﻿0
00:00:02,900 --> 00:00:21,361
<b><font color="#00abfd"> دانلود رایگان فیلم و سریال 
  
  ..:: MiraMovie.org ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: ZedMovie.com ::..</font></b>

4
00:01:51,381 --> 00:01:53,967
‫لطفا از پل رد شده و به چپ بپیچید،

5
00:01:54,033 --> 00:01:57,119
‫و ۶۷ کیلومتر آتی را
‫در همین مسیر ادامه دهید.

6
00:02:30,441 --> 00:02:34,236
‫لطفا به راست بپیچید و
‫۹.۵ کیلومتر مستقیم ادامه دهید.

8
00:03:09,188 --> 00:03:12,816
‫لطفا به راست بپیچید.
‫شما به مقصد خود رسیده‌اید.

9
00:03:22,368 --> 00:03:24,703
‫خیلی‌خب، حالتون چطوره؟
‫من «ادموند ماری» هستم.

10
00:03:24,745 --> 00:03:26,789
‫سلام.
‫می‌شه کارت شناسایی‌ـتون رو ببینم لطفا؟

11
00:03:26,830 --> 00:03:27,915
‫البته.

12
00:03:34,088 --> 00:03:35,297
‫بفرما.

13
00:03:36,757 --> 00:03:38,926
‫آقای ماری همین الان رسیدن.

14
00:03:38,967 --> 00:03:40,719
‫دریافت شد.

15
00:03:40,761 --> 00:03:42,781
‫- صبح به‌خیر. من افسر «بیـرچ»
‫- حال‌تون چطوره؟

16
00:03:42,805 --> 00:03:44,807
‫افسر تحقیقات اولیه‌ـم.

17
00:03:44,848 --> 00:03:46,701
‫آقای «ریچموند» کنار آب منتظرتونه.

18
00:03:46,725 --> 00:03:49,395
‫- من بابای «ایثن» هستم.
‫- می‌دونم آقای ماری.

19
00:03:49,436 --> 00:03:51,772
‫متأسفانه بیشتر از این
‫نمی‌تونم در مورد پرونده صحبت کنم.

20
00:03:51,814 --> 00:03:53,732
‫بازرس «روی» یه‌کم دیگه میاد اینجا.

21
00:03:53,774 --> 00:03:55,460
‫می‌تونه ابهامات‌ـتون رو برطرف کنه.

22
00:03:55,484 --> 00:03:57,236
‫- باشه.
‫- آقای ریچموند همونجا کنار آبه

23
00:03:57,277 --> 00:04:00,280
‫- همین مسیر منتهی به راست رو دنبال کنید.
‫- باشه، مرسی.

24
00:04:17,673 --> 00:04:18,882
‫جـَون!

25
00:04:22,219 --> 00:04:24,471
‫لعنتی. جـَون!

26
00:04:44,199 --> 00:04:45,826
‫اینجا چکار می‌کنی؟

27
00:04:46,618 --> 00:04:48,454
‫دنبالش می‌گردن.

28
00:04:49,288 --> 00:04:50,873
‫فکر می‌کنن توی آبه؟

29
00:04:52,082 --> 00:04:53,417
‫نمی‌دونم.

30
00:04:57,463 --> 00:04:58,839
‫نمی‌دونم.

31
00:05:06,221 --> 00:05:07,890
‫چی شد اصلا؟

32
00:05:07,931 --> 00:05:09,767
‫نمی‌دونم.

33
00:05:15,647 --> 00:05:17,524
‫اونجا خوابیده بوده.

34
00:05:28,869 --> 00:05:32,373
‫- خوبی؟
‫- نمی‌تونم برگردم اونجا.

35
00:05:46,762 --> 00:05:48,972
‫- می‌شه برم داخل؟
‫- نه شرمنده.

36
00:05:49,014 --> 00:05:50,140
‫گوه‌ توش.

37
00:06:14,997 --> 00:06:16,966
‫[ پسرم ]

38
00:06:40,441 --> 00:06:43,402
‫اینجا رو اجاره کردم.
‫همینجا می‌مونم.

39
00:06:43,444 --> 00:06:45,529
‫باشه، منم یه جا همین نزدیکی‌ها می‌مونم.

40
00:06:47,156 --> 00:06:48,490
‫خوبه.

41
00:06:55,914 --> 00:06:57,958
‫می‌تونی یه کاری واسه‌م کنی؟

42
00:06:58,000 --> 00:06:59,460
‫اوهوم.

43
00:07:01,086 --> 00:07:03,130
‫می‌خوام برگردی خونه.

44
00:07:06,133 --> 00:07:08,469
‫ایثن روز قبل از رفتنش

45
00:07:08,510 --> 00:07:10,804
‫یه نقاشی واسه‌م کشیده بود...

46
00:07:13,432 --> 00:07:15,142
‫و از فکرم نمی‌ره بیرون.

47
00:07:21,148 --> 00:07:22,775
‫مرسی.

48
00:07:22,816 --> 00:07:24,919
‫چیزی از کسایی که اون اردو رو
‫برپا کردن می‌دونیم؟

49
00:07:24,943 --> 00:07:27,821
‫نه، گفتن که همه رو بازجویی کرده‌ن.

50
00:07:27,863 --> 00:07:30,949
‫خودت دیدی‌ـشون؟
‫قبلا از اینکه بفرستیش؟

51
00:07:32,910 --> 00:07:36,372
‫آره، خب یعنی...
‫واقعا آدمای خوبی به‌نظر میومدن.

52
00:07:36,413 --> 00:07:40,186
‫خانومه خیلی بامحبت بود.
‫نمی‌دونم... من...

53
00:07:40,327 --> 00:07:42,419
‫مطمئنم مشکلی نداشتن.
‫مطمئنم مشکلی نداشتن.

54
00:07:42,461 --> 00:07:46,674
‫اگه فکر می‌کردم مشکلی وجود داره
‫ممکن نبود بفرستم، به هیچ‌وجه.

55
00:07:46,715 --> 00:07:49,968
‫می‌دونم، می‌دونم.
‫تو مامان خوبی هستی.

56
00:07:50,010 --> 00:07:51,136
‫می‌دونم.

57
00:07:57,017 --> 00:07:58,060
‫سلام.

58
00:07:59,478 --> 00:08:00,854
‫خوبی؟

59
00:08:01,605 --> 00:08:03,148
‫- آره.
‫- آره؟

60
00:08:03,190 --> 00:08:05,609
‫- خوب بود.
‫- چی می‌خوان بدونن؟

61
00:08:05,651 --> 00:08:07,820
‫خب، در مورد یه‌سری مسائل
‫یه‌سری سوال داشتن فقط.

62
00:08:07,861 --> 00:08:09,613
‫چه مسائلی؟

63
00:08:10,280 --> 00:08:11,949
‫رابطه‌م با ایثن.

64
00:08:11,990 --> 00:08:13,033
‫چرا؟

65
00:08:17,204 --> 00:08:19,832
‫نه. تو راه برگشتی؟
‫می‌تونی برگردی؟

66
00:08:20,374 --> 00:08:21,750
‫باشه، خیلی‌خب.

67
00:08:21,792 --> 00:08:23,877
‫- خداحافظ. دوست دارم.
‫- دوست دارم،‌ خداحافظ.

68
00:08:24,920 --> 00:08:26,839
‫- شوهرت بود؟
‫- آره.

69
00:08:26,880 --> 00:08:29,049
‫فکر اون بود که بفرستینش اردو؟

70
00:08:29,091 --> 00:08:30,884
‫عجب گیری کردیما.

71
00:08:32,553 --> 00:08:34,638
‫آره، حتما.
‫فکر اون بود.

72
00:08:37,391 --> 00:08:39,768
‫اون پسر منه، خب؟

73
00:08:39,810 --> 00:08:42,980
‫تصمیم خودم بودم.
‫کاش نمی‌رفت.

74
00:08:43,022 --> 00:08:47,067
‫- آره ای کاش.
‫- اولش نمی‌خواستم بره، ولی...

75
00:08:48,235 --> 00:08:50,696
‫بچه‌های هم‌سنش،
‫همچین کارایی می‌کنن.

76
00:08:50,738 --> 00:08:54,783
‫و خب ایثن...اون...

77
00:08:55,909 --> 00:08:59,038
‫با بقیه فرق داره، و خب اون...

78
00:09:00,998 --> 00:09:02,750
‫نمی‌خواست بره.

79
00:09:03,542 --> 00:09:06,170
‫و می‌دونستم که دلش نمی‌خواد بره.

80
00:09:08,672 --> 00:09:11,050
‫حالش خوب بود؟
‫قبل رفتنش.

81
00:09:11,091 --> 00:09:15,262
‫من فقط...
‫فقط می‌خواستم که...

82
00:09:18,265 --> 00:09:19,308
‫خیلی شرمنده‌م.

83
00:09:21,101 --> 00:09:22,519
‫به‌خاطرِ...

84
00:09:22,561 --> 00:09:24,605
‫این مدت بهش سخت گذشته.

85
00:09:25,606 --> 00:09:27,024
‫خب؟

86
00:09:47,336 --> 00:09:48,712
‫خیلی‌خب؟

87
00:09:49,922 --> 00:09:51,924
‫آماده‌شون کن برن.

88
00:09:51,965 --> 00:09:54,176
‫سربازرس، ایشون «ادی»
‫پدر ایثن هستش.

89
00:09:54,760 --> 00:09:56,929
‫خیلی‌خب.
‫آقای ماری.

90
00:09:56,970 --> 00:09:59,056
‫- من بازرس روی هستم.
‫- سلام سربازرس.

91
00:09:59,098 --> 00:10:01,600
‫اینجا عملیات جست‌جو رو با تیمم انجام می‌دم.

92
00:10:02,976 --> 00:10:07,147
‫آقای ماری ازتون می‌خوام که امروز عصر ساعت ۳
‫بیاید به دفترم لطفا.

93
00:10:07,189 --> 00:10:08,107
‫البته. ساعت ۳.

94
00:10:08,148 --> 00:10:10,150
‫آدرس روی کارت نوشته شده.

95
00:10:10,192 --> 00:10:14,238
‫و شماره‌ تلفن خودم هم پشت کارت هست،
‫اگه لازمت شد.

96
00:10:15,924 --> 00:10:19,094
‫خانوم، مطمئنید که می‌خواید
‫توی این کار شرکت کنید؟

97
00:10:19,159 --> 00:10:20,202
‫آره.

98
00:10:21,453 --> 00:10:24,164
‫-آخه دیروز، به‌نظر ...
‫- نه.

99
00:10:24,206 --> 00:10:27,001
‫- مطمئنی؟ من هستم می‌تونم برم.
‫- نه، می‌خوام بیام.

100
00:10:27,668 --> 00:10:29,294
‫خیلی‌‌خب.

101
00:10:29,336 --> 00:10:31,046
‫شما فقط به دستورالعمل‌ها گوش بدید

102
00:10:31,088 --> 00:10:33,465
‫خودم بهتون می‌گم کجا باشید.

103
00:10:33,507 --> 00:10:35,009
‫باشه. مرسی.

104
00:10:35,050 --> 00:10:36,844
‫همگی لطفا توجه کنید!

105
00:10:38,178 --> 00:10:41,015
‫امروز صبح می‌خوایم کل دامنه رو بگردیم.

106
00:10:41,056 --> 00:10:43,934
‫می‌خوام با همدیگه از سرخ‌ها عبور کنیم.

107
00:10:43,976 --> 00:10:45,686
‫دو متر فاصله رو رعایت می‌کنید.

108
00:10:45,728 --> 00:10:47,187
‫اگه چیزی پیدا کردین

109
00:10:47,229 --> 00:10:50,024
‫دست‌تون رو بلند می‌کنید
‫و داد می‌زنید: «اینجا».

110
00:10:50,065 --> 00:10:53,777
‫خیلی مهمه که به هیچی دست نزنید.

111
00:10:53,819 --> 00:10:55,112
‫مفهومه؟

112
00:10:55,154 --> 00:10:56,321
‫بله.

113
00:10:57,990 --> 00:11:01,201
‫از همه‌تون بابت اینکه اومدین ممنونم.
‫همه‌ به‌جای خود لطفا.

114
00:11:01,243 --> 00:11:04,496
‫- ما کجا باشیم؟
‫- شما می‌تونید اینجا باشید، آخر این خط.

115
00:11:04,538 --> 00:11:05,914
‫ممنونم.

116
00:11:05,956 --> 00:11:07,666
‫دو متر، دو متر.

117
00:11:17,176 --> 00:11:20,304
‫کنیس!
‫بریم!

118
00:11:24,391 --> 00:11:26,685
‫ایثن! ایثن!

119
00:11:26,727 --> 00:11:29,355
‫ایثن!

120
00:11:31,273 --> 00:11:34,193
‫ایثن! ایثن!

121
00:11:34,860 --> 00:11:37,279
‫ایثن!

122
00:11:47,373 --> 00:11:48,499
‫ایثن!

123
00:11:55,172 --> 00:11:56,507
‫ایثن!

124
00:11:58,842 --> 00:12:00,094
‫ایثن!

125
00:12:23,867 --> 00:12:25,494
‫ایثن!

126
00:12:32,920 --> 00:12:35,803
‫[ مفقود:‌ ایثن ماری ۷ ساله. ]

127
00:12:47,808 --> 00:12:50,102
‫- اون کیه؟
‫- بازرس «روی» بهتون می‌گه.

128
00:12:50,144 --> 00:12:51,562
‫لطفا، با من بیاید.

129
00:12:54,189 --> 00:12:57,693
‫حالتون چطوره؟
‫بفرمایید آقای ماری.

130
00:12:57,735 --> 00:13:00,487
‫- خبری شده؟
‫- هنوز چیزی نیست.

131
00:13:01,822 --> 00:13:03,282
‫حال و روزتون چطوره؟

132
00:13:07,161 --> 00:13:10,122
‫خب من...روزای بهتری هم داشته‌م،
‫می‌دونی؟

133
00:13:13,000 --> 00:13:15,586
‫اجازه بدین موقعیت‌ـمون رو شرح بدم.

134
00:13:16,378 --> 00:13:18,130
‫روند هشدار و اطلاع‌رسانی رو

135
00:13:18,172 --> 00:13:20,466
‫- از دیروز صبح شروع کردیم.
‫- خوبه.

136
00:13:20,507 --> 00:13:25,179
‫به بازپرسی از هر کسی که با پسرتون
‫در ارتباط بوده ادامه می‌دیم.

137
00:13:25,971 --> 00:13:28,140
‫حالا مسئولین سرپرستی اردو

138
00:13:28,182 --> 00:13:32,686
‫بهم می‌گن که طبق معمول بازرسی خودشون رو
‫از چادرها و اتاقک‌ها کرده‌ن

139
00:13:32,728 --> 00:13:36,690
‫که مطمئن بشن بچه‌ها خواب باشن
‫و مشکلی نباشه.

140
00:13:36,732 --> 00:13:39,985
‫آخرین بازرسی ساعت ۱ شب بوده.

141
00:13:40,027 --> 00:13:41,528
‫و ایثن هم اونجا بوده؟

142
00:13:41,570 --> 00:13:44,990
‫اونجا بوده.
‫ اون‌موقع هیچ مشکلی نبوده.

143
00:13:47,993 --> 00:13:49,870
‫وقتی به اتاقش نگاه کردم

144
00:13:49,912 --> 00:13:53,374
‫می‌شد دید که هنوز لباس‌ها
‫و ساک‌ـش اونجا هست.

145
00:13:53,415 --> 00:13:55,417
‫خوراکی‌هاش هنوز اونجا بودن.

146
00:13:56,085 --> 00:13:57,795
‫خب آقای ماری

147
00:13:57,836 --> 00:14:01,048
‫باید بهتون بگم که ما تمام
‫فرضیه‌ها رو بررسی می‌کنیم

148
00:14:01,090 --> 00:14:03,175
‫از جمله فرضیهٔ آدم‌ربایی.

149
00:14:06,053 --> 00:14:08,013
‫حالا اجازه بدید چندتا سوال ازتون بپرسم.

150
00:14:08,055 --> 00:14:13,185
‫ممکنه بعضی از این سوال‌ها ناراحت‌کننده
‫و شخصی براتون به‌نظر بیاد، مشکلی نیست؟

151
00:14:13,227 --> 00:14:15,729
‫نه، نگران نباشید.
‫می‌تونید هر چیزی که می‌خواید بپرسید.

152
00:14:15,771 --> 00:14:19,525
‫اول اینکه، متوجه‌‌م که مدت زیادی رو
‫مسافرت بودین.

153
00:14:19,566 --> 00:14:23,654
‫توی لیبی، عربستان و حتی عراق بودین.
‫دلیلش چیه؟

154
00:14:23,696 --> 00:14:25,197
‫کارم بین‌المللیه.

155
00:14:25,239 --> 00:14:27,199
‫ده سالی اخیر رو کلا خارج از کشور
‫کار کرده‌م.

156
00:14:27,241 --> 00:14:29,076
‫کم و بیش ده سال.

157
00:14:30,285 --> 00:14:33,330
‫توی میدان‌های نفتی کار می‌کنم،
‫هر جا بفرستنم می‌رم.

158
00:14:33,372 --> 00:14:36,583
‫به‌نظرتون کارتون خطرناک بوده؟

159
00:14:36,625 --> 00:14:38,419
‫کار خودش خطرناک نیست.

160
00:14:38,460 --> 00:14:41,171
‫ولی خب ممکنه گاهی جاهایی باشی که
‫خودت در خطر باشی.

161
00:14:41,213 --> 00:14:44,049
‫و کاملاً متوجه‌م که وقتی
‫توی جاهای خاصی هستم

162
00:14:44,091 --> 00:14:45,551
‫حواسم به خودم باشه.

163
00:14:45,592 --> 00:14:48,554
‫و این مسائل دامن‌گیرتون شده آقای ماری؟

164
00:14:48,595 --> 00:14:50,556
‫خب...

165
00:14:50,597 --> 00:14:53,142
‫یکی از زیردست‌هام رو گروگان گرفتن.

166
00:14:53,183 --> 00:14:55,561
‫تا برش گردوندیم خیلی اذیت شدیم.

167
00:14:55,602 --> 00:15:00,566
‫خیلی شرایط مضخرفی بود.
‫و خب آخرش مجبور شدیم که بهشون باج بدیم.

168
00:15:01,692 --> 00:15:02,943
‫قربان...

169
00:15:07,197 --> 00:15:12,286
‫ای بابا. اگه حرفی دارین،‌
‫می‌تونین به انگلیسی بگید.

170
00:15:12,327 --> 00:15:15,205
‫می‌خوام تلفن‌تون رو بررسی کنم.

171
00:15:15,247 --> 00:15:19,668
‫در راستای تحقیقات لازمش داریم
‫که مخاطبین‌‌ـش رو بازیابی کنیم.

172
00:15:23,797 --> 00:15:26,592
‫- روندش همینه.
‫- نباید گوشی‌‌م خاموش باشه.

173
00:15:28,052 --> 00:15:32,598
‫مطمئنم که می‌تونید متوجه اهمیت این موضوع
‫تو این مقطع زمانی با‌شید.

174
00:15:32,639 --> 00:15:34,224
‫کاملا متوجه‌م.

175
00:15:35,476 --> 00:15:38,729
‫با توجه با ماهیت کارم
‫اطلاعات  حساسی اینجا هست.

176
00:15:40,105 --> 00:15:42,608
‫- فقط مخاطبین‌ـم رو لازم دارید؟
‫- آره.

177
00:15:46,987 --> 00:15:48,238
‫ممنون.

178
00:15:51,533 --> 00:15:55,371
‫می‌شه گفت که بیشتر کشورهایی که کار می‌کنید

179
00:15:55,412 --> 00:15:59,375
‫- شرایط مناسبی واسه همراه داشتن بچه ندارن درسته؟
‫- بیشترشون بله.

180
00:15:59,416 --> 00:16:01,877
‫با ساعت کاری‌ای که من دارم،
‫و جاهای دورافتاده‌ای که ازشون سر در میارم

181
00:16:01,919 --> 00:16:05,172
‫حتی اگه امن باشن،
‫مناسب بردن بچه نیست.

182
00:16:05,214 --> 00:16:07,484
‫نمی‌تونم که دور دنیا بگردونمش.
‫باید بره سر درس و مشقش.

183
00:16:07,508 --> 00:16:09,802
‫دوستای خودش داره،
‫باید یه ثباتی داشته باشه.

184
00:16:09,843 --> 00:16:12,513
‫باید یه خونه و خونواده داشته باشه،
‫و من نمی‌تونم این چیزا رو واسه‌ش فراهم کنم.

185
00:16:14,014 --> 00:16:16,308
‫آخرین باری که پسرتون رو دیدین کی بود؟

186
00:16:27,361 --> 00:16:29,530
‫موقع کریسمس دیدمش.
‫اونو...

187
00:16:30,739 --> 00:16:33,325
‫توی تماس تصویری موقع کریسمس دیدم.

188
00:16:35,077 --> 00:16:36,453
‫به‌نظر خوب میومد.

189
00:16:42,084 --> 00:16:45,546
‫رابطهٔ خوبی با همسر سابق‌ـتون دارید؟

190
00:16:45,587 --> 00:16:47,548
‫خیلی...بد نیست.

191
00:16:49,216 --> 00:16:51,218
‫جدایی ما تقصیر اون نیست.

192
00:16:54,596 --> 00:16:56,724
‫خصومتی هست؟

193
00:17:02,312 --> 00:17:03,814
‫واسه من، نه.

194
00:17:16,994 --> 00:17:20,039
‫با شریک زندگی جدیدش ارتباطی دارین؟

195
00:17:20,080 --> 00:17:24,335
‫چندباری توی تماس تصویری دیده‌مش.
‫به‌نظر آدم خوبی میاد.

196
00:17:25,419 --> 00:17:27,588
‫سابقه‌ش رو بررسی کردین؟

197
00:17:27,629 --> 00:17:30,049
‫خب مگه همه نمی‌دونن که از هر ۱۰ مرتبه

198
00:17:30,090 --> 00:17:34,428
‫۹ بارش کار یکی که می‌شناسی،
‫یکی توی خونواده‌ته؟

199
00:17:36,096 --> 00:17:40,559
‫همین‌طوره، واسه همین بخشی از
‫تحقیقات اولیه‌مونه.

200
00:17:41,602 --> 00:17:45,522
‫و شما چی؟
‫شخص جدیدی وارد زندگی‌ـتون شده؟

201
00:17:45,564 --> 00:17:47,941
‫بله.
‫نامزد دارم.

202
00:17:48,901 --> 00:17:51,153
‫۵ ساله که باهاشم.

203
00:17:57,242 --> 00:18:01,288
‫دو سال پیش، همسرتون بهتون گفته
‫که پسرتون حالش خوش نیست.

204
00:18:01,330 --> 00:18:06,085
‫برگشتم و یه ماه با هم رفتیم.

205
00:18:06,126 --> 00:18:07,628
‫خیلی بهمون خوش گذشت.

206
00:18:07,670 --> 00:18:09,838
‫کل آمریکای شمالی رو گشتیم.

207
00:18:11,215 --> 00:18:12,758
‫و...

208
00:18:16,929 --> 00:18:18,514
‫و دیگه برگشتم سر کار.

209
00:18:21,308 --> 00:18:22,935
‫دلیلی واسه باور کردن اینکه

210
00:18:22,976 --> 00:18:25,646
‫به‌خاطر کارمه که ایثن رو برده‌ن دارین؟

211
00:18:28,649 --> 00:18:34,613
‫دلیلی واسه باور کردن این دارم که
‫یکی تصمیم گرفته

212
00:18:34,655 --> 00:18:38,492
‫که بچهٔ شما رو بدزده،
‫نه اون یکی بچه.

213
00:18:41,328 --> 00:18:46,625
‫واسه همین این سوال‌ها رو ازتون می‌پرسم
‫چرا ایثن آقای ماری؟

214
00:18:46,667 --> 00:18:49,753
‫چرا اون؟ چرا اون یکی پسر رو نبرده‌ن؟

215
00:18:50,921 --> 00:18:54,341
‫متأسفانه تنها کاری که الان
‫از دستتون بر میاد، اینه که صبر کنید.

216
00:18:54,383 --> 00:18:56,677
‫صبر کنید که باهاتون تماس بگیریم.

217
00:19:51,065 --> 00:19:53,525
‫- حالت چطوره؟
‫- ادموند.

218
00:19:54,318 --> 00:19:56,028
‫- خوشحالم می‌بینمت.
‫- بیا داخل.

219
00:19:56,070 --> 00:19:57,446
‫خیلی‌خب.
‫مرسی.

220
00:20:00,741 --> 00:20:03,702
‫جـَون؟ جـَون کجاست؟

221
00:20:03,744 --> 00:20:06,330
‫اون...داره استراحت می‌کنه. بشین.
‫ویسکی میخوای؟

222
00:20:06,372 --> 00:20:08,457
‫آره. حتما، مرسی.

223
00:20:09,583 --> 00:20:11,710
‫بیرون یخ‌بندونه نه؟

224
00:20:11,752 --> 00:20:14,630
‫- اوهوم.
‫- ظاهرا قراره که...

225
00:20:15,798 --> 00:20:17,925
‫قراره زمستون زودتر بیاد.

226
00:20:17,966 --> 00:20:21,970
‫یعنی خب این چیزیه که...
‫مردم اینجا می‌گن.

227
00:20:22,012 --> 00:20:23,681
‫پیرمردا.

228
00:20:25,432 --> 00:20:27,518
‫ولی دیگه کسی حرف‌ـشون رو باور نمی‌کنه
‫مگه نه؟

229
00:20:27,559 --> 00:20:31,522
‫دیگه فقط...
‫اینترنت تخمی رو باور می‌کنن.

230
00:20:32,439 --> 00:20:33,691
‫مارک اسلانچاست.

231
00:20:38,112 --> 00:20:39,571
‫جـَون...

232
00:20:41,532 --> 00:20:43,409
‫امشب دیگه واقعا حالش داغون بود.

233
00:20:43,450 --> 00:20:45,786
‫می‌دونی، فکر می‌کنم که خیلی...

234
00:20:45,828 --> 00:20:48,080
‫- خیلی داره بهش سخت می‌گذره.
‫- می‌دونم، منطقیه.

235
00:20:48,122 --> 00:20:50,433
‫واسه همین دیگه گفتم یه‌چیزی
‫بهش بدم که بتونه بخوابه.

236
00:20:50,457 --> 00:20:52,543
‫دیگه امیدوارم کل شب رو بخوابه

237
00:20:52,584 --> 00:20:54,294
‫- واسه همین دیگه...
‫- چی بهش دادی؟

238
00:20:55,087 --> 00:20:57,381
‫لعنتی. اسمش رو نمی‌دونم.
‫چیزه...

239
00:20:58,882 --> 00:21:02,761
‫من...خودمم هر از چندگاهی
‫مشکل خواب دارم

240
00:21:02,803 --> 00:21:05,180
‫و خیلی سال پیش یه نسخه دارو گرفته بودم

241
00:21:05,222 --> 00:21:07,558
‫چند وقته که با اون دارو خوابیده؟

242
00:21:08,142 --> 00:21:10,019
‫خب...

243
00:21:12,062 --> 00:21:14,106
‫یه ساعت و نیمی می‌شه.

244
00:21:14,148 --> 00:21:17,359
‫ولی فکر نکنم...فکر نکنم لازم باشه
‫که بیدارش کنم واقعا.

245
00:21:17,401 --> 00:21:18,652
‫نیاز داره استراحت کنه.

246
00:21:18,694 --> 00:21:20,654
‫- دلیلی واسه نگرانی نیست.
‫- باشه.

247
00:21:20,696 --> 00:21:23,323
‫- آره.
‫- همیشگی مصرف نمی‌کنه که.

248
00:21:23,365 --> 00:21:26,577
‫- توی همچین شرایطی...
‫- باشه خب، باشه.

249
00:21:30,873 --> 00:21:32,833
‫خب تو خودت...

250
00:21:32,875 --> 00:21:35,794
‫کارت چی می‌شه؟
‫می‌خوای چکار کنی؟

251
00:21:36,420 --> 00:21:38,464
‫فعلا کار می‌تونه بمونه واسه بعد.

252
00:21:38,505 --> 00:21:41,467
‫واسه من کاری نداره واقعا. چون واسه کسی
‫کار نمی‌کنم، کسب و کار خودم رو دارم.

253
00:21:41,508 --> 00:21:43,635
‫یه شرکت ساخت‌وساز دارم و خب...

254
00:21:43,677 --> 00:21:47,056
‫یعنی یه شرکت کوچیکه ولی خب
‫دیگه ۱۵ سالی هست که دارمش.

255
00:21:47,097 --> 00:21:48,474
‫توی اوایل دههٔ ۲۰ سالگی‌ـم شروع کردم.

256
00:21:48,515 --> 00:21:51,268
‫شرکتش همینجاست؟
‫یا بین‌المللی؟

257
00:21:51,310 --> 00:21:53,687
‫نه. نه،‌ کارم مثل تو نیست.

258
00:21:54,688 --> 00:21:56,815
‫نه،‌ من... می‌خوام همینجا بمونم.

259
00:21:56,857 --> 00:21:59,777
‫کار محلی بیشتر.
‫کوچیکه ولی خب.

260
00:21:59,818 --> 00:22:02,529
‫خودم شروعش کردم،
‫خیلی سخت بود و زمان برد، باور کن.

261
00:22:02,571 --> 00:22:04,740
‫ولی الان دیگه به‌اندازه‌ای نیرو دارم

262
00:22:04,782 --> 00:22:07,117
‫ که دیگه نیازی به حضور خودم نیست،
‫که عالیه.

263
00:22:07,159 --> 00:22:11,622
‫واسه همین الان می‌تونم اینجا باشم،
‫کنار جـَون باشم و...

264
00:22:12,498 --> 00:22:14,625
‫چیزی مهم‌تر از این نیست دیگه؟

265
00:22:15,876 --> 00:22:18,003
‫حرف نداره مرد.

266
00:22:18,045 --> 00:22:21,256
‫چیزی نشنیدی؟
‫کسی زنگی چیزی نزده؟

267
00:22:21,298 --> 00:22:22,508
‫- امروز یعنی.
‫- اوهوم.

268
00:22:22,549 --> 00:22:26,303
‫- جست‌وجو چی؟
‫- نه، نه.

269
00:22:26,345 --> 00:22:30,641
‫راستش رو بخوای، تمرکز من
‫بیشتر روی اونه می‌دونی.

270
00:22:30,683 --> 00:22:32,559
‫توجه‌م رو روی جـَون گذاشتم.

271
00:22:32,601 --> 00:22:36,689
‫نه. اصلا می‌خوام یه‌کم
‫گوشی‌ـم رو خاموش کنم.

272
00:22:37,356 --> 00:22:38,816
‫فکر خوبیه؟

273
00:22:39,775 --> 00:22:42,444
‫خب،‌ تو که اینجایی.
‫گوشی‌ـت که پیشته نه؟

274
00:22:42,486 --> 00:22:44,947
‫فقط می‌خواستم که یه صحبتی...

275
00:22:44,988 --> 00:22:46,407
‫- آره.
‫- نه، نه.

276
00:22:48,617 --> 00:22:50,828
‫نمی‌خوام کسی مزاحم بشه.

277
00:22:56,583 --> 00:22:58,303
‫خب، کجا می‌مونی؟
‫جـَون گفت که

278
00:22:58,335 --> 00:23:00,295
‫دیگه جای خاصی رو نداری.

279
00:23:01,422 --> 00:23:04,758
‫نگران من نباش فرانک،
‫مشکلی واسه من پیش نمیاد. یه جا پیدا می‌کنم.

280
00:23:04,800 --> 00:23:08,137
‫چرا خونهٔ جـَون نمی‌مونی؟
‫یعنی بخوای حساب کنی خودنهٔ‌ خودتم هست.

281
00:23:08,178 --> 00:23:11,015
‫- آره.
‫- خب، اگه اونجا نباشی...

282
00:23:11,056 --> 00:23:14,393
‫ببین، متوجه‌م که تو و جـَون شاید
‫یکم زمان و فضا لازم داشته باشید.

283
00:23:14,435 --> 00:23:16,770
‫- نه،‌ ببین...
‫- که با هم باشید...من می‌تونم برم.

284
00:23:16,812 --> 00:23:20,149
‫خونواده‌م ...
‫یه آلونکی وسط ناکجا آباد بهم ارث رسیده.

285
00:23:20,190 --> 00:23:24,611
‫می‌تونم برم اونجا و...
‫مزاحم نباشم.

286
00:23:25,738 --> 00:23:27,656
‫دارم می‌فروشمش در واقع.

287
00:23:27,698 --> 00:23:31,493
‫چون به لطف تو این تیکه زمین
‫خیلی خوب رو پیدا کردم

288
00:23:31,535 --> 00:23:33,495
‫و الان می‌خوایم یه خونه بسازیم

289
00:23:33,537 --> 00:23:34,955
‫و خب خیلی خوشگله.

290
00:23:34,997 --> 00:23:37,541
‫جـَون عاشقشه.
‫نورش حرف نداره.

291
00:23:37,583 --> 00:23:39,960
‫در واقع می‌تونم...
‫می‌شه یه چیزی نشونت بدم؟

292
00:23:40,961 --> 00:23:44,673
‫بیا، بیا داخل آشپزخونه.
‫بیا.

293
00:23:44,715 --> 00:23:49,011
‫خب، اینا امروز رسیدن.
‫داشتم نگاشون می‌کردم.

294
00:23:49,053 --> 00:23:52,306
‫خب، مدتیه که با این معمار کار می‌کنم.
‫توی شرکتم کار می‌کنه.

295
00:23:52,348 --> 00:23:56,268
‫داره با من و جـَون طراحی‌ـش می‌کنه.

296
00:23:56,317 --> 00:23:58,569
‫خب این فضای بیرونی خونه‌ست.
‫دریا اینجاست.

297
00:23:58,604 --> 00:24:01,648
‫و اینجا همه‌ش چراغانیه.
‫خوشگله. شیشه اینجاست.

298
00:24:01,690 --> 00:24:03,400
‫راستش، فکر کنم بازم بخوام.

299
00:24:03,442 --> 00:24:06,445
‫بعدش اینم طبقهٔ بالاست.
‫اتاق خوابمون اینجاست.

300
00:24:06,487 --> 00:24:09,573
‫کلی نور واسه جـَون.
‫خیلی خفن می‌شه.

301
00:24:09,615 --> 00:24:14,620
‫بعد این پایین هم زیرزمینه.
‫که خیلی نمی‌دونم باهاش چکار کنم.

302
00:24:14,661 --> 00:24:17,247
‫شاید...
‫یه اتاق بازی یا ...

303
00:24:17,289 --> 00:24:20,918
‫مراقب باش.
‫نظرت چیه؟

304
00:24:20,959 --> 00:24:23,212
‫ناموسا شوخی‌ـت گرفته؟

305
00:24:25,172 --> 00:24:26,340
‫خب...

306
00:24:26,965 --> 00:24:28,801
‫اتاق ایثن کو؟

307
00:24:30,094 --> 00:24:31,261
‫خیلی‌خب...

308
00:24:32,554 --> 00:24:34,014
‫اونو می‌ذاری زیرزمین؟

309
00:24:34,056 --> 00:24:35,808
‫نه، اون توی زیرزمین نمیذاریم.

310
00:24:35,849 --> 00:24:37,851
‫- مشخصه که عصبی و ناراحتی...
‫- جـَون!

311
00:24:37,893 --> 00:24:39,520
‫- هی، هی،‌ اون خوابه.
‫- نه!

312
00:24:39,561 --> 00:24:41,230
‫- خوابه.
‫- باید باهاش صحبت کنم.

313
00:24:41,271 --> 00:24:42,481
‫- ببین.
‫- باید باهاش صحبت کنم.

314
00:24:42,523 --> 00:24:43,982
‫چرا؟ خوابه.

315
00:24:44,024 --> 00:24:46,068
‫چون پسرم گم شده لامصب.

316
00:24:46,110 --> 00:24:49,905
‫آره‌، می‌دونم.
‫متوجه‌م که پسرت گم شده.

317
00:24:49,947 --> 00:24:52,866
‫اون پسر منم هست.
‫خیلی دوسش دارم.

318
00:24:52,908 --> 00:24:55,160
‫- نگو. نگو امصب.
‫- چی رو نگم؟

319
00:24:55,202 --> 00:24:57,621
‫- نگو اون پسر تو هم هست.
‫- خب،‌ بیا رو راست باشیم.

320
00:24:57,663 --> 00:25:00,958
‫این یه سال اخیر بیشتر از این که
‫پسر تو باشه پسر من بوده، نه؟

321
00:25:01,000 --> 00:25:03,520
‫خیلی آدم عجیب عوضی‌ای هستی!
‫با پسرم چکار کردی؟

322
00:25:03,544 --> 00:25:06,231
‫- من هیچ کاری با پسرت نکردم.
‫- چه بلایی سر پسرم آوردی مرتیکه؟

323
00:25:06,255 --> 00:25:08,549
‫- من پسرت رو دوست دارم.
‫- چه غلطی کردی؟

324
00:25:17,933 --> 00:25:22,021
‫بازرس روی،
‫باید بیاید اینجا.

325
00:25:22,062 --> 00:25:24,023
‫من توی خونهٔ اجاره‌ای جـَون هستم.

326
00:25:24,064 --> 00:25:27,359
‫با شوهرش فرانک اینجام.
‫اون بی‌هوشه.

327
00:25:27,401 --> 00:25:29,403
‫تا خرخره مواد مصرف کرده.
‫با جـَون مواد داده.

328
00:25:29,445 --> 00:25:31,488
‫و یه چیزی می‌دونه
‫شک ندارم یه چیزی میدونه.

329
00:25:31,530 --> 00:25:34,658
‫لطفا به‌محض این‌که تونستی
‫به همین شماره زنگ بزن.

330
00:25:44,084 --> 00:25:46,628
‫- دستت رو ور دار!
‫- برو داخل ون! برو داخل ون!

331
00:25:46,670 --> 00:25:50,049
‫لطفا، دارید اشتباه می‌کنید!
‫دارید اشتباه بزرگی می‌کنید!

332
00:25:50,090 --> 00:25:52,968
‫یه عکس توی ساکه،
‫فقط به جـَون بده‌ش!

333
00:25:53,010 --> 00:25:55,679
‫- برو داخل ون بابا!
‫- دارید اشتباه می‌کنید!

334
00:25:56,972 --> 00:25:58,807
‫- چی؟
‫ - بند یک قانون آیین دادرسی کیفری...

335
00:25:58,849 --> 00:26:01,268
‫متوجه نیستید.
‫اون یارو پسرم رو برده.

336
00:26:01,310 --> 00:26:04,355
‫یا یه کاری با پسرم کرده،
‫یا یه چیزی در مورد پسرم می‌دونه.

337
00:26:04,396 --> 00:26:05,647
‫باید برگردید اونجا!

338
00:26:05,689 --> 00:26:07,149
‫لامصبا منو می‌برید زندان

339
00:26:07,191 --> 00:26:08,776
‫و اونو می‌برید بیمارستان؟

340
00:26:08,817 --> 00:26:10,444
‫متوجهید؟

341
00:26:10,486 --> 00:26:12,446
‫داری می‌خندی مرتیکه!

342
00:26:12,488 --> 00:26:16,742
‫می‌تونید یه تماس تلفنی داشته باشید
‫و وکیل بگیرید.

343
00:26:16,784 --> 00:26:18,660
‫- این حقوق...
‫- لعنتی!

344
00:26:18,702 --> 00:26:21,914
‫همین‌که به ادارهٔ پلیس رسیدیم
‫بهتون بیشتر توضیح داده می‌شه.

345
00:26:21,955 --> 00:26:25,668
‫بهتون پیشنهاد می‌دم راحت باشین
‫آقای ماری.

346
00:26:25,709 --> 00:26:27,878
‫واسه‌م مهم نیست چقدر
‫ناجور صدمه دیده.

347
00:26:27,920 --> 00:26:31,298
‫همون لحظه‌ای که به‌هوش بیاد
‫باید بپرسید با پسرم چکار کرده.

348
00:26:37,137 --> 00:26:39,223
‫حرفی نداری بگی؟

349
00:26:39,723 --> 00:26:40,974
‫هیچی؟

350
00:26:42,768 --> 00:26:44,937
‫پسرم گم شده!

351
00:26:47,314 --> 00:26:49,817
‫پسرم گم شده!

352
00:26:55,155 --> 00:26:56,699
‫گوه توش.

353
00:27:27,479 --> 00:27:28,981
‫اون کیف پولمه.

354
00:27:30,190 --> 00:27:33,402
‫اون...اینا در واقع کلیدها جـَون هستن.

355
00:27:33,444 --> 00:27:36,238
‫این گوشی فرانکه.
‫اینم گوشی خودم.

356
00:27:36,280 --> 00:27:37,990
‫می‌خوای اینو جدا بذاری؟

357
00:27:38,032 --> 00:27:39,908
‫بندازش داخل لطفا.

358
00:27:40,576 --> 00:27:41,952
‫ممکنه مدرک باشه.

359
00:27:45,748 --> 00:27:47,374
‫فکر کن خونهٔ خودته.

360
00:28:04,308 --> 00:28:05,726
‫خیلی‌خب.

361
00:28:12,524 --> 00:28:16,445
‫مسلما تا فردا صبح زندانی هستی.

362
00:28:16,487 --> 00:28:19,198
‫فردا برمی‌گردم که ببینیم تکلیفت چی می‌شه.

363
00:28:19,239 --> 00:28:20,884
‫واقعا بابت همهٔ اتفاقاتی که افتاد متأسفم.

364
00:28:20,908 --> 00:28:22,368
‫ولی هنوز باهاش صحبت نکردین؟

365
00:28:22,409 --> 00:28:23,887
‫باید بهتون بگم آقای ماری

366
00:28:23,911 --> 00:28:26,205
‫که الان دارید وقت‌مون رو تلف می‌کنید.

367
00:28:26,246 --> 00:28:29,124
‫هر ساعت حیاتیه،
‫و شما داری وقت ما رو تلف می‌کنی.

368
00:28:29,166 --> 00:28:31,085
‫اون مرد یه ریگی به کفشش هست.

369
00:28:31,126 --> 00:28:32,878
‫یه روز بعد اینکه پسر
‫عزیزتر از جونم گم می‌شه

370
00:28:32,920 --> 00:28:34,630
‫میاد به من نقشهٔ یه خونه رو

371
00:28:34,672 --> 00:28:38,175
‫که می‌خواد با همسرم...همسر سابقم
‫بره و توش زندگی کنه نشون می‌ده.

372
00:28:38,217 --> 00:28:42,221
‫و واسه پسرم توی اون
‫خونه اتاقی درنظر نگرفته.

373
00:28:42,262 --> 00:28:46,058
‫یا یه چیزی می‌دونه
‫یا مرتیکه یه جاکشِ مجرمه.

374
00:28:46,100 --> 00:28:48,560
‫لطفا، جـَون دیازپام مصرف کرده و خوابیده.

375
00:28:48,602 --> 00:28:50,312
‫من اون زن رو می‌شناسم.

376
00:28:50,354 --> 00:28:53,190
‫اون مادر خوبیه
‫و چیزی مصرف نمی‌کنه

377
00:28:53,232 --> 00:28:55,067
‫که نتونه اون گوشی رو جواب بده.

378
00:28:55,109 --> 00:28:57,319
‫اون هر یه ربع یه بار تلفن رو چک می‌کنه.

379
00:28:57,361 --> 00:29:00,989
‫پس خیلی ببخشید، عذر می‌خوام.
‫دیگه چیزی نمی‌گم.

380
00:29:01,031 --> 00:29:05,285
‫ولی لطفاً راحت ازش نگذرید.

381
00:29:05,327 --> 00:29:10,332
‫رک بهت بگم،
‫الان توی وضعیت پایداری نیستی.

382
00:29:10,374 --> 00:29:14,795
‫توی جایگاهی نیستی که بهم بگی
‫کی رو شامل این تحقیقات کنم.

383
00:29:16,839 --> 00:29:18,132
‫می‌بینمت.

384
00:29:22,511 --> 00:29:24,304
‫پسرِ عزیزتر از جونمه...

385
00:29:32,604 --> 00:29:35,274
‫آقای گیلچریست هنوز بیمارستانه.

386
00:29:35,315 --> 00:29:38,944
‫دو دنده‌ش شکسته.
‫لگن‌ـش جا به جا شده.

387
00:29:38,986 --> 00:29:42,281
‫با این‌حال، تصمیم گرفته که شکایتی ازتون نکنه.

388
00:29:42,322 --> 00:29:45,659
‫تونستید باهاش صحبت کنید؟

389
00:29:45,701 --> 00:29:48,495
‫باهاش در ارتباط بودم.
‫همون موضع قبلی رو دارم.

390
00:29:48,537 --> 00:29:51,915
‫دیگه این جریان رو بیش از این
‫ادامه نمی‌دم آقای ماری.

391
00:29:51,957 --> 00:29:54,626
‫یکی از همکارانم ماشین‌تون رو توقیف کرده.

392
00:29:54,668 --> 00:29:56,253
‫توی همین اداره‌ست.

393
00:29:56,295 --> 00:29:59,256
‫- می‌ذارین برم؟
‫- دیگه تحت بازداشت ما نیستید.

394
00:30:00,966 --> 00:30:04,261
‫به‌نظرتون عجیب نیست که شکایت نمی‌کنه؟

395
00:30:04,303 --> 00:30:09,308
‫آقای ماری، یه‌چیز خیلی مهم رو
‫بهتون توضیح می‌دم

396
00:30:09,350 --> 00:30:12,144
‫که کمک کنه نگرانی‌تون
‫بابت این مسائل رفع بشه

397
00:30:12,186 --> 00:30:15,856
‫یه ماه پیش، همسرتون سقط کرده.

398
00:30:17,733 --> 00:30:20,486
‫- چی؟
‫- بله.

399
00:30:20,527 --> 00:30:23,614
‫اینو بهتون می‌گم که بتونید
‫این وضعیت رو

400
00:30:23,655 --> 00:30:29,620
‫یعنی حال و روز خانوم ریچموند
‫و فرانک گیلچریست رو درک کنید.

401
00:30:29,661 --> 00:30:32,456
‫حالا این اتفاق خیلی سختی واسه‌مون بود.

402
00:30:32,498 --> 00:30:36,877
‫درواقع، همین دلیل بود که جـَون تصمیم گرفت
‫پسرتون رو بفرسته اردو.

403
00:30:36,919 --> 00:30:42,591
‫که بتونه یه‌کم آرامش‌ و آسودگی داشته باشه
‫تا باهاش کنار بیاد.

404
00:30:42,633 --> 00:30:45,761
‫هیچ ربطی به آقای گیلچریست نداشت.

405
00:30:45,803 --> 00:30:47,137
‫حالش خوبه؟

406
00:30:47,179 --> 00:30:50,933
‫تو این شرایط،‌ نه.

407
00:30:52,267 --> 00:30:55,479
‫و متوجه‌م که واسه شما هم
‫دوران خیلی سختیه.

408
00:30:55,521 --> 00:30:58,774
‫می‌خوام بهتون پیشنهاد
‫مشاوره با روان‌شناس رو بدم.

409
00:30:58,816 --> 00:31:00,359
‫باید برید خونه.

410
00:31:01,402 --> 00:31:03,445
‫نباید این‌قدر در این باره وسواس داشته باشید

411
00:31:03,487 --> 00:31:06,323
‫که به ما اجازهٔ پیشروی
‫در تحقیقات‌مون رو بدید.

412
00:31:07,825 --> 00:31:09,284
‫نه،‌ من خوبم.

413
00:31:09,326 --> 00:31:11,537
‫دیگه دردسری واسه‌تون درست نمی‌کنم
‫قول می‌دم.

414
00:31:11,578 --> 00:31:14,248
‫- ممنون.
‫- ممنون از شما بابت صبرتون.

415
00:32:02,588 --> 00:32:05,883
‫سلام، «لیا» هستم.
‫پیغام بذارید، ممنون.

416
00:32:06,633 --> 00:32:09,219
‫لیا، ادموند هستم
‫چیز...

417
00:32:10,929 --> 00:32:15,225
‫من اینجام. ببخشید که زودتر زنگ نزدم.

418
00:32:15,267 --> 00:32:17,895
‫دیشب یه‌کم با پلیس درگیر بودم.

419
00:32:17,936 --> 00:32:19,980
‫خوبم. کاملا خوبه حالم.

420
00:32:22,483 --> 00:32:24,693
‫و هنوز چیزی هم دربارهٔ‌ اینکه...

421
00:32:26,362 --> 00:32:28,614
‫چه اتفاقی واسه ایثن افتاده نشنیدیم.

422
00:32:31,325 --> 00:32:34,078
‫می‌شه لطفا به شرکت بگی خیلی شرمنده‌م
‫که خبر ندادم؟

423
00:32:34,119 --> 00:32:37,498
‫می‌شه این کارو واسه‌م بکنی؟ بهشون بگی که حالم خوبه،
‫و به‌زودی باهاشون تماس می‌گیرم.

424
00:32:38,582 --> 00:32:39,708
‫و...

425
00:32:40,626 --> 00:32:41,669
‫دوست دارم.

426
00:32:48,217 --> 00:32:51,178
‫اگه رسید دستت لطفا بهم زنگ بزن، خب؟

427
00:33:20,124 --> 00:33:23,335
‫جـَون!
‫جـَون؟

428
00:34:07,212 --> 00:34:08,422
‫جـَون.

429
00:34:13,177 --> 00:34:14,345
‫خوبی؟

430
00:34:14,386 --> 00:34:16,055
‫پیداش کردن؟

431
00:34:16,096 --> 00:34:18,390
‫نه. هنوز نه.

432
00:34:22,895 --> 00:34:24,271
‫جـَون.

433
00:34:26,231 --> 00:34:28,400
‫خیلی واسه اتفاقی که واسه‌ت افتاده متأسفم.

434
00:34:30,694 --> 00:34:32,112
‫منظورت چیه؟

435
00:34:33,781 --> 00:34:35,532
‫دربارهٔ بچهٔ طفل معصومت.

436
00:34:37,284 --> 00:34:39,995
‫- خیلی ناراحت شدم.
‫- کی بهت گفت؟

437
00:34:40,037 --> 00:34:42,289
‫بازپرس روی.
‫می‌خواست که...

438
00:34:42,331 --> 00:34:46,335
‫خب اون غلط کرده بهت گفته.

439
00:34:46,377 --> 00:34:49,922
‫می‌دونم که شماها شرایط سختی رو داشتید،
‫حتی قبل این جریان.

440
00:34:49,963 --> 00:34:51,215
‫گمشو بابا.

441
00:34:54,968 --> 00:34:56,553
‫واسه ایثن سخت بود؟

442
00:34:57,304 --> 00:34:59,139
‫چون گفت که...

443
00:34:59,890 --> 00:35:00,974
‫من...

444
00:35:01,016 --> 00:35:03,227
‫که آرامش لازم داشتی...

445
00:35:09,191 --> 00:35:11,318
‫یعنی، همین الانشم وضعیت
‫به‌قدر کافی بد هست.

446
00:35:11,360 --> 00:35:13,654
‫نمی‌دونم می‌خوای باهام چکار کنی.

447
00:35:13,696 --> 00:35:16,365
‫نمی‌خوام کار خاصی کنم.

448
00:35:16,990 --> 00:35:18,575
‫اون اصلا...

449
00:35:20,494 --> 00:35:22,496
‫نمی‌خواست بچه‌دار بشم.

450
00:35:24,331 --> 00:35:27,626
‫- ایثن؟
‫- نه، معلومه که نمی‌خواست.

451
00:35:30,421 --> 00:35:32,506
‫خوشحالت می‌کنه؟
‫که ازش متنفر بوده؟

452
00:35:32,548 --> 00:35:33,716
‫نه.

453
00:35:34,675 --> 00:35:37,136
‫چون از فکرشم متنفر بود.

454
00:35:37,177 --> 00:35:40,055
‫از این متنفر بود که فرانک اومده اینجا.

455
00:35:40,097 --> 00:35:45,060
‫و از این واقعیت که
‫تو دیگه اینجا نیستی متنفر بود.

456
00:35:45,102 --> 00:35:49,189
‫و تنها کسی که می‌تونست باهاش در موردش
‫صحبت کنه من بودم، چون تو نبودی.

457
00:35:49,231 --> 00:35:52,651
‫پس من باید با ناراحتی پسرمون از چیزی که

458
00:35:52,693 --> 00:35:54,695
‫من خیلی واسه‌ش خوشحال بودم کنار میومدم.

459
00:35:57,364 --> 00:35:59,366
‫خیلی متأسفم.

460
00:36:02,161 --> 00:36:03,704
‫دیشب کجا بودی؟

461
00:36:06,457 --> 00:36:10,044
‫توی ادارهٔ پلیس بودم.
‫امروز آزادم کردن.

462
00:36:10,085 --> 00:36:12,755
‫گفتن فرانک ازم شکایت نمی‌کنه.

463
00:36:15,215 --> 00:36:17,217
‫خب باید می‌کرد.

464
00:36:17,259 --> 00:36:19,678
‫اون دیشب بهت دیازپام داده؟

465
00:36:22,765 --> 00:36:23,891
‫آره.

466
00:36:25,184 --> 00:36:28,228
‫تا حالا ندیده‌م که تو عمرت قرص بخوری.

467
00:36:29,521 --> 00:36:31,565
‫خب، دیگه منو نمی‌شناسی.

468
00:36:33,650 --> 00:36:35,110
‫باشه.

469
00:36:35,152 --> 00:36:37,363
‫فکر کردم می‌خوای بگی که شرمنده‌ای.

470
00:36:37,404 --> 00:36:39,156
‫فکر کردم همینو می‌خوای بگی.

471
00:36:39,198 --> 00:36:42,534
‫فکر کردم می‌خوای بگی شرمنده‌ای که
‫زدی دمار از روزگار

472
00:36:42,576 --> 00:36:44,328
‫دوست‌پسرم در آوردی.

473
00:36:44,370 --> 00:36:46,580
‫می‌دونی، حتی اسم ایثنم نیاورد.

474
00:36:46,622 --> 00:36:49,625
‫خیلی دربارهٔ‌ نقشهٔ این خونهٔ جدیدش
‫که داره می‌سازه هیجان داشت.

475
00:36:49,667 --> 00:36:51,877
‫آره، واقعا واسه‌ش هیجان داشتیم.

476
00:36:51,919 --> 00:36:54,230
‫واقعا هیجان داشتیم،
‫ایثن هیجان‌زده بود براش.

477
00:36:54,254 --> 00:36:57,216
‫همه‌مون با هم در موردش صحبت کرده بودیم
‫به عنوان یه خونواده، من، اون و فرانک.

478
00:36:57,257 --> 00:37:01,470
‫همه‌مون نشستیم و در موردش صحبت کردیم،
‫روال کار ما اینجوریه، خونوادهٔ من اینجوریه.

479
00:37:01,512 --> 00:37:03,639
‫و می‌دونستی اگه در موردش سوال می‌پرسیدی

480
00:37:03,681 --> 00:37:05,641
‫اگه از پسرت در موردش می‌پرسیدی.

481
00:37:05,683 --> 00:37:07,059
‫ولی نمی‌پرسی،‌ مگه نه؟

482
00:37:07,101 --> 00:37:08,394
‫چون اصلا زنگ نمی‌زنی

483
00:37:08,435 --> 00:37:10,229
‫و اصلا هیچ غلطی نمی‌کنی.

484
00:37:10,270 --> 00:37:12,898
‫سر تولد هفت سالگی‌ـش کادو فرستادی.

485
00:37:12,940 --> 00:37:16,527
‫اصلا فرصت اینکه
‫با باباش صحبت کنه رو نداره.

486
00:37:16,568 --> 00:37:22,199
‫اصلا بهش فکر کردی
‫که این چیزا یعنی چی؟

487
00:37:22,241 --> 00:37:23,826
‫که پسرت گم شده؟

488
00:37:23,867 --> 00:37:25,911
‫تنها چیزی که این همه مدت درموردش فکر کرده‌م

489
00:37:25,953 --> 00:37:28,414
‫اینه که من مادر بدی‌ـم،
‫که من یه کار اشتباهی کرده‌م.

490
00:37:28,455 --> 00:37:32,501
‫تا حالا یه لحظه هم فکر کردی
‫تو چه‌جور پدر مضخرفی بودی؟

491
00:37:32,543 --> 00:37:36,296
‫چه‌جور پدر واسه پسرت بودی؟

492
00:37:36,338 --> 00:37:38,132
‫می‌دونم. می‌دونم.
‫می‌دونم که پدر بدی‌ هستم.

493
00:37:38,173 --> 00:37:41,802
‫می‌دونم که اصلا اینجا نیستم.
‫می‌دونم که نمی‌تونه به من تکیه کنه.

494
00:37:44,304 --> 00:37:47,224
‫ولی عزیزم گم شدنش دیگه تقصیر من نیست.

495
00:37:52,104 --> 00:37:54,314
‫- من دیگه...
‫- ببین، ببین!

496
00:37:54,356 --> 00:37:56,442
‫بس‌کن و یه دقیقه فکر کن.

497
00:37:56,483 --> 00:38:00,320
‫فقط به این فکر کن که باید چکار کنیم.

498
00:38:01,155 --> 00:38:03,073
‫فرانک اصلا...

499
00:38:03,115 --> 00:38:08,537
‫اون یه مرد خوب، قوی و بی‌نظیره
‫که پسرت رو دوست داره.

500
00:38:10,497 --> 00:38:12,332
‫باورم نمی‌شه.

501
00:38:23,677 --> 00:38:24,928
‫درسته.

502
00:39:15,729 --> 00:39:18,941
‫چرا فکر می‌کنی که گوشی‌ـم شنود شده؟

503
00:39:18,982 --> 00:39:23,529
‫گوش‌کن. ساعت ۲ بعد از ظهر امروز
‫یه تماس از گلاسگو داشتم.

504
00:39:23,570 --> 00:39:26,073
‫ازم خواستن که بی‌خیال این پرونده بشم.

505
00:39:27,616 --> 00:39:31,954
‫گفتم چرا؟ چرا باید این پرونده رو
‫ادامه ندم؟ چرا؟

506
00:39:31,995 --> 00:39:37,668
‫گفتم باید یه توضیح کتبی در مورد اینکه
‫چرا باید از این پرونده کنار بکشم بفرستید.

507
00:39:37,710 --> 00:39:41,797
‫و سرم داد و فریاد کشیدن و قطع کردن.

508
00:39:41,839 --> 00:39:46,343
‫ساعت ۲:۱۷ دقیقه،
‫یه تماس دیگه از لندن داشتم.

509
00:39:46,385 --> 00:39:48,554
‫از جناب پاتریک نلسون.

510
00:39:48,595 --> 00:39:53,058
‫این مرد از هر نیروی پلیسی توی اسکاتلند
‫رده‌بالاتره.

511
00:39:53,100 --> 00:39:56,061
‫و بهم می‌گه این پرونده رو
‫از لندن کنترل می‌کنن.

512
00:39:56,103 --> 00:39:58,063
‫این‌بار دیگه نمی‌تونم چیزی بگم

513
00:39:58,105 --> 00:40:03,027
‫بهم که این به نفع همه‌ست.

514
00:40:03,068 --> 00:40:04,653
‫و همین.

515
00:40:04,695 --> 00:40:09,533
‫و ساعت ۳ به تیمم می‌گم که دیگه نیستم.
‫و رفتم.

516
00:40:09,575 --> 00:40:15,122
‫خیلی احتمال یه آدم‌ربایی که به کارت
‫توی صنعت نفت مربوط باشه رو در نظر ندشتم.

517
00:40:15,164 --> 00:40:16,915
‫ممکنه اشتباه کرده باشم.

518
00:40:16,957 --> 00:40:20,210
‫لندن باید یه اطلاعاتی
‫داشته باشه که من ندارم.

519
00:40:20,878 --> 00:40:22,629
‫ولی اینو بهت می‌گم.

520
00:40:23,797 --> 00:40:29,094
‫دیگه تنهایِ تنهایی.
‫رسما دیگه خودتی و خودت آقای ماری.

521
00:40:29,136 --> 00:40:32,514
‫نمی‌تونم بمونم.
‫از گوشی‌ـت استفاده نکن.

522
00:40:33,098 --> 00:40:34,183
‫ممنون.

523
00:41:33,450 --> 00:41:35,202
‫یالا عزیزم، جواب بده.

524
00:41:38,997 --> 00:41:41,875
‫- الو؟
‫- لیا؟

525
00:41:44,712 --> 00:41:46,714
‫- صدامو داری؟
‫- این دیگه چه شماره‌ایه؟

526
00:41:46,755 --> 00:41:48,424
‫این چه شماره‌ایه باهاش زنگ زدی؟

527
00:41:48,465 --> 00:41:49,925
‫گوشی خودم نیست.

528
00:41:49,967 --> 00:41:52,511
‫گوش کن، گوش کن، گوش کن.

529
00:41:52,553 --> 00:41:55,389
‫- نه، گوش کن.
‫- اصلا خبر داری اینجا چه‌خبر شده؟

530
00:41:55,431 --> 00:41:58,684
‫می‌دونی که پلیس‌ها اومدن اداره،
‫و کل دفتر رو زیر و رو کردن؟

531
00:41:58,726 --> 00:42:02,396
‫کامپیوترها رو بردن. هارد درایو‌ها رو بردن.
‫همه‌چی رو بردن ادموند.

532
00:42:02,438 --> 00:42:05,149
‫- می‌فهمی این یعنی چی؟
‫- چی؟

533
00:42:05,190 --> 00:42:08,777
‫همهٔ پرونده‌ها رو بردن.
‫یعنی پرونده‌های عراق رو بردن.

534
00:42:08,819 --> 00:42:10,487
‫آخه خدایا!‍

535
00:42:10,529 --> 00:42:13,824
‫کسی اسم منو برده؟
‫کسی دنبال من بوده؟

536
00:42:14,867 --> 00:42:17,703
‫گوش کن.
‫گوش کن ادموند، خب؟

537
00:42:17,745 --> 00:42:21,206
‫باید بهت بگم.
‫دیگه بهم زنگ نزن. می‌فهمی؟

538
00:42:21,248 --> 00:42:23,709
‫- لیا...
‫- درک می‌کنی؟ شرمنده‌م.

539
00:42:54,615 --> 00:42:57,493
‫- می‌شه درش بیارم؟
‫- آره.

540
00:42:57,534 --> 00:43:00,371
‫- وای خدا.
‫- جـَون

541
00:43:01,372 --> 00:43:03,832
‫اصلا انتظار همچین چیزی رو نداشتم.

542
00:43:05,250 --> 00:43:07,836
‫نظرت چیه؟
‫عالیه مگه نه؟

543
00:43:07,878 --> 00:43:13,217
‫- عالیه.
‫- می‌دونم! می‌تونیم یه خونه اینجا بسازیم.

544
00:43:13,258 --> 00:43:17,012
‫تو این فکر بودم که اینجا جایی باشه که،
‫می‌دونی، اگه خواستی...

545
00:43:18,013 --> 00:43:21,725
‫اینجا جایی باشه که بتونیم
‫تشکیل خونواده بدیم.

546
00:43:21,767 --> 00:43:23,185
‫آره.

547
00:43:25,104 --> 00:43:29,191
‫آره! می‌خوام،‌ آره.

548
00:43:29,233 --> 00:43:32,486
‫- خب،  خیلی دوست دارم.
‫- دوست دارم.

549
00:43:32,528 --> 00:43:34,697
‫خیلی مرد باهوشی هستی.

550
00:43:43,956 --> 00:43:46,667
‫حاضری؟
‫یه آرزو کن.

551
00:43:46,709 --> 00:43:49,712
‫سه، دو، یک!
‫یالا!

552
00:43:53,752 --> 00:43:56,797
‫یکی دیگه،  یکی دیگه، یکی دیگه.
‫یالا! یالا! یالا!

553
00:43:56,885 --> 00:43:58,929
‫یالا! یالا! منتظرم نذار!

554
00:43:58,971 --> 00:44:01,598
‫ایول!

555
00:44:05,853 --> 00:44:07,104
‫خوشت اومد؟

556
00:44:13,360 --> 00:44:16,697
‫خیلی‌خب، خیلی‌خب!
‫حالا بیا بزرگه رو باز کنیم.

557
00:44:16,739 --> 00:44:17,990
‫این خودشه.

558
00:44:18,032 --> 00:44:20,242
‫این مال باباییه

559
00:44:20,284 --> 00:44:22,703
‫که خیلی دوست‌داشت اینجا باشه،
‫ولی نمی‌تونه اینجا باشه امروز.

560
00:44:22,745 --> 00:44:24,705
‫این از طرف باباست.

561
00:44:35,299 --> 00:44:38,510
‫- وای خدا.
‫- ای وای خدا.

562
00:44:38,552 --> 00:44:42,222
‫این چیه؟
‫هلیکوپتره.

563
00:44:42,264 --> 00:44:45,768
‫عالی نیست؟
‫آره؟

564
00:44:45,809 --> 00:44:49,855
‫ایثن، از کادوی بابات خوشت اومد؟

565
00:44:49,897 --> 00:44:53,859
‫آره؟ کادوی خوبی بود؟
‫خیلی‌خب.

566
00:44:55,194 --> 00:44:57,404
‫خیلی خوب داری پیش میری.

567
00:44:58,072 --> 00:45:00,032
‫تو مامان خوبی هستی.

568
00:45:00,074 --> 00:45:01,867
‫مادر خوبی هستی.

569
00:45:03,869 --> 00:45:05,371
‫یه موشک!

570
00:45:05,412 --> 00:45:07,706
‫وای!

571
00:45:13,754 --> 00:45:16,006
‫وای خدا!

572
00:45:18,884 --> 00:45:20,511
‫این تیکه رو گرفتی؟

573
00:45:20,552 --> 00:45:23,889
‫ایثن!
‫خوش می‌گذره؟ خوشحالی؟

574
00:45:23,931 --> 00:45:25,808
‫تولد خوبی داری؟

575
00:45:34,608 --> 00:45:40,072
‫ببین ایثن! نگاش کن!
‫نظرت چیه؟‌خیلی خفنه نه؟

576
00:45:41,281 --> 00:45:43,367
‫قراره با اون آقا وقت بگذرونی.

577
00:45:43,409 --> 00:45:47,287
‫هی؟ اینو ببین!

578
00:45:48,497 --> 00:45:50,958
‫سلام رفقا!
‫حالتون چطوره؟

579
00:45:51,000 --> 00:45:52,459
‫آره، حتما.

580
00:45:53,460 --> 00:45:55,963
‫می‌خوای از رفیقت خداحافظی کنی؟

581
00:45:57,297 --> 00:45:58,924
‫می‌بینمت!

582
00:46:00,342 --> 00:46:02,678
‫همه‌تون آماده‌اید فضانوردای جوون؟

583
00:46:02,720 --> 00:46:04,888
‫- آره!
‫- همینو می‌خوام بشنوم!

584
00:46:04,930 --> 00:46:07,599
‫باشه، خب فقط محض اطلاع
‫مامان و باباتون

585
00:46:07,641 --> 00:46:10,853
‫قبل از این‌که برید،
‫ما کلی روزهای پر مشغله داریم...

586
00:46:19,319 --> 00:46:23,657
‫دوست دارم.
‫چیزیت نمی‌شه، خب؟

587
00:46:24,658 --> 00:46:27,953
‫فقط سعی کن ازش لذت ببری.
‫خیلی بهت خوش می‌گذره.

588
00:46:27,995 --> 00:46:30,789
‫از مامان باباتون خداحافظی کنید.

589
00:46:30,831 --> 00:46:32,958
‫دوست دارم عزیزدلم.

590
00:46:33,000 --> 00:46:36,712
‫خداحافظ ایثن جون!
‫خوش بگذره!

591
00:46:39,256 --> 00:46:40,966
‫خداحافظ ایثن

592
00:46:49,558 --> 00:46:51,769
‫باریکلا.

593
00:46:51,810 --> 00:46:55,397
‫اولین...اولین باره که
‫دور از خونه می‌خوابه.

594
00:46:55,439 --> 00:46:59,026
‫- خداحافظ عزیزم!‌ دوست دارم!
‫- خداحافظ ایثن!

595
00:47:05,657 --> 00:47:09,578
‫یالا، دست واسه‌مون تکون بده دیگه!
‫خداحافظ رفیق!

596
00:47:47,366 --> 00:47:49,159
‫یالا ایثن!

597
00:47:57,042 --> 00:47:59,795
‫برو، برو، برو!
‫بیا اینجا.

598
00:47:59,837 --> 00:48:01,380
‫برو، برو، برو!

599
00:48:02,339 --> 00:48:04,258
‫- کی بادبادک می‌خواد؟
‫- من!

600
00:48:13,392 --> 00:48:14,977
‫همه‌شون گره خورده‌ن.

601
00:48:36,540 --> 00:48:39,501
‫خورد و خوراکشون خوبه.
‫اونا...

602
00:48:42,796 --> 00:48:44,631
‫اردوی نجوم...

603
00:48:45,215 --> 00:48:46,467
‫خوش بگذره!

604
00:49:41,021 --> 00:49:42,564
‫سلام، خوبی؟

605
00:49:45,025 --> 00:49:46,068
‫فرانک؟

606
00:49:46,860 --> 00:49:51,115
‫سلام جـَون.
‫فرانک نیست، منم.

607
00:49:53,033 --> 00:49:55,845
‫- چرا با گوشی فرانک زنگ زدی؟
‫- دیشب برش داشتم.

608
00:49:55,869 --> 00:49:58,014
‫پلیس فکر کرد مال منه
‫واسه همین بهم برش گردوندن.

609
00:49:58,038 --> 00:50:01,083
‫لطفا قبل از اینکه از دستم عصبانی بشی
‫می‌شه به حرفم گوش بدی؟

610
00:50:01,125 --> 00:50:03,585
‫می‌شه بیام اونجا؟
‫بهت...

611
00:50:03,627 --> 00:50:04,712
‫چرا؟

612
00:50:07,214 --> 00:50:09,174
‫فکر کنم یه چیزی پیدا کردم.

613
00:50:14,221 --> 00:50:17,141
‫قراره با ایشون وقت بگذرونی، خب؟

614
00:50:17,182 --> 00:50:19,101
‫عالی نیست؟

615
00:50:20,227 --> 00:50:21,687
‫می‌خوای از رفیقت خداحافظی کنی؟

616
00:50:21,729 --> 00:50:23,814
‫نمی‌تونم ببینمش.
‫چرا داریم نگاش می‌کنیم؟

617
00:50:23,856 --> 00:50:25,232
‫می‌بینمت!

618
00:50:27,526 --> 00:50:29,653
‫فقط یه نگاه به این بنداز.

619
00:50:31,739 --> 00:50:33,157
‫همون ماشین؟

620
00:50:34,116 --> 00:50:36,201
‫دو جای متفاوت،
‫دو زمان متفاوت

621
00:50:36,243 --> 00:50:37,786
‫وجه مشترکش پسرمونه.

622
00:50:37,828 --> 00:50:39,955
‫خب، وجه مشترکش پسرمون نیست.

623
00:50:39,997 --> 00:50:42,877
‫وجه مشترکش اینه که
‫با همهٔ دوستاش توی مهمونی تولد بود

624
00:50:42,916 --> 00:50:46,503
‫و بعد با همهٔ دوستاش رفت اردو.

625
00:50:46,545 --> 00:50:49,673
‫پس احتمالا...فقط ماشین
‫یکی از والدین بچه‌هاست.

626
00:50:49,715 --> 00:50:52,801
‫باشه، باشه.
‫بدترین حالت اینه که می‌رم خونه دوستش

627
00:50:52,843 --> 00:50:55,721
‫و یه فنجون چایی با یه پدر بی‌گناه می‌خورم.

628
00:50:57,181 --> 00:50:59,224
‫فکر کنم باید به برادرت زنگ بزنی.

629
00:51:00,184 --> 00:51:01,810
‫وای لعنتی...

630
00:51:01,852 --> 00:51:04,188
‫به برادرت زنگ بزن.
‫اون هنوز توی بیمه کار می‌کنه.

631
00:51:04,229 --> 00:51:07,691
‫می‌تونه پلاک رو دریابی کنه.
‫می‌تونه آدرس خونه‌ش رو گیر بیاره.

632
00:51:07,733 --> 00:51:09,610
‫آره، غیرقانونی.

633
00:51:09,651 --> 00:51:12,446
‫بازم فکر می‌کنم که باید
‫به پلیس زنگ بزنیم. نمی‌تونم که...

634
00:51:12,488 --> 00:51:14,907
‫- قبلا هم بهت گفتم....
‫- می‌دونم! نمی‌تونم...

635
00:51:14,948 --> 00:51:19,244
‫عزیزم ما تنهاییم.
‫ایثن فقط ما رو داره الان.

636
00:51:19,286 --> 00:51:21,580
‫این حرفای آخر بازرس روی به من بود.

637
00:51:24,500 --> 00:51:27,503
‫به برادرت زنگ بزن.
‫همین الان.

638
00:51:29,463 --> 00:51:32,132
‫- ممکنه اصلا جا به‌جاش کرده باشن.
‫- باشه! باشه!

639
00:51:38,305 --> 00:51:39,640
‫برو، برو، برو.

640
00:51:41,684 --> 00:51:45,813
‫راب، سلام.
‫نه، ببخشید که صبح به این زودی زنگ زدم.

641
00:51:45,854 --> 00:51:49,441
‫آره، می‌دونم.
‫نه، هنوز نه، چیزه...

642
00:51:49,483 --> 00:51:53,570
‫ببین، اگه می‌تونی می‌خوام یه کاری واسه‌م بکنی.

643
00:51:56,865 --> 00:51:59,910
‫نمی‌دونم، به‌نظر یه خونه
‫یا ساختمونی چیزی باشه.

644
00:51:59,952 --> 00:52:03,747
‫- وسط ناکجا آباده.
‫- اون‌قدرام دور نیست.

645
00:52:03,789 --> 00:52:07,960
‫اگه مسیر طولانی‌تر و برم،
‫می‌تونم برم پشتش.

646
00:52:08,002 --> 00:52:11,797
‫خیلی‌خب، ببین. «ویلیام اُ کانر».
‫تا حالا این اسم رو شنیده‌ی؟

647
00:52:13,841 --> 00:52:15,300
‫نه. نمی‌دونم.

648
00:52:15,342 --> 00:52:16,844
‫خب گوه توش.

649
00:52:17,720 --> 00:52:20,222
‫گوه تو این وضعیت،
‫وایسا منم باهات میام.

650
00:52:20,264 --> 00:52:22,599
‫نه، نه، نه!
‫باید بذاری تنها برم.

651
00:52:22,641 --> 00:52:24,309
‫نه، نمی‌تونم همینجوری اینجا بشینم.

652
00:52:24,351 --> 00:52:25,728
‫اگه اتفاقی واسه‌م بیفته

653
00:52:25,769 --> 00:52:28,022
‫پسرمون به یکی از ما احتیاج داره، خب؟

654
00:52:28,063 --> 00:52:30,858
‫فقط قبل از اینکه کاری کنی فکر کن، خب؟
‫کار احمقانه‌ای نکنی.

655
00:52:30,899 --> 00:52:32,985
‫- آها.
‫- باشه؟

656
00:52:33,027 --> 00:52:35,863
‫و اگه تا ظهر برنگشته باشی،
‫به پلیس زنگ می‌زنم.

657
00:52:35,904 --> 00:52:37,614
‫همینه که می‌گم خب؟
‫همینه که می‌گم ادی!

658
00:52:38,949 --> 00:52:40,701
‫به بازرس روی زنگ بزن.

659
00:52:42,703 --> 00:52:45,497
‫خیلی‌خب.
‫گوشی فرانک پیش منه.

660
00:53:22,868 --> 00:53:28,707
‫شاید، شاید، شاید یه شهاب یا
‫ستارهٔ دنباله‌داری چیزی ببینی.

661
00:53:28,749 --> 00:53:33,796
‫وای! مامانت خوب
‫در مورد این اردو تحقیق کرده.

662
00:53:35,464 --> 00:53:37,758
‫فکر کنم الان دیدم که یه‌ کوچولو خندید.

663
00:53:42,429 --> 00:53:46,308
‫تا مقصد شما ۲۷۰متر باقی مانده.

664
00:53:56,610 --> 00:54:00,447
‫تا مقصد شما ۱۸۰ متر باقی مانده.

665
00:54:20,968 --> 00:54:24,930
‫تا مقصد شما ۹۰ متر باقی مانده.

666
00:54:31,812 --> 00:54:34,064
‫شما به مقصد خود رسیدید.

667
00:54:39,445 --> 00:54:40,904
‫دور بزنید.

668
00:54:43,157 --> 00:54:44,658
‫دور بزنید.

669
00:59:37,951 --> 00:59:43,916
‫الان خیلی خطرناکه. باید صبر کنم.
‫یه ۲۰ دقیقه دیگه می‌رم.

670
00:59:44,500 --> 00:59:45,751
‫باشه.

671
01:00:44,059 --> 01:00:46,270
‫منو ببین.
‫بالا رو نگاه کن.

672
01:00:47,021 --> 01:00:49,106
‫- چه غلطی...
‫- منو ببین. منو ببین.

673
01:00:49,148 --> 01:00:51,984
‫- می‌دونی من کی‌ام؟
‫- نه.

674
01:00:52,026 --> 01:00:54,236
‫- می‌دونی چرا اینجام؟
‫- نه.

675
01:00:54,695 --> 01:00:56,363
‫من می‌دونم تو کی هستی.

676
01:00:56,405 --> 01:00:59,283
‫- چی داری می‌گی؟
‫- عکست رو دارم.

677
01:00:59,324 --> 01:01:01,243
‫- عکس ماشینت رو دارم.
‫- ماشین من؟

678
01:01:01,285 --> 01:01:02,995
‫- بیرون کمپ «لوکی».
‫- چی؟

679
01:01:03,037 --> 01:01:04,677
‫بیرون مرکز صخره‌نوردی توی «گرین‌لاریش»

680
01:01:04,705 --> 01:01:06,331
‫که دو هفته پسرم رو تحت نظر داشتی.

681
01:01:06,373 --> 01:01:07,541
‫می‌دونی من کی‌ام؟

682
01:01:07,583 --> 01:01:08,667
‫حاجی خیلی دیوونه‌ای.

683
01:01:08,709 --> 01:01:10,044
‫می‌دونی چرا اینجام؟

684
01:01:10,085 --> 01:01:11,354
‫داری اشتباه می‌کنی مرد!

685
01:01:11,378 --> 01:01:12,629
‫این قضیه هیچ ارتباطی...

686
01:01:12,671 --> 01:01:14,673
‫چیزی که می‌خوام بدونم رو بهم بگو!

687
01:01:14,715 --> 01:01:16,884
‫نمی‌دونم از چه گهی داری صحبت می‌کنی.

688
01:01:16,925 --> 01:01:18,886
‫- چیزی که می‌خوام بدونم رو بهم بگو.
‫- در مورد چی؟

689
01:01:18,927 --> 01:01:20,929
‫پسر کجاست لامصب؟

690
01:01:20,971 --> 01:01:22,306
‫اشتباهی گرفتی مرد.

691
01:01:22,348 --> 01:01:23,849
‫فقط منو باز کن لامصب و بذار...

692
01:01:23,891 --> 01:01:25,559
‫بگو پسرم کجاست مرتیکه!

693
01:01:25,601 --> 01:01:29,521
‫و گرنه اینو می‌کنم تو دهنت
‫تا مغزت بره

694
01:01:29,563 --> 01:01:32,232
‫و از سرت می‌کشم بیرون
‫می‌فهمی؟

695
01:01:32,274 --> 01:01:34,777
‫- نمی‌دونم بابا!
‫- مرتیکه!

696
01:01:35,569 --> 01:01:37,321
‫داری چکار می‌کنی مرد حسابی!

697
01:01:37,363 --> 01:01:39,865
‫این کارو نکن مرد!
‫اشتباه می‌کنی.

698
01:01:39,907 --> 01:01:44,161
‫منو باز کن. بذار برم،
‫منم شتر دیدی ندیدی، خب؟

699
01:01:46,163 --> 01:01:48,082
‫داری چکار می‌کنی لامصب؟

700
01:01:49,416 --> 01:01:53,212
‫این کارو نکن مرد حسابی!
‫هیچی نمی‌دونم بابا!

701
01:01:53,253 --> 01:01:55,547
‫- بگو پسر یکی دردونه‌م کجاست؟
‫- بابا نمی‌دونم!

702
01:01:55,589 --> 01:01:58,384
‫- پسر یکی دردونه‌م کجاست مردک.
‫- نمی‌دونم.

703
01:02:01,136 --> 01:02:02,888
‫می‌گی پسر یکی دردونه‌م کجاست؟

704
01:02:02,930 --> 01:02:05,140
‫نمی‌دونم ...

705
01:02:08,936 --> 01:02:11,146
‫- چه مرگته بابا!
‫- پسرم کجاست مردک!

706
01:02:11,188 --> 01:02:14,566
‫نمی‌دونم بابا! نمی‌دونم!
‫نه...

707
01:02:14,608 --> 01:02:17,403
‫- پسر منو می‌دزدی؟
‫- نکن این‌کارو

708
01:02:17,444 --> 01:02:20,072
‫- پات رو جزغاله می‌کنم مرتیکه.
‫- نه، نکنی!

709
01:02:20,114 --> 01:02:21,549
‫- همین الان بهم بگو!
‫- نمی‌دونم لامصب!

710
01:02:21,573 --> 01:02:23,617
‫- پسرم کجاست می‌گم؟
‫- نمی‌دونم.

711
01:02:23,659 --> 01:02:25,411
‫می‌گم پسرم کجاست عوضی؟

712
01:02:28,455 --> 01:02:31,875
‫- بهم می‌گی الان؟
‫- باشه، باشه، باشه!

713
01:02:37,131 --> 01:02:38,549
‫بگو کجاست.

714
01:02:38,590 --> 01:02:40,467
‫اون...اون..

715
01:02:42,803 --> 01:02:45,097
‫چی؟ دِ بنال دیگه!

716
01:02:45,139 --> 01:02:46,932
‫- «دانمور لاج»
‫- کجا؟

717
01:02:46,974 --> 01:02:48,767
‫دانمور لاج.
‫می‌بریمشون اونجا.

718
01:02:48,809 --> 01:02:51,103
‫می‌بریشمون اونجا
‫و بعدا میان می‌برنشون.

719
01:02:51,145 --> 01:02:52,813
‫- کی؟
‫- نمی‌دونم.

720
01:02:52,855 --> 01:02:56,275
‫- کی؟
‫- به‌خدا نمی‌دونم! قسم می‌خورم.

721
01:02:56,316 --> 01:02:59,403
‫نمی‌دونم کی هستن مرد.
‫قسم می‌خورم...

722
01:02:59,445 --> 01:03:01,280
‫من بهشون دست نزدم مرد.

723
01:03:01,321 --> 01:03:03,907
‫من مثل اونا نیستم!
‫مثل اونا نیستم باور کن!

724
01:03:03,949 --> 01:03:08,829
‫من همچین آدمی نیستم. فقط می‌رسونشمون.
‫پیاده‌شون می‌کنم و همین.

725
01:03:10,164 --> 01:03:14,001
‫- کاری باهاشون نداشتی؟
‫- ابداً‌ مرد، ابداً.

726
01:03:18,922 --> 01:03:20,382
‫کی بهشون دست می‌زنه پس؟

727
01:03:22,509 --> 01:03:23,927
‫کی بهشون دست می‌زنه؟

728
01:03:23,969 --> 01:03:26,555
‫نمی‌دونم مرد.
‫من فقط...عکس می‌گیرم.

729
01:03:26,597 --> 01:03:27,806
‫مرتیکهٔ...

730
01:03:27,848 --> 01:03:30,059
‫من بیرون مدارس عکس می‌گیرم.

731
01:03:30,100 --> 01:03:32,561
‫و بعد...
‫و بعد انتخاب‌ـشون می‌کنن.

732
01:03:34,104 --> 01:03:35,856
‫خیلی شرمنده‌م مرد.

733
01:03:38,400 --> 01:03:42,488
‫نکن بی‌وجدان!
‫نه!

734
01:10:22,137 --> 01:10:23,764
‫باید اینجا باشه.

735
01:10:25,182 --> 01:10:26,767
‫ها؟

736
01:10:26,809 --> 01:10:29,269
‫باید یه ربع پیش اینجا می‌بود.

737
01:10:29,311 --> 01:10:30,979
‫دوباره بهش زنگ بزن خب.

738
01:10:43,200 --> 01:10:46,620
‫ویلیام، کدوم گوری هستی تو!
‫دیر کردی!

739
01:10:48,122 --> 01:10:49,790
‫یالا. بده بیرون.

740
01:10:49,832 --> 01:10:51,792
‫برو داخل. برو داخل.

741
01:10:54,628 --> 01:10:56,338
‫بازم جواب نمی‌ده.

742
01:10:56,380 --> 01:10:58,924
‫- لعنتی!
‫- از این وضعیت خوشم نمیاد.

743
01:10:58,966 --> 01:11:01,593
‫همه‌جا پلیسه.
‫همه‌جا جاده‌ها رو بستن.

744
01:11:01,635 --> 01:11:05,639
‫پلیسا تو کل منطقه ریختن.
‫شاید گرفتنش.

745
01:11:06,890 --> 01:11:09,977
‫دختره رو بی‌خیال.
‫هر چی اینجا داریم رو جمع کن بریم.

746
01:11:10,978 --> 01:11:12,980
‫ولی خیلی خواهان دختره بودن.

747
01:11:15,691 --> 01:11:16,775
‫باشه.

748
01:11:18,110 --> 01:11:20,863
‫اینجا نمی‌مونیم.
‫بریم.

749
01:11:21,989 --> 01:11:24,992
‫- بریم دیگه!
‫- عجله کن!

750
01:11:37,129 --> 01:11:38,339
‫لعنتی.

751
01:11:51,435 --> 01:11:52,895
‫گوه توش!

752
01:11:53,979 --> 01:11:59,318
‫استیون! این که پنجره!
‫کی اینجوری شد؟

753
01:11:59,360 --> 01:12:01,737
‫حتما موقع اومدن به اینجا
‫توی جاده اینجوری شده.

754
01:12:01,779 --> 01:12:05,824
‫احتمالا یه یه میخ یا پیچ بوده.
‫آروم آروم بادش خالی می‌شه اینجوری.

755
01:12:05,866 --> 01:12:07,993
‫پنج دقیقه طول می‌کشه که زاپاس رو بندازم.

756
01:12:08,035 --> 01:12:11,705
‫بچه رو ببر داخل.
‫وقتی کارم تموم شد صدات می‌زنم.

757
01:14:19,875 --> 01:14:21,001
‫استیون؟

758
01:14:24,338 --> 01:14:25,714
‫استیون!

759
01:14:29,551 --> 01:14:31,011
‫کدوم گوریه؟

760
01:14:44,608 --> 01:14:46,026
‫استیون!

761
01:14:57,371 --> 01:15:00,207
‫کلیدا کجاست؟
‫یالا کلیدات رو بده.

762
01:15:02,084 --> 01:15:03,627
‫حالا شد.

763
01:15:17,349 --> 01:15:18,726
‫استیون!

764
01:15:20,602 --> 01:15:21,645
‫استیون!

765
01:15:24,358 --> 01:15:25,850
‫[بخش اورژانس]

766
01:15:26,275 --> 01:15:30,195
‫بازپرس روی، جـَون ریچموند هستم.
‫می‌شه هر چه سریع‌تر باهام تماس بگیرید؟

767
01:15:34,867 --> 01:15:37,911
‫استیون! اینجایی؟

768
01:15:46,086 --> 01:15:47,588
‫اینجایی؟

769
01:15:50,174 --> 01:15:51,633
‫استیون!

770
01:15:52,676 --> 01:15:54,887
‫چه مسخره بازی‌ای داری در میاری؟

771
01:15:56,055 --> 01:15:58,015
‫استیون!

772
01:16:01,060 --> 01:16:02,561
‫کدوم گوریه؟

773
01:16:27,795 --> 01:16:30,422
‫- استیون رو دیدی؟
‫- پایین نیست مگه؟

774
01:16:30,464 --> 01:16:31,924
‫سوئیچ ماشین پیش توئه؟

775
01:16:31,965 --> 01:16:34,593
‫نه، پیش استیونه.
‫کدوم گوریه؟

776
01:16:34,635 --> 01:16:35,928
‫بهش زنگ بزن!

777
01:16:49,191 --> 01:16:51,276
‫هیس، هیس، هیس...

778
01:16:56,240 --> 01:16:58,575
‫استیون کدوم گوری هستی؟

779
01:16:58,617 --> 01:17:00,285
‫همه جا رو داریم دنبالت می‌گردیم.

780
01:17:07,334 --> 01:17:12,798
‫گوش کن ببین چی می‌گم.
‫اون بچه پسر منه.

781
01:17:12,840 --> 01:17:14,633
‫پلیس تو راهه.

782
01:17:14,675 --> 01:17:17,845
‫باید پسره رو همینجا ول کنید
‫و فرار کنید.

783
01:17:17,886 --> 01:17:19,346
‫تنها شانسته رفیق.

784
01:17:21,682 --> 01:17:24,018
‫تو گوش کن جاکش.

785
01:17:25,728 --> 01:17:27,938
‫دارم میام سراغت.

786
01:17:31,859 --> 01:17:33,652
‫پیش پسره بمون.

787
01:17:33,694 --> 01:17:37,489
‫- اگه پلیسا بیان چی؟
‫- پلیس کجا بود! کاری  که گفتم رو بکن.

788
01:17:37,531 --> 01:17:38,907
‫گوه توش!

789
01:21:50,951 --> 01:21:54,204
‫سلام پسر!
‫سلام پسر!

790
01:21:54,830 --> 01:21:55,914
‫سلام ایثن!

791
01:21:55,956 --> 01:21:57,833
‫ایثن، می‌تونی بیدار شی رفیق؟

792
01:21:57,875 --> 01:22:00,544
‫می‌تونی...می‌تونی بیدار شی؟

793
01:22:06,383 --> 01:22:09,303
‫بخواب.

794
01:22:50,177 --> 01:22:51,887
‫- ادی!
‫- جـَون

795
01:22:51,929 --> 01:22:53,555
‫ادی!

796
01:22:53,597 --> 01:22:56,225
‫هیس! هیس! از اینجا بیا.
‫بیا زودباش.

797
01:23:23,961 --> 01:23:25,379
‫- خوبی؟
‫- آره.

798
01:23:39,560 --> 01:23:40,811
‫لعنتی!

799
01:23:44,648 --> 01:23:46,984
‫لعنتی!

800
01:23:54,241 --> 01:23:56,243
‫هنوز دنبالمونه؟

801
01:23:56,994 --> 01:23:58,412
‫نمی‌تونم ببینم.

802
01:24:07,004 --> 01:24:08,297
‫جـَون...

803
01:24:10,924 --> 01:24:11,967
‫جـَون!

804
01:24:12,009 --> 01:24:13,469
‫ادی؟

805
01:24:14,428 --> 01:24:17,598
‫ادی!
‫ادی!

806
01:24:43,082 --> 01:24:44,458
‫ادی؟

807
01:24:49,588 --> 01:24:50,631
‫ادی؟

808
01:24:52,800 --> 01:24:53,884
‫ادی!

809
01:24:54,802 --> 01:24:56,220
‫ادی!

810
01:25:20,244 --> 01:25:24,957
‫چیزی نیست‌! چیزی نیست! منم.
‫جات امنه. چیزی نیست.

811
01:25:24,998 --> 01:25:27,251
‫وای خدایا!
‫پسره..

812
01:25:27,292 --> 01:25:30,129
‫پسره خوبه.
‫چیزی نیست.

813
01:26:03,620 --> 01:26:05,789
‫بفرما. فقط خیلی آروم

814
01:26:05,831 --> 01:26:07,851
‫بکش سمت چپ.
‫عه، دیدی چطوری بالا پایین می‌کنه؟

815
01:26:07,875 --> 01:26:09,918
‫- می‌خوای امتحان کنی؟
‫- می‌خوای خودت کنترلش کنی؟

816
01:26:09,960 --> 01:26:13,172
‫- آره حتما.
‫- می‌خوای امتحانش کنی؟ باشه.

817
01:26:13,213 --> 01:26:15,132
‫بفرما.

818
01:26:15,174 --> 01:26:18,093
‫درست. خب بریم، لحظهٔ حیاتی
‫انتقال قدرت.

819
01:26:18,135 --> 01:26:19,887
‫- انگشتات رو بذار روش.
‫- آماده‌ای؟

820
01:26:19,928 --> 01:26:22,431
‫انگشتات رو بذار روش!
‫باریکلا، همینه مرد.

821
01:26:22,473 --> 01:26:24,016
‫دیگه خودت بگیرش.

822
01:26:24,058 --> 01:26:25,934
‫باریکلا ایثن.

823
01:26:25,976 --> 01:26:27,394
‫باریکلا رفیق.

824
01:26:28,395 --> 01:26:30,939
‫خوبه؟

825
01:26:30,981 --> 01:26:34,485
‫خیلی نزدیک خودت نیارش.
‫نمی‌خوام کچل بشم.

826
01:26:35,152 --> 01:26:36,695
‫ای جوجه...

827
01:26:38,655 --> 01:26:40,032
‫وای!

828
01:26:44,244 --> 01:26:46,372
‫خیلی خوبه پسرکم، خیلی خوب.

829
01:26:46,413 --> 01:26:49,500
‫دیگه می‌ذارمش پیش خودت،
‫انگار دیگه می‌دونی باهاش چکار کنی.

830
01:26:49,541 --> 01:26:51,543
‫- آره می‌دونی!
‫- یه‌جورایی.

831
01:26:51,585 --> 01:26:53,587
‫منو می‌ترسونه.

832
01:26:54,463 --> 01:26:56,548
‫نندازیش روی سرمون!

833
01:26:58,258 --> 01:27:00,636
‫وای!

834
01:27:02,304 --> 01:27:03,764
‫- وای!
‫- وای!

835
01:27:03,806 --> 01:27:06,141
‫چشم رو هم بذاری خلبان نیروی هوایی شدی.

836
01:27:06,183 --> 01:27:07,768
‫آقای ماری!

837
01:27:12,606 --> 01:27:13,857
‫ببین رفیق...

838
01:27:15,609 --> 01:27:17,569
‫من دیگه باید برم.

839
01:27:17,611 --> 01:27:20,906
‫بیاریمش پایین،
‫و یه خداحافظی درست و حسابی کنیم؟

840
01:27:22,950 --> 01:27:24,702
‫باشه، خیلی‌خب.

841
01:27:32,292 --> 01:27:33,502
‫دوست دارم رفیق.

842
01:27:33,544 --> 01:27:35,671
‫کی دوباره میای؟

843
01:27:37,256 --> 01:27:38,590
‫خب...

844
01:27:41,135 --> 01:27:43,762
‫- شاید یه‌کم دیر بیام
‫- باشه.

845
01:27:45,347 --> 01:27:46,974
‫ولی میام خونه.

846
01:27:48,642 --> 01:27:50,477
‫میام اینجا پیشت، باشه؟

847
01:27:50,519 --> 01:27:51,854
‫باشه.

848
01:28:00,696 --> 01:28:01,864
‫باشه.

849
01:28:04,366 --> 01:28:06,452
‫- می‌بینمت جـَون.
‫- می‌بینمت.

850
01:28:32,519 --> 01:28:34,438
‫- خوبی؟
‫- آره.

851
01:28:36,899 --> 01:28:38,817
‫وای!

852
01:29:08,263 --> 01:29:12,101
‫تخریب باند‌شون داره سرعت می‌گیره.

853
01:29:13,477 --> 01:29:16,772
‫به‌نظرم افراد بیشتری دستگیر بشن.

854
01:29:17,648 --> 01:29:20,609
‫لیست بزرگی می‌شه.
‫چه حقارتی.

855
01:29:22,778 --> 01:29:25,030
‫- ولی خب واسه تو خوب می‌شه.
‫- که اینطور؟

856
01:29:25,072 --> 01:29:29,993
‫آره. قاضی احتمالا روی پرونده‌ت لحاظش کنه.

857
01:29:31,036 --> 01:29:32,955
‫خب، امیدوارم.

858
01:29:33,239 --> 01:29:42,786
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و اینستاگرام سايت زدمووی :
.:: @ZedMoviecom ::.
.:: ZedMovie.com ::.

