یکی پان!

515
00:29:44,214 --> 00:29:45,756
‫زود باشید.

516
00:29:45,839 --> 00:29:46,839
‫حمله!

517
00:29:52,892 --> 00:29:54,767
‫- نیک! ‫- ای‌وای!

518
00:29:56,309 --> 00:29:58,225
‫بابت تمرین‌هام
خدا رو شکر می‌کنم.

519
00:29:58,309 --> 00:29:59,975
‫و با همچین قدرتی،

520
00:30:00,059 --> 00:30:04,767
‫نمی‌تونید جلوی من رو بگید ‫تا از
افرادی که بهم شک داشتن انتقام نگیرم.

521
00:30:04,850 --> 00:30:06,934
‫مخصوصا تو، بابا.

522
00:30:07,017 --> 00:30:10,267
‫نذاشتی پادشاه مصر بشم.

523
00:30:11,017 --> 00:30:15,517
‫ولی مصر رو فراموش
کن. ‫من پادشاه دنیا میشم!

524
00:30:16,350 --> 00:30:18,850
‫خب، می‌تونی ‫پسر رو از
دنیای مردگان بیرون بیاری،

525
00:30:18,934 --> 00:30:21,517
‫اما نمی‌تونی دنیای مردگان
‫رو از کله پسر خارج کنی.

526
00:30:21,600 --> 00:30:23,059
‫رفت سمت بخش آفریقا!

527
00:30:23,142 --> 00:30:24,434
‫زود باشید، میون‌بر بلدم.

528
00:30:26,725 --> 00:30:28,559
‫از سر راهم برید
کنار، اردک‌های مسخره!

529
00:30:29,225 --> 00:30:30,475
‫تا بعد، تمساح.

530
00:30:31,267 --> 00:30:34,100
‫خیلی کندی، چیتا.
‫امروز نه، موفاسا.

531
00:30:34,184 --> 00:30:36,434
‫چیزی ندارم به گوزن بگم!

532
00:30:38,975 --> 00:30:41,267
‫زود باشید! ‫باید جلوی
فرعون دیوونه رو بگیریم.

533
00:30:41,350 --> 00:30:42,517
‫بخوایم بگیم، اون فرعون نیست.

534
00:30:42,600 --> 00:30:46,059
‫برادر کوچیکش جایگزین اون
شد ‫چون یه ستمگر بی‌ثبات بود.

535
00:30:48,725 --> 00:30:53,309
‫ای مزاحم، تسلیم شو، ‫وگرنه با
شمشیر ژاندارک مواجه میشی.

536
00:30:53,892 --> 00:30:56,600
‫واقعا؟ ‫بیا برقصیم.

537
00:30:57,434 --> 00:30:59,517
‫رقصی در کار نیست.
‫فقط مبارزه با شمشیر.

538
00:31:00,142 --> 00:31:02,350
‫شوالیه احمق. ‫استعاره بود.

539
00:31:02,434 --> 00:31:05,642
‫تنها استعاره‌ای که من لازم دارم
‫اینه‌که واقعا توی مبارزه شکستت بدم.

540
00:31:06,225 --> 00:31:08,809
‫استعاره‌ها که دقیق نیستن.

541
00:31:10,434 --> 00:31:12,975
‫باشه. ‫چطوره بعد این‌که کشتمت،

542
00:31:14,684 --> 00:31:16,059
‫روی قبرت برقصم؟

543
00:31:16,142 --> 00:31:19,309
‫نه! رقصی در کار
نیست. ‫خواستم بچزونمت.

544
00:31:21,017 --> 00:31:23,892
‫خب، در این‌صورت، ‫خیلی دیر کردی.

545
00:31:27,392 --> 00:31:29,933
‫من ششصد سال پیش ‫روی چوب سوختم.

546
00:31:30,017 --> 00:31:31,767
‫واقعا منظورم نبود!

547
00:31:31,850 --> 00:31:33,058
‫زود باش، تبلت رو بگیر!

548
00:31:41,350 --> 00:31:42,683
‫آره.

549
00:31:42,767 --> 00:31:45,058
‫حکمرانی دنیا، من دارم میام!

550
00:31:46,058 --> 00:31:49,725
‫- ها؟ ‫- تبلت رو به لا بده!

551
00:31:49,808 --> 00:31:53,225
‫- خب، حالا که مودبانه
گفتی. بگیرش! ‫- هی!

552
00:31:59,350 --> 00:32:02,183
‫آره. ‫درست مثل همونی
که از اول برنامه‌ریزی کردم.

553
00:32:02,267 --> 00:32:04,058
‫حالا، اگه من رو ببخشید...

554
00:32:05,517 --> 00:32:06,642
‫تویی.

555
00:32:06,725 --> 00:32:08,892
‫یه بار منقرض شدین کافی نبود؟

556
00:32:10,767 --> 00:32:12,308
‫بخورش، رکسی. بخورش!

557
00:32:13,225 --> 00:32:14,725
‫نه، منو نخور!

558
00:32:14,808 --> 00:32:16,933
‫وگرنه فیلم زود تموم میشه!

559
00:32:22,267 --> 00:32:25,433
‫صحیح و سالم اومدم بیـ...

560
00:32:26,767 --> 00:32:28,350
‫آره. طلای واقعیه.

561
00:32:28,975 --> 00:32:30,517
‫داره فرار می‎کنه!

562
00:32:30,600 --> 00:32:32,350
‫باید یه راهی پیدا
کنیم ‫تا در رو باز کنیم.

563
00:32:32,433 --> 00:32:33,850
‫بسپرش به من.

564
00:32:33,933 --> 00:32:37,308
‫الان منفجرش می‌کنم.

565
00:32:37,892 --> 00:32:39,767
‫برید عقب!

566
00:32:40,392 --> 00:32:42,350
‫پناه بگیرید!

567
00:32:45,433 --> 00:32:47,433
‫گاوچرون بزرگ‌تری نیاز داریم.

568
00:32:47,517 --> 00:32:48,350
‫هی!

569
00:32:48,433 --> 00:32:50,850
‫صبر کنید. ‫من کلید دارم!

570
00:32:53,475 --> 00:32:54,892
‫ریاست اینجا دست تو باشه، رکسی.

571
00:32:56,433 --> 00:32:58,683
‫ها؟ کجا رفت؟

572
00:32:58,767 --> 00:33:01,058
‫صبر کنید. ‫دارم الهام می‌بینم.

573
00:33:01,142 --> 00:33:04,183
‫درسته. ‫یادم رفته بود
ژان الهامات عرفانی داره.

574
00:33:05,433 --> 00:33:08,225
‫داریم کامونرا ‫رو توی یه
راهروی رنگی دنبال می‌کنیم.

575
00:33:08,308 --> 00:33:09,183
‫اما صبر کنید!

576
00:33:09,267 --> 00:33:12,933
‫لیز می‌خوره ‫و به
جرج واشینگتن می‌خوره.

577
00:33:13,517 --> 00:33:14,808
‫مسخره‎ست.

578
00:33:14,892 --> 00:33:18,350
‫از کجا جرج واشینگتن
‫رو توی نیویورک پیدا کنیم؟

579
00:33:18,975 --> 00:33:20,058
‫[ موزه متروپولیتن هنر ]

580
00:33:20,142 --> 00:33:20,975
‫از اینجا.

581
00:33:21,058 --> 00:33:22,517
‫خب، الان با عقل جور در میاد.

582
00:33:22,600 --> 00:33:23,975
‫موزه متروپولیتن هنر!

583
00:33:24,058 --> 00:33:26,558
‫اما اون سمت شهره، ‫و
کل شب رو وقت نداریم.

584
00:33:26,642 --> 00:33:29,350
‫خودت می‌دونی چی میشه.
‫موقع طلوع آفتاب، خاکستر میشیم.

585
00:33:29,433 --> 00:33:30,767
‫[ مترو ]

586
00:33:30,850 --> 00:33:32,308
‫زود باشید. ‫یه فکری دارم.

587
00:33:39,100 --> 00:33:42,183
‫واسم مراسم کامیک
بود لباس مبدل پوشیدین؟

588
00:33:42,267 --> 00:33:44,517
‫واقعا؟ ‫فکر می‌کنی من عجیبم؟

589
00:33:44,600 --> 00:33:48,517
‫یه مرد با لباس دزد دریایی اونجا
نشسته، ‫و به مارمولکش بامیه میده.

590
00:33:48,600 --> 00:33:51,725
‫آفرین دختر. ‫مثل
رقاص‌های باله هستی.

591
00:33:51,808 --> 00:33:54,308
‫صاف رفتی تو قلبم.

592
00:33:54,392 --> 00:33:55,892
‫چه آدم عجیبی.

593
00:33:55,975 --> 00:33:58,850
‫آره. ‫عمرا رقاص باله بشه.

594
00:34:06,225 --> 00:34:07,183
‫[ موزه متروپولیتن هنر ]

595
00:34:07,267 --> 00:34:08,600
‫موفق شدم!

596
00:34:08,683 --> 00:34:10,183
‫بالاخره.

597
00:34:10,267 --> 00:34:13,142
‫بیدار بشید، رعیت‌های وفادار من!

598
00:34:13,808 --> 00:34:14,808
‫من زنده‌ام!

599
00:34:15,392 --> 00:34:16,350
‫من زنده‌ام.

600
00:34:16,448 --> 00:34:19,248
و من هنوز شکسته ام؟

601
00:34:19,272 --> 00:34:20,842
و دماغم خارش داره

602
00:34:25,169 --> 00:34:27,252
‫به حقِ ابوالهول ببین کی اومده.

603
00:34:27,835 --> 00:34:29,460
‫خوش اومدید، عالی‌جناب.

604
00:34:29,544 --> 00:34:32,835
‫به موقع بود. دارم یخ میزنم
‫و لباس تابستونیـم رو پوشیدم.

605
00:34:34,294 --> 00:34:35,377
‫آره.

606
00:34:35,460 --> 00:34:39,210
‫سرنوشتم به حدی نزدیکه
‫که می‌تونم حسش کنم.

607
00:34:39,294 --> 00:34:43,419
‫و غرایز شاهانه‌ام ‫میگه این سمته.

608
00:34:43,502 --> 00:34:46,085
‫ولی نقشه میگه اون سمته.

609
00:34:46,169 --> 00:34:47,794
‫خب،طبق نقشه پیش بریم.

610
00:34:48,585 --> 00:34:51,752
‫کتاب مردگان بهمون هشدار
داد ‫این عوضی برمی‌گرده.

611
00:34:51,835 --> 00:34:53,419
‫خب، میرم لاته بخورم.

612
00:34:57,585 --> 00:35:00,377
‫خب، کامونرا مطمئنا
‫تبلت رو آورده اینجا.

613
00:35:02,168 --> 00:35:04,418
‫اینجا چقدر بزرگه.

614
00:35:05,043 --> 00:35:06,793
‫همه‌چیز واسه ما بزرگه.

615
00:35:06,877 --> 00:35:08,043
‫راست میگی.

616
00:35:08,127 --> 00:35:09,377
‫نمی‌فهمم.

617
00:35:09,460 --> 00:35:12,668
‫کامونرا قراره چطوری ‫از
موزه هنر به مصر باستان بره؟

618
00:35:12,752 --> 00:35:15,918
‫البته! معبد دندور!

619
00:35:16,002 --> 00:35:17,002
‫دور دور؟

620
00:35:17,085 --> 00:35:18,543
‫دور دور نه. دندور.

621
00:35:18,627 --> 00:35:21,293
‫یه معبد باستانی مصریه که
اینجا به ‫نمایش گذاشته شده.

622
00:35:21,377 --> 00:35:23,668
‫نیک، همونطور که
تبلت ما رو زنده کرد،

623
00:35:23,752 --> 00:35:26,418
‫می‌تونه آثار هنری
رو هم زنده کنه.

624
00:35:26,502 --> 00:35:28,377
‫جادوی تبلت به کامونرا اجازه میده

625
00:35:28,460 --> 00:35:30,793
‫وارد معبد بشه و
برگرده به مصر باستان.

626
00:35:30,877 --> 00:35:33,668
‫چی؟ چطور ممکنه؟
‫می‌خواد در زمان سفر کنه؟

627
00:35:33,752 --> 00:35:36,460
‫کامونرا می‌تونه از هنر داخل
معبد ‫به عنوان دروازه استفاده کنه،

628
00:35:36,543 --> 00:35:38,502
‫همون کاری که لا داره
با مادر ویسلر می‌کنه.

629
00:35:38,585 --> 00:35:40,002
‫لا! بس کن.

630
00:35:42,085 --> 00:35:44,752
‫از خونه من برو
بیرون، حیوون بی‌لباس!

631
00:35:44,835 --> 00:35:48,460
‫دوست نداشتنی! دردناک!
‫هشدار دهنده! مصیب بار!

632
00:35:48,543 --> 00:35:51,002
‫شاید باید لغت نامه
رو ازش پس بگیرم.

633
00:35:51,085 --> 00:35:54,002
‫نیک، اگه کامونرا
برگرده به مصر باستان،

634
00:35:54,085 --> 00:35:55,918
‫معلوم نیست چقدر
وحشت ممکنه ایجاد کنه.

635
00:35:56,002 --> 00:35:58,085
‫و لا هم میگه، «همه برن...»

636
00:35:59,710 --> 00:36:02,127
‫باورم نمیشه این
اتفاق داره میفته.

637
00:36:02,210 --> 00:36:05,335
‫چرا نمیشد یه شغل تابستونی
عادی داشته ‫باشم، می‌دونین؟

638
00:36:05,418 --> 00:36:08,835
‫یا بدون یه روانی که از مرگ
برگشته تا ‫آخر زمان ایجاد کنه.

639
00:36:08,918 --> 00:36:11,502
‫خواسته زیادیه؟ ‫ما حتی
نمی‌دونیم کدوم سمتی رفته.

640
00:36:11,585 --> 00:36:12,710
‫اون سمتی.

641
00:36:13,210 --> 00:36:14,835
‫واو. از کجا می‌دونی؟

642
00:36:14,918 --> 00:36:18,418
‫چون من متخصص رد زنی، جون سالم
به در بردن، ‫زدن رو دست بقیه هستم،

643
00:36:18,502 --> 00:36:20,252
‫البته اونجا هم دارم می‌بینمش.

644
00:36:20,335 --> 00:36:21,627
‫نقشه مسخره!

645
00:36:21,710 --> 00:36:22,710
‫بریم بگیریمش!

646
00:36:23,335 --> 00:36:25,127
‫امروز قراره از اون
روزهای رو اعصاب باشه.

647
00:36:25,752 --> 00:36:27,543
‫- حمله! ‫- بریم!

648
00:36:28,793 --> 00:36:29,877
‫چقدر سریع میره!

649
00:36:29,960 --> 00:36:31,877
‫شاید تو زیادی کُندی.

650
00:36:34,293 --> 00:36:36,918
‫هی، کامونرا. ‫نظرت
درباره رنگ روغنی چیه؟

651
00:36:38,918 --> 00:36:39,918
‫چی؟

652
00:36:40,668 --> 00:36:42,252
‫ایول!

653
00:36:42,335 --> 00:36:47,502
‫♪ پارو پارو پارو بزن، به آرومی
برو ♪ ‫♪ سمت رودخونه دلاور ♪

654
00:36:48,752 --> 00:36:51,627
‫نگران نباشید، سرهنگ
واشینگتن، ‫گرفتیمش.

655
00:36:51,710 --> 00:36:54,002
‫ولم کنین، بی‌فرهنگ‌ها!

656
00:36:54,085 --> 00:36:56,085
‫اوناهاش! تو نقاشی عبور از دلاور.

657
00:36:58,543 --> 00:37:01,627
‫عقب وایسید یا آقای
کلاه گیسی رو می‌کشم.

658
00:37:01,710 --> 00:37:04,085
‫اینم از عاقبت رفتن به نیوجرسی.

659
00:37:05,085 --> 00:37:06,335
‫وایسین، یه فکری دارم!

660
00:37:08,252 --> 00:37:10,210
‫داریم غرق میشیم، افراد.

661
00:37:15,460 --> 00:37:17,543
‫این ناقص عقل‌ها دست برنمی‌دارن.

662
00:37:17,627 --> 00:37:20,877
‫باید یه جوری از شرشون خلاص شم.

663
00:37:22,418 --> 00:37:24,085
‫وقت نیروی پشتیبانیه.

664
00:37:24,918 --> 00:37:26,793
‫پشتیبانی نهایی.

665
00:37:37,002 --> 00:37:43,502
‫خدای خدایان،
احضارت می‌کنم، برخیز!

666
00:37:46,793 --> 00:37:48,085
‫ایول!

667
00:37:51,835 --> 00:37:54,418
‫کی جرئت کرد من رو بیدار کنه؟

668
00:37:54,502 --> 00:37:57,752
‫من، کامونرای بزرگ.

669
00:37:57,835 --> 00:38:02,210
‫سث قدرتمند، خدای
آشوب، به کمکت نیاز دارم.

670
00:38:09,585 --> 00:38:11,460
‫الان پام میرسه...

671
00:38:11,543 --> 00:38:13,293
‫واو، زیادی شبیه یه خدا نیستی.

672
00:38:13,377 --> 00:38:15,627
‫راستش یه مقدار گیج شدم.

673
00:38:15,710 --> 00:38:16,877
‫یه کوچولو کمک کن.

674
00:38:16,960 --> 00:38:19,293
‫کسی نیست کمک کنه؟ آهای!

675
00:38:20,752 --> 00:38:22,251
‫فکر کردم...

676
00:38:22,335 --> 00:38:24,460
‫شرمنده، فکر کردم خودم
می‌تونم بیام، ‫ولی ممنون.

677
00:38:24,543 --> 00:38:26,460
‫خب، چه کاری از دستم برمیـ...

678
00:38:30,043 --> 00:38:31,543
‫عذر می‌خوام.

679
00:38:31,626 --> 00:38:33,668
‫سر حرفم می‌مونم.

680
00:38:33,751 --> 00:38:36,210
‫گمونم فلفل نبین چه
ریزه، بشکن ببین چه تیزه.

681
00:38:36,293 --> 00:38:41,210
‫هی! در جریان باش که من تو خانواده
خدایان ‫شغال شکلم، از همه قد بلندترم.

682
00:38:41,293 --> 00:38:44,835
‫باشه، باشه، حرفم رو پس
می‌گیرم. ‫اصلاً قدت کوتاه نیست.

683
00:38:44,918 --> 00:38:49,001
‫خوبه. گفتی به کمکم نیاز
داری؟ ‫چی تو فکرته؟

684
00:38:49,085 --> 00:38:50,126
‫خب، می‌دونی،

685
00:38:50,210 --> 00:38:54,668
‫یه چندتا ارازدل نخاله هستن
که باید ‫ترتیبشون رو بدم.

686
00:38:56,543 --> 00:38:57,710
‫اونان.

687
00:38:59,251 --> 00:39:01,668
‫خب دیگه، کامونرا.
‫می‌دونیم اونجایی!

688
00:39:02,751 --> 00:39:05,043
‫یه لطفی کن و بسوزونشون، خب؟

689
00:39:05,126 --> 00:39:06,543
‫به سث چی میرسه؟

690
00:39:07,043 --> 00:39:09,626
‫با هم به دنیا حکمرانی می‌کنیم.

691
00:39:09,710 --> 00:39:11,210
‫با کمک این تبلت،

692
00:39:11,293 --> 00:39:17,085
‫ارتش مردگان رو زنده می‌کنیم و انسان‌ها رو
‫زور می‌کنیم که به تمام خواسته‌هامون گوش بدن!

693
00:39:18,876 --> 00:39:20,960
‫تقریباً احمقی‌ها، می‌دونستی؟

694
00:39:21,585 --> 00:39:25,418
‫ولی پایه حکمرانی تو
دنیا هستم. مطمئن باش.

695
00:39:28,335 --> 00:39:29,335
‫تکون نمی‌خوره.

696
00:39:32,335 --> 00:39:33,543
‫اون چیه؟

697
00:39:33,626 --> 00:39:36,001
‫مرگ تو، لری کوچولو.

698
00:39:36,085 --> 00:39:39,543
‫با سث، خدای آشوب آشنا بشید!

699
00:39:39,626 --> 00:39:40,876
‫هی.

700
00:39:40,960 --> 00:39:43,543
‫اسم خدای آشوب سثه؟

701
00:39:43,626 --> 00:39:45,460
‫نباید یه اسم ترسناک‌تر
داشته باشی؟ ‫مثلاً...

702
00:39:46,168 --> 00:39:47,835
‫خیلی خب، سث، حله.

703
00:39:47,918 --> 00:39:49,460
‫نابودشون کن!

704
00:39:53,210 --> 00:39:54,876
‫آتش سبز زیبا.

705
00:39:55,960 --> 00:39:57,251
‫شوخیت گرفته؟

706
00:39:57,335 --> 00:40:00,460
‫وقتی آتیشت بهشون نمی‌خوره،
چطوری ‫قراره فرار کنیم؟

707
00:40:00,543 --> 00:40:03,043
‫هی، من خدای آشوبم.

708
00:40:03,126 --> 00:40:04,460
‫اگه نشونه گیری دقیق می‌خواستی،

709
00:40:04,543 --> 00:40:08,043
‫باید خدای بزن به
هدف رو بیدار می‌کردی.

710
00:40:10,793 --> 00:40:11,960
‫چیه؟ یه خدای واقعیه.

711
00:40:12,043 --> 00:40:15,210
‫نه، جدی میگم. دوستمه. ‫یه
روز بهش معرفیت می‌کنم.

712
00:40:16,585 --> 00:40:18,210
‫مسخره بازی بسه!

713
00:40:18,293 --> 00:40:21,876
‫تا فرار کنیم اینا
اینجوری سرگرم میشن.

714
00:40:23,168 --> 00:40:24,460
‫اسکات بزرگ.

715
00:40:24,543 --> 00:40:27,251
‫بی‌خودی بهم نمیگن مربی عقرب‌ها.

716
00:40:30,293 --> 00:40:32,126
‫فکر نکنم صدات رو شنیده باشه.

717
00:40:32,210 --> 00:40:35,501
‫فقط به یه کوچولو آشوب نیاز داره!

718
00:40:39,418 --> 00:40:40,793
‫فرار!

719
00:40:40,876 --> 00:40:44,168
‫عالی شد، الان یه عقرب
گنده‌ی شبیه ‫خداها افتاده دنبالمون!

720
00:40:44,251 --> 00:40:45,835
‫باید استتار کنیم.

721
00:40:46,668 --> 00:40:47,626
‫اونجا!

722
00:40:54,293 --> 00:40:55,376
‫چیکار کنیم؟

723
00:40:56,001 --> 00:40:58,751
‫تا حواس عقرب پرته
بیاید بزنیم به چاک.

724
00:41:00,668 --> 00:41:01,751
‫نیک...

725
00:41:03,168 --> 00:41:04,918
‫پیام میوه‌ای از مامانمه.

726
00:41:05,001 --> 00:41:08,168
‫- میگه سیبم رو بخورم.
‫- شوخیت گرفته دیگه.

727
00:41:13,085 --> 00:41:14,085
‫نیک!

728
00:41:16,793 --> 00:41:20,210
‫من به تموم موجودات
زنده احترام می‌ذارم، جز تو.

729
00:41:23,918 --> 00:41:25,251
‫بس کن، حشره بو گندو!

730
00:41:28,876 --> 00:41:30,043
‫بگیر که اومد!

731
00:41:36,293 --> 00:41:37,293
‫آخ.

732
00:41:38,085 --> 00:41:41,668
‫تا حالا چیزی درباره روزمره
شنیدی؟ ‫این برعکسشه.

733
00:41:50,626 --> 00:41:51,626
‫حشره بوگندو...

734
00:41:53,459 --> 00:41:55,459
‫لای همیشگی.

735
00:41:55,543 --> 00:41:58,751
‫بدترین شب اول دنیا.

736
00:42:01,126 --> 00:42:02,126
‫ای وای.

737
00:42:02,209 --> 00:42:03,334
‫سلام، پسرم.

738
00:42:03,418 --> 00:42:05,668
‫باز تویی که، پدر.

739
00:42:05,751 --> 00:42:08,334
‫انگار چهره‌ت رو همه جا حک کردن.

740
00:42:08,418 --> 00:42:11,084
‫چرا تویی، نه من؟

741
00:42:11,168 --> 00:42:13,959
‫می‌خوای الان بحثش رو باز کنی؟

742
00:42:14,043 --> 00:42:15,626
‫حالا هر چی. مهم نیست.

743
00:42:15,709 --> 00:42:19,709
‫چون قراره قدرتمندترین
فرعون تاریخ بشم!

744
00:42:21,459 --> 00:42:24,751
‫پس این کارهات واسه اینه
که با ‫بابات اختلاف داری؟

745
00:42:25,668 --> 00:42:27,001
‫برو پیش روانشناس.

746
00:42:27,084 --> 00:42:29,251
‫هزینه‌ش از این
کارها کمتر درمیاد.

747
00:42:31,793 --> 00:42:33,043
‫آره!

748
00:42:33,126 --> 00:42:34,793
‫حالا با این تبلت جادویی،

749
00:42:34,876 --> 00:42:40,126
‫برمی‌گردیم به مصر باستان و
همه آرزوهامون ‫برآورده میشه.

750
00:42:41,668 --> 00:42:43,293
‫امیدوارم همه آرزوهامون نباشه.

751
00:42:43,376 --> 00:42:46,584
‫من همه‌ش خواب می‌بینم
دارم سعی می‌کنم ‫ویولن بنوازم،

752
00:42:46,668 --> 00:42:50,584
‫ویولنه از حشره ساخته شده، منم سوار
یه چیزی ‫هستم که ترکیب تنبل و گربه‌ست.

753
00:42:51,168 --> 00:42:53,876
‫اینم از معبد دندور.

754
00:42:54,751 --> 00:42:57,376
‫آهسته بیاید، گروه.
‫ممکنه هر جایی باشه.

755
00:42:59,043 --> 00:43:00,251
‫کامونرا کارش رو کرده.

756
00:43:00,334 --> 00:43:02,668
‫برگشته به مصر باستان!

757
00:43:02,751 --> 00:43:07,168
‫ما هم باید بریم دنبالش و دچار
همون سرنوشت ‫شوم بشیم.

758
00:43:07,251 --> 00:43:08,084
‫ای وای. وضع بدیه.

759
00:43:08,168 --> 00:43:09,459
‫خیلی خیلی بده.

760
00:43:09,543 --> 00:43:11,168
‫خیلی، خیلی، خیلی...

761
00:43:11,918 --> 00:43:13,584
‫الان هم بده، هم صورتم درد میاد.

762
00:43:13,668 --> 00:43:14,501
‫بده؟

763
00:43:14,584 --> 00:43:18,376
‫یا فرصت داری به کامونرا
نشون بدی ‫چند مرده حلاجی؟

764
00:43:18,459 --> 00:43:19,876
‫همون بد.

765
00:43:20,543 --> 00:43:23,459
‫خیلی خب، حدود چهار ساعت تا طلوع آفتاب
وقت ‫داریم که شما تبدیل به خاکستر بشین.

766
00:43:23,543 --> 00:43:24,501
‫[تایمر - ۰۳:۵۹:۵۸] ‫[توقف]

767
00:43:24,584 --> 00:43:25,751
‫امیدوارم راهمون جواب بده.

768
00:43:27,001 --> 00:43:28,001
‫اولین دروازه من.

769
00:43:29,876 --> 00:43:32,043
‫یالا. امکان نداره کامونرا
خیلی دور شده باشه.

770
00:43:32,126 --> 00:43:34,543
‫پسر، سخت میشه
روی این ماسه راه رفت.

771
00:43:34,626 --> 00:43:36,376
‫چند روز به کفش‌هامون گیر می‌کنه،

772
00:43:36,459 --> 00:43:40,251
‫ولی نسبت به بدبختی‌هایی
که قراره بکشیم هیچه.

773
00:43:45,293 --> 00:43:49,543
‫خب، نزدیک‌تر شدیم، ولی
هنوز راه ‫طولانی پیش رو داریم.

774
00:43:49,626 --> 00:43:51,209
‫انگار باید پیاده بریم.

775
00:43:51,293 --> 00:43:52,168
‫خوبه!

776
00:43:52,251 --> 00:43:54,126
‫می‌دونی، من حرف زدن و
راه رفتن رو دوست دارم.

777
00:43:54,209 --> 00:43:56,709
‫وقت داریم همدیگه
رو بهتر بشناسیم.

778
00:43:56,793 --> 00:43:58,459
‫تو چند بار تا حالا زنده شدی؟

779
00:43:58,543 --> 00:44:03,543
‫من تا دلت بخواد.
‫اولین بار غافلگیر...

780
00:44:04,209 --> 00:44:07,001
‫فکر کنم بوی عطر کامونرا
رو حس کردم. ‫به ردش رسیدیم؟

781
00:44:07,084 --> 00:44:10,126
‫نه هنوز. باد روی
رد پاش رو پوشونده.

782
00:44:10,209 --> 00:44:11,209
‫جدی میگید؟

783
00:44:11,293 --> 00:44:13,168
‫وسط مصر باستانیم!

784
00:44:13,251 --> 00:44:14,584
‫عمراً نمیشه پیداش کرد.

785
00:44:15,834 --> 00:44:17,126
‫نیکولاس، چی شده؟

786
00:44:17,209 --> 00:44:20,251
‫انگار نیک به مشکل خورده.

787
00:44:20,959 --> 00:44:22,293
‫شرمنده، فقط...

788
00:44:22,376 --> 00:44:24,168
‫من به درد این کارها نمی‌خورم.

789
00:44:24,918 --> 00:44:26,376
‫من همه‌ش هجده سالمه.

790
00:44:27,001 --> 00:44:29,668
‫یه بچه احمقم که جو برش داشته.

791
00:44:30,334 --> 00:44:31,709
‫این چه حرفیه، نیک.

792
00:44:31,793 --> 00:44:32,959
‫من هجده سالم که بود،

793
00:44:33,043 --> 00:44:35,876
‫رهبری ارتش فرانسه رو در جنگ با
انگلیس در دست ‫داشتم که پیروز هم شدیم.

794
00:44:35,959 --> 00:44:38,876
‫منم تو چهارده سالگی رهبر
سفر اکتشافی ‫لوئیس و کلارک بودم.

795
00:44:38,959 --> 00:44:44,251
‫منم تو سیزده سالگی به روم کمک
کردم در ‫نبرد کارتاژ پیروز بشه.

796
00:44:44,334 --> 00:44:46,959
‫لا هم در یازده سالگیش
آتش رو کشف کرد.

797
00:44:54,126 --> 00:44:55,209
‫آتیش می‌سوزه.

798
00:44:55,959 --> 00:44:57,209
‫می‌دونم چه حسی داره.

799
00:44:57,709 --> 00:44:59,543
‫ببینین، می‌فهمم.

800
00:44:59,626 --> 00:45:02,709
‫شماها دمتون گرمه.
‫واسه همین رفتین تو موزه.

801
00:45:03,209 --> 00:45:06,334
‫ولی من مثل شما نیستم، خب؟
‫هیچی اونجوری که من می‌خوام نمیشه.

802
00:45:06,418 --> 00:45:10,126
‫به میونه‌م با دختر مورد علاقه‌م گند
زدم، ‫هیچکس به موسیقیم گوش نمیده،

803
00:45:10,209 --> 00:45:11,418
‫و راستی،

804
00:45:11,501 --> 00:45:14,834
‫یه خدای باستانی که قصد
نابودی دنیا رو ‫داره آزاد کردم.

805
00:45:14,918 --> 00:45:17,751
‫هر دفعه که فرصتش پیش
میاد یه کار ‫خفن انجام بدم،

806
00:45:17,834 --> 00:45:19,376
‫گند میزنم.

807
00:45:19,459 --> 00:45:21,709
‫دست بردار، نیک. اینطور نیست.

808
00:45:21,792 --> 00:45:24,584
‫اینقدر زود تسلیم نشو.

809
00:45:24,667 --> 00:45:25,751
‫از پسش برمیای.

810
00:45:25,834 --> 00:45:28,667
‫بابات مقابل کامونرا
ایستاد، تو هم می‌تونی.

811
00:45:29,334 --> 00:45:33,542
‫ولی من بابام نیستم. ‫مثل
اون یا شماها قهرمان نیستم.

812
00:45:34,042 --> 00:45:36,792
‫نیک، تو استعدادهای خاص
خودت رو داری ‫که قویت می‌کنن.

813
00:45:36,876 --> 00:45:40,001
‫فقط باید مثل ما به
خودت باور داشته باشی.

814
00:45:40,751 --> 00:45:44,417
‫حالا سوال اینه که کامونرا کجاست؟

815
00:45:46,084 --> 00:45:48,334
‫ردش رو زدم. اون سمتی رفته!

816
00:45:49,001 --> 00:45:51,001
‫خیلی خب، دوستان. از اون سمت!

817
00:45:51,084 --> 00:45:52,667
‫اون سمت!

818
00:45:52,751 --> 00:45:54,584
‫نه، لا. این وری.

819
00:45:55,126 --> 00:45:56,417
‫ولی گفتی اون وری!

820
00:45:59,709 --> 00:46:00,959
‫می‌دونی چی عجیبه؟

821
00:46:01,042 --> 00:46:04,917
‫هر دفعه که زنده میشم، حدود
شش کیلو ‫وزن اضافه می‌کنم.

822
00:46:05,001 --> 00:46:06,084
‫خواهش می‌کنم اینقدر حرف نزن.

823
00:46:06,167 --> 00:46:09,251
‫- فکر کنم از استرسه.
‫- یه قایق. بالاخره.

824
00:46:09,334 --> 00:46:11,292
‫زود باش، باهاش از نیل رد میشیم.

825
00:46:14,876 --> 00:46:16,709
‫خیلی خب، با اون یکی قایق میریم.

826
00:46:16,792 --> 00:46:19,709
‫هر وقت خواستی عطسه
کنی دماغت رو بپوشون.

827
00:46:28,251 --> 00:46:29,292
‫از رودخونه دارن میرن.

828
00:46:29,376 --> 00:46:31,542
‫پس با قایق میریم دنبالشون.

829
00:46:32,417 --> 00:46:34,167
‫لا آب دوست نداره.

830
00:46:34,251 --> 00:46:36,459
‫یالا رفقا، وقت تلف
نکنین. ‫بیاین رو قایق!

831
00:46:45,126 --> 00:46:46,459
‫چرا اینقدر کند داریم میریم؟

832
00:46:47,584 --> 00:46:49,334
‫این سمتی پارو بزن، لا.

833
00:46:49,417 --> 00:46:50,917
‫ها! این وری.

834
00:46:56,751 --> 00:47:01,751
‫یاد روزهایی افتادم که تو رودخونه
میزوری ‫کوچولو پارو میزدم.

835
00:47:01,834 --> 00:47:05,126
‫یه روز، یه چندتا جوون
اندیش‌گر دیدم، ‫و گفتم،

836
00:47:05,209 --> 00:47:08,542
‫«مطمئنم دوست دارن درباره
سفرهای ‫هیجان انگیزم بشنون.»

837
00:47:08,626 --> 00:47:10,251
‫وسط داستان،

838
00:47:10,334 --> 00:47:12,292
‫که به یه بوفالو بازی
شافل بورد یاد دادم،

839
00:47:12,376 --> 00:47:15,917
‫برگشتم و دیدم قایقم رو دزدیدن!

840
00:47:16,001 --> 00:47:17,334
‫باز سرعتمون کُند شد.

841
00:47:17,417 --> 00:47:18,876
‫چون تدی وایساده

842
00:47:18,959 --> 00:47:21,251
‫یه نفس داره داستان خسته
کننده‌ش رو تعریف می‌کنه.

843
00:47:21,334 --> 00:47:23,334
‫شرمنده! من با دست حرف میزنم.

844
00:47:23,959 --> 00:47:27,126
‫ای وای. با این وضع
هیچوقت نمیرسیم به کامونرا.

845
00:47:27,209 --> 00:47:30,709
‫وایسین! یه چیزی
می‌بینم. یه الهام.

846
00:47:30,792 --> 00:47:32,417
‫یه الهام دیگه؟ چی می‌بینی؟

847
00:47:32,501 --> 00:47:34,084
‫درباره توئه، نیک،

848
00:47:34,167 --> 00:47:36,834
‫و اینکه کامونرا رو
شکست میدی یا نه.

849
00:47:36,917 --> 00:47:38,792
‫جدی؟ شکست میدم؟

850
00:47:39,876 --> 00:47:40,959
‫کامونرا رو می‌بینم.

851
00:47:41,042 --> 00:47:43,834
‫داره با تبلت یه اهریمن
بزرگ رو رها می‌کنه!

852
00:47:43,917 --> 00:47:46,334
‫ولی نیک و کامونرا با
هم روبرو میشن و...

853
00:47:46,417 --> 00:47:48,042
‫خب؟ می‌برم؟

854
00:47:49,459 --> 00:47:51,376
‫نمی‌دونم. الهام تموم شد.

855
00:47:51,459 --> 00:47:53,542
‫الان دارم کمر
پشمالوی لا رو می‌بینم.

856
00:47:54,542 --> 00:47:55,542
‫چی شده، لا؟

857
00:47:55,626 --> 00:47:56,626
‫دایناسور!

858
00:47:57,751 --> 00:47:59,459
‫داری توهم میزنی، رفیق.

859
00:47:59,542 --> 00:48:02,209
‫دایناسورها چند میلیون
ساله منقرض شدن.

860
00:48:03,917 --> 00:48:04,917
‫لا!

861
00:48:07,667 --> 00:48:11,084
‫میگه ما اومدیم مصر
باستان، نه دوران ژوراسیک.

862
00:48:12,917 --> 00:48:15,417
‫وایسین! اون دایناسور نیست!

863
00:48:17,709 --> 00:48:20,959
‫تمساح نیله، مثل
همونی که تو موزه‌ست!

864
00:48:22,584 --> 00:48:23,459
‫لا!

865
00:48:24,667 --> 00:48:25,667
‫لا!

866
00:48:25,751 --> 00:48:28,251
‫نترس، لا. کمک در راهه!

867
00:48:28,334 --> 00:48:31,542
‫تا حالا با تمساح درگیر نشدم،
ولی یه بار ‫با یه خرس چرا.

868
00:48:31,626 --> 00:48:35,251
‫رفته بودم یلواستون
پیاده روی که...

869
00:48:35,334 --> 00:48:37,709
‫تدی، میشه بس کنی؟
لا داره غرق میشه!

870
00:48:38,917 --> 00:48:41,084
‫من یادم رفت. شنا بلد نیستم.

871
00:48:43,959 --> 00:48:45,959
‫دایناسور!

872
00:48:53,417 --> 00:48:54,334
‫پارو رو بگیر!

873
00:48:56,542 --> 00:48:58,084
‫همه خوبن؟

874
00:48:58,167 --> 00:48:59,084
‫همه جز لا!

875
00:49:01,167 --> 00:49:03,084
‫هی، فکر کنم یه ایده‌ای دارم.

876
00:49:03,167 --> 00:49:05,167
‫آتیلا، زود باش. می‌تونی
من رو بفرستی اونجا؟

877
00:49:05,917 --> 00:49:09,084
‫الان می‌بینم پشیمون شدم!

878
00:49:09,167 --> 00:49:10,792
‫لا، دستم رو بگیر!

879
00:49:11,459 --> 00:49:12,584
‫اون دست خودته!

880
00:49:16,834 --> 00:49:17,834
‫اه!

881
00:49:20,334 --> 00:49:21,334
‫نیک!

882
00:49:24,250 --> 00:49:25,250
‫موفق شدیم!

883
00:49:27,125 --> 00:49:28,709
‫رفت؟

884
00:49:28,792 --> 00:49:29,792
‫ای وای!

885
00:49:38,542 --> 00:49:40,375
‫برو عقب، تمساح.

886
00:49:42,209 --> 00:49:44,292
‫یا تبدیل شو به بوت بعدیم.

887
00:49:47,375 --> 00:49:51,625
‫نیک، کارت عالی بود! ‫لا
رو نجات دادی و این حرفا.

888
00:49:51,709 --> 00:49:54,792
‫آره، ولی قایق‌هامون نابود
شدن، ‫کامونرا رو هم گم کردیم.

889
00:49:55,292 --> 00:49:57,875
‫امکان نداره قبل طلوع
آفتاب پیداش کنیم.

890
00:49:57,959 --> 00:50:01,375
‫و همه‌ش تقصیر منه.
من باعث بدبختی هستم.

891
00:50:02,667 --> 00:50:06,792
‫- خب، یاد اون دفعه
افتادم که... ‫- تدی!

892
00:50:06,875 --> 00:50:09,750
‫می‌دونم، می‌دونم. زیاد ور میزنم.

893
00:50:11,417 --> 00:50:16,250
‫سر انجام، رسیدیم به معبد خورشید!

894
00:50:17,000 --> 00:50:19,250
‫یک قدم به فرمانروایی
بر دنیا نزدیک‌تر شدیم.

895
00:50:19,334 --> 00:50:22,917
‫رای بزرگ، خدای خورشید،

896
00:50:23,000 --> 00:50:27,792
‫من، کامونرا، پادشاه
پادشاهان، ‫درخواست ورود...

897
00:50:27,875 --> 00:50:32,000
‫کی جرئت کرده پا بذاره
به زمین مقدس این معبد؟

898
00:50:32,084 --> 00:50:34,542
‫منم، احمق. خدای آشوب!

899
00:50:36,917 --> 00:50:39,000
‫بس کن، داری خجالتم میدی.

900
00:50:39,084 --> 00:50:40,334
‫من همراه ایشون نیستم.

901
00:50:41,292 --> 00:50:42,500
‫بیخیال.

902
00:50:42,584 --> 00:50:45,500
‫شرمنده که پرسیدم.
‫در از اون طرفه. برید.

903
00:50:48,542 --> 00:50:49,542
‫آره.

904
00:50:49,625 --> 00:50:52,500
‫در به سمت گنج ابدی.

905
00:50:52,584 --> 00:50:56,875
‫فقط باهوش‌ترین‌ها می‌تونن روش
باز کردنش ‫رو رمزگشایی کنن.

906
00:50:59,292 --> 00:51:01,459
‫واقعاً همه چی رو نابود
می‌کنی، می‌دونستی؟

907
00:51:01,542 --> 00:51:02,834
‫خب، ممنون.

908
00:51:02,917 --> 00:51:05,167
‫خب، حداقلش وارد شدیم.

909
00:51:05,250 --> 00:51:07,000
‫از اینجا به بعدش
حتماً راحت میشه.

910
00:51:09,750 --> 00:51:11,834
‫انگار اینجا تله گذاشتن.

911
00:51:11,917 --> 00:51:14,417
‫ممنون که خبر دادی!

912
00:51:14,500 --> 00:51:16,834
‫حالا من رو بیار بیرون!

913
00:51:16,917 --> 00:51:20,667
‫پسرهای مودب میگن،
«لطفاً من ‫رو بیار بیرون.»

914
00:51:22,667 --> 00:51:25,750
‫عالی شد، الان تو بیابون
گم شدیم و ‫نمی‌دونیم کجا بریم.

915
00:51:25,834 --> 00:51:28,000
‫به نظرتون می‌تونم تو مصر
باستان ‫جی‌پی‌اس گیر بیارم؟

916
00:51:28,084 --> 00:51:30,250
‫وایسا، نیک. ببینین تو افق چیه.

917
00:51:30,334 --> 00:51:32,042
‫اون سمتی رفته.

918
00:51:32,667 --> 00:51:34,292
‫- اون ور! ‫- ها؟

919
00:51:34,375 --> 00:51:35,792
‫لا، نه. این سمتی!

920
00:51:35,875 --> 00:51:37,125
‫ها! این سمتی.

921
00:51:38,625 --> 00:51:40,709
‫بپا کجا میری، لا.

922
00:51:40,792 --> 00:51:43,000
‫باید واسه آخر دنیا
زنده باشی، نه؟

923
00:51:43,084 --> 00:51:45,250
‫معلومه. همه‌مون
باید زنده بمونیم!

924
00:51:45,334 --> 00:51:47,125
‫جز اون بخش آخر دنیاش.

925
00:51:47,209 --> 00:51:49,084
‫عجیبه. دارم دچار دژاوو میشم.

926
00:51:49,167 --> 00:51:50,542
‫وقتی برای فرانسه جنگیدم،

927
00:51:50,625 --> 00:51:54,000
‫حس می‌کردم دارم می‌جنگم
که دنیا ‫به پایان نرسه.

928
00:51:54,084 --> 00:51:56,250
‫ولی اونموقع تنها بودم.

929
00:51:56,334 --> 00:51:57,875
‫این دفعه فرق داره، ژان.

930
00:51:57,959 --> 00:52:00,584
‫تنها نیستی. ‫رفقایی
داری که هوات رو دارن.

931
00:52:00,667 --> 00:52:02,667
‫منم هوای شماها رو دارم، عزیزم.

932
00:52:04,667 --> 00:52:06,292
‫[تایمر - ۰۱:۳۷:۲۵]

933
00:52:10,125 --> 00:52:12,750
‫نیک، اونجا رو! قایق کامونراست.

934
00:52:12,834 --> 00:52:16,792
‫حتماً اومده معبد خورشید.

935
00:52:16,875 --> 00:52:18,958
‫باشکوه نیست؟

936
00:52:19,542 --> 00:52:22,875
‫ممنون. شما هم قشنگی.

937
00:52:24,125 --> 00:52:26,250
‫یالا، دوستان. وقت تلف نکنین.

938
00:52:28,250 --> 00:52:30,833
‫مثل اینکه وارد شدن.

939
00:52:33,917 --> 00:52:37,333
‫چقدر اینجا قدیمی و گرد و خاک
گرفته‌ست، ‫مثل یه موش خرمایی.

940
00:52:37,417 --> 00:52:40,083
‫اینجور حرف زدنت واقعیه
یا از خودت درمیاری؟

941
00:52:40,167 --> 00:52:41,208
‫از خودم درمیارم.

942
00:52:41,292 --> 00:52:45,333
‫نمی‌دونم موش خرمایی چیه، ولی
لفظش ‫شبیه گاوچرون‌هاست، نه؟

943
00:52:45,417 --> 00:52:49,083
‫هی! کامونرا همین تازگی
اینجا بوده. ‫داریم بهشون میرسیم.

944
00:52:49,167 --> 00:52:52,792
‫باید قبل طلوع آفتاب بگیریمشون
و ‫تبدیل به خاکستر بشیم! یالا!

945
00:52:52,875 --> 00:52:57,000
‫وایسین، نگاه کنین. من قبلاً این
هیروگلیف‌ها ‫رو روی تبلت دیده بودم!

946
00:52:57,083 --> 00:52:59,833
‫و اینا! مطمئنم اینا نت‌های
موسیقایی ‫باستانی هستن.

947
00:52:59,917 --> 00:53:01,500
‫می‌دونستم تبلت
همه رو زنده می‌کنه،

948
00:53:01,583 --> 00:53:03,125
‫ولی نمی‌دونستم موسیقی می‌نوازه.

949
00:53:03,208 --> 00:53:06,000
‫گمونم حق با بابات بود.
‫واقعاً تو موسیقی نابغه‌ای.

950
00:53:06,083 --> 00:53:09,792
‫خودش گفت؟ یعنی آره. البته
نه. ‫باباها کلاً اینجوری هستن.

951
00:53:09,875 --> 00:53:11,000
‫معنی خاصی ندارن.

952
00:53:11,083 --> 00:53:13,167
‫بگذریم، معنیش چیه؟

953
00:53:13,250 --> 00:53:16,542
‫انگار تبلت کلید باز کردن تابوته.

954
00:53:16,625 --> 00:53:18,375
‫با سه‌تا نت موسیقایی مقدس،

955
00:53:18,458 --> 00:53:20,750
‫کامونرا می‌تونه سربازهاش
رو از دنیای مردگان ‫احضار کنه!

956
00:53:21,708 --> 00:53:24,792
‫باید قبل اینکه برسه به تالار
اصلی معبد ‫جلوش رو بگیریم.

957
00:53:24,875 --> 00:53:27,875
‫یک ساعت وقت مونده. ‫هنوز واسه
درست کردنش وقت داریم! بریم!

958
00:53:31,750 --> 00:53:34,208
‫این ردها تازه هستن.
‫حتماً بهمون نزدیکن.

959
00:53:34,292 --> 00:53:37,417
‫حواستون باشه دوستان.
ممکنه تله گذاشته باشن.

960
00:53:38,625 --> 00:53:39,708
‫تله.

961
00:53:40,708 --> 00:53:41,917
‫پام دزدیده شد!

962
00:53:42,000 --> 00:53:43,625
‫- ها؟ ‫- میگه سرتون رو بدزدید!

963
00:53:43,708 --> 00:53:45,125
‫مطمئنم یه چیز دیگه گفت.

964
00:53:48,250 --> 00:53:50,583
‫از الان به بعد، همه
نزدیک هم بمونن.

965
00:53:52,833 --> 00:53:53,833
‫خیلی نزدیک شدی.

966
00:53:56,875 --> 00:53:59,208
‫خیلی خب، میمون.
دنبال تله می‌گردیم.

967
00:54:00,375 --> 00:54:03,333
‫ها؟ آتیش کمک می‌کنه تله ببینیم.

968
00:54:04,875 --> 00:54:05,958
‫فکر خوبیه، میمون.

969
00:54:17,208 --> 00:54:18,875
‫روح میمون!

970
00:54:25,833 --> 00:54:28,083
‫از نحوه ساختن ستون‌ها خوشم اومد.

971
00:54:28,167 --> 00:54:29,417
‫حال و هوای سلسله سوم رو داره.

972
00:54:29,500 --> 00:54:33,208
‫حتماً باید تو هر اتاق وایسیم؟

973
00:54:33,292 --> 00:54:37,875
‫می‌دونی، ممکنه من خدای آشوب
باشم، ولی خوراک ‫طراحی داخلیم.

974
00:54:40,583 --> 00:54:42,000
‫کامونرا!

975
00:54:42,083 --> 00:54:43,542
‫باز شمایید؟

976
00:54:43,625 --> 00:54:44,625
‫بسوزونشون!

977
00:54:46,583 --> 00:54:49,458
‫تبلت رو بده به ما،
کامونرا! ‫تعداد ما بیشتره.

978
00:54:49,542 --> 00:54:53,083
‫راست میگی. پس باید
تعدادمون رو یکی کنم.

979
00:54:53,833 --> 00:55:00,333
‫مجسمه سربازان مرگ،
‫فکر کنید بادیگارد جدید منید!

980
00:55:01,083 --> 00:55:04,792
‫از اولش هم فرصت
برد نداشتی، پسر لری.

981
00:55:07,500 --> 00:55:09,458
‫پسر. الان چیکار کنیم؟

982
00:55:09,542 --> 00:55:12,292
‫یالا، اکتاویوس. ‫نیک
یه حرکت خفن می‌خواد،

983
00:55:12,375 --> 00:55:16,167
‫و ما دوتا گاوچرون باید
یه حالی به مشتش بدیم.

984
00:55:16,250 --> 00:55:18,167
‫چهل درصد حرفت رو فهمیدم،

985
00:55:18,250 --> 00:55:21,625
‫ولی فکر کنم می‌خوای بگی
وقتشه بریم ‫بقیه رو نجات بدیم.

986
00:55:24,875 --> 00:55:26,458
‫از کوچیک بودن متنفرم!

987
00:55:26,542 --> 00:55:29,333
‫آره، خیلی رو اعصابه!

988
00:55:35,500 --> 00:55:38,750
‫گپ زدن بسه، نیک. ‫نشون
بده ببینم چی تو چنته داری!

989
00:55:40,792 --> 00:55:41,792
‫هاکا!

990
00:55:49,666 --> 00:55:52,250
‫چشمشه! بزن به چشمش!

991
00:56:14,166 --> 00:56:15,500
‫نیک، یه کم کمک می‌کنی؟

992
00:56:15,583 --> 00:56:18,083
‫خیلی خب، نیک، تو
می‌تونی. ‫ضربه رو بزن.

993
00:56:18,166 --> 00:56:21,166
‫بدترین اتفاقی که ممکنه
بیفته چی؟ ‫نه، می‌دونی چیه؟

994
00:56:21,250 --> 00:56:22,875
‫بهترین اتفاقی که ممکنه بیفته چی؟

995
00:56:22,958 --> 00:56:24,958
‫هی، شاهین، دنبال این می‌گردی؟

996
00:56:29,291 --> 00:56:32,083
‫فکر نمی‌کردم خوراکی دوتا

997
00:56:32,166 --> 00:56:33,833
‫حیوون خونگی مصری بشیم.

998
00:56:35,125 --> 00:56:36,625
‫اگه قراره ما رو بخورن،

999
00:56:36,708 --> 00:56:39,291
‫امیدوارم زرهت اذیتشون کنه.

1000
00:56:39,875 --> 00:56:42,625
‫جدیدایا، عزیز ساده نابغه!

1001
00:56:43,333 --> 00:56:45,458
‫خفه شو بمیر، مار عوضی!

1002
00:56:49,166 --> 00:56:50,875
‫یادت نره قورت بدی!

1003
00:56:51,541 --> 00:56:52,708
‫ایول!

1004
00:56:56,500 --> 00:56:57,583
‫حالم بهم خورد!

1005
00:56:58,958 --> 00:57:01,125
‫بری دیگه برنگردی!

1006
00:57:02,166 --> 00:57:03,166
‫ای وای.

1007
00:57:07,291 --> 00:57:09,916
‫زبونت مثل کاکتوس می‌مونه.

1008
00:57:10,000 --> 00:57:12,250
‫بد نیست یه آدامس هم بخوری.

1009
00:57:20,166 --> 00:57:21,000
‫ایول!

1010
00:57:21,083 --> 00:57:22,375
‫هی، کنت شاهین!

1011
00:57:24,000 --> 00:57:25,125
‫پات رو بدزد!

1012
00:57:30,166 --> 00:57:32,458
‫گفتم پات رو؟ منظورم سرت بود.

1013
00:57:33,208 --> 00:57:34,833
‫باریکلا، نیکولاس!

1014
00:57:34,916 --> 00:57:37,458
‫حالا بریم سراغ آدم بدها.

1015
00:57:39,458 --> 00:57:40,750
‫خب، وقتشه.

1016
00:57:41,916 --> 00:57:46,666
‫لحظه انتقام من از
دنیایی که بهم شک کرد!

1017
00:57:48,083 --> 00:57:49,666
‫مخصوصاً تو، بابایی!

1018
00:57:50,458 --> 00:57:52,541
‫باعث خجالتم هستی.

1019
00:57:52,625 --> 00:57:55,000
‫چرا من همیشه با آدم
بدهایی هم تیمی میشم

1020
00:57:55,083 --> 00:57:57,750
‫که تو بچگی ضربه روحی خورده بودن؟

1021
00:57:57,833 --> 00:58:00,916
‫آدم باید واسه خودش
عوضی باشه، نه باباش.

1022
00:58:01,000 --> 00:58:03,666
‫مهم نیست! زمان من رسید.

1023
00:58:03,750 --> 00:58:06,583
‫شروع پایانه!

1024
00:58:06,666 --> 00:58:09,416
‫کدومش؟ شروع یا پایان؟

1025
00:58:09,500 --> 00:58:10,958
‫چی؟ جفتش.

1026
00:58:11,041 --> 00:58:14,375
‫معلومه که پایان یه شروعی
داره. ‫باید از یه جایی شروع بشه.

1027
00:58:14,458 --> 00:58:16,916
‫میشه یادآوری کنی دیگه
همراهت در زمان ‫سفر نکنم؟

1028
00:58:17,000 --> 00:58:18,000
‫خسته کننده‌ست.

1029
00:58:18,083 --> 00:58:22,083
‫کامونرا، بسه! این کار رو نکن!
‫این کارت ممکنه پایان همه چیز باشه!

1030
00:58:22,166 --> 00:58:25,416
‫این میگه تازه شروعشه.

1031
00:58:25,500 --> 00:58:26,583
‫همه خفه!

1032
00:58:26,666 --> 00:58:30,333
‫وقتش که تبلت رو وارد تابوت کنم،

1033
00:58:30,416 --> 00:58:34,750
‫با سه‌تا نت ساده،
ارتشم برمی‌خیزه!

1034
00:58:35,708 --> 00:58:37,208
‫منظورم ارتشمون بود.

1035
00:58:37,291 --> 00:58:39,083
‫یه جوری دردناکه آدم باورش نمیشه!

1036
00:58:39,166 --> 00:58:42,000
‫پس دفعه بعدی بیشتر دقت کن.

1037
00:58:44,625 --> 00:58:47,125
‫یالا، نباید اجازه بدیم
اون قلدر ‫نت‌ها رو بنوازه.

1038
00:58:47,208 --> 00:58:48,583
‫قلدر!

1039
00:58:48,666 --> 00:58:50,000
‫یعنی درسته، موافقم.

1040
00:58:51,041 --> 00:58:54,583
‫نذار به تبلت نزدیک شن. ‫اگه
بکشیشون امتیاز اضافی می‌گیری.

1041
00:58:54,666 --> 00:58:57,416
‫الان آشوب میشه، که من خوشم میاد.

1042
00:59:00,125 --> 00:59:03,208
‫خیلی خب. اولین نت.

1043
00:59:08,500 --> 00:59:09,500
‫اولیش رو زد.

1044
00:59:09,583 --> 00:59:12,333
‫و حالا دومیش.

1045
00:59:14,374 --> 00:59:15,791
‫نیک!

1046
00:59:20,708 --> 00:59:24,666
‫و حالا، لحظه‌ایه که منتظرش بودم.

1047
00:59:25,958 --> 00:59:28,791
‫آخرین نت!

1048
00:59:28,874 --> 00:59:30,583
‫نه! دیر شد.

1049
00:59:30,666 --> 00:59:33,249
‫فقط یه معجزه
می‌تونه نجاتمون بده!

1050
00:59:47,999 --> 00:59:51,374
‫یه میمون و یه غارنشین که
از دهن یه ‫پرنده اومدن بیرون،

1051
00:59:51,458 --> 00:59:53,083
‫بعد بهت سیلی زد!

1052
00:59:53,166 --> 00:59:54,208
‫عجب سورپرایزی.

1053
00:59:57,541 --> 01:00:00,791
‫خیلی خب، حالا نوبت نت آخره.

1054
01:00:00,874 --> 01:00:02,958
‫فقط یه معجزه
می‌تونه نجاتمون بده.

1055
01:00:05,416 --> 01:00:07,166
‫بپر، ببر!

1056
01:00:07,249 --> 01:00:09,666
‫یه گاوچرون و یه سوارکار
رومی و یه گربه بی‌مو.

1057
01:00:09,749 --> 01:00:10,583
‫احتمالش چقدره...

1058
01:00:12,624 --> 01:00:14,374
‫حالا نوبت نت آخره.

1059
01:00:29,374 --> 01:00:30,666
‫بگیریدشون.

1060
01:00:38,208 --> 01:00:39,208
‫یادتون باشه، تیم،

1061
01:00:39,291 --> 01:00:41,958
‫اندازه سگ در نبرد مهم نیست،
مهم روحیه ‫مبارزه در اون سگه،

1062
01:00:42,041 --> 01:00:44,499
‫و اصلاً دقت نکنین که
این سگ‌ها ‫خیلی گنده‌ن.

1063
01:00:44,583 --> 01:00:46,958
‫منظورم به خودمون بود. ما روحیه
جنگندگی داریم. ‫بیخیال. بزنید بریم!

1064
01:00:49,791 --> 01:00:50,791
‫قلدر!

1065
01:01:16,708 --> 01:01:18,916
‫حمله!

1066
01:01:19,999 --> 01:01:22,874
‫باریکلا دوستان، با
طناب گرفتینشون!

1067
01:01:23,499 --> 01:01:24,833
‫عجله کردم!

1068
01:01:24,916 --> 01:01:29,166
‫آره، حمله کنید،
نوکرهای من. حمله کنید!

1069
01:01:40,083 --> 01:01:42,333
‫چقدر زیادن، هی هم بیشتر میشن!

1070
01:01:56,583 --> 01:01:57,583
‫تدی!

1071
01:01:58,749 --> 01:02:02,458
‫واسه همین نباید با یه سوارکار
اسب‌های رام نشده ‫در افتاد! ژان، بگیرش!

1072
01:02:02,999 --> 01:02:06,958
‫دارم الهام می‌بینم که دارم
با چراغ قوه میزنمتون!

1073
01:02:07,041 --> 01:02:08,041
‫لا!

1074
01:02:11,333 --> 01:02:12,666
‫چشمم!

1075
01:02:16,291 --> 01:02:17,374
‫آتیلا!

1076
01:02:19,208 --> 01:02:20,208
‫ساکاگاوا!

1077
01:02:23,249 --> 01:02:24,499
‫نیک، نوبت توئه!

1078
01:02:25,749 --> 01:02:27,749
‫واو، باورم نمیشه
این راه جواب داد.

1079
01:02:34,791 --> 01:02:36,208
‫یالا، خدای تنبل.

1080
01:02:36,291 --> 01:02:37,708
‫همه‌شون رو نابود کن!

1081
01:02:37,791 --> 01:02:39,791
‫باشه، خودت خواستی.

1082
01:02:49,416 --> 01:02:52,582
‫واو. خدا رو شکر
میونه ما با هم خوبه.

1083
01:02:52,666 --> 01:02:56,791
‫بذار همینجوری هم بمونه! ‫دیگه
تنبل صدام نکن! خیلی بدجنسیه.

1084
01:03:04,749 --> 01:03:06,166
‫خیلی خب، نیک، فکر کن.

1085
01:03:06,249 --> 01:03:09,999
‫با موسیقی اومدن بیرون، شاید
با موسیقی ‫بتونن برگردن داخل.

1086
01:03:10,082 --> 01:03:12,166
‫هوای من رو داشته
باشین! میرم سراغ تبلت!

1087
01:03:12,249 --> 01:03:14,916
‫نیک، نه! خیلی خطرناکه!

1088
01:03:14,999 --> 01:03:16,707
‫من اینقدر گند زدم،

1089
01:03:16,791 --> 01:03:21,457
‫خودم هم حلش می‌کنم.

1090
01:03:22,124 --> 01:03:23,041
‫نیک!

1091
01:03:23,124 --> 01:03:25,791
‫جدی؟ چه آسون بود.

1092
01:03:25,874 --> 01:03:27,791
‫من هنوز نمردم، کامونرا.

1093
01:03:28,666 --> 01:03:31,291
‫به لطف این تسبیح‌های قلابی
مغازه ‫هدیه فروشی شاشونی.

1094
01:03:31,374 --> 01:03:32,916
‫حالش خوبه!

1095
01:03:48,291 --> 01:03:51,999
‫هی، سث! وقتی بلد نباشی نشونه
بگیری ‫چشم لیزری به هیچ درد نمی‌خوره.

1096
01:03:52,082 --> 01:03:55,291
‫چطور جرئت می‌کنی؟
‫تماشا کن و تحسین کن.

1097
01:03:55,374 --> 01:04:00,624
‫تمرکز کن. تنفست رو کنترل
کن. ‫تصور کن و شلیک کن!

1098
01:04:06,582 --> 01:04:10,999
‫از قدرت خداییم برای شکست خودم
استفاده کردم؟ ‫کی انتظارش رو داشت؟

1099
01:04:11,707 --> 01:04:14,499
‫خیلی خب. پسر لری رو...

1100
01:04:17,249 --> 01:04:18,457
‫بسپر به من!

1101
01:04:19,041 --> 01:04:20,082
‫ای وای من.

1102
01:04:36,166 --> 01:04:38,541
‫خیلی خب، نت‌هایی که
باعث آزاد شدن ‫ارتش شدن،

1103
01:04:38,624 --> 01:04:41,666
‫دی مینور بزرگ هفت
بود، ‫و یه آ هفت نیمه بزرگ،

1104
01:04:41,749 --> 01:04:42,832
‫و سی مینور نهم.

1105
01:04:42,916 --> 01:04:44,582
‫شاید اگه برعکس بزنم،

1106
01:04:44,666 --> 01:04:46,291
‫ارتش برگرده سر جاش.

1107
01:04:50,207 --> 01:04:52,541
‫چیکار می‌کنی؟ بیا این طرف!

1108
01:04:53,707 --> 01:04:54,832
‫فقط دوتا دیگه مونده.

1109
01:04:58,749 --> 01:05:00,291
‫بسه دیگه!

1110
01:05:03,374 --> 01:05:07,999
‫بسه، پسر لری. ‫شروع پایانت!

1111
01:05:12,166 --> 01:05:12,999
‫نیک!

1112
01:05:20,916 --> 01:05:24,291
‫قوی بمونین، دوستان. ‫باید
انتقام نیکولاس رو بگیریم!

1113
01:05:25,999 --> 01:05:27,791
‫- یه لحظه. ‫- ها؟

1114
01:05:28,624 --> 01:05:31,832
‫من خوبم. ‫به لطف طلسم شانس تدی.

1115
01:05:32,416 --> 01:05:34,332
‫همه چیز طبق نقشه پیش رفت!

1116
01:05:34,874 --> 01:05:36,124
‫خب، کم و بیش.

1117
01:05:36,207 --> 01:05:39,207
‫برات مهم نیست چند دفعه
توی مُردن ‫تقلب می‌کنی.

1118
01:05:39,291 --> 01:05:40,707
‫بدون این دستور عمل‌ها،

1119
01:05:40,791 --> 01:05:43,666
‫هیچوقت نمی‌تونی به
قدرت تبلت دست پیدا کنی.

1120
01:05:44,749 --> 01:05:47,582
‫وایسا، شاید به اون
تبلت نیازی نباشه.

1121
01:05:47,666 --> 01:05:49,957
‫الان وقت چک کردن
پیام میوه‌ای نیست!

1122
01:05:52,416 --> 01:05:54,332
‫چیکار می‌کنی تو؟

1123
01:05:54,416 --> 01:05:55,791
‫تمومش می‌کنم.

1124
01:05:58,999 --> 01:06:00,332
‫نه!

1125
01:06:11,915 --> 01:06:12,999
‫نیک، مراقب باش!

1126
01:06:13,082 --> 01:06:17,624
‫اگه قرار باشه برگردم،
تو هم همراهم میای!

1127
01:06:18,957 --> 01:06:21,582
‫هی، من خوبم. برنده شدیم؟

1128
01:06:22,415 --> 01:06:23,582
‫دارم پرواز می‌کنم!

1129
01:06:31,457 --> 01:06:33,624
‫این پایان پایانه!

1130
01:06:36,582 --> 01:06:37,707
‫ای وای!

1131
01:06:38,665 --> 01:06:40,082
‫گرفتیمت، نیک.

1132
01:06:41,999 --> 01:06:45,999
‫پشیمون میشی، پسر لری!

1133
01:06:50,915 --> 01:06:54,665
‫اسمم نیکه. نیک دیلی. ‫و
نگهبان شیفت شب جدیدم.

1134
01:06:55,165 --> 01:06:58,082
‫نه!

1135
01:07:00,915 --> 01:07:03,999
‫انگار جزو تاریخ شد.

1136
01:07:04,915 --> 01:07:06,415
‫بعضی اوقات خیلی ازت متنفر میشم.

1137
01:07:09,082 --> 01:07:10,165
‫فرار کنین!

1138
01:07:17,124 --> 01:07:18,249
‫آخ.

1139
01:07:23,999 --> 01:07:25,874
‫موفق شدیم، رفقا. موفق شدیم.

1140
01:07:27,332 --> 01:07:28,665
‫و تبلت رو پس گرفتیم.

1141
01:07:30,665 --> 01:07:33,665
‫ای وای. الان خورشید طلوع می‌کنه.

1142
01:07:33,749 --> 01:07:35,582
‫به موقع برنمی‌گردیم.

1143
01:07:35,665 --> 01:07:38,499
‫متاسفانه راست میگه. خیلی دوره.

1144
01:07:39,624 --> 01:07:42,374
‫خب، گمونم وقت خداحافظیه.

1145
01:07:42,457 --> 01:07:44,665
‫هر چند از نظر فنی
یعنی دوباره می‌بینمتون،

1146
01:07:44,749 --> 01:07:47,457
‫که قرار نیست هم رو ببینیم.

1147
01:07:47,540 --> 01:07:50,915
‫ولی حداقل می‌تونم بگم
دوستانی مثل شما دارم.

1148
01:07:55,207 --> 01:07:58,082
‫یالا رفقا، حتماً یه
کاری از دستمون برمیاد.

1149
01:07:58,165 --> 01:08:00,040
‫نگران ما نباش، پسرم.

1150
01:08:00,124 --> 01:08:02,457
‫مهم اینه که تو
دنیا رو نجات دادی.

1151
01:08:02,540 --> 01:08:03,832
‫متاسفم.

1152
01:08:04,957 --> 01:08:06,707
‫همه چی رو خراب کردم.

1153
01:08:07,499 --> 01:08:08,707
‫ای کاش یه راهی بود

1154
01:08:08,790 --> 01:08:11,832
‫که این تبلت احمقانه می‌تونست ما رو
به صورت ‫جادویی برگردونه به موزه.

1155
01:08:12,915 --> 01:08:13,915
‫یه لحظه.

1156
01:08:15,290 --> 01:08:16,374
‫شاید باشه.

1157
01:08:18,124 --> 01:08:19,124
‫[موزه تاریخ طبیعی]

1158
01:08:19,207 --> 01:08:20,707
‫همه با هم میریم خونه.

1159
01:08:20,790 --> 01:08:24,207
‫پسر نابغه. یه دروازه به موزه!

1160
01:08:30,165 --> 01:08:32,165
‫پسر، خوشحالم پوستر رو دادم بهت.

1161
01:08:32,665 --> 01:08:33,874
‫حالا بریم خونه.

1162
01:08:34,790 --> 01:08:36,457
‫خیلی خب، تبلت. کارت رو بکن.

1163
01:08:40,832 --> 01:08:42,790
‫- یالا! ‫- بزنید بریم!

1164
01:08:59,332 --> 01:09:00,332
‫لا.

1165
01:09:01,582 --> 01:09:02,874
‫رکسی، ما اومدیم!

1166
01:09:04,707 --> 01:09:06,124
‫یواش، رکسی، یواش!

1167
01:09:08,207 --> 01:09:09,540
‫منم دلم برات تنگ
شده بود، گنده بک.

1168
01:09:10,249 --> 01:09:11,665
‫به موقع رسیدیم.

1169
01:09:15,415 --> 01:09:17,874
‫میگه، «ممنون که
نجاتمون دادی، نیک.»

1170
01:09:20,832 --> 01:09:23,332
‫«بعد اینکه جونمون
رو تو خطر انداختی.»

1171
01:09:26,290 --> 01:09:27,290
‫نیک.

1172
01:09:30,332 --> 01:09:31,665
‫خداحافظ، پسر آدم.

1173
01:09:32,374 --> 01:09:33,415
‫لا.

1174
01:09:38,582 --> 01:09:41,123
‫نیک، دوباره یه الهام داشتم!

1175
01:09:41,207 --> 01:09:46,540
‫کامونرا رو شکست میدی.
‫یا شاید یه خاطره بوده.

1176
01:09:46,623 --> 01:09:49,040
‫بهرحال، برام باعث افتخار بود.

1177
01:09:54,915 --> 01:09:56,873
‫هیها، جیجی، بزن بریم!

1178
01:09:57,457 --> 01:09:59,582
‫کارت عالی بود، شریک.

1179
01:09:59,665 --> 01:10:03,457
‫نیکولاس، اگه دوران من زندگی
می‌کردی، ‫فرمانده خیلی خوبی میشدی.

1180
01:10:03,540 --> 01:10:04,540
‫بزن بریم، ببر!

1181
01:10:08,915 --> 01:10:11,040
‫- سلام، بابا. ‫- سلام، نیکی.

1182
01:10:11,123 --> 01:10:13,082
‫اولین روز کاریت چطوره؟

1183
01:10:13,165 --> 01:10:17,665
‫می‌دونی، اتفاق خاصی
نیفتاد. ‫حوصله سر بر بود.

1184
01:10:17,748 --> 01:10:19,082
‫حوصله سر بر؟

1185
01:10:19,165 --> 01:10:21,832
‫خیلی خب، راستش اوضاع
یه کم بهم ‫ریخت و من...

1186
01:10:21,915 --> 01:10:25,082
‫لارنس، بهترین جایگزین رو
برای خودت انتخاب کردی.

1187
01:10:25,165 --> 01:10:27,123
‫پسر کو ندارد نشان از پدر.

1188
01:10:27,748 --> 01:10:29,832
‫بزرگ شدن بین مردم
من، یعنی قبیله شوشونی،

1189
01:10:29,915 --> 01:10:33,165
‫ما از همون بچگی یاد می‌گیریم
که همه‌مون ‫روحیه شجاعی داریم.

1190
01:10:33,248 --> 01:10:35,040
‫فقط کافی بود تو
روحیه‌ت رو پیدا کنی.

1191
01:10:35,123 --> 01:10:36,373
‫مراقب خودت باش، نیک.

1192
01:10:37,498 --> 01:10:38,498
‫تو هم همینطور.

1193
01:10:38,998 --> 01:10:41,498
‫ممنون بابت همه چیز.

1194
01:10:49,748 --> 01:10:50,832
‫بهت افتخار می‌کنم، نیک.

1195
01:10:50,915 --> 01:10:54,332
‫نمی‌دونم امشب چی شد،
و راستش ‫می‌ترسم بپرسم،

1196
01:10:54,415 --> 01:10:55,748
‫ولی انگار کارت عالی بوده.

1197
01:10:55,832 --> 01:10:56,873
‫ممنون، بابا.

1198
01:10:56,957 --> 01:10:59,790
‫راستش چند جایی به مانع خوردم،

1199
01:10:59,873 --> 01:11:02,290
‫ولی خب دنیا که تموم نشده بود.

1200
01:11:02,373 --> 01:11:05,248
‫خیلی خب، شاید نزدیک
بود دنیا تموم شه، ولی...

1201
01:11:06,582 --> 01:11:08,457
‫من باید برم! دکتر مک‌فی اومد.

1202
01:11:08,540 --> 01:11:10,498
‫- نیک... ‫- فعلاً!

1203
01:11:11,540 --> 01:11:13,623
‫با گوشیت کار می‌کنی؟

1204
01:11:13,707 --> 01:11:16,665
‫امیدوارم کارت مزاحم
زندگی شخصیت نشده باشه.

1205
01:11:16,748 --> 01:11:20,498
‫سلام، دکتر مک‌فی! چه خبر؟ ‫من...

1206
01:11:20,582 --> 01:11:21,582
‫نمی‌خوام بدونم.

1207
01:11:21,665 --> 01:11:23,123
‫بهرحال همه چی خوب به نظر میاد.

1208
01:11:23,207 --> 01:11:26,373
‫نه نشونی از شیطونی هست
نه دردسرهای ‫نوجوونی.

1209
01:11:27,040 --> 01:11:28,123
‫دیگه می‌تونی بری خونه.

1210
01:11:29,623 --> 01:11:30,957
‫یه لحظه وایسا.

1211
01:11:31,040 --> 01:11:32,290
‫اون چیه؟

1212
01:11:33,165 --> 01:11:36,082
‫ببین. یه مسجمه گربه بامزه‌ست!

1213
01:11:36,165 --> 01:11:39,998
‫آره! آره، وقتی داشتم
تو انبار بارها قدم میزدم

1214
01:11:40,082 --> 01:11:41,332
‫پیداش کردم.

1215
01:11:41,415 --> 01:11:42,540
‫کشف خوبی داشتی، نیک.

1216
01:11:42,623 --> 01:11:45,998
‫می‌ذارمش روی میزت، که
هر شب ‫بتونی نگاهش کنی.

1217
01:11:47,332 --> 01:11:48,873
‫وای خدا، ممنون.

1218
01:11:48,957 --> 01:11:50,540
‫حالا با اجازه‌تون،

1219
01:11:50,623 --> 01:11:53,623
‫میرم واسه گربه
کوچولوم لباس سفارش بدم.

1220
01:11:56,415 --> 01:11:57,540
‫امشب می‌بینمت، رکسی.

1221
01:12:00,540 --> 01:12:02,957
‫ولی اول یه کاری دارم.

1222
01:12:10,123 --> 01:12:13,623
‫نیک، برگشتی. چه
کاری از دستم برمیاد؟

1223
01:12:13,707 --> 01:12:15,165
‫ببینین، خانم مونته‌فوسکو،

1224
01:12:15,248 --> 01:12:17,290
‫می‌دونم از تست
اولم خوشتون نیومد،

1225
01:12:17,373 --> 01:12:19,290
‫ولی من به این راحتی تسلیم نمیشم.

1226
01:12:19,373 --> 01:12:22,290
‫ها؟ چه خبر شده؟

1227
01:12:22,373 --> 01:12:24,165
‫ازتون یه فرصت دوباره می‌خوام.

1228
01:12:24,248 --> 01:12:26,790
‫پس قبل اینکه پرتم کنین
بیرون، بهش گوش بدین.

1229
01:12:29,248 --> 01:12:30,498
‫بزنین، رفقا.

1230
01:13:00,708 --> 01:13:01,750
‫خودشه!

1231
01:13:02,416 --> 01:13:03,708
!در واقع

1232
01:13:16,541 --> 01:13:17,625
!جوآن

1233
01:13:20,541 --> 01:13:23,041
‫یالا رفقا. بیاید کانگا برقصیم!

1234
01:13:23,708 --> 01:13:24,708
‫از این طرف!

1235
01:13:24,791 --> 01:13:25,833
‫این وری!

1236
01:13:25,916 --> 01:13:28,375
‫- لا، از این سمت! ‫- این وری!

1237
01:13:28,958 --> 01:13:29,958
‫دکستر!

1238
01:13:30,000 --> 01:13:35,000
:  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

1239
01:13:35,030 --> 01:13:41,000
:  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

