﻿1
00:01:09,670 --> 00:01:11,938
‫مرداب مانند باتلاق نیست.

2
00:01:13,674 --> 00:01:16,009
‫مرداب مکانی مملو از نور است...

3
00:01:18,712 --> 00:01:20,379
‫که در آبش که تا آسمان...

4
00:01:21,848 --> 00:01:24,051
‫جاری است گیاه می‌روید.

5
00:01:57,876 --> 00:02:01,876
«جـایی که خرچنگ‌ها آواز می‌خوانند»
[بر اساس کتابی با همین نام از دلیا اونز]

6
00:02:08,128 --> 00:02:11,064
‫سپس درون مرداب،
‫در نقاط پراکنده...

7
00:02:13,166 --> 00:02:14,601
‫باتلاق حقیقی وجود دارد

8
00:02:23,660 --> 00:02:31,228
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده
  ..:: MiraMovie.org ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: ZedMovie.com ::..</font></b>

9
00:02:32,586 --> 00:02:38,218
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده
  ..:: MiraMovie.org ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: ZedMovie.com ::..</font></b>

10
00:02:47,317 --> 00:02:49,797
« 30ام اکتبر سال 1969 »

11
00:02:54,641 --> 00:02:57,978
‫باتلاق مرگ را به خوبی می‌شناسد...

12
00:02:58,011 --> 00:03:00,379
‫و لزوما آن را حادثه‌ای غم‌بار...

13
00:03:01,480 --> 00:03:03,150
و یک گناه به شمار نمی‌آورد

14
00:03:05,551 --> 00:03:09,022
‫فکر می‌کردم چیس اندروز عقلش بیشتر باشه.

15
00:03:09,055 --> 00:03:11,124
‫بهترین بازیکن خط حمله این شهر بود

16
00:03:14,828 --> 00:03:17,631
‫پسرا، ردپای شماست؟

17
00:03:17,664 --> 00:03:19,232
‫- بله، قربان
‫- بله، قربان

18
00:03:25,806 --> 00:03:27,741
‫ردپای اون کجاست؟

19
00:03:34,848 --> 00:03:38,118
‫آره، یه مشت بچه
‫فکرهای احمقانه‌ای به سرشون میزنه

20
00:03:38,151 --> 00:03:41,453
‫و مشروبـو سر می‌کِشن و فکر می‌کنن
‫خودِ خدا هم نمی‌تونه شکستشون بده

21
00:03:41,487 --> 00:03:44,191
‫چیس اندروز بچه نبود

22
00:03:56,703 --> 00:03:59,172
‫هی. اینو ببین

23
00:04:08,347 --> 00:04:10,016
‫خودش حفاظ توری رو باز کرده؟

24
00:04:10,050 --> 00:04:12,219
‫در عینِ حال، امکان داره اتفاق هم باشه

25
00:04:12,252 --> 00:04:15,655
‫زمان مرگ،
‫بینِ نیمه‌شب تا ۲ صبح

26
00:04:15,689 --> 00:04:20,160
‫دلیل مرگ، سقوط ناگهانی
‫از فاصلهٔ ۱۹ متری

27
00:04:20,193 --> 00:04:24,331
‫از اونجایی که خون و مو
‫روی تیرِ تکیه‌گاه پیدا کردین،

28
00:04:24,363 --> 00:04:28,335
‫نتیجه‌گیری می‌کنم
‫دلیل صدمه ابتدایی بوده

29
00:04:28,367 --> 00:04:30,103
‫به عبارت ساده،

30
00:04:30,136 --> 00:04:32,772
‫وقتی میفتاده پشتِ سرش ضربه خورده

31
00:04:32,806 --> 00:04:34,674
‫برای این‌که پشتِ سرش به تیر برخورد کنه،

32
00:04:34,708 --> 00:04:37,010
‫باید برعکس میفتاد، درسته؟

33
00:04:37,043 --> 00:04:40,080
‫- بله
‫- ممکنه هلش داده باشن

34
00:04:40,113 --> 00:04:43,049
‫روی نرده و حفاظ‌های توری اثر انگشت نبود

35
00:04:43,083 --> 00:04:46,286
‫اثر انگشت بود؟
‫حتی از خود چیس؟

36
00:04:47,721 --> 00:04:49,923
‫هیچ اثر انگشت و ردپایی نبود

37
00:04:49,956 --> 00:04:54,728
‫توی ژاکتش پارچه قرمز پیدا کردیم

38
00:04:54,761 --> 00:04:58,098
‫جواب آزمایشگاه از آتلانتا رسیده

39
00:04:58,131 --> 00:05:01,533
‫از بقیه لباس‌هاش نبوده

40
00:05:01,567 --> 00:05:06,072
‫پشمـه.
‫ممکنه از پلیور یا شال‌گردن باشه

41
00:05:06,106 --> 00:05:09,209
‫لعنت بهش، ممکنه هر چیزی باشه.
‫و باید پیداش کنیم

42
00:05:09,242 --> 00:05:11,611
‫یه زن زیبا و خانواده خوبی داشت

43
00:05:11,645 --> 00:05:13,421
‫ذهنم جایی قد نمی‌ده
‫که کی می‌خواسته چیس رو بکشه

44
00:05:13,445 --> 00:05:15,215
‫بی‌خیال.
‫خوبه می‌دونی چیس چه آدمی بود

45
00:05:15,248 --> 00:05:18,051
‫هوس‌باز بود و چشمش دنبال این و اون بود

46
00:05:18,084 --> 00:05:19,585
‫پشت سر مرده حرف نزن، فرانک

47
00:05:19,619 --> 00:05:20,987
‫فقط میگم

48
00:05:21,021 --> 00:05:23,089
‫ذهن من قد می‌ده
‫که چند نفر بخوان بکشنش

49
00:05:23,123 --> 00:05:25,058
‫- آقای میلتون
‫- سلام، سندی

50
00:05:25,091 --> 00:05:27,093
‫- همون همیشگی؟ آبگوشت برانزویک؟
‫- چطوری حدس زدی؟

51
00:05:28,527 --> 00:05:31,164
‫برداشت تو از پروندهٔ چیس اندروز چیه، تام؟

52
00:05:31,197 --> 00:05:34,100
‫من بازنشسته شدم.
‫دیگه به من ربطی نداره

53
00:05:34,134 --> 00:05:35,402
‫منصفانه‌ست

54
00:05:35,434 --> 00:05:36,937
‫ممکنه کار اون زنـه توی مرداب باشه

55
00:05:36,970 --> 00:05:38,504
‫اون‌قدری دیوونه‌ست
‫که گوشه تیمارستان باشه

56
00:05:38,537 --> 00:05:40,307
‫شرط می‌بندم همچین کاری ازش برمیاد

57
00:05:40,340 --> 00:05:42,976
‫داداشم همیشه می‌گفت که دختر مرداب
‫حلقه گمشده‌ست

58
00:05:43,009 --> 00:05:44,443
‫می‌دونی که چیس اندروز طفلک

59
00:05:44,476 --> 00:05:46,022
‫توی مرداب یه کارایی می‌کرد

60
00:05:46,046 --> 00:05:47,614
‫چیس اندروز و دختر مرداب؟

61
00:05:47,647 --> 00:05:49,683
‫دنبال دردسر نیستم

62
00:05:52,185 --> 00:05:54,187
‫واقعا فکر می‌کنی چه اتفاقی افتاده، فرانک؟

63
00:05:54,220 --> 00:05:56,122
فکر می‌کنی که دختر مرداب
‫چیس رو کشته؟

64
00:05:56,156 --> 00:05:58,658
‫لعنت بهش، نمی‌دونم.
‫حقیقت مشخص میشه

65
00:06:22,548 --> 00:06:26,453
‫پرها و چیزهای دیگه رو ببین

66
00:06:27,721 --> 00:06:29,222
‫دانشمنده

67
00:06:29,255 --> 00:06:30,857
‫یا جادوگر؟

68
00:06:33,994 --> 00:06:35,662
‫خانم کلارک؟

69
00:06:39,199 --> 00:06:41,401
‫- از کلانتری اومدیم
‫- کلانتر

70
00:06:43,069 --> 00:06:44,503
‫نگاه کن

71
00:06:44,536 --> 00:06:46,706
‫می‌تونیم حکم بازرسی بگیریم

72
00:06:46,740 --> 00:06:49,175
‫جلوی چشمه.
‫دلیل مناسب داره، کلانتر

73
00:06:51,745 --> 00:06:53,980
‫شرط می‌بندم در اصلا قفل نیست

74
00:07:44,397 --> 00:07:47,100
‫اونجاست

75
00:07:47,133 --> 00:07:49,302
‫کلانتری

76
00:07:49,335 --> 00:07:51,471
‫موتور قایق رو خاموش کن

77
00:07:58,845 --> 00:08:01,648
‫مستقیم برو، مستقیم برو.
‫دنبالش کن!

78
00:08:40,987 --> 00:08:42,965
‫- تو گناهکاری!
‫- چیس اندروز رو کشتی!

79
00:08:42,989 --> 00:08:44,200
‫تقاصشو میدی، دختر مرداب!

80
00:08:44,224 --> 00:08:45,224
‫توی زندان می‌پوسی!

81
00:09:03,176 --> 00:09:04,944
‫ساندی جاستیس

82
00:09:04,978 --> 00:09:06,346
‫کجا رفتی، پیشی؟

83
00:09:07,547 --> 00:09:09,149
‫لطفا بمون

84
00:09:09,182 --> 00:09:10,683
‫بیا پیشی کوچولو

85
00:09:27,700 --> 00:09:28,868
‫خانم کلارک؟

86
00:09:30,770 --> 00:09:32,705
‫تام میلتون هستم

87
00:09:32,739 --> 00:09:35,375
‫وکیل هستم. می‌تونم بیام داخل؟

88
00:09:41,347 --> 00:09:42,882
‫ممنون، آقای فریزر

89
00:09:42,916 --> 00:09:44,717
‫احتمالا آگاه هستید

90
00:09:44,751 --> 00:09:48,188
‫که به علت قتل چیس اندروز بازداشت شدید

91
00:09:48,221 --> 00:09:50,390
‫و این اجازه رو به خودم دادم

92
00:09:50,423 --> 00:09:52,660
‫پا پیش بذارم تا از شما دفاع کنم.

93
00:09:52,692 --> 00:09:55,094
‫می‌دونم قبلا توی دردسر نیفتادید،

94
00:09:55,128 --> 00:09:58,431
‫بنابراین می‌تونیم روند دادگاه و محاکمه

95
00:09:58,464 --> 00:10:00,433
‫و این که کی به کیه و این قبیل مسائل
‫رو بهتون توضیح بدم

96
00:10:03,937 --> 00:10:07,707
‫خانواده‌ای دارید
‫که ممکنه بخواید همراهتون بیان؟

97
00:10:15,048 --> 00:10:19,819
‫خانم کلارک، نمی‌دونم چجور بیان کنم، اما...

98
00:10:21,421 --> 00:10:23,723
‫خب، من شما رو...

99
00:10:23,756 --> 00:10:25,858
‫به اسم کاترین دنیل کلارک می‌شناسم،

100
00:10:25,892 --> 00:10:29,729
‫ولی اینجا توی بارکلی کوو
‫شما رو به این اسم صدا نمی‌زنن

101
00:10:29,762 --> 00:10:32,432
‫به شما میگن دختر مرداب

102
00:10:32,465 --> 00:10:35,401
‫و وقتی در دادگاه حاضر بشید،

103
00:10:35,435 --> 00:10:38,137
‫به دست هم‌نوعان خودتون از بارکلی کوو

104
00:10:38,171 --> 00:10:41,307
‫قضاوت میشید، که شما
‫رو به همین نام می‌شناسن

105
00:10:41,341 --> 00:10:45,511
‫قراره شما رو بسته به شناختن
‫یا نشناختنـون قضاوت کنن

106
00:10:47,313 --> 00:10:52,819
‫اما اگه شما رو نشناسم
‫نمی‌تونم کمک کنم

107
00:10:52,852 --> 00:10:55,154
‫حتی کمی

108
00:10:59,158 --> 00:11:00,760
‫خب، بسیار خب. آم...

109
00:11:02,195 --> 00:11:04,097
‫بعدا برمی‌گردم

110
00:11:04,130 --> 00:11:06,332
‫تا وقت فکر کردن داشته باشید

111
00:11:08,368 --> 00:11:12,640
‫و این رو هم براتون آوردم

112
00:11:20,113 --> 00:11:21,514
‫آقای فریزر

113
00:11:25,885 --> 00:11:29,222
‫مردم موجوداتی که در پوسته‌ها
‫زندگی می‌کنن رو فراموش می‌کنن

114
00:11:32,660 --> 00:11:34,193
‫قبلا خانواده داشتم

115
00:11:36,562 --> 00:11:38,164
‫منو کایا صدا میزدن

116
00:11:41,426 --> 00:11:43,526
« سال 1953 »

117
00:11:44,638 --> 00:11:45,972
‫کایا!

118
00:11:46,005 --> 00:11:48,941
‫کایا! خیلی دور نشو!

119
00:11:50,744 --> 00:11:52,145
‫بگیرش، بگیرش!

120
00:12:08,762 --> 00:12:10,731
‫این خوک کوچولو رفت بازار

121
00:12:10,764 --> 00:12:12,265
‫تکون نخور

122
00:12:14,100 --> 00:12:16,704
‫این یکی خوک کوچولو خونه موند

123
00:12:16,737 --> 00:12:19,707
‫این خوک کوچولو رست‌بیف خورد

124
00:12:19,740 --> 00:12:22,175
‫این خوک کوچولو هیچی نداشت

125
00:12:22,208 --> 00:12:25,011
‫و این یکی خوک کوچولو

126
00:12:25,044 --> 00:12:28,214
‫تا خونه رفت

127
00:12:32,185 --> 00:12:34,354
‫دختر خاص خودمی

128
00:12:37,857 --> 00:12:39,793
‫سلام، جودی!

129
00:12:41,628 --> 00:12:43,096
‫سلام، تیت!

130
00:12:43,129 --> 00:12:45,131
‫میای بریم ماهی‌گیری؟

131
00:12:46,899 --> 00:12:49,869
‫- زیاد وقت نَرَم
‫- نَرَم کلمه درستی نیست

132
00:12:51,904 --> 00:12:55,743
‫هی، چند بار بهتون گفتم
‫با قایق خدازدهٔ من ور نرید؟

133
00:12:57,745 --> 00:13:00,046
‫برو تو خونه ببینم!
‫کودنی؟

134
00:13:02,649 --> 00:13:06,620
‫بیا ببینم! کار تو بوده

135
00:13:06,653 --> 00:13:08,588
‫باید احترام یاد بگیری. شنیدی؟

136
00:13:10,323 --> 00:13:13,126
‫- ول کن! داری اذیتش می‌کنی!
‫- هی، به بابای من دست نزن!

137
00:13:13,159 --> 00:13:15,461
‫یه بار دیگه پاتو توی زمین من بذار،
‫بهت شلیک می‌کنم! شنیدی چی گفتم؟

138
00:13:15,495 --> 00:13:17,698
‫- آروم باش
‫- خفه‌شو!

139
00:13:19,298 --> 00:13:20,801
‫خفه‌شو!

140
00:13:24,470 --> 00:13:25,948
‫- ولم کن!
‫- نشونت میدم!

141
00:13:25,972 --> 00:13:27,206
‫تو رو خدا نزن!

142
00:14:06,179 --> 00:14:07,648
‫مامان!

143
00:14:09,949 --> 00:14:11,150
‫مامان؟

144
00:14:21,027 --> 00:14:22,161
‫مامان هیچ‌وقت برنگشت

145
00:14:24,464 --> 00:14:27,801
‫و بقیه تا فرصت پیدا می‌کردن میرفتن

146
00:14:27,835 --> 00:14:29,803
‫مورف اولین نفر بود که رفت

147
00:14:31,638 --> 00:14:34,808
‫چند ماه بعد، مندی و میسی رفتن

148
00:14:37,811 --> 00:14:41,314
‫بعد آخر سر، جودی رفت

149
00:14:41,347 --> 00:14:42,381
‫کایا

150
00:14:43,983 --> 00:14:45,985
‫کایا، گوش کن

151
00:14:46,018 --> 00:14:47,788
‫من باید برم، کایا

152
00:14:47,821 --> 00:14:49,388
‫دیگه نمی‌تونم اینجا زندگی کنم

153
00:14:52,225 --> 00:14:54,695
‫کایا، مراقب باش، باشه؟

154
00:14:54,728 --> 00:14:55,995
‫اگه توی دردسر افتادی،

155
00:14:56,028 --> 00:14:57,831
‫فرار کن و برو تو دل مرداب

156
00:14:57,865 --> 00:14:59,565
‫جایی که خرچنگ‌ها آواز می‌خونن

157
00:15:01,234 --> 00:15:02,603
‫مثل حرفی که مامان همیشه می‌زد

158
00:15:21,688 --> 00:15:22,756
‫فرار کن!

159
00:15:24,190 --> 00:15:26,025
‫جودی!

160
00:15:26,058 --> 00:15:28,862
‫از اشتباه‌های بقیه یاد گرفتم

161
00:15:28,896 --> 00:15:29,930
‫چطور با اون زندگی کنم

162
00:15:33,099 --> 00:15:34,367
‫سد راهش نباشم

163
00:15:35,468 --> 00:15:37,671
‫اجازه نده تو رو ببینه

164
00:15:37,704 --> 00:15:38,972
‫از خودت محافظت کن

165
00:16:31,457 --> 00:16:34,327
‫بارهای زیادی بود که با جودی به مرداب رفته بودم،

166
00:16:34,360 --> 00:16:35,829
‫اما هیچ‌وقت تنها نرفته بودم

167
00:16:37,363 --> 00:16:39,565
‫نمی‌دونستم کدوم مسیر،
‫مسیر خونه‎ست

168
00:16:39,599 --> 00:16:42,501
‫لعنت بهت که منو اینجا ول کردی، جودی!

169
00:16:44,605 --> 00:16:45,839
‫لعنت بهت

170
00:16:55,983 --> 00:16:57,651
‫حالت خوبه؟

171
00:17:00,186 --> 00:17:02,488
‫تو خواهر جودی کلارکی

172
00:17:02,521 --> 00:17:04,725
‫بودم. رفتش

173
00:17:07,861 --> 00:17:09,295
‫راه خونه‌تون رو بلدی؟

174
00:17:09,328 --> 00:17:10,563
‫آره

175
00:17:17,470 --> 00:17:20,172
‫ایرادی نداره.
‫منم همیشه گم میشم

176
00:17:29,883 --> 00:17:32,686
‫اسم من تیتـه،
‫اگه یه‌وقت دوباره منو دیدی

177
00:17:32,719 --> 00:17:33,720
‫تیت

178
00:17:35,254 --> 00:17:37,289
‫یه چیزی دربارهٔ اون پسر وجود داشت

179
00:17:37,323 --> 00:17:39,693
‫که بار روی سینه‌ام رو برمی‌داشت

180
00:17:39,726 --> 00:17:42,663
‫اولین بار بود که از زمان رفتن مامان و جودی،

181
00:17:42,696 --> 00:17:44,665
‫به جز درد چیزی دیگه‌ای حس کردم

182
00:17:47,266 --> 00:17:48,735
‫احساس شجاعت داشتم

183
00:17:51,170 --> 00:17:52,371
‫گرسنه‌ام

184
00:18:05,952 --> 00:18:09,056
‫صبح بخیر، آقای کلارک.
‫حالتون چطوره؟

185
00:18:09,089 --> 00:18:10,824
‫خب، جامپین

186
00:18:10,857 --> 00:18:13,093
‫نفسی میاد و میره

187
00:18:14,795 --> 00:18:18,531
‫ایشون دختر منه،
‫دوشیزه کایا کلارک

188
00:18:18,564 --> 00:18:21,768
‫خب، آشنایی با شما
‫باعث افتخاره، دوشیزه کایا

189
00:18:21,802 --> 00:18:25,105
‫اونو ولش کن. بهش گفتم
‫از همه فاصله بگیره

190
00:18:25,138 --> 00:18:26,740
‫دنیای خطرناکیه، نه؟

191
00:18:26,773 --> 00:18:28,842
‫آره.
‫ولی ماهی‌گیری خوبه

192
00:18:28,875 --> 00:18:31,011
‫یه کیسه گریتز میدی؟

193
00:18:31,044 --> 00:18:34,081
‫و چند تا ویسکی؟

194
00:18:34,114 --> 00:18:35,749
‫و شاید بتونی باک قایق رو پر کنی؟

195
00:18:35,782 --> 00:18:37,617
‫باشه

196
00:18:37,651 --> 00:18:38,618
‫میبل

197
00:18:38,652 --> 00:18:40,053
‫اوهوم

198
00:18:43,123 --> 00:18:44,991
‫وایسا بقیه پولو بگیر، باشه؟

199
00:18:47,894 --> 00:18:50,931
‫مامانت نیست به بابات کمک می‌کنی، ها؟

200
00:18:50,964 --> 00:18:54,067
‫چند وقتی میشه ندیدمت

201
00:18:54,101 --> 00:18:55,969
‫کار خونه انجام میده

202
00:18:56,002 --> 00:18:57,470
‫اوهوم

203
00:19:01,074 --> 00:19:02,609
‫خیلی گریتز نمونده....

204
00:19:05,612 --> 00:19:07,279
‫خیلی‌خب. بذار ببینم

205
00:19:07,313 --> 00:19:09,883
‫بابات دو دلار گذاشته

206
00:19:09,916 --> 00:19:15,789
‫و حسابتون شده ۱/۵۰ دلار

207
00:19:15,822 --> 00:19:17,691
‫چقدر واسه بنزین می‌مونه؟

208
00:19:23,964 --> 00:19:25,232
‫نگران نباش

209
00:19:25,264 --> 00:19:27,801
‫یه سوال دیگه می‌پرسم

210
00:19:27,834 --> 00:19:29,535
‫مدرسه میری، عزیزم؟

211
00:19:31,772 --> 00:19:34,107
‫می‌دونی که منوی ناهار مدرسه

212
00:19:34,141 --> 00:19:35,407
‫روی توی روزنامه میزنن؟

213
00:19:35,441 --> 00:19:36,877
‫ناهار امروز...

214
00:19:38,277 --> 00:19:40,013
‫استیک سالزبریه

215
00:19:40,046 --> 00:19:44,416
‫می‌تونی یه غذای خوشمزه و داغ بخوری
‫و دوست پیدا کنی

216
00:19:44,450 --> 00:19:47,319
‫خیلی از بچه‌ها بدون کفش میرن مدرسه

217
00:19:47,353 --> 00:19:50,257
‫ولی دامن لازم داری

218
00:19:50,289 --> 00:19:52,591
‫به مامان بگو بهت بده

219
00:19:52,626 --> 00:19:54,326
‫بفرما

220
00:19:54,360 --> 00:19:57,631
‫و باقی پول میشه پنجاه سنت

221
00:20:42,909 --> 00:20:44,577
‫پسرا! چیس اندروز

222
00:20:44,611 --> 00:20:46,213
‫چی داری بگی؟

223
00:20:46,246 --> 00:20:47,848
‫ببخشید، خانم پنزی

224
00:20:47,881 --> 00:20:50,784
‫شما رو ندیدیم
‫چون اون دختره توی راه بود

225
00:20:52,551 --> 00:20:53,620
‫سلام

226
00:20:54,855 --> 00:20:56,223
‫فکر می‌کنم...

227
00:20:56,256 --> 00:20:58,357
‫داری اشتباه میری، خانم جوان

228
00:20:58,390 --> 00:21:00,093
‫مگه مدرسه اونطرف نیست؟

229
00:21:00,126 --> 00:21:01,366
‫- چقدر کثیفه
‫- چندش

230
00:21:03,063 --> 00:21:05,431
‫تو هم حق داری بری مدرسه

231
00:21:05,464 --> 00:21:08,235
‫راه بیفت. ایرادی نداره

232
00:21:13,206 --> 00:21:16,209
‫دوشیزه کاترین دنیل کلارک،

233
00:21:16,243 --> 00:21:18,278
‫خوندن و نوشتن رو یاد گرفتی؟

234
00:21:20,747 --> 00:21:22,548
‫می‌تونی سگ رو هجی کنی، عزیزم؟
‫[ داگ ]

235
00:21:26,887 --> 00:21:28,622
‫اون کیه؟

236
00:21:28,655 --> 00:21:31,258
‫گـ - ا - د.
‫[ خدا ]

237
00:21:34,593 --> 00:21:37,529
‫خب، همهٔ ما تمرین به کارمون میاد، مگه نه؟

238
00:21:37,563 --> 00:21:41,467
‫برو بشین، دوشیزه کاترین دنیل کلارک

239
00:21:43,937 --> 00:21:45,537
‫کجا بودی، مرغ مرداب؟

240
00:21:45,571 --> 00:21:47,641
‫کلاهت کجاست، موش فاضلاب؟

241
00:21:47,674 --> 00:21:52,078
‫پسرا و دخترا، آروم باشید.
‫یه ساعت تا ناهار مونده

242
00:21:52,112 --> 00:21:54,580
‫لطفا سعی کنید به درس توجه کنید

243
00:21:54,614 --> 00:21:57,784
‫کی می‌تونه یه کلمه بگه
‫که مصوت بلند داشته باشه؟

244
00:21:57,817 --> 00:21:59,619
‫احتمالا توی گل زندگی می‌کنه

245
00:21:59,653 --> 00:22:00,954
‫یکی شپش داره

246
00:22:02,155 --> 00:22:03,790
‫اتاق رو بو برداشته

247
00:22:04,824 --> 00:22:05,892
‫ببخشید

248
00:22:08,261 --> 00:22:11,597
‫تنها روزی بود که رفتم مدرسه

249
00:22:11,631 --> 00:22:13,934
‫فهمیدم توی طبیعت بهتر یاد می‌گیرم

250
00:22:16,636 --> 00:22:19,773
‫سلام، تیت!

251
00:22:34,788 --> 00:22:37,857
‫باید این بیرون مراقب باشی.
‫فهمیدی؟

252
00:22:37,891 --> 00:22:40,492
‫- اوهوم
‫- نباید به هیچ‌کس اعتماد کنی

253
00:22:40,526 --> 00:22:42,395
‫از خودت محافظت کن

254
00:22:58,178 --> 00:23:00,013
‫احتمالا پرِ بوف شاخدار بزرگ باشه

255
00:23:02,015 --> 00:23:04,718
‫تا یه مدت، بابا باهام مهربون بود

256
00:23:13,492 --> 00:23:15,561
‫فکر کردم می‌تونی

257
00:23:15,594 --> 00:23:18,131
‫از این برای پر و لونه پرنده‌ها استفاده کنی

258
00:23:18,164 --> 00:23:19,833
‫بقیه چیزایی که جمع می‌کنی

259
00:23:22,736 --> 00:23:24,704
‫- ممنون
‫- باشه

260
00:23:31,911 --> 00:23:33,913
‫- کیف قدیمی...
‫- پستچی اومد!

261
00:23:35,382 --> 00:23:37,183
‫کیف قدیمی ارتشم بود

262
00:23:45,191 --> 00:23:48,194
‫از طرف مامانه!
‫از طرف مامانه!

263
00:23:48,228 --> 00:23:50,263
‫دستخط مامانه!

264
00:23:50,296 --> 00:23:53,266
‫- مامان زنده‌ست!
‫- بده من

265
00:23:53,299 --> 00:23:54,367
‫بده ببینم

266
00:24:00,572 --> 00:24:03,209
‫- کِی میاد خونه؟
‫- صبر کن

267
00:24:03,243 --> 00:24:04,611
‫چی نوشته؟

268
00:24:08,615 --> 00:24:09,581
‫نه!

269
00:24:09,616 --> 00:24:10,884
‫ساکت باش

270
00:24:10,917 --> 00:24:13,386
‫بابا! بابا، نکن!

271
00:24:13,420 --> 00:24:16,122
‫نکن! نکن!

272
00:24:16,156 --> 00:24:17,957
‫- نکن!
‫- ساکت باش. ساکت باش!

273
00:24:19,392 --> 00:24:20,493
‫مامان

274
00:24:21,628 --> 00:24:23,530
‫گوش کن ببین چی میگم

275
00:24:23,562 --> 00:24:26,066
‫اون هیچ‌وقت برنمی‌گرده

276
00:24:26,099 --> 00:24:27,434
‫شنیدی؟

277
00:24:34,674 --> 00:24:36,276
‫حقیقت نَره

278
00:24:39,479 --> 00:24:41,481
‫نَره اصلا کلمه واقعی نیست!

279
00:24:52,459 --> 00:24:54,194
‫هرزهٔ بی‌همه‌چیز!

280
00:24:57,931 --> 00:24:59,632
‫بی‌مصرف

281
00:24:59,666 --> 00:25:03,269
بابا هر ردی از مامان بود رو سوزوند

282
00:25:03,303 --> 00:25:05,472
‫آت و آشغالاتو از خونه من ببر

283
00:25:10,043 --> 00:25:11,311
‫و بعد یه روز...

284
00:25:12,545 --> 00:25:14,047
‫رفت

285
00:25:16,282 --> 00:25:18,184
‫مثل درد رفتن مامان بود

286
00:25:18,218 --> 00:25:20,253
‫اما تنهایِ تنهای شدن

287
00:25:20,286 --> 00:25:23,189
‫احساس وسیعی داشت،
‫بازتاب داشت

288
00:25:43,710 --> 00:25:46,846
‫و موضوع کوچیک بقا وجود داشت

289
00:25:50,183 --> 00:25:52,785
‫نمی‌دونستم بدون گریتز
‫چطوری زندگی کنم

290
00:26:21,347 --> 00:26:22,916
‫خب، سلام دوشیزه کایا

291
00:26:27,220 --> 00:26:29,189
‫چیزی می‌خوای؟

292
00:26:29,222 --> 00:26:30,456
‫آقای جامپین...

293
00:26:31,925 --> 00:26:34,894
‫شنیدم صدف سیاه می‌خرین

294
00:26:34,928 --> 00:26:36,429
‫چند تا دارم

295
00:26:38,531 --> 00:26:41,201
‫- تازه‌ان
‫- قبل از طلوع کّندم

296
00:26:41,234 --> 00:26:42,769
‫همین الان

297
00:26:42,802 --> 00:26:45,205
‫بابات گفته بیای؟

298
00:26:50,410 --> 00:26:51,744
‫ببین، بذار بهت بگم،

299
00:26:51,778 --> 00:26:54,047
‫واسه یه کیسه پنجاه سنت بهت بدم

300
00:26:54,080 --> 00:26:56,049
‫و واسه اون یکی باکتو پر می‌کنم

301
00:26:56,082 --> 00:26:58,218
‫واسه یه هفته چند تا کیسه می‌خواید؟

302
00:26:58,251 --> 00:26:59,919
‫قرارداد معامله می‌بندیم؟

303
00:27:02,488 --> 00:27:06,627
‫هر دو سه روز
‫حدود ۱۸ کیلو ازت می‌خرم

304
00:27:06,660 --> 00:27:08,261
‫جز تو، بقیه هم صدف میارن

305
00:27:08,294 --> 00:27:11,397
‫پس اگه دیر بیاری
‫و بقیه آورده باشن،

306
00:27:11,431 --> 00:27:13,266
‫از دور خارج میشی

307
00:27:13,299 --> 00:27:16,736
‫هر کی زودتر بیاد، پول گیرش میاد.
‫راه دیگه‌ای نیست

308
00:27:16,769 --> 00:27:19,405
‫خوبه. ممنون

309
00:27:21,609 --> 00:27:22,775
‫می‌تونم...

310
00:27:23,910 --> 00:27:25,411
‫آره

311
00:27:37,323 --> 00:27:40,493
‫زود بزرگ میشی، ها؟

312
00:27:40,526 --> 00:27:43,263
‫هفته بعد بیا سایز پاتو اندازه بگیرم

313
00:27:43,296 --> 00:27:45,733
‫چند تا کفش توی سبد اهدایی‌های کلیسا هست

314
00:27:45,765 --> 00:27:47,567
‫که داره خاک می‌خوره

315
00:27:47,600 --> 00:27:49,603
‫- ممنون، خانم
‫- خواهش می‌کنم

316
00:28:01,180 --> 00:28:03,483
‫بچهٔ بیچاره

317
00:28:03,516 --> 00:28:04,917
‫مامانش رفت،

318
00:28:04,951 --> 00:28:08,421
‫و حالا مطمئنم باباش هم رفته

319
00:28:08,454 --> 00:28:09,589
‫چیه؟

320
00:28:09,623 --> 00:28:11,190
‫باید مراقب باشیم،

321
00:28:11,224 --> 00:28:12,992
زندگی مردم به ما ربطی نداره.

322
00:28:13,026 --> 00:28:14,927
‫توی انجیل همچین چیزی ننوشته

323
00:28:14,961 --> 00:28:16,996
‫«مراقب باشید.»

324
00:28:17,030 --> 00:28:20,433
‫«و خداوند بایست جواب دهد
‫و به سویشان بگوید،

325
00:28:20,466 --> 00:28:22,201
‫آنگاه به ایشان خواهم گفت،

326
00:28:22,235 --> 00:28:24,672
‫تا وقتی این خدمت‌ها را

327
00:28:24,705 --> 00:28:27,340
‫به این برادران من می‌کردید،

328
00:28:27,373 --> 00:28:28,709
‫در واقع به من می‌نمودید.»

329
00:28:28,742 --> 00:28:29,842
‫خیلی‌خب، میبل

330
00:28:30,977 --> 00:28:32,445
‫نگو مراقب باش

331
00:28:45,491 --> 00:28:46,959
‫ببینم

332
00:28:51,397 --> 00:28:53,433
‫یک، دو، سه. تموم شد

333
00:29:08,682 --> 00:29:10,784
‫از طرف خانم میبل هستن

334
00:29:24,097 --> 00:29:28,267
‫کاترین دنیل کلارک،
‫از شهرستان بارکلی ایالت کارولینای شمالی،

335
00:29:28,301 --> 00:29:31,104
‫شما متهم به قتل درجه یک

336
00:29:31,137 --> 00:29:33,539
‫چیس لاورنس اندروز هستید،

337
00:29:33,573 --> 00:29:36,008
‫ساکن پیشین بارکلی کوو.

338
00:29:36,042 --> 00:29:38,044
‫در چنین پرونده‌هایی، ایالت اجازهٔ

339
00:29:38,077 --> 00:29:39,747
‫صادر کردن حکم اعدام رو میده

340
00:29:39,780 --> 00:29:42,248
‫اگر متهم گناهکار شناخته شود

341
00:29:42,281 --> 00:29:45,251
‫دادستان اعلام حکم اعدام می‌کند

342
00:29:45,284 --> 00:29:47,186
‫- گناهکاره!
‫- همه می‌دونیم اون گناهکاره

343
00:29:47,220 --> 00:29:50,356
‫اون گناهکاره

344
00:29:50,390 --> 00:29:52,458
‫اکنون روند انتخاب
‫هیئت منصفه رو آغاز می‌کنیم

345
00:29:52,492 --> 00:29:54,728
‫اعضای هیئت منصفهٔ آتی‌مون
‫در دو ردیف اول قرار دارند...

346
00:29:54,762 --> 00:30:00,099
‫یه گزینه‌ست.
‫بهش میگن توافق نامه

347
00:30:00,133 --> 00:30:03,704
‫و به این معنیه که اگه حاضر باشی بگی

348
00:30:03,737 --> 00:30:06,572
‫که اون شب به برج رفتی

349
00:30:06,607 --> 00:30:09,375
‫و چیس اندروز رو دیدی

350
00:30:09,409 --> 00:30:14,113
‫و مشاجره کردید و توی یک اتفاق وحشتناک

351
00:30:14,147 --> 00:30:16,282
‫از پشت به زمین افتاده،

352
00:30:16,315 --> 00:30:20,253
‫ده سال حکم زندان می‌گیری،
‫ولی شش ساله بیرون میای

353
00:30:20,286 --> 00:30:22,088
‫نه

354
00:30:22,121 --> 00:30:24,257
‫اگه ببازیم، بدجور می‌بازیم

355
00:30:24,290 --> 00:30:27,761
‫ابد میشه یا اعدام

356
00:30:27,795 --> 00:30:30,664
‫آقای میلتون، من حرفی نمیزنم
‫که نشون بده گناهکارم

357
00:30:32,165 --> 00:30:33,966
‫من زندان نمیرم

358
00:30:34,000 --> 00:30:35,334
‫لطفا تام صدام کن

359
00:30:35,368 --> 00:30:37,738
‫و قول بده که به این موضوع فکر می‌کنی

360
00:30:37,771 --> 00:30:39,172
‫باید از اینجا برم

361
00:30:40,473 --> 00:30:42,308
‫هر جور...

362
00:30:42,341 --> 00:30:43,677
‫که شده

363
00:30:43,710 --> 00:30:45,945
‫بین نیمه‌شب تا دو صبح

364
00:30:45,978 --> 00:30:48,414
‫در تاریخ سی‌ام اکتبر...

365
00:30:48,448 --> 00:30:52,285
‫متهم، چیس اندروز
‫رو گول زده به برج بیاد

366
00:30:52,318 --> 00:30:54,320
‫و اون رو هل داده تا بمیره

367
00:30:54,353 --> 00:30:56,690
‫سپس ردپا و اثر انگشتش رو پوشونده

368
00:30:56,723 --> 00:30:58,859
‫الان می‌شنوید که اون زمان داشته،

369
00:30:58,892 --> 00:31:01,961
‫انگیزه داشته،
‫و از همه مهم‌تر...

370
00:31:04,163 --> 00:31:06,265
‫اون ضعف شخصیتی داشته

371
00:31:06,299 --> 00:31:08,367
‫تا چیس اندروز رو به قتل برسونه

372
00:31:11,052 --> 00:31:12,732
« خونسردی‌ت رو حفظ کن »

373
00:31:14,006 --> 00:31:17,343
‫خانم‌ها و آقایون،
‫ایالت قراره

374
00:31:17,376 --> 00:31:19,378
‫حرف‌های زیادی

375
00:31:19,412 --> 00:31:22,381
‫درباره دوشیزه کاترین دنیل کلارک
‫به شما بگه

376
00:31:23,917 --> 00:31:25,853
‫ولی از شما درخواست می‌کنم

377
00:31:25,886 --> 00:31:28,655
‫تا به مدارکی که ایالت برای تقویت

378
00:31:28,689 --> 00:31:31,357
‫این صحبت‌ها آورده نگاه بندازید

379
00:31:31,390 --> 00:31:33,894
‫هیچی پیدا نمی‌کنید

380
00:31:33,927 --> 00:31:37,129
‫بعلاوه، قراره بشنوید
‫که احتمال بالایی وجود داره

381
00:31:37,163 --> 00:31:39,700
‫هیچ‌کس چیس اندروز رو به قتل نرسونده

382
00:31:39,733 --> 00:31:44,170
‫و متهم، دوشیزه کلارک،
‫خودش رو در اینجا می‌بینه

383
00:31:44,203 --> 00:31:48,040
‫زیرا آسون‌تره تا تقصیر
‫رو گردن یه غریبه بندازید

384
00:31:48,074 --> 00:31:51,410
‫تا این‌که بر حقایق تکیه کنید

385
00:31:51,444 --> 00:31:54,180
‫و با وجود این‌که ایشون

386
00:31:54,213 --> 00:31:58,351
‫در هشت کیلومتری این دادگاه
‫به دنیا اومدن و بزرگ شدن،

387
00:31:58,384 --> 00:32:00,353
‫دوشیزه کلارک بومی محسوب نمی‌شوند

388
00:32:16,351 --> 00:32:18,551
« سال 1962 »

389
00:34:00,473 --> 00:34:01,808
‫سلام

390
00:34:01,842 --> 00:34:04,011
‫منم. تیت

391
00:34:26,733 --> 00:34:27,868
‫قوی تندراست

392
00:34:29,402 --> 00:34:30,637
‫از کجا پرنده‌ها رو می‌شناسی؟

393
00:34:30,671 --> 00:34:32,739
‫مامانم پرنده‌ها رو دوست داشت

394
00:34:36,843 --> 00:34:38,377
‫نمی‌تونم نامه‌ات رو بخونم

395
00:34:42,949 --> 00:34:45,484
‫نوشته بودم موقع ماهی‌گیری

396
00:34:45,518 --> 00:34:47,353
‫چند باری دیدمت،

397
00:34:47,386 --> 00:34:50,157
‫و منو به فکر فرو برد
‫که شاید بذر

398
00:34:50,189 --> 00:34:52,358
‫و شمع به کارت بیاد.
‫اضافه دارم

399
00:34:52,391 --> 00:34:55,696
‫فکر کردم دیگه نخواد بکوبی بری شهر

400
00:34:55,729 --> 00:34:59,465
‫و نمی‌دونم، فکر کردم پر دوست داری

401
00:35:03,202 --> 00:35:04,570
‫باشه

402
00:35:09,142 --> 00:35:10,276
‫باشه

403
00:35:15,214 --> 00:35:17,583
‫خب، بهتره برم، پس...

404
00:35:24,991 --> 00:35:26,459
‫می‌تونم بهت خوندن یاد بدم

405
00:35:30,731 --> 00:35:33,365
‫فکر کردم همزمان بهت نوشتن هم یاد بدم

406
00:35:33,399 --> 00:35:35,068
‫باشه

407
00:35:35,102 --> 00:35:38,872
‫خوبه.
‫خیلی‌خب، با الف شروع می‎کنیم

408
00:35:38,905 --> 00:35:41,407
‫این شکلی که کشیدم رو بکش

409
00:35:52,418 --> 00:35:54,221
‫بهم نگو

410
00:35:54,253 --> 00:35:55,454
‫داری یاد می‌گیری

411
00:35:55,488 --> 00:35:58,557
‫- کمک نکن
‫- باشه. کل روز رو وقت دارم

412
00:35:58,591 --> 00:36:03,496
‫«عده‌ای هستند که می‌توانند

413
00:36:03,529 --> 00:36:08,267
‫بدون چیزهای غیر عادی زندگی کنند، کاما،

414
00:36:08,300 --> 00:36:11,004
‫و عده‌ای نمی‌توانند.»

415
00:36:13,874 --> 00:36:15,675
‫همینو میگم، کایا

416
00:36:17,043 --> 00:36:18,779
‫و دیگه پیش نمیاد

417
00:36:18,812 --> 00:36:20,113
‫که بلد نباشی بخونی

418
00:36:20,147 --> 00:36:22,849
‫نمی‌دونستم کلمه‌ها این‌قدر معنی دارن

419
00:36:22,883 --> 00:36:24,450
‫همه کلمه‌ها معنی زیادی ندارن

420
00:36:29,555 --> 00:36:31,490
‫می‌تونیم بعضی‌وقت‌ها
‫بریم خونهٔ من بخونیم

421
00:37:02,488 --> 00:37:04,825
‫همه کتابخونه رو زیر و رو کردیم

422
00:37:04,858 --> 00:37:08,061
‫سه روز در هفته میرفتیم،
‫از تابستان تا پاییز

423
00:37:10,764 --> 00:37:13,200
‫می‌خوندیم چطور گیاه‌ها و حیوون‌ها
‫در طول زمان تغییر می‌کنند

424
00:37:13,233 --> 00:37:15,401
‫تا خودشون
‫رو با زمین همیشه در حال تغییر وفق بدن

425
00:37:18,205 --> 00:37:20,006
‫چطور پرنده‌ها اکثرا در طلوع خورشید
‫آواز می‌خونن

426
00:37:20,040 --> 00:37:22,242
‫به‌خاطر هوای خنک و مرطوب صبح

427
00:37:22,275 --> 00:37:25,011
‫آواز و مقصودشون رو بهتر منتقل می‌کنن

428
00:37:28,181 --> 00:37:30,217
‫چطور بعضی سلول‌های بدن تقسیم میشن

429
00:37:30,250 --> 00:37:33,552
‫و به شکل ریه یا قلب در میان

430
00:37:33,586 --> 00:37:36,388
‫اما بعضی دیگه، به همون شکل باقی می‌مونن
‫تا در صورت نیاز به عنوان سلول بنیادین

431
00:37:36,422 --> 00:37:38,091
‫مورد استفاده قرار بگیرن

432
00:37:39,759 --> 00:37:41,895
‫در دنیای زیست شناسی

433
00:37:43,263 --> 00:37:44,865
‫دنبال یه جواب بودم

434
00:37:44,898 --> 00:37:47,067
‫که چرا یک مادر فرزند خودش رو رها می‌کنه

435
00:37:47,574 --> 00:37:48,574
[انجیل]

436
00:37:51,872 --> 00:37:54,341
‫«آقای جکسون هنری کلارک

437
00:37:54,373 --> 00:38:01,214
‫با دوشیزه جولین ماریا ژکس
‫در تاریخ ۱۲ ژوئن ۱۹۳۳ ازدواج کرده است»

438
00:38:01,248 --> 00:38:02,916
‫این یعنی

439
00:38:02,949 --> 00:38:05,352
‫بابا و مامان من هستم

440
00:38:05,384 --> 00:38:09,055
‫«آقای جرمی اندرو کلارک،
‫تاریخ تولد دو ژانویه»

441
00:38:09,089 --> 00:38:11,024
‫جودیه

442
00:38:11,057 --> 00:38:16,595
‫آقای نپیر مورفی کلارک،
‫دوشیزه مری هلن کلارک،

443
00:38:16,630 --> 00:38:18,999
‫دوشیزه کاترین دنیل کلارک»

444
00:38:27,140 --> 00:38:28,208
‫دلم واسشون تنگ شد

445
00:38:31,344 --> 00:38:32,578
‫من...

446
00:38:34,848 --> 00:38:36,582
‫یادم رفته بود چقدر...

447
00:38:37,951 --> 00:38:39,753
‫نبودشون رو حس می‌کنم

448
00:38:42,622 --> 00:38:43,823
‫اما...

449
00:38:45,125 --> 00:38:47,493
‫الان الان نبودنشون رو حس می‌کنم

450
00:38:47,526 --> 00:38:48,929
‫آخه...

451
00:38:51,765 --> 00:38:53,967
‫بعضی‌وقت‌ها حس می‌کنم نامریی‌ام...

452
00:38:55,534 --> 00:38:57,170
‫برام سوال پیش میاد اصلا اینجا هستم یا نه

453
00:38:58,537 --> 00:38:59,806
‫اینجایی

454
00:39:10,817 --> 00:39:12,819
‫ببخشید دیر کردم

455
00:39:12,852 --> 00:39:15,121
‫زود باش. کمک بده

456
00:39:15,155 --> 00:39:18,425
‫پسرم، می‌دونی
‫که من به حرف‌های الکی گوش نمیدم

457
00:39:18,457 --> 00:39:21,361
‫اما یه شایعه مسخره پیچیده

458
00:39:21,394 --> 00:39:23,363
‫که با دختر مرداب سَر و سِری داری

459
00:39:25,198 --> 00:39:27,701
‫می‌دونی که می‌تونی همه‌چی بهم بگی

460
00:39:27,734 --> 00:39:29,769
‫- دوست دخترته؟
‫- دوستمه

461
00:39:29,803 --> 00:39:32,005
‫واسش کتاب می‌برم
‫چون مردم اون‌قدر باهاش بد رفتاری می‌کنن،

462
00:39:32,038 --> 00:39:33,873
‫که نمی‌تونه بره مدرسه

463
00:39:33,907 --> 00:39:35,342
‫خانواده نداره

464
00:39:37,177 --> 00:39:42,215
‫هی. بی‌خیال.
‫حالا عصبانی نشو

465
00:39:42,248 --> 00:39:43,850
‫وظیفهٔ منه تا حرف‌هایی رو بزنم

466
00:39:43,883 --> 00:39:45,318
‫که دوست نداریم
‫در موردش صحبت کنیم،

467
00:39:45,352 --> 00:39:47,053
‫و نمی‌تونم چیزهای زیادی

468
00:39:47,087 --> 00:39:48,888
‫که بقیه باباها به پسرهاشون میدن
‫رو بهت بدن

469
00:39:48,922 --> 00:39:51,024
‫پس ازت یه خواهشی دارم

470
00:39:51,057 --> 00:39:52,892
‫مراقب باش

471
00:39:52,926 --> 00:39:54,861
‫هر چیزی که براش سخت تلاش کردی،

472
00:39:54,894 --> 00:39:57,364
‫آرزوهایی که واسه رفتن به چپل‌هیل داری...

473
00:39:57,397 --> 00:39:59,199
‫زندگی می‌تونه در آنی تغییر کنه

474
00:40:01,600 --> 00:40:03,069
‫متوجه هستی؟

475
00:40:03,103 --> 00:40:04,471
‫آره

476
00:40:04,503 --> 00:40:08,208
‫حالا میشه صدای آهنگ رو بلند کنی؟
‫زود باش

477
00:40:11,277 --> 00:40:13,413
‫پوچینیـه، اگه واست سواله

478
00:40:33,400 --> 00:40:35,835
‫یه دختر که با اون وضع
‫تک و تنها زندگی می‌کنه

479
00:40:35,869 --> 00:40:37,937
‫غیر اخلاقیـه، اینطور فکر نمی‌کنید؟

480
00:40:37,971 --> 00:40:40,940
‫نه، جناب.
‫اینطور فکر نمی‌کنم

481
00:40:40,974 --> 00:40:43,575
‫لااقل کافی نیست.
‫از همسرم بپرسید

482
00:40:45,645 --> 00:40:48,081
‫خونه‌های گروهی مخصوصِ خوبی وجود داره

483
00:40:48,114 --> 00:40:50,784
‫که کمک می‌کنه چنین زن‌های جوانی
‫از دردسر دور بمونن

484
00:40:52,619 --> 00:40:54,921
‫میگن هر از گاهی میاد اینجا

485
00:40:54,954 --> 00:40:58,124
‫هر از گاهی می‌بینمش

486
00:40:58,158 --> 00:41:00,627
‫تنها نیست.
‫پدرش باهاش زندگی می‌کنه

487
00:41:00,660 --> 00:41:04,563
‫خب، هر وقت که رفتم کسی رو ندیدم

488
00:41:04,596 --> 00:41:06,565
‫معمولا کِی میاد؟

489
00:41:06,598 --> 00:41:09,803
‫نمی‌دونم، با قایقش میاد

490
00:41:09,836 --> 00:41:12,505
‫دفعهٔ بعد که اومد
‫با من تماس بگیرید

491
00:41:14,074 --> 00:41:15,975
‫اوهوم

492
00:41:16,009 --> 00:41:19,145
‫شما که دلیلی برای دروغ گفتن ندارید،
درسته؟

493
00:41:19,179 --> 00:41:21,347
‫نه، چرا باید داشته باشم؟

494
00:41:37,797 --> 00:41:40,767
‫- باید زود بریم یه‌جای دیگه.
‫- سلام کیا، منم از دیدنت خوشحالم.

495
00:41:40,800 --> 00:41:42,769
‫خـدمات اجتماعی دوباره افتاده دنبالم!

496
00:41:42,802 --> 00:41:45,071
‫اگه من رو بگیرن،
‫دوباره می‌اندازنم آسایشگاه خونگی.

497
00:41:45,105 --> 00:41:47,040
‫بد نیست وقتی آدم‌ها رو می‌بینی
‫ به‌شون سلام کنی.

498
00:41:53,513 --> 00:41:57,617
‫البته آسایشگاه خونگی
‫اونقدرها هم بد نیست.

499
00:41:57,650 --> 00:42:00,653
‫چیه خب؟ بَده یکی غذای آماده و گـرم بیاره بذاره جلـوت؟

500
00:42:00,687 --> 00:42:03,656
‫- یه تخت واسه خودت!
‫- محض اطلاعت من تخت دارم.

501
00:42:03,690 --> 00:42:05,291
‫‌علاوه، عمراً مرداب رو به‌خاطر...

502
00:42:05,325 --> 00:42:07,127
‫زندگی با چندتا غریبه احمق، ول کنم.

503
00:42:07,160 --> 00:42:10,296
‫به‌علاوه درسته، نه علاوه.

504
00:42:10,330 --> 00:42:12,332
‫تا ابد که نمی‌تونی توی مـرداب زندگی کنی!

505
00:42:12,365 --> 00:42:13,500
‫حالا می‌بینی!

506
00:42:14,734 --> 00:42:16,035
‫خیلی‌خب...

507
00:42:31,885 --> 00:42:32,919
‫تیت.

508
00:42:34,254 --> 00:42:35,388
‫من...

509
00:42:37,891 --> 00:42:41,060
‫واقعاً بابت اینکه خواندن یادم دادی

510
00:42:41,094 --> 00:42:43,830
‫و تمام کارهایی که برام کردی ممنونم.

511
00:42:44,898 --> 00:42:47,000
‫اما واسه چی؟

512
00:42:47,033 --> 00:42:50,638
‫مگه خودت دوست‌دختر نداری؟

513
00:42:50,670 --> 00:42:52,672
‫بعضی‌ وقت‌ها دارم.

514
00:42:52,705 --> 00:42:54,040
‫بعضی وقت‌ها؟

515
00:42:54,073 --> 00:42:57,611
‫یعنی خب قبلاً یدونه داشتم.

516
00:42:59,212 --> 00:43:01,014
‫اما الان نه...

517
00:43:01,047 --> 00:43:03,617
‫الان ندارم؛ پس...

518
00:43:08,888 --> 00:43:10,023
‫خیلی‌خب.

519
00:43:10,056 --> 00:43:11,090
‫من...

520
00:43:12,626 --> 00:43:15,395
‫اون روز تو و پدرت رو توی قایق دیدم.

521
00:43:17,363 --> 00:43:18,731
‫مرد خوبی به‌نظر می‌رسه، بابات رو می‌گم.

522
00:43:18,765 --> 00:43:21,267
‫اره دقیقاً همینطوره.

523
00:43:21,301 --> 00:43:23,870
‫هیچوقت از مادرت حرفی نمی‌زنی.

524
00:43:25,738 --> 00:43:27,073
‫چطور زنی‌ـه؟

525
00:43:32,579 --> 00:43:34,047
‫آه...

526
00:43:34,080 --> 00:43:36,216
‫نیازی نیست درموردش حرف بزنی.

527
00:43:36,249 --> 00:43:39,018
‫مامان و خواهرم توی راه اشویل بودن که
‫تصادف کردن...

528
00:43:39,052 --> 00:43:40,987
‫و جون‌شون رو از دست دادن.

529
00:43:44,290 --> 00:43:46,627
‫اسم خواهرم کاری‌آنه بود.

530
00:43:49,630 --> 00:43:51,130
‫فکرکنم...

531
00:43:56,402 --> 00:43:57,503
‫چی تیت؟

532
00:43:59,072 --> 00:44:01,107
‫می‌تونی باهام راحت باشی.

533
00:44:06,680 --> 00:44:09,683
‫فکرکنم داشتن می‌رفتن اونجا تا برام کادو تولد بخرن.

534
00:44:11,584 --> 00:44:14,153
‫دوچرخه‌ای که می‌خواستم
‫توی اشویل پیدا می‌شد

535
00:44:14,187 --> 00:44:16,789
‫حتماً مغازه دوچرخه‌فروشی
‫نتونسته دوچرخه رو بیاره...

536
00:44:18,925 --> 00:44:20,426
‫واسه همین فکرکنم خودشون رفته بودن

537
00:44:20,460 --> 00:44:21,928
‫تا دوچرخه رو بیارن.

538
00:44:24,797 --> 00:44:27,200
‫الان حتی ریخت و قیافه
‫اون دوچرخه رو هم یادم نمیاد.

539
00:44:31,605 --> 00:44:33,273
‫تو مقصر نیستی.

540
00:44:44,685 --> 00:44:45,852
‫وای!

541
00:44:48,488 --> 00:44:50,624
‫وای، خدای من.

542
00:45:13,346 --> 00:45:14,881
‫یعنی الان من دوست دخترت‌ام؟

543
00:45:14,914 --> 00:45:16,182
‫دوست داری باشی؟

544
00:45:17,383 --> 00:45:18,686
‫ من پرها رو می‌شناسم

545
00:45:20,253 --> 00:45:22,488
‫مطمئنم دخترای دیگه پرها رو نمی‌شناسن

546
00:45:24,490 --> 00:45:25,525
‫خیلی‌خب پس باشه.

547
00:45:26,893 --> 00:45:28,094
‫خیلی‌خب پس باشه.

548
00:46:40,600 --> 00:46:42,268
‫هیچ‌وقت تا حالا اینجا نیومدم.

549
00:46:42,301 --> 00:46:44,738
‫ارزش این همه راهی که اومدیم رو داره،
‫خودت می‌بینی

550
00:46:46,172 --> 00:46:47,240
‫تولدت مبارک، کایا.

551
00:46:50,476 --> 00:46:52,111
‫از کجا می‌دونستی امروز تولدمه؟

552
00:46:52,145 --> 00:46:53,680
‫توی کتابِ انجیل‌ت نوشته بودی.

553
00:46:56,416 --> 00:46:58,184
‫خودت می‌دونستی امروز تولدته؟

554
00:46:59,452 --> 00:47:00,754
‫تقویم که ندارم.

555
00:47:04,524 --> 00:47:06,559
‫از روی اسمم نه.

556
00:47:06,592 --> 00:47:07,728
‫از روس اسمم کیک رو نبر.

557
00:47:07,761 --> 00:47:09,028
‫چشم خانم خانم‌ها.

558
00:47:20,707 --> 00:47:21,675
‫هـوم.

559
00:47:21,708 --> 00:47:22,708
‫خیلی خوشمزه‌ست نه؟

560
00:47:25,211 --> 00:47:26,212
‫چه‌خبر شده؟

561
00:47:27,480 --> 00:47:28,981
‫اومدن

562
00:47:38,057 --> 00:47:39,726
‫وای...

563
00:47:41,060 --> 00:47:42,328
‫غـازهای پـرسفید.

564
00:48:14,994 --> 00:48:16,095
‫کایا...

565
00:48:17,230 --> 00:48:18,230
‫کایا، به من نگاه کن

566
00:49:07,079 --> 00:49:08,080
‫کایا...

567
00:49:09,282 --> 00:49:11,450
‫کایا، ببخشید

568
00:49:11,484 --> 00:49:13,119
‫ببخشید

569
00:49:14,721 --> 00:49:15,923
‫جـیز.

570
00:49:18,457 --> 00:49:20,560
‫نه، تیت! من مشکلی ندارم

571
00:49:21,995 --> 00:49:23,162
‫چرا آخه؟

572
00:49:24,397 --> 00:49:25,565
‫چون من...

573
00:49:27,400 --> 00:49:29,002
‫من بیش‌ از حـد دوستت دارم

574
00:49:30,403 --> 00:49:32,773
‫ببین کایا، من بیشتر از هرچیزی
‫تو رو می‌خوام،

575
00:49:32,806 --> 00:49:35,909
‫اما نمی‌تونم به این آسونی وابسته بشم

576
00:49:35,943 --> 00:49:38,679
‫بیشتر به ضرر تو می‌شه، می‌فهمی؟

577
00:49:51,858 --> 00:49:54,493
‫<i>پاییز گذشت و زمستان آمد...</i>

578
00:49:54,527 --> 00:49:56,897
‫<i>زمستان گذشت و نهایتاً بهار...</i>

579
00:49:56,930 --> 00:50:00,399
‫<i>تغییر، قانونِ همواره پایدار طبیعت‌ـه</i>

580
00:50:00,433 --> 00:50:02,401
‫بابا، اومدم.

581
00:50:24,290 --> 00:50:25,659
‫چرا اینقدر ساکتی؟

582
00:50:27,493 --> 00:50:30,097
‫می‌دونی که یکم دیگه دارم می‌رم...

583
00:50:30,129 --> 00:50:31,230
‫دانشگاه.

584
00:50:33,499 --> 00:50:34,901
‫اره گفته بودی.

585
00:50:36,737 --> 00:50:37,804
‫کِی؟

586
00:50:38,972 --> 00:50:40,539
‫حالا فردا که
‫قرار نیست بری

587
00:50:43,209 --> 00:50:44,243
‫بزودی.

588
00:50:45,578 --> 00:50:47,814
‫توی آزمایشگاه زیست‌شناسی
‫کار پیدا کردم

589
00:50:47,848 --> 00:50:50,017
‫هفته آینده باید اونجا باشم، پس...

590
00:51:01,695 --> 00:51:03,630
‫نـرو.

591
00:51:03,664 --> 00:51:04,831
‫که چیکار کنم؟

592
00:51:08,501 --> 00:51:10,871
‫نه ببین، منظورم اینه که اینجا
‫کار و بار درست حسابی نیست

593
00:51:10,904 --> 00:51:14,340
‫پس چیکار کنم؟ منم مثل بابام برم ماهی‌گیر بشم؟

594
00:51:14,373 --> 00:51:16,409
‫دارم می‌رم مدرک بگیرم و
‫به یه دردی‌ بخورم، کایا

595
00:51:16,442 --> 00:51:18,745
‫- تو هم می‌تونی!
‫- به من چیکار داری؟

596
00:51:20,113 --> 00:51:21,313
‫منظورم این نبود

597
00:51:21,347 --> 00:51:22,849
‫اگه بری دیگه هیچوقت برنمی‌گردی!

598
00:51:22,883 --> 00:51:25,986
‫چرا میام، تو رو اینجا تنها ول نمی‌کنم، کایا

599
00:51:26,019 --> 00:51:27,821
‫برمی‌گردم پیشت

600
00:51:27,854 --> 00:51:30,356
‫کایا، کایا!
‫وایسا

601
00:51:32,224 --> 00:51:34,593
‫نمی‌تونی هربار اینطوری فرار کنی و بری!

602
00:51:55,448 --> 00:51:56,883
‫یه شب دیگه

603
00:51:56,917 --> 00:51:58,384
‫یه شب دیگه

604
00:52:23,176 --> 00:52:24,310
‫این چیه؟

605
00:52:26,412 --> 00:52:29,448
‫لیست اسامی چندتا ناشرِ معروف

606
00:52:29,482 --> 00:52:31,283
‫واسه چاپ کردن نوشته و نقاشی‌هات

607
00:52:31,317 --> 00:52:33,920
‫نوشته‌های تو خیلی خاص‌‌‌ان

608
00:52:33,954 --> 00:52:35,789
‫اونقدری هم هستن که
‫بشه کتاب‌شون کرد

609
00:52:35,822 --> 00:52:37,157
‫کُلی کتاب

610
00:52:38,925 --> 00:52:41,795
‫اصلاً نیازی نیست از اینجا هم بری،

611
00:52:41,828 --> 00:52:44,931
‫مستقیم نوشته‌هات رو به نشریه پُست می‌کنی

612
00:52:44,965 --> 00:52:46,532
‫تازه یکم پول هم درمیاری...

613
00:52:48,034 --> 00:52:51,138
‫البته خب اونقدر پول زیادی نمی‌شه...

614
00:52:51,171 --> 00:52:53,240
‫اما حداقل دیگه نیازی نیست باقی عمرت رو

615
00:52:53,272 --> 00:52:54,440
‫صرف صدف‌فروشی کنی

616
00:52:56,176 --> 00:52:57,309
‫فقط یه امتحانی کن، کایا

617
00:52:59,679 --> 00:53:01,347
‫کوتاه‌ بیا دیگه،
‫ضرری که نداره...

618
00:53:04,718 --> 00:53:06,620
‫من رو فراموش می‌کنی

619
00:53:08,889 --> 00:53:11,590
‫وقتی که سرت با دانشگاه
‫و درس‌هات گرم بشه!

620
00:53:11,625 --> 00:53:12,959
‫با اون دخترهای خوشگل!

621
00:53:12,993 --> 00:53:15,629
‫من هیچوقت فراموشت نمی‌کنم، کایا

622
00:53:15,662 --> 00:53:16,730
‫هرگز

623
00:53:19,065 --> 00:53:20,934
‫یه‌ماه دیگه یه سر میام، قول میدم

624
00:53:20,967 --> 00:53:23,036
‫واسه جشن روز استقلال، باشه؟
‫ یک جشن فدرال در آمریکا است که یادآور تصویب)
‫اعلامیهٔ استقلال ایالات متحدهٔ آمریکا در روز ۴ ژوئیه ۱۷۷۶(میلادی می باشد

625
00:53:24,805 --> 00:53:26,773
‫چشم رو هم بذاری برگشتم!

626
00:53:26,807 --> 00:53:29,643
‫می‌ریم لبِ رودخونه و از اونجا آتیش‌بازی رو
‫نگاه می‌کنیم

627
00:53:29,676 --> 00:53:32,344
‫فقط به اون نشریه‌ها پیام بده، باشه؟

628
00:53:53,834 --> 00:53:55,902
‫خداحافظ، کایا

629
00:53:55,936 --> 00:53:57,436
‫خداحافظ، تیت

630
00:54:25,397 --> 00:54:27,466
‫<i>مرغانِ دریایی امواج خروشان شرق</i>

631
00:54:28,869 --> 00:54:30,637
‫نوبت نقاشی توئه، قِرمزی!

632
00:54:47,050 --> 00:54:50,417
‫« چهارم جولای، روز استقلال »

633
00:56:31,825 --> 00:56:33,026
‫نه

634
00:56:37,330 --> 00:56:38,331
‫نه

635
00:56:40,200 --> 00:56:41,533
‫تیت، نه

636
00:56:45,071 --> 00:56:46,639
‫نه، نه!

637
00:56:46,673 --> 00:56:47,741
‫نه

638
00:56:49,909 --> 00:56:51,111
‫نه

639
00:56:53,545 --> 00:56:55,415
‫نه

640
00:56:55,448 --> 00:56:57,884
‫نه، نه، نه

641
00:57:12,699 --> 00:57:15,935
‫<i>حالا عشق، زندگی و تیت برای من
‫یک چیز واحــد بودند؛</i>

642
00:57:17,303 --> 00:57:19,606
‫<i>همه با هم از بین رفتند،</i>

643
00:57:22,142 --> 00:57:23,877
‫<i>و بعداً...</i>

644
00:57:45,799 --> 00:57:49,669
‫<i>هربار که از خود بی‌خود می‌شدم،
‫این مرداب بود که مرا در آغوش می‌گرفت</i>

645
00:57:57,277 --> 00:57:58,978
‫<i>تا بلاخره در لحظه‌ای پیش‌بینی نشده...</i>

646
00:57:59,012 --> 00:58:01,548
‫<i>دردهایم مانند آبی که لابه‌لای
‫ماسه‌ها ناپدید می‌شود،</i>

647
00:58:01,580 --> 00:58:03,582
‫<i>از میان رفت!
‫البته...</i>

648
00:58:03,616 --> 00:58:05,652
‫<i>هنوز درد وجود داشت، اما درونی‌تر
‫شده بود</i>

649
00:58:07,420 --> 00:58:09,756
‫هیچ ردپـایی دور و اطراف جسد

650
00:58:09,789 --> 00:58:11,291
‫یا دکل‌های نگهبانی وجود نداشته

651
00:58:11,324 --> 00:58:13,159
‫همینطور هیچ اثر انگشتی!

652
00:58:13,193 --> 00:58:15,962
‫روی حافظ‌های فلزی هم دقیقاً به همین شکل،

653
00:58:15,995 --> 00:58:18,665
‫هـمه این‌ها به وضوح ثابت می‌کنه
‫که یکی تمامی شواهد رو از بین برده

654
00:58:18,698 --> 00:58:20,133
‫سوال دیگه ای ندارم

655
00:58:21,367 --> 00:58:22,936
‫نوبت شماست

656
00:58:29,509 --> 00:58:33,179
‫کلانتر، این جدولِ رُخداد جزر و مدهای بازه زمانی...

657
00:58:33,213 --> 00:58:38,017
‫شبِ 29 ام اکتبر و صبحِ روز 30 ام هست،

658
00:58:38,051 --> 00:58:43,423
‫بر اساس این آمار، جزر حدوداً اطراف نیمه‌شب رخ داده

659
00:58:43,456 --> 00:58:47,927
‫دقیقاً همون زمان «چیس اندروز» به دکل می‌رسه،

660
00:58:47,961 --> 00:58:49,295
‫و پله‌ها رو قدم به قدم طِی می‌کنه

661
00:58:49,329 --> 00:58:51,931
‫در این صورت، حتماً باید ردپاش
‫روی پله‌ها ایجاد شده باشه

662
00:58:51,965 --> 00:58:54,634
‫اما با شروع مد و بالا اومدن سطح آب،

663
00:58:54,667 --> 00:58:57,137
‫حتماً آب رد پاها رو پاک کرده
‫و از بین برده

664
00:58:57,170 --> 00:58:58,838
‫آیا قبول می‌کنید که
‫همچین اتفاقی ممکنه؟

665
00:58:58,872 --> 00:59:00,173
‫بله خب...

666
00:59:00,206 --> 00:59:01,508
‫پس حتماً این رو
‫هم قبول می‌کنید

667
00:59:01,541 --> 00:59:03,810
‫که اگه دوستانش هم همراهش بودن،

668
00:59:03,843 --> 00:59:06,846
‫آب ردپاهای اون‌ها رو هم پاک کرده

669
00:59:06,880 --> 00:59:09,215
‫تحت این شرایط،

670
00:59:09,249 --> 00:59:11,451
‫پس عدم وجود ردپاها...

671
00:59:11,484 --> 00:59:15,889
‫به خودی خود جرمی رو ثابت نمی‌کنه

672
00:59:15,922 --> 00:59:17,323
‫درست نمی‌گم...

673
00:59:19,926 --> 00:59:20,926
‫کلانتر؟

674
00:59:23,563 --> 00:59:26,132
‫عدم وجود ردپا...

675
00:59:26,166 --> 00:59:28,468
‫به خودی خود ثابت نمی‌کنه که
‫جرمی صورت گرفته

676
00:59:28,501 --> 00:59:31,571
‫شما همچنین شهادت دادین که همینطور
‫هیچ اثرانگشتی...

677
00:59:31,605 --> 00:59:33,840
‫هم اون دور و اطراف نبوده؛

678
00:59:33,873 --> 00:59:36,509
‫از جمله محدوده
‫حفاظ فلزی

679
00:59:36,543 --> 00:59:39,078
‫بدان جهت؛ شما به این نتیجه رسیدید که...

680
00:59:39,112 --> 00:59:41,814
‫حتماً یک‌نفر حفاظ رو از جا در آورده

681
00:59:41,848 --> 00:59:44,317
‫و تمامی اثرات‌انگشت رو پاک کرده

682
00:59:44,350 --> 00:59:46,386
‫درسته

683
00:59:46,419 --> 00:59:48,922
‫خب حالا، قبول دارید که...

684
00:59:48,955 --> 00:59:51,090
‫اون حفاظ‌های فلزی اغلب اوقات...

685
00:59:51,124 --> 00:59:53,893
‫سرجاشون نبودن و اونقدر
‫خطرناک تلقی می‌شدند که...

686
00:59:53,927 --> 00:59:56,596
‫دفتر شما در تاریخ 18 جولای سال پیش

687
00:59:56,630 --> 00:59:58,331
‫درخواست نامه‌ای مبنی بر اصلاح شرایط حاکم

688
00:59:58,364 --> 01:00:04,137
‫به سازمان رسیدگی و حفاظت از
‫جنگل‌‌های آمریکا ارسال می‌کنه

689
01:00:06,406 --> 01:00:10,009
‫اینم یک کپی از درخواست‌نامه شما

690
01:00:10,043 --> 01:00:12,278
‫کی این رو نوشته، کلانتر؟

691
01:00:13,913 --> 01:00:15,014
‫خودم نوشتم!

692
01:00:15,048 --> 01:00:16,516
‫می‌شه لطفاً جمله آخر این سند رو که

693
01:00:16,549 --> 01:00:18,785
‫به سازمان حفاظت از جنگل‌ها ارسال کردین

694
01:00:18,818 --> 01:00:21,521
‫ در حضور دادگاه بلند بخوانید؟

695
01:00:21,554 --> 01:00:23,856
‫فقط جمله آخر رو...

696
01:00:23,890 --> 01:00:26,726
‫" تاکید می‌کنم که این حفاظ‌ها بسیار خطرناک هستند،

697
01:00:26,759 --> 01:00:28,561
‫و اگر اقدامی در این زمینه صورت نگیره

698
01:00:31,665 --> 01:00:34,033
‫اگر اقدامی صورت نگیره، احتمال یک خسارت جدی

699
01:00:34,067 --> 01:00:35,368
‫یا حتی مرگ، وجود داره "

700
01:00:37,605 --> 01:00:39,105
‫ممنونم کلانتر.

701
01:00:53,258 --> 01:00:55,858
‫« سال 1968 »

702
01:01:26,286 --> 01:01:28,756
‫یکی داشت از خونه‌ام عکس می‌گرفت...

703
01:01:28,788 --> 01:01:31,324
‫واسه چی؟

704
01:01:31,357 --> 01:01:33,326
‫مشاور املاکه!

705
01:01:33,359 --> 01:01:36,429
‫اخیراً خیلی این دو و اطراف آفتابی می‌شن،

706
01:01:36,462 --> 01:01:39,332
‫می‌خوان باتلاق رو تخلیه کنن و
‫به‌جاش اقامتگاه بسازن

707
01:01:39,365 --> 01:01:41,434
‫اره، پارسال هم دیدم‌شون

708
01:01:41,467 --> 01:01:45,038
‫مشغول قطع کردن درخت‌های شاه‌بلوط
‫و کندن کانال تخلیه آب بودن.

709
01:01:45,071 --> 01:01:46,105
‫می‌خوان خونه‌‌ام رو خراب کنن؟

710
01:01:46,139 --> 01:01:47,708
‫نه شاید،

711
01:01:47,741 --> 01:01:49,942
‫اما حتماً یه مبلغ کَلون برای تصرف زمین
‫دور خونه بهت پیشنهاد بدن،

712
01:01:49,976 --> 01:01:51,311
‫- جامپین!
‫- بَده که یه پولی

713
01:01:51,344 --> 01:01:53,313
‫بره توی جیب کایا؟

714
01:01:56,082 --> 01:01:59,419
‫مگه زمین مال خودت نیست؟
‫مگه خونه به نام‌ت نیست؟

715
01:02:02,255 --> 01:02:03,624
‫بابا که می‌گفت هست

716
01:02:03,657 --> 01:02:06,159
‫خب پس باید این رو ثابت کنی

717
01:02:06,192 --> 01:02:08,428
‫با سَندی، چیزی

718
01:02:12,532 --> 01:02:13,566
‫آهای!

719
01:02:13,599 --> 01:02:15,201
‫ببخشید که غافل‌گیرتون کردم

720
01:02:15,234 --> 01:02:17,036
‫اجازه بدید کمک‌تون کنم!

721
01:02:17,070 --> 01:02:20,006
‫- خودم می‌تونم
‫- لطفاً، بدینش به من

722
01:02:21,507 --> 01:02:23,109
‫وای، من «چیس اندروز» هستم

723
01:02:24,444 --> 01:02:26,012
‫شما باید کایا باشید، درسته؟

724
01:02:27,580 --> 01:02:29,817
‫حدس می‌زدم، اسم خیلی قشنگیه
‫دوستش دارم

725
01:02:29,849 --> 01:02:31,584
‫یکم متفاوته، اما با این حال
‫بـازم قشنگه!

726
01:02:34,187 --> 01:02:35,388
‫این قایق شماست؟

727
01:02:37,423 --> 01:02:38,524
‫اینم از این.

728
01:02:41,361 --> 01:02:44,130
‫دوست داری یکشنبه با قایق من بریم
‫یه دوری بزنیم؟

729
01:02:50,103 --> 01:02:52,038
‫- باشه
‫- نزدیک‌های عصر...

730
01:02:52,071 --> 01:02:53,973
‫توی ساحلم منتظرتم، اوکیه؟

731
01:02:55,274 --> 01:02:57,543
‫- باشه
‫- خیلی‌خب پس، می‌بینمت کایا

732
01:03:08,655 --> 01:03:10,123
‫<i>آهان پیداش کردم...</i>

733
01:03:10,156 --> 01:03:14,927
‫به‌نظر می‌رسه سال 1897
‫آقای نیپر کلارک این خونه رو خریداری کردن

734
01:03:14,961 --> 01:03:18,064
‫اره، ایشون پدربزرگم بودن

735
01:03:18,097 --> 01:03:19,867
‫بله خانم،

736
01:03:19,899 --> 01:03:22,535
‫بعد اون هم فروخته نشده، پس

737
01:03:22,568 --> 01:03:25,471
‫درسته، فکرکنم اون خونه واقعاً برای شماست

738
01:03:25,505 --> 01:03:27,875
‫اما برای اینکه بتونید خونه رو نگه دارید،

739
01:03:27,907 --> 01:03:29,743
‫باید مالیات‌های عقب‌ مونده‌اش رو
‫پرداخت کنید، خانم کلارک

740
01:03:29,777 --> 01:03:32,145
‫درواقع خانم، بر اساس قانون...

741
01:03:32,178 --> 01:03:35,883
‫هرکسی که مالیات‌های عقب‌مونده رو
‫پرداخت کنه، صاحب زمین می‌شه

742
01:03:35,915 --> 01:03:38,418
‫حتی اگه سندخونه به نام‌شون نباشه

743
01:03:38,451 --> 01:03:39,753
‫خب، چقدر می‌شه؟

744
01:03:39,787 --> 01:03:41,521
‫به‌نظر می‌رسه حدودِ

745
01:03:46,125 --> 01:03:47,927
‫هشت‌صد دلار!

746
01:04:05,344 --> 01:04:06,814
‫<i>پــنج ســال</i>

747
01:04:08,147 --> 01:04:09,650
‫پـنج‌سال از زمانی که تیت...

748
01:04:09,683 --> 01:04:12,185
‫درموردِ نشریه‌ها باهام حرف زده بود، می‌گذشت

749
01:04:12,218 --> 01:04:14,788
‫<i>آقا یا خانمِ عزیز...</i>

750
01:04:14,822 --> 01:04:17,523
‫<i>متنی که برای بررسی اولیه
‫خدمت‌تون ارسال کردم...</i>

751
01:04:17,557 --> 01:04:20,126
‫<i>بخشی هست از کتاب‌ام به نام...</i>

752
01:04:20,159 --> 01:04:21,662
‫<i>صدف‌های مُرداب کارولینا</i>

753
01:04:24,564 --> 01:04:27,935
‫<i>پنج سال طول کشید تا قلبم از
‫صدف خود بیرون بیاد</i>

754
01:04:38,645 --> 01:04:41,481
‫چه حسی داره که با یه استادِ موسیقی
‫دوست شدی؟

755
01:04:48,588 --> 01:04:50,056
‫این رو ببین!

756
01:04:52,358 --> 01:04:53,627
‫وای!

757
01:04:53,660 --> 01:04:56,295
‫گوش‌ماهی زَرین!

758
01:04:56,329 --> 01:04:57,631
‫پِک‌تون اورانتوز
‫(نـوعی‌ بسیار کم‌یاب از گوش‌ماهی‌ها)

759
01:04:57,664 --> 01:04:58,765
‫که‌اینطور...

760
01:05:00,199 --> 01:05:02,736
‫خب، اینا خیلی کمیاب‌ن، برای همین...

761
01:05:02,769 --> 01:05:04,570
‫- واقعاً؟
‫- اره

762
01:05:04,605 --> 01:05:07,473
‫این مدل از گوش‌ماهی‌ها، توی ساحل
‫جنوب زندگی‌ می‌کنن...

763
01:05:07,507 --> 01:05:10,176
‫چون آبِ اونجا به پوست‌شون می‌سازه

764
01:05:12,512 --> 01:05:14,146
‫چیه؟

765
01:05:14,180 --> 01:05:15,883
‫نه، چیزی نشد یعنی...

766
01:05:15,916 --> 01:05:18,919
‫واقعاً تعجب کردم که دختر مردابی
‫اسم لاتین صدف‌ها و...

767
01:05:18,952 --> 01:05:21,554
‫علت و محل زندگی‌شون رو بدون هیچ دلیلی بلده

768
01:05:23,122 --> 01:05:24,457
‫بیا، تو نگه‌ش دار.

769
01:05:27,226 --> 01:05:28,427
‫ممنون!

770
01:05:33,366 --> 01:05:35,301
‫تو با بقیه آدم‌ها فرق داری!

771
01:05:59,225 --> 01:06:00,560
‫می‌دونم تو ذهنت یه آدم بی‌دست و پـام

772
01:06:00,593 --> 01:06:01,962
‫اما نمی‌تونی با یه پیک‌نیک
‫مُخم رو بزنی!

773
01:06:01,995 --> 01:06:03,362
‫کایا! نـه! وایسا

774
01:06:03,396 --> 01:06:04,765
‫ببخشید! منظوری نداشتم

775
01:06:04,798 --> 01:06:06,967
‫من هیچوقت همچین فکری نکردم!

776
01:06:07,000 --> 01:06:08,802
‫خواهش می‌کنم، ببخشید

777
01:06:08,835 --> 01:06:11,738
‫می‌دونم می‌خوای بری خونه،
‫اما پیاده که نمی‌تونی!

778
01:06:11,772 --> 01:06:13,306
‫خیلی دوره

779
01:06:13,339 --> 01:06:14,942
‫بذار جـبران کنم؛

780
01:06:17,343 --> 01:06:19,412
‫لطفاً، یه فرصت دوباره بهم بده!

781
01:06:21,915 --> 01:06:24,283
‫باورم نمی‌شه هیچوقت اینجا نیومدی

782
01:06:24,317 --> 01:06:27,420
‫وقتی با مامان و بابام بحثم می‌شه میام اینجا

783
01:06:29,155 --> 01:06:31,591
‫بهترین نما رو برای دیدنِ مرداب
‫از بالا، اینجا داره

784
01:06:37,096 --> 01:06:38,364
‫از این سمت

785
01:07:03,522 --> 01:07:04,791
‫چی شده؟

786
01:07:06,359 --> 01:07:08,527
‫راحت باش بگو، مسخره‌ات نمی‌کنم

787
01:07:09,997 --> 01:07:13,100
‫انگار سال‌هاست با یکی به شدت صمیمی‌ای،

788
01:07:13,132 --> 01:07:14,968
‫اما هیچوقت چهره کاملش رو ندیده بودی؛

789
01:07:17,370 --> 01:07:18,370
‫الان دارم چهره
‫مرداب رو می‌بینم

790
01:07:24,477 --> 01:07:26,579
‫خونه‌‌ات اون سمته نه؟

791
01:07:30,684 --> 01:07:32,284
‫من رو ببر اونجا

792
01:07:32,318 --> 01:07:34,621
‫آم...

793
01:07:34,655 --> 01:07:37,057
‫- خیلی دوره
‫- من عاشقِ راه‌های دورـم

794
01:07:38,557 --> 01:07:39,960
‫اصلاً برام مهم نیست چه شکلیه...

795
01:07:39,993 --> 01:07:41,862
‫اگه نگرانِ اینی که پیش خودم
‫چی فکر می‌کنم

796
01:07:48,200 --> 01:07:49,535
‫همینجاست؟

797
01:07:52,606 --> 01:07:55,408
‫چند ساله که اینجا زندگی می‌کنی؟

798
01:07:55,441 --> 01:07:57,576
‫حدود 10 سال.

799
01:07:57,611 --> 01:07:59,245
‫خیلی خوبه...

800
01:07:59,278 --> 01:08:01,915
‫اینکه واسه خودت زندگی کنی و
‫ننه بابات توی کارهات دخالت نکنن

801
01:08:04,550 --> 01:08:06,787
‫ببین، داخل چیز خاصی نیست اصلاً

802
01:08:09,956 --> 01:08:12,558
‫وای، اینا چیه توی ایوانت؟

803
01:08:12,591 --> 01:08:14,593
‫هیچی...

804
01:08:25,371 --> 01:08:26,707
‫اینا چیه؟

805
01:08:27,908 --> 01:08:28,909
‫چیز خاصی نیستن

806
01:08:35,481 --> 01:08:37,984
‫نکنه داری کتابی چیزی می‌نویسی؟

807
01:08:39,452 --> 01:08:41,054
‫یه‌جورایی!

808
01:08:41,088 --> 01:08:44,256
‫چه جمله‌های قُلمبه‌سُلمبه‌ای!

809
01:08:47,259 --> 01:08:48,829
‫مثل اینکه حسابی تو کارت ماهری، نه؟

810
01:08:52,498 --> 01:08:54,201
‫خدای من!

811
01:08:54,233 --> 01:08:55,936
‫پُمپ‌آب هم که داری!

812
01:08:57,904 --> 01:08:59,371
‫الان خونه خیلی به‌هم ریخته‌ست...

813
01:08:59,405 --> 01:09:00,774
‫بیخیال بابا!

814
01:09:04,111 --> 01:09:05,478
‫هیچکس رو نمی‌شناسم که بتونه

815
01:09:05,511 --> 01:09:07,981
‫اینطوری تنهایی تو دل جنگل زندگی کنه!

816
01:09:08,014 --> 01:09:10,349
‫یعنی، اکثراًشون از
‫ترس می‌شاشن به‌ خودشون

817
01:09:13,653 --> 01:09:14,821
‫از جون من چی می‌خوای؟

818
01:09:19,926 --> 01:09:23,395
‫خیلی‌خب ببین، بابت اون حرکتم واقعاً ببخشید

819
01:09:23,429 --> 01:09:26,133
‫می‌خوام بیشتر هم رو بشناسیم، باشه؟

820
01:09:26,166 --> 01:09:27,634
‫تو خیلی خوشگلی...

821
01:09:29,102 --> 01:09:31,905
‫واقعاً می‌گم، مثل بـاد
‫رها و آزادی...

822
01:09:31,938 --> 01:09:33,106
‫همچنین باهوش و زرنگ!

823
01:09:35,041 --> 01:09:37,276
‫فقط می‌خوام با تو باشم

824
01:09:38,678 --> 01:09:40,013
‫نظرت چیه؟

825
01:09:43,016 --> 01:09:44,117
‫بد نیست!

826
01:09:45,652 --> 01:09:46,853
‫خیلی‌خب

827
01:09:58,165 --> 01:10:01,600
‫<i>درمورد حسی که به چیس داشتم گیج و گنگ بودم</i>

828
01:10:01,635 --> 01:10:04,204
‫<i>اما دیگه تنها نبودم...</i>

829
01:10:04,237 --> 01:10:05,504
‫<i>به‌نظر کافی بود!</i>

830
01:10:07,741 --> 01:10:10,110
‫واسه‌ کتاب‌ت می‌کشی؟

831
01:10:10,143 --> 01:10:12,012
‫اره

832
01:10:12,045 --> 01:10:15,015
‫البته، اصلاً معلوم نیست کسی بخونتش یا نه

833
01:10:15,048 --> 01:10:16,048
‫منکه می‌خونم!

834
01:10:17,316 --> 01:10:19,052
‫مُرداب راز بین ما بود؛

835
01:10:29,196 --> 01:10:30,462
‫از دوست‌هات واسه‌ام بگو...

836
01:10:30,496 --> 01:10:32,999
‫راستش من هیچ دوستی ندارم!

837
01:10:35,001 --> 01:10:36,903
‫اما ظاهراً وقتایی که باهاشونی...

838
01:10:36,937 --> 01:10:39,438
‫- حسابی بهت خوش می‌گذره!
‫- زاغ سیاه من رو چوب می‌زنی؟

839
01:10:44,543 --> 01:10:46,179
‫خیلی بامزه‌ست، بذار یه چیزی
‫از بابام برات بگم

840
01:10:46,213 --> 01:10:50,016
‫همیشه مشروب می‌خورد و بعدش با
‫مامانم سر دعوا می‌گرفت،

841
01:10:51,417 --> 01:10:53,687
‫یه‌روز بهم گفت: اگه دوستات واقعاً
‫تو رو می‌شناختن...

842
01:10:53,720 --> 01:10:55,288
‫عمراً باهات دوست می‌شدن!

843
01:10:56,923 --> 01:10:58,825
‫واسه همین فکرنکنم کسی
‫منِ واقعی‌ام رو بشناسه،

844
01:10:58,859 --> 01:11:02,394
‫منظورم اینه یعنی...

845
01:11:06,933 --> 01:11:08,735
‫به‌نظرت چرا رنگ آسمون آبی‌ـه؟

846
01:11:10,737 --> 01:11:12,873
‫به‌خاطر امـواج آبی و بنفشِ
‫اشعه نورِ خورشیده!

847
01:11:14,540 --> 01:11:17,944
‫اون‌ها ذرات گـاز موجود در هـوا رو پاک‌سازی

848
01:11:17,978 --> 01:11:19,279
‫و پراکنده می‌کنن

849
01:11:26,720 --> 01:11:28,154
‫اشکالی نداره...

850
01:11:29,455 --> 01:11:30,891
‫ببوسمت؟

851
01:11:42,401 --> 01:11:44,603
‫بریم سراغ موضوع الیاف‌های قرمز

852
01:11:44,638 --> 01:11:46,873
‫ روی ژاکتِ جین «چیس اندروز»

853
01:11:46,907 --> 01:11:49,075
‫همون شبی که فوت شدن

854
01:11:49,109 --> 01:11:52,379
‫درسته که شما مطابقت الیاف‌های قرمز رو
‫با این کلاه تائید کردید؟

855
01:11:52,411 --> 01:11:53,980
‫- سومین مدرک موجود
‫- بله درسته

856
01:11:54,014 --> 01:11:57,483
‫الیاف‌های قرمز کلاه دقیقاً با الیاف‌های
‫روی ژاکت مطابقت دارن!

857
01:11:57,516 --> 01:11:59,418
‫دقیقاً کجا این کلاه رو پیدا کردید؟

858
01:11:59,451 --> 01:12:01,888
‫کلانتر توی خونه‌‌ی خانم کلارک پیداش کرده!

859
01:12:03,790 --> 01:12:05,926
‫خب حالا، درمورد الیاف‌های قرمز سوالی دارم

860
01:12:05,959 --> 01:12:07,894
‫آیا راهی هست که بشه تعیین کرد اون الیاف...

861
01:12:07,928 --> 01:12:10,297
‫برای چه مدتی روی کاپشن بودن، آقای دکتر؟

862
01:12:10,330 --> 01:12:14,000
‫خیر، می‌تونیم تعیین کنیم از کجا اومدن،
‫اما مدت زمانش رو نه!

863
01:12:14,034 --> 01:12:16,236
‫آیا اگر شخصی اغلب اوقات
‫از این کلاه استفاده کرده باشه،

864
01:12:16,269 --> 01:12:18,772
‫ممکنه الیاف کلاه به لابه‌لای موهای شخص

865
01:12:18,805 --> 01:12:20,807
‫- یا روی لباس‌هاش نفوذ کرده باشه؟
‫- بله

866
01:12:20,840 --> 01:12:23,276
‫از نظر من که ممکنه!

867
01:12:23,310 --> 01:12:26,980
‫پس آیا قبول دارید که در طول سال‌هایی که...

868
01:12:27,013 --> 01:12:29,683
‫متهم، خانم کلارک، با «چیس اندروز»
‫رفت و آمد داشتند...

869
01:12:29,716 --> 01:12:32,252
‫این امکان وجود داشته که الیافت کلاه به روی

870
01:12:32,285 --> 01:12:33,420
‫ژاکت «چیس» منتقل بشه؟

871
01:12:33,452 --> 01:12:36,022
‫با توجه به چیزهایی که دیدم، بله.

872
01:12:36,056 --> 01:12:40,093
‫هربار که هم رو دیده باشن،
‫امکانش هست.

873
01:12:55,175 --> 01:12:59,813
‫<i>" خانم کلارک عزیز، نوشته‌های شما
‫واقعاً ما رو تحت‌تاثیر قرار داد</i>

874
01:12:59,846 --> 01:13:03,549
‫<i>اگه همونطور که گفتین
‫تمامی نوشته‌هاتون آماده‌ان...</i>

875
01:13:03,582 --> 01:13:06,753
‫<i>در سریع‌ترین زمان ممکن می‌تونیم اون‌ها رو
‫ویرایش و آماده انتشار بکنیم "</i>

876
01:13:12,524 --> 01:13:16,363
‫هی! رئیس جدید نمایشگاه ماشین وسترن
‫جلوی روت وایستاده ها!

877
01:13:18,031 --> 01:13:20,066
‫چیس...

878
01:13:20,100 --> 01:13:21,301
‫چه خبر خوبی!

879
01:13:21,334 --> 01:13:23,036
‫بیا بریم جشن بگیریم

880
01:13:34,447 --> 01:13:38,318
‫پس قراره بابت نقاشی‌هات بهت پول بدن نه؟

881
01:13:38,351 --> 01:13:40,353
‫اره

882
01:13:45,258 --> 01:13:47,394
‫باشه بابا حالا اینقدر خودت رو نگیر!

883
01:13:48,628 --> 01:13:49,896
‫نمی‌گیرم!

884
01:13:53,733 --> 01:13:56,036
‫می‌دونم آدم‌ها خیلی اذیتت کردن

885
01:13:57,370 --> 01:13:58,872
‫و بابتش واقعاً متاسفم

886
01:14:00,373 --> 01:14:02,409
‫اینکه خانواده‌ات ولت کنن و برن، یعنی...

887
01:14:03,743 --> 01:14:05,412
‫خانواده من واقعاً آدمای تو مُخی‌ان

888
01:14:05,445 --> 01:14:07,847
‫اما فکرنکنم همچین کاری
‫باهام بکنن

889
01:14:07,881 --> 01:14:12,118
‫اما می‌خوام این رو بدونی که
‫من همیشه هوات رو دارم

890
01:14:12,152 --> 01:14:13,686
‫الان که رئیس اونجا شدم،

891
01:14:13,720 --> 01:14:15,587
‫وقتی ازدواج کردیم قشنگ‌ترین خونه رو برات می‌خرم

892
01:14:15,622 --> 01:14:17,724
‫- ازدواج؟
‫- اره

893
01:14:17,757 --> 01:14:20,994
‫یه خونه دو طبقه
‫که دور تا دورش ایوون داشته باشه!

894
01:14:22,262 --> 01:14:23,396
‫وای!

895
01:14:26,766 --> 01:14:28,435
‫پدر و مادرت چی؟

896
01:14:28,468 --> 01:14:30,537
‫درمورد من بهشون گفتی؟

897
01:14:30,569 --> 01:14:32,539
‫چیزی که باید درمورد خانواده من بدونی

898
01:14:32,571 --> 01:14:36,042
‫اینه که اگه بگم تو انتخاب منی،
‫روی حرفم حرف نمی‌زنن

899
01:14:36,076 --> 01:14:38,812
‫وقتی باهات آشنا شدن،
‫عاشقت می‌شن!

900
01:14:42,949 --> 01:14:44,250
‫بیا اینجا ببینم...

901
01:14:50,290 --> 01:14:54,928
‫راستی، چند روز دیگه دارم میرم اشویل

902
01:14:54,961 --> 01:14:56,996
‫واسه فروشگاه بابام جنس بیارم

903
01:14:57,030 --> 01:14:59,632
‫خیلی خوب می‌شه اگه تو هم بیای!

904
01:14:59,666 --> 01:15:01,334
‫چاپ کتابت رو جشن بگیریم
‫و خوش بگذرونیم

905
01:15:02,836 --> 01:15:04,971
‫- اونجا خیلی شلوغه...
‫- مهم نیست!

906
01:15:05,004 --> 01:15:07,574
‫تو با منی، خیالت راحت باشه

907
01:15:07,607 --> 01:15:11,177
‫اصلاً اگه دلت نخواست، می‌تونی
‫با هیچکس حتی حرفم نزنی!

908
01:15:11,211 --> 01:15:12,745
‫بیا دیگه! اگه قراره با هم ازدواج کنیم...

909
01:15:12,779 --> 01:15:15,648
‫باید یکم وارد اجتماع و دنیای بیرون بشی

910
01:15:15,682 --> 01:15:17,684
‫بال‌های بلندت رو باز کنی!

911
01:15:20,153 --> 01:15:22,055
‫لطفاً...خیلی خوش می‌گذره

912
01:15:29,996 --> 01:15:33,867
‫کارم دو روز طول می‌کشه،
‫شب رو هم می‌مونیم

913
01:15:42,709 --> 01:15:44,244
‫خیلی خوبه نه؟

914
01:16:03,997 --> 01:16:06,432
‫مثل یه ماجراجویی می‌مونه...
‫زودباش بریم

915
01:17:29,315 --> 01:17:33,920
‫هرچی بیشتر انجامش بدی، بعداً
‫حس خیلی بهتری داری!

916
01:17:35,288 --> 01:17:36,522
‫اوه!

917
01:17:42,528 --> 01:17:44,430
‫هیچوقت نمی‌خوام از دستت بدم

918
01:17:48,268 --> 01:17:50,671
‫- باشه؟
‫- باشه...

919
01:17:50,704 --> 01:17:52,839
‫شب و روز تو فکرتم

920
01:17:54,374 --> 01:17:56,843
‫شب‌ها یواشکی میام
‫و از دور می‌بینمت!

921
01:17:58,679 --> 01:17:59,679
‫دختر مُردابِ من

922
01:18:15,528 --> 01:18:18,097
‫لازم نیست خودت رو به کسی ثابت کنی

923
01:18:18,131 --> 01:18:19,465
‫می‌دونی؟

924
01:18:20,867 --> 01:18:22,468
‫من رو داری،
‫و منم عاشقتم!

925
01:18:26,339 --> 01:18:27,907
‫یه‌چیزی برات درست کردم

926
01:18:38,318 --> 01:18:39,485
‫عاو!

927
01:18:42,522 --> 01:18:45,558
‫یه صدف که از داخلش یه بند چرمی رد شده بود

928
01:18:45,591 --> 01:18:48,061
‫ بندهاش محکم به هم گره خورده بودن،
‫اون بین وسایل چیس نبود!

929
01:18:48,094 --> 01:18:50,296
‫صرفاً جهت روشن‌سازی، یعنی
‫منظورتون اینه که

930
01:18:50,330 --> 01:18:52,498
‫گردنبند صدفی‌ای که...

931
01:18:52,532 --> 01:18:56,569
‫چیس همیشه اون رو به گردن داشته، بینِ

932
01:18:56,602 --> 01:18:59,005
‫وسایلی که پلیس زمان کشف

933
01:18:59,038 --> 01:19:01,040
‫جسد پیدا کرده بود، نبوده...

934
01:19:01,074 --> 01:19:02,375
‫درسته؟

935
01:19:02,408 --> 01:19:05,511
‫بله، از نظرم این موضوع خیلی مُهمیه!

936
01:19:05,545 --> 01:19:08,716
‫اون شب موقع شام گردبند گردنش بود،

937
01:19:10,083 --> 01:19:12,852
‫اما وقتی برای شناسایی جسد رفتم،
‫خبری ازش نبود

938
01:19:14,287 --> 01:19:16,757
‫چیس هیچوقت اون گردنبند رو در نمی‌آورد!

939
01:19:16,790 --> 01:19:18,891
‫هرکسی که اون رو کشته،
‫گردنبند رو هم برداشته

940
01:19:18,925 --> 01:19:22,095
‫اعتراض، جناب قاضی
‫این «حدس و گمان بی پایه‌ست»

941
01:19:22,128 --> 01:19:23,731
‫اعتراض وارده

942
01:19:23,764 --> 01:19:25,365
‫اعضای محترم هئیت منصفه،

943
01:19:25,398 --> 01:19:29,202
‫لطفاً اظهارات مذکور خانم اندروز رو
‫برای قضاوت نهایی نادیده بگیرید

944
01:19:29,235 --> 01:19:33,741
‫خانم اندروز، چیس اون گردنبند رو
‫چطوری به دست آورده بود؟

945
01:19:33,774 --> 01:19:37,543
‫دختر مردابی بهش داده بود، خانم کلارک

946
01:19:37,577 --> 01:19:40,980
‫حتی اسم این دختر رو هم نمی‌دونستم،
‫اصلاً مطمئن نبودم اسمی داره یا نه

947
01:19:42,482 --> 01:19:44,450
‫نمی‌فهمم چرا چیس....

948
01:19:44,484 --> 01:19:47,086
‫اما منظورم من اینه که

949
01:19:47,120 --> 01:19:49,757
‫اون تنها کسی‌ هست که
‫می‌تونه انگیزه برداشتن...

950
01:19:49,790 --> 01:19:51,357
‫اون گردنبند رو داشته باشه!

951
01:19:51,391 --> 01:19:53,059
‫خانم اندروز...

952
01:19:55,161 --> 01:19:58,131
‫آیا خانم کلارک و چیس درگیر یک
‫رابطه عاشقانه بودند؟

953
01:19:58,164 --> 01:20:01,200
‫بله، شب‌ها یواشکی از خونه می‌رفت بیرون

954
01:20:01,234 --> 01:20:03,637
‫وقتی ازش پرسیدم یواشکی کجا می‌ذاری میری...

955
01:20:03,670 --> 01:20:06,105
‫همه‌چی رو برام تعریف کرد

956
01:20:06,139 --> 01:20:09,909
‫با خودم گفتم
‫«اگه مردم بفهمن آبرومون می‌ره»

957
01:20:09,942 --> 01:20:14,480
‫من یه زن احمق بودم که همه‌اش
‫نگرانِ حرف در و همسایه بود

958
01:20:19,686 --> 01:20:24,123
‫اما بعداً چیس بهم گفت که از هم جدا شدن،

959
01:20:24,157 --> 01:20:27,895
‫برای همین وقتی فهمید که دیگه نمی‌تونه
‫با چیس باشه، اون رو کُشت!

960
01:20:27,960 --> 01:20:31,497
‫- و اون گردنبند زشت رو هم با خودش برد
‫- اعتراض، جناب قاضی

961
01:20:33,533 --> 01:20:34,802
‫اعتراض وارده

962
01:20:34,835 --> 01:20:36,602
‫دیگه سوالی ندارم، جناب قاضی.

963
01:20:41,174 --> 01:20:44,444
‫خانم اندروز، از صمیم قلب باهاتون هم‌دردی می‌کنم

964
01:20:44,477 --> 01:20:47,146
‫با کمــال احترام؛

965
01:20:47,180 --> 01:20:52,820
‫حتماً می‌دونید خانه خانم کلارک،
‫به‌کُل جست‌وجو شده

966
01:20:52,853 --> 01:20:56,522
‫و پلیس هیچ گردنبندی اونجا پیدا نکرده!

967
01:20:56,556 --> 01:20:59,025
‫- واقعاً؟
‫- اره

968
01:21:06,211 --> 01:21:08,211
‫« سال 1969 »

969
01:21:23,182 --> 01:21:25,351
‫باختی!

970
01:21:25,384 --> 01:21:28,120
‫- شکستت دادم!
‫- پدرم رو در آوردی!

971
01:21:28,154 --> 01:21:30,056
‫می‌خواستم خودنمایی کنم...

972
01:21:31,658 --> 01:21:33,727
‫دختر مُرداب کارش توی تخت چطوره؟

973
01:21:33,760 --> 01:21:35,729
‫- حیوونی، چیزیه؟
‫- سرکش مثل گُربه‌ وحشی

974
01:21:35,762 --> 01:21:37,731
‫هرچی نباشه پول بنزین رو حلال می‌کنه!

975
01:21:37,764 --> 01:21:39,633
‫چشم‌هاش بَرق هم می‌زنه؟
‫(مثلِ چشمان گربه‌ وحشی)

976
01:21:39,666 --> 01:21:41,400
‫فقط واسه‌ی من و وقتی که
‫می‌خوام بُکنمش!

977
01:21:41,434 --> 01:21:43,503
‫هی، اینطوری درمورد کایا حرف نزن!

978
01:21:43,536 --> 01:21:44,805
‫چی شده؟

979
01:21:44,838 --> 01:21:46,874
‫گفتم اینطوری درمورد کایا حرف نزن

980
01:21:46,907 --> 01:21:48,775
‫بچه ‌درسخون محل!

981
01:21:50,844 --> 01:21:52,980
‫اون به دختر مرداب سواد خواندن یاد داده!

982
01:21:53,012 --> 01:21:54,080
‫وای!

983
01:21:54,113 --> 01:21:55,248
‫تو فقط وقتش رو تلف می‌کنی

984
01:21:57,283 --> 01:21:59,519
‫یالا، بچه‌دانشگاهی. چی‌کار می‌خوای بکنی؟

985
01:21:59,552 --> 01:22:02,856
‫یالا دیگه، گردن‌کلفتی، نه؟ یالا، یه کاری بکن

986
01:22:02,890 --> 01:22:06,225
‫- می‌خوای منو بزنی؟
‫- هی، آروم بگیرید

987
01:22:06,259 --> 01:22:07,460
‫کافیه

988
01:22:09,362 --> 01:22:12,331
‫آروم بگیرید تا کسی آسیب ندیده

989
01:22:12,365 --> 01:22:13,767
‫راه‌های بهتری هم هست

990
01:22:34,120 --> 01:22:36,023
‫سلام، کایا

991
01:22:38,157 --> 01:22:39,960
‫هی، این چه کاریه آخه؟

992
01:22:39,993 --> 01:22:42,128
‫صبر کن! کایا، صبر کن! لطفاً

993
01:22:42,161 --> 01:22:43,429
‫ببین، فقط می‌خوام صحبت کنم

994
01:22:43,462 --> 01:22:45,298
‫از تالاب من برو بیرون، کثافت پست‌فطرت!

995
01:22:45,331 --> 01:22:47,199
‫کایا، خواهش می‌کنم! فقط می‌خوام باهات صحبت کنم!

996
01:22:47,233 --> 01:22:49,535
‫برام مهم نیست چی می‌خوای

997
01:22:49,569 --> 01:22:52,204
‫دیگه هیچ‌وقت نمی‌خوام ببینمت. هرگز

998
01:22:52,238 --> 01:22:54,206
‫کایا، باید درمورد چیس باهات صحبت کنم، باشه؟

999
01:22:54,240 --> 01:22:56,944
‫- درمورد چیس؟
‫- اون لیاقت تو رو نداره

1000
01:22:58,645 --> 01:23:01,581
‫تو بودی که منو ول کردی

1001
01:23:03,282 --> 01:23:05,451
‫بهم قول دادی ولی برنگشتی

1002
01:23:05,484 --> 01:23:08,055
‫هیچ‌وقت برنگشتی

1003
01:23:08,087 --> 01:23:11,825
‫حتی نامه ننوشتی که توضیح بدی

1004
01:23:11,858 --> 01:23:13,827
‫یا حتی خبر بدی که زنده‌ای یا مُردی

1005
01:23:13,860 --> 01:23:15,127
‫همین‌طوری غیبت زد فقط

1006
01:23:15,161 --> 01:23:17,330
‫می‌دونم. و واقعاً معذرت می‌خوام، کایا،

1007
01:23:17,363 --> 01:23:18,564
‫تو هیچ خبر نداری

1008
01:23:18,598 --> 01:23:21,969
‫اون‌قدر مرد نبودی که باهام رودررو بشی

1009
01:23:23,269 --> 01:23:24,370
‫حق با توئه، کایا

1010
01:23:25,672 --> 01:23:28,140
‫هرچی بگی درسته

1011
01:23:28,174 --> 01:23:30,677
‫اون‌طوری که ولت کردم رفتم
‫بدترین کاری بود که تاحالا انجام داده‌م،

1012
01:23:30,711 --> 01:23:33,080
‫بدترین کاری که توی عمرم خواهم کرد

1013
01:23:33,112 --> 01:23:34,982
‫می‌دونستم چقدر بهت صدمه می‌زنم،

1014
01:23:35,015 --> 01:23:37,350
‫و همون‌طور که گفتی، نمی‌تونستم باهات رودررو بشم

1015
01:23:40,119 --> 01:23:43,023
‫با خودم گفتم تو نمی‌تونی از مرداب دل بکنی

1016
01:23:43,056 --> 01:23:45,524
‫و توی دنیای دیگه‌ای زندگی کنی

1017
01:23:45,558 --> 01:23:48,427
‫می‌دونی، با خودم گفتم باید بین تو

1018
01:23:48,461 --> 01:23:49,663
‫و بقیه چیزها یکی رو انتخاب کنم

1019
01:23:49,696 --> 01:23:50,931
‫اما حقیقت اینه که، کایا،

1020
01:23:50,964 --> 01:23:52,441
‫بقیه چیزهایی که فکر می‌کردم مهمن،

1021
01:23:52,465 --> 01:23:54,333
‫کمک‌هزینه‌های تحصیلی، امتیازها، شغل‌ها،

1022
01:23:54,367 --> 01:23:56,335
‫بدون تو معنایی ندارن

1023
01:23:58,237 --> 01:24:00,473
‫خیلی اشتباه می‌کردم

1024
01:24:00,506 --> 01:24:02,174
‫سال‌ها پشیمون بوده‌م

1025
01:24:04,678 --> 01:24:06,913
‫و تا آخر عمرم هم پشیمون می‌مونم

1026
01:24:17,758 --> 01:24:18,758
‫تو انگار...

1027
01:24:31,104 --> 01:24:32,773
‫یه چیزی برات آوردم

1028
01:24:50,356 --> 01:24:53,592
‫می‌دونی، توی آزمایشگاه جدید نزدیک شهر کار می‌کنم

1029
01:24:55,294 --> 01:24:56,763
‫عاشقش می‌شی، کایا

1030
01:24:56,797 --> 01:24:59,565
‫همهٔ این‌ها رو زیر میکروسکوپ بررسی می‌کنم

1031
01:25:02,035 --> 01:25:03,469
‫خب حالا اینجام

1032
01:25:05,571 --> 01:25:07,040
‫برای همیشه برگشتم

1033
01:25:16,750 --> 01:25:19,119
‫کایا، حاضرم هر کاری بکنم تا...

1034
01:25:21,955 --> 01:25:24,457
‫خیلی کارها رو تکرار نمی‌کردم

1035
01:25:32,833 --> 01:25:34,801
‫الآن چی می‌خوای، تیت؟

1036
01:25:34,835 --> 01:25:37,904
‫هیچ راهی نداره که بتونی منو ببخشی، کایا؟

1037
01:25:39,940 --> 01:25:41,108
‫خواهش می‌کنم؟

1038
01:25:44,010 --> 01:25:45,746
‫نمی‌دونم چطوری

1039
01:26:08,668 --> 01:26:15,474
‫کایا، امیدوارم اگه کس دیگه‌ای رو می‌شناسی که ‫دلیلی
برای آسیب‌زدن به چیس اندروز داشته باشه، بهم بگی

1040
01:26:20,113 --> 01:26:22,581
‫خب، باشه پس

1041
01:26:22,616 --> 01:26:24,117
‫سعی کن کمی استراحت کنی

1042
01:26:26,410 --> 01:26:28,410
« پیگلی ویگلی »

1043
01:26:30,556 --> 01:26:32,324
‫اوه. سلام

1044
01:26:32,358 --> 01:26:34,527
‫سلام. توی شهر چی‌کار می‌کنی؟

1045
01:26:34,560 --> 01:26:36,963
‫یه‌سری خبرهای خوب از ناشرم رسیده،

1046
01:26:36,997 --> 01:26:38,965
‫برای همین گفتم یه جشنی بگیریم

1047
01:26:38,999 --> 01:26:41,500
‫- می‌خواستم یه...
‫- ایناهاش

1048
01:26:48,008 --> 01:26:50,811
‫کایا؛ برایان، تینا و پرل رو می‌شناسی

1049
01:26:50,844 --> 01:26:54,047
‫- شماها هم کایا رو می‌شناسید
‫- آره‌بابا، دختر مرداب

1050
01:26:54,080 --> 01:26:55,882
‫از دیدنت خوش‌وقتم، کایا

1051
01:26:55,916 --> 01:26:58,652
‫من نامزد چیس هستم

1052
01:27:00,586 --> 01:27:02,889
‫خیلی‌خب. می‌بینمت، کایا

1053
01:27:43,697 --> 01:27:44,764
‫کایا!

1054
01:27:45,966 --> 01:27:47,868
‫هی، کایا. می‌تونم توضیح بدم

1055
01:27:50,770 --> 01:27:52,038
‫اونجایی؟

1056
01:27:53,940 --> 01:27:55,474
‫هی، فقط می‌خوام صحبت کنم

1057
01:27:57,043 --> 01:27:58,444
‫کایا!

1058
01:28:01,580 --> 01:28:02,916
‫می‌دونم اینجایی، لعنتی!

1059
01:28:08,955 --> 01:28:10,422
‫کایا!

1060
01:29:04,711 --> 01:29:06,713
<i>‫ باید تنها به زندگی ادامه می‌دادم </i>

1061
01:29:08,682 --> 01:29:09,983
<i>‫ اما این رو می‌دونستم </i>

1062
01:29:11,483 --> 01:29:13,452
<i>‫ خیلی وقته این رو می‌دونم </i>

1063
01:29:15,322 --> 01:29:16,856
<i>‫ آدم‌ها موندنی نیستن </i>

1064
01:29:27,644 --> 01:29:28,944
« صدف‌های مرداب کارولینا »

1065
01:29:28,969 --> 01:29:30,637
<i>‫ «دوشیزه کلارک عزیز، </i>

1066
01:29:30,670 --> 01:29:34,174
<i>‫ در پیوست نسخهٔ نهایی از کتاب زیبای شماست، </i>

1067
01:29:34,207 --> 01:29:36,609
<i>‫ به‌همراه چک اولیه برای تحویل، </i>

1068
01:29:36,643 --> 01:29:39,779
<i>‫ مطمئنم حق امتیاز هم خواهد داشت </i>

1069
01:29:39,813 --> 01:29:42,349
<i>‫ ماه آینده در کنفرانسی در گرینویل شرکت می‌کنم </i>

1070
01:29:42,382 --> 01:29:44,017
<i>‫ و خوش‌حال می‌شوم به ما بپیوندید </i>

1071
01:29:44,050 --> 01:29:46,319
<i>‫ و این دستاورد بزرگ را جشن بگیریم» </i>

1072
01:29:54,260 --> 01:29:57,063
<i>‫ «یک سند مالکیت برای کاترین دنیل کلارک </i>

1073
01:29:57,097 --> 01:30:02,969
<i>‫ به‌مساحت 125.5 هکتار تالاب، مرداب، جنگل‌های بلوط و ساحل </i>

1074
01:30:03,003 --> 01:30:06,406
<i>‫ دستهٔ زمین‌های بایر: باتلاق تیره» </i>

1075
01:30:27,593 --> 01:30:30,196
‫- جودی؟
‫- حالا اومدم اشویل،

1076
01:30:30,230 --> 01:30:32,665
‫و کتابت رو توی یه مغازه می‌بینم:

1077
01:30:32,699 --> 01:30:34,267
‫کاترین دنیل کلارک

1078
01:30:34,300 --> 01:30:39,072
‫و هم‌زمان هم قلبم شکست هم توی پوست خودم نمی‌گنجیدم

1079
01:30:39,105 --> 01:30:41,608
‫می‌دونستم باید پیدات کنم

1080
01:30:41,641 --> 01:30:43,542
‫فقط فکرشو نمی‌کردم هنوز همین‌جا باشی

1081
01:30:44,644 --> 01:30:46,780
‫بقیه چی؟

1082
01:30:46,813 --> 01:30:49,349
‫از مورف، مندی یا میسی هیچ خبری ندارم

1083
01:30:49,382 --> 01:30:52,385
‫اگه توی خیابون هم از کنارشون رد می‌شدم، نمی‌شناختمشون

1084
01:30:52,419 --> 01:30:53,953
‫و...

1085
01:30:55,955 --> 01:30:57,457
‫مامان چی؟

1086
01:31:00,160 --> 01:31:02,062
‫مامان از دنیا رفت، کایا

1087
01:31:10,336 --> 01:31:12,739
‫مامان یه خواهر داشت به‌اسم رزماری

1088
01:31:12,772 --> 01:31:15,708
‫توی ارتش پیدام کرد و گفت چه اتفاقی افتاده

1089
01:31:15,742 --> 01:31:18,978
‫با کفش‌های پوست‌تمساحی‌ش رفته خونهٔ رزماری

1090
01:31:19,012 --> 01:31:21,714
‫رزماری گفت که چند ماه اصلاً حرف نمی‌زده

1091
01:31:21,748 --> 01:31:25,151
‫و حدود یه سال بعدش، یادش میاد که بچه داشته

1092
01:31:25,185 --> 01:31:26,820
‫رزماری به مامان کمک کرده که برای بابا نامه بنویسه،

1093
01:31:26,853 --> 01:31:29,622
‫و ازش خواسته که بیاد ما رو با خودش ببره

1094
01:31:29,656 --> 01:31:32,492
‫و بابا هم بهش گفته اگه دوباره با ما ارتباط برقرار کنه،

1095
01:31:32,525 --> 01:31:34,094
‫هرکدوممون گیرش بیاد کتک می‌زنه

1096
01:31:35,662 --> 01:31:37,263
‫آره، بابا همین‌طوری بود

1097
01:31:37,297 --> 01:31:39,766
‫برای وکیل و این چیزها پس‌انداز کرده بوده،

1098
01:31:39,799 --> 01:31:42,001
‫ولی بعدش مریض شده

1099
01:31:42,035 --> 01:31:43,937
‫سرطان خون

1100
01:31:43,970 --> 01:31:45,004
‫سعی کرد، ولی...

1101
01:31:45,038 --> 01:31:46,673
‫هیچ‌وقت فرصت پیدا نکرد

1102
01:31:49,709 --> 01:31:51,744
‫این‌همه سال...

1103
01:31:51,778 --> 01:31:54,280
‫منتظر بودم که پاش رو بذاره اینجا

1104
01:31:56,015 --> 01:31:59,252
‫تو کل عمرت خانواده‌ای نداشتی،

1105
01:31:59,285 --> 01:32:02,622
‫و هیچ کاری از دستم برنمیاد که اونو بهت برگردونم

1106
01:32:02,655 --> 01:32:06,726
‫ولی دوست دارم تا جایی که می‌تونم بیام اینجا ببینمت

1107
01:32:11,631 --> 01:32:13,166
‫آره، خوش‌حال می‌شم

1108
01:32:41,400 --> 01:32:45,200
« تقدیم به پسر پَرجمع‌کن، ممنون. ازطرف دختر مرداب »

1109
01:32:50,403 --> 01:32:52,071
‫میبل خیلی بهت افتخار می‌کنه

1110
01:32:52,105 --> 01:32:53,740
‫فقط یه چیز دیگه

1111
01:32:56,176 --> 01:32:58,011
‫خاطرجمع می‌شم به دستش برسه

1112
01:32:59,245 --> 01:33:00,580
‫ممنون، جامپین

1113
01:33:05,418 --> 01:33:06,719
‫حالتون چطوره؟

1114
01:33:06,753 --> 01:33:09,657
‫یه بسته از اون خوب‌هاش، لطفاً، آقا

1115
01:33:09,689 --> 01:33:11,224
‫و کبریت هم بده

1116
01:33:11,257 --> 01:33:13,326
‫- حتماً
‫- «حتماً»

1117
01:33:14,794 --> 01:33:16,529
‫کایا کلارک

1118
01:33:16,563 --> 01:33:18,898
‫دوشیزه کاترین دنیل کلارک

1119
01:33:18,932 --> 01:33:20,867
‫یه کتاب نوشتی لعنتی. بیا اینجا

1120
01:33:20,900 --> 01:33:22,869
‫وایسا، وایسا، وایسا. می‌خوام باهات حرف بزنم

1121
01:33:22,902 --> 01:33:25,673
‫این‌طوری نکن. بی‌خیال

1122
01:33:25,705 --> 01:33:27,106
‫دست از سرم بردار

1123
01:33:29,610 --> 01:33:32,579
‫لعنتی، دختر مرداب فکر می‌کنه لیاقتش رو نداری

1124
01:33:32,613 --> 01:33:34,180
‫خفه شو!

1125
01:33:34,214 --> 01:33:36,449
‫بفرمایید، جناب. مهمون ما

1126
01:33:45,959 --> 01:33:47,594
‫گفتم شاید اینجا پیدات کنم

1127
01:33:48,928 --> 01:33:50,363
‫بهت گفتم دست از سرم برداری

1128
01:33:50,396 --> 01:33:51,864
‫نه، می‌دونم، ولی فقط...

1129
01:33:51,898 --> 01:33:53,866
‫گوش کن، می‌خواستم ازت عذرخواهی کنم

1130
01:33:53,900 --> 01:33:58,304
‫جدی می‌گم. از اینکه اوضاع اون‌طور شد احساس خوبی ندارم

1131
01:33:58,338 --> 01:33:59,973
‫«اوضاع اون‌طور شد»؟

1132
01:34:01,441 --> 01:34:03,109
‫چی، منظورت اینه که اون‌طور معلوم شد

1133
01:34:03,142 --> 01:34:06,479
‫که وقتی با هم بودیم، همهٔ اون مدت نامزد کرده بودی؟

1134
01:34:06,512 --> 01:34:10,149
‫معلوم شد که به همه دروغ می‌گی؟

1135
01:34:10,183 --> 01:34:12,752
‫کایا، من باید کارهایی بکنم که دلم نمی‌خواد. خودت می‌دونی که

1136
01:34:12,785 --> 01:34:15,922
‫نه، من مجبورم با یکی مثل پرل ازدواج کنم. مجبور بودم

1137
01:34:15,955 --> 01:34:17,857
‫ولی اونی که واقعاً می‌خوام تویی

1138
01:34:22,095 --> 01:34:25,098
‫می‌دونی هر مرد دیگه‌ای بود سعی می‌کرد عوضت کنه؟

1139
01:34:25,131 --> 01:34:26,432
‫سروسامونت بده؟

1140
01:34:27,600 --> 01:34:29,035
‫من هیچ‌وقت این کار رو نکردم

1141
01:34:30,303 --> 01:34:31,771
‫نه، نه. لطفاً، لطفاً، وایسا

1142
01:34:31,804 --> 01:34:34,574
‫بهت نیاز دارم. واقعاً بهت نیاز دارم

1143
01:34:34,608 --> 01:34:37,176
‫منو اونجا تک‌وتنها نذار

1144
01:34:37,210 --> 01:34:38,811
‫می‌دونی، هیچ‌کس دیگه‌ای منو نمی‌شناسه

1145
01:34:43,316 --> 01:34:45,351
‫می‌دونی، برات متأسفم

1146
01:34:47,320 --> 01:34:49,455
‫ولی نمی‌خوام خودمو قاتی هیچ‌کدومش بکنم

1147
01:35:03,704 --> 01:35:05,071
‫وحشی‌تر از همیشه

1148
01:35:09,042 --> 01:35:10,611
‫می‌دونم خودت هم دلت می‌خواد

1149
01:35:10,644 --> 01:35:12,845
‫- بس کن!
‫- می‌دونم خودت هم دلت می‌خواد

1150
01:35:18,251 --> 01:35:20,286
‫تو مال منی، کایا. متعلق به منی

1151
01:35:20,320 --> 01:35:22,088
‫این‌دفعه دیگه نمی‌ذارم بری

1152
01:35:42,241 --> 01:35:44,410
‫دست از سرم بردار، حروم‌زاده!

1153
01:35:45,779 --> 01:35:49,549
‫یه بار دیگه مزاحمم بشی می‌کشمت!

1154
01:35:49,582 --> 01:35:51,752
‫خیلی بلند فریاد زد، قربان

1155
01:35:51,785 --> 01:35:53,886
‫شنیدم صدای دادوبیداد میاد، رفتم نزدیک‌تر،

1156
01:35:53,920 --> 01:35:57,090
‫که ببینم کسی به مشکل خورده، و اون دختر اونجا بود

1157
01:35:57,123 --> 01:35:59,859
‫و اون زن رو می‌تونید شناسایی کنید؟

1158
01:35:59,892 --> 01:36:03,429
‫امروز توی دادگاه حضور داره؟

1159
01:36:03,463 --> 01:36:05,833
‫بله، اونی که اونجاست. متهم

1160
01:36:05,865 --> 01:36:08,234
‫همونی که مردم دختر مرداب صداش می‌کنن

1161
01:36:13,774 --> 01:36:16,576
<i>‫ بالاخره فهمیدم چرا مامان مجبور شد بره </i>

1162
01:37:23,443 --> 01:37:25,746
<i>‫ یک چیزی که از بابا یاد گرفتم، </i>

1163
01:37:25,779 --> 01:37:28,281
<i>‫ این مردها باید ضربهٔ آخر رو خودشون بزنن </i>

1164
01:37:55,909 --> 01:37:58,812
<i>‫ تک‌افتادن یه مسئله بود </i>

1165
01:37:58,846 --> 01:38:01,981
<i>‫ زندگی با ترس‌ولرز، یه چیز دیگه </i>

1166
01:38:03,750 --> 01:38:06,854
<i>‫ من هیچ‌وقت به این شکل زندگی نمی‌کنم </i>

1167
01:38:06,887 --> 01:38:10,858
<i>‫ زندگی با این فکر که ضربهٔ بعدی کِی فرود میاد </i>

1168
01:38:32,779 --> 01:38:34,648
‫تیت، تو نباید اینجا باشی

1169
01:38:34,681 --> 01:38:36,249
‫فقط می‌خواستم بهت سر بزنم

1170
01:38:36,282 --> 01:38:37,594
‫جامپین گفت تو رو از موقع...

1171
01:38:37,618 --> 01:38:38,685
‫الآن نه

1172
01:38:40,386 --> 01:38:42,723
‫کایا، صورتت چی شده؟

1173
01:38:42,756 --> 01:38:45,324
‫کار چیس بوده؟ بهم بگو، کایا. کار اون بوده؟

1174
01:38:45,358 --> 01:38:47,026
‫نباید خودتو وارد این ماجرا بکنی

1175
01:38:47,059 --> 01:38:49,161
‫ای حروم‌زاده

1176
01:38:49,195 --> 01:38:51,999
‫- ای حروم‌زاده
‫- تیت، ازت می‌خوام بری

1177
01:38:52,031 --> 01:38:53,232
‫کایا

1178
01:38:59,873 --> 01:39:02,375
‫می‌دونی، می‌خواستم هفتهٔ دیگه برم گرینویل

1179
01:39:05,211 --> 01:39:06,914
‫بالاخره با ناشرهام ملاقات کنم

1180
01:39:09,048 --> 01:39:11,217
‫درباره کتاب بعدی حرف بزنم

1181
01:39:11,250 --> 01:39:13,052
‫جرئتش رو پیدا کرده بودم

1182
01:39:13,085 --> 01:39:14,755
‫خب، هنوز هم می‌تونی بری

1183
01:39:14,788 --> 01:39:16,422
‫با این سروشکل؟

1184
01:39:16,455 --> 01:39:19,292
‫نذار اون خرابش کنه

1185
01:39:19,325 --> 01:39:21,394
‫برو گرینویل

1186
01:39:21,427 --> 01:39:23,095
‫باشه؟ یه اتوبوس هست

1187
01:39:23,129 --> 01:39:25,766
‫ساده‌ست. جامپین برنامه زمانی رو داره

1188
01:39:25,799 --> 01:39:28,234
‫بذار یه هتل خوب برات بگیرن،

1189
01:39:28,267 --> 01:39:30,536
‫غذای گرم رستورانی که خودت مجبور نبودی درست کنی بخور

1190
01:39:30,570 --> 01:39:33,406
‫اگه تونستی، یه هفته بمون

1191
01:39:33,439 --> 01:39:37,310
‫و وقتی برگشتی میام به دیدنت. باشه؟

1192
01:39:37,343 --> 01:39:39,947
‫ازت بشنوم که با ناشرها به کجا رسیدین

1193
01:39:39,980 --> 01:39:41,414
‫خیلی‌خب

1194
01:39:48,655 --> 01:39:49,856
‫هی، سردته؟

1195
01:39:51,457 --> 01:39:54,427
‫نمی‌خواد. لازم نیست مراقب من باشی

1196
01:39:54,460 --> 01:39:56,395
‫می‌دونم، ولی فقط کلاهم رو بگیر

1197
01:39:56,429 --> 01:39:59,165
‫- گفتم به کمکت نیاز ندارم
‫- بگیرش خب

1198
01:40:27,961 --> 01:40:30,463
نمی‌خوای بهم بگی چشمت چی شده؟

1199
01:40:31,832 --> 01:40:33,967
‫برنامه زمانی اتوبوس رو باید بنویسم

1200
01:40:34,001 --> 01:40:35,802
‫یه رونوشت ازش دارید، نه؟

1201
01:40:40,974 --> 01:40:43,710
‫کار اون پسره چیس بوده، مگه نه؟

1202
01:40:46,312 --> 01:40:47,681
‫کایا، منو نگاه کن

1203
01:40:50,717 --> 01:40:52,585
‫حالا بهم بگو چی‌کار کرده

1204
01:40:54,921 --> 01:40:56,188
‫نمی‌تونم بگم

1205
01:40:57,824 --> 01:40:59,660
‫دیگه تموم شده

1206
01:40:59,693 --> 01:41:01,527
‫فقط می‌خوام توی زندگی‌م نباشه

1207
01:41:01,560 --> 01:41:04,698
‫و از کجا معلوم که دوباره سراغت نیاد؟

1208
01:41:04,731 --> 01:41:06,565
‫تو اون بیرون تنها و بی‌کسی

1209
01:41:06,599 --> 01:41:07,934
‫جامپین، خواهش می‌کنم

1210
01:41:09,102 --> 01:41:10,971
‫نباید به کسی بگی

1211
01:41:11,004 --> 01:41:12,806
‫خودت می‌دونی که چطوریه

1212
01:41:12,839 --> 01:41:15,508
‫منو می‌کِشونن کلانتری

1213
01:41:15,541 --> 01:41:19,245
‫و مجبورم می‌کنن قضیه رو برای یه‌مشت مرد توضیح بدم

1214
01:41:19,278 --> 01:41:21,213
‫و بعد توی روزنامه ازم اسم می‌برن،

1215
01:41:21,247 --> 01:41:23,582
‫و بهم تهمت فاحشگی می‌زنن

1216
01:41:23,617 --> 01:41:26,720
‫یا اینکه سعی داشتم از والدینش یه پولی بگیرم

1217
01:41:26,753 --> 01:41:28,487
‫باشه؟ اون‌ها هیچ کاری درباره‌ش نمی‌کنن

1218
01:41:28,521 --> 01:41:29,522
‫حق با توئه، کایا

1219
01:41:32,125 --> 01:41:34,928
‫و کاری نمی‌کنم که این قضیه رو بدترش کنم

1220
01:41:36,863 --> 01:41:40,167
‫ولی بهم خبر بده کِی می‌ری و میای

1221
01:41:40,199 --> 01:41:42,035
‫شنیدی؟

1222
01:41:42,069 --> 01:41:44,104
‫باید بدونم خارج از شهری یا نه

1223
01:41:47,373 --> 01:41:50,476
‫چون اگه یه مدت نبینمت...

1224
01:41:55,816 --> 01:41:57,150
‫ممنونم، جامپین

1225
01:41:58,317 --> 01:42:00,120
‫تا چند روز دیگه می‌رم

1226
01:42:01,487 --> 01:42:03,289
‫همین‌که برگشتم به دیدنت میام

1227
01:42:05,659 --> 01:42:07,761
‫باشه، خوبه

1228
01:42:07,794 --> 01:42:09,129
‫خوبه

1229
01:42:12,498 --> 01:42:14,201
‫خانم پرایس، بهمون می‌گید

1230
01:42:14,233 --> 01:42:16,970
‫صبح 29 اکتبر چی دیدید؟

1231
01:42:17,003 --> 01:42:19,039
‫دختر مرداب رو دیدم...

1232
01:42:19,072 --> 01:42:21,908
‫یعنی دوشیزه کلارک. ببخشید.
‫...که سوار اتوبوس ساعت 9 شد

1233
01:42:21,942 --> 01:42:23,910
‫خب، حافظهٔ خیلی خوبی دارید

1234
01:42:23,944 --> 01:42:25,045
‫همه‌مون درباره‌ش حرف زدیم

1235
01:42:25,078 --> 01:42:27,580
‫هیچ‌وقت ندیده بودیمش که اون‌طوری تروتمیز بوده باشه

1236
01:42:27,614 --> 01:42:29,750
‫موهای شونه‌کرده، آرایش

1237
01:42:29,783 --> 01:42:34,154
‫صرفاً جهت روشن‌سازی، صبح 29 اکتبر،

1238
01:42:34,187 --> 01:42:37,389
‫شما و چند نفر دیگه دوشیزه کلارک رو دیدید

1239
01:42:37,423 --> 01:42:40,961
‫که سوار اتوبوس ساعت 9 صبح بشه
‫و بارکلی کوو رو ترک کنه

1240
01:42:40,994 --> 01:42:42,996
‫- بله، درسته
‫- ممنون، خانم پرایس

1241
01:42:43,029 --> 01:42:44,731
‫سؤال دیگه‌ای نیست، عالی‌جناب

1242
01:42:44,765 --> 01:42:47,500
‫خانم پرایس، مغازهٔ پیگلی ویگلی

1243
01:42:47,533 --> 01:42:49,301
‫ساعت 1:30 صبح بازه؟

1244
01:42:49,335 --> 01:42:51,004
‫نه، قربان

1245
01:42:52,139 --> 01:42:54,306
‫خب، دلیل اینکه پرسیدم اینه که،

1246
01:42:54,340 --> 01:42:58,011
‫شما نه می‌تونستید ببینید ‫چه‌کسی از
،اتوبوس شبانه از گرینویل پیاده شده

1247
01:42:58,044 --> 01:43:00,814
‫نه می‌تونستید ببینید چه‌کسی
‫سوار اتوبوس ساعت 2:30 صبح شده

1248
01:43:00,847 --> 01:43:04,450
‫که از بارکلی کوو به گرینویل برمی‌گشته، می‌تونستید؟

1249
01:43:04,483 --> 01:43:06,186
‫خب، نه. البته که نه

1250
01:43:06,219 --> 01:43:08,789
‫پس بعد اینکه دوشیزه کلارک رو دیدید

1251
01:43:08,822 --> 01:43:11,224
‫که سوار اون اتوبوس صبحگاهی به گرینویل شده...

1252
01:43:12,859 --> 01:43:15,662
‫اون شب می‌تونسته برگرده به بارکلی کوو

1253
01:43:15,695 --> 01:43:17,798
‫و برای صبحانه برگشته باشه گرینویل،

1254
01:43:17,831 --> 01:43:20,366
‫همه‌ش هم بدون اینکه متوجه شده باشید

1255
01:43:20,399 --> 01:43:22,102
‫بنده رابرت فاستر هستم

1256
01:43:22,135 --> 01:43:25,272
‫سردبیر ارشد شرکت انتشاراتی هریسون موریس

1257
01:43:25,304 --> 01:43:28,175
‫- در بوستون، ماساچوست هستم
‫- آقای فاستر، شما ساعت 7 شب

1258
01:43:28,208 --> 01:43:30,811
‫با دوشیزه کلارک نشستید شام بخورید

1259
01:43:30,844 --> 01:43:32,946
‫در شب 29 اکتبر

1260
01:43:32,979 --> 01:43:34,313
‫- درسته؟
‫- بله

1261
01:43:34,346 --> 01:43:36,382
‫برداشت اولیه‌تون از ایشون چی بود؟

1262
01:43:37,818 --> 01:43:39,152
‫برداشت اولیه‌م این بود

1263
01:43:39,186 --> 01:43:44,157
‫که بسیار خجالتی، بسیار نجیب و بسیار باهوشه

1264
01:43:44,191 --> 01:43:46,293
‫می‌دونستم به‌نوعی گوشه‌نشینه،

1265
01:43:46,325 --> 01:43:49,229
‫اما این رو هم می‌دونستم که طبیعت‌شناس بااستعدادیه

1266
01:43:49,262 --> 01:43:50,864
‫اون شام چقدر به طول انجامید؟

1267
01:43:50,897 --> 01:43:52,299
‫حداقل چند ساعت

1268
01:43:52,331 --> 01:43:54,067
‫بعضی از حشرات ماده جفت خودشون رو می‌خورن

1269
01:43:54,100 --> 01:43:57,369
‫درواقع، کرم‌های شب‌تاب دو سیگنال نوری مختلف دارن

1270
01:43:57,403 --> 01:43:58,571
‫یکی برای جفت‌گیری،

1271
01:43:58,604 --> 01:44:01,675
‫یکی هم برای جذب یک نَر
‫برای اینکه اون رو غذای بعدی خودش بکنه

1272
01:44:01,708 --> 01:44:03,409
‫- پس نر رو می‌خوره؟
‫- چقدر وحشتناک

1273
01:44:03,442 --> 01:44:04,577
‫ای‌وای

1274
01:44:04,611 --> 01:44:06,378
‫کمتر باید کنار حشرات باشم

1275
01:44:06,412 --> 01:44:08,682
‫- کاملاً غیراخلاقیه
‫- غیراخلاقی، حقیقتاً

1276
01:44:08,715 --> 01:44:11,117
‫فکر نمی‌کنم طبیعت وجههٔ ناخوشایندی داشته باشه

1277
01:44:12,786 --> 01:44:15,655
‫فقط روش‌های بدیع برای بقاست

1278
01:44:15,689 --> 01:44:17,190
‫علی‌رغم تمام موانع

1279
01:44:17,224 --> 01:44:19,259
‫و وقتی صبح روز بعد، 30 اکتبر،

1280
01:44:19,292 --> 01:44:21,695
‫دوشیزه کلارک رو دیدید،

1281
01:44:21,728 --> 01:44:25,732
‫چیز غیرعادی‌ای در ظاهر یا رفتارش مشاهده نکردید؟

1282
01:44:25,765 --> 01:44:27,533
‫به‌هیچ‌وجه

1283
01:44:27,566 --> 01:44:29,336
‫سؤال دیگه‌ای ندارم، عالی‌جناب

1284
01:44:29,368 --> 01:44:34,540
‫آقای فاستر، آیا دوشیزه کلارک توی همون هتلِ
‫شما و همکارهاتون اقامت داشتن؟

1285
01:44:34,573 --> 01:44:37,244
‫نه. یک هتل کوچک‌تر رو ترجیح داد

1286
01:44:37,277 --> 01:44:39,880
‫اسمش «مانتین» نمی‌دونم چی بود

1287
01:44:39,913 --> 01:44:43,216
‫می‌شه لطفاً به این نقشهٔ گرینویل نگاه کنید؟

1288
01:44:43,250 --> 01:44:45,952
‫فکر کنم «پیدمانت» رو ببینید،

1289
01:44:45,986 --> 01:44:47,888
‫جایی که شما و همکارهاتون اقامت داشتید،

1290
01:44:47,921 --> 01:44:51,958
‫و هتل «تری مانتینز»، جایی که دوشیزه کلارک اقامت داشتن

1291
01:44:51,992 --> 01:44:55,461
‫می‌شه بهم بگید کدومش به ایستگاه اتوبوس نزدیک‌تره؟

1292
01:44:57,163 --> 01:44:59,633
‫هتل «تری مانتینز» نزدیک‌تره

1293
01:44:59,666 --> 01:45:03,370
‫درحقیقت، «تری مانتینز» نزدیک‌ترین هتل

1294
01:45:03,402 --> 01:45:06,773
‫به ایستگاه اتوبوس گرینویله. درسته؟

1295
01:45:06,806 --> 01:45:09,643
‫- این‌طور به نظر میاد
‫- سؤال دیگه‌ای ندارم

1296
01:45:09,676 --> 01:45:12,411
‫فکر نکنم هیچ وکیل خوبی

1297
01:45:12,444 --> 01:45:14,147
‫موکلش رو توی جایگاه قرار بده،

1298
01:45:14,180 --> 01:45:16,448
‫ولی ممکنه این کار بهت کمک کنه

1299
01:45:16,482 --> 01:45:20,687
‫اینکه هیئت‌منصفه بتونه از دهن تو بشنوه، مستقیماً

1300
01:45:22,022 --> 01:45:25,025
‫اینکه بتونن تو رو به‌عنوان...

1301
01:45:26,626 --> 01:45:29,095
‫همون آدم مهربون و باملاحظه‌ای که حقاً هستی، ببینن

1302
01:45:29,129 --> 01:45:30,931
‫اون‌ها هرگز من رو به این دید نمی‌بینن

1303
01:45:30,964 --> 01:45:33,300
‫گوش کن. می‌دونم برای خودت انواع‌واقسام دلایل داری

1304
01:45:33,333 --> 01:45:35,835
‫- که از این افراد متنفر باشی
‫- نه، من هیچ‌وقت ازشون متنفر نبودم

1305
01:45:35,869 --> 01:45:37,337
‫اون‌ها از من متنفر بودن

1306
01:45:38,705 --> 01:45:42,441
‫بهم خندیدن. رهام کردن

1307
01:45:42,474 --> 01:45:44,911
‫آزارم دادن. بهم حمله کردن

1308
01:45:44,945 --> 01:45:48,415
‫می‌خوای به‌خاطر جونم به پاشون بیفتم؟

1309
01:45:48,447 --> 01:45:50,250
‫من همچین قابلیتی ندارم

1310
01:45:50,283 --> 01:45:51,818
‫این کار رو نمی‌کنم

1311
01:45:53,653 --> 01:45:56,289
‫خودم رو عرضه نمی‌کنم

1312
01:45:56,323 --> 01:45:57,991
‫خودشون می‌تونن تصمیمشون رو بگیرن

1313
01:46:00,327 --> 01:46:04,197
‫ولی اصلاً درباره من تصمیم نمی‌گیرن

1314
01:46:05,966 --> 01:46:07,300
‫بحث خودشونه

1315
01:46:08,902 --> 01:46:10,670
‫خودشون رو قضاوت می‌کنن

1316
01:46:13,139 --> 01:46:14,407
‫خیلی‌خب پس

1317
01:46:15,642 --> 01:46:16,810
‫اوم

1318
01:46:21,648 --> 01:46:24,751
‫آقای میلتون، شما همیشه با من مهربون بودید

1319
01:46:26,319 --> 01:46:27,687
‫حتی وقتی بچه بودم

1320
01:46:29,356 --> 01:46:30,824
‫هیچ‌وقت فراموش نکردم

1321
01:46:40,734 --> 01:46:44,503
<i>‫ عمر اون مرد توسط معشوقی که رها شده بود کوتاه شد </i>

1322
01:46:44,536 --> 01:46:48,241
<i>‫ و نمی‌تونست بپذیره که اون مرد </i>
<i>‫ به گروه سابقش برگشته </i>

1323
01:46:48,274 --> 01:46:52,812
<i>‫ یک شاهد دوشیزه کلارک و چیس رو توی مرداب دیده </i>

1324
01:46:52,846 --> 01:46:56,149
<i>‫ که این کلمات رو از دهنش شنیده: «می‌کشمت» </i>

1325
01:46:56,182 --> 01:46:57,549
<i>‫ و علاوه‌براین، </i>

1326
01:46:57,583 --> 01:46:59,585
<i>‫ مدارک فیزیکی هم هست </i>

1327
01:46:59,619 --> 01:47:01,921
<i>‫ از اون شب که به هم مربوطشون می‌کنه </i>

1328
01:47:01,955 --> 01:47:05,925
<i>‫ الیاف کلاه پشمی قرمز دوشیزه کلارک </i>

1329
01:47:05,959 --> 01:47:07,894
<i>‫ که روی ژاکت جینش مونده </i>

1330
01:47:07,927 --> 01:47:09,763
‫بابا، من می‌رم بهش رسیدگی کنم

1331
01:47:09,796 --> 01:47:12,799
<i>‫ چه کس دیگه‌ای انگیزه‌ش رو می‌تونست داشته باشه </i>
<i>‫ که اون گردن‌بند صدفی رو برداره؟ </i>

1332
01:47:14,600 --> 01:47:17,170
‫شما می‌تونید، و باید،

1333
01:47:17,203 --> 01:47:22,208
‫متهم رو به‌اتهام قتل درجه‌یک گناهکار بشناسید

1334
01:47:31,583 --> 01:47:32,919
‫آقای میلتون

1335
01:47:48,468 --> 01:47:53,773
‫من تمام عمرم توی بارکلی کوو زندگی کرده‌م

1336
01:47:53,807 --> 01:47:57,911
‫و مثل شما، داستان‌های مبالغه‌آمیز

1337
01:47:57,944 --> 01:48:00,380
‫درمورد دختر مرداب رو شنیدم

1338
01:48:00,413 --> 01:48:02,749
‫که بخشی از بدنش گرگه

1339
01:48:02,782 --> 01:48:06,920
‫یک حلقهٔ مفقوده بین میمون و انسان

1340
01:48:06,953 --> 01:48:09,355
‫که چشم‌هاش توی تاریکی می‌درخشه

1341
01:48:11,157 --> 01:48:13,927
‫خب، اون اینجاست

1342
01:48:13,960 --> 01:48:18,731
‫واقعیت اینه که اون رو توی بچگی رها کردن

1343
01:48:18,765 --> 01:48:23,303
‫یه دختربچه که تک‌وتنها توی مرداب زنده موند،

1344
01:48:23,336 --> 01:48:25,872
‫منفور و طردشده

1345
01:48:28,942 --> 01:48:32,412
‫آقای جیمز مدیسون و همسرشون، میبل،

1346
01:48:32,445 --> 01:48:34,747
‫امروز اینجا توی دادگاه نشسته‌ن

1347
01:48:34,781 --> 01:48:36,950
‫اون‌ها تقریباً تنها افراد این شهر بودن

1348
01:48:36,983 --> 01:48:38,751
‫که به این دختر محبت نشون دادن

1349
01:48:38,785 --> 01:48:40,320
‫بقیه‌مون...

1350
01:48:42,622 --> 01:48:44,390
‫خب، من شرمم میاد که بگم

1351
01:48:45,725 --> 01:48:48,194
‫ما به اون برچسب زدیم و از خودمون روندیمش

1352
01:48:48,228 --> 01:48:51,931
‫چون فکر می‌کردیم اون متفاوته

1353
01:48:51,965 --> 01:48:53,399
‫و حالا...

1354
01:48:55,168 --> 01:48:58,972
‫کارِ قضاوت‌کردن این زن جوانِ خجالتی و مطرود

1355
01:48:59,005 --> 01:49:01,641
‫بارش به روی شونه‌های شما افتاده

1356
01:49:01,674 --> 01:49:03,977
‫اما شما باید قضاوتتون رو بر اساسِ

1357
01:49:04,010 --> 01:49:07,147
‫حقایقی که در این دادگاه ارائه شد، قرار بدید،

1358
01:49:07,180 --> 01:49:10,850
‫و نه بر اساس شایعات و احساسات

1359
01:49:10,884 --> 01:49:13,319
‫در این 25 سال گذشته

1360
01:49:13,353 --> 01:49:16,322
‫دوشیزه کلارک مدرک غیبت هنگام وقوع جرمِ محکمی داره

1361
01:49:16,356 --> 01:49:19,726
‫شبی که چیس اندروز مُرد، توی گرینویل بوده

1362
01:49:19,759 --> 01:49:24,831
‫و دقیقاً چه حقایقی علیه ایشونه؟

1363
01:49:26,432 --> 01:49:28,301
‫دولت اثبات نکرده

1364
01:49:28,334 --> 01:49:31,471
‫که این حادثه واقعاً یک قتل بوده،

1365
01:49:31,504 --> 01:49:35,475
‫و نه فقط یک سانحهٔ فاجعه‌بار

1366
01:49:35,508 --> 01:49:37,710
‫دولت می‌خواد شما باور کنید

1367
01:49:37,744 --> 01:49:39,345
‫که ساعت 11:30 شب،

1368
01:49:39,379 --> 01:49:41,981
‫بدون اینکه حتی یک شاهد اونو ببینه،

1369
01:49:42,015 --> 01:49:45,418
‫آخرین اتوبوس از گرینویل به بارکلی کوو رو می‌گیره،

1370
01:49:45,451 --> 01:49:48,154
‫و با لباس مبدل سوار اون اتوبوس می‌شه،

1371
01:49:48,188 --> 01:49:52,592
‫ازاونجایی‌که در تمام مسیر برگشت به بارکلی کوو
،هیچ‌کدوم از راننده‌های اتوبوس اون شب

1372
01:49:52,626 --> 01:49:54,761
‫نتونستن اونو به‌عنوان مسافر شناسایی کنن

1373
01:49:54,794 --> 01:49:58,632
‫و بعد، در کمتر از یک ساعت...

1374
01:50:00,366 --> 01:50:03,169
‫نصفه‌شب ردّ چیس اندروز رو می‌زنه،

1375
01:50:03,203 --> 01:50:05,738
‫می‌کِشوندش به‌سمت برج، می‌کُشدش،

1376
01:50:05,772 --> 01:50:07,907
‫تمام مدارک فیزیکی رو از بین می‌بره،

1377
01:50:07,941 --> 01:50:12,879
‫و به‌نحوی سوار اتوبوس ساعت 2:30 صبح می‌شه
‫که به گرینویل برمی‌گشته

1378
01:50:12,912 --> 01:50:15,448
‫دوباره، بدون اینکه حتی یک شاهد اونو ببینه

1379
01:50:15,481 --> 01:50:18,051
‫و بعد از انجام تمام این کارها،

1380
01:50:19,752 --> 01:50:23,691
‫صبح روز بعد، با آرامش تمام، با ناشرهاش ملاقات می‌کنه

1381
01:50:23,723 --> 01:50:26,025
‫خب، این‌ها حقایق نیستن

1382
01:50:26,059 --> 01:50:28,928
‫این‌ها فقط بیشتر از شایعات

1383
01:50:28,962 --> 01:50:35,134
‫و داستان‌های مبالغه‌آمیزی‌ان که در تمام
عمر دوشیزه کلارک ‫درباره‌ش پخش می‌کردیم

1384
01:50:35,168 --> 01:50:39,205
‫من معتقدم که شما بر اساس حقایق
‫به یک قضاوت می‌رسید،

1385
01:50:39,239 --> 01:50:42,575
‫و نه شایعه‌پراکنی‌هایی که سال‌ها به گوشتون خورده

1386
01:50:43,644 --> 01:50:46,980
‫وقتشه که بالاخره،

1387
01:50:47,013 --> 01:50:51,251
‫همه‌مون نسبت به دختر مرداب منصف باشیم

1388
01:50:53,319 --> 01:50:55,623
‫شاید بهتر باشه بری خونه و اونجا منتظر بمونی

1389
01:50:55,656 --> 01:50:58,291
‫تا الآن شیش ساعت شده. به‌نظرت چقدر طول می‌کشه؟

1390
01:50:58,324 --> 01:51:00,760
‫خب، بهتره دعا کنیم که خوب طولش بدن

1391
01:51:00,793 --> 01:51:04,632
‫اگه چند نفر از هیئت‌منصفه شک داشته باشن، شانس داریم

1392
01:51:19,379 --> 01:51:23,249
‫آقای فورمن، درسته که هیئت‌منصفه به حکم رسیده؟

1393
01:51:23,283 --> 01:51:24,652
‫بله، عالی‌جناب

1394
01:51:38,699 --> 01:51:42,869
‫لطفاً متهم برای قرائت حکم قیام کند

1395
01:51:47,641 --> 01:51:48,841
‫بلند شو

1396
01:51:58,686 --> 01:52:01,120
‫ما، هیئت‌منصفه، متهم،

1397
01:52:01,154 --> 01:52:04,290
‫کاترین دنیل کلارک را...

1398
01:52:04,324 --> 01:52:09,797
‫در قتل درجه‌یک آقای چیس اندروز بی‌گناه می‌شناسیم

1399
01:52:16,002 --> 01:52:18,404
‫دوشیزه کلارک، شما آزادید که برید

1400
01:52:18,438 --> 01:52:22,408
‫و ازطرف دولت، بابت زمانی که در
زندان سپری کردید ‫عذرخواهی می‌کنم

1401
01:52:22,442 --> 01:52:24,177
‫دادگاه مختومه‌ست

1402
01:52:28,448 --> 01:52:29,750
‫ممنونم

1403
01:52:35,622 --> 01:52:36,657
‫بیا اینجا

1404
01:52:39,125 --> 01:52:42,495
‫حالت خوبه. چیزی نیست

1405
01:52:42,528 --> 01:52:45,098
‫این مزخرفات رو فراموش کن

1406
01:52:45,131 --> 01:52:47,266
‫مشتاقانه منتظر کتاب بعدی هستیم

1407
01:53:02,115 --> 01:53:03,717
‫می‌شه منو ببری خونه؟

1408
01:53:50,307 --> 01:53:51,807
« برای مرغ‌های دریایی‌ت »
« تیت - »

1409
01:53:51,832 --> 01:53:53,767
<i>‫ حالا بالاخره می‌تونم اقرار کنم </i>

1410
01:53:54,934 --> 01:53:57,270
<i>‫ تمام اون ماه‌هایی که توی تنهایی، </i>

1411
01:53:57,303 --> 01:53:59,939
<i>‫ دلم پر می‌زد که برگردم به مرداب، </i>

1412
01:53:59,972 --> 01:54:03,744
<i>‫ دونستن اینکه چقدر برای کاوش‌کردن مونده، </i>

1413
01:54:03,777 --> 01:54:06,279
<i>‫ چقدر زندگی برای کشف توی حیات‌وحش هست، </i>

1414
01:54:06,312 --> 01:54:07,447
<i>‫ باعث شد به زندگی ادامه بدم </i>

1415
01:54:09,716 --> 01:54:11,785
<i>‫ و امید، </i>

1416
01:54:11,819 --> 01:54:13,286
<i>‫ همیشه اون امید... </i>

1417
01:54:14,788 --> 01:54:16,824
<i>‫ که یک روز می‌تونم اون رو... </i>

1418
01:54:19,125 --> 01:54:22,061
<i>‫ با تنها آدمی که واقعاً دوستش داشتم شریک بشم </i>

1419
01:54:52,592 --> 01:54:53,827
‫کایا!

1420
01:54:55,228 --> 01:54:56,362
‫کایا

1421
01:55:12,044 --> 01:55:13,714
‫هی

1422
01:55:13,747 --> 01:55:15,448
‫می‌دونی که عاشقتم، نه؟

1423
01:56:19,813 --> 01:56:21,480
‫چی؟

1424
01:56:21,514 --> 01:56:22,548
‫باهام...؟

1425
01:56:22,582 --> 01:56:24,417
‫ببخشید. شرمنده

1426
01:56:27,153 --> 01:56:28,588
‫باهام ازدواج می‌کنی؟

1427
01:56:29,990 --> 01:56:31,658
‫یعنی، دلت می‌خواد؟

1428
01:56:34,962 --> 01:56:36,495
‫خب، مگه همین‌حالاش زن‌وشوهر نیستیم؟

1429
01:56:38,130 --> 01:56:39,432
‫مثل غازها؟

1430
01:56:42,268 --> 01:56:44,738
‫گمونم بتونم باهاش کنار بیام

1431
01:56:46,606 --> 01:56:47,606
‫بیا اینجا

1432
01:56:59,720 --> 01:57:01,788
‫اوه، بیا ببینم

1433
01:57:01,822 --> 01:57:02,789
‫سلام

1434
01:57:02,823 --> 01:57:04,825
‫سلام. سلام

1435
01:57:10,897 --> 01:57:12,498
‫بیا اینجا، دخترکم

1436
01:57:14,533 --> 01:57:16,737
‫خیلی تو رو دوست داشت

1437
01:57:27,047 --> 01:57:29,016
‫کایا. اونو ببین

1438
01:57:29,049 --> 01:57:31,685
‫می‌بینیش اون بالا؟ روی آرنج اون شاخه؟

1439
01:57:33,687 --> 01:57:36,857
‫آخرین بار کِی از اون‌ها دیدیم؟

1440
01:57:36,890 --> 01:57:38,324
‫می‌دونم

1441
01:57:42,428 --> 01:57:43,730
‫این کتاب خیلی خوبه

1442
01:57:43,764 --> 01:57:45,431
‫این یارو هنوز داره درباره...

1443
01:57:46,826 --> 01:57:54,090
:  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ما
  .:: @ZedMoviecom ::.
  .:: @MiraMovieSite ::.

1444
01:57:59,512 --> 01:58:01,580
<i>‫ امیدوارم هرموقع وقتِ رفتنم برسه، </i>

1445
01:58:01,615 --> 01:58:04,751
<i>‫ سریع و آروم برم، بدون اینکه زیاد سروصدا کنم </i>

1446
01:58:25,739 --> 01:58:27,406
‫مامان!

1447
01:58:27,440 --> 01:58:28,709
‫مامان

1448
01:58:33,479 --> 01:58:34,614
‫مامان

1449
01:58:36,382 --> 01:58:38,018
<i>‫ کایا؟ </i>

1450
01:58:38,051 --> 01:58:39,251
‫کایا!

1451
01:59:15,373 --> 01:59:16,600
« دانشگاه کارولینا شمالی - آزمایشگاه دانشکده هنر »

1452
01:59:17,124 --> 01:59:19,726
<i>‫ همیشه برام کافی بوده... </i>

1453
01:59:19,760 --> 01:59:22,528
<i>‫ که بخشی از توالی طبیعی محیط باشم </i>

1454
01:59:23,964 --> 01:59:26,066
<i>مثل آب‌هایی که خودشون رو به جزرومد می‌سپارن</i>

1455
01:59:26,099 --> 01:59:27,667
<i>‫ طبیعت راهنمای من </i>

1456
01:59:32,205 --> 01:59:34,473
<i>‫ مرداب همه‌چیز رو درمورد مرگ می‌دونه... </i>

1457
01:59:37,144 --> 01:59:40,279
<i>‫ و لزوماً اون رو به‌عنوان مصیبت توصیف نمی‌کنه </i>

1458
01:59:40,312 --> 01:59:42,381
<i>‫ قطعاً یک گناه نمی‌دونه </i>

1459
01:59:44,117 --> 01:59:46,119
<i>‫ متوجه شده که هر موجودی </i>

1460
01:59:46,153 --> 01:59:48,354
<i>‫ کاری که لازمه رو برای بقا انجام می‌ده </i>

1461
01:59:50,824 --> 01:59:55,128
<i>‫ و اینکه گاهی، برای زنده‌موندن شکار... </i>

1462
01:59:55,162 --> 01:59:56,997
<i>‫ شکارچی‌ش باید بمیره </i>

1463
02:00:25,158 --> 02:00:26,726
<i>‫ من حالا مرداب هستم </i>

1464
02:00:28,662 --> 02:00:30,897
<i>‫ پَرِ یک مرغ ماهی‌خوار هستم </i>

1465
02:00:30,931 --> 02:00:34,333
<i>‫ تک‌تک صدف‌های شسته‌شده در ساحل هستم </i>

1466
02:00:37,838 --> 02:00:39,739
<i>‫ من کرم شب‌تاب هستم </i>

1467
02:00:39,773 --> 02:00:41,540
<i>‫ صدها کرم شب‌تاب خواهید دید </i>

1468
02:00:41,574 --> 02:00:44,678
<i>‫ که در تاریکی دوردست داخل مرداب فرامی‌خونن </i>

1469
02:00:44,711 --> 02:00:48,014
<i>‫ و اونجاست که همیشه من رو پیدا خواهید کرد </i>

1470
02:00:48,048 --> 02:00:50,016
<i>‫ کمی اون‌طرف‌تر </i>

1471
02:00:50,050 --> 02:00:51,918
<i>‫ جایی که خرچنگ‌ها آواز می‌خونن </i>

