﻿1
00:00:00,576 --> 00:00:40,576
<b><font color="#00abfd"> دانلود رایگان فیلم و سریال 
  
  ..:: MiraMovie.org ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: ZedMovie.com ::..</font></b>

2
00:00:42,576 --> 00:01:00,575
<b><font color="#00abfd"> دانلود رایگان فیلم و سریال 
  
  ..:: MiraMovie.org ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: ZedMovie.com ::..</font></b>


4
00:01:01,811 --> 00:01:07,577
"اجتماع"

5
00:02:30,411 --> 00:02:31,977
.خودم می‌دونم دیر کردم

6
00:02:36,895 --> 00:02:38,723
کسی زنگ زد؟

7
00:02:38,767 --> 00:02:40,203
.نه

5
00:02:40,247 --> 00:02:41,639
کندرا زنگ نزد؟

6
00:02:41,683 --> 00:02:43,250
.نه
.کلا کسی زنگ نزد

7
00:02:46,949 --> 00:02:48,168
.خوبه

8
00:02:52,346 --> 00:02:54,696
...پسرم امروز صبح بازی داشت

9
00:02:54,739 --> 00:02:56,500
و می‌خواست من صبرکنم
...تا باباش برسه اونجا

10
00:02:56,524 --> 00:03:00,397
و بعدش هم توی ترافیک
...یا تصادف گیر کردم

11
00:03:00,441 --> 00:03:01,920
تصادف کردی؟

12
00:03:03,922 --> 00:03:08,231
،چی؟ نه. تصادف شده بود
.منم توی ترافیکش گیر کردم

13
00:03:11,191 --> 00:03:12,844
چی کار میکنی؟

14
00:03:12,888 --> 00:03:13,932
.ظرف می‌شورم

15
00:03:15,282 --> 00:03:19,242
باشه. خب، میشه
توی آماده‌کردن کمکم کنی؟

16
00:03:19,286 --> 00:03:20,504
چی رو میخوای آماده کنی؟

17
00:03:20,548 --> 00:03:22,463
.اتاق رو، واسه جلسه

18
00:03:24,421 --> 00:03:26,118
چرا تو داری ظرف‌ها رو میشوری؟

19
00:03:26,162 --> 00:03:27,990
هیچکدوم از کسایی که
.صبح اینجا بودن، نظافت نکردن

20
00:03:29,687 --> 00:03:31,167
.اوه، واقعا متاسفم

21
00:03:31,211 --> 00:03:33,213
...واقعا مسئولیت‌پذیری که

22
00:03:33,256 --> 00:03:35,998
آره. باید بهشون بگیم قبل از رفتن
.ریخت‌وپاش‌هاشون رو جمع کنن

23
00:03:36,041 --> 00:03:38,696
من...من صد در صد
.اینو بهشون گفتم

24
00:03:38,740 --> 00:03:40,524
چی... کدومشون بوده؟ اِی‌اِی؟

25
00:03:40,568 --> 00:03:43,614
.نه، آل‌-‌آنون
.ا‌ِی‌اِی همیشه تمیزکاری می‌کنن

26
00:03:45,312 --> 00:03:48,706
...باشه. خیلی‌خب، میشه که، عه

27
00:03:48,750 --> 00:03:50,162
...چطوره بعدا ظرف‌هارو بشوری

28
00:03:50,186 --> 00:03:51,424
ومی‌خوای کمکم کنی اتاق رو آماده کنم؟

29
00:03:51,448 --> 00:03:54,408
میخوام قبل از اینکه
.کندرا برسه مرتبش کنم

30
00:04:09,118 --> 00:04:10,772
.خیلی خب

31
00:04:10,815 --> 00:04:12,556
بیا. کمکم کن
.این میز رو بلند کنم

32
00:04:14,428 --> 00:04:16,343
.خیلی خب

33
00:04:16,386 --> 00:04:18,345
.مراقب باش
.مراقب‌ باش

34
00:04:24,525 --> 00:04:25,787
.اوه، شرمنده

35
00:04:31,096 --> 00:04:32,837
.بذار ببینم
.یکم بیارش وسط‌‌‌ تر

36
00:04:34,622 --> 00:04:36,058
.خوبه

37
00:05:07,785 --> 00:05:09,700
.سلام

38
00:05:09,744 --> 00:05:11,093
.سلام. سلام

39
00:05:11,136 --> 00:05:12,355
جودی؟ -
.بله -

40
00:05:12,399 --> 00:05:13,487
.کندرا کارتر هستم
.از آشناییت خوشبختم

41
00:05:28,893 --> 00:05:30,330
.خب، اینجا خیلی قشنگه

42
00:05:31,635 --> 00:05:33,942
.خیلی ممنون
.نظر خودمون هم همینه

43
00:05:35,552 --> 00:05:37,685
این روزا بیشتر مردم میرن
...شمال تا برن کلیسای سنت‌توماس

44
00:05:37,728 --> 00:05:42,167
ولی به نظر ما اینجا هم
.خیلی کارها میشه کرد

45
00:05:42,211 --> 00:05:43,908
خب، جلسه قراره کجا باشه؟

46
00:05:43,952 --> 00:05:46,520
.اوه. درسته. ببخشید

47
00:05:46,563 --> 00:05:47,782
.دارم زیادی حاشیه میرم

48
00:05:47,825 --> 00:05:49,107
...ببخشید. قصد بی‌ادبی نداشتم، فقط

49
00:05:49,131 --> 00:05:50,238
.نه نه نه. بی‌ادبی نیست
...خیلی

50
00:05:50,262 --> 00:05:51,133
.خیلی هم سوال خوبیه

51
00:05:51,176 --> 00:05:52,482
.قراره برن توی یه اتاق طبقه پایین

52
00:05:52,526 --> 00:05:53,875
.بیا دنبالم

53
00:05:57,661 --> 00:05:59,359
معمولا جلسات رو
...همین‌جا برگذار میکنیم

54
00:05:59,402 --> 00:06:00,621
...ولی کشیش فکر میکرد که

55
00:06:00,664 --> 00:06:02,927
ممکنه بخوان خیلی
...حریم خصوصی داشته باشن

56
00:06:02,971 --> 00:06:04,842
پس می‌بریمشون
.اتاق پشتی

57
00:06:04,886 --> 00:06:06,235
.خب، هرطور که صلاحه

58
00:06:06,278 --> 00:06:07,802
.به نظرم بهترین کار همینه

59
00:06:07,845 --> 00:06:10,631
،به نظرم نورگیرتره
...بهتره

60
00:06:10,674 --> 00:06:11,762
.میدونی، کلا قشنگ‌تره

61
00:06:11,806 --> 00:06:13,503
و لیندا هم موافقت کرد؟

62
00:06:13,547 --> 00:06:15,070
.راستش تاحالا لیندا رو ندیدم

63
00:06:15,113 --> 00:06:16,941
.اون جزو اهالی این کلیسا نیست
...برای همین

64
00:06:16,985 --> 00:06:18,726
ولی محل جلسه رو دیده دیگه؟

65
00:06:18,769 --> 00:06:20,772
خب، بارها
...اینجا

66
00:06:20,816 --> 00:06:22,860
.با کشیش دیدارِ خصوصی داشته

67
00:06:22,904 --> 00:06:24,514
.پس فکر کنم اتاق رو دیده

68
00:06:26,429 --> 00:06:28,257
...عه -
.اوه -

69
00:06:28,300 --> 00:06:30,433
صدای موسیقی اونجا هم میاد؟

70
00:06:30,477 --> 00:06:33,654
.اوه، لعنتی
.آره، این مشکل هست

71
00:06:33,697 --> 00:06:35,786
.ممکنه مشکل‌ساز بشه
می‌تونن ساز نزنن؟

72
00:06:35,830 --> 00:06:37,397
.خب، امروز تمرین دارن

73
00:06:37,440 --> 00:06:38,963
نمیشه فقط درها رو ببندیم؟

74
00:06:39,007 --> 00:06:40,443
.نمیخوام حواس بقیه پرت بشه

75
00:06:40,487 --> 00:06:41,594
میدونی چیه؟
.باهاشون حرف میزنم

76
00:06:41,618 --> 00:06:42,880
.درست میشه -
.ممنون -

77
00:06:42,924 --> 00:06:44,467
.خواهش میکنم
میخوای اتاق رو ببینی؟

78
00:06:44,491 --> 00:06:45,883
.بله لطفا -
.خیلی‌خب -

79
00:06:55,110 --> 00:06:56,851
نظرت چیه؟

80
00:06:57,852 --> 00:06:59,375
.اینجا صدای موسیقی کمتر میاد

81
00:06:59,419 --> 00:07:01,595
.اوه، درسته

82
00:07:01,638 --> 00:07:05,425
ببخشید. فقط آخه بهم گفته بودن
.که کسی قرار نیست توی ساختمون باشه

83
00:07:05,468 --> 00:07:07,470
.اوه، آره
.متاسفم

84
00:07:07,514 --> 00:07:09,472
.معمولا توی همین اتاق تمرین می‌کنن

85
00:07:09,516 --> 00:07:11,866
...ولی الان
.گفتیم برن توی کلیسا

86
00:07:11,909 --> 00:07:14,608
خیلی‌خب، خب کس دیگه‌ای هم
قراره اینجا باشه؟

87
00:07:14,651 --> 00:07:16,174
گروه کُر 
.برای فردا تمرین داره

88
00:07:16,218 --> 00:07:19,308
اوه،آره. خیلی معذرت میخوام
.که صندلی‌ها رو جابه‌جا کردم

89
00:07:19,351 --> 00:07:20,788
.نه، مساله‌ای نیست

90
00:07:20,831 --> 00:07:23,486
ولی تمرینشون رو توی کلیسا
انجام میدن دیگه، درسته؟

91
00:07:24,705 --> 00:07:25,967
.آره

92
00:07:26,010 --> 00:07:27,316
.پس مشکلی پیش نمیاد

93
00:07:28,404 --> 00:07:31,059
...آنتونی، می‌تونی بری طبقه پایین

94
00:07:31,102 --> 00:07:33,080
و خوراکی‌هایی که خریدم رو
...بیاری بالا

95
00:07:33,104 --> 00:07:35,324
و روی میزی که اونجاست، بچینی؟

96
00:07:35,803 --> 00:07:36,847
.ممنون

97
00:07:41,286 --> 00:07:42,810
ولی اتاق که مناسبه؟

98
00:07:42,853 --> 00:07:44,507
.به نظرم آره 

99
00:07:44,551 --> 00:07:46,640
.عالیه

100
00:07:46,683 --> 00:07:50,339
.ما دونات و آب و قهوه داریم

101
00:07:50,382 --> 00:07:51,906
می‌خوام یه قهوه‌ی عالی
.براشون درست کنم

102
00:07:51,949 --> 00:07:53,211
.فکر خوبیه

103
00:07:53,255 --> 00:07:57,302
...خیلی خب. و شرمنده بابت صندلی‌ها

104
00:07:57,346 --> 00:07:59,870
ولی میز مشکلی نداره؟ -
میز؟ -

105
00:07:59,914 --> 00:08:01,916
جایی که میز رو گذاشتم، به نظرت خوبه؟

106
00:08:01,959 --> 00:08:03,091
.خوبه -
برای ...؟ -

107
00:08:03,134 --> 00:08:06,355
.خیلی خب
.عالیه

108
00:08:06,398 --> 00:08:07,617
.عالیه

109
00:08:08,575 --> 00:08:10,054
.جای میز عالیه

110
00:08:10,098 --> 00:08:12,535
دستمال کاغذی دارین؟
مثلا جعبه‌ی دستمال کاغذی؟

111
00:08:12,579 --> 00:08:14,232
.آره، اونجا

112
00:08:14,276 --> 00:08:15,930
.ایده‌ی خیلی خوبیه
.البته

113
00:08:15,973 --> 00:08:19,107
خیلی‌خب. حالا داریم
...به یه جایی می‌رسیم. عه

114
00:08:19,150 --> 00:08:21,326
دوباره میگی چند نفر قراره بیان؟

115
00:08:21,370 --> 00:08:24,199
چطور مگه؟ -
.چهار نفرن -

116
00:08:24,242 --> 00:08:26,984
.کلی غذا خریدی

117
00:08:27,028 --> 00:08:29,160
.فکر نکنم چیزی بخورن

118
00:08:29,204 --> 00:08:31,946
...اوه. معذرت میخوام. فکر کردم -
این چیه؟ -

119
00:08:31,989 --> 00:08:34,992
.اون ناهار منه
.اونو بذار کنار

120
00:08:35,036 --> 00:08:37,255
ببخشید. فکر کردم باید
.یکم غذا هم داشته باشیم

121
00:08:37,299 --> 00:08:39,301
.آره، نه، نه
.فکر خیلی قشنگیه

122
00:08:39,344 --> 00:08:42,913
فقط... فکر نکنم لازم باشه
.همه‌ی اونا رو بیاریم بیرون

123
00:08:42,957 --> 00:08:45,263
.نباید این کار رو بکنیم -
.صحیح -

124
00:08:45,307 --> 00:08:46,917
.درسته
.خیلی خب

125
00:08:46,961 --> 00:08:48,634
خب،چند وقته با این خانواده‌ها کار میکنی؟

126
00:08:48,658 --> 00:08:50,355
...آنتونی، این -
چیه مگه؟ -

127
00:08:50,399 --> 00:08:52,096
.عیبی نداره

128
00:08:52,140 --> 00:08:53,837
.فقط یه خانواده‌‌ست

129
00:08:53,881 --> 00:08:56,536
.ولی 6 ساله باهاشونم

130
00:08:56,579 --> 00:08:57,841
.واو -
.واو -

131
00:08:59,669 --> 00:09:02,063
قبل از این اتفاق هم
با این خانواده کار کرده بودی؟

132
00:09:02,106 --> 00:09:04,674
.نه،نه، نه
.ما سر اون قضیه با هم آشنا شدیم

133
00:09:04,718 --> 00:09:06,894
میشه اینا رو جابه‌جا کنیم؟ -
.بله، حتما -

134
00:09:06,937 --> 00:09:09,853
.ممنون -
اونا قبلا هم این کار رو کردن؟ -

135
00:09:09,897 --> 00:09:12,160
.آنتونی، این هیچ ربطی به ما نداره

136
00:09:12,203 --> 00:09:14,292
کاغذهای فردا رو پرینت گرفتی؟

137
00:09:14,336 --> 00:09:15,380
.آره -
...خیلی‌خب -

138
00:09:15,424 --> 00:09:16,556
برای فردا، لباس‌ها رو تا کردی؟

139
00:09:24,694 --> 00:09:26,566
.از حرفش معذرت میخوام -
.نه، چیزی نگفت که -

140
00:09:26,609 --> 00:09:28,959
...می‌خواستیم امروز بهش مرخصی بدیم

141
00:09:29,003 --> 00:09:30,458
.ولی خانوادش نمیخوان
.اونا واقعا نیاز دارن سرش گرم باشه

142
00:09:30,482 --> 00:09:31,788
.نیازی نیست توضیح بدی

143
00:09:31,832 --> 00:09:33,573
.باشه، لطف داری

144
00:09:33,616 --> 00:09:36,619
یعنی، اون بیشتر وقت‌ها
.خیلی مهربونه

145
00:09:36,663 --> 00:09:40,231
.ولی شبیه کارمندهای کلیسای عادی نیست

146
00:09:40,275 --> 00:09:42,886
،ولی از طرف دیگه
.ما کلیسای اسقفی پروتستان هستیم
(خودمون هم عادی نیستیم)

147
00:09:42,930 --> 00:09:45,062
ببخشید، فقط یه
.شوخی کوچولوی مسیحی بود

148
00:09:45,106 --> 00:09:46,716
.نه، نذارش وسط میز

149
00:09:46,760 --> 00:09:49,023
.اوه -
.اینجوری یکم ناجوره -

150
00:09:49,066 --> 00:09:51,416
،بذارش کنار میز
...یا هم بذارش اون پشت

151
00:09:51,460 --> 00:09:52,896
...یه جوری که جلوش چشمشون باشه، ولی میدونی

152
00:09:55,116 --> 00:09:56,900
.درسته. معذرت میخوام. البته

153
00:09:59,381 --> 00:10:02,819
خب کجا...؟
...این کارها رو قراره همین‌جا

154
00:10:02,863 --> 00:10:04,255
پیش اونا انجام بدی، یا...؟

155
00:10:04,299 --> 00:10:08,346
نه، اونا توافق کردن
.که تنها باشن

156
00:10:08,390 --> 00:10:11,175
خب، میتونی بیای 
.با ما وقت‌ بگذرونی

157
00:10:11,219 --> 00:10:13,787
...ما
...ما کلی اتاق داریم

158
00:10:13,830 --> 00:10:16,746
.و وای‌فایمون هم خیلی سرعت داره

159
00:10:16,790 --> 00:10:18,313
...عه، باید چند تا تماس بگیرم

160
00:10:18,356 --> 00:10:20,054
پس احتمالا
.از توی ماشینم کار کنم

161
00:10:20,097 --> 00:10:23,187
.نه، اینکه ناجوره
.باید پیش ما بمونی

162
00:10:23,231 --> 00:10:24,687
.میتونی کل دفتر کشیش رو برداری

163
00:10:24,711 --> 00:10:26,930
.خیلی‌خب، یه کاریش می‌کنیم

164
00:10:26,974 --> 00:10:28,062
.باشه -
...عه -

165
00:10:28,715 --> 00:10:30,934
اینا چی هستن؟

166
00:10:30,978 --> 00:10:33,807
.اوه، آره
معرکه نیستن؟

167
00:10:33,850 --> 00:10:36,244
.این یه پروژه‌ی مدرسه بود
...این قرار بود که

168
00:10:36,287 --> 00:10:38,028
.شیشه رنگی باشه

169
00:10:41,902 --> 00:10:43,338
مشکلی پیش اومده؟

170
00:10:47,124 --> 00:10:48,212
.اوه

171
00:10:50,388 --> 00:10:51,389
.درسته

172
00:10:52,260 --> 00:10:53,827
.عیبی نداره
می‌دونی چیه؟

173
00:10:53,870 --> 00:10:56,525
میرم بیرون تا یه تماس بگیرم. باشه؟

174
00:10:56,568 --> 00:10:57,700
.حتما. باشه -
.مرسی -

175
00:10:57,744 --> 00:10:59,528
.راحت باش لطفا
.عجله نکن

176
00:11:21,506 --> 00:11:24,858
.خیلی‌خب، اینجاست
.رسیدیم

177
00:11:24,901 --> 00:11:26,642
.میدونم
.حرکت کن

178
00:11:26,686 --> 00:11:28,252
چی؟

179
00:11:28,296 --> 00:11:30,298
.فقط... من... الان وقتش نیست

180
00:11:30,341 --> 00:11:31,536
.هنوز آماده نیستم
.فقط به رانندگی ادامه بده

181
00:11:31,560 --> 00:11:32,604
.من نمی‌دونم ما کجاییم

182
00:11:32,648 --> 00:11:34,911
.مهم نیست کجاییم
.فقط برو. حرکت کن

183
00:11:34,955 --> 00:11:37,348
،اون گوشه بزن بغل
.یه جایی همون طرفا

184
00:11:37,392 --> 00:11:39,524
!فقط راه بیفت -
.باشه. باشه -

185
00:11:43,006 --> 00:11:47,707
.سلام، لیندا. مشکلی نیست
.من اینجام. عجله نکن

186
00:11:47,750 --> 00:11:49,012
با ریچارد حرف زدی؟

187
00:12:14,646 --> 00:12:16,387
ما اینجا چه غلطی می‌کنیم؟

188
00:12:18,955 --> 00:12:20,957
مشکلی برات پیش نمیاد؟

189
00:12:22,350 --> 00:12:23,699
عزیزم؟

190
00:12:23,743 --> 00:12:24,874
.نمی‌دونم

191
00:12:27,355 --> 00:12:30,401
.خیلی خب -
...نمی‌دونم اصلا می‌تونم -

192
00:12:32,099 --> 00:12:34,623
.نمی‌دونم می‌تونم این کار رو بکنم یا نه

193
00:12:37,887 --> 00:12:39,106
.خب، مجبور نیستیم انجامش بدیم

194
00:12:40,672 --> 00:12:42,936
.می‌تونیم دور بزنیم و بریم

195
00:12:44,372 --> 00:12:46,678
.اگه این چیزیه که تو می‌خوای

196
00:12:46,722 --> 00:12:48,506
.نه

197
00:12:48,550 --> 00:12:51,379
منظورم اینه، فکر نکنم
.بتونم اون حرف رو بزنم

198
00:12:55,644 --> 00:12:56,688
.خیلی خب

199
00:12:56,732 --> 00:13:00,388
.خب، میدونی، مجبور نیستی

200
00:13:00,431 --> 00:13:01,476
...می‌تونیم فقط بریم اونجا

201
00:13:01,519 --> 00:13:04,044
 .و به حرف‌های اونا گوش بدیم

202
00:13:04,087 --> 00:13:06,481
مجبور نیستی کاری بکنی
.که دلت نمیخواد

203
00:13:07,656 --> 00:13:08,744
باشه؟

204
00:13:08,788 --> 00:13:10,572
اگه من نگم، تو میگی؟

205
00:13:14,228 --> 00:13:15,292
.متاسفم
.این منصفانه نیست

206
00:13:15,316 --> 00:13:18,362
...نه، این
...میدونی، این

207
00:13:31,593 --> 00:13:33,247
...من نمیگم، ولی

208
00:14:05,714 --> 00:14:07,759
.یالا
آماده‌ای برگردیم اونجا؟

209
00:14:10,327 --> 00:14:11,851
.آره

210
00:14:13,374 --> 00:14:14,375
.خیلی خب

211
00:14:57,984 --> 00:15:00,421
.حتما
...پس فردا که برگشتم

212
00:15:00,464 --> 00:15:02,205
.می‌تونیم درموردش صحبت کنیم

213
00:15:20,441 --> 00:15:21,659
.اوه، خدای من

214
00:15:39,329 --> 00:15:40,417
آقا و خانم پری؟

215
00:15:40,461 --> 00:15:42,115
.لطفا جی صدام کن
شما کندرا هستی؟

216
00:15:42,158 --> 00:15:43,159
.بله

217
00:15:57,304 --> 00:15:58,305
گیل، نمیای؟

218
00:16:09,403 --> 00:16:10,839
.سلام

219
00:16:10,882 --> 00:16:12,362
.سلام، جی پری هستم -
.اوه، سلام -

220
00:16:12,406 --> 00:16:13,600
.اینم همسرمه، گیل -
.من جودی هستم -

221
00:16:13,624 --> 00:16:14,669
.سلام -
.سلام، جودی -

222
00:16:14,712 --> 00:16:15,757
.سلام -
.من جی هستم -

223
00:16:15,800 --> 00:16:16,952
.سلام. خیلی ممنون که اومدین

224
00:16:16,976 --> 00:16:18,890
ممنون از شما که 
.فضای مورد نیاز رو فراهم کردی

225
00:16:18,934 --> 00:16:21,545
.خواهش میکنم
.خیلی خوشحالیم که تونستیم کمکی کنیم

226
00:16:21,589 --> 00:16:23,045
خب، اون پشت
.اتاق رو براتون آماده کردیم

227
00:16:23,069 --> 00:16:24,089
...آره. یکم هم غذا داریم

228
00:16:24,113 --> 00:16:25,680
.عالیه

229
00:16:25,723 --> 00:16:27,005
.و یکم آب و قهوه هم داریم
چیزی میل دارین؟

230
00:16:27,029 --> 00:16:28,988
فکر کنم فعلا چیزی
لازم نداریم. درسته؟

231
00:16:30,119 --> 00:16:31,991
.من که چیزی نمی‌خوام

232
00:16:32,034 --> 00:16:33,359
.ممنون، جودی -
.ممنون از شما -

233
00:16:33,383 --> 00:16:35,144
میخواین اتاق رو بهتون نشون بدم؟

234
00:16:35,168 --> 00:16:36,734
.نه، من نشونشون میدم
.ممنون

235
00:16:36,778 --> 00:16:38,364
باشه، عالیه. خیلی خوبه که
.با هردوتون آشنا شدم

236
00:16:38,388 --> 00:16:40,086
.ممنون -
.می‌تونین دنبال من بیاین -

237
00:16:43,045 --> 00:16:44,045
.اینجاست

238
00:16:50,661 --> 00:16:51,923
اتاق براتون مناسبه؟

239
00:16:56,406 --> 00:16:57,625
...عه

240
00:16:58,539 --> 00:17:00,584
...میز، صندلی

241
00:17:00,628 --> 00:17:02,195
.مسیح که ما رو زیر نظر داره

242
00:17:02,804 --> 00:17:03,848
.عالیه

243
00:17:03,892 --> 00:17:05,676
.خیلی خب
...خب، میدونم که

244
00:17:05,720 --> 00:17:07,852
...ما واسه همه چی ازتون امضا گرفتیم

245
00:17:07,896 --> 00:17:09,115
...و تا جایی که به اداره‌ی ما مربوطه

246
00:17:09,158 --> 00:17:11,030
.تمام اقدامات لازم رو انجام دادین

247
00:17:11,073 --> 00:17:13,467
ولی... حالا که
...خودمون سه نفر هستیم

248
00:17:13,510 --> 00:17:15,208
چیزی هست که بخواین از من بپرسین؟

249
00:17:16,905 --> 00:17:17,949
.فکر کنم سوالی نداریم

250
00:17:17,993 --> 00:17:19,603
اونا به‌زودی میرسن؟

251
00:17:19,647 --> 00:17:20,691
.همین الان باهاشون حرف زدم

252
00:17:20,735 --> 00:17:21,929
.هر آن ممکنه برسن

253
00:17:21,953 --> 00:17:23,042
.اوه -
...ایرادی نداره که -

254
00:17:23,085 --> 00:17:24,149
برای یه مدت کوتاه تنهاتون بذارم؟

255
00:17:24,173 --> 00:17:25,305
.البته
.حتما

256
00:17:25,348 --> 00:17:26,654
.الان برمی‌گردم

257
00:17:47,109 --> 00:17:49,285
.سلام. نه، من بیرونم

258
00:17:50,678 --> 00:17:52,593
.اوه، دارم می‌بینمتون

259
00:18:07,260 --> 00:18:08,565
.ما اینجاییم

260
00:18:11,612 --> 00:18:13,396
.سلام -
.سلام -

261
00:18:13,440 --> 00:18:18,097
ریچارد، لیندا، ایشون هم
.جی و گیل پری هستن

262
00:18:18,140 --> 00:18:21,056
.راستش ما قبلا همدیگه رو دیدیم
.خیلی وقت پیش

263
00:18:23,145 --> 00:18:24,494
حالتون چطوره؟

264
00:18:25,452 --> 00:18:28,107
.آره، ما خوبیم
.ممنون

265
00:18:31,327 --> 00:18:33,329
خیلی وقته منتظرید؟

266
00:18:33,373 --> 00:18:36,158
.نه، تازه رسیدیم
.حتی هنوز ننشستیم

267
00:18:36,202 --> 00:18:37,899
اتاق چطوره؟
خوبه؟

268
00:18:37,942 --> 00:18:39,988
.خوبه -
.به نظر منم خوبه -

269
00:18:41,598 --> 00:18:42,599
گیل؟

270
00:18:43,470 --> 00:18:44,471
.منم راحتم

271
00:18:45,385 --> 00:18:46,690
.خیلی خب، خوبه

272
00:18:48,301 --> 00:18:50,520
.اینا رو برای شما آوردم

273
00:18:50,564 --> 00:18:52,566
.اوه. اوه

274
00:18:52,609 --> 00:18:54,307
.معذرت میخوام -
...نه، این‌ها -

275
00:18:54,350 --> 00:18:55,395
.کوچیکن

276
00:18:55,438 --> 00:18:57,353
.نه، خیلی قشنگن
.ممنون

277
00:19:01,923 --> 00:19:03,142
بشینیم؟

278
00:19:04,360 --> 00:19:06,232
.آره، بیاین بشینیم

279
00:19:15,980 --> 00:19:16,981
کتت رو بگیرم؟

280
00:19:26,077 --> 00:19:27,949
.خب، ما... ما با هم صحبت کردیم

281
00:19:27,992 --> 00:19:29,559
.آره، همه چیز مرتبه

282
00:19:29,603 --> 00:19:31,082
.همینطوره. بله

283
00:19:31,126 --> 00:19:36,175
خب، من واقعا ممنونم که
.بالاخره همتون رو کنار هم می‌بینم

284
00:19:36,218 --> 00:19:37,480
عیبی نداره که اینو بگم؟

285
00:19:37,524 --> 00:19:40,004
و امیدوارم
...وقتی امروز از اینجا میریم

286
00:19:40,048 --> 00:19:41,243
...هممون فکر کنیم که این ملاقات

287
00:19:41,267 --> 00:19:43,312
.کار درستی بوده

288
00:19:43,356 --> 00:19:44,400
اینطوری خوبه؟

289
00:19:44,444 --> 00:19:45,880
.بله -
.ممنون، کندرا -

290
00:19:45,923 --> 00:19:49,013
خیلی خب، من میخوام
.شما رو تنها بذارم

291
00:19:49,057 --> 00:19:50,363
اگه چیزی نیاز داشتین
.بهم خبر بدین

292
00:19:51,233 --> 00:19:52,452
.از آشنایی با هردوتون خوشحال شدم

293
00:19:52,495 --> 00:19:53,844
.ما هم همینطور -
.اوهوم -

294
00:20:11,035 --> 00:20:13,168
...میخوای که فقط شاید

295
00:20:18,260 --> 00:20:19,740
.اینا قشنگن

296
00:20:19,783 --> 00:20:21,132
.ممنون

297
00:20:21,176 --> 00:20:22,917
.می‌خواستم یه چیزی بیارم

298
00:20:24,310 --> 00:20:26,964
سعی کردم گل‌هایی
...که فصلی یا در دسترس باشن

299
00:20:27,008 --> 00:20:29,532
،انتخاب کنم
.که چیز قابل‌داری نیست

300
00:20:29,576 --> 00:20:33,362
اینو خودت درست کردی؟ -
.آره. یه جور سرگرمی جدیده -

301
00:20:33,406 --> 00:20:34,407
.اوه

302
00:20:36,322 --> 00:20:37,888
.ممنون

303
00:20:37,932 --> 00:20:38,933
.خواهش میکنم

304
00:20:42,241 --> 00:20:44,721
...معذرت میخوام. فقط
.قصد بی‌احترامی ندارم

305
00:20:44,765 --> 00:20:46,984
ولی میشه در حالی‌که
...داریم حرف می‌زنیم

306
00:20:47,028 --> 00:20:48,986
اینا رو بذاریم یه جای دیگه؟ -
.حتما -

307
00:20:49,030 --> 00:20:50,094
.نه، نه، من میگیرمشون -
.باشه -

308
00:20:50,118 --> 00:20:51,293
.خیلی معذرت میخوام -
.نه -

309
00:21:03,174 --> 00:21:05,699
.ممنون -
.خواهش می‌کنم -

310
00:21:07,135 --> 00:21:08,832
.می‌دونین که... خیلی خب

311
00:21:09,964 --> 00:21:11,531
سفرتون به اینجا چطور بود؟

312
00:21:11,574 --> 00:21:14,403
.ماشین. ما رانندگی کردیم
.آره. خوب بود

313
00:21:14,447 --> 00:21:16,013
شما هم با ماشین اومدین یا...؟

314
00:21:16,057 --> 00:21:20,017
.من دیروز با پرواز اومدم
.امروز عصر هم برمیگردم

315
00:21:20,061 --> 00:21:22,237
.اوه، خیلی خب
.درسته

316
00:21:23,499 --> 00:21:25,980
شما هم امشب
برمی‌گردین یا...؟

317
00:21:26,023 --> 00:21:28,765
...ما یه اتاق داریم، با هتل هماهنگ کردیم

318
00:21:28,809 --> 00:21:30,332
.ولی شاید نخوایم شب بمونیم

319
00:21:30,376 --> 00:21:32,378
یعنی برگردین؟ -
.آره -

320
00:21:34,989 --> 00:21:40,299
خب، ببینین، ممنون که
...موافقت کردین ما رو ببینین

321
00:21:40,951 --> 00:21:42,953
.و با هم باشیم

322
00:21:42,997 --> 00:21:45,216
.اوه، خواهش میکنم

323
00:21:45,260 --> 00:21:49,351
،من از شما، از همتون
.ممنونم که این مسیر رو اومدین

324
00:21:49,395 --> 00:21:51,048
میدونم اومدن تا خونه‌ی من
.کار آسونی نیست

325
00:21:51,092 --> 00:21:52,412
.ما خوشحالیم که اومدیم پیشت، لیندا

326
00:21:52,441 --> 00:21:56,184
...منظورم اینه که، بله، و من

327
00:21:58,926 --> 00:22:01,232
و ما می‌خوایم صحبت رو
... اینطوری شروع کنیم

328
00:22:01,276 --> 00:22:05,498
که بابت بعضی از حرف‌هایی
.که زدیم، پشیمونیم

329
00:22:05,541 --> 00:22:07,804
،اینطور نگید
.نیازی نیست پشیمون باشین

330
00:22:07,848 --> 00:22:11,068
کاش ما هم انقدر مجبور نبودیم
.به وکیل‌هامون متکی باشیم

331
00:22:11,112 --> 00:22:14,202
ولی الان فقط مساله
.اینه که از پسرمون محافظت کنیم

332
00:22:16,509 --> 00:22:17,771
.استیون -
.اوهوم -

333
00:22:18,815 --> 00:22:20,774
.آره
اون اوضاعش چطوره؟

334
00:22:20,817 --> 00:22:22,602
.خیلی خوبه
.ممنون که پرسیدی

335
00:22:22,645 --> 00:22:24,995
،الان توی بالتیمور زندگی می‌کنن
.خیلی از من دور نیستن

336
00:22:25,039 --> 00:22:26,190
به زودی قراره
.صاحب یه پسر کوچولو بشن

337
00:22:26,214 --> 00:22:27,955
.چه عالی

338
00:22:27,998 --> 00:22:29,870
.ممنون
و سوفی حالش چطوره؟

339
00:22:29,913 --> 00:22:32,263
دخترتون چطوره؟ -
...اوه، عه -

340
00:22:32,307 --> 00:22:34,527
.خوبه -
.خیلی بهتر شده -

341
00:22:34,570 --> 00:22:37,747
.پارسال خیلی پیشرفت کرد

342
00:22:37,791 --> 00:22:39,488
...الان دنبال اینه که

343
00:22:39,532 --> 00:22:41,447
،واسه ترم پاییزی
.به دانشگاه‌ها درخواست بده

344
00:22:41,490 --> 00:22:42,535
.اوه، این فوق‌العاده‌ست

345
00:22:42,578 --> 00:22:43,666
.عالیه -
.ممنون -

346
00:22:43,710 --> 00:22:44,972
.این عالیه. عالیه

347
00:22:45,015 --> 00:22:46,016
.آره -
.آره -

348
00:22:53,328 --> 00:22:54,808
...عه

349
00:23:01,597 --> 00:23:04,295
شما عکس آوردین یا...؟

350
00:23:04,339 --> 00:23:06,646
...بله. بله، من

351
00:23:06,689 --> 00:23:08,256
یه صحبت‌هایی بود
...که شاید

352
00:23:09,736 --> 00:23:12,303
خوب باشه اینا رو
.با هم ببینیم. نمی‌دونم

353
00:23:12,347 --> 00:23:13,522
گیل، تو می‌خوای که...؟

354
00:23:13,566 --> 00:23:17,004
من چیزهای دیگه هم آوردم
.که به شما نشون بدم

355
00:23:17,047 --> 00:23:19,136
آره. کندرا گفت ممکنه
.این کار رو بکنی. حتما

356
00:23:19,180 --> 00:23:20,921
.خیلی خب، خوبه

357
00:23:20,964 --> 00:23:23,053
...نمیدونم الان وقت مناسبیه برای اینکه

358
00:23:23,097 --> 00:23:24,161
میخوای تا وقتی برن، صبر کنی؟

359
00:23:24,185 --> 00:23:25,273
.نه. من راحتم

360
00:23:25,316 --> 00:23:26,381
...نه؟ خیلی خب، شاید ما باید

361
00:23:26,405 --> 00:23:28,015
.نه، ما با هم توافق کردیم، پس... بفرمایید

362
00:23:34,978 --> 00:23:36,415
.ببینین
.این سوفیه

363
00:23:36,458 --> 00:23:38,721
.اوه -
.اوه -

364
00:23:38,765 --> 00:23:40,482
.خیلی زیباست -
.الان برای خودش خانمی شده -

365
00:23:40,506 --> 00:23:42,595
.آره، خیلی بزرگ شده

366
00:23:42,638 --> 00:23:43,726
.اوه، اوه

367
00:23:43,770 --> 00:23:44,945
.آره

368
00:23:44,988 --> 00:23:48,339
.اوه -
...و این -

369
00:23:54,433 --> 00:23:55,782
.دوست دارم ببینمشون

370
00:23:57,610 --> 00:23:58,611
.خیلی خب

371
00:24:00,917 --> 00:24:02,919
.این ایوان وقتی که 3 سالش بود

372
00:24:04,965 --> 00:24:08,185 
.خدای من -
چی دستشه؟ -

373
00:24:08,229 --> 00:24:09,709
.چقدر بانمکه -
...این -

374
00:24:09,752 --> 00:24:11,624
...از همون چیزاییه که غِل میخورن

375
00:24:11,667 --> 00:24:13,364
...اون ماسماسک رو میشد هل بدی هرجایی

376
00:24:13,408 --> 00:24:14,844
،و توپ‌ها می‌پریدن بالا
.می‌ترکیدن

377
00:24:14,888 --> 00:24:15,995
.توپ‌ها می‌ترکیدن و بیرون میومدن
.آره، آره

378
00:24:16,019 --> 00:24:17,040
.درسته، اونا رو یادمه

379
00:24:17,064 --> 00:24:18,935
.آره، آره

380
00:24:18,979 --> 00:24:21,938
...عکسی که
عکسِ توپ‌گیریش رو داری؟

381
00:24:21,982 --> 00:24:23,070
عکس توپ‌گیری رو آوردی؟

382
00:24:23,113 --> 00:24:24,177
.آره، داریمش
.آوردیمش

383
00:24:24,201 --> 00:24:25,464
خیلی خب. میخوای نشون...؟

384
00:24:27,248 --> 00:24:29,032
.اوه. اینجاست

385
00:24:29,076 --> 00:24:31,948
.فکر کنم تقریبا 12 سالش بود
.لیگ نوجوانان

386
00:24:31,992 --> 00:24:33,036
.اوه

387
00:24:33,080 --> 00:24:34,274
ورزشکار خوبی بود، نه؟

388
00:24:34,298 --> 00:24:35,493
.آره توی ورزش خیلی استعداد داشت

389
00:24:35,517 --> 00:24:36,518
.نگاهش کن

390
00:24:36,562 --> 00:24:37,669
یعنی، اون از خیلی چیزها
.خوشش میومد

391
00:24:37,693 --> 00:24:39,347
...اون، می‌دونین

392
00:24:39,390 --> 00:24:42,829
توی گروه موسیقی خواننده بود، توی
.برنامه سازمان ملل شرکت کرده بود. خیلی کارها


393
00:24:42,872 --> 00:24:45,266
.ولی آره، ورزشکار خیلی خوبی بود

394
00:24:45,309 --> 00:24:46,702
.اوه

395
00:24:46,746 --> 00:24:49,749
،ماجرای بامزه‌ایه
...ولی لباس توپ‌گیرها

396
00:24:49,792 --> 00:24:50,856
.اون نمی‌خواست نقش توپ‌گیر رو بازی کنه

397
00:24:50,880 --> 00:24:52,621
.فقط از لباسش خوشش میومد

398
00:24:52,665 --> 00:24:54,754
.اوه، پس لباسش رو دوست داشته

399
00:24:54,797 --> 00:24:56,146
.آره -
.اوه -

400
00:24:59,933 --> 00:25:03,806
خب، عکس خانوادگی هم داریم یا...؟

401
00:25:03,850 --> 00:25:05,895
.معلومه
.یه عالمه

402
00:25:05,939 --> 00:25:07,854
باید کلی عکس رو 
.میدادیم چاپ کنن

403
00:25:07,897 --> 00:25:08,961
دیگه کسی عکس‌های
.چاپی نداره

404
00:25:08,985 --> 00:25:10,378
مگه نه؟ -
.آره -

405
00:25:10,421 --> 00:25:11,747
.خوبه آدم یه چیزی توی دستش باشه
...نه که فقط، می‌دونین

406
00:25:11,771 --> 00:25:13,337
.درسته -
.این ماییم -

407
00:25:15,209 --> 00:25:16,993
...این -
.این آخرین کریسمسه -

408
00:25:21,868 --> 00:25:27,700
...آره، ما همیشه
.لباس خوب تنشون کردیم

409
00:25:27,743 --> 00:25:30,398
."اینجا داریم میگیم "پنیری
.نمی‌گیم پنیر

410
00:25:30,441 --> 00:25:31,530
 .خانوادمون هیچوقت نمی‌گفت پنیر

411
00:25:33,314 --> 00:25:37,710
اونا فکر میکردن ما خیلی
.احمقیم چون... مسخره‌ست

412
00:25:45,152 --> 00:25:46,283
.معذرت میخوام

413
00:25:46,327 --> 00:25:48,155
.عیبی نداره -
.آره -

414
00:25:48,198 --> 00:25:50,374
.نه واقعا متاسفم -
.برشون میدارم -

415
00:25:50,418 --> 00:25:51,550
.نه، متاسف نباش، لیندا

416
00:25:51,593 --> 00:25:53,116
...نه، نه، شاید ما باید

417
00:25:53,160 --> 00:25:56,555
.خیلی خب -
.منم می‌خواستم نشون بدم -

418
00:25:56,598 --> 00:25:59,732
نه، منم می‌خواستم 
...مال خودمون رو نشون بدم، ولی

419
00:26:03,562 --> 00:26:04,563
.کار سختیه

420
00:26:06,086 --> 00:26:07,087
.آره

421
00:26:16,705 --> 00:26:17,706
عزیزم؟

422
00:26:30,023 --> 00:26:31,067
.ممنونم

423
00:26:39,772 --> 00:26:40,947
.متاسفم

424
00:26:41,948 --> 00:26:42,992
...من

425
00:26:45,778 --> 00:26:51,522
میشه فقط یه چیزی نشونتون بدم؟

426
00:26:51,566 --> 00:26:53,002
.نه، مجبور نیستیم

427
00:26:53,046 --> 00:26:55,222
نشون ندم؟ -
.نه، نه، نه، نه -

428
00:26:55,265 --> 00:26:56,658
.شاید ایده‌ی خوبی نبوده باشه

429
00:26:58,268 --> 00:26:59,487
.نه،میخوام نشون بدم

430
00:27:02,403 --> 00:27:04,535
.یه چیزی آوردم

431
00:27:04,579 --> 00:27:08,017
.این آسون‌تره
.عکس نیست

432
00:27:08,061 --> 00:27:10,280
ولی ایرادی که نداره، گیل؟

433
00:27:12,021 --> 00:27:13,153
.حتما

434
00:27:13,936 --> 00:27:15,155
.خیلی خب. درسته

435
00:27:16,156 --> 00:27:18,637
...خب، این

436
00:27:18,680 --> 00:27:19,812
.اوه، واو

437
00:27:19,855 --> 00:27:20,900
.آره

438
00:27:22,597 --> 00:27:27,036
.همیشه‌ی خدا این همراهش بود

439
00:27:27,080 --> 00:27:28,821
کی بود؟ کلاس چهارم
و پنجم، آره؟

440
00:27:28,864 --> 00:27:29,952
.نه، کوچیک‌تر بود

441
00:27:29,996 --> 00:27:31,388
این چی هست؟

442
00:27:31,432 --> 00:27:35,131
خب، عاشق این بود
.که حلزون جمع کنه

443
00:27:35,175 --> 00:27:38,047
.بدجوری شیفته‌ی حلزون‌ها بود

444
00:27:38,091 --> 00:27:40,528
و اونا رو توی این شیشه
.جمع می‌کرد

445
00:27:43,792 --> 00:27:47,796
،و هرجا می‌رفت
.اینا رو هم با خودش می‌برد

446
00:27:47,840 --> 00:27:50,843
...ولی، بچه‌ها
.اونا فکر میکردن این کارِ عجیبیه

447
00:27:50,886 --> 00:27:52,322
.یه ذره هم عجیب بود

448
00:27:53,280 --> 00:27:55,586
.اون واقعا عاشق اینا بود

449
00:27:55,630 --> 00:27:58,807
،ولی این روشِ نگهداری
.یه مشکلاتی داشت

450
00:27:58,851 --> 00:28:01,680
.خیلی ناراحت میشد، می‌دونین

451
00:28:01,723 --> 00:28:06,641
...و وقتی صدفِ حلزون‌ها میشکنه، خیلی
.نه

452
00:28:06,685 --> 00:28:09,905
،برای همین یه روز
.یهو با این سروکله‌ش پیدا شد

453
00:28:10,819 --> 00:28:13,126
حلزون‌های کاغذی. می‌بینین؟

454
00:28:13,169 --> 00:28:16,172
.آره -
.اینجا برگ و یه گل هم داره -

455
00:28:16,216 --> 00:28:18,000
. و فکر کنم اینم یه سنگه

456
00:28:18,044 --> 00:28:20,089
.آها

457
00:28:20,133 --> 00:28:23,092
.این یه باغه برای حلزون‌ها -
.درسته -

458
00:28:23,136 --> 00:28:27,357
:و اون گفت
".اینطوری، دیگه اونا نمی‌میرن"

459
00:28:28,184 --> 00:28:31,710
.به نظرم این خیلی خیلی زیرکانه‌ست

460
00:28:31,753 --> 00:28:32,928
.آره، درسته

461
00:28:34,103 --> 00:28:37,106
...به نظرم
.به نظرم زیرکانه بود

462
00:28:37,150 --> 00:28:41,720
و بعدش، وقتی
...نگرانی‌های خودم رو داشتم

463
00:28:41,763 --> 00:28:42,895
نگران شده بودی؟

464
00:28:44,070 --> 00:28:45,332
...اوه، نه درمورد

465
00:28:46,246 --> 00:28:47,900
.درموردِ روحیه‌ی حساسش

466
00:28:47,943 --> 00:28:49,466
.آره

467
00:28:49,510 --> 00:28:52,731
هرچند، واقعا براش خوشحال بودم
...که تونسته

468
00:28:52,774 --> 00:28:53,993
.یه راه حل پیدا کنه

469
00:28:54,036 --> 00:28:58,171
اون همیشه عزمش رو جزم میکرد
.که یه راه‌حل پیدا کنه

470
00:29:01,652 --> 00:29:07,136
آره. من خوشحال بودم
.که انقدر مصممه

471
00:29:13,969 --> 00:29:15,449
.خب، ممنونم

472
00:29:16,755 --> 00:29:17,843
...ممنون از تو

473
00:29:17,886 --> 00:29:20,149
.که اینو با ما درمیون گذاشتی، لیندا -
.آره -

474
00:29:20,193 --> 00:29:23,587
فقط می‌خواستم یه چیزی
.بهتون نشون داده باشم

475
00:29:23,631 --> 00:29:24,763
.اوهوم -
...این -

476
00:29:34,816 --> 00:29:37,079
.خب، دخترتون
اوضاعش روبه راهه؟

477
00:29:37,123 --> 00:29:38,777
.آره -
.اوضاعش رو به راهه، بله -

478
00:29:38,820 --> 00:29:41,475
.آره، اون چیزیش نمیشه. آره

479
00:29:41,518 --> 00:29:45,044
.الان خیلی اجتماعی‌تر از گذشته شده

480
00:29:45,087 --> 00:29:46,959
...یا هم، اون
.راستش دلمون براش تنگ میشه

481
00:29:47,002 --> 00:29:48,395
.حالا دیگه زیادی میره بیرون از خونه

482
00:29:48,438 --> 00:29:49,788
.دوست پسر داره

483
00:29:49,831 --> 00:29:51,137
...من نمیدونم واقعا

484
00:29:51,180 --> 00:29:52,791
.دوست پسر پیدا کرده

485
00:29:52,834 --> 00:29:57,186
.اوه. خب، اینم از این
...برای همین اون

486
00:29:57,230 --> 00:29:58,405
.آره

487
00:29:58,448 --> 00:30:00,059
این اواخر خیلی بیشتر
.شبیهِ خودش شده

488
00:30:00,102 --> 00:30:01,887
.اوه. این فوق‌العاده‌ست

489
00:30:01,930 --> 00:30:04,541
.آره. خیلی پیشرفت کرده

490
00:30:04,585 --> 00:30:06,717
.اوه. این خیلی عالیه

491
00:30:06,761 --> 00:30:08,589
...توی نامه‌هات به لیندا

492
00:30:08,632 --> 00:30:10,766
...اشاره کرده‌ بودی که 

493
00:30:10,810 --> 00:30:13,115
.خودت هم خیلی پیشرفت کردی

494
00:30:13,159 --> 00:30:14,203
پیش مشاور میری؟

495
00:30:14,247 --> 00:30:16,771
.معذرت میخوام، اینو باهاش درمیون گذاشتم

496
00:30:16,815 --> 00:30:18,207
.بهش گفتم

497
00:30:18,251 --> 00:30:20,122
.فقط بهش اشاره کرد

498
00:30:20,166 --> 00:30:24,300
...گفته بودی که یکی رو پیدا کردی که

499
00:30:24,344 --> 00:30:27,086
.آره، خیلی کمکم کرده
.درسته

500
00:30:27,129 --> 00:30:28,217
.خیلی خوبه

501
00:30:28,261 --> 00:30:31,830
...آره، این
...اون... اون

502
00:30:31,873 --> 00:30:34,441
خب، اون یکی از مهم‌ترین دلایلیه
.که ما الان اینجاییم

503
00:30:35,529 --> 00:30:37,792
.خیلی خب، پس هردوتون میرین پیشش

504
00:30:37,836 --> 00:30:39,098
...خب، عه

505
00:30:40,099 --> 00:30:41,883
.هردومون میریم -
.آره -

506
00:30:41,927 --> 00:30:43,754
.آره. آره

507
00:30:43,798 --> 00:30:50,065
و اون ما رو تشویق کرده
...که امروز احساساتمون رو ابراز کنیم

508
00:30:50,109 --> 00:30:53,982
ولی مهمه
...که شما رو بازجویی نکنیم

509
00:30:54,026 --> 00:30:57,899
،کنجکاو باشیم
...و تداقعی نباشیم

510
00:30:57,943 --> 00:30:59,074
.کینه‌جو نباشیم

511
00:31:00,467 --> 00:31:02,948
."گفت "کینه‌جو -
نگفته بود تدافعی؟ -

512
00:31:02,991 --> 00:31:04,993
.نه، گفت کینه‌جو نباشیم

513
00:31:05,037 --> 00:31:06,690
.باشه. ببخشید

514
00:31:08,127 --> 00:31:09,650
.مهم نیست

515
00:31:09,693 --> 00:31:13,741
نکته اینجاست که
...ما اینجا نیومدیم تا بهتون حمله کنیم

516
00:31:14,394 --> 00:31:15,699
.و این رو بهش قول دادیم

517
00:31:15,743 --> 00:31:19,703
،ولی ما هر حرفی که گفتیم
.با همه وجود احساس کرده بودیم

518
00:31:19,747 --> 00:31:22,054
...درسته؟ ما نمی‌خوایم

519
00:31:22,097 --> 00:31:25,405
.قرار نیست برای احساساتمون عذرخواهی کنیم

520
00:31:25,448 --> 00:31:26,797
.ممنون از صداقتتون

521
00:31:26,841 --> 00:31:29,148
...ما می‌خوایم گوش کنیم

522
00:31:30,323 --> 00:31:31,715
.و می‌خوایم زخم‌هامون التیام پیدا کنه

523
00:31:31,759 --> 00:31:32,760
.البته

524
00:31:33,804 --> 00:31:35,632
...میدونی، نامه‌هات

525
00:31:36,677 --> 00:31:38,940
.برام خیلی باارزش بود

526
00:31:38,984 --> 00:31:42,161
...حتی اونایی که سخت بود، من واقعا

527
00:31:42,204 --> 00:31:44,511
.واقعا ممنونم که اونا رو نوشتی

528
00:31:52,475 --> 00:31:56,871
ما متوجه هستیم که شما
...کارهای زیادی کردی و خواهی کرد

529
00:31:56,915 --> 00:32:01,963
و منظورم فقط اون کارهایی نیست
.که به صورت عمومی انجام دادی

530
00:32:02,007 --> 00:32:05,184
ولی واقعا تحسین برانگیزه که چطور
.انقدر صادقانه اون بیرون حضور پیدا میکنی

531
00:32:05,227 --> 00:32:06,794
...راستش ما، من و لیندا

532
00:32:06,837 --> 00:32:08,883
.سال‌هاست کارهات رو دنبال می‌کنیم

533
00:32:08,927 --> 00:32:10,537
.درسته -
...خب، همه -

534
00:32:10,580 --> 00:32:13,105
...آره، همه دنبال می‌کنن، ولی -
.ممنون -

535
00:32:13,148 --> 00:32:17,674
.ولی اصلا ازش لذت نمی‌برم، می‌دونین

536
00:32:17,718 --> 00:32:20,242
،همچین فعال‌گری‌های اجتماعی
.می‌تونه آدم رو از پا بندازه

537
00:32:20,286 --> 00:32:22,505
،درسته
.ولی من از اون کلمه خوشم نمیاد

538
00:32:22,549 --> 00:32:24,420
...من

539
00:32:24,464 --> 00:32:28,250
نمی‌دونم به جز این
.دیگه با خودم چی کار کنم

540
00:32:28,294 --> 00:32:29,991
.ثابت‌قدمیِ شما قابل تحسینه

541
00:32:30,035 --> 00:32:32,515
.خب، ممنونم

542
00:32:32,559 --> 00:32:36,693
ولی ما امروز واقعا 
.نیومدیم که درمورد این مساله صحبت کنیم

543
00:32:36,737 --> 00:32:38,137
.من فکر نمی‌کنم نامربوط باشه

544
00:32:38,173 --> 00:32:40,480
...به اعتقاد شما، ما به عنوان یک کشور

545
00:32:40,523 --> 00:32:43,048
.به تعهدات و وظایفمون پایبند نیستیم

546
00:32:43,091 --> 00:32:45,746
...خب، من نمی... من
.داشتم از رئیس‌جمهور اوباما نقل قول می‌کردم

547
00:32:45,789 --> 00:32:48,009
.به نظرم این حرف درسته
.به نظرم داریم همدیگه‌رو می‌کُشیم

548
00:32:48,053 --> 00:32:49,793
.واقعا همینطوره -
.من مخالف نیستم -

549
00:32:49,837 --> 00:32:51,752
...ولی فاکتورهای خیلی زیادی هست

550
00:32:51,795 --> 00:32:55,060
.می‌دونی، بحثِ این یا اون نیست 
...این

551
00:32:56,844 --> 00:32:58,063
.آره. ببخشید

552
00:32:58,106 --> 00:33:00,630
.نه. ادامه بده

553
00:33:00,674 --> 00:33:03,503
من قول دادم امروز
.درمورد این مساله حرف نزنم

554
00:33:03,546 --> 00:33:05,505
.مجبور نیستیم حرف بزنیم -
.نه -

555
00:33:07,637 --> 00:33:09,509
فقط اینکه... میشه همین یک نکته رو بگم؟

556
00:33:09,552 --> 00:33:12,338
اینطور نیست که مشکل یا این مساله باشه
.یا اون مساله

557
00:33:12,381 --> 00:33:13,600
.اینطوری سفسطه می‌کنن

558
00:33:13,643 --> 00:33:17,647
،اینطوری حواس‌ها رو پرت میکنن
.یا از خودشون دفاع می‌کنن

559
00:33:17,691 --> 00:33:19,060
می‌دونی، میگن:" اینجا به
".اسلحه‌ها نگاه نکنین

560
00:33:19,084 --> 00:33:20,911
،به اونجا نگاه کنین"
".به سلامت روان

561
00:33:20,955 --> 00:33:23,349
انگار ممکن نیست
.همزمان درمورد هردوتا مساله حرف زد

562
00:33:23,392 --> 00:33:24,872
.این توهین‌آمیزه

563
00:33:24,915 --> 00:33:27,788
.آره، میشه درمورد هردوش حرف زد
...ولی اگه بچه‌ت بخواد به خودش آسیب بزنه

564
00:33:28,571 --> 00:33:29,659
...اونوقت فقط وسایل خطرناک رو

565
00:33:29,703 --> 00:33:31,028
از توی خونه جمع می‌کنی؟

566
00:33:31,052 --> 00:33:34,012
.نه. دلت میخواد کمکش کنی

567
00:33:34,055 --> 00:33:35,665
میخوای بفهمی که
...چه مشکلی پیش اومده

568
00:33:35,709 --> 00:33:36,816
و میخوای که اون وضعیت رو
.تغییر بدی

569
00:33:36,840 --> 00:33:38,712
هی، چرا داریم درمورد این موضوع حرف می‌زنیم؟

570
00:33:39,887 --> 00:33:41,193
چی شده؟

571
00:33:41,236 --> 00:33:42,585
چرا داریم درموردش حرف میزنیم؟

572
00:33:42,629 --> 00:33:45,284
من نیومدم اینجا
.که به این حرفا گوش کنم

573
00:33:45,327 --> 00:33:48,417
.آره، خیلی‌خب. متاسفم

574
00:33:51,029 --> 00:33:53,161
.من قصد توهین نداشتم -
.اوه -

575
00:33:53,205 --> 00:33:55,035
...من فقط فکر می‌کنم

576
00:33:55,078 --> 00:33:59,907
،با پیدا کردن مقصر
...میتونیم راهی برای تغییر پیدا کنیم

577
00:33:59,950 --> 00:34:02,475
.و میخوام این فکر رو زیر سوال ببرم

578
00:34:02,518 --> 00:34:05,608
،میخوام به همه‌ی ابعاد ماجرا نگاه کنم
...چون خودم رو مقصر میدونم

579
00:34:06,261 --> 00:34:08,002
.و نمی‌تونم این رو تغییر بدم

580
00:34:08,046 --> 00:34:10,091
منظورت چیه؟

581
00:34:10,135 --> 00:34:11,527
...من نمی‌تونم -
...وقتی اینو میگی -

582
00:34:11,571 --> 00:34:14,226
،یعنی... وقتی این حرف رو می‌زنی
 منظورت چیه؟

583
00:34:17,316 --> 00:34:19,057
،نمی‌تونم کاری که کردم
.تغییر بدم

584
00:34:20,188 --> 00:34:21,842
تو... پس خودت رو مقصر میدونی؟

585
00:34:26,499 --> 00:34:27,978
...دارم می‌پرسم

586
00:34:28,022 --> 00:34:29,589
خودت رو مقصر میدونی؟ -
.هی -

587
00:34:31,199 --> 00:34:32,418
.نه، من میخوام بدونم

588
00:34:32,461 --> 00:34:34,855
نیومدم اینجا تا درموردِ
.سیاست لعنتی صحبت کنم

589
00:34:34,898 --> 00:34:36,465
.میخوام بدونم

590
00:34:36,509 --> 00:34:38,554
.ما نمی‌خوایم بازجویی کنیم

591
00:34:38,598 --> 00:34:41,557
می‌تونم تصور کنم که زندگی
.و کنار اومدن با اعمالِ اون، چقدر سخته

592
00:34:41,601 --> 00:34:43,298
.واقعا هست -
...ولی چیزی که ما از دست دادیم -

593
00:34:46,823 --> 00:34:49,130
لطفا فقط بهم بگو
.منظورت از این حرف چیه

594
00:34:50,784 --> 00:34:55,484
...وقتی میگی مقصر بودی

595
00:34:55,528 --> 00:34:57,486
میخوام بدونم 
.داری به چی اشاره می‌کنی

596
00:34:57,530 --> 00:35:00,228
اتفاقی نبوده که توی استشهادنامه‌ها
.قید نشده باشه

597
00:35:00,272 --> 00:35:02,752
.ولی میخوام الان بشنومش

598
00:35:03,884 --> 00:35:05,407
.ما هیچوقت علیه شما پرونده‌سازی نکردیم

599
00:35:05,451 --> 00:35:07,235
ما توی هیچکدوم از اون اتفاقات
.دخالتی نداشتیم

600
00:35:07,279 --> 00:35:09,629
شاید راهِ بهتر از
...بازجویی کردن این باشه که

601
00:35:09,672 --> 00:35:13,023
.بفهمیم هرکسی چی یادش میاد -
.باشه. باشه -

602
00:35:13,067 --> 00:35:16,549
.پس... بهم بگید چی یادتونه

603
00:35:18,072 --> 00:35:19,552
.درمورد پسرتون بهم بگید

604
00:35:23,033 --> 00:35:24,252
دوست داری چی بدونی؟

605
00:35:24,296 --> 00:35:25,166
همه چیز، میخوام
.همه‌چیز رو بدونم

606
00:35:25,210 --> 00:35:26,559
چرا؟

607
00:35:26,602 --> 00:35:28,082
چرا میخوام درمورد پسرتون بدونم؟

608
00:35:28,126 --> 00:35:29,344
.چون پسر من رو کشته

609
00:35:55,544 --> 00:35:57,677
میخوای از کِی شروع کنم؟

610
00:35:58,547 --> 00:35:59,766
از هرجا که
.خودت نیاز داری

611
00:36:01,333 --> 00:36:05,772
.چون من می‌تونم همه چی رو بهت بگم

612
00:36:05,815 --> 00:36:08,209
ولی خیلی چیزها هست
.که هیچکس هرگز نخواهد فهمید

613
00:36:13,345 --> 00:36:18,741
.اون همیشه خجالتی بود
.حتی وقتی نوزاد بود

614
00:36:18,785 --> 00:36:22,789
.ما حواسمون بهش بود
.ولی من نگران نبودم

615
00:36:22,832 --> 00:36:25,183
من چیزهایی دیدم
.که هیچکس دیگه نمی‌دید

616
00:36:26,358 --> 00:36:28,098
.با بقیه خوب بازی نمی‌کرد

617
00:36:28,142 --> 00:36:30,144
.نه اینکه بچه‌ی بدجنسی باشه

618
00:36:30,188 --> 00:36:34,235
فقط انگار بلد نبود
.چطوری باید بازی کنه

619
00:36:34,279 --> 00:36:36,846
،و بعدا، وقتی بزرگتر شد
.فقط می‌خواست بیرون از خونه باشه

620
00:36:36,890 --> 00:36:38,370
.عاشق هوای آزاد بود

621
00:36:38,413 --> 00:36:40,546
.اینا رو میدونم
.نه، اینا رو میدونم

622
00:36:40,589 --> 00:36:43,244
،یعنی، اون خجالتی بوده
.عاشق حیوانات بوده

623
00:36:43,288 --> 00:36:46,247
.من همه‌چی رو خوندم

624
00:36:46,291 --> 00:36:47,857
.نمیدونم از من می‌خوای چی بگم

625
00:36:47,901 --> 00:36:49,903
چی باعث شده بود نگران بشی؟

626
00:36:49,946 --> 00:36:53,167
،گفتی هیچوقت نگران نشدی
ولی چی تو رو ترسونده بود؟

627
00:36:53,211 --> 00:36:56,126
،پسرم وقتی بچه بود
.هیچوقت من رو نترسوند

628
00:36:56,170 --> 00:36:57,606
...عکس‌هایی که دارم

629
00:36:57,650 --> 00:36:59,304
...اونا که نمی‌خوایم بهشون نگاه کنیم

630
00:36:59,347 --> 00:37:00,740
لازم نیست اونا رو ببینم. باشه؟

631
00:37:00,783 --> 00:37:03,046
...ما برای این نیست که -
.نیازی ندارم ببینمش -

632
00:37:03,090 --> 00:37:06,528
.حتما. باشه -
.میخوام بدونم چی عوض شد -

633
00:37:07,834 --> 00:37:11,838
،وقتی 13 سالش شد
.شروع کرد به استفاده از اینترنت

634
00:37:11,881 --> 00:37:14,362
،اون پروفایلِ بازی رو درست کرد
.همون حساب‌کاربری رو

635
00:37:14,406 --> 00:37:15,711
اون زمان بازی‌های خشن
.وجود نداشتن

636
00:37:15,755 --> 00:37:17,017
...میدونم، ولی

637
00:37:17,060 --> 00:37:18,975
،اونا بازی‌های فانتزی بودن
.مثل نقش بازی کردن

638
00:37:19,019 --> 00:37:20,126
.آره، میدونم
...ولی این همون

639
00:37:20,150 --> 00:37:21,804
حساب کاربریه
.که بعدا هم ازش استفاده میکرد

640
00:37:21,848 --> 00:37:25,895
،پس فقط دارم می‌پرسم
چی تغییر کرد؟

641
00:37:25,939 --> 00:37:27,245
.جواب دادن به این سوال خیلی سخته

642
00:37:27,288 --> 00:37:29,421
.خب، لطفا سعی کنین -
.فقط یک چیز که نبود -

643
00:37:29,464 --> 00:37:31,031
.پس بیشتر از یک چیز رو بهم بگین

644
00:37:31,074 --> 00:37:33,686
.خیلی خب، گیل
.بیا اینطوری انجامش ندیم

645
00:37:33,729 --> 00:37:35,470
باشه؟ -
.باشه -

1
00:37:35,514 --> 00:37:37,255
‫خیلی‌خب.

2
00:37:37,298 --> 00:37:39,257
‫راست می‌گی.

3
00:37:39,300 --> 00:37:41,868
‫- شرمنده.
‫- آره. فقط...

4
00:37:41,911 --> 00:37:43,913
‫ما که بازجویی نمی‌کنیم.

5
00:37:43,957 --> 00:37:45,263
‫پس چی کار می‌کنید؟

6
00:37:47,308 --> 00:37:50,572
‫با دلسوزی تمام این حرف رو می‌زنم.

7
00:37:50,616 --> 00:37:52,835
‫پس این کار واسه چیه؟

8
00:37:52,879 --> 00:37:55,882
‫گفتین می‌خوایین بهتر بشین.
‫هممون می‌خواییم.

9
00:37:56,535 --> 00:37:57,927
‫روشش اینه؟

10
00:38:06,719 --> 00:38:08,250
‫فکر کنم...

11
00:38:08,274 --> 00:38:11,811
‫می‌خواییم بدونیم چرا...

12
00:38:12,942 --> 00:38:15,118
‫که چطوری اتفاق افتاد.

13
00:38:15,162 --> 00:38:16,250
‫مگه نه؟

14
00:38:16,294 --> 00:38:17,450
‫یعنی...

15
00:38:17,474 --> 00:38:20,298
‫می‌خواییم بشنویم.

16
00:38:21,516 --> 00:38:23,823
‫به کمک شما نیاز داریم.

17
00:38:27,348 --> 00:38:28,741
‫منم می‌خوام کمک کنم.

18
00:38:30,960 --> 00:38:32,353
‫ما نقل مکان کردیم.

19
00:38:32,397 --> 00:38:33,963
‫پرسیدین چی باعث تغییر شد.
‫نقل مکان کردیم.

20
00:38:34,007 --> 00:38:35,530
‫درسته، ولی مطمئن نیستیم...

21
00:38:35,574 --> 00:38:38,272
‫که کدومش علت تغییر بوده.

22
00:38:38,316 --> 00:38:40,840
‫مدرسه جدید
‫با محیط جدید.

23
00:38:40,883 --> 00:38:41,928
‫خیلی خیلی سخت بود.

24
00:38:41,971 --> 00:38:44,670
‫همون طور که احتمالا می‌دونید،

25
00:38:44,713 --> 00:38:46,846
‫توی بچگی دوست‌های زیادی نداشت.

26
00:38:46,889 --> 00:38:48,935
‫ولی سال‌های راهنمایی
‫واسش مهم تر شد،

27
00:38:48,978 --> 00:38:51,024
‫و روش تأثیر گذاشت.

28
00:38:51,067 --> 00:38:53,766
‫توی اون سن و سالش
‫خیلی تغییرات رخ داد.

29
00:38:53,809 --> 00:38:55,158
‫من یه کار جدید پیدا کردم.

30
00:38:55,202 --> 00:38:56,682
‫استیون داشت برای
‫دانشکده اقدام می‌کرد.

31
00:38:56,725 --> 00:39:00,990
‫ما هم درگیر بررسی هزینه‌های
‫شهریه و مدارس شخصی بودیم.

32
00:39:04,472 --> 00:39:05,517
‫نقل مکان کردیم.

33
00:39:07,606 --> 00:39:09,303
‫خونه قبلی ما بزرگتر بود.

34
00:39:09,347 --> 00:39:11,392
‫حیاطش بزرگتر بود،
‫ولی راستش خونه جدید

35
00:39:11,436 --> 00:39:13,786
‫خیلی بزرگتر از اون بود.

36
00:39:14,482 --> 00:39:16,223
‫درسته.

37
00:39:16,266 --> 00:39:18,530
‫ولی خونه قبلی
‫حیاطش بزرگتر بود.

38
00:39:18,573 --> 00:39:19,933
‫محله جدید خیلی خوب بود.

39
00:39:19,966 --> 00:39:21,359
‫فقط توی حومه شهر بود.

40
00:39:22,925 --> 00:39:24,057
‫حیاط جدا داشت.

41
00:39:26,494 --> 00:39:28,714
‫اون آزادی‌ای که بهش عادت داشت رو نداشت.

42
00:39:28,757 --> 00:39:30,019
‫ولی خوب بود.

43
00:39:33,414 --> 00:39:34,676
‫درسته، ریچارد.

44
00:39:34,720 --> 00:39:36,286
‫توی مدرسه جدید
‫خیلی بهش سخت می‌گذشت،

45
00:39:36,330 --> 00:39:39,072
‫مخصوصا سال هفتم.
‫بهش زور می‌گفتن.

46
00:39:39,115 --> 00:39:40,465
‫آره، خیلی... خیلی بد بود.

47
00:39:40,508 --> 00:39:42,692
‫آره. و اون پسر ها...

48
00:39:42,716 --> 00:39:45,339
‫چند سال ازش بزرگتر بودن.

49
00:39:45,383 --> 00:39:48,864
‫که استیون هم اون زمان
‫توی دبیرستان خیلی موفق بود،

50
00:39:48,908 --> 00:39:50,866
‫و متأسفانه نمی‌تونست...

51
00:39:50,910 --> 00:39:53,173
‫برای هیدن وقت بذاره.

52
00:39:55,131 --> 00:39:59,222
‫گاهی اوقات با خودم می‌گم
‫کاش بچه‌هامون به هم نزدیک تر بودن،

53
00:39:59,266 --> 00:40:02,356
‫که توی اون سن
‫بتونن دوست هم باشن.

54
00:40:14,368 --> 00:40:18,457
‫ما اصلا برنامه‌ای نداشتیم که...

55
00:40:18,481 --> 00:40:20,983
‫یه بچه دیگه بیاریم.

56
00:40:24,509 --> 00:40:26,598
‫فکر کنم احساس تنهایی می‌کرد...

57
00:40:26,641 --> 00:40:31,080
‫و فکر کنم دلش برای
‫اوضاع سابق تنگ شده بود.

58
00:40:31,124 --> 00:40:32,318
‫همین هم باعث شد...

59
00:40:32,342 --> 00:40:34,083
‫بیشتر وقتش پشت کامپیوتر باشه.

60
00:40:35,781 --> 00:40:38,914
‫بازی‌هایی که می‌کرد...
‫به نظر ما خلاقانه بودن.

61
00:40:38,958 --> 00:40:43,484
‫ما... اوایل تشویقش می‌کردیم.

62
00:40:43,528 --> 00:40:45,530
‫می‌تونست تصمیمات خودش رو بگیره.

63
00:40:45,573 --> 00:40:48,358
‫می‌تونست هرکسی که می‌خواست باشه.

64
00:40:48,402 --> 00:40:54,277
‫و صداش رو می‌شنیدیم
‫که با بقیه بازی می‌کرد...

65
00:40:54,321 --> 00:40:57,803
‫که می‌خندید،
‫که من خیلی...

66
00:41:00,719 --> 00:41:02,547
‫ببخشید.

67
00:41:02,590 --> 00:41:05,114
‫و وضعیت درسش هم خوب شده بود.

68
00:41:05,158 --> 00:41:08,857
‫که یعنی آره... گیج کننده
‫و گمراه کننده بود.

69
00:41:08,901 --> 00:41:10,206
‫همیشه نمره‌هاش خوب بود.

70
00:41:10,250 --> 00:41:12,644
‫- توی کلاس...
‫- آره، می‌دونم.

71
00:41:12,687 --> 00:41:15,429
‫- ببخشید، من...
‫- اشکالی نداره.

72
00:41:15,473 --> 00:41:17,276
‫ما هیچ ارتباطی به انتشار...

73
00:41:17,300 --> 00:41:18,606
‫نمره‌های درسی و از این قبیل نداشتیم.

74
00:41:18,650 --> 00:41:20,323
‫آره خب، درمورد چیزی هم صحبت نکردین.

75
00:41:20,347 --> 00:41:21,740
‫منظورم این بود که...

76
00:41:21,783 --> 00:41:23,839
‫خب، ما به اشتباه فکر می‌کردیم،

77
00:41:23,863 --> 00:41:25,918
‫که نمره‌هاش نشون
‫دهنده این بود...

78
00:41:25,961 --> 00:41:27,397
‫که اوضاعش خوب بود.

79
00:41:27,441 --> 00:41:29,399
‫- فقط همین نبود.
‫- چرا دیگه، ریچارد.

80
00:41:29,443 --> 00:41:30,923
‫فکر می‌کردیم همین مهمه.

81
00:41:30,966 --> 00:41:33,055
‫نمی‌تونست کنار بیاد.
‫واسش درد داشت.

82
00:41:33,969 --> 00:41:35,057
‫نمره‌های خوبش باعث شد

83
00:41:35,101 --> 00:41:36,295
‫یه بخشی ازش رو پشت سر بذاریم.

84
00:41:36,319 --> 00:41:37,712
‫چرا مدرسه هیچ مداخله‌ای نکرد؟

85
00:41:37,756 --> 00:41:38,800
‫مدرسه راهنمایی بود.

86
00:41:38,844 --> 00:41:40,498
‫می‌دونم. ولی چرا؟

87
00:41:40,541 --> 00:41:42,717
‫مدرسه واسش مهم نبود.

88
00:41:42,761 --> 00:41:46,852
‫بچه آرومی بود،
‫کارش هم خوب بود.

89
00:41:46,895 --> 00:41:49,115
‫نیازی به توجه نداشت.

90
00:41:51,291 --> 00:41:52,510
‫ولی یه معلمی داشت...

91
00:41:52,553 --> 00:41:54,163
‫سال هشتم یه معلم ریاضی داشت...

92
00:41:54,207 --> 00:41:55,208
‫لیندا.

93
00:41:57,210 --> 00:41:58,211
‫نه.

94
00:42:00,474 --> 00:42:01,867
‫هیدن عاشقش بود.

95
00:42:02,998 --> 00:42:05,479
‫نمی‌دونم ارتباطشون چطوری بود،

96
00:42:05,523 --> 00:42:07,699
‫یا اینکه چرا انقدر خوب بود.

97
00:42:07,742 --> 00:42:10,018
‫ولی اون زمانی که
‫اعتماد به نفس نداشت،

98
00:42:10,042 --> 00:42:11,746
‫باعث می‌شد حالش بهتر باشه.

99
00:42:14,009 --> 00:42:15,445
‫کاش می‌تونستم...

100
00:42:17,709 --> 00:42:20,494
‫وقتی بعدها خیلی به مشکل خورد.

101
00:42:20,538 --> 00:42:22,627
‫فکر کردم شاید بتونه
‫با اون صحبت کنه.

102
00:42:22,670 --> 00:42:25,543
‫ولی رفته بود یه مدرسه دیگه.
‫منم نتونستم...

103
00:42:29,764 --> 00:42:31,853
‫دیگه نمی‌تونستم دنبالش بگردم. من...

104
00:42:35,204 --> 00:42:36,684
‫- شرمنده.
‫- اشکالی... اشکالی نداره.

105
00:42:36,728 --> 00:42:40,427
‫بخاطر علایق متفاوتش
‫اون رو مسخره می‌کردن.

106
00:42:40,470 --> 00:42:42,298
‫فکر کنم بخاطر اون علایقش...

107
00:42:42,342 --> 00:42:43,493
‫احساس خجالت می‌کرد.

108
00:42:43,517 --> 00:42:46,476
‫اون متفاوت بودن رو
‫به منزله کمبود برداشت می‌کرد،

109
00:42:46,520 --> 00:42:49,436
‫و ما هم نمی‌دونستیم
‫و متوجه‌اش نبودیم...

110
00:42:49,479 --> 00:42:51,394
‫تا اینکه علائم افسردگی
‫از خودش نشون داد.

111
00:42:53,005 --> 00:42:56,051
‫به قبلش نشون نداده بود که ناراحته؟

112
00:42:56,095 --> 00:42:58,358
‫ساکت بود، ولی نه.

113
00:42:58,401 --> 00:43:00,186
‫- خشونت آمیز؟
‫- نه، اون زمان نه.

114
00:43:00,229 --> 00:43:03,058
‫وقتی نگران حالش شدیم،
‫رفتیم کمک بگیریم.

115
00:43:03,102 --> 00:43:04,625
‫که می‌شه کِی؟

116
00:43:04,669 --> 00:43:06,496
‫سوابق پزشکی‌اش
‫به صورت عمومی منتشر شده.

117
00:43:06,540 --> 00:43:08,194
‫ما زمانش رو می‌دونیم.
‫همه چیز رو خوندیم.

118
00:43:08,237 --> 00:43:10,283
‫- می‌خواییم...
‫- دقیقا چی بود؟

119
00:43:10,326 --> 00:43:12,546
‫نسبت به انجام هر کاری
‫عدم تمایل داشت.

120
00:43:12,590 --> 00:43:15,767
‫وقتی استیون رفت دانشکده...

121
00:43:15,810 --> 00:43:18,073
‫از توجه‌ای که بهش می‌کردیم عصبانی می‌شد.

122
00:43:18,117 --> 00:43:19,771
‫مگه مشکلش چیه؟

123
00:43:19,814 --> 00:43:22,121
‫فکر کنم از نگرانی ما ناراحت بود.

124
00:43:23,209 --> 00:43:25,080
‫حتی نمی‌ذاشت بهش دست بزنیم.

125
00:43:25,124 --> 00:43:27,213
‫پس همین باعث شد کمک بگیرین؟

126
00:43:27,256 --> 00:43:28,780
‫در نهایت.

127
00:43:28,823 --> 00:43:30,912
‫- نمی‌خواست که...
‫- معلومه که نمی‌خواست.

128
00:43:30,956 --> 00:43:32,827
‫بالأخره مجبورش کردیم
‫بره پیش یه نفر.

129
00:43:32,871 --> 00:43:34,350
‫به نظر انتخاب دیگه‌ای نداشتیم.

130
00:43:34,394 --> 00:43:35,656
‫ولی اون التماس می‌کرد که نره.

131
00:43:35,700 --> 00:43:38,833
‫التماس می‌کرد که بذاریم عادی باشه،

132
00:43:38,877 --> 00:43:41,270
‫یا می‌گفت دیگه نیازی به مشاور نداره.

133
00:43:43,055 --> 00:43:46,711
‫گفت جلساتش باعث می‌شه حس کنه...

134
00:43:47,581 --> 00:43:48,582
‫چی؟

135
00:43:52,151 --> 00:43:53,718
‫انگار آدم نیست.

136
00:43:55,720 --> 00:43:56,721
‫خودش گفت؟

137
00:43:59,419 --> 00:44:01,639
‫مشاورش گفت باید از انزوا دور بشه.

138
00:44:01,682 --> 00:44:04,642
‫این طوری فقط انتظارات
‫منفی خودش رو بیشتر می‌کنه.

139
00:44:04,685 --> 00:44:08,428
‫این که تمام مدت توی اینترنت باشه،
‫روابطش رو تقویت نمی‌کنه.

140
00:44:08,471 --> 00:44:09,516
‫باعث می‌شه بیشتر حس تنهایی کنه.

141
00:44:09,559 --> 00:44:11,605
‫پس شما هم گفتین دیگه نره؟

142
00:44:11,649 --> 00:44:13,172
‫فقط یه مدت.

143
00:44:13,215 --> 00:44:16,218
‫بعدش اوضاع تغییر می‌کرد،
‫یا یه اتفاقی میفتاد...

144
00:44:16,262 --> 00:44:18,220
‫- مثل بمب خونگی؟
‫- بعدش دوباره...

145
00:44:18,264 --> 00:44:19,482
‫بله. بله.

146
00:44:19,526 --> 00:44:21,093
‫که قطعا عواقبی هم داشت.

147
00:44:21,136 --> 00:44:22,398
‫عواقب.

148
00:44:22,442 --> 00:44:25,271
‫اون زمان داشت.
‫دستگیر شد.

149
00:44:25,314 --> 00:44:26,838
‫اصلا اسمش عواقب نمی‌شه.

150
00:44:26,881 --> 00:44:30,668
‫می‌دوم چه طوری به نظر میاد،
‫ولی هممون داغون شده بودیم.

151
00:44:31,494 --> 00:44:33,235
‫و همه چیز رو امتحان کردیم.

152
00:44:33,279 --> 00:44:34,715
‫"کار دکترش خوبه؟"

153
00:44:34,759 --> 00:44:36,412
‫"نسخه درستی واسش می‌نویسن؟"

154
00:44:36,456 --> 00:44:38,240
‫"بیمه گرفتن؟"

155
00:44:38,284 --> 00:44:39,870
‫مسلما که حاضر بودیم
‫همه هزینه‌هاش رو پرداخت کنیم،

156
00:44:39,894 --> 00:44:42,288
‫ولی خیلی گرون بود.

157
00:44:42,331 --> 00:44:46,248
‫فقط دارم می‌گم واقعیت اوضاع ما همین بود،

158
00:44:46,292 --> 00:44:48,163
‫که چقدر مغلوب کننده بود،

159
00:44:48,207 --> 00:44:51,776
‫و با وجود تمام اون
‫مشاوره‌های حرفه‌ای،

160
00:44:51,819 --> 00:44:54,779
‫تهش باز هم خودمون دو نفر بودیم،

161
00:44:54,822 --> 00:44:56,345
‫که باید تصمیم می‌گرفتیم.

162
00:44:56,389 --> 00:44:59,958
‫بارها و بارها هم تلاش کردیم.

163
00:45:00,001 --> 00:45:01,960
‫- مشخصا.
‫- راست می‌گه.

164
00:45:02,003 --> 00:45:03,613
‫هیچ اطلاعات جدیدی

165
00:45:03,657 --> 00:45:05,746
‫درمورد سوابق جنایی و پزشکی‌اش نیست.

166
00:45:05,790 --> 00:45:07,356
‫به همه اونا دسترسی دارین.

167
00:45:07,400 --> 00:45:08,464
‫چرا به مدرسه خبر ندادین؟

168
00:45:08,488 --> 00:45:10,098
‫دبیرستان بود.

169
00:45:13,319 --> 00:45:14,581
‫مجبور نبودیم.

170
00:45:15,843 --> 00:45:16,975
‫تازه داشت می‌رفت اونجا...

171
00:45:17,018 --> 00:45:18,367
‫- چی؟
‫- و...

172
00:45:19,978 --> 00:45:23,546
‫نمی‌خواستم روش تأثیر بدی بذاره.

173
00:45:23,590 --> 00:45:25,026
‫اگه فکر می‌کردیم خطرناک بشه...

174
00:45:25,070 --> 00:45:26,549
‫خدایا.

175
00:45:27,942 --> 00:45:30,031
‫- ببخشید.
‫- همین که همچنان...

176
00:45:30,075 --> 00:45:31,269
‫- برنامه مشاور رو طی می‌کرد...
‫- خدایا.

177
00:45:31,293 --> 00:45:33,165
‫اون برنامه مفت نمیارزید.

178
00:45:33,208 --> 00:45:35,384
‫اونا اشتباه کردن.
‫یه چیزهایی رو جا انداختن.

179
00:45:35,428 --> 00:45:36,559
‫هممون جا انداختیم.

180
00:45:38,431 --> 00:45:39,649
‫ولی داشت دروغ می‌گفت.

181
00:45:40,433 --> 00:45:41,651
‫چی؟

182
00:45:41,695 --> 00:45:43,479
‫تو هم می‌دونستی؟

183
00:45:43,523 --> 00:45:47,005
‫شک کرده بودم که داره
‫یه سری چیزها رو مخفی می‌کنه،

184
00:45:47,048 --> 00:45:49,529
‫ولی هیچ‌وقت، هیچ‌وقت
‫نتونستم باورش کنم...

185
00:45:49,572 --> 00:45:51,487
‫درک می‌کنم که
‫علنی صحبت نکردن باعث شد...

186
00:45:51,531 --> 00:45:52,811
‫به نظر برسه که ما مخفی‌کاری کردیم.

187
00:45:52,837 --> 00:45:54,752
‫من که... شک و شبهه من

188
00:45:54,795 --> 00:45:57,667
‫سر مخفی‌کاری شما نیست.

189
00:45:57,711 --> 00:45:59,588
‫یا سر وقایع نیست.

190
00:45:59,612 --> 00:46:01,933
‫فقط... دونستن مسائله.

191
00:46:03,108 --> 00:46:06,807
‫غریزه والدینه دیگه، هوم؟

192
00:46:06,851 --> 00:46:09,157
‫شما حسش کردین.
‫باید اذیتتون می‌کرد.

193
00:46:10,202 --> 00:46:11,290
‫که کرد.

194
00:46:11,333 --> 00:46:12,944
‫و واسش کمک گرفتیم.

195
00:46:12,987 --> 00:46:15,033
‫ما نمی‌دونستیم.

196
00:46:15,076 --> 00:46:16,774
‫و هرچیزی که بعدش رخ داد،

197
00:46:16,817 --> 00:46:18,514
‫پرونده‌های قضائی، رسانه،

198
00:46:18,558 --> 00:46:21,517
‫نفرتی که روانه زندگی ما شد،

199
00:46:21,561 --> 00:46:25,130
‫ما حتی یک لحظه هم
‫واسش آماده نبودیم.

200
00:46:25,173 --> 00:46:27,306
‫هر کاری لازم بود کردیم
‫که فقط بگذرونیم.

201
00:46:27,349 --> 00:46:28,742
‫می‌پرسی چرا حرفی نزدم؟

202
00:46:28,786 --> 00:46:30,570
‫چون هیچ جوابی نداشتم.

203
00:46:30,613 --> 00:46:33,399
‫چرا از دوباره رخ دادنش
‫جلوگیری نمی‌کنم؟

204
00:46:33,442 --> 00:46:34,704
‫چون نمی‌دونم چطوری.

205
00:46:34,748 --> 00:46:36,924
‫واسه همین چیزی نگفتی.

206
00:46:36,968 --> 00:46:39,666
‫هیچ جوابی نداشتی.
‫هیچی نداشتی.

207
00:46:39,709 --> 00:46:44,453
‫این رو هم درک کن تا زمانی که
‫قوانین مدنی مقید کرده بود،

208
00:46:44,497 --> 00:46:46,412
‫به ندرت ما اجازه حرف زدن داشتیم.

209
00:46:46,455 --> 00:46:50,155
‫حتی عذرخواهی ما باید
‫یه طور خاصی بیان می‌شد.

210
00:46:50,198 --> 00:46:51,872
‫لیندا نمی‌تونست توی گروه‌های
‫حمایت از مادران باشه...

211
00:46:51,896 --> 00:46:52,897
‫چون نگران بودن

212
00:46:52,940 --> 00:46:54,463
‫مادرهای دیگه رو تحت خطر قرار بده.

213
00:46:54,507 --> 00:46:56,770
‫- تحت خطر؟
‫- خطر عزل شدن.

214
00:46:57,945 --> 00:46:59,077
‫نمی‌دونستم.

215
00:47:11,872 --> 00:47:13,178
‫ببین...

216
00:47:14,919 --> 00:47:17,269
‫خیلی از اتفاقات بعدش اشتباه بود.

217
00:47:18,705 --> 00:47:22,491
‫الآن می‌دونیم خیلی اشتباهات بوده،

218
00:47:22,535 --> 00:47:23,884
‫از همون اول،

219
00:47:23,928 --> 00:47:26,278
‫به صورت نهادی، قانونی، همه‌اش.

220
00:47:27,322 --> 00:47:29,411
‫ولی ما شکایت نکردیم.

221
00:47:29,455 --> 00:47:31,022
‫و قرار هم نیست بکنیم.

222
00:47:31,065 --> 00:47:34,199
‫تمام معافیت‌ها رو برای امروز امضا کردیم.

223
00:47:36,157 --> 00:47:37,942
‫ما هیچی نخواستیم.

224
00:47:37,985 --> 00:47:40,727
‫می‌خواستیم ایوان برگرده.

225
00:47:40,770 --> 00:47:43,991
‫آره، که اونم غیرممکن بود.

226
00:47:44,035 --> 00:47:47,168
‫اگه می‌شد برگشت به عقب،
‫باید یه جور دیگه طی می‌شد.

227
00:47:47,212 --> 00:47:50,215
‫همین طور از جانب مقامات.
‫سهل انگاری شده بود.

228
00:47:50,258 --> 00:47:52,782
‫تمام توافق‌نامه ها
‫نتیجه سهل‌انگاری بود، ولی...

229
00:47:55,829 --> 00:47:58,571
‫پشیمونی‌ات کجاست؟

230
00:47:58,614 --> 00:48:00,965
‫همین رو می‌خواییم ببینیم. مگه نه؟

231
00:48:01,008 --> 00:48:02,749
‫پشیمونی‌ات کجاست؟

232
00:48:04,142 --> 00:48:05,273
‫از همه چیز پشیمونم.

233
00:48:06,448 --> 00:48:09,669
‫بدترین نتیجه قابل تصور رخ داده.

234
00:48:09,712 --> 00:48:10,975
‫هر تغییری که ایجاد می‌کردم،

235
00:48:11,018 --> 00:48:12,474
‫ممکن بود به یه
‫نتیجه متفاوت برسه.

236
00:48:12,498 --> 00:48:14,369
‫من از همه چیز پشیمونم.

237
00:48:14,413 --> 00:48:15,936
‫چطوری انقدر خشک حرف می‌زنی؟

238
00:48:15,980 --> 00:48:17,503
‫پس چطوری حرف بزنم؟

239
00:48:17,546 --> 00:48:20,245
‫نمی‌دونم. این طوری که
‫تو حرف می‌زنی خیلی...

240
00:48:21,420 --> 00:48:24,989
‫ببین، ما با دعوی قضائی مخالف بودیم.

241
00:48:25,032 --> 00:48:28,122
‫ولی به این معنی نیست که...

242
00:48:28,166 --> 00:48:31,038
‫نمی‌خواییم درد کشیدن شما رو ببینیم.

243
00:48:31,082 --> 00:48:33,823
‫می‌خواییم عذاب شما رو ببینیم.

244
00:48:33,867 --> 00:48:35,651
‫می‌خواییم اذیت شدن شما رو ببینیم.

245
00:48:35,695 --> 00:48:37,436
‫- مثل بقیه.
‫- مثل بقیه.

246
00:48:37,479 --> 00:48:39,917
‫- مثل تو؟
‫- آره، مثل من. مثل ما.

247
00:48:39,960 --> 00:48:42,832
‫مثل دختر ما،
‫که خواب به چشم‌هاش نمیاد.

248
00:48:42,876 --> 00:48:43,921
‫جی...

249
00:48:49,187 --> 00:48:50,188
‫باشه.

250
00:48:51,972 --> 00:48:56,498
‫خیلی‌خب، پسر اینا
‫بمب خونگی درست می‌کنه...

251
00:48:56,542 --> 00:48:58,761
‫بمب خونگی!

252
00:48:58,805 --> 00:49:01,199
‫و دستگیر می‌شه.
‫می‌برنش مشاوره.

253
00:49:01,242 --> 00:49:02,461
‫من می‌ترسیدم.

254
00:49:04,463 --> 00:49:05,768
‫چی؟

255
00:49:08,554 --> 00:49:09,947
‫راسته دیگه، ریچارد.

256
00:49:12,036 --> 00:49:13,080
‫ترسیده بودیم.

257
00:49:15,256 --> 00:49:16,562
‫من ترسیده بودم.

258
00:49:17,345 --> 00:49:18,868
‫ترسیده بودی؟

259
00:49:18,912 --> 00:49:20,392
‫آره.

260
00:49:20,435 --> 00:49:22,655
‫بهمون گفته بود که
‫افکار خودکشی داشته.

261
00:49:22,698 --> 00:49:23,917
‫ولی فقط توی اون آزمایشی بود...

262
00:49:23,961 --> 00:49:25,875
‫که به افکار قتل اشاره کرد.

263
00:49:25,919 --> 00:49:28,052
‫ما هم ترسیده بودیم.

264
00:49:28,095 --> 00:49:30,706
‫ولی من دنبال راهی بودم
‫که به بهترین نتیجه برسه.

265
00:49:30,750 --> 00:49:32,032
‫باید همون موقع یه کاری می‌کردیم.

266
00:49:32,056 --> 00:49:33,100
‫- الآن!
‫- باید می‌کردیم...

267
00:49:33,144 --> 00:49:34,232
‫باید می‌کردیم...

268
00:49:34,275 --> 00:49:36,974
‫الآن اینو میگی!
‫ولی چی کار می‌کردیم؟

269
00:49:37,017 --> 00:49:39,541
‫و منم نمی‌تونستم قبول کنم که
‫کل آینده‌اش رو...

270
00:49:39,585 --> 00:49:41,891
‫بخاطر چند تا بمب خونگی نابود کنه.
‫لیندا، منطقی باش.

271
00:49:41,935 --> 00:49:44,720
‫این علاقه به بمب‌ها از کجا اومد؟

272
00:49:44,764 --> 00:49:46,157
‫اصلا تعجب نکرده بودین؟

273
00:49:46,200 --> 00:49:47,506
‫- چرا.
‫- ما نمی‌دونستیم...

274
00:49:47,549 --> 00:49:49,266
‫معلومه که تعجب کردیم.
‫کُپ کرده بودیم.

275
00:49:49,290 --> 00:49:50,378
‫گفت از توی اینترنت خونده.

276
00:49:50,422 --> 00:49:51,727
‫گفت حوصله‌اش سر رفته.

277
00:49:51,771 --> 00:49:53,009
‫گفت فقط یه جور سرگرمیه.

278
00:49:53,033 --> 00:49:54,165
‫"فقط من که نیستم"

279
00:49:54,208 --> 00:49:56,558
‫- چی؟
‫- آره، همین رو گفت.

280
00:49:56,602 --> 00:49:59,605
‫وقتی هم که درستش کرد،
‫می‌خواست روشنش کنه.

281
00:49:59,648 --> 00:50:01,955
‫رفت توی جنگل.

282
00:50:01,999 --> 00:50:03,304
‫همون جایی که خونه ما بود.

283
00:50:03,348 --> 00:50:04,784
‫کسی که اونجا نبود.

284
00:50:04,827 --> 00:50:06,742
‫نمی‌خواست که...

285
00:50:06,786 --> 00:50:07,961
‫قصدش...

286
00:50:10,094 --> 00:50:13,488
‫ما به این امید بودیم
‫که حرف‌هاش راست باشه.

287
00:50:13,532 --> 00:50:16,361
‫بعدا که طرح‌های بیشتری
‫توی اتاقش پیدا کردیم،

288
00:50:16,404 --> 00:50:20,147
‫بهمون گفت که پول خوبی
‫توی مهندسی توپ‌خانه هست.

289
00:50:20,191 --> 00:50:21,472
‫کار پیدا کردن توی وزارت دفاع.

290
00:50:21,496 --> 00:50:22,671
‫بهونه‌اش همین بود.

291
00:50:22,715 --> 00:50:24,195
‫امکان نداره باور کرده باشی.

292
00:50:24,238 --> 00:50:25,457
‫ما هیچی نمی‌دونستیم.

293
00:50:25,500 --> 00:50:27,067
‫بعد این همه اتفاق، نه...

294
00:50:27,111 --> 00:50:29,330
‫چطوری تونستی باورش کنی؟

295
00:50:29,374 --> 00:50:30,984
‫چون می‌خواستم که باورش کنم.

296
00:50:32,899 --> 00:50:34,814
‫یه چیزهایی بهم گفت.

297
00:50:35,423 --> 00:50:36,424
‫خودش گفت.

298
00:50:38,339 --> 00:50:40,080
‫فکر می‌کردم بهم اعتماد کرده.

299
00:50:43,083 --> 00:50:47,305
‫ولی الآن می‌دونم یه سری
‫حرف‌هایی که بهم گفته بود...

300
00:50:47,348 --> 00:50:49,524
‫عمدا گول زننده بودن،

301
00:50:51,309 --> 00:50:52,571
‫تا من در جریان نباشم.

302
00:50:55,574 --> 00:50:58,403
‫واقعا فکر می‌کردیم
‫قراره تغییر کنه.

303
00:50:59,404 --> 00:51:01,188
‫واسه تابستون برنامه داشتیم.

304
00:51:02,102 --> 00:51:03,277
‫واسه دانشکده.

305
00:51:06,976 --> 00:51:11,503
‫بهمون گفته بودن همین که...

306
00:51:15,594 --> 00:51:17,639
‫ببخشید.

307
00:51:17,683 --> 00:51:20,599
‫همین که یه آدم
‫سرنوشتش رو انتخاب کنه،

308
00:51:20,642 --> 00:51:22,731
‫خوشبختی‌ای توی انتخابش هست.

309
00:51:23,906 --> 00:51:25,778
‫حتی ممکنه سرخوشانه بنظر برسن.

310
00:51:28,259 --> 00:51:31,914
‫اون چند ماه آخر...
‫واقعا خوشحال بودیم.

311
00:51:37,006 --> 00:51:39,139
‫گزینه افکار خودکشی رو تیک زده بود.

312
00:51:39,183 --> 00:51:40,836
‫مشاورش گفته بود طبیعیه.

313
00:51:40,880 --> 00:51:41,924
‫طبیعیه؟

314
00:51:41,968 --> 00:51:43,317
‫که یه مرد جوان عصبانی باشه.

315
00:51:43,361 --> 00:51:46,277
‫واسه چی سوالی می‌پرسی
‫که بخوای نادیده بگیریش؟

316
00:51:46,320 --> 00:51:48,366
‫همسایه خودت زنگ زد پلیس.

317
00:51:48,409 --> 00:51:49,932
‫به ما زنگ زد، نه به پلیس.

318
00:51:49,976 --> 00:51:51,108
‫تقریبا یه سال قبل.

319
00:51:51,847 --> 00:51:53,327
‫شب بدی بود.

320
00:51:53,371 --> 00:51:54,676
‫سعی داشتیم آرومش کنیم،

321
00:51:54,720 --> 00:51:58,289
‫مشکلی که اذیتش می‌کرد رو درست کنیم.

322
00:51:58,332 --> 00:51:59,725
‫گمونم در نهایت...

323
00:51:59,768 --> 00:52:02,075
‫فقط احساساتش رو تشدید کرد.

324
00:52:04,208 --> 00:52:05,557
‫گاهی اوقات ترسناکه.

325
00:52:05,600 --> 00:52:08,299
‫به راحتی ناامید می‌شه.

326
00:52:08,342 --> 00:52:10,736
‫ناامید از چیزهایی
‫که نمی‌تونست متوجه بشه.

327
00:52:10,779 --> 00:52:12,694
‫که باعث می‌شد...

328
00:52:12,738 --> 00:52:14,000
‫- خجالت بکشه.
‫- آره.

329
00:52:14,043 --> 00:52:17,699
‫و همیشه واسش سخت بود
‫که کمک بخواد.

330
00:52:19,223 --> 00:52:22,051
‫ولی در نهایت، دیگه...

331
00:52:22,095 --> 00:52:24,489
‫هیچ درخواستی نکرد.

332
00:52:29,058 --> 00:52:32,671
‫شاید انتظارات من ازش زیادی بود.

333
00:52:32,714 --> 00:52:37,719
‫آزاد گذاشتمش.
‫خواستم دیگه مزاحمش نشم.

334
00:52:37,763 --> 00:52:39,156
‫ولی بعدش، من...

335
00:52:42,246 --> 00:52:44,161
‫فقط رهاش کردم.

336
00:52:52,473 --> 00:52:54,301
‫ببین، من حسابم رو پس دادم.

337
00:52:54,345 --> 00:52:56,042
‫هیچ انتقادی نیست که من نشنیده باشم،

338
00:52:56,085 --> 00:52:58,305
‫یا به خودم وارد نکرده باشم.

339
00:52:58,349 --> 00:53:00,481
‫ما اون طوری که شما گفتید
‫بی احساس نبودیم.

340
00:53:00,525 --> 00:53:01,700
‫- چی؟
‫- بی‌تفاوت.

341
00:53:01,743 --> 00:53:03,354
‫هیچ حرفی نزدی.
‫هیچی نگفتی.

342
00:53:03,397 --> 00:53:06,226
‫- یه بیانیه منتشر کردیم.
‫- مزخرفه.

343
00:53:06,270 --> 00:53:07,749
‫"غم آخر باشد."
‫همین؟

344
00:53:07,793 --> 00:53:09,316
‫وقتی خواستیم حریم شخصی حفظ بشه،

345
00:53:09,360 --> 00:53:10,839
‫بهمون تهمت مخفی‌کاری زدن.

346
00:53:10,883 --> 00:53:13,233
‫لیاقت حریم شخصی رو نداشتی.
‫هنوزم لیاقتش رو نداری.

347
00:53:13,277 --> 00:53:15,104
‫باید یه حرفی می‌زدی.

348
00:53:15,148 --> 00:53:16,497
‫چی می‌گفتیم؟

349
00:53:16,541 --> 00:53:17,716
‫- از خودت می‌پرسم.
‫- شما...

350
00:53:17,759 --> 00:53:18,978
‫نه، از خودت می‌پرسم.

351
00:53:19,021 --> 00:53:20,303
‫- نه، چی می‌گفتیم؟
‫- نمی‌دونم.

352
00:53:20,327 --> 00:53:21,435
‫گفتین طی اون اتفاق شما...

353
00:53:21,459 --> 00:53:22,479
‫دارم ازت می‌پرسم.
‫چی می‌گفتیم؟

354
00:53:22,503 --> 00:53:23,765
‫که وقتی اون اتفاق افتاد...

355
00:53:23,809 --> 00:53:25,593
‫- شما ته دلتون خبر داشتین.
‫- نه.

356
00:53:25,637 --> 00:53:27,856
‫باید چی می‌گفتیم؟

357
00:53:27,900 --> 00:53:29,118
‫که وقتی اون اتفاق افتاد،

358
00:53:29,162 --> 00:53:31,860
‫در درون خودتون تعجب نکردین.

359
00:53:31,904 --> 00:53:33,427
‫ولی تعجب کردیم.

360
00:53:35,429 --> 00:53:37,388
‫نمی‌دونستیم چه اتفاقی افتاد.

361
00:53:37,431 --> 00:53:38,911
‫من هنوزم نمی‌دونم.

362
00:53:38,954 --> 00:53:42,131
‫من از سر کار برگشتم خونه
‫و تلفن زنگ خورد.

363
00:53:42,175 --> 00:53:47,441
‫دوستش زنگ زد به خونه
‫که ببینه اینجاست یا نه.

364
00:53:47,485 --> 00:53:49,878
‫پرسیدم مگه توی مدرسه نیستین؟

365
00:53:49,922 --> 00:53:51,663
‫نمی...

366
00:53:51,706 --> 00:53:54,274
‫گفت اون روز کلا هیدن رو ندیده بود.

367
00:53:54,318 --> 00:53:55,710
‫که یه چیزی شده.

368
00:53:55,754 --> 00:53:57,451
‫یه اتفاقی داره میفته.

369
00:53:57,495 --> 00:53:59,497
‫من خبر نداشتم...

370
00:53:59,540 --> 00:54:01,586
‫حتی وقتی تلویزیون رو روشن کردم،

371
00:54:01,629 --> 00:54:04,937
‫مدرسه رو از بالا دیدم.

372
00:54:04,980 --> 00:54:06,808
‫من... من...

373
00:54:06,852 --> 00:54:09,594
‫اصلا نمی‌دونستم حرفش چیه.

374
00:54:09,637 --> 00:54:11,117
‫ما خبر نداشتیم.

375
00:54:13,989 --> 00:54:16,557
‫این دوستش.
‫همون الکس بود، نه؟

376
00:54:16,601 --> 00:54:18,298
‫- آره.
‫- آره. همونی که خبر داشت.

377
00:54:18,342 --> 00:54:20,039
‫نه. شک کرده بود.

378
00:54:20,082 --> 00:54:21,519
‫اسلحه مال پدر اون بود.

379
00:54:21,562 --> 00:54:23,695
‫اون که خبر نداشت
‫هیدن برداشته.

380
00:54:23,738 --> 00:54:26,524
‫ازتون خواست... که برید دنبالش بگردین.

381
00:54:26,567 --> 00:54:27,718
‫پس حتما بهش فکر کرده.

382
00:54:27,742 --> 00:54:29,788
‫از ما پرسید چون اتفاقه افتاده بود.

383
00:54:29,831 --> 00:54:32,138
‫خودش مدرسه بود.
‫هیچ‌کس هنوز خبر نداشت.

384
00:54:32,181 --> 00:54:33,444
‫"برو اتاقش رو بگرد."

385
00:54:33,487 --> 00:54:35,010
‫- گفت... "توی کمد".
‫- آره، آره.

386
00:54:35,054 --> 00:54:36,229
‫الکس بهمون گفت.

387
00:54:36,273 --> 00:54:38,144
‫گفت تلفنش رو جواب نمی‌ده.

388
00:54:38,187 --> 00:54:39,295
‫و کس دیگه‌ای ندیدش،

389
00:54:39,319 --> 00:54:40,712
‫می‌شه دنبالش بگردین؟

390
00:54:40,755 --> 00:54:43,584
‫آره. من حتی نمی‌دونستم
‫باید دنبال چی بگردم.

391
00:54:43,628 --> 00:54:45,543
‫فکر کردم اگه چیزی باشه بهم می‌گه.

392
00:54:45,586 --> 00:54:49,634
‫همین طور گریه می‌کرد
‫می‌گفت "ببخشید".

393
00:54:49,677 --> 00:54:51,723
‫فکر کردم خودش کاری کرده.

394
00:54:51,766 --> 00:54:52,767
‫هممون این فکر رو کردیم.

395
00:54:56,118 --> 00:54:59,339
‫هیچ‌کس از ما خبر نداشت
‫که خانواده الکس اسلحه داشتن،

396
00:54:59,383 --> 00:55:01,167
‫یا اینکه هیدن ازش استفاده کرده.

397
00:55:01,210 --> 00:55:03,778
‫ما هم بعدش خبردار شدیم.

398
00:55:03,822 --> 00:55:06,303
‫موقع حادثه تو کجا بودی...؟

399
00:55:11,177 --> 00:55:12,526
‫سر کار بودم.

400
00:55:14,963 --> 00:55:16,835
‫برنامه کاری من نظمی نداره،

401
00:55:17,923 --> 00:55:18,967
‫ظاهرا.

402
00:55:20,534 --> 00:55:22,057
‫اِم...

403
00:55:23,537 --> 00:55:26,671
‫یه دوست، یه همکار،
‫گفت از دفتر برم بیرون.

404
00:55:26,714 --> 00:55:29,326
‫- تلویزیون روشن بود...
‫- وایستا، وایستا، نگو.

405
00:55:29,369 --> 00:55:32,024
‫ما نمی‌خواییم این رو...
‫نمی‌خواییم این رو بشنویم.

406
00:55:32,067 --> 00:55:33,567
‫می‌خواییم بدونیم چرا کاری نکردی،

407
00:55:33,591 --> 00:55:34,809
‫چرا هیچی نگفتی.

408
00:55:34,853 --> 00:55:36,028
‫من می‌خوام.

409
00:55:36,071 --> 00:55:38,160
‫- چی؟
‫- من می‌خوام بشنوم.

410
00:55:38,204 --> 00:55:39,553
‫که چی بشه؟ چرا؟

411
00:55:39,597 --> 00:55:42,077
‫می‌دونم. ولی می‌خوام بشنوم.

412
00:55:52,479 --> 00:55:53,654
‫بهت زنگ زدم.

413
00:55:53,698 --> 00:55:55,003
‫آره، ولی...

414
00:55:56,004 --> 00:55:57,528
‫حرف زدن درموردش سخت بود.

415
00:55:57,571 --> 00:55:59,443
‫سعی کردم، ولی نتونستم.

416
00:55:59,486 --> 00:56:03,360
‫مشخص بود.
‫پس منم بدترین رو تصور کرده بودم.

417
00:56:04,448 --> 00:56:05,840
‫ولی بدترین حالت نبود...

418
00:56:07,494 --> 00:56:10,845
‫بهم گفتی "اصلا خونه نیومده".

419
00:56:10,889 --> 00:56:13,065
‫اتاقش کلا...

420
00:56:13,979 --> 00:56:15,502
‫تختش تمیز بود.

421
00:56:15,546 --> 00:56:19,724
‫و یه دفتری روی بالش بود.

422
00:56:19,767 --> 00:56:22,161
‫که تا حالا ندیده بودمش.

423
00:56:22,204 --> 00:56:25,817
‫استفاده شده و علامت دار بود.

424
00:56:26,687 --> 00:56:29,386
‫وای، خیلی ترسیده بودم.

425
00:56:29,429 --> 00:56:32,867
‫حتما کل روز اونجا بوده، کل شب.

426
00:56:32,911 --> 00:56:36,654
‫من هنوز خبر نداشتم اون چی دیده.

427
00:56:36,697 --> 00:56:38,003
‫فقط می‌خواستم برم خونه.

428
00:56:38,046 --> 00:56:40,614
‫و یه لحظه با خودم گفتم؛

429
00:56:40,658 --> 00:56:44,618
‫"چرا دارم می‌رم خونه؟
‫باید برم مدرسه."

430
00:56:45,837 --> 00:56:49,710
‫بعدش خواهرم بهم زنگ زد.

431
00:56:49,754 --> 00:56:52,844
‫دائم بهم می‌گفت بزن کنار.

432
00:56:52,887 --> 00:56:53,975
‫منم گفتم کنار نمی‌زنم.

433
00:56:54,019 --> 00:56:57,762
‫ماشین رو کنار نمی‌زنم،
‫و بعدش...

434
00:56:57,805 --> 00:56:59,894
‫جفتمون زدیم زیر گریه.

435
00:57:01,113 --> 00:57:02,201
‫منم فقط...

436
00:57:05,857 --> 00:57:07,336
‫درست یادم نیست.

437
00:57:09,164 --> 00:57:10,688
‫پیچیدم توی خیابون خودمون.

438
00:57:10,731 --> 00:57:14,822
‫گمونم دلم می‌خواست برم اونجا و...

439
00:57:14,866 --> 00:57:16,694
‫ولی خیلی دیر شده بود.

440
00:57:16,737 --> 00:57:18,870
‫صدها نفر جمع شده بودن،
‫همه لباس سیاه.

441
00:57:18,913 --> 00:57:21,655
‫خیلی یهویی،
‫با هلیکوپتر...

442
00:57:21,666 --> 00:57:22,860
‫نتونستم نزدیک پارکینگ بشم،

443
00:57:22,884 --> 00:57:24,495
‫همونجا ماشین رو ول کردم.

444
00:57:24,538 --> 00:57:26,235
‫هنوزم نمی‌دونم کی ماشین رو برگردوند.

445
00:57:26,279 --> 00:57:27,280
‫آره.

446
00:57:29,151 --> 00:57:30,631
‫ما رو از هم جدا کردن.

447
00:57:30,675 --> 00:57:34,635
‫مجبورمون کردن بیرون بمونیم،
‫که خونه رو بگردن.

448
00:57:36,071 --> 00:57:38,552
‫من رو توی حیاط نگه داشتن.

449
00:57:38,596 --> 00:57:42,687
‫من دائم می‌گفتم
‫"اشتباه شده، اشتباه..."

450
00:57:42,730 --> 00:57:46,908
‫یه افسر پلیسی مراقب من بود.

451
00:57:46,952 --> 00:57:48,432
‫که مطمئن بشه من...

452
00:57:48,475 --> 00:57:51,739
‫البته من بعدا فهمیدم،
‫که مطمئن بشه با خودم کاری نکنم.

453
00:57:52,740 --> 00:57:56,222
‫بالأخره ازش پرسیدم،
‫"پسرم مُرده؟"

454
00:58:00,879 --> 00:58:03,534
‫اونم گفت،

455
00:58:03,577 --> 00:58:05,927
‫از روی نامهربونی نگفت،

456
00:58:05,971 --> 00:58:07,059
‫"آره".

457
00:58:08,190 --> 00:58:10,149
‫"ولی فقط همین قدرش رو می‌تونم بگم"

458
00:58:11,150 --> 00:58:12,456
‫انگار که...

459
00:58:17,025 --> 00:58:19,550
‫کارشون اشتباه بود
‫که ما رو جدا کردن،

460
00:58:19,593 --> 00:58:21,203
‫اشتباه بود.

461
00:58:21,247 --> 00:58:23,031
‫واقعا بود، ریچارد.

462
00:58:23,075 --> 00:58:25,686
‫مجبور نبودن.

463
00:58:25,730 --> 00:58:29,647
‫دائم درخواست می‌کردم،
‫التماس می‌کردم که زنم رو ببینم.

464
00:58:32,519 --> 00:58:34,086
‫التماس کردم، لیندا.

465
00:58:35,217 --> 00:58:37,132
‫تقصیر ما نیست، ریچارد.

466
00:58:38,090 --> 00:58:39,352
‫اشتباه کردن.

467
00:58:40,135 --> 00:58:41,354
‫درسته.

468
00:58:48,970 --> 00:58:51,538
‫خیلی از اوقات با خودم می‌گفتم
‫کاش من هم می‌کشت.

469
00:58:51,582 --> 00:58:54,019
‫ولی ما رو دوست داشت.

470
00:58:55,673 --> 00:58:57,892
‫خودش بهمون گفت.

471
00:58:57,936 --> 00:59:01,505
‫گفت واسه عذابی که به ما
‫وارد کرد شرمنده‌ست.

472
00:59:02,462 --> 00:59:03,985
‫توی دفترش.

473
00:59:04,029 --> 00:59:05,030
‫آره.

474
00:59:06,597 --> 00:59:08,512
‫زندگی‌هاتون رو نابود کرد.

475
00:59:09,382 --> 00:59:10,731
‫زندگی همه ما رو.

476
00:59:15,475 --> 00:59:18,522
‫درسته. ولی عشقی که ما داشتیم...

477
00:59:19,087 --> 00:59:22,656
‫واقعی بود.

478
00:59:22,700 --> 00:59:26,878
‫و راستش رو بگیم، به نظر ما
‫ما والدین خوبی هستیم.

479
00:59:26,921 --> 00:59:32,579
‫و روش افتضاح و گیج کننده‌ای،
‫هنوزم فکر می‌کنیم خوبیم.

480
00:59:32,623 --> 00:59:36,278
‫مگه این بدتر نیست؟
‫که فکر می‌کردم مادر خوبی‌ام؟

481
00:59:36,975 --> 00:59:39,281
‫من عاشق بچه‌هامم.

482
00:59:39,325 --> 00:59:41,153
‫من که با بقیه
‫مادر ها زیاد فرقی نداشتم.

483
00:59:41,196 --> 00:59:43,372
‫چطوری شد که من
‫انقدر تصمیمات متفاوت داشتم؟

484
00:59:45,200 --> 00:59:47,507
‫باعث می‌شه خیلی...

485
00:59:47,551 --> 00:59:51,772
‫خیلی سخت بشه
‫به چیزی اعتماد کرد.

486
00:59:52,643 --> 00:59:54,383
‫من یه قاتل بزرگ کردم.

487
00:59:56,821 --> 00:59:59,214
‫ولی گاهی اوقات...

488
01:00:01,347 --> 01:00:03,088
‫نمی‌دونم هنوز غصه می‌خورم...

489
01:00:03,131 --> 01:00:05,917
‫یا اصلا غصه خوردم یا نه.

490
01:00:08,093 --> 01:00:10,269
‫مراسمش مخفیانه بود.

491
01:00:10,312 --> 01:00:13,533
‫هیچ کلیسای محلی‌ای واسه یادبودش نیومد.

492
01:00:13,577 --> 01:00:17,624
‫ریچارد واسه دفن پسرش
‫باید التماس می‌کرد.

493
01:00:17,668 --> 01:00:22,586
‫وقتی که بالأخره یه جایی رو پیدا کردیم،
‫من خیلی خجالت می‌کشیدم.

494
01:00:23,238 --> 01:00:25,589
‫مهربونی اونا...

495
01:00:25,632 --> 01:00:29,331
‫آدم توی مراسم باید خاطره بگه.
‫ما قایم شدیم.

496
01:00:29,375 --> 01:00:32,030
‫خیلی از دوست‌های ما
‫نمی‌دونستن چی باید بگن.

497
01:00:32,073 --> 01:00:33,858
‫- نیومدن.
‫- نه.

498
01:00:33,901 --> 01:00:36,861
‫ما نزدیک‌ترین خویشاوندانمون رو
‫اونجا داشتیم، از دوست‌های خوبمون.

499
01:00:36,904 --> 01:00:38,950
‫یادمه به ساعت نگاه می‌کردم.

500
01:00:41,169 --> 01:00:44,259
‫ما خیلی غرق سرزنش شده بودیم.

501
01:00:44,303 --> 01:00:47,045
‫وضعیت مالی ما غیرقابل تصور بود.

502
01:00:48,263 --> 01:00:52,018
‫انگار در اون لحظه نمی‌شد...

503
01:00:52,042 --> 01:00:53,704
‫سوگواری کرد.

504
01:00:55,357 --> 01:00:58,056
‫من جلوش رو نگرفتم،
‫چون خبر نداشتم.

505
01:00:58,796 --> 01:00:59,840
‫و هیچ حرفی نزدم،

506
01:00:59,884 --> 01:01:02,277
‫چون نمی‌دونستم باید چی بگم.

507
01:01:03,931 --> 01:01:05,280
‫و معذرت می‌خوام.

508
01:01:06,847 --> 01:01:10,503
‫فکر نمی‌کردم به اندازه کافی
‫حرف خوبی برای زدن داشته باشم.

509
01:01:13,724 --> 01:01:15,639
‫منم جواب می‌خوام. واقعا می‌گم.

510
01:01:16,770 --> 01:01:20,208
‫باید اعمال اون رو با بچه‌ای وقف بدم...

511
01:01:20,252 --> 01:01:23,342
‫که بزرگش کردم و عاشقش بودم.

512
01:01:27,389 --> 01:01:28,913
‫ولی شاید هیچ جوابی نباشه.

513
01:01:30,871 --> 01:01:33,352
‫شاید آخرین کسایی که
‫چیزی می‌دونن ما باشیم.

514
01:01:37,748 --> 01:01:40,185
‫"نفرت رو می‌شناسیم."

515
01:01:43,710 --> 01:01:45,451
‫والدین جو مورفی این رو می‌گفتن.

516
01:01:45,494 --> 01:01:47,671
‫کلیسای اونا رو یادتونه؟

517
01:01:47,714 --> 01:01:50,586
‫"نباید بدونیم چرا نفرت داریم،
‫چون نفرت رو می‌شناسیم."

518
01:01:50,630 --> 01:01:52,676
‫یا یه همچین حرف مسخره‌ای بود.

519
01:01:52,719 --> 01:01:54,416
‫اینا مال کسیه؟

520
01:01:54,460 --> 01:01:55,766
‫فکر کنم می‌شه خورد.

521
01:01:55,809 --> 01:01:57,593
‫کسی نمی‌خواد؟

522
01:01:57,637 --> 01:01:59,987
‫- نه، ممنون.
‫- نمی‌شه اینجا نفس کشید.

523
01:02:04,862 --> 01:02:06,820
‫اون حرکت کلیسای بعدش

524
01:02:06,864 --> 01:02:08,126
‫من رو خیلی عصبانی کرد.

525
01:02:09,040 --> 01:02:10,955
‫که چی؟ شیطان؟

526
01:02:10,998 --> 01:02:12,043
‫واقعا؟

527
01:02:12,652 --> 01:02:14,436
‫مسخره‌ست.

528
01:02:14,480 --> 01:02:15,880
‫به کلیسای کاتولیک اعتماد کنید...

529
01:02:15,916 --> 01:02:17,570
‫تا ورشکسته ترین جواب رو ارائه بده.

530
01:02:18,223 --> 01:02:19,790
‫شرمنده.

531
01:02:19,833 --> 01:02:21,705
‫اینجا یه کلیسای اسقفیه.

532
01:02:23,881 --> 01:02:26,448
‫خیلی‌خب، نمی‌دونم.
‫من...

533
01:02:26,492 --> 01:02:30,017
‫من مسیحی‌ام.
‫مذهبی که نیستم.

534
01:02:35,327 --> 01:02:37,198
‫سطل آشغال هست یا...؟

535
01:02:37,242 --> 01:02:38,852
‫بذارش همونجا.

536
01:02:44,162 --> 01:02:46,773
‫حداقل اول پذیرش پیدا کردن.

537
01:02:46,817 --> 01:02:50,211
‫آره. حداقل برای...

538
01:02:51,691 --> 01:02:52,910
‫چه بدونم.

539
01:02:54,781 --> 01:02:57,741
‫ولی برای بقیه ما
‫که دنبال دلیل می‌گردیم،

540
01:02:58,916 --> 01:03:00,787
‫باید به کسی که بود نگاه کنیم.

541
01:03:00,831 --> 01:03:03,790
‫ما می‌دونستیم مشکل داره،
‫فقط از توانایی‌هاش خبر نداشتیم.

542
01:03:03,834 --> 01:03:05,400
‫قبوله. خبر نداشتی...

543
01:03:06,445 --> 01:03:08,795
‫سوال من به خاطر اینه که...

544
01:03:08,839 --> 01:03:11,015
‫یه روانپزشک بعدش بهمون گفت...

545
01:03:11,058 --> 01:03:13,321
‫که مشکلاتش رو بیان نمی‌کرد.

546
01:03:13,365 --> 01:03:15,323
‫که احتمالا نمی‌تونست...

547
01:03:15,367 --> 01:03:17,151
‫با خودمون گفتیم
‫شاید به دوست‌هاش گفته.

548
01:03:17,195 --> 01:03:18,674
‫خودمون ازش خواسته بودیم بگه.

549
01:03:18,718 --> 01:03:21,503
‫دوباره واسه خودش دوست پیدا کرد.
‫توی دبیرستان.

550
01:03:21,547 --> 01:03:22,548
‫یه گروه خوب پیدا کرد.

551
01:03:24,289 --> 01:03:25,943
‫گروه خوب؟

552
01:03:25,986 --> 01:03:27,790
‫الکس رو می‌گی که بهش
‫نشون داد اسلحه باباش کجاست؟

553
01:03:27,814 --> 01:03:28,989
‫هیدن اسلحه‌ها رو دزدید.

554
01:03:29,033 --> 01:03:30,314
‫دوستش این وسط هیچ کاره‌ای نبود.

555
01:03:30,338 --> 01:03:32,427
‫همون گروهی که می‌رفتن
‫میدون تیر اندازی.

556
01:03:32,471 --> 01:03:36,562
‫شب و روز می‌نشستن
‫"ندای وظیفه" بازی می‌کردن.

557
01:03:36,605 --> 01:03:39,826
‫فقط یه بازیه.
‫شبیه سازیه.

558
01:03:39,870 --> 01:03:41,238
‫چند بار رفتن میدون تیر اندازی؟

559
01:03:41,262 --> 01:03:43,612
‫- فقط دو بار.
‫- نه، فقط از دو بارش خبر داریم.

560
01:03:43,656 --> 01:03:45,223
‫اصلا دیگه با این بازی های امروزی...

561
01:03:45,266 --> 01:03:46,659
‫لازم نیست برن جایی تیراندازی کنن.

562
01:03:46,702 --> 01:03:50,141
‫اگه اجازه بدی ته بحثی که می‌کنی رو بگم،

563
01:03:50,184 --> 01:03:53,840
‫من فقط دارم می‌گم اواخر عمرش،

564
01:03:53,884 --> 01:03:57,844
‫حالا هر جوری که بود،
‫به نظر مشهور می‌اومد،

565
01:03:57,888 --> 01:03:59,300
‫- واسه خودش، توی حلقه زندگی خودش.
‫- باشه. حتما.

566
01:03:59,324 --> 01:04:01,805
‫ولی موضوع حرف من این نیست.

567
01:04:01,848 --> 01:04:03,284
‫منم فقط دارم می‌گم...

568
01:04:03,328 --> 01:04:05,634
‫ما نمی‌دونیم چقدر منزوی بوده،

569
01:04:05,678 --> 01:04:07,811
‫چون مشهور بوده.

570
01:04:07,854 --> 01:04:09,856
‫یا نه... اصلا کلمه درستی رو نگفتم، قبوله.

571
01:04:09,900 --> 01:04:13,120
‫ولی ما از شرایطی که داخلش بود،
‫و سطح صمیمیت اجتماعی

572
01:04:13,164 --> 01:04:14,513
‫زندگی اون خبر نداریم.

573
01:04:14,556 --> 01:04:16,950
‫ما فقط خوشحال بودیم که
‫یه زندگی اجتماعی داره.

574
01:04:16,994 --> 01:04:19,083
‫خیلی‌خب، اون انزوا...

575
01:04:19,126 --> 01:04:21,520
‫ولی توی دبیرستان بهش زور می‌گفتن.

576
01:04:21,563 --> 01:04:22,782
‫دوست‌هاش که زور نمی‌گفتن.

577
01:04:22,826 --> 01:04:24,218
‫ولی بازم.

578
01:04:24,262 --> 01:04:25,611
‫همشون به پلیس گفتن...

579
01:04:25,654 --> 01:04:27,700
‫که چقدر درمورد کشتن
‫بقیه دانش آموزها حرف می‌زد.

580
01:04:27,743 --> 01:04:29,876
‫گفتن همشون اینطوری حرف می‌زنن.

581
01:04:29,920 --> 01:04:32,661
‫همه بچه‌های اون گروه
‫بهشون زور گفته می‌شد.

582
01:04:32,705 --> 01:04:34,446
‫حالا ولش کن. مهم نیست.

583
01:04:34,489 --> 01:04:37,753
‫شرمنده، فقط من حرفم رو بزنم.

584
01:04:37,797 --> 01:04:40,017
‫اون انزوا...

585
01:04:40,060 --> 01:04:42,715
‫حتی وقتی دوست داشت،
‫یه جدایی وجود داشت،

586
01:04:42,758 --> 01:04:46,893
‫گاهی اوقات نشون دهنده
‫فقدان احساس و همدلیه.

587
01:04:46,937 --> 01:04:49,635
‫حالا هزاران ساعت اینترنت رو
‫بهش اضافه کن...

588
01:04:49,678 --> 01:04:51,202
‫که ارتباط انسانی واقعی نداشته.

589
01:04:51,245 --> 01:04:53,465
‫اینا همه‌اش... حرف‌های اون روان پزشکه.

590
01:04:53,508 --> 01:04:55,510
‫خودمون روان شناسی سرمون می‌شه.

591
01:04:55,554 --> 01:04:57,991
‫خیلی‌خب، پس شاید درمورد
‫مطالعاتی شنیدی که...

592
01:04:58,035 --> 01:05:00,689
‫درمورد اف.ام.آر.آی ـه،
‫اسکن مغزی،

593
01:05:00,733 --> 01:05:02,561
‫که می‌گن می‌شه توش پاسخ مغز رو دید،

594
01:05:02,604 --> 01:05:05,390
‫یا عدم پاسخ مغز.

595
01:05:05,433 --> 01:05:06,913
‫درواقع اتصالات کمتر...

596
01:05:06,957 --> 01:05:10,482
‫ماده کمتری توی قشر
‫جلوی مغز و آمیگدال وجود داره.

597
01:05:10,525 --> 01:05:12,440
‫- جی، جی...
‫- نه، لطفا. وایستا.

598
01:05:12,484 --> 01:05:13,485
‫فقط دارم...

599
01:05:15,400 --> 01:05:16,464
‫اسم نرون‌های آینه‌ای شنیدین؟

600
01:05:16,488 --> 01:05:18,229
‫خدایا، جی.
‫ما صلاحیتش رو نداریم.

601
01:05:18,272 --> 01:05:21,754
‫من متخصص نیستم، باشه.
‫ولی حرفم... فکر کنم...

602
01:05:23,103 --> 01:05:24,452
‫ممکنه کارساز باشه.

603
01:05:24,496 --> 01:05:26,280
‫نمی‌دونم، ایده اصلی قضیه.

604
01:05:26,324 --> 01:05:27,629
‫اگه می‌تونستیم ببینیم...

605
01:05:27,673 --> 01:05:30,197
‫یا می‌تونستیم یه چیزی رو
‫پیش بینی کنیم.

606
01:05:30,241 --> 01:05:31,372
‫می‌دونی، دکتر ها...

607
01:05:31,416 --> 01:05:33,113
‫با این آزمایش‌ها،
‫و چیزهایی که نشون می‌دن...

608
01:05:33,157 --> 01:05:34,201
‫می‌دونم.

609
01:05:34,245 --> 01:05:35,681
‫یه سری کلمات و عکس‌هایی نشون می‌دن،

610
01:05:35,724 --> 01:05:36,963
‫که مغز بهشون واکنشی بده،

611
01:05:36,987 --> 01:05:38,075
‫یه هیجان یا احساسی نشون بده،

612
01:05:38,118 --> 01:05:39,511
‫ولی نشون نمی‌ده.

613
01:05:39,554 --> 01:05:42,862
‫دقیقا. و افرادی که روان‌پریشی دارن...

614
01:05:42,906 --> 01:05:44,951
‫پسر من آدم همدلی بود.

615
01:05:44,995 --> 01:05:46,910
‫خیلی هم احساساتی بود.

616
01:05:46,953 --> 01:05:48,172
‫خب، شاید هم بود.

617
01:05:48,215 --> 01:05:49,086
‫شاید هم تو نمی‌دونستی
‫چه حسی داشت.

618
01:05:49,129 --> 01:05:50,348
‫شاید داشت مخفی می‌کرد.

619
01:05:50,391 --> 01:05:52,524
‫پسر من روان‌پریش نبود.

620
01:05:52,567 --> 01:05:54,178
‫اون توی عذاب بود.

621
01:05:54,221 --> 01:05:56,310
‫شاید قابل درمان نباشه، خب؟

622
01:05:56,354 --> 01:05:58,965
‫چون مگه تا حالا چیزی کارساز بوده؟

623
01:05:59,009 --> 01:06:00,619
‫آخه چند تا دارو؟ قرص؟

624
01:06:00,662 --> 01:06:03,274
‫یعنی اگه توی ساختار مغز باشه...

625
01:06:03,317 --> 01:06:05,798
‫می‌دونی، مسئله آسیب شناسی نیست،
‫دیگه فیزیکیه.

626
01:06:05,841 --> 01:06:07,191
‫من متوجه حرفت می‌شم.

627
01:06:07,234 --> 01:06:09,410
‫پس مسئله دبیرستان نیست،

628
01:06:09,454 --> 01:06:11,586
‫یا راهنمایی، یا نقل مکان و هرچیزی.

629
01:06:12,805 --> 01:06:13,937
‫مشکل خودش بود.

630
01:06:17,636 --> 01:06:20,030
‫بچگی‌های ایوان رو یادته؟

631
01:06:23,685 --> 01:06:27,428
‫هر روز احساس می‌کنم
‫هیدن هنوز بچه منه.

632
01:06:27,472 --> 01:06:29,126
‫درماندگی‌اش.

633
01:06:29,169 --> 01:06:32,825
‫گریه کردنش، و لبخند زدنش.

634
01:06:34,044 --> 01:06:35,915
‫من به حرفی که می‌زنی باور ندارم.

635
01:06:35,959 --> 01:06:38,787
‫لیندا، حتما یه اتفاقی افتاده.

636
01:06:38,831 --> 01:06:41,051
‫- هیچ سوء استفاده‌ای نبوده.
‫- فقط سوء استفاده نه.

637
01:06:41,094 --> 01:06:43,705
‫بی‌توجهی؟ ما تا جایی که تونستیم
‫همیشه کنارش بودیم.

638
01:06:43,749 --> 01:06:46,056
‫و بعضی اوقات هم نمی‌تونید باشید،
‫درک می‌کنم.

639
01:06:46,099 --> 01:06:49,885
‫ولی تا وقتی پیشمون هستن...

640
01:06:49,929 --> 01:06:50,974
‫باید مسیرشون رو درست کنیم.

641
01:06:51,017 --> 01:06:52,236
‫ما هم شکست خوردیم.

642
01:06:52,279 --> 01:06:54,368
‫خودم می‌دونم.

643
01:06:54,412 --> 01:06:57,328
‫و منم تمام تلاشم رو کردم
‫که درستش کنم.

644
01:06:57,371 --> 01:07:00,113
‫و حاضر بودم همه چیزم رو بدم،
‫که بتونم کنارش باشم.

645
01:07:00,157 --> 01:07:01,201
‫ولی بودی.

646
01:07:01,245 --> 01:07:02,463
‫اگه همون موقع می‌فهمیدم.

647
01:07:04,378 --> 01:07:05,660
‫ولی شاید هیچ‌کس
‫نمی‌تونست بهش نزدیک بشه.

648
01:07:05,684 --> 01:07:06,772
‫شاید نمی‌تونست که...

649
01:07:06,815 --> 01:07:08,078
‫نه!

650
01:07:10,036 --> 01:07:13,953
‫اختلال دوقطبی، افسردگی،
‫شیدایی، بیش فعالی،

1
01:07:14,030 --> 01:07:16,070
‫اختلال اسکیزوافکتیو احتمالی.

2
01:07:16,110 --> 01:07:17,420
‫هیچ کدوم از اینا روان‌آزاری نیست.

3
01:07:17,460 --> 01:07:19,010
‫اصلاً نمی‌فهمی داری چی میگی.

4
01:07:19,030 --> 01:07:20,380
‫اگه یه نگاهی به مدارک پزشکی

5
01:07:20,420 --> 01:07:21,600
‫و گزارش جرمش بندازی،

6
01:07:21,640 --> 01:07:23,640
‫که بالاخره تونستیم گزارش
‫کامل رو بگیریم.

7
01:07:23,690 --> 01:07:25,380
بنظرت نباید مدارک

8
01:07:25,430 --> 01:07:26,910
‫یعنی همون کارایی که کرده رو

9
01:07:26,950 --> 01:07:29,000
‫با رابطه‌ای که قبلاً باهاش داشتی،
کنار هم بذاری؟

10
01:07:29,040 --> 01:07:30,950
‫به چنین آدمی تبدیل شده بود.

11
01:07:31,000 --> 01:07:32,780
‫همیشه که اینطوری نبود.

12
01:07:32,830 --> 01:07:33,680
‫خب میشه حساب کرد،

13
01:07:33,680 --> 01:07:35,960
‫که از چندوقت پیش واسه این
‫کار برنامه‌ریزی کرده بوده.

14
01:07:36,000 --> 01:07:37,630
‫بابا، اصلاً می‌تونیم رد پاش رو بگیریم.

15
01:07:37,660 --> 01:07:38,960
‫به نظر من که این زمان‌بندی

16
01:07:39,010 --> 01:07:40,110
‫به هیچ‌وجه چیزی رو

17
01:07:40,140 --> 01:07:41,230
‫درمورد وضع روانیش ثابت نمی‌کنه.

18
01:07:41,270 --> 01:07:42,580
‫چطور می‌تونی این حرف رو بزنی؟

19
01:07:42,620 --> 01:07:45,450
‫ما که منکر کارایی که کرده یا آدم دیگه‌ای
‫که بهش تبدیل شده، نیستیم.

20
01:07:45,490 --> 01:07:49,840
‫انگار فقط داری یه بچه
‫عقب‌افتاده رو دعوا می‌کنی.

21
01:07:49,890 --> 01:07:51,410
‫اون پسرم بود.

22
01:07:51,450 --> 01:07:53,280
‫نمی‌تونم احساساتم رو

23
01:07:53,330 --> 01:07:54,720
‫از گذشته و خاطراتمون پاک کنم.

24
01:07:54,760 --> 01:07:56,150
‫ازت نخواستم این کار رو بکنی.

25
01:07:56,200 --> 01:07:58,720
‫منظورم اینه کاری که کرده،
‫پتانسیلش برای کشتن یه نفر،

26
01:07:58,770 --> 01:08:01,940
‫به احتمال زیاد از خیلی وقت پیش

27
01:08:01,990 --> 01:08:03,250
‫تو فکرش بوده.

28
01:08:03,290 --> 01:08:05,120
‫فکر کردی با گفتن یه کلمه

29
01:08:05,160 --> 01:08:06,950
‫می‌تونی بفهمیش؟

30
01:08:06,990 --> 01:08:08,380
‫و شک به دلت راه ندی؟

31
01:08:09,250 --> 01:08:10,990
‫خب، من این کار رو نمی‌کنم.

32
01:08:11,040 --> 01:08:12,080
‫چنین طرز فکری ندارم.

33
01:08:12,130 --> 01:08:13,350
‫به این سادگیا نیست.

34
01:08:13,390 --> 01:08:16,130
‫چیزاییه که نمی‌تونی بفهمی.

35
01:08:16,170 --> 01:08:18,480
‫و این باعث درموندگیش شد.
‫اون درمونده بود.

36
01:08:18,520 --> 01:08:20,660
‫ولی این وظیفه ماس که کمک کنیم.

37
01:08:20,700 --> 01:08:22,830
‫وظیفمونه. و بعضی‌ مواقع

38
01:08:22,880 --> 01:08:24,810
‫مهم نیست که بتونیم
‫ نشونه‌ها رو ببینیم یا نه.

39
01:08:24,830 --> 01:08:27,100
‫با این‌حال... مسئولیتش به دوش ماس.

40
01:08:27,140 --> 01:08:28,660
‫گفتم که از پس این کار برنیومدم.

41
01:08:28,710 --> 01:08:31,750
‫شاید هم نمی‌دونستی که با
‫کی سر و کار داری.

42
01:08:31,800 --> 01:08:34,020
‫ببین، گزارش خودش گویای همه چیزه.

43
01:08:34,060 --> 01:08:36,020
‫تا اون موقع مُرده بود.

44
01:08:36,060 --> 01:08:37,890
‫منظورم قصد قبلیشه.

45
01:08:37,930 --> 01:08:39,680
‫- کسی رو هدف نگرفته بود.
‫- چی؟

46
01:08:39,720 --> 01:08:41,160
‫- چی...؟
‫- چی داری میگی؟

47
01:08:41,200 --> 01:08:42,220
‫مگه چه فرقی می‌کنه؟

48
01:08:42,240 --> 01:08:43,510
‫وگرنه می‌گفت.

49
01:08:43,550 --> 01:08:45,420
‫چی؟ یعنی خیلی بهتر شد؟

50
01:08:45,460 --> 01:08:47,120
‫اصلاً منظورت چیه که کسی
‫رو هدف نگرفته بود؟

51
01:08:47,160 --> 01:08:48,250
‫تا حالا هیچکدومشون رو ندیده بود.

52
01:08:48,290 --> 01:08:51,030
‫خدایا. مدرسه خودش بود.

53
01:08:51,080 --> 01:08:52,250
‫شاگردای خودش.

54
01:08:52,300 --> 01:08:53,170
‫هیچوقت به اون کلاس نرفته بود.

55
01:08:53,210 --> 01:08:54,430
‫می‌خواست اونا رو بکشه.

56
01:08:54,470 --> 01:08:56,480
‫دانش آموزای کلاس اون نبودن.

57
01:08:56,520 --> 01:08:58,000
‫- ایوان...
‫- نه، نه... چیزی نگو.

58
01:08:58,040 --> 01:08:59,190
‫- فقط دارم میگم که...
‫- چیزی نگو.

59
01:08:59,220 --> 01:09:00,780
‫- فقط دارم میگم.
‫- خب نگو.

60
01:09:00,830 --> 01:09:02,310
‫- خیلی خب.
‫ - هیچکدومشون رو نمی‌شناخت.

61
01:09:02,350 --> 01:09:04,920
‫- می‌خواست زجرشون بده.
‫- جی.

62
01:09:04,960 --> 01:09:07,400
‫- ولی...
‫- ولی چی؟

63
01:09:07,440 --> 01:09:10,530
‫از قصد نبوده؟ می‌خواستی همین رو بگی؟

64
01:09:10,580 --> 01:09:14,490
‫دنبال این نبود که هیچ
‫بنی‌بشری رو زجر بده.

65
01:09:14,540 --> 01:09:18,020
‫خب، پسر من که زجر کشید.

66
01:09:19,110 --> 01:09:21,800
‫ایوان خیلی زجر کشید
‫و تقصیر پسرته.

67
01:09:21,850 --> 01:09:23,280
‫متاسفم. با جفتتونم.

68
01:09:23,330 --> 01:09:25,030
‫- نه...
‫- خودم می‌دونم چه اتفاقی افتاده.

69
01:09:25,070 --> 01:09:26,290
‫- وایسا.
‫- نه، نمی‌دونی.

70
01:09:26,330 --> 01:09:28,420
‫بدترین کار ممکن رو کرده،

71
01:09:28,460 --> 01:09:29,860
‫ولی گزارش رو دیدم.

72
01:09:29,900 --> 01:09:33,210
‫نه! نمی‌دونی پسرم چطوری مُرد!

73
01:09:46,260 --> 01:09:47,480
‫خدایا.

74
01:09:52,880 --> 01:09:55,620
‫ساعت 1:29 وارد کلاس ایوان شد.

75
01:09:55,660 --> 01:09:58,360
‫یه بمب انداخت وسط نیمکتا.

76
01:09:58,410 --> 01:09:59,710
‫شروع به تیراندازی کرد.

77
01:09:59,760 --> 01:10:01,240
‫سی‌ثانیه همونجا موند.

78
01:10:01,280 --> 01:10:03,540
‫می‌تونست همه‌شون رو بکشه.

79
01:10:03,590 --> 01:10:07,150
‫خودش نخواست. تماشاشون کرد.

80
01:10:07,200 --> 01:10:09,420
‫صورتش رو دیدن. دیدن
‫که داشته تماشا می‌کرده.

81
01:10:10,900 --> 01:10:12,510
‫می‌دونست که ایوان زنده‌ بوده.

82
01:10:12,550 --> 01:10:15,600
‫وقتی که رفت می‌دونست که
‫کیا مُردن و کیا زنده.

83
01:10:15,640 --> 01:10:17,380
‫ هیچ‌وقت نمی‌فهمیم که تو
‫اون کلاس چه خبر بوده.

84
01:10:17,430 --> 01:10:19,650
‫نه، اون زجر کشید.

85
01:10:20,430 --> 01:10:23,130
‫شش دقیقه.

86
01:10:23,170 --> 01:10:26,570
‫شش دقیقه بعد برمی‌گرده،

87
01:10:26,610 --> 01:10:28,440
‫پسرت ‫دقیقاً از همون
مسیر برمی‌گرده

88
01:10:28,480 --> 01:10:29,700
‫دوباره میره به راهرو.

89
01:10:29,740 --> 01:10:34,360
‫ساعت 1:35 برمی‌گرده که کار رو تموم کنه.

90
01:10:34,400 --> 01:10:35,880
‫و ایوان هم همونجاس.

91
01:10:36,660 --> 01:10:39,750
‫آخرین شلیک، ساعت 1:36،

92
01:10:39,800 --> 01:10:41,540
‫می‌خوره به...

93
01:10:43,410 --> 01:10:44,540
‫گردن پسرم.

94
01:10:44,580 --> 01:10:45,800
‫به سُرخرگش.

95
01:10:45,850 --> 01:10:49,370
‫- جی...
‫ - نه. شش دقیقه.

96
01:10:49,410 --> 01:10:52,030
‫زنده بود. می‌خواست بره بیرون.

97
01:10:52,070 --> 01:10:55,250
‫رَد خون میگه که می‌خواسته...

98
01:10:55,290 --> 01:10:56,460
‫- جی، خواهش می‌کنم بس کن.
‫- نه!

99
01:10:56,510 --> 01:10:58,900
‫برگشت. روی حساب و کتاب.

100
01:10:58,950 --> 01:11:01,560
‫نگاه می‌کرد.

101
01:11:01,600 --> 01:11:02,730
‫و ایوان...

102
01:11:04,820 --> 01:11:06,340
‫هنوز زنده بود.

103
01:11:06,390 --> 01:11:07,390
‫می‌دونم.

104
01:11:08,820 --> 01:11:11,440
‫نمی‌دونی.

105
01:11:11,480 --> 01:11:12,870
‫من می‌دونم!

106
01:11:14,530 --> 01:11:16,440
‫من می‌دونم!

107
01:11:16,480 --> 01:11:20,710
‫علامتای روی زمین.

108
01:11:22,360 --> 01:11:25,620
‫و مسیری که داشته سینه‌خیز می‌رفته.

109
01:11:25,670 --> 01:11:27,500
‫می‌دونم که زخماش،

110
01:11:28,800 --> 01:11:30,240
‫به چه ترتیبی بودن.

111
01:11:33,020 --> 01:11:34,630
‫می‌دونم چطور جنگید.

112
01:11:41,420 --> 01:11:42,950
‫و چطوری مُرد.

113
01:11:44,250 --> 01:11:45,250
‫نه.

114
01:11:54,700 --> 01:11:56,000
‫مُرد.

115
01:12:18,680 --> 01:12:20,420
‫خواهش می‌کنم بس کن.

116
01:12:22,720 --> 01:12:24,250
‫خواهش می‌کنم.

117
01:12:54,800 --> 01:12:57,590
‫کرولاین، جاناتان و توری

118
01:12:57,630 --> 01:12:59,020
‫توی انفجار مستقیماً مُردن.

119
01:12:59,890 --> 01:13:02,760
‫به دنیل سه بار شلیک شد،

120
01:13:02,810 --> 01:13:05,380
‫دو بار توی شُش و یه
‫بار هم توی قلب.

121
01:13:05,420 --> 01:13:07,810
‫وقتی رو نیمکتش نشسته بود مُرد.

122
01:13:09,770 --> 01:13:13,430
‫به جولیانا دو بار توی پاش شلیک شد.
‫یکی توی زانو

123
01:13:13,470 --> 01:13:15,430
‫و یکی هم تو رانش.

124
01:13:15,470 --> 01:13:16,910
‫سرخرگ رانیش.

125
01:13:16,950 --> 01:13:18,910
‫داری چه کار می‌کنی؟

126
01:13:18,950 --> 01:13:22,700
‫به خاطر شیشه‌ای که تو
‫چشمش رفته بود، نابینا شد.

127
01:13:22,740 --> 01:13:26,010
‫سعی کرد از کلاس سینه‌خیز بیرون بره.

128
01:13:26,050 --> 01:13:27,160
‫ولی قبل از این که راهش
‫رو پیدا کنه، مُرد.

129
01:13:27,180 --> 01:13:28,220
‫خیلی خب.

130
01:13:28,270 --> 01:13:31,230
‫به ونسا چهار بار شلیک شد،

131
01:13:31,270 --> 01:13:33,100
‫دوبار به شکم و دوبار به سرش.

132
01:13:33,140 --> 01:13:35,140
‫فهمیدیم که می‌دونی.

133
01:13:35,190 --> 01:13:37,540
‫به خاطر فوت شده‌ها و زخمی‌ها

134
01:13:38,230 --> 01:13:39,630
‫متاسفم.

135
01:13:41,370 --> 01:13:43,070
‫ولی می‌دونم.

136
01:13:43,110 --> 01:13:44,940
‫همه چیز رو.

137
01:13:46,030 --> 01:13:49,860
‫می‌دونم که ایوان، اون روز
‫ چه بلایی سرش اومده.

138
01:13:51,510 --> 01:13:53,290
‫هِیدن هم همینطور.

139
01:13:54,560 --> 01:13:56,950
‫برگشت.

140
01:13:56,990 --> 01:14:01,000
‫داشت می‌رفت کتابخونه،
‫همونجایی که می‌خواست بمیره.

141
01:14:01,040 --> 01:14:03,430
‫بهمون گفته بود. توی
‫دفترچه‌ش نوشته بود.

142
01:14:04,870 --> 01:14:09,350
‫"اونجا پیدام می‌کنین.
‫جایی که ساکته."

143
01:14:09,400 --> 01:14:13,970
‫با کمال احترام میگم... جایی که

144
01:14:14,010 --> 01:14:18,670
‫ساعت 1:41، آخرین شلیک اتفاق افتاد.

145
01:14:19,490 --> 01:14:21,020
‫تو کتابخونه.

146
01:14:22,980 --> 01:14:25,190
‫مردم دیدن. بچه‌ها دیدن.

147
01:14:26,980 --> 01:14:28,980
‫- کریستوفر...
‫- به سرش شلیک شد.

148
01:14:29,020 --> 01:14:30,680
‫می‌دونم.

149
01:14:30,720 --> 01:14:32,030
‫پسرم.

150
01:14:32,070 --> 01:14:34,730
‫به صورتش شلیک شد،

151
01:14:34,770 --> 01:14:39,120
‫زیر میز قایم شده بود و
‫التماس می‌کرد که نکشتش.

152
01:14:40,120 --> 01:14:42,120
‫این رو اونا گفتن.

153
01:14:43,260 --> 01:14:46,350
‫این فقط یه احساس نیست.

154
01:14:47,260 --> 01:14:49,130
‫تنفره.

155
01:14:50,310 --> 01:14:54,090
‫آشفتگی؟ تنفر؟ خشم؟

156
01:14:54,140 --> 01:14:56,750
‫- ناامیدی؟
‫- نه، نه، نه.

157
01:14:56,790 --> 01:15:00,360
‫کرختی، بی‌تفاوتی.

158
01:15:00,400 --> 01:15:04,500
‫- سردی، بی‌عاطفگی.
‫- خباثت؟

159
01:15:08,590 --> 01:15:10,200
‫اینا رو می‌خوای بگی؟

160
01:15:10,240 --> 01:15:11,940
‫چون...

161
01:15:13,370 --> 01:15:14,720
‫من نمیگم.

162
01:15:17,250 --> 01:15:18,470
‫نمیگم.

163
01:15:18,510 --> 01:15:19,810
‫مهم نیست.

164
01:15:27,560 --> 01:15:29,560
‫ما رفتیم مدرسه. می‌دونستین؟

165
01:15:33,390 --> 01:15:35,570
‫برای خانواده قربانی‌ها بود،

166
01:15:35,610 --> 01:15:40,140
‫ و هِیدن قربانی‌ حساب نمیشد.

167
01:15:41,180 --> 01:15:43,320
‫واسه این قضیه جنگیدیم.

168
01:15:44,400 --> 01:15:48,060
‫و خسارات رو دیدیم.

169
01:15:48,100 --> 01:15:50,850
‫پنجره‌ها، لکه‌های سیاه.

170
01:15:52,020 --> 01:15:53,850
‫تنفرش رو دیدیم.

171
01:15:55,070 --> 01:15:57,720
‫- خط‌ها.
‫- کارایی که کرده بود. چی؟

172
01:15:58,370 --> 01:16:01,550
‫خط‌ها و نوارها.

173
01:16:01,600 --> 01:16:03,860
.خط دور بچه‌ها

174
01:16:03,900 --> 01:16:06,560
‫آقای مور.

175
01:16:06,600 --> 01:16:08,430
‫بله. جسدها.

176
01:16:12,000 --> 01:16:13,090
‫من...

177
01:16:16,220 --> 01:16:17,570
‫نمی‌دونستم اجازه داشتی که بری.

178
01:16:19,000 --> 01:16:21,790
‫خب، مخفی نگهش داشتن.
‫نمی‌خواستن که...

179
01:16:21,830 --> 01:16:22,830
‫خشونت بیشتری به وجود بیاد.

180
01:16:25,050 --> 01:16:27,450
‫همه برای 10 نفر عزاداری کردن.

181
01:16:29,060 --> 01:16:30,840
‫ما برای 11 نفر.

182
01:16:31,930 --> 01:16:34,240
‫یادبودی برای 11 نفر در کار نیست.

183
01:16:34,280 --> 01:16:38,850
‫تو هیچ کنسرتی اسم 11 نفر رو نمی‌خونن،
‫و درک می‌کنم،

184
01:16:38,890 --> 01:16:43,070
‫ولی اونقدرا هم دورم رو خط نمی‌کشن.

185
01:16:46,030 --> 01:16:47,340
‫خسارت...

186
01:16:50,210 --> 01:16:51,470
‫به اون زیادی...

187
01:16:55,520 --> 01:16:56,820
‫اون درد داشت.

188
01:16:58,480 --> 01:17:01,700
‫درد بود که به اونجا کشوندنش.

189
01:17:07,750 --> 01:17:09,620
‫بچه دیگه‌ای نمی‌خواستم.

190
01:17:11,450 --> 01:17:12,450
‫ولی...

191
01:17:15,190 --> 01:17:17,450
‫وقتی به دنیا اومد...

192
01:17:22,110 --> 01:17:24,330
‫خیلی هِیدن رو دوست داشتم.

193
01:17:26,720 --> 01:17:30,470
‫ولی شاید...

194
01:17:35,730 --> 01:17:38,000
‫شاید هیچوقت نباید به دنیا میومد.

195
01:17:38,040 --> 01:17:39,040
‫نه.

196
01:17:40,690 --> 01:17:43,920
‫هیچوقت نباید می‌رفتیم مدرسه.

197
01:17:43,960 --> 01:17:49,570
‫وقتی این حس ترس مزخرف به خاطرم میاد،

198
01:17:49,620 --> 01:17:53,620
‫ترس از کاری که پسرم کرده.

199
01:17:55,490 --> 01:18:00,760
‫و اون خط‌های دراز و نازک
‫روی فرش میاد تو ذهنم.

200
01:18:00,800 --> 01:18:02,150
‫تنهای تنها.

201
01:18:03,670 --> 01:18:05,200
‫می‌دونستم پسرمه.

202
01:18:05,240 --> 01:18:09,240
‫نه به خاطر جایی که بود...

203
01:18:09,290 --> 01:18:10,860
‫فقط می‌دونستم اونه.

204
01:18:12,070 --> 01:18:13,900
.من هم ایوان رو شناختم

205
01:18:15,160 --> 01:18:16,690
‫نه به خاطر خط‌ها.

206
01:18:17,910 --> 01:18:19,730
‫به خاطر شمارَش.

207
01:18:19,780 --> 01:18:22,080
‫شماره علامت توی گزارش.

208
01:18:22,130 --> 01:18:23,220
‫آره.

209
01:18:23,260 --> 01:18:24,650
‫شماره یک بود.

210
01:18:25,830 --> 01:18:27,610
‫فکر کنم اولین نفری بود که پیدا کردن.

211
01:18:30,220 --> 01:18:31,220
‫اون...

212
01:18:35,270 --> 01:18:36,360
‫خیلی...

213
01:18:41,060 --> 01:18:42,280
‫خیلی سخت بود.

214
01:18:43,370 --> 01:18:44,720
‫خیلی.

215
01:18:45,800 --> 01:18:50,810
‫لطفاً به دل نگیرین ولی...

216
01:18:50,850 --> 01:18:53,200
‫باعث شد احساسی مثل
‫بقیه شما داشته باشم.

217
01:18:59,950 --> 01:19:01,690
‫یکی از پدرمادرا می‌گفت،

218
01:19:01,730 --> 01:19:03,780
‫یادم نیست کدومشون بود،

219
01:19:03,820 --> 01:19:08,520
‫با یه لحن بدی که خودش هم
‫همینطوری می‌خواست گفت.

220
01:19:10,350 --> 01:19:12,870
‫که شما تنهاترین آدمای توی این دنیایین.

221
01:19:15,960 --> 01:19:19,840
‫عادلانه نیست...

222
01:19:19,880 --> 01:19:21,840
‫خب، بد هم نمی‌گفته.

223
01:19:21,880 --> 01:19:23,800
‫هنوز برام نامه میاد.

224
01:19:23,840 --> 01:19:27,670
‫بعضی‌هاشون نفرت انگیزن،
‫بعضی‌هاشون هم برای همدردی.

225
01:19:27,710 --> 01:19:30,330
‫اکثرشون عجیب غریبن.

226
01:19:30,370 --> 01:19:33,460
‫هدف کارش رو نمی‌فهمم،

227
01:19:33,500 --> 01:19:37,070
‫ولی فقط یاد کاری که کرده بود میفتادم.

228
01:19:37,120 --> 01:19:43,250
‫و فقط سعی می‌کردم
‫کسی که قبلاً بود رو به یاد بیارم.

229
01:19:44,860 --> 01:19:47,210
‫و مجبورم این کار رو بکنم

230
01:19:47,870 --> 01:19:50,260
‫می‌فهمین؟

231
01:19:50,300 --> 01:19:52,910
‫گفتین که زندگی‌هامون رو نابود کرد.

232
01:19:52,960 --> 01:19:54,440
‫آره، کرد.

233
01:19:55,610 --> 01:19:57,220
‫و بعضی‌وقتا که به این فکر می‌کنم

234
01:19:57,270 --> 01:20:01,400
‫که دنیا بدون اون جای بهتری میشد،

235
01:20:03,360 --> 01:20:05,010
نمی‌تونم بگم که حال من هم بهتر میشد

236
01:20:05,060 --> 01:20:06,800
‫وای خدا

237
01:20:06,840 --> 01:20:09,100
‫ببخشید، می‌دونم که...

238
01:20:09,150 --> 01:20:11,190
‫- نه.
‫- نباید این رو می‌گفتم.

239
01:20:11,240 --> 01:20:13,370
‫فقط...

240
01:20:14,280 --> 01:20:16,720
‫فکر می‌کردم که باید باور داشته باشم

241
01:20:16,760 --> 01:20:19,290
‫که زندگی پسرم بی‌ارزش بوده

242
01:20:19,330 --> 01:20:22,730
‫به خاطر کاری که قبل از مرگش کرده،

243
01:20:22,770 --> 01:20:29,340
‫ولی مجبور نیستم چنین باوری
‫داشته باشم، مگه نه؟

244
01:20:31,080 --> 01:20:32,780
‫یا شنیدنش براتون سخته؟

245
01:20:38,310 --> 01:20:39,390
‫به گمونم.

246
01:20:40,660 --> 01:20:41,660
.‫آره، همینطوره

247
01:20:45,490 --> 01:20:48,000
‫ولی بهت نمیگم که چطوری
‫یاد پسرت رو زنده نگه داری

248
01:20:48,710 --> 01:20:49,930
‫نه، من...

249
01:20:53,930 --> 01:20:55,500
‫نه، نمیددونم...

250
01:20:56,720 --> 01:20:57,800
‫چرا، سخته

251
01:20:57,850 --> 01:21:01,290
‫ولی نه، فکر کنم...

252
01:21:02,370 --> 01:21:03,550
‫فکر کنم درسته. من...

253
01:21:03,590 --> 01:21:05,640
‫خدایا... نمی‌دونم.

254
01:21:06,470 --> 01:21:07,770
‫اشکالی نداره.

255
01:21:07,810 --> 01:21:10,120
‫ازتون انتظار ندارم چنین احساسی داشته باشین

256
01:21:10,160 --> 01:21:12,820
‫نه، نه، موضوع این نیست.
‫موضوع این نیست.

257
01:21:12,860 --> 01:21:15,040
‫پسر... پسرتون نیست.

258
01:21:15,080 --> 01:21:16,170
‫اون

259
01:21:17,390 --> 01:21:18,650
‫نیست.

260
01:21:18,690 --> 01:21:19,740
‫به خاطر...

261
01:21:21,570 --> 01:21:22,920
‫ارزشه.

262
01:21:24,180 --> 01:21:26,010
‫ارزش‌هاشون.

263
01:21:28,750 --> 01:21:30,230
‫ببین، من...

264
01:21:33,450 --> 01:21:36,890
‫بهش قول داده بودم.
‫بهش قول داده بودم.

265
01:21:37,890 --> 01:21:39,280
‫که نمی‌تونم سرش وایسم...

266
01:21:39,320 --> 01:21:41,890
‫- هی، عزیزم.
‫- نه... خواهش می‌کنم.

267
01:21:41,940 --> 01:21:44,370
‫چه قولی بهش داده بودی؟

268
01:21:44,420 --> 01:21:50,340
‫بهش قول داده بودم که
‫زندگیش یه معنایی داره.

269
01:21:51,680 --> 01:21:54,210
‫و زندگی بی‌خودی نداره.

270
01:21:54,250 --> 01:21:56,430
‫که به خاطر اون و همه‌شون،

271
01:21:57,860 --> 01:22:01,170
‫اوضاع عوض میشه، می‌دونین؟

272
01:22:02,390 --> 01:22:04,390
‫ولی هیچی عوض نشده. هیچی.

273
01:22:05,650 --> 01:22:08,480
‫تنها تفاوتش اینه که مُرده‌ان.

274
01:22:08,530 --> 01:22:12,140
‫و هنوز که هنوزه صداشون تو گوشمه.
‫صدای پدرمادرهاشون.

275
01:22:12,180 --> 01:22:15,530
‫آخرین بازمانده‌ها‌مون توی اون آتش‌سوزی،

276
01:22:15,580 --> 01:22:19,670
‫تنهاترین آدمای تو دنیا
‫می‌پرسیدن،

277
01:22:19,710 --> 01:22:22,240
‫"منظورت چیه که رفتن؟"

278
01:22:22,280 --> 01:22:23,590
‫"کجا رفتن؟"

279
01:22:24,720 --> 01:22:26,410
‫"رفتن کجا؟"

280
01:22:28,110 --> 01:22:34,120
‫پس وقتی میگی ارزش...
‫که زندگیشون ارزشی داره،

281
01:22:34,160 --> 01:22:36,990
‫و این تنها چیزیه که می‌خوام.

282
01:22:37,030 --> 01:22:39,470
‫می‌خوام پشتش یه معنایی باشه...

283
01:22:41,300 --> 01:22:43,080
‫می‌خوام... عوض بشه.

284
01:22:45,260 --> 01:22:46,390
‫چرا باید عوض شه؟

285
01:22:46,430 --> 01:22:47,650
‫چی؟

286
01:22:50,180 --> 01:22:52,310
‫میشه یه خاطره از ایوان برام تعریف کنی؟

287
01:22:53,570 --> 01:22:55,570
‫چی؟

288
01:22:55,620 --> 01:22:58,930
‫لطفاً. میشه یه خاطره ازش تعریف کنی؟

289
01:23:00,190 --> 01:23:01,280
‫حالا؟

290
01:23:01,320 --> 01:23:03,190
‫آره.

291
01:23:03,230 --> 01:23:07,240
‫جی... نمی‌دونم.
‫خیلی هست.

292
01:23:07,280 --> 01:23:09,630
‫مهم نیست. بدون فکر بگو.

293
01:23:09,680 --> 01:23:12,030
‫- فقط یکی تعریف کن.
‫- جی...

294
01:23:14,680 --> 01:23:17,160
‫- نه، بیا، بیا...
‫- چیزی نیست عزیزم.

295
01:23:17,200 --> 01:23:18,860
‫- بگو.
‫- نه، بیا اینجا.

296
01:23:18,900 --> 01:23:20,860
‫- بیا، بیا اینجا.
‫- خیلی خب.

297
01:23:20,900 --> 01:23:22,600
‫- بیا.
‫- باشه. باشه.

298
01:23:24,080 --> 01:23:26,000
‫- خدایا.
‫- چیزی نیست.

299
01:23:28,040 --> 01:23:31,310
‫خیلی خب، خیلی خب.
‫بذار ببینم.

300
01:23:32,130 --> 01:23:34,960
‫بذار فکر کنم...

301
01:23:35,740 --> 01:23:36,750
‫امم.

302
01:23:39,660 --> 01:23:42,010
‫فکر کنم 12 سالش بود.

303
01:23:43,190 --> 01:23:44,670
‫12 سالش بود.

304
01:23:44,710 --> 01:23:45,840
‫ام...

305
01:23:45,890 --> 01:23:47,320
‫کلاش ششم بود؟

306
01:23:47,370 --> 01:23:50,980
‫نمی‌دونم. بچه بود و...

307
01:23:51,020 --> 01:23:54,330
‫پاییز بود...

308
01:23:54,370 --> 01:23:59,550
‫داشت با دوستاش توی پارک
‫فوتبال بازی می‌کرد،

309
01:24:00,550 --> 01:24:02,640
‫نزدیک خونمون بود و...

310
01:24:02,680 --> 01:24:05,860
‫قبلاً تو پارک نزدیک خونمون بازی می‌کرد...

311
01:24:05,910 --> 01:24:07,650
‫یک‌شنبه‌ها...

312
01:24:09,000 --> 01:24:12,390
‫فقط چندمتر از خونمون دور بود.

313
01:24:12,430 --> 01:24:14,480
‫ولی باید یه مجلس شامی می‌رفتیم.

314
01:24:15,350 --> 01:24:17,130
‫مامان بابای جی می‌خواستن ببیننمون.

315
01:24:18,610 --> 01:24:22,700
‫واسه همین رفتم بهش گفتم،
‫"خودت رو خیلی کثیف نکنی،

316
01:24:22,750 --> 01:24:25,580
‫چون تا ساعت 5 باید بریم."

317
01:24:25,620 --> 01:24:27,490
‫گفت، "مامان

318
01:24:27,540 --> 01:24:30,060
‫هرچی کثیف‌تر باشی یعنی بهتری.

319
01:24:30,100 --> 01:24:31,840
‫اینطوری میشه بهترین بازیکنای

320
01:24:31,890 --> 01:24:33,670
‫تیم رو تشخیص داد.

321
01:24:33,720 --> 01:24:35,110
‫اونایی که بهشون چمن چسبیده

322
01:24:35,150 --> 01:24:37,280
‫و روی لباساشون لکه هست."

323
01:24:38,020 --> 01:24:40,110
‫و من گفتم...

324
01:24:40,160 --> 01:24:41,460
‫گفتم...

325
01:24:41,510 --> 01:24:43,420
‫خیلی بانمک بود.

326
01:24:43,460 --> 01:24:49,690
‫گفتم، "مگه بازیکنای خوب اونایی نیستن
‫که اکثراً از رو تکل می‌پرن

327
01:24:49,730 --> 01:24:52,080
‫و خیلی نمیفتن رو زمین؟"

328
01:24:52,130 --> 01:24:58,440
‫"نه مامان، هرچی کثیف‌تر باشی یعنی بهتری."

329
01:25:01,790 --> 01:25:03,090
‫"خیلی خب."

330
01:25:04,880 --> 01:25:07,790
‫سر هر مسئله‌ای اینطوری بود،

331
01:25:07,840 --> 01:25:10,100
‫عقیده‌های قوی‌ای داشت،

332
01:25:10,140 --> 01:25:11,880
‫با این که اصلاً درمورد حرفی که

333
01:25:11,930 --> 01:25:13,840
‫داشت می‌زد، هیچ‌چیزی نمی‌دونست.

334
01:25:13,890 --> 01:25:15,410
‫ممنون.

335
01:25:15,450 --> 01:25:16,450
‫بعدش...

336
01:25:17,720 --> 01:25:20,410
نزدیکای 5 بود

337
01:25:20,460 --> 01:25:23,810
‫ساعت داشت 5 میشد و
‫هنوز برنگشته بود،

338
01:25:23,850 --> 01:25:27,330
‫و منم دیگه می‌خواستم برم و بگیرمش،

339
01:25:27,380 --> 01:25:29,250
‫و برش گردونم،

340
01:25:29,290 --> 01:25:32,210
‫بعدش سوفی اومد دم در.

341
01:25:32,250 --> 01:25:34,470
‫همه‌جا دنبال ایوان می‌رفت،

342
01:25:34,520 --> 01:25:38,610
‫عاشق این بود که بازی
‫پسربچه‌ها رو ببینه.

343
01:25:38,650 --> 01:25:41,170
‫یهو اومد و گفت،

344
01:25:41,220 --> 01:25:46,610
‫"مامان... وای خدا،
‫مامان، ایوان رو ببین."

345
01:25:46,660 --> 01:25:49,400
‫منم رفتم سر نبش و دیدمش،

346
01:25:49,440 --> 01:25:55,490
‫ از سر تا پاش پر از گِل بود.

347
01:25:55,540 --> 01:25:57,800
‫- خیلی مسخره شده بود.
‫- خیلی.

348
01:25:57,840 --> 01:26:01,930
‫انگار رفته بود حموم گِل.

349
01:26:01,980 --> 01:26:04,370
‫اصلاً تو مخیله‌ام نمی‌گُنجید،

350
01:26:04,420 --> 01:26:06,680
‫ منم دیگه اون روم بالا اومد.

351
01:26:06,720 --> 01:26:09,990
‫"ایوان. چه غلطی کردی؟"

352
01:26:10,030 --> 01:26:11,550
‫خیلی اعتماد به نفس داشت.

353
01:26:11,600 --> 01:26:13,900
‫آره.

354
01:26:13,950 --> 01:26:15,170
‫کاملاً خونسرد بود.

355
01:26:16,640 --> 01:26:20,820
‫"مامان، گفتم که، بهترین بازیکنا
‫همیشه کثیف‌ترینان."

356
01:26:22,080 --> 01:26:23,170
‫اون...

357
01:26:24,040 --> 01:26:25,440
‫می‌دونین؟

358
01:26:26,610 --> 01:26:28,270
‫خیلی عصبانی بودم.

359
01:26:30,220 --> 01:26:31,960
‫ولی بعد خنده‌م گرفت.

360
01:26:35,100 --> 01:26:36,360
‫و بغلش کردم،

361
01:26:38,970 --> 01:26:41,190
‫با گِل،

362
01:26:41,230 --> 01:26:42,580
‫و علفایی که روش بود.

363
01:26:44,890 --> 01:26:46,760
‫بوی اون.

364
01:26:48,500 --> 01:26:50,200
‫برگای خیس.

365
01:26:52,330 --> 01:26:54,200
‫کودک درونش.

366
01:26:56,860 --> 01:26:59,430
‫میشد زندگی رو درونش حس کرد.

367
01:27:02,950 --> 01:27:04,870
‫اجازه دادیم همینطوری بیاد مهمونی.

368
01:27:04,910 --> 01:27:07,170
‫- صورتش رو شست.
‫- خب آره ولی...

369
01:27:10,050 --> 01:27:12,220
‫خیلی سربلند بود.

370
01:27:18,750 --> 01:27:20,750
‫زندگیش این معنا رو داشته.

371
01:27:22,930 --> 01:27:24,190
‫بذارین در آرامش باشه.

372
01:27:25,760 --> 01:27:28,760
‫ایوان مجبور نیست دنیا رو تغییر بده.

373
01:27:28,800 --> 01:27:31,890
‫ولی هنوز دلتنگشم.

374
01:27:39,340 --> 01:27:42,990
‫یادته چی برام نوشتی؟

375
01:27:43,040 --> 01:27:44,990
‫وای خدا

376
01:27:45,040 --> 01:27:47,260
‫خیلی چیز برات نوشتم.

377
01:27:48,780 --> 01:27:50,260
‫نوشتی،

378
01:27:52,310 --> 01:27:54,480
‫"می‌خوام پسرم رو بشناسی.

379
01:27:56,530 --> 01:27:58,270
‫می‌خوام اسمش رو بدونی."

380
01:27:59,880 --> 01:28:00,880
‫آره.

381
01:28:05,100 --> 01:28:06,490
‫تو خاطره‌ای داری؟

382
01:28:08,800 --> 01:28:09,840
‫خدایا.

383
01:28:09,890 --> 01:28:11,190
‫من...

384
01:28:12,190 --> 01:28:13,460
‫همه‌شون رو حفظم.

385
01:28:14,980 --> 01:28:16,420
‫من...

386
01:28:16,460 --> 01:28:19,510
‫باشه برای بعد. خب؟

387
01:28:21,330 --> 01:28:22,940
‫جی.

388
01:28:22,990 --> 01:28:24,640
‫بله؟

389
01:28:24,690 --> 01:28:26,910
‫فکر کنم باید...

390
01:28:26,950 --> 01:28:27,950
‫چی؟

391
01:28:28,560 --> 01:28:30,170
‫فکر کنم آماده‌م.

392
01:28:33,350 --> 01:28:34,520
‫خیلی خب.

393
01:28:38,400 --> 01:28:40,180
‫باید بهتون بگم...

394
01:28:43,400 --> 01:28:47,320
‫بدجوری می‌خواستم

395
01:28:47,360 --> 01:28:51,630
‫که تنبیه یا درس عبرتی برای دیگران بشین.

396
01:28:51,670 --> 01:28:54,320
‫با چنین خواسته‌ای اومدم اینجا.

397
01:28:54,370 --> 01:28:59,500
‫ولی تو همه‌مون یه چیزی مُرده.
‫توی همه‌مون.

398
01:28:59,550 --> 01:29:03,070
‫ولی خیلی می‌ترسم که چیزی که می‌خواستم،

399
01:29:03,120 --> 01:29:06,470
‫چیزی که لازم داشتم، اونی
‫نباشه که فکرش رو می‌کردم.

400
01:29:07,210 --> 01:29:09,640
‫به چی فکر می‌کردی؟

401
01:29:09,690 --> 01:29:14,000
‫که اگه شما رو می‌بخشیدم،
‫اون رو از دست می‌دادم.

402
01:29:14,390 --> 01:29:16,390
‫وای... نه.

403
01:29:16,430 --> 01:29:17,960
‫آره.

404
01:29:18,000 --> 01:29:20,520
‫ولی شاید فقط کافی بود
‫که کنارتون باشم.

405
01:29:21,310 --> 01:29:23,480
‫چون حالا می‌دونم که...

406
01:29:25,050 --> 01:29:26,920
‫شما رو می‌بخشم.

407
01:29:29,230 --> 01:29:30,580
‫جدی میگم.

408
01:29:32,360 --> 01:29:34,360
‫شما رو می‌بخشم.

409
01:29:35,190 --> 01:29:39,020
‫و باید بهتون بگم که...

410
01:29:40,020 --> 01:29:41,850
‫باید بهتون بگم...

411
01:29:44,420 --> 01:29:46,290
‫هیدن رو هم بخشیدم

412
01:29:47,900 --> 01:29:52,770
‫به خاطر کاری که کرده،
‫به خاطر گرفتن جون بچه‌م.

413
01:29:52,820 --> 01:29:57,260
‫چون با تموم وجودم می‌دونم
‫که از دست رفته بود.

414
01:29:58,430 --> 01:30:00,610
‫واسه همین... می‌بخشمش.

415
01:30:02,570 --> 01:30:04,700
‫چون دیگه نمی‌تونم اینطوری زندگی کنم.

416
01:30:04,740 --> 01:30:07,880
‫- عزیزم.
‫- نه، نمی‌تونم. نمی‌تونیم.

417
01:30:07,920 --> 01:30:09,660
‫- خیلی خب.
‫- خوابمون نمی‌بره.

418
01:30:09,700 --> 01:30:11,310
‫نمی‌تونیم نفس بکشیم.

419
01:30:11,360 --> 01:30:13,100
‫دیگه خیلی همدیگه رو نمی‌بینیم،

420
01:30:13,140 --> 01:30:15,410
‫ولی می‌خوام. می‌خوام.

421
01:30:16,060 --> 01:30:17,320
‫- باشه؟
‫- باشه؟

422
01:30:17,360 --> 01:30:19,410
‫چون دیگه نمی‌تونم اینطوری ادامه بدم.

423
01:30:19,450 --> 01:30:22,850
‫نمی‌تونم. به خاطر اون نیست. نیست.

424
01:30:22,890 --> 01:30:26,070
‫فقط به خاطر این درد وحشتناکیه

425
01:30:26,110 --> 01:30:28,810
‫که آرزو می‌کنیم
‫گذشته یه جور دیگه میشد،

426
01:30:28,850 --> 01:30:32,810
‫و دیگه نمی‌تونم بذارم که
‫زندگیم رو تو مشتش بگیره،

427
01:30:32,860 --> 01:30:35,690
‫چون اگه بذارم می‌ترسم که
‫دیگه هیچوقت نتونم ببینمش.

428
01:30:36,470 --> 01:30:38,470
‫و باید ببینمش.

429
01:30:38,520 --> 01:30:40,910
‫می‌دونم که میشه. می‌دونم که بعداً می‌بینمش.

430
01:30:40,950 --> 01:30:44,610
‫می‌دونم که اگه بتونم ببخشم،
‫می‌تونم اون رو هم کنارم نگهش دارم.

431
01:30:44,650 --> 01:30:46,780
‫اگه بتونم دوباره عاشق بشم.

432
01:30:46,830 --> 01:30:48,000
‫واسه همین می‌بخشم.

433
01:30:49,400 --> 01:30:50,480
‫می‌بخشم.

434
01:31:26,690 --> 01:31:28,300
‫شاید همین راهش باشه.

435
01:31:30,090 --> 01:31:31,870
‫این سکوت.

436
01:31:34,700 --> 01:31:37,140
‫شاید همین، راه درست خداحافظی باشه.

437
01:31:42,710 --> 01:31:43,840
‫آره.

438
01:31:45,360 --> 01:31:46,800
‫خوبه.

439
01:31:54,290 --> 01:31:55,770
‫می‌خواین...؟

440
01:31:55,810 --> 01:31:57,380
‫شاید یه کوچولو...؟

441
01:31:59,120 --> 01:32:00,290
‫باشه.

442
01:32:17,140 --> 01:32:18,530
‫همم.

443
01:33:26,290 --> 01:33:27,290
‫خب...

444
01:33:29,640 --> 01:33:31,380
‫امیدوارم تونسته باشیم کمکی کرده باشیم.

445
01:33:33,650 --> 01:33:35,170
‫ممنون.

446
01:33:37,910 --> 01:33:40,910
‫چیز دیگه‌ای نیست؟

447
01:33:40,960 --> 01:33:44,480
‫فکر نکنم. خیلی خسته‌م.

448
01:33:45,920 --> 01:33:49,230
‫خب، به گمونم... می‌دونین...

449
01:33:49,270 --> 01:33:51,710
‫می‌تونیم هروقت دیگه‌ای
‫که شد حرف بزنیم.

450
01:33:51,750 --> 01:33:53,190
‫- حتماً.
‫- باشه؟

451
01:33:53,230 --> 01:33:55,060
‫حتماً.

452
01:33:55,100 --> 01:33:57,100
‫ممنون که عکساتون رو آوردین.

453
01:33:57,150 --> 01:34:00,150
‫خواهش می‌کنم. از شما ممنونیم.

454
01:34:00,980 --> 01:34:02,760
‫ممنون بابت گل‌هایی که آوردین.

455
01:34:02,760 --> 01:34:05,220
‫- خواهش می‌کنم.
‫- می‌تونین ببرینش؟  گل‌ها رو میگم.

456
01:34:05,240 --> 01:34:06,460
‫نمی‌خوام مجبور بشین...

457
01:34:06,510 --> 01:34:07,640
‫نه. یه کاریش می‌کنیم.

458
01:34:07,680 --> 01:34:08,770
‫آره حتماً.

459
01:34:08,810 --> 01:34:10,380
‫خب...

460
01:34:10,420 --> 01:34:12,640
‫شاید کندرا بتونه یه جعبه
‫یا چیزی براتون بیاره.

461
01:34:12,690 --> 01:34:13,950
‫نمی‌خوام مجبور بشین...

462
01:34:13,990 --> 01:34:15,320
‫واقعاً شرمنده. باید فکرش رو می‌کردم..

463
01:34:15,340 --> 01:34:16,840
‫نه... می‌تونیم بگیریم دستمون، نه؟

464
01:34:16,860 --> 01:34:18,780
‫آره. یا اون خانمه که اینجا کار می‌کنه،

465
01:34:18,820 --> 01:34:20,520
‫شاید بتونه یه چیزی پیدا کنه.

466
01:34:20,560 --> 01:34:22,040
‫اوه. فکر نکنم دیده باشمش.

467
01:34:22,090 --> 01:34:23,570
‫برم ببینمش.

468
01:34:23,610 --> 01:34:26,570
‫نمی‌دونم چرا فکرش رو نکرده بودم.
‫شرمنده.

469
01:34:26,610 --> 01:34:27,870
‫- حماقت کردم.
‫- چیزی نیست.

470
01:34:34,100 --> 01:34:35,230
‫راستی...

471
01:34:35,270 --> 01:34:36,710
‫واسه تو راه بطری آب نمی‌خواین؟

472
01:34:36,750 --> 01:34:38,490
‫ممنون. همه چی آوردم.

473
01:34:39,190 --> 01:34:40,970
‫قهوه دارن.

474
01:34:41,020 --> 01:34:42,670
‫قهوه می‌خوری؟

475
01:34:42,720 --> 01:34:46,150
‫- نه.
‫- خیلی خب.

476
01:34:46,200 --> 01:34:48,980
‫برم ببینم کمک می‌خواد یا نه.

477
01:34:49,030 --> 01:34:50,510
‫حتماً.

478
01:34:53,600 --> 01:34:54,600
‫خیلی خب.

479
01:34:55,900 --> 01:34:57,380
‫پس بیرون می‌بینمتون.

480
01:34:57,430 --> 01:34:58,690
‫- آره.
‫- خیلی خب.

481
01:35:03,780 --> 01:35:05,170
‫سلام، لیندا.

482
01:35:05,220 --> 01:35:06,910
‫سلام.

483
01:35:08,650 --> 01:35:11,440
‫الان برمی‌گردم. گل‌ها پیشمه.

484
01:35:16,790 --> 01:35:18,750
‫- بریم...؟
‫- باشه؟

485
01:35:19,930 --> 01:35:20,970
‫الان میام.

486
01:36:30,170 --> 01:36:31,780
‫روزنامه داری؟

487
01:36:31,820 --> 01:36:34,040
‫آره، لطفاً خودت رو تو دردسر ننداز.

488
01:36:34,090 --> 01:36:36,390
‫واقعاً ببخشید. باید
‫فکرش رو می‌کردم.

489
01:36:36,440 --> 01:36:38,140
‫کتاب سرودها رو تو جعبه گذاشته بودن.

490
01:36:38,180 --> 01:36:39,880
‫عه... آره. چه فکر خوبی.

491
01:36:39,920 --> 01:36:41,440
‫- ممنون.
‫- خواهش می‌کنم.

492
01:36:41,490 --> 01:36:43,010
‫برم طبقه پایین

493
01:36:43,050 --> 01:36:44,490
‫ببینم چیزی هست بیارم یا نه.

494
01:36:44,530 --> 01:36:46,620
‫- ممنون.
‫- خیلی خب.

495
01:36:53,020 --> 01:36:55,020
‫- خب...
‫- فکر کنم باید منتظر...

496
01:36:55,070 --> 01:36:56,890
‫آره.

497
01:37:00,900 --> 01:37:03,860
‫به خاطر امروز از جفتتون ممنونم،

498
01:37:03,900 --> 01:37:05,210
‫از کندرا هم همینطور.

499
01:37:05,250 --> 01:37:06,990
‫باعث افتخار بود.

500
01:37:11,470 --> 01:37:13,390
‫اگه اشکالی نداره من برم.

501
01:37:15,090 --> 01:37:17,000
‫حتماً...

502
01:37:17,040 --> 01:37:18,870
‫لیندا، باید برگردم.

503
01:37:18,920 --> 01:37:20,830
‫خیلی خب.

504
01:37:20,870 --> 01:37:22,530
‫اگه می‌خوای می‌تونم تنهایی برم...

505
01:37:22,570 --> 01:37:23,920
‫نه، نه...

506
01:37:23,960 --> 01:37:25,250
‫- می‌تونم باهات بیام.
‫- باشه.

507
01:37:25,270 --> 01:37:27,790
‫امروز باهمدیگه تا اینجا قدم زدیم.

508
01:37:30,710 --> 01:37:31,970
‫ام...

509
01:37:41,890 --> 01:37:43,090
‫لطفاً مراقب خودتون باشین.

510
01:37:43,110 --> 01:37:44,850
‫- ممنونم.
‫- تو هم همینطور، ریچارد.

511
01:37:49,510 --> 01:37:51,860
‫- اینجا می‌مونیم دیگه؟
‫- آره.

512
01:37:51,900 --> 01:37:54,210
‫همیشه اینجاییم. واسه...

513
01:37:55,300 --> 01:37:56,910
‫واسه این که در ارتباط باشیم.

514
01:37:59,130 --> 01:38:00,220
‫خوبه.

515
01:38:05,270 --> 01:38:06,880
‫از این که دیدمتون خوشحال شدم.

516
01:38:12,970 --> 01:38:14,320
‫مراقب خودتون باشین.

517
01:38:23,630 --> 01:38:25,460
‫بهتر نیست که

518
01:38:25,500 --> 01:38:27,460
‫با گل‌ها بیاین اینجا؟

519
01:38:27,510 --> 01:38:29,680
‫باشه، حتماً، فکر خوبیه.

520
01:38:54,450 --> 01:38:56,800
‫فکر کنیم این خوب باشه.

521
01:38:56,840 --> 01:38:58,510
‫اگه یکم روزنامه زیرش بذاریم.

522
01:38:58,540 --> 01:38:59,600
‫باشه. خوبه. خودت رو
‫تو دردسر ننداز.

523
01:38:59,620 --> 01:39:00,710
‫خیلی خب.

524
01:39:00,760 --> 01:39:02,450
‫سلام.

525
01:39:02,500 --> 01:39:04,460
‫عه... رفتن؟

526
01:39:04,500 --> 01:39:05,940
‫آره رفتن، ولی ممنون.

527
01:39:05,980 --> 01:39:07,070
‫اوه.

528
01:39:07,110 --> 01:39:08,630
‫واسمون هدیه آورده بودن...

529
01:39:08,680 --> 01:39:10,940
‫فکر کردم فقط باید خداحافظی کنم.

530
01:39:10,980 --> 01:39:12,680
‫حتی فرصت نشد خودم
‫رو بهشون معرفی کنم.

531
01:39:12,720 --> 01:39:14,090
‫- چیزی نیست.
‫- نگران نباش.

532
01:39:14,120 --> 01:39:16,050
‫- چیزی نیست.
‫- نه... باید می‌کردم.

533
01:39:16,080 --> 01:39:17,600
‫باشه...

534
01:39:17,640 --> 01:39:21,520
‫ممنون بابت این که اینجا رو بهمون
‫ دادی و ازمون پذیرایی کردی.

535
01:39:21,560 --> 01:39:23,340
‫- واقعاً ممنونیم...
‫- اینجا التیام‌بخشه.

536
01:39:23,390 --> 01:39:26,650
‫جدی میگم.

537
01:39:26,690 --> 01:39:27,960
‫فرقی نمی‌کنه از کجا باشین.

538
01:39:29,700 --> 01:39:31,530
‫فکر کنم اگه یکم روزنامه بذاریم

539
01:39:31,570 --> 01:39:32,720
‫میشه بردش.

540
01:39:32,740 --> 01:39:34,350
‫- جودی؟
‫- آره

541
01:39:37,050 --> 01:39:38,490
‫ببخشید.

542
01:39:38,530 --> 01:39:40,290
‫دارن بقیه کتابا رو می‌برن سنت توماس.

543
01:39:40,320 --> 01:39:43,890
‫- واسه همین جعبه‌ها رو می‌خوان.
‫- خیلی خب.

544
01:39:43,930 --> 01:39:45,100
‫جدی میگم...

545
01:39:45,150 --> 01:39:46,110
‫یعنی نمیشه توش روزنامه بذاریم؟

546
01:39:46,150 --> 01:39:47,240
‫نایلون می‌ذاریم زیرش.

547
01:39:47,280 --> 01:39:48,390
‫- فکر نکنم...
‫- جدی میگم...

548
01:39:48,410 --> 01:39:49,720
‫خودتون رو تو زحمت نندازین.

549
01:39:49,760 --> 01:39:51,200
‫نه، می‌تونم بسته بندیش کنم. کاری نداره.

550
01:39:51,240 --> 01:39:52,850
‫خب یکم روزنامه بذار زیرش.

551
01:39:52,890 --> 01:39:54,220
‫خب چقدر روزنامه داری؟

552
01:39:54,240 --> 01:39:56,640
‫می‌دونین چیه؟ می‌گیرمش دستم.

553
01:39:56,680 --> 01:39:59,030
‫- خودم می‌خوام.
‫- مطمئنی؟

554
01:39:59,080 --> 01:40:00,690
‫آره. فکر کنم بهتر باشه.

555
01:40:00,730 --> 01:40:03,080
‫- باشه، ببخشید.
‫- خب...

556
01:40:03,120 --> 01:40:04,950
‫از دیدنتون خوشحال شدم.

557
01:40:06,170 --> 01:40:07,870
‫ممنون بابت همه چیز...

558
01:40:16,960 --> 01:40:19,750
‫یه خاطره هست که
‫می‌خوام براتون تعریف کنم.

559
01:40:19,790 --> 01:40:21,050
‫خیلی خب.

560
01:40:23,060 --> 01:40:24,800
‫خوشحال میشم بشنوم.

561
01:40:28,150 --> 01:40:29,450
‫16 سالش بود.

562
01:40:30,980 --> 01:40:32,540
‫هفته خیلی بدی داشت.

563
01:40:33,720 --> 01:40:35,460
‫خیلی براش ناراحت بودم.

564
01:40:37,240 --> 01:40:39,030
‫مگه بچه‌ها چقدر می‌تونن بی‌رحم باشن.

565
01:40:40,640 --> 01:40:43,030
‫ولی نمی‌تونستم بذارم که از دست بره.

566
01:40:43,080 --> 01:40:44,080
‫نه.

567
01:40:45,470 --> 01:40:47,510
‫تنها بودیم.

568
01:40:47,560 --> 01:40:50,000
‫ریچارد تا دیروقت سر کار بود.

569
01:40:50,040 --> 01:40:52,690
‫شام پختم، ولی نمی‌خورد.

570
01:40:54,870 --> 01:40:57,700
‫گفتم باهاش حرف بزنم،
‫ولی حرف نمیزد.

571
01:40:59,000 --> 01:41:04,180
‫رفتم تو اتاقش. پای کامپیوترش بود.

572
01:41:04,230 --> 01:41:09,320
‫سرش داد کشیدم،
‫"باید کار کنی.

573
01:41:09,360 --> 01:41:13,280
‫اگه نمی‌تونی خوشحال باشی،
‫حداقل از پس یه کاری بر بیای."

574
01:41:14,850 --> 01:41:19,460
‫با داد بهم گفت،
‫"من نمی‌خوام خوشحال باشم.

575
01:41:20,420 --> 01:41:22,070
‫نمی‌خوام از پس کاری بر بیام."

576
01:41:23,510 --> 01:41:25,600
‫با داد گفتم، "چرا؟"

577
01:41:25,640 --> 01:41:27,550
‫"چرا؟"

578
01:41:27,600 --> 01:41:29,770
‫بعدش همش سر همدیگه داد می‌زدیم.

579
01:41:30,860 --> 01:41:34,780
‫جفتمون... ضربه خورده بودیم.

580
01:41:40,520 --> 01:41:42,130
‫و ترسیده بودیم.

581
01:41:42,180 --> 01:41:43,270
‫می‌دونم.

582
01:41:45,700 --> 01:41:47,790
‫خیلی تند اتفاق افتاد.

583
01:41:47,840 --> 01:41:51,100
‫ولی بعدش گفت،
‫"برو بیرون تا نزدمت.

584
01:41:51,140 --> 01:41:53,750
‫برو بیرون تا مثل سگ به
‫باد کتک نگرفتمت."

585
01:41:53,800 --> 01:41:55,630
‫به خدا قسم...

586
01:41:56,500 --> 01:42:00,150
‫ترسناک... شده بود.

587
01:42:02,810 --> 01:42:04,160
‫رفتم تو اتاقم.

588
01:42:06,590 --> 01:42:07,940
‫و در رو قفل کردم.

589
01:42:11,210 --> 01:42:12,210
‫گیل...

590
01:42:19,560 --> 01:42:21,000
‫کاش می‌ذاشتم.

591
01:42:23,220 --> 01:42:28,010
‫کاش می‌گفتم، "باشه، من رو بزن.

592
01:42:28,050 --> 01:42:29,660
‫بزن، عزیزم.

593
01:42:31,490 --> 01:42:35,140
‫تا هروقت که لازمه می‌تونی من رو بزنی."

594
01:42:37,890 --> 01:42:41,150
‫چون اینطوری می‌شناختمش.

595
01:42:41,190 --> 01:42:44,630
‫می‌دونستم که واقعاً چه آدمی بوده.

596
01:42:47,590 --> 01:42:48,850
‫چیزی نیست.

597
01:43:06,870 --> 01:43:08,220
‫خاطره...

598
01:43:11,400 --> 01:43:14,230
‫خاطره...

599
01:43:14,270 --> 01:43:15,790
‫خاطره من یکم فرق داشت...

600
01:43:15,840 --> 01:43:17,010
‫نه.

601
01:43:17,060 --> 01:43:18,620
‫دلمون براشون تنگ شده.

602
01:43:20,840 --> 01:43:24,850
‫- منم می‌خواستم خاطره تعریف کنم.
‫- می‌دونم.

603
01:43:25,540 --> 01:43:27,200
‫ببخشید که بهت نگفتم تعریف کنی.

604
01:43:29,070 --> 01:43:30,200
‫ممنون.

605
01:43:36,990 --> 01:43:38,210
‫ممنون.

606
01:44:04,190 --> 01:44:05,360
‫بهتر نیست...

607
01:44:06,320 --> 01:44:07,670
‫بهتر نیست...؟

608
01:44:09,110 --> 01:44:11,940
‫با خودم گفتم بذاریم برن.

609
01:44:11,980 --> 01:44:13,420
‫فکر خوبیه.

610
01:44:29,040 --> 01:44:30,130
‫این صدای چیه؟

611
01:44:31,390 --> 01:44:32,700
‫ببخشید.

612
01:44:34,050 --> 01:44:35,310
‫صدا از...؟

613
01:44:35,350 --> 01:44:37,530
‫آره. دارن واسه سرود فردا

614
01:44:37,570 --> 01:44:39,310
‫تمرین می‌کنن.

615
01:44:39,360 --> 01:44:40,880
‫یادم رفته بود.

616
01:44:43,710 --> 01:44:45,800
‫بهشون گفتیم؟

617
01:44:45,840 --> 01:44:49,150
‫امروز صبح بهت گفتم که
‫داشتن تمرین می‌کردن.

618
01:44:49,190 --> 01:44:50,280
‫جدی؟

619
01:44:51,720 --> 01:44:53,240
‫ببخشید.

620
01:44:53,280 --> 01:44:56,290
‫چیزی نیست. قشنگه...

621
01:44:56,330 --> 01:44:59,550
‫آره، دارن واسه فردا تمرین می‌کنن.

622
01:45:01,250 --> 01:45:02,380
‫می‌شنوی؟

623
01:45:03,730 --> 01:45:05,030
‫دارن می‌خونن؟

624
01:45:21,750 --> 01:45:23,660
‫می‌خواین برین بالا و ببینین؟

625
01:45:25,970 --> 01:45:31,930
♪خوشا به گره‌ای که قلب‌هایمان را♪   

626
01:45:31,970 --> 01:45:37,800
♪‫♪ با عشق به مسیح، پیوند می‌زند

627
01:45:37,850 --> 01:45:41,680
♪یار و یاور♪  

628
01:45:41,720 --> 01:45:45,860
♪اذهان هم‌سرشت♪

629
01:45:45,900 --> 01:45:48,770
‫نه چیزی نیست.

630
01:45:48,820 --> 01:45:52,250
♪شبیه چیزیست که در بالا آمده♪

631
01:45:55,040 --> 01:46:02,050
♪دربرابر تاج و تخت پدرمان♪

632
01:46:02,090 --> 01:46:09,580
♪دعاهای‌ پرشور می‌کنیم♪

633
01:46:09,620 --> 01:46:14,010
♪ترس‌های‌مان، امیدهای‌مان♪

634
01:46:14,060 --> 01:46:18,580
♪و اهدافمان یکی هستند♪

635
01:46:18,630 --> 01:46:21,890
♪آسودگی‌ها♪

636
01:46:21,940 --> 01:46:27,510
♪و دالواپسی‌هایمان یکی هستند♪

637
01:46:27,550 --> 01:46:34,990
♪هنگامی که از یکدیگر جدا می‌شویم♪

638
01:46:35,040 --> 01:46:42,610
♪درونمان مملو از درد می‌شود♪

639
01:46:42,650 --> 01:46:49,310
♪ولی با این حال♪

640
01:46:49,350 --> 01:46:51,620
♪باشد که قلب‌های‌مان به یکدیگر بپیوندد♪

641
01:46:51,660 --> 01:46:58,620
‫♪و امید داشته داشته باشیم که
‫دوباره همدیگر را ملاقات کنیم♪

5
01:46:59,414 --> 01:47:09,414
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و اینستاگرام سايت زدمووی :
.:: @ZedMoviecom ::.
.:: ZedMovie.com ::.

7
01:47:13,414 --> 01:48:20,414
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و اینستاگرام سايت زدمووی :
.:: @ZedMoviecom ::.
.:: ZedMovie.com ::.
