﻿0
00:00:01,900 --> 00:00:15,361
<b><font color="#00abfd"> دانلود رايگان فيلم و سريال 
  
  ..:: MiraMovie.org ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: ZedMovie.com ::..</font></b>


1
00:00:15,000 --> 00:00:20,000
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و اينستاگرام سايت زدمووي :
.:: @ZedMoviecom ::.
.:: ZedMovie.com ::.

2
00:00:31,791 --> 00:00:33,541
‫شما احتمالا من رو به یاد دارین.

3
00:00:33,625 --> 00:00:36,458
‫من استیسی هستم، همون شیرینی پز اهل شیکاگو،

4
00:00:36,541 --> 00:00:39,833
‫همونی که برای شرکت توی یه مسابقه کیک و شیرینی پزی به
‫بلگریویا رفت،

5
00:00:39,916 --> 00:00:44,333
‫ولی بعدا جاش با مارگارت، دوشس مونتنارو، عوض شد،

6
00:00:44,416 --> 00:00:46,291
‫همونی که دقیقا شبیه منه.

7
00:00:46,375 --> 00:00:49,291
‫حدس می زنم یادتون باشه که من با شاهزاده ادوارد ازدواج کردم،

8
00:00:49,375 --> 00:00:53,500
‫و احتمالا یادتونه که مارگارت هم عاشق بهترین دوستم، کوین،
‫شد.

9
00:00:53,583 --> 00:00:56,000
‫نازترین زوج دنیان، مگه نه؟

10
00:00:57,208 --> 00:01:00,125
‫ولی چیزی که نمی دونین، اینه که از زمان رخ دادن این وقایع،

11
00:01:00,208 --> 00:01:02,208
‫پادشاه مونتنارو فوت کرد،

12
00:01:02,291 --> 00:01:04,625
‫و الان هم قراره که تاج و تخت به مارگارت برسه،

13
00:01:04,708 --> 00:01:08,166
‫همون مارگارتی که توی حوزه عشق و عاشقی، بدجوری وضعش
‫خرابه.

14
00:01:09,875 --> 00:01:12,833
‫سر من هم خیلی شلوغ بوده، ولی این رو ازم بشنوین،

15
00:01:12,916 --> 00:01:15,458
‫که زندگی به خوبی و خوشی تا ابد، هرگز آسون نیست.

16
00:01:15,541 --> 00:01:19,583
‫خصوصا برای یه شاهدخت.

17
00:01:27,750 --> 00:01:32,000
‫آقایون و خانم ـها، لحظه ای که همه ـمون منتظرش بودیم،
‫فرا رسیده!

18
00:01:32,083 --> 00:01:38,291
‫نتایج نهایی پنجاه و نهمین مسابقه ملی سالیانه کیک و شیرینی پیزی
‫بلگریویا، مشخص شدن!

19
00:01:40,125 --> 00:01:45,333
‫و رییس هیئت داوران و قهرمان پیشین مسابقه،

20
00:01:45,416 --> 00:01:50,458
‫استیسی دنووو ویندهام، شاهدخت بلگریویا، اومده که نام
‫برنده رو اعلام کنه!

21
00:01:51,125 --> 00:01:52,325
‫ممنون.

22
00:01:57,708 --> 00:01:58,708
‫ممنون.

23
00:01:59,375 --> 00:02:00,958
‫ما خیلی خوشحالیم که در کریسمس جاری،

24
00:02:01,041 --> 00:02:05,291
‫این شیرینی پزهای فوق العاده، از سراسر دنیا، به اینجا اومدن.

25
00:02:08,708 --> 00:02:10,500
‫اساس کریسمس، دادنه...

26
00:02:11,083 --> 00:02:12,803
‫...و شرکت کنندگان امسال...

27
00:02:12,833 --> 00:02:16,875
‫هم به ما خلاقیت، مهارت و هنرمندی رو دادن.

28
00:02:17,666 --> 00:02:19,750
‫پس بدون تاخیر بیشتر،

29
00:02:19,833 --> 00:02:24,166
‫اولین برنده ما فردیه که من دو سال پیش باهاش رقابت کردم.

30
00:02:24,708 --> 00:02:28,458
‫اون امسال کیکی خلق کرده که برای من خیلی خاصه.

31
00:02:29,625 --> 00:02:33,250
‫من اولین باری که واقعا عاشق شوهرم، شاهزاده ادوارد، شدم،
‫زیر شاخه داروش بود.

32
00:02:35,958 --> 00:02:40,166
‫همه یه کف مرتب به افتخار زک براکمن از مونیخ آلمان...

33
00:02:40,250 --> 00:02:42,000
‫و شاهکار داروشیش بزنین.

34
00:02:48,791 --> 00:02:50,291
‫تبریک می گم.

35
00:02:52,791 --> 00:02:53,875
‫تبریک می گم.

36
00:02:57,790 --> 00:03:01,790
‫(قصر سلطنتی بلگریویا)

37
00:03:10,791 --> 00:03:12,833
‫عزیزم، امروز خیلی دلربا شده بودی.

38
00:03:13,333 --> 00:03:15,291
‫فقط چند تا روبان بین ملت پخش کردم.

39
00:03:15,375 --> 00:03:17,791
‫فقط ببخشید که نتونستم کل مراسم رو ببینم.

40
00:03:17,875 --> 00:03:20,041
‫آره، دوباره با جلسه پارلمان تداخل داشت.

41
00:03:20,125 --> 00:03:21,916
‫هیچ مشکلی نیست.

42
00:03:22,916 --> 00:03:24,750
‫خب، مطمئن نیستم مشکلی نباشه،

43
00:03:25,875 --> 00:03:28,625
‫با توجه به محول شدن تعداد بیشتری از وظایف پادشاه به من...

44
00:03:28,708 --> 00:03:31,875
‫و اداره خیریه ـهای سلطنتی و مغازه شیرینی پزیت توسط تو،
‫چندان...

45
00:03:32,458 --> 00:03:34,258
‫زمان زیادی برای این که با هم وقت بگذرونیم، نداشتیم.

46
00:03:34,833 --> 00:03:36,583
‫خب، کار ما مهمه.

47
00:03:37,166 --> 00:03:40,000
‫ما هم مهمیم.
‫نمی خوام این رو از دست بدم.

48
00:03:41,541 --> 00:03:44,916
‫خب، خبر خوب اینه که تا آخر هفته به مونتنارو بر می گردیم.

49
00:03:45,000 --> 00:03:47,041
‫قراره کلی وقت با هم بگذرونیم.

50
00:03:47,125 --> 00:03:50,458
‫کریسمس مونتنارو خیلی جادویی به نظر می رسه.

51
00:03:53,291 --> 00:03:54,291
‫واقعا هم همینطوره.

52
00:03:56,000 --> 00:03:58,166
‫- ولی من نگران مارگارتم.
‫- چطور؟

53
00:03:58,250 --> 00:04:00,041
‫خب، این رو دیدی؟

54
00:04:00,125 --> 00:04:02,166
‫«آیا دوشس آماده حکمرانی است؟»

55
00:04:02,708 --> 00:04:03,708
‫و این؟

56
00:04:05,375 --> 00:04:07,541
‫مارگارت هیچوقت انتظار نداشته که ملکه بشه.

57
00:04:08,375 --> 00:04:10,500
‫یادته چقدر از در مرکز توجه بودن متنفر بود؟

58
00:04:11,333 --> 00:04:13,708
‫خب، با وجود پخش مراسم تاج گذاریش از تلویزیون در روز کریسمس،

59
00:04:13,791 --> 00:04:15,916
‫ناچاره که خیلی سریع بهش عادت کنه.

60
00:04:17,708 --> 00:04:20,166
‫وقتی که بهش زنگ زدم، خیلی ناراحت به نظر می اومد.

61
00:04:20,250 --> 00:04:21,166
‫شاه دنیس فوت کرده...

62
00:04:21,250 --> 00:04:23,291
‫- و شاهزاده هاوارد هم از ارث محرومه، پس...
‫- آره.

63
00:04:23,875 --> 00:04:26,458
‫...اون چه بخواد و چه نخواد، جایگاه بعدی به اون می رسه.

64
00:04:27,625 --> 00:04:30,375
‫بهم یادآوری کن که چرا الان داریم دوباره در مورد مارگارت صحبت
‫می کنیم؟

65
00:04:30,916 --> 00:04:33,583
‫چون وقتی نگرانم، خوابم نمی بره.

66
00:04:34,458 --> 00:04:35,458
‫خب، به غیر از...

67
00:04:36,583 --> 00:04:40,125
‫صحبت در مورد بانو مارگارت، چند تا کار دیگه هستن...

68
00:04:40,208 --> 00:04:42,000
‫که می تونیم برای کاهش اضطرابت انجام بدیم.

69
00:04:42,083 --> 00:04:44,333
‫راستش رو بخوای، فکر می کنم که اون هنوز کوین رو فراموش
‫نکرده.

70
00:04:44,416 --> 00:04:48,083
‫منظورم اینه که، جداییشون حتما به جفتشون سخت گذشته.

71
00:04:48,166 --> 00:04:50,916
‫- می تونیم یه آتیش روشن کنیم.
‫- اون می خواست به شیکاگو منتقل شه.

72
00:04:51,000 --> 00:04:53,458
‫- می تونیم یه بطری نوشیدنی باز کنیم؟
‫- اونا تقریبا با هم نامزد کرده بودن.

73
00:04:53,541 --> 00:04:54,875
‫می تونیم یکم آهنگ گوش کنیم.

74
00:04:54,958 --> 00:04:56,638
‫می دونستی کوین دنبال حلقه می گشته؟

75
00:04:56,666 --> 00:04:58,000
‫- استیسی!
‫- چیه؟

76
00:04:58,083 --> 00:05:01,666
‫اونا از هم جدا شدن.
‫ملت همه اش این کار رو می کنن.

77
00:05:01,750 --> 00:05:03,375
‫می دونم. فقط...

78
00:05:04,208 --> 00:05:06,541
‫اولیویا هر روز بهم پیام می ده.

79
00:05:06,625 --> 00:05:09,208
‫می گه باباش بدون مارگارت خیلی بیچاره است.

80
00:05:10,208 --> 00:05:12,541
‫اون دعوت مراسم تاج گذاری رو رد کرده.

81
00:05:13,041 --> 00:05:16,291
‫- ظاهرا نمی خواد اون رو ببینه.
‫- خب، مردا هیچوقت نمی دونن چی می خوان.

82
00:05:17,250 --> 00:05:18,250
‫من می دونم چی می خوام.

83
00:05:19,958 --> 00:05:21,541
‫یه فکر عالی به ذهنم رسید.

84
00:05:22,291 --> 00:05:26,458
‫چرا سر راهمون به مونتنارو، خیلی سریع یه سر هم...

85
00:05:26,541 --> 00:05:27,916
‫به شیکاگو نمی زنیم؟

86
00:05:28,000 --> 00:05:31,791
‫عزیزم. آرزو می کنم که ای کاش می تونستم زودتر از کارم خلاص
‫شم. واقعا می گم.

87
00:05:31,875 --> 00:05:34,750
‫ولی...مگه این که بخوای بدون من به شیکاگو بری...

88
00:05:37,083 --> 00:05:41,666
‫اوه! ایول! می خوام وسایلم رو جمع کنم و سوار اولین پرواز
‫فردا صبح شم.

89
00:05:42,667 --> 00:05:45,667
‫(شیکاگو)

90
00:05:57,208 --> 00:05:59,291
‫خیلی ممنون. کریسمس مبارک.

91
00:05:59,375 --> 00:06:01,083
‫ممنون، کریسمس شما هم مبارک.

92
00:06:01,166 --> 00:06:03,083
‫لطفا 12 ـتا کلوچه کریسمسی بهم بدین!

93
00:06:04,250 --> 00:06:05,083
‫استیسی؟

94
00:06:05,166 --> 00:06:07,083
‫سلام!

95
00:06:07,166 --> 00:06:09,416
‫- دلم برات تنگ شده بود!
‫- دل من هم برات تنگ شده بود.

96
00:06:11,625 --> 00:06:13,708
‫استیسی! تو اینجا چیکار می کنی؟

97
00:06:13,791 --> 00:06:16,750
‫این حوالی بودم و گفتم یه سری به شریک تجاریم بزنم.

98
00:06:16,833 --> 00:06:20,000
‫- راستی، عاشق این جای جدیدم.
‫- ممنون. ادوارد کجاست؟

99
00:06:20,083 --> 00:06:22,458
‫اون توی لندن، سر راهمون به مونتنارو، بهم ملحق می شه.

100
00:06:22,541 --> 00:06:24,916
‫خب، خیلی عالی به نظر میای.

101
00:06:25,000 --> 00:06:26,583
‫ممنون، و تو هم...

102
00:06:28,083 --> 00:06:29,333
‫راحت به نظر میای.

103
00:06:29,416 --> 00:06:30,541
‫آره، همه چیز خوبه.

104
00:06:30,625 --> 00:06:34,750
‫اون از زمان جدایی از اسمشو نبر، از خونه بیرون نرفته.

105
00:06:35,375 --> 00:06:37,750
‫باید کسب و کارم رو بگردونم. یادته؟

106
00:06:37,833 --> 00:06:40,250
‫بیخیال، کو. زندگی که فقط کار کردن نیست.

107
00:06:40,791 --> 00:06:44,166
‫می دونم، برای همین هم به مناسبت کریسمس، داریم
‫سرپرستی یه گربه دیگه رو هم قبول می کنیم.

108
00:06:44,791 --> 00:06:45,875
‫یه گربه دیگه؟

109
00:06:45,958 --> 00:06:47,916
‫آره. آدم هر چند تا گربه که داشته باشه، باز هم کمه.

110
00:06:49,125 --> 00:06:50,125
‫باید با هم صحبت کنیم.

111
00:06:54,750 --> 00:06:57,708
‫نظرت چیه بری و یکی از میزهای اونور رو تمیز کنی؟

112
00:07:01,541 --> 00:07:03,375
‫خب، چه خبرا؟

113
00:07:03,458 --> 00:07:07,083
‫تو شلوار راحتی پوشیدی، با کسی بیرون نمی ری و داری گربه
‫جمع می کنی.

114
00:07:08,375 --> 00:07:09,375
‫خب؟

115
00:07:11,041 --> 00:07:15,000
‫دو سال پیش، یه دعوتنامه بهم دادی که زندگیم رو تغییر داد.

116
00:07:15,083 --> 00:07:16,958
‫وقتشه که این لطفت رو جبران کنم.

117
00:07:23,625 --> 00:07:26,958
‫استیس، من و مارگارت شش ماه پیش از هم جدا شدیم.

118
00:07:27,041 --> 00:07:30,625
‫آره، که احتمالا احمقانه ـترین کاریه که توی زندگیت کردی.

119
00:07:30,708 --> 00:07:33,166
‫صرفا دیگه خواسته ـهامون مثل هم نبودن.

120
00:07:33,625 --> 00:07:36,958
‫بعلاوه، منظورم اینه که اون من رو فراموش کرده.
‫من هم فراموشش کردم.

121
00:07:37,541 --> 00:07:38,625
‫- واقعا؟
‫- آره.

122
00:07:39,125 --> 00:07:40,916
‫چون به نظر نمیاد فراموشش کرده باشی.

123
00:07:41,583 --> 00:07:43,125
‫من قبلا جواب دعوتنامه رو فرستادم.

124
00:07:43,583 --> 00:07:47,250
‫اون جواب دعوتنامه...

125
00:07:49,125 --> 00:07:51,458
‫یه جورایی هیچوقت به صندوق پستی نرسید.

126
00:07:52,041 --> 00:07:53,083
‫لیو...

127
00:07:53,166 --> 00:07:56,541
‫کولین، به عنوان دوستش به مراسم تاج گذاری برو.

128
00:07:58,291 --> 00:07:59,958
‫نمی دونم والا.

129
00:08:00,625 --> 00:08:03,291
‫به ارث بردن تاج و تخت، قضیه گنده ایه.

130
00:08:03,375 --> 00:08:06,416
‫مارگارت نیاز داره که اونجا پیشش باشیم، همه ـمون.

131
00:08:07,000 --> 00:08:08,083
‫خواهش می کنم، بابا.

132
00:08:08,833 --> 00:08:10,250
‫اون دوست من هم هست.

133
00:08:15,708 --> 00:08:17,208
‫باشه.

134
00:08:17,291 --> 00:08:20,291
‫آهای! به پرستار گربه زنگ بزن.

135
00:08:20,375 --> 00:08:24,708
‫شاید قبل از این که حرکت کنیم، بهتر باشه موهات رو اصلاح کنی
‫و یه شلوار واقعی هم بخری.

136
00:08:24,791 --> 00:08:26,125
‫مشکل اینا چیه؟

137
00:08:34,126 --> 00:08:37,126
‫(قصر سلطنتی مونتنارو)

138
00:08:56,166 --> 00:08:57,458
‫ممنون، فرانک.

139
00:08:58,458 --> 00:08:59,458
‫وای.

140
00:09:02,541 --> 00:09:03,583
‫استیسی!

141
00:09:07,583 --> 00:09:09,375
‫خیلی خوشحالم که اینجایی.

142
00:09:09,458 --> 00:09:10,541
‫من هم همینطور.

143
00:09:11,458 --> 00:09:13,416
‫می ترسیدم که سرتون خیلی شلوغ باشه و نتونین بیاین.

144
00:09:13,500 --> 00:09:16,458
‫- عمرا.
‫- عمرا اگه مراسم تاج گذاریت رو از دست می دادیم.

145
00:09:16,541 --> 00:09:18,208
‫من هم دقیقا همین رو بهش گفتم.

146
00:09:18,791 --> 00:09:21,416
‫خانم داناتلی، شما عالی به نظر میاین.

147
00:09:21,500 --> 00:09:25,583
‫اوه، ممنون. علیا حضرت، شما هم خیلی درخشان به نظر میاین.

148
00:09:25,666 --> 00:09:27,583
‫خب، استیسی برای شاهدخت شدن زاده شده.

149
00:09:28,208 --> 00:09:30,583
‫حس می کنم خیلی وقته ندیدمت.

150
00:09:30,666 --> 00:09:34,375
‫خب، الان اینجاییم و یه سورپرایز کوچیکی هم برات آوردیم.

151
00:09:39,041 --> 00:09:40,750
‫- اولیویا!
‫- مارگارت!

152
00:09:42,000 --> 00:09:44,291
‫نگاهش کن! اوه!

153
00:09:44,958 --> 00:09:46,666
‫نسبت به آخرین باری که دیدیش، بزرگ ـتر شده.

154
00:09:47,291 --> 00:09:48,708
‫واقعا هم همینطوره.

155
00:09:49,916 --> 00:09:52,708
‫از اونجایی که جواب دعوتنامه رو دریافت نکردیم، مطمئن نبودیم
‫که میاین یا نه.

156
00:09:53,291 --> 00:09:55,041
‫امیدوارم اشکالی نداشته باشه که به عنوان...

157
00:09:55,541 --> 00:09:56,541
‫دوست به اینجا اومدیم.

158
00:09:58,125 --> 00:10:00,791
‫البته که اشکالی نداره. با هم دوستیم.

159
00:10:00,875 --> 00:10:02,250
‫می تونیم قصرت رو ببینیم؟

160
00:10:02,333 --> 00:10:03,853
‫از اینور.

161
00:10:05,333 --> 00:10:06,333
‫سلام!

162
00:10:22,875 --> 00:10:24,708
‫مارگارت، چرا روی همه چیز رو پوشوندین؟

163
00:10:24,791 --> 00:10:26,375
‫هنوز کامل منتقل نشدم.

164
00:10:27,125 --> 00:10:29,083
‫مگه قرار نیست برای کریسمس، مراسم رقص برگزار کنین؟

165
00:10:29,208 --> 00:10:33,250
‫چرا، ولی جلوی خدمه رو گرفتم که اینجا رو تزیین نکنن.

166
00:10:34,041 --> 00:10:36,833
‫راستش رو بخواین، توی فکر لغو جشن ـها بودم...

167
00:10:37,458 --> 00:10:40,375
‫- کنسرت، مراسم رقص، همه اش.
‫- چرا؟

168
00:10:40,458 --> 00:10:42,125
‫درست به نظر نمیاد.

169
00:10:42,208 --> 00:10:44,750
‫کشور همچنان داره بابت فقدان پادشاهش، عزاداری می کنه.

170
00:10:44,833 --> 00:10:47,458
‫- همچنین داره بابت ملکه جدیدش، جشن می گیره.
‫- آره!

171
00:10:47,541 --> 00:10:50,333
‫بانو مارگارت، مردم به تو به عنوان فرمانروای جدیدشون نگه می کنن.

172
00:10:50,416 --> 00:10:51,916
‫تو امید اونا به آینده ای.

173
00:10:52,458 --> 00:10:55,541
‫خب، مشکل اینه که نمی دونم که می تونم هیچوقت به اینجا
‫عادت کنم یا نه.

174
00:10:55,625 --> 00:10:57,041
‫خب، نمی دونم.

175
00:10:57,125 --> 00:10:59,805
‫یه قصر، وقتی که با آدمایی که دوستشون داری به اشتراک
‫گذاشته بشه، می تونه خیلی دنج و راحت باشه.

176
00:11:00,333 --> 00:11:01,500
‫خب، گمونم بتونه.

177
00:11:02,500 --> 00:11:06,166
‫اگه نظر من رو بخوای، باید بگم که اینجا بدجوری به شادی
‫کریسمسی نیاز داره.

178
00:11:07,000 --> 00:11:08,708
‫واقعا اشکالی نداره بهم کمک کنین؟

179
00:11:09,291 --> 00:11:10,500
‫بیا این تالارها رو تزیین کنیم.

180
00:11:18,083 --> 00:11:20,250
‫از اینور، لطفا.

181
00:11:24,291 --> 00:11:25,750
‫- خوشگل شدی!
‫- بابا!

182
00:11:35,208 --> 00:11:36,875
‫وای!

183
00:11:43,958 --> 00:11:46,125
‫حواستون به جلوی پاتون باشه! داریم میایم!

184
00:11:47,250 --> 00:11:48,309
‫- داریش؟
‫- آره.

185
00:11:48,333 --> 00:11:49,333
‫آره.

186
00:11:52,166 --> 00:11:53,208
‫اوه.

187
00:12:13,291 --> 00:12:14,875
‫- اون درخت رو نگاه.
‫- سلام.

188
00:12:15,208 --> 00:12:16,375
‫چی؟

189
00:12:32,458 --> 00:12:34,500
‫این واقعا شگفت انگیزه.

190
00:12:35,083 --> 00:12:36,458
‫فقط یه چیز کم داره.

191
00:12:37,000 --> 00:12:38,916
‫- چی؟
‫- شکلات داغ؟

192
00:12:39,000 --> 00:12:41,708
‫اوه. الان میارم. ولی به یه کمک دست نیاز دارم.

193
00:12:41,791 --> 00:12:44,416
‫من می خواستم با ادوارد و استیسی، توییستر بازی کنم.

194
00:12:45,000 --> 00:12:46,000
‫درسته بچه ـها؟

195
00:12:47,041 --> 00:12:50,166
‫آره، کریسمس بدون توییستر که کریسمس نیست.

196
00:12:50,250 --> 00:12:52,916
‫- درسته.
‫- شاید مارگارت بتونه بهت کمک کنه؟

197
00:12:55,166 --> 00:12:57,125
‫گمونم بتونم یه دستی برسونم.

198
00:12:59,666 --> 00:13:01,500
‫خب...آشپزخونه کجاست؟

199
00:13:02,500 --> 00:13:03,500
‫از اینور بیا.

200
00:13:10,375 --> 00:13:11,476
‫- فکر خوبی بود.
‫- ممنون!

201
00:13:11,500 --> 00:13:12,500
‫آره!

202
00:13:22,666 --> 00:13:26,666
‫خیله خب، به شکر، پودر کاکائو، شیر و وانیل نیاز داریم.

203
00:13:26,750 --> 00:13:27,833
‫خیله خب.

204
00:13:30,541 --> 00:13:33,166
‫قبلا...هیچوقت به اینجا نیومدی، مگه نه؟

205
00:13:33,750 --> 00:13:35,125
‫البته که اومدم.

206
00:13:37,000 --> 00:13:38,708
‫بیا یخچال رو چک کنیم.

207
00:13:42,041 --> 00:13:43,750
‫خاک عالم، خالیه.

208
00:13:43,833 --> 00:13:45,416
‫خیله خب، حرکت خوبی بود.

209
00:13:47,708 --> 00:13:49,375
‫این نباید زیاد سخت باشه.

210
00:13:49,708 --> 00:13:52,083
‫- آها. شکر پشت آرده.
‫- من میارمش.

211
00:13:52,166 --> 00:13:54,286
‫- خودم میارمش.
‫- اگه من بیارمش، آسون تره.

212
00:13:54,833 --> 00:13:56,083
‫بهت که گفتم...

213
00:13:59,041 --> 00:14:00,625
‫- بامزه نیست.
‫- نه.

214
00:14:00,708 --> 00:14:03,083
‫یه چیز خنده دار می خوای؟ الان یه چیز خنده دار بهت می دم.

215
00:14:04,125 --> 00:14:05,625
‫- نه!
‫- نه.

216
00:14:15,208 --> 00:14:17,041
‫اینجا چه خبره؟

217
00:14:17,125 --> 00:14:18,375
‫آنتونیو!

218
00:14:18,458 --> 00:14:20,708
‫انتظار نداشتم تا فردا صبح برگردی.

219
00:14:21,500 --> 00:14:23,208
‫امیدوارم مزاحم نشده باشم.

220
00:14:23,791 --> 00:14:26,541
‫- نه بابا، به هیچ وجه.
‫- فقط جزییات زیادی وجود دارن که باید مرورشون کنم.

221
00:14:26,625 --> 00:14:28,945
‫با خودم فکر کردم که بتونیم با هم یه فنجون چای بخوریم و
‫همه چیز رو مرور کنیم.

222
00:14:29,000 --> 00:14:30,000
‫البته.

223
00:14:31,916 --> 00:14:32,916
‫کوین ریچاردز.

224
00:14:33,458 --> 00:14:36,750
‫من رو ببخشین. ایشون آنتونیو روسی هستن، مسئول
‫کارکنان من.

225
00:14:36,833 --> 00:14:39,083
‫اگه اینطوری نبودم، باهات دست می دادم...
‫- فدای سرت.

226
00:14:39,708 --> 00:14:41,375
‫- خوشوقتم.
‫- برو.

227
00:14:42,166 --> 00:14:43,166
‫خودم از پسش برمیام.

228
00:14:43,500 --> 00:14:45,333
‫- مطمئنی؟
‫- آره.

229
00:14:47,625 --> 00:14:49,041
‫بسیار خب.

230
00:14:49,750 --> 00:14:52,041
‫حالا در مورد کنسرت شب کریسمس،

231
00:14:52,125 --> 00:14:54,583
‫حضور شما برای همه، خصوصا بچه ـها،

232
00:14:55,458 --> 00:14:56,833
‫خیلی ارزش خواهد داشت.

233
00:14:57,333 --> 00:14:58,791
‫خیله خب، می رم.

234
00:14:58,875 --> 00:15:00,875
‫مادامی که خبری از سخنرانی نباشه، مشکلی ندارم.

235
00:15:00,958 --> 00:15:02,750
‫سخنرانی در کار نیست. قول می دم.

236
00:15:03,625 --> 00:15:06,208
‫فقط بعدش یه پذیراییه کوچیک انجام می شه...

237
00:15:06,291 --> 00:15:09,708
‫و تنها کاری که باید بکنین اینه که لبخند بزنین و با چند نفر
‫دست بدین.

238
00:15:09,791 --> 00:15:11,951
‫جلسه ام با وزیر خزانه رو تایید کردی؟

239
00:15:12,000 --> 00:15:14,750
‫ایشون ساعت 10 فردا صبح به اینجا میان.

240
00:15:15,791 --> 00:15:16,833
‫من هم همینطور.

241
00:15:17,458 --> 00:15:18,458
‫تونی...

242
00:15:18,791 --> 00:15:21,166
‫تو همیشه در جلسات کابینه ای پادشاه حضور داشتی؟

243
00:15:21,750 --> 00:15:22,750
‫همیشه نه.

244
00:15:23,416 --> 00:15:25,875
‫ولی پیش خودم فکر کردم که شاید یکم راهنمایی به کارتون بیاد.

245
00:15:27,250 --> 00:15:28,375
‫شاید از حد و اندازه ام فراتر رفتم.

246
00:15:28,458 --> 00:15:29,458
‫به هیچ وجه.

247
00:15:29,958 --> 00:15:32,208
‫ولی باید یاد بگیرم که خودم تنهایی این کار رو انجام بدم.

248
00:15:32,291 --> 00:15:34,541
‫شش ماه گذشته رو تمرین کردم.

249
00:15:34,625 --> 00:15:37,791
‫فقط می خوام بدونین که هر جا، هر کمکی که بخواین،

250
00:15:38,791 --> 00:15:40,500
‫من هواتون رو دارم.

251
00:15:41,125 --> 00:15:42,125
‫خیلی لطف داری.

252
00:15:51,791 --> 00:15:55,208
‫فقط دارم چند تا چیز اضافه...برای لباسم بر می دارم.

253
00:15:56,416 --> 00:15:57,458
‫مثل پولک.

254
00:15:58,125 --> 00:15:59,625
‫آدم هر چقدر پولک داشته باشه، کافی نیست!

255
00:16:00,833 --> 00:16:03,208
‫حداقل این چیزیه که قبلا مامان بزرگم می گفت.

256
00:16:03,625 --> 00:16:06,708
‫اون بدجوری طرفدار پولک بود. بدجوری.

257
00:16:07,083 --> 00:16:08,166
‫- طرفدار پولک؟
‫- آره!

258
00:16:08,250 --> 00:16:09,250
‫بزرگ ـترین طرفدارش بود.

259
00:16:10,208 --> 00:16:12,166
‫اون از پولک برای همه چیز استفاده می کرد.

260
00:16:13,250 --> 00:16:16,125
‫می دونی، یه بار یه پلوور پولکی برام دوخت.

261
00:16:18,208 --> 00:16:20,333
‫بگذریم، نمی خواستم مزاحم شم. فقط می خوام...

262
00:16:52,250 --> 00:16:53,250
‫بیا داخل.

263
00:16:54,875 --> 00:16:56,541
‫سلام...

264
00:16:57,291 --> 00:16:58,916
‫می تونم یکم اسپری مو ازت قرض بگیرم؟

265
00:17:00,333 --> 00:17:02,625
‫فکر می کردم از اسپری مو استفاده نمی کنی.

266
00:17:02,708 --> 00:17:04,916
‫نمی کنم. فقط در موقعیت ـهای خاص.

267
00:17:06,375 --> 00:17:10,250
‫و برای مراسم امروز عصر هم می خوای پلوور پولکی مامان بزرگت
‫رو بپوشی؟

268
00:17:12,541 --> 00:17:13,875
‫یادم رفت با خودم بیارمش.

269
00:17:14,750 --> 00:17:16,958
‫چرا بهم نمی گی که واقعا دلیل اینجا بودنت چیه؟

270
00:17:20,375 --> 00:17:22,708
‫قضیه تو و آنتونیو چیه؟

271
00:17:23,458 --> 00:17:25,208
‫من خیلی وقته که آنتونیو رو می شناسم.

272
00:17:26,125 --> 00:17:27,500
‫هم دانشگاهی بودیم.

273
00:17:27,583 --> 00:17:29,416
‫و الان برات کار می کنه؟

274
00:17:29,500 --> 00:17:31,833
‫اون سه سال گذشته به پادشاه مرحوم خدمت می کرده.

275
00:17:31,916 --> 00:17:34,041
‫به نظر می اومد که رسیدگی به پادشاه خیلی براش مهمه.

276
00:17:34,125 --> 00:17:35,166
‫چرا می پرسی؟

277
00:17:35,791 --> 00:17:37,916
‫همینطوری. فقط...

278
00:17:38,000 --> 00:17:41,833
‫دیدم که توی اتاق غذاخوری کنار هم نشسته بودین و یه جورایی...

279
00:17:41,916 --> 00:17:42,916
‫راحت به نظر می اومدین.

280
00:17:44,041 --> 00:17:46,166
‫تونی خیلی به من کمک کرده.

281
00:17:46,250 --> 00:17:48,083
‫و شما دو تا قراره با هم ازدواج کنین؟

282
00:17:49,541 --> 00:17:51,750
‫چند شام کاری با هم خوردیم.

283
00:17:51,833 --> 00:17:52,833
‫همین.

284
00:17:53,250 --> 00:17:54,291
‫ولی اون خیلی دوست داشتنیه.

285
00:17:55,416 --> 00:17:56,500
‫و خیلی هم خوشتیپه.

286
00:17:58,000 --> 00:18:01,416
‫می دونی، کوین هم این روزها خیلی جذاب به نظر میاد.

287
00:18:02,458 --> 00:18:04,208
‫آره، همینطوره.

288
00:18:05,416 --> 00:18:07,958
‫ولی می دونی که ما با هم نساختیم...

289
00:18:08,541 --> 00:18:11,500
‫و من هم نمی تونم تمام عمرم رو صرف این فکر که کاش
‫اوضاع یه طور دیگه ای پیش می رفت، کنم.

290
00:18:12,458 --> 00:18:14,458
‫شاید وقتش باشه یه فرصت دوباره ای بهش بدی؟

291
00:18:17,333 --> 00:18:18,625
‫دیگه دیر شده.

292
00:18:18,708 --> 00:18:20,375
‫بهتره آماده بشیم.

293
00:18:20,458 --> 00:18:23,041
‫- جشن دو ساعت دیگه شروع می شه.
‫- خیله خب، باشه.

294
00:18:25,041 --> 00:18:26,333
‫استیسی...

295
00:18:27,416 --> 00:18:29,000
‫کوین چیزی گفته؟

296
00:18:29,583 --> 00:18:30,625
‫در مورد چی؟

297
00:18:30,708 --> 00:18:35,125
‫خب، در مورد احساساتش نسبت به من؟

298
00:18:37,958 --> 00:18:39,458
‫باید خودت ازش بپرسی.

299
00:19:02,000 --> 00:19:05,250
‫تا حالا کسی بهت گفته که تو برای کت و شلوار پوشیدن زاده
‫شدی؟

300
00:19:06,708 --> 00:19:07,958
‫- تو...
‫- اوه.

301
00:19:08,041 --> 00:19:09,291
‫...هر بار که کت و شلوار می پوشم، این رو می گی.

302
00:19:12,791 --> 00:19:15,708
‫ببخشید که مزاحم خوش و بشتون می شم، ولی...

303
00:19:16,916 --> 00:19:17,916
‫خدمت شما!

304
00:19:18,375 --> 00:19:21,666
‫- عجب لباس مهمونی خفنی!
‫- درسته؟ حالا بابام رو ببینین.

305
00:19:23,083 --> 00:19:25,333
‫- خدمت شما!
‫- به نفعت بود که لباس خوب می پوشیدی.

306
00:19:34,291 --> 00:19:39,500
‫علیا حضرت، بانو مارگارت دلاکورت.

307
00:20:02,458 --> 00:20:04,541
‫- سرورم.
‫- سرورم.

308
00:20:04,625 --> 00:20:05,666
‫حالا وقتشه یه حرکتی بزنی.

309
00:20:06,416 --> 00:20:09,458
‫- چه حرکتی بزنم؟
‫- ازش بخواه باهات برقصه.

310
00:20:09,541 --> 00:20:12,000
‫برو. کوین!

311
00:20:17,375 --> 00:20:20,666
‫باید بگم که شما زیباترین فرمانروای تاریخ مونتنارو هستین.

312
00:20:21,250 --> 00:20:22,250
‫اوه...

313
00:20:24,250 --> 00:20:28,000
‫شنیدم که اولین ملکه ـمون، جودیث شجاع، رقیبی جدی برای
‫هلن تروی به حساب می اومده.

314
00:20:28,083 --> 00:20:31,041
‫آره، ولی فنون رقصش افتضاح بودن.

315
00:20:32,583 --> 00:20:34,166
‫بیا بهشون نشون بدیم که چطوری می رقصن.

316
00:20:37,041 --> 00:20:39,625
‫خیله خب. من رو ببخشین.

317
00:20:52,458 --> 00:20:53,333
‫برو که رفتیم.

318
00:20:55,625 --> 00:20:58,500
‫خیلی خوشحالم که تصمیم گرفتی بخشی از این قضایا باشی.

319
00:20:58,958 --> 00:20:59,958
‫من هم همینطور.

320
00:21:01,041 --> 00:21:02,958
‫راستش رو بخوای...

321
00:21:04,541 --> 00:21:06,458
‫مطمئن نبودم که بتونیم همچنان با هم دوست بمونیم.

322
00:21:07,000 --> 00:21:10,250
‫آره، بعد از اون قضیه ملکه شدن، همه چیز پیچیده شده.

323
00:21:10,833 --> 00:21:12,500
‫گمونم همینطوره.

324
00:21:14,375 --> 00:21:18,375
‫قبلا همه کارهامون لحظه ای و یهویی بود.

325
00:21:18,458 --> 00:21:21,750
‫خب، یه فکری دارم. چرا دوباره همه چیزمون یهویی نباشه؟

326
00:21:22,458 --> 00:21:23,291
‫چطوری؟

327
00:21:23,375 --> 00:21:26,458
‫خب، اگه فردا وقت داشته باشی، شاید بتونیم بریم با ماشین
‫بگردیم.

328
00:21:27,208 --> 00:21:28,333
‫به عنوان دو دوست؟

329
00:21:28,416 --> 00:21:30,291
‫البته، به عنوان دو دوست.

330
00:21:31,416 --> 00:21:33,125
‫فکر خیلی خوبی به نظر میاد.

331
00:21:41,250 --> 00:21:44,958
‫واقعا چه چیزی ممکنه بین دو نفر که اونطوری همدیگه رو نگاه
‫می کنن، فاصله بندازه؟

332
00:21:45,041 --> 00:21:48,833
‫آهای، بیاین این مهمونی رو شروع کنیم، باشه؟

333
00:21:56,541 --> 00:21:57,750
‫حواست کجاست.

334
00:21:58,791 --> 00:22:00,375
‫من رو معرفی کن.

335
00:22:00,458 --> 00:22:01,458
‫- من...
‫- اون کار رو بکن.

336
00:22:01,541 --> 00:22:02,541
‫بیخیال بابا.

337
00:22:06,083 --> 00:22:08,375
‫دختر بستنی فروش!

338
00:22:09,791 --> 00:22:11,125
‫اوه!

339
00:22:14,750 --> 00:22:15,750
‫برو که رفتیم.

340
00:22:20,541 --> 00:22:23,375
‫- مجبوریم این کار رو بکنیم؟
‫- اگه عکس نگیریم یعنی اتفاقی نیفتاده.

341
00:22:23,458 --> 00:22:24,666
‫بگو «فروماژ!»
‫(= پنیر)

342
00:22:28,250 --> 00:22:30,250
‫غبغب! باید این رو پاک کنم.

343
00:22:30,708 --> 00:22:34,958
‫ولی نگران نباش، پیش میاد. برای من نه، ولی خب پیش میاد.

344
00:22:35,541 --> 00:22:39,333
‫فیونا، خیلی...خوشحالم که تونستی خودت رو برسونی.

345
00:22:39,416 --> 00:22:43,166
‫اوه، قطعا یاد گرفتی که چطوری مهمونی برگزار کنی. خیلی
‫بهت افتخار می کنم.

346
00:22:43,250 --> 00:22:46,375
‫اهدایی ـهای امروز به یکی از خیریه ـهای سلطنتی داده می شن.

347
00:22:46,916 --> 00:22:49,416
‫مخصوصا یه یتیم خونه ای به نام سینت مایکل وجود داره که
‫به کمک نیاز داره.

348
00:22:49,500 --> 00:22:50,708
‫داریم یه خیریه برگزار می کنیم.

349
00:22:50,791 --> 00:22:54,500
‫البته که همینطوره، ای مادر ترسای کوچولوی بامزه.

350
00:22:56,125 --> 00:22:58,041
‫چند وقت اینجا می مونی؟

351
00:22:58,458 --> 00:23:00,041
‫تا روز بزرگت.

352
00:23:00,125 --> 00:23:02,416
‫و بعدش برای سال نو، به سرعت به کاپری می ریم...

353
00:23:02,500 --> 00:23:06,875
‫ولی کاملا قصد دارم که تا جای ممکن، با دختر خاله مورد علاقه ام
‫وقت بگذرونم.

354
00:23:06,958 --> 00:23:08,666
‫چه خوش شانسم من.

355
00:23:09,625 --> 00:23:11,708
‫سلام، مرد کت و شلوار پوش.

356
00:23:12,375 --> 00:23:13,375
‫من؟

357
00:23:15,000 --> 00:23:16,250
‫این دوستم، کوینه،

358
00:23:16,333 --> 00:23:20,958
‫این هم دخترش اولیویا، شاهدخت استیسی و شاهزاده ادوارد
‫بلگریویا.

359
00:23:21,041 --> 00:23:23,958
‫بچه ـها، ایشون فیونا پمبروک، دختر خاله من هستن.

360
00:23:24,583 --> 00:23:27,916
‫پمبروک، یعنی مثل لرد پرسیوال پمبروک؟

361
00:23:28,000 --> 00:23:31,333
‫- همونی که بخاطر حساسیت به بادوم زمینی مرد؟
‫- پدر اون و شوهر خاله من بود.

362
00:23:31,416 --> 00:23:33,291
‫اوه، خدای من.

363
00:23:34,166 --> 00:23:37,083
‫تو همونی هستی که جاش با دختر خاله ام عوض شد!

364
00:23:37,166 --> 00:23:38,916
‫خود خودمم.

365
00:23:39,500 --> 00:23:42,416
‫شما دو نفر واقعا مثل دوقلو می مونین! چه نرستاک!

366
00:23:43,541 --> 00:23:44,541
‫منظورت ترسناکه.

367
00:23:45,708 --> 00:23:50,625
‫از وقتی که با این شاهزاده جذاب ازدواج کردی هم جاتون رو عوض کردین؟

368
00:23:50,708 --> 00:23:52,500
‫فیونا، خواهش می کنم!

369
00:23:53,708 --> 00:23:55,583
‫مریدان، بازم نوشیدنی می خوام.

370
00:23:58,041 --> 00:24:00,166
‫رجی، میندی!

371
00:24:00,750 --> 00:24:02,458
‫اوه آره، خوشگله.

372
00:24:02,875 --> 00:24:06,000
‫این روزا پیدا کردن مستخدم خوب خیلی سخته.

373
00:24:08,750 --> 00:24:09,750
‫تو خوشمزه ای.

374
00:24:13,041 --> 00:24:14,250
‫وای!

375
00:24:14,333 --> 00:24:16,625
‫منظورم اینه که، می تونم شباهت فامیلیتون رو ببینم.

376
00:24:17,333 --> 00:24:18,500
‫نمی شه ندیدش.

377
00:24:18,958 --> 00:24:20,791
‫ولی اون واقعا باهات فامیله؟

378
00:24:21,583 --> 00:24:23,625
‫فیونا همیشه انسان آزاده ای بوده.

379
00:24:24,208 --> 00:24:26,666
‫بعد از فوت شوهر خاله ام، اون ثروت قابل توجهی به ارث برد.

380
00:24:26,750 --> 00:24:28,416
‫حدس می زنم که مقدار زیادی از اون ثروت باقی نمونده باشه.

381
00:24:28,500 --> 00:24:29,708
‫همینطوره.

382
00:24:29,791 --> 00:24:32,958
‫با این حال، اون همچنان عمارت قدیمی و روستایی پمبروک رو داره.

383
00:24:33,041 --> 00:24:36,708
‫اون مدام رجی و میندی رو به کار می گیره، ولی نمی دونم
‫چطوری بهشون پول می ده.

384
00:24:36,791 --> 00:24:39,375
‫علیا حضرت، ببخشید مزاحم می شم.

385
00:24:39,458 --> 00:24:41,458
‫نخست وزیر باهاتون کار دارن.

386
00:24:41,541 --> 00:24:42,541
‫البته.

387
00:24:43,541 --> 00:24:45,708
‫فردا صبح با وزیر خزانه جلسه دارم.

388
00:24:45,791 --> 00:24:47,208
‫قرارمون رو ساعت دو بذاریم خوبه؟

389
00:24:47,833 --> 00:24:48,833
‫حله.

390
00:24:53,291 --> 00:24:54,291
‫به سلامتی.

391
00:24:56,833 --> 00:24:58,000
‫چه خوبه.

392
00:24:58,791 --> 00:25:01,072
‫- داره بهت خوش می گذره؟
‫- آره، خوش می گذره.

393
00:25:01,708 --> 00:25:02,708
‫بس کن بابا!

394
00:25:06,791 --> 00:25:07,958
‫چقدر مهربونی.

395
00:25:12,959 --> 00:25:15,959
‫(عمارت پمبروک)

396
00:25:21,041 --> 00:25:22,333
‫همین؟

397
00:25:22,916 --> 00:25:24,625
‫اونجا پر از پول بود.

398
00:25:29,041 --> 00:25:30,500
‫این رو چطوری...

399
00:25:32,416 --> 00:25:35,625
‫بیخیال. تو چی؟

400
00:25:37,000 --> 00:25:40,708
‫بهم توضیح بدین که اینا قراره چطوری خرج گذروندن یه تابستون
‫در کاپری رو تامین کنن.

401
00:25:40,791 --> 00:25:43,791
‫- دستمالش دو لایه است.
‫- الان نکته حرفت چیه؟

402
00:25:43,875 --> 00:25:46,000
‫دو لایه است!

403
00:25:46,875 --> 00:25:48,750
‫خیلی از این وضع خسته شدم!

404
00:25:48,833 --> 00:25:52,208
‫میندی، اگه خسته شدی، پس بهتر عمل کن.

405
00:25:52,291 --> 00:25:55,000
‫من نمی تونم هم صورت زیبا و هم مغز متفکر پشت این عملیات
‫باشم.

406
00:25:55,083 --> 00:25:56,166
‫فکر می کردم من صورت زیبای عملیاتم!

407
00:25:56,250 --> 00:25:58,416
‫و برای همین هم مغز متفکر نیستی.

408
00:25:58,500 --> 00:26:02,291
‫چرا تو نمی تونی به جای دختر خاله احمقت، ملکه بشی؟

409
00:26:02,375 --> 00:26:03,625
‫اگه اونطوری بود، کل زندگیمون تامین می شد.

410
00:26:03,708 --> 00:26:05,291
‫دیگه حرف نزنین.

411
00:26:06,083 --> 00:26:07,083
‫تنهام بذارین.

412
00:26:23,582 --> 00:26:25,582
‫(مراسم تاج گذاری علیا حضرت، ملکه مارگارت)

413
00:26:37,583 --> 00:26:39,000
‫جلسه ات با وزیر خزانه چطور پیش رفت؟

414
00:26:39,666 --> 00:26:41,833
‫چند ماه اخیر رو صرف...

415
00:26:41,916 --> 00:26:45,208
‫تحلیل تاثیر تحریم ـها روی کاهش صادرات و واردات کردم.

416
00:26:46,375 --> 00:26:48,166
‫هیچکس حتی نظرم رو هم نخواسته.

417
00:26:48,250 --> 00:26:49,291
‫خواهند خواست.

418
00:26:50,000 --> 00:26:51,125
‫تو از کجا می دونی؟

419
00:26:51,708 --> 00:26:52,833
‫چون می شناسمت.

420
00:26:55,500 --> 00:26:56,500
‫مارگارت...

421
00:26:57,750 --> 00:26:59,625
‫داشتم پیش خودم فکر می کردم و...

422
00:27:00,500 --> 00:27:01,500
‫اینجایین.

423
00:27:02,083 --> 00:27:03,625
‫همه جا رو دنبالتون گشتم.

424
00:27:03,708 --> 00:27:05,458
‫همه چیز رو به راهه؟

425
00:27:05,791 --> 00:27:08,541
‫ببخشید که دوباره...مزاحمتون می شم.

426
00:27:09,333 --> 00:27:13,166
‫ولی...یه مسئله فوری پیش اومده که باید سریعا بهش رسیدگی
‫کنین.

427
00:27:13,875 --> 00:27:15,125
‫تا یه ساعت دیگه بر می گردیم.

428
00:27:16,958 --> 00:27:18,541
‫واقعا نمی شه بذاریمش برای بعد.

429
00:27:21,125 --> 00:27:22,416
‫خیلی متاسفم.

430
00:27:22,500 --> 00:27:25,166
‫بیخیال. کاری که باید بکنی رو بکن.

431
00:27:44,750 --> 00:27:46,583
‫فکر می کردم یه مسئله فوری پیش اومده.

432
00:27:47,250 --> 00:27:49,833
‫همینطوره، ولی چیزی که شما فکر می کنی نیست.

433
00:27:51,375 --> 00:27:53,458
‫می دونستم که اگه الان این کار رو نکنم، شجاعتم رو از دست
‫می دم.

434
00:27:56,875 --> 00:27:58,458
‫قضیه چیه؟

435
00:27:58,916 --> 00:28:00,916
‫مارگارت، اگه بهت بگم...

436
00:28:01,791 --> 00:28:05,166
‫اگه بهت بگم که صرفا از روی احساس وظیفه بهت خدمت کردم،
‫دروغ گفتم.

437
00:28:06,791 --> 00:28:10,291
‫تو صرفا قرار نیست که ملکه مونتنارو بشی،

438
00:28:11,958 --> 00:28:14,125
‫بلکه ملکه قلب من هم شدی.

439
00:28:15,291 --> 00:28:16,291
‫تونی.

440
00:28:16,875 --> 00:28:17,875
‫این برای توئه.

441
00:28:19,416 --> 00:28:21,125
‫می خواستم روز کریسمس بهت بدمش،

442
00:28:21,208 --> 00:28:23,583
‫ولی...می خوام الان داشته باشیش.

443
00:28:26,750 --> 00:28:27,750
‫اوه.

444
00:28:29,375 --> 00:28:30,375
‫زیباست.

445
00:28:33,333 --> 00:28:37,125
‫من و تو خیلی وقته که با هم دوستیم...

446
00:28:38,541 --> 00:28:42,041
‫ولی اخیرا آرزو می کنم که ای کاش رابطه ـمون فراتر از
‫دوستی بود.

447
00:28:45,583 --> 00:28:47,000
‫اوه. من...

448
00:28:48,583 --> 00:28:51,000
‫واقعا نمی دونم چه فکری بکنم.

449
00:28:52,541 --> 00:28:54,750
‫حقیقتش بابت همه چیز گیج شدم.

450
00:28:57,125 --> 00:28:58,125
‫همه چیز...

451
00:28:58,541 --> 00:29:01,583
‫شامل اون دوستت هم می شه؟

452
00:29:02,333 --> 00:29:03,333
‫نمی دونم.

453
00:29:05,250 --> 00:29:06,250
‫شاید...

454
00:29:07,291 --> 00:29:08,291
‫مارگارت...

455
00:29:09,916 --> 00:29:11,125
‫اشکالی نداره.

456
00:29:11,833 --> 00:29:14,333
‫شنیدن این حرفت، خیلی خیالم رو راحت می کنه.

457
00:29:14,916 --> 00:29:19,291
‫می دونی، من و تو زوج فوق العاده ای می شیم.

458
00:29:20,250 --> 00:29:21,708
‫همه این رو می گن.

459
00:29:23,958 --> 00:29:26,083
‫فقط بهم قول بده...

460
00:29:26,791 --> 00:29:28,208
‫که دست کم بهش فکر می کنی.

461
00:29:31,541 --> 00:29:32,541
‫بسیار خب.

462
00:29:34,500 --> 00:29:36,416
‫چی باید می گفتم؟

463
00:29:37,000 --> 00:29:39,500
‫فکر می کردم که بین تو و آنتونیو خبری نباشه.

464
00:29:39,583 --> 00:29:40,583
‫نیست،

465
00:29:41,333 --> 00:29:43,625
‫ولی تونی خیلی بهم کمک کرده.

466
00:29:44,291 --> 00:29:46,375
‫فکر نمی کنی یکم زیادی داره تلاش می کنه؟

467
00:29:47,791 --> 00:29:50,875
‫تونی همیشه پول زیادی رو خرج چیزای بیخود می کنه،

468
00:29:50,958 --> 00:29:52,750
‫ولی ما از دانشگاه همدیگه رو می شناسیم.

469
00:29:54,375 --> 00:29:56,125
‫ولی شاید حق با اون باشه.

470
00:29:56,708 --> 00:29:58,458
‫شاید برای هم خوب باشیم.

471
00:29:59,041 --> 00:30:01,166
‫تو و کوین برای هم خوبین.

472
00:30:01,250 --> 00:30:04,125
‫استیسی، قضیه اینه که ما بیخیال خیلی چیزا شدیم.

473
00:30:04,958 --> 00:30:08,375
‫من و کوین حتی شروع به صحبت در مورد مشکلاتی که بینمون
‫پیش اومد هم نکردیم،

474
00:30:08,458 --> 00:30:12,333
‫و هر بار که سعی می کنیم در موردشون حرف بزنیم، فرصت
‫تموم کردن صحبتمون رو پیدا نمی کنیم.

475
00:30:13,125 --> 00:30:14,625
‫نمی دونم اگه هیچوقت بتونیم.

476
00:30:15,125 --> 00:30:16,750
‫خب، شاید باید بیشتر تلاش کنین.

477
00:30:18,041 --> 00:30:20,541
‫واقعا عشق باید به انقدر تلاش نیاز داشته باشه؟

478
00:30:21,166 --> 00:30:24,458
‫ببین، با تمام وجود از این بابت مطمئنم.

479
00:30:24,541 --> 00:30:26,791
‫تو و کوین برای هم ساخته شدین.

480
00:30:27,750 --> 00:30:29,250
‫من هم قبلا مطمئن بودم،

481
00:30:30,125 --> 00:30:32,583
‫ولی شاید تنها چیزی که باید باشیم، یه خاطره شاده.

482
00:30:42,458 --> 00:30:44,500
‫پیامت رو گرفتم. می خواستی من رو ببینی؟

483
00:30:45,666 --> 00:30:46,666
‫آره.

484
00:30:46,750 --> 00:30:47,875
‫مرسی که اومدی.

485
00:30:50,250 --> 00:30:52,750
‫- چه خبرا؟
‫- گفتن این حرف خیلی سخته،

486
00:30:53,791 --> 00:30:54,958
‫ولی باید بگم.

487
00:30:56,291 --> 00:30:59,000
‫مطمئن نیستم که رفتارت با بانو مارگارت منصفانه باشه.

488
00:31:00,041 --> 00:31:01,166
‫می خوای این حرفت رو توضیح بدی؟

489
00:31:01,958 --> 00:31:06,000
‫می دونم که یه مدتی قرار بود شما با هم ازدواج کنین...

490
00:31:06,958 --> 00:31:10,125
‫می تونم بگم که نامزدیتون براتون ارزش زیادی داشته.

491
00:31:10,791 --> 00:31:11,791
‫ولی...

492
00:31:13,500 --> 00:31:14,833
‫ولی چی؟

493
00:31:15,458 --> 00:31:17,541
‫ممکنه که جلوی پیشرفت اون رو گرفته باشی؟

494
00:31:20,541 --> 00:31:23,000
‫اگه اون همچین حسی داشت، بهم می گفت.

495
00:31:23,083 --> 00:31:24,500
‫آره...

496
00:31:26,041 --> 00:31:28,541
‫در حال حاضر، بانو مارگارت خیلی سردرگمه.

497
00:31:29,541 --> 00:31:32,833
‫مطمئنم که اون نمی خواد به احساساتت لطمه وارد کنه،
‫ولی...

498
00:31:33,625 --> 00:31:35,958
‫واقعا نفع اون رو در نظر گرفتی؟

499
00:31:38,041 --> 00:31:41,041
‫بذار حدس بزنم، ازدواج با تو به نفع اونه؟

500
00:31:42,041 --> 00:31:46,083
‫ببین آقای ریچاردز، می دونم عمیقا بهش اهمیت می دی، ولی...

501
00:31:46,166 --> 00:31:49,125
‫آیا موقعی که مسائل کشوری اون رو تحت فشار بذارن...

502
00:31:49,208 --> 00:31:52,791
‫هم واقعا کسی هستی که باید روت حساب کنه؟

503
00:31:53,875 --> 00:31:56,041
‫تو یه شیرینی پز شیکاگویی هستی،

504
00:31:56,875 --> 00:31:58,500
‫و مطمئنم که کارت خیلی خوبه،

505
00:31:59,333 --> 00:32:03,958
‫ولی...آیا واقعا لیاقت ازدواج با یه ملکه رو داری؟

506
00:32:10,541 --> 00:32:11,541
‫بیا داخل.

507
00:32:13,250 --> 00:32:14,333
‫سلام بچه جون، چه خبرا؟

508
00:32:14,916 --> 00:32:15,958
‫باید با هم حرف بزنیم.

509
00:32:16,041 --> 00:32:17,208
‫همین الان!

510
00:32:20,583 --> 00:32:21,708
‫در مورد چی؟

511
00:32:21,791 --> 00:32:26,250
‫عملیات «به هم برگردوندن بابا و مارگارت» داره بدجوری شکست
‫می خوره.

512
00:32:26,375 --> 00:32:27,708
‫آره، می دونم.

513
00:32:27,791 --> 00:32:30,000
‫ولی من یه فکری دارم.

514
00:32:32,250 --> 00:32:34,041
‫می خوای چیکار کنیم؟

515
00:32:34,125 --> 00:32:35,500
‫دوباره جامون رو عوض کنیم.

516
00:32:36,125 --> 00:32:39,250
‫خودت گفتی به زمان بیشتری برای صحبت کردن در مورد
‫یه سری مسائل با کوین نیاز داری...

517
00:32:39,333 --> 00:32:41,916
‫ولی از اونجایی که سرت خیلی شلوغه، نمی تونی این کار
‫رو بکنی.

518
00:32:42,000 --> 00:32:44,375
‫پس استیسی می تونه نقش تو رو بازی کنه،

519
00:32:44,458 --> 00:32:47,291
‫و تو و بابام هم می تونین درست و حسابی با هم وقت بگذرونین.

520
00:32:47,375 --> 00:32:49,166
‫کار خیلی خطرناکیه.

521
00:32:49,250 --> 00:32:52,708
‫آخرین بار هم خطرناک بود و خودت پیشنهادش رو داده بودی.

522
00:32:52,791 --> 00:32:56,458
‫آره، ولی تو الان یه شاهدختی و من هم نزدیکه ملکه بشم.

523
00:32:57,250 --> 00:32:59,958
‫نمی تونیم همینجوری همه چیز رو متوقف کنیم و زندگی ـهامون
‫رو با هم عوض کنیم.

524
00:33:00,041 --> 00:33:01,041
‫چرا نمی تونیم؟

525
00:33:01,916 --> 00:33:03,875
‫با وجود این قضیه تونی...

526
00:33:03,958 --> 00:33:04,958
‫مارگارت...

527
00:33:06,125 --> 00:33:08,708
‫اگه مطمئنی که دیگه کوین رو نمی خوای...

528
00:33:08,791 --> 00:33:11,041
‫و می خوای با آنتونیو ازدواج کنی،

529
00:33:11,125 --> 00:33:13,541
‫ما دیگه در این مورد حرف نمی زنیم.

530
00:33:14,458 --> 00:33:16,375
‫واقعا فکر می کنین بتونیم از پسش بربیایم؟

531
00:33:16,958 --> 00:33:17,958
‫دوباره؟

532
00:33:18,708 --> 00:33:21,833
‫خب، تنها چیزی که در برنامه فرداتون ثبت شده، کنسرت کریسمسه.

533
00:33:21,916 --> 00:33:24,583
‫فقط باید یه جا بشینی و برای ملت دست تکون بدی.

534
00:33:24,666 --> 00:33:27,166
‫آره، و وقتی که تموم بشه هم خانم داناتلی تو رو...

535
00:33:27,250 --> 00:33:31,000
‫منظورم اینه که، من رو به مراسم پذیرایی می بره و بعدش هم به قصر
‫بر می گردیم.

536
00:33:31,083 --> 00:33:34,625
‫اینطوری، تو و کوین کلی مدت زیادی تنها می مونین.

537
00:33:34,708 --> 00:33:36,416
‫و بعدش هم دوباره جامون رو عوض می کنیم.

538
00:33:38,625 --> 00:33:40,375
‫گمونم بشه همچین کاری کرد.

539
00:33:41,291 --> 00:33:42,541
‫این یعنی قبول می کنی؟

540
00:33:44,333 --> 00:33:46,416
‫در موردش با کوین صحبت کردین؟

541
00:33:48,333 --> 00:33:50,500
‫در موردش با مارگارت صحبت کردین؟

542
00:33:50,583 --> 00:33:53,125
‫آره، و اگه تو موافق باشی، اون هم موافقه.

543
00:33:53,875 --> 00:33:55,458
‫نمی دونم والا.

544
00:33:56,583 --> 00:33:58,743
‫شاید ازدواج با آنتونیو به نفعش باشه.

545
00:33:59,958 --> 00:34:00,958
‫اون مرد خوبیه.

546
00:34:01,041 --> 00:34:03,333
‫- آره، ولی تو مرد بهتری هستی.
‫- آره!

547
00:34:07,750 --> 00:34:09,541
‫قضیه رو به ادوارد گفتی؟

548
00:34:09,625 --> 00:34:12,833
‫هر چه آدمای کمتری در جریان باشن، بهتره.

549
00:34:12,916 --> 00:34:15,000
‫آره، وانمود می کنم که سرمایی، چیزی خوردم.

550
00:34:15,750 --> 00:34:17,416
‫ببین، فقط چند ساعت طول می کشه.

551
00:34:17,500 --> 00:34:19,958
‫باشه، و به محض این که همه چیز تموم شه، بهش می گم.

552
00:34:23,458 --> 00:34:24,833
‫بابا، باید این کار رو بکنی.

553
00:34:31,208 --> 00:34:32,416
‫اگه مارگارت موافقه...

554
00:34:33,458 --> 00:34:34,333
‫- پس من هم موافقم.
‫- ایول!

555
00:34:44,125 --> 00:34:46,625
‫اوه، اینجایی عزیزم!
‫همه جا رو دنبالت گشتم!

556
00:34:46,708 --> 00:34:49,500
‫خب، خودت که من رو می شناسی. همیشه سرم شلوغه!

557
00:34:49,583 --> 00:34:52,791
‫- آره، در مورد همین هم می خواستم حرف بزنم.
‫- می شه بعدا در موردش حرف بزنیم؟

558
00:34:52,875 --> 00:34:57,125
‫داشتم به آشپزخونه می رفتم تا برای کریسمس یکم شیرینی
‫بپزم.

559
00:34:57,208 --> 00:35:00,000
‫خب، راستش امیدوار بودم که بتونیم یه فرصتی
‫پیدا کنیم...

560
00:35:00,083 --> 00:35:01,583
‫و با هم یه کاری انجام بدیم.

561
00:35:01,666 --> 00:35:04,875
‫انجام می دیم. قول می دم. به محض این که کارم توی آشپزخونه
‫تموم شه، باشه؟

562
00:35:05,625 --> 00:35:07,208
‫چرا می خوای لباس ـهات رو عوض کنی؟

563
00:35:09,166 --> 00:35:10,541
‫چی؟ منظورت این لباس ـهای قدیمیه؟

564
00:35:11,333 --> 00:35:13,791
‫دارم اونا رو به یتیم خونه اهدا می کنم.

565
00:35:13,875 --> 00:35:16,115
‫بهتره به دست فرانک برسونمشون.
‫اون مسئول همه هماهنگی ـهاست.

566
00:35:16,625 --> 00:35:18,541
‫مگه اون شال رو کریسمس پارسال برات نخریدم؟

567
00:35:19,208 --> 00:35:24,375
‫چرا. من هم از بس دوستش دارم، یکی دیگه از همون نوع
‫خریدم تا به یتیم ـها اهداش کنم.

568
00:35:24,958 --> 00:35:27,875
‫آره. دوستت دارم. خداحافظ.

569
00:35:31,876 --> 00:35:34,876
‫(عمارت پمبروک)

570
00:35:46,750 --> 00:35:50,291
‫آهای، چرا این کار رو کردی؟

571
00:35:50,375 --> 00:35:52,250
‫واقعا باید توضیح بدم؟

572
00:35:52,833 --> 00:35:55,458
‫- حالا همه واسه ما منتقد شدن.
‫- تا حالا برات سوال شده که چرا اینجوریه؟

573
00:35:55,583 --> 00:35:56,416
‫نه.

574
00:35:56,500 --> 00:35:57,583
‫خب، شاید باید بشه.

575
00:35:57,666 --> 00:35:59,625
‫- خب، شاید هم نباید بشه.
‫- شاید هم باید بشه.

576
00:35:59,708 --> 00:36:01,708
‫- شاید هم نباید بشه.
‫- رفیق، شاید باید بشه.

577
00:36:01,791 --> 00:36:03,431
‫- شاید هم نباید بشه.
‫- فکر می کنم که باید بشه.

578
00:36:03,458 --> 00:36:07,250
‫- نمی خوام...
‫- شاید بهتره جفتتون خفه شین و گوش کنین!

579
00:36:07,333 --> 00:36:10,083
‫خب فی-فی، اگه حرفی داری، بزن دیگه.

580
00:36:12,875 --> 00:36:14,250
‫یافتم.

581
00:36:14,333 --> 00:36:15,458
‫چی رو یافتی؟

582
00:36:15,541 --> 00:36:17,416
‫خب، منظورم دزدی بزرگمونه دیگه.

583
00:36:17,500 --> 00:36:19,250
‫دارم گوش می دم.

584
00:36:19,333 --> 00:36:22,916
‫یادته گفتی اگه من مارگارت بودم، زندگیمون تامین بود؟

585
00:36:24,500 --> 00:36:27,000
‫آره، ولی...تو که مارگارت نیستی.

586
00:36:27,083 --> 00:36:29,458
‫جناب انیشتین، البته که مارگارت نیستم.

587
00:36:30,041 --> 00:36:33,375
‫ولی اگه اون آمریکایی از بلگریویا بتونه جاش رو با مارگارت عوض کنه،

588
00:36:34,250 --> 00:36:35,250
‫چرا من نتونم؟

589
00:36:35,833 --> 00:36:37,375
‫به نظرم جالب نیست.

590
00:36:42,458 --> 00:36:44,875
‫اون موقعی که تو فاز آریانا گرانده بودم.

591
00:36:46,750 --> 00:36:50,375
‫نیازی نیست که واسه مدت طولانی این کار رو انجام بدم،
‫فقط کافیه تاج گذاری رو انجام بدم...

592
00:36:50,458 --> 00:36:54,791
‫و ثروت کوچیکی رو به یه حساب بانکی بدون شماره در
‫جزایر کیمن انتقال بدم.

593
00:36:54,875 --> 00:36:57,000
‫اوه، کم کم داره نظرم رو جلب می کنه!

594
00:36:57,083 --> 00:37:01,416
‫بعدش می تونیم بقیه زندگیمون رو صرف
‫خوردن نوشیدنی توی ساحل...

595
00:37:01,500 --> 00:37:04,458
‫یه کشوری که سیاست استرداد نداره، بکنیم.

596
00:37:04,541 --> 00:37:06,416
‫ایول رفیق!

597
00:37:06,708 --> 00:37:10,250
‫شما با هم دختر خاله این، پس تاریخچه خانوادگی رو بلدی، درسته؟

598
00:37:11,250 --> 00:37:14,625
‫قابلت رو نداره، و قبل از این که برای دانشگاه به آمریکا بری،

599
00:37:14,708 --> 00:37:16,708
‫اینجا کنار مارگارت بزرگ شدی.

600
00:37:16,791 --> 00:37:21,541
‫پس، کافیه موهات رو تغییر بدیم و از شر ناخن ـها و آرایشت
‫خلاص بشیم،

601
00:37:21,625 --> 00:37:23,541
‫راستی، تنها دلیل این که گونه داره، آرایشه.

602
00:37:23,625 --> 00:37:24,458
‫جمع کن بابا!

603
00:37:24,541 --> 00:37:28,125
‫و هیچکس هم متوجه یکم چاق ـتر بودنش نمی شه.

604
00:37:28,208 --> 00:37:30,416
‫- منظورت چیه؟
‫- آهای، دارم باهات موافقت می کنم!

605
00:37:30,500 --> 00:37:31,500
‫وایسین!

606
00:37:31,958 --> 00:37:34,541
‫یه مشکل خیلی خیلی بزرگی داریم.

607
00:37:35,458 --> 00:37:37,166
‫خب، بگو ببینیم چیه.

608
00:37:37,250 --> 00:37:39,666
‫دخترخاله مارگارتت اصلا با این نقشه موافقت نمی کنه.

609
00:37:39,750 --> 00:37:43,333
‫که یعنی باید اون رو بدزدیم و یه جایی مخفی کنیم.

610
00:37:43,416 --> 00:37:44,666
‫و برای این کار،

611
00:37:44,750 --> 00:37:47,083
‫باید بدونم که اون در طول چند روز آینده،

612
00:37:47,166 --> 00:37:49,875
‫قراره که دقیقا کجا باشه و چیکار کنه.

613
00:37:49,958 --> 00:37:52,791
‫فهمیدن این، نباید چندان سخت باشه.

614
00:38:05,333 --> 00:38:10,166
‫بستنی فروش! دختر بستنی فروش! منم، دختر خاله ات!

615
00:38:13,125 --> 00:38:18,166
‫- اوه! خیلی متاسفم. شما رو ندیدم.
‫- نگران نباش، حضرت بدن ساز.

616
00:38:18,250 --> 00:38:20,833
‫می تونی به دختر بستنی فروش بگی که یه چیزی برای یتیماش دارم؟

617
00:38:21,416 --> 00:38:24,000
‫چه...سخاوتمند.

618
00:38:24,083 --> 00:38:25,208
‫اوه.

619
00:38:27,000 --> 00:38:28,958
‫دوست دارم شخصا این رو بهش بدم.

620
00:38:29,541 --> 00:38:32,083
‫خب، متاسفانه باید بگم که بانو مارگارت رفته بخوابه.

621
00:38:32,166 --> 00:38:33,458
‫آره، فردا روز شلوغی داره.

622
00:38:33,541 --> 00:38:36,541
‫چرا سرش شلوغه؟

623
00:38:36,625 --> 00:38:37,625
‫کنسرت کریسمس.

624
00:38:37,708 --> 00:38:39,791
‫آره، گروه سرود فرزندان مونتنارو.

625
00:38:40,666 --> 00:38:43,506
‫اگه می خوای باهاش حرف بزنی، بعدش یه مراسم پذیرایی
‫برگزار می شه که می تونی اونجا گیرش بیاری.

626
00:38:43,583 --> 00:38:46,333
‫من عاشق یه مراسم پذیرایی خوبم.

627
00:38:47,333 --> 00:38:49,125
‫و شاهزاده نو عروس خودت کجاست؟

628
00:38:49,708 --> 00:38:51,791
‫آره، راستش خودم هم داشتم دنبالش می گشتم.

629
00:38:52,583 --> 00:38:55,458
‫خب، مطمئنم این رو مدام می شنوی،

630
00:38:55,541 --> 00:38:58,916
‫ولی شباهت همسرت به دختر بستنی فروش من، خیلی دیوانه کننده است!

631
00:38:59,500 --> 00:39:00,916
‫هنوز هم من رو شگفت زده می کنه.

632
00:39:01,000 --> 00:39:03,833
‫و حقیقت داره که اون ـها جاشون رو با هم عوض کردن؟

633
00:39:03,916 --> 00:39:04,916
‫حقیقت داره.

634
00:39:05,291 --> 00:39:09,541
‫و توی یه مسابقه کوچولوی مسخره همدیگه رو دیدن؟

635
00:39:09,625 --> 00:39:13,708
‫یه مسابقه کیک و شیرینی پزی، سر ریختن یه فنجون قهوه با
‫هم آشنا شدن.

636
00:39:13,791 --> 00:39:16,250
‫موقع رفتن به دستشویی، به هم برخوردن.

637
00:39:17,083 --> 00:39:20,125
‫دستشویی؟ خخخ.

638
00:39:22,416 --> 00:39:25,500
‫اوه، فکر می کنم فرانک مسئول رسیدگی به هدایای یتیم ـها
‫باشه.

639
00:39:26,041 --> 00:39:27,125
‫اوه.

640
00:39:27,666 --> 00:39:31,750
‫خب، پس گمونم این خداحافظی باشه!

641
00:39:34,791 --> 00:39:39,083
‫خانم پمبروک، چه سورپرایز دل انگیزی.

642
00:39:39,708 --> 00:39:41,250
‫یه چیزی برات دارم.

643
00:39:41,333 --> 00:39:42,333
‫اوه.

644
00:39:42,916 --> 00:39:44,375
‫- ولی اول...
‫- بله؟

645
00:39:45,583 --> 00:39:47,708
‫تو بچه خوبی بودی یا شیطونی کردی؟

646
00:39:49,375 --> 00:39:50,208
‫خب...

647
00:39:50,291 --> 00:39:53,916
‫بین خودمون باشه، ولی جواب این سوال «شیطون» ـه.

648
00:39:54,000 --> 00:39:55,541
‫شیطون.

649
00:39:57,958 --> 00:40:01,250
‫- میو.
‫- می تونم کمکتون کنم؟

650
00:40:01,333 --> 00:40:02,333
‫اوه.

651
00:40:02,958 --> 00:40:04,583
‫این برای یتیماست.

652
00:40:06,291 --> 00:40:07,666
‫ممنون.

653
00:40:12,291 --> 00:40:14,375
‫می دونم کِی، می دونم چطوری...

654
00:40:14,458 --> 00:40:16,083
‫و می دونم کجا.

655
00:40:16,166 --> 00:40:18,375
‫کنسرت فردا برگزار می شه، پس باید عجله کنیم.

656
00:40:18,458 --> 00:40:19,750
‫از وسط جاده بهت زنگ می زنم.

657
00:40:32,583 --> 00:40:33,625
‫آه.

658
00:40:35,500 --> 00:40:38,041
‫اوه، اولیویا! سر صبح چه خوشتیپ شدی.

659
00:40:38,125 --> 00:40:39,125
‫امروز، روز عید کریسمسه!

660
00:40:39,166 --> 00:40:41,500
‫همینطوره. باید به یه کنسرت بریم.

661
00:40:41,583 --> 00:40:45,833
‫در اون مورد، استیسی می گه که سردرد داره. نمی تونه بیاد.

662
00:40:45,916 --> 00:40:46,916
‫اوه.

663
00:40:47,291 --> 00:40:50,541
‫- 10 دقیقه پیش که حالش خوب بود.
‫- واقعا یهویی پیش اومد.

664
00:40:51,125 --> 00:40:52,333
‫باید یه سر بهش بزنم.

665
00:40:52,916 --> 00:40:55,666
‫بهم گفت که می خواد دوباره بخوابه.

666
00:40:55,750 --> 00:40:57,875
‫احتمالا بهتره که بیدارش نکنیم.

667
00:40:57,958 --> 00:40:59,791
‫نکته خوبیه.

668
00:41:02,333 --> 00:41:03,333
‫می بینمت!

669
00:41:18,666 --> 00:41:19,708
‫آماده ای؟

670
00:41:19,791 --> 00:41:20,791
‫آماده ام.

671
00:41:22,625 --> 00:41:24,375
‫خیلی آماده ام.

672
00:41:28,250 --> 00:41:30,375
‫- چی؟
‫- حالم به هم خورد!

673
00:41:43,708 --> 00:41:44,750
‫اینم از این.

674
00:41:45,333 --> 00:41:46,958
‫عالیه.

675
00:42:02,625 --> 00:42:04,041
‫عاشقشم.

676
00:42:17,208 --> 00:42:19,875
‫خیله خب. چند تا نکته جزیی نهایی. حلقه ـها.

677
00:42:20,458 --> 00:42:22,708
‫اوه آره. درآوردنش حس عجیبی داره.

678
00:42:24,375 --> 00:42:26,291
‫مردمش عاشقشن.

679
00:42:26,375 --> 00:42:30,500
‫اونا عاشق لبخندشن.
‫می بینن که اونجا واسه خودت نشستی.

680
00:42:30,583 --> 00:42:32,125
‫- داری براشون دست تکون می دی.
‫- چرا دارم دست تکون می دم؟

681
00:42:32,208 --> 00:42:33,750
‫- چون اونا هم برات دست تکون می دن!
‫- نه، نه، نه!

682
00:42:33,833 --> 00:42:36,625
‫من کنارش بزرگ شدم. اون مدام دست تکون نمی ده.

683
00:42:41,416 --> 00:42:44,833
‫خیلی شق و رق می ایسته و دستاش رو اینطوری نگه می داره.
‫نمی دونم چرا.

684
00:42:49,000 --> 00:42:50,458
‫و گوشواره ـها.

685
00:42:50,541 --> 00:42:54,833
‫راه برو، متکبر باش، قدم برو، متکبر باش، قدم برو، متکبر باش
‫و ژست بگیر. ساده است!

686
00:42:59,583 --> 00:43:02,083
‫عالیه. بیشتر اینطوریه.

687
00:43:03,958 --> 00:43:05,767
‫- آهای.
‫- چیکار داری می کنی؟

688
00:43:05,791 --> 00:43:07,916
‫- چیه؟
‫- من که خلافکار نیستم، آروم و راحت باش.

689
00:43:11,041 --> 00:43:12,416
‫با اعتماد به نفس وارد می شی!

690
00:43:12,500 --> 00:43:15,875
‫- طرز ایستادن مهمه. اون دستاش رو اینطوری نگه می داره.
‫- مهم نیست! مهم خدماته...

691
00:43:25,166 --> 00:43:26,708
‫نظرت چیه؟

692
00:43:27,291 --> 00:43:28,750
‫حتی از دفعه قبلی هم بهتره.

693
00:43:28,833 --> 00:43:30,916
‫خب، چطور پیش بریم؟

694
00:43:31,000 --> 00:43:32,750
‫من شما رو تا ورودی خدمه می رسونم...

695
00:43:32,833 --> 00:43:35,541
‫و آقای دلوکا هم از اونجا، شما رو با ماشین می بره تا آقای
‫ریچاردز رو ببینی.

696
00:43:37,041 --> 00:43:37,916
‫برین که رفتین.

697
00:43:38,000 --> 00:43:40,041
‫طبقه پایین منتظر می مونم.

698
00:43:48,666 --> 00:43:49,750
‫آماده ای؟

699
00:43:49,833 --> 00:43:50,916
‫البته که آماده ام.

700
00:44:06,541 --> 00:44:07,833
‫چه حالی داری؟

701
00:44:09,250 --> 00:44:12,666
‫ادوارد. از دیدنت خیلی خوشحالم.

702
00:44:13,708 --> 00:44:15,000
‫داری جایی می ری؟

703
00:44:15,541 --> 00:44:18,625
‫استیسی مریض احواله، پس با خودم گفتم که یه قدمی
‫بزنم.

704
00:44:18,708 --> 00:44:20,083
‫آه، آره.

705
00:44:20,625 --> 00:44:23,458
‫اگه هر روز قدم بزنی، هیچوقت مریض نمی شی.

706
00:44:23,541 --> 00:44:28,291
‫و تو هم نمی خوای وقتی که همینجوریش یکی دیگه مریضه،
‫مریض بشی...

707
00:44:30,708 --> 00:44:32,416
‫خب، نذار وقتت رو تلف کنم.

708
00:44:35,458 --> 00:44:37,750
‫راستش، اصلا وقتم رو تلف نمی کنی.

709
00:44:37,833 --> 00:44:41,250
‫در واقع، خیلی خوب شد که بهت برخوردم.

710
00:44:41,333 --> 00:44:42,333
‫واقعا؟

711
00:44:43,375 --> 00:44:46,041
‫یه قضیه ای هست که می خوام در موردش باهات صحبت کنم...

712
00:44:46,125 --> 00:44:49,583
‫یه چیزی که امیدوارم کاملا بین خودمون بمونه.

713
00:44:50,458 --> 00:44:52,375
‫واقعا فکر می کنی الان وقت مناسبیه؟

714
00:44:54,083 --> 00:44:56,666
‫نیاز دارم که بابت استیسی، راهنماییم کنی.

715
00:44:58,958 --> 00:44:59,958
‫اوه.

716
00:45:01,083 --> 00:45:02,458
‫چجور راهنمایی؟

717
00:45:05,333 --> 00:45:07,125
‫خب، اگه بخوام کاملا روراست باشم...

718
00:45:08,333 --> 00:45:12,958
‫باید بگم که چند ماه گذشته...رابطه ـمون خیلی متفاوت بوده.

719
00:45:14,125 --> 00:45:18,083
‫به نظر میاد که اون همیشه یه کاری برای انجام دادن یا یه
‫جایی برای رفتن داره.

720
00:45:19,458 --> 00:45:21,916
‫خب، مطمئنم که سر تو هم خیلی شلوغه.

721
00:45:22,000 --> 00:45:23,375
‫آره، گمونم همینطور باشه.

722
00:45:24,916 --> 00:45:30,125
‫ولی به جرات می تونم بگم که اکثر کارایی که می کنم، برای اینه
‫که مواقعی که اون سرش شلوغه، سر خودم رو گرم کنه.

723
00:45:30,958 --> 00:45:34,250
‫صادقانه نگرانم که یه جوری ناامیدش کرده باشم.

724
00:45:35,250 --> 00:45:38,291
‫که شاید زندگی مشترک، چیزی که اون امیدوار بوده باشه، نبوده.

725
00:45:40,416 --> 00:45:41,416
‫خب، این...

726
00:45:42,125 --> 00:45:43,250
‫این حرف...

727
00:45:43,333 --> 00:45:44,541
‫این نمی تونه حقیقت داشته باشه.

728
00:45:47,125 --> 00:45:48,666
‫اون چیزی بهت گفته؟

729
00:45:48,750 --> 00:45:52,083
‫چیزی که شاید باعث بشه فکر کنی که در مورد ازدواجمون
‫دودله؟

730
00:45:52,166 --> 00:45:53,375
‫یه کلمه هم نگفته.

731
00:45:53,958 --> 00:45:56,500
‫چون برای من، هیچی مهم ـتر از خوشحالی اون نیست.

732
00:45:57,875 --> 00:45:59,500
‫استیسی همه چیز منه.

733
00:46:04,375 --> 00:46:06,500
‫علیا حضرت، ماشینتون آماده است.

734
00:46:06,583 --> 00:46:08,708
‫آره، فقط اگه امکانش هست، یه لحظه وایسین.

735
00:46:13,291 --> 00:46:16,166
‫ادوارد، همه چیز درست می شه.

736
00:46:17,458 --> 00:46:18,458
‫قول می دم.

737
00:46:31,833 --> 00:46:32,993
‫کجا داری می ری؟

738
00:46:34,166 --> 00:46:36,291
‫اوه، گفتم ببینم حال استیسی چطوره.

739
00:46:36,875 --> 00:46:38,000
‫این کار رو نکن.

740
00:46:38,083 --> 00:46:39,083
‫چرا نکنم؟

741
00:46:39,458 --> 00:46:43,583
‫چون...چون اون گفت که می خواد من رو برای خرید کریسمس
‫بیرون ببره...

742
00:46:43,666 --> 00:46:45,708
‫تا وقتی که اون توی کنسرته، براش کادو بگیرم،

743
00:46:46,208 --> 00:46:47,708
‫ولی الان نمی تونه.

744
00:46:47,791 --> 00:46:50,666
‫- اون گفت شما می تونی من رو ببری.
‫- مگه خودت نمی خوای به کنسرت بری؟

745
00:46:51,458 --> 00:46:54,166
‫نه، واقعا می خوام بابام رو سورپرایز کنم،

746
00:46:54,250 --> 00:46:56,916
‫ولی بهتره قبل از این که همه جنس ـهای خوب رو بخرن،
‫راه بیفتیم.

747
00:47:00,041 --> 00:47:02,500
‫آره، گمونم بتونیم بریم بیرون و یه چیز کوچیکی بخریم.

748
00:47:03,166 --> 00:47:04,083
‫بیا بریم.

749
00:47:11,624 --> 00:47:13,624
‫(تالار کنسرت مونتنارو)

750
00:47:13,625 --> 00:47:15,458
‫روز از نو، روزی از نو.

751
00:47:15,541 --> 00:47:18,541
‫علیا حضرت، چیزیتون نمی شه. نفس عمیق بکشین.

752
00:47:49,458 --> 00:47:50,458
‫فرانک.

753
00:47:56,541 --> 00:47:57,541
‫ممنون.

754
00:48:03,125 --> 00:48:07,166
‫به دهکده جادویی بابانوئل خوش اومدی.
‫تازه همه اش مال خودمونه.

755
00:48:08,041 --> 00:48:09,708
‫چطوری این کار رو کردی؟

756
00:48:09,791 --> 00:48:11,166
‫به لطف خانم داناتلی.

757
00:48:11,708 --> 00:48:12,583
‫اون زن محشره.

758
00:48:12,666 --> 00:48:14,083
‫واقعا هم محشره.

759
00:48:15,708 --> 00:48:16,708
‫کوین...

760
00:48:17,750 --> 00:48:20,208
‫خیلی متاسفم که دیروز قرارمون رو به هم زدم.

761
00:48:20,291 --> 00:48:22,291
‫الان که اینجاییم. همین مهمه.

762
00:48:23,750 --> 00:48:24,750
‫خیله خب.

763
00:48:26,625 --> 00:48:29,000
‫خب، اول می خوای چیکار کنیم؟

764
00:48:29,708 --> 00:48:33,666
‫می تونیم دستبند ذرت بو داده درست کنیم، یه گوزن رو نوازش کنیم،
‫به قطب شمال بریم...

765
00:48:44,083 --> 00:48:45,916
‫اوه. از این یکی خیلی خوشم اومده.

766
00:48:47,375 --> 00:48:49,041
‫نه، نیومده...

767
00:48:54,041 --> 00:48:55,333
‫به کی داری زنگ می زنی؟

768
00:48:57,833 --> 00:49:00,393
‫اولیویا، دلیل خاصی وجود داره که نمی خوای با استیسی حرف
‫بزنم؟

769
00:49:00,458 --> 00:49:01,791
‫نه...

770
00:49:03,250 --> 00:49:05,166
‫نمی خواستم چیزی بگم، ولی...

771
00:49:05,666 --> 00:49:09,041
‫داری مثل یه شوهر هلیکوپتری رفتار می کنی.

772
00:49:09,125 --> 00:49:10,041
‫ببخشید، چی؟

773
00:49:10,125 --> 00:49:11,416
‫شوهر هلیکوپتری.

774
00:49:11,500 --> 00:49:14,666
‫می دونی، یکی که همه اش دور و بر آدم پرواز می کنه...

775
00:49:15,166 --> 00:49:17,000
‫و به طرف مقابل، فضای کافی برای نفس کشیدن نمی ده.

776
00:49:17,708 --> 00:49:19,750
‫واقعا فکر می کنی من...پرواز می کنم؟

777
00:49:21,666 --> 00:49:22,666
‫خیلی هم خوب.

778
00:49:24,500 --> 00:49:29,291
‫شاید بهتر باشه شام رو هم بیرون بخوریم و یکم برای دوستات
‫خرید کنیم.

779
00:49:29,375 --> 00:49:31,166
‫من کلی دوست دارم.

780
00:49:31,250 --> 00:49:32,250
‫عالیه.

781
00:49:32,291 --> 00:49:34,125
‫عالیه.

782
00:49:57,124 --> 00:49:59,124
‫(ماشین اهل رسانه)

783
00:50:00,125 --> 00:50:01,125
‫وقت نمایشه.

784
00:50:02,958 --> 00:50:05,458
‫ورودی خدمه توی اون کوچه است.

785
00:50:05,541 --> 00:50:07,583
‫پنج دقیقه زمان برای رد شدن از نیروهای امنیتی...

786
00:50:07,666 --> 00:50:10,500
‫- نیاز داریم و بعدش می ذاریم بری تو.
‫- می دونم، خودم نقشه رو کشیدم.

787
00:50:10,583 --> 00:50:13,166
‫فقط تا وقتی که بیام دنبالت، همینجا بمون.

788
00:50:15,000 --> 00:50:16,208
‫باشه.

789
00:50:38,000 --> 00:50:39,250
‫اوه.

790
00:50:55,875 --> 00:50:56,875
‫نظرت چیه؟

791
00:50:59,041 --> 00:51:00,166
‫لبخندش رو دوست دارم.

792
00:51:00,833 --> 00:51:02,708
‫اون مدت مدیدیه که لبخند نزده.

793
00:51:03,375 --> 00:51:04,416
‫چه عجیب...

794
00:51:04,500 --> 00:51:06,541
‫چون اون هم بهم گفته که همین مشکل رو داره.

795
00:51:08,791 --> 00:51:10,541
‫گفته می شه که عشق بر همه چیز پیروز می شه،

796
00:51:11,375 --> 00:51:13,333
‫ولی قضیه انقدر سرراست نیست، درسته؟

797
00:51:14,041 --> 00:51:15,041
‫نه.

798
00:51:16,125 --> 00:51:17,125
‫نیست.

799
00:51:24,458 --> 00:51:25,541
‫حقیقت اینه که...

800
00:51:27,625 --> 00:51:30,333
‫توی این دنیا، هیچ آدم دیگه ای وجود نداره که بخوام باهاش
‫باشم.

801
00:51:31,333 --> 00:51:33,958
‫این حرفی نیست که شش ماه پیش زدی.

802
00:51:36,125 --> 00:51:38,500
‫فکر می کردم قراره یه زندگی ساده داشته باشیم.

803
00:51:40,041 --> 00:51:43,416
‫من، تو و اولیویا، می دونی، زندگی رو آسون بگیریم.

804
00:51:44,125 --> 00:51:45,333
‫لحظه ای زندگی کنیم.

805
00:51:46,708 --> 00:51:50,291
‫تا وقتی که پسر عموت تصمیم گرفت نمی خواد پادشاه بشه،
‫همه چیز داشت خوب پیش می رفت.

806
00:51:51,500 --> 00:51:55,333
‫می دونم که تو این قضایای سلطنت و اینا رو نمی خوای.

807
00:51:56,291 --> 00:51:57,833
‫ولی من الان همچین آدمی ام.

808
00:51:58,625 --> 00:52:00,041
‫نمی تونم بیخیال اینا مسائل بشم.

809
00:52:02,166 --> 00:52:05,458
‫ولی حقیقت اینه که نمی خوام هم بیخیالشون بشم.

810
00:52:07,750 --> 00:52:10,208
‫برام به چیزی فرای وظیفه تبدیل شده.

811
00:52:11,041 --> 00:52:12,666
‫من عاشق این کشورم.

812
00:52:13,375 --> 00:52:14,500
‫عاشق مردمشم.

813
00:52:15,833 --> 00:52:18,500
‫این واقعا سرنوشتیه که برام مقدر شده.

814
00:52:19,708 --> 00:52:20,958
‫این الان هویت منه.

815
00:52:24,208 --> 00:52:25,208
‫می دونم.

816
00:52:25,833 --> 00:52:28,416
‫- و نمی خوام هم که بیخیالش شی.
‫- نمی خوای؟

817
00:52:28,500 --> 00:52:29,500
‫نه.

818
00:52:30,166 --> 00:52:31,875
‫تو یه ملکه عالی می شی.

819
00:52:34,583 --> 00:52:35,583
‫قضیه اینه که...

820
00:52:38,208 --> 00:52:39,750
‫فقط نمی خوام جلوی پیشرفتت رو بگیرم.

821
00:52:40,458 --> 00:52:42,458
‫چطور ممکنه جلوی پیشرفتم رو بگیری؟

822
00:52:45,083 --> 00:52:47,000
‫تو به کسی نیاز داری که هم سطحت باشه.

823
00:52:47,958 --> 00:52:49,500
‫کسی که ساز و کار این قضایا رو بلده.

824
00:52:51,500 --> 00:52:52,708
‫آنتونیو همچین آدمیه.

825
00:52:53,791 --> 00:52:54,791
‫من نیستم.

826
00:52:56,458 --> 00:52:57,541
‫نمی بینی؟

827
00:52:58,583 --> 00:53:00,541
‫این چیزا اصلا مهم نیستن.

828
00:53:01,583 --> 00:53:03,458
‫من عاشق توئم،

829
00:53:04,166 --> 00:53:05,166
‫نه تونی.

830
00:53:05,916 --> 00:53:09,625
‫لازم نیست کُنت یا شاهزاده یا شاه باشی.

831
00:53:11,458 --> 00:53:12,750
‫فقط نیاز داری...

832
00:53:14,000 --> 00:53:15,000
‫خودت باشی.

833
00:53:19,041 --> 00:53:20,291
‫مطمئنی؟

834
00:53:21,000 --> 00:53:24,541
‫وقتی گفتی که می خوای فقط با هم دوست باشیم،
‫قلبم شکست.

835
00:53:25,333 --> 00:53:27,291
‫اون حرف رو فقط بخاطر این که خودت همچون چیزی گفتی، زدم.

836
00:53:32,416 --> 00:53:33,416
‫اوه.

837
00:53:34,416 --> 00:53:35,958
‫ببین...

838
00:53:37,625 --> 00:53:40,208
‫شاید کار لحظه ای، اینه که...

839
00:53:41,416 --> 00:53:43,375
‫یه فرصت دیگه ای به خودمون بدیم.

840
00:53:43,458 --> 00:53:46,083
‫من عاشق کارهای لحظه ای هستم.

841
00:54:04,708 --> 00:54:05,750
‫اوه!

842
00:54:26,625 --> 00:54:28,750
‫خانم ـها و آقایون،

843
00:54:28,833 --> 00:54:34,208
‫حامی و پشتیبان ما، بانو مارگارت دلاکورت.

844
00:54:36,208 --> 00:54:37,291
‫زنده باد! زنده باد!

845
00:54:40,000 --> 00:54:42,583
‫خانم داناتلی! دقیقا همونی که دنبالش می گشتم!

846
00:54:42,666 --> 00:54:44,291
‫فکر نمی کنم الان وقت خوبی باشه، من...

847
00:54:44,375 --> 00:54:47,000
‫این مرد وحشتناک داره تهدید می کنه که جزییات
‫ناجوری...

848
00:54:47,083 --> 00:54:48,791
‫از مجادلات دوشس مارگارت و شاهزاده ویلیام رو منتشر
‫می کنه!

849
00:54:50,791 --> 00:54:53,416
‫سرورم، خیلی متاسفم.

850
00:54:53,500 --> 00:54:55,833
‫- ای ابله دست و پا چلفتی!
‫- نه، تصادفی بود!

851
00:54:55,916 --> 00:54:58,375
‫اوه، نگران نباشین. فقط یکم نوشیدنی ریخته.

852
00:54:59,000 --> 00:55:02,250
‫اگه سریعا شما رو به دستشویی خانم ـها برسونم، می تونم
‫اون رو از لباستون خارج کنم.

853
00:55:02,333 --> 00:55:04,750
‫بسیار خوب! الان بر می گردم.

854
00:55:04,833 --> 00:55:07,416
‫- خیله خب. قضیه چیه؟
‫- نه بابا، من رو چه به تهدید.

855
00:55:12,041 --> 00:55:15,208
‫- بانوی من، بیاین اینجا.
‫- ممنون، میندی. تو یه فرشته ای.

856
00:55:15,291 --> 00:55:16,875
‫آره خب، بعضیا همچین چیزی می گن.

857
00:55:19,833 --> 00:55:22,416
‫من فیونا رو ندیدم. اون اینجاست؟

858
00:55:29,291 --> 00:55:31,125
‫سورپرایز!

859
00:55:31,208 --> 00:55:33,000
‫الان نوبت منه که جام رو باهات عوض کنم.

860
00:55:40,333 --> 00:55:43,791
‫- بجنب!
‫- از این سریع ـتر نمی تونم برم!

861
00:55:44,375 --> 00:55:46,291
‫وای خدا. خیله خب.

862
00:55:48,125 --> 00:55:49,765
‫خیله خب. آروم برو.

863
00:55:49,791 --> 00:55:51,591
‫چیکار دارین می کنین؟

864
00:55:51,625 --> 00:55:52,750
‫کجا دارین من رو می برین؟

865
00:56:12,250 --> 00:56:16,000
‫مارگارت دلاکورت، واقعا خودتی؟

866
00:56:16,083 --> 00:56:18,041
‫دیگه کی به غیر از من می تونه باشه؟

867
00:56:18,125 --> 00:56:20,041
‫راننده ام کجاست؟

868
00:56:20,125 --> 00:56:22,125
‫من رو یادت نمیاد؟

869
00:56:22,875 --> 00:56:25,291
‫البته که میاد، تو...

870
00:56:25,375 --> 00:56:27,208
‫شانون ارلم!

871
00:56:27,291 --> 00:56:29,583
‫فقط الان شانون ارل کارلایل شدم.

872
00:56:30,375 --> 00:56:32,666
‫ما توی آکسفورد همکلاسی بودیم!

873
00:56:32,750 --> 00:56:34,916
‫آکسفورد. آکسفورد سبز عزیز.

874
00:56:35,666 --> 00:56:37,625
‫اوه، آکسفورد آبی درسته.

875
00:56:38,125 --> 00:56:40,083
‫من کور رنگم. راننده!

876
00:56:40,666 --> 00:56:43,166
‫توی کلاس ایتالیایی با هم بودیم.

877
00:56:45,208 --> 00:56:49,333
‫دولچه و گابانا.
‫همین الان ماشینم رو بیار.

878
00:56:49,416 --> 00:56:51,041
‫من رو به قصر ببر.

879
00:56:57,375 --> 00:56:58,541
‫من کجام؟

880
00:56:58,625 --> 00:57:00,333
‫- خیله خب.
‫- یا خدا!

881
00:57:00,416 --> 00:57:01,496
‫اینجا کجاست؟

882
00:57:01,541 --> 00:57:03,291
‫میندی جون، یه دستی برسون دختر.

883
00:57:12,500 --> 00:57:13,750
‫خیله خب، بیا.

884
00:57:17,250 --> 00:57:19,708
‫پرورم، اینجا اتاق سلطنتی شماست.

885
00:57:19,791 --> 00:57:21,231
‫دارم بهتون می گم...

886
00:57:21,291 --> 00:57:22,833
‫که آدم اشتباهی رو دزدیدین.

887
00:57:23,916 --> 00:57:26,601
‫- ملت قراره دنبالم بگردن.
‫- آره، آره، باشه.

888
00:57:26,625 --> 00:57:28,976
‫شوهرم قراره دنبالم بگرده.

889
00:57:29,000 --> 00:57:30,280
‫همه ـتون زندانی می شین!

890
00:57:30,333 --> 00:57:31,500
‫«پرورم»؟

891
00:57:31,583 --> 00:57:33,708
‫خفه شو رجی.

892
00:57:33,791 --> 00:57:35,750
‫من؟ پرورم.

893
00:57:46,125 --> 00:57:48,125
‫میو!

894
00:58:04,625 --> 00:58:06,250
‫بیا پیش مامان.

895
00:58:11,041 --> 00:58:13,416
‫استیسی، من برگشتم!

896
00:58:14,416 --> 00:58:17,333
‫- کیه؟
‫- منم، مارگارت.

897
00:58:34,041 --> 00:58:36,666
‫جادویی ـترین روز زندگیم رو داشتم.

898
00:58:38,083 --> 00:58:39,291
‫وای خدا...

899
00:58:39,375 --> 00:58:42,333
‫کوین شگفت انگیزترین مرد دنیاست.

900
00:58:43,875 --> 00:58:45,958
‫کاملا حق با تو بود.

901
00:58:46,041 --> 00:58:48,458
‫فقط نیاز داشتیم یکم با هم وقت بگذرونیم.

902
00:58:49,833 --> 00:58:52,291
‫هیچوقت توی زندگیم از این خوشحال تر نبودم.

903
00:58:53,291 --> 00:58:56,375
‫و دختر عزیز، همه ـشون رو مدیون توئم.

904
00:58:56,958 --> 00:58:58,958
‫خب، تو و اولیویا.

905
00:58:59,041 --> 00:59:03,416
‫اوه، استیسی، خیلی خوشحالم که راضیم کردی جاهامون رو
‫عوض کنیم.

906
00:59:06,041 --> 00:59:06,916
‫من...

907
00:59:07,000 --> 00:59:11,875
‫من واقعا مجبور بودم راضیت کنم تا جامون رو با هم عوض کنیم؟

908
00:59:12,541 --> 00:59:15,833
‫واقعا وحشت کرده بودم که دوباره نتونیم از پسش بربیایم...

909
00:59:16,583 --> 00:59:18,541
‫ولی ظاهرا اومدیم.

910
00:59:20,166 --> 00:59:21,166
‫ظاهرا.

911
00:59:22,041 --> 00:59:24,416
‫امیدوار گذروندن کنسرت کریسمس برات چندان سخت نبوده باشه.

912
00:59:24,500 --> 00:59:26,291
‫من عاشق یه کنسرت خوبم.

913
00:59:26,375 --> 00:59:29,708
‫خب، اگه من رو ببخشی، باید لباسم رو برای شام عوض کنم.

914
00:59:29,791 --> 00:59:31,375
‫نمی خوام کوین رو منتظر بمونم.

915
00:59:32,250 --> 00:59:34,375
‫راستی، لهجه ات خیلی بهتر شده.

916
00:59:38,333 --> 00:59:39,541
‫می خوای با کوین شام بخوری؟

917
00:59:40,375 --> 00:59:42,833
‫اصلا نگران ادوارد نیستی؟

918
00:59:44,291 --> 00:59:46,625
‫این قضایا اصلا چه ربطی به ادوارد دارن؟

919
00:59:47,250 --> 00:59:48,958
‫به هر حال اون شوهرته.

920
00:59:50,250 --> 00:59:51,083
‫مسخره بازی درنیار.

921
00:59:51,166 --> 00:59:52,166
‫استیسی.

922
00:59:53,125 --> 00:59:55,708
‫می دونی من چقدر برای دوستیمون ارزش قائلم،

923
00:59:56,291 --> 00:59:59,625
‫ولی این که یهویی بیای اینجا و بگی قصد داری به ادوارد نارو
‫بزنی...

924
00:59:59,708 --> 01:00:00,708
‫خب...

925
01:00:01,333 --> 01:00:02,708
‫فکر کنم بهتره بری.

926
01:00:03,958 --> 01:00:05,958
‫استیسی، بازی تمومه.

927
01:00:06,041 --> 01:00:09,541
‫اصلا نمی دونم در مورد چی داری حرف می زنی.

928
01:00:09,625 --> 01:00:13,000
‫این کارت بامزه نیست. وقتشه به جای اصلیمون برگردیم.

929
01:00:13,083 --> 01:00:16,416
‫اصرار می کنم که همین الان از اینجا بری.

930
01:00:16,500 --> 01:00:18,166
‫حتما شوخیت گرفته.

931
01:00:18,250 --> 01:00:21,291
‫یا ترجیح می دی به نگهبان زنگ بزنم و به زور بندازمت بیرون؟

932
01:00:26,000 --> 01:00:27,750
‫نیازی به این کار نیست.

933
01:00:47,291 --> 01:00:49,000
‫شدیدا دخلمون اومده!

934
01:00:49,083 --> 01:00:51,375
‫خیلی گنده اش می کنی بابا.

935
01:00:51,458 --> 01:00:53,500
‫ما دختر بستنی فروش اشتباهی رو دزدیدیم.

936
01:00:53,583 --> 01:00:57,041
‫این یکی هم وای فای مجانی و هم سه شنبه ـهای مخصوص
‫تاکو داره.

937
01:00:57,125 --> 01:00:58,625
‫اوه، عجب گارسونی!

938
01:00:58,708 --> 01:01:01,791
‫توی زندان که گارسون به کارت نمیاد.

939
01:01:01,875 --> 01:01:04,708
‫پس می شه لطفا حرف نزنین و تمرکز کنین؟

940
01:01:04,791 --> 01:01:07,875
‫خیله خب، فی-فی!
‫نمی خواد بداخلاقی کنی.

941
01:01:08,916 --> 01:01:10,166
‫واقعا، رجی؟

942
01:01:10,250 --> 01:01:11,666
‫چون فکر می کنم می خواد.

943
01:01:11,750 --> 01:01:13,750
‫فکر می کنم یه دلیل خیلی بزرگی برای بداخلاقی وجود داشته باشه.

944
01:01:13,833 --> 01:01:17,000
‫اگه دختر خاله ات اینجاست، پس اینی که توی زیرزمینه کیه؟

945
01:01:17,083 --> 01:01:19,625
‫خب، همون بلگریویایی که شبیه اونه.

946
01:01:20,833 --> 01:01:23,166
‫گفتش آدم اشتباهی رو دزدیدی ـها.

947
01:01:23,750 --> 01:01:24,750
‫من؟

948
01:01:25,291 --> 01:01:27,666
‫- پس الان تقصیر منه؟
‫- خب، تقصیر من که نیست.

949
01:01:27,750 --> 01:01:29,559
‫- تقصیر من نیست!
‫- چرا، هست.

950
01:01:29,583 --> 01:01:30,976
‫- نیست!
‫- هست.

951
01:01:31,000 --> 01:01:33,309
‫- نه، نیست. من داشتم دنبال تو می اومدم!
‫- بخاطر اینه که گفتی...

952
01:01:33,333 --> 01:01:36,375
‫به یه نقشه نیاز داریم.

953
01:01:36,458 --> 01:01:37,500
‫خیله خب...

954
01:01:39,375 --> 01:01:41,916
‫تو گفتی این از اون کاراست که فقط کافیه وارد یه جا بشیم و
‫بعدش ازش خارج شیم، درسته؟

955
01:01:42,000 --> 01:01:42,833
‫خب که چی؟

956
01:01:42,916 --> 01:01:45,375
‫پس تمام کاری که باید بکنی، اینه که سریع ـتر از اونجا خارج
‫بشی.

957
01:01:45,458 --> 01:01:49,166
‫خب، نمی تونم همچین کاری کنم.
‫تاج گذاری فرداست.

958
01:01:49,250 --> 01:01:51,041
‫پس بندازش امشب.

959
01:01:51,125 --> 01:01:53,458
‫و چطوری باید این کار رو بکنم؟

960
01:01:53,541 --> 01:01:56,375
‫الو؟ شما قرار ملکه بشی ـها.

961
01:01:56,458 --> 01:01:57,875
‫قانون ـها رو خودت تنظیم می کنی.

962
01:01:58,375 --> 01:02:00,791
‫همینطوریه، نه؟

963
01:02:08,375 --> 01:02:10,958
‫ولی اول باید برنامه شامم رو به هم بزنم.

964
01:02:21,416 --> 01:02:22,416
‫عزیزم!

965
01:02:23,000 --> 01:02:25,851
‫- خیلی خوشحالم که سردردت بهتر شده.
‫- یه چیزی هست که باید بهت بگم.

966
01:02:25,875 --> 01:02:27,291
‫بذار من اول بگم.

967
01:02:28,625 --> 01:02:31,458
‫ببخشید که انقدر دور و برت پرواز کردم،

968
01:02:32,125 --> 01:02:36,416
‫می دونی، بابت این که هی مثل هلیکوپتر پرواز کردم و از
‫خودم صدای وزوز درآوردم.

969
01:02:37,916 --> 01:02:41,041
‫چرا لهجه ات عوض شده؟

970
01:02:41,125 --> 01:02:43,708
‫لهجه ام عوض نشده. من مارگارتم.

971
01:02:45,041 --> 01:02:46,041
‫مسخره بازی درنیار.

972
01:02:46,541 --> 01:02:48,916
‫چرا هیچکس حرفم رو باور نمی کنه؟

973
01:02:50,833 --> 01:02:51,916
‫- الان داری جدی می گی.
‫- آره.

974
01:02:52,416 --> 01:02:54,208
‫هیچوقت توی عمرم انقدر جدی نبودم.

975
01:02:55,750 --> 01:02:58,458
‫- ولی استیسی قول داد که دیگه هیچوقت...
‫- تقصیر منه.

976
01:02:58,541 --> 01:03:01,958
‫نیاز داشتم که یه زمانی رو با کوین تنها باشم و استیسی هم
‫فقط می خواست بهم کمک کنه.

977
01:03:03,041 --> 01:03:04,333
‫قرار نبود هیچکس بفهمه.

978
01:03:04,958 --> 01:03:07,208
‫اگه قرار نبود هیچکس بفهمه، پس چرا الان داری به من می گی؟

979
01:03:07,291 --> 01:03:09,125
‫یه مشکلی پیش اومده.

980
01:03:09,625 --> 01:03:12,583
‫خب، دقیق بخوام بگم، یه مشکل بزرگی پیش اومده.

981
01:03:13,208 --> 01:03:15,166
‫بیخیال بابا، صحبتمون یادت باشه.

982
01:03:16,166 --> 01:03:18,500
‫- 25 سال...
‫- لبخند بزن دیگه.

983
01:03:18,583 --> 01:03:20,208
‫خانم داناتلی؟ حالتون خوبه؟

984
01:03:21,125 --> 01:03:22,125
‫نه.

985
01:03:23,041 --> 01:03:25,291
‫نه، اصلا حالم خوب نیست.

986
01:03:25,375 --> 01:03:27,500
‫بدترین اتفاق ممکن افتاده.

987
01:03:27,583 --> 01:03:30,791
‫بانو مارگارت، بعد از 25 سال خدمت وفادارانه، من رو...

988
01:03:32,125 --> 01:03:33,625
‫خب، من رو اخراج کرده.

989
01:03:34,375 --> 01:03:36,333
‫می گه که دیگه به من نیازی نداره،

990
01:03:36,416 --> 01:03:38,708
‫و مراسم تاج گذاری رو انداخته امشب...

991
01:03:38,791 --> 01:03:41,000
‫تا بتونه کریسمس رو با یتیما بگذرونه.

992
01:03:41,083 --> 01:03:44,041
‫خانم داناتلی، من هیچوقت شما رو اخراج نمی کنم،

993
01:03:44,125 --> 01:03:46,791
‫و قطعا زمان تاج گذاریم رو جلو نمی اندازم.

994
01:03:49,625 --> 01:03:50,625
‫بانو مارگارت؟

995
01:03:51,625 --> 01:03:52,750
‫اوه.

996
01:03:53,416 --> 01:03:54,416
‫اوه.

997
01:03:55,625 --> 01:03:58,500
‫- و...ایشون هم می دونه؟
‫- آره.

998
01:03:59,875 --> 01:04:01,791
‫- و هنوز جاتون رو مجددا با هم عوض نکردین؟
‫- نه.

999
01:04:01,875 --> 01:04:05,583
‫و می تونم با اطمینان بهت بگم که اون زنی که اون بالا توی
‫اتاق منه، شاهدخت استیسی نیست،

1000
01:04:05,666 --> 01:04:08,333
‫مگه این که کاملا عقلش رو از دست داده باشه.

1001
01:04:09,750 --> 01:04:11,583
‫بذار ببینم می تونم بفهمم قضیه چیه یا نه، خب...

1002
01:04:12,375 --> 01:04:14,416
‫اگه شما دوتا مجددا جاتون رو با هم عوض نکردین...

1003
01:04:15,333 --> 01:04:16,708
‫و این هم بانو مارگارته...

1004
01:04:17,458 --> 01:04:21,000
‫و اگه اون بانو مارگارتی که بالاست، استیسی نیست،

1005
01:04:22,250 --> 01:04:24,500
‫پس کی بالاست و همسرم کجاست؟

1006
01:04:25,250 --> 01:04:26,958
‫سرشون رو بزنین.

1007
01:04:30,458 --> 01:04:31,458
‫کی...

1008
01:04:32,416 --> 01:04:34,291
‫- کیه؟
‫- منم، کوین.

1009
01:04:43,541 --> 01:04:44,541
‫بیا تو.

1010
01:04:47,791 --> 01:04:49,625
‫می دونم یه جورایی زود اومدم، ولی...

1011
01:04:50,000 --> 01:04:52,333
‫اوه! می تونم بعدا برگردم...

1012
01:04:52,416 --> 01:04:54,166
‫نه، کوین، لطفا بمون.

1013
01:04:54,250 --> 01:04:56,458
‫یه چیزی هست که باید در موردش حرف بزنیم

1014
01:04:57,208 --> 01:04:58,416
‫باشه. حتما.

1015
01:04:59,291 --> 01:05:00,291
‫همه چیز رو به راهه؟

1016
01:05:00,708 --> 01:05:02,291
‫متاسفانه نه.

1017
01:05:05,541 --> 01:05:08,791
‫زمانی که با هم گذروندیم، واقعا جادویی بود.

1018
01:05:08,875 --> 01:05:10,291
‫آره، موافقم.

1019
01:05:10,875 --> 01:05:12,333
‫ولی این درست نیست.

1020
01:05:15,166 --> 01:05:17,708
‫جفتمون در اعماق وجودمون این رو می دونیم.

1021
01:05:18,500 --> 01:05:23,083
‫تو به یه همسر نیاز داری و اون دختر کوچولوی عزیزت هم
‫به یه مادر نیاز داره.

1022
01:05:23,958 --> 01:05:26,875
‫چه دوست داشته باشیم چه نداشته باشیم، من هم باید
‫کشورم رو اداره کنم.

1023
01:05:28,333 --> 01:05:31,791
‫و نمی تونم اون همسر و مادری که جفتتون لایقشین،
‫باشم.

1024
01:05:32,666 --> 01:05:33,500
‫این درست نیست.

1025
01:05:33,583 --> 01:05:35,666
‫سعی نکن این رو از چیزی که هست، سخت ـتر کنی.

1026
01:05:36,958 --> 01:05:39,750
‫- ولی تو گفتی...
‫- باید حرفم رو فراموش کنی.

1027
01:05:40,666 --> 01:05:43,041
‫احساساتی شده بودم. درست فکر نمی کردم.

1028
01:05:45,583 --> 01:05:47,083
‫مارگارت، تو همچین آدمی نیستی.

1029
01:05:49,250 --> 01:05:50,250
‫خواهش می کنم،

1030
01:05:50,666 --> 01:05:53,416
‫به نفع جفتمونه که دیگه این داستان رو ادامه ندیم.

1031
01:05:57,125 --> 01:05:59,125
‫تو و اولیویا باید برین خونه.

1032
01:06:00,916 --> 01:06:01,958
‫این رو جدی می گی؟

1033
01:06:04,708 --> 01:06:05,833
‫چون اگه جدی می گی،

1034
01:06:07,041 --> 01:06:08,458
‫من دیگه هیچوقت...

1035
01:06:09,958 --> 01:06:10,958
‫بر نمی گردم.

1036
01:06:11,083 --> 01:06:13,375
‫خداحافظ کوین.

1037
01:06:36,000 --> 01:06:37,000
‫خداحافظ!

1038
01:06:44,833 --> 01:06:45,833
‫آهای؟

1039
01:06:47,000 --> 01:06:49,208
‫آهای، کسی صدام رو می شنوه؟

1040
01:06:51,125 --> 01:06:52,125
‫آهای!

1041
01:07:15,291 --> 01:07:18,000
‫هنوز نمی فهمم چی شد.

1042
01:07:20,750 --> 01:07:22,833
‫اون نظرش رو عوض کرد. همین.

1043
01:07:25,375 --> 01:07:27,791
‫مطمئنی که باهات شوخی نمی کرد؟

1044
01:07:27,875 --> 01:07:28,875
‫لیو...

1045
01:07:30,375 --> 01:07:32,708
‫می دونم چقدر مارگارت برات مهمه،

1046
01:07:33,583 --> 01:07:35,166
‫ولی وقتشه که رهاش کنی.

1047
01:07:36,500 --> 01:07:37,500
‫وقتشه که جفتمون رهاش کنیم.

1048
01:07:38,083 --> 01:07:39,916
‫- ولی بابا...
‫- لیوی...

1049
01:07:40,791 --> 01:07:41,791
‫بیا بریم.

1050
01:07:43,041 --> 01:07:44,041
‫بیا.

1051
01:07:46,375 --> 01:07:47,416
‫بشین توی ماشین.

1052
01:07:57,333 --> 01:07:58,333
‫لطفا به هواپیما برین.

1053
01:08:00,125 --> 01:08:01,125
‫بسیار خب، قربان.

1054
01:08:08,833 --> 01:08:10,708
‫بعد از کنسرت چه اتفاقی افتاد؟

1055
01:08:10,791 --> 01:08:13,375
‫در جریان پذیرایی، چند دقیقه از هم جدا شدیم،

1056
01:08:13,875 --> 01:08:16,708
‫و بعدش اون با لیموزین به قصر برگشت.

1057
01:08:16,791 --> 01:08:17,666
‫بدون تو؟

1058
01:08:17,750 --> 01:08:21,000
‫بهم گفتن که اون رفته. پس من هم یه ماشین جدا سوار
‫شدم.

1059
01:08:21,083 --> 01:08:24,541
‫پس حتما بعد از کنسرت و قبل از برگشتن تو، یه اتفاقی افتاده.

1060
01:08:27,416 --> 01:08:29,958
‫- اون نوشیدنی!
‫- آهان! پس واقعا داشتی نوشیدنی می خوردی!

1061
01:08:30,041 --> 01:08:32,250
‫من نه، احمق.

1062
01:08:32,916 --> 01:08:35,958
‫اون مردی که با دختر خاله ـتون، فیونا، بود...رجی.

1063
01:08:36,041 --> 01:08:38,708
‫- اون روی لباستون نوشیدنی ریخت.
‫- لباس استیسی منظورته.

1064
01:08:38,791 --> 01:08:43,000
‫آره، و بعدش منشی فیونا اون رو به دستشویی خانم ـها برد.

1065
01:08:43,083 --> 01:08:44,833
‫- آهان!
‫- فرانک، چه فکری می کنی؟

1066
01:08:45,416 --> 01:08:48,083
‫قربان، هیچ ایده ای ندارم.

1067
01:08:48,833 --> 01:08:49,958
‫من فکر می کنم بدونم.

1068
01:08:51,125 --> 01:08:53,083
‫اون ـها جاشون رو توی دستشویی با هم عوض کردن.

1069
01:08:53,666 --> 01:08:56,083
‫از اونجایی که فکر می کردن استیسی منه، اون رو گروگان گرفتن.

1070
01:08:56,875 --> 01:09:00,125
‫- پس اون زنی که طبقه بالاست، دختر خاله ـته.
‫- همچین کاری رو ازش بعید نمی دونم.

1071
01:09:00,208 --> 01:09:04,375
‫و زیر اون حجم از پروکسید، شما خیلی شبیه هم هستین.

1072
01:09:04,458 --> 01:09:06,708
‫پس اگه همدست ـهای فیونا استیسی رو دزدیدن...

1073
01:09:07,666 --> 01:09:08,958
‫اون رو کجا بردن؟

1074
01:09:09,041 --> 01:09:11,541
‫حدس می زنم که اون رو به عمارت قدیمی پدر فیونا بردن.

1075
01:09:11,625 --> 01:09:13,500
‫کمتر از یه ساعت از اینجا فاصله داره.

1076
01:09:13,583 --> 01:09:16,125
‫خیله خب. من می رم ماشین رو بیارم.

1077
01:09:16,208 --> 01:09:17,333
‫من به فیونا رسیدگی می کنم.

1078
01:09:17,416 --> 01:09:20,750
‫خب، اگه من جات بودم، هنوز باهاش رو در رو نمی شدم.
‫نه تا وقتی که همچنان استیسی پیششونه.

1079
01:09:20,833 --> 01:09:23,083
‫درسته، پس ما هم با شما میایم.

1080
01:09:23,833 --> 01:09:27,291
‫کُنت روسی رو در جریان مظنون بودن ما نسبت به فیونا بذار
‫و ازش بخواه که تاج گذاری رو عقب بندازه.

1081
01:09:27,375 --> 01:09:28,666
‫الساعه، سرورم.

1082
01:09:29,333 --> 01:09:30,333
‫ایول.

1083
01:09:34,000 --> 01:09:36,333
‫واقعا متوجه این عجله ات نمی شم.

1084
01:09:36,416 --> 01:09:38,500
‫پس دوباره برات مرورش می کنم.

1085
01:09:39,541 --> 01:09:43,916
‫می خوام کریسمس رو با اون بچه ـهای بیچاره یتیم خونه
‫سینت متیو بگذرونم.

1086
01:09:44,000 --> 01:09:45,666
‫مگه یتیم ـها توی یتیم خونه سینت مایکل نیستن؟

1087
01:09:46,833 --> 01:09:48,083
‫من رییسم...

1088
01:09:48,166 --> 01:09:52,500
‫و تو هم درباری وفادارمی، پس باید دقیقا همون کاری که بهت
‫می گن رو بکنی.

1089
01:09:56,625 --> 01:09:57,625
‫اگه واقعا بانو مارگارت بودی...

1090
01:09:58,541 --> 01:10:00,333
‫این کار رو می کردم.

1091
01:10:01,708 --> 01:10:03,958
‫ولی نیستی، نه؟

1092
01:10:04,791 --> 01:10:06,916
‫چطور جرات می کنی من رو زیر سوال ببری!

1093
01:10:07,000 --> 01:10:08,208
‫تو دختر خاله مارگارتی.

1094
01:10:09,375 --> 01:10:11,726
‫- به جرم خیانت دستگیرت می کنم.
‫- فکر نمی کنم بکنی...

1095
01:10:11,750 --> 01:10:13,958
‫- چون می تونم این رو ثابت کنم.
‫- الان نگهبانا رو خبر می کنم!

1096
01:10:14,041 --> 01:10:16,166
‫فقط کافیه به دستات دقت کنن.

1097
01:10:16,875 --> 01:10:18,500
‫اون خالکوبی کوچیک روی انگشت کوچیکت...

1098
01:10:19,500 --> 01:10:21,500
‫باید برای پنهان کردنش، بیشتر تلاش می کردی.

1099
01:10:26,458 --> 01:10:27,791
‫خب، الان چی؟

1100
01:10:28,958 --> 01:10:30,625
‫گمونم دنبال پولی.

1101
01:10:31,291 --> 01:10:35,208
‫انقدر احمق نیستی که فکر کنی می تونی این نمایش رو مدت
‫زیادی ادامه بدی.

1102
01:10:36,625 --> 01:10:40,208
‫پس یا می تونی من رو شریک نقشه کوچیکت کنی...

1103
01:10:41,125 --> 01:10:44,625
‫یا به عنوان یه دروغگو و خائن رسوا بشی.

1104
01:10:45,208 --> 01:10:47,875
‫تو به پول من نیازی نداری.
‫خودت خیلی پولداری.

1105
01:10:47,958 --> 01:10:51,458
‫بزرگ ـترین برادرم، بخش اعظم دارایی ـهای خانوادگیمون رو به
‫ارث برد،

1106
01:10:51,958 --> 01:10:55,791
‫که باعث شد تنها علایقی گرون قیمت و درآمد خیلی کمی بهم
‫برسه.

1107
01:10:58,833 --> 01:11:00,166
‫مارگارت چی؟

1108
01:11:00,250 --> 01:11:02,625
‫تو به محض این که به چیزی که دنبالش اومدی، برسی...

1109
01:11:02,708 --> 01:11:06,750
‫بدون این که ردی از خودت به جا بذاری، ناپدید می شی،
‫که یعنی اصلا نیازی نیست مارگارت چیزی بدونه.

1110
01:11:08,166 --> 01:11:10,708
‫مطمئن می شم که مراسم تاج گذاری همین امشب برگزار شه.

1111
01:11:11,500 --> 01:11:15,375
‫و بعدش، به دیدن کشیش اعظم اکسچکر می ری...

1112
01:11:15,458 --> 01:11:19,041
‫و کمک بسیار سخاوتمندانه ای به یه خیریه ساختگی می کنی؛

1113
01:11:19,125 --> 01:11:21,500
‫خیریه ای که خودت مدیر مالی ارشدش هستی.

1114
01:11:22,333 --> 01:11:25,083
‫به محض این که برای خدمات من، چکی بنویسی...

1115
01:11:25,166 --> 01:11:27,500
‫مقدمات رفتن بی سر و صدات رو فراهم می کنم.

1116
01:11:28,708 --> 01:11:31,000
‫می تونی با بقیه پول، هر کاری که دوست بکنی.

1117
01:11:36,541 --> 01:11:38,416
‫وقتی رسیدیم، همه حواسشون رو جمع کنن.

1118
01:11:38,500 --> 01:11:40,559
‫نمی شه گفت که اونجا ممکنه چی پیدا کنیم.

1119
01:11:40,583 --> 01:11:44,541
‫و خوبه که این اسلحه ـها، قانونی ثبت شدن.

1120
01:11:44,625 --> 01:11:46,875
‫- فرانک! دستات رو از روی فرمون برندار!
‫- خیله خب!

1121
01:11:56,416 --> 01:11:59,000
‫شامتون آماده است.

1122
01:12:01,666 --> 01:12:02,666
‫آهای؟

1123
01:12:05,208 --> 01:12:07,125
‫پرورم؟

1124
01:12:08,166 --> 01:12:09,916
‫آهای؟

1125
01:12:13,083 --> 01:12:16,125
‫داری قایم موشک بازی می کنی؟

1126
01:12:18,958 --> 01:12:20,416
‫پس داری قایم موشک بازی می کنی!

1127
01:12:36,833 --> 01:12:37,833
‫اوی!

1128
01:12:38,250 --> 01:12:40,375
‫اوی! بیا اینجا!

1129
01:12:44,791 --> 01:12:46,000
‫وای خدای من.

1130
01:12:57,166 --> 01:12:58,166
‫کسی اینجاست؟

1131
01:12:58,750 --> 01:13:01,250
‫میندی! بگیرش!

1132
01:13:01,333 --> 01:13:03,166
‫فکر کردی داری کجا می ری؟ اوه!

1133
01:13:09,791 --> 01:13:11,458
‫کمک! رجی، کمکم کن.

1134
01:13:12,416 --> 01:13:16,333
‫رجی، من رو از اینجا بیار بیرون.
‫من رو از اینجا بیار بیرون. رجی!

1135
01:13:17,625 --> 01:13:18,708
‫اوه! وای! اوه!

1136
01:13:18,791 --> 01:13:20,184
‫- قربان...
‫- وای خدا، ادوارد!

1137
01:13:20,208 --> 01:13:22,125
‫استیسی؟ می تونی صدام رو بشنوی؟

1138
01:13:23,750 --> 01:13:24,851
‫- استیسی؟
‫- خدا رو شکر.

1139
01:13:24,875 --> 01:13:25,875
‫بیا اینجا!

1140
01:13:28,625 --> 01:13:30,666
‫اونجان! برین!

1141
01:13:31,875 --> 01:13:35,208
‫- به پلیس زنگ بزن! فرانک، تو من میای!
‫- همیشه قربان. همیشه!

1142
01:13:35,291 --> 01:13:37,091
‫ازش دور شو!

1143
01:13:48,583 --> 01:13:49,833
‫اوه!

1144
01:13:50,083 --> 01:13:53,083
‫خیلی متاسفم. باید همه چیز رو بهت می گفتم.

1145
01:13:53,166 --> 01:13:55,416
‫تنها چیزی که مهمه، اینه که حالت خوبه.

1146
01:13:55,500 --> 01:13:59,458
‫قول می دم که دیگه هیچوقت باعث نشم احساس کنی سرم
‫انقدر شلوغه که برات وقت ندارم.

1147
01:13:59,541 --> 01:14:02,708
‫و من هم قول می دم که دیگه مثل هلیکوپتر دورت پرواز نکنم.

1148
01:14:02,791 --> 01:14:03,875
‫وایسا، چی؟

1149
01:14:03,958 --> 01:14:05,083
‫- مهم نیست.
‫- باشه.

1150
01:14:08,083 --> 01:14:09,208
‫مارگارت...

1151
01:14:11,291 --> 01:14:14,000
‫اعلی حضرت و علیا حضرت، خیلی متاسفم که مزاحم می شم،

1152
01:14:14,083 --> 01:14:16,166
‫ولی فیونا داره به سمت کلیسای جامع می ره.

1153
01:14:16,250 --> 01:14:17,416
‫درسته، بیاین بریم.

1154
01:14:26,625 --> 01:14:28,583
‫این واقعا غیر معموله.

1155
01:14:29,333 --> 01:14:32,500
‫مراسم تاج گذاری برای فردا یعنی روز کریسمس برنامه ریزی
‫شده.

1156
01:14:32,583 --> 01:14:35,500
‫ولی می خوام روز کریسمس رو توی سینت مایکل بگذرونم.

1157
01:14:36,250 --> 01:14:37,875
‫به یتیم ـها قول دادم.

1158
01:14:37,958 --> 01:14:40,000
‫فکر می کردم یتیم ـهای توی سینت متیو هستن.

1159
01:14:41,333 --> 01:14:44,166
‫دیگه خلاصه همه جای دنیا یتیم داریم.

1160
01:14:44,250 --> 01:14:46,500
‫جناب کشیش اعظم، ممکنه درخواست غیر معمولی باشه،

1161
01:14:46,583 --> 01:14:48,708
‫ولی هیچ بندی در قانون اساسی و مدنی...

1162
01:14:48,791 --> 01:14:52,791
‫وجود نداره که از انتخاب روز تاج گذاری توسط جانشین حکمران
‫قبلی، جلوگیری کنه.

1163
01:14:52,875 --> 01:14:54,267
‫جناب، من در جریان قانون هستم،

1164
01:14:54,291 --> 01:14:57,458
‫و در اون مشخصا ذکر شده که در هنگام تاج گذاری...

1165
01:14:57,541 --> 01:14:59,833
‫حکمران جدید، نماینده دولت مدنی هم باید حضور داشته باشه.

1166
01:14:59,916 --> 01:15:02,041
‫من یه ساعت پیش با نخست وزیر صحبت کردم.

1167
01:15:02,708 --> 01:15:04,291
‫و ایشون الان اینجا هستن.

1168
01:15:08,458 --> 01:15:09,583
‫که اینطور.

1169
01:15:10,458 --> 01:15:12,250
‫برای آماده شدن، به مقداری زمان نیاز داریم.

1170
01:15:24,625 --> 01:15:26,833
‫یه لحظه وایسا، مگه برای رسیدن به فرودگاه، نباید اونجا رو
‫می پیچیدی؟

1171
01:15:26,916 --> 01:15:31,416
‫بله، ولی شش ماه پیش، آب پل اون سمت رو خراب کرد.

1172
01:15:31,500 --> 01:15:32,750
‫سیل وحشتناکی بود.

1173
01:15:32,833 --> 01:15:34,833
‫سیل؟ اون هم توی ماه ژوئن؟

1174
01:15:34,916 --> 01:15:37,416
‫طوفان ـهای تابستانی می تونن خیلی پیش بینی ناپذیر باشن.

1175
01:15:38,000 --> 01:15:41,833
‫- رفیق، مادامی که پروازمون رو از دست ندیم، اشکالی نداره.
‫- ما که نمی خوایم همچین اتفاقی بیفته.

1176
01:15:42,958 --> 01:15:45,208
‫آیا علیا حضرت آمادگی و توانایی...

1177
01:15:45,291 --> 01:15:48,791
‫خوردن این قسم مقدس برای حفظ و اجرای قوانین و سنت ـهای...

1178
01:15:48,875 --> 01:15:51,125
‫کشور پادشاهی مونتنارو رو دارن؟

1179
01:15:51,208 --> 01:15:52,500
‫بله، دارم.

1180
01:15:54,250 --> 01:15:55,500
‫آمادگی و تواناییش رو دارم.

1181
01:15:56,041 --> 01:15:57,791
‫پس بعد از من تکرار کنین.

1182
01:15:58,541 --> 01:16:01,375
‫من، مارگارت کاترین کلیر دلاکورت...

1183
01:16:01,958 --> 01:16:04,041
‫من، مارگارت کلار کارن...

1184
01:16:04,125 --> 01:16:06,166
‫مارگارت کاترین کلیر.

1185
01:16:06,791 --> 01:16:09,208
‫من، مارگارت کاترین کلیر...

1186
01:16:10,083 --> 01:16:12,375
‫- دلا...
‫- دلاکورت، درسته.

1187
01:16:13,708 --> 01:16:16,500
‫من، مارگارت کاترین کلیر دلاکورت...

1188
01:16:16,583 --> 01:16:19,875
‫بهتون دستور می دم که همین الان این مراسم رو متوقف کنین.

1189
01:16:22,458 --> 01:16:25,000
‫وای خدای بزرگ. سه ـتا شدن.

1190
01:16:25,083 --> 01:16:26,666
‫نه، جناب کشیش.

1191
01:16:26,750 --> 01:16:29,541
‫فقط یه مارگارت دلاکورت وجود داره و اون هم منم.

1192
01:16:30,125 --> 01:16:33,125
‫زنی که دارین به عنوان ملکه خودتون تاج گذاری می کنین،
‫یه دروغگوئه.

1193
01:16:34,166 --> 01:16:35,666
‫آنتونیو، بهشون بگو.

1194
01:16:37,125 --> 01:16:39,875
‫نگهبانان، همین الان این زن رو به جرم خیانت دستگیر کنین.

1195
01:16:39,958 --> 01:16:41,000
‫آنتونیو، منم ـها.

1196
01:16:42,500 --> 01:16:43,666
‫جرات ندارین بهش دست بزنین!

1197
01:16:44,208 --> 01:16:45,041
‫و شما کی باشین؟

1198
01:16:45,125 --> 01:16:49,041
‫من شاهدخت استیسی جولیت دنووو ویندهام بلگریویا هستم.

1199
01:16:49,666 --> 01:16:52,250
‫فیونا چون فکر می کردم من مارگارت هستم، من رو دزدید،

1200
01:16:52,333 --> 01:16:55,208
‫ولی از اونجایی که من و مارگارت جامون رو عوض کرده بودیم،
‫مارگارت نبودم.

1201
01:16:55,291 --> 01:16:56,958
‫خیلی گیج شدم.

1202
01:16:57,041 --> 01:16:59,625
‫جناب کشیش، حالتون رو درک می کنم،

1203
01:17:00,208 --> 01:17:02,000
‫ولی به نظر میاد زنی که دارین تاج گذاری می کنین...

1204
01:17:02,083 --> 01:17:04,375
‫در واقع دختر خاله بانو مارگارته.

1205
01:17:05,500 --> 01:17:06,583
‫این حقیقت داره؟

1206
01:17:08,208 --> 01:17:09,958
‫فیونا، کارت تمومه.

1207
01:17:10,500 --> 01:17:14,166
‫- پلیس رجی و میندی رو دستگیر کرده.
‫- اونا به همه چیز اعتراف کردن.

1208
01:17:16,250 --> 01:17:17,916
‫باشه بابا، خودمم.

1209
01:17:18,500 --> 01:17:22,458
‫ولی من نمی خواستم این نقشه رو عملی کنم.
‫اون آنتونیوی عجیب غریب مجبورم کرد.

1210
01:17:24,833 --> 01:17:26,916
‫مارگارت، اون داره دروغ می گه.

1211
01:17:27,416 --> 01:17:29,666
‫تو حاضر بودی من رو به زندان بندازی.

1212
01:17:31,041 --> 01:17:32,916
‫ببین، اگه فقط به حرفم گوش کنی...

1213
01:17:33,000 --> 01:17:34,250
‫به اندازه کافی بهت گوش کردم.

1214
01:17:35,000 --> 01:17:38,875
‫تقریبا من رو متقاعد کرده بودی که آمادگی حکمرانی به تنهایی
‫رو نداشتم،

1215
01:17:39,625 --> 01:17:43,458
‫ولی حقیقت اینه که توی زندگیم، هیچوقت انقدر برای
‫چیزی آماده نبودم.

1216
01:17:44,250 --> 01:17:45,791
‫من عاشق مونتنارو هستم.

1217
01:17:45,875 --> 01:17:49,125
‫عاشق مردمشم و در عرض شش ماه گذشته، هر چیزی
‫که می تونستم رو...

1218
01:17:49,208 --> 01:17:52,708
‫در موردشون یاد گرفتم، تا بتونم به بهترین شکل ممکن بهشون
‫خدمت کنم.

1219
01:17:53,333 --> 01:17:54,916
‫تو فرمانروایی بلد نیستی.

1220
01:17:56,333 --> 01:17:57,333
‫اینجا رو باش.

1221
01:17:57,375 --> 01:18:01,166
‫اون رو دستگیر کنین و به سیاهچاله ببرین.

1222
01:18:07,458 --> 01:18:08,833
‫شرط می بندم این کارت حس خیلی خوبی داشت.

1223
01:18:09,583 --> 01:18:10,958
‫باورت نمی شه چقدر خوب بود.

1224
01:18:14,416 --> 01:18:16,833
‫فقط یه سوال خیلی کوچولو موچولو.

1225
01:18:17,375 --> 01:18:21,750
‫از اونجایی که من عملا تو رو ندزدیدم، واقعا گناهکارم؟

1226
01:18:22,791 --> 01:18:23,791
‫- آره.
‫- آره.

1227
01:18:23,875 --> 01:18:27,708
‫ولی، خانم بستنی فروش، الان کریسمسه و من هم
‫دختر خاله ـتم.

1228
01:18:27,791 --> 01:18:30,375
‫شوخیت گرفته؟ تو به کشور خیانت کردی!

1229
01:18:30,458 --> 01:18:32,166
‫خب، قصد نداشتم این کار رو بکنم.

1230
01:18:34,083 --> 01:18:36,375
‫می دونی، بزرگ شدن کنار والدینی که ازم...

1231
01:18:36,458 --> 01:18:38,791
‫متنفرن، همیشه برام سخت بوده.

1232
01:18:38,875 --> 01:18:41,250
‫اونا ازت متنفر نبودن.

1233
01:18:43,625 --> 01:18:46,666
‫حقیقت اینه که من همیشه می خواستم جای تو باشم.

1234
01:18:47,291 --> 01:18:49,125
‫فقط این دفعه یکم جوگیر شدم.

1235
01:18:50,333 --> 01:18:52,833
‫ولی هیچوقت نمی تونم به گرد پای تو برسم.

1236
01:18:54,208 --> 01:18:58,916
‫تو برای ملکه شدن زاده شدی، حتی اگه همین الان متوجه این
‫مسئله شده باشی.

1237
01:18:59,958 --> 01:19:01,958
‫بستنی فروش، یه عذرخواهی بهت بدهکارم.

1238
01:19:02,041 --> 01:19:04,833
‫رفتارم واقعا زشت بود. متاسفم.

1239
01:19:05,708 --> 01:19:08,416
‫تو تنها هم خانواده واقعی هستی که توی عمرم داشتم.

1240
01:19:09,833 --> 01:19:11,458
‫تنها کسی که واقعا بهم اهمیت می داده.

1241
01:19:11,541 --> 01:19:14,166
‫ای دختر بیچاره.

1242
01:19:15,041 --> 01:19:16,708
‫- بیخیال بابا.
‫- چیه؟

1243
01:19:18,000 --> 01:19:21,416
‫گمونم بتونم از قاضی بخوام که حکمت رو کاهش بده.

1244
01:19:21,500 --> 01:19:22,780
‫مطمئنی؟

1245
01:19:23,333 --> 01:19:27,083
‫البته در کنارش باید سال ـها حکم خدمت به جامعه برات بریده
‫بشه.

1246
01:19:27,166 --> 01:19:28,750
‫متنفرم از این که وسط حرفتون می پرم،

1247
01:19:28,833 --> 01:19:31,583
‫ولی قراره تاج گذاری رو ادامه بدیم؟

1248
01:19:31,666 --> 01:19:35,291
‫مراسم تاج گذاری، طبق برنامه، روز کریسمس انجام می گیره.

1249
01:19:35,875 --> 01:19:39,625
‫حالا اگه من رو ببخشین، واقعا باید به کوین زنگ بزنم.

1250
01:19:39,708 --> 01:19:41,625
‫قرار بود چندین ساعت پیش با هم شام بخوریم.

1251
01:19:41,708 --> 01:19:43,125
‫در مورد کوین...

1252
01:19:43,208 --> 01:19:44,666
‫کوین چی شده؟

1253
01:19:44,750 --> 01:19:47,541
‫اون داشت به هویت واقعی من پی می برد، پس مجبور شدم
‫یه کاری کنم که بساطش رو جمع کنه و بره.

1254
01:19:47,625 --> 01:19:48,625
‫وای خدا.

1255
01:19:49,083 --> 01:19:50,291
‫وای خدا...

1256
01:19:53,000 --> 01:19:54,083
‫نه، جواب گوشیش رو نمی ده.

1257
01:19:54,166 --> 01:19:57,916
‫حدس می زنم با اون آدم کوچولو توی راه فرودگاه باشه.

1258
01:19:58,000 --> 01:19:59,291
‫دخترش؟

1259
01:19:59,375 --> 01:20:00,916
‫به یه اوکتاویا نامی اشاره کرد.

1260
01:20:01,583 --> 01:20:02,958
‫منظورت اولیویاست؟

1261
01:20:03,041 --> 01:20:04,583
‫من هم همین رو گفتم.

1262
01:20:05,625 --> 01:20:06,625
‫فرانک، ماشین رو بیار.

1263
01:20:06,666 --> 01:20:07,958
‫الساعه، قربان.

1264
01:20:27,541 --> 01:20:28,750
‫پول خردش مال خودت، رفیق.

1265
01:20:28,833 --> 01:20:30,083
‫نگران نباشین، قربان.

1266
01:20:31,125 --> 01:20:34,083
‫همه چیز درست می شه. تضمین می کنم.

1267
01:20:34,833 --> 01:20:36,583
‫باشه. ممنون.

1268
01:20:53,458 --> 01:20:57,000
‫امکان نداره. نه. امکان نداره. امکان نداره.

1269
01:20:57,083 --> 01:21:01,875
‫این آخرین اطلاعیه برای مسافرین پرواز 201 به مقصد شیکاگو
‫است.

1270
01:21:01,958 --> 01:21:03,833
‫این پرواز ماست. بیا بریم. ببخشید، معذرت می خوام.

1271
01:21:09,916 --> 01:21:11,416
‫فرانک، همینجا وایسا.

1272
01:21:14,500 --> 01:21:16,125
‫خیله خب، بیا بریم. خیله خب.

1273
01:21:25,833 --> 01:21:27,333
‫به نظر میاد به موقع رسیدیم.

1274
01:21:29,875 --> 01:21:30,875
‫کوین!

1275
01:21:33,375 --> 01:21:34,375
‫کوین.

1276
01:21:35,458 --> 01:21:36,541
‫بیا.

1277
01:21:37,375 --> 01:21:38,375
‫کوین!

1278
01:21:39,791 --> 01:21:43,583
‫کوین، خواهش می کنم نرو.
‫می تونم همه چیز رو توضیح بدم.

1279
01:21:44,958 --> 01:21:47,750
‫قیافه ات مثل استیسیه، ولی صدات شبیه مارگارته.

1280
01:21:47,833 --> 01:21:49,541
‫خب، چون مارگارتم.

1281
01:21:50,041 --> 01:21:51,375
‫ما هیچوقت دوباره جامون رو با هم عوض نکردیم.

1282
01:21:51,458 --> 01:21:52,458
‫اوه.

1283
01:21:53,625 --> 01:21:54,916
‫اون چه لباسیه پوشیدی؟

1284
01:21:55,000 --> 01:21:57,291
‫فیونا من رو دزدید و خودش رو به جای مارگارت جا زد.

1285
01:21:57,791 --> 01:21:58,625
‫درسته...

1286
01:21:58,708 --> 01:22:00,166
‫متوجه نیستی؟

1287
01:22:01,125 --> 01:22:04,375
‫اونی که بهت گفت بری، مارگارت نبود.
‫فیونا بود.

1288
01:22:04,458 --> 01:22:05,541
‫این حقیقت داره؟

1289
01:22:06,250 --> 01:22:08,125
‫حقیقی ـترین حقیقت دنیاست.

1290
01:22:10,083 --> 01:22:12,458
‫نمی تونم زندگیم رو بدون تو تصور کنم.

1291
01:22:13,041 --> 01:22:14,833
‫من هم نمی تونم زندگیم رو بدون تو تصور کنم.

1292
01:22:15,541 --> 01:22:18,041
‫خب، پس...

1293
01:22:19,458 --> 01:22:20,583
‫باهام ازدواج می کنی؟

1294
01:22:21,416 --> 01:22:23,666
‫این رو می خواستم تابستون پارسال ازت بپرسم.

1295
01:22:23,750 --> 01:22:25,125
‫وایسا.

1296
01:22:27,875 --> 01:22:29,750
‫می شه لطفا یکی بگه بله؟

1297
01:22:31,166 --> 01:22:32,166
‫- بله.
‫- بله.

1298
01:22:46,125 --> 01:22:47,208
‫ممنون.

1299
01:22:47,291 --> 01:22:50,541
‫چرا همین الان رسمیش نکنیم؟

1300
01:22:53,625 --> 01:22:55,125
‫اوه، برای همین عاشقتم.

1301
01:22:57,000 --> 01:22:58,250
‫الان بر می گردم.

1302
01:23:00,125 --> 01:23:02,208
‫ببخشید.

1303
01:23:02,750 --> 01:23:05,666
‫اگه زیاد اذیت نمی شین، ما می خواستیم با هم ازدواج کنیم.

1304
01:23:05,750 --> 01:23:08,125
‫چی؟ اینجا؟ الان؟

1305
01:23:09,458 --> 01:23:10,375
‫شما...

1306
01:23:10,458 --> 01:23:12,625
‫مارگارت دلاکورت، ملکه آینده کشور هستم. بله.

1307
01:23:13,416 --> 01:23:14,916
‫ایشون هم نامزدم، کوین هستن.

1308
01:23:15,000 --> 01:23:17,916
‫خب، پروازم تا پنج دقیقه دیگه می پره.

1309
01:23:18,000 --> 01:23:20,916
‫مطمئنم پروازتون رو بخاطر یه ازدواج سلطنتی، نگه می دارن.

1310
01:23:21,458 --> 01:23:23,125
‫یه نسخه خلاصه شده هم کفایت می کنه.

1311
01:23:23,666 --> 01:23:26,375
‫- البته قصد دخالت توی کارتون ندارم.
‫- از این بابت مطمئنین؟

1312
01:23:26,458 --> 01:23:28,416
‫کاملا مطمئنیم. بیاین.

1313
01:23:29,125 --> 01:23:30,375
‫بسیار خب.

1314
01:23:35,083 --> 01:23:36,083
‫عالیه.

1315
01:23:37,041 --> 01:23:40,125
‫عشاق عزیز، امروز اینجا در محضر خداوند...

1316
01:23:40,208 --> 01:23:44,000
‫پرواز بدون توقف 507 مونتن ایر به مقصد لندن هیثرو،

1317
01:23:44,083 --> 01:23:46,583
‫در دروازه 58، آماده سوار کردن مسافران است.

1318
01:23:46,666 --> 01:23:47,791
‫این پرواز منه.

1319
01:23:47,875 --> 01:23:49,708
‫برین سر اصل مطلب.

1320
01:23:51,125 --> 01:23:52,666
‫پیمان ـهاتون رو آماده کردین؟

1321
01:23:55,083 --> 01:23:56,416
‫فکر کنم می تونیم همینجا از خودمون یه چیزی بگیم.

1322
01:24:00,375 --> 01:24:03,875
‫قول می دم که همیشه کنارت باشم...

1323
01:24:05,375 --> 01:24:08,291
‫و همیشه دوستت داشتم باشم و هر کاری که می کنی،
‫ازت حمایت کنم.

1324
01:24:09,833 --> 01:24:12,875
‫و شاید یه روزی بهت یاد بدم که چطوری شکلات داغ درست
‫کنی.

1325
01:24:18,250 --> 01:24:19,333
‫دوستت دارم، مارگارت.

1326
01:24:20,583 --> 01:24:23,083
‫همیشه داشتم و همیشه خواهم داشت.

1327
01:24:24,208 --> 01:24:25,208
‫من هم دوستت دارم.

1328
01:24:31,750 --> 01:24:36,000
‫کوین عزیزم، آرزو می کنم که ای کاش می تونستم تمام دنیا
‫رو بهت وعده بدم،

1329
01:24:36,875 --> 01:24:38,583
‫ولی دنیا برای من نیست که بخوام بهت بدمش.

1330
01:24:39,750 --> 01:24:41,625
‫چیزی که می تونم وعده اش رو بهت بدم،

1331
01:24:41,708 --> 01:24:42,750
‫دنیامه،

1332
01:24:43,625 --> 01:24:45,875
‫چون بدون تو، خالیه.

1333
01:24:53,958 --> 01:24:55,583
‫فرض می کنم حلقه ندارین.

1334
01:24:55,666 --> 01:24:58,625
‫- اوه.
‫- تابستون پارسال خریدمش.

1335
01:24:58,708 --> 01:25:00,000
‫آخی.

1336
01:25:08,416 --> 01:25:09,750
‫زیباست.

1337
01:25:09,833 --> 01:25:13,541
‫کوین، آیا تو مارگارت رو به عنوان همسر قانونی خودت قبول
‫می کنی؟

1338
01:25:16,333 --> 01:25:17,166
‫معلومه که می کنم.

1339
01:25:19,375 --> 01:25:23,666
‫مارگارت، تو کوین رو به عنوان همسر قانونی خودت قبول می کنی؟

1340
01:25:23,750 --> 01:25:25,750
‫با تمام وجود قبولش می کنم.

1341
01:25:28,041 --> 01:25:31,291
‫آنچه که خداوند بهم پیوند داده را هیچ انسانی نخواهد توانست...

1342
01:25:31,375 --> 01:25:35,250
‫این آخرین اعلامیه برای سوار شدن به پرواز بدون توقف شماره...

1343
01:25:35,333 --> 01:25:37,208
‫507 مونتن ایر به لندن هیثروست.

1344
01:25:37,291 --> 01:25:41,750
‫تمام مسافرانی که بلیت خود را تهیه کرده ان، فورا خود را به
‫دروازه 58 برسانند.

1345
01:25:41,833 --> 01:25:45,375
‫من شما رو زن و شوهر اعلام می کنم.
‫حالا دیگه از اینجا می رم!

1346
01:25:46,750 --> 01:25:49,208
‫اوه! می تونی عروس رو در آغوش بگیری.

1347
01:25:49,833 --> 01:25:50,666
‫بیا اینجا!

1348
01:26:00,250 --> 01:26:01,583
‫اوه!

1349
01:26:04,916 --> 01:26:07,625
‫- و تصادفا ملکه هم هست.
‫- اوه، آره.

1350
01:26:22,415 --> 01:26:26,415
‫(کلیسای ملی مونتنارو)

1351
01:26:33,416 --> 01:26:36,083
‫- متصدی می گه که وقتشه.
‫- اون تقریبا آماده است.

1352
01:26:36,166 --> 01:26:37,291
‫من به داماد خبر می دم.

1353
01:26:37,375 --> 01:26:38,375
‫ادوارد.

1354
01:26:39,541 --> 01:26:43,208
‫می دونم دو سال اول زندگیمون یه جورایی عجیب و غریب بوده.

1355
01:26:43,833 --> 01:26:46,250
‫بهت که گفتم، نیازی به غذرخواهی نیست.

1356
01:26:47,208 --> 01:26:49,916
‫این بیشتر از عذرخواهی، یه توضیحه.

1357
01:26:50,875 --> 01:26:53,958
‫من انقدر می خواستم شاهدخت کاملی باشم...

1358
01:26:54,041 --> 01:26:56,666
‫و همه کار رو درست انجام بدم...

1359
01:26:57,708 --> 01:26:59,583
‫که چیزی که مهم بود رو یادم رفت.

1360
01:27:00,166 --> 01:27:01,375
‫اون چیه که مهمه؟

1361
01:27:02,125 --> 01:27:03,458
‫من و تو.

1362
01:27:04,333 --> 01:27:08,208
‫و شاید یه روز، شاهدخت یا شاهزاده کوچولوی خودمون.

1363
01:27:13,041 --> 01:27:14,333
‫خیلی دوست دارم اون روز رو ببینم.

1364
01:27:25,250 --> 01:27:26,791
‫واقعا باید مراسم رو شروع کنیم.

1365
01:27:27,875 --> 01:27:28,875
‫یه لحظه بهمون وقت بدین.

1366
01:28:50,541 --> 01:28:54,208
‫علیا حضرت، شما آمادگی و توانایی خوردن قسم مقدس...

1367
01:28:54,291 --> 01:28:58,291
‫حفظ و اجرای قوانین و سنت ـهای کشور پادشاهی
‫مونتنارو...

1368
01:28:58,375 --> 01:29:02,083
‫و محافظت از اون در مقابل دشمنان داخلی و خارجی رو دارین؟

1369
01:29:02,166 --> 01:29:03,583
‫آمادگی و تواناییش رو دارم.

1370
01:29:04,375 --> 01:29:05,875
‫پس بعد از من تکرار کنین.

1371
01:29:07,291 --> 01:29:10,875
‫من، مارگارت کاترین کلیر دلاکورت...

1372
01:29:10,958 --> 01:29:14,333
‫من، مارگارت کاترین کلیر دلاکورت

1373
01:29:14,416 --> 01:29:20,208
‫...با محبت حکمرانی خواهم کرد و عدل و بخششم،
‫شامل حال مردمم خواهند شد.

1374
01:29:20,291 --> 01:29:26,541
‫...با محبت حکمرانی خواهم کرد و عدل و بخششم،
‫شامل حال مردمم خواهند شد.

1375
01:29:36,833 --> 01:29:39,000
‫تمام این وعده ـها را...

1376
01:29:39,083 --> 01:29:44,333
‫به عنوان قهرمان کشور عزیزم و مردمش، عملی خواهم کرد.

1377
01:29:56,833 --> 01:29:59,291
‫من بر اساس قانون و سنت،

1378
01:29:59,375 --> 01:30:06,250
‫شما، مارگارت کاترین کلیر دلاکورت را ملکه مونتنارو عنوان می کنم.

1379
01:30:11,041 --> 01:30:12,416
‫زنده باد ملکه.

1380
01:30:12,500 --> 01:30:14,541
‫زنده باد ملکه!

1381
01:30:30,541 --> 01:30:31,625
‫سرورم.

1382
01:30:32,541 --> 01:31:31,625
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و اینستاگرام سايت زدمووی :
.:: @ZedMoviecom ::.
.:: ZedMovie.com ::.
