﻿1
00:00:37,412 --> 00:00:40,743
‫کدامین گاه دِگربار
‫خواهد بودِمان دیدار؟

2
00:00:41,391 --> 00:00:42,710
‫به تُندَرکوب،
«کدامین گاه»

3
00:00:42,944 --> 00:00:45,115
‫رَخش‌انداز و باران‌بار؟

4
00:00:45,952 --> 00:00:48,913
‫آن دَم کاین آشوب بنشیند؛

5
00:00:49,356 --> 00:00:52,879
‫شکست آید یکی را،
‫دیگری رویِ ظفر بیند

6
00:00:53,474 --> 00:00:56,260
‫- به کدامین جا؟
‫- به خارِستان

7
00:00:57,030 --> 00:01:00,685
‫آنجاست دیدارمان… با مکبث

8
00:01:01,186 --> 00:01:02,814
‫چه زشت است زیبا،

9
00:01:03,784 --> 00:01:05,570
‫و چه زیباست زشتی

10
00:01:06,446 --> 00:01:10,912
‫بگردیم در میغ دودِ پلشتی

11
00:01:13,000 --> 00:01:19,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود رایگان فیلم و سریال 
  
  ..:: MiraMovie.org ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: ZedMovie.com ::..</font></b>


14
00:02:26,146 --> 00:02:27,942
‫درود، دوست دلیر من!

15
00:02:28,933 --> 00:02:32,315
‫با پادشاه بگوی که در میدان نبرد چه‌ها
‫دیدی، تا که از آن بِدَر آمدی

16
00:02:33,275 --> 00:02:34,735
‫بازارِ کارزار آشفته بود

17
00:02:35,362 --> 00:02:39,202
‫دو حریف بسانِ شناگرانی نفس‌بریده‌
‫به هم درآویختند و توان یکدیگر را فلج کردند

18
00:02:40,413 --> 00:02:42,083
‫مک‌دانلد سنگدل آنجا بود

19
00:02:42,292 --> 00:02:44,838
‫و الهۀ بخت، روسپی‌وار،
‫در آغوشِ آن شورشی

20
00:02:44,934 --> 00:02:46,836
‫به ستیزه‌جویی شومش روی خوش نشان می‌داد

21
00:02:47,469 --> 00:02:48,769
‫با این همه کارش زار بود،

22
00:02:49,055 --> 00:02:51,768
‫چرا که مکبث دلیر،
‫که به‌راستی درخورِ این نام است…

23
00:02:52,061 --> 00:02:53,429
‫خنده‌زنان بر الهۀ بخت،

24
00:02:53,480 --> 00:02:56,618
‫با تیغ آختۀ خون‌فشانش،
‫چونان دست‌آموزِ جنگاوری،

25
00:02:56,672 --> 00:03:00,462
‫صف دشمن را بشکست
‫تا با آن بندۀ سیَه‌رو رویاروی شود

26
00:03:01,453 --> 00:03:04,249
‫و بی درود و ‌بدرود،

27
00:03:04,458 --> 00:03:07,339
‫تیغ در وی نهاد،
‫و از ناف تا چانه‌اش را دَرید،

28
00:03:07,865 --> 00:03:09,885
‫و سرش را بر کنگره‌‌های ما نهاد

29
00:03:10,220 --> 00:03:11,764
‫درود بر تو عموزادۀ دلاور،

30
00:03:11,965 --> 00:03:12,967
‫جوانمردِ ارجمند!

31
00:03:13,026 --> 00:03:14,979
‫آن دَم که داد به دستِ دلیری

32
00:03:15,029 --> 00:03:17,775
‫پیادگان مزدور تیزپا را
‫ناگزیر از گریز کرده بود…

33
00:03:19,342 --> 00:03:20,612
‫پادشاه نروژ فرصت یافت

34
00:03:21,000 --> 00:03:21,978
‫که با سلاح‌هایی رخشان،

35
00:03:22,028 --> 00:03:25,337
‫و مردانی تازه‌نفس،
‫آهنگ هجومی دیگر کند

36
00:03:25,456 --> 00:03:28,461
‫این کار سرداران ما،
‫مکبث و بنکوو، را نهراساند؟

37
00:03:28,874 --> 00:03:30,043
‫چرا،

38
00:03:31,759 --> 00:03:33,513
‫چون هراسی که گنجشک در دل شاهین،

39
00:03:34,055 --> 00:03:35,642
‫و خرگوش در دل شیر افکنَد

40
00:03:36,355 --> 00:03:39,758
‫پس ایشان همچون آتش‌باری با دوچندان بار
‫بر دشمن آتشی باریدند چهارچندان

41
00:03:39,816 --> 00:03:41,110
‫مرا دیگر جان در بدن نیست…

42
00:03:43,487 --> 00:03:45,338
‫زخم‌هایم به فریادخواهی دهان گشوده‌اند

43
00:03:49,710 --> 00:03:50,861
‫پادشاه در پناه خدا باد!

44
00:03:51,839 --> 00:03:53,926
‫زِ کجا آیی، سپهسالار ارجمند؟

45
00:03:54,040 --> 00:03:55,971
‫پادشاه بزرگ، از فایف، آنجا که

46
00:03:56,264 --> 00:04:00,179
‫بیرق‌های نروژی فلک را به باد سُخره گرفته،
‫و عرق سردِ رعب بر جبین ملت ما می‌نشانند

47
00:04:00,229 --> 00:04:01,648
‫آنجا پادشاه نروژ، خود

48
00:04:01,900 --> 00:04:03,486
‫با سپاهی گران،

49
00:04:04,154 --> 00:04:07,117
‫به دستِ یاری آن نابِکارترین خیانتکار،

50
00:04:07,284 --> 00:04:10,415
‫یعنی سپهسالار کودور،
‫کوس نبردی سهمگین را نواخته بود

51
00:04:11,409 --> 00:04:13,463
‫که مکبث و بنکوو،

52
00:04:13,513 --> 00:04:17,370
‫با جوشنِ رویین بر تن،
‫رو در روی وی ایستادند،

53
00:04:18,318 --> 00:04:21,177
‫تیغ‌ها آخته،
‫و بازوان در هم آویخته،

54
00:04:21,228 --> 00:04:24,233
‫سرِ سرکِشش را به بند آوردند؛ و سرانجام،

55
00:04:26,361 --> 00:04:27,738
‫پیروزی از آنِ ما شد

56
00:04:27,789 --> 00:04:29,117
‫خوش است!

57
00:04:29,785 --> 00:04:32,913
‫سپهسالار کودور را دیگر
‫مجال خیانت به مُراد ما نباشد؛

58
00:04:32,964 --> 00:04:35,385
آری -
بروید و فرمان مرگ بی‌امانش را اعلام دارید -

59
00:04:35,435 --> 00:04:36,359
‫گوش به فرمان‌ام

60
00:04:36,409 --> 00:04:38,210
‫و مکبث را به مقامی که از آنِ وی بود…

61
00:04:39,048 --> 00:04:40,138
‫مفتخر سازید

62
00:05:14,247 --> 00:05:16,685
‫کجا بودی، خواهر؟

63
00:05:18,209 --> 00:05:19,712
‫مشغول گُراز‌کُشی

64
00:05:22,133 --> 00:05:23,219
‫خواهر،

65
00:05:24,171 --> 00:05:25,262
‫تو کجا بودی؟

66
00:05:27,559 --> 00:05:28,771
‫بنگر که چه دارم من

67
00:05:29,438 --> 00:05:31,609
‫نشانم دِه، نشانم ده

68
00:05:32,692 --> 00:05:35,617
‫بیا این شَست آن دریانورد

69
00:05:36,273 --> 00:05:38,916
‫آنکه در هنگام بازگشت،
‫کشتی‌اش بشکست

70
00:05:41,233 --> 00:05:42,003
‫صدای طبل،

71
00:05:42,798 --> 00:05:43,715
‫باش آگاه!

72
00:05:44,982 --> 00:05:46,473
‫مکبث می‌رسد از راه

73
00:05:47,514 --> 00:05:48,808
‫من…

74
00:05:49,751 --> 00:05:51,630
‫همچو موشِ بی‌دُم،

75
00:05:52,096 --> 00:05:55,904
‫بر سرِ غربال خواهم تاخت،
‫و خواهم ساخت کارش را، و خواهم ساخت

76
00:05:56,890 --> 00:06:00,371
‫چنان جانی زِ او گیرم…
‫که اُفتَد بی‌توان و تاب

77
00:06:01,794 --> 00:06:02,583
‫و ننشیند…

78
00:06:03,377 --> 00:06:05,297
‫…به زیرِ خیمه‌گاهِ پلک‌هایش خواب

79
00:06:05,446 --> 00:06:11,434
‫شبان، روزان،
‫به نفرین زیست خواهد خسته و نالان

80
00:06:12,211 --> 00:06:16,026
‫شبانی هفت، نُه‌نُه‌ بار،

81
00:06:16,471 --> 00:06:19,949
‫خسته و رنجور، نزار و زار

82
00:06:20,471 --> 00:06:23,824
‫خواهرانِ شوم جادوکار،
‫دست اَندر دست،

83
00:06:24,148 --> 00:06:27,073
‫تیزپیمایان خشکی و دریا،

84
00:06:27,420 --> 00:06:30,218
‫راه می‌پویند گرداگرد این دنیا،

85
00:06:30,353 --> 00:06:33,266
‫آن سه از من، این سه از تو

86
00:06:33,420 --> 00:06:35,773
‫هان سۀ دیگر، که سازد…

87
00:06:37,614 --> 00:06:38,382
‫…نُه

88
00:07:00,393 --> 00:07:01,276
‫خاموش!

89
00:07:02,691 --> 00:07:04,282
‫افسون کارگر گردید

90
00:07:09,770 --> 00:07:13,770
‫روزی… بدین زیبایی و زشتی را هرگز ندیده‌ام

91
00:07:15,338 --> 00:07:16,906
‫تا فورس چقدر مانده؟

92
00:07:22,400 --> 00:07:23,318
‫چیستند این موجودات،

93
00:07:23,368 --> 00:07:25,573
‫چنین ژولیده و چنین ژنده‌پوش،

94
00:07:25,624 --> 00:07:28,286
‫به زمینیان نمی‌مانند
‫و با این همه بر زمینند؟

95
00:07:28,973 --> 00:07:31,525
‫در قید حیاتید؟ چنان هستید که
‫بتوان از شما پرسشی کرد؟

96
00:07:33,128 --> 00:07:34,715
‫گَر می‌توانید لب بگشایید

97
00:07:36,092 --> 00:07:36,927
‫چه هستید؟

98
00:07:39,199 --> 00:07:40,392
‫درود بر تو، مکبث!

99
00:07:41,496 --> 00:07:43,189
‫درود بر تو، اِی سپهسالار گلامز!

100
00:07:43,564 --> 00:07:45,241
‫درود بر تو، مکبث!

101
00:07:45,362 --> 00:07:48,198
‫درود بر تو، اِی سپهسالار گلامز!

102
00:07:50,013 --> 00:07:51,490
‫درود بر تو، مکبث!

103
00:07:52,731 --> 00:07:55,795
‫که زین پس پادشاه خواهی شد!

104
00:07:57,656 --> 00:08:00,763
‫بگویید که زادۀ پندارید،
‫یا همانید که می‌نمایید؟

105
00:08:01,495 --> 00:08:03,259
‫گَر شما را یارای آن است
‫که در زهدانِ زمان بنگرید،

106
00:08:03,309 --> 00:08:05,981
‫و بگویید که آبستنِ چه هست و چه نیست،

107
00:08:06,398 --> 00:08:07,217
‫پس با من سخن گویید؛

108
00:08:07,267 --> 00:08:09,841
‫با منی که نه چشمی بر مهرِ شما دارم،
‫و نه از کین‌تان بیم

109
00:08:09,891 --> 00:08:12,284
‫ای کِهتر از مکبث و مِهتر از او

110
00:08:13,164 --> 00:08:14,288
‫نه به نیک‌بختی او،

111
00:08:15,707 --> 00:08:17,409
‫و با این همه بَسی نیک‌بخت‌تر از او

112
00:08:18,425 --> 00:08:20,505
‫نوادگانت به پادشاهی خواهند رسید،

113
00:08:21,343 --> 00:08:22,763
‫بی‌آنکه خود پادشاه شوی

114
00:08:24,474 --> 00:08:27,015
‫درود بر شما، مکبث و بنکوو!

115
00:08:27,080 --> 00:08:27,981
‫بنکوو…

116
00:08:28,607 --> 00:08:29,818
‫و مکبث…

117
00:08:31,799 --> 00:08:33,241
‫درود!

118
00:08:37,746 --> 00:08:40,448
‫بمانید، اِی کم‌گویان،
‫پیش‌گویی ناتمام خود را پایان دهید

119
00:08:41,799 --> 00:08:43,461
‫خود واقفم که سپهسالار گلامز‌ ام

120
00:08:43,527 --> 00:08:44,902
‫لیک، سپهسالار کودور چرا؟

121
00:08:45,071 --> 00:08:46,432
‫سپهسالار کودور که در قید حیات است،

122
00:08:46,482 --> 00:08:50,607
‫و نیک‌مردی‌ست کامروا،
‫پادشاهی را نیز در افق گمان خویشتن نمی‌بینم

123
00:08:51,090 --> 00:08:52,881
‫بگویید که این خبر شگفت از کجاست؟

124
00:08:52,932 --> 00:08:53,988
‫یا که چرا…

125
00:08:54,432 --> 00:08:58,336
‫در این بیابان بی‌آب و علف، راه را با
‫چنین درودهای پیش‌گویانه‌ای بر ما بسته‌اید؟

126
00:09:12,306 --> 00:09:14,760
‫خاک را نیز همچون آب، حباب‌هاست،

127
00:09:14,969 --> 00:09:16,308
‫و اینان حباب‌های خاکند

128
00:09:17,035 --> 00:09:18,367
‫کجا محو شدند؟

129
00:09:19,369 --> 00:09:22,541
‫آنچه تن‌آور می‌نمود،
‫نسیمی شد و بر باد برفت

130
00:09:23,388 --> 00:09:24,610
‫کاش مانده بودند!

131
00:09:41,229 --> 00:09:44,082
‫به‌راستی موجوداتی که از آنان
‫سخن می‌گوییم، در اینجا بودند؟

132
00:09:44,416 --> 00:09:46,670
‫نکند ریشۀ عقل دُزدَک خورده‌ایم

133
00:09:46,720 --> 00:09:48,464
‫که عقل را در بَند می‌کند؟

134
00:09:49,670 --> 00:09:51,095
‫فرزندانت پادشاه خواهند شد

135
00:09:51,303 --> 00:09:52,556
‫تو پادشاه خواهی شد

136
00:09:53,043 --> 00:09:54,685
‫و نیز سپهسالار کودور

137
00:09:55,520 --> 00:09:56,689
‫مگر چنین نگفتند؟

138
00:09:58,766 --> 00:10:00,571
‫با همین آهنگ و همین واژگان

139
00:10:11,907 --> 00:10:17,912
‫« تراژدی مکبث »

140
00:10:19,387 --> 00:10:20,621
که وارد می‌شود؟

141
00:10:28,312 --> 00:10:32,862
‫مکبث، پادشاه مژدۀ پیروزی‌ات را
‫در کمال شعف دریافت کرد،

142
00:10:32,988 --> 00:10:37,572
‫و چون از دلاوری‌ات
‫در نبرد تن‌به‌تن با سرکِشان آگاه گردید،

143
00:10:37,663 --> 00:10:40,793
‫شگفتی‌ها و ستایش‌هایش
‫با یکدیگر در کشاکش شدند که

144
00:10:41,045 --> 00:10:42,422
‫کدامین را بهر تو به زبان آرد

145
00:10:42,472 --> 00:10:45,074
‫ما مأموریم تا سپاس‌های سرورمان را
‫بر تو ارزانی داریم،

146
00:10:45,294 --> 00:10:48,050
‫و تو را به پیشگاهش بَریم،
‫نه که خود پاداشت دهیم

147
00:10:48,344 --> 00:10:52,198
‫پادشاه مرا فرمود که
‫به پایندانی سرافرازیِ بزرگتر،

148
00:10:53,126 --> 00:10:56,531
‫تو را از سویِ وی سپهسالار کودور بخوانم

149
00:10:57,812 --> 00:10:59,119
‫پس در این منصب نو،

150
00:10:59,454 --> 00:11:03,336
‫تو را درود، اِی سپهسالار کبیر،

151
00:11:04,113 --> 00:11:05,464
‫چرا که این عنوان از آن توست

152
00:11:06,676 --> 00:11:08,578
‫نکند شیطان هم بتواند حقیقت را بازگوید؟

153
00:11:08,783 --> 00:11:10,224
‫سپهسالار کودور زنده است

154
00:11:10,275 --> 00:11:12,186
‫چرا جامۀ عاریت بر من می‌پوشانید؟

155
00:11:12,237 --> 00:11:15,233
‫سپهسالار سابق کودور هنوز زنده است،

156
00:11:16,276 --> 00:11:19,366
‫اما جانش در گروی حُکمی‌ست گران،

157
00:11:19,783 --> 00:11:21,785
‫و حقا که سزاوار جان‌سپردن است

158
00:11:22,468 --> 00:11:25,399
‫اینکه او نروژیان را همراهی،

159
00:11:25,585 --> 00:11:27,006
‫یا نهانی یاغیان را یاوری کرده،

160
00:11:27,056 --> 00:11:29,552
‫یا که دست در دست هر دو

161
00:11:29,882 --> 00:11:32,891
‫در پِی ویرانی کشور خویش بوده را، نمی‌دانم،

162
00:11:33,267 --> 00:11:38,151
‫لیک خیانت‌هایی بزرگ که خود بدان
‫اقرار کرده و به منصۀ اثبات رسیده‌اند،

163
00:11:40,488 --> 00:11:41,810
‫وی را سرنگون کرده

164
00:11:51,217 --> 00:11:52,553
‫از زحمات شما سپاسگزارم

165
00:11:56,288 --> 00:11:58,022
‫سپهسالار گلامز و کودور!

166
00:11:59,316 --> 00:12:01,278
‫بزرگترین نوید هنوز در پِی است

167
00:12:02,049 --> 00:12:04,113
‫مگر امید نداری که فرزندانت پادشاه شوند؟

168
00:12:04,194 --> 00:12:06,040
‫پیش‌گویانی که مرا
‫سپهسالار کودور نامیدند،

169
00:12:06,090 --> 00:12:07,219
‫ایشان را نویدی کم زِ این ندادند

170
00:12:07,269 --> 00:12:08,555
‫چنانچه نویدشان صادق باشد،

171
00:12:09,460 --> 00:12:13,008
‫چه‌بسا بالاتر از سپهسالاری کودور،
‫آرزوی تاج و تخت را در تو برافروزد

172
00:12:13,811 --> 00:12:15,012
‫اما، شگفتا!

173
00:12:16,014 --> 00:12:18,816
‫بسا که کارگزارانِ پلیدی
‫حقایقی را با ما در میان می‌گذارند

174
00:12:19,394 --> 00:12:21,649
‫تا ما را به وادی هلاکت برانند؛

175
00:12:22,280 --> 00:12:24,197
‫زِ بهر فریفتن‌مان
‫حقایقی اندک را بازمی‌گویند،

176
00:12:24,247 --> 00:12:26,909
‫تا غَدارانه ما را
‫به وخیم‌ترینِ مهالک کشانند

177
00:12:34,031 --> 00:12:37,345
‫این وسوسه از عالم غیب
‫نه بَد تواند بود و نه نیک

178
00:12:38,999 --> 00:12:41,395
‫گَر بد است،
‫چرا با حقیقتی آغاز شده و مرا

179
00:12:41,445 --> 00:12:44,400
‫نویدی از کامیابی بخشیده؟
‫من… سپهسالار کودور ام

180
00:12:48,349 --> 00:12:50,704
‫گر نیک است،
‫چرا دل به وسوسه‌ای می‌سپارم

181
00:12:50,754 --> 00:12:52,788
‫که خیال هوس‌انگیزش
‫موی بر اندامم راست می‌کند،

182
00:12:52,838 --> 00:12:56,941
‫و چنان آشفته‌ام می‌سازد که قلب استوارم
‫به‌رغم سرشتش، سر به دیوار دنده‌هایم می‌کوبد؟

183
00:13:03,353 --> 00:13:05,815
‫بیم‌های مشهود کجا و
‫خیال‌های هولناک کجا!

184
00:13:06,859 --> 00:13:09,155
‫اندیشه‌ام که جنایت در آن
‫هنور جز نقش خیالی نیست،

185
00:13:09,205 --> 00:13:13,288
‫چنان چهارستون تنم را می‌لرزاند که
‫هرگونه اقدام در گرداب حدس و گمان غرقه گردد،

186
00:13:14,235 --> 00:13:16,293
‫و هیچ چیز نیست، مگر آنچه که نیست

187
00:13:17,756 --> 00:13:19,560
‫گر دست تقدیر خواهد مرا
‫جامۀ پادشاهی بپوشاند،

188
00:13:19,610 --> 00:13:22,262
‫بی‌آنکه قدمی بردارم
‫تواند اورنگ پادشاهی بر فرقم نهد

189
00:13:26,854 --> 00:13:28,107
‫هر چه بادا باد،

190
00:13:29,902 --> 00:13:32,323
‫گذار زمان بر سخت‌ترین روز است

191
00:13:35,396 --> 00:13:37,548
‫«زنان طالع‌بین در روز پیروزی
‫به من برخوردند،

192
00:13:37,833 --> 00:13:39,756
‫و مرا خبر است بی‌چند‌وچون

193
00:13:39,807 --> 00:13:42,050
‫که اینان دانشی دارند
‫برتر زِ دانش بشری

194
00:13:42,842 --> 00:13:45,466
‫آنگاه که در آتش اشتیاق می‌سوختم
‫که از ایشان بیشتر پرس‌وجو کنم،

195
00:13:45,516 --> 00:13:48,353
‫دود شدند و در هوا ناپدید

196
00:13:49,075 --> 00:13:51,234
‫مبهوت بر جای مانده بودم که

197
00:13:51,284 --> 00:13:55,575
‫پیک‌های پادشاه در رسیدند و به نامِ
‫سپهسالار کودور مرا درود فرستادند،

198
00:13:56,151 --> 00:13:58,864
‫به همان لقبی که زین پیش
‫خواهران جادوگر مرا درود گفته،

199
00:13:58,923 --> 00:14:01,461
‫و سپس با اشارت به آینده
‫چنین گفته بودند:

200
00:14:01,511 --> 00:14:04,049
‫«درود بر تو که پادشاه خواهی شد!»

201
00:14:06,887 --> 00:14:10,645
‫نیک دیدم تا این را با تو، عزیزترین شریکم
‫در بزرگی، در میان گذارم،

202
00:14:10,937 --> 00:14:13,356
‫تا از نوید بزرگیِ خویش بی‌خبر نباشی

203
00:14:13,407 --> 00:14:16,489
‫و بدان سبب زِ شادمانی‌اش بی‌بهره نمانی

204
00:14:18,242 --> 00:14:20,371
‫این راز را در دل نگاه‌دار، خدانگهدارت»

205
00:14:26,090 --> 00:14:27,677
‫تویی سپهسالار گلامز

206
00:14:28,078 --> 00:14:29,388
‫و کودور؛

207
00:14:29,973 --> 00:14:32,227
‫و به مقام موعود خود خواهی رسید

208
00:14:33,922 --> 00:14:35,608
‫لیکن از نهاد تو بیم دارم؛

209
00:14:36,318 --> 00:14:38,781
‫چرا که آنچنان از شیر مهر بشری سرشار است

210
00:14:38,872 --> 00:14:40,674
‫که بعید است راه میان‌بُر در پیش گیرد

211
00:14:42,412 --> 00:14:43,539
‫تو خواهان بزرگی هستی،

212
00:14:43,916 --> 00:14:45,486
‫از بلندپروازی نیز بَری نیستی،

213
00:14:45,537 --> 00:14:48,117
‫لیک از شرارتی که می‌بایست
‫آن را یاری دهد، بی‌نصیبی

214
00:14:49,843 --> 00:14:53,392
‫آنچه را سخت خواهانی،
‫پارسایانه خواهانی؛

215
00:14:53,935 --> 00:14:55,104
‫از نیرنگ روی بر‌گردانی،

216
00:14:55,154 --> 00:14:57,775
‫اما پیروزی به‌ناحق را خواهانی

217
00:15:03,056 --> 00:15:04,996
‫بشتاب و به اینجا بیا،

218
00:15:06,416 --> 00:15:09,130
‫تا شور و شرِّ خویش را در گوش تو ریزم،

219
00:15:09,629 --> 00:15:12,176
‫و به نیروی سخنان خویش، بادافره آنچه

220
00:15:12,227 --> 00:15:15,224
‫که تو را از حلقۀ زَرین دور می‌کند، باشم

221
00:15:36,127 --> 00:15:38,392
‫سپهسالار کودور را اعدام کردید؟

222
00:15:38,640 --> 00:15:39,686
‫اعلی‌حضرتا،

223
00:15:40,646 --> 00:15:42,848
‫من با کسی که مرگش را
‫به چشم دیده سخن گفته‌ام،

224
00:15:43,319 --> 00:15:46,867
‫وی گفت که محکوم آشکارا
‫خیانت‌های خود را بر زبان آورده،

225
00:15:47,451 --> 00:15:49,330
‫و از عالیجناب بخشایش طلبیده،

226
00:15:49,481 --> 00:15:51,428
‫و از کردۀ خود سخت پشیمان بوده

227
00:15:51,502 --> 00:15:55,216
‫هیچ چیزش در زندگی برازنده‌تر از راهی
‫که گاهِ وداع در پیش گرفت، نبود

228
00:15:55,382 --> 00:15:59,307
‫بسان کسی جان سپرد
‫که نیک آموخته باشد

229
00:15:59,357 --> 00:16:01,645
‫که با مرگ گرانبهاترین چیزش را…

230
00:16:01,853 --> 00:16:03,606
‫همچون پیشزی بی‌بها دور افکنَد

231
00:16:04,107 --> 00:16:07,989
‫شگردی نیست که با آن بتوان
‫راز ضمیر را در چهره خواند

232
00:16:09,810 --> 00:16:11,120
‫وی نیک‌مردی بود…

233
00:16:12,055 --> 00:16:14,794
‫که من بِدو پشتگرمی تمام داشتم

234
00:16:17,508 --> 00:16:19,177
‫پسرعموی گرانقدر،

235
00:16:20,233 --> 00:16:23,142
‫در عذاب بودم که هنوز
‫تو را سپاس نگزارده‌ام

236
00:16:24,649 --> 00:16:26,109
‫مرا جز این چه مانده است که بگویم،

237
00:16:26,159 --> 00:16:28,946
‫من چه در پای تو ریزم
‫که سزای تو بُوَد

238
00:16:29,105 --> 00:16:32,452
‫بالاترین پاداش مرا همین ایفای خدمت
‫و صداقتی‌ست که بر گردن دارم

239
00:16:33,078 --> 00:16:34,330
‫قدمت فرخنده باد!

240
00:16:36,529 --> 00:16:38,463
‫تو نهال نوکاشتۀ منی،

241
00:16:38,989 --> 00:16:41,218
‫و خواهم کوشید تا
‫چنان که باید برومند شوی

242
00:16:44,333 --> 00:16:45,602
‫بنکووی نجیب،

243
00:16:46,186 --> 00:16:48,296
‫که تو نیز کم از مکبث نیستی،

244
00:16:48,347 --> 00:16:50,862
‫و کم زِ او نشایی،
‫بیا تا تو را در آغوش کِشانم

245
00:16:51,281 --> 00:16:52,781
‫و بر قلب فشارم

246
00:16:53,116 --> 00:16:55,495
‫مرا گر برومندی باشد،
‫آن بَرْ از آنِ شماست

247
00:16:55,587 --> 00:16:58,125
‫شادی‌های بی‌شمارم که از سرشاری
‫در پوست نمی‌گنجند،

248
00:16:58,175 --> 00:17:00,927
‫سرِ آن دارند که در میان
‫اشک‌های اندوه‌بار پناهگاهی جویند

249
00:17:05,126 --> 00:17:06,019
‫پسران،

250
00:17:06,812 --> 00:17:07,684
‫خویشان،

251
00:17:08,148 --> 00:17:08,978
‫سپهسالاران،

252
00:17:09,815 --> 00:17:11,692
‫و شما که مرا نزیک‌ترین کسانید،

253
00:17:11,804 --> 00:17:14,092
‫بدانید که من مِهین فرزند خویش را

254
00:17:14,272 --> 00:17:16,034
‫به جانشینی برمی‌گزینم،

255
00:17:17,186 --> 00:17:18,085
‫یعنی مالکوم،

256
00:17:18,413 --> 00:17:19,999
‫و او را زین پس

257
00:17:20,568 --> 00:17:21,961
‫شاهزادۀ کامبرلند می‌خوانم؛

258
00:17:22,545 --> 00:17:25,977
‫افتخاری که تنها وی را خلعت نمی‌پوشاند،

259
00:17:27,809 --> 00:17:30,602
‫بلکه نشان‌های بلندپایگی چون ستارگانی

260
00:17:30,937 --> 00:17:33,400
‫بر تارکِ تمامی شایستگان خواهند درخشید

261
00:17:34,025 --> 00:17:35,355
‫زین‌جا به اینورنس برانیم،

262
00:17:35,599 --> 00:17:37,450
‫تا پیوند خود را با شما استوارتر سازیم

263
00:17:38,684 --> 00:17:41,637
‫من خود پیک پیشاهنگ شما خواهم شد
‫تا مژدۀ تشریف‌فرمایی‌تان را…

264
00:17:41,873 --> 00:17:46,474
‫به گوش همسرم رسانده، و شادمانی‌اش بخشم.
‫زین سبب، خاکسارانه رخصت می‌طلبم

265
00:17:46,590 --> 00:17:47,969
‫سپهسالار گرانقدر کودور!

266
00:17:48,323 --> 00:17:49,441
‫از پیِ او رویم،

267
00:17:49,492 --> 00:17:52,062
‫که میهمان‌نوازی‌اش پیشاپیش شتافته است
‫تا به پیشباز ما آید

268
00:17:52,112 --> 00:17:53,447
‫چه خویشاوند بی‌همتایی

269
00:17:54,439 --> 00:17:55,858
‫شاهزادۀ کامبرلند!

270
00:17:57,362 --> 00:17:59,377
‫این پله‌ای‌ست بر سر راهم که یا می‌باید

271
00:17:59,428 --> 00:18:01,995
‫از آن به سر درغلتم،
‫یا از فرازش برجَهَم

272
00:18:02,746 --> 00:18:04,598
‫ای اختران، اخگرانِ خود را نهان دارید؛

273
00:18:05,328 --> 00:18:09,008
‫تا هیچ پرتویی را
‫به امیال تیره و نهانم راه مَباشد

274
00:18:09,926 --> 00:18:11,929
‫پادشاه امشب بدین‌جا می‌آید

275
00:18:12,598 --> 00:18:14,100
‫دیوانه‌ای مگر!

276
00:18:14,555 --> 00:18:16,026
‫ارباب تو با او نیست؟

277
00:18:16,271 --> 00:18:18,025
‫با عرض شرمندگی، خبر درست است

278
00:18:18,165 --> 00:18:21,468
‫سپهسالار ما در راه است. یکی از
‫همرَدگان من خود را از او پیش انداخته

279
00:18:21,656 --> 00:18:23,034
‫گرامی‌اش دارید؛

280
00:18:23,811 --> 00:18:25,497
‫که خبرهای بزرگی آورده

281
00:18:30,172 --> 00:18:32,384
‫غُراب را چه آوای خراشیده‌ای‌ست آنگاه

282
00:18:32,468 --> 00:18:36,810
‫که درآمدنِ شوم‌انجامِ دانکن را به زیر
‫تیراندازخانۀ باروی من آواز می‌دهد

283
00:18:42,677 --> 00:18:45,558
‫اِی ارواح پاسدار اندیشه‌های مرگبار،
‫بشتابید،

284
00:18:46,710 --> 00:18:48,791
‫زنانگی‌ام را باز گیرید،

285
00:18:50,377 --> 00:18:55,094
‫و وجودم را، از فرق سر تا نوک پا،
‫از هولناک‌ترین سنگدلی‌ها مملو سازید

286
00:18:56,471 --> 00:18:57,891
‫بر غلظت خونم بیفزایید

287
00:18:59,176 --> 00:19:01,773
‫و راه و روزنِ هر نرم‌دلی را بربندید،

288
00:19:02,257 --> 00:19:06,073
‫تا هیچ عذابِ وجدانی را توان آن مباشد
‫که عزم مرگبارم را بلرزاند،

289
00:19:06,409 --> 00:19:08,953
‫و میان عزم و اجرای آن قد بیفرازد!

290
00:19:10,774 --> 00:19:12,794
‫اِی کارسازان جنایت، هر جا که

291
00:19:13,514 --> 00:19:18,010
‫با تن‌های ناپیدایتان چشم به راهِ
‫شرارت‌های طبیعت نشسته‌اید،

292
00:19:19,264 --> 00:19:22,854
‫به پستان‌های من درآیید
‫و شیرم را به زَهر بدل کنید

293
00:19:24,245 --> 00:19:25,793
‫فراز آی، اِی شب ظلمانی،

294
00:19:26,504 --> 00:19:29,033
‫و خود را در سیاه‌ترین دودِ دوزخ فروپوش،

295
00:19:30,056 --> 00:19:32,783
‫تا خنجر بُرّای من زخمی را که
‫بر جای می‌نهد نبیند،

296
00:19:33,125 --> 00:19:37,590
‫و آسمان از گوشۀ پردۀ تاریکی مرا ننگرد
‫و فریاد برندارد که: «دست بِدار، دست بدار»

297
00:19:50,359 --> 00:19:52,041
‫سپهسالار بزرگ گلامز!

298
00:19:59,182 --> 00:20:00,685
‫سپهسالار ارجمند کودور!

299
00:20:02,816 --> 00:20:05,434
‫اِی بزرگ‌تر زِ این دو
‫با مبارک‌بادهایِ آینده!

300
00:20:09,029 --> 00:20:12,381
‫نامه‌هایت مرا بِدان‌سوی
‫لحظۀ بی‌خبری کنونی برد،

301
00:20:12,479 --> 00:20:15,578
‫و من در این دَم
‫تنها آینده را حس می‌کنم

302
00:20:16,227 --> 00:20:17,652
‫دلبند عزیزم،

303
00:20:25,392 --> 00:20:27,058
‫دانکن امشب به اینجا می‌آید

304
00:20:27,713 --> 00:20:28,978
‫کِی می‌رود؟

305
00:20:29,314 --> 00:20:31,024
‫فردا، خودش چنین خواست

306
00:20:31,173 --> 00:20:34,030
‫فردایی که خورشید هرگز نخواهد دید!

307
00:20:38,874 --> 00:20:40,666
‫سپهسالار من، چهره‌ات،

308
00:20:41,120 --> 00:20:43,822
‫به‌مثابۀ کتابی ماند که در آن
‫چیزهای شگفتی می‌توان خواند

309
00:20:44,934 --> 00:20:47,312
‫برای فریفتن زمانه،
‫همرنگ زمانه شو

310
00:20:48,169 --> 00:20:50,741
‫به چشم و دست و زبان
‫خوش‌آمدگوی باش

311
00:20:51,567 --> 00:20:54,701
‫چون گُل بهاری بی‌آزار بنمای،
‫لیک ماری باش در زیر آن

312
00:20:56,500 --> 00:20:58,459
‫کار آن کَس را که در راه است
‫می‌باید ساخت؛

313
00:20:58,509 --> 00:21:01,612
‫کارِ گرانِ امشب به من واگذار،

314
00:21:02,716 --> 00:21:05,201
‫که همۀ شبان و روزانِ آتی‌مان را

315
00:21:05,252 --> 00:21:08,602
‫قدرت و تسلطی شاهانه خواهد بخشید

316
00:21:17,227 --> 00:21:18,663
‫گشاده‌رو باش و بس

317
00:21:19,803 --> 00:21:22,012
‫کَج‌خُلقی نشانۀ ترس است

318
00:21:24,404 --> 00:21:25,801
‫دیگر کارها را به من واگذار

319
00:21:32,227 --> 00:21:33,879
‫این کاخ در چه جای دلکَشی بنا شده

320
00:21:34,735 --> 00:21:38,691
‫تنها هوای سبک و خوش‌اش
‫طرب‌بخش جان ماست

321
00:21:40,562 --> 00:21:42,081
‫هر جا که این میهمان تابستانی،

322
00:21:42,324 --> 00:21:43,960
‫این پرستوی پرستشگاه‌نشین،

323
00:21:44,419 --> 00:21:46,506
‫آشیان زیبای خود را بنا نهد،

324
00:21:46,975 --> 00:21:49,471
‫هوا چون نسیم بهشتی
‫عطری دل‌انگیز به خود گیرد

325
00:21:50,182 --> 00:21:52,633
‫هیچ برآمدگی و فرورفتگی و
‫گوشه و کناری نیست که

326
00:21:52,684 --> 00:21:56,107
‫این پرنده بستر و
‫گاهوارۀ جوجه‌پرورش را نگسترده باشد

327
00:21:57,336 --> 00:22:01,159
‫دیده‌ام هر کجا که اینان بیشتر آمد و شد
‫و زاد و وَلَد کنند، هوا خوش است

328
00:22:01,472 --> 00:22:04,263
‫ببینید، ببینید،
‫بانوی میزبان گرانمایۀ ما!

329
00:22:04,654 --> 00:22:07,140
‫همۀ خدمت‌گزاران ما، یکایک

330
00:22:07,462 --> 00:22:09,258
‫گَر دوچندان و چهارچندان نیز می‌شد،

331
00:22:09,489 --> 00:22:13,257
‫در برابر افتخارات سترگ و بی‌کرانی
‫که اعلی‌حضرت سرایِ ما را

332
00:22:13,475 --> 00:22:15,853
‫از آن سرشار کرده،
‫بَس ساده و ناچیز می‌بود

333
00:22:16,159 --> 00:22:17,648
‫سپهسالار کودور کجاست؟

334
00:22:17,699 --> 00:22:20,515
‫ما پابه‌پا از پیِ او تاختیم
‫و بر آن بودیم که در رکاب وی باشیم؛

335
00:22:20,565 --> 00:22:21,656
‫لیک چابک‌سواری او،

336
00:22:21,707 --> 00:22:26,038
‫و عشق بزرگش، که چونان مهمیزش تیز است،
‫او را پیش از ما به کاشانه‌اش رساند

337
00:22:27,207 --> 00:22:30,213
‫میزبانِ نکورویِ والانژاد،
‫ما امشب را میهمان شماییم

338
00:22:30,398 --> 00:22:31,499
‫دست خویش را به من دهید

339
00:22:33,990 --> 00:22:35,557
‫مرا نزد میزبانم بَرید

340
00:22:42,278 --> 00:22:44,072
‫اگر باید این کار بشود…

341
00:22:44,843 --> 00:22:47,345
‫آن دَم که شدنی‌ست،
‫می‌باید بی‌درنگ دست به اجرایش زد

342
00:22:48,731 --> 00:22:52,389
‫اگر قتل همۀ عواقب را
‫به دام می‌کِشید، و با پایان کار او

343
00:22:52,440 --> 00:22:56,512
‫کامروایی به چنگ می‌آمد؛
‫گَر با همین ضربت کار یک‌سره می‌شد،

344
00:22:58,613 --> 00:22:59,518
‫همین‌جا،

345
00:23:01,858 --> 00:23:05,161
‫بر رویِ همین کرانه و پایابِ زمان
‫تمامیِ آخرت را با آن سودا می‌کردیم

346
00:23:08,560 --> 00:23:11,062
‫اما چنین امور را
‫همین‌جا نیز داوری هست،

347
00:23:11,113 --> 00:23:13,138
‫آن که سرمشقِ خون‌ریزی دهد،

348
00:23:13,212 --> 00:23:16,930
‫همان سرمشق روزی گریبانش بگیرد
‫و وی را به همان بلا دچار سازد

349
00:23:17,643 --> 00:23:20,212
‫کَفِ یکسان‌بخشِ داد
‫جام شرابی را که به زهر آلوده‌ایم،

350
00:23:20,262 --> 00:23:23,145
‫به کام‌مان می‌ریزد

351
00:23:25,692 --> 00:23:27,443
‫اون اینجا از دو جهت آسوده‌خاطر است:

352
00:23:28,855 --> 00:23:32,959
‫نخست از این جهت که من خویشاوند اوی اَم و
‫رعیتِ وی، که هر دو نسبت را چنین کاری نشاید

353
00:23:34,196 --> 00:23:35,642
‫دو آنکه میزبان اوی اَم،

354
00:23:36,490 --> 00:23:38,440
‫و بر من است در به روی آن که
‫خیال کُشتنش را دارد بربَندم،

355
00:23:38,490 --> 00:23:40,261
‫نه که خود خنجر به دست گیرم

356
00:23:40,906 --> 00:23:43,918
‫جز اینها، این دانکن قدرتش را
‫چنان با نرمی به کار بُرده،

357
00:23:43,969 --> 00:23:46,120
‫و در مقام والای خویش
‫چنان به پاکدامنی زیسته،

358
00:23:47,451 --> 00:23:49,403
‫که نیک‌خویی‌های وی
‫همچون فرشتگان به زبانِ صور

359
00:23:49,453 --> 00:23:52,317
‫از این کار شومِ شگرف،
‫از ستاندنِ جانش، فریادخواهی خواهند کرد؛

360
00:23:52,367 --> 00:23:55,623
‫و ترحم، بسان نوزادی عریان،
‫سوار بر گُردۀ تندباد،

361
00:23:55,674 --> 00:23:57,836
‫یا بر بال کروبیان آسمان، بر پشتِ…

362
00:23:58,044 --> 00:24:01,710
‫پیک‌های ناپیدای هوا، این کردۀ هولناک را
‫چنان در دیدۀ آدمیان خواهد دمید،

363
00:24:01,761 --> 00:24:04,014
‫که دَمِ آن در اشک غرقه شود

364
00:24:06,129 --> 00:24:08,981
‫مرا مهمیزی نیست تا
‫به پهلوی عزمِ خویش فرو کوبم،

365
00:24:11,003 --> 00:24:12,447
‫جز بلندپروازیِ پرّانی،

366
00:24:12,498 --> 00:24:15,394
‫که چنان بلند بر زمین می‌پَرد
‫که از دگر سو به سر درمی‌غلتد

367
00:24:21,113 --> 00:24:22,298
‫خب! چه خبر؟

368
00:24:24,880 --> 00:24:26,131
‫دارد شامَش را تمام می‌کند

369
00:24:26,290 --> 00:24:27,611
‫سراغ مرا گرفته؟

370
00:24:28,059 --> 00:24:29,709
‫مگر نمی‌دانستی؟

371
00:24:31,273 --> 00:24:33,107
‫در این کار از این پیش‌تر نخواهیم رفت

372
00:24:33,159 --> 00:24:34,723
‫او تازه مرا جاه بخشیده،
‫و مردم از هر صنفی

373
00:24:34,773 --> 00:24:36,928
‫مرا به زیور زرینِ
‫رایِ نیکوی خویش آراسته‌اند،

374
00:24:36,978 --> 00:24:39,872
‫که تا در اوج درخشندگی‌اند
‫می‌باید به خود زنم،

375
00:24:40,827 --> 00:24:43,533
‫نه آنکه چنین زود دورِشان افکنم

376
00:24:44,353 --> 00:24:46,928
‫امیدی که به ردایش درآمده بودی،
‫مگر مست بود؟

377
00:24:46,978 --> 00:24:48,088
‫یا زان پس به خواب رفته؟

378
00:24:48,138 --> 00:24:51,190
‫و کنون چشم گشوده تا رنگ و رو باخته
‫در بی‌پروایی‌های خود بنگرد؟

379
00:24:51,530 --> 00:24:53,882
‫زین پس عشقت را نیز
‫همچو امیدت ناپایدار می‌پندارم

380
00:24:56,659 --> 00:25:01,037
‫مگر بیم داری که در کردار و دل‌به‌دریازدن
‫همان باشی که در وقت آرزویی؟

381
00:25:01,580 --> 00:25:04,961
‫تو هم خواهانِ داشتن آن چیزی
‫که زیبِ زندگیش می‌شماری، و هم بر آنی

382
00:25:05,235 --> 00:25:07,374
‫که چون بزدلان با ارجی که
‫خود بر خویشتن می‌نهی،

383
00:25:07,424 --> 00:25:09,592
‫روزگار بگذرانی،
‫همچون آن گربۀ مسکینی که گوید:

384
00:25:09,642 --> 00:25:13,227
‫- «ماهی خوش‌ست، اما کو دلِ به آب زدن؟»
‫- تمنا می‌کنم، آرام باش

385
00:25:14,479 --> 00:25:16,817
‫من دلِ آنچه را که
‫از دست مرد بر‌آید، دارم؛

386
00:25:17,171 --> 00:25:19,023
‫لیک آنکه را دلی بالاتر باشد، مرد نیست

387
00:25:19,274 --> 00:25:22,243
‫پس کدامین جانور تو را واداشت
‫که عزم خود بر من فاش سازی؟

388
00:25:23,203 --> 00:25:25,792
‫اگر دلِ آن را داشته باشی، مَردی؛

389
00:25:26,164 --> 00:25:29,716
‫و هر چه از آنچه بودی فراتر روی،
‫مَردتر خواهی بود

390
00:25:31,004 --> 00:25:32,220
‫من به فرزند شیر داده‌ام،

391
00:25:32,670 --> 00:25:35,822
‫و می‌دانم عشق به کودکی که دهان
‫بر پستانم می‌گذارد، چه دلپذیر است

392
00:25:36,354 --> 00:25:39,093
‫با این همه، گر من همچنان
‫که تو در این کار سوگند خورده‌ای،

393
00:25:39,143 --> 00:25:42,573
‫بر قتل فرزندم سوگند خورده باشم، همان دَم
‫که به رویم لبخند می‌زند، نوک سینه‌ام را

394
00:25:42,623 --> 00:25:45,803
‫از میان آرواره‌های بی‌دندانش برون کِشم
‫و مغزش را در هم کوبم

395
00:25:46,838 --> 00:25:47,840
‫اگر ناکام شویم چه؟

396
00:25:48,279 --> 00:25:49,397
‫ناکام شویم؟

397
00:25:50,397 --> 00:25:53,969
‫همت استوار دار تا کامروا گردیم

398
00:25:55,138 --> 00:25:56,765
‫دانکن که به خواب رود…

399
00:25:57,267 --> 00:26:00,440
‫که سفر دشوار امروزش وی را
‫در خوابی عمیق غرقه خواهد ساخت

400
00:26:00,882 --> 00:26:04,699
‫با دو پرده‌دارش چنان شراب‌خواری
‫و نوشانوشی به راه اندازم…

401
00:26:05,045 --> 00:26:08,539
‫که حافظه‌، این پاسدار مغز،
‫در سرشان بخار،

402
00:26:08,997 --> 00:26:11,293
‫و مخزن خِرَدشان انبیقی ساده بیش مباشد

403
00:26:11,795 --> 00:26:15,969
‫آنگاه که تنِ شراب‌آکندشان مُرده‌وار
‫در خوابی خوکانه فرو رود،

404
00:26:17,195 --> 00:26:20,770
‫من و تو با آن دانکن بی‌نگاهبان
‫چه نتوانیم کرد؟

405
00:26:21,563 --> 00:26:23,633
‫و بر آن افسرانی که اسفنج‌وار در خود

406
00:26:23,684 --> 00:26:26,448
‫شراب کِشیده‌اند،
‫چه تهمت‌ها که نتوانیم نهاد؟

407
00:26:29,817 --> 00:26:31,779
‫جز پسر مزای،

408
00:26:32,584 --> 00:26:36,048
‫که سرشتِ ناترست را
‫جز نرینه‌آوردن نشاید

409
00:26:39,476 --> 00:26:40,680
‫چون آن دو نگهبان خواب‌زدۀ اتاقش را

410
00:26:40,730 --> 00:26:43,563
‫با خون بیالاییم و
‫خنجرهای خودشان را به کار گیریم،

411
00:26:43,615 --> 00:26:46,103
‫همگان نخواهند پذیرفت
‫که جنایت کار آنان است؟

412
00:26:46,401 --> 00:26:47,809
‫آنگاه که فغان‌های دردناک برآریم،

413
00:26:47,859 --> 00:26:50,951
‫و بر پیکر بی‌جانش مویه کنیم،
‫چه کَس جز این باور تواند کرد؟

414
00:26:53,491 --> 00:26:54,708
‫بر عزم خویش استوارم،

415
00:26:56,253 --> 00:26:58,675
‫و اندام به اندامم را همچو زهِ کمان
‫از پِی این کارِ گران می‌کِشم

416
00:26:58,725 --> 00:27:01,177
‫دست به کار شو و
‫و با فریباترین نمایش بر زمانه بخند

417
00:27:01,763 --> 00:27:04,716
‫چهرِ دروغین می‌باید آنچه را که
‫قلب دروغ‌زن می‌داند، نهان کند

418
00:27:27,340 --> 00:27:28,313
‫ماه فرو شده

419
00:27:28,777 --> 00:27:29,941
‫صدای زنگ ساعت را نشنیدم

420
00:27:30,108 --> 00:27:31,610
‫ماه نیمه‌شب فرو می‌شود

421
00:27:32,038 --> 00:27:33,939
‫به گمانم دیرتر از آن باشد، پدر بزرگوار

422
00:27:35,140 --> 00:27:35,940
‫بیا،

423
00:27:36,745 --> 00:27:37,664
‫شمشیر مرا بگیر

424
00:27:42,484 --> 00:27:44,235
‫امشب آسمان هم تنگ‌چشمی به خرج داده؛

425
00:27:44,802 --> 00:27:46,305
‫شمع‌هایش همه فرو مُرده‌اند

426
00:27:47,307 --> 00:27:50,646
‫چیزی به سنگینی سُرب بر دلم افتاده،
‫و خوابم نمی‌بَرد

427
00:27:52,864 --> 00:27:53,764
‫اِی خداوندان رحمت،

428
00:27:53,814 --> 00:27:57,967
‫به زنجیر کِشید این اندیشه‌های دوزخی را که
‫طبیعت به وقت آسایش در به روی‌شان می‌گشاید!

429
00:28:01,272 --> 00:28:02,126
‫شمشیرم را بده

430
00:28:02,177 --> 00:28:03,378
‫- که آنجاست؟
‫- دوست

431
00:28:05,208 --> 00:28:06,551
‫سرورم، هنوز نخفته‌اید؟

432
00:28:07,018 --> 00:28:08,062
‫پادشاه در بستر است

433
00:28:08,981 --> 00:28:11,123
‫امشب به طرز بی‌سابقه‌ای شادمان است، و…

434
00:28:11,276 --> 00:28:13,572
‫مردان شما را عطایای گران فرستاده

435
00:28:14,866 --> 00:28:17,790
‫از آن رو که آمادگی نبود، ارادۀ ما را
‫کاری سزاوار زِ دست برنیامد،

436
00:28:17,840 --> 00:28:19,341
‫وگرنه چه‌ها که نمی‌کرد

437
00:28:19,536 --> 00:28:20,537
‫همه چیز روبه‌راه است

438
00:28:21,130 --> 00:28:24,050
‫دیشب آن سه خواهر جادوگر را
‫به خواب دیدم؛

439
00:28:25,954 --> 00:28:27,724
‫حقیقتی را با تو در میان گذاشتند

440
00:28:29,877 --> 00:28:31,228
‫من دیگر به ایشان نمی‌اندیشم

441
00:28:31,554 --> 00:28:32,354
‫با این همه،

442
00:28:32,759 --> 00:28:35,139
‫اگر موافق باشی،
‫هنگامی که فرصتی مناسب…

443
00:28:35,419 --> 00:28:39,058
‫به دست آید، در آن باب
‫چند کلمه گفت‌وگو توانیم کرد

444
00:28:39,913 --> 00:28:41,514
‫هر گاه که فراغتی یافتی، آماده‌ام

445
00:28:43,242 --> 00:28:44,543
‫در این میان، خوش بیاسایید!

446
00:28:45,674 --> 00:28:47,152
‫سپاس، سرورم. همچنین!

447
00:28:50,918 --> 00:28:53,244
‫برو به بانویت بگو که
‫چون شراب من آماده گشت،

448
00:28:53,295 --> 00:28:54,733
‫زنگ را به صدا درآورد

449
00:29:11,510 --> 00:29:14,144
‫آیا این خنجری‌ست پیش چشم‌ام،

450
00:29:15,754 --> 00:29:17,359
‫و دسته‌اش مرا می‌خواند؟

451
00:29:21,683 --> 00:29:22,509
‫بیا،

452
00:29:24,789 --> 00:29:25,938
‫به چنگم درآی

453
00:29:30,609 --> 00:29:32,762
‫به چنگم نیستی،
‫و باز به چشمِ منی

454
00:29:35,366 --> 00:29:36,618
‫اِی رؤیای شوم،

455
00:29:36,994 --> 00:29:39,817
‫به چشم درآیی، اما به چنگ نه؟

456
00:29:41,429 --> 00:29:44,063
‫یا خنجری هستی خیالین،

457
00:29:44,157 --> 00:29:47,915
‫آفریده‌ای دروغین،
‫زادۀ ذهنی تب‌زده؟

458
00:29:50,086 --> 00:29:51,548
‫لیک تو را،

459
00:29:53,192 --> 00:29:57,350
‫بسان خنجری که کنون زِ نیام بر‌کِشم،
‫بساویدنی می‌بینم

460
00:30:00,221 --> 00:30:02,477
‫تو مرا به همان راهی رَهنمایی
‫که بودمش رهسپار،

461
00:30:02,528 --> 00:30:04,572
‫و بدان سلاحی که بودمش دست‌به‌کار

462
00:30:05,699 --> 00:30:08,173
‫چشمان من یا بازیچۀ حواسم‌اند،

463
00:30:08,224 --> 00:30:10,082
‫یا از همۀ آنها بیدارتر

464
00:30:12,368 --> 00:30:13,756
‫کماکان می‌بینمت،

465
00:30:14,674 --> 00:30:17,437
‫بر تیغ و دسته‌ات چکه‌های خونی‌ست

466
00:30:17,488 --> 00:30:19,058
‫که زین پیش نبود

467
00:30:20,776 --> 00:30:22,481
‫چنین چیزی در کار نیست

468
00:30:23,090 --> 00:30:26,243
‫این همان کار خونبار است که خود را
‫در مقابل دیدگانم چنین می‌آراید

469
00:30:27,219 --> 00:30:31,154
‫اِی زمین آسودۀ استوار، تو نیز مَشنو
‫که گام‌های من به کدامین سو روانند،

470
00:30:31,205 --> 00:30:34,378
‫مباد که سنگ‌هایت زبان به
‫یاوه‌درایی بگشایند و بگویند به کجایم

471
00:30:34,921 --> 00:30:35,921
‫می‌روم،

472
00:30:36,308 --> 00:30:37,425
‫و کار صورت می‌گیرد

473
00:30:38,302 --> 00:30:39,763
‫زنگ مرا می‌خواند

474
00:30:40,682 --> 00:30:42,810
‫دانکن، بدان گوش مدار، کاین…

475
00:30:43,869 --> 00:30:45,721
‫آوای ناقوس عزایی‌ست که تو را به بهشت…

476
00:30:48,195 --> 00:30:49,322
‫…یا دوزخ می‌خواند

477
00:31:56,790 --> 00:31:57,990
‫گوش بسپارید!

478
00:31:59,899 --> 00:32:00,915
‫خاموش!

479
00:32:03,754 --> 00:32:05,590
‫نالۀ جغد بود،

480
00:32:06,028 --> 00:32:09,139
‫نالۀ آن جارچیِ شوم،
‫که دهشت‌بارترین «شب خوش» را ‌گوید

481
00:32:11,035 --> 00:32:12,562
‫او در کار است

482
00:32:14,941 --> 00:32:18,197
‫آنچه آنان را مست کرده،
‫مرا جسارت بخشیده

483
00:32:19,190 --> 00:32:21,787
‫آنچه آنان را فروخوابانده، مرا برافروخته

484
00:32:23,028 --> 00:32:24,601
‫درها گشوده‌اند،

485
00:32:25,200 --> 00:32:29,073
‫و خادمانِ سیاه‌مستِ سرایْ خرناس‌کشان
‫وظیفۀ خود را به سخره می‌گیرند

486
00:32:29,227 --> 00:32:30,450
‫آمین!

487
00:32:32,140 --> 00:32:33,926
‫در جام‌هایشان چندان دارو ریخته‌ام،

488
00:32:33,977 --> 00:32:38,486
‫که هستی و نیستی بر سرِ
‫مرگ و زندگی‌شان در کشاکشند،

489
00:32:49,074 --> 00:32:50,052
‫های!

490
00:32:52,342 --> 00:32:54,600
‫بیمِ آن دارم که برخاسته باشند،
‫و کار صورت نپذیرفته باشد

491
00:32:54,650 --> 00:32:57,097
‫سوءقصد است که ما را
‫تباه می‌سازد، نه جنایت

492
00:32:57,833 --> 00:32:58,584
‫گوش بسپارید!

493
00:32:59,005 --> 00:33:01,820
‫خنجرهایشان را از نیام برکشیدم؛
‫باید یافته باشدِشان

494
00:33:04,808 --> 00:33:06,246
‫شوهرم!

495
00:33:08,327 --> 00:33:09,627
‫کارش را ساختم

496
00:33:10,629 --> 00:33:12,131
‫صدایی نشنیدی؟

497
00:33:12,465 --> 00:33:14,010
‫- کِی؟
‫- هم‌اکنون

498
00:33:14,379 --> 00:33:16,013
‫- وقتی پایین می‌آمدم؟
‫- آری

499
00:33:19,656 --> 00:33:22,276
‫چه منظرۀ غم‌انگیزی

500
00:33:22,930 --> 00:33:25,782
‫چه حرف ابلهانه‌ای، کدام منظرۀ غم‌انگیز؟

501
00:33:27,896 --> 00:33:30,562
‫یکی در خواب خندید، و دیگری
‫بانگ برآورد: «جنایت!»

502
00:33:30,613 --> 00:33:33,566
‫چنان که یکدیگر را از خواب پراندند.
‫من ایستادم و گوش فرا دادم

503
00:33:33,755 --> 00:33:36,536
‫اما دعایشان را خواندند و
‫باز به خواب رفتند

504
00:33:36,587 --> 00:33:38,514
‫- خادمان در یک اتاقند
‫- یکی فریاد زد:

505
00:33:39,516 --> 00:33:40,727
‫«بارالها، به ما رحم کن!»

506
00:33:41,799 --> 00:33:44,735
‫و دیگری گفت: «آمین»
‫گویی مرا با این دستان خون‌ریز دیده بودند

507
00:33:44,785 --> 00:33:46,697
‫هراس‌شان به گوشم رسید و
‫آن دَم که گفتند: «بارالها، به ما رحم کن»

508
00:33:46,747 --> 00:33:47,948
‫مرا یارای آمین‌گفتن نبود

509
00:33:47,998 --> 00:33:49,165
‫این همه سخت در اندیشه‌اش مباش

510
00:33:49,215 --> 00:33:52,582
‫اما چرا «آمین» بر زبانم نیامد؟
‫سخت نیازمند آمرزش بودم،

511
00:33:53,257 --> 00:33:54,785
‫و «آمین» در گلویم فروماند

512
00:33:54,836 --> 00:33:57,925
‫نباید این‌سان بدین چیزها اندیشید، وگرنه…

513
00:33:58,605 --> 00:33:59,888
‫…ما را دیوانه می‌کنند

514
00:34:00,239 --> 00:34:02,768
‫به گمانم صدایی شنیدم که بانگ می‌زد:
‫«دیگر مخُسبید!

515
00:34:03,890 --> 00:34:05,523
‫مکبث دست به خونِ خواب بُرده»

516
00:34:05,797 --> 00:34:06,984
‫خواب بی‌گناه،

517
00:34:07,441 --> 00:34:10,574
‫خوابی که گره از
‫کلاف سردرگم محنت می‌گشاید،

518
00:34:10,787 --> 00:34:12,620
‫خوابی که مرگِ زندگی هر روزه است،

519
00:34:13,391 --> 00:34:14,874
‫گرمابۀ کار دردناک،

520
00:34:15,291 --> 00:34:16,794
‫مرهم جان‌های زخم‌خورده،

521
00:34:17,715 --> 00:34:20,849
‫دومین پُرسِ طبیعت سترگ،
‫و بهین خورش‌خوان در بزم زندگی!

522
00:34:20,917 --> 00:34:22,359
‫- چه می‌گویی؟
‫- صدا همچنان بر همۀ ساکنان سرا

523
00:34:22,409 --> 00:34:24,033
‫بانگ می‌آورد: «دیگر مخُسبید.

524
00:34:24,084 --> 00:34:28,037
‫سپهسالار گلامز خونِ خواب را ریخته، پس
‫سپهسالار کودور دگر رنگ خواب را نخواهد دید.

525
00:34:30,920 --> 00:34:32,726
‫مکبث دیگر روی خواب را نخواهد دید»

526
00:34:33,261 --> 00:34:35,036
‫که بود که چنین فریاد می‌زد؟

527
00:34:35,520 --> 00:34:36,690
‫آه، اِی سپهسالار گرانقدر،

528
00:34:36,740 --> 00:34:40,922
‫با کاویدن این اندیشه‌های دیوانه‌وار
‫نیروی خود را تباه سازی

529
00:34:41,257 --> 00:34:44,359
‫قدری آب بیاب، و دستت را
‫از این شاهد ناپاک بشوی

530
00:34:47,073 --> 00:34:49,272
‫چرا این خنجرها را بازآورده‌ای؟

531
00:34:49,578 --> 00:34:50,583
‫باید همان‌جا باشند

532
00:34:50,634 --> 00:34:52,419
‫به جای خود بازشان گردان،
‫و خادمان خفته را…

533
00:34:52,469 --> 00:34:54,064
‫- به خون بیالای
‫- دیگر نخواهم رفت

534
00:34:54,114 --> 00:34:56,952
‫از اندیشیدن به کرده‌ام بیمناکم؛
‫چه رسد به بازدیدنش

535
00:34:57,062 --> 00:34:59,039
‫اِی سست‌نهاد!

536
00:34:59,291 --> 00:35:00,543
‫جنجرها را به من دِه

537
00:35:01,731 --> 00:35:03,673
‫خفتگان و مُردگان نقش‌هایی بر دیوارند

538
00:35:04,075 --> 00:35:06,596
‫دیدگانِ کودک است که
‫از نقش شیطان می‌هراسد

539
00:35:07,439 --> 00:35:11,242
‫با خون وی روی خادمان را گلگون خواهم کرد.
‫چرا که این گناه باید دامن‌گیرشان شود

540
00:35:11,566 --> 00:35:13,068
‫دست‌هایم هم‌رنگ دستان توست،

541
00:35:13,271 --> 00:35:15,321
‫لیک شرمم آید که دلی
‫چنان لرزان داشته باشم

542
00:35:24,080 --> 00:35:25,715
‫کدامین در را می‌کوبند؟

543
00:35:28,055 --> 00:35:30,766
‫مرا چه شده که هر صدایی می‌هراساندم؟

544
00:35:32,437 --> 00:35:33,814
‫این دست‌ها چیست؟

545
00:35:33,980 --> 00:35:36,860
‫آه، که چشمانم را زِ چشم خانه برمی‌کَنند

546
00:35:38,579 --> 00:35:42,711
‫آیا تمامی اقیانوس بیکرانِ نپتون
‫این خون را از دستانم تواند شست؟

547
00:35:43,081 --> 00:35:48,217
‫نه، این دستان من است که
‫دریاهای بی‌شمار را خون‌رنگ،

548
00:35:48,268 --> 00:35:50,761
‫و هر سبز را سرخگون کُنَد

549
00:35:55,771 --> 00:35:58,974
‫همان بِه که دیگر خویشتن را بازنشناسم،
‫تا اینکه به کرده‌ام بیندیشم

550
00:35:59,085 --> 00:36:01,187
‫با در کوفتنِ خویش دانکن را از خواب برانگیز

551
00:36:02,409 --> 00:36:03,703
‫کاش می‌توانستی

552
00:36:18,318 --> 00:36:20,526
‫چه در زدنی!

553
00:36:29,208 --> 00:36:31,546
‫گر مَردی دربان دوزخ بود،

554
00:36:31,768 --> 00:36:33,759
‫هر دَم کلیدگرداندن پیرش می‌کرد

555
00:36:36,197 --> 00:36:37,135
‫بکوب، بکوب!

556
00:36:37,290 --> 00:36:40,229
‫تو را به جانِ ابلیس بگو کیستی؟

557
00:36:40,926 --> 00:36:45,271
‫لابد دهقانی‌ست که که در انتظارِ
‫محصولی فراوان، خود را به دار آویخته

558
00:36:45,322 --> 00:36:48,620
‫بفرما تو،
‫اینجا خیسِ عرق می‌شوی

559
00:36:50,495 --> 00:36:53,379
‫بکوب، بکوب! این شیادی‌ست زبان‌باز،

560
00:36:53,600 --> 00:36:56,843
‫که با هزار قَسَم کفه‌های ترازو را
‫سبک و سنگین می‌کرده، اما…

561
00:36:56,971 --> 00:36:58,673
‫نتوانسته با زبان‌بازی به بهشت برود

562
00:36:59,724 --> 00:37:01,519
‫بفرما تو، زبان‌باز

563
00:37:02,355 --> 00:37:04,692
‫بکوب، بکوب! کیستی؟

564
00:37:04,811 --> 00:37:09,193
‫هان، این خیاط انگلیسی‌ست که آمده تا از
‫پارچۀ شلوار چسبان فرانسوی هم کِش برود

565
00:37:09,244 --> 00:37:12,748
‫بفرما، خیاط.
‫اینجا می‌توانی اتوی‌ات را گرم کنی

566
00:37:15,342 --> 00:37:17,048
‫بکوب، بکوب!
‫ول‌کُن نیست

567
00:37:18,516 --> 00:37:21,939
‫اما جهنم که بدین سردی نیست

568
00:37:22,331 --> 00:37:24,333
‫دگر می‌باید این دربانیِ شیطانی را ول کنم

569
00:37:24,562 --> 00:37:25,564
‫آمدم!

570
00:37:27,760 --> 00:37:29,496
‫تمنا می‌کنم انعام دربان را فراموش مکنید

571
00:37:29,546 --> 00:37:31,290
‫رفیق، مگر دیشب دیر هنگام به بستر رفتی

572
00:37:31,340 --> 00:37:33,038
‫- که تا نیم‌روز خفته‌ای؟
‫- راستش، آقا،

573
00:37:33,088 --> 00:37:34,730
‫تا خروس‌خوان دوم باده‌خواری کردیم

574
00:37:34,780 --> 00:37:37,044
‫و ارباب، مِیْ موجبات سه چیز را فراهم آرد

575
00:37:37,230 --> 00:37:41,511
‫- کدامین سه چیز؟
‫- سرخیِ بینی، خواب و شاش

576
00:37:41,972 --> 00:37:45,031
‫راستی، قربان،
‫شهوت را هم بیدار می‌کند و هم نمی‌کند

577
00:37:45,082 --> 00:37:48,428
‫یعنی هوس را بیدار می‌کند،
‫اما آلت را می‌خواباند

578
00:37:48,479 --> 00:37:52,198
‫بنابراین، می‌توان گفت که میگُساریِ بسیار
‫شهوت را می‌فریبد

579
00:37:52,249 --> 00:37:53,385
‫هم پدیدش می‌آورد، هم در همش می‌شکند؛

580
00:37:53,435 --> 00:37:55,233
‫برش می‌انگیزد و تباهش می‌کند؛

581
00:37:55,284 --> 00:37:57,194
‫هم به او دل می‌دهد،
‫هم توی دلش را خالی می‌کند؛

582
00:37:57,244 --> 00:37:58,835
‫هم برپایش می‌دارد،

583
00:37:59,070 --> 00:38:01,120
‫و هم واژگونش می‌سازد

584
00:38:04,616 --> 00:38:05,680
‫سرانجام،

585
00:38:05,970 --> 00:38:07,521
‫با زبان‌بازی به خواب می‌کشاندش،

586
00:38:07,853 --> 00:38:09,187
‫و همینکه خوب گولش زد،

587
00:38:10,332 --> 00:38:11,191
‫رهایش می‌کند

588
00:38:11,600 --> 00:38:14,072
‫به زعمم باده‌خواری
‫دوش تو را خوش فریفته

589
00:38:19,779 --> 00:38:20,788
‫روز هر دو بخیر

590
00:38:25,259 --> 00:38:27,429
‫پادشاه برنخاسته، سپهسالار گرانقدر؟

591
00:38:28,660 --> 00:38:29,559
‫هنوز نه

592
00:38:30,772 --> 00:38:32,621
‫مرا فرموده بود که پگاه
‫به دیدارش آیم

593
00:38:32,672 --> 00:38:35,027
‫کمی هم… دیر کرده‌ام

594
00:38:38,389 --> 00:38:39,790
‫جسارت می‌ورزم و صدایش می‌کنم

595
00:38:40,897 --> 00:38:42,549
‫آیا پادشاه امروز از اینجا می‌رود؟

596
00:38:43,971 --> 00:38:45,807
‫آری، چنین اراده کرده

597
00:38:47,036 --> 00:38:48,850
‫پریشان‌شبی بود

598
00:38:52,479 --> 00:38:55,181
‫آنجا که ما خفته بویم،
‫باد دودهنج‌هایمان را واژگون ساخت،

599
00:38:56,411 --> 00:38:57,454
‫و گویند که

600
00:38:58,041 --> 00:39:00,212
‫در هوا آوای شِکوه شنیده‌اند؛

601
00:39:00,548 --> 00:39:02,400
‫شیون‌های شگفت مرگ،

602
00:39:03,043 --> 00:39:06,683
‫نداهایی که با آهنگی دهشت‌زا
‫از غوغاهایی سهمناک و حوداثی اندوه‌بار

603
00:39:06,734 --> 00:39:10,594
‫خبر می‌داده‌اند که تخم‌شان به تازگی در
‫زهدان زمانۀ فاجعه‌بار کاشته شده

604
00:39:11,034 --> 00:39:12,306
‫مرغِ شب…

605
00:39:12,480 --> 00:39:14,979
‫- اعلی‌حضرت؟
‫- …همه شب فغان کرد

606
00:39:15,753 --> 00:39:17,942
‫برخی گویند که زمین نیز تب داشته،

607
00:39:19,221 --> 00:39:20,321
‫و می‌لرزیده

608
00:39:22,684 --> 00:39:23,911
‫ناخوش‌شبی بود

609
00:39:24,444 --> 00:39:25,470
‫وحشتا،

610
00:39:26,086 --> 00:39:27,033
‫وحشتا،

611
00:39:27,540 --> 00:39:28,618
‫وحشتا!

612
00:39:29,204 --> 00:39:31,976
‫زبان و دل را یارای آن نیست
‫که تو را دریابند و بخوانند!

613
00:39:32,027 --> 00:39:35,013
‫- چه شده؟
‫- آشفتگی دست به شاهکارش زده

614
00:39:35,224 --> 00:39:38,865
‫جنایتی بَس حرمت‌شکن دست به
‫آستان مبارکِ سرورمان بُرده

615
00:39:38,916 --> 00:39:40,701
‫و گوهر جانِ آستان را از آن ربوده!

616
00:39:40,752 --> 00:39:42,380
‫- پادشاه را می‌گویی؟
‫- به اتاق پای نهید،

617
00:39:42,430 --> 00:39:45,523
‫و با دیدن گورگونی دیگر، بینایی خویش را
‫زایل کنید. از من سخن‌گفتن مخواهید. خود

618
00:39:45,573 --> 00:39:47,078
‫بنگرید و بگویید

619
00:39:47,175 --> 00:39:49,166
‫برخیزید، برخیزید!

620
00:39:49,625 --> 00:39:51,170
‫زنگِ خطر را به فریاد آرید

621
00:39:52,768 --> 00:39:54,426
‫قتل و خیانت!

622
00:39:54,477 --> 00:39:57,849
‫چنان برخیزید که گویی از گور برخاسته‌اید،
‫و شبح‌وار گام بردارید،

623
00:39:57,900 --> 00:39:59,902
‫تا با این هول رویارو شوید!

624
00:40:02,944 --> 00:40:06,407
‫بنکوو و دانلبین!
‫مالکوم! برخیزید!

625
00:40:07,378 --> 00:40:10,644
‫برخیزید، برخیزید،
‫و سیمای رستاخیز را ببینید!

626
00:40:11,824 --> 00:40:14,274
‫مالکوم! بنکوو!

627
00:40:16,644 --> 00:40:18,805
‫چه خوش‌روزگاری به سر بُرده بودم،

628
00:40:20,568 --> 00:40:22,479
‫گر ساعتی پیش ازین مُرده بودم،

629
00:40:24,477 --> 00:40:25,675
‫زیرا ازین دَم

630
00:40:26,027 --> 00:40:28,991
‫دیگر چه سود از زیستن در این جهان فانی.
‫همه چیز بازیچه است

631
00:40:29,042 --> 00:40:30,103
‫چه شده است،

632
00:40:30,306 --> 00:40:32,840
‫که بانگ شیپوری چنین هولناک
‫خفتگان سرای را به یک‌جا فرا می‌خواند؟

633
00:40:32,890 --> 00:40:34,727
‫نکونامی و نیک‌رفتاری مُرده است

634
00:40:35,012 --> 00:40:37,440
‫- لب بگشایید، بگویید!
‫- جامِ زندگی به ته رسیده،

635
00:40:38,410 --> 00:40:41,990
‫و جز دُرد چه مانده که این
‫تک ساغر بدان نازد

636
00:40:42,112 --> 00:40:42,950
‫بنکوو،

637
00:40:43,504 --> 00:40:44,369
‫بنکوو،

638
00:40:44,955 --> 00:40:48,628
‫- پادشاهمان را کُشته‌اند!
‫- چه مصیبتی، فُسوس!

639
00:40:48,880 --> 00:40:50,631
‫چه؟ در سرای ما؟

640
00:40:50,798 --> 00:40:52,254
‫هولناک است، هر جا که باشد

641
00:40:52,510 --> 00:40:54,180
‫- چه مصیبتی رخ نموده؟
‫- زنده‌اید،

642
00:40:54,506 --> 00:40:55,599
‫و از آن بی‌خبرید

643
00:40:56,320 --> 00:40:58,395
‫مظهر، منشأ

644
00:40:59,205 --> 00:41:03,029
‫و چشمۀ خون‌تان باز ایستاده،
‫و سرچشمۀ آن خشکیده

645
00:41:04,014 --> 00:41:05,075
‫پدرتان…

646
00:41:06,570 --> 00:41:07,514
‫…به قتل رسیده

647
00:41:11,802 --> 00:41:12,811
‫به دست که؟

648
00:41:12,936 --> 00:41:15,386
‫گویا نگهبانان خوابگاهش
‫دست بدین کار زده‌اند

649
00:41:16,197 --> 00:41:19,101
‫دست و روی‌شان همه آغشته به خون بود

650
00:41:19,504 --> 00:41:22,858
‫با این همه پشیمانم از خشم خویش
‫که چرا جانشان را ستاندم

651
00:41:24,150 --> 00:41:25,985
‫- چرا؟
‫- چرا چنین کردی؟

652
00:41:29,333 --> 00:41:31,916
‫کیست که بتواند در آنِ واحد

653
00:41:33,055 --> 00:41:37,468
‫حیران و فرزانه، آرام و آشفته،
‫بی طرف و پای‌بندِ پیمان باشد؟

654
00:41:38,106 --> 00:41:39,097
‫هیچ‌کس

655
00:41:40,999 --> 00:41:45,604
‫یورش عشق سرکِشم
‫عقل درنگ‌کار را از میدان بدر کرد

656
00:41:45,658 --> 00:41:46,611
‫دانکن…

657
00:41:47,396 --> 00:41:48,406
‫…اینجا فتاده بود،

658
00:41:49,804 --> 00:41:52,956
‫پوست سیم‌گون وی به
‫خون زرگونش مرصع گشته،

659
00:41:53,894 --> 00:41:55,270
‫و زخم‌های دهان‌گشوده‌اش

660
00:41:55,340 --> 00:41:59,092
‫گویی هر یک دهانه‌ای بود
‫برای فرورفتنِ تباهی در تن،

661
00:41:59,570 --> 00:42:01,263
‫و آنک، قاتلانش،

662
00:42:01,909 --> 00:42:04,227
‫آغشته بودند به رنگ جنایت‌شان،

663
00:42:04,848 --> 00:42:07,358
‫و لخته‌های خون به‌مثابۀ غلافی سهمگین…

664
00:42:07,679 --> 00:42:08,880
‫خنجرهایشان را پوشیده بود

665
00:42:09,538 --> 00:42:12,284
‫کیست که دلی را پرمهر باشد،

666
00:42:14,223 --> 00:42:15,373
‫و دلش برابر زِ مهر

667
00:42:15,608 --> 00:42:16,626
‫توانا…

668
00:42:17,774 --> 00:42:19,214
‫و باز بتواند دست بدارد؟

669
00:42:21,204 --> 00:42:22,387
‫بانو را دریابید

670
00:42:23,221 --> 00:42:25,090
‫و چون این تن‌های شکنندۀ عریان را،

671
00:42:25,141 --> 00:42:27,393
‫که به بادی رنجور می‌شوند، پوشاندیم،
‫گِرد آییم،

672
00:42:27,998 --> 00:42:31,001
‫و این حادثۀ خونین را وارسی کنیم،
‫تا بیشتر بدان آگاه گردیم

673
00:42:41,630 --> 00:42:43,182
‫چرا ما مُهرِ خَموشی بر لب زنیم؛

674
00:42:43,676 --> 00:42:45,680
‫دعوی این سخنان بیش از همه ما را سِزَد

675
00:42:45,767 --> 00:42:46,849
‫باید گریخت

676
00:42:47,694 --> 00:42:50,324
‫- هنوز وقت اشک‌ریختن ما فرا نرسیده
‫- بیا آنان را به خود واگذاریم

677
00:42:50,374 --> 00:42:53,885
‫نمایش غم‌خواری به دروغ کاری‌ست
‫که مرد دَغَل به آسانی می‌تواند

678
00:42:54,352 --> 00:42:56,575
‫- من به انگلستان می‌روم
‫- من نیز به ایرلند

679
00:42:57,558 --> 00:43:00,207
‫اگر سرنوشت‌مان را از هم جدا نماییم،
‫هر دو ایمن‌تریم

680
00:43:00,624 --> 00:43:01,626
‫اینجا،

681
00:43:03,251 --> 00:43:05,175
‫در لبخندِ مردمان خنجرهاست

682
00:43:05,258 --> 00:43:07,049
‫و هر که با ما همخون‌تر،
‫به ریختن خون‌مان نزدیک‌تر

683
00:43:07,099 --> 00:43:09,850
‫تیر جان‌ستانی که از شست رها شده،
‫هنوز در اوج است،

684
00:43:09,991 --> 00:43:12,021
‫و همان بِه که زِ آماجگاهش به دور باشیم

685
00:43:12,157 --> 00:43:13,273
‫پس بر زین نشینیم،

686
00:43:13,603 --> 00:43:15,903
‫و در بندِ بدرود نباشیم و تازان رویم

687
00:43:54,819 --> 00:43:56,479
‫مک‌داف نیکدل می‌آید

688
00:44:05,184 --> 00:44:06,999
‫سرورا، از کار جهان چه خبر؟

689
00:44:08,412 --> 00:44:10,714
‫آیا کسی می‌داند عاملِ
‫این جنایت بس خونین کیست؟

690
00:44:11,303 --> 00:44:13,218
‫آنان که مکبث از دم تیغ‌شان گذراند

691
00:44:13,511 --> 00:44:14,889
‫افسوس!

692
00:44:15,650 --> 00:44:18,186
‫- سودشان زین کار چه بوده؟
‫- خب، اغوا شده بودند

693
00:44:19,051 --> 00:44:21,191
‫دو پسر پادشاه، مالکوم و دانلبین،

694
00:44:21,242 --> 00:44:23,195
‫روی نهان کرده و گریخته‌اند، و…

695
00:44:23,246 --> 00:44:25,408
‫این امر آنان را
آماجِ بدگمانی‌ها قرار می‌دهد

696
00:44:25,706 --> 00:44:30,042
‫پس قریب به یقین
‫تاج و تخت از آنِ مکبث می‌شود

697
00:44:30,820 --> 00:44:31,921
‫پادشاهی‌اش اعلام گشته،

698
00:44:32,134 --> 00:44:34,236
‫و برای تاج‌گذاری به سوی دانسِنین روانه شده

699
00:44:34,300 --> 00:44:35,551
‫تو نیز به دانسنین می‌روی؟

700
00:44:36,606 --> 00:44:38,808
‫نه، عمو زاده، من آهنگ فایف کرده‌ام

701
00:44:40,046 --> 00:44:40,854
‫خب…

702
00:44:43,698 --> 00:44:44,611
‫من بدان جا می‌روم

703
00:44:45,261 --> 00:44:46,949
‫امید که کارها آنجا روبه‌راه باشد

704
00:44:47,256 --> 00:44:48,057
‫بدرود!

705
00:44:49,774 --> 00:44:52,927
‫مبادا که جامه‌های کهن ما بر تن‌مان
‫آسوده‌تر از جامه‌های نو باشد!

706
00:44:57,656 --> 00:45:00,432
‫♪ آن که یک جو عقلکی دارد ♪

707
00:45:01,377 --> 00:45:04,272
‫♪ چه باران و چه باد آید ♪

708
00:45:05,108 --> 00:45:09,533
‫♪ باید با قضا و بخت خود سازد ♪

709
00:45:10,963 --> 00:45:15,752
‫♪ گرچه باران یک‌نفس بارَد ♪

710
00:45:30,923 --> 00:45:33,745
‫هفتاد سال را نیک به‌خاطر دارم،

711
00:45:34,829 --> 00:45:37,501
‫و در این دوران

712
00:45:38,231 --> 00:45:39,672
‫ساعاتی هراس‌انگیز،

713
00:45:40,373 --> 00:45:41,801
‫و چیزهایی شگفت دیده‌ام

714
00:45:43,055 --> 00:45:44,890
‫اما آنها همه در برابرِ…

715
00:45:46,175 --> 00:45:48,439
‫این شب فلاکت‌بار به هیچ می‌مانند

716
00:45:48,879 --> 00:45:51,235
‫اِی پدر عزیز،

717
00:45:53,040 --> 00:45:54,867
‫می‌بینی که سپهر

718
00:45:54,994 --> 00:45:57,840
‫برآشفته از کردار آدمی،

719
00:45:57,956 --> 00:46:00,076
‫نمایش خون‌بارش را بیمِ توفان می‌دهد

720
00:46:00,127 --> 00:46:01,922
‫بنا به ساعت اکنون روز است،

721
00:46:03,025 --> 00:46:06,222
‫حال آنکه تاریکی شب
‫چراغِ گردانِ فلک را کُشته است

722
00:46:07,717 --> 00:46:08,936
‫از چیرگیِ…

723
00:46:09,422 --> 00:46:10,647
‫…شب است،

724
00:46:10,923 --> 00:46:13,360
‫یا شرمگینی روز…

725
00:46:13,676 --> 00:46:16,356
‫که ظلمتْ رویِ زمین را در گور می‌دارد،

726
00:46:16,407 --> 00:46:18,091
‫آنگاه که روشنایی جانانه می‌باید
‫بر رویش بوسه زند؟

727
00:46:18,141 --> 00:46:21,250
‫این به مانند کاری که صورت گرفت،
‫خلاف طبیعت است

728
00:46:24,270 --> 00:46:25,800
‫همین سه‌شنبه،

729
00:46:26,343 --> 00:46:29,463
‫شاهینی پُرغرور پَر گرفته بود که

730
00:46:29,514 --> 00:46:32,646
‫جغدی موش‌گیر بر وی تاخت
‫و در خاکش نهفت

731
00:46:33,357 --> 00:46:35,277
‫و امری مسَلم و بس شگفت پیش آمد:

732
00:46:35,890 --> 00:46:38,825
‫اسب‌های دانکن، آن زیبایان تیزتک

733
00:46:39,408 --> 00:46:41,325
‫آن گوهران رخشان نژاد خویش،

734
00:46:41,489 --> 00:46:43,207
‫از نو وحشی شدند،

735
00:46:43,381 --> 00:46:45,211
‫درِ آخورهایشان را بشکستند،

736
00:46:45,336 --> 00:46:47,465
‫رو در گریز نهادند،

737
00:46:47,619 --> 00:46:52,726
‫و چنان‌که گویی عزم جنگ با آدمیان دارند،
‫سر به سرکِشی برداشتند

738
00:46:58,238 --> 00:47:00,364
‫آورده‌اند که یکدیگر را دریده‌اند

739
00:47:39,415 --> 00:47:40,524
‫تو اینک

740
00:47:42,604 --> 00:47:43,487
‫پادشاه،

741
00:47:44,395 --> 00:47:45,366
‫سپهسالار کودور،

742
00:47:46,561 --> 00:47:47,570
‫سپهسالار گلامز،

743
00:47:49,924 --> 00:47:52,296
‫هستی، چنان که
‫زنان طالع‌بین نویدت داده بودند

744
00:47:55,208 --> 00:47:58,211
‫لیک مبادا برای رسیدن به مقصود
‫دست به پلیدترینِ کارها زده باشی

745
00:48:00,894 --> 00:48:03,798
‫با این حال گفته بودند که
‫پادشاهی به فرزندانت نخواهد رسید،

746
00:48:03,849 --> 00:48:08,409
‫بلکه من سردودمان و نیایِ
‫پادشاهان بسیار خواهم بود

747
00:48:09,378 --> 00:48:11,039
‫گَر از دهانشان سخن راست برون آید…

748
00:48:12,466 --> 00:48:14,059
‫چنان که گفته‌هایشان در حق تو، مکبث،

749
00:48:14,109 --> 00:48:15,547
‫چنین درخشان از کار درآمده…

750
00:48:18,041 --> 00:48:20,891
‫و اگر در حق تو نیکی کرده،
‫و حقایق را گفته باشند،

751
00:48:21,614 --> 00:48:24,123
‫چرا لوحه‌خوان سرنوشت من نیز مباشند

752
00:48:25,891 --> 00:48:27,277
‫و از امید لبریزم نکنند؟

753
00:48:30,457 --> 00:48:31,660
‫لیک، بس است، دَم دَرکِش

754
00:48:48,268 --> 00:48:50,527
‫این هم بزرگترین میهمان ما

755
00:48:51,645 --> 00:48:53,046
‫اگر او را از یاد برده بودیم،

756
00:48:53,147 --> 00:48:57,040
‫جای او در جشن بزرگ ما خالی می‌بود
‫و جشن نه چنان می‌بود که باید

757
00:48:57,305 --> 00:49:01,130
‫امشب خوانی شکوهمند گسترده‌ایم، سرورا
‫و درخواست حضور را دارم

758
00:49:01,967 --> 00:49:03,768
‫امروز پس از نیم‌روز قصد سواری دارید؟

759
00:49:04,212 --> 00:49:05,220
‫آری، سرورم

760
00:49:05,275 --> 00:49:07,307
‫و گرنه دل‌مان می‌خواست
‫از رای و نظر نیکوی شما که

761
00:49:07,357 --> 00:49:11,160
‫هم استوار است و هم پربرکت، در شورای امروز
‫بهره گیریم اما…

762
00:49:11,559 --> 00:49:13,011
‫این‌کار را به فردا می‌افکنیم.

763
00:49:13,587 --> 00:49:14,697
‫خیلی دور می‌روی؟

764
00:49:15,032 --> 00:49:17,202
‫سرورم، چندان دور که از اکنون تا شامگاه

765
00:49:17,410 --> 00:49:18,704
‫زمان را پر کند

766
00:49:19,061 --> 00:49:20,423
‫و اگر اسبم به خوبی نرود،

767
00:49:20,482 --> 00:49:22,546
‫می‌بایست یکی دو ساعت از تاریکی شب را

768
00:49:22,828 --> 00:49:24,423
‫وام بستانم

769
00:49:26,418 --> 00:49:27,519
‫جشن ما را از یاد مبرید

770
00:49:28,092 --> 00:49:29,225
‫هرگز، سرورم

771
00:49:29,413 --> 00:49:32,667
‫شنیدیم که عموزادگان خون‌خوارِ ما
‫در انگلستان و ایرلند پناه گرفته‌اند

772
00:49:32,717 --> 00:49:34,902
‫و به پدرکشی سنگدلانۀ خود اعتراف نمی‌کنند

773
00:49:35,473 --> 00:49:36,613
‫اما این بماند برای فردا که

774
00:49:36,663 --> 00:49:39,536
‫بررسی کارهای کشور
‫به ما هر دو سخت نیازمند است

775
00:49:39,640 --> 00:49:40,841
.‫اکنون بر اسب بپر
‫بدرود

776
00:49:41,176 --> 00:49:42,477
‫تا شبانگاه که بازگردی

777
00:49:47,053 --> 00:49:48,343
‫فلیانس نیز با شما می‌آید؟

778
00:49:53,411 --> 00:49:54,355
‫آری، سرورم

779
00:49:54,513 --> 00:49:56,860
‫اسبان‌تان چالاک و سخت‌پای باد

780
00:49:57,577 --> 00:49:59,529
‫شما را به پشت ایشان می‌سپارم

781
00:50:02,512 --> 00:50:03,312
‫بدرود

782
00:50:09,472 --> 00:50:11,053
‫آن کسان در آستانِ مایند؟

783
00:50:12,388 --> 00:50:14,643
‫آری، سرورم

784
00:50:21,447 --> 00:50:23,451
‫دیروز نبود که با هم گفت‌وگو کردیم؟

785
00:50:24,024 --> 00:50:25,755
‫- آری
‫- همچنان است که پادشاه می‌فرمایند

786
00:50:25,805 --> 00:50:28,502
‫باری، در گفته‌های من درَنگیدید؟

787
00:50:31,108 --> 00:50:32,802
‫بدانید که این بنکوو بود

788
00:50:33,991 --> 00:50:35,306
‫که در روزگاران گذشته

789
00:50:36,071 --> 00:50:38,145
‫شما را چنان سیه‌روز می‌داشت

790
00:50:38,196 --> 00:50:40,398
‫و شما گناه آن را
‫به پای مای بی‌گناه می‌نوشتید

791
00:50:40,835 --> 00:50:42,728
‫در آخرین گفت‌وگومان این نکته را
‫بر شما باز نمودم

792
00:50:42,778 --> 00:50:44,950
‫بر شما اثبات نمودم که چگونه

793
00:50:45,162 --> 00:50:48,665
‫بازیچۀ دست شدید و لگدمال
‫و کدام ابزارها در کار بود و کدام دست

794
00:50:48,797 --> 00:50:51,730
‫و هزار چیز دیگر که
‫هر سبک‌مغز کم‌خرد دیگری را

795
00:50:51,837 --> 00:50:53,465
‫نیز قانع می‌کند که

796
00:50:53,618 --> 00:50:55,554
«بگوید: «این‌ها همه کار بنکوو بوده

797
00:50:55,928 --> 00:50:57,432
‫ما را از این مسئله آگاه کردید

798
00:50:57,699 --> 00:50:59,519
‫چنین کردم و بیش از این

799
00:50:59,625 --> 00:51:01,732
‫که سر همین نکته دوباره گرد هم آمدیم

800
00:51:03,541 --> 00:51:07,967
‫آیا در نهاد خویش چندان شکیبایی می‌بینید که
‫از این‌ها درگذرید؟

801
00:51:10,204 --> 00:51:11,499
‫آیا چنان…

802
00:51:12,105 --> 00:51:14,839
‫انجیل‌پرستید که…

803
00:51:15,263 --> 00:51:16,797
‫این بزرگوار و فرزندانش را دعای خیر گویید…

804
00:51:16,847 --> 00:51:19,049
‫با اینکه دست ستمکارش شما را
‫بر لبۀ گور کشانده

805
00:51:19,134 --> 00:51:20,874
‫و کسان‌تان را برای همیشه
‫به خاک سیاه نشانده؟

806
00:51:20,924 --> 00:51:22,479
‫ما مَردیم، سرورم

807
00:51:22,567 --> 00:51:24,983
‫آری، در دفتر آمار شما نیز
‫مرد به شمار می‌روید

808
00:51:25,279 --> 00:51:30,535
‫اما اگر شما را نیز در دفتر مردانگی جایی‌ست
‫و نه پست‌ترین جا، بگویید تا

809
00:51:30,586 --> 00:51:32,446
‫من با دل‌تان از کاری دم زنم که

810
00:51:32,497 --> 00:51:34,834
‫به انجام‌رساندنش دشمن‌تان را
‫از میان برمی‌دارد

811
00:51:35,086 --> 00:51:36,588
‫من درک می‌کنم، سرورم

812
00:51:37,079 --> 00:51:40,345
‫مَنی که از کژرفتاری‌ها و ستمگری‌های جهان
‫چنان جانم به لب رسیده

813
00:51:40,624 --> 00:51:41,642
‫که مرا از در افتادن با آن…

814
00:51:41,692 --> 00:51:43,976
‫- باکی نیست
‫- من نیز چنینم

815
00:51:44,311 --> 00:51:46,022
‫چنان از شوربختی‌ها فرسوده‌ام…

816
00:51:46,173 --> 00:51:50,227
‫و با بخت دست به گریبان که حاضرم زندگی‌ام را
‫در هر فرصتی قمار کنم تا یا بهبودش بخشم

817
00:51:50,685 --> 00:51:51,741
‫یا عطایش را به لقایش

818
00:51:53,766 --> 00:51:56,083
‫هر دو بدانید که بنکوو دشمن‌تان بوده

819
00:51:59,270 --> 00:52:00,356
‫چنین است، سرورم

820
00:52:01,351 --> 00:52:02,386
‫چنان که دشمن من نیز

821
00:52:03,375 --> 00:52:06,269
‫و چنان دشمنی که هر دم از زندگانی‌اش

822
00:52:06,441 --> 00:52:09,148
‫تیغی‌ست بر رگ من

823
00:52:09,866 --> 00:52:13,065
‫و گرچه توانایی آن دارم که به چنگال قدرت خویش
‫او را از پیش چشم بردارم

824
00:52:13,115 --> 00:52:15,317
‫و با اراده‌ام آن‌را تحقق بخشم،
‫چنین نباید کنم

825
00:52:15,730 --> 00:52:18,584
‫و از این‌روست که به یه یاری شما دل بسته‌ام

826
00:52:19,444 --> 00:52:21,797
‫تا به چند دلیل بی‌چون و چند

827
00:52:22,090 --> 00:52:23,591
‫کار را از چشم مردم پوشیده دارم

828
00:52:23,893 --> 00:52:26,515
‫سرورم، ما گوش به فرمان شماییم

829
00:52:26,678 --> 00:52:30,272
‫- تا پای جان…
‫- برق غیرت از شما می‌تابد

830
00:52:30,430 --> 00:52:31,702
‫این کار می‌باید امشب پایان گیرد

831
00:52:31,752 --> 00:52:33,862
‫و دور از کاخ انجام گیرد
‫از یاد نرود که…

832
00:52:34,136 --> 00:52:36,401
‫گردی از ماجرا نمی‌باید در دامن من نشیند
‫و برای آن‌که…

833
00:52:36,451 --> 00:52:39,247
‫هیچ ناهمواری در کار نمانده باشد،

834
00:52:40,798 --> 00:52:42,252
‫فلیانس، پسرش نیز…

835
00:52:42,707 --> 00:52:45,091
‫می‌باید در آن شب تار
‫به همان سرنوشت دچار آید

836
00:52:47,555 --> 00:52:49,182
‫ما بر این کار عزم کردیم، سرورم

837
00:52:53,150 --> 00:52:54,651
‫حال عزم به عزیمت کنید

838
00:53:12,164 --> 00:53:13,466
‫بنکوو از دربار رفته است؟

839
00:53:13,628 --> 00:53:16,191
‫آری، بانوی من.
‫اما شب دوباره باز می‌گردد

840
00:53:23,039 --> 00:53:24,248
‫سرورم، چگونه‌اید؟

841
00:53:26,439 --> 00:53:27,838
‫چرا گوشه گرفته‌اید

842
00:53:28,535 --> 00:53:31,219
‫و با اندوه‌بارترین خیال‌ها همنشین شده‌اید

843
00:53:32,141 --> 00:53:36,161
‫و غرقِ اندیشه‌هایی هستید که می‌باید با
‫مرگ کسانی که آماج‌شان بودند، مرده باشند؟

844
00:53:36,206 --> 00:53:38,480
‫آنچه را که هیچ چاره‌ای نباشد
‫باید از یاد برد

845
00:53:38,531 --> 00:53:40,319
‫گذشته دیگر گذشته

846
00:53:41,672 --> 00:53:44,745
‫ما مار را زخم زده‌ایم اما نکشته‌ایم

847
00:53:46,254 --> 00:53:47,959
‫زخمش التیام می‌یابد
‫و باز همان خواهد شد که بود

848
00:53:48,009 --> 00:53:51,799
‫و همان دندان همچنان
‫در کمین شرارت ناتوان‌مان خواهد نشست

849
00:53:53,400 --> 00:53:57,010
‫پیوستن به کاروان کسانی که در طلب آسودگی خویش
‫به مُلک آسایش روانه‌شان کردیم

850
00:53:57,060 --> 00:54:00,483
‫بـِه از زیستن با شکنجۀ جان
‫در آسیمگی بی‌پایان

851
00:54:02,660 --> 00:54:04,073
‫دانکن در گور خویش خفته است

852
00:54:04,301 --> 00:54:07,078
‫چه خوش‌خوابیِ از پیِ تب پُر تابِ زندگی

853
00:54:08,407 --> 00:54:11,377
‫خیانت آنچه می‌توانست کرد
‫دیگر نه پولاد، نه زهر…

854
00:54:11,428 --> 00:54:14,342
‫نه بدخواهیِ خودی، نه لشکر بیگانه
‫و نه هیچی…

855
00:54:15,383 --> 00:54:16,688
‫…در وی کارگر نیست

856
00:54:16,852 --> 00:54:19,518
‫آرام باش، سرورم

857
00:54:20,105 --> 00:54:21,772
‫این چهرۀ دژم را خرم کن

858
00:54:22,536 --> 00:54:25,488
‫امشب را در میان میهمانان خویش
‫خندان و خوشرو باش

859
00:54:28,120 --> 00:54:30,997
‫آه، همسر عزیز، سرم کژدُم‌زار است

860
00:54:32,350 --> 00:54:35,631
‫می‌دانی که بنکوو و پسرش فلیانس زنده‌اند

861
00:54:36,103 --> 00:54:38,335
‫در پادشاهی طبعِ او چیزی فرمان‌رواست که

862
00:54:38,386 --> 00:54:41,016
‫از آن می‌باید هراسید
‫و آن دلیری بسیارِ اوست

863
00:54:43,031 --> 00:54:45,733
‫و با آن پُردلی وی را خردی‌ست

864
00:54:45,784 --> 00:54:47,937
‫راهنمای دلیری او به اقدام با پروا

865
00:54:47,988 --> 00:54:51,202
‫تنها از اوست که بیمی
‫به دل دارم…

866
00:54:51,272 --> 00:54:53,582
‫باید این ماجرا را رها کنی

867
00:54:55,620 --> 00:54:56,921
‫او به خواهران پرخاش کرد

868
00:54:57,504 --> 00:55:01,258
‫هنگامی که نخست، نام پادشاهی بر من نهادند
‫و ایشان را فرمود تا با او سخن گویند

869
00:55:01,672 --> 00:55:02,515
‫آن‌گاه…

870
00:55:02,736 --> 00:55:07,399
‫آنان پیشگویانه وی را به نام پدرِ دودمانی از پادشاهان
‫درود فرستادند

871
00:55:07,560 --> 00:55:10,197
‫بر سر من افسری نهادند بی‌بر

872
00:55:10,313 --> 00:55:12,576
‫و در دستم دستواره‌ای سترون

873
00:55:12,826 --> 00:55:15,428
‫تا دستی که از تبارِ من نباشد،
‫آن‌را از چنگم به‌در برد

874
00:55:15,614 --> 00:55:17,668
‫پسری از من جانشین من نباشد
‫اگر چنین باشد،

875
00:55:18,673 --> 00:55:21,258
‫پس من در راه فرزندان بنکوو
‫ذهنم را آشفته ساختم

876
00:55:21,783 --> 00:55:23,847
‫و خون دانکن نازنین را ریخته‌ام

877
00:55:23,919 --> 00:55:26,952
‫و زهر دُژکامی به جامِ آسایش خویش کرده‌ام؟

878
00:55:27,100 --> 00:55:30,359
‫و گوهر جاوید جان خویش را
‫به کف دشمن انسان سپرده‌ام

879
00:55:30,410 --> 00:55:32,321
‫تا ایشان را به پادشاهی برسانم

880
00:55:33,973 --> 00:55:37,372
‫نوادگان بنکوو را پادشاه کنم!

881
00:55:37,774 --> 00:55:40,336
‫اما طبیعت
‫که ایشان را سند جاودانگی نداده است

882
00:55:40,393 --> 00:55:41,505
‫همچنان امیدی باقیست

883
00:55:43,120 --> 00:55:44,672
‫می‌توان ایشان را از پای در آورد

884
00:55:45,116 --> 00:55:46,389
‫پس غم مدار

885
00:55:48,393 --> 00:55:49,478
‫پیش از آن‌که

886
00:55:49,925 --> 00:55:51,691
‫شب‌پره در شبستان پرسه‌ای زند

887
00:55:52,419 --> 00:55:56,649
‫و زنجرۀ پولک‌بال به ندای خداوندِ سیه‌کار جادوان
‫با زنجیرۀ خواب‌آور آوای‌اش

888
00:55:56,930 --> 00:55:58,537
‫زنگولۀ خمیازه‌کش شب را به صدا در آورد،

889
00:55:58,578 --> 00:56:00,958
‫کاری کرده خواهد شد که دل‌ها را بلرزاند

890
00:56:02,405 --> 00:56:03,671
‫چه خواهد شد؟

891
00:56:04,477 --> 00:56:06,677
‫در پی دانستن‌اش نباش، نازنین

892
00:56:07,707 --> 00:56:09,308
‫که چون کرده شد، بر آن آفرین گویی

893
00:56:11,716 --> 00:56:12,896
‫بیا، ای شب دیده‌دوز

894
00:56:14,352 --> 00:56:18,535
‫و چشمان مهربان روز دل‌سوز را بردوز

895
00:56:19,607 --> 00:56:22,039
‫و با دستان ناپیدای خون‌آلودت

896
00:56:23,040 --> 00:56:27,174
‫از هم بگسل آن رشتۀ بزرگ زندگی را
‫که هراسانم می‌دارد

897
00:56:28,223 --> 00:56:29,274
‫روشنایی تیرگی می‌گیرد

898
00:56:30,305 --> 00:56:32,642
‫و زاغ به سوی بیشۀ زاغستان بال می‌کشد

899
00:56:34,228 --> 00:56:36,582
‫نیک‌سرشتانِ روز از توش و توان رفته
‫و فرو می‌خسبند

900
00:56:36,632 --> 00:56:39,321
‫و آن‌گاه سیه‌کارانِ شب
‫از پی شکارهای خویش برمی‌خیزند

901
00:56:40,783 --> 00:56:43,454
‫از سخنانم در شگفتی
‫اما آرام باش

902
00:56:47,086 --> 00:56:50,467
‫آنچه پایه‌اش بر شر است به شر نیرو می‌گیرد

903
00:57:28,334 --> 00:57:30,041
‫تو را که گفت که به ما بپیوندی؟

904
00:57:30,865 --> 00:57:31,711
‫مکبث

905
00:57:33,384 --> 00:57:34,685
‫به او بدگمان نباید بود

906
00:57:34,736 --> 00:57:38,474
‫زیرا وی آنچه را که باید کرد
‫به درستی به ما خواهد گفت

907
00:57:39,091 --> 00:57:40,394
‫پس با ما بمان

908
00:57:44,674 --> 00:57:45,474
‫نور!

909
00:57:46,082 --> 00:57:46,882
‫نور!

910
00:57:51,074 --> 00:57:52,425
‫مشعل را بده، پسرم!

911
00:58:12,314 --> 00:58:13,581
‫امشب بارانی‌ست

912
00:58:14,199 --> 00:58:15,376
‫بگذارد ببارد

913
00:58:27,998 --> 00:58:28,859
‫فلیانس!

914
00:58:42,260 --> 00:58:43,512
‫بگریز، فلیانس!

915
00:58:44,233 --> 00:58:45,181
‫بگریز!

916
00:58:58,025 --> 00:58:59,460
‫تنها یک نفر را به خاک انداختیم

917
00:58:59,510 --> 00:59:00,794
‫پسر گریخت

918
00:59:02,137 --> 00:59:04,426
‫نیمۀ بهتر کار از چنگ‌مان به‌در رفت

919
00:59:04,477 --> 00:59:05,511
‫باری، برویم

920
00:59:06,041 --> 00:59:08,091
‫و بگوییم که کار تا کجا به انجام رسیده است

921
01:00:34,179 --> 01:00:36,031
‫این را چه می‌گویی که

922
01:00:36,165 --> 01:00:38,382
‫مک‌داف از آمدن به میهمانی شاهانۀ ما
‫سر باز زده است؟

923
01:00:38,432 --> 01:00:40,763
‫- سرورم، کسی را سراغش فرستاده‌اید؟
‫- اعلی‌حضرت

924
01:00:42,363 --> 01:00:43,712
‫هر یک جای خویش را می‌دانید

925
01:00:44,093 --> 01:00:45,089
‫بنشینید

926
01:00:45,682 --> 01:00:47,218
‫بر مِهتر و کهترِتان

927
01:00:47,552 --> 01:00:48,699
‫از دل درود.

928
01:00:52,634 --> 01:00:55,442
‫بر گردِ میز به‌زودی پیمانه‌ای می‌باید زد

929
01:01:07,192 --> 01:01:08,634
‫روی‌ات خونین است

930
01:01:08,685 --> 01:01:09,844
‫خون بنکووست، سرورم

931
01:01:10,470 --> 01:01:12,599
‫بر روی تو بهتر تا در تویِ او

932
01:01:13,416 --> 01:01:14,561
‫کارش را ساختی؟

933
01:01:14,926 --> 01:01:16,356
‫سرورم، گلویش را بُریدم

934
01:01:16,451 --> 01:01:17,818
‫این از او.

935
01:01:18,288 --> 01:01:20,739
‫آفرین بر بهترینِ گلوبُران

936
01:01:21,440 --> 01:01:23,371
‫اما چه خوب آن کس که با فلیانس
‫همین کرده باشد

937
01:01:23,421 --> 01:01:25,581
‫اگر تو چنین کرده باشی، بی‌مانندی

938
01:01:26,766 --> 01:01:28,462
‫ای قبلۀ عالم،

939
01:01:32,200 --> 01:01:33,931
‫فلیانس گریخت

940
01:01:36,389 --> 01:01:39,442
‫باز آن بلا به جانم افتاد
‫اگر چنین نمی‌شد، همه‌چیز بی‌نقص می‌شد

941
01:01:40,575 --> 01:01:42,275
‫اما از جانب بنکوو که جای نگرانی نیست؟

942
01:01:42,325 --> 01:01:43,907
‫نه، سرورم

943
01:01:44,491 --> 01:01:48,166
‫او بی هیچ‌جای نگرانی در چاله‌ای افتاده است
‫با بیست زخمِ کاری بر سرش

944
01:01:48,502 --> 01:01:50,211
‫که کمترینش مرگ‌آور است

945
01:01:51,290 --> 01:01:52,799
‫افعی بزرگ به خاک افتاد

946
01:01:53,177 --> 01:01:55,888
‫اما بچه ماری که گریخت، روزی
‫بنا به طبیعت خویش زهر به بار خواهد آورد

947
01:01:55,938 --> 01:01:57,558
‫اگر چه هنوز دندان برنیاورده

948
01:01:58,438 --> 01:01:59,439
‫اکنون بروید

949
01:01:59,812 --> 01:02:00,981
‫سرورم

950
01:02:01,816 --> 01:02:03,277
‫اشارتی به شادخواری نمی‌کنید

951
01:02:03,862 --> 01:02:05,490
‫یادآور شیرین‌سخن!

952
01:02:06,236 --> 01:02:08,913
‫باری، خوش‌گوار بادا سور با اشتهایِ خوش و…

953
01:02:08,989 --> 01:02:10,357
‫- تندرستی!
‫- با هر دو!

954
01:02:11,238 --> 01:02:12,419
‫عالیجناب، لطفاً بنشینید

955
01:02:12,469 --> 01:02:15,249
‫اگر بنکووی نازنین‌مان نیز
‫در میان‌مان می‌بود

956
01:02:15,300 --> 01:02:17,403
‫از بزرگان کشور در جمع‌مان کسی کم نمی‌بود

957
01:02:17,454 --> 01:02:19,781
‫دلم می‌خواهد نبودنش را
‫به حساب نامهربانی‌اش بگذارم

958
01:02:19,831 --> 01:02:21,010
‫تا رویدادی ناگوار

959
01:02:21,061 --> 01:02:23,690
‫سرورا،
‫علت غیبت، بدقولی اوست

960
01:02:23,810 --> 01:02:26,822
‫اعلی‌حضرت ما را به هم‌نشینی خود
‫سرفراز نمی‌کنند؟

961
01:02:28,804 --> 01:02:30,328
‫سرورا، این‌جا یک جای خالی هست

962
01:02:40,036 --> 01:02:41,641
‫سرورم، از چه پریشان‌خاطرید؟

963
01:02:44,522 --> 01:02:45,899
‫این کار کدام‌تان است؟

964
01:02:47,305 --> 01:02:48,404
‫کدام کار، سرورم؟

965
01:02:48,866 --> 01:02:50,267
‫مگو که این کار من است

966
01:02:54,826 --> 01:02:55,959
‫هرگز…

967
01:02:56,319 --> 01:03:00,050
‫- کاکُل خونینت را برای من مَجُنبان
‫- آقایان، برخیزید

968
01:03:00,129 --> 01:03:02,763
‫- پادشاه ناخوش است
‫- بنشینید، دوستان ارجمند

969
01:03:02,829 --> 01:03:04,949
‫سرورم از روزگار جوانی
‫بسیار به این حال می‌افتد

970
01:03:04,999 --> 01:03:06,061
‫خواهش می‌کنم، بنشینید

971
01:03:06,290 --> 01:03:08,065
‫این یک حملۀ گذراست
‫دمی دیگر…

972
01:03:08,482 --> 01:03:09,651
‫به خود می‌آید

973
01:03:11,251 --> 01:03:12,282
‫مگر تو مرد نیستی؟

974
01:03:12,333 --> 01:03:14,786
‫هستم، و آن هم چگونه مردی

975
01:03:14,903 --> 01:03:17,447
‫مردی که چشم بر چنان چیزی تواند دوخت
‫که ابلیس هم زهره‌اش را ندارد

976
01:03:17,497 --> 01:03:19,339
‫این نقش خیال از ترسِ توست

977
01:03:19,390 --> 01:03:21,749
‫این همان خنجرِ در-هوا-نقش-بسته‌ای‌ست
‫که می‌گفتی تو را به سوی دانکن راند

978
01:03:21,799 --> 01:03:25,306
‫اگر این منم که این جای‌ام، او را دیدم

979
01:03:25,357 --> 01:03:27,143
‫وه، که شرم‌آور است!

980
01:03:27,401 --> 01:03:30,165
‫روزگاری بود که
‫چون مغز کسی را می‌کوفتند،

981
01:03:30,228 --> 01:03:31,961
‫مرد می‌مُرد و بس.

982
01:03:32,065 --> 01:03:35,951
‫اما امروز باز برمی‌خیزند
‫با بیست زخم کاری بر تارِک سر

983
01:03:36,002 --> 01:03:37,704
‫و ما را از جا می‌پرانند

984
01:03:37,761 --> 01:03:40,209
‫این شگفت‌تر ست از آن جنایت!

985
01:03:42,936 --> 01:03:43,837
‫برو!

986
01:03:44,347 --> 01:03:45,442
‫از برابر چشمم دور شو!

987
01:03:45,512 --> 01:03:47,097
‫استخوانت پوک است

988
01:03:47,273 --> 01:03:48,799
‫خونت سرد

989
01:03:49,171 --> 01:03:51,438
‫و آن چشمانِ خیره تهی از هر معنا

990
01:03:53,335 --> 01:03:55,487
‫که چنان زل زدی!

991
01:03:57,459 --> 01:03:59,578
‫دور شو، سایۀ ترسناک!

992
01:03:59,665 --> 01:04:02,166
‫مسخرۀ پوچ، دور شو

993
01:04:20,902 --> 01:04:21,828
‫که اینطور

994
01:04:23,411 --> 01:04:24,417
‫همین که می‌رود،

995
01:04:26,790 --> 01:04:27,965
‫دوباره مرد می‌شوم

996
01:04:29,056 --> 01:04:31,441
‫دوستان ارجمندم، حیرت مکنید

997
01:04:31,492 --> 01:04:33,476
‫من دچار ناخوشی‌ای شگفتم که

998
01:04:33,768 --> 01:04:35,604
‫نزدیکانم از آن آگاهند

999
01:04:36,045 --> 01:04:38,511
‫عیش‌مان را تباه کردی
‫و مجلس شیرین‌مان را

1000
01:04:38,562 --> 01:04:40,597
‫با این شاهکارهای شلوغ‌بازی بر هم زدی

1001
01:04:41,578 --> 01:04:43,379
‫چگونه تواند بود که چنین چیزهایی باشد

1002
01:04:43,772 --> 01:04:45,281
‫و چون ابر تابستانی ناگهان ما را فرو گیرد

1003
01:04:45,331 --> 01:04:47,960
‫و در حیرت فرو نبرد؟
‫از شما در شگفتم

1004
01:04:48,974 --> 01:04:50,776
‫و هم از حال خویش

1005
01:04:50,827 --> 01:04:52,887
‫که از دیدن چنین منظری

1006
01:04:52,938 --> 01:04:56,685
‫چگونه رنگ از رُخان من از ترس می‌پرد
‫اما سرخی گونه‌های شما همچنان پابرجاست

1007
01:04:56,893 --> 01:04:58,214
‫کدامین منظر، سرورم؟

1008
01:04:58,265 --> 01:04:59,733
‫خواهش می‌کنم چیزی مگویید

1009
01:05:00,357 --> 01:05:02,531
‫که از این پریشان‌حال‌تر شود
‫پرس‌وجو خشمگین‌اش می‌کند

1010
01:05:02,581 --> 01:05:03,865
‫شب به‌خیر!

1011
01:05:04,291 --> 01:05:06,621
‫پای‌بند ترتیبِ رفتن مباشید
‫و هر چه زودتر بروید

1012
01:05:06,754 --> 01:05:07,554
‫شب‌به‌خیر

1013
01:05:07,857 --> 01:05:11,213
‫- و پادشاه را سلامت با…
‫- شب همگی به‌خیر!

1014
01:05:17,162 --> 01:05:18,476
‫خون می‌طلبد

1015
01:05:19,928 --> 01:05:20,856
‫اینطور می‌گویند

1016
01:05:23,370 --> 01:05:24,612
‫خون، خون می‌طلبد

1017
01:05:27,757 --> 01:05:30,498
‫آورده‌اند که سنگ از جای غلتیده
‫و درخت به زبان آمده

1018
01:05:32,424 --> 01:05:35,717
‫و فال‌زنان از پرواز زاغ و زاغچه و کلاغ

1019
01:05:35,768 --> 01:05:39,182
‫پرده از
نهفته‌ترین رازِ مرد خونی برگرفته‌اند

1020
01:05:42,129 --> 01:05:43,148
‫چه پاسی‌ست از شب؟

1021
01:05:44,568 --> 01:05:47,113
‫پاسِ گیر و دارِ شب با روز
‫که ندانی کدام است و کدام

1022
01:05:48,837 --> 01:05:50,703
‫این را چه می‌گویی که

1023
01:05:50,754 --> 01:05:53,206
‫مک‌داف از آمدن به
‫میهمانی شاهانۀ ما سر باز زده‌ست؟

1024
01:05:54,682 --> 01:05:56,583
‫کسی را برای خبرگیری از او فرستاده‌اید؟

1025
01:05:58,237 --> 01:06:00,892
‫از گوشه و کنار از او خبری خواهد رسید
‫اما در هرحال کسی را خواهم فرستاد

1026
01:06:00,942 --> 01:06:04,245
‫در خانۀ هیچ‌یک‌شان نیست که خدمتکار خبرچینی
‫نداشته باشم

1027
01:06:06,407 --> 01:06:10,060
‫فردا به سروقتِ خواهرانِ جادو خواهم رفت
‫می‌باید بیش از این با من سخن بگویند

1028
01:06:11,209 --> 01:06:12,452
‫غرق خونم

1029
01:06:13,234 --> 01:06:16,456
‫چنان خود را در دریای خون کشانده‌ام که
‫واپس کشیدن‌ام همان‌اندازه جان‌فرساست

1030
01:06:16,506 --> 01:06:19,048
‫که پیش‌خزیدنم.

1031
01:06:21,734 --> 01:06:25,894
‫مرا چیزهایی شگفت در سر است که بی‌هیچ درنگ
‫در کارِشان می‌باید به سَرچنگ در آیند

1032
01:06:27,675 --> 01:06:28,942
‫و در کار آیند

1033
01:06:31,620 --> 01:06:33,617
‫تو را مایۀ خوشی همۀ جان‌ها کم است؛

1034
01:06:34,816 --> 01:06:35,662
‫خواب

1035
01:06:36,645 --> 01:06:38,251
‫بیا، برویم تا بخُسبیم

1036
01:06:41,164 --> 01:06:44,554
‫ترس شگفت و وهم‌آفرینِ من
‫ترسِ مرد ناآزموده‌ای ست که

1037
01:06:46,183 --> 01:06:47,734
‫می‌باید به آزمون سخت گماشته شود

1038
01:06:49,946 --> 01:06:51,775
‫ما هنوز در میدان جنایت تازه‌کاریم

1039
01:07:05,125 --> 01:07:06,470
‫زمان فرا رسیده است

1040
01:07:07,406 --> 01:07:08,515
‫زمان فرا رسیده است

1041
01:07:09,712 --> 01:07:12,999
‫« فردا »

1042
01:07:38,868 --> 01:07:41,202
‫مرا ز سوزش شَستم ندایی می‌رسد ناگاه،

1043
01:07:42,231 --> 01:07:44,792
‫که چیزی بدسرشت این سو نهاده پای اندر راه

1044
01:07:47,872 --> 01:07:51,505
‫چه شده،
‫عجوزگانِ پنهانکارِ سیه‌کارِ نیم‌شب؟

1045
01:07:52,757 --> 01:07:54,092
‫در چه کارید؟

1046
01:07:54,561 --> 01:07:55,595
‫کاری که…

1047
01:07:56,000 --> 01:07:57,390
‫نامی‌ش نیست

1048
01:07:58,094 --> 01:07:59,996
‫شما را به همان پیشه‌ای که در پیش دارید

1049
01:08:00,436 --> 01:08:03,194
‫و من از چند و چونِ آن هیچ نمی‌دانم، سوگند
‫که مرا پاسخ گویید

1050
01:08:03,244 --> 01:08:05,446
‫حتی تا آن‌گاه که نابودی نیز
‫خود به فریاد آید،

1051
01:08:05,641 --> 01:08:07,325
‫به آنچه می‌گویم پاسخ گویید:

1052
01:08:07,877 --> 01:08:09,412
‫بگو
‫بپرس

1053
01:08:09,714 --> 01:08:10,874
‫پاسخ خواهیم گفت

1054
01:08:11,006 --> 01:08:15,048
‫از زبان ما می‌خواهی شنید
‫یا از زبانِ استادان‌مان؟

1055
01:08:15,486 --> 01:08:16,436
‫ایشان را فرا خوانید

1056
01:08:17,971 --> 01:08:19,139
‫بگذارید ببینم‌شان

1057
01:08:26,361 --> 01:08:27,572
‫دو چندان، دو چندان

1058
01:08:27,926 --> 01:08:29,074
‫بلای دردمندان

1059
01:08:29,724 --> 01:08:30,911
‫فروزان باد آتش

1060
01:08:31,123 --> 01:08:32,645
‫و دیگ جوشان

1061
01:08:32,696 --> 01:08:36,447
‫دو چندان، دو چندان، ‫بلای دردمندان
‫فروزان باد آتش، ‫و دیگ جوشان

1062
01:08:36,498 --> 01:08:39,748
‫دو چندان، دو چندان، ‫بلای دردمندان
‫فروزان باد آتش، ‫و دیگ جوشان…

1063
01:08:46,795 --> 01:08:49,279
‫سر انگشتان یک کودک که زاد از روسپی‌مادر

1064
01:08:50,239 --> 01:08:51,533
‫رها شد جسم بی‌جانش…

1065
01:08:52,573 --> 01:08:53,621
‫به پشت خندقی ایدر

1066
01:08:56,292 --> 01:08:58,713
‫جگرگاهِ جهودِ کافر بدرگ

1067
01:08:59,863 --> 01:09:01,064
‫زهرۀ بز

1068
01:09:01,179 --> 01:09:02,888
‫تراشۀ شاخِ خَرزهره

1069
01:09:03,440 --> 01:09:06,102
‫خسوف‌دیده

1070
01:09:06,199 --> 01:09:09,066
‫بُریدۀ بینی ترک و لبِ تاتار

1071
01:09:09,460 --> 01:09:11,738
‫و این خون یک شب‌کور

1072
01:09:11,789 --> 01:09:13,867
‫- داخل بیانداز
‫- داخل بیانداز

1073
01:09:14,034 --> 01:09:16,246
‫بگردیم، بگردیم، به کار دیگبانی

1074
01:09:16,297 --> 01:09:19,043
‫بریزیم در آن زَهر زِ هَر دست که دانی

1075
01:09:19,261 --> 01:09:22,007
‫به هم سازید افسونی که آتش کند برپا

1076
01:09:22,387 --> 01:09:24,220
‫به هم جوشید

1077
01:09:24,364 --> 01:09:26,641
‫همچون آش دوزخبا

1078
01:09:29,899 --> 01:09:30,815
‫بگو…

1079
01:09:31,149 --> 01:09:33,501
‫- ای نیروی ناشناس…
‫- او اندیشه‌های تو را می‌داند

1080
01:09:33,640 --> 01:09:36,492
‫به سخنش گوش فرا ده اما هیچ مگو

1081
01:09:36,827 --> 01:09:38,871
‫مکبث! مکبث!

1082
01:09:39,090 --> 01:09:40,166
‫مکبث!

1083
01:09:41,037 --> 01:09:42,921
‫بترس از مک‌داف

1084
01:09:43,715 --> 01:09:45,927
‫بترس از سپهسالارِ فایف

1085
01:09:46,088 --> 01:09:48,440
‫هر چه هستی، از هشدارت سپاسگزارم

1086
01:09:48,491 --> 01:09:50,101
‫درست بر رگِ ترسم انگشت نهادی

1087
01:09:50,220 --> 01:09:52,857
‫- اما کلمه‌ای دیگر…
‫- او فرمان‌برِ کسی نیست

1088
01:09:53,595 --> 01:09:56,613
‫اما یکی دیگر هست تواناتر از این

1089
01:09:57,074 --> 01:09:59,326
‫مکبث! مکبث!

1090
01:09:59,553 --> 01:10:01,916
‫- مکبث!
‫- کاش سه گوش ‌داشتم تا همه را بر تو می‌گماشتم

1091
01:10:01,966 --> 01:10:05,087
‫خون‌ریز باش و بی‌باک و آهنین‌عزم

1092
01:10:05,296 --> 01:10:08,197
‫بر نیروی بشری خنده زن

1093
01:10:08,385 --> 01:10:11,641
‫زیرا مادر نزاییده کسی که
‫مکبث را آسیبی تواند رساند

1094
01:10:12,630 --> 01:10:13,979
‫پس زنده بمان، مک‌داف

1095
01:10:14,647 --> 01:10:16,192
‫مرا چه ترسی‌ست از تو؟

1096
01:10:16,928 --> 01:10:20,283
‫اما من می‌خواهم ایمنی خود را ایمن‌تر کنم
‫و از سرنوشت سندی بستانم

1097
01:10:20,700 --> 01:10:22,263
‫تو زنده نخواهی ماند

1098
01:10:22,400 --> 01:10:25,411
‫تا من به ترسِ ترسان‌دل بگویم
‫که دروغ می‌گوید

1099
01:10:25,462 --> 01:10:27,129
‫و در غرش تندر نیز به خواب روم

1100
01:10:28,548 --> 01:10:29,634
‫این چیست؟

1101
01:10:30,963 --> 01:10:32,764
‫که بر می‌آی شاه‌وار

1102
01:10:32,816 --> 01:10:35,978
‫دیهیم و نگین پادشاهی بر تارک کودکانه؟

1103
01:10:36,047 --> 01:10:38,483
‫به او گوش دار اما سخن مگو

1104
01:10:38,763 --> 01:10:39,778
‫مکبث…

1105
01:10:40,183 --> 01:10:42,241
‫مکبث هرگز روی شکست نخواهد دید

1106
01:10:42,546 --> 01:10:44,703
‫مگر آن روز که جنگل بزرگ بِرنام…

1107
01:10:44,960 --> 01:10:48,669
‫از فراز تپۀ دانسینِین روی بدو آورد

1108
01:10:49,109 --> 01:10:50,297
‫هرگز چنین نخواهد شد

1109
01:10:51,177 --> 01:10:53,078
‫کدام کَس جنگل را به فرمان درتواند آورد

1110
01:10:53,624 --> 01:10:56,435
‫و درخت را فرمان تواند داد که
‫ریشۀ در خاک فروبستۀ خویش را برکند؟ اما…

1111
01:10:56,485 --> 01:10:58,466
‫دلم همچنان برای دانستن یک چیز می‌تپد

1112
01:10:58,516 --> 01:11:00,859
‫بگویید با من که شما این همه می‌دانید:

1113
01:11:02,310 --> 01:11:05,617
‫آیا فرزندان بنکوو هرگز بر این پادشاهی
‫فرمان‌روایی خواهند کرد؟

1114
01:11:07,690 --> 01:11:09,458
‫بیش از این مخواه که بدانی

1115
01:11:10,711 --> 01:11:12,005
‫بیش از این مخواه

1116
01:11:12,742 --> 01:11:13,924
‫که بدانی

1117
01:11:41,095 --> 01:11:42,396
‫خواهران جادوگر را ندیدی؟

1118
01:11:42,760 --> 01:11:44,690
‫- نه، سرورم
‫- از کنار تو نگذشتند؟

1119
01:11:46,327 --> 01:11:47,529
‫به راستی نه، سرورم

1120
01:11:47,710 --> 01:11:50,484
‫سوزان باد هوایی که ایشان بر آن سوارند

1121
01:11:50,635 --> 01:11:53,290
‫و به‌نفرینِ آنان که بدیشان پشت‌گرم‌اند

1122
01:11:54,084 --> 01:11:56,713
‫صدای پای اسب به گوش‌ام رسید
‫که آمده است؟

1123
01:11:57,281 --> 01:11:59,633
‫دو یا سه تن که خبر آورده‌اند

1124
01:11:59,995 --> 01:12:01,796
‫مک‌داف به انگلستان گریخته است، سرورم

1125
01:12:02,583 --> 01:12:03,734
‫به انگلستان گریخته است؟

1126
01:12:03,856 --> 01:12:04,915
‫بله، سرورم

1127
01:12:06,945 --> 01:12:07,846
‫ای زمان،

1128
01:12:08,360 --> 01:12:10,312
‫تو بر هنرنمایی‌های هولناکم پیشی می‌گیری

1129
01:12:10,582 --> 01:12:11,783
‫از این دم،

1130
01:12:12,130 --> 01:12:13,829
‫نخست‌زادانِ دلم

1131
01:12:13,881 --> 01:12:16,283
‫همانا نخست‌زادانِ دستم خواهند بود
‫و از هم اکنون…

1132
01:12:16,399 --> 01:12:18,504
‫تا تاج کردار بر سر پندار نشیند،

1133
01:12:18,698 --> 01:12:20,883
‫پندار همان و کردار همان!

1134
01:12:21,106 --> 01:12:24,179
‫بر دژ مک‌داف شبیخون خواهم برد
‫و فایف را تصرف خواهم کرد

1135
01:12:24,330 --> 01:12:26,936
‫و همسر و کودکانش را و هر نگون‌بختی را که

1136
01:12:27,017 --> 01:12:30,526
‫از نوادگان اوست، به دم تیغ خواهم سپرد

1137
01:12:30,834 --> 01:12:32,697
‫دیوانه‌وار لاف نباید زد

1138
01:12:32,770 --> 01:12:35,095
‫این کار را کرد باید
‫پیش از آن‌که عزم به سردی گراید

1139
01:12:35,145 --> 01:12:37,205
‫اما رویابینی بس است!

1140
01:13:03,847 --> 01:13:07,011
‫من چیزی جز آن نمی‌گویم که
‫چیزهایی شگرف رخ داده است

1141
01:13:08,413 --> 01:13:11,103
‫مکبث بر دانکن نازنین جگر می‌سوزاند

1142
01:13:12,027 --> 01:13:13,357
‫بعد از این‌که مُرد

1143
01:13:13,996 --> 01:13:16,395
‫و بنکووی به راستی دلاور تا دیرگاهِ شب
‫به گردش می‌پردازد

1144
01:13:16,445 --> 01:13:18,366
‫و اگر خوش داشته باشید، می‌توان گفت که

1145
01:13:18,679 --> 01:13:19,994
‫فلیانس او را کشته است

1146
01:13:20,643 --> 01:13:21,747
‫زیرا فلیانس گریخته است

1147
01:13:21,909 --> 01:13:23,543
‫تا دیرگاهِ شب نباید گردش کرد

1148
01:13:24,377 --> 01:13:27,508
‫شنیده‌ام که مک‌داف
‫مورد غضب پادشاه قرار گرفته است

1149
01:13:27,747 --> 01:13:29,670
‫جناب، می‌توانید بگویید کجا پناه گرفته است؟

1150
01:13:29,720 --> 01:13:32,022
‫مالکوم و پسر دانکن که

1151
01:13:32,583 --> 01:13:35,066
‫این بیدادگر حق پدری او را خورده است…

1152
01:13:35,648 --> 01:13:37,150
‫در دربار انگلستان به سر می‌برد

1153
01:13:37,624 --> 01:13:40,157
‫مک‌داف نیز بدان جا رفته است
‫تا درخواست یاری کند

1154
01:13:40,706 --> 01:13:42,989
‫و این خبر مکبث را چنان برآشفته است که

1155
01:13:43,040 --> 01:13:45,292
‫جنگ را کمر بسته است

1156
01:13:46,510 --> 01:13:49,466
‫ای کاش فرشتۀ رحمتی به دربار انگلستان
‫پرواز کند

1157
01:13:49,517 --> 01:13:51,928
‫و پیام وی را پیش از رسیدنش باز گوید

1158
01:13:52,991 --> 01:13:56,730
‫تا این کشور بلاکشِ ما را
‫که گرفتار چنگال اهریمن است

1159
01:13:58,332 --> 01:13:59,485
‫هر چه زودتر…

1160
01:14:00,467 --> 01:14:01,363
‫فرخندگی بازآید

1161
01:14:11,298 --> 01:14:13,845
‫چه کرده بود که می‌بایست از سرزمینش بگریزد؟

1162
01:14:13,895 --> 01:14:16,350
‫- باید شکیبا باشید، خانم
‫- اما او نبود

1163
01:14:16,733 --> 01:14:18,529
‫گریزش دیوانگی بود

1164
01:14:18,696 --> 01:14:22,528
‫کاری هم که نکرده باشیم، ترس‌مان
‫ما را خائن جلوه می‌دهد

1165
01:14:22,579 --> 01:14:26,327
‫شما که نمی‌دانید این کار
‫از سر ترس بوده یا خرمندی

1166
01:14:26,381 --> 01:14:27,328
‫خرمندی!

1167
01:14:27,912 --> 01:14:29,123
‫ترک زن…

1168
01:14:29,640 --> 01:14:31,149
‫و فرزند…

1169
01:14:31,283 --> 01:14:35,928
‫و خانه و زندگی و نام و نشانش
‫و گریختن خردمندی‌ست؟

1170
01:14:36,835 --> 01:14:38,349
‫او ما را دوست نمی‌دارد

1171
01:14:39,102 --> 01:14:41,230
‫در ذاتش عاطفه نیست

1172
01:14:42,064 --> 01:14:43,609
‫حتی سسک ناچیز هم…

1173
01:14:43,927 --> 01:14:46,281
‫با همه خُردی در لانه می‌ماند

1174
01:14:46,398 --> 01:14:49,160
‫و با جغد بر سر جوجگان‌اش می‌جنگد

1175
01:14:49,221 --> 01:14:50,539
‫دخترعموی عزیزتر از جانم

1176
01:14:50,699 --> 01:14:53,043
‫خواهش می‌کنم خویشتن‌دار باشید

1177
01:14:53,115 --> 01:14:54,462
‫اما شوهرت

1178
01:14:54,653 --> 01:14:56,258
‫بزرگ‌زاده است

1179
01:14:56,434 --> 01:14:59,806
‫و خردمند و باریک‌بین و…

1180
01:15:00,181 --> 01:15:02,853
‫زیر و بم زمانه را از همه بهتر می‌شناسد

1181
01:15:04,191 --> 01:15:06,276
‫بیش از این دل سخن گفتنم نیست

1182
01:15:07,205 --> 01:15:10,576
‫اما چه زمانۀ ستم‌کاری‌ست که
‫در آن آدمی خیانتکار باشد

1183
01:15:10,707 --> 01:15:12,413
‫و خود از آن بی‌خبر

1184
01:15:12,546 --> 01:15:13,999
‫روزگاری که از چیزی هراسانیم

1185
01:15:14,163 --> 01:15:17,798
‫و دل به پِچ‌پِچه‌ها می‌سپاریم
‫بی‌آن‌که بدانیم از چه هراسانیم

1186
01:15:18,332 --> 01:15:21,930
‫بلکه بر سر دریایی سرکش و شوریده شناوریم

1187
01:15:22,357 --> 01:15:24,770
‫و به هر سو روانیم

1188
01:15:24,947 --> 01:15:25,980
‫دختر عموی زیبایم

1189
01:15:29,074 --> 01:15:30,279
‫این پسر هم پدر دارد

1190
01:15:31,602 --> 01:15:33,118
‫و هم پدر ندارد

1191
01:15:35,376 --> 01:15:36,291
‫سیراه…

1192
01:15:37,879 --> 01:15:39,088
‫پدرت مُرده

1193
01:15:40,015 --> 01:15:42,135
‫الان چه خواهی کرد؟
‫چگونه خواهی زیست؟

1194
01:15:42,509 --> 01:15:44,807
‫هر چند تو می‌گویی اما پدرم نمُرده است

1195
01:15:45,034 --> 01:15:46,142
‫چرا، مُرده است

1196
01:15:46,536 --> 01:15:48,355
‫با درد بی‌پدری چه خواهی کرد؟

1197
01:15:48,563 --> 01:15:49,440
‫خیر!

1198
01:15:49,789 --> 01:15:51,408
‫تو با درد بی‌شوهری چه خواهی کرد؟

1199
01:15:51,861 --> 01:15:54,742
‫هِه! برای من بیست‌بیست شوهر
‫در هر بازاری هست

1200
01:15:55,076 --> 01:15:57,915
‫لابد می‌خری… که باز بفروشی

1201
01:15:58,017 --> 01:16:00,169
‫چه زیرکانه سخن می‌گویی

1202
01:16:00,463 --> 01:16:02,882
‫کودک به این خُردی و به این زیرکی!

1203
01:16:03,960 --> 01:16:06,097
‫پدرم خائن بود، مادر؟

1204
01:16:07,062 --> 01:16:08,393
‫دردا که بود

1205
01:16:08,954 --> 01:16:10,271
‫خائن چه کسی را می‌گویند؟

1206
01:16:12,168 --> 01:16:13,610
‫کسی که…

1207
01:16:14,154 --> 01:16:16,199
‫سوگند خورَد و سپس دروغ گوید

1208
01:16:16,780 --> 01:16:19,163
‫هر کس که چنین کند خائن است؟

1209
01:16:19,572 --> 01:16:21,792
‫هر کس که چنین کند، خائن است

1210
01:16:22,152 --> 01:16:23,353
‫و باید به دار آویخته شود

1211
01:16:23,983 --> 01:16:25,685
‫چه کسی باید ایشان را به دار آویزد؟

1212
01:16:25,812 --> 01:16:27,595
‫خب، مردان شریف

1213
01:16:28,213 --> 01:16:29,056
‫پس،

1214
01:16:29,989 --> 01:16:32,241
‫آنان که سوگند دروغ می‌خورند،
‫باید دیوانه باشند

1215
01:16:32,780 --> 01:16:34,922
‫زیرا چنان بسیارند که

1216
01:16:34,972 --> 01:16:37,224
‫می‌توانند مردان شریف را بگیرند
‫و به دار آویزند

1217
01:16:38,651 --> 01:16:39,402
‫بانو!

1218
01:16:39,457 --> 01:16:40,578
‫چه حرف‌ها می‌زنی!

1219
01:16:40,661 --> 01:16:42,039
‫سلام بر شما، بانوی زیبا!

1220
01:16:42,171 --> 01:16:43,751
‫شما مرا نمی‌شناسید

1221
01:16:43,802 --> 01:16:46,255
‫اما من خاندان والا تبارِ شما را
‫به خوبی می‌شناسم

1222
01:16:46,550 --> 01:16:49,177
‫می‌ترسم خبری به‌زودی برای شما در راه باشد

1223
01:16:49,270 --> 01:16:51,849
‫اگر اندرز نوکرتان را می‌شنوید،

1224
01:16:51,900 --> 01:16:53,894
‫این‌جا نمانید

1225
01:16:54,113 --> 01:16:55,681
‫و با کودکان‌تان بروید

1226
01:16:55,732 --> 01:16:58,277
‫به کجا بگریزم؟
‫من با هیچکس بد نکرده‌ام

1227
01:17:00,074 --> 01:17:01,492
‫اما الان به یادم آمد

1228
01:17:03,094 --> 01:17:06,627
‫که من در این جهان خاکی‌ام
‫جایی که آزار رساندن چه بسا ستوده باشد

1229
01:17:07,281 --> 01:17:10,133
‫و نیکی گهگاه حماقتی خطرناک به شمار آید

1230
01:17:11,004 --> 01:17:13,723
‫پس این دفاع زنانه به چه‌کار می‌آید

1231
01:17:13,774 --> 01:17:15,601
‫که بگویم من با هیچ‌کس بد نکرده‌ام؟

1232
01:17:30,856 --> 01:17:31,957
‫شوهرت کجاست؟

1233
01:17:32,008 --> 01:17:34,721
‫امیدوارم در چنان جای پلیدی نباشد که

1234
01:17:34,772 --> 01:17:36,766
‫چون تویی را به او دسترس باشد

1235
01:17:36,817 --> 01:17:38,318
‫- او خائن است
‫- تو دروغ می‌گویی

1236
01:17:38,368 --> 01:17:40,118
‫- نه
‫- چه، توله؟

1237
01:17:40,200 --> 01:17:43,538
‫نـه! نــه!

1238
01:17:43,589 --> 01:17:47,089
‫نـه! نـــه!

1239
01:17:55,088 --> 01:17:57,472
‫بیا کنج خلوتی بیابیم

1240
01:17:58,066 --> 01:18:00,478
‫و بگرییم تا دل پردردمان خالی شود

1241
01:18:00,583 --> 01:18:02,825
‫اما بهتر آن‌که شمشیر خون‌ریز را بچسبیم

1242
01:18:03,187 --> 01:18:04,360
‫و همچون نیک‌مردان

1243
01:18:04,640 --> 01:18:06,892
‫در راه زادگاهِ از پا درافتادۀ خویش
‫به پا خیزیم

1244
01:18:07,292 --> 01:18:10,866
‫که هر بامداد در آن بیوگانی تازه شیون سر می‌کنند
‫و یتیمانی تاز فغان می‌کنند

1245
01:18:10,916 --> 01:18:12,875
‫و اندوهانی تازه خود را
‫بر سینۀ گنبد آسمان می‌کوبند

1246
01:18:12,925 --> 01:18:15,270
‫و آسمان آن‌ها را چنان پژواکی می‌دهد
‫که گویی با اسکاتلند همدرد است

1247
01:18:15,320 --> 01:18:17,217
‫و همان شیون دردناک را سر داده است

1248
01:18:17,864 --> 01:18:19,931
‫آنچه گفتید چه بسا چنین باشد

1249
01:18:20,522 --> 01:18:23,562
‫این بیدادگر را که بردن نام‌اش نیز
‫بر زبان‌مان داغ می‌نهد،

1250
01:18:23,773 --> 01:18:25,525
‫روزگاری شریف می‌پنداشتند

1251
01:18:27,263 --> 01:18:28,405
‫بنگر، کی‌ست که می‌آید؟

1252
01:18:29,639 --> 01:18:30,877
‫پسرعموی گرامی من

1253
01:18:31,148 --> 01:18:32,078
‫خوش آمدی

1254
01:18:32,563 --> 01:18:33,564
‫هان، شناختمش

1255
01:18:33,624 --> 01:18:36,586
‫سرورم، این اسباب جدایی را هر چه زودتر
‫از میان بردار!

1256
01:18:36,935 --> 01:18:38,590
‫آمین، سرورم

1257
01:18:39,563 --> 01:18:41,164
‫اسکاتلند همانجا که بود هنوز هست؟

1258
01:18:41,392 --> 01:18:42,807
‫دریغا، سرزمین نگون‌بخت!

1259
01:18:43,910 --> 01:18:45,521
‫از به یادآوردن خود نیز بیمناک است

1260
01:18:45,571 --> 01:18:48,484
‫کجا می‌توانیم آن را سرزمین مادری بنامیم
‫که گورستان ماست

1261
01:18:48,672 --> 01:18:51,364
‫آن‌جا که جز از همه‌جا بی‌خبران را…

1262
01:18:51,580 --> 01:18:54,746
‫خنده بر لب نمی‌توان دید

1263
01:18:56,155 --> 01:19:00,381
‫آن‌جا که آه و ناله‌ها
‫و فریادهای آسمان‌شکاف را

1264
01:19:00,510 --> 01:19:01,759
‫گوش شنوایی نیست

1265
01:19:01,855 --> 01:19:05,808
‫آن‌جا که اندوهِ جانکاه چیزی‌ست همه‌جا یاب

1266
01:19:06,507 --> 01:19:07,758
‫تازه‌ترین مصیبت کدام است؟

1267
01:19:08,088 --> 01:19:10,150
‫مصیبت‌ها چنان دم به دم می‌رسند که

1268
01:19:10,201 --> 01:19:12,153
‫از مصیبت ساعت پیش دم نمی‌توان زد

1269
01:19:12,410 --> 01:19:13,489
‫از همسرم چه خبر؟

1270
01:19:16,766 --> 01:19:17,522
‫باری، خوب است

1271
01:19:18,862 --> 01:19:19,918
‫و از فرزندانم؟

1272
01:19:20,669 --> 01:19:21,469
‫آن‌ها هم خوبند

1273
01:19:23,842 --> 01:19:25,944
‫آن بیدادگر که آسایش‌شان را بر هم نزده است؟

1274
01:19:27,417 --> 01:19:30,604
‫نه، تا زمانی که من ترک‌شان می‌گفتم
‫در آسایش بودند

1275
01:19:32,873 --> 01:19:34,475
‫در سخن‌گفتن کم مایه می‌گذارید

1276
01:19:34,864 --> 01:19:35,616
‫بگویید چه شده است؟

1277
01:19:35,666 --> 01:19:39,329
‫چون بدین‌سو روی می‌کردم تا خبرهایی را
‫بیاورم که تاب آوردن‌شان را نداشتم،

1278
01:19:39,419 --> 01:19:42,877
‫همه‌جا پیچیده بود که بسیاری از
‫مردان ارجمند سر به شورش برداشته‌اند

1279
01:19:43,211 --> 01:19:44,548
‫اکنون زمان یاوری‌ست

1280
01:19:44,610 --> 01:19:47,062
‫نگاه شما بر اسکاتلند سرباز می‌آفریند

1281
01:19:47,113 --> 01:19:50,383
‫زنان را نیز به میدان جنگ می‌آورد
‫تا این مصیبت سهمگین را از میان بردارند

1282
01:19:50,433 --> 01:19:51,561
‫ایشان را مژدگانی ده

1283
01:19:52,494 --> 01:19:53,731
‫ما بدان‌سو می‌آییم

1284
01:19:54,409 --> 01:19:58,057
‫پادشاه بزرگوار انگلستان ده‌هزار سپاهی را
‫به سرکردگیِ سیوار نیک‌خو به ما سپرده است

1285
01:19:58,107 --> 01:20:01,310
‫سربازی توانمندتر و بهتر از او
‫در همۀ عالم مسیحیت نیست

1286
01:20:02,486 --> 01:20:05,379
‫کاش این مژده را
‫با مژده‌ای پاسخ می‌توانستم گفت

1287
01:20:05,456 --> 01:20:07,674
‫اما مرا سخنانی‌ست

1288
01:20:08,429 --> 01:20:10,681
‫که می‌باید در فضای بیابان
‫به فغان بر زبان رانم

1289
01:20:10,869 --> 01:20:12,670
‫تا به هیچ گوشی نرسد

1290
01:20:12,829 --> 01:20:13,935
‫در چه بابی‌ست؟

1291
01:20:14,325 --> 01:20:15,726
‫در بابِ کار و بارِ همگان است

1292
01:20:16,404 --> 01:20:18,606
‫یا دردی‌ست که
‫تنها یک سینه را مالامال می‌کند؟

1293
01:20:18,781 --> 01:20:22,827
‫دردی‌ست که هر خاطر شریفی را
‫از آن سهمی‌ست اما

1294
01:20:24,301 --> 01:20:25,833
‫سهم اصلی تنها تو را ست

1295
01:20:27,109 --> 01:20:28,880
‫اگر مرا ست، از من پنهان مدار

1296
01:20:29,782 --> 01:20:31,259
‫زودتر بگو تا بدانم

1297
01:20:33,115 --> 01:20:35,893
‫مبادا که گوش‌هاتان
‫زبان مرا تا ابد نفرین کنند

1298
01:20:36,883 --> 01:20:39,975
‫چرا که آن‌ها را
‫با ناخوش‌ترین صدایی فرو می‌گیرد

1299
01:20:40,257 --> 01:20:41,780
‫که هرگز نشنیده‌اید

1300
01:20:44,553 --> 01:20:45,536
‫حدس می‌توانم زد

1301
01:20:48,206 --> 01:20:49,669
‫بر کوشک شما شبیخون آورده‌اند

1302
01:20:49,856 --> 01:20:51,673
‫و همسر و کودکان‌تان را…

1303
01:20:51,967 --> 01:20:54,428
‫وحشیانه کشته‌اند
‫اگر بگویم که چه کرده‌اند،

1304
01:20:56,612 --> 01:21:00,398
‫تن بی‌جان شما نیز بر تلِ کُشتگانِ
‫این آهوانِ در دام افتاده خواهد افتاد

1305
01:21:01,839 --> 01:21:03,069
‫خدای مهربان!

1306
01:21:04,219 --> 01:21:06,325
‫های، مرد!

1307
01:21:07,231 --> 01:21:08,782
‫سخنان پردرد و غم را بر زبان آور

1308
01:21:09,358 --> 01:21:12,671
‫غمی که بر زبان نیاید، در دل گران‌بار
‫چندان نجوا می‌کند

1309
01:21:12,782 --> 01:21:14,299
‫تا که دل در هم شکند

1310
01:21:18,490 --> 01:21:20,101
‫فرزندانم را نیز؟

1311
01:21:21,680 --> 01:21:22,897
‫همسر و فرزندان…

1312
01:21:23,174 --> 01:21:24,025
‫و خدمتکاران

1313
01:21:24,347 --> 01:21:26,739
‫- و هر که را که یافتند
‫- همسرم را…

1314
01:21:27,999 --> 01:21:29,493
‫- نیز کُشتند؟
‫- گفتم

1315
01:21:30,172 --> 01:21:31,247
‫آرام باش

1316
01:21:32,495 --> 01:21:35,004
‫بیا تا از کین‌خواهی بی‌کران دارویی بسازیم…

1317
01:21:35,215 --> 01:21:37,968
‫- درمان این دردِ جانکاه را
‫- او بی‌بچه است

1318
01:21:41,558 --> 01:21:43,854
‫و بچه‌های زیبای مرا؟

1319
01:21:44,669 --> 01:21:45,900
‫گفتی همه را؟

1320
01:21:48,039 --> 01:21:49,281
‫ای بوم شوم!

1321
01:21:49,533 --> 01:21:50,333
‫همه؟

1322
01:21:51,519 --> 01:21:54,720
‫یعنی همۀ جوجگان زیبایم را با مادرشان
‫به یک تازش ناگهان کُشتند؟

1323
01:21:54,771 --> 01:21:56,961
‫- مردانه با آن دراُفت
‫- چنین می‌کنم

1324
01:21:57,962 --> 01:22:00,401
‫اما مردانه نیز باید احساسش کنم

1325
01:22:01,935 --> 01:22:05,895
‫چگونه از یاد توانم برد که
‫اینان بودند و مرا عزیزترینان بودند

1326
01:22:06,610 --> 01:22:09,088
‫آیا آسمان نظاره کرد و جانب ایشان را نگرفت؟

1327
01:22:11,231 --> 01:22:12,632
‫مک‌داف روسیاه،

1328
01:22:14,211 --> 01:22:15,614
‫اینان همه از برای تو به خاک افتادند

1329
01:22:15,664 --> 01:22:18,219
‫برای منِ ناچیز ایشان که
‫گناهی نکرده بودند. برای خاطر من بود که

1330
01:22:18,269 --> 01:22:20,004
‫مرگ به جان‌شان افتاد

1331
01:22:20,088 --> 01:22:21,940
‫- خداوندا، اکنون آرامش‌شان ببخش
‫- این…

1332
01:22:22,131 --> 01:22:24,233
‫آن سنگ فسانی باد که بر آن تیغ خویش تیز کنی

1333
01:22:24,509 --> 01:22:27,519
‫غم را به خشم بدل کن
‫آتش دل را منشان

1334
01:22:27,641 --> 01:22:29,482
‫- شعله‌ور کن
‫- کاش می‌توانستم چون زنان

1335
01:22:29,532 --> 01:22:31,379
‫به چشم اشک بریزم
‫و به زبان لاف مردی زنم

1336
01:22:31,429 --> 01:22:32,554
‫اما ای خدای مهربان

1337
01:22:32,628 --> 01:22:34,189
‫دوری را همه از میان بردار

1338
01:22:34,240 --> 01:22:38,748
‫و مرا و این دیوِ اسکاتلند را رویاروی بگذار

1339
01:22:39,068 --> 01:22:41,503
‫و او را در تیغ‌رسِ من نِه

1340
01:22:43,151 --> 01:22:44,302
‫اگر جان به‌در برد،

1341
01:22:47,560 --> 01:22:48,812
‫تو نیز بر او ببخشای

1342
01:23:12,770 --> 01:23:14,522
‫کِی بود آخرین باری که به راه افتاد؟

1343
01:23:14,690 --> 01:23:16,742
‫از زمانی که پادشاه به میدان جنگ رفته است،

1344
01:23:17,011 --> 01:23:19,666
‫دیده‌ام که از بستر برمی‌خیزد

1345
01:23:19,856 --> 01:23:21,587
‫بالاپوش‌اش را به دوش می‌افکند

1346
01:23:21,877 --> 01:23:23,340
‫در گنجه‌اش را باز می‌کند

1347
01:23:23,781 --> 01:23:26,387
‫کاغذی برمی‌دارد و تا می‌زند

1348
01:23:26,723 --> 01:23:28,424
‫بر روی آن چیزی می‌نویسد و می‌خواند

1349
01:23:28,606 --> 01:23:30,145
‫و سپس مهر می‌کند

1350
01:23:30,341 --> 01:23:32,482
‫و دوباره به بستر بازمی‌گردد
‫لیک…

1351
01:23:33,001 --> 01:23:35,853
‫این‌ها همه را در حالی می‌کند
‫که در خواب ژرف است

1352
01:23:35,904 --> 01:23:38,619
‫در این جنب‌وجوشِ خواب‌آلوده
‫جز راه رفتن

1353
01:23:38,670 --> 01:23:42,584
‫و کارهای دیگر،
هیچ شنیده‌ای گهگاه چیزی بگوید؟

1354
01:23:42,909 --> 01:23:46,300
‫قربان، سخنانی می‌گوید که نمی‌خواهم
‫پشت سرش بازگو کنم

1355
01:23:46,842 --> 01:23:48,846
‫نه به شما خواهم گفت و نه به هیچ‌کسِ دیگر

1356
01:23:49,109 --> 01:23:51,769
‫تا شاهدی در میان نباشد
‫که بگوید درست می‌گویم

1357
01:23:52,275 --> 01:23:54,857
‫های، دارد می‌آید

1358
01:24:01,376 --> 01:24:05,670
‫همان کارها را می‌کند
‫به جان خودم، در خوابِ ژرف است

1359
01:24:05,808 --> 01:24:07,924
‫پنهان شوید و نگاهش کنید

1360
01:24:08,116 --> 01:24:10,345
‫- می‌بینی، چشم‌هایش باز است
‫- آری

1361
01:24:10,639 --> 01:24:13,650
‫- اما حس بینایی‌شان بسته
‫- شمع را از کجا آورده؟

1362
01:24:13,888 --> 01:24:16,815
‫در کنارش بوده
‫به دستور او همیشه شمع در کنارش هست

1363
01:24:19,304 --> 01:24:20,572
‫این چه کاری‌ست که می‌کند؟

1364
01:24:21,533 --> 01:24:23,384
‫ببین، چگونه دست‌هایش را به هم می‌ساید

1365
01:24:23,462 --> 01:24:26,593
‫دیده‌ام که یک ربع ساعت همین‌کار را می‌کند

1366
01:24:32,052 --> 01:24:33,638
‫هنوز یک لکۀ دیگر هست

1367
01:24:33,814 --> 01:24:35,224
‫گوش دار! حرف می‌زند

1368
01:24:35,696 --> 01:24:37,395
‫گم شو، لکۀ لعنتی!

1369
01:24:37,728 --> 01:24:39,190
‫می‌گویم گم شو!

1370
01:24:39,621 --> 01:24:40,463
‫یک،

1371
01:24:42,859 --> 01:24:43,660
‫دو،

1372
01:24:44,580 --> 01:24:45,493
‫خیلی خوب

1373
01:24:46,791 --> 01:24:48,040
‫وقت کار است

1374
01:24:49,600 --> 01:24:51,391
‫دوزخ چه دودناک است!

1375
01:24:52,000 --> 01:24:53,885
‫اُف بر تو سرورم، اُف!

1376
01:24:54,011 --> 01:24:55,363
‫سرباز و ترس؟

1377
01:24:55,823 --> 01:24:57,605
‫ما را چه ترسی‌ست از
‫این‌که کسی بداند یا نداند،

1378
01:24:57,655 --> 01:24:59,862
‫هنگامی که هیچ‌کس را
‫قدرتِ بازخواست از ما نباشد؟

1379
01:24:59,912 --> 01:25:00,713
‫اما…

1380
01:25:01,538 --> 01:25:04,571
‫که گمان می‌کرد که این همه خون
‫در تن پیرمرد باشد؟

1381
01:25:05,816 --> 01:25:07,318
‫سپهسالار فایف زنی داشت

1382
01:25:07,459 --> 01:25:09,288
‫اکنون کجاست؟

1383
01:25:11,094 --> 01:25:12,160
‫چه؟

1384
01:25:13,689 --> 01:25:16,719
‫بس است، سرور من
‫بس است

1385
01:25:16,802 --> 01:25:18,800
‫برو. برو

1386
01:25:18,851 --> 01:25:20,628
‫تو از چیزی خبردار شده‌ای که نباید

1387
01:25:20,678 --> 01:25:22,647
‫چیزهایی گفت که نمی‌بایست

1388
01:25:22,814 --> 01:25:24,191
‫از این بابت یقین دارم

1389
01:25:25,060 --> 01:25:27,322
‫باز بوی خون هست

1390
01:25:28,806 --> 01:25:31,081
‫همۀ عطرهای عربستان

1391
01:25:31,132 --> 01:25:33,208
‫بوی چسبیده به این دست کوچک را نخواهد برد

1392
01:25:33,497 --> 01:25:34,502
‫وای!

1393
01:25:35,629 --> 01:25:37,132
‫وای! وای!

1394
01:25:52,562 --> 01:25:54,456
‫چه آهی!

1395
01:25:55,329 --> 01:25:57,671
‫چه دل پُر دردی!

1396
01:25:59,442 --> 01:26:01,636
‫این دردی‌ست که درمانش از من ساخته نیست

1397
01:26:02,401 --> 01:26:04,643
‫اما من می‌شناسم کسانی را که در خواب
‫راه می‌رفته‌اند

1398
01:26:04,693 --> 01:26:06,604
‫و در بستر به پاکی چشم از جهان بسته‌اند

1399
01:26:07,518 --> 01:26:08,399
‫خدای من

1400
01:26:09,302 --> 01:26:10,612
‫خدا همه‌مان را ببخشد!

1401
01:26:10,843 --> 01:26:13,116
‫دست‌هایت را بشوی
‫بالاپوشت را بپوش

1402
01:26:13,469 --> 01:26:14,912
‫چنین رنگ‌پریده منما

1403
01:26:16,183 --> 01:26:19,127
‫باز می‌گویم، بنکوو در خاک خفته است

1404
01:26:19,314 --> 01:26:20,923
‫از گور بیرون نمی‌تواند آمد

1405
01:26:21,409 --> 01:26:23,218
‫زمزمه‌های ناشایستی بر زبان‌هاست

1406
01:26:23,871 --> 01:26:26,892
‫کارهای ناهنجار دردسرهای ناهنجار می‌زاید

1407
01:26:27,914 --> 01:26:32,152
‫سرهای آلایشناک رازهای خود را
‫در گوشِ کر بالش‌هاشان فرو می‌خوانند

1408
01:26:32,432 --> 01:26:34,949
‫او را به کشیش بیشتر نیاز است تا به پزشک

1409
01:26:36,310 --> 01:26:38,455
‫- الان به بستر می‌رود؟
‫- یکسر

1410
01:26:38,623 --> 01:26:40,125
‫بر در روازه می‌کوبند

1411
01:26:40,542 --> 01:26:41,836
‫بیا، بیا

1412
01:26:43,255 --> 01:26:44,299
‫بیا، بیا

1413
01:26:44,845 --> 01:26:46,095
‫دستت را به من ده

1414
01:26:47,600 --> 01:26:49,643
‫کار شده را ناشده نتوان کرد

1415
01:26:52,127 --> 01:26:53,108
‫به بستر

1416
01:26:54,510 --> 01:26:55,404
‫به بستر

1417
01:26:56,652 --> 01:26:57,453
‫به بستر!

1418
01:26:59,667 --> 01:27:00,664
‫به بستر!

1419
01:27:11,066 --> 01:27:12,817
‫این که پیش روی ماست، کدام جنگل است؟

1420
01:27:13,020 --> 01:27:14,188
‫جنگلِ بِرنام

1421
01:27:15,047 --> 01:27:17,127
‫سپاه انگلیس نزدیک است
‫به سرکردگیِ مالکوم

1422
01:27:17,178 --> 01:27:19,282
‫و پسرعمویش سیوارد و مک‌داف بزرگوار

1423
01:27:19,791 --> 01:27:21,493
‫آتش انتقام در دل‌شان زبانه می‌کِشد

1424
01:27:21,602 --> 01:27:22,755
‫بیدادگر چه می‌کند؟

1425
01:27:23,159 --> 01:27:25,635
‫قلعۀ بزرگِ دانسینین را سخت باروبندی می‌کند

1426
01:27:26,326 --> 01:27:29,310
‫برخی او را دیوانه می‌دانند
‫و دیگرانی که از او نه‌چندان بیزارند،

1427
01:27:29,360 --> 01:27:31,511
‫نام این کار را
‫خشم و خروش دلاورانه می‌گذارند

1428
01:27:31,854 --> 01:27:34,457
‫اما، بی‌گمان بیماری سرکش خویش را

1429
01:27:34,508 --> 01:27:35,695
‫دیگر بند نمی‌تواند زد

1430
01:27:35,859 --> 01:27:39,035
‫اکنون حس می‌کند که جنایت‌های پنهانش
‫به دستانش چسبیده است

1431
01:27:39,674 --> 01:27:41,675
‫فرمانبران‌اش از پی فرمان از جای می‌جنبند

1432
01:27:42,033 --> 01:27:43,035
‫نه از سر مِهر

1433
01:27:43,752 --> 01:27:46,505
‫اکنون حس می‌کند که ردای پادشاهی
‫بر اندام وی برازنده نیست

1434
01:27:46,906 --> 01:27:49,358
‫همچون دُزدکی کوتوله
‫که قبای غول را بر تن کرده باشد

1435
01:27:50,042 --> 01:27:54,690
‫شیطان سیَه‌رویت کند،
‫کله‌پوکِ رنگِ رو پریده!

1436
01:27:55,405 --> 01:27:57,111
‫این قیافۀ ابلهانه چیست؟

1437
01:27:57,766 --> 01:27:59,824
‫- ده هزار اند…
‫- ده هزار غاز، ناکَس؟

1438
01:28:00,261 --> 01:28:01,160
‫سرباز، قربان

1439
01:28:01,211 --> 01:28:05,394
‫برو چهره‌ات را خونین کن تا سرخیِ خون
‫سفیدی ترست را بپوشاند، پسرکِ بی‌جگر

1440
01:28:05,498 --> 01:28:07,975
‫کدام سربازان، احمق؟

1441
01:28:08,558 --> 01:28:09,634
‫جان‌ات برآید!

1442
01:28:09,728 --> 01:28:12,400
‫گونه‌هایت که به رنگ گچ است،
‫ترس در دل‌های دیگران می‌نشاند

1443
01:28:12,450 --> 01:28:14,894
‫کدام سربازان، رنگ‌پریده؟

1444
01:28:15,082 --> 01:28:16,689
‫سپاه انگلستان، قربان

1445
01:28:16,807 --> 01:28:18,025
‫برو گورت را گم کن

1446
01:28:18,778 --> 01:28:19,695
‫سیتن!

1447
01:28:21,202 --> 01:28:23,076
‫بیمار دل می‌شوم وقتی می‌بینم…

1448
01:28:23,266 --> 01:28:24,746
‫سیتن، گوش دار!

1449
01:28:25,080 --> 01:28:27,367
‫این زوری که می‌آورند
‫یا مرا شادی همیشگی می‌بخشد،

1450
01:28:27,417 --> 01:28:28,819
‫یا هم‌امروز از جای برمی‌کَند

1451
01:28:29,216 --> 01:28:30,517
‫من دراز زیسته‌ام

1452
01:28:30,850 --> 01:28:33,261
‫زندگی‌ام را روی به سوی خزان

1453
01:28:33,783 --> 01:28:36,768
‫و برگ‌ریزان است
‫و مرا به آنچه رهاوردِ پیری‌ست،

1454
01:28:36,820 --> 01:28:38,980
‫از عزت و مهر و فرمان‌بری…

1455
01:28:39,135 --> 01:28:41,402
‫و خیلِ دوستان،
‫چشم نمی‌باید داشت

1456
01:28:42,580 --> 01:28:43,330
‫سیتن!

1457
01:28:43,650 --> 01:28:44,616
‫تازه چیست؟

1458
01:28:44,918 --> 01:28:46,870
‫گزارش‌ها همه درست بوده، سرورم

1459
01:28:47,036 --> 01:28:50,335
‫تا گوشت بر استخوانم هست، خواهم جنگید

1460
01:28:50,547 --> 01:28:52,194
‫- جوشن‌ام را بده
‫- هنوز به آن نیازی نیست

1461
01:28:52,244 --> 01:28:53,190
‫می‌خواهم بپوشمش

1462
01:28:53,241 --> 01:28:55,317
‫باز هم سوار بفرستید
‫همه‌جا را بگردید

1463
01:28:55,442 --> 01:28:57,243
‫هر که را دم از ترس زد، به دار آویزید

1464
01:28:58,334 --> 01:28:59,734
‫جوشنم را بده

1465
01:29:01,709 --> 01:29:03,067
‫بیمارت چگونه است، پزشک؟

1466
01:29:03,118 --> 01:29:04,737
‫چندان بیمار نیست، سرورم

1467
01:29:04,788 --> 01:29:08,452
‫آزرده است،
‫و هجوم خیال‌ها آسوده‌اش نمی‌گذارد

1468
01:29:10,314 --> 01:29:11,458
‫درمانش کن

1469
01:29:11,714 --> 01:29:15,173
‫خاطر بیمار را درمان نمی‌توانی کرد؟

1470
01:29:15,554 --> 01:29:17,956
‫اندوه ریشه‌کرده در جان را
‫از آن برنمی‌توانی کَند؟

1471
01:29:18,010 --> 01:29:20,684
‫نقش پریشانی را از مغز نمی‌توانی بُرد؟
‫و با…

1472
01:29:20,824 --> 01:29:22,403
‫نوش دارویی فراموش‌زا

1473
01:29:22,533 --> 01:29:25,536
‫بارِ گران‌افتاده بر دل را از سینۀ گران‌بار
‫نمی‌توانی سترد؟

1474
01:29:26,306 --> 01:29:29,033
‫این دردی‌ست که بیمار خود می‌باید درمان کند

1475
01:29:30,943 --> 01:29:32,957
‫پس پزشکی‌ات را پیش سگان انداز

1476
01:29:33,312 --> 01:29:34,585
‫که مرا هیچ به کار نیاید

1477
01:29:34,891 --> 01:29:35,962
‫سیتن…

1478
01:29:36,424 --> 01:29:37,591
‫سوار بفرست

1479
01:29:38,440 --> 01:29:41,130
‫تا جنگل برنام به سوی دانسینین نیامده است

1480
01:29:41,280 --> 01:29:44,269
‫مرا نه از مرگ بیم است
‫و نه از هیچ‌چیز مرگ‌آور

1481
01:29:46,065 --> 01:29:48,945
‫هر سربازی شاخه‌ای ببُرد

1482
01:29:49,270 --> 01:29:50,865
‫و پیش روی خود دارد

1483
01:29:51,100 --> 01:29:52,242
‫به چشم

1484
01:29:52,644 --> 01:29:55,282
‫ما جز این نمی‌دانیم که بیدادگر آسوده‌خاطر

1485
01:29:55,502 --> 01:29:58,713
‫در دانسنین نشسته است و می‌گذارد که
‫آن را در میان گیریم

1486
01:29:58,894 --> 01:30:00,216
‫تنها امیدش همین است

1487
01:30:00,467 --> 01:30:03,514
‫و هیچ‌کس در خدمت او نمی‌ماند
‫مگر آنان که ناگزیرند

1488
01:30:03,848 --> 01:30:05,476
‫و دل‌شان نیز در این کار نیست

1489
01:30:05,597 --> 01:30:08,524
‫درفش‌ها را بر باروهای بیرونی بیاویزید

1490
01:30:08,702 --> 01:30:10,861
‫هنوز فریاد «دارند می‌آیند» برپاست

1491
01:30:10,988 --> 01:30:14,359
‫اما استواری دژ ما هر محاصره‌ای را
‫به سُخره می‌گیرد

1492
01:30:14,410 --> 01:30:18,719
‫بگذار این‌جا چندان بمانند
‫که گرسنگی و بیماری فرو خورَدِشان

1493
01:30:53,032 --> 01:30:54,568
‫سپاهِ یکمِ ما را رهبری کنید

1494
01:30:55,027 --> 01:30:58,553
‫مک‌داف گران‌قدر و ما دیگر کارها را
‫بر عهده خواهیم گرفت بر حسب نقشۀ جنگ

1495
01:30:58,910 --> 01:31:01,541
‫ما را کاری جز این نیست که
‫امشب سپاه بیدادگر را بیابیم و

1496
01:31:01,591 --> 01:31:04,169
‫اگر ایشان را نتوانیم شکست،
‫ما خود شکسته به!

1497
01:31:04,824 --> 01:31:07,258
‫برای رسیدن به آن، پیش به سوی جنگ

1498
01:31:35,024 --> 01:31:37,074
‫از این سو! از این سو!

1499
01:31:37,648 --> 01:31:39,736
‫اگر آنانی که می‌بایست در صف ما باشند
‫به ایشان نپیوسته بودند،

1500
01:31:39,786 --> 01:31:42,491
‫پنجه در پنجه با ایشان درمی‌افتادیم

1501
01:31:42,817 --> 01:31:44,829
‫و ایشان را تا سرزمین‌شان پس می‌راندیم

1502
01:31:45,332 --> 01:31:46,790
‫اکنون دیگر نزدیکیم

1503
01:31:47,730 --> 01:31:50,171
‫نقابِ شاخه‌ها را بیفکنید

1504
01:31:50,356 --> 01:31:52,399
‫و همان بنمایید که هستید

1505
01:31:52,457 --> 01:31:54,179
‫کرناها را همه زبان بگشایید

1506
01:31:54,531 --> 01:31:59,940
‫یک‌نفس در این پیشاهنگانِ پرغوغای
‫سودای مرگ و خون دردمید!

1507
01:32:02,902 --> 01:32:03,990
‫این صدای چیست؟

1508
01:32:06,843 --> 01:32:08,544
‫فریاد زنان است، سرورم

1509
01:32:11,293 --> 01:32:13,341
‫مزۀ ترس را گویی فراموش کرده‌ام

1510
01:32:14,077 --> 01:32:17,473
‫روزگاری بود که از شنیدن فریادی در دل شب
‫سراپایم یخ می‌بست

1511
01:32:18,098 --> 01:32:20,978
‫و از حکایتی هولناک
‫موهایم چنان راست می‌شدند

1512
01:32:21,029 --> 01:32:23,610
‫که گویی… جان دارند

1513
01:32:24,162 --> 01:32:25,363
‫فریاد از چه بود؟

1514
01:32:27,518 --> 01:32:29,119
‫سرورم، ملکه…

1515
01:32:29,575 --> 01:32:30,376
‫مُرده است

1516
01:32:39,423 --> 01:32:41,425
‫روزی می‌بایست می‌مُرد

1517
01:32:46,292 --> 01:32:48,494
‫زمانی می‌بایست این خبر را می‌آوردند

1518
01:32:49,647 --> 01:32:50,827
‫فردا

1519
01:32:52,501 --> 01:32:55,001
‫و فردا و فردا

1520
01:32:56,301 --> 01:33:00,721
‫می‌خزد با گام‌های کوچک
‫از روزی به روزی تا که

1521
01:33:01,525 --> 01:33:03,350
‫بسپارد به پایان رشتۀ طومارِ هر دوران

1522
01:33:05,669 --> 01:33:09,529
‫و دیروزان کجا بودست ما دیوانگان را
‫جز نشانی از غباراندوده راهِ مرگ

1523
01:33:12,447 --> 01:33:13,248
‫فرو میر

1524
01:33:15,012 --> 01:33:16,376
‫ای شمعک، فرو میر!

1525
01:33:17,851 --> 01:33:19,703
‫که نباشد زندگانی هیچ جز سایه‌ای لغزان

1526
01:33:20,821 --> 01:33:24,011
‫و بازی‌پیشه‌ای نادان که بازد چندگاهی
‫پُرخروش و جوش نقشی اندرین میدان

1527
01:33:24,061 --> 01:33:26,226
‫و آن‌گه هیچ! زندگی افسانه‌ای ست…

1528
01:33:27,704 --> 01:33:29,005
‫کز لب شوریده‌مغزی گفته آید

1529
01:33:31,254 --> 01:33:34,200
‫سربه‌سر خشم و هیاهو
‫لیک بی‌معنا!

1530
01:33:37,623 --> 01:33:38,625
‫سرورم…

1531
01:33:38,955 --> 01:33:42,466
‫چیزی را که دیده‌ام باید گزارش دهم
‫اما نمی‌دانم چگونه

1532
01:33:42,951 --> 01:33:44,929
‫باری، بفرما، آقا

1533
01:33:45,062 --> 01:33:47,809
‫چشمم به برنام بود که ناگاه به نظرم آمد که

1534
01:33:48,933 --> 01:33:50,898
‫جنگل به راه افتاده است

1535
01:33:53,632 --> 01:33:56,235
‫اگر چنین نبود،
‫هر بلایی که می‌خواهید به سر من بیاورید

1536
01:33:57,327 --> 01:34:01,209
‫از سه‌فرسنگی بیشۀ رَوندۀ را می‌توان دید

1537
01:34:02,718 --> 01:34:04,674
‫اگر دروغ گفته باشی،

1538
01:34:05,337 --> 01:34:09,432
‫به همین درخت آویزانت می‌کنم
‫تا جان‌ات برآید

1539
01:34:11,873 --> 01:34:15,679
‫«تا زمانی که جنگل برنام
‫به دانسینین برنیامده است، مترس»

1540
01:34:16,864 --> 01:34:18,950
‫و اکنون جنگل به سوی دانسینین برمی‌آید

1541
01:34:21,831 --> 01:34:22,875
‫سلاح برگیرید!

1542
01:34:23,751 --> 01:34:25,379
‫سلاح برگیرید و بیرون شوید!

1543
01:34:27,734 --> 01:34:30,054
‫اگر همان پدید آید که او گفت،

1544
01:34:30,772 --> 01:34:34,605
‫دیگر نه جای ماندن است و نه راه گریز

1545
01:34:34,670 --> 01:34:37,026
‫زنگ آژیر را بنوازید!

1546
01:34:37,178 --> 01:34:40,157
‫وزان شو، ای باد!
‫روان شو، ای بلا!

1547
01:34:40,950 --> 01:34:43,895
‫لااقل جوشن‌پوش با مرگ هم‌آغوش شویم!

1548
01:35:26,910 --> 01:35:27,995
‫نامت چیست؟

1549
01:35:29,506 --> 01:35:31,208
‫شنیدنش لرزه بر اندامت خواهد انداخت

1550
01:35:31,415 --> 01:35:32,215
‫هرگز

1551
01:35:33,088 --> 01:35:36,469
‫اگر چه نامت سوزان‌تر از آتش دوزخ باشد

1552
01:35:38,365 --> 01:35:39,808
‫نامم مکبث است

1553
01:35:42,400 --> 01:35:46,654
‫ابلیس نیز نمی‌توانست نامی
‫نفرت‌انگیزتر از این در گوشم فروخواند

1554
01:35:47,303 --> 01:35:48,944
‫نه، نه ترسناک‌تر از این

1555
01:35:49,030 --> 01:35:51,330
‫دروغ می‌گویی، بیدادگر نفرت‌انگیز

1556
01:35:52,150 --> 01:35:55,254
‫با شمشیرم نشان خواهم داد که تو دروغگویی

1557
01:35:58,063 --> 01:35:59,678
‫تو از مادر زاده شدی

1558
01:37:37,416 --> 01:37:40,368
‫برگرد، «سگ دوزخ پا»، برگرد!
‫(سگ پاسبان دوزخ در اساطیر یونان)

1559
01:37:47,813 --> 01:37:51,138
‫از میان این همه مردان
‫تنها از تو روگردان‌ام اما بازگرد و برو

1560
01:37:51,662 --> 01:37:54,477
‫که روانِ من هم‌اکنون
‫از خونِ کسان‌ات گرانبار است

1561
01:37:54,673 --> 01:37:55,896
‫مرا هیچ بهرِ گفتن نیست

1562
01:37:57,408 --> 01:37:58,861
‫زبانِ من زبانۀ شمشیر است

1563
01:37:59,184 --> 01:38:02,033
‫تیغ‌ات را بر تارک‌های زخم‌پذیر بیازمای

1564
01:38:02,092 --> 01:38:03,406
‫مرا جانی طلسم شده است که

1565
01:38:03,457 --> 01:38:05,959
‫نمی‌باید به کسی سپرده شود
‫که از مادری زاده شده باشد

1566
01:38:06,034 --> 01:38:07,335
‫امید از طلسمت بردار

1567
01:38:08,497 --> 01:38:11,387
‫از همان شیطانی که تاکنون
‫خدمتش را کرده‌ای بپرس تا به تو بگوید

1568
01:38:11,437 --> 01:38:14,556
‫که مک‌داف را نابه‌هنگام
‫از شکم مادر بیرون کشیده‌اند

1569
01:38:16,862 --> 01:38:19,144
‫بُریده باد زبانی که با من چنین گوید

1570
01:38:22,212 --> 01:38:23,463
‫من با تو نخواهم جنگید

1571
01:38:23,580 --> 01:38:25,285
‫پس تسلیم شو، بزدل

1572
01:38:25,613 --> 01:38:26,998
‫تسلیم نخواهم شد

1573
01:38:27,223 --> 01:38:29,451
‫تا در پیشگاه آن جوانک، مالکوم،
بر زمین بوسه زنم

1574
01:38:29,501 --> 01:38:31,713
‫و مردم بی‌سروپا دشنام‌بارانم کنند

1575
01:38:32,518 --> 01:38:35,571
‫گر چه جنگل برنام به دانسینین
‫برآمده و با تو رویاروی‌ام که

1576
01:38:35,793 --> 01:38:38,601
‫از مادر زاده نشدی
‫اما من واپسین کوشش خود را خواهم کرد

1577
01:38:40,611 --> 01:38:41,732
‫بزن، مک‌داف

1578
01:38:43,934 --> 01:38:47,159
‫و لعنت بر کسی که بگوید:
‫«بس است، دست بدار»

1579
01:40:20,503 --> 01:40:21,711
‫درود…

1580
01:40:22,498 --> 01:40:24,007
‫پادشاه اسکاتلند!

1581
01:40:25,026 --> 01:40:25,860
‫درود…

1582
01:40:26,617 --> 01:40:28,975
‫پادشاه اسکاتلند!

1583
01:40:29,434 --> 01:40:33,984
‫درود، پادشاه اسکاتلند!
‫درود، پادشاه اسکاتلند!

1584
01:41:26,000 --> 01:41:32,000
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و اینستاگرام سايت زدمووی :
.:: @ZedMoviecom ::.
.:: ZedMovie.com ::.

1586
01:41:37,000 --> 01:41:40,000
برگرفته از برگردان‌های آقایان
داریوش آشوری و عبدالرحیم احمدی

