﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:06,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده
  ..:: MiraMovie.org ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: ZedMovie.com ::..</font></b>

2
00:00:06,030 --> 00:00:12,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده
  ..:: MiraMovie.org ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: ZedMovie.com ::..</font></b>

3
00:00:21,526 --> 00:00:23,658
‫صبح بخیر. هوا 11 درجه سانتی‌گراد

4
00:00:23,693 --> 00:00:26,023
‫در ساعت نه صبح
‫سه شنبه 23ام ژوئن است

5
00:00:26,258 --> 00:00:27,629
‫و اصلی‌ترین رویداد این است

6
00:00:29,094 --> 00:00:31,028
‫فاجعه در ناکسویل

7
00:00:31,597 --> 00:00:34,933
‫دو روز پیش
‫صبح یکشنبه، 21ام ژوئن

8
00:00:35,302 --> 00:00:36,704
‫فردی تنها و مسلح به مسلسل

9
00:00:36,739 --> 00:00:38,838
‫وارد محوطه‌ی دانشگاه

10
00:00:39,106 --> 00:00:40,246
‫باپتیست شد

11
00:00:40,781 --> 00:00:42,875
‫در آن‌جا از برج ساعت بالا رفت

12
00:00:42,910 --> 00:00:45,449
‫و تیراندازی به مردم زیرپایش
‫را شروع کرد

13
00:00:46,051 --> 00:00:49,552
‫در گزارش سیزده نفر کشته شده‌اند
‫و 26 نفر به شدت مجروح هستند

14
00:00:50,221 --> 00:00:52,126
‫پرزیدنت ریگان و بانوی اول
‫امروز ظهر

15
00:00:52,161 --> 00:00:53,688
‫به ناکسویل رسیدند

16
00:00:53,723 --> 00:00:56,625
‫تا تسلی‌بخش خانواده‌های
‫قربانیان باشند

17
00:00:57,327 --> 00:00:59,496
‫پلیس هنوز هویت تیرانداز را افشاء نکرده

18
00:00:59,965 --> 00:01:01,597
‫اما منبعی ناشناس گزارش می‌دهد

19
00:01:01,632 --> 00:01:03,401
‫که مظنون در بازداشت

20
00:01:04,096 --> 00:01:05,667
‫پسربچه‌ای 17 ساله‌ست

21
00:01:06,603 --> 00:01:08,769
‫ما به پوشش خبری خود
‫در قتل‌های ناکسویل

22
00:01:08,804 --> 00:01:10,276
‫با خبرنگار خودمان
‫فرانک هاچینسون

23
00:01:10,311 --> 00:01:11,772
‫که در صحنه حاضر است
‫ادامه می‌دهیم

24
00:01:13,985 --> 00:01:18,985
‫[ کالیفرنیای جنوبی ]
‫[ 25 سال بعد ]

25
00:02:52,974 --> 00:02:56,041
‫این پیغام برای ویلیام دوکنت‌ـه

26
00:02:57,649 --> 00:02:59,143
‫آقای دوکنت...

27
00:03:01,884 --> 00:03:03,224
‫من بروس کوگبرن هستم

28
00:03:04,458 --> 00:03:05,886
‫در پاسخ به نامه‌هایی
‫که ازتون دریافت کردم

29
00:03:05,921 --> 00:03:07,019
‫تماس می‌گیرم

30
00:03:08,187 --> 00:03:09,923
‫دقیق نمی‌دونم...
‫چطور پیدام کردین

31
00:03:10,859 --> 00:03:14,400
‫شاید... از یکی از مدیربرنامه‌های قدیمی
‫یا روئسا صندوق پستی من رو پیدا کردین

32
00:03:15,931 --> 00:03:18,338
‫اگر چنین بوده، چنین اطلاعاتی
‫نباید هرگز پخش می‌شد

33
00:03:19,074 --> 00:03:23,475
‫با این اوصاف، آقای دوکنت
‫از نامه‌هاتون به نظر می‌رسه

34
00:03:23,510 --> 00:03:25,140
‫که یه سری چیزها
‫در موردم می‌دونین

35
00:03:25,710 --> 00:03:26,940
‫پس فرض رو بر این می‌گذارم

36
00:03:27,475 --> 00:03:29,514
‫از تمایل من نسبت به صحبت کردن

37
00:03:29,549 --> 00:03:30,680
‫درباره‌ی کارم
‫خبر دارین

38
00:03:30,982 --> 00:03:32,715
‫من در مصاحبات شرکت نمی‌کنم.
‫هیچ‌وقت نکردم

39
00:03:33,751 --> 00:03:34,816
‫و هرگز نخواهم کرد

40
00:03:39,889 --> 00:03:40,987
‫در هر حال، من...

41
00:03:41,923 --> 00:03:43,495
‫امیدوارم کتاب‌تون موفق باشه

42
00:03:44,894 --> 00:03:47,598
‫گاهی اوقات صفحه خالی
‫منظره‌ی خوف‌ناکیه

43
00:03:47,900 --> 00:03:49,127
‫پس موفق باشین

44
00:06:58,860 --> 00:07:02,444
[ ویلیام دوکنت ]
[ ساختمان 53 خیابان هایلند در شهر آسپن ]

45
00:07:04,830 --> 00:07:06,093
‫آقای دوکنت

46
00:07:06,128 --> 00:07:08,163
‫بروس کوگبرن هستم
‫که دوباره باهاتون تماس می‌گیرم

47
00:07:08,498 --> 00:07:09,998
‫هر بار که من
‫باهاتون تماس می‌گیرم

48
00:07:10,033 --> 00:07:12,365
‫باید 22 کیلومتر حرکت کنم
‫تا به نزدیک‌ترین کیوسک تلفن برسم

49
00:07:12,433 --> 00:07:14,838
‫به نظرم هروقت مسئله‌ی کتاب‌تون
‫مطرح بوده

50
00:07:14,873 --> 00:07:15,905
‫مؤدبانه رفتار کردم

51
00:07:16,274 --> 00:07:18,011
‫و هیچ تمایلی ندارم
‫که در قبالش کمک‌تون کنم

52
00:07:18,013 --> 00:07:19,843
‫اما انگار واضح بیان نکردم

53
00:07:20,111 --> 00:07:21,339
‫پس، گم شید

54
00:07:21,674 --> 00:07:24,408
‫نامه‌هاتون تعرض‌آمیز
‫و شامل آزار و اذیته

55
00:07:24,443 --> 00:07:25,981
‫پس لطفاً دیگه نفرستین

56
00:07:26,016 --> 00:07:28,148
‫در عین حال، می‌خوام خودم
‫رو از شر صندوق پستیم خلاص کنم

57
00:07:28,183 --> 00:07:29,380
‫تا دیگه به زحمت نیفتین

58
00:07:31,351 --> 00:07:32,449
‫و یه مورد دیگه

59
00:07:33,318 --> 00:07:36,662
‫مرتب ازم می‌پرسین
‫که چرا کتاب دومی ننوشتم

60
00:07:37,423 --> 00:07:40,666
‫21ام ژوئن. سال 1981 در ناکسویل

61
00:07:41,295 --> 00:07:42,360
‫اما خودتون می‌دونین

62
00:07:44,058 --> 00:07:48,058
‫[ ملک شخصی ]
‫[ ورود ممنوع ]

63
00:09:12,793 --> 00:09:14,694
‫گُه توش

64
00:10:53,685 --> 00:10:54,827
‫چند روز پیش

65
00:10:55,062 --> 00:10:56,653
‫بسته‌ای جلوی در خونه‌م
‫تحویل گرفتم

66
00:10:58,063 --> 00:10:59,623
‫جعبه‌ای از نوار جوهر بود

67
00:10:59,658 --> 00:11:01,196
‫برای یک ماشین تحریر مدل خاص

68
00:11:02,133 --> 00:11:03,836
‫همونی که باهاش کتابم رو نوشتم

69
00:11:04,238 --> 00:11:06,036
‫باید بهتون بگم
‫که بعضی حرف‌هایی

70
00:11:06,071 --> 00:11:07,466
‫که درباره‌ی من زده شده
‫حقیقت داره

71
00:11:09,907 --> 00:11:11,371
‫برای مثال
‫اگر کسی رو در حال

72
00:11:11,406 --> 00:11:12,878
‫ورود غیرقانونی به زمینم ببینم...

73
00:11:14,511 --> 00:11:16,013
‫به اون شخص در لحظه‌ی رؤیت
‫شلیک می‌شه

74
00:11:17,016 --> 00:11:19,709
‫تهدید نمی‌کنم.
‫حقیقت همینه

75
00:11:21,422 --> 00:11:24,054
‫پس از من و خونه‌ام
‫فاصله بگیرین

76
00:11:24,389 --> 00:11:26,925
‫و قدرت اراده‌ی من
‫رو محک نزنید

77
00:11:28,192 --> 00:11:29,224
‫خدا حافظ آمریکا باشه

78
00:11:40,006 --> 00:11:41,302
‫سلام. حالت چطوره؟

79
00:11:42,204 --> 00:11:44,745
‫دوتا از اون بطری‌های کوچک
‫هم می‌خوام، ممنون

80
00:11:46,309 --> 00:11:47,407
‫آره

81
00:12:07,902 --> 00:12:11,497
‫دو، پنج، شش
‫[ آلمانی ]

82
00:12:12,071 --> 00:12:15,908
‫شش، دو، نُه
‫[ آلمانی ]

83
00:12:18,473 --> 00:12:23,278
‫یک، یک، پنج، یک
‫[ آلمانی ]

84
00:14:23,697 --> 00:14:24,762
‫سائول

85
00:14:26,568 --> 00:14:28,040
‫طبق انجیل عبری

86
00:14:28,275 --> 00:14:29,734
‫سائول اولین پادشاه
‫اسرائیل بوده

87
00:14:30,770 --> 00:14:31,912
‫شرط می‌بندم که نمی‌دونستی

88
00:14:37,744 --> 00:14:40,250
‫و در طی جنگ با فلسطینیان

89
00:14:40,285 --> 00:14:42,483
‫پادشاه سائول روی شمشیر خودش
‫پرید

90
00:14:42,518 --> 00:14:43,617
‫تا اسیر گرفته نشه

91
00:14:49,129 --> 00:14:50,656
‫اگه نظر من رو بخوای
‫که خیلی کار سختیه

92
00:15:42,941 --> 00:15:44,644
‫سائول

93
00:15:57,725 --> 00:15:58,823
‫شما بروس کاگبورن هستین؟

94
00:16:01,102 --> 00:16:03,201
‫شاید. نامه از طرف کیه؟

95
00:16:05,172 --> 00:16:07,205
‫ویلیام دوکنت

96
00:16:13,246 --> 00:16:14,311
‫اگه نخوامش چی؟

97
00:16:16,381 --> 00:16:20,548
‫باید یه سر بیاین دفتر
‫و چندتا فرم پر کنین

98
00:16:21,217 --> 00:16:22,649
‫و اون فرم‌ها رو همراهم ندارم
‫پس...

99
00:16:22,684 --> 00:16:23,683
‫توی اون بشکه می‌گذاریش؟

100
00:16:27,260 --> 00:16:28,325
‫همه‌شون رو بذار همون‌جا

101
00:16:30,230 --> 00:16:31,262
‫همه‌شون رو؟

102
00:16:31,858 --> 00:16:32,857
‫بازم میاد

103
00:16:38,967 --> 00:16:41,173
‫- بروس؟ خودتی؟
‫- جری؟

104
00:16:41,208 --> 00:16:44,000
‫چند وقت شده؟

105
00:16:44,035 --> 00:16:45,309
‫ببینم، با کی حرف زدی؟

106
00:16:45,611 --> 00:16:46,937
‫ببخشید؟

107
00:16:47,339 --> 00:16:48,842
‫دیگه کی خبر داره
‫من کجا زندگی می‌کنم؟

108
00:16:48,910 --> 00:16:50,842
‫چی داری می‌گی؟

109
00:16:50,877 --> 00:16:52,514
‫حسابدارت، منشیت

110
00:16:52,983 --> 00:16:54,714
‫بروس، فقط من هستم

111
00:16:54,749 --> 00:16:56,947
‫که از تو خبری داره
‫خب؟

112
00:16:57,249 --> 00:16:58,520
‫همون‌طور که توافق کردیم

113
00:17:00,227 --> 00:17:01,292
‫اوضاع مرتبه؟

114
00:17:01,855 --> 00:17:02,920
‫آره

115
00:17:04,055 --> 00:17:06,231
‫- از این بهتر نمی‌شه
‫- باشه، خوبه

116
00:17:06,533 --> 00:17:07,727
‫الان می‌دونم چی می‌خوای بگی

117
00:17:07,762 --> 00:17:09,135
‫اما فقط گوش کن چی می‌گم

118
00:17:09,971 --> 00:17:11,962
‫نشریه‌ها می‌خوان عرضه‌ی مجدد
‫داشته باشن

119
00:17:12,531 --> 00:17:14,305
‫نسخه‌ی سالگرد ویژه

120
00:17:14,774 --> 00:17:16,868
‫و می‌خوان بدونن که پیشگفتاری
‫می‌خوای بنویسی یا نه

121
00:17:17,136 --> 00:17:18,441
‫یه چند کلمه

122
00:17:18,810 --> 00:17:21,378
‫به قدر کافی که به دنیا یادآور شی
‫هنوز هستی

123
00:17:21,713 --> 00:17:23,941
‫چند کلمه؟ واسه کتاب؟
‫چند کلمه می‌خواین؟

124
00:17:24,476 --> 00:17:25,910
‫یه چند صفحه پر بشه

125
00:17:26,880 --> 00:17:28,814
‫بهش فکر می‌کنم

126
00:19:12,221 --> 00:19:13,259
‫تو ممکنه

127
00:19:14,161 --> 00:19:16,460
‫سمج‌ترین آدم گهی باشی

128
00:19:16,495 --> 00:19:17,824
‫که حتی تاحالا ندیدمش

129
00:19:20,092 --> 00:19:22,301
‫نود نامه‌ی دست‌نویس

130
00:19:23,337 --> 00:19:26,129
‫توی این روزگار
‫خیلی حرفه

131
00:19:27,033 --> 00:19:29,374
‫در هر حال، باید تموم بشه

132
00:19:30,542 --> 00:19:32,036
‫من یه زمانی آدم مهمی بودم

133
00:19:32,471 --> 00:19:34,874
‫اما انگار این موضوع
‫به خیلی از مردم این رو می‌گه

134
00:19:35,142 --> 00:19:36,876
‫که من باید نماد

135
00:19:36,911 --> 00:19:38,548
‫هر فانتزی خاصی

136
00:19:38,583 --> 00:19:40,044
‫که از یه قهرمان دارن باشم

137
00:19:40,379 --> 00:19:41,650
‫اما، آقای دوکنت

138
00:19:45,524 --> 00:19:46,853
‫عقاید من...

139
00:19:48,120 --> 00:19:50,989
‫به خودم مربوطن. خب؟

140
00:19:51,024 --> 00:19:54,399
‫پس بهت پیشنهاد می‌کنم
‫که بری توی دنیا بچرخی...

141
00:19:57,228 --> 00:20:03,067
‫و خودت تجربه کسب کنی
‫و به عقلت رجوع کنی

142
00:20:03,369 --> 00:20:06,378
‫چون من نمی‌خوام منبع الهام کوفتی
‫کسی باشم

143
00:20:08,448 --> 00:20:09,876
‫فرشته نجات کوفتی کسی

144
00:20:17,017 --> 00:20:18,082
‫گه توش

145
00:20:31,735 --> 00:20:33,438
‫به نظرت...

146
00:20:34,738 --> 00:20:35,836
‫شاخص‌ترین

147
00:20:38,544 --> 00:20:41,578
‫خصلت انسانیت چی می‌تونه باشه؟

148
00:20:42,009 --> 00:20:44,042
‫الف، زبان؟

149
00:20:44,649 --> 00:20:46,715
‫ب، ابزارسازی؟

150
00:20:47,245 --> 00:20:49,586
‫یا ج، فرمان‌برداری؟

151
00:20:51,084 --> 00:20:53,722
‫چون به نظرم
‫ممکنه فرمان‌برداری باشه

152
00:20:53,757 --> 00:20:56,252
‫ما حیوانات اجتماعی تخمی هستیم
‫موافق نیستی؟

153
00:20:56,287 --> 00:20:58,122
‫تکامل یافتیم تا با هم کنار بیایم

154
00:20:58,157 --> 00:21:00,333
‫تا در اکثر مواقع
‫با هم توافق کنیم

155
00:21:00,368 --> 00:21:02,962
‫با این حال، تنها موجود تخمی ماییم

156
00:21:02,997 --> 00:21:04,634
‫که در مواقع فرمان‌برداری

157
00:21:04,669 --> 00:21:07,769
‫گستاخی ازمون سر می‌زنه

158
00:21:08,004 --> 00:21:09,639
‫موافق نیستی؟

159
00:21:11,940 --> 00:21:14,743
‫به سلامتی تو.
‫به سلامتی توافق با طرفداران زمین تخت

160
00:21:14,778 --> 00:21:16,107
‫جامعه‌ی زمین تخت

161
00:21:16,342 --> 00:21:20,485
‫بدون تعلل بهت می‌گم.
‫مدارک ممکنه به این اشاره داشته باشن

162
00:21:20,520 --> 00:21:21,981
‫که زمین گِرده

163
00:21:22,016 --> 00:21:24,489
‫اما...
‫چنین باعث نمی‌شه

164
00:21:24,524 --> 00:21:26,216
‫که زمین گرد باشه.
‫نه؟

165
00:21:26,484 --> 00:21:28,922
‫یعنی اگه بهش فکر کنی
‫اکثر مردم

166
00:21:28,957 --> 00:21:32,827
‫فقط زمین رو توی عکس‌ها
‫گرد دیدن

167
00:21:32,862 --> 00:21:34,730
‫خب؟
‫من، تو

168
00:21:34,765 --> 00:21:38,833
‫هرروز زمین رو تخت داریم تجربه می‌کنیم

169
00:21:38,868 --> 00:21:39,966
‫تخت

170
00:21:40,535 --> 00:21:42,265
‫خب، راستش یه‌مقدار ناهمواری هم داره

171
00:21:43,034 --> 00:21:45,774
‫خب شاید من باید
‫واسه جامعه‌ی زمین ناهموار ایستادگی کنم

172
00:21:48,482 --> 00:21:50,306
‫به نظرم طرفداران
‫زمین تخت

173
00:21:50,341 --> 00:21:52,550
‫زیاد تلاش نکردن

174
00:21:52,585 --> 00:21:59,348
‫واضحه که تخت
‫و گرد و ناهموار

175
00:21:59,383 --> 00:22:01,152
‫و دیگر اشکال با همه

176
00:22:11,670 --> 00:22:12,867
‫بروس کوگبرن هستم

177
00:22:12,902 --> 00:22:14,836
‫درباره‌ی آخرین تماس
‫دوباره زنگ می‌زنم

178
00:22:15,641 --> 00:22:17,201
‫باید دیگه نامه...

179
00:22:17,436 --> 00:22:19,379
‫باید دیگه واسه من نامه نزنی
‫باشه؟

180
00:22:51,402 --> 00:22:52,445
‫صبح بخیر

181
00:23:08,891 --> 00:23:11,156
‫چندتا دورهمی توی شهر هست
‫که می‌تونم راهنمایی‌تون کنم

182
00:23:11,191 --> 00:23:12,663
‫آقای کوگبرن
‫اگه مایل باشین

183
00:23:16,702 --> 00:23:17,800
‫نه؟ باشه

184
00:23:19,364 --> 00:23:20,440
‫باشه

185
00:23:26,943 --> 00:23:29,174
‫مجبور نیستم ببرم‌تون خونه
‫در جریانید؟

186
00:23:29,209 --> 00:23:31,176
‫می‌تونیم خیلی راحت
‫بریم کلانتری

187
00:23:31,211 --> 00:23:32,309
‫و قضیه رو مشخص کنیم

188
00:23:33,246 --> 00:23:34,278
‫به چه جرمی؟

189
00:23:34,313 --> 00:23:35,411
‫مستی در ملاء عام

190
00:23:36,282 --> 00:23:37,556
‫توی کیوسک تلفن بودم

191
00:23:37,591 --> 00:23:38,920
‫حریم عمومی حساب می‌شه

192
00:23:42,827 --> 00:23:45,795
‫اسم‌تون رو قبلاً یه جا شنیدم
‫آقای کاگبورن

193
00:23:47,733 --> 00:23:48,831
‫آدم معروفی هستین؟

194
00:23:49,600 --> 00:23:52,296
‫شما نویسنده‌ی کتاب
‫دستگاه جهنمی هستین

195
00:23:52,731 --> 00:23:55,332
‫چون یادمه توی دبیرستان
‫از کتاب‌خونه‌ها جمعش می‌کردن

196
00:23:55,634 --> 00:23:56,773
‫به‌خاطر ماجرای ناکسویل

197
00:23:57,609 --> 00:24:00,678
‫خودتونین نه؟ کاگبورن

198
00:24:00,713 --> 00:24:04,110
‫سوار ماشین من

199
00:24:05,146 --> 00:24:06,178
‫باحاله

200
00:24:08,479 --> 00:24:09,588
‫باحاله

201
00:24:12,087 --> 00:24:13,526
‫مگه چارلز منسون همه‌ی قتل‌هاش

202
00:24:13,561 --> 00:24:14,791
‫رو گردن رولینگ استونز ننداخت؟

203
00:24:14,826 --> 00:24:16,320
‫- بیتلز
‫- چی؟

204
00:24:17,289 --> 00:24:19,158
‫گردون رولینگ استونز ننداخت.
‫گردن بیتلز انداخت

205
00:24:19,193 --> 00:24:20,929
‫آره درسته.
‫آهنگ «هلتر اسکلتر»

206
00:24:20,964 --> 00:24:24,460
‫عجب روانی‌ای.
‫اون یارو یه روانی تمام عیار بوده

207
00:24:24,762 --> 00:24:26,132
‫دیوانگان همیشه دنبال بهونه هستن

208
00:24:26,167 --> 00:24:27,331
‫واسه دیوونه بودن
‫نه؟

209
00:24:27,666 --> 00:24:31,940
‫چه آهنگ باشه...
‫چه یه سگ سخنگو

210
00:24:32,437 --> 00:24:33,513
‫کتاب

211
00:24:34,780 --> 00:24:40,652
‫پنج، چهار، یک، یک
‫[ آلمانی ]

212
00:24:40,687 --> 00:24:43,919
‫شش، یک، ده
‫[ آلمانی ]

213
00:24:46,286 --> 00:24:51,289
‫دو، یک، یک، یک
‫[ آلمانی ]

214
00:24:55,493 --> 00:24:56,734
‫از مسابقات اتومبیل غیراسپورت
‫خوش‌تون میاد؟

215
00:24:58,166 --> 00:24:59,495
‫نه چندان

216
00:24:59,530 --> 00:25:00,639
‫همچنین

217
00:25:00,874 --> 00:25:03,873
‫برادرم طرفدار سرسخته

218
00:25:05,569 --> 00:25:07,976
‫ده سال پیش کارش تعویض لاستیک

219
00:25:08,011 --> 00:25:09,813
‫یه تیم مسابقان در خارج
‫کارسون سیتی بود

220
00:25:09,848 --> 00:25:11,540
‫بهش می‌گفتن
‫زمزمه‌گر خاک

221
00:25:11,575 --> 00:25:12,981
‫چون فقط با یه نگاه
‫به مسیر مسابقه

222
00:25:13,016 --> 00:25:14,719
‫می‌فهمید دقیقاً چطور باید
‫لاستیک‌ها رو تنظیم کنه

223
00:25:16,019 --> 00:25:17,183
‫آخرین مسابقه‌ی فصل

224
00:25:17,218 --> 00:25:18,657
‫که امتیازات قهرمانی وسط بود

225
00:25:19,259 --> 00:25:20,692
‫مسیر مسابقه به شدت گِلی شده بود

226
00:25:21,394 --> 00:25:23,057
‫ماشین‌ها همه جا لیز می‌خوردن

227
00:25:23,092 --> 00:25:24,421
‫و برادرم به راننده‌ش

228
00:25:25,090 --> 00:25:26,863
‫گفت که بیاد لاستیک‌هاش
‫رو عوض کنه

229
00:25:27,432 --> 00:25:32,099
‫و حدودا 10-12 دور بعد
‫لاستیک عقب ترکید

230
00:25:32,701 --> 00:25:34,332
‫راننده کنترل رو از دست داد
‫و تمام

231
00:25:34,367 --> 00:25:37,071
‫خورد به یه ماشین
‫اون ماشین خورد به بعدی و تا انتها

232
00:25:37,106 --> 00:25:39,238
‫هیچی به هیچی
‫چهار راننده مُردن

233
00:25:40,604 --> 00:25:42,010
‫تحقیقات رو انجام دادن

234
00:25:42,045 --> 00:25:44,342
‫و دیدن لاستیک طوریش نبوده

235
00:25:44,677 --> 00:25:45,783
‫خود به خود ترکیده

236
00:25:48,722 --> 00:25:50,315
‫گاهی توی مسابقات
‫این‌طور می‌شه

237
00:25:52,055 --> 00:25:54,550
‫- چه به سر برادرت اومد؟
‫- مسابقات رو کنار گذاشت

238
00:25:55,352 --> 00:25:57,828
‫چند سال بین مراکز توان‌بخشی
‫می‌پلکید

239
00:25:59,590 --> 00:26:00,996
‫حالا مدیر شبانه
‫فروشگاه والمارته

240
00:26:02,769 --> 00:26:03,966
‫که مایه سرافکندگیه
‫چون...

241
00:26:05,431 --> 00:26:06,562
‫اون عاشق مسابقات بود

242
00:27:23,707 --> 00:27:24,717
‫من...

243
00:27:25,951 --> 00:27:27,951
‫کی هستم؟

244
00:27:28,954 --> 00:27:30,151
‫واقعاً من کی هستم؟

245
00:27:35,458 --> 00:27:38,192
‫این سوالیه که شخصیت اصلی
‫هر داستانی

246
00:27:38,227 --> 00:27:42,625
‫باید در پایانش بهش پاسخ بده

247
00:27:42,660 --> 00:27:44,330
‫اگه تا صفحه‌ی آخر
‫قهرمان داستان‌تون

248
00:27:44,365 --> 00:27:47,839
‫یه‌جور شناخت کاتارسیسی
‫درباره‌ی خودش

249
00:27:47,874 --> 00:27:50,072
‫یا چیزی که بهش باور داره
‫پیدا نکرده...

250
00:27:50,607 --> 00:27:52,877
‫پس متأسفانه باید به اطلاع‌تون برسونم
‫که

251
00:27:53,212 --> 00:27:56,240
‫انتظار خواننده‌تون رو برآورده نکردین
‫خانم‌ها و آقایان

252
00:28:02,548 --> 00:28:04,581
‫اگه حرفی واسه گفتن نداشته باشم چی؟

253
00:28:06,222 --> 00:28:08,090
‫یعنی عمیق دنبالش نگشتی

254
00:28:13,031 --> 00:28:14,096
‫عمیق دنبالش بگرد

255
00:28:15,759 --> 00:28:17,429
‫مسیری که واسه شخصیت‌هات

256
00:28:17,464 --> 00:28:19,398
‫می‌سازی
‫که ازش عبور کنن

257
00:28:20,033 --> 00:28:21,939
‫نباید هموار باشه
‫نباید ساده باشه

258
00:28:23,602 --> 00:28:25,206
‫چون پی بردن به خود

259
00:28:27,012 --> 00:28:28,077
‫هرگز ساده نیست

260
00:28:30,246 --> 00:28:32,576
‫وقتی بحث عذرخواهی مطرح باشه

261
00:28:32,611 --> 00:28:34,050
‫تکلیفم با خودم روشن نیست

262
00:28:35,020 --> 00:28:36,118
‫از طرفی

263
00:28:36,153 --> 00:28:37,922
‫بهترین حالت زندگی
‫آینده‌نگریه

264
00:28:37,957 --> 00:28:39,616
‫و افسوس آب ریخته شده
‫رو نخوردن

265
00:28:41,323 --> 00:28:44,126
‫و از طرفی دیگر
‫به نحوی راستی انسان

266
00:28:44,161 --> 00:28:46,964
‫در کنار اومدن با اشتباهاتش
‫رو قوت می‌بخشه

267
00:28:47,967 --> 00:28:51,298
‫پس درباره‌ی اون موضوع
‫عذر می‌خوام که بهت گفتم می‌کشمت

268
00:28:51,800 --> 00:28:53,531
‫می‌دوم دقیقاً
‫چنین چیزی رو به زبان نیاوردم

269
00:28:53,566 --> 00:28:55,302
‫اما حتماً اشاره‌ی ریزی
‫بهش داشتم

270
00:28:57,108 --> 00:28:58,206
‫با این اوصاف

271
00:28:58,808 --> 00:29:01,781
‫می‌خوام این هدیه
‫رو به عنوان جبران بهت بدم

272
00:29:02,982 --> 00:29:04,641
‫واسه کتابت یه مقدار
‫مبالغه‌آمیزه

273
00:29:05,644 --> 00:29:06,709
‫بازگو می‌کنم:

274
00:29:07,244 --> 00:29:10,086
‫«ویلیام دوکنت یه خار بزرگ
‫در چشم منه

275
00:29:11,683 --> 00:29:13,188
‫اما از قدرت بالایی برخورداره

276
00:29:14,324 --> 00:29:16,323
‫که درمورد بقیه‌ی مردم دنیا
‫صدق نمی‌کنه»

277
00:29:18,426 --> 00:29:19,458
‫بروس کاگبورن

278
00:29:20,164 --> 00:29:21,262
‫پایان بازگویه

279
00:29:23,937 --> 00:29:25,167
‫و کریسمست مبارک
‫اگه..

280
00:29:25,769 --> 00:29:27,004
‫به چنین چیزهایی
‫اعتقاد داری

281
00:29:29,437 --> 00:29:31,437
‫ببین، اگه هوس رانندگی کردی

282
00:29:32,836 --> 00:29:35,804
‫یه کافه کوچک اینجا هست
‫به نام کاسا سگورا

283
00:29:35,839 --> 00:29:37,113
‫همون ته خیابون 62 هست

284
00:29:38,512 --> 00:29:40,281
‫اگه احیاناً صبح جمعه
‫اونجا بودی

285
00:29:40,316 --> 00:29:42,118
‫حوالی ساعت 11 صبح

286
00:29:42,687 --> 00:29:43,856
‫ممکنه اونجا باشم

287
00:29:44,892 --> 00:29:45,957
‫باشه

288
00:29:51,360 --> 00:29:53,833
‫برای ذخیره‌ی این پیغام
‫عدد یک را فشار دهید

289
00:29:57,938 --> 00:29:59,267
‫پیغام ذخیره شد

290
00:30:14,878 --> 00:30:15,954
‫بازم بریزم؟

291
00:30:16,550 --> 00:30:17,714
‫آره، مرسی

292
00:31:40,205 --> 00:31:41,237
‫بالاخره اومدی

293
00:31:42,372 --> 00:31:43,437
‫ببخشید دیر شد

294
00:31:52,613 --> 00:31:55,086
‫بهت دروغ نمی‌گم

295
00:31:55,121 --> 00:31:57,154
‫کاملاً قصد داشتم قالت بذارم

296
00:31:57,689 --> 00:31:59,684
‫اما بعدش روز گذشت
‫و با خودم فکر کردم

297
00:32:00,219 --> 00:32:02,027
‫گور باباش، شاید بشه قال قضیه
‫رو کلاً کند

298
00:32:02,062 --> 00:32:03,259
‫پس می‌تونی غافل‌گیریم
‫رو تصور کنی

299
00:32:03,294 --> 00:32:05,491
‫که در واقع این تو بودی
‫که من رو قال گذاشتی

300
00:32:05,956 --> 00:32:07,956
‫هفته گذشته نامه‌ای ازت
‫بدستم نرسیده

301
00:32:07,991 --> 00:32:09,628
‫پش خوشحالم که پیغام‌هام
‫به گوشت رسیدن

302
00:32:11,401 --> 00:32:13,269
‫وقتش رسیده که بری
‫به یه بدبخت دیگه گیر بدی، نه؟

303
00:32:13,838 --> 00:32:15,865
‫یا می‌تونی از مبالغه
‫توی کتابت استفاده کنی

304
00:32:16,670 --> 00:32:17,702
‫سزاوارشی

305
00:32:21,213 --> 00:32:23,180
‫خب، گویا این خدحافظی‌مونه
‫آقای دوکنت

306
00:32:25,316 --> 00:32:27,481
‫خداحافظ

307
00:33:04,553 --> 00:33:05,750
‫همون‌طور که بهتون گفتم، قربان

308
00:33:06,152 --> 00:33:07,851
‫ما یه روزه دریافت می‌کنیم
‫و تحویل می‌دیم

309
00:33:08,653 --> 00:33:11,459
‫می‌خواین تا پایان روز
‫یه بسته دریافت بشه و به سن دیگو برسه

310
00:33:11,494 --> 00:33:13,527
‫- ممنون کورینا
‫- خب، از پسش برمیایم

311
00:33:13,795 --> 00:33:15,067
‫پس دریافت رو هم انجام می‌دین؟

312
00:33:15,102 --> 00:33:16,959
‫این‌طوری برای مشتریان‌مون
‫مناسب‌تره

313
00:33:16,994 --> 00:33:18,532
‫چون باید بدونم
‫که این پاکت

314
00:33:18,567 --> 00:33:19,599
‫از کجا ارسال شده

315
00:33:20,034 --> 00:33:22,437
‫خب شما قبلاً از خدمات‌مون استفاده کردین.
‫کیفیتش چطور بوده؟

316
00:33:22,472 --> 00:33:24,076
‫بسیار قوی

317
00:33:24,111 --> 00:33:26,606
‫که این‌طور؟
‫آدرس بازگشت چیه؟

318
00:33:26,641 --> 00:33:28,542
‫آسپن در کولورادو

319
00:33:28,844 --> 00:33:30,181
‫آسپن در کولورادو؟

320
00:33:30,216 --> 00:33:32,051
‫خب قطعاً تا اونجا نمی‌ریم

321
00:33:33,252 --> 00:33:34,845
‫خب بالاخره باید از یه جا
‫دریافت بشه

322
00:33:34,880 --> 00:33:36,748
‫آره، معمولاً نحوه کار
‫همینه قربان

323
00:33:37,717 --> 00:33:39,619
‫باید یه آدرسی باشه
‫که بهم بگین

324
00:33:41,491 --> 00:33:42,886
‫با نهایت احترام، قربان

325
00:33:43,555 --> 00:33:46,362
‫ما بسیار از حریم خصوصی
‫مشتریان‌مون حفاظت می‌کنیم

326
00:33:46,797 --> 00:33:48,925
‫قوانین شرکتیه.
‫مطمئناً متوجه هستین

327
00:33:49,763 --> 00:33:50,894
‫نه بابا

328
00:33:53,239 --> 00:33:55,272
‫درسته، اما فاکتور یادت نره

329
00:33:55,707 --> 00:33:57,032
‫باشه. مرسی

330
00:33:58,640 --> 00:33:59,738
‫متوجه هستم

331
00:34:02,248 --> 00:34:03,379
‫اما این آدرس رو می‌خوام

332
00:34:26,239 --> 00:34:27,304
‫چیزی پیدا نمی‌کنم

333
00:34:28,406 --> 00:34:30,439
‫نه دریافت
‫نه تحویل، هیچی

334
00:34:30,474 --> 00:34:31,968
‫احتمالاً خطایی رخ داده

335
00:34:33,741 --> 00:34:34,905
‫این رو از کجا گرفته بودین؟

336
00:34:35,641 --> 00:34:38,414
‫از راننده‌تون.
‫من 100 تا از اینا توی خونه دارم

337
00:34:39,648 --> 00:34:41,450
‫یکی راننده‌های ما
‫این رو بهتون تحویل داده؟

338
00:34:41,485 --> 00:34:43,485
‫آره. ماشینش یه هاچ‌بک قرمزه

339
00:34:44,785 --> 00:34:46,015
‫همون‌طور که بهتون گفتم، قربان

340
00:34:47,821 --> 00:34:50,085
‫راننده‌های ما فقط با این ماشین‌ها
‫حرکت می‌کنن

341
00:34:59,162 --> 00:35:02,064
‫این همه وقت؟
‫عوضی کثافت! بدون دعوت!

342
00:35:02,099 --> 00:35:03,769
‫ماشین کوفتی!

343
00:35:14,716 --> 00:35:15,979
‫اقای کاگبورن؟

344
00:35:18,390 --> 00:35:19,455
‫حال‌تون خوبه؟

345
00:35:22,394 --> 00:35:23,954
‫احیاناً شماره پلاکش
‫رو ندیدین؟

346
00:35:24,726 --> 00:35:25,791
‫نه

347
00:35:26,794 --> 00:35:29,597
‫آخه پلاک کولورادو، نوادا و تگزاس
‫همه با هم فرق دارن

348
00:35:29,632 --> 00:35:30,664
‫ندیدمش

349
00:35:31,900 --> 00:35:34,965
‫- طرف گنده بود؟ لاغر؟ کوتاه؟ بلند؟
‫- نمی‌دونم

350
00:35:35,000 --> 00:35:37,308
‫- بیخیال. باید یه چیزی یادتون بیاد
‫- اصلاً نمیاد، خب؟

351
00:35:37,343 --> 00:35:38,837
‫درست حسابی نگاهش نکردم...

352
00:35:40,643 --> 00:35:42,478
‫خب، من امروز
‫حوصله‌ی این داستان رو ندارم

353
00:35:42,513 --> 00:35:43,908
‫مثلاً روز تعطیلمه

354
00:35:43,943 --> 00:35:45,382
‫پس چرا نمیاین کلانتری

355
00:35:45,417 --> 00:35:47,186
‫فکر کنم موش بلند بود
‫تقریباً...

356
00:35:47,888 --> 00:35:49,815
‫فکر کنم قهوه‌ای چرک بود

357
00:35:50,217 --> 00:35:52,015
‫نامه‌ها چطور؟
‫چی نوشته توشون؟

358
00:35:52,050 --> 00:35:53,654
‫هیچی. یه نفره
‫که خودش رو نویسنده جا زده

359
00:35:53,689 --> 00:35:57,119
‫آهان، باشه. پس یعنی بیشتر طرفدارانه‌ست
‫تا تهدید‌آمیز؟

360
00:35:57,154 --> 00:35:58,791
‫اون عوضی سرش توی خونه‌ی من
‫هم پیدا شده

361
00:35:59,193 --> 00:36:02,157
‫راستی، اون یارو که کتابت رو خوند چی؟

362
00:36:02,626 --> 00:36:04,335
‫- تیرانداز ناکسویل
‫- نه، اون نیست

363
00:36:04,904 --> 00:36:06,194
‫مطمئنی؟

364
00:36:06,229 --> 00:36:08,537
‫اون داره توی...
‫یه زندان فوق امنیتی می‌پوسه

365
00:36:08,572 --> 00:36:10,704
‫خیلی وقته که توی نیومکزیکو زندانیه
‫کار اون نیست

366
00:36:10,972 --> 00:36:12,508
‫- حالا می‌شه بریم خونه؟
‫- بریم

367
00:36:13,277 --> 00:36:15,874
‫یه سر به کلانتری می‌زنم
‫و این آدرس کولورادو رو چک می‌کنم

368
00:36:15,909 --> 00:36:17,678
‫یه سر به چندتا متل هم می‌زنم

369
00:36:17,713 --> 00:36:20,384
‫ببینم کسی با هاچ‌بک قرمز اومده
‫یا نه

370
00:36:20,815 --> 00:36:21,847
‫باشه

371
00:36:22,416 --> 00:36:23,585
‫می‌شه یه سوال بپرسم؟

372
00:36:24,489 --> 00:36:26,082
‫کسی وجود داره
‫که احیاناً حسابی داشته باشه

373
00:36:26,117 --> 00:36:27,490
‫که بخواد باهات صاف کنه؟

374
00:36:30,759 --> 00:36:34,024
‫- نه
‫- باشه. خیلی‌خب. بیا بریم

375
00:36:36,534 --> 00:36:38,193
‫اگه اوضاع تغییری کرد
‫بهم زنگ بزن

376
00:36:39,130 --> 00:36:40,833
‫سخت نگیر، آقای کوگبرن

377
00:36:42,903 --> 00:36:44,199
‫هنوز قراره بستنی بخوریم؟

378
00:36:44,234 --> 00:36:46,575
‫قراره ماهی بگیریم
‫ماهی نپخته

379
00:36:46,610 --> 00:36:47,807
‫ماهی خام

380
00:36:47,842 --> 00:36:49,710
‫ایش. نه من بستنی می‌خوام

381
00:37:23,874 --> 00:37:24,943
‫بله، سرآتش‌نشان اعلام کرد

382
00:37:25,278 --> 00:37:27,913
‫که مدارکی وجود دارند
‫مبنی بر عمدی بودن آتش سوزی

383
00:37:27,948 --> 00:37:29,882
‫این خانه در شهر آسپن

384
00:37:29,917 --> 00:37:32,885
‫همسایگان به من می‌گویند
‫که خانه دهه‌ها خالی بوده

385
00:37:32,920 --> 00:37:35,690
‫اما شیطانی که نامش را مردم گذاشته‌اند
‫زمانی اینجا

386
00:37:35,725 --> 00:37:37,054
‫در ساختمان 35 خیابان هایلند
‫زندگی می‌کرده

387
00:37:37,089 --> 00:37:39,254
‫که زمانی مرکزیت فاجعه‌ای ملی بوده است

388
00:37:40,730 --> 00:37:43,797
‫در ژوئن سال 1981
‫دوایت تافورد 17 ساله

389
00:37:43,832 --> 00:37:44,831
‫خانه‌اش در آسپن را ترک کرد

390
00:37:45,133 --> 00:37:47,603
‫و 23 ساعت رانندگی کرد
‫تا به شهر ناکسویل در ایالت تنسی برسد

391
00:37:47,972 --> 00:37:50,166
‫وقتی رسید
‫کاری غیرقابل تصور انجام داد

392
00:37:50,201 --> 00:37:53,906
‫که کشتن 13 نفر
‫و زخمی کردن حدود 20 نفر دیگر بود

393
00:37:53,941 --> 00:37:55,270
‫تنها در مدت چند دقیقه

394
00:37:55,805 --> 00:37:58,317
‫از بالای برج در محوطه‌ی دانشگاه

395
00:37:58,752 --> 00:38:00,649
‫تافورد به سمت مردم پایین
‫با مسلسلی قوی

396
00:38:00,684 --> 00:38:01,980
‫هدف‌گیری کرد

397
00:38:02,582 --> 00:38:04,554
‫تافورد طی دادگاهش
‫به قاضی گفت

398
00:38:04,589 --> 00:38:06,457
‫که بی‌گناه است
‫و شهادت داد

399
00:38:06,492 --> 00:38:08,822
‫که شستشوی مغزی عامل
‫قتل‌هایش بوده

400
00:38:08,857 --> 00:38:11,055
‫و با خواندن رمان بحث‌برانگیز

401
00:38:11,090 --> 00:38:12,287
‫ماشین جه...

402
00:39:10,413 --> 00:39:13,150
‫تو بی‌خایه‌ای.
‫شنیدی؟ بی‌خایه

403
00:39:13,385 --> 00:39:14,855
‫می‌دونم چه شکلی هستی، دوکنت

404
00:39:14,890 --> 00:39:16,593
‫و دستم بهت برسه
‫می‌کشمت

405
00:39:16,861 --> 00:39:18,694
‫فهمیدی؟
‫می‌گیرم می‌کشمت!

406
00:39:22,865 --> 00:39:23,930
‫گه توش!

407
00:40:04,643 --> 00:40:06,445
‫آهای. سائول

408
00:40:51,085 --> 00:40:52,117
‫چه خبره؟

409
00:40:53,086 --> 00:40:55,087
‫یک پیغام جدید دارید

410
00:40:59,522 --> 00:41:02,666
‫برای شنیدن پیغام‌هایتان
‫کلید یک را فشار دهید

411
00:41:07,574 --> 00:41:08,705
‫تو بی‌خایه‌ای.

412
00:41:09,174 --> 00:41:10,333
‫شنیدی؟ بی‌خایه

413
00:41:10,635 --> 00:41:12,005
‫می‌دونم چه شکلی هستی، دوکنت

414
00:41:12,040 --> 00:41:13,776
‫و دستم بهت برسه
‫می‌کشمت

415
00:41:14,011 --> 00:41:15,976
‫فهمیدی؟
‫می‌گیرم می‌کشمت!

416
00:41:23,084 --> 00:41:25,689
‫برای ذخیره‌ی این پیغام
‫کلید یک را فشار دهید

417
00:41:35,087 --> 00:41:36,367
‫[ دستگاه جهنمی ]

418
00:41:39,745 --> 00:41:41,325
‫[ بروس کاگبورن ]

419
00:41:43,808 --> 00:41:46,204
‫برای ذخیره‌ی این پیغام
‫کلید یک را فشار دهید

420
00:41:56,689 --> 00:41:59,019
‫برای ذخیره‌ی این پیغام
‫کلید یک را فشار دهید

421
00:42:13,563 --> 00:42:14,837
‫پیغام ذخیره شد

422
00:42:26,884 --> 00:42:28,752
‫این طرح تیراندازیه

423
00:42:29,612 --> 00:42:30,622
‫ناکسویل

424
00:42:30,890 --> 00:42:32,085
‫آره

425
00:42:32,554 --> 00:42:33,889
‫این هم از این.
‫حالا چی‌کار کنیم؟

426
00:42:35,092 --> 00:42:37,552
‫خب، واقعاً هیچی. یعنی
‫از لحاظ فنی، غیرقانونی وارد شدیم

427
00:42:38,121 --> 00:42:40,962
‫- ورود غیرقانونی؟ گمشو
‫- آروم باش، من طرف توام

428
00:42:42,262 --> 00:42:43,459
‫توی اون فیلم چیه؟

429
00:42:45,496 --> 00:42:46,605
‫خبر ندارم

430
00:43:04,584 --> 00:43:05,987
‫ما یه رسید کارت اعتباری داریم

431
00:43:06,255 --> 00:43:08,088
‫از خرید یک مسلسل قدرتمند
‫به نام شما

432
00:43:08,390 --> 00:43:10,321
‫ده‌ها نفر شاهد
‫شما رو سر صحنه رؤیت کردند

433
00:43:11,995 --> 00:43:13,093
‫کار من نبوده

434
00:43:14,327 --> 00:43:16,261
‫چی‌کار کارتون نبوده، آقای تافورد؟

435
00:43:18,595 --> 00:43:20,133
‫اون کارها رو من نکردم

436
00:43:21,268 --> 00:43:23,906
‫دوایت. می‌شه دوایت صدات کنم؟

437
00:43:25,437 --> 00:43:27,602
‫گوش کن.
‫اگه کمک‌مون کنی

438
00:43:28,104 --> 00:43:30,275
‫می‌تونیم کمکت کنیم
‫متوجهی؟

439
00:43:31,850 --> 00:43:36,182
‫مسلسل. همونی که توی ماشینت پیدا کردیم
‫مال خودته؟

440
00:43:38,285 --> 00:43:39,284
‫بله

441
00:43:40,153 --> 00:43:42,650
‫با اون مسلسل
‫از برج ناقوص

442
00:43:42,685 --> 00:43:43,728
‫رفتی بالا؟

443
00:43:44,863 --> 00:43:45,862
‫بله

444
00:43:46,631 --> 00:43:48,392
‫می‌دونم قسمت بعد ماجرا
‫برات سخته

445
00:43:48,427 --> 00:43:50,196
‫اما باید ازت تعریفش رو بشنوم
‫باشه؟

446
00:43:51,804 --> 00:43:54,497
‫من...

447
00:43:56,204 --> 00:43:58,776
‫من...

448
00:44:03,442 --> 00:44:04,881
‫چاره‌ای نداشتم

449
00:44:07,545 --> 00:44:08,951
‫اون باید مجازات می‌شد

450
00:44:10,054 --> 00:44:11,382
‫کی باید مجازات می‌شد، دوایت؟

451
00:44:12,957 --> 00:44:13,989
‫خدا

452
00:44:15,487 --> 00:44:19,060
‫ببینین، ما همه مثل یه ردیف
‫دومینو هستیم براش

453
00:44:20,296 --> 00:44:24,703
‫و وقتی من و تو بیفتیم
‫دیگه اهمیتی نداریم

454
00:44:25,172 --> 00:44:27,200
‫واسه همین ما رو فناپذیر
‫خلق کرده، می‌دونستی؟

455
00:44:28,069 --> 00:44:30,874
‫تا بتونیم به خاک تبدیل شیم.
‫از بین بریم

456
00:44:32,075 --> 00:44:34,042
‫اما اگه بتونیم دومینو‌ها رو پیدا کنیم

457
00:44:34,077 --> 00:44:35,945
‫اون‌هایی که هنوز نیفتادن

458
00:44:37,476 --> 00:44:39,542
‫شاید فرصتی باشه
‫که جلوش رو بگیریم

459
00:44:41,513 --> 00:44:42,578
‫جلوی چی رو؟

460
00:44:43,350 --> 00:44:44,415
‫برنامه‌ی اون رو

461
00:44:46,518 --> 00:44:48,023
‫من امروز صبح کسی رو نکشتم

462
00:44:49,653 --> 00:44:51,895
‫فقط چندتا از دومینوهای خدا
‫رو دزدیدم

463
00:44:53,195 --> 00:44:54,524
‫و شاید اگه بخت باهام یار باشه

464
00:44:55,226 --> 00:44:57,032
‫شاید اون‌‌ها هنوز نیفتاده باشن

465
00:44:58,233 --> 00:44:59,496
‫تو انسانی مذهبی هستی؟

466
00:45:00,065 --> 00:45:02,697
‫- عضوی از فرقه‌ی خاصی هستی؟
‫- نه

467
00:45:03,066 --> 00:45:04,204
‫پس چنین ایده‌ای
‫از کدوم گوری

468
00:45:04,239 --> 00:45:05,271
‫به ذهنت رسیده؟

469
00:45:06,604 --> 00:45:07,845
‫دستگاه جهنمی

470
00:45:08,771 --> 00:45:09,913
‫باید بخونیش

471
00:45:11,081 --> 00:45:12,377
‫همه باید بخونیدش

472
00:45:13,213 --> 00:45:15,512
‫اون‌وقت می‌فهمین که چقدر
‫همه‌مون براش

473
00:45:15,747 --> 00:45:16,854
‫ ناچیز هستیم

474
00:45:22,290 --> 00:45:23,927
‫من دیگه ازت نمی‌ترسم

475
00:45:25,095 --> 00:45:26,127
‫می‌شنوی؟

476
00:45:30,232 --> 00:45:31,770
‫می‌شنوی؟

477
00:45:32,139 --> 00:45:34,333
‫دیگه نمی‌تونی جلوش رو بگیری
‫بیمار کثافت!

478
00:45:34,368 --> 00:45:36,104
‫- بشین
‫- من هدفم رو می‌دونم!

479
00:45:36,439 --> 00:45:37,776
‫- بشین روی صندلی
‫- من هدفم رو می‌دونم!

480
00:45:38,405 --> 00:45:40,306
‫من هدفم رو می‌دونم!

481
00:45:41,375 --> 00:45:42,737
‫می‌رم یه سیگار بکشم

482
00:46:29,390 --> 00:46:31,093
‫می‌شه بهم بگی
‫درمورد کدوم کتابت

483
00:46:31,128 --> 00:46:32,127
‫صحبت می‌کرد؟

484
00:46:33,625 --> 00:46:35,427
‫درباره یه کشیش‌ـه
‫که خدا رو پیدا می‌کنه

485
00:46:37,233 --> 00:46:38,397
‫استعاری، یا؟

486
00:46:38,971 --> 00:46:41,466
‫نه، واقعی

487
00:46:42,799 --> 00:46:43,941
‫درباره‌ی چی حرف می‌زنن؟

488
00:46:45,340 --> 00:46:47,912
‫کشیش می‌خواست بدونه

489
00:46:47,947 --> 00:46:49,606
‫که هدفش توی زندگی چی بوده
‫و خدا...

490
00:46:51,115 --> 00:46:53,280
‫بهش می‌گه، براش توضیح می‌ده
‫که وقتی اون 12 ساله بوده

491
00:46:53,315 --> 00:46:55,381
‫می... می‌فرستتش از عرض یه جاده
‫رد بشه تا...

492
00:46:58,386 --> 00:46:59,385
‫سرعت یه ماشین رو کم کنه

493
00:47:01,686 --> 00:47:02,993
‫کی سوار ماشین بوده؟

494
00:47:05,162 --> 00:47:06,854
‫مهم نیست که کی توی ماشین بوده

495
00:47:06,889 --> 00:47:08,295
‫فقط باید سرعتش کم می‌شد

496
00:47:11,135 --> 00:47:12,101
‫همین؟

497
00:47:17,108 --> 00:47:18,910
‫آره. همین

498
00:47:24,214 --> 00:47:26,082
‫و در پایان، کشیش انتقامش
‫رو می‌گیره

499
00:47:28,515 --> 00:47:29,745
‫از کی، خدا؟

500
00:47:32,552 --> 00:47:33,749
‫از... از همه

501
00:47:36,061 --> 00:47:37,060
‫می‌خوام برم خونه

502
00:47:37,495 --> 00:47:39,590
‫فقط یه چیز دیگه هم هست
‫که می‌خوام بیای داخل ببینی

503
00:47:45,466 --> 00:47:47,136
‫هر بار که من
‫باهاتون تماس می‌گیرم

504
00:47:47,171 --> 00:47:49,501
‫باید 22 کیلومتر حرکت کنم
‫تا به نزدیک‌ترین کیوسک تلفن برسم

505
00:47:49,536 --> 00:47:51,635
‫نمی‌خواد گوش کنم.
‫یادمه چی گفتم

506
00:47:51,670 --> 00:47:53,010
‫تماس خودت رو لازم نیست
‫گوش کنی

507
00:47:54,739 --> 00:47:57,113
‫این تماس شنود و بررسی می‌شود

508
00:47:58,083 --> 00:47:59,709
‫شما تماسی دارید از...

509
00:48:00,311 --> 00:48:01,986
‫دوایت تافورد

510
00:48:02,021 --> 00:48:03,317
‫یک زندانی

511
00:48:03,352 --> 00:48:05,852
‫از ندامتگاه فدرال نیومکزیکو.
‫هزینه‌ی تماس بر عهده شماست

512
00:48:05,921 --> 00:48:08,091
‫برای پذیرفتن این تماس
‫کلید یک را فشار دهید

513
00:48:11,188 --> 00:48:14,097
‫پیغام ذخیره شد. پیغام بعدی

514
00:48:14,499 --> 00:48:17,298
‫این تماس شنود و بررسی می‌شود

515
00:48:17,833 --> 00:48:20,433
‫- شما تماسی دارید از...
‫- الایجاه؟

516
00:48:21,766 --> 00:48:22,897
‫اینجایی؟

517
00:48:24,967 --> 00:48:26,043
‫حالت خوبه؟

518
00:48:45,289 --> 00:48:47,592
‫- افسر هیگینز
‫- بروس هستم

519
00:48:47,994 --> 00:48:49,165
‫گوش کن

520
00:48:49,734 --> 00:48:51,530
‫احیاناً توی زندان
‫فوق امنیتی

521
00:48:51,565 --> 00:48:53,103
‫نیومکزیکو، آشنا نداری؟

522
00:48:54,601 --> 00:48:57,107
‫چندتا نگهبان اونجا رو می‌شناسم.
‫چطور؟

523
00:48:57,709 --> 00:48:59,637
‫فکر کنم باید یه درخواستی ازت بکنم

524
00:49:31,308 --> 00:49:32,670
‫ده دقیقه وقت دارید

525
00:49:48,325 --> 00:49:49,423
‫سیگاری نیستم

526
00:49:55,563 --> 00:49:56,595
‫می‌شناسمت؟

527
00:49:57,532 --> 00:49:58,564
‫نه

528
00:50:00,799 --> 00:50:02,370
‫به قیافه‌ت نمی‌خوره
‫فامیلیت «اسمیت» باشه

529
00:50:04,209 --> 00:50:05,802
‫شخصاً به نظرم
‫«اوهارا»

530
00:50:05,837 --> 00:50:07,672
‫یا «کمپبل» بهت میاد
‫اما

531
00:50:08,411 --> 00:50:09,872
‫کشور آزاده دیگه، نه؟

532
00:50:12,415 --> 00:50:13,513
‫نویسنده‌ای؟

533
00:50:14,582 --> 00:50:17,319
‫- چطور مگه؟
‫- کسایی که میان اینجا

534
00:50:17,721 --> 00:50:20,058
‫یا نویسنده‌ان
‫یا روان‌شناس

535
00:50:21,622 --> 00:50:22,720
‫هیچ‌کدومش نیستم

536
00:50:24,691 --> 00:50:25,756
‫خوبه

537
00:50:26,425 --> 00:50:27,857
‫شروع خوبی داریم پس

538
00:50:28,526 --> 00:50:31,168
‫پس تو چه خری هستی؟

539
00:50:33,865 --> 00:50:34,996
‫کس خاصی نیستم

540
00:50:38,672 --> 00:50:40,078
‫فقط اومدم حرف بزنیم

541
00:50:41,741 --> 00:50:42,740
‫باشه

542
00:50:45,712 --> 00:50:46,942
‫درباره‌ی ویلیام دوکنت

543
00:50:50,618 --> 00:50:52,189
‫- پلیسی؟
‫- نه

544
00:50:53,225 --> 00:50:55,082
‫آقایون؟ خودتون قوانین رو بلدین

545
00:50:55,117 --> 00:50:57,689
‫اگه این طرف پلیس باشه
‫وکیلم باید حضور داشته باشه

546
00:50:57,724 --> 00:50:58,756
‫من پلیس نیستم

547
00:51:00,298 --> 00:51:04,399
‫اما خبر دارم که اخیراً
‫با دوکنت حرف زدی

548
00:51:06,403 --> 00:51:07,996
‫زیاد توی پوکر مهارت نداری، نه؟
‫[ یعنی دروغ بلد نیستی بگی ]

549
00:51:09,208 --> 00:51:11,142
‫اول بسم‌الله چنین سوالی

550
00:51:12,640 --> 00:51:13,936
‫این‌قدر مستقیم

551
00:51:14,741 --> 00:51:16,444
‫هیچ ماست‌مالی کردنی هم بلد نیستی

552
00:51:16,946 --> 00:51:19,414
‫اگه کلمه‌ی «حرف زدی» رو با

553
00:51:19,449 --> 00:51:20,712
‫«ارتباط داشتی» عوض می‌کردی

554
00:51:22,045 --> 00:51:24,617
‫اون‌وقت نمی‌فهمیدم که از چی خبر داری
‫فهمیدی؟

555
00:51:25,884 --> 00:51:27,785
‫اما گفتی «حرف زدی»

556
00:51:27,820 --> 00:51:29,325
‫که بهم این رو می‌گه...

557
00:51:30,427 --> 00:51:33,131
‫که هیچی نمی‌دونی

558
00:51:34,596 --> 00:51:37,630
‫اگه بلد نباشی با کلمات بازی کنی

559
00:51:38,798 --> 00:51:40,270
‫اونا بازیت می‌دن

560
00:51:41,669 --> 00:51:43,405
‫خب کارت با ویلیام دوکنت چیه؟

561
00:51:44,738 --> 00:51:47,772
‫بعد از اینکه بگی چی ازت می‌خواسته
‫بهت جواب می‌دم

562
00:51:48,441 --> 00:51:50,577
‫- نظرم رو
‫- نظرت درمورد چی؟

563
00:51:51,778 --> 00:51:55,186
‫یه کتاب. دستگاه جهنمی.
‫تاحالا خوندیش؟

564
00:51:55,988 --> 00:51:59,916
‫- نه
‫- خوبه. نخون. کتابه داغونت می‌کنه

565
00:52:01,689 --> 00:52:04,228
‫ترکیب درست کلمات یه انسان
‫رو وادار...

566
00:52:06,430 --> 00:52:07,561
‫به هرکاری می‌کنه

567
00:52:09,664 --> 00:52:10,828
‫پنج دقیقه

568
00:52:13,096 --> 00:52:14,799
‫از ایستگاه اعداد چیزی به گوشت خورده؟

569
00:52:17,672 --> 00:52:19,639
‫طی جنگ سرد

570
00:52:20,008 --> 00:52:21,806
‫یه سری امواج رادیویی
‫موج کوتاه

571
00:52:21,841 --> 00:52:24,875
‫بود که پیغام‌های رمزنگاری شده
‫رو در امواج هوا می‌فرستاد

572
00:52:25,812 --> 00:52:27,108
‫معمولاً صدای یه زن بود

573
00:52:27,143 --> 00:52:29,044
‫که اعداد و خزعبلات رو به زبان
‫آلمانی می‌گفت

574
00:52:30,883 --> 00:52:32,520
‫که در منظر عموم

575
00:52:32,555 --> 00:52:34,654
‫مزخرف به نظر می‌رسید
‫اما در واقع

576
00:52:34,689 --> 00:52:37,019
‫یه رمزنگاری پیچیده بود

577
00:52:37,554 --> 00:52:40,990
‫زیبایی این موضوع اینه
‫که به جای ضربدر زدن روی پنجره

578
00:52:41,025 --> 00:52:43,729
‫یا کردن میکروفیلم
‫در دندون توخالی

579
00:52:44,098 --> 00:52:46,193
‫اون حروم‌زاده‌ها
‫جسارت این رو داشتن

580
00:52:46,228 --> 00:52:48,371
‫که مخابرات فوق‌سری‌شون رو

581
00:52:49,040 --> 00:52:52,309
‫مستقیم پخش کنن
‫و کل جهانیان بشنون

582
00:52:52,544 --> 00:52:54,542
‫که چی، داری می‌گی توی اون کتاب
‫پیغامی مخفی بوده؟

583
00:52:54,977 --> 00:52:56,005
‫یه همچین چیزی

584
00:52:58,581 --> 00:53:01,219
‫- چی هست؟
‫- خب تو که نخوندیش، مگه نه؟

585
00:53:01,721 --> 00:53:03,287
‫پس مثل اینه
‫که بخوام رنگ فیروزه‌ای

586
00:53:03,322 --> 00:53:05,146
‫رو به یه انسان کور توصیف کنم

587
00:53:05,918 --> 00:53:07,082
‫پس حالا من کور شدم؟

588
00:53:07,854 --> 00:53:08,886
‫همه‌تون کورین

589
00:53:10,923 --> 00:53:12,593
‫خنده‌داره. مگه ما دومینو نبودیم؟

590
00:53:16,335 --> 00:53:17,928
‫- من دیگه حرفی ندارم.
‫- صبر کن

591
00:53:18,430 --> 00:53:21,701
‫خیلی راحته که اون طرف دنیا
‫بشینی

592
00:53:21,736 --> 00:53:23,197
‫و من رو قضاوت کنی
‫نه؟

593
00:53:23,232 --> 00:53:24,836
‫چرا دوکنت نظرت رو می‌خواست؟

594
00:53:24,871 --> 00:53:25,870
‫خودت ازش بپرس

595
00:53:27,071 --> 00:53:28,070
‫نگهبان

596
00:53:28,439 --> 00:53:29,907
‫لطفاً الان بهم بگو

597
00:53:30,877 --> 00:53:32,239
‫می‌خواست بدونه
‫که من

598
00:53:32,274 --> 00:53:33,878
‫همون چیزهایی رو توی کتاب دیدم
‫که اون دیده

599
00:53:35,079 --> 00:53:37,684
‫اما در انتها
‫مشخص شد که اون هم

600
00:53:37,719 --> 00:53:39,620
‫یه دروغگوی نابکاره
‫مثل هرکس دیگه‌ای

601
00:53:39,655 --> 00:53:41,116
‫چرا؟ چه دروغی گفت؟

602
00:53:42,152 --> 00:53:45,362
‫بهم گفت که اگه باهاش صادق باشم

603
00:53:46,728 --> 00:53:49,267
‫- سر و کله‌ش پیدا می‌شه
‫- خودش؟ دوکنت؟

604
00:53:49,602 --> 00:53:51,896
‫نه. اون مادر به خطایی
‫که من رو اینجا انداخت

605
00:53:53,064 --> 00:53:54,096
‫بروس کاگبورن

606
00:53:58,102 --> 00:54:00,740
‫شش، دو، نه
‫[ آلمانی ]

607
00:55:58,464 --> 00:56:00,387
‫متأسفیم

608
00:56:00,422 --> 00:56:02,224
‫شماره‌گیری و برقراری تماس شما
‫ممکن نیست

609
00:56:02,492 --> 00:56:04,226
‫لطفاً شما را بررسی کنید
‫و دوباره شماره‌گیری کنید

610
00:56:04,595 --> 00:56:06,327
‫متأسفیم

611
00:56:06,562 --> 00:56:08,230
‫شماره‌گیری و برقراری تماس شما
‫ممکن نیست

612
00:56:08,632 --> 00:56:10,441
‫لطفاً شما را بررسی کنید
‫و دوباره شماره‌گیری کنید

613
00:56:10,709 --> 00:56:12,542
‫متأسفیم

614
00:56:12,577 --> 00:56:14,577
‫شماره‌گیری و برقراری تماس شما
‫ممکن نیست

615
00:56:14,612 --> 00:56:16,678
‫لطفاً شما را بررسی کنید
‫و دوباره شماره‌گیری کنید

616
00:56:16,713 --> 00:56:18,449
‫متأسفیم

617
00:56:18,484 --> 00:56:20,275
‫شماره‌گیری و برقراری تماس شما...

618
00:56:57,456 --> 00:57:00,456
‫[ بهم زنگ بزن! ]
‫[ جری ]

619
00:57:04,620 --> 00:57:05,661
‫- بروس
‫- جری

620
00:57:06,030 --> 00:57:07,355
‫نمی‌دونم بهت چی گفتن

621
00:57:07,657 --> 00:57:08,928
‫یا با کی حرف زدی...

622
00:57:08,963 --> 00:57:11,601
‫متن بدست‌مون رسید
‫عالیه

623
00:57:11,936 --> 00:57:14,571
‫- چی؟
‫- ناشناس؟ بابا بیخیال

624
00:57:14,606 --> 00:57:16,364
‫هیچ‌کس نیست که قلم تو رو داشته باشه

625
00:57:17,133 --> 00:57:18,333
‫نمی‌دونم دقیقاً چطور باید

626
00:57:18,368 --> 00:57:20,511
‫این موضوع اصلی رو نشر بدیم

627
00:57:20,813 --> 00:57:22,139
‫کاملاً به عقل جور درمیاد
‫که چرا

628
00:57:22,174 --> 00:57:23,646
‫داری با زاویه‌ی «ناشناس» پیش می‌ری

629
00:57:23,681 --> 00:57:24,779
‫چی داری می‌گی؟

630
00:57:25,181 --> 00:57:26,473
‫این شخصیت اصلیت

631
00:57:26,508 --> 00:57:27,551
‫خیلی شبیه خودته

632
00:57:27,920 --> 00:57:30,246
‫اما باید اقرار کنم
‫که این ویلیام دوکنت

633
00:57:30,281 --> 00:57:31,588
‫یه چیز دیگه‌ست

634
00:57:32,151 --> 00:57:33,282
‫چی گفتی؟

635
00:57:33,317 --> 00:57:35,317
‫ویلیام دوکنت.
‫اسمش رو درست می‌گم؟

636
00:57:36,386 --> 00:57:37,561
‫الباقی متن کی بدست‌مون می‌رسه؟

637
00:57:37,596 --> 00:57:39,387
‫- بفرستش! بفرستش واسه‌م!
‫- چی؟

638
00:57:39,422 --> 00:57:40,564
‫بروس، چه دری‌وری‌ای داری می‌گی؟

639
00:57:40,599 --> 00:57:42,093
‫اون متن کوفتی رو برام بفرست، جری!

640
00:58:14,226 --> 00:58:15,346
‫[ کیوسک تلفن ]

641
00:58:19,483 --> 00:58:21,163
‫[ شماره گیری می‌کند ]

642
00:58:21,447 --> 00:58:22,807
‫[ منتظر می‌ماند ]

643
00:58:24,335 --> 00:58:25,840
‫در پاسخ به نامه‌هایی
‫که ازتون دریافت کردم

644
00:58:25,875 --> 00:58:26,874
‫تماس می‌گیرم

645
00:58:27,276 --> 00:58:29,239
‫دقیق نمی‌دونم...
‫چطور پیدام کردین

646
00:58:29,541 --> 00:58:32,550
‫شاید... از یکی از ایجنت‌های قدیمی
‫یا سران صندوق پستی من رو پیدا کردین

647
00:58:33,883 --> 00:58:36,510
‫سائول. طبق انجیل عبری

648
00:58:36,545 --> 00:58:38,248
‫سائول اولین پادشاه اسرائیل بوده

649
00:58:39,581 --> 00:58:40,756
‫شرط می‌بندم که نمی‌دونستی

650
00:58:43,585 --> 00:58:45,156
‫نامه‌هاتون تعرض‌آمیز

651
00:58:45,191 --> 00:58:46,454
‫و شامل آزار و اذیته

652
00:58:46,489 --> 00:58:48,962
‫پس لطفاً دیگه نفرستین.
‫می‌شنوین؟

653
00:58:48,997 --> 00:58:51,833
‫چون من نمی‌خوام منبع الهام کوفتی
‫کسی باشم

654
00:58:51,868 --> 00:58:53,098
‫فرشته‌ی نجات کسی باشم

655
00:58:53,366 --> 00:58:55,496
‫اسم‌تون رو قبلاً یه جا شنیدم.
‫آدم معروفی هستی؟

656
00:58:55,531 --> 00:58:57,036
‫- پس تو چه خری هستی؟
‫- کس خاصی نیستم

657
00:58:57,071 --> 00:58:59,742
‫- شما همون نویسنده هستین
‫- 21ام ژوئن سال 1981

658
00:58:59,777 --> 00:59:01,502
‫- ناکسویل
‫- اون کتاب داغونت می‌کنه

659
00:59:01,537 --> 00:59:03,339
‫دیوانگان همیشه دنبال بهونه هستن
‫که دیوانه بودن خودشون رو توجیه کنن

660
00:59:03,374 --> 00:59:05,044
‫- مگه نه؟
‫- باید مجازات می‌شد

661
00:59:05,079 --> 00:59:06,782
‫- کی باید مجازات می‌شد؟
‫- خدا

662
00:59:06,817 --> 00:59:08,212
‫درباره یه کشیش‌ـه
‫که خدا رو پیدا می‌کنه

663
00:59:08,247 --> 00:59:10,214
‫- استعاری؟
‫- نه واقعی

664
00:59:10,249 --> 00:59:12,381
‫ترکیب درست کلمات یه انسان
‫رو وادار...

665
00:59:12,416 --> 00:59:14,988
‫- ما واسه اون فقط یه ردیف دومینوییم
‫- هرکاری می‌کنه

666
00:59:15,023 --> 00:59:17,551
‫داری می‌گی توی اون کتاب
‫پیغامی مخفی بوده؟

667
00:59:18,053 --> 00:59:19,861
‫عجب روانی‌ای.
‫اون یارو یه روانی تمام عیار بوده

668
00:59:19,896 --> 00:59:21,588
‫لازم نیست گوش کنم.
‫یادمه چی گفتم

669
00:59:21,623 --> 00:59:22,963
‫تا بتونیم به خاک تبدیل شیم.
‫از بین بریم

670
00:59:22,998 --> 00:59:24,360
‫باید یادت باشه...

671
00:59:24,395 --> 00:59:25,933
‫هیچی نمی‌دونی...

672
00:59:25,968 --> 00:59:27,363
‫دیگه واسه‌م نامه نفرست، باشه؟

673
00:59:27,398 --> 00:59:28,738
‫- چی می‌گن؟
‫- هیچی

674
00:59:29,334 --> 00:59:30,740
‫کلمات...

675
00:59:30,975 --> 00:59:32,104
‫اگه بلد نباشی باهاشون
‫بازی کنی...

676
00:59:33,470 --> 00:59:35,371
‫- اگه دستم بهت برسه...
‫- صدالبته

677
00:59:35,406 --> 00:59:37,538
‫- بازیت می‌دن
‫- فهمیدی؟

678
00:59:37,573 --> 00:59:39,078
‫- می‌کشمت لعنتی!
‫- آقای کاگبورن؟

679
00:59:43,018 --> 00:59:44,116
‫این‌ها واسه شما رسیدن

680
01:00:07,339 --> 01:00:08,910
‫متن بدست‌مون رسید

681
01:00:08,945 --> 01:00:10,439
‫عالیه

682
01:00:11,277 --> 01:00:12,848
‫ناشناس؟ بیخیال بابا

683
01:00:13,584 --> 01:00:15,312
‫هیچ‌کس قلمش
‫مثل تو نیست

684
01:02:12,937 --> 01:02:16,598
‫می‌دونم به کجا رسیدیم آقای دوکنت.
‫می‌دونم دقیقاً کجا هستیم

685
01:02:16,633 --> 01:02:18,270
‫ما در پایان پرده‌ی دوم هستیم
‫مگه نه؟

686
01:02:19,570 --> 01:02:21,779
‫اون‌جا که شخصیت اصلی
‫طاقتش طاق می‌شه

687
01:02:22,804 --> 01:02:23,979
‫ارزشش رو زیر سوال می‌بره

688
01:02:24,448 --> 01:02:25,981
‫عقلانیتش رو.
‫همه چیز رو

689
01:02:26,683 --> 01:02:29,017
‫چون می‌دونه
‫مسیری که پیموده

690
01:02:29,052 --> 01:02:30,920
‫در مقایسه با مسیری که پیش‌رو داره
‫کم‌رنگه

691
01:02:31,656 --> 01:02:33,791
‫و در این لحظه، آقای دوکنت

692
01:02:34,750 --> 01:02:36,255
‫تصمیمی باید گرفته بشه

693
01:02:37,654 --> 01:02:38,796
‫آیا ادامه می‌ده

694
01:02:39,623 --> 01:02:41,689
‫یا توقف می‌کنه
‫و به عقب برمی‌گرده؟

695
01:02:42,967 --> 01:02:45,396
‫اما تنها خودش می‌تونه
‫این تصمیم رو بگیره

696
01:02:45,431 --> 01:02:48,432
‫و اینجاست که ریدی
‫آقای دوکنت

697
01:02:49,468 --> 01:02:51,237
‫چون شخصیت اصلیت

698
01:02:51,272 --> 01:02:53,503
‫الان زیادی از قلم نویسندگیت
‫آگاهی داره

699
01:02:53,872 --> 01:02:56,473
‫و از اون بدتر اینکه خودش هم نویسنده‌ست

700
01:02:56,508 --> 01:02:58,640
‫پس دقیقاً می‌دونه یه داستان خوب
‫چی می‌خواد

701
01:02:58,675 --> 01:03:00,378
‫و همچنین چطور می‌شه داستان رو خراب کرد

702
01:03:02,316 --> 01:03:05,449
‫بزرگ‌ترین گناهی که یه نویسنده
‫می‌تونه مرتکب شه، چیه؟

703
01:03:10,027 --> 01:03:11,191
‫می‌دونی؟

704
01:03:12,821 --> 01:03:13,963
‫خنگ بودن

705
01:03:15,296 --> 01:03:16,790
‫و دقیقاً همین رو می‌خوام
‫نصیبت کنم

706
01:03:16,825 --> 01:03:18,198
‫کسخل بزدل و ابله

707
01:03:18,600 --> 01:03:22,466
‫یه پایان طولانی و بی‌تلاطم
‫و حوصله سربر

708
01:03:23,942 --> 01:03:27,108
‫چون اگه پایانت گهی باشه
‫هیچ‌کس توجهی

709
01:03:27,143 --> 01:03:29,143
‫به پرده‌ی دوی الهام‌بخشت نمی‌کنه

710
01:03:32,478 --> 01:03:33,642
‫موافقی؟

711
01:03:35,853 --> 01:03:40,517
‫دو، شش، شش، دو
‫[ آلمانی ]

712
01:03:49,627 --> 01:03:51,330
‫شک نکن

713
01:04:29,975 --> 01:04:31,007
‫کیه؟

714
01:04:31,409 --> 01:04:33,306
‫مأمورین فدرال ایالات متحده
‫آقای کاگبورن

715
01:04:34,210 --> 01:04:35,803
‫عه، کار به فدرال کشیده پس

716
01:04:36,872 --> 01:04:37,915
‫می‌شه بیاید بیرون، لطفاً؟

717
01:04:40,084 --> 01:04:42,810
‫حتماً یه سند هویتی چاپی
‫همراه‌تون دارین؟

718
01:04:50,853 --> 01:04:52,424
‫مشکلی نیست،
‫آقای کاگبورن؟

719
01:04:53,130 --> 01:04:54,228
‫شما مشکلی ندارین؟

720
01:04:55,561 --> 01:04:57,099
‫چند روز پیش شما توی نیومکزیکو بودین؟

721
01:04:57,794 --> 01:04:58,936
‫نمی‌دونم، شما بگین

722
01:05:00,137 --> 01:05:01,664
‫می‌شه دلیل سفرتون رو بگین؟

723
01:05:02,033 --> 01:05:03,270
‫رفته بودم ملاقات کسی

724
01:05:03,939 --> 01:05:05,272
‫اون کسی دوایت تافورد بوده؟

725
01:05:06,440 --> 01:05:07,571
‫جرم که نیست، هست؟

726
01:05:08,173 --> 01:05:11,047
‫جرم نیست، آقا
‫اما ثبت اسم ریچارد اسمیت

727
01:05:11,082 --> 01:05:12,279
‫در دفتر اصلی جرمه

728
01:05:12,314 --> 01:05:13,445
‫این رو از کجا اوردین؟

729
01:05:16,648 --> 01:05:18,483
‫ما از گشته‌ی بین شما دوتا
‫باخبریم، خب؟

730
01:05:18,751 --> 01:05:19,847
‫فقط سعی داریم بفهمیم

731
01:05:19,882 --> 01:05:20,991
‫چرا الان باید برین دیدنش

732
01:05:21,950 --> 01:05:22,993
‫برای خاتمه دادن

733
01:05:24,425 --> 01:05:26,997
‫توی 24 ساعت گذشته
‫دوایت تافورد باهاتون تماس داشته؟

734
01:05:27,499 --> 01:05:28,889
‫نه. چرا باید داشته باشه؟

735
01:05:29,758 --> 01:05:31,199
‫امروز صبح تلویزیون نگاه کردین؟

736
01:05:31,634 --> 01:05:33,828
‫من تلویزیون ندارم.
‫اهلش نیستم

737
01:05:36,074 --> 01:05:37,106
‫چطور؟

738
01:05:38,309 --> 01:05:39,735
‫تمرکز تعقیب اف بی آی

739
01:05:39,770 --> 01:05:42,342
‫متوجه جستجوی برای دوایت تافورد
‫در منطقه‌ی لوس آلاموس

740
01:05:42,377 --> 01:05:43,607
‫در نیومکزیکو است

741
01:05:44,109 --> 01:05:46,676
‫علی‌رغم اسارت در زندانی
‫فوق امنیتی

742
01:05:46,711 --> 01:05:48,909
‫تافورد به نحوی دیشب توانست
‫از دست نگهبانان فرار کند

743
01:05:49,278 --> 01:05:50,779
‫و باعث وحشتی در سطح ملی شود

744
01:05:58,624 --> 01:06:00,195
‫در سال 1981، تافورد با رسیدن

745
01:06:00,230 --> 01:06:03,033
‫به محوطه‌ی دانشگاه باپتیست
‫به همراه یک مسلسل

746
01:06:03,668 --> 01:06:05,794
‫سلاح خود را به سمت جمعیت زیرپایش
‫هدف گرفت

747
01:06:05,829 --> 01:06:06,927
‫و به ده‌ها نفر شلیک کرد

748
01:06:08,337 --> 01:06:10,304
‫سیزده دانشجو و اعضای دانشکده
‫کشته شدند

749
01:06:11,373 --> 01:06:13,472
‫او مسئول مرگ‌بارترین تیراندازی

750
01:06:13,507 --> 01:06:14,539
‫در تاریخ تنسی است

751
01:06:15,707 --> 01:06:18,312
‫یک شاهد آن را به عنوان
‫آشوب عظیم توصیف کرده

752
01:06:19,281 --> 01:06:21,051
‫هیچ‌کس نمی‌دانست که گلوله‌ها
‫از کجا شلیک می‌شوند

753
01:06:21,420 --> 01:06:22,481
‫و یا به کجا پناه ببرد

754
01:07:03,529 --> 01:07:05,595
‫[ با احترامات ]
‫[ ویلیام دوکنت ]

755
01:07:12,465 --> 01:07:15,105
‫اما موضوع رمان 1984 اورول

756
01:07:15,140 --> 01:07:17,866
‫یا رمان اولیس اثر جویس
‫هم در زمان انتشار همین بودند

757
01:07:18,802 --> 01:07:21,441
‫تنها جرمی که آقای کاگبورن مرتکب آن شده

758
01:07:21,743 --> 01:07:23,476
‫نوشتن یک کتاب است

759
01:07:23,945 --> 01:07:25,676
‫پس همه‌چیز به نیت نویسنده
‫برمی‌گرده؟

760
01:07:26,045 --> 01:07:28,415
‫- می‌شه گفت
‫- پس نیت

761
01:07:28,450 --> 01:07:29,515
‫نوشتن کتاب
‫دستگاه جهنمی چیه؟

762
01:07:29,917 --> 01:07:31,484
‫به اعتقاد من، تنها آقای کاگبورن

763
01:07:31,519 --> 01:07:32,551
‫می‌تونن به این پرسش پاسخ بدن

764
01:07:55,609 --> 01:07:56,971
‫سخت نگیر، آقای کوگبرن

765
01:07:57,840 --> 01:07:58,841
‫هنوز قراره بستنی بخوریم؟

766
01:07:59,276 --> 01:08:01,382
‫قراره ماهی بگیریم
‫ماهی نپخته

767
01:08:01,684 --> 01:08:02,878
‫ماهی خام

768
01:08:02,913 --> 01:08:04,913
‫ایش. نه من بستنی می‌خوام

769
01:08:44,153 --> 01:08:46,119
‫فقط پنج دقیقه بهش وقت بده
‫بعد سکو در اختیار شماست

770
01:08:47,793 --> 01:08:49,364
‫تا فردا ساعت 7 نمایش نیست

771
01:08:49,399 --> 01:08:50,860
‫پس حتماً کلی وقت دارین
‫برای آماده شدن؟

772
01:08:52,028 --> 01:08:53,060
‫بله، حتماً

773
01:08:56,065 --> 01:08:58,736
‫یه سال پیش حتی نمی‌تونستم
‫مجبورش کنم توی ماشین آواز بخونه

774
01:09:02,412 --> 01:09:03,477
‫دخترتونه؟

775
01:09:04,348 --> 01:09:05,380
‫آره

776
01:09:06,647 --> 01:09:08,713
‫هفته گذشته اولین شغل
‫تلویزیونیش رو بدست آورد

777
01:09:09,048 --> 01:09:10,187
‫چیز خاصی هم نبود

778
01:09:11,190 --> 01:09:13,850
‫بودن توی برنامه‌ی دوربین مخفی.
‫اما عاشقش بود

779
01:09:13,885 --> 01:09:14,917
‫اسم برنامه چی بود؟

780
01:09:15,286 --> 01:09:16,424
‫هیچ‌وقت بهت نمی‌گن

781
01:09:17,360 --> 01:09:19,196
‫توی پارکی جایی بردنش بازی کنه

782
01:09:19,598 --> 01:09:21,231
‫مسئول انتخاب بازیگران
‫خیلی دوست داشتنی بود

783
01:09:22,058 --> 01:09:24,058
‫رابطه‌ش با بچه‌ها عالی عالی بود

784
01:09:24,860 --> 01:09:26,236
‫شما بچه دارین؟
‫باید ببرین‌شون اونجا

785
01:09:27,899 --> 01:09:30,064
‫بیشاپ و روک.
‫واقعاً فوق‌العاده‌ن

786
01:09:30,366 --> 01:09:31,835
‫- واقعاً خوبه
‫- بیشاپ و روک؟

787
01:09:31,870 --> 01:09:34,167
‫آره، کارش با بچه‌ها عالیه

788
01:09:35,236 --> 01:09:37,005
‫خدا خدا می‌کنم
‫که یه کار دیگه هم رزرو کنن

789
01:11:20,484 --> 01:11:21,516
‫رزرو کردین؟

790
01:12:32,919 --> 01:12:35,282
‫آقا؟ یه چیزی جا گذاشتین

791
01:12:57,581 --> 01:12:58,745
‫از جات تکون نخور

792
01:13:00,276 --> 01:13:02,408
‫یه تانیک وودکای دیگه می‌خوام

793
01:13:02,443 --> 01:13:05,620
‫و حتماً همکارم ویسکی می‌خواد؟

794
01:13:09,417 --> 01:13:11,087
‫پاشو. جاش اینجا نیست

795
01:13:11,122 --> 01:13:12,726
‫انگار که هست.
‫فکر کردی

796
01:13:12,761 --> 01:13:14,530
‫این هفت‌تیر قراره نظر من رو عوض کنه؟

797
01:13:15,258 --> 01:13:16,257
‫چرا ازش استفاده نمی‌کنی؟

798
01:13:16,959 --> 01:13:18,831
‫بعید می‌دونم خوش‌شانسی بیاری البته

799
01:13:18,866 --> 01:13:20,569
‫با وجود این‌که ما تمام تیرهای اسلحه
‫رو خالی کردیم

800
01:13:24,575 --> 01:13:25,706
‫کسشعره

801
01:13:25,741 --> 01:13:27,301
‫فقط از یه راه می‌شه فهمید

802
01:13:30,911 --> 01:13:33,978
‫خب. انگار قراره کارمون رو انجام بدیم

803
01:13:34,280 --> 01:13:35,309
‫پس بفرما بشین

804
01:13:45,024 --> 01:13:47,992
‫- چی می‌خوای؟
‫- از تو؟ هیچی

805
01:13:48,797 --> 01:13:49,895
‫پس کی هستی؟

806
01:13:50,330 --> 01:13:51,897
‫به فرض یه زوج جوان
‫بخوان عرسی بگیرن

807
01:13:51,932 --> 01:13:53,327
‫می‌رن دنبال یه طراح عروسی

808
01:13:53,629 --> 01:13:55,505
‫یا اگه بخوای یه مهمونی
‫شبانه‌ی شیک بگیری

809
01:13:55,874 --> 01:13:57,298
‫آشپز استخدام می‌کنی

810
01:13:57,566 --> 01:13:59,806
‫اما اگه بخوای یه نفر رو کله کنی

811
01:14:00,275 --> 01:14:01,335
‫من رو استخدام می‌کنی

812
01:14:02,171 --> 01:14:03,436
‫پس الان دنبال چنین کاری هستی؟

813
01:14:03,471 --> 01:14:05,944
‫نه، به سرانجام رسیده.
‫مدرکش هم اینه که تو

814
01:14:06,646 --> 01:14:08,078
‫الان رو به روی من نشستی
‫ممنون

815
01:14:09,345 --> 01:14:10,751
‫دلیل اینکه الان رو به روت نشستم

816
01:14:10,786 --> 01:14:12,181
‫اینه که دختر جعلیت
‫رو پیدا کردم

817
01:14:13,349 --> 01:14:15,316
‫تو یه بیماری که یه بچه
‫رو اون‌طوری به خطر می‌اندازی

818
01:14:15,351 --> 01:14:17,956
‫به خطر می‌اندازم؟
‫زیادی اغراق‌آمیز نیست؟

819
01:14:18,525 --> 01:14:20,761
‫اون فرشته کوچولو با 300 دلار پول
‫توی جیبش برگشت خونه

820
01:14:21,029 --> 01:14:22,125
‫و فقط مجبور بود چند ساعت

821
01:14:22,160 --> 01:14:23,324
‫خودش رو جای کس دیگه‌ای جا بزنه

822
01:14:24,293 --> 01:14:27,097
‫خودتون 25 سال گذشته
‫کارتون همین نبوده؟

823
01:14:28,804 --> 01:14:31,464
‫می‌دونین، فرق بین من و تو
‫اینه که من می‌دونم

824
01:14:32,368 --> 01:14:33,543
‫چی‌ام

825
01:14:34,777 --> 01:14:37,371
‫من دروغگوام.
‫و کارم رو خوب بلدم

826
01:14:38,473 --> 01:14:39,780
‫می‌تونم هرچیزی که ازم می‌خوای باشم

827
01:14:39,815 --> 01:14:41,980
‫شخص، شرکت
‫سناریو

828
01:14:42,215 --> 01:14:44,510
‫معمولاً در نقش سیاست‌مداران
‫و مدیرعامل‌ها هستم

829
01:14:44,545 --> 01:14:46,655
‫همیشه حوصله‌سربرن.
‫همیشه فراموش‌شدنی

830
01:14:46,957 --> 01:14:48,382
‫و فرق تو با اونا این بوده

831
01:14:48,417 --> 01:14:50,890
‫- چرا، چون حوصله‌سربر نیستم؟
‫- چرا، نه. خیلی هم هستی

832
01:14:51,292 --> 01:14:52,452
‫اما فراموش‌شدنی نیستی

833
01:14:52,854 --> 01:14:54,322
‫و واسه همین این مسئولیت
‫رو پذیرفتم

834
01:14:54,724 --> 01:14:57,930
‫چون تاریخ تو رو به یاد خواهد داشت
‫بروس

835
01:14:58,669 --> 01:15:00,031
‫و این موضوع به‌شدت آزارم می‌ده

836
01:15:01,672 --> 01:15:04,673
‫چون لباس سام شپارد
‫به تن کردی

837
01:15:04,908 --> 01:15:07,005
‫و مثل کاپوتی مشروب می‌خوری
‫و مثل تامسون زندگی می‌کنی

838
01:15:07,474 --> 01:15:09,810
‫همه‌ی این‌ها در حالی که دنیا معتقده
‫نبوغ هنرمندی داری

839
01:15:09,845 --> 01:15:11,647
‫اما من و تو می‌دونیم
‫که خبری از نبوغ هنری نیست

840
01:15:11,682 --> 01:15:12,846
‫- هیچ جنبه‌ی عرفانی وجود نداره
‫- ببند

841
01:15:12,881 --> 01:15:13,880
‫شانس اوردی

842
01:15:14,215 --> 01:15:16,212
‫آجر به آجر برج عاجی خودت رو
‫با دروغ بنا کردی

843
01:15:16,247 --> 01:15:17,719
‫- گاله رو ببند
‫- و من اینجام

844
01:15:18,121 --> 01:15:19,721
‫تا مطمئن شم داخلش می‌سوزی

845
01:15:21,692 --> 01:15:24,055
‫چون می‌بینی که غرور
‫پاشنه‌ی آشیل

846
01:15:24,323 --> 01:15:25,694
‫افراد معمولیه

847
01:15:25,729 --> 01:15:27,058
‫حرف‌های مسخره‌ی غرور
‫رو بذار کنار

848
01:15:27,093 --> 01:15:28,323
‫چون دلیلی که اینجام اون نیست

849
01:15:28,358 --> 01:15:30,490
‫آره. ببخشید. معلومه
‫اشتباه کردم...

850
01:15:31,933 --> 01:15:34,032
‫اون دختر کوچولو
‫که بی‌مبالات به خطر انداختمش

851
01:15:34,901 --> 01:15:37,233
‫باشه، کاملا فرض رو بر این بذار
‫که من می‌خواستم

852
01:15:37,268 --> 01:15:40,203
‫دختره و مادرش و دفترم رو پیدا کنی

853
01:15:40,438 --> 01:15:41,611
‫- دسته‌ی رسیدها. همه‌شون
‫- صحیح

854
01:15:41,879 --> 01:15:43,877
‫صحیح، این‌طوری که تو نابغه می‌شی

855
01:15:43,912 --> 01:15:45,945
‫- و بعید می‌دونم باشی
‫- نه

856
01:15:48,444 --> 01:15:49,509
‫احتمالاً نباشم

857
01:16:07,672 --> 01:16:09,298
‫آقا؟

858
01:16:10,466 --> 01:16:11,465
‫چیزی جا گذاشتین

859
01:16:12,633 --> 01:16:16,140
‫آقا؟
‫یه چیزی جا گذاشتین

860
01:16:16,978 --> 01:16:18,208
‫صبر کن...

861
01:16:20,377 --> 01:16:21,409
‫صبر کن

862
01:16:22,078 --> 01:16:23,917
‫بعید می‌دونم خوش‌شانسی بیاری البته

863
01:16:23,952 --> 01:16:25,622
‫با وجود این‌که ما تمام تیرهای اسلحه
‫رو خالی کردیم

864
01:16:27,120 --> 01:16:29,186
‫- کسشعره
‫- فقط از یه راه می‌شه فهمید

865
01:16:29,221 --> 01:16:30,319
‫فقط از یه راه می‌شه فهمید

866
01:16:33,588 --> 01:16:36,094
‫صبر کن ببینم

867
01:16:37,295 --> 01:16:38,558
‫ببین، نمی...

868
01:16:50,143 --> 01:16:52,143
‫- تو کی هستی؟
‫- آدم مهمی نیستم

869
01:16:52,915 --> 01:16:54,046
‫من فقط پیام‌رسانم

870
01:16:56,413 --> 01:16:58,347
‫پس پیام‌های تخمی
‫از جانب کی هستن؟

871
01:16:59,680 --> 01:17:02,285
‫نگران نباش، بروس.
‫به زودی می‌بینیش

872
01:17:21,911 --> 01:17:22,976
‫حالت خوبه؟

873
01:17:24,705 --> 01:17:26,144
‫اگه بخوای توی یخچال
‫استیک دارم

874
01:17:27,213 --> 01:17:28,212
‫بیا

875
01:17:36,156 --> 01:17:38,519
‫سائول؟

876
01:17:38,988 --> 01:17:40,290
‫سائول؟

877
01:17:40,725 --> 01:17:42,655
‫سائول! آهای!

878
01:17:43,097 --> 01:17:44,162
‫سائول!

879
01:17:47,365 --> 01:17:48,628
‫سائول!

880
01:18:03,854 --> 01:18:04,853
‫گه توش

881
01:18:07,891 --> 01:18:08,923
‫سائول!

882
01:18:54,564 --> 01:18:55,761
‫سلام؟

883
01:18:57,402 --> 01:18:58,434
‫بروس؟

884
01:19:05,410 --> 01:19:08,708
‫اون سگت چه جرئتی داره

885
01:19:11,955 --> 01:19:13,482
‫نمی‌خوای بیای بیرون
‫و درموردش حرف بزنیم؟

886
01:19:16,322 --> 01:19:17,453
‫نه؟

887
01:19:21,591 --> 01:19:22,623
‫باشه

888
01:19:25,496 --> 01:19:27,628
‫چه اسلحه‌ای داری اینجا، بروس

889
01:19:29,170 --> 01:19:31,170
‫اگه اون روز از اینا داشتم

890
01:19:33,273 --> 01:19:35,735
‫بهت قول می‌دادم
‫که بیشتر از 13 نفر رو می‌کشتم

891
01:19:37,343 --> 01:19:38,947
‫انگار به ماهی توی تنگ
‫بخوای شلیک کنی

892
01:19:41,248 --> 01:19:42,610
‫هشت نفر اولی که کشتم

893
01:19:43,349 --> 01:19:44,447
‫کاری نداشت

894
01:19:44,982 --> 01:19:46,086
‫سرجاشون خشک‌شون زده بود

895
01:19:47,023 --> 01:19:48,022
‫بدون هیچان

896
01:19:49,025 --> 01:19:50,123
‫سردرگم

897
01:19:51,390 --> 01:19:53,093
‫انگار نمی‌تونستن بفهمن
‫چه خبر شده

898
01:20:01,796 --> 01:20:03,796
‫چون تو هم الان
‫دیوانگی رو نمی‌تونی بفهمی...

899
01:20:05,701 --> 01:20:06,700
‫مگه نه، بروس؟

900
01:20:09,111 --> 01:20:10,473
‫نه. نمی‌شه

901
01:20:11,806 --> 01:20:13,377
‫اما 13 نفر رو کشتی
‫نه هشت نفر

902
01:20:14,809 --> 01:20:16,182
‫اون پنج نفر گناه‌شون چی بود؟

903
01:20:21,288 --> 01:20:22,683
‫صاف دویدن، حتماً

904
01:20:26,427 --> 01:20:28,128
‫واقعاً ای کاش
‫که من و تو

905
01:20:28,163 --> 01:20:29,690
‫در شرایطی متفاوت
‫با هم دیگه ملاقات می‌کردیم

906
01:20:30,693 --> 01:20:31,857
‫چون درمورد اون کتابت

907
01:20:31,892 --> 01:20:33,100
‫کلی سوال دارم

908
01:20:45,172 --> 01:20:47,840
‫هیس!

909
01:20:49,415 --> 01:20:50,579
‫نگران نباش، بروس

910
01:20:52,418 --> 01:20:55,287
‫نمی‌گذارم بمیری
‫شک نکن

911
01:20:56,125 --> 01:20:57,223
‫ببین

912
01:20:57,925 --> 01:21:02,426
‫من 20 سال از عمرم رو
‫واسه اون کتاب کوفتی تو دادم

913
01:21:04,265 --> 01:21:06,100
‫و حالا می‌خوام ازت جواب بگیرم

914
01:21:07,730 --> 01:21:09,268
‫به اندازه هشتصد صفحه

915
01:21:09,570 --> 01:21:13,008
‫و هیچ‌کاری، باور کن هیچ‌کاری
‫نیست

916
01:21:13,043 --> 01:21:15,010
‫که ازش صرف‌نظر کنم

917
01:21:16,112 --> 01:21:18,112
‫حرکت می‌کنند

918
01:21:18,614 --> 01:21:20,917
‫یک به یک
‫دو به دو

919
01:21:22,316 --> 01:21:23,381
‫آن صف طولانی

920
01:21:23,783 --> 01:21:25,779
‫که در پیاده‌رو ادامه داشت

921
01:21:26,551 --> 01:21:27,583
‫کارگرها

922
01:21:28,388 --> 01:21:29,453
‫دکترها

923
01:21:29,988 --> 01:21:32,027
‫کشاورزان. لوله‌کش‌ها. دزدها

924
01:21:32,462 --> 01:21:35,063
‫همه مثل مورچه
‫وارد خانه‌ی خدا شدند

925
01:21:35,432 --> 01:21:37,725
‫از روی یک پتوی سفری عبور کردند

926
01:21:40,796 --> 01:21:42,697
‫وای، عجب قلمی داری، بروس

927
01:21:43,832 --> 01:21:45,139
‫بعد کشیش با خود فکر کرد

928
01:21:47,577 --> 01:21:49,946
‫چرا آن‌ها بیرون به من در چمن
‫نمی‌پیوندند؟

929
01:21:50,648 --> 01:21:53,477
‫از این راه، آن‌هایی که دنبال آفتاب بودند
‫نصیب‌شان می‌شد

930
01:21:53,745 --> 01:21:56,150
‫و آن‌هایی که نبودند
‫نصیب‌شان نمی‌شد

931
01:21:56,652 --> 01:21:58,988
‫از این راه، می‌توانستم حقیقت را بهشان بگویم

932
01:21:59,584 --> 01:22:01,419
‫که هوا 35 درجه سانتی‌گراد است

933
01:22:02,422 --> 01:22:03,784
‫فقط همین را به یقین
‫می‌دانستم

934
01:22:07,460 --> 01:22:10,362
‫باقی آن، بر عهده‌ی برداشت شماست

935
01:22:30,153 --> 01:22:31,185
‫اون کتاب...

936
01:22:33,288 --> 01:22:34,419
‫مفهومش چیه؟

937
01:22:38,920 --> 01:22:40,293
‫ل... لطفاً...

938
01:22:44,926 --> 01:22:46,035
‫دوست دارم بهت بگم...

939
01:22:50,173 --> 01:22:51,370
‫اما حقیقت اینه که...

940
01:22:55,035 --> 01:22:56,144
‫من ننوشتمش

941
01:24:14,158 --> 01:24:15,289
‫پروفسور

942
01:24:16,292 --> 01:24:20,921
‫الایجاه دو هفته‌ی گذشته رو
‫به دستگاه حفظ حیات وصل بوده

943
01:24:23,024 --> 01:24:26,135
‫حتی اگه به هوش بیاد
‫دیگه مثل سابق نمی‌شه

944
01:24:27,369 --> 01:24:29,600
‫من و همسرم با هم توافق داریم...

945
01:24:31,439 --> 01:24:33,868
‫که باید به عذابش پایان بدیم

946
01:25:23,623 --> 01:25:24,820
‫درباره‌ی چی بنویسم؟

947
01:25:26,659 --> 01:25:29,198
‫هرچی. هرچی که می‌خوای

948
01:25:29,794 --> 01:25:30,991
‫درباره‌ی یه کشیشه

949
01:25:32,830 --> 01:25:33,961
‫اسم داره؟

950
01:25:34,496 --> 01:25:36,029
‫نه، هنوز نداره

951
01:27:27,384 --> 01:27:32,387
‫دو، شش، شش، دو
‫[ آلمانی ]

952
01:27:36,285 --> 01:27:38,822
‫دو، دو، شش

953
01:27:39,224 --> 01:27:41,627
‫شش، دو، نه

954
01:27:42,795 --> 01:27:47,996
‫یک، یک، پنج،
‫یک، چهار، نه

955
01:27:49,098 --> 01:27:54,409
‫دو، دو، شش،
‫شش، دو، نه

956
01:28:42,052 --> 01:28:44,690
‫دو، دو، شش

957
01:28:45,159 --> 01:28:47,627
‫شش، دو، نه

958
01:28:52,227 --> 01:28:56,636
‫یک، یک، پنج، یک، ده

959
01:29:13,314 --> 01:29:15,523
‫دو، دو

960
01:29:16,058 --> 01:29:21,023
‫شش، شش، دو، نه

961
01:29:41,584 --> 01:29:42,748
‫یک

962
01:29:44,279 --> 01:29:45,454
‫یک

963
01:29:47,524 --> 01:29:48,721
‫شش

964
01:29:50,219 --> 01:29:51,251
‫یک

965
01:29:53,024 --> 01:29:53,990
‫هفت

966
01:29:55,763 --> 01:29:56,795
‫دو

967
01:29:58,634 --> 01:29:59,732
‫نه

968
01:30:16,982 --> 01:30:21,380
‫«حرکت می‌کنند. یک به یک
‫دو به دو

969
01:30:21,415 --> 01:30:23,954
‫آن صف طولانی
‫که در پیاده‌رو امتداد داشت

970
01:30:24,957 --> 01:30:29,322
‫کارگران، دکترها، معلمان
‫کشاورزان، لوله‌کش‌ها، دزدان

971
01:30:30,127 --> 01:30:32,600
‫همه مانند مورچه
‫وارد خانه‌ی خدا می‌شدند

972
01:30:33,603 --> 01:30:35,471
‫و از یک پتوی سفری
‫می‌گذشتند

973
01:30:46,209 --> 01:30:47,274
‫الایجاه؟

974
01:30:57,022 --> 01:30:58,120
‫چطور پیدام کردی؟

975
01:31:02,390 --> 01:31:07,195
‫ب... با کلی
‫و کلی...

976
01:31:08,803 --> 01:31:12,035
‫صبر

977
01:31:28,284 --> 01:31:29,415
‫چند وقته اینجایی؟

978
01:31:30,484 --> 01:31:33,892
‫تقریباً پنج سال می‌شه، پروفسور

979
01:31:35,225 --> 01:31:36,389
‫وای خدا

980
01:31:52,275 --> 01:31:54,583
‫علت و معلول

981
01:31:55,685 --> 01:31:57,751
‫کنش و واکنش

982
01:31:58,019 --> 01:32:01,590
‫اگه خواص فیزیکی
‫چیزی رو بدونی

983
01:32:02,359 --> 01:32:05,726
‫می‌تونی کاری کنی
‫که تقریباً به هرچیزی که می‌خوای...

984
01:32:06,861 --> 01:32:07,893
‫رو انجام بده

985
01:32:09,358 --> 01:32:11,732
‫انسان‌ها هم در این موضوع
‫تفاوت ندارن

986
01:32:20,006 --> 01:32:21,137
‫پس خبر داشتی که میام؟

987
01:32:21,439 --> 01:32:23,612
‫امیدوار بودم

988
01:32:24,505 --> 01:32:25,944
‫استنتاج، بله

989
01:32:27,376 --> 01:32:29,915
‫من طالع‌بین نیستم
‫من فقط...

990
01:32:31,347 --> 01:32:32,687
‫یه نویسنده‌ام

991
01:32:34,581 --> 01:32:37,219
‫ببین، تنها کاری که

992
01:32:37,254 --> 01:32:42,059
‫انجام دادم این بود
‫که چندتا مانع توی مسیرت بذارم و...

993
01:32:43,425 --> 01:32:46,261
‫صبر کنم ببینم چی‌کار می‌کنی

994
01:32:47,737 --> 01:32:51,530
‫باید اقرار کنم که سگه...

995
01:32:55,943 --> 01:32:57,536
‫موجود خوبی بود

996
01:32:59,408 --> 01:33:04,543
‫راستی سائول حالش چطوره؟

997
01:33:05,953 --> 01:33:07,150
‫زنده می‌مونه

998
01:33:09,088 --> 01:33:11,759
‫آقای تافورد هم امروز بهمون می‌پیونده؟

999
01:33:14,489 --> 01:33:16,764
‫متوجهم

1000
01:33:17,333 --> 01:33:20,526
‫خوبه. من هیچ‌وقت چندان...

1001
01:33:20,928 --> 01:33:23,639
‫طرفدار اون پایان‌بندی نبودم

1002
01:33:24,108 --> 01:33:25,168
‫کدوم پایان‌بندیه؟

1003
01:33:27,337 --> 01:33:29,139
‫هر داستانی

1004
01:33:29,608 --> 01:33:32,175
‫در دو مسیر به پایان می‌رسه

1005
01:33:33,409 --> 01:33:37,686
‫یا قهرمان داستان با ترس‌هاش
‫مواجه می‌شه و تولد دوباره پیدا می‌کنه

1006
01:33:39,151 --> 01:33:40,854
‫با به دلیل شکست
‫در تغییرپذیری

1007
01:33:41,857 --> 01:33:44,154
‫مجازات می‌شه

1008
01:33:44,789 --> 01:33:48,895
‫و من واقعاً کنجکاوم، پروفسور

1009
01:33:50,866 --> 01:33:52,327
‫کدوم‌شون شمایین؟

1010
01:33:54,936 --> 01:33:56,034
‫واسه من سخنرانی نکن

1011
01:33:57,807 --> 01:33:58,872
‫بگو باید چی‌کار کنم؟

1012
01:34:00,172 --> 01:34:02,337
‫پدرت به من گفته
‫که می‌خواد

1013
01:34:02,372 --> 01:34:03,844
‫دستگاه کوفتیت رو خاموش کنه

1014
01:34:04,546 --> 01:34:07,144
‫و اون کتاب مهم‌تر از اینه که

1015
01:34:07,179 --> 01:34:08,816
‫توی قفسه خاک بخوره!

1016
01:34:09,351 --> 01:34:10,444
‫از من چی می‌خوای؟

1017
01:34:10,679 --> 01:34:11,984
‫از من چی می‌خوای؟

1018
01:34:12,019 --> 01:34:15,218
‫من فقط چیزی رو می‌خوام

1019
01:34:16,023 --> 01:34:17,726
‫که شما مایل باشین
‫بهم بدین

1020
01:34:29,168 --> 01:34:30,266
‫بسیارخب

1021
01:34:34,074 --> 01:34:37,746
‫صحیح

1022
01:34:38,515 --> 01:34:40,012
‫یعنی هدف تمام این ماجرا...

1023
01:34:42,313 --> 01:34:43,411
‫مجازاته؟

1024
01:34:44,645 --> 01:34:47,250
‫عدالت؟ تلافی؟
‫توبه کردن؟

1025
01:34:47,923 --> 01:34:50,220
‫هدف همینه، نه؟

1026
01:34:50,255 --> 01:34:52,354
‫قفل شدن مغز نویسنده

1027
01:34:58,395 --> 01:35:00,461
‫از وقتی اولین کتابم رو...

1028
01:35:02,168 --> 01:35:04,267
‫دزدیدی، بروس
‫من...

1029
01:35:05,171 --> 01:35:06,170
‫با خودم گفتم...

1030
01:35:06,605 --> 01:35:10,878
‫که بدت نمیاد
‫بهم کمک کنی...

1031
01:35:12,948 --> 01:35:14,882
‫کتاب دومم رو بنویسم

1032
01:35:19,515 --> 01:35:20,580
‫اما بعد...

1033
01:35:21,649 --> 01:35:23,187
‫هرچی بیشتر نوشتم

1034
01:35:24,828 --> 01:35:26,894
‫بیشتر فهمیدم که

1035
01:35:28,227 --> 01:35:30,425
‫«این داستان من نیست»

1036
01:35:34,101 --> 01:35:37,971
‫می‌دونم که...
‫تو ننوشتیش

1037
01:35:39,535 --> 01:35:43,669
‫اما زندگیش کردی

1038
01:35:44,980 --> 01:35:48,949
‫هر صفحه‌ش رو، هر خطش رو
‫هر کلمه‌ش رو

1039
01:35:55,221 --> 01:35:57,188
‫نگران نباش، پروفسور

1040
01:35:58,620 --> 01:35:59,927
‫این یک...

1041
01:36:00,622 --> 01:36:01,896
‫پایان خوشه

1042
01:36:14,339 --> 01:36:16,504
‫به مدت 25 سال

1043
01:36:16,539 --> 01:36:20,475
‫مردم دنیا منتظر

1044
01:36:21,010 --> 01:36:25,821
‫شاهکار بعدی بروس کاگبورن بودن

1045
01:36:26,747 --> 01:36:27,955
‫و امروز

1046
01:36:29,189 --> 01:36:31,288
‫امروز همون روزیه که

1047
01:36:31,657 --> 01:36:33,686
‫تقدیم‌شون می‌کنیم

1048
01:36:39,463 --> 01:36:40,495
‫چرا این کار رو می‌کنی؟

1049
01:36:41,828 --> 01:36:47,139
‫باید بهم ثابت بشه که من
‫بیش از یک کتاب

1050
01:36:50,045 --> 01:36:51,572
‫پر از خشم هستم

1051
01:36:57,712 --> 01:36:59,712
‫کاملاً باور داشتم
‫که تو مُردی

1052
01:37:03,025 --> 01:37:04,189
‫مُرده بودم

1053
01:37:06,886 --> 01:37:09,359
‫به مدت 19 دقیقه

1054
01:37:12,133 --> 01:37:15,937
‫می‌خوای بدونی اون دنیا
‫چی پیدا کردم؟

1055
01:37:18,502 --> 01:37:24,176
‫من... هیچی...

1056
01:37:26,411 --> 01:37:27,542
‫پیدا نکردم

1057
01:37:29,348 --> 01:37:31,711
‫کل طول عمرم
‫من

1058
01:37:31,979 --> 01:37:36,386
‫خدا رو به خاطر تمام مشکلاتم

1059
01:37:37,620 --> 01:37:39,290
‫سرزنش می‌کردم
‫و من...

1060
01:37:40,359 --> 01:37:43,063
‫خیلی می‌خواستم
‫که دنیا

1061
01:37:43,098 --> 01:37:46,759
‫اون رو به همون شکلی بشناسه
‫که من می‌شناختمش به عنوان...

1062
01:37:49,632 --> 01:37:51,467
‫یه بچه

1063
01:37:53,207 --> 01:37:55,570
‫بچه‌ای ظالم
‫که یه...

1064
01:37:56,672 --> 01:37:58,837
‫ذره‌بین دستش گرفته

1065
01:37:58,872 --> 01:38:02,379
‫و ما چیزی نیستیم جز مورچه‌هایی
‫که باهاشون بازی می‌کنه

1066
01:38:05,780 --> 01:38:06,779
‫اما سپس...

1067
01:38:08,519 --> 01:38:09,683
‫مُردم

1068
01:38:12,094 --> 01:38:14,556
‫و فهمیدم...

1069
01:38:18,232 --> 01:38:20,562
‫بچه‌ای در کار نیست

1070
01:38:22,302 --> 01:38:25,864
‫ذره‌بینی در کار نیست

1071
01:38:28,572 --> 01:38:30,902
‫و فقط ما مورچه‌هاییم که وجود داریم

1072
01:38:33,577 --> 01:38:36,380
‫و ما همون‌هایی هستیم

1073
01:38:37,779 --> 01:38:39,119
‫که آتش رو بر پا کردیم

1074
01:38:41,156 --> 01:38:44,256
‫تمام اون خدایان گمراهی

1075
01:38:44,291 --> 01:38:46,390
‫تمام اون عقاید...

1076
01:38:46,425 --> 01:38:50,966
‫همه کسشعرن

1077
01:39:30,436 --> 01:39:31,765
‫وای، اون چیه؟

1078
01:39:34,869 --> 01:39:39,872
‫- نامه‌ست
‫- واسه کی؟

1079
01:39:43,647 --> 01:39:44,712
‫واسه مدیر برنامه‌هامه

1080
01:39:56,528 --> 01:39:58,495
‫من دیگه این نقش رو بازی نمی‌کنم

1081
01:40:00,862 --> 01:40:04,171
‫توی اون نامه چی نوشتی، بروس؟

1082
01:40:09,673 --> 01:40:10,738
‫بروس؟

1083
01:40:12,247 --> 01:40:13,246
‫پروفسور؟

1084
01:40:14,480 --> 01:40:17,349
‫پروفسور!

1085
01:40:20,453 --> 01:40:22,288
‫توی نامه چی نوشته؟

1086
01:40:24,919 --> 01:40:26,985
‫حقیقت، الایجاه

1087
01:40:28,230 --> 01:40:29,262
‫حقیقت

1088
01:40:43,410 --> 01:40:45,943
‫[ از: بروس کاگبورن ]
‫[ به: جری گلدوین ]

1089
01:40:48,233 --> 01:40:50,833
‫[ دستگاه جهنمی ]

1090
01:40:52,354 --> 01:40:53,554
‫[ ارسال ایمیل ]

1091
01:42:24,676 --> 01:42:25,675
‫الایجاه؟

1092
01:42:27,646 --> 01:42:30,515
‫نوشته‌ی فوق‌العاده‌ایه

1093
01:42:31,518 --> 01:42:32,649
‫ممنون، پروفسور

1094
01:42:33,218 --> 01:42:34,618
‫دلپسنده

1095
01:42:34,653 --> 01:42:37,192
‫- حالا، برو
‫- باشه. ممنون

1096
01:42:40,560 --> 01:42:44,859
‫جدی می‌گم، الایجاه.
‫هر متنی که ازت می‌خونم

1097
01:42:45,161 --> 01:42:47,895
‫خیلی غافل‌گیرکننده‌ست.
‫غیرمنتظره‌ست

1098
01:42:48,799 --> 01:42:51,338
‫تو باید یه نویسنده‌ی حرفه‌ای بشی

1099
01:42:51,773 --> 01:42:54,770
‫اگه حرفی برای زدن نداشته باشم چی؟

1100
01:42:56,807 --> 01:42:58,345
‫یعنی عمیق دنبالش نگشتی

1101
01:43:00,041 --> 01:43:01,073
‫عمیق بگرد

1102
01:43:02,516 --> 01:43:03,515
‫الایجاه؟

1103
01:43:06,388 --> 01:43:08,179
‫نظرتون چیه، پروفسور؟

1104
01:43:09,017 --> 01:43:10,225
‫سخت منتظر خوندنشم

1105
01:43:11,558 --> 01:43:14,526
‫عمیق بگرد

1106
01:43:14,561 --> 01:43:17,562
‫- بله؟
‫- عمیق بگرد

1107
01:43:19,500 --> 01:43:23,095
‫بعید می‌دونم بتونم از این عمیق‌تر
‫بگردم، پروفسور

1108
01:43:26,265 --> 01:43:28,133
‫حسابی از دستم عصبانی می‌شه

1109
01:43:28,401 --> 01:43:31,411
‫من... من باید منتظر بمونم

1110
01:43:32,113 --> 01:43:34,744
‫- نمی‌دونم بتونم منتظر بمونم یا نه
‫- منتظر چی؟

1111
01:43:37,386 --> 01:43:38,418
‫منتظر چی، الایجاه؟

1112
01:43:44,118 --> 01:43:46,294
‫تا قیافه‌ی خدا رو ببینم

1113
01:43:50,927 --> 01:43:52,223
‫نه!

1114
01:43:54,865 --> 01:43:56,997
‫من و همسرم با هم توافق داریم

1115
01:43:57,265 --> 01:43:59,736
‫که باید به عذاب کشیدنش
‫خاتمه بدیم

1116
01:44:00,438 --> 01:44:03,641
‫بابت تمام کارهایی که برای پسرمون
‫انجام دادین، تشکر می‌کنیم

1117
01:44:04,479 --> 01:44:06,479
‫- باید قطع کنم
‫- بسیار متأسفم

1118
01:44:07,581 --> 01:44:10,474
‫از اینکه بهم اطلاع دادین ممنونم
‫[ دستگاه جهنمی، نوشته‌ی الایجاه بارت ]

1119
01:44:23,777 --> 01:44:24,817
‫[ بی‌انگیزه ]

1120
01:44:28,065 --> 01:44:29,065
‫[ خنگ ]

1121
01:44:31,236 --> 01:44:32,236
‫[ متوسط ]

1122
01:44:46,488 --> 01:44:47,487
‫من...

1123
01:44:48,523 --> 01:44:50,622
‫کی هستم؟

1124
01:44:54,496 --> 01:44:55,660
‫واقعاً من کی هستم؟

1125
01:45:00,700 --> 01:45:02,700
‫این سوالیه که شخصیت اصلی
‫هر داستانی

1126
01:45:02,735 --> 01:45:05,835
‫باید در پایانش بهش پاسخ بده

1127
01:45:07,641 --> 01:45:09,806
‫اگه تا صفحه‌ی آخر
‫قهرمان داستان‌تون

1128
01:45:10,175 --> 01:45:13,304
‫یه‌جور شناخت کاتارسیسی
‫درباره‌ی خودش

1129
01:45:13,339 --> 01:45:16,681
‫یا چیزی که بهش باور داره
‫پیدا نکرده

1130
01:45:17,183 --> 01:45:19,618
‫پس متأسفانه باید به اطلاع‌تون برسونم
‫که

1131
01:45:19,886 --> 01:45:22,481
‫انتظار خواننده‌تون رو برآورده نکردین
‫خانم‌ها و آقایان

1132
01:45:23,822 --> 01:45:26,856
‫پروفسور. بابت همه چیز ممنونم

1133
01:45:28,893 --> 01:45:32,026
‫شما واقعاً معلم بسیار خوبی هستین

1134
01:45:33,128 --> 01:45:34,160
‫می‌دونستین؟

1135
01:45:37,473 --> 01:45:39,231
‫شما تنها کسی هستین
‫که من رو می‌فهمه

1136
01:45:42,071 --> 01:45:43,202
‫شما من رو...

1137
01:45:45,074 --> 01:45:49,175
‫تبدیل به نویسنده‌ی بهتری کردین.
‫شما من رو... بهبود بخشیدین

1138
01:45:52,213 --> 01:45:54,180
‫این رو مدیون شما هستم

1139
01:45:55,150 --> 01:45:57,348
‫مسیری که واسه شخصیت‌هات

1140
01:45:57,383 --> 01:45:59,526
‫می‌سازی
‫که ازش عبور کنن

1141
01:46:00,295 --> 01:46:02,397
‫نباید هموار باشه
‫نباید ساده باشه

1142
01:46:04,599 --> 01:46:06,126
‫چون پی بردن به خود

1143
01:46:09,032 --> 01:46:10,097
‫هرگز ساده نیست

1144
01:46:10,507 --> 01:46:16,000
:  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

1145
01:46:16,030 --> 01:46:22,000
:  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

